ماهنامه دانش یوگا شماره 128 - مگ لند
0
صفحه قبل

ماهنامه دانش یوگا شماره 128

صفحه بعد

ماهنامه دانش یوگا شماره 128

ماهنامه دانش یوگا شماره 128

‫فهرست‬ ‫‪Contents‬‬ ‫ ‬ ‫سرمقاله‬ ‫سخن مدیرمسئول‬ ‫برندۀ مسابقۀ عکاسی اردیبهشت ماه‬ ‫یوگا راهی به سوی تغییر پایدار‬ ‫سوترای سیزدهم‬ ‫پرانایاما‬ ‫مقایسۀ فرهنگ غربی و شرقی یوگا‬ ‫جاپا‬ ‫شاواسانا و امکانات ان در یوگای جامع‬ ‫پراالدا از یوگا می گوید‬ ‫سعادت ابدی‬ ‫چطور زندگی ام را نجات دادم؟‬ ‫یوگا؛ یار شما در خانه‬ ‫اخبار‬ ‫‪ 5‬اسانای ساده برای درمان‬ ‫یوگا همراه با ابزار‬ ‫یوگا و مزایای ان برای کودکان مبتال به بیماری اوتیسم‬ ‫غلبه بر درد‬ ‫سایه ها‬ ‫سفرنامۀ هند‬ ‫ماساژ درمانی‪ ،‬روشی برای حفظ سالمتی‬ ‫خالقیت در همدلی‬ ‫یک وعده غذای گیاهی‬ ‫صاحب امتیاز و مدیر مسئول‪ :‬سیدعبدالحمید موحدی نائینی‬ ‫عضو انجمن مدیران مطبوعات‬ ‫زیر نظر شورای سیاست گذاری‬ ‫سرپرست گروه مترجمین‪ :‬عاطفه شریفان‬ ‫امور مالی‪ :‬سید عبدالمجید موحدی نائینی‬ ‫مدیر امور هنری‪ ،‬گرافیست و طراح روی جلد‪ :‬محمدرضا موحدی نائینی‬ ‫سازمان اگهی ها‪ :‬رابعه ربیعی‬ ‫روابط عمومی‪ :‬سهیال موحدی‬ ‫امور مشترکین و مسئول توزیع‪ :‬محمدرضا موحدی نائینی‬ ‫ویراستار‪ :‬مریم محمدی‬ ‫لیتوگرافی و چاپ‪ :‬شرکت رواق روشن مهر‬ ‫اجرای حرکت اسانای روی جلد توسط‬ ‫معصومه گوهری راد مربی یوگا‬ ‫باشگاه انرژیک شهرستان بجنورد‬ ‫‪3‬‬ ‫‪4‬‬ ‫‪7‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪10‬‬ ‫‪12‬‬ ‫‪14‬‬ ‫‪16‬‬ ‫‪18‬‬ ‫‪20‬‬ ‫‪24‬‬ ‫‪27‬‬ ‫‪28‬‬ ‫‪30‬‬ ‫‪34‬‬ ‫‪36‬‬ ‫‪40‬‬ ‫‪42‬‬ ‫‪46‬‬ ‫‪48‬‬ ‫‪52‬‬ ‫‪54‬‬ ‫‪58‬‬ ‫سال هجدهم ‪ -‬خرداد و تیر ‪1398‬‬ ‫شماره ‪128‬و ‪129‬‬ ‫والدت با سعادت هشتمین پیشوای شیعیان جهان‬ ‫حضرت علی بن موسی الرضا بر همگان مبارک باد‬ ‫از عزیزانی که مایل به همکاری با مجلۀ دانش یوگا هستند‪ ،‬خواهشمندیم‬ ‫مقاالت خود را به ادرس پست الکترونیکی مجله ارسال فرمایند‪.‬‬ ‫تحریریۀ مجله در دخل‪ ،‬تصرف و ویرایش مطالب ارسالی کام ً‬ ‫ال ازاد است‪.‬‬ ‫همکاران این شــماره‪ :‬امین مطیعی‪،‬بهاره جعفری صمیم ‪،‬‬ ‫لیال زراعتــی فرد‪ ،‬لیــا خیراندیش‪ ،‬مینــا بختیاری‪،‬‬ ‫ســینا صمیمــی‪ ،‬ژیــا حاتمــی‪ ،‬عاطفه شــریفان‪،‬‬ ‫حامــد رنگین کمان‪ ،‬شــهال قاســمیان دســتجردی‪،‬‬ ‫مستانه پرســش‪ ،‬فاطمه اشــترانی‪ ،‬پیام صمدی خادم‪،‬‬ ‫شیمال خان‬ ‫نشانی‪ :‬شمال میدان هفت تیر‪ ،‬ابتدای مفتح شمالی‪،‬خیابان مالیری پور‪ ،‬نبش‬ ‫خیابان ارام‪ ،‬پالک ‪16+1‬‬ ‫تماس با تحریریه‪:‬‬ ‫تلفن‪88318189-88319054 :‬‬ ‫تلگرام‪09902260640 :‬‬ ‫تماس با سازمان اگهی ها‪88842667 :‬‬ ‫فکس‪۸۹۷۸۵8۳۰:‬‬ ‫کدپستی‪1575783113 :‬‬ ‫‪info@danesheyoga.com‬‬ ‫‪www.danesheyoga.com‬‬ ‫‪@danesheyoga‬‬ ‫‪/yoga.knowledge‬‬ ‫رخدادو تیر ‪1398‬‬ ‫یوگا راهی به سوی تغییر پایدار‬ ‫همۀ ما اصطالح «توسعۀ پایدار» را شنیده ایم‪ .‬مفهومی‬ ‫که کشــورها و دولت ها بعد از اینکه مدتی از تالش شان‬ ‫برای رشد و توسعۀ اقتصادی و اموزشی و صعنتی جامعه‬ ‫گذشت و تعداد بســیاری کارخانه و صنایع مختلف به‬ ‫راه انداختند ان را مورد پرســش قرار می دهند‪ .‬اما این‬ ‫پیشــرفت ها به چه بهایی تمام می شوند و ان ها از چه‬ ‫چیزهایــی می زنند تا به چه چیزهایی برســند؟! برای‬ ‫حرکت کردن در مســیر ســاختن و پیشــرفت از چه‬ ‫چیزهایی مایه می گذارند و هزینه می کنند؟‬ ‫مقایسۀ فرهنگ غربی و شرقی یوگا‬ ‫از اولیــن برخــورد غربی ها با یوگی های شــرق‪ ،‬حس‬ ‫کنجکاوی شدید انان باعث شد تا به ارزش یوگا پی ببرند‪.‬‬ ‫برخی جذب اهداف معنوی ان شده و برخی دیگر به بُعد‬ ‫جســمانی و فواید سالمتی اش روی اوردند‪ .‬هنر یوگا با‬ ‫چنین جاذبۀ عمومی گسترده ای به سرزمین های دیگر‬ ‫ســفر کرد و به غرب رسید‪ .‬البته یوگایی که امروزه در‬ ‫کشورهای غربی انجام می گیرد با انچه که از شرق امده‬ ‫کام ً‬ ‫ال متفاوت است و تفاوتی اساسی میان فرهنگ یوگای‬ ‫شرق و غرب دیده می شود‪ .‬در اینجا نگاهی می اندازیم به‬ ‫تفاوت یوگای شرق و غرب‪.‬‬ ‫برگزاری روز جهانی یوگا در پنجمین سال‬ ‫در ‪ 31‬خردادماه سال جاری‪ ،‬مطابق با ‪ 21‬ژوئن‪ ،‬برای‬ ‫پنجمین سال متوالی‪ ،‬روز جهانی یوگا در ‪ 177‬کشور‬ ‫عضو سازمان ملل متحد جشن گرفته شد‪ .‬در ایران هم‬ ‫در بسیاری از شهرها مراســم روز جهانی یوگا برگزار‬ ‫گردیــد و عالقه مندان به یــوگا در پارک ها و میادین‬ ‫ورزشی و باشگاه ها حرکات یوگا را به نمایش گذاشتند‪.‬‬ ‫خالقیت در همدلی‬ ‫به جرات می توان ادعا کرد که کمک کردن به هم نوعان‪،‬‬ ‫پرتکرار ترین توصیۀ معنوی در میان تمام مکاتب اســت‪.‬‬ ‫حتی بسیاری از بزرگان‪ ،‬در طول تاریخ‪ ،‬هدف از زندگی‬ ‫بشــر را کمک و خدمت عنوان کرده اند‪ .‬در این مقاله با‬ ‫معرفــی بزرگ ترین بحران اقتصادی قرن بیســتم با نام‬ ‫‪ ،Great Depression‬که از ایاالت متحده شــروع و در‬ ‫سرتاســر جهان اثرگذار شد‪ ،‬ده شیوۀ کمک رسانی ثبت‬ ‫شــده در تاریخ مرور خواهد شد و در انتها نیز خالقیت و‬ ‫درس های نهفته در ان ها بررسی خواهد گردید‪.‬‬ ‫‪2‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪8‬‬ ‫‪14‬‬ ‫‪30‬‬ ‫‪54‬‬ ‫یاران و عزیزان همیشگی مجلۀ دانش یوگا‬ ‫همچنان این روزها درگیر هزینه های گزاف کاغذ هســتیم‪ .‬این شــمار ه هم با‬ ‫شرمندگی مجبور به افزایش قیمت فروش مجله شدیم‪ .‬امیدواریم شرایط اقتصادی‬ ‫بهبود یابد و مجله را با هزینۀ کمتر به دست شما برسانیم‪ .‬حمایت های شما باعث‬ ‫دلگرمی ما و تداوم این کار فرهنگی است‪.‬‬ ‫‪ 21‬ژوئن برابر با ‪ 31‬خردادماه روز جهانی یوگا است‪.‬‬ ‫روز جهانی یوگا یاداور پیام یوگاست‪.‬‬ ‫پیام یوگا صلح و دوستی و ارامش و تعادل و هماهنگی است‪.‬‬ ‫پیامی که برای فردفرد مردم جهان کاربرد دارد‪.‬‬ ‫یوگا با خشــم مخالف است‪ ،‬با خشــونت میانه ندارد و کشتار را‬ ‫وسیله ای می داند برای انتقام جویی و کشتاری دوباره‪.‬‬ ‫به همین دلیل هر سال ‪ 31‬خرداد یوگا کاران کشورهای مختلف‬ ‫جهان به خیابان ها و پارک ها و میادین ورزشــی می ایند و حرکات‬ ‫یوگا را به نمایش می گذارند تا پیام یوگا را به جهانیان انتقال دهند‪.‬‬ ‫چه خوب اســت ما که یوگا تمرین می کنیم اشاعه دهندۀ مهر و‬ ‫محبت و دوستی و دوست داشتن و نشاط و ارامش و هم دلی باشیم‬ ‫تا پیام یوگا را همواره در طول عمر به همراهان مان انتقال دهیم‪.‬‬ ‫محمداسدی‬ ‫باشگاه سالمت (شیراز)‬ ‫ارتفاع ‪ 2700‬متری ارفع کوه سوادکوه‬ ‫عکاس‪ :‬علی باقری‬ ‫‪3‬‬ ‫اقنون دواتیی‬ ‫با یکی از دوستانم تازه اشنا شده بودم‪ ،‬یک روز به من گفت‪« :‬فردا‬ ‫می خواهم به شیراز بروم‪ ».‬گفتم‪« :‬من هم کار دارم‪ ،‬همراهت می ایم‪».‬‬ ‫سر وعده امد در خانه مان‪ .‬سوئیچ ماشینش را دودستی تعارف کرد‪،‬‬ ‫گفت‪« :‬شما رانندگی کنید‪ ».‬گفتم‪« :‬ممنون‪ ،‬هر وقت خسته شدی‪،‬‬ ‫من می نشینم‪».‬‬ ‫رسیدیم سر میدان خروجی شــهر‪ .‬خواستیم از دکه چیزی برای‬ ‫خوردن در مسیر بگیریم‪ .‬من رفتم از دکۀ اولی بخرم گفت‪« :‬بیا از ان‬ ‫یکی بخریم‪ ».‬گفتم‪« :‬چه فرقی دارد؟» گفت‪« :‬ان یکی مشتری هایش‬ ‫کمتر است‪ ،‬انجا برویم تا کسب او هم بگردد‪».‬‬ ‫ایستگاه خروجی شــهر گفتم‪« :‬صبر کن دو تا مسافر سوار کنیم‬ ‫هزینۀ بنزین مســیرمان دربیاید‪ ».‬گفت‪« :‬این مسافرکش ها منتظر‬ ‫مسافرند‪ ،‬گناه دارند؛ روزیشان کم می شود‪».‬‬ ‫بین راه مسافری فقیر دست بلند کرد‪ .‬او را سوار کرد‪ .‬مسیرش کوتاه‬ ‫بود‪ ،‬پول که از او نگرفت هیچ‪ 5 ،‬هزار تومان هم به او داد‪.‬گفتم‪« :‬رفیق‪،‬‬ ‫این مرد به نظر معتاد بود‪ ».‬گفت‪« :‬باشــد‪ ،‬این ها قربانی دنیاطلبان‬ ‫روزگار هستند‪ ،‬مهم این است که من به نیت خشنودی خدا این کار‬ ‫را کردم‪».‬‬ ‫‪4‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫سید عبدالحمید موحدی نائینی‬ ‫رسیدیم امام زاده‪ ،‬شــخصی حدود چهل ساله‪ ،‬کیسه ای نایلونی از‬ ‫قارچ کوهی دســتش بود‪ .‬به او گفت‪« :‬قیمت تمامش چند است؟»‬ ‫گفت‪13« :‬هزار تومان‪ ».‬تمام ان را خرید‪ .‬گفتم‪« :‬رفیق‪ ،‬ارزشش انقدر‬ ‫نبود‪ ».‬گفت‪« :‬می دانم‪ ،‬می خواستم روزیش تامین شود‪».‬‬ ‫رســیدیم شیراز‪ ،‬پشت چراغ قرمز پسربچه ای ‪ 10‬ساله چند بسته‬ ‫دستمال کاغذی داشبردی دستش بود‪ .‬گفت‪ 4« :‬تایش ‪ 5‬هزارتومان‪».‬‬ ‫‪ 4‬تا از او خرید‪ .‬گفتم‪« :‬رفیق‪ ،‬انقدر ارزش نداشت‪ ».‬گفت‪« :‬می دانم‪،‬‬ ‫می خواســتم به او روزی برســد‪ ،‬گناه دارد‪ ،‬توی این افتاب ایستاده‬ ‫است‪ ».‬جای دیگری از مســیر هم از بچه ای یک کتاب دعا خرید ‪2‬‬ ‫هزارتومان‪.‬‬ ‫از روی یــک پل هوایی رد می شــدیم‪ .‬پیرمردی ترازویی جلویش‬ ‫گذاشــته بود‪ .‬کمی که رد شــدیم‪ .‬یه باره به سمتم برگشت و گفت‪:‬‬ ‫«می ایی خودمان را وزن کنیم؟» گفتم‪« :‬من وزنم را می دانم‪ ».‬گفت‪:‬‬ ‫«مهم نیست‪ ،‬من هم می دانم‪ ،‬ولی اگر همه مثل من و تو فکر کنند‪،‬‬ ‫روزی این پیرمرد از کجا تامین شود؟» گفتم‪« :‬باشد‪ ،‬مقداری پول به‬ ‫او بده برویم‪ ».‬گفت‪« :‬نه‪ ،‬این طوری غرورش می شکند و می شود نوعی‬ ‫گدایی‪ .‬بگذار با خودش بگوید کاسبی کردم‪».‬‬ ‫گدایی دســت دراز کرد‪ ،‬او هم پول خرد به او داد‪ .‬گفتم‪« :‬رفیق‬ ‫این ها حقــه بازند‪ ».‬گفت‪« :‬ما هیچ حاجت مندی را رد نمی کنیم‪،‬‬ ‫مبادا که نیازمندی را رد کرده باشیم‪».‬‬ ‫اگر می خواســتم در مورد کسی حرف بزنم بحث را به گونه ای‬ ‫عوض می کرد و می گفت‪« :‬شــاید ان شخص راضی نباشد که در‬ ‫مورد او حرف بزنیم‪».‬‬ ‫در حال حرکت شــخصی به او زنــگ زد و گفت‪« :‬پول واریز‬ ‫نکردی‪ ».‬پرســیدم‪« :‬بچه هایت بودند؟» گفت‪« :‬نه‪ ،‬یک بچۀ فقیر‬ ‫از یــک بنیاد خیریه را حمایت مالی کرده ام‪ ،‬او تماس گرفته بود‪».‬‬ ‫پرسیدم‪« :‬چقدر به او می دهی؟» گفت‪« :‬سه مرحله در سال‪ ،‬جمعاً‬ ‫‪ 900‬هزار تومان‪ .‬اول مهر و عید و تابستان‪ ،‬سه نوبت و هر بار ‪300‬‬ ‫هزار تومان‪».‬‬ ‫در راه برگشت هم از سه کودک‪ ،‬سه بسته اویشن کوهی خرید‪.‬‬ ‫گفت‪« :‬اگر از یکی از ان ها بخرم‪ ،‬ان دو تای دیگر دلشان می شکند‪».‬‬ ‫جایی هــم در میان صحبت هایش گفت که هر ســال چندین‬ ‫درخت مــی کارد‪ ،‬ابیاری و نگهداری می کنــد تا کمکی هر چند‬ ‫کوچک به نسل های اینده و ابادانی کرۀ زمین کرده باشد‪.‬‬ ‫و اما می دانید من در این سفر چقدر‬ ‫خــرج کردم؟ ‪ 3‬هزار تومــان که با ان‬ ‫فقط یک بســتنی برای رفیقم خریدم‪.‬‬ ‫چون همین قدر پول بیشــتر در جیبم‬ ‫نبود‪ .‬من کارت داشتم‪ .‬رفیقم پول نقد‬ ‫توی جیبش گذاشته بود و اجازۀ حساب‬ ‫کردن به من نمی داد‪.‬‬ ‫می دانید شــغل رفیق من چه بود؟‬ ‫تعمیرکار لوازم خانگــی مثل یخچال‬ ‫و کولــر و ابگرم کن بــود‪ .‬او یک مغازۀ‬ ‫کوچک داشت و تعمیرات انجام می داد‪.‬‬ ‫از ماشینش هم برایتان نگویم‪ .‬پراید‬ ‫مدل سال ‪.85‬‬ ‫سن این رفیق هم حدود سی و چهار‬ ‫پنج سال بود‪.‬‬ ‫حاال کمی از خودم برایتان بگویم‪:‬‬ ‫می دانید من چه کاره بودم؟ کارمند‬ ‫یک ادارۀ دولتی که به غیر از یک واحد‬ ‫اپارتمان‪ ،‬یک باغ هم داشــتم‪ .‬ماشینم‬ ‫هم یک ‪ 206‬صنــدوق دار بود‪ .‬زمانی‬ ‫هم که عازم شــیراز بودیم‪ ،‬به او گفتم‬ ‫ماشینم خراب شده است‪ ،‬تا او ماشینش‬ ‫را بیاورد‪.‬‬ ‫با دوســتم که رفتیم شاهچراغ یک‬ ‫جمله گفت که خیلی به دلم نشست‪،‬‬ ‫دگرگونم کــرد و مرا به خــودم اورد‪.‬‬ ‫انگار از خواب چندین ساله بیدار شدم‪،‬‬ ‫دوستم گفت‪:‬‬ ‫«دســت هایی که کمــک می کنند‬ ‫مقدس تر از لب هایی هســتند که دعا‬ ‫می کنند‪».‬‬ ‫داســتانی که بیان شد چندی پیش در فضای مجازی منعکس‬ ‫شــده بود‪ ،‬فارغ از اینکه واقعی باشد یا خیر‪ ،‬پیامی دارد که اگر به‬ ‫ان توجه کنیم مطمئناً از این پس از بُعد دیگری به پیرامون خود‬ ‫نگاه خواهیم کرد و به این فکر می افتیم که چه کسی هستیم و چه‬ ‫می کنیم‪ .‬داســتان باال قصۀ دو نفر بــا دو طرز فکر‪ ،‬دو دیدگاه‪ ،‬دو‬ ‫هدف و دو نیت است‪.‬‬ ‫در فلســفۀ یوگا اعتقاد بر این است که در جهان هستی هر چیز‬ ‫همتایی دارد و یا درواقع دو متضاد همیشه با هم هستند؛ مثل زمین‬ ‫و اسمان‪ ،‬روز و شب‪ ،‬سپید و سیاه‪ ،‬مثبت و منفی‪ ،‬خوب و بد‪ ،‬مرد‬ ‫و زن و ‪ ...‬و تنها چیزی که بی همتاست پروردگار عالم است‪ .‬شکی‬ ‫نیست که دوتایی یا دوگانگی ها که هر روز از صبح تا شب و تا پایان‬ ‫عمر درگیر ان ها هستیم برایمان امری است عادی چرا که هر روز‬ ‫در انجام هر عمل یا رفتار‪ ،‬در ارتباط با یکی از این دوتایی ها هستیم‪.‬‬ ‫داســتان باال درواقع تفاوت دو دیدگاه اســت‪ ،‬کسی که به فکر‬ ‫کمک کردن به این و ان اســت و کســی که تنها به خودش فکر‬ ‫می کنــد‪ .‬هر روز چــه بخواهیم و چــه نخواهیــم در همۀ ابعاد‬ ‫زندگی مان‪ ،‬دوگانگی ها خود را به شــکل های گوناگون به ما نشان‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪5‬‬ ‫می دهند‪ .‬اگر زندگی را میدان مســابقه فرض کنیم که در ان دو‬ ‫نفر با هم مسابقه می دهند‪ ،‬من و شما یکی از این دو نفر هستیم‬ ‫و زمانی چهرۀ واقعی مان نشان داده می شود که بدانیم به طورکامل‬ ‫به خواسته هایمان رسیده ایم و یا وقتی که متوجه شویم هرگز به‬ ‫خواسته هایماننمی رسیم‪.‬‬ ‫من و شــما‪ ،‬به عنوان کســی که فرصت یافته تا چند صباحی‬ ‫در این عالم هســتی ابراز وجود کند‪ ،‬بر ســر دوراهی داشتن یا‬ ‫نداشتن همیشه به دنبال افزایش داشته هایمان بوده و هستیم و‬ ‫عالقه مندیم که روزبه روز بر مال و منال مان اضافه کنیم‪ ،‬ولی قانون‬ ‫دوتایی دو چیز را به من و شما یاداوری می کند‪ :‬بردباری وقتی که‬ ‫هیچ نداریم و نحوۀ رفتارمان زمانی که همه چیز داریم‪.‬‬ ‫اموزه های یوگا تمام انســان ها را به کســب معرفت تشــویق‬ ‫می کند‪ .‬وقتی که معرفت در کار باشــد‪ ،‬کردارها الهی می شوند و‬ ‫غرورها در هم می شــکنند‪ .‬در ان زمان است که من و شما غرور‬ ‫را زیر پا می گذاریم و با انســان ها زندگی می کنیم‪ .‬ولی بر اساس‬ ‫قانون دوتایی ممکن اســت اگاهانه یا نااگاهانه به سمت و سوی‬ ‫نفــس گام برداریم و وای به روزی که نفــس اماره قد علم کند‬ ‫و غرور در اوج قرار بگیرد‪ .‬انجاســت که ممکن اســت من و شما‬ ‫احساسات افراد را زیر پا بگذاریم و با غرورمان زندگی کنیم که در‬ ‫این حالت باید انتظار سرنوشت بسیار بدی را داشته باشیم‪ .‬خواجه‬ ‫شمس الدین حافظ شیرازی (‪ 792–727‬هـ ق) موفقیت را نصیب‬ ‫کسانی می داند که به کبر و غرور خود غلبه کنند‪.‬‬ ‫به دولت کسانی برافراختند‬ ‫که تاج تکبر بینداختند‬ ‫در درس های یوگا به تفاوت ها اشاره می شود‪ .‬اینکه همۀ ادم ها‪،‬‬ ‫از جمله من و شــما‪ ،‬کام ً‬ ‫ال از جهات مختلف با یکدیگر متفاوتیم‬ ‫ولی این تفاوت ها باعث نمی شــوند که ما انسان ها از یکدیگر دور‬ ‫شویم‪ .‬بعضی وقت ها بر اساس قانون دوتایی ممکن است رابطه ها‬ ‫بــه هم بخورند‪ ،‬ولــی فراموش نکنیم که رابطه هــا در دو حالت‬ ‫قشنگ می شوند‪ .‬اول پیدا کردن شباهت ها و دوم احترام گذاشتن‬ ‫به تفاوت ها‪.‬‬ ‫از جملــه دوگانگی هایی که در طول عمر با ان ها ســر و کار‬ ‫داریــم دلتنگی و کم حوصلگی اســت؛ در مقابل صبر و حوصله‪.‬‬ ‫صبر عامل موفقیت اســت و کم حوصلگــی مخل ارامش‪ .‬صائب‬ ‫تبریــزی (‪ 1080-1000‬هـ ق) نامدارترین شــاعر دورۀ صفویه‬ ‫صبر را این گونه عاملی برای غلبه بر ناکامی های روزگار می داند و‬ ‫چشمه سار نوش را بوسه گاه نیش‪.‬‬ ‫صبر کن بر تلخکامی که در اخر روزگار‬ ‫چشمه سار نوش سازد بوسه گاه نیش را‬ ‫ایــن مطلب را هم هیــچ گاه فراموش نکنیم که ما انســان ها‬ ‫همیشه دلتنگ کسی هستیم که نیست و حوصلۀ کسی را نداریم‬ ‫که هست‪.‬‬ ‫یوگا به لحظۀ حال اعتقاد دارد؛ نه گذشــته ای که تمام شده و‬ ‫اینده ای که هنوز نیامده است‪ .‬یوگا اعتقاد دارد گذشته را باید رها‬ ‫کرد؛ چرا که هیچ وقت قابل برگشــت نیست و به اینده هم نباید‬ ‫دل بست چرا که از یک لحظۀ بعد هیچ کس خبر ندارد‪ .‬در این دو‬ ‫دوران هیچ کار نمی توان انجام داد؛ چرا که از دستمان خارج است‪.‬‬ ‫به همین دلیل شاعر به خوبی مطلب را این گونه بیان می کند‪:‬‬ ‫‪6‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا‬ ‫چه می دانی تو از امروز‪ ،‬چه می دانم من از فردا‬ ‫همین یک لحظه را دریاب که فردا قصه اش فرداست‬ ‫از جمله قوانین مهم و کاربردی یوگا انجام دادن کار بدون اجر‬ ‫و مزد اســت‪ .‬در مقابل ان‪ ،‬انجام دادن کار است با توقع دریافت‬ ‫مزد و پاداش‪ .‬این ها هم از جمله دوتایی های دیگری هســتند که‬ ‫کم وبیش در بعضی مواقع به فراموشی می سپاریم‪ .‬ما همیشه به‬ ‫یادمــان می ماند که با ما چه کردند‪ ،‬ولی یادمان نمی ماند که چه‬ ‫کاری انجام داده ایم‪.‬‬ ‫داســتان ان دو مرد تعمیرکار لوازم خانگــی و کارمند اداره و‬ ‫عملکردشان در یک سفر چند روزه این سوال را در ذهن مان ایجاد‬ ‫می کند کــه با بی نهایت دوتایی هایی که در طول زندگی با ان ها‬ ‫مواجه هستیم چه باید بکنیم؟ کدام یک از این دوتایی ها را انتخاب‬ ‫کنیم تا به سرمنزل مقصود برسیم؟ اگر هدف از امدن مان به این‬ ‫جهان هســتی را بدانیم‪ ،‬ان وقت از گذران بودن جهان‪ ،‬بی وفایی‬ ‫دنیا‪ ،‬پذیرش غم و شــادی‪ ،‬فکر نکردن و ازرده نشــدن در مورد‬ ‫انچه که گذشــته و مسائلی که هنوز روی نداده به نحوی مطلع‬ ‫می شــویم‪ ،‬اینکه تا به حال چه اثری از خود برجای گذارده ایم؟‬ ‫ایا در هر ســن و سالی که هستیم به حداقل رشد و شکوفایی در‬ ‫عمل رسیده ایم؟ به عبارت دیگر‪ ،‬ایا دنیایی را که در زمان متولد‬ ‫شدن تحویل مان داده اند‪ ،‬به هنگام ترک ان و موقع رفتن اندکی‬ ‫بهتر تحویل می دهیم؟ مسلماً ان تعمیرکار یخچال به این درجه‬ ‫از فهم رسیده است که زمان رفتن‪ ،‬باید دنیا را بهتر از ان چیزی‬ ‫که تحویل گرفته‪ ،‬تحویــل بدهد‪ .‬ان تعمیرکار یخچال دقیقاً به‬ ‫این پیام امام حســن عسگری (ع) توجه دارد که‪« :‬لیست العباده‬ ‫کثره الصیام و الصلوه و انما العباده کثره التفکر فی امراهلل» یعنی‬ ‫عبادت کردن به زیاده روی در روزه و نماز نیســت‪ ،‬بلکه حقیقت‬ ‫عبادت‪ ،‬زیاد در کار خدا اندیشــیدن است‪ .‬ایا می دانیم در پایان‬ ‫چــه نامی از ما به یادها می مانــد؟ اگر کمی تعمق و تامل کنیم‬ ‫متوجه خواهیم شــد روزگاری که در ان زندگی می کنیم درواقع‬ ‫اموزگاری است که در طول زندگی چند روزه درس های زیادی به‬ ‫ما می دهد‪ .‬اگر کمی به خود اییم و از قوانین هستی تبعیت کنیم‬ ‫به یقین از روزگار چیزهایی می اموزیم که خیلی شیرینند و ما را‬ ‫به سوی شادی و نشاط و ارامش سوق می دهند‪ .‬ولی اگر بی توجه‬ ‫و بی هــدف به گذران عمر بپردازیم و به بایدها و نبایدها توجهی‬ ‫نکنیم مجبور به پذیرش تلخی های روزگار می شویم که راحتی و‬ ‫دلخوشی را از ما می گیرد‪ .‬چرا که از قدیم گفته اند‪:‬‬ ‫«انسان دو معلم دارد‪ ،‬اموزگار و روزگار‪ .‬پس هرچه به شیرینی‬ ‫از اولی نیاموزی‪ ،‬دومی با تلخی به تو می اموزد‪».‬‬ ‫در اخر باید به این مســئله توجه داشــته باشیم که خداوند‬ ‫اموزگار اصلی این جهان است و همه از جمله من و شما همانند‬ ‫ان تعمیرکار یخچال باید به دستوراتش عمل کنیم که اگر چنین‬ ‫نکنیم در نهایت روزگار با ما یک بازی می کند و ان نشاندن ماست‬ ‫در مقابل اموزگار اصلی برای سوال و جواب‪.‬‬ ‫مطلبی که فردوسی طوسی (‪ 416 –329‬هـ ق)‪ ،‬حماسه سرای‬ ‫شهیر ایرانی‪ ،‬مطلب را این گونه زیبا بیان می کند‪:‬‬ ‫یکی نغز بازی کند روزگار‬ ‫که بنشاندت پیش اموزگار‬ ‫اجرای حرکت توسط خانم یاسمن تقدیسی‪ /‬شیرشاسانا‬ ‫نام باشگاه‪ :‬باشگاه ورزشی سالمت‪ ،‬بهبهان‬ ‫عکاس‪ :‬کامبیز عالیی‬ ‫مربی‪ :‬اعظم خندانی‬ ‫تعداد الیک‪1.147 :‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪7‬‬ ‫حتماً همۀ شما اصطالح «توسعۀ پایدار»‬ ‫را شنیده اید‪ .‬مفهومی که کشورها و دولت ها‬ ‫بعد از اینکه مدتی از تالش شان برای رشد‬ ‫و توســعۀ اقتصادی و اموزشی و صنعتی‬ ‫جامعه گذشــت و تعداد بسیاری کارخانه‬ ‫و صنایع مختلف به راه انداختند و ســد و‬ ‫جاده و شهر و شهرک ساختند ان را مورد‬ ‫پرسش قرار می دهند‪ .‬ســوال بزرگ این‬ ‫است که این پیشرفت ها به چه بهایی تمام‬ ‫می شوند و ان ها از چه چیزهایی می زنند تا‬ ‫ن است‬ ‫به چه چیزهایی برسند؟! منظور ای ‬ ‫که برای حرکت کردن در مسیر ساختن و‬ ‫پیشرفت از چه چیزهایی مایه می گذارند‬ ‫و هزینه می کنند؟ تجربه نشان داده است‬ ‫که بعضی از این کشــورها به پاســخ های‬ ‫ناخوشــایندی رســیدند و فهمیدند که‬ ‫بسیاری از این کارهای به اصطالح توسعه‬ ‫دهنده و اباد کنندۀ کشورشان به بهای از‬ ‫دســت دادن خیل عظیمی از اندوخته ها‬ ‫و منابع ارزشــمندی صورت می گیرد که‬ ‫شاید بسیاری از ان ها دیگر قابل بازگشت‬ ‫نباشــند و برای همیشــه از دست بروند‪.‬‬ ‫قســمت هایی مثل محیط زیست‪ ،‬منابع‬ ‫طبیعــی‪ ،‬ارزش ها و باورهــای اجتماعی‪،‬‬ ‫فرهنگ های بومی و چیزهایی از این دست‪.‬‬ ‫برای همین فهمیدند که مســیر توسعه را‬ ‫باید دوباره تعریف کنند و این بار‪ ،‬با تعادل‬ ‫و توازن‪ ،‬همۀ ابعاد توسعه و پیشرفت را در‬ ‫نظر بگیرند تا این دســتاوردها یک اتفاق‬ ‫ظاهری و موقتی با بهایی سنگین نباشد‪.‬‬ ‫ان ها دیگر برای رســیدن به توسعه دنبال‬ ‫ی مطلوب را برای‬ ‫برنامه ای بودند که اینده ا ‬ ‫جامعه شان به وجود اورد که شرایط زندگی‬ ‫و اســتفاده از منابع‪ ،‬بدون اسیب رساندن‬ ‫به یکپارچگی‪ ،‬زیبایــی و ثبات نظام های‬ ‫حیاتی‪ ،‬نیازهای انســان را برطرف سازد‪.‬‬ ‫یعنی‪ ،‬به طور خالصه‪ ،‬پیشــرفت و ایجاد‬ ‫تغییرات نباید به بهای نابودی زیرساخت ها‬ ‫و منابع طبیعی و فرهنگی و زیست محیطی‬ ‫یک جامعه باشد‪.‬‬ ‫حاال سوال بزرگ این است!‬ ‫ایا برای ما به عنوان یک فرد هم به طور‬ ‫مشــابه این شــرایط به وجــود نمی اید؟‬ ‫وقتی که تصمیم می گیریم یک تغییر در‬ ‫زندگی مان ایجاد کنیــم؛ مث ً‬ ‫ال خودمان را‬ ‫چاق تر‪ ،‬الغرتر‪ ،‬قوی تر‪ ،‬منعطف تر‪ ،‬زیباتر یا‬ ‫‪8‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫ثروتمندتر از انچه که حاال هستیم بکنیم‬ ‫از چه راهی وارد می شــویم؟ بر اساس چه‬ ‫طرح و برنامه ای می خواهیم این تغییرات را‬ ‫ایجاد کنیم؟ چقدر به این فکر می کنیم که‬ ‫ایا این روش با بقیۀ قسمت های زندگی ما‬ ‫همخوانی دارد یا نه؟ چقدر می تواند برایمان‬ ‫ادامه دار باشد و مطابقش پیش برویم؟ حتماً‬ ‫این الگوی اشنا وقتی که خواسته ایم چیزی‬ ‫را در زندگی مان تغییر بدهیم بارها برایمان‬ ‫تکرار شده است؛ مث ً‬ ‫ال وقتی که خواسته ایم‬ ‫برای رســیدن به وزن دلخواه از یک رژیم‬ ‫غذایی خاص پیــروی کنیم یا یک عادت‬ ‫رفتاری را قطع کنیم یا به کار یا رابطه ای‬ ‫که فکر می کردیم به نفع مان نیست پایان‬ ‫بدهیم‪ .‬یا موفق به انجام دادنش نشده ایم و‬ ‫به اصطالح زورمان به ان نرســیده است و‬ ‫یا مدت کوتاهی رهایش کرده ایم و عادت‬ ‫غذایی‪ ،‬رفتاری یا ارتباطی مان گاهی حتی‬ ‫شدیدتر از قبل به سمت ما برگشته است‬ ‫و از ان دوره فقط یک خاطرۀ شکست که‬ ‫اعتماد بــه نفس مان را از قبلش ضعیف تر‬ ‫کرده به جا مانده است‪.‬‬ ‫حاال چارۀ کار چیست؟ چه باید بکنیم‬ ‫تا به سرنوشــت کشورهایی که راه درست‬ ‫تغییر و توسعه را نمی دانستند دچار نشویم؟‬ ‫تغییر باید چطور باشد که درست اتفاق‬ ‫بیفتد و انرژی انجام ان هم همراهش باشد‬ ‫و تاثیرش بدون اســیب رساندن به چیز‬ ‫دیگری ماندگار باشد؟‬ ‫جواب سادۀ این سوال در سه کلمه است‪:‬‬ ‫داشتن اگاهی‪ ،‬تناسب و تعادل در تغییر‪.‬‬ ‫اگاهی یعنی اینکه تغییر نباید در سطح‬ ‫و ظاهر عمل اتفــاق بیفتد و ما باید درک‬ ‫عمیقی از ضــرورت و علت و چگونگی ان‬ ‫داشته باشیم‪ .‬زیرا عملی که عمیقاً از طرف‬ ‫ما ضرورتش فهمیده نشده باشد نمی تواند‬ ‫در قالب یک عادت مثبت‪ ،‬به طور مداوم در‬ ‫زندگی ما تکرار شــود و دالیلی مثل بهتر‬ ‫به نظر رســیدن‪ ،‬مد یا تلقین یا خوشامد‬ ‫دیگران نمی تواند به ما نیرو و اراده و نظم‬ ‫انجامش را بدهد‪ .‬نداشتن جنبه و ظرفیت‬ ‫و فهم الزم از هر تغییری ان را در حد یک‬ ‫تصمیم هیجانی و کور تنزل می دهد‪.‬‬ ‫تناسب به این معنی است که تصمیم به‬ ‫ایجاد تغییر در یک قسمت از زندگی مان‬ ‫باید با دیگر قســمت های جسم و ذهن و‬ ‫زندگی مان متناسب باشد و یا اینکه برای‬ ‫یوگا راهی به س‬ ‫سوی تغییر پایدار‬ ‫امین مطیعی‪ ،‬مربی و پژوهشگر یوگا‬ ‫ایجاد این تناسب برنامه ای داشته باشیم‪.‬‬ ‫حتماً بــا ادم هایی برخــورد کرده اید که‬ ‫پیشرفت ها و تغییرات شــان فقط در یک‬ ‫بُعد اتفاق افتاده و مثــ ً‬ ‫ا بقیۀ بخش های‬ ‫زندگی شان متناسب با اندام زیبایشان‪ ،‬پول‬ ‫زیادشــان‪ ،‬مدرک تحصیلی شان یا لباس‬ ‫قشنگ شان تغییر و پیشرفت نکرده است‪.‬‬ ‫به زبان ساده‪ ،‬ما برای ایجاد تحول و تغییر به‬ ‫برنامه ای نیاز داریم که در ان همه چیزمان‬ ‫به همه چیزمان بیاید و فقط یک قســمت‬ ‫خاص در ان مثل دماغ پینوکیو بیرون نزند‪.‬‬ ‫تعادل نکتۀ بعدی است‪ .‬همیشه افراط‬ ‫در یک موضوع موجب تفریط در موضوعات‬ ‫دیگر می شود‪ .‬در برنامۀ درست برای تغییر‪،‬‬ ‫باید حتماً جانب اعتــدال را رعایت کرد و‬ ‫دانست که زندگی ما یک مجموعۀ متشکل‬ ‫از بخش های گوناگون است که ایجاد تغییر‬ ‫پایــدار در یک بخش از ان بدون توجه به‬ ‫قسمت های دیگر و داشتن برنامۀ حمایتی‬ ‫برای ان ها ممکن نیست‪ .‬مث ً‬ ‫ال می خواهید‬ ‫تصمیم بگیرید که الغرتر یا چاق تر شوید‪.‬‬ ‫بدون شــک بایــد به بــدن به عنوان یک‬ ‫مجموعۀ بزرگ از چرخه ها و فعالیت های‬ ‫مختلف نگاه کنید که ایجاد تغییر در یکی‬ ‫از ان ها بدون در نظر گرفتن سایر بخش ها‬ ‫و افراط در تمرکز کردن روی همان قسمت‬ ‫می توانــد در دراز مدت برای کل مجموعۀ‬ ‫بدن عوارض و اسیب های جدی ایجاد کند‬ ‫و شما مث ً‬ ‫ال برای الغرتر کردن خودتان‪ ،‬با‬ ‫پیروی از یک رژیم و برنامۀ خاص‪ ،‬نیازها و‬ ‫مالحظات سایر قسمت های بدن را نادیده‬ ‫بگیرید و مثل همان شیوۀ نادرست توسعۀ‬ ‫یک کشــور‪ ،‬برای ســاختن جاده به قطع‬ ‫کردن درختان و نابودی جنگل ها بپردازید‪.‬‬ ‫حاال در این قسمت ما می خواهیم دربارۀ‬ ‫یوگا‪ ،‬به عنوان یک برنامۀ جامع برای ایجاد‬ ‫تغییر و تحول بحث کنیم‪ .‬روشــی که‪ ،‬با‬ ‫نــگاه کل نگرش به وجود انســان‪ ،‬معتقد‬ ‫است پیشــرفت و تغییر صرفاً در یک بُعد‬ ‫می تواند به یکپارچگی وجود انسان اسیب‬ ‫بزند و یــک روش هماهنگ و همه جانبه‬ ‫را برای بهبود و تحول در دســتور کار قرار‬ ‫می دهد‪ .‬به عنوان مثال‪ ،‬یوگا به ما می اموزد‬ ‫زمانی که تصمیم می گیریــم تغییری را‬ ‫در سطح جســم خودمان به وجود بیاوریم‬ ‫بایــد بدانیم که بدن ما بــا مجموعه ای از‬ ‫فعالیت ها و چرخه هــای مختلف حیاتی‪،‬‬ ‫طیف گسترده ای از نیازها را در ما پوشش‬ ‫می دهد کــه طبق قانون توســعۀ پایدار‪،‬‬ ‫ایجاد اصالح یــا تغییر در هرکدام از ان ها‬ ‫نباید بــدون در نظر گرفتن دیگر نیازها و‬ ‫چرخه های زیســتی در بدن و حتی فراتر‬ ‫از ان زمینه و بســتر روانــی و روحی مان‬ ‫باشــد‪ .‬بیشــتر روش هایی که امروز برای‬ ‫چاق شدن‪ ،‬الغر شــدن‪ ،‬خوب خوابیدن‪،‬‬ ‫باال بردن تمرکز‪ ،‬زیبایی‪ ،‬درمان و بسیاری‬ ‫از خواسته های افراد کم حوصله و عجولی‬ ‫که می خواهند زود به هدف شــان برسند‬ ‫استفاده می شود کوتاه مدت‪ ،‬اسیب زننده‪،‬‬ ‫سطحی و با عوارض بسیار است‪.‬‬ ‫درحالی که یوگا می خواهد‪ ،‬با نشان دادن‬ ‫یکپارچــه بودن مجموعۀ ذهن – بدن‪ ،‬راه‬ ‫و روشی پایدار و قابل دفاع را که همسو و‬ ‫متناسب با چرخه های زیستی نشات گرفته‬ ‫و متکی بر ذهن پاالیش شده و اگاه است‬ ‫و از ســوی قوانین جاری در طبیعت هم‬ ‫حمایت می شود به ما نشان بدهد‪.‬‬ ‫حاال اگر بخواهیم توصیه های یوگا برای‬ ‫رسیدن به تغییرات پایدار و ویژگی هایی که‬ ‫چنین برنامه ای باید داشته باشد را خالصه‬ ‫کنیم به این چند خط می رسیم‪:‬‬ ‫ حفظ تعادل و تناسب در چرخه های‬‫حیاتی فرد و اسیب نرساندن به ان ها‪.‬‬ ‫ توجــه بــه همخوانــی و هماهنگی‬‫تغییرات با دیگر قسمت های زندگی و تک‬ ‫بُعدی نگاه نکردن به هدف مورد نظر‪.‬‬ ‫ تناسب با سطح توانایی‪ ،‬انرژی‪ ،‬منابع‪،‬‬‫تیپ بدنی و سرشت فردی ‪.‬‬ ‫ ایجــاد یــک برنامــۀ حمایتــی‬‫همه جانبــه بــرای ارتقــاء کیفیت همۀ‬ ‫قسمت های زندگی‪.‬‬ ‫ داشتن روش هایی برای کسب انرژی‪،‬‬‫تقویت قــوای روانی و پیــدا کردن درک‬ ‫درست نسبت به مسیر‪ ،‬اهداف و روش ها‪.‬‬ ‫ دست یابی به هدف و دیدگاهی واالتر‬‫نسبت به تغییرات مورد نظر‪.‬‬ ‫برای همین است که یوگا یک مجموعۀ‬ ‫گسترده از تمرینات و توصیه هاست‪.‬‬ ‫جسم و روان شما سرزمین شماست و‬ ‫شــما تنها حاکم ان هستید‪ .‬یوگا به شما‬ ‫این توانایی را می دهد که رفتارتان با ان بر‬ ‫مبنای عدالت‪ ،‬احترام و اینده نگری باشد و‬ ‫راهی به سوی تغییرات پایدار را پیدا کنید‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪9‬‬ ‫‪ .2‬این دو (تمرین و وارستگی) نیازمند یک انضباط دائمی است‪.‬‬ ‫‪ .3‬از این دو‪ ،‬ابهی اســا (تمرین درونی) کوششــی است برای‬ ‫استقرار پایدار فرد در درون خود‪.‬‬ ‫**********************‬ ‫ســوترای دوازدهم می گوید که از طریق تمرین و رهایی (عدم‬ ‫وابستگی به نتیجه) می توان بر نوسانات ذهن مسلط شد‪ .‬در سوترای‬ ‫سیزدهم به یکی از این دو عامل یعنی تمرین پرداخته می شود‪.‬‬ ‫این دستورالعمل پاتانجلی ما را به عنصر و مشخصۀ اصلی تمرین‪،‬‬ ‫یعنــی تالش و ارادۀ فرد برای ثابت ماندن در کانون تمرکز درونی‪،‬‬ ‫ارجاع می دهد‪.‬‬ ‫شما باید پیش از بازگرفتن ذهن از دنیای بیرون‬ ‫نقطۀ اتکایی را برای ان فراهم کنید‪.‬‬ ‫سوترای سیزدهم‬ ‫(تمرین کردن تمرین)‬ ‫برگردان‪ :‬بهاره جعفری صمیم‬ ‫معنی عبارات سوترا‬ ‫‪ :Tatra‬یکی از این دو‪ ،‬انجا‪ ،‬در مورد این دو‬ ‫‪ :Sthitau‬استقامت‪ ،‬استقرار‪ ،‬ایستادگی‬ ‫‪ :Yatnah‬کوشش‪ ،‬اراده‬ ‫‪ :Abhyasa‬تمرین‪ ،‬عادت‪ ،‬انضباط‬ ‫مفهوم سوترا‪:‬‬ ‫این سوترا به سه صورت معنی شده است‪:‬‬ ‫‪ .1‬تالش برای ماندن در انجا (حفظ پیوســتۀ توقف نوسانات)‪،‬‬ ‫تمرین نامیده می شود‪.‬‬ ‫‪10‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫هیچ تمرینی انجام نمی شود مگر اینکه شما ان را انجام دهید و‬ ‫برای ان کوشش خود را به کار گیرید‬ ‫ابهی اسا یعنی تمرین ممتد و دائم که به هیچ وجه کنار گذاشته‬ ‫نشود‪ .‬به این معنی که تمرین جزئی از شخصیت و طبیعت پرتوجو‬ ‫و به عبارتی عادت فرد می شــود‪ .‬برای تاکید بر این مسئله از واژۀ‬ ‫ثبات قدم یا استقرار (استهی تو) استفاده شده است‪.‬‬ ‫واژۀ دیگری که در این ســوترا به کار برده شده‪ ،‬یات نا به معنی‬ ‫کوشش است‪ .‬نکتۀ مهمی که در ارتباط با کوشش وجود دارد این‬ ‫است که تنها وقتی که شخص به کوشش مداوم خو گرفت و تالش‬ ‫در او ریشه دار شد‪ ،‬تمرینات ممتد او تکمیل می شود و پرتوجو را به‬ ‫سمت سد کردن کامل تغییر و تبدیالت ذهن و در نهایت سامادهی‬ ‫رهنمون می گردد‬ ‫مفهومی که پشــت کلمۀ تاترا به معنی انجا پنهان شده شاید‬ ‫مهمترین بخش تمرین باشد‪ .‬انجا به هدف برتر و مقصود زندگی‬ ‫اشاره دارد‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬به خدمت گرفتن کلیۀ ابزارها و منابع‬ ‫درونــی و بیرونی‪ -‬برای رســیدن به غایت نهایــی زندگی بدون‬‫اتالف وقت و انرژی برای چیزهای دیگر تمرین نامیده می شــود؛ با‬ ‫این پیش فرض که شــما در حال حاضر هدف و منظور زندگی را‬ ‫می شناسید‪ .‬در غیر این صورت‪ ،‬با وجود تمایل صادقانه برای انجام‬ ‫تمرین دچار سردرگمی می شوید و بی هدف در دریای مواج زندگی‬ ‫غوطه ور خواهید شد‪.‬‬ ‫برای اینکه بتوانید تمرینی را که پاتانجلی در اینجا تعریف می کند‬ ‫انجام دهید‪ ،‬باید دید روشــنی نسبت به مقصدی که در پیش رو‬ ‫دارید‪ ،‬انچه می خواهید انجام دهید و موضوع اصلی که در طلب ان‬ ‫هستید داشته باشید‪ .‬در یک جمله باید بدانید هدف شما چیست‪.‬‬ ‫متمرکز کردن ذهن روی ان هدف بر این داللت دارد که شما پیش‬ ‫از اغاز تمرین‪ ،‬شــناختی اجمالی از ان دارید‪ .‬تنها در این صورت‬ ‫است که می توانید ذهن خود را وادار به تمرکز روی ان هدف نمایید‪.‬‬ ‫در سفر زندگی این همان جایی است که اغلب مردم دچار اشتباه‬ ‫می شــوند‪ .‬ان ها بدون اینکه بدانند به کجا می روند‪ ،‬ســفر را اغاز‬ ‫می کنند‪ .‬سخت کار می کنند‪ ،‬خسته می شوند و بعد شکوه می کنند‬ ‫که به هیچ جا نرسیده اند‪ .‬وقتی از ان ها سوال شود می خواهید کجا‬ ‫بروید؟ اغلب پاسخ می دهند‪« :‬نمی دانم‪ ».‬در سفر معنوی هم همین‬ ‫اتفاق می افتد‪ .‬رویکرد پاتانجلی به یوگا مستلزم این است که شما‬ ‫موضــوع و هدفی را پیدا کنید که بتوانید ذهــن خود را روی ان‬ ‫متمرکز نمایید‪ .‬بدون این نقطۀ مرکزی‪ ،‬در بازگرفتن قوای پراکندۀ‬ ‫ذهــن خود از دنیای بیرون موفق نخواهید بود و اگر هم به طریقی‬ ‫موفق به این کار بشوید‪ ،‬ذهن دوباره شروع به منحرف شدن می کند‬ ‫و ســرگردان می شود؛ زیرا نمی داند بدون داشتن نقطۀ اتکا چگونه‬ ‫در یک جا بماند‪.‬‬ ‫پس باید پیش از اینکه ذهن را از دنیای خارج به درون بیاورید‪،‬‬ ‫تکیه گاهی را برای ان فراهم نمایید‪ .‬اما مراقب باشید‪ .‬چون ذهن در‬ ‫مشغول کردن (یکی کردن) خود با موضوعات دنیوی استاد است و‬ ‫اگر موضوع دنیوی که خود را با ان سرگرم کند نیابد‪ ،‬به فرایندهای‬ ‫فکری خود می پردازد‪ .‬اگر شما موضوعی برایش تامین نکنید‪ ،‬فقط‬ ‫برای مدت زمان کوتاهی‪ ،‬عدم (نیستی) را می شناسد و خیلی زود‬ ‫از ان خسته می شود و هنگامی که این اتفاق بیفتد‪ ،‬جنبۀ فریبندۀ‬ ‫ان ظهور می کند تا این خلل را با موضوعات تخیلی پر کند و شما‬ ‫را فریــب بدهد که باور کنید در حال از ســر گذراندن یک تجربۀ‬ ‫معنوی هســتید و اگر شــما به صورت تصادفی موضوعی را برای‬ ‫تمرکز ذهن انتخاب کنید و در اختیارش بگذارید‪ ،‬ذهن را به خطر‬ ‫الوده شــدن به کیفیت و خصوصیات ذاتی ان موضوع می اندازید؛‬ ‫بنابراین‪ ،‬انتخاب موضوع تمرکز بی نهایت مهم است‪ .‬لذا بهره گیری‬ ‫از راهنمایی اســاتید جهت جلوگیری از اتالف وقت برای ازمودن‬ ‫موضوعات مختلف تمرکز ضروری است‪.‬‬ ‫در یوگا شــما محصول عادات خود هستید نه تجلیات خود‪ .‬در‬ ‫نتیجه اینکه چطور زندگی خود را راهبری کنید مهم تر از کارهایی‬ ‫است که انجام می دهید‪ .‬رفتارها و فعالیت های روزانۀ شما ذهنیت‬ ‫کلی شما را می ســازند‪ .‬برای ایجاد تغییرات اساسی در تجربیات‬ ‫واقعی باید این رفتارها و فعالیت ها را تغییر دهید‪ .‬بیشتر رفتارهای‬ ‫روزانۀ شــما تبدیل به عادت می شوند‪ .‬اغلب مردم بدون اگاهی از‬ ‫اینکه چه کسی هستند و چه کار می کنند در دنیا زندگی می کنند‪.‬‬ ‫نتیجۀ این امر عاداتی اســت که فرد را بــه هویتی کام ً‬ ‫ال مادی و‬ ‫جسمانی پیوند می زند که موجب اضطراب و رنجی دائمی می شود‪.‬‬ ‫اگر شــما به این اگاهی برســید که «من این جسمم و اگر بتوانم‬ ‫خواسته های ذهن و احساسم را اجابت کنم خوشحال خواهم بود‪» .‬‬ ‫یعنی به هوشیاری مادی رسیده اید‪.‬‬ ‫هدف تمرینات یوگا ایجاد عاداتی جدید است که این هوشیاری‬ ‫ناســالم را باطل و هوشــیاری روحانی را احیا نمایــد‪« :‬من دارای‬ ‫طبیعتی غیرقابل ادراک و در عین حال متفاوت از روح هستم‪».‬‬ ‫تمرینــات قدیمی یوگا نیازمند انضباط و تمرینی گســترده به‬ ‫وســعت چند برابر طول عمر بود که به همــراه پاالیش فوق العادۀ‬ ‫ذهن برای پیشرفت در راجایوگا ضروری می نمود‪ .‬این شیوه در بین‬ ‫طالبان معنویت جایگاه خود را از دست داده است‪.‬‬ ‫مسیر مدرن یوگی شدن موجب عدم انضباط و ذهن های کنترل‬ ‫نشدۀ ما می شــود‪ .‬در نتیجه تمرین امروزی یوگا درصدد است از‬ ‫کارهای روزمرۀ زندگی مادی‪ ،‬عادات معنوی بسازد‪.‬‬ ‫اجازه بدهید برای فهم بهتر ســوترای سیزدهم ان را از منظری‬ ‫دیگر مورد توجه قرار دهیم‪.‬‬ ‫ماهیت ابهی اسا تمرکز در درون است‪ .‬هر اتفاقی که بیفتد شما‬ ‫نباید فورا ً اقدامی کنید‪ ،‬بلکه باید ابتدا در درون خود متمرکز شوید‬ ‫ســپس به اطراف نگاه کنید و تصمیم بگیرید‪ .‬فرض کنید کسی‬ ‫به شما اهانت می کند و شــما واکنش نشان می دهید‪ .‬شما بدون‬ ‫مشورت با مرکز درون خود حرکت کرده اید‪ .‬بدون حتی لحظه ای‬ ‫عقب گرد به درون‪ .‬ابهی اسا یعنی «تمرین درونی» و تالش خوداگاه‬ ‫یعنی «من پیش از حرکت به بیــرون‪ ،‬باید به درون حرکت کنم‪.‬‬ ‫اولین حرکت باید به طرف مرکز باشــد و باید با مرکز خود تماس‬ ‫بگیرم‪ .‬با تمرکز در مرکز به موقعیت پیش امده نگاه می کنم و بعد‬ ‫تصمیم می گیرم‪ ».‬این پدیده ای بس شگرف و دگرگون کننده است‪.‬‬ ‫به محض تمرکز در درون‪ ،‬همه چیز متفاوت به نظر می رســد؛‬ ‫چشم انداز تغییر می کند‪ .‬ان توهین دیگر اهانت محسوب نمی شود و‬ ‫ممکن است ان فرد یک احمق به نظر بیاید یا اگر واقعاً متمرکز شده‬ ‫باشید ممکن است حتی به او حق بدهید و به این نتیجه برسید که‬ ‫نه تنها توهینی نکرده است‪ ،‬بلکه درست هم می گوید‪.‬‬ ‫پاتانجلی می گوید که از این دو‪ ،‬ابهی اسا (تمرین درونی) کوششی‬ ‫است برای اینکه محکم و با قدرت در درون خود مستقر شوید‪ .‬قبل‬ ‫از هــر گونه اقدامی‪ ،‬به درون خود حرکت کنید‪ ،‬در انجا اســتقرار‬ ‫یابید ‪-‬ولو برای یک لحظه– و در نتیجه عمل یا واکنش شما کام ً‬ ‫ال‬ ‫متفاوت خواهد بود‪ .‬نمی تواند همان الگوی ناخوداگاه قدیمی باشد‪.‬‬ ‫به شکلی جدید و پاسخی زنده تبدیل می شود‪ .‬کافی است امتحان‬ ‫کنید‪ .‬تا به حال شما مثل یک روبات به صورت مکانیکی و تکراری‬ ‫عمل می کردید‪.‬‬ ‫در یک تقویم ‪ 30‬روز کارهای صبح تا شــب خود را یادداشــت‬ ‫کنید و این الگوی تکراری را مشاهده کنید‪ .‬شما مثل یک ماشین‪،‬‬ ‫نه یک انسان‪ ،‬حرکت می کنید و پاسخ های مرده و قابل پیش بینی‬ ‫از خود بروز می دهید‪ .‬مث ً‬ ‫ال هر دوشــنبه عصبانی می شــوید یا هر‬ ‫شنبه با کسی می جنگید‪ .‬بعدازظهرها تلخ می شوید و عصر با همۀ‬ ‫دنیا مشکل دارید‪.‬‬ ‫شــما تنها در صورتی به یک انســان تبدیل می شوید که اگاه‬ ‫شــوید‪ .‬و این کوشش دائمی برای اســتقرار در درون شما را اگاه‪،‬‬ ‫غیرمکانیکی و غیرقابل پیش بینی خواهد کرد‪ .‬در این هنگام است‬ ‫که شــما ازاد می شــوید‪ .‬یک نفر می تواند به شما دشنام بدهد و‬ ‫شما همچنان لبخند بزنید؛ در حالی که پیش از این هرگز لبخند‬ ‫نمی زدید‪ .‬فردی می تواند شما را مورد اهانت قرار بدهد و شما نسبت‬ ‫به او احساس محبت کنید؛ حسی که قب ً‬ ‫ال نداشتید‪ .‬کسی می تواند‬ ‫به شما توهین کند و شما از او متشکر باشید‪ .‬یک چیز جدید متولد‬ ‫می شود‪ .‬شما در حال خلق یک وجود اگاه در درون خود هستید‪.‬‬ ‫عمل یعنی حرکت به بیرون‪ ،‬حرکت به سوی دیگران و از خود‬ ‫دور شــدن‪ .‬هر عملی یک دور شدن از خود است‪ .‬قبل از این دور‬ ‫شــدن‪ ،‬در وجود درونی خویش نظری بیفکنید‪ ،‬تماسی بگیرید‪،‬‬ ‫اب تنی کنید و قرار یابید‪ .‬پیش از هر لحظه اجازه دهید‪ ،‬لحظه ای‬ ‫مراقبه داشته باشید‪ :‬این ابهی اسا است‪ .‬هر کاری می کنید‪ ،‬قبل از‬ ‫ان چشم های خود را ببندید و ساکت بمانید‪ .‬به درون حرکت کنید‪،‬‬ ‫رها شــوید‪ .‬در این حالت به یک ناظر و شاهد بدون تعصب و غیر‬ ‫درگیر تبدیل می شوید‪ .‬بعد حرکت کنید!‬ ‫در خــواب و بیداری همــواره کارهایی را بــدون اگاهی انجام‬ ‫می دهیم‪ .‬گویی که ناگزیر از انجام ان ها هســتیم‪ .‬حتی در خواب‬ ‫ازاد نیستیم‪ .‬این رفتار مکانیکی ثابت نوعی اسارت و بردگی است‪.‬‬ ‫هرچیز که شــما را هوشیار و متوجه و مستقر در درون تان کند‪،‬‬ ‫ابهی اساست‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪11‬‬ ‫د‬ ‫پا وم و‬ ‫ی‬ ‫انی‬ ‫پرانایاما‬ ‫لیال زراعتی فرد‪ ،‬باشگاه ققنوس شیراز‬ ‫در قســمت قبل این مقاله به مبحث تنفس و اهمیت پرانایاما‪،‬‬ ‫به عنوان نفس کشیدن اگاهانه‪ ،‬پرداختیم‪ .‬اناتومی تنفس و نحوۀ‬ ‫اکسیژن رسانی را در بدن به اختصار توضیح دادیم و گفتیم که نحوۀ‬ ‫تنفس تا چه اندازه در یوگا مهم و کلیدی اســت‪ .‬در این شماره به‬ ‫طور عمیق تر به مبحث پرانایاما‪ ،‬به عنوان علمی کهن‪ ،‬وارد می شویم‪:‬‬ ‫پرانا و پرانایاما‬ ‫مفســر بزرگ‪ ،‬پاتانجلی‪ ،‬یوگا را به هشــت بخش اصلی تقسیم‬ ‫کرده است‪ :‬یاما‪ ،‬نیاما‪ ،‬اســانا‪ ،‬پرانایاما‪ ،‬پراتی اهارا‪ ،‬دهارانا‪ ،‬دهیانا‬ ‫و ســامادهی‪ .‬همان طور که می بینیم پرانایاما چهارمین شــاخه از‬ ‫اشتانگایوگاست‪.‬‬ ‫پرانا نیروی حیاتی است که جان را به جسم وصل می کند‪ .‬پرانا‬ ‫روح تنفس و مــرز میان جهان مادی و عوالم روحی اســت‪ .‬پرانا‬ ‫اکســیژن یا هوا نیست‪ ،‬بلکه نیرویی است در حرکت دائم همانند‬ ‫ارتعاش‪ .‬پرانا انرژی حیاتی اســت کــه رابطۀ نزدیکی با هوایی که‬ ‫تنفس می کنیم دارد ولی پرانا هوا نیست عنصری است بسیار لطیف‬ ‫که می توان ان را به عنوان انرژی موجود در تمام ذرات تعریف کرد‪.‬‬ ‫پرانا‪ ،‬جمع انرژی های اشکار در جهان خلقت‪ ،‬همچنین منشا تمام‬ ‫نیروهای اشکار و نهان موجود در انسان ها و طبیعت پیرامون است‪.‬‬ ‫کل نیروهای ذهنی و فیزیکی‪ ،‬جلوه های ظهور پرانا هســتند‪ .‬پرانا‬ ‫جوهرۀ تنفس اســت و در حقیقت تنفس همراه با اگاهی اســت‪.‬‬ ‫زمانی که به اکسیژن رسانی توجه و اگاهی نشان دهیم پرانایاما اتفاق‬ ‫می افتد‪ .‬پرانایاما از بُعد انرژتیکی زمانی اســت که انرژی حیاتی از‬ ‫طریق تمرینات تنفســی در فرد جاری می شود‪ .‬اگر شخص بتواند‬ ‫تنفس ظاهری خود را توســعه دهد‪ ،‬به ســادگی می تواند نیروی‬ ‫حیاتی درونی (پرانا) را تحت کنترل خود دراورد‪.‬‬ ‫پرانا حتــی در خال‪ ،‬زیر زمین و در اب هم وجود دارد‪ .‬پرانا یک‬ ‫چیز شیمیایی نیست و در طبیعت به صورت الکتریکی وجود دارد‪.‬‬ ‫بدن انســان محل ذخیرۀ پراناست‪ .‬سیستم گردش خون به عنوان‬ ‫‪12‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫یک انتقال دهنده عمل کرده و پرانا را از هستی به کالبد ما منتقل‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫پرانایامــا مخفف دو واژۀ «پرانــا» و «ایاما» اســت‪ .‬پرانا طبق‬ ‫نگرش های یوگا مایۀ حیات و فعالیت موجودات اســت‪ .‬این نیروی‬ ‫عالی کارگزار حیات موجودات و انسان‪ ،‬امکان عمل حواس و قدرت‬ ‫اجــرای اعمال اندام و نیروی تفکر را فراهم می ســازد‪ .‬ایاما نیز به‬ ‫معنای توسعه و گسترش است‪ .‬پرانایاما یعنی دم گستری یا توسعۀ‬ ‫انرژی و نیروی حیات‪ .‬به پرانایاما نباید به عنوان یک سری تمرینات‬ ‫تنفسی که باعث افزایش ورود اکسیژن به بدن می شود توجه کرد‪،‬‬ ‫گرچه وارد شدن اکسیژن به بدن یکی ازجنبه های بسیار سودمند‬ ‫این تمرینات است‪.‬‬ ‫سوامی شیواناندا در رابطه با علم پرانایاما می گوید‪« :‬بین تنفس و‬ ‫کنترل روی پرانا و یا نیروی حیاتی‪ ،‬پیوند ناگسستنی وجود دارد‪».‬‬ ‫پرانا در بُعد جســمی به صورت حرکت و فعالیت نمایان می شود و‬ ‫ی است‬ ‫در بُعد دیگر به صورت تفکر ظاهر می شود‪ .‬پرانایاما وسیله ا ‬ ‫که گویی سعی دارد عالم کبیر را درون عالم صغیر مشاهده کند و‬ ‫با به دست اوردن نیروهای هستی در تعالی بخشیدن خود بکوشد‪.‬‬ ‫حکیم بزرگ پاتانجلی هم در مورد اهمیت پرانایاما می گوید‪« :‬اسانا‬ ‫و پرانایاما سرچشمۀ تمام نیروهای ماورایی است‪».‬‬ ‫هدف از اموزش پرانایاما بهره بردن از این اصل یوگا برای تنظیم‬ ‫و توازن جسم و ذهن همراه با ریلکس کردن و به کارگیری تنفس‬ ‫صحیح و تمرینات تنفسی کاربردی در راستای شارژ مجدد بدن و‬ ‫جلوگیری از نشــت انرژی در بدن و نیز بازسازی تن و روان است‪.‬‬ ‫این گونه اســت که پرتوجو خود را از تاثیرات منفی ناهنجاری های‬ ‫عصر حاضر مصون می دارد‪.‬‬ ‫عالی ترین و باالترین جلوۀ پرانا در ادمی اندیشــه اســت‪ .‬به هر‬ ‫کجا که بیندیشید پرانا در انجا جریان می یابد این یک قانون است‪.‬‬ ‫اندیشه های منفی مسموم کننده هستند و شما را ضعیف می کنند و‬ ‫تنش به همراه دارند و پرانا را این گونه از بین می برند‪ .‬شــخصی که‬ ‫یوگا انجام می دهد باید به ارامی دم و بازدم انجام دهد و همچنین به‬ ‫ارامی نفسش را حبس کند‪ .‬هنگامی که حجم زیادی پرانا درون خود‬ ‫ذخیره دارید‪ ،‬همانند یک گل سرخ زیبا و شاداب دیگران جذب شما‬ ‫می شوند چراکه تمرینات تنفسی از پیری زودرس و مرده شدن انرژی‬ ‫جلوگیری می کند و به بدنی قدرتمند دست خواهید یافت‪.‬‬ ‫پرتوجــو در حالی که با تمرین اســانا به بازســازی و احیای خود‬ ‫می پردازد‪ ،‬می بایست طبق تعالیم مربی مجرب به تمرینات تنفسی‬ ‫نیز بپردازد و احساســش را تحت کنتــرل بگیرد و از رژیم متعادل و‬ ‫مغذی پیروی کند‪ .‬هیچ محدودیت سنی برای تمرینات پرانایاما وجود‬ ‫ندارد و همگان در راستای انجام اساناها می توانند به این شاخه از یوگا‬ ‫نیز بپردازند‪.‬‬ ‫پرتوجو باید از هدررفتن پرانا در بدن بپرهیزد‪ .‬وقتی انسان با انجام‬ ‫یک ســری اعمال مقادیر زیادی انرژی ذخیره شده در بدن را در یک‬ ‫لحظۀ بسیار کوتاه از دست می دهد همانند این است که فلش دوربین‬ ‫را پس از هر بار شارژ تخلیه کنید‪ .‬در بدن انسان این شارژ با استراحت‬ ‫طبیعــی و یا انجام پرانایاما اتفاق می افتــد‪ .‬افراد معمولی اطالعی از‬ ‫پرانایاما ندارند و با استراحت و تغذیۀ صحیح مقدار کمی پرانا جذب‬ ‫می کنند که بسیار کم است و نمی تواند احیا کنندۀ کاملی باشد‪ ،‬ولی‬ ‫یک پرتوجو از طریق پرانایاما می اموزد که چگونه پرانا را به طور کامل‬ ‫جذب کند و یا از هدر رفتن ان بپرهیزد و این گونه می تواند از انرژی و‬ ‫شادابی فراوانی برخوردار گردد و جانی تازه یابد و در سیستم اعصاب‬ ‫و روان خود تعادل و هارمونی ایجاد کند‪.‬‬ ‫طی ســالیان دراز تنفس ما به شــکل اشتباه انجام می شده است‪،‬‬ ‫درواقع به جای انکه دردم شکم برجسته شود‪ ،‬به داخل فرو می رفته‬ ‫و دم سطحی صورت می گرفته و در بازدم به جای انکه شکم به داخل‬ ‫فرو رود برجسته می شده است‪.‬‬ ‫این تنفس اشتباه منجر به بروز بسیاری از بیماری های جسمی و‬ ‫روانی‪ ،‬پیری زودرس و فرســودگی تن می شود‪ .‬تنفس عمیق سبب‬ ‫حرکت دیافراگم می شــود و این حرکت منجر به ماساژ معده‪ ،‬رودۀ‬ ‫کوچک‪ ،‬کبد و قلب می گردد‪.‬‬ ‫تنفس صحیح تنفس شکمی است و تنفس معکوس تنفس مضر‬ ‫اســت‪ .‬تنفس شکمی تنفسی اســت که در ان با دم شکم به بیرون‬ ‫و با بــازدم به داخل بر می گردد‪ .‬تنفــس معکوس عکس این حالت‬ ‫اســت‪ .‬در هنگام ترس‪ ،‬تنفس به صورت طبیعی حبس شده و شکم‬ ‫به داخل می رود‪ .‬این امر به مرور زمان به تنفس معکوس منجر شده‬ ‫و در تنفس اختالل ایجاد می کند‪ .‬در ابتدای تمرینات تنفســی باید‬ ‫یاد گرفت الگوهای تنفســی اصالح شــود‪ .‬تمام وجود یک انسان به‬ ‫ریتم تنفس او برمی گردد‪ .‬برای تغییر ابتدا باید الگوهای تنفسی فرد‬ ‫شناخته شود‪.‬‬ ‫مهمترین‪ ،‬واضح ترین و عمیق ترین راه جذب پرانا تنفس است‪ .‬وقتی‬ ‫کیفیت پرانا افزایش یابد وضعیت های حقیقی و اساناها به خودی خود‬ ‫در بدن نیرو گرفته و به شکل مطلوب خود ان گونه که باید می شوند‪.‬‬ ‫در نتیجه ما از تمرینات پرانایاما استفاده می کنیم تا درک و اگاهی‬ ‫انقدر ظریف شود که توانایی ادراک انرژی های ظریف را کسب کنیم‪.‬‬ ‫باال بردن گنجایش ریه ها با باز شــدن قفســۀ سینه جهت تمرینات‬ ‫تنفسی بسیار مهم است‪.‬‬ ‫در یوگا بر ریتم تنفس کنترل داریم به طور مثال هنگامی که عصبی‬ ‫هستیم و تندتند نفس می کشیم‪ ،‬اگر تنفس را ارام کنیم عصبانیت‬ ‫نیز برطرف می شود‪ .‬یک سوم حجم ریه در افراد عادی دست نخورده‬ ‫است چرا که تنفس صحیح صورت نگرفته و ریه به طور کامل پرانا را‬ ‫جذب نکرده است‪.‬‬ ‫یک یوگی با تمرینات تنفســی نه تنها پرانا دریافت می کند‪ ،‬بلکه‬ ‫طول موج انرژی هایش هم تغییر می یابد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫با تحلیل تنفس شما درمی یابید که معموال یکی از سوراخ های بینی‬ ‫برای مدتی باز اســت و تنفس تنها از ان جریان دارد‪ .‬کمی بعد این‬ ‫سوراخ بسته می شــود و به تناوب سوراخ دیگر باز می گردد ولی این‬ ‫جریان برای چند ثانیه از هر دو سوراخ بینی فعال است‪.‬‬ ‫پرانایاما به شما کمک می کند تا اگاهی جامع و علمی از تغییر این‬ ‫تنــاوب پیدا کنید‪ .‬چرا که این ریتم بــه تمام جریانات فیزیکی بدن‬ ‫شما مرتبط است‪ .‬چه چیزی نقطۀ بارز هر جریان تنفسی است و چرا‬ ‫عوض می شود؟ جواب این سوال را تنها از طریق انجام دادن پرانایاما‬ ‫بــه صورت عملی و ملموس تحت نظــر مربی مجرب خواهید یافت‪.‬‬ ‫تنفس باید به گونه ای باشد که تک تک اعضای بدن حتی انگشتان ان‬ ‫را لمس کنند و شما باید بتوانید تازگی و زندگی را با دم به همۀ نقاط‬ ‫بدن فرستاده و با بازدم انرژی های مرده را خارج کنید‪.‬‬ ‫هنگام انجام تمرین پرانا به منظور جذب بیشتر ان در بدن‪ ،‬و برای‬ ‫دریافت نیروی شفابخشــی ان‪ ،‬در هنگام حبس هوا در شــش ها‪ ،‬با‬ ‫تصوری روشن و محکم‪ ،‬فکر کنید که همۀ بدن تان‪ ،‬از سر تا پا پر از‬ ‫نیروی پرانا شده اســت‪ .‬فکرتان را در همۀ بدن گردش داده و از سر‬ ‫تا پا‪ ،‬هر عصب و هر ســلول را با چشم فکر بررسی و تصور کنید که‬ ‫ان ها پر از نیروی پرانا شــده اند و هیچ سلولی در بدن یافت نمی شود‬ ‫که خالی از پرانا باشد‪.‬‬ ‫با این روش دریافت پرانا‪ ،‬به زودی نشــاط و ســامتی را در خود‬ ‫احســاس خواهید کرد‪ .‬البته افزایش زمان این تمرین باید بر اساس‬ ‫میزان پیشرفت فرد تمرین کننده باشد‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪13‬‬ ‫مقایسۀ فرهنگ غربی و شرقی یوگا‪:‬‬ ‫یک حکایت با روایاتی گوناگون‬ ‫برگردان‪ :‬لیال خیراندیش‬ ‫چنانچه برداشت شما از یوگا انجام تمامی اساناها در یک سالن ســرزمین های دیگر ســفر کرد و به غرب رسید‪ .‬البته یوگایی که‬ ‫امروزه در کشورهای غربی انجام می گیرد با انچه که از شرق امده‬ ‫اموزشی است‪ ،‬بهتر است بار دیگر به ان بیندیشید!‬ ‫در اینجا‪ ،‬به بررسی چندین روش مقایسۀ یوگای مدرن امریکایی کام ً‬ ‫ال متفاوت است و تفاوتی اساسی میان فرهنگ یوگای شرق و‬ ‫غرب دیده می شود‪.‬‬ ‫با یوگای سنتی هندی می پردازیم‪.‬‬ ‫حال نگاهی می اندازیم به تفاوت یوگای شرق و غرب‬ ‫‪Satyajeet Vispute‬‬ ‫‪Des 04 2018‬‬ ‫بر اســاس متون کهن‪ ،‬هندیان اولین کســانی بودند که یوگا را‬ ‫شــکل دادند و ان را نسل به نسل منتقل کردند‪ .‬این هنر باستانی‬ ‫هزاران سال در مشــرق زمین اجرا شد و با گذشت زمان به عنوان‬ ‫راهی درست برای دســتیابی به قدرت بدنی در کنار روشنگری و‬ ‫خودشناسی شناخته شد‪.‬‬ ‫از اولیــن برخورد غربی ها با یوگی های شــرق‪ ،‬حس کنجکاوی‬ ‫شدید انان باعث شد تا به ارزش یوگا پی ببرند‪ .‬برخی جذب اهداف‬ ‫معنوی ان شده و برخی دیگر به بُعد جسمانی و فواید سالمتی اش‬ ‫روی اوردنــد‪ .‬هنر یــوگا با چنین جاذبۀ عمومی گســترده ای به‬ ‫‪14‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫محبوبیت بیشتر یوگا در غرب‬ ‫اگرچه هند به عنوان زادگاه یوگا شناخته شده است‪ ،‬اما این هنر‬ ‫باستانی در غرب محبوبیت بیشتری دارد؛ طوری که بیشتر مردم به‬ ‫تمرین یوگا می پردازند‪.‬‬ ‫در هند به یوگا از منظرخودشناسی و رشد معنوی توجه می شود‪،‬‬ ‫تمرکزشــان بیشتر روی مدیتیشن اســت و اغلب در میان سالی و‬ ‫کهن سالی به ان می پردازند؛ ولی در غرب مردم با هر سن و سالی به‬ ‫این ورزش روی می اورند‪ .‬یوگا راهی برای تثبیت زیبایی و تناسب‬ ‫اندامشان به شمار می رود‪.‬‬ ‫ارتباطات و واکنش هاســت‪ .‬مربیان به زبان پویایی به موضوعاتی‬ ‫سنت‪ ،‬اساس یوگای شرق‬ ‫یوگا در شرق در غالب فرمت استانداردی انجام می گیرد و زیاد همچون سالمتی‪ ،‬روابط متقابل‪ ،‬لذت‪ ،‬غم‪ ،‬عشق‪ ،‬ضربۀ عاطفی‬ ‫دستخوش تغییرات نمی گردد‪ .‬جنبۀ سنتی یوگا بیشتر مورد توجه و غیره می پردازند که تمامی این موارد در شــرق نوعی سرگرمی‬ ‫قرارگرفته و زیاد روی ان تبلیغ نمی شود‪ .‬اما درست برخالف شرق‪ ،‬تلقی می گردد‪.‬‬ ‫انواع گسترده ای از یوگا در غرب وجود دارد‪ .‬به منظور جذب افراد‬ ‫یوگای غربی بر پایۀ مد‬ ‫بیشتر‪ ،‬گونه های خالقانه ای از یوگا در حال گسترش است‪ .‬از انواع‬ ‫اساساً‪ ،‬فلسفۀ یوگا بر پایۀ دوری گزینی از دنیای مادی است‪ .‬در‬ ‫ان می توان یوگای شکالت‪ ،‬یوگای موسیقی‪ ،‬یوگای راک اند رول‪،‬‬ ‫شــرق‪ ،‬منظور از لباس یوگا لباس گشاد و راحتی است که بتوان‬ ‫یوگای برهنه‪ ،‬یوگای عشق‪ ،‬بروگا و ‪...‬را نام برد‪.‬‬ ‫به راحتی تمامی اساناها را با ان انجام داد‪ .‬ابزار به کار رفته معموالً‬ ‫ساده‪ ،‬ارزان و به دور از زرق و برق ظاهری است‪ .‬اما یوگا در غرب‬ ‫یوگا در شرق یک روش زندگی‬ ‫یوگا در مشــرق زمین روشــی برای زندگی به شمار می رود‪ .‬جنبۀ تجاری پیدا کرده است‪ .‬چندین هزار دالر به صنعت پوشاک‬ ‫یوگا‪ ،‬عالوه بر توجه به تمرینات فیزیکی که برای حفظ تناســب مد روز اختصاص می یابد تا هنگام انجام یوگا در سالن های ورزشی‬ ‫اندام الزم است‪ ،‬به شــما می اموزد تا به خود و دنیای اطراف تان ظاهری خوب داشته باشید‪.‬‬ ‫احترام بگذارید و مسیر روشنگری و خودشناسی را سر راه تان قرار‬ ‫تفاوت مربیان یوگا در شرق و غرب‬ ‫می دهد‪ .‬اما به نظر می رسد دنیای غرب تنها بُعد فیزیکی یوگا را به‬ ‫در شــرق‪ ،‬افراد سال های زیادی از عمرشان را صرف یادگیری‬ ‫امانت گرفته و فقط به تناسب اندام بها می دهد طوری که بیشتر‬ ‫اوقات یوگا فقط شکلی از تمرینات بدنی است و نه چیزی دیگر‪ .‬این هنــر می کنند تا اینکه باالخره روزی تصمیم می گیرند خود‬ ‫بــه تعلیم ان بپردازنــد‪ .‬یادگیری یوگا فرایند بی انتهایی اســت‬ ‫و بســیاری از مربیان همواره خود را شــاگرد می دانند و در طول‬ ‫فرهنگ یوگای شرق خواهان ساده گرایی‬ ‫در شــرق‪ ،‬اســتادان یوگا یــاد می گیرند تا ســبک زندگی زندگی هم چنان به فراگیری ان ادامه می دهند‪ .‬اما در غرب عکس‬ ‫مینی مالیستی را درپیش گیرند‪ .‬تشــویق می شوند تا از اموال و ان اتفاق می افتــد‪ .‬در غرب تنها تعداد محدودی از مربیان زمان‬ ‫زیادی را صرف یادگیری یوگا می کنند و حرفی برای گفتن دارند‪.‬‬ ‫جاذبه های دنیوی فاصله گرفته و به درون سیر کنند‪.‬‬ ‫یوگای غربی‪ ،‬چنان که انتظار می رود‪ ،‬به این محدودیت ها بهایی بسیاری از افراد با شرکت کردن در دوره های چندماهۀ مربی گری‬ ‫نمی دهد‪ .‬ان ها اغلب سبک زندگی معمول خود را دنبال کرده و مدرک یوگا می گیرند‪ .‬جالب این است که بسیاری از این دوره ها‬ ‫استانداردهای زندگی را اجرا می کنند‪ .‬یوگا از دید ان ها تنها راهی توسط مربیانی برگزار می شود که از شرق به غرب مهاجرت کرده ‬ ‫و به اموزش یوگا مشغول شده اند‪.‬‬ ‫برای حفظ سالمت شان است‪.‬‬ ‫رابطۀ خودمانی تر معلم و شاگرد در یوگای غرب‬ ‫در هند‪ ،‬طبق ســنت های موجود‪ ،‬یادگیری یوگا بر پایۀ رابطۀ‬ ‫مراد و مریدی (معلم و شــاگردی) شــکل می گیرد‪ .‬مراد به فرد‬ ‫روشنگری اطالق می شــود که مرید را از جهل و نادانی به سوی‬ ‫دانش و اگاهی ســوق می دهد‪ .‬معلم فرد بسیار عزیز و محترمی‬ ‫است که اموخته هایش باید به طورکامل رعایت شود‪ .‬شاگرد نیز‬ ‫برای معلمش احترام بســیاری قائل است‪ ،‬باید رفتار مناسبی در‬ ‫مقابل استادش داشته باشد‪ ،‬همواره مشتاق خدمت به او باشد و‬ ‫قدرشناسی اش را برای چیزهایی که یاد می گیرد ابراز کند‪.‬‬ ‫امــا در غرب‪ ،‬رابطۀ معلم و شــاگرد خودمانی تر اســت‪ .‬معلم‬ ‫برای شــاگرد حکم یک دوســت را دارد و روش ارتباطی شــان‬ ‫کام ً‬ ‫ال غیررسمی است‪ .‬در بعضی سالن های بزرگ یوگا در غرب‪،‬‬ ‫ً‬ ‫شاگردان به ندرت معلم خود را می شناسند و صرفا تمریناتی را به‬ ‫صورت مستقل انجام می دهند‬ ‫تفاوت سبک های اموزشی یوگا در شرق و غرب‬ ‫در هند‪ ،‬تاکید اصلی مربیان یوگا روی انجام صحیح اســاناها‪،‬‬ ‫مدیتیشــن‪ ،‬تمرینات تنفســی و یاداوری فوایــد انجام هر یک‬ ‫از ان هاســت‪ .‬مربیان‪ ،‬معموالً به زبانی بســیار ساده و قابل فهم‪،‬‬ ‫امــوزش خــود را به انجــام صحیح تکنیک های یــوگا محدود‬ ‫می کننــد‪ .‬حال انکــه در غرب‪ ،‬جلســات یوگا بیشــتر بر پایۀ‬ ‫بیکرام یوگا (هات یوگا یا یوگای داغ)‬ ‫یوگای داغ به مجموعه ای از تمرینات یوگا اطالق می شود که در‬ ‫شرایط دمایی و رطوبتی مصنوعی سالن ها انجام می گیرد‪ .‬بیکرام‪،‬‬ ‫پایه گذار این نوع یوگا‪ ،‬مدعی است که در دمای باال انعطاف پذیری‬ ‫بدن برای انجام اساناهای گوناگون باالترمی رود‪ .‬ابداع ان به سال‬ ‫‪ 1970‬برمی گردد و امروزه در غرب هنوز طرفداران خود را دارد‪.‬‬ ‫اما این رشته از یوگا هیچ گاه در هند از محبوبیت برخوردار نبود تا‬ ‫جایی که برای بسیاری از مربیان یوگای سنتی جای سوال بود که‬ ‫ایا اساساً می توان ان را شکلی واقعی از یوگا دانست؟‬ ‫بنابراین‪ ،‬در حالی که فرهنگ یوگای شرق هنوز بر جنبه های‬ ‫سنتی اش استوار است‪ ،‬رقیب غربی ان به سوی مدرنیزه شدن و‬ ‫جنبۀ تجاری پیش می رود‪-‬که البته اساساً چیز بدی نیست‪.‬‬ ‫ممکن اســت یوگای مدرن غرب با یوگای سنتی شرق مغایر‬ ‫باشــد‪ ،‬اما هنوز هم باعث بهبود تناسب اندام می شود و این دلیل‬ ‫اصلی محبوبیت امروز ان است‪ .‬جنبۀ تجاری ان هم نقش مهمی‬ ‫در شناساندن این هنر سودمند شرق ایفا می کند‪.‬‬ ‫در عصر مدرن‪ ،‬یوگای شرق و غرب هر یک نقش منحصر به فرد‬ ‫خود را دارند‪ .‬برای افرادی که خواهان جنبۀ خودشناســی و سیر‬ ‫به درون هســتند شرق اولویت برتر است‪ .‬از سویی دیگر‪ ،‬یوگای‬ ‫غربی برای افرادی که خواهان تناسب اندام هستند گزینۀ خوبی‬ ‫به شمار می رود‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪15‬‬ ‫جاپا‬ ‫‪1‬‬ ‫(ذکرگویی)‬ ‫برگردان‪ :‬مینا بختیاری‬ ‫برگرفته از کتاب ‪The Heart and Science of Yoga‬‬ ‫در علم یوگا‪ ،‬به گوش فرادادن به ذکر در ســکوت و در سراسر سادگی بپذیرید که شما بخشی جداناپذیر از یک خرد منعم هستید‬ ‫و اماده اید که مشتاقانه وظیفۀ خود را در هستی به انجام برسانید‪.‬‬ ‫طول روز‪ ،‬جاپا گفته می شود‪.‬‬ ‫تمرین جاپا ساده‪ ،‬اسان و لذت بخش است‪ .‬فقط توجه خود را به‬ ‫زمان و مکان تمرین جاپا‬ ‫صورت پیوسته بر روی صوت مقدس ذکر معطوف کنید؛ گویی به‬ ‫با تمامی وجود‪ ،‬با ذکر خود انس بگیرید‪ .‬هنگامی که شما ذکری‬ ‫یک موسیقی زیبا گوش می دهید‪ .‬با همان احساساتی که والدین‬ ‫با نوزادانشــان ارتباط برقرار می کنند‪ ،‬با ذکر ارتباط برقرار کنید‪ .‬را انتخــاب می کنید‪ ،‬ان ذکر باید اندیشــه ای پیش فرض‪ ،‬همراه‬ ‫چنانچه ذکری مورد عالقۀ شــما باشد‪ ،‬با عشق ان را بیان کنید‪ .‬همیشگی و موسیقی زندگی شما شود‪ .‬هرگاه بنا نیست که کاری‬ ‫به یادداشته باشید‪ :‬تمام قدرت ها در قلمرو نامحسوس است‪ .‬شما خاص یا وظیفه ای را انجام دهید‪ ،‬به مانترا گوش کنید‪ .‬با عشــق‬ ‫همان چیزی می شوید که به ان می اندیشید‪ ،‬و به ازای هر کنش‪ ،‬توجه خود را بر طنین صوت مقدس ذکر معطوف کنید درســت‬ ‫واکنشی خواهد بود‪ .‬بنابراین‪ ،‬هر زمانی هر چند کوتاه که فرصت مثل انکه موج رادیو را برای گوش دادن به اهنگ مورد عالقۀ خود‬ ‫تنظیم می کنید‪.‬‬ ‫داشتید‪ ،‬در سکوت به تکرار ذکر بپردازید‪.‬‬ ‫صبح ها که از خواب بیدار می شوید روز خود را با گوش فرادادن‬ ‫مود شما قدرتی همانند یک شرایط اب و هوایی بسیار سخت‬ ‫را داراســت‪ ،‬اما با این حال شما همیشــه این انتخاب را دارید که بــه ذکر خود اغاز کنید‪ ،‬به هنگام خواب نیز به صوت مقدس ذکر‬ ‫توجه تان را بر روی چه مســئله ای متمرکز کنید‪ .‬در هر شرایطی‪ ،‬گوش فرا دهید‪ .‬درواقع‪ ،‬اگر شــما به هنگام خواب رفتن به صوت‬ ‫انچه را که باید انجام شود‪ ،‬در زمانی که باید انجام شود به سادگی مقدس ذکر گــوش فرادهید‪ ،‬ان ذکر در تمام طول شــب تکرار‬ ‫انجام دهید‪ ،‬ان زمان است که می بینید نیروی ذخیره شدۀ مانترا می شود و سالمتی و قدرت را برای ضمیرناخوداگاه شما به ارمغان‬ ‫(ذکر) در زمانی که بیشــترین نیاز را به ان دارید به شکل عشق‪ ،‬می اورد‪ .‬در زمان اماده سازی یا صرف غذا‪ ،‬در سکوت به ذکر خود‬ ‫گوش فرادهید‪ .‬در زمان بیماری‪ ،‬به ارتعاش شفابخش ذکر گوش‬ ‫شجاعت و قدرت به کمک شما می اید‪.‬‬ ‫نکتــۀ متناقض با این ادعا که باید ان را مد نظر قرار دهید این فرادهید‪ .‬زمانی که در مطب دکتر به انتظار نشسته اید‪ ،‬و نیز پشت‬ ‫است که به رغم انچه در اینجا گفته شد‪ ،‬نباید انتظار نتیجۀ خاصی چراغ قرمز‪ ،‬به ذکر خود گوش فرادهید‪ .‬زمانی که موضوعی شــما‬ ‫را از تمرینات جاپای خود داشته باشید‪ .‬پروردگار یکتا به عنوان قادر را عصبانــی می کند‪ ،‬عصبانیت خود را مشــاهده و ان را با مانترا‬ ‫مطلق واقف به همۀ امور و همیشــه حاضر‪ ،‬مشتاقانه دقیقاً همان جایگزین کنید‪ .‬هر چه بیشتر به ذکر گوش فرادهید‪ ،‬بیشتر از ان‬ ‫چیزی را که شما نیاز دارید فراهم می کند‪ .‬به شرطی که بتوانید به سود می برید‪.‬‬ ‫‪16‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫فــرض کنیــد در پایــان یــک روز کاری با عجلــه به منزل‬ ‫برمی گردید‪ ،‬دیرتان شده و باید شیر بخرید‪ .‬به یک فروشگاه بزرگ‬ ‫محلی می روید و بعد از برداشتن شیر برای حساب کردن به محل‬ ‫صنــدوق می روید و فردی را در صــف‪ ،‬جلوی خود می بینید که‬ ‫ســی قلم جنس در سبد خرید خود دارد و این در حالی است که‬ ‫در انجا تابلویی نصب شده که نشان می دهدکه این صندوق تنها‬ ‫برای مشتریانی است که ده قلم جنس یا کمتر برداشته اند‪ .‬با همۀ‬ ‫خستگی تان‪ ،‬تنها با عشق خشم خود را رها کنید و با ذکر‪ ،‬خود را‬ ‫به ارامش برسانید‪.‬‬ ‫از انجایی که شما نیاز ندارید که توجه خود را به مدت طوالنی‬ ‫بر روی کاری متمرکز کنیــد‪ ،‬هر زمانی برای گوش دادن به ذکر‬ ‫برای شما مناسب خواهد بود‪ .‬انتظار برای فرارسیدن یک موقعیت‬ ‫خاص‪ ،‬نه یک ضرورت است و نه توصیه می شود‪ .‬فقط کافی است‬ ‫که هر زمانی کــه در طول روز به ان فکر می کنید‪ ،‬توجه خود را‬ ‫بــر روی ان معطوف کنید و به صوت مقدس ذکر گوش فرادهید‪.‬‬ ‫سپس در مواجهه با ترس‪ ،‬خشم یا خواستۀ خودخواهانه‪ ،‬ذکر در‬ ‫اگاهی شما همراه با شجاعت‪ ،‬سخاوتمندی و قدرتی که نیاز دارید‪،‬‬ ‫وارد خواهد شد‪.‬‬ ‫پیاده روی همراه با ذکر‬ ‫یک پیاده روی سریع‪ ،‬با ارامش و بیست دقیقه ای به همراه ذکری‬ ‫که در اگاهی شما طنین انداز می شود یکی از سالمت بخش ترین و‬ ‫مالیم ترین تمریناتی است که می توانید انجام دهید‪ .‬چه احساس‬ ‫کنید در نقطۀ اوج ایستاده اید‪ ،‬چه احساس کنید به طور کامل در‬ ‫اســترس روزانه غرق شده اید‪ ،‬در هر حال دستگاه پخش سی دی‬ ‫خــود را در خانه بگذارید و بــه پیاده روی همراه بــا ذکر بروید‪.‬‬ ‫همان طور که افکار‪ ،‬تمایالت یا عواطف توجه شما را برمی انگیزند‪،‬‬ ‫با عشــق از ان ها استقبال و ان ها را نظاره کنید و به ان ها احترام‬ ‫بگذارید‪ .‬ســپس خودخواسته ان ها را به همان مبدائی که از انجا‬ ‫امده انــد بازگردانید‪ .‬این تمرین اثرات شــگفت انگیزی همچون‬ ‫تجدیدحیات‪ ،‬ارامش بخشــی و تمرکز به همراه دارد‪ .‬سعی کنید‬ ‫پیــاده روی همراه با ذکر را به عنوان جزئی از برنامۀ منظم خود در‬ ‫صبح و عصر بگنجانید‪.‬‬ ‫در پایان متذکر می شــویم جاپا یا تکرار ذکر مختص اســام و‬ ‫یا مکتب خاص دیگری نیســت‪ ،‬بلکه مکاتب ابراهیمی هم‪ ،‬برای‬ ‫ارتبــاط برقرار کردن با خدا و نزدیک کــردن قلب و روح پیروان‬ ‫خود با خالق‪ ،‬روشــی از ذکر گفتن را ابداع کرده اند‪ .‬مسلمانان در‬ ‫پیروی از دستورات دینی به پروردگار خود با تمام قلب‪ ،‬روح و توان‬ ‫خود عشــق می ورزند‪ .‬هر مذهبی یک شــیوه ای را برای یاداوری‬ ‫حقیقت الهی می اموزد‪ .‬در یهودیت‪ ،‬دست نوشته های مزوزا را در‬ ‫چارچوب ورودی ســاختمان نصب می کردند تا افرادی که داخل‬ ‫یا خارج می شــدند‪ ،‬خداوند یگانه را به یــاد اورند‪ .‬کاتولیک ها از‬ ‫دانه های تسبیح برای انجام دعای بی وقفه استفاده می کنند‪ .‬ماال‬ ‫برای هندوها و بودایی ها و دانه های تسبیح برای مسلمانان همگی‬ ‫به منظور یاداوری نام خدا به طور مستمر‪ ،‬استفاده می شود‪.‬‬ ‫‪1- Japa‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪17‬‬ ‫شاواسانا و امکانات ان در یوگای جامع‬ ‫سینا صمیمی‬ ‫د‬ ‫پای وم و‬ ‫انی‬ ‫در بخش پیشــین این گفتار‪ ،‬کلیاتی دربارۀ اهمیت شاواســانا‪،‬‬ ‫مراحل کلی شاواســانا و کاربردهــای ان در یوگای جامع‪ ،‬گفتیم‬ ‫همین طور به شاواسانای پاک کننده یا جارو کردن پرداختیم‪.‬‬ ‫ن اشخاص باید شاواســانایی بسیار کوتاه داشته باشند‪ ،‬و‬ ‫کند‪( .‬ای ‬ ‫شاواســانای طوالنی موجب به خواب رفتن ان ها و یا ایجاد حس‬ ‫اندوه خواهد شد‪).‬‬ ‫اینک پیش از انکه به انواع شاواسانا بپردازیم بیان این نکته ضروری‬ ‫است که در هنگام شاواسانا سه سطح مکانیسم ما (کوشاها)‪ ،‬یعنی‬ ‫بدن‪ ،‬احساسات و خرد‪ ،‬بر کیفیت یکدیگر تاثیر می گذارند؛ بنابراین‪،‬‬ ‫به طور خیلی کلی سه گروه را در نظر می گیریم‪:‬‬ ‫‪ -2‬گروه دوم‪:‬‬ ‫در صورتی که شــخص هویت خــود را در هیجانات و راجاس‬ ‫دریابد‪ ،‬پس از شاواســانا ارامش را در بدن و انرژی و شــوق را در‬ ‫احساســات و وضوح را در ذهن تجربه خواهد کرد‪ .‬برای این گروه‬ ‫استفاده از موسیقی و یا رایحه های ارام بخش می تواند گاهی به عنوان‬ ‫ابزار کمکی به کار رود‪( .‬در این گونه افراد زمان شاواسانا باید متوسط‬ ‫باشد و شاواسانای طوالنی موجب بی قراری خواهد شد‪).‬‬ ‫‪ -1‬گروه اول‪:‬‬ ‫اگر در فردی بدن فیزیکی هویتی تام تر داشــته باشد‪ ،‬ذهن و‬ ‫احساسات متاثر از الگوهای زمخت‪ُ ،‬کند و سنگین ان خواهند شد‪،‬‬ ‫بنابراین پس از تمرین احساس رخوت و بی انگیزگی (نه ارامش) در‬ ‫احساســات و خواب الودگی و کندی و گاهی افسردگی در شخص‬ ‫پدیدار خواهد شد‪ .‬یکی از توصیه ها برای این گروه استفاده از وزنه‬ ‫روی بخش هایی از عضالت بدن است که ضمن اینکه موجب ازاد‬ ‫شــدن بعضی از گرفتگی های عضالنی می شود‪ ،‬ابزاری مناسب نیز‬ ‫هســت برای اینکه توجه فرد را به ان نقاط تحت فشــار معطوف‬ ‫‪18‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ -3‬گروه سوم‪:‬‬ ‫نهایتاً اگر خرد و اگاهی هویت اصلی تر شــخص باشــد‪ ،‬پس از‬ ‫شاواســانا ســبکی در بدن‪ ،‬ارامش در احساسات و هوشیاری توام‬ ‫با ســکون را در ذهــن تجربه خواهد کرد‪ .‬در این گونه اشــخاص‬ ‫شاواســانای طوالنی موجب تجربۀ جدایی ذهن از محسوســات‬ ‫(پراتی اهارا) خواهد شد‪.‬‬ ‫زیر بغل‪ ،‬دنده ها‪ ،‬پهلوی راست و نیمۀ راست لگن‪ ،‬ران راست‪ ،‬زانو‪،‬‬ ‫ساق‪ ،‬مچ‪ ،‬پاشنه‪ ،‬کف و پشت پا و تک تک انگشتان پای راست و‬ ‫نهایتاً کل پای راست‪ ،‬انگاه کل نیمۀ راست بدن‪ .‬نیمۀ چپ نیز به‬ ‫همین ترتیب و سپس پشت بدن (از استخوان دنبالچه) از پایین‬ ‫به باال تا تاج سر و صورت و سینه و شکم و بافت ها و غدد جنسی‬ ‫و مقعد و نهایتاً کل حجم بدن مورد توجه قرار می گیرد‪.‬‬ ‫در مورد تکنیــک مرکز هم تقریباً منطق کار همین اســت‪،‬‬ ‫بــا این تفاوت کــه توجه از اعضای بدن حرکــت کرده و به ناف‬ ‫منتهی می گردد‪.‬‬ ‫این دو روش برای گروه دوم می تواند کارایی داشته باشد و زمان‬ ‫ان از زمان گروه اول کمی بیشتر است (حدود ‪ 10‬تا ‪ 15‬دقیقه)‬ ‫ج‪ :‬شاواسانای جزء به جزء و پراکنده‪:‬‬ ‫این شاواسانا با روش ب اغاز می شود و سپس سطوح مختلف‬ ‫( نیمۀ راست‪ ،‬نیمۀ چپ‪ ،‬پایین تنه‪ ،‬باالتنه‪ ،‬سطح رو و سطح زیر)‬ ‫تجربه می شــود و در ادامه اجزاء کوچک و مشخص بدون رابطۀ‬ ‫منطقی تجربه می شود (زانوی راست‪ ،‬جناغ سینه‪ ،‬چانه‪ ،‬انگشت‬ ‫میانی پای چپ‪ ).... ،‬که در نهایت احســاس سبکی و بی وزنی را‬ ‫القاء می کند (انجام روش فوق ‪ 15‬الی ‪ 30‬دقیقه زمان می برد)‪.‬‬ ‫این روش برای گروه سوم و نیز یوگانیدرا کاربرد دارد همچنین‬ ‫مدخلی به پراتی اهاراســت و گاهی موجب ازاد شدن کارماهایی‬ ‫در پرتوجو می گردد؛ بنابراین‪ ،‬باید ان را در حضور مربی باتجربه‬ ‫اموزش دید‪.‬‬ ‫چند روش اصلی شاواسانا‬ ‫هـ‪ :‬شاواسانای پرانایی‪:‬‬ ‫این شاواســانا در دوره های تمریــن تخصصی پرانایاما و پس‬ ‫از تمرین اوجایی بســیار ملموس تر تجربه می شــود و عملکرد‬ ‫شگفت انگیز و موازی پرانا و تنفس به تفکیک تجربه می شود‪ .‬در‬ ‫ایــن روش نیز پراتی اهارا را می توان تجربه کرد و یکی از بهترین‬ ‫روش ها برای شــفا یافتن اســت زیرا توجه و تنفــس و پرانایاما‬ ‫هماهنگی می یابند‪ .‬همچنین مقدمه ای موثر برای مراقبه است‪.‬‬ ‫این روش برای کســانی مناسب اســت که بدن و ذهنی تربیت‬ ‫شده با اسانا داشته باشــند و برای کسانی که داروی ارامبخش‬ ‫مصرف می کنند یا دچار افسردگی و یا بیماری های مشابه هستند‬ ‫مناسب نیست‪.‬‬ ‫به طور خیلی کلی می توان گفت این شاواســانا تجربۀ قبض و‬ ‫بسط سلول های بدن است‪.‬‬ ‫الف‪ :‬شاواسانای از کل به جزء (پایین به باال)‪:‬‬ ‫در این شاواســانا بــا بخش های بزرگ تــر و زمخت تر بدن اغاز‬ ‫می کنیم و برحســب تجربۀ پرتوجو‪ ،‬در اوایل بسیار کلی و از پاها‬ ‫حرکت می کنیم (مانند‪ :‬پای راســت و پای چپ‪ )...‬و پس از مدتی‬ ‫کمی دقیق تر (مانند کف پا‪ ،‬مچ پا‪ ،‬زانو و‪ )...‬و مسیر توجه این گونه‬ ‫اســت‪ :‬پای راســت‪ ،‬پای چپ‪ ،‬کمر و پشت‪ ،‬شکم و سینه‪ ،‬دست‬ ‫یک توصیۀ جامع‪:‬‬ ‫راست‪ ،‬دست چپ‪ ،‬گردن و صورت‪ .‬این گونه تکنیک ها برای گروه‬ ‫توصیه برای معلمین جوان‪ :‬اشتیاق زیاد برای اموزش ممکن‬ ‫اول بســیار مناسب است‪ .‬زمان شاواسانا برای این گروه حدود ‪ 5‬تا‬ ‫است انسان را دچار هیجانی کاذب نماید و در اموزش دچار افراط‬ ‫‪ 10‬دقیقه است‪.‬‬ ‫گردد‪ .‬باید دانست در شاواسانا نیز همانند اسانا حد و توان و تجربۀ‬ ‫شاگردان متفاوت است‪ .‬به شاگردان تازه وارد نباید همانند خود و‬ ‫ب‪ :‬شاواسانای جزء به کل و شاواسانای مرکز‪:‬‬ ‫در این شاواسانا ابتدا روی اجزاء کوچک بدن مکث می کنیم و در یا شاگردان قدیمی شاواسانا داد‪ .‬زیرا ممکن است عوارضی را در‬ ‫نهایت توجه را روی کل متمرکز می نماییم‪ .‬در یک روش متعارف پی داشته باشد‪ .‬در اموزش یوگا اعتدال‪ ،‬صبر‪ ،‬پشتکار و واقع بینی‬ ‫توجه را به انگشــتان دست راست و سپس کف دست و بعد مچ و بسیار مهم اســت‪ .‬زندگی نامۀ اساتید نشان می دهد که هیچ راه‬ ‫ساعد و ارنج و بازو و شانه می دهیم و انگاه کل دست راست و سپس میانبر دیگری که ما را هدف برساند وجود ندارد‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪19‬‬ ‫‪1‬‬ ‫پراالدا از یوگا می گوید‬ ‫سید عبدالحمید موحدی‬ ‫پراالدا از جمله مربیان حرفه ای یوگاست که سال ها است به اموزش یوگا اشتغال دارد‪ .‬او ضمن اینکه یکی از ‪ 8‬عضو اداره کنندۀ مراکز‬ ‫بین المللی یوگای شیواناندا است به عنوان معلم هاتایوگا و راجایوگا به طور مرتب به کشورهای مختلف سفر می کند و تاکنون در اموزش‬ ‫هزاران مربی از ملیت های مختلف نقش اساسی ایفا نموده است‪.‬‬ ‫پراالدا مسئول اداره کنندۀ مراکز و اشرام های یوگای شیواناندا در کانادا و هندوستان است و مصاحبۀ فوق در دی ماه سال ‪ ،97‬همزمان‬ ‫با حضور گروه ایرانی در اشرام یوگای شیواناندا‪ ،‬واقع در منطقۀ نیردام استان کرالی هندوستان با او به عمل امده است‪.‬‬ ‫نظر خوانندگان محترم را به مصاحبه جلب می کنیم‪.‬‬ ‫س‪ :‬ممکن است خودتان را معرفی کنید‬ ‫و بگویید چگونه یوگا را شروع کردید و به‬ ‫موسسه شیواناندا پیوستید؟‬ ‫ج‪ :‬من متولد یکی از مناطق جنوبی هند‬ ‫هســتم‪ .‬از وقتی چهار ساله بودم با برادرم‬ ‫یوگا کار می کردم‪ .‬برادرم در ژانویۀ ‪1984‬‬ ‫من را به دورۀ مربیگری فرســتاد و درست‬ ‫پس از ان به موسسه شیواناندا پیوستم‪ .‬ابتدا‬ ‫برای چندین ماه کارمایوگا انجام می دادم و‬ ‫هر کاری از جمله شستشوی توالت‪ ،‬نظافت‬ ‫اتاق ها و محوطۀ حیاط‪ ،‬کارهای اشپزخانه‬ ‫و ‪ ...‬را انجــام می دادم‪ .‬به دنبال ان کارهای‬ ‫‪20‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫دفتری به من محول شد‪ .‬در قسمت اداری‬ ‫اشرام اموری همچون پاسخ گویی به تلفن‪،‬‬ ‫ثبت نام مراجعین و غیره را انجام دادم‪ .‬پس‬ ‫از ان به عنوان کمک مربی و بعدها با سمت‬ ‫مربی یوگا در اشــرام دو کالس را هر روز‬ ‫اداره می کــردم‪ .‬رفته رفته پس از ســال ها‬ ‫مسئولین اشــرام بر ان شدند که با توجه‬ ‫به عشــق و عالقه ای که به انجام خدمت‬ ‫داشتم کارهای مهم تری را به من بسپارند‪.‬‬ ‫از انجایی که مرکز یوگای شیواناندای شهر‬ ‫تورنتوی کانادا نیاز به سرپرست داشت‪ ،‬مرا‬ ‫بــه کانادا اعزام کردند‪ .‬الزم به ذکر اســت‬ ‫زمانی که به اشــرام یوگا رفتم حتی یک‬ ‫کلمه انگلیســی بلد نبودم‪ ،‬ولی به واسطۀ‬ ‫اینکه مجبور بودم با دیگران ارتباط برقرار‬ ‫کنم دست و پا شکسته با این و ان صحبت‬ ‫می کردم تا روزبه روز صحبت کردنم به زبان‬ ‫انگلیسی بهتر شد و زمانی که به کانادا رفتم‬ ‫خیلی خوب می توانستم انگلیسی صحبت‬ ‫کنم‪ .‬در مرکز یوگای تورنت و بااینکه چندین‬ ‫سال ســابقه داشــتم و از اموزش های دو‬ ‫مربی هم بهره مند شده بودم‪ ،‬مجبور بودم‬ ‫ضمن اداره کردن مرکز و پی گیری امورش‬ ‫روزی چهار کالس را هم اداره کنم و یوگا‬ ‫را به شرکت کنندگان در کالس ها اموزش‬ ‫بدهم و این انرژی بسیاری را طلب می کرد‪،‬‬ ‫ولی استادی که از او یوگا را یاد گرفته بودم‬ ‫کســی بود که می خواست پیام یوگا را در‬ ‫جهان گســترش دهد و فرهنگ سالمتی‬ ‫را از طریق یوگا به انســان ها بشناساند‪ .‬بر‬ ‫این اســاس‪ ،‬بر خود واجب می دانستم از‬ ‫صبح تا شــب بدون فوت وقت تا جایی که‬ ‫می توانــم برای ارتقــای دانش یوگا تالش‬ ‫کنم‪ .‬به تدریج‪ ،‬ضمن دارا بودن مسئولیت‬ ‫مرکز یوگای تورنتو‪ ،‬به عنوان دستیار رئیس‬ ‫مرکز یوگا کمپ‪ ،‬واقع در شــهر مونترال‬ ‫ایالت کبک کانادا‪ ،‬برگزیده شدم‪ .‬پذیرفتن‬ ‫این مســئولیت باز هم کارم را بیشتر کرد؛‬ ‫چرا که هر از چندگاه می بایست از تورنتو‬ ‫به مونترال عزیمت می کردم تا به امور انجا‬ ‫هم رسیدگی کنم و کارهای مربوط به انجا‬ ‫را که مرکز بزرگ یوگا بود انجام بدهم‪.‬‬ ‫زمانی که مســئولین موسسۀ شیواناندا‬ ‫احســاس کردند که خــودم را وقف یوگا‬ ‫کرده ام و هر ‪ 24‬ســاعت وقتم برای یوگا‬ ‫صرف می شــود‪ ،‬بر ان شــدند کــه برای‬ ‫برگــزاری دوره هــای مربیگری مــرا به‬ ‫کشــورهای مختلف اعزام کنند‪ .‬از اینجا‬ ‫بود که ســفرهایم برای اموزش دوره های‬ ‫مربیگری به نقاط مختلف‪ ،‬البته بیشــتر‬ ‫هند‪ ،‬اغاز گردید‪.‬‬ ‫الزم به ذکر اســت در همان سال های‬ ‫اولیــۀ فعالیتم در دهۀ هشــتاد میالدی و‬ ‫زمانی که در اشــرام مشغول فعالیت بودم‬ ‫با دختری اهل صربستان اشنا شدم و این‬ ‫اشــنایی منجر به ازدواج گردید و حاصل‬ ‫ان دو دختر اســت که در حال حاضر در‬ ‫دانشگاه مشغول تحصیل هستند‪.‬‬ ‫سفرها برای تعلیم دروس مختلف دورۀ‬ ‫مربیگری و مربیگری پیشرفتۀ یوگا به مدت‬ ‫چهار هفته برای اموزش اســاناها‪ ،‬فلسفۀ‬ ‫یوگا‪ ،‬مدیتیشن‪ ،‬زبان سانسکریت‪ ،‬اناتومی‬ ‫و ‪ ...‬که هر ســال چندین نوبت در پاییز و‬ ‫زمســتان در اشرام یوگای شیواناندا در دو‬ ‫نقطۀ شمال و جنوب هند برگزار می شود و‬ ‫شرکت کنندگان از نقاط مختلف جهان در‬ ‫ان ها حضور پیدا می کنند‪ .‬البته چند سالی‬ ‫است سفر به تایلند و ژاپن هم اضافه شده‬ ‫است‪ .‬تابســتان ها هم دوره های مربیگری‬ ‫یوگا در خود یوگا کمپ در مونترال کانادا‬ ‫برگزار می شود که مســئولیتش به عهدۀ‬ ‫من است و بدین ترتیب سال هاست بدون‬ ‫هیچگونه اتالف وقتی مجبور به امدوشد به‬ ‫این مراکز بوده و هستم‪.‬‬ ‫البته سه ســال پیش هم به دلیل اینکه‬ ‫ریاست عالیۀ یوگا کمپ مونترال و دو مرکز‬ ‫یوگای تورنتو و مونترال‪ ،‬همچنین ریاست‬ ‫ســه اشرام و هشت مرکز یوگای شیواناندا‬ ‫واقع در هنــد از کار کناره گرفت‪ ،‬هیئت‬ ‫مدیرۀ موسسۀ بین المللی یوگای شیواناندا‬ ‫مــرا به عنوان جانشــین وی و نیز یکی از‬ ‫هشت عضو اداره کنندۀ مراکز بین المللی‬ ‫یوگای شیواناندا در جهان برگزید‪.‬‬ ‫س‪:‬از انجایی که شــما شاگرد مستقیم‬ ‫سوامی ویشنو بوده اید‪ ،‬ممکن است دربارۀ‬ ‫شخصیت و دیدگاه ایشان برایمان بگویید؟‬ ‫ج‪ :‬ســوامی ویشــنو در ســال ‪1927‬‬ ‫میالدی در یکی از روستاهای جنوب هند‬ ‫متولد شــد و دوران کودکی و نوجوانی را‬ ‫در همان جا گذراند و زمانی که قصد داشت‬ ‫برای شــروع کار مناسب وارد ارتش شود‪،‬‬ ‫بر حسب تصادف‪ ،‬کاغذپاره ای را در خیابان‬ ‫مشاهده کرد که در ان جمالت تاثیرگذار‬ ‫استادی نوشته شده بود‪ .‬پند و اندرز نوشته‬ ‫شده چنان حال این پسر جوان را دگرگون‬ ‫می کند که به جای اینکه بلیط قطاری به‬ ‫مقصد شهری را بخرد که قرار بود در انجا‬ ‫وارد خدمت ارتش شود‪ ،‬بلیط قطار دیگری‬ ‫که عازم هیمالیا واقع در شمال هند بود را‬ ‫خرید و به انجا رفت‪ .‬سوامی ویشنو پس از‬ ‫رسیدن به خدمت استاد تحت اموزش های‬ ‫وی قرار می گیرد و طی چهار سال ماندن و‬ ‫بودن و کسب فیض به درجه ای از مهارت‬ ‫می رســد که به عنوان مربی کنار استاد به‬ ‫اموزش می پردازد‪ .‬روزی هم که دیگر استاد‬ ‫تشخیص می دهد او باید یافته ها و دانشش‬ ‫را به جهانیان ارائه نماید با گذاردن ده روپیه‬ ‫در کف دستش او را روانۀ غرب می کند‪.‬‬ ‫سوامی ویشنو با زحمت زیاد و با وجود‬ ‫نداشتن پول‪ ،‬شهر به شهر و کشور به کشور‬ ‫سفر می کند تا نهایتاً خودش را به امریکا‬ ‫می رساند‪ .‬مدتی در امریکا به اموزش یوگا‬ ‫مشغول می شود و سپس به کانادا عزیمت‬ ‫می کند‪ .‬او سپس به کمک شاگردانش یکی‬ ‫از بزرگ ترین مراکز یوگا به نام یوگا کمپ‬ ‫را در حومۀ شــهر مونترال بنا می کند و به‬ ‫اموزش یوگا مشغول می شود‪.‬‬ ‫سوامی ویشــنو دواناندا ضمن اموزش‬ ‫یوگا‪ ،‬با تجربه ای که از بودن در کنار استاد‬ ‫به دست اورده بود‪ ،‬بر ان که شد که سبکی‬ ‫را کــه بتواند به طور جامع و کامل اموزه های‬ ‫یوگا را به دیگــران انتقال دهد ابداع کند‪ .‬او‬ ‫به احترام اســتادش نام ان را سبک یوگای‬ ‫شیواناندا گذارد‪.‬‬ ‫سپس او رفته رفته شعبات متعدد یوگای‬ ‫شیواناندا را در کشورهای مختلف ایجاد کرد‬ ‫و در دهۀ شصت و هفتاد میالدی‪ ،‬زمانی که‬ ‫یوگا چندان شــناخته شده نبود‪ ،‬هزاران نفر‬ ‫توسط وی با یوگا اشنا شدند‪.‬‬ ‫سوامی ویشــنو دواناندا شخصی پرکار و‬ ‫پرتالش و ریســک پذیر بــود و فعالیت های‬ ‫زیــادی را برای صلح جهانی به عمل اورد‪ .‬او‬ ‫درون و بیرونــش یکی بود‪ .‬همواره در تالش‬ ‫برای ایجاد صلح و اشــتی در جهان بود و به‬ ‫شدت به قانون عمل و عکس العمل متعهد‬ ‫و پایبند بــود و با نهایت فروتنی و با تعصب‬ ‫تمام موفقیت های کسب شده را به استادش‬ ‫سوامی شیواناندا نسبت می داد‪.‬‬ ‫س‪ :‬اولیــن و مهمتریــن اموزهای که از‬ ‫سوامی ویشنو گرفته اید چه بوده است؟‬ ‫ج‪ :‬تمرین و خدمت‪ .‬من درس های زیادی‬ ‫از او یاد گرفتم‪ .‬او اعتقاد داشت که مشکالت‬ ‫جهان روز به روز بیشــتر می شود‪ .‬استرس‪،‬‬ ‫تنش‪ ،‬مشــکالت روحی و روانــی‪ ،‬بیماری‪،‬‬ ‫تنهایی و ‪ ...‬در بُعد فردی و اشوب و اختالف‬ ‫و جنگ و خونریزی در بُعد جهانی باعث بروز‬ ‫مشکالت فراوانی برای ملل و دولت ها می شود‪.‬‬ ‫رفع چنین وضعیت هایی نیاز به ابزار و وسیله‬ ‫دارد‪ .‬چند راه برای رهایی از این مشــکالت‬ ‫وجود دارد که یکی از ان ها هم یوگاست‪ .‬یوگا‬ ‫ابزاریست که هم در بُعد فردی و هم اجتماعی‬ ‫کاربرد دارد و می تواند به صلح و ارامش در هر‬ ‫دو بُعد فردی و اجتماعی بیانجامد‪.‬‬ ‫سوامی ویشــنو اعتقاد داشت اگر هرکس‬ ‫یوگا را یاد بگیرد و به ســه نفر اموزش دهد‪،‬‬ ‫هر یک از ان ســه نفر هم به ســه نفر دیگر‬ ‫امــوزش دهد‪ ،‬به مرور ســیر تصاعدی طی‬ ‫می شــود و روزی فرا می رسد که همۀ ادم ها‬ ‫با پیــام یوگا‪ ،‬که صلح و دوســتی و ارامش‬ ‫است‪ ،‬اشــنا می شوند و ریشــۀ اختالفات‪،‬‬ ‫تنش ها و مشــکالت دنیا از میان می رود‪ .‬با‬ ‫داشتن چنین نظریه ای بود که سوامی ویشنو‬ ‫دواناندا دوره های مربیگری اقامتی یک ماهه‬ ‫را طراحی کرد تا همگان بتوانند طی یک ماه‬ ‫در حدی یوگا را فراگیرند که بتوانند به عنوان‬ ‫یک مربی یوگا ان را به دیگران اموزش دهند‬ ‫و بدین وســیله روز به روز طیف وسیعی از‬ ‫اقشار با یوگا اشنا شوند‪ ،‬به طوری که می توانم‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪21‬‬ ‫بگویم مهمترین درســی که از او اموختم‬ ‫خدمت کردن به جامعۀ بشــری از طریق‬ ‫انتشار اموزه های یوگاست‪.‬‬ ‫س‪ :‬هــدف غایی یوگا چیســت و چه‬ ‫چیزی را بیان می کند؟‬ ‫ج‪ :‬در فلســفۀ یــوگا امده اســت که‬ ‫زمانی که انسان متولد می شود در چرخۀ‬ ‫سامسارا‪ 2‬قرار می گیرد و این چرخه شامل‬ ‫تولد‪ ،‬رشد‪ ،‬پیری و مرگ است‪ .‬مدت زمانی‬ ‫که انســان در این چرخه قرار دارد هشتاد‬ ‫یا نود یا صد ســال به طول می انجامد‪ ،‬در‬ ‫این چرخــه هر کس فراز و نشــیب های‬ ‫فراوانی را در زندگی اش طی می کند‪ ،‬زمانی‬ ‫خوشحال و زمانی غمگین است‪ ،‬روزهایی‬ ‫به کام او و روزهایی برعلیه اوســت و این‬ ‫خاصیت چرخۀ سامسارا است‪ .‬برد را کسی‬ ‫می کند که بتواند به رغم همۀ این پســتی‬ ‫و بلندی ها با زندگی کنار بیاید‪ ،‬مشکالت‬ ‫را رفع کند و ســعی نماید هر روز کردار و‬ ‫رفتــارش بهتر از روز قبل باشــد و از خود‬ ‫انسانی بهتر بسازد‪ .‬چرا که این بهتر شدن‬ ‫انســان را به تکامل می رساند و رسیدن به‬ ‫چنین تکاملی در واقع همان پیام یوگاست‬ ‫که در نهایت رســیدن به ارامش و راحتی‬ ‫خیال را به دنبال دارد‪.‬‬ ‫س‪ :‬در پیشینۀ تعالیم و اموزه های این‬ ‫مکتب‪ ،‬یوگا را در سطحی باالتر از زندگی‬ ‫فیزیکی و مســائل مربوط بــه ان در نظر‬ ‫می گیرند‪ .‬از دیدگاه شــما یک معلم یوگا‬ ‫چگونه باید نســبت به کسب درامد اقدام‬ ‫نماید و درخصوص جنبه های مادی زندگی‬ ‫چه عملی باید انجام دهد؟‬ ‫ج‪ :‬یک مربی یــوگا‪ ،‬چنانچه با خلوص‬ ‫نیت و عشق و عالقه و با پیروی از دستورات‬ ‫مربــی کار ازمــوده کارش را ادامه دهد‪،‬‬ ‫می تواند به گــذران عمر از طریق اموزش‬ ‫یوگا امیدوار باشــد‪ .‬ضمــن اینکه امروزه‬ ‫به واســطۀ عالقۀ وافر مردم به یوگا‪ ،‬روز به‬ ‫روز متقاضیان ان بیشتر شده و در نتیجه به‬ ‫تعداد کالس های یوگا هم اضافه می شود و‬ ‫افراد زیادی جذب یوگا می شوند و این خود‬ ‫می تواند به کسب درامد کسی که یوگا را‬ ‫اموزش می دهد کمک کند‪.‬‬ ‫این نکته را نیــز نباید فراموش کرد که‬ ‫بر اساس قانون عمل و عکس العمل‪ ،‬که در‬ ‫یوگا نهادینه شــده است‪ ،‬یک مربی نباید‬ ‫برای رسیدن به نداشته هایش حرص و ولع‬ ‫داشته باشد‪ ،‬بلکه همواره باید به انچه دارد‬ ‫‪22‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫راضی و خوشــنود باشد و در عین حال به‬ ‫وظایفش عمل نماید‪.‬‬ ‫س‪ :‬دربارۀ فعالیت های ایندۀ موسســۀ‬ ‫شیواناندا چه نظری دارید؟‬ ‫ج‪ :‬پیش از انکــه در مورد فعالیت های‬ ‫ایندۀ موسسۀ شیواناندا صحبت کنم الزم‬ ‫است در خصوص ســابقه و پیشینه اش و‬ ‫اینکه از چه زمانی شــروع به فعالیت کرد‬ ‫مطالبی را بگویم‪:‬‬ ‫در دهــۀ پنجاه میــادی‪ ،‬وقتی دکتر‬ ‫شــیواناندا استاد سوامی ویشنو دواناندا‪ ،‬به‬ ‫او ماموریت داد که برای شناســاندن یوگا‬ ‫به غرب برود‪ ،‬سوامی ویشنو با سختی زیاد‬ ‫و تالش فراوان خود را به امریکا و ســپس‬ ‫کانادا رســاند و با پشتکار فراوان نخستین‬ ‫اشرام یوگا را در نزدیکی شهر ول مورین‪،‬‬ ‫واقــع در ایالت کبک کانــادا‪ ،‬با نام کمپ‬ ‫یوگای شــیواناندا‪ 3‬راه اندازی کرد و سپس‬ ‫به تدریج اشــرام یوگای شرق امریکا با نام‬ ‫یوگا رنچ‪ ،4‬اشرام یوگا در ایالت کالیفرنیا به‬ ‫نام یوگا فارم‪ ،5‬اشــرام یوگا واقع در جزایر‬ ‫باهاماس با نام اشــرام یوگای ری تریت‪،6‬‬ ‫اشرام یوگای کوتیر‪ 7‬واقع در شمال هند در‬ ‫ارتفاعات هیمالیا و کنار رود گنگ‪ ،‬اشرام‬ ‫یوگای دان وانتــاری‪ 8‬واقع در جنوب هند‬ ‫را تاسیس کرد‪ .‬پس از ترک بدن خاکیش‪،‬‬ ‫هفت تن از شــاگردان ارشــدش به تدریج‬ ‫اشرام های جدیدی در نقاط دیگر جهان به‬ ‫شرح زیر احداث کردند‪:‬‬ ‫اشــرام دو یوگای شــیواناندا‪ 9‬واقع در‬ ‫حومۀ پاریس‪ ،‬اشــرام یــوگای ری تریت‬ ‫هاوس‪ 10‬در اتریش‪ ،‬اشــرام یوگای ودانتا‬ ‫میناکشی‪ 11‬در جنوب هند‪ ،‬اشرام یوگای‬ ‫ریزورت‪ 12‬در ویتنام و اشرام یوگای تاپاس‬ ‫وینی‪ 13‬در منطقۀ گودور در هند جنوبی‪.‬‬ ‫از دهــۀ شــصت میالدی تــا کنون به‬ ‫غیر از اشــرام هایی که نام بردم تعداد ‪30‬‬ ‫مرکز یوگای شیواناندا در ‪ 18‬کشور جهان‬ ‫مشغول فعالیت است‪ ،‬همچنین ‪ 38‬مرکز‬ ‫یوگا وابسته به موسســۀ یوگای شیواناندا‬ ‫در ‪ 25‬کشور جهان یوگا را به عالقه مندان‬ ‫اموزش می دهند‪.‬‬ ‫ایــن مطلــب را اضافه کنــم که طی‬ ‫سال های گذشته حدود چهل و شش هزار‬ ‫نفر دوره های اموزش مربیگری یوگا را ‪-‬که‬ ‫مرتب برگزار می گردد‪ -‬در اشــرام و مراکز‬ ‫یوگای شیواناندا واقع در کشورهای مختلف‬ ‫جهــان گذرانده و کارت مربیگری دریافت‬ ‫نموده اند و بخش اعظمی از انان مشــغول‬ ‫اموزش یوگا هستند‪.‬‬ ‫برنامۀ ما بــرای اینده ادامه راه تعالیمی‬ ‫اســت که اســتادان ما به ما اموخته اند و‬ ‫حفظ این اموزه های ناب در دستورکارمان‬ ‫قرار دارد و امیدواریم روزبه روز عالقه مندان‬ ‫بیشــتری بتوانند از خلــوص این اموزه ها‬ ‫بهره مند شوند‪.‬‬ ‫س‪ :‬اگر بخواهید به شاگردان خود درس‬ ‫بزرگی بدهید‪ ،‬این درس چه خواهد بود؟‬ ‫ج‪ :‬پاسخ این سوال را با پیامی از افالطون‬ ‫شــروع می کنم که از او سوال کردند چرا‬ ‫هرگز غمگین نمی شــوی؟ افالطون پاسخ‬ ‫داد‪« :‬دل بــه انچه نمی ماند نمی بندم چرا‬ ‫که فردا یک راز است‪ ،‬نگران نباش‪ .‬دیروز‬ ‫یک خاطره بود‪ ،‬حسرتش را مخور و امروز‬ ‫یک هدیه اســت‪ ،‬قدرش را بدان و از تک‬ ‫تک لحظه هایت لذت ببر‪ .‬از فشــار زندگی‬ ‫نترس و همیشــه به یاد داشــته باش که‬ ‫فشار تودۀ زغال سنگ را به الماس تبدیل‬ ‫می کند‪ .‬نگران فردایت نباش‪ .‬خدای امروز‬ ‫خدای فردا هم هســت‪ .‬ما اولین بار است‬ ‫که بندگی می کنیم ولی او قرن هاست که‬ ‫خدایی می کنــد‪ ،‬پس به خدایی او اعتماد‬ ‫کن و فردا و فرداها را به او بسپار‪».‬‬ ‫یــک ضرب المثل شــرقی هم می گوید‬ ‫هر زمان که شــاگرد اماده باشــد استاد‬ ‫ظاهر می شــود‪ .‬منظــور از این جمله این‬ ‫اســت که هر کس‪ ،‬در هر علم و رشــته و‬ ‫هنری‪ ،‬چنانچه بخواهد پیشرفت کند نیاز‬ ‫به مربی و معلــم دارد‪ .‬معلم راه و روش را‬ ‫نشــان می دهد و بقیه با خود شاگرد است‬ ‫که چقــدر تالش کند‪ .‬یــک معلم خوب‬ ‫کســی است که مشیت شــاگردش را در‬ ‫نظر می گیرد و او را به چالش می کشــاند‪.‬‬ ‫مثالی در این مــورد می زنم‪ .‬اگر در محل‬ ‫کار همکاری دارید که عادت دارد ازارتان‬ ‫بدهد و عصبی تــان کند‪ ،‬در این صورت او‬ ‫استاد شماســت چون توانسته است این‬ ‫عیب خودکم بینی و عصبی بودن شــما را‬ ‫نشان بدهد‪.‬‬ ‫معلم یوگا کســی نیست که موی بلند‬ ‫داشــته باشــد و ریش ســفید و چندین‬ ‫گردن بند به دور گردن یا دست بند به دور‬ ‫مچ دســت‪ .‬مربی خوب کسی است که در‬ ‫شاگردش تحول ایجاد کند و این هم الزم‬ ‫نیســت حتماً در قالب انسان ظاهر شود‪.‬‬ ‫هر موقعیتی در زندگی که ممکن اســت‬ ‫پراالدا در جمع شرکت کنندگان در دوره اموزش مربیگری پیشرفته یوگا در سال ‪ ،2009‬اشرام یوگای مادورای‪ ،‬ایالت تامیل نادو هندوستان‬ ‫شــاگرد را متزلزل و پخته تر کند می تواند‬ ‫به عنوان یک اســتاد تلقی شود‪ .‬وقتی این‬ ‫مراحل طی شــود تازه ممکن است استاد‬ ‫به ســراغ شاگرد بیاید‪ .‬اینجا را دقت کنید‬ ‫که همیشه اســتاد سراغ شاگرد می اید نه‬ ‫اینکه شاگرد سراغ استاد برود‪ .‬من با سال ها‬ ‫تجربه در امر اموزش مباحث مختلف یوگا‬ ‫به هزاران نفر می توانم بگویم اگر یاد بگیریم‬ ‫از خودمان شناخت پیدا کنیم‪ ،‬انگاه قدم‬ ‫در راه رشد و تعالی و شکوفایی گذارده ایم‬ ‫که حاصلش شادی و ارامش و امید است‪.‬‬ ‫تاریخ به ما نشان داده است کسانی که در‬ ‫زندگی شادی‪ ،‬ارامش و امید داشته اند به‬ ‫لحاظ انتظامــات اجتماعی تحت نظامات‬ ‫مختلفی زندگــی می کرده اند‪ ،‬یعنی همۀ‬ ‫این هــا در یک نظام اقتصــادی خاص یا‬ ‫نظام حقوقی‪ ،‬اموزشــی پرورشی و قانونی‬ ‫به سر نمی برده اند پس نظام های سیاسی‪،‬‬ ‫اقتصادی‪ ،‬اجتماعی‪ ،‬اموزشــی‪ ،‬پرورشی‪،‬‬ ‫خانوادگی تاثیری در رساندن فرد به شادی‬ ‫و ارامش و امید ندارد‪ .‬بدین ترتیب شادی‬ ‫و ارامــش و امید به دین‪ ،‬مذهب و جامعۀ‬ ‫خاصی تعلق ندارد؛ بنابراین‪ ،‬اگر بگوییم با‬ ‫فالن نظام اجتماعی خاص در ارتباط باش‬ ‫تضمینی نیست این ســه حالت شادی و‬ ‫ارامش و امید برای همه پدید اید‪.‬‬ ‫اینجاســت که تقریباً در نیمۀ دوم قرن‬ ‫نوزدهــم در محافل اکادمیک اروپا و غرب‬ ‫مبحثــی تحت عنوان معنویت‪ 14‬شــکل‬ ‫گرفت و گفته شــد که همۀ این ها در ان‬ ‫مشــترک هســتند‪ .‬و با اینکه به ایمان و‬ ‫مذاهب مختلف تعلــق دارند در معنویت‬ ‫اشــتراک دارند‪ .‬و معنویت درواقع همان‬ ‫خود است و شناخت خود‪ ،‬شناخت خالق‬ ‫جهان است و یوگا یکی از روش های تقویت‬ ‫معنویت در انســان ها است که حاصل ان‬ ‫چیزی نیســت جز همان شادی و ارامش‬ ‫و امید‪.‬‬ ‫س‪ :‬از دید شــما به عنوان یک اســتاد‬ ‫موسسۀ شیواناندا‪ ،‬یک معلم یوگا باید دارای‬ ‫چه فضایلی باشد تا بتواند ان ها را نشر داده‬ ‫و بپروراند؟‬ ‫ج‪ :‬معلم بودن شغل باارزشی است و در‬ ‫بعضی مکاتب معلم را در حد قدیســین و‬ ‫نزدیکان خدا می دانند‪.‬‬ ‫اگر کمی دقت کنیم می بینیم در زمان‬ ‫کودکی و دبستان یاد نداده اند چگونه نفس‬ ‫بکشــیم‪ ،‬چگونه اضطــراب را از خود دور‬ ‫کنیم و چگونه در ط ول زندگی اســترس‬ ‫نداشــته باشیم‪ .‬نفس کشــیدن و تنفس‬ ‫صبح نیاز به اموزش دارد‪ .‬حتی برای کسب‬ ‫موفقیت باید اموزش دید‪ .‬ازدواج موفق نیاز‬ ‫به اموزش دارد‪ .‬مهرورزی و محبت نیاز به‬ ‫اموزش دارد‪ .‬رســیدن به سالمتی پایدار و‬ ‫داشتن ذهنی ارام نیاز به اموزش دارد‪ .‬ایا‬ ‫باید در جوانی یا میانســالی یا حتی پیری‬ ‫گذرمان به یــوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس‬ ‫انواعی دارد و شکل صحیح ان چگونه است‬ ‫و تا چه اندازه برای ســامتی مفید است؟‬ ‫اگر در خانه یا مدرسه یا دانشگاه یاد گرفته‬ ‫بودیم که چگونه نگاه کنیم‪ ،‬چطور بشنویم‬ ‫و چطور بیندیشــیم‪ ،‬چگونه خط مشــی‬ ‫زندگی مان را انتخاب کنیــم و در نهایت‬ ‫چگونه در زندگی موفق شــویم‪ ،‬امروز فرد‬ ‫دیگری بودیم‪ .‬بــاز هم تکرار می کنم نگاه‬ ‫کردن‪ ،‬شنیدن‪ ،‬گفتن‪ ،‬نفس کشیدن‪ ،‬راه‬ ‫رفتن‪ ،‬خوابیدن‪ ،‬بــازی کردن‪ ،‬مهرورزی‪،‬‬ ‫عاشقی‪ ،‬زناشویی و ‪ ...‬بیشتر از امال و انشا‬ ‫نیاز به معلم و اموزش دارد و یک معلم یوگا‬ ‫باید کم و بیش این ها را بلد باشــد و خود‬ ‫تجربه کرده باشد‪.‬‬ ‫یک معلم خوب یوگا ســرکالس فقط‬ ‫نباید اساناها را اموزش دهد‪ .‬ابتدای کالس‬ ‫بایســتی چند دقیقه ای درخصوص نقش‬ ‫یوگا در جنبه های مختلف زندگی‪ ،‬که در‬ ‫نهایت راه و روش درســت زندگی کردن‬ ‫توام با ارامش اســت‪ ،‬صحبت کند‪ .‬چنین‬ ‫مطالبی را می توان از منابع مرتبط با یوگا‬ ‫از جمله یوگای هشت مرحله ای پاتانجلی‬ ‫برداشت کرد و شاگردان را برای یک زندگی‬ ‫بهتر اماده کرد‪ .‬یک معلم خوب یوگا ضمن‬ ‫اینکه هر روز بایســتی تمرینات اســاناها‬ ‫را خــود انجام دهــد؛ می باید اهل مطالعۀ‬ ‫موضوعات مرتبط با یوگا باشــد و در عین‬ ‫حال داشتن صبر و حوصله را تمرین نماید‪.‬‬ ‫معلم یوگا باید ساده باشد و ساده زندگی‬ ‫کند‪ .‬در مدرســه هیچ کس به شما نگفته‬ ‫است ســاده که باشی‪ ،‬ســاده می خندی‪،‬‬ ‫ساده شاد می شــوی‪ ،‬ساده ذوق می کنی‪،‬‬ ‫ساده می بخشی و ساده تر دل می بندی‪.‬‬ ‫معلم یوگا بایــد بداند همدیگر را یافتن‬ ‫هنر نیست‪ ،‬هنر این است که همدیگر را گم‬ ‫نکنیم‪ .‬ادم های ساده بی هیچ دلیلی دوست‬ ‫داشتنی هستند‪ .‬سادگی شیک ترین ژست‬ ‫دنیاست‪ .‬معلم یوگا باید ساده باشد و ساده‬ ‫بودن را اموزش دهد‪.‬‬ ‫ادامه در صفحه ‪53‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪23‬‬ ‫در راه رشــد و تکامل انسان‪ ،‬اولین‬ ‫قدم از بیــن بردن طبع حیوانی ادمی‬ ‫است‪ .‬صفت غالب جانوران ظلم است‪،‬‬ ‫بنابراین حکیمان خردمند اهیمســا‬ ‫(بی ازاری) را تجویز می کنند‪ .‬اهیمسا‬ ‫موثرترین روش بــرای مقابله با طبع‬ ‫جانوری در انسان و پاکسازی ان است‪.‬‬ ‫درواقع اهیمســا عشــق کیهانی است‪.‬‬ ‫می تــوان از ان به عنوان جزئی از حقیقت و‬ ‫عشق نام برد‪ .‬اهیمسا محبت خالصانه است‪.‬‬ ‫ودیعه ای اســت الهی‪ .‬در هر کجا که عشق‬ ‫وجود دارد‪ ،‬ردپایی از حضور اهیمسا هست‬ ‫و در هر کجا که اهیمسا وجود دارد‪ ،‬می توان‬ ‫عشــق و خدمت را یافت‪ .‬ایــن دو همواره‬ ‫دوشادوش یکدیگرند‪.‬‬ ‫پیغام مشترک تمام قدیسین و پیام اوران‬ ‫الهی در تمام اعصار و ســرزمین ها عشق و‬ ‫محبت اســت و خدمت خالصانه‪ .‬اهیمسا‬ ‫ناب تریــن و واالترین صفتی اســت که در‬ ‫زندگی روزمره شــناخته شــده است و از‬ ‫کنش های روحی وارســته است‪ .‬اهیمسا‬ ‫راهی است نه تنها برای رستگاری‪ ،‬که برای‬ ‫لذت نامنتها از صلح و سعادت ابدی‪ .‬انسان‬ ‫بــا بی ازاری و خــودداری از صدمه زدن به‬ ‫موجودات زنده اســت که به ارامش دست‬ ‫می یابد‪ .‬اهیمسا رســالت واالی هر انسان‬ ‫اســت‪ .‬جلوگیری از اعمــال درد و رنج بر‬ ‫موجودات زنده کیفیت ممتازی اســت که‬ ‫در اصول اخالقی بســیار تاکید شده است‪.‬‬ ‫درواقع نیروی عظیم معنوی اســت که از‬ ‫ابتدای تاریخ در ادیان نیز توصیه شده است‪.‬‬ ‫هر جاندار اســت که شامل فکر و سخن و‬ ‫عمل می شود‪.‬‬ ‫اهیمسا تنها به اسیب منفی اشاره ندارد‪،‬‬ ‫بلکه به خودی خود مثبت اســت‪ .‬عشــق‬ ‫کیهانی عامل تسری این نگرش ذهنی است‬ ‫که در ان عشــق جایگزین نفرت می شود‪.‬‬ ‫اهیمسا قدرت حقیقی است‪.‬‬ ‫معنای اهیمسا‬ ‫البته که اهیمســا مستلزم نگرفتن جان‬ ‫موجودات زنده است‪ ،‬ولی صرفاً به این معنا‬ ‫نیست‪ .‬در معنای جامع تر شامل خلع سالح‬ ‫در برابر ایجاد هرگونه درد‪ ،‬اسیب و رنج به‬ ‫انواع اهیمسا‬ ‫تنها مردمان عادی این گونه فکر می کنند‬ ‫که اهیمسا به معنای عدم اسیب فیزیکی‬ ‫به جانداران اســت‪ .‬این تنها نوع وحشیانۀ‬ ‫اهیمسا است‪ .‬پیمان اهیمسا حتی شامل‬ ‫‪24‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫سعادت‬ ‫(اهی‬ ‫نویسنده‪ :‬سوامی شیواناند‬ ‫توهین و تحقیر دیگران‪ ،‬بازی دادن دیگران‪،‬‬ ‫تعصب غیرمنصفانه‪ ،‬نفرت‪ ،‬سوءاســتفاده‪،‬‬ ‫غیبت و بدگویی‪ ،‬دروغ گویی و ‪ ...‬نیز می شود‪.‬‬ ‫تمام درشــت گویی ها نوعی هیمســا یا‬ ‫خشونت است‪ .‬استفاده از کلمات خشن برای‬ ‫بیچارگان‪ ،‬خدمتکاران یا زیردستان‪ ،‬هیمسا‬ ‫اســت‪ .‬لگدکردن احساسات دیگران با ادا و‬ ‫بیان و لحنی نامناسب و استفاده از کلمات‬ ‫ت ابدی‬ ‫یمسا)‬ ‫دا ‪ /‬برگردان‪:‬گروه ترجمه‬ ‫سخیف نیز هیمسا است‪ .‬ناچیز شمردن و‬ ‫بی توجهی نوعی هیمسای غیرمستقیم و‬ ‫گناهی سهوی اســت‪ .‬از هر نوع خشونت‪،‬‬ ‫مستقیم یا غیرمســتقیم‪ ،‬مثبت یا منفی‪،‬‬ ‫در لحظــه یا با تامل و تاخیر‪ ،‬دوری کنید‪.‬‬ ‫اهیمسا را در ناب ترین و الهی ترین حالت‬ ‫ان تمرین کنید‪ .‬اهیمسا و الوهیت در یک‬ ‫قالب هستند‪.‬‬ ‫اهیمسا‪ ،‬کیفیتی نیرومند‬ ‫اگر در حال تمرین اهیمسا هستید‪ ،‬باید‬ ‫با توهین‪ ،‬مجازات‪ ،‬انتقاد و حمله نیز کنار‬ ‫بیاییــد‪ .‬هرگز نباید در پی ان تالفی کنید‬ ‫و یا کسی را مجازات کنید‪ ،‬حتی اگر شما‬ ‫را به انجام ان تحریک کنند‪ .‬نباید نسبت‬ ‫به دیگران بدگمان باشید‪ .‬نباید خشمگین‬ ‫شوید و نباید نفرین کنید‪ .‬باید اماده باشید‬ ‫تا حــد امکان کوتاه بیایید‪ .‬حقیقت نهایی‬ ‫جز از طریق اهیمسا میسر نیست‪.‬‬ ‫اهیمسا اوج شهامت است و بدون نترسی‬ ‫مقدور نیست‪ .‬خشــونت نمی تواند توسط‬ ‫ضعفا صــورت گیرد‪ .‬اهیمســا نمی تواند‬ ‫توسط کسی که به شدت از مرگ می ترسد‬ ‫و قدرت مقاومت ندارد انجام پذیر باشد‪ .‬سپر‬ ‫و محافظی است که نه از سستی و ضعف‪،‬‬ ‫بلکه از قدرت نشئت می گیرد‪.‬‬ ‫اهیمســا کیفیتی نیرومند اســت‪ .‬یک‬ ‫ســاح قوی اســت‪ .‬طبق قانون اهیمسا‬ ‫انسان نباید تفکری مبنی بر انتقام داشته‬ ‫باشــد‪ .‬درواقع اهیمســا مبتنــی بر اوج‬ ‫بخشش است‪.‬‬ ‫اعمال شــریف مقدســین نیز حاکی از‬ ‫همین اموزه هاســت‪ .‬انان با قلبی مهربان‬ ‫به دشمنان خود‪ ،‬باوجود اسیب هایی که به‬ ‫انان وارد می کردند‪ ،‬کرامت می بخشیدند‪.‬‬ ‫از یکی از بزرگان نقل است که با کیسه ای‬ ‫از لــوازم خانه به دنبــال دزد منزل خود‬ ‫رفت و به دزد گفت‪« :‬هرگز نمی دانســتم‬ ‫که در منزل من بوده ای‪ ،‬این کیســه را از‬ ‫من بپذیــر‪ ».‬دزد ان چنان تحت تاثیر قرار‬ ‫گرفت که توبه کرد و به شــاگرد ان استاد‬ ‫تبدیل شد‪.‬‬ ‫ما نیز می توانیم ایــن اعمال نجیبانه و‬ ‫تقدیس شده را به یاد اوریم و به پیروی از‬ ‫اصول و ارمان هایشان برخیزیم‪.‬‬ ‫وقتی ذهنیتی انتقام جو یا مملو از حس‬ ‫تنفر به سرا غ شما امد‪ ،‬ابتدا تالش کنید که‬ ‫بدن فیزیکی و گفتار خود را کنترل کنید‪.‬‬ ‫کالمی تند و نــاروا بر زبان جاری نکنید و‬ ‫دشنام ندهید‪ .‬به دیگران اسیب نزنید‪ .‬اگر‬ ‫چند ماه در انجام این تمرین موفق بودید‪،‬‬ ‫افکار منفی و انتقام جو خودبه خود می میرند‬ ‫و از بیــن می رونــد‪ .‬اگــر از همــان ابتدا‬ ‫بخواهید بدون درنظرگرفتن گفتار و کنترل‬ ‫فیزیکی‪ ،‬این افکار را کنترل کنید به مراتب‬ ‫دشوارتر است‪.‬‬ ‫ابتدا بدن خود را کنترل کنید‪ .‬هنگامی‬ ‫که کسی به شــما صدمه زد‪ ،‬ارام باشید‪.‬‬ ‫احساســات خود را کنترل نمایید‪ .‬روش‬ ‫حضــرت عیســی را دنبال کنیــد که در‬ ‫خطبه ای بر روی یک کوه گفت‪« :‬اگر کسی‬ ‫یک طرف صورت تان زد‪ ،‬ســمت دیگر را‬ ‫هم به ســوی او کنید‪ .‬اگر کسی کت شما‬ ‫را برداشت‪ ،‬پیراهن خود را هم به او دهید‪».‬‬ ‫این کار در ابتدای مسیر بسیار دشوار است‪.‬‬ ‫گفته هــای دیروز مانند «دنــدان در برابر‬ ‫دندان» و غیره همگی شما را وادار به تالفی‬ ‫و انتقام می کننــد‪ ،‬اما باید صبور بود‪ .‬باید‬ ‫تامل کرد و تدبیر داشت‪ .‬باید با اگاهی درون‬ ‫ارزیابی کرد و درســت را سنجید‪ .‬این گونه‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪25‬‬ ‫اســت که ذهن ارام خواهد شد و حریف‬ ‫خشمگین نیز ارام خواهد شد‪ ،‬زیرا واکنش‬ ‫مخالفی از شما نگرفته است‪ .‬شگفت زده‬ ‫می شــود و تحت تاثیر قرار می گیرد‪ ،‬چرا‬ ‫که بسیار حکیمانه در برابر او ایستاده اید‪.‬‬ ‫این به شما قدرتی عظیم می بخشد‪ .‬سعی‬ ‫کنید در ابتدا تجسم و فکر کنید و تصویر‬ ‫ذهنی روشنی از اهیمسا و مزایای بیکران‬ ‫ان داشته باشید‪.‬‬ ‫پس از کنترل بدن‪ ،‬سخنان خود را به‬ ‫کنترل دراورید‪ .‬با عزمی راســخ به خود‬ ‫بگویید‪« :‬من از امروز هیچ حرف تندی بر‬ ‫زبان جاری نمی سازم‪ ».‬ممکن است بارها‬ ‫شکست بخورید‪ ،‬ولی چه اهمیتی دارد؟‬ ‫ارام ارام قوی تر می شــوید‪ .‬ضربان سخن‬ ‫خود را به دست بگیرید‪ .‬سکوت را مشاهده‬ ‫کنید و بخشش را تمرین کنید‪ .‬در درون‬ ‫خود بگویید‪« :‬او روحی نابالغ دارد و نادان‬ ‫اســت‪ .‬و به همین دلیل است که مرتکب‬ ‫چنین اعمالی می شود‪ .‬اجازه بده که این‬ ‫بار او را ببخشــایم‪ .‬از تالفی اشتباه او چه‬ ‫چیز عاید من خواهد شــد؟» خودکامگی‬ ‫را کنار بگذارید که ریشــۀ رنج انســانی‬ ‫همین خودکامگی و خود برتربینی است‪.‬‬ ‫سرانجام به فکر فرو روید و افکار زخم زننده‬ ‫و اسیب زننده را وارسی کنید‪ .‬حتی فکری‬ ‫مبنی بر ازار و اســیب یک نفر هم نکنید‬ ‫که یک‪ ،‬همه است‪.‬‬ ‫همه جلوه ای از حضور معبودند‪ .‬با اسیب‬ ‫زدن به دیگران‪ ،‬به خود اسیب می زنید و با‬ ‫خدمت کردن به خلق نیز به خود خدمت‬ ‫می کنید‪ .‬همه را دوســت داشته باشید‪.‬‬ ‫به همه خدمــت کنید‪ .‬به هیچ کس تنفر‬ ‫نورزید‪ .‬به هیچ کس در فکر و کالم و رفتار‬ ‫اسیبی نزنید‪ .‬این است پیام اهیمسا‪.‬‬ ‫مزایای تمرین اهیمسا‬ ‫اگر در اهیمســا قرارگرفته اید درواقع‬ ‫صاحب تمام فضایل شــده اید‪ .‬اهیمســا‬ ‫محوری اصلی است که تمام فضیلت ها در‬ ‫ســایۀ ان قرار دارند‪ .‬تمام قوانین مذاهب‬ ‫الهی و اخالقیات در پیمان اهیمسا تجمع‬ ‫یافته اند‪ .‬اهیمسا نیروی نفس است‪ .‬نفرت‬ ‫در حضور عشــق ذوب و ناپیدا می شود‪.‬‬ ‫نفرت در حضور اهیمسا حل می شود و از‬ ‫بین می رود‪ .‬اهیمسا به میزان قابل توجهی‬ ‫اراده را نیز تقویت می کند‪ .‬می تواند کل دنیا‬ ‫را حرکت دهد‪ .‬می تواند وحشی صفتان را‬ ‫‪26‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫خفه کند‪ .‬می تواند به قلب همگان امتیازی‬ ‫برای تحمل دشمن ببخشــاید‪ .‬می تواند‬ ‫هر کاری را محقق ســازد‪ ،‬چرا که قدرتی‬ ‫شگفت انگیزی ورای برق و مغناطیس دارد‬ ‫و دقیق تر از قانون گرانش و چســبندگی‬ ‫اســت‪ .‬باید راه صحیح و کاربردی ان را با‬ ‫دقتی علمی شناخت‪ .‬زیرا اگر بتوان ان را‬ ‫دقیق به کار گرفت‪ ،‬شگفتی بخش است و‬ ‫می تواند عناصر و طبیعت را اداره کند‪.‬‬ ‫نیروی اهیمسا‬ ‫کســی که اهیمســا را اجــرا می کند‬ ‫نیرویی قــوی را گســترش می دهد‪ .‬در‬ ‫حضور او‪ ،‬دشــمنی متوقف می شود‪ .‬مار‬ ‫کبری و قورباغه‪ ،‬گاو و ببر‪ ،‬گربه و موش‪،‬‬ ‫گرگ و بره‪ ،‬همگی صمیمانه و در رابطه ای‬ ‫دوستانه در حضور او زندگی می کنند‪ .‬تمام‬ ‫خصومت ها در حضور او از بین می روند و‬ ‫این بدان معناست که تمامی موجودات به‬ ‫محضر او می ایند بدون اینکه اســیبی به‬ ‫او بزنند‪ .‬طبیعت خصمانۀ انان در حضور‬ ‫او ناپدید می شــود‪ .‬تمــام موجوداتی که‬ ‫دشــمن یکدیگرند‪ ،‬در حضور او به صلح‬ ‫درمی ایند و به او نیز نمی توانند اســیبی‬ ‫وارد کنند‪ .‬این تسلط بر عناصر است که‬ ‫در ســایۀ اهیمسا قابل دســتیابی است‪.‬‬ ‫اهیمسا در نهایت به تحقق یکپارچگی و‬ ‫وحدت کائنات خواهد رســید و فرد را از‬ ‫باالترین درجۀ صلح و سعادت و جاودانگی‬ ‫بهره مند می سازد‪.‬‬ ‫محدودیت های تمرین اهیمسا‬ ‫اهیمسای محض ممکن نیست‪ .‬برای‬ ‫انجام ان باید هنگام کوهپیمایی‪ ،‬نشستن‪،‬‬ ‫خوردن و نوشیدن موجودات بی شماری را‬ ‫از بین نبرد‪ .‬این ممکن است که در میان‬ ‫معصومین وجود داشــته باشد‪ ،‬ولی شما‬ ‫نمی توانید در جهان حتی یک نفر را بیابید‪.‬‬ ‫انسان برای ادامۀ زندگی ناچار به تخریب‬ ‫است‪ .‬از لحاظ جسمی این ناممکن است‬ ‫کــه از قانون نابودی پیــروی نکنید؛ زیرا‬ ‫ســلول های بیگانه خوار خــون ما نیز در‬ ‫طبیعت میلیون ها باکتری و میکروب را از‬ ‫بین می برند و نابود می کنند‪.‬‬ ‫اگر با از بین بردن‪ ،‬زندگی بسیاری نجات‬ ‫یابد نمی توان ان را خشونت در نظر گرفت‪.‬‬ ‫هیمسا و اهیمسا تا حدی نسبی هستند‪.‬‬ ‫زمانی که در معرض خطر هســتیم‪ ،‬اگر‬ ‫بدون اهداف خودخواهانه گریخته باشیم‬ ‫از اصــول خــود عــدول نکرده ایم‪ .‬ولی‬ ‫نباید خود را رها کــرد تا ذهن تصمیم‬ ‫بگیرد؛ زیرا در این صورت خشــونت را‬ ‫برمی گزیند‪ .‬ذهن موجودی سرکش است‬ ‫که شخص را به دنبال خود می برد‪ .‬نباید‬ ‫به ان جوالن داد تا به هر سو برود‪.‬‬ ‫اهیمســا هرگز یک سیاست نیست‪،‬‬ ‫بلکه فضیلتی شریف است‪ .‬اصل اساسی‬ ‫جوینــدگان راه حقیقت اســت‪ .‬چنین‬ ‫فردی همواره در حال خوداگاهی است‬ ‫و ایــن طریقی عملی برای شــناخت و‬ ‫رســیدن به مراحل عالی است‪ .‬کسانی‬ ‫که ان را سیاســت در نظــر می گیرند‬ ‫ممکن است چندین بار شکست بخورند‪،‬‬ ‫وسوسه شوند و ا ِعمال خشونت کنند ولی‬ ‫برعکس‪ ،‬کســانی که به پیمان اهیمسا‬ ‫به عنوان امری مقــدس پایبندند هرگز‬ ‫نمی توانند به خشونت متهم شوند‪.‬‬ ‫یک پیمان جهانی‬ ‫اهیمســا یــک پیمــان بــزرگ و‬ ‫جهان شمول است‪ .‬باید توسط همۀ مردم‬ ‫و تمام کشورها محقق شود‪ .‬این قانونی‬ ‫مختص هندوها و یا سرخپوست ها نیست‪،‬‬ ‫بلکه راهی است که هر کس خواهان فهم‬ ‫حقیقت است باید در راه ان قدم بردارد‪.‬‬ ‫ممکن است با هر مشکلی مواجه شوید‪،‬‬ ‫ممکن است هرگونه زیانی ببینید‪ ،‬ولی‬ ‫نباید از تمرین اهیمسا دست بکشید‪ .‬باید‬ ‫صبور بود تا به موفقیت نهایی رسید‪.‬‬ ‫در اهیمســا یک قدرت مستتر وجود‬ ‫دارد که از پوینــدگان راه ان محافظت‬ ‫می کند‪ .‬دست نامرئی خداوند حافظ راه‬ ‫ماست‪ .‬وقتی هیچ ترســی وجود ندارد‬ ‫اسلحه و شمشیر به چه کاری می اید؟‬ ‫حتی امروزه کسانی هستند که حداقل‬ ‫رنجی را هم برای موجودات زنده سبب‬ ‫نمی شوند‪ .‬ان ها شکر و برنج را به سوراخ‬ ‫مورچه ها می برند‪ .‬ان ها در شــب نور را‬ ‫برای تــرس و نابودی موجودات کوچک‬ ‫بــه کار نمی گیرند‪ .‬ان هــا در هنگام راه‬ ‫رفتن بســیار مراقبند؛ زیرا نمی خواهند‬ ‫رنجــی را متوجه موجودات و حشــرات‬ ‫کوچک کنند‪.‬‬ ‫خوشــبختانه چنین کسانی در زمین‬ ‫وجود دارند‪ .‬انان به زودی با قلبی چنین‬ ‫نرم و مهربان به سوی خدا می روند‪.‬‬ ‫چطور زندگی ام را نجات دادم؟‬ ‫یوگاژورنال‪ /‬برگردان‪ :‬بهاره جعفری صمیم‬ ‫‪ 28‬سالم بود که خودم را در نیمه راه دنیا‪،‬‬ ‫در هنــد یافتم؛ در پی چیزی کــه در زادگاه‬ ‫خودم غیرممکن می نمود‪ :‬یک عالج‪ .‬جسمم‬ ‫داشــت داغان می شد‪ .‬در مراحل اخر بیماری‬ ‫الیم‪ 1‬بودم و از درد عصبی ازاردهنده‪ ،‬خستگی‬ ‫وحشتناک‪ ،‬سیســتم ایمنی درهم شکسته و‬ ‫فهرســتی ادامه دار از مشکالت رنج می بردم‪.‬‬ ‫بیماری الیم نه تنها جسم من بلکه همۀ وجودم‬ ‫را از بین برده بود‪ .‬در بیمارســتان کوچکی در‬ ‫حومۀ شــهر دهلی‪ ،‬یک خانم پزشک هندی‬ ‫روی من درمان ســلول بنیادی جنینی انجام‬ ‫می داد که می توانست سالمتی‪ ،‬یعنی چیزی‬ ‫که مدت ها انتظارش را کشیده بودم‪ ،‬را برایم‬ ‫به ارمغان بیاورد‪.‬‬ ‫اگر به ظاهــرم نگاه می کردید‪ ،‬متوجه چیز‬ ‫ناجوری نمی شــدید‪ .‬هــر روز موهای فرفری‬ ‫اشــفته ام را حالت می دادم‪ ،‬ارایش می کردم‬ ‫و ســعی می کردم نشان دهم همه چیز عادی‬ ‫است‪ .‬با این وجود‪ ،‬باز هم در جاهایی که کسی‬ ‫جز خودم از حقیقت خبر نداشــت‪ ،‬خودم را‬ ‫همچون انسانی گیر افتاده بین مرگ و زندگی‬ ‫احســاس می کردم‪ .‬برای درمانی به هند امده‬ ‫بودم که می توانســت به دوباره زنده شــدنم‬ ‫کمک کند‪.‬‬ ‫اما بعد معلوم می شود اد م معموالً وقتی به‬ ‫هند می رود لزوماً چیزی که به دنبالش بوده را‬ ‫به راحتی به دست نمی اورد‪ .‬بنابراین‪ ،‬در اتاقم‬ ‫در بیمارســتانی در ان ســر دنیا دیدم هم به‬ ‫شدت در ان موقعیت گیر کرده ام و هم هیچ گاه‬ ‫ازادتر از این نبوده ام‪.‬‬ ‫من همیشه احساساتم را در درونم می ریختم‬ ‫و روی عیب ها و ضعف هایی که فکر می کردم‬ ‫هیچ کس جز من ندارد‪ ،‬سرپوش می گذاشتم‪.‬‬ ‫ولی در هندوستان‪ ،‬کشور رنگارنگی که ازادی‬ ‫برای همه است‪ ،‬عیب های من حتی گسترش‬ ‫پیدا کردند و مشخص شد فشار خرد کننده ای‬ ‫که برای تحمل ان ها بر خود هموار کرده بودم‪،‬‬ ‫با من چه کرده است‪ .‬نه تنها زندگیم را بسیار‬ ‫سخت و طاقت فرسا کرده بود‪ ،‬بلکه واقعاً به این‬ ‫فکر افتــادم که این الگو چقدر بر بدن من اثر‬ ‫گذاشته است‪ .‬هزینۀ فیزیکی چسبیدن به این‬ ‫ثبات و پایداری چه بود؟‬ ‫من واقعی‪ ،‬همانی که نمی خواســتم کسی‬ ‫ِ‬ ‫ان را ببیند‪ ،‬بی اختیار خودش را بیرون ریخت‪.‬‬ ‫بدون اینکه بتوانم دفاعی از خود نشــان دهم‪،‬‬ ‫نقاط ضعف و اسیب پذیری هایم را در معرض‬ ‫دید همه قــرار دادم‪ .‬االن که بــه عقب نگاه‬ ‫می کنم برایم روشن است که چرا برای رسیدن‬ ‫به این حس‪ ،‬باید به هند سفر می کردم‪ .‬بدن‬ ‫من چیزی فراتــر از یک بازدارنــدۀ مقاوم و‬ ‫ســرکش در برابر امیدها و رویاهایم بود‪ .‬بدن‬ ‫من شاید تنها حقیقت گوی ثابت قد ِم جسوردر‬ ‫زندگی ام بود‪ .‬حقیقتی که بدنم با همه عالئمش‬ ‫از ان سخن می گفت این بود‪« :‬تو این ادمی که‬ ‫فکر می کنی نیستی‪ ،‬بنابراین این خونه‪ ،‬خونۀ‬ ‫تو نیســت‪ .‬برو بیرون‪ .‬اون ادمی رو که واقعاً‬ ‫اینجا در این بدن‪ ،‬در این خونه‪ ،‬زندگی می کنه‬ ‫رو پیــدا کن و برش گــردون‪ .‬اونوقت هم من‬ ‫خوشحال خواهم بود و هم تو‪».‬‬ ‫انگار کســی داشــت کم کم چشم های مرا‬ ‫بــاز می کرد‪ .‬داشــتم می فهمیــدم چرا خود‬ ‫واقعی ام نبوده ام‪ .‬از خیلی چیزها می ترسیدم‪.‬‬ ‫می ترســیدم خوب و سالم نباشــم (و اینکه‬ ‫من نقشــی در ان نداشته باشم)؛ می ترسیدم‬ ‫اص ً‬ ‫ال به کلی خوب و ســالم باشم (که همه اش‬ ‫به خودم مربوط می شــد)؛ و بیشتر از همه از‬ ‫پذیرفتن موجودیت اشفته و ناخوشایند خودم‬ ‫می ترسیدم‪.‬‬ ‫بدن های فیزیکی مــا ماحصل زندگی های‬ ‫مــا و زندگی های مــا ماحصل افــکار‪ ،‬باورها‬ ‫و احساســات مان هســتند‪ .‬ســرکوب کردن‬ ‫ت می تواند منجر به بــروز عالئم و‬ ‫احساســا ‬ ‫نشانه های جسمی شــود‪ .‬بدن های ما با زبان‬ ‫همین عالئم و نشانه ها با ما سخن می گویند‪.‬‬ ‫کشور هندوســتان مرا وا داشت تمرین کنم‬ ‫دیگر اهمیتی به دیدگاه دیگران در مورد خودم‬ ‫ندهم و برایم مهم نباشــد دیگران مرا چگونه‬ ‫می بیننــد‪ .‬هند مرا وادار کــرد خودم بودن را‬ ‫تمرین کنم‪.‬‬ ‫درمان‬ ‫به نظر می رســد سلول های بنیادی‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫معجزه گر نبودند‪ ،‬بلکه کاتالیزوری برای شفای‬ ‫نهایی من بودند‪ .‬من در فاصلۀ زمانی بین وقتی‬ ‫وارد دهلی شــدم تا وقتی از این شــهر رفتم‪،‬‬ ‫از وجودی که قصــد از بین بردن ان بیماری‬ ‫کشــنده را داشت به وجودی تبدیل شدم که‬ ‫خودم را شفا دادم و درمان کردم‪ .‬نجات زندگی‬ ‫من تنها یک کار دالورانه یا یک اتفاق تصادفی‬ ‫نبود‪ .‬حتی فقط رسیدن به سالمت جسمانی‬ ‫هم نبود‪ .‬بلکه یک تمایل و اشــتیاق پیوسته‪،‬‬ ‫اهسته‪ ،‬ســوزنده و غیرقابل کنترل تنها برای‬ ‫یک مالقات دیگر با خودم بود‪.‬‬ ‫‪ -1‬یک بیماری عفونی که از طریق کنه به انسان منتقل می شود‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪27‬‬ ‫یوگا؛ یار شما در خانه‬ ‫خم به جلوی ایستاده‬ ‫‪1‬‬ ‫مرکز یوگای شیواناندا‪/‬برگردان‪ :‬گروه ترجمه‬ ‫کتاب ‪ yoga your home practice companion‬اولین بار در سال ‪ 2009‬توسط‬ ‫مرکز یوگاودانتای شیواناندا در انگلستان به چاپ رسید‪ .‬این کتاب که به شرح بسیاری از‬ ‫حرکات یوگا‪ ،‬تکنیک های تمرکز فکر‪ ،‬مدیتیشن و انواع پرانایاما می پردازد‪ ،‬در ‪ 256‬صفحه‬ ‫به طور تمام مصور منتشر گردیده است‪ ،‬این کتاب اولین بار توسط مجلۀ دانش یوگا ترجمه‬ ‫شده و از تیرماه سال ‪ 1394‬درهر شمارۀ مجله به چاپ رسیده است‪.‬‬ ‫اگر احســاس می کنید که پاهای شــما از پشــت میزنشینی و سرعت باعث کشش و بازشدگی ماهیچه ها و رباط های کل نواحی‬ ‫نشستن های طوالنی روی صندلی خشک شده است‪ ،‬اسانای خم پشت بدن از پاشنه ها تا باالی کمر می شود و همچنین شما را برای‬ ‫به جلوی ایستاده را تمرین کنید‪ .‬استفاده از این کشش گرانشی به انجام اسانای مثلث اماده می کند‪.‬‬ ‫طریقۀ انجام اسانا‬ ‫مزایای انجام اسانا‪:‬‬ ‫سطح مبتدی و متوسط‪:‬‬ ‫فیزیکی‪:‬‬ ‫‪ -1‬در حالت ایســتاده پاهای خود را کنار هم‬ ‫گذاشته و به سمت باال کشش ایجاد کنید‪ .‬همراه‬ ‫با دم بازوها را در کنار هر دو گوش باال ببرید‪.‬‬ ‫احتیاط‪ :‬اگر پشت زانوها بیش از حد کشش‬ ‫ایجاد شده است‪ ،‬بر روی راست بودن زانوها تمرکز‬ ‫کنید و فشاری به پشت زانوها وارد نکنید‪.‬‬ ‫ کشش عضالت پا‪ ،‬کمر و لگن‬‫ افزایش قابل توجه خون رسانی به مغز‬‫ متناســب کردن تدریجی دور کمر در‬‫صورت همراه بودن با رژیم غذایی مناسب‬ ‫روانی‪:‬‬ ‫انجام این اسانا‪ ،‬با تحریک ستون فقرات‪،‬‬ ‫ایجاد تعادل و ارســال خون اضافه به مغز‪،‬‬ ‫سبب تسکین تنش‪ ،‬باال رفتن سطح انرژی‪،‬‬ ‫از بیــن رفتن بی خوابــی و حس رخوت و‬ ‫افسردگی می شود‪.‬‬ ‫گردن‬ ‫را ازاد و رها‬ ‫نگه دارید‬ ‫انحنای‬ ‫پشت کمر را‬ ‫بگیرید‬ ‫وزن‬ ‫بدن را روی‬ ‫هر دو پا تقسیم‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫‪28‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ -2‬همــراه با بازدم از ناحیۀ لگن به ســمت جلو خم شــوید‪.‬‬ ‫به طوری که بازوها در راستای افقی باالتنه قرار بگیرند‪.‬‬ ‫‪ -3‬عمل بازدم و خم به جلو را ادامه دهید‪ .‬مچ پا یا پشت ساق‬ ‫پا و یا‪ ،‬در حالت کالســیک اسانا‪ ،‬شست پا را با دست بگیرید و‬ ‫نگــه دارید‪ .‬با دم و بازدم های ارام و منظم تا یک دقیقه در این‬ ‫وضعیت بمانید‪ .‬به مرحلۀ ‪ 4‬بروید یا همراه با دم‪ ،‬در حالی که سر‬ ‫و دستان تان ازاد و رها اویزانند‪ ،‬به باال برگردید و سپس به حالت‬ ‫ایستادۀ اولیه برگردید‪.‬‬ ‫پشت‪،‬‬ ‫سر و دست ها‬ ‫را در جای صحیح‬ ‫قرار دهید‬ ‫وزن‬ ‫بدن را روی‬ ‫هر دو پا تقسیم‬ ‫کنید‬ ‫ایرادات رایج‬ ‫انحنای‬ ‫زیادی در‬ ‫شانه ها وجود‬ ‫دارد‬ ‫دست ها‬ ‫به زمین نمی‬ ‫رسند‬ ‫پاها‬ ‫خم‬ ‫شده اند‬ ‫پاها‬ ‫از هم‬ ‫فاصله دارند‬ ‫حالت کالسیک گرفتن پا‪:‬‬ ‫انگشــت اشــاره را به سمت‬ ‫شســت پا ببرید و زیر انگشت‬ ‫شست قرار دهید‪ .‬انگشتان دیگر‬ ‫دست را به کف دست ببرید‪.‬‬ ‫زانو ها‬ ‫را صاف و‬ ‫کشیده نگه‬ ‫دارید‬ ‫سطح پیشرفته‪:‬‬ ‫‪ -4‬اگر می توانید انگشت شست پا را بگیرید‪ ،‬این مرحله را برای‬ ‫انجام کامل اســانا انجام دهید‪ .‬بازوها را پشــت زانوها ببرید و در‬ ‫پشت پاها بازوهای خود را بگیرید‪ .‬بازدم کنید و بازوها را به پشت‬ ‫ساق فشــار دهید‪ .‬همچنین می توانید برای ایجاد کشش بیشتر‬ ‫در پاها‪ ،‬کف دســت را به زیر کف پاها ببرید‪ .‬یک دقیقه با تنفس‬ ‫منظم و ارام در این وضعیت بمانید و ســپس مرحله به مرحله از‬ ‫حرکت خارج شوید‪.‬‬ ‫با‬ ‫کشیدن بازوها‬ ‫به پشت بدن‪،‬‬ ‫کشش را در ستون‬ ‫فقرات افزایش‬ ‫دهید‪.‬‬ ‫همچنین می توان کف دست ها‬ ‫را در زیر کف هر دو پا قرار داد‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪29‬‬ ‫برگزاری روز جهانی یوگا‬ ‫در ‪ 31‬خردادماه سال جاری‪ ،‬مطابق با ‪ 21‬ژوئن‪ ،‬برای پنجمین‬ ‫ســال متوالی‪ ،‬روز جهانی یوگا در ‪ 177‬کشــور عضو سازمان ملل‬ ‫متحد جشــن گرفته شد‪ .‬در ایران هم در بسیاری از شهرها مراسم‬ ‫روز جهانــی یوگا برگزار گردید و عالقه مندان به یوگا در پارک ها و‬ ‫میادین ورزشی و باشگاه ها حرکات یوگا را به نمایش گذاشتند‪.‬‬ ‫ســفارت هند‪ ،‬به روال هر ســال و به همین مناســبت‪ ،‬هفتۀ‬ ‫بزرگداشت یوگا را طی سه مراسم برگزار نمود‪ .‬در روز پنج شنبه ‪23‬‬ ‫خرداد مسابقات یوگا در دو گروه خانم ها و اقایان برگزار گردید که‬ ‫در این مسابقات خانم ها نسترن سمرقندی‪ ،‬مهسا محمدی‪ ،‬نوشین‬ ‫جوادی‪ ،‬کیمیا اسرا‪ ،‬فاطمه مروج وساغر تاری و اقایان رضا حسین‬ ‫بیگی‪ ،‬پویا محمدی‪ ،‬مهدی اعتماد فرد وعباس رحیمیان به عنوان‬ ‫نفرات برتر انتخاب گردیدند‪ .‬خانم ها لیلی خردمند‪ ،‬شهناز عرفانی‪،‬‬ ‫کتایون نوشیروانی و زیبا شاهسوند به عنوان داوران مسابقۀ بانوان و‬ ‫اقایان مهندس منوچهر البرزی و رامین خالدی داوری مسابقۀ اقایان‬ ‫را به عهده داشتند‪ .‬در نشست مربیان یوگا‪ ،‬که در روز دوشنبه ‪27‬‬ ‫خرداد در مرکز فرهنگی ســوامی ویوکاناندای سفارت هند برگزار‬ ‫‪30‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫شد‪ ،‬اقایان مســعود مهدوی پور‪ ،‬مهرداد گوران‪ ،‬سید عبدالحمید‬ ‫موحدی نائینی‪ ،‬منوچهر البرزی‪ ،‬لیلی خردمند‪ ،‬ســینا صمیمی و‬ ‫زهرا محققی در خصــوص یوگا و اموزه های ان مطالبی را مطرح‬ ‫کردند‪ .‬در این مراسم که اقای کومار‪ ،‬مسئول امور فرهنگی سفارت‬ ‫هند‪ ،‬و اقای یوگش‪ ،‬مربی یوگای ســفارت هند‪ ،‬حضور داشتند از‬ ‫سخنرانان و همچنین برگزارکنندگان مراسم‪ ،‬خانم ها شهین ولدی‬ ‫و نیلوفر ملکی‪ ،‬برای برپایی ان تقدیر به عمل امد‪ .‬روز سه شنبه ‪28‬‬ ‫خردادماه هم خانم ها هاله نیک افشــان‪ ،‬شاکری و شهیم ولدی به‬ ‫دیدگاه های خود در خصوص یوگا پرداختند‪ .‬در روز پنج شنبه ‪30‬‬ ‫خرداد ماه نیز در محل ســفارت هند با حضور سفیر جدید هند در‬ ‫ایران و جمعی از اعضای سفارت‪ ،‬گروهی از پیش کسوتان‪ ،‬مربیان‬ ‫و عالقه مندان یوگا مراســم روز جهانی یوگا برگزار گردید‪ .‬در این‬ ‫نشســت پیام نارندامودی‪ ،‬نخست وزیر هند‪ ،‬به مناسبت پنجمین‬ ‫ســالگرد روز جهانی یوگا قرائت شد و سپس اردویش اوتام‪ ،‬معاون‬ ‫ســفیر هند‪ ،‬و گادام دارمندرا‪ ،‬سفیر جدید هند‪ ،‬دربارۀ بزرگداشت‬ ‫این روز و همچنین ارتباطات فرهنگی بین دو کشــور هند و ایران‬ ‫مطالبی را ایراد نمودند و ســپس جمعی از زنان یوگاکار به اجرای‬ ‫حرکات نمایشی یوگا پرداختند که با استقبال حضار مواجه شد‪.‬‬ ‫روز جهانی یوگا در رفسنجان‬ ‫به مناســبت روز جهانــی یوگا‪ ،‬اولین همایش اســتانی یوگا با‬ ‫حضور دکتر فصیحی هرندی‪ ،‬معاون استاندار و فرماندار ویژه‪ ،‬دکتر‬ ‫خواجه پور رئیــس ادارۀ ورزش و جوانان‪ ،‬زند وکیلی دبیر هیئت‬ ‫ورزش های همگانی استان‪ ،‬افتخاری رئیس کمیتۀ یوگای استان و‬ ‫عده ای از مسئولین استانی و شهرستان رفسنجان و جمع کثیری‬ ‫از خانواده های رفســنجانی‪ ،‬در محل زمین چمن ورزشگاه تختی‬ ‫شهرستان رفسنجان برگزار شد‪.‬‬ ‫به گزارش روابط عمومی هیئت ورزش های همگانی‪ ،‬محســن‬ ‫کریمی‪ ،‬رئیس هیئت ورزش های همگانی‪ ،‬در این مراســم ضمن‬ ‫عــرض تبریک‪ ،‬از ورزش یوگا به عنوان ورزشــی مناســب جهت‬ ‫پیشگیری و کاهش بسیاری از بیماری های روحی و روانی و تقویت‬ ‫جســم و ذهن یاد کرد که برای تمام مردم مفید و الزم اســت و‬ ‫می تواند کاربرد داشته باشد‪.‬‬ ‫در این مراســم اقای مســعود مهدوی پور‪ ،‬پیش کسوت یوگا‪،‬‬ ‫مطالبی را در ارتباط با جایگاه یوگا در ارتقا دادن کفایت های جسم‬ ‫و ذهن مطرح کرد و اشــاره نمود که این ورزش اگر درست انجام‬ ‫شــود چگونه می تواند سبب تقویت چهار بازوی توانا و موثر ذهنی‬ ‫(تمرکز فکر‪ -‬اعتماد به نفس‪ -‬ارامش‪ -‬شــادی درون) شــود‪ .‬وی‬ ‫همچنین اشاره کرد که تجربۀ لحظه و بودن در زمان حال می تواند‬ ‫نقــش موثری در طراحی اینده ای خالق و تحلیل زمان گذشــته‬ ‫داشته باشد‪.‬‬ ‫پیش کســوت یوگا‪ ،‬به جایگاه یوگا و نقشــی کــه امروزه این‬ ‫ورزش می تواند در سالمت جسم و ذهن داشته باشد اشاره کرد‪ .‬او‬ ‫همچنین دربارۀ توانمندی های ذهن با چهار قابلیت از جمله تمرکز‬ ‫فکر و مرکزیت دادن به ذهن‪ ،‬حس نیرومندی یا اعتماد به نفس‪،‬‬ ‫ارامش و حضور در زمان حال و نرفتن به گذشــته و اینده و نهایتاً‬ ‫انگیزه یا حس شادی درون مطالبی را مطرح نمود‪.‬‬ ‫اقای ســید عبدالحمید موحدی نائینی‪ ،‬مدیرمســئول مجلۀ‬ ‫دانش یــوگا‪ ،‬هم در ادامه به روز جهانی یوگا و اینکه چرا ‪ 21‬ژوئن‬ ‫(‪ 31‬خرداد) توسط نخست وزیر فعلی هند به عنوان روز جهانی یوگا‬ ‫انتخاب شده است اشاره کرد و پیام یوگا را اشاعۀ صلح و دوستی‪،‬‬ ‫ارامش و عدم خشونت عنوان نمود‪.‬‬ ‫وی در ادامه به انتقال پیام یوگا توسط سوامی ویشنودواناندا‪ ،‬از‬ ‫اساتید به نام یوگا‪ ،‬اشاره کرد که در دهۀ ‪ 60‬و ‪ 70‬میالدی‪ ،‬هنگامی‬ ‫که کشورهای مصر‪ ،‬اسرائیل‪ ،‬ایرلند شمالی و جنوبی درگیر جنگ‬ ‫بودند‪ ،‬فن خلبانی را فراگرفت تا پیام یوگا را از طریق پرواز بر فراز‬ ‫مرز این کشورهای در حال جنگ انتقال دهد‪ .‬او با به خطر انداختن‬ ‫جان خود پس از عبور از مرز‪ ،‬در مصاحبه هایی که خبرنگاران با او‬ ‫به عمل می اوردند پیام یوگا را صلح و صفا و ارامش عنوان کرد که‬ ‫نقطۀ مقابل جنگ و کشت و کشتار است‪.‬‬ ‫اجرای حرکات یوگا توســط گروه های مختلف سنی یوگاکاران‬ ‫رفســنجان با مربیگری خانم مالمومنایی و اقای صدر الشــریعه و‬ ‫همچنین اجرای موسیقی و تقدیر از یوگاکاران نمونۀ استان از دیگر‬ ‫برنامه های روز جهانی یوگا در رفسنجان بود‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪31‬‬ ‫‪32‬‬ ‫نمایش حرکات یوگا بمناسبت روز جهانی ی‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫یوگا در سفارت هند خرداد ‪ -1398‬تهران‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪33‬‬ ‫‪ 5‬اسانای ساده برای درمان‬ ‫*‬ ‫ژوئل پیرارد ‪ ،‬برگردان‪ :‬ژیال حاتمی‬ ‫برگرفته از‪ :‬مجلۀ فرانسوی ‪Sante‬‬ ‫اجرا کننده حرکات‪ :‬زینب سهرابی‬ ‫بدون هیچ محدودیت سنی و حتی بدون نیاز به ورزشکار بودن‪،‬‬ ‫یوگا یک فعالیت فیزیکی برای تمام اقشار از جهت یوگاتراپی است‪.‬‬ ‫در این مقاله به ‪ 5‬اســانای راحت اشاره می کنیم که به شما کمک‬ ‫می کند تا دردها و ناراحتی های خود را تسکین دهید و تعادل خوبی‬ ‫را در فیزیک و ذهن خود ایجاد نمایید‪.‬‬ ‫وجه اشــتراک ناراحتی های اعصاب‪ ،‬دردهای مزمن‪ ،‬مشکالت‬ ‫تنفســی‪ ،‬استرس و یا حتی خســتگی چیست؟ تحقیقات متعدد‬ ‫علمی در این زمینه نشــانگر این اســت که با تمرینات یوگا همۀ‬ ‫این مشــکالت بهبود می یابد‪ .‬کاترین براو‪ ،1‬مدرس یوگا و درمانگر‬ ‫ایورودا‪ ،‬این ‪ 5‬اســانا را برای بهبود شما معرفی می کند‪ .‬شما با هر‬ ‫روز تمرین کردن به سالمتی و بهبود نزدیک تر می شوید‪.‬‬ ‫‪ .1‬هضم بهتر با جاتارا پاری ورتی‬ ‫نحوۀ انجام حرکت‪ :‬به پشــت دراز بکشید‪ ،‬پاها را خم کنید و‬ ‫کف پا را به ســمت زمین قرار دهید‪ .‬بازوها را به صورت صلیب باز‬ ‫کرده و کف دست ها را به سمت باال برگردانید‪.‬‬ ‫سر را به سمت راست بچرخانید و به ارامی زانوهای خم شده را به‬ ‫سمت چپ ببرید‪ .‬به اندازۀ ‪ 5‬تنفس در این حرکت بمانید و سپس‬ ‫با طرف دیگر ان را انجام دهید‪.‬‬ ‫توصیه‪ :‬برای پیچش بهتر دقت داشته باشید که سر همیشه در‬ ‫جهت مخالف زانوها قرار داشته باشد و پشتتان را کام ً‬ ‫ال روی زمین‬ ‫قرار دهید‪.‬‬ ‫فواید‪ :‬حرکت پیچ ارگان های داخل شکم را به خوبی ماساژ داده‬ ‫و اعمال گوارشی را بهبود می بخشد‪ .‬در ضمن سردردهای ناشی از‬ ‫مشکالت گوارشی را نیز از بین می برد‪.‬‬ ‫حرکت پیشرفتۀ این اسانا به این شکل است که پای چپ را روی‬ ‫زانوی راســت قرار داده و هر دو پا را به ســمت راست ببرید و بعد‬ ‫برعکس ان را انجام دهید‪.‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪34‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ .2‬تســکین و تقویت شکم و پشــت با اردوا پراساریتا‬ ‫‪3‬‬ ‫پاداسانا‬ ‫نحوۀ انجام حرکت‪ :‬به پشت روی زمین دراز بکشید‪ ،‬بازوها را‬ ‫به سمت باال بکشید‪ .‬پای چپ را باال بیاورید و پای راست را صاف‬ ‫و کشیده بر روی زمین قرار دهید‪ .‬نفس بکشید و به اندازۀ ‪ 15‬دم‬ ‫در این حالت باقی بمانید‪ .‬با بازدم پای چپ را پایین اورده و همین‬ ‫عمل را با طرف دیگر انجام دهید‪.‬‬ ‫توصیه‪ :‬پیش از انجام تمرین‪ ،‬این قســمت ها را منقبض کنید‪:‬‬ ‫مقعد‪ ،‬قسمت ادراری و قسمت زیر ناف و ناحیۀ شرمگاهی‪.‬‬ ‫فواید‪ :‬این اســانا باعث تقویت عضالت شکمی و پشت شده و‬ ‫دردهای پشت را کاهش می دهد‪ .‬این حرکت را اسانای کالسیک‬ ‫تقویت شــکم نام گذاشــته اند زیــرا همۀ دردهــای ان ناحیه را‬ ‫برطرف می کند‪.‬‬ ‫برای پیشــرفته تر کردن این تمرین‪ ،‬هــر دو پا را همزمان باال‬ ‫بیاورید و این حرکت را با هر دو پا انجام دهید‪ .‬دم و بازدم فراموش‬ ‫نشود و توجه کنید که شانه ها روی زمین باقی بماند‪.‬‬ ‫‪ 3‬تسکین نفخ شکمی با اپاناسانا‬ ‫نحوۀ انجام حرکت‪ :‬روی زمین دراز بکشید‪ ،‬هر دو زانو را کامالً‬ ‫جمع کنید و با بازوها به طرف شکم بکشید‪ .‬دقت داشته باشید که‬ ‫طرف راست و چپ متعادل باشد و همانند االکلنگ به جلو و عقب‬ ‫برویــد‪ .‬با زانوها یک دایرۀ فرضی ترســیم کنید‪ .‬این حرکت را به‬ ‫اندازۀ ‪ 10‬دم و بازدم انجام دهید‪.‬‬ ‫توصیه‪ :‬سر از روی زمین بلند نشود و عضالت گردن کام ً‬ ‫ال صاف‬ ‫و کشیده باشد‪.‬‬ ‫فوایــد‪ :‬این اســانا باعث از بیــن رفتن دردهای شــکمی و‬ ‫نفخ می شود‪.‬‬ ‫‪4‬‬ ‫برای پیشرفته کردن این تمرین‪ ،‬مدت طوالنی تری در این تمرین‬ ‫باقی بمانید‪.‬‬ ‫‪ .5‬از بین بردن خستگی های روزمره با شاواسانا‬ ‫نحوۀ انجام حرکت‪ :‬به پشت کام ً‬ ‫ال رها دراز بکشید‪ ،‬دست ها با‬ ‫کمی فاصله دو طرف بدن و کف ان ها به سمت باال باشد‪ .‬سرتاسر‬ ‫هر دو دست‪ ،‬پاها‪ ،‬قوزک‪ ،‬عضله های دو قلو‪ ،‬زانو‪ ،‬ران‪ ،‬شکم و کل‬ ‫بدن را روی زمین رها و شل کنید‪ .‬سنگینی سرتان را حس کنید‬ ‫و صورت و دندان ها و عضالت فک را کام ً‬ ‫ال رها کنید‪ .‬ذهن خود را‬ ‫از هر فکر و اندیشه ای خالی سازید و فقط به ریتم دم و بازدم خود‬ ‫توجه نمایید‪ .‬ده دقیقه در این حالت باقی بمانید‪.‬‬ ‫خارج شدن از حالت‪ :‬از انگشت های پا شروع کنید و ان ها را‬ ‫تکان دهید‪ .‬سپس سراغ پاها‪ ،‬انگشتان دست و بازوها بروید‪ .‬خود را‬ ‫مثل گربه کش دهید‪ .‬به حالت جنین خود را به سمت راست جمع‬ ‫کنید و سپس بنشینید و دست ها را به هم مالش دهید و ان ها را بر‬ ‫روی چشم های بستۀ خود بگذارید‪.‬‬ ‫توصیه‪ :‬در حین انجام شاواسانا‪ ،‬پشت خود را منقبض ننمایید‬ ‫و شانه ها را رها و باز بر روی زمین قرار دهید تا قفسۀ سینه کام ً‬ ‫ال‬ ‫باز باشد‪.‬‬ ‫فواید‪ :‬این حرکت به تعادل سیستم هورمونی کمک می کند که‬ ‫با ترشح اندورفین باعث بهبود عملکرد ذهنی می شود‪.‬‬ ‫‪6‬‬ ‫‪ .4‬بهبود عملکرد تنفسی با ستو باندا‪ 5‬یا نیمه پل‬ ‫نحوۀ انجام حرکت‪ :‬به پشت دراز بکشید و زانوها را خم کنید‪.‬‬ ‫بازوها دو طرف بدن و کف دســت ها روی زمین قرار گیرد‪ .‬باسن‬ ‫خود را به سمت اسمان کشــیده و قفسۀ سینه را باز کنید‪ .‬برای‬ ‫راحتی بیشتر‪ ،‬می توانید یک متکای ضخیم و سفت زیر باسن قرار‬ ‫دهید‪ .‬از بینی تنفس کنید و به اندازۀ ‪ 10‬دم و بازدم در این حرکت‬ ‫برای پیشــرفته تر کردن این حرکت با همــۀ بدن گام به گام از‬ ‫باقی بمانید‪.‬‬ ‫شکم‪ ،‬کناره های بدن و عضالت ترقوه ای دم و بازدم کنید‪.‬‬ ‫توصیه‪ :‬عضلۀ باسن را کام ً‬ ‫ال سفت و منقبض نمایید‪.‬‬ ‫فواید‪ :‬این حرکت به تنفس بهتــر از دیافراگم کمک می کند‪،‬‬ ‫موجب تقویت عضالت تنفســی می شود و حالت ماساژ شکمی را‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫برای پیشــرفته تر کردن این حرکت دســت ها را پشت کلیه ها‬ ‫بگذارید و کمر را باالتر ببرید‪.‬‬ ‫‪1-Catherine Brau‬‬ ‫‪2-Jathara Parivritti‬‬ ‫‪3-Urdhva prasarita padasana‬‬ ‫‪4-Apanasana‬‬ ‫‪5-Setu bandha‬‬ ‫‪6-Savasana‬‬ ‫*‬ ‫‪Joelle Pierrard‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪35‬‬ ‫یوگا همراه با ابزار‬ ‫ایستادن روی شانه‬ ‫کتاب یوگا‪ ،‬راهی به سوی سالمتی کامل اصلی ترین‬ ‫کتاب ســبک یوگای ایینگر است که اولین بار در‬ ‫سال ‪ 2001‬در ‪ 432‬صفحۀ گالسه به صورت مصور‬ ‫و تمام رنگی منتشر شــده و تا به امروز چندین بار‬ ‫به روزرسانی و تجدید چاپ شده است‪.‬‬ ‫این کتــاب درواقع دربردارنــدۀ تمامی اموزه های‬ ‫بی‪.‬کی‪.‬اس ایینگر در خصوص بدن‪ ،‬ذهن وسالمتی‬ ‫است و برای تمامی پرتوجویان با هر سطح مهارت‬ ‫و تجربه ای می تواند مفید واقع شود‪.‬‬ ‫مجلۀ دانش یوگا از نوزده شــمارۀ پیش به ترجمۀ‬ ‫بخش ابــزار این کتاب پرداخته و در هر شــماره‬ ‫یکی از حرکت ها را تشریح نموده است‪ .‬این مقاله‪،‬‬ ‫بیستمین شماره ای است که به این امر اختصاص‬ ‫یافته است‪.‬‬ ‫‪ 1‬‬ ‫برگرفته از کتاب یوگا‪ ،‬راهی به سوی سالمتی کامل اثر بی‪ .‬کی‪.‬اس ایینگر‬ ‫برگردان‪ :‬عاطفه شریفان‬ ‫انجام این اســانا ذهن و روح و بدن شــما را با یکدیگر اشتی می دهد‪ .‬مغز احساس‬ ‫ارامش می کند و این ارامش احساس سبکی را به کل بدن تزریق می کند‪ .‬این حرکت‬ ‫معکوس اجازه می دهد که خون سالم و تازه در اطراف گردن و قفسۀ سینه پخش شود‬ ‫و ســبب کاهش اختالالت مربوط به برونشــیت و تحریک غدد تیروئید و پاراتیروئید‬ ‫می گردد‪ .‬ســاالمبا‪ 2‬در سانســکریت به معنی «حمایت کردن» و ساروانگا‪ 3‬به معنای‬ ‫«تمام اندام و اعضا» است‪.‬‬ ‫جناغ‬ ‫سینه را‬ ‫به سمت باال‬ ‫بکشید‬ ‫تذکر‪:‬‬ ‫از انجــام این اســانا در طول دورۀ‬ ‫قاعدگی خودداری کنید‪.‬‬ ‫افرادی کــه دارای فشــارخون باال‬ ‫هستند تنها باید این حرکت را بالفاصله‬ ‫پس از حداقل ســه دقیقــه ماندن در‬ ‫اسانای گاواهن‪ 4‬انجام دهند‪.‬‬ ‫انگشتان‬ ‫شست پا‪ ،‬پاشنه‬ ‫و قوزک ها را کنار‬ ‫هم قرار دهید‬ ‫پشت‬ ‫سر را روی‬ ‫زمین رها‬ ‫کنید‬ ‫‪ .1‬مت را روی یک پتوی ســه ال شده روی‬ ‫زمین قرار دهید‪ .‬طوری دراز بکشید که گردن‪،‬‬ ‫شانه ها و پشــتتان روی پتوی تا زده شده قرار‬ ‫گیرد‪ .‬سر خود را روی زمین قرار دهید‪ .‬پاها را‬ ‫کشــیده و زانوهای خود را سفت کنید‪ .‬قسمت‬ ‫داخلی پاها را به سمت پاشنه ها هدایت کنید و‬ ‫بکشید‪ .‬قسمت های بیرونی شانه ها را بر روی پتو‬ ‫عضالت‬ ‫صورت را‬ ‫وانهاده رها‬ ‫کنید‬ ‫‪36‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫فشار دهید‪ .‬باالی ستون فقرات را به سمت باال‬ ‫بکشید ولی پایین ستون فقرات را روی پتو فشار‬ ‫دهید‪ .‬در بازوان خود که در کنار بدن قرار دارند‬ ‫کشــش ایجاد کنید‪ .‬کف دست ها را به سمت‬ ‫ســقف قرار دهید و مطمئن شــوید که مچ ها‬ ‫بدن تان را لمس می کنند‪ .‬بدون اینکه ســر را‬ ‫تکان دهید قفسۀ سینۀ خود را باز و فراخ کنید‪.‬‬ ‫‪ .2‬شــانه های خود را به سمت عقب رول کرده‬ ‫و تیغۀ شــانه ها را بکشــید‪ .‬بازوها را به ارامی‬ ‫بچرخانید و قســمت های داخلی بازوها را‬ ‫به سمت انگشتان کوچک هر دو دست‬ ‫بکشــید‪ .‬همراه با بازدم زانوهای‬ ‫خود را خم کنید‪.‬‬ ‫فواید‬ ‫کاهش فشار خون باال‬ ‫از بین برندۀ بی خوابی و دارای خاصیت‬ ‫ارامبخش‬ ‫زانو ها‬ ‫را در کنار‬ ‫یکدیگر قرار‬ ‫دهید‬ ‫بهبود عملکرد غدد تیروئید و پاراتیروئید‬ ‫کاهش عالئم اسم‪ ،‬برونشیت و ناراحتی های‬ ‫گلو‬ ‫کاهش تنگی نفس و تپش قلب باال‬ ‫تسریع بهبود سرماخوردگی و انسداد‬ ‫سینوس ها‬ ‫بهبود حرکات روده و از بین برندۀ کولیت روده‬ ‫کمک به درمان هموروئید‬ ‫کاهش اختالالت ادراری‬ ‫تسریع درمان بیماری فتق‬ ‫کمک به بهبود پروالپس رحم و همچنین‬ ‫کاهش فیبروئیدها‬ ‫از بین برندۀ کیست های تخمدانی و اختالالت‬ ‫تخمدان ها‬ ‫‪ .3‬بدون حرکت دادن باالتنه و با بازدم‪ ،‬باسن و ناحیۀ نشیمنگاهی را از زمین بلند‬ ‫کنید و زانوهای خود را به سمت باالی قفسۀ سینه بیاورید‪.‬‬ ‫در حالت مبتدی چنانچه انجام این کار مشکل است‪ ،‬ابتدا باسن را از زمین باال‬ ‫اورده و از کسی بخواهید که با نگه داشتن مچ پاهایتان به شما کمک کند و پاهایتان‬ ‫را که خم کرده اید به سمت سرتان هدایت کند‪.‬‬ ‫همزمان نشیمنگاه و پشــت خود را به سمت باال ببرید و به حالت نهایی اسانا‬ ‫بروید‪ .‬بدن خود را در حالت نهایی محکم نگه دارید و پشت خود را روبه روی زانوهای‬ ‫کسی که به شــما کمک می کند قرار دهید‪ .‬یا اینکه وقتی به کمک دوست خود‬ ‫پاها را از زمین باال اوردید مراحل ‪ 5‬و ‪ 6‬و ‪ 7‬را که در ادامه اورده شده انجام دهید‪.‬‬ ‫باسن‬ ‫خود را محکم‬ ‫نگه دارید‬ ‫تنظیم دوره های عادت ماهانه و کمک به رفع‬ ‫گرفتگی های قاعدگی‬ ‫ساق‬ ‫پاها را به‬ ‫یکدیگر فشار‬ ‫دهید‬ ‫‪ .4‬کف دست ها را روی باسن بگذارید و‬ ‫بازوها را محکم روی پتو فشار دهید‪ .‬پاها را‬ ‫تا جایی که باسن کام ً‬ ‫ال بر زمین عمود شود‬ ‫به ســمت باال بیاورید و زانوها را به سمت‬ ‫سر بکشید‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪37‬‬ ‫‪ .5‬حاال دســت های خود را‪ ،‬طوری که کف‬ ‫دست ها کلیه ها را بپوشاند‪ ،‬به میانۀ پشت خود‬ ‫بیاورید و انگشــتان شست دســت را به سمت‬ ‫شکم و سایر انگشتان را به سمت ستون فقرات‬ ‫قرار دهید‪.‬‬ ‫بازدم انجــام دهید و تا جایی‬ ‫بدن را به بــاال هدایت کنید که‬ ‫قفسۀ ســینه و چانه تان تماس‬ ‫برقرار کنند‪ .‬به تنفس منظم خود ادامه دهید‪.‬‬ ‫کف‬ ‫هر دو پا را‬ ‫بکشید و کامال ً‬ ‫باز کنید‬ ‫اصالح حرکت‬ ‫انگشتان‬ ‫دست را به‬ ‫پشت بدن فشار‬ ‫دهید‬ ‫‪ .6‬پاهای خود را به ســمت سقف بکشید‪ .‬تنها‬ ‫باید پشــت گردن‪ ،‬شانه ها و باالی بازوها روی پتو‬ ‫قرار بگیرند‪ .‬مطمئن شــوید که بدن‪ ،‬از شــانه تا‬ ‫زانوها‪ ،‬بر زمین عمود است‪.‬‬ ‫‪38‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫اگر هنگامی که در وضعیت نهایی حرکت هستید پاهایتان به‬ ‫سمت راست و چپ می رود‪ ،‬زانوهای خود را خم و کمر خود را‬ ‫جابه جا کنید تا با قفسۀ سینه تنظیم شود‪ .‬سپس مجددا ً پاها را‬ ‫به صورت صاف و کشــیده دراورید‪ .‬چنانچه لگن به سمت جلو‬ ‫پیچش داشــته باشد‪ ،‬در ناحیۀ قفسۀ سینه احساس سنگینی‬ ‫می کنید و در تنفس دچار مشکل می شوید‪ .‬کمر‪ ،‬ران ها و لگن‬ ‫را به باال هل دهید و مانع پایین افتادن باسن شوید‪.‬‬ ‫‪ .7‬هر دو کف دست را به پشت خود فشار دهید و پشت را صاف کنید‪ .‬در بدن خود‪ ،‬از ناحیۀ زیربغل تا انگشتان پا کشش ایجاد کنید‪.‬‬ ‫ال صاف و مستقیم باشد‪ .‬هر دو ارنج را نزدیک بدن قرار دهید تا قفسۀ سینه کام ً‬ ‫ستون فقرات می بایست کام ً‬ ‫ال باز شود‪ .‬برای اینکه بیشتر‬ ‫باال بیایید می توانید کف دستان را برداشته و سپس ان ها را دوباره به پشت فشار دهید‪ .‬این کار قفسۀ سینه را جلوتر خواهد برد‪ .‬توجه‬ ‫کنید که بدن خود را از ناحیۀ پشت گردن بلند کنید‪ ،‬و نه از قسمت گلو‪ .‬هر دو شانه را به عقب بچرخانید تا در موقعیت راحتی قرار بگیرد‬ ‫و در گردن کشش مالیمی ایجاد کنید‪ .‬قسمت داخلی و خارجی پاها را کام ً‬ ‫ال به سمت سقف بکشید‪ .‬اجازه ندهید که پاها به عقب یا جلو‬ ‫حرکت کنند و وضعیت را برای ‪ 3-2‬دقیقه حفظ کنید‪ .‬به طور منظم دم و بازدم داشته باشید‪.‬‬ ‫انجام پیشرفتۀ حرکت‬ ‫در ذهن به ســتون فقرات خود جان ببخشید‪ .‬انرژی باید از‬ ‫طریق انگشتان دست تان در ستون فقرات جاری شود‪ .‬اگاهی را‬ ‫بر روی ستون فقرات بیاورید‪ .‬این اگاهی‪ ،‬قدرت ذهن را تقویت‬ ‫می کند و منجر به کنترل بهتر می شود‪ .‬انگشتان شست دست‬ ‫را برای هدایت به ســمت ستون فقرات به عضالت پشت فشار‬ ‫دهید‪ .‬انجام این کار باعث انقباضی در پشت کمر می شود‪ .‬در‬ ‫انجام این حرکت باید انقباضات در پشت وجود داشته و قفسۀ‬ ‫ســینه کام ً‬ ‫ال باز باشد‪ .‬اجازه ندهید که ارنج ها به سمت بیرون‬ ‫منحرف شوند و تالش کنید ان ها را به یکدیگر نزدیک کنید‪.‬‬ ‫زیرا فاصلۀ بین دو ارنج باعث می شــود که قفسۀ سینه جمع‬ ‫شود‪ .‬شانه ها را به سمت عقب ببرید‪ .‬اگاهی را به قسمت داخلی‬ ‫پاها برده و در ان ها به سمت سقف کشش ایجاد کنید‪ .‬این کار‪،‬‬ ‫ظریف وکمی هم دشــوار است ولی با تمرین و زمان گذاشتن‬ ‫قابل انجام است‪ .‬زمان ماندن در وضعیت را تا پنج دقیقه افزایش‬ ‫دهید‪ .‬به تنفس خود به طور منظم ادامه دهید‪.‬‬ ‫طریقۀ خارج شدن از حرکت‬ ‫بازدم انجام دهید و پاها را از زانو خم کنید‪ .‬ر ان ها را به سمت‬ ‫شکم ببرید و سپس لگن را به ارامی پایین بیاورید‪ .‬دستان خود‬ ‫را باز کنید و در کنار بدن قرار دهید‪ .‬تمام بدن را بر روی زمین‬ ‫وانهاده کنید‪.‬‬ ‫در‬ ‫توصیۀ استاد‬ ‫پاهای خود را عقب نکشــید‪ ،‬بلکه بــه ارامی بلند‬ ‫کنید‪ .‬درون ساق پا را به بیرون بچرخانید و در قسمت‬ ‫خارجی پا به طرف پاشنه ها کشش ایجاد کنید‪.‬‬ ‫پاها از کشاله‬ ‫ران تا انگشتان‬ ‫کشش ایجاد‬ ‫کنید‬ ‫لگن‬ ‫را به سمت‬ ‫باال بکشید‬ ‫نگاه‬ ‫خود را به‬ ‫سمت قفسه‬ ‫سینه ببرید‬ ‫کف‬ ‫دستان را‬ ‫هم تراز تیغۀ‬ ‫شانه ها قرار‬ ‫دهید‬ ‫بازوها‬ ‫را مستقیما ً‬ ‫روی پتو رها‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫‪1-Salamba Sarvangasana‬‬ ‫‪2-Salamba‬‬ ‫‪3-Sarvanga‬‬ ‫‪4-Halasana‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪39‬‬ ‫یوگا و مزایای ان برای کودکان مبتال‬ ‫بهبیماریاوتیسمیا درخودماندگی‬ ‫هانابرنداستیتر‬ ‫*‬ ‫برگردان‪:‬واحد ترجمه‬ ‫یــوگا در ایاالت متحــدۀ امریکا به عنــوان درمانی مکمل برای‬ ‫کودکانی با نیازهای روانی خاص و اوتیســم درحال رشــد است و‬ ‫شمار مدارس و والدینی که در این برنامه های روبه رشد و خالقانۀ‬ ‫یوگا شرکت می کنند نیز درحال افزایش است‪.‬‬ ‫اســکات اندرسون‪ ،‬معلم و بنیان گذار یوگا اوتیسم‪ ،‬در وب سایت‬ ‫شخصی خود خاطرنشان می کند که افزون بر فوایدی که معموالً با‬ ‫یوگا همراه است – مانند افزایش قدرت و انعطاف و حس ارامش‪-‬‬ ‫کودکان درخودمانــده با یوگادرمانی می توانند ســودمندی هایی‬ ‫مانند کاهش درد‪ ،‬اضطراب‪ ،‬پرخاشگری‪ ،‬رفتارهای وسواس گونه و‬ ‫فعالیت های خود مراقبتــی را تجربه کنند‪ .‬و خبر خوب انکه این‬ ‫کودکان به کمک یوگا همچنین می تواننــد در برقراری ارتباط و‬ ‫یافتن دوســتان جدید موفق تر عمل نمایند و احساســات خود را‬ ‫مدیریت کنند‪.‬‬ ‫لوئیز گلدبرگ‪ ،1‬نویسندۀ کتاب یوگادرمانی برای کودکان مبتال‬ ‫به اوتیسم و نیازهای روانی خاص ‪ ،‬تجربیات نابی را از مشاهدۀ فواید‬ ‫بی شــمار تمرینات یوگا بر روی طیفی از کودکان درخود مانده به‬ ‫دست اورده است‪ .‬در سال ‪ 1981‬از گلدبرگ و یکی از همکارانش‬ ‫دعوت شــد تا برای معلمین یک بیمارستان مسکونی مخصوص‬ ‫کودکان درگیر با اختالالت شدید عاطفی و رفتاری کالسی اموزشی‬ ‫برگزار کنند‪ .‬لوئیز گلدبرگ می گوید‪« :‬هر دوی ما مدرسان نسبتاً‬ ‫تــازه کار یوگا بودیم و وقتی به انجا رفتیم‪ ،‬بدون برنامه ریزی قبلی‬ ‫کارمان را شــروع کردیم‪ .‬اما دیدن ان بچه ها ‪-‬که بسیاری از انان‬ ‫‪40‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫به شــدت مضطرب‪ ،‬درخود مانده و یا عصبانی بودند‪ -‬حتی برای‬ ‫یک لحظه‪ ،‬برای ما الهام بخش بود که انجام یوگا برای این بچه ها تا‬ ‫چه حد موثر است و چقدر از انجام تمرینات لذت می برند‪ .‬ما واقعاً‬ ‫شگفت زده شده بودیم‪».‬‬ ‫اضطراب و یوگا‬ ‫کودکان درخود مانده تجربیات حسی بسیار متفاوتی از دیگران‬ ‫دارند و این واکنش های حســی‪ ،‬بدن ان ها را در شــرایط خاصی‬ ‫مانند حالت ستیز و گریز یا حالت تدافعی خودکار قرار می دهد‪ ،‬به‬ ‫این ترتیب که خون از ارگان های گوارشــی به سمت ماهیچه های‬ ‫حرکتی منتقل می شود‪ .‬این حاالت موجب اختالل هضم‪ ،‬افزایش‬ ‫ضربان قلب و تنگی نفس می شوند که همگی باعث به وجود امدن‬ ‫اضطراب هستند‪.‬‬ ‫«من پســربچۀ دانش اموزی داشتم که اگر سرویس مدرسه اش‬ ‫دیر می کرد بسیار بســیار مضطرب می شد‪ .‬مادر این پسربچه هر‬ ‫روز او را به مدرســه می رساند‪ .‬یک روز دید که پسرش در صندلی‬ ‫عقب ماشــین ارام لم داده است‪ .‬این حالت برای مادر جدید بود تا‬ ‫جایی که از پسرش پرسید که مریض شده و کسالت دارد؟ ولی او‬ ‫جواب داد‪« :‬نه‪ ،‬فقط حس ارامش دارم‪ ».‬مادر این دانش اموز گفت‬ ‫که تاکنون پسرش را این چنین ارام ندیده است‪ .‬گلدبرگ توضیح‬ ‫می دهد که شخص در حالت وانهادگی (شاواسانا) می تواند خود را‬ ‫کنترل و احساسات خود را ارام کند‪.‬‬ ‫اهمیت تجسم کردن‬ ‫مربیان اوتیسم غالباً بر اهمیت تمرینات تجسمی تاکید می کنند‪.‬‬ ‫به همین علت گلدبرگ مدلــی را تحت عنوان ‪stop and Relax‬‬ ‫طراحی کرد که بالغ بر پنجاه کارت کمکی برای کمک به کودکان‬ ‫اســت تا بتوانند موقعیت هایی که ممکن است در ان قرار بگیرند‬ ‫را تجســم کنند‪ .‬از طریق این مجسم ســازی ان ها قادر به تقلید‬ ‫و مدل ســازی واکنش های فیزیکی ای هســتند کــه پیش از ان‬ ‫نمی توانستند انجام دهند‪.‬‬ ‫او در ایــن باره توضیــح می دهد‪« :‬بعضــی از کودکان صحبت‬ ‫نمی کنند و قادر به تکلم نیستند ولی با این حال می توانند با توانایی‬ ‫دیداری خود به کارت های کمکی نگاه کنند و واکنش نشان دهند‪.‬‬ ‫برخی نیز مشکل گیرایی دارند‪ .‬حتی اگر بتوانند کاری را به نتیجه‬ ‫برسانند و برای مسیر برنامه ریزی حرکتی داشته باشند‪ ،‬با این حال‬ ‫توانایی این را ندارند که از نقطۀ ‪ A‬به ‪ B‬و ســپس به ‪ C‬بروند‪ .‬اما‬ ‫با مشاهدۀ بصری این کارت های کمکی‪ ،‬به نحوی ان رابه سیستم‬ ‫مغزی خود می کشند و می توانند ان را تکرار کنند‪».‬‬ ‫مقاومت در برابر کلمۀ «یوگا»‬ ‫زمانــی که گلدبرگ کالس های یــوگای تخصصی خود را برای‬ ‫کودکان مبتال به اوتیســم اغاز نمود بــا مقاومت برخی مدارس و‬ ‫والدین روبه رو شد چرا که برخی با واژۀ یوگا راحت نبودند‪.‬‬ ‫«من فکر می کنم برخی از مردم اطراف ایاالت متحده دید بازی‬ ‫نســبت به این موضوع نداشتند‪ .‬حتی برخی بر این باور بودند که‬ ‫یوگا یک فرقه اســت‪ ».‬او توضیــح داد‪« :‬چیزی که می خواهم در‬ ‫اینجا بگویم این اســت که یوگا به صورتی که در مدارس عمومی‬ ‫نیز اموزش داده می شود‪ ،‬یک ایین دینی نیست‪ .‬حرکات‪ ،‬تمرینات‬ ‫تنفسی‪ ،‬تکنیک های ارام سازی و روش های خوداگاهی می توانند از‬ ‫منابع غنی یوگا برای برنامه ریزی درسی در مدارس عمومی باشند‪».‬‬ ‫از ایــن رو گلدبرگ هم اکنون از نام «ارامش خالق» اســتفاده‬ ‫می کند و در ان حرکات یوگا را به کار می گیرد و با ان ها دانش اموزان‬ ‫را برای چالش هایی که در مدرســه و یا زندگی روزمره دارند اماده‬ ‫می کند‪ .‬این برنامه برای تمام کودکان و در تمام گروه های ســنی‬ ‫کارامد اســت‪ ،‬زیرا تنها نوعی حرکت شــامل تمرین ها‪ ،‬تمرکز و‬ ‫تنفس است‪.‬‬ ‫«ایدۀ اصلی این اســت که وقتی در مدرســه هستیم از کلمات‬ ‫سانســکریت اســتفاده نمی کنیم‪ .‬نام وضعیت عبادت را استفاده‬ ‫نمی کنیم ولی نام حرکت درخت را می گوییم‪ .‬نام اسانای ویپاریتا‬ ‫شاالباســانا‪ 2‬برای ما حرکت سوپرمن است‪ .‬نمی خواهم هیچ کس‬ ‫حس کند که کالس ما برای مذهبی خاص اســت‪ .‬سرودهایی که‬ ‫می خوانیم هم فقط اهنگ های عمومی هستند‪».‬‬ ‫گلدبرگ معتقد اســت که تمام کودکان از تمرین های یوگا در‬ ‫کالس بهره خواهند برد‪ .‬او با خوشنودی توضیح می دهد‪« :‬ده سال‬ ‫پیش وقتی در مدرسه ای درس می دادم این شانس را داشتم که به‬ ‫تمام کالس های بچه های اوتیسم بروم و به تمام ان ها اموزش دهم‪.‬‬ ‫تنها یک کودک از این کالس ها بهره مند نمی شــد‪ ،‬بلکه تک تک‬ ‫ان ها سود می بردند‪».‬‬ ‫سودمندی های کالس مدرسه‬ ‫دکتر جودی ویلیز‪ 3‬که تجربۀ پانزده سال تخصص مغز و اعصاب‬ ‫کودکان و بزرگســاالن و همچنین تدریس در کالس های مدرسه‬ ‫را به طور همزمان دارد‪ ،‬در کتاب خود شــرح می دهد که کودکان‬ ‫اگر هر ‪ 15‬دقیقه زمان استراحت داشته باشند به بهترین نحو یاد‬ ‫می گیرند‪ .‬اگر این زمان بیشتر باشد یادگیری به هیچ عنوان صورت‬ ‫نگرفته و منجر به سرخوردگی کودکان و معلمان خواهد شد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫گلدبرگ نیز با این گفته موافق و معتقد است که یوگا کامال این‬ ‫نوشــدارو را مهیا می کند‪ .‬فقط یک دقیقه ماندن در یک وضعیت‬ ‫یوگای نشسته و یا ایستاده در کنار میز کافیست تا یادگیری باقی‬ ‫درس بتواند‪ ،‬بدون تالش معلم برای برقراری نظم کالس‪ ،‬ادامه یابد‪.‬‬ ‫در سال ‪ 2012‬محققان در مطالعه ای مورد دیگری را در زمینۀ‬ ‫یوگا مورد بررسی قرار دادند‪ :‬اثربخشی برنامه های یوگا برای ایجاد‬ ‫امادگــی یادگیری در میان کودکان مبتال به اختالالت اوتیســم‪.‬‬ ‫نتیجۀ این تحقیق در مجلۀ امریکایی کاردرمانی به چاپ رســید‪.‬‬ ‫محققان این مطالعه دریافتند کــه کالس های روزانۀ یوگا به طور‬ ‫فراگیری در رفتار کودکان اوتیسم در کالس درس موثر است‪.‬‬ ‫برای این مطالعه که به مدت ‪ 16‬هفته به طول انجامید کودکان‬ ‫را بــه دو گروه تقســیم کردند‪ .‬دســتۀ اول در کالس های یوگای‬ ‫صبحگاهی شرکت کردند و گروه دوم در کالس درس های معمول‬ ‫هر روز صبح حضور یافتند‪ .‬رفتارهای به چالش کشــیده شــده با‬ ‫اندازه گیری های استاندارد چک لیستی‪ ،‬قبل و بعد از دورۀ مطالعه‪،‬‬ ‫مورد ارزیابی قرار گرفتند‪.‬‬ ‫محققان نتیجه گیری کردند که این برنامه جهت اماده سازی برای‬ ‫یادگیری شامل کاهش بدخلقی‪ ،‬سستی‪ ،‬اجتماع گریزی‪ ،‬بیش فعالی‬ ‫و ناســازگاری در کودکان درخودمانده موثر بوده و گنجاندن این‬ ‫برنامه در روال روزانۀ کالس های مدرسه می تواند مشارکت تحصیلی‬ ‫را به باالترین حد رسانده و زمان حضور در کالس را بهینه سازد‪.‬‬ ‫به طور واضح مشخص نیســت که چند کودک در حال حاضر‬ ‫در برنامه های مشابه شــرکت می کنند‪ ،‬اما گلدبرگ می گوید که‬ ‫صدها معلم‪ ،‬هزاران کودک را در ایاالت متحده تحت اموزش قرار‬ ‫می دهند‪ .‬او خواهان این اســت که این حرکت به عنوان «جنبش‬ ‫گلوله ای» در طول زمان دانش اموزان بیشــتر و بالطبع معلمان و‬ ‫والدین ان ها را منتفع سازد‪.‬‬ ‫گلدبرگ می گوید‪«:‬من فکر می کنم که این یکی از راه های تغییر‬ ‫فرهنگ است که با کودکان اغاز می شود‪ .‬در ایاالت متحده ما مشکل‬ ‫بزرگی با استبداد داریم‪ .‬فعالیت های ذهنی که شامل تکنیک های‬ ‫تنفسی هستند‪ ،‬مانند یوگا‪ ،‬روش هایی عالی برای ساختن جامعه ای‬ ‫مهربان تر‪ ،‬همراه تر و خوداگاه تر است‪».‬‬ ‫‪* Hannah Brandstaetter‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪41‬‬ ‫غلبهبردرد‬ ‫*‬ ‫سوامیشیواشانکاریاندا‬ ‫برگردان‪ :‬حامد رنگین کمان‬ ‫«من دشمن نه‪ ،‬بلکه دوستت هستم‪،‬‬ ‫من پیام اوری از ســوی خدا هستم‪ ،‬فرشته ای از بهشت تا تو را‬ ‫خرد بیاموزم‪،‬‬ ‫تــا در قلبت مهربانی و ارامش را جاری کنم‪ ،‬تا ذهن و فکرت را‬ ‫متوجه خدا کنم‪،‬‬ ‫تــا تــو را از وابســتگی و دلبســتگی هایت به مادیــات و امور‬ ‫دنیوی برهانم‪،‬‬ ‫اموری که نابودشــدنی و خیالی هســتند؛ مــن راهنما و معلم‬ ‫خاموشت هستم‪،‬‬ ‫من درد هستم‪ ،‬بهترین موهبت زندگی‪».‬‬ ‫گزیده ای از من معلمت درد هستم نوشتۀ سوامی شیواناندا‬ ‫احســاس درد‪ ،‬دلیل اصلی مراجعۀ افراد به پزشک است‪ .‬حدود‬ ‫‪ %20‬از افراد بزرگسال امریکایی‪ %13 ،‬از نوجوانان امریکای شمالی‬ ‫و ‪ 10‬تا ‪ %30‬از افراد بزرگسال در اروپا به درجات مختلفی از درد‬ ‫از متوسط تا شدید مزمن مبتال هستند‪ .‬تاثیرات درد در سه گروه‬ ‫جسمی‪ ،‬فیزیولوژیک و روحی‪-‬روانی طبقه بندی می شود‪ .‬درد شدید‬ ‫اغلب دردی با علت خاص و قابل تشخیص و دردی مثل پیچ خوردن‬ ‫مچ پاست که معموالً به سرعت نیز برطرف می شود‪ .‬دردی که برای‬ ‫مدت ســه تا شش ماه ادامه پیدا کند‪ ،‬مزمن می نامند‪ .‬درد ممکن‬ ‫است ناشی از اسیب دیدگی شــدید یا جراحی باشد ولی همیشه‬ ‫این طور نیست‪ .‬سردرد‪ ،‬ارتریت روماتوئید و کمردرد از متداول ترین‬ ‫انواع درد در امریکا هستند‪ .‬درد ممکن است بر فعالیت های روزانه‬ ‫مانند کار‪ ،‬ارتباطات و خواب تاثیرگذار باشــد‪ .‬درد اگر مزمن باشد‬ ‫می تواند موجب اختالالت ُخلقی‪ ،‬افسردگی و حتی خودکشی شود‪.‬‬ ‫نتایج حاصل از پژوهش های اخیر حاکی از ان است که درد می تواند‬ ‫بر ترکیب شیمیایی مغز و عملکرد دستگاه های عصبی اثر بگذارد‪.‬‬ ‫برای افراد دیگر از جمله بســیاری از پزشــکان ممکن است درک‬ ‫میزان و شدت درد دائم مشــکل باشد‪( .‬استفاده از واژۀ «دائم» به‬ ‫جای «مزمن» عامدانه بوده است‪).‬‬ ‫درد موضوعی ذهنی است‬ ‫چطور می توانیم میزان درد در فرد را شناســایی کنیم و اندازه‬ ‫بگیریم؟ توصیف و اندازه گیری درد بسیار مشکل است‪« .‬در مقیاس‬ ‫‪ 1‬تا ‪ ،10‬چه مقدار درد داری؟» چطور می توانیم بدانیم که ‪ 8‬از ‪10‬‬ ‫یک فرد با ‪ 8‬از ‪ 10‬فرد دیگر یکی اســت؟ این مشکل به دشواری‬ ‫ســعی برای توصیف معنای رنگ برای فردی نابینا یا تالش برای‬ ‫توصیف طعم میوۀ درخت نان صحرایی برای فردی است که هرگز‬ ‫ان را امتحان نکرده است‪ .‬می توانیم در توصیفات خود از انواع صفات‬ ‫مختلف مانند «درداور»‪« ،‬سوزاننده»‪« ،‬تیز و برنده»‪ ،‬و «درخشان»‬ ‫اســتفاده کنیم‪ ،‬ولی باز هم توصیف کامــل و دقیقی نخواهد بود‪.‬‬ ‫‪42‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫توانایی ما برای صحبت دربارۀ درد مانند چالش توصیف چگونگی‬ ‫احساس عشق و عمق و تاثیر ان است‪.‬‬ ‫واکنش حمایتی‬ ‫بدن انسان از سازوکارهای حمایتی و محافظتی بسیاری از جمله‬ ‫عطسه کردن‪ ،‬اسپاســم ماهیچه ای‪ ،‬واکنش گریز از خطر‪ ... ،‬و درد‬ ‫برخوردار اســت‪ .‬درد نوعی تجربۀ نرمال انسانی با هدف تضمین و‬ ‫اطمینان از سالمت و بقای فرد است‪ .‬کارکرد درد افزون بر هشدار‬ ‫خطر‪ ،‬متوقف کردن کار در حال انجام‪ ،‬دورشــدن از خطر و گاهی‬ ‫حتی درازکشیدن روی زمین را شامل می شود‪ .‬اعضای خانواده ای‬ ‫در مارسل ایتالیا را درنظر بگیرید که به دلیل جهش نادر ژنتیکی‬ ‫درد کمــی را حس می کنند یا اص ً‬ ‫ال دردی را حس نمی کنند‪ .‬این‬ ‫موضوع ممکن است در ابتدا خوب به نظر برسد‪ ،‬ولی عواقب احتماالً‬ ‫خطرناکش را تصور کنید‪ .‬ممکن است دچار سوختگی یا شکستگی‬ ‫اســتخوان شوید ولی ان را حس نکنید‪ ،‬و با ادامه دادن به حرکت‬ ‫موجب اسیب دیدگی بیشتر شوید‪.‬‬ ‫درد چیست؟‬ ‫پیشــرفت های اخیر در زمینۀ درد بر عملکرد دســتگاه عصبی‬ ‫و مغز متمرکز اســت‪ .‬دســتگاه عصبی مرکزی متشکل از مغز و‬ ‫طناب نخاعی اســت‪ .‬دســتگاه عصبی محیطی بیشتر متشکل از‬ ‫اعصاب اســت‪ .‬وقتی اتفاقی احتماالً خطرناک رخ می دهد‪ ،‬پیامی‬ ‫از طریق مغز و طناب نخاعی به مغز منتقل می شــود‪ .‬توجه داشته‬ ‫باشــید که پیام عصبی ارسالی حاوی پیام خطر است نه پیام درد‪.‬‬ ‫(نورون ها نمی توانند تفاوت مذکور را تشخیص دهند و فقط ان را‬ ‫منتقل می کنند‪).‬‬ ‫ســه چیز موجب تحریک نورون ها در سیستم درد‪-‬خطر شما‬ ‫می شــود‪ :‬نیروهای مکانیکی بافت های بدن‪ ،‬اسیب های شیمیایی‬ ‫و ســرما و گرمای شدید‪ .‬هرچه شــدت درک خطر احساس شده‬ ‫بیشــتر باشــد‪ ،‬نورون های بیشتری درگیر می شــوند و پیام های‬ ‫عصبی بیشــتر و قوی تری تولید می شود‪ .‬پس از رسیدن پیام ها و‬ ‫اطالعات به مغز اســت که دربارۀ چگونگی واکنش و میزان خطر‬ ‫تصمیم گیری می شود‪.‬‬ ‫ولی دردی که حس می کنیم نشــانۀ دقیقی از اســیب بافت یا‬ ‫سالمتی نیست‪ .‬شاید اسیب شــدیدی‪ ،‬در مقایسه با بریده شدن‬ ‫جایی از بدن‪ ،‬درد کمتری داشته باشد‪ .‬ممکن است هنگام باغبانی‬ ‫انقدر جذب کار شده باشید که بریده شدن انگشت تان را حس نکنید‪.‬‬ ‫ممکن است سربازی در میدان نبرد متوجه اسیب دیدگی اش نشود‪.‬‬ ‫ممکن است در قســمتی از بدن تان به دلیل تکرار اسیب دیدگی‬ ‫جزئی دردی را حس نکنید چون می دانید که موضوع مهمی نیست‪.‬‬ ‫اگر این چنین باشــد‪ ،‬مغز احســاس درد کمتری را به ان اسیب‬ ‫اختصاص می دهد‪.‬‬ ‫دستگاه عصبی‪ :‬نوعی تجربه‪ ،‬نه حقیقت‬ ‫اعصاب از هزاران سلول عصبی یا نورون تشکیل شده است‪ .‬ان ها‬ ‫اطالعات را احســاس و ازطریق پیام های عصبی منتقل می کنند‪.‬‬ ‫اگر شــدت پیام زیاد باشد‪ ،‬در طول نورون منتقل و موجب ترشح‬ ‫مواد شیمیایی می شــود تا نورون بعدی را تحریک کند‪ .‬سرانجام‬ ‫این واکنش زنجیره ای به طناب نخاعی می رســد‪ .‬اگر نیاز به بروز‬ ‫واکنشی سریع باشد‪ ،‬از همان نقطه اغاز می شود‪ .‬درغیراین صورت‪،‬‬ ‫ممکن است پیام ناشی از درد در طول مسیر قوی تر شده و تا مغز‬ ‫انتقال پیدا کند‪ .‬مغز به گونه ای اســت که بیشتر براساس تجارب‬ ‫عمــل می کند تا حقایق‪ .‬پیام های ارســالی باعث فعالیتی در مغز‬ ‫می شــوند که درد را موجب می شود‪ .‬سپس پیام های ناشی از مغز‬ ‫می توانند بر هر کدام از دستگاه های بدن تاثیر بگذارند‪ .‬معموالً بسیار‬ ‫زودتر از ترمیم بافت اسیب دیده‪ ،‬مغز پیام و سیگنال های دریافتی‬ ‫و همچنین شدت پاسخ های خودش را کاهش می دهد و به حدی‬ ‫می رساند که فرد بتواند به زندگی عادی بازگردد‪.‬‬ ‫درد ماهیتی پیچیده دارد‬ ‫در بــدن حدود ‪ 72‬کیلومتر عصب وجود دارد که اطالعات را از‬ ‫درون و بیرون از بدن جمع اوری می کند‪ .‬در خود مغز ‪ 100‬میلیارد‬ ‫سلول عصبی وجود دارد و ‪ 1000‬تریلیون ارتباط عصبی اطالعات‬ ‫را به مغز انتقال می دهند‪.‬‬ ‫درد ممکن است پس از التیام بافت نیز ادامه یابد‬ ‫در مواردی مشــاهده شده اســت که درد حتی پس از گذشت‬ ‫ســه تا شش ماه از التیام بافت اســیب دیده همچنان ادامه داشته‬ ‫است‪ .‬بسیاری از دستگاه های بدن از جمله سیستم های هیجانی در‬ ‫شرایط حساس و اضطراری بوده اند‪ .‬ترس و نگرانی موجب تقویت‬ ‫درد می شــوند؛ اندورفین و هورمون های مرتبط با احساس خوب‬ ‫کمتری توسط مغز ترشح می شوند؛ درنتیجه‪ ،‬به جز درد نمی توان‬ ‫به چیز دیگری توجه کرد یا انجام حرکت و تحرک درست دشوارتر‬ ‫می شــود‪ .‬احساس درد ممکن است موجب شود فرد احساس انزوا‬ ‫و تنهایی کند یا حتی در وضعیت های بسیار خطرناکی قرار بگیرد‪.‬‬ ‫دستگاه عصبی ممکن است بیش از اندازه حساس شود‬ ‫درد دائم با دو عامل در ارتباط است‪ -1 :‬تغییرات فیزیکی در بدن‬ ‫و ‪ -2‬تغییرات انعطاف پذیری عصبی در دستگاه های عصبی‪.‬‬ ‫شــدت درد ممکن است براثر تمایل دســتگاه عصبی به توجه‬ ‫بیشــتر به سیگنال های خطر بیشتر شود‪ .‬نورون های تحریک شده‬ ‫ســیگنال های بیشتری را می فرســتند و نورون های مجاورشان را‬ ‫تحریک می کنند‪ .‬اســتانۀ تحریک نورون ها پایین امده و طوری‬ ‫فعالیت می کنند که گویی خطری جدی پیش امده اســت و برای‬ ‫حمایت از فرد شروع به ترشح و تحریک نورون های دیگر می کنند‪.‬‬ ‫درنتیجه‪ ،‬دستگاه عصبی حســاس تر می شود‪ .‬مسیرهای عصبی‬ ‫مرتبط با درد گســترده تر می شوند‪ .‬همین فرایند در مغز و انتقال‬ ‫پیام ها و ســیگنال های بیشتر رخ می دهد و در نتیجه درد و خطر‬ ‫بیشتری احساس می شود‪ .‬این چرخه تکرار می شود‪ .‬تحقیقات نشان‬ ‫داده اســت که درک چگونگی کارکرد این چرخه به کاهش میزان‬ ‫درد کمک می کند‪.‬‬ ‫«میزان درد بر اثر ادامه یافتن بیشتر حس می شود‪ ».‬شیزن یانگ‬ ‫درد بر عملکردهای دیگر بدن غالب می شود‬ ‫هنگام احســاس درد ‪ 200‬تا ‪ 400‬قســمت از مغز ممکن است‬ ‫تحریک شود‪ .‬سیستم هشداردهندۀ درد بیش فعال می شود‪ .‬عملکرد‬ ‫نرمال مغز در ان نواحی تغییر می کند‪ .‬برخی فعال تر شده و برخی‬ ‫کاهش می یابد‪ .‬درد می تواند به عنوان سیگنال به مناطق مجاور مغز‬ ‫نیز گسترش پیدا کند و فعالیت هایی مانند فکر کردن‪ ،‬برنامه ریزی‬ ‫و تنظیم احساســات می توانند روزبه روز تحت تاثیر واقع شوند‪ .‬در‬ ‫حالی که به طور طبیعی درد ممکن است در پنج درصد سلول های‬ ‫عصبی در ناحیۀ مخصوص تفکر مغز پردازش شود‪ ،‬در حالت مزمن‬ ‫می تواند به پانزده تا بیســت و پنج درصد سلول ها گسترش یابد‪.‬‬ ‫درواقع مغز درد را می اموزد‪.‬‬ ‫شکل مربوط به احیای سیستم گریز از خطر‬ ‫افکار‬ ‫تهدیدها‬ ‫خطر‬ ‫درد‬ ‫گرفتگی عضالت‬ ‫ضعف ماهیچه ها‬ ‫ازادسازی هورمون ها‬ ‫هیجانبیشتر‬ ‫الف‪ -‬قسمت های زیادی از مغز هنگام احساس درد فعال می شوند‪.‬‬ ‫ب‪ -‬اگر درد شدید و ممتد شود‪ ،‬قسمت های بیشتری از مغز به‬ ‫پردازش ان مشغول می شوند‪.‬‬ ‫ج‪ -‬با کاهش پیام های عصبی‪ ،‬درد از بین می رود‪.‬‬ ‫خطر‬ ‫احساسات‬ ‫خطر‬ ‫بدن‪ ،‬ما را از اسیب بافتی محافظت می کند‪.‬‬ ‫در هنگام مزمن شدن درد‪ ،‬عالئم هشداردهنده‬ ‫پیــش از موعد ظهور می یابنــد‪ .‬به این باور‬ ‫می رسیم که خطری در کمین است‪ ،‬پس به‬ ‫هشدار توجه می کنیم‪ .‬حرکت کاهش می یابد‪.‬‬ ‫هیجانبیشتر‬ ‫حساسیتبیشتر‬ ‫اسیب‬ ‫طرح فیزیکی‪/‬حافظۀ ذهنی‬ ‫عملکرد مغز مبتنی بر توانایی احساس همۀ بدن است‪ .‬مغز بدن‬ ‫را به گونه ای متفاوت از ما می بیند‪ .‬با درنظرگرفتن تعداد زیاد اعصابی‬ ‫که به پوست ختم می شــوند‪ ،‬مغز اطالعات بیشتر و دقیق تری از‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪43‬‬ ‫پوست دریافت می کند تا از چیزهایی که درون ان قرار دارد‪ .‬هرچه‬ ‫اطالعات بیشتری از قســمتی از بدن برسد‪ ،‬طرح فیزیکی درونی‬ ‫بزرگ تری در ذهن شکل می گیرد‪( .‬درد مانند خاطرات‪ ،‬اضطراب‬ ‫عقاید ازپیش پنداشته و غیره چگونگی دریافت اطالعات مغز از بدن‬ ‫را دچار اختالل می کند‪ ).‬فردی که دچار درد در ناحیۀ دست است‪،‬‬ ‫شــاید به نظرش بیاید دستش بزرگ تر از حد نرمال است‪ .‬ممکن‬ ‫است از خشــکی یا درد در ناحیۀ مفصلی شکایت داشته باشیم و‬ ‫ناراحتی فقط مربوط به بدن نباشــد‪ ،‬بلکه از مشــکلی در دستگاه‬ ‫عصبی نیز ناشی شود‪ .‬مغز سیگنال های نادرست ارسال می کند و‬ ‫عوامل بیشتری موجب درد می شوند حتی کمترین میزان استرس‪.‬‬ ‫می توانید درد را تغییر دهید‬ ‫ایا نقطۀ قرمز درون شــکل قرار دارد یا خــارج از ان؟ با تغییر‬ ‫چگونگی نــگا ه کردن تان به مکعب می توانید دادۀ بصری دریافتی‬ ‫مغزتان از شکل را تغییر دهید‪ ،‬و اگر توانایی چنین کاری را دارید‪،‬‬ ‫ایا فکر می کنید بتوانید چگونگی درک سیگنال های خطر توسط‬ ‫مغزتان را تغییر دهید؟‬ ‫اگر در برطرف کردن درد یا اســتفاده از درمان پزشــکی خیلی‬ ‫ســریع عمل کنیم‪ ،‬فرصت درک پیامی که از طریق درد قرار بود‬ ‫منتقل شود را از دست می دهیم‪ .‬اگر خودمان را جدا از درد بدانیم‬ ‫و ان را نبردی میان دکتر و بیماری تصور کنیم و راه حل مشکل را‬ ‫در بیرون از وجودمان بدانیم‪ ،‬شانس دستیابی به منابع و توانایی های‬ ‫درونی مان برای رویارویی با چنین موقعیت هایی و یافتن راه حل های‬ ‫درونی خودمان برای مشکل را از دست می دهیم‪ .‬وقتی با همراهی‬ ‫طبیعت عمل کنیم‪ ،‬نتایج متفاوتی دریافت می کنیم‪.‬‬ ‫انعطاف پذیری عصبی چیست؟‬ ‫خبر خوب اینکه دستگاه عصبی تا اندازه ای انعطاف پذیر است و‬ ‫پیوســته تغییر می کند‪ .‬رفتار سلول های عصبی در مغز با دریافت‬ ‫اطالعات جدید تغییر می کند‪ .‬درصورت لزوم وظیفۀ یک قسمت از‬ ‫مغز می تواند به قسمت کناری دیگر منتقل شود‪ .‬در یک فرد نابینا‪،‬‬ ‫قســمت هایی از مغز که مسئول پردازش اطالعات بصری هستند‪،‬‬ ‫می توانند اطالعات دریافتی از دیگر حواس را پردازش کنند‪ .‬بنابراین‬ ‫این افراد توانایی پردازش بیشتری برای اطالعات سایر حواس دارند‬ ‫و حواس دیگرشــان قوی تر است‪ .‬اگر از مغز مان در بعضی زمینه ها‬ ‫استفاده نکنیم‪ ،‬توانایی ما در ان زمینه ها کاهش می یابد‪ .‬به همین‬ ‫شکل هرچه بیشتر تمرین کنیم توانایی مان بیشتر و بهتر می شود‪.‬‬ ‫• تحقیقات در زمینۀ علوم اعصاب و درد بسیار روشنگر خواهد‬ ‫بــود‪ .‬اعصاب هر طور که عادت کرده باشــند عمل می کنند‪ .‬ولی‬ ‫انعطاف پذیری عصبی این امکان را میســر می کند که بر چگونگی‬ ‫عملکرد دســتگاه عصبی تاثیر بگذاریم‪ .‬راه حل یا روش مشخصی‬ ‫برای بهبود عملکرد دســتگاه عصبی وجود ندارد‪ .‬بهترین نتیجه‬ ‫زمانی حاصل می شــود کــه از ترکیبــی از رویکردها و روش های‬ ‫مختلف استفاده شــود‪ .‬این کار ساده و سریع نیست‪ ،‬ولی ممکن‬ ‫است‪ .‬مجموعه نشانه های درد یا بیماری در افراد‪ ،‬بسته به وضعیت‬ ‫هیجانی و خاطرات و تجارب گذشته و ریشه دوانده و غیره متفاوت‬ ‫اســت‪ .‬با وجود این‪ ،‬توانایی تاثیرگذاری بر شدت درد و کاهش ان‬ ‫را داریم‪.‬‬ ‫‪44‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫• نورون هــا تقریباً بر اثر هر چیــزی تغییر می کنند؛ چگونگی‬ ‫حرکت‪ ،‬دادۀ دریافتی از طریق پوســت‪ ،‬چگونگی کشــش بدن‪،‬‬ ‫فکر و اندیشــه‪ ،‬چیزی که می بینیم‪ ،‬محیــط اطراف مان‪ ،‬باورها و‬ ‫اعتقادات مان‪ ،‬هیجان هــا و غیره‪ .‬ما توانایی تغییر هر یک از موارد‬ ‫مذکور را داریم‪ ،‬بنابراین قدرت و توانایی چشمگیری برای کنترل‬ ‫چگونگی عملکرد نورون ها داریم‪.‬‬ ‫• گیرنده های انتهای اعصاب هرچند روز جایگزین می شــوند‪.‬‬ ‫تا اندازه ای می توانیم بر میزان حساســیت گیرنده های جدید تاثیر‬ ‫بگذاریم‪ .‬با فرض اینکه تریلیون ها گیرنده در بدن وجود دارد‪ ،‬هزاران‬ ‫گیرنده در هر ثانیه جایگزین می شــوند‪ ،‬می توان نتیجه گرفت هر‬ ‫ثانیه دستگاه عصبی بدن در وضعیت ارام تری است‪ .‬بدن می تواند‬ ‫گیرنده های بسیار حساس را با انواع عادی تر جایگزین کند‪.‬‬ ‫«هرچه وضعیت ارامش بیشتری را تجربه کنید‪ ،‬امکان و فرصت‬ ‫تغییر مثبت بیشتری خواهید داشت‪ ».‬نیل پیرسون‬ ‫• وقتی شــیوه هایی را برای شــادتر زیستن پیدا کنیم‪ ،‬ترکیب‬ ‫شیمیایی مغز تغییر خواهد کرد‪ .‬واکنش گریز از خطر موجب ترشح‬ ‫کورتیزول می شــود که افزایش درد را درپی دارد‪ .‬اندورفین زمانی‬ ‫ترشــح می شود که در ارامش باشــیم‪ .‬افراد مسنی که از ارتریت‬ ‫روماتوئید رنج می برند ولی زندگی مشترک خوبی دارند‪ ،‬در مقایسه‬ ‫با افراد مجرد یا افرادی که روابط مشترک چندان خوبی ندارند‪ ،‬درد‬ ‫کمتری حس می کنند‪ .‬طبق نظر پیرسون‪ ،‬یک مولکول اندورفین‬ ‫می تواند مانع از ارسال ‪ 50‬سیگنال خطر شود‪ .‬یعنی اندورفین حتی‬ ‫از مورفین نیز قوی تر بوده و عوارض ناخوشایندی ندارد‪.‬‬ ‫اموزش بدن برای بروز واکنشی متفاوت به درد‬ ‫درد بی وقفه و ممتد همۀ توجه ما را به خود جلب می کند‪ .‬توجه‬ ‫زیــاد به درد یا تالش برای نادیده گرفتن ان هر دو موجب افزایش‬ ‫فعالیت دســتگاه عصبی می شود‪ .‬تحقیقات نشان داده است که با‬ ‫تمرکز بر درد‪ ،‬بدون قضاوت یا ابراز واکنش هیجانی‪ ،‬می توان ان را‬ ‫کاهش داد‪ .‬به مرور زمان‪ ،‬می توانیم به بدن مان واکنش های متفاوتی‬ ‫را در برابر درد بیاموزیم‪ .‬واکنش هایی که موجب اضطراب و فعالیت‬ ‫بخش های کمتری از مغز می شوند‪ .‬تغییر نگرش و درک مان از درد‬ ‫ما را توانمند می کند‪.‬‬ ‫اسیب بافت‬ ‫تحمل بافت‬ ‫اسیب بافت‬ ‫هشدار‬ ‫تحمل بافت‬ ‫انفجار‬ ‫هشدار‬ ‫قدرت استرس‬ ‫قدرت استرس‬ ‫نورمــن داج در کتابش با عنوان رهایــی از درد به روش مغز به‬ ‫نمونه ای اشــاره می کند‪ .‬پزشکی به مدت ‪ 13‬ســال از گردن درد‬ ‫شــدیدی رنج می برد‪ .‬درد در ناحیۀ گردن و شانه ها گسترده شده‬ ‫بود‪ .‬او تصمیم گرفت با انجام ازمایشــی مبتنی بر انعطاف پذیری‬ ‫عصبی‪ ،‬در مغز و ذهنش تغییر به وجود اورد‪ .‬ســه هفتۀ بعد اثرات‬ ‫مثبت اشکار شد‪ .‬با گذشت شش هفته درد پشت و شانه اش برطرف‬ ‫شد‪ .‬او طی یک سال برای همیشه از درد رهایی پیدا کرد‪.‬‬ ‫ادامه دادن حرکت‬ ‫تحرک داشتن یکی از شیوه های کارامد و ضروری در برطرف‬ ‫کردن درد است‪ .‬دستگاه های عصبی حساس بر تحرک پذیری بدن‬ ‫نیز تاثیرگذارند‪ .‬معموالً با تردید حرکت می کنیم و حتی پیش از‬ ‫اینکه خطری جدی در کار باشــد سیستم هشداردهندۀ درونی‬ ‫فعال می شود و در نتیجه از انجام حرکت خودداری می کنیم‪ .‬برای‬ ‫بازیابی تحرک روان باید در ابتدا ارام و مراقب باشیم و سپس کمی‬ ‫فراتر از اســتانۀ درد پیش برویم‪ .‬باید با از بین رفتن عالمت درد‬ ‫از خودمان بپرسیم «ایا واقعاً خطرناک بود؟ می توانم ان را نادیده‬ ‫بگیرم؟ شاید فقط نوعی حس بود‪ ».‬با به چالش کشیدن عالمت‬ ‫هشدار و درد موجب تخفیف ان می شویم‪ .‬ماهیچه ها باید احساس‬ ‫کنند که تحرک و کشش ایرادی ندارد و موجب اسیب نمی شود‪.‬‬ ‫باید ارتباط مان با حس و احساس در بدن مان را بازیابیم و بیشتر‬ ‫به ان ها توجه کنیم تا به درد‪.‬‬ ‫چگونگی تاثیرگذاری یوگا‬ ‫درد قابل تغییر است‪ ،‬پس ناراحتی های مرتبط با ان نیز چنین‬ ‫است‪ .‬درد و رنج و ناراحتی همگی قابل تغییر و بهبود هستند‪ .‬در‬ ‫یوگا می اموزیم چگونه نظاره کنیم‪ ،‬واقعیت موجود را بپذیریم و‬ ‫وظیفه مان را بشناسیم و تمایالت شخصی را کنار بگذاریم‪ .‬تجربۀ‬ ‫ما در درد خالصه نمی شود‪ ،‬بلکه منشا و علل پنهانی ان هستند‬ ‫که حقایق عمیقی را برایمان روشــن می کنند‪ .‬با تمرین یوگا به‬ ‫درک و تجربه ای فراتر از خود محدودمان دست پیدا می کنیم‪.‬‬ ‫یــوگا به عنوان شــیوه ای درمانی به کاهــش درد و تنش های‬ ‫ماهیچــه ای کمک می کنــد و موجب بهبــود تحرک پذیری و‬ ‫خوداتکایی در شــخص می شــود‪ .‬یوگا موجب بهبود خودباوری‬ ‫و خوداگاهی جســمی‪ ،‬ذهنی و معنوی می شود‪ .‬یوگا با کاهش‬ ‫اضطراب و ترس و احســاس انزوا در فرد‪ ،‬زندگی شــاد و بهتری‬ ‫را برای او فراهم می کند‪ .‬تمرین یوگا بســیار در دســترس است‬ ‫و در مقایســه با مداخالت پزشکی هزینۀ بسیاری کمتری دارد‪.‬‬ ‫تمرینات یوگا تاثیرات مثبت ماندگاری دارند و سراغاز سفری برای‬ ‫دستیابی به خود واقعی و کامل هستند‪.‬‬ ‫بهره گیری از پنج اصل اساسی در یوگا به عنوان بهترین‬ ‫راه حل‪:‬‬ ‫تمرین فیزیکی مناســب‪ :‬انجام تمرینات فیزیکی ســبک تا‬ ‫متوســط موجب کاهش میزان درد می شود‪ .‬به تنش ماهیچه ای‬ ‫در بدن تان به دقت توجه کنید‪ .‬چگونگی وضعیت روحی‪ ،‬ذهنی و‬ ‫تنفس تان را یادداشت کنید‪ .‬سعی کنید ارام بمانید‪ .‬درد را نادیده‬ ‫نگیرید‪ .‬از بی خطربودن حرکت مطمئن شــوید‪ .‬انجام تمرینات‬ ‫یوگا باید ارام و باظرافت انجام شــود‪ .‬بین انجام حرکات ســام‬ ‫بر خورشــید کمی مکث کنید و تنفس عمیق و ارامی را تجربه‬ ‫کنید‪ .‬برای نمونه‪ ،‬هنگام انجام حرکت مار کبری چندمرتبه هنگام‬ ‫حرکت به باال عمــل دم و هنگام حرکت به پایین بازدم را بدون‬ ‫نگه داشتن طوالنی تنفس انجام دهید‪ .‬توجه دقیق به بدن‪/‬ذهن‪/‬‬ ‫تنفس را ادامه دهید‪ .‬درصورت ناتوانی در حفظ ارامش تمرین را‬ ‫متوقف کنید‪.‬‬ ‫تنفس مناسب‪ :‬تنفس اگاهانه موجب ارامش دستگاه عصبی‬ ‫می شود‪ .‬استفاده از تمرین سادۀ زیر یکی از شیوه های موثر برای‬ ‫تحریک سیستم پاراسمپاتیک به ترشح اندورفین پیش از انجام‬ ‫حرکت است‪ .‬سه تا پنج مرتبه انجام روزانۀ تمرین زیر می تواند به‬ ‫ارام تر شدن دستگاه عصبی کمک کند‪.‬‬ ‫تمرین تنفس طوالنی تر‪ ،‬ارام تر و اهسته تر‪:‬‬ ‫در هر وضعیتی که راحت هستید بر تنفس تان تمرکز کنید‪ .‬نیاز‬ ‫نیست به شیوۀ خاصی باشد فقط به مدت یک دقیقه یا بیشتر بر‬ ‫ان متمرکز شوید‪ .‬سپس‪ ،‬ببینید می توانید مدت ان را طوالنی تر‬ ‫کنید‪ .‬یک دقیقۀ دیگر بر تنفس تان متمرکز شــوید‪ .‬بعد‪ ،‬سعی‬ ‫کنید کمی ارام تر تنفس کنید‪ .‬مشاهده کنید‪ .‬دراخر‪ ،‬سعی کنید‬ ‫ببینید می توانید تنفس اهسته تری داشته باشید‪.‬‬ ‫تمرین ارامش مناســب‪ :‬تمرکز بر درد و دســتیابی به ارامش‬ ‫وقتی شدت ان زیاد باشــد کار دشواری است‪ .‬برای دستیابی به‬ ‫تن اگاهی می توانید از تمرین شاواسانا استفاده کنید‪ .‬با تمرکز بر‬ ‫پا و پنجۀ پا اغاز کنید و به کمترین حس و احســاس غیردرد در‬ ‫بدن تان توجه کنید‪ .‬با اختصاص زمان کافی تمرین را برای همۀ‬ ‫بدن تان انجام دهید‪ .‬این کار به ارامی شــما را برای قرارگرفتن در‬ ‫وضعیتی ارامش بخش اماده می کند‪.‬‬ ‫رژیم غذایی مناسب‪ :‬استفاده از رژیم غذایی مبتنی بر گیاه خواری‬ ‫می تواند به کاهش درد و التهاب منجر شــود و در کاهش اثرات‬ ‫جانبی ناشــی از داروها موثر باشــد‪ .‬مقدار زیادی ســبزیجات‪،‬‬ ‫بنشــن‪ ،‬میوه و انواع مختلف غالت کامل مصرف کنید‪ .‬استفاده‬ ‫از چربی هــای مفید و مغذی و پروتئین های باکیفیت را به برنامۀ‬ ‫غذایی تان اضافه کنید‪ .‬از زنجبیل و زردچوبه استفاده کنید‪ .‬مصرف‬ ‫لبنیات و گندم را کاهش دهید‪ .‬از ارد و شــکر کمتری استفاده‬ ‫کنید‪ .‬از مصرف سبزیجات تیره‪ ،‬سیب زمینی و گوجه فرنگی‪ ،‬فلفل‬ ‫و بادنجان و غذاهای فراوری شده اجتناب کنید‪.‬‬ ‫مثبت اندیشی و مدیتیشن‪ :‬فکر و اندیشه نیز از جمله شیوه های‬ ‫بســیار موثر تحریک نورن ها اســت‪ .‬ذهن موجب احساس درد‬ ‫می شــود و عکس ان را نیــز می تواند انجام دهــد‪ .‬تصور کنید‬ ‫گسترۀ قسمتی از مغز که به احساس درد اختصاص یافته کمتر‬ ‫می شود؛ از طریق بازاندیشــی جنبۀ مثبت اتفاقات استرس زا را‬ ‫در نظر بگیرید‪ .‬به جای واژۀ «درد» از واژۀ «احســاس» استفاده‬ ‫کنید‪ .‬ســعی کنید ترس و اضطراب کمتری داشته باشید‪ .‬با کار‬ ‫روی ذهن و تمرین می توان توانایی تمرکز برای مدت بیشــتری‬ ‫را به دست اورد‪ .‬مثبت اندیشی موجب ترشح اندورفین می شود‪ .‬با‬ ‫تقویت خوداگاهی می توان موجب ارامش ذهن و احساس شد‪ .‬در‬ ‫مطالعه ای در ســال ‪ 2011‬با استفاده از ام ار ای عملکردی‪ ،‬نشان‬ ‫داده شــد که چندین ســاعت تمرین مدیتیشن موجب کاهش‬ ‫چشمگیر شدت درد می شود‪.‬‬ ‫یوگا به عنوان نوعی تمرین خودمراقبتی موثر نیازمند صبوری و‬ ‫پشتکار است‪ .‬با تمرین منظم و مستمر یوگا‪ ،‬افزون بر بهبود درد‬ ‫می توانیم افراد را برای داشتن زندگی شاد و پرمعنا توانمند کنیم‪.‬‬ ‫در تمرین مدیتیشن نیز به دنبال پرورش همین اگاهی هستیم که‬ ‫منجر به نوعی وضعیت ذهنی خنثی و عاری از قضاوت می شود که‬ ‫ارامش و رهایی از درد را به همراه دارد‪.‬‬ ‫‪*Swami Sivasankariananda‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪45‬‬ ‫سایه ها‬ ‫خالصه نویسی‪ :‬شهال قاسمیان دستجردی‬ ‫برگرفته از کتاب اکسیر اثر دیپاک چوپرا‬ ‫وقتی به دقــت به درون خــود بنگرید‪ ،‬در خواهیــد یافت که‬ ‫شــخصیت های بی شــماری برای استفاده از جســم تان در حال‬ ‫رقابت اند‪ .‬مث ً‬ ‫ال کشمکش میان نیک و بد موجب ایجاد دو شخصیت‬ ‫درونی«مقدس» و «گناهکار» می شود‪ .‬این دو شخصیت هیچ گاه از‬ ‫مشاجره باز نمی ایستند‪ .‬یکی از ان ها همواره امیدوار است که انقدر‬ ‫خوب باشد که خدا را خشنود کند و دیگری همواره انگیزه های بدی‬ ‫دارد که همیشه نمی تواند ان ها را مهار کند‪ .‬انگاه مسئلۀ نقش هایی‬ ‫پیش می اید که با ان ها همسانی جسته اند‪ .‬فرزند یا همسر‪ ،‬پدر یا‬ ‫مادر‪ ،‬خواهر یا برادر و ‪ ...‬همچنین مشــاغلی مثل پزشک‪ ،‬پرستار‪،‬‬ ‫وکیل‪ ،‬معلم و ‪ ...‬هریک از این هــا در درون تان ادعاهایی دارد و بر‬ ‫سر مابقی شخصیت ها فریاد می زند تا نقطه نظر محدودش را پیش‬ ‫براند‪ .‬همچنین چند نقش نامبرده کافی است تا مشکالتی بی پایان‬ ‫ایجاد کند‪.‬‬ ‫معموالً این شخصیت ها در حال تعارض اند‪ .‬انچه را که شادمانی‬ ‫می خوانیم حالتی است که مقدار زیادی از این کشمکش ها فروکش‬ ‫کرده اســت‪ .‬در اوان کودکی فاقد این جنگ و ستیزها بودیم؛ زیرا‬ ‫کودکان دربارۀ ارزوهایشــان کشمکشی ندارند‪ .‬کودک مادامی که‬ ‫انقدر بزرگ نشــده که از والدین خود مفاهیم «خوب» و «بد» را‬ ‫بیامــوزد چنین نداهایی در درون خود ندارد‪ .‬کودک تنها از طریق‬ ‫احساس می اندیشد‪ .‬وقتی گرسنه یا خواب الوداست ان را احساس‬ ‫می کند‪ .‬وقتی حســی به ســراغش می اید می تواند احساس کند‬ ‫کــه ان حس لذت می اورد یا رنج‪ ،‬ســپس بر طبــق ان واکنش‬ ‫نشان می دهد‪.‬‬ ‫غریزۀ معصومانۀ نوزاد دربارۀ اینکه چه چیزی احساس خوشایند‬ ‫یا ناخوشایند ایجاد می کند به سرعت از بین می رود و بعد نداهای‬ ‫درونی اغاز می شوند‪ .‬همۀ عمرمان را صرف می کنیم تا به پذیرش‬ ‫خویشــتن بازگردیم که به طور طبیعی بــا ان به دنیا امده بودیم‪.‬‬ ‫با گذشت ســال ها این سوال ها چندین برابر می شوند تا جایی که‬ ‫‪46‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫بتوانیم تردید و احســاس گناه و شرمساری و ترسی هر چه بیشتر‬ ‫را در حفره های پنهان و ســرداب های تاریک روان جا دهیم‪ .‬برای‬ ‫نوزاد‪ ،‬مشکل چسبیدن به احساس های«بد» وجود ندارد‪ ،‬به محض‬ ‫اینکه چیزی منفی را به محیط نوزاد در افکنید زیرگریه خواهد زد‬ ‫یا روی برخواهد گرداند‪.‬‬ ‫خاتمــه دادن به جنگ درون یعنی فیصله دادن به کشــمکش‬ ‫موجود میان همۀ شخصیت های خود‪ .‬می توانید از بار انرژی هایی‬ ‫که از گذشــته مانده اند بکاهید و بخش«سایه» وجودتان را از این‬ ‫فشار برهانید و اوضاع و شرایطی برای ارامش درون به وجود اورید؛‬ ‫زیرا ترس از ازار دیدن اســت که نداهای درون تــان را وا می دارد‬ ‫که به یکدیگر اعتماد نکنند‪ .‬اما مادامی که ندانید شــخصیت های‬ ‫درون تان از چه ســاخته شده اند نمی توانید این فشارهای درونی را‬ ‫برطرف کنید‪.‬‬ ‫چون بعضی از خاطره ها خوشــی و بعضی از ان ها ناخوشــی ها‬ ‫را تداعی می کنند شــخصیت های درونی نیز به طور خوشــایند و‬ ‫ناخوشــایند ظاهر می شوند‪ .‬به یاد اوردن پاداش برای کاری خوب‬ ‫خوشایند اســت و یاداوری انتقاد ناخوشایند‪ .‬به اسانی می توانید با‬ ‫انرژی های حفظ شده تماس پیداکنید‪.‬‬ ‫لحظه ای تنها در اتاقی ارام بنشینید‪ .‬به طور طبیعی نفس بکشید‪.‬‬ ‫بدون اینکه شیوۀ تنفس خود را عوض کنید فقط به اهنگ ارام و‬ ‫جریان ان توجه کنید‪ .‬وقتی تنفس شما ارام و منظم شد‪ ،‬بکوشید‬ ‫ناخوشایندترین واقعۀ گذشــته تان را به خاطر اورید‪ .‬رویدادی که‬ ‫با احســاس های منفی شدید همراه است‪ .‬شرمساری یا تحقیر و یا‬ ‫احساس گناه‪ .‬تصویر روشــن ان واقعه را به خاطر اورید و بگذارید‬ ‫احساس هایی را که با ان همراه بوده را تجربه کنید‪ .‬اکنون به تنفس‬ ‫خود توجه کنید‪ .‬احتماالً دم و بازدم های شــما نامنظم شده است‪.‬‬ ‫حتی شاید متوجه شوید که نفس را در سینه حبس کرده اید‪ .‬این‬ ‫تغییرات نشــانۀ این واقعیت است که تنفس انعکاس دقیق فرایند‬ ‫تفکر و به ویژه هیجانی است که به خاطر می اورید‪ .‬خاطره و انرژی‬ ‫و وابســتگی‪ .‬وقتی این ســه جزء کنار هم قرار گیرند‪ ،‬شخصیت‬ ‫فرعی شــکل پیدا می کند‪ .‬همۀ شخصیت های فرعی یک چیز را‬ ‫می خواهنــد‪ ،‬ان ها می خواهند خود را از طریق شــما بیان کنند‪.‬‬ ‫کشمکش حاصله همان چیزی است که زندگی انسان را ماالمال از‬ ‫نور و سایه می سازد‪.‬‬ ‫خردمنــد فقط در نور زندگی می کنــد‪ .‬او مانند نوزاد به انرژی‬ ‫می چسبد‪ .‬خردمند با رها کردن همۀ ان وابستگی های به یاد مانده‬ ‫که به پیکار درونی خوراک می رســانند‪ ،‬از شخصیت ها فراتر رفته‬ ‫اســت تا در اگاهی خالص به ســربرد‪ .‬با این تمرین که ذکر شد‬ ‫انرژی های حفظ شــده به سطح می ایند‪ .‬عوارض این تخلیه شاید‬ ‫خاطره هایی کمرنگ با سایه ای از احساس ها یا حتی هیجان های‬ ‫شدید مانند گریه کردن باشد‪ .‬بیشــتر مردم انقدر انرژی ذخیره‬ ‫شــده دارند که به محض انجام چنین تمرینی به سرعت به خواب‬ ‫می روند‪ .‬این نشانۀ ان است که دارند یک خستگی عمیق و کهنه را‬ ‫رها می کنند‪.‬‬ ‫ســایه ها مانند ســایر جنبه های وجود می خواهند خود را بروز‬ ‫دهند تا ازاد شــوند‪ .‬نخســتین گام‪ ،‬یافتن شیوۀ طبیعی و راحت‬ ‫برای رها کردن انرژی های منفی اســت‪ ،‬نه ذخیره کردن ان ها در‬ ‫سیاه چال های ذهن‪.‬‬ ‫طبیعت زندگی این است که هم اغتشاش را دربر می گیرد و هم‬ ‫نظم را‪ .‬الگوها از بی نظمی زاییده می شــوند و به ان باز می گردند‪.‬‬ ‫جسم تان در سطوحی معین یکسر اشفته و بی نظم است‪ .‬درواقع‪،‬‬ ‫همزیســتی اغتشــاش و نظم چنان تنگاتنگ است که به راستی‬ ‫نمی توان ان ها را از یکدیگر جدا کرد‪.‬‬ ‫در معیار شخصی‪ ،‬همه با نظم و بی نظمی در حال ستیزند‪ .‬انچه‬ ‫تازه و رسیده بود سرانجام پوسیده و فاسد می شود‪ .‬انچه جوان بود‬ ‫پیر می شود‪ .‬مرگ یک توهم است‪ .‬اما ستیزی که فانیان در رویایی‬ ‫با مرگ تاب می اورند بســیار واقعی است‪ .‬هیچ یک از فانیان عم ً‬ ‫ال‬ ‫نمی دانند که مرگ چیست‪ .‬با این حال این رویداد چنان ترس اور‬ ‫است که فانیان با تمام قوا بر ضد ان می ستیزند؛ بی انکه دریابند با‬ ‫این کار چه بی نظمی و اغتشاش عظیمی را در عالم پدید می اورند‪.‬‬ ‫خردمند می داند که زندگی همواره خودش را از درون ســازمان‬ ‫داده است‪ .‬ان کشــش های خفیف قوۀ جاذبه بود که از اغتشاش‪،‬‬ ‫ستاره های چرخان را افرید‪ .‬همین اغتشاش در هر سطح از طبیعت‬ ‫وجود دارد‪ .‬گل ســرخ می تواند کام ً‬ ‫ال مطمئن باشد که گل سرخ‬ ‫خواهد شــد‪ .‬این ها دیگر انتخاب های خودمان نیستند‪ .‬به عبارت‬ ‫دیگر‪ ،‬این کشــش ها به بخش غیرارادی مغز ســپرده شده اند که‬ ‫خودبه خود از ان ها مراقبت می کند‪ .‬به همین ترتیب همۀ چیزهایی‬ ‫که تا این اندازه برای ان ها وقت صرف می کنیم‪ ،‬اندیشیدن و تصمیم‬ ‫گرفتن و احساس کردن و برگزیدن و قضاوت کردن‪ ،‬همۀ ان ها را‬ ‫به بخش «خودبه خود» مغز می سپاریم‪ .‬زندگی امروزه انقدر ماالمال‬ ‫از فشار است و ما را به این سو و ان سو می کشاند که بیشتر ما با‬ ‫کوشش برای تحمیل نظم به ان واکنش نشان می دهیم‪ .‬جامعه پر‬ ‫از اغتشاش و بی نظمی است چه جای تعجب؛ زیرا انسان ها از نظم‬ ‫نیرو می گیرند و از بی نظمی می هراسند‪.‬‬ ‫بی نظمی قابل پیش بینی نیست و در کف اختیارمان قرار ندارد‪.‬‬ ‫بنابراین در ما احساس فشار ایجاد می کند به زمانی بیندیشید که‬ ‫ناگهان بی نظمی و اموری پیش بینی ناپذیر به زندگی تان وارد‬ ‫شد‪ .‬مثل از دست دادن پرواز یک سفر هوایی و یا خراب شدن‬ ‫اتومبیل تان وســط جاده‪ .‬با این حال احتمال دارد موقعی که‬ ‫برنامه های تان به شکل دیگری پیش می رفتند‪ ،‬سلسله اعصاب‬ ‫شــما واکنش شدید نشان داده و از خود ترس و ناراحتی بروز‬ ‫داده باشــد‪ .‬واکنش نسبت به اغتشــاش این است که بر ان‬ ‫بستیزد و بخواهد بیشتر ان را در کف اختیار بگیرد‪.‬‬ ‫زندگی امیزۀ اشفتگی و نظم است‪ .‬نمی توانید بدون یکی از‬ ‫ان ها صاحب دیگری باشید‪ .‬اگر می خواهید در جریان زندگی‬ ‫جاری باشــید نمی توانید به طور همزمان بر ضد ان بستیزید‪.‬‬ ‫بنابراین جستجوگر کمال می پذیرد که همواره در عدم قطعیت‬ ‫خواهد بود و همواره احساس عدم توازن خواهد کرد‪ .‬نقش شاگرد‬ ‫این است که همواره بلغزد‪ ،‬اما نیفتد‪ .‬با وجود اینکه «منیت» از‬ ‫عدم قطعیت نفرت دارد‪ ،‬حقیقت این است که بارها و بارها از ان‬ ‫بهره گرفته ایم‪ .‬لحظه ای به مجال های غیرمنتظره ای بیاندیشید‬ ‫که به سراغ تان امده اند‪ .‬پیشنهادهای کمکی که اص ً‬ ‫ال انتظارش‬ ‫را نداشتید یا الهام های ناگهانی و تصمیماتی انی که در نتیجۀ‬ ‫ان ها به سوی اهدافی تازه حرکت کرده اید‪.‬‬ ‫زندگی پیشاپیش در درون خویش سازمان یافته است‪ .‬حیات‬ ‫از حیات بر می خیزد‪ ،‬غنچه به سیمای گل می شکفد‪ ،‬کودک‬ ‫نیز بزرگ می شود‪ .‬به هر مرحله اعتماد کنید و قدرش را بدانید‬ ‫و بگذارید مرحلۀ بعدی بدون تالش به سراغ تان بیاید‪ .‬لحظه ای‬ ‫بنشینید و مجسم کنید که می توانید ذهنی زندگی تان را مانند‬ ‫فیلمی تماشا کنید‪ .‬فیلم را با رویدادهای امروز شروع کنید و‬ ‫بگذارید فردا ان گونه که خودتان دوست دارید رخ دهد و پیش‬ ‫برود‪ .‬انگاه روزبه روز پس از ان را مجسم کنید و پیرتر و پیرتر‬ ‫شوید‪ .‬ایندۀ دلخواه تان را به گونه ای ببینید که گویی می توانید‬ ‫صاحب هر انچه می خواهید باشید‪ .‬بگذارید خیال تان به هرکجا‬ ‫کــه می خواهد برود تا به انتهای زندگی برســید‪ .‬مرگ را هم‬ ‫به گونه ای ارام و بی درد تجسم کنید‪ .‬پس از انجام دادن این کار‪،‬‬ ‫دیگربار به عقب بازگردید و فیلمی یکسر متفاوت را ببینید‪ .‬با‬ ‫رویدادهای امروز اغاز کنید‪ .‬فقط بیاندیشید که این بار با صورت‬ ‫دیگری پیش امده اند‪ .‬در اینجا برای خود یک زندگی اشــفته‬ ‫و فاجعه امیز یا یک زندگی نمایشی و قدیس وار مجسم کنید‪.‬‬ ‫اکنون بازگردید و بار دیگر ان را اغاز کنید‪ .‬نکته ای قابل توجه‬ ‫در این تمرین این اســت که هر چه تجسم کرده اید حقیقت‬ ‫دارد‪ .‬همۀ ان امکانات همچون رشــته های نامرئی شاخه های‬ ‫لحظۀ حال هستند‪ .‬زندگی همۀ افراد این گونه است‪ .‬فقط حس‬ ‫کاذب کنترل کردن ماست که این باور را در ما ایجاد می کند‬ ‫که می توانیم به انچه که درواقع یکسر غیرقابل پیش بینی است‬ ‫نظم را تحمیل کنیم‪.‬‬ ‫منیت باید ترس هایش را بیازماید و از کوشش برای کنترل‬ ‫کردن بازایستد‪ .‬این بخش عظیمی از جستجویی است که در‬ ‫پیش دارید‪ .‬اگر بتوانید جریان زندگی را بپذیرید و تسلیم ان‬ ‫شوید‪ ،‬در حال پذیرش واقعیت هستید‪ .‬فقط وقتی انچه را که‬ ‫واقعی است می پذیرید می توانید با ارامش و شادمانی زندگی‬ ‫کنید‪ .‬راه دیگر تالشی است که هیچ گاه پایان نمی پذیرد؛ زیرا‬ ‫در راهی غیرواقعی سراب زندگی به جای خود زندگی است‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪47‬‬ ‫سفرنامۀ هند (‪)1‬‬ ‫مستانه پرسش‪ ،‬مربی باشگاه مهرورزان یوگا‪ ،‬بندرعباس‬ ‫در شهریور ‪ 1396‬با جمعی از پرتوجویان‬ ‫و مربیان باشگاه عازم سفر هند شدیم‪ .‬در‬ ‫این ســفر خانم پروانه پرســش‪ ،‬مسئول‬ ‫باشگاه‪ ،‬مسئولیت گروه اعزامی را به عهده‬ ‫داشتند و بخت با ما یار بود و اقای موحدی‬ ‫عزیز هم در این سفر ما را یاری و همراهی‬ ‫کردند‪ .‬در طول سفر از راهنمایی های ایشان‬ ‫با توجه به تجربه ای که داشــتند بهره مند‬ ‫شدیم‪ .‬پیشــاپیش از تالش ایشان تشکر‬ ‫می کنم‪ .‬با توجه به اینکه اقای موحدی در‬ ‫مورد این سفر مطالبی در مجلۀ دانش یوگا‬ ‫به چاپ رســاندند من هم عالقه مند شدم‬ ‫که تجربۀ خودم را از این ســفر در اختیار‬ ‫عزیزان و مجلۀ دانش یوگا قرار دهم‪.‬‬ ‫هند سرزمینی است که همیشه رویای‬ ‫دیدنش را داشتم‪ .‬به همین دلیل وقتی در‬ ‫شهریور ماه ســال ‪ 1396‬از طرف باشگاه‬ ‫تور ســفر هند گذاشتند مشــتاقانه اعالم‬ ‫امادگی کردم و ســاعت ‪ 1‬بعدازظهر ‪24‬‬ ‫شهریور به همراه گروه با قطار از بندرعباس‬ ‫عازم تهران شدم‪ .‬وقتی در کوپۀ خود قرار‬ ‫گرفتم احساس کردم چقدر به این سفر نیاز‬ ‫داشتم‪ .‬همۀ دوستان چشمان شان از شادی‬ ‫مثل خورشید می درخشید و مانند کبوتر‬ ‫فارغ البال و رها‪ ،‬بال گشوده بودند‪ .‬لحظه ها‬ ‫را مثل هوا نفس می کشیدیم و می قاپیدیم‪.‬‬ ‫‪48‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫سوار موج زمان شده بودیم‪ .‬با اهنگ ممتد‬ ‫چرخ هــای قطار و عبور تنــد صحنه های‬ ‫طبیعت از پنجرۀ قطار‪ ،‬لحظه ای بی اختیار‬ ‫چشــمانم روی هم قرار گرفت‪ .‬انگار قطار‬ ‫منظومه ای بود و کوپه هایش هر کدام یک‬ ‫سیاره ‪ .‬در این میان من ستاره ای سبک و‬ ‫ارام در اقیانوس عشق الهی و دریای عشق‬ ‫این دوستان بودم‪ .‬چه فضایی! چه گلشنی‬ ‫بود دشت دل انگیز این عزیزان همراه‪.‬‬ ‫باالخره بعد از رسیدن به تهران‪ ،‬شامگاه‬ ‫روز شنبه ‪ 25‬شــهریور گروه ‪ ۳۲‬نفری ما‬ ‫ســفرش را به سمت شهر دهلی اغاز کرد‪.‬‬ ‫صبح روز یکشنبه به دهلی رسیدیم‪ .‬وقتی‬ ‫وارد سالن ترانزیت شدیم‪ ،‬جمعیت زیادی‬ ‫در صف های طوالنی برای انجام تشریفات‬ ‫قانونی ایســتاده بودند‪ .‬گروه ما هم صفی‬ ‫تشــکیل داد و ارام ارام به ســمت گیت‬ ‫بازرســی جلو می رفتیم‪ .‬منظره ای که در‬ ‫بــدو ورود نظر همۀ مــا را جلب کرد نماد‬ ‫مودراهایی بــود که به صورت نمادین روی‬ ‫دیوار نصب شده بودند و همچنین نماد مار‬ ‫کبری (انرژی کندالینی) که جلوۀ خاصی‬ ‫داشت‪ ،‬بسیار تحسین برانگیز بود‪ .‬همگی‬ ‫تحت تاثیر قرار گرفتیــم‪ ،‬انرژی خوبی در‬ ‫فضای انجا احساس می شد و حال و هوای‬ ‫ما را خوش و دگرگون می کرد‪.‬‬ ‫از ملیت های مختلف در صف های طوالنی‬ ‫ایســتاده بودند‪ .‬مقصد یکــی بود و هدف‬ ‫مشترک‪ .‬تالقی نگاه ها و لبخند ها همه در‬ ‫یک حس مشترک بیان می شد‪ .‬عشق حس‬ ‫مشترک تمام انسان هاست‪ .‬من مدام به نماد‬ ‫مار کبری (انرژی کندالینی) نگاه می کردم‬ ‫که زیبا و درخشــنده در جایگاهی زیبا به‬ ‫چشم می خورد‪ .‬انقدر تحت تاثیر زیبایی اش‬ ‫قرار گرفتم که یک لحظ ه احساس کردم در‬ ‫درونم با طنازی می خزد و لرزه ای بر اندامم‬ ‫افتاد‪ .‬خیلــی باابهت بود‪ .‬از ترس نگاهم را‬ ‫از ان گرفتم‪ .‬ولی بــاز حس می کردم ان‬ ‫دو چشــم براق شیشــه ای هنوز دارد مرا‬ ‫می پاید‪ .‬انگار پشت ســرم گردن کشیده‬ ‫بود و می خندید‪ .‬لحظه ای به عقب برگشتم‬ ‫و چهرۀ بشاش دوســتان را دیدم‪ .‬باالخره‬ ‫با تاخیر‪ ،‬وارد ســالن اصلی شده و پس از‬ ‫طی یک مســیر طوالنی به سالن خروجی‬ ‫ی خود را انجا دیدیم‬ ‫رســیدیم‪ .‬چمدان ها ‬ ‫و ســه نفر مامور تحویل دادن شدند‪ .‬پس‬ ‫از ان از سالن خارج شدیم‪ .‬راهنمای گروه‬ ‫اعالم کرد همه به سمت اتوبوس برویم‪ .‬از‬ ‫قبل هماهنگی های الزم به عمل امده بود‪.‬‬ ‫لحظاتی ایســتادیم که اتوبوس سررسید‬ ‫و راننــدۀ اتوبوس با حلقه هــای گل از ما‬ ‫استقبال کرد‪ .‬دور گردن همۀ دوستان‪ ،‬یک‬ ‫حلقۀ گل انداخته شد و ما هم مثل راننده‬ ‫نمسته (سالم) کردیم‪ .‬بسیار صحنۀ لطیف‬ ‫و دلپذیری بود‪ .‬استقبال گرم و شیرین بود‬ ‫و حس خوبی به همه داد‪ .‬شــاگرد راننده‬ ‫پســری الغراندام‪ ،‬نحیف و زرد پوست بود‬ ‫که حدود ‪ 40‬چمدان و ساک را به تنهایی‬ ‫در عقب اتوبوس جای داد‪ .‬از اینکه می دیدم‬ ‫این همه بــار را به تنهایی جابه جا می کند‬ ‫معذب بودم‪ .‬چشــم برنمی داشتم‪ .‬دو بار‬ ‫نزدیک رفتم تا کمکش کنم‪ .‬اما اجازه نداد‪.‬‬ ‫هرچه بود باالخره تمام شــد و من نفس‬ ‫در مســیر بهشــتی در هوا می رفت‪ .‬انگار‬ ‫در ســفینه ای بودیم که در مسیر بهشت‬ ‫حرکت می کردیم‪ .‬نامش را جادۀ بهشتی‬ ‫گذاشتم‪ .‬تاکنون فضایی به این سرسبزی‪،‬‬ ‫خرمی و زیبایی ندیده بودم‪.‬‬ ‫فضایی ماالمال از انرژی پرانا و درختان‪.‬‬ ‫در فضــا انرژی پرانا موج می زد‪ .‬خود را در‬ ‫فضایی الهی حس می کردم‪ .‬وجودم هزاران‬ ‫چشم شد و گم شدم در ان همه لطافت و‬ ‫زیبایی‪ .‬گویی در رویایی شیرین و دلچسب‬ ‫بودم که پایانی نداشت‪ .‬ان همه درخشش‪،‬‬ ‫باالخره بــه هتل موردنظر رســیدیم‪ .‬در‬ ‫اینجا هم در بدو ورود با حلقه های گل به‬ ‫استقبال مان امدند‪ .‬شور لبخندها‪ ،‬نمسته ها‪.‬‬ ‫همه احساساتی شدند‪ .‬روی اوپن البی هتل‬ ‫در گوشه ای مجسمۀ یکی از خدایان هند‪،‬‬ ‫گانش‪ ،‬با حلقۀ گلی تزئین شــده بود‪ .‬یک‬ ‫سبد گل تازه بود و یک روشنایی فتیله ای‬ ‫در کنارش می سوخت‪ .‬این ها همه در کنار‬ ‫نماد کوچکی از مانترای اُم‪ ،‬فضای روحانی‬ ‫معنوی خاصی به وجــود اورده بود‪ .‬بعد از‬ ‫لحظاتی نشستن در البی هتل‪ ،‬هم اتاقی هر‬ ‫راحتی کشــیدم‪ .‬وقتی همــه در اتوبوس‬ ‫جای گرفتیم متوجه شــدیم مقصد‪ ،‬شهر‬ ‫ریشی کش است‪ .‬شــهر ریشی ها‪ ،‬اساتید‬ ‫معنوی‪ ،‬پیران‪ ،‬عارفان و خالصه اســتادان‬ ‫بزرگ‪ .‬شــهری در کنار رودخانۀ گنگ و‬ ‫رشته کوه های هیمالیا و شهری که در قدم‬ ‫به قدم ان معبدی باشــکوه بنا شده است‪.‬‬ ‫شهری که اکثر اســاتید یوگا طی قرن ها‬ ‫در ان و در کوه هــای هیمالیا به نیایش و‬ ‫مراقبــه پرداخته اند‪ .‬اتوبــوس راهی جادۀ‬ ‫ریشی کش شــد‪ .‬جاده نبود‪ ،‬انگار اتوبوس‬ ‫ان همه انرژی پرانا‪ ،‬ان همه لطافت را تا ان‬ ‫موقع یک جا ندیده بودم‪ .‬عشق در فضا موج‬ ‫می زد‪ .‬گویی باران عشق از اسمان می بارید‪.‬‬ ‫مرتــب هوش از ســرم می پرید‪ ،‬گویی دو‬ ‫طرف این جادۀ بهشتی‪ ،‬خداوند بذرعشق‬ ‫پاشــیده بود و من در این موج عظمت در‬ ‫حال ذوب شدن بودم‪ .‬از فضای میان پنجرۀ‬ ‫اتوبوس به بیرون کشیده شدم‪ .‬اگاهی ناب‬ ‫لحظه ای مرا ربود‪.‬‬ ‫وقتی به ریشــی کش رسیدیم فهمیدم‬ ‫تجربه های بیشــتری در انتظارم اســت‪.‬‬ ‫کس مشخص شد‪ .‬من و خواهرم در کنار‬ ‫هم قرار گرفتیم و راهی اتاق مان شــدیم‪.‬‬ ‫پنجرۀ اتاق رو به رشــته کوه های هیمالیا‬ ‫باز می شد و زیر نور خورشید سحرامیز از‬ ‫سرسبزی می درخشید‪ .‬خالصه بعد از یک‬ ‫حمــام گرم و تعویض لباس‪ ،‬برای خوردن‬ ‫صبحانه به طبقۀ پائین رفتیم‪ .‬همۀ عزیزان‬ ‫با نگاه های براق و شــاد مشــغول خوردن‬ ‫صبحانه بودند و در این میان لبخندی نثار‬ ‫می کردند‪ .‬همه در لحظه حضور داشتند‪.‬‬ ‫هر چه فکر و کار و گرفتاری بود فع ً‬ ‫ال پنهان‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪49‬‬ ‫شــده بود و چیزهای بهتری جایش را پر‬ ‫کرده بود‪.‬‬ ‫انگار همه تصمیــم گرفته بودند نهایت‬ ‫اســتفاده را از سفرشــان ببرنــد‪ .‬جمــع‬ ‫هماهنگ و خوبی بود‪ .‬فکر کنم شرایط انجا‬ ‫این هماهنگــی را در همه به وجود اورده‬ ‫بود‪ .‬شرایط معنوی و ارامی که انجا حاکم‬ ‫بود انگار همه را به هم پیوند می داد و یک‬ ‫حس یگانگی ایجاد می کرد‪ .‬خالصه طبق‬ ‫برنامه ریزی‪ ،‬گروه امادۀ سیر و سیاحت در‬ ‫ریشی کش شــد‪ .‬گروه ‪ ۳۲‬نفری ما چون‬ ‫موجی از اتحاد‪ ،‬عشق و سرور از هتل خارج‬ ‫شــد‪ .‬حس خاصی بود‪ .‬انگار کاشف بودیم‬ ‫و به دنبال کشــف کردن‪ .‬هر تجربه مثل‬ ‫یک کشف بزرگ بود‪ .‬اینجا همه چیز خیلی‬ ‫متفاوت بود‪ .‬اول صبح گردشگری مان دیدار‬ ‫از رودخانــۀ گنگ بــود و از ان جایی که‬ ‫راهنمای گروه به محیط اشنایی داشتند از‬ ‫یک راه میانبر از بطن محله های مسکونی‬ ‫گذشتیم‪.‬‬ ‫در همان اولین کوچه ها‪ ،‬ســمت چپ‬ ‫چنــد خانۀ مســکونی بزرگ بــا نماهای‬ ‫زیبا‪ ،‬پنجره های بلند‪ ،‬باغچه های وســیع‬ ‫چمن کاری و گل کاری شــده فضای کام ً‬ ‫ال‬ ‫متفاوتی با خانه های ســمت راست کوچه‬ ‫داشت‪ .‬همچنین چیزی که توجه اعضای‬ ‫گروه را به خود جلب کرد یک کلبۀ محقر‬ ‫و کوچکی در پاییــن فضای باغ خانه های‬ ‫اعیان نشین بود که مثل یک سرپناه موقتی‬ ‫به نظر می رسید‪ .‬در این سرپناه‪ ،‬که از سه‬ ‫طرف باال امده بود‪ ،‬یک سوامی (روحانی)‬ ‫زندگی می کرد و ما از لباس نارنجی رنگش‬ ‫متوجه شــدیم سوامی اســت‪ .‬یک لنگ‬ ‫نارنجی دور کمرش اویزان بود و باالتنه ای‬ ‫لخت داشت‪ .‬موهای سر و ریشش ژولیده و‬ ‫بلند بود و تقریباً با هم یکی شده بود‪ .‬سوامی‬ ‫به محض دیدن ما لبخند شــیرینی زد و‬ ‫سری به مهربانی تکان داد‪ .‬چهرۀ گشوده‬ ‫و ارامی داشت‪ .‬چشمانش به شدت مشکی‬ ‫بود‪ .‬قلبم پر از مهر شد‪ .‬همۀ بچه های گروه‬ ‫به سمتش نمســته کردند و از ان روز به‬ ‫بعد هر وقت از ان مســیر رد می شدیم‪ ،‬او‬ ‫را مالقــات می کردیم‪ .‬در اخرین کوچه ها‪،‬‬ ‫یک ســری خانۀ محقر و معمولی بود که‬ ‫عده ای با چهره های سبزه‪ ،‬الغر و چشمانی‬ ‫به سیاهی قیر‪ ،‬جلوی در شان نشسته بودند‪.‬‬ ‫خالصه به کنار رودخانۀ گنگ رسیدیم‪.‬‬ ‫اولین چیزی که نظرم را جلب کرد‪ ،‬ابهت و‬ ‫‪50‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫عظمت این رودخانه بود‪ .‬حس کردم گنج‬ ‫بزرگی است که خداوند به این سرزمین و‬ ‫مردمانش هدیه کرده است‪ .‬همین طور که‬ ‫مشتاقانه نگاه می کردم انگار نیروی عظیمی‬ ‫داشــت در من بیدار می شــد‪ .‬جریان اب‬ ‫انقــدر باصالبت‪ ،‬باقــدرت و رونده بود که‬ ‫ایــن حس را به همه منتقــل می کرد‪ .‬در‬ ‫ســطح رودخانه‪ ،‬ســطح انرژی پرانا کام ً‬ ‫ال‬ ‫دیده می شد‪ .‬به همین دلیل فضای لطیف‬ ‫و مه الودی بر محیط حکمفرما بود و مدام‬ ‫موجب لطافت روح و روان ما می شد و ما را‬ ‫از خود بی خود می کرد‪.‬‬ ‫در ان وقت صبح مردم مشغول اب تنی‬ ‫ی خود را‬ ‫در ان بودنــد و همان جا لباس ها ‬ ‫می شستند و روی شاخۀ درختان خشک‬ ‫می کردند‪ .‬معموالً نیمه برهنــه بودند‪ ،‬اما‬ ‫کســی به کســی نگاه نمی کرد‪ .‬فقط ما‬ ‫بودیم که نگاه می کردیــم؛ چون برایمان‬ ‫دیدنی بود‪ .‬گروه روی پلکان ها نشســتند‪.‬‬ ‫هوا لطیف و دلچســب بــود‪ ،‬انقدر که با‬ ‫پوســت و نفس مان حســش می کردیم‪.‬‬ ‫مه لطیفی بر فراز رشــته کوه های هیمالیا‬ ‫دیده می شــد‪ .‬هیمالیا و سرسبزی اش در‬ ‫بخاری نقره ای رنگ و رویایی می درخشید و‬ ‫رودخانۀ گنگ در پایین دامنه اش عظمت و‬ ‫جاه و جالل ان جا را چندین برابر می کرد‪.‬‬ ‫مناظری که رو به روی ما بود واقعاً شــیرین‬ ‫و لذت بخش بود و به جان مان می نشست‪.‬‬ ‫هندی هــا به دیدن توریســت ها عادت‬ ‫داشــتند و زود ارتباط برقــرار می کردند‪.‬‬ ‫طولی نکشید که دختربچ ه و پسربچه هایی‬ ‫با ســبدهای کوچک گل های رنگارنگ و‬ ‫فتیله ای روشن که در میانش می سوخت‬ ‫به ســمت مان امدند‪ .‬رســم این بود که‬ ‫در ازای مبلــغ ناچیــزی که بــه بچه ها‬ ‫می پرداختیم‪ ،‬می توانستیم ارزویی کنیم و‬ ‫بعد سبد گل را به اب بسپاریم‪ .‬این سبد‪،‬‬ ‫سبد ارزو نام داشــت‪ .‬یک رسم دیرینه و‬ ‫یک ســنت دلپذیر بود‪ .‬بچه ها دور اعضای‬ ‫گــروه را گرفتند‪ .‬روز اول بــود و ما هنوز‬ ‫روپیه نداشتیم‪ .‬با زبان اشاره منظورمان را‬ ‫رساندیم‪ .‬انگاه یک دختر که تقریباً ده ساله ‬ ‫به نظر می رسید‪ ،‬با لبخند و یک سبد گل‬ ‫به سراغ من امد و با اشاره به من فهماند که‬ ‫اشکالی ندارد و یک سبد گل به من هدیه‬ ‫کرد‪ .‬از ان همه تواضع و عشــق لذت بردم‬ ‫و یک اسکناس یک دالری به او دادم‪ .‬یکی‬ ‫از پســرها در فاصلۀ دو قدمی از ما متوجه‬ ‫ماجرا شد‪ .‬پسر شیرینی بود‪ ،‬پوست تیره و‬ ‫زیبایی داشت که مثل اینه می درخشید‪ .‬با‬ ‫چشمانی درشت و قهوه ای روشن با حالتی‬ ‫ملتسمانه جلو امد و با اصرار یک سبد گل‬ ‫در دستم گذاشت‪ .‬به او هم یک اسکناس‬ ‫یک دالری دادم‪ .‬خوشحال شد و فرار کرد‪.‬‬ ‫ولی دائم برمی گشت‪ ،‬به من نگاه می کرد و‬ ‫لبخند می زد‪.‬‬ ‫خالصه ســبد ارزو را گرفتــم و به اب‬ ‫سپردم‪ .‬وقتی سبد در اخرین نقطه‪ ،‬روی‬ ‫اب‪ ،‬از نظرم ناپدید شد‪ ،‬حس خوبی داشتم‪.‬‬ ‫ان دختر هندی که انجلی نام داشت هنوز‬ ‫کنارم ایســتاده بود و با لبخند شیرینش‬ ‫چیزی گفت که متوجه نشــدم‪ .‬ولی حس‬ ‫خوبــش را به من منتقل کــرد‪ .‬چقدر در‬ ‫مقابل این دخترک ســاده پوش با ان نگاه‬ ‫شــاد و براقش کم مــی اوردم‪ .‬مرا تمام و‬ ‫کمال به سوی عشق و محبت کودکانه اش‬ ‫می برد‪ .‬هر روز صبــح او را می دیدم که با‬ ‫دوستانش شــاد و خندان می امد و با ان‬ ‫نگاه و لبخندش مرا در مهربانی کودکانه اش‬ ‫غرق می کرد‪ ،‬ســری تکان می داد‪ ،‬ســبد‬ ‫جادویی اش را به من نشان می داد‪ ،‬شمع ها‬ ‫را روشن می کرد‪ ،‬دستم را با خود می کشید‬ ‫و به سمت رودخانه می برد‪ .‬وقتی ان سبد‬ ‫ارزو را تســلیم اب می کرد انگار حسی از‬ ‫وجــودم را به اب مــی داد و اب نیرویی از‬ ‫درونــم را تا دوردســت ها می برد‪ .‬خالصه‬ ‫همۀ دوستان راضی به نظر می رسیدند و در‬ ‫پس فلسفۀ ان‪ ،‬غرق شادی بودند‪ .‬شرایط‬ ‫طوری بــود که همۀ مــا از کوچک ترین‬ ‫چیزها خوشحال می شدیم‪.‬‬ ‫دیدن خانۀ شــیواناندا از‬ ‫برنامۀ بعدی‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫اساتید بزرگ یوگا بود‪ .‬از خیابان های تنگ‬ ‫و باریک شهر عبور کردیم‪ ،‬دستفروش های‬ ‫زیــادی ســر راه بودنــد‪ ،‬ماشــین ها و‬ ‫موتورسیکلت ها مدام بوق می زدند‪ ،‬خیابان‬ ‫تنــگ و باریک بود و مردم در حال عبور و‬ ‫مرور بودند‪ .‬در این میان گاوها هم ازادانه به‬ ‫هر سو حرکت می کردند‪ .‬هندی ها خودشان‬ ‫به صدای مدام بوق ها عادت داشتند‪ .‬ولی ما‬ ‫دائم عکس العمل نشان می دادیم‪.‬‬ ‫باالخره به خانۀ شــیواناندا رســیدیم‪.‬‬ ‫همگی وارد ســالن اصلی شــدیم‪ .‬عکس‬ ‫بزرگ تمام قدی از اســتاد روی دیوار بود‬ ‫و حلقــۀ گلی به روی قاب اویزان بود‪ .‬یک‬ ‫صندلی راحتی مربوط به استاد نیز در کنار‬ ‫دیوار به چشم می خورد‪.‬‬ ‫یــک ســوامی تبتی در باالی ســالن‬ ‫در حالت مراقبه نشســته بود و تســبیح‬ ‫رودریکشا به دســت داشت‪ .‬تمام مدتی‬ ‫که ما انجا بودیم هیچ تغییری در حالت‬ ‫چهره اش ندیدم‪ .‬هیچ واکنشی نشان نداد‪.‬‬ ‫حتی از همهمۀ دوستان هم چشمانش را‬ ‫باز نکرد‪ .‬تحت تاثیرش قرار گرفتم و بنابه‬ ‫شرایطی که در انجا غالب بود‪ ،‬بی اختیار‬ ‫در وضعیت مراقبه نشستم‪ .‬جریان شیرین‬ ‫و مرمــوزی مرا در خود فرو برد‪ .‬نمی دانم‬ ‫چقدر گذشــت‪ ،‬اما وقتی بــه خود امدم‬ ‫در وضعیت مراقبه بودند‪ .‬ارامش و سکوت‬ ‫در فضا مــوج می زد‪ .‬بچه هــا تنگاتنک‬ ‫نشسته بودند‪ ۳۲ .‬نفر بودند‪ .‬جایی برای‬ ‫مــن نبــود‪ .‬بنابراین همانجــا لب تخت‬ ‫نشستم و نظاره گر گروه شدم‪.‬‬ ‫ســطح انرژی خوبی جاری بود‪ .‬چهرۀ‬ ‫ارام دوســتان را می دیــدم که گویی در‬ ‫رویایی شــیرین فرو رفته اند‪ .‬شــیواناندا‬ ‫را تصور می کردم کــه چه لحظه هایی از‬ ‫زندگی پربارش را در جای جای این مکان‬ ‫گذرانده و حاال گرچه میان ما نیست ولی‬ ‫درهای بزرگ ســالن مشــرف به ایوان و‬ ‫رودخانۀ گنگ بود‪ .‬وارد ایوان شــدم‪ .‬در‬ ‫مســیر رود و در پایین دامنۀ کوه هیمالیا‬ ‫معابد بیشماری ساخته شده بود که یکی‬ ‫از یکی زیباتر و دلرباتر بودند‪.‬‬ ‫معموالً تمام اوقات روز و تا پاســی از‬ ‫شب موسیقی روحانی از بلندگوهای معابد‬ ‫در فضا پخش می شــد و حــال و هوایی‬ ‫به وجــود می اورد که همه مــان را دیوانه‬ ‫می کرد‪ .‬نواهای اسمانی از هر سو به گوش‬ ‫می رســیدند و پژواک موسیقی روح ادم‬ ‫هیچ کس در سالن نبود‪ .‬فقط ان سوامی‬ ‫تبتی بود کــه همچنان در خــود بود و‬ ‫ســکوت عجیبی برقرار بود‪ .‬از دوســتان‬ ‫خبری نبود‪ .‬تازه وارد اتاق ها شدم‪ 3 .‬اتاق‬ ‫تودرتو بود‪ .‬در اتاق اول‪ ،‬کمدهای بزرگی‬ ‫قرار داشــت که وسایل شخصی‪ ،‬مقداری‬ ‫ظروف و کتاب ها انجا نگهداری می شدند‪.‬‬ ‫اتــاق بعدی اتاق خواب بــود‪ .‬تختخواب‬ ‫شــیواناندا و تصویری از او بر باالی تخت‬ ‫با لبخندی بر لب دیده می شــد‪ .‬در اتاق‬ ‫بعدی‪ ،‬بچه های گروه را دیدم که همگی‬ ‫رهروانش ادامۀ راه او هســتند‪ .‬این توشه‬ ‫دست به دست چرخید و هر کس زمین‬ ‫گذاشت‪ ،‬دیگری ان را برداشت و این مسیر‬ ‫تاکنون ادامــه دارد‪ .‬هرچند که مقصود و‬ ‫مقصد یکی است‪ .‬راه حقیقت پایانی ندارد‪،‬‬ ‫همه عاشقان راه تواند ای خدا!‬ ‫باالخره راهنمای گــروه اعالم کرد که‬ ‫دوســتان‪ ،‬وقت تمام اســت بلند شوید‪.‬‬ ‫هیچ کس قصد بلند شــدن نداشــت‪ .‬با‬ ‫اکراه یکی یکی از جا برخاستند‪ .‬دوستان‬ ‫عالقه مند عکس هایی به یادگار گرفتند‪.‬‬ ‫را نوازش می داد‪ .‬مدام حس دلنشــین و‬ ‫دلپذیری به جانم می ریخت‪ .‬طنین اواها‬ ‫گویی از جهانی دیگر بودند‪.‬‬ ‫زندگــی در انجــا ســبک دیگــری‬ ‫داشــت‪ .‬همه چیز در شــعر و موسیقی‬ ‫خالصه می شــد‪ .‬در همه حال و همه جا‬ ‫موســیقی مثل نفس جاری بود‪ .‬فضای‬ ‫سبزش از ترنم موســیقی می درخشید‪،‬‬ ‫درخت ها با ادم سخن می گفتند‪ :‬بخوان‪،‬‬ ‫شادی کن‪ ،‬این اســت زندگی و خداوند‬ ‫این گونه می خواهد‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪51‬‬ ‫ماساژ درمانی‪ ،‬روشی برای حفظ سالمتی‬ ‫فاطمه اشترانی (مدرس یوگا و سبک زندگی ساتوا)‬ ‫در شمارۀ پیشــین برای درک صحیح تر‬ ‫ماساژدرمانی‪ ،‬ابتدا به مکانیسم ان پرداختیم‪،‬‬ ‫چند نوع ماساژ را شــرح دادیم و سپس به‬ ‫یومی هوتراپی به عنوان یکی از انواع ماساژها‬ ‫اشــاره کردیم‪ .‬در این شماره به توضیح دو‬ ‫متد دیگر با سازوکار مشابه خواهیم پرداخت‪.‬‬ ‫توینا ماساژ‬ ‫‪ Tui Na‬و یا ‪ tuina‬نوعی ماسا ِژ درمانی‬ ‫است که در چین بیش از ‪ 5000‬سال قدمت‬ ‫شفابخشی‬ ‫دارد‪ .‬این نوع ماساژ به نام «هنر‬ ‫ِ‬ ‫باستانی انگشــتان و قدرت» شهرت دارد‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫توینا تا امروزه به دلیل ایمن و موثر بودن ان‬ ‫برای طیف وسیعی از شرایط‪ ،‬توجه جهانیان‬ ‫را به خود جلب کرده اســت‪ .‬ماسا ِژ درمانی‬ ‫توینا برای درمان هــای خاص از کودکان تا‬ ‫بزرگساالن کاربرد دارد‬ ‫در این شیوه‪ ،‬ماسورها از انگشتان دست‪،‬‬ ‫ارنج‪ ،‬زانو و پای خود برای ایجاد فشــار بر‬ ‫محــل خاصی از بدن شــخص اســتفاده‬ ‫می کنند‪ .‬این مدالسیون (چگونگی) درمانی‬ ‫چینی از روش های فشرده ســازی ریتمیک‬ ‫بر روی کانال های مختلــف انرژی در بدن‬ ‫‪52‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫استفاده می کند تا بتواند جریانی هماهنگ‬ ‫(هارمونیک) از انرژی در سراسر بدن ایجاد‬ ‫کند و ان را متوازن کند‪.‬‬ ‫این روش درمانی با ایجاد فشــار بر روی‬ ‫مریدین ها و گروه عضالت و عصب ها‪ ،‬باعث‬ ‫از بین رفتن انســدادها شــده و در جهت‬ ‫جریــان انرژی مثبت بدن بــه طور موثری‬ ‫ایفای نقش می کند‪.‬‬ ‫در ماســاژ توینا‪ ،‬عضــات و تاندون ها با‬ ‫کمک دســت ماســاژ داده می شوند و یک‬ ‫روش طب فشــاری در جهت تاثیر بر روی‬ ‫جریان انرژی در نقاط مختلف در بدن اعمال‬ ‫می شود‪ ،‬که این مهم خود باعث تسریع روند‬ ‫بهبود می شــود‪ .‬این کار باعث از بین رفتن‬ ‫انسدادها گشــته و جریان گردش انرژی را‬ ‫بین مریدین ها و عضالت پویا نگه می دارد‪.‬‬ ‫مدت زمان این شیوۀ ماساژ مانند ماساژ‬ ‫یومی هو بین ‪ 30‬دقیقه تا یک ساعت متغیر‬ ‫اســت و نیازی به دراوردن لباس نیســت‪.‬‬ ‫ماساژ توینا‪ ،‬شامل روش های ماساژی عمیق‬ ‫نرم‪ ،‬دســت ورزی‪ ،‬طب فشــاری همراه با‬ ‫استفاده از کمپرس گیاهی‪ ،‬پماد‪ ،‬روغن های‬ ‫ضد درد و گرما است‪.‬‬ ‫اصلی ترین ویژگی ماساژ توینا تمرکز ان‬ ‫بر روی مشــکل است‪ ،‬خواه دردهای حاد و‬ ‫خواه دردهای مزمن در مفاصل‪ ،‬عضالت و یا‬ ‫اسکلت بدن‪ .‬این روش ماساژ در کاهش درد‬ ‫گردن‪ ،‬شــانه ها‪ ،‬مفاصل ران‪ ،‬کمر‪ ،‬دستان‪،‬‬ ‫پاشنه ها‪ ،‬پاها و مچ پاها بسیار موثر است و‬ ‫همچنین روشی بسیار موثر در درمان ارتروز‪،‬‬ ‫ســیاتیک و گرفتگی های عضالنی است‪ .‬از‬ ‫دیگر مزایای این روش ماساژ می توان به از‬ ‫بین بردن اختالالت مربوط به استرس مانند‬ ‫بی خوابی‪ ،‬یبوست‪ ،‬سردرد و دیگر اختالالت‬ ‫مربوط به گوارش‪ ،‬دستگاه تنفسی و دستگاه‬ ‫تولید مثل و یا باروری اشاره کرد‪.‬‬ ‫مهمترین ویژگی ماســاژ توینا تمرکز ان‬ ‫بر روی به دســت اوردن توازن در دو جهت‬ ‫فیزیکی و ســامت ذهنی است‪ .‬افراد برای‬ ‫رهایی از دردهای خــود و عوارض داروها و‬ ‫یا درمان هایی با پایۀ شیمیایی می توانند از‬ ‫این تکنیک ماســاژ استفاده کنند‪ .‬امروزه از‬ ‫ماســاژ درمانی توینا‪ ،‬به خاطر تمرکز ان بر‬ ‫روی مشــکالت خاص نه بر روی ارائۀ یک‬ ‫درمان کلی‪ ،‬به عنوان روشی موثر و پرکاربرد‬ ‫نام برده می شود‪.‬‬ ‫ادامه از صفحه ‪23‬‬ ‫به نظر شما یوگا چگونه می تواند‪ ،‬با توجه‬ ‫به رشد تکنولوژی و سبک زندگی مدرن‪،‬‬ ‫توازن و تعادل را در زندگی برقرار کند؟‬ ‫یک بندباز ســیرک را تصــور کنید‪ .‬او‬ ‫روی یک طناب چند قدم باالتر از زمینی‬ ‫که با کاه پوشــیده شده است معلق است‪.‬‬ ‫هــدف او رفتن از یک طرف به طرف دیگر‬ ‫اســت‪ .‬او یک میلۀ بلند برای حفظ تعادل‬ ‫در دســت دارد‪ ،‬اما این راه به سادگی راه‬ ‫رفتن بر روی زمین نیست‪ .‬تصور کنید که‬ ‫بر روی شــانه هایش یک صندلی قرار دارد‬ ‫که شخص دیگری روی ان نشسته است‪،‬‬ ‫یک میله هم روی پیشانی اش است و باالی‬ ‫ان یک بشقاب قرار داده شده است‪ .‬اگر هر‬ ‫یک از ان ها تعادل خود را از دست بدهند‪،‬‬ ‫بندبــاز باید صبر کند تا همۀ ان ها مجددا ً‬ ‫نظم یافته و تعادل خود را به دســت اورند‬ ‫و ســپس به ارامی و بــا دقت روی طناب‬ ‫حرکت کند‪.‬‬ ‫زندگــی ما همانند ان بندبــاز نیازمند‬ ‫برقراری تعادل اســت‪ .‬ما دائم به ســمت‬ ‫جلو حرکت می کنیم و همیشه در تالشیم‬ ‫تا بین عناصر مختلف زندگی خود تعادل‬ ‫برقرار کنیم‪ .‬باید در نظر داشته باشیم که‬ ‫اگر برای یکی از ابعــاد زندگی خود بیش‬ ‫از حد انرژی و تــوان صرف کنیم به ابعاد‬ ‫دیگر زندگــی خود توجه کمتری خواهیم‬ ‫داشــت و این امر ما را متوقف می سازد و‬ ‫نمی توانیم به ســمت جلو حرکت کنیم تا‬ ‫زمانی که این تعادل مجدد برقرار شــود‪.‬‬ ‫ما بایــد با تمام اجزای زندگی خود ارتباط‬ ‫برقرار کنیم و همۀ ان ها را در یک سطح و‬ ‫ردیف قرار دهیم تا بتوانیم برای همۀ ان ها‬ ‫به طور مســاوی انرژی مصرف کنیم‪ .‬یوگا‬ ‫یکی از روش هایی است که اگر خود را با ان‬ ‫مانوس کنیم و با هر چهار شاخۀ ان ارتباط‬ ‫داشته باشــیم ان وقت می توانیم قدم در‬ ‫مسیر تعادل بگذاریم‪ .‬حتماً با چهار شاخۀ‬ ‫اصلی یوگا اشنا هســتید‪ .‬اول راجا یوگا‪،‬‬ ‫تمریناتی که به حفظ سالمت جسم و ذهن‬ ‫کمک می کند‪ .‬دوم بهاکتی یوگا‪ ،‬تمریناتی‬ ‫که ما را به عالم هســتی ارتباط می دهد و‬ ‫باعث ارامش و اسایش ما می شود‪ .‬سومین‬ ‫مرحله جنانا یوگا است‪ ،‬که به کسب دانش‬ ‫معنوی می پــردازد و باالخــره چهارمین‬ ‫شاخۀ اصلی یوگا کارمایوگا یا خدمت بدون‬ ‫چشمداشت اســت‪ .‬زمانی که قدم در این‬ ‫مسیر بگذاریم می بایست بایدها و نبایدهای‬ ‫زندگــی (اولین و دومین اصــل از یوگای‬ ‫هشت مرحله ای پاتانجلی که شامل یاما و‬ ‫نیاماست) را به کار ببندیم‪ .‬همه می دانیم‬ ‫اولین بخش از یاما اهیمسا یا ازار نرساندن‬ ‫به انســان و حیوان و محیط زیست است‪،‬‬ ‫براهماچاریا خودداری از تســلیم شدن به‬ ‫تمایالت جنسی است‪ ،‬اپاری گراها حسود و‬ ‫کم بین نبودن است‪ ،‬استیا به حق و حقوق‬ ‫خود و دیگران احترام گذاشــتن و پرهیز‬ ‫از دزدی و نداشــتن نظر بــه مال دیگران‬ ‫است‪ .‬اصول نیاما هم شامل‪ :‬سوچا‪ ،‬نظم و‬ ‫انضباط داشتن در کارها و پاکی و بهداشت‬ ‫جسمانی و روانی‪ ،‬سانتوشــا قانع بودن و‬ ‫رضایت و انتظارات متناسب داشتن‪ ،‬تاپاس‬ ‫شجاعت و قدرت تحمل مشکالت زندگی‬ ‫را داشــتن‪ ،‬سوادهیایا شناخت توانایی ها و‬ ‫ضعف های خودمان یا همان خودشناسی و‬ ‫باالخره ایشوارا پرانیدهانا رضا و تسلیم در‬ ‫مقابل خداوند است‪ .‬با عمل کردن به این‬ ‫اصول می توانیم مطمئن باشــیم به تعادل‬ ‫می رسیم‪ .‬ضعف‪ ،‬سستی‪ ،‬کاستی و انجام‬ ‫ندادن هریک از موارد گفته شده تعادل را‬ ‫از ما می گیرد و زندگی را بر ما ســخت و‬ ‫دشوار می سازد‪.‬‬ ‫س‪ :‬فکــر می کنید چــرا امروزه بعضی‬ ‫افراد به روان شناسی بیشتر از فلسفۀ یوگا‬ ‫عالقه نشان می دهند؟ به نظر شما چگونه‬ ‫می توان به افراد انگیزه بخشید؟‬ ‫ج‪ :‬هرچند امروزه علم روان شناســی به‬ ‫کمک انسان ها امده تا بسیاری از مشکالت‬ ‫ذهنی و روانی و عصبی انان را حل کند و‬ ‫بعضاً موفقیت هایی هم حاصل شده است‪،‬‬ ‫ولی مسئلۀ یوگا جدا از مسئلۀ روان شناسی‬ ‫است‪ .‬یوگا علمی اســت با قدمت ‪5000‬‬ ‫سال که جنبه های متعددی دارد و در چند‬ ‫بُعد می تواند کارگشا باشد‪ :‬از بُعد فیزیکی‬ ‫برای ســامت اندام ها‪ ،‬از بُعد درمانی برای‬ ‫پیشــگیری از بیماری ها‪ ،‬از بُعد تمرکزی‬ ‫برای متمرکز کردن فکــر و جلوگیری از‬ ‫رفتن به گذشته و اینده‪ ،‬از بُعد بهداشتی‬ ‫برای پاکسازی اندام های داخلی بدن‪ ،‬از بُعد‬ ‫روحی روانی برای پرداختن کلی به حاالت‬ ‫درونی از جمله مســائل روانی و احساسی‬ ‫و ‪ . ...‬بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که‬ ‫روان شناسی جایگاه خودش را دارد و یوگا‬ ‫هم همین طور‪.‬‬ ‫س‪ :‬پیام شــما برای خوانندگان مجلۀ‬ ‫دانش یوگا در ایران چیست؟‬ ‫ج‪ :‬پیامــم بــرای خواننــدگان مجلۀ‬ ‫دانش یــوگا همان پیام یوگاســت‪ .‬که در‬ ‫گیتا هم امده است‪« :‬شخصی که با جریان‬ ‫مــداوم و بی وقفۀ امیال و ارزوها اشــفته‬ ‫نمی گردد‪ ،‬همان اقیانوسی است که با وجود‬ ‫هزاران رودی که به درونش جاری می شود‬ ‫بدون تغییر می ماند‪ .‬چنین کسی به ارامش‬ ‫دست می یابد نه انکس که در تالش برای‬ ‫بــراوردن چنیــن ارزوهایی اســت‪ ».‬اگر‬ ‫بخواهیــم مراحل زندگــی را بازگوییم در‬ ‫چهل سالگی افراد با تحصیالت کم و زیاد‬ ‫مثل همند‪ ،‬در پنجاه سالگی زشت و زیبا‬ ‫همانندند‪ .‬مهم نیست چقدر زیبا باشید‪ ،‬در‬ ‫این سن چین و چروک و لکه های تیره را‬ ‫نمی توان پنهان کرد‪ .‬در سن شصت سالگی‬ ‫مقام بــاال و پایین همه مثل همند‪ .‬بعد از‬ ‫بازنشستگی یک خدمتکار هم از نگاه کردن‬ ‫به رئیس اجتناب می کند‪ .‬در هفتاد سالگی‬ ‫خانۀ بزرگ و کوچک مثل همند‪ .‬با تحلیل‬ ‫رفتن مفاصل و ماهیچه ها و سختی حرکت‪،‬‬ ‫فقط به یک محیط کوچک برای نشستن‬ ‫نیاز است‪ .‬در هشتاد سالگی پول داشتن و‬ ‫نداشتن همسانند‪ ،‬حتی موقعی که بخواهید‬ ‫پول خرج کنید نمی دانید چگونه در کجا‬ ‫و برای چه باید خرج کرد‪ .‬در نود ســالگی‬ ‫خواب و بیداری مثل همند‪ ،‬بعد از بیداری‬ ‫نمی دانید چه کار کنید! پس وقتی ما برای‬ ‫چند صباح پا به این جهان گذاشــته ایم و‬ ‫روز به روز در مســیر سراشیبی قرار داریم‬ ‫باید بکوشیم با عشق و محبت و بخشش و‬ ‫خدمت و اعتقاد و خلوص و اگاهی همنوا‬ ‫شویم و از تقلب و دروغ و غیبت و خیانت‬ ‫و نفرت و حرص و طمع دوری جوییم تا به‬ ‫ارامش دست یابیم و احساس خوشبختی‬ ‫کنیم‪ .‬و شما خوانندگان مجلۀ دانش یوگا‬ ‫خوشــبخت ترین مخلوق خواهید بود اگر‬ ‫امروزتان را ان چنان زندگی کنید که گویی‬ ‫نه فردایی وجــود دارد بــرای دلهره و نه‬ ‫گذشته ای برای حسرت‪.‬‬ ‫‪1-Prahlada‬‬ ‫‪2-Samsara‬‬ ‫‪3-Sivananda Ashram Yoga Camp‬‬ ‫‪4-Sivananda Ashram Yoga Ranch‬‬ ‫‪5-Sivananda Ashram Yoga Farm‬‬ ‫‪6-Sivananda Ashram Yoga Retreat‬‬ ‫‪7-Sivananda Ashram Yoga kutir‬‬ ‫‪8-Sivananda Yoga Vedanta Dhanvantari Ashram‬‬ ‫‪9-Ashram de Yoga Sivananda‬‬ ‫‪10-Sivananda Yoga Retreat House‬‬ ‫‪11-Sivananda Ashram Yoga Vedanta Meenakshi‬‬ ‫‪12-Sivananda Yoga Vietnam Resort and Training Center‬‬ ‫‪13-Sivananda Yoga Vedanta Tapaswini Ashram‬‬ ‫‪14-Spirituality‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪53‬‬ ‫خالقیت در همدلی‬ ‫پیام صمدی خادم‬ ‫خالصه‬ ‫به جــرات می توان ادعا کــرد که کمک کردن بــه هم نوعان‪،‬‬ ‫پرتکرار ترین توصیــۀ معنوی در میان تمام مکاتب اســت‪ .‬حتی‬ ‫بســیاری از بزرگان‪ ،‬در طول تاریخ‪ ،‬هدف از زندگی بشر را کمک‬ ‫و خدمت عنوان کرده اند‪ .‬در این میان کمک در بحران های فراگیر‬ ‫خود مبحثی چالش برانگیز تلقی می شــود داشــتن خالقیت در‬ ‫کمک رســانی موضوعی چالش برانگیزتر‪ .‬اینکه در هنگام کمک‪،‬‬ ‫عزت نفس و احترام به نفس کمک گیرنده حفظ شود نیز به اندازۀ‬ ‫خود یاری رساندن از اهمیت برخوردار است‪ .‬در این مقاله با معرفی‬ ‫بزرگ ترین بحران اقتصادی قرن بیستم با نام ‪،Great Depression‬‬ ‫که از ایاالت متحده شروع و در سرتاسر جهان اثرگذار شد‪ ،‬ده شیوه‬ ‫کمک رســانی ثبت شــده در تاریخ مرور خواهد شد و در انتها نیز‬ ‫خالقیت و درس های نهفته در ان ها بررسی خواهد گردید‪.‬‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫دســت و پنجه نرم کردن با چالش های زندگی‪ ،‬سوالی است که‬ ‫انسان همیشه با خود دارد‪ .‬شاید بتوان ادعا کرد فردی که از سالمت‬ ‫روحی و عاطفی نسبی برخوردار است‪ ،‬همواره به دنبال این پرسش‬ ‫است که چگونه در چالشی سخت‪ ،‬واکنشی مفید و مثمرثمر داشته‬ ‫باشــد‪ .‬ولی اینکه در شرایط فاجعه امیز‪ ،‬انسان ها چه عکس العمل‬ ‫و واکنشــی خواهند داشت‪ ،‬سوالی است که پاسخ دادن به ان کار‬ ‫چندان ساده ای نیست و حتی ممکن است انسان های مثبت نگری‬ ‫که در چالش های معمول زندگی بهترین عملکرد را داشته اند‪ ،‬در‬ ‫مواجهه با مصیبت هایی با ابعاد بزرگ‪ ،‬غافلگیر شــده و شــرایطی‬ ‫مثل قحطی‪ ،‬جنگ‪ ،‬ســیل ویرانگر‪ ،‬زلزله های مهیب و اتفاقاتی از‬ ‫این دســت‪ ،‬غریزۀ بقاء را انچنان تهدید کند که رفتارهای شخص‬ ‫کام ً‬ ‫ال غیرقابل پیش بینی شــود و چنان ترس و وحشت وجو ِد فرد‬ ‫را تســخیر کند که فقط به دنبال برقراری امنیت های خود به هر‬ ‫ِ‬ ‫وحشت عمومی انچنان عظیم می شود که دیگر‬ ‫قیمتی باشد‪ .‬گاه‬ ‫از انســان های نیک نیز‪ ،‬اندکی بخشش و مهربانی نمی توان دید و‬ ‫ادمیزاد فقط به دنبال نجات خویشتن ِ خویش است‪ .‬در این شرایط‬ ‫انتظار ازخودگذشتگی‪ ،‬ایثار‪ ،‬همدلی و دستگیری از اقشار ضعیف تر‬ ‫رویایی می نماید دست نیافتنی‪ .‬ولی نگاهی به تاریخ‪ ،‬برایمان اندکی‬ ‫قوت قلب خواهد بود‪.‬‬ ‫در پاورقی هــای تاریــخ‪ ،‬گاه نــام افــرادی را می خوانیم که در‬ ‫سخت ترین و بحرانی ترین شرایط‪ ،‬در حد توان ِ خود کاری کرده اند‬ ‫تا مصائب برای دیگران قابل تحمل تر باشد‪ .‬و مهم تر از ان‪ ،‬خالقیتی‬ ‫که در انجام این کارشان در پیش گرفته اند‪ ،‬خود مبحثی دل انگیز و‬ ‫در خور تامل است‪ .‬خالقیتی که در عین کمک و یاری‪ ،‬عزت نفس‬ ‫دیگران را نیز حفظ نموده است‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫ســخت تاریخ جهان‪ ،‬رویدادی اســت که از ان‬ ‫یکی از فرازهای‬ ‫با عنوان رکود بزرگ (‪ )Great Depression‬یاد می شــود‪ .‬طوفانی‬ ‫اقتصادی که ده سال به طول انجامید و کشورهای جهان را از قاره‬ ‫امریکا تا اسیا و استرالیا درنوردید‪ .‬در مقالۀ حاضر ابتدا نگاهی گذرا‬ ‫بر ویژگی های این بحران خواهیم داشــت و در قســمت بعدی ده‬ ‫‪54‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫داســتان الهام بخش از مردان و زنانــی را خواهیم خواهند که در‬ ‫سخت ترین شرایط‪ ،‬عملکردی تحسین برانگیز داشته اند‪.‬‬ ‫‪ -2‬نگاهی کوتاه بر رکودی بزرگ‬ ‫رکود بزرگ یا ایستایی بزرگ به رکود گستردۀ اقتصادی جهان‪،‬‬ ‫یک دهه پیش از شــروع جنگ جهانی دوم گفته می شود‪ .‬شروع‬ ‫بحران بزرگ در دنیا با نوســان‪ ،‬اما در اغلب کشــورهای جهان از‬ ‫سال ‪ ۱۹۲۹‬بوده و پایان ان اواخر دهۀ ‪ ۱۹۳۰‬یا اوایل دهۀ ‪۱۹۴۰‬‬ ‫بوده اســت‪ .‬بحران بزرگ را می تــوان عمیق ترین‪ ،‬طوالنی ترین و‬ ‫گســترده ترین بحران اقتصادی قرن بیستم دانست‪ .‬در قرن ‪ ۲۱‬از‬ ‫بحــران بزرگ‪ ،‬عموماً به عنوان مثالی برای اقتصاد جهان که تا چه‬ ‫اندازه می تواند تنزل داشــته باشد‪ ،‬استفاده می شود‪ .‬این دوران در‬ ‫ایاالت متحدۀ امریکا با کاهش ارزش ســهام در تاریخ ‪ ۴‬سپتامبر‬ ‫‪ ۱۹۲۹‬شروع گردید‪ ،‬در تاریخ ‪ ۲۹‬اکتبر ‪ ۱۹۲۹‬که سه شنبۀ سیاه‬ ‫نام گرفت‪ ،‬بورس امریکا سقوط کرد و خبر ان در جهان پیچید‪ .‬از‬ ‫ان پس طولی نکشید که جریان رکود اقتصادی در تمام کشورهای‬ ‫جهان به سرعت گسترش یافت‪.‬‬ ‫شــکل ‪ – 1‬تجمع مردم در خیابان وال اســتریت (مرکز بورس‬ ‫سهام نیویورک)‬ ‫قدرت خرید مردم پایین امد و در نتیجه‪ ،‬تقاضا برای خرید کاال‬ ‫کم شد‪ .‬فروش نرفتن محصوالت کارخانه‏ها‪ ،‬سبب بیکاری کارگران‬ ‫و ورشکستگی کارخانه‏ها و مراکز تولید گردید و تعداد بی کاران تا ده‬ ‫درصد جمعیت کشور باال رفت‪ .‬دولت امریکا برای مقابله با بحران‪،‬‬ ‫مالیات‏ها را افزایــش داد‪ ،‬در نتیجه‪ ،‬مالیات دهندگان توان خرید‬ ‫خود را هرچه بیشتر از دست دادند و دور باطل تورم و بیکاری از سر‬ ‫گرفته شد‪ .‬در این میان‪ ،‬از انجا که از سوی سرمایه‏داران امریکایى‪،‬‬ ‫سرمایه‏گذاری‏های کالنی در اروپا صورت گرفته بود‪ ،‬دامنۀ بحران‬ ‫اقتصادی امریکا به سرعت به قارۀ اروپا نیز کشیده شد و بیکاری و‬ ‫ورشکستگی در این قاره نیز رواج پیدا کرد‪.‬‬ ‫در ســال ‪ ۱۹۳۳‬در امریــکا‪ ،‬نرخ بیکاری به حــدود ‪ ۲۵‬درصد‬ ‫افزایش یافت‪ .‬صدها هزار نفر از بی کاران با اســتفاده از قطار‪ ،‬برای‬ ‫یافتن کار‪ ،‬به شهرها و ایالت های دیگر سفر می کردند‪ .‬در کالیفرنیا‬ ‫که بســیاری از بی کاران برای پیدا کردن شغل به این ایالت سفر‬ ‫می کردند‪ ،‬برای مدتی ورود شهروندان دیگر مناطق امریکا توسط‬ ‫مسئوالن ایالتی با محدودیت روبه رو شده بود‪.‬‬ ‫کمبود ثروت و بودجه به حدی بود که خانواده های امریکایی‬ ‫قادر به خرید لباس نبودند و به جایش گونی ارد به تن می کردند‪.‬‬ ‫در خاطرۀ پدربزرگان و مادربزرگان ‪ 90‬سالۀ امریکایی از اقشار‬ ‫متوسط و ضعیف‪ ،‬زندگی سخت و زجراور در دوران رکود بزرگ‪،‬‬ ‫همواره دوره ای طاقت فرســا از زندگی شان به شمار می اید و این‬ ‫دوره برای بســیاری از انان‪ ،‬یاداور گرسنگی‪ ،‬ناامیدی‪ ،‬بی کاری‪،‬‬ ‫فقر و تالش برای زنده ماندن تلقی می شود‪.‬‬ ‫و در ایــن میانه بودند مردمانی که بــرای دمیدن روح امید و‬ ‫مهربانــی در جامعه ای بحران زده‪ ،‬ایده هایــی پروردند و از خود‬ ‫خاطره هایی شیرین بر جای گذاشتند‪.‬‬ ‫‪ -3‬ده اتفاق الهام بخش در دوران رکود بزرگ‬ ‫در ادامه ده اتفاق گزارش شده در تاریخ‪ ،‬که حاوی شیوه های‬ ‫متنوع کمک رســانی به افــراد جامعه بوده‪ ،‬مورد بررســی قرار‬ ‫گرفته است‪.‬‬ ‫‪ -1-3‬یک شخص ناشناس در اگهی تبلیغاتی به مردم پیشنهاد‬ ‫داد تا جهت گذراندن کریسمس برایشان پول بفرستد تا به قول‬ ‫خودش ان ها «قادر باشند کریسمسی شاد و خوب داشته باشند»‪.‬‬ ‫قبل از کریسمس ‪ 1933‬در یکی از روزنامه های محلی اوهایو‪،‬‬ ‫شخصی ناشناس یک اگهی تبلیغاتی با این عبارت به چاپ رساند‪:‬‬ ‫«اگر در سختی و مشکل هستید‪ ،‬برای من بنویسید!»‬ ‫بیش از صد نفر برای ادرسی که در اگهی قید شده بود‪ ،‬نامه ای‬ ‫نوشتند و از مشکالت و نیازهای خانواده شان گفتند‪ .‬مث ً‬ ‫ال در نامه ای‬ ‫نوشته شــده بود‪« :‬من دختری ‪ 14‬ساله هستم‪ ،‬و به این خاطر‬ ‫این نامه را می نویسم که لباس ندارم و هرازگاهی‪ ،‬در خانه مان غذا‬ ‫پیدا نمی شود‪».‬‬ ‫هر کس‪ ،‬چیزی متفاوت می خواست‪ .‬اما خواسته های ان ها –‬ ‫هر چه که بود – توسط شخص رازالود فرستاده می شد‪ .‬همان طور‬ ‫که در اگهی قول داده بود‪ ،‬هر چیزی که مردم به ان نیاز داشتند‬ ‫را برایشان فرستاد‪.‬‬ ‫تا زمانــی که این مرد از دنیا رفت‪ ،‬هیچ کس نمی دانســت او‬ ‫چه کســی بود‪ ،‬تا اینکه پس از مرگش‪ ،‬نوۀ او جعبه ای را یافت‬ ‫که در ان بیش از ‪ 150‬نامه وجود داشــت که هر کدام داستانی‬ ‫روایت می کرد!‬ ‫‪ -2-3‬میلتون هرشی (موسس کارخانۀ شکالت سازی هرشی )‪،‬‬ ‫یک ماشین حفاری را با چهل شغل جایگزین کرد‬ ‫در طول دوران رکود بزرگ‪ ،‬میلتون هرشی‪ ،‬کارافرین‪ ،‬بازرگان‬ ‫و نیکوکار امریکایی المانی تبار‪ ،‬یک پروژۀ عظیم ساخت و ساز‬ ‫را شروع کرد‪ .‬او یک مدرسه‪ ،‬مجموعۀ ورزشی و هتلی بزرگ در‬ ‫پنسیلوانیا با هدف ایجاد شــغل برای مردم این منطقه‪ ،‬احداث‬ ‫کرد‪ .‬او گفته بود‪« :‬ما در این شــهر ‪ 600‬کارگر داریم‪ ،‬اگر نتوانم‬ ‫کاری برای ان ها دســت و پا کنم‪ ،‬مجبورم به ان ها غذا بدهم‪».‬‬ ‫از نقطه نظر بدبینانه‪ ،‬این حرکت ممکن است یک حرکت تجاری‬ ‫بانمک تلقی شــود؛ چرا که در این دوران قیمت مصالح و کارگر‬ ‫ارزان بود و شروع یک ساخت و ساز منطقی به نظر می رسید‪.‬‬ ‫اما داســتانی که نقل می کنند‪ ،‬نشان می دهد این پروژه انقدرها‬ ‫هم که ارزیابی می شــود‪ ،‬ارزان تمام نشــد‪ .‬در احداث ساختمان‬ ‫هتل‪ ،‬سرکارگر به هرشی گفت که یک ماشین حفاری که استفاده‬ ‫می کنند‪ ،‬کار چهل نفر را انجام می دهد‪ .‬و هرشــی گفت‪« :‬ماشین‬ ‫حفاری را کنار بگذار و چهل نفر را هم سرکار برگردان‪ ».‬‬ ‫ ‬ ‫شکل ‪ – 2‬دستگاه حفاری بخار (‪) Steam Shovel‬‬ ‫شکل ‪ – 3‬میلتون هرشی‬ ‫شکل ‪ – 4‬کارگران شرکت هرشی‬ ‫‪ -3-3‬کارخانجــات ارد‪ ،‬بــا طراحــی مجدد کیسه هایشــان‪،‬‬ ‫باعث شــدند مردم بتوانند با این کیسه ها لباس های قشنگ تری‬ ‫درست کنند‬ ‫در طــول دوران رکود اقتصادی‪ ،‬خانواده ها انقدر فقیر بودند که‬ ‫بسیاری از مادران مجبور بودند لباس هایشان را از گونی مواد غذایی‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪55‬‬ ‫و کیســۀ ارد درست کنند‪ .‬این روند فقط برای خانواده های بسیار‬ ‫فقیر اتفاق نمی افتاد‪ .‬حدود ‪ 3.5‬میلیون زن و کودک با کیس ۀ ارد‬ ‫این طرف و ان طرف می رفتند‪.‬‬ ‫وقتی شــرکت های تولیــد ارد متوجــه این موضوع شــدند‪،‬‬ ‫کیسه هایشان را مجددا ً طراحی کردند تا به مردم فقیر اندکی شان‬ ‫و وقار بدهند‪ .‬ان ها طرح ها و الگوهای رنگارنگ روی کیســه های‬ ‫کتان چاپ کردند تا لباس خانواده ها زیباتر به نظر برسد‪ .‬برخی از‬ ‫ان ها حتی الگوی برش و یا نحوۀ ساختن عروسک های پارچه ای را‬ ‫روی طرح هایشان اضافه کردند‪.‬‬ ‫شکل ‪ – 8‬لباسی ساخته شده از گونی های ارد‬ ‫شکل ‪ – 5‬نمونه ای از الگوهای دوخت لباس روی کیسه های ارد‬ ‫ ‬ ‫درســت اســت که کارخانه ها این کار را با هدف سود بیشتر و‬ ‫تبلیغــات انجام دادنــد‪ ،‬ولی واقعیــت این بود کــه ان ها مارک‬ ‫اجناس شان را با رنگ قابل شستشو روی کیسه ها چاپ می کردند و‬ ‫حتی روی کیسه ها اطالعاتی مبنی بر اینکه چگونه می توان اسم و‬ ‫ارم شرکت را پاک کرد‪ ،‬چاپ کرده بودند‪.‬‬ ‫شــکل ‪ – 6‬نمونه ای از طرح های کیسه های ارد مورد استفاده‬ ‫برای دوخت لباس‬ ‫شــکل ‪ – 9‬نمونه ای از توضیحات در مورد قابل شستشو بودن‬ ‫جوهر مارک روی کیسه ارد‬ ‫شکل ‪ – 7‬خانواده ای با لباس های دوخته شده از کیسۀ ارد‬ ‫‪56‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ -4-3‬نخســت وزیر وقت کانادا‪ ،‬ار‪ .‬بی‪ .‬بِنِت برای هر کسی که‬ ‫درخواست می کرد‪ ،‬پول می فرستاد‬ ‫او مابین ســال های ‪ 1927‬الــی ‪ 1937‬حدود ‪ 2.3‬میلیون دالر‬ ‫کمک مالی بــه افراد کرد‪ .‬او هر چیزی را که افراد می خواســتند‬ ‫برایشان می فرستاد‪ .‬او برای یک پســر بچه‪ ،‬یک واگن قرمز برای‬ ‫کریسمس فرستاد‪ ،‬یا برای یک زن پول رهن خانه اش را ارسال کرد‪،‬‬ ‫و حتی برای مردی چند تکه لباس زیر فرستاد وقتی که همسرش‬ ‫از سوراخ سوراخ بودن ان ها شکایت کرده بود‪.‬‬ ‫شکل ‪ – 10‬نخست وزیر ار‪ .‬بی‪ .‬بنت‬ ‫‪ -5-3‬نخســت وزیر اســترالیا‪ ،‬جیمز اســکولین ‪ ،‬محل اقامت‬ ‫نخست وزیری را اجاره داد‬ ‫زمانی که اســکولین نخست وزیر استرالیا شــد‪ ،‬کار ساختمان‬ ‫محل اقامت نخســت وزیری به نام ‪ The Lodge‬پایان یافته بود و از‬ ‫او خواسته می شد در ان اقامت کند‪ ،‬ولی او این موضوع را رد کرد‪.‬‬ ‫ ‬ ‫در نیویــورک معلمــان قســمتی از حقوق خــود را به تغذیۀ‬ ‫دانش اموزان اختصاص دادند‪ .‬درواقع قبل از انکه دولت سیاســت‬ ‫«برنامۀ ناهار رایگان و ارزان قیمت» را در مدارس پیاده کند‪ ،‬خود‬ ‫معلمان از پیش چنیــن طرحی را انجــام داده بودند‪ .‬ان ها برای‬ ‫دانش اموزانی که بدون صبحانه می امدند‪ ،‬صبحانه تدارک می دیدند‬ ‫به طوری که فقط در سال ‪ 1931‬حدود ‪ 11‬هزار دانش اموز هر روز‬ ‫صبح قبل از شروع کالس‪ ،‬تغذیه می شدند‪.‬‬ ‫در شیکاگو معلمان درصدی از حقوق شان را به تهیۀ لباس و غذا‬ ‫برای دانش اموزان اختصاص دادند‪ .‬معلمان بیشتر از ‪ 112‬هزار دالر‬ ‫اختصاص دادند تا مطمئن شــوند که دانش اموزان لباس خواهند‬ ‫داشــت‪ .‬یکی از معلمان می گفت‪« :‬ما از یک چیز مطمئن بودیم‪:‬‬ ‫اینکه نمی خواهیم بچه ها اســیب ببینند‪ ،‬ما به درس دادن ادامه‬ ‫می دادیم‪ ،‬فارغ از اینکه برایش پولی پرداخت می شود یا نه‪».‬‬ ‫‪ -7-3‬کتابدارهــا در حــوزۀ فرهنگــی اپاالشــیا کتاب ها را‬ ‫توزیع کردند‬ ‫در ســال ‪ 1930‬کمتر از یک ســوم جمعیــت کنتاکی قادر به‬ ‫خواندن بودند‪ .‬این مسئله یک مشکل حاد بود‪ ،‬به خصوص در دوران‬ ‫رکود بزرگ؛ اما این مردم با وجود تمام این ســختی ها به این کار‬ ‫شکل ‪ T he Lodge – 11‬شــکل ‪ – 12‬نخســت وزیر ادامه می دادند‪ .‬بدون ســواد‪ ،‬ترقی به یک سطح باالتر غیرممکن‬ ‫به نظر می رسید‪ .‬کتابخانه های سیار روی اسب (‪The Pack Horse‬‬ ‫جیمز اسکولین‬ ‫‪ ،)Library‬بــرای بهتر کــردن زندگی مردم راه اندازی شــد‪ .‬این‬ ‫او از اینکه در عمارتــی بزرگ زندگی کند در حالی که مردمش کتابخانه ها‪ ،‬مجموعه ای از کتاب ها را به هر شــهری می بردند و در‬ ‫در قحطی هســتند‪ ،‬احساس خوبی نداشت‪ .‬او با ساخته شدن این کلیساها یا ادارات پست در اختیار مردم قرار می دادند‪.‬‬ ‫عمارت و اینکه میلیون ها دالر پول ملی صرف ان شــود‪ ،‬مخالفت‬ ‫کرد و جنگید‪ .‬و هنگامی که به مقام نخســت وزیری رســید‪ ،‬سر‬ ‫حرفش ایستاد و تالش کرد تا عمارت را اجاره دهد‪ ،‬اما کسی توان‬ ‫پرداخت اجارۀ ان را نداشــت‪ .‬ولی همچنان اسکولین از نقل مکان‬ ‫به این عمارت اجتناب کرد و در طول دوران نخست وزیری در یک‬ ‫هتل اقامت کرد‪.‬‬ ‫‪ -6-3‬معلمان در شــیکاگو بخشی از حقوق شــان را به تغذیۀ‬ ‫دانش اموزان اختصاص دادند‬ ‫بــا اینکه حقوق معلمــان‪ ،‬از اولین حوزه هایی بــود که با رکود‬ ‫اقتصادی تحت تاثیر قرار گرفت و حتی تا ســال ها تاثیرات رکود بر‬ ‫ان به جــا ماند‪ ،‬اما این موضوع‪ ،‬ان ها را از اینکه دانش اموزان را در‬ ‫اولویت قرار دهند‪ ،‬منصرف نکرد‪.‬‬ ‫منابع و ماخذ‪:‬‬ ‫شکل ‪ – 13‬یک کتابدار سوار بر اسب‬ ‫ادامه دارد‪...‬‬ ‫[‪“ ]1‬رکود بزرگ‪[ .2019 ”,‬درون خطی]‪/Available: https://fa.wikipedia.org/wiki .‬رکود_بزرگ‪.‬‬ ‫[‪.J. Blum, R. Cameron and T. Barnes, The European world: a history, 1970, p. 885 ]2‬‬ ‫ْ‬ ‫[‪“ ]3‬اغاز بحران شدید اقتصادی امریکا موسوم به ْ‬ ‫استریت‪-1929‬م‪./‬‬‫‪/Available:‬اغاز‪-‬بحران‪-‬شدید‪-‬اقتصادی‪-‬امریکا‪-‬موسوم‪-‬به‪-‬وال‬ ‫استریت" (‪1929‬م)‪[ .1391 4 29 ”,‬درون خطی]‪https://rasekhoon.net/calender/show/557148 .‬‬ ‫"وال‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫[‪“ ]4‬مروری بر چهار بحران اقتصادی بزرگ تاریخ‪[ .1397 5 4 ”,‬درون خطی]‪./Available: http://www.ion.ir/news/390537 .‬‬ ‫‪[5] M. OLIVER, "listverse," 5 JUNE 2018. [Online]. Available: http://listverse.com/2018/06/05/10-uplifting-stories-from-the-great-depression/.‬‬ ‫‪[6] "Good Deeds in Hard Times," wbur, 12 11 2010. [Online]. Available: https://www.wbur.org/onpoint/2010/11/12/good-deeds-charity.‬‬ ‫‪[7] "HersheyArchives@30, Part 13: “Hire the Forty Men”," hersheyarchives, 16 5 2015. [Online]. Available: https://hersheyarchives.org/encyclopedia/hersheyarchives30-13-hire‬‬‫‪the-forty-men/.‬‬ ‫‪[8] L. CASELEY, "1930s Flour Sacks Featured Colorful Patterns For Women To Make Dresses," 2015. [Online]. Available: https://www.littlethings.com/flour-sack-dresses/3.‬‬ ‫‪[9] "Dear Mr. Prime Minister," CBC, [Online]. Available: https://www.cbc.ca/history/EPISCONTENTSE1EP13CH2PA3LE.html.‬‬ ‫‪[10] "JAMES SCULLIN AND THE GCMG," nsfa, 2007. [Online]. Available: https://dl.nfsa.gov.au/module/1095/.‬‬ ‫‪[11] D. Hicks, Education & the Great Depression: Lessons from a Global History, Peter Lang Publishing Inc., 2006.‬‬ ‫‪[12] E. McGraw, "Horse-Riding Librarians Were the Great Depression’s Bookmobiles," smithsonianmag, 21 6 2017. [Online]. Available: https://www.smithsonianmag.com/history/‬‬ ‫‪horse-riding-librarians-were-great-depression-bookmobiles-180963786/.‬‬ ‫‪[13] C. Mullenbach, The Great Depression for Kids: Hardship and Hope in 1930s America, with 21 Activities, Chicago Review Press, Incorporated, 2015.‬‬ ‫‪[14] "4. Depression Relief Gardens: 1929-1939," Sprouts in the Sidewalk, [Online]. Available: https://sidewalksprouts.wordpress.com/history/relief-garden/.‬‬ ‫‪[15] "Music Festivals," neiu, [Online]. Available: http://homepages.neiu.edu/~ashittu/CS300Project2/musicfestivals.html.‬‬ ‫‪[16] S. Wiegand, Lessons from the Great Depression For Dummies, For Dummies, 2009.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪57‬‬ ‫یک وعده غذای گیاهی‬ ‫تهیه و تنظیم‪ :‬شیمال خان‬ ‫دال عدس هندی‬ ‫مواد الزم‪ :‬دال عدس (عدس قرمز) ‪ 2‬پیمانه‪ ،‬پیاز بزرگ ‪ 1‬عدد‪،‬‬ ‫ســیر رنده شده ‪ 2‬قاشق ســوپ خوری‪ ،‬رب گوجه فرنگی ‪ 2‬قاشق‬ ‫غذاخوری‪ ،‬سیب زمینی متوسط ‪ 2‬عدد‪ ،‬لیمو عمانی ‪ 2‬عدد‪ ،‬پودر‬ ‫فلفل قرمز ‪ 1‬قاشق غذاخوری‪ ،‬پودرکاری ‪ 1‬قاشق چای خوری‪ ،‬نمک‬ ‫و زردچوبه و روغن و تمرهندی و پودر زنجبیل به مقدار الزم‪.‬‬ ‫طرزتهیه‪ :‬ابتدا پیاز را خرد کرده و در روغن تفت می دهیم تا به‬ ‫رنگ طالیی دراید‪ .‬ســپس سیر را به ان اضافه نموده و کمی تفت‬ ‫می دهیم‪ .‬بعد ســیب زمینی نگینی‪ ،‬دال عدس‪ ،‬رب گوجه و لیمو‬ ‫عمانی را به ان می افزاییم‪ ،‬در ظرف را می گذاریم تا با حرارت کم و‬ ‫بخار بپزد‪ .‬باید مواد را هم بزنیم تا به قابلمه نچسبد‪ .‬وقتی خوراک‬ ‫اب انداخــت مقداری تمرهندی را در یــک فنجان اب حل کرده‬ ‫و همــراه نمک و زردچوبه و پودر فلفــل قرمز و پودر کاری و پودر‬ ‫زنجبیل به ان اضافه می کنیم و می گذاریم تا کام ً‬ ‫ال بپزد و جا بیفتد‪.‬‬ ‫هنگامی که اب غذا تمام شد می توانیم انرا با گوشت کوب بکوبیم و‬ ‫در ظرف بکشیم و روی انرا با پیازداغ تزیین کنیم‪.‬‬ ‫‪58‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫ساالد کلم و هویج‬ ‫مواد الزم‪ 1/4 :‬کلم ســفید‪ 1/4 ،‬کلــم قرمز‪ ،‬هویج‬ ‫متوســط ‪ 4‬عدد‪ ،‬سس سویا ‪ 1/2‬پیمانه‪ ،‬سرکۀ سیب‬ ‫‪ 1‬قاشــق غذاخوری‪ ،‬روغن زیتون ‪ 2‬قاشق غذاخوری‪،‬‬ ‫زیتون سبز ‪ 1/4‬فنجان‪ ،‬زیتون سیاه ‪ 1/4‬فنجان‪ ،‬خیار‬ ‫شور خرد شده ‪ 1/2‬فنجان‪.‬‬ ‫طرز تهیه‪ :‬کلم ها را به صورت خالل های باریک و نازک‬ ‫خرد می کنیم‪ .‬هویج ها را با رندۀ درشت رنده می کنیم‪.‬‬ ‫هســتۀ زیتون ها را درمی اوریم و به همراه خیارشورها‬ ‫به ان ها اضافه می کنیم‪ .‬سویاســس و سرکۀ سیب و‬ ‫روغــن زیتون را در ظرفی جدا خوب ترکیب می کنیم‬ ‫و به ساالد می افزاییم‪ .‬تمام مواد ساالد را با هم مخلوط‬ ‫می کنیم تا سس خوب به خورد همه مواد رود‪.‬‬ ‫کوفتۀ اسفناج‬ ‫مواد الزم‪ :‬ســیب زمینی متوسط ‪ 2‬عدد‪ ،‬اسفناج تازه‬ ‫‪ 170‬گرم‪ ،‬ابلیموی تازه ‪ 2‬قاشــق چای خوری‪ ،‬نمک‬ ‫‪ 1‬قاشــق چای خوری‪ ،‬پودر زیره ‪ 1‬قاشق چای خوری‪،‬‬ ‫پیــاز بزرگ‪ 1‬عدد (رنده شــده)‪ ،‬ســیر ‪ 2‬حبه (رنده‬ ‫شده)‪ ،‬زنجبیل تازه رنده شده ‪ 1‬قاشق چای خوری‪ ،‬ارد‬ ‫نخودچی ‪ 3‬قاشق غذاخوری‪ ،‬روغن به میزان الزم‪.‬‬ ‫طرز تهیه‪ :‬سیب زمینی ها را بپزید‪ ،‬پوستشان را بکنید‬ ‫و له کنید‪ .‬اسفناج ها را به مدت دو دقیقه در اب جوش‬ ‫بگذارید و ســپس ابکش کنید و بعد با نمک و ابلیمو‬ ‫مخلوط کنید‪ .‬در یک ماهی تابه مقداری روغن بریزید‬ ‫و اسفناج ها را کمی تفت دهید و سیر و پیاز و زنجبیل‬ ‫را به ان اضافه نمایید‪ .‬ســیب زمینی و ارد نخودچی را‬ ‫هم به مخلوط اضافه نموده خوب ورز دهید تا به صورت‬ ‫خمیری درایند‪ .‬روی سینی فر کاغذ روغنی بیندازید‬ ‫و کمی روغن روی ان بمالید‪ .‬خمیر به دســت امده را‬ ‫به صورت توپ های کوچک دراورید و روی ســینی فر‬ ‫بچینید‪ .‬ســینی را داخل فر روی حرارت ‪ 225‬درجۀ‬ ‫سانتی گراد و به مدت ‪ 10‬دقیقه قرار دهید‪.‬‬ ‫طرز تهیۀ سس کوفته‪ :‬پیاز را خاللی کرده و کمی تفت‬ ‫بدهید‪ .‬سپس مقداری اب و نمک و زردچوبه و تعدادی‬ ‫الو خورشــتی و رب گوجه فرنگی بــه ان بیافزایید و‬ ‫بگذارید با حرارت مالیم بپزد‪ .‬وقتی الوها کام ً‬ ‫ال پخته‬ ‫شــد و اب سس به غلظت کافی رســید ان را از روی‬ ‫حرارت بردارید و روی کوفته های اماده شده بریزید‪.‬‬ ‫اسموتی هویج و اناناس‬ ‫مواد الزم‪ :‬اناناس خرد شدۀ تازه یا کمپوتی ‪ 1‬پیمانه‪،‬‬ ‫یخ ‪ 1/2‬پیمانــه‪ ،‬اب لیموترش ‪ 1/3‬پیمانه‪ ،‬اب هویج‬ ‫‪ 1‬پیمانه‪ ،‬موز خردشــده ‪ 1/2‬پیمانه‪ ،‬شــکر ‪ 1‬قاشق‬ ‫غذاخوری‪.‬‬ ‫طرز تهیه‪ :‬تمام مــواد باال را در مخلوط کن ریخته و‬ ‫میکس کنید تا کام ً‬ ‫ال یک دست شوند‪ .‬اسموتی را درون‬ ‫لیوان بریزید و با برش های لیموترش تزئین کنید‪.‬‬ ‫دانش یوگا خردادو تیر ‪ |1398‬شماره ‪ 128‬و ‪129‬‬ ‫‪59‬‬ ‫‪BESHEEN‬‬ ‫نش‬ ‫س‬ ‫ت‬ ‫ن بدون استرس و با حضور ذهن‬ ‫دوره اهی یک روزه‪ ،‬یک هفته ای‪ ،‬یک ماهه و هس ماهه‬ ‫برای اطالعات بیشتربا کانال تلگرام در ارتباط باشید‪.‬‬ ‫‪telegram.me/besheen‬‬ ‫رپ‬ ‫ورتاژ‬ ‫اگهی‬ ‫بزرگداشت روز جهانی یوگا توسط خانم‬ ‫پاشایی در تبریز ‪۱۳۹۸‬‬ ‫مربی مجرب یوگا در هشت‬ ‫موسسه به نام تبریز‬ ‫شماره تماس خانم پاشایی‬ ‫‪09141192738‬‬ ‫تمرینات عملی یوگا در موسسه دانش یوگا‬ ‫تمرینات عملی یوگا‬ ‫اموزش حرکات پیشرفته یوگا‬ ‫جهت مربیان با سابقه و شرکت کنندگان در مسابقات یوگا‬ ‫اموزش اشتانگا یوگا (مخصوص بانوان)‬ ‫اموزش یوگا برای کودکان‬ ‫‪88318189-88319054‬‬ ‫اموزش تکنیک های تمرکز فکر برای رسیدن به ارامش ‪@danesheyoga‬‬ ‫میدان هفت تیر‪ ،‬ابتدای مفتح شمالی‪،‬کوچه ارام‪ ،‬نبش خیابان زیرک زاده‪ ،‬پالک ‪16+1‬‬ ‫فرام اشتراک مجله دانش یوگا‬ ‫نام و نام خانوادگی‪:‬‬ ‫نشانی کامل پستی‪:‬‬ ‫کد پستی یا صندوق پستی(حتما قید شود)‬ ‫تلفن ثابت ‪:‬‬ ‫تلفن همراه‪:‬‬ ‫‪62‬‬ ‫دانش یوگا‬ ‫شماره کارت مجله دانش یوگا ( بانک ملی)‪6037991199530522 :‬‬ ‫نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫اشتراک شش ماهه‪ 125000 :‬تومان‬ When Goldberg started teaching her specialized yoga classes for children with autism, she received some resistance from parents and schools, as some people didn’t feel comfortable with the word “yoga.” “I think some people around the U.S. were a little bit narrowminded. Some even thought it was a cult,” she explained. “One thing that I want to impart here is that yoga, as it’s practiced in public schools, is not a religious practice. The postures and breathing exercises, the relaxation techniques and self-regulation tools, can be culled from yoga’s vast well of resources to be implemented in a public school curriculum.” This program is applicable to all children and ages, as it is just another form of movement involving exercise, mindfulness, and breathing. Goldberg now uses the name “Creative Relaxation,” and takes yoga poses and applies them to challenges that children have in either their school or everyday lives. This program is applicable to all children and ages, as it is just another form of movement involving exercise, mindfulness, and breathing. “The idea is that when we are in a school, we don’t use any Sanskrit names. We don’t call it the prayer pose. We call it the tree pose. Viparita shalabhasana is our Superman pose. I don’t want anyone to feel that it is religious. We don’t do any chanting. When we sing, it’s just generic songs.” 63 129 ‫ و‬128 ‫| شماره‬1398 ‫دانش یوگا خردادو تیر‬ Goldberg believes that all children would benefit from yoga practice in school classes. “Ten years ago, when I was teaching in a school, I had a chance to go into all the classes which had a child with autism and I taught the whole group. It wasn’t just the one child that benefited from this. Everyone did,” she explains with a smile. Benefits for School Classes Dr. Judy Willis, who has combined her 15 years as an adult and child neurologist with her teacher education training and years of classroom experience, explains in her book, How Children Learn Best, that children need breaks every 15 minutes. If that time is exceeded, no learning takes place, which leads to frustration for the children and the teacher. Goldberg agrees and believes that yoga provides the perfect antidote. Just holding a pose for a minute, while sitting down or standing next to the desk, and learning can continue without teachers having to discipline the children for the rest of the lesson. In 2012, researchers who investigated another yoga program in the study, “Efficacy of the 'Get Ready to Learn' Yoga Program Among Children with Autism Spectrum Disorders,” (published in the American Journal of Occupational Therapy) found that “use of daily classroom-wide yoga interventions have a significant impact on key classroom behaviors among children with ASD.” The study, which lasted 16 weeks, divided children into two groups. The first group participated in the morning classroom yoga program, and the second group participated in a standard morning classroom routine. Challenging behaviors were assessed with the standardized measurements of the Aberrant Behavior Checklist and behavior coding both before and after the study period. Researchers concluded that the Get Ready to Learn program “reduces irritability, lethargy, social withdrawal, hyperactivity, and noncompliance in children with autism spectrum disorders (ASDs),” and that incorporating the program into the school day “can maximize academic engagement and optimize classroom time.” It is unclear how many children are currently participating in similar programs, but Goldberg states that there are hundreds of teachers who teach thousands of children in the U.S. She likes to refer to the movement as “a snowball effect” that benefits more and more students—and their teachers and parents—over time. “I think that one of the ways to change a culture is to start with the children. In the U.S., we have a terrible problem with bullying…. Mindfulness activities that incorporate breath, like yoga, are perfect ways to create a community which is more compassionate, less competitive, and more self-aware,” says Goldberg. Dosha Balance with Pawanmuktasana From Progressive Yoga Vidya Training, Swami Niranjanananda Saraswati Yoga Generates Huge Benefits for Children with Autism by Hannah Brandstaetter Yoga is growing in popularity in the U.S. as a complementary therapy for children with special needs and autism, with rising numbers of schools and parents participating in innovative yoga programs which are cropping up around the country. Scott Anderson, teacher and founder of YogAutism, mentions on his site that in addition to benefits typically associated with yoga—improved strength and flexibility, and an increasing sense of peace—autistic children also experience a reduction of pain, anxiety, aggression, obsessive behaviors, and self-stimulatory activities. And there's more good news. The children are also having greater success making new friends and regulating emotions. Yoga for Children Yoga is growing in popularity in the U.S. as a complementary therapy for children with special needs and autism. Louise Goldberg, author of Yoga Therapy for Children with Autism and Special Needs, also has first-hand experience witnessing the enormous benefits children on the autistic spectrum experience from practicing yoga. In 1981, Goldberg and a colleague were invited to teach a demo class for teachers at a residential hospital for children with severe emotional and behavioral disorders. “We were both fairly new yoga teachers and we just made it up as we went along. But seeing the kids—many of whom were extremely anxious, withdrawn, or angry—let go, for even a moment, was a revelation. We were amazed at how effective yoga was with these children and how much they enjoyed it,” says Goldberg. Anxiety and Yoga Children with autism have very different sensory experiences from other people, and these responses often cause their bodies to get stuck in fight, flight, or freeze modes that divert blood from the digestive organs to the skeletal muscles. This activity results in disrupted digestion, increased heart rate, and shallower breathing—all of which readily provoke anxiety. Practicing his floating on a cloud (shavasana), he was able to self-regulate and calm his emotions,” explains Goldberg. “I had a student, a little boy who got very, very anxious if the school bus was late. His mother drove him to school everyday and one day she saw him lying down in the back seat of the car, and she asked him, 'Are you sick?' He responded, 'No, I am relaxing.' The mother said she had never seen him so calm. Practicing his floating on a cloud (shavasana), he was able to selfregulate and calm his emotions,” explains Goldberg. The Importance of Visualization Autism educators often highlight the importance of visualization practices, so Goldberg designed the program Stop and Relax, which uses over 50 cue cards to help children visualize the pose they are supposed to take. Through this visualization, they are able to successfully imitate and model physical actions and postures they would not have been able to previously. “Some of the kids don’t speak—don’t have language—but they can look at a visual cue card and respond. Some children also have trouble engaging, even if they can achieve fluid sentences and can perform motor planning. However, they don’t have the kind of motor planning skills like going from point A to point B to point C. But on seeing the visual cue, somehow it triggers something in their brain and they can replicate it,” she explains. Resistance to the Word “Yoga” ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ 64

آخرین شماره های ماهنامه دانش یوگا

ماهنامه دانش یوگا 137

ماهنامه دانش یوگا 137

شماره : 137
تاریخ : 1399/02/19
ماهنامه دانش یوگا 135

ماهنامه دانش یوگا 135

شماره : 135
تاریخ : 1398/10/01
ماهنامه دانش یوگا 132

ماهنامه دانش یوگا 132

شماره : 132
تاریخ : 1398/07/15
ماهنامه دانش یوگا 130

ماهنامه دانش یوگا 130

شماره : 130
تاریخ : 1398/05/15
ماهنامه دانش یوگا 127

ماهنامه دانش یوگا 127

شماره : 127
تاریخ : 1398/02/15
ماهنامه دانش یوگا 125

ماهنامه دانش یوگا 125

شماره : 125
تاریخ : 1398/01/25
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!