ماهنامه دانش یوگا شماره 164 - مگ لند

ماهنامه دانش یوگا شماره 164

ماهنامه دانش یوگا شماره 164

ماهنامه دانش یوگا شماره 164

صفحه 1 ‫فهرست‬ ‫‪Contents‬‬ ‫‪3‬‬ ‫سرمقاله‬ ‫‪4‬‬ ‫سخن مدیرمسئول‬ ‫‪۸‬‬ ‫‪ ...‬و از نو ادمی‪ ،‬ساختن یک زندگی بهتر‬ ‫چگونه تحریف های شناختی خود را بشناسیم و تحت کنترل دراوریم ‪۱۰‬‬ ‫‪۱۲‬‬ ‫تاثیر پرانایاما و باندا بر سامانه ی عصبی و غدد درون ریز‬ ‫‪۱۴‬‬ ‫پیتا را بشناسیم‪ :‬چگونه اتش درونی را تغذیه کنیم‬ ‫‪۱۵‬‬ ‫بگذار غذا داروی تو و دارو غذای تو باشد‬ ‫‪۱۶‬‬ ‫کالم شما نیرومند است‬ ‫‪۱۸‬‬ ‫باندا یا قفل های بدن در یوگا‬ ‫‪۱۹‬‬ ‫بحث واقعی‬ ‫‪۲۰‬‬ ‫زندگی با محوریت قلبی هوشمند‬ ‫‪۲۴‬‬ ‫برخی از تفاوت های یوگای قدرتی با یوگای احیا کننده‬ ‫‪۲۶‬‬ ‫سینمای عرفانی نقد فیلم اکاندا‬ ‫‪۲۸‬‬ ‫دانسته هایی پیرامون اهیمسا‬ ‫‪۳۰‬‬ ‫زبان پاک کن چیست و استفاده از ان چه فوایدی دارد؟‬ ‫‪۳۱‬‬ ‫دلیل لرزش ماهیچه ها حین انجام حرکات یوگا‬ ‫‪۳۴‬‬ ‫مروری بر تاریخچه و سبک شناسی یوگا‬ ‫‪۳۷‬‬ ‫رژیم غذایی عالقمندان یوگا‬ ‫‪۳۸‬‬ ‫رابطه موسیقی و ایورودا‬ ‫‪۳۹‬‬ ‫یوگا و سالمندان‬ ‫‪۴۱‬‬ ‫نکاتی مهم جهت انجام یوگا در فصل گرما‬ ‫‪۴۲‬‬ ‫مهندسی درون بدن‬ ‫‪۴۵‬‬ ‫یوگا و جهان مدرن‬ ‫‪۴۶‬‬ ‫طریق خودشناسی با حکمت یوگا‬ ‫ِ‬ ‫‪۴۸‬‬ ‫یوگا و طب کل نگر‬ ‫‪۵۱‬‬ ‫یوگا برای همه‬ ‫‪۵۲‬‬ ‫ساما دوشا‬ ‫‪۵۴‬‬ ‫اشنایی با ایورودا‬ ‫‪۵۶‬‬ ‫روزی که فریاد را دیدم‬ ‫‪۵۸‬‬ ‫درس هایی از یوگا؛ با پراشانت ایینگر‬ ‫‪۶۰‬‬ ‫صدای درون خود را پیدا کنید‬ ‫‪۶۱‬‬ ‫فرهنگ لغات یوگا‬ ‫‪۶۲‬‬ ‫رنگ امیزی مانداال‬ ‫سال بیستم ‪ -‬مرداد ‪1401‬‬ ‫شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫تاسوها عاشورای حسینی تسلیت باد‬ ‫از عزیزانی که مایل به همکاری با مجلۀ دانش یوگا هستند‪ ،‬خواهشمندیم‬ ‫مقاالت خود را به ادرس پست الکترونیکی مجله ارسال فرمایند‪.‬‬ ‫تحریریۀ مجله در دخل‪ ،‬تصرف و ویرایش مطالب ارسالی کام ً‬ ‫ال ازاد است‪.‬‬ ‫عبدالر‫ضایی‪ ،‬حامد رنگین کمان‪‭‪،‬‬ ‫‮‬‬ ‫همکاران این شــماره‪ :‬سوســن‬ ‫لعیــا نبی فــر‪ ،‬نرجــس اقاپــور جویبــاری‪ ،‬نرگــس کیانــی‪،‬‬ ‫نــگار ســنجری فر‪،‬نگیــن ســنجری فر‪ ،‬مهرنــوش ســتوده‪،‬‬ ‫ســارا رشــید چهره برق‪ ،‬منیژه کیانی‪ ،‬شهال قاســمیان دستجردی‪،‬‬ ‫علی دارابی‪ ،‬فریبا بیدرام‪ ،‬دیبا صاحبی‪ ،‬شهناز کیانی‪ ،‬ناهید موسوی‪،‬‬ ‫ژیال حاتمی‪ ،‬پیام صمدی خادم‪ ،‬شــکوفه شــنوا فالح‪ ،‬سام سرابی‪،‬‬ ‫فاطمه توازنی زاده‪ ،‬نسترن صافی‪ ،‬مائده حسن زاده‪ ،‬احسانه شمس‪.‬‬ ‫صاحب امتیاز و مدیر مسئول‪ :‬سیدعبدالحمید موحدی نائینی‬ ‫نشانی‪ :‬شمال میدان هفت تیر‪ ،‬ابتدای مفتح شمالی‪،‬خیابان مالیری پور‪ ،‬خیابان‬ ‫عضو انجمن مدیران مطبوعات‬ ‫زیرک زاده‪ ،‬نبش خیابان ارام‪ ،‬پالک ‪ 16+1‬نبش پالک ‪۱۷‬‬ ‫زیر نظر شورای سیاست گذاری‬ ‫تماس با تحریریه‪:‬‬ ‫سردبیر و سرپرست گروه مترجمان‪ :‬مریم دارابی‬ ‫مدیر اجرایی‪ :‬رویا دادجو‬ ‫تلفن‪88318189-88319054 :‬‬ ‫مشاور امور بین الملل‪ :‬سید محمد مسعود موحدی نائینی‬ ‫تلگرام و واتساپ‪09106714071 -09902260640 :‬‬ ‫مدیر امور هنری‪ ،‬گرافیست و طراح روی جلد‪ :‬سید محمدرضا موحدی نائینی تماس با سازمان اگهی ها‪02188842667 :‬‬ ‫روابط عمومی‪ :‬سهیال موحدی‬ ‫صندوق پستی‪15875-3558 :‬‬ ‫سازمان اگهی ها‪ :‬رابعه ربیعی‬ ‫کدپستی‪1575783113 :‬‬ ‫لیتوگرافی و چاپ‪ :‬شرکت چاپ انتخاب رسانه (سالم)‬ ‫‪info@danesheyoga.com‬‬ ‫تصویر روی جلد‪ :‬خانم زهره رضایی از باشگاه دانش یوگا تهران‬ ‫مربی‪ :‬خانم رخساره طبسی‬ ‫‪www.danesheyoga.com‬‬ ‫‪@danesheyoga‬‬ ‫‪/yoga.knowledge‬‬ صفحه 2 ‫شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪ ...‬و از نو ادمی‬ ‫ساختن یک زندگی بهتر‬ ‫اگر در درونتان غم و ناخوشنودی خفته است‪ ،‬ابتدا بر ان‬ ‫رنج اگاه شــوید و ان را شناسایی کنید‪ .‬در هر وضعیتی که‬ ‫دچار ان حالت می شوید‪ ،‬بر اندوهتان اگاه باشید ولی هرگز‬ ‫نگویید من ناراحت هستم‪ .‬ناراحتی‪ ،‬غم‪ ،‬غصه‪ ،‬ناخوشنودی‬ ‫و رنج به شــمای حقیقی هیچ ارتباطی نــدارد‪ .‬اگاهانه تر و‬ ‫پسندیده تر اســت که بگویید‪« :‬درون من یک ناخوشنودی‬ ‫وجود دارد» ســپس ردیابیش کنیــد و ان را پیدا کنید‪ ،‬ان‬ ‫را مشــاهده کنید ولی با او نروید و همراه و درگیرش نشوید‪.‬‬ ‫واکنش هوشمندانه و بیدار شاید این است که ان وضعیت را‬ ‫در جهت بهبود تغییر دهید یا از تکرار یا مواجهه ی مکرر با‬ ‫چنین وضعیتی اگاهانه جلوگیری کنید‪.‬‬ ‫یوگا و جهان مدرن‬ ‫در جهــان مــدرن‪ ،‬روی اوردن و دلدادگی به یوگایی که‬ ‫مدرن نیست‪ ،‬واقعیت محض اســت‪.‬طبق تحقیقاتی که در‬ ‫ســال های اخیر انجام شده است‪ ،‬هر ساله به تعداد زیادی از‬ ‫مردم دنیا که به یوگا عالقمند شده اند اضافه گردیده ویوگا را‬ ‫جزو برنامه های روزمره ی خود قرار می دهند‪،‬به عنوان مثال‬ ‫طبق تحقیقات به عمل امده به این نتیجه رسیده اند که در‬ ‫امریــکا نزدیک به ‪ 15‬میلیون نفر یوگا کار می کنند و یا در‬ ‫انگلســتان نیز ‪ 4‬میلیون نفر یوگا تمرین می کنند‪ .‬این ارقام‬ ‫نشــان دهندۀ این است که روزبه روز به تعداد این افراد اضافه‬ ‫خواهد شد‪...‬‬ ‫طریق خودشناسی با حکمت یوگا‬ ‫ِ‬ ‫یوگا کنترل نوسان های ذهنی است‪ ،‬درست همانگونه که‬ ‫ماه در اب های گل الود یک رود به روشنی منعکس نمی شود‬ ‫روح نیز در یک ذهن نوسان دار به روشنی انعکاس نمی یابد‪.‬‬ ‫فقط یک ذهن شفاف‪ ،‬روح را بازتاب می دهد‪ .‬برای زایش خود‬ ‫حقیقی‪ ،‬نوسان های ذهن باید از بین برود و یکدست شود‪...‬‬ ‫روزی که فریاد را دیدم‬ ‫غلبه بر خشم نیازمند مهارت چیرگی بر ان است‪ .‬خشم یک‬ ‫احساس ثانویه است‪ .‬بنابراین الزم است هر فرد به شناسایی‬ ‫احســاس های اولیه ی خود در درون بپردازد و انها را مورد‬ ‫بررســی قرار دهد‪ .‬بخش های دردمنــد وجودمان در انتظار‬ ‫بهبود هستند و ما در سطح‪ ،‬گرفتار واکنش های انی هستیم‬ ‫که شرایط را خراب تر می کنند‪ .‬پذیرفتن و رها کردن بسیاری‬ ‫از احســاس های اولیه می تواند کمک شــایانی در کنترل‬ ‫خشم کند‪.‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪45‬‬ ‫‪46‬‬ ‫‪56‬‬ صفحه 3 ‫مهم بودن را فراموش کنید تا ارامش نصیبتان شود‪.‬به یاد داشته باشید هر چه کمتر نیازمند تحسین دیگران‬ ‫باشید؛بیشتر تحسین می شوید‪.‬گاهی برتر بودن را به دیگران واگذار کنید و خوشبخت زندگی کنید‪.‬‬ ‫فراموش نکنید هر گز نمی توانید عیب خود را با عیب جویی دیگران رفع کنید‪.‬‬ ‫هر گاه در کار یا تصمیمی همه با شما هم عقیده اند یقین بدانید که اشتباه می کنید‪.‬‬ ‫اگر در مورد مردم قضاوت کنید دیگر وقتی برای رفع عیوب خود و دوست داشتن دیگران نخواهید داشت‪.‬‬ ‫انسان بسان رودخانه ایست؛هر چه عمیق تر باشد ارامتر است‪.‬‬ ‫تنها یک راه بسوی بهشت وجود دارد که در زمین ان را عشق می نامیم‪.‬‬ ‫تنفر از افراد؛مانند ان است که برای خالص شدن از دست موش‪ ،‬خانه تان را اتش بزنید‪.‬‬ ‫اگاه باشید ‪،‬خنده و شادمانی بهترین نیایش جهان هستی است و نزدیک ترین راه بسوی خداوند‪.‬‬ ‫انسان شاد دیگران را ازار نمی دهد بلکه انها را نیز در شادی خود سهیم می کند‪.‬‬ ‫شاد باشید و شاد زندگی کنید‪.‬‬ ‫اجرا کننده ح کرت‪:‬کودک خردسال بستام رنجبری از بااگشه لوتوس‬ ‫انم مربی‪ :‬محمد علی میرزاجانی‬ ‫‪3‬‬ صفحه 4 ‫عق‬ ‫ح‬ ‫ل و ا ساس ازباری‬ ‫تع‬ ‫ی‬ ‫ی‬ ‫س‬ ‫ن‬ ‫ش‬ ‫ربای ن ر و ت‬ ‫سید عبدالحمید موحدی نائینی‬ ‫در زمانی کــه برده داری در امریکا قانونی و رایج بود‪ ،‬زن ســیاه‬ ‫پوستی به نام هاریت توبمن‪ ، 1‬که خود یک برده فراری بود‪ ،‬به همراه‬ ‫جمع دیگری از انسان های شریف و سفید پوست امریکایی گروهی‬ ‫مخفی را راه انداخته بودند بنام "خط نجات"‪.‬‬ ‫خط نجات بردگان سیاه پوست را از روی مزارع برده داران فراری‬ ‫میداد و مخفیانه بسوی کانادا و ایاالت شمالی می برد که در انجا برده ‬ ‫داری نبود‪.‬عملیات نجات بردگان بسیار پیچیده و خطرناک بود و در‬ ‫هر مرحله ای اگر لو میرفت‪ ،‬هاریت توبمن و یارانش همگی دستگیر‬ ‫و تیرباران می شــدند‪ .‬سال ها بعد که بردگی در امریکا ملغی شد و‬ ‫بردگان ازاد شدند‪ ،‬از هاریت توبمن پرسیدند سخت ترین مرحله ی‬ ‫کار و عملیات شما برای نجات بردگان چه بود؟ هاریت توبمن عمیقاً‬ ‫بــه فکر فرو رفت و گفت‪ :‬قانع کــردن و باور یک برده به این که تو‬ ‫برده نیستی و باید ازاد باشی!ما به انها می گفتیم فکر کن‪،‬اندیشه کن‬ ‫‪،‬احساسات درونیت را بیرون بریز‪،‬از عقل و احساست استفاده کن که‬ ‫جایگاه تو فراتر از برده بودن و بردگی است‪.‬‬ ‫فکر و احســاس‪ ،‬دو وســیله ای که از ابتدا تا انتهای عمر با ان ها‬ ‫ســروکار داریم‪ .‬زمانی فکر که جایگاه اصلی اش در مغز اســت ما را‬ ‫به بند می کشد و زمانی دیگر احساس که جایگاهش در قلب است‪.‬‬ ‫این روزها بعضی ها تصور می کنند قلب‪ ،‬جز پمپاژ خون وظیفه ای‬ ‫ندارد و مغز عضو مرکزی دســتگاه عصبی انسان است‪ .‬اگر عمیقا به‬ ‫قلب و مغز بپردازیم متوجه می شویم قلب جایگاه عشق و دلدادگی‬ ‫و مهر و محبت و احســاس است و مغز نماد فکر و اندیشه و منطق‬ ‫و عقل خرد‪.‬عقل یا خرد یا اندیشــه عاملی است برای درک مسیر و‬ ‫انتخاب راه به منظور رســیدن به زندگی پر نشــاط توام با ارامش و‬ ‫احساس وسیله ایست برای بروز هران چه در درون وجود دارد‪ .‬عقل و‬ ‫احساس نقش مهمی در زندگی ما ایفا می کنند و بعضا زندگی ما را‬ ‫رقم می زنند‪ .‬بسیاری از بزرگان و اندیشمندان و فیلسوفان عالم درباره‬ ‫این دو نظر داده اند و نقش ان ها را در زندگی برشمرده اند‪.‬برای این که‬ ‫نقش عقل و احســاس را در زندگیمان بهتر بدانیم اشاره ای داریم به‬ ‫ایــن دو ‪ .‬ابتدا می پردازیم به عقل کــه فکر از ان تراوش می کند و‬ ‫جایگاهش در مغز است‪.‬‬ ‫دکتر ســوامی شــیواناندا‪ 2‬از بزرگترین اســاتید یوگای جهان و‬ ‫نویسنده بیش از ســیصد جلد کتاب در مورد "شگفتی های ذهن‬ ‫و کنترل ان" کتابی را به رشــته تحریــر دراورده که چکیده ان را‬ ‫اینجا می خوانیم‪:‬‬ ‫‪4‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫"فکر کردن مایه رشد است‪ .‬فکر سازنده و ویران کننده است‪ .‬شما‬ ‫می توانیــد با فکر خود به فردی صدمه بزنیــد و یا او را اذیت کنید‪.‬‬ ‫همانند کبودی که با مشــت فیزیکی به وجود می اید و اثرش روی‬ ‫جسم برای مدتی باقی می ماند‪ ،‬یک فکر ناسالم هم در بدن کیهانی‬ ‫برای مدت زمان طوالنی باقی می ماند‪.‬‬ ‫ قدرت فکری که در ذهن یک فرد فرهیخته وجود دارد می تواند‬‫کیلومترها انتشار پیدا کند‪.‬انتشار افکار او می تواند به طور هماهنگ‪،‬‬ ‫سالم و قوی سبب رشد انسان ها ‪ ،‬حیوانات و گیاهان شود‪.‬‬ ‫ افکار در طول موج های مختلف ارتعاش پیدا می کنند‪ .‬ما با طول‬‫موج های افکار مختلف هماهنگ و کوک می شویم‪ ،‬ان ها را دریافت‬ ‫و انتقال می دهیم درست همانند افکاری که در ذهن خودمان داریم‪.‬‬ ‫جسم و ذهن ما همانند یک رادیو است‪ .‬باید ان ها را قوی نگه داریم‬ ‫تا بتوانیم ارتعاشات قدرتمند را دریافت و انتقال دهیم‪.‬‬ ‫ طول موج افکار مثبت باالترین طول موج را دارند‪ .‬دریافت طول‬‫موج مثبت بسیار دشوار است چون پرانای بیشتری را از فرد می گیرد‪.‬‬ ‫تولید طول موج افکار منفی بسیار اسان تر است زیرا تالش کمتری‬ ‫می طلبد‪ .‬افکار مثبت نیازمند انرژی هستند‪.‬‬ ‫ فکر مانند یک جسم دارای شکل‪ ،‬رنگ و وزن است‪ .‬افکار‪ ،‬قابل‬‫داد و ســتد هستند‪ .‬می توانیم ان ها را تبدیل و یا تغییر دهیم‪ .‬شما‬ ‫افکارتان نیستید‪ .‬شما قربانی افکارتان هستید‪.‬‬ ‫ افکار احســاس و دریافت می شوند‪ .‬جایگاه فکر در بدن کیهانی‬‫است‪ .‬ما از طریق اورا‪( 3‬هاله ی دور انسان و انرژی که از کالبد اتری‬ ‫ساطع می شود) قادر به دریافت فکر هستیم‪ .‬به طور مثال‪ :‬یک فکر‬ صفحه 5 ‫عصبانی ‪ ،‬به رنگ قرمز ‪ ،‬در حالی که یک فکر پاک ‪ ،‬ســفید رنگ‬ ‫است‪ .‬افکار فرهیخته و بزرگ به رنگ زرد و افکار افسرده‪ ،‬قهوه ای‬ ‫تیره می باشند‪.‬‬ ‫ افکار تاثیر گذار هســتند‪ .‬اگــر در رودخانه ای کثیف و چرک‬‫شنا کنید‪ ،‬زمانی که از اب بیرون می ایید شما هم چرک و کثیف‬ ‫هســتید‪ .‬اگر در محیط فکری منفی باقی بمانید ان گاه به فردی‬ ‫منفی تبدیل می شوید‪.‬‬ ‫ افکار تبدیل به انرژی ان مکان می شــوند و ان مکان ساخته‬‫شده از افکار مشابه هســتند‪ .‬به عنوان مثال‪ :‬مراکز اقتصادی یک‬ ‫شــهر‪ ،‬عمومیت دهنده ی افکاری همچون حرص و طمع ‪ ،‬مراکز‬ ‫خرید منعکس کننده ی افکار دادوستد هستند‪ ،‬مدام می گوید بخر‬ ‫و بخر‪ .‬یک منطقه با چراغ های قرمز بیانگر افکاری همچون شهوت‬ ‫اســت و برخی همســایگان خطرناک‪ ،‬عمومیت دهنده ی افکاری‬ ‫همچون ترس و وحشت هستند‪".‬‬ ‫متاســفانه در دنیای مادی امروز افراد زیادی فکر و قوه تعقل را‬ ‫تنها ابزاری می داننــد برای پول دراوردن و بهره گیری از لذت های‬ ‫‪4‬‬ ‫زودگذر‪.‬ایــن مردمان بــا گفته موالنا جالل الدیــن محمد بلخی‬ ‫اشــنا نیستند که می گوید‪ " :‬فکر ان باشد که بگشاید رهی" انان‬ ‫نمی دانند حقیقت و منطق از عقل جدا شده است و همین عاملی‬ ‫گشته است که بعضی انسان ها به صورت یک حیوان زندگی کنند‬ ‫و تصویر اصلی انســان از دیدگاه خداوند را به فراموشــی بسپارند‬ ‫چراکه از قدیم گفته اند "علت هر شکســتی عمل کردن بدون فکر‬ ‫است‪ ".‬انســان مدرن به عقل خود اطمینان نمی کند و باور دارد‬ ‫کــه بزرگترین لذات از تجربه کردن انها به دســت می اید‪ .‬بافکر‬ ‫و اندیشه وجدان انســان بیدار می شود و ویژگی های کار روشن و‬ ‫اشکار می گردد‪.‬مطلبی که موالی متقیان علی (ع) هم این گونه به‬ ‫ِب ا ُالمو ِر " به یاری فکر‬ ‫ان اشاره کرده اســت‪ :‬بالفِک ِر ت َ‬ ‫َنجلی َغیاه ُ‬ ‫تیرگی های کار روشن و اشکار می شود‪".‬‬ ‫اما در اطراف مان افراد بی شماری را می توانیم ببینیم که با بهره‬ ‫نگرفتن از قوه فکر و تعقل اسیر هیجانات ‪ ،‬زور‪ ،‬پافشاری‪ ،‬تعصب‪،‬‬ ‫خشونت‪ ،‬اختالف‪ ،‬دشمنی " نزاع‪ ،‬عصبانیت و جدال بوده عرصه را‬ ‫بر خود و اطرافیانشان تنگ کرده بهره ای از زندگی نبرده و نمی برند‪.‬‬ ‫افالطون‪ 5‬فیلسوف مشــهور یونانی عقل و خرد و تفکر و تعقل را‬ ‫عامل کامیابی می داند و می گوید‪" :‬تفکر صحیح کلید گنج کامیابی‬ ‫است‪".‬فراموش نکنیم همه چیز از فکر اغاز می شود و احساس در‬ ‫ما موجب بروز رفتار می شود و این رفتار ما را به نتیجه می رساند‬ ‫پــس فکرمان را متمرکز کنیم ‪،‬این را هم فراموش نکنیم با عقل و‬ ‫خرد می توانیم گاها در رویم ‪،‬وقایع زندگیمان رابررسی کنیم ‪،‬بیشتر‬ ‫احساس کنیم‪ ،‬کمتر اخم کنیم " بیشتر لبخند بزنیم‪ ،‬کمتر گالیه‬ ‫کنیم و بیشتر سپاسگزار باشیم‪.‬‬ ‫حال ببینیم احساس یا احساسات چیست؟‬ ‫احساسات ‪ ،‬عواطف‪ ،‬مهربانی ‪ ،‬مهر‪ ،‬محبت‪ ،‬دوست داشتن‪ ،‬عشق‬ ‫ی و جنون ابزارهایی هستند برای تقویت و وسعت‬ ‫و عاشقی‪ ،‬دیوانگ ‬ ‫دادن به زندگی درونی ما‪" .‬احساس خوبی دارم!"‪" ،‬احساس تنهایی‬ ‫می کنم!" ‪" ،‬دوستت دارم" و"خیلی از ما از احساساتمان وحشت‬ ‫داریــم‪ ،‬چون انها حقایقی را درمورد مــا بیان می کنند‪ ،‬که اص ً‬ ‫ال‬ ‫دوست نداریم بدانیم‪ .‬مفاهیم و معانی مختلف احساس‪ ،‬از “شهوت”‬ ‫یا “هوس” گرفته تا “همدردی” و “دلسوزی”‪ ،‬باعث پیچیده و گنگ‬ ‫شدن موضوع شده اســت‪ .‬برای همین گفته اند‪ " :‬جان ما را لذت‬ ‫احساس نیست‪".‬‬ ‫باز هم اگر بخواهیم احســاس را بهتر بشناســیم باید گفت که‬ ‫احســاس یک نوع پدیده ذهنی است‪ .‬تمام احساساتمان یا دارای‬ ‫بار مثبت هســتند یا بار منفی و حس خنثی وجود ندارد‪ .‬معموالً‬ ‫احساسات ما‪ ،‬گذرا و کوتاه مدت هستند‪.‬‬ ‫در کنار این موارد یک نگرانی دیگر هم بعضا وجود دارد و ان عدم‬ ‫توانایی در درک تفاوت احساس و منطق است که می تواند مشکالت‬ ‫زیادی مانند احساس تنهایی ‪ ،‬احساس غم و اندوه ‪ ،‬احساس اتالف‬ ‫عمــر و" را به وجود اورد‪ .‬یکی از بدترین احســاس ها‪ ،‬احســاس‬ ‫نخواستنی بودن است‪ .‬مطلبی که مادر ترزا‪ 6‬بنیان گزار موسسات‬ ‫کمک به نیازمندان این گونه به ان اشاره می کند‪ " :‬بدترین بیماری‬ ‫قرن جزام یا سل نیست ‪ ،‬بلکه احساس نخواستنی بودن است‪ ".‬این‬ ‫مشکالت می توانند ساحت های مختلف زندگی مان را تحت تاثیر قرار‬ ‫دهند و بر عملکرد و بهره وری ما اثر بگذارند‪.‬‬ ‫حال ببینیم چطور می توان از احساسات به طریقی درست‬ ‫استفاده کرد؟‬ ‫احساسات ابزار بسیار خوبی برای کشف وجود درونی ماست‪ ،‬اما‬ ‫در تصمیم گیری ها بســیار خطرساز می شود‪ .‬بعضی از ما ادم ها‬ ‫زندگی هایمان را با احساســاتمان توجیه می کنیم‪ ،‬چراکه با خو ِد‬ ‫واقعی مان در ارتباط است‪ .‬واکنش و عکس العمل ما در برابر اتفاقات‬ ‫روزمره‪ ،‬به چگونگی احســاس انها از وقایع برمی گردد‪ .‬گرچه این‬ ‫احساسات می تواند بینشی واقعی به زندگی درونی مان بدهد‪ ،‬اما‬ ‫نباید انها را با ذات و وجود خودمان اشتباه بگیریم‪.‬‬ ‫هیچ گاه فکر کرده ایم چقدر احســاس‪ ،‬لذت و تفریح به زندگی‬ ‫ما رنگ و معنا می بخشد‪ .‬بواسطه ی احساسات است که ما حس‬ ‫خوشبختی یا بدبختی را تجربه میکنیم‪ .‬چه می شود اگر من یک‬ ‫اقتصاد دان معروف باشم ولی این شغل به من احساس خوبی ندهد؟‬ ‫در اینصورت مهم نیست که چقدر دیگران مرا موفق ارزیابی کرده و‬ ‫ستایش کنند‪ .‬مهم این است که من احساس خوشبختی نمی کنم‪.‬‬ ‫تجربه ی شخصی نشان داده احساسات ‪ ،‬هوش و گیرایی و عالقه‬ ‫و انگیزه و اشتیاق به زندگی را در ما افزایش می دهد‪.‬‬ ‫جالب اینکه حتی زمانی که کسی ما را به مبارزه بطلبد یا عصبانی‬ ‫کند یا حتی زمانی که کســی ما را تحقیــر کند تمرکز و گیرایی‬ ‫مان افزایش می یابد‪ .‬بنابراین فراموش نکنیم احساسات در عملکرد‬ ‫ما بســیار تاثیر گذارند‪ .‬به عبارتی احساسات به زندگی ما رنگ می‬ ‫بخشند و از یکنواختی رهایمان می سازند‪.‬‬ ‫سوال مهم و همیشگی که بعضا از خود می پرسیم این است که‬ ‫ایا احساس خوشبختی میکنم؟ متاسفانه خیلی از ما‪ ،‬علیرغم اینکه‬ ‫در کارمان موفق هستیم می گوییم نه‪ .‬باید بدانیم قانون های ذهنی‬ ‫می گویند احساس خوشــبختی یعنی "رضایت" و "شکرگزاری"‪،‬‬ ‫مهم نیست چه داشته باشیم یا چقدر؟ مهم این است که از همانی‬ ‫که داریم راضی و شکر گزار باشیم‪ .‬در عین حال خوشبختی زمانی‬ ‫است که خود واقعی مان باشیم مشکلی که گریبان انسان امروز از‬ ‫جمله من و شما را گرفته و اسیر و برده ارزش های ظاهری و بیرونی‬ ‫نموده انتخاب هایی مانند همسر‪ ،‬شغل‪ ،‬تحصیل‪ ،‬اعتقاد‪ ،‬دین‪ ،‬طرز‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪5‬‬ صفحه 6 ‫فکر و طریقی که زندگی می کنیم اســت که اختیاری نبوده و عوامل‬ ‫بیرونی و باورهای جمعی برایش تصمیم گیری می کنند و همین عاملی‬ ‫است که احساس خوشبختی نکنیم بد تر از ان زمانی است که من‬ ‫و شما هرگز خوشــبختی خود را نمی بینیم اما خوشبختی دیگران‬ ‫همیشه در جلو دیدگان ماست‪ .‬موالنا دقیقا به این مسله اشاره کرده‬ ‫واعتقاد دارد اگر زمانی تنگدستی‪ ،‬به کوش تا به عیش و مستی برسی‬ ‫که این کیمیا گدا را قارون می کند‬ ‫هنگام تندستی در عیش کوش و مستی‬ ‫کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را‬ ‫حال ببینیم چگونه احساساتمان را مدیریت کنیم؟‬ ‫یکــی از مهمترین مهارتهایی که ادم ها باید بیاموزند شــناخت و‬ ‫پذیرش احساسات است‪ .‬ما یاد می گیریم که در خود‪ ،‬افکار‪ ،‬حاالت و‬ ‫احساساتمان بازنگری داشته باشیم و انها را شناسایی کنیم‪ .‬شناخت‬ ‫احساسات اولین قدم برای شناخت راه و رسم زندگی و بهره بردن بهتر‬ ‫از عمر است‪.‬‬ ‫شاید فکر کنید احساسات تنها زمانی خودش را بروز می دهد که یا‬ ‫در موقعیت های عاشقانه هستیم یا در درگیری های کالمی و فیزیکی‪.‬‬ ‫اما این طور نیست؛ چراکه احساسات در همه جای زندگی مان حضور‬ ‫دارند‪ .‬در تصمیم گیری های ما نقش اساسی ایفا می کنند و از عوامل‬ ‫اصلی ارتباط با دیگران هستند‪.‬‬ ‫همان طور که گفتیم امروزه‪ ،‬احساســات یک پدیدۀ ذهنی است‪.‬‬ ‫پدیــده ای که رد پایش را می تــوان در تمام وجوه زندگی پیدا کرد و‬ ‫به طور کل‪ ،‬می توان گفت‪ ،‬درصد قابل توجهی از هر تصمیم و عمل ما‬ ‫حتی اگر خیلی منطقی هم باشد‪ ،‬ریشه در احساسات مان دارد‪.‬‬ ‫به همین خاطر باید یاد گرفت که چطور این اســب چموش را رام‬ ‫کــرد تا از ان‪ ،‬بهترین بهره را برد‪ .‬تقویت هوش و حافظه با تمرینات‬ ‫مدیتیشــن و مراقبه یکی از ان مواردی است که به ما کمک می کند‬ ‫تا افسار این اسب را در دستان خود بگیریم‪ .‬دنیل گلمن‪ ۷‬روانشناس‬ ‫شناخته شده امریکایی و نویسنده کتاب "هوش عاطفی" اعتقاد دارد‪" :‬‬ ‫احساسات ما نقش بسیار مهمی در تفکر‪ ،‬تصمیم گیری و موفقیت های‬ ‫فردی مان ایفا می کنند‪".‬‬ ‫اگر بخواهیم تفاوت عقل و احساس را بیان کنیم می توانیم بگوییم‬ ‫عقل برای رهبری و احســاس برای پیروی از ان ایجاد شــده است‪.‬‬ ‫عقل می تواند با قبول اطالعات خارجی‪ ،‬مســائل را بررسی کند‪ .‬اما‬ ‫احساسات فقط قادر هستند انعکاسات درونی انسان را ابراز کنند‪.‬‬ ‫اســتفاده از فکر به این معناست که ما بینش خداوند را پذیرفته و‬ ‫اجازه داده ایم تا زندگیمان به واسطه ان شکل گیرد‪ .‬از اینرو‪ ،‬عقل اگر‬ ‫به درستی مورد استفاده قرار گیرد‪ ،‬می تواند ما را از تنگناها و دشواری‬ ‫های زندگی جدا کرده ارامش و اسایش را نصیبمان کند‪.‬‬ ‫نقش عقل و احساس‪ ،‬در موفقیت ‬ ‫جنگ بین عقل و احســاس همیشــه وجود داشته است‪ .‬عده ای‬ ‫خواسته اند عقل را برتر جلوه دهند و عده ای احساس را‪ .‬به اغلب ما‬ ‫یاد داده اند که برای پیشرفت و موفقیت باید از عقل‪ ،‬منطق و اندیشه‬ ‫خود اســتفاده کنیم‪ ،‬هیچ گاه احساساتی نباشیم و خود را به دست‬ ‫احساسات نسپاریم‪ .‬گاهی به قدری در این موضوع اغراق صورت گرفته‬ ‫که اغلب ما مهار و مدیریت احساسات را با سرکوب و به بند کشیدن‬ ‫ان اشتباه گرفته ایم‪.‬‬ ‫‪6‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫شــاعر شیرین سخن به زیبایی به مسئله احساس پرداخته که در‬ ‫هیاهوی زندگی می توان پر از احساس بود‪:‬‬ ‫در حضور خارها می شود یک یاس بود‬ ‫درهیاهوی مترسک ها پر از احساس بود‬ ‫موضوعی که چارلی چاپلین‪ ۸‬هم به ان اعتقاد دارد و می گوید‪ :‬ما‬ ‫خیلی فکر می کنیم و کم احساس می کنیم‪.‬‬ ‫ســوالی که پیش می اید این است که ایا عقل و درایت به‬ ‫معنی به بند کشیدن احساسات است؟‬ ‫فکر کــرده ایم عاقل بودن و دور اندیشــی به این معناســت که‬ ‫احساسات را خفه کنیم؟ خیلی از ما در فرایند بزرگ شدنمان بسیاری‬ ‫از احساساتمان را در وجودمان سرکوب کرده ایم‪.‬‬ ‫برویم سراغ عقل‪ ،‬حال اگر بخواهیم جایگاه عقل را مانند احساس‪،‬‬ ‫در ادبیاتمان بجوییم‪ ،‬به مغز و ذهن می رسیم‪ .‬عقل نیز مانند احساس‪،‬‬ ‫جایــگاه مهمی در زندگــی ما دارد؛ چراکه ما به طور معمول ســعی‬ ‫می کنیم‪ ،‬تصمیم های مان را بر اساس عقل و منطق بگیریم یا دست کم‬ ‫این طور نشان می دهیم‪.‬‬ ‫در گذشته‪ ،‬تمام انتخاب های ما محدود به چند چیز بود؛ اما امروزه‬ ‫به طور کلی‪ ،‬وقتی به جنبه های مختلف زندگی نگاه می کنیم‪ ،‬انتخاب ها‬ ‫و مسیرهای مختلفی را جلوی پای مان می بینیم‪.‬‬ ‫عقل و احســاس هر دو بال پرواز ما به سمت نشاط و ارامش است‪.‬‬ ‫بد نیست در اینجا به تحقیقی که تفاوت عقل و احساس را نشان می‬ ‫دهد اشاره کنیم‪:‬‬ ‫در یک پژوهش تحقیقی در دانشــگاه اســتنفورد امریکا تعدادی‬ ‫کودک مورد ازمایش قرار گرفتند‪ .‬به هر یک از کودکان یک شیرینی‬ ‫داده شد و گفته شد که اگر ‪ ۱۵‬دقیقه از خوردن اجتناب کنند پس از‬ ‫‪ ۱۵‬دقیقه شیرینی دیگری به انها داده خواهد شد‪ .‬کودکان رفتارهای‬ ‫مختلفی از خود نشان دادند‪ .‬برخی به سرعت خوردند‪ .‬برخی تا دقایق‬ ‫اخر صبر کردند ولی باالخره تســلیم شدند‪ .‬برخی نیز صبر کردند و‬ ‫نهایتا یک شیرینی جایزه گرفتند‪.‬‬ ‫این کودکان در بزرگسالی دوباره مورد بررسی قرار گرفتند‪ .‬مشخص‬ ‫شــد کودکانی که در کودکی حاضر شــده بودند لذت خود را برای‬ ‫رســیدن به یک لذت دورتر و بزرگتر بــه تعویق بیاندازند در زندگی‬ ‫موفق تر بودند‪.‬‬ ‫این تحقیق درس های بســیاری برای ما دارد و می توان از زوایای‬ ‫مختلــف ان را بررســی کرد‪ .‬نکته ای که الزم اســت دراینجا به ان‬ ‫بپردازیم این اســت‪ :‬بها دادن توام به عقل و احساس‪ .‬کودکی که ‪۱۵‬‬ ‫دقیقه صبر میکند و بعد یک شیرینی دیگر جایزه می گیرد کودکی‬ ‫است که عقل خود را به کار گرفته اما احساسش را نیز به کار گرفته‬ ‫است‪ .‬او احساساتش را سرکوب نکرده بلکه به ان بها داده و ان را مهار‬ ‫کرده است‪ .‬او می داند که شیرینی را دوست دارد‪.‬‬ ‫این شــیرینی طعم لذیذی دارد و او می خواهــد ان را بخورد‪ .‬اما‬ ‫همان احساســی که لذت خوردن شیرینی را می داند‪ ،‬لذت خوردن‬ ‫دو شــیرینی را هم می خواهد! بنابرایــن در یک همکاری بین عقل‬ ‫و احســاس‪ ،‬کودک تصمیم می گیرد صبر کند و لذتش را به تعویق‬ ‫بیاندازد تا یک لذت مضاعف را تجربه کند‪ .‬لذت خوردن دو شیرینی!‬ ‫این یعنی تعامل‪ ،‬عقل و احساس!‬ صفحه 7 ‫ســوالی که مطرح می شــود این اســت که خوشبختی‬ ‫انسان ها بر اســاس تقابل یا بالعکس تعامل عقل و احساس‬ ‫صورت می پذیرد؟‬ ‫شکی نیســت احساسات ما دوســت دارد که از زندگی لذت ببرد‪.‬‬ ‫دوست دارد تفریح کند‪ .‬دوست دارد درامد باال داشته باشد‪ ،‬به مسافرت‬ ‫های ان چنانی برود‪ .‬دوســت دارد مورد عزت و احترام باشد‪ .‬دوست‬ ‫دارد افتخارات و موفقیت کسب کند و بسیاری عالیق دیگر‪..‬‬ ‫در عین حال دوست هم دارد که وقت تلف کند‪ ،‬بهانه بتراشد‪ .‬زیر بار‬ ‫سختی و مسئولیت نرود و خالصه تنبلی کند‪.‬‬ ‫اینجاست که ادم ها بر اساس تقابل یا تعامل عقل و احساس در سه‬ ‫دسته قرار می گیرند‪:‬‬ ‫سرکوب عقل‬ ‫‪ -۱‬دسته اول انسان هایی هستند که عقل را سرکوب کرده اند‪ .‬به‬ ‫دنبال لذت های انی هستند‪ .‬از تالش و مسئولیت پذیری دست بر می‬ ‫دارند و نهایتا به خودشان ضربه می زنند‪ .‬لذت های کوتاه و انی به رنج‬ ‫و سختی بزرگ ختم می شــود انها را از لذت خوشبختی و موفقیت‬ ‫درازمدت و عمر پربار محروم می کند‪.‬‬ ‫سرکوب احساسات‬ ‫‪ -۲‬دسته دوم انسانهایی هستند که احساس را سرکوب می کنند‪.‬‬ ‫اینها معتاد کار می شوند‪ ،‬معتاد موفقیت و تالش‪ .‬متاسفانه احساسات‬ ‫سرکوب شده در وجود این افراد حس خوشبختی را از انها می گیرد‪.‬‬ ‫هیچ چیز انها را راضی نمی کند و در پی فتح هر قله ای به دنبال فتح‬ ‫قله ی بعدی هســتند‪ .‬در این افراد همیشه سیستم سمپاتیک فعال‬ ‫اســت و به همین دلیل همیشه اســترس دارند‪ .‬اگر یک لحظه بیکار‬ ‫باشند احساس غیرمفید بودن دارند و خالصه اسیر کار می شوند‪.‬‬ ‫بهره گیری از عقل و احساسات‬ ‫‪ -۳‬دسته سوم انسان هایی هستند که احساسات را پذیرفته اند‪ ،‬به‬ ‫انها بها داده انــد ولی در عین حال عقل را هم بکار برده اند‪ .‬برای این‬ ‫افراد تفریح جایگاه خود و کار و تالش هم جایگاه خود را دارد‪ .‬در این‬ ‫حالت ضمن احســاس نشاط و شادمانی درونی‪ .‬هوش و خالقیت هم‬ ‫افزایش یافته و نهایتا این که این افراد به موفقیت توام با خوشــبختی‬ ‫نائل می ایند‪.‬‬ ‫‪۹‬‬ ‫البته دیل کارنگی نویسنده و سخنران مشهور امریکایی و نویسنده‬ ‫کتاب ایین زندگی احساس را قوی تر می داند و می گوید‪ :‬احساسات ما‬ ‫همیشه قوی تر از منطق ماست‪ .‬عالوه بر کارنگی‪ ،‬دن اریلی دانشمند‬ ‫حوزه روانشناســی و اقتصاد رفتاری امریکایی‪ ۱۰‬نیز معتقد است که‬ ‫تصمیم های ما در اغلب موارد منطقی نیســت و یک بی منطقی پشت‬ ‫تمام تصمیم هایمان وجود دارد‪ .‬او به بررســی این رفتارهای بی منطق‬ ‫می پردازد و راهکارهایی برای بهره وری بیشــتر از ان ها بیان می کند‪.‬‬ ‫شاید بتوان گفت‪ ،‬از دل بی منطقی‪ ،‬منطقی را بیرون می کشد‪.‬‬ ‫بازهم اگر بخواهیم رابطه بین عقل و احساس را بدانیم می توانیم به‬ ‫این نکته اشاره کنیم که احساس ‪ ،‬درونی و ذهنی است‪ ،‬درحالیکه عقل‬ ‫اگر به درستی مورد استفاده قرار گیرد‪ ،‬عینی و واقعی است‪.‬‬ ‫خالصه کالم این که اگر می توانســتیم در همه شــرایط‪ ،‬بهترین و‬ ‫منطقی ترین تصمیمات را بگیریم‪ ،‬دیگر چه غمی داشــتیم؟ بهترین‬ ‫انتخاب ها در عشــق‪ ،‬شــغل‪ ،‬خرید و…؛ اما زندگی روی یک پاشنه‬ ‫نمی چرخد و اوضاع همیشه بر وفق مراد ما نیست‪ .‬همیشه یک جای‬ ‫کار می لنگد‪ ،‬گاهی احساس و گاهی عقل ‪،‬عنان سرنوشتمان را در دست‬ ‫می گیرند‪ .‬نه می توان احساس را از زندگی حذف کرد و نه می توان بر‬ ‫اســاس عقل و منطق کارها را پیش نبرد؟ پس چگونه می توان عقل و‬ ‫احساس را در کنار هم و با مسالمت کامل پیش برد؟ احساسات ما‪ ،‬بیان‬ ‫کننده حاالت درونیمان هستند و افکارمان تغییر دهنده زندگی مان‪.‬‬ ‫برای داشتن زندگی توام با راحتی و نشاط و خوشبختی توام با ارامش‬ ‫باید احساساتمان را بشناسیم و انها را با هنر عقل و درایت و کاردانی و‬ ‫شور و مشورت در جهت ساخت یک زندگی هر چه بهتر بکار بندیم که‬ ‫اگر چنین نکنیم بهره خوبی از زندگی نخواهیم برد‪.‬‬ ‫شاید نتوان به طور اکادمیک تفاوت عقل و احساس را بیان کرد اما‬ ‫می توان عقل را مانند اســکلت اصلی یک ساختمان در نظر گرفت و‬ ‫احساس را تزیینات داخلی ان ساختمان دانست‪.‬‬ ‫بزرگان و اندیشمندان و دانشــوران براین عقیده اند سر دو دوراهی‬ ‫انتخاب عقل و احساس بایستی معقوالنه تر فکر کنیم تا احساساتمان‬ ‫مجبور به تبعیت از عقل مان شده ‪ ،‬مسیر درست زندگی را تشخیص‬ ‫داد ه وبه موفقیت های واال دســت یابیم درست به همان طریقی که‬ ‫میلیون ها برده امریکایی از همین نیروی تفکر و تعقل بهره بردند و به‬ ‫خود ندا دادند که ما برده نیستیم و باید ازاد باشیم‪ ،‬ان ها با نیروی فکر‪،‬‬ ‫عقل و خرد به سال ها برده بودن پایان دادند و زندگی شرافتمندانه ای‬ ‫برای خود رقم زدند ‪.‬‬ ‫عقل و خرد و اندیشه و داشتن افکار مثبت همراه با احساسات خوب‬ ‫و پسندیده و متعارف نتیجه اش عشق و سپاس وامتنان و شور و مستی‬ ‫و هیجان و اشتیاق و امید و خرسندی و ازادی است‪ .‬بیاییم در دو روز‬ ‫عمر سفر را از محدوده های سر به اقلیم دل‪ ،‬از منطق به عشق از دانش‬ ‫به احساس ‪،‬از عقل به مهر و محبت و مهربانی اغاز کنیم که سفری پر‬ ‫هیجان و دل انگیز است‪ .‬مطلبی که استاد عشق و عرفان حافظ شیرین‬ ‫سخن هم درباره عقل و عشق ندا در می دهد که به تحقیق باید دانست‬ ‫عشق اموزی یا همان احساس‪ ،‬نشانه ای از عقل است‬ ‫ای که از دفتر عقل ایت عشق اموزی‬ ‫ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست‬ ‫‪Harriet Tubman -۱‬‬ ‫‪ 1887-1953 -۲‬میالدی‬ ‫‪Aura -۳‬‬ ‫‪ 506 – 652 -۴‬هجری قمری‬ ‫‪ 427 – 347 -۵‬پیش از میالد‬ ‫‪ 1910 -1997 -۶‬میالدی‬ ‫‪ 1946( Daniel Goleman -۷‬میالدی)‬ ‫‪ 1889 – 1977 -۸‬میالدی‬ ‫‪ 1955-1888 -۹‬میالدی‬ ‫‪ 1967 -۱۰‬میالدی‬ ‫منابع‪:‬‬ ‫‪ .1‬کتاب شگفتی های ذهن و کنترل ان نوشته سوامی شیواناندا‬ ‫‪mind mysteries and‬‬ ‫‪control‬‬ ‫‪ .2‬نهج البالغه ترجمه سید جعفر شهیدی‬ ‫‪ .3‬کتاب افالطون اثر افالطون انتشارات بهجت‬ ‫‪ .4‬یاد داشت های شخصی مادرترزا نوشته برایان دیژچوک‬ ‫‪ .5‬مثنوی معنوی موالنا جالل الدین محمد بلخی به کوشش نیکلسون‬ ‫‪ .6‬کتاب هوش هیجانی اثر دنیل گلمن انتشارات نسل نواندیش‬ ‫‪ .7‬داستان زندگی من اثر چارلی چاپلین ترجمه غالمحسین صالحیار‬ ‫‪ .8‬کتاب ایین زندگی اثر دیل کارنگی ترجمه محمود امینی‬ ‫‪ .9‬کتاب سزا اثر دل اریلی‪ ،‬ترجمه رامین رامبد‬ ‫‪ .10‬دیوان حافظ به تصحیح محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی‬ ‫‪ .11‬کتاب راهنمای بیداری معنوی‪ ،‬سیدعبدالحمید موحدی‪ ،‬چاپ دوم‪ ،‬انتشارات‬ ‫بهجت‬ ‫‪ .12‬محفوظات شخصی‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪7‬‬ صفحه 8 ‫‪ ...‬و از نو ادمی‬ ‫ساختن یک زندگی بهتر‬ ‫اکهارت تول‬ ‫گرداورنده‪ :‬سوسن عبدالرضایی‬ ‫شــادی تصنعــی در برابــر‬ ‫شادی حقیقی‬ ‫اغلب در جواب «چطوری؟» می گوییم‪:‬‬ ‫عالی بهتر از این نمی شــود‪ .‬ایا این گفته‬ ‫حقیقت است یا خوش امد گویی توخالی‬ ‫یا توهمی دیگر؟ در برخی از موارد شادی‬ ‫و خوشحالی نقشی است که افراد بازی می‬ ‫کننــد ولی در پس نقــاب ان لبخندهای‬ ‫شیرین‪ ،‬رنج بزرگی نهفته‪ ،‬افسردگی‪ ،‬از پا‬ ‫در امدن و در هم شکستن یا واکنش های‬ ‫اغراق امیز نتیجه ی غم‪ ،‬اندوه و رنجی ست‬ ‫‪8‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫که در پشت تبسمی شکرین و دندان هایی‬ ‫به ســپیدی مروارید پنهان شده و شخص‬ ‫ک ً‬ ‫ال اگاه نیست که چنین رنجی در درونش‬ ‫وجود دارد‪.‬‬ ‫«خوبم » نقشی است که ایگو‪ ،‬در بیشتر‬ ‫جوامع بازی می کند‪ ،‬بخصوص در جوامعی‬ ‫چون امریکا که در ان بــد بودن و حال و‬ ‫روز خوبی نداشتن جز قوانین معمول جامعه‬ ‫نیست‪ ،‬چون همه «باید» خوب باشند و از‬ ‫نظر اجتماعی خوب نبودن پذیرفتنی نیست‬ ‫و مردود است‪.‬‬ ‫«همیشه خوبم» با اشــتیاق بازی می‬ ‫شود‪ .‬شاید صحت نداشته باشد ولی حتی‬ ‫شــنیده ام که در برخی از کشــورهای‬ ‫اســکاندیناوی اگر در خیابان‪ ،‬عابری بی‬ ‫دلیل به غریبه ای لبخند بزند ممکن است‬ ‫به جرم مســت بودن‪ ،‬مجرم لبخند زن را‬ ‫دستگیر کنند!‬ ‫اگر در درونتان غم و ناخوشنودی خفته‬ ‫اســت‪ ،‬ابتدا بر ان رنج اگاه شوید و ان را‬ ‫شناسایی کنید‪ .‬در هر وضعیتی که دچار‬ ‫ان حالت می شــوید‪ ،‬بــر اندوهتان اگاه‬ ‫باشید ولی هرگز نگویید من ناراحت هستم‪.‬‬ ‫ناراحتی‪ ،‬غم‪ ،‬غصه‪ ،‬ناخوشنودی و رنج به‬ ‫شمای حقیقی هیچ ارتباطی ندارد‪ .‬اگاهانه‬ ‫تر و پسندیده تر است که بگویید‪« :‬درون‬ ‫من یک ناخوشــنودی وجود دارد» سپس‬ ‫ردیابیش کنیــد و ان را پیدا کنید‪ ،‬ان را‬ ‫مشاهده کنید ولی با او نروید و درگیرش‬ ‫نشــوید‪ .‬واکنش هوشمندانه و بیدار شاید‬ ‫این اســت که ان وضعیــت را در جهت‬ ‫بهبود تغییر دهید یا از تکرار یا مواجهه ی‬ ‫مکرر با چنین وضعیتی اگاهانه جلوگیری‬ ‫کنید‪ .‬اگر هیچ اقدامی جهت خودداری از‬ ‫این وضعیت ندارید‪ ،‬با ان واقعه یا شرایط‬ ‫هوشمندانه برخورد کنید‪ ،‬با ان روبرو شوید‬ ‫و به خودتــان بگویید‪« :‬خب‪ ،‬واقعیت من‬ ‫هم اکنون این است‪ .‬یا باید ان را بپذیرم و‬ ‫با ان به صلح تسلیم شوم یا باید از خودم‬ ‫و دیگران به خاطر اینکه االن اینجا هستم‬ ‫انتقام بگیرم و حال خودم را خراب کنم و‬ ‫غصه بخورم»‪ .‬علت اصلی رنج شما هرگز‬ ‫در وضعیت یا شــخصی نیست که شما را‬ ‫رنجیده می کند‪ ،‬بلکه اندیشــه ایست که‬ ‫ایگوهایتان برای شــما از ان شــخص یا‬ ‫وضعیت در ذهنتان ساخته است‪ .‬به افکاری‬ ‫که می اندیشید بیشتر توجه کنید‪ .‬انها را‬ ‫از موقعیت هــا و وضعیت هایی که در ان‬ ‫قرار می گیرید جدا کنید‪ ،‬چرا که موقعیت‬ ‫ها همیشه خنثی هستند‪ ،‬همینی هستند‬ ‫که هستند‪ ،‬همان تجاربی هستند که شما‬ ‫بــرای تکامل خویش به انها نیــاز دارید‪.‬‬ ‫متوجه باشــید که اینجــا موقعیت فعلی‬ ‫زندگی من است و انجا افکار من هستند در‬ ‫مورد ان وضعیت‪ .‬به جای داستان سرایی و‬ ‫قصه گویی برای خودتان‪ ،‬حقایق را ببینید‪.‬‬ ‫مثال «بدبخت شدم» از جمله داستان ها و‬ صفحه 9 ‫قصه های ایگو اســت‪ .‬اینگونه قصه ها شما‬ ‫را محــدود می کنند و مانع روحی و روانی‬ ‫شــما برای اقدام به بهبود و تغییر وضعیت‬ ‫می شوند‪ .‬من چند دالر بیشتر پول ندارم‪.‬‬ ‫اینجا داشتن مقدار خیلی اندکی پول یک‬ ‫حقیقت اســت‪ ،‬ولی «بدبختی»‪ ،‬یک دروغ‬ ‫شاخدار است‪ .‬روبرو شدن و دیدن حقایق به‬ ‫شما قدرت می دهد‪ .‬اگاه باشید که هر چه‬ ‫می اندیشید‪ ،‬افریننده ی (عواطفی) است‬ ‫که احساس می کنید‪.‬‬ ‫ارتباط بین افکار و عواطفتان را مالحظه‬ ‫کنیــد‪ .‬به جــای اینکه تصمیــم بگیرید‬ ‫که افــکار و عواطف ســاختگی و دروغین‬ ‫خودتان باشــید‪ ،‬تصمیم بگیرید که اگاه و‬ ‫هوشمند باشید‪.‬‬ ‫در جستجوی شــادی نباشید‪ ،‬چون در‬ ‫هیچ جا پیدایش نمی کنید‪ .‬شــادی خود‬ ‫یک توهم است‪ ،‬اما رهایی از رنج و ناشادی‬ ‫اسان است‪ :‬به جای داستان سرایی درباره‬ ‫ی توهماتتان از واقعیت‪ ،‬انچه را که هست و‬ ‫در شرف ظهور است را بپذیرید و با ان روبرو‬ ‫شوید‪ .‬رنج و ناخوشنودی‪ ،‬وضعیت طبیعی‬ ‫خوب شــما و صلح و ارامــش درونیتان را‬ ‫برهم می زند‪ ،‬همان ارامشــی که منشــا‬ ‫شادی حقیقیست‪.‬‬ ‫اگر ارزوهایشــان برای کنترل و نفوذ در‬ ‫زندگی فرزندشان به نتیجه نرسد‪ .‬از او انتقاد‬ ‫مــی کنند‪ ،‬یا همواره بــا او و تصمیماتش‬ ‫مخالفند‪ ،‬او را تایید نمی کنند ‪ ،‬یا حتی بدتر‬ ‫از همــه اینکه به او در هر جایی که بتوانند‬ ‫احساس گناه می دهند و همه ی این تالش‬ ‫ها فقط برای زنده نگهداشتن یک نقش یا‬ ‫هویت ساختگی اســت‪ .‬در ظاهر این طور‬ ‫به نظر می رسد که انها نگران فرزندانشان‬ ‫هستند و خودشان هم این داستان ایگو را‬ ‫باور کــرده اند و نقش ابرمادر یا پدر خیلی‬ ‫نگــران را بازی می کنند‪ ،‬اما در اصل تنها‬ ‫نگران بقای نقش هویتی خود هستند‪.‬‬ ‫مادر یا پدر نا اگاهی که هویتش با نقشش‬ ‫یکی شده‪ ،‬گاهی اوقات هم سعی در تکمیل‬ ‫کمبودهای خود از طریــق فرزندش دارد‪.‬‬ ‫در چنین شرایطی‪ ،‬ایگو برای دستکاری و‬ ‫به بازی گرفتن دیگران‪ ،‬برای جبران نقص‬ ‫ها و کمبودهایش از دیگران‪ ،‬ســو استفاده‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫تــو را وادار می کنــم تا بــه ارزوهای‬ ‫من برسی!‬ ‫تقریبــا چیــن چیزی می شــود‪« :‬من‬ ‫میخواهــم تو به چیزهایی برســی که من‬ ‫هیچوقت نداشتم و در ارزویشان سوختم‪،‬‬ ‫می خواهم که به چشــم جهانیان کســی‬ ‫بشوی و به جایی برسی تا من هم به واسطه‬ ‫ی تو کســی بشــوم‪ .‬مرا مایوس نکن و به‬ ‫ارزوهــای من برس‪ .‬تمام جوانیم را به پای‬ ‫تو گذاشــتم و زندگی ام را فدای تو کردم‪.‬‬ ‫انقــدر تصمیــم هایت را رد مــی کنم‪ ،‬از‬ ‫کارها و زندگیــت ایراد می گیرم‪ ،‬انقدر به‬ ‫تو حس گناه می دهــم و تو را معذب می‬ ‫کنم تا باالخره خواسته های مرا اجرا کنی‪.‬‬ ‫تازه بدون اینکه به تو مســتقیم بگویم که‬ ‫من صالح تو را بهتــر از خودت می دانم و‬ ‫تو نمی فهمی‪.‬‬ ‫تو را وادار مــی کنم که به ارزوهای من‬ ‫برســی‪ .‬تا زمانی که بــه حرف هایم گوش‬ ‫کنی و هر چه من به صالحت تشــخیص‬ ‫دادم را انجام دهی‪ ،‬دوستت خواهم داشت»‪.‬‬ ‫وقتی شما بتوانید بر این انگیزه های پنهان‬ ‫خود اگاه شوید‪ ،‬تازه متوجه می شوید که‬ ‫چقدر بی معنی و پوچنــد‪ .‬در این هنگام‬ ‫ایگوهایی را که پشت سر این جنون پنهان‬ ‫شده و بیهودگی ان را‪ ،‬به روشنی می بینید‪.‬‬ ‫چنانچه والدینتان با شما چنین رفتاری‬ ‫دارند به انها نگویید که نااگاهند و در چنگال‬ ‫ایگو گیر افتاده اند‪ .‬این کار انها را نااگاه تر‬ ‫می کند‪ ،‬زیرا ایگو‪ ،‬برای حفظ بقایش حالت‬ ‫تدافعی به خود می گیرد‪ .‬همین که بدانید‬ ‫که این ایگوی انهاســت که با شما ارتباط‬ ‫برقرار کرد و نه خود حقیقیشان‪ ،‬کافی است‪.‬‬ ‫الگوهای ایگویی ‪،‬حتی مزمن ترین انها‬ ‫در شــما‪ ،‬وقتی باطنا در قبالشان مقاومت‬ ‫نکنید‪،‬به صورت معجزه اسایی از بین می‬ ‫رونــد و برعکس مقاومت کــردن به انان‬ ‫قدرت تازه می بخشــد‪ .‬ولی حتی اگر این‬ ‫ابزار ایگویی در شما از بین نروند می توانید‬ ‫رفتار والدینتان را دلسوزانه بپذیرید‪ ،‬بدون‬ ‫اینکه صحبت هایشان را به دل بگیرید یا به‬ ‫انها واکنشی نشان دهید‪.‬‬ ‫بر فرضیه ها‪ ،‬برداشــت هــا‪ ،‬توقعات و‬ ‫درخواست های نا اگاهتان که پشت واکنش‬ ‫های کهنه شــما به صورت عادت در امده‬ ‫اگاه شوید‪ .‬شــما مدام می گویید‪« :‬مادر و‬ ‫پــدرم باید هر کاری می کنم تایید کنند و‬ ‫با ان موافق باشند‪ .‬باید من را درک کنند‪،‬‬ ‫تصمیماتم و خودم را به همین شــکل که‬ ‫هستم بپذیرند و بفهمند»‪ .‬و من در جواب‬ ‫از شما می پرسم‪ :‬واقعا باید شما را بفهمند؟‬ ‫چرا باید همه چیز را در شــما تایید کنند؟‬ ‫واقعیت این است که انها هرگز شما را نمی‬ ‫فهمند چون توانایی ان را ندارند ‪،‬چون اگاه‬ ‫و بیدار نیستند‪ .‬انها هنوز قادر نیستند که‬ ‫از نقش بازی کردنشان دست بردارند چون‬ ‫نمی دانند که نمایش تمام شده و پرده های‬ ‫صحنه را سال هاست که پایین کشیده اند‪.‬‬ ‫شمای قدیمی مقاومت می کند و می گوید‪:‬‬ ‫«همه اینها درست ولی من تا تایید و تفاهم‬ ‫والدینم را برای کارهایم نداشــته باشم در‬ ‫زندگی خوشحال و راحت نیستم»‪ .‬من در‬ ‫جواب باز هم می پرسم‪.‬‬ ‫صدای سر به اندیشه های کهنه است‪.‬‬ ‫همیشه و همه جا اگاه باشید‪ .‬ایا برخی‬ ‫از این افکار که در ســر می پرورانید صدای‬ ‫والدینتان نیست که می گویند‪ :‬تو انقدرها‬ ‫که می خواســتم خوب نیستی‪ .‬بدانید که‬ ‫شما هرگز نمی توانید به هدفی غیر واقعی‪،‬‬ ‫چون یک قضاوت یــا یک موقعیت ذهنی‬ ‫تخیلی که والدینتان از شــما انتظار دارند‬ ‫برسید‪ .‬اگر اگاه و بیدار باشید قادر خواهید‬ ‫بود که به ماهیت اصلی این صدا پی ببرید‪:‬‬ ‫این صدا در اصل اندیشه ای کهنه و پوسیده‬ ‫است که به واسطه ی گذشته شرطی شده‬ ‫است‪ .‬اگر اگاه باشید دیگر نیازی ندارید که‬ ‫هر اندیشــه و فکری را بــاور کنید‪ .‬اگاهی‬ ‫یعنی حضور و تنها حضور می تواند گذشته‬ ‫ای نااگاه را در شما بی اثر کند‪.‬‬ ‫یکی از متفکران در جایی گفته‪ :‬اگر فکر‬ ‫می کنی که به روشنگری و اشراق رسیدی‪،‬‬ ‫بــرو و یک هفته با والدینــت زندگی کن‪.‬‬ ‫ارتباط با والدین نه تنها نخســتین ارتباط‬ ‫بشری ماست‪ ،‬که چگونگی کلیه ی ارتباطات‬ ‫بعدی را در زندگیمان تعیین می کند‪ ،‬بلکه‬ ‫میزانیســت برای درجه ی حضور شما‪ .‬هر‬ ‫چه میزان گذشته ی مشترک در ارتباطی‬ ‫بیشتر باشــد‪ ،‬نیاز به ماندن شما در لحظه‬ ‫بیشتر است‪ .‬در غیر این صورت ناچارید که‬ ‫فاجعه ی گذشته را بارها و بارها تکرار کنید‬ ‫و ان تجربه ی تلخ دوباره باز نواخت کنید‪.‬‬ ‫برو با والدینت یک هفته زندگی کن‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪9‬‬ صفحه 10 ‫چگونه تحریف های شناختی‬ ‫خود را بشناسیم و تحت‬ ‫کنترل دراوریم‬ ‫نویسنده‪ :‬پیتر گرین اسپون‬ ‫مترجم‪ :‬حامد رنگین کمان‬ ‫موفق شــدم به دو چیز در حیطه های‬ ‫متفاوت‪ ،‬دســت پیدا کنم که در ظاهر به‬ ‫مهارت های کامــا متفاوتی نیاز دارند‪ ،‬اما‬ ‫من به اشــتراک غیرمنتظره ای بین ان ها‬ ‫پی برده ام‪ .‬نخســت‪ ،‬غلبه کردن بر اعتیاد‬ ‫شدیدم به مســکن های تجویزشده است‬ ‫و دیگری‪ ،‬تعلیم دیدن برای تبدیل شــدن‬ ‫به مربی ســامتی و تندرستی‪ .‬مهارت ها‬ ‫و تمرین های مشــترک بین این دو تجربه‬ ‫عبارتند از‪:‬‬ ‫• تمرکــز روی قدردانــی برای هر چیز‬ ‫خوبی که در زندگی خودتان یا اطرافیانتان‬ ‫در جریان است‪.‬‬ ‫• ذهن اگاهی و حضور در لحظه‪.‬‬ ‫• ایجــاد عادت هــای ســالم ماننــد‪:‬‬ ‫ورزش‪ ،‬تغذیه ی مناســب و به طورایده ال‪،‬‬ ‫خواب(تخصص من نیست!)‪.‬‬ ‫• برقراری ارتباط با دیگران‪ ،‬ارتباط صاف‬ ‫و صادقانه و همچنین همدلی که شــامل‬ ‫خود‪-‬همدلی هم می شود‪.‬‬ ‫عالوه براین‪ ،‬نکته مهم جهت رســیدن‬ ‫به ارامش و تمرکز مــورد نیاز برای اینکه‬ ‫مربی تندرستی بشوید و اعتیادتان را کنار‬ ‫بگذارید‪،‬این اســت کــه بیاموزید چگونه‬ ‫تحریف های شناختی که همه ی ما دچارش‬ ‫می شویم را تشخیص بدهید و مهار کنید‪.‬‬ ‫تحریف های شــناختی همــان فیلترهای‬ ‫ذهنی درونی یا تعصب هایی هســتند که‬ ‫رنج مان را افزایش می دهند‪ ،‬به اضطرابمان‬ ‫دامن زده و باعث می شــوند احساس بدی‬ ‫به خودمان داشــته باشیم‪ .‬مغز ما همواره‬ ‫‪10‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ صفحه 11 ‫در حال پردازش اطالعات بســیاری اســت‪.‬‬ ‫برای این کار‪ ،‬مغزمــان به دنبال راه میان بر‬ ‫می گردد تا فشــار روانی مان را کاهش دهد‪.‬‬ ‫گاهی اوقات‪ ،‬این را ه میان برها‪ ،‬مفید هستند‪.‬‬ ‫باوجود این‪ ،‬در شرایط دیگر مانند زمانی که‬ ‫پای این فیلترهای شناختی غیرسودمند در‬ ‫میان اســت‪ ،‬ضررشان بیشتر از منفعت شان‬ ‫می تواند باشد‪.‬‬ ‫تفکر غیرسودمند و چرایی انجام ان‬ ‫ی فکری منفی که‬ ‫نشخوار فکری‪ -‬الگوها ‬ ‫به طورمکــرر در ذهنمان نقش می بندد‪ -‬در‬ ‫بســیاری از اختالالت روانی‪ ،‬رایج است‪ .‬این‬ ‫نوع تفکر به احساس نارضایتی و انزوایی که‬ ‫افــراد زیادی دارند‪ ،‬دامــن می زند‪ .‬یک فرد‬ ‫لزوماً برای نشخوار ذهنی نباید دچار اختالل‬ ‫روانی باشد‪ .‬بسیاری از ما تاحدودی این کار را‬ ‫در واکنش به اضطرابی که در شرایط خاص‬ ‫تجربه می کنیم‪ ،‬انجام می دهیم‪ .‬نشــخوار را‬ ‫می توان نشــان دهنده ی تالش مداوم برای‬ ‫ل مشــکالتی که‬ ‫رســیدن به بینش یا راه ح ‬ ‫نگرانمان می کنند‪ ،‬دانســت‪ .‬متاســفانه‪ ،‬به‬ ‫دلیل وجود این فیلترهای شناختی‪ ،‬می تواند‬ ‫نتیجه ی معکوس داشــته باشــد و به فکر‬ ‫و خیاالتی که منجر به تشــدید افســردگی‬ ‫میشــوند تبدیل گــردد ‪ .‬ایــن فیلترهای‬ ‫غیرسودمند‪ ،‬باعث می شوند در هر موقعیتی‬ ‫از زندگــی که قرار می گیریــم با اضطراب و‬ ‫چالش بیشتری دست وپنجه نرم کنیم‪.‬‬ ‫تحریف های شــناختی غیرسودمند‬ ‫چه هستند؟‬ ‫تحریف های شناختی اصلی به صورت زیر‬ ‫هستند و برخی از ان ها اشتراک دارند‪:‬‬ ‫• تفکر ســیاه و ســفید (هم ه یــا هیچ )‪:‬‬ ‫هیچوقت حرف جالبی برای گفتن ندارم‪.‬‬ ‫• زود نتیجه گرفتن (یا ذهن خوانی)‪ :‬دکتر‬ ‫حتما می خواد بهم بگه سرطان دارم‪.‬‬ ‫• شخصی ســازی‪ :‬تیم مــون به خاطر‬ ‫من باخت‪.‬‬ ‫• بایدهــا و واجب هــا (اســتفاده از زبان‬ ‫خود‪-‬انتقادگر که شخص را تحت فشار قرار‬ ‫می دهد)‪ :‬باید وزن کم کنم‪.‬‬ ‫• فیلتــر روانــی (تمرکــز روی جنبه ی‬ ‫منفی‪ .‬به عنــوان مثال ‪،‬جنبه ای از تغییر در‬ ‫عادت های ســامت رفتاری‪ ،‬که شخص به‬ ‫خوبی از پس ان برنیامده است)‪ :‬نمی تونم‬ ‫• هیچکس دوســتم نــداره‪ ،‬حتی اگر‬ ‫به اندازه ی کافی بخوابم‪.‬‬ ‫دوستان زیادی داشته باشید!‬ ‫• تعمیم افراطی‪ :‬هیچوقت شــریک‬ ‫زندگی پیدا نمی کنم‪.‬‬ ‫چگونهمی توانتحریف هایشناختی‬ ‫•بزرگ نماییوکوچک نمایی(بزرگ نمایی را به چالش کشید و تغییر داد؟‬ ‫منفی ها و کوچک نمایی مثبت ها)‪ :‬همه اش‬ ‫بخش بزرگی از جداساختن تحریف های‬ ‫یه وعده ی غذایی سالم بود‪.‬‬ ‫شــناختی از خودمان این است که از ان ها‬ ‫• پیش گویی‪ :‬کلســترو ‬ ‫ل مــن قراره اگاه باشــیم و به این نکته توجه کنیم که‬ ‫سربه فلک بکشه‪.‬‬ ‫چگونه هرچیزی را برای خودمان ترســیم‬ ‫• مقایسه (مقایسه تنها بخشی از عملکرد می کنیم‪ .‬عادت های روانی خوب همان قدر‬ ‫یا موقعی ‬ ‫ت با عمکــرد و موقعیت دیگران مهم هستند که عادت های جسمی خوب‪.‬‬ ‫که شــخص اطالع چندانی از ان ندارد و اگر بتوانیم هرچیزی را به شــکل ســالم و‬ ‫درنتیجه باعث منفی نگری می شود)‪ :‬همه ی مثبت ان ترســیم کنیم‪ ،‬قطعا اضطراب و‬ ‫همکارام از من خوشحالترن‪.‬‬ ‫انــزوای کمتری تجربــه خواهیم کرد‪ .‬این‬ ‫• فاجعه امیزی (ترکیب پیش گویی و بدان معنی نیست که مشکالت‪ ،‬چالش ها‬ ‫تفکر همه یا هیچ ؛ از کاه کوه ساختن)‪ :‬یا احساساتمان را نادیده بگیریم‪ .‬فقط باید با‬ ‫این لکه ی پوستی احتماال سرطان پوسته‪ .‬نگرش "من می توانم" با ان ها روبه رو شویم‬ ‫به زودی می میرم‪.‬‬ ‫به جای اینکه بگذاریم افکار و احساساتمان‬ ‫• برچســب زدن‪ :‬مــن کال ادم موجب افزایش اضطراب مان شود‪.‬‬ ‫سالمی نیستم‪.‬‬ ‫به شخصه در دســت وپنجه نرم کردن با‬ ‫• ناچیزشمردن مثبت ها‪ :‬خوب جواب ایــن فیلترها متخصص بودم و اموختم که‬ ‫دادم اما شانسی بود‪.‬‬ ‫به خــود یاداوری کنم هرانچه ســر راهم‬ ‫قــرار بگیرد‪ ،‬تا جایی که بتوانم از عهده اش‬ ‫استدال ‬ ‫ی می کنم به خودی که در‬ ‫ل هیجانی و درنظرنگرفتن حقایق برمی ایم‪ .‬ســع ‬ ‫در نهایت‪ ،‬بسیاری از ما دچار استدالل اینــده خواهم بود اعتماد کنم تا با هرانچه‬ ‫هیجانی می شــویم؛ فرایندی که در طی که زندگی برایش رقم می زند به بهترین نحو‬ ‫ان‪ ،‬افکارمــان توســط احساســات منفی کنار بیاید‪ .‬بدین ترتیب‪ ،‬لزومی ندارد که در‬ ‫درباره ی خودمان باخبر می شــوند‪ .‬گویی زمان حال‪ ،‬نگران مشکالت احتمالی اینده‬ ‫این احساسات منفی براساس حقیقت است باشــیم‪ .‬اگر نگران این باشم که چه اتفاقی‬ ‫درصورتی که هیچ حقیقتی برای اثبات این قرار اســت بیفتد‪ ،‬یک مشــکل به مشکل‬ ‫احساسات ناخوشایند وجود ندارد‪ .‬به عبارت دیگر اضافه خواهد شد‪ .‬نخست‪ ،‬هر چالش‬ ‫دیگر‪ ،‬هیجانات و احساساتتان درباره ی یک فرضی ای که حتی ممکن است پیش نیاید و‬ ‫موقعیت‪،‬به نگرش حقیقی به ان موقعیت دیگری اظطراب بیهوده ی فراوانی است که‬ ‫تبدیل می شود‪،‬حتی اگر اطالعاتی برخالف باید با ان دست وپنجه نرم کنم‪ .‬همان طور‬ ‫ان موجود باشــد‪ .‬اغلب‪ ،‬استدالل هیجانی که در اثر علمی تخیلی تلماسه امده است‪:‬‬ ‫برای ثابت ماندن از فیلترهای شناختی دیگر "ترس‪ ،‬قاتل ذهن است"‪ .‬اضطراب و ترس‬ ‫مانند فاجعه امیزی یا ناچیزشمردن مثبت ها قطعاً باعث می شود تا کارایی کمتری داشته‬ ‫اســتفاده می کند‪ .‬برای مثال ممکن است باشــم‪ ،‬مهم نیست برای به ثمررساندن چه‬ ‫فکر کنید‪:‬‬ ‫چیزی در تالش هستم‪.‬‬ ‫• خرس شدم‪ ،‬حتی اگر وزنتان در حال‬ ‫روزی یک درمانگر باتدبیر به من گفت‬ ‫کاهش باشد!‬ ‫که برای مثال اگر کســی در ترافیک راهت‬ ‫• دانش امــوز افتضاحــی ام‪ ،‬حتــی اگر را می بنــدد‪ ،‬فقط جلوی یک ماشــین را‬ ‫نمره هایتان خوب باشد!‬ ‫گرفته اســت‪ ،‬نه جلوی تو را‪ ،‬چون اصال تو‬ ‫• همسرم داره بهم خیانت می کنه‪ ،‬حتی را نمی شناسد‪ .‬پس‪ ،‬دلیلی ندارد تا ان را به‬ ‫اگر مدرکی وجود نداشته باشد!(حسادت به خودت بگیری‪ .‬شخصی سازی موقعیت هایی‬ ‫واقعیت شما معنا می بخشد)‬ ‫همانند این‪ ،‬فقط باعــث ناراحتی خودت‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪11‬‬ صفحه 12 ‫می شــود‪ .‬اگــر ان را به خــودت نگیری‪،‬‬ ‫"عوضی راهمو بســت" تبدیل می شــود‬ ‫بــه "مــردم بایــد بااحتیاط بیشــتری‬ ‫رانندگی کنن‪".‬‬ ‫من از فاجعه امیــزی بیهوده هم پرهیز‬ ‫می کنم (اگرچه این امر ممکن است دشوار‬ ‫باشد با توجه به اتفاقاتی که در دنیا در حال‬ ‫وقوع است مانند تغییرات اقلیمی)‪ .‬گذشته‬ ‫از این‪ ،‬تالش می کنم تا در دام اســتدالل‬ ‫هیجانی نیفتم‪ .‬همه ی ما دچار هیجاناتی‬ ‫می شــویم که جلــوی عقل ومنطق مان را‬ ‫می گیرد‪ .‬هرکســی ممکن است به وضع‬ ‫سابق و عادت های گذشــته اش بازگردد‪،‬‬ ‫ت است نه کمال‪.‬‬ ‫هدف ما پیشرف ‬ ‫اگر بتوانیــد خود را از ایــن فیلترهای‬ ‫شناختی غیرسودمند برهانید‪ ،‬به موفقیت‬ ‫و ارامش بیشتری دست خواهید یافت و از‬ ‫روابط تان لذت بیشتری خواهید برد‪.‬‬ ‫بــرای‬ ‫مدیریــت‬ ‫کمک گرفتــن‬ ‫تحریف های شناختی‬ ‫اگــر بــرای بــه چالش کشــیدن این‬ ‫تحریف های شناختی به کمک نیاز دارید‪،‬‬ ‫افــراد متخصص ماننــد روان درمانگرها و‬ ‫مربی ها در یاری رســاندن به دیگران برای‬ ‫تغییر طرز فکر غیرسودمند‪ ،‬مهارت دارند‪.‬‬ ‫اگر قادر به پیدا کردن روان درمانگر یا مربی‬ ‫نیستید و یا نمی توانید هزینه ی ان را تقبل‬ ‫کنیــد‪ ،‬امکانات دیگری نیز در دســترس‬ ‫اســت مانند برنامه های کاربردی مرتبط‬ ‫با ذهن اگاهی و رفتار درمانی شــناختی‪،‬‬ ‫گروه های پشتیبانی متقابل‪ ،‬گروه درمانی‬ ‫و مربی گری گروهی (که هزینه ی کمتری‬ ‫نســبت به درمان فــردی دارد)‪ ،‬برنامه ی‬ ‫کمک به کارکنان از طریق شــغل تان و یا‬ ‫جوامع انالین‪ ،‬پزشک مراقبت های اولیه و‬ ‫بیمه ی ســامت هم می تواند شما را برای‬ ‫دستیابی به منابع دیگر یاری کند‪.‬‬ ‫درباره ی نویسنده‬ ‫دکتر پیتر گرین اســپون‪ ،‬نویســنده ی زندگی نامه ی‬ ‫شــخصی "دکتری که با اعتیادش مقابله می کند" است‪.‬‬ ‫او هم اکنون در مرکز شــهر بوســتون به عنوان پزشک‬ ‫مراقبت های اولیه مشغول به کار می باشد و عضو پرسنل‬ ‫بیمارستان عمومی ماساچوست است‪ ،‬در دانشگاه پزشکی‬ ‫هــاروارد تدریس می کند و به مدت دو ســال به عنوان‬ ‫معاون خدمات بهداشتی پزشــکان‪ ،‬عضوی از جامعه ی‬ ‫پزشــکی ماساچوست بود و با پزشکانی که دچار اختالل‬ ‫سوءاستفاده از مواد بودند‪ ،‬کار می کرد‪.‬‬ ‫دکتر گرین اسپون در رشته ی فلسفه فارغ التحصیل‬ ‫شــد‪ .‬پیش از دانشگاه پزشکی‪ ،‬پنج ســال را به عنوان‬ ‫مدیــر کمپین در گرین پیس گذراند و در کمپین دریای‬ ‫بدون ســاح هسته ای ‪،‬مشغول به کار بود‪ .‬او به دانشگاه‬ ‫پزشکی بوستون رفت و دوره ی کاراموزی و دستیاری اش‬ ‫را در رشته ی پزشکی داخلی در بیمارستان بریگام و زنان‬ ‫گذراند‪.‬‬ ‫هم اکنون به مدت ده ســال اســت که باافتخار پاک‬ ‫است و به همراه همســرش لیز گرین اسپون در نیوتون‬ ‫ماساچوست زندگی می کند‪.‬‬ ‫تاثیر پرانایاما و باندا بر سامانه ی‬ ‫عصبی و غدد درون ریز‬ ‫مترجم‪ :‬لعیا نبی فر‬ ‫‪12‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ صفحه 13 ‫اثــر پرانایاما بر ســامانه ی غدد تدریجی ایجاد می شود‪ .‬درنهایت زمانی فرا‬ ‫درون ریز چیست؟‬ ‫می رسد که شخص چشم ها را می بندد‪ ،‬به‬ ‫ســوامی نیرانجاناناندا‪ :‬پرانایاما ترشحات درون می رود و به مراقبه دست می یابد‪.‬‬ ‫غدد درون ریز را هماهنگ‪ ،‬خالص و خنثی‬ ‫می کند و از این راه بــر افکار و رفتار تاثیر‬ ‫چگونه پرانایاما می تواند برای توازن‬ ‫می گذارد‪ .‬سالمتی کلی سامانه ی درون ریز‪ ،‬سامانه ی عصبی استفاده شود؟‬ ‫تا حد زیــادی به کیفیت خون و توزیع ان‬ ‫ســوامی نیرانجاناناندا‪ :‬وقتی کســی که‬ ‫به غده ها بستگی دارد‪ .‬مقدار خون غنی تر بی تاب اســت براماری (تنفس زنبوری) یا‬ ‫و فراوان تــری را که پرانایامــا به خصوص نادی شــودانا پرانایاما انجام دهد‪،‬در مدت‬ ‫تمرین های نشــاط بخش به غدد درون ریز چند دقیقه در ذهن و مغز ارامش احساس‬ ‫وارد می کنــد کارکردشــان را باال می برد و می کند‪ .‬از طرف دیگر اگر کســی افسرده‬ ‫تنفس منظم شــده به متعادل شــدن این باشد و اگاهی و انرژی اش به درون متمرکز‬ ‫سامانه کمک می کند‪.‬‬ ‫باشد و نتواند از حالت افسردگی خارج شود‬ ‫با تمرین باستریکا یا کاپالباتی پرانایاما‪،‬ان‬ ‫چگونه پرانایاما می تواند به اختالالت حالت متمرکز انــرژی که ذهن را به درون‬ ‫هورمونی کمک کند؟‬ ‫می کشد رفع می شود‪.‬‬ ‫سوامی ساتیاناندا‪ :‬پزشکان و دانشمندان‬ ‫ایــن تغییر در حوزه چیتــا‪ ،‬یعنی ذهن‬ ‫دریافته اند که تمرین پرانایاما سالمتی سامانه و پرانــا همچنین انــرژی پویــا‪ ،‬در طول‬ ‫ی غده ای را حفظ می کند‪ .‬این غده ها شامل تمرین های پرانایاما و پراتیاهارا رخ می دهد‪،‬‬ ‫غده صنوبری‪ ،‬تیموس‪ ،‬تیروئید‪ ،‬لوزالمعده‪ ،‬چراکه با این تمرین ها مراکز روحی معینی‬ ‫فوق کلیوی و جنســی می شود‪ .‬این غده ها در بدن تحریک می شــوند‪ .‬برای نمونه اگر‬ ‫برای خصوصیات جسمی‪ ،‬عاطفی و روحی کســی که بی تاب‪ ،‬نگران یا پریشان است‬ ‫فــرد مهم اند‪ .‬مث ً‬ ‫ال ادرنالیــن در عقده های تمرین پرانایاما را شروع کند‪ ،‬دم و بازدم های‬ ‫مربوط به ترس تاثیر دارد‪.‬‬ ‫حساب شده‪ ،‬کم کم فعالیت سامانه ی عصبی‬ ‫را ارام و مهار می کنند‪ .‬با تنظیم سامانه ی‬ ‫اثــر پرانایامــا بــر ســامانه ی عصبی در بدن‪ ،‬فعالیت های غیرارادی مانند‬ ‫عصبی چیست؟‬ ‫ضربان قلب و فشار خون به تعادل می رسند‪.‬‬ ‫سوامی نیرانجاناناندا‪ :‬پرانایاما موجب مقدار‬ ‫این وضعیت تعادل جســمی‪ ،‬کم کم بر‬ ‫خون غنی تر و فراوان تری می شود و به مغز‪ ،‬فعالیت مغزی تاثیر می گذارد و موج باالی‬ ‫نخاع و اعصاب مغزی و ستون مهره ای فایده بتا را پایین مــی اورد و وضعیت الفا ایجاد‬ ‫می رساند‪ .‬گنجاندن بانداها برای شبکه های می کند کــه در ان احســاس وانهادگی و‬ ‫عصبی مختلف که در شکم و قفسه ی سینه اسودگی پدید می اید‪ .‬ذهن پریشان به ارامی‬ ‫است‪ ،‬تحریک جنبی ایجاد می کند‪.‬‬ ‫به وضعیت وانهادگی می رسد و روی نکته ای‬ ‫وقتی کســی اهســته‪ ،‬عمیق‪ ،‬منظم و تمرکز می کند‪ .‬ســپس با متمرکز شــدن‬ ‫هماهنگ نفس می کشد یاخته های عصبی فرد انــرژی متعادل کننده ی ایدا کم کم در‬ ‫موزون تر کار می کنند و تعامالت الکتریکی بدن جریان می یابد و رفته رفته از شــدت‬ ‫میان مراکز مغز منظم تر می شــوند‪ .‬بدین بی تابی کاسته می شود‪ .‬با پرانایاما در سطح‬ ‫معنی که نوســان های شــدید امواج مغز ســامانه ی عصبی‪ ،‬در ســطح کارکردهای‬ ‫کارامــد و بین دو نیمکــره ی مغز توازن خودمختار‪ ،‬در سطح مغز و بعد به تدریج در‬ ‫برقرار می شــود‪ .‬امواج الفای بلندتر و امواج ســطح دریافت های بیرونی روی جسم کار‬ ‫بتای کمتری پدید می اید‪ .‬امواج الفا در مغز می شود و همه ی اینها و همچنین ذهن را‬ ‫و ســامانه های گردش خون‪ ،‬تنفس و قلب متمرکز می کند‪.‬‬ ‫هماهنگی ایجاد می کنند‪ .‬کسانی که فشار‬ ‫خون باال دارند از تاثیر بر کار موج الفای مغز‬ ‫اثر بانداها بر ســامانه های عصبی و‬ ‫بهره مند می شوند‪.‬‬ ‫غدد درون ریز چیست؟‬ ‫با چند ســال انجام منظــم پرانایاما در‬ ‫سوامی ساتیاناندا‪ :‬انجام باندا یا قفل همراه‬ ‫ســاختار ســامانه ی عصبــی‪ ،‬دگرگونی پرانایاما بر کل بدن تاثیر می گذارد‪ :‬اندام ها‪،‬‬ ‫عضــات‪ ،‬عصب هــا و فرایندهای مختلف‬ ‫جسمی با اراده ی فرد تمرین کننده تحریک‬ ‫و نظارت می شوند و ماساژ می گیرند‪.‬‬ ‫بانداهــا موجب هماهنگــی و کارامدی‬ ‫عملکرد سامانه ی غدد درون ریز می شوند‪.‬‬ ‫جاالنــدارا باندا یا قفل گلو مســتقیم روی‬ ‫غده هــای هیپوفیز‪ ،‬صنوبــری‪ ،‬تیروئید و‬ ‫تیموس تاثیر می گــذارد؛ اودیانــا باندا یا‬ ‫انقباض شــکم‪ ،‬بی واســطه بــر غده های‬ ‫فوق کلیوی و لوزالمعده اثر دارد؛ موال باندا یا‬ ‫انقباض پرنیوم مستقیم بر غده های جنسی‬ ‫و تنــه ی پرنیومی یا گردن رحم (که گفته‬ ‫می شود غدد درون ریز رشــد نیافته است)‬ ‫تاثیر دارد‪ .‬تمام بانداها بر غده های هیپوفیز‬ ‫و صنوبری و بر مغز اثر غیرمستقیم دارند‪.‬‬ ‫از راه ازمایــش معلوم شــده اســت که‬ ‫انجام بانداها تمام اعمال پاراسمپاتیک بدن‬ ‫شــامل‪ :‬کاهش ضربان قلب‪ ،‬تنفس و فشار‬ ‫خون (فقط در کســی که فشار خون عادی‬ ‫دارد) و حس عمومی استراحت و وانهادگی‬ ‫را فعال می کند‪ .‬همچنین اعمال سمپاتیک‬ ‫بدن کاهش می یابند که نشانه ی دیگری از‬ ‫وانهادگی است‪.‬‬ ‫تاثیــر بانداهــا بــر ســامانه ی‬ ‫عصبی چیست؟‬ ‫سوامی ساتیاناندا‪ :‬رشته های پاراسمپاتیک‬ ‫از ناحیه ی گردن و لگن خارج می شــوند‬ ‫درحالی که رشــته های سمپاتیک از ناحیه‬ ‫ی بــاال و پاییــن تیره ی پشــت بیرون‬ ‫می ایند‪ .‬تحریک بانداها هر دو ســامانه ی‬ ‫عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک را دوباره‬ ‫متعادل می کند‪ .‬این کار تاثیر مســتقیم بر‬ ‫هیپوتاالموس (مســئول ســامانه ی غدد‬ ‫درون ریز) دارد که اطالعاتش را به سامانه ی‬ ‫فرعی (عاطفی) و قشر مخ (الیه ی بیرونی‬ ‫مغز) منتقل می کند‪.‬‬ ‫عالوه برایــن امواج الفای مغــز افزایش‬ ‫می یابند‪ .‬این نشانه ای اســت از وانهادگی‬ ‫عمیق که نمایان گر اهسته شدن فعالیت‬ ‫سامانه ی عصبی اســت‪ .‬مدارهای عصبی‬ ‫درهم برهــم و یا روی هم افتــاده در مغز از‬ ‫نو مرتب می شــوند و درواقع مغز را دوباره‬ ‫اموزش می دهند‪.‬‬ ‫منبع‪Hatha Yoga Book, 2013 :‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪13‬‬ صفحه 14 ‫پیتا را بشناسیم‬ ‫چگونه اتش درونی را تغذیه کنیم‬ ‫مترجم‪ :‬نرجس اقاپور جویباری‬ ‫دوشای پیتا‪ ،‬مسئول هضم‪ ،‬متابولیسم معده‪ ،‬گرمای زیادی بدن‪ ،‬ســوزش قلب و‬ ‫و تولید انرژی اســت‪ .‬عملکرد اصلی پیتا‪ ،‬سوء هاضمه شوند‪.‬‬ ‫دگرگونی است‪ .‬افرادی که دوشای پیتای‬ ‫انها غالب اســت‪ ،‬طبیعتی اتشی دارند که‬ ‫خصوصیات احساسی‪:‬‬ ‫هــم در بــدن و هم در ذهــن‪ ،‬خودش را‬ ‫پیتایی ها هوش زیاد و توانایی قوی در‬ ‫نشان می دهد‪.‬‬ ‫تمرکز دارند‪ .‬وقتی در تعادل هســتند‪ ،‬در‬ ‫خصوصیات پیتا‪:‬‬ ‫تصمیم گیری‪ ،‬معلمی و ســخنرانی فوق‬ ‫گرمی‪ ،‬ســبکی‪ ،‬قدرت‪ ،‬نفــوذ‪ ،‬تندی‪ ،‬العاده هستند‪ .‬انها دقیق‪ ،‬تیزفهم‪ ،‬روراست‬ ‫تیزی‪ ،‬ترشی‬ ‫و اغلب رک و راست هستند‪ .‬پیتایی های‬ ‫خصوصیاتفیزیکی‪:‬‬ ‫نامتعادل عصبانی و مجادله گر می شوند‪.‬‬ ‫پیتایی ها اغلب ســایز و وزن متوســط‬ ‫وقتی پیتایی ها دچار استرس زیادی می‬ ‫دارند‪ .‬گاهی اوقات موهای انها قرمز روشن شوند‪ ،‬پاسخ نرمال انها این است که‪ :‬تو چه‬ ‫است اما کچلی یا موهای نازک نیز در یک کار اشتباهی کردی؟‬ ‫فرد پیتایی عادی اســت‪ .‬قدرت هضم انها‬ ‫چگونه پیتا را متعادل کنیم؟‬ ‫عالی می باشــد‪ ،‬طوری که گاهی فکر می‬ ‫پیتا گرم‪ ،‬تند‪ ،‬ترش‪ ،‬تیز و نافذ اســت‪.‬‬ ‫کنند مــی توانند همه چیز بخورند‪ .‬دمای بــرای متعادل کردن پیتــا‪ ،‬انتخاب هایی‬ ‫بدن انها گرم اســت‪ .‬خوابشــان عمیق و کنید کــه خنک و شــیرین هســتند و‬ ‫کوتاه اســت و تمایل جنسی باالیی دارند‪ .‬ثبات دارند‪.‬‬ ‫وقتی در تعادل هستند‪ ،‬پوست درخشان‪،‬‬ ‫‪ .1‬فعالیت و اســتراحت خود را متعادل‬ ‫هضم عالی‪ ،‬انرژی فراوان و اشــتهای قوی کنید‪ .‬هر روز‪ ،‬زمانی را برای اســتراحت به‬ ‫دارنــد‪ .‬وقتی از تعادل خارج می شــوند‪ ،‬خودتان اختصاص دهید‪ .‬مراقب باشــید‬ ‫ممکن اســت دچار ناراحتــی هایی مثل که فشــارهای زمانی غیر ضروری را برای‬ ‫جوش های پوســتی‪ ،‬حس سوزش‪ ،‬زخم خودتان ایجاد نکنید‪.‬‬ ‫‪14‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ .2‬وعده های غذایی را از دست ندهید‪.‬‬ ‫همچنین گرســنگی نکشــید و برای غذا‬ ‫خوردن صبر نکنید‪.‬‬ ‫‪ .3‬از غذاهای شیرین‪ ،‬تلخ و گس استفاده‬ ‫کنید‪ .‬ســعی کنید بیشتر غذاهای خنک‬ ‫کننــده بخورید مثل میوه های شــیرین‪،‬‬ ‫ملون و خیار‪.‬‬ ‫‪ .4‬به طــور منظم در طبیعت بروید‪ .‬در‬ ‫جنگل و ابشــارهای طبیعــی قدم بزنید‪.‬‬ ‫در منــزل و در محــل کار خــود گیاه و‬ ‫گلهای تازه را نگهــداری کنید‪ .‬در نور ماه‬ ‫پیاده روی کنید‪.‬‬ ‫‪ .5‬روزانــه ماســاژ بگیریــد‪ .‬از روغــن‬ ‫های خنک مثل روغــن زیتون یا نارگیل‬ ‫استفاده کنید‪.‬‬ ‫‪ .6‬رنگ های خنک را اســتفاده کنید‪.‬‬ ‫در لباس پوشیدن و محیط اطراف خود از‬ ‫رنگ های خنک مثل ابی‪ ،‬سبز و نقره ای‬ ‫استفاده کنید‪.‬‬ ‫‪ .7‬زیاد بخندید‪ ،‬هر روز‪.‬‬ ‫‪ .8‬از رایحه های خنک و شیرین استفاده‬ ‫کنیــد‪ .‬چوب صندل‪ ،‬رز‪ ،‬یاســمین‪ ،‬نعنا‪،‬‬ ‫لوندر‪ ،‬رازیانه‪ ،‬و بابونه توصیه می شوند‪.‬‬ ‫توصیه های غذایی برای پیتا‪:‬‬ ‫از انجا که پیتای زیاد باعث می شود تا‬ ‫ذهن و بدن‪ ،‬زیادی گرم شــوند‪ ،‬از غذاها‬ ‫و مایعات خنک اســتفاده کنید‪ .‬غذاهایی‬ ‫که مزه های شــیرین‪ ،‬تلــخ و گس دارند‪،‬‬ ‫بهترین گزینه ها هستند‪ .‬مصرف غذاهایی‬ ‫کــه پرادویه‪ ،‬پر نمک و ترش هســتند را‬ ‫کاهش دهید‪.‬‬ ‫توصیه ها‪:‬‬ ‫‪ .1‬لبنیات‪ ،‬به باالنس گرمای پیتا کمک‬ ‫می کنند‪ .‬مانند شــیر و کره‪ .‬محصوالتی‬ ‫که ترش هستند و تخمیر می شوند مثل‬ ‫ماست‪ ،‬خامه ترش و پنیر باید به مقدار کم‬ ‫مصرف شوند چراکه مزه های ترش‪ ،‬پیتا را‬ ‫زیاد می کنند‪.‬‬ صفحه 15 ‫‪ .2‬تمام شــیرین کننده ها می توانند به‬ ‫اندازه متوســط مصرف شــوند به جز شیره‬ ‫و عسل‪.‬‬ ‫‪ .3‬بهترین روغن ها برای تســکین پیتا‪،‬‬ ‫روغن هــای نارگیل‪ ،‬زیتــون و افتابگردان‬ ‫هســتند‪ .‬از روغن کنجد‪ ،‬بادام و ذرت کمتر‬ ‫استفاده کنید‪ ،‬چراکه گرم کننده هستند‪.‬‬ ‫‪ .4‬گندم‪ ،‬برنج‪ ،‬جو و جودوســر بهترین‬ ‫غــات کاهش دهنده پیتا هســتند‪ .‬ذرت‪،‬‬ ‫چــاودار‪ ،‬ارزن و برنــج قهــوه ای را کمتر‬ ‫میل کنید‪.‬‬ ‫‪ .5‬میوه های شــیرین را میل کنید مثل‬ ‫انگور‪ ،‬ملون‪ ،‬گیالس‪ ،‬نارگیل‪ ،‬اووکادو‪ ،‬انبه‪،‬‬ ‫انار‪ ،‬اناناس کامال رسیده‪ ،‬پرتقال و الو‪.‬‬ ‫‪ .6‬مصرف میوه های تــرش را کم کنید‬ ‫مثل گریپ فروت و زردالو‪.‬‬ ‫‪ .7‬سبزیجاتی که بیشتر بایستی استفاده‬ ‫شــوند عبارتند از‪ :‬مارچوبه‪ ،‬خیار‪ ،‬ســیب‬ ‫زمینی‪ ،‬ســیب زمینی شیرین‪ ،‬سبزیجات با‬ ‫برگ ســبز‪ ،‬کدو حلوایی‪ ،‬بروکلی‪ ،‬گل کلم‪،‬‬ ‫کرفس‪ ،‬بامیه‪ ،‬کاهو‪ ،‬لوبیا سبز‪ ،‬کدو سبز‪.‬‬ ‫سبزیجاتی که بایستی کمتر مصرف شوند‬ ‫عبارتنــد از‪ :‬گوجه فرنگی‪ ،‬فلفل تند‪ ،‬هویج‪،‬‬ ‫چغندر‪ ،‬بادمجان‪ ،‬پیاز‪ ،‬سیر‪ ،‬تربچه و اسفناج‪.‬‬ ‫‪ .8‬پیتایی ها باید از چاشنی هایی استفاده‬ ‫کننــد که خنک کننده و تســکین دهنده‬ ‫هستند‪ .‬مانند گشنیز‪ ،‬هل‪ ،‬زعفران و رازیانه‬ ‫‪ .‬ادویه های تنــد مثل زنجبیل‪ ،‬زیره‪ ،‬فلفل‬ ‫سیاه‪ ،‬شنبلیله‪ ،‬میخک‪ ،‬نمک و دانه خردل‬ ‫باید به مقدار کم اســتفاده شوند‪ .‬از مصرف‬ ‫چاشنی های خیلی تند مثل فلفل چیلی و‬ ‫فلفل قرمز اجتناب کنید‪.‬‬ ‫بعد از غذا‪ ،‬دانه رازیانه را بجوید تا اســید‬ ‫معده ارام شود‪.‬‬ ‫‪ .9‬برای افرادی که گیاه خوار نیســتند‪،‬‬ ‫مرغ‪ ،‬قرقاول و بوقلمون بهتر از گوشت قرمز‪،‬‬ ‫غذاهای دریایی و تخم مرغ هستند چرا که‬ ‫پیتــا را زیاد کرده و باید مصــرف انها را به‬ ‫حداقل رساند‪.‬‬ ‫نکاتی که دراین مقاله اورده شده‪،‬فقط برای‬ ‫استفاده اموزشی شماست و جایگزینی برای‬ ‫توصیه حرفه ای پزشکی‪ ،‬تشخیص یا درمان‬ ‫نیست‪ .‬همیشه در رابطه با وضعیت پزشکی‬ ‫خاص خود و قبل از مصرف هر گونه مکمل‬ ‫یا رژیم خاص‪ ،‬برنامه ورزشی یا سالمتی‪ ،‬از‬ ‫توصیه یک متخصص بهره بگیرید‪.‬‬ ‫منبع‪ :‬سایت‬ ‫‪www.chopra.com‬‬ ‫بگذار غذا داروی تو و‬ ‫دارو غذای تو باشد‪.‬‬ ‫بقراط حکیم‬ ‫مترجم‪ :‬نرگس کیانی‬ ‫تمرینات یوگا همه چیز در مورد ذهن و بدنمان‬ ‫را برای ما بازگو می کند‪ .‬وقتی اساناهای یوگا‬ ‫را انجام می دهیم‪ ،‬نه تنها انعطاف پذیری خود‬ ‫را بهبود می بخشیم‪ ،‬بلکه درک عمیق تری از‬ ‫بدن خود به دست می اوریم‪ ،‬درک و شناختی‬ ‫بی نظیر که می تواند به ارامش درونی‪ ،‬خرد‬ ‫و شادی منجر شود‪ .‬چه در حال انجام دادن‬ ‫سالم بر خورشــید یا برخی از تکنیک های‬ ‫تنفسی باشید‪ ،‬خواص ترمیمی یوگا ‪،‬از اموزه‬ ‫های ان در مورد توجه و هم سویی ناشی می‬ ‫شــود‪ .‬همه چیز در یوگا تقریباً به اگاهی از‬ ‫انچه انجام می دهید‪ ،‬نحوه انجام ان و انچه‬ ‫در اطراف شــما می گذرد خالصه می گردد‪.‬‬ ‫در طول جنبه های مدیتیشن یوگا‪ ،‬حتی به‬ ‫مبتدیان نیز اموزش داده می شــود که فکر‬ ‫کننــد و روی چیزها تمرکز کنند‪ .‬بدون این‬ ‫سطح از تفکر عمیق تر‪ ،‬یوگا چیزی فراتر از‬ ‫گرم کردن بدن نخواهد بود‪ .‬این چیزی است‬ ‫که یوگا را متمایز می کنــد‪ .‬اما چگونه می‬ ‫توانیم از یوگا و مدیتیشــن بیشترین بهره را‬ ‫ببریم اگر فلسفه یوگا را در تمام جنبه های‬ ‫زندگی خود در نظر نگیریم؟‬ ‫هرچیز که بدن خود را به وســیله ان تغذیه‬ ‫میکنیم بسیار حائز اهمیت است‪ ،‬از اهمیت‬ ‫غذا در همه انواع یوگا شــگفت زده خواهید‬ ‫شد‪ ،‬خواه یوگا وینیاسا‪ ،‬یوگا بیکرام‪ ،‬یوگای‬ ‫قبل از تولد و غیره ‪ ...‬روز به روز افراد بیشتری‬ ‫در حال انجام سالم های خورشیدی هستند‪.‬‬ ‫برای استفاده حداکثری از جلسات یوگا‪ ،‬باید‬ ‫ســبک زندگی خود را نیز تغییــر دهید‪ ،‬از‬ ‫جمله انچه مــی خورید و رژیم غذایی خود‪.‬‬ ‫به عنوان مثال به طــور روزانه تعداد افرادی‬ ‫که در بریتانیا اشپزی می کنند کاهش یافته‬ ‫اســت‪ ،‬اما هنوز هم افراد زیادی هستند که‬ ‫می توانند به خوبی اشپزی کنند‪ .‬دلیل اصلی‬ ‫اشپزی نکردن مردم این است که زمان کافی‬ ‫بــرای انجام ان را ندارند‪ .‬ترکیب غذا‪ ،‬تنفس‬ ‫عمیق و حرکات یوگا پیشنهاد جالبی است‪.‬‬ ‫در حالی که خود تمرینات یوگا معموالً ما را‬ ‫مجبور به انجام اسانا (ژست یا وضعیت بدنی)‪،‬‬ ‫پرانایاما (تمرینات تنفسی و کنترل تنفس)‬ ‫و مدیتیشــن می کند‪،‬بدون اینکــه نیاز به‬ ‫دستورالعمل مضاعف یا خیلی متفاوتی برای‬ ‫نظم بخشــیدن و احیای جسم و روحمان‬ ‫متحمل شویم‪...‬‬ ‫تا به حال اندیشیده اید که مناسبترین نوع‬ ‫مراقبــت کردن از بدن خــود ویا بهترین‬ ‫دســتور العمل هایی که برای انجام یوگا‬ ‫یا ورزش می توانید تهیه کنید چیســت؟‬ ‫در این شــماره از ماهنامه سخنان مفیدی‬ ‫پیرامون ایورودا‪،‬رژیمهای غذایی دوستداران‬ ‫یوگا ‪،‬دوشاها و‪...‬گفته شده است‪.‬قصد داریم‬ ‫بدین وســیله تمام این موارد را به مرور و‬ ‫همراه همدیگر بررسی کنیم‪.‬‬ ‫منبع‪:‬یوگا ژورنال‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪15‬‬ صفحه 16 ‫کالم شما نیرومند است‬ ‫هشت عادت سازنده کالمی برای پیشرفت‬ ‫نویسنده مارجی وارل‬ ‫‪1‬‬ ‫ترجمه‪ :‬نگار سنجری فر‬ ‫شــاید در طــول روز ســر و کارتان بــا یکی از ایــن جمله ها‬ ‫افتاده باشد‪:‬‬ ‫"این وضعیت (یا این فرد) غیر ممکن است‪".‬‬ ‫"من در این کار هیچ موفقیتی نخواهم داشــت‪ "...‬یا " من هیچ‬ ‫امیدی به این وضعیت ندارم‪".‬‬ ‫"هیچ وقت از این موضوع سر در نمی اورم"‬ ‫"من سعی خودم را میکنم‪ ،‬اما‪"....‬‬ ‫"این وضعیت عجب کابوسی است!"‬ ‫اگر تجربه به زبان اوردن این جمله ها را دارید‪ ،‬به احتمال زیاد از‬ ‫ان دسته افرادی هستید که با کالمتان جلوی موفقیت خودتان را‬ ‫میگیرید‪ .‬تحقیقات روانشناسی نشان داده است که ذهن ناخوداگاه‬ ‫ما انچه را که میشنود به طور عینی تفسیر میکند‪ .‬بدن و ذهن شما‬ ‫دنباله روی کالم شما هستند‪ .‬بنابراین اگر میخواهید تاثیرگذاری‪،‬‬ ‫اعتماد به نفس‪ ،‬روابط مفید و فرصتهای تازه سر راهتان قرار بگیرند‬ ‫بهتر است هربار که دهانتان را باز میکنید حواستان را جمع کنید‬ ‫که چه تاثیری بر جهان خود میگذارید‪.‬‬ ‫واژگانی که استفاده میکنید قدرت بی نهایتی دارند‪ .‬قدرت این‬ ‫را دارنــد که اعتماد به نفس‪ ،‬انگیزه و نیروی شــما را نابود کنند و‬ ‫احساس ناکافی بودن و اضطراب را به شما القا کنند‪ .‬قدرت این را‬ ‫دارند که در اولین برخورد با دیگران شما را به فردی به یاد ماندنی‬ ‫تبدیل کنند یا به کســی که به سرعت به دست فراموشی سپرده‬ ‫میشود‪ .‬قدرت این را دارند که فرصتهای جدید برای شما بسازند‪ ،‬یا‬ ‫این فرصتها را نابود کنند‪.‬‬ ‫به عنوان کسی که در کنفرانسهایی در سراسر جهان سخنرانی‬ ‫میکنــد‪ ،‬صدها نفر جمالتی از این قبیل به من گفته اند که‪" :‬من‬ ‫‪16‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫هرگز نمیتوانــم کاری که تو انجام میدهی را‬ ‫انجام بدهم‪ ".‬یا "ســخنرانی جلوی جمع من‬ ‫را تا ســر حد مرگ میترســاند‪ ".‬البته قرار‬ ‫نیست همه انها هر روز روی صحنه بایستند‬ ‫و سخنرانی کنند‪ ،‬اما استفاده از کلماتی مانند‬ ‫"هرگز" و "ترسیدن تا سرحد مرگ" نه تنها‬ ‫باعث میشود ادمها از توسعهء مهارتهای بیانی‬ ‫بازبمانند‪ ،‬بلکه حتی فکر داشتن چنین توانایی‬ ‫هایی هم به ذهنشان خطور نمیکند‪.‬‬ ‫ضرب المثلــی در زبان انگلیســی وجود‬ ‫دارد که میگوید‪" :‬کلماتی که از دهان شــما‬ ‫خارج میشــوند خانه ای را شکل میدهند که‬ ‫در ان زندگــی میکنید‪ ".‬این ضرب المثل به‬ ‫طرز شــگفت انگیزی واقعیــت دارد‪ .‬جهان‬ ‫بازتابی از خو ِد شماســت‪ .‬اگــر در توصیف‬ ‫خودتان و تواناییهایتان در مواجهه با چالشها‬ ‫و دســتیابی به اهدافتان از کالم مثبت استفاده کنید‪ ،‬واژگان شما‬ ‫در جهان بیرون شــما پدیدار خواهند شــد‪ .‬برعکس‪ ،‬اگر درباره‬ ‫خودتان و اتفاقهایی که برایتان رخ میدهد از کلمات ناامید کننده‪،‬‬ ‫ترس اور‪ ،‬مضطرب کننده و منفی اســتفاده کنید‪ ،‬این کلمات در‬ ‫واقعیت زندگی شــما نیز بازتاب پیدا میکننــد و این اصال اتفاق‬ ‫خوشایندی نیست!‬ ‫زبان شما عاملی ست که انسانهای دیگر شما را درک میکنند و‬ ‫با شما ارتباط برقرار میکنند‪ .‬چنانچه اغلب احساس میکنید نادیده‬ ‫گرفته میشوید یا ارزشهایتان مورد بی توجهی قرار میگیرند‪ ،‬دقت‬ ‫کنید الگوهای کالمی تان تا چه اندازه بر ارتباطتان با دیگران تاثیر‬ ‫میگذارد‪ .‬اســتفاده از "کالم فاقد قدرت" مانند منفی بافی درباره‬ ‫خودتان‪ ،‬بهانه جویی و یا شــک کردن به عقایدتان " حتی قبل از‬ ‫اینکه انها را به زبان بیاورید " به طور جدی باعث تضعیف توانایی‪،‬‬ ‫حضور و اقتدار شــما خواهد بود‪ .‬اگر به سخنان افراد موفق گوش‬ ‫بدهید در خواهید یافت انها همیشه از واژگان مثبت‪ ،‬دقیق و عمل‬ ‫گرا اســتفاده میکنند و این باعث میشود ارتباطشان با دیگران به‬ ‫شکلی مکرر مستحکم شود‪.‬‬ ‫همانطور که در کتابم تحت عنوان "دست از محافظه کاری بردار"‬ ‫نوشــته ام‪ ،‬علم عصب شناســی ثابت کرده است که هر یک از ما‬ ‫توانایی این را داریم که با تمرین های منظم اتصاالت مغزی خودمان‬ ‫را بازتعریف کنیم و عادتهای مخرب فکری‪ ،‬کالمی و رفتاری مان‬ ‫را با عادتهای مثبت و سازنده جایگزین کنیم‪ .‬گام نخست در تبدیل‬ ‫کردن عادتهای کالمی منفی با واژگان ســازنده و مثبت‪ ،‬صداقت‬ ‫داشــتن با خودمان است‪ .‬ما اغلب حتی متوجه نمی شویم کلمات‬ ‫منفی ما چه سد بزرگی بر سر راه موفقیتمان ایجاد میکنند‪ ،‬چون‬ صفحه 17 ‫به این کلمه ها عادت کرده ایم‪ .‬من دو پیشــنهاد برایتان دارم‪ :‬اول بگویید "من باید همه را برای جشن پیش رو دعوت کنم" میتوانید‬ ‫اینکه در عرض بیست و چهار ساعت اینده‪ ،‬مراقب کلماتتان باشید‪ .‬از جملهء "من میتوانم همه را برای جشن دعوت کنم‪ ،‬یا شاید هم‬ ‫دوم‪ ،‬از شــخص دومی درخواست کنید که بر کلمات شما نظارت بهتر باشد به جای جمع شدن در خانه همگی باهم برویم بیرون‪".‬‬ ‫داشته باشد‪ ،‬چون ما خیلی متوجه عادتهای شخصی مان نیستیم‪.‬‬ ‫مرحلهء بعدی این است که تصمیم بگیرید واژگان منفعل‪ ،‬بی دقت‬ ‫‪ .6‬تعهــدات خود را واضــح بیان کنید‪ .‬از "ســعی میکنم" ها‬ ‫و بی کیفیت خود را با کلمات مثبت‪ ،‬دقیق و واضح جایگزین کنید‪ .‬پرهیز کنید!‬ ‫کلماتی که برای خودتان نیرومند باشد‪ ،‬انرژیتان را باال ببرد و شما را‬ ‫اخیرا به دخترم مدی تلفن زدم و متوجه شدم روی پیامگیرش‬ ‫به کسی تبدیل کند که دیگران دوست داشته باشند به حرفهایش این جمله را ضبط کرده که‪" :‬لطفا پیام خود را بگذارید‪ .‬سعی میکنم‬ ‫گوش بدهند‪.‬‬ ‫در اسرع وقت با شما تماس بگیرم‪ "".‬پیامی با این مضمون برایش‬ ‫‪ .1‬محکم باشید‪.‬‬ ‫گذاشتم‪" :‬عزیزم‪ ،‬لطفا صوت پیامگیرت را عوض کن‪ .‬کلمهء "سعی‬ ‫اســتحکام فیزیکی شــما " حالت بدنتان‪ ،‬صورتتــان و نحوهء میکنم" را حذف کن‪ ".‬وقتی از کلمهء "ســعی میکنم" اســتفاده‬ ‫حضورتان " میتواند به شــکل نامحسوســی بر احساسات شما و میکنیم‪ ،‬بهانه ای بــرای خودمان پیدا میکنیم که ان کار را انجام‬ ‫کلماتی که از زبانتان جاری میشود تاثیر بگذارد‪ .‬پس برای شروع‪ ،‬ندهیم‪ .‬سعی نکنید‪ .‬کارتان را انجام بدهید‪.‬‬ ‫صاف بایستید‪ ،‬شانه هایتان را عقب نگه دارید‪ ،‬لبخند مالیمی بزنید‬ ‫‪ .7‬برچسب زدن را محدود کنید‪.‬‬ ‫و با ادمهای اطرافتان ارتباط چشمی برقرار کنید‪ .‬این کارها باعث‬ ‫برچســب زدن میتوانــد به شــکل ناخوداگاه باعث شــود که‬ ‫میشود حضورتان پر رنگ شود‪ ،‬و کلماتی که استفاده میکنید تاثیر محدودیتهایی برای خودتان ایجــاد کنید‪ .‬مثال‪ ،‬وقتی به خودتان‬ ‫بهینه ای بر شنوندگان بگذارد‪.‬‬ ‫برچســب "تنبلی" یا "شــلختگی" میزنید‪ ،‬یا میگویید "وضعیت‬ ‫‪ .2‬واژگانتان را از نو چارچوب بندی کنید‪.‬‬ ‫مالی ام افتضاح اســت" و "در جهان مجازی نابلد هستم" نه تنها‬ ‫بــه جای اینکه خودتان را با کارهایی که نمیتوانید انجام بدهید به نفع شــما نیست‪ ،‬بلکه میتواند باعث ایجاد حالتهای ناخوشایند‬ ‫تعریف کنید‪ ،‬از کلماتی اســتفاده کنید که بیانگر توانایی های تان در ناخوداگاهتان شود‪ .‬حتی اگر در زندگی تنبل و نامرتب بوده اید‬ ‫باشــد‪ .‬به جای استفاده از واژگانی مانند " من نمی توانم‪ ،‬من نمی این نمیتواند جلوی تغییر شما را بگیرد‪ .‬بهتر است بگویید‪" :‬تا االن‬ ‫خواهم‪ ،‬مــن نیاز دارم‪ ،‬من مجبورم ایــن کار را بکنم" از کلماتی خیلی در این زمینه فعال نبوده ام‪ ،‬اما قصد دارم شروع به کار کنم‪".‬‬ ‫مانند " من میتوانم‪ ،‬من هستم‪ ،‬من میخواهم‪ ،‬من انتخاب میکنم‪ ،‬یا بگویید‪" :‬منظم بودن جزو اولویتهای من نبوده‪ ،‬اما االن تصمیم‬ ‫من دارم‪ ،‬من دوســت دارم‪ ،‬من خلــق میکنم و من لذت میبرم" دارم زمانم را بهتر مدیریت کنم‪".‬‬ ‫استفاده کنید‪.‬‬ ‫‪ .8‬مشکالت را به فرصت مبدل کنید‪.‬‬ ‫‪ .3‬از واژگان مطلق پرهیز کنید‪.‬‬ ‫همهء ما "مشــکالتی" داریم‪ .‬تنها فرق بیــن افراد موفق و افراد‬ ‫به جای استفاده از جمله ای شبیه به "انها احمقهای تمام عیاری ناموفق‪ ،‬نحوهء مواجههء انها با مشکالت است‪ .‬کارفرمای ازاردهنده‬ ‫هستند" از این جمله استفاده کنید‪" :‬انها مسائل را متفاوت از من ای دارید؟ این یک فرصت فوق العاده برای توسعهء مهارتهای کاری‬ ‫درک میکنند‪ .‬در عجبم انها چه چیزی میفهمند که من نمیفهمم‪ ".‬تان است‪ .‬کارهای زیادی بر سرتان ریخته؟ این یک موقعیت عالی‬ ‫بــه جای اینکه بگویید "حتی یک نفــر هم به حرفهای من گوش برای اولویت بندی و افزایش بازده کاری ست‪ .‬با تغییر دادن نحوهء‬ ‫نمیدهد" بگویید "به نظر میرســد بعضی هــا به حرف من توجه بیان "مشــکالتتان" روش مواجههء شما با مشکالت نیز تغییرات‬ ‫ندارند‪ .‬باید ببینم چطور باید حرف بزنم که توجه اطرافیانم را بیشتر مثبتــی خواهد کرد‪ .‬به جای اســتفاده از جملــهء "این وضعیت‬ ‫جلب کند‪".‬‬ ‫یک کابوس اســت" از جملــهء " این یک چالــش هیجان انگیز‬ ‫‪ .4‬به خاطر نظراتتان از کسی عذرخواهی نکنید‪.‬‬ ‫است" اســتفاده کنید و ببینید چقدر راحت تر با موقعیت مواجه‬ ‫افــراد زیادی‪ ،‬به طور اخص خانمها‪ ،‬پیش از بیان نظراتشــان از خواهید شد‪.‬‬ ‫کالم عذرخواهانه استفاده میکنند‪ .‬اگر شما هم چنین عادتی دارید‪،‬‬ ‫ما در میان واژگانمان زندگی میکنیم‪ .‬تصمیم بگیرید طوری از‬ ‫باید کنارش بگذارید‪ .‬الزم نیست برای نظرات شخصی تان از کسی کالم اســتفاده کنید که بهترین خصایص فردی تان اشکار شود و‬ ‫عذرخواهی بکنید‪ .‬تنها الزم است نحوهء بیانتان محترمانه باشد‪.‬‬ ‫حس مثبت تری نسبت به توانایی هایتان در مواجهه با انچه انگیزه‬ ‫بخش اســت پیدا کنید و بتوانید در مقابله با انچه خوشــایندتان‬ ‫‪.5‬استفاده از "باید" را محدود کنید‪.‬‬ ‫نیست‪ ،‬انعطاف پذیرتر ظاهر شوید‪ .‬من از یک چیز اطمینان کامل‬ ‫شــاید واژهء "باید" به نظر بی ضرر بیایــد‪ .‬با این حال‪ ،‬انچه در دارم و ان این است که‪:‬‬ ‫خفای کلمهء "باید" نهفته اســت ملغمه ای از انتظارات اجتماعی‪،‬‬ ‫شما تواناتر از انید که فکر میکنید‪.‬‬ ‫تعصبات و قوانین ناخوشایند است‪ .‬پس به جای استفاده از کلمهء‬ ‫با شــناختن قابلیت های خودتان به مقامی خواهید رســید که‬ ‫"باید" که در خود حســی از قضاوت نهــان دارد‪ ،‬از کلماتی مانند تصمیم بگیرید از کلماتی اســتفاده کنید که جسارت بیشتری به‬ ‫"بهتر‪/‬بدتر" استفاده کنید‪ .‬کلمهء "شاید" مناسب تر است‪ ،‬میتواند شما میبخشند‪.‬‬ ‫فضایی برای عقاید جایگزین ایجاد کند که با خواســته های فردی‬ ‫شما همخوانی بیشتری داشته باشد‪ .‬به عنوان مثال‪ ،‬به جای اینکه‬ ‫‪1-Margie Warrell‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪17‬‬ صفحه 18 ‫باندا یا قفل های‬ ‫بدن در یوگا‬ ‫با نگاهی بر کتاب اشتانگا یوگا‬ ‫منسوب به سنت چارانداسا‬ ‫‪۱‬‬ ‫‪۱‬‬ ‫نویسنده‪ :‬نگین سنجری فر‬ ‫یکی از تکنیک های یوگای کالســیک‪،‬‬ ‫باندا یا قفل بدن‪ ،‬روشی ست که عموما در‬ ‫ترکیب بــا تنفس های خاص‪ ،‬بخش های‬ ‫مشخصی از بدن به مدت کوتاهی منقبض‬ ‫و یا در اصطالح قفل می شوند‪ .‬در مجموع‬ ‫شش قفل در یوگا وجود دارد که سه تا از‬ ‫ان ها قفل های اصلی هستند‪.‬‬ ‫پیش از اشــنایی با بانداها‪ ،‬الزم اســت‬ ‫با فلســفه نهفته در انجــام این تمرینات‬ ‫اشنا شوید‪.‬‬ ‫یوگی ها اعتقاد دارند در بدن انســان‪,‬‬ ‫کانال های انرژی متعددی وجود دارد‪ .‬بنا بر‬ ‫کتاب اشتانگا یوگا‪ ،‬نوشته سنت چارانداسا‪،‬‬ ‫که یکی از کهن ترین متون یوگاســت‪ ،‬در‬ ‫بدن انسان ‪ 72864‬کانال انرژی وجود دارد‬ ‫که این کانال ها "نادی" نامیده می شوند‬ ‫و منشا تمامی انها از ناف انسان است‪ .‬مهم‬ ‫ترین نادی ها‪ ،‬ایدا (‪ ، )Ida‬پینگاال (‪ )Pingala‬و‬ ‫سوشومنا (‪ )Susumna‬هستند‪ .‬ایدا‪ ،‬به سوراخ‬ ‫بینی در ســمت چپ اطالق می شــود و‬ ‫‪18‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫هدایت کننده انرژی ماه اســت‪ .‬پینگاال یا‬ ‫سوراخ بینی در سمت راست‪ ،‬هدایت کننده‬ ‫انرژی خورشید است‪ .‬اصلی ترین نادی بدن‬ ‫انســان از منظر دانش یوگا‪ ،‬سوشومنا و یا‬ ‫ستون فقرات است‪ .‬انعطاف و سالمت این‬ ‫کانال‪،‬انرژی تضمینی بر سالمت جسمی و‬ ‫روانی محسوب می شود‪ .‬در کتاب مذکور‬ ‫امده است که سوشــومنا‪ ،‬مسئول دست‬ ‫یابی به پیشرفت های معنوی ست و جنس‬ ‫ان از اتش است‪ .‬انرژی گاها در یکی از این‬ ‫سه کانال گردش باالتری دارد‪ .‬بنا بر فلسفه‬ ‫سنت چارانداسا‪ ،‬انجام تمرینات تنفسی یا‬ ‫پرانایاما‪ ،‬باعث می شــود گردش انرژی در‬ ‫سوراخ های بینی به تعادل برسد‪ ،‬و میزان‬ ‫گردش انرژی در سوشــومنا افزایش یابد‬ ‫که این خود موجب افزایش اگاهی بدن و‬ ‫روح می شود‪.‬‬ ‫بدن انســان‪ ،‬هفــت چاکــرا در امتداد‬ ‫سوشومنا نادی ( ستون فقرات) دارد‪ .‬برخی‬ ‫اعتقاد دارنــد چاکراها بر روی بدن لطیف‬ ‫انسان قراردارند‪ .‬چاکرا در زبان سانسکریت‬ ‫به معنای چرخ اســت‪ .‬این چاکراها که هر‬ ‫کدام نام و رنگ مشخصی دارند توسط گل‬ ‫نیلوفر با تعداد گلبرگ های مشخص نشان‬ ‫داده می شــوند‪ .‬چاکرا ها مســئول تنظیم‬ ‫گردش انرژی در بدن هستند‪.‬‬ ‫یوگی ها اعتقاد دارند در چاکرای ریشه‪،‬‬ ‫ماری متشکل از انرژی چنبره زده است‪ ،‬که‬ ‫کندالینی نامیده میشود‪ .‬هدف غایی انجام‬ ‫تمرینات فیزیکی و ذهنــی در یوگا‪ ،‬بیدار‬ ‫کردن کندالینی‪ ،‬و وادار کردن ان به حرکت‬ ‫در مســیر چاکراها و به دور سوشومنا نادی‬ ‫اســت‪ .‬بیدار بودن و حرکت کردن این مار‬ ‫فرضی‪ ،‬که در واقع سمبلی از انرژی حیات‬ ‫است‪ ،‬تضمین کننده جسمی سالم و ذهنی‬ ‫اگاه خواهد بود‪ .‬توجه داشته باشید که مار‪،‬‬ ‫در فرهنگ مشرق زمین‪ ،‬موجودی مقدس و‬ ‫قابل احترام است‪.‬‬ ‫انجام تمرینات قفل بدن در یوگا‪ ،‬در واقع‪،‬‬ ‫به منظور بیدار ســازی و تحریک کندالینی‬ ‫انجام می شود‪.‬‬ ‫انجام دادن تمرینات باندا‪ ،‬عالوه بر افزایش‬ ‫انرژی در بدن‪ ،‬مزایای جسمانی دیگری هم‬ ‫دارد که در ادامه به ان پرداخته خواهد شد‪.‬‬ ‫سه قفل اصلی‪ ،‬به نامهای موال باندا (قفل‬ ‫لگن) ‪ ،‬اودیانا باندا (قفل شــکم) و جاالندارا‬ ‫باندا (قفل چانه) نامیده می شوند‪.‬‬ ‫موال باندا (قفل لگن)‬ ‫مزایای قفل لگن یا قفل ریشــه‪ ،‬تنظیم‬ ‫قاعدگــی در بانوان‪ ،‬کاهــش ضربان قلب و‬ ‫تنفس‪ ،‬و کاهش فشار خون است‪ .‬موال باندا‬ ‫‪ ،‬بــه قوی تر کردن عضــات لنگی کمک‬ ‫شایانی کرده‪ ،‬ثبات بیشــتری به لگن می‬ ‫بخشد و در نتیجه‪ ،‬حرکت ستون فقرات را‬ ‫بهبود می دهد‪.‬‬ ‫اودیانا باندا (قفل شکم)‬ ‫اودیانا باندا‪ ،‬یا قفل ناحیه شکمی‪ ،‬تمامی‬ ‫ارگان های داخل شــکم را ماساژ می دهد‪.‬‬ ‫فعالیت غدد فوق کلیــوی را تنظیم کرده‪،‬‬ ‫و از اســترس می کاهد‪ .‬این تمرین موجب‬ ‫بهبود وضعیت گوارش شــده‪ ،‬و نیز گردش‬ ‫خون را بهبود می بخشد‪ .‬از انجایی که اودیانا‬ ‫باندا‪،‬غده پانکراس را نیز تحت تاثیر قرار می‬ ‫دهد‪ ،‬انجام این تمرین‪ ،‬برای کنترل دیابت‬ ‫بســیار مفید اســت‪ .‬با قوی تر کردن پرده‬ ‫دیافراگم‪ ،‬قفل شکم می تواند کیفیت کلی‬ صفحه 19 ‫تنفس را افزایش دهد‪ .‬این تمرین همچنین‬ ‫برای رهایی از خشم‪ ،‬اضطراب و افسردگی‬ ‫اثرات مثبتی دارد‪.‬‬ ‫جاالندارا باندا (قفل چانه)‬ ‫جاالنــدارا باندا‪ ،‬یا قفل چانــه‪ ،‬به دلیل‬ ‫درگیر کردن ســتون فقرات‪ ،‬گردش خون‬ ‫را در ســتون مهره هــا افزایش می دهد و‬ ‫برای حفظ سالمتی ســتون فقرات مفید دادن این تمرین ‪،‬بر غده تیروئید نیز اثرات‬ ‫اســت‪ .‬با اثر گذاری بر عروق خونی گردن‪ ،‬مثبتی دارد‪.‬‬ ‫این تمرین می تواند میزان هجوم خون به‬ ‫مغز را کاهش داده‪ ،‬فعالیت بدن را ارام کند‪،‬‬ ‫و در نهایت باعــث کاهش میزان اضطراب‬ ‫‪1-Astanga Yoga‬‬ ‫‪2-Saint Charandasa‬‬ ‫شــده‪ ،‬و از حجم افکار نیــز بکاهد‪ .‬انجام‬ ‫بحث واقعی‬ ‫مترجم‪ :‬مهرنوش ستوده‬ ‫بحث واقعی‪:‬‬ ‫اگر هر روز یوگا نکنم‪ ،‬از هم می پاشم‪ .‬شاید‬ ‫این موضوع نمایشــی به نظر برسد اما‪ ،‬مرور‬ ‫همه گیــری کرونا در جهان ‪ ،‬اغتشاشــات‬ ‫اقتصــادی‪ ،‬بــی عدالتی اجتماعــی‪ ،‬اتش‬ ‫ســوزی های پیوسته در طول سال در ایالتم‬ ‫در کولورادو‪ ،‬و این اواخر جنگ برای سیستم‬ ‫عصبی بسیار سخت و سنگین است ‪.‬‬ ‫ســامت روانی من به بیســت و پنج دقیقه‬ ‫یوگایی که هر روز صبح روی مت با اساناهای‬ ‫ارام انجام میدهم بستگی دارد ‪ ،‬همراه با سه تا‬ ‫پنج دقیقه نفس عمیق و ده دقیقه مدیتیشن‪.‬‬ ‫با اینحال اکثر صبحها مجبورم خودم را وادار‬ ‫کنم که همه این کارها را انجام دهم ‪ ،‬به جای‬ ‫رصد کردن اخبار منفــی ناراحت کننده در‬ ‫شبکه های مجازی‪.‬‬ ‫ایا این تمرینهای صبحگاهی حیاتی هستند؟‬ ‫کامال‪.‬‬ ‫ایا فوق العاده سرگرم کننده اند؟ نه زیاد‪.‬‬ ‫مثــل ویتامین مصــرف کــردن و و زود به‬ ‫رختخواب رفتن هستند‪.‬کاری است که باید‬ ‫انجــام بدهیم ‪ .‬روتین هــر روزه یوگای من‬ ‫تبدیــل به یک بخش از زندگی بزرگســالی‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫اما ایا خوب ماندن در این راه ‪ ،‬همیشه احتیاج‬ ‫به جدی بودن در این راه هم دارد؟‬ ‫ایا شــما هم مثل من گاهــی از روتین‬ ‫یوگایتان خسته میشوید؟‬ ‫ایا شــما هم هر روز از طریق ویدیوهای‬ ‫یوتیوب تمرین میکنید؟‬ ‫ایا شما هم از طریق زنجیره های تکراری‬ ‫وینیاســا از ســال ‪ 2008‬هــر روز یوگا‬ ‫میکنید؟‬ ‫شــاید وقتش رسیده که استینها را باال‬ ‫بزنیم و تغییری در در تمریناتمان انجام‬ ‫دهیــم و دوباره با تمریناتمــان مقداری‬ ‫تفریح داشته باشیم ‪.‬‬ ‫برگشتن به بازی‪:‬‬ ‫به خاطر بیاورید که چقدر اینکه در بدن‬ ‫خود باشــید و به ان توجه کنید و بازی‬ ‫کنید‪ ،‬میتواند لذت داشته باشد ‪.‬نه؟قابل‬ ‫فهم است‪.‬‬ ‫بعنوان یه بزرگســال‪ ،‬در جامعه ای که به‬ ‫بهره وری بیش از حــد‪ ،‬ارزش می دهد‪،‬‬ ‫زمان بازی داشــتن تشویق نمی شود‪.‬اما‬ ‫باید به این موضوع اهمیت داد‪.‬‬ ‫فواید سالمت روانی و شناختی‪ ،‬ما را سالم‬ ‫‪ ،‬خوشــحال و از نظر روانی هوشیار نگه‬ ‫می دارد‪.‬‬ ‫اما در هر حال منظور از بازی چیســت؟‬ ‫با توجه بــه مقاله ســال ‪ " 2009‬مجله‬ ‫امریکایی بازی"توسط پرفسشور روانشناسی‬ ‫" پیتر گری" بازی اینگونه تعریف می شود‪:‬‬ ‫فعالیتی خودانتخابــی‪ ،‬با هدایت خود فرد‪،‬‬ ‫خود انگیزشــی ‪ ،‬ابتکاری‪ ،‬که در محیطی‬ ‫بدون استرس انجام شود‪.‬‬ ‫بطور خالصه ‪ ،‬بازی برای سرگرمی‪ ،‬سرگرم‬ ‫کننده است‪.‬‬ ‫درست مثل یوگا‪.‬یوگا وسیله است ‪ ،‬نه هدف‬ ‫‪.‬و برای مغز خوب اســت ‪ .‬در عین حال که‬ ‫فواید بازی را دارد‪ ،‬اســترس را کاهش می‬ ‫دهد‪ ،‬ســامتی عمومی و خوشحالی را باال‬ ‫مــی برد و همچنین عملکرد شــناختی را‬ ‫افزایش می دهد‪.‬‬ ‫که فاکتور حیاتی برای رشــد سلول مغزی‬ ‫اســت ‪ BDNF،‬در مطالعه ای در سال ‪،2003‬‬ ‫نشان داده شد که فاکتور‬ ‫با یــوگا افزایش می یابد‪ .‬همچنین نشــان‬ ‫داده شــده که برای گسترش ان ناحیه ای‬ ‫از مغز که مســوول وظایــف اجرایی نظیر‬ ‫برنامه ریزی ‪ ،‬تصمیم گیری ‪ ،‬حل مســاله‬ ‫و تنظیمات عاطفی اســت ‪ ،‬بسیار کارساز و‬ ‫موثر است‪.‬‬ ‫بازی میتواند سیناپس های خوابیده مغز را‬ ‫برطرف کند و همچنین بیماری های ناشی‬ ‫از افزایش ســن نظیر الزایمر و زوال عقل را‬ ‫کاهش دهد‪.‬‬ ‫و در اخر‪ ،‬بازی ‪،‬تازگی‪ ،‬شگفتی و اصالتی را‬ ‫موجب می شود که منجر به انعطاف پذیری‬ ‫در فکر کردن می شــود‪ ،‬شامل ارتباط های‬ ‫غیر معمول بین ایــده ها ‪،‬که از این طریق‬ ‫مهارت حل مســاله را باال میبرد و خالقیت‬ ‫را ارتقا می دهد‪.‬‬ ‫ینابر این با توجه به همه این اتفاقات در فکر‬ ‫و مغــز‪ ،‬من تالش کردم فرمهای مختفی از‬ ‫یوگا را انجام دهم که مرا از نقطه امنم خارج‬ ‫میکند و مرا به حیطه بازی میبرد‪.‬‬ ‫منبع‪YogaJournal 2022 :‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪19‬‬ صفحه 20 ‫زندگی با محوریت‬ ‫قلبیهوشمند‬ ‫نویسنده‪ :‬سارا رشید چهره برق‬ ‫مقالــه تالیفی می باشــد و از مقاالت و‬ ‫ســایت های معرفی شــده نیز به صورت‬ ‫ترجمه در مقاله اســتفاده شــده است‪.‬در‬ ‫ضمن بخش پایانی مقاله نوشته بنده و بر‬ ‫گرفته از تجربه و درک من از یوگا می باشد‪.‬‬ ‫قلب نماد اگاهی و خرد‪:‬‬ ‫در زمان های گذشته‪ ،‬نیاکان ما بر روی‬ ‫دیوار غارها و سنگ ها‪ ،‬دست نوشته های‬ ‫بسیاری از خود به جای گذاشته اند که نشان‬ ‫می دهد قلب نماد ســامتی‪،‬خرد‪،‬بینش ‪،‬‬ ‫هدایت و هوش برتر است‪.‬‬ ‫در قرن هفدهم میالدی و هنگام شکل‬ ‫گیــری انقــاب فرهنگی ‪ ،‬رنــه دکارت‬ ‫فیلسوف فرانســوی معتقد بود که ذهن و‬ ‫‪20‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫بدن دو عنصر کامال جدا از هم هستند ‪.‬‬ ‫بر همین اساس دانشمندان و محققان ‪ ،‬تا‬ ‫مدت های بسیار طوالنی قلب را به عنوان‬ ‫عضوی عضالنی که وظیفه خون رسانی به‬ ‫سراسر بدن را بر عهده دارد می دانستند‬ ‫و تنها از منظر علم پزشکی ان را بررسی‬ ‫می کردند ‪ ،‬غافل از اینکه انها از روح قلب‬ ‫اگاهی نداشتند‪.‬‬ ‫درســت است که این امر از هیچ کس‬ ‫پوشیده نیست که قلب یک عضو بسیار‬ ‫حیاتــی در بدن ما اســت و باعث تداوم‬ ‫زندگی میشود و همچنین همه ما از تاثیر‬ ‫احساسات و عواطف بر روی قلب اگاهی‬ ‫داریم ‪ ،‬اما مطالعات ‪ 40‬سال اخیر نشان‬ ‫می دهد که نه تنها احساسا ت و عواطف‬ ‫ما بر روی عملکرد قلب تاثیر میگذارد بلکه‬ ‫این ارتباط کامال دوطرفه است و عملکرد‬ ‫قلب نیــز میتوانید بر روی احساســات و‬ ‫عواطف ما تاثیر بگذارد‪ .‬امروزه قلب را یک‬ ‫اندام حسی معرفی کرده اند‪.‬‬ ‫هر گاه به دانش و هوش برتر قلب متصل‬ ‫باشیم انگاه میتوانیم فراتر از زمان و مکان‬ ‫و فرهنگ ها قدم بگذاریم و به سرچشــمه‬ ‫خرد و اگاهی وصل شویم‪.‬‬ ‫ارتباط بین قلب و مغز‪:‬‬ ‫همیشــه در طول دوران تحصیل به ما‬ ‫اموختــه اند که قلب بــرای فعالیت خود‬ ‫نیازمند ســیگنالهایی عصبی است که از‬ ‫طرف مغز به ان میرسد‪.‬‬ ‫اما در تحقیقات اخیر تحت عنوان "هوش‬ ‫قلب" که توسط موسسه هارت مث انجام‬ ‫شده است نشان میدهد که ارسال سیگنال‬ ‫از قلب به سمت مغز بسیار بیشتر از ارسال‬ ‫سیگنال از مغز به سمت قلب است‪.‬‬ ‫ســیگنالهای وارد شده از طرف قلب به‬ ‫ســمت مغز باعث تنظیــم عملکرد هایی‬ ‫مانند پردازش احساســات‪،‬قدرت تصمیم‬ ‫گیری‪،‬حافظه‪،‬قــدرت حــل مســئله در‬ ‫مغز میشود‪.‬‬ صفحه 21 ‫فراوان در قلب باعث میشود که یک میدان‬ ‫الکترومغناطیسی در اطراف ان ایجاد شود‬ ‫که این میدان انرژی مستقیما بر روی کل‬ ‫بدن و همچنین بر روی مغز و عملکرد ان‬ ‫تاثیر میگذارد‪.‬‬ ‫این بــاور را در ذهن ما تلقین کرده اند‬ ‫که مغز بر فیزیولوژی بدن ما حکمفرمایی‬ ‫میکنــد‪ .‬البته که بخشــی از این صحبت‬ ‫درســت اســت اما قلب اندامی خودکار و‬ ‫مستقل از مغز میباشد‪.‬‬ ‫در ســال ‪ 1991‬پزشــکی به نام اندرو‬ ‫ارمور ثابت کرد که قلب ‪،‬مغز ویژه خود را‬ ‫دارد‪.‬با وجود تعداد ‪ 40‬هزار نورون عصبی‬ ‫قلب دارای سیســتم عصبی مســتقل از‬ ‫مغز میباشد‪.‬این کشف انقدر با ارزش بود‬ ‫که شــاخه جدیدی از علــم تحت عنوان‬ ‫نوروکاردیوگرافی را پدید اورد‬ ‫این مطلب را به وضوح میتوان از طریق‬ ‫علم جنین شناسی ثابت کرد‪ .‬قلب جنین‬ ‫در ســه ماهگی و مغز ان در پنج تا شش‬ ‫ماهگــی در رحم مادر شــکل میگیرد و‬ ‫تکامل مییابد و نشان میدهد که قلب بدون‬ ‫وابستگی به حضور مغز و قبل از به وجود‬ ‫امدن ان در بدن جنین شــکل میگیرد‪.‬‬ ‫همچنیــن با خارج کردن قلــب از بدن و‬ ‫قــرار دادن ان در محلــول رینگر میتوان‬ ‫مشاهده کرد که به مدت طوالنی همچنان‬ ‫قلب به تپیدن ادامه میدهد و زنده میماند‪.‬‬ ‫این نشــان میدهد که نورون های عصبی‬ ‫مستقل از مغز در خود قلب وجود دارند که‬ ‫به ادامه حیات قلب حتی زمانی که از بدن‬ ‫خارج شده است کمک میکنند‪.‬‬ ‫مغز قلب‪:‬‬ ‫مطالعات بســیار زیــادی در این زمینه‬ ‫انجام شــده است که ادعا میکنند قلب به‬ ‫علت داشتن نورونهای عصبی بسیار زیاد به‬ ‫نوعی دارای مغزی مستقل از مغزی است‬ ‫که در جمجمه قــرار دارد به همین دلیل‬ ‫محققان اصطالحی به نام مغز قلب را مطرح‬ ‫کردند که بیان میکند قلب خود دارای مغز‬ ‫است‪ .‬حضور نورون ها و سیگنالهای عصبی‬ ‫سیســتم عصبــی خــودکار و‬ ‫انسجام قلب‪:‬‬ ‫سیســتم عصبی خــودکار( بخش غیر‬ ‫ارادی سیستم عصبی) از دو بخش سیستم‬ ‫عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک تشکیل‬ ‫شده اســت‪.‬اگر سیستم عصبی خودکار را‬ ‫یک اتومبیل تصور کنیم ‪،‬سیستم عصبی‬ ‫سمپاتیک نقش گاز و پاراسمپاتیک نقش‬ ‫ترمز را در این مجموعه ایفا میکنند‪ .‬تعادل‬ ‫در بــدن و ذهن زمانی صورت میگیرد که‬ ‫این دو سیســتم به طــور متعادل وظایف‬ ‫خود را انجام دهند‪ .‬در این صورت سیستم‬ ‫عصبی خــودکار در بهتریــن حالت خود‬ ‫فعالیت میکنــد و انســجام در کل بدن‬ ‫حفظ میشود‪.‬‬ ‫قلب به طور مســتقل دارای سیســتم‬ ‫عصبی خودکار است و با تغییر عملکرد دو‬ ‫سیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک‬ ‫قادر خواهد بود که الگوی ریتمیک خود را‬ ‫تغییر دهد ‪ .‬با تجربه هر احساس(اگاهانه و‬ ‫نااگاهانه)در هر لحظه ریتم و ضربان قلب ما‬ ‫تغییر خواهد کرد و این تغییرات مستقیما‬ ‫بر روی سیستم عصبی تاثیر میگذارند ‪.‬‬ ‫فاکتور های بسیار در برقراری هموستازی‬ ‫و تعادل سیستم عصبی خودکار و انسجام‬ ‫قلب تاثیر دارند از جمله این عوامل الگوهای‬ ‫تنفسی‪،‬فعالیتهای فیزیکی و احساسات و‬ ‫نحوه فکر کردن میباشد‪.‬‬ ‫تحقیقات موسســه هارت مث نشــان‬ ‫میدهــد که نحوه فکر کردن ما و شــکل‬ ‫گیری احساسات در ما تاثیر بسیار زیادی در‬ ‫انسجامقلبدارد‪.‬احساستناخوشایندمانند‬ ‫خشم‪،‬ترس و نگرانی‪،‬ناامیدی‪،‬حسد‪،‬کینه و‬ ‫تنفر‪،‬انتقام و رقابت‪،‬احســاس غم و اندوه و‬ ‫کمبود ریتم و انسجام قلب را برهم میزنند‬ ‫و باعث میشوند که سیستم عصبی خودکار‬ ‫ســمپاتیک و پاراسمپاتیک نیز دچار عدم‬ ‫تعادل شوند درست مانند زمانی که هنگام‬ ‫رانندگی یک پا بر روی گاز باشــد و یک پا‬ ‫بر روی ترمز در این صورت متوجه خواهید‬ ‫شد که مقداری بســیارزیادی از انرژی به‬ ‫هدر خواهد رفت و درســت همین حالت‬ ‫در بدن رخ میدهد‪ ،‬عدم تعادل در سیستم‬ ‫عصبی و نبود انسجام قلب باعث هدر رفتن‬ ‫انرژی میشــود و میدان انرژی اطراف ما را‬ ‫کاهش میدهد‪.‬‬ ‫با داشتن افکاری مناسب که احساساتی‬ ‫متعالی را در ما پــرورش میدهند ما قادر‬ ‫خواهیم بود سیســتم عصبــی خودکار را‬ ‫متعادل کنیم ‪ ،‬انسجام و ریتم قلب حفظ‬ ‫شــود که در نهایت انــرژی بدن ما حفظ‬ ‫میشــود‪. .‬زمانی که قلب به سمت انسجام‬ ‫میرود درست مانند یک امپلی فایر عمل‬ ‫میکند و اطالعات منسجم را از طریق مسیر‬ ‫های عصبی به طور مســتقیم به تاالموس‬ ‫منتقل میکند و از انجــا تاالموس مراکز‬ ‫بتای مغز را که مسئول حل مسئله‪،‬قدرت‬ ‫تصمیم گیری و پردازش افکار و احساسات‬ ‫و همچنیــن حافظه اســت را تحت تاثیر‬ ‫قرار میدهد‪.‬پس اگر مرکز قلب باز باشــد‬ ‫(در علم یوگا بــه ان چاکرا قلب یا اناهاتا‬ ‫چاکرا میگویند) یعنی مراکز بتای مغز نیز‬ ‫تحت کنترل هستند و عملکردی مناسب‬ ‫خواهند داشت‪.‬‬ ‫ارتباط میان ریتم قلب و احساسات‪:‬‬ ‫مطالعات در این زمینه نشــان میدهد‬ ‫یک ارتباط دو سویه بین تجربه احساسات‬ ‫و ریتــم قلب وجــود دارد بــه طوری که‬ ‫الگوهای ریتمیک قلب بر روی احساسات‬ ‫و برعکس الگوهای احساسی بر روی ریتم‬ ‫و ضربان قلب و میدان انرژی اطراف قلب و‬ ‫همچنین به دنبال ان بر روی عملکرد مغز‬ ‫تاثیر میگذارند‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪21‬‬ صفحه 22 ‫زمانی که ریتم قلب نامنســجم اســت‬ ‫میدان انرژی اطراف ان نیز نامنســجم و‬ ‫سیگنالهایی که از طرف قلب به مغز ارسال‬ ‫میشود نیز نامنسجم و عملکرد مغز دچار‬ ‫اختالل میشــود ‪ ،‬فــرد در تصمیم گیری‬ ‫‪،‬قدرت حل مسئله و پردازش احساسات به‬ ‫مشکل برمیخورد‬ ‫این روند به خوبی نشان میدهد که چرا‬ ‫زمانی که عصبانی هســتیم نمیتوانیم به‬ ‫خوبی فکر کنیم ‪ ،‬تصمیم بگیریم و اگاهانه‬ ‫رفتار کنیــم و درکمان از محیط اطراف و‬ ‫شرایط ایجاد شده به شدت کاهش میابد‪.‬‬ ‫احساسات منفی و شــرایط استرس زا‬ ‫مزمن که مدت طوالنی در انها باقی مانده‬ ‫ایم باعث تغییر در ریتم قلب و بی نظمی‬ ‫در میدان انرژی اطراف قلب میشــوند که‬ ‫این تغییرات مستقیما بر روی عملکرد مغز‬ ‫نیز تاثیر میگذارند‪.‬‬ ‫همه ما کمابیش بر این امر واقف هستیم‬ ‫که عشــق‪ ،‬شکرگزاری‪،‬قدردانی‪،‬شادی و‬ ‫سرزندگی‪،‬احســاس امید ‪،‬تسلیم بودن و‬ ‫احساس وحدت و یگانگی از قلبمان منشا‬ ‫میگیرند‪ .‬بنابراین بر خالف تجربه احساساتی‬ ‫منفی ‪ ،‬داشتن احساســات متعالی باعث‬ ‫انسجام در ریتم قلب و میدان انرژی اطراف‬ ‫ان شده و این انسجام مستقیما به عملکرد‬ ‫بهتر مغز کمک میکند و باعث میشود که‬ ‫ما بتوانیم بهتر مسائل زندگی را حل کنیم‬ ‫بهتر تصمیم بگیریم و محیط اطرافمان را با‬ ‫اگاهی بیشتر درک کنیم‪.‬‬ ‫انسجام میان قلب و مغز‪:‬‬ ‫موسسه اچ ام ای یک موسسه پژوهشی‬ ‫اموزشی است که بر روی شناخت بیشتر‬ ‫انســجام میان قلب و مغز تحقیقات بسیار‬ ‫زیادی انجام داده اســت‪.‬این موسســه در‬ ‫تالش اســت تا با شــیوه ها و ابزار هایی‬ ‫بتواند شــکاف میان قلب و مغز را پر کند‬ ‫و سبب تحکیم پیوند میان ان دو شود و‬ ‫به نوعی ذهن و روح را در هماهنگی با هم‬ ‫قراردهد (ذهن بیانگر مغز و روح نمادی از‬ ‫قلب است)‪.‬‬ ‫انها میکوشــند تا راهکارهایی به افراد‬ ‫ارائه دهند که بتوانند بدون وابســته بودن‬ ‫به عوامل بیرونی و فارغ از اینکه در محیط‬ ‫اطرافمشان چه میگذرد‪ ،‬بتوانند احساسات‬ ‫‪22‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫متعالی را در خود پرورش دهند و شــکاف‬ ‫میان ذهن و روح را کاهش دهند و زندگی‬ ‫با کیفیت باالتر را تجربه کنند‪.‬‬ ‫احساسات انرژی هستند‪:‬‬ ‫در کل مطالعــات فراوانی بر روی نحوه‬ ‫پردازش احساسات در بدن صورت گرفته‬ ‫اســت‪ .‬این مطالعات نشــان میدهند که‬ ‫در مجموع تمام احساســاتی که ما تجربه‬ ‫میکنیــم فارغ از نوع انها بــا تاثیر بر روی‬ ‫مغز باعث ترشح و تولید مواد بیوشیمیایی‬ ‫در بدن میشــوند و به دنبال ان تمام اندام‬ ‫ها و سیســتم های حیاتی تحــت تاثیر‬ ‫قرار میگیرند‪.‬‬ ‫همانطور که در بخشــهای قبلی گفته‬ ‫شد‪ ،‬هنگامی که پرورش و تجربه عواطف‬ ‫و احساســاتی واال را بــر میگزینیم ‪ ،‬ریتم‬ ‫قلب تغییر کرده و منســجم میشــود در‬ ‫نهایت سیگنالهایی منسجم به مغز فرستاده‬ ‫میشود اگر دامنه این سیگنال ها به اندازه‬ ‫کافی وسیع باشد(به طوری که بتوانیم به‬ ‫صــورت پایدار و در مــدت زمانی طوالنی‬ ‫در احساساتی متعالی باقی بمانیم) معادل‬ ‫با این عواطف مثبت مواد بیوشیمیایی در‬ ‫بدن ازاد میشــود‪ .‬انها با تاثیر بر روی مغز‬ ‫و تولید مواد بیوشیمیایی بیشتر و با تاثیر‬ ‫بر روی انــدام های دیگر و همچنین قلب‬ ‫ســطح انرژی را در بدن باال میبرند ‪.‬دست‬ ‫کم ‪ 1400‬ماده بیوشیمیایی در بدن پدید‬ ‫میاید که محصول ان احساســات خوب‬ ‫بیشتر و پایدار تر است در این صورت بدن‬ ‫رشد میکند و ترمیم میشود و به جای اینکه‬ ‫از انرژی اطراف خود استفاده کند به علت‬ ‫افزایش انرژی درونی میتواند حتی انرژی‬ ‫را به محیط بیرون از خود نیز ساطع کند‪.‬‬ ‫‪.‬با هر بار تولید مواد بیوشیمیایی در بدن‬ ‫و تاثیر انها در اندام های مختلف ســطح‬ ‫انرژی بدن ما تغییر میکند به همین دلیل‬ ‫است که احساسات به شکل انرژی در بدن‬ ‫ظاهر میشــوند‪ .‬و هر احساسی سطحی از‬ ‫انرژی را در ما به وجود میاورد‪.‬احساســات‬ ‫متعالــی مانع هــدر رفتن انرژی شــده و‬ ‫سیستم عصبی و اندامها را متعادل میکنند‬ ‫و باعث میشوند که بدنی سالم تر و پر انرژی‬ ‫تری داشته باشیم ‪.‬‬ ‫برعکس ایــن حالت زمانی اســت که‬ ‫احساس ناراحتی‪ ،‬خشم‪،‬استرس‪ ،‬حسادت‬ ‫‪ ،‬رقابت و ازردگی خاطر را تجربه میکنیم‬ ‫‪ ،‬حدود ‪ 1200‬ماده بیوشیمیایی محصول‬ ‫این احساسات ناخوشــایند ‪ ،‬از مغز تولید‬ ‫میشــوند ‪ ،‬وارد جریان خون شــده و در‬ ‫بدن ازاد میشــوند‪.‬افتی که در تولید مواد‬ ‫بیو شــیمیایی به وجود امــده حدود ‪90‬‬ ‫ثانیه تا دو دقیقه طول میکشــد ‪.‬در کوتاه‬ ‫مدت این احساسات ناخوشایند ازاردهنده‬ ‫نیستند چنانچه خیلی فوری برطرف شوند‬ ‫نمیتوانند تاثیر چندانی بر روی ســامتی‬ ‫بدن وســطح انرژی ما بگذارند اما اگر این‬ ‫احساسات منفی و ناخوشایند طوالنی ادامه‬ ‫یابند و نتوانیم ان را به موقع برطرف کنیم‬ ‫انگاه میتوانند حالتی نامنسجم در بدن پدید‬ ‫اورند و به سالمتی بدنمان اسیب بزنند و‬ ‫ارامش ذهن را از ما سلب کنند‪ .‬احساسات‬ ‫منفی باعث کاهش ســطح انرژی در بدن‬ ‫شــده و باعث ایجاد عدم تعادل در بدن و‬ ‫سیستم عصبی میشــوند که به مرور و با‬ ‫تکرار این احساسات سالمتی جسم و ذهن‬ ‫و روح ما به خطر میافتد‪ .‬این احساســات‬ ‫ناخوشایند زمانی در ما شکل میگیرند که‬ ‫ما به محیط اطرافمان پاسخ میدهیم در این‬ ‫حالت ما احساس میکنیم که تسلطی بر‬ ‫روی شــرایط ایجاد شده در محیط اطراف‬ ‫خود نداریم در این زمان ما کامال ماده گرا‬ ‫میشویم و تمام اتفاقات و حالت های دورنی‬ ‫خــود را به محیط بیرون و دنیای بیرون از‬ ‫خودمان نســبت میدهیم غافل از انکه هر‬ ‫انچیزی که در حال تجربه ان هستیم تنها‬ ‫و فقط بــه خودمان برمیگردد و نه محیط‬ ‫بیرون از خودمان‪.‬‬ ‫اینجاست که معنای کنترل ذهن شکل‬ ‫میگیرد‪.‬درســت اســت که ما در دنیایی‬ ‫زندگی میکنیم که گاهی شرایط پیش امده‬ ‫مورد پسندمان نیست و مطابق با خواسته‬ ‫های اوضاع پیش نمیرود اما این خودمان‬ ‫هستیم که میتوانیم تصمیم بگیریم از بین‬ ‫تمام زیبایی هــا و نازیباییها چه چیزی را‬ ‫انتخاب کنیم‪.‬در این دنیا سالمتی‪،‬بیماری‬ ‫‪،‬فقر‪،‬ثروت‪،‬امنیت‪،‬عدمامنیت‪،‬صلح‪،‬دشمنی‬ ‫و‪...‬هســت اما نهایتا ما باید انتخاب کنیم‬ ‫قلب محور باشــیم به مسایلی توجه کنیم‬ ‫که به قلبمان احســاس بهتری میدهند تا‬ صفحه 23 ‫بتوانیم با ایجاد انسجام در قلب و پر کردن‬ ‫شــکاف میان قلب و مغز در زندگی خود‬ ‫بهتر عمل کنیم و نتایجی متفاوت از نتایج‬ ‫دیگران بگیریم و زندگی با کیفیت بهتری را‬ ‫تجربه کنیم‪.‬‬ ‫زندگی قلب محور‪:‬‬ ‫چرا باید زندگی با محوریت قلب داشته‬ ‫باشــیم برعکس باوری که سالهای بسیار‬ ‫زیادی به ما گفته اند که سعی کنید زندگی‬ ‫خود را بر پایه و اساس منطق و مغز برنامه‬ ‫ریزی کنید؟‬ ‫هر چه قدر قلب محور باشیم احساسات‬ ‫ناخوشــایند کمتری را تجربــه خواهیم‬ ‫کردو زندگــی با کیفیت تر و شــاد تری‬ ‫خواهیم داشت‪.‬‬ ‫خوب فکر کردن‪ ،‬قدرت روبرو شدن با‬ ‫تضاد هایی که در زندگی همه ما رخ میدهد‬ ‫و قدرت تصمیم گیری هایی که کمتر شک‬ ‫و تردید را به همراه داشــته باشند تنها با‬ ‫محوریت قلب امکان پذیر است‪.‬به منفعمان‬ ‫هست که باور کنیم این قلب است که در‬ ‫زندگی ما حکمفرمایی میکند نه مغز و تا‬ ‫االن متوجه شــدیم که تا قلبی منسجم و‬ ‫سالم نداشته باشــیم مغزی با کارایی باال‬ ‫نخواهیم داشــت ‪.‬این قلب و زندگی قلب‬ ‫محور است که به ما امکان شاد زیستن را‬ ‫میدهد و ترســها و تردیدها را از زندگی ما‬ ‫بیرون میبرد‪.‬‬ ‫عواطف و احساسات واالیی که در قلب‬ ‫ما شــکل میگیرند و از قلب ما سرچشمه‬ ‫میگیرند نقش بســیار مهمی در شــیوه‬ ‫اندیشیدن و ســبک زندگی ما دارند‪.‬قلب‬ ‫منسجم درســت مانند طبلی است که به‬ ‫طور منظــم به صدا در میایــد و انرژی و‬ ‫صدایی که به بیرون ســاطع میکند بسیار‬ ‫خوشایند و دلنشین است‪ .‬این انرژی ساطع‬ ‫شــده از قلب همان انرژی است که در هر‬ ‫لحظه ما به جهان هســتی ارسال میکنیم‬ ‫و جهان هستی از همان جنس انرژی را به‬ ‫زندگی ما بازتاب میکند که ما به ان ارسال‬ ‫کردیم ‪.‬تمام قانون جهان همین هســت‬ ‫زندگی کردن یک بازی بسیار ساده هست‬ ‫برعکس انچیزی است که همه ما تصورش‬ ‫را میکنیم‪ ،‬زندگی یک بازی پیچ در پیچ‬ ‫و یک کالفه ســر در گم نیست بلکه کافی‬ ‫است به مرکز قلبمان در هر لحظه متصل‬ ‫شویم و از احساسی که در این لحظه تجربه‬ ‫میکنیم اگاه باشیم‪.‬کافی است که بتوانیم‬ ‫بــا تمام تنش ها و درگیــری هایی که در‬ ‫دنیای بیــرون از ما وجود دارد چند لحظه‬ ‫ایی به خودمان نزدیک شــویم ‪ ،‬خبری از‬ ‫قلبمان بگیریم و ببینیم که دراین لحظه‬ ‫در قلبمان چه میگذرد و اگاهانه احساسات‬ ‫خود را انتخاب کنیم‪.‬‬ ‫قلبمان را به روی زیبایی های اطرافمان‬ ‫بــاز کنیم و به هر ان چیزی که کمکمان‬ ‫میکند که احساســات متعالی و بهتری را‬ ‫تجربه کنیم اجازه بودن بدهیم‪.‬‬ ‫یوگا و زندگی قلب محور‪:‬‬ ‫کافی اســت که ما اگاهــی و مدیریت‬ ‫ذهن را یاد بگیریم و احساســات متعالی‬ ‫را در خودمان پرورش دهیم‪ .‬انوقت است‬ ‫که میدان انرژی خود را تغییر دادیم و یک‬ ‫شخصیت جدید با زندگی و موقعیت های‬ ‫جدید را تجربه خواهیم کرد‪.‬‬ ‫یوگا ابزاری است برای اینکه ما بتوانیم در‬ ‫طول روز چند لحظه ایی با قلبمان با خود‬ ‫حقیقیمان در ارتباط باشیم‪.‬‬ ‫یوگا به ما کمک میکند که مشاهده گر‬ ‫افکار و احساساتمان باشیم و از این طریق‬ ‫بتوانیم نحوه اندیشــیدن و نوع احساسات‬ ‫خود را انتخاب کنیم ‪.‬‬ ‫یوگا به ما یاد میدهد که با مراقبه کردن‬ ‫‪ ،‬مشــاهده کردن و تربیت ذهن بتوانیم به‬ ‫مرور زمان به ســکوت درون دســت پیدا‬ ‫کنیم و فضایی خالی کنیم برای اندیشــه‬ ‫های بهتر و تجربه احساسات متعالی تجربه‬ ‫زندگی قلب محور‪.‬‬ ‫یوگا به ما یاداوری میکند که رسالت ما‬ ‫در این جهان چیست؟ به ما یاد میدهد چه‬ ‫طور میتوانیم فارغ از شرایط بیرون لحظه‬ ‫ایی به درونمان متصل شویم‪.‬‬ ‫یوگا به ما یاداوری میکند که چرا به‬ ‫این جهان مادی امدیم؟‬ ‫امدیم که خوب زندگی کنیم‪،‬شاد باشیم‬ ‫و خودمــان با انتخاب افکار و احساســات‬ ‫زندگیمان را خلق کنیم‬ ‫همه چیز در زندگی همین قدر ســاده‬ ‫اســت‪ .‬کافی اســت که به ایــن قوانین‬ ‫اگاه باشــیم و جســارت تغییــر کردن را‬ ‫داشته باشیم‪.‬‬ ‫یوگا کمک میکند که ما در هر لحظه به‬ ‫درون خود متصل شویم و خودمان تصمیم‬ ‫گیرنده زندگی خودمان باشــیم نه شرایط‬ ‫بیرون از ما و بتوانیم شرایط و موقعیت ها را‬ ‫برای خود خلق کنیم‪.‬‬ ‫مراقبه انسجام قلب‪:‬‬ ‫با تمرین مراقبه انسجام قلب میتوانیم‬ ‫به این توانایی دســت پیدا کنیم که ابتدا‬ ‫ریتم قلب را اگاهانه ارام کنیم ســپس با‬ ‫مشــاهده کردن افکار و احساست بتوانیم‬ ‫بــه درون خــود متصل شــویم و در اخر‬ ‫بتوانیم احساسات متعالی را در قلب خود‬ ‫ایجاد کنیم و این احساسات را برای مدتی‬ ‫طوالنی در حین مراقبه حفظ کنیم تا تاثیر‬ ‫خــود را بر روی قلــب و مغز بگذارند تا به‬ ‫مرور بتوانیم احساست و نحوه فکر کردن‬ ‫ما تغییر دهیم‪.‬‬ ‫این مراقبه توسط موسسه اچ ام ای پایه‬ ‫گذاری شده است‪.‬‬ ‫نحوه انجام مراقبه انسجام قلب ‪:‬‬ ‫چشمانتان را ببندید و بدن خود را کامال‬ ‫در حالت ارامش نگــه دارید‪.‬توجه خود را‬ ‫به قلبتان معطوف کنید‪.‬از مرکز قلب خود‬ ‫شروع به تنفس کنید‪.‬توجه داشته باشید‬ ‫که نفس هایتان باید ارام و عمیق باشــد‪.‬‬ ‫هنگامی که ذهنتان منحرف میشود ان را‬ ‫به سمت سینه ‪ ،‬قلب و تنفستان برگردانید‪.‬‬ ‫بعــد در حالی که توجهتــان به مرکز‬ ‫چهارم(مرکــز قلب) معطوف شــده چند‬ ‫احســاس واال در خود پدیــد اورید و در‬ ‫همان حال به تنفس خود ادامه دهید‪ .‬این‬ ‫تنفس باید از مرکز قلبتان باشــد‪.‬هنگامی‬ ‫که این احساســات واال را در قلب و قفسه‬ ‫سینه خود یافتید ان انرژی را به ورای بدن‬ ‫خود بفرســتید و ان را با نیت خود در هم‬ ‫امیزید‪.‬ارســال این انرژی و نیت را به تمام‬ ‫بدنتان ادامه دهید‪.‬با ده دقیقه در روز اغاز‬ ‫کنید و بکوشــید هر روز اندکی بر میزان‬ ‫ان بیفزایید‪.‬‬ ‫منابع‪:‬‬ ‫کتاب ماورائ طبیعی شدن از جو دیسپنزا‬ ‫‪Heartmath.com‬‬ ‫‪Hmi-his.com‬‬ ‫‪Wiley.com/wiley online library/adnrew armour‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪23‬‬ صفحه 24 ‫برخی از تفاوت های یوگای‬ ‫قدرتی با یوگای احیا کننده‬ ‫گرداورنده‪ :‬منیژه کیانی‬ ‫ یین یوگا چــه تفاوتی با یوگای‬‫قدرتی و سریع دارد؟‬ ‫در یین یوگا بیشــتر حرکات به صورت‬ ‫خوابیده یا نشســته انجام می شوند‪ .‬نحوه‬ ‫انجام اساناها در یین یوگا ارام است‪ ،‬و در‬ ‫صورت نیاز از بالــش‪ ،‬کمربند‪ ،‬اجر و پتو‬ ‫استفاده بسیاری می شود‪.‬‬ ‫دومین تفاوت این است که در یین یوگا‬ ‫مدت زمان توقف در اســاناها بین ‪ ۳‬تا ‪۵‬‬ ‫دقیقه است‪ .‬با صرف زمان بیشتر در اساناها‬ ‫بدن کشــش و در عین حال اســتراحت‬ ‫بیشتری را تجربه می کند‪.‬‬ ‫‪24‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫و اما تفاوت بعدی؛ در کالسهای یوگای‬ ‫قدرتی (مثل وینیاســا فلو یا اشتانگا یوگا)‬ ‫حرکاتی مانند به سمت باال کشیدن بدن و‬ ‫حرکت بر خالف جاذبه زمین را داریمم‪ ،‬اما‬ ‫در کالس ییــن یوگا به جاذبه زمین اجازه‬ ‫می دهیم تا تمام سنگینی بدن را به سمت‬ ‫خود بکشــد و درنتیجه همراه با کشش‪،‬‬ ‫رهایی را نیز تجربه می کنیم‪.‬‬ ‫ یین یوگا چه فوایدی دارد؟‬‫مهمترین فایده یین یوگا ان است که در‬ ‫ان با کشــش های عمیق‪ ،‬طوالنی مدت و‬ ‫ارام؛ خستگی عضالت را گرفته و با کشش‬ ‫بافت های هــم بند‪ ،‬به افزایــش توانایی‬ ‫حرکتی بدن کمک خواهیم کرد‪ .‬عالوه بر‬ ‫این‪ ،‬یین یــوگا تمرینی عالی برای صبر و‬ ‫لذت بردن از حضور در لحظه اســت‪ ،‬روی‬ ‫جریان انرژی در بدن تاثیر مثبت دارد و به‬ ‫افزایش انعطاف عضالت در اطراف مفاصل‬ ‫کمک می کند‪ .‬بعد از مدت کوتاهی تمرین‬ ‫یین یوگا‪ ،‬ســبکی و نرمــی در عضالت و‬ ‫مفاصــل بدن خصوصــا در ناحیه لگن به‬ ‫خوبی احساس می شود‪.‬‬ ‫ ایا همه می توانند در کالس یین‬‫یوگا شرکت کنند؟‬ صفحه 25 ‫بلــه؛ خصوصا افرادی کــه در طول روز‬ ‫بسیار فعال هستند از یین یوگا بهره بسیار‬ ‫می برند‪ ،‬همینطور کســانی که تا به حال‬ ‫یوگا نکرده انــد و افرادی که معموال کمر‬ ‫درد (خصوصا در ناحیه گودی کمر) دارند‪.‬‬ ‫ ییــن یــوگا و یــوگای قدرتی‬‫چه شــباهت ها و چه تفاوت هایی‬ ‫باهم دارند؟‬ ‫شباهت ها‪:‬‬ ‫• در هر دو‪ ،‬اســاناها یا همان حرکات‬ ‫یوگا‪،‬با سرعت اهسته انجام می شوند‪.‬‬ ‫• هردو ضمن ارام نمودن سیستم عصبی‬ ‫به عمیق تر شدن نگاه درونی کمک نموده‬ ‫و بــا کمک تمرکز بــر روی نفس‪ ،‬ارامش‬ ‫ذهن را ممکن می سازند‪.‬‬ ‫• هردوی این سبک ها بسیار مالیم بوده‬ ‫و برای تمامی ســطوح‪ ،‬از کسانی که هیچ‬ ‫تجربه ای ندارند تا کسانی که یوگای قدرتی‬ ‫انجام می دهند (به منظورتوانبخشی بدن)‬ ‫مناسب هستند‪.‬‬ ‫تفاوت ها‪:‬‬ ‫• در حالیکه یوگا قدرتی با هدف احیای‬ ‫دوباره بدن یا کمتر نمودن فشار در قسمت‬ ‫خاصی از بدن انجام می شود‪ ،‬یین یوگا با‬ ‫کشش عمیق تر بافت های همبند‪ ،‬تغییرات‬ ‫عمیق تری را در بدن موجب می شود‪.‬‬ ‫• در ییــن یوگا با مکث ‪۳‬تا ‪ ۵‬دقیقه ای‬ ‫در اسانا های غیر فعال برخالف اساناهای‬ ‫فعال ‪ ،‬و با ارام نگهداشتن ذهن در وضعیت‬ ‫هایی که شاید خیلی راحت نباشند چالش‬ ‫صبر و ارامــش را تمرین مــی کنیم‪ .‬در‬ ‫حالیکه در یوگای احیا کننده ‪ ،‬وضعیت ها‬ ‫راحت تر هستند‪.‬‬ ‫ چرا هر دو نوع تمرین یوگا عالی‬‫هستند؟‬ ‫یکی از بهترین فواید این دو نحوه تمرین‬ ‫یوگا اموزش گوش کــردن و حس کردن‬ ‫صدای بدن اســت‪ .‬به جای حرکت بدن از‬ ‫یک اسانا به اسانای دیگر به همراه تنفس‪،‬‬ ‫یین یوگا و یوگای احیا کننده اگاهی عمیق‬ ‫درونی و مشاهده نفس را می اموزند‪.‬‬ ‫برگرفته از وب سایت های‪:‬‬ ‫‪doyouyoga.com‬‬ ‫‪Verywellfit.com‬‬ ‫‪C H A K R A M A T‬‬ ‫مرتاضان هند از قرنها پیش تاکنون برای فعال کردن چاکراها و‬ ‫به جریان انداختن انرژی در همه اندام های بدن روی تختی که هزاران‬ ‫میخ در ان بکار رفته بود می ایستادند‪ ،‬دراز می کشیدند و یوگا انجام‬ ‫می دادند تا نه تنها بیمار نشــوند بلکه همراه با نشــاط و ارامش از‬ ‫عمر طوالنی برخوردار گردند و اینک دانش یوگا با الهام از این روش‬ ‫کهن مرتاضان هند مبادرت به ســاخت و تولید تشکچه سوزن دار‬ ‫قابل استفاده برای عموم بمنظور رسیدن به نشاط و سالمتی پایدار‬ ‫نموده است‪.‬‬ ‫چاکرامت تشکچهای سوزنی است که استفاده از ان سالمتی را برای‬ ‫همگان به ارمغان می اورد‪.‬‬ ‫‪chakrakala.com‬‬ ‫‪02188319054‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪25‬‬ صفحه 26 ‫سینمای عرفانی‬ ‫نقد فیلم اکاندا‬ ‫نویسنده‪ :‬شهال قاسمیان دستجردی‬ ‫درباره فیلم‪:‬‬ ‫نام فیلم‪ :‬اکاندا یا ‪106 NBK‬‬ ‫‪1‬‬ ‫کارگردان‪ :‬بویاپاتی سرینو‬ ‫بازیگران‪ :‬نانداموری باالکریشــنا‪ ،‬پراگیا‬ ‫جیسوال و شیوا کارتیک‬ ‫موسیقی متن‪ :‬اس‪ .‬تامان‬ ‫محصول ‪ 2021‬کشورهندوستان‬ ‫زبان اصلی‪ :‬تلوگو( زبان ایالت تامیل نادو‬ ‫درجنوب هند)‬ ‫مدت فیلم‪ 167 :‬دقیقه‬ ‫ژانر‪ :‬اکشن درام عرفانی‬ ‫فیلم اکاندا در دوم دســامبر‪ 2021‬در‬ ‫سینماهای هند و امریکا همزمان اکران شد‬ ‫و تحسین بسیاری از منتقدین را برانگیخت‪.‬‬ ‫همچنین دومین فیلــم پرفروش هند‬ ‫درسال ‪ 2021‬شد‪.‬‬ ‫خالصه داستان‪:‬‬ ‫داستان فیلم ازجایی شروع می شود که‬ ‫خانواده ی ثروتمندی صاحب دو پسر دوقلو‬ ‫‪26‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫می شــوند‪ .‬مرد روحانی که برای خواندن‬ ‫دعای خیر به خانه ی انها امده بود با لمس‬ ‫ســر نوزادان در یک لحظه اینده ی انها را‬ ‫می بیند‪ .‬او به پــدر دو طفل می گوید که‬ ‫یکی از این پسران اینده ی درخشانی دارد‬ ‫و نجات دهنده ی مردم و طبیعت می شود‪،‬‬ ‫ولی پســر دیگر به راه های خالف کشیده‬ ‫خواهد شد و طبیعت را نابود خواهد کرد‪.‬‬ ‫پدر نوزادان مضطرب شده و از مرد روحانی‬ ‫کمک می خواهد‪ .‬مرد روحانی پســری که‬ ‫دراینده یحتمل ویرانگر طبیعت خواهد شد‬ ‫را با خود می برد و درمعبدی رها می کند تا‬ ‫شاید لطف خداوند شامل حالش شده و از‬ ‫سرنوشت شوم نجات پیدا کند‪.‬‬ ‫ســال ها می گــذرد و پســری که نزد‬ ‫خانواده ی خــود بزرگ شــده بود فردی‬ ‫نیکوکارمی شود‪ ،‬پیشگویی زاهد درباره ی‬ ‫او درســت از اب درمی اید و وی به همراه‬ ‫همسر خود که رئیس پلیس منطقه است‬ ‫حامی طبیعت و محیط زیســت می شوند‬ ‫و با کســانی که مشــغول جنگل زدایی و‬ ‫تخریب طبیعت هستند مبارزه می کنند‪.‬‬ ‫از طرفــی مجرمی خطرنــاک و تحت‬ ‫تعقیب به معبدی پناه می برد و با کشتن‬ ‫مــرد روحانی معبد‪ ،‬جای او را می گیرد‪ .‬او‬ ‫در لباس روحانی خــود را از نظرها پنهان‬ ‫کــرده و مخفیانــه گروهی جنایتــکار را‬ ‫رهبری می کند کــه در حال غنی کردن‬ ‫اورانیوم برای مصارف شــیطانی اند‪ .‬مردم‬ ‫ناحیه فکر می کنند انها درحال کار کردن‬ ‫دریک معدن مس هستند؛ تا اینکه کودکان‬ ‫درمدرسه ایی نزدیک معدن مورد ارتعاشات‬ ‫کشــنده ی اورانیــوم قرارگرفته و همگی‬ ‫بطــرز عجیبی مصدوم شــده و خون باال‬ ‫اورده و می میرند‪ .‬مجرمین با حیله گری‬ ‫تقصیر را به گردن گروه طرفدارحفاظت از‬ ‫محیط زیست میاندازند و انها را دستگیر و‬ ‫زندانی می کنند‪.‬‬ ‫حال برویم ســراغ کودکی که در معبد‬ ‫رها شده بود و طبق پیشگویی زاهد‪ ،‬امکان‬ ‫داشــت در اینده نابودگر طبیعت شود! اما‬ ‫زیستن ســالیان دراز در معبد و در خلوت‬ ‫خــود‪ ،‬او را تبدیل به شــخصی روحانی و‬ ‫مرشد کرده که اکاندا نام دارد‪ .‬اکاندا طی‬ ‫مراقبه های طوالنی مدت صاحب نیروهای‬ ‫فوق طبیعی و الهی شــده و حــاال اماده‬ ‫اســت تا با گروه مجرمیــن و جنایتکاران‬ ‫بجنگد‪ .‬اکاندا برادرزاده ی خود را که جزو‬ ‫مصدومین حادثه ی ارتعاشــات اتمی بوده‬ ‫شفا می دهد‪ .‬خانواده ی اکاندا از شباهتش‬ ‫به برادردوقلوی خود می فهمند که او همان‬ ‫فرزند گمشده یشان اســت اما اکاندا این‬ ‫وابستگی را انکار می کند و می گوید او تنها‬ ‫متعلق به خداســت‪ .‬در پایان اکاندا تمام‬ ‫افراد گروه جنایتکار ضد طبیعت را از میان‬ ‫می برد و بر بدی ها پیروز می شود‪.‬‬ ‫نقد فیلم‪:‬‬ ‫فیلم اکانــدا با کارگردانی‪ ،‬فیلمبرداری‪،‬‬ ‫موسیقی و بازی های درخشان بازیگرانش‪،‬‬ ‫جزو فیلم های بسیارموفق جدید‪ ،‬نه تنها‬ ‫درهنــد بلکه درکشــورهای غربی و تمام‬ ‫جهان محسوب می شود‪ .‬داستان کلی فیلم‬ ‫مثل موضوع بسیاری از فیلم ها‪ ،‬نبرد خوبی‬ ‫و بدی‪ ،‬و پیروزی خوبی بر بدی است‪ .‬این‬ ‫موضوع بی شک مورد عالقه ی عموم مردم‬ صفحه 27 ‫می باشــد بخصوص وقتی پای حفاظت از‬ ‫محیط زیست و نجات جان انسان های بی‬ ‫گناه و تمام موجودات عالم درمیان باشد‪.‬‬ ‫پیام اصلی فیلم اکاندا احترام به طبیعت و‬ ‫محافظت از ان است‪.‬‬ ‫تغییر سرنوشت‬ ‫برخــی از مردم به پیشــگویی و تقدیر‬ ‫بسیار معتقدند و خود را تسلیم و یا قربانی‬ ‫زندگی می داننــد‪ ،‬فکرمی کنند که خب‬ ‫تقدیر ما همین بوده که هست‪ ...‬ولی دراین‬ ‫فیلم می بینیم پسری که سرنوشتی شوم‬ ‫برایش رقم زده شــده بود‪ ،‬با یک تصمیم‬ ‫درســت به معبد ســپرده می شود تا تنها‬ ‫درخدمت خداوند باشد‪ ،‬فقط در این صورت‬ ‫اســت که نه تنها از سرنوشت بد می رهد‬ ‫بلکه برخالف پیشگویی‪ ،‬فردی بسیار صالح‬ ‫و منجی طبیعت و مردم می گردد‪ . 2‬پس‬ ‫با انجام اعمال خیر می شود از سرنوشت بد‬ ‫نجات پیدا کرد‪.‬‬ ‫چاکراها‬ ‫در فیلم اشارات زیبایی به مفاهیم یوگایی‬ ‫مانند مراقبه‪ ،‬قدرت تمرکز‪ ،‬پاکســازی و‬ ‫کاربرد چاکراها می شود‪ .‬اکاندا با نشستن‬ ‫به مراقبه ی طوالنی مدت دارای نیروهای‬ ‫الهی بســیار ازجمله شــفادهی می شود‪.‬‬ ‫طبق نظرات اســاتید بزرگ یوگا‪ ،‬هرکس‬ ‫هیچ گناهی انجام ندهد تمام چاکراهایش‬ ‫پاک و بازمی شــوند؛ انگاه اگر شــخص یا‬ ‫اشخاصی درکنار او قرار بگیرند‪ ،‬او با نیروی‬ ‫مغناطیسی عظیمی که از پاکی و خلوص‬ ‫پیدا کــرده‪ ،‬می تواند چاکراهای دیگران را‬ ‫پاک و باز کند و باعث شــفا و خوب شدن‬ ‫حال انها گردد‪ .‬اما اگر افرادی ناصالح کنار‬ ‫چنین شخصی قراربگیرند به علت مشکالت‬ ‫زیاد در چاکراهایشــان‪ ،‬اسیب های جدی‬ ‫می بینند‪ .‬در یک صحنــه از فیلم‪ ،‬اکاندا‬ ‫فرد مجرم خطرناکــی را به دام انداخته و‬ ‫یکی یکی چاکراهایش را نام برده و انها را‬ ‫از کارمی اندازد تا بالخره به نابودی فرد تبه‬ ‫کار می انجامــد‪ .‬اکاندا پای خود را بر روی‬ ‫مورچه ایی هم نمی گذارد و می گوید طبق‬ ‫اصل اهیمســا باید بی ازار بود ولی معتقد‬ ‫است که باید افراد شیطانی را نابود نموده و‬ ‫از میان برداشت تا عدالت برقرارگردد‪.‬‬ ‫اپریگراها‬ ‫نکته ی دیگری کــه در این فیلم روی‬ ‫ان تاکید می شود‪ ،‬پنجمین اصل از یامای‬ ‫پاتنجالی اســت یعنــی اپریگراها‪" ،‬عدم‬ ‫دلبســتگی"‪ .‬اکاندا که با تســلیم شدن‬ ‫دربرابر خدا‪ ،‬از سرنوشت شوم رها شده‪ ،‬تنها‬ ‫در صورتــی خوب و پاک باقی می ماند که‬ ‫دلبستگی هایش را رها کند و فقط تسلیم‬ ‫محض خداوند باشــد‪ .‬او دریافته درصورت‬ ‫دلبستگی به خانواده اش ممکن است دچار‬ ‫سرنوشت شوم شده و به انها اسیب برساند‪.‬‬ ‫مادر و خانواده ی اکاندا که از شباهتش با‬ ‫برادر دوقلوی خود او را شناخته اند التماس‬ ‫می کننــد که پیش انها بمانــد ولی او راه‬ ‫تسلیم را انتخاب کرده و خانواده ی خود را‬ ‫ترک می کند تا فقط متعلق به خدا باشد‪.‬‬ ‫احترام به طبیعت‬ ‫یکی از اصول اولیه ی یــوگا همانطور که‬ ‫می دانیم احترام به طبیعت و محافظت از ان‬ ‫است‪ .‬برخی از انسان های نادان با خیال بهره‬ ‫برداری از طبیعت به ان اســیب می رسانند‬ ‫و کارهایــی از قبیل جنــگل زدایی و بیابان‬ ‫زدایــی و‪ ...‬انجام می دهند‪ ،‬غافل ازاینکه دود‬ ‫ان در نهایت به چشــم خودشان هم خواهد‬ ‫رفت‪ .‬ممکن است در ظاهر تخریب طبیعت‬ ‫برای انها سود و منفعتی موقتی داشته باشد‬ ‫ولی در طوالنی مدت مضرات خود را اشکار‬ ‫خواهد کرد‪ ،‬چنانکه اکنون هم درجهان شاهد‬ ‫بازگشت این مضرات به شکل بالیای طبیعی‬ ‫هستیم‪ .‬داشتن زندگی طبیعی و هماهنگ با‬ ‫طبیعت انطور که خداوند برای ما مقررداشته‬ ‫قطعا بهترین و سالم ترین شیوه ی زندگی ست‪.‬‬ ‫‪ 1‬بویاپاتی سرینو کارگردان معروف فیلم های تلوگویی‬ ‫اهل جنوب هند است‪ .‬فیلم های او بیشتر درباره برقرای‬ ‫عدالت اجتماعی می باشند‪ .‬از اثار او می توان وینایا‬ ‫ویدهیا راما‪ ،‬مرد عدالت و اکاندا را نام برد‪.‬‬ ‫‪ 2‬در قران کریم سوره رعد ایه ‪ 11‬می خوانیم‪:‬‬ ‫"خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر‬ ‫انکه انچه در ضمیرشان است تغییردهند"‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪27‬‬ صفحه 28 ‫دانسته هایی‬ ‫پیراموناهیمسا‬ ‫گرداورنده‪ :‬علی دارابی‬ ‫اهیمسا در سانسکریت به معنی خشونت و ازار می باشد و با اضافه‬ ‫شدن «ا» در ابتدای ان‪ ،‬مفهوم ان می شود‪ :‬نفی خشونت‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫اهیمسا همچنین یکی از اصول مهم ذکر شده در پاتانجالی یوگا‬ ‫روش‬ ‫می باشد و در انجا بیشتر از ان که یک نام باشد اشاره به یک ِ‬ ‫زندگی اســت‪ .‬در واقع زندگی بر پایه ی صلــح و درونی خالی از‬ ‫هرگونه نفرت و ازار نرســاندن به دیگران‪ ،‬نه تنها به انسان بلکه هر‬ ‫جاندار دیگری‪.‬‬ ‫بر طبق این اصل‪ ،‬بسیاری ازافرادی که به اهیمسا باور دارند‪ ،‬از‬ ‫کشتار حیوانات و خوردن گوشت ان ها پرهیز نموده و روی به سوی‬ ‫گیاه خواری می اورند‪.‬‬ ‫اهیمسا‪ ،‬اولین یاما در اشــتانگا یوگا می باشد که برخی اوقات‬ ‫تحت عنوان عدم مبادرت به قتل ترجمه شــده اســت‪ ،‬اما دامنه‬ ‫معنایی اهیمسا بسی گسترده تر از این ها می باشد‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫حکیم ویاســا (یا ویاســه)‪ ،‬نخستین مفسر ســوتراهای یوگای‬ ‫پاتانجلی این طور نوشته است که‪ :‬اهیمسا خاتمه تمام و کمال هر‬ ‫میل به ازار هر موجو ِد جانداری می باشد‪.‬‬ ‫گونه عداوت و نیز خاتمه ِ‬ ‫سنن روحانی به شمار‬ ‫تمامی‬ ‫شالوده‬ ‫و‬ ‫به هر جهت‪ ،‬اهیمسا بنیان‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫سالک را ِه حقانیت‪ ،‬بنیادی ترین و حائز اهمیت ترین‬ ‫می اید و برای‬ ‫تکلیف را شامل می گردد‪.‬‬ ‫بنابراین تصادفی نیســت که اشتانگا یوگای پاتانجلی با اهیمسا‬ ‫گشایش می یابد‪ .‬پراشــانت اینگار می نویسد که‪ :‬اگر یاماها را در‬ ‫قالب درختی فرض کنیم‪ ،‬ان گاه اهیمسا ریشه این درخت است‪،‬‬ ‫استیا‬ ‫بعد از اهیمسا چهار یامای متعاقب (ساتْیا (صداقت پیشگی)‪ْ ،‬‬ ‫مال دیگری)‪ ،‬براهماچاریا (خویشتن‬ ‫(امانت داری یا دست نبردن به ِ‬ ‫داری جنســی) و اپاریگراها (پرهیز از مالکیت طلبی) دیگر وجود‬ ‫نخواهند داشت‪ .‬درست همان گونه که شاخه ها و برگ ها به ریشه‬ ‫خوراک می رســانند و ریشه سایر اندا ِم درخت را تغذیه می نماید‪،‬‬ ‫اهیمسا به سای ِر یاماها متصل است‪ ،‬اهیمسا‪-‬ورزی سایر یاماها را‬ ‫باقی یاماها به اهیمســا قوت‬ ‫می پروراند و همین طور‬ ‫ِ‬ ‫پرداختن به ِ‬ ‫می رسانند‪.‬‬ ‫تعبی ِر حکیم ویاسا از مفهو ِم اهیمسا بسیار وسیع بوده و در واقع‪،‬‬ ‫از گستره ای بی کران برخوردار مییباشد‪.‬‬ ‫‪28‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫برخی حساسیت ها نسبت به اهیمسا وجود دارد که از دیدگاه های‬ ‫افراطی در این رابطه نشــات می گیرد‪ .‬اهیمسای مطلق ناممکن‬ ‫هستی خود‪ ،‬مصرف‬ ‫است چرا که هر موجود زنده ای به واسطه تنها‬ ‫ِ‬ ‫کننده منابعی می باشد؛ منابعی که بنا به ضرورت از سایر جانداران‬ ‫گرفته می شــود‪ ..‬هنگامی که نفس می کشیم‪ ،‬راه می رویم‪ ،‬می‬ ‫خوریم و می اشامیم‪ ،‬احتمال دارد که به باکتری های مختلفی در‬ ‫پیرامون خود ازار برسانیم‪ ،‬باکتری هایی که در غذا‪ ،‬اب‪ ،‬هوا و غیره‬ ‫ِ‬ ‫زیست می نمایند‪.‬‬ صفحه 29 ‫نمودن‬ ‫منابع محدودی وجود دارند‪ ،‬مصرف‬ ‫به عالوه‪ ،‬زمانی که‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫این منابع به منزله اســیب رسانی به ســایر موجودات زنده ورای‬ ‫موجوداتِ میکروسکوپی می باشد‪.‬‬ ‫هستی ما ضروری است بهره نبریم ان گاه‬ ‫اما اگر از ان چه برای‬ ‫ِ‬ ‫حق زیستن داریم‪.‬‬ ‫به خویشتن نیز اسیب رسانده ایم‪ .‬خو ِد ما هم ِ‬ ‫بر این اســاس‪ ،‬هدف ما می باید حداقل اســیب و ازار رسانی به‬ ‫موجودات زنده تا حد توان باشد؛ هدفی واقع گرایانه (هر چند دست‬ ‫یابی بدان دشوار است) که می توانیم در راستای ان کوشا باشیم‪.‬‬ ‫پراشانت اینگار در یکی از اثار خود بیان می دارد که‪ :‬دو سطح‬ ‫از اهیمسا وجود دارد‪ :‬مسی ِر نسبی (انو ْوراتا)‪ ،‬و مسیر مطلق و جامع‬ ‫(ماها ْوراتا)‪.‬‬ ‫حکیم پاتانجلی به صراحت عنوان می دارد که یاماها ماها ْوراتا به‬ ‫شــمار می ایند؛ پیمان هایی بی قید و شرط که فارغ از عواقب و‬ ‫شرایط‪ ،‬همیشه و همه جا صدق می کنند ‪.‬‬ ‫این ها ســوگندهایی جهان شــمول به حساب می ایند که به‬ ‫فرهنگ یا عصر وابستگی نداشــته و حتی وقتی به لحاظِ مادی‪،‬‬ ‫عواقب این‬ ‫دستخوش تاثی ِر منفی‬ ‫اجتماعی‪ ،‬اقتصادی یا جسمی‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫تعهدات می گردیم‪ ،‬نمی بایســتی از ان ها دست بکشیم‪ .‬با این‬ ‫همه‪ ،‬او درب را برای فردی معمولی که قصد دارد برای ســطحی‬ ‫نسبی از اهیمســا (انووراتا) تالش و تمرین نماید‪ ،‬باز می گذارد‪،‬‬ ‫احتماالً به این دلیل که از دشواریِ طاقت فرسای اهیمسا‪-‬ورزی‬ ‫در سطح مطلق باخبر بوده است‪.‬‬ ‫چرا اهیمسا دشوار است؟‬ ‫یــک فر ِد عادی‪ ،‬مثال یک پیرو مکتب اپیکور (مکتب عشــرت‬ ‫طلبی یا لذت گرایی) ممکن اســت این سوال برایش مطرح شود‬ ‫که «اص ً‬ ‫ال چرا باید به اهیمســا پرداخت؟!» ممکن است این طور‬ ‫اســتدالل نماید که اهیمسا طبیعی نیســت‪ ،‬چرا که در طبیعت‬ ‫بقای اصلح برقرار است و بر ان اساس قوی تر ها زنده می مانند و‬ ‫حیوانات به سایر جانداران حمله می کنند تا به زندگی ادامه دهند‪.‬‬ ‫تکامل او به شکلی مشابه‪ ،‬تالش‬ ‫ادمی هم بخشی از طبیعت است و‬ ‫ِ‬ ‫برای بقای ِش را شکل داده است‪ .‬اگر من قوی هستم‪ ،‬چرا از منابع‬ ‫ِ‬ ‫کیفیت زندگی خویش و همچنین‬ ‫طبیعی بیشتری استفاده نکنم تا‬ ‫ِ‬ ‫نزدیکان خود را ارتقاء ببخشم؟‬ ‫ِ‬ ‫انســان از ازل به چنین رفتاری مشغول بوده است و این عادت‬ ‫استدالل‬ ‫تا به امروز نیز ادامه یافته است‪ .‬نخستین پاسخ نسبت به‬ ‫ِ‬ ‫فوق این اســت که با وجود این که ادمی بخشی از طبیعت است‪،‬‬ ‫اما همچنین باید پذیرفت که با سایر حیوانات متفاوت می باشد‪.‬‬ ‫هرچند که ادمی از «مولفه ای حیوانی» برخوردار اســت که با‬ ‫غرایــز مربوط به پایندگی و بقاء ترغیب می گردد‪ ،‬اما او بر خالفِ‬ ‫حیوانات دارای بو ْدهی (شــعور) نیز می باشــد‪ .‬بودهی‪ ،‬جزئی از‬ ‫هشــیاری است که تصمیم گیری و قضاوتِ اخالقی را امکان پذیر‬ ‫زمینی حیوانی بوده اما ورای‬ ‫می سازد‪ .‬از این رو‪ ،‬انسان دارای غرایز‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫عمال خود‬ ‫ا‬ ‫از‬ ‫انسان‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫می‬ ‫ان به وجهی روحانی نیز مشــرف‬ ‫ِ‬ ‫باخبر و اگاه است و قادر به قضاوتِ این اعمال و تصمیم گیری در‬ ‫کردن رنج سایر‬ ‫توان حس‬ ‫باب صحت و‬ ‫ِ‬ ‫ســقم ان ها می باشد‪ .‬او ِ‬ ‫ِ‬ ‫موجودات را دارد و قادر است بر حسب استاندارد های نوع دوستی‬ ‫تلخ ازمندی‪ ،‬خشونت‬ ‫عمل نماید‪ .‬متاسفانه در عصر مدرن‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫عواقب ِ‬ ‫جویی بشر‪ ،‬سالمت و حتی بقایِ کل انسان ها را‬ ‫طلبی و ســتیزه‬ ‫ِ‬ ‫مورد تهدید قرار داده اســت‪ .‬هجو امیز است که غرایز مربوط به‬ ‫طی تکامل ما شــکل گرفته اند ممکن است ما را به دره‬ ‫بقایی که ِ‬ ‫نابودی رهنمون کنند‪.‬‬ ‫تکاملی تازه ای برای ما انســان ها مورد نیاز است‪ ،‬و این‬ ‫مرحله‬ ‫ِ‬ ‫روحانی دیگر)‬ ‫تمرین یوگا (یا پرداختن به هــر مکتب‬ ‫مرحلــه با‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫رخ خواهد داد‪ .‬با این همه واجب اســت بدانیم که هیمسا (متضا ِد‬ ‫اهیمسا – گرایش به ستیزه جویی و تخاصم) در پی اعصار و قرون‬ ‫عمیقاً در وجو ِد ما نهادینه شده‪ ،‬چرا که در طی تاریخ ما همواره با‬ ‫گونه های دیگر جانداران و دسته های انسانی مختلف بر س ِر بقاء و‬ ‫پیشرفت در حال نبرد بوده ایم‪.‬‬ ‫درون هر کدام از ما بذرهای هیمسا نهفته است‪ .‬اجازه بدهید با‬ ‫ِ‬ ‫ً‬ ‫تمامی ما دارای گرایشی‬ ‫ا‬ ‫طبیعت‬ ‫که‬ ‫کنیم‬ ‫روبرو‬ ‫را‬ ‫خود‬ ‫موضوع‬ ‫این‬ ‫ِ‬ ‫حال و‬ ‫به سمت و سوی خودپرســتی و ازمندی داریم‪ .‬نگرانی از ِ‬ ‫روز دیگران همواره در صد ِر فهرســت اولویت های ما قرار ندارد‪ .‬با‬ ‫این وجود‪ ،‬اگر مسیر یوگایی را دنبال کنیم و اهیمسا‪-‬ورزی را در‬ ‫دســتور کار خود بگنجانیم قادر خواهیم بود از وجو ِد این بذرهای‬ ‫خودپرستی‪ ،‬ازمندی‪ ،‬حسد و غیره اگاه و باخبر باشیم و یاد بگیریم‬ ‫که چگونــه ان ها را از ابراز وجود باز داریــم‪ .‬باید متوجه بود که‬ ‫اجتناب از ازار رساندن ساده نیست و به اگاهی و تمرین مداوم نیاز‬ ‫دارد‪ .‬تا انجایی که زندگی ما را رو سوی چالش و بحران سوق نداده‬ ‫اســت‪ ،‬ادم خوبی بودن دشوار نمی نماید‪ ،‬اما چنانچه فردی به ما‬ ‫دارایی ما بدزدد‪ ،‬ما را تهدید کند و…‪ ،‬این جا‬ ‫اســیبی برساند‪ ،‬از‬ ‫ِ‬ ‫است که گرایش ما به عصبانیت‪ ،‬انزجار و خشونت برانگیخته می‬ ‫شود و در این شرایط لگام زدن به چنین گرایشاتی ساده نمی باشد‪.‬‬ ‫ماهاتما گاندی نگاشته است‪:‬‬ ‫بخشیدن خود بر روی لبه تیغ می‬ ‫«اهیمسا… شــبی ِه تعادل‬ ‫ِ‬ ‫ماند‪ .‬یک بندباز قادر اســت با تمرکز بر روی یک طناب راه برود‪.‬‬ ‫پیمودن مسی ِر حقیقت و اهیمسا‬ ‫اما مطالبه تمرک ِز مورد نیاز برای‬ ‫ِ‬ ‫صدها برابر بیشتر می باشد‪ .‬کوچک ترین کم توجهی و قصور‪ ،‬فرد‬ ‫را نقش بر زمین می کند‪ .‬یک فرد تنها با مجاهدتِ بی وقفه قادر به‬ ‫تحقق حقیقت و اهیمسا می باشد»‬ ‫ما بر این اســاس می بایست بدانیم که دامنه مفهومی اهیمسا‬ ‫ســطح اهیمسای مطلق‬ ‫بی کرانه اســت و افســوس نخوریم که‬ ‫ِ‬ ‫ناممکن می باشد‪.‬‬ ‫اهیمسا را نمی توان یک بار برای همیشه بدست اورد‪ ،‬بلکه ما‬ ‫منبع پویای ان باشیم‪.‬‬ ‫نیاز داریم تا به طور پیوسته در جستجوی‬ ‫ِ‬ ‫سطح هستی است که کسی می تواند به طور‬ ‫تنها در رفیع ترین‬ ‫ِ‬ ‫مادون این سطح ما تنها قادر به‬ ‫ببخشد؛‬ ‫تجلی‬ ‫طبیعی اهیمسا را‬ ‫ِ‬ ‫نزدیک شدن به ان می باشیم‪.‬‬ ‫این فرامین یا پیمان های واال ( ماها وراتا) که پاتانجلی ارائه می‬ ‫نماید مثل ستاره ی قطبی یا ُج َدی می مانند‪ ،‬ان ها راهی که باید‬ ‫بپیماییم را به ما نشان می دهند‪ ،‬حتی اگر در واقعیت‪ ،‬رسیدن به‬ ‫ان جا امکان ناپذیر است‪.‬‬ ‫منبع‪:‬‬ ‫‪www.chopra.com‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪29‬‬ صفحه 30 ‫زبان پاک کن چیست‬ ‫و استفاده از ان چه‬ ‫فوایدی دارد؟‬ ‫گرداورنده ‪:‬دیبا صاحبی‬ ‫زبان پاک کن یک قطعه فلزی مسطح‪،‬‬ ‫نازک و دراز است که مثل ‪ U‬خم شده است‪.‬‬ ‫از انجاکه دهــان‪ ،‬دروازه اصلی بین ذهن‪/‬‬ ‫جسم و محیط اطراف است‪ ،‬سالمتی این‬ ‫راه ارتباطی‪ ،‬نقشی مهم در حفظ سالمت‬ ‫عمومی دارد‪ .‬استفاده از زبان پاک کن‪ ،‬به‬ ‫عنوان یک تمرین بهداشــتی برای دهان‪،‬‬ ‫باکتری‪ ،‬باقی مانده های غذا‪ ،‬قارچ‪ ،‬سموم و‬ ‫سلول های مرده را از سطح زبان می زداید‪.‬‬ ‫این تمرین باســتانی کمــک می کند‬ ‫تا ارگان های داخلــی از طریق ارتباطات‬ ‫انرژیتیکــی با بقیه بدن تحریک شــوند‪،‬‬ ‫گوارش از طریق افزایش قدرت چشــایی‬ ‫بهبــود یابد و بدن از طریــق از بین رفتن‬ ‫اما(ســموم باقی مانــده در ذهن‪-‬بدن) و‬ ‫باکتری های دهان‪ ،‬پاکیزه شــود‪ .‬عالوه بر‬ ‫این‪ ،‬وضوح ذهن بیشــتر می شود چراکه‬ ‫ســنگینی و امای سر کم می شود‪ .‬با پاک‬ ‫کردن الیــه روی زبان و تحریــک زبان‪،‬‬ ‫کیفیت سنگینی و سستی دوشای کافا نیز‬ ‫در فیزیولوژی شما متعادل می شود‪.‬‬ ‫زبان اینه تمام ارگان های بدن اســت و‬ ‫بنابر این یک نگاه روزانــه به زبان قبل از‬ ‫پاک کردن ان‪ ،‬به شما کلیدی در خصوص‬ ‫سالمتی عمومی تان می دهد‪ .‬در ایورودا‪،‬‬ ‫مشــاهده دقیق زبان‪ ،‬روشی مفید است تا‬ ‫سالمتی عمومی بدن را ارزیابی کنیم‪ .‬وقتی‬ ‫زبان خود را ازمایــش می کنید‪ ،‬فرصتی‬ ‫برای اگاهی فردی دارید‪ .‬می توانید تاثیر‬ ‫انتخاب هایتان در روزها‪ ،‬ماه ها و سال های‬ ‫مختلف را روی ســامتی خود ببینید‪ .‬اگر‬ ‫غشــای روی زبان ضخیم باشد‪ ،‬یعنی در‬ ‫بدن ســم وجود دارد‪ .‬با توجه به این نکته‬ ‫فرصت دارید تا بیشتر اگاه شده و انتخاب‬ ‫های غذایی سالم تری را انجام دهید‪.‬‬ ‫‪30‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫فواید زبان پاک کن‬ ‫• از بین رفتن بــوی بد دهان و در کل‬ ‫ازبین رفتن تنفس بدبو‬ ‫تنفس بدبو تاثیر منفــی روی زندگی‬ ‫اشــخاص‪ ،‬روابط و اعتماد بــه نفس انها‬ ‫دارد‪ .‬از انجــا که بیشــتر بوی بد دهان به‬ ‫دلیل باکتری های تجمع یافته در انتهای‬ ‫زبان است(جایی که با مسواک به سختی‬ ‫قابل دسترسی است)‪ ،‬مطالعات کلینیکی‬ ‫نشان داده اند که پاک کردن زبان به طور‬ ‫چشمگیری باکتری های دهان را از شکاف‬ ‫های تمامی نقاط زبان کاهش می دهد و از‬ ‫بین می برد‪.‬‬ ‫• تجربه ای متفاوت از طعم غذا‬ ‫گوارش صحیــح با درک مزه ها و ایجاد‬ ‫بزاق شــروع می شود‪ .‬اگر شما ماده سمی‬ ‫روی زبــان را پاک نکنید‪ ،‬نمی توانید مزه‬ ‫غذاها را درک کنید‪ .‬این می تواند منجر به‬ ‫درک مزه ها به طور اشتباه و یا ناتوانی در‬ ‫فهم مزه غذاها شود‪ .‬با افزایش قدرت شما‬ ‫در درک مزه غذاهــا‪ ،‬نه تنها حجم غذای‬ ‫شــما کاهش می یابد‪ ،‬بلکه دیگر به غذای‬ ‫خود شکر‪ ،‬نمک یا ادویه زیادی اضافه نمی‬ ‫کنید تا به غذای خود طعم بدهید‪ .‬بسیاری‬ ‫از مواد مغذی در غذای شما در ابتدا توسط‬ ‫ذهن‪ -‬بدن و با کمک دریافت کننده های‬ ‫زبان تفسیر می شوند‪ .‬این ارتباط بین غذا‬ ‫و بدن با از بین بردن هر گونه پوششی که‬ ‫بــا این ارتباط مداخله می کند‪ ،‬بهبود می‬ ‫یابد‪ .‬همچنین‪ ،‬بســیاری از گیاهان تاثیر‬ ‫سودمندشــان از ارتباط ابتدایی با گیرنده‬ ‫های زبان است؛ بنابراین‪ ،‬شما به یک زبان‬ ‫تمیــز نیاز دارید تا این اطالعات ســالم را‬ ‫دریافت کنید‪.‬‬ ‫• بهبود سیستم ایمنی بدن‬ ‫زبان شما اولین ابزار دفاعی در سیستم‬ ‫ایمنی بدن اســت‪ .‬زبان پاک کن از دوباره‬ ‫جذب شدن سموم توسط بدن جلوگیری‬ ‫می کند و در نتیجه عملکرد سیستم ایمنی‬ ‫را به طور کلی افزایش می دهد‪.‬‬ ‫• افزایش سالمتی دندان ها‬ ‫این تمرین بهداشتی دهان‪ ،‬سالمتی کلی‬ ‫دندان و لثه را افزایش می دهد و باکتری ها‬ ‫و سمومی که باعث مشکالت دهانی‪ ،‬ایجاد‬ ‫پالک‪ ،‬پوسیدگی دندان ها‪ ،‬عفونت لثه و از‬ ‫بین رفتن ان ها می شوند را از بین می برد‪.‬‬ ‫تحقیقات روی دندان نشان داده اند که‬ ‫از نظر از بین بردن ســموم و باکتری ها از‬ ‫دهان‪ ،‬زبان پاک کن از مســواک مفیدتر‬ ‫اســت‪ .‬اگرچه استفاده از مســواک و نخ‬ ‫دندان‪ ،‬باقیمانده هــای غذایی را پاک می‬ ‫کنند ولی باکتــری را حقیقتا از بین نمی‬ ‫برند‪ .‬تقریبا نیمــی از باکتری های دهان‬ ‫روی زبان و در شــیارهای ان زندگی می‬ صفحه 31 ‫کنند‪ .‬زبان پاک کن این سموم روی زبان را‬ ‫جمع می کند(که رنگ ان می تواند روشن‪،‬‬ ‫سفید‪ ،‬زرد یا ســبز باشد) و انها را از بدن‬ ‫بیرون می برد‪.‬‬ ‫• بهبود سالمتی گوارشی‬ ‫اعتقاد ایــورودا این اســت که گوارش‬ ‫صحیح‪ ،‬پایه ســامتی اســت‪ .‬از انجا که‬ ‫گوارش با مزه اغاز می شــود‪ ،‬مهم اســت‬ ‫که هر سمی که ممکن است مانعی در راه‬ ‫کارکرد خوب دستگاه گوارش باشد‪ ،‬از بین‬ ‫برود‪ .‬پاک کردن زبان‪ ،‬تولید بزاق دهان را‬ ‫فعــال می کند و اگنی(اتــش گوارش) را‬ ‫فعال می کند تا به گــوارش در طول روز‬ ‫کمک کند‪.‬‬ ‫چه نوعــی از زبان پــاک کن را‬ ‫استفاده کنیم؟‬ ‫زبان پــاک کن باید از طال‪ ،‬نقره‪ ،‬مس‪،‬‬ ‫قلع‪ ،‬یا برنج باشد؛ تیز نباشد و منحنی باشد‬ ‫تا به زبان اسیبی نرساند‪ .‬استیل ضد زنگ‬ ‫نیز که در حال حاضر بیشــتر در دسترس‬ ‫اســت و در برابر خوردگی مقاوم اســت‪،‬‬ ‫مناسب می باشد‪.‬‬ ‫چگونه زبان خود را پاک کنیم؟‬ ‫این روتین روزانه ایورودا که برای سالمت‬ ‫دهان انجام می شود‪ ،‬بایستی به طور مرتب‬ ‫و هر روز صبح بعد از بلند شدن از خواب و‬ ‫وبا معده خالی‪ ،‬انجام شود‪.‬‬ ‫روبروی اینه بایستید و دو انتهای زبان‬ ‫پاک کن را با دو دست خود بگیرید‪ ،‬ان را‬ ‫به زبان خود بچســبانید و تا جایی که می‬ ‫توانید ان را عقب ببرید‪ .‬با فشار مالیم ان‬ ‫را از عقب به جلو بکشید‪ .‬زبان پاک کن را‬ ‫بشویید و ‪ 5‬تا ‪ 10‬بار تکرار کنید‪ ،‬تا زمانی‬ ‫که احساس کنید زبان پاک و تمیز است‪.‬‬ ‫اگر بهنگام استفاده از زبان پاک کن‪ ،‬در گلو‬ ‫احساس انقباض می کنید‪ ،‬پاک کردن زبان‬ ‫را با شدت انجام داده اید‪ .‬اگر با ارام انجام‬ ‫دادن این کار‪ ،‬باز انقباض را حس می کنید‪،‬‬ ‫دلیل لرزش ماهیچه ها‬ ‫حین انجام حرکات یوگا‬ ‫مترجم‪ :‬فریبا بیدرام‬ ‫گاهــی ماهیچه های مــا در طی انجام‬ ‫دادن برخی اساناهای خاص می لرزند‪ ،‬ایا‬ ‫ماندن در اینگونه اساناها بی خطر است؟‬ ‫در واقع باید بگوییم بله لرزش ماهیچه‬ ‫ها حین تمرین طبیعی ست ولی تا حدی‬ ‫میتوان انرا بدون مشکل دانست‪ .‬لرزیدن یا‬ ‫ارتعاش ماهیچه ها در هنگام انجام وضعیت‬ ‫های سخت یوگا‪ ،‬یک پاسخ فیزیولوژیک و‬ ‫نورولوژیک به فعالیت ســخت بدن است و‬ ‫نشان دهنده خستگی عضالنی می باشد که‬ ‫در بیشتر موارد‪ ،‬اتفاق خوبیست! بنابر این‬ ‫نباید از وضعیتی که ماهیچه های ما را به‬ ‫لرزش در می اورد فرار کنیم‪ ،‬اما باید مراقب‬ ‫باشــیم تا هم ترازی و هماهنگی بدن ما‬ ‫به هم نخورد( هم ترازی که معادل فارسی‬ ‫‪ alignment‬است‪ ،‬به معنی بهترین وضعیت قرار‬ ‫گرفتن قســمت های مختلف بدن است تا‬ ‫استخوان ها به طرز کارایی استفاده شوند‬ ‫و در نتیجه ماهیچه ها تالش کمتری برای‬ ‫همان نتیجه انجــام دهند)‪ .‬اگر هم ترازی‬ ‫بدن به هم بخورد‪ ،‬احتمال اســیب بدنی‬ ‫افزایش مــی یابد‪ .‬برای این که حد خود را‬ ‫در ابتدا پاک کردن زبان را از کمی جلوتر‬ ‫انجام دهید تا از انقباض جلوگیری شود‪.‬‬ ‫از کجا زبان پاک کن بخریم؟‬ ‫زبان پاک کن بــه راحتی و ارزانی قابل‬ ‫خرید از داروخانه ها و اغلب مراکز اموزش‬ ‫یوگاست‪ .‬زبان پاک کن هایی که از جنس‬ ‫استیل ضدزنگ ســاخته شده اند‪ ،‬نسبت‬ ‫به زبان پاک کن های پالســتیکی بهترند؛‬ ‫چراکه راحت تر تمیز می شوند و از لحاظ‬ ‫ایــورودا بهترند‪ .‬درضمن یــاداور میگردد‬ ‫در موسســه دانش یوگا نیز میتوانید ابزار‬ ‫مختلف یوگا از جمله زبان پاک کن را نیز‬ ‫تهیه و استفاده بفرمایید ‬ ‫منابع‪:‬‬ ‫‪The Benefits of Tongue Scraping by: Sheila Patel,‬‬ ‫‪MD‬‬ ‫‪Reasons Why Everyone Needs A Tongue Scraper‬‬ ‫‪By: Gillia Mandich‬‬ ‫برای ماندن در این اساناها تشخیص دهیم‪،‬‬ ‫کافیست به راهنمایی های مربی خود توجه‬ ‫کنیم و روی نفس خود تمرکز کنیم‪ .‬اگر به‬ ‫راحتی نمی توانیم دم و بازدم انجام دهیم یا‬ ‫در حال محدود کردن یا حبس نفس خود‬ ‫هستیم‪ ،‬زمان بازگشــت از حرکت است‪،‬‬ ‫بدن می گوید که دیگر برایش کافیست و‬ ‫کم کم احتمــال دارد تا هم ترازی بدن به‬ ‫هم بخورد‪.‬‬ ‫دلیل دیگری که ممکن اســت عضالت‬ ‫ما در طول انجام حرکات ســخت بلرزند‪،‬‬ ‫کم شــدن اب بدن اســت‪ .‬کم ابی ‪،‬باعث‬ ‫بر هــم زدن تعادل الکترولیت هایی مثل‬ ‫سدیم و پتاسیم میگردد که محرک های‬ ‫الکتریکی را حمل می کنند و به ماهیچه‬ ‫ها اجــازه انقباض می دهنــد‪ .‬نتیجه این‬ ‫اســت که ماهیچه های ما نمی توانند به‬ ‫طرز صحیحی کار کنند و به حالت لرزش‬ ‫دچار میشوند‪.‬‬ ‫برای پیــش گیری از لــرزش ماهیچه‬ ‫هنــگام تمرین های ســنگین بــا زمان‬ ‫طوالنی‪،‬میتوانیم دو الی سه ساعت قبل از‬ ‫تمرین‪،‬از نوشیدنی های حاوی الکترولیت‬ ‫کمک بگیریم‪.‬‬ ‫منبع‪:‬‬ ‫‪http://www.yogajournal.com‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪31‬‬ صفحه 32 ‫شرکت کنندگان‪:‬‬ ‫اوینا اقا علی‬ ‫شانلی کریمی‬ ‫سانیال گل بخشی‬ ‫بستام رنجبری‬ ‫اتریسا یزدانی‬ ‫مربی‪ :‬نیلوفر بخشیان‬ ‫عکس‪ :‬واحد تحریریه‬ صفحه 33 صفحه 34 ‫سوم‬ ‫مروری بر تاریخچه‬ ‫و سبک شناسی یوگا‬ ‫گرداوری و تالیف‪ :‬ناهید موسوی‬ ‫از سبک های شناخته شده قرن بیستم‬ ‫بعالوه نمونه های یادشده در مقاله شماره‬ ‫قبل که تحت تاثیر هاتا یوگا بودند میتوان‬ ‫به این سبک ها اشاره کرد‬ ‫اشتانگا وینیاسا یوگا‪:‬‬ ‫سبکی از یوگا به ابتکار پاتابی جویس(‪K.‬‬ ‫‪.)Pattabi Jois‬شــاگرد کریشــنام اچاریا و در‬ ‫معرفی یوگا به دنیای مدرن از پیشــروان‬ ‫بود‪ .‬در ‪ 1984‬موسســه خود را در شــهر‬ ‫میسور بنیان نهاد‪.‬به این دلیل سبک او به‬ ‫سبک میســور شهرت یافت‪.‬از شاگردان او‬ ‫بریان کســت و لری شوتز سبک پاور یوگا‬ ‫را معرفی کردند‪.‬‬ ‫در این سبک حرکت و تنفس هماهنگ‬ ‫پیش میرود و حــرکات به صورت روان به‬ ‫هم تبدیل میشــود که ایــن عمل انتقال‪،‬‬ ‫همان وینیاسا به معنی جابجایی سبک و‬ ‫‪34‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫نرم همراه با تنفس است‪.‬ویناسا در سبک‬ ‫هــای دیگر مانند کارما یوگا و بیکرام یوگا‬ ‫هم کاربرد دارد‪.‬اشتانگا بر اساس سه نقطه‬ ‫نظر کلیدی بــه نام تریشــتانا به اموزش‬ ‫میپرداخت‪.‬‬ ‫‪ .1‬باندا‬ ‫‪ .2‬دریشتی‬ ‫‪ .3‬پرانایاما یا تنفس طبیعی‬ ‫ایــن ســه توامان بــرای پاک ســازی‬ ‫ذهن‪،‬بدن و اعصاب بــه موازات هم پیش‬ ‫میروند‪.‬یک کالس وینیاســا همراه است با‬ ‫به خاطر سپردن یک سری اسانا که عموما‬ ‫به صورت گروهی و پشت هم انجام میشود‪.‬‬ ‫این سری ها به ‪ 6‬گروه تقسیم میشوند‪.‬‬ ‫ســری اول‪:‬یوگا برای سالمتی که به ان‬ ‫چیکیســتا میگویند که همان یوگا تراپی‬ ‫است‪.‬شامل سالم برخورشید ‪A,B‬‬ ‫سری مقدماتی‪:‬نادی شودانا و پاکسازی‬ ‫شبکه عصبی‬ ‫سری سوم‪:‬استیرابهاگا شامل تمرینات‬ ‫سخت و قدرتی‬ ‫• سری پیشرفته ‪A‬‬ ‫• سری پیشرفته ‪B‬‬ ‫• سری پیشرفته ‪C‬‬ ‫• سری پیشرفته ‪D‬‬ ‫سری ‪ B,C‬به سری اساتید معروف است‬ ‫شروع تمرین با حدود ‪ 5‬دور سیکل ‪A,B‬‬ ‫و پس از ان تمارین مقدماتی یا پیشــرفته‬ ‫به فراخور کالس اموزش داده میشد‪.‬کالس‬ ‫ها در سبک میسور دو روز در هفته برگزار‬ ‫و تمرین بیشــتر ‪،‬به عهده شاگردان بود‪.‬‬ ‫شــیوه اموزش در ابتدا به این صورت بود‪-‬‬ ‫که تمامی تمارین بصورت پشت هم انجام‬ ‫میشد‪.‬و در صورت مهارت در یکی تمرین‬ ‫بعدی اغاز میشــد‪.‬نکته جالب این بود که‬ ‫هر تمرین در بدنه یک ســیکل کامل قرار‬ ‫میگرفت‪.‬بــه این ترتیب در هر دور تمرین‬ ‫تمامی اعضای بدن از ایستاده تا نشسته یا‬ ‫نیم خیز به حرکــت کمک میکرد‪.‬یکی از‬ ‫بارز ترین نکات تمرینی این سبک ترکیب‬ ‫متناسبی از حرکات کششی و قدرتی است‪.‬‬ ‫تبدیل حــرکات وانتقــال ان به وضعیت‬ صفحه 35 ‫بعدی به فاصله همان دم و بازدم اســت و‬ ‫نقطه تمرکزی باعث تســلط بر شیوه اجرا‬ ‫و انســجام درون است‪.‬برای هر اسانا نقطه‬ ‫تمرکــزی متفاوتی وجــود دارد که به ان‬ ‫دریشتی میگویند‪.1.‬بینی‪.2-‬میان دو ابرو‪-‬‬ ‫‪.3‬ناف‪.4-‬شست دست‪.5-‬پا‪.6-‬جهت باال‪-‬‬ ‫‪.7‬سمت راست‪.8-‬ســمت چپ ‪.9-‬سمت‬ ‫راست و چپ بدن‬ ‫گاهی نقطه موهومی در جلوی بدن نیز‬ ‫استفاده میشود‪.‬شارات جویس پسر پاتابی‬ ‫و مانچو پسر دیگر بعدها تغیراتی در نحوه‬ ‫اجرای حرکات دادند‪.‬به عنوان مثال مانچو‬ ‫شــیوه اموزش خطی را الزامی نمیدانست‬ ‫و شــارات تمرینات را با نیمه وینیاســا و‬ ‫وینیاسای کامل انجام میداد‪.‬در وینیاسای‬ ‫کامل حرکت از حالت ایســتاده دوباره به‬ ‫همان حالت باز میگردد و در نیمه میتوان‬ ‫این سیکل را بصورت ناقص هم انجام داد و‬ ‫نیازی به بازگشت به حالت ایستاده نیست‪.‬‬ ‫نقطه مــورد توجه دیگر زمان ماندن در‬ ‫حرکت است‪.‬در تمارین پرانایام‪ ،‬ماندن در‬ ‫حرکت یک ضرورت محســوب میشود در‬ ‫حالی که در این ســبک زمان توقف کوتاه‬ ‫بود‪.‬با این وجــود پاتابی انگاه که مالک را‬ ‫تمرین پرانایام میداند مانــدن ‪ 8-4‬دم و‬ ‫بازدم و درحد توان بیشتر را مجاز میداند‪.‬‬ ‫(در سبک های دیگر تمارین پرانایام بعد از‬ ‫تمارین اسانا توصیه میشود اما در این سبک‬ ‫میتوان در حین حرکات هم انجام شــود)‬ ‫گاهی این قواعد برای طول خود دم و بازدم‬ ‫هم مطرح شده‪.‬پاتابی درجایی گفته‪:‬سعی‬ ‫کنید دم و بازدم شما حدود ‪ 15-10‬ثانیه‬ ‫و اگر در توان اســت بیشتر طول بکشد‪.‬او‬ ‫در کتــاب یوگا ماال نقطــه نظرات خود را‬ ‫اورده است‪.‬نوع تنفس در اشتانگا وینیاسا از‬ ‫قول مانجو جویس ‪ dirge rechak puraka‬نامیده‬ ‫شده‪.‬تنفسی صدادار اما طبیعی‪ .‬در پاسخ‬ ‫به اینکه ایا از تمرین اوجایی در این شیوه‬ ‫در خالل تمارین استفاده میشود یا نه‪.‬او در‬ ‫مقاله ای این تنفس را الزاما اوجایی ننامیده‬ ‫و گفته این تنفس عادی اســت‪.‬در حالی‬ ‫که تنفس اوجایی شکلی از پرانایاماست‪.‬تا‬ ‫سلسله مراتب سنتی را که در نام اشتانگا‬ ‫لحاظ است زیر سوال نبرد‪.‬‬ ‫پاتابی خود میگویــد پرانایام را میتوان‬ ‫پس از ســری دوم و بعدهــا گفت پس از‬ ‫سری سوم اساناها تدریس کرد‪.‬شاگردانش‬ ‫حتی تمارین از راه بینی را در سطح مبتدی‬ ‫نیز اموزش دادند و به این ترتیب قانون منع‬ ‫تمرین پرانایام پیش از اسانا در این سبک‬ ‫شکسته شد‪.‬‬ ‫اما جایگاه باندا کجا بود؟‬ ‫باندا یکی از ســه کلید واژه اشــتانگا به‬ ‫حســاب می امد‪.‬باندا در کنــار تنفس و‬ ‫دریشــتی دری به جهان مستحکم درون‬ ‫میگشــود‪.‬این باندا در ســه نقطه مراعات‬ ‫میشد وزیاده بر ان مزیت فیزیکی در حفظ‬ ‫راستای صحیح بدن داشت‪.‬‬ ‫• موالباندا قفل ناحیه عجان‬ ‫• اودیانا باندا به سمت مهره ای کمری در‬ ‫زیر امتداد افقی خط ناف‬ ‫• جاالنــدرا باندا قفــل ناحیه گلو که با‬ ‫باال کشیدن پس سر و عقب دادن چانه به‬ ‫سمت گردن ایجاد میشود‬ ‫جویس ها میگویند‪:‬در اکثر تمارین دو‬ ‫قفل اول الزامی اســت طوری که موقع دم‬ ‫موال بانــدا و موقف بازدم اودیانا باندا حفظ‬ ‫میشود‪.‬و بهتر اســت موالباندا را همیشه‬ ‫انجام داد‪.‬ســارات تاجایی پیش میرود که‬ ‫میگوید بــدون باندا نه حرکت و نه تنفس‬ ‫به درســتی اجرا نمیشوند‪.‬با پیشرفت علم‬ ‫تمرین‪،‬و پذیرش اثر بخشی یوگا در جامعه‬ ‫علمی و درمانی این ســبک نیز از همسان‬ ‫سازی با دنیای مدرن دور نماند و بسیاری‬ ‫از حرکات توســط مربیان به روز شدند تا‬ ‫نحــوه اجرای حرکات با کمترین اســیب‬ ‫به بدن فرد تا مقصــود نهایی پیش رود‪.‬و‬ ‫منتهی به سالمت جسمی باشد‪.‬‬ ‫از دیگر سبک های رایج قرن بیستم به‬ ‫سبک شیواناندا میپردازیم‬ ‫شیواناندا یوگا‪:‬‬ ‫مبدع ان ویشنو دواناندا(‪)vishnudevananda‬‬ ‫اولین اشــرام را در ‪ 1932‬تاسیس کرد‪.‬او‬ ‫مرید ســوامی ویوکاناندا بود ولی به نسبت‬ ‫او به تمارین بدنی اهمیت بیشتری میداد‪.‬‬ ‫این ســبک درون مایه معنوی قوی دارد با‬ ‫این حال به نسبت اشتانگا و هاتا یوگا کمتر‬ ‫وابسته به تمرین بدنی است‪.‬ویشنو شاگرد‬ ‫شواناندا بود و با شــعار اموزش یوگا برای‬ ‫گســترش صلح در جهان کار خود را اغاز‬ ‫کرد‪.‬او دانش کهن هند را در زمینه سالمت‬ ‫تن و روان به یوگا وارد کرد‪.‬مدارس دیگری‬ ‫که در این سلف قرار گرفتند مدرسه یوگای‬ ‫بیهار(تاسیس شده در ‪ 1964‬توسط سوامی‬ ‫ساتیاناندا سارا سواتی از شاگردان شیواناندا)‬ ‫و اینتگرال یــوگا بودند‪.‬با وجود اینکه نام‬ ‫دیگری بــر مدارس خود نهادند‪.‬مدرســه‬ ‫ودایی شیواناندا بر همان چهار اصل رهایی‬ ‫بخش فلسفی هند استوار بود‪.‬کارما یوگا‪-‬‬ ‫بهاکتی یوگا‪-‬راجــا یوگا‪-‬جنانا یوگا‪ .‬کارما‬ ‫یوگا از ارکان شیواناندا یوگا ست‪.‬‬ ‫تمامی اموزش ها در جهت دستیابی به‬ ‫یک هدف واال‪ -‬اتحاد درون وبرون‪ -‬انجام‬ ‫میشود‪.‬سرلوحه اموزش این سبک به این‬ ‫ترتیب است‪:‬اسانا‪-‬پرانایاما‪-‬شاواسانا‪-‬تغذیه‬ ‫ساتویک‪-‬دهیانا(فکر سالم و مثبت داشتن)‬ ‫این سبک ‪ 12‬اسانای پایه دارد‬ ‫شیرشاسانا‪-‬ســارونگ اسانا‪-‬هاالسانا‪-‬‬ ‫ماتسی اسانا‪-‬پاسچیم اوتان اسانا‪-‬بهوجانگ‬ ‫اسانا‪-‬شــاالب اسانا‪-‬دانوراسانا‪-‬ادهاماتسی‬ ‫اندرسانا‪-‬کاکاسانا‪-‬پاداهاستاســانا‪-‬‬ ‫ترکون اسانا‬ ‫ساتیاناندا یوگا‪:‬‬ ‫ســاتیاناندا ساراسواتی شاگرد شیواناندا‪،‬‬ ‫نویســنده پرشــور و فعال که بیش از ‪80‬‬ ‫کتاب در زمینه های متفاوت مرتبط با یوگا‬ ‫نوشت‪.‬شناخته شــده ترین اثر وی کتاب‬ ‫اسانا‪-‬پرانایاما‪-‬مودرا‪-‬باندا در ‪ 1964‬منتشر‬ ‫شد‪.‬او در سبک خود که ادامه شیواناندا بود‬ ‫تغیراتی ایجاد کرد و شش منظر را در عمل‬ ‫تدریس میکرد‪.‬هاتــا یوگا‪-‬راجا یوگا‪-‬کریا‬ ‫یوگا برای تربیت ذهن و بدن و کارما یوگا‬ ‫بهاکتی یوگا و جنانا یوگا برای تربیت روح‬ ‫و روان ‪.‬ســاتیاناندا سبکی است که در ان‬ ‫تالش میشود به تمامی جنبه های فیزیکی‬ ‫و فیزیولوژیکی فرد توامان توجه شود‪.‬او از‬ ‫تمارین هاتا یوگا بســیار بهره برد‪ .‬یکی از‬ ‫شــاگردان او که از زمــان کودکی تحت‬ ‫اموزش ساراسواتی بود سوامی نیرانانجاناندا‬ ‫بود‪.‬نام ســاتیاناندا مقارن ســبک دیگری‬ ‫به نام یوگا نیدرا امده‪ .‬این روشــی بود که‬ ‫ساتیاناندا ادعا میکرد توسطش میتوان به‬ ‫بعــدی از خوداگاه که منتهی به ناخوداگاه‬ ‫میشود دست یافت و این مرز میانه‪ ،‬چنان‬ ‫بر حافظه ما موثر اســت که میتوان دراین‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪35‬‬ صفحه 36 ‫حالت نیمه هشــیار فــرد را اموزش داد او‬ ‫میگوید توانســته در این حالت به شاگرد‬ ‫خود نیرانانجایا زبان دیگری بیاموزد‪.‬‬ ‫یوگا نیدرا‪:‬‬ ‫معروف به خواب یوگی است‪.‬حالتی میان‬ ‫خواب و بیداری که توســط یک راهنمای‬ ‫مراقبه انجام میشــود‪.‬یوگا نیــدرا حالتی‬ ‫است که در اوپانیشاد و مهابهاراتا نیز به ان‬ ‫اشاره شده اما روشــی برای انجام ان ذکر‬ ‫نکرده تنها شــرح داده که ویشنو در این‬ ‫حالت بسر میبرد و از بودن دراین وضعیت‬ ‫احساس لذت میکند و ان را مراقبه روحانی‬ ‫میداند و در جایی دیگر از خدایی نام میبرد‬ ‫به نام یوگانیدرا که ویشــنو را برای مبارزه‬ ‫با اســوره ها فرا میخوانــد‪.‬در مراقبه های‬ ‫مکتب بودا و شیوا یوگا نیدرا بسط دهنده‬ ‫صلح و ارامش در جهان اســت‪.‬متون قرن‬ ‫‪ 12-11‬میــادی (هاتایــوگا و راجا یوگا)‬ ‫نیدرا را معادل سامادهی میداند‪.‬در متنی‬ ‫از قــرن ‪)yogataravali( 14‬میبینیم که یوگا‬ ‫نیــدرا را خواب نمیداند امــا مرحله ای از‬ ‫خوداگاهی اســت که در ان فرد از زنجیره‬ ‫کارما رهایی میابــد‪.‬در قرن ‪ 15‬یوگا نیدرا‬ ‫‪36‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫در متن هاتایوگا پرادیپیکا با حفظ کچاری‬ ‫مودرا راه ورد به سامادهی معرفی شده‪.‬و در‬ ‫قرن ‪ 17‬هاتا رات ناوالی(‪)hatha ratnavali‬شرح‬ ‫جالبی برای یوگا نیدرا دارد‪.‬او حالت یوگی‬ ‫را برای نیدرا اینگونه شرح میدهد‪:‬پاها دور‬ ‫گردن حلقه شــده و یوگی در این حالت‬ ‫میخوابد که بهترین حالت است‪.‬‬ ‫قرن بیســتم دنیس بویــز(‪)dennis boyes‬‬ ‫در کتاب خود با نــام (یوگا برای راه رفتن‬ ‫درخواب)نیدرا را روش رهاســازی جسم و‬ ‫ذهن از تنش معرفی کرده که خود خواسته‬ ‫انجام میشود‪.‬‬ ‫در مقاالت روانشناســی افــرادی مانند‬ ‫انی پیســان(‪ )Annie Payson call‬که در زمینه‬ ‫سالمت روان مینوشت و در ‪ 1900‬هم یک‬ ‫فیزیولوژیست و روانشناس امریکایی به نام‬ ‫ادموند جاکوبسن از روش مشابه برای بهبود‬ ‫بیماران یاد کردند‪.‬ســوامی ســاتیاناندا در‬ ‫‪ 1976‬به این روش اشاره میکند‪.‬و میتوان‬ ‫گفت در میان اســاتید یــوگا کامل ترین‬ ‫شــرح را دراین بــاره دارد‪ .‬او میگوید یوگا‬ ‫نیدرا همان تمرین نیاسا ی متون تانتریک‬ ‫است‪.‬و برای ان ‪ 8‬مرحله ذکر کرده‪:‬‬ ‫‪ .1‬درونی سازی‪-‬متمرکز کردن حواس‬ ‫به درون‬ ‫‪ .2‬عمیــق شــدن در ان وضعیت‪-‬قرار‬ ‫گرفتن در وضعت ثابت بــا تکرار مانترا یا‬ ‫جمله مثبت‬ ‫‪ .3‬چرخاندن حواس با اگاهی در بدن‬ ‫‪ .4‬تنفس اگاهانه‬ ‫‪ .5‬نفی حالــت درونی‪-‬منظور دوری از‬ ‫تضادهای فکری بیرونی و درونی‬ ‫‪ .6‬تصویر سازی خالقانه‬ ‫‪ .7‬تکرار جمله تلقینی یا ذکر‬ ‫‪ .8‬برونی سازی‬ ‫مرحله اخر به این معنی است که دست‬ ‫اورد شما پس از نیدرا باید باور شما با شد‪.‬‬ ‫شرحی که در سبک شناسی یوگا رفت‬ ‫میتواند ســراغاز مطالعه پرتوجویان جدید‬ ‫برای یافتن اطالعات کامل تر باشد‪ .‬چنانچه‬ ‫ایــرادی در متن یا ارجاعات ان مشــاهده‬ ‫شد لطفا با بنده در میان بگذارید‪.‬منابع بر‬ ‫اساس انچه در ویکی پدیای انگلیس امده‬ ‫به ترتیب از هر عنوان قابل پیگیری است‪.‬‬ ‫تمامی نامها و جایها جداگانه جستجو شده‬ ‫و از یک متن واحد استفاده نشده است‪.‬‬ ‫با تشکر از تیم دانش یوگا‬ صفحه 37 ‫رژیم غذایی‬ ‫عالقمندان یوگا‬ ‫مترجم‪ :‬شهناز کیانی‬ ‫در حقیقت‪ ،‬هیچ اصول نوشــته شده و‬ ‫مســتندی درباره رژیم غذایی یک یوگی‬ ‫وجود نــدارد‪ .‬در این مطلب نیز به شــما‬ ‫برنامــه تغذیه داده نمی شــود‪ .‬هدف این‬ ‫مطلب‪ ،‬تنها ارائه پیشــنهاداتی برای ارتقاء‬ ‫شیوه تغذیه شما است‪.‬‬ ‫در ابتدا نگاهی می کنیم به برخی دیدگاه‬ ‫های سنتی درباره خوراکی های مختلف و‬ ‫تاثیر انها‪.‬‬ ‫در دیدگاه ایورودا‪ ،‬غذاهای مفید برای‬ ‫بدن و ذهن را ساتویک (‪( )Sattvic Foods‬پاک‬ ‫یا خالص) می نامند‪ .‬غذای ساتویک یعنی‬ ‫غذایی که در عین سبکی‪ ،‬مغذی و سهل‬ ‫الهضم است؛ غذایی که بعد از خوردن ان‬ ‫احساس نشاط می کنیم و پر انرژی و ارام‬ ‫می شویم؛ همچنین این توانایی را دارد تا‬ ‫عملکــرد ذهن و بدن مــا را افزایش دهد‪.‬‬ ‫غذاهای ســاتویک شــامل‪ ،‬غالت‪ ،‬میوه و‬ ‫سبزیجات‪ ،‬شیر‪ ،‬کره‪ ،‬ماست‪ ،‬اجیل‪ ،‬انواع‬ ‫مغزهــا‪ ،‬دانه ها‪ ،‬عدس و عســل طبیعی‬ ‫می باشد‪.‬‬ ‫غذای راجاسیک (‪ ،)Rajasic Foods‬محرک‬ ‫ذهن و اندام های داخلی اســت‪ .‬غذاهای‬ ‫تند و شور‪ ،‬راجاسیک هستند‪ .‬ایورودا می‬ ‫گوید که مصرف این غذاها باعث می شود‬ ‫تا شــخص با کوچکترین محرک خارجی‪،‬‬ ‫پریشــان خاطر و ناارام گردد‪ .‬شاید شما‬ ‫هم احســاس عدم تعادل روحی را پس از‬ ‫مصرف بیش از حد اینگونــه مواد غذایی‬ ‫تجربه کرده باشید‪.‬‬ ‫غذای تاماســیک(‪ )Tamasic Foods‬یا غذای‬ ‫مانده (کهنه مثل ابجو)‪ ،‬شــامل ان دسته‬ ‫غذاهای سنگین اســت که معموالً باعث‬ ‫پریشانی ذهن می شوند؛ مثل گوشت قرمز‪،‬‬ ‫پیاز و ســیر‪ .‬اگر در خوردن اینگونه غذاها‬ ‫زیاده روی شود ‪ ،‬شخص معموال احساس‬ ‫خستگی و افسردگی خواهد کرد‪.‬‬ ‫ایا این اصول به نظر شما شبیه به برنامه‬ ‫غذایی سالم امروزی نیست؟! اصولی که ما‬ ‫را به مصرف میوه و سبزیجات تازه ترغیب‬ ‫می کند و از مصرف زیاد گوشــت و چربی‬ ‫باز می دارد‪.‬‬ ‫در ادامه به چند راه کار کوتاه ولی مهم‬ ‫در اصول تغذیه یوگایی اشاره می کنیم‪.‬‬ ‫• عــادت غذایی خود را به ســمت خام‬ ‫خــواری و اســتفاده از مــواد غذایی تازه‬ ‫سوق دهید‪.‬‬ ‫• مصرف شــکر و الکل را تا حد امکان‬ ‫کاهش دهید‪.‬‬ ‫• میوه و ســبزیجات فصل را در برنامه‬ ‫غذایی روزانه خود بگنجانید‪.‬‬ ‫• قبل از احساس سیر شدن کامل دست‬ ‫از غذا خوردن بکشید‪.‬‬ ‫• ‪20‬درصــد از حجــم معــده خود را‬ ‫خالی نگهدارید‪.‬‬ ‫• از روغــن های گیاهــی ‪ ،‬مثل روغن‬ ‫کنجد استفاده کنید‪.‬‬ ‫• دمنــوش های گیاهــی‪ ،‬اب و ابلیمو‬ ‫تازه بنوشید‪.‬‬ ‫• از ادویــه های شــیرین مثل دارچین‬ ‫استفاده کنید‪.‬‬ ‫• ســعی کنید غذای خود و نزدیکانتان‬ ‫را با چاشنی عشق و سپاس از نعمت های‬ ‫خداوند پخت کنید‪.‬‬ ‫• از مصــرف زیــاد خوراکــی های زیر‬ ‫اجتناب کنید‪:‬‬ ‫غذاهای ســرخ کرده‪ ،‬کنســروها‪ ،‬ارد‬ ‫ســفید‪ ،‬برنج ســفید‪ ،‬غذاهای پخته شده‬ ‫در مایکروویو‪ ،‬غذایی که سریع و درمکانی‬ ‫شلوغ خورده شود‬ ‫• سیگار نکشید‪.‬‬ ‫خیلــی از متخصصین تغذیــه یوگایی‪،‬‬ ‫امروزه بر این باور هستند که‪ ،‬بهترین کار‬ ‫برای تغییر طوالنی مدت در عادات تغذیه‬ ‫ای‪ ،‬گوش دادن به صدای بدن اســت‪ .‬به‬ ‫عنوان مثال‪ ،‬اگر بدن بــرای انجام اعمال‬ ‫روزانه به مصرف گوشــت احتیــاج دارد‪،‬‬ ‫گیاهخواری را توصیه نمی کنند‪.‬‬ ‫به طور کلی‪ ،‬اگر از لحاظ فکری خود را‬ ‫شاد و متعادل می دانید‪ ،‬می توان گفت شما‬ ‫برنامه غذایی مناسبی را در پیش گرفته اید‪.‬‬ ‫تجربه کنید و بهترین راه‪ ،‬مناســب با نیاز‬ ‫بدن خود را پیدا کنید‪.‬‬ ‫منبع‪:‬‬ ‫‪www.mindbodygreen.com‬‬ ‫‪www.yoga.com‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪37‬‬ صفحه 38 ‫رابطه موسیقی‬ ‫و ایورودا‬ ‫سید عبدالحمید موحدی نائینی‬ ‫یکی از راهکارهــای درمانی در ایورودا‬ ‫که موجب تعادل دوشــاها در فرد شده و‬ ‫در نتیجه موجب حفظ و پایداری سالمتی‬ ‫در او می گردد ‪ ،‬اســتفاده از موسیقی به‬ ‫منظوردرمان می باشد‬ ‫موسیقی درمانی‪:‬‬ ‫بر طبق تعریفی که انجمن موســیقی‬ ‫درمانی‪ NAMT‬ارائه داده اســت ‪ ،‬موســیقی‬ ‫درمانی عبارت اســت از کاربرد موسیقی‬ ‫بــرای تامین‪ ،‬حفــظ و بهبود ســامت‬ ‫جسمانی و روانی فرد ‪.‬‬ ‫در واقع موسیقی درمانی ‪،‬کاربرد منظم‬ ‫موســیقی اســت به طوری که موسیقی‬ ‫درمانــی‪ ،‬مســتقیما تغییــرات دلخواه را‬ ‫در عواطــف و رفتار فرد ایجــاد می کند‪.‬‬ ‫موسیقی درمانی مانند یوگا و مدیتیشن به‬ ‫حفظ تعادل هورمونی و روانی در دروه های‬ ‫استرس و بیماری کمک می کند‪.‬‬ ‫‪38‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫روش های موسیقی درمانی‬ ‫در موســیقی درمانی دو روش اساسی‬ ‫وجــود دارد که عبارتنــد از روش فعال و‬ ‫روش غیرفعال‪.‬‬ ‫روش غیر فعال شامل شنیدن موسیقی‬ ‫اســت که به فرد ‪ ،‬با گوش دادن و شنیدن‬ ‫موسیقی که در حال نواخته شدن است ‪،‬‬ ‫کمک می کند ‪ .‬در این روش بیشترین تاثیر‬ ‫عملکــرد در جهت برانگیختن و اثرگذاری‬ ‫واکنش های عاطفی و ذهنی است‪.‬‬ ‫در روش موســیقی درمانــی فعــال ‪،‬‬ ‫نواختن‪ ،‬خواندن و حرکات موزون ‪ ،‬اساس‬ ‫کار است‪ .‬در این روش ‪،‬فرد‪ ،‬خود موسیقی‬ ‫نواختــه و یا اواز می خواند و واکنش های‬ ‫مختلف عاطفی ‪ ،‬ذهنی ‪ ،‬جسمی و حرکتی‬ ‫‪ ،‬تحریک و برانگیخته می شوند‪.‬‬ ‫شــنیدن و خواندن ‪،‬مرسوم ترین شیوه‬ ‫موسیقی درمانی است که همیشه و همه‬ ‫وقت مورد استفاده مردم بوده است‪.‬‬ ‫برنامه ها و روش های موسیقی درمانی‬ ‫متنوع و متناســب با نیاز افــراد تنظیم و‬ ‫تدارک دیده می شــود‪ .‬محورهای اصلی‬ ‫برنامه های موسیقی درمانی شامل شنیدن‬ ‫موسیقی متناسب و ارام بخش و نواختن‬ ‫موسیقی در گروه های منظم و یا انفرادی‬ ‫‪ ،‬خوانــدن اوازهــا و ترانه هــای فردی یا‬ ‫گروهی می باشد‪.‬‬ ‫در موســیقی درمانی از چه نوع‬ ‫موسیقی استفاده می شود؟‬ ‫موسیقی انواع مختلف دارد ‪ ،‬برخی ارام و‬ ‫برخی تُند هستند‪ .‬شاید پیش خودتان فکر‬ ‫کنید کدام موسیقی برای بهتر شدن خلق‬ ‫و خو و حال شــما بهتر و مناسب تر است‬ ‫و به بهبود احساسات تان کمک می کند؟‬ ‫متخصصان بر این باور هستند که انتخاب‬ ‫موسیقی مناسب ‪ ،‬به سلیقه و تجربیات فرد‬ ‫وابسته اســت‪ .‬در هر حال تاثیر موسیقی‬ صفحه 39 ‫های مختلف بر ذهن و ســامت انســان‬ ‫متفاوت اســت ولی با این حال یک قانون‬ ‫کلی مــی گوید اگر مــی خواهید ارامش‬ ‫بیشتری داشته باشــید بهتر است اهنگ‬ ‫هایی را انتخاب و گوش کنید که ریتم ارام‬ ‫تری دارند‬ ‫موسیقی برای افراد مبتال به بیماریهای‬ ‫مزمنی مانند مشــکالت قلبی و سرطان و‬ ‫ناراحتی های تنفسی ‪ ،‬اثرات مثبت و قابل‬ ‫توجهی به همراه دارد‪ .‬ازمایشــات متعدد‬ ‫نشــان می دهند که موســیقی می تواند‬ ‫فشــار خون را پایین اورده و ضربان قلب‬ ‫را متعادل سازد‪ .‬بدین ترتیب درد کاهش‬ ‫می یابد و تشویش و نگرانی های ناشی از‬ ‫بیماری کمتر می شود و در نتیجه کیفیت‬ ‫زندگی فرد بیمار بهبود می یابد‪ .‬موسیقی‬ ‫می تواند برای این افراد به طور باور نکردنی‬ ‫مفید و اثربخش باشــد و بیماران بستری‬ ‫شده را به زندگی امیدوارتر کند‪.‬‬ ‫بســیاری از افراد از کــودک گرفته تا‬ ‫ســالمند در اثر شــنیدن برخی از اصوات‬ ‫و نت های موســیقی تمرکز بیشتری پیدا‬ ‫می کنند و عملکرد ذهنی بهتری از خود‬ ‫نشان می دهند‪.‬‬ ‫نواختن موسیقی سبب می شود تا قسمت‬ ‫های خاصی از مغــز که وظیفه پردازش و‬ ‫نواختن یک اهنــگ خاص و توانایی های‬ ‫حرکتی ‪ ،‬مهارت های شنیداری و ذخیره‬ ‫ســازی اطالعات را دارند ‪ ،‬تقویت شوند و‬ ‫زمانی که فردی شروع به اموزش نواختن‬ ‫یک ســاز می کند‪ ،‬این قسمت ها به طور‬ ‫قابل توجهی ُرشد کرده و عملکرد انها طی‬ ‫دوران اموزش ‪ ،‬روز به روز بهتر می شود‪.‬‬ ‫به طور کلی موســیقی می تواند نقش‬ ‫موثری در بهبود بیماری هایی که به نحوی‬ ‫با مســائل روانی فرد در ارتباط هستند ‪،‬‬ ‫داشته باشد‪ .‬همچنین بیماری های جسمی‬ ‫که منشاء روانی دارند نیز با این روش بهبود‬ ‫پیدا می کنند‪.‬‬ ‫موسیقی درمانی بخشی بسیار قدیمی‬ ‫و مهم در شیوه درمانی دانش ایورودا می‬ ‫باشد‪ .‬دوشاها (واتا ‪ ،‬پیتا ‪ ،‬کافا) را می توان‬ ‫توسط موسیقی به خوبی و سریع کنترل و‬ ‫متعادل کرد‪.‬‬ ‫اعتقاد بر این است که موسیقی بر غده‬ ‫هیپوفیز تاثیر می گذارد و امواج موسیقی ‪،‬‬ ‫ارتعاشاتی به سطوح ذهنی و بدنی فرد می‬ ‫فرستد که موجب گسترش اگاهی در انها‬ ‫می گردد که فرد را به سوی سالمتی سوق‬ ‫می دهد اما باید بدانیم که چه موسیقی و‬ ‫چه مدت زمان برای هر فرد مناسب است؟‬ ‫در ایورودا برای تشــخیص موســیقی‬ ‫مناسب برای هر فرد ‪ ،‬توجه به نکاتی عنوان‬ ‫شده که به طور خالصه عبارتند از‪:‬‬ ‫موسیقی باید با توجه به سن فرد انتخاب‬ ‫شــود‪ .‬نوع موسیقی مناســب برای یک‬ ‫نوجوان ‪،‬برای یک فرد میانسال یا کهنسال‬ ‫مناسب نیست‪ .‬برای یک نوجوان موسیقی‬ ‫مورد تایید است که موجب کنترل هیجان‬ ‫در او شــود در حالــی که بــرای یک فرد‬ ‫میانسال یا کهنسال موسیقی مناسب است‬ ‫که در او حسی از ارامش ایجاد کند‪.‬‬ ‫در انتخاب نوع موســیقی مناسب برای‬ ‫فرد باید به وضعیت سالمتی یا نوع بیماری‬ ‫در او نیز توجه کرد‪ .‬هر موسیقی برای هر‬ ‫فرد با نوع بیماری که دارد مناســب نمی‬ ‫باشد‪ .‬موسیقی مناسب برای فرد با بیماری‬ ‫قلبی ‪،‬برای فردی که از تورم مفاصل در رنج‬ ‫است مناسب نیست‪.‬‬ ‫در انتخاب نوع موســیقی باید به فصلی‬ ‫از ســال که در ان قرار داریم توجه شود‪.‬‬ ‫موسیقی مناسب برای فصل زمستان ‪ ،‬برای‬ ‫فصل تابستان خوشایند نیست‪ .‬برای فصول‬ ‫سرد سال موسیقی مورد تایید است که با‬ ‫شنیدن ان فرد در خود احساسی از گرمای‬ ‫لــذت بخش نماید در حالی که شــنیدن‬ ‫این موسیقی در فصل گرم سال می تواند‬ ‫موجب احساس تنش و ازار در فرد شود‪.‬‬ ‫شنیدن موســیقی که از االت موسیقی‬ ‫برخاسته که منشایی طبیعی دارند مانند‬ ‫پیانو و یا سازهای سنتی‪ ،‬بر موسیقی های‬ ‫برامده از االت الکترونیکی برتری دارند‪.‬‬ ‫منبع‪ :‬یوگاژورنال‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪39‬‬ صفحه 40 ‫یوگا و سالمندان‬ ‫مترجم‪:‬احسانهشمس‬ ‫زندگی در کهن ســالی بر پایه ی دانش‬ ‫ایورودا و یوگای سالمندان‬ ‫گرداوری شده توسط واحد تحریریه ی‬ ‫ماهنامه دانش یوگا‬ ‫یوگای ســالمندان یکــی از پایه های‬ ‫بنیادین دانش ایورودا برای کند شدن روند‬ ‫پیری است ‪ ،‬پیری اجتناب ناپذیر است و‬ ‫به عنوان یک پدیده طبیعی‪ ،‬ویژگی ذاتی‬ ‫زندگی است‪ .‬با افزایش سن‪ ،‬بدن ما دچار‬ ‫تغییرات فیزیولوژیکی شــده و با بیماری‬ ‫هــای مختلفی از جمله فشــار خون باال‪،‬‬ ‫دیابت‪ ،‬بیماری های استخوانی‪ ،‬مشکالت‬ ‫حافظه و غیره در گیر می شود‪.‬‬ ‫از ســویی دیگر انچه که باعث نگرانی‬ ‫بیشــتر می شــود‪ ،‬این اســت که افراد‬ ‫سالخورده تمایل به نشــان دادن سالمت‬ ‫روانی ضعیف دارند و در این راستا‪ ،‬سالمت‬ ‫روان مختل شده به همراه مشکالت حافظه‬ ‫نیز خطر ســقوط و صدمات را افزایش می‬ ‫دهــد و با توجه به روند پیــری که باعث‬ ‫کاهش استحکام استخوان ها و شکننده تر‬ ‫‪40‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫شــدن انها می شود‪ ،‬درمان شکستگی در‬ ‫سنین باال مشــکل تر خواهد بود‪ .‬حال ما‬ ‫چگونه می توانیم با انتخاب سبک زندگی‬ ‫متناسب با روح و جسم خود‪ ،‬روند پیری را‬ ‫کند کنیم؟ ما به شما بهره مندی از دانش‬ ‫ایورودا را پیشنهاد می کنیم‪.‬‬ ‫ایورودا‪:‬‬ ‫ایورودا به معنی (علم زندگی)‪ ،‬یک علم‬ ‫باستانی و کهن برخواسته از کشور هند و بر‬ ‫پایه یوگا‪ ،‬گیاهان دارویی‪ ،‬دستورالعمل های‬ ‫رژیم غذایی‪ ،‬ماساژ درمانی های ایورودیک‬ ‫و توصیه هایی ارزنده برای ســبک زندگی‬ ‫افراد بنا شده است‪.‬‬ ‫دانــش ایــورودا‪ ،‬اگرچه ‪ ۵۰۰۰‬ســال‬ ‫قدمت دارد‪ ،‬اما بســیاری از مردم از دانش‬ ‫ایورودا چیزی نشنیده اند و به مزیت های‬ ‫ان اگاهی ندارند که اصول دانش ایورودا‪،‬‬ ‫اگر ســبک زندگی هر انســانی شود‪ ،‬می‬ ‫تواند منجر به پیشــرفت های بسیاری در‬ ‫درمان بیماری ها شــده و عمر طوالنی و‬ ‫پیری خوبــی را برای انها رقم بزند‪ .‬ضمن‬ ‫انکه می توانیم اطمینان داشته باشیم که‬ ‫عوارض جانبی ناخوشایند حاصل از مصرف‬ ‫داروهای شیمیایی را نیز نخواهیم داشت‪.‬‬ ‫یوگای ســالمندان یکــی از پایه های‬ ‫بنیادیــن دانش ایورودا برای کند شــدن‬ ‫روند پیری‬ ‫مطالعات بسیاری نمایانگر تاثیر مثبت‬ ‫یوگا در کند شــدن روند پیری می باشد‪.‬‬ ‫ســالمندان بــا انتخــاب ســبک زندگی‬ ‫ایورودایی ملــزم به انجام تمرینات یوگای‬ ‫روزانه هســتند‪ .‬انها در تمرینات یوگا که‬ ‫شامل کشش اعضای بدن‪ ،‬تمرینات تنفسی‬ ‫و مدیتیشن می باشد‪ ،‬می توانند نشانه های‬ ‫پیر شدن ســلولها و التهاب بدن را به حد‬ ‫چشــم گیری کاهش دهند‪ .‬ضمن اینکه‬ ‫سالمندان می توانند با مشاوره با کارشناس‬ ‫ایورودا‪ ،‬متناسب با شرایط فیزیکی و روحی‬ ‫خود‪ ،‬اســانای درمانی مربــوط به خود را‬ ‫انجام دهند و بیشترین بهره را از تمرینات‬ ‫یوگا در جهت درمان بیماریها ببرند‪.‬‬ ‫ماساژ ایورودا چگونه به جوان سازی بدن‬ ‫و کند شدن روند پیری کمک می کند؟‬ ‫در ماســاژهای ایورودیک متناســب با‬ ‫شرایط جســمی‪ ،‬روحی هر فرد و با توجه‬ ‫به بیماری ســالمند از انــواع روغن های‬ ‫گیاهی مانند روغن کنجد‪ ،‬روغن نارگیل‪،‬‬ ‫روغن زیتون‪ ،‬روغن بادام و … استفاده می‬ ‫شود و درمانگرها از حرکات هماهنگ برای‬ ‫تحریک انتهای عصب برای افزایش گردش‬ ‫خون اســتفاده می کننــد و از این طریق‬ ‫باعث حذف زودهنگام ســموم از بدن می‬ ‫شوند‪ .‬گیاهان موجود در روغن های دارویی‬ ‫باعث جوانسازی بافت شده و نقش مهمی‬ ‫در از بین بردن ســموم دارند و احســاس‬ ‫بهزیستی و نشاط عمیق را برای درمانجو به‬ ‫ارمغان می اورند‪ .‬روغن گیاهی ولرم به کار‬ ‫رفته در ماساژ ایورودیک انتهای عصب را‬ ‫تحریک می کند و در نتیجه گردش خون‬ ‫را بهبود می بخشد و به دفع سموم از بدن‬ ‫کمک شایانی می کند‪.‬‬ ‫در واقع درمانگر‪ ،‬با استفاده از روغن های‬ ‫گرم و گیاهان دارویی و با ماساژ و حرکات‬ ‫دایره ای هماهنگ و فشــار مناسب ‪ ،‬بدن‬ ‫ســالمند را ریلکس کرده و در مرحله شل‬ ‫کردن عضالت و کاهش درد انها‪ ،‬به بهبود‬ ‫گردش خون کمک نموده و بدن ســالمند‬ صفحه 41 ‫به سمت تقویت بازسازی بافت های بدنش‬ ‫پیش می رود‪ .‬عالوه بر این‪ ،‬سیستم ایمنی‬ ‫بدن نیز تقویت می شــود تا ســالمند از‬ ‫بیماریهای احتمالی محافظت گردد‪.‬‬ ‫در ماســاژهای اختصاصــی به تحریک‬ ‫انتهای عصب های مختلف موجود در پاها‬ ‫می پردازند و با کاهش تورم و بهبود گردش‬ ‫خون ‪ ،‬پاهای خسته سالمندان احیا شده و‬ ‫از اسپاسم های درد اور رها می گردند‪.‬‬ ‫برگــزاری دوره معتبر اماده‬ ‫سازی مربیگری یوگا‬ ‫به دنبال برگــزاری مرتب ازمون‬ ‫های مربیگری معتبر درجه ‪ ۱‬و ‪۲‬‬ ‫همچنین دوره های مدرسی توسط انجمن‬ ‫یوگا ‪ ،‬موسسه دانش یوگا از سال های قبل اقدام‬ ‫به برگزاری دوره های اماده سازی مربیگری یوگا‬ ‫جهت عالقمندان نموده است‪.‬‬ ‫اخرین دوره اماده ســازی مربیگری یوگا از‬ ‫اردیبهشــت ماه ســال جاری بصورت هفتگی‬ ‫بــا حضور ‪ 18‬تــن از متقاضیــان برگزیده و‬ ‫ســالمندان با بهره گیری از ماساژهای‬ ‫روزانــه ایورودیک‪ ،‬دیگر اثری از گرفتگی و‬ ‫خشکی عضالت و درد و التهاب در مفاصل‬ ‫ندارنــد و به یک نشــاط روحــی‪ ،‬عاطفی‬ ‫و جســمی رســیده و با افزایــش ارامش‬ ‫ذهنی‪ ،‬شــبی ارام با خوابی دلچسب را ت‬ ‫جربه می کنند‪.‬‬ ‫مــن چه ســرمایه ای را از گــذر عمرم‬ ‫و انتخــاب ســبک زندگــی ســامت‬ ‫بدست می اورم؟‬ ‫پذیرفته شــده‪ ،‬بصورت حضــوری برای‬ ‫ساکنین تهران و شهرستان های اطراف و‬ ‫همچنین به صورت انالین برای عالقمندان‬ ‫شهرستانی برگزار گردید‪.‬‬ ‫شــرکت کنندگان عالوه بر فراگیری‪۷‬‬ ‫ســطح فنی مورد تایید انجمــن یوگا‪ ،‬با‬ ‫تمرینات پرانایاما ‪،‬یوگانیدرا‪ ،‬مدیتیشــن‪،‬‬ ‫طراحی تمرین‪ ،‬ایین کالس داری‪ ،‬ایورودا‬ ‫و ‪ ...‬اشــنا شدند و مقرر است پس از پایان‬ ‫اموزش دوره اماده سازی جهت شرکت در‬ ‫با کمک انتخاب سبک زندگی سالمت‬ ‫برگرفته از دانش ایورودا می توانیم عمری‬ ‫تا ‪ ۱۰۰‬سال در کمال سالمت داشته باشیم‬ ‫و با ارامش ذهن‪ ،‬قوای جســمی و روحیه‬ ‫ای سرشار از نشــاط دوره سالمندی لذت‬ ‫بخشی داشته باشیم‪.‬‬ ‫منبع‪ :‬یوگاژورنال‬ ‫دوره اموزش مربیگری یوگا به انجمن یوگا‬ ‫معرفی گردند‪.‬‬ ‫دوره بعدی اماده سازی مربیگری توسط‬ ‫موسسه دانش یوگا‪،‬در پاییز امسال برگزار‬ ‫می گردد‪.‬الزم به ذکر است از شرایط اصلی‬ ‫داوطلبین شــرکت کننده‪،‬داشتن حداقل‬ ‫‪۶‬ســال تمرین ‪ ،‬تجربه و فعالیت در زمینه‬ ‫یوگا می باشد‪.‬‬ ‫تصویر جمعی از شرکت کنندگان برگزیده‬ ‫و پذیرفته شده در پایان دوره اماده سازی‬ ‫مربیگری یوگا در موسسه دانش یوگا‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪41‬‬ صفحه 42 ‫بی‬ ‫س‬ ‫تو‬ ‫مهندسی درون‬ ‫سوم‬ ‫بدن‬ ‫بخش سیزدهم‬ ‫از عرش به فرش‬ ‫‪)Sadhguru‬‬ ‫نویسنده‪ :‬سادگورو ((‪Sadhguru‬‬ ‫از مجموعه مطالب برگرفته از کتاب مهندسی درون‬ ‫برگردان و تلخیص‪ :‬پیام صمدی خادم‬ ‫از شماره ی ‪ 139‬قدم به قدم کتاب مهندسی درون (راهنمایی برای دستیابی به سرور و‬ ‫سعادت) نوشته ی عارف و استاد معاصر‪ ،‬سادگورو‪ ،‬مرور شد‪ .‬هدف از این سلسله نوشتارها‬ ‫صرفاً خوانش ِ گزارش وار و گام به گامی از کتاب مذکور می باشد‪ .‬هر چند که سادگورو به‬ ‫جهانی بودن ِ یوگا ‪ ،‬رها بودن و عدم تعلق ِ ان به فرهنگ و مذهب خاصی معتقد بوده و ان‬ ‫را در نوشتارهایش بارها بیان کرده است‪ ،‬ولی از انجایی که خاستگاه ِ نویسنده ‪،‬کشور هند‬ ‫است‪ ،‬در مطالب کتاب گاهاً مثال هایی از فرهنگ و جغرافیای ان کشور اورده می شود‪ .‬واضح‬ ‫است که در این موارد نمی توان بر نویسنده خرده گرفت‪ ،‬چرا که طبق اصول هرمنوتیک‪،‬‬ ‫انسان ها محصول ِ محیطی هستند که در ان رشد یافته اند و سرک کشیدن ِ ناخوداگاه ِ ما‬ ‫در گفتارها و نوشتارهای مان‪ ،‬کام ً‬ ‫ال طبیعی و غیرقابل اجتناب است‪.‬‬ ‫مقدمه‬ ‫به تعبیر سادگورو‪ ،‬بخش اول کتاب نقشه راه است‬ ‫و بخش دوم که در این شماره قسمت چهاردهم از‬ ‫ان مرور خواهد شــد‪ ،‬اقداماتی عملی برای پیمودن‬ ‫راه‪ .‬تا کنون و در شماره های پیشین مفاهیم و موارد‬ ‫زیادی مورد بررسی قرار گرفتند‪ .‬از جمله خاطره ی‬ ‫روشن شدگی سادگورو‪ ،‬مفهوم ِ «مسئولیت پذیری»‪،‬‬ ‫کنترل خشــم‪ ،‬تعریف یوگا به عنــوان ِ تکنولوژی ِ‬ ‫ارتقاء دادن‪ ،‬فعال کردن‪ ،‬و پاالیش کردن ِ انرژی های‬ ‫درونی و رسیدن به وحدت‪ ،‬ابعاد ِ چهارگانه ی وجود‬ ‫ِ ادمی که باید در تعامل و هماهنگی با هم کار کنند‪،‬‬ ‫دستیابی به شادمانی با تنظیم ِ سه بدن (یا سه الیه)‪،‬‬ ‫و حق ِ برابر جهت ِ دســتیابی به ســرور و سعادت‬ ‫برای همگان‪.‬‬ ‫همچنین ســه اصل طالیی (که ســادگورو در‬ ‫دوره های حضوری ِ مهندسی درون هم به شدت بر‬ ‫ان ها تاکید می کند) برای ورود به قلمروهای روحانی‬ ‫ارائه شد‪ ،‬که عبارتند از‪:‬‬ ‫اصــل اول) توانایی من در پاســخ دهی نامحدود‬ ‫اســت‪ ،‬اما توانایــی من برای واکنش نشــان دادن‬ ‫محدود است‪،‬‬ ‫اصل دوم) من صددرصد بابت هر چیزی که هستم‬ ‫و نیستم مسئولم‪ ،‬بابت ِ توانایی ها و ناتوانی هایم‪ ،‬بابت‬ ‫عـسرتم‪،‬‬ ‫شادی و ُ‬ ‫اصل ســوم) من تنها کسی هســتم که ماهیت ِ‬ ‫دقیق ِ تجربه ام را در این زندگی و فراتر از ان‪ ،‬تعیین‬ ‫می کنم‪ .‬من همان کســی هستم که زندگی خودم‬ ‫را می سازم‪.‬‬ ‫‪42‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫در بخش دوم کتاب که در‬ ‫این شماره قسمت چهاردهم‬ ‫ان را تقدیم خواهیم نمود‪،‬‬ ‫به بررسی عمیق تر و دقیق تر‬ ‫ِ ســه الیه یا ســه پوشش‬ ‫پرداخته می شود و بر همین‬ ‫مبنا‪ ،‬قســمت دوم ِ کتاب‬ ‫«مهندســی درون» به سه‬ ‫فصل تقسیم گردیده است‬ ‫که بــه ترتیب بدن‪ ،‬ذهن و‬ ‫انرژی نامیده شده اند‪ .‬در هر‬ ‫فصل در کنــار توضیحات‬ ‫مربوطه‪ ،‬تمرینات عملی نیز‬ ‫داده می شــود‪ ،‬چه اینکه به‬ ‫باور ِ سادگورو‪« ،‬یوگا» یک‬ ‫سیستم اعتقادی یا مذهبی‬ ‫نیست که شــما بشنوید و‬ ‫باورش کنید‪ .‬بلکه سیستمی‬ صفحه 43 ‫هست که باید به ان عمل کرده و خودتان ان‬ ‫را به عرصه ی تجربه ی خودتان بکشانید‪.‬‬ ‫در ‪ 13‬قسمت اخیر نیز این موارد به ترتیب‬ ‫مطرح شد‪:‬‬ ‫‪ -1‬هستی ما به این بدن فیزیکی خالصه‬ ‫نمی شــود و بُعدی ورای بدن فیزیکی در کار‬ ‫اســت‪« .‬چیزی که عاشــق دیوار [و حصار و‬ ‫محدودیت] نیست!»‪.‬‬ ‫‪ -2‬معنویت یعنی «ســفر نمودن از بدن‬ ‫ِفردی ِ مبتنی بر حصارها‪ ،‬به منشــا بی کران‬ ‫و بی حد و حصر ِ افرینش»‪.‬‬ ‫‪ -3‬حواس پنج گانه موجب ِ اعوجاج فکری‬ ‫و استنتاج گمراه کننده ای در شناخت ذات ِ‬ ‫اصلی خویشتن مان می شود‪.‬‬ ‫‪ -4‬بدن ابزاری برای درک و دریافت جهان‬ ‫هســتی بوده و بــه وســیله ی ان می توانیم‬ ‫«کائنات را دانلود کنیم!»‪.‬‬ ‫‪ -5‬بدن ِ فیزیکی‪ ،‬جزئی از زمین اســت و‬ ‫اصل و بنیادش از ان است؛ ارتباط دادن بدن‬ ‫با زمین (مثل راه رفتــن با پای برهنه) جزء‬ ‫تمرینات معنوی مهم محسوب می شود‪.‬‬ ‫‪ -6‬چرخه هایــی بر جهان مــاده و حیات‬ ‫انســانی حاکم اســت‪ .‬همچنین هماهنگ‬ ‫شدن ِ ســیکل های درونی انسان با چرخه ی‬ ‫دوازده ساله ی خورشیدی از اهمیت بسیاری‬ ‫برخوردار است‪.‬‬ ‫‪ -7‬پنج عنصر‪ ،‬جایگاه ان ها در ســاختار‬ ‫وجودی انسان و نحوه ی پاک سازی ان ها‪.‬‬ ‫‪ -8‬رهایی یافتن از «چیزی» که در درون‬ ‫ِ شماست و شما دیگر قادر به نگه داشتن ِ ان‬ ‫نیستید‪ ،‬همیشــه بزرگ ترین لذت است‪ .‬و‬ ‫البته مهم نیست این «چیز» چه باشد!‬ ‫‪ -9‬غذایی که می خوریم به مثابه ی سوخت‬ ‫ِ ماشینی است که حاوی انرژی حیاتی برای‬ ‫زندگی ادمی ست و باید به دقت برگزیده شود‪.‬‬ ‫‪ -10‬بدن یک سیســتم است و متناسب‬ ‫با کارکرد ان می توانیــم نوع ِ غذایی که می‬ ‫خوریم را انتخاب کنیم‪.‬‬ ‫‪ -11‬تناسب میان ِ غذاهایی که می خوریم‬ ‫بســیار مهم اســت؛ غذا خوردن با حضور و‬ ‫اگاهی مهمترین تمرینی هست که می توانید‬ ‫در رابطه با سالمت تغذیه در پیش بگیرید ‪.‬‬ ‫‪ -12‬چگونه اجتناب ِ اگاهانه از غذا خوردن‪،‬‬ ‫باعث قدرت روحی و معنوی ما می شود‪.‬‬ ‫‪ -13‬ماهیت اســترس و اینکه چگونه در‬ ‫میانه ی فعالیت های روزانــه ارام بمانیم و با‬ ‫جریان زندگی نجنگیم‪.‬‬ ‫در این شماره نیز در مورد ِ ماهیت ِ قوه ی‬ ‫جنسی و رابطه میان ِ دو جنس مذکر و مونث‬ ‫صحبت خواهد شد‪.‬‬ ‫از فرش به عرش‬ ‫هســتی رقصی ســت مابین پیدا و پنهان‪.‬‬ ‫همــان لحظه ای کــه تجلی اغاز می شــود‪،‬‬ ‫دوگانگی پدید می اید‪ :‬نور و تاریکی‪ ،‬مردانه و‬ ‫زنانه‪ ،‬تولد و مرگ‪ ،‬و غیره‪ .‬هرچند که یگانگی‬ ‫و اتحاد‪ ،‬پارچه ی خلقت است‪ ،‬دوگانگی‪ ،‬طرح‬ ‫و نقش و رنگ ِ زندگی ست‪ .‬هر انچه شما به‬ ‫شــکل ظهورات ِ گوناگون ِ زندگی می بینید‪،‬‬ ‫ریشه در دوگانگی دارند‪ .‬و چون دوئیت وجود‬ ‫دارد‪ ،‬پس بی شمار نیز موجود است‪ .‬اگر قرار‬ ‫بود فقط «یک» در میان باشد‪ ،‬هیچ هستی ای‬ ‫موجودیت نمی یافت‪ .‬زمانی که دو وجود دارد‪،‬‬ ‫بازی ِ زندگی اغاز می شود‪.‬‬ ‫وقتی دوگانگــی اغاز می شــود‪ ،‬رابطه ی‬ ‫جنسی شــروع می شــود‪ .‬انچه ما رابطه ی‬ ‫جنسی می نامیم‪ ،‬تالشی ست برای یکی شدن‪.‬‬ ‫در فرایند همین مالقاتِ دوگانگی‪ ،‬طبیعت‬ ‫نیز در صدد بروز ِ کارکردهای مورد نظر خود‬ ‫اســت که به صورت زاد و ولد و بقای گونه ها‬ ‫متجلی می شــود‪ .‬تمام دوئیت در تکاپو برای‬ ‫یکی شدن است‪ ،‬زیرا انچه که زمانی «یک»‬ ‫بود‪ ،‬خود را به صور مختلف متجلی ساخت؛‬ ‫بنابراین اکنون اشتیاقی همیشگی برای یکی‬ ‫شدن وجود دارد‪.‬‬ ‫این اشــتیاق بــرای یگانگی‪،‬شــیوه های‬ ‫متفاوتی بــرای بیان ِ خــود می یابد‪ .‬زمانی‬ ‫که شــما جوانید و هوشــمندی شما توسط‬ ‫هورمون ها ربوده می شــود‪ ،‬رابطه ی جنسی‬ ‫یکی از همین راه ها خواهد بود‪ .‬زمانی که در‬ ‫میانه ی راه ِ زندگی هستید و هوشمندی شما‬ ‫با احساسات در می امیزند‪ ،‬عشق و عاشقی راه‬ ‫ِ شناخته شده است‪ .‬زمانی هم که پیر شدید‬ ‫و از شــیطنت ِ هورمون ها رها گشتید‪ ،‬دعا و‬ ‫نیایش را می یابید‪ .‬اما صرفنظر از سن و سال‪،‬‬ ‫زمانی که تعالی یابید و یگانگی را در سطوح ِ‬ ‫اگاهی ِ برتر بجویید‪ ،‬یوگا راه ِ این یکی شدن‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫اگر شــما یکی شــدن با بدن ِ فیزیکی را‬ ‫بجویید‪ ،‬بخاطر داشته باشید که مهم نیست‬ ‫چه کاری انجام می دهید‪ ،‬چرا که همواره دو‬ ‫بدن وجود خواهد داشت‪ .‬برای لحظاتی حس‬ ‫ِ یگانگی جاری خواهد شد‪ ،‬ولی بالفاصله افراد‬ ‫از هم جدا خواهند شد‪ .‬اگر طالق این کار را‬ ‫انجام ندهد‪ ،‬مرگ ان را انجام خواهد داد‪ .‬این‬ ‫موضوع محکوم به رخ دادن است!‬ ‫رابطه ی جنســی فقط تــاش ِ دو متضاد‬ ‫برای تجربه ی یگانگی ست‪ .‬کیستی ِ شما نه‬ ‫تنها به معنای مرزهای نادرســتی است که‬ ‫در چارچوب ذهنی خود در قالب ترجیحات‬ ‫و ناپسندی ها‪ ،‬سلیقه ها و نظرات خود ایجاد‬ ‫کرده اید‪ .‬همچنین به این معنی است که شما‬ ‫در داخل مرزهــای بدن فیزیکی خود به دام‬ ‫افتاده اید‪ .‬زمانی که بخواهید مرزهای ذهنی‬ ‫ِ خود را بشــکنید‪ ،‬ممکن اســت در ارزوی‬ ‫صحبتی جدی‪ ،‬یا به دنبال خواندن ِ کتاب‪ ،‬یا‬ ‫نوشیدن مشروبات الکلی‪ ،‬مصرف مواد مخدر‬ ‫و یا انجام کارهای عجیب و غریب باشید‪ .‬برای‬ ‫شکســتن ِ مرزهای بدن ِ فیزیکی تان ممکن‬ ‫است بدن تان را تاتو کنید‪ ،‬یا گوشواره و حلقه‬ ‫از گوش و دماغ و لب ِ خود اویزان نمایید‪ .‬یا‬ ‫شاید هم موهای تان را رنگ کنید‪.‬‬ ‫رابطه ی جنسی در طبیعت پذیرفته شده‬ ‫اســت‪ ،‬ولی شیوه های مورد اســتفاده از ان‬ ‫ناامیدکننده اســت‪ .‬لذت‪ ،‬دو نفر را به سمت‬ ‫هم می کشــاند‪ ،‬اما یگانگی فقط چند لحظه‬ ‫طول می کشد‪ .‬بنابراین تالش کنید در وادی‬ ‫ِ دیگری از احساســات و هوشــمندی‪ ،‬ان را‬ ‫تجربه نمایید‪ .‬مردم معموالً دنبال پیدا کردن ِ‬ ‫نقاط مشترک هستند‪« :‬ما از یک جور بستنی‬ ‫خوشــمون میاد‪ ،‬ما جفتمون بلوند هستیم‪،‬‬ ‫ما هــر دو تامون بازی های کامپیوتری دوس‬ ‫داریم‪ ،‬نشــانه های طالع بینی مون با هم جور‬ ‫هســتن‪ ،‬از برنامه تلویزیونی مشخصی لذت‬ ‫می بریــم و ‪ »...‬اما تا زمانی که یاد نگیرید که‬ ‫شــما هرگز «یک» نخواهید شد‪ ،‬هیچگاه از‬ ‫تضاد و تقابل هم لذت نخواهید برد‪.‬‬ ‫ایــن دو انرژی در نژاد بشــر‪ ،‬که ما ان ها‬ ‫را «نرینــه» و «مادینه» می نامیــم‪ ،‬دائماً در‬ ‫تالش اند تا با هم باشند‪ .‬در عین حال که در‬ ‫ارزوی با هم بودن هستند‪ ،‬متضاد هم هستند‪.‬‬ ‫ان ها همزمان عاشــق و دشــمن یکدیگرند‪.‬‬ ‫اگر به شــباهت ها متمرکز باشند‪ ،‬اینطور به‬ ‫نظر می رســد که با هم هماهنگ هســتند‪،‬‬ ‫ولی حقیقت این اســت که تضاد همیشــه‬ ‫حضور دارد‪.‬‬ ‫بســیاری از مردم‪ ،‬نمی تواننــد با رابطه ی‬ ‫جنسی‪ ،‬همانگونه که هســت مواجه شوند‪،‬‬ ‫بنابراین شروع می کنند انواع و اقسام تزئینات‬ ‫را تدارک می بینند تــا این موضوع زیباتر به‬ ‫نظر برسد‪ .‬شما همیشه کمی احساسات با ان‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪43‬‬ صفحه 44 ‫مخلوط می کنید‪ ،‬چرا که بدون ِ احساسات‪ ،‬این‬ ‫عمل کمی زشــت به نظر می رسد‪ .‬در حقیقت‬ ‫شما به دنبال ِ این هستید که نگاه واقع بینانه ی‬ ‫خــود را با تزیینــات مختلف کمــی مبهم و‬ ‫تار کنید‪.‬‬ ‫قوه ی جنســی طبیعی ست؛ همانجا در بدن‬ ‫اســت‪ .‬جنسیت چیزی هســت که شما ان را‬ ‫اختراع کرده اید؛ و یک چیز روان شناسانه است‪.‬‬ ‫اگر قوه ی جنســی در بدن است‪ ،‬پس خوب و‬ ‫زیبا و بجاســت‪ .‬اما زمانی که وارد ِ ذهن ِ شما‬ ‫می شود‪ ،‬تحریف می شود‪ .‬این موضوع ربطی به‬ ‫ذهن ندارد‪ .‬قوه ی جنسی فقط بخش ِ کوچکی‬ ‫از شماســت‪ ،‬اما امروزه بسیار عظیم شده است‬ ‫و حتــی برای برخی‪ ،‬تبدیل شــده اســت به‬ ‫تمام ِ زندگی!‬ ‫اگر بــه جوامع مدرن نگاهــی بیاندازید‪ ،‬به‬ ‫جرات می توانم بگویم کــه نود درصد از انرژی‬ ‫انســان صرف ِ پیروی یا اجتنــاب از رابطه ی‬ ‫جنسی ســت‪ .‬قوه ی جنســی فقط تردستی و‬ ‫شعبده ی طبیعت برای تولید مثل است‪ .‬اگر این‬ ‫جذبه و کشش میان دو متضاد نباشد‪ ،‬گونه ها‬ ‫منقرض خواهند شــد‪ .‬اما اکنون ما یک تمایز‬ ‫اساســی میان مرد و زن ایجاد کرده ایم‪ ،‬گویی‬ ‫که ان ها دو گونه ی جانوری ِ کامال مســتقل از‬ ‫هم هســتند‪ .‬هیچ کــدام از مخلوقات دیگر بر‬ ‫روی این کره ی خاکی‪ ،‬مشکالتی را که بشر با‬ ‫قوه ی جنسی دارد‪ ،‬ندارند‪ .‬برای حیوانات‪ ،‬این‬ ‫نیاز در زمان های مشخصی در بدن شان هست‬ ‫و در باقی ِ ایام‪ ،‬کام ً‬ ‫ال از ان رها هســتند‪ .‬اما در‬ ‫مورد انســان ها‪ ،‬این موضوع همیشه در ذهن ِ‬ ‫ان هاست!‬ ‫یک دلیلش این است که در گذشته مکاتب‬ ‫گوناگون تــا جایی پیش رفتند که یک فرایند‬ ‫ِ ســاده ی بدنــی را انکار و تبدیــل به چیزی‬ ‫تبهکارانه و خبیث کردند‪ .‬ما صرفاً به این خاطر‬ ‫که نتوانســتیم بیولوژی انسانی را بپذیریم و به‬ ‫ورای ِ محدودیت های فرایندهای زیستی برویم‪،‬‬ ‫شــروع به انکارش کردیم‪ .‬اگر با زیست شناسی‬ ‫مشکلی نداشتیم‪ ،‬دیگر در مورد اینکه چه کسی‬ ‫کیســت‪ ،‬تمایزی قائل نمی شدیم‪ .‬هرکس به‬ ‫ارزشی که دارد شــناخته می شد و دیگر مهم‬ ‫نبود که مرد است یا زن‪ .‬استثمار زنان از زمانی‬ ‫شروع می شــود که نتوانید تفاوت های اساسی‬ ‫بین زن و مرد را بپذیرید‪.‬‬ ‫شــما مجبور نیســتید زیست شناسی را به‬ ‫چیزی مقدس و یا پلید تبدیل کنید‪ .‬این فقط‬ ‫ابزار ِ حیات است‪ .‬به لطف ِ همین ابزار است که‬ ‫‪44‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫شما وجود دارید‪ .‬اگر شما بدانید که چطور بدون‬ ‫ِ تدهین یا تخریب کردنش‪ ،‬ان را زندگی کنید‪،‬‬ ‫زیبایی ِ خودش را خواهد داشت‪.‬‬ ‫احساســی که در زندگــی تجربه می کنید‪،‬‬ ‫دعوتی شیمیایی ســت برای اینکه چیزی که‬ ‫شما نیستید‪ ،‬به بخشــی از شما تبدیل شود‪.‬‬ ‫این روشــی است که طبیعت شما را به سمت‬ ‫یک اتحاد یا به زبان ِ سانســکریت همان یوگا‪،‬‬ ‫ســوق می کند‪ . ۱‬اگر غلیان ِ احساسات از یک‬ ‫ســو‪ ،‬نوعی شادمانی و جشن است‪ ،‬اما در عین‬ ‫حال تبعیض امیز نیز هســت‪ .‬وقتی دو نفر در‬ ‫یک مالقات پرشور هستند‪ ،‬بقیه ی جهان کنار‬ ‫گذاشته و یا حتی محو می شوند‪ .‬اگر جشن باید‬ ‫طول بکشد‪ ،‬احساسات یا اشتیاق شما باید همه‬ ‫چیز را شامل شود‪ .‬اگر در حالت شور و اشتیاق‬ ‫ِ همه جانبه هســتید‪ ،‬این را یــوگا می نامیم‪.‬‬ ‫پس انکار راه حل نیســت‪ .‬گســترش تنها راه‬ ‫حل است‪.۲‬‬ ‫و اگر ان دم ِ حیات بخشی را که در لحظات‬ ‫زندگی ات وجــود دارد نشــناخته ای‪ ،‬چگونه‬ ‫می توانــی نوع دیگری را بشناســی؟ تجربه ی‬ ‫ماهیت شورمند ِ فرایند تنفس را انا پانا ساتی‬ ‫فـــس های‬ ‫یوگا (‪ ،)ana pana sati yoga‬یا یوگای َنـ َ‬ ‫ورودی و خروجــی می نامند‪ .‬انا پانا در لغت به‬ ‫معنای "درون" و "خارج" است‪ .‬ساتی به معنای‬ ‫"همس ِر مونث" است‪ .‬بنابراین‪ ،‬اشاره در اینجا به‬ ‫وضوح به اتحاد ِ شــورمندانه است‪ .‬بنابراین‪ ،‬انا‬ ‫پانا ســاتی یوگا فرایندی است که شما را وارد ِ‬ ‫فـس تان می کند‬ ‫درگیری اگاهانه و عمیق با َنـ َ‬ ‫و به شما نشان می دهد که چگونه یک تنفس‬ ‫ِ ســاده ی ورودی و خروجی می تواند به منبع‬ ‫خلسه های باورنکردنی تبدیل شود‪.‬‬ ‫تمرین معنوی‬ ‫امکانــات باالتر زندگی در بدن انســان قرار‬ ‫دارد‪ .‬بدن فیزیکی بستری برای همه احتماالت‬ ‫زمخت یا مقدس است‪ .‬شما می توانید کارهای‬ ‫ســاده ی خوردن‪ ،‬خوابیدن و رابطه جنسی را‬ ‫به عنوان اعمالی سرکشــانه انجام دهید‪ ،‬یا می‬ ‫توانید بُعد خاصی از تقــدس را به همه ی این‬ ‫جنبه ها بیاورید‪ .‬این قداست را می توان با وارد‬ ‫کردن اندیشه‪ ،‬عواطف و نیت ِ ظریف تر در این‬ ‫اعمال به دســت اورد‪ .‬مهم تــر از همه‪ ،‬به یاد‬ ‫داشته باشید که سرکشی و تقدس ِ یک چیز‪ ،‬تا‬ ‫حد زیادی به دلیل عدم تمایل و نااگاهی شما‪،‬‬ ‫و یا تمایل و اگاهی شما تعیین می شود‪ .‬هر دم‪،‬‬ ‫هر قدم‪ ،‬هر عمل ســاده‪ ،‬و هر فکر و احساسی‬ ‫می تواند جایگاه ِ تقدس را به دســت اورد‪ ،‬ولی‬ ‫به شرطی که با تشــخیص ِ قداست در طرف‬ ‫دیگر انجام شود‪ .‬حال این طرف ِ دیگر خواه یک‬ ‫شخص یا یک ماده ی غذایی یا شئ ای باشد که‬ ‫شما استفاده می کنید‪.‬‬ ‫از بین تمام اعمال محبت امیز که دو انسان‬ ‫تِ‬ ‫قادر به انجام ان هستند‪ ،‬عمل ِ ساده ی دس ‬ ‫همدیگر را گرفتن اغلب می تواند صمیمی ترین‬ ‫عمل باشــد‪ .‬چرا اینطور اســت؟ اساساً چون‬ ‫ماهیت دست و پا به گونه ای است که سیستم‬ ‫انرژی در این دو قســمت بدن به شکلی بسیار‬ ‫منحصر به فرد بیان می شــود‪ .‬دو کف دســت‬ ‫که به هم نزدیک می شــوند صمیمیت ِ بسیار‬ ‫بیشتری نسبت به تماس سایر قسمت های بدن‬ ‫دارند‪ .‬می توانید این را با خودتان امتحان کنید‪.‬‬ ‫شــما حتی به یک شــریک هم نیاز ندارید‪.‬‬ ‫هنگامی که دســتان خــود را کنــار هم قرار‬ ‫می دهید‪ ،‬دو ُبـــع ِد انرژیِ درون شما (راست و‬ ‫چــپ‪ ،‬مذکر و زنانه‪ ،‬شمســی و قمری‪ ،‬یین و‬ ‫یانگ و غیره) بــه روش ِ خاصی به هم مرتبط‬ ‫می شــوند و شما شــروع به تجربه ی احساس‬ ‫ِ وحــدت در درون خود می کنید‪ .‬این ســنت‬ ‫ِ هندی ناماســکار (‪ )namaskar‬است‪ . ۳‬این عمل‬ ‫برای هماهنگ کردن سیستم ِ بدن است‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬ساده ترین راه برای تجربه یک حالت‬ ‫اتحاد‪ ،‬امتحان ِ این یوگای ســاده ی ناماسکار‬ ‫است‪ .‬دست های تان را کنار هم بگذارید و به هر‬ ‫شیئی که استفاده می کنید یا مصرف می کنید‬ ‫یا هر شکلی از زندگی که با ان مواجه می شوید‬ ‫توجه محبت امیز داشته باشید‪ .‬وقتی این حس‬ ‫اگاهی را در هر عمل ســاده ای بیاورید‪ ،‬تجربه‬ ‫شما از زندگی دیگر هرگز شبیه به ان نخواهد‬ ‫بود‪ .‬حتی این احتمال وجود دارد که اگر دستان‬ ‫خود را روی هــم بگذارید‪ ،‬بتوانیــد جهان را‬ ‫متحد کنید‪!۴‬‬ ‫‪ - ۱‬در زبان ِ سانسکریت‪ ،‬یوگا یعنی اتحاد و یگانگی‪.‬‬ ‫(مترجم)‬ ‫‪ - ۲‬یکی از مباحثاتی که برخی اساتید در فلسف ه و‬ ‫روان شناسی یوگا از ان سخن می گویند‪ ،‬این است که‬ ‫چگونه می توان از قدرت ِ لجام گسیخته ی انرژی جنسی‬ ‫بهره برد تا با جهت دادن به ان‪ ،‬نیروی حیات در وجود‬ ‫شخص بیدار گشته و او را به تجربه ی اتحاد ِ روحانی با‬ ‫کائنات برساند‪( .‬مترجم)‬ ‫‪ - ۳‬در هند افراد با چسباندن دو کف ِ دست ِ خود در‬ ‫مقابل ِ قلب خود و گفتن ِ ناماسته‪ ،‬به هم ادای احترام‬ ‫می کنند‪( .‬مترجم)‬ ‫‪ - ۴‬در سنت هند نیز همانند سنت ِ عیسویان‪ ،‬مردم‬ ‫قبل از خوردن ِ غذا دست های خود را به هم چسبانده‪،‬‬ ‫و از صمیم قلب برای غذای شان شکرگزاری می کنند‪.‬‬ ‫این عمل عالوه برای اینکه گونه ای یاداوری به منیت ِ‬ ‫سرکش ِ ادمی ست که می باید فروتن باشد‪ ،‬همچنین‬ ‫به معنای تقدیم کردن ِ غذا به خداوند و سپس مهمان ِ‬ ‫خداوند شدن است‪( .‬مترجم)‬ صفحه 45 ‫یوگا و جهان مدرن‬ ‫نویسنده‪ :‬برا ارجان‬ ‫برگردان‪:‬واحد تحریریه‬ ‫طبق تحقیقاتی که در سالهای اخیر انجام شده‬ ‫است‪ ،‬هر ساله به تعداد زیادی از مردم دنیا که به‬ ‫یوگا عالقمند شده اضافه گردیده ویوگا را جزو‬ ‫برنامه های روزمره ی خــود قرار می دهند‪،‬به‬ ‫عنوان مثــال طبق تحقیقات بــه عمل امده‬ ‫به این نتیجه رســیده اند که در امریکا نزدیک‬ ‫به ‪ 15‬میلیون نفر یــوگا کار می کنند و یا در‬ ‫انگلستان نیز ‪ 4‬میلیون نفر یوگا تمرین می کنند‪.‬‬ ‫این ارقام نشان دهندۀ این است که روزبه روز به‬ ‫تعداد این افراد اضافه خواهد شد‪ 10 .‬درصد از‬ ‫جمعیت هند نیز یوگا انجام می دهند که نزدیک‬ ‫به ‪ 150‬میلیون نفر است‪ .‬دادن امار دقیق اینکه‬ ‫در جهان چه تعداد افرادی یوگا کار می کنند و‬ ‫اینکه بیشتر در شــرق یا غرب افراد یوگا انجام‬ ‫می دهند‪ ،‬تقریباً غیرممکن است؛ اما سازمان های‬ ‫بین المللی یوگا تا حدی می توانند اطالعاتی را در‬ ‫اختیار ما قرار دهند‪.‬‬ ‫به عنوان مثال با استفاده از امار فدراسیون جهانی‬ ‫یوگا می توانیم به این نتیجه برسیم که حتی در‬ ‫افغانستان هم یوگا وجود دارد‪ .‬این بسیار طبیعی‬ ‫است‪ ،‬به این علت که اولین اثار باستانی هند در‬ ‫ناحیۀ غربی پاکستان و منطقه بلوچستان یافت‬ ‫شــد‪ .‬این موضوع به این دلیــل جالب به نظر‬ ‫می رسد که افغانستان از سال ‪ 1980‬به بعد به‬ ‫لحاظ سیاســی و فرهنگی مشکالت زیادی را‬ ‫پشت سر گذاشته است‪ .‬در ایران بیش از ‪200‬‬ ‫مرکز یوگا وجود دارد‪ .‬در اروپا و استرالیا و حتی‬ ‫امریکای التین‪ ،‬یوگا بسیار معروف است‪ .‬مرکز‬ ‫فدراسیون بین المللی یوگا‪ ،‬اروگوئه است و نیز‬ ‫یکی دیگر از مراکز اســتاندارد جهانی یوگا که‬ ‫با محوریت امریکا به وجود امده اســت‪ ،‬یوگا‬ ‫الیانس می باشــد که در انجــا نزدیک به ‪45‬‬ ‫هــزار مربی یوگا و بیــش از ‪ 3000‬مرکز یوگا‬ ‫ثبت شده اســت‪ .‬این ارقام در حال تغییر است‪،‬‬ ‫اما کم نمی شود‪ ،‬بلکه افزایش می یابد‪ .‬درنتیجه‬ ‫می توانیم بگوییم که یوگا به غیراز افریقا در سایر‬ ‫قاره های دیگر نیز بسیار معروف است‪.‬‬ ‫با توجه به شرایط سخت زندگی در کشورهای‬ ‫افریقایی به جز افریقای جنوبــی‪ ،‬نبودن یوگا‬ ‫بســیار قابل درک می باشــد‪ ،‬با این همه انواع‬ ‫ســازمان های حقوق بشــری و ســازمان های‬ ‫مردم نهاد و افراد داوطلب در کشــورهایی مثل‬ ‫ســاحل عاج که درگیر جنگ داخلــی بوده اند‬ ‫و بــرای جوانانی که جنگیده انــد‪ ،‬کالس های‬ ‫یوگا برگــزار کرده اند و نتایج مثبتی از این کار‬ ‫گرفته انــد‪ .‬باید این را هــم اضافه کنیم که در‬ ‫بسیاری از زندان های جهان‪ ،‬کالس های یوگا به‬ ‫لحاظ ســامت جسمی و روانی تاثیر زیادی بر‬ ‫روی زندانیان گذاشته است‪ .‬یکی از معانی لغوی‬ ‫یوگا که ارتباط برقرار کردن میباشــد در اینجا‬ ‫به صورت واضح وارد عمل شده است ‪،‬همانطور‬ ‫که میدانیم یوگا کمکی شــایان توجه و نقشی‬ ‫بسزا در ارتباط فرد با خودش دارد‪ .‬عمیق بودن‬ ‫نفس هایمان‪ ،‬نشــانگر این ارتباط است‪ .‬اگر در‬ ‫زندان ها یوگا باهدف ارام کردن زندانی ها انجام‬ ‫گیرد‪ ،‬به خودی خود شــروع یک بحث جدید‬ ‫اســت‪ .‬نه تنها در زندان ها‪ ،‬بلکــه انجام یوگا در‬ ‫مدارس و ادارات می توانــد در برقراری ارتباط‬ ‫با خود واقعی مان کمک کند‪ .‬یوگا همیشــه‬ ‫باهدف ضدافســردگی یا افزایــش بازدهی یا‬ ‫حالت کمال گرایی انجام نمی پذیرد‪.‬‬ ‫با اشغال هند توســط انگلستان و با گذشت‬ ‫زمانی که دولت جدید شکل گرفت و پس ازان‬ ‫به وجود امدن مدرنیته و صنعتی شدن‪ ،‬باعث‬ ‫شد که هند از یوگا دور شــود‪ .‬امروزه هند ‪،‬‬ ‫همزمان با جهان‪ ،‬ارزش های خود را کشــف‬ ‫می کنــد و یوگا رفته رفته در جهان مشــهور‬ ‫می شود؛ و نه تنها در مدرسه و بیمارستان ها‪،‬‬ ‫بلکــه یکــی از دروس پلیــس و ارتــش‬ ‫محسوب می شود‪.‬‬ ‫در بســیاری از مراکز یوگای موجود در هند‪،‬‬ ‫تربیت مربی گری انجام می گیرد که البته این‬ ‫دوره های تربیت مربی ‪،‬هم برای کشــورهای‬ ‫غربــی میباشــد و و هم برای خودشــان‪.‬‬ ‫درحالی کــه هندی ها یــوگا را به عنوان یک‬ ‫موضــوع از مد افتاده می دانند‪ ،‬امروزه یوگا به‬ ‫مد روز بدل گشــته اســت‪ .‬درواقع در ترکیه‬ ‫ه م این چنین است‪ .‬در ترکیه نیز همانند هند‬ ‫پس از معروف شدن یوگا در غرب‪ ،‬یوگا دوباره‬ ‫معروف شد‪ .‬جای تاســف دارد‪ ،‬ولی واقعیت‬ ‫این است‪.‬‬ ‫مدرنیته یــا تمدن یا به روز شــدن مفهومی‬ ‫اســت که در زبان ترکی مشــکل دارد و جا‬ ‫نیفتاده اســت‪ .‬چیزی که بــا کلمه مدرنیته‬ ‫به ذهن می رســد‪ ،‬تالش برای مدرن شــدن‬ ‫و انچه از بیرون تزریق شــده است و انچه از‬ ‫فرهنگ سفیدپوســتان غربی به ما رســیده‪،‬‬ ‫اعم از نحوۀ پوشش‪ ،‬غذا‪ ،‬نوع ورزش و سبک‬ ‫زندگی گرفته تا اقتصاد می باشد‪ .‬اگر از جهتی‬ ‫دیگر موضوع را بررســی کنیم‪ ،‬مدرن شدن‬ ‫یک حیله است‪ .‬برای یک انگلیسی قرن ‪18‬‬ ‫باور اینکه راه نجات روح‪ ،‬نخوردن گوشــت و‬ ‫ساعت ها ساکت نشستن و مدیتیشن کردن‬ ‫است‪ ،‬کار بســیار سختی است؛ چراکه ازنظر‬ ‫او مهم ترین مســئله کار‪ ،‬سود و کار بیشتر و‬ ‫سود بیشتر اســت‪ .‬واردکردن این فرهنگ به‬ ‫جامعۀ هند ضربۀ مهلک روانی است؛ چراکه‬ ‫قبل از حضور انگلیس در هند‪ ،‬نیروی پلیس‬ ‫وجود نداشت‪ .‬در روستاهای دورافتاده ای که‬ ‫حتی راه ارتباط وجود نداشــت‪ ،‬اوردن رادیو‬ ‫و تلویزیــون و غذاهای غربی کیفیت زندگی‬ ‫ان ها را با مشکالت جدی مواجه کرد‪ .‬در مورد‬ ‫یوگا نیز مدرنیته چیزی شــبیه به این است‪.‬‬ ‫در جهان مــدرن‪ ،‬روی اوردن و دلدادگی به‬ ‫یوگایی که مدرن نیست‪ ،‬واقعیت محض است‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪45‬‬ صفحه 46 ‫طریق خودشناسی با‬ ‫ِ‬ ‫حکمت یوگا‬ ‫به تحقیق‪ :‬شکوفه شنوا فالح‬ ‫حکیــم فرزانه پاتانجالی دو هزار ســال‬ ‫پیش رساله ای نوشت که مهم ترین گفتار‬ ‫خودشناســی در فرهنگ معنــوی هند‬ ‫باســتان تلقی میشود‪ .‬نام این رساله یوگا‬ ‫ســوتره و دارای ‪ ۹۹۶‬ســوتره می باشد‪.‬‬ ‫سوتره های پاتانجالی به عنوان دقیق ترین‬ ‫و عملی ترین متنی است که تاکنون درباره‬ ‫ی یوگا نوشته شده است‪ .‬برخی از سوتره‬ ‫هــا به مواردی اشــاره دارد که از حوزه ی‬ ‫درک و تجربــه ی انســان معمولی خارج‬ ‫است‪ .‬شــاید این عدم درک به این سبب‬ ‫باشــد که فهم منطقی و استداللی مورد‬ ‫توجه نیست‪ .‬حتی ساتیاناندا در حکایتی‬ ‫گفته‪" :‬روزی دو نفر در حضور یک اســتاد‬ ‫یوگا مشغول بحث درباره یوگا شدند‪ ،‬استاد‬ ‫ساکت گفت وگوی ان دو را تماشا می‏کرد‪.‬‬ ‫در میانه بحث گاوی چاق با سرافتاده وارد‬ ‫شد و کنار ان دو نشست و پس از دقایقی‬ ‫گوش کردن به بحث ها «گاو اهسته و ارام‬ ‫از جای خود برخاست و رفت‪ .‬مناسب ترین‬ ‫کلمه بر زبان گاو جاری شده بود‪ ،‬او دانسته‬ ‫یا ندانسته گفت که «یوگاسوترۀ پاتانجالی»‬ ‫برای بحث های روشنفکرانه‪ ،‬تفکر و تعمق‬ ‫نوشته نشده اســت‪ ،‬بلکه برای افزایش و‬ ‫توسعه ی ســطح اگاهی و کشف امکانات‬ ‫ذهن و عبور از ســطوح عادی ان نوشــته‬ ‫شده است»‪.‬‬ ‫در نزد هندوان ســوتره های پاتانجالی‬ ‫نهایی فلسفه و سیر و سلوک‬ ‫بنیان و مرجع‬ ‫ِ‬ ‫یوگی است و اگرچه خود مبتنی بر فلسفه‬ ‫ی "سامکهیا" است که تنها یکی از شش‬ ‫کتب فلسفی ایین هندو تلقی می شود اما‬ ‫مورد اعتنای خاص پیــروان "ودانتا" واقع‬ ‫شده و از جانب ایشان بسیار مورد قدردانی‬ ‫و احترام واقع شده است‪.‬‬ ‫بر اســاس این ســوتره ها یوگا معرفت‬ ‫اســت نه صرفا اســانا‪ .‬یوگا شامل مراحل‬ ‫خودشناســی اســت که از "یاما" شروع‬ ‫می شود و به "فنا" (سامادهی) ختم میشود‪.‬‬ ‫فرونشاندن ذهن‬ ‫دغدغه ی اصلی پاتانجالی‬ ‫ِ‬ ‫با تمارین ذهنی و روانی است‪.‬‬ ‫‪46‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫تمرکز این رساله بر خود شناسی از طریق‬ ‫جذب و توسعه ی امکانات فردی به منظور‬ ‫ارامش و سرور درونی است‪ .‬به همین دلیل‬ ‫مطالعه ی این رســاله به هر فردی که به‬ ‫خودشناسی مشتاق است توصیه می شود‪.‬‬ ‫سوتره ها رساله ای در چهار بخش است که‬ ‫به ترتیب عبارت است از‪:‬‬ ‫‪ .۱‬بخش جذبه و فنا شامل ‪ ۵۱‬فراز‬ ‫‪.۲‬بخش سیر و سلوک شامل ‪ ۵۵‬فراز‬ ‫‪.۳‬بخش کرامات شامل ‪ ۵۵‬فراز‬ ‫‪ .۴‬بخش رســتگاری و نجات شــامل‬ ‫‪ ۳۴‬فراز‬ ‫در فراز اول سوتره های پاتانجالی امده‬ ‫پــس اینک به حکمت یوگا مشــرف می‬ ‫شوید؛ به این شــرح که پس اینک تعلیم‬ ‫کامل دانش خودشناســی اغاز می شود‪ .‬یا‬ ‫پس اینک فرمــان هایی در یوگا که تداوم‬ ‫طریقت است (دارماســت) ارائه می شود‪.‬‬ ‫خودشناســی در نگرش "وداها"به مرحله‬ ‫مترجم‪ :‬لعیا نبی فر‬ ‫سانیاســا(‪ )sannyasa‬مربوط می شود‪ .‬یعنی‬ ‫رهایی بر گذشتن از عموم مسئولیت هایی‬ ‫که ما را دلبســته ی بیرون از خودمان می‬ ‫کند‪ .‬به این ترتیب شرکت فراز اول سوتره‬ ‫هــا داللــت دارد به اینکه اگــر ما تمامی‬ ‫مسئولیت هایمان را تکمیل کنیم و تمرکز‬ ‫ما تنها بر خودشناسی و تقرب به خداوند و‬ ‫نیل به امال و خواســته های من و منیت‬ ‫باشد می توانیم طریق خود پژوهی حقیقی‬ ‫به منظور یگانگی با حقیقت را شروع کنیم‪.‬‬ ‫عالءالدوله ســمنانی نیز به زیبایی اغاز‬ ‫ســلوک را در طلب و بیقــراری روانی به‬ ‫حساب اورده است‪ .‬چنانکه در رسائل النور‬ ‫فی شــمائل اهل ّسرور چنین گفته است‪:‬‬ ‫"طلبی باید که پدید اید از درون و مقدمه‬ ‫ی این طلب پاکی سینه ب ُ َود از نصیب و هر‬ ‫چه از نفس اید و موافق هوی باشد در هر‬ ‫دو ســرای همه نصیب ب ُ َود و اشارت نبوی‬ ‫واحد‪،‬‬ ‫هم ٌ‬ ‫اســت که "من اصبح و همو ُمه ٌ‬ ‫کفــاه اهلل هموم الدنیا و االخره" یعنی مرد‬ ‫باید کــه طمع از معامله بیرون کند‪ .‬چون‬ ‫از نصیب برخاست‪ ،‬طلب ازاد گشت و این‬ ‫ازادی شرط بندگی است و کم کس بدین‬ صفحه 47 ‫ازادی رسید حقیقت این ازادی خود برون‬ ‫گشتن است‪.‬‬ ‫عرفانی خودمان‬ ‫ادبیات‬ ‫بر‬ ‫کوتاه‬ ‫مروری‬ ‫ِ‬ ‫نیز در پیوندی عمیق با فراز اول یوگاست‬ ‫‪ .‬چنانکه عطــار در منطق الطیر درباره ی‬ ‫اولین وادی که ســالک به ان قدم می نهد‬ ‫می گوید‪:‬‬ ‫چون فرو ایی به وادی طلب‬ ‫پیش از اید هر زمانی صد تعب‬ ‫صد بال در هر نفس اینجا ب ُ َود‬ ‫طوطی گردون مگس اینجا بود‬ ‫جد و جهد اینجات باید سال ها‬ ‫زانکه اینجا قلب گردد کارها‬ ‫ملک اینجا بایدت انداختن‬ ‫ملک اینجا بایدت در باختن‬ ‫در میان خون ْت باید امدن‬ ‫وز همه بیرون ْت باید امدن‬ ‫شاید از دشــوارترین کارها برای انسان‬ ‫دست شســتن از وضعیت های اعتباری و‬ ‫ساختارهای پیشین باشد‪ .‬شمس تبریزی‬ ‫می گوید‪" :‬مرا اوحدالدین گفت‪ :‬چه گردد‬ ‫اگر ب ِر من ایی به هم باشــیم‪ ..‬گفتم پیاله‬ ‫بیاوریم‪ ،‬یکی من‪ ،‬یکــی تو‪ ،‬می گردانیم‬ ‫انجا که گرد می شــوند به ســماع‪ .‬گفت‬ ‫نتوانــم‪ .‬گفتــم پس صحبت مــن کار تو‬ ‫نیست‪ .‬باید که مریدان و همه ی دنیا را به‬ ‫پیاله ای بفروشی" ‪.‬‬ ‫وادی طلب حتی برای فالسفه از ارزش و‬ ‫اهمیت خاصی برخوردار بوده؛ به این صورت‬ ‫که روایت است زمانی دانش امو ِز مشتاقی‬ ‫بود که میخواست به خرد و بصیرت دست‬ ‫یابد‪ .‬او به نزد خردمندترین انسان شهر که‬ ‫یک فیلســوف بود رفت تا از وی مشورت‬ ‫بخواهد و چون فیلسوف فردی عالم و ژرف‬ ‫اندیش بود و درباره مسائل اگاهی عمیقی‬ ‫داشــت جوان از او پرسید که چگونه می‬ ‫تواند به چنین مهارتی دســت پیدا کند؟‬ ‫فیلسوف که بیشتر اهل عمل بود پسر را به‬ ‫کنار دریا برد و سر او را به زیر اب فرو کرد‬ ‫و با تمام توان نگه داشــت و جوان را که به‬ ‫شدت برای زنده ماندن تقال میکرد لحظاتی‬ ‫قبل از خفه شدن رها کرد‪ .‬جوان که بسیار‬ ‫خشمگین شد ه بود به دنبال فیلسوف رفت‬ ‫و پرسید چرا خواستی مرا بکشی؟ فیلسوف‬ ‫با ارامش از او پرسید وقتی که در زیر اب‬ ‫بودی و در تالش برای رهایی چه چیزی را‬ ‫در دنیا بیش از همه می خواستی؟ جوان‬ ‫به ارامی گفت‪" :‬میخواستم نفس بکشم"‪.‬‬ ‫فیلســوف لبخندی زد و گفت اری پسرم‬ ‫هر وقت برای خرد و بصیرت مانند نفس‬ ‫کشــیدن مشــتاق بودی ان وقت به ان‬ ‫دست می اوری‪ .‬می گویند ان فیلسوف‬ ‫سقراط بود ‪.‬‬ ‫برمیگردیم به فراز اول سوتره و اهمیت‬ ‫تشرف (دیکشا)‪ .‬اصول ورود یک رهرو به‬ ‫ســرزمین یوگا همراه با مراسمی رمزالود‬ ‫و اســرار امیز به نام دیکشــا صورت می‬ ‫پذیرفته است‪ .‬اشاره به این مراسم اولین‬ ‫بار در رساله باســتانی "اتاروا ودا"(‪Atarva‬‬ ‫‪ )veda‬دیده میشود‪ .‬در متون مقدس دایی‬ ‫به مثابه زایشــی نو در سرزمین خدایان‬ ‫توصیف شــده است؛ توصیفی پر معنا که‬ ‫بر گذر کامل از مرحله ای به مرحله ی نو‬ ‫حکایت میکند‪" .‬دیکشا" اشاره به زایشی‬ ‫نو در قلمروی دیگر از ادراک‪ ،‬و همسویی‬ ‫جریان‬ ‫طی‬ ‫ِ‬ ‫با قوانین عالی کیهانی دارد که ِ‬ ‫رهروان حقیقی‬ ‫طبیعی رش ِد عقلی برای‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫پیش می اید‪ .‬ســرزمین سوتره ها پهنه‬ ‫ای پر رمز و راز است که گوهر های خود‬ ‫را بر انان اشــکار می سازد که به راستی‬ ‫ِ‬ ‫واقعیت‬ ‫بلوغ فکری را تجربه کــرده و از‬ ‫زندگــی به انگیزه ی ســوداهای زودگذر‬ ‫نگریخته باشند‪.‬‬ ‫یوگا کنترل نوســان های ذهنی است‪،‬‬ ‫درســت همانگونه که ماه در ابهای گل‬ ‫الود یک رود به روشنی منعکس نمی شود‬ ‫روح نیز در یک ذهن نوسان دار به روشنی‬ ‫انعکاس نمی یابد‪ .‬فقط یک ذهن شفاف‪،‬‬ ‫روح را بازتــاب می دهد‪ .‬برای زایش خود‬ ‫حقیقی نوسان های ذهن باید از بین برود‬ ‫و یکدست شود‪.‬‬ ‫روشی که پاتانجالی برای یوگا انتخاب‬ ‫کرد و یوگا سوتره را نوشت به نام یوگای‬ ‫پاتنجالی معروف شده است و با راجا یوگا‬ ‫یکسان تشخیص داده شده است‪.‬‬ ‫راجایوگا نیز دانش کنترل ذهن و نظم‬ ‫دهنده ی ان است و روش های مختلفی‬ ‫را در جهت یک بعدی کردن ذهن به کار‬ ‫می گیرد‪ .‬تعریف یوگا از دیدگاه پاتانجالی‬ ‫حذف تغییرات و تبدیالت ذهن است‪.‬‬ ‫پاتانجالــی در تعریــف وضعیت های‬ ‫یــوگا(‪ )asana‬میگویــد‪ :‬وضعیت راحت و‬ ‫اســتوار نشستن‪ .‬این تعریف شامل تعداد‬ ‫کمی از اســاناهای یــوگا مانند وضعیت‬ ‫نیلوفر‪ ،‬وضعیت استاد و غیره می شود‪ .‬او‬ ‫اضافه می کند هدف از یوگا برقرار کردن‬ ‫تعادل بین انگیزه های متضاد عصبی است‬ ‫مانند احســاس های متضاد درد ‪ ،‬لذت‪،‬‬ ‫گرما ‪ ،‬سرما‪ ،‬گرسنگی و سیری‪.‬‬ ‫تکنیک هایی که پاتانجالی برای انچه‬ ‫که به ان رهنمون شــده اســت ارائه می‬ ‫دهد در ســطح بسیار گسترده ای است و‬ ‫محصور در دسته بندی های ارائه شده در‬ ‫منابع نیســت ـ این تکنیک ها به توازن‬ ‫و هماهنگ کردن ذهن کمک می کنند‪.‬‬ ‫توضیحــات و توصیفــات او در مورد این‬ ‫تکنیک ها بسیار خالصه و فشرده می باشد؛‬ ‫به عبارتی تا انجا که ممکن اســت موجز‬ ‫سخن گفته ‪ .‬بدون راهنمایی ماهرانه ی‬ ‫پرتو بخش انجام حالت ها و وضعیت های‬ ‫پر مفهوم پاتانجالی بسیار کار سختی است‬ ‫زیرا که ریزه کاری ها می توانند به سادگی‬ ‫از نظر پنهان شوند‪ .‬اما انچنان که نیبینیم‬ ‫در شبکه های اجتماعی انجار پرتو بخش‬ ‫و اساتید راهنما مشاهده میشود چنانچه به‬ ‫منابع پایانی مقاله مراجعه و کتب مرجع را‬ ‫بخوانید خواهید دید که تعداد این اساتید‬ ‫انقدر زیاد نیســت که بیــن گزینه های‬ ‫فراوان متحیر بمانید ‪ .‬این راهی نیســت‬ ‫که امتحــان کنید و بعد کنار بکشــید ‪.‬‬ ‫ممکن است به دردسر بیفتید ‪ .‬بنابراین در‬ ‫گزین منبع برای مطالعه و معلم حساس‬ ‫باشــید و خود را به دست بادداشت های‬ ‫رنگارنگ شبکه های اجتماعی نسپارید و‬ ‫برای اشتیاقی که ان پرت ِو ایزدی در شما‬ ‫برانگیخته است نهایت ارزش را قائل شوید‬ ‫کوتاه ســخن انکه حق است گوش و‬ ‫دل سپردن به سخن خواجه ی شیراز که‬ ‫می گوید‪:‬‬ ‫عنان بــه میکده خواهیــم تافت زین‬ ‫مجلس‬ ‫که وعظ بی عمالن واجب است نشنیدن‬ ‫شادکام باشید ‪.‬‬ ‫منابع و ماخذی که در این مقاله مورد بهره برداری قرار‬ ‫گرفتند‪:‬‬ ‫‪ .1‬یوگاسوتره های پتنجلی‪/‬چهار فصل رهایی‬ ‫سوامی ساتیاناندا ساراسوتی‬ ‫ترجمۀ جالل موسوی نسب‬ ‫‪.2‬اینک رهایی‪/‬برزو قادری‪/‬انتشارات سورا‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪47‬‬ صفحه 48 ‫یوگا و طب کل نگر‬ ‫امیر عظیم صحت مند‬ ‫جایــگاه یوگا در طب مکمــل ‪ -‬کلینیک ‪-‬‬ ‫کلینیک مغز و اعصاب وروان بهمن یزد‬ ‫ســالها دل طلــب جام جم از مــا می کرد‬ ‫انچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد‬ ‫قبــل از اینکه جایگاه یوگا در طب مکمل را‬ ‫بررسی کنیم باید بدانیم که هدف طب مکمل‬ ‫چه می باشد‪:‬‬ ‫اصوالً طــب مکمل دو موضــوع را مد نظر‬ ‫قرار می دهد‪:‬‬ ‫‪ .1‬سالمتی را در تمام ابعاد جسمی و ذهنی‬ ‫و روانی به بیماران باز گرداند‪.‬‬ ‫‪ .2‬از ایجاد بیماری در افراد سالم جلوگیری‬ ‫کند و در واقع پیشگیری نماید‪.‬‬ ‫با این مقدمه به جایگاه ارزشمند یوگا در طب‬ ‫مکمل می پردازیم‪ .‬با پیشرفت سریع تکنولوژی‬ ‫در چند دهه اخیر و زندگی ماشینی یکنواخت‬ ‫انسان برای اینکه خود را همگام با پیشرفت علم‬ ‫کند روز به روز به سرعتش می افزاید و در این‬ ‫عصر سرعت‪ ،‬ذهن لحظه ای اسوده نمی باشد و‬ ‫دائماً در فشار برای معاش و برتری بر دیگران در‬ ‫جنب و جوش است و به همین دلیل در عصر‬ ‫حاضر وجود ارامش یوگا برکتی است برای همه‬ ‫انسانها از کودک و نوجوان تا میانسال و پیر‪ ،‬زن‬ ‫‪48‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫و مرد فرقی نمی کند‪ .‬همگان می توانند از این‬ ‫موهبت برخوردار شوند‪.‬‬ ‫یوگا به سادگی یک علم تجربی است مانند‬ ‫علوم ریاضی‪ ،‬فیزیک و شــیمی که بر اساس‬ ‫رویدادهای طبیعت قانونمند شده اند‪ .‬ارزشهای‬ ‫علمی‪ ،‬ادبی و معنــوی از هر فرد و ملیتی که‬ ‫باشــد متعلق به همه بشریت است و مختص‬ ‫شــخص یا ســرزمین مردم یا مذهب خاصی‬ ‫نیســت‪ .‬نکته مهم اینجاست که دریابیم یوگا‬ ‫علمی است که شما را به طور سیستماتیک به‬ ‫سوی سالمتی کامل و ارامش ذهنی رهنمون‬ ‫و درنهایت شما را به خویشتن خویش نزدیک‬ ‫تر نموده تا خودمان و حقیقت هســتی مان را‬ ‫بهتر بشناســیم و در صلح و ارامش با خود و‬ ‫پیرامون خویش قرار گیریم‪ .‬یوگا ارامش روانی‬ ‫و تعادل و هماهنگی ارکان متشکله تن و روان‬ ‫انسان را تامین می نماید‪ .‬فرزانگان هند در طی‬ ‫زمانها ناشناخته در جهت درک وحدت قوانین‬ ‫هســتی‪ ،‬کائنات و خودشناسی برای وصول به‬ ‫خواســته های فطری بالقوه از طریق مشاهده‬ ‫طبیعت و هماهنگی با قوانیــن ان به یکی از‬ ‫راههای رهایی انسان از درد و رنج دست یافته‬ ‫اند که یوگا نــام دارد‪ .‬به نظر زبان شناســان‬ ‫سانسکریت یوگا می تواند از سه ریشه ‪Yu- Yug-‬‬ ‫‪ Yugir‬به معنی پیوستن یا اتحاد‪ ،‬مشاهده کردن‪،‬‬ ‫یوغ و مهار نمودن مشــتق شده می باشد و بر‬ ‫اساستعریفپتانجلیحکیم‪،‬دانشمند‪،‬بنیانگذار‬ ‫و گرداورنده متون یوگایعنی رهایی و ســکون‬ ‫ذهن از نوسانات و فرایند های گوناگون ذهنی‬ ‫و یوگا برای انسان قرن حاضر روشی است برای‬ ‫دسترســی به سالمت جســم و ذهن صلح و‬ ‫ارامش با خود و پیرامون و بهبود روابط فردی و‬ ‫اجتماعی‪ ،‬چنین انسانی اگاهانه به حفظ تعادل‬ ‫ذهنی و روحی مالیمات و نامالیمات زندگی را‬ ‫با یکسان نگری پشت سر می گذارد‪.‬‬ ‫همانطور که نسیم ســطح دریاچه را به هم‬ ‫می زند و در نتیجه انعکاس اشیاء خالف واقع‬ ‫را نشــان می دهد و هنگامی کــه اب درون‬ ‫دریاچه ارام است تمام زیبایی های اطراف عالم‬ ‫را منعکس می کند به همین منوال نوسانات‬ ‫فکری‪ ،‬ارامش ذهــن و روان را بر هم می زد‪.‬‬ ‫وقتی ذهن ارام است زیبایی های وجود در ان‬ ‫منعکس و دیده می شود‪.‬‬ ‫در اینجاست که نقش یوگا که باعث سالمت‬ ‫ذهن و جسم می گردد مانند درمانهای دیگر در‬ ‫طب مکمل خود را نشان می دهد‪.‬‬ ‫و این فقط بخشــی از اثر گــذاری یوگا بر‬ ‫بُعد ذهنی شــخص می باشد از دو دیدگاه بُعد‬ ‫فیزیک و بُعد ذهنی و روانی می تواند یوگا نقش‬ ‫خود را در طب مکمــل ایفا نماید‪ .‬برای مثال‬ ‫در بخش هاتایوگا که اساناهاها یا وضعیت های‬ ‫یوگا انجام می گیرد تمرین کننده ســعی در‬ ‫تمرکز بر روی عضو در حال کشش دارد و این‬ ‫اولین پایه های تمرکز فکر را میســر می سازد‬ صفحه 49 ‫و کشــش ها کام ً‬ ‫ال ارام و به مالیمت انجام می‬ ‫گیرد این تمرینات فیزیکی روی غدد‪ ،‬عضالت‬ ‫و مراکز عصبی اثر می گذارند و ان را فعال می‬ ‫سازند با انکه انجام این تمرینات در حال سکون‬ ‫و ارامش صورت می پذیرد اما با این همه بدن‬ ‫را نرم کرده و مالش می دهد به طوری که‪ :‬هیچ‬ ‫یک از اجزای بدن غیر فعال و دســت نخورده‬ ‫باقی نمی ماند‪ .‬بنابراین هاتا یوگا سالمت بدن‪،‬‬ ‫نشاط و زیبایی انرا تضمین می کند و شخص‬ ‫برای بدست اوردن ارامش احتیاج به قرصهای‬ ‫مسکن‪ ،‬چای‪ ،‬قهوه ندارد‪ .‬یکی از علل پیر شدن‬ ‫از بین رفتن انعطاف و نرمی عضالت و زردپی‪،‬‬ ‫تجمع کلسترول در خون (به علت مصرف تخم‬ ‫مرغ و چربیهای حیوانی) و از بین رفتن حالت‬ ‫ارتجاعی رگهاســت‪ .‬یکی از عوامل اساســی و‬ ‫شناخته شده مرگ و میر سخت و سفت شدن‬ ‫دیواره شریانها اســت‪ .‬تحقیقات نشان داده که‬ ‫تکنیک های راحت ســازی چون یوگا عالوه بر‬ ‫استراحت فکری در استراحت بدن نیز موثرند‪.‬‬ ‫بنابراین انها می توانند کلسترول و فشار خون‬ ‫باال را پایین اورند و به تشــدید جریان خون و‬ ‫قابل ارتجاع نگه داشتن شریانها نیز کمک می‬ ‫کنند‪ .‬با زیاد شدن ســن انعطاف پذیری بدن‬ ‫کمتر می شود و بدین ترتیب جریان پیر شدن‬ ‫تشدید می شــود‪ .‬قوه ارتجاعی عضالت رل و‬ ‫نقش مهمی در جوان و ســالم نگه داشتن بدن‬ ‫بازی می کند که این مهم توسط اساناهای یوگا‬ ‫عملی می گردد‪ .‬این ســری تمرینات نه فقط‬ ‫موجب رفع خستگی عضالت و مفاصل که یکی‬ ‫از گرفتاریهای ســنین کهولت خواهد گردید‪.‬‬ ‫همچنین این روش واکنش سیستم ایمنی بدن‬ ‫را در مقابل بیماری ها تشدید می کند و موجب‬ ‫شتاب و تحرک لنفوسیت ها در یورش و حمله‬ ‫به اجسام خارجی می گردد‪.‬‬ ‫برای مثال ناهنجاریهای دیسک بین مهره ای‬ ‫یک بیماری شایع است عارضه دیسک تحریک‬ ‫دائمی اعصاب انرا باعث می شــود و شخص را‬ ‫دچار ضعــف اعصاب و درد و ناراحتی می کند‪.‬‬ ‫تمرینهای یوگایی جلوی عارضه دیسک را می‬ ‫گیرد و اگر کسی مبتال به دیسک شود و درجه‬ ‫عارضه تا حد متوسطی نیز باشد بوسیله تکنیک‬ ‫های گوناگون یوگایی قابل بهبود است این گونه‬ ‫تمرینات اکثرا ً بــدن را در جهت طبیعی خود‬ ‫قوس داده و قدرت تحمل و انعطاف انرا بیشتر‬ ‫می کند و عضالت جنبی مهره ها تقویت شده‬ ‫و با کمک به حفظ موقعیتهای انها این عارضه‬ ‫برطرف می گردد‪.‬‬ ‫اما بعــد دیگر یوگا که مرتبط با بحث ما می‬ ‫شد راجا یوگا یا شــاهراه یوگا‪ ،‬یوگای تمرکز و‬ ‫تعمق است و راجا یوگا بعد از مرحله هاتا یوگا‬ ‫انجام می پذیرد اما راجا یوگا کام ً‬ ‫ال با هاتا یوگا‬ ‫مربوط و متکی است و بیشتر به همراه یکدیگر‬ ‫تمرین می شــوند‪ .‬جســم و روح بــا یکدیگر‬ ‫وابستگی نزدیک دارند بنابراین این دو سیستم‬ ‫در صدد تحقق دو هدف هستند‪ :‬هدف هاتا یوگا‬ ‫تسلط بر بدن است و هدف راجا یوگا تسلط بر‬ ‫فکر اســت‪ .‬راجا یوگا روشی است که می تواند‬ ‫به ترتیب ذهن بپردازد یعنی اول خانه ذهن را‬ ‫مرتب می ســازد و بعد قوای مرتب شده ان را‬ ‫متمرکز می نماید‪.‬‬ ‫همانطور که بدین وسیله دفع ضایعات سمی‬ ‫خود قویتر و سالمتر می شود به همین طریق‬ ‫فکر نیز پس از رهایی یافتن از زیر بار اندیشــه‬ ‫های زائد و مضر قویتر و سالمتر می گردد‪ .‬دکتر‬ ‫ویلیام جیمز پدر روانشناسی علمی در این باره‬ ‫می گوید‪ :‬پرارزشترین و تنها راهی که نتایج ان‬ ‫مبتنی بر بزرگترین و محکمترین تجربیات است‬ ‫بی شک راه و روش یوگا است که تمرینات ان‬ ‫موجــب تحکیم مبانی اخــاق و ازدیاد نیروی‬ ‫بدنــی و عدم تزلزل روحی شــخص می گردد‬ ‫بنابراین اگر احساســات تحت کنترل در نیاید‬ ‫هماهنگی ان با سالمتی بدن غیر مقدور خواهد‬ ‫بود لذا بیشتر بیماریها منتج از احساسات زیان‬ ‫بخش می باشد‪.‬‬ ‫احساسات هیجان انگیز باطنی مانند ترس‪،‬‬ ‫غم و عصبانیت‪ ،‬تنفر و حســد بر روی بدن به‬ ‫خصــوص غدد درون ریز اثر مــی گذارد از این‬ ‫رو احساســات همچون شوکی می باشد که بر‬ ‫روی سلسله اعصاب اثر کرده و به فساد تدریجی‬ ‫غدد اندوکرین کشــیده می شود‪ .‬یکی از نتایج‬ ‫رفلکس فوق افزایش فشــار خون اســت این‬ ‫احساســات با اثر روی غدد فوق کلیوی موجب‬ ‫افزایش ترشح ادرنالین از این غده می گردد که‬ ‫ادرنالین جریان خــون را افزایش داده‪ ،‬ضربان‬ ‫قلب را تسریع و فشار خون را باال می برد‪ .‬پس‬ ‫این چنین احساسات درونی به طور مداوم قلب‬ ‫را خســته می کند‪ ،‬تمرینات مختلف یوگا در‬ ‫تقویت سیســتم اندوکرین کمک موثری است‬ ‫یعنی چون شــاق بر روی غددی که عملش‬ ‫ناکافی است موثر واقع می شود و سرانجام این‬ ‫احساسات را توســط تمرکز فکر و شل کردن‬ ‫ماهیچه ها و عضالت (ریلکسیشن) تحت کنترل‬ ‫در می اورد و عالوه بر اینکه حرکات یوگا کند‬ ‫و تدریجی و مالیم اســت که بــه همراه نفس‬ ‫کشیدن صحیح و اســتراحت انجام می گیرد‪،‬‬ ‫نفس کشیدن ارام و عمیق ششها را تصفیه می‬ ‫کند‪ .‬این تنفس ها بدن را شارژ کرده و تحریکات‬ ‫عصبی را ارام می کند و قیافه به مرور بشــاش‬ ‫می شــود‪ .‬پس هر چه قدر اکسیژن بیشتری‬ ‫به خون و مغز برسد قدرت و شعله فکر بیشتر‬ ‫و دقیقتر می شــود در حین تمرینات به علت‬ ‫اکســیژن فراوانی که شــخص می گیرد دارای‬ ‫اعصابی کام ً‬ ‫ال ارام است نتیجه اینکه نرمش های‬ ‫یوگایی بر اساس فرمول کشیده شدن‪ ،‬رهایی‪،‬‬ ‫تنفس عمیق و تمرکز بنا می شود‪.‬‬ ‫و اینک در بحث نقش یوگا در طب مکمل الزم‬ ‫است بدانیم که از علتهای اصلی بیماریهای روحی‬ ‫و روانی و سایکوسوماتیک (روان تنی) استرس‬ ‫می باشد که یوگا به عنوان یک راهکار در طب‬ ‫مکمل نقش بسزایی دارد و بر اساس تحقیقات‬ ‫به عمل امده باالی پنجاه درصد بیماریها نشات‬ ‫گرفته از استرس می باشد و بیشتر بیماریهایی‬ ‫که قلب و عروق فشــار خون دستگاه گوارش و‬ ‫خواب را درگیر می کند برخواســته از استرس‬ ‫هستند‪ .‬می دانیم که دنیای پیرامون ما روز به‬ ‫روز استرس زاتر می شود و ما اجبارا ً در این دنیا‬ ‫زندگی می کنیم ایا واقعاً جهت مواجهه با چنین‬ ‫بحرانهایی مجهز شــده ایم‪ ،‬همه نگران اینده‬ ‫فرزندانمان هستیم‪ .‬بنابراین فرزندانمان باید یاد‬ ‫بگیرند که چگونه با استرس سازگاری کنند و در‬ ‫واقع مبارزه با مشکالت زندگی در کمال ارامش‬ ‫و خونســردی را یاد بگیرند‪ .‬در اینجا الزم است‬ ‫به یک بخش از تمرینات یوگا که پاوان موکت‬ ‫اسانا و یا تمرینات ضد باد یا ضد روماتیسم اتالق‬ ‫می گردد بپردازیم‪ ،‬این تمرینات ضمن سادگی‬ ‫بســیار موثر است کما اینکه در هندوستان نیز‬ ‫کــه از مزاج هــا صحبت می شــود و در طب‬ ‫ایورودا به ســه مزاج اشاره می گردد‪ :‬بلغم‪ ،‬باد‬ ‫و ســودا(واتا‪،‬پیتا‪،‬کافا) وهمه فعالیت های بدن‬ ‫را کنتــرل می کند و وجود هر گونه اختالل در‬ ‫فعالیت های این سه مزاج عکس العمل منفی در‬ ‫متابولیسم بدن موجب شده که خود موجب بروز‬ ‫بیماری می گردد‪ .‬باد نه تنها به گازهای موجود‬ ‫در معده و روده اشاره می کند بلکه به بادی که‬ ‫در یکایک مفاصل بدن ایجاد می شود نیز اتالق‬ ‫می گردد‪ .‬بر اثر واکنش هایی شیمیایی به مرور‬ ‫دردهای روماتیسمی و خستگی عضالت در بدن‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪49‬‬ صفحه 50 ‫ایجاد می شود‪ .‬اسید و صفرا به ترشحاتی که‬ ‫برای هضم غذا الزم اســت اشاره می کند و‬ ‫نیز چیزهایی از قبیل اســید اوریک که باید‬ ‫به طور منظم از بدن دفع شــود اگر اســید‬ ‫اضافه در سیستم وجود داشته باشند بعضی‬ ‫از ارگانها نمی توانند به درستی فعالیت کنند‪.‬‬ ‫تمرینات پاوان موکت اســانا به ازاد کردن و‬ ‫خارج کردن باد و اسید به خصوص از مفاصل‬ ‫کمک می کند این تمرینات برای کسانی که‬ ‫دوره نقاهــت را می گذرانند یا افرادی که در‬ ‫موقع حرکت در رانهایشان مساله دارند قابل‬ ‫استفاده می باشد و بعد از دوره طوالنی عدم‬ ‫تحرک فرد می تواند ماهیچه ها را با انجام این‬ ‫تمرینات دوباره و به تدریج به فعالیت وا دارد‬ ‫کــه این تمرینات برای از بین بردن ناراحتی‬ ‫های ماهیچه ای هم سودمند می باشد‪.‬‬ ‫نحوه اثر بخشی یوگا و درمانی ان در طب‬ ‫مکمل‬ ‫نتیجه می گیریم که یوگا برای انسانهای‬ ‫مختلف معانی مختلفی دارد‪ .‬می توان به یوگا‬ ‫به عنوان یک سفر نگاه کنیم‪ .‬یوگا نه محلی‬ ‫است که ترک کرده ایم و نه مقصد است بلکه‬ ‫خود سفر است‪ .‬یوگا یک چیز جدید نیست‬ ‫بلکه به اندازه بشــر قدمــت دارد‪ .‬همانطور‬ ‫که می دانیــم یوگا از فرهنگ تانترا که جزء‬ ‫قدیمی ترین فرهنگ های بشری بوده است‬ ‫گرفته شده است‪ .‬یوگا در عین حال امروز هم‬ ‫کاربرد دارد و یک سیستم راکد نیست بلکه‬ ‫یک علم و دانش اســت‪ .‬اگر بخواهیم مفهوم‬ ‫اصلــی یوگا را بگوییم بایــد در مفهوم تانترا‬ ‫جستجو کنیم‪:‬‬ ‫ازاد شدن انرژی ‪ +‬گسترش اگاهی‬ ‫و یوگا هم که قسمت عملی تانتریک است‬ ‫به صورت اتحاد انرژی و اگاهی معنی پیدا می‬ ‫کند و در عین حال این اتحاد را می توان به‬ ‫صورت اتحاد بین ذهن و جســم‪ ،‬تن و روان‪،‬‬ ‫بیرون و درون و خیلی چیزهای دیگر تفسیر‬ ‫نمود و پیدا کرد‪ .‬هر چه این اتحاد به سطوح‬ ‫باالتر برود معنی ان هم پیچیده تر می شود‪.‬‬ ‫اری یوگا یک علم و دانش است که می توان‬ ‫از درون این علم خیلی چیزها بیرون اورد از‬ ‫جمله‪ :‬ورزش‪ ،‬ارامش‪ ،‬شیوه زندگی‪ ،‬درمان‬ ‫و ‪...‬‬ ‫اگر بخواهیم یــوگا را از نظر درمانی مورد‬ ‫بررســی قرار دهیم ابتدا باید علوم کل نگر و‬ ‫طــب مکمل را بیش تر معرفی نمائیم‪ .‬علوم‬ ‫‪50‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫کل نگر علومی است که به همه موجودات‬ ‫و طبیعــت و کائنات به صورت یک پدیده‬ ‫واحد نــگاه می کند و همــه موجودات و‬ ‫افریده هــا را در ارتباط نزدیک با یکدیگر‬ ‫می داند‪ .‬یعنی همه مــا بر روی اطرافیان‬ ‫خود تاثیر داریم و در ارتباط هستیم‪ .‬اعم از‬ ‫انسان و حیوان گیاه و اب‪ ،‬خاک‪ ،‬اتش‪ ،‬هوا‬ ‫و محیــط اطراف و هر چیز دیگری و طب‬ ‫مکمل هم اغلب از این علوم کمک گرفته‬ ‫تا با تصحیح روابط بین انســان و محیط‬ ‫اطرافش سالمتی را برای ادمی به ارمغان‬ ‫بیــاورد و طبق این تعریــف یک بیماری‬ ‫خاص را نمی توان فقط به یک عضو خاص‬ ‫نسبت داد بلکه فقط این بیماری عالمتی‬ ‫است از یک ناهماهنگی عمومی بین تمام‬ ‫اعضاء بدن‪ ،‬ذهن‪ ،‬روح‪ ،‬جسم و حتی محیط‬ ‫پیرامون وی مثل طبیعت و اب و هوا‪ .‬پس‬ ‫برای درمان یک بیماری هم باید شخص به‬ ‫طور کلی در نظر گرفته شــود نه جزئی از‬ ‫او و حتی شخص یا محیط اطراف و شیوه‬ ‫زندگی نیز باید تغییر نماید و تصحیح شود‬ ‫تا بیماری به صورت ریشه ای درمان شود‪.‬‬ ‫که این تغییر شــیوه زندگی و استفاده از‬ ‫تکنیک های انواع روشــهای درمانی طب‬ ‫مکمل بســیار راحت تر و کــم خرج تر و‬ ‫ســریعتر به درمان خواهد رسید و نسبت‬ ‫به طب کالسیک این ارجحیت را دارد که‬ ‫درمان به صورت ریشه ای است و بیماری‬ ‫فقط عالمتی از یک الگــوی ناهماهنگی‬ ‫اســت و با هماهنگ شــدن کل سیستم‬ ‫بدن و ذهــن و محیط اطراف‪ ،‬دیگر جایی‬ ‫برای بیماری نخواهد ماند‪ .‬البته نمی توان‬ ‫نقش طب کالسیک را در درمان بسیاری‬ ‫از بیماریهای مرسوم بخصوص بیماریهای‬ ‫حاد مورد غفلت قرار دارد بلکه باید از طب‬ ‫مکمل همانطور که از نامش مشخص است‬ ‫فقط در موارد تکمیلی و کمک به طب رایج‬ ‫استفاده شــود و جایگاهش در کنار طب‬ ‫کالسیک باشــد و با تلفیقی از ایندو می‬ ‫توان بر بسیاری از مشکالت امروزی غلبه‬ ‫نمود‪ .‬حال با تعریفی که از طب مکمل شد‬ ‫می توان نقش بسیار مهمی برای یوگا در‬ ‫این طب باز نمود زیرا یوگا به تنهایی خود‬ ‫یک سیستم جامع است که می تواند باعث‬ ‫اتحاد بین ذهن‪ ،‬جسم‪ ،‬درون و برون شود و‬ ‫همین اتحاد برای درمان بسیاری از بیماریها‬ ‫کافی است زیرا می دانیم خیلی از بیماریها‬ ‫نتیجه ای جز عدم هماهنگی نیســت‪ .‬اگر‬ ‫چه تاثیر اصلی یــوگا بر روی بدن و ذهن‬ ‫به صورت تغییرات پرانیکی و ظریف انرژی‬ ‫است ولی می توان با تک تک تمرینات یوگا‬ ‫به سطوح سالمتی نزدیک شد‪ .‬مث ً‬ ‫ال اولین‬ ‫مرحله یوگا تمرینات نظافتی یا شات کار‪،‬‬ ‫می باشــد مثل "‪ "Neti‬کنجال و ‪ ....‬تمرینات‬ ‫نظافتی دیگر که همه اینها عالوه بر اینکه‬ ‫تغییرات ظریف انرژی ایجاد می کند از نظر‬ ‫فیزیکی نیز باعث پاکســازیهایی در تمام‬ ‫بدن می شــود و ســموم را به طور کامل‬ ‫دفع می کند‪ .‬تمرینات اسانا باعث تقویت‬ ‫جسم شده و هارمونی خاصی به کل بدن‬ ‫می دهد‪ .‬تمرینات پرانایاما که خود از اصلی‬ ‫ترین اجزای درمانی است یکی از قوی ترین‬ ‫سالح ها برای تقویت بدن‪ ،‬افزایش اکسیژن‪،‬‬ ‫افزایش گردش خون و خونســازی است‪.‬‬ ‫تمرینات ذهنی اعم از ریالکس و یوگانیدرا‬ ‫و مدیتیشــن تنها با ارامشی که ایجاد می‬ ‫نماید انواع مشکالت سایکوسوماتیک (روان‬ ‫تنی) را درمان می نماید بلکه با رســیدن‬ ‫به ســطوح اگاهی باالتر می تواند هر نوع‬ ‫بیماری را درمان نماید زیرا در مراقبه اگر‬ ‫به صورت صحیح صورت گیرد می توان به‬ ‫سطحی از شعور و اگاهی دست یافت که‬ ‫ماوراء بیماری است و با اگاهی از این سطح‬ ‫درمان یک چیز پیش پا افتاده در نظر می‬ ‫رسد‪ .‬همانطور که ماهاریشی در ایورودا می‬ ‫گوید در وجود هر انســان جایی است که‬ ‫تهی از بیماری اســت‪ ،‬هرگز احساس درد‬ ‫نمی کند‪ ،‬نمی تواند پیر شــود یا بمیرد و‬ ‫این همانجایی است که سالمت کامل نام‬ ‫دارد و یکی از راههای رسیدن به ان مکان‬ ‫مراقبه می باشد‪ .‬و در اخر اضافه می کند‬ ‫یوگا به عنوان یک قسمت عمده از ایورودا‬ ‫نیز در درمان بســیاری از بیماریها کمک‬ ‫کننده است‪.‬‬ ‫امیر عظیم صحت مند‬ ‫کلینیــک تخصصی مغــز و اعصاب و‬ ‫روان بهمن‬ ‫‪Address: Bahman hospital, Bahman neuropsychiatry‬‬ ‫‪clinic, Yazd, Iran‬‬ ‫‪Fax:6238080-351-98+‬‬ ‫‪Phone:6292300-351-98+‬‬ ‫‪Email: admin@bahmanclinic.com‬‬ صفحه 51 ‫یوگا برای همه ما ‪ -‬به ویژه برای جسیکا ‪-‬‬ ‫تغییر دهنده بازی بوده است‪.‬‬ ‫یوگا برای همه‬ ‫نویسنده‪:‬جسیکا پارسونز و سو ان پارسونز‬ ‫ترجمه‪:‬واحد تحریریه‬ ‫تشخیص سندرم داون‪،‬این خانواده را در‬ ‫مسیری قرار داد که یوگا را برای همه قابل‬ ‫دسترس کند‪.‬‬ ‫جسیکا پارسونز ‪ 12‬ساله بود که یوگا را‬ ‫تحت نظر مربی خود اموخت و دوره هایی‬ ‫متوالی را گذراند‪ .‬در حال حاضر او کالس‬ ‫های یوگا فراگیــر را در یک مرکز محلی‬ ‫دایر کرده است و همچنین در کنفرانس ها‬ ‫بسیار فعال و در کارگاه های مختلفی نیز‬ ‫تدریس می کند‪.‬‬ ‫مربی جســیکا می گوید‪ :‬وقتی بچه ها‬ ‫به ســن هفت الی هشت سالگی رسیدند‬ ‫‪ ،‬توانســتند در کالس های بزرگساالن ما‬ ‫شــرکت کنند‪ .‬هر زمان که در استودیوی‬ ‫خود مشغول اموزش دوره های مربیگری‬ ‫بودیم‪ ،‬بچه ها هم به ان ملحق می شدند‪،‬‬ ‫جسیکا نیز یکی از انها بود‪.‬‬ ‫او حدود دوازده سال سن داشت که در‬ ‫اولین تمرین خود شــرکت کرد‪ .‬قصد ما‬ ‫این نبود که جســیکا تبدیل به یک مربی‬ ‫یوگا شــود‪ ،‬اما بعدها ما او را در کالسهای‬ ‫اموزش مربی گری یوگا شرکت دادیم زیرا‬ ‫فکر می کردیم شاید این کار ‪ ،‬فرصتی باشد‬ ‫برای عمیق تر کردن تمرکز‪ ،‬قدرت و نظم او‪.‬‬ ‫و در نتیجه او همه ما را شــگفت زده کرد‪.‬‬ ‫هنگامی کــه باربارا‪،‬یکی از معلمان کالس‬ ‫یوگا انجمن ســندرم داون‪ ،‬در شهرستان‬ ‫سانتا ‪،‬مریض شد و نتوانست تدریس کند‪،‬‬ ‫جســیکا بالفاصله در کالس حاضر شــد‬ ‫وتوانســت کالس را به خوبی اداره کند و‬ ‫تدریسش را به ســرانجام خوبی برساند ‪.‬‬ ‫جســیکا از ان زمان با طور جدی تا کنون‬ ‫تدریس می کند‪.‬‬ ‫جسیکا پارسونز ‪ ،‬در کالس یوگای فراگیر‬ ‫خود‪ ،‬برای همه ‪،‬قدرت بیشتر و اعتماد به‬ ‫نفس بیشتر را به ارمغان اورده است‪.‬‬ ‫او اکنــون ‪ 29‬ســاله اســت و در حال‬ ‫پیشرفتی چشمگیر! به عنوان یک معلم‪،‬‬ ‫مهارت های رهبری خوبی را توسعه داده و‬ ‫توانایی خود را برای برقراری ارتباط افزایش‬ ‫داده اســت‪ .‬همیشــه یک معلــم یوگای‬ ‫دیگری حضور دارد کــه در کالس هایش‬ ‫او را همراهی کند‪ ،‬و این روابط به جسیکا‬ ‫اموخته اند که چگونه به عنوان عضوی از‬ ‫یک تیم کار کند و در مورد مشکالتی که‬ ‫پیش می اید بحث کند‪ .‬دوست های زیادی‬ ‫پیدا کرده اســت و تدریس و معاشرت به‬ ‫بخش جدایی ناپذیری از زندگی او تبدیل‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫در واقع جسیکا بخشی از جامعه ماست‪.‬‬ ‫بنابرایــن با مطالعه مختصری از زندگی‬ ‫جسیکا‪ ،‬می توان پذیرفت و باور داشت که‬ ‫تمرین مــداوم یوگا به وی کمک کرده‬ ‫است تمرکز‪ ،‬نظم ‪ ،‬انضباط و مهارت های‬ ‫کاهش اســترس را در خود توسعه دهد‪ .‬با‬ ‫قوی تر شدن‪ ،‬اعتماد به نفس بیشتری پیدا‬ ‫کرده و دیگر کنترل بیشتری بر بدن و ذهن‬ ‫خود دارد‪.‬‬ ‫وضعیت بدن جسیکا بهبود یافته واکنون‬ ‫در تراز و تعادل به سر میبرد‪.‬‬ ‫من احساس می کنم تمرین یوگا توانایی‬ ‫های شناختی او و همچنین اگاهی او را نیز‬ ‫افزایش داده است‪.‬‬ ‫در واقع به عنوان همراه و مربی جسیکا ‪،‬‬ ‫از نزدیک شاهد بوده ایم که توسعه قدرت‬ ‫مرکزی ‪،‬باعث افزایش اعتماد به نفس می‬ ‫شود و تعادل روی مت یوگا ‪،‬باعث افزایش‬ ‫تعادل در زندگــی خارج از مت می گردد‪.‬‬ ‫همــه وضعیت هــای یوگا‪،‬مزایایــی فراتر‬ ‫ازاثربخشی بر بدن فیزیکی دارند ‪ -‬نه فقط‬ ‫برای افرادی که دارای معلولیت هســتند‪،‬‬ ‫بلکه برای همه‪ .‬ما رخ دادن این مزایا را در‬ ‫جســیکا می بینیم و ان را در سایر دانش‬ ‫اموزانی که در کالس ها شرکت می کنند‬ ‫نیز مشاهده کرده ایم‪.‬‬ ‫بســیاری از مردم را می شناسم که از‬ ‫داســتان او الهام گرفته اند‪ .‬دلگرم کننده‬ ‫است وقتی می شنویم که جسیکا با کمک‬ ‫مادر معلولش به این موفقیت دست یافته‬ ‫و الگویی شایان تقدیر برای همه مخصوصا‬ ‫همنوعانش شده است‪.‬‬ ‫رویای من این اســت کــه به نقطه ای‬ ‫برســیم که دیگر نیازی به اموزش نداشته‬ ‫باشــیم – همه فقط بپذیرند که افراد با‬ ‫توانایــی های فیزیکــی و ذهنی متفاوت‪،‬‬ ‫بخشی جدایی ناپذیر از جامعه ما هستند‪.‬‬ ‫این همان چیزی است که در کالس های‬ ‫جسیکا وجود دارد‪ .‬همه با لبخند و اعتماد‬ ‫به کالس های او می روند زیرا حال و هوای‬ ‫او واقعا متفاوت‪،‬دلنشین و زیباست‪.‬‬ ‫‪ K. Anoa Monsho‬یک نویســنده مستقر در‬ ‫اتالنتاست که مطالبی پیرامون سالمتی و‬ ‫روانشناســی را ارائه می دهد و بیش از ‪30‬‬ ‫سال اســت به تمرین و همچنین اموزش‬ ‫یوگا مشغول می باشد ‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪51‬‬ صفحه 52 ‫ا‬ ‫ول‬ ‫ساما دوشا‬ ‫نویسنده‪:‬سام سرابی‬ ‫اگــر در دایره المعارف هــای امروزی به‬ ‫دنبال معنی ایورودا بگردید به سادگی به‬ ‫این جمله بر می خوریــد‪ :‬گونه ای از طب‬ ‫سنتی جایگزین که ریشه های ان به شبه‬ ‫قارۀ هند برمی گردد‪.‬‬ ‫اما ایا خالصه کردن معنای ایورودا در‬ ‫طب جایگزین‪ ،‬یک تعریف مناســب برای‬ ‫ان می باشــد؟ معنای واژه به واژه ایورودا‬ ‫بــه معنای دانــش زندگی کردن اســت‪.‬‬ ‫وقتی به متون باستانی سانسکریت به جا‬ ‫مانده دربــاره ایورودا مراجعه می کنیم‪ ،‬در‬ ‫اثار حکیمان معروفــی در علوم ودیک از‬ ‫جمله سوشروت‪،‬گوپتا‪ ،‬چاراک و حکیمان‬ ‫‪52‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫مشــهور دیگری که در میان علوم ودایی‬ ‫بیشتر به ایورودا تمایل داشتند‪ ،‬ما شاهد‬ ‫نگاهی بسیار فلسفی و عرفانی خواهیم بود‪.‬‬ ‫ایورودا فقط مربوط به مسائل پزشکی در‬ ‫ارتباط با سالمت جسمانی نمی شود‪ ،‬بلکه‬ ‫هدف نهایی ان ایجاد ارامش در تن و روان‬ ‫شــخص اســت تا در نهایت بتواند اگاهی‬ ‫روحانی خود را افزایــش دهد و از چرخۀ‬ ‫شرطی شدگی سامسارا‪ ،‬با اختیار و اگاهی‬ ‫رهایی یابد‪ .‬بســیاری از عادات شــرطی و‬ ‫قابل پیش بینی انســانها بر اساس نگرش‬ ‫ایورودایی‪ ،‬در ارتباط با ســه طبع موجود‬ ‫در بدن می باشــند‪ .‬به طور کلی انسانها به‬ ‫صورت ذاتی در یکی از این طبایع سه گانه‬ ‫چشم خود را به جهان می گشایند؛‬ ‫سه طبع اصلی پیشــنهادی ایورودا به‬ ‫نامهای واتا‪ ،‬پیتا و کافا می باشند‪.‬‬ ‫در زبان سانسکریت به این طبایع سه گانه‪،‬‬ ‫تری دوشا می گویند‪ ،‬تری به معنای عدد سه‬ ‫و دوشــا به معنای طبع می باشد‪ .‬شاید در‬ ‫طب باستانی ّ‬ ‫خطۀ فرهنگی ایران باستان‬ ‫ما‪ ،‬به مشــترکاتی دربارۀ طبایع ســه گانه‬ ‫طب ســ ّنتی هند باستان‬ ‫یا تری دوشــا با ّ‬ ‫بر بخوریم‪ .‬واتا دوشــا در برابر طبع ســرد‪،‬‬ ‫پیتا دوشــا در برابر طبع گرم و کافا دوشا‬ ‫در برابــر طبع معتدل‪ .‬یک حکیم در هند‬ ‫مدعی بود که قادر است با تشخیص‬ ‫باستان ّ‬ ‫دوشای یک مراجع‪ ،‬به پیشینۀ کارمیک یا‬ ‫همان چرخۀ عمــل و عکس العمل حاکم‬ ‫بر زندگی شــخص پی ببرد‪ .‬هر دوشــا بر‬ ‫اســاس حالت ذاتی خود‪ ،‬ترکیب متفاوتی‬ ‫از عناصر پنج گانه را دارا می باشند‪ .‬عناصر‬ ‫پنج گانه یا به زبان ایورودایی‪ ،‬پانچابهوتی‬ ‫(اب‪ ،‬باد‪ ،‬خاک‪ ،‬اتش و اتر) ترکیب بنیادین‬ ‫هر یک از تری دوشــا ها هســتند‪ .‬به طور‬ ‫خالصه دربارۀ خصوصیات قابل پیش بینی‬ ‫اشــخاصی که در هر یک از این طبایع به‬ ‫دنیا امده اند می تــوان چنین گفت؛ گروه‬ ‫نخست اشــخاصی که به صورت ذاتی در‬ ‫گونه واتا دوشا زاده می شوند و عناصر اتر و‬ ‫باد اثر بیشتری در جسم و همچنین خلق‬ ‫و خوی انان دارند‪ ،‬بطور معمول‪ ،‬الغر اندام‪،‬‬ ‫مضطرب‪ ،‬منزوی‪ ،‬فلســفی‪ ،‬خالق ذهنی‪،‬‬ ‫پرســرعت‪ ،‬با یادگیری سریع و فراموشی‬ ‫ســریع‪ ،‬دارای دست و پایی سرد‪ ،‬متنفر از‬ ‫هوای سرد و خشک و دارای پوست و مویی‬ ‫خشک هستند‪ .‬انگار در جوانی عالئم پیری‬ ‫را دارا هستند و برای همین تحمل پیری‬ ‫برایشان سهل تر از بقیۀ طبایع می باشد‪.‬‬ ‫گروه دوم اشخاصی که در دستۀ ذاتی پیتا‬ ‫قرار دارند و از بدنی قوی و محکم برخوردار‬ ‫هستند؛ افرادی منظم‪ ،‬سختکوش‪ ،‬دارای‬ ‫هوش باال و حافظۀ قوی اند‪ .‬انها بطور ذاتی‬ ‫رهبران خوب و سخنورانی انگیزشی هستند‪.‬‬ ‫دستگاه هاضمۀ انها قوی تر از طبایع دیگر‬ ‫است‪ ،‬اما دارای مشکالت پوستی ناشی از‬ ‫حساســیت های غذایی میباشند؛ از گرما‬ ‫متنفر هســتند و واکنششــان به عواطف‬ ‫منفی جهان اطراف‪ ،‬از جنس خشم است‪.‬‬ صفحه 53 ‫گروه ســوم افرادی که به طور ذاتی در‬ ‫دســتۀ کافا قرار دارند‪ ،‬این افراد استعداد‬ ‫باالیــی در اضافه کردن بافــت چربی در‬ ‫بدنشــان دارنــد‪ ،‬در حالی کــه بهترین‬ ‫سیســتم ایمنی را دارا می باشند‪ .‬حافظۀ‬ ‫بلندمدت قوی دارند در حالیکه از حافظۀ‬ ‫ مدت ضعیف تری برخوردار هستند‬ ‫کوتاه ّ‬ ‫و بایــد با تکــرار‪ ،‬ان را بــه حافظۀ پایدار‬ ‫تبدیــل کننــد‪ .‬خوش مشــرب‪ ،‬مهربان‪،‬‬ ‫ســاده گیر و عاشق پیشه اند‪ ،‬دارای پوست‬ ‫و مویی چرب هســتند و از هوای مرطوب‬ ‫بیزاری می جویند‪ .‬واکنش انها به عواطف‬ ‫منفی‪،‬احساس عدم امنیت و حسادت است‪.‬‬ ‫اما الزم به ذکر اســت در ســطح یک‬ ‫نگرش ایورودا به افرادی که زندگی عادی‬ ‫را پیشــه کردند و قصد ایــن را ندارند که‬ ‫تبدیل به یــک یوگی‪ ،‬یوگینــی یا زاهد‬ ‫(سانیاسی) شوند کافیســت که احواالت‬ ‫جسمانی خود را با رعایت رژیم های سالم‬ ‫ایورودایی مناســب با دوشــای ذاتی خود‬ ‫تنظیم کنند‪ .‬اصطالحاً دوشــای ذاتی هر‬ ‫شــخص "پراکروتی" نامیده می شود که‬ ‫همین دوشای غریزی یا پراکروتی شخص‬ ‫می تواند بــا عدم رعایت اصول ســامت‬ ‫ایورودا‪ ،‬به "ویکروتی" یا همان دوشــایی‬ ‫مریض و دور از دوشــای اصلی شــخص‬ ‫تبدیل شود‪ .‬همین امر باعث بیماری های‬ ‫مختلف جســمانی‪ ،‬ذهنی و روانی وی نیز‬ ‫خواهد شــد‪ .‬غیر از سه دوشایی که از انها‬ ‫نام برده شد دوشاهای ترکیبی دیگری نیز‬ ‫وجود دارند که گروه بندی های جدیدی را‬ ‫می طلبد‪ .‬حقیقــت طبایع موجود در بدن‬ ‫انسان این است که در واقع هر سه دوشا یا‬ ‫طبع در وجود هر شخص وجود دارد‪ ،‬اما به‬ ‫میزان ق ّوتِ حضور یکی از این دوشاهاست‬ ‫که ما انها را در گروه بندی ســه گانه قرار‬ ‫می دهیم؛ به عنوان مثال شــخصی که در‬ ‫گروه واتا قرار می گیرد میــزان واتای او از‬ ‫دو دوشای دیگرش بیشتر است‪ .‬برای ساده‬ ‫کردن فهم ان بیایید در ابتدا ســه دوشا را‬ ‫با ترتیب واتا‪ ،‬پیتا و کافا در ذهنمان تصور‬ ‫کنیم‪ .‬حاال به هرکدام از انها به ترتیب‪ ،‬از‬ ‫عدد یک تا سه امتیاز دهیم‪ .‬شخص صاحب‬ ‫دوشای واتا حاصل این امتیاز دهی می شود؛‬ ‫*واتادوشا‪ :‬واتا با امتیازسه‪ ،‬پیتا با امتیاز‬ ‫دو و کافا با امتیاز یک‪.‬‬ ‫همچنین شــخص دارای دوشای پیتا‬ ‫اینگونه محاسبه می شود؛‬ ‫*پیتادوشا‪ :‬واتا با امتیاز دو‪ ،‬پیتا با امتیاز‬ ‫سه و کافا با امتیاز یک‪.‬‬ ‫و در نهایت شخص صاحب دوشای کافا‬ ‫به این شیوه توصیف می شود؛‬ ‫*کافادوشا‪ :‬واتا با امتیاز یک‪ ،‬پیتا با امتیاز‬ ‫دو و کافا با امتیاز سه‪.‬‬ ‫اشــخاصی نیز وجود دارند که صاحب‬ ‫دوشاهای ترکیبی هستند‪ .‬تعداد این طبایع‬ ‫ترکیبی سه گونه می باشد و امتیاز دهی و‬ ‫نامگذاری انها از این قرار است‪:‬‬ ‫*دوشــای ترکیبی واتاپیتا‪ :‬واتا ‪_۳‬پیتا‬ ‫‪_۳‬کافا‪۱‬‬ ‫*دوشای ترکیبی پیتا کافا‪ :‬واتا ‪_۱‬پیتا‬ ‫‪_۳‬کافا‪۳‬‬ ‫*دوشای ترکیبی کافا واتا‪ :‬واتا ‪_۳‬پیتا‬ ‫_کافا‪۳‬‬ ‫در سطح یک نگرش ایورودا‪ ،‬ان شخصی‬ ‫احساس ارامش و اسایش نسبی را تجربه‬ ‫خواهد کرد کــه بداند در کــدام گونه از‬ ‫دوشــاها قرار دارد و رژیم غذایی و عادات‬ ‫دیگر خود را بر اساس دوشای خود تنظیم‬ ‫کند‪.‬‬ ‫اما در سطح عمیق تر و نگرشی زاهدانه‬ ‫مصمم‪،‬‬ ‫تر‪ ،‬کــه یوگی ها و یوگینی هــای ّ‬ ‫از روش هــای ان بهره می برند‪ ،‬دوشــای‬ ‫دیگری نیز وجود دارد که فقط اشــخاص‬ ‫کوشا و خالص به ان دست خواهند یافت؛‬ ‫نام این دوشا _واتاپیتاکافا_ است که در ان‬ ‫هر کدام از دوشاها سه امتیاز می گیرند‪ .‬به‬ ‫این منوال‬ ‫*واتاپیتاکافا دوشا‪ :‬واتا ‪_۳‬پیتا ‪_۳‬کافا‪۳‬‬ ‫نــام مصطلح این دوشــای کمال یافته‬ ‫سامادوشاست‪" .‬ساما" در زبان سانسکریت‬ ‫چندین معنی و رنگ دارد‪ ،‬اما در این ترکیب‬ ‫به معنای برتر و واال می باشد؛ ان یوگی که‬ ‫بتواند هر سه دوشای خود را در بیشترین‬ ‫مدت عمر‪ ،‬به طرق و شیوه های گوناگونی‬ ‫که در مکاتب مختلف یوگا امده‪ ،‬در تعادل‬ ‫نگاه دارد؛ در لحظــات مراقبه و تمرینات‬ ‫معنوی‪ ،‬دانش کیهانی بیشتری را دریافت‬ ‫خواهد کرد و در نهایت در تجربۀ احواالت‬ ‫خــاص یک یوگی همچون "موکشــا"‪ ،‬یا‬ ‫همان احســاس رهایی و "سامادهی"‪ ،‬به‬ ‫معنای دریافت تجربیاتی روحانی ورای عقل‬ ‫و استدالل‪ ،‬استعداد بیشتری خواهد داشت‪.‬‬ ‫در نگرش ســطح دوم ایــورودا که نگاهی‬ ‫ژرفتر و تخصصی تر می باشــد‪ ،‬قرار گرفتن‬ ‫در هرکدام از گروه های مختلف دوشــاها‬ ‫که قید شدند‪ ،‬یعنی اسیر بودن شخص در‬ ‫جنگ پایان ناپذیر بین دوشاها؛ جنگی که‬ ‫در نهایت منجر به اختالف در حاالت روانی‬ ‫و رنگ به رنگ شدن خلقیات شخص می‬ ‫شود‪ .‬ان یوگی یا یوگینی که نتواند خلق و‬ ‫خویش را در اعتدال نگاه دارد قادر نخواهد‬ ‫بود تا از مواهب سامادوشــا بهره مند شود‪.‬‬ ‫در واقع بهتر اســت اینگونه بیان شود که‬ ‫نمی توان به کســی که توانسته از چنگال‬ ‫شرطی شدگی رهایی یابد برچسب خاصی‬ ‫زد‪ ،‬چون او همیشه دارد یک روند اگاهی‬ ‫از جنس سامادوشــا را تجربــه می کند‪.‬‬ ‫سامادوشا یک نوع بسیار نادر می باشد که‬ ‫دارندۀ ان‪ ،‬هر مزه ای را می تواند تجربه کند‪.‬‬ ‫نام دیگر سامادوشا‪،‬‬ ‫ســاماپراکروتی اســت؛ یعنی واالتر از‬ ‫دوشــای ذاتی و یا طبع به ارث رســیده‪.‬‬ ‫با رســیدن به این مرحله یک یوگی لقب‬ ‫یوگی شــاها یعنــی ســلطان یوگی ها را‬ ‫می گیرد‪ ،‬چون از تاثیر دوشاها و به تبعیت‬ ‫از ان‪ ،‬احواالت شــرطی اش رهایی یافته و‬ ‫به "موکشا" یا همان رهایی رسیده است‪.‬‬ ‫کســی که به مقام سامادوشا می رسد در‬ ‫اگاهی مدام به ســر می بــرد و در جایگاه‬ ‫باالتری از ســطوح اگاهی ســیر می کند‪.‬‬ ‫احواالت یا بــه زبان سانســکریت همان‬ ‫مودراها‪ ،‬گذرا هســتند و منتج از دوشای‬ ‫ذاتی و چرخۀ شرطی شــدگی یا اصطالحاً‬ ‫کارمیک انواع دوشــاها می باشند؛ اما ان‬ ‫یوگی که به مرحلۀ سامادوشــا نائل شده‬ ‫باشد‪ ،‬در تالطم مستمر و گذرای مودراها‬ ‫قــرار نمی گیرد و در ماهامــودرا یعنی در‬ ‫جایگاه باالترین احوال ها ســکنی گزیده‬ ‫است؛ یا به زبان صوفیانه به ((مقام)) رسیده‬ ‫است و اینگونه اســت که ایورودا یا شاید‬ ‫بهتر باشد بگوییم علم درست زیستن‪ ،‬در‬ ‫نگرش دوم خود بــا تانتراها یا روش های‬ ‫مصمم‬ ‫پیشنهادی اش‪ ،‬قادر است یک یوگی ّ‬ ‫را از چرخۀ عمل و عکس العمل سامســارا‬ ‫برهاند‪ .‬باشــد که تمامی انسانها لحظه به‬ ‫لحظه زندگیشــان را در مقام سامادوشــا‪،‬‬ ‫سالمت و ارامش کمال یافته سپری کنند‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪53‬‬ صفحه 54 ‫اشنایی با ایورودا‬ ‫(‪...)Ayurveda‬‬ ‫گرداورنده‪ :‬منیژه کیانی‬ ‫ایورودا(‪ )Ayurveda‬از دو واژه سانسکریت مشتق شده است‪ :‬ایور یا‬ ‫"زیستن" و ودا به مفهوم "دانش" یا "علم"‪ .‬بنابراین ایورودا معموال‬ ‫به معنی "دانش زندگی" اســت‪ .‬مفهوم دیگر و دقیق تر این واژه‬ ‫"دانش طول عمر" اســت‪ .‬ایورودا اولین بار در "ودا"ها که قدیمی‬ ‫ترین ادبیات موجود دنیا است‪ ،‬ثبت شده است‪ .‬این سیستم درمانی‪،‬‬ ‫در زندگی روزانه مردم هندوســتان‪ ،‬بیش از ‪ 5000‬سال است که‬ ‫طبیعــت یک طرح منحصر به فرد را به هر شــخص اختصاص‬ ‫بکار گرفته می شود‪.‬‬ ‫داده که در زبان سانسکریت‪ ،‬پراکریتی(‪ )prakriti‬خوانده میشود‪ .‬معنی‬ ‫پراکریتی "طبیعت" یا "خلقت اولیه" است‪ .‬ساختمان بدنی اولیه‬ ‫ایورودا به ما می اموزد که انسان یک جهان کوچک است؛ جهانی هر فرد یا پراکریتی در طول زندگی بدون تغییر‪ ،‬همانگونه که بطور‬ ‫در درون خودش‪ .‬رابطه انســان با طبیعت بسیار مهم می باشد و ژنتیکی مشخص شده است باقی می ماند‪.‬‬ ‫عناصری که طبیعت از ان تشکیل شده‪ ،‬جسم انسان نیز از همان‬ ‫پراکریتی به شما می گوید که طبیعت مایل است چگونه زندگی‬ ‫عناصر تشکیل شده اســت؛ و همان قوانینی که در طبیعت حکم‬ ‫فرماست در بدن انسان نیز حکمفرما می باشد و بیشتر علل بیماری کنید‪ .‬بر پایه ایورودا‪ ،‬بدن شما از اینکه چه چیزی برایش سودمند‬ ‫ها چه از لحاظ جســمی و چه از لحاظ روحی به دلیل دور شــدن‬ ‫انســان از طبیعت و ذات خودش میباشد‪ .‬هدف ایورودا این است‬ ‫که هر انسانی را قادر سازد تا بدنش را در ارتباط کامال هماهنگی با‬ ‫اگاهی کیهانی در اورد‪.‬‬ ‫‪54‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ صفحه 55 ‫و زیان اور است‪ ،‬اگاه می باشد‪ ،‬زیرا طبیعت غرایز درست را از بدو‬ ‫تولد در ان بر جای نهاده اســت‪ .‬انگاه که این گرایش های ذاتی را‬ ‫درک نمایید‪ ،‬پی خواهید برد که با کوششــی ناچیز از طرف شما‪،‬‬ ‫فیزیولوژی بدن به تنهایی قادر به دســتیابی به تعادل می باشــد‪.‬‬ ‫کوچکترین عدم تعادل در سیستم بدن‪ ،‬بذر بیماری های اینده را‬ ‫می افشاند‪ .‬ایورودا با ارائه نقاط ضعف و قوت هر طبعی به ما توانایی‬ ‫میدهد که رهیافت خاص خویش را در پیشگیری از بیماری انتخاب‬ ‫کنیم‪ .‬با اگاهــی از پراکریتی خود‪ ،‬میتوانید از ان بیماری بر حذر‬ ‫باشید که بیشترین میزان استعداد ابتال به ان را دارا می باشید‪.‬‬ ‫اتر(فضــای خالی)‪ ،‬هوا‪ ،‬اتــش‪ ،‬اب و خاک‪ ،‬پنج عنصر اولیه در‬ ‫طبیعت و در نتیجه در بدن انسان هستند‪ .‬این ایده پنج عنصر در‬ ‫قلب علم ایورودا مستتر است و بر اساس ان‪ ،‬پنج عنصر به شکل سه‬ ‫اصل اساســی یا طبع(مزاج) که به عنوان سه دوشا(‪ )dosha‬شناخته‬ ‫می شوند‪ ،‬ظاهر می گردند‪ .‬دوشاها یک نیروی خاصی هستند که‬ ‫فیزیولوژی بدن ما را تحت کنترل خودشان دارند و تمام انتقاالت‬ ‫فیزیولوژیکی بدن را کنترل می کنند‪ .‬انها انرژی اند و ماده نیستند‬ ‫و از ترکیب عناصر پنجگانه با نسبت های متفاوت بوجود امده اند‪.‬‬ ‫از ترکیب دو عنصر اتر و هوا‪ ،‬اصل هوا که "واتا" خوانده می شود‪،‬‬ ‫نمــود پیدا می کند‪ .‬دو عنصر اتــش و اب همراه یکدیگر در بدن‬ ‫بــه عنوان اصل اتش که "پیتا" خوانده می شــود‪ ،‬پدید می ایند‪.‬‬ ‫دو عنصــر خاک و اب به عنوان طبع ابکی(بلغمی) بدن که "کافا"‬ ‫خوانده می شود‪ ،‬ظاهر می گردند‪.‬‬ ‫این ســه عنصر(واتا‪ ،‬پیتا‪ ،‬کافا) همه اعمال بیولوژیکی‪ ،‬روانی و‬ ‫فیزیولوژیکــی مربوط به بدن‪ ،‬ذهن و اگاهــی را اداره می کنند و‬ ‫مسئول بوجود امدن نیازهای طبیعی و سلیقه ها و ترجیحات فردی‬ ‫در غذا( مزه‪ ،‬حرارت و غیره) می باشند‪ .‬انها بر بوجود اوردن‪ ،‬حفظ‬ ‫کــردن و از بین رفتن بافتهای بــدن و نیز دفع محصوالت اضافی‬ ‫از ان نظارت دارند‪ .‬انها همچنین مســئول پدیده های روانی نظیر‬ ‫احساساتی از قبیل ترس‪ ،‬خشم و حرص‪ ،‬و در حد باالتر‪ ،‬احساساتی‬ ‫انســانی مانند فهم‪ ،‬همدردی و عشق هستند‪ .‬بنابراین‪ ،‬سه دوشا‬ ‫زیربنای وجود روان تنی انسان به حساب می ایند‪.‬‬ ‫اما عوامل زندگانی روزمره اثراتی بر جای می نهند که می تواند‬ ‫دوشاها را به مواضع نوینی جابه جا کند‪ .‬عواملی از قبیل غذا‪ ،‬کارها‪،‬‬ ‫خواب‪ ،‬و هیجانات عاطفی‪ .‬هر انچه را که می اندیشید‪ ،‬می گویید‪،‬‬ ‫انجام می دهید‪ ،‬می بینید‪ ،‬احساس می کنید‪ ،‬بو یا مزه ان را دریافت‬ ‫می کنید؛ موجب می گردند که دوشاها کم یا زیاد برانگیخته شوند‬ ‫که البته قرار اســت که پس از ســفر به جایگاهی نوین‪ ،‬باز هم در‬ ‫پیروی از غریزه تعادل خود‪ ،‬به پایگاه اصلی باز گردند‪ .‬عدم تعادلی‬ ‫که با گذشت زمان ایجاد می شود ویکریتی(‪ )vikriti‬نامیده می شود‪.‬‬ ‫ایــن واژه به مفهوم "انحراف از طبیعت" اســت‪ .‬بنابراین‪ ،‬دو واژه‬ ‫پراکریتی و ویکریتی مفهومی متضاد دارند‪ .‬نخستین واژه به انچه‬ ‫که برای هر انســانی طبیعی و دیگری به انچه غیرطبیعی است‪،‬‬ ‫گفته میشود‪.‬‬ ‫بســتگی به درصد واتا‪ ،‬پیتا و کافا در ساختمان بدن‪ ،‬بطور کلی‬ ‫هفت نوع ساختمان بدنی وجود دارد‪:‬‬ ‫واتا‪ ،‬پیتا‪ ،‬کافا‪ ،‬واتا‪-‬پیتا‪ ،‬پیتا‪-‬کافا‪ ،‬واتا‪ -‬کافا‪ ،‬واتا‪ -‬پیتا‪ -‬کافا‬ ‫در بین این هفت نوع کلی‪ ،‬اختالفات ظریف غیر قابل شمارشی‬ ‫وجود دارد و خصوصیــات افراد با گونه های بدنی متفاوت‪ ،‬متغیر‬ ‫است‪ .‬از لحاظ اماری اکثر افراد جامعه دو دوشایی هستند و افرادی‬ ‫که یک دوشایشان بیشــتر می باشد کم می باشند‪ ،‬درصد خیلی‬ ‫کمی از جامعه هر سه دوشایشان به یک اندازه می باشد‪.‬‬ ‫بنابر ایورودا‪ ،‬اولین شرط الزم برای درمان خود و دیگران ‪،‬داشتن‬ ‫شــناختی روشن از سه دوشاست‪ .‬ســاختمان بدنی‪ ،‬خصوصیات‬ ‫فیزیولوژیکی‪ ،‬عکس العمل نسبت به محیط خارجی‪ ،‬گرایش های‬ ‫احساســی‪ ،‬رویاها‪ ،‬صحبت کردن و‪ .....‬در افراد مختلف‪ ،‬بســته به‬ ‫پراکریتی انها متفاوت است‪.‬‬ ‫با شــناخت نوع بدن میتوان نوع رژیم غذایی و تمرینات بدنی و‬ ‫شیوه های درمانی که به شما کمک خواهند کرد تا متعادل بمانید‬ ‫را تعیین کرد و هر انچه را که سودمند نبوده و حتی زیان اور است‬ ‫حذف کرد‪ .‬خوراک غلط‪ ،‬بدخوابیدن‪ ،‬احساسات منفی‪ ،‬تشنج های‬ ‫جســمانی یا روانی‪ ،‬همه و همه زندگــی را کمی غیر طبیعی می‬ ‫کنند‪ ،‬تا این که ناگهان خود را در غیرطبیعی ترین شــرایط یک‬ ‫بیماری تمام عیار می یابید‪.‬‬ ‫ویژگی هایی که تیپ بدن شما را عیان می نمایند ( پراکریتی)‬ ‫عبارتند از جثه‪ ،‬وزن‪ ،‬پوست‪ ،‬میزان تعریق‪ ،‬موی سر‪ ،‬ناخن ها‪ ،‬نوع‬ ‫دندان ها‪ ،‬حالت زبان‪ ،‬اشــتها‪ ،‬نیاز به صبحانه‪ ،‬هضم و دفع‪ ،‬اب و‬ ‫هوای دلخواه‪ ،‬قــدرت بدنی‪ ،‬نبض‪ ،‬کیفیت خواب‪ ،‬نوع رویاها‪ ،‬نوع‬ ‫صدا‪ ،‬شخصیت‪ ،‬حافظه و‪.....‬‬ ‫با کمک مطالعه کتب ایورودا یا مشورت با یک درمانگر یا پزشک‬ ‫ایورودا می توانید تیپ بدنی خود را دریابید و عادات تغذیه‪ ،‬اداب‬ ‫روزانه و هر انچه در زندگی با ان ســرو کار دارید را چنان تنظیم‬ ‫کنید که در هماهنگی با طبیعتان باشد‪.‬‬ ‫ایورودا کمک می کند که شخص سالم سالمتش را حفظ کند و‬ ‫شخص بیمار سالمتش را دوباره بدست‬ ‫مراجع‪ :‬کتاب علم زندگی(تالیف‪ :‬گروهی از پزشکان ایورود ماهاریشی‪ ،‬ترجمه‪:‬‬ ‫هایده قلعه بیگی)‬ ‫کتاب پرورش جســم در ائین ودا( نویســنده‪:‬دکتر واسانت الد‪ ،‬ترجمه‪ :‬مسعود‬ ‫عامری)‬ ‫جزوه اموزشی مبانی طب ایورودا( دکتر سهراب دهقان)‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪55‬‬ صفحه 56 ‫روزی که فریاد را دیدم‬ ‫فاطمه توازنی زاده‬ ‫‪56‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫چرا خشمگین می شویم؟‬ ‫«هر که تو را خشمگین کند‪ ،‬بر تو چیره‬ ‫می شود‪ ».‬الیزابت کِنی‬ ‫احساس خشم سبب می شود که درک‬ ‫کنیم چه زمانی به حقوقمان تجاوز شــده‬ ‫یا مورد بی احترامی قرار گرفته ایم‪ .‬هنگام‬ ‫برافروختگی در حالی که یک تجربه ی مهم‬ ‫انسانی را اذعان می داریم‪ ،‬پاره ی دیگری‬ ‫از وجود خود را نیز به دســت نابودی می‬ ‫سپاریم؛ گاهی علی رغم اینکه خشمگین‬ ‫هستیم سکوت می کنیم و گاهی خشم را‬ ‫فریاد می کشیم‪ .‬در هر دو حالت براشفتگی‬ ‫را تجربه کرده و به احتمال زیاد از دلیل ان‬ ‫در درون خــود اگاهیم‪ .‬اما ایا می توان راه‬ ‫بهتری برای نمایاندن خشم پیدا کرد؟‬ ‫روزی که فریاد را دیدم؛‬ ‫گاه و بــی گاه از پشــت در بســته ی‬ ‫اپارتمانم صدای زن همسایه را می شنیدم‬ ‫که زمزمه وار چیزهایی خطاب به من می‬ ‫گفت‪ .‬گمان می کردم دلیلش را می دانم؛‬ ‫«حسادت‪ ».‬علی رغم اینکه رفتار او من را‬ ‫می ازرد و باعث عصبانیتم می شد اما هیچ‬ ‫گاه واکنشــی در برابرش نشان نمی دادم‪.‬‬ ‫با ان زن چالش های زیادی را پشــت سر‬ ‫گذاشــته بودم‪ ،‬خوب او را می شناختم‪،‬در‬ ‫وقاحت کالم و رفتار بی مثال بود‪ .‬به همین‬ ‫خاطرهمیشه صداها را نشنیده می گرفتم ‬ ‫‪،‬سعی می کردم با او رو به رو نشوم‪ .‬گاهی‬ ‫هم که اتفاق می افتاد‪ ،‬ســرم را به نشانه‬ ‫ی سالم تکان می دادم‪ ،‬زیر لب سالم می‬ ‫گفتم و خیلی زود از او دور می شــدم‪ .‬به‬ ‫باور من هنگام بر زبان اوردن سالم‪ ،‬پرچم‬ ‫سفید صلح برمی افشانیم‪ .‬سالم یعنی از من‬ ‫به تو گزندی نیست‪ .‬یک روز صدای زن از‬ ‫همیشه بلندتر شد‪ ،‬انگار تصمیم گرفته بود‬ ‫وارد یک جنگ علنی شــود‪ .‬نمی خواستم‬ ‫در را بــاز کنم و بــا او وارد بحث و جدل‬ ‫شوم‪،‬سکوت کردم‪ .‬بعد از چند لحظه خود‬ ‫را در حالــی دیدم که لرزه به اندامم افتاده‬ ‫است‪،‬نفس هایم نامنظم شده بود‪،‬خشم را‬ ‫میان عضالت انقبــاض یافته ام حس می‬ ‫کردم‪ ،‬انگار خشم می کوشید از تمام اعضا‬ ‫و جوارحم گذر کند تا راهی برای گریز یابد‪.‬‬ ‫ســرانجام فریاد را دیدم که به قطره های‬ صفحه 57 ‫اشــک مبدل شده اســت؛ با گریستن در‬ ‫سکوت کمی تسکین یافتم‪،‬التیامی ناپایدار؛‬ ‫ان روز زن همســایه وقتی متوجه شد‬ ‫نادیده گرفته شده‪ ،‬از انجا رفت‪ .‬بعد از ان‬ ‫دیگر هیچ وقت صدای او را نشنیدم‪ ،‬گویی‬ ‫بخت با من یاری کــرد‪ .‬ان زن مدتی بعد‬ ‫از ساختمان محل زندگی ام اسباب کشی‬ ‫کرد و رفت‪ .‬چند روز از ان ماجرا گذشت‪.‬‬ ‫هنوز به شدت خشمگین بودم‪،‬گاهی خود‬ ‫را به این خاطر که با او مقابله نکرده بودم‪،‬‬ ‫سرزنش می کردم‪ .‬انباشتن فکر و ذهنم با‬ ‫خشم‪ ،‬رفته رفته وجودم را به سوی ویرانی‬ ‫می کشاند‪ .‬یک روز در حالی که گویی بار‬ ‫سنگینی را بر شانه هایم حمل می کردم‪،‬‬ ‫نفس عمیقی کشیدم و گفتم‪« :‬باید خود‬ ‫را از ایــن درد نجات دهم‪ ،‬باید بتوانم برای‬ ‫تغییرشرایط راهی بیابم‪».‬‬ ‫این گونه از سکوت بی فایده است‪ ،‬تظاهر‬ ‫اســت‪ .‬تنها ایینه بود که حقیقت را نشان‬ ‫مــی داد‪ .‬می گفت‪ « :‬در چشــمانت و در‬ ‫چهره ی برافروخته ات هیچ نشــانه ای از‬ ‫سکوت نیســت‪ ».‬حق با ایینه بود‪ ،‬صدای‬ ‫تحقیرهای ان زن مدام در من منعکس می‬ ‫شد‪ ،‬احساس می کردم افکارم زهرالود شده‬ ‫اند و من جرعه جرعه انها را می نوشم‪ .‬یک‬ ‫روز وقتی در اتش این خشم می سوختم‪،‬‬ ‫از کنه وجود برای خود تمنای کمک کردم‪.‬‬ ‫از یک نیروی برتر‪ .‬به اتاقم رفتم و به مراقبه‬ ‫نشستم‪،‬عاجزانه زمزمه می کردم‪« :‬خداوندا‬ ‫مرا در تالطم طوفان دریای درون که خشم‬ ‫نامیده شده‪ ،‬تنها رها مکن‪ ،‬که به یاری تو‬ ‫دل بسته ام‪ ».‬نفس های عمیق می کشیدم‬ ‫و با هــر بازدم فریاد درونم را به بیرون می‬ ‫راندم‪ .‬با هر نفس عمیق احساس می کردم‬ ‫زانوان درد از روی سینه ام برمی خیزد‪ .‬پس‬ ‫ِ‬ ‫از اینکه کمی ارام شدم‪ ،‬گویی ابزار الزم برای‬ ‫رهایی از خشمم را یافتم‪ .‬فهمیدم هنگامی‬ ‫که از ســوی ان زن مورد بی احترامی قرار‬ ‫می گیرم‪ ،‬رنج کهنه و خفته ای در درونم‬ ‫بیدار می شود‪ .‬او بی انکه بداند مانند نمکی‬ ‫بر روی زخم درونی ام می شــد‪ .‬دریافتم‬ ‫که بخش دردمند وجودم نیازمند توجه و‬ ‫کمک اســت‪ .‬پذیرش ‪،‬شالوده ی رهایی از‬ ‫این درد بود‪ .‬با خود عهد بســتم که از این‬ ‫رویداد برای گسترش اگاهی در درونم بهره‬ ‫مند شوم‪ .‬یقین داشتم که مراقبه و نفس‬ ‫های عمیق و منظــم‪ ،‬اتصال به انرژی بی‬ ‫کران هستی‪ ،‬تداوم و ممارست در تمرین‬ ‫های مراقبه می تواننــد توامان در جهت‬ ‫تصمیمی که گرفته بــودم یاری ام کنند‪.‬‬ ‫می دیدم که ان رویــداد دردناک درونی‪،‬‬ ‫رفته رفته جایش را بــه ارامش می دهد‪.‬‬ ‫احساس رهایی می کردم‪ ،‬چشمانم به روی‬ ‫اگاهی گشوده شده بود‪ ،‬قلبم ارام گرفت‪،‬‬ ‫حیرت اور بود‪ .‬تا ان لحظه هرگز تصورش‬ ‫را هم نمی کردم که ان ســوی خشم می‬ ‫تواند تا این اندازه شیرین باشد‪ .‬من سکوت‬ ‫و کناره گیری را برگزیده بودم و باید برپایه‬ ‫ی انتخابــم رفتار می کردم‪ .‬جنگ بیرونی‬ ‫با ارزش هایم مطابقت نداشت‪ .‬چرا باید با‬ ‫یک جنگ درونی خود را ویران می کردم‪.‬‬ ‫خشم را پذیرفتم بی انکه خود را سرزنش‬ ‫کنم‪ .‬احساســاتی که موجــب رنجم می‬ ‫شــدند‪ ،‬مجال یافته بودند تا اشکار شوند‪،‬‬ ‫بدون اینکه با انها مقابله کنم‪ .‬بدون اینکه‬ ‫انها را سرکوب کنم‪ ،‬احساسات مسمومی‬ ‫که باعث خشمم شده بود را رها کردم‪ .‬بار‬ ‫دیگر اپاری گراها نجات بخش لحظه های‬ ‫دردناک زندگی ام شــده بود‪ .‬برای غلبه بر‬ ‫خشم و کنترل ان نیازمند پنجمین اصل از‬ ‫قوانین یاما و یوگای عزیزم بودم‪ .‬این گونه‬ ‫بود که اهیمسا ‪ ،‬مانند یک سنگ نشانی در‬ ‫درونم جای گرفت تا هرگاه دچار احساس‬ ‫خشم می شوم‪ ،‬یاداور لحظه های شیرین‬ ‫رهایی شود‪.‬‬ ‫افالطون می گوید‪« :‬نیرومندترین مردم‬ ‫کسی است که بر خشم خود غلبه کند‪».‬‬ ‫در اکثــر مواقع تجربــه ی یک ماجرا و‬ ‫برانگیختگی یک احســاس اولیه ‪ ،‬موجب‬ ‫پدید امدن خشم می شــود‪ .‬مثل زمانی‬ ‫که می ترسیم و مضطرب می شویم‪ .‬وقتی‬ ‫که تحقیر می شــویم‪ ،‬یا زمانی که از درد‬ ‫شکســت‪ ،‬تنهایی و قلب شکسته رنج می‬ ‫کشیم‪،‬خشم رفته رفته در درون به قلیان‬ ‫می افتد‪ .‬خشم های دیرپا‪ ،‬رفتارهای روزانه‬ ‫ی ما را شکل می دهند‪ .‬ناگفته ها و انباشت‬ ‫احساس‪ ،‬منجر به طغیان های خشم الود و‬ ‫تخلیه ی روانی گاه و بی گاه بر سر دیگران‬ ‫خواهد شد‪ .‬اکثر ما از اینکه از درد ناکامی‬ ‫ها و جراحت های احساســی مان سخن‬ ‫بگوییــم و از یک متخصص کمک بگیریم‬ ‫طفــره می رویم‪ .‬این باعث می شــود هر‬ ‫لحظه بدون انکه کنترلی روی خود داشته‬ ‫باشیم‪ ،‬عصبانیت را در کالم و رفتار بر سر‬ ‫دیگران تخلیه کنیم‪ .‬الزم است برای تغییر‬ ‫چنین شرایطی به ســوی بهبودی کاری‬ ‫کرد‪ .‬اگر از درد برای بهبود استفاده نکنیم‪،‬‬ ‫ســرانجامی جز نابودی نخواهد داشــت‪.‬‬ ‫خسته و فرســوده می شویم و به احتمال‬ ‫زیاد رفته رفته به یک ادم افسرده‪ ،‬بدبین و‬ ‫منزوی تبدیل خواهیم شد‪ .‬بهتر است نیرو‬ ‫و توان خود را صرف بهداشت درون کنیم‪.‬‬ ‫قطب مخالف خشم در وجودمان‪ ،‬پاالیش‬ ‫احساسات مسمو ِم انباشته در درون است‪.‬‬ ‫کنترل خشــم زمانی اتفاق می افتد که به‬ ‫حواس و احساســات اگاه باشیم‪ .‬کنترل‬ ‫خشم یعنی دراختیارگرفتن انتخاب های‬ ‫رفتــاری درجهت تعادل‪ .‬پشــتوانه ی ان‬ ‫‪،‬زیســتن در لحظه ی حال اســت و به ما‬ ‫کمک می کند کــه عکس العمل های به‬ ‫موقع و هوشمندانه داشته باشیم‪ .‬ما زمانی‬ ‫از هوش خود بیشــترین بهره را می بریم‬ ‫که در تسخیر احساسات نباشیم‪ .‬در واقع‬ ‫بهتر است از واکنش های انی بپرهیزیم و‬ ‫اگاهانه و متفکرانه به رویدادها پاسخ دهیم‪.‬‬ ‫«اندیشه زاینده ی خرد است؛»‬ ‫غلبه بر خشم‪ ،‬نیازمند مهارت چیرگی بر‬ ‫ان است‪ .‬خشم یک احساس ثانویه است‪.‬‬ ‫بنابراین الزم اســت هر فرد به شناســایی‬ ‫احســاس هــای اولیه ی خــود در درون‬ ‫بپــردازد و انها را مورد بررســی قرار دهد‪.‬‬ ‫بخش های دردمنــد وجودمان در انتظار‬ ‫بهبود هستند و ما در سطح‪ ،‬گرفتار واکنش‬ ‫های انی هستیم که شــرایط را خراب تر‬ ‫می کنند‪ .‬پذیرفتن و رها کردن بســیاری‬ ‫از احســاس های اولیه مــی تواند کمک‬ ‫شــایانی در کنترل خشــم کند‪ .‬اینکه ما‬ ‫اگاه باشــیم که چرا خشمگین شده ایم و‬ ‫اینکه چه واکنشــی در مواجه با ان داشته‬ ‫باشــیم راه رســیدن به ارامــش و تعادل‬ ‫است‪ .‬رفتارهوشمندانه از یک ذهن ارام بر‬ ‫می خیزد‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪57‬‬ صفحه 58 ‫ه‬ ‫ف‬ ‫د هم‬ ‫درس هایی از یوگا؛‬ ‫با پراشانت ایینگر‬ ‫‪1‬‬ ‫پرسش و پاسخ‬ ‫برگردان‪ :‬نسترن صافی‬ ‫در این درس‪ ،‬درباره واچیکا کریا توضیح‬ ‫داده می شود و تاثیری که ادغام ان با اسانا‬ ‫در عمل ایجاد می کند مورد بررســی قرار‬ ‫می گیرد‪ .‬واچیــکا کریا در اصل به معنی‬ ‫سخن گفتن در سکوت و بدون استفاده از‬ ‫ابزارهای ســخن گویی‪ ،‬مانند زبان ‪ ،‬دهان‬ ‫‪ ،‬دنــدان ها ‪ ،‬لب ها ‪،‬گلو ‪،‬تارهای صوتی و‬ ‫تیم سیستم سخن گویی می باشد که در‬ ‫شفاف شدن و رسیدن به موضوع فکری و‬ ‫مدیتیشن موثر است‪.‬‬ ‫‪1‬‬ ‫مهم اســت که کارما سیدانتا کارمای‬ ‫خــود را ارزیابی و بررســی کند‪ .‬بر طبق‬ ‫بهادواگیتا ما ســه نوع کارما داریم‪ .‬کاییکا‬ ‫‪4‬‬ ‫کارما‪ ، 2‬واچیکا کارما‪ ، 3‬و ماناسیکا کارما‬ ‫که با اســتفاده از ســه ابزار بدن‪ ،‬سخن‪ ،‬و‬ ‫ذهن کارما را محقــق می کنند‪ .‬هر یک‬ ‫از این سه ابزار دارای ارگان هایی هستند‪.‬‬ ‫گروه بندی های دیگــری هم برای کارما‬ ‫وجــود دارد ماننــد کارمای ســاتویک –‬ ‫راجاسیک – تاماسیک‪، 5‬که اکنون مورد‬ ‫بحث ما نیســتند‪ .‬امروز ما به واچیکا کریا‬ ‫می پردازیم‪.‬‬ ‫‪58‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫عموماً تصور بر این اســت که انســان‬ ‫ازدهان برای ســخن گفتن استفاده می‬ ‫کند و ایــن ابزار برای ارتباطات انســانی‬ ‫کاربرد دارد‪ .‬تصور کنید شما تنها هستید‬ ‫و هیچکس در اطراف شما نیست که با او‬ ‫ســخن بگویید‪ .‬ایا این ارگان بال استفاده‬ ‫باقی می ماند؟ در شــرایطی که نخواهید‬ ‫از طریق ارگان های ســخن گویی صدایی‬ ‫تولید کنیــد‪ ،‬چگونه می توانید ســخن‬ ‫بگویید؟ ایا هیچ ســخن بــدون صدایی‬ ‫وجود دارد؟ ما می توانیم از طریق چشــم‬ ‫ها‪ ،‬حاالت صــورت و غیره که به ان زبان‬ ‫بدن می گوییم سخن بگوییم پس دهان یا‬ ‫وایکاری‪ ، 6‬تنها ارگان سخن گویی نیست؛‬ ‫اگر کسی بخواهد شما را بشنود باید سخن‬ ‫بگوییــد‪ ،‬ولی اگر بخواهد شــما را بفهمد‬ ‫ابزارهای دیگری هم وجود دارند‪ .‬رقصنده‬ ‫ها و بازیگرها می توانند ورای سخن گفتن‬ ‫ازراه دهان با مــا ارتباط برقرار کنند پس‬ ‫سخن گویی دامنه گسترده تری دارد‪.‬‬ ‫امروز می خواهیم ببینیم این سخن در‬ ‫سکوت که با مشاهده‪ ،‬ارزیابی ‪ ،‬توضیح ‪،‬‬ ‫توصیف و گزارش از انچه در جریان اسانا‬ ‫در حال انجام است همراه است‪ ،‬چه تاثیری‬ ‫روی اسانای ما دارد‪ .‬شــما می توانید در‬ ‫هر اســانایی که قرار مــی گیرید و در ان‬ ‫مستقر می شــوید‪ ،‬شروع به گزارش دادن‬ ‫از عمل ها وعکــس العمل ها‪ ،‬مقاومت ها‬ ‫و همکاری ها کنید‪ .‬مشــارکت و درگیر‬ ‫شدن قسمتهای مختلف بدن را شناسایی‬ ‫کنید‪ .‬ما مرتب از خود می پرسیم االن باید‬ ‫چکارکنم؟ االن چه کار کردم؟ چه کار نباید‬ ‫بکنم؟ ما مرتب در حال انجام دادن هستیم‬ ‫در حالی که یوگا انجام دادن نیســت‪ .‬شما‬ ‫باید پاسخ و بازخورد بدن و ذهن و تنفس‬ ‫را هم بتوانید بخوانید‪ .‬زمانی که از بدنتان‬ ‫گزارش می دهید شروع به درک دینامیسم‬ ‫وپویایی حرکت می کنید ‪ .‬باید مشارکت‬ ‫و میزان درگیر بودن در حرکت را در بدن‬ ‫خود روایت کنید‪ .‬معنای مشارکت بدن و‬ ‫ذهن را از نظر لغوی می دانیم ولی منظور‬ ‫از این مشــارکت و تعامل اینها در حوزه‬ ‫درون با معنای ظاهــری انها تفاوت دارد‪.‬‬ ‫زمانی که شما شروع به توضیح و روایت این‬ ‫پروسه های درونی می کنید درگیر حرکت‬ ‫می شــوید‪ .‬برای مثال‪ ،‬وقتی می خواهید‬ ‫امتحان بدهید تنها با دانش کار انجام نمی‬ ‫شود‪ ،‬باید سوال داشته باشید و برای پاسخ‬ ‫دادن به سوال هایتان باید مطالعه کنید تا‬ ‫بتوانید درگیر موضوع شوید‪ ،‬سپس خود را‬ ‫مورد ازمون قرارمی دهید تا برای امتحان‬ ‫اماده شــوید ‪ .‬در این صورت دیگر شــما‬ ‫شــاگرد نیستید بلکه یک امتحان دهنده‬ ‫هستید و برای امتحان دادن امادگی دارید‪.‬‬ ‫اینطور نیســت که اگر ذهن درگیر مطلب‬ ‫شد همه توجه ما درگیر موضوع شود‪ ،‬بلکه‬ ‫باید بدن‪ ،‬ذهن‪ ،‬نفس‪ ،‬ارگان های حسی‪،‬‬ ‫ارگان های سخن گویی‪ ،‬همه و همه باید‬ ‫درگیر باشند تا بستر برای عمیق تر شدن‬ ‫فراهم شــود و شفافیت بیشتری به وجود‬ ‫اید‪ .‬واین شــفاف ســازی‪ ،‬موضوع و ماده‬ ‫فکری برای شــما مهیا مــی کند که قب ً‬ ‫ال‬ ‫بررســی کردیم که با چه ســاز و کاری به‬ ‫مدیتیشن کمک می کند‪.‬‬ ‫پس اسانا عمل انجام دادنی نیست‪ ،‬بلکه‬ ‫اسانا باید مورد گفتگو و مباحثه قرار گیرد‬ ‫تا پیشــرفت کند و عمق پیدا کند‪ .‬فرض‬ ‫کنید که شما می خواهید رانندگی کنید‪.‬‬ ‫اگر چشمان شما بسته باشد با اینکه همه‬ صفحه 59 ‫اعضای بدن شــما حاضرند ولــی قادر به‬ ‫رانندگی نیســتید‪ .‬این ماشین نیست که‬ ‫رانندگــی می کند و شــما هم به تنهایی‬ ‫ماشــین را نمی رانید بلکــه این تعامل و‬ ‫گفتگوی شــما و ماشین است که ماشین‬ ‫را بــه جلو مــی راند‪ .‬در مورد اســانا هم‬ ‫همینگونه است‪ .‬شــما باید با اسانا تعامل‬ ‫داشته باشید تا اســانا رانده شود و دراین‬ ‫میان سخنگویی نقش مهمی دارد‪ .‬فرض‬ ‫کنید شــما می خواهید از من هزار روپیه‬ ‫قرض بگیرید ‪ .‬اول مقدمه چینی می کنید‬ ‫و احوال خانواده را می پرســید تا مرا نرم‬ ‫کنید وبه دنبال ان من هم از احوال شــما‬ ‫می پرسم و شــما نیاز خود را مطرح می‬ ‫کنید و من هم پول مورد نیاز شما را به شما‬ ‫می دهم‪ .‬این یک هنر است ‪.‬شما باید بدن‬ ‫را اماده کنید تا به حرف شما گوش کند‪،‬‬ ‫مثل یک بچه که با اوبه مالیمت سخن می‬ ‫گویید تا تسلیم شما شود وگرنه مقاومت‬ ‫می کند‪ .‬بدن و ذهن هم مقاومت دارند و‬ ‫ما باید مهارت ســخنگویی با انها را داشته‬ ‫باشیم تا تسلیم شوند‪ .‬این که چه بگویید‬ ‫و چطور بگویید مهم است‪ .‬اگر معلم شما‬ ‫را تشویق کند‪ ،‬شما انگیزه پیدا می کنید‬ ‫حتی باالتر از ظرفیــت خود عمل کنید ‪.‬‬ ‫پس نوع ســخن و چگونگی ابراز ان حائز‬ ‫اهمیت است‪.‬‬ ‫جدا از جنبه ادبی‪ ،‬ارگان های ســخن‬ ‫گویــی از ان جایی اهمیت دارند که باعث‬ ‫شفاف شــدن موضوع می شــوند و با به‬ ‫زبــان اوردن تجربیات‪ ،‬شــما ماده فکری‬ ‫تولید می کنید‪ .‬واچیکا کریا هوشمندی‬ ‫و حافظه خود را دارد‪ .‬به این خاطر اســت‬ ‫که یک ســخنران خوب‪ ،‬الزاماً یک ادیب‬ ‫و نویســنده نیســت‪ .‬یک نویســنده باید‬ ‫خالقیت‪ ،‬تصویرســازی‪ ،‬شفافیت‪ ،‬حافظه‬ ‫و همــه ابزارهای الزم برای نوشــتن را در‬ ‫اختیار داشته باشــد‪ ،‬ولی ارگان های تیم‬ ‫سخن گویی متفاوتند‪ .‬این یک کار تیمی‬ ‫اســت‪ .‬به این خاطر است که پاتانجالی به‬ ‫سیستم سخن گویی اشاره دارد و نه فقط‬ ‫ارگان های سخن گویی‪.‬‬ ‫‪8‬‬ ‫برطبق سیستم پانینی‪ ، 7‬که پاتانجالی‬ ‫مفسر ان اســت و حتی در ادهیاتما‪ 9‬و‬ ‫ودانتــا شاســترا‪ ، 10‬ما چهار نوع ســخن‬ ‫داریم ‪.‬که عبارتند از پارا‪ ، 11‬پاشــیانتی‪،12‬‬ ‫مادهیامــا‪ ،13‬وایکاری‪ 14‬که هر یک در زیر‬ ‫دیگری قــرار دارد ‪.‬از همه باالتر و از همه‬ ‫زمخت تر وایکاری در حوزه دهان است‪.‬‬ ‫وایکاری سیســتم زبانی قابل شنیدن را‬ ‫شــامل می شــود که در سخن گفتن در‬ ‫کارند و جایگاه ان‪ ،‬دهان و زبان و منطقه‬ ‫صورت است‪ .‬حوزه بعدی مادهیاما در ناحیه‬ ‫گلو است در جایگاه ویشودی چاکرا‪، 15‬که‬ ‫همواره درگیر ســاختن حــروف صدادار‬ ‫اســت‪ .‬بدون حروف صدادار سخن گفتن‬ ‫ممکن نیســت‪ .‬این حــروف حائز اهمیت‬ ‫هستند‪ .‬فکر پشت ســخن ‪،‬عمدتا در این‬ ‫ناحیه متمرکز اســت بیش از انکه در مغز‬ ‫جای داشته باشد‪ .‬به همین خاطر است که‬ ‫گوروجی قادر بود میزان استرس افراد را از‬ ‫نگاه کردن به گلوی انها بفهمد‪ .‬فرد دچار‬ ‫استرس ‪ ،‬با افکار مختلف و بعضاً مخالف و‬ ‫مهاجم درگیر است که همگی به کالم در‬ ‫می ایند و کلمه شامل حروف صدادار است‬ ‫که جایگاه ان در ویشودی چاکرا و در حوزه‬ ‫مادهیاماست‪.‬‬ ‫پاشیانتی در ناحیه قلب است که جایگاه‬ ‫چیتا‪ 16‬و هوشمندی است‪ .‬پاشیانتی از نظر‬ ‫لغوی یعنی دیــدن وتجربه کردن‪ .‬تجربه‬ ‫کردن بدون دیدن ممکن نیست‪ .‬این دیدن‬ ‫توسط چشــم فیزیکی صورت نمی گیرد‪.‬‬ ‫چــون افراد کور هم تجربه می کنند‪ .‬همه‬ ‫تجربیات شما در اینجا ثبت و ذخیره می‬ ‫شوند‪.‬و بعد شما درباره انها فکر می کنید یا‬ ‫سخن می گویید‪.‬‬ ‫پارا اطراف ناف جای داردو منبع ســه‬ ‫نوع دیگر است ‪ .‬اگر شما با موسیقی سرو‬ ‫کار داشته باشید می دانید کدام صداها از‬ ‫مغز می ایند و کدام از گلو و کدام ازسینه‬ ‫و کدام ازشــکم ‪ .‬اگر صداها ســوپرانو و با‬ ‫فرکانس باال باشــند ازمغز می ایند و اگر‬ ‫باس و بم باشند از شکم‪ .‬زمانی که صحبت‬ ‫از سخن گفتن بی صدا باشد شما نیازی به‬ ‫استفاده از دهان و لب و گلو و ندارید‪.‬‬ ‫از کجا می توانیم ســخن در سکوت را‬ ‫از ذهن تمیز دهیم؟ ذهــن در کنترل ما‬ ‫نیست‪ .‬شما نمی توانید فکر را طلب کنید یا‬ ‫از پذیرفتن ان امتناع کنید‪ .‬افکار نامطلوب‬ ‫هم به ذهن خطور می کنند و کنترل ان در‬ ‫دست شما نیست‪ .‬ذهن راه خودش را می‬ ‫رود ولی سخن گویی در سکوت ‪ ،‬در دست‬ ‫شماست‪ .‬زمانی که تصمیم می گیرید که اسانا‬ ‫را قویتر یا به مدت طوالنی تر انجام دهید‪ ،‬این‬ ‫تصمیم در سکوت در کنترل شماست‪.‬‬ ‫بعد دیگــری از ارگان های ســخن گویی‬ ‫وجود دارد‪ .‬در اســانا وقتی به بطن ان نفوذ‬ ‫می کنیــد کریا های دیگری هم وجود دارند‪.‬‬ ‫اساناها منحصر به چالش های فیزیکی نیستند‬ ‫‪18‬‬ ‫بلکه عمق دارند و پرانا کریــا‪ ، 17‬تاتوا کریا‬ ‫‪ ،‬و چاکراکریا‪، 19‬بعدها در اســاناها ظاهر می‬ ‫شــوند که همگی بر اســاس واچیکا کریا و‬ ‫عمل ســخنوری انجام می شوند‪ .‬برای مثال‬ ‫پرانــا کریا چگونه کار می کند؟ می دانیم که‬ ‫سرعت و شــدت تنفس و حبس نفس روی‬ ‫اساناها تاثیرات خاصی دارند‪ .‬در همه اساناها‬ ‫توصیه می شود که قفسه سینه را باز کنید‪ .‬با‬ ‫ساز و کارهای بیو مکانیکی‪ ،‬با تنفس عمیق‪،‬‬ ‫حبس پس از دم‪ ،‬حبس پس از بازدم و غیره‪.‬‬ ‫حال می خواهیم با ســخن در سکوت‪ ،‬سینه‬ ‫را باز کنیم‪ .‬با صدای" ا " دم بگیرید و ســعی‬ ‫کنید ان را بکشید و در گلو ادامه دهید بدون‬ ‫انکه صدای ان بیرون بیاید‪ .‬در سیکل بعدی‬ ‫بــا زمزمه حرف صدادار "ا َ" ســینه را در دم‬ ‫باز کنید و در سیکل سوم با صدای "ای" دم‬ ‫بگیرید و سینه را باز کنید‪ .‬به تفاوت انها توجه‬ ‫کنید‪ ،‬هر یک به گونه ای سینه را باز می کنند‪.‬‬ ‫در بیومکانیــک‪ ،‬این اطالعات وجود ندارند‪ .‬با‬ ‫هــر یک از حــروف بی صدا ایــن تمرین را‬ ‫انجام دهید‪.‬‬ ‫‪a-aa-ee-oo-ay-ai-o-ou-um-aha‬‬ ‫سخن گویی در سکوت‪ ،‬از طریق سیستم‬ ‫پرانا می تواند اعجاب انگیز باشــد‪ .‬این مانند‬ ‫تجربه "یافتم‪ ،‬یافتم" ‪ 20‬است که جلسه امروز‬ ‫را با ان به پایان می رسانم‪.‬‬ ‫‪1-Karma sidhanta‬‬ ‫‪2-Kayika Karma‬‬ ‫‪3-Vachika Karma‬‬ ‫‪4-Manasika Karma‬‬ ‫‪5-Satvic – Rajasic – Tamasic Karma‬‬ ‫‪6-Vaikari‬‬ ‫‪7-Panini system‬‬ ‫‪8-Patanjali‬‬ ‫‪9-Adhyatma‬‬ ‫‪10-Vedanta sastra‬‬ ‫‪11-Para‬‬ ‫‪12-Pashyanti‬‬ ‫‪13-Madhyama‬‬ ‫‪14-Vaikari‬‬ ‫‪15-Vishodhi chakra‬‬ ‫‪16-Chita‬‬ ‫‪17-Prana kriya‬‬ ‫‪18-Tatva Kriya‬‬ ‫‪19-Chakra Kriya‬‬ ‫‪20-Eureka experience‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪59‬‬ صفحه 60 ‫صدای درون خود‬ ‫را پیدا کنید‬ ‫برگردان‪ :‬مائده حسن زاده‬ ‫سبک اموزشــی منحصر به فرد خود را‬ ‫اموزش دهید‪.‬نویسنده پائوال مایورا‬ ‫همه ی ما انســان هســتیم و انسان ها‬ ‫متفاوت اند با شــکل و اندازه های مختلف‬ ‫و شخصیت و ســبکهای متفاوت زندگی‪،‬‬ ‫هیچ معلــم یوگایی نمیتوانــد برای همه‬ ‫مناسب باشد‪.‬‬ ‫بسیاری از مردم در غرب از طریق چشم‬ ‫سوم‪،‬اساناها و وضعیت جسمانی وارد مسیر‬ ‫یوگا میشــوند‪.‬اما یوگا بیشتر بعنوان یک‬ ‫روش واقعی برای کاهش فشار و اَضطراب‬ ‫شناخته میشود و بســیاری از ادمها این‬ ‫روش را برای مدیریت زندگی خودشــان‬ ‫انتخاب میکنند‪.‬یــوگا نه تنها یک تمرین‬ ‫بدنی هســت بلکه این پتانسیل را دارد که‬ ‫موجب تحول هم بشود‪.‬این میتواند موجب‬ ‫ن یوگا بشود وحتی‬ ‫مسئولیتی برای معلما ‬ ‫مهمتــر از ان اموزش خوب در هر جهتی‬ ‫که شما قصد اموزش دادن در ان را دارید‬ ‫را بیشتر حائز اهمیت میکند‪.‬‬ ‫به عنوان یک مدرس یوگا من این فرصت‬ ‫را داشــتم تا در این ســفر شخصی شاهد‬ ‫بسیاری از شخصیتها باشم‪.‬من همیشه بر‬ ‫این باورم که اگر بعضی ها سبک کالسیک‬ ‫‪60‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫یوگا را اموزش ندهند(مثل دانشجویان یوگا‬ ‫روی مت در کالس ها)انها هم دارند یوگا را‬ ‫اموزش میدهند‪.‬چطور انها نتوانستند!یک‬ ‫نفر نمیتواند چیــزی را یاد نگیرد‪.‬یوگا در‬ ‫سلولهای شما تزریق میشودو هرکسی که‬ ‫با شما در تماس باشد هم به او نفوذمیکند‪.‬‬ ‫فرقی نمیکند بچه های شما باشند‪،‬شریک‬ ‫زندگیتان‪،‬همــکار یا حتــی غریبه ها‪.‬غیر‬ ‫ممکن است خود واقعیتان نباشید و اگاهی‬ ‫که کشف کردید را انکار کنید‪.‬‬ ‫بنابراین با توجه به تجربه خود در پاسخ‬ ‫به این ســوال که "چطور سبک تدریس‬ ‫خودمــان را توســعه بدهیم"هنرجویان‬ ‫باتوجه به اینکه چه نوع ســبکی را دوست‬ ‫دارند وارد یک دوره مربیگری یوگا میشوند‬ ‫و ممکن اســت چیزی باشــد که دوست‬ ‫دارند و تدریس میکنند‪.‬همچنین مشاهده‬ ‫کردم که در طول سفر هجده ماهه ممکن‬ ‫است تغییر مسیر بدهند البته نه همه انها‬ ‫تعدادی از انها چشــم انداز روشنی دارند‬ ‫که باقی می ماند اما برخی از انها عاشــق‬ ‫یک سبک خاص یوگا هستند که فقط یک‬ ‫کشف و جستجوی دوست داشتنی است‪.‬‬ ‫ایــن اغلب درباره یافتن تعادل توســط‬ ‫خودشــان اســت‪.‬مهترین چیز این است‬ ‫که مســیر و دوره خودتان را با چشــمی‬ ‫باز انتخاب کنیدو تمایل به پذیرش تغییر‬ ‫بــرای ایگو(نفس) خود بیرون از خودتان و‬ ‫لذت بردن از ســفر است‪.‬این ممکن است‬ ‫شما را به جایی ببرد که حتی تصورش را‬ ‫هم نمیکردید‪.‬‬ ‫من معتقدم اگر خود واقعیمان باشــیم‬ ‫همیشــه می توانیم در مســیر چیزی که‬ ‫دوست داریم بهترین باشیم‪.‬‬ ‫به معلمهایی فکر کنید که شما دوستشان‬ ‫داشتید و الهام بخش شما بودند؛چه چیز‬ ‫مشترکی داشتند؟ممکن است که شگفت‬ ‫انگیز ترین بدن دنیا باشــد یا شهرت انها‬ ‫که توجه شما را به خود جلب کرده‪.‬اما چه‬ ‫چیزی باعث شد که شما ادامه بدهید؟من‬ ‫تقریبا مطمئن هستم این چیزی هست که‬ ‫در راستای اصالت انهاست‪،‬اشتیاق خالص‬ ‫و دانش انها برای کاری که انجام میدهند‪.‬‬ ‫ما این مهارت جــذب کننده را با کپی‬ ‫کردن از شخص دیگر توسع ه نمیدهیم‪.‬ما‬ ‫فقط با گسترش اینکه خود واقعیمان باشیم‬ ‫با تطبیق ساتیا(حقیقت )رشد میکنیم‪.‬‬ ‫واقعا چه چیزی باعث شــعله ور شدن‬ ‫درون شــما میشــود؟هرچه که باشد اگر‬ ‫دنبال شود با جذب دانش و افزایش اعتماد‬ ‫به نفس اشــتیاق و عالقه شــما را بیشتر‬ ‫میکند تا زمانی که چیزی فقط یک تصور‬ ‫از اشتراک لذت در یوگا بود به طور طبیعی‬ ‫از صدای درون شما جاری شود‪.‬‬ ‫بنابراین صریح باشیدو خود واقعیتان‪،‬یاد‬ ‫بگیرید که انچه برای ذهــن ‪،‬بدن و روح‬ ‫شــما مناسب است را حس کنید‪ .‬وقتی از‬ ‫این مکان می اید انرژی طبیعی و زیبایی‬ ‫را دارد‪.‬انچه را که دوســت دارید اموزش‬ ‫بدهید‪،‬از کســی که هستید نترسید‪-‬شما‬ ‫هرگز نمیتوانید معلم مناسبی برای همه‬ ‫باشــید اما حداقل میتوانید با این نگرش‬ ‫معلم درستی برای همه دانشجویانی باشید‬ ‫که با حضور و اعتقادشان موجب خوشنودی‬ ‫شما میشوند ‬ ‫پائوال مایورا بنیاگذار اکادمی یوگا مایورا‬ ‫منبع‪Vastu_breathinging life into Space :‬‬ صفحه 61 ‫فرهنگ لغات یوگا‬ ‫واحد تحریریه‬ ‫یادگیــری زبان جدید مانند یک ســفر‬ ‫جدید و پر از جاذبه است ‪ ،‬که در ان فرهنگ‬ ‫دیگری را کشف می کنیم ‪.‬‬ ‫مطالعه و یادگیری زبان سانسکریت (زبان‬ ‫باستانی هندی) می تواند به شما کمک کند‬ ‫تا در تمرینات یوگای خود عمیق تر شوید‬ ‫و درک و اگاهی بیشــتری از مســیر خود‬ ‫داشته باشید ‪.‬‬ ‫چه مسیر یوگا را تازه شروع کرده باشید و‬ ‫چه سالیان در مسیر بوده باشید ‪ ،‬چیزهای‬ ‫زیادی برای کشف و درک این زبان شیرین‬ ‫و شگفت انگیز وجود دارد ‪.‬‬ ‫در این شــماره از ماهنامه برای شما ‪۵۰‬‬ ‫کلمه متداول سانســکریت و معنی انها را‬ ‫به اشتراک گذاشته ایم که میتوانید سطح‬ ‫اگاهی و دانش خود را گســترش دهید و با‬ ‫درک بیشتری هر روز روی مت یوگای خود‬ ‫بایستید و تمرین کنید ‪.‬‬ ‫‪ : Ahimsa-1‬عدم خشونت‬ ‫‪ : Ananda-2‬سرور ‪ ،‬شادی‬ ‫‪ : Asana-3‬وضعیت های یوگا‬ ‫‪ : Ashtanga-4‬هشت مرحله‬ ‫‪ : Avidya-5‬جهالت‬ ‫‪ : Ayurveda-6‬علم زندگی‬ ‫‪ : Bhakti-7‬عشق و سر سپردگی و اتصال‬ ‫به خداوند‬ ‫‪ : Chitta-8‬اگاهی (ذهن)‬ ‫‪ : Dhyana-9‬مراقبه‬ ‫‪ : Drishti-10‬نگاه دقیق‬ ‫‪ : Guru-11‬معلم ‪،‬حکیم‬ ‫‪ : Ida Nadi-12‬کانال انرژی اصلی هدایت‬ ‫پرانا از چپ‬ ‫‪ : Pingala Nadi-13‬کانــال انــرژی اصلی‬ ‫هدایت پرانا از راست‬ ‫‪ : Sushumna Nadi-14‬اصلــی تریــن و‬ ‫مهمترین نادی در بدن پرانیک‬ ‫‪ : Nadi-15‬کانال یا مسیر عبور انرژی‬ ‫‪ : Japa-16‬تکرار اذکار و تکرار مداوم نام‬ ‫خداوند است‬ ‫‪ : Mantra-17‬کلمات یا اواهایی به معنی‬ ‫رها شــدن از فکــر ‪،‬با تکــرار ان ها برای‬ ‫ایجاد انــرژی و ارتعاش در جســم و روح‬ ‫استفاده میشود‪. .‬‬ ‫‪ : Kosha-18‬غالف ‪ ،‬جلد ‪ ،‬الیه وجودی‬ ‫‪ : Kundalini-19‬بیداری انرژی خفته‬ ‫‪ :Mandala-20‬دایــره هایی نمادین برای‬ ‫تمرکز بر خویشتن و جســتجو در درون‬ ‫انسان است‪.‬‬ ‫‪ : Mudra-21‬نماد‪ ،‬ژست ‪ ،‬قفل‬ ‫‪ : Namaste-22‬به معنی سالم ‪ ،‬من به ان‬ ‫ذره خدایی که در توست تکریم میکنم‪.‬‬ ‫‪ : Nirodhah-23‬کنترل یا فرمانروایی‬ ‫‪ : Nyama-24‬نظــم و انضبــاط در‬ ‫زندگی روزمره‬ ‫‪ : )OM (AUM-25‬صدای افرینش‬ ‫‪ : Prana-26‬نیروی حیاتی‬ ‫‪ : Pranayama-27‬گسترش نیروی حیاتی‬ ‫‪ : Samskara-28‬نیرو ‪ ،‬اراده ‪ ،‬ساختن (هر‬ ‫عمــل تجربه ای می افریند که خاطره ان‬ ‫تجربه سامسکارا نامیده میشود)‬ ‫‪ :Satya-29‬حقیقت گویی‬ ‫‪ : Shakti-30‬نیــروی مقــدس ‪ ،‬قــدرت‬ ‫بخشیدن‬ ‫‪ : Tapas-31‬ریاضت‬ ‫‪ : Yoga-32‬اتحاد و یکپارچگی ‪ ،‬هماهنگی‬ ‫جسم ‪ ،‬روح و ذهن‬ ‫‪ : Surya-33‬خورشید‬ ‫‪ : Namaskara-34‬سالم و درود‬ ‫‪ : Chandra-35‬ماه‬ ‫‪ : Shanti-36‬صلح ‪ ،‬ارامش ‪ ،‬اسایش‬ ‫‪ : Karma-37‬عملکرد فرد در زندگی‬ ‫‪ : Chakra-38‬مراکز انرژی‬ ‫‪ : Sutra-39‬به معنی رشــته نخ اســت و‬ ‫نشــان دهنده نوشته هایی است که تفکر‬ ‫ممتد را حمل میکند‪.‬‬ ‫‪ : Swadhyaya-40‬مطالعه طبیعت خویش‬ ‫‪ : Yama-41‬اخالقیات‬ ‫‪ : Sadana-42‬هدف ‪ ،‬اگاهی ‪ ،‬نظم و نیت‬ ‫(اقدامات منظم)‬ ‫‪ : Agni-43‬اتش‬ ‫‪ :Sankalpa-44‬نیت ‪،‬هدف ‪ ،‬خواسته‬ ‫‪ : Shala-45‬خانه تمرین یا استودیو یوگا‬ ‫‪ : Moksha-46‬رهایی ‪ ،‬ازادی‬ ‫‪ : Pratyahara-47‬پس کشــیدن حواس از‬ ‫بیرون به درون‬ ‫‪ : Samadhi-48‬اتحــاد و وصل شــدن با‬ ‫خداوند‬ ‫‪ : Jnana-49‬خرد ‪ ،‬دانایی و دانش‬ ‫‪ : Brahmacharia-۵۰‬خویشتن داری جنسی‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪61‬‬ صفحه 62 ‫رنگ امیزی مانداال‬ ‫مانداال رنگ کنید و جایزه بگیرید‬ ‫مانداالها معموال نقوش هندسی و متقارنی هستند که در مربع و‬ ‫دایره جای میگیرند و طرح های دل انگیزی را تشکیل می دهند‪.‬‬ ‫این مانداالی زیبا را با رنگ های دلخواهتان رنگ امیزی کنید تا‬ ‫ضمن افزایش تمرکز و توجه ‪،‬از اوقاتی خوش و ارامش ناشی از ان‬ ‫لذت ببرید‪،‬سپس تصویر ان را برای ما بفرستید‪.‬‬ ‫به زیباترین کار‪ ،‬جوایزی تعلق خواهد گرفت‪.‬‬ ‫‪62‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ صفحه 63 ‫اصالحیه خبر‬ ‫در صفحه اخبار شــماره ‪ ۱۶۳‬ماهنامه دانش یــوگا (تیرماه ‪ )۱۴۰۱‬نام‬ ‫شرکت کنندگان در مراسم روز جهانی یوگا توسط کمیته یوگا استان تهران‬ ‫به صورت کامل اعالم نشد‪ .‬بدینوســیله نام از قلم افتادگان در همایش روز‬ ‫جهانی یوگا در پارک پلیس تهران به شرح زیر اصالح می گردد‪ :‬دکتر ولی اهلل‬ ‫شجاع پوریان رییس هیت همگانی استان تهران و خانم شیرین اقا محی الدین‬ ‫دبیر کمیته یوگا استان تهران از جمله کادر برگزار کننده مراسم روز جهانی‬ ‫یوگا در پارک پلیس تهران بودند که بدینوسیله تصحیح می گردد‪.‬‬ ‫تمرینات عملی یوگا در باشگاه دانشیوگا‬ ‫سبک یوگای شیواناندا و اشتانگایوگا‬ ‫بصورت انالین (نیمه خصوصی) و حضوری‬ ‫تمرینات عملی یوگا‬ ‫اموزشحرکات پیشرفتهیوگا‬ ‫جهت مربیان باسابقه و شرکت کنندگان در مسابقات یوگا‬ ‫اموزش اشتانگا یوگا (مخصوص بانوان)‬ ‫اموزش یوگا برایکودکان‬ ‫اموزش تکنیک های تمرکز فکر برای رسیدن به ارامش‬ ‫اموزش مبانی ایورودا‬ ‫یوگا نیدرا‬ ‫‪danesheyoga.com‬‬ ‫‪instagram.com/danesheyoga‬‬ ‫‪telegram.me/danesheyoga‬‬ ‫‪facebook.com/yoga.knowledge‬‬ ‫‪aparat.com/danesheyoga‬‬ ‫‪02188318189-02188319054‬‬ ‫فرم اشتراک مجله دانش یوگا‬ ‫نام و نام خانوادگی‪:‬‬ ‫نشانی کامل پستی‪:‬‬ ‫کد پستی یا صندوق پستی(حتما قید شود)‬ ‫تلفن ثابت ‪:‬‬ ‫تلفن همراه‪:‬‬ ‫شماره کارت مجله دانش یوگا ( بانک ملی)‪:‬‬ ‫‪6037991199530522‬‬ ‫اشتراک ‪ ۶‬ماه (‪ 6‬شماره)‪ 2۵0000 :‬تومان‬ ‫شماره واتساپ جهت ارسال اطالعات ‪09106714071‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪63‬‬ صفحه 64 Real Talk If I don’t do yoga every day, I fall apart. Maybe this sounds dramatic, but navigating a worldwide pandemic, economic turbulence, social injustice, yearround wildfires in my home state of Colorado, and, most recently, a war, is hard on the nervous system. My mental health depends on the 25 minutes I spend on the mat each morning doing gentle asana, plus three to five minutes of breathwork, and 10 minutes of meditation or chanting. Yet, most mornings, I still have to force myself to do all of that instead of doomscrolling through the daily tragedies on my social media. Is this morning practice essential? Absolutely. Is it super fun? Hmm . . . not so much. It’s like taking vitamins and going to bed early. It’s the responsible thing to do. My yoga routine has become just another part of adulting. But does staying well really need to be so serious all the time? (Previous Page): Practicing AcroYoga takes two. (Facing Page): The relationship between a flyer and a lifter (also known as a base) depends on mutual trust. Are you, like me, a little burned out on your yoga routine? Just going through the motions, practicing along with your usual YouTube video every day? Have you been flowing through the same vinyasa sequence since 2008? Maybe it’s time for us to shake things up and have some fun with our practice again. Returning to Play Remember how much fun it can be to just be in your body and play? No? Makes sense. As adults in a society that rewards hyperproductivity, playtime is not actively encouraged. But it should be. The cognitive and mental health benefits can keep us healthy, happy, and mentally sharp. But what is play anyway? According to a 2009 article from The American Journal of Play by research professor of psychology Peter Gray, it is activity that is self-chosen and self- directed, intrinsically motivated, imaginative, and done in a non-stressed state of mind. In short, play is fun for the sake of fun. Just like yoga, it’s a means, not an end. And it’s good for the brain. Along with the obvious benefits of play—reducing stress, increasing happiness and general wellbeing— playing boosts cognitive function as well. In a 2003 study, play was shown to increase Brain-Derived Neurotropic Factor (BDNF), a substance essential for the growth of brain cells. It’s also been shown to be instrumental in the development of the area of the brain responsible for executive tasks, such as planning, decision-making, problem-solving, and emotional regulation. It can be a way to fire up dormant synapses in your brain. And play can lower the risk of developing age-related conditions such as Alzheimer’s and dementia. Finally, play inspires novelty, surprise, and originality, which leads to more flexible thinking, including unusual connections between ideas that can improve problem- solving skills and stimulate creativity. So, with all that in mind, I tried out some different forms of yoga that took me way out of my comfort zone and into the realm of play. Summer2022 ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ 64 صفحه 65 ‫مخلوط می کنید‪ ،‬چرا که بدون ِ احساسات‪ ،‬این‬ ‫عمل کمی زشــت به نظر می رسد‪ .‬در حقیقت‬ ‫شما به دنبال ِ این هستید که نگاه واقع بینانه ی‬ ‫خــود را با تزیینــات مختلف کمــی مبهم و‬ ‫تار کنید‪.‬‬ ‫قوه ی جنســی طبیعی ست؛ همانجا در بدن‬ ‫اســت‪ .‬جنسیت چیزی هســت که شما ان را‬ ‫اختراع کرده اید؛ و یک چیز روان شناسانه است‪.‬‬ ‫اگر قوه ی جنســی در بدن است‪ ،‬پس خوب و‬ ‫زیبا و بجاســت‪ .‬اما زمانی که وارد ِ ذهن ِ شما‬ ‫می شود‪ ،‬تحریف می شود‪ .‬این موضوع ربطی به‬ ‫ذهن ندارد‪ .‬قوه ی جنسی فقط بخش ِ کوچکی‬ ‫از شماســت‪ ،‬اما امروزه بسیار عظیم شده است‬ ‫و حتــی برای برخی‪ ،‬تبدیل شــده اســت به‬ ‫تمام ِ زندگی!‬ ‫اگر بــه جوامع مدرن نگاهــی بیاندازید‪ ،‬به‬ ‫جرات می توانم بگویم کــه نود درصد از انرژی‬ ‫انســان صرف ِ پیروی یا اجتنــاب از رابطه ی‬ ‫جنسی ســت‪ .‬قوه ی جنســی فقط تردستی و‬ ‫شعبده ی طبیعت برای تولید مثل است‪ .‬اگر این‬ ‫جذبه و کشش میان دو متضاد نباشد‪ ،‬گونه ها‬ ‫منقرض خواهند شــد‪ .‬اما اکنون ما یک تمایز‬ ‫اساســی میان مرد و زن ایجاد کرده ایم‪ ،‬گویی‬ ‫که ان ها دو گونه ی جانوری ِ کامال مســتقل از‬ ‫هم هســتند‪ .‬هیچ کــدام از مخلوقات دیگر بر‬ ‫روی این کره ی خاکی‪ ،‬مشکالتی را که بشر با‬ ‫قوه ی جنسی دارد‪ ،‬ندارند‪ .‬برای حیوانات‪ ،‬این‬ ‫نیاز در زمان های مشخصی در بدن شان هست‬ ‫و در باقی ِ ایام‪ ،‬کام ً‬ ‫ال از ان رها هســتند‪ .‬اما در‬ ‫مورد انســان ها‪ ،‬این موضوع همیشه در ذهن ِ‬ ‫ان هاست!‬ ‫یک دلیلش این است که در گذشته مکاتب‬ ‫گوناگون تــا جایی پیش رفتند که یک فرایند‬ ‫ِ ســاده ی بدنــی را انکار و تبدیــل به چیزی‬ ‫تبهکارانه و خبیث کردند‪ .‬ما صرفاً به این خاطر‬ ‫که نتوانســتیم بیولوژی انسانی را بپذیریم و به‬ ‫ورای ِ محدودیت های فرایندهای زیستی برویم‪،‬‬ ‫شــروع به انکارش کردیم‪ .‬اگر با زیست شناسی‬ ‫مشکلی نداشتیم‪ ،‬دیگر در مورد اینکه چه کسی‬ ‫کیســت‪ ،‬تمایزی قائل نمی شدیم‪ .‬هرکس به‬ ‫ارزشی که دارد شــناخته می شد و دیگر مهم‬ ‫نبود که مرد است یا زن‪ .‬استثمار زنان از زمانی‬ ‫شروع می شــود که نتوانید تفاوت های اساسی‬ ‫بین زن و مرد را بپذیرید‪.‬‬ ‫شــما مجبور نیســتید زیست شناسی را به‬ ‫چیزی مقدس و یا پلید تبدیل کنید‪ .‬این فقط‬ ‫ابزار ِ حیات است‪ .‬به لطف ِ همین ابزار است که‬ ‫‪44‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫شما وجود دارید‪ .‬اگر شما بدانید که چطور بدون‬ ‫ِ تدهین یا تخریب کردنش‪ ،‬ان را زندگی کنید‪،‬‬ ‫زیبایی ِ خودش را خواهد داشت‪.‬‬ ‫احساســی که در زندگــی تجربه می کنید‪،‬‬ ‫دعوتی شیمیایی ســت برای اینکه چیزی که‬ ‫شما نیستید‪ ،‬به بخشــی از شما تبدیل شود‪.‬‬ ‫این روشــی است که طبیعت شما را به سمت‬ ‫یک اتحاد یا به زبان ِ سانســکریت همان یوگا‪،‬‬ ‫ســوق می کند‪ . ۱‬اگر غلیان ِ احساسات از یک‬ ‫ســو‪ ،‬نوعی شادمانی و جشن است‪ ،‬اما در عین‬ ‫حال تبعیض امیز نیز هســت‪ .‬وقتی دو نفر در‬ ‫یک مالقات پرشور هستند‪ ،‬بقیه ی جهان کنار‬ ‫گذاشته و یا حتی محو می شوند‪ .‬اگر جشن باید‬ ‫طول بکشد‪ ،‬احساسات یا اشتیاق شما باید همه‬ ‫چیز را شامل شود‪ .‬اگر در حالت شور و اشتیاق‬ ‫ِ همه جانبه هســتید‪ ،‬این را یــوگا می نامیم‪.‬‬ ‫پس انکار راه حل نیســت‪ .‬گســترش تنها راه‬ ‫حل است‪.۲‬‬ ‫و اگر ان دم ِ حیات بخشی را که در لحظات‬ ‫زندگی ات وجــود دارد نشــناخته ای‪ ،‬چگونه‬ ‫می توانــی نوع دیگری را بشناســی؟ تجربه ی‬ ‫ماهیت شورمند ِ فرایند تنفس را انا پانا ساتی‬ ‫فـــس های‬ ‫یوگا (‪ ،)ana pana sati yoga‬یا یوگای َنـ َ‬ ‫ورودی و خروجــی می نامند‪ .‬انا پانا در لغت به‬ ‫معنای "درون" و "خارج" است‪ .‬ساتی به معنای‬ ‫"همس ِر مونث" است‪ .‬بنابراین‪ ،‬اشاره در اینجا به‬ ‫وضوح به اتحاد ِ شــورمندانه است‪ .‬بنابراین‪ ،‬انا‬ ‫پانا ســاتی یوگا فرایندی است که شما را وارد ِ‬ ‫فـس تان می کند‬ ‫درگیری اگاهانه و عمیق با َنـ َ‬ ‫و به شما نشان می دهد که چگونه یک تنفس‬ ‫ِ ســاده ی ورودی و خروجی می تواند به منبع‬ ‫خلسه های باورنکردنی تبدیل شود‪.‬‬ ‫تمرین معنوی‬ ‫امکانــات باالتر زندگی در بدن انســان قرار‬ ‫دارد‪ .‬بدن فیزیکی بستری برای همه احتماالت‬ ‫زمخت یا مقدس است‪ .‬شما می توانید کارهای‬ ‫ســاده ی خوردن‪ ،‬خوابیدن و رابطه جنسی را‬ ‫به عنوان اعمالی سرکشــانه انجام دهید‪ ،‬یا می‬ ‫توانید بُعد خاصی از تقــدس را به همه ی این‬ ‫جنبه ها بیاورید‪ .‬این قداست را می توان با وارد‬ ‫کردن اندیشه‪ ،‬عواطف و نیت ِ ظریف تر در این‬ ‫اعمال به دســت اورد‪ .‬مهم تــر از همه‪ ،‬به یاد‬ ‫داشته باشید که سرکشی و تقدس ِ یک چیز‪ ،‬تا‬ ‫حد زیادی به دلیل عدم تمایل و نااگاهی شما‪،‬‬ ‫و یا تمایل و اگاهی شما تعیین می شود‪ .‬هر دم‪،‬‬ ‫هر قدم‪ ،‬هر عمل ســاده‪ ،‬و هر فکر و احساسی‬ ‫می تواند جایگاه ِ تقدس را به دســت اورد‪ ،‬ولی‬ ‫به شرطی که با تشــخیص ِ قداست در طرف‬ ‫دیگر انجام شود‪ .‬حال این طرف ِ دیگر خواه یک‬ ‫شخص یا یک ماده ی غذایی یا شئ ای باشد که‬ ‫شما استفاده می کنید‪.‬‬ ‫از بین تمام اعمال محبت امیز که دو انسان‬ ‫تِ‬ ‫قادر به انجام ان هستند‪ ،‬عمل ِ ساده ی دس ‬ ‫همدیگر را گرفتن اغلب می تواند صمیمی ترین‬ ‫عمل باشــد‪ .‬چرا اینطور اســت؟ اساساً چون‬ ‫ماهیت دست و پا به گونه ای است که سیستم‬ ‫انرژی در این دو قســمت بدن به شکلی بسیار‬ ‫منحصر به فرد بیان می شــود‪ .‬دو کف دســت‬ ‫که به هم نزدیک می شــوند صمیمیت ِ بسیار‬ ‫بیشتری نسبت به تماس سایر قسمت های بدن‬ ‫دارند‪ .‬می توانید این را با خودتان امتحان کنید‪.‬‬ ‫شــما حتی به یک شــریک هم نیاز ندارید‪.‬‬ ‫هنگامی که دســتان خــود را کنــار هم قرار‬ ‫می دهید‪ ،‬دو ُبـــع ِد انرژیِ درون شما (راست و‬ ‫چــپ‪ ،‬مذکر و زنانه‪ ،‬شمســی و قمری‪ ،‬یین و‬ ‫یانگ و غیره) بــه روش ِ خاصی به هم مرتبط‬ ‫می شــوند و شما شــروع به تجربه ی احساس‬ ‫ِ وحــدت در درون خود می کنید‪ .‬این ســنت‬ ‫ِ هندی ناماســکار (‪ )namaskar‬است‪ . ۳‬این عمل‬ ‫برای هماهنگ کردن سیستم ِ بدن است‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬ساده ترین راه برای تجربه یک حالت‬ ‫اتحاد‪ ،‬امتحان ِ این یوگای ســاده ی ناماسکار‬ ‫است‪ .‬دست های تان را کنار هم بگذارید و به هر‬ ‫شیئی که استفاده می کنید یا مصرف می کنید‬ ‫یا هر شکلی از زندگی که با ان مواجه می شوید‬ ‫توجه محبت امیز داشته باشید‪ .‬وقتی این حس‬ ‫اگاهی را در هر عمل ســاده ای بیاورید‪ ،‬تجربه‬ ‫شما از زندگی دیگر هرگز شبیه به ان نخواهد‬ ‫بود‪ .‬حتی این احتمال وجود دارد که اگر دستان‬ ‫خود را روی هــم بگذارید‪ ،‬بتوانیــد جهان را‬ ‫متحد کنید‪!۴‬‬ ‫‪ - ۱‬در زبان ِ سانسکریت‪ ،‬یوگا یعنی اتحاد و یگانگی‪.‬‬ ‫(مترجم)‬ ‫‪ - ۲‬یکی از مباحثاتی که برخی اساتید در فلسف ه و‬ ‫روان شناسی یوگا از ان سخن می گویند‪ ،‬این است که‬ ‫چگونه می توان از قدرت ِ لجام گسیخته ی انرژی جنسی‬ ‫بهره برد تا با جهت دادن به ان‪ ،‬نیروی حیات در وجود‬ ‫شخص بیدار گشته و او را به تجربه ی اتحاد ِ روحانی با‬ ‫کائنات برساند‪( .‬مترجم)‬ ‫‪ - ۳‬در هند افراد با چسباندن دو کف ِ دست ِ خود در‬ ‫مقابل ِ قلب خود و گفتن ِ ناماسته‪ ،‬به هم ادای احترام‬ ‫می کنند‪( .‬مترجم)‬ ‫‪ - ۴‬در سنت هند نیز همانند سنت ِ عیسویان‪ ،‬مردم‬ ‫قبل از خوردن ِ غذا دست های خود را به هم چسبانده‪،‬‬ ‫و از صمیم قلب برای غذای شان شکرگزاری می کنند‪.‬‬ ‫این عمل عالوه برای اینکه گونه ای یاداوری به منیت ِ‬ ‫سرکش ِ ادمی ست که می باید فروتن باشد‪ ،‬همچنین‬ ‫به معنای تقدیم کردن ِ غذا به خداوند و سپس مهمان ِ‬ ‫خداوند شدن است‪( .‬مترجم)‬ صفحه 45 ‫یوگا و جهان مدرن‬ ‫نویسنده‪ :‬برا ارجان‬ ‫برگردان‪:‬واحد تحریریه‬ ‫طبق تحقیقاتی که در سالهای اخیر انجام شده‬ ‫است‪ ،‬هر ساله به تعداد زیادی از مردم دنیا که به‬ ‫یوگا عالقمند شده اضافه گردیده ویوگا را جزو‬ ‫برنامه های روزمره ی خــود قرار می دهند‪،‬به‬ ‫عنوان مثــال طبق تحقیقات بــه عمل امده‬ ‫به این نتیجه رســیده اند که در امریکا نزدیک‬ ‫به ‪ 15‬میلیون نفر یــوگا کار می کنند و یا در‬ ‫انگلستان نیز ‪ 4‬میلیون نفر یوگا تمرین می کنند‪.‬‬ ‫این ارقام نشان دهندۀ این است که روزبه روز به‬ ‫تعداد این افراد اضافه خواهد شد‪ 10 .‬درصد از‬ ‫جمعیت هند نیز یوگا انجام می دهند که نزدیک‬ ‫به ‪ 150‬میلیون نفر است‪ .‬دادن امار دقیق اینکه‬ ‫در جهان چه تعداد افرادی یوگا کار می کنند و‬ ‫اینکه بیشتر در شــرق یا غرب افراد یوگا انجام‬ ‫می دهند‪ ،‬تقریباً غیرممکن است؛ اما سازمان های‬ ‫بین المللی یوگا تا حدی می توانند اطالعاتی را در‬ ‫اختیار ما قرار دهند‪.‬‬ ‫به عنوان مثال با استفاده از امار فدراسیون جهانی‬ ‫یوگا می توانیم به این نتیجه برسیم که حتی در‬ ‫افغانستان هم یوگا وجود دارد‪ .‬این بسیار طبیعی‬ ‫است‪ ،‬به این علت که اولین اثار باستانی هند در‬ ‫ناحیۀ غربی پاکستان و منطقه بلوچستان یافت‬ ‫شــد‪ .‬این موضوع به این دلیــل جالب به نظر‬ ‫می رسد که افغانستان از سال ‪ 1980‬به بعد به‬ ‫لحاظ سیاســی و فرهنگی مشکالت زیادی را‬ ‫پشت سر گذاشته است‪ .‬در ایران بیش از ‪200‬‬ ‫مرکز یوگا وجود دارد‪ .‬در اروپا و استرالیا و حتی‬ ‫امریکای التین‪ ،‬یوگا بسیار معروف است‪ .‬مرکز‬ ‫فدراسیون بین المللی یوگا‪ ،‬اروگوئه است و نیز‬ ‫یکی دیگر از مراکز اســتاندارد جهانی یوگا که‬ ‫با محوریت امریکا به وجود امده اســت‪ ،‬یوگا‬ ‫الیانس می باشــد که در انجــا نزدیک به ‪45‬‬ ‫هــزار مربی یوگا و بیــش از ‪ 3000‬مرکز یوگا‬ ‫ثبت شده اســت‪ .‬این ارقام در حال تغییر است‪،‬‬ ‫اما کم نمی شود‪ ،‬بلکه افزایش می یابد‪ .‬درنتیجه‬ ‫می توانیم بگوییم که یوگا به غیراز افریقا در سایر‬ ‫قاره های دیگر نیز بسیار معروف است‪.‬‬ ‫با توجه به شرایط سخت زندگی در کشورهای‬ ‫افریقایی به جز افریقای جنوبــی‪ ،‬نبودن یوگا‬ ‫بســیار قابل درک می باشــد‪ ،‬با این همه انواع‬ ‫ســازمان های حقوق بشــری و ســازمان های‬ ‫مردم نهاد و افراد داوطلب در کشــورهایی مثل‬ ‫ســاحل عاج که درگیر جنگ داخلــی بوده اند‬ ‫و بــرای جوانانی که جنگیده انــد‪ ،‬کالس های‬ ‫یوگا برگــزار کرده اند و نتایج مثبتی از این کار‬ ‫گرفته انــد‪ .‬باید این را هــم اضافه کنیم که در‬ ‫بسیاری از زندان های جهان‪ ،‬کالس های یوگا به‬ ‫لحاظ ســامت جسمی و روانی تاثیر زیادی بر‬ ‫روی زندانیان گذاشته است‪ .‬یکی از معانی لغوی‬ ‫یوگا که ارتباط برقرار کردن میباشــد در اینجا‬ ‫به صورت واضح وارد عمل شده است ‪،‬همانطور‬ ‫که میدانیم یوگا کمکی شــایان توجه و نقشی‬ ‫بسزا در ارتباط فرد با خودش دارد‪ .‬عمیق بودن‬ ‫نفس هایمان‪ ،‬نشــانگر این ارتباط است‪ .‬اگر در‬ ‫زندان ها یوگا باهدف ارام کردن زندانی ها انجام‬ ‫گیرد‪ ،‬به خودی خود شــروع یک بحث جدید‬ ‫اســت‪ .‬نه تنها در زندان ها‪ ،‬بلکــه انجام یوگا در‬ ‫مدارس و ادارات می توانــد در برقراری ارتباط‬ ‫با خود واقعی مان کمک کند‪ .‬یوگا همیشــه‬ ‫باهدف ضدافســردگی یا افزایــش بازدهی یا‬ ‫حالت کمال گرایی انجام نمی پذیرد‪.‬‬ ‫با اشغال هند توســط انگلستان و با گذشت‬ ‫زمانی که دولت جدید شکل گرفت و پس ازان‬ ‫به وجود امدن مدرنیته و صنعتی شدن‪ ،‬باعث‬ ‫شد که هند از یوگا دور شــود‪ .‬امروزه هند ‪،‬‬ ‫همزمان با جهان‪ ،‬ارزش های خود را کشــف‬ ‫می کنــد و یوگا رفته رفته در جهان مشــهور‬ ‫می شود؛ و نه تنها در مدرسه و بیمارستان ها‪،‬‬ ‫بلکــه یکــی از دروس پلیــس و ارتــش‬ ‫محسوب می شود‪.‬‬ ‫در بســیاری از مراکز یوگای موجود در هند‪،‬‬ ‫تربیت مربی گری انجام می گیرد که البته این‬ ‫دوره های تربیت مربی ‪،‬هم برای کشــورهای‬ ‫غربــی میباشــد و و هم برای خودشــان‪.‬‬ ‫درحالی کــه هندی ها یــوگا را به عنوان یک‬ ‫موضــوع از مد افتاده می دانند‪ ،‬امروزه یوگا به‬ ‫مد روز بدل گشــته اســت‪ .‬درواقع در ترکیه‬ ‫ه م این چنین است‪ .‬در ترکیه نیز همانند هند‬ ‫پس از معروف شدن یوگا در غرب‪ ،‬یوگا دوباره‬ ‫معروف شد‪ .‬جای تاســف دارد‪ ،‬ولی واقعیت‬ ‫این است‪.‬‬ ‫مدرنیته یــا تمدن یا به روز شــدن مفهومی‬ ‫اســت که در زبان ترکی مشــکل دارد و جا‬ ‫نیفتاده اســت‪ .‬چیزی که بــا کلمه مدرنیته‬ ‫به ذهن می رســد‪ ،‬تالش برای مدرن شــدن‬ ‫و انچه از بیرون تزریق شــده است و انچه از‬ ‫فرهنگ سفیدپوســتان غربی به ما رســیده‪،‬‬ ‫اعم از نحوۀ پوشش‪ ،‬غذا‪ ،‬نوع ورزش و سبک‬ ‫زندگی گرفته تا اقتصاد می باشد‪ .‬اگر از جهتی‬ ‫دیگر موضوع را بررســی کنیم‪ ،‬مدرن شدن‬ ‫یک حیله است‪ .‬برای یک انگلیسی قرن ‪18‬‬ ‫باور اینکه راه نجات روح‪ ،‬نخوردن گوشــت و‬ ‫ساعت ها ساکت نشستن و مدیتیشن کردن‬ ‫است‪ ،‬کار بســیار سختی است؛ چراکه ازنظر‬ ‫او مهم ترین مســئله کار‪ ،‬سود و کار بیشتر و‬ ‫سود بیشتر اســت‪ .‬واردکردن این فرهنگ به‬ ‫جامعۀ هند ضربۀ مهلک روانی است؛ چراکه‬ ‫قبل از حضور انگلیس در هند‪ ،‬نیروی پلیس‬ ‫وجود نداشت‪ .‬در روستاهای دورافتاده ای که‬ ‫حتی راه ارتباط وجود نداشــت‪ ،‬اوردن رادیو‬ ‫و تلویزیــون و غذاهای غربی کیفیت زندگی‬ ‫ان ها را با مشکالت جدی مواجه کرد‪ .‬در مورد‬ ‫یوگا نیز مدرنیته چیزی شــبیه به این است‪.‬‬ ‫در جهان مــدرن‪ ،‬روی اوردن و دلدادگی به‬ ‫یوگایی که مدرن نیست‪ ،‬واقعیت محض است‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪45‬‬ صفحه 46 ‫طریق خودشناسی با‬ ‫ِ‬ ‫حکمت یوگا‬ ‫به تحقیق‪ :‬شکوفه شنوا فالح‬ ‫حکیــم فرزانه پاتانجالی دو هزار ســال‬ ‫پیش رساله ای نوشت که مهم ترین گفتار‬ ‫خودشناســی در فرهنگ معنــوی هند‬ ‫باســتان تلقی میشود‪ .‬نام این رساله یوگا‬ ‫ســوتره و دارای ‪ ۹۹۶‬ســوتره می باشد‪.‬‬ ‫سوتره های پاتانجالی به عنوان دقیق ترین‬ ‫و عملی ترین متنی است که تاکنون درباره‬ ‫ی یوگا نوشته شده است‪ .‬برخی از سوتره‬ ‫هــا به مواردی اشــاره دارد که از حوزه ی‬ ‫درک و تجربــه ی انســان معمولی خارج‬ ‫است‪ .‬شــاید این عدم درک به این سبب‬ ‫باشــد که فهم منطقی و استداللی مورد‬ ‫توجه نیست‪ .‬حتی ساتیاناندا در حکایتی‬ ‫گفته‪" :‬روزی دو نفر در حضور یک اســتاد‬ ‫یوگا مشغول بحث درباره یوگا شدند‪ ،‬استاد‬ ‫ساکت گفت وگوی ان دو را تماشا می‏کرد‪.‬‬ ‫در میانه بحث گاوی چاق با سرافتاده وارد‬ ‫شد و کنار ان دو نشست و پس از دقایقی‬ ‫گوش کردن به بحث ها «گاو اهسته و ارام‬ ‫از جای خود برخاست و رفت‪ .‬مناسب ترین‬ ‫کلمه بر زبان گاو جاری شده بود‪ ،‬او دانسته‬ ‫یا ندانسته گفت که «یوگاسوترۀ پاتانجالی»‬ ‫برای بحث های روشنفکرانه‪ ،‬تفکر و تعمق‬ ‫نوشته نشده اســت‪ ،‬بلکه برای افزایش و‬ ‫توسعه ی ســطح اگاهی و کشف امکانات‬ ‫ذهن و عبور از ســطوح عادی ان نوشــته‬ ‫شده است»‪.‬‬ ‫در نزد هندوان ســوتره های پاتانجالی‬ ‫نهایی فلسفه و سیر و سلوک‬ ‫بنیان و مرجع‬ ‫ِ‬ ‫یوگی است و اگرچه خود مبتنی بر فلسفه‬ ‫ی "سامکهیا" است که تنها یکی از شش‬ ‫کتب فلسفی ایین هندو تلقی می شود اما‬ ‫مورد اعتنای خاص پیــروان "ودانتا" واقع‬ ‫شده و از جانب ایشان بسیار مورد قدردانی‬ ‫و احترام واقع شده است‪.‬‬ ‫بر اســاس این ســوتره ها یوگا معرفت‬ ‫اســت نه صرفا اســانا‪ .‬یوگا شامل مراحل‬ ‫خودشناســی اســت که از "یاما" شروع‬ ‫می شود و به "فنا" (سامادهی) ختم میشود‪.‬‬ ‫فرونشاندن ذهن‬ ‫دغدغه ی اصلی پاتانجالی‬ ‫ِ‬ ‫با تمارین ذهنی و روانی است‪.‬‬ ‫‪46‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫تمرکز این رساله بر خود شناسی از طریق‬ ‫جذب و توسعه ی امکانات فردی به منظور‬ ‫ارامش و سرور درونی است‪ .‬به همین دلیل‬ ‫مطالعه ی این رســاله به هر فردی که به‬ ‫خودشناسی مشتاق است توصیه می شود‪.‬‬ ‫سوتره ها رساله ای در چهار بخش است که‬ ‫به ترتیب عبارت است از‪:‬‬ ‫‪ .۱‬بخش جذبه و فنا شامل ‪ ۵۱‬فراز‬ ‫‪.۲‬بخش سیر و سلوک شامل ‪ ۵۵‬فراز‬ ‫‪.۳‬بخش کرامات شامل ‪ ۵۵‬فراز‬ ‫‪ .۴‬بخش رســتگاری و نجات شــامل‬ ‫‪ ۳۴‬فراز‬ ‫در فراز اول سوتره های پاتانجالی امده‬ ‫پــس اینک به حکمت یوگا مشــرف می‬ ‫شوید؛ به این شــرح که پس اینک تعلیم‬ ‫کامل دانش خودشناســی اغاز می شود‪ .‬یا‬ ‫پس اینک فرمــان هایی در یوگا که تداوم‬ ‫طریقت است (دارماســت) ارائه می شود‪.‬‬ ‫خودشناســی در نگرش "وداها"به مرحله‬ ‫مترجم‪ :‬لعیا نبی فر‬ ‫سانیاســا(‪ )sannyasa‬مربوط می شود‪ .‬یعنی‬ ‫رهایی بر گذشتن از عموم مسئولیت هایی‬ ‫که ما را دلبســته ی بیرون از خودمان می‬ ‫کند‪ .‬به این ترتیب شرکت فراز اول سوتره‬ ‫هــا داللــت دارد به اینکه اگــر ما تمامی‬ ‫مسئولیت هایمان را تکمیل کنیم و تمرکز‬ ‫ما تنها بر خودشناسی و تقرب به خداوند و‬ ‫نیل به امال و خواســته های من و منیت‬ ‫باشد می توانیم طریق خود پژوهی حقیقی‬ ‫به منظور یگانگی با حقیقت را شروع کنیم‪.‬‬ ‫عالءالدوله ســمنانی نیز به زیبایی اغاز‬ ‫ســلوک را در طلب و بیقــراری روانی به‬ ‫حساب اورده است‪ .‬چنانکه در رسائل النور‬ ‫فی شــمائل اهل ّسرور چنین گفته است‪:‬‬ ‫"طلبی باید که پدید اید از درون و مقدمه‬ ‫ی این طلب پاکی سینه ب ُ َود از نصیب و هر‬ ‫چه از نفس اید و موافق هوی باشد در هر‬ ‫دو ســرای همه نصیب ب ُ َود و اشارت نبوی‬ ‫واحد‪،‬‬ ‫هم ٌ‬ ‫اســت که "من اصبح و همو ُمه ٌ‬ ‫کفــاه اهلل هموم الدنیا و االخره" یعنی مرد‬ ‫باید کــه طمع از معامله بیرون کند‪ .‬چون‬ ‫از نصیب برخاست‪ ،‬طلب ازاد گشت و این‬ ‫ازادی شرط بندگی است و کم کس بدین‬ صفحه 47 ‫ازادی رسید حقیقت این ازادی خود برون‬ ‫گشتن است‪.‬‬ ‫عرفانی خودمان‬ ‫ادبیات‬ ‫بر‬ ‫کوتاه‬ ‫مروری‬ ‫ِ‬ ‫نیز در پیوندی عمیق با فراز اول یوگاست‬ ‫‪ .‬چنانکه عطــار در منطق الطیر درباره ی‬ ‫اولین وادی که ســالک به ان قدم می نهد‬ ‫می گوید‪:‬‬ ‫چون فرو ایی به وادی طلب‬ ‫پیش از اید هر زمانی صد تعب‬ ‫صد بال در هر نفس اینجا ب ُ َود‬ ‫طوطی گردون مگس اینجا بود‬ ‫جد و جهد اینجات باید سال ها‬ ‫زانکه اینجا قلب گردد کارها‬ ‫ملک اینجا بایدت انداختن‬ ‫ملک اینجا بایدت در باختن‬ ‫در میان خون ْت باید امدن‬ ‫وز همه بیرون ْت باید امدن‬ ‫شاید از دشــوارترین کارها برای انسان‬ ‫دست شســتن از وضعیت های اعتباری و‬ ‫ساختارهای پیشین باشد‪ .‬شمس تبریزی‬ ‫می گوید‪" :‬مرا اوحدالدین گفت‪ :‬چه گردد‬ ‫اگر ب ِر من ایی به هم باشــیم‪ ..‬گفتم پیاله‬ ‫بیاوریم‪ ،‬یکی من‪ ،‬یکــی تو‪ ،‬می گردانیم‬ ‫انجا که گرد می شــوند به ســماع‪ .‬گفت‬ ‫نتوانــم‪ .‬گفتــم پس صحبت مــن کار تو‬ ‫نیست‪ .‬باید که مریدان و همه ی دنیا را به‬ ‫پیاله ای بفروشی" ‪.‬‬ ‫وادی طلب حتی برای فالسفه از ارزش و‬ ‫اهمیت خاصی برخوردار بوده؛ به این صورت‬ ‫که روایت است زمانی دانش امو ِز مشتاقی‬ ‫بود که میخواست به خرد و بصیرت دست‬ ‫یابد‪ .‬او به نزد خردمندترین انسان شهر که‬ ‫یک فیلســوف بود رفت تا از وی مشورت‬ ‫بخواهد و چون فیلسوف فردی عالم و ژرف‬ ‫اندیش بود و درباره مسائل اگاهی عمیقی‬ ‫داشــت جوان از او پرسید که چگونه می‬ ‫تواند به چنین مهارتی دســت پیدا کند؟‬ ‫فیلسوف که بیشتر اهل عمل بود پسر را به‬ ‫کنار دریا برد و سر او را به زیر اب فرو کرد‬ ‫و با تمام توان نگه داشــت و جوان را که به‬ ‫شدت برای زنده ماندن تقال میکرد لحظاتی‬ ‫قبل از خفه شدن رها کرد‪ .‬جوان که بسیار‬ ‫خشمگین شد ه بود به دنبال فیلسوف رفت‬ ‫و پرسید چرا خواستی مرا بکشی؟ فیلسوف‬ ‫با ارامش از او پرسید وقتی که در زیر اب‬ ‫بودی و در تالش برای رهایی چه چیزی را‬ ‫در دنیا بیش از همه می خواستی؟ جوان‬ ‫به ارامی گفت‪" :‬میخواستم نفس بکشم"‪.‬‬ ‫فیلســوف لبخندی زد و گفت اری پسرم‬ ‫هر وقت برای خرد و بصیرت مانند نفس‬ ‫کشــیدن مشــتاق بودی ان وقت به ان‬ ‫دست می اوری‪ .‬می گویند ان فیلسوف‬ ‫سقراط بود ‪.‬‬ ‫برمیگردیم به فراز اول سوتره و اهمیت‬ ‫تشرف (دیکشا)‪ .‬اصول ورود یک رهرو به‬ ‫ســرزمین یوگا همراه با مراسمی رمزالود‬ ‫و اســرار امیز به نام دیکشــا صورت می‬ ‫پذیرفته است‪ .‬اشاره به این مراسم اولین‬ ‫بار در رساله باســتانی "اتاروا ودا"(‪Atarva‬‬ ‫‪ )veda‬دیده میشود‪ .‬در متون مقدس دایی‬ ‫به مثابه زایشــی نو در سرزمین خدایان‬ ‫توصیف شــده است؛ توصیفی پر معنا که‬ ‫بر گذر کامل از مرحله ای به مرحله ی نو‬ ‫حکایت میکند‪" .‬دیکشا" اشاره به زایشی‬ ‫نو در قلمروی دیگر از ادراک‪ ،‬و همسویی‬ ‫جریان‬ ‫طی‬ ‫ِ‬ ‫با قوانین عالی کیهانی دارد که ِ‬ ‫رهروان حقیقی‬ ‫طبیعی رش ِد عقلی برای‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫پیش می اید‪ .‬ســرزمین سوتره ها پهنه‬ ‫ای پر رمز و راز است که گوهر های خود‬ ‫را بر انان اشــکار می سازد که به راستی‬ ‫ِ‬ ‫واقعیت‬ ‫بلوغ فکری را تجربه کــرده و از‬ ‫زندگــی به انگیزه ی ســوداهای زودگذر‬ ‫نگریخته باشند‪.‬‬ ‫یوگا کنترل نوســان های ذهنی است‪،‬‬ ‫درســت همانگونه که ماه در ابهای گل‬ ‫الود یک رود به روشنی منعکس نمی شود‬ ‫روح نیز در یک ذهن نوسان دار به روشنی‬ ‫انعکاس نمی یابد‪ .‬فقط یک ذهن شفاف‪،‬‬ ‫روح را بازتــاب می دهد‪ .‬برای زایش خود‬ ‫حقیقی نوسان های ذهن باید از بین برود‬ ‫و یکدست شود‪.‬‬ ‫روشی که پاتانجالی برای یوگا انتخاب‬ ‫کرد و یوگا سوتره را نوشت به نام یوگای‬ ‫پاتنجالی معروف شده است و با راجا یوگا‬ ‫یکسان تشخیص داده شده است‪.‬‬ ‫راجایوگا نیز دانش کنترل ذهن و نظم‬ ‫دهنده ی ان است و روش های مختلفی‬ ‫را در جهت یک بعدی کردن ذهن به کار‬ ‫می گیرد‪ .‬تعریف یوگا از دیدگاه پاتانجالی‬ ‫حذف تغییرات و تبدیالت ذهن است‪.‬‬ ‫پاتانجالــی در تعریــف وضعیت های‬ ‫یــوگا(‪ )asana‬میگویــد‪ :‬وضعیت راحت و‬ ‫اســتوار نشستن‪ .‬این تعریف شامل تعداد‬ ‫کمی از اســاناهای یــوگا مانند وضعیت‬ ‫نیلوفر‪ ،‬وضعیت استاد و غیره می شود‪ .‬او‬ ‫اضافه می کند هدف از یوگا برقرار کردن‬ ‫تعادل بین انگیزه های متضاد عصبی است‬ ‫مانند احســاس های متضاد درد ‪ ،‬لذت‪،‬‬ ‫گرما ‪ ،‬سرما‪ ،‬گرسنگی و سیری‪.‬‬ ‫تکنیک هایی که پاتانجالی برای انچه‬ ‫که به ان رهنمون شــده اســت ارائه می‬ ‫دهد در ســطح بسیار گسترده ای است و‬ ‫محصور در دسته بندی های ارائه شده در‬ ‫منابع نیســت ـ این تکنیک ها به توازن‬ ‫و هماهنگ کردن ذهن کمک می کنند‪.‬‬ ‫توضیحــات و توصیفــات او در مورد این‬ ‫تکنیک ها بسیار خالصه و فشرده می باشد؛‬ ‫به عبارتی تا انجا که ممکن اســت موجز‬ ‫سخن گفته ‪ .‬بدون راهنمایی ماهرانه ی‬ ‫پرتو بخش انجام حالت ها و وضعیت های‬ ‫پر مفهوم پاتانجالی بسیار کار سختی است‬ ‫زیرا که ریزه کاری ها می توانند به سادگی‬ ‫از نظر پنهان شوند‪ .‬اما انچنان که نیبینیم‬ ‫در شبکه های اجتماعی انجار پرتو بخش‬ ‫و اساتید راهنما مشاهده میشود چنانچه به‬ ‫منابع پایانی مقاله مراجعه و کتب مرجع را‬ ‫بخوانید خواهید دید که تعداد این اساتید‬ ‫انقدر زیاد نیســت که بیــن گزینه های‬ ‫فراوان متحیر بمانید ‪ .‬این راهی نیســت‬ ‫که امتحــان کنید و بعد کنار بکشــید ‪.‬‬ ‫ممکن است به دردسر بیفتید ‪ .‬بنابراین در‬ ‫گزین منبع برای مطالعه و معلم حساس‬ ‫باشــید و خود را به دست بادداشت های‬ ‫رنگارنگ شبکه های اجتماعی نسپارید و‬ ‫برای اشتیاقی که ان پرت ِو ایزدی در شما‬ ‫برانگیخته است نهایت ارزش را قائل شوید‬ ‫کوتاه ســخن انکه حق است گوش و‬ ‫دل سپردن به سخن خواجه ی شیراز که‬ ‫می گوید‪:‬‬ ‫عنان بــه میکده خواهیــم تافت زین‬ ‫مجلس‬ ‫که وعظ بی عمالن واجب است نشنیدن‬ ‫شادکام باشید ‪.‬‬ ‫منابع و ماخذی که در این مقاله مورد بهره برداری قرار‬ ‫گرفتند‪:‬‬ ‫‪ .1‬یوگاسوتره های پتنجلی‪/‬چهار فصل رهایی‬ ‫سوامی ساتیاناندا ساراسوتی‬ ‫ترجمۀ جالل موسوی نسب‬ ‫‪.2‬اینک رهایی‪/‬برزو قادری‪/‬انتشارات سورا‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪47‬‬ صفحه 48 ‫یوگا و طب کل نگر‬ ‫امیر عظیم صحت مند‬ ‫جایــگاه یوگا در طب مکمــل ‪ -‬کلینیک ‪-‬‬ ‫کلینیک مغز و اعصاب وروان بهمن یزد‬ ‫ســالها دل طلــب جام جم از مــا می کرد‬ ‫انچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد‬ ‫قبــل از اینکه جایگاه یوگا در طب مکمل را‬ ‫بررسی کنیم باید بدانیم که هدف طب مکمل‬ ‫چه می باشد‪:‬‬ ‫اصوالً طــب مکمل دو موضــوع را مد نظر‬ ‫قرار می دهد‪:‬‬ ‫‪ .1‬سالمتی را در تمام ابعاد جسمی و ذهنی‬ ‫و روانی به بیماران باز گرداند‪.‬‬ ‫‪ .2‬از ایجاد بیماری در افراد سالم جلوگیری‬ ‫کند و در واقع پیشگیری نماید‪.‬‬ ‫با این مقدمه به جایگاه ارزشمند یوگا در طب‬ ‫مکمل می پردازیم‪ .‬با پیشرفت سریع تکنولوژی‬ ‫در چند دهه اخیر و زندگی ماشینی یکنواخت‬ ‫انسان برای اینکه خود را همگام با پیشرفت علم‬ ‫کند روز به روز به سرعتش می افزاید و در این‬ ‫عصر سرعت‪ ،‬ذهن لحظه ای اسوده نمی باشد و‬ ‫دائماً در فشار برای معاش و برتری بر دیگران در‬ ‫جنب و جوش است و به همین دلیل در عصر‬ ‫حاضر وجود ارامش یوگا برکتی است برای همه‬ ‫انسانها از کودک و نوجوان تا میانسال و پیر‪ ،‬زن‬ ‫‪48‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫و مرد فرقی نمی کند‪ .‬همگان می توانند از این‬ ‫موهبت برخوردار شوند‪.‬‬ ‫یوگا به سادگی یک علم تجربی است مانند‬ ‫علوم ریاضی‪ ،‬فیزیک و شــیمی که بر اساس‬ ‫رویدادهای طبیعت قانونمند شده اند‪ .‬ارزشهای‬ ‫علمی‪ ،‬ادبی و معنــوی از هر فرد و ملیتی که‬ ‫باشــد متعلق به همه بشریت است و مختص‬ ‫شــخص یا ســرزمین مردم یا مذهب خاصی‬ ‫نیســت‪ .‬نکته مهم اینجاست که دریابیم یوگا‬ ‫علمی است که شما را به طور سیستماتیک به‬ ‫سوی سالمتی کامل و ارامش ذهنی رهنمون‬ ‫و درنهایت شما را به خویشتن خویش نزدیک‬ ‫تر نموده تا خودمان و حقیقت هســتی مان را‬ ‫بهتر بشناســیم و در صلح و ارامش با خود و‬ ‫پیرامون خویش قرار گیریم‪ .‬یوگا ارامش روانی‬ ‫و تعادل و هماهنگی ارکان متشکله تن و روان‬ ‫انسان را تامین می نماید‪ .‬فرزانگان هند در طی‬ ‫زمانها ناشناخته در جهت درک وحدت قوانین‬ ‫هســتی‪ ،‬کائنات و خودشناسی برای وصول به‬ ‫خواســته های فطری بالقوه از طریق مشاهده‬ ‫طبیعت و هماهنگی با قوانیــن ان به یکی از‬ ‫راههای رهایی انسان از درد و رنج دست یافته‬ ‫اند که یوگا نــام دارد‪ .‬به نظر زبان شناســان‬ ‫سانسکریت یوگا می تواند از سه ریشه ‪Yu- Yug-‬‬ ‫‪ Yugir‬به معنی پیوستن یا اتحاد‪ ،‬مشاهده کردن‪،‬‬ ‫یوغ و مهار نمودن مشــتق شده می باشد و بر‬ ‫اساستعریفپتانجلیحکیم‪،‬دانشمند‪،‬بنیانگذار‬ ‫و گرداورنده متون یوگایعنی رهایی و ســکون‬ ‫ذهن از نوسانات و فرایند های گوناگون ذهنی‬ ‫و یوگا برای انسان قرن حاضر روشی است برای‬ ‫دسترســی به سالمت جســم و ذهن صلح و‬ ‫ارامش با خود و پیرامون و بهبود روابط فردی و‬ ‫اجتماعی‪ ،‬چنین انسانی اگاهانه به حفظ تعادل‬ ‫ذهنی و روحی مالیمات و نامالیمات زندگی را‬ ‫با یکسان نگری پشت سر می گذارد‪.‬‬ ‫همانطور که نسیم ســطح دریاچه را به هم‬ ‫می زند و در نتیجه انعکاس اشیاء خالف واقع‬ ‫را نشــان می دهد و هنگامی کــه اب درون‬ ‫دریاچه ارام است تمام زیبایی های اطراف عالم‬ ‫را منعکس می کند به همین منوال نوسانات‬ ‫فکری‪ ،‬ارامش ذهــن و روان را بر هم می زد‪.‬‬ ‫وقتی ذهن ارام است زیبایی های وجود در ان‬ ‫منعکس و دیده می شود‪.‬‬ ‫در اینجاست که نقش یوگا که باعث سالمت‬ ‫ذهن و جسم می گردد مانند درمانهای دیگر در‬ ‫طب مکمل خود را نشان می دهد‪.‬‬ ‫و این فقط بخشــی از اثر گــذاری یوگا بر‬ ‫بُعد ذهنی شــخص می باشد از دو دیدگاه بُعد‬ ‫فیزیک و بُعد ذهنی و روانی می تواند یوگا نقش‬ ‫خود را در طب مکمــل ایفا نماید‪ .‬برای مثال‬ ‫در بخش هاتایوگا که اساناهاها یا وضعیت های‬ ‫یوگا انجام می گیرد تمرین کننده ســعی در‬ ‫تمرکز بر روی عضو در حال کشش دارد و این‬ ‫اولین پایه های تمرکز فکر را میســر می سازد‬ صفحه 49 ‫و کشــش ها کام ً‬ ‫ال ارام و به مالیمت انجام می‬ ‫گیرد این تمرینات فیزیکی روی غدد‪ ،‬عضالت‬ ‫و مراکز عصبی اثر می گذارند و ان را فعال می‬ ‫سازند با انکه انجام این تمرینات در حال سکون‬ ‫و ارامش صورت می پذیرد اما با این همه بدن‬ ‫را نرم کرده و مالش می دهد به طوری که‪ :‬هیچ‬ ‫یک از اجزای بدن غیر فعال و دســت نخورده‬ ‫باقی نمی ماند‪ .‬بنابراین هاتا یوگا سالمت بدن‪،‬‬ ‫نشاط و زیبایی انرا تضمین می کند و شخص‬ ‫برای بدست اوردن ارامش احتیاج به قرصهای‬ ‫مسکن‪ ،‬چای‪ ،‬قهوه ندارد‪ .‬یکی از علل پیر شدن‬ ‫از بین رفتن انعطاف و نرمی عضالت و زردپی‪،‬‬ ‫تجمع کلسترول در خون (به علت مصرف تخم‬ ‫مرغ و چربیهای حیوانی) و از بین رفتن حالت‬ ‫ارتجاعی رگهاســت‪ .‬یکی از عوامل اساســی و‬ ‫شناخته شده مرگ و میر سخت و سفت شدن‬ ‫دیواره شریانها اســت‪ .‬تحقیقات نشان داده که‬ ‫تکنیک های راحت ســازی چون یوگا عالوه بر‬ ‫استراحت فکری در استراحت بدن نیز موثرند‪.‬‬ ‫بنابراین انها می توانند کلسترول و فشار خون‬ ‫باال را پایین اورند و به تشــدید جریان خون و‬ ‫قابل ارتجاع نگه داشتن شریانها نیز کمک می‬ ‫کنند‪ .‬با زیاد شدن ســن انعطاف پذیری بدن‬ ‫کمتر می شود و بدین ترتیب جریان پیر شدن‬ ‫تشدید می شــود‪ .‬قوه ارتجاعی عضالت رل و‬ ‫نقش مهمی در جوان و ســالم نگه داشتن بدن‬ ‫بازی می کند که این مهم توسط اساناهای یوگا‬ ‫عملی می گردد‪ .‬این ســری تمرینات نه فقط‬ ‫موجب رفع خستگی عضالت و مفاصل که یکی‬ ‫از گرفتاریهای ســنین کهولت خواهد گردید‪.‬‬ ‫همچنین این روش واکنش سیستم ایمنی بدن‬ ‫را در مقابل بیماری ها تشدید می کند و موجب‬ ‫شتاب و تحرک لنفوسیت ها در یورش و حمله‬ ‫به اجسام خارجی می گردد‪.‬‬ ‫برای مثال ناهنجاریهای دیسک بین مهره ای‬ ‫یک بیماری شایع است عارضه دیسک تحریک‬ ‫دائمی اعصاب انرا باعث می شــود و شخص را‬ ‫دچار ضعــف اعصاب و درد و ناراحتی می کند‪.‬‬ ‫تمرینهای یوگایی جلوی عارضه دیسک را می‬ ‫گیرد و اگر کسی مبتال به دیسک شود و درجه‬ ‫عارضه تا حد متوسطی نیز باشد بوسیله تکنیک‬ ‫های گوناگون یوگایی قابل بهبود است این گونه‬ ‫تمرینات اکثرا ً بــدن را در جهت طبیعی خود‬ ‫قوس داده و قدرت تحمل و انعطاف انرا بیشتر‬ ‫می کند و عضالت جنبی مهره ها تقویت شده‬ ‫و با کمک به حفظ موقعیتهای انها این عارضه‬ ‫برطرف می گردد‪.‬‬ ‫اما بعــد دیگر یوگا که مرتبط با بحث ما می‬ ‫شد راجا یوگا یا شــاهراه یوگا‪ ،‬یوگای تمرکز و‬ ‫تعمق است و راجا یوگا بعد از مرحله هاتا یوگا‬ ‫انجام می پذیرد اما راجا یوگا کام ً‬ ‫ال با هاتا یوگا‬ ‫مربوط و متکی است و بیشتر به همراه یکدیگر‬ ‫تمرین می شــوند‪ .‬جســم و روح بــا یکدیگر‬ ‫وابستگی نزدیک دارند بنابراین این دو سیستم‬ ‫در صدد تحقق دو هدف هستند‪ :‬هدف هاتا یوگا‬ ‫تسلط بر بدن است و هدف راجا یوگا تسلط بر‬ ‫فکر اســت‪ .‬راجا یوگا روشی است که می تواند‬ ‫به ترتیب ذهن بپردازد یعنی اول خانه ذهن را‬ ‫مرتب می ســازد و بعد قوای مرتب شده ان را‬ ‫متمرکز می نماید‪.‬‬ ‫همانطور که بدین وسیله دفع ضایعات سمی‬ ‫خود قویتر و سالمتر می شود به همین طریق‬ ‫فکر نیز پس از رهایی یافتن از زیر بار اندیشــه‬ ‫های زائد و مضر قویتر و سالمتر می گردد‪ .‬دکتر‬ ‫ویلیام جیمز پدر روانشناسی علمی در این باره‬ ‫می گوید‪ :‬پرارزشترین و تنها راهی که نتایج ان‬ ‫مبتنی بر بزرگترین و محکمترین تجربیات است‬ ‫بی شک راه و روش یوگا است که تمرینات ان‬ ‫موجــب تحکیم مبانی اخــاق و ازدیاد نیروی‬ ‫بدنــی و عدم تزلزل روحی شــخص می گردد‬ ‫بنابراین اگر احساســات تحت کنترل در نیاید‬ ‫هماهنگی ان با سالمتی بدن غیر مقدور خواهد‬ ‫بود لذا بیشتر بیماریها منتج از احساسات زیان‬ ‫بخش می باشد‪.‬‬ ‫احساسات هیجان انگیز باطنی مانند ترس‪،‬‬ ‫غم و عصبانیت‪ ،‬تنفر و حســد بر روی بدن به‬ ‫خصــوص غدد درون ریز اثر مــی گذارد از این‬ ‫رو احساســات همچون شوکی می باشد که بر‬ ‫روی سلسله اعصاب اثر کرده و به فساد تدریجی‬ ‫غدد اندوکرین کشــیده می شود‪ .‬یکی از نتایج‬ ‫رفلکس فوق افزایش فشــار خون اســت این‬ ‫احساســات با اثر روی غدد فوق کلیوی موجب‬ ‫افزایش ترشح ادرنالین از این غده می گردد که‬ ‫ادرنالین جریان خــون را افزایش داده‪ ،‬ضربان‬ ‫قلب را تسریع و فشار خون را باال می برد‪ .‬پس‬ ‫این چنین احساسات درونی به طور مداوم قلب‬ ‫را خســته می کند‪ ،‬تمرینات مختلف یوگا در‬ ‫تقویت سیســتم اندوکرین کمک موثری است‬ ‫یعنی چون شــاق بر روی غددی که عملش‬ ‫ناکافی است موثر واقع می شود و سرانجام این‬ ‫احساسات را توســط تمرکز فکر و شل کردن‬ ‫ماهیچه ها و عضالت (ریلکسیشن) تحت کنترل‬ ‫در می اورد و عالوه بر اینکه حرکات یوگا کند‬ ‫و تدریجی و مالیم اســت که بــه همراه نفس‬ ‫کشیدن صحیح و اســتراحت انجام می گیرد‪،‬‬ ‫نفس کشیدن ارام و عمیق ششها را تصفیه می‬ ‫کند‪ .‬این تنفس ها بدن را شارژ کرده و تحریکات‬ ‫عصبی را ارام می کند و قیافه به مرور بشــاش‬ ‫می شــود‪ .‬پس هر چه قدر اکسیژن بیشتری‬ ‫به خون و مغز برسد قدرت و شعله فکر بیشتر‬ ‫و دقیقتر می شــود در حین تمرینات به علت‬ ‫اکســیژن فراوانی که شــخص می گیرد دارای‬ ‫اعصابی کام ً‬ ‫ال ارام است نتیجه اینکه نرمش های‬ ‫یوگایی بر اساس فرمول کشیده شدن‪ ،‬رهایی‪،‬‬ ‫تنفس عمیق و تمرکز بنا می شود‪.‬‬ ‫و اینک در بحث نقش یوگا در طب مکمل الزم‬ ‫است بدانیم که از علتهای اصلی بیماریهای روحی‬ ‫و روانی و سایکوسوماتیک (روان تنی) استرس‬ ‫می باشد که یوگا به عنوان یک راهکار در طب‬ ‫مکمل نقش بسزایی دارد و بر اساس تحقیقات‬ ‫به عمل امده باالی پنجاه درصد بیماریها نشات‬ ‫گرفته از استرس می باشد و بیشتر بیماریهایی‬ ‫که قلب و عروق فشــار خون دستگاه گوارش و‬ ‫خواب را درگیر می کند برخواســته از استرس‬ ‫هستند‪ .‬می دانیم که دنیای پیرامون ما روز به‬ ‫روز استرس زاتر می شود و ما اجبارا ً در این دنیا‬ ‫زندگی می کنیم ایا واقعاً جهت مواجهه با چنین‬ ‫بحرانهایی مجهز شــده ایم‪ ،‬همه نگران اینده‬ ‫فرزندانمان هستیم‪ .‬بنابراین فرزندانمان باید یاد‬ ‫بگیرند که چگونه با استرس سازگاری کنند و در‬ ‫واقع مبارزه با مشکالت زندگی در کمال ارامش‬ ‫و خونســردی را یاد بگیرند‪ .‬در اینجا الزم است‬ ‫به یک بخش از تمرینات یوگا که پاوان موکت‬ ‫اسانا و یا تمرینات ضد باد یا ضد روماتیسم اتالق‬ ‫می گردد بپردازیم‪ ،‬این تمرینات ضمن سادگی‬ ‫بســیار موثر است کما اینکه در هندوستان نیز‬ ‫کــه از مزاج هــا صحبت می شــود و در طب‬ ‫ایورودا به ســه مزاج اشاره می گردد‪ :‬بلغم‪ ،‬باد‬ ‫و ســودا(واتا‪،‬پیتا‪،‬کافا) وهمه فعالیت های بدن‬ ‫را کنتــرل می کند و وجود هر گونه اختالل در‬ ‫فعالیت های این سه مزاج عکس العمل منفی در‬ ‫متابولیسم بدن موجب شده که خود موجب بروز‬ ‫بیماری می گردد‪ .‬باد نه تنها به گازهای موجود‬ ‫در معده و روده اشاره می کند بلکه به بادی که‬ ‫در یکایک مفاصل بدن ایجاد می شود نیز اتالق‬ ‫می گردد‪ .‬بر اثر واکنش هایی شیمیایی به مرور‬ ‫دردهای روماتیسمی و خستگی عضالت در بدن‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪49‬‬ صفحه 50 ‫ایجاد می شود‪ .‬اسید و صفرا به ترشحاتی که‬ ‫برای هضم غذا الزم اســت اشاره می کند و‬ ‫نیز چیزهایی از قبیل اســید اوریک که باید‬ ‫به طور منظم از بدن دفع شــود اگر اســید‬ ‫اضافه در سیستم وجود داشته باشند بعضی‬ ‫از ارگانها نمی توانند به درستی فعالیت کنند‪.‬‬ ‫تمرینات پاوان موکت اســانا به ازاد کردن و‬ ‫خارج کردن باد و اسید به خصوص از مفاصل‬ ‫کمک می کند این تمرینات برای کسانی که‬ ‫دوره نقاهــت را می گذرانند یا افرادی که در‬ ‫موقع حرکت در رانهایشان مساله دارند قابل‬ ‫استفاده می باشد و بعد از دوره طوالنی عدم‬ ‫تحرک فرد می تواند ماهیچه ها را با انجام این‬ ‫تمرینات دوباره و به تدریج به فعالیت وا دارد‬ ‫کــه این تمرینات برای از بین بردن ناراحتی‬ ‫های ماهیچه ای هم سودمند می باشد‪.‬‬ ‫نحوه اثر بخشی یوگا و درمانی ان در طب‬ ‫مکمل‬ ‫نتیجه می گیریم که یوگا برای انسانهای‬ ‫مختلف معانی مختلفی دارد‪ .‬می توان به یوگا‬ ‫به عنوان یک سفر نگاه کنیم‪ .‬یوگا نه محلی‬ ‫است که ترک کرده ایم و نه مقصد است بلکه‬ ‫خود سفر است‪ .‬یوگا یک چیز جدید نیست‬ ‫بلکه به اندازه بشــر قدمــت دارد‪ .‬همانطور‬ ‫که می دانیــم یوگا از فرهنگ تانترا که جزء‬ ‫قدیمی ترین فرهنگ های بشری بوده است‬ ‫گرفته شده است‪ .‬یوگا در عین حال امروز هم‬ ‫کاربرد دارد و یک سیستم راکد نیست بلکه‬ ‫یک علم و دانش اســت‪ .‬اگر بخواهیم مفهوم‬ ‫اصلــی یوگا را بگوییم بایــد در مفهوم تانترا‬ ‫جستجو کنیم‪:‬‬ ‫ازاد شدن انرژی ‪ +‬گسترش اگاهی‬ ‫و یوگا هم که قسمت عملی تانتریک است‬ ‫به صورت اتحاد انرژی و اگاهی معنی پیدا می‬ ‫کند و در عین حال این اتحاد را می توان به‬ ‫صورت اتحاد بین ذهن و جســم‪ ،‬تن و روان‪،‬‬ ‫بیرون و درون و خیلی چیزهای دیگر تفسیر‬ ‫نمود و پیدا کرد‪ .‬هر چه این اتحاد به سطوح‬ ‫باالتر برود معنی ان هم پیچیده تر می شود‪.‬‬ ‫اری یوگا یک علم و دانش است که می توان‬ ‫از درون این علم خیلی چیزها بیرون اورد از‬ ‫جمله‪ :‬ورزش‪ ،‬ارامش‪ ،‬شیوه زندگی‪ ،‬درمان‬ ‫و ‪...‬‬ ‫اگر بخواهیم یــوگا را از نظر درمانی مورد‬ ‫بررســی قرار دهیم ابتدا باید علوم کل نگر و‬ ‫طــب مکمل را بیش تر معرفی نمائیم‪ .‬علوم‬ ‫‪50‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫کل نگر علومی است که به همه موجودات‬ ‫و طبیعــت و کائنات به صورت یک پدیده‬ ‫واحد نــگاه می کند و همــه موجودات و‬ ‫افریده هــا را در ارتباط نزدیک با یکدیگر‬ ‫می داند‪ .‬یعنی همه مــا بر روی اطرافیان‬ ‫خود تاثیر داریم و در ارتباط هستیم‪ .‬اعم از‬ ‫انسان و حیوان گیاه و اب‪ ،‬خاک‪ ،‬اتش‪ ،‬هوا‬ ‫و محیــط اطراف و هر چیز دیگری و طب‬ ‫مکمل هم اغلب از این علوم کمک گرفته‬ ‫تا با تصحیح روابط بین انســان و محیط‬ ‫اطرافش سالمتی را برای ادمی به ارمغان‬ ‫بیــاورد و طبق این تعریــف یک بیماری‬ ‫خاص را نمی توان فقط به یک عضو خاص‬ ‫نسبت داد بلکه فقط این بیماری عالمتی‬ ‫است از یک ناهماهنگی عمومی بین تمام‬ ‫اعضاء بدن‪ ،‬ذهن‪ ،‬روح‪ ،‬جسم و حتی محیط‬ ‫پیرامون وی مثل طبیعت و اب و هوا‪ .‬پس‬ ‫برای درمان یک بیماری هم باید شخص به‬ ‫طور کلی در نظر گرفته شــود نه جزئی از‬ ‫او و حتی شخص یا محیط اطراف و شیوه‬ ‫زندگی نیز باید تغییر نماید و تصحیح شود‬ ‫تا بیماری به صورت ریشه ای درمان شود‪.‬‬ ‫که این تغییر شــیوه زندگی و استفاده از‬ ‫تکنیک های انواع روشــهای درمانی طب‬ ‫مکمل بســیار راحت تر و کــم خرج تر و‬ ‫ســریعتر به درمان خواهد رسید و نسبت‬ ‫به طب کالسیک این ارجحیت را دارد که‬ ‫درمان به صورت ریشه ای است و بیماری‬ ‫فقط عالمتی از یک الگــوی ناهماهنگی‬ ‫اســت و با هماهنگ شــدن کل سیستم‬ ‫بدن و ذهــن و محیط اطراف‪ ،‬دیگر جایی‬ ‫برای بیماری نخواهد ماند‪ .‬البته نمی توان‬ ‫نقش طب کالسیک را در درمان بسیاری‬ ‫از بیماریهای مرسوم بخصوص بیماریهای‬ ‫حاد مورد غفلت قرار دارد بلکه باید از طب‬ ‫مکمل همانطور که از نامش مشخص است‬ ‫فقط در موارد تکمیلی و کمک به طب رایج‬ ‫استفاده شــود و جایگاهش در کنار طب‬ ‫کالسیک باشــد و با تلفیقی از ایندو می‬ ‫توان بر بسیاری از مشکالت امروزی غلبه‬ ‫نمود‪ .‬حال با تعریفی که از طب مکمل شد‬ ‫می توان نقش بسیار مهمی برای یوگا در‬ ‫این طب باز نمود زیرا یوگا به تنهایی خود‬ ‫یک سیستم جامع است که می تواند باعث‬ ‫اتحاد بین ذهن‪ ،‬جسم‪ ،‬درون و برون شود و‬ ‫همین اتحاد برای درمان بسیاری از بیماریها‬ ‫کافی است زیرا می دانیم خیلی از بیماریها‬ ‫نتیجه ای جز عدم هماهنگی نیســت‪ .‬اگر‬ ‫چه تاثیر اصلی یــوگا بر روی بدن و ذهن‬ ‫به صورت تغییرات پرانیکی و ظریف انرژی‬ ‫است ولی می توان با تک تک تمرینات یوگا‬ ‫به سطوح سالمتی نزدیک شد‪ .‬مث ً‬ ‫ال اولین‬ ‫مرحله یوگا تمرینات نظافتی یا شات کار‪،‬‬ ‫می باشــد مثل "‪ "Neti‬کنجال و ‪ ....‬تمرینات‬ ‫نظافتی دیگر که همه اینها عالوه بر اینکه‬ ‫تغییرات ظریف انرژی ایجاد می کند از نظر‬ ‫فیزیکی نیز باعث پاکســازیهایی در تمام‬ ‫بدن می شــود و ســموم را به طور کامل‬ ‫دفع می کند‪ .‬تمرینات اسانا باعث تقویت‬ ‫جسم شده و هارمونی خاصی به کل بدن‬ ‫می دهد‪ .‬تمرینات پرانایاما که خود از اصلی‬ ‫ترین اجزای درمانی است یکی از قوی ترین‬ ‫سالح ها برای تقویت بدن‪ ،‬افزایش اکسیژن‪،‬‬ ‫افزایش گردش خون و خونســازی است‪.‬‬ ‫تمرینات ذهنی اعم از ریالکس و یوگانیدرا‬ ‫و مدیتیشــن تنها با ارامشی که ایجاد می‬ ‫نماید انواع مشکالت سایکوسوماتیک (روان‬ ‫تنی) را درمان می نماید بلکه با رســیدن‬ ‫به ســطوح اگاهی باالتر می تواند هر نوع‬ ‫بیماری را درمان نماید زیرا در مراقبه اگر‬ ‫به صورت صحیح صورت گیرد می توان به‬ ‫سطحی از شعور و اگاهی دست یافت که‬ ‫ماوراء بیماری است و با اگاهی از این سطح‬ ‫درمان یک چیز پیش پا افتاده در نظر می‬ ‫رسد‪ .‬همانطور که ماهاریشی در ایورودا می‬ ‫گوید در وجود هر انســان جایی است که‬ ‫تهی از بیماری اســت‪ ،‬هرگز احساس درد‬ ‫نمی کند‪ ،‬نمی تواند پیر شــود یا بمیرد و‬ ‫این همانجایی است که سالمت کامل نام‬ ‫دارد و یکی از راههای رسیدن به ان مکان‬ ‫مراقبه می باشد‪ .‬و در اخر اضافه می کند‬ ‫یوگا به عنوان یک قسمت عمده از ایورودا‬ ‫نیز در درمان بســیاری از بیماریها کمک‬ ‫کننده است‪.‬‬ ‫امیر عظیم صحت مند‬ ‫کلینیــک تخصصی مغــز و اعصاب و‬ ‫روان بهمن‬ ‫‪Address: Bahman hospital, Bahman neuropsychiatry‬‬ ‫‪clinic, Yazd, Iran‬‬ ‫‪Fax:6238080-351-98+‬‬ ‫‪Phone:6292300-351-98+‬‬ ‫‪Email: admin@bahmanclinic.com‬‬ صفحه 51 ‫یوگا برای همه ما ‪ -‬به ویژه برای جسیکا ‪-‬‬ ‫تغییر دهنده بازی بوده است‪.‬‬ ‫یوگا برای همه‬ ‫نویسنده‪:‬جسیکا پارسونز و سو ان پارسونز‬ ‫ترجمه‪:‬واحد تحریریه‬ ‫تشخیص سندرم داون‪،‬این خانواده را در‬ ‫مسیری قرار داد که یوگا را برای همه قابل‬ ‫دسترس کند‪.‬‬ ‫جسیکا پارسونز ‪ 12‬ساله بود که یوگا را‬ ‫تحت نظر مربی خود اموخت و دوره هایی‬ ‫متوالی را گذراند‪ .‬در حال حاضر او کالس‬ ‫های یوگا فراگیــر را در یک مرکز محلی‬ ‫دایر کرده است و همچنین در کنفرانس ها‬ ‫بسیار فعال و در کارگاه های مختلفی نیز‬ ‫تدریس می کند‪.‬‬ ‫مربی جســیکا می گوید‪ :‬وقتی بچه ها‬ ‫به ســن هفت الی هشت سالگی رسیدند‬ ‫‪ ،‬توانســتند در کالس های بزرگساالن ما‬ ‫شــرکت کنند‪ .‬هر زمان که در استودیوی‬ ‫خود مشغول اموزش دوره های مربیگری‬ ‫بودیم‪ ،‬بچه ها هم به ان ملحق می شدند‪،‬‬ ‫جسیکا نیز یکی از انها بود‪.‬‬ ‫او حدود دوازده سال سن داشت که در‬ ‫اولین تمرین خود شــرکت کرد‪ .‬قصد ما‬ ‫این نبود که جســیکا تبدیل به یک مربی‬ ‫یوگا شــود‪ ،‬اما بعدها ما او را در کالسهای‬ ‫اموزش مربی گری یوگا شرکت دادیم زیرا‬ ‫فکر می کردیم شاید این کار ‪ ،‬فرصتی باشد‬ ‫برای عمیق تر کردن تمرکز‪ ،‬قدرت و نظم او‪.‬‬ ‫و در نتیجه او همه ما را شــگفت زده کرد‪.‬‬ ‫هنگامی کــه باربارا‪،‬یکی از معلمان کالس‬ ‫یوگا انجمن ســندرم داون‪ ،‬در شهرستان‬ ‫سانتا ‪،‬مریض شد و نتوانست تدریس کند‪،‬‬ ‫جســیکا بالفاصله در کالس حاضر شــد‬ ‫وتوانســت کالس را به خوبی اداره کند و‬ ‫تدریسش را به ســرانجام خوبی برساند ‪.‬‬ ‫جســیکا از ان زمان با طور جدی تا کنون‬ ‫تدریس می کند‪.‬‬ ‫جسیکا پارسونز ‪ ،‬در کالس یوگای فراگیر‬ ‫خود‪ ،‬برای همه ‪،‬قدرت بیشتر و اعتماد به‬ ‫نفس بیشتر را به ارمغان اورده است‪.‬‬ ‫او اکنــون ‪ 29‬ســاله اســت و در حال‬ ‫پیشرفتی چشمگیر! به عنوان یک معلم‪،‬‬ ‫مهارت های رهبری خوبی را توسعه داده و‬ ‫توانایی خود را برای برقراری ارتباط افزایش‬ ‫داده اســت‪ .‬همیشــه یک معلــم یوگای‬ ‫دیگری حضور دارد کــه در کالس هایش‬ ‫او را همراهی کند‪ ،‬و این روابط به جسیکا‬ ‫اموخته اند که چگونه به عنوان عضوی از‬ ‫یک تیم کار کند و در مورد مشکالتی که‬ ‫پیش می اید بحث کند‪ .‬دوست های زیادی‬ ‫پیدا کرده اســت و تدریس و معاشرت به‬ ‫بخش جدایی ناپذیری از زندگی او تبدیل‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫در واقع جسیکا بخشی از جامعه ماست‪.‬‬ ‫بنابرایــن با مطالعه مختصری از زندگی‬ ‫جسیکا‪ ،‬می توان پذیرفت و باور داشت که‬ ‫تمرین مــداوم یوگا به وی کمک کرده‬ ‫است تمرکز‪ ،‬نظم ‪ ،‬انضباط و مهارت های‬ ‫کاهش اســترس را در خود توسعه دهد‪ .‬با‬ ‫قوی تر شدن‪ ،‬اعتماد به نفس بیشتری پیدا‬ ‫کرده و دیگر کنترل بیشتری بر بدن و ذهن‬ ‫خود دارد‪.‬‬ ‫وضعیت بدن جسیکا بهبود یافته واکنون‬ ‫در تراز و تعادل به سر میبرد‪.‬‬ ‫من احساس می کنم تمرین یوگا توانایی‬ ‫های شناختی او و همچنین اگاهی او را نیز‬ ‫افزایش داده است‪.‬‬ ‫در واقع به عنوان همراه و مربی جسیکا ‪،‬‬ ‫از نزدیک شاهد بوده ایم که توسعه قدرت‬ ‫مرکزی ‪،‬باعث افزایش اعتماد به نفس می‬ ‫شود و تعادل روی مت یوگا ‪،‬باعث افزایش‬ ‫تعادل در زندگــی خارج از مت می گردد‪.‬‬ ‫همــه وضعیت هــای یوگا‪،‬مزایایــی فراتر‬ ‫ازاثربخشی بر بدن فیزیکی دارند ‪ -‬نه فقط‬ ‫برای افرادی که دارای معلولیت هســتند‪،‬‬ ‫بلکه برای همه‪ .‬ما رخ دادن این مزایا را در‬ ‫جســیکا می بینیم و ان را در سایر دانش‬ ‫اموزانی که در کالس ها شرکت می کنند‬ ‫نیز مشاهده کرده ایم‪.‬‬ ‫بســیاری از مردم را می شناسم که از‬ ‫داســتان او الهام گرفته اند‪ .‬دلگرم کننده‬ ‫است وقتی می شنویم که جسیکا با کمک‬ ‫مادر معلولش به این موفقیت دست یافته‬ ‫و الگویی شایان تقدیر برای همه مخصوصا‬ ‫همنوعانش شده است‪.‬‬ ‫رویای من این اســت کــه به نقطه ای‬ ‫برســیم که دیگر نیازی به اموزش نداشته‬ ‫باشــیم – همه فقط بپذیرند که افراد با‬ ‫توانایــی های فیزیکــی و ذهنی متفاوت‪،‬‬ ‫بخشی جدایی ناپذیر از جامعه ما هستند‪.‬‬ ‫این همان چیزی است که در کالس های‬ ‫جسیکا وجود دارد‪ .‬همه با لبخند و اعتماد‬ ‫به کالس های او می روند زیرا حال و هوای‬ ‫او واقعا متفاوت‪،‬دلنشین و زیباست‪.‬‬ ‫‪ K. Anoa Monsho‬یک نویســنده مستقر در‬ ‫اتالنتاست که مطالبی پیرامون سالمتی و‬ ‫روانشناســی را ارائه می دهد و بیش از ‪30‬‬ ‫سال اســت به تمرین و همچنین اموزش‬ ‫یوگا مشغول می باشد ‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪51‬‬ صفحه 52 ‫ا‬ ‫ول‬ ‫ساما دوشا‬ ‫نویسنده‪:‬سام سرابی‬ ‫اگــر در دایره المعارف هــای امروزی به‬ ‫دنبال معنی ایورودا بگردید به سادگی به‬ ‫این جمله بر می خوریــد‪ :‬گونه ای از طب‬ ‫سنتی جایگزین که ریشه های ان به شبه‬ ‫قارۀ هند برمی گردد‪.‬‬ ‫اما ایا خالصه کردن معنای ایورودا در‬ ‫طب جایگزین‪ ،‬یک تعریف مناســب برای‬ ‫ان می باشــد؟ معنای واژه به واژه ایورودا‬ ‫بــه معنای دانــش زندگی کردن اســت‪.‬‬ ‫وقتی به متون باستانی سانسکریت به جا‬ ‫مانده دربــاره ایورودا مراجعه می کنیم‪ ،‬در‬ ‫اثار حکیمان معروفــی در علوم ودیک از‬ ‫جمله سوشروت‪،‬گوپتا‪ ،‬چاراک و حکیمان‬ ‫‪52‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫مشــهور دیگری که در میان علوم ودایی‬ ‫بیشتر به ایورودا تمایل داشتند‪ ،‬ما شاهد‬ ‫نگاهی بسیار فلسفی و عرفانی خواهیم بود‪.‬‬ ‫ایورودا فقط مربوط به مسائل پزشکی در‬ ‫ارتباط با سالمت جسمانی نمی شود‪ ،‬بلکه‬ ‫هدف نهایی ان ایجاد ارامش در تن و روان‬ ‫شــخص اســت تا در نهایت بتواند اگاهی‬ ‫روحانی خود را افزایــش دهد و از چرخۀ‬ ‫شرطی شدگی سامسارا‪ ،‬با اختیار و اگاهی‬ ‫رهایی یابد‪ .‬بســیاری از عادات شــرطی و‬ ‫قابل پیش بینی انســانها بر اساس نگرش‬ ‫ایورودایی‪ ،‬در ارتباط با ســه طبع موجود‬ ‫در بدن می باشــند‪ .‬به طور کلی انسانها به‬ ‫صورت ذاتی در یکی از این طبایع سه گانه‬ ‫چشم خود را به جهان می گشایند؛‬ ‫سه طبع اصلی پیشــنهادی ایورودا به‬ ‫نامهای واتا‪ ،‬پیتا و کافا می باشند‪.‬‬ ‫در زبان سانسکریت به این طبایع سه گانه‪،‬‬ ‫تری دوشا می گویند‪ ،‬تری به معنای عدد سه‬ ‫و دوشــا به معنای طبع می باشد‪ .‬شاید در‬ ‫طب باستانی ّ‬ ‫خطۀ فرهنگی ایران باستان‬ ‫ما‪ ،‬به مشــترکاتی دربارۀ طبایع ســه گانه‬ ‫طب ســ ّنتی هند باستان‬ ‫یا تری دوشــا با ّ‬ ‫بر بخوریم‪ .‬واتا دوشــا در برابر طبع ســرد‪،‬‬ ‫پیتا دوشــا در برابر طبع گرم و کافا دوشا‬ ‫در برابــر طبع معتدل‪ .‬یک حکیم در هند‬ ‫مدعی بود که قادر است با تشخیص‬ ‫باستان ّ‬ ‫دوشای یک مراجع‪ ،‬به پیشینۀ کارمیک یا‬ ‫همان چرخۀ عمــل و عکس العمل حاکم‬ ‫بر زندگی شــخص پی ببرد‪ .‬هر دوشــا بر‬ ‫اســاس حالت ذاتی خود‪ ،‬ترکیب متفاوتی‬ ‫از عناصر پنج گانه را دارا می باشند‪ .‬عناصر‬ ‫پنج گانه یا به زبان ایورودایی‪ ،‬پانچابهوتی‬ ‫(اب‪ ،‬باد‪ ،‬خاک‪ ،‬اتش و اتر) ترکیب بنیادین‬ ‫هر یک از تری دوشــا ها هســتند‪ .‬به طور‬ ‫خالصه دربارۀ خصوصیات قابل پیش بینی‬ ‫اشــخاصی که در هر یک از این طبایع به‬ ‫دنیا امده اند می تــوان چنین گفت؛ گروه‬ ‫نخست اشــخاصی که به صورت ذاتی در‬ ‫گونه واتا دوشا زاده می شوند و عناصر اتر و‬ ‫باد اثر بیشتری در جسم و همچنین خلق‬ ‫و خوی انان دارند‪ ،‬بطور معمول‪ ،‬الغر اندام‪،‬‬ ‫مضطرب‪ ،‬منزوی‪ ،‬فلســفی‪ ،‬خالق ذهنی‪،‬‬ ‫پرســرعت‪ ،‬با یادگیری سریع و فراموشی‬ ‫ســریع‪ ،‬دارای دست و پایی سرد‪ ،‬متنفر از‬ ‫هوای سرد و خشک و دارای پوست و مویی‬ ‫خشک هستند‪ .‬انگار در جوانی عالئم پیری‬ ‫را دارا هستند و برای همین تحمل پیری‬ ‫برایشان سهل تر از بقیۀ طبایع می باشد‪.‬‬ ‫گروه دوم اشخاصی که در دستۀ ذاتی پیتا‬ ‫قرار دارند و از بدنی قوی و محکم برخوردار‬ ‫هستند؛ افرادی منظم‪ ،‬سختکوش‪ ،‬دارای‬ ‫هوش باال و حافظۀ قوی اند‪ .‬انها بطور ذاتی‬ ‫رهبران خوب و سخنورانی انگیزشی هستند‪.‬‬ ‫دستگاه هاضمۀ انها قوی تر از طبایع دیگر‬ ‫است‪ ،‬اما دارای مشکالت پوستی ناشی از‬ ‫حساســیت های غذایی میباشند؛ از گرما‬ ‫متنفر هســتند و واکنششــان به عواطف‬ ‫منفی جهان اطراف‪ ،‬از جنس خشم است‪.‬‬ صفحه 53 ‫گروه ســوم افرادی که به طور ذاتی در‬ ‫دســتۀ کافا قرار دارند‪ ،‬این افراد استعداد‬ ‫باالیــی در اضافه کردن بافــت چربی در‬ ‫بدنشــان دارنــد‪ ،‬در حالی کــه بهترین‬ ‫سیســتم ایمنی را دارا می باشند‪ .‬حافظۀ‬ ‫بلندمدت قوی دارند در حالیکه از حافظۀ‬ ‫ مدت ضعیف تری برخوردار هستند‬ ‫کوتاه ّ‬ ‫و بایــد با تکــرار‪ ،‬ان را بــه حافظۀ پایدار‬ ‫تبدیــل کننــد‪ .‬خوش مشــرب‪ ،‬مهربان‪،‬‬ ‫ســاده گیر و عاشق پیشه اند‪ ،‬دارای پوست‬ ‫و مویی چرب هســتند و از هوای مرطوب‬ ‫بیزاری می جویند‪ .‬واکنش انها به عواطف‬ ‫منفی‪،‬احساس عدم امنیت و حسادت است‪.‬‬ ‫اما الزم به ذکر اســت در ســطح یک‬ ‫نگرش ایورودا به افرادی که زندگی عادی‬ ‫را پیشــه کردند و قصد ایــن را ندارند که‬ ‫تبدیل به یــک یوگی‪ ،‬یوگینــی یا زاهد‬ ‫(سانیاسی) شوند کافیســت که احواالت‬ ‫جسمانی خود را با رعایت رژیم های سالم‬ ‫ایورودایی مناســب با دوشــای ذاتی خود‬ ‫تنظیم کنند‪ .‬اصطالحاً دوشــای ذاتی هر‬ ‫شــخص "پراکروتی" نامیده می شود که‬ ‫همین دوشای غریزی یا پراکروتی شخص‬ ‫می تواند بــا عدم رعایت اصول ســامت‬ ‫ایورودا‪ ،‬به "ویکروتی" یا همان دوشــایی‬ ‫مریض و دور از دوشــای اصلی شــخص‬ ‫تبدیل شود‪ .‬همین امر باعث بیماری های‬ ‫مختلف جســمانی‪ ،‬ذهنی و روانی وی نیز‬ ‫خواهد شــد‪ .‬غیر از سه دوشایی که از انها‬ ‫نام برده شد دوشاهای ترکیبی دیگری نیز‬ ‫وجود دارند که گروه بندی های جدیدی را‬ ‫می طلبد‪ .‬حقیقــت طبایع موجود در بدن‬ ‫انسان این است که در واقع هر سه دوشا یا‬ ‫طبع در وجود هر شخص وجود دارد‪ ،‬اما به‬ ‫میزان ق ّوتِ حضور یکی از این دوشاهاست‬ ‫که ما انها را در گروه بندی ســه گانه قرار‬ ‫می دهیم؛ به عنوان مثال شــخصی که در‬ ‫گروه واتا قرار می گیرد میــزان واتای او از‬ ‫دو دوشای دیگرش بیشتر است‪ .‬برای ساده‬ ‫کردن فهم ان بیایید در ابتدا ســه دوشا را‬ ‫با ترتیب واتا‪ ،‬پیتا و کافا در ذهنمان تصور‬ ‫کنیم‪ .‬حاال به هرکدام از انها به ترتیب‪ ،‬از‬ ‫عدد یک تا سه امتیاز دهیم‪ .‬شخص صاحب‬ ‫دوشای واتا حاصل این امتیاز دهی می شود؛‬ ‫*واتادوشا‪ :‬واتا با امتیازسه‪ ،‬پیتا با امتیاز‬ ‫دو و کافا با امتیاز یک‪.‬‬ ‫همچنین شــخص دارای دوشای پیتا‬ ‫اینگونه محاسبه می شود؛‬ ‫*پیتادوشا‪ :‬واتا با امتیاز دو‪ ،‬پیتا با امتیاز‬ ‫سه و کافا با امتیاز یک‪.‬‬ ‫و در نهایت شخص صاحب دوشای کافا‬ ‫به این شیوه توصیف می شود؛‬ ‫*کافادوشا‪ :‬واتا با امتیاز یک‪ ،‬پیتا با امتیاز‬ ‫دو و کافا با امتیاز سه‪.‬‬ ‫اشــخاصی نیز وجود دارند که صاحب‬ ‫دوشاهای ترکیبی هستند‪ .‬تعداد این طبایع‬ ‫ترکیبی سه گونه می باشد و امتیاز دهی و‬ ‫نامگذاری انها از این قرار است‪:‬‬ ‫*دوشــای ترکیبی واتاپیتا‪ :‬واتا ‪_۳‬پیتا‬ ‫‪_۳‬کافا‪۱‬‬ ‫*دوشای ترکیبی پیتا کافا‪ :‬واتا ‪_۱‬پیتا‬ ‫‪_۳‬کافا‪۳‬‬ ‫*دوشای ترکیبی کافا واتا‪ :‬واتا ‪_۳‬پیتا‬ ‫_کافا‪۳‬‬ ‫در سطح یک نگرش ایورودا‪ ،‬ان شخصی‬ ‫احساس ارامش و اسایش نسبی را تجربه‬ ‫خواهد کرد کــه بداند در کــدام گونه از‬ ‫دوشــاها قرار دارد و رژیم غذایی و عادات‬ ‫دیگر خود را بر اساس دوشای خود تنظیم‬ ‫کند‪.‬‬ ‫اما در سطح عمیق تر و نگرشی زاهدانه‬ ‫مصمم‪،‬‬ ‫تر‪ ،‬کــه یوگی ها و یوگینی هــای ّ‬ ‫از روش هــای ان بهره می برند‪ ،‬دوشــای‬ ‫دیگری نیز وجود دارد که فقط اشــخاص‬ ‫کوشا و خالص به ان دست خواهند یافت؛‬ ‫نام این دوشا _واتاپیتاکافا_ است که در ان‬ ‫هر کدام از دوشاها سه امتیاز می گیرند‪ .‬به‬ ‫این منوال‬ ‫*واتاپیتاکافا دوشا‪ :‬واتا ‪_۳‬پیتا ‪_۳‬کافا‪۳‬‬ ‫نــام مصطلح این دوشــای کمال یافته‬ ‫سامادوشاست‪" .‬ساما" در زبان سانسکریت‬ ‫چندین معنی و رنگ دارد‪ ،‬اما در این ترکیب‬ ‫به معنای برتر و واال می باشد؛ ان یوگی که‬ ‫بتواند هر سه دوشای خود را در بیشترین‬ ‫مدت عمر‪ ،‬به طرق و شیوه های گوناگونی‬ ‫که در مکاتب مختلف یوگا امده‪ ،‬در تعادل‬ ‫نگاه دارد؛ در لحظــات مراقبه و تمرینات‬ ‫معنوی‪ ،‬دانش کیهانی بیشتری را دریافت‬ ‫خواهد کرد و در نهایت در تجربۀ احواالت‬ ‫خــاص یک یوگی همچون "موکشــا"‪ ،‬یا‬ ‫همان احســاس رهایی و "سامادهی"‪ ،‬به‬ ‫معنای دریافت تجربیاتی روحانی ورای عقل‬ ‫و استدالل‪ ،‬استعداد بیشتری خواهد داشت‪.‬‬ ‫در نگرش ســطح دوم ایــورودا که نگاهی‬ ‫ژرفتر و تخصصی تر می باشــد‪ ،‬قرار گرفتن‬ ‫در هرکدام از گروه های مختلف دوشــاها‬ ‫که قید شدند‪ ،‬یعنی اسیر بودن شخص در‬ ‫جنگ پایان ناپذیر بین دوشاها؛ جنگی که‬ ‫در نهایت منجر به اختالف در حاالت روانی‬ ‫و رنگ به رنگ شدن خلقیات شخص می‬ ‫شود‪ .‬ان یوگی یا یوگینی که نتواند خلق و‬ ‫خویش را در اعتدال نگاه دارد قادر نخواهد‬ ‫بود تا از مواهب سامادوشــا بهره مند شود‪.‬‬ ‫در واقع بهتر اســت اینگونه بیان شود که‬ ‫نمی توان به کســی که توانسته از چنگال‬ ‫شرطی شدگی رهایی یابد برچسب خاصی‬ ‫زد‪ ،‬چون او همیشه دارد یک روند اگاهی‬ ‫از جنس سامادوشــا را تجربــه می کند‪.‬‬ ‫سامادوشا یک نوع بسیار نادر می باشد که‬ ‫دارندۀ ان‪ ،‬هر مزه ای را می تواند تجربه کند‪.‬‬ ‫نام دیگر سامادوشا‪،‬‬ ‫ســاماپراکروتی اســت؛ یعنی واالتر از‬ ‫دوشــای ذاتی و یا طبع به ارث رســیده‪.‬‬ ‫با رســیدن به این مرحله یک یوگی لقب‬ ‫یوگی شــاها یعنــی ســلطان یوگی ها را‬ ‫می گیرد‪ ،‬چون از تاثیر دوشاها و به تبعیت‬ ‫از ان‪ ،‬احواالت شــرطی اش رهایی یافته و‬ ‫به "موکشا" یا همان رهایی رسیده است‪.‬‬ ‫کســی که به مقام سامادوشا می رسد در‬ ‫اگاهی مدام به ســر می بــرد و در جایگاه‬ ‫باالتری از ســطوح اگاهی ســیر می کند‪.‬‬ ‫احواالت یا بــه زبان سانســکریت همان‬ ‫مودراها‪ ،‬گذرا هســتند و منتج از دوشای‬ ‫ذاتی و چرخۀ شرطی شــدگی یا اصطالحاً‬ ‫کارمیک انواع دوشــاها می باشند؛ اما ان‬ ‫یوگی که به مرحلۀ سامادوشــا نائل شده‬ ‫باشد‪ ،‬در تالطم مستمر و گذرای مودراها‬ ‫قــرار نمی گیرد و در ماهامــودرا یعنی در‬ ‫جایگاه باالترین احوال ها ســکنی گزیده‬ ‫است؛ یا به زبان صوفیانه به ((مقام)) رسیده‬ ‫است و اینگونه اســت که ایورودا یا شاید‬ ‫بهتر باشد بگوییم علم درست زیستن‪ ،‬در‬ ‫نگرش دوم خود بــا تانتراها یا روش های‬ ‫مصمم‬ ‫پیشنهادی اش‪ ،‬قادر است یک یوگی ّ‬ ‫را از چرخۀ عمل و عکس العمل سامســارا‬ ‫برهاند‪ .‬باشــد که تمامی انسانها لحظه به‬ ‫لحظه زندگیشــان را در مقام سامادوشــا‪،‬‬ ‫سالمت و ارامش کمال یافته سپری کنند‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪53‬‬ صفحه 54 ‫اشنایی با ایورودا‬ ‫(‪...)Ayurveda‬‬ ‫گرداورنده‪ :‬منیژه کیانی‬ ‫ایورودا(‪ )Ayurveda‬از دو واژه سانسکریت مشتق شده است‪ :‬ایور یا‬ ‫"زیستن" و ودا به مفهوم "دانش" یا "علم"‪ .‬بنابراین ایورودا معموال‬ ‫به معنی "دانش زندگی" اســت‪ .‬مفهوم دیگر و دقیق تر این واژه‬ ‫"دانش طول عمر" اســت‪ .‬ایورودا اولین بار در "ودا"ها که قدیمی‬ ‫ترین ادبیات موجود دنیا است‪ ،‬ثبت شده است‪ .‬این سیستم درمانی‪،‬‬ ‫در زندگی روزانه مردم هندوســتان‪ ،‬بیش از ‪ 5000‬سال است که‬ ‫طبیعــت یک طرح منحصر به فرد را به هر شــخص اختصاص‬ ‫بکار گرفته می شود‪.‬‬ ‫داده که در زبان سانسکریت‪ ،‬پراکریتی(‪ )prakriti‬خوانده میشود‪ .‬معنی‬ ‫پراکریتی "طبیعت" یا "خلقت اولیه" است‪ .‬ساختمان بدنی اولیه‬ ‫ایورودا به ما می اموزد که انسان یک جهان کوچک است؛ جهانی هر فرد یا پراکریتی در طول زندگی بدون تغییر‪ ،‬همانگونه که بطور‬ ‫در درون خودش‪ .‬رابطه انســان با طبیعت بسیار مهم می باشد و ژنتیکی مشخص شده است باقی می ماند‪.‬‬ ‫عناصری که طبیعت از ان تشکیل شده‪ ،‬جسم انسان نیز از همان‬ ‫پراکریتی به شما می گوید که طبیعت مایل است چگونه زندگی‬ ‫عناصر تشکیل شده اســت؛ و همان قوانینی که در طبیعت حکم‬ ‫فرماست در بدن انسان نیز حکمفرما می باشد و بیشتر علل بیماری کنید‪ .‬بر پایه ایورودا‪ ،‬بدن شما از اینکه چه چیزی برایش سودمند‬ ‫ها چه از لحاظ جســمی و چه از لحاظ روحی به دلیل دور شــدن‬ ‫انســان از طبیعت و ذات خودش میباشد‪ .‬هدف ایورودا این است‬ ‫که هر انسانی را قادر سازد تا بدنش را در ارتباط کامال هماهنگی با‬ ‫اگاهی کیهانی در اورد‪.‬‬ ‫‪54‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ صفحه 55 ‫و زیان اور است‪ ،‬اگاه می باشد‪ ،‬زیرا طبیعت غرایز درست را از بدو‬ ‫تولد در ان بر جای نهاده اســت‪ .‬انگاه که این گرایش های ذاتی را‬ ‫درک نمایید‪ ،‬پی خواهید برد که با کوششــی ناچیز از طرف شما‪،‬‬ ‫فیزیولوژی بدن به تنهایی قادر به دســتیابی به تعادل می باشــد‪.‬‬ ‫کوچکترین عدم تعادل در سیستم بدن‪ ،‬بذر بیماری های اینده را‬ ‫می افشاند‪ .‬ایورودا با ارائه نقاط ضعف و قوت هر طبعی به ما توانایی‬ ‫میدهد که رهیافت خاص خویش را در پیشگیری از بیماری انتخاب‬ ‫کنیم‪ .‬با اگاهــی از پراکریتی خود‪ ،‬میتوانید از ان بیماری بر حذر‬ ‫باشید که بیشترین میزان استعداد ابتال به ان را دارا می باشید‪.‬‬ ‫اتر(فضــای خالی)‪ ،‬هوا‪ ،‬اتــش‪ ،‬اب و خاک‪ ،‬پنج عنصر اولیه در‬ ‫طبیعت و در نتیجه در بدن انسان هستند‪ .‬این ایده پنج عنصر در‬ ‫قلب علم ایورودا مستتر است و بر اساس ان‪ ،‬پنج عنصر به شکل سه‬ ‫اصل اساســی یا طبع(مزاج) که به عنوان سه دوشا(‪ )dosha‬شناخته‬ ‫می شوند‪ ،‬ظاهر می گردند‪ .‬دوشاها یک نیروی خاصی هستند که‬ ‫فیزیولوژی بدن ما را تحت کنترل خودشان دارند و تمام انتقاالت‬ ‫فیزیولوژیکی بدن را کنترل می کنند‪ .‬انها انرژی اند و ماده نیستند‬ ‫و از ترکیب عناصر پنجگانه با نسبت های متفاوت بوجود امده اند‪.‬‬ ‫از ترکیب دو عنصر اتر و هوا‪ ،‬اصل هوا که "واتا" خوانده می شود‪،‬‬ ‫نمــود پیدا می کند‪ .‬دو عنصر اتــش و اب همراه یکدیگر در بدن‬ ‫بــه عنوان اصل اتش که "پیتا" خوانده می شــود‪ ،‬پدید می ایند‪.‬‬ ‫دو عنصــر خاک و اب به عنوان طبع ابکی(بلغمی) بدن که "کافا"‬ ‫خوانده می شود‪ ،‬ظاهر می گردند‪.‬‬ ‫این ســه عنصر(واتا‪ ،‬پیتا‪ ،‬کافا) همه اعمال بیولوژیکی‪ ،‬روانی و‬ ‫فیزیولوژیکــی مربوط به بدن‪ ،‬ذهن و اگاهــی را اداره می کنند و‬ ‫مسئول بوجود امدن نیازهای طبیعی و سلیقه ها و ترجیحات فردی‬ ‫در غذا( مزه‪ ،‬حرارت و غیره) می باشند‪ .‬انها بر بوجود اوردن‪ ،‬حفظ‬ ‫کــردن و از بین رفتن بافتهای بــدن و نیز دفع محصوالت اضافی‬ ‫از ان نظارت دارند‪ .‬انها همچنین مســئول پدیده های روانی نظیر‬ ‫احساساتی از قبیل ترس‪ ،‬خشم و حرص‪ ،‬و در حد باالتر‪ ،‬احساساتی‬ ‫انســانی مانند فهم‪ ،‬همدردی و عشق هستند‪ .‬بنابراین‪ ،‬سه دوشا‬ ‫زیربنای وجود روان تنی انسان به حساب می ایند‪.‬‬ ‫اما عوامل زندگانی روزمره اثراتی بر جای می نهند که می تواند‬ ‫دوشاها را به مواضع نوینی جابه جا کند‪ .‬عواملی از قبیل غذا‪ ،‬کارها‪،‬‬ ‫خواب‪ ،‬و هیجانات عاطفی‪ .‬هر انچه را که می اندیشید‪ ،‬می گویید‪،‬‬ ‫انجام می دهید‪ ،‬می بینید‪ ،‬احساس می کنید‪ ،‬بو یا مزه ان را دریافت‬ ‫می کنید؛ موجب می گردند که دوشاها کم یا زیاد برانگیخته شوند‬ ‫که البته قرار اســت که پس از ســفر به جایگاهی نوین‪ ،‬باز هم در‬ ‫پیروی از غریزه تعادل خود‪ ،‬به پایگاه اصلی باز گردند‪ .‬عدم تعادلی‬ ‫که با گذشت زمان ایجاد می شود ویکریتی(‪ )vikriti‬نامیده می شود‪.‬‬ ‫ایــن واژه به مفهوم "انحراف از طبیعت" اســت‪ .‬بنابراین‪ ،‬دو واژه‬ ‫پراکریتی و ویکریتی مفهومی متضاد دارند‪ .‬نخستین واژه به انچه‬ ‫که برای هر انســانی طبیعی و دیگری به انچه غیرطبیعی است‪،‬‬ ‫گفته میشود‪.‬‬ ‫بســتگی به درصد واتا‪ ،‬پیتا و کافا در ساختمان بدن‪ ،‬بطور کلی‬ ‫هفت نوع ساختمان بدنی وجود دارد‪:‬‬ ‫واتا‪ ،‬پیتا‪ ،‬کافا‪ ،‬واتا‪-‬پیتا‪ ،‬پیتا‪-‬کافا‪ ،‬واتا‪ -‬کافا‪ ،‬واتا‪ -‬پیتا‪ -‬کافا‬ ‫در بین این هفت نوع کلی‪ ،‬اختالفات ظریف غیر قابل شمارشی‬ ‫وجود دارد و خصوصیــات افراد با گونه های بدنی متفاوت‪ ،‬متغیر‬ ‫است‪ .‬از لحاظ اماری اکثر افراد جامعه دو دوشایی هستند و افرادی‬ ‫که یک دوشایشان بیشــتر می باشد کم می باشند‪ ،‬درصد خیلی‬ ‫کمی از جامعه هر سه دوشایشان به یک اندازه می باشد‪.‬‬ ‫بنابر ایورودا‪ ،‬اولین شرط الزم برای درمان خود و دیگران ‪،‬داشتن‬ ‫شــناختی روشن از سه دوشاست‪ .‬ســاختمان بدنی‪ ،‬خصوصیات‬ ‫فیزیولوژیکی‪ ،‬عکس العمل نسبت به محیط خارجی‪ ،‬گرایش های‬ ‫احساســی‪ ،‬رویاها‪ ،‬صحبت کردن و‪ .....‬در افراد مختلف‪ ،‬بســته به‬ ‫پراکریتی انها متفاوت است‪.‬‬ ‫با شــناخت نوع بدن میتوان نوع رژیم غذایی و تمرینات بدنی و‬ ‫شیوه های درمانی که به شما کمک خواهند کرد تا متعادل بمانید‬ ‫را تعیین کرد و هر انچه را که سودمند نبوده و حتی زیان اور است‬ ‫حذف کرد‪ .‬خوراک غلط‪ ،‬بدخوابیدن‪ ،‬احساسات منفی‪ ،‬تشنج های‬ ‫جســمانی یا روانی‪ ،‬همه و همه زندگــی را کمی غیر طبیعی می‬ ‫کنند‪ ،‬تا این که ناگهان خود را در غیرطبیعی ترین شــرایط یک‬ ‫بیماری تمام عیار می یابید‪.‬‬ ‫ویژگی هایی که تیپ بدن شما را عیان می نمایند ( پراکریتی)‬ ‫عبارتند از جثه‪ ،‬وزن‪ ،‬پوست‪ ،‬میزان تعریق‪ ،‬موی سر‪ ،‬ناخن ها‪ ،‬نوع‬ ‫دندان ها‪ ،‬حالت زبان‪ ،‬اشــتها‪ ،‬نیاز به صبحانه‪ ،‬هضم و دفع‪ ،‬اب و‬ ‫هوای دلخواه‪ ،‬قــدرت بدنی‪ ،‬نبض‪ ،‬کیفیت خواب‪ ،‬نوع رویاها‪ ،‬نوع‬ ‫صدا‪ ،‬شخصیت‪ ،‬حافظه و‪.....‬‬ ‫با کمک مطالعه کتب ایورودا یا مشورت با یک درمانگر یا پزشک‬ ‫ایورودا می توانید تیپ بدنی خود را دریابید و عادات تغذیه‪ ،‬اداب‬ ‫روزانه و هر انچه در زندگی با ان ســرو کار دارید را چنان تنظیم‬ ‫کنید که در هماهنگی با طبیعتان باشد‪.‬‬ ‫ایورودا کمک می کند که شخص سالم سالمتش را حفظ کند و‬ ‫شخص بیمار سالمتش را دوباره بدست‬ ‫مراجع‪ :‬کتاب علم زندگی(تالیف‪ :‬گروهی از پزشکان ایورود ماهاریشی‪ ،‬ترجمه‪:‬‬ ‫هایده قلعه بیگی)‬ ‫کتاب پرورش جســم در ائین ودا( نویســنده‪:‬دکتر واسانت الد‪ ،‬ترجمه‪ :‬مسعود‬ ‫عامری)‬ ‫جزوه اموزشی مبانی طب ایورودا( دکتر سهراب دهقان)‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪55‬‬ صفحه 56 ‫روزی که فریاد را دیدم‬ ‫فاطمه توازنی زاده‬ ‫‪56‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫چرا خشمگین می شویم؟‬ ‫«هر که تو را خشمگین کند‪ ،‬بر تو چیره‬ ‫می شود‪ ».‬الیزابت کِنی‬ ‫احساس خشم سبب می شود که درک‬ ‫کنیم چه زمانی به حقوقمان تجاوز شــده‬ ‫یا مورد بی احترامی قرار گرفته ایم‪ .‬هنگام‬ ‫برافروختگی در حالی که یک تجربه ی مهم‬ ‫انسانی را اذعان می داریم‪ ،‬پاره ی دیگری‬ ‫از وجود خود را نیز به دســت نابودی می‬ ‫سپاریم؛ گاهی علی رغم اینکه خشمگین‬ ‫هستیم سکوت می کنیم و گاهی خشم را‬ ‫فریاد می کشیم‪ .‬در هر دو حالت براشفتگی‬ ‫را تجربه کرده و به احتمال زیاد از دلیل ان‬ ‫در درون خــود اگاهیم‪ .‬اما ایا می توان راه‬ ‫بهتری برای نمایاندن خشم پیدا کرد؟‬ ‫روزی که فریاد را دیدم؛‬ ‫گاه و بــی گاه از پشــت در بســته ی‬ ‫اپارتمانم صدای زن همسایه را می شنیدم‬ ‫که زمزمه وار چیزهایی خطاب به من می‬ ‫گفت‪ .‬گمان می کردم دلیلش را می دانم؛‬ ‫«حسادت‪ ».‬علی رغم اینکه رفتار او من را‬ ‫می ازرد و باعث عصبانیتم می شد اما هیچ‬ ‫گاه واکنشــی در برابرش نشان نمی دادم‪.‬‬ ‫با ان زن چالش های زیادی را پشــت سر‬ ‫گذاشــته بودم‪ ،‬خوب او را می شناختم‪،‬در‬ ‫وقاحت کالم و رفتار بی مثال بود‪ .‬به همین‬ ‫خاطرهمیشه صداها را نشنیده می گرفتم ‬ ‫‪،‬سعی می کردم با او رو به رو نشوم‪ .‬گاهی‬ ‫هم که اتفاق می افتاد‪ ،‬ســرم را به نشانه‬ ‫ی سالم تکان می دادم‪ ،‬زیر لب سالم می‬ ‫گفتم و خیلی زود از او دور می شــدم‪ .‬به‬ ‫باور من هنگام بر زبان اوردن سالم‪ ،‬پرچم‬ ‫سفید صلح برمی افشانیم‪ .‬سالم یعنی از من‬ ‫به تو گزندی نیست‪ .‬یک روز صدای زن از‬ ‫همیشه بلندتر شد‪ ،‬انگار تصمیم گرفته بود‬ ‫وارد یک جنگ علنی شــود‪ .‬نمی خواستم‬ ‫در را بــاز کنم و بــا او وارد بحث و جدل‬ ‫شوم‪،‬سکوت کردم‪ .‬بعد از چند لحظه خود‬ ‫را در حالــی دیدم که لرزه به اندامم افتاده‬ ‫است‪،‬نفس هایم نامنظم شده بود‪،‬خشم را‬ ‫میان عضالت انقبــاض یافته ام حس می‬ ‫کردم‪ ،‬انگار خشم می کوشید از تمام اعضا‬ ‫و جوارحم گذر کند تا راهی برای گریز یابد‪.‬‬ ‫ســرانجام فریاد را دیدم که به قطره های‬ صفحه 57 ‫اشــک مبدل شده اســت؛ با گریستن در‬ ‫سکوت کمی تسکین یافتم‪،‬التیامی ناپایدار؛‬ ‫ان روز زن همســایه وقتی متوجه شد‬ ‫نادیده گرفته شده‪ ،‬از انجا رفت‪ .‬بعد از ان‬ ‫دیگر هیچ وقت صدای او را نشنیدم‪ ،‬گویی‬ ‫بخت با من یاری کــرد‪ .‬ان زن مدتی بعد‬ ‫از ساختمان محل زندگی ام اسباب کشی‬ ‫کرد و رفت‪ .‬چند روز از ان ماجرا گذشت‪.‬‬ ‫هنوز به شدت خشمگین بودم‪،‬گاهی خود‬ ‫را به این خاطر که با او مقابله نکرده بودم‪،‬‬ ‫سرزنش می کردم‪ .‬انباشتن فکر و ذهنم با‬ ‫خشم‪ ،‬رفته رفته وجودم را به سوی ویرانی‬ ‫می کشاند‪ .‬یک روز در حالی که گویی بار‬ ‫سنگینی را بر شانه هایم حمل می کردم‪،‬‬ ‫نفس عمیقی کشیدم و گفتم‪« :‬باید خود‬ ‫را از ایــن درد نجات دهم‪ ،‬باید بتوانم برای‬ ‫تغییرشرایط راهی بیابم‪».‬‬ ‫این گونه از سکوت بی فایده است‪ ،‬تظاهر‬ ‫اســت‪ .‬تنها ایینه بود که حقیقت را نشان‬ ‫مــی داد‪ .‬می گفت‪ « :‬در چشــمانت و در‬ ‫چهره ی برافروخته ات هیچ نشــانه ای از‬ ‫سکوت نیســت‪ ».‬حق با ایینه بود‪ ،‬صدای‬ ‫تحقیرهای ان زن مدام در من منعکس می‬ ‫شد‪ ،‬احساس می کردم افکارم زهرالود شده‬ ‫اند و من جرعه جرعه انها را می نوشم‪ .‬یک‬ ‫روز وقتی در اتش این خشم می سوختم‪،‬‬ ‫از کنه وجود برای خود تمنای کمک کردم‪.‬‬ ‫از یک نیروی برتر‪ .‬به اتاقم رفتم و به مراقبه‬ ‫نشستم‪،‬عاجزانه زمزمه می کردم‪« :‬خداوندا‬ ‫مرا در تالطم طوفان دریای درون که خشم‬ ‫نامیده شده‪ ،‬تنها رها مکن‪ ،‬که به یاری تو‬ ‫دل بسته ام‪ ».‬نفس های عمیق می کشیدم‬ ‫و با هــر بازدم فریاد درونم را به بیرون می‬ ‫راندم‪ .‬با هر نفس عمیق احساس می کردم‬ ‫زانوان درد از روی سینه ام برمی خیزد‪ .‬پس‬ ‫ِ‬ ‫از اینکه کمی ارام شدم‪ ،‬گویی ابزار الزم برای‬ ‫رهایی از خشمم را یافتم‪ .‬فهمیدم هنگامی‬ ‫که از ســوی ان زن مورد بی احترامی قرار‬ ‫می گیرم‪ ،‬رنج کهنه و خفته ای در درونم‬ ‫بیدار می شود‪ .‬او بی انکه بداند مانند نمکی‬ ‫بر روی زخم درونی ام می شــد‪ .‬دریافتم‬ ‫که بخش دردمند وجودم نیازمند توجه و‬ ‫کمک اســت‪ .‬پذیرش ‪،‬شالوده ی رهایی از‬ ‫این درد بود‪ .‬با خود عهد بســتم که از این‬ ‫رویداد برای گسترش اگاهی در درونم بهره‬ ‫مند شوم‪ .‬یقین داشتم که مراقبه و نفس‬ ‫های عمیق و منظــم‪ ،‬اتصال به انرژی بی‬ ‫کران هستی‪ ،‬تداوم و ممارست در تمرین‬ ‫های مراقبه می تواننــد توامان در جهت‬ ‫تصمیمی که گرفته بــودم یاری ام کنند‪.‬‬ ‫می دیدم که ان رویــداد دردناک درونی‪،‬‬ ‫رفته رفته جایش را بــه ارامش می دهد‪.‬‬ ‫احساس رهایی می کردم‪ ،‬چشمانم به روی‬ ‫اگاهی گشوده شده بود‪ ،‬قلبم ارام گرفت‪،‬‬ ‫حیرت اور بود‪ .‬تا ان لحظه هرگز تصورش‬ ‫را هم نمی کردم که ان ســوی خشم می‬ ‫تواند تا این اندازه شیرین باشد‪ .‬من سکوت‬ ‫و کناره گیری را برگزیده بودم و باید برپایه‬ ‫ی انتخابــم رفتار می کردم‪ .‬جنگ بیرونی‬ ‫با ارزش هایم مطابقت نداشت‪ .‬چرا باید با‬ ‫یک جنگ درونی خود را ویران می کردم‪.‬‬ ‫خشم را پذیرفتم بی انکه خود را سرزنش‬ ‫کنم‪ .‬احساســاتی که موجــب رنجم می‬ ‫شــدند‪ ،‬مجال یافته بودند تا اشکار شوند‪،‬‬ ‫بدون اینکه با انها مقابله کنم‪ .‬بدون اینکه‬ ‫انها را سرکوب کنم‪ ،‬احساسات مسمومی‬ ‫که باعث خشمم شده بود را رها کردم‪ .‬بار‬ ‫دیگر اپاری گراها نجات بخش لحظه های‬ ‫دردناک زندگی ام شــده بود‪ .‬برای غلبه بر‬ ‫خشم و کنترل ان نیازمند پنجمین اصل از‬ ‫قوانین یاما و یوگای عزیزم بودم‪ .‬این گونه‬ ‫بود که اهیمسا ‪ ،‬مانند یک سنگ نشانی در‬ ‫درونم جای گرفت تا هرگاه دچار احساس‬ ‫خشم می شوم‪ ،‬یاداور لحظه های شیرین‬ ‫رهایی شود‪.‬‬ ‫افالطون می گوید‪« :‬نیرومندترین مردم‬ ‫کسی است که بر خشم خود غلبه کند‪».‬‬ ‫در اکثــر مواقع تجربــه ی یک ماجرا و‬ ‫برانگیختگی یک احســاس اولیه ‪ ،‬موجب‬ ‫پدید امدن خشم می شــود‪ .‬مثل زمانی‬ ‫که می ترسیم و مضطرب می شویم‪ .‬وقتی‬ ‫که تحقیر می شــویم‪ ،‬یا زمانی که از درد‬ ‫شکســت‪ ،‬تنهایی و قلب شکسته رنج می‬ ‫کشیم‪،‬خشم رفته رفته در درون به قلیان‬ ‫می افتد‪ .‬خشم های دیرپا‪ ،‬رفتارهای روزانه‬ ‫ی ما را شکل می دهند‪ .‬ناگفته ها و انباشت‬ ‫احساس‪ ،‬منجر به طغیان های خشم الود و‬ ‫تخلیه ی روانی گاه و بی گاه بر سر دیگران‬ ‫خواهد شد‪ .‬اکثر ما از اینکه از درد ناکامی‬ ‫ها و جراحت های احساســی مان سخن‬ ‫بگوییــم و از یک متخصص کمک بگیریم‬ ‫طفــره می رویم‪ .‬این باعث می شــود هر‬ ‫لحظه بدون انکه کنترلی روی خود داشته‬ ‫باشیم‪ ،‬عصبانیت را در کالم و رفتار بر سر‬ ‫دیگران تخلیه کنیم‪ .‬الزم است برای تغییر‬ ‫چنین شرایطی به ســوی بهبودی کاری‬ ‫کرد‪ .‬اگر از درد برای بهبود استفاده نکنیم‪،‬‬ ‫ســرانجامی جز نابودی نخواهد داشــت‪.‬‬ ‫خسته و فرســوده می شویم و به احتمال‬ ‫زیاد رفته رفته به یک ادم افسرده‪ ،‬بدبین و‬ ‫منزوی تبدیل خواهیم شد‪ .‬بهتر است نیرو‬ ‫و توان خود را صرف بهداشت درون کنیم‪.‬‬ ‫قطب مخالف خشم در وجودمان‪ ،‬پاالیش‬ ‫احساسات مسمو ِم انباشته در درون است‪.‬‬ ‫کنترل خشــم زمانی اتفاق می افتد که به‬ ‫حواس و احساســات اگاه باشیم‪ .‬کنترل‬ ‫خشم یعنی دراختیارگرفتن انتخاب های‬ ‫رفتــاری درجهت تعادل‪ .‬پشــتوانه ی ان‬ ‫‪،‬زیســتن در لحظه ی حال اســت و به ما‬ ‫کمک می کند کــه عکس العمل های به‬ ‫موقع و هوشمندانه داشته باشیم‪ .‬ما زمانی‬ ‫از هوش خود بیشــترین بهره را می بریم‬ ‫که در تسخیر احساسات نباشیم‪ .‬در واقع‬ ‫بهتر است از واکنش های انی بپرهیزیم و‬ ‫اگاهانه و متفکرانه به رویدادها پاسخ دهیم‪.‬‬ ‫«اندیشه زاینده ی خرد است؛»‬ ‫غلبه بر خشم‪ ،‬نیازمند مهارت چیرگی بر‬ ‫ان است‪ .‬خشم یک احساس ثانویه است‪.‬‬ ‫بنابراین الزم اســت هر فرد به شناســایی‬ ‫احســاس هــای اولیه ی خــود در درون‬ ‫بپــردازد و انها را مورد بررســی قرار دهد‪.‬‬ ‫بخش های دردمنــد وجودمان در انتظار‬ ‫بهبود هستند و ما در سطح‪ ،‬گرفتار واکنش‬ ‫های انی هستیم که شــرایط را خراب تر‬ ‫می کنند‪ .‬پذیرفتن و رها کردن بســیاری‬ ‫از احســاس های اولیه مــی تواند کمک‬ ‫شــایانی در کنترل خشــم کند‪ .‬اینکه ما‬ ‫اگاه باشــیم که چرا خشمگین شده ایم و‬ ‫اینکه چه واکنشــی در مواجه با ان داشته‬ ‫باشــیم راه رســیدن به ارامــش و تعادل‬ ‫است‪ .‬رفتارهوشمندانه از یک ذهن ارام بر‬ ‫می خیزد‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪57‬‬ صفحه 58 ‫ه‬ ‫ف‬ ‫د هم‬ ‫درس هایی از یوگا؛‬ ‫با پراشانت ایینگر‬ ‫‪1‬‬ ‫پرسش و پاسخ‬ ‫برگردان‪ :‬نسترن صافی‬ ‫در این درس‪ ،‬درباره واچیکا کریا توضیح‬ ‫داده می شود و تاثیری که ادغام ان با اسانا‬ ‫در عمل ایجاد می کند مورد بررســی قرار‬ ‫می گیرد‪ .‬واچیــکا کریا در اصل به معنی‬ ‫سخن گفتن در سکوت و بدون استفاده از‬ ‫ابزارهای ســخن گویی‪ ،‬مانند زبان ‪ ،‬دهان‬ ‫‪ ،‬دنــدان ها ‪ ،‬لب ها ‪،‬گلو ‪،‬تارهای صوتی و‬ ‫تیم سیستم سخن گویی می باشد که در‬ ‫شفاف شدن و رسیدن به موضوع فکری و‬ ‫مدیتیشن موثر است‪.‬‬ ‫‪1‬‬ ‫مهم اســت که کارما سیدانتا کارمای‬ ‫خــود را ارزیابی و بررســی کند‪ .‬بر طبق‬ ‫بهادواگیتا ما ســه نوع کارما داریم‪ .‬کاییکا‬ ‫‪4‬‬ ‫کارما‪ ، 2‬واچیکا کارما‪ ، 3‬و ماناسیکا کارما‬ ‫که با اســتفاده از ســه ابزار بدن‪ ،‬سخن‪ ،‬و‬ ‫ذهن کارما را محقــق می کنند‪ .‬هر یک‬ ‫از این سه ابزار دارای ارگان هایی هستند‪.‬‬ ‫گروه بندی های دیگــری هم برای کارما‬ ‫وجــود دارد ماننــد کارمای ســاتویک –‬ ‫راجاسیک – تاماسیک‪، 5‬که اکنون مورد‬ ‫بحث ما نیســتند‪ .‬امروز ما به واچیکا کریا‬ ‫می پردازیم‪.‬‬ ‫‪58‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫عموماً تصور بر این اســت که انســان‬ ‫ازدهان برای ســخن گفتن استفاده می‬ ‫کند و ایــن ابزار برای ارتباطات انســانی‬ ‫کاربرد دارد‪ .‬تصور کنید شما تنها هستید‬ ‫و هیچکس در اطراف شما نیست که با او‬ ‫ســخن بگویید‪ .‬ایا این ارگان بال استفاده‬ ‫باقی می ماند؟ در شــرایطی که نخواهید‬ ‫از طریق ارگان های ســخن گویی صدایی‬ ‫تولید کنیــد‪ ،‬چگونه می توانید ســخن‬ ‫بگویید؟ ایا هیچ ســخن بــدون صدایی‬ ‫وجود دارد؟ ما می توانیم از طریق چشــم‬ ‫ها‪ ،‬حاالت صــورت و غیره که به ان زبان‬ ‫بدن می گوییم سخن بگوییم پس دهان یا‬ ‫وایکاری‪ ، 6‬تنها ارگان سخن گویی نیست؛‬ ‫اگر کسی بخواهد شما را بشنود باید سخن‬ ‫بگوییــد‪ ،‬ولی اگر بخواهد شــما را بفهمد‬ ‫ابزارهای دیگری هم وجود دارند‪ .‬رقصنده‬ ‫ها و بازیگرها می توانند ورای سخن گفتن‬ ‫ازراه دهان با مــا ارتباط برقرار کنند پس‬ ‫سخن گویی دامنه گسترده تری دارد‪.‬‬ ‫امروز می خواهیم ببینیم این سخن در‬ ‫سکوت که با مشاهده‪ ،‬ارزیابی ‪ ،‬توضیح ‪،‬‬ ‫توصیف و گزارش از انچه در جریان اسانا‬ ‫در حال انجام است همراه است‪ ،‬چه تاثیری‬ ‫روی اسانای ما دارد‪ .‬شــما می توانید در‬ ‫هر اســانایی که قرار مــی گیرید و در ان‬ ‫مستقر می شــوید‪ ،‬شروع به گزارش دادن‬ ‫از عمل ها وعکــس العمل ها‪ ،‬مقاومت ها‬ ‫و همکاری ها کنید‪ .‬مشــارکت و درگیر‬ ‫شدن قسمتهای مختلف بدن را شناسایی‬ ‫کنید‪ .‬ما مرتب از خود می پرسیم االن باید‬ ‫چکارکنم؟ االن چه کار کردم؟ چه کار نباید‬ ‫بکنم؟ ما مرتب در حال انجام دادن هستیم‬ ‫در حالی که یوگا انجام دادن نیســت‪ .‬شما‬ ‫باید پاسخ و بازخورد بدن و ذهن و تنفس‬ ‫را هم بتوانید بخوانید‪ .‬زمانی که از بدنتان‬ ‫گزارش می دهید شروع به درک دینامیسم‬ ‫وپویایی حرکت می کنید ‪ .‬باید مشارکت‬ ‫و میزان درگیر بودن در حرکت را در بدن‬ ‫خود روایت کنید‪ .‬معنای مشارکت بدن و‬ ‫ذهن را از نظر لغوی می دانیم ولی منظور‬ ‫از این مشــارکت و تعامل اینها در حوزه‬ ‫درون با معنای ظاهــری انها تفاوت دارد‪.‬‬ ‫زمانی که شما شروع به توضیح و روایت این‬ ‫پروسه های درونی می کنید درگیر حرکت‬ ‫می شــوید‪ .‬برای مثال‪ ،‬وقتی می خواهید‬ ‫امتحان بدهید تنها با دانش کار انجام نمی‬ ‫شود‪ ،‬باید سوال داشته باشید و برای پاسخ‬ ‫دادن به سوال هایتان باید مطالعه کنید تا‬ ‫بتوانید درگیر موضوع شوید‪ ،‬سپس خود را‬ ‫مورد ازمون قرارمی دهید تا برای امتحان‬ ‫اماده شــوید ‪ .‬در این صورت دیگر شــما‬ ‫شــاگرد نیستید بلکه یک امتحان دهنده‬ ‫هستید و برای امتحان دادن امادگی دارید‪.‬‬ ‫اینطور نیســت که اگر ذهن درگیر مطلب‬ ‫شد همه توجه ما درگیر موضوع شود‪ ،‬بلکه‬ ‫باید بدن‪ ،‬ذهن‪ ،‬نفس‪ ،‬ارگان های حسی‪،‬‬ ‫ارگان های سخن گویی‪ ،‬همه و همه باید‬ ‫درگیر باشند تا بستر برای عمیق تر شدن‬ ‫فراهم شــود و شفافیت بیشتری به وجود‬ ‫اید‪ .‬واین شــفاف ســازی‪ ،‬موضوع و ماده‬ ‫فکری برای شــما مهیا مــی کند که قب ً‬ ‫ال‬ ‫بررســی کردیم که با چه ســاز و کاری به‬ ‫مدیتیشن کمک می کند‪.‬‬ ‫پس اسانا عمل انجام دادنی نیست‪ ،‬بلکه‬ ‫اسانا باید مورد گفتگو و مباحثه قرار گیرد‬ ‫تا پیشــرفت کند و عمق پیدا کند‪ .‬فرض‬ ‫کنید که شما می خواهید رانندگی کنید‪.‬‬ ‫اگر چشمان شما بسته باشد با اینکه همه‬ صفحه 59 ‫اعضای بدن شــما حاضرند ولــی قادر به‬ ‫رانندگی نیســتید‪ .‬این ماشین نیست که‬ ‫رانندگــی می کند و شــما هم به تنهایی‬ ‫ماشــین را نمی رانید بلکــه این تعامل و‬ ‫گفتگوی شــما و ماشین است که ماشین‬ ‫را بــه جلو مــی راند‪ .‬در مورد اســانا هم‬ ‫همینگونه است‪ .‬شــما باید با اسانا تعامل‬ ‫داشته باشید تا اســانا رانده شود و دراین‬ ‫میان سخنگویی نقش مهمی دارد‪ .‬فرض‬ ‫کنید شــما می خواهید از من هزار روپیه‬ ‫قرض بگیرید ‪ .‬اول مقدمه چینی می کنید‬ ‫و احوال خانواده را می پرســید تا مرا نرم‬ ‫کنید وبه دنبال ان من هم از احوال شــما‬ ‫می پرسم و شــما نیاز خود را مطرح می‬ ‫کنید و من هم پول مورد نیاز شما را به شما‬ ‫می دهم‪ .‬این یک هنر است ‪.‬شما باید بدن‬ ‫را اماده کنید تا به حرف شما گوش کند‪،‬‬ ‫مثل یک بچه که با اوبه مالیمت سخن می‬ ‫گویید تا تسلیم شما شود وگرنه مقاومت‬ ‫می کند‪ .‬بدن و ذهن هم مقاومت دارند و‬ ‫ما باید مهارت ســخنگویی با انها را داشته‬ ‫باشیم تا تسلیم شوند‪ .‬این که چه بگویید‬ ‫و چطور بگویید مهم است‪ .‬اگر معلم شما‬ ‫را تشویق کند‪ ،‬شما انگیزه پیدا می کنید‬ ‫حتی باالتر از ظرفیــت خود عمل کنید ‪.‬‬ ‫پس نوع ســخن و چگونگی ابراز ان حائز‬ ‫اهمیت است‪.‬‬ ‫جدا از جنبه ادبی‪ ،‬ارگان های ســخن‬ ‫گویــی از ان جایی اهمیت دارند که باعث‬ ‫شفاف شــدن موضوع می شــوند و با به‬ ‫زبــان اوردن تجربیات‪ ،‬شــما ماده فکری‬ ‫تولید می کنید‪ .‬واچیکا کریا هوشمندی‬ ‫و حافظه خود را دارد‪ .‬به این خاطر اســت‬ ‫که یک ســخنران خوب‪ ،‬الزاماً یک ادیب‬ ‫و نویســنده نیســت‪ .‬یک نویســنده باید‬ ‫خالقیت‪ ،‬تصویرســازی‪ ،‬شفافیت‪ ،‬حافظه‬ ‫و همــه ابزارهای الزم برای نوشــتن را در‬ ‫اختیار داشته باشــد‪ ،‬ولی ارگان های تیم‬ ‫سخن گویی متفاوتند‪ .‬این یک کار تیمی‬ ‫اســت‪ .‬به این خاطر است که پاتانجالی به‬ ‫سیستم سخن گویی اشاره دارد و نه فقط‬ ‫ارگان های سخن گویی‪.‬‬ ‫‪8‬‬ ‫برطبق سیستم پانینی‪ ، 7‬که پاتانجالی‬ ‫مفسر ان اســت و حتی در ادهیاتما‪ 9‬و‬ ‫ودانتــا شاســترا‪ ، 10‬ما چهار نوع ســخن‬ ‫داریم ‪.‬که عبارتند از پارا‪ ، 11‬پاشــیانتی‪،12‬‬ ‫مادهیامــا‪ ،13‬وایکاری‪ 14‬که هر یک در زیر‬ ‫دیگری قــرار دارد ‪.‬از همه باالتر و از همه‬ ‫زمخت تر وایکاری در حوزه دهان است‪.‬‬ ‫وایکاری سیســتم زبانی قابل شنیدن را‬ ‫شــامل می شــود که در سخن گفتن در‬ ‫کارند و جایگاه ان‪ ،‬دهان و زبان و منطقه‬ ‫صورت است‪ .‬حوزه بعدی مادهیاما در ناحیه‬ ‫گلو است در جایگاه ویشودی چاکرا‪، 15‬که‬ ‫همواره درگیر ســاختن حــروف صدادار‬ ‫اســت‪ .‬بدون حروف صدادار سخن گفتن‬ ‫ممکن نیســت‪ .‬این حــروف حائز اهمیت‬ ‫هستند‪ .‬فکر پشت ســخن ‪،‬عمدتا در این‬ ‫ناحیه متمرکز اســت بیش از انکه در مغز‬ ‫جای داشته باشد‪ .‬به همین خاطر است که‬ ‫گوروجی قادر بود میزان استرس افراد را از‬ ‫نگاه کردن به گلوی انها بفهمد‪ .‬فرد دچار‬ ‫استرس ‪ ،‬با افکار مختلف و بعضاً مخالف و‬ ‫مهاجم درگیر است که همگی به کالم در‬ ‫می ایند و کلمه شامل حروف صدادار است‬ ‫که جایگاه ان در ویشودی چاکرا و در حوزه‬ ‫مادهیاماست‪.‬‬ ‫پاشیانتی در ناحیه قلب است که جایگاه‬ ‫چیتا‪ 16‬و هوشمندی است‪ .‬پاشیانتی از نظر‬ ‫لغوی یعنی دیــدن وتجربه کردن‪ .‬تجربه‬ ‫کردن بدون دیدن ممکن نیست‪ .‬این دیدن‬ ‫توسط چشــم فیزیکی صورت نمی گیرد‪.‬‬ ‫چــون افراد کور هم تجربه می کنند‪ .‬همه‬ ‫تجربیات شما در اینجا ثبت و ذخیره می‬ ‫شوند‪.‬و بعد شما درباره انها فکر می کنید یا‬ ‫سخن می گویید‪.‬‬ ‫پارا اطراف ناف جای داردو منبع ســه‬ ‫نوع دیگر است ‪ .‬اگر شما با موسیقی سرو‬ ‫کار داشته باشید می دانید کدام صداها از‬ ‫مغز می ایند و کدام از گلو و کدام ازسینه‬ ‫و کدام ازشــکم ‪ .‬اگر صداها ســوپرانو و با‬ ‫فرکانس باال باشــند ازمغز می ایند و اگر‬ ‫باس و بم باشند از شکم‪ .‬زمانی که صحبت‬ ‫از سخن گفتن بی صدا باشد شما نیازی به‬ ‫استفاده از دهان و لب و گلو و ندارید‪.‬‬ ‫از کجا می توانیم ســخن در سکوت را‬ ‫از ذهن تمیز دهیم؟ ذهــن در کنترل ما‬ ‫نیست‪ .‬شما نمی توانید فکر را طلب کنید یا‬ ‫از پذیرفتن ان امتناع کنید‪ .‬افکار نامطلوب‬ ‫هم به ذهن خطور می کنند و کنترل ان در‬ ‫دست شما نیست‪ .‬ذهن راه خودش را می‬ ‫رود ولی سخن گویی در سکوت ‪ ،‬در دست‬ ‫شماست‪ .‬زمانی که تصمیم می گیرید که اسانا‬ ‫را قویتر یا به مدت طوالنی تر انجام دهید‪ ،‬این‬ ‫تصمیم در سکوت در کنترل شماست‪.‬‬ ‫بعد دیگــری از ارگان های ســخن گویی‬ ‫وجود دارد‪ .‬در اســانا وقتی به بطن ان نفوذ‬ ‫می کنیــد کریا های دیگری هم وجود دارند‪.‬‬ ‫اساناها منحصر به چالش های فیزیکی نیستند‬ ‫‪18‬‬ ‫بلکه عمق دارند و پرانا کریــا‪ ، 17‬تاتوا کریا‬ ‫‪ ،‬و چاکراکریا‪، 19‬بعدها در اســاناها ظاهر می‬ ‫شــوند که همگی بر اســاس واچیکا کریا و‬ ‫عمل ســخنوری انجام می شوند‪ .‬برای مثال‬ ‫پرانــا کریا چگونه کار می کند؟ می دانیم که‬ ‫سرعت و شــدت تنفس و حبس نفس روی‬ ‫اساناها تاثیرات خاصی دارند‪ .‬در همه اساناها‬ ‫توصیه می شود که قفسه سینه را باز کنید‪ .‬با‬ ‫ساز و کارهای بیو مکانیکی‪ ،‬با تنفس عمیق‪،‬‬ ‫حبس پس از دم‪ ،‬حبس پس از بازدم و غیره‪.‬‬ ‫حال می خواهیم با ســخن در سکوت‪ ،‬سینه‬ ‫را باز کنیم‪ .‬با صدای" ا " دم بگیرید و ســعی‬ ‫کنید ان را بکشید و در گلو ادامه دهید بدون‬ ‫انکه صدای ان بیرون بیاید‪ .‬در سیکل بعدی‬ ‫بــا زمزمه حرف صدادار "ا َ" ســینه را در دم‬ ‫باز کنید و در سیکل سوم با صدای "ای" دم‬ ‫بگیرید و سینه را باز کنید‪ .‬به تفاوت انها توجه‬ ‫کنید‪ ،‬هر یک به گونه ای سینه را باز می کنند‪.‬‬ ‫در بیومکانیــک‪ ،‬این اطالعات وجود ندارند‪ .‬با‬ ‫هــر یک از حــروف بی صدا ایــن تمرین را‬ ‫انجام دهید‪.‬‬ ‫‪a-aa-ee-oo-ay-ai-o-ou-um-aha‬‬ ‫سخن گویی در سکوت‪ ،‬از طریق سیستم‬ ‫پرانا می تواند اعجاب انگیز باشــد‪ .‬این مانند‬ ‫تجربه "یافتم‪ ،‬یافتم" ‪ 20‬است که جلسه امروز‬ ‫را با ان به پایان می رسانم‪.‬‬ ‫‪1-Karma sidhanta‬‬ ‫‪2-Kayika Karma‬‬ ‫‪3-Vachika Karma‬‬ ‫‪4-Manasika Karma‬‬ ‫‪5-Satvic – Rajasic – Tamasic Karma‬‬ ‫‪6-Vaikari‬‬ ‫‪7-Panini system‬‬ ‫‪8-Patanjali‬‬ ‫‪9-Adhyatma‬‬ ‫‪10-Vedanta sastra‬‬ ‫‪11-Para‬‬ ‫‪12-Pashyanti‬‬ ‫‪13-Madhyama‬‬ ‫‪14-Vaikari‬‬ ‫‪15-Vishodhi chakra‬‬ ‫‪16-Chita‬‬ ‫‪17-Prana kriya‬‬ ‫‪18-Tatva Kriya‬‬ ‫‪19-Chakra Kriya‬‬ ‫‪20-Eureka experience‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪59‬‬ صفحه 60 ‫صدای درون خود‬ ‫را پیدا کنید‬ ‫برگردان‪ :‬مائده حسن زاده‬ ‫سبک اموزشــی منحصر به فرد خود را‬ ‫اموزش دهید‪.‬نویسنده پائوال مایورا‬ ‫همه ی ما انســان هســتیم و انسان ها‬ ‫متفاوت اند با شــکل و اندازه های مختلف‬ ‫و شخصیت و ســبکهای متفاوت زندگی‪،‬‬ ‫هیچ معلــم یوگایی نمیتوانــد برای همه‬ ‫مناسب باشد‪.‬‬ ‫بسیاری از مردم در غرب از طریق چشم‬ ‫سوم‪،‬اساناها و وضعیت جسمانی وارد مسیر‬ ‫یوگا میشــوند‪.‬اما یوگا بیشتر بعنوان یک‬ ‫روش واقعی برای کاهش فشار و اَضطراب‬ ‫شناخته میشود و بســیاری از ادمها این‬ ‫روش را برای مدیریت زندگی خودشــان‬ ‫انتخاب میکنند‪.‬یــوگا نه تنها یک تمرین‬ ‫بدنی هســت بلکه این پتانسیل را دارد که‬ ‫موجب تحول هم بشود‪.‬این میتواند موجب‬ ‫ن یوگا بشود وحتی‬ ‫مسئولیتی برای معلما ‬ ‫مهمتــر از ان اموزش خوب در هر جهتی‬ ‫که شما قصد اموزش دادن در ان را دارید‬ ‫را بیشتر حائز اهمیت میکند‪.‬‬ ‫به عنوان یک مدرس یوگا من این فرصت‬ ‫را داشــتم تا در این ســفر شخصی شاهد‬ ‫بسیاری از شخصیتها باشم‪.‬من همیشه بر‬ ‫این باورم که اگر بعضی ها سبک کالسیک‬ ‫‪60‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫یوگا را اموزش ندهند(مثل دانشجویان یوگا‬ ‫روی مت در کالس ها)انها هم دارند یوگا را‬ ‫اموزش میدهند‪.‬چطور انها نتوانستند!یک‬ ‫نفر نمیتواند چیــزی را یاد نگیرد‪.‬یوگا در‬ ‫سلولهای شما تزریق میشودو هرکسی که‬ ‫با شما در تماس باشد هم به او نفوذمیکند‪.‬‬ ‫فرقی نمیکند بچه های شما باشند‪،‬شریک‬ ‫زندگیتان‪،‬همــکار یا حتــی غریبه ها‪.‬غیر‬ ‫ممکن است خود واقعیتان نباشید و اگاهی‬ ‫که کشف کردید را انکار کنید‪.‬‬ ‫بنابراین با توجه به تجربه خود در پاسخ‬ ‫به این ســوال که "چطور سبک تدریس‬ ‫خودمــان را توســعه بدهیم"هنرجویان‬ ‫باتوجه به اینکه چه نوع ســبکی را دوست‬ ‫دارند وارد یک دوره مربیگری یوگا میشوند‬ ‫و ممکن اســت چیزی باشــد که دوست‬ ‫دارند و تدریس میکنند‪.‬همچنین مشاهده‬ ‫کردم که در طول سفر هجده ماهه ممکن‬ ‫است تغییر مسیر بدهند البته نه همه انها‬ ‫تعدادی از انها چشــم انداز روشنی دارند‬ ‫که باقی می ماند اما برخی از انها عاشــق‬ ‫یک سبک خاص یوگا هستند که فقط یک‬ ‫کشف و جستجوی دوست داشتنی است‪.‬‬ ‫ایــن اغلب درباره یافتن تعادل توســط‬ ‫خودشــان اســت‪.‬مهترین چیز این است‬ ‫که مســیر و دوره خودتان را با چشــمی‬ ‫باز انتخاب کنیدو تمایل به پذیرش تغییر‬ ‫بــرای ایگو(نفس) خود بیرون از خودتان و‬ ‫لذت بردن از ســفر است‪.‬این ممکن است‬ ‫شما را به جایی ببرد که حتی تصورش را‬ ‫هم نمیکردید‪.‬‬ ‫من معتقدم اگر خود واقعیمان باشــیم‬ ‫همیشــه می توانیم در مســیر چیزی که‬ ‫دوست داریم بهترین باشیم‪.‬‬ ‫به معلمهایی فکر کنید که شما دوستشان‬ ‫داشتید و الهام بخش شما بودند؛چه چیز‬ ‫مشترکی داشتند؟ممکن است که شگفت‬ ‫انگیز ترین بدن دنیا باشــد یا شهرت انها‬ ‫که توجه شما را به خود جلب کرده‪.‬اما چه‬ ‫چیزی باعث شد که شما ادامه بدهید؟من‬ ‫تقریبا مطمئن هستم این چیزی هست که‬ ‫در راستای اصالت انهاست‪،‬اشتیاق خالص‬ ‫و دانش انها برای کاری که انجام میدهند‪.‬‬ ‫ما این مهارت جــذب کننده را با کپی‬ ‫کردن از شخص دیگر توسع ه نمیدهیم‪.‬ما‬ ‫فقط با گسترش اینکه خود واقعیمان باشیم‬ ‫با تطبیق ساتیا(حقیقت )رشد میکنیم‪.‬‬ ‫واقعا چه چیزی باعث شــعله ور شدن‬ ‫درون شــما میشــود؟هرچه که باشد اگر‬ ‫دنبال شود با جذب دانش و افزایش اعتماد‬ ‫به نفس اشــتیاق و عالقه شــما را بیشتر‬ ‫میکند تا زمانی که چیزی فقط یک تصور‬ ‫از اشتراک لذت در یوگا بود به طور طبیعی‬ ‫از صدای درون شما جاری شود‪.‬‬ ‫بنابراین صریح باشیدو خود واقعیتان‪،‬یاد‬ ‫بگیرید که انچه برای ذهــن ‪،‬بدن و روح‬ ‫شــما مناسب است را حس کنید‪ .‬وقتی از‬ ‫این مکان می اید انرژی طبیعی و زیبایی‬ ‫را دارد‪.‬انچه را که دوســت دارید اموزش‬ ‫بدهید‪،‬از کســی که هستید نترسید‪-‬شما‬ ‫هرگز نمیتوانید معلم مناسبی برای همه‬ ‫باشــید اما حداقل میتوانید با این نگرش‬ ‫معلم درستی برای همه دانشجویانی باشید‬ ‫که با حضور و اعتقادشان موجب خوشنودی‬ ‫شما میشوند ‬ ‫پائوال مایورا بنیاگذار اکادمی یوگا مایورا‬ ‫منبع‪Vastu_breathinging life into Space :‬‬ صفحه 61 ‫فرهنگ لغات یوگا‬ ‫واحد تحریریه‬ ‫یادگیــری زبان جدید مانند یک ســفر‬ ‫جدید و پر از جاذبه است ‪ ،‬که در ان فرهنگ‬ ‫دیگری را کشف می کنیم ‪.‬‬ ‫مطالعه و یادگیری زبان سانسکریت (زبان‬ ‫باستانی هندی) می تواند به شما کمک کند‬ ‫تا در تمرینات یوگای خود عمیق تر شوید‬ ‫و درک و اگاهی بیشــتری از مســیر خود‬ ‫داشته باشید ‪.‬‬ ‫چه مسیر یوگا را تازه شروع کرده باشید و‬ ‫چه سالیان در مسیر بوده باشید ‪ ،‬چیزهای‬ ‫زیادی برای کشف و درک این زبان شیرین‬ ‫و شگفت انگیز وجود دارد ‪.‬‬ ‫در این شــماره از ماهنامه برای شما ‪۵۰‬‬ ‫کلمه متداول سانســکریت و معنی انها را‬ ‫به اشتراک گذاشته ایم که میتوانید سطح‬ ‫اگاهی و دانش خود را گســترش دهید و با‬ ‫درک بیشتری هر روز روی مت یوگای خود‬ ‫بایستید و تمرین کنید ‪.‬‬ ‫‪ : Ahimsa-1‬عدم خشونت‬ ‫‪ : Ananda-2‬سرور ‪ ،‬شادی‬ ‫‪ : Asana-3‬وضعیت های یوگا‬ ‫‪ : Ashtanga-4‬هشت مرحله‬ ‫‪ : Avidya-5‬جهالت‬ ‫‪ : Ayurveda-6‬علم زندگی‬ ‫‪ : Bhakti-7‬عشق و سر سپردگی و اتصال‬ ‫به خداوند‬ ‫‪ : Chitta-8‬اگاهی (ذهن)‬ ‫‪ : Dhyana-9‬مراقبه‬ ‫‪ : Drishti-10‬نگاه دقیق‬ ‫‪ : Guru-11‬معلم ‪،‬حکیم‬ ‫‪ : Ida Nadi-12‬کانال انرژی اصلی هدایت‬ ‫پرانا از چپ‬ ‫‪ : Pingala Nadi-13‬کانــال انــرژی اصلی‬ ‫هدایت پرانا از راست‬ ‫‪ : Sushumna Nadi-14‬اصلــی تریــن و‬ ‫مهمترین نادی در بدن پرانیک‬ ‫‪ : Nadi-15‬کانال یا مسیر عبور انرژی‬ ‫‪ : Japa-16‬تکرار اذکار و تکرار مداوم نام‬ ‫خداوند است‬ ‫‪ : Mantra-17‬کلمات یا اواهایی به معنی‬ ‫رها شــدن از فکــر ‪،‬با تکــرار ان ها برای‬ ‫ایجاد انــرژی و ارتعاش در جســم و روح‬ ‫استفاده میشود‪. .‬‬ ‫‪ : Kosha-18‬غالف ‪ ،‬جلد ‪ ،‬الیه وجودی‬ ‫‪ : Kundalini-19‬بیداری انرژی خفته‬ ‫‪ :Mandala-20‬دایــره هایی نمادین برای‬ ‫تمرکز بر خویشتن و جســتجو در درون‬ ‫انسان است‪.‬‬ ‫‪ : Mudra-21‬نماد‪ ،‬ژست ‪ ،‬قفل‬ ‫‪ : Namaste-22‬به معنی سالم ‪ ،‬من به ان‬ ‫ذره خدایی که در توست تکریم میکنم‪.‬‬ ‫‪ : Nirodhah-23‬کنترل یا فرمانروایی‬ ‫‪ : Nyama-24‬نظــم و انضبــاط در‬ ‫زندگی روزمره‬ ‫‪ : )OM (AUM-25‬صدای افرینش‬ ‫‪ : Prana-26‬نیروی حیاتی‬ ‫‪ : Pranayama-27‬گسترش نیروی حیاتی‬ ‫‪ : Samskara-28‬نیرو ‪ ،‬اراده ‪ ،‬ساختن (هر‬ ‫عمــل تجربه ای می افریند که خاطره ان‬ ‫تجربه سامسکارا نامیده میشود)‬ ‫‪ :Satya-29‬حقیقت گویی‬ ‫‪ : Shakti-30‬نیــروی مقــدس ‪ ،‬قــدرت‬ ‫بخشیدن‬ ‫‪ : Tapas-31‬ریاضت‬ ‫‪ : Yoga-32‬اتحاد و یکپارچگی ‪ ،‬هماهنگی‬ ‫جسم ‪ ،‬روح و ذهن‬ ‫‪ : Surya-33‬خورشید‬ ‫‪ : Namaskara-34‬سالم و درود‬ ‫‪ : Chandra-35‬ماه‬ ‫‪ : Shanti-36‬صلح ‪ ،‬ارامش ‪ ،‬اسایش‬ ‫‪ : Karma-37‬عملکرد فرد در زندگی‬ ‫‪ : Chakra-38‬مراکز انرژی‬ ‫‪ : Sutra-39‬به معنی رشــته نخ اســت و‬ ‫نشــان دهنده نوشته هایی است که تفکر‬ ‫ممتد را حمل میکند‪.‬‬ ‫‪ : Swadhyaya-40‬مطالعه طبیعت خویش‬ ‫‪ : Yama-41‬اخالقیات‬ ‫‪ : Sadana-42‬هدف ‪ ،‬اگاهی ‪ ،‬نظم و نیت‬ ‫(اقدامات منظم)‬ ‫‪ : Agni-43‬اتش‬ ‫‪ :Sankalpa-44‬نیت ‪،‬هدف ‪ ،‬خواسته‬ ‫‪ : Shala-45‬خانه تمرین یا استودیو یوگا‬ ‫‪ : Moksha-46‬رهایی ‪ ،‬ازادی‬ ‫‪ : Pratyahara-47‬پس کشــیدن حواس از‬ ‫بیرون به درون‬ ‫‪ : Samadhi-48‬اتحــاد و وصل شــدن با‬ ‫خداوند‬ ‫‪ : Jnana-49‬خرد ‪ ،‬دانایی و دانش‬ ‫‪ : Brahmacharia-۵۰‬خویشتن داری جنسی‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪61‬‬ صفحه 62 ‫رنگ امیزی مانداال‬ ‫مانداال رنگ کنید و جایزه بگیرید‬ ‫مانداالها معموال نقوش هندسی و متقارنی هستند که در مربع و‬ ‫دایره جای میگیرند و طرح های دل انگیزی را تشکیل می دهند‪.‬‬ ‫این مانداالی زیبا را با رنگ های دلخواهتان رنگ امیزی کنید تا‬ ‫ضمن افزایش تمرکز و توجه ‪،‬از اوقاتی خوش و ارامش ناشی از ان‬ ‫لذت ببرید‪،‬سپس تصویر ان را برای ما بفرستید‪.‬‬ ‫به زیباترین کار‪ ،‬جوایزی تعلق خواهد گرفت‪.‬‬ ‫‪62‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ صفحه 63 ‫اصالحیه خبر‬ ‫در صفحه اخبار شــماره ‪ ۱۶۳‬ماهنامه دانش یــوگا (تیرماه ‪ )۱۴۰۱‬نام‬ ‫شرکت کنندگان در مراسم روز جهانی یوگا توسط کمیته یوگا استان تهران‬ ‫به صورت کامل اعالم نشد‪ .‬بدینوســیله نام از قلم افتادگان در همایش روز‬ ‫جهانی یوگا در پارک پلیس تهران به شرح زیر اصالح می گردد‪ :‬دکتر ولی اهلل‬ ‫شجاع پوریان رییس هیت همگانی استان تهران و خانم شیرین اقا محی الدین‬ ‫دبیر کمیته یوگا استان تهران از جمله کادر برگزار کننده مراسم روز جهانی‬ ‫یوگا در پارک پلیس تهران بودند که بدینوسیله تصحیح می گردد‪.‬‬ ‫تمرینات عملی یوگا در باشگاه دانشیوگا‬ ‫سبک یوگای شیواناندا و اشتانگایوگا‬ ‫بصورت انالین (نیمه خصوصی) و حضوری‬ ‫تمرینات عملی یوگا‬ ‫اموزشحرکات پیشرفتهیوگا‬ ‫جهت مربیان باسابقه و شرکت کنندگان در مسابقات یوگا‬ ‫اموزش اشتانگا یوگا (مخصوص بانوان)‬ ‫اموزش یوگا برایکودکان‬ ‫اموزش تکنیک های تمرکز فکر برای رسیدن به ارامش‬ ‫اموزش مبانی ایورودا‬ ‫یوگا نیدرا‬ ‫‪danesheyoga.com‬‬ ‫‪instagram.com/danesheyoga‬‬ ‫‪telegram.me/danesheyoga‬‬ ‫‪facebook.com/yoga.knowledge‬‬ ‫‪aparat.com/danesheyoga‬‬ ‫‪02188318189-02188319054‬‬ ‫فرم اشتراک مجله دانش یوگا‬ ‫نام و نام خانوادگی‪:‬‬ ‫نشانی کامل پستی‪:‬‬ ‫کد پستی یا صندوق پستی(حتما قید شود)‬ ‫تلفن ثابت ‪:‬‬ ‫تلفن همراه‪:‬‬ ‫شماره کارت مجله دانش یوگا ( بانک ملی)‪:‬‬ ‫‪6037991199530522‬‬ ‫اشتراک ‪ ۶‬ماه (‪ 6‬شماره)‪ 2۵0000 :‬تومان‬ ‫شماره واتساپ جهت ارسال اطالعات ‪09106714071‬‬ ‫دانش یوگا مرداد | شماره ‪۱۶۴‬‬ ‫‪63‬‬ صفحه 64 Real Talk If I don’t do yoga every day, I fall apart. Maybe this sounds dramatic, but navigating a worldwide pandemic, economic turbulence, social injustice, yearround wildfires in my home state of Colorado, and, most recently, a war, is hard on the nervous system. My mental health depends on the 25 minutes I spend on the mat each morning doing gentle asana, plus three to five minutes of breathwork, and 10 minutes of meditation or chanting. Yet, most mornings, I still have to force myself to do all of that instead of doomscrolling through the daily tragedies on my social media. Is this morning practice essential? Absolutely. Is it super fun? Hmm . . . not so much. It’s like taking vitamins and going to bed early. It’s the responsible thing to do. My yoga routine has become just another part of adulting. But does staying well really need to be so serious all the time? (Previous Page): Practicing AcroYoga takes two. (Facing Page): The relationship between a flyer and a lifter (also known as a base) depends on mutual trust. Are you, like me, a little burned out on your yoga routine? Just going through the motions, practicing along with your usual YouTube video every day? Have you been flowing through the same vinyasa sequence since 2008? Maybe it’s time for us to shake things up and have some fun with our practice again. Returning to Play Remember how much fun it can be to just be in your body and play? No? Makes sense. As adults in a society that rewards hyperproductivity, playtime is not actively encouraged. But it should be. The cognitive and mental health benefits can keep us healthy, happy, and mentally sharp. But what is play anyway? According to a 2009 article from The American Journal of Play by research professor of psychology Peter Gray, it is activity that is self-chosen and self- directed, intrinsically motivated, imaginative, and done in a non-stressed state of mind. In short, play is fun for the sake of fun. Just like yoga, it’s a means, not an end. And it’s good for the brain. Along with the obvious benefits of play—reducing stress, increasing happiness and general wellbeing— playing boosts cognitive function as well. In a 2003 study, play was shown to increase Brain-Derived Neurotropic Factor (BDNF), a substance essential for the growth of brain cells. It’s also been shown to be instrumental in the development of the area of the brain responsible for executive tasks, such as planning, decision-making, problem-solving, and emotional regulation. It can be a way to fire up dormant synapses in your brain. And play can lower the risk of developing age-related conditions such as Alzheimer’s and dementia. Finally, play inspires novelty, surprise, and originality, which leads to more flexible thinking, including unusual connections between ideas that can improve problem- solving skills and stimulate creativity. So, with all that in mind, I tried out some different forms of yoga that took me way out of my comfort zone and into the realm of play. Summer2022 ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ 64 صفحه 65

آخرین شماره های ماهنامه دانش یوگا

ماهنامه دانش یوگا 163

ماهنامه دانش یوگا 163

شماره : 163
تاریخ : 1401/04/08
ماهنامه دانش یوگا 162

ماهنامه دانش یوگا 162

شماره : 162
تاریخ : 1401/03/02
ماهنامه دانش یوگا 161

ماهنامه دانش یوگا 161

شماره : 161
تاریخ : 1401/02/01
ماهنامه دانش یوگا 159-160

ماهنامه دانش یوگا 159-160

شماره : 159-160
تاریخ : 1400/12/28
ماهنامه دانش یوگا 158

ماهنامه دانش یوگا 158

شماره : 158
تاریخ : 1400/11/10
ماهنامه دانش یوگا 157

ماهنامه دانش یوگا 157

شماره : 157
تاریخ : 1400/10/30
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!