ماهنامه دانش یوگا شماره 130 - مگ لند
0
صفحه قبل

ماهنامه دانش یوگا شماره 130

صفحه بعد

ماهنامه دانش یوگا شماره 130

ماهنامه دانش یوگا شماره 130

‫فهرست‬ ‫‪Contents‬‬ ‫‪3‬‬ ‫ ‬ ‫سرمقاله‬ ‫‪4‬‬ ‫سخن مدیرمسئول‬ ‫‪8‬‬ ‫سواالتی برای پرسیدن؛ اطالعاتی برای دانستن‬ ‫‪11‬‬ ‫برندۀ مسابقۀ عکاسی تیر ماه ‪1398‬‬ ‫‪12‬‬ ‫گفت وگویی با نویسندۀ کتاب چرا یوگا تاثیرگذار است‬ ‫یوگا و ورزش‪ :‬کاربرد یوگای جامع‪ ،‬برای ورزش های قهرمانی ‪14‬‬ ‫‪16‬‬ ‫بزرگ ترین مانع زندگی ما‬ ‫‪18‬‬ ‫صلح جهانی‬ ‫‪20‬‬ ‫قدرت ارزو‬ ‫‪22‬‬ ‫سفرنامۀ هند (‪)2‬‬ ‫‪24‬‬ ‫سعادت ابدی (خواب و رویا)‬ ‫‪28‬‬ ‫یوگا همراه با ابزار‬ ‫‪30‬‬ ‫کریا یوگا در اب‬ ‫‪34‬‬ ‫یوگا؛ یار شما در خانه‪ :‬وضعیت مثلث‬ ‫‪37‬‬ ‫برهماچاریا‬ ‫‪38‬‬ ‫اسیب شناسی در یوگا‬ ‫‪41‬‬ ‫کلمات الهام بخش‬ ‫‪42‬‬ ‫تمرین های ضروری هنگام مسافرت هوایی‬ ‫‪45‬‬ ‫جوانان توانمند‬ ‫‪46‬‬ ‫اینستاگرام یوگا (پیرامون اسیب شناسی یوگا )‬ ‫‪47‬‬ ‫اخبار‬ ‫‪48‬‬ ‫از پاشوپاتینات تا گنگ‬ ‫‪52‬‬ ‫کریایوگا‬ ‫‪54‬‬ ‫خالقیت در همدلی‬ ‫‪56‬‬ ‫یک وعده غذای گیاهی‬ ‫‪58‬‬ ‫پیام هایی برای روز جهانی یوگا‬ ‫صاحب امتیاز و مدیر مسئول‪ :‬سیدعبدالحمید موحدی نائینی‬ ‫عضو انجمن مدیران مطبوعات‬ ‫زیر نظر شورای سیاست گذاری‬ ‫سرپرست گروه مترجمین‪ :‬عاطفه شریفان‬ ‫امور مالی‪ :‬سید عبدالمجید موحدی نائینی‬ ‫مدیر امور هنری‪ ،‬گرافیست و طراح روی جلد‪ :‬محمدرضا موحدی نائینی‬ ‫سازمان اگهی ها‪ :‬رابعه ربیعی‬ ‫روابط عمومی‪ :‬سهیال موحدی‬ ‫امور مشترکین و مسئول توزیع‪ :‬محمدرضا موحدی نائینی‬ ‫ویراستار‪ :‬مریم محمدی‬ ‫لیتوگرافی و چاپ‪ :‬شرکت رواق روشن مهر‬ ‫سال هجدهم ‪ -‬مرداد و شهریور ‪1398‬‬ ‫شماره ‪130‬و‪131‬‬ ‫شهادت علی ابن الحسین (ع) سومین پیشوای شیعیان جهان بر دوسداران ان حضرت تسلیت باد‬ ‫از عزیزانی که مایل به همکاری با مجلۀ دانش یوگا هستند‪ ،‬خواهشمندیم‬ ‫مقاالت خود را به ادرس پست الکترونیکی مجله ارسال فرمایند‪.‬‬ ‫تحریریۀ مجله در دخل‪ ،‬تصرف و ویرایش مطالب ارسالی کام ً‬ ‫ال ازاد است‪.‬‬ ‫همکاران این شــماره‪ :‬ســید محمد ازاد‪ ،‬مهتاب کالنتری‪،‬‬ ‫سینا صمیمی‪ ،‬مرضیه شریفان‪ ،‬شهال قاسمیان دستجردی‪،‬‬ ‫مستانه پرسش‪ ،‬راضیه افخمی‪ ،‬اریا اصغری‪ ،‬مونا افتخار افضلی‪،‬‬ ‫حامد رنگین کمان‪ ،‬پــدرام نظری‪ ،‬امین مطیعی‪ ،‬لعیا نبی فر‪،‬‬ ‫پیام صمدی خادم‪ ،‬شیمال خان‬ ‫نشانی‪ :‬شمال میدان هفت تیر‪ ،‬ابتدای مفتح شمالی‪،‬خیابان مالیری پور‪ ،‬نبش‬ ‫خیابان ارام‪ ،‬پالک ‪16+1‬‬ ‫تماس با تحریریه‪:‬‬ ‫تلفن‪88318189-88319054 :‬‬ ‫تلگرام‪09902260640 :‬‬ ‫تماس با سازمان اگهی ها‪88842667 :‬‬ ‫فکس‪۸۹۷۸۵8۳۰:‬‬ ‫کدپستی‪1575783113 :‬‬ ‫‪info@danesheyoga.com‬‬ ‫‪www.danesheyoga.com‬‬ ‫‪@danesheyoga‬‬ ‫‪/yoga.knowledge‬‬ ‫شماره ‪130‬و‪131‬‬ ‫بزرگ ترین مانع زندگی ما‬ ‫ســوامی دورگاناندا از شاگردان مستقیم سوامی ویشنو‬ ‫دوانانــدا اســت که در حــال حاضر ریاســت مراکز و‬ ‫اشرام های یوگا شیواناندا در اروپا را عهده دار است‪.‬‬ ‫مطلــب ذیل یکی از ســخنرانی های اوســت که طی‬ ‫ان به گفته هــا‪ ،‬نکته ها و تجربه های کســب کرده از‬ ‫استادش می پردازد‪.‬‬ ‫‪16‬‬ ‫قدرت ارزو‬ ‫اگرمی خواهیــم در مســیر حقیقــت گام برداریم باید‬ ‫بدانیم که هدف و ارزوی واقعی مان چیســت؟ ایا واقعاً‬ ‫می خواهیم به حقیقت برســیم و یا انگیزه های دیگری‬ ‫داریم؟ برای اینکه دچار این اشتباه نشویم خوب است هر‬ ‫روز در مدیتیشن صبح گاه ارزو ونیت مان را بیان کنیم‪.‬‬ ‫و به خود بگوییم کــه هدف مان از انجام تمرینات یوگا‬ ‫چیســت؟ به خود یاداوری کنیم که یوگا یعنی وحدت‬ ‫و یگانگی با خداوند و خواســت اصلی ما رسیدن به این‬ ‫هدف است‪.‬‬ ‫‪20‬‬ ‫اینستاگرامیوگا‬ ‫(پیرامون اسیب شناسی یوگا )‬ ‫ی ما به گونه ای شده است که ارتباط‬ ‫امروزه سبک زندگ ‬ ‫معنایــی چندانی بــا حقیقت زندگی ما نــدارد‪ .‬درواقع‬ ‫غالــب کارهایی که ما انجام می دهیــم یا چیزهایی که‬ ‫می خریم‪ ،‬بیشــتر از انکه جنبۀ استفادۀ واقعی برای مان‬ ‫داشته باشد‪ ،‬یک جور میل پنهان "نمایش" در ان نهفته‬ ‫است‪ .‬درست است که این پدیده یکی از بارزترین وجوه‬ ‫زندگی مصرف گرایانه اســت که ما امروز در دوران ان به‬ ‫سر می بریم‪ ،‬اما بدون شک پدیده ای به اسم "اینستاگرام"‬ ‫تاثیر ویژه ای در ایجاد این سبک زندگی داشته است‪.‬‬ ‫‪46‬‬ ‫از پاشوپاتینات تا گنگ‬ ‫موسســۀ دانش یوگا هر از چندگاه سفرهایی را تدارک‬ ‫می بیند که به نحوی با یوگا مرتبط است و شرکت کنندگان‬ ‫در ان ها ضمن انجام تمرینات یــوگا‪ ،‬به طبیعت گردی‬ ‫می پردازند و از نقــاط و جاذبه های مرتبط با یوگا دیدار‬ ‫می کنند و با رژیم غذایی که یوگا به ان تاکید دارد اشنا‬ ‫می شوند و در نهایت به افزایش دانش و تجربه های خود‬ ‫در خصوص راه های رســیدن به سالمت جسم و ذهن و‬ ‫راه های کسب ارامش می پردازند و تقریباً هر سال گزارش‬ ‫یک سفر به کشــور نپال که توسط دانش یوگا با حضور‬ ‫جمعی از مربیان و عالقه مندان به یوگا برگزار گردیده در‬ ‫مجله چاپ می شود‪.‬‬ ‫‪2‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪48‬‬ ‫جناب اقای دکتر نادر شکری‬ ‫ریاست محترم انجمن یوگای کشور‬ ‫انتخاب مسرت بخش جنابعالی در منصب ریاست انجمن یوگا‬ ‫بشــارت دهنده ایجاد محیطی پویا و سرشار از شور و نشاط و‬ ‫نویدبخش تحوالتی عظیم در این رشته ورزشی است‪.‬‬ ‫از درگاه ایــزد منان عزت‪ ،‬ســربلندی و توفیقات جنابعالی را‬ ‫خواستاریم‪.‬‬ ‫مدیرمسئول و اعضای هیئت تحریریه مجله دانش یوگا‬ ‫همراهان مجلۀ دانش یوگا‪ ،‬قطعاً شما که یوگا را به عنوان شیوه ای برای زندگی بهتر برگزیده اید همواره با اگاهی‬ ‫و سیر درون سعی در صیقل دادن الماس وجودی خود دارید تا از خود انسانی واالتر بسازید‪ .‬نیمۀ مرداد ماه در‬ ‫تقویم روز کرامت انسانی نام گذاری شده و از انجا که مهم ترین بخش یک نظام فلسفی‪ ،‬نوع نگرش ان به محورهای‬ ‫اصیل انسانی است‪ ،‬یوگا نیز نگاهی ریشه دار و عمیق به معرفت و کرامت انسانی دارد و ان را راه نجات انسان می داند‪.‬‬ ‫تمرین درســت اندیشــیدن و فکر کردن دائمی به خداوندی ناظر‪ ،‬قوۀ تمیز و تشخیص نیک و بد‪ ،‬رهایی از هر چیز و‬ ‫هرکس به جز پروردگار‪ ،‬صداقت و راست گوئی‪ ،‬صراحت بیان و دوری از تملق‪ ،‬نیکی به دیگران‪ ،‬دعای خیر برای همه‪،‬‬ ‫همدردی و شفقت‪ ،‬صدمه نرساندن به موجودات‪ ،‬نوع دوستی و نیکوکاری‪ ،‬مثبت اندیشی و داشتن شور و اشتیاق‪ ،‬همۀ‬ ‫این ها وسیله ای کامل برای درک و فهم حقیقت و راه یابی به کرامت انسانی است تا به عالی ترین شکل خود که همان‬ ‫تحقق وحدت و یکی یافتن خود با خداوند است منتهی شود‪ .‬همه می توانند به این درجه برسند‪ ،‬مشروط بر ان که این‬ ‫اصول مهم را در نظر بگیرند و رعایت کنند‪ .‬مسیر با تمام سختی هایش برای همۀ ما روشن است‪ ،‬اگر بخواهیم از درون‬ ‫خودمان شروع کنیم نه انکه منتظر بهبود وضع جهان بنشینیم‪.‬‬ ‫‪3‬‬ ‫خ‬ ‫م‬ ‫غ‬ ‫شت‬ ‫شت‬ ‫شت‬ ‫ور م گذ ه گذ ه اه گذ ه‬ ‫سید عبدالحمید موحدی نائینی‬ ‫چنــدی پیــش فیلمی از مراســم اهــدای جایزۀ‬ ‫افتخاری نخل طالیی جشــنوارۀ فیلم کن ســال ‪ 2019‬به الن‬ ‫دلون(‪1935‬م)‪ ،‬بازیگری که از نشــانه های ســینمای فرانســه‬ ‫در دهه هــای ‪ 70‬تا ‪ 90‬میالدی اســت‪ ،‬در تلویزیون به نمایش‬ ‫گذاشته شد‪ .‬در این فیلم زمانی که الن دلون ‪ 84‬ساله برای اخذ‬ ‫جایزۀ نخل طالیی به جایگاه دعوت می شود‪ ،‬در حالی که جایزه‬ ‫را دریافت می کند‪ ،‬پشت میکروفون قرار می گیرد و جمالتی را بر‬ ‫زبان می اورد که هم خودش و هم جمعیت چندهزار نفری داخل‬ ‫سالن را تحت تاثیر قرار می دهد‪.‬‬ ‫او که به زحمت جلوی گریــه اش را می گیرد اظهار می دارد‪:‬‬ ‫«زمانــی که هنرپیشــگی را اغاز کردم‪ ،‬دوســتی به من گفت‬ ‫می توانی این کار را انجام دهی ولی یک چیز خیلی سخت است‬ ‫و ان هــم دوام ان اســت‪ .‬و من هم برای ‪ 62‬ســال دوام اوردم‬ ‫و حاال می فهمم که چقدر ترک کردنش ســخت است و امشب‬ ‫برای من بیش از انکه پایان مناسبی بر فعالیت حرفه ای ام باشد‪،‬‬ ‫به نظرم پایان زندگی اســت‪ .‬امشب انگار مراسم یادبود من پس‬ ‫‪4‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫از مرگم برگزار می شود‪ ،‬البته در زمانی که هنوز‬ ‫زنده هستم»‪.‬‬ ‫الن دلون‪ ،‬هنرپیشــۀ فرانســوی که از دهه ی ‪ 60‬تا ‪2000‬‬ ‫میالدی از معروف ترین بازیگران ســینمای جهان بود‪ ،‬اکنون با‬ ‫گذشــته اش در حال نبرد اســت‪ .‬او که از سال ‪ 1999‬تا کنون‬ ‫در سوئیس زندگی می کند‪ ،‬ان چنان خاطرات ‪ 62‬سال بازی در‬ ‫ســینما ذهنش را درگیر کرده است که با همۀ ثروت‪ ،‬شهرت و‬ ‫جاه و مقام‪ ،‬خاطرات سال های گذشته دست از سر او برنمی دارند‬ ‫و او را به حال خود رها نمی کنند‪ .‬سال ها پیش‪ ،‬زمانی که فیلمی‬ ‫از الن دلون در سینماهای تهران به نمایش در می امد‪ ،‬صف های‬ ‫طوالنی برای خرید بلیط و تماشــای فیلم او تشکیل می شد و‬ ‫اکنــون در حالی که گرد پیری بر چهره اش نشســته‪ ،‬زمانی که‬ ‫می خواهد برای جمعیت صحبت کند تنها چند کلمه می گوید‬ ‫ان هم بــا بغضی که همه را تحت تاثیر قــرار می دهد‪ .‬او از ‪62‬‬ ‫سالی که گذشته و حتی یک لحظۀ ان قابل بازگشت نیست تنها‬ ‫چند جمله بر زبان می اورد‪ .‬البته خوانندگان عزیز به این مسئله‬ ‫معتقدند که این تنها الن دلون معروف نیســت که اسیر گذشته‬ ‫است‪ ،‬اکثر ادم ها از جمله من و شما هم شاید با زندگی در گذشته‪،‬‬ ‫چسبیدن به خاطرات قدیمی و مرور وقایع گذشته‪ ،‬زندگی مان را به‬ ‫شدت محدود کرده باشیم‪.‬‬ ‫همۀ ما خاطراتی از گذشــته داریم‪ .‬از دوران کودکی‪ ،‬مدرســه‪،‬‬ ‫نوجوانی‪ ،‬از سال های دور‪ ،‬از پیشامدهای بسیار خاص تا پیشامدهایی‬ ‫کلی همچــون روز ازدواج‪ ،‬تولد اولین فرزند‪ ،‬خرید اولین اتومبیل‪،‬‬ ‫اولین خانه و‪. ...‬‬ ‫قوی ترین خاطرات مان کم و بیش از دوران نوجوانی و اوایل دورۀ‬ ‫بزرگسالی (حدود ‪ 11‬تا ‪ 25‬سالگی) و نیمۀ دوم دهۀ گذشته است‪،‬‬ ‫هرچند خاطرات تلخ و شــیرین از زمان کودکی تا بزرگسالی برای‬ ‫همیشــه باقی می ماند و دوستانی که سن و سالی از ان ها گذشته‬ ‫اســت گاهی یاد شعر «خاطرات کودکی برنگردد دریغا» می افتند؛‬ ‫ولی بعضاً از خاطرات مان برای کسب نکات مثبت استفاده نمی کنیم‬ ‫و منفی ها را در ذهن مان مرور می کنیم‪ ،‬به عنوان مثال خیلی وقت ها‬ ‫دوستان قدیمی دور هم جمع می شوند و ساعت ها دربارۀ روزهای‬ ‫خوش گذشــته گپ می زنند‪ .‬از مردگان و رفتگان و چیزهایی که‬ ‫قب ً‬ ‫ال بوده و دیگر نیست سخن به میان‬ ‫می اورنــد و در انتها هــم می گویند‪:‬‬ ‫«یادش بخیر‪»...‬‬ ‫گاهی می بینیم کسانی هم هستند‬ ‫که ســاعاتی از روز خود را با یاداوری‬ ‫اتفاقات تلخ گذشــته تبــاه می کنند‪.‬‬ ‫ان ها با بــه یــاد اوردن بی عدالتی ها‬ ‫و ظلم هایی که در حق شــان شــده یا‬ ‫سخنان نامربوطی که به ان ها زده شده‬ ‫است‪ ،‬برای شکست هایی که خورده اند‬ ‫و یا فرصت هایی که از دســت داده اند‬ ‫احساس افســردگی می کنند و با خود‬ ‫کلنجار می رونــد‪ .‬فرکانس های منفی‬ ‫چنین افرادی بعضاً به قدری قوی است‬ ‫که هیچ فضایی در ذهن شان برای ورود‬ ‫افکار مثبت باقی نمی ماند‪ .‬چنین حالتی‬ ‫ان پیام معــروف را به یاد می اورد که‪:‬‬ ‫«گاهی اوقات می خندم به روزهایی که‬ ‫گریه کردم و گاهی می گریم به روزهایی‬ ‫که خندیدم‪».‬‬ ‫محققان اعتقــاد دارند ان دســته‬ ‫از خاطراتــی که می خواهیــم از بین‬ ‫ببریم سخت تر از ذهن پاک می شوند‪.‬‬ ‫همچنین افــراد نمی توانند رویدادهای‬ ‫احساســی گذشــته را بــه راحتــی‬ ‫رویدادهای مادی یا ذهنی از بین ببرند‪.‬‬ ‫داشتن این نوع طرز تفکر و دائم در‬ ‫گذشته سیر کردن و افسوس گذشته را‬ ‫خوردن‪ ،‬تنها به احساس رنجش وگناه‬ ‫میدان می دهــد و هیچ حاصل دیگری‬ ‫ندارد‪ .‬برای اینکه از مضرات بازگشــت‬ ‫به گذشــته مطلع شــویم تصور کنید در هنگام رانندگی در جاده‬ ‫برعکس بنشینیم و به پشت سرمان چشم بدوزیم‪ .‬در این صورت‬ ‫هیچ وقت به مقصد نخواهیم رســید‪ .‬اشتباهی که بیشتر ما مردم‬ ‫مرتکب می شویم و بیشتر لحظات زندگی خود را در گذشته سپری‬ ‫می کنیم و به خاطر انچه که از دســت رفته و دیگر کاری برای ان‬ ‫از دست مان ساخته نیســت خود را عذاب می دهیم‪ ،‬در حالی که‬ ‫متوجه نیســتیم که با این کار زمــان و زندگی و عمرمان را نیز از‬ ‫دست می دهیم‪.‬‬ ‫حدود ســه هزار سال پیش پاتانجلی(‪ 150-200‬قبل از میالد)‪،‬‬ ‫حکیــم هندی‪ ،‬پس از مطالعه و تحقیق فراوان دریافت که ارامش‬ ‫و راحتی انســان در گروی بودن و ماندن در حال و لحظه است و‬ ‫نهایتاً در توقف اگاهی‪ .‬امرار معاش و خوردن و خوابیدن و نوشیدن‬ ‫و تولیدمثل و داشتن سرپناه به تنهایی به انسان ارامش نمی دهد‪،‬‬ ‫چرا که داشــتن ارامش چند چیز را می طلبد‪ .‬اول سالمتی‪ ،‬زمانی‬ ‫که سالمتی جسم و ذهن داشته باشیم به این معناست که تا حد‬ ‫زیادی ارامش داریم‪ .‬نداشــتن سالمتی ارامش را از ما می گیرد و‬ ‫ذهن را به نحوی مشغول به خود می سازد‪ .‬نکته ای که خواجۀ شیراز‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪5‬‬ ‫(‪ 792-727‬هـ ق)‪ ،‬حافظ شــیرین سخن‪ ،‬هم به ان معتقد است و‬ ‫می فرماید‪:‬‬ ‫سالمت همه افاق در سالمت توست‬ ‫به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد‬ ‫ولی ســامتی به تنهایی کافی نیســت‪ .‬بعد از سالمتی داشتن‬ ‫امنیت از جمله مهم ترین ابزار برای داشتن ذهن ارام است‪ .‬هر وقت‬ ‫در جامعه امنیت حکمفرما باشد و خطری جدی جان انسان را تهدید‬ ‫نکند‪ ،‬ان جامعه از ارامش برخوردار است‪ .‬سومین عامل که باز هم‬ ‫اسودگی ذهن و ارامش را نصیب ما می کند داشتن وضع مالی مناسب‬ ‫است‪ .‬داشتن حداقل امکانات و عدم نیاز به کمک این و ان از جمله‬ ‫دیگر مواردی است که به انسان ارامش می بخشد‪ .‬البته وضعیت مالی‬ ‫حالتی خاص دارد داشتن و دارا بودن هم می تواند ارامش به ما بدهد‬ ‫و هم ارامش را از ما بگیرد‪ .‬زمانی که وضع مالی ما مناســب نباشد‬ ‫مجبوریم با ســختی دوران را طی کنیم و به همین خاطر مشــغلۀ‬ ‫فکری به طور مدام ذهن مان را ازار می دهد‪ ،‬زمانی که وضع مالی مان‬ ‫هم خوب باشــد باز ذهن ناارام اســت؛ چرا که ترس از دست دادن‬ ‫مال و منال و ثروت گرد اورده ارامش را از ما می گیرد‪ .‬بدین ترتیب‬ ‫داشتن سالمتی‪ ،‬امنیت‪ ،‬مال (در حد مناسب) می تواند ارامش نسبی‬ ‫به ما بدهد‪ .‬حال اینجا پرسشــی پیش می اید‪ .‬ایا با داشتن این سه‬ ‫چیز از ارامش صددرصدی برخوردار خواهیم شد؟ پاسخ خیر است‪،‬‬ ‫با دارا بودن این ســه ابزار همچنــان از ارامش حداکثری برخوردار‬ ‫نخواهیم بود‪ ،‬هیچ گاه فراموش نکنیم زمانی که رضایت درونی نباشد‬ ‫از ارامش برخوردار نیســتیم‪ .‬حال که صحبت از ارامش درون است‬ ‫ببینیم ارامش درون چیســت که قادر است همۀ افکار و خاطرات‬ ‫زمان گذشته و ترس از اینده را از ذهن مان پاک کند‪.‬‬ ‫ارامش درون یعنی رسیدن به ســطحی از ارامش که هیچ گونه‬ ‫تمایــل بیرونی نتواند بر ان تاثیر بگذارد؛ بــه عبارت دیگر‪ ،‬توانایی‬ ‫ایجاد احساس خوب با عوامل درونی و فکری‪ .‬در واقع ارامش درونی‬ ‫توانایی ایجاد ارتباط و نزدیکی بین ذهن و روح اســت‪ .‬مطلبی که‬ ‫وین دایر‪ ،‬نویسنده و سخن ران مشهور امریکایی (‪ 2015-1940‬م)‪، 1‬‬ ‫هم به ان اعتقاد دارد و می گوید‪« :‬برای دســتیابی به ارامش خیال‬ ‫و صفای باطن‪ ،‬روح را به جسم خویش مسلط کنید‪ ،‬نه جسم را به‬ ‫روح‪ ».‬مشــکلی که امروزه وجود دارد این است که به علت داشتن‬ ‫زندگی ماشینی و زندگی های مدرن معموالً بیشتر به سمت اسایش‬ ‫در حرکت هستیم تا ارامش و حتی بســیاری از اوقات این دو واژۀ‬ ‫متفاوت را با هم‪ ،‬هم ردیف و یکی می پنداریم؛ که این خود اشتباهی‬ ‫فاحش اســت‪ .‬البته این بدان معنا نیست که ما همچون الن دلون‬ ‫نباید به دنبال اســایش در زندگی مان باشــیم؛ چرا که اسایش که‬ ‫شامل جنبه های رفاه و راحتی و امکانات بیشتر زندگی است و ابزاری‬ ‫بیرونی است که می تواند زندگی را برای مان تسهیل کرده و لذت های‬ ‫انی خوبی را به همراه داشته باشد‪ .‬ولی اشکال از انجا شروع می شود‬ ‫که بیشتر اوقات ارامش‪ ،‬که ابزاری درونی است‪ ،‬را فدای اسایش‪ ،‬که‬ ‫وسیله ای بیرونی است‪ ،‬می کنیم که این خود زمینه ساز انواع و اقسام‬ ‫ی ما تاثیری‬ ‫مسائل و مشــکالت در زندگی می شود و روی کردارها ‬ ‫منفی می گذارد و راه را هموار می سازد برای اعمالی همچون غیبت و‬ ‫تهمت و دزدی و حسادت و کینه و دروغ و نفرت و حرص و‪ . ...‬شکی‬ ‫نیســت انجام هر یک از این اعمال نیروهای منفی را در وجودمان‬ ‫به وجود می اورد‪ ،‬عکس ان هم صادق اســت‪ ،‬هر زمان قادر باشیم‬ ‫‪6‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫الن دولون در ‪ 30‬سالگی‬ ‫گذشــته را رها کنیم و از اینده نترسیم و تالش کنیم در حال و در‬ ‫لحظه زندگی کنیم‪ ،‬باثباتی فکر و ذهن را تجربه خواهیم کرد و در‬ ‫نهایت منجر به انجام کردارهای مثبتی همچون عشق ورزی‪ ،‬محبت‬ ‫و دوست داشتن‪ ،‬خدمت کردن و بخشیدن و‪ ...‬می شود که مجموعۀ‬ ‫ان ها تجمعی از نیروهای مثبت را به وجود می اورد و باعث ارامش و‬ ‫شادی و نشاط و کسب رضایت ما می شود‪.‬‬ ‫با مطالب گفته شــده فرق بین درون و بیرون مشخص شد و به‬ ‫این نتیجه رســیدیم که امنیت و پول و اسایش راحتی را به انسان‬ ‫می دهد‪ ،‬ولی ارامش را نه‪ ،‬ارامش زمانی اتفاق می افتد که درون مان‬ ‫رضایت داشته باشــد و خیال مان اسوده باشد‪ ،‬ارامش درون زمانی‬ ‫اتفاق می افتد که گذشــته را فراموش کنیم و به فکر اینده نباشیم‪.‬‬ ‫زمانی که هنوز از گذشته دست برنداشته ایم و از اتفاقات انجام شده‬ ‫در ان رنج می بریم و همچنین از ایندۀ نیامده می ترسیم رسیدن به‬ ‫ارامش درون دشــوار است‪ .‬به خاطر اوردن رویدادهای گذشته چه‬ ‫خوب و چه بد مثل اســیب های روحی‪ ،‬جسمی یا جنسی‪ ،‬حوادث‬ ‫خوفناک زندگی‪ ،‬مرگ عزیزان‪ ،‬محرومیت و یا دیده نشــدن و ‪ ...‬از‬ ‫یک سو و از سوی دیگر ایندۀ نیامده‪ ،‬اینکه چه اتفاقاتی قرار است از‬ ‫این لحظه به بعد بیفتد و ‪ ...‬می تواند ما را با غم و غصه و گناه و شرم‬ ‫و ترس و ناامیدی و افسردگی مواجه سازد‪ ،‬بدین ترتیب چارۀ رهایی‬ ‫از چنین مشــکالتی رفتن به درون است و رهایی از همۀ چیزهای‬ ‫بیرونــی‪ .‬با صرف چند دقیقه وقــت در هر روز و انجام تکنیک های‬ ‫مراقبه ای‪ ،‬که ساده ترین ان نشســتن در مکانی خلوت‪ ،‬صاف نگاه‬ ‫داشتن ستون فقرات‪ ،‬بستن چشم ها و توجه و تمرکز به دم و بازدم‬ ‫اســت‪ ،‬قادر خواهیم بود ذهن مان را از رفتن به گذشته و اینده باز‬ ‫داریم و به تدریج مزۀ ارامش را بچشیم‪ .‬نکته ای که موالنا (‪652-586‬‬ ‫هـ ق) در دفتر دوم مثنوی معنوی به خوبی ان را یاداور می شود و به‬ ‫ما می گوید که فکرت را از ماضی (زمان گذشته) و مستقبل (اینده)‬ ‫خالی کن تا مشکلت حل شود‪.‬‬ ‫فکرت از ماضی و مستقبل بود‬ ‫چون از این دو رست‪ ،‬مشکل حل شود‬ ‫فراموش نکنیم انجام تکنیک های مراقبه نه تنها زندگی در لحظه‬ ‫را به ما نشــان می دهد‪ ،‬بلکه زمینه ای است برای شناخت هستی و‬ ‫اشــنایی با قوانین کائنات‪ .‬پیــروی از قوانین کائنات ما را با رازهای‬ ‫ارامش درون اشــنا می ســازد‪ .‬در اینجا به برخی از این رازها اشاره‬ ‫می کنیم‪ .‬راز ارامش درون در شــادی اســت‪ ،‬افکار شادی افرین را‬ ‫اگاهانه حفظ کنیم‪ ،‬راز ارامش درون در ارزو نداشتن است و در دل‬ ‫نبســتن به دنیا‪ .‬راز ارامش درون در پذیرفتن است‪ .‬پذیرفتن به این‬ ‫معنا که همه چیز را همان طور که هست بپذیریم‪ ،‬و با امید و ارامش‬ ‫در جهت بهبودی امور قدم برداریم‪ .‬راز ارامش درون درک این مطلب‬ ‫اســت که ما نمی توانیم دنیا را تغییر دهیم‪ ،‬اما باید خودمان را تغییر‬ ‫دهیم‪ .‬راز ارامش درون در دوستی با افراد مثبت است‪ ،‬نه افراد تهی از‬ ‫صفا و صمیمیت‪ .‬راز ارامش درون در انجام خدمت بدون چشمداشت‬ ‫است و کمک کردن به کسانی که مستحق کمک هستند‪ .‬راز ارامش‬ ‫درون در بخشــیدن است‪ ،‬بخشیدن مال و بخشیدن کسانی که به ما‬ ‫بد کرده اند‪ .‬راز ارامش درون در قدردانی و شکرگزاری است باید بارها‬ ‫و بارها قدردانی و شکرگزاری کنیم‪ ،‬از یگانۀ عالم به واسطۀ نعمت های‬ ‫فراوانی که به ما عطا فرموده‪ ،‬با چنین عملی می توانیم صلح و ارامش‬ ‫و راحتی ذهن را در خود به وجود اوریم‪ .‬حاال که با ارامش درون که‬ ‫‪ 7/5‬میلیارد جمعیت جهان ارزوی داشــتنش را دارند اشنا شدیم و‬ ‫گفتیم الزمۀ اصلی اش حضور در لحظه و بودن در اینجا و اکنون است‬ ‫و نه سیر در گذشته و اینده؛ می توانیم نتیجه بگیریم نگرانی و افسوس‬ ‫و پشیمانی گذشته می تواند برای ما یک تجربه باشد و نگرانی از اینده‬ ‫برایمان یک امید‪.‬‬ ‫اکهارت تله‪1948(2‬م)‪ ،‬نویســنده و معلم معنــوی المانی‪ ،‬کتاب‬ ‫بسیار معروفی به نام نیروی حال‪ 3‬تالیف کرده که تمامی مطالب ان‬ ‫درخصوص حال و نیروی عظیمی اســت که در ان قرار دارد‪ .‬در این‬ ‫کتاب شــرح داده شده که چگونه باید با بودن در حال از عمرمان به‬ ‫صورت بهینه اســتفاده کنیم و همواره از رفتن به گذشته و اینده که‬ ‫ذهن مان را درگیر می کند پرهیز کنیم‪ .‬یکی از معروف ترین پیام های‬ ‫اکهارت تله‪ ،‬در خصوص نیروی حال این است که نباید عمر را به انتظار‬ ‫ی برسیم‪« .‬ایا شما یک "منتظر" همیشگی‬ ‫گذراند تا شــاید به هدف ‬ ‫هســتید؟ چه مدت از زندگی خود را به انتظار کشیدن می گذرانید؟‬ ‫انتظار برای تعطیالت بعدی‪ ،‬شغل بهتر‪ ،‬بزرگ شدن بچه ها‪ ،‬رابطه ای‬ ‫پرمعنا‪ ،‬موفقیت‪ ،‬پولدار شــدن‪ ،‬مهم شدن یا روشن بین شدن‪ .‬انتظار‬ ‫یک حالت ذهنی است‪ .‬معقول نیست که افراد همۀ عمر را به انتظار‬ ‫شروع زندگی جدید سپری کنند‪ .‬این بدین معناست که شما اینده را‬ ‫می خواهید و نه اکنون را‪ .‬انچه دارید را نمی خواهید و انچه را ندارید‬ ‫می خواهیــد‪ .‬با هر نوع انتظار نااگاهانه تضــادی درونی بین اکنون و‬ ‫اینجا‪ ،‬یعنی جایی که نمی خواهید بایســتید‪ ،‬با ایندۀ فرافکنی شدۀ‬ ‫خود‪ ،‬یعنی جایی که می خواهید بایستید‪ ،‬ایجاد می کنید‪ .‬این نگرش‬ ‫موجب می شود "حال" حاضر را از دست بدهید و کیفیت زندگی تان‬ ‫را پایین بیاورید‪».‬‬ ‫بیائید از همین لحظه به اکنون توجه کنید‪ .‬به رفتارها‪ ،‬واکنش ها‪،‬‬ ‫حاالت و احساسات‪ ،‬فکرها‪ ،‬ترس ها‪ ،‬به ارزوهای تان که در حال حاضر‬ ‫اشــکار می شوند‪ ،‬این ها گذشته های شما هستند‪ ،‬اگر به اندازۀ کافی‬ ‫حضور داشته باشید و همۀ این موارد را تماشا کنید‪ ،‬نه با دید انتقاد و‬ ‫تجزیه و تحلیل بلکه بدون داوری‪ ،‬انگاه با گذشته روبه رو می شوید و‬ ‫از طریق "نیروی حضور" خود را می زدایید‪ .‬وین دایر چه هوشمندانه‬ ‫در خصوص گذشتۀ گذشته و ایندۀ نیامده پیامی زیبا بیان می کند‪:‬‬ ‫«گذشــته ها را گذرانده ایم و وعدۀ اینده را به هیچ یک از ما نداده اند‬ ‫پس ما تنها زمان حال را در اختیار داریم‪».‬‬ ‫الن دلون هرچند در طول ‪ 84‬سال عمر‪ ،‬که به قول خودش ‪ 62‬سال‬ ‫از ان را در عرصۀ بازیگری سینما سپری کرده‪ ،‬شاید از لحاظ مسائل‬ ‫بیرونی یا همان مال و منال وشهرت هیچ مشکلی ندارد‪ ،‬ولی مطمئناً‬ ‫الن دولون در ‪ 84‬سالگی‬ ‫درون او دارای مشکل است و گذشته او را به حال خود رها نمی کند‪ .‬او‬ ‫با همۀ خاطرات و نقش ها و بازی هایی که طی ‪ 62‬سال داشته به هنگام‬ ‫اخذ جایزۀ نخل طالیی جشــنوارۀ فیلم کن سال ‪ ،2019‬کلمۀ مرگ‬ ‫را بر لب می اورد و امیدی به اینده ندارد‪ .‬او هر لحظه با گذشته هایی‬ ‫زندگی می کند که دیگر هرگز وجود ندارد و به اینده ای دل بسته است‬ ‫که معلوم نیست و همین مسئله باعث شده از خوشحالی و شادمانی‬ ‫فاصله بگیرد‪ .‬شــاید زندگی الن دلون و میلیاردها نفر از جمله من و‬ ‫شما گفتۀ افالطون (‪ 348-427‬پیش از میالد)‪ ،‬را به ذهن متبادر کند؛‬ ‫از او سوال کردند‪ :‬شگفت انگیزترین رفتار انسان ها چیست؟ و او پاسخ‬ ‫داد‪« :‬انســان ها طوری زندگی می کنند که انگار هرگز نخواهند مرد و‬ ‫بعــد طوری می میرند که انگار هرگز زندگی نکرده اند‪ .‬انقدر به اینده‬ ‫فکر می کنند که متوجه از دست رفتن امروز خود نیستند درحالی که‬ ‫زندگی گذشته یا اینده نیست‪ ،‬زندگی همین حاالست‪».‬‬ ‫بیائیم با اموزه های یوگا که بودن و ماندن و زندگی کردن در حال‬ ‫را به ما توصیه می کند و همچنین با الهام از پیام بزرگان و قدیسین و‬ ‫اندیشمندان که همواره تاکید به زندگی در حال و در لحظه کرده اند‬ ‫و نه رفتن به گذشــته و اینده و باالخــره با درنظر گرفتن زندگی در‬ ‫حال حاضر الن دلون‪ ،‬هنرپیشۀ سال های دهه ی ‪ 60‬تا ‪ 2000‬فرانسه‪،‬‬ ‫این مسئله را به ذهن بســپاریم که گذشته‪ ،‬گذشته است و هیچ گاه‬ ‫بازنمی گردد‪ .‬اینده نیز قابل پیش بینی نیست و معلوم نیست که چه‬ ‫اتفاقی قرار اســت بیفتد‪ .‬بدین ترتیب بهتر است که در حال زندگی‬ ‫کردن را بیاموزیم‪ ،‬در لحظه باشــیم و از دو روز عمرمان لذت ببریم‪.‬‬ ‫مطلبی که حکیم عمر خیام نیشــابوری (‪ 510-427‬هـ ش)‪ ،‬شاعر‪،‬‬ ‫منجم و ریاضی دان ایرانی‪ ،‬هم همین مسئله رابه ما توصیه می کند و‬ ‫می گوید از دیروز که گذشت دیگر از ان یاد نکن و از فردایی که نیامده‬ ‫فریاد نکن‪ ،‬حال را باید خوش بگذرانی تا عمرت را بر باد مدهی‪.‬‬ ‫از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن‬ ‫فردا که نیامده ست فریاد مکن‬ ‫برنامده و گذشته بنیاد مکن‬ ‫حالی خوش باش و عمر بر باد مکن‬ ‫منابع‪:‬‬ ‫شرح یوگا سوتراهای حکیم پاتانجلی از سوامی شیواناندا‬ ‫سخن مدیرمسئول مجلۀ دانش یوگا‪ ،‬شماره ‪ 116‬و ‪123‬‬ ‫دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ بر اساس نسخۀ قاسم غنی و محمد قزوینی‬ ‫کتاب سرنخ زندگی را بدست گیرید‪ ،‬وین دایر‪ ،‬انتشارات پر‬ ‫مثنوی معنوی موالنا جالل الدین محمد بلخی‪ ،‬تصحیح رینولد نیکلسون‬ ‫کتاب نیروی حال‪ ،‬اکهارت تله‬ ‫دورۀ چهارجلدی اثار افالطون‪ ،‬محمدحسین لطیفی‬ ‫رباعیات خیام به اهتمام محمدعلی فروغی و قاسم غنی‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪7‬‬ ‫رینا دشپاند‪ ،‬اولین محقق و مربی‬ ‫هندی‪-‬امریکایی در زمینۀ تمرینات‬ ‫یوگا و ذهن اگاهی‪ ،1‬از احساس خود‬ ‫در رابطه با وضعیــت کنونی یوگای‬ ‫مدرن می گوید‪.‬‬ ‫رینا‪ ،‬مربی‪ ،‬نویسنده و محقق یوگا‬ ‫و تمرینات ذهن اگاهی اســت‪ .‬رشد‬ ‫و پــرورش در فضای فلســفی هند‬ ‫برای او تدریس در مدرسۀ نیویورک‬ ‫را به همراه داشــت‪ .‬طی پانزده سال‬ ‫گذشته‪ ،‬او درکنار انجام تمرینات یوگا‪،‬‬ ‫تجربیات خود و مزایــای یوگا را در‬ ‫اختیار همگان قرار داده است‪ .‬بعد از‬ ‫تحصیل در رشتۀ یوگا و ذهن اگاهی‬ ‫در مدرسۀ اموزشــی هاروارد‪ ،‬رینا‬ ‫برنامه ای اموزشی در جهت تحقیقات‬ ‫علمی یــوگا طراحی کرد که از جمله‬ ‫پروژۀ اموزشــی ‪ K-12‬است‪ .‬کتاب‬ ‫‪2‬‬ ‫جدید رینا با نام شیشــه های فضا‬ ‫حاصل دست نوشته های وی و اشعار‬ ‫مصور یوگا است‪.‬‬ ‫پنج سال قبل‪ ،‬زمانی که تصمیم گرفتم‬ ‫تحقیقــات خود را با دیگران به اشــتراک‬ ‫بگذارم‪ ،‬به کنفرانسی با این موضوع دعوت‬ ‫شدم‪« :‬چطور یوگا و تمرینات ذهن اگاهی‬ ‫را به عنوان مفاهیم پایه در دروس دانشگاهی‬ ‫بگنجانیم؟»‬ ‫از میان پانزده نفر افراد شرکت کننده در‬ ‫کنفرانس‪ ،‬سیزده نفر سفید پوست که خود‬ ‫از محققان امریکایی در این زمینه بودند‪ ،‬و‬ ‫من و یک خانم هندی‪ -‬امریکایی دیگر نیز‬ ‫حضور داشتیم‪ .‬باوجود سابقۀ کم در زمینۀ‬ ‫تحقیق و پژوهش‪ ،‬به دلیل پشتوانۀ فرهنگی‬ ‫اسیای جنوبی و سال های طوالنی تمرین‬ ‫یوگا کردن‪ ،‬مســئول برگزاری کنفرانس‬ ‫اگاهانه از هر دوی ما دعوت به عمل اورده‬ ‫بود‪ .‬شــرکت در این کنفرانس با احساس‬ ‫هیجــان و اضطراب توام همراه بود‪ .‬از یک‬ ‫طرف‪ ،‬افتخار می کردم که قرار است فرهنگ‬ ‫و تجربیات شــخصی خود را با دیگران به‬ ‫اشتراک بگذارم‪ .‬از طرف دیگر‪ ،‬در ان جمع‬ ‫تنها یکی از دو فرد غیرسفید پوستی بودم‬ ‫که دور هم جمع شــده بودند تا در مورد‬ ‫موضوعی به بحث بپردازند که ریشۀ ان در‬ ‫هند بود‪.‬‬ ‫با اگاهی کامل از موقعیتم در ان جلسه‪،‬‬ ‫از اصول یوگا برای غلبه بر ترس هایم کمک‬ ‫‪8‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫سواالتی برای پرسیدن؛‬ ‫اطالعاتی برای دانستن‬ ‫*‬ ‫رینا دشپاند‬ ‫برگردان‪ :‬سید محمد ازاد‪ -‬باشگاه ققنوس شیراز‬ ‫گرفتم و به ذهنم اجــازه دادم تا طی زمان‬ ‫سخنرانی دربارۀ یوگا‪ -‬تمرینات خودشناسی‬ ‫که زندگی مرا دگرگون کرد‪ -‬شفاف و روشن‬ ‫و دور از هر نوع پیش داوری باشد‪.‬‬ ‫چیزی نگذشت که خودم را سرگرم بحثی‬ ‫صمیمی و محترمانه با افراد حاضر در جلسه‬ ‫یافتم‪ .‬یوگا و تمرینات ذهن اگاهی می تواند‬ ‫فراینــدی که مــا ان را در فرهنگ شــرق‬ ‫«شفا» و در فرهنگ غرب «مزایا» می نامیم‬ ‫بهبود بخشد‪ .‬اگر چه از اصطالحات متفاوتی‬ ‫برای توصیف ان اســتفاده می شود‪ ،‬اما در‬ ‫عمل مفهوم هر دو یکی است‪.‬‬ ‫سخنرانی من پیش می رفت تا اینکه یکی‬ ‫از حاضریــن نظر خود را این گونه بیان کرد‪:‬‬ ‫«ما نیازمند طراحی مجموعه ای از تمرینات‬ ‫در کالس های یوگا هستیم که در ان هیچ‬ ‫نشانه و کلمه ای از شرق نباشد‪ .‬ما نمی توانیم‬ ‫پرتوجویان خود را با ارائۀ موضوعات معنوی‬ ‫ازار دهیم‪».‬‬ ‫من شخصاً معتقد نیستم که برای دریافت‬ ‫مزایای یوگا‪ ،‬استفاده از کلمات و نشانه های‬ ‫هندی ضروری باشد‪ ،‬اما این مربی‪ ،‬که خود‬ ‫طراح یک ســری تمرینات اختصاصی یوگا‬ ‫برای همگان بود‪ ،‬قصد داشت هرگونه نشانی‬ ‫از سرزمینی که یوگا از ان نشات گرفته بود‬ ‫را حذف کند‪ .‬او این حقیقت را‪ ،‬که دو مربی‬ ‫یوگا با میراثی از فرهنگ هند‪ ،‬درست کنار‬ ‫وی نشسته اند نادیده گرفته بود‪.‬‬ ‫بی عدالتی هایــی از این دســت‪ ،‬دردی‬ ‫است که هندیان قرن هاست در سکوت ان‬ ‫را تحمل کرده اند‪ .‬درســت مثل اینکه شما‬ ‫بخواهید حرکات عمومی یوگا را از کتابی با‬ ‫این عناوین تکان دهنده یاد بگیرید‪ :‬بدون‬ ‫ذکــر اُم‪ ،‬بدون مانترا‪ ،‬بدون گرانوال‪ ،‬و بدون‬ ‫هیچ یک از رهنمودهای عملی سانسکریت‪.‬‬ ‫عنوان کتاب به تنهایی دیدگاه نژادپرستانه‬ ‫را نســبت به یوگا‪ ،‬هند و مردمی که مانترا‬ ‫می خوانند بیــان می کند‪ .‬چنین رفتارهای‬ ‫طعنه امیــزی بــه مفهوم تــرس ان ها در‬ ‫اســتفاده از کلمات خارجی است با اینکه‬ ‫همین اشخاص از یوگا یک برند ساخته و از‬ ‫تمرینات هندی ان که در زبان سانسکریت‬ ‫به معنــای «یــوغ» یــا «اتحاد» اســت‬ ‫بهره می برند‪.‬‬ ‫یوگا یک تمرین معنوی باستانی با ریشۀ‬ ‫هندی جهت رسیدن به خودشناسی است‪،‬‬ ‫اما باوجود تالش هــای ایثارگرانۀ هندیان‪،‬‬ ‫به واسطۀ استعمار هند توسط دولت بریتانیا‪،‬‬ ‫از اوایل ‪ 1700‬میالدی تا اواســط ‪1900‬‬ ‫میالدی‪ ،‬حتــی تمریناتــی مانند رقص‬ ‫مقدس نیز در میان مــردم هند به عنوان‬ ‫نمایشــی تهدیدامیــز‪ ،‬بی معنی و ممنوع‬ ‫اعالم شد‪.‬‬ ‫امروزه نیز بعضاً مشــاهده می شود یوگا‬ ‫توســط ثروتمندان غربــی به عنوان یک‬ ‫محصول تجاری به فروش می رسد و اصول‬ ‫هندی نهفته در ان به حاشیه رفته است‪.‬‬ ‫مادامی که این صنعت میلیاردی به عنوان‬ ‫یک محصول تجــاری بی نظیر و مورد نیاز‬ ‫به پرتوجویان غربی پیشنهاد می شود؛ موارد‬ ‫نقــض و تخطی از ان به هنــد و هندیان‬ ‫تحمیل می شود‪ :‬پنهان ماندن یوگای واقعی‬ ‫و عرضۀ اشتباه ان‪.‬‬ ‫فرهنگ پذیری (استیالی فرهنگی)‬ ‫‪3‬‬ ‫چیست؟‬ ‫در ســال های اخیــر بحــث پیرامون‬ ‫فرهنگ پذیری در یوگا بســیار بوده است‪.‬‬ ‫فرهنگ پذیری در یــوگا به معنای گرفتن‬ ‫فرهنــگ‪ ،‬بازاریابی و اســتفاده از اعمال‬ ‫عجیب و غریب تاریخی مردمی ستمدیده‬ ‫است‪ .‬مشــکل پیچیده ای که در این میان‬ ‫دیده می شــود وجود دو دیــدگاه افراطی‬ ‫متضاد اســت‪ :‬از یک سو‪ ،‬پاکسازی یوگا با‬ ‫حذف هرنوع ریشۀ هندی ان‪ ،‬برای اینکه‬ ‫پرتوجویان غربی «اسیب» نبینند و دیدگاه‬ ‫متضــاد مقابل؛ پر زرق و برق کردن یوگا و‬ ‫فرهنگ هند و تبدیــل ان به یک تجارت‬ ‫پول ساز اســت؛ مانند خالکوبی اُم‪ ،‬تولید‬ ‫تی شرت هایی با لوگوی الهه های هندی و‬ ‫فروش کتب مقدس سانسکریت با عناوین‬ ‫مختلف یوگا و انتخاب نام های هندی‪.‬‬ ‫مربیان و پرتوجویان یوگا اغلب این سوال‬ ‫را می پرسند که‪« :‬تفاوت بین فرهنگ پذیری‬ ‫و پذیرش فرهنگی‪ 4‬چیست؟» و یا «چطور‬ ‫می توانم تمرینات یوگا را بدون اسیب و ازار‬ ‫انجام دهم؟»‬ ‫‪5‬‬ ‫به گفتۀ دکتر رومیا پوتوچا ‪ ،‬از منتقدان‬ ‫نژادپرســتی و محقق در زمینۀ مطالعات‬ ‫جنســیتی‪ ،‬ما همچنان سواالت اشتباهی‬ ‫می پرســیم‪ .‬وی معتقــد اســت اصطالح‬ ‫«فرهنگ پذیــری» به تنهایی پنهان کردن‬ ‫این واقعیت اســت که دربارۀ نژادپرستی و‬ ‫اســتعمارگری اروپاییان صحبت می شود‪.‬‬ ‫این حقیقــت نادیده گرفته می شــود که‬ ‫تنها عدم فرهنگ پذیری به طوری که بازار‬ ‫داغ یوگا کساد نشــود؛ منجر به پرسیدن‬ ‫سواالتی ســطحی از این دست می شود‪.‬‬ ‫ماننــد اینکه «چگونه پذیــرش فرهنگی‬ ‫را اعمــال کنم طوری کــه در جامعه نیز‬ ‫رفتار نامناســبی از خود بروز ندهم؟» این‬ ‫بحث فرهنگ پذیــری در برابر پذیرش ان‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه نقش قدرت و میراث مستقیم‬ ‫استعمارطلبی است‪.‬‬ ‫دکتر شرینا گاندی‪ ،6‬پروفسور مطالعات‬ ‫مذهبی دانشگاه میشیگان‪ ،‬و لیلی ولف‪،7‬‬ ‫مدافع حقوق ضد نژادپرستی‪ ،‬در مقالۀ خود‬ ‫در سال ‪ 2017‬با عنوان «یوگا و ریشه های‬ ‫فرهنگ پذیری» بر این نکته تاکید کردند‬ ‫کــه هدف ایــن مطالب و بحث هــا نباید‬ ‫این باشــد که پرتوجویان سفیدپوست از‬ ‫تمرینات یوگا دست بکشند؛ برعکس باید‬ ‫این گونه باشد که ان ها برای دقایقی هم که‬ ‫شــده فراتر از محدودۀ ذهنی خودشان به‬ ‫واقعیت نگاه کنند و به این درک برسند که‬ ‫چگونه تاریخ یوگا در ایاالت متحدۀ امریکا‪،‬‬ ‫اگاهانه با نیروهای اســتعماری ظالم گره‬ ‫خورده است‪ .‬و نیز این حقیقت که چطور‬ ‫تمرینات فداکارانه ای که برای هزاران سال‬ ‫رایگان بوده است به کاالیی تجاری تبدیل‬ ‫شده و به فروش می رسد‪.‬‬ ‫به عنوان یک مربــی هندی‪ -‬امریکایی‬ ‫شاغل و نویسنده اغلب با خود فکر می کنم‬ ‫چرا این مفاهیم برایم تا این اندازه مهم است‬ ‫و اینکه چرا من نتوانم نکات سادۀ کلیدی‬ ‫را برای درک مفهوم «تناســب» در مقابل‬ ‫«پذیرش» بیان کنم؟ تنها این را می دانم‬ ‫که گاهی اوقات بسیار ازرده می شوم‪ .‬مانند‬ ‫زمانی که در یک جلســۀ کنفرانس‪ ،‬یکی‬ ‫از مربیان یوگا پیشــنهاد حذف نشان های‬ ‫شــرقی‪ -‬مانند صدای زنگی که در تمرین‬ ‫دهارانا جهت تمرکز ذهن استفاده می شود‪-‬‬ ‫را می دهد‪ .‬یا زمانی که یکی از اعضای جوان‬ ‫هیئت مدیرۀ ســازمان جدید التاســیس‬ ‫یوگا از من می پرسد چطور می تواند دورۀ‬ ‫اموزش مربیگری ‪ 300‬ســاعتۀ خود را هر‬ ‫چه ســریع تر تمام و مدرک دریافت کند؛‬ ‫بــدون در نظر گرفتن ایــن نکته که یوگا‬ ‫یک سبک زندگی همیشگی برای رسیدن‬ ‫به تعادل در زندگی اســت‪ .‬یــا زمانی که‬ ‫می بینم در رسانه های اجتماعی چطور از‬ ‫سلبریتی ها‪ ،‬قهرمانان ورزشی و ستارگان‬ ‫فیلم های مســتهجن جهت تبلیغات یوگا‬ ‫اســتفاده می شــود که این به جای رهایی‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪9‬‬ ‫ان ها از درد و رنج تنها ناامنی را برایشــان‬ ‫به ارمغان می اورد‪ .‬یا زمانی که با والدینم به‬ ‫فروشگاه می روم و کتب مقدس هندی را‪،‬‬ ‫که همیشه پدرم ان را به زبان سانسکریت‬ ‫می خوانــد‪ ،‬می بینم که بــر روی کاالهای‬ ‫تبلیغاتــی چاپ شــده اســت و به فروش‬ ‫می رسد و من ناراحتی و افسوس را در چهرۀ‬ ‫پدرم مشاهده می کنم‪.‬‬ ‫پــدرم می گویــد‪« :‬من معتقــدم ان ها‬ ‫نمی دانند که این نوشته ها تنها یک کاالی‬ ‫تجاری نیست‪ ،‬بلکه کلماتی بسیار عمیق و‬ ‫با مفهوم برای رهایی انسان هاست‪ ».‬بصیرت‬ ‫عمیق او مرا به این فکر می اندازد که بسیاری‬ ‫از باشگاه های یوگای غربی و مشتریان ان ها‬ ‫واقعاً نمی دانند چه چیز باارزشی را تبدیل‬ ‫به کاالی تجاری کرده و می فروشــند‪ .‬من‬ ‫معتقدم تنهــا راه تغییر این طرز تفکر این‬ ‫است که دســت به دست یکدیگر دهیم و‬ ‫به دنبال جواب برای سواالتی بس عمیق تر‬ ‫باشــیم مانند‪« :‬ایا من به واقــع تاریخچۀ‬ ‫تمریناتی را که هر روز ازادانه می توانم انجام‬ ‫دهم‪ ،‬اما روزگارانی به واسطۀ استعمارگران‬ ‫در هند ممنوع و بی معنی اعالم شــده بود‬ ‫را می دانم؟» و «ایــا اگر به یادگیری ادامه‬ ‫دهم بــاز هم همین تمرینــات را انتخاب‬ ‫خواهم کرد یا مجبور می شوم تغییراتی در‬ ‫ان بدهم؟» و «ایا این تمرینات با خود صلح‬ ‫و اتحاد را برای همگان به ارمغان می اورد؟»‬ ‫یادگیری درست مانند تمرینات یوگا یک‬ ‫فرایند انقالبی است‪ .‬هر کجا که هستید ان‬ ‫را اغاز کنید‪ .‬اگرچه ممکن است هم اکنون‬ ‫نیز اگاهی زیادی کسب کرده باشید‪ .‬برای‬ ‫ی ‪ -‬چه یوگا‬ ‫اغلب افراد ‪ -‬هندی و غیرهند ‬ ‫را تجربه کرده باشند چه نه‪ ،‬این مقاله برای‬ ‫اولین بــار حقایقی را اشــکار می کند که‬ ‫تاکنون هرگز نمی دانسته اند‪.‬‬ ‫هزاران متن تاریخی در مورد یوگا وجود‬ ‫دارد‪ ،‬اما بیایید با مطالب کلیدی اغاز کنیم‪:‬‬ ‫یوگا چیست؟‬ ‫واژۀ یوگا‪ ،‬از ریشــۀ کلمۀ یوغ‪ ،‬از هزاران‬ ‫ســال قبل‪ ،‬از هند اغاز شد‪ .‬حکیم بزرگ‬ ‫پاتانجلی در قرن دوم پیش از میالد کتاب‬ ‫یوگاسوترا را به جهانیان هدیه کرد و گفته‬ ‫می شود که خود را مولف اصول یوگا از متون‬ ‫باستانی ودایی معرفی کرد‪ .‬سوترا به معنی‬ ‫سرنخ یا رهنمودهای فلسفی است‪ .‬پاتانجلی‬ ‫یوگا را این گونه معرفی می کند‪« :‬یوگا چیتا‬ ‫‪10‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫وریتی نیرودها‪ »8‬که به معنی متوقف کردن‬ ‫الگوهای خوداگاه ذهن است‪.‬‬ ‫سانسکریت و رابطۀ ان با یوگا‬ ‫زبــان سانســکریت یکــی از زبان های‬ ‫باستانی روی کرۀ زمین است‪ .‬زبانی معنوی‬ ‫با مفاهیم عمیق که اغلب به عنوان شــعر و‬ ‫اواز از ان یاد می شــود‪ .‬اما همانند هر زبان‬ ‫دیگــری‪ ،‬یک متن فقط به این دلیل که به‬ ‫زبان سانســکریت نوشته شده است ارزش‬ ‫معنوی نمی یابد‪ .‬انتخاب زبان سانسکریت‬ ‫باید با اگاهی کامل صورت پذیرد‪.‬‬ ‫یوگا در هند در مقابل یوگا در غرب‬ ‫یوگا در جوامع غربی به اشتباه به تمرینات‬ ‫فیزیکی یا همان یوگا اسانا شناخته می شود‪.‬‬ ‫جنانا یوگا (یوگای دانش معنوی)‪ ،‬بهاکتی‬ ‫یوگا (یوگای عشق و بخشش) و کارما یوگا‬ ‫(یوگای عمل و عکس العمل) از قدیمی ترین‬ ‫گرایش های یوگا هستند که در ان ها اسانا‬ ‫نقش بسیار کمی دارد‪ .‬یوگای کالسیک نیز‬ ‫شامل یک سری تمرینات کامل و گستردۀ‬ ‫هشت شاخه ای است که اســانا تنها یکی‬ ‫از شــاخه های ان‪ ،‬جهت نیــل به رهایی و‬ ‫ســعادت‪ ،‬اســت‪ .‬عمۀ من خانم وریندا در‬ ‫بمبئی تمام عمر خــود را وقف یوگا کرده‬ ‫است‪ .‬او یوگا را این طور تعریف می کند‪:‬‬ ‫«یوگا یکی از اساســی ترین بخش های‬ ‫زندگی من است‪ .‬پدربزرگ و مادربزرگ من‬ ‫هر دو یــوگا را زندگی کردند و من زندگی‬ ‫ســادۀ ان ها را که عاری از هر نوع مادیات‬ ‫و سرشار از ارزش های عمیق انسانی‪ ،‬مانند‬ ‫عشق و نوع دوســتی و کمک به نیازمندان‬ ‫بود‪ ،‬به خاطر می اورم‪ .‬من معتقدم زمانی که‬ ‫فرد امادگی پیدا می کند‪ ،‬کائنات استادی را‬ ‫برای تعلیم او می فرستد تا به او کمک کند با‬ ‫دیدی متفاوت و با بینشی عمیق به دنیا نگاه‬ ‫کند که این ها همه فراتر از یک سری اسانای‬ ‫فیزیکی است‪ .‬اموزه های کامل پاتانجلی با‬ ‫شیوه ای دقیق و قابل درک به مرور به من‬ ‫و شــاگردانم اموزش داده شد؛ به طوری که‬ ‫زمانی رســید که دریافتیــم زندگی ما با‬ ‫اموزه های عمیق یوگا پیوند خورده اســت‪.‬‬ ‫من بابت تمام این ها عمیقاً سپاسگزارم‪».‬‬ ‫استعمار بریتانیا در هند‬ ‫در جوامع غربی مــردم از یوگا و مزایای‬ ‫بی شمار ان بهره می برند‪ .‬تعداد بی شماری‬ ‫باشــگاه با تجهیزات و اموزش و لباس های‬ ‫مخصــوص وجود دارد‪ .‬امــا چه خوب بود‬ ‫همچنان کــه ازادانــه به تمرینــات یوگا‬ ‫می پردازیم به رنج عمیقی که مردم هند بعد‬ ‫از خروج از استعمار متحمل شدند نیز اگاه‬ ‫باشیم‪ .‬مروری بر تاریخ هند نشان می دهد‬ ‫که دولت بریتانیا در سال ‪ 1858‬رسماً هند‬ ‫را به استعمار خویش دراورد‪.‬‬ ‫دکتــر تــارور‪ ،9‬سیاســتمدار هندی و‬ ‫دیپلمات سابق بین المللی‪ ،‬تاکید دارد که‪:‬‬ ‫«خشم و نژادپرستی ثمرۀ واقعی استعمار در‬ ‫هندوستان بود‪ ».‬وی اذعان دارد سهم هند‬ ‫از اقتصاد جهان بــه کمتر از ‪ %20‬کاهش‬ ‫پیدا کرد‪ .‬میلیون ها نفر از مردم هند به دلیل‬ ‫فقر و گرسنگی جان سپردند‪ .‬ان ها مجبور‬ ‫بودند ذخیرۀ برنج خود و حتی لباســی را‬ ‫که می دوختند به خارج صادر کنند و بعدا ً‬ ‫قدرت خرید ان را با قیمت های باال نداشتند‪.‬‬ ‫اگرچه در ‪ 15‬اگوست ‪ ،1947‬هند استقالل‬ ‫خود را باز پــس گرفت‪ ،‬دکتر تارور مجددا ً‬ ‫یاداوری می کند که‪« :‬خشم و نژادپرستی‬ ‫نتیجۀ مستقیم تجربۀ استعمار است» که‬ ‫اکنون نیز عواقب ان را در تحقیر و تمسخر‬ ‫و ممنوعیت تمرینات معنوی یوگا شــاهد‬ ‫هســتیم؛ اگرچه مردم هند به باز گرداندن‬ ‫این راه مقدس زندگی برای همگان همت‬ ‫گماشته اند‪.‬‬ ‫تارور معتقد اســت تخمین دقیقی برای‬ ‫این زیان هــا و صدمات وارده به رســوم و‬ ‫ایین های ســنتی هند توسط استعمار در‬ ‫دست نیســت‪ .‬تنها چیزی که در دسترس‬ ‫اســت اصول اســت نه مقدار و حجم ان‪.‬‬ ‫ســوالی که مطرح است این است که‪« :‬ایا‬ ‫بدهی وجود دارد؟»‬ ‫همچنان که سرگرم تمرینات یوگا برای‬ ‫برقرار کردن ارتباط با خودمان هستیم‪ ،‬باز‬ ‫هم سواالت بیشتری از خود بپرسیم‪ .‬یوگا‬ ‫یگانه راه رسیدن به شفای فردی و جمعی‬ ‫است!‬ ‫‪1-Mindfulness‬‬ ‫ذهن اگاهی روشی مدرن برای فرار از خیاالت و حضور در لحظۀ اکنون است‪ .‬شکلی متفاوت از نگاه کردن‬ ‫به زمان اکنون و حضور دائم در ان‪.‬‬ ‫‪2-Jars of Space‬‬ ‫‪3-Cultural Appropriation‬‬ ‫استفاده از عناصر یک فرهنگ توسط اعضای فرهنگی دیگر است ‪4-Cultural Apreciation‬‬ ‫وقتی کسی به دنبال درک و یادگیری در مورد یک فرهنگ دیگر و در تالش برای گسترش دیدگاه خود و‬ ‫ارتباط با دیگران از طریق فرهنگی باشد‪.‬‬ ‫‪5-Rumya S. Putch‬‬ ‫‪6-Shreena Gandhi‬‬ ‫‪7-Lili Wolf‬‬ ‫‪8-Yoga as Chitta Vritti Nirodha‬‬ ‫‪9-Shashi Tharoor‬‬ ‫‪*Rina Deshpande‬‬ ‫اجرای حرکت توسط اقای محمد اسدی‪ /‬اکا پادا گاال واسانا‬ ‫نام باشگاه‪ :‬سالمت‪ ،‬شیراز‬ ‫عکاس‪ :‬علی باقری‬ ‫مربی‪ :‬اقای مختار زاده‬ ‫تعداد الیک‪2213 :‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪11‬‬ ‫گفتگ وگویی با نویسندۀ کتاب‬ ‫چرا یوگا تاثیرگذار است‬ ‫برگردان‪ :‬مهتاب کالنتری‬ ‫کریســتین دورمایر* یک معلم یوگای محلی است و موسس و‬ ‫صاحب ســاند یوگا‪ .‬او اخیرا ً کتابی نوشــته است به اسم چرا یوگا‬ ‫تاثیرگذار است که این کتاب بینشی اساسی از تاریخ غنی و فلسفۀ‬ ‫یوگا به مخاطب می دهد‪ .‬همچنین دســتورالعمل های ساده ولی‬ ‫قدرتمندانه ای را برای تمرین این هنر شفا دهنده ارائه می دهد‪.‬‬ ‫قســمت اول کتاب ریشــۀ اموزه های یوگا در حکمت باستانی‬ ‫هند را مورد بررسی قرار می دهد و اصول بنیادی و استراتژی برای‬ ‫کاهش رنج کشیدن بشر‪ ،‬ایجاد سالمت مطلوب و به وجود اوردن‬ ‫و پرورش روابط را توضیح می دهد‪ .‬بخش دوم تمرینات ساده ای را‬ ‫ارائه می دهد که همین تمرینات ساده طیف گسترده ای از ابزارهای‬ ‫تحول یوگا را دربر دارد‪.‬‬ ‫همچنین این کتاب دســتورالعمل های قدم بــه قدمی را برای‬ ‫شیوه های تمرینات فردی متشکل از تمرینات ترکیبی و وضعیت های‬ ‫فردی و تمرینات تنفسی با مدیتیشن ارائه می دهد‪.‬‬ ‫کتاب چرا یوگا تاثیرگذار است کتابی است مناسب برای مبتدی ها‪،‬‬ ‫معلمان یوگا یا هر کسی که عالقه مند است که معلم خودش باشد‪.‬‬ ‫ما این شانس را داشــتیم که با ایشان مصاحبه ای دربارۀ کتاب‬ ‫جدیدشان داشته باشیم‪.‬‬ ‫سیاتل‪ ،‬یوگا نیوز‪:‬‬ ‫س‪:‬لطفاً بفرمایید چه موقع و چگونه یوگا را شناختید؟‬ ‫ج‪ :‬من در کودکی از اسم رنج می بردم‪ ،‬به خاطر اسم فعالیت های‬ ‫فیزیکی ام محدود بود‪ .‬من روزانه داروهایی مصرف می کردم و مکررا ً‬ ‫اسپری مخصوص استنشاق می کردم‪ .‬داروها باعث شده بودند که‬ ‫من بیش فعال باشم و سطح انرژی باالیی داشته باشم به حدی که‬ ‫نمی توانستم استراحت کنم و ارام باشم‪ .‬من شنیده بودم که یوگا‬ ‫ممکن است به من کمک کند تا ارام شوم و تنفسم را بهتر کند‪.‬‬ ‫‪12‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫در ان زمان یک کتاب یوگا داشــتم‪ .‬تمام وضعیت های توضیح‬ ‫داده شــده در ان را انجام دادم‪ .‬از انجایی که این تمرینات هوازی‬ ‫نبود در نتیجه هیچ گونه حملۀ اسمی به من دست نداد‪ .‬زمانی که در‬ ‫تعطیالت در هاوایی بودم تصمیم گرفتم که برای اولین بار کالس‬ ‫یوگا را امتحان کنم‪ .‬تجربۀ بسیار هیجان انگیز و جالبی بود‪ .‬با اینکه‬ ‫اســپری اســم من در کنارم و اماده بود هرگز حتی یک بار هم از‬ ‫ان اســتفاده نکردم‪ .‬بعد از کالس از مربی ام خواســتم که به من‬ ‫یــاداوری کند که در کالس چه کارهایی انجــام دادیم‪ .‬در کمال‬ ‫ناباوری‪ ،‬مربی ام به من پیشــنهاد داد کــه روز بعد به کالس یوگا‬ ‫برگردم و با او یک جلسۀ خصوصی داشته باشم‪ .‬ایشان یک برنامۀ‬ ‫تمرینی مخصوص برای من طراحی کرد که به درمان و کنترل اسم‬ ‫من کمک بشــود‪ .‬من این تمرین ها را روزانه انجام می دادم و انجام‬ ‫این تمرینات باعث شد ارام شوم‪ .‬به واسطۀ این تمرینات رابطۀ من‬ ‫با تنفسم تغییر کرد و حاال‪ ،‬به جای ترسیدن از حمله های اسم‪ ،‬با‬ ‫انجام دم و بازدم صحیح و در صلح بودن با تنفسم قادر به کنترل ان‬ ‫بودم‪ .‬وقتی که از مربی ام پرسیدم که چه سبکی را تدریس می کند‬ ‫او توضیح داد که به جای کارکردن در یک ســبک خاص بســیار‬ ‫مطالعه کرده است و از تی‪ -‬کریشنام اچاریا اموخته است‪ .‬او تاکید‬ ‫کرد تنها معلمی در سیاتل که بسیار عالی به او تدریس کرده است‬ ‫کریشنام اچاریاست‪.‬‬ ‫مــن چندین ســال در کنار او تمرین کــردم و در نتیجه وضع‬ ‫سالمتی ام بهتر و بهتر شد و اگاهی بیشتری کسب کردم و احساسی‬ ‫از ازادی داشتم که تا ان زمان تجربه نکرده بودم‪.‬‬ ‫س‪ :‬چه چیزی باعث شــد شما‬ ‫یک معلم یوگا بشوید؟‬ ‫ج‪ :‬من چندین سال به یادگیری‬ ‫یوگا از استادم پرداخته بودم‪.‬‬ ‫در یک تعطیــات در هاوایی‪،‬‬ ‫وقتی معلمــم از من خواســت‬ ‫کــه به یک خانم در ســیاتل که‬ ‫می خواســت یــوگا یــاد بگیرد‬ ‫اموزش بدهم خیلی شوکه شدم‪.‬‬ ‫من بسیار درون گرا بودم و هرگز‬ ‫برای اینکه یک معلم یوگا بشــوم‬ ‫برنامه ریزی نکرده بودم‪ .‬از انجایی‬ ‫که او فقط یک نفر بود احســاس‬ ‫کردم که می توانم این کار را انجام‬ ‫دهم‪ .‬مولی اولین و تنها شــاگرد‬ ‫من برای مدت دو سال بود‪ .‬وقتی‬ ‫دیدم چقدر چیزهایی که به مولی‬ ‫یاد می دهم برایش مفید اســت‪،‬‬ ‫به تدریج در مسیر تبدیل شدن به‬ ‫یک معلم یوگا قرار گرفتم‪.‬‬ ‫س‪:‬چــه چیــزی باعث شــد‬ ‫که شــما ایــن کتــاب را دربارۀ‬ ‫یوگا بنویسید؟‬ ‫ج‪ :‬چندین ســال به اموزش‬ ‫یوگا مشغول بودم‪ .‬با افراد شناخته‬ ‫شده ای مثل فاران و روبرت‪ ،‬بیست سال همکار بودم و ما همیشه‬ ‫یادداشت های اموزشی مان را با هم به اشتراک می گذاشتیم‪.‬‬ ‫یک روز وقتی که دوباره یادداشــت ها را مبادله می کردیم‪ ،‬یک‬ ‫لحظــه کارم را متوقف کردم و با خــودم گفتم چرا ما یک بار برای‬ ‫همیشه همۀ چیزهایی که یادگرفته ایم را یک جا قرار نمی دهیم و‬ ‫ان را تبدیل به کتاب نمی کنیم؟ فکر می کردم که این کار ســریع‬ ‫ن که تمام نت ها را‬ ‫و اسان انجام بشود‪ ،‬اما اشتباه فکر می کردم! ای ‬ ‫جمع اوری کنم و ان ها را با ترتیب درست کنار هم قرار بدهم تقریباً‬ ‫چندین سال طول کشید‪ .‬در نهایت‪ ،‬این ایده به نوشتن کتاب منجر‬ ‫شــد تا دیگران بتوانند از تالش های ما بهره مند شوند‪ .‬ده سال بعد‬ ‫کتاب فوق تبدیل شد به‪ :‬چرا یوگا تاثیرگذار است و چطور می تواند‬ ‫به شما کمک کند‪.‬‬ ‫س‪ :‬مخاطب اصلی کتاب شما چه کسانی هستند ؟‬ ‫ج‪ :‬یکی از شــاگردان من گفت وقتی که دیده است همسرش‬ ‫کتاب من را می خواند واقعاً تعجب کرده اســت‪ .‬او گفت‪« :‬همسر‬ ‫من تا به حال حتی یک بار هم یوگا انجام نداده است‪ ،‬او عالقه مند‬ ‫به یادگیری در مورد چیزی است که برای من شوق و شور دارد‪».‬‬ ‫این امر به من نشان داد که همه می توانند این کتاب را بخوانند؛‬ ‫حتی اگر اص ً‬ ‫ال تا به حال یوگا انجام نداده باشند‪.‬‬ ‫در ابتدا فکر می کردم که کتاب ما یک کتاب بســیار عالی برای‬ ‫مبتدی ها و کسانی باشد که می خواهند یوگا را شروع کنند‪ .‬کسانی‬ ‫که می خواهند بهتر یوگا را بفهمند و همین طور مربیان یوگایی که‬ ‫می خواهند از کتاب ما به عنوان یک متن پایه برای برنامۀ تمرینات‬ ‫خودشان استفاده کنند‪ .‬دلیل اینکه‬ ‫این کتاب برای طیف گسترده ای‬ ‫از مــردم کاربرد دارد این اســت‬ ‫که به زبان ساده و روزمره نوشته‬ ‫شــده‪ ،‬فصل هایش کوتاه است و‬ ‫به طرزی بــاور نکردنی محدودۀ‬ ‫وســیعی از تمرینات یوگا را هم‬ ‫به صــورت تئــوری و هم عملی‬ ‫دربر می گیرد‪.‬‬ ‫س‪ :‬بــه مــا از تجربیات تــان‬ ‫به عنــوان یک نویســندۀ ناشــر‬ ‫بگوییــد‪ .‬چرا ایــن راه را انتخاب‬ ‫کردید و تصمیم به نوشتن و چاپ‬ ‫کتاب گرفتید؟‬ ‫ج‪ :‬مــا بــه دالیــل مختلفی‬ ‫تصمیم به چــاپ کتاب گرفتیم‪.‬‬ ‫می دانستیم که حتی اگر بتوانیم‬ ‫ناشری را پیدا کنیم که کتاب ما‬ ‫را برای نشر انتخاب کند این کار‬ ‫ممکن است یک تا دوسال طول‬ ‫بکشد‪ .‬می خواستیم این کار زودتر‬ ‫انجام بشــود‪ .‬بــا متخصصین در‬ ‫انتشارات صحبت کردیم که به ما‬ ‫پیشنهاد عالی دادند و فرمول کار‬ ‫را یادمان دادند و در این زمینه به‬ ‫ما کمک کردند‪ .‬هر قدم در این راه یک منحنی یادگیری بزرگ بود‪.‬‬ ‫ما خیلی خوش شــانس بودیم که اندرس ادامسون را پیدا کردیم؛‬ ‫یک یوگی که زبان ما را می فهمید‪ .‬او طرح ما را فرمت و سازماندهی‬ ‫کرد و همۀ کارهای گرافیکی و طرح زیبای روی جلد کتاب را اماده‬ ‫کرد‪ .‬اندرس در استونیا زندگی می کرد‪ .‬شخصی که نمایۀ کتاب را‬ ‫اماده کرد در جامائیکا زندگی می کند‪ .‬کارشناس زبان سانسکریت‬ ‫ما‪ ،‬اجا‪ ،‬در اورگون زندگی می کند و به همان خوبی سردبیر ما ویان‬ ‫است که کمک زیادی به ساختار کتاب ما کرد‪.‬‬ ‫تصمیم گرفتیم که برای انتشارات امازون درخواست بفرستیم‬ ‫برای انکه اگر اشتباهی در کتاب وجود داشت ان ها می توانستند ان‬ ‫را تصحیح کنند و کتاب می توانســت زودتر ویراستاری و تصحیح‬ ‫شده و به سرعت نزد ما برگردد‪.‬‬ ‫س‪ :‬چقــدر کار و تحقیــق برای نوشــتن این کتــاب صورت‬ ‫گرفته است؟‬ ‫ج‪ :‬نوشــتن کتاب چرا یوگا تاثیرگذار اســت و چطور می تواند‬ ‫به شــما کمک کند تقریباً ده سال طول کشید‪ .‬این کتاب بر پایۀ‬ ‫حدود هفتاد و پنج ســال تحقیق تهیه شــده است و عالوه بر این‬ ‫شامل مطالعه‪ ،‬تمرین و اموزش بین ما سه نفر است‪ .‬تدریس متون‬ ‫کالسیک یوگا توسط استادمان‪ ،‬پایۀ دانش ماست که در کتاب مان‬ ‫گنجانده شده است‪.‬‬ ‫س‪ :‬شــما کتاب تان را با همــکاری نویســندگانی چون فرن‬ ‫اوبرتینی و روبرت برن برگ نوشته اید‪ .‬تجربۀ شما از همکاری با این‬ ‫نویسندگان در این کتاب چه بوده است؟‬ ‫ج‪ :‬دیوانه کننده!! می دانید که چقدر ســخت اســت که با یک‬ ‫نفر برای صرف قهــوه برنامه ریزی کنید؛ خــوب‪ ،‬حاال فکر کنید‬ ‫بخواهید ســه نفر را از گوشه و کنار امریکا دور هم جمع کنید از‬ ‫فلوریدا‪ ،‬کالیفرنیا و واشنگتن‪ .‬عوامل غیرمنتظرۀ زیادی معموالً در‬ ‫هماهنگی بین سه نفر به وجود می اید‪ .‬مث ً‬ ‫ال عکس را می گیرید و اگر‬ ‫اختالف نظری وجود داشته باشد روال و قانونی بین ما وجود دارد‪.‬‬ ‫خوشبختانه تعداد ما فرد است و رای با اکثریت‪ .‬اگر دو نفر اتفاق نظر‬ ‫داشــته باشند حکم صادر می شود‪ .‬جلد کتاب بهترین مثال است‪.‬‬ ‫در اصل ما نمی دانســتیم که چه می خواهیم‪ ،‬ولی کام ً‬ ‫ال مشخص‬ ‫بود که چه نمی خواهیم‪ .‬وقتی من زمان عکاسی پیش اندرس رفته‬ ‫بودم‪ ،‬یک عکس دیجیتالی برای جلد کتاب پیدا کردم که دوستش‬ ‫داشتم‪ .‬من همیشــه ارتباطی خاصی با درختان داشتم‪ .‬به خاطر‬ ‫اینکــه هر درختی خاص و منحصر به فرد اســت‪ .‬ان ها با همۀ ما‬ ‫تک تک صحبت می کنند‪ .‬تقریباً دو ماهی طول کشــید که یکی‬ ‫از همکاران نویســنده ام را متقاعد کنم‪ .‬اما وقتی که ما اولین کپی‬ ‫تثبیت شــدۀ جلد را دیدیم فکر کردیم که چه انتخاب درســت و‬ ‫خوبی کرده ایم‪.‬‬ ‫س‪ :‬چیز دیگری هست که بخواهید اضافه کنید؟‬ ‫ج‪ :‬من حتی در بیســت ســال هم قادر نبودم که این کتاب را‬ ‫به تنهایی در استودیوی کوچک خودم‪ ،‬ساند یوگا‪ ،‬در غرب سیاتل‪،‬‬ ‫بنویسم‪ .‬شاگردانم همچنان به من کمک می کنند که من به درک‬ ‫کامل تری از یوگا برسم‪ .‬من خیلی سپاسگزارم که این دارما را دارم‪،‬‬ ‫نمی دانم من ان را انتخاب کرده ام یا او مرا!‬ ‫‪*Why Yoga Works‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪13‬‬ ‫یوگا و ورزش‬ ‫کاربرد یوگای جامع‪ ،‬برای ورزش های قهرمانی‬ ‫سینا صمیمی‬ ‫امــروزه حرکــت و ورزش‪ ،‬یکی از ارکان مهم ســامتی بشــر‬ ‫محسوب می شود‪ .‬بسیاری از نهادهای سیاست گذار و سازمان های‬ ‫تحت پوشش ســازمان ملل نیز بر این امر تاکید و برای این مهم‬ ‫برنامه ریزی و فرهنگ ســازی می کنند؛ زیرا معتقد هستند‪ :‬هزینۀ‬ ‫ورزش و پیشگیری بسیار ناچیزتر از درمان است‪.‬‬ ‫اما در جریــان زندگی این قرن یک تضاد و تناقض اشــکار به‬ ‫چشم می خورد‪:‬‬ ‫از یک ســو به اصطالح رونق اقتصادی‪ ،‬بر مبنای تولید بیشتر و‬ ‫تشویق و ترویج فرهنگ مصرف گرایی و گسترش امکانات اسایشی‬ ‫و نهایتاً عدم تحرک اســت‪ .‬تولید روز افزون اتومبیل‪،‬اسانسورها‪،‬‬ ‫روبات های تولید‪ ،‬کشاورزی مکانیزه و بازارها و مراکز خرید اینترنتی‪،‬‬ ‫امکان تحرک انسان ها را بیشتر سلب می کند‪ ،‬و در این میان‪،‬‬ ‫هر روز‬ ‫ِ‬ ‫کانال های تلویزیونی و رسانه های دیجیتال با جذابیت های خود‪ ،‬تیر‬ ‫خالص را شلیک و انسان ها را در جای خود میخکوب کرده اند‪.‬‬ ‫از ســوی دیگر تشــویق برای ورزش و تحرک به منظور حفظ‬ ‫سالمتی ضروری به نظر می رسد؛ زیرا باید مصرف کننده ای وجود‬ ‫داشته باشد که بتوان بازار مصرف را حفظ کرد‪.‬‬ ‫در هــر صــورت برای ایجاد انگیــزۀ تحــرک و ورزش‪ ،‬یکی از‬ ‫متداول ترین روش ها‪ ،‬ایجاد رقابت و تعریف برنده و بازنده اســت و‬ ‫این مکانیزم برای انســان که نیازمند توجه‪ ،‬تشویق و قدرت است‪،‬‬ ‫ابزاری تاثیرگذار و بسیار کارامد است‪.‬‬ ‫ولی این مسئلۀ رقابت ورزشی‪ ،‬گاهی چنان پررنگ می شود که‬ ‫به ضد خود بدل می گردد و قصد و نیت اولیۀ خود‪ ،‬که تندرســتی‬ ‫و شادابی است‪ ،‬را به چالش می کشد‪ .‬ورزشکاران جویای قهرمانی‬ ‫گاهی‪ ،‬چون گالدیاتورهای باستان‪ ،‬به ابزاری تبدیل می شوند و برای‬ ‫خوش امد و جلب توجه دیگران‪ ،‬با وارد کردن فشارهای غیرطبیعی‬ ‫به بدن‪ ،‬سالمتی خود را به خطر می اندازند‪.‬‬ ‫البته ناگفته نماند ورزشــکاری که با تمرکز بر نیروهای درونی‬ ‫خودش و هماهنگــی درونی فعالیت خود را انجام می دهد درواقع‬ ‫یوگا می کند‪ ،‬حاال رشته ورزشی اش هر چه می خواهد باشد‪ .‬اما این‬ ‫تعداد بسیار اندک هستند‪.‬‬ ‫در دنیای امــروز ورزش هنگامی رونــق دارد که در ان مفهوم‬ ‫رقابت (برای پایین دســتی ها) و گردش مالی (برای باال دستی ها)‬ ‫مشهود باشد‪.‬‬ ‫در رقابت ســه بخش بسیار مهم ورزشــکار عمل می کند‪ :‬بدن‪،‬‬ ‫هیجانات و احساسات و ذهن‪ .‬و به نظر می رسد که ارتقا و هماهنگی‬ ‫این سه بُعد‪ ،‬جهت موفقیت بسیار ضروری است‪ .‬اما به محض اینکه‬ ‫یک یا دو بُعد کمی پررنگ تر یا کم رنگ تر از دیگری باشــد‪ ،‬تعادل‬ ‫‪14‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫مجموعــه به هم می خورد‪ .‬مث ً‬ ‫ال اگر ورزشــکاری هیجان و انگیزۀ‬ ‫زیادی داشته باشد و نسبت به حریف و توانایی های او نیز شناخت‬ ‫کافی داشته باشد‪ ،‬اما توان و مهارت فیزیکی خودش پایین تر باشد‪،‬‬ ‫احتمال اینکه حد بدن خود را نادیده بگیرد و به بدن خود فشــار‬ ‫بیاورد بسیار زیاد است‪.‬‬ ‫در نهایت به طور بسیار مختصر بگویم که در ورزش های رقابتی‪،‬‬ ‫احتمال اســیب و به مخاطره افتادن ســامتی وجود دارد‪ .‬توجه‬ ‫داشته باشید که ما این اسیب ها را در ورزشکاران حرفه ای همچون‬ ‫محمد علی کلی و ‪ ...‬در ســنین باال مشاهده می کنیم‪ ،‬تازه اینان‬ ‫خواصی بوده اند که به رده های باالی هرم رسیده اند‪ ،‬در پایین هرم‬ ‫صدها کودک و نوجوان و جوان را در پیرامون خود می بینیم که در‬ ‫همان اوایل کار‪ ،‬اسیب دیده اند و از ورزش دور شده اند و به باالی‬ ‫هرم (قهرمانی) راه نیافته اند‪.‬‬ ‫در ورزش های قهرمانی جای حکمت یوگا کجاســت؟ ایا یوگا‬ ‫هم همچون دیگر دانش ها از قبیل پزشــکی و فیزیک یا ریاضی‬ ‫و ‪ ...‬باید مدیحه سرای این ساختا ِر غیر عقالنی باشد تا به افزایش‬ ‫رکوردهای جدید منجر شود‪ ،‬یا به سالمتی و هماهنگی رکوردداران‬ ‫کمک کند؟‬ ‫ایا یــوگا می تواند دانش و تجربه ای به ورزشــکاران بدهد‪ ،‬که‬ ‫عالوه بر باالبردن حد و توان خود‪ ،‬احترام و ارزش سالمتی خود را‬ ‫مقدم بدانند؟‬ ‫یوگا روشی دانش بنیان و سالمت محور است که بر اساس ارتباط‬ ‫مکانیسم انسان با طبیعت طراحی و تدوین شده است‪.‬‬ ‫قطعاً این جمله که در پایین لوگوی روز جهانی یوگا امده است‪،‬‬ ‫بخش مهمی از قصد یــوگا را بیان می کند‪ :‬یوگا برای هماهنگی‬ ‫و صلــح‪ .‬و ما امیدواریــم یوگا به برقراری ایــن مفهوم در جهان‬ ‫کمک کند‪.‬‬ ‫تجربۀ بسیاری از ما‪ ،‬که سعی در به کارگیری یوگا برای کمک‬ ‫به ورزش های قهرمانی کرده ایم‪ ،‬نشان داد که در این مسیر چندان‬ ‫موفق نبوده ایم‪ .‬اما با بررســی دقیق تر و تجدیدنظرهایی در روش‬ ‫اجرایی امکان های بهتری را می توان یافت‪.‬‬ ‫شنیده ام که بعضی از ورزشکاران مطرح از تکنیک های مختلف‬ ‫یــوگا کمک می گیرند‪ ،‬اما این تعداد بســیار کم هســتند و این‬ ‫امر هم شــاید بیشتر پویشــی خود جوش بوده است نه اموزشی‬ ‫سیستماتیک‪.‬‬ ‫زیرا ورزشــکارانی که به مرحلۀ مســابقات می رسند‪ ،‬الگو ها و‬ ‫باورهایشان شکل گرفته است و در برابر اموزه های متفاوت مقاومت‬ ‫دارند‪ .‬از طرفی در ان موقعیت مقدار شتاب و هیجانات‪ ،‬به قدری‬ ‫زیاد است که از عهدۀ کنترل و مهار ان بر نمی ایند‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫وضعیت یــک فعالیت‪ ،‬هماهنگی بین‬ ‫مــا می دانیم که بهترین‬ ‫تنفس‪ ،‬ذهن و بدن است‪.‬‬ ‫ما می دانیم که حرکات کششــی یوگا‪ ،‬بســیاری از فشارها را از‬ ‫عضالت تخلیه می کند و نیرو را افزایش می دهد‪.‬‬ ‫ما می دانیم که با تمرین های تنفسی می توان هیجانات را مدیریت‬ ‫کرد و از تخلیۀ انرژی عصبی جلو گیری کرد‪.‬‬ ‫ما می دانیم که وانهادگی و ریلکسیشن موجب ارامش و تجدید‬ ‫قوای بدن می شود‪.‬‬ ‫ما می دانیم که تمرکز و مراقبه مهارت دقت و نیز هوشــیاری را‬ ‫افزایش می دهد‬ ‫بنابراین در کارا بودن یوگا برای ورزشکاران شکی نیست‪ .‬لیکن به‬ ‫نظر می رسد این اموزه ها باید در الفبا و اغاز اموزش همۀ رشته ها‬ ‫گنجانده شود‪.‬‬ ‫اگر هر نوجوانی که شروع به فراگیری ورزش می کند‪ ،‬تمرین های‬ ‫اسانا و وانهادگی در متن اموزه هایش گنجانده شود‪ ،‬هنگامی که به‬ ‫مراحل باالتر می رســد دیگر با خود و سالمتی خود بیگانه نخواهد‬ ‫بود‪ .‬به کودکان و نوجوانان ورزشکارمان باید بیاموزیم همان طور که‬ ‫بــا دویدن بدن خود را گرم می کنند‪ ،‬از حرکات یوگا هم برای گرم‬ ‫کردن استفاده کنند‪ ،‬با اساناها طول عضالت را افزایش دهند و به‬ ‫انعطاف و ایجاد تقارن در بدن کمک کنند‪.‬‬ ‫به کودکان و نوجوانان ورزشــکار باید از ابتدا بیاموزیم که پس‬ ‫از ورزش در میــان خنک کننده ها از اســانا و خصوصاً شاواســانا‬ ‫کمک بگیرند‪ .‬باید این مهارت ها را به شکل بخشی از فرهنگ همۀ‬ ‫ورزشکاران در همۀ رشته های ورزشی در بیاوریم‪.‬‬ ‫با ارزوی هماهنگی و صلح برای همه‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪15‬‬ ‫بزرگ ترین مانع زندگی ما‬ ‫نویسنده‪ :‬سوامی دورگاناندا‬ ‫‪1‬‬ ‫برگرفته از‪ :‬مجلۀ یوگا الیف‬ ‫برگردان‪ :‬مرضیه شریفان‬ ‫سوامی دورگاناندا از شــاگردان مستقیم سوامی ویشنو‬ ‫دواناندا اســت که در حال حاضر ریاست مراکز و اشرام های‬ ‫یوگا شیواناندا در اروپا را عهده دار است‪.‬‬ ‫مطلب ذیل یکی از ســخنرانی های اوست که طی ان به‬ ‫گفته ها‪ ،‬نکته ها و تجربه های کسب کرده از استادش می پردازد‪.‬‬ ‫ چگونه اگاه شــویم کــه چه چیزهایی واقعاً مــا را از زندگی‬‫باز می دارد؟ بزرگ ترین موانع زندگی مان چیست؟‬ ‫ ترس‬‫ درســت است‪ .‬سوامی ویشنودواناندا به ما نشان داد چگونه از‬‫طریــق زبان بدن بر ترس غلبه کنیم‪ .‬او در مورد اینکه برای انچه‬ ‫درست است به پا خیزد‪ ،‬هیچ گاه تردید نکرد‪.‬‬ ‫درست پیش از ماموریت صلح سوامی جی‪ ،‬وقتی او یک هواپیمای‬ ‫فوق ســبک را بر فراز دیوار برلین از غرب به شرق به پرواز دراورد‪،‬‬ ‫یک کنفرانس خبری در کونت گاردن در لندن داشت‪ .‬یک خبرنگار‬ ‫از او پرسید‪« :‬ایا انتظار دارید در این سفر زنده بمانید؟» سوامی جی‬ ‫پاسخ داد‪« :‬تمام جهان در خطر است‪ ،‬بنابراین همۀ ما به هر حال‬ ‫باید با ان روبه رو شــویم‪ .‬اگر زنده بمانم که خوب است‪ ،‬اگر زنده‬ ‫نمانم هم فقط باید کمی زودتر بروم!»‬ ‫عجب جوابی! پاســخی مانند این به ذهن شما می رسید؟ وقتی‬ ‫من شنیدم فکر کردم چقدر بی طرفانه و بدون ترس است‪ .‬اگر کسی‬ ‫نفــس را کنار بگذارد‪ ،‬امکان دارد کم کم بر ترس غلبه کند‪ .‬وقتی‬ ‫شما دورۀ چهار هفته ای اموزش مربیگری یوگا را بگذرانید‪ ،‬ممکن‬ ‫است فکر کنید «من بعد از چهار هفته مربی یوگا خواهم شد‪ ».‬ولی‬ ‫‪16‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫شما باید در ان زندگی کنید‪ .‬در طول دوره شما باید اولین کالس‬ ‫خود را تدریس کنید‪ .‬می دانید چند نفر از مردم از ان می ترسند؟‬ ‫ان ها شب قبل از ان نمی توانند بخوابند‪ .‬چرا؟‬ ‫ به دلیل حس احمق و مسخره به نظر امدن‪.‬‬‫ چه کسی احمق است؟ چه کسی این را گفت؟ این نفس است‪.‬‬‫نه؟ وقتی چهل و پنچ سال پیش نزد سوامی جی امدم‪ ،‬خیلی کم رو‬ ‫بودم‪ .‬ان موقع امکان نداشت این طور مثل االن اینجا بنشینم و با‬ ‫شــما گفتگو کنم‪ .‬با خودم فکر می کردم مردم چه فکری خواهند‬ ‫کرد اگر اشتباه کنم؟ ان ها خیلی انتظار باالیی دارند‪ .‬شب قبل از‬ ‫پذیرفته شدن به عنوان سوامی (سانیاس‪ )2‬نزد سوامی جی رفتم و‬ ‫گفتم‪« :‬سوامی جی‪ ،‬اگر تحلیف را انجام دهم می ترسم که دانشم‬ ‫برای سوامی شدن کافی نباشد‪ ».‬او گفت‪« :‬ایا می خواهی یک عالم‬ ‫فرزانه شــوی؟» فهمیدم‪ .‬این نیازی به مراسم تحلیف نداشت‪ .‬او‬ ‫نفس مرا سریع گیر انداخت‪ .‬با خود فکر کردم‪« :‬خب‪ ،‬اگر با برکت‬ ‫و یاری او دانشــی کســب کنم و به مغزم وارد کنم خیلی خوب‬ ‫می شــود‪ .‬ولی این مطمئناً به معنی انصراف از دنیا نیست‪ .‬جهان‬ ‫دوســت دارد که به این روش عمل کند که اگر تو یک مربی یوگا‬ ‫هستی‪ ،‬همه چیز را می دانی‪ ،‬می توانی هرکاری انجام دهی‪ ،‬کامل‬ ‫هستی‪ .‬ولی اگر تو همۀ این ها هستی که دیگر نباید برای تحلیف‬ ‫سوگند بخوری‪ .‬این طور نیست؟ درباره اش فکر کن‪».‬‬ ‫یکی باید شــروع به تجزیه و تحلیل کند‪ .‬نفس چیست؟ نفس‬ ‫هویــت ما با محدودیت هــای تفکر‪ ،‬بدن و ذهن مــان‪ ،‬در زمان و‬ ‫مکان است‪ .‬ایا نفس واقعاً بر زندگی من حکمرانی می کند؟ البته‬ ‫پاسخ اری است‪ .‬بنابراین برای چیره شدن به ان تالش الزم است‪.‬‬ ‫ولی پیش از انکه این تــاش را وارد زندگی مان کنیم چه چیزی‬ ‫نیاز داریم؟‬ ‫ نیت و قصد‪.‬‬‫ نیت و قصد به معنی هدف اســت‪ .‬نــه؟ ما نیاز داریم که یک‬‫هدف داشته باشیم‪ .‬بسیاری از مردم با قصد و نیتی اغاز می کنند‪،‬‬ ‫ولی سپس این نیت خســته کننده می شود؛ زیرا از نظر عقالنیت‬ ‫همیشه یکسان است‪ .‬چیز جدیدی در یوگا وجود ندارد‪ .‬چهار روش‬ ‫یوگا و دست نوشــته های مختلف ان‪ ،‬همۀ ان ها به شما می گویند‬ ‫که همه چیز «روح جهانی» است‪ ،‬که شما ان «خویشتن» هستید‬ ‫و وقتی شــما بر ان خویشــتن مراقبه می کنید‪ ،‬ذات ان را درک‬ ‫خواهید کرد‪ .‬هیچ چیز بیشتری برای گفتن وجود ندارد‪ .‬وقتی شما‬ ‫از نظر عقالنی این فرایند را طی کرده باشید‪ ،‬چه چیزی بعد از ان‬ ‫می اید؟ بســیاری از مردم این هدف را برای دو یا سه سال دنبال‬ ‫می کنند و پس از ان دنبال چیز جدیدی می گردند‪ .‬چگونه باانگیزه‬ ‫باقی بمانیم؟ الهام بخشــی نمی تواند از بیرون تزریق شود‪ .‬مسیح‬ ‫الهام بخش بود‪ .‬هزاران یوگی امدند‪ .‬ایا دنیا در جهت بهتر شــدن‬ ‫تغییر کرد؟‬ ‫بنابراین چه کســی می تواند تغییر دهد؟ چه کسی باید تالش‬ ‫کند؟ هرکس جداگانه‪ .‬ما همیشــه فکر می کنیم باید جایی برویم‬ ‫که الهام بگیریم‪ .‬در دورۀ اولیۀ یادگیری‪ ،‬این قابل فهم اســت‪ ،‬ولی‬ ‫بعد از ان الهام از کجا می اید؟ فقط از تالش شــخصی‪ .‬استادمان‬ ‫همیشه به ما می گفت‪« :‬هرگز تسلیم نشوید‪ .‬هرگز تسلیم نشوید‪».‬‬ ‫و تنها چیزی که او تاکید داشت که باید انجام دهیم «ماندن» بود‪.‬‬ ‫منظور او در انجمن یا در یوگا بود‪ .‬یوگا یک مســیر ناهموار است‪،‬‬ ‫چون دنیا فقط شــامل روزهای خوب نیست‪ .‬روزهای بد هستند‬ ‫که شــما را بیشتر جلو می برند‪ .‬بعد از فاز اولیۀ اموزش و یادگیری‬ ‫شما فرا می گیرید که چگونه از این قدرت استفاده کنید‪ .‬امکانات‬ ‫و احتماالت زیادی وجود دارد‪ ،‬بنابراین چیزهای فراوانی هم برای‬ ‫انجام دادن وجود دارد‪ .‬شما نیاز ندارید همیشه در خط مقدم باشید‪،‬‬ ‫می توانید دنباله رو باشید‪ .‬شما نیاز ندارید که رهبر باشید‪ .‬می توانید‬ ‫خدمت گزار باشــید یا می توانید یک دوست باشید‪ .‬شما می توانید‬ ‫یک زاهد پارســا باشید و عشــق را در هر چیزی ببینید‪ .‬امکانات‬ ‫زیادی برای مقابله کردن با جهل و توهم وجود دارد‪ .‬جهل نفس‪ ،‬که‬ ‫شما را به گودال می برد‪ .‬وقتی این را بدانیم‪ ،‬تالش اسان تر می شود‪.‬‬ ‫ســپس می فهمیم که باید از این گودال بیرون بیاییم‪ .‬باید از این‬ ‫رخوت بیرون بیاییم؛ از این جهل؛ از این دوست داشتن ها و دوست‬ ‫نداشتن ها؛ دوست ها و دشمن ها؛ از این مرزبندی هایی که در مغز‬ ‫خود داریم‪ .‬با این فهم تالش تبدیل به عمل می شود‪ .‬چند روز پیش‬ ‫داشتم در جایی در لندن قدم می زدم‪ .‬یک روز سرد و طوفانی بود‪.‬‬ ‫یک کیســه خواب در پیاده رو نزدیک دیوار دیدم و با خودم گفتم‪:‬‬ ‫«ایا کسی در ان خوابیده است؟» در ان لحظه کیسه خواب تکان‬ ‫خــورد‪ .‬یک نفر داخل ان بــود‪ .‬در ان لحظه به من حس فروتنی‬ ‫داد‪ .‬در ان لحظه بســیاری از واقعیت های نفس را دیدم‪ .‬احساس‬ ‫شــکرگزاری می کردم از اینکه می توانم غذا بخورم‪ ،‬می توانم حرف‬ ‫بزنم و می توانم حرکت کنم‪ .‬ما باید متواضع باشــیم و تالش کنیم‬ ‫که نفس را مهار کنیم‪ .‬یوگا این است‪ .‬یوگا علم بسیار ارامی است‪.‬‬ ‫ما ان را پر سروصدا کرده ایم چون این روزها هر کسی می خواهد از‬ ‫یوگا پول در بیاورد‪ .‬قب ً‬ ‫ال علم بسیار ارامی بود‪ .‬در کوه ها ممکن بود‬ ‫یک نفر باشد‪ ،‬که یک مربی داشته باشد یا اص ً‬ ‫ال مربی نداشته باشد‬ ‫و برای تمرین هایش زحمت بکشــد‪ .‬چنین فردی زندگی ساده ای‬ ‫می داشــت‪ ،‬کمی برنج و عدس می پخت و وقتش را برای مکاشفه‬ ‫می گذراند‪ .‬در کشف اینکه زندگی واقعاً دربارۀ چیست‪.‬‬ ‫بنابرایــن ما باید به معنی واقعی تفکــر و تعمق کنیم در اینکه‬ ‫چگونه یوگا خود را در پندار و گفتار و کردار ما نشــان دهد‪ .‬این ها‬ ‫سخنانی از سوامی شــیواناندا هستند‪ .‬کوه ها از نخستین سنگ ها‬ ‫پدید امده اند و تالش از قدم های کوچک تشکیل شده است که باید‬ ‫خود را در پندار و گفتار و کردار ما نشان دهد ‪ .‬اگر تناقضی در پندار‬ ‫و گفتار و کردار ما وجود داشــته باشد‪ ،‬پس واقعی نیست‪ ،‬کلک و‬ ‫نمایش است‪ .‬چیزی که در افکار شماست سرانجام از جایی بیرون‬ ‫می زند‪ ،‬نه فقط در کلمات بلکه در اعمال تان‪.‬‬ ‫چگونه صبح ها از خواب برمی خیزیــد؟ چگونه روز خود را اغاز‬ ‫می کنید؟ چگونه وظایف خود را انجام می دهید؟ چگونه با ادم های‬ ‫اطراف خود برخورد می کنید؟ چگونه به ان ها احترام می گذارید؟‬ ‫چگونه با ان ها صحبت می کنید؟ تمام این پرســش ها بستگی به‬ ‫شفافیت و خلوص روش زندگی شما دارد‪ .‬مهم نیست از کدام سنت‬ ‫پیروی می کنید‪ ،‬ســبک زندگی شما باید خالص و ناب باشد‪ .‬یوگا‬ ‫می تواند به شما نشان دهد چگونه شفاف و ناب زندگی کنید‪ .‬و این‬ ‫نیــاز به روش های جدیدی در انجام کارها و روش های جدید تفکر‬ ‫دارد‪ .‬چگونه غذا می خوریم‪ ،‬چگونه می خوابیم‪ ،‬چگونه کار می کنیم‪،‬‬ ‫چگونه اوقات فراغت خود را می گذرانیم‪ .‬چگونه می توانیم این ها را‬ ‫تبدیل کنیم به فعالیت های خالص تر با نفسانیت کمتر؟ تغییر واقعی‬ ‫تغییر در روش زندگی است؛ نه لباس هایی که می پوشید‪ ،‬مکانی که‬ ‫زندگی می کنید‪ ،‬زبان شما یا گذرنامه و تابعیت شما‪ .‬تمرین یوگا به‬ ‫معنی بهبود روش زندگی شماست‪ .‬این نیاز به تغییر نگرش دارد و‬ ‫فقط وقتی کار می کند که شــما یک هدف روانی داشته باشید که‬ ‫شما را هوشیار نگه دارد‪ .‬این وظیفۀ ماست‪ .‬وظیفۀ ما انباشتن دانش‬ ‫نیست‪ .‬این کار هیچ فایده ای برای طریقۀ زندگی ندارد‪ ،‬اما هنوز این‬ ‫کاری اســت که همه انجام می دهند‪ .‬تغییر روش زندگی سخت تر‬ ‫از گســترش ظرفیت عقالنی است‪ .‬اگر نگاهی به سیستم اموزشی‬ ‫بیندازید‪ ،‬سیستم اموزشی غرب و شرق یک مسیر یکسان را دنبال‬ ‫می کنند‪ .‬ان ها ظرفیت های عقالنی را گسترش می دهند‪ .‬شما باید‬ ‫همه چیز را بدانید و نشان دهید که بیشتر از دیگران می دانید‪ .‬این‬ ‫مانند یک مسابقه اســت‪ .‬ولی بعد از ان به خوردن همبرگر خود‬ ‫ادامه می دهید و یک نوشــیدنی طبق طبقۀ اجتماعی ای که از ان‬ ‫امده اید –قهوه یا نوشابه‪ -‬می نوشید‪ .‬سوامی ویشنودواناندا هرگز پر‬ ‫سر و صدا نبود‪ .‬اولین بار که او را در کالیفرنیا مالقات کردم تازه از‬ ‫سفر هند برگشته بود‪ .‬او دچار خواب زدگی بعد از ان سفر طوالنی‬ ‫بود‪ .‬هرجایی که بود تمام کارهایی که باید انجام می داد انجام داده‬ ‫بود و مستقیم سوار هواپیما شده بود‪ .‬اص ً‬ ‫ال استراحت نکرده بود با‬ ‫این فکر که «من باید امشــب استراحت کنم چون فردا یک پرواز‬ ‫طوالنی دارم‪ ».‬او همیشه یک کار را پس از دیگری انجام می داد‪ .‬در‬ ‫اولین مالقات مان او بعد از یک سخنرانی نشسته بود و با گروهی از‬ ‫کارمندان صحبت می کرد‪ .‬من عضو انجا نبودم‪ ،‬فقط شخصی بودم‬ ‫که در سانفرانسیســکو زندگی می کردم و می خواستم او را ببینم‪.‬‬ ‫او درواقع افتضاح به نظر می رسید‪ .‬سرماخورده بود‪ ،‬پشت سر هم‬ ‫ادامه در صفحه ‪51‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪17‬‬ ‫صلح جهانی‬ ‫برگرفته از‪ :‬مجله یوگا الیف‬ ‫سوامی شیواناندا‬ ‫واحد ترجمه‬ ‫«صلحی که امروز در جهان غالب است‬ ‫صلح ناشی از ترس و نوعی ارامش پیش از‬ ‫طوفان اســت‪ .‬با نادیده گرفتن نصایح ناب‬ ‫مردان راستین‪ ،‬ملت های بزرگ جهان قصد‬ ‫دارند تا با نیروی ویرانگر خود قدرت نمایی‬ ‫کنند‪ .‬این راه جنگ است و نه صلح‪».‬‬ ‫سوامی شیواناندا در پیش گفتار کتابش‬ ‫صلــح جهانی به برخی از نتایج فشــاراور‬ ‫و ســتیزه جویانۀ قرون پیــش و جنگ ها‬ ‫اشــاره می کند‪ :‬چرا جنگ وجــود دارد؟‬ ‫صلح چیســت؟ شــرایط الزم برای تداوم‬ ‫صلح چیست؟‬ ‫تمام مشــکالت پیش روی بشر امروز‪،‬‬ ‫حول محور صلح می چرخد‪ .‬با یافتن راز و‬ ‫رمز جایگاهی امن برای صلح‪ ،‬انسان قادر به‬ ‫ساختن تمدنی صلح امیز‪ ،‬جامعه ای پرجنب‬ ‫و جوش‪ ،‬خانه ای شاد و فردیتی هوشمندانه‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫‪18‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫با چشــمان بســته و کورمال رفتن در‬ ‫تاریکی‪ ،‬انســان تنها به مجموعه ای از ابزار‬ ‫و واسطه های مخرب – مانند بمب اتم ‪ -‬با‬ ‫بدترین راه استفاده از ان ها و جهان بینی های‬ ‫نفرت انگیز خودخواهانۀ سیاســی‪ ،‬اقتصاد‬ ‫انحصاری‪ ،‬جاه طلبــی ملی و قدرت فردی‬ ‫دست می یابد که در ان خبری از وحدت و‬ ‫تامل در احوال دیگران نیست‪ .‬صلحی که‬ ‫امروز در جهان غالب اســت صلح ناشی از‬ ‫ترس و نوعی ارامش پیش از طوفان است‪.‬‬ ‫با نادیده گرفتن نصایح ناب مردان راستین‪،‬‬ ‫ملت های بــزرگ جهان قصــد دارند تا با‬ ‫نیروی ویرانگر خود قدرت نمایی کنند‪ .‬این‬ ‫راه جنگ است و نه صلح‪.‬‬ ‫متعلق دانســتن افــراد بــه مذاهب و‬ ‫ملیت هــای مختلف و طبقات و قبیله های‬ ‫گوناگــون‪ ،‬افزایش حســادت‪ ،‬بدبختی و‬ ‫نفرت بــه یکدیگر (در زیــر پرچم جعلی‬ ‫مفاهیمــی چون مذهب‪ ،‬وطن پرســتی و‬ ‫مکاتب گوناگون) را به دنبال دارد‪ .‬فراموش‬ ‫کردن تقســیم بندی های موجود در قالب‬ ‫اجتماعی امروز برای چند لحظه‪ ،‬اسایش‬ ‫بشر و گسترش رفاه عمومی را برای انسان‬ ‫متصور می سازد‪ .‬این ناهماهنگی و ناموزونی‬ ‫از قلب انســان برمی خیزد‪ ،‬ابتدا به کانون‬ ‫خانواده سرایت می کند و به تدریج به جامعه‬ ‫نشر پیدا می کند و سپس در ابعاد بزرگ تر‬ ‫جهان را دربر می گیرد‪ .‬هیچ تعدیل ساختار‬ ‫اجتماعی و انقالب نظم سیاسی ای منجر به‬ ‫پدیدامدن صلح دائمی نخواهد شد‪ .‬حتی‬ ‫در مواردی که این ضرورت وجود دارد نیز‬ ‫باید از قلب ادمی و برای خاطر بشردوستی‬ ‫سرچشمه بگیرد‪.‬‬ ‫صلح‪ ،‬طبیعت انســان و سرشت ادمی‬ ‫است‪ .‬کسی که برای تحقق این درونی ترین‬ ‫طبیعت خود تالش می کند و توجه خود را‬ ‫نسبت به ان سرشت خویشتن اغاز کرده‬ ‫است‪ ،‬از سرخوشی این صلح که در درونش‬ ‫می جوشد بهره می برد‪ .‬حتی هنگامی که‬ ‫انفجار هســته ای در اطرافش خرابی به بار‬ ‫می اورد‪ ،‬این تجربۀ شگرف درون‪ ،‬جریان‬ ‫قدرتمند صلح را ایجاد می کند که تاریکی‬ ‫جهل و ناســازگاری را از قلب هرکس که‬ ‫خود را به تجربــۀ این یوگی متصل کرده‬ ‫است پاک می کند‪ .‬حتی اندکی از یوگیان‬ ‫که تجربۀ معنوی درونی این شــناخت را‬ ‫دارند‪ ،‬کل جهان را تغییر می دهند و صلح‪،‬‬ ‫ســعادت و فراوانی را به ارمغان می اورند‪.‬‬ ‫ان ها ان گنج معنوی که به دست اورده اند‬ ‫را با میلیون ها نفر شریک می شوند‪ .‬انان به‬ ‫این درک می رسند که هر گوشه ای از زمین‪،‬‬ ‫منزلگه تمام انسان هاست‪ .‬زندگی همگان‬ ‫به هم وابســته اســت و کیهان‪ ،‬به واسطۀ‬ ‫موجودات بی شــمار‪ ،‬با ما سخن می گوید‪.‬‬ ‫انان این دید را پیدا می کنند که سنگ بنای‬ ‫همۀ تمایزها به وسیلۀ انسان گذاشته شده‬ ‫است و همۀ مرزها ساختۀ تصور ما انسان ها‬ ‫هســتند‪ .‬انان به نوع بشــر می اندیشند و‬ ‫باور واحد ایشــان عشــق به کائنات است‪.‬‬ ‫این مســیری است به سوی صلح‪ .‬با چشم‬ ‫درون بنگرید‪ .‬درهای احساسات را ببندید‪.‬‬ ‫ذهنیات اشفته را متوقف کنید‪ .‬تردید در‬ ‫به کارگیری عقل را از بین ببرید‪ .‬قلب را از‬ ‫شــهد ایمان و پرستش لبریز کنید‪ .‬بدون‬ ‫منیت به بشــریت خدمتی خالصانه کنید‪.‬‬ ‫ذکر بگویید‪ ،‬تمرکز داشــته باشید‪ ،‬مراقبه‬ ‫کنید‪ .‬دعا کنید و منتظر باشــید‪ .‬صلح را‬ ‫در درون بیابیــد‪ .‬خود را دریابید‪ .‬همچون‬ ‫یک یوگی حقیقی‪ ،‬مانند بزرگ ترین بانی‬ ‫خیر بشری جلوه گر شوید‪ .‬باشد که خداوند‬ ‫به تمامی شــما سالمت‪ ،‬طول عمر‪ ،‬صلح‪،‬‬ ‫شادکامی‪ ،‬و خودشناسی ببخشاید‪.‬‬ ‫خالصه ای از گفته های سوامی شیواناندا‬ ‫در باب صلح‪:‬‬ ‫‪ -1‬امروز بسیاری از افراد بر روی مقولۀ‬ ‫گسترش صلح جهانی کار می کنند‪ ،‬بی انکه‬ ‫خود بویی از صلح برده باشــند‪ .‬تبلیغات‬ ‫گسترده‪ ،‬سخنرانی های طوالنی و مقاالت‬ ‫ان ها بیشتر موجب ســردرگمی‪ ،‬تضاد و‬ ‫اختالل می شود‪.‬‬ ‫‪ -2‬درک صحیح وحدت بنیادی ادیان‪،‬‬ ‫موثرتریــن و قدرتمندترین عامل در روی‬ ‫اوردن بــه صلح در این جهان اســت‪ .‬این‬ ‫درک صحیــح می تواند تمــام تضادها و‬ ‫تفاوت های ظاهری و سطحی را‪ ،‬که عامل‬ ‫بی قراری‪ ،‬اختالل و کشــمکش اســت‪ ،‬از‬ ‫میان ببرد‪.‬‬ ‫‪ -3‬اگر هرکس بــه صلح واالی درونش‬ ‫بپــردازد‪ ،‬صلح در همۀ جهان گســترش‬ ‫می یابد‪ .‬صلح شــکوهمند عصــر جدید‪،‬‬ ‫سازش‪ ،‬عشق و شادکامی‪ ،‬تنها درصورتی‬ ‫طلیعــه دار خواهد شــد که جــوان امروز‬ ‫راه های پرورش نفــس را بیاموزد‪ .‬اگاهی‬ ‫اخالق جمعی را اموزش بدهید‪ .‬این اگاهی‬ ‫خواهد توانست صلح جهانی مستمر را به‬ ‫ارمغان اورد‪.‬‬ ‫‪ -4‬تنها در صورتــی می توان به ارتقای‬ ‫دیگــران کمک کرد که ابتــدا به پاالیش‬ ‫خویشتن پرداخته باشــید‪ .‬این دنیا فقط‬ ‫به وسیلۀ کســانی نجات می یابد که خود‬ ‫را نجــات داده اند‪ .‬یک زندانــی نمی تواند‬ ‫دیگر زندانیــان را ازاد کنــد‪ .‬یک حکیم‬ ‫فهمیده بیشتر از هزاران مبلغ موعظه گر و‬ ‫مباحثه جو می تواند روز به روز صلح جهانی‬ ‫را گسترش دهد‪.‬‬ ‫‪-5‬اگــر همۀ انســان ها به پیــروی از‬ ‫درستکاری‪ ،‬عشق جهانی‪ ،‬خلوص‪ ،‬رحمت‪،‬‬ ‫قناعــت‪ ،‬فــداکاری‪ ،‬خــودداری و تحمل‬ ‫بپردازند هیچ جنگــی در کار نخواهد بود‪.‬‬ ‫عدم خشونت‪ 1‬کلید صلح است‪.‬‬ ‫‪ -6‬صلح‪ ،‬شــادی است‪ .‬فطرت طبیعی‬ ‫انسان اســت ولی جنگ نشانی از خفت و‬ ‫خواری اوست‪.‬‬ ‫‪ -7‬صلــح‪ ،‬وضعیت ارامش اســت‪ .‬راه‬ ‫ازادی از رنج‪ ،‬اضطراب‪ ،‬پریشــانی‪ ،‬فتنه و‬ ‫خشم است‪ .‬توازن‪ ،‬سکوت و ارامش‪ ،‬سامان‬ ‫داشتن و اسودگی و علی الخصوص نبود و‬ ‫پایان بخشیدن به جنگ است‪.‬‬ ‫‪ -8‬در سراســر جهــان‪ ،‬همایش های‬ ‫بزرگــی پیرامون پیدایــش صلح جهانی‪،‬‬ ‫برادری و دیــن واحد در حــال برگزاری‬ ‫اســت‪ .‬این یک وهم انسان است که خود‬ ‫را برای اصالح جامعه به دردســر بیاندازد‪،‬‬ ‫بدون اینکه خودش را اصالح کند‪ .‬قوانین‬ ‫پوچ دنیا‪ .‬وقتی دو انســان تهی و خالی به‬ ‫هم می رسند‪ ،‬اختالف و دعوا پیش می اید‪.‬‬ ‫درمــورد اصــاح اجتماعی‪ ،‬انســان های‬ ‫خودمختار‪ ،‬در تالش برای متمدن کردن‬ ‫مردم‪ ،‬شروع به دخالت کردن در سنت ها و‬ ‫خلقیات انان می کنند‪ .‬نتیجه این است که‬ ‫مردم ترازوی درست و غلطی که داشتند را‬ ‫گم می کنند و اصالح گران نیز چیز جدیدی‬ ‫برای عرضه ندارند‪ .‬بسیاری از مردم به هرج‬ ‫و مرج کشیده می شوند‪ .‬چگونه یک نابینا‬ ‫می تواند راهبر دیگر نابینایان شود؟‬ ‫‪ -9‬حتی یک تکه کاغذ‪ ،‬به عنوان معاهده‬ ‫یا پیمان نامه‪ ،‬نمی تواند تحت عنوان صلح‬ ‫در این دنیا منتشر شــود‪ .‬راه صلح بسیار‬ ‫ساده و مستقیم است‪ :‬راه عشق و حقیقت‪.‬‬ ‫‪ -10‬پول تو را به صلح نمی رســاند‪ .‬تو‬ ‫می توانی بسیاری از چیزها را سفارش دهی‪،‬‬ ‫ولی صلح را نمی توانی‪ .‬می توانی تخت خوابی‬ ‫گرم و نرم بخری‪ ،‬امــا نمی توانی خواب را‬ ‫بخری‪ .‬می توانی غذاهای خوب بخری‪ ،‬ولی‬ ‫نمی توانی اشتها به غذا را بخری‪ .‬می توانی‬ ‫چیزهــای مقوی بخری‪ ،‬ولــی نمی توانی‬ ‫ســامت کامل را بخری‪ .‬می توانی کتاب‬ ‫بخری‪ ،‬ولی خرد خریدنی نیست‪.‬‬ ‫‪ -11‬صلح متعالی نمی تواند به واســطۀ‬ ‫شخصی که با خودش در صلح کامل نیست‬ ‫گســترش یابد‪ .‬هیچ مســلک سیاسی ای‬ ‫تاکنون نتوانسته مشکل را حل کند و صلح‬ ‫حقیقی بیاورد‪ .‬هر مکتب سیاســی جدید‬ ‫تنها مشکالت و درگیری های جدید ایجاد‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫‪ -12‬عشــق‪ ،‬خود به تنهایــی می تواند‬ ‫حامل صلح برای جهانیان باشــد‪ ،‬پس به‬ ‫همه عشــق بورز‪ .‬فقط در صورتی که همه‬ ‫رهرو مکتب عشق باشند می توان صلح را‬ ‫در جهان یافت‪.‬‬ ‫‪ -13‬همــه باید از اصول اخالقی پیروی‬ ‫کننــد‪ .‬صلح با عشــق جهانــی‪ ،‬وحدت‪،‬‬ ‫درک صحیــح‪ ،‬جهان مــوزون و برادری‬ ‫بشر می امیزد‪.‬‬ ‫‪ -14‬صلح ابدی تنها می تواند درون تو‪،‬‬ ‫اصول معنوی تو و یا خدا یافت شود‪.‬‬ ‫‪ -15‬صلح جهانی زمانی میســر اســت‬ ‫که چشم تمام انســان های دنیا به حقایق‬ ‫زندگی باز شود‪ .‬زمانی که حس قلبی نیکی‪،‬‬ ‫عشــق و یگانگی در میان ساکنان جهان‬ ‫جاری باشد‪.‬‬ ‫‪ -16‬برای اینکه صلح مستدام و سازنده‬ ‫باشد‪ ،‬باید نیتی خدایی داشته باشد‪ .‬بدون‬ ‫حضور خدا صلح نیز وجود نخواهد داشت‪.‬‬ ‫صلح جلوه ای از خداوند است‪ .‬ریشه هایت را‬ ‫در صلح و خدا محکم کن‪ .‬اکنون صلح از تو‬ ‫تابش می کند‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪1-Ahimsa‬‬ ‫‪19‬‬ ‫ارزو نقطۀ اغازین و الزمۀ شــروع تمام‬ ‫کارهاســت‪ .‬بدون ارزو ایــن جهان خلق‬ ‫نمی شد‪ .‬اگرمی خواهیم در مسیر حقیقت‬ ‫گام برداریم باید بدانیم که هدف و ارزوی‬ ‫واقعی مان چیســت؟ ایا واقعاً می خواهیم‬ ‫به حقیقت برسیم و یا انگیزه های دیگری‬ ‫داریــم؟ انگیزه هایــی مثــل افــزودن به‬ ‫معلومات مان و انباشتن دانش! گاهی ما خود‬ ‫را گول می زنیم و می گوییم در جستجوی‬ ‫حقیقت هستیم‪ ،‬ولی درواقع چنین نیست!‬ ‫معنویت را هم مثل وسیله ای لوکس یا یک‬ ‫شیء زیبا می بینیم که می توانیم ان را روی‬ ‫طاقچۀ اتاق مان نگاه داریم‪.‬‬ ‫برای اینکه دچار این اشــتباه نشــویم‬ ‫خوب است هر روز در مدیتیشن صبح گاه‬ ‫ارزو ونیت مــان را بیان کنیــم‪ .‬و به خود‬ ‫بگوییم که هدف مان از انجام تمرینات یوگا‬ ‫چیســت؟ به خود یاداوری کنیم که یوگا‬ ‫یعنی وحدت و یگانگی با خداوند و خواست‬ ‫اصلی ما رسیدن به این هدف است‪ .‬چنانچه‬ ‫ارزوی ما خالص و پاک و هدف مان واضح و‬ ‫روشن باشد خیلی زود به مقصد می رسیم‪.‬‬ ‫باید مراقب باشــیم که ارزوی ما برای‬ ‫رسیدن به رشــد و تکامل‪ ،‬صادقانه باشد‬ ‫بــدون هیچ انگیزۀ جانبی تــوام با منیت‪.‬‬ ‫وقتی ما می خواهیــم در راه حقیقت گام‬ ‫برداریم ممکن است برخی ارزوهای جانبی‬ ‫همراه ارزوی اصلی به ذهن مان خطور کند‪.‬‬ ‫ولی باید به خاطر داشــته باشیم که هدف‬ ‫اصلی مان چیســت‪ .‬هدف اصلــی از یوگا‬ ‫تسلیم بودن در برابر خواست خداوند است‪.‬‬ ‫درست است که یوگا برای سالمتی بسیار‬ ‫مفید است‪ ،‬اما اگر هدف مان از انجام یوگا‬ ‫فقط رسیدن به تناسب اندام و زیبایی باشد‪،‬‬ ‫انگاه احتماالً از هدف اصلی غافل می مانیم‪.‬‬ ‫امکان دارد ما برای خود ارزوها و اهداف‬ ‫گوناگونی داشته باشــیم‪ ،‬ولی بدون شک‬ ‫خواســتۀ اصلی مــا در تمام ایــن ارزوها‬ ‫رسیدن به سعادت و خوشبختی است‪ .‬ما‬ ‫چه به ان اگاه باشیم و چه نباشیم‪ ،‬درواقع‬ ‫می خواهیم بــا روح جهانی و خداوند یکی‬ ‫شــویم‪ .‬حتی افرادی که خیلی مادی گرا‬ ‫هســتند و به دنبال بهترین هــای دنیای‬ ‫مادی انــد یا در همه چیــز می خواهند به‬ ‫باالترین سطح ان برسند درواقع به دنبال‬ ‫کمال غائی یعنی خداوند هستند‪ .‬اما گاهی‬ ‫ارزوهای جانبی را بــه جای ارزوی اصلی‬ ‫می گیریم‪ .‬در اینجاســت که باید بســیار‬ ‫‪20‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫قدرت ارزو‬ ‫مراقب قصد و نیت مان باشیم و دائم هدف‬ ‫اصلی را به خود یاداوری نماییم‪.‬‬ ‫بعضی از افراد خیلی سریع تر از دیگران‬ ‫به مرحلۀ رشــد و تکامل می رسند‪ ،‬انچه‬ ‫که ان ها را موفق می کند داشــتن هدف‬ ‫روشــن و ارزوی پاک و خلوص نیت شان‬ ‫است‪ .‬اگر چیزی را واقعاً از ته دل بخواهیم‬ ‫و در درســتی ان تردید نکنیم بی شــک‬ ‫به ان خواهیم رسید‪ .‬اگر هدف مان واقعاً‬ ‫رســیدن به حقیقت باشــد خیلی زود‬ ‫ان را خواهیــم یافت‪ .‬باید ســعی کنیم‬ ‫نیت مان را پاک کنیم و به خود یاداوری‬ ‫نماییم که هدف مــان از انجام تمرینات‬ ‫شهال قاسمیان دستجردی‬ ‫یوگا رســیدن به وحدت و یکی شدن با روح‬ ‫جهانی است‪.‬‬ ‫اغلب ارزوهای ما در پیلۀ «مال من» محدود‬ ‫می شود‪ .‬حتی بعد از یافتن خوداگاهی امکان‬ ‫دارد ارزوهای مان برای خود و وابستگان مان‬ ‫باشد‪ .‬برای سالمت و خوشبختی و موفقیت‬ ‫خود و عزیزان مان دعا می کنیم‪ .‬برای رسیدن‬ ‫به رشــد و تعالی باید ارزوهای خود را وسیع‬ ‫کنیــم و ان ها را فقط به خواســته های خود‬ ‫و نزدیکان مــان محدود نکنیــم‪ .‬وقتی برای‬ ‫ســامتی دعا می کنیم برای ســامتی همۀ‬ ‫بیماران دعا کنیم‪ .‬وقتی سعادت و خوشبختی‬ ‫را ارزومندیم ان را برای تمام موجودات عالم‬ ‫بخواهیــم‪ .‬تنها در این صورت اســت که‬ ‫ارزوی ما ارزوی پاک و الهی می شود و تنها‬ ‫بدین شکل است که در مسیر حقیقت قرار‬ ‫می گیریم‪ .‬با ارزوکردن برای تمام موجودات‬ ‫عالم از خودخواهی ها دور می شویم و دیگر‬ ‫خود را به دور و جدا از عالم نمی بینیم‪ ،‬بلکه‬ ‫خود را جزئی از کل و یا خود کل می بینیم‪.‬‬ ‫ارزوی نیک مانند نوری است که درون‬ ‫قلب مــان وجــود دارد‪ .‬هر چــه این ارزو‬ ‫شخصی و محدود باشــد نور کمی تولید‬ ‫می کند‪ ،‬ولی اگر این ارزو گسترده باشد نور‬ ‫ان هم گسترده خواهد بود تا جایی که تمام‬ ‫عالم را پر خواهد کرد و تمام موجودات از‬ ‫مواهب ان بهره مند خواهند شد‪.‬‬ ‫تمام ارزوها‪ ،‬هر چه باشند‪ ،‬برای سعادت‬ ‫و خوشبختی هستند‪ .‬ارزو به صورت کالم‬ ‫و فکــر در می اید و با خــود انرژی حمل‬ ‫می کند‪ .‬این انرژی تحقق یافته و به واقعیت‬ ‫بدل می شــود‪ .‬حال اگر ارزوی ما سعادت‬ ‫همگان باشــد انرژی ان همگان را شامل‬ ‫می شود و در زندگی خود نیز شاهد تحقق‬ ‫این سعادت و شادمانی می گردیم‪ .‬ولی اگر‬ ‫فقط خودمان را ببینیم و فقط برای خود و‬ ‫متعلقات مان دعا کنیم حالت خودخواهی‬ ‫در ما به وجود می اید و از لذت یکی شدن‬ ‫بــا عالم محروم می مانیــم‪ .‬ارزوها ابتدا به‬ ‫صورت کالم در دل و بــر زبان مان جاری‬ ‫می شوند و بعد به شکل واقعیت درمی ایند‪.‬‬ ‫بــه همین ترتیب ارزوی نیــک به صورت‬ ‫عمل نیک و ارزوی گسترده به شکل عملی‬ ‫وسیع و فراگیر تحقق می یابد‪.‬‬ ‫شــاید در طول تاریخ عدۀ کمی بوده اند‬ ‫که ارزوی پاک و خالص یکی شدن با خدا‬ ‫را به یک باره دریافته اند و در یک لحظه به‬ ‫ان رســیده و در ان جاودانه شده اند‪ .‬شاید‬ ‫این یک بارگی هرگز برای ما رخ ندهد‪ ،‬ولی‬ ‫می توانیــم با تمرین روزانه و پله پله به این‬ ‫مرحله دســت یابیم‪ .‬ابتدا بــا پاک کردن‬ ‫نیت مان و اینکه هــر روز به خود یاداوری‬ ‫کنیم کــه هدف مان یکی شــدن با عالم‬ ‫هســتی و تسلیم شــدن در برابر خواست‬ ‫خداوند اســت‪ .‬ســپس با دعا کردن برای‬ ‫همه و خواســتن این ســعادت برای تمام‬ ‫مردم جهان‪ ،‬با وسعت بخشیدن به ارزوها‬ ‫و خواســته ها و خواســتن انچه که برای‬ ‫خود می خواهیم بــرای دیگران‪ ،‬در عمل‬ ‫به ان واقعیت بخشــیم‪ .‬با خدمت و کمک‬ ‫صادقانه به سایر موجودات و با به اشتراک‬ ‫گذاشتن انوار شادی و شادمانی حقیقی و‬ ‫دانسته هایمان با همه‪ ،‬می توانیم به ارزوی‬ ‫اصلی مان برسیم‪.‬‬ ‫وقتی توانســتیم ارزوهای مان را وسعت‬ ‫بخشــیم می بینیم که تنها یــک ارزوی‬ ‫حقیقی وجــود دارد و ان یکی شــدن با‬ ‫روح جهانــی و خداوند عالم اســت‪ .‬انگاه‬ ‫تمام ارزوهــای جانبی خود بــه خود در‬ ‫این مسیر قرار می گیرند‪ .‬وقتی برای تمام‬ ‫موجودات عالم دعا می کنیم به ژرفا و عمق‬ ‫می رســیم و از خودخواهی ها و منیت جدا‬ ‫می گردیــم‪ .‬تنها با ژرفا و عمق اســت که‬ ‫شروع به فکر کردن به دیگران می کنیم و‬ ‫نه فقط به خودمان‪ .‬و فقط به این شــکل‬ ‫است که می توانیم با روح جهان یکی شویم‬ ‫و به وحدتی که در جستجوی ان هستیم‬ ‫برســیم‪ .‬ارزو کردن برای دیگران باعث از‬ ‫بین رفتن کبر و غــرور و منیت و موجب‬ ‫پدیدار شدن تواضع و فروتنی می گردد که‬ ‫همانا الزمۀ رسیدن به یگانگی است‪.‬‬ ‫این یکی شــدن با عالم هستی‪ ،‬شادی‬ ‫عمیقی با خود به همــراه دارد؛ طوری که‬ ‫می توان گفت عمق یک یوگی را با شادی‬ ‫و شــعفی که در درون خود دارد و اشتیاق‬ ‫او برای به اشتراک گذاشتن ان با دیگران‪،‬‬ ‫می شود اندازه گرفت‪.‬‬ ‫بــا ارزوی ســعادت ابدی بــرای تمام‬ ‫موجودات عالم‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪21‬‬ ‫سفرنامۀ هند (‪)2‬‬ ‫مستانه پرسش‪ ،‬مربی باشگاه مهرورزان یوگا‪ ،‬بندرعباس‬ ‫باالخره به اتفاق گروه از انجا خارج شدیم‪ .‬در کنار خانۀ شیواناندا‬ ‫درمانگاهی که ان استاد بنا کرده بود هنوز خدمت رسانی می کرد‪.‬‬ ‫در ان زمان خود استاد به رایگان طبابت می کرده و دارو به رایگان‬ ‫در اختیار بیمارانش قرار می داده است‪.‬‬ ‫بــاز هم از کوچه پــس کوچه های تنگ و باریک ریشــی کش‬ ‫عبور کردیم‪ .‬دســت فروش ها مدام ما را دعوت به خرید می کردند‪.‬‬ ‫معصومیــت در چهره شــان موج می زد‪ .‬ان هــا را مردمانی پاک و‬ ‫بی االیش دیدم که قلب شان را می شد دید‪.‬‬ ‫شــلوغ بود و تردد ســخت موتورهایی که دائم بوق می زدند و‬ ‫پراکندگی گاوها در مسیر‪.‬‬ ‫گاوها و سگ ها ارام بر روی زمین خوابیده بودند و این ماشین ها‬ ‫و موتورها بودند که می بایست مسیرشان را تغییر می دادند چون این‬ ‫حیوانات از جایشان جم نمی خوردند‪.‬‬ ‫بعضی از ســگ ها خیلی الغر و اســتخوانی بودنــد‪ .‬ادم دلش‬ ‫می سوخت‪ .‬بعضی از سوامی ها سگ داشتند‪ .‬سوامی ها لباس شان‬ ‫نارنجی رنگ بود و اغلب الغر اســتخوانی بودند‪ .‬با باالتنه ای عریان‬ ‫و گردن بندی از رودراکشــام (میوۀ درختی مقدس) و سنگ هایی‬ ‫زینت بخش گردن شــان بود و بعضی از ان ها عالمت هایی بر روی‬ ‫پیشانی خود داشتند و با موها و ریشی بلند معصوم و باشکوه جلوه‬ ‫می کردند‪ .‬ســگ های سوامی ها مثل یک شخصیت بزرگ در کنار‬ ‫صاحبشان لم می دادند‪ .‬اگر سوامی چیزی می خورد در کنارش سگ‬ ‫هم چیزی دریافت می کرد‪ .‬به کم خوری عادت داشتند و ان طور که‬ ‫شنیدم گاه به یک وعدۀ غذایی در روز قانع بودند و گاه حتی چند‬ ‫روز چیزی برای خوردن نداشتند‪.‬‬ ‫به تمام معنی زندگی از ان ها ســاطع می شد و رونق می گرفت‪.‬‬ ‫وقتی نور خداوندی باشــد نیازی به نان نیســت‪ .‬دیدن و شنیدن‬ ‫‪22‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫ایــن عجایب مثل پتکی بود که بر مغزم کوبیده می شــد و مدام‬ ‫مرا تکان می داد‪ .‬هم اندوهگینم می کرد و هم خوشــحال و قلبم‬ ‫مدام به ســمت و سوی همه چیز کشیده می شد‪ .‬ان سوامی‪ ،‬گاو‪،‬‬ ‫ســگ و هر جمعیتی که عبور می کرد احساس می کردم که همه‬ ‫بــه هم تعلق داریم؛ یک وحدت درونــی و همه را در این وحدت‬ ‫همگانی می دیدم‪.‬‬ ‫روز بعد قرار شــد از اشرام یوگای شیواناندا دیدن کنیم‪ .‬اشرام‬ ‫محلی ســت برای گذراندن دوره های اموزشی یوگا و تمرین های‬ ‫معنوی‪ .‬معموالً از تمام کشــورهای دنیا مراجعه می کنند و برای‬ ‫مدت ها و گاه چندین ماه و ســال در ان می مانند؛ برای سالمتی‬ ‫جسم روح و روان‪.‬‬ ‫ساختمان اشــرام در یک ســطح خیلی باالتری از زمین قرار‬ ‫داشت‪ .‬برای همین از پله های بی شماری که انتهایش دیده نمی شد‬ ‫باال رفتیم تا اینکه نمای چند ساختمان یکی یکی پیدا شد‪ .‬اشرام‬ ‫بزرگی بود‪ .‬بچه ها کمی پراکنده شــدند و تعدادی به فروشگاهی‬ ‫که کتاب و ســی دی های مختلف داشت رفتند‪ .‬سپس همۀ گروه‬ ‫وارد ســالن اصلی اشرام شــدیم‪ .‬راهنمای گروه اعالم کردند که‬ ‫قدیمی ترین شــاگرد شــیواناندا و تنها بازمانده در اینجا زندگی‬ ‫می کند و اجازه گرفتند که گروه ما دیداری با ایشان داشته باشند‪.‬‬ ‫موج شــادی دوستان را دربرگرفت و همه در صف های طوالنی بر‬ ‫روی زمین نشستیم‪.‬‬ ‫سالن مستطیل شــکل بزرگی بود با سقفی بلند‪ .‬باالی دیوارها‬ ‫پنجره های بزرگ چوبی با شیشه های رنگی زیبا بود و نور افتاب از‬ ‫پشت شیشه های رنگی مثل رنگین کمان در سالن پخش می شد‪.‬‬ ‫تصاویر شیواناندا در همه جا روی دیوارها دیده می شد و مجسمه های‬ ‫زیبایی از باورها و فرهنگ ان دیار در طاقچه ها بود‪ .‬کف ســالن با‬ ‫موکت فرشــی قرمز رنگ فرش شده بود و نمی دانم چرا تا این حد‬ ‫قرمز و چرا این رنگ!‬ ‫در انتهای سالن ارامگاه کوچک شیواناندا قرار داشت و گفتند که‬ ‫خاکسترش را در انجا دفن کرده اند‪ .‬طولی نکشید که اعالم کردند‬ ‫اســتاد وارد می شود و دو نفر سوامی نارنجی پوش دست او را گرفته‬ ‫بودند و هدایتش می کردند‪ .‬گویا ‪ ۸۵‬ســال داشت‪ .‬یک دست لباس‬ ‫نارنجی کامل پوشــیده بود‪ .‬حتی کالهش هم نارنجی بود‪ .‬پوست‬ ‫نازکش از ســفیدی و شفافیت برق می زد‪ .‬گویی تازه از مادر متولد‬ ‫شده است‪ .‬مثل نوزادی او را ظریف و شکننده دیدم‪ .‬پاک و معصوم‬ ‫جلوه می کرد‪ .‬او را به سمت صندلی هدایت کردند‪ .‬صدایش ظریف‪،‬‬ ‫نازک و صاف بود‪ .‬به زبان هندی شروع به صحبت کرد‪ ،‬ولی بعد از‬ ‫لحظه ای میکروفون را به دست راهنمای گروه دادند تا سخنان استاد‬ ‫را ترجمه کند‪.‬‬ ‫به ما خوشامد گفت‪ .‬به ایشان گفتند که ما گروه ایرانی هستیم و‬ ‫دوستان حاضر در اینجا از رهپویان و مربیان یوگا هستند‪ .‬لبخندی‬ ‫زدند و جالب اینکه گفتند منتظر ما بودند‪ .‬ایشان در مورد تعالیم و‬ ‫اموزه های یوگا قدری صحبت کردند و بعد در مورد تجارب اساتید‬ ‫مطالبی عنوان کردند‪ .‬این که ان ها چه زندگی پرباری داشتند و در‬ ‫حال حاضر نه تنها ما از این تجارب استفاده می کنیم‪ ،‬بلکه کل دنیا‬ ‫از ان بهره مند هســتند و یوگا به همۀ کشورها سفر کرده است‪ .‬ان‬ ‫را اموزش می دهند و یاد می گیرند و با یوگا زندگی می کنند و ما در‬ ‫این اشرام میزبان مهمان های مختلفی از کشورهای گوناگون هستیم‬ ‫و خوشحالیم که می توانیم در این زمینه کمک کنیم‪ .‬همۀ کسانی که‬ ‫به اینجا می ایند واقعاً عاشق اند و عشق ان ها را به اینجا می کشاند‪.‬‬ ‫فقط عشــق کافیست چون عشق موجب رضایت و خشنودی شما‬ ‫خواهد شــد‪ .‬اگر زیاده خواه شدی هیچ گاه راضی نیستی و بنابراین‬ ‫ذهن هیچ گاه راضی نیســت‪ .‬عشق رهایی ست؛ ازادی ست و وقتی‬ ‫عشــق تــو را پر کرد متوجه می شــوی که به هیــچ چیز دیگری‬ ‫نیازی نیست‪.‬‬ ‫در خاتمه یک جعبه شیرینی مخصوص پخت انجا را به ما هدیه‬ ‫دادند‪ .‬لطافت و شیرینی و طعم خاصی داشت‪ .‬احساس کردم طعم‬ ‫دعا و عشق می دهد‪ .‬همه به دنبال شفا بودیم‪ ،‬شفای درون‪.‬‬ ‫بعد همۀ دوستان عکسی به یادگاری گرفتند و باالخره او را ارام‬ ‫ارام بردند‪ .‬حس دلنشینی که در فضای انجا بود دوستان را پای بند‬ ‫کرده بود و دل نمی کندند‪ .‬ســطح انرژی باال بود و چشمان همه را‬ ‫خمار کرده بود‪ .‬همه با یک شعف خاصی لبخند می زدند‪.‬‬ ‫با تذکر راهنمای گروه‪ ،‬همگی از ســالن خارج شدیم و در حیاط‬ ‫بزرگ معبد قرار گرفتیم‪ .‬چند ســاختمان دیگر در اطراف به چشم‬ ‫می خــورد‪ .‬پس از اندکی بازدید به ســمت پله های خروجی پایین‬ ‫رفتیم و مستقیم به هتل بازگشتیم‪.‬‬ ‫راهنمای گروه برنامۀ عصر را اعالم کرد‪ .‬دیدن یک مراسم مذهبی‬ ‫در کنار رود گنگ بود‪ .‬ســپس همگی به استراحت گاه خود رفتند‪.‬‬ ‫هــوا واقعاً گرم بود‪ .‬هر بار در بازگشــت به هتل‪ ،‬دوش می گرفتیم‪،‬‬ ‫مختصر چیزی می خوردیم و کمی استراحت می کردیم‪ .‬عصر همه‬ ‫ســر ساعت تعیین شده در البی هتل جمع شدیم و از همان مسیر‬ ‫قبلی به سمت رودخانه راه افتادیم و دوباره ان مرد سوامی را دیدیم‪.‬‬ ‫انگار خیلی وقت بود که همدیگر را می شناختیم‪ .‬وقتی به کنار رود‬ ‫و نزدیک جایگاه مخصوص رسیدیم دیدیم که بر روی پله ها فرش‬ ‫پهن کرده اند‪ .‬برگزارکنندگان مراسم از ما به گرمی استقبال کردند‬ ‫و ما نشستیم‪ .‬همه جوان هایی پرشور و نشاط و در عین حال متین‬ ‫و با وقار بودند‪ .‬با یک متانت خاصی ما را دعوت به نشستن کردند‪.‬‬ ‫برگزارکنندگان همگی لباس هایی به رنگ زرد پوشیده بودند‪ .‬شلواری‬ ‫گشاد مثل دامن شلواری و تونیکی بلند که تا زانو می رسید‪ .‬چهار تا‬ ‫ســکوی چوبی برای اجرای مراسم در کنار رود قرار داده بودند و در‬ ‫پائین پله ها در یک فضای کام ً‬ ‫ال باز اتش در اتشکده ای می سوخت‬ ‫و عده ای از خادمین مراســم و توریســت های مختلف و مردم دور‬ ‫اتشکده نشسته بودند‪ .‬گاهی چیزی در اتشکده می ریختند؛ شعله ور‬ ‫می شد‪ .‬یک گروه شش الی هفت نفره بودند که هم خوانی داشتند و‬ ‫اواهای روحانی می خواندند همگی صدایشان مثل هم بود‪ .‬گل های‬ ‫فراوانی در اطراف اتشکده پاشیده بود و گاهی گالب هم می پاشیدند‬ ‫و کاســه ای که پر از رنگ بود‪ .‬خادمی انگشت خود را در رنگ فرو‬ ‫می برد و در وسط پیشانی شرکت کنندگان مراسم یک خال رنگی‬ ‫می گذاشت‪ .‬همه در حال و هوای خود غرق بودند‪ .‬طنین موسیقی‬ ‫جشــن خیلی دلنواز و دلنشــین بود‪ .‬دعا و نیایش می کردند‪ .‬زیبا‬ ‫ســرود می خواندند‪ .‬صدایی فرشته گونه داشتند؛ ارام و شیرین که‬ ‫در قلبت می نشســت و سلول های بدنت را به ارتعاش در می اورد و‬ ‫مدام حس های خوب و خوش تکرار می شــدند و موجب سرمستی‬ ‫و ســرور دائمی ما می شد‪ .‬رشته کوه های سرسبز هیمالیا و عظمت‬ ‫رودخانۀ گنگ و زمزمۀ ســحرامیز این عزیزان گویی مرا به جهانی‬ ‫دیگر می برد‪ .‬لطافت اسمانی حضور خدا هر دم مرا از خود بی خود‬ ‫می کرد‪ .‬خالصه تجربه های بس شگفت انگیزی بود‪.‬‬ ‫بعد از اتمام مراسم دور اتشکده‪ ،‬همان برگزارکنندگان بلند شدند‬ ‫و اتش دان هایی روشن کردند و بر روی سکوها قرار گرفتند (در جلوی‬ ‫اتش دان ها نماد مار کندالینی که زیبا و طالیی بود می درخشید)‪.‬‬ ‫ان ها بــا چرخاندن اتش دان هــا در هوا و ســرودی که پخش‬ ‫می شــد نمایش را شروع کردند‪ .‬دست های شان را ماهرانه به رقص‬ ‫وا می داشتند گویی هر حرکت رمز و رازی داشت و از افسانه ای سخن‬ ‫می گفت؛ افســانه ای که به این نمایش باز هم جان می بخشــید و‬ ‫اتشین قصه هایش را در ان شعله هایی که می چرخید و می چرخید و‬ ‫خاموش نمی شد ابراز می کرد‪ .‬حس درونی ام این گونه تجلی می کرد‪:‬‬ ‫ای ادمی! صلح‪ ،‬ارامش‪ ،‬شادی و عشق پایدار است‪.‬‬ ‫هنگامی که اتش دان ها را در فضا می چرخاندند‪ ،‬انگار که جزئی از‬ ‫وجودم در چرخۀ ان شعله ها می چرخید و وجودم از یک مرکزیت‬ ‫به بی نهایت جریان داشت و در یک جایی و نه جایی محو می شدم‪.‬‬ ‫لحظه ای سرگردانی و حیرانی به سراغم امد‪ .‬گویی از عرش در حال‬ ‫سقوط بودم و بی قرار می گردیدم و دوباره خود را پیدا می کردم‪ .‬در‬ ‫ان فضای انرژی خالص و ناب در حال سوختن بودم و این سوختن‬ ‫را بســی شــیرین و لذت بخش حس کردم و در این میان انگار به‬ ‫خاستگاه وجودیم نزدیک بودم‪.‬‬ ‫با خود می گفتم خدایا چقدر افســانه ها مسحور کننده هستند‪.‬‬ ‫افسانه ها تاریخ ملت هاست و ما همیشه به ان ها بالیده ایم‪ .‬استفاده از‬ ‫این تمثیل ها برای گفتن حقیقت دلپذیرند و من عاشق زبان افسانه‬ ‫و اســطوره ها هســتم‪ .‬به هر حال ما در این فضای روحانی و جشن‬ ‫معنوی مدام شربت عشق می نوشیدیم‪.‬‬ ‫ادامه دارد‪...‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪23‬‬ ‫سعادت ابدی‬ ‫(خواب و رویا)‬ ‫نویسنده‪ :‬سوامی شیواناندا ‪ /‬برگردان‪:‬گروه ترجمه‬ ‫معرفی‬ ‫چوانگ تسه‪ ،‬فیلسوف چینی‪ ،‬یک بار در خواب دید که پروانه شده‬ ‫است‪ .‬هنگامی که بیدار شد‪ ،‬به خودش گفت‪« :‬من چوانگ هستم‬ ‫که خواب دیدم پروانه شده ام‪ ،‬یا یک پروانه هستم که فکر می کند‪،‬‬ ‫چوانگ است؟»‬ ‫وقتــی رویا می بینیم‪ ،‬حوادث پنجاه ســاله را در یک ســاعت‬ ‫می بینیم‪ .‬شما واقعاً احساس می کنید که پنجاه سال گذشته است‪.‬‬ ‫کدام زمان درســت است‪ ،‬یک ســاعت اگاهی در زمان بیداری یا‬ ‫پنجاه سال اگاهی زمان خواب؟ هر دو درست هستند‪.‬‬ ‫پاسکال به درســتی ادعا می کند که وقتی یک خواب مشابه را‬ ‫هر شب می بینیم‪ ،‬به همان اندازه درگیر ان می شویم که چیزی را‬ ‫هر روز مشاهده کنیم‪ .‬از او نقل شده است که‪« :‬اگر یک کارگر هر‬ ‫شب دوازده ساعت کامل در خواب ببیند که پادشاه است‪ ،‬به اعتقاد‬ ‫من به اندازه ای شاد خواهد بود که پادشاهی هر شب دوازده ساعت‬ ‫کامل خواب ببیند که کارگر است‪».‬‬ ‫تغییری در اگاهی‬ ‫درست همان طور که یک ماهی بزرگ به دو کنارۀ رودی‪ ،‬شرق‬ ‫و غرب‪ ،‬راست و چپ‪ ،‬ســوق داده می شود‪ ،‬چیزی هم بین رویا و‬ ‫بیداری در حرکت است‪.‬‬ ‫چیزی که تغییر می کند اگاهی ما اســت‪ .‬این تغییر در اگاهی‬ ‫تجربۀ بیداری و حالت رویا و خواب را به دنبال دارد‪ .‬چیزها در خود‬ ‫تحولی ندارند و این تغییر ناشی از ذهن است‪.‬‬ ‫بیداری‪ ،‬رویا و خواب عمیق‬ ‫رویــا که حالت میانه و در زبان سانســکریت ســانتهیا‪ 1‬نامیده‬ ‫‪2‬‬ ‫می شود‪ ،‬وضعیتی است میان بیداری و خواب عمیق‪ ،‬بین جاگرات‬ ‫و سوشیوپتی‪.3‬‬ ‫عالم رویا جدا از دنیای زمان بیداری است و عالم خواب نیز سوای‬ ‫عالم رویا و بیداری‪.‬‬ ‫خورشــید منبع و مقر موقت حضور اشعه های ان است‪ .‬اشعه ها‬ ‫از خورشــید عبور می کنند و در موعد طلوع‪ ،‬در تمام جهات نشر‬ ‫می یابنــد‪ .‬در زمان غروب دوباره به خورشــید بازمی گردند‪ ،‬محو‬ ‫می شوند و باز در طلوع افتاب روز بعد پراکنده می شوند‪ .‬به همین‬ ‫صورت رویا و بیداری نیز از خواب عمیق نشات می گیرند و به ان باز‬ ‫می گردند و دوباره همان مسیر را دنبال می کنند‪.‬‬ ‫به مجرد انکه بیدار می شــویم‪ ،‬عالم رویا پایان می یابد‪ .‬این دو با‬ ‫هم تالقی ندارند و هیچ یک نیز در عالم خواب حضور نمی یابند‪ .‬هر‬ ‫یک از این سه‪ ،‬دنیایی است جداگانه که قادر مطلق بر سکوت ان ها‬ ‫شاهد و ناظر است‪ .‬او کیفیت هر سۀ این حاالت را پاالیش می کند‪.‬‬ ‫او سعادت ناب و هوشیاری خالص است‪ .‬او موجودیت مطلق است‪.‬‬ ‫‪24‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫ذهن در عالم رویا‬ ‫ذهن همواره به مثابه یک چرخ درحال چرخش است‪ .‬از طریق‬ ‫حواس پنج گانه در بیداری به ادراک و تجربه می پردازد‪ .‬او برداشتی‬ ‫از احساس گوناکون را از طریق گیرنده های حواس دریافت می کند‪.‬‬ ‫ایــن تصورات در ذهن هر شــخص از تولد یا پیش از ان شــکل‬ ‫گرفته است‪.‬‬ ‫در طــول زمــان رویا‪ ،‬ذهــن انــواع مختلف موضوعــات را از‬ ‫برداشت هایی که در زمان بیداری از طریق تجربه شکل گرفته است‪،‬‬ ‫ایجاد می کند‪ .‬ذهن مانند یک گیرنده است که خود در رویا مشاهده‬ ‫و دریافت می شــود‪ .‬موضوعات خواب و رویا مستقل از موضوعات‬ ‫ذهنی نیستند‪ .‬تا زمانی که رویا به طول می انجامد موجودات عالم‬ ‫رویا نیز باقی خواهند ماند؛ درســت مانند مرد شیرفروشــی که تا‬ ‫زمانی که شیر دوشیدن ادامه دارد کار خواهد کرد‪ .‬در حالی که در‬ ‫بیداری جســم مستقل از ذهن است‪ .‬در بیداری همۀ ما تجربیات‬ ‫تقریباً مشابهی در مورد مسائل داریم‪ ،‬ولی در رویا تنها شخصی که‬ ‫در خواب است مالک کم و کیف موضوعات است‪ .‬ذهن در رویا بدون‬ ‫کمک هیچ عامل خارجی قادر است چیزهایی مانند زنبور‪ ،‬گل‪ ،‬کوه‪،‬‬ ‫اســب‪ ،‬رود و غیره را بیافریند که امیخته ای متنوع و شگفت انگیز‬ ‫است‪ .‬شما ممکن است در خواب و رویا ببینید که پدرتان را از دست‬ ‫داده اید‪ ،‬یا مث ً‬ ‫ال در هوا پرواز می کنید‪ .‬ممکن است در خواب شیری‬ ‫با سر فیل ببینید یا گاوی با کلۀ سگ‪ .‬تمایالتی که در بیداری اص ً‬ ‫ال‬ ‫وجود ندارند و لذت بخش نیستند ممکن است در عالم رویا با لذت‬ ‫همراه باشــند‪ .‬رویا پدیده ای است مرموز که از بیداری جالب تر به‬ ‫نظر می رسد‪.‬‬ ‫نیازهــا و تمایالت‪ ،‬حاکم بــر تجربیات هر دو عالــم بیداری و‬ ‫رویا هســتند‪ .‬بیداری عملکردی فیریکی در راســتای تمایالت و‬ ‫خواسته هاســت و رویا عملکردی ذهنی نسبت به ان ها است‪ .‬در‬ ‫بیداری حواس بدن در جهت نیازها مشــغول به حرکت می شوند‬ ‫و در رویــا ذهن به حرکت بر می خیــزد‪ .‬در بیداری ذهن از طریق‬ ‫حواس تجسم می یابد‪ ،‬ولی در رویا به تنهایی تجربه می کند‪.‬‬ ‫شــخص رویاپرداز جهان خود را در حالت رویا می ســازد‪ .‬ذهن‬ ‫در این حالت مستقل و تنها عمل می کند‪ .‬حواس به ذهن منتقل‬ ‫می شوند و خود به استراحت می پردازند‪ .‬ذهن پس از ان مانند یک‬ ‫فیل خشمگین خود را رها می کند‪.‬‬ ‫درست مانند مردی که از دنیای خارج کناره می گیرد‪ ،‬در و پنجرۀ‬ ‫اتاقش را می بندد و داخــل ان کار می کند‪ ،‬ذهن نیز در عالم رویا‬ ‫بازی می کند و از موضوعاتی که از ایده ها ســاخته شده و محصول‬ ‫امیال است لذت می برد‪ .‬رویا تنها بازی ذهن است‪.‬‬ ‫درست همان طور که تصاویر بر روی بوم نقاشی می شوند‪ ،‬تصورات‬ ‫حالت بیداری نیز بر روی بوم ذهن نقش می بندند‪ .‬نقاشی های روی‬ ‫بوم به نظر دارای بُعدهای مختلفی هستند‪ ،‬حال انکه تنها بر سطح‬ ‫صفحه نقاشی شدند‪ .‬تجربیات عالم رویا نیز درواقع حقیقت ذهن‬ ‫هســتند‪ ،‬شــخصی که رویا می بیند نیز درخواب تجربۀ درونی و‬ ‫بیرونــی را با هم دارد‪ .‬او در خواب حس می کند که رویای او کام ً‬ ‫ال‬ ‫واقعی است‪.‬‬ ‫در رویا این طور به نظر می رسد که شخص در حال انجام کاریست‪،‬‬ ‫ولی واقعیت این است که هیچ فعالیتی وجود ندارد‪.‬‬ ‫رویا و کارما‬ ‫رویاها چه نیک و چه شــر تعهد و گناه و پاداشی را متوجه فرد‬ ‫نمی کند و سرنوشت او را متاثر از خود نمی سازد‪ .‬کسی که خواب‬ ‫می بیند در واقعیت هیچ عمل تقدیس شده و یا نهی شده را انجام‬ ‫نمی دهــد‪ .‬پس عواقبی نیز برای او نخواهد بود‪ .‬هیچ کس به خاطر‬ ‫گناهی که در رویا مرتکب شده‪ ،‬خود را گناهکار نمی پندارد‪ .‬مردمانی‬ ‫که می شنوند هم نه او را محکوم می کنند و نه از او می گریزند‪.‬‬ ‫رویاها نیز توسط خداوند خلق می شوند‬ ‫موضوعات رویاهای ما نیز توســط خداوند خلق می شوند‪ .‬روح‬ ‫جهان رویاهای ما را شــکل می دهد و نه ذهن فــرد‪ ،‬چرا که اگر‬ ‫ذهن فردی می توانست خالق رویاهایش باشد‪ ،‬هرگز رویای بدی را‬ ‫نمی دید‪ ،‬اما این گونه نیست‪.‬‬ ‫رویاهای راهبر‬ ‫در قصص دینی گاهی رویاهایی ذکر شده که راهگشای معمایی‬ ‫بوده اند و یــا کمک کرده اند که بدانیم که چگونه در یک موقعیت‬ ‫خاص عمل کنیم‪ .‬برخی معتقدند که عارفان در زمان دشواری در‬ ‫رویاها ظاهر می شــوند و راه را مشخص می کنند‪ .‬بعضی شاعران و‬ ‫هنرمندان نیز گفته اند که برخی از اشعار یا ایده های هنری در زمان‬ ‫رویا به ان ها الهام شــده است‪ .‬برخی نیز می انگارند که مواردی در‬ ‫رویاها بعدا ً در حالت بیداری مشاهده می شود‪.‬‬ ‫رویا‪ ،‬شاخصی از شرایط اخالقی‬ ‫هرچند که رویا از طبیعتی ناشــناخته می اید‪ ،‬ولی با این حال‬ ‫می تواند شــاخصی از شــرایط روحی و روانی فرد باشد‪ .‬کسی که‬ ‫دارای قلبی پاک و منزه و شخصیتی بی نظیر باشد‪ ،‬کمتر رویاهای‬ ‫ناخوشایند خواهد داشت‪.‬‬ ‫رویاها جنبه ای از طبیعت وجــودی ما که فراتر از دانش عقلی‬ ‫است را برای ما فاش می سازند در منطقی ترین و اخالقی ترین فرد‬ ‫هــم جنبه ای از پوچی و بی اخالقی وجود دارد که از طریق تحلیل‬ ‫ی است‪ .‬تمام غرور‬ ‫رویاهایش به وسیلۀ یک متخصص قابل شناسای ‬ ‫ما به واسطۀ عقالنیت و اخالق گرایی‪ ،‬به محض انکه بخواهیم ان ها‬ ‫را بر دریچۀ رویاها بگشاییم ناپدید می شود‪.‬‬ ‫واقعیت ذهنی‪ ،‬واقعیت عینی و واقعیت مطلق‬ ‫تجربۀ بیداری یک ادراک اســت‪ .‬تجربــۀ رویا یک یاد و خاطره‬ ‫است‪ .‬همان طور که ادراک قبل از حافظه است‪ ،‬بیداری نیز پیش از‬ ‫خواب اســت‪ .‬در حالی که تجربۀ بیداری مستقل از تجربیات رویا و‬ ‫اثرات ان است‪ ،‬تجربۀ رویا نتیجۀ برداشت های تجربۀ بیداری است‪.‬‬ ‫در تجربــۀ بیداری‪ ،‬حداقل نوعی از نظم و یا سیســتم بیش از‬ ‫رویا وجود دارد‪ .‬یاداوری دقیق تجربیات روز گذشــته و بقا و تداوم‬ ‫شخصیت در تجربۀ بیداری وجود دارد‪ .‬اگاهی این پیوستگی‪ ،‬منظم‬ ‫بودن و وحدت در رویا وجود ندارد و به نوعی غایب است‪ .‬رویا به خوبی‬ ‫ساختاریافته نیست‪ ،‬در حالی که بیداری نسبتاً سیستماتیک است‪.‬‬ ‫در رویا واقعیت کمتر از بیداری وجود دارد و در عین حال ارتباط‬ ‫مستقیم با دنیای خارج که در تجربۀ بیداری وجود دارد در خواب‬ ‫غایب است‪ .‬گرچه دنیای خارجی در رویا نیز وجود دارد‪ ،‬ولی ارزش‬ ‫ان کمتر از بیداری در جهان است‪ .‬گرچه شکل دنیای رویا با جهان‬ ‫بیداری همسان است‪ ،‬ولی از نظر کیفی‪ ،‬ارزش ان کمتر از دنیای‬ ‫بیداری است‪.‬‬ ‫فضا‪ ،‬زمان‪ ،‬حرکت و اشیاء‪ ،‬فارغ از تمایز ان ها در موضوع و شیء‪،‬‬ ‫در بیداری و خواب مشــترک هستند‪ .‬حتی واقعیتی که در زمان‬ ‫تجربۀ هر یک وجود دارد از طبیعتی یکسان می اید‪ ،‬اما‪ ،‬تفاوت در‬ ‫درجه ای از واقعیت است که توسط ان ها ظاهر می شود‪ .‬درواقع در‬ ‫بیداری‪ ،‬حقیقت نسبت به خواب و رویا نظام مندتر است‪.‬‬ ‫واقعیت در دنیای بیداری نسبی است و اثباتی بر معنای مطلق‬ ‫بودن ان نیست‪ .‬همان طور که رویا در حالت بیداری ناپدید می شود‪،‬‬ ‫جهان بیداری نیز در وضعیت تحقق و شکوفایی خود‪ ،‬فراتر می رود‪.‬‬ ‫رویا واقعیتی عینی اســت‪ ،‬بیداری یک واقعیت نســبی و خالق‬ ‫هستی واقعیتی اســت مطلق‪ .‬بیداری واقعیتی است که در پشت‬ ‫رویا وجود دارد و خالق هســتی واقعیتی اســت که پشت بیداری‬ ‫وجود دارد‪.‬‬ ‫از نظر خالق متعال بیداری و خواب هر دو فارغ از واقعیت محض‬ ‫هستند‪ ،‬ولی بیداری حامل واقعیت بیشتری نسبت به عالم خواب‬ ‫و رویاست‪.‬‬ ‫رویا برای کســی که خواب می بیند به منزلۀ رویا نیســت‪ .‬تنها‬ ‫کسی که بیدار اســت به رویا بودن ان واقف است و ان را به عنوان‬ ‫ر ویا می شناسد‪ .‬و به طور مشابه برای کسی که بیدار است همه چیز‬ ‫حقیقی می نماید‪ ،‬حال انکه همه کس جز خالق هستی از حقیقت‬ ‫بی خبر است‪.‬‬ ‫بیداری نیز در مقایســه با عالم واقع مانند رویایی طوالنی است‪.‬‬ ‫همانند رویای کوتاه در مقایسه با بیداری‪.‬‬ ‫در تجارب فردی نیز واقعیت دارای درجاتی اســت‪ .‬سه مرتبه و‬ ‫درجۀ اصلی ان عبارت از واقعیت ذهنی‪ ،‬عینی و مطلق اســت‪ .‬در‬ ‫تجربۀ رویا واقعیت ذهنی و در بیداری واقعیت عینی وجود دارد و‬ ‫واقعیت مطلق تنها در قادر متعال و خالق هستی تحقق می یابد‪.‬‬ ‫بیداری‪ -‬یک خواب طوالنی‬ ‫در هــر دو وضعیت خواب و بیدار‪ ،‬موضوعات حس و مشــاهده‬ ‫می شوند و با رابطۀ موضوع‪-‬شیء (که در علوم فلسفه و روان شناسی‬ ‫مطرح است) مرتبط اند‪ .‬تنها تفاوتی که در این میان وجود دارد این‬ ‫است که موضوعات در عالم رویا در درون حس و مشاهده می شوند‪،‬‬ ‫حال انکه در بیداری جلــوه و نمودی خارج از بدن دارند‪ .‬واقعیت‬ ‫«دیده شــدن ان ها» و خیاالت و احساسات متعاقب ان در هر دو‬ ‫وضعیت مشابه است‪.‬‬ ‫دریافت و اگاهی یک موضوع عموماً غیرواقعی اســت‪ .‬چرا که‪،‬‬ ‫اشیاء خلق ذهن ما هستند‪ .‬یک شیء خاصیتی به خود می گیرد که‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪25‬‬ ‫ذهن به ان معتقد اســت‪ .‬در حقیقت‪ ،‬اشیاء و موضوعات در خواب و‬ ‫بیداری هر دو غیرواقعی هستند‪.‬‬ ‫هر انچه که فرم گرفته باشد غیرواقعی است‪ .‬فرم و شکل ها حاالتی‬ ‫خاص از شناخت و ذهنیت هستند‪ .‬ان ها غایی و نهایی نیستند‪ .‬در‬ ‫بیداری اشکالی فیزیکی و در رویا اشکالی ذهنی هستند و به هرحال‬ ‫همگی تنها اشکالی هستند که به زمان و مکان محدود شده اند‪ .‬ان ها‬ ‫فرم خود را تا زمانی که یک شرایط ذهنی ادامه دارد حفظ می کنند و‬ ‫هنگامی که شرایط ذهنی تغییر کند ان ها نیز تغییر می یابند‪ .‬درست‬ ‫مشــابه وضعیت حرکت زمین که پس از ذهنیتی جدی تغییر کرد‪.‬‬ ‫شکلی که از جهان داریم پس از جهانگردی متحول می شود‪.‬‬ ‫دنیــای غیرواقع به نظر واقعی می اید‪ .‬چرا که در واقع در ذهن ما‬ ‫رشــد یافته اســت‪ .‬در رویا موضوعاتی که در حالت بیداری دیده ایم‬ ‫به صورتی غیرمنتظره و متفاوت ظاهر می شوند‪ .‬یکی درونی است و‬ ‫کوتاه و دیگری خارجی و طوالنی‪ .‬درواقع این جهان چیزی جز یک‬ ‫رویای طوالنی نیست‪.‬‬ ‫ً‬ ‫وقتی که در شــصت ســالگی به گذشــته و مثال دوران دانشگاه‬ ‫می نگریم‪ ،‬مانند یک رویا به نظر می رســد‪ .‬نه؟ اینده نیز درواقع به‬ ‫همین گونه است‪.‬‬ ‫گذشــته رویا است و اینده نیز رویا است؛ حضور فیزیکی نیز رویا‬ ‫است‪ .‬این حقیقت که در تحقق خود‪ ،‬توقف مطلق تجربیات پدیده ای‬ ‫وجود دارد‪ ،‬نشان می دهد که همۀ پدیده ها غیرواقعی هستند‪.‬‬ ‫رد یک استدالل‬ ‫ممکن اســت گفته شــود که موضوعــات در وضعیــت بیداری‬ ‫دربرگیرندۀ اهدافی خاص هســتند و رویاها اهــداف خاصی ندارند‪.‬‬ ‫این اســتدالل نادرســت اســت‪ ،‬زیرا موضوعات به عنوان وسیله ای‬ ‫برای رســیدن به بعضی اهداف‪ ،‬در حالت بیــداری و در حالت رویا‬ ‫مشابه نیستند‪ .‬یک شــخص در حالت بیداری‪ ،‬غذا و نوشیدنی ها را‬ ‫می خورد و گرسنگی خود را فرو می نشاند و از تشنگی ازاد می شود‪.‬‬ ‫اما هنگامی که به خواب می رود‪ ،‬دوباره در خواب خود را گرســنه و‬ ‫یا همراه با تشــنگی می یابد‪ ،‬گویی که برای چند روز چیزی نخورده‬ ‫و ننوشــیده است‪ .‬و برعکس این نیز اتفاق می افتد‪ .‬ارزش موضوعات‬ ‫و ابــزار و عینیــت چیزها که در بیداری وجــود دارد‪ ،‬در حالت رویا‬ ‫از میــان می رود‪ ،‬حتی شــرایط و تجربیات عالم رویــا‪ ،‬در بیداری‬ ‫بی اعتبار و ارزش است‪ .‬اشیاء به عنوان وسیله ای تنها برای پایان دادن‬ ‫به شــرایطی خاص عمل می کنند‪ ،‬و نه در همۀ شرایط‪ .‬موضوعات‬ ‫تنهــا در قلمرو خــود رنگ واقعیت می گیرند و نه برای همیشــه و‬ ‫هر شرایطی‪.‬‬ ‫ممکن اســت این گونه تصور شود که اشــیاء و موضوعات در عالم‬ ‫رویا عجیب‪ ،‬خارق العاده و غیرطبیعی اند‪ .‬و از این رو‪ ،‬بیداری نمی تواند‬ ‫مانند خواب باشد‪ .‬اما تجربیات رویا‪ ،‬هر چند غم انگیز و یا غیرطبیعی‪،‬‬ ‫برای شخصی که رویا می بیند غیرعادی نیست‪ .‬ان ها فقط در حالتی‬ ‫متفاوت و خاص در بیداری ظاهر می شــوند‪ ،‬ولی نمی توان گفت چه‬ ‫چیزی واقعاً طبیعی و واقعی اســت‪ .‬ذهن به اشیاء ارزش می بخشد‬ ‫و درک ذهــن از عادی بودن و غیرعــادی بودن پدیدارها با توجه به‬ ‫وضعیتی که در ان قرار دارد‪ ،‬متغیر است‪.‬‬ ‫شــخصی که رویا را می بیند‪ ،‬تصور و برداشت خود را از فضا‪ ،‬زمان‬ ‫و علیــت دارد‪ ،‬درســت مانند حالت بیداری کــه هر چیز مفهومی‬ ‫‪26‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫خاص برای انسان دارد‪ .‬هر وضعیت در مقایسه با دیگری بی ارزش‬ ‫می نماید و این نشان از غیرواقعی بودن هر دو وضعیت دارد و اینکه‬ ‫واقعیت مطلق چیز دیگری اســت که در حضور پروردگار هستی‬ ‫موجود است‪.‬‬ ‫ممکن اســت گفته شــود که موضوعاتی که در بیداری حس و‬ ‫احســاس می شوند صرفاً تصورات ذهنی نیســتند‪ ،‬زیرا در تجربۀ‬ ‫بیداری موضوعات و اشیاء توسط دیگران نیز مشاهده می شوند‪ ،‬اما‬ ‫در حالت رویا نیز می بینیم که هر چند انسان ها و همچنین اشیاء‬ ‫همه تصورات ذهنی هستند‪ ،‬اشیاء تجربی در همان عالم رویا برای‬ ‫دیگران نیز قابل درک هستند‪.‬‬ ‫اصالت روحانی هستی‬ ‫یک اگاهی ناب و خالص در تمام موجودات عالم وجود دارد که‬ ‫نامنتها‪ ،‬ابدی و فراگیر اســت‪ .‬به خودی خود هویت دارد‪ ،‬نورانی و‬ ‫درخشان است و مستقل و بی نیاز است‪ .‬در مکان و زمان نمی گنجد‪،‬‬ ‫عاری از تولد و مرگ اســت‪ .‬عالم بیــداری و خواب در او راه ندارد‪.‬‬ ‫حقیقتی است که در سکوت بر تمام وضعیت ها شاهد و ناظر است‬ ‫و فراتر از خواب و بیداری و رویاست‪ .‬او حقیقت مطلق است‪ .‬تمام‬ ‫وضعیت ها تغییر حالت می دهند و از خواب به بیداری و از بیداری‬ ‫به رویا و خواب می روند‪ ،‬ولی تغییر به ذات او راه ندارد و نســبیتی‬ ‫در کار او نیست‪.‬‬ ‫بیدار شوید و اگاه باشید‬ ‫بیاموزید که در حالت بیداری شــاهد افکار خود باشــید‪ .‬شما‬ ‫می توانید در حالت رویا اگاه باشــید که در خواب هســتید‪ .‬شما‬ ‫می توانید خودتان را به طور مســتقل تغییر دهید‪ ،‬متوقف کنید یا‬ ‫افکار خود را در حالت رویا قرار دهید‪ .‬شما قادر خواهید بود در حالت‬ ‫خواب بیدار شــوید‪ .‬اگر افکار در وضعیت بیداری کنترل می شوند‪،‬‬ ‫پس می توانید افکار خود را در وضعیت رویا نیز کنترل کنید‪.‬‬ ‫اجازه ندهید که ذهن به حفره های نفسانی راه یابد و گرفتار شود‪.‬‬ ‫خودتان را از طریق تحقیق بر اگاهی مطلق‪ ،‬سعی در بازتاب ان و‬ ‫اندیشیدن و از طریق رشد عقالنیت تقویت کنید‪ .‬عقل مانند قلعه ای‬ ‫قدرتمنــد به این هدف خدمت خواهد کرد و اجازه نخواهد داد که‬ ‫عواطف و احساسات در بدن فیزیکی محصور شود‪ .‬اجازه نمی دهد‬ ‫که تصورات به شر و بدی راه یابد‪ .‬این هدفی است دوگانه و واال‪.‬‬ ‫در مقایســه با خالق هستی که موجودیتی مستقل دارد‪ ،‬جهان‬ ‫چیزی غیرواقعی است‪.‬‬ ‫در خــواب و رویا می بینی که پادشــاه شــده ای و در لذت های‬ ‫مختلف زندگی ســلطنتی غرق هســتی‪ .‬به مجرد انکه از خواب‬ ‫برمی خیزی همه چیز از بین می رود‪ ،‬ولی احســاس از دست دادن‬ ‫و فقدان نمی کنی‪ ،‬چرا که اگاه هســتی که موجودات و موضوعات‬ ‫عالم رویا دروغین هســتند‪ .‬اگر به قدرت مطلق و حقیقت هستی‬ ‫اگاه شــوی‪ ،‬بیداری نیز مانند رویا برایت ظاهر و صورتی می شود‬ ‫که حقیقت محض نیســت‪ .‬اگر در این باور راسخ و محکم باشی‪،‬‬ ‫درمی یابی که جهان نیز توهمی فریبنده اســت و انگاه رنج تو را از‬ ‫پا نخواهد انداخت‪.‬‬ ‫بیدار شوید و اگاه باشید فرزندان من‪.‬‬ ‫‪1-Sandhya‬‬ ‫‪2-Jagrat‬‬ ‫‪3-Sushupti‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪27‬‬ ‫یوگا همراه با ابزار‬ ‫‪ 1‬‬ ‫وضعیت گاواهن‬ ‫برگرفته از کتاب یوگا‪ ،‬راهی به سوی سالمتی کامل اثر بی‪ .‬کی‪.‬اس ایینگر‬ ‫برگردان‪ :‬عاطفه شریفان‬ ‫برای انجام این حرکت از صندلی‪ ،‬چهارپایه و دو عدد بالش استفاده می شود‬ ‫که جهت محافظت از گردن‪ ،‬ســتون فقرات‪ ،‬لگن و پاها‪ ،‬به کار می روند و به‬ ‫ماندن بدون فشار در حرکت کمک می کنند‪.‬‬ ‫تمرین این اسانا به کاهش اثرات اضطراب و خستگی کمک می کند‪ .‬قفل‬ ‫چانه‪ 2‬در این حرکت موجب ارام کردن اعصاب و ارامش سیستم مغز می شود‪.‬‬ ‫این اسانا برای مبتالیان به اختالالت تیروئید نیز توصیه می شود‪.‬‬ ‫یک صندلی‪ ،‬یک پتو‪ ،‬دو بالش و یک‬ ‫چهار پایه احتیاج داریم‪ .‬صندلی کمک‬ ‫می کنــد تا با خیال اســوده و راحتی از‬ ‫حرکت خارج شوید و همچنین موجب‬ ‫راحتی ناحیۀ ستون فقرات می شود‪ .‬پتو‬ ‫روی لبۀ صندلی قرار می گیرد‪ .‬بالش زیر‬ ‫شــانه ها مانع از وارد امدن فشار به سر و‬ ‫گردن می شود‪ .‬بالش دوم روی چهارپایه‬ ‫قــرار می گیــرد و از ران ها پشــتیبانی‬ ‫می کند‪ .‬چهارپایه وزن بدن را حفظ و از‬ ‫پاها مراقبت می کند‪.‬‬ ‫‪ -1‬پتویی تاشده روی قسمت نشیمن‬ ‫صندلی قرار دهید به طوری که لبۀ جلوی‬ ‫صندلی را بپوشاند‪ .‬یکی از بالش ها را کف‬ ‫زمین به صورتی بگذارید که طول بالش‬ ‫با پایه های جلوی صندلی مماس شــود‬ ‫(مطابق تصویر)‪ .‬چهارپایه را حدود شصت‬ ‫ســانتی متر دورتر از صندلی بگذارید و‬ ‫بالــش دوم را روی ان قــرار دهید‪ .‬حاال‬ ‫مراحل ‪ 2،3 ،1‬اســانای ایســتادن روی‬ ‫شــانه‪ 4‬را انجام دهید‪ .‬سپس لبۀ پشتی‬ ‫قسمت نشیمن صندلی را نگه دارید و هر‬ ‫دو پا را به سمت چهارپایه ببرید‪ .‬باسن را‬ ‫مقابل قسمت نشیمن صندلی نگه دارید‪.‬‬ ‫‪ -2‬پاهــای خــود را یک بــه یک بر‬ ‫بالش روی چهارپایه قرار دهید‪ .‬اطمینان‬ ‫حاصل کنید که کشش در ناحیۀ گردن‬ ‫وجود دارد ولی راحت بر روی زمین قرار‬ ‫گرفته است‪ .‬شانه ها را بر روی بالشی که‬ ‫روی زمیــن قرار دارد بگذارید و تا جایی‬ ‫که پاها به راحتی روی بالش قرار بگیرد‪،‬‬ ‫باسن را به سمت جلو بکشید و شکم را بر‬ ‫سطح زمین عمود نگه دارید‪.‬‬ ‫‪28‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫کتاب یوگا‪ ،‬راهی به سوی سالمتی کامل اصلی ترین‬ ‫کتاب ســبک یوگای ایینگر است که اولین بار در‬ ‫سال ‪ 2001‬در ‪ 432‬صفحۀ گالسه به صورت مصور‬ ‫و تمام رنگی منتشر شــده و تا به امروز چندین بار‬ ‫به روزرسانی و تجدید چاپ شده است‪.‬‬ ‫این کتــاب درواقع دربردارنــدۀ تمامی اموزه های‬ ‫بی‪.‬کی‪.‬اس ایینگر در خصوص بدن‪ ،‬ذهن وسالمتی‬ ‫است و برای تمامی پرتوجویان با هر سطح مهارت‬ ‫و تجربه ای می تواند مفید واقع شود‪.‬‬ ‫مجلۀ دانش یوگا از بیست شمارۀ پیش به ترجمۀ‬ ‫بخش ابزار این کتاب پرداخته و در هر شماره یکی‬ ‫از حرکت ها را تشریح نموده است‪ .‬این مقاله‪ ،‬بیست‬ ‫و یکمین شــماره ای است که به این امر اختصاص‬ ‫یافته است‪.‬‬ ‫هشدارها‪:‬‬ ‫اگر اسپوندیلوز گردنی دارید‪ ،‬از انجام این اسانا پرهیز کنید‪.‬‬ ‫این تمرین را در طول دورۀ قاعدگی انجام ندهید‪.‬‬ ‫چنانچه دچار مشــکالت ارتروز‪ ،‬کمــردرد‪ ،‬زخم معده‪ ،‬یا‬ ‫استرس های شدید پیش از قاعدگی هستید یا اضافه وزن بیش‬ ‫از حد دارید در نهایت حرکت‪ ،‬پاها را از هم فاصله دهید‪.‬‬ ‫اگر در گلو احساس خفگی می کنید یا در سر حس سنگینی‬ ‫دارید پاها را از هم فاصله دهید‪.‬‬ ‫‪3‬‬ ‫پاها‬ ‫را یک به یک‬ ‫باال بیاورید‬ ‫باسن‬ ‫را به سمت‬ ‫جلو بکشید‬ ‫شانه ها‬ ‫را به سمت‬ ‫عقب بر روی بالش‬ ‫قرار دهید‬ ‫‪ -3‬بازوهــا را از پایه های صندلی‬ ‫باز کنید‪ .‬وزن خود را کمی به سمت‬ ‫پشت شانه ها بکشــید و بازوها را به‬ ‫ســمت باالی ســر بیاورید‪ .‬ان ها را‬ ‫موازی یکدیگر در دو طرف ســر رها‬ ‫کنید‪ ،‬کف دســت ها را رو به سقف‬ ‫قــرار دهید‪ .‬دســت ها را خم کنید‬ ‫و دســت راســت را زیر دست چپ‬ ‫و دســت چپ را زیر دســت راست‬ ‫بگذارید‪ .‬شکم و لگن را نرم و راحت‬ ‫نگه دارید و در هر دو پا از پاشــنه تا‬ ‫ران ها کشش ایجاد کنید‪ .‬اجازه دهید‬ ‫چشم ها از حدقه دور شوند و جایی‬ ‫را نگاه نکنید‪ .‬عضالت صورت و گلو‬ ‫را رها کنید‪ .‬الزم اســت که در این‬ ‫حرکت گردن خود را بکشــید‪ .‬باید‬ ‫قفسۀ سینه را به سمت چانه ببرید و‬ ‫دور نکنید‪ .‬با توجه به ارامش مغز در‬ ‫این وضعیت‪ ،‬تنفس شما عمیق تر و‬ ‫طوالنی تر می شود‪ .‬چشم ها را ببندید‬ ‫و سه دقیقه در حرکت بمانید‪.‬‬ ‫مزایا‪:‬‬ ‫کاهش خستگی‪ ،‬بی خوابی و اضطراب‬ ‫کاهش ســردردهای مرتبط با استرس‪،‬‬ ‫میگرن و فشار خون باال‬ ‫کاهش تشنج و نفس تنگی‬ ‫بهبود عملکرد غدد تیروئید و پاراتیروئید‬ ‫کاهش بیماری های مرتبط به حلق‪ ،‬اسم‪،‬‬ ‫برونشیت‪ ،‬سرماخوردگی و خفگی‬ ‫بهبــود کمــردرد و ناراحتی هــا و‬ ‫ناهنجاری های ستون فقرات‬ ‫در‬ ‫پاها از پاشنه‬ ‫تا ران ها کشش‬ ‫ایجاد کنید‬ ‫لگن را باال‬ ‫بکشید‬ ‫پس از انکه به مدت توصیه شــده‪ ،‬در حالت نهایی حرکت ماندید‪ ،‬چشم ها را به ارامی باز کنید‪.‬‬ ‫بازوها را در دو طرف سر کام ً‬ ‫ال بکشید‪ .‬سپس سه مرحلۀ زیر را به دقت دنبال کنید‪ .‬برای جلوگیری از‬ ‫اعمال فشار به گردن و کمر‪ ،‬تغییری در مراحل انجام ندهید و پس از هر مرحله چند ثانیه مکث کنید‪.‬‬ ‫طریقۀ خارج شدن از حرکت‬ ‫‪I‬‬ ‫طرفین صندلی را نگه دارید‪ .‬لگن خود‬ ‫را پایین بیاورید تا باســن شــما به جلوی‬ ‫قسمت نشیمن صندلی برسد‪ .‬کف پاها را‬ ‫از بالش به تکیه گاه صندلی هدایت کنید و‬ ‫قرار دهید‪.‬‬ ‫‪II‬‬ ‫جلوی نشــیمن صندلی را نگه دارید و‬ ‫باسن خود را از صندلی بردارید‪ .‬شانه ها را‬ ‫از بالش به زمین برده و پشــت خود را به‬ ‫عقب سر دهید تا سر به فاصلۀ بین پایه های‬ ‫چهارپایه برسد‪.‬‬ ‫‪1-Plough pose‬‬ ‫‪2-Jalandhara bandha‬‬ ‫‪3-cervical spondylosis‬‬ ‫اسپوندیلوز گردنی یک اسیب عمومی برای نوعی سایش و پارگی است که روی دیسک های نخاعی گردن تاثیر می گذارد(م)‪.‬‬ ‫‪4-Salamba Sarvangasana‬‬ ‫رجوع شود به شماره ‪ 128‬مجلۀ دانش یوگا‬ ‫‪III‬‬ ‫بازوهای خــود را روی زمین رها کنید‬ ‫و باســن را روی بالش قرار دهید‪ .‬پشــت‬ ‫ساق پاها را روی نشیمن صندلی بگذارید‪.‬‬ ‫چهارپایه را عقب بزنید‪ ،‬پاها را پایین بیاورید‬ ‫و به سمت راست بچرخید و بنشینید‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪29‬‬ ‫هنگامی که مردم واژۀ یوگا را می شــنوند حرکات فیزیکی یا همان‬ ‫اســاناهای یوگا در ذهن شان نقش می بندد‪ .‬حتی اگر چنین تصور‬ ‫نماییم که مزایــای یوگا صرفاً محدود به ایجاد تناســب فیزیکی‬ ‫می گردد‪ ،‬بازهم از ارزش تمرینات ان کاسته نمی شود‪ ،‬ولی واقعیت‬ ‫ان اســت که یوگا چیزی بسیار فراتر از تمرینات بدنی است‪ .‬یوگا‬ ‫موجب تجربۀ احساساتی خوشایند و اتصال به خود واقعی و جوهر‬ ‫حقیقی مان می گردد‪.‬‬ ‫هدف از تمرینات اگاهانۀ محور یوگا ایجاد تعادل در تمام الیه های‬ ‫زندگی مان اســت؛ به گونه ای که بــدن‪ ،‬ذهن‪ ،‬قلب‪ ،‬عقل و روح در‬ ‫هارمونی و هماهنگی قرار گیرند‪ .‬همچنان که به واســطۀ تمرینات‬ ‫یوگا اگاهی خود را توسعه می بخشیم‪ ،‬بیشتر قادر به درک فراوانی ای‬ ‫خواهیم بود که زندگی بر ما ارزانی داشته است‪.‬‬ ‫در این میان کریا یوگا‪ 1‬تنها یوگایی اســت که به متون باستانی ای‬ ‫بازمی گردد که توسط حکیم فرزانه پاتانجالی‪ 2‬به رشتۀ تحریر درامده‬ ‫است‪ .‬پاتانجالی در بخش دوم کتاب یوگا سوترا‪ 3‬به تعلیماتی از یوگا‬ ‫پرداخته که ان را کریا یوگا نامیده اســت‪ .‬طریق کریا یوگا طریق‬ ‫مطالعه و انضباط شــخصی است که به راســتی می تواند از میزان‬ ‫حساسیت و هیجان پذیری درون مان‪ ،‬که مانع از احساس تمامیت‬ ‫داشتن و کامل بودن می گردد‪ ،‬بکاهد‪ .‬کریا یوگا بر سه رکن اصلی‬ ‫ریاضت‪ ،4‬خودشناسی‪ 5‬و تسلیم و سرسپردگی به خدا‪ 6‬بناشده است‪.‬‬ ‫پاتانجالی همچنین بیان داشته است که اساناها می بایست در یک‬ ‫وضعیت راحت و ثابت انجام شوند و برای بسیاری از مردم این مهم‬ ‫تنها از طریق اب دست یافتنی است‪.‬‬ ‫‪8‬‬ ‫بنیان گذار اکوا یوگا‪( 7‬یوگا در اب) خانم فریدمن بوده اســت که‬ ‫به واسطۀ عالقۀ دوجانبه اش به یوگا و شنا این سبک را بنیان نهاد‪ .‬او‬ ‫با استفاده از فن های یوگا در اب‪ ،‬که برای نخستین بار توسط وی‬ ‫به کار گرفته شد‪ ،‬به زنان باردار و نیز افرادی که از اندام ها و مفاصل‬ ‫ضعیفی برخوردار بودند‪ ،‬همچون سالخوردگان و افرادی که دچار‬ ‫جراحات و صدمه های بدنی بودند‪ ،‬یاری رساند‪.‬‬ ‫در بُعد فیزیکی‪ ،‬یوگا در اب از سه جنبه مفید و موثر است‪:‬‬ ‫● سبب تحریک سیستم لنف می گردد‪.‬‬ ‫● موجب تقویت و قدرت بخشیدن به کل بدن می شود‪.‬‬ ‫● دامنۀ حرکتی و انعطاف پذیری را بهبود می بخشد‪.‬‬ ‫در ذیل به تشــریح نحوۀ انجــام برخی از اســاناهای یوگا داخل‬ ‫اب می پردازیم‪.‬‬ ‫پیچ معکوس با پای صاف‬ ‫کریا یوگا در اب‬ ‫برگرفته از کتاب کریا یوگا در اب‬ ‫اثر‪ :‬کمال نیر‬ ‫برگردان‪ :‬راضیه افخمی‪ ،‬مربی یوگا‬ ‫تنوع اسانا‬ ‫دستورالعمل های کلیدی برای تمرین کنندگان‬ ‫ از دیوار استخر به حدی فاصله بگیرید که بتوانید کف پای راست‬‫را به ان فشار دهید‪.‬‬ ‫ هر دو پا یا حداقل پایی که نقش حمایت کنندۀ بدن را دارد صاف‬‫نگا ه دارید‪.‬‬ ‫ هر دودست را باالی سر بکشید و کف دست ها را روبه روی یکدیگر‬‫قرار دهید‪.‬‬ ‫ با کمک تنفس ستون فقرات تان را صاف و عمود نگا ه دارید‪.‬‬‫ اسانا را با پای چپ تکرار کنید‪.‬‬‫تذکراتی برای مربیان‬ ‫ هر دو کفل در یک سطح قرار داشته باشند‪.‬‬‫ جهت انگشتان پنجه و زانو به طرف باال باشد‪.‬‬‫ سرشانه ها پایین افتاده و سر جای خود قرارگرفته باشند‪.‬‬‫ زیر بغل ها باز و گود هستند‪.‬‬‫کار بر روی اسانا یا تنوعاتش‬ ‫ دست راست را به استخوان خاجی برسانید (اگر برای تان مشکل‬‫است زانوی پای راست را خم کنید)‪.‬‬ ‫ از ناحیۀ شکم به سمت راست بچرخید و سرشانه ها را پایین نگاه ‬‫دارید‪.‬‬ ‫ قفسۀ سینه را شل و رها نگا ه دارید‪.‬‬‫ درصورتی که عضالت همسترینگ اجازه می دهند‪ ،‬پیچش را نگاه‬‫داشته و پای راست را صاف کنید‪.‬‬ ‫ پایی که نقش حمایت کننده دارد را مستحکم و قوی نگاه دارید‪.‬‬‫ چانه را موازی با اب قرار دهید‪.‬‬‫ درستی و صحت تنفس های خود را بررسی کنید‪.‬‬‫چرخش های سرشانه‬ ‫نودل های فومــی می توانند به عنوان ابزارهای مفیدی برای تمرین‬ ‫کنندگان یوگا در اب مورداستفاده قرار گیرند‪.‬‬ ‫دستورالعمل های کلیدی برای تمرین کنندگان‬ ‫‪30‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫ نودل ها را با دو دست بگیرید؛ درحالی که دست ها را بیش از عرض دستورالعمل های کلیدی برای تمرین کنندگان‬‫ دور از دیوار استخر و پشت به ان‪ ،‬با پاهایی که به اندازۀ عرض لگن‬‫سرشانه ها بازکرده اید‪.‬‬ ‫باز شده اند‪ ،‬بایستید‪.‬‬ ‫ دم بگیرید و دست ها را تا جایی که می توانید باالی سر ببرید‪.‬‬‫ کفل هــا را به ســمت جلو هل دهیــد و نگاه تان را به ســمت‬‫ با بازدم دست ها را پایین بیاورید و مقابل خود قرار دهید‪.‬‬‫باال بدوزید‪.‬‬ ‫تذکراتی برای مربیان‬ ‫ دست ها را در پشت بدن به دیوار استخر برسانید‪.‬‬‫ در صورت امکان سرشانه ها بچرخند‪.‬‬‫ دست ها کام ً‬‫ک تختۀ شناور استفاده کنید‪.‬‬ ‫ال باز باشــند تا بتوانید سرشانه ها تا حداکثر دامنۀ ‪ -‬دست ها را به دیوار بچسبانید یا از ی ‬ ‫ انگشــتان پنجه را رو به ســمت جلو نگاه دارید و به کف استخر‬‫حرکتی شانبچرخانید‪.‬‬ ‫فشار دهید‪.‬‬ ‫کار بر روی اسانا یا تنوعاتش‬ ‫تذکراتی برای مربیان‬ ‫ سعی کنید زمان دم و نیز بازدم را طوالنی کنید‪.‬‬‫ چنانچه دمای بدن پایین است‪ ،‬هم زمان با اجرای اسانا سعی کنید ‪ -‬تختۀ شــناور به تمرین کنندگان یاری می رساند تا بین دست ها‬‫فاصله ایجاد کرده و زیر بغل ها را باز و گود کنند‪.‬‬ ‫در استخر راه بروید‪ .‬در این صورت نیاز به تمرکز بیشتری دارید‪.‬‬ ‫ قسمت فوقانی ستون فقرات باز و گسترده است‪.‬‬‫کار بر روی اسانا یا تنوعاتش‬ ‫چرخ‬ ‫ در اب عمیق تــر می توانیــد قاعدۀ (پایۀ) جمجمــه را بر روی‬‫عرشــه قرار دهید‪ ،‬دســت ها را به همان شیوه به پشت ببرید و به‬ ‫عرشه برسانید‪.‬‬ ‫ پاها را به سمت پایین فشار دهید و صاف کنید‪.‬‬‫ قفسۀ سینه را باال ببرید و سر را به عقب بکشید‪.‬‬‫ ارنج ها را داخل بکشید‪.‬‬‫شاواسانا (بدن بی جان)‬ ‫مشخصات کتاب‪:‬‬ ‫نام کتاب‪ :‬کریا یوگا در اب‬ ‫مترجم‪ :‬راضیه افخمی‬ ‫انتشارات‪ :‬چیمن‬ ‫شماره تماس‪۶۶۸۶۵۲۹۸ :‬‬ ‫‪۶۶۸۳۰۹۲۷‬‬ ‫شاواســانا زمان مناســبی برای ارام و ریلکس کردن بدن و گوش‬ ‫دادن به یک موسیقی تسکین دهنده و ارام بخش یا فروبردن گوش ها‬ ‫ن که‬ ‫درون اب و گوش سپردن به نفس هایتان است؛ مشروط بر ا ‬ ‫اب سرد نباشد‪ .‬می توانید از یک دمبل فومی نیز به عنوان زیر سری و‬ ‫بالش استفاده کنید‪ .‬پاشنه های پا نیز می توانند بر روی عرشۀ استخر‬ ‫یا پله ها رها گردند‪ .‬می توانید از یک نودل در زیر بغل ها و یکی دیگر‬ ‫در زیر زانوان تان استفاده کنید‪ .‬درصورتی که تمرین کننده ای نیاز‬ ‫به کمک داشته باشد‪ ،‬این زمان فرصتی مناسب برای مربی است تا‬ ‫به داخل استخر برود و به او یاری رساند‪ .‬بدن را در داخل اب‪ ،‬نرم‬ ‫و رها و بدون مقاومت نگاه دارید و تا هر زمان که دوست دارید در‬ ‫‪1-Kriya Yoga‬‬ ‫این وضعیت باقی بمانید‪.‬‬ ‫‪2-Patanjali‬‬ ‫‪3-Yoga Sutras‬‬ ‫‪4-Tapas‬‬ ‫‪5-Svadhyaya‬‬ ‫‪6-Ishvara Pranidhana‬‬ ‫‪7-Aqua Yoga‬‬ ‫‪8-Freedman‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪31‬‬ ‫برگزاری مراسم روز جهانی یوگا توسط اکادمی‬ ‫‪32‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫ی یوگای مازندران‪ 31 -‬خرداد ‪ - 1398‬ساری‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪33‬‬ ‫یوگا؛ یار شما در خانه‬ ‫وضعیتمثلث‬ ‫‪1‬‬ ‫مرکز یوگای شیواناندا‪/‬برگردان‪ :‬گروه ترجمه‬ ‫کتاب ‪ yoga your home practice companion‬اولین بار در سال ‪ 2009‬توسط‬ ‫مرکز یوگاودانتای شیواناندا در انگلستان به چاپ رسید‪ .‬این کتاب که به شرح بسیاری از‬ ‫حرکات یوگا‪ ،‬تکنیک های تمرکز فکر‪ ،‬مدیتیشن و انواع پرانایاما می پردازد‪ ،‬در ‪ 256‬صفحه‬ ‫به طور تمام مصور منتشر گردیده است‪ ،‬کتاب یوگا یار شما در خانه اولین بار توسط مجلۀ‬ ‫دانش یوگا ترجمه شده و از تیرماه سال ‪ 1394‬درهر شمارۀ مجله به چاپ رسیده است‪.‬‬ ‫حرکت مثلث اسانایی منحصر به فرد است‪ .‬خم شدن به پهلوها حرکت مثلث‪ ،‬اخرین اسانای سیکل پایه ای است‪ .‬برای برخورداری‬ ‫عالوه بر کشش‪ ،‬هم زمان به تقویت چندین عضله در پهلوها منجر از تمام سودمندی های این اسانا‪ ،‬تمرینات خود را با ریلکسیشن به‬ ‫می شــود‪ .‬این اســانا همچنین به ایجاد تعادل نیز کمک می کند‪ .‬اتمام برسانید‪.‬‬ ‫فواید فیزیکی اسانا‪:‬‬ ‫• افزایش تحرکات جانبی ستون فقرات در‬ ‫ناحیۀ کمر و قفسۀ سینه‬ ‫• تقویت و کشش عضالت پا و پشت‬ ‫• تحریک اعصاب نخاعی‬ ‫• تحریک ارگان های شکمی‬ ‫• تعادل اشتها از طریق بهبود روند انتقال‬ ‫و حرکت غذا در روده‬ ‫فواید ذهنی اسانا‪:‬‬ ‫• در زمان تنفس اگاهانه و ارام شــکمی‬ ‫در این حرکت‪ ،‬عضــات پاها و کمر درگیر‬ ‫هستند که این امر به ارامش فیزیکی و ذهنی‬ ‫کمک می کند‪ .‬انجام این اسانا در چگونگی‬ ‫مواجهه با مســائل چالش برانگیز‪ ،‬از طریق‬ ‫ایجاد ذهنی ارام و مستقل موثر است‪.‬‬ ‫• تقویت نمودن تمرکز و ارادۀ ذهن‬ ‫سطح مبتدی‪:‬‬ ‫‪ -1‬پاها را در حالت ایســتاده به اندازۀ دو‬ ‫برابر عرض شــانه باز کنیــد‪ .‬پای چپ را به‬ ‫سمت چپ بچرخانید و با پاشنۀ پای راست‬ ‫هم تراز کنید‪.‬‬ ‫‪1‬‬ ‫سر‬ ‫و شانه ها به‬ ‫سمت مرکز‬ ‫تنفس‬ ‫عمیق و‬ ‫ارام‬ ‫لگن‬ ‫در یک‬ ‫امتداد و به‬ ‫سمت مرکز‬ ‫تقسیم‬ ‫متوازن وزن‬ ‫بدن بر روی هر‬ ‫دو پا‬ ‫‪34‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ -2‬همراه با دم دست راست را باال و بازوی راست را کنار گوش سمت راست ببرید‪.‬‬ ‫‪ -3‬اگر بدون خم کردن پا قادر به رد کردن دســت از باالی سر ( مانند عکس مرحلۀ‬ ‫بعد) نیستید‪ ،‬دم بگیرید و تنه را به سمت چپ خم کنید‪ .‬سپس دست چپ را روی پای‬ ‫چپ قرار دهید‪ .‬تا یک دقیقه در این وضعیت بمانید و سپس برای سمت دیگر بدن همین‬ ‫کار را انجام دهید‪.‬‬ ‫تمرکز‬ ‫بر روی کشش‬ ‫ایجاد شده در‬ ‫دست راست‬ ‫‪2‬‬ ‫‪3‬‬ ‫لگن‪،‬‬ ‫تنه و بازو را‬ ‫در یک خط افقی‬ ‫قرار دهید‬ ‫به‬ ‫باال نگاه‬ ‫کنید‬ ‫صورت‬ ‫را به سمت‬ ‫جلو بچرخانید‬ ‫بازوی‬ ‫دست باالیی‬ ‫خم شده‬ ‫است‬ ‫سر‬ ‫در راستای‬ ‫ستون فقرات‬ ‫قرار ندارد چشم ها‬ ‫سمت پایین را‬ ‫نگاه می کنند‬ ‫پای‬ ‫جلو با پای‬ ‫دیگر تراز‬ ‫نیست‬ ‫‪3‬‬ ‫اشتباهات رایج‪:‬‬ ‫تکیۀ‬ ‫خود را بر روی‬ ‫دست پایینی‬ ‫نیندازید‪.‬‬ ‫بخشی‬ ‫از وزن را بر‬ ‫روی پای عقبی‬ ‫ببرید‬ ‫سطح متوسط‪:‬‬ ‫‪ -3‬به کشــش ایجاد شده از پا تا دست باال برده شده اگاه شوید‪ .‬اگر بدون خم کردن‬ ‫پا قادر به رد کردن دست از باالی سر هستید‪ ،‬از گام دوم به حالت نهایی حرکت بروید‪.‬‬ ‫همراه با بازدم به سمت چپ خم شوید‪ .‬زانوی چپ را راست و کشیده نگه دارید‪ .‬مچ پا یا‬ ‫پشت ساق را بگیرید‪ .‬تا یک دقیقه در وضعیت باقی بمانید و سپس حرکت را برای طرف‬ ‫مقابل بدن نیز تکرار کنید‪.‬‬ ‫تنوع های حرکت مثلث‪:‬‬ ‫تنوع هــای این حرکــت ابتدا چرخش لگن و ســپس چرخش‬ ‫ستون فقرات را به خم پهلوها‪ ،‬که در اسانای مثلث اعمال می شود‪،‬‬ ‫می افزایــد‪ .‬ترکیــب این حــرکات ورزش کاملی برای پشــت به‬ ‫حساب می اید‪.‬‬ ‫قفسۀ‬ ‫سینه را با‬ ‫راستای پای جلو‬ ‫هماهنگ کنید‬ ‫چرخش سادۀ لگن‬ ‫سطح مبتدی‬ ‫‪ -1‬در حالت ایســتاده پاها را دو برابر عرض شانه باز کنید‪ .‬پای‬ ‫چپ را به ســمت چپ بچرخانید و پای راســت را به سمت داخل‬ ‫صاف نگه دارید‪ .‬دست ها را به پشت خود ببرید و انگشتان را در هم‬ ‫قفل کنید‪ .‬یک دم عمیق بگیرید‪.‬‬ ‫‪ -2‬همراه با بازدم تنه را بر روی پای چپ خم کنید‪ .‬پیشــانی را‬ ‫به زانوی چپ نزدیک کنید‪ .‬به طور منظم نفس بکشــید و تا یک‬ ‫دقیقه در این وضعیت بمانید و ســپس همیــن کار را برای طرف‬ ‫مقابل تکرار کنید‪.‬‬ ‫انگشتان‬ ‫را در پشت‬ ‫بدن قالب‬ ‫کنید‬ ‫پیشانی‬ ‫و قفسۀ سینه‬ ‫را در یک راستا‬ ‫تنظیم کنید‬ ‫پیشانی‬ ‫را در مقابل‬ ‫پای جلویی قرار‬ ‫دهید‬ ‫حرکت مثلث با چرخش ستون فقرات‬ ‫سطح متوسط‪:‬‬ ‫‪ -1‬در حالت ایستاده پاها را دو برابر عرض شانه باز کنید‪ .‬پای راست را به سمت راست بچرخانید و پای چپ را به سمت داخل صاف نگه‬ ‫دارید‪ .‬دست ها را به طوری که بازوها موازی زمین قرار بگیرد باال ببرید و تنه را تا حدامکان به سمت راست بچرخانید‪ .‬دم عمیق بگیرید‪.‬‬ ‫دست‬ ‫را به سمت‬ ‫جلو نگه‬ ‫دارید‬ ‫پاشنۀ‬ ‫پای جلویی را‬ ‫با وسط پای عقبی‬ ‫هم تراز کنید‬ ‫وزن‬ ‫را به طور‬ ‫مساوی بین دو پا‬ ‫تقسیم کنید‬ ‫به‬ ‫باال نگاه‬ ‫کنید‬ ‫صورت‬ ‫را به سمت‬ ‫جلو بچرخانید‬ ‫هر‬ ‫دو دست‬ ‫را عمود نگه‬ ‫دارید‬ ‫‪ -2‬همــراه بــا بازدم‬ ‫بچرخیــد و بــدن را از‬ ‫کمر خم کنید‪ .‬دســت‬ ‫چپ خود را باالی قوزک‬ ‫پای راست یا روی زمین‬ ‫و بیرون پای راست قرار‬ ‫دهید‪ .‬بازوی راســت را‬ ‫صاف و مستقیم به سمت‬ ‫باال بکشید و به سمت ان‬ ‫باال را نگاه کنید‪ .‬به طور‬ ‫منظم نفس بکشــید و‬ ‫تا یــک دقیقــه در این‬ ‫وضعیت بمانید و سپس‬ ‫همین کار را برای طرف‬ ‫مقابل تکرار کنید‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪35‬‬ ‫تنوعات متوالی دیگری از حرکت مثلث‪:‬‬ ‫این تنوعات توجهی خاص به کشــش و تقویت خط لگن دارند‪.‬‬ ‫انقباض ایزومتریک عضالت چهارسرران‪ ،‬تمرین بسیار خوبی برای‬ ‫ران هاست‪.‬‬ ‫حرکت مثلث با زانوی خم‬ ‫سطح متوسط‬ ‫‪ -1‬در حالت ایستاده پاها را حدود دوتا سه برابر عرض شانه ها باز‬ ‫کنید‪ .‬پای چپ را به سمت چپ بچرخانید‪ .‬زانوی چپ را خم کنید‬ ‫و ساعد دست چپ را بر روی ان به ارامی قرار دهید‪ .‬پای راست را‬ ‫صاف و کشیده نگه دارید‪ .‬به تنفس منظم خود ادامه دهید‪.‬‬ ‫‪ -2‬چرخش خود را به ســمت چپ متمایل کنید‪ .‬بازدم داشته‬ ‫باشید و هر دو کف دست را داخل پای چپ و به طور موازی روی‬ ‫پا‬ ‫زمین قرار دهید‪.‬‬ ‫را صاف و‬ ‫کشیده نگه‬ ‫دارید‬ ‫لگن‬ ‫را تا حد‬ ‫ممکن پایین تر‬ ‫بیاورید‬ ‫‪ -3‬دم گرفته و بازوی دست راست را در کنار گوش‬ ‫راســت باال بیاورید‪ .‬برای ‪ 30‬ثانیــه در این وضعیت‬ ‫بمانید و به طور منظم نفس بکشید‪ .‬برای بیرون امدن‬ ‫از این وضعیت بازوی چپ را صاف باال بیاورید‪ .‬با فشار‬ ‫پای چپ دوباره صاف بایستید‪ .‬حرکت را برای طرف‬ ‫مقابل تکرار کنید‪.‬‬ ‫صورت‬ ‫را به جلو‬ ‫بچرخانید‬ ‫ساق‬ ‫پای چپ را‬ ‫عمود نگه‬ ‫دارید‬ ‫باال‬ ‫را نگاه‬ ‫کنید‬ ‫کف‬ ‫پای راست را‬ ‫کامال ً روی زمین‬ ‫نگه دارید‬ ‫مستقیم‬ ‫به جلو نگاه‬ ‫کنید‬ ‫کف‬ ‫پای عقبی را‬ ‫کامال ً روی زمین‬ ‫نگه دارید‬ ‫‪36‬‬ ‫کف‬ ‫پای چپ را‬ ‫کامال ً روی زمین‬ ‫قرار دهید‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫انقباض‬ ‫شدید چهارسر‬ ‫ران در پای خم‬ ‫شده‬ ‫سطح پیشرفته‬ ‫‪ -4‬از حرکت مثلث با زانوی خمیده که‬ ‫در باال گفته شد شروع کنید‪ .‬دست ها را به‬ ‫پشت ببرید و انگشتان را قالب کنید‪ .‬همراه‬ ‫با دم پشت خود را تا جایی که تنظیم پای‬ ‫چپ بر هم نخورده به ســمت باال بکشید‪.‬‬ ‫تعادل را بر روی هر دو پا حفظ کنید‪.‬‬ ‫‪ -5‬همراه با بازدم به سمت جلو خم شوید‬ ‫و سعی کنید که باالی سر را روی زمین و‬ ‫کنار پای چپ قرار دهیــد‪ .‬تا ‪ 30‬ثانیه در‬ ‫این وضعیت بمانید‪ .‬بــا یک دم و همراه با‬ ‫باال امدن از خمش‪ ،‬از حرکت خارج شوید‬ ‫و حرکت را برای طرف مقابل تکرار کنید‪.‬‬ ‫)‪1-Trikonasana (Triangle‬‬ ‫برهماچاریا‬ ‫اریا اصغری‪ ،‬مربی بین المللی یوگا‬ ‫شخصی از استادی پرسید‪« :‬خوشبختی‬ ‫چگونه به دست می اید؟» استاد از او سوال‬ ‫کرد‪« :‬اول بگو‪ ،‬خوشــبختی را چه معنی‬ ‫می کنی؟» پاسخ داد‪« :‬کسی که به دنبال‬ ‫سالمتی جسم و ارامش ذهن و پاکی روح و‬ ‫روان باشد‪ ،‬نیتش خدمت کردن به دیگران‬ ‫و اعمالش موجب خوشنودی خداوند باشد‪،‬‬ ‫ادم خوشبختی است‪».‬‬ ‫اســتاد پاسخ داد‪« :‬با انجام تمرینی بنام‬ ‫برهماچاریا‪ ،‬می توانی به این مهم دست پیدا‬ ‫کنی و ارامش را نصیب خود کنی‪».‬‬ ‫برهماچاریا چیست؟‬ ‫در زبان سانســکریت‪ ،‬برهما‪ ،‬به معنی‬ ‫خالق هستی و چاریا به معنی درستی در‬ ‫اعمال است‪ .‬قانون چهارم یامای پاتانجلی‬ ‫به انــرژی قدرتمندی که مفهوم ان حفظ‬ ‫و کنترل انرژی جنسی است و بر مدیریت‬ ‫اعمال و تســلط بر وسوسه های شهوانی و‬ ‫ضرورت پرداختــن به کارهایی منطبق بر‬ ‫فطرت معنوی انسانی تاکید دارد می پردازد‪.‬‬ ‫می دانیــم در جهان هســتی همه چیز به‬ ‫صورت جفت افریده شده است‪ ،‬مانند شب‬ ‫و روز یا اسمان و زمین و همچنین مرد و‬ ‫زن‪ .‬دوتایی ها در عالم هستی هرچند با هم‬ ‫در تضاد هستند‪ ،‬ولی در عین حال مکمل‬ ‫یکدیگرند‪ .‬در مــورد دو جنس زن و مرد‬ ‫هنگامی که این میل به ترکیب در ســطح‬ ‫جسم منجر شود‪ ،‬به صورت تمایل جنسی‬ ‫بروز پیدا می کند که در طول زندگی چنین‬ ‫تمایلی باید مدیریت شود‪ ،‬به این مدیریت‬ ‫برهماچاریا گفته می شــود‪ .‬هیچ گاه نباید‬ ‫فراموش شود برهماچاریا به معنای سرکوب‬ ‫خواســته ها نیســت‪ ،‬بلکه بــه کمک ان‬ ‫می توان از به دام افتادن در بند لذت طلبی‬ ‫جلوگیری کرد و انرژی ذخیره شده را برای‬ ‫رشد سایر ابعاد وجودی خود استفاده نمود‪.‬‬ ‫بدین منظور‪ ،‬الزم است به احساس تفکر و‬ ‫عملکرد خودمان توجهی ویژه داشته باشیم‬ ‫و فراموش نکنیم که اعمال انسانی نیک و‬ ‫خالص کلید خودشناسی است و این معنای‬ ‫دیگر برهماچاریا است‪.‬‬ ‫برهماچاریا تنها با تمرین مستمر و ارادۀ‬ ‫قوی و خواســتن درونی به دست می اید‪،‬‬ ‫انرژی حیاتی در این روند‪ ،‬سرکوب نمی شود‬ ‫و همان طور که گفته شــد تغییر جهت به‬ ‫سمت و ســوی حاالت معنوی و روحانی‬ ‫پیدا می کند و ظهور صفات عالیه و کشف‬ ‫حقیقت را موجب می گردد‪ .‬پیشــرفت در‬ ‫برهماچاریا‪ ،‬باعث بروز حاالت خوشایندی‬ ‫در فرد می شود‪ ،‬به گونه ای که هستی را از‬ ‫بُعد دیگری نظاره می کند و به جاذبه های‬ ‫خاص دست یافته و ارامش را در همه حال‬ ‫حس می کند‪ .‬برای رسیدن به این مرتبه و‬ ‫مقام‪ ،‬پیروی از یک زندگی ساتویک (زندگی‬ ‫بهشــتی گونه) ضروری است‪ .‬پافشاری در‬ ‫ســادانا (انجام تمرینات معنــوی روزمره)‬ ‫برای این امــر از اهمیت خاصی برخوردار‬ ‫است‪ .‬اســاتید یوگا اعتقاد دارند پیروی از‬ ‫یک زندگی بهشتی گونه و انجام تمرینات‬ ‫معنــوی روزمره‪ ،‬انجام اســاناهای یوگا از‬ ‫قبیل ایســتادن روی ســر (شیرشاسانا)‪،‬‬ ‫تمرینات تنفســی یــوگا (پرانایاما) که بر‬ ‫ذهن تاثیر مســتقیم می گــذارد و ان را‬ ‫ارام می ســازد‪ ،‬همچنین پیروی از تغذیۀ‬ ‫صحیح و ســالم‪ ،‬تمرین تاپــاس (قربانی‬ ‫کردن منیــت) و ایجاد اوجــاس (انگیزه)‬ ‫هم می توانند از هــدر دادن انرژی حیاتی‬ ‫جلوگیری و انسان را برای رشد و پیشرفت‬ ‫و رســیدن به مقاصد باالتر هدایت کنند‪.‬‬ ‫یوگانیدرا (خواب یوگــی) از دیگر ابزاری‬ ‫است که به واسطۀ سنکلپا (نیت) ان‪ ،‬که از‬ ‫صمیم قلب خواستار ان می شویم و ان را به‬ ‫ضمیر ناخوداگاه می سپاریم‪ ،‬می توانیم بذر‬ ‫برهماچاریا را در ذهن نیمه اگاه بکاریم و در‬ ‫نهایت تمرینات مرتب مراقبه‪ ،‬کمک موثری‬ ‫است برای قرار گرفتن در مسیر برهماچاریا‪.‬‬ ‫با قرارگرفتن در این راه شــادی و ارامش‬ ‫و نشــاط و وجد و رضایت درونی (ســات‬ ‫چید اناندا) را می توان تجربه کرد‪ .‬الزم به‬ ‫ذکر است‪ ،‬در هندوستان افرادی بودند که‬ ‫پس از ازدواج‪ ،‬با داشتن چند فرزند روش‬ ‫برهماچاریــا را برگزیدند که از جملۀ ان ها‬ ‫می توان به مهاتما گاندی‪ ،1‬راما کریشنا‪ 2‬و‬ ‫شری اروبیندو‪ 3‬اشاره نمود‪.‬‬ ‫فراموش نکنیم کسانی که قصد موفقیت‬ ‫در برهماچاریا را دارند باید ابتدا همۀ ارکان‬ ‫یاما را که شامل اهیمسا (عدم خشونت)‪،‬‬ ‫ســاتیا (راســت گویی و پرهیز از دروغ)‪،‬‬ ‫اپاری گراها (حســود و کم بیــن نبودن) و‬ ‫اســتیا (دزدی نکردن و چشم نداشتن به‬ ‫مال دیگران) است رعایت کنیم‪ ،‬همچنین‬ ‫به نیاما که شامل ســوچا (نظم و انضباط‬ ‫در کارها و امور)‪ ،‬سانتوشــا (قانع بودن و‬ ‫انتظارات در حد مناســب داشتن)‪ ،‬تاپاس‬ ‫(ارامش نســبی و قدرت تحمل مشکالت‬ ‫زندگی) ‪ ،‬سوادهیایا (خودشناسی‪ ،‬شناخت‬ ‫توانایی هــا و ضعف های خــود) و باالخره‬ ‫ایشــواراپرانیدهانا (رضا و تسلیم در مقابل‬ ‫خداوند) اســت معتقد باشیم‪ .‬یاما و نیاما‪،‬‬ ‫اولیــن و دومین مرحله از یوگای هشــت‬ ‫مرحله ای پاتانجلی‪ ،‬دروازه ای هستند برای‬ ‫وارد شــدن به شــش مرحلۀ دیگر یعنی‬ ‫اسانا‪ ،‬پرانایاما‪ ،‬پراتی اهارا‪ ،‬داهارانا‪ ،‬دیانا و‬ ‫سامادهی و موجب می شوند پرتوجویان این‬ ‫مراحل را با عالقه و انگیزه تمرین کنند‪.‬‬ ‫‪1-Mahatma Gandhi‬‬ ‫‪2-Ramakrishna‬‬ ‫‪3-Sri Aurobindo‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪37‬‬ ‫اسیب شناسی در یوگا‬ ‫مونا افتخار افضلی‬ ‫بیشــتر کسانی که با یوگا اشنا هستند تمرینات یوگا را شیوه و‬ ‫روشی می دانند برای رسیدن به تعادل جسم و ذهن و داشتن بدنی‬ ‫قوی و ذهنی منعطف‪ .‬ذهنی که ما را در هر شرایطی یاری دهد و‬ ‫جسمی که در هر وضعیتی محکم ترین تکیه گاه برای ما باشد‪ .‬ولی‬ ‫مهم ترین اصلی که می باید در یوگا به ان توجه کنیم اگاهی به خود‬ ‫و انجام حرکات یوگاست با توجه به توانایی های خاص بدن مان‪.‬‬ ‫در این مقاله قصد دارم به بیان ویژگی های درمان گری یوگا‪ ،‬یعنی‬ ‫رفع اســیب های محیطی و ژنتیکی و نیز ذکر برخی اســیب های‬ ‫ناشــی از یوگا بپردازم‪ .‬زیرا یوگا همانند هر ورزشی چنانچه بدون‬ ‫درنظر گرفتن شــرایط الزم انجام شود می تواند باوجود فایده های‬ ‫بسیار‪ ،‬اسیب هایی جدی نیز به بار اورد‪.‬‬ ‫انچه در مدت تدریسم به ان پی بردم این است که برای اجرای‬ ‫موثر و بدون نقص حرکات و نیز به دور ماندن از هرگونه اســیبی‬ ‫ضروری است که هر تمرین به سه بخش تقسیم شود‪:‬‬ ‫‪ -1‬مرحلۀ اسیب شناسی‬ ‫‪ -2‬حرکت اصلی‬ ‫‪38‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ -3‬مرحلۀ خنثی سازی‬ ‫در تمامی این مراحل مربی باید با توجه به ویژگی های منحصر به‬ ‫فرد فیزیکی هر فرد‪ ،‬دامنه ای از حرکات گسترده را در ذهن داشته‬ ‫باشد و با دانش و خالقیت خود این مراحل را بر روی هر فرد پیاده‬ ‫کند؛ زیرا با توجه به انعطاف هر بدن‪ ،‬قدرت فیزیکی‪ ،‬تمرکز ذهنی‬ ‫هر پرتوجو و مهم تر از همه نوع اسیب دیدگی های هر فرد‪ ،‬حرکات‬ ‫متناسب باید لحظه به لحظه در ذهن مربی شکل بگیرد و در همۀ‬ ‫مراحل اعمال شود‪.‬‬ ‫در مرحلۀ اماده سازی‪ ،‬مربی باید با حرکات مقدماتی برای اجرای‬ ‫حرکت اصلی اشنا باشد تا بتواند عضله های درگیر در حرکت اصلی‬ ‫را اماده ســازد و از این طریق فشار ناشــی از حرکت را به درستی‬ ‫بــر روی عضلۀ خاص اعمال کند و از فشــار بــر روی عضله های‬ ‫غیر مرتبط و اســیب های احتمالی ناشی از ان جلوگیری کند‪ .‬در‬ ‫مرحلۀ خنثی ســازی هدف این است که فشار حرکت اصلی یعنی‬ ‫فشار ناشی از کشش و فشار ناشی از انقباض عضله را خنثی سازیم‬ ‫تا به واســطۀ ان بتوانیم بدن را بــرای ورود به تمرین های بعدی‬ ‫مرتبط با ان اماده کنیم‪.‬‬ ‫نکتۀ مهم ان اســت که در زمینه های بعدی نیز نه تنها باید هر‬ ‫سه مرحلۀ مذکور اجرا گردد‪ ،‬بلکه همگی ان ها‪ ،‬برای تاثیرگذاری‬ ‫ماندگارتر‪ ،‬باید کام ً‬ ‫ال مرتبط و هم راستا با تمرین های قبلی باشند‪ .‬در‬ ‫این صورت هر جلسه شامل چرخه ها و زنجیرۀ یکپارچه ای از حرکات‬ ‫مرتبط خواهد بود که از این طریق می توان میزان اسیب پذیری را‬ ‫کاهش و ویژگی درمانگری یوگا را افزایش داد‪.‬‬ ‫معجزۀ حقیقی یوگا عالوه بر تاثیر ان بر ابعاد ذهنی جســمی و‬ ‫روانی بشر‪ ،‬درمان اسیب هاست‪ .‬این اسیب ها را به طور کلی می توان‬ ‫به دو دستۀ ژنتیکی و محیطی تقسیم کرد‪.‬‬ ‫تجربۀ من در این ســال ها نشــان داده است که یوگا قادر است‬ ‫ان دســته از اســیب های ژنتیکی ای را که به اناتومی بدن مربوط‬ ‫هستند اصالح کند‪ ،‬مانند انحراف در ستون فقرات‪ ،‬انحراف در لگن‪،‬‬ ‫چرخش زانوها به داخل و خارج‪ ،‬صافی کف پا و ‪. ...‬‬ ‫در مورد اسیب های محیطی نیز باید گفت این اسیب ها می توانند‬ ‫از سنین کودکی به واسطۀ عوامل گوناگون ایجاد شوند‪ ،‬مانند نشستن‬ ‫غلط‪ ،‬راه رفتن غلط‪ ،‬بیرون دادن شــکم‪ ،‬قدم برداشــتن به سمت‬ ‫داخل یا خارج و یا تقسیم وزن نامتناسب بر روی پاها که خود منجر‬ ‫به چرخش لگن و همچنین باال و پایین شدن سرشانه ها می شود‪.‬‬ ‫در این موارد نیز یوگا تاثیر قابل توجهی در درمان اســیب های یاد‬ ‫شده دارد‪.‬‬ ‫اما باوجود همۀ مزایای ذکر شــده‪ ،‬یوگا خود می تواند منجر به‬ ‫اســیب های جدی و ماندگار در ابعاد جســمی و روانی گردد‪ .‬این‬ ‫اسیب ها ممکن است به واسطۀ عدم اگاهی پرتوجو نسبت به بدن‬ ‫خــود و حرکات انجام شــده و یا به دلیل عدم شــناخت مربی از‬ ‫اناتومی های مختلف باشد‪.‬‬ ‫نکته ای که مربیان باید به ان توجه داشــته باشند این است که‬ ‫اسیب دیدگی های هر پرتوجو را در ابتدا از او جویا شوند تا بتوانند‬ ‫حرکات مناسبی برای او طراحی کنند؛ زیرا اسیب های قبلی استانۀ‬ ‫شروع اسیب های جدید هستند‪ .‬از طرف دیگر‪ ،‬پرتوجو می بایست‬ ‫نقــاط قوت و ضعف خود را بشناســد و این را بداند که معموالً در‬ ‫یــک حرکت فقط یک عضله درگیر نیســت و برای اجرایی بدون‬ ‫نقص بایســتی از عضالت دیگر هم کمک گرفت‪ .‬زیرا کل اجزای‬ ‫بدن با یکدیگر در ارتباط هستند‪ .‬پرتوجو همچنین باید به این امر‬ ‫واقف باشد که مرز میان اجرای حرکت و اسیب بسیار باریک است‪.‬‬ ‫برای تشــخیص این دو از یکدیگر باید دانســت که فشار حرکتی‬ ‫کامل حسی خوشایند‪ ،‬اما مقداری درداور است‪ ،‬در حالی که اسیب‬ ‫معموالً با احساس ســوزش همراه است‪ .‬همچنین پرتوجو باید از‬ ‫منقبض کردن بدن خود هنگام حرکت کششــی پرهیز کند؛ زیرا‬ ‫این خود استانۀ اسیب است‪ .‬در این شرایط بهتر است با شکیبایی‬ ‫و تنفس صحیح‪ ،‬درد ناشی از کشش را برای خود خوشایند سازد‪.‬‬ ‫همچنین نباید از نظر دور داشــت که یوگا دردهای کهنه و پنهان‬ ‫را نمایان می کند‪ .‬بنابر این بروز هر درد لزوماً نشــانۀ اسیب نیست‪.‬‬ ‫همچنین برای کاهش میزان اسیب ها هنگام یوگا رعایت نکات زیر‬ ‫ضروری است‪:‬‬ ‫‪ .1‬وضعیت گردن‪ :‬برای جلوگیری از اسیب عضالت نگهدارندۀ‬ ‫گردن‪ ،‬که بســیار حساس و ظریف هســتند‪ ،‬حتماً می بایست در‬ ‫وضعیت ایستاده‪ ،‬سر کام ً‬ ‫ال در راستای ستون فقرات باشد و همچنین‬ ‫در حرکاتی که سر به سمت پایین است گردن مدت زمان طوالنی‬ ‫نزدیک پا کشیده نشده باشــد که این امر موجب کشش بیش از‬ ‫حد عضله های پشت و اسیب دیدگی گردن می شود‪ .‬همچنین برای‬ ‫کسانی که دچار کیفوز یا اسکولیوز هستند این گونه خم شدن باعث‬ ‫بیشتر شدن اسیب شان می شود‪ .‬در چرخۀ حرکات خم به عقب نیز‬ ‫مربی باید این اگاهی را داشته باشد که گردن از موقعیت انعطافی‬ ‫خوبی برخوردار باشــد‪ .‬چون اگر حرکات خم به عقب به درستی و‬ ‫با نظارت مربی انجام شــود در درمان ارتروز و دیسک گردن بسیار‬ ‫مفید است‪ .‬در حرکات معکوس نیز مربی باید بداند که پرتوجو از‬ ‫عضالت خوب و قوی در ناحیۀ دســت و سرشانه و دیگر نقاط بدن‬ ‫برخوردار است‪ ،‬چون در این صورت است که فشار ناشی از حرکت‪،‬‬ ‫منجر به بیرون زدگی دیسک نمی شود‪.‬‬ ‫‪ .2‬وضعیت دســت ها‪ :‬همچنین در تمامی حرکاتی که عضالت‬ ‫دست درگیر کشش و فشار هستند باید مطمئن باشیم که توازن را‬ ‫بر روی شانه‪ ،‬بازو‪ ،‬ارنج از سویی و ساعد‪ ،‬مچ‪ ،‬کف دست و انگشت ها‬ ‫از سوی دیگر به دو دسته تقسیم کنیم که اسیب را از نواحی مختلف‬ ‫دست خارج سازیم‪ .‬در حرکاتی که دست ها به سمت باال نگه داشته‬ ‫می شوند باید اگاه باشیم که کام ً‬ ‫ال در یک خط و در راستای سرشانه‬ ‫باشند و به دنبال ان شکم و ستون فقرات در وضعیت مطلوبی باشند‪.‬‬ ‫همچنین حرکاتی که دست ها به سمت طرفین و یا خم به سمت‬ ‫عقب هســتند‪ ،‬باید کام ً‬ ‫ال مطابق با ویژگی های اناتومی فردی‪ ،‬از‬ ‫محور اصلی بدن خارج نشــوند‪ .‬میــزان منعطف بودن کتف و مچ‬ ‫دست و باز بودن قفسۀسینه نقشی بسیار اساسی در اسیب زدن به‬ ‫دست ها دارد و باید از این امر مهم غافل نباشیم که تمامی حرکات‬ ‫قدرتی که روی دست ها انجام می شود‪ ،‬خصوصاً حرکات معکوس‪،‬‬ ‫نیازمند عضالتی قوی و نیرومند در ناحیۀ شــکم و باسن هستند‪.‬‬ ‫عالوه بر عضالت دست و سرشانه ها باید کام ً‬ ‫ال فشار از روی انگشتان‬ ‫و مچ دست برداشته شود‪.‬‬ ‫‪ .3‬وضعیــت ســتون فقرات و کمــر‪ :‬همان طور کــه می دانیم‬ ‫ســتون فقرات شــامل ‪ 7‬مهرۀ گردنی‪ 12 ،‬مهرۀ سینه ای‪ 5 ،‬مهرۀ‬ ‫کمری‪ 5 ،‬مهرۀ خاجی و ‪ 4‬مهرۀ دنبالچه اســت و هر کدام از این‬ ‫نواحی اسیب های منحصر به خودشان را دارند؛ لذا می گویند که در‬ ‫طول تمامی حرکات یوگا سعی در صاف نگه داشتن ستون فقرات و‬ ‫منقبض کردن عضالت شکم داشته باشیم‪ .‬مگر در حرکات انعطافی‬ ‫خم به عقب که نیازمند داشتن شرایط خاصی است‪ .‬قوز و گرد کردن‬ ‫پشت نه تنها باعث تقویت فیله های کمر نمی شود‪ ،‬بلکه اسیب هایی‬ ‫جدی نیز به بار می اورد‪ .‬برای جلوگیری از اســیب دیدگی کمر در‬ ‫وضعیت ایســتاده‪ ،‬خوابیده‪ ،‬نشسته و خم به عقب می توان از ابزار‬ ‫کمــک گرفت‪ .‬برای مثال در حرکات خم به عقب ایســتاده بهتر‬ ‫است برای اینکه اسیب از ناحیۀ دنبالچه و ساکروم برداشته شود از‬ ‫پرتوجو بخواهیم که زانو را خم کند و وزن را روی عضالت چهارسر‬ ‫ران قرار دهد و چون اصالح برای ما در یوگا نکته ای بســیار حائز‬ ‫اهمیت اســت‪ ،‬با گذاشتن اجر میان زانوها و مچ پاها اسیب رسانی‬ ‫را به صفر برسانیم؛ زیرا در این وضعیت هم زانو و هم مچ پا تمایل‬ ‫به خارج شدن از سطح بدن دارند‪ .‬در حرکات خوابیده نیز می توان‬ ‫با قرار دادن کوســن و یا اجر در زیر باسن یا انتهای ستون فقرات‬ ‫میزان اسیب را به صفر رساند‪ .‬برای کسانی که مشکل گودی کمر‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪39‬‬ ‫یا دیسک ارتروز و انحرافات ستون فقرات دارند‪ ،‬در حرکات نشسته‬ ‫کمک گرفتن از دیوار خود باعث صاف شدن ستون فقرات و اصالح‬ ‫کمر می شود‪ .‬خصوصاً برای کسانی که عضله های ضعیفی دارند‪.‬‬ ‫‪ .4‬وضعیــت لگــن‪ :‬برای اصــاح لگن که تمامــی انحرافات و‬ ‫چرخش های بدن انســان از ان ناشی می شود‪ ،‬می بایست لگن را‬ ‫در وضعیت درست ساخت و هم راستا با هر دو جهت و محور بدن‬ ‫نگه داشــت‪ .‬مث ً‬ ‫ال در حرکاتی که پاها به عقب باز می شــوند‪ ،‬لگن‬ ‫می بایست کام ً‬ ‫ال در یک خط باشد مگر حرکاتی که دامنۀ وسیعی‬ ‫دارند و انعطاف لگن را نشان می دهند که در ان صورت می بایست‬ ‫ســتون فقرات کام ً‬ ‫ال صاف و کشیده باشــد‪ .‬در غیر این صورت اگر‬ ‫لگن منعطف باشد ولی تنه از قسمت ستون فقرات چرخیده باشد‪،‬‬ ‫به طوری که این چرخش باعث باال و پایین رفتن شانه و کج شدن‬ ‫تنه شده باشد‪ ،‬نه تنها فایده ای ندارد بلکه شروعی برای اسیب است‪.‬‬ ‫برای اصالح عیوب لگن می توان از حرکاتی که پا به داخل شــکم‬ ‫کشــیده می شود کمک گرفت‪ ،‬به این شرط که مچ پا و زانو و ران‬ ‫کام ً‬ ‫ال در یک خط باشند‪.‬‬ ‫‪ .5‬وضعیــت زانو‪ :‬زانو عضو مهمی برای همــراه کردن و اصالح‬ ‫کردن لگن و مچ پاست؛ زیرا ماهیچه های مشترکی بین لگن‪ ،‬زانو و‬ ‫مچ پا وجود دارد‪ .‬به همین دلیل می بایست در طول تمامی حرکات‪،‬‬ ‫حواس متمرکز به وضعیت زانو باشــد که به سمت داخل یا خارج‬ ‫کشیده نشود‪ .‬در تمامی حرکاتی که فشار بر روی عضالت ران پاست‬ ‫و پا از زانو خم است باید کام ً‬ ‫ال این اگاهی به پرتوجو داده شود که‬ ‫فشار یا سوزشی در زیر کشــکک نداشته باشد و حتی الزم است‬ ‫گاهی اوقات برای اصالح زانوی پرانتزی و زانوی ضربدری پرتوجوها‬ ‫در طــول تمام حرکات از اجر برای اصالح چرخش زانو به داخل و‬ ‫خارج کمک گرفته شود‪ .‬البته تعداد و سایز اجر و نحوۀ قرارگیری‬ ‫ان‪ ،‬با توجه به اناتومی های مختلف و نوع اسیب ها‪ ،‬متفاوت است‪.‬‬ ‫‪ .6‬وضعیت مچ پا‪ :‬اکثر افراد حتی کسانی که یوگا نمی کنند به‬ ‫صافی و درســتی و به اصطالح در یک خط ریل راه می روند‪ .‬اولین‬ ‫اصل این است که مربی طرز صحیح راه رفتن را به پرتوجو اموزش‬ ‫دهد و سعی کند که در تمامی حرکات یوگا مچ پاها در راستای بدن‬ ‫باشند‪ ،‬به ویژه در حرکات تعادلی بر روی یک پا که میزان چرخش‬ ‫مچ و کف پا شدت می یابد‪ .‬تمایل مچ پا به سمت خارج میزان تراز‬ ‫نبودن و کج کردن لگن و زانو را بیشتر می کند‪ .‬پرتوجو باید بداند‬ ‫که میزان انعطاف مچ پا و عضالت روی پا از نکات مهمی است که‬ ‫باید به ان توجه کند‪.‬‬ ‫‪ .7‬انعطاف و قدرت‪ :‬انعطاف و قدرت رابطۀ مستقیمی با یکدیگر‬ ‫دارند و هر دو باید از ابتدا به یک میزان تقویت شوند و اگر هر کدام‬ ‫نباشد میزان اســیب پذیری افزایش می یابد‪ .‬زیرا اگر فقط انعطاف‬ ‫داشته باشیم توانایی الزم برای حفظ توازن در حرکات را نخواهیم‬ ‫داشت و اگر تنها قدرت داشته باشیم به دلیل کوتاه بودن عضله ها‬ ‫میزان اسیب رسانی را شدت بخشیده ایم‪.‬‬ ‫‪ .8‬ابزار یوگا‪ :‬شاید برایتان جالب باشد که بدانید استفاده کردن‬ ‫از ابزار یوگا حین تمرین نشانۀ ضعف شما در انجام حرکت نیست‪،‬‬ ‫بلکه در بعضی موارد حتی اســتفاده از ان ها حرکات را ســخت تر‬ ‫می کند‪ .‬ابزار‪ ،‬بدن را مجبور می کند که در یک خط راست باشد و‬ ‫این خود اصالح فیزیکی را به ارمغان می اورد‪.‬‬ ‫‪ .9‬استراحت کردن‪ :‬اســتراحت دادن به بدن در حین جلسات‬ ‫تمرینی از جمله مواردی اســت که نباید ناگفته بماند؛ زیرا تمرین‬ ‫و فشــار بیش از حد خود موجب اســیب می شود‪ .‬در انتها باید به‬ ‫این بحث توجه داشــته باشــیم که مربی باید با تیزبینی و دقت‬ ‫ناهمگونی های فیزیکی پرتوجو را تشخیص دهد و انحراف موضعی‬ ‫در اناتومــی افراد هرگز نباید از دید او پنهان بماند‪ .‬تمامی حرکات‬ ‫یوگا می بایست بر اساس اناتومی هر فرد طراحی شود و باید از دادن‬ ‫حرکات یکســان و مشابه به تمامی افراد خودداری کرد؛ همچنین‬ ‫می بایست مربی با تست گرفتن چند حرکت کلیدی ثابت به توان‬ ‫فیزیکی هر فرد که شامل انعطاف‪ ،‬میزان قدرت‪ ،‬درجۀ انحرافات و‬ ‫اسیب ها و تعادل بدن است اگاهی پیدا کند‪ .‬قبل از اجرای تمرینات‬ ‫پرتوجو باید هر روز را صرف سالمت و انجام تمرینات یوگا کند و از‬ ‫همه موثرتر این است که به ندای درون خود گوش بسپارد و بداند‬ ‫که مهم ترین مسئله حس او و اگاهی در انجام حرکات است‪.‬‬ ‫تصاویری از روز جهانی یوگا در شهرستان ها‬ ‫باشگاه یوگا ساحل ارامش شاهین شهر‬ ‫‪40‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫کلمات الهام بخش‬ ‫*‬ ‫رابی بلو‬ ‫(سوامی نیالدویاناندا‪)1‬‬ ‫مسیری برای فارغ التحصیالن دورۀ تربیت مربی‬ ‫یوگا‪ ،‬اشرام اورلنز‪ 2‬فرانسه‪ /‬جوالی ‪2005‬‬ ‫فارغ التحصیــان عزیز‪ ،‬به همۀ شــما‬ ‫تبریــک می گویم بــه خاطر انچــه که با‬ ‫تالش‪ ،‬شــجاعت‪ ،‬و انــرژی ای که تا پایان‬ ‫دورۀ تربیت مربی گری به همراه داشــتید‪،‬‬ ‫به دست اوردید‪ .‬شما گوش فرادادید و زمان‬ ‫و انرژی الزم برای رسیدن به هدف را صرف‬ ‫کردید‪ .‬از اینجا به بعد می توانید این امتیاز‬ ‫را برای خود قائل شــوید که «می توانید»‪.‬‬ ‫اینکه چگونه یاد می گیرید که خریدار انچه‬ ‫امروز در دنیا می فروشــند نباشید‪ .‬تا کنون‬ ‫شاگردان زیادی داشته ام که میلیاردر بودند‬ ‫و سابقۀ خودکشی داشتند‪ .‬شما تفاوت بین‬ ‫زندگی با یوگا و بدون یوگا را اموخته اید‪.‬‬ ‫وقتــی که می بینم همۀ شــما به هدف‬ ‫رســیده اید و با لباس های زردتان ان طرف‬ ‫نشســته اید‪ ،‬به یاد می اورم که این دوره ای‬ ‫اســت که خودم هرگز نتوانســتم در ان‬ ‫شــرکت کنم‪ .‬همیشه دلیلی وجود داشته‪.‬‬ ‫من باید بسیار کار کنم تا فرزندانم بتوانند‬ ‫مدارک دانشــگاهی بگیرند‪ .‬باید این کار و‬ ‫ان کار را بکنم و هیچ وقت نتوانستم در این‬ ‫دوره شرکت کنم‪.‬‬ ‫من در دورۀ تربیت مربی شرکت نکردم‪،‬‬ ‫ولی این امتیاز را داشــتم که تحت اموزش‬ ‫رو در رو با ســوامی جی قرار بگیرم که واقعاً‬ ‫شگفت انگیز بود‪ .‬چهل سال است که با انچه‬ ‫روزگار به من داده است راضی و خوشنودم‪.‬‬ ‫چیزهای بسیار بیشتری از انچه با چشم‬ ‫سر می توان دید وجود دارد‪ .‬اگر مانده اید و‬ ‫خیلی زود جــا نزده اید‪ ،‬تا همین جا بخش‬ ‫بزرگــی از کار را انجــام داده ایــد‪ ،‬و من از‬ ‫شــما می خواهم که در این جایگاه مقدس‬ ‫بمانید تــا بتوانید از بــرکات این جنبش‬ ‫معنوی بهره مند شوید‪ .‬هرگز‪ ،‬هرگز‪ ،‬خواه‬ ‫از پرانایاما‪ ،‬اســانا‪ ،‬یا کارمایوگا‪ ،‬به ســرعت‬ ‫نگذرید‪ .‬به خودتان شــانس عمیق تر شدن‬ ‫را بدهید‪.‬‬ ‫حاال داستان کوتاهی برای شما می گویم‪:‬‬ ‫چندین ســال پیش‪ ،‬در قــرن نوزدهم‬ ‫میالدی‪ ،‬ایاالت متحده افرادی را از سراسر‬ ‫جهان جذب می کرد‪ .‬با این تعهد که به انان‬ ‫کار و شانس داشتن چیزهایی‪ ،‬بدون هیچ‬ ‫چیز اولیه‪ ،‬خواهد داد‪ .‬و این ســرزمینی از‬ ‫شیر و عســل می نمود که خیابان هایش از‬ ‫طال فرش شده اند‪ .‬پسری از یک کشور‪ ،‬شاید‬ ‫ایرلند یا روسیه بود که بسیار تمایل داشت‬ ‫به ایاالت متحده برود و بتواند زندگی اش را‬ ‫بهتر کند و انچه در انجاســت ببیند‪ .‬تنها‬ ‫عدۀ معینی از مردم هر کشــور مجاز بودند‬ ‫تحت یک سیستم سهمیه بندی به امریکا‬ ‫وارد شــوند‪ ،‬پس ابتدا باید در ان سیستم‬ ‫سهمیه بندی قرار می گرفتند‪ .‬بلیط های به‬ ‫مقصد امریکا هم بسیار گران بودند‪.‬‬ ‫پسر برای یک سال پول پس انداز کرد و‬ ‫بسیار بیشــتر از توانش کار کرد‪ .‬هر کاری‬ ‫که می توانست انجام داد‪ .‬دالر به دالر پ ول ها‬ ‫را روی هم قــرار داد و صبورانه به واقعیت‬ ‫پیوستن رویاهایش را انتظار کشید‪ .‬درنهایت‬ ‫او پول کافی برای خرید یک بلیط کشتی را‬ ‫داشت که ده‪ ،‬بیست‪ ،‬سی یا حتی چهل روز‬ ‫زمان می برد تا به امریکا برسد‪.‬‬ ‫بنابراین مسافر داســتان ما چمدانش را‬ ‫برداشــت و امادۀ سوار شدن به کشتی شد‬ ‫تــا زندگی جدیدش در امریکا را در اغوش‬ ‫بگیرد‪ .‬اما چیزها مطابق برنامه پیش نرفتند‪.‬‬ ‫مسافری از او پرســید‪« :‬تو بیمار هستی؟‬ ‫احتماالً دریازده نشــدی؟ چندان خوب به‬ ‫نظر نمی رسی‪ ».‬و او پاسخ داد‪« :‬نه‪ .‬به خاطر‬ ‫بیسکوئیت هاست‪ .‬وقتی که بلیط کشتی را‬ ‫خریدم‪ ،‬بیــرون رفتم‪ ،‬چمدانم را خریدم و‬ ‫تمام ان را با بیســکوئیت پر کردم و از ان‬ ‫موقع تنها چیزی که خوردم ان بیسکوئیت ها‬ ‫بوده است‪».‬‬ ‫دوست همسفرش ناراحت شد و پرسید‪:‬‬ ‫«چرا این کار را می کنی؟» مســافر ما اقرار‬ ‫کرد‪« :‬من تنها پول کافی برای خرید بلیط‬ ‫را داشتم‪ .‬حتی چیزی برای خرید غذا برایم‬ ‫باقی نماند‪».‬‬ ‫همسفرش جواب داد‪« :‬تو دیوانه ای؟ نگاه‬ ‫کن‪ ،‬هر روز ســه بار ان ها بهترین میوه ها‪،‬‬ ‫بهترین سبزیجات و بهترین نان های خانگی‬ ‫را دارند و می توانی بنشــینی و ساعت ها از‬ ‫ان ها بخوری‪ .‬این بزم ســه بار در روز برقرار‬ ‫است‪ .‬اگر نصفه شب گرسنه شدی می توانی‬ ‫در اشپزخانه را بزنی و ان ها هر انچه بخواهی‬ ‫به تو خواهند داد‪ .‬واقعاً چرا فقط بیسکوئیت‬ ‫می خوری؟!»‬ ‫مسافر گفت‪« :‬اگر شامل هزینه می شد‪...‬‬ ‫من ترسیدم که‪»...‬‬ ‫همسفر حرفش را قطع کرد‪« :‬شامل هزینه‬ ‫است ولی بلیط تو شامل این هزینه ها در این‬ ‫سفر طوالنی برای رسیدن به امریکاست و تو‬ ‫با پرداخت هزینۀ بلیط‪ ،‬مبلغ استفاده از این‬ ‫امکانات و وعده های غذایی را هم پرداخته ای‪.‬‬ ‫برو و از برکات این بزم استفاده کن‪».‬‬ ‫دوستان من‪ ،‬انچه که به خاطرش سخت‬ ‫کار کرده اید و انچه که به ان دست یافته اید‬ ‫خود بسیار شگفت انگیز است‪ ،‬ولی چیزهای‬ ‫دیگری هم برای شما دارد‪ .‬درست همان طور‬ ‫که امکاناتی برای تغذیه کردن ان مســافر‬ ‫داستان ما وجود داشت‪ ،‬محیط و معنویتی‬ ‫که در این اشــرام یافته اید‪ ،‬شما را در این‬ ‫سفر حمایت خواهد کرد‪ .‬کارما یوگا‪ ،‬ماندن‬ ‫در فضایی معنوی‪ ،‬شما را در یافته هایتان از‬ ‫مسیر یوگا عمیق تر می کند‪ .‬بروید و از برکات‬ ‫این بزم اســتفاده کنید‪ .‬سینۀ خود را برای‬ ‫بهره مندی از این امکانات فراخ کنید‪.‬‬ ‫دوستان من‪ ،‬کمک هایی انجا برای شما‬ ‫هســت‪ ،‬پس بیسکوئیت نخورید‪ ،‬بروید و از‬ ‫برکات این بزم استفاده کنید‪ .‬سپس ان را به‬ ‫دیگران انتقال دهید‪.‬‬ ‫رحمت خداوند بر همۀ شما باد‪.‬‬ ‫‪1-Swami Niladeviananda‬‬ ‫‪2-Orleans Ashram Sivananda‬‬ ‫*‬ ‫‪Ruby Blue‬‬ ‫سوامی نیالدویاناندا از واشنگتن دی سی امریکا‪ ،‬برای طوالنی مدت‬ ‫شاگرد بسیار عزیز و نزدیک سوامی ویشنو دواناندا بود‪ .‬او در سال ‪2008‬‬ ‫و در ‪ 89‬سالگی بدن دنیوی خود را وانهاد و از دنیا رفت‪ .‬او با وفاداری‬ ‫تام به استادش ویشنو دواناندا و تعهد خارق العاده اش به اموزه های او‪،‬‬ ‫الهام بخش چند نسل از پرتوجویان بود‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪41‬‬ ‫تمرین هایضروریهنگام‬ ‫مسافرتهوایی‬ ‫قرار دهید‪ .‬هم زمان با فشار اوردن روی دست راست‪ ،‬دست چپ را‬ ‫از باالی سرتان عبور دهید و بکشید تا ستون مهره ها کشیده شود‪.‬‬ ‫‪ 15‬تــا ‪ 20‬تنفس عمیق انجام دهید و حرکت را برای طرف چپ‬ ‫تکرار کنید‪.‬‬ ‫سارا ارزین‬ ‫‪1‬‬ ‫منبع‪ :‬مجله یوگا الیف‬ ‫برگردان‪ :‬حامد رنگین کمان‬ ‫پنج حرکت تمرینی برای رسیدن به ارامش‬ ‫پیش از پرواز‬ ‫مسافرت هوایی استرس زاســت و ممکن است سفر تفریحی یا‬ ‫طرح کاری و تجاری تان را تحت تاثیر قرار دهد‪ .‬در اینجا به سه گروه‬ ‫از حرکاتی اشــاره می شود که می توانید در فرودگاه و در حالی که‬ ‫روی صندلی نشسته اید و همچنین پس از سفر انجام دهید‪ .‬انجام‬ ‫این حرکات به شما در رسیدن به ارامش‪ ،‬کاهش خشکی و گرفتگی‬ ‫بدن کمک می کند‪.‬‬ ‫‪1‬‬ ‫سوکهاسانا‪ :‬وضعیت راحت‬ ‫‪2‬‬ ‫اوتیتا پارشواکوناسانا‪ : 3‬مثلث ‪ 90‬درجه‬ ‫‪2‬‬ ‫اگر پیش از پرواز احســاس اضطراب دارید ممکن است به علت‬ ‫عدم حضورتان در لحظۀ حال باشد‪ :‬نگران اینده هستید که ممکن‬ ‫است چه اتفاقی بیفتد‪ .‬انجام این تمرین ساده در وضعیت نشسته به‬ ‫شما برای حضور در لحظۀ حال و رسیدن به ارامش کمک می کند‪.‬‬ ‫روی صندلی چهارزانو بنشــینید‪ ،‬کف دســت ها را روی پا قرار‬ ‫دهید تا سنگینی دســت ها نوعی احساس ارامش و سکون ایجاد‬ ‫کند‪ .‬ســینه تان را صاف نگه دارید و نفس عمیق بکشــید‪ ،‬سپس‬ ‫چشمان تان را ببندید و توجه تان را به زمینی که روی ان نشسته اید‬ ‫متمرکز کنید‪ .‬ده مرتبه به ارامی بگویید «من در امنیت هستم»‪.‬‬ ‫سپس جای پاها را عوض کنید و تمرین را تکرار کنید‪.‬‬ ‫این وضعیت تمرینی ایســتاده می تواند موجــب تقویت پاها و‬ ‫ازادشدن نیروی درونی شــود‪ .‬حرکت بازو در این تمرین موجب‬ ‫نوعی احساس تحت حمایت قرار گرفتن می شود‪ .‬پاها را از هم باز‬ ‫کنید و پنجۀ پای راست را به طرف بیرون قرار دهید‪ .‬هنگام انجام‬ ‫دم‪ ،‬دست ها را به هر طرف کشیده و باز کنید‪ .‬با انجام بازدم زانوی‬ ‫راســت را تا ‪ 90‬درجه خم کنید‪ .‬با انجام دم‪ ،‬دست راست را پایین‬ ‫بیاورید و باالتنه و لگن را روی پای راســت متمایل کنید‪ .‬دســت‬ ‫راست را جلوی پای راســت و نزدیک ناحیۀ داخلی پا روی زمین‬ ‫‪42‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪3‬‬ ‫وریکشاسانا‪ :4‬وضعیت درخت‬ ‫انجام این وضعیت تمرینی راه بســیار مناســبی برای اگاهی از‬ ‫چگونگی پاســخ دادن دستگاه عصبی به هیجانات شدید و ناگهانی‬ ‫اســت‪ .‬توجه داشته باشــید که هدف از انجام این تمرین احساس‬ ‫نکردن ترس‪ ،‬خشم‪ ،‬شــادی یا ناراحتی و ‪ ...‬نیست‪ ،‬بلکه اگاهی از‬ ‫احساسات و هیجانات و چگونگی دستیابی سریع به ارامش است‪.‬‬ ‫برای انجام این تمرین‪ ،‬ابتدا بایســتید طوری که پاها کنار هم و‬ ‫کام ً‬ ‫ال روی زمین باشد‪ .‬پای راست تان را از زمین بلند کنید و زانوی‬ ‫ان را خم کنید؛ سپس کف پای راست را باالتر از زانو و روی ران قرار‬ ‫دهید‪ .‬نقطۀ مناسبی را برای تمرکز نگاه و وضعیت مناسبی را برای‬ ‫نگه داشتن دست ها پیدا کنید‪ .‬بگذارید کمی تکان بخورید تا اینکه بر‬ ‫دستیابی و حفظ تعادل کامل متمرکز شوید‪ 15 .‬تا ‪ 20‬تنفس عمیق‬ ‫انجام دهید و حرکت را برای طرف چپ تکرار کنید‪.‬‬ ‫‪4‬‬ ‫انجانی اسانا‪ : 5‬وضعیت میمون‬ ‫ماهیچۀ پسواس یکی از ماهیچه هایی است که به دلیل فعالیت‬ ‫و اســترس بیش از حد گرفته و دچار ناراحتی می شــود‪ .‬حرکت‬ ‫انجانی اسانا شــیوۀ مفیدی برای برای برطرف کردن فشار وارد بر‬ ‫این ماهیچه است‪ .‬به دلیل نزدیکی ماهیچۀ پسواس به دیافراگم‪،‬‬ ‫برطرف کردن ناراحتی و فشار وارد بر پسواس موجب بهبود تنفس‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫هم زمان با خم کردن زانوی راســت‪ ،‬پــای چپ را عقب ببرید؛‬ ‫زانــو و روی پــا را روی زمین بگذارید‪ .‬عمــل دم را انجام دهید و‬ ‫باالتنه تان را کشیده و راست کنید‪ .‬وضعیت لگن را حفظ کنید تا‬ ‫کشش ستون مهره ها تداوم داشته باشد‪ .‬این کار به امکان حرکت‬ ‫جداگانۀ ماهیچه های خم کنندۀ ران از جمله پسواس کمک می کند‪.‬‬ ‫دستان تان را باالی سرتان ببرید تا موجب کشیدگی بیشتر ناحیۀ‬ ‫جلویی بدن شوید‪ .‬به مدت ‪ 10‬تا ‪ 15‬تنفس عمیق در این وضعیت‬ ‫بمانید و سپس حرکت را برای طرف دیگر تکرار کنید‪.‬‬ ‫‪5‬‬ ‫تاداسانا‪ :‬وضعیت کوه‬ ‫باشــند‪ .‬با انجام دم‪ ،‬ستون مهره ها را کمی به عقب خم کنید و با‬ ‫دستان به ارامی کمی گردن را بکشید‪ .‬با بازدم‪ ،‬ستون مهره ها را به‬ ‫جلو خم کنید و ارنج ها را روی زانوها قرار دهید‪ .‬به تعداد الزم این‬ ‫حرکت را هنگام پرواز انجام دهید‪.‬‬ ‫‪ -2‬اردها ماتسیندراسانا‪ :‬وضعیت نیمه ماهی‬ ‫‪8‬‬ ‫نشســتن طوالنی مدت و بدون حرکت موجب فشــار بر ستون‬ ‫مهره ها می شود‪ .‬حرکت های چرخشی برای رفع این مشکل بسیار‬ ‫مناسب هســتند و موجب افزایش گردش خون و نوعی احساس‬ ‫راحتی و فراخی می شوند‪ .‬برای انجام این تمرین‪ ،‬پاها را در حالی که‬ ‫کام ً‬ ‫ال روی زمین هستند به اندازۀ پهنای لگن باز کنید‪ .‬دست راست‬ ‫را روی دستۀ صندلی یا ران و کف دست چپ را روی ناحیۀ بیرونی‬ ‫ران پای راست قرار دهید‪ .‬با انجام دم‪ ،‬ستون مهره ها را بکشید و با‬ ‫انجام بازدم‪ ،‬با دست چپ بر ناحیۀ بیرونی ران پای راست فشار وارد‬ ‫کنید و بچرخید‪ .‬بــه اندازۀ ‪ 10‬تا ‪ 15‬تنفس در این وضعیت باقی‬ ‫بمانید‪ .‬در پایان بازدم نهایی به وضعیت اولیه بازگردید و تمرین را‬ ‫برای طرف دیگر تکرار کنید‪.‬‬ ‫‪ -3‬گاروداسانا‪ :‬وضعیت عقاب‬ ‫‪9‬‬ ‫‪6‬‬ ‫این وضعیت تمرینی راه مناسبی برای حفظ تمرکز هنگام انتظار‬ ‫برای پرواز است‪ .‬وضعیت تمرینی کوه ارتباط شما را با زمین زیر پا‬ ‫و اسمان باالی سر برقرار می کند و به این ترتیب موجب احساس‬ ‫ارامش در شما می شود حتی زمانی که قرار است پرواز کنید‪.‬‬ ‫برای انجام این تمرین‪ ،‬پاها را به اندازۀ عرض شانه بازکنید‪ .‬تصور‬ ‫کنید کف پاهای شــما دریچه ای برای مکش وجود دارد که انرژی‬ ‫را از زمین به درون بدن می کشد‪ .‬در این وضعیت به تنفس تان به‬ ‫مدت یک دقیقه یا بیشتر توجه داشته باشید‪.‬‬ ‫این حرکت برای کشش ناحیۀ بیرونی ران و باسن و نواحی باالیی‬ ‫کمر مفید است که مستعد خشکی و گرفتگی هنگام سفر هوایی‬ ‫هستند‪ .‬برای انجام این تمرین‪ ،‬پای راست را روی پای چپ بگذارید‪.‬‬ ‫دســتان تان را نیز مانند شکل‪ ،‬روبه روی صورت و در راستای شانه‬ ‫درهم گــره کنید؛ به طوری که ارنج چپ روی ارنج راســت قرار‬ ‫بگیرد‪ .‬یا پشت دست ها را به هم بفشارید یا یک دور دیگر دستان تان‬ ‫را بپیچید تا کف دست ها روی هم قرار بگیرند‪ .‬طی انجام حرکت‪،‬‬ ‫ارنج ها را باال نگه دارید‪ .‬هم زمان با ازادکردن شــانه ها‪ ،‬قفسۀسینه‬ ‫را به باال بکشــید تا ناحیۀ پشت بدن ازاد شود‪ .‬به اندازۀ ‪ 15‬تا ‪20‬‬ ‫تنفس در این وضعیت بمانید و ســپس اسانا را برای جهت دیگر‬ ‫تکرار کنید‪.‬‬ ‫‪ -4‬چرخش گردن و کشش جانبی‬ ‫‪10‬‬ ‫‪ 5‬وضعیــت بــرای تمرین هنــگام نشســتن روی‬ ‫صندلی هواپیما‬ ‫انجــام این تمرینات هنگام نشســتن روی صندلی هواپیما نیز‬ ‫ممکن است‪ ،‬حتی اگر صندلی وسط باشد‪.‬‬ ‫‪ -1‬مارجری اسانا و بیتیل اسانا‪ :‬وضعیت گربه و گاو‬ ‫‪7‬‬ ‫فقط نشســتن در هواپیما موجب خشکی و گرفتگی ماهیچه ها‬ ‫نمی شود‪ .‬حمل و بلندکردن کیف و چمدان نیز ممکن است موجب‬ ‫ناراحتی شــوند‪ .‬حتی اگر از چمدان های چرخدار و مناســب نیز‬ ‫استفاده کنید باز هم ممکن است موجب گرفتگی در ناحیۀ باالی‬ ‫پشت و گردن شوند‪.‬‬ ‫برای انجام حرکت چرخش گردن و کشش جانبی‪ ،‬به ارامی کمی‬ ‫به ســمت جلو متمایل شوید‪ .‬بگذارید شانه های شما حالت افتاده‬ ‫پیدا کنند و ســپس گردن را در یک جهت ‪ 10‬مرتبه بچرخانید‪.‬‬ ‫سپس دست راست را مانند شکل روی گوش چپ قرار دهید و سر‬ ‫را به ســمت شانۀ راست بکشید تا گرفتگی نقطۀ مقابل در گردن‬ ‫برطرف شود‪ .‬به اندازۀ انجام ‪ 10‬تا ‪ 15‬تنفس در این وضعیت بمانید‬ ‫و سپس اسانا را برای طرف دیگر تکرار کنید‪.‬‬ ‫توجه‪ :‬دقت کنید که نبایــد هیچ حرکت ناگهانی ای طی انجام‬ ‫این تمرین انجام دهید‪ .‬اگر می خواهید از شــیوه های دیگری برای‬ ‫برطرف کردن گرفتگی استفاده کنید‪ ،‬ابتدا کام ً‬ ‫ال در وضعیت صاف‬ ‫قرار بگیرید و سر را پیش از کشیدن و نزدیک کردن به شانه ها به‬ ‫حالت اولیه برگردانید‪.‬‬ ‫بهترین شیوه برای تمرین حتی در کمترین جای ممکن کمک‬ ‫گرفتن از تنفس است‪ .‬افزودن حرکت به تنفس به طور خاص برای‬ ‫ارامش دستگاه عصبی مفید است‪ .‬انجام این نوع از وضعیت تمرینی‬ ‫گربه در حالت نشسته موجب کشــش و بازشدن ستون مهره ها و‬ ‫شانه ها‪ ،‬بهبود تنفس و درنهایت کاهش استرس می شود‪ .‬برای انجام‬ ‫‪11‬‬ ‫‪ -5‬اردها پادماسانا‪ :‬نیلوفرابی نیمه‬ ‫ی خود را خم کنید‪ ،‬دست ها را کنار سرتان و نزدیک‬ ‫تمرین‪ ،‬ارنج ها ‬ ‫گوش ها نگه دارید و انگشــتان دست را پشت سر درهم گره کنید‪ .‬هیچ چیزی مثل نشستن طوالنی موجب گرفتگی پا و ناحیۀ ران و‬ ‫پاها باید کام ً‬ ‫ال روی زمین و به اندازۀ پهنای لگن از هم فاصله داشته باسن نمی شود‪ .‬این نوع متفاوت از وضعیت نیلوفر ابی برای برطرف‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪43‬‬ ‫کردن گرفتگی های ناحیۀ بیرونی ران و ماهیچه های سرینی‪ ،‬که بر اثر‬ ‫طوالنی نشستن ضعیف می شوند‪ ،‬مناسب است‪.‬‬ ‫برای انجام اردها پادماســانا‪ ،‬ابتدا پاها را به اندازۀ پهنای لگن از هم‬ ‫باز کنید‪ .‬زانوی راســت را باال اورید و ران ها را از هم بازکنید‪ .‬مچ پای‬ ‫راست را روی باالترین نقطۀ ممکن روی ران پای چپ قرار دهید‪ .‬ناحیۀ‬ ‫پنجۀ پای راست باید کام ً‬ ‫ال روی ران پای چپ به سمت زانو قرار بگیرد‪.‬‬ ‫می توانید حالت کشــیده و صاف باالتنه را حفظ کنید تا قفسۀ سینه‬ ‫کشــیده و فراخ بماند یا با کمی متمایل شدن به جلو موجب کشش‬ ‫بیشتر شوید‪ .‬به اندازۀ انجام ‪ 30‬تنفس در این وضعیت بمانید و سپس‬ ‫حرکت را برای پای چپ تکرار کنید‪.‬‬ ‫‪ 5‬وضعیت برای رسیدن به ارامش پس از سفر هوایی‬ ‫‪ -1‬اردوا هاستاسانا‪ :‬سالم به سمت باال‬ ‫‪12‬‬ ‫اولین کاری که پس از خاموش شــدن هشدار «الزام بستن کمربند‬ ‫ایمنی» می خواهید انجام دهید چیست؟ ایســتادن! ایستادن پس از‬ ‫اتمام ســفر لذت بخش ترین شروع برای مجموعۀ حرکات تمرینی این‬ ‫بخش است‪.‬‬ ‫برای انجام این حرکت‪ ،‬ابتدا باید در وضعیت کوه قرار بگیرید و پاها را‬ ‫به اندازۀ پهنای لگن از هم بازکنید‪ .‬بر چهار نقطۀ تماس پا با زمین فشار‬ ‫اورید و چند لحظه ای در این وضعیت بمانید‪ .‬دســتان تان را باالی سر‬ ‫ببرید و انگشتان تان را‪ ،‬به جز انگشتان اشاره‪ ،‬درهم گره کنید‪ .‬با انجام‬ ‫دم‪ ،‬همۀ بدن را به طرف باال بکشید‪ .‬با بازدم‪ ،‬کمی به عقب خم شوید‪.‬‬ ‫با متمایل شدن دنبالچه به سمت زمین‪ ،‬به ارامی بر نواحی درونی ران‬ ‫فشــار بیاورید تا در ستون مهره ها کشش ایجاد شود‪ .‬با کشیدن ناحیۀ‬ ‫پایین شکم به داخل از کمر حمایت کنید‪ .‬اگر احساس بدی در قسمت‬ ‫گردن نداشــتید کمی سر را حرکت دهید و به باال نگاه کنید‪ .‬به اندازۀ‬ ‫انجام چند تنفس عمیق در این وضعیت بمانید‪.‬‬ ‫‪ -2‬کشش به اطراف در حالت ایستاده‬ ‫‪13‬‬ ‫در یوگا تاکید و تمرکز زیادی بر نواحی جلویی و پشــتی بدن وجود‬ ‫دارد چــون اغلب حرکات زندگی روزمره نیز از طریق این نواحی انجام‬ ‫می شوند‪ .‬ولی نواحی کناری بدن برای انجام تنفس عمیق و دست یابی‬ ‫به ارامش بسیار ضروری هستند‪ .‬با قرار گرفتن در وضعیت کوه شروع و‬ ‫پاها را به اندازۀ پهنای لگن از هم باز کنید‪ .‬با انجام دم‪ ،‬دست ها را باالی‬ ‫سر ببرید و سپس با دست راست ساعد دست چپ تان را بگیرید‪ .‬با انجام‬ ‫بازدم‪ ،‬قفســۀ سینه و دنده ها را رها کنید تا ستون مهره ها در وضعیت‬ ‫خنثی قرار بگیرد و امکان حرکت مجزا در نواحی جانبی بدن ایجاد شود‪.‬‬ ‫هم زمان با انجام دم‪ ،‬مچ دست چپ را بکشید‪ ،‬بازدم را انجام دهید و به‬ ‫طرف راســت خم شوید‪ .‬نگاه تان متمرکز به نقطه ای در روبه رو باشد و‬ ‫سعی کنید گوش راست را به شانۀ راست نزدیک کنید‪ 10 .‬تا ‪ 15‬تنفس‬ ‫عمیق انجام دهید و تصور کنید که با هر دم‪ ،‬دنده ها و قفســۀ ســینه‬ ‫مانند اکاردئون باز می شود‪ .‬بازدم کنید و هر دو دست را به باالی سر و‬ ‫وضعیت اغازین برگردانید‪ .‬حرکت را برای طرف دیگر نیز تکرار کنید‪.‬‬ ‫‪ -3‬ناتاراج اسانا‪ : 14‬رقص شیوا‬ ‫وقتی بدن برای مدت طوالنی در یک وضعیت ثابت قرار گرفته باشد‪،‬‬ ‫بهتر اســت حرکتی مخالف و مختلف با ان وضعیت انجام دهیم‪ .‬چون‬ ‫نشستن نوعی خم شدن به جلو تلقی می شود‪ ،‬انجام تمرینی به شکل‬ ‫ایستاده و متمایل شــدن به عقب حرکت بسیار مناسبی پس از انجام‬ ‫پروازی طوالنی است‪.‬‬ ‫برای انجام ناتاراج اسانا ابتدا در وضعیت کوه قرار بگیرید‪ .‬پای چپ را‬ ‫بلند کنید‪ ،‬زانو را خم کنید و با دست چپ روی پای چپ را بگیرید و‬ ‫‪44‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫پاشنۀ پا را روی باسن قرار دهید‪ .‬می توانید با تکیه دادن دست راست‬ ‫روی دیواره به حفظ تعادل بدن کمک کنید‪ .‬ســعی کنید هم ترازی‬ ‫مفاصل ران را حفظ کنید‪ .‬هم زمان با انجام دم‪ ،‬دنده های جلویی را به‬ ‫داخل بکشید‪ .‬نگاه تان را متمرکز نقطه ای مشخص در روبه رو بکنید‪.‬‬ ‫بهتر است نقطۀ مورد نظر ثابت باشد و تحرک نداشته باشد‪ .‬به اندازۀ‬ ‫انجام ‪ 10‬تا ‪ 15‬تنفس در این وضعیت بمانید و سپس حرکت را برای‬ ‫طرف دیگر نیز تکرار کنید‪.‬‬ ‫‪-4‬پارشوااوتان اسانا‪ : 15‬خم به جلوی جانبی‬ ‫پشــت ساق پا یکی از قســمت های بدن است که اغلب بر اثر زیاد‬ ‫نشستن دچار گرفتگی می شود‪ .‬این تمرین موجب برطرف شدن فشار‬ ‫و گرفتگی این قسمت از بدن می شود‪ .‬برای انجام این تمرین‪ ،‬به لبۀ‬ ‫دیــوار یا جایی مانند ان در داخل یا خارج از فرودگاه نیاز دارید‪ .‬پای‬ ‫راست تان را روی لبه قرار دهید‪ .‬پنجۀ پا کام ً‬ ‫ال کشیده باشد‪ .‬پای پشتی‬ ‫باید تا جای ممکن متمایل به جلو باشد‪ .‬دستان تان را روی کمر قرار‬ ‫دهید‪ .‬با انجام بازدم‪ ،‬کمی به جلو خم شوید‪ .‬می توانید دستان تان را‬ ‫روی کمر یا به حالت نیایش جلوی قفسۀ سینه نگه دارید‪ .‬با برگشتن‬ ‫به عقب و تکیه بر پاشــنۀ پای چپ‪ ،‬کشــش وارد بر پشت ساق پا را‬ ‫برطرف کنید‪ .‬با تکیه و فشار بر پای چپ در پشت بدن حرکت را انجام‬ ‫دهید‪ .‬با اســتفاده از دم های پشت سرهم سعی کنید به برطرف شدن‬ ‫گرفتگی و فشار ماهیچه های همسترینگ پای جلویی کمک کنید‪ .‬با‬ ‫خیره شدن به پایین حالت کشیدۀ گردن را حفظ کنید‪ .‬به اندازۀ ‪10‬‬ ‫تا ‪ 15‬تنفس در این وضعیت بمانید و ســپس حرکت را برای طرف‬ ‫دیگر تکرار کنید‪.‬‬ ‫‪ -5‬اوتان اسانا‪ :‬خم شدن به جلو در حالت ایستاده‬ ‫‪16‬‬ ‫بی تردید می دانید که رســیدن به خانه و استراحت کردن پس از‬ ‫یک سفر طوالنی چه حس خوب و لذت بخشی دارد‪ .‬انجام این تمرین‬ ‫پس از ســفری هوایی موجب همان حس و لذت می شود‪ .‬برای انجام‬ ‫این حرکت‪ ،‬ابتدا بایســتید‪ ،‬پاها را به انــدازۀ پهنای لگن از هم باز و‬ ‫دستان تان را در پشت به هم گره کنید‪ .‬اگر انجام این قسمت از حرکت‬ ‫برای شما دشوار است‪ ،‬می توانید از یک حوله یا شال استفاده کنید تا‬ ‫دســتان تان را پشت سر نگه دارید‪ .‬با انجام دم‪ ،‬قفسۀ سینه را به باال‬ ‫متمایل کنید‪ .‬با انجام بازدم‪ ،‬به جلو خم شوید‪ .‬هر چهار نقطۀ تماس‬ ‫پا با زمین کام ً‬ ‫ال روی زمین ثابت باشند‪ .‬با متمایل کردن قسمت باالی‬ ‫زانو به باال وضعیت پاها را ثابت کنید‪ .‬اگر موقع انجام حرکت نتوانستید‬ ‫ستون مهره ها را صاف نگه دارید کمی زانوها را خم کنید و به جای گره‬ ‫کردن دســتان‪ ،‬بازوها را بگیرید‪ .‬این کار موجب کشش قفسۀ سینه‬ ‫می شــود‪ .‬حالت کشــیدۀ گردن را حفظ کنید و به اندازۀ ‪ 10‬تا ‪20‬‬ ‫تنفس در این وضعیت بمانید‪ .‬با انجام دم‪ ،‬به ارامی بلند شوید‪ .‬وقتی‬ ‫بدن تان کام ً‬ ‫ال صاف شد‪ ،‬بازوها را شل کنید و کنار بدن نگه دارید‪ .‬چند‬ ‫لحظه ای صبر کنید و تمرین را به پایان ببرید‪.‬‬ ‫‪1-SARAH EZRIN‬‬ ‫)‪2-SUKHASANA (Easy Pose‬‬ ‫)‪3-UTTHITA PARSVAKONASANA(Extended Side Angle, variation‬‬ ‫)‪4-VRKSASANA(Tree Pose‬‬ ‫)‪5-ANJANEYASANA(Low Lunge‬‬ ‫)‪6-TADASANA(Mountain Pose‬‬ ‫)‪7-MARJARYASANA & BITILASANA  (Cat & Cow Poses, variation‬‬ ‫)‪8-ARDHA MATSYENDRASANA (Half Lord of the Fishes Pose, variation‬‬ ‫)‪9-ASANA (Eagle Pose, variation‬‬ ‫‪10-NECK ROLLS& LATERAL STRETCH‬‬ ‫)‪11-ARDHA PADMASANA(Half Lotus Pose, variation‬‬ ‫)‪12-URDHVA HASTASANA (Upward Salute, variation‬‬ ‫‪13-STANDING SIDE BEND‬‬ ‫)‪14-NATARAJASANA (Lord of the Dance Pose‬‬ ‫)‪15-PARSVOTTANASANA(Pyramid Pose, variation‬‬ ‫)‪16-UTTANASANA(Standing Forward Bend, variation‬‬ ‫جوانان توانمند‬ ‫نویسنده‪ :‬بریتانی ریشر‬ ‫‪1‬‬ ‫منبع‪ :‬یوگا ژورنال‬ ‫برگردان‪ :‬پدرام نظری‬ ‫موسســۀ غیرانتفاعی خدمات و توسعۀ‬ ‫جوانان کانشــس نیوجرسی به کودکان و‬ ‫بزرگســاالن منطقۀ ازبوری پارک اموزش‬ ‫می دهد کــه چگونــه خردمندانه زندگی‬ ‫کننــد و تغییراتی مثبت در زندگی شــان‬ ‫ایجاد کنند‪.‬‬ ‫در دسامبر ســال ‪ ،2014‬دو معلم یوگا‬ ‫به نام های میکال میلز و رادنی ســالومون‬ ‫اقــدام به برگزاری ماهانۀ جلســات بحث‬ ‫ازاد در کافه کــوال واقع در بخش مرکزی‬ ‫ازبوری پارک نیوجرسی کردند‪ .‬سالومون‬ ‫یک متخصص توسعه و ارتقا جوانان بود و‬ ‫میلز در ان زمان در یک بانک غذایی محلی‬ ‫کار می کرد‪ .‬ان ها قصد داشتند که تمامی‬ ‫نسل های جوامع درون شهری شان را گرد‬ ‫هم بیاورند‪ .‬در اولین گردهمایی‪ 15 ،‬نفر در‬ ‫برابر ‪ 70‬هم محلی به اجرای شعر‪ ،‬موسیقی‬ ‫و نمونه هــای گوناگونــی از خالقیت های‬ ‫گفتاری پرداختند‪ .‬میلز می گوید پرورش‬ ‫قابلیت هــای درونــی اغاز شد‪.‬جلســات‬ ‫بحث ازاد بســتری مناسب برای صراحت‪،‬‬ ‫شفابخشــی و ارتباط تمامی سنین از ‪ 6‬تا‬ ‫‪ 70‬سال است‪.‬‬ ‫دلگرمی ناشی از موفقیت های جلسات‬ ‫بحث ازاد باعث شــد که میلز و سالومون‬ ‫موسســۀ غیرانتفاعی خدمات و توســعۀ‬ ‫جوانان کانشــس (‪ )KYDS‬را پایه گذاری‬ ‫کنند تا از این طریق به جوانان بیشــتری‬ ‫دسترسی داشته باشــند‪ .‬در تابستان ان‬ ‫ســال یک دورۀ رایگان هشــت هفته ای‬ ‫برای جوانان به نام برنامۀ تابســتان ســفر‬ ‫بــرای دانش اموزان ابتدایــی و راهنمایی‬ ‫برگــزار کردنــد‪ .‬این دوره شــامل یوگا و‬ ‫تمرین های ذهنی‪ ،‬صحبت در مورد تغذیۀ‬ ‫سالم و کارگاه های هنری بود‪ .‬هدف از این‬ ‫دوره‪ :‬کمــک به بچه ها برای مدیریت بهتر‬ ‫احساســات و ایجاد بســتر ذهنی محکم‬ ‫برای تبدیل شــدن به رهبرانی معقول در‬ ‫اینده بود‪ .‬سپس در سال ‪ ،2016‬سالومون‬ ‫و میلز‪ ،‬یوگا و صوت های شــفابخش را به‬ ‫فعالیت های کافه اضافه کردند‪.‬‬ ‫ســال بعد موسســۀ ‪ KYDS‬قراردادی‬ ‫را برای فعالیت در مدرســۀ شــبانه روزی‬ ‫ازبوری پارک منعقد کرد‪ .‬اکنون موسسۀ‬ ‫‪ KYDS‬ســه حلقه تمرین را که برای هر‬ ‫سه مقطع ابتدایی‪ ،‬راهنمایی و دبیرستان‬ ‫مناسب است پیشــنهاد می دهد‪.‬معلم ها‬ ‫در کالس های اموزشــی کانشس شرکت‬ ‫می کنند تا تمرین های ذهنی خودشان را‬ ‫ارتقا دهند و یــاد بگیرند که تکنیک ها را‬ ‫چطور به دانش اموزان منتقل کنند‪ .‬حلقۀ‬ ‫دوم ایجاد اتاق های لحظۀ اندیشه است که‬ ‫در ان بچه هــا می توانند در زمان اضطراب‬ ‫و خشم با عوامل موسسۀ ‪ KYDS‬مالقات‬ ‫کنند‪ .‬اتاق به گونه ای طراحی شده است‬ ‫که دانش امــوزان بتوانند به کمک عوامل‬ ‫ارام بخش (نوشتارهای مثبت و چراغ های‬ ‫ســنگ نمک هیماالیــا)‪ ،‬صداهایی مثل‬ ‫صدای اب و ساحل دریا و عطرهایی مانند‬ ‫اســطوخودوس تنش درونی شــان را کم‬ ‫کنند‪ .‬و در اخر ‪ KYDS‬برای دانش اموزانی‬ ‫که با چالش هایــی در داخل و یا بیرون از‬ ‫مدرســه روبه رو هســتند و یا ان هایی که‬ ‫سابقۀ بزهکاری دارند‪ ،‬ازمایشگاه یادگیری‬ ‫جایگزینیپیشنهادمی دهد‪.‬ازمایشگاهدوبار‬ ‫در هفته با کودکان کار می کند تا به ان ها‬ ‫در باال بردن درک مسئولیت های فردی و‬ ‫اجتماعی کمک کند‪ .‬دانش اموزان به کمک‬ ‫راهنمــا اتفاق های روزانه را ثبت می کنند‪،‬‬ ‫نقاشی می کشــند و یا شعر می نویسند و‬ ‫در کارهای گروهی مثل ساختن پل هایی‬ ‫با سازه های ماکارانی شرکت می کنند‪ .‬میلز‬ ‫شــرح می دهد این گونه فعالیت ها کمک‬ ‫می کند کــه بچه ها از باور «من‪ ،‬من‪ ،‬من»‬ ‫به باور «ما» تغییر حالت دهند‪.‬‬ ‫باالتــر از این فعالیت های مدرســه ای‪،‬‬ ‫موسســه همچنان ماهی یــک بار مراقبۀ‬ ‫رایگان و شــب بحــث ازاد و ماهی دو بار‬ ‫یوگای رایگان برگــزار می کند‪ .‬میلز بیان‬ ‫می کند که گرچه تمرکز فعالیت ها بر روی‬ ‫بچه هاست‪ ،‬اما درک می کنیم که نمی توان‬ ‫تنها به جوان هــا پرداخت چرا که ان ها به‬ ‫خانه نــزد والدین خود بــاز می گردند‪ .‬او‬ ‫اضافه می کند مــا باور داریــم زمانی که‬ ‫بزرگساالن نیز همان تکنیک ها و ابزار را فرا‬ ‫می گیرند تاثیر بیشتری در ایجاد تغییرات‬ ‫خواهد داشت‪.‬‬ ‫‪1-Brittany Risher‬‬ ‫تصاویری از روز جهانی یوگا در شهرستان ها‬ ‫کمیته یوگا اراک‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪45‬‬ ‫اینستاگرامیوگا‬ ‫(پیرامون اسیب شناسی یوگا )‬ ‫امین مطیعی‬ ‫به احتمال زیاد‪ ،‬بیشــتر ما دربارۀ این‬ ‫موضــوع اتفاق نظر داریم که بشــر امروز‬ ‫بیشتر از انکه به محتوا و روح پدیده ها‬ ‫توجه کند‪ ،‬متمایــل به جمع کردن‬ ‫اشــیاء یا دنبال کــردن امور زندگی‬ ‫به شکلی ســت که ظواهر چشم نواز‪،‬‬ ‫غبطه برانگیز و مهیج داشــته باشد‪.‬‬ ‫ی ما به گونه ای شــده‬ ‫ســبک زندگ ‬ ‫اســت که ارتباط معنایی چندانی با‬ ‫حقیقت زندگی ما ندارد و این یعنی‪:‬‬ ‫زندگی کردن فراتــر از حد نیازهای‬ ‫واقعــی و انگیزه های اصیــل درونی‪.‬‬ ‫درواقع غالب کارهایــی که ما انجام‬ ‫می دهیم یــا چیزهایی که می خریم‪،‬‬ ‫بیشــتر از انکه جنبۀ استفادۀ واقعی‬ ‫برای مان داشته باشد‪ ،‬یک جور میل‬ ‫پنهان "نمایش" در ان نهفته اســت‪.‬‬ ‫درست اســت که این پدیده یکی از‬ ‫بارزترین وجوه زندگی مصرف گرایانه‬ ‫است که ما امروز در دوران ان به سر‬ ‫می بریم‪ ،‬اما بدون شــک پدیده ای به‬ ‫اسم "اینســتاگرام" تاثیر ویژه ای در‬ ‫ایجاد این سبک زندگی داشته است‪.‬‬ ‫نمایشگاه بزرگی از اشیاء و سبک های‬ ‫ی و رفتارها که از نوع سفر کردن‬ ‫زندگ ‬ ‫و اشپزی و لباس پوشــیدن تا امور‬ ‫معنوی و احساســی و ارتباطی مان‬ ‫را تحت تاثیر قــرار می دهد‪ .‬طبیعتاً‬ ‫اینستاگرام به عنوان یک پلتفرم عکس‬ ‫محور بیشتر از همه با شکل و ظاهر‬ ‫هر چیز ســر کار دارد و غالب مواقع‪،‬‬ ‫محتوای موضوع و حتی محتوای فرد‬ ‫را قربانی این نمایش می کند‪ .‬در این بازی‬ ‫هر پدیده ای تبدیل به سوژۀ عکس می شود‪.‬‬ ‫روابط‪ ،‬کار‪ ،‬احساسات‪ ،‬تولد‪ ،‬مرگ و غیره‪.‬‬ ‫جریانی که باعث می شود ما از باطن و قلب‬ ‫موضوعات به مرور جدا شده و در سطح و‬ ‫ظاهر ان ها ساکن شویم‪ .‬چیزی که شاید‬ ‫به زبان طنز بشــود گفت‪ :‬ما‪ ،‬انسان های‬ ‫این دوران پوســت زندگی را می خوریم و‬ ‫شــکالتش را دور می اندازیم‪ .‬ابزار و ادوات‬ ‫‪46‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫و رنگ و لعاب سفر مهم تر از سفر می شود‪.‬‬ ‫لباس های ورزشــی‪ ،‬مهم تر از خود ورزش‪.‬‬ ‫غذاهــا و دکور رســتوران‪ ،‬مهم تر از حس‬ ‫و حال و گپ و گفت دوســتانۀ همراهان‬ ‫و غیره‪.‬‬ ‫اما مشکل اساسی از جایی شروع می شود‬ ‫کــه تجربه هایی که قرار اســت جوهره و‬ ‫درون ما را متحول کنند نیز دستخوش این‬ ‫بازی می شوند‪ .‬موضوعاتی چون معنویت‪،‬‬ ‫خودشناسی‪ ،‬رابطه‪ ،‬اموزش و به خصوص‬ ‫یوگا‪ ،‬کــه مورد بحث مــا در این فرصت‬ ‫کوتاه اســت‪ ،‬به مرور زمان اثربخشی شان‬ ‫را برای ایجاد تحول و فــراوری در روح و‬ ‫جوهر وجودی ادمی از دســت می دهند و‬ ‫به سوژه هایی برای گرفتن عکس های توجه‬ ‫برانگیــز و تبلیغات بــرای تولید پول بدل‬ ‫می شوند‪ .‬این درست است که شبکه های‬ ‫اجتماعی یــک فرصت تاریخی برای عامۀ‬ ‫مردمی ایجاد کرده است که هیچ گاه رسانه‬ ‫و مجالی برای نمایش و ابراز خود نداشته اند‬ ‫و بدون شک در اینده می تواند در خلق‬ ‫ِ‬ ‫جهانی ناب و‬ ‫مشــترک‬ ‫اگاهی‬ ‫یــک‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫یکپارچــه کردن انرژی هــای متفرق‬ ‫در جوامع موثر باشــد‪ ،‬ولی این ابزار‬ ‫بایــد دوران ازمــون و خطای خود را‬ ‫طی کنــد و در ایــن دوران می تواند‬ ‫اسیب های معنایی جدی ای به مفاهیم‬ ‫مهم و کاربردی بشر بزند‪ .‬مث ً‬ ‫ال یکی از‬ ‫دوران‬ ‫نتایج نه چندان خوشــایند این‬ ‫ِ‬ ‫ازمون و خطا‪ ،‬خلق سبک جدیدی در‬ ‫یوگای معاصر اســت که در اینجا ان‬ ‫را سبک «اینستاگرام یوگا» می نامم‪.‬‬ ‫سبکی که در ان حرکات محیرالعقول‬ ‫و لباس هــا و ارایش هــای خــاص و‬ ‫خالکوبی های عجیب و غریب‪ ،‬بیشتر از‬ ‫اصول زیربنایی یوگا‪ ،‬چون یاما و نیاما‬ ‫و صلح و وحدت با خویشتن و جهان‪،‬‬ ‫اهمیت دارد و هدف ان نه سامادهی و‬ ‫رسیدن به یگانگی با خود و هستی و‬ ‫خداوند‪ ،‬بلکه ایستادن روی دست ها و‬ ‫انجام حرکات پیچیده و خاص با بدن‬ ‫اســت که پیش از این عالقه مندان به‬ ‫دیدن ان ها نه به کالس های یوگا که‬ ‫به جاهای دیگری می رفتند! البته که‬ ‫قطعاً تســلط بر بدن‪ ،‬باال بردن دامنۀ‬ ‫حرکتی مفاصل‪ ،‬کار کردن روی بدن‬ ‫به عنوان ابزاری کــه می تواند کمکی‬ ‫موثر برای گره های ذهنی ما باشــد و‬ ‫بازافرینی اش به این خاطر که خود نیز‬ ‫تحت تاثیر کج بینی ها و ناراستی های‬ ‫ذهن‪ ،‬دچار نقصان شــده است‪ ،‬از عمده‬ ‫هدف های یوگاست؛ اما قطعاً نمی توان این‬ ‫بخش از یوگا را بدون درنظر گرفتن ارتباط‬ ‫معنایی ان با ســایر بخش های یوگا بزرگ‬ ‫نمود‪ ،‬ان را به عنــوان ارمان و هدف یوگا‬ ‫معرفی کرد و کالس های یوگا را به عنوان‬ ‫محلی برای ایســتادن روی دست ها یا زور‬ ‫زدن برای چسباندن سرها به زمین نشان‬ ‫داد‪ .‬کارل گوستاو یونگ‪ ،‬روان شناس شهیر‬ ‫سوئیســی‪ ،‬در مجموعــ ه مقاالتی در باب‬ ‫یوگا‪ ،‬می گوید‪« :‬اگر فعالیت فرد (تمرینات‬ ‫یوگا) هم زمان واقعه ای کیهانی نیز باشد‪،‬‬ ‫بهره مندی جسم (طریق خاص عمل عناصر‬ ‫عصبی) بــا بهره مندی روح (تصور و معنی‬ ‫کلی) پیوند می خورد و از این اتحاد کلیت‬ ‫زنده ای زاده می شــود که هیچ فنی هرگز‬ ‫قادر به تولید چنان کلیتی نیست‪)1( ».‬‬ ‫در اینجا به نظر خود عمومیت نمی بخشم‬ ‫و قطعاً موارد اســتثنا نیز بسیار است‪ ،‬اما‬ ‫«یوگای اینســتاگرامی» که شــاید بشود‬ ‫گفت بیشــتر از هر چیز‪ ،‬محصول رویکرد‬ ‫غربی به یوگاست در بسیاری از موارد یوگا‬ ‫را در تضاد با اصول و مضمامین غیررقابتی‬ ‫و غیرنمایشی اش قرار می دهد‪ .‬یوگایی که‬ ‫دامنۀ کاربرد ان به اندازۀ تمام افراد بشــر‪،‬‬ ‫با هر میزان توان و محدودیتی است و هر‬ ‫کس با هر ســطح و فیزیکی قادر به بهره‬ ‫بــردن از ان و انجــام دادن ان اســت‪ ،‬به‬ ‫حرکاتی دست نیافتنی و دور از نظر تبدیل‬ ‫شده است که هر کسی نمی تواند تصوری از‬ ‫انجام ان داشته باشد و این گونه گوهر ساده‬ ‫و در دسترس ان به مرور از ما دور می شود‪.‬‬ ‫یونگ در جــای دیگری از مقاالت خود‬ ‫یاداور می شود که کاربندی یوگا بی معانی‬ ‫و اندیشه های ان تصورناپذیر و بی ثمر است‪.‬‬ ‫معانی و اندیشــه هایی که قطعاً برای ذهن‬ ‫غیر هندی دیر اشــنا است و برای همین‬ ‫است که نزد هندیان یوگا امیزش جسم و‬ ‫ذهن را در حد کمال‪ ،‬به گونه ای که سخت‬ ‫نادر است‪ ،‬تحقق می بخشد‪ )2( .‬و در ادامه‪،‬‬ ‫در مورد دوپارگی و انشقاق ذهن غربی‪ ،‬که‬ ‫شــاید برای فهم کلی یوگا اماده نیست و‬ ‫می تواند امکان تحقق درست یوگا را ناممکن‬ ‫کند‪ ،‬اذعان می دارد که هندی نمی تواند نه‬ ‫جسم را به فراموشی بســپارد و نه روح را‬ ‫ولــی غربی همواره یکی را از یاد می برد‪ .‬از‬ ‫این رو یا به یوگا شمایلی مذهبی می بخشد‬ ‫و یا ان را در شکل و قالب ورزش هایی مثل‬ ‫فیتنس و ژیمناستیک و غیره برای خودش‬ ‫محدود و قابل درک می کند‪ .‬دو نگاهی که‬ ‫در صفحات اینستاگرام کم نیست‪.‬‬ ‫تشریح سیاست های ریاست جدید انجمن یوگا‬ ‫اقای دکتر نادر شــکری که در مرداد ماه ســال جاری از ســوی‬ ‫فدراســیون ورزش های همگانی به ســمت ریاست انجمن یوگا‬ ‫منسوب گردیده‪ ،‬طی نشستی با جمعی از دست اندرکاران ‪ ،‬پیش‬ ‫کســوتان و مربیان یوگا به برنامه های این انجمن اشاره و ارتقای‬ ‫جایگاه ورزش یوگا را در کشور از اولویت های کاری خود دانست‪.‬‬ ‫دانســتن ایــن نکته ضروری ســت که‬ ‫محصول یوگا بیشتر از هر چیز یک کیفیت‬ ‫وجودی است که در هیچ عکس و ویدیویی‬ ‫قابل نمایش نیســت و راه های ارتقاء این‬ ‫کیفیت هیچ ارتباطی بــه اینکه ما چقدر‬ ‫می توانیم روی دســت های مان بایستیم یا‬ ‫پاهای مــان را از هم باز کنیــم ندارد‪ .‬یوگا‬ ‫صلح با خویشــتن و پذیــرش بی چون و‬ ‫چرای طبیعت و واقعیت هســتی است و‬ ‫باال بردن جوهرۀ انســانی مان از دل تمام‬ ‫گره های جسمی و ذهنی که نمی گذارند ما‬ ‫موجودات بالغ و متعادلی شویم‪ .‬دستاورد‬ ‫بزرگ یوگا بال هایی برای پرواز روح اســت‬ ‫کــه از هماهنگی ویژۀ جســم و ذهن مان‬ ‫می روینــد‪ .‬در ایین یوگا‪ ،‬بدن‪ ،‬وســیله و‬ ‫ابزار نمایش نیست‪ ،‬بلکه عضوی از گسترۀ‬ ‫شکوهمند کیهان است که باید راه خود را‬ ‫برای اتصال به ان بجوید و بیابد‪.‬‬ ‫منابع‪:‬‬ ‫(‪ )1‬مجموعه مقاالت یوگا‪ ،‬کارل گوستاو یونگ‪ ،‬ترجمۀ‬ ‫جالل ستاری‪ ،‬نشر میترا‪ ،‬تهران‪ ،‬ص ‪.58‬‬ ‫(‪ )2‬همان‪ ،‬ص ‪.59‬‬ ‫برگــزاری دوره هــای مربیگری درجه ‪ 2‬و ‪ 3‬با شــیوه ای جدید‪،‬‬ ‫برگزاری مسابقات یوگا‪ ،‬اعزام تیم ملی جهت شرکت در مسابقات‬ ‫جهانی نیز از دیگر برنامه های این انجمن خواهد بود‪.‬‬ ‫دکتر نادر شکری دارای مدرک دکتری حقوق بوده و مدت ‪ 27‬سال‬ ‫ســابقه مدیریت در بخش های مختلف ورزش کشور را در کارنامه‬ ‫خود عهده دار است‪.‬دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪47 131‬‬ ‫از پاشوپاتینات تا گنگ‬ ‫سید عبدالحمید موحدی نائینی‬ ‫به دنبال ســفرهایی که هر از گاه دانش یوگا برگزار می کند نیمه‬ ‫دوم خرداد ماه سال ‪ 98‬فرصتی دست داد تا با جمعی از اهالی یوگا‬ ‫سفری به نپال داشته باشیم‪ .‬همان گونه که خوانندگان محترم مطلع‬ ‫هســتند‪ ،‬تقریباً هر سال گزارش یک سفر به کشور نپال که توسط‬ ‫دانــش یوگا با حضور جمعی از مربیان و عالقه مندان به یوگا برگزار‬ ‫گردیده در مجله چاپ می شود‪.‬‬ ‫بــا توجه به افزایش قیمت دالر و هزینۀ بلیط هواپیما‪ ،‬از ســال‬ ‫گذشته تاکنون سفرهای مرتبط با یوگا به کشورهایی همچون هند‬ ‫و نپال نسبت به سال های قبل افزایش قیمت داشته و همین عاملی‬ ‫است برای کاهش متقاضیان سفر به این کشورها‪ ،‬ولی با این اوصاف‬ ‫‪ 17‬خرداد ماه متقاضیان دیدار از نپال که از مدت ها قبل امور مرتبط‬ ‫به مسافرت انان برنامه ریزی شده بود در ساعت یازده و نیم شب در‬ ‫فرودگاه امام خمینی به هم ملحق شدند تا سفر یک هفته ای را به‬ ‫کشور نپال اغاز کنند‪.‬‬ ‫شاید شما عزیزان شرح کامل سفرهای گذشتۀ گروه های یوگا به‬ ‫این کشور واقع شده بین هند و چین را در مجلۀ دانش یوگا مطالعه‬ ‫کرده باشید و در جریان حال و هوای این کشور قرار گرفته باشید‪،‬‬ ‫در عین حال برای دوســتانی هم که تازه با مجلۀ دانش یوگا اشنا‬ ‫شده اند به ذکر این مطلب بسنده می کنیم که موسسۀ دانش یوگا هر‬ ‫از چندگاه ســفرهایی را تدارک می بیند که به نحوی با یوگا مرتبط‬ ‫اســت و شــرکت کنندگان در ان ها ضمن انجام تمرینات یوگا‪ ،‬به‬ ‫طبیعت گردی می پردازند و از نقاط و جاذبه های مرتبط با یوگا دیدار‬ ‫می کنند و با رژیم غذایی که یوگا به ان تاکید دارد اشــنا می شوند‬ ‫و در نهایت به افزایش دانش و تجربه های خود در خصوص راه های‬ ‫رسیدن به سالمت جسم و ذهن و راه های کسب ارامش می پردازند‪.‬‬ ‫‪48‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫سفر خردادماه سال جاری نیز از جمله همان سفرهایی بود که برای‬ ‫جمعی از خوانندگان مجلۀ دانش یوگا که قب ً‬ ‫ال شــرح سفرنامه های‬ ‫قبلی دیدار ازکشور نپال را مطالعه کرده بودند و همچنین برخی از‬ ‫مربیان یوگا که مشتاق دیدار از ان بودند برنامه ریزی شد‪ .‬دیدار از‬ ‫کشوری که بلندترین قله های جهان در ان واقع شده است و حدود‬ ‫‪ 30‬میلیون نفر جمعیت دارد که اکثر انان هندو و بخشــی بودایی‬ ‫و اقلیتی مسیحی و مسلمان هستند و دارای جاذبه هایی منحصر به‬ ‫فرد است‪.‬‬ ‫همان طور که شاید اطالع داشته باشید نپال به خاطر قله های سر‬ ‫به فلک کشیدۀ سلسله جبال هیمالیا و قلۀ اورست از شهرت جهانی‬ ‫برخوردار اســت‪ .‬کشوری که صدها نفر از نقاط دور و نزدیک جهان‬ ‫در نوبت اند تا با پرداخت ده هزار دالر و صرف وقت حداقل ســه ماه‬ ‫مجوز رفتن به قلۀ اورست را بگیرند و با مشقت فراوان به ان صعود‬ ‫کننــد‪ .‬نپال به دارا بودن ‪ 8‬قلۀ باالی ‪ 8000‬متر جهان هم معروف‬ ‫اســت و در طول سال هزاران نفر جان خود را به خطر می اندازند تا‬ ‫برای صعود به ان ها به این کشور بیایند و همین اردیبهشت ماه ‪97‬‬ ‫بود که ‪ 20‬نفر در حین فتح این قله ها جان خود را از دست دادند‪.‬‬ ‫نپال با وجود دارا بودن طبیعتی بی نظیر‪ ،‬کشور تقریباً فقیری است‬ ‫که منابع خاصی ندارد و اکثرا ً در امد ان از جذب توریست‪ ،‬صادرات‬ ‫چای‪ ،‬البسه و صنایع دستی حاصل می شود‪ .‬این کشور از صدها سال‬ ‫پیش حکومت سلطنتی داشته و تخت و تاج از پدر به پسر منتقل‬ ‫می گردیده است و همین امر باعث شده که رقابتی در کار نباشد و‬ ‫پیشرفتی سیاســی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬اجتماعی در ان حاصل نشده باشد‪.‬‬ ‫اخرین پادشــاه نپال بسیار بدشانس بود‪ .‬او در سال ‪ 2001‬میالدی‬ ‫مراسمی را در کاخ سلطنتی با حضور اکثر درباریان و اقوام و اشنایان‬ ‫نمایی از پاشوپاتینات در کنار رود بگمتی واقع در کاتماندو‬ ‫برگزار کرده بود که ناگهان پسر بزرگش‪ ،‬دیپندرا‪ ،‬که ولیعهد بود‪،‬‬ ‫در ســالنی را که در ان مراســم درحال برگزاری بود باز کرد و با‬ ‫شلیک مسلسل مهمانان و از جمله پدر و مادر و خواهر و برادر خود‬ ‫و یازده نفر از اعضای خانواده سلطنتی را به خاک و خون کشید و‬ ‫سپس خودش را هم کشت‪ .‬حادثۀ تاسف باری که بعدا ً گفته شد به‬ ‫واسطۀ ممانعت شاه و ملکه با ازدواج دیپندرا با دختر دلخواهش‪ ،‬که‬ ‫هم طبقۀ خاندان سلطنتی نبوده‪ ،‬اتفاق افتاده است‪ .‬البته پس از این‬ ‫واقعه برادر شاه برای مدت شش سال بر تخت سلطنت تکیه زد و‬ ‫در سال ‪ 2008‬میالدی پس از چندسال جنگ داخلی و اعتراضات‬ ‫مردم و تالش های گروه های مائوئیست سلسلۀ پادشاهی فروریخت‬ ‫و این کشــور به عنــوان جمهوری دمکراتیــک چندحزبی فدرال‬ ‫شناخته شد‪.‬‬ ‫کشــور نپال به چیزهای بســیاری معروف است‪ ،‬از جملۀ ان ها‬ ‫قصرها و معابد قدیمی اســت‪ .‬از بین معابد قدیمی معبدی است‬ ‫به نام پاشوپاتینات‪ 1‬که مرتبط با پیروان ایین هندوست و در قرن‬ ‫پنجم میالدی ساخته شده است‪ .‬سقف این معبد طالکاری شده و‬ ‫معابد دیگری این معبد را احاطه کرده اند‪ .‬در میان این معابد‪ ،‬معبد‬ ‫گوهشواری‪ 2‬واقع شده که به همسر شیوا تعلق دارد و تنها هندوها‬ ‫اجــازۀ ورود به دروازه های معبد را دارنــد و افراد خارجی را به ان‬ ‫راه نمی دهند‪ ،‬اما ورود به دیگر معابد برای عموم ازاد اســت‪ .‬معبد‬ ‫پاشوپاتینات در کنار رودخانه بگمتی‪ 3‬در درۀ کاتماندو‪ 4‬واقع شده‬ ‫است‪ .‬رود بگمتی صدها کیلومتر پایین تر به رود گنگ می پیوندد‬ ‫و از تقدسی خاص برخوردار است و به همین خاطر گاهاً بعضی ها‬ ‫برای زیارت مســیر پاشــوپاتینات تا گنگ را طی روزهای متوالی‬ ‫طی می کنند‪.‬‬ ‫شــیوا از جمله سه الهۀ مهم ایین هندو است که خدای اسمان‬ ‫و زمین و نابودکنندۀ اهریمنان‪ ،‬بخشایندۀ گناهان و روزی دهندۀ‬ ‫انسان هاســت و معبد پاشــوپاتینات جزء یکی از چهار مکان مهم‬ ‫مذهبی متعلق به پیروان شیوا در اسیا محسوب می شود و به همین‬ ‫جهت توریست های بسیاری برای دیدن ان به این مجموعه امد و‬ ‫شد می کنند‪.‬‬ ‫مسئله ای که در مورد معبد پاشوپاتینات انسان را ازار می دهد‪،‬‬ ‫سوزاندن مردگان در مجاورت این معبد در کنار رود بگمتی است‬ ‫که بسیار چندش اور اســت‪ .‬گروه ایرانی شاهد این صحنه بود که‬ ‫چندین مرده را که روی انان را با پارچه نارنجی رنگ پوشانده بودند‬ ‫در حالی که چند نفر زیر اجساد را گرفته بودند به کنار رود جایی که‬ ‫از ســکوهای پلکانی درست شده بود اوردند‪ .‬کاری که با هر جسد‬ ‫کردند این بود که ابتدا پارچه را از روی سر جسد کنار زدند‪ ،‬مقداری‬ ‫از اب رودخانــه که گفتیم هندوها ان را مقدس می دانند روی ان‬ ‫ریختند‪ ،‬دوباره پارچه را روی ســرش انداختند و ان را بلند کردند‬ ‫و کمی ان طرف تر‪ ،‬جایی که تلی چوب از قبل اماده شده بود‪ ،‬قرار‬ ‫دادند و پســر بزرگ فرد مرده اولین اتش کبریت را به چوب هایی‬ ‫که جسد در میان ان ها قرار داشت زد و به تدریج چوب ها در اتش‬ ‫شروع به زبانه کشیدن کردند و جسد هم البه الی چوب ها شروع به‬ ‫سوختن کرد‪ .‬هر روز و به طور هم زمان چندین جسد در این مکان‬ ‫سوزانده می شود و همین باعث می شود بوی سوختن جسد دائماً‬ ‫در فضای اطراف معبد پاشوپاتینات بینی افراد‪ ،‬به خصوص خارجی ها‬ ‫راکه به چنین چیزهایی عادت ندارند‪ ،‬ازار دهد‪.‬‬ ‫اشــنایی با چنین فرهنگــی که اعتقادات خاصــی دارند برای‬ ‫گــروه ایرانی حاضر در کنار رودخانه بگمتی بســیار عجیب بود و‬ ‫نتیجۀ حاصل از تماشــای سوزاندن اجســاد در کنار معبد طالیی‬ ‫پاشوپاتینات‪ ،‬ریختن خاکســتر ان ها در رودخانۀ بگمتی در کنار‬ ‫معبــد‪ ،‬لجن زار بودن این رودخانه که معلوم بود از ابتدای مســیر‬ ‫همه جور زباله و فاضالبی به داخل ان ریخته می شود از یک سو و‬ ‫تماشای شستشوی لباس در این رودخانه توسط زنان ساری پوش‬ ‫نپالی درست در پایین دســت معبد از سوی دیگر‪ ،‬اخمی بود که‬ ‫به خوبی برچهرۀ گروه ایرانی هویدا بود و این پرسش را در ذهن شان‬ ‫تداعی می کرد که چگونه ممکن اســت چنین صحنه هایی که با‬ ‫بهداشــت و سالمتی انسان ها سر و کار دارد هنوز در گوشه و کنار‬ ‫جهان وجود داشته باشد؟‬ ‫دیــدار از ناگارکوت‪ ،5‬منطقه ای کوهســتانی در نزدیکی شــهر‬ ‫کاتماندوا‪ ،‬که در بعضی صبح های زود و زمانی که هوا ابری و بارانی‬ ‫نباشــد می توان به وضوح طلوع افتاب را بر فراز قلۀ اورست تماشا‬ ‫کرد‪ ،‬از جمله خاطرات فراموش نشــدنی این ســفر است‪ .‬از دیگر‬ ‫جاذبه های کشور نپال طبیعت بسیار زیبای شهر پکارا‪ 6‬است‪ .‬پکارا‬ ‫نمایی ازقله اورست واقع در منطقه ساگارماتای بین نپال و تبت‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪49‬‬ ‫مکان مقدس لمبینی‬ ‫که در دامنۀ کوه پربرف اناپورنا‪ 7‬با ارتفاع ‪ 8091‬متر واقع شــده با‬ ‫داشتن دریاچۀ بزرگ و زیبای فیوا‪ 8‬درست در وسط کوه های مرتفع‬ ‫و پوشیده از جنگل های سرسبز طبیعت بی نظیری را به وجود اورده‬ ‫اســت‪ .‬هرکس صحنۀ کوه های سر به فلک کشیدۀ هیمالیا با قلل‬ ‫پربرف را به همراه دریاچۀ نیلگون فیوا که با جنگل های انبوه احاطه‬ ‫شده در کنار هم می بیند‪ ،‬صحنه ای بهشت گونه را متصور می شود که‬ ‫هیچ گاه دلش نمی اید این شهر را ترک کند‪.‬‬ ‫در جنوب نپال جنگل های بکر حفاظت شــده ای هم وجود دارد‬ ‫با حیوانات وحشی همچون ببر و پلنگ و فیل و خرس و کرگدن و‬ ‫کوروکودیل‪ .‬سوار شدن بر قایق هایی به نام کنوی و حرکت کردن در‬ ‫رودخانه ای که از وسط جنگل ها می گذرد و دیدن انواع این حیوانات‬ ‫از نزدیک و همچنین ســوار شدن بر روی فیل و تماشای حیوانات‬ ‫وحشی البه الی درختان سر به فلک کشیده که بعضاً مانع رسیدن‬ ‫نور خورشید به زمین می شود از دیگر جاذبه های این کشور است‪.‬‬ ‫لومبینی‪ 9‬از دیگر دیدنی های نپال است که توریست های زیادی‬ ‫برای دیدنش به این کشــور امد و شــد می کنند‪ .‬بر اساس اعتقاد‬ ‫بودائیان‪ ،‬بودا در این شــهر متولد شده است‪ .‬به همین خاطر معابد‬ ‫بودایی‪ ،‬رسم و رسومات مرتبط به این ائین‪ ،‬امد و رفت مانک های‬ ‫بودایی با سرهای تراشیده و رداهای نارنجی رنگ را در این شهر به‬ ‫وفور می توان تماشا کرد‪.‬‬ ‫نپال باز هم به چیزهای دیگری مشهور است‪ ،‬به قصرها و معابد‬ ‫چندصدســاله‪ ،‬قصرهای قدیمی که در کنار معابد واقع شده یا به‬ ‫عبارت دیگر پادشاهانی که در کنار قصر خود اقدام به ساخت معابد‬ ‫می کردند و در ان ها مجسمه های کنده کاری بر روی چوب و سنگ‬ ‫که امروزه از جمله شاهکارهای هنری بر جا مانده از ان زمان است‬ ‫را بنا می کردند و بخش هایی از ان ها در منطقۀ پاتان‪ ،10‬بهاکتاپور‪،11‬‬ ‫بودانات‪ ،12‬معبد سوایام بونات‪ 13‬تا به امروز باقی مانده است‪.‬‬ ‫الزم به ذکر است بخش های وسیعی از بناها و اثار تاریخی شهر‬ ‫کاتماندو در اثر وقوع زلزلۀ ســال ‪ 2015‬از بین رفت و امروزه کشور‬ ‫چین در حال بازسازی این بناهاست‪ .‬بناهای تاریخی‪ ،‬قصرها‪ ،‬معابد‬ ‫و اثار به جا مانده از صدها ســال پیش تاکنون مکان هایی است که‬ ‫ایرانیان از ان ها بازدید به عمــل می اورند‪ .‬منطقۀ تمیل‪ 14‬واقع در‬ ‫قلب شهر کاتماندو هم از جمله مناطق توریستی با صدها فروشگاه‬ ‫صنایع دستی از جمله مغازه های خنجر و شمشیرفروشی است که‬ ‫حمل ان ها از سنت های مردان نپالی است‪ .‬همچنین فروشگاه های‬ ‫عرضۀ چای ‪-‬که در نپال به وفور کاشت می شود‪ -‬و نیز برخی برندها‬ ‫و فروشگاه های اسم و رســم دار و باالخره صدها رستوران لوکس و‬ ‫سنتی را می توان در این منطقه تماشا کرد‪.‬‬ ‫‪50‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫نپال به یک چیز دیگر هم معروف اســت و ان کوماری‪ 15‬است‪.‬‬ ‫کوماری دختربچۀ شش ســاله ای اســت که طی مراسمی با حضور‬ ‫تعداد زیادی از روحانیــون معبد و از بین صدها دختربچه انتخاب‬ ‫می شود و ســپس در معبد از او نگهداری می کنند‪ .‬این دختربچه‬ ‫ان چنان از احترام مردم برخوردار می گردد که در حد شــخصیتی‬ ‫مقدس و هم پای یک الهه مورد پرستش قرار می گیرد‪ .‬کوماری هر‬ ‫سال دو تا سه بار طی تشریفاتی در حالی که سوار بر فیل می شود‪،‬‬ ‫از یک معبد به معبد دیگر حمل می شــود و این در حالی است که‬ ‫هزاران نفر در مسیر دو معبد قرار می گیرند تا هم او را ببینند و هم‬ ‫از نزدیک پرستشش کنند‪ .‬مردمانی که چنین اعتقاداتی دارند‪ ،‬نذر‬ ‫و نیاز فراوانی می کنند و این دختربچه که به تدریج بزرگ می شود از‬ ‫مال و منال فراوانی برخوردار می گردد‪ .‬این جایگاه و احترام و مال و‬ ‫منال و مقام تا سنین بلوغ و تا ‪ 15-14‬سالگی ادامه دارد و به محض‬ ‫انکــه اولین عادت ماهانۀ این دختر نوجــوان اتفاق بیفتد از معبد‬ ‫اخراج می شود‪.‬‬ ‫بــا کمک هایی که مردم و معبد طی ســال ها به این دختربچه و‬ ‫خانواده اش می کنند‪ ،‬وضع مالی کوماری خیلی خوب می شود‪ ،‬ولی‬ ‫این دختر نوجوان تا اخر عمر از یک مسئله رنج می برد و ان هم این‬ ‫اســت که او حق ازدواج کردن با هیچ پسری را ندارد‪ ،‬چون با انکه‬ ‫از معبد بیرون می رود‪ ،‬ولی به لحاظ اینکه کماکان سال ها در قالب‬ ‫یک الهه انجام وظیفه کرده و موجودی مقدس به شــمار می رفته‪،‬‬ ‫هیچ پســر یا به عبارت دیگر هیچ جنس مذکــری حق ندارد با او‬ ‫ازدواج کند‪.‬‬ ‫کوماری عصر حاضر نپال‬ ‫نپال جاذبه های فراوانی دارد‪ .‬طبیعت بی نظیر و منحصر به فرد‪،‬‬ ‫قله های بلند و پر برف‪ ،‬وجود اثار تاریخی همچون قصرها و معابد‬ ‫و موزه ها‪ ،‬مناطق حفاظت شــده و حیات وحش‪ ،‬جنگل های بکر و‬ ‫مخوف و باالخره رسم و رسوم و اعتقادات خاص و جشن ها و مراسم‬ ‫در نوع خود بی نظیر‪ ،‬همه و همه دســت به دست هم می دهند تا‬ ‫اشتیاق سفری به یاد ماندنی را رقم بزنند و بر همین اساس است که‬ ‫می توان ادعا کرد نپال کشوری است که حداقل یک بار در عمر باید‬ ‫به ان سفر کرد و از نزدیک زیبایی هایش را دید و شگفتی هایش را‬ ‫تماشا کرد و یاد و خاطره اش را به ذهن سپرد‪.‬‬ ‫‪11-Bhaktapour‬‬ ‫‪12-Budhanath‬‬ ‫‪13-Swayambhumath‬‬ ‫‪14-Tamil‬‬ ‫‪15-Kumari‬‬ ‫‪6-Pokhara‬‬ ‫‪7-Anapourna‬‬ ‫‪8-Phewa‬‬ ‫‪9-Lombini‬‬ ‫‪10-Patan‬‬ ‫‪1-Pashupatinat‬‬ ‫‪2-Guheshwari‬‬ ‫‪3-Bagmati‬‬ ‫‪4-Kathmandu‬‬ ‫‪5-Nagarkot‬‬ ‫ادامه از صفحه ‪17‬‬ ‫چه ادم عجیبی! نفس من او را دوست نداشت‪ .‬من می خواستم‬ ‫کسی را ببینم شبیه کسانی که در عکس ها هستند‪ .‬من مودبانه سر‬ ‫فرود اوردم و گفتم‪« :‬چه عالی سوامی جی!» اما درواقع ناامید شده‬ ‫بودم‪ .‬وقتی او را بعدا ً دوباره مالقات کردم او پر از پرانا بود؛ طوری که‬ ‫به نظر می رسید باالی سطح زمین شناور است‪ .‬چشم هایش درشت‬ ‫و درخشان به نظر می رسید‪ .‬سرحال به نظر می رسید‪ ،‬خوش لباس‬ ‫بود و لنگش سوراخ نبود‪ .‬ظاهری بسیار عالی داشت‪ .‬این بار به سوی‬ ‫او رفتم و گفتم‪« :‬می توانم شاگرد شما شوم؟» می بینید نفس چگونه‬ ‫قضاوت می کند!‬ ‫همان گونه که دیگران را قضاوت می کنیم‪ ،‬ما هم توسط دیگران‬ ‫قضاوت می شــویم‪ .‬در هر شرایطی که هســتید‪ ،‬نترسید از اینکه‬ ‫خودتان باشید‪ .‬اگر صادق و بی ریا هستید تظاهر به چیزی نکنید‪،‬‬ ‫مردم در طول زمان خواهند فهمید شــما که هستید‪ .‬سوامی جی‬ ‫در زمانی که ســخنرانی می کرد و در زمانی که با شــما خصوصی‬ ‫صحبت می کرد یکسان بود‪ .‬هیچ تفاوتی نداشت‪ .‬هیچ وقت نمایش‬ ‫نمی داد‪ .‬او این را یاد گرفته بود‪ .‬ســوامی جی می دانســت انچه در‬ ‫مراکز شیواناندا یا اشرام ها انجام می دهیم چیزهایی نیستند که برای‬ ‫ان ها اموزش دیده باشیم‪ .‬ما اشپزی می کنیم‪ ،‬حسابداری می کنیم‪،‬‬ ‫تبلیغات می کنیم‪ ،‬سخنرانی می کنیم‪ ،‬تدریس می کنیم‪ ،‬خدمتکاری‬ ‫می کنیم‪ ،‬دستشویی ها را می شوییم‪ .‬ما اغلب باید کارهایی را انجام‬ ‫می دادیم که در ان ها خوب نبودیم‪ .‬مانند اشپزی برای صدها نفر‬ ‫ادم‪ .‬تصور کنید که شــما برای یک خانوادۀ چهارنفره غذا درست‬ ‫می کنید و همه می گویند اشپزی شما عالی است‪ .‬ناگهان استاد به‬ ‫شــما می گوید‪« :‬لطفا برو به اشپزخانه و برای صد نفر غذا درست‬ ‫کن‪ ».‬چه احساســی می کنید؟ احســاس ترس‪ .‬و وقتی که شروع‬ ‫می کنید‪ ،‬قابلمــه را می گذارید و ســبزی ها را می اورید‪ ،‬یک نفر‬ ‫می اید و می گوید‪« :‬می توانم به شما کمک کنم؟» سپس نفر بعدی‬ ‫می اید و ناگهان موزیک پخش می شــود‪ .‬همه در حال خرد کردن‬ ‫سبزیجات هستند‪ .‬چیزی می سوزد و شــما دوباره اغاز می کنید‪.‬‬ ‫این طور همه چیز اتفاق می افتد‪ .‬شما به زودی باتجربه می شوید و‬ ‫اشپزی برای صد نفر اسان می شود‪.‬‬ ‫ولی ما نمی خواهیم ان را انجام دهیم چون نفس وقتی با شکست‬ ‫مواجه می شود احساس خوبی نمی کند‪ .‬ما نگرانیم که اگر بهترین‬ ‫نباشــیم دیگران ما را دوست نداشته باشند‪ .‬این درست نیست‪ .‬ما‬ ‫عشق بیشتری از مردم می گیریم اگر موقعیت هایی را که در ان نیاز‬ ‫به کمک داریم بپذیریم‪ .‬ســپس مردم می خواهند که ما را کمک‬ ‫کنند‪ .‬اگر ما همیشه و همیشه خودکفا باشیم هیچ کس نمی خواهد‬ ‫به ما کمک کند‪ .‬وقتی کسی می خواهد از خیابان عبور کند و نیاز‬ ‫به کمک دارد قلب شــما باز می شود‪ .‬شــما به سمت ان شخص‬ ‫می روید و می گویید‪« :‬می توانم به شــما کمک کنم؟» ان شخص‬ ‫عشق را از شما می گیرد و شما عشق را از ان فرد دریافت می کنید‪.‬‬ ‫ولی کسی که به طور معمولی از خیابان عبور می کند شما اص ً‬ ‫ال به‬ ‫او نگاه نمی کنید‪ .‬اگر شما سعی کنید کاری انجام دهید که هرگز‬ ‫قادر بــه انجام ان نبوده اید‪ ،‬اگر به خودتان اجازه دهید که عاجز و‬ ‫نیازمند کمک باشید‪ ،‬مرزهای نفس ناپدید می شود و مردم به کمک‬ ‫شما می ایند‪.‬‬ ‫‪1-Swami Durgananda‬‬ ‫مراسم تحلیف برای انزوای خودخواسته از مادیات دنیوی و تعقیب معنویات ‪2-Sannyas‬‬ ‫چکیده ای از یک سخنرانی در مرکز یوگای شیواناندا‪ /‬لندن‪2018 ،‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪51‬‬ ‫کریا یوگا یکی از مهم ترین و قابل اســتفاده ترین تمرینات یوگا‬ ‫است‪ .‬بنابراین وقتی از کریا یوگا‪ 1‬صحبت می کنیم باید درباره جسم‪،‬‬ ‫ذهن و روح به منزله روند پیوسته تعالی و حرکت نیز صحبت کنیم‪.‬‬ ‫این کالبد جسمی تجلی اگاهی اســت‪ .‬این کالبد متفاوت از روح‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه حالتی از روح است‪.‬‬ ‫درون این کالبد جسمی مسیرهای انرژی یا شاکتی‪ 2‬جریان دارند‪.‬‬ ‫در سطح مادی‪ ،‬شاکتی به صورت پرانا و ذهن شناخته می شود‪ .‬ذهن‬ ‫یک شکل انرژی و پرانا شکل دیگر است‪ .‬این انرژی های دوگانه در‬ ‫هاتایوگا به ایدا و پینگاال شناخته می شوند‪ .‬ایدا و پینگاال نمایان گر‬ ‫انرژی های ذهنی و پرانیک اند که سراسر این بدن را فرا گرفته اند‪ .‬با‬ ‫این انرژی هاست که ما فکر و حرکت می کنیم‪.‬‬ ‫انــرژی ایدا و پینــگاال در دو نادی یا مجرا درون ســازه نخاع‬ ‫جریــان دارند‪ .‬این دو نادی از قاعــده نخاع در نقطه ای معروف به‬ ‫موالدهارا چاکرا سرچشــمه می گیرند و در اجنــا چاکرا در مِداال‬ ‫ابالنگایتا‪ 3‬خاتمه می یابند‪ .‬این دو نادی از نظر ساختار صرفاً روحی‬ ‫نیستند‪ ،‬بلکه جسمی نیز هستند‪ .‬به همین شکل انرژی ذهنی فقط‬ ‫روان شــناختی نیست‪ ،‬بلکه فیزیولوژیکی نیز هست‪ .‬بدین ترتیب‪،‬‬ ‫انرژی پرانیک نه تنها انرژی مادی‪ ،‬بلکه انرژی برتر نیز هست‪.‬‬ ‫به غیر از انرژی پرانیک و ذهنی انرژی سومی در بدن انسان وجود‬ ‫دارد که از میان سوشــومنا نادی‪ 4‬در نخاع به مراکز باالتر هدایت‬ ‫می شــود‪ .‬درحالی که انرژی های پرانیــک و ذهنی فیزیولوژیک‪،‬‬ ‫روان شــناختی و زیست شــناختی اند‪ ،‬این انرژی سوم‪ ،‬یک انرژی‬ ‫خاص اســت‪ .‬وقتی پراناها غالب باشند ما از نظر جسمی فعالیم و‬ ‫وقتی ذهن غالب باشــد از نظر ذهنی فعالیم‪ .‬بااین همه‪ ،‬وقتی این‬ ‫انرژی خاص از سوشومنا به مراکز باالتر هدایت شود‪ ،‬از نظر ذهنی‪،‬‬ ‫جسمی و روحی فعال می شویم‪.‬‬ ‫بنابراین هدف کریایوگا دوگانه اســت‪ :‬الف‪ -‬بیداری این نیروی‬ ‫خاص با نام کندالینی و ب‪ -‬بیداری سوشومنا یا باز شدن مسیر انرژی‬ ‫خاص‪ .‬بیداری سوشومنا بســیار ضروری است؛ زیرا اگر سوشومنا‬ ‫بیدار نشود این انرژی خاص ممکن است از مسیر اشتباهی هدایت‬ ‫شود‪ .‬پس صرفاً بیداری کندالینی نیست که مهم است‪ ،‬بلکه بیداری‬ ‫مسیری که این انرژی باید از ان هدایت شود اهمیت بیشتری دارد‪.‬‬ ‫ممکن است بتوانید انرژی موالدهارا چاکرا را با تمرین های مختلف‬ ‫یوگا بیدار کنید‪ ،‬اما اگر هم زمان سوشــومنا بیدار نشود این انرژی‬ ‫می تواند به ایدا و پینگاال نیز منحرف یا اشــتباهی راهنمایی شود‪.‬‬ ‫وقتی چنین اتفاقی بیفتد تمرین کننده تا زمانی که انرژی به درستی‬ ‫هدایت شود مشکالت بســیاری دارد؛ بنابراین‪ ،‬در انجام کریایوگا‬ ‫خیلی مراقب این روند بیداری دوگانه هستیم‪.‬‬ ‫کریایوگا‬ ‫*‬ ‫سوامی ساتیاناندا ساراسواتی‬ ‫برگردان‪ :‬لعیا نبی فر‬ ‫‪52‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫دوستی با ذهن‬ ‫یکی از دالیل بسیاری از مشکالت ذهنی در شرق و غرب روشی‬ ‫اســت که مردم ســعی می کنند ذهن را مهار کنند‪ .‬تمرین های‬ ‫کریایوگا به گونه ای طرح می شــوند که مجبور نباشیم با ذات ذهن‬ ‫روبه رو شــویم‪ .‬تسلط بر ذهن روندی عقالنی است و برخالف خو ِد‬ ‫اصل تعالی معنوی است؛ بنابراین‪ ،‬کل گستره و زمینه کریایوگا با ان‬ ‫مکاتب فکری که بر مهار ذهن تاکید می کنند تفاوت دارد‪.‬‬ ‫بگذاریــد درباره ذهن صحبت کنیم‪ .‬فکر ذهن نیســت؛ غلیان‬ ‫عاطفی ذهن نیســت‪ .‬ان افرادی که می کوشند ذهن را مهار کنند‬ ‫نمی دانند دقیقاً ذهن چیســت‪ .‬ذهن مانند کوه یخ اســت؛ ذره‬ ‫کوچکی دیده می شــود و مقدار زیادی دیده نمی شود‪ .‬بسیاری‬ ‫ید انند چه افکار و احساساتی دارند؛ ان ها کام ً‬ ‫ال از وضع‬ ‫افراد نم ‬ ‫ذهنی شان نااگاه اند‪.‬‬ ‫ذهن ابزار بسیار قدرتمندی است و شما باید بسیار مراقب رفتار‬ ‫با ان باشید‪ .‬اگر به ذهن ظلم کنید‪ ،‬اگر با ذهن بجنگید ضعیف‬ ‫می شود‪ .‬بیشتر شما ذهن را میمون‪ ،‬دیو و هیوال می دانید و وقتی‬ ‫مراقبه می کنید با خود می جنگید‪ ،‬از خود متنفرید‪ .‬این را درک‬ ‫نمی کنید و بنابرایــن ان نوع مراقبه ای که انجام داده اید به روند‬ ‫منفی گرایی و خودهیپنوتیزم منجر می شود‪.‬‬ ‫مراقبه باید با ذهن و برای ذهن انجام شود؛ الزم نیست همه چیز‬ ‫را درباره خود فراموش کنید‪ .‬ما درباره فرونشــانی ذهن صحبت‬ ‫نمی کنیم؛ از گسترش ذهن حرف می زنیم‪ .‬ان پهنه از ذهن که‬ ‫تاکنون بسط یافته است باید بیشتر توسعه یابد‪ .‬ما اگاهی بیرونی‪،‬‬ ‫جسمانی و ذهنی را پرورانده ایم‪ .‬شکل را تشخیص می دهیم‪ ،‬صدا‬ ‫را می شنویم‪ ،‬تماس را حس می کنیم این حوزه ذهن است تاکنون‪.‬‬ ‫حاال باید حوزه درونی‪ ،‬امکانات ذهن در درون را توســعه دهیم‪.‬‬ ‫وقتی اگاهیم و می توانیم امکان ذهن را در درون گسترش دهیم‬ ‫باید بتوانیم اگاهی بیرونی را هم زمان حفظ کنیم‪ .‬این چیزی شبیه‬ ‫ زمان داخل اتاق و خارج‬ ‫ایســتادن در درگاه و توانایی دیدن هم ِ‬ ‫ان است‪.‬‬ ‫بنابراین در تمرین کریایوگا اولین و مهم ترین چیز مهار ذهن‬ ‫نیست؛ زیرا این اص ً‬ ‫ال ضرورت ندارد‪ .‬اگاهی معنوی‪ ،‬صرف نظر از‬ ‫اینکه ذهن در چه وضعیتی است‪ ،‬می تواند در انسان ظاهر شود‪.‬‬ ‫روشنگری معنوی وضعیتی از ذهن نیست‪ ،‬بلکه متفاوت از ذهن‬ ‫اســت‪ .‬با جنگیدن با ذهن وقت تان را هدر داده اید‪ ،‬شما ذهن را‬ ‫نمی شناسید‪ .‬اگر تمامیت و همگونی ذهن را بشناسید از خطایی‬ ‫که مرتکب می شوید شگفت زده خواهید شد‪ .‬عمق‪ ،‬بی کرانگی و‬ ‫قدرت ذهن ان قدر زیاد است که حتی نمی توانید فکرش را بکنید؛‬ ‫بنابراین‪ ،‬در کریایوگا نگرشی مطلقاً دوستانه نسبت به ذهن باید‬ ‫حفظ شــود‪ .‬تعالی بدون کمک ذهن امکان پذیر است‪ ،‬اما بهتر‬ ‫است با ذهن تعالی یافت‪.‬‬ ‫تمرین ها‬ ‫عامل مهم دیگری برای در نظر گرفتن این است که بسیاری از‬ ‫افکاری که می کوشید در زندگی معنوی تان مهار کنید ثمره های‬ ‫زیست شــناختنی اند‪ .‬این افکار الزم نیست با روند ضدفکرکردن‬ ‫مهار شــوند‪ .‬اگر بتوانید ترشــحات هورمونــی و نادی هایتان را‬ ‫به درســتی متعادل کنید نودوپنج درصد جریان فکری که با ان‬ ‫در حال جنگ اید به صورت سحرامیزی برطرف خواهد شد‪ .‬وقتی‬ ‫میان سامانه های پرانیک و ذهنی نامتعادلی باشد‪ ،‬ذهن مضطرب‬ ‫است‪ ،‬وقتی ذهن مضطرب باشد با خود می جنگید‪.‬‬ ‫در کریایوگا ما از مودرا‪ ،‬باندا و پرانایاما استفاده می کنیم‪ .‬برای‬ ‫مثال یکی از تمرین های مهم در کریایوگا کِچاری مودرا‪ 5‬اســت‪.‬‬ ‫این تمرین کمک می کند از نوعی ترشــح یا شــهد در بدن که‬ ‫نگرشــی معنوی ایجاد می کند بهره بگیریم‪ .‬این شهد در مسیر‬ ‫جمجمه ای جریان می یابد و باید ره جو در تمرین کِچاری مودرا‬ ‫ان را بچشد‪ .‬ممکن است هر روز ان را نچشید‪ ،‬اما گاهی ممکن‬ ‫است مزه ان را بچشید‪ .‬وقتی این اتفاق بیفتد دیگر ذهنی ندارید‪.‬‬ ‫افکار می پرند و خودبه خود ارامش می اید‪.‬‬ ‫وقتی کریایــوگا تمرین می کنید تمام کالبد جســمی فوری‬ ‫مهار می شود‪ .‬بعد از ان بدون تالش برای از میان بردن تمایالت‬ ‫خوداگاه ذهن‪ ،‬مهار ذهنی خودش می اید‪ .‬حتی وقتی اگاهی تان‬ ‫بیرونی اســت می توان انتظار اگاهی برتر داشت‪ .‬اگاهی همگون‬ ‫اســتعدادی پنهان در هر کسی است اما برای داشتن ان تجربه‪،‬‬ ‫باید ظرفیت های ذهن و اگاهی را گسترده تر کنیم‪.‬‬ ‫تجربه کامل‬ ‫در تمام تمرین های کریا از شما خواسته می شود نگران رفتار‬ ‫ذهن نباشید‪ .‬تاکیدی بر ثبات و ارامش نیست؛ زیرا تمرین ها ذاتاً‬ ‫پویا هســتند نه بی تحرک‪ .‬مثل انچه در نظام های دیگر مراقبه‬ ‫دارید بی تحرکــی وجود ندارد‪ .‬ذهن و اگاهــی باید فعال بماند‬ ‫نه غیرفعال‪ .‬این تفاوت میان هیپنوتیزم و تجربه یوگایی اســت‪.‬‬ ‫وقتی اجزای جسم و ذهن به سمت بی فعالیتی هدایت شوند شما‬ ‫به سوی حالت هیپنوتیزم می روید‪.‬‬ ‫با تمرین های کریایوگا‪ ،‬ذهن را بی اثر نمی کنید‪ ،‬بلکه ذهن و پرانا‬ ‫و نیز تک تک اندام ها را به فعالیت وامی دارید؛ بنابراین‪ ،‬همان نوع‬ ‫ارامشی را که در حالت هیپنوتیزم ایجاد می شود حس نمی کنید‪.‬‬ ‫بیشتر افراد می خواهند فرار کنند و سعی می کنند راحت ترین راه‬ ‫را بیابند‪ ،‬اما من این کار را نمی کنم‪ .‬می دانم که ذهن پردردســر‬ ‫است‪ ،‬اما می توانیم پویایی ان را هدایت کنیم‪.‬‬ ‫برای تســلط بر رفتار و تمایالت ذهن نباید تالشــی کرد‪ .‬در‬ ‫کریایوگا خواهان وضعیت شونیای‪ 6‬مطلق نیستید‪ ،‬بلکه مشتاق‬ ‫وضعیت وجود مطلق اید‪ .‬می خواهید از نظر معنوی تکامل یابید‬ ‫و هم زمان از کل خلقت اگاه باشــید‪ .‬تجربه های حسی‪ ،‬ذهنی و‬ ‫معنوی امیزه ای از یک تجربه اند‪ .‬امــا وقتی به درون می روید و‬ ‫تجربه حسی و ذهنی را مسدود می کنید تجربه ای ناکامل است‪.‬‬ ‫پس بیایید تجربه کاملی داشته باشیم نه تجربه ای ناقص‪ .‬وقتی‬ ‫برای اسانایی می نشینید‪ ،‬چشم ها را می بندید‪ ،‬ذهن تان را خاموش‬ ‫می کنید و به مراقبه می روید این کار تجربه ای ناقص اســت‪ .‬اما‬ ‫وقتی هم زمان از بیرون و درون اگاه باشید تجربه ای تمام و کامل‬ ‫است‪ .‬این روشــی برای مردم امروزی است؛ زیرا می خواهید این‬ ‫زندگی را نیز زندگی کنید‪ ،‬صرف نظر از اینکه چقدر مشــتاق ان‬ ‫زندگی هستید‪ .‬بنابراین این زندگی و ان زندگی‪ ،‬این خوداگاهی‬ ‫و ان خوداگاهی‪ ،‬این اگاهی و ان اگاهی باید با هم بیامیزند‪.‬‬ ‫پس درواقع کریایوگا به شونیا سامادی منجر نمی شود‪ .‬کریایوگا‬ ‫به گسترش خوداگاهی و خالصی انرژی منتهی می شود‪ .‬انرژی‬ ‫در موالدهارا نهفته است و باید ازاد شود‪ .‬هدف کریایوگا بیداری‬ ‫کندالینی اســت و وقتی بیداری کندالینی اتفاق بیفتد تمامیت‪،‬‬ ‫عالی و زیبا می شــود‪ .‬احساســی تازه‪ ،‬اگاهی ای تازه و دریافتی‬ ‫تازه دارید‪.‬‬ ‫‪1-Kriya Yoga‬‬ ‫‪2-Shakti‬‬ ‫قسمتی در ساقه مغز زیر مخ که مسئول عملکردهای خودکار است ‪3-Medulla oblongata‬‬ ‫‪4-Sushumna nadi‬‬ ‫‪5-Khechari mudra‬‬ ‫خال ذهنی‪ ،‬عدم وجود ‪6-Shoonya‬‬ ‫‪*Swami Satyananda Saraswati. 2017. YOGA, 6(4): Munger‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪53‬‬ ‫خالقیت در همدلی‬ ‫پیام صمدی خادم‬ ‫در ســال ‪ 1930‬کمتر از یک ســوم جمعیــت کنتاکی قادر به‬ ‫خواندن بودند‪ .‬این مساله یک مشکل حاد بود‪ ،‬به خصوص در دوران‬ ‫رکود بزرگ؛ اما این مردم با وجود تمام این ســختی ها به این کار‬ ‫ادامه می دادند‪ .‬بدون ســواد‪ ،‬ترقی به یک سطح باالتر غیرممکن‬ ‫بنظر می رسید‪ .‬کتابخانه های سیار روی اسب (‪the Pack Horse‬‬ ‫‪ ،)Library‬بــرای بهتر کــردن زندگی مردم راه اندازی شــد‪ .‬این‬ ‫کتابخانه ها‪ ،‬مجموعه ای از کتاب ها را در هر شهری می بردند و در‬ ‫کلیساها با ادارات پست در اختیار مردم قرار می دادند‪.‬‬ ‫سپس برای اینکه مطمئن شوند‪ ،‬کتاب به دست هر کسی خواهد‬ ‫رســید‪ ،‬کتابدارها به تمام تپه ها و دره ها سر می زدند تا کتاب ها را‬ ‫به دست فقرا برسانند‪ .‬یکی از کتابدارها می گوید‪« :‬هر کودکی که‬ ‫کتابدارهــا را می دید‪ ،‬فریاد بر می اورد‪ :‬یه جلد کتاب برای خوندن‬ ‫بهم بده‪ ،‬و این کتاب ها در تمــام زمینه ها بودند‪ ،‬هر زمینه ای که‬ ‫کودک قبل از این ان را نخوانده بود‪».‬‬ ‫شکل ‪ – 14‬رساندن کتاب به خانواده های فقیر در روستاها‬ ‫محلی ها هم با سعی و جدیت شروع به فعالیت نمودند‪ .‬معلمان‬ ‫از مدارس شــان مرخصی گرفتند تا به میان مردم بروند و به ان ها‬ ‫نحوۀ کاشــت و برداشت محصوالت را یاد بدهند و بیاموزند چطور‬ ‫محصوالت شان را کنسرو کنند‪ .‬این باغ ها بعدها ‪Relief Gardens‬‬ ‫نام گرفتند‪]14[ .‬‬ ‫شــکل ‪ – 16‬نمونــه ای از ‪ Reliefe Garden‬در دوران‬ ‫رکود بزرگ‬ ‫‪ -9-3‬موزیسین ها در شیکاگو گروهی جهت اجرای کنسرت های‬ ‫رایگان‪ ،‬راه اندازی کردند [‪]15‬‬ ‫شکل ‪ – 15‬کتابدارها در دره ها و تپه ها‬ ‫تا ‪ 1936‬ارسال رایگان کتاب‪ ،‬به‬ ‫‪ 50‬هزار خانواده در سرتاسر حوزۀ‬ ‫فرهنگی اپاالشیا انجام شده بود و‬ ‫تا سال ‪ ،1937‬ان ها به احداث ‪155‬‬ ‫مدرسۀ عمومی جدید کمک کردند‪.‬‬ ‫‪ -8-3‬برخــی شــهرها بــه‬ ‫خانواده های بــی کار‪ ،‬برای احداث‬ ‫باغ های شهری‪ ،‬زمین دادند [‪]13‬‬ ‫یکی از چالش های عظیــم در دوران رکود بزرگ‪ ،‬غرور بود! در‬ ‫سرتاسر کشور اشــپزخانه هایی بودند که به مردم سوپ می دادند‬ ‫تا مطمئن شــوند که همه غذای گرم خواهند داشت‪ ،‬اما بسیاری‬ ‫از مردم ترجیح می دادند از گرســنگی بمیرند به جای اینکه برای‬ ‫دریافت غذا صف بکشند و گدایی کنند‪.‬‬ ‫برخی شــهرها برای این معضل راه حلی پیدا کردند‪ .‬به ویژه در‬ ‫ایالت ایوا‪ ،‬به مردان و زنانی که بی کار بودند‪ ،‬زمینی جهت احداث‬ ‫باغ و مزرعه‪ ،‬و دانه جهت کاشــتن داده می شد‪ .‬و برای اینکه این‬ ‫موضوع شبیه به صدقه به نظر نرسد‪ ،‬متصدیان امور به مردم گفتند‬ ‫این زمین ها تا زمانی که مایل هستند بر روی ان کار کنند‪ ،‬متعلق‬ ‫به ان هاست‪.‬‬ ‫در ایالت ایندیانا‪ ،‬بیش از ‪ 20‬هزار باغ در شــهر َگری ایجاد شد‪.‬‬ ‫شهر سیاتل حدود ‪ 180‬هکتار زمین برای احداث باغ اختصاص داد‪.‬‬ ‫‪54‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫هرچند در دوران رکود بزرگ مردم به غذا نیاز داشتند‪ ،‬اما برای‬ ‫گذران این دوره‪ ،‬شــادی هم الزم بود‪ .‬بر همین اساس‪ ،‬گروهی از‬ ‫موزیسین ها با مسئوالن شهری شیکاگو به گفتگو نشستند و ان ها‬ ‫نه تنها با ایدۀ ان ها موافقت کردند‪ ،‬بلکه حتی یک سِ ن اجرا برایشان‬ ‫اماده نمودند‪ .‬از ‪ ،1935‬موزیســین ها به طور مرتب در گرند پارک‬ ‫شیکاگو برنامه اجرا کردند و هر کسی که دوست داشت می توانست‬ ‫وارد پارک شود و از برنامۀ ان ها لذت ببرد‪ .‬نهایتاً این سری برنامه ها‬ ‫منجر به تشکیل فســتیوال معتبر ملی به نام ‪The Grant Park‬‬ ‫‪ Music Festival‬شــد‪ .‬هر چند در حال حاضر این کنســرت ها‬ ‫رایگان نیستند‪ ،‬ولی تا امروز ادامه یافته اند‪.‬‬ ‫شکل ‪ – 17‬فستیوال ‪The Grant Park Music‬‬ ‫‪ -10-3‬یــک قبیله از کشــور کامــرون برای نیویــورک اعانه‬ ‫فرستاد [‪]16‬‬ ‫در ‪ 1931‬قبیلۀ ‪ Bulu‬در کشور کامرون از اتفاقات امریکا مطلع‬ ‫شد‪ .‬ان ها در مقاله ای خواندند که در کشور امریکا مردم غذای کافی‬ ‫برای خوردن ندارند‪ .‬ان ها با اینکه خودشان اهی در بساط نداشتند‪،‬‬ ‫امــا معنی بی غذایی را خوب می فهمیدند‪ ،‬به همین دلیل دســت‬ ‫به کار شــده و مبلغ ‪ 377‬دالر جمــع کردند و از مبلغین مذهبی‬ ‫خواستند تا این پول را به امریکا بفرستند‪.‬‬ ‫درست است که این مبلغ نمی توانست زندگی کسی را عوض کند‪،‬‬ ‫ولی داستان این پول و پخش شدن گزارش این اقدام خیرخواهانه‬ ‫در روزنامه ها‪ ،‬باعث شد جرقه ای بر اتش نیکوکاری زده شود‪.‬‬ ‫‪ -4‬نتیجه گیری‬ ‫با بررسی این ده داستان می توان به نتایج زیر دست یافت‪:‬‬ ‫‪ -1‬کمک به هم نوعان در شــرایط سخت‪ ،‬اگر به صورتی انجام‬ ‫شــود که کمک گیرنده‪ ،‬احســاس خجالت نکند و عزت نفس و‬ ‫کرامتش حفظ شــود‪ ،‬به شــدت تاثیرگذار و ماندگار خواهد شد‪.‬‬ ‫اینکه از نیازمندان بخواهیم بدون مواجهۀ مستقیم و صرفاً از طریق‬ ‫نامه (و یا از طریق هر شــیوۀ خالقانۀ دیگری) درخواست شان را به‬ ‫اطالع ما برسانند‪ ،‬خواهیم توانســت هم زمان هم غرور دیگران را‬ ‫حفظ کنیم و هم دست اندرکار کمک باشیم‪.‬‬ ‫‪ -2‬خالقیت در کمک رسانی خودش به تنهایی می تواند تبدیل‬ ‫به یک ســرگرمی هیجان انگیز شــود‪ .‬اینکه فــرد به «چگونگی»‬ ‫کمک رســانی هم فکر کند و روش های بدیــع و خاصی در پیش‬ ‫بگیرد ای بسا عملکرد او را ماندگار و خاطره انگیز کند‪ .‬شاید لذتی‬ ‫که ان شخص رازالود در براورده کردن درخواست هایی که از طریق‬ ‫نامه تجربه می کرد‪ ،‬و یا شــدت ســامت عاطفی صاحب کارخانۀ‬ ‫ارد از اینکه چگونه صرفاً از طریق بخشی از محصولش خدمتی به‬ ‫هم نوعانش ارائه می کند‪ ،‬برای مان قابل درک نباشد‪ .‬البته نه تا زمانی‬ ‫که ما نیز خود دست به چنین اقداماتی بزنیم و لذتش را مستقیماً‬ ‫تجربه کنیم‪.‬‬ ‫‪ -3‬کمک رســانی صرفاً این نیســت که مستقیماً به کسی پول‬ ‫بدهیم‪ ،‬که البته این کار نیز در جای خود ارزشمند است‪ ،‬ولی تنها‬ ‫شیوۀ کمک نیست‪ .‬درواقع اینکه ببینیم با تغییری کوچک از طریق‬ ‫شغل مان‪ ،‬از طریق روال زندگی مان و از طریق چیزی که هم اکنون‬ ‫هستیم چگونه می توانیم به کسی کمک کنیم تا شرایط را راحت تر‬ ‫ســپری کند‪ ،‬احتماالً از نظر اجتماعی و روانی‪ ،‬ســالم ترین کمک‬ ‫محسوب شود؛ اما این مسئله مستلزم این است که وقتی صحبت‬ ‫از کمک به میان می اید فقط پولی که ممکن است بدهیم جلوی‬ ‫چشم مان مجسم نشود‪ ،‬بلکه انرژی فکری که برای بهتر انجام دادن‬ ‫این کمک می توانیم در پیش بگیریم‪ ،‬مهمترین بخش مسئله است‪.‬‬ ‫مثل جایگزینی ماشین حفاری با تعداد بیشتری کارگر‪ ،‬یا همانند‬ ‫طراحی مجدد کیسه های ارد برای باال بردن قابلیت استفاده از ان ها‬ ‫در دوخت لباس‪ .‬در صورت مقایســه‪ ،‬شاید این اقدامات اختالف‬ ‫هزینۀ چندانی برای صاحبان حرفه نداشته باشد‪ ،‬ولی تاثیری که در‬ ‫زندگی انسان ها می گذارد شاید واقعاً قابل مالحظه باشد‪.‬‬ ‫‪ -4‬در مواقع ســختی و بحران مهمترین موضوع این است که‬ ‫اماده باشیم تا در حد توان مان کاری کنیم‪ ،‬اما اینکه چقدر و چگونه‬ ‫کمــک می کنیم موضوعی ثانوی ســت‪ .‬در این مواقع نفس کمک‬ ‫کردن‪ ،‬حتی با مبالغ ناچیز مهمترین موضوعی اســت که باید در‬ ‫نظر گرفته شود‪ .‬ای بسا کمک ناچیز ما‪ ،‬فرهنگ کمک و یاری دادن‬ ‫بــه نیازمندان را پررونق کند و باعث شــود جنبش هایی عظیم بر‬ ‫کمک های ناچیز ما پی ریزی شوند‪.‬‬ ‫‪[14] "4. Depression Relief Gardens: 1929-1939," Sprouts in the Sidewalk, [Online].‬‬ ‫‪Available: https://sidewalksprouts.wordpress.com/history/relief-garden/.‬‬ ‫‪[15] "Music Festivals," neiu, [Online]. Available: http://homepages.neiu.edu/~ashittu/‬‬ ‫‪CS300Project2/musicfestivals.html.‬‬ ‫‪[16] S. Wiegand, Lessons from the Great Depression For Dummies, For Dummies,‬‬ ‫‪2009.‬‬ ‫تصاویری از روز جهانی یوگا در شهرستان ها‬ ‫کمیته یوگا بندرعباس‬ ‫باشگاه اکادمی و واهانا یوگا تبریز‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪55‬‬ ‫یک وعده غذای گیاهی‬ ‫تهیه و تنظیم‪ :‬شیمال خان‬ ‫کوکوسبزی محصور در نان باگت‬ ‫مواد الزم‪ :‬ســبزی کوکوی خرد شــده نیم کیلو (تره‪ ،‬جعفری‪،‬‬ ‫گشنیز‪ ،‬شوید و سیر)‬ ‫‪ 3‬و ‪ 1/2‬قاشق غذاخوری‬ ‫اردگندم‬ ‫‪ 1‬قاشق چای خوری‬ ‫زردچوبه‬ ‫‪ 1‬قاشق چای خوری‬ ‫بیکینگ پودر‬ ‫به مقدار الزم‬ ‫نمک و روغن‬ ‫‪ 1‬عدد‬ ‫نان باگت‬ ‫طرز تهیه‪ :‬ســبزی کوکو را در یک کاســه ریخته و با اردگندم‬ ‫مخلوط کنید‪ .‬ســپس نمک و زردچوبــه و بیکینگ پودر را به ان‬ ‫اضافه نمایید و هم بزنید‪ .‬نان باگت را به صورت حلقه ای برش دهید‬ ‫و خمیــر داخل ان ها را خارج کنید‪ .‬روغن را در ماهی تابه بریزید و‬ ‫نان های باگت را که به صورت حلقه های خالی نان دراورده اید داخل‬ ‫ماهی تابه بچینید‪ .‬پس از انکه روغن داغ شد با قاشق مایۀ کوکو را‬ ‫داخل حلقه های باگت بریزید تا پر شوند و روی ان ها را با ته قاشق‬ ‫صاف کنید‪ .‬پس از انکه یک طرف کوکوها ســرخ شــد ان ها را بر‬ ‫گردانید تا طرف دیگرشان نیز سرخ شود‪.‬‬ ‫‪56‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫ساالدکلم و پیاز‬ ‫‪ 1‬عدد‬ ‫مواد الزم‪ :‬کلم سفید‬ ‫‪ 2‬عدد متوسط‬ ‫پیاز‬ ‫به مقدار الزم‬ ‫نمک و فلفل سیاه‬ ‫‪ 2‬قاشق غذاخوری‬ ‫شوید تازه و خرد شده‬ ‫‪ 1‬قاشق سوپ خوری‬ ‫سرکۀ سیب‬ ‫‪ 1‬قاشق سوپ خوری‪.‬‬ ‫روغن زیتون‬ ‫طرز تهیه‪ :‬کلم سفید را پس از شستن به صورت رشته های‬ ‫باریک و نازک خرد می کنیم‪ .‬پیازها را هم به صورت نگینی‬ ‫خرد کرده و به کلم ها اضافه می کنیم‪ .‬در ظرفی جداگانه روغن‬ ‫زیتون و سرکۀ سیب و نمک و فلفل سیاه و شوید را خوب با‬ ‫هم مخلوط می کنیم تا به صورت سس دراید‪ .‬سس به دست‬ ‫امده را روی کلم و پیازها ریخته و هم می زنیم‪ .‬ساالد را قبل‬ ‫از سرو کردن چند ساعت در یخچال می گذاریم تا جا بیفتد‪.‬‬ ‫ماکارانی با سبزیجات‬ ‫مواد الزم‪:‬‬ ‫برگ ریحان تازه ‪ 8‬عدد‬ ‫‪ 1/5‬قاشق چای خوری‬ ‫نمک‬ ‫‪ 30‬گرم‬ ‫جعفری تازه‬ ‫‪ 8‬پیمانه‬ ‫اب جوش‬ ‫‪ 4‬حبه‬ ‫سیر‬ ‫‪ 400‬گرم‬ ‫ماکارانی‬ ‫روغن زیتون و ادویه و فلفل سیاه و گوجه فرنگی و خیار شور‬ ‫و سس گوجه فرنگی به مقدار الزم‪.‬‬ ‫طرز تهیه‪ :‬ابتدا سیرها را خرد کنید و در قابلمه به همراه ‪6‬‬ ‫قاشق روغن زیتون سرخ کنید تا طالیی رنگ شوند‪ ،‬سپس‬ ‫جعفری و ریحان خرد شده را به همراه نمک و فلفل و سایر‬ ‫ادویه جات بــه ان اضافه کنید و بگذارید روی حرارت مالیم‬ ‫ارام ســرخ شوند‪ .‬در قابلمه ای دیگر اب جوش و نمک و یک‬ ‫قاشق چای خوری روغن زیتون و ماکارانی را بریزید و بگذارید‬ ‫بجوشــد‪ .‬پس از اینکه ماکارانی نرم شد انرا ابکش کنید و با‬ ‫محتویاتی که قب ً‬ ‫ال اماده کردید مخلوط نمایید‪ .‬پس از انکه‬ ‫ماکارانی دم کشید ان را در دیس بکشید و با سس گوجه فرنگی‬ ‫و خیار شور و حلقه های گوجه فرنگی تزئین کنید‪.‬‬ ‫اسموتی کیوی و خیار‬ ‫مواد الزم‪:‬‬ ‫‪ 2‬عدد‬ ‫خیار متوسط‬ ‫‪ 2‬عدد‬ ‫کیوی متوسط‬ ‫اسفناج تازه و خرد شده ‪ 2‬پیمانه‬ ‫‪ 1‬عدد‬ ‫موز‬ ‫‪ 1/2‬پیمانه‬ ‫اب لیموترش‬ ‫‪ 1/2‬پیمانه‬ ‫یخ‬ ‫‪ 1/3‬پیمانه‬ ‫شکر‬ ‫طرز تهیه‪ :‬تمام مواد باال را در مخلوط کن بریزید و خوب با‬ ‫هم میکس کنید‪ .‬نوشیدنی را در لیوان های بلوری بریزید و با‬ ‫برش های کیوی و لیموترش تزئین کنید‪.‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪57‬‬ ‫پیامهایی برای روز جهانی یوگا‬ ‫پنجمین ســال برگزاری روز جهانی یوگا پرشورتر از هر‬ ‫سال بود‪ 31 .‬خرداد ماه سال جاری‪ ،‬که مصادف با پنجمین‬ ‫سال برگزاری روز جهانی یوگا بود‪ ،‬نه فقط در ایران بلکه در‬ ‫‪ 177‬کشور جهان پرشورتر از سال های دیگر برگزار گردید‪.‬‬ ‫در ایران هم بسیاری از باشــگاه های یوگا در شهرهای‬ ‫مختلف روز جهانی یوگا را گرامی داشــتند‪ .‬رفسنجان هم‬ ‫از جمله شــهرهایی بود که برای اولین بار این مراسم را در‬ ‫زمین چمن ورزشگاه اراک این شهر با حدود ‪ 500‬یوگاکار و‬ ‫سخنرانی اقای مهدوی پور‪:‬‬ ‫امــروز ‪ 31‬خــرداد روز جهانــی یوگا‬ ‫معرفی شــده چون طوالنی ترین روز سال‬ ‫است و خورشید ســاعت های طوالنی به‬ ‫نیمکرۀ شــمالی زمین می تابد‪ ،‬درنتیجه‬ ‫تمام موجــودات ان (گیاهــان‪ ،‬جانوران‪،‬‬ ‫انسان ها) از انرژی فوق العاده ای برخوردار‬ ‫می شــوند‪ .‬امروز که در این ورزشگاه روباز‬ ‫بزرگ در شــهر رفسنجان در خدمت شما‬ ‫هســتم تصمیم دارم یوگا را از یک دیدگاه‬ ‫تحریف نشده‪ ،‬ساده و دور از افراط و تفریط‬ ‫معرفی کنم‪.‬‬ ‫به زبان خیلی ســاده االن شــما اینجا‬ ‫نشسته اید‪ ،‬جسم شما روی صندلی است‪،‬‬ ‫‪58‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ 1500‬تماشاگر برگزار نمود‪ .‬شرح این مراسم در صفحۀ اخبار‬ ‫شمارۀ قبل مجلۀ دانش یوگا (‪ )128-129‬درج شد‪.‬‬ ‫در این مراســم اقایان مسعود مهدوی پور‪ ،‬پیش کسوت‬ ‫یوگا و مدیر باشگاه کانون یوگا‪ ،‬و سید عبدالحمید موحدی‬ ‫دیگر پیش کسوت یوگا و مدیرمسئول مجلۀ دانش یوگا به‬ ‫دعوت ادارۀ ورزش و جوانان این شهر حضور پیدا کردند و به‬ ‫ادای سخنرانی پرداختند‪ .‬در اینجا متن کامل دو سخنرانی‬ ‫تقدیم حضورتان می گردد‪.‬‬ ‫جســم تان حضور دارد ولی چند نفر شما‬ ‫می توانید به جــرات و با اطمینان بگویید‬ ‫که ذهن تان هم اینجاست؟ اگر با نگرشی‬ ‫دقیق‪ ،‬اگاهی ظریف‪ ،‬و ارتباطی تنگاتنگ‬ ‫با خود بخواهیم فضای ذهن را بیان کنیم‬ ‫به جرات می توان گفت ذهن ما که نمایندۀ‬ ‫ان فکر است‪ ،‬بیشــتر در زمان گذشته و‬ ‫اینده اســت‪ .‬مدت زمان بیــدار بودن ما‬ ‫در طول شــبانه روز معموالً حدود شانزده‬ ‫ساعت اســت (بعضی افراد یکی دو ساعت‬ ‫بیشتر یا کمتر)‪ .‬چند دقیقه از این شانزده‬ ‫ساعت مطمئناً در زمان حال هستیم؟‬ ‫اولین قدم برای اینکه یوگا را بشناسیم‬ ‫این اســت که به ذهن مان رجوع کنیم‪ .‬ما‬ ‫در طول شــبانه روز یک ســری کارهای‬ ‫ساختاری و یک سری اعمال عادتی مانند‬ ‫خوابیدن‪ ،‬خوردن‪ ،‬حرکت‪ ،‬ورزش و ‪ ...‬انجام‬ ‫می دهیم‪ .‬هنگام انجام این کارها چقدر در‬ ‫لحظه حضور داریم؟ االن شما ظاهرا ً اینجا‬ ‫نشســته اید ولی طبیعت ذهن این است‬ ‫کــه یا در اینده پرواز کند و یا بدون هدف‬ ‫گذشته را مرور کند‪ .‬گذشته می تواند یک‬ ‫دقیقۀ قبل یا ســاعت های قبل‪ ،‬روز قبل‪،‬‬ ‫هفته ها‪ ،‬ماه ها و سال های قبل باشد‪ .‬عده ای‬ ‫دچار نگرانی غیرارادی هستند و ذهن شان‪،‬‬ ‫بدون اینکه خودشان بخواهند‪ ،‬مرتب اینده‬ ‫را جستجو می کند‪ .‬شما اینجا نشسته اید‬ ‫ولی حواس تان به فضاهایی اســت که یک‬ ‫یا دو ساعت بعد‪ ،‬پنج ساعت بعد‪ ،‬روز بعد‬ ‫در ان خواهیــد بود‪ .‬یکــی از ویژگی های‬ ‫بزرگ انســان عصر حاضر نگرانی است‪ .‬ما‬ ‫با شناخت نگرانی می توانیم ارامش فراهم‬ ‫کنیم‪ .‬شــناخت نگرانی و شناخت اینکه‬ ‫لحظاتی بدون اراده‪ ،‬بدون خواســت خود‪،‬‬ ‫ذهن مان در اینده پرواز می کند‪ ،‬تازه شروع‬ ‫کسب ارامش است‪ .‬همین طور افرادی که‬ ‫دچار افسردگی ضعیف‪ ،‬یا افسردگی حاد‬ ‫هســتند بدون اینکه خودشــان بخواهند‬ ‫ذهن شان به گذشته کشیده می شود‪ ،‬ولی‬ ‫نه گذشــته ای که شــخص تحلیل کند و‬ ‫تجربۀ روشــنی از ان به دست اورد‪ ،‬بلکه‬ ‫گذشته ای که افسوس می خورد و می گوید‪:‬‬ ‫کاش ان کار را می کردم‪ ،‬کاش نمی کردم‪،‬‬ ‫اگر من در فالن محفل این حرف را می زدم‬ ‫بهتــر بود‪ ،‬اگر نمی زدم بهتر بود و ‪ ...‬یعنی‬ ‫گذشته ای را بررسی می کند که رفته است‬ ‫و دیگر وجود ندارد‪.‬‬ ‫برمی گردیم به یــوگا‪ ،‬در ضمن از تمام‬ ‫عزیزان خواهــش می کنم کلمۀ یوگا را به‬ ‫شــکل اصیل خودش تلفــظ کنند‪ .‬یوگا‬ ‫(‪)yoga‬یعنی اتصال ذهن به جسم‪ ،‬یکی‬ ‫شــدن‪ ،‬وصل کردن عناصر گسستۀ وجود‬ ‫خودمان به یکدیگــر‪ .‬یووگا (‪)yuga‬یعنی‬ ‫عصر‪ ،‬دوره‪ ،‬زمــان‪ .‬بنابراین یوگا (‪)yoga‬‬ ‫صحیح اســت‪ .‬وقتی اینجا هســتیم ولی‬ ‫ذهن مان در گذشــته است‪ ،‬خودمان را دو‬ ‫بخش کرده ایم‪ ،‬وقتی اینجا هســتیم ولی‬ ‫ذهن مان در اینده پرواز می کند باز خودمان‬ ‫را دو نیم کرده ایم و در این حالت انرژی مان‬ ‫به طور تصاعدی پایین می اید‪.‬‬ ‫ولی وقتی عناصر گسســتۀ وجودمان را‬ ‫وصل کنیم‪ ،‬انــرژی به طور تصاعدی زیاد‬ ‫می شود‪ ،‬حضور و تاثیرمان روی خود‪ ،‬کارها‬ ‫و اهداف مان زیاد می شود‪ ،‬تعهدات مان به‬ ‫جامعه‪ ،‬به خود‪ ،‬به جسم‪ ،‬به حفظ سالمتی‪،‬‬ ‫به افکار و اهداف مان چندین برابر می شود‪.‬‬ ‫مسلماً همۀ شما از تجربۀ زمان حال اگاهی‬ ‫کامل دارید‪ ،‬غیرممکن است کسی نداشته‬ ‫باشــد‪ .‬ما هم زمان حال را در زندگی مان‬ ‫تجربه می کنیم و هم گذشته و اینده را‪.‬‬ ‫هر حرکت یوگا (اسانا) تشکیل شده از‬ ‫یک سری کشش ها‪ ،‬انقباض ها و رهاسازی‪.‬‬ ‫هر حرکت یوگا وقتی با تمرکز فکر و حضور‬ ‫ذهن انجام شود‪ ،‬ما در زمان حال می اییم‪.‬‬ ‫وقتی اســانا را با تکنیک های یوگا مانند‬ ‫کنتــرل تنفس و ســکون در ان وضعیت‬ ‫انجام دهیم خودبه خود ارتعاشات پراکنده‬ ‫و لجام گسیختۀ ذهن که تحت کنترل ما‬ ‫نیســت از زمان گذشــتۀ از دست رفته و‬ ‫ایندۀ هنوز نیامده به لحظۀ حال می اید‪.‬‬ ‫وقتی حضور فیزیکــی ما در زمان حال‬ ‫اســت ولی ذهن در زمان گذشته و اینده‬ ‫پرسه می زند‪ ،‬ناموثر و نامحسوس می شویم‪.‬‬ ‫ولی وقتی جســم و ذهن ما در زمان حال‬ ‫است بسیار موثر می شویم و اگر قرار شود‬ ‫اینده ای بسازیم‪ ،‬مسلماً اینده ای خالق و‬ ‫بزرگ می شود‪.‬‬ ‫بزرگ ترین دغدغۀ انســان امروز نبودن‬ ‫در زمان حال است‪ .‬مسلم بدانید انسان ده‬ ‫هزار یا پانزده هزار ســال قبل حتی انسان‬ ‫دویست سال قبل‪ ،‬بیشــتر از ما در زمان‬ ‫حال بود‪ ،‬چون با طبیعت ارتباط داشــت‪.‬‬ ‫ارتبــاط با طبیعت یعنی دیــدن گیاهان‪،‬‬ ‫حیوانــات‪ ،‬نزدیکی به عناصــر طبیعت و‬ ‫هماهنگی و تــوازن بین اعمال فیزیکی با‬ ‫اعمال ذهنی‪ .‬این شرایط خود به خود ما را‬ ‫به زمان حال می اورد‪ .‬ولی در دنیای امروز‬ ‫بین اعمال فیزیکی و اعمال ذهنی ما توازن‬ ‫نیســت‪ .‬کارهایی مانند رانندگی‪ ،‬نشستن‬ ‫طوالنی‪ ،‬کار زیاد بــا کامپیوتر‪ ،‬اینترنت و‬ ‫وسایل دیجیتال باعث شده تحرک جسم‬ ‫کمتر از ذهن باشــد‪ .‬وقتی این بی تناسبی‬ ‫به وجود اید ذهن و جسم ارتباط خودشان‬ ‫را از دســت می دهند‪ .‬ذهن می خواهد از‬ ‫این تن فرار کند و باالخره از یک راهی به‬ ‫گذشته و اینده گریز می زند‪ .‬اینجا دیگر کار‬ ‫تمام است! یعنی مشکالت و بیماری های‬ ‫انسان عصر حاضر این گونه به وجود می اید‪.‬‬ ‫مــواد مخــدر‪ ،‬داروهــای ارام کننده و‬ ‫داروهای انــرژی زا‪ ،‬از بزرگ ترین معضالت‬ ‫عصر ماست‪ .‬وقتی برای یک مشکل ساده‬ ‫ماننــد بی خوابی دارو مصــرف می کنیم‪،‬‬ ‫دیگر مغز و غــدد درون ریز مــا هورمون‬ ‫ارام کننده ترشــح نمی کنــد چون ضمیر‬ ‫ناخــوداگاه ما می گویــد صاحب این بدن‬ ‫ارامش را از یک کانال دیگر به دست اورده‬ ‫اســت‪ .‬عده ای هم که در چارچوب قوانین‬ ‫اجتماعی و اخالقیات نیستند به مواد مخدر‬ ‫گریز می زنند‪.‬‬ ‫سوال این است که ایا کسی که این مواد‬ ‫را مصرف می کند به زمان حال می اید؟ بله‪.‬‬ ‫با الکل‪ ،‬مواد مخــدر‪ ،‬داروهای ارام بخش‪،‬‬ ‫داروهای هیجان زا‪ ،‬داروهای باالبرندۀ سطح‬ ‫انرژی حیاتی؛ با همۀ این ها شخص به زمان‬ ‫حــال می اید ولی به چه قیمتی؟ تا زمانی‬ ‫که تحت تاثیر ان داروســت حالش نسبتاً‬ ‫خوب است ولی وقتی اثر دارو از بین رفت‪،‬‬ ‫افت روانی بسیار زیادی را تجربه می کند‪ .‬با‬ ‫این پرش ذهنی‪ ،‬بیشــتر در زمان گذشته‬ ‫و اینــده غــرق می شــود و از زمان حال‬ ‫فاصله می گیرد‪.‬‬ ‫برمی گردیم بــه یوگا؛ یوگا یــک ابزار‬ ‫اســت‪ ،‬یوگا به نظر بنده که ‪ 34‬سال است‬ ‫تدریس می کنم هدف نیســت‪ ،‬یوگا مثل‬ ‫این میکروفون‪ ،‬مثــل این پروژکتور فقط‬ ‫یک ابزار اســت‪ .‬ما از طریق فنون یوگا به‬ ‫ان چیزی که می خواهیم‪ ،‬به ان هدفی که‬ ‫داریم‪ ،‬می رسیم‪ .‬هدف برای عده ای ممکن‬ ‫است کسب ارامش‪ ،‬انرژی‪ ،‬تمرکز‪ ،‬انگیزه‬ ‫و شادی درون‪ ،‬حضور در لحظه‪ ،‬سالمتی‬ ‫جسم یا شــفای بیماری باشد‪ .‬هدف برای‬ ‫برخی ممکن است فقط طول عمر‪ ،‬جوان‬ ‫ماندن و صاف شــدن پوست صورت باشد‪.‬‬ ‫یک عده هم یوگا می کنند برای باال بردن‬ ‫تمرکز و ارتباط با دنیای درون شان‪ .‬به هر‬ ‫حال یوگا وســیله و ابزاری است که جسم‬ ‫و ذهن ما را ارتقا می دهد‪ .‬وقتی جســم به‬ ‫ارتقا برســد‪ ،‬با صرف غذای اندک و ساده‬ ‫بیشترین انرژی را می گیرد و سالم می ماند‬ ‫و وقتی ذهن به ارتقا برســد‪ ،‬کفایت های‬ ‫ذهن باال می رود‪.‬‬ ‫ذهن ما چهــار کفایت اصلی و محوری‬ ‫دارد‪ -1 :‬تمرکــز فکر ‪ -2‬حس نیرومندی‬ ‫‪ -3‬ارامش ‪ -4‬انگیزه و شادی درونی‬ ‫اولین کفایت ذهن «تمرکز فکر» یعنی‬ ‫مرکزیــت دادن افکار پراکنــده‪ ،‬مرکزیت‬ ‫دادن افکار‬ ‫از زمان گذشــته و اینده به زمان حال‪،‬‬ ‫مرکزیت دادن فکر از موضوعات پراکنده به‬ ‫موضوعات متمرکز و محوری‪ .‬تمرکز فکر‬ ‫نقطۀ مقابل حواس پرتی است‪ .‬وقتی حواس‬ ‫ما پرت اســت و در یک جا تمرکز ندارد به‬ ‫موضوعات مختلف‪ ،‬می پــردازد‪ .‬بچه ها تا‬ ‫سنینی تمرکز فکرشان بی نهایت و غیرقابل‬ ‫توصیف است‪ .‬به عنوان مثال حتماً تجربه‬ ‫کرده اید که موقع ناهار فرزند سه ساله تان‬ ‫را بارها صدا می کنید‪ ،‬درحالی که گرســنه‬ ‫اســت‪ ،‬ولی مشغول تماشــای تلویزیون‬ ‫و کارتون اســت یا بــازی می کند و اص ً‬ ‫ال‬ ‫صدای شــما را نمی شنود‪ .‬با اینکه احتیاج‬ ‫به غــذا دارد ولی انقدر تمرکزش به کاری‬ ‫کــه در ان لحظه می کند قوی اســت که‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪59‬‬ ‫صدای شما را نمی شــنود‪ .‬یا مث ً‬ ‫ال البرت‬ ‫اینشتین گاهی سه روز در البراتوارش کار‬ ‫می کرد و غــذا نمی خورد‪ ،‬بعد از اینکه به‬ ‫کشف جدیدی می رســید بیرون می امد‬ ‫و احســاس گرســنگی می کرد‪ .‬دومین‬ ‫کفایــت ذهن «حس نیرومندی» اســت‬ ‫که در روان شناســی «اعتمــاد به نفس»‬ ‫تعریف شده است‪ .‬اعتماد به نفس یا حس‬ ‫نیرومندی کفایتی اســت که ما بالقوه در‬ ‫دوران بچگــی داشــته ایم‪ .‬ازمایش های‬ ‫علمی اثبات کــرده بچه ها انرژی فیزیکی‬ ‫بسیار زیادتری نسبت به بزرگ ترها مصرف‬ ‫می کنند‪ .‬مث ً‬ ‫ال ان مقدار که بچۀ یک سال‬ ‫و نیمه راه می رود اگر یک مرد ‪۴۵‬ساله راه‬ ‫برود قلبــش از کار می افتد چون توان ان‬ ‫همه صرف انرژی فیزیکی را ندارد‪ .‬سومین‬ ‫کفایت ذهنی «ارامش» است‪ .‬ارامش به‬ ‫معنای داشتن صدا یا چهره و حرکات ارام‬ ‫نیست‪ .‬ارامش یعنی در زمان حال بودن‪.‬‬ ‫ارامش یعنی ذهن بــدون علت به اینده‬ ‫پرواز نکند‪ .‬نقطۀ مقابل ارامش‪ ،‬اضطراب‬ ‫است‪ .‬شخص مضطرب در هر دقیقه ده ها‬ ‫بــار ذهنش بدون هدف بــه اینده‪ ،‬حتی‬ ‫ایندۀ چند لحظــه بعد می رود‪ .‬چهارمین‬ ‫کفایت ذهنــی «انگیزه و حس شــادی‬ ‫درون» است‪.‬‬ ‫یک کــودک یک و نیم ســاله اگر در‬ ‫محیط ســالمی باشــد صبح با انگیزه از‬ ‫خواب بلند می شود‪ .‬یعنی به این علت از‬ ‫خواب بیدار نمی شــود که باید سر ساعت‬ ‫جایی باشد یا قرار داشته باشد یا باید سر‬ ‫ســاعت در مدرسه و دانشــگاه باشد‪ .‬او با‬ ‫شادی از خواب بیدار می شود‪ .‬شاید یکی‬ ‫از انگیزه هایش این باشد که چشمانش را‬ ‫باز کند و نور را ببیند یا با این شــوق که‬ ‫اب خنک به صورتش بزند‪ .‬ولی متاسفانه‬ ‫بیشــتر از ‪ 99‬درصد ادم های عصر حاضر‬ ‫نمی توانند بدون علت صبح با انگیزه بیدار‬ ‫شوند‪ ،‬حتماً باید علتی باشد‪ ،‬مانند رفتن‬ ‫به سر کار‪ ،‬غذا درست کردن‪ ،‬قرار مالقات‬ ‫یــا اصــ ً‬ ‫ا خوابیدن خوب نیســت و باید‬ ‫بلند شوم‪.‬‬ ‫ما با این چهار خصلت یا کفایت ذهنی‬ ‫بــه دنیا می اییم‪ ،‬این چیزی نیســت که‬ ‫یوگا به مــا بدهد‪ .‬یوگا فقط ان قشــر و‬ ‫حجاب پوشــاننده که افکار‪ ،‬گفتگوهای‬ ‫درونی‪ ،‬هیجانــات و خواســته های زیاد‬ ‫اســت را کنار می زند‪ .‬انجام تکنیک های‬ ‫‪60‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫یوگا ما را به همــان ذهن متمرکز‪ ،‬حس‬ ‫نیرومندی‪ ،‬ارامش و انگیزه و شادی درون‬ ‫بازمی گرداند‪.‬‬ ‫باید گفته شــود که یــوگا یک ورزش‬ ‫بســیار کم خرج و خودکفا اســت‪ .‬محل‬ ‫انجام اســاناهای یوگا معمــوالً روی یک‬ ‫تشک با ابعاد ‪ 60‬در ‪ 180‬سانتیمتر است‪.‬‬ ‫کدام ورزش اســت که اینقدر جای کمی‬ ‫اشــغال کند؟ امروز در دنیای دیجیتال و‬ ‫صنعت طرفــداران ورزش یوگا روز به روز‬ ‫بیشتر می شوند‪ .‬فرض کنید یک شهروند‬ ‫ساکن شهری مدرن‪ ،‬صنعتی و با امکانات‬ ‫فوق پیشــرفتۀ دیجیتالــی‪ ،‬در طبقۀ ‪۶۴‬‬ ‫اپارتمان خود در گوشه ای مت یوگا را پهن‬ ‫می کند و نیم ساعت یا ‪ 45‬دقیقه در روز به‬ ‫انجام اساناهای یوگا و تمرین های تنفسی‬ ‫مشغول می شود‪ .‬حداقل تاثیرش این است‬ ‫که یک روز پرانــرژی‪ ،‬ارام‪ ،‬با مدیریت و‬ ‫توانایی ذهنی باال و قدرت ارتباط فوق العاده‬ ‫را شروع می کند‪ .‬گرایش به سمت یوگا روز‬ ‫به روز بیشتر می شود‪ .‬سال گذشته چنین‬ ‫روزی در بــام تهران‪ ،‬مراســم روز جهانی‬ ‫یوگا برگزار شــد و با اینکه اطالع رســانی‬ ‫اندکی انجام شــد حدود هشت هزار نفر‬ ‫در انجا حاضر شدند‪ .‬چنین اماری حاکی‬ ‫از این اســت که ما انســان ها می خواهیم‬ ‫این چهار کفایت ذهنــی را تجربه کنیم‪.‬‬ ‫البته همان طور که ذکر شد یوگا به هیچ‬ ‫عنوان هدف نیســت‪ ،‬یوگا یک ابزار است‪،‬‬ ‫ابزاری که ما به وسیلۀ ان بالقوه های وجود‬ ‫خودمان را بیشتر تجربه می کنیم‪.‬‬ ‫دقایقــی بــا هــم تمریــن می کنیم؛‬ ‫همین طور که روی صمندلی نشســته اید‬ ‫پشت و ستون فقرات را کام ً‬ ‫ال صاف کنید‪،‬‬ ‫کف پاها روی زمین‪ ،‬دســت ها روی پاها‪،‬‬ ‫صورت روبه رو‪ ،‬چشــم ها نیمه بسته یا باز‬ ‫باشــد و با صدای من در ارتباط باشــید‪.‬‬ ‫حواس را به ســتون فقــرات و رها بودن‬ ‫دست ها روی پاها متمرکز کنید‪ ،‬حاال به‬ ‫تنفس های خودبه خودتــان توجه کنید‪،‬‬ ‫تنفس را کنترل نکنید‪ ،‬فقط توجه کنید‪.‬‬ ‫حواس را کام ً‬ ‫ال به تنفس ها بدهید‪ ،‬یعنی‬ ‫هوایی که بــا دم و بــازدم خودبه خود از‬ ‫مجاری بینــی عبور می کند‪ .‬خودتان را با‬ ‫تالش حواس به لحظۀ حال بیاورید‪ ،‬این‬ ‫کار ارادی است و بازتابش فورا ً ارام شدن‬ ‫ذهن است‪ .‬مکث کنید‪ ،‬به این صورت به‬ ‫هر تنفس توجه کنید یعنی حس های عبور‬ ‫هوا را در مجاری بینی دریافت کنید‪ .‬بادی‬ ‫کــه در این فضای باز می وزد روی صورت‬ ‫و دست ها احساس کنید‪ ،‬صداهای محیط‬ ‫را بشنوید‪ ،‬حضور خودتان را در این لحظه‬ ‫و در اینجا حس کنید‪ .‬حواس را برگردانید‬ ‫به عبور هــوا در مجاری بینی و به حضور‬ ‫بدن تان در این فضای بــاز‪ .‬انگار نه انگار‬ ‫که گذشته ای وجود داشته و صحبت هایی‬ ‫شده‪ ،‬تمام حواس را بیاورید در این لحظه‪،‬‬ ‫ستون فقرات را صاف تر کنید‪ ،‬قفسۀ سینه‬ ‫را منبسط کنید‪ .‬در همین حالت فقط اگاه‬ ‫باشــید‪ ،‬این یک تکنیک یوگاست‪ .‬حدود‬ ‫پنج دقیقه تمرین کردیم‪ .‬با این دستاورد از‬ ‫این تمرین خارج شوید که هنگام ورزش‪،‬‬ ‫قدم زدن و ‪ ...‬با بدن و حس های موجود در‬ ‫ان ارتباط داشته باشید و تمامی عوامل و‬ ‫محسوسات بیرون را هم حس کنید‪.‬‬ ‫قبل از خداحافظی چکیدۀ صحبت ها را‬ ‫در چند جمله خالصه می کنم‪:‬‬ ‫* اکثر ادم هــا تصور می کنند در زمان‬ ‫حال بودن یک وادی بی خیالی اســت‪ .‬در‬ ‫حالی کــه امدن در زمان حال همیشــه‬ ‫از قلــۀ تعهد و مســئولیت پذیری صورت‬ ‫می گیرد‪ .‬یعنی ما نمی توانیم به زمان حال‬ ‫بیاییم مگر اینکه گذشتۀ متعهدی داشته‬ ‫باشــیم‪ .‬البته به طور لحظه ای می توانیم‬ ‫بــا بعضــی از تکنیک ها زمان حــال را‬ ‫تجربه کنیم‪.‬‬ ‫* ما همیشه ایندۀ خالق و روشن را در‬ ‫زمان حال می توانیم طراحی کنیم‪.‬‬ ‫* ما همیشه گذشتۀ از دست رفته را در‬ ‫زمان حال می توانیم درست تحلیل کنیم‪.‬‬ ‫* اگر در زمان حال باشــیم‪ ،‬نگرانی از‬ ‫اینده تبدیل به «امید» می شود‪.‬‬ ‫* وقتــی در زمــان حــال هســتیم‬ ‫افسوس و پشــیمانی از گذشته تبدیل به‬ ‫«تجربه» می شود‪.‬‬ ‫از بــودن در محضر مســئولین شــهر‬ ‫رفسنجان کمال افتخار را دارم‪ .‬سپاس که‬ ‫به بنده اجازه دادید در خدمت تان باشــم‪.‬‬ ‫امیدوارم توانسته باشم بخشی از این ابزار‬ ‫که باعث ارتقای ذهنی و جسمی می شود‬ ‫(یوگا) را به شــما معرفی کنم‪ .‬از حضور‬ ‫مدعوین بی نهایت سپاســگزارم و به شما‬ ‫تبریک می گویم که چنین انگیزه و شوقی‬ ‫در شــما برای اشنایی با این فن یا ورزش‬ ‫یوگا هست‪.‬‬ ‫خدا یار و نگهدارتان باشد‪.‬‬ ‫سخنرانی اقای موحدی‪:‬‬ ‫امروز ‪ 31‬خرداد مصادف با بیســتم ماه‬ ‫جون‪ ،‬برابر است با با پنجمین سال برگزاری‬ ‫روز جهانی یــوگا‪ .‬زمانی که نارندا مودی به‬ ‫نخست وزیری هند انتخاب شد‪ ،‬در مهرماه‬ ‫سال ‪ 94‬و در اولین سخنرانیش در سازمان‬ ‫ملل متحد‪ ،‬انتخاب روزی به نام روز جهانی‬ ‫یوگا را پیشنهاد کرد‪ .‬در همان نشست تعداد‬ ‫‪ 30‬کشور روز جهانی یوگا را تایید کردند و‬ ‫تا امروز ‪ 177‬کشور مراسم روز جهانی یوگا‬ ‫را برگزار می کنند‪.‬‬ ‫پیشنهاد نخست وزیر هند از این رو بود‬ ‫که خود او سال هاست یوگا را تمرین می کند‪،‬‬ ‫به ان اعتقاد دارد و پیام یوگا را به درســتی‬ ‫درک کرده است‪ .‬چرا که می داند پیام یوگا‬ ‫پیام صلح و ثبات و دوستی و دوست داشتن‬ ‫و ارامش است و با هرنوع خشونت و جنگ‬ ‫و خونریزی و کشــتار مخالف‪ ،‬و اگر روزی‬ ‫پیام یوگا در جهان نهادینه شــود‪ ،‬صلح و‬ ‫ارامش در همه جا پابرجــا می گردد‪ .‬البته‬ ‫این ایدۀ نارندا مودی نیست‪ ،‬مهاتما گاندی‬ ‫(‪ 1948-1869‬م) ســال ها پیش به صورتی‬ ‫عملی و با استفاده از یکی از پیام های یوگا‬ ‫طی چند سال به استعمار ‪ 200‬سالۀ انگلیس‬ ‫پایان داد که به استقالل هند انجامید‪.‬‬ ‫به دنبال مهاتما گاندی‪ ،‬ســوامی ویشنو‬ ‫دوانانــدا‪ 1993-1927( 1‬م) در دهۀ ‪ 70‬و‬ ‫‪ 80‬میالدی هم پیام یوگا را به نحوی دیگر‬ ‫در جهان منتشر کرد‪ .‬او که از شاگردان دکتر‬ ‫شیواناندا‪ 1963-1887( 2‬م) بود‪ ،‬اموزه های‬ ‫یوگا را نزد او فرا گرفت و به توصیۀ او روانۀ‬ ‫غرب شــد تا یوگا را به جهانیان بشناساند‪.‬‬ ‫پــس از انکه در کانادا مرکز بزرگ یوگا را با‬ ‫نام یوگا کمپ تاسیس کرد‪ ،‬به فکر گسترش‬ ‫پیــام یــوگا در دیگر نقاط جهــان افتاد و‬ ‫به تدریج مراکز یوگایی در کشورهای مختلف‬ ‫جهان تاسیس و به افتخار استادش شیواناندا‬ ‫نامگذاری کرد‪ .‬او ســپس فن خلبانی را فرا‬ ‫گرفــت و از اینجا بود که ماموریتش را اغاز‬ ‫نمود‪ .‬او در حالی که یک شال نارنجی رنگ‬ ‫به کمر می بســت و یکی دیگر را به دوش‬ ‫می انداخت‪ ،‬سوار بر هواپیما می شد و بدون‬ ‫داشتن پاســپورت و ویزا به هر کشوری که‬ ‫می خواست می رفت‪ .‬در فرودگاه وقتی او را‬ ‫بازرسی می کردند می گفت‪« :‬نبایستی مرزی‬ ‫بین کشــورها وجود داشــته باشد چرا که‬ ‫همۀ انسان ها با هم برابرند و برادر‪ ».‬او برای‬ ‫رساندن پیام یوگا به جهانیان سه ماموریت‬ ‫بسیار خطرناک انجام داد‪ ،‬زمانی که در سال‬ ‫‪ 1967‬میالدی جنگ میان مصر و اسرائیل‬ ‫درگرفت‪ ،‬او با همان شــیوه و با هواپیمایی‬ ‫که خودش خلبانی ان را بر عهده داشــت‬ ‫بر فراز مرز مصر و اســرائیل که سربازان دو‬ ‫کشور در طرفین ان به صورت مسلح امادۀ‬ ‫انجام عملیات بودند پرواز کرد و پس از انکه‬ ‫در مصر فرود امد و خبرنگاران دور او جمع‬ ‫شــدند‪ ،‬او پیام یوگا را که صلح و دوســتی‬ ‫است و نه خشونت برای انان شرح داد‪.‬‬ ‫زمانی که بین ایرلند جنوبی و شــمالی‬ ‫درگیری بــود و هر روز ســربازان دوطرف‬ ‫به جان هم می افتادند و شــماری کشــته‬ ‫می شدند‪ ،‬با همان هواپیما از مرز عبور کرد و‬ ‫پس از فرود امدن باز هم به خبرنگاران گفت‬ ‫بین دو ایرلند که درواقع یک کشور هستند‬ ‫نباید خشونت و کشتار وجود داشته باشد‪.‬‬ ‫در اواخــر دهــۀ ‪ 1980‬میــادی (در‬ ‫مهم ترین ماموریتش که منجر به فروپاشی‬ ‫دیوار برلین شــد)‪ ،‬زمانی که بین دو کشور‬ ‫المان غربی و شــرقی دیوار برلین کشیده‬ ‫شــد و سربازان مسلح‪ ،‬هر جنبنده ای که از‬ ‫باالی دیوار به حرکت در می امد را به رگبار‬ ‫مسلسل می بستند‪ ،‬سوامی ویشنو دواناندا‬ ‫ســوار بر هواپیمای یک موتوره ای شد و از‬ ‫المان غربی به سوی المان شرقی پرواز کرد‬ ‫و نزدیک روســتایی در المان شرقی فرود‬ ‫امد‪ ،‬او شانس زیادی اورد که هواپیمای یک‬ ‫موتــوره اش مورد حمله قرار نگرفت‪ .‬پس از‬ ‫فرود امدن از صدای هواپیما تعدادی از اهالی‬ ‫روستا به ســمت او و هواپیمای فرود امده‬ ‫امدنــد و از دیدن خلبانی که تنها دو لنگ‬ ‫به کمر و روی شانه داشت تعجب کردند‪ .‬در‬ ‫ان زمان حکومت المان شرقی تابع شوروی‬ ‫کمونیستی بود و حکومتی پلیسی و امنیتی‬ ‫داشــت و کوچک ترین مخالفت با سیاست‬ ‫دولت را در نطفه خفه می کرد‪ ،‬اهالی روستا‬ ‫با دیــدن صحنه بالفاصله پلیــس را خبر‬ ‫می کنند و ظرف چند دقیقه ماموران پلیس‬ ‫از راه می رسند‪ ،‬ابتدا از دیدن هواپیمای یک‬ ‫موتــورۀ فرود امده در یک دشــت نزدیک‬ ‫روستا و خلبانی که تنها دو لنگ نارنجی رنگ‬ ‫بر تن دارد تعجب می کنند‪ ،‬ولی بالفاصله او‬ ‫را دستگیر و به نزدیک ترین ایستگاه پلیس‬ ‫می برند‪ .‬سوامی ویشنو با دیدن پلیس هایی‬ ‫که در پاسگاه پلیس انتظار او را می کشیدند‬ ‫خم می شــود‪ ،‬دســت هایش را به صورت‬ ‫قالب درمی اورد و حرکت ایســتادن روی‬ ‫سر (شیرشاسانا) را انجام می دهد‪ .‬ماموران‬ ‫پلیس بازهم تعجبشان بیشتر می شود که‬ ‫نکند این فرد با پوشــیدن دو لنگ‪ ،‬با سوار‬ ‫شدن در هواپیمای یک موتوره و با به خطر‬ ‫انداختن جانش مشاعرش را از دست داده و‬ ‫از دیوار برلین عبور کرده و در نزدیکی یک‬ ‫روستا فرود امده و حاال هم در پاسگاه پلیس‬ ‫روی ســرش ایستاده است‪ .‬به هر حال او را‬ ‫دستگیر می کنند‪ ،‬ســاعت ها از او بازجویی‬ ‫به عمل می اورند و وقتی متوجه می شــوند‬ ‫او یک یوگی اســت که با به خطر انداختن‬ ‫جانــش از المان غربی به شــرقی امده تا‬ ‫پیام یوگا را به ان ها یاداورشود؛ او را به مرز‬ ‫المان غربی می اورنــد و رهایش می کنند‪.‬‬ ‫خبر این موضــوع بالفاصله در مطبوعات و‬ ‫خبرگزاری های ان زمان منعکس شــد و از‬ ‫سوامی ویشنودواناندا با نام سوامی پرنده که‬ ‫دائماً ماموریت های صلح را در گوشه و کنار‬ ‫جهان انجام می دهد یاد می کردند‪.‬‬ ‫دو سال بعد شــهروندان المانی با دریل‪،‬‬ ‫کلنگ و تیشه و هر چیز دیگر به جان دیوار‬ ‫برلیــن افتادند و ان را خــراب کردند و به‬ ‫دنبال ان دو المــان به صورت المان واحد‬ ‫در امد‪ .‬ماموریت های سوامی ویشنودواناندا‬ ‫که قصدش رســاندن پیام یوگا به جهانیان‬ ‫بــود همچنین افکار و اراء مهاتما گاندی‪ ،‬با‬ ‫بهره گیری از اولین بخش یاما که اهیمســا‬ ‫یا عدم خشونت اســت‪ ،‬برای بیرون کردن‬ ‫انگلیسی ها از هند بدون کشتار و خونریزی‬ ‫ناراندا مودی را بر ان داشت به صورت رسمی‬ ‫از کشورهای جهان بخواهد که روزی را به نام‬ ‫روز یوگا برگزار کنند تا همۀ جهانیان با پیام‬ ‫یوگا‪ ،‬که صلح و دوستی و دوست داشتن و‬ ‫عدم خشونت اســت‪ ،‬اشنا شوند و امروز ما‬ ‫اینجا در خدمت شما اهالی خوب رفسنجان‬ ‫این روز را به اتفاق جشن می گیریم‪ .‬در اینجا‬ ‫الزم می دانم تشکر کنم از مسئولین محترم‬ ‫رفســنجان که این فرصت را در اختیارمان‬ ‫گذاشتند تا دقایقی در خدمت تان باشیم و‬ ‫در اینجا الزم می د انم به پیام یوگا اشاره ای‬ ‫داشته باشم‪:‬‬ ‫ســامتی ثروت اســت‪ ،‬ارامــش درون‬ ‫خوشــبختی اســت‪ .‬یوگا راه را به شــما‬ ‫نشان می دهد‪.‬‬ ‫‪Health is wealth. Peace of mind is‬‬ ‫‪happiness. Yoga shows the way.‬‬ ‫‪1-Swami Vishnudevananda‬‬ ‫‪2-Sivananda Saraswati‬‬ ‫دانش یوگا مرداد و شهریور ‪ |1398‬شماره ‪ 130‬و ‪131‬‬ ‫‪61‬‬ ‫تصاویری از روز جهانی یوگا در شهرستان ها‬ ‫باشگاه یوگا پتروشیمی بوعلی بندر امام‬ ‫شمع های ارگانیک به علت تولید سوخت پاک ‪ ،‬در دنیا به شمع پاک شهرت دارند‬ ‫(شمع های ‪ HAVIR‬تهیه شده از موم عسل ‪ ،‬با رایحه طبیعی ‪ ،‬بدون پارافین و اسانس)‬ ‫‪HAVIR_CO‬‬ ‫شیدا رخصتی عراقی‬ ‫مدیریت گروه تولیدی هاویر‬ ‫‪62‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪26317258‬‬ ‫‪09121729137‬‬ ‫هدف از این نشســت یک روزه یادگیری نشستن‬ ‫صحیح‪ ،‬چگونگی استفاده از ابزار جهت کاهش و‬ ‫یا از بین بردن استرس ذهنی و تنش های فیزیکی‬ ‫برای تجربه ســکون و ارامش و همچنین افزایش‬ ‫ذهن اگاهی و حضور ذهن در زندگی روزمره است‪.‬‬ ‫دوره نشستن یک روزه‬ ‫جمعه ‪ 8‬شهریورماه‬ ‫موسسه دانش یوگا‬ ‫چهار دوره چهل دقیقه ای نشستن‬ ‫چهار پیاده روی پنج دقیقه ای همراه با حضور ذهن‬ ‫تمرین نشستن و برنامه این دوره یک روزه به شرح‬ ‫زیر است‪:‬‬ ‫ارمندگی پیش رونده‪ ،‬تمرینی بســیار موثر جهت‬ ‫کاهش و رفع تنش های فیزیکی‪.‬‬ ‫‪(Do-in‬تمریــن ژاپنی) ترکیبــی از تمرین های‬ ‫انعطافی و کششــی‪ ،‬تمرینات تنفسی‪ ،‬تمرینات‬ ‫‪ Qi، Do-in‬و ماساژ شخصی‪.‬‬ ‫انرژی لبخند‪ ،‬تمرینی ســاده و نیرومند برای دفع‬ ‫منفی نگری‪.‬‬ ‫تمرین تمدد اعصاب و ریلکــس کردن صورت و‬ ‫چشــم ها برای حذف و کاهش عالئم تنش ها در‬ ‫چهره‪.‬‬ ‫چرخش سر‪ ،‬تمرین ســاده برای کاهش تنش در‬ ‫نواحی گردن‪.‬‬ ‫تنفس زبانی‪ ،‬تمرین تنفســی‪ ،‬شــیوه ای موثر در‬ ‫ارامش تنفس‪.‬‬ ‫هزینه‪ 250 :‬هزار تومان‪ .‬همراه با ناهار و‬ ‫مجموعه کوسن و زیرانداز‪.‬‬ ‫شماره تماس برای ثبت نام دوره‬ ‫(موسسه دانش یوگا)‬ ‫‪88319054 - 88318189‬‬ ‫‪BESHEEN‬‬ ‫نشس‬ ‫تن بدون استرس و با حضور ذهن‬ ‫دوره اهی یک روزه‪ ،‬یک هفته ای‪ ،‬یک ماهه و هس ماهه‬ ‫زمان بندی‪:‬‬ ‫ناهار‬ ‫‪9:45 -10‬‬ ‫‪13:45-14:30‬‬ ‫مورد‬ ‫در‬ ‫نیاز‬ ‫مورد‬ ‫های‬ ‫زیرساخت‬ ‫اموزش‬ ‫استراحت و اموزش‬ ‫نشستن‬ ‫چگونگی‬ ‫‪14:30-15:10‬‬ ‫‪10-10:40‬‬ ‫نشستن ‪ 40‬دقیقه ای‬ ‫ای‬ ‫دقیقه‬ ‫‪40‬‬ ‫نشستن‬ ‫‪15:10-15:15‬‬ ‫‪10:40-10:45‬‬ ‫پیاده روی ‪ 5‬دقیقه ای همراه با حضورذهن‬ ‫پیاده روی ‪ 5‬دقیقه ای همراه با حضورذهن ‪15:15-15:45‬‬ ‫‪10:45-11‬‬ ‫پرسش و پاسخ‬ ‫یوگا‬ ‫تمرینات‬ ‫استراحت و‬ ‫‪15:45-16:20‬‬ ‫‪11-11:20‬‬ ‫نشستن ‪ 40‬دقیقه ای‬ ‫پرسش و پاسخ‬ ‫‪16:20-16:25‬‬ ‫‪11:20-12‬‬ ‫پیاده روی ‪ 5‬دقیقه ای همراه با حضورذهن‬ ‫ای‬ ‫دقیقه‬ ‫‪40‬‬ ‫نشستن‬ ‫‪16:25-17:00‬‬ ‫‪12-12:05‬‬ ‫پرسش و پاسخ و گفتگو‬ ‫پیاده روی ‪ 5‬دقیقه ای همراه با حضورذهن ‪17‬‬ ‫‪12:05-13‬‬ ‫پایان‬ ‫تمرینات یوگا‪ ،‬اســتراحت و اماده سازی‬ ‫ناهار‬ ‫‪13-13:45‬‬ ‫برای اطالعات بیشتربا کانال تلگرام در ارتباط باشید‪.‬‬ ‫‪telegram.me/besheen‬‬ ‫اکادمی لوتوس یوگا‬ ‫با افتخار دومین دوره بین المللی پاور یوگا ‪ 200‬ساعته ‪ Level1‬را با همکاری‬ ‫‪World Yoga Organisation, Akshar Yoga‬‬ ‫در ایران برگزار می کند‪.‬‬ ‫دوره توسط مستر شهروز مرادى بنیانگذار پاوریوگا هیمالیایوگا و سفیر سازمان جهانی یوگا و‬ ‫اکشاریوگا در ایران برگزار میشود‬ ‫زیر نظر سازمان یوگای جهانی ‪ WYO‬به اجرا در می اید‪.‬‬ ‫در پایان دوره ها اسامی پذیرفته شدگان در لیست مورد قبول سازمان جهانی یوگا (‪)WYO‬‬ ‫به عنوان مربی ‪ LEVEL1‬ثبت می شود‪.‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪Y‬‬ ‫‪64‬‬ ‫‪M‬‬ ‫‪E‬‬ ‫‪D‬‬ ‫‪A‬‬ ‫‪C‬‬ ‫‪A‬‬ ‫‪A‬‬ ‫‪G‬‬ ‫‪O‬‬ ‫‪Y‬‬ ‫‪S‬‬ ‫‪U‬‬ ‫‪T‬‬ ‫‪O‬‬ ‫مجوز نمایندگی و برگزاری‬ ‫دوره ها در ایران‬ ‫‪L‬‬ ‫ظرفیت دوره محدود می باشد و اولویت‬ ‫با افرادی است که زودتر مراجعه کردند‬ ‫مهلت ثبت نام تا پایان شهریور ‪ 1398‬می باشد‪.‬‬ ‫مدارک مورد نیاز‪:‬‬ ‫کپی صفحه اول پاسپورت‬ ‫یک قطعه عکس ‪6*4‬‬ ‫جهت هماهنگی‪ ،‬ثبت نام و اطالعات بیشتر در رابطه با‬ ‫برگزاری دوره ها با شماره های زیر تماس بگیرید‬ ‫‪09334776572‬‬ ‫‪٠٩١٩٨٥٧٦١٢٩‬‬ ‫‪shahrooz_yogi‬‬

آخرین شماره های ماهنامه دانش یوگا

ماهنامه دانش یوگا 139

ماهنامه دانش یوگا 139

شماره : 139
تاریخ : 1399/04/15
ماهنامه دانش یوگا 137

ماهنامه دانش یوگا 137

شماره : 137
تاریخ : 1399/02/19
ماهنامه دانش یوگا 135

ماهنامه دانش یوگا 135

شماره : 135
تاریخ : 1398/10/01
ماهنامه دانش یوگا 132

ماهنامه دانش یوگا 132

شماره : 132
تاریخ : 1398/07/15
ماهنامه دانش یوگا 128

ماهنامه دانش یوگا 128

شماره : 128
تاریخ : 1398/03/15
ماهنامه دانش یوگا 127

ماهنامه دانش یوگا 127

شماره : 127
تاریخ : 1398/02/15
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!