ماهنامه دانش یوگا شماره 132 - مگ لند
0
صفحه قبل

ماهنامه دانش یوگا شماره 132

صفحه بعد

ماهنامه دانش یوگا شماره 132

ماهنامه دانش یوگا شماره 132

‫فهرست‬ ‫‪Contents‬‬ ‫‪3‬‬ ‫ ‬ ‫سرمقاله‬ ‫‪4‬‬ ‫سخن مدیرمسئول‬ ‫‪8‬‬ ‫پریا یا شریا؟ لذت گذرا یا شادی ماندگار؟‬ ‫‪11‬‬ ‫طنین کاسه مرتعش‪ ،‬دوست دیرینۀ یوگا‬ ‫‪12‬‬ ‫مخاطرات حرفۀ مربی گری یوگا‬ ‫‪14‬‬ ‫‪ 18‬اصل و قانون زندگی معنوی‬ ‫‪17‬‬ ‫سودمندی یوگای صبحگاهی‬ ‫پنج‬ ‫ِ‬ ‫‪18‬‬ ‫نمی توان احساسات را متوقف کرد‬ ‫‪20‬‬ ‫روزی در شهریورماه ‪98‬‬ ‫علم عصب شناسی چگونه از طریق یوگا به سالمت روانی کمک می کند ‪22‬‬ ‫‪24‬‬ ‫سعادت ابدی (کنترل انرژی حیاتی)‬ ‫‪26‬‬ ‫اخبار‬ ‫‪27‬‬ ‫نقش یوگا در بهبود خواب سالمندان‬ ‫‪28‬‬ ‫یوگا همراه با ابزار‬ ‫‪30‬‬ ‫قهرمان درون‬ ‫‪31‬‬ ‫مریچی اسانا‬ ‫‪34‬‬ ‫یوگا؛ یار شما در خانه‬ ‫‪36‬‬ ‫درس هایی برای سلوک درختی (پاییز روح)‬ ‫‪38‬‬ ‫پنج درس زندگی‬ ‫‪40‬‬ ‫قدرت درون‬ ‫‪44‬‬ ‫سوترای چهاردهم (تکمیل یا تعالی تمرین)‬ ‫‪46‬‬ ‫پرانا چیست؟‬ ‫‪50‬‬ ‫غلبه بر سرطان‬ ‫‪52‬‬ ‫اموزش یوگا در زندان‬ ‫‪55‬‬ ‫به حقیقت درونت اعتماد کن!‬ ‫‪56‬‬ ‫یک وعده غذای گیاهی‬ ‫‪58‬‬ ‫یوگا روشی برای دیدن خویشتن و جهان پیرامون‬ ‫‪62‬‬ ‫یوگا‪ ،‬مکملی برای درمان سوء مصرف مواد مخدر‬ ‫صاحب امتیاز و مدیر مسئول‪ :‬سیدعبدالحمید موحدی نائینی‬ ‫عضو انجمن مدیران مطبوعات‬ ‫زیر نظر شورای سیاست گذاری‬ ‫سرپرست گروه مترجمین‪ :‬عاطفه شریفان‬ ‫امور مالی‪ :‬سید عبدالمجید موحدی نائینی‬ ‫مدیر امور هنری‪ ،‬گرافیست و طراح روی جلد‪ :‬محمدرضا موحدی نائینی‬ ‫سازمان اگهی ها‪ :‬رابعه ربیعی‬ ‫روابط عمومی‪ :‬سهیال موحدی‬ ‫امور مشترکین و مسئول توزیع‪ :‬محمدرضا موحدی نائینی‬ ‫ویراستار‪ :‬مریم محمدی‬ ‫لیتوگرافی و چاپ‪ :‬شرکت رواق روشن مهر‬ ‫سال هجدهم ‪ -‬مهر و ابان ‪1398‬‬ ‫شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫از عزیزانی که مایل به همکاری با مجلۀ دانش یوگا هستند‪ ،‬خواهشمندیم‬ ‫مقاالت خود را به ادرس پست الکترونیکی مجله ارسال فرمایند‪.‬‬ ‫تحریریۀ مجله در دخل‪ ،‬تصرف و ویرایش مطالب ارسالی کام ً‬ ‫ال ازاد است‪.‬‬ ‫همکاران این شماره‪ :‬مینا بختیاری‪ ،‬مهدی افرادی‪ ،‬سرور اسدزاده‪،‬‬ ‫مهتاب کالنتری‪ ،‬مهدی افراشید‪ ،‬میالد تکسیبی‪ ،‬سوسن عبدالرضایی‪،‬‬ ‫امین مطیعی‪ ،‬شــهال قاســمیان‪ ،‬بهاره جعفری صمیم‪ ،‬لعیا نبی فر‪،‬‬ ‫حامد رنگین کمان‪ ،‬مینا سهرابی‪ ،‬شیمال خان‬ ‫نشانی‪ :‬شمال میدان هفت تیر‪ ،‬ابتدای مفتح شمالی‪،‬خیابان مالیری پور‪ ،‬خیابان‬ ‫زیرک زاده‪ ،‬نبش خیابان ارام‪ ،‬پالک ‪16+1‬‬ ‫تماس با تحریریه‪:‬‬ ‫‪88318189-88319054‬‬ ‫تلگرام‪09902260640 :‬‬ ‫تماس با سازمان اگهی ها‪88842667 :‬‬ ‫فکس‪۸۹۷۸۵8۳۰:‬‬ ‫کدپستی‪1575783113 :‬‬ ‫‪info@danesheyoga.com‬‬ ‫‪www.danesheyoga.com‬‬ ‫‪@danesheyoga‬‬ ‫‪/yoga.knowledge‬‬ ‫شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫مخاطرات حرفۀ مربی گری یوگا‬ ‫مربی گری یوگا یک حرفۀ پر مطالبه است و یک مربی‬ ‫یوگای موفق باید انزوا‪ ،‬اضطراب و درماندگی های ناگزیر‬ ‫حرفه اش را تاب بیاورد‪.‬‬ ‫قهرمان درون‬ ‫قهرمان هرکســی می تواند باشــد؛ پدر‪ ،‬مادر‪ ،‬ســرباز‪،‬‬ ‫ورزشکار‪ ،‬نویسنده و ‪ ...‬چرا که در وجود همۀ ما مثبت و‬ ‫منفی ها و سالم و ناسالم هایی است که با اگاهی نسبت‬ ‫به وجودشان و انتخاب بین ان ها می توان قهرمان بودن‬ ‫را انتخاب کرد‪.‬‬ ‫پنج درس زندگی‬ ‫اولین درس‪ ،‬ابتدا ارزش های زندگی مان را بشناسیم‪.‬‬ ‫دومین درس‪ ،‬یاد بگیریم که چگونه برای رضایت خود‬ ‫وارد میدان شــویم‪ .‬سومین درس رفتار با تک تک افراد‬ ‫را فرامی گیریم‪.‬چهارمیــن درس وقتی کارها غلط از اب‬ ‫درمی ایند چه باید بکنیم‪ .‬پنجمین درس ارزش چیزهای‬ ‫بخشیدنی با بخشیدن افزایش می یابد‪.‬‬ ‫یوگا‪ ،‬مکملی برای درمان‬ ‫سوء مصرف مواد مخدر‬ ‫یوگا نقش فزاینده ای در برنامه های درمان سوء مصرف‬ ‫مــواد و در طــول دوره بهبود‪ ،‬به منظور پیشــگیری از‬ ‫بازگشت‪ ،‬کاهش عالئم‪ ،‬کاهش تمایل به مصرف داروها‬ ‫و ارائۀ یک خروجی ســالم برای مقابله بــا عوامل موثر‬ ‫روزمره دارد‪.‬‬ ‫‪2‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪12‬‬ ‫‪30‬‬ ‫‪38‬‬ ‫‪62‬‬ ‫دوستان عزیز مجلۀ دانش یوگا‬ ‫برای شما که قدم در راه یوگا گذاشته اید و به انگیزۀ اصلی یوگا که کسب تعالی است‪ ،‬همواره گوشه چشمی‬ ‫دارید قطعاً روز هفدهم اکتبر‪ ،‬معادل ‪ 25‬مهر ماه‪ ،‬که به تازگی ان را گذرانده ایم‪ ،‬یک نام گذاری ســاده در تقویم‬ ‫نیســت‪« :‬روز جهانی ریشــه کنی فقر»‪ .‬یاداوری این روز نه تنها می تواند یاداور کمک به فقرا و اندیشــیدن در مورد‬ ‫راهکارهای کاهش فقر باشد‪ ،‬بلکه تلنگری است به همۀ ما که با دیدی باز و اگاه بودن در هر لحظه و هر روز ریشۀ فقر‬ ‫را در وجود خود نیز بخشکانیم و به غنی ساختن روان و توانایی های خویش بپردازیم‪.‬‬ ‫به امید ان روز که فقر از میان برود و اگاهی تمام جهان را در برگیرد‪.‬‬ ‫امین‬ ‫سیدهاشم موسوی نژاد‬ ‫باشگاه‪ :‬اکادمی یوگای مازندران‬ ‫نام حرکت‪ :‬ماکسیکاناگاسانا‬ ‫‪Maksikanagasana‬‬ ‫عکاس‪ :‬منصور نبوی‬ ‫‪3‬‬ ‫بدون راهنما انتخاب رهزگ‬ ‫سید عبدالحمید موحدی نائینی‬ ‫بعد از سقوط شاه سلطان حسین صفوی (‪ 1047-1105‬ش) و‬ ‫غلبه بر ایران‪ ،‬محمود افغان یکی از اقوام خود را که "مگس خان"‬ ‫نام داشت‪ ،‬فرماندار شیراز کرد‪.‬‬ ‫وی پس از چند روزی که در شــیراز بود روزی کنار قبر حافظ‬ ‫(‪ 727-792‬هـ ق) رفت‪ .‬بر اثر تعصبات غلطی که داشــت تصمیم‬ ‫گرفت قبر حافظ را خــراب کند‪ .‬هر چه اطرافیانش او را نصیحت‬ ‫کردند که از این تصمیم بگذرد‪ ،‬او گوش نکرد‪ .‬سرانجام قرار بر این‬ ‫شد که از دیوان حافظ دراین مورد فالی بگیرند‪ ،‬وقتی که دیوان را‬ ‫باز کردند‪ ،‬این شعر در اغاز صفحۀ راست امد‪:‬‬ ‫ ‬ ‫ای مگس عرصۀ سیمرغ نه جوالنگه توست‬ ‫عرض خود می بری و زحمت ما می داری‬ ‫مگس خان‪ ،‬با خواندن این شعر سخت تحت تاثیر قرار می گیرد و‬ ‫از روح حافظ طلب بخشش می کند‪.‬‬ ‫‪ 20‬مهرماه هر ســال روز بزرگداشــت حافظ اســت و به همین‬ ‫مناسبت در چنین روزی یک بار دیگر پیام های جهان شمول او به‬ ‫سمع و نظر جهانیان رسانده می شود‪.‬‬ ‫خوانندگان محترم مطلعند روز ‪ 8‬مهرماه هر ســال هم روز تولد‬ ‫موالنا جالل الدین رومی (‪ 604-672‬هـ ق) است و در چنین روزی‬ ‫طی تشــریفاتی مقام و جایگاه این عارف بزرگ هم در ایران و هم‬ ‫‪4‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫ترکیه ارج نهاده می شود‪ .‬پیام های این دو عارف بزرگ ایرانی پس از‬ ‫حدود ‪ 8‬قرن همچنان در بین اندیشمندان و نخبگان جهان دهان‬ ‫به دهان می چرخد و روز بــه روز به پیروان ان ها افزوده می گردد‪.‬‬ ‫این دو عارف و اندیشمند ایرانی اعتقاد دارند جایگاه انسان در کسب‬ ‫معرفت و رسیدن به تعالی است‪ ،‬ولی انسان به تنهایی قادر به کسب‬ ‫چنین جایگاهی نیست و اگر بخواهد در این مسیر گام بردارد الزم‬ ‫است توسط اســتاد و راهنما دائم در حال اموختن باشد و راهنما‬ ‫کسی نیســت مگر عالم به علم زمان‪ .‬در اشعار حافظ‪ ،‬این راهنما‬ ‫یا اســتاد‪ ،‬همان پیر خرابات یا پیر مغان و ‪ ...‬اســت و مولوی این‬ ‫استاد و مرشد را از طریق شمس تبریزی (‪ 582-645‬هـ ق) معرفی‬ ‫می کند‪ .‬علت ماندگاری اثار این دو تا به امروز در همین نکته است‬ ‫که هر دو اعتقاد دارند تعالی انســان در گرو پیروی و اطاعت از پیر‬ ‫و مراد و اســتاد اســت‪ .‬ان دو همچنین متذکر می شوند اطاعت و‬ ‫فرمانبرداری از معلم و مرشــد باید اطاعت مطلق باشد و مرید در‬ ‫برابر مراد بایستی کام ً‬ ‫ال منفعل عمل کند‪ .‬بر همین اساس باید در‬ ‫زندگی روزمره به هرچیز و هرکس که برمی خوریم به عنوان معلم‬ ‫و کسی که به ما چیزی اموزش می دهد نگاه کنیم‪ .‬به عبارت دیگر‬ ‫زندگــی را از این دید بنگریم که همــه اموزگارند و در برخورد با‬ ‫انان بهره ای نصیب مان می شــود‪ .‬در برخورد با ادم های خشمگین‬ ‫ارامــش را می اموزیم‪ ،‬ادم های ریاکار به مــا یکرنگی می اموزند‪،‬‬ ‫ادم های سرسخت به ما نرمش یاد می دهند‪ ،‬ادم های وحشت زده به‬ ‫ما شهامت می اموزند‪ .‬از جمله چیزهایی که ممکن است در بدترین‬ ‫شــرایط اموخته باشیم این است که ســه قشر از مردم را هیچ گاه‬ ‫نباید فراموش کنیم‪ :‬کســانی که در سختی ها به ما کمک کردند‪،‬‬ ‫ان هایی که به هنگام سختی نسبت به ما بد کردند و ان هایی که ما‬ ‫را در مشکالت قرار دادند‪ .‬در اینجا باید مردمی که به ما بد کردند را‬ ‫سرزنش نکنیم‪ ،‬بلکه به یاد بیاوریم که چه چیزهای زیادی از ان ها‬ ‫اموخته ایم‪ .‬در عین حال در رابطه با ادم های جورواجوری که با ان ها‬ ‫برخــورد داریم و برای مدت کوتاه یا مدت طوالنی وارد زندگی مان‬ ‫می شوند از خود بپرسیم این فرد برای یاد دادن چه چیزی سر راه‬ ‫من قرار گرفته است؟ گاه ممکن است در طول زندگی این درس را‬ ‫هم فراگرفته باشیم که تالفی کردن از انرژی ما می کاهد‪ .‬تا با کفش‬ ‫کســی راه نرفته ایم حق قضاوت کــردن نداریم‪ .‬گاهی برای بودن‬ ‫باید محو شــویم و بعضاً برای شناخت ادم ها باید یک بار بر خالف‬ ‫میل شــان عمل کنیم‪ .‬اگر به جای محبتی که به کسی کردیم از‬ ‫او بی مهری دیدیم نباید مایوس شــویم چون برگشت ان محبت‬ ‫را از شــخص دیگری در زمان دیگــر و در رابطه با موضوعی دیگر‬ ‫خواهیم گرفت‪ .‬ولی ایا اموختن و یادگیری از اطرافیان در مدرسه‬ ‫و دانشگاه و همچنین اشنایان مان کافی است؟ وقتی نمی بخشیم‪،‬‬ ‫وقتی از همه چیز شــکایت می کنیم‪ ،‬وقتی با پشیمانی و افسوس‬ ‫زندگــی می کنیم‪ ،‬وقتی شــریک‬ ‫مناســبی برای زندگی مان انتخاب‬ ‫نمی کنیم‪ ،‬وقتی خودمان را مقایسه‬ ‫می کنیم‪ ،‬وقتــی فکر می کنیم پول‬ ‫برایمان خوشبختی می اورد‪ ،‬وقتی‬ ‫شکرگزار نیســتیم‪ ،‬وقتی بدبین و‬ ‫منفی گرا هستیم‪ ،‬وقتی با یک دروغ‬ ‫زندگی می کنیم‪ ،‬وقتی در مورد هر‬ ‫چیز نگرانیم و وقتی با خصلت هایی‬ ‫همچــون دروغ و تعصب و منیت و‬ ‫حسادت و کینه و عداوت و شهوت‬ ‫و ترس و عصبانیت و حرص و طمع‬ ‫روبه رو هســتیم چه باید بکنیم و به‬ ‫که باید پناه ببریم؟‬ ‫اگر در اراء و افکار حافظ و موالنا‬ ‫ق شویم در می یابیم‬ ‫کمی بیشترعمی ‬ ‫هر دو به مسائلی اشاره دارند که کم ‬ ‫و بیش انســان در طول حیات خود‬ ‫با ان ها درگیر اســت و به دنبال راه‬ ‫بــرون رفت از ان ها می گردد‪ .‬هر دو‬ ‫عمری را سپری کردند تا به این نیاز‬ ‫همیشگی انسان پی ببرند که برای‬ ‫رهایــی از درد و رنج و رســیدن به‬ ‫ارامش و راحتی و خوشــحالی چه‬ ‫باید بکند‪ ،‬چه مســیری را باید طی‬ ‫نماید و چه اندیشه ای را باید در سر‬ ‫داشته باشد تا به سر منزل مقصود‬ ‫برسد‪ .‬حافظ با ‪ 4790‬بیت و موالنا با ‪ 36000‬بیت شعر‪ ،‬هرکدام‬ ‫پیام های خود را برای نسل های بعد از خود به یادگار گذاشتند‬ ‫و امروز می بینیم این پیام ها که دقیقاً به پیروی از معلم و مرشد‬ ‫و اســتاد و راهنما اشــاره دارد روز به روز نه فقط در ایران‪ ،‬بلکه‬ ‫در سراســر جهان عالقه مندان بیشتری را به سوی خود جلب‬ ‫می کند‪ .‬در همین رابطه حافظ اعتقاد دارد اگر اسکندر زمان هم‬ ‫باشی برای قرار گرفتن در مسیر نیاز به پیر داری‪:‬‬ ‫بی پیر مرو تو در خرابات ‬ ‫هرچند سکندر زمانی‬ ‫ ‬ ‫و موالنا هم اعتقاد دارد طی کردن سفر زندگی بدون داشتن‬ ‫پیر پر افت و پر خوف و خطر است‪:‬‬ ‫پیر را بگزین که بی پیر این سفر‬ ‫هست بس پر افت و خوف و خطر‬ ‫حال که این دو عارف بزرگ ایرانی همگان را به داشــتن پیر‬ ‫و معلم و مرشــد و مربی تشویق می کنند کمی تعمق کنیم و‬ ‫ببینیم معلم و مرشد واقعی چه کسی است؟ ایا در حال حاضر از‬ ‫پیری تبعیت می کنیم؟ ایا با معلمی که بتواند راهنمای ما باشد‬ ‫در تماس هستیم؟ هیچ گاه پاسخ سواالت مان در خصوص این که‬ ‫از کجا امده ام‪ ،‬برای چه امده ام‪ ،‬حاال که امده ام چه باید بکنم‪،‬‬ ‫کاری که االن انجام می دهم درست است و در اخر قرار است به‬ ‫کجا بروم را از او پرسیده ایم؟‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪5‬‬ ‫چنان چه یک بار دیگر در خودمان عمیق شویم متوجه می شویم‬ ‫کم و بیش با معلم و مرشــد و راهنمایی که بتواند مشکالت مان را‬ ‫حل کنند در تماس نبوده و اگر هم بوده ایم این امر بســیار ضعیف‬ ‫بوده است تا حدی که به دستوراتش به طور کامل عمل نکرده ایم و‬ ‫هیچ گاه به نتیجۀ مطلوب هم نرسیده ایم‪ .‬شک نکنیم وقتی از معلم‬ ‫و راهنما وراستاد بهره نبریم و زمانی که خود هر انچه بخواهیم انجام‬ ‫دهیم‪ ،‬از خوشحالی و ارامش و راحتی خبری نخواهد بود و رنج سرتا‬ ‫پــای زندگی مان را فرا می گیرد‪ ،‬اگر به دور و بر و اطراف مان نظری‬ ‫بیندازیم متوجه می شــویم‪ ،‬رنج امروز ما انسان های عصر حاضر به‬ ‫مراتب بیشتر از نسل های گذشته است و هرچه به جلو پیش برویم‬ ‫رنج و مشکالت نسل های بعدی از جمله فرزندان مان به مراتب بیشتر‬ ‫از ما خواهد بود‪.‬‬ ‫در فلسفۀ شرق امده است زمانی که تحت تعلیم و اموزش معلم‬ ‫و مرشــد و استاد نباشیم خصلت هایی که از بدو تولد در نهاد ما به‬ ‫ودیعه گذاشته شده قد علم می کند و از انجایی که گرایش انسان به‬ ‫منفی هاست‪ ،‬چنانچه ان ها را کنترل نکنیم انواع رنج ها به سراغ مان‬ ‫می اید و در نهایت نه تنها ما را به سر منزل مقصود نمی رساند‪ ،‬بلکه‬ ‫عمر دو روزۀ ما را ضایع می کند و ارامش را از ما می گیرد‪.‬‬ ‫موالنا در کتاب مثنوی بارها به رنج انســان ها اشاره و در نهایت‬ ‫رنج ها را به دو گروه تقســیم می کند‪ :‬اول رنج هایی که انسان خود‬ ‫برای خــودش به وجود مــی اورد و دوم رنج هایی که خداوند برای‬ ‫پرورش انسان در نظر می گیرد‪.‬‬ ‫موالنا رنج های دســتۀ اول را ناشــی از خودخواهی و مستی و‬ ‫جهالت انسان می داند که روزها را از پی هم تیره و کدر می کند‪ ،‬او‬ ‫ان ها را مردود می شمارد و می گوید‪:‬‬ ‫تا ز مستی جهالت به خمار افتادیم‬ ‫به کدورت گذرد شنبه و ادینۀ ما‬ ‫اما این عارف بزرگ رنج های گروه دوم را می پذیرد‪ ،‬زیرا که معتقد‬ ‫اســت رنج و غمی که خداوند برای رشــد و ارتقاء انسان ها معین‬ ‫می کند صرفاً ازمونی است برای بیداری و اگاه شدن و پدیدامدن‬ ‫خوش دلی‪.‬‬ ‫رنج و غم را حق پی ان افرید‬ ‫تا بدین صد خوش دلی اید پدید‬ ‫اگــر به اموزه های بزرگان و اندیشــمندان دقت کنیم می بینیم‬ ‫همۀ عالمان و اندیشــمندان جهان به مسئلۀ نیاز انسان به مربی و‬ ‫معلم و راهنما اشــاره دارند‪ .‬در فلسفۀ شرق به پیروی از دستورات‬ ‫معلم و مرشــد و استاد سفارش زیادی شــده است؛ تا ان حد که‬ ‫گفته شده با پیروی از دستورات استاد رنج های انسان کم می شود‪.‬‬ ‫شرقیان معتقدند تولد‪ ،‬رشد‪ ،‬بیماری‪ ،‬نرسیدن به امیال و خواسته ها‬ ‫و در نهایت مرگ همه رنج است و الئوتسه ( ‪ 604-524‬ق م) حکیم‬ ‫بزرگ چین هم می گوید‪« :‬رنج هم ردیف و هم ســطح و هم تراز با‬ ‫خواسته ها و امیال و ارزوهاست‪ ».‬موالی متقیان حضرت علی (ع)‬ ‫هم بهترین توانگری را ترک ارزوها می داند و می فرماید‪« :‬اشــرف‬ ‫الغنی‪ ،‬ترک المنی‪».‬‬ ‫بزرگان شرق رنج را به سه بخش تقسیم کرده اند‪:‬‬ ‫‪ .1‬خواســتگاه رنــج‪ ،‬کــه همان تمایــات و ارزوهــا و امیال‬ ‫نفسانی است‪.‬‬ ‫‪ .2‬توقف رنج‪ ،‬که با بریده شدن از تمایالت نفسانی اتفاق می افتد‪.‬‬ ‫‪6‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ .3‬راه توقف رنج‪ ،‬که با عمل کردن و انجام ندادن ‪ 10‬عمل امکان‬ ‫پذیر است‪:‬‬ ‫‪ .1‬خودداری از بی جان کردن حیوانات‬ ‫‪ .2‬خودداری از تصرف مالی که به ادمی اعطا شده است‬ ‫‪ .3‬خودداری از بی عفتی‬ ‫‪ .4‬خودداری از دروغ گویی‬ ‫‪ .5‬خودداری از شراب خواری و مستی‬ ‫‪ .6‬خودداری از پرخوری و خوردن پس از نیم روز‬ ‫‪ .7‬خود داری از رقص و اواز و موسیقی و تماشای لهو و لعب‬ ‫‪ .8‬خودداری از استعمال زیوراالت‪ ،‬عطریات و ارایش‬ ‫‪ .9‬خودداری از به کار بردن بسترهای نرم و مجلل‬ ‫‪ .10‬خودداری از پذیرفتن زر و سیم‬ ‫اگر به مــوارد فوق دقت کنیم درمی یابیــم در طول حیات مان‬ ‫تاکنون به همۀ موارد گفته شــده ممکن است به طور کامل عمل‬ ‫نکرده باشــیم و همین باعث شــده اســت ذهن مان درگیر شود‪،‬‬ ‫خوشحالی را از دست بدهیم و به رنج و زحمت بیفتیم و باز هم اگر‬ ‫کمی دقت کنیم متوجه می شــویم شاید یکی از دالیل ان پیروی‬ ‫نکردن از معلم و اســتاد و راهنما بوده است‪ .‬هم زمان در اولین ماه‬ ‫فصل پاییز و زمانی که تولد موالنا گرامی داشته می شود و وقتی که‬ ‫روز بزرگداشت حافظ با حضور صدها شخصیت علمی در شیراز و‬ ‫دیگــر جاها برگزار می گردد و هر دو تقدیر و بزرگداشــت با تغییر‬ ‫فصل و دگرگونی طبیعت انجام می پذیرد؛ بیاییم و تغییراتی را در‬ ‫رنج امروز ما انسان های عصر حاضر به مراتب بیشتر از‬ ‫نسل های گذشته است و هرچه به جلو پیش برویم رنج و‬ ‫مشکالت نسل های بعدی از جمله فرزندان مان به مراتب‬ ‫بیشتر از ما خواهد بود‪.‬‬ ‫درون مان به وجود اوریم و به این اندیشه کنیم که برای رهایی از رنج‬ ‫در عمر کوتاه خود دل در گرو اســتاد یا معلم یا راهنمایی بگذاریم‬ ‫تا با تبعیت از پیام هایش بقیۀ مســیر را با نشاط درون و ارامش و‬ ‫راحتی طی کنیم و در دام رنج نیفتیم‪.‬‬ ‫در اینجا ســوالی که در ذهن خوانندگان محترم شکل می گیرد‬ ‫این اســت که بعــد از این همه تاکید بر انتخاب معلم و اســتاد و‬ ‫راهنما این معلم و مرشد کجاست‪ ،‬از کجا او را پیدا کنیم و چگونه‬ ‫سر سپرده شــویم و به چه صورت با وی ارتباط برقرار کنیم؟ برای‬ ‫یافتن معلم و استاد بایستی ابتدا کمبودش را در درون مان احساس‬ ‫کنیم‪ .‬ســوال اینجاســت کی و چه زمانی این کمبود احســاس‬ ‫می شــود؟ شکی نیست باید بگوییم در همۀ زمان ها‪ ،‬چه ان زمان‬ ‫که در اوج راحتی و اســودگی هستیم و با نشــاط فراوان روزها را‬ ‫طی می کنیم و چه زمانی که دچار ده ها مشکل و مسئله و سختی‬ ‫و مشــقت شده ایم و هیچ راه برون رفتی از ان ها نداریم‪ ،‬در هر دو‬ ‫حالت باید به ســمت او گام برداریــم و از او کمک بخواهیم‪ .‬معلم‬ ‫و مرشــد و راهنما که حافظ و موالنا و همۀ اندیشــمندان غرب و‬ ‫شرق به ان اشاره دارند خداوندگار عالم یا همان خالق هستی است‪.‬‬ ‫یگانه ای که باالترین و ارزشــمندترین استاد و معلم جامعۀ بشری‬ ‫است‪ .‬ارتباط تنگاتنگ با یگانه معلم جهان‪ ،‬راز و نیاز و درد دل کردن‬ ‫با او‪ ،‬گشودن سفرۀ دل‪ ،‬تظلم و دادخواهی برای رفع مشکالت و ‪...‬‬ ‫تنها راهی است که می توان از فشار رنج ها و مصیبت ها و کاستی ها و‬ ‫ناخشنودی های این دو روز عمر کاست و راحتی و اسایش و ارامش‬ ‫را جایگزین ان ها کرد‪ .‬حال که صحبت از رهایی از رنج و مشکالت‬ ‫و سختی هاست و راه ان پناه بردن به یگانۀ عالم است نباید این نکته‬ ‫را فراموش کنیم که زمانی خالق هســتی گره های کور زندگی مان‬ ‫را بازمی گشاید که از او تبعیت کنیم و در طاعت و بندگی اش گام‬ ‫بنهیم‪ ،‬طاعتی که خالصانه باشد و عمیق چرا که ابوسعید ابوالخیر‬ ‫(‪ 357-440‬هـ ق)‪ ،‬از عارفان و شاعران بزرگ ایرانی تبار قرن چهار‬ ‫و پنج هجری قمری‪ ،‬طاعت و فرمان برداری خودش را بسیار ناچیز‬ ‫می داند و ان را به تکه نانی تشبیه می کند که هیچ سگ گرسنه ای‬ ‫حاضر به دندان گرفتن ان تکه نان نیست‪:‬‬ ‫گر طاعت خود نقش کنم بر نانی‬ ‫وان نان بنهم پیش سگی بر خوانی‬ ‫وان سگ سالی گرسنه در زندانی‬ ‫از ننگ بر ان نان ننهد دندانی‬ ‫حافظ و موالنا و استادش شمس همۀ عمر و زندگی خود را صرف‬ ‫این مسئله کردند که استاد و معلم و مرشد واقعی را به ما انسان های‬ ‫عصر حاضر نشان دهند و بگویند زندگی در قصرهای زیبا‪ ،‬داشتن‬ ‫پول و امکانات‪ ،‬بهره گیری از پست و مقام و منصب و داشتن شهرت‬ ‫و نــام و ‪ ...‬به تنهایی ارامش به دنبال ندارد‪ .‬اســتفاده از همه جور‬ ‫امکانات رفاهی در طول عمر زمانی لذت بخش است که با راهنمایی‬ ‫اســتادی ازلی و معلمی ابدی یا همان خداوندگار عالم کسب شده‬ ‫باشد و از دستورات و فرامین او اطاعت شده باشد‪ .‬بودن در چنین‬ ‫شرایطی است که خوشحالی و نشاط درون را به دنبال دارد در غیر‬ ‫این صورت همۀ مال دنیا و منصب ها و شهرت ها امری است ظاهری‪،‬‬ ‫زودگذر و بعدها همراه با رنج فراوان‪.‬‬ ‫حال که حافظ و موالنا به ما پیام می دهند بد نیست به چهار پایۀ‬ ‫میز شادی که دوتای ان توسط حافظ و دوتای دیگر توسط موالنا‬ ‫بیان شده است اشاره کنیم‪:‬‬ ‫دو پایه ای که موالنا معرفی کرده «مرنج» و «مرنجان» اســت‪.‬‬ ‫این بدان معنی اســت که نه تنها هرگز نباید از ظلم یا بدخلقی یا‬ ‫تلخی‪ ،‬زخم زبان ها‪ ،‬بی محبتی ها‪ ،‬حق ناشناسی ها و بدرفتاری مردم‬ ‫برنجیــم‪ ،‬بلکه باید با صبر و حوصله با افراد و اطرافیان مان برخورد‬ ‫کنیم و از خداوند ارامش بخواهیم‪.‬‬ ‫و اما دو پایۀ دیگر که حافظ بــه ان اعتقاد دارد‪« ،‬نوش کن» و‬ ‫«بنوشان» است‪ .‬این پیام خواجۀ شیراز به ما ندا می دهد که از مال‬ ‫و علم و معرفت و اگاهی که کســب کرده ایم دیگران را هم سهیم‬ ‫کنیم؛ چرا که همۀ اینها امانتی است که به ما داده شده و باید ان‬ ‫را با دیگران تقسیم کنیم تا لذت واقعی را بچشیم‪.‬‬ ‫ای نور چشم من سخنی گوش کن‬ ‫چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن‬ ‫در قران هم به ایاتــی برمی خوریم که خداوند خود را به عنوان‬ ‫معلم معرفی کرده است‪ .‬در ایات ‪ 1‬تا ‪ 4‬سورۀ الرحمن می فرماید‪:‬‬ ‫ان (‪)4‬‬ ‫ان (‪َ )3‬ع ّلَ َم ُه ال ْ َب َی َ‬ ‫ان (‪َ )2‬خلَقَ ْالِن َْس َ‬ ‫الر ْح َم ُن (‪َ )1‬ع ّلَ َم الْق ُْر َ‬ ‫َّ‬ ‫خدای رحمان‪ ،‬قران را تعلیم داد‪ ،‬انسان را بیافرید‪ ،‬و به او گفتن‬ ‫اموخت‪.‬‬ ‫بایزید بسطامی (‪ 131-261‬هـ ق)‪ ،‬از بزرگ ترین عرفای قرن سوم‬ ‫که عطار و موالنا بارها از مقام این عارف سخن گفته اند‪ ،‬در بیشتر‬ ‫اثارش به داشتن معلم و راهنما اشاره کرده و در یکی از پیام هایش‬ ‫در همیــن رابطه می گوید‪ :‬وقتی کــه تحت تاثیر یک معلمی قرار‬ ‫داشته باشی‪ ،‬زندگی یک پاداش می شود و نه یک مکافات‪ .‬فرصتی‬ ‫است کوتاه تا ببالی‪ ،‬بدانی‪ ،‬بیندیشی‪ ،‬بفهمی‪ ،‬بنگری و عملی نیک‬ ‫از خود نشان دهی تا در نهایت در خاطرها بمانی‪.‬‬ ‫ی ما مشخص‬ ‫حال که نیاز به پیروی از معلم و استاد و راهنما برا ‬ ‫شد‪ ،‬یک بار دیگر به پیام خواجۀ شیراز‪ ،‬حافظ شیرین سخن‪ ،‬اشاره‬ ‫می کنیم که در همه حال بایســتی از معلــم عالم یا همان خالق‬ ‫هستی اطاعت و فرمانبرداری کنی تا در زمان بروز مشکالت و فقر‬ ‫و خلوت شــب های تار‪ ،‬دعا و ورد و درس و قران به کمکت ایند تا‬ ‫غم مخوری‪:‬‬ ‫حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار‬ ‫تا بود وردت دعا و درس و قران غم مخور‬ ‫پائولو کوئیلو (‪ 1947‬م)‪ ،‬نویسندۀ مشهور برزیلی که کتاب هایش‬ ‫طرفداران بســیاری دارد‪ ،‬عیناً به گفته های حافظ و مولوی اعتقاد‬ ‫دارد و می گوید‪«:‬با بهره گیری از اســتاد و معلم و راهنما و عمل به‬ ‫دستورات او زمین بهشت می شود‪ .‬روزی که مردم بفهمند‪ :‬هیچ چیز‬ ‫عجیب نیست جز قضاوت و مسخره کردن دیگران‪ .‬هیچ چیز گناه‬ ‫نیست جز ضایع کردن حق مردم‪ .‬هیچ چیز ثواب نیست جز خدمت‬ ‫کردن به دیگران‪ .‬هیچ چیز اسطوره نیست جز مهربانی و انسانیت‪.‬‬ ‫هیچ چیز جاودانه نمی ماند جز عشق و هیچ چیز ماندگار نیست جز‬ ‫خوبی‪».‬‬ ‫با تکیه بر اموزگار عالم و با عمل به دستوراتش نه تنها هیچ گاه‬ ‫دچار رنج و مشــکل و سختی نمی شویم‪ ،‬بلکه همواره از سعادت و‬ ‫زمین بهشت می شود‪ ،‬روزی که مردم بفهمند‪ :‬هیچ چیز‬ ‫عجیب نیست جز قضاوت و مسخره کردن دیگران‪ .‬هیچ چیز‬ ‫گناه نیست جز ضایع کردن حق مردم‪ .‬هیچ چیز ثواب نیست‬ ‫جز خدمت کردن به دیگران‪ .‬هیچ چیز اسطوره نیست جز‬ ‫مهربانی و انسانیت‪ .‬هیچ چیز جاودانه نمی ماند جز عشق و‬ ‫هیچ چیز ماندگار نیست جز خوبی‪».‬‬ ‫راحتی و ارامش برخوردار می گردیم و ان روزی است که موالنا ان‬ ‫را به روز عید تشبیه می کند که از ان پس‪ ،‬عیش است و عشرت و‬ ‫شادی و روز خوش‪.‬‬ ‫بیا کامروز ما را روز عیدست‬ ‫از این پس عیش و عشرت بر مزیدست‬ ‫بزن دستی بگو کامروز شادی ست‬ ‫که روز خوش هم از اول پدیدست‬ ‫منابع‪:‬‬ ‫کتاب مروری کوتاه بر تاریخ جهان اثر دکتر رضا شعبانی‬ ‫دیوان حافظ از نسخه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی‬ ‫مثنوی معنوی موالنا جالل الدین محمد بلخی تصحیح رینولد نیکلسون‬ ‫تاریخ فلسفه شرق و غرب اثرسروپالی رادا کریشنان ترجمه جواد یوسفیان و خسرو جهانداری‬ ‫حاالت و سخنان شیخ ابوسعید ابولخیر به کوشش ایرج افشار‬ ‫قران کریم ترجمه ایت اهلل مکارم شیرازی‬ ‫بایزید بستامی به اهتمام دکتر جواد نوربخش‬ ‫کتاب کلمات اساسی اثر پائلوکلیو‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪7‬‬ ‫پریا یا شریا ؟‬ ‫لذت گذرا یا شادی ماندگار؟‬ ‫‪1‬‬ ‫سخنی از مترجم‪:‬‬ ‫بعــد از ترجمۀ این ســطور زندگی من‬ ‫تغییــر بزرگی کــرد‪ .‬در زندگــی همۀ ما‬ ‫لحظاتــی پیش می اید که نمی دانیم کدام‬ ‫انتخاب صحیح است‪ .‬معموالً در تصمیمات‬ ‫بزرگ دچار این تردیدها می شویم‪ ،‬بسیار‬ ‫خــوب! در ایــن لحظات اســت که تفکر‬ ‫می کنیم و ســعی می کنیم بهترین راه را‬ ‫انتخاب کنیم‪ .‬ممکن است مطابق انچه در‬ ‫این سطور خواهید خواند‪ ،‬دنبال لذت انی‬ ‫هم نرویم و انتخابی عاقالنه داشته باشیم‪،‬‬ ‫اما تغییری که خواندن و ترجمۀ این سطور‬ ‫در زندگی من ایجاد کرد‪ ،‬تفکر و هوشیاری‬ ‫و حضور در «همه» ی لحظات زندگی بود‪.‬‬ ‫حتی به هنگام خوردن یک غذای ساده‪ ،‬یا‬ ‫خریدن مایحتاج روزانه‪ ،‬یا گفتن یک جمله‬ ‫به یک شخص اشنا‪ ،‬جان کالم این سطور‪،‬‬ ‫همین تفکر و هوشــیار و حاضر بودن در‬ ‫«همه» ی لحظات زندگی است‪ ،‬نه فقط به‬ ‫هنگام تصمیمات بزرگ‪.‬‬ ‫زندگی کردن برای لذت های جسمانی‪،‬‬ ‫روانی و نفسانی به ساختن خانه بر روی تلی‬ ‫از ماسۀ روان می ماند و یا شبیه تالش برای‬ ‫عبور کردن از رود است درحالی که بر پشت‬ ‫تمساح هستید ولی فکر می کنید روی تنۀ‬ ‫درختی ایستاده اید‪.‬‬ ‫شانکارا چاریا‬ ‫وقتــی می خواهید کســب و کاری‬ ‫را شــروع کنید‪ ،‬احتماالً در ابتدا طرحی را‬ ‫برای ان در نظر می گیرید و بازار را بررسی‬ ‫می کنیــد تا ببینید ایا مردم به کاالیی که‬ ‫تولید یــا خدماتی که عرضه می کنید نیاز‬ ‫دارند یا خیــر‪ .‬احتماالً بــا چندین بانک‬ ‫مذاکره می کنید تا سرمایۀ مورد نیاز برای‬ ‫طرح خود را فراهم کنید‪.‬‬ ‫حــاال شــما در زندگی تــان خواهان‬ ‫بیشترین میزان شادی‪ ،‬سالمتی‪ ،‬خالقیت‪،‬‬ ‫مولد بــودن‪ ،‬پرورش یافتگی و صمیمیت‬ ‫هستید و می خواهید که از درد‪ ،‬بدبختی و‬ ‫محدودیت هایی که تجربه می کنید رهایی‬ ‫یابید‪ .‬بســیار خوب! پیشــنهاد شما برای‬ ‫رســیدن به نقطۀ ب از نقطۀ ا چیســت؟‬ ‫یک بلیط قرعه کشی می خرید؟ شما ممکن‬ ‫است خوش شــانس باشید‪ ،‬اما یک روش‬ ‫قابل اعتمادتر نیز وجود دارد‪.‬‬ ‫یکی از معروف ترین عرفای شرق یاداور‬ ‫می شــود که‪« :‬شما ان چیزی هستید که‬ ‫‪2‬‬ ‫برگرفته از کتاب ‪The Heart and Science of Yoga‬‬ ‫برگردان‪ :‬مینا بختیاری‬ ‫‪3‬‬ ‫‪8‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫به ان فکر می کنید‪ ».‬همچنین‪ ،‬سوامی راما‬ ‫(‪ ،)1925-1996‬بنیان گذار انســتیتو علم و‬ ‫فلســفۀ هیمالیا‪ ،‬می اموزد که‪« :‬شــما معمار‬ ‫زندگی خــود و تعیین کنندۀ سرنوشــت تان‬ ‫هســتید‪ ».‬انچه که شما در زمان حال تجربه‬ ‫می کنید نتیجۀ افکار گذشــته‪ ،‬و انچه که در‬ ‫اینده تجربه خواهیدکرد نتیجۀ افکار شما در‬ ‫زمان حال است‪.‬‬ ‫افکار شــما یکی از منابع طبیعی بســیار‬ ‫نیرومند و در دسترس برای دستیابی به اهداف‬ ‫‪4‬‬ ‫زندگی است‪ .‬طبق گفتۀ ویلیام جنینگز برایان‪،5‬‬ ‫«سرنوشــت‪ ،‬شانسی نیســت‪ ،‬بلکه انتخابی‬ ‫است‪ ».‬افکاری که انتخاب می کنید که به ان ها‬ ‫توجــه کنید‪ ،‬و این انتخاب تان مبنی بر توجه‬ ‫نکردن به افکار دیگر اســت‪ ،‬سرنوشت شما را‬ ‫تعیین می کنند‪ .‬اما به منظور تعیین افکار مورد‬ ‫نظر خود‪ ،‬شما ابتدا می بایست ماهیت و سپس‬ ‫نتیجۀ تفکرات فردی را بشناسید‪.‬‬ ‫افکار انسان به دو گروه کلی تقسیم می شوند‪:‬‬ ‫لذت گذرا و شادی ماندگار‪ .‬انتخاب بین این دو‬ ‫نوع طرز فکر‪ ،‬انتخابی است که فرد همیشه‬ ‫درگیر ان است‪ .‬شخص دانا این دو را از هم‬ ‫تشخیص می دهد‪ ،‬اما شخص نادان‪ ،‬خیر‪.‬‬ ‫اولی (فرد دانا) به هر انچه باعث شادی ای‬ ‫ماندگار شود خوش امد می گوید و دومی‬ ‫(فرد نادان) تحت کنترل احساساتش دنبال‬ ‫چیزی می رود که در او یک لذت انی ایجاد‬ ‫کند‪ .‬در پاراگراف هــای بعدی این دو نوع‬ ‫طــرز فکر‪ ،‬و نیــروی تمیزدهندۀ ان ها به‬ ‫تفصیل شرح داده خواهد شد‪.‬‬ ‫پریا – نفس گذرا یا ارضاء احساس‬ ‫دســتۀ اول از افکار‪ ،‬پریا نــام دارد‪ .‬پریا‬ ‫بیان گر نفس گذرا یا ارضاء احساس است‪.‬‬ ‫پریا بســیار دلپذیر‪ ،‬جذاب‪ ،‬اشنا‪ ،‬راحت و‬ ‫همچنین چشمگیر اســت‪ ،‬مانند انتخاب‬ ‫خوردن شکالت یا ابنبات‪ .‬درواقع‪ ،‬حواس‬ ‫پنج گانۀ ما (بینایی‪ ،‬بویایی‪ ،‬چشایی‪ ،‬شنوایی‬ ‫و المسه) به طور مداوم‪ ،‬به دنبال لذت بردن‬ ‫از جهان مادی هستند‪ .‬هنگامی که حواس‬ ‫پنج گانۀ ما به شناسایی چیزهای جدید و‬ ‫جالب می پردازند‪ ،‬فورا ً اطالعات ضروری را‬ ‫به اگاهی ما منتقل می کنند‪.‬‬ ‫پریا برای هر یک از ما اشنا است‪ .‬از نظر‬ ‫احساسی‪ ،‬پریا ممکن است خود را به صورت‬ ‫ترس‪ ،‬نگرانی‪ ،‬خشــم یا خودخواهی نشان‬ ‫دهد که بــه خودتان یا دیگــران منتقل‬ ‫می کنید‪ .‬پریا نشــان دهندۀ وابستگی های‬ ‫قوی است؛ مثل وابســتگی به زمینی که‬ ‫اکنون روی ان ایستاده اید‪ .‬معطوف نمودن‬ ‫توجه خود بر روی پریا باعث می شــود که‬ ‫یک لذت گذرا یا حس خوشایند را تجربه‬ ‫کنید‪ ،‬اما در نهایــت پریا منجر به مزایای‬ ‫طوالنی مدت نمی شود‪ .‬در حقیقت‪ ،‬لذت‬ ‫گذرا همیشــه به انقباض‪ ،‬درد یا بیماری‬ ‫می انجامد‪ .‬خوشــبختانه‪ ،‬علــم یوگا یک‬ ‫جایگزین دیگر را پیشنهاد می دهد‪:‬‬ ‫شــریا – واالتریــن و برتریــن‬ ‫حد کامیابی‬ ‫دســتۀ دوم از افکار کــه در اگاهی ما‬ ‫نمایان می شود‪ ،‬شریا نام دارد‪ ،‬و ماهیت ان‬ ‫گسترده اســت‪ .‬برای ما ممکن است شریا‬ ‫در ابتدا چندان دلپذیــر‪ ،‬جذاب‪ ،‬راحت و‬ ‫یا چشمگیر نباشد‪ ،‬اما قطعاً انتخاب شریا‬ ‫حــس رضایت عمیقی را بــه دنبال دارد؛‬ ‫به علت انکه شــریا همیشه منجر به لذت‬ ‫ماندگار می شود‪ .‬مانند انتخاب خوردن کلم‬ ‫بروکلی به همراه شام‪ .‬از دید عاطفی‪ ،‬شریا‬ ‫ممکن اســت به صورت شفقت یا بخشش‬ ‫ظاهر شود‪.‬‬ ‫تمایز میان پریا و شریا‬ ‫اگر همان طور که گفته شد‪ ،‬شریا منجر به‬ ‫باالترین و عالی ترین سطح از کامیابی شود‬ ‫و پریــا به بیماری بیانجامد‪ ،‬انتخاب یوگی‬ ‫مشخص اســت‪ :‬پندار‪ ،‬گفتار و کردار باید‬ ‫تابع شــریا باشد‪ .‬این انتخاب‪ ،‬یک انتخاب‬ ‫صفر و یکی است‪ :‬یا شریا‪ ،‬یا پریا‪ .‬اما جهان‬ ‫در سایه های بی انتهای خاکستری پدیدار‬ ‫می شود‪ ،‬پس چگونه می توان تشخیص داد‬ ‫که کدام افکار پریا و کدام شریا هستند؟‬ ‫بودی‬ ‫بیســت و چهار ســاعت روز‪ ،‬هفت‬ ‫روز هفته و سیصدو شــصت و پنج روز از‬ ‫ســال‪ ،‬تمیز میان پریا و شریا همانند یک‬ ‫سیگنال رادیویی به طور پیوسته در اگاهی‬ ‫شما پخش می شود‪ .‬در زبان سانسکریت‪،‬‬ ‫این عملکرد ارزشمند ذهن‪ ،‬بودی نامیده‬ ‫می شــود‪ .‬در غرب از ان به عنوان وجدان‬ ‫یا قدرت تمیز‪ ،‬و در ســنت مسیحی از ان‬ ‫به عنوان روح الق ُُدس یاد می شــود‪ .‬بودی‬ ‫همچــون اینه اســت؛ چرا که شــفافیت‬ ‫ان باعــث انعــکاس حکمــت و حقایق‬ ‫الهی می شود‪.‬‬ ‫بودی به ذهن هوشیار اجازه می دهد تا‬ ‫به دانش درونی ذهن فراهوشیار دسترسی‬ ‫یابد‪ .‬وقتی چنین دانشی وارد ذهن هوشیار‬ ‫می شود‪ ،‬دیگر هیچ نیازی به تایید صحت‬ ‫ان نیست‪ .‬هنگامی که وجدان با شما سخن‬ ‫می گوید‪ ،‬می دانید که انچه می گوید صحیح‬ ‫است‪ .‬تنها مسئله ای که باقی می ماند این‬ ‫اســت که ایا شــما توانایی هماهنگی هر‬ ‫اندیشــه‪ ،‬ســخن و عمل را با توصیه های‬ ‫خردمندانه و صحیح بودی دارید؟‬ ‫ذهن فراهوشیار‪ ،‬همان جنبه ای از ذهن‬ ‫اســت که البرت انیشتین با استفاده از ان‬ ‫معادالت ریاضی را کشف و پل مک کارتنی‬ ‫ملودی های زیبایی خلق نمود‪ .‬هنگامی که‬ ‫انتخاب شــما از بین شریا و پریای جذاب‪،‬‬ ‫شریا باشــد‪ ،‬راه های دسترســی به ذهن‬ ‫فراهوشیار در شما گشوده می شود که این‬ ‫امر‪ ،‬باعث جریان دانش به ذهن هوشیارتان‬ ‫می شود‪ .‬این بدان معنا نیست که شما تبدیل‬ ‫به یک ریاضی دان بزرگ مانند انیشتین یا‬ ‫‪6‬‬ ‫پیرترین معلم یوگا در ‪ ۹۹‬سالگی در هند‬ ‫در گذشت‬ ‫پیرترین معلم و مبلغ یوگا در سن ‪ ۹۹‬سالگی در کویمباتور‬ ‫در ایالت تامیل نادو در جنوب هند درگذشت‪.‬‬ ‫وی نانامال که به "مادربزرگ یوگا" معروف بود‪ ،‬تا همین‬ ‫چند ماه پیش روزانه به یکصد نفر یوگا اموزش می داد‪.‬‬ ‫او در خانــواده ای کشــاورز بدنیا امــد و از پدرش یوگا‬ ‫را اموخت‪.‬‬ ‫خانم نانامال در بیش از ‪ ۵۰‬حرکت یوگا استاد بود و تا قبل‬ ‫از مرگ به بیش از یک میلیون نفر یوگا اموزش داده بود‪.‬‬ ‫در حال حاضر صدها نفر از شاگردان او در سراسر جهان‪،‬‬ ‫خود مربی یوگا هستند‪.‬‬ ‫او در ســال های اخیر به چهــره ای محبوب در یوتیوب‬ ‫تبدیل شده بود و قادر بود که برخی از حرکات یوگا را که‬ ‫ممنوع شده انجام دهد‪.‬‬ ‫او دو سال پیش در گفتگویی با بی بی سی سالمتی اش را‬ ‫به انجام تمرینات مداوم یوگا مرتبط دانسته بود‪.‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪9‬‬ ‫یک موسیقیدان با استعداد همانند پل مک‬ ‫کارتنی می شوید‪ ،‬اما با تمرین بودی و پاالیش‬ ‫ذهن‪ ،‬به خردی دست می یابید که مستقیماً‬ ‫و به شکل مثبتی‪ ،‬بر تمام روابط شما اثرگذار‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫کلمۀ وجدان برگرفتــه از کلمه ای التین‬ ‫به معنای خرد یا دانش است‪ .‬به عنوان کسی‬ ‫که مراقبه می کند‪ ،‬از شما انتظار می رود که‬ ‫تمام تصمیمات خود را هوشیارانه‪ ،‬و بر اساس‬ ‫تعلیمات یوگا و توصیه های بودی اتخاذ کنید‪.‬‬ ‫بودی کمک می کند تا انسان برای رسیدن‬ ‫به وحدت الهی از غرایــز حیوانی فراتر رود‪.‬‬ ‫هنگامی کــه این اتفاق به وقــوع می پیوندد‪،‬‬ ‫انســان ها می توانند خود را از درد‪ ،‬بدبختی و‬ ‫اسارت های ناشی از عادت های اموخته شدۀ‬ ‫خود‪ ،‬همچون ترس‪ ،‬خشــم‪ ،‬حرص و از ازاد‬ ‫ســازند‪ .‬به گفتۀ پیشــینیان‪ ،‬این حرکت به‬ ‫سوی تعالی است که ما را به مخلوقی پیچیده‬ ‫از جسم و ذهن و احساس تبدیل کرده است‪.‬‬ ‫شــما به این سطح از وجود رسیده اید تا قدم‬ ‫بعدی را در جهت رســیدن به خود‪-‬ادراکی‬ ‫بردارید‪ .‬تنها با تطبیق هر اندیشــه‪ ،‬سخن و‬ ‫عمل با شریا‪ ،‬که از طریق قدرت تمایز بودی‬ ‫حاصل می شود‪ ،‬شــما به عنوان یک انسان با‬ ‫اجتناب از غرایز حیوانی‪ ،‬زمینه را برای وصول‬ ‫با معبود خویش فراهم می کنید‪.‬‬ ‫به طــور کلی‪ ،‬در نگاه اول‪ ،‬شــریا انتخابی‬ ‫دلپذیر نیســت‪ .‬از ســوی دیگر‪ ،‬اگرچه پریا‬ ‫ممکن است در ابتدا بیشتر احساسات و نفس‬ ‫را جذب کند‪ ،‬اما این عمــل در طول زمان‪،‬‬ ‫دردنــاک و مخرب خواهد بــود‪ .‬هر کس که‬ ‫خشم یا ترس را تجربه کرده باشد می داند که‬ ‫جناب اقای مهندس روهام ابوطالبی‬ ‫انتصاب شایســته جنابعالی را به ســمت‬ ‫ریاست ورزش های همگانی استان مازندران‬ ‫تبریک عرض نموده‪ ،‬از درگاه خداوند متعال‬ ‫توفیقات جناب عالی را ارزومندیم‪.‬‬ ‫مجله دانش یوگا‬ ‫‪10‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫این ها احساساتی خوشایند نیستند‪ ،‬اما با این‬ ‫حال‪ ،‬اغلب توجه نکردن به پریا دشوار است‪.‬‬ ‫فرهنگ امروزی‪ ،‬دائماً شعارهای تبلیغاتی‬ ‫را بــه ذهن ما القا می کنــد و به ما می گوید‬ ‫که اگر چیزی خوشــایند باشــد‪ ،‬بوی خوب‬ ‫دهــد‪ ،‬مــزه و احســاس و صدایــی خوب‬ ‫داشته باشــد‪ ،‬ان چیز‪ ،‬حتماً برای ما خوب‬ ‫اســت‪ .‬این تبلیغات به ما التماس می کنند‪:‬‬ ‫بخرید‪ ،‬خوشــحال خواهید شــد و دردتان‬ ‫خوب می شود!‬ ‫مطمئن باشــید که این تبلیغات‪ ،‬به هیچ‬ ‫وجه زیان بخش نیســتند و مشکلی را برای‬ ‫شــما ایجاد نمی کنند‪ .‬در حقیقت‪ ،‬صنعت‬ ‫تبلیغات شــما را عم ً‬ ‫ال با گزینه های موجود‬ ‫اشنا می سازد‪ .‬مسلماً‪ ،‬زمان هایی وجود دارد‬ ‫که «خوب» و «خوشایند» هر دو یکی هستند‬ ‫و مانند هم‪ .‬علم یوگا در برابر خرید ملزومات و‬ ‫اقالمی که باعث لذت می شوند‪ ،‬هیچ مقاومتی‬ ‫ندارد‪ .‬شما بدنی دارید که امادۀ تجربۀ لذت‬ ‫است و زندگی نیز برای لذت بردن است پس‬ ‫با ان روبه رو شــوید‪ ،‬همه به این چیزها نیاز‬ ‫دارند‪ .‬شــما به ماشین‪ ،‬خانۀ گرم‪ ،‬لباس‪ ،‬غذا‬ ‫و تفریح نیاز داریــد‪ .‬اما بدانید که در نهایت‬ ‫مسئولیت پذیرش یا رد پیشنهاد از جانب این‬ ‫فرهنگ تبلیغاتی بر عهدۀ خود شماست‪.‬‬ ‫اگر بــدون تمیــز دادن‪ ،‬وعده هایی را (از‬ ‫فرهنگ‪ ،‬احساسات‪ ،‬عادات و نفس شخصی‬ ‫خود) بپذیرید‪ ،‬ممکن است انچه به شما وعده‬ ‫داده شده است را دریافت نکنید‪ .‬مهم نیست‬ ‫که شما چه سنی دارید‪ ،‬شما فهمیده اید که‬ ‫بخشــی از انتخاب ها منجر بــه لذت گذرا و‬ ‫بخشــی دیگر نیز در جهت ماندگاری منافع‬ ‫شــما به کار گرفته می شوند‪ .‬لذت همیشه با‬ ‫کامیابی یکسان نیست‪.‬‬ ‫تنها راه کســب اطمینان از اینکه ایا یک‬ ‫تفکر خاص‪ ،‬شــما را به باالترین ســطح از‬ ‫کامیابی هدایت می کند یا خیر‪ ،‬این اســت‬ ‫که تابع خردی از نوع بودی باشــید‪ .‬شما هر‬ ‫چه تفکر‪ ،‬ســخنان و اعمال خود را با صفات‬ ‫گستردۀ شریا تطبیق دهید‪ ،‬زندگی سالم تر‪،‬‬ ‫شادتر‪ ،‬خالق تر‪ ،‬و سازنده تری خواهید داشت‬ ‫و همچنین از بیماری های ناشی از استرس‪،‬‬ ‫اضطراب و درد رهایی خواهید یافت‪ .‬بالعکس‪،‬‬ ‫اگر شــما تنها بر روی ماهیت نفس و حس‬ ‫لذت کوتاه مدت خود پافشاری کنید‪ ،‬ناگزیر‬ ‫بیماری های جسمی‪ ،‬روانی‪ ،‬عاطفی یا ذهنی‬ ‫را تجربه خواهید کرد‪.‬‬ ‫این نکتۀ مهم را همیشه به یاد داشته باشید‬ ‫که شریا در هر لحظه می تواند به پریا تبدیل‬ ‫شــود و یا بالعکس‪ .‬فرض کنیــد به صورت‬ ‫داوطلبانه برای یک سازمان ارزشمند یا یک‬ ‫دوســت خدمت می کنید که قطعاً این عمل‬ ‫شریا خواهد بود‪ .‬هنگام ترک خانه‪ ،‬یک تماس‬ ‫تلفنی از یکی از بستگان دریافت می نمائید که‬ ‫نیاز دارد او را به بیمارســتان برسانید‪ .‬در این‬ ‫لحظه‪ ،‬عملی که شریا بود (کمک داوطلبانه به‬ ‫ان سازمان یا دوست) به پریا تبدیل می شود‪،‬‬ ‫و ناگهان ان وضعیت غیر منتظره (بردن ان‬ ‫شخص به بیمارستان) تبدیل به شریا و منجر‬ ‫به کمک به دیگران می شود‪.‬‬ ‫‪1-Preya‬‬ ‫‪2-Shreya‬‬ ‫‪3-Shankaracharya‬‬ ‫‪4-Swami Rama‬‬ ‫سیاستمدار امریکایی‪5-‬‬ ‫‪6-Buddhi‬‬ ‫طنین کاسه مرتعش‪،‬‬ ‫دوست دیرینۀ یوگا‬ ‫(صدادرمانی روشی مکمل برای‬ ‫ارامش فیزیکی و روانی)‬ ‫یوگا و کاسه مرتعش (کاسه تبتی) هر دو ریشه ای ژرف در دوران‬ ‫باستان دارند و قدمت ان ها به ده هزارسال پیش و شاید حتی بیش از‬ ‫ان می رسد‪ .‬هر دوی ان ها مقدس انگاشته شده و برای ایجاد تعادل‬ ‫میان ذهن‪ ،‬بدن و روح به کار گرفته می شــدند‪ .‬کاسه تبتی و یوگا‬ ‫با صدای بیجا‪ ،1‬که در ذکرها نیز به ان ها توجه شده است‪ ،‬ارتباط‬ ‫نزدیکی دارند‪ .‬در هندوستان ذکرهای اهنگین هم در یوگا و هم در‬ ‫مدیتیشن برای کمک به تراز کردن سیستم های انرژی بدن و ارام‬ ‫کردن ذهن انجام می شدند‪ .‬امروزه نیز یوگا و صدادرمانی همچنان‬ ‫با استفادۀ صحیح از جمالت اهنگین الهام بخش در کنار همدیگر‬ ‫هستند‪ .‬صدادرمانی اگرچه زمانی در دوران باستان جزئی جداناپذیر‬ ‫از مسائل درمانی بود که توسط فیثاغورث‪ ،‬بابلیان و مصری ها بسیار‬ ‫استفاده می شد‪ ،‬ولی تا اوایل سدۀ پیشین تا حدودی کنارگذاشته‬ ‫و فراموش شد‪ .‬در دهۀ ‪ 1930‬با ابداع روش های سونوگرافی جهت‬ ‫کاربردهای پزشــکی‪ ،‬روش های اکوستیک یا اواشنودی به عنوان‬ ‫درمان دوباره توجه عالقه مندانی را برانگیخت‪.‬‬ ‫در طی چند دهۀ اخیر‪ ،‬کنجکاوی در قدرت اوا و صداها به عنوان‬ ‫عاملی شــفابخش به اوج شکوفایی رسیده و تحقیقات دانشگاهی‬ ‫بسیاری در این خصوص صورت گرفته است‪ .‬امروزه صدادرمانی به‬ ‫صورت رسمی و به عنوان روشی عمیق و ریشه دار برای هماهنگی‬ ‫و متعادل ســازی در روش هــای درمانی موجودیت یافته اســت‪.‬‬ ‫صدادرمانی مدرن شــامل اصوات اوازی و فرکانس ارتعاش ابزاری‬ ‫خاص اســت‪ .‬این روش ها توانایــی ان را دارند که امواج مغز را در‬ ‫حالت تتا‪ ،‬که معادل حالت به دســت امده از مراقبه یا مدیتیشن‬ ‫است‪ ،‬قرار دهند‪ .‬درواقع برای افرادی که هنوز تمرکز مدیتیشن و‬ ‫ذهن اگاهی را دشوار می بینند نیز صدادرمانی کمکی فوق العاده به‬ ‫حساب می اید‪.‬‬ ‫فیزیک کوانتومی بــر این امر صحه می گذارد که ما موجوداتی‬ ‫هستیم که در دریایی از ارتعاشات مداوم و الگوهای فرکانسی دائماً‬ ‫در حال جنبشیم و این موضوع ممکن است به نوعی توضیحی بر‬ ‫این باشد که چرا صدا تا این حد عمیق بر موجودیت ما موثر است‪.‬‬ ‫تحقیقات نشان داده اند که به کارگیری متمرکز اوادرمانی به میزان‬ ‫صحیح و اندازه گیری شده می تواند مزایای درمانی جامع و بسیاری‬ ‫را به عنوان مثال در کمک به بهبود مشــکالت درازمدت جسمی و‬ ‫مشــکالت احساسی موجب شــود‪ .‬صدا این توانایی را دارد که به‬ ‫برقراری ارامش خاطری ماندگار بینجامد‪.‬‬ ‫دیپاک چوپــرا‪ 1946( 2‬م) می گوید‪« :‬بدن تا حد بســیاری با‬ ‫موضوع صدا امیخته است‪ .‬در مواردی بیماری نشان از این امر دارد‬ ‫که صداهایی از ردیف خارج شده اند‪».‬‬ ‫صدادرمانی و یوگا از نظر هم افزایی به یکدیگر کمک می کنند و‬ ‫در کنار یکدیگر توانایی دستیابی به تعادل را در بخش های وجودی‬ ‫ما دارند‪.‬‬ ‫‪Bija 1‬‬ ‫بیجا اصطالحی سانسکریت است‪ .‬در یوگا این کلمه به چند روش قابل استفاده است‪ .‬از نگاهی‪ ،‬بیجا استعاره ای برای نقطۀ شروع یا‬ ‫منشا همۀ خلقت است‪ .‬ذره ای که در استعاره همه چیز از ان سرچشمه گرفته است‪ .‬م‬ ‫‪Deepak Chopra 2‬‬ ‫نویسنده و پزشک امریکایی هندی االصل که به خاطر ترویج روش های متفاوت و جدید در طب مکمل میان بسیاری از مردم در‬ ‫کشورهای مختلف جهان شهرت دارد‪ .‬م‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪11‬‬ ‫مخاطرات حرفۀ مربی گری یوگا‬ ‫مهدی افرادی‪ ،‬معلم یوگا و مروج سبک زندگی خانواده محور‬ ‫شرایط دنج و ارام کالس های یوگا‪ ،‬موسیقی ارام‬ ‫در حال پخش‪ ،‬انســان هایی که به ظاهر در کمال‬ ‫ارامش بر روی یوگامت ها دراز کشــیده اند‪ ،‬فضای‬ ‫خلوت و باسلیقۀ حاکم بر کالس ها‪ ،‬واژه های مالیم‬ ‫جــاری بر زبان مربی‪ ،‬شاواســانای انتهای کالس‪،‬‬ ‫ســهیم شــدن در فضای ذهنــی و ناراحتی های‬ ‫جســمانی پرتوجویان‪ ،‬دل دادن گرم و صمیمانه‬ ‫بــه کار‪ ،‬اغلب خطــرات احتمالی ایــن حرفه را‬ ‫پنهان می کند‪.‬‬ ‫مربی گــری یوگا یــک حرفۀ پر مطالبه اســت‬ ‫و یک مربــی یوگای موفق باید انــزوا‪ ،‬اضطراب و‬ ‫درماندگی های ناگزیر حرفه اش را تاب بیاورد‪.‬‬ ‫دنیا‪ ،‬دنیای تضادهاست و چه پارادوکس عجیبی‬ ‫بر این حرفه حاکم اســت‪ .‬مربیان یوگا که ســعی‬ ‫در ترویج ســامت جسم و روان در جامعه دارند و‬ ‫صمیمیت را در پرتوجویان می پرورانند‪ ،‬خود باید‬ ‫انزوا و گاهی بیمارهای جسمی و ذهنی را به عنوان‬ ‫مخاطرۀ اساسی شغل شان تجربه کنند‪.‬‬ ‫مربیــان یوگا تمــام روز کاری شــان را در کنار‬ ‫انسان هایی که بی رمق و انرژی به کالس های یوگا‬ ‫می ایند و در طلب شادابی‪ ،‬انرژی و سالمت جسم‬ ‫و روان خود هستند‪ ،‬می گذرانند؛ به ندرت خود در‬ ‫فضایی شــاد و پرانرژی قرار می گیرند‪ ،‬به ندرت در‬ ‫کنــار همکاران خود قرار می گیرنــد‪ .‬بله البته که‬ ‫فضای کالس های یوگا با صمیمیت تغذیه می شود‬ ‫و صمیمیت خود باعث ایجاد انرژی می شــود ولی‬ ‫صمیمتی کــه اینجا عنوان می شــود‪ ،‬ان چیزی‬ ‫نیست که از روابط عمیق و محبت امیز با دوستان‬ ‫و خانواده سرچشــمه می گیــرد و باعث پرورش‬ ‫‪12‬‬ ‫و تجدیدقوا می شــود‪ .‬اینکه برای دیگران باشــی‬ ‫یک چیز اســت و در رابطه ای برابر با دیگران بودن‬ ‫چیز دیگر‪ .‬ما مربیان یوگا اغلب از روابط خصوصی‬ ‫خود غفلت می کنیم‪ .‬کارمان زندگی مان می شود‪ .‬در‬ ‫پایان هر روزکاری و در شــرایطی که بسیار از خود‬ ‫مایه گذاشته ایم‪ ،‬احساس می کنیم از هر میلی برای‬ ‫برقراری ارتباط بیشتر تهی شده ایم‪.‬‬ ‫به عــاوه پرتوجویــان ان قدر حق شــناس و با‬ ‫محبت اند و ان قدر مربیان یوگا را ارمانی می بینند‬ ‫که این امر ما را با خطر کم التفاتی به اعضا خانواده و‬ ‫ی و برتری‬ ‫دوستانی مواجه می کند که همه چیز دان ‬ ‫ ما را در همه چیز به رسمیت نشناخته اند‪.‬‬ ‫گاهی دیدگاه مربیان یوگا به مباحثی چون تغذیه‬ ‫و اصرار و تعصب بر روی گیاهخواری نیز در جای خود‬ ‫منزوی کننده است‪ .‬برخی دوستان در مهمانی های‬ ‫خانوادگی از هر فرصتی استفاده می کنند تا از نوع‬ ‫تغذیۀ خود دفاع کنند و دیگران را مورد شــماتت‬ ‫قرار دهند و برای همه نسخۀ گیاهخواری و بپیچند‪.‬‬ ‫گاهی این نوع تغذیه به ماســکی بزرگ و هویتی‬ ‫ساختگی بدل می شود که دایرۀ مراودات اجتماعی‬ ‫مربیان را هرچه بیشــتر کوچک می کند و به نوعی‬ ‫ان ها را در تقابل با دیگران قرار می دهد‪.‬‬ ‫اگرچه مربیان باید به ارمانی شــدن و یا کم بها‬ ‫شــدن‪ ،‬که در کار روزانه با ان مواجه اند‪ ،‬خو کنند‪،‬‬ ‫به ندرت این اتفاق می افتد؛ به جای ان اغلب میان‬ ‫تردید نســبت بــه خویــش و خودبزرگ بینی در‬ ‫ن هســتند‪ .‬مربیان باید این تغییر در میزان‬ ‫نوسا ‬ ‫اعتمادبه نفس را‪ ،‬که البتــه در الیه های درونی در‬ ‫جریان است‪ ،‬به دقت موشکافی کنند تا در کارشان‬ ‫اخالل ایجاد نشــود‪ ،‬تجربیات درهم شــکننده ای‬ ‫که مربیان یوگا با ان دســت به گریبانند از قبیل‪:‬‬ ‫اشوب در روابط خصوصی‪ ،‬تولد فرزندان‪ ،‬فشار روانی‬ ‫تربیت فرزندان‪ ،‬سوگ نزدیکان‪ ،‬اختالفات زناشویی‬ ‫و طالق‪ ،‬که این روزها بسیار در کل جامعه رواج پیدا‬ ‫کرده‪ ،‬بیماری های جسمی در اثر تمرینات سنگین‬ ‫و بی برنامه و گاهی عدم تمرینات مرتب اســاناها و‬ ‫گاهی تمرکز بر روی فقط اساناهای یوگا بدون گوشه‬ ‫چشــمی به دیگر زوایای دانش گستردۀ یوگا‪ ،‬همه‬ ‫و همه ممکن است فشــارها را از حد خارج کند و‬ ‫مشکالتی در حرفۀ مربیان پدید اورد‪.‬‬ ‫تمامی ایــن خطرهای حرفه ای تحت تاثیر برنامۀ‬ ‫کاری فرد قرار دارد‪ .‬دوستانی که با فشارهای مالی‬ ‫مواجه اند و در روز چندین و چند کالس دارند‪ ،‬بیش‬ ‫از دیگران در معرض خطرند‪ ،‬نگاه من به «مربی گری‬ ‫یوگا» از جایگاه عشق است و نه یک شغل درامدزا‪،‬‬ ‫اگر انگیزۀ اصلی کســب درامد باال باشــد شــاید‬ ‫مربی گری یوگا انتخاب مناسبی نباشد‪.‬‬ ‫فرســودگی جســمی و ذهنی مربیان‪ ،‬با طیف‬ ‫فعالیت های کالس ان ها نیز ارتباط مســتقیم دارد‪.‬‬ ‫اصــرار بیش ازحد به انجام اســاناها در حد نهایی و‬ ‫اسانا محور بودن‪ ،‬اسیب های جسمانی بیش ازحدی‬ ‫به دنبال خواهد داشت‪ .‬من دوستان مربی زیادی را‬ ‫دیده ام که همیشــه از درد کمر‪ ،‬گردن‪ ،‬مچ دست و‬ ‫می نالنــد و من هیچ وقت نفهمیدم که چرا این همه‬ ‫اسیب می بینند؟‬ ‫از منظری دیگر کار کردن همیشگی در کالس های‬ ‫ابزار و در کنار پرتوجویانی که برای درمان کمردرد‬ ‫و مراجعــه کرده اند و معموالً در ســنین باالی ‪،50‬‬ ‫‪ 60‬سال هســتند و نیازمند توجه و انرژی ای بیش‬ ‫از یک کالس معمولی هســتند‪ ،‬مربیان یوگا را به‬ ‫شــدت در معرض خطر قرار می دهــد‪ .‬به نظر من‬ ‫رعایت تعادل و تنوع در کالس های مربیان موجب‬ ‫تجدیدقوا می شود‪.‬‬ ‫اگــر با پرتوجویــان اســیب دیده کار می کنیم‪،‬‬ ‫همیشــه باید این نکته را در نظر داشته باشیم که‬ ‫احتمال اسیب بیشــتر برای پرتوجو هست‪ ،‬انجام‬ ‫دادن حرکت اشتباه و یا وارد کردن فشار بیش ازحد‬ ‫به بدن در اثر این فکر که شــاید با فشــار بیشتر‪،‬‬ ‫زودتر بهبودی حاصل شود همیشه از مواردی است‬ ‫که پرتوجویان مبتدی را در معرض اســیب دیدگی‬ ‫شــدیدتر قرار می دهد‪ ،‬و این امر نباید به شــماتت‬ ‫مربی و یا احساس بی کفایتی در مربی منجر شود‪.‬‬ ‫کشــاورزان قدیم بــه تجربه دریافتــه بودند که‬ ‫زمین های زیر کشت خود را به قطعاتی تقسیم کنند‬ ‫و به هر قطعه‪ ،‬هر هفت ســال‪ ،‬یک سال استراحت‬ ‫دهنــد و چیــزی در ان نکارند تا زمیــن خود را‬ ‫بازیابی کند‪.‬‬ ‫توصیۀ اساتید یوگا نیز به مربیان به همین شکل‬ ‫است‪ .‬ان ها از ما می خواهند که در طول سال زمانی‬ ‫را برای تجدیدقوای ذهنی و جسمی خود‪ ،‬به دور از‬ ‫محیط کالس و جامعه بگذرانیم تا بتوانیم بار سنگین‬ ‫کالس ها را به مدت چند روز زمین بگذاریم و قوای‬ ‫خود را بازیابی کنیم‪.‬‬ ‫شــخصاً مراودات اجتماعی بــا طبقات مختلف‬ ‫جامعــه‪ ،‬مهمانی های خانوادگی بــه دور از فضای‬ ‫کاری و تجمل‪ ،‬تجربــۀ ورزش های مفرح همچون‬ ‫دوچرخه ســواری و کوهنوردی را بــرای تجدیدقوا‬ ‫بسیار مفید می دانم‪ .‬جلسات ماهیانه با همکاران و‬ ‫سهیم شدن تجربیات کاری نیز می تواند در گشایش‬ ‫فضای ذهنی و احساســی مربیان تاثیرگذار باشد‪.‬‬ ‫به نظر من‪ ،‬حضور در جمــع خانوادگی و صحبت‬ ‫پیرامون مســائل روز و هم کالمی بــا اعضا خانواده‬ ‫می تواند مرهمی باشد بر زخم های جامعۀ امروز که‬ ‫مربیان یوگا نیز جزء کوچکی از ان هستند‪.‬‬ ‫باشــد تا تمام موجــودات جهان در شــادی و‬ ‫سالمتی باشند‪.‬‬ ‫امین‬ ‫برداشتی ازاد از کتاب هنر درمان اثر دکتر اروین‪ .‬دیالوم‬ ‫‪13‬‬ ‫‪ 18‬اصل و قانون زندگی معنوی‬ ‫نویسنده‪ :‬شری شری راوی شانکار‬ ‫‪1‬‬ ‫برگردان‪ :‬سرور اسدزاده‬ ‫شری شری راوی شــانکار‪ ،‬بنیان گذار بنیاد هنر زندگی‪،‬‬ ‫یک ســازمان غیردولتی مرتبط با ســازمان ملل است که‬ ‫الهام بخش بسیاری از ســازمان های خیریه بوده و با هدف‬ ‫خدمت و ترویج ارزش های انســانی فعالیت می کند‪ .‬او در‬ ‫سال ‪ 1982‬شروع به تدریس سودارشن کریا‪ 2‬کرد که یک‬ ‫تکنیک قدرتمند تنفسی جهت کاهش استرس است و فرد‬ ‫را کام ً‬ ‫ال به لحظۀ حال می اورد‪ .‬امروز این برنامه در بیش از‬ ‫‪ 142‬کشــور در سراسر جهان به عنوان بخشی از دورۀ هنر‬ ‫زندگی اجرا می شود‪.‬‬ ‫او خواستار بازگشــت به ارزش های مشترک انسانی در‬ ‫تمام مذاهب و ادیان به عنوان وسیله ای برای حل اختالفات‬ ‫در دنیای امروز اســت‪ .‬او معتقد اســت که این امر تنها به‬ ‫وســیلۀ افرادی تحقق می یابد که این ارزش ها را در زندگی‬ ‫خود به تصویر می کشند‪.‬‬ ‫وقتی توجه فرد به جنبۀ معنوی زندگی معطوف می شود‪،‬‬ ‫حس مسئولیت‪ ،‬تعلق‪ ،‬شفقت و مراقبت از تمام بشریت به‬ ‫او دست می دهد‪ .‬معنویت‪ ،‬زندگی را قوت بخشیده و پایدار‬ ‫می کند‪ .‬انسان را قوی و محکم می کند‪ .‬روح‪ ،‬تمام مرزهای‬ ‫باریک جاری در زندگی را می شکند و به شما اگاهی المکان‬ ‫زندگی در لحظه را می بخشد‪ .‬تنها از طریق این اگاهی و این‬ ‫افزایش هوشیاری است که جنگ ها می توانند از میان بروند و‬ ‫حقوق انسانی در جهان امروز احیا شود‪ .‬اما این چیزها چطور‬ ‫به دست می ایند؟ اصول اصلی یک زندگی معنوی چیست؟‬ ‫شری شری راوی شانکار برای هدایت مردم جهان هجده‬ ‫اصل مسیر معنوی را این گونه شرح می دهد‪:‬‬ ‫‪ -1‬اطمینان‬ ‫اولین اصل مســیر معنوی اطمینان داشتن به خودتان‬ ‫است‪ .‬بدون اعتماد دستاوردی حاصل نمی شود‪ .‬شک چیزی‬ ‫است که با اطمینان در تضاد است‪.‬‬ ‫به محض اینکه بخش منفی را کنار بزنید‪ ،‬خواهید دید‬ ‫که تغییراتی مثبت رخ خواهند داد‪ .‬وقتی شک از میان برود‪،‬‬ ‫اطمینان هویدا می شود‪ .‬پس برای کسب اطمینان‪ ،‬باید ابتدا‬ ‫فهمید که شک چیست‪.‬‬ ‫اگر به ماهیت شک بنگریم درمی یابیم که غالباً پیرامون‬ ‫مســائل مثبت رخ می دهد‪ .‬هرگز دربارۀ موارد منفی شک‬ ‫نمی کنیم‪ .‬طبق تجربه‪ ،‬این موضوع را می دانیم‪ .‬شما دربارۀ‬ ‫صداقت افراد شک می کنید‪ ،‬اما هرگز دربارۀ بی صداقتی شک‬ ‫نمی کنید‪ .‬شما دربارۀ خوبی سایر مردم شک می کنید‪ ،‬اما‬ ‫هرگز دربارۀ ویژگی های بدشان شک نمی کنید‪ .‬اگر شخصی‬ ‫بگوید‪" :‬تو را خیلی دوست دارم"‪ ،‬شما می گویید‪" :‬واقعاً؟"‬ ‫اما اگر شخصی بگوید‪" :‬از تو متنفرم"‪ ،‬شما هرگز این سوال‬ ‫را نمی پرسید‪.‬‬ ‫تنها در مورد مســائل مثبت شک می کنیم و به منفی ها‬ ‫اطمینان داریــم‪ ،‬پس معموالً اگر شــک داریم‪ ،‬باید چیز‬ ‫‪14‬‬ ‫خوبی وجود داشته باشد‪ .‬به این ترتیب‪ ،‬شک به نوعی‬ ‫وسیله ای برای پیشبرد انسان است‪.‬‬ ‫من به شــما نمی گویم که شک هایتان را رها کنید‪.‬‬ ‫اتفاقاً تا انجا که می توانید شک کنید! کام ً‬ ‫ال خود را به‬ ‫ان بسپرید‪ .‬این کمک خواهد کرد میان شک بروید‪ .‬به‬ ‫محض اینکه از مانع شک عبور کنید و اطمینان حاصل‬ ‫شود‪ ،‬سپس پیشرفت بزرگ تری پدید می اید‪.‬‬ ‫‪ -2‬ســرزنش کردن خودتــان و دیگران را‬ ‫متوقف کنید‬ ‫اصل بعدی دســت برداشــتن از سرزنش دیگران و‬ ‫خودتان است‪ .‬سفر معنوی‪ ،‬سفری به "خویشتن" است‬ ‫و هنگامی که شــما درگیر سرزنش خودتان هستید‪،‬‬ ‫نخواهید توانست به "خویش" دست یابید‪ .‬بدون حرکت‬ ‫به سمت خویشتن‪ ،‬هرگز به ان دست نمی یابید و این‬ ‫حرکتی خواهد بود به ســمت ماده و جسم‪ .‬لذتی که‬ ‫از مادیات دریافت می کنید خسته کننده و فرسایشی‬ ‫اســت‪ ،‬و در عین حال لذتی کــه از معنویات دریافت‬ ‫می کنید باال برنده و تعالی بخش است‪.‬‬ ‫شــما ویژگی های منفی را درون خودتان خواهید‬ ‫یافت‪ ،‬اما نیازی نیست خودتان را برای ان ها سرزنش‬ ‫کنید‪ .‬هرگاه خودتان را سرزنش می کنید‪ ،‬ناچار دیگران‬ ‫را نیز ســرزنش می کنید‪ ،‬زیرا سرزنش خود نمی تواند‬ ‫برای مدت طوالنی باقی بماند و شــما برای فرار از ان‬ ‫ســرزنش‪ ،‬دالیلی برای بــه دام انداختن فرد دیگری‬ ‫پیدا می کنید و این ســبب بروز نفرت می شود‪ .‬و این‬ ‫چرخه ادامه دارد‪ ،‬زیرا هر زمان فرد دیگری را سرزنش‬ ‫می کنید‪ ،‬دوباره اماده می شوید تا خود را سرزنش کنید‪.‬‬ ‫امروزه انقدر سرزنش قوت گرفته است که هوشیاری‬ ‫تمام جهان در حال تضعیف شدن است‪.‬‬ ‫‪ -3‬خودتان و دیگران را تحسین کنید‬ ‫سومین اصل تحسین نمودن خود و دیگران است‪.‬‬ ‫تحسین و ستایش دیگران گامی فراتر از سرزنش نکردن‬ ‫دیگران است‪ .‬تحسین و تشویق عاملی روح افزاست و‬ ‫حضور معنویت‪ ،‬تعالی بخش خودتان‪ ،‬اطرافیان و تمام‬ ‫محیط پیرامون شــما است‪ .‬هنگام تحسین خودتان و‬ ‫دیگری‪ ،‬فضایی در شــما ایجاد می شود که با شادی و‬ ‫نشاط پر شده است‪.‬‬ ‫اگر بتوانید خودتان را تحســین کنیــد‪ ،‬نیازی به‬ ‫(دریافت) تحســین از سمت دیگران نخواهید داشت‪.‬‬ ‫اغلب ما می پنداریم که تحســین خود‪ ،‬خودپرستی و‬ ‫تقویت نفس است‪ .‬اما درواقع‪ ،‬خودپرست قادر نیست‬ ‫خودش را تحســین کند‪ ،‬بلکه امید به تحسین شدن‬ ‫از ســوی دیگران دارد‪ .‬بدانید که تمام ســتایش ها و‬ ‫تحســین ها به هر حال به سوی خالق ان بازمی گردد‪.‬‬ ‫اگر شما می گویید‪" :‬چشمان زیبایی داری!"‪ ،‬چه کسی‬ ‫ان را خلق کرده است؟ هر ستایشی به سوی پروردگار‬ ‫باز می گردد‪.‬‬ ‫تقدیر و ستایش‪ ،‬اگاهی را فزونی می بخشد و چیزی‬ ‫درون شما گشوده می شــود‪ .‬با سرزنش کردن‪ ،‬اگاهی‬ ‫تحلیل می رود‪ .‬از انجاکه بُعد معنویت‪ ،‬بسط هوشیاری‬ ‫و ذهن اســت‪ ،‬نمی خواهیم که با سرزنش کردن با ان‬ ‫مقابله کنیم‪ .‬خالصانه تحســین و ســتایش خود را به‬ ‫دیگران نثار کنید و حسی که پس از ان خواهید داشت‬ ‫را تجربه کنید‪.‬‬ ‫‪ -4‬صداقت و خلوص‬ ‫یک رنگی و خلوص چهارمین اصل است‪ .‬در همه چیز‬ ‫صادق باشید‪ .‬خود را فریب ندهید و تالش نکنید دیگران‬ ‫را فریب دهید‪.‬‬ ‫شــما به خاطر رضایت دیگران در مســیر معنوی‬ ‫نیستید‪ .‬جســتجوی معنوی بدون صداقت تهی و پوچ‬ ‫است و هیچ فایده ای نخواهد داشت‪ .‬نیروی صمیمیت‬ ‫و خلوص‪ ،‬صلح و اشــتی‪ ،‬شــادی و شعفی به ارمغان‬ ‫می اورد‪ ،‬که به هیچ طریق دیگری در این ســیاره قابل‬ ‫دستیابی نیست‪.‬‬ ‫‪ -5‬مسئولیت پذیری‬ ‫پنجمین اصل از مسیر معنوی مسئولیت پذیری است‪.‬‬ ‫سیر و سلوک معنوی فرار از مسئولیت نیست‪ ،‬بلکه عین‬ ‫مسئولیت پذیری است‪.‬‬ ‫به هر میزانی که در زندگی تان مسئولیت پذیرفته اید‪،‬‬ ‫به همان میزان در مســیر هستید‪ .‬اگر می پندارید که‬ ‫مدیریت انچه به عهدۀ شما گذاشته شده‪ ،‬دشوار است‪،‬‬ ‫بدانید که بیش از این به شما مسئولیت داده خواهد شد!‬ ‫مردم به اشتباه تصور می کنند معنویت به معنی فرار از‬ ‫ســخت کار کردن است‪ .‬خیر؛ مسیر معنوی با فعالیت‬ ‫پویا و موثر عجین شده است‪.‬‬ ‫‪ -6‬گذشته را رها کنید‬ ‫ششــمین اصل از زندگی معنوی توانایی رها کردن‬ ‫گذشته است‪ .‬تمام گذشته را به عنوان یک رویا ببینید‪.‬‬ ‫سپس به لحظۀ اکنون می رسید و درخواهید یافت که‬ ‫نیازی نیست برای بودن در اکنون تالش کنید‪ .‬لحظه ای‬ ‫که گذشــته را رها می کنید ذهن تــان خود به خود به‬ ‫اکنون می اید‪.‬‬ ‫در لحظۀ اکنون‪ ،‬روح افروخته می شــود‪ .‬حتی یک‬ ‫جرقۀ کوچک‪ ،‬باعث درخشــش روح می شود‪ .‬وقتی به‬ ‫گذشته متصل هستید‪ ،‬جرقه با خاکستر پوشیده شده‬ ‫است‪ .‬در لحظۀ حال باشید و خاکسترهای گذشته را به‬ ‫کناری بدمید‪.‬‬ ‫‪ -7‬پذیرش‬ ‫الزم اســت بدانید چگونه هارمونــی و هماهنگی را‬ ‫در محیط اطراف خود ایجاد کنید‪ .‬ممکن اســت تصور‬ ‫کنید محیط اطراف شما را می سازد‪ ،‬اما در حقیقت‪ ،‬ما‬ ‫محیط  مان را می سازیم‪.‬‬ ‫بدانید که انچه هست‪ ،‬هست‪ .‬پذیرش انچه هست‪،‬‬ ‫دو جنبه دارد‪ .‬ابتدا پذیــرش لحظۀ اکنون و انچه که‬ ‫اجتناب ناپذیر اســت‪ .‬انچه اتفاق افتاده‪ ،‬گذشته است‪.‬‬ ‫تنها زمانی که قادر به پذیرش انچه هســت باشــید و‬ ‫ارامــش خود را حفظ کنیــد‪ ،‬می توانید به طور موثری‬ ‫تغییر ایجاد کنید‪.‬‬ ‫دومین جنبه‪ ،‬پذیرش دیگران اســت همان گونه که‬ ‫هستند‪ .‬هر رفتاری که دیگران به نمایش می گذارند را‬ ‫بهترین چیزی ببینید که در ان لحظه برای ارائه دارند‪.‬‬ ‫تحلیل گر باشــید‪ .‬به دنبال توضیحات احتمالی برای‬ ‫رفتار ان ها بگردید‪ .‬و هم زمان مسئولیت رفتار خودتان‬ ‫را بپذیرید‪ .‬از طریق این پذیرش‪ ،‬تغییرات و محیط تان‬ ‫هماهنگ می شوند‪.‬‬ ‫‪ -8‬تایید مرگ خودتان‬ ‫اصل هشــتم زندگی معنوی‪ ،‬باور مرگ است؛ درک‬ ‫اینکــه همۀ ما روزی خواهیم ُمــرد‪ .‬از انجا که چیزی‬ ‫ریشــه ای درون ما وجود دارد که نامیرا اســت‪ ،‬ممکن‬ ‫است حقیقت مرگ خودمان را کام ً‬ ‫ال درک نکرده باشیم‪.‬‬ ‫باور مقولۀ مرگ می تواند ما را به لحظۀ حاضر بیاورد‪.‬‬ ‫می تواند از تمام وسوسه های کوچکی که ما را از اکنون‬ ‫دور می کند‪ ،‬بیرون بکشد‪ .‬هنگامی که بدانید قرار است‬ ‫بمیرید‪ ،‬اینده مدام در امد و شد نخواهد بود‪.‬‬ ‫‪ -9‬ناپایداری زندگی‬ ‫نهمین اصل ناپایداری تمام ان چیزی اســت که در‬ ‫حال حاضر وجود دارد‪ .‬پایدار نبودن موقعیت ها‪ ،‬شرایط‪،‬‬ ‫احساسات و افراد اطراف شما‪.‬‬ ‫دانســتن اینکه این همه بی ثباتی وجود دارد‪ ،‬سطح‬ ‫روح را رشــد می دهــد و می تــوان با انرژی‪ ،‬شــوق و‬ ‫قدرت بیشــتری عمل نمود‪ .‬ما تصور می کنیم اگر علم‬ ‫به این داشته باشــیم که همه چیز بی ثبات است‪ ،‬شور‬ ‫و اشتیاق مان کاسته می شــود و این امر ما را به حالت‬ ‫بی حســی و بی عاطفه بودن می برد‪ .‬خیر‪ .‬درک صحیح‬ ‫بی ثباتــی‪ ،‬روح را مشــتعل می کند‪ ،‬احســاس تعالی‬ ‫می بخشــد و ان وقت شور و اشــتیاق و پویایی وجود‬ ‫خواهد داشت‪.‬‬ ‫‪ -10‬اعتماد‬ ‫به هوشــی برتر و الیتناهی کــه کل این خلقت را‬ ‫شــکل داده است اعتماد کنید؛ از جلوۀ کیهانی تا فعل‬ ‫و انفعال ژن ها و اتم ها و مولکول ها‪ .‬تنها در تنوع ارایش‬ ‫الکترون ها‪ ،‬چیزی تبدیل به گل می شود و چیز دیگری‬ ‫سنگ‪ ،‬چیزی طالست و چیز دیگری زغال‪ .‬اگاه باشید‬ ‫که یک زیر الیۀ اساسی وجود دارد‪ ،‬یک هوش پایه ای‪،‬‬ ‫یک وحدت در تمام خلقت که زنده اســت‪ .‬ما جهان را‬ ‫به عنوان یــک موجود زنده نمی بینیم‪ .‬ما همه جا فقط‬ ‫ماده می بینیم‪ .‬در برابر چشــمان مــا فقط ماده ظاهر‬ ‫می شــود‪ .‬ما می دانیم در خلقت میدان مغناطیســی‬ ‫وجود دارد‪ ،‬اما اغلب ان را یک میدان بی جان می بینیم‪.‬‬ ‫اگاهی خالص که پایۀ ذهنیت ماست‪ ،‬همان که همۀ ما‬ ‫‪15‬‬ ‫بخشــی از ان هســتیم و هرکس دیگری نیز بخشی از ان است‪،‬‬ ‫چنین حوزه ای وجود دارد و بی جان نیست‪ .‬درک کردن‪ ،‬پذیرفتن و‬ ‫اعتماد کردن به هوشی که تمام چیزها را خلق می کند و محافظت‬ ‫می کند‪ ،‬دهمین اصل زندگی معنوی است‪.‬‬ ‫‪ -11‬وحدت در خلقت‬ ‫هنگامی که در ذهن بشــر تنش و استرس حاکم است‪ ،‬قضاوت‬ ‫می کند و تبعیض قائل می شــود‪ .‬این را دوست دارد‪ ،‬ان را دوست‬ ‫ندارد‪ .‬مرزهایی را می ســازد‪ .‬و با این کار‪ ،‬خودش را از هستی جدا‬ ‫می کند‪ .‬این حذف موجودیت از جریان هستی‪ ،‬جدایی نام دارد‪ ،‬اما‬ ‫این تنها در ظاهر است‪.‬‬ ‫جدایی از هســتی‪ ،‬امکان پذیر نیست‪ .‬اگر بخشی از دایره حذف‬ ‫شــود‪ ،‬دیگر دایــره ای وجود نخواهد داشــت‪ .‬این گونه ببینید که‬ ‫شــما بخشی از هستی هستید‪ ،‬تکه ای از تجلی هوش واال‪ ،‬نیرویی‬ ‫وحدت بخش که زیربنای تمام خلقت است‪ ،‬این همه چیز است‪ .‬و‬ ‫یازدهمین اصل مسیر معنوی است‪.‬‬ ‫‪ -12‬طبیعت انسان عشق و صلح است‬ ‫وقتی یکپارچگی خلقت را درمی یابید‪ ،‬الزم نیست برای دوست‬ ‫داشــتن دیگران تالش کنید‪ .‬عشق طبیعت ماست‪ .‬عشق چیزی‬ ‫است که حقیقت دارد و چیزی جز ان وجود ندارد‪ .‬بنگرید که عشق‬ ‫عملی نیست که انجام می دهید‪ ،‬و یک تعهد اخالقی نیست که باید‬ ‫قبول کنید‪ .‬بلکه شما در عشق وجود دارید و هرچیز دیگری نیز در‬ ‫عشق موجودیت می یابد‪.‬‬ ‫و بدانید که صلح نیز طبیعت انســان است‪ .‬در هر لحظه‪ ،‬در هر‬ ‫مکان‪ ،‬می توانید فقط بنشــینید و وارهانید‪ ،‬و بدانید که درون شما‬ ‫فضای خالص پاکی هست‪ ،‬وسیع و عمیق‪ .‬ان فضای درونی همان‬ ‫چیزی است که هستید‪ .‬زمانی که این را احساس کردید‪ ،‬شما با بُعد‬ ‫معنوی تان در تعامل هستید‪.‬‬ ‫"من از صلح امده ام‪ ،‬در صلح هستم و به صلح بازخواهم گشت‪.‬‬ ‫صلح و اشــتی مبدا و مقصود من است‪ .‬من صلح هستم‪ ،‬من فضا‬ ‫هستم‪ ،‬من عشق هستم‪".‬‬ ‫این جملۀ تاکیدی درونی یا تجربی‪ ،‬شما را یک رهجو می سازد‪.‬‬ ‫دانستن اینکه طبیعت ما عشق است و صلح‪ ،‬دوازدهمین اصل است‪.‬‬ ‫‪ -13‬تعادل‬ ‫ســیزدهمین اصل زندگی معنوی یافتــن تعادل بین فعالیت و‬ ‫اســتراحت اســت‪ ،‬میان لذت بردن از جهان و بازگشت به خود‪ ،‬و‬ ‫یافتن تعادل بین ســکوت و گفتار‪ .‬اگر در تمام زندگی تان سکوت‬ ‫کرده اید و ســخنی بر زبان نرانده اید‪ ،‬الزاماً مشی شما الهی نیست‪.‬‬ ‫به شــما گفتار عطا شده است‪ .‬به شما استعدادها و توانایی ها اعطا‬ ‫شــده است‪ .‬به درستی از این چیزهایی که به شما داده شده است‪،‬‬ ‫استفاده کنید و ان را با مراقبه و پرداختن به خود متعادل کنید‪ .‬در‬ ‫هوشیاری و اگاهی‪.‬‬ ‫‪ -14‬خودشناسی‬ ‫خودکاوی اصل بعدی زندگی معنوی است‪ .‬اولین قدم را با اگاه‬ ‫شدن از احساس بدن خود بردارید‪ .‬پوست تان‪ ،‬احساس پوست زیر‬ ‫جامه و عضالت و رشته های عصبی زیر پوست‪ ،‬و سپس استخوان ها‪.‬‬ ‫نســبت به زندگی مانند حیوانی که فقط می خورد‪ ،‬می نوشد و‬ ‫می خوابد بی تفاوت نباشید‪ .‬در مورد هرگونه احساسی مشاهده گر‬ ‫‪16‬‬ ‫باشــید‪ .‬ظریف ترین هوشیاری را داشته باشــید‪ .‬با شناخت بدن‬ ‫خودتان به شناخت روح می رسید‪ ،‬همان بخش واالی جدا از تن‪.‬‬ ‫‪ -15‬درگیر احساسات نشدن و بلوغ‬ ‫همراه با اگاهــی قوی یا می توان گفت با دوری از احســاس و‬ ‫تعصب‪ ،‬بلوغ نیز می اید‪ .‬بلوغ و فراغت از درگیری احساسات در کنار‬ ‫هم می ایند‪ .‬نمی توانید به بلوغ برسید و هم زمان درگیر احساسات‬ ‫باشید‪ .‬اغلب به اشتباه از غیراحساساتی بودن حالتی سطحی‪ ،‬رکود‬ ‫ذهن یا وضعیتی منفی برداشــت شده اســت و این حالت داللت‬ ‫ضمنی بر مشتاق نبودن و بی عالقگی دارد‪ .‬این درست نیست‪ .‬وقتی‬ ‫درگیر احساسات نیســتید‪ ،‬اگاهید؛ با خودتان صمیمی و نزدیک‬ ‫هســتید‪ .‬در بلوغ شکوه وجود دارد‪ ،‬ازادی وجود دارد‪ ،‬درک وجود‬ ‫دارد‪ ،‬رمز وراز وجود دارد‪ .‬این پانزدهمین اصل زندگی معنوی است‪،‬‬ ‫رسیدن به حالت غیراحساسی و زندگی بالغانه‪.‬‬ ‫‪ -16‬تقدیر زیبایی‬ ‫شانزدهمین اصل زندگی معنوی‪ ،‬اقرار و تصدیق زیبایی خلقت‪،‬‬ ‫زیبایــی در هر شــخص‪ ،‬زیبایی درون و شــناخت این زیبایی در‬ ‫طبیعت روح است‪ .‬ذهن به دنبال زیبایی حرکت می کند‪ ،‬زیبایی را‬ ‫تحسین می کند‪ ،‬اما تفاوتی بین تقدیر زیبایی و تمایل به تصاحب‬ ‫زیبایی وجود دارد‪ .‬در تمایل برای داشتن زیبایی‪ ،‬ما غیراحساسی‬ ‫بودن مان را از دست می دهیم‪.‬‬ ‫بدانید که این معنویت است که زیباست‪ .‬هر زمان زیبایی را در‬ ‫می یابید‪ ،‬روح ان جاست‪ .‬اگر کسی زیباست‪ ،‬به دلیل درون اوست‪.‬‬ ‫یک بدن بی جان هرگز زیبا نیســت‪ .‬نسبت دادن زیبایی به روح و‬ ‫تمایز بخشیدن ان از ماده‪ ،‬ما را در مسیر معنوی بسیار پیش می برد‪.‬‬ ‫‪ -17‬احترام‪ ،‬تحسین و افتخار‬ ‫تقدیر زیبایی‪ ،‬ســتایش بــه ارمغان می اورد‪ .‬انســان زیبایی را‬ ‫می ســتاید و ان را پرستش می کند‪ .‬محترم شمردن و ستایش هر‬ ‫چیــز در خلقت به عنوان بازتابی از خالــق ان‪ ،‬اصل بعدی زندگی‬ ‫معنوی است‪.‬‬ ‫همه چیز را شــریف دارید‪ .‬افتخار بیشــتر از یک پاسخ عاطفی‬ ‫و درواقع یک نگرش اســت که درکی متعادل از زندگی را نشــان‬ ‫می دهــد‪ .‬وقتی عشــق و احترام هر دو حاضرنــد‪ ،‬موجب افتخار‬ ‫می شود‪ .‬هنگامی که افتخار هست‪ ،‬حضور ذهن صد در صد و کامل‬ ‫بوده و حس قداســت به دنبال ان می اید‪ .‬عشق و احترام شرافت‬ ‫را به همراه دارد و شــرافت تقدس می اورد‪ .‬شما نمی توانید چیزی‬ ‫را به واقع حس و احســاس کنید و تقدس و حرمت ان را درنیابید‪.‬‬ ‫حرمت و تقدس‪ ،‬انسان را گوش به زنگ فهم و هوشیاری می کند‬ ‫و اگاهی فرامی رسد‪.‬‬ ‫‪-18‬زندگی از بین نرفتنی است‬ ‫اصل نهایی زندگی معنوی دانستن این مطلب است که زندگی‬ ‫نابود نشدنی است‪ .‬این کام ً‬ ‫ال با علم به این اصل که زندگی موقت و‬ ‫گذرا است‪ ،‬در تناقض است‪.‬‬ ‫اکنون می گوییم زندگی فناناپذیر اســت؛ هیچ اتفاقی نمی تواند‬ ‫برای ان بیفتد و طبیعت کار خودش را می کند‪.‬‬ ‫و البته همیشه این حقیقت با تناقض همراه است‪.‬‬ ‫‪1-Sri Sri Ravi Shankar‬‬ ‫‪2-Sudarshan Kriya‬‬ ‫سودمندی یوگای صبحگاهی‬ ‫پنج‬ ‫ِ‬ ‫اثر‪ :‬چیارا گالی‬ ‫‪1‬‬ ‫برگردان‪ :‬واحد ترجمه‬ ‫باید اعتراف کنم که من اهل صبح بیدار شــدن نیستم‪ ،‬چه برسد به‬ ‫صبح خیلی زود و ســحرخیزی‪ .‬من اگر دلیل خاصی برای بیش از حد‬ ‫زود بلند شدن نداشته باشم‪ ،‬واقعاً بیدار نمی شوم؛ بنابراین از من نخواهید‬ ‫که صبح خیلی زود بدوم چون واقعاً برایم کار سختی به حساب می اید‪.‬‬ ‫ولی چیزی که به من انگیزۀ الزم برای بیدارشــدن را می دهد و من‬ ‫را کام ً‬ ‫ال متعهد به انجام دادن ان می کند‪ ،‬اجرای یک توالی مالیم یوگا‬ ‫اســت‪ .‬ممکن است چند روز طول بکشــد تا برایتان روی روال بیفتد‪،‬‬ ‫ولی فورا ً متوجه مزایای بســیار ان خواهید شد‪ .‬حتی بعد از چند روز‪،‬‬ ‫صبح هایی که تمرین را از دســت می دهید چه حالی خواهید داشت!‬ ‫ازمایش کنید‪.‬‬ ‫بنابراین با توجه به تجربۀ شخصی من و انچه از شاگردانم شنیده ام‪،‬‬ ‫پنج مزیت برتر تمرین یوگای صبحگاهی را ارائه می دهم‪ ،‬که البته بر روی‬ ‫ان ها تحقیق نیز کرده ام‪ .‬به یاد داشته باشید که زمان یوگای صبحگاهی‬ ‫تا حدودی به روال برخواستن هر روزۀ خود شما بستگی دارد‪.‬‬ ‫‪ -1‬تمرکز بهتری در طول روز پیش رو خواهید داشت‬ ‫می توانید روند بیداری خود را با خالی کردن ذهن از طریق مراقبه ای‬ ‫کوتاه اغاز کنید‪ .‬سپس شما اماده خواهید بود تا بر روی یک تعادل ساده‬ ‫بر روی یک پا تمرکز کنید‪ .‬به عنوان مثال وضعیت درخت ‪ -‬و مجبور‬ ‫خواهید شد که این تمرکز را حفظ کنید‪.‬‬ ‫ایــن کار شــما را به اجبار از خواب بیدار می کند و مغز شــما بیش‬ ‫از هر زمان دیگری اماده خواهد شــد تا بــر روی کارهای روز پیش رو‬ ‫متمرکز شود‪.‬‬ ‫‪ .2‬سطح انرژی شما تقویت خواهد شد‬ ‫حرکت بدن شما به طور پیش فرض موجب حرکت سلول ها می شود‬ ‫و در نتیجه اکسیژن رســانی ســلول ها را درگیر می کند‪ .‬هنگامی که‬ ‫سلول های شما اکسیژن موجود در بین ان ها را تجدید می کنند‪ ،‬تمام‬ ‫بدن شما نیز زنده می شود‪ .‬این یک فرایند ساده و از نظر علمی اثبات‬ ‫شــده است‪ .‬انجام چند سیکل سالم بر خورشید می تواند این امکان را‬ ‫برای بدن فراهم کند‪ .‬به همین دلیل نام "سالم بر خورشید" به درستی‬ ‫برای این سیکل انتخاب شده است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫اوردن سر‪ ،‬بازوها و پاها در جاهایی که باقی روز معموال قرار نمی گیرند‪،‬‬ ‫روالی بسیار پرانرژی برای شروع روز است و بالفاصله احساس شادابی‪،‬‬ ‫سبکی و هوشیاری در تمام سیستم جریان می یابد‪.‬‬ ‫‪ .3‬سطح استرس کاهش می یابد‬ ‫با اکسیژن رسانی بیشتر سلول ها و همچنین تمرکزی دقیق تر بر روز‬ ‫پیش رو‪ ،‬به طور خودکار ارامش بیشتری توسط مغز القا خواهد شد‪ :‬بابت‬ ‫جلسۀ مهمی که با رئیس هماهنگ شده مضطرب نخواهید بود‪ ،‬دقیقاً‬ ‫می دانید که برای خلق روز موفق دیگری چه کاری باید بکنید و ‪ . ...‬این‬ ‫امر به این دلیل است که سطح استرس شما پایین تر امده و قادر خواهید‬ ‫بود با رویکردی مثبت تر با روز پیش رو مواجه شوید‪.‬‬ ‫‪ .4‬می توانید کمی بیشتر بخورید‬ ‫کســانی که مانند من به غذا اهمیت می دهنــد بابت این موضوع از‬ ‫یوگا قدردانی ویــژه ای خواهند کرد‪ .‬همۀ ما می دانیم که ورزش کردن‬ ‫می تواند در کاهش وزن بسیار موثر باشد‪ .‬صرف روزانه ‪ 20‬تا ‪ 30‬دقیقه‬ ‫در حرکات "سگ سرپایین" "خط کش" و "جنگجوی ‪ "2‬باعث افزایش‬ ‫سوخت و ساز بدن‪ ،‬بهبود هضم و عملکرد گوارشی می شود‪.‬‬ ‫بنابراین می توانید بدون احســاس گناه دســر کوچکی را نیز در روز‬ ‫بگنجانید و البته به نوع ان توجه کنید‪ ،‬چرا که این بدن شماست و باید‬ ‫طوری با ان رفتار کنید که شایستۀ ان است‪.‬‬ ‫‪ .5‬خوش فرم شوید‬ ‫نه تنها می توانید از چند کالری اضافی لذت ببرید‪ ،‬بلکه بدن شــما‬ ‫تغییر فرمی محسوس به سمت بهتر شدن خواهد داشت‪ :‬بازوهای شما‬ ‫مشخص تر خواهد شد‪ ،‬پشت شما قوی تر می شود و پاهای شما در ان‬ ‫شــلوار جین تنگ حتی کشیده تر به نظر می رسند‪ .‬من قول نمی دهم‬ ‫ظرف یک ماه چهار ســایز کاهش یابد‪ ،‬اما به خودتان فرصتی بدهید تا‬ ‫شما (و اطرافیان تان) متوجه تغییراتی مثبت شوید‪.‬‬ ‫به یاد داشته باشید که برای تمرین یوگای صبحگاهی‪ ،‬مجبور نیستید‬ ‫ســاعت ‪ 6‬صبح پیاده روی کنید یا تمام راه را پیاده تا استودیوی مورد‬ ‫عالقۀ خود بپیمایید! شما می توانید تمام این کارها را حتی به راحتی در‬ ‫خانه انجام دهید‪ .‬تمام انچه شما نیاز دارید یک تشک یوگا و یک مرجع‬ ‫مطمئن است‪.‬‬ ‫از طرف دیگر‪ ،‬حتی یک روال ساده نیز می تواند بسیار موثر باشد‪:‬‬ ‫شاواسانا‪ ،‬پیچش ستون فقرات‪ ،‬دم و بازدم گربه‪-‬گاو‪ ،‬سه سیکل سالم‬ ‫بر خورشید‪ ،‬البته با اگاهی کامل‪ ،‬شروع مناسبی برای یوگای صبحگاهی‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ Chiara Galli 1‬مدرس یوگا‪ ،‬متخصص بازاریابی دیجیتال‪ ،‬مربی سبک زندگی‪ ،‬عالقه مند به علم تغذیه و‬ ‫عکاسی است‪ .‬او به کشورهای بسیاری (به ویژه در اسیا و استرالیا) سفر می کند و به برگزاری کالس های یوگا و‬ ‫کارگاه های سبک زندگی می پردازد‪.‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪17‬‬ ‫نمی توان احساسات را متوقف کرد‬ ‫نویسنده‪ :‬سالی کمپتون‬ ‫برگردان‪ :‬مهتاب کالنتری‬ ‫خانمی به نام ریتا به تازگی با اندکی وحشت با من تماس گرفت‪ .‬نتیجه داد یا نه‪ ،‬اما من ســال ها به عنــوان راهی برای لذت بردن از‬ ‫او یک گیاهخوار متعهد است که در پنج سال گذشته رژیم غذایی شــیرینی بدون زیاده روی از این تمرین اســتفاده کرده ام‪ .‬انضباط‬ ‫و احساســی مقدس در اینجا مهم و کلیــدی و همچنین موجب‬ ‫شدیدی داشته است‪.‬‬ ‫اما برای چندین ماه‪ ،‬او هوس بستنی‪ ،‬پیتزا و غذاهای دیگری که افتخار هستند‬ ‫معموالً از ان ها اجتناب می کرد و ان ها را نمی خورد کرده بود‪.‬‬ ‫رانده شده از لذت‬ ‫او نگران این بود که شاید در حال تسلیم شدن به نفس خود است‪.‬‬ ‫لذت‪ ،‬بخش حسی مرکزی از احساس زنده بودن ماست‪ .‬عالوه بر‬ ‫دید اولیۀ من این بود که سیستم او به دنبال تعادل می گردد‪ .‬اگر‬ ‫سالم هستید‪ ،‬تمایل به شکلی خاصی از لذت بردن و هوس چیزی این‪ ،‬انگیزۀ اصلی در زندگی ماست‪ .‬من به عنوان یک پزشک معنوی‬ ‫کردن اغلب نشــانۀ این است که شــما در اجتناب از ان زیاده روی نزدیک به ‪ ۵۰‬ســال‪ ،‬بارها و بارها این را در خود و در دانش اموزان‬ ‫دیده ام‪ .‬غیر ممکن اســت در تمرینی بمانی بدون اینکه از ان لذت‬ ‫کرده اید‪ ،‬خواه شیرینی باشد‪ ،‬یا عشق یا تمرینات عمیق‪.‬‬ ‫اما ریتا تنها یوگی ای نیســت که در مرزبندی میان لذت و افراط ببری‪ .‬هر چیزی که به سادگی و فقط به این دلیل وارد ان می شویم‬ ‫سردرگم شده اســت‪ .‬این قابل درک است‪ ،‬چون سنت های یوگا تا که برایمان خوب اســت ‪ -‬مثل رژیم‪ ،‬رابطــه‪ ،‬کار و یا مراقبه ‪ -‬در‬ ‫حــدی حول محور لذت می چرخند‪ .‬بعضــاً‪ ،‬به خصوص در یوگای نهایت از بین خواهد رفت مگر اینکه از ان لذت ببریم‪.‬‬ ‫از نقطه نظر عرفانی‪ ،‬ظرفیت ما برای لذت‪ ،‬نشــانه ای از سعادت‬ ‫کالســیک‪ ،‬تضادی اساســی بین یوگا و لذت مشــاهده می شود‪.‬‬ ‫این دیدگاه در یک بخش مشــهوری در کاتا اوپانیشــاد‪ ،‬متنی از فطری افرینش ماســت‪ .‬بر طبق علم پزشکی و با شناخت مغز‪ ،‬ما‬ ‫یوگا ودانتیک‪ ،‬خالصه شــده اســت که‪« :‬نیکی و لذت بخشی هر برای لذت بردن و کامیابی برنامه ریزی شده ایم‬ ‫مراکز لذت در مغــز میانی قرار دارند‪ ،‬جایی که احساســات ما‬ ‫دو به ســمت فرد می ایند‪ .‬انســان فرزانه‪ ،‬نیکی را بر لذت بخشی‬ ‫نشســته اند و برای واکنش به محرک ها‪ ،‬که به نوعی بقای فیزیکی‬ ‫ترجیح می دهد‪».‬‬ ‫نسلی از متخصصان‪ ،‬این امر را به عنوان فراخوانی برای «نشستن را تضمین می کنند‪ ،‬طراحی شــده اند‪ .‬غذا‪ ،‬رابطۀ جنسی و ورزش‬ ‫بر کف بتونی و نه فرش های نرم»‪ ،‬مورد استفاده قرار داده اند‪( .‬شاید هوازی همگی این ناحیه از مغز را تحریک می کنند و مواد شیمیایی‬ ‫این نکته برایتان جالب باشــد که این تمرین را صبح زود جایگزین مانند دوپامین و سروتونین را به ناحیۀ قشری می فرستند که در ان‬ ‫یک ســاعت خواب اضافی کنید!) کف های بتونی به کنار‪ ،‬حقیقتی مغز تشخیص می دهد که کاری که انجام می دهید خوب است و باید‬ ‫در این تمرین وجود دارد؛ به خصوص اگر عبارت «منطقۀ امن» را با ادامه داشته باشد‪.‬‬ ‫در چرخه های سالم‪ ،‬مغز بیشتر لذت هایی را انتخاب می کند که‬ ‫«لذت» جایگزین کنید‪ .‬این تحول شما را ملزم به گذر از انچه راحت‬ ‫برای بقای فرد و جامعۀ بزرگ تر ســودمند هستند‪ .‬با این حال در‬ ‫است می کند‪.‬‬ ‫در دو متن یوگایی پیشــرفته تفاوت های ظریف تری ارائه شــده چرخه های ناسالم‪ ،‬این سیستم می تواند با عدم تعادل‪ ،‬خواه ژنتیکی‪،‬‬ ‫و می گوید‪ :‬لذت ببر‪ .‬اگر یوگای کالســیک و ودانتا جهان را اساساً خواه القا شده و یا شیمیایی‪ ،‬مضر واقع شود‪.‬‬ ‫موهوم و لذت های دنیــا را به عنوان یا عامل حواس پرتی می بینند‪،‬‬ ‫این چیزی است که در جامعۀ تحت فشار ما اتفاق می افتد؛ جایی‬ ‫تانتریست ها به بدن و جهان به عنوان انرژی خوداگاه الهی می نگرند‪.‬‬ ‫یکی از زیباترین ایده های تانتریک ها این است که بدن‪ ،‬حواس و که بســیاری از ما قرار اســت از مواد غذایی‪ ،‬مواد مخدر و اشکال‬ ‫مغز ابزارهایی هســتند که از طریق ان ها روح ‪ -‬یا اگاهی ‪ -‬از خود سرگرمی که در نهایت برای رفاه جامعۀ ما بد است‪ ،‬لذت ببریم‪.‬‬ ‫اما تمایل طبیعی بدن این اســت که ما لذت را نشــانۀ اینکه در‬ ‫لذت می برد‪ .‬هنگامی که زندگی را این گونه می بینید‪ ،‬لذت (زمانی که‬ ‫با اگاهی تجربه می شــود) راهی برای تجلیل الهی می شود‪ .‬یکی از مسیر درست قرار داریم‪ ،‬بیانگاریم‪ .‬مراکز لذت نیز توسط تعدادی از‬ ‫پیام های مشهور تانتریک چنین است‪« :‬برخی از مردم فکر می کنند فعالیت ها ایجاد می شوند‪ ،‬از جمله‪:‬‬ ‫یوگا‪ ،‬پرانایاما یا تمرینات تنفسی‪ ،‬مراقبه‬ ‫در انجا که یوگا هســت هیچ لذتی نمی تواند باشد و زمانی که لذت‬ ‫این احساســات عبارت اند از‪ :‬همدلی‪ ،‬سپاســگزاری و عشــق‪.‬‬ ‫دنیوی وجود داشــته باشد‪ ،‬هرگز یوگا نمی تواند وجود داشته باشد‪.‬‬ ‫اما در این راه‪ ،‬هم یوگا و هم لذت دنیوی می ایند و در کف دســت تحقیقات نشان می دهند که در شرایطی مثل مهربانی‪ ،‬سخاوتمندی‬ ‫و اعمــال خوب در زندگی دوپامین افزایش پیدا می کند و این مثل‬ ‫شما می نشینند‪».‬‬ ‫البتــه‪ ،‬اوردن یوگا و «لذت دنیوی» در کنار هم نیازمند انضباط پاداش دهی مغز به افکار و کارهای خوب اســت و در مقابلش افکار‬ ‫است‪ .‬یکی از معلمان من یک بار به یک دانش اموز مبتال به اضافه وزن و اقداماتی نیز این عملکرد مغــز را خاموش می کند‪ .‬بنابراین علم‬ ‫و معتاد به شــکالت توصیه کرد که قطعات کوچکی از شکالت را مغــز و اعصاب بر چیزی مهر تاییــد می زند که حکیمان یوگا ان را‬ ‫داشــته باشد‪ ،‬طوری که انگار او شیرینی ها را به کودک درون خود به طور شــهودی دریافته اند‪ :‬لذت نه تنها برای بقای ما مفید است‪،‬‬ ‫هدیه می کند و ان هــا را به ارامی بجود‪ .‬نمی دانم در نهایت برای او بلکه الیه های مختلف ولی مرتبطی دارد که گاه در ســطح و رویه‬ ‫‪18‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫و گاه عمیق و ریشــه دار هستند‪ ،‬ولی بدون تالش‬ ‫نمی تــوان به الیه های عمیــق ان راه پیدا کرد‪ .‬با‬ ‫تالش بــرای حضور کامل‪ ،‬تمریــن اگاهی‪ ،‬رفتار‬ ‫محبت امیز‪ ،‬وارهانیدن مســائل و تجربه هایی که‬ ‫باعث خودپســندی و منیت می شــوند به سطوح‬ ‫عمیق تر لذت می رسیم‪ .‬و به طور متناقضی‪ ،‬اغلب‬ ‫نیاز اســت که در این راه از انچه که راحت اســت‬ ‫عبور کنیم‪.‬‬ ‫در واقع لذت با اسودگی و راحت بودن در تضاد‬ ‫نیست؛ مگر اینکه نوعی اعتیاد به تن اسایی وجود‬ ‫داشــته باشــد‪ .‬هنگامی که خردمندی اگاه به ما‬ ‫می گوید که شــخص خردمند‪ ،‬خوبــی را بر لذت‬ ‫ترجیح خواهد داد‪ ،‬به این معنی اســت که عاقل‬ ‫بودن را بر راحت بــودن ارجح می داند‪ .‬به عبارت‬ ‫دیگــر‪ ،‬فرد عاقل تالش و عمق را بر تن اســایی و‬ ‫سطحی بودن مقدم می دارد‪.‬‬ ‫عمیق شدن‬ ‫بــه تعبیر یوگی ها‪ ،‬عمیق ترین دلخوشــی ها از‬ ‫اعماق وجود می ایند‪ .‬وقتــی لذت بردن از طریق‬ ‫اگاهی‪ ،‬مراقبه کردن عمیق‪ ،‬یا تسلیم به وجود اید‪،‬‬ ‫کیفیت الهی ان اشکار می شود‪ .‬در این صورت این‬ ‫لذت در مسیر صحیحی است‪ ،‬حاال خواه از شکالت‪،‬‬ ‫عشق بازی‪ ،‬یک وینیاســا یوگای پر انرژی باشد یا‬ ‫خواندن سرودها و ذکرها‪.‬‬ ‫برای تجربۀ عمیق یــوگای لذت‪ ،‬فکر کردن در‬ ‫مورد ان در پنج ســطح اساسی مفید است که از‬ ‫یک الیۀ نسبتاً سطحی تا بسیار ظریف متغیر است‪:‬‬ ‫برای تجربۀ عمیق لذت یوگا‪ ،‬فکر کردن به ان در‬ ‫پنج ســطح پایه ‪-‬که از نسبتاً سطحی تا بی نهایت‬ ‫لطیف هستند‪ -‬مفید است‪ :‬لذت جنسی‪ ،‬صمیمیت‬ ‫عاشقانه‪ ،‬عمل هدفمند‪ ،‬خالقیت و غوطه وری در‬ ‫روح‪ .‬ما اغلب این موضوع را به طور شهودی و بدون‬ ‫نیاز به کلمات درک می کنیم‪ .‬انچه همیشه درک‬ ‫نمی کنیم این است که یکی از نشانه های لذت های‬ ‫ریشه دارتر این است که ان ها به تمرین و ممارست‬ ‫بیشــتری نیاز دارند‪ .‬این مسئله در مورد لذت های‬ ‫نفسانی نیز صادق است‪ ،‬که می تواند درهای بزرگی‬ ‫را به سطوح پایین تر اگاهی بگشاید‪.‬‬ ‫عالوه بر این‪ ،‬سطوحی که گفته شد قابل تعویض‬ ‫نیســت و این یکی از دالیل ان اســت که چرا ما‬ ‫به عنوان انســان به همۀ این انواع لذت نیاز داریم‬ ‫ هــر یک ارزش خود را دارد‪ ،‬اما هیچ یک به طور‬‫خالص و کامل حسی نیست‪ .‬به همین علت است‬ ‫که عشــق ورزی و یا درست کردن غذا بدون عشق‬ ‫نتیجه نمی دهد‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬وقتی شما احساس‬ ‫تنهایی می کنید‪ ،‬به جای اینکه در جستجوی یک‬ ‫تکه کیک باشید‪ ،‬به دوســت خود زنگ می زنید!‬ ‫بــه همین ترتیب‪ ،‬لذت داشــتن ارتباط عاشــقانه‬ ‫نمی تواند با لذت جنســی جایگزین شــود اگرچه‬ ‫قطعــاً ان را افزایش خواهد داد‪ .‬همان طور که هیچ‬ ‫میزان رضایتی از کار باعث ایجاد ان شادی خاصی‬ ‫نمی شــود که می توانید از نوازش کردن یک کودک‬ ‫به دست بیاورید‪.‬‬ ‫بــه همین ترتیــب‪ ،‬هیچ کدام از ایــن لذت ها را‬ ‫نمی توان با شادی خالقیت و الهام بخشی جایگزین‬ ‫کرد‪ .‬هجوم مواد شــیمیایی شــادی اور در مغز که‬ ‫هنــگام تجربۀ الهامات درونی‪ ،‬مث ً‬ ‫ال ســاختن اثری‬ ‫هنری‪ ،‬در ما جریان می یابد‪ ،‬همه چیز را تحت الشعاع‬ ‫قــرار می دهــد‪ .‬اما حتی لذت حاصــل از خالقیت‬ ‫نمی تواند با تجربۀ عمیق اتحاد عرفانی و لذت حضور‬ ‫خالص برابری کند‪.‬‬ ‫لذت های احساسی‬ ‫لذت های حســی شــامل طعم غذا‪ ،‬نوازش گل‬ ‫سرخ‪ ،‬توجه به رنگ شبنم‪ ،‬حس کردن اغوش یک‬ ‫معشوق‪ ،‬دیدن چهره ای زیبا و یا قدردانی از یک اثر‬ ‫هنری خوب‪ ،‬می توانند نسبتاً ابتدایی یا کام ً‬ ‫ال کمال‬ ‫یافته باشند‪ .‬موج لذت یک لمس عاشقانه یا غذای‬ ‫دلنشــین یک سراشپز به قشرهای باالتر کورتکس‬ ‫مغز می رســد‪ .‬با تمرین یوگا نیــز اگاهی ما چنین‬ ‫امواجی را تولید می کند‪.‬‬ ‫چه چیزی برای عمق بخشــیدن به لذات حسی‬ ‫الزم است؟ حداکثر لذت حداکثر توجه را می طلبد؛‬ ‫توانایی حضور کامــل در توجه و اگاهی به طعم یا‬ ‫لمس یــا عطر‪ .‬هرچه در عالم بدنــی و کالبد خود‬ ‫حضور بیشتری داشته باشید‪ ،‬تجربیات شما از لذت‬ ‫بیشتر خواهد شد‪.‬‬ ‫حواس پرتی دشــمن بزرگ لذت اســت‪ .‬وقتی‬ ‫حواس مان پرت شــد‪ ،‬می توانیم کمیت را جایگزین‬ ‫کیفیــت کنیم و به یک کمک کننده یا یک محرک‬ ‫دیگر یا بدن دیگری برســیم؛ زیرا بــه اندازۀ کافی‬ ‫حضور نداشــته ایم تا از انچه کــه داریم کام ً‬ ‫ال لذت‬ ‫ببریم‪ .‬بنابراین‪ ،‬هنگامی که احســاس کمبود لذت‬ ‫می کنید‪ ،‬استادان بزرگ توصیه می کنند که توجه‬ ‫خــود را به درون معطوف کنید‪ .‬یک متن تانترا این‬ ‫روش را ارائــه می دهد‪ :‬همان طــور که یک هلوی‬ ‫رســیده‪ ،‬یا غروب خورشید را تماشا می کنید و یا با‬ ‫لمس محبوب تان برانگیخته می شوید‪ ،‬بیشتر بر روی‬ ‫احســاس لذت درون تمرکز کنید و نه بر پدیده ای‬ ‫که باعث ان شده است‪ .‬بگذارید احساس پر بگیرد‪.‬‬ ‫هنگامی که می توانید با هر شکلی از لذات حسی‪ ،‬به‬ ‫درون متمرکز شــوید و کام ً‬ ‫ال در ان حضور داشته‬ ‫باشید‪ ،‬می توانید در را برای یک کمال عمیق یوگیانه‪،‬‬ ‫نوعی از شادی جسمی لذت بخش‪ ،‬باز کنید‪.‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪19‬‬ ‫روزی در شهریورماه ‪98‬‬ ‫مهدی افراشید‪ ،‬راهنمای گردشگری ورزشی‪ ،‬معلم یوگا‬ ‫هوا رو به خنکی می رود و دما حدود ‪ 31‬درجۀ سانتی گراد است‪ .‬تصمیم‬ ‫می گیرم به ورزش نوبت صبح خود بپردازم‪ .‬اخر متوجه شده ام که به عنوان‬ ‫معلم ورزش باید روزی دو نوبت تمرین داشته باشم‪ .‬ذهنم اجازه نمی دهد و‬ ‫بعد از یک ساعت به سمت خانه برمی گردم‪ .‬در بین راه به سمت خانۀ پدری‬ ‫می روم و احوال برادر بیمارم را می پرسم‪ ،‬پدر و مادر پیرم این روزها مشغول‬ ‫تیمار فرزندی بیمار هستند که براثر سهل انگاری اکنون در حال و روز خوبی‬ ‫به سرنمی برد‪ .‬در خانۀ پدری خبری نیست‪ ،‬کمکی از دست من برنمی اید‪،‬‬ ‫در اصل کاری از دست هیچ کس ساخته نیست‪ .‬باید به تصمیم پدر و مادرم‬ ‫احترام بگذارم‪ ،‬ان ها خودشان خواسته اند به این شکل زندگی کنند‪.‬‬ ‫خانــۀ پــدری را تــرک می کنم‪ .‬در طی مســیر‪ ،‬جلو یک کیوســک‬ ‫روزنامه فروشی می ایستم‪ ،‬نگاهی به تیتر روزنامه ها می اندازم‪ ،‬اینجا هم خبر‬ ‫تازه ای نیست‪ .‬همه چیز مثل ‪ 11‬سال قبل است که من روزنامه خواندن را‬ ‫کنار گذاشتم‪.‬‬ ‫در خانه ســعی می کنم تنبورم را بردارم و کمی تمرین کنم؛ اما ذهنم‬ ‫نمی گذارد‪ .‬تمرین صبحگاهی ام را انجام داده ام؛ روز گذشته «ماشین کاری»‬ ‫را که دیگر با ان کار نمی کنم مرتب کرده ام؛ کتاب چون رود جاری باش را‬ ‫که نیمه تمام مانده بود تمام کرده ام؛ گل های پشت پنجره ام را اب داده ام؛‬ ‫خانواده ام را به سفر برده ام و برگشته ام؛ به تاشکوه هم سرزده ام و برگشته ام‪.‬‬ ‫کارهایی هست که باید فردا انجام دهم‪ ،‬کارهایی را هم دیروز انجام داده ام‪،‬‬ ‫اما امروز ‪ . ...‬امروز مطلقاً کاری ندارم که به ان رسیدگی کنم‪.‬‬ ‫وحشت می کنم‪ .‬طی ‪ 20‬سال گذشته‪ ،‬شهریور ماه‪ ،‬شلوغ ترین روزهای‬ ‫کاری من بود‪ .‬حرفۀ من نقاشــی بود و در طی این ‪ 20‬ســال نمای مهد‬ ‫کودک های زیادی را در سراسر ایران زیباسازی کرده بودم‪ .‬در تهران‪ ،‬کرج‪،‬‬ ‫شــمال‪ ،‬مشهد و خیلی جاهای دیگر ایران بزرگ‪ ،‬کار انجام داده بودم‪ ،‬اما‬ ‫حاال ریه هایم را از دســت داده ام و دیگر امکان کار با رنگ برای من وجود‬ ‫ندارد‪ .‬بازنشستگی را زودتر از زمان معمول تجربه می کنم‪.‬‬ ‫راه دیگــری برای امرار معاش دارم‪ ،‬اما با فضایی کام ً‬ ‫ال متفاوت‪ ،‬من یک‬ ‫مربی ورزش و لیدر گردشگری ورزشی هستم‪ ،‬یوگا درس می دهم‪ ،‬دانشی‬ ‫که ‪ 11‬سال پیش مرا از سکتۀ قلبی نجات داد‪ .‬افتادن و برخواستن را بارها‬ ‫با گوشت و پوست و خونم تجربه کرده ام‪ ،‬اما این بار فرق می کند‪ ،‬االن ذهنم‬ ‫یاری نمی کند‪.‬‬ ‫‪20‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫لباس به تن می کنم و به سمت خیابان سیزدهم‬ ‫گوهردشــت راه می افتم‪ .‬انجا پارکی هست که‬ ‫ادم های ان کاری برای انجام دادن ندارند! من هم‬ ‫یکی از ان ها (الاقل امروز)‪ .‬مشغول تماشای فوارۀ‬ ‫وسط پارک می شوم‪ ،‬هم زمان به فهرست کردن‬ ‫انچه در ذهنم می گذرد می پردازم‪.‬‬ ‫الف) من بی فایده ام‪ .‬در این لحظه همه سرشان‬ ‫به کاری مشغول است و سخت کار می کنند‪.‬‬ ‫جواب‪ :‬من هم سخت کار می کردم و االن هم‬ ‫ســعی می کنم ســخت برای خودم کار بتراشم!‬ ‫امروز اتفاقاً کاری ندارم‪.‬‬ ‫ب) دوســتی نــدارم‪ ،‬اینجا تنهایــم‪ ،‬نقاش‬ ‫مشهوری بودم‪ .‬زمانی تلفن همراهم روزی چند‬ ‫بار زنگ می خورد‪ ،‬اما االن زنگ نمی خورد‪.‬‬ ‫جواب‪ :‬البته دوستانی دارم‪ .‬اما هر کدام االن به‬ ‫زندگی و کار خود مشغول هستند‪.‬‬ ‫پ) بایــد بــروم بــرای باغچۀ پشــتی کود‬ ‫حیوانی بخرم‪.‬‬ ‫بله یادم امد باغچۀ پشــتی نیاز به کود دارد‪.‬‬ ‫چطور است ســوار ماشین کارم بشوم و برم یک‬ ‫گونی کود بخرم و بپاشــم توی باغچۀ پشتی‪ .‬در‬ ‫فکر می مانم‪ .‬چرا اینقدر سخت است همان طورکه‬ ‫هســتم بمانم و هیــچ کاری نکنم‪ .‬یــاد دورۀ‬ ‫مربی گری ام می افتم‪ .‬انجا هم پخش کود حیوانی‬ ‫در باغچه مرا از (هیچ کاری نکردن) بازداشته بود‪.‬‬ ‫مــن باید کاری می کردم و یــک کامیون کود را‬ ‫تنهایی پخش کردم‪ .‬چقدر مهم!‬ ‫فکرهای مختلفی از سرم می گذرد‪ ،‬دوستانی‬ ‫که خودشان را نگران چیزهایی می کنند که اتفاق‬ ‫نیفتاده؛ اشنایانی که می دانند چطور هر دقیقه از‬ ‫زندگی شــان را با وظایفی پر کنند که شاید الزم‬ ‫نباشــد؛ حرف های بی معنی و گنده گنده بزنند؛ تلفن های‬ ‫طوالنی کنند تا هیچ چیز مهمی نگویند؛ رئیس هایی که کار‬ ‫می سازند تا موقعیت خودشان را توجیه کنند؛ کارمندانی‬ ‫که اگر روزی کاری به ان ها ندهند وحشــت می کنند که‬ ‫مبــادا دیگر به درد نخورند؛ مادرانی که خود را شــکنجه‬ ‫می دهند کــه بچه ها به موقع به خانــه بیایند و به موقع‬ ‫بخوابند؛ دانشجویانی که خودشــان را با درس و امتحان‬ ‫شکنجه می دهند‪.‬‬ ‫درگیر مبارزه ای طوالنی و دشوار با خودم می شوم تا از‬ ‫جایم بلند نشوم و برای غذای گل های باغچۀ پشتی سوار‬ ‫ماشــین کارم نشــوم‪ .‬اضطرابم خیلی زیاد است‪ .‬اما قصد‬ ‫دارم همین جــا بمانم و کاری نکنم‪ .‬دســت کم برای چند‬ ‫ساعت‪ .‬کم کم اضطرابم جایش را به تامل می دهد و شروع‬ ‫می کنم به شنیدن صدای درونم‪ ،‬کاری که تجربه اش را در‬ ‫زمان ماندن در یک وضعیت اسانا تجربه کرده ام‪ .‬در اسانا‬ ‫ماهیچه ها و مفاصلم با من سخن می گفتند‪ .‬اینجا ذهنم ارام گرفته و صدای‬ ‫درونم مشغول صحبت کردن با من است‪ .‬من همیشه گرفتار سخت کار کردن‬ ‫بودم و صدای درونم را نمی شنیدم‪.‬‬ ‫هوا کماکان ‪ 31‬درجه اســت و کم کــم رو به خنکی می رود‪ .‬می دانم فردا‬ ‫شاید الزم باشد بروم کود بخرم برای باغچۀ پشتی‪.‬‬ ‫هیچ کاری نمی کنم و درواقع دارم مهم ترین کار زندگی ام را انجام می دهم‪.‬‬ ‫دارم به صدای درونم گوش می کنم‪ .‬دارم به حرف هایی گوش می کنم که باید‬ ‫از خودم بشنوم‪.‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪21‬‬ ‫علم عصب شناسی چگونه از طریق‬ ‫یوگا به سالمت روانی کمک می کند‬ ‫کریستین وبر‬ ‫‪1‬‬ ‫گروه ترجمه‬ ‫من مدت هاست در مورد اینکه یوگا چگونه بر مبانی عصب شناسی‬ ‫تاثیر می گذارد‪ ،‬فکر کرده‪ ،‬خوانده و تدریس کرده ام‪.‬‬ ‫بنابراین زمانی که یکی از شاگردانم مقاله ای را که به تازگی منتشر‬ ‫شــده و در ان یک مدل جامع از مکانیسم های خودتنظیم گر یوگا‬ ‫نمایش داده شده است را به من نشان داد‪ ،‬بیش از حد هیجان زده‬ ‫شــدم و به هم ریختم‪ ،‬ضربان قلبم افزایش پیدا کرد‪ ،‬کف دستانم‬ ‫عرق کرد‪ ،‬بی خواب شــدم و مردمک چشمم گشــاد شد!! بسیار‬ ‫مهیج است‪.‬‬ ‫چندســال زمان می برد که تمام این مطالب را تجزیه و تحلیل‬ ‫کنم‪ ،‬به همین دلیل تصمیم گرفتم در چند بالگ کوتاه‪ ،‬تنها مسائل‬ ‫اصلی را پوشش دهم‪.‬‬ ‫مــورد جذاب و مورد عالقۀ من این بود که به یوگا بســیار فراتر‬ ‫از مدل های قبلی‪ ،‬که غالباً شامل وضعیت اساناها و تنفس بودند‪،‬‬ ‫نگریسته بود و یوگا را همراه با اخالق‪ ،‬مدیتیشن‪ ،‬وضعیت حرکات‬ ‫و نحوۀ تنفس تعریف کرده بود‪ .‬این فوق العاده است‪.‬‬ ‫می خواهم از یک منظر شروع کنم‪.‬‬ ‫با استفاده از ‪MRI‬های خاص و کاربردی دانشمندان توانسته اند‬ ‫تغییرات مغــزی مرتبط با تمریــن را اندازه گیری کنند‪ .‬تحقیقی‬ ‫بنیادین در این رابطه توســط ریچارد دیویدسون‪ ،2‬محقق مشهور‪،‬‬ ‫در دهۀ اول ‪ 2000‬میالدی در دانشــگاه ویسکانســین انجام شد‪.‬‬ ‫تحقیقات دیویدسون نشان داد کسانی که مدیتیشن می کنند قشر‬ ‫پیشانی ضخیم تری دارند که این ضخامت بیشتر به ظرفیت باالتری‬ ‫برای مهار رفتار‪ ،‬افکار و اعمال ارتباط دارد و به طور کلی در سالمت‬ ‫عمومی و سالمت روان موثر و بسیار مفید است‪.‬‬ ‫به دنبال ان بسیاری تحقیقات دیگر نیز صورت گرفت‪ .‬به عنوان‬ ‫مثال در تحقیقی که ســارا الزار بــر روی ان کار کرد‪ ،‬تعدادی از‬ ‫‪22‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫افراد که تاکنون مدیتیشن انجام نداده بودند‪ ،‬انتخاب شدند و تحت‬ ‫اموزش تکنیک های مراقبه قرار گرفتند‪ .‬پس از تنها دو هفته‪ ،‬نتیجه‬ ‫شــگفت انگیز بود‪ .‬مغز دچار تغییر شده بود‪ .‬پس تنها کسانی که‬ ‫به طور حرفه ای و چهل ساعت در هفته مراقبه می کنند نیستند که‬ ‫از مزایای ان بهره می گیرند‪.‬‬ ‫تیم گارد‪ 3‬در بوستون به همراه تیمی از محققان از سراسر کشور‪،‬‬ ‫الگویــی را در مورد چگونگی کمک یوگا به مــا در تنظیم کردن‬ ‫خودمان ارائه داد‪ .‬بله‪ ،‬یک مدل! می دانم‪ ،‬بسیار هیجان انگیز است‪.‬‬ ‫بنابراین شما واقعاً می توانید چند مفهوم اصلی و پیامدهای عمیق‬ ‫یوگا بر ســامت روان را درک کنید‪ .‬من می خواهم این مسئله را‬ ‫برای کسانی که واقعاً می خواهند به بهبود وضعیت بسیار ترسناک‬ ‫سالمت روانی در یک جامعه و در سطح جهانی کمک کنند باز کنم‪.‬‬ ‫(ایا می دانید سازمان بهداشت جهانی افسردگی را در میان ‪ 10‬علت‬ ‫اصلی بیماری در جهان در رتبۀ چهارم قرار داده است؟)‬ ‫‪ Top Down‬اساســاً به معنای استفاده از عملکردهای سطوح‬ ‫باالتر مغز برای کمک به خود کنترلی است که بسیاری از این ها از‬ ‫قشر جلوی مغز یا همان کورتکس سرچشمه می گیرد‪ .‬شبکۀ کنترل‬ ‫(‪ ،4)FPCN‬شبکه ای در مغز است که موجب حس خوداگاهی در‬ ‫افراد می شــود‪ .‬این شــبکه انچه را که درحال وقوع است کشف و‬ ‫پاسخ ها و واکنش های نامناسب را مهار می کند‪.‬‬ ‫بیایید فرض کنیم که مادری که تازه دوش گرفته‪ ،‬کودک نوپای‬ ‫خود را در حالتی پیدا می کند که به طور مشکوکی درحال جویدن‬ ‫یک تکه مداد رنگی نشسته است و متوجه می شود که بر دیوارهای‬ ‫تازه نقاشی شدۀ اتاق هنرنمایی کرده است!‬ ‫مغز میانی او ممکن اســت بخواهد بر ســر کودک فریاد بکشد‬ ‫و شــاید هم بدتر! اما ‪ FPCN‬به ارزیابــی اوضاع می پردازد‪ ،‬به یاد‬ ‫می اورد که او تنها بچه ای دوســاله است‪ .‬دهانش را تمیز می کند‪،‬‬ ‫از دیوار یک عکس می اندازد و او را به ســمت فعالیت های هنری‬ ‫مناسب تری هدایت می کند و احتماالً دنبال یک قرص سردرد در‬ ‫باالی یخچال می گردد! این یک پروسۀ خودکنترلی ‪TOP Down‬‬ ‫است‪( .‬اگرچه جالب است که ما نمی توانیم بین این کل و جامعیت‬ ‫تقســیم بندی قائل شــویم‪ .‬روند حرکت بدن‪ ،‬تمیزکردن چیزها‪،‬‬ ‫گرفتن عکس یا حتی قرص برداشتن همگی به خوبی از یک روال‬ ‫خود کنترلی تبعیت کرده اند‪).‬‬ ‫یک شــبکۀ به هم پیوسته‪ ،‬یک شــبکۀ جامع مرکزی‪ ،‬دقت و‬ ‫توجه و حواس را پشتیبانی و تقویت می کند و نیروی حافظه را در‬ ‫راستایی هدایت می کند که به رفتار ما در جهت رسیدن به هدف‬ ‫کمــک کند و یا هنگام انحراف به بازبینی خــود بپردازد‪ .‬بنابراین‬ ‫االن من مشــغول نوشتن این مقاله هستم‪ ،‬ولی گاهی مجبورم به‬ ‫سایت هایی بروم و چیزی را در مقاله ای پیدا کنم یا در ویکی پدیا‬ ‫بگردم‪ .‬در حالی که انجا هستم فقط سری هم به فیسبوک می زنم‬ ‫و اوه‪ ،‬چه ویدیوی جالبی‪ ،‬گربه ای بر روی یک تمساح درحال ضربه‬ ‫زدن به پای یک گنجشک است‪ ...‬یک دقیقه صبر کن‪ ،‬داشتم چه‬ ‫کاری می کردم؟ اوه‪ ،‬بله باید این مقاله را تمام کنم‪ ...‬متوجه شدید؟‬ ‫رسانه های اجتماعی دوست دارند کار این شبکۀ به هم پیوسته را‬ ‫به چالش بکشند‪.‬‬ ‫باالخره اینکه‪ ،‬یک شبکۀ تشــخیص اخالقی از ایجاد انگیزه ها‪،‬‬ ‫قصد و نیت و کارهای خوبی که برای خود و دیگران انجام می دهیم‬ ‫حمایت می کند‪ .‬به نظر می رسد این درست مانند یاما و نیاما باشد‪.‬‬ ‫بله‪ ،‬اخالق پایه و اســاس یوگا اســت و به همین دلیل تحقیقات‬ ‫دانشــگاهی بســیاری انجام شــده که اخالق را به نتایج سالمت‬ ‫روحی و جسمی بهتر پیوند می دهد‪ .‬این نوعی ابزار قدرتمند خود‬ ‫کنترلی است‪.‬‬ ‫بنابراین این خالصه ای از فرایندهای ‪ Top Down‬اســت که به‬ ‫ما در تنظیم و کنترل خود کمک می کند‪ .‬تحقیقات نشان داده که‬ ‫چگونه یوگا با روش های واقعاً شگفت انگیز و مثبتی بر این شبکه ها‬ ‫تاثیرگذار است‪.‬‬ ‫‪1-Christian Weber‬‬ ‫‪2-Richard Davidson‬‬ ‫‪3-Tim Gard‬‬ ‫‪4-Fronto-parietal control network‬‬ ‫کریســتین از زمانی که در کالس ششم با یوگا اشنا شد‪ ،‬به اموزش ان پرداخته است‪ .‬او بیش‬ ‫از بیســت سال است که به اموزش یوگا می پردازد و اکنون بر ارائۀ اموزش هایی برای معلمان یوگا‬ ‫در سطوح ‪ 200‬و ‪ 500‬ساعته تمرکز دارد‪ .‬کریستین مدیر ‪ ،Sarva Health‬سازمانی است که‬ ‫اموزش های مبتنی بر یوگا را برای تقویت زیرساخت های سالمت جامعه ارائه می دهد‪ .‬او اولین برنامۀ‬ ‫اموزشــی ‪ 200‬ســاعتۀ ‪ RYT‬را به طور خاص برای متخصصان بهداشت روان و سوء مصرف مواد‬ ‫تهیه کرد که توسط یک موسسۀ اموزشی به طور مداوم ارائه می شود‪ .‬او یکی از نویسندگان دائمی‬ ‫مجالت ملی و نویســندۀ کتاب ‪ Healing Self Massage‬اســت که در ان نشان می دهد‬ ‫چگونه می توان از ماساژ به عنوان مکمل تمرین یوگا برای رفع استرس‪ ،‬درد گردن و کمر‪ ،‬بی خوابی‬ ‫و اضطراب استفاده کرد‪.‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪23‬‬ ‫سعادت ابدی‬ ‫(کنترل انرژی حیاتی)‬ ‫نویسنده‪ :‬سوامی شیواناندا ‪ /‬برگردان‪:‬گروه ترجمه‬ ‫سپرد‪ .‬این انرژی حیاتی از زندگی ما پشتیبانی می کند‪ .‬چشمان کسی‬ ‫معرفی‪:‬‬ ‫برهماچاریا کلمه ای الهی اســت‪ .‬ذات و ماهیت و چکیدۀ یوگا نیز که از این نیروی حیات بهره مند اســت‪ ،‬می درخشــد و در چهره اش‬ ‫در برهماچاریاست‪ .‬این کلمه به معنای همان سلوکی است که با ان پرتویی از انرژی زندگی اســت‪ .‬این گنجــی در زندگی و جوهر ذات‬ ‫می توان به خدا و خالق هستی رسید‪ .‬هستی مطلق و سیری به سمت است‪.‬‬ ‫خدا و خود است‪.‬‬ ‫تجربیات جنسی ناسالم و پیامدهای منفی ان‬ ‫برهماچاریا ازادی مطلق از افکار و خواســته های جنســی است‪.‬‬ ‫تجربه های مکرر و بدون مرز جنسی عواقب روانی و فیزیکی بدی‬ ‫عهدی است برای استقالل و همچنین کنترل کامل حواس در تمامی‬ ‫افــکار‪ ،‬گفتار و کردار‪ .‬برهماچاریا به معنای تجرد محض نیســت‪ .‬با نیز برای فرد به دنبال دارد‪ .‬کسی که کنترل حواس خود را از دست‬ ‫روابط جنسی تضادی ندارد‪ ،‬بلکه جلوی رفتارهای ناصحیح و زنندۀ می دهد در معرض مشکالت روانی متعددی قرار دارد‪ .‬چنین شخصی‬ ‫گاه به کارهای احمقانه ای دســت می زند که یک کودک نیز از انجام‬ ‫جنسی می ایستد‪.‬‬ ‫به تعبیر کوته نگرانه‪ ،‬برهماچاریا تجرد است‪ ،‬ولی به معنایی وسیع ان ها سر بازمی زند‪.‬‬ ‫حتی حیوانات و پرندگان نیز نوعی خودکنترلی دارند‪ .‬خویشتن داری‬ ‫و جامع‪ ،‬کنترل مطلق تمام حواس است‪.‬‬ ‫نسبت کنترل نفس به یک یوگی چیزی مانند الکتریسیته به المپ و در دســت گرفتن حواس‪ ،‬در ادامه نیز به داشــتن نسلی سالم تر‬ ‫برق است‪ .‬بدون کرامت انسانی هیچ پیشرفتی در مسیر معنوی ممکن می انجامد‪ .‬انسان می بایست به سالمت و قدرت خویش بپردازد و اگاه‬ ‫نیست و از ان می توان به عنوان سالح و سپری قدرتمند برای جنگ باشد که با نقض قوانین طبیعت در نهایت به رنج بیشتر خواهد رسید‪.‬‬ ‫افراط و تفریط در مسائل جنسی برای زنان نیز پیامدهای ناگواری‬ ‫علیه نیروهای اسیب رســان و مضر درونی مثل شهوت‪ ،‬عصبانیت‪،‬‬ ‫حرص و طمع اســتفاده کرد‪ .‬دروازه ای است بر سعادتی بسیار فراتر دربرخواهد داشت و از سرزندگی و طراوت انان می کاهد‪ .‬فشار عصبی‬ ‫که به ازادی گشوده می شود‪ .‬موجب شادی مداوم و سعادتی بی وقفه به سیستم تحمیل می کند و با ظرافت زیبای زنانگی در تضاد است‪.‬‬ ‫است‪ .‬کلیدی یگانه است برای گشودن بغض ها و گرفتگی های درون‪.‬‬ ‫نیاز به تزکیۀ نفس‬ ‫بــدون کلمات‪ ،‬گفتــار و زبانی وجود ندارد‪ ،‬بــدون بوم یا صفحه‬ ‫این روزها شــاهد چه هستیم؟ بســیاری از زنان و مردان غرق در‬ ‫نمی توان تصویری کشید‪ .‬بی انکه کاغذ و لوحی باشد نمی توان چیزی‬ ‫نوشت‪ .‬بنابراین بدون کرامت انســانی نمی توان به سالمت و حیات افکار ناپاک و نیازهای شــهوانی و لذت های جنســی هستند‪ .‬بسیار‬ ‫تاســف بار است و برخی داســتان ها که از این رفتار نشئت می گیرد‬ ‫معنوی دست یافت‪.‬‬ ‫یک انســان راســتین می تواند فداکاری و محبت به دیگران را در به واقع تکان دهنده است‪ .‬بسیاری از پسران دانشکده نزد من امده و‬ ‫خود پرورش دهد‪ .‬تنها این فرد می تواند یوگا را به معنای حقیقی ان ماجراهای شــخصی هولناکی را روایت کرده اند‪ .‬گاه قدرت تشخیص‬ ‫خود را به دلیل هیجانات جنســی و افکار مسموم از دست داده اند و‬ ‫تمرین کند‪ .‬چنین شخصی می تواند خرد را به دست اورد‪.‬‬ ‫برهماچاریا هم برای مردان کاربرد دارد و هم برای زنان‪ .‬نمونه های تاسف بار است که انرژی خود را هفته ها و ماه ها برای به دست اوردن‬ ‫بسیاری از چنین شخصیت هایی در تمام ادیان و فرهنگ ها نیز وجود لذتی زودگذر از دست می دهند‪.‬‬ ‫در گذشته دانشجویان سیستم اموزشی سالم و قوی بودند‪ .‬امروز‬ ‫داشته است‪.‬‬ ‫گاهی در مدارس و دانشکده های مدرن‪ ،‬فرهنگ اخالقی از بین رفته‬ ‫است‪ .‬سیستم اموزشــی فعلی نیاز به تغییری بنیادی و زیرساختی‬ ‫انرژی حیاتی‪:‬‬ ‫‪1‬‬ ‫یکی از پرتوجویان دانوانتاری پس از اتمام دورۀ کامل ایورودا (علوم دارد‪ .‬انحطاط نژادی که امروزه شاهد ان هستیم باید برکنده شود‪ .‬به‬ ‫هند باستان) نزد معلم خود رفت و پرسید‪« :‬می توانم راز سالمت را جز باال بردن سطح معنوی و اخالقی از مسیر برهماچاریا‪ ،‬قوی و سالم‬ ‫بودن ممکن نیست‪.‬‬ ‫بدانم؟»‬ ‫هوای پاک‪ ،‬اب خالص‪ ،‬غذای ســالم‪ ،‬ورزش بدنی‪ ،‬بازی هایی در‬ ‫دانوانتاری پاسخ داد‪« :‬قدم گذاشتن در راه اصل معنویت جهان‪ .‬راز‬ ‫سالمت در حفظ این نیروی حیاتی نهفته است‪ .‬کسی که این انرژی فضای باز مانند تنیس‪ ،‬همگی در حفظ سالمتی‪ ،‬استحکام و افزایش‬ ‫حیاتی و گرانبها را هدر می دهد‪ ،‬نمی تواند پیشرفتی در سالمت جسم قدرت و سرزندگی نقش دارند‪ .‬درواقع راه های زیادی برای به دست‬ ‫اوردن ســامتی و قدرت وجود دارد‪ .‬ایــن راه ها بی تردید ضروری و‬ ‫و روح و اخالق و معنویت داشته باشد‪».‬‬ ‫اشتیاق‪ ،‬تالش و نیروی محرک‪ ،2‬نوعی ارادۀ پویا و خداگونه است‪ .‬الزم هستند‪ ،‬اما شجاعت مهم تر از همه است‪ .‬شجاعت تنها مشخصۀ‬ ‫جوهر زندگی‪ ،‬منبع شعور و اگاهی است‪ .‬همواره این را باید به خاطر مردانگی محض است‪.‬‬ ‫‪24‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫مزایای تزکیۀ نفس‬ ‫کرامت یا تزکیۀ نفس با هیچ خطر و مشــکلی همراه نیســت و‬ ‫نتایج نامطلوبی مانند «عقده»‪ ،‬که قب ً‬ ‫ال روان شناسان غربی دربارۀ ان‬ ‫نظریاتی داشتند‪ ،‬به دنبال ندارد‪ .‬هیچ نمونۀ علمی و عملی از تایید‬ ‫این نظریات در دست نیســت‪ .‬عقده ها از مجموعه ای از مشکالت‬ ‫روانی به وجود می ایند که عمدتاً به حســادت بیش از حد‪ ،‬نفرت‪،‬‬ ‫عصبانیت‪ ،‬نگرانی و افسردگی برمی گردد‪.‬‬ ‫برعکس‪ ،‬حتی کمی محدود و مقید کردن خود و یا خویشتن داری‬ ‫یک «انتخاب» اگاهانه و ایدئال اســت که می تواند قدرت درون و‬ ‫ارامش خاطر به ارمغان اورد‪ ،‬ذهن و اعصاب را نیرو ببخشــد و به‬ ‫حفظ انرژی جســمی و روانی کمک کند‪ .‬همچنین این خودداری‬ ‫قدرت مغز را تقویت می کند و سرزندگی بسیاری به همراه می اورد‪.‬‬ ‫کل سیستم را از نو می سازد و سلول ها و بافت های مرده را پاک سازی‬ ‫می کند‪ .‬هضم و گوارش را قوت بخشیده و به انسان خودباوری نبرد‬ ‫با مشــکالت زندگی را می بخشد‪ .‬کسی که کنترلی کامل بر انرژی‬ ‫جنسی دارد به معنای دیگر قدرتی شگرف را تحقق بخشیده است‪.‬‬ ‫شــخصی که به زندگی زناشویی خود متعهد است و به کرامت‬ ‫انسانی باور دارد می تواند فرزندانی سالم تر پرورش دهد‪ .‬در بسیاری‬ ‫از تعالیم دینی و فرهنگی نحوۀ زندگی به شیوۀ برهماچاریا همچون‬ ‫تمرینی ضروری تعلیم داده شده است‪.‬‬ ‫شایان ذکر اســت که انســانی که به معنای حقیقی در مسیر‬ ‫برهماچاریا اســت دارای انرژی شــگرف‪ ،‬مغز و تفکری درخشان‪،‬‬ ‫اراده ای بی کران‪ ،‬درکی متهورانــه‪ ،‬حافظه ای باال و قدرت تحقیق‬ ‫است‪ .‬تمام پیشوایان دینی و رهبران معنوی که رفتارشان سرلوحۀ‬ ‫پیروان شان قرار گرفته است تزکیۀ نفس را همواره در زندگی خود‬ ‫به کار بسته اند‪.‬‬ ‫اهمیت رژیم غذایی مناسب‬ ‫رژیم غذایی نقش برجســته ای در راه مســیر معنوی دارد‪ .‬باید‬ ‫توجهی کافی به تغذیه و نوع مواد غذایی داشــت‪ .‬حفظ اعتدال در‬ ‫رژیم غذایی از اهمیت باالیی برخوردار اســت‪ .‬استفاده از غذاهای‬ ‫سالم‪ ،‬خالص و طبیعی مانند سبزیجات و میوه ها تاثیر بسیار دارد‪.‬‬ ‫امســاک و یا روزۀ گه گاه در کنترل خواســت درون موثر است و‬ ‫احساسات را ارام می کند و تعادل می بخشد‪.‬‬ ‫تئوری و عمل‬ ‫مردمان بسیاری از تئوری ها صحبت می کنند‪ ،‬ولی مردمان اهل‬ ‫عمل بسیار نادر هســتند‪ .‬زندگی توام با خویشتن داری به واقع با‬ ‫سختی هایی همراه است‪.‬‬ ‫نبرد با یک حیوان درنده‪ ،‬بازی با ماری زهرالود‪ ،‬راه رفتن بر اتش‬ ‫و یا کندن کوه‪ ،‬گاهی از غلبه بر هوای نفس اسان تر است‪.‬‬ ‫بــا این حال دلیلی بــرای ناامیدی وجود نــدارد‪ .‬باید به خدا و‬ ‫فیض و برکت او برای دســتیابی به موفقیت ایمان داشــت‪ .‬تالش‬ ‫به تنهایی کافی نیست‪ ،‬بلکه باید اگاهی داشت و از فیض پروردگار‬ ‫نیز بهره برد‪ .‬هوای نفس قابل کنترل نیست مگر با یاری خداوند و‬ ‫انگیزه ای قوی‪.‬‬ ‫امتناع و دوری جســتن تنها از جنبۀ حرف و ســخن نتیجه ای‬ ‫نخواهد داشــت‪ ،‬بلکه باید مقدمات ان را به طور مطلق و محض از‬ ‫زندگی اجتماعی دور کرد و کنار زد و به زندگی توام با خویشتن داری‬ ‫پرداخت‪ .‬فرومایگی در حد مقدم شمردن نیازهای جنسی به سایر‬ ‫جنبه های زندگی‪ ،‬رنج را به همراه خواهد داشت‪ .‬در این راه نمی توان‬ ‫بهانه جویی کرد‪ ،‬بلکه باید در هدف خود صادق بود دودلی و تردید‬ ‫انسان را در وضعیتی اسفناک رها می کند و وامی گذارد‪.‬‬ ‫چگونه می توان در جایگاه کرامت انسانی قرار گرفت؟‬ ‫نــگاه باید کام ً‬ ‫ال پــاک و خالص و تنها از بُعد انســانی و فارغ از‬ ‫جنبه های جنسی‪ ،‬نژادی و طبقاتی باشد‪.‬‬ ‫تا جایی که ممکن اســت خود را در موقعیت هایی که شما را در‬ ‫مســیر انحطاط قرار می دهد و کنترل خود را دشوار می نماید قرار‬ ‫ندهید‪ .‬در مســیر کاری که انجام ان ناصحیح اســت از ابتدا نباید‬ ‫قرار گرفت‪.‬‬ ‫افکار خود را تعالی ببخشید و از بُعد جسم و مادیات فراتر بنگرید‪.‬‬ ‫مراقبــه و ایجــاد فضایی در ذهن کمکی بــزرگ در راه کتنرل‬ ‫نفس است‪.‬‬ ‫انگیزه هــای خود را کنترل کنید و انگیزه های ســالم و مفید را‬ ‫برگزینیــد‪ .‬بر گفتار و کردار و بینش خود همواره اگاهی داشــته‬ ‫باشید‪ .‬افکار متعالی را در خود پرورش دهید‪.‬‬ ‫مطالعه‪ ،‬هوشیاری‪ ،‬تجزیه و تحلیل صحیح را همواره در مسیری‬ ‫صحیح داشته باشید و حفظ کنید‪ .‬بگذارید یاد خدا مانند هاله ای‬ ‫معنوی همواره همراهتان باشد‪.‬‬ ‫خطر واکنش عکس‬ ‫باید همواره نسبت به واکنش ها اگاه و مراقب بود‪ .‬وقتی حواس‬ ‫انسان برای چند ماه یا سال در معرض فشار قرار گیرند و هوشیاری‬ ‫و اگاهی پشــت ان ها نباشــد‪ ،‬ناگهان عصیان می کنند‪ .‬زمانی که‬ ‫فرصتی دست می دهد شــورش می کنند و مهار را از دست انسان‬ ‫خارج می کننــد‪ .‬برخی افراد که یک یا دو ســال به تزکیۀ نفس‬ ‫می پردازند‪ ،‬حریص تر می شــوند و ناگهان با انرژی بیشتری تغییر‬ ‫مسیر می دهند؛ برخی درگیر معضالت اخالقی می شوند‪.‬‬ ‫نباید دچار این توهم شــد که با رعایت تغذیۀ صحیح‪ ،‬تمرینات‬ ‫تنفسی‪ ،‬مدیتیشن و ذکرگویی دیگر کاری برای انجام دادن وجود‬ ‫ندارد‪ ،‬بلکه وسوسه در هر لحظه ممکن است بر انسان غلبه کند و او‬ ‫را از مسیر صحیح خارج کند‪ .‬هوشیاری ابدی و اگاهی سختگیرانه‬ ‫بســیار اساسی و الزم است‪ .‬دیگران را نیز وسوسه نکنید و بهانه ای‬ ‫برای خروج انسان ها از مسیر درست نباشید‪ .‬ذهن باید در میان تمام‬ ‫وسوسه ها و تمایالت شکیبایی کند‪.‬‬ ‫نمی توان با تالشــی محــدود و اندک به کرامتــی عظیم نائل‬ ‫شــد‪ .‬همان طور که برای جنگ با دشمن ســاح الزم است‪ ،‬برای‬ ‫نابودی دشــمن درون نیز خویشتن داری ضروری و واجب است‪ .‬با‬ ‫موفقیت های کوچک مغرور نشــوید‪ .‬همیشه به کم و کاستی های‬ ‫خود اگاه باشــید و در مسیر تالشی مستمر باشید تا بر شر و بدی‬ ‫غلبه کنید‪ .‬تالشــی بسیار الزم است تا به موفقیتی شگرف دست‬ ‫پیدا کرد‪.‬‬ ‫‪1-Dhanvantari‬‬ ‫‪2-Veerya‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪25‬‬ ‫رویکرد جدید انجمن یوگا در خصوص برگزاری دوره های فنی و مربیگری‪،‬‬ ‫همسان سازی مدرسین و تمدید احکام مربیگری درجۀ ‪3‬‬ ‫با حضور اقایان دکتر نادر شــکری رئیس انجمن یوگا‪ ،‬قیاسی دبیر‪،‬‬ ‫چشمی رئیس کمیتۀ یوگای استان تهران‪ ،‬جمعی از پیشکسوتان و‬ ‫مربیان و حدود ‪ 500‬تن از شــرکت کنندگان در کالس های یوگا و‬ ‫عالقه مندان به این رشتۀ ورزشی همایشی در روز جمعه سوم ابان ماه‬ ‫در زمین ورزشی پارک پلیس تهران برگزار گردید‪.‬‬ ‫در این همایش علیرغم هوای بارانی‪ ،‬شرکت کنندگان ابتدا مسافت‬ ‫یک کیلومتری دور محوطۀ پارک را با انجام تمرینات تنفســی پیاده‬ ‫طی نمودند و ســپس در محل زمین ورزش در صف های منظم قرار‬ ‫گرفتند و در باران شــدید پائیزی تمرینات گرم کردن بدن‪ ،‬حرکات‬ ‫تعادلی‪ ،‬پیچشی‪ ،‬کششی‪ ،‬انقباضی یوگا را در حالت ایستاده به مدت‬ ‫‪ 45‬دقیقه‪ ،‬با مربیگری اقای سید عبدالحمید موحدی‪ ،‬پیش کسوت‬ ‫یوگا‪ ،‬انجام دادند‪.‬‬ ‫در ادامۀ همایش اقای دکتر نادر شــکری‪ ،‬رئیس انجمن یوگا‪ ،‬طی‬ ‫ســخنانی به برگــزاری دوره های فنی و مربیگری‪ ،‬همسان ســازی‬ ‫مدرسین و همچنین تمدید احکام مربیگری درجۀ ‪ 3‬پرداخت و اظهار‬ ‫داشت‪:‬‬ ‫ کلیۀ افرادی که دارای گواهی تئوری مربیگری هســتند و یا دارای‬‫کارت مربیگری سایر رشــته ها می باشند جهت ثبت نام و حضور در‬ ‫‪26‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫دورۀ عملی مربیگری درجۀ ‪ 3‬می بایست در ازمون تعیین سطح مرحلۀ‬ ‫‪ 6‬اقــدام نمایند‪ .‬بنابراین مرحلۀ ‪ 6‬پیش نیــاز ورود افراد به دوره های‬ ‫مربیگری یوگاست‪.‬‬ ‫ کلیۀ مربیان درجۀ ‪ 3‬که قصد تمدید احکام خود را دارند و یا قصد‬‫دارند در دورۀ مربیگری درجۀ ‪ 2‬یوگا شرکت نمایند‪ ،‬عالوه بر داشتن‬ ‫امتیازات بازاموزی می بایست در ازمون سطح ‪ 7‬شرکت نمایند‪ .‬بنابراین‬ ‫داشتن گواهی موفقیت در ازمون مرحلۀ ‪ 7‬شرط ثبت نام در دوره های‬ ‫مربیگری درجۀ ‪ 2‬و همچنین تمدید احکام مربیگری درجۀ ‪ 3‬می باشد‪.‬‬ ‫ برای شــرکت مربیان در دورۀ همسان ســازی مدرسی نیز عالوه بر‬‫داشــتن مدرک تحصیلی لیسانس گذراندن ازمون سطح فنی مرحله‬ ‫‪ 8‬الزامی است‪.‬‬ ‫ افرادی که گواهی هایی از موسسات خارجی دارند‪ ،‬برای تطبیق این‬‫احکام می بایست در دورۀ تعیین سطح که به طور مجزا برگزار می شود‬ ‫شــرکت نموده و چنانچه بتوانند سطح ‪ 6‬را بگذرانند اجازه حضور در‬ ‫دورۀ مربیگری درجۀ ‪ 3‬یوگا را دریافت خواهند کرد‪.‬‬ ‫ دکتر نادر شکری در پایان اظهار داشت‪ :‬در نظر داریم تا با دعوت از‬‫مدرسین بین المللی نسبت به برگزاری سمینار بین المللی یوگا با ‪25‬‬ ‫امتیاز بازاموزی اقدام نماییم‪.‬‬ ‫یکی از مهم ترین فرایندهای فیزیولوژیکی‬ ‫بدن خواب است‪ .‬افرادی که خواب خوبی‬ ‫دارند از سالمت جسمانی و روانی باالتری‬ ‫بهره مند هســتند‪ .‬اختالالت خواب همراه‬ ‫با پیــری افزایش می یابــد و تخمین زده‬ ‫می شود که تقریباً ‪ ٪67‬افراد مسن حداقل‬ ‫یک شکایت مرتبط با خواب دارند‪ .‬بسیاری‬ ‫از مشکالت مرتبط با خواب در افراد سالمند‬ ‫عبارت اند از زمان طوالنی برای خواب رفتن‪،‬‬ ‫کم خوابی‪ ،‬کاهش کیفیت خواب‪ ،‬اختالالت‬ ‫خواب در روز و غیره‪ .‬محققان میان کیفیت‬ ‫خواب ضعیف‪ ،‬افزایش عوارض جســمی و‬ ‫روحی‪ ،‬کاهش در عملکرد شناختی‪ ،‬کاهش‬ ‫کیفیت زندگی (‪ )QOL‬ارتباطی مستقیمی‬ ‫یافته اند‪.‬‬ ‫اگر چه مشــکالت مربوط به خواب در‬ ‫افراد مسن‪ ،‬برای خدمات بهداشتی و مصرف‬ ‫منابع اقتصــادی‪ ،‬بار اضافی به همراه دارد‪،‬‬ ‫اما بسیاری از پزشکان این مشکل را نادیده‬ ‫ن را بخشی از یک روند طبیعی‬ ‫می گیرند و ا ‬ ‫پیــری می دانند‪ .‬داروهــای گوناگون مثل‬ ‫بنزودیازپین هــا و غیربنزودیازپین ها برای‬ ‫درمان دارویی مشکالت مربوط به خواب در‬ ‫دسترس هستند‪ ،‬اما این نوع داروها دارای‬ ‫عوارض جانبی بسیار‪ ،‬خصوصاً در جمعیت‬ ‫سالمند‪ ،‬هستند‪ .‬حتی استفادۀ کوتاه مدت‬ ‫از این داروها با برخی واکنش های نامطلوب‬ ‫دارو همراه اســت که شامل وابستگی (هم‬ ‫فیزیکی و هم روان شــناختی)‪ ،‬اختالل در‬ ‫عملکرد روانی حرکتی‪ ،‬اختالالت عملکرد‬ ‫شــناختی‪ ،‬بی خوابی ناگهانی و ‪ ...‬است‪ .‬در‬ ‫این راســتا‪ ،‬اثرات جانبی ناشی از داروهای‬ ‫خواب می تواند بیشتر از بی خوابی کیفیت‬ ‫زندگی یــک فــرد مســن را تحت تاثیر‬ ‫قرار دهد‪.‬‬ ‫با توجه به کاهش حجم تودۀ عضالنی در‬ ‫نتیجۀ از دست دادن توان بازسازی‪ ،‬پیری‬ ‫نقش یوگا در بهبود خواب سالمندان‬ ‫میالد تکسیبی‪ ،‬مربی یوگا و روان شناس بالینی‬ ‫با کاهش توانایی ورزش نیز همراه اســت‪.‬‬ ‫بنابراین هر درمــان غیردارویی که کاهش‬ ‫ظرفیت فیزیکی یا اختــاالت خواب را به‬ ‫حداقل برساند می تواند کیفیت زندگی افراد‬ ‫سالمند را بهبود بخشد‪.‬‬ ‫یکی از مداخالت غیر فارماکولوژیکی‪ ،‬یوگا‬ ‫است‪ .‬یوگا ترکیبی از موقعیت های مختلف‬ ‫و تکنیک های تنفســی و مدیتیشن است‬ ‫که اثرات مفیدی مانند کاهش فشار خون‪،‬‬ ‫کاهش اضطراب‪ ،‬تاخیر در کاهش عملکرد‪،‬‬ ‫کاهــش اختالالت خــواب‪ ،‬بهبود وضعیت‬ ‫چربی خون دارد‪ .‬یک مطالعه پس از تمرین‬ ‫یوگا به مدت ‪ 6‬ماه در یک نمونۀ سالمندی‬ ‫نشان داد که اختالالت خواب در طول شب و‬ ‫مصرف داروهای خواب اور کاهش چشمگیر‬ ‫و کیفیت خواب افزایش داشته است‪.‬‬ ‫در یک پژوهش که در سال ‪ 2013‬انجام‬ ‫شــد‪ ،‬دو گروه با یکدیگر مقایســه شدند‪،‬‬ ‫گروهی که یوگا می کردند و گروهی که یوگا‬ ‫انجام نمی دادنــد (گروه کنترل)‪ .‬گروه یوگا‬ ‫شــامل ‪ 35‬داوطلب بود‪ ،‬در حالی که گروه‬ ‫کنترل شامل ‪ 30‬نفر شــرکت کننده بود‪.‬‬ ‫مطالعه پــس از اخذ مجوز از کمیتۀ اخالق‬ ‫و دانشــکدۀ پزشکی دولتی شــهر ناگپور‬ ‫هندوستان اغاز شــد‪ .‬شرکت کنندگان در‬ ‫هر دو گروه‪ ،‬افراد سالمند جامعۀ مدنی (‪60‬‬ ‫سال و باالتر) از شهر ناگپور بودند‪.‬‬ ‫شرکت کنندگان در گروه کنترل کسانی‬ ‫بودند که هیچ نوعی از تمرینات یوگا را انجام‬ ‫نمی دادند‪ .‬در گروه یوگا‪ ،‬شرکت کنندگان به‬ ‫مدت ‪ 2‬ســال و بیشتر تمرینات یوگا انجام‬ ‫دادنــد‪ .‬همۀ این شــرکت کنندگان به طور‬ ‫منظم در مرکز پاتانجلی یوگای شهر ناگپور‬ ‫حضور داشــتند و تمرینات معمول یوگا را‬ ‫حداقل یک ســاعت از ‪ 6‬تا ‪ 7‬صبح زیر نظر‬ ‫مربی یوگا انجام می دادند‪ .‬اساناهای مختلفی‬ ‫مانند تاداســانا‪ ،1‬مثلث‪ ،2‬مثلــث پیچ‪ ،3‬خم‬ ‫شدن رو به جلو‪ ،4‬دست ها به پاها‪ ،5‬درخت‪،6‬‬ ‫لوتوس‪ ،7‬پیــچ ماهی‪ ،8‬ضــد گاز‪ ،9‬کمان‪،10‬‬ ‫ملــخ‪ ،11‬ماهی‪ ،12‬مار کبری‪ ،13‬پل‪ 14‬توســط‬ ‫این شرکت کنندگان انجام شد و تکنیک های‬ ‫تنفسی نادی شــودانا‪ 15‬و انولوما ویلوما‪ 16‬در‬ ‫برنامۀ تمرینی شان گنجانده شده بود‪.‬‬ ‫گروه یوگا ‪ 35‬شــرکت کننده داشت که‬ ‫درصد جنســیت مردان و زنان ‪ ٪65‬و ‪٪35‬‬ ‫بــود‪ ،‬در حالی که در مورد گروه کنترل (غیر‬ ‫یــوگا) درصد مردان و زنان ‪ ٪66‬و ‪ ٪34‬بود‪.‬‬ ‫میانگین ســن شــرکت کنندگان گروه یوگا‬ ‫‪ 63/7‬ســال بود و شــرکت کنندگان گروه‬ ‫کنترل ‪ 62/8‬سال داشتند‪ .‬بعد از جمع اوری‬ ‫داده ها و ازمودن شرکت کنندگان‪ ،‬تغییرات‬ ‫بســیار معناداری در بهبود کیفیت خواب و‬ ‫متعاقب ان افزایش کیفیت زندگی مشاهده‬ ‫شد‪ .‬عالوه بر این‪ ،‬در گروه سالمندانی که یوگا‬ ‫می کردند‪ ،‬عملکرد فیزیکی و خودمراقبتی و‬ ‫همچنین عملکرد شناختی و اجتماعی بهبود‬ ‫معنادار پیدا کرد‪.‬‬ ‫یــک دلیل ممکن بــرای افزایش کیفیت‬ ‫خــواب در تمرین کنندگان یوگا این اســت‬ ‫که تمرینات یوگا شــامل کشش و استراحت‬ ‫عضالت اســت کــه باعث خــواب عمیق تر‬ ‫و اختــاالت خــواب کمتــر و کارایی بهتر‬ ‫خواب می شود‪.‬‬ ‫از عوامل مهم در به وجود امدن اختالالت‬ ‫خواب‪ ،‬کاهش میزان اکسیژن دریافتی است‪.‬‬ ‫تمرینات تنفسی یوگا می تواند قدرت عضالت‬ ‫تنفســی را بهبود بخشــد که این امر منجر‬ ‫به انتقال بهتر اکســیژن بــه خون و بافت ها‬ ‫و کاهــش اختالالت خــواب و حتی کاهش‬ ‫خروپف در سالمندان می شود‪.‬‬ ‫مطالعات بسیاری تایید می کنند که یوگا‬ ‫می توانــد به بهبود اختــاالت خواب کمک‬ ‫بسیاری کند و الزم است در مراکز نگهداری‬ ‫سالمندان و همچنین خانواده هایی که دارای‬ ‫افراد مسن هستند مورد توجه قرار گیرد‪.‬‬ ‫‪9-Pavanamuktasana‬‬ ‫‪10-Dhanurasana‬‬ ‫‪11-Salabhasana‬‬ ‫‪12-Matsyasana‬‬ ‫‪13-Bhujangasana‬‬ ‫‪14-Setu Bandhasana‬‬ ‫‪15-Nadi shodhana‬‬ ‫‪16-Anuloma viloma‬‬ ‫‪1-Tadasana‬‬ ‫‪2-Trikonasana‬‬ ‫‪3-Parvrtta Trikonasana‬‬ ‫‪4-Uttanasana‬‬ ‫‪5-Pada Hastasana‬‬ ‫‪6-Vrksasana‬‬ ‫‪7-Padmasana‬‬ ‫‪8-ArdhaMatsyendrasana‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪27‬‬ ‫یوگا همراه با ابزار‬ ‫ستوباندا ساروانگاسانا‬ ‫‪ 1‬‬ ‫وضعیت پل‬ ‫‪2‬‬ ‫برگرفته از کتاب یوگا‪ ،‬راهی به سوی سالمتی کامل اثر بی‪ .‬کی‪.‬اس ایینگر‬ ‫برگردان‪ :‬عاطفه شریفان‬ ‫در نام این اسانا واژۀ سانسکریت "ستو" به معنای "پل"‪" ،‬باندا" به معنای‬ ‫شــکل و فرم" و "ساروانگا" به معنای "تمام بدن" است‪ .‬بدن به گونه ای انحنا‬ ‫می یابد که به شــکل یک پل درمی اید‪ .‬قفل چانه در انجام این اسانا‪ ،‬جریان‬ ‫افکار را ارام و ذهن را تســکین می بخشــد‪ .‬این حالت خون تازه ای را به مغز‬ ‫می فرستد و موجب استراحت و طراوت ذهن و بدن می گردد‪.‬‬ ‫ابزار مورد نیاز‪:‬‬ ‫یک نیمکت بلنــد‪ ،‬یک بالش‪ ،‬دو پتو و‬ ‫یک کمربند یوگا‪.‬‬ ‫نیمکت موجب کشش پاها و باسن شده‬ ‫و انحنای پشت را حفظ می کند‪ .‬یک بالش‬ ‫و پتوی تاشــده بر روی ان از سر و گردن‬ ‫محافظت می کند‪ .‬ارتفاع و استحکام بالش‬ ‫را با پیچیدن پتویی بر دور ان تنظیم کنید‪.‬‬ ‫کمربند یوگا به نگه داشتن پاها بدون درد و‬ ‫ناراحتی کمک می کند‪.‬‬ ‫مزیت ویژه‪:‬‬ ‫حرکت معکوس باالتنه در این اســانا‪،‬‬ ‫عضــات پشــت را تقویــت می کنــد و‬ ‫ناراحتی هــای ناحیۀ گــردن و کمردرد را‬ ‫تسکین می دهد‪.‬‬ ‫کتاب یوگا‪ ،‬راهی به سوی سالمتی کامل اصلی ترین‬ ‫کتاب ســبک یوگای ایینگر است که اولین بار در‬ ‫سال ‪ 2001‬در ‪ 432‬صفحۀ گالسه به صورت مصور‬ ‫و تمام رنگی منتشر شــده و تا به امروز چندین بار‬ ‫به روزرسانی و تجدید چاپ شده است‪.‬‬ ‫این کتــاب درواقع دربردارنــدۀ تمامی اموزه های‬ ‫بی‪.‬کی‪.‬اس ایینگر در خصوص بدن‪ ،‬ذهن وسالمتی‬ ‫است و برای تمامی پرتوجویان با هر سطح مهارت‬ ‫و تجربه ای می تواند مفید واقع شود‪.‬‬ ‫مجلۀ دانش یوگا از بیســت و یک شمارۀ پیش به‬ ‫ترجمۀ بخــش ابزار این کتــاب پرداخته و در هر‬ ‫شماره یکی از حرکت ها را تشریح نموده است‪ .‬این‬ ‫مقاله‪ ،‬بیست و دومین شماره ای است که به این امر‬ ‫اختصاص یافته است‪.‬‬ ‫هشدار‪:‬‬ ‫اطمینــان حاصل کنید که کمر شــما در‬ ‫حالت نهایی حرکت با لبۀ نیمکت در تماس‬ ‫باشــد‪ .‬در حالت نهایی باسن نمی بایست لبۀ‬ ‫نیمکــت را لمس کند‪ ،‬ولــی نباید با فاصلۀ‬ ‫زیــادی از ان نیــز قرار بگیــرد‪ .‬در غیر این‬ ‫صورت شانه ها بلند شــده و این باعث ایجاد‬ ‫ناراحتی هایی در گردن می شود‪.‬‬ ‫اگر در دورۀ نقاهت پس از بیماری هستید‪،‬‬ ‫تنوع دوم این اسانا را تمرین کنید‪.‬‬ ‫پاها‬ ‫را یک به یک‬ ‫باال بیاورید‬ ‫‪ -1‬پتویی تا شده در انتهای نیمکت قرار‬ ‫دهید‪ .‬بالشــی را بر روی زمین در امتداد‬ ‫نیمکت به گونــه ای بگذارید که با انتهای‬ ‫نیمکت در تماس باشــد‪ .‬پتویی تا شــده‬ ‫بر روی بالش قرار دهید‪ .‬ســپس بر پتوی‬ ‫روی نیمکت و با پاهای درازشده بنشینید‪.‬‬ ‫کمربند یوگا را زیر ران ها قرار دهید و ان را‬ ‫دور میانۀ ران ها ببندید‪.‬‬ ‫‪28‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ -2‬همراه با بازدم کمر را به سمت بالش‬ ‫پایین بیاورید‪ .‬کف دســت ها را روی زمین‬ ‫و طرفین بالش فشــار دهید‪ ،‬به طوری که‬ ‫انگشــتان دست ها به ســمت جلو باشند‪.‬‬ ‫بازوها باید به عنوان پشتیبانی برای اطراف‬ ‫شانه ها عمل کنند‪ .‬ران ها‪ ،‬زانوها و ساق پاها‬ ‫را نزدیک به هم نگه دارید‪ .‬پاشنه های خود‬ ‫را روی نیمکت گذاشته و انگشتان پا را به‬ ‫سمت باال بکشید‪ .‬بازوهای خود را به سمت‬ ‫زمین پایین بیاورید‪.‬‬ ‫‪ -3‬تا جایی که پشــت سرتان ارام روی‬ ‫بالش قرار بگیرد پایین بروید‪ .‬پاها را صاف‬ ‫کنید و در کنار هم قــرار دهید‪ .‬پاها را از‬ ‫باالتنه تا پاشنه ها و انگشتان کام ً‬ ‫ال بکشید‬ ‫تا کشش بیشتر شود‪ .‬بازوها را در طرفین‬ ‫فواید‪:‬‬ ‫• بــا ارامــش بخشــیدن و‬ ‫استراحت دادن به عضالت قلب‬ ‫و افزایش گردش خون به عروق‪،‬‬ ‫از انسداد شریانی یا ایست قلبی‬ ‫جلوگیری می کند‬ ‫• با ارامش بخشیدن به مغز‬ ‫و گشودن قفسۀ سینه‪ ،‬با نوسان‬ ‫فشار خون‪ ،‬فشــار خون باال و‬ ‫افسردگی مقابله می کند‪.‬‬ ‫• بیماری های چشم یا گوش‪،‬‬ ‫میگرن‪ ،‬ســردردهای ناشی از‬ ‫اســترس‪ ،‬خســتگی عصبی و‬ ‫بی خوابی را تسکین می بخشد‪.‬‬ ‫• عمــل هضــم را بهبــود‬ ‫بخشیده و اندام های شکمی را‬ ‫تقویت می کند‪.‬‬ ‫• کمردرد را تســکین داده‪،‬‬ ‫ســتون فقرات را تقویت کرده‬ ‫و ناراحتی هــای ناحیۀ گردن را‬ ‫بهبود می بخشد‪.‬‬ ‫• به کوفتگی پاها و جلوگیری‬ ‫از واریس کمک می کند‪.‬‬ ‫بر روی زمیــن رها کنید‪ ،‬به طوری که کف‬ ‫دستان تان به سمت سقف باشند‪ .‬برای سه‬ ‫دقیقه در این وضعیت بمانید و به تدریج این‬ ‫زمان را تا ‪ 5‬الی ‪ 8‬دقیقه افزایش دهید‪.‬‬ ‫تنوع ‪ -1‬با پتوی رول شده‬ ‫ابزارها‪ :‬نیمکــت بلند‪ ،‬زیرانــداز یوگا‪،‬‬ ‫پتو‪ ،‬کمربند یــوگا و یک بالش‪( .‬پتو برای‬ ‫محافظت از گردن استفاده می شود‪).‬‬ ‫مزیت ویژه‪ :‬به تســکین ناهنجاری های‬ ‫گردن کمک می کند‪.‬‬ ‫نحوۀ انجام‪:‬‬ ‫پتو را رول کرده و در وســط بالش قرار‬ ‫دهیــد‪ .‬زیرانداز را روی نیمکت قرار دهید‪.‬‬ ‫مراحل ‪ 2 ،1‬و ‪ 3‬اسانای اصلی را انجام دهید‬ ‫و بازوهای خود را در وضعیت نهایی اسانا‬ ‫خم کنید‪ .‬قرار دادن بالش مانند تصویر در‬ ‫زیر ساق پاها (عکس کوچک) کشش پاها‬ ‫را بیشتر می کند که به جلوگیری از واریس‪،‬‬ ‫ارتروز لگن و زانو کمک می نماید‪.‬‬ ‫تنوع‪ -2‬بر روی چهار بالش‬ ‫ابزارها‪ :‬چهار بالش‪ ،‬یک زیرانداز و ســه‬ ‫کمربند یوگا‬ ‫توضیح‪ :‬این تنوع اســان تر اســت و اگر‬ ‫مبتــدی هســتید‪ ،‬اضافــه وزن دارید و یا‬ ‫در دورۀ نقاهت به ســر می برید‪ ،‬برای شما‬ ‫مناسب است‪.‬‬ ‫مزیت ویژه‪ :‬بالش ها به افزایش بازشــدن‬ ‫سینه‪ ،‬تنفس ارام و تسکین برونشیت مزمن‬ ‫کمک می کنند‪.‬‬ ‫نحوۀ انجام‪ :‬دو بالــش را از درازا بر روی‬ ‫زیرانداز گذاشــته و دو بالش دیگر را نیز بر‬ ‫روی ان ها قرار دهید‪ .‬هر دو بالش که روی‬ ‫هم قــرار گرفته اند را به ران هــای خود با‬ ‫کمربند ببندید‪ .‬بر روی بالش ها دراز بکشید‪.‬‬ ‫تا جایی پایین بروید که سر و شانه ها بر روی‬ ‫زیرانداز به ارامی رها شود‪ .‬کف دست ها را در‬ ‫طرفین سر قرار دهید و سپس مرحلۀ سوم‬ ‫اسانای اصلی را انجام دهید‪.‬‬ ‫‪1-Setubandha Sarvangasana‬‬ ‫‪2-Bridge pose‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪29‬‬ ‫در تمرینــات یوگا مرتب قهرمان و جنگجو را تمرین می کنیم که‬ ‫می توان با اگاهی از معنای ان عالوه بر تمرین این اسانا معنای ان‬ ‫را تمرین کرد و در زندگی به جنگجو و قهرمان واقعی تبدیل شد‪.‬‬ ‫چرا که در درون تک تک انســان ها قهرمان و جنگجویی است که‬ ‫مدت های طوالنی است زیر بار نتوانستن ها و نشدن ها و بازی های‬ ‫خودســاخته و دیگرســاختۀ ذهن پنهان شــده و جز با اگاهی و‬ ‫خواســت و اراده و دست به عمل زدن نمی توان ان را بیدار و فعال‬ ‫کرد‪ .‬بیشتر ما داستان هایی در مورد قهرمانان شنیده ایم‪ ،‬قهرمانان‬ ‫قربانیان گرفتار را نجات می دهند‪ ،‬گنج های پنهان را می یابند و باز‬ ‫می گردانند‪ ،‬انگاه سفرشان به پایان می رسد!‬ ‫امــا قهرمانان و جنگجویان واقعی از زمانی قهرمان می شــوند که‬ ‫فراخوان سفر زندگی خود را می شنوند‪ ،‬بیشتر اوقات فراخوان جمله‬ ‫یا اتفاقی است بسیار دردناک که قهرمان را به یافتن گنج خویشتن‬ ‫حقیقی اش فرامی خواند‪ ،‬خویشــتنی که او را دعوت به پشت سر‬ ‫گذاشــتن محدودیت هایش می کند‪ ،‬اینکه انتخاب کند که بزرگ‬ ‫زندگی کند‪ ،‬بزرگ تر از اتفاقات پیش امده و بزرگ تر از شــرایطی‬ ‫که شاید عبور از ان بسیار دشوار می نماید‪ .‬اما برای بزرگ تر از انچه‬ ‫هست شدن باید خودمان بزرگ تر شویم و توهم ناتوانی و محدود‬ ‫بودن را کنار بگذاریم و مسئولیت زندگانی مان را بپذیریم و در هر‬ ‫شرایطی درس ان را بیاموزیم و سپس از ان عبور کنیم‪.‬‬ ‫قهرمان هرکسی می تواند باشد؛ پدر‪ ،‬مادر‪ ،‬سرباز‪ ،‬ورزشکار‪ ،‬نویسنده‬ ‫و ‪ ...‬چرا که در وجود همۀ ما مثبت و منفی ها و سالم و ناسالم هایی‬ ‫است که با اگاهی نسبت به وجودشان و انتخاب بین ان ها می توان‬ ‫قهرمان بــودن را انتخاب کرد‪ .‬قهرمانان برای خواســته های خود‬ ‫می جنگند‪ ،‬اراده می کنند‪ ،‬تالش می کنند‪ ،‬هزینه اش را می پردازند‬ ‫و البته گاهی بــه نفع دیگران اگاهانــه ان را رها می کنند‪ .‬ان ها‬ ‫محافظت می کنند‪ ،‬محبت می کنند‪ ،‬عبور می کنند و پیش می روند‪،‬‬ ‫اما قدرت و اقتدار خود را در همه حال حفظ می کنند‪.‬‬ ‫قهرمان در جســتجویی مداوم است از بیرون به درون و از درون به‬ ‫بیرون‪ .‬رها کردن انچه نمی خواهد باشد و ساختن انچه می خواهد‬ ‫باشــد‪ ،‬رها کردن تصویری که از خود برای دیگران ساخته است و‬ ‫ســاختن تصویری جدید از خود که به رشد و شکوفایی او کمک‬ ‫کرده و از او ادمی مفیدتر و سالم تر و قوی تر ساخته است و در قبال‬ ‫انچه رها کرده با ســعی و تالش دستاوردهایی می سازد برای خود‬ ‫و دیگران‪.‬‬ ‫قهرمــان ابتدا وجود خود را فتح می کنــد و درون خود را پاالیش‬ ‫می کند از هر انچه بیخود اســت؛ از هر انچه به عادت تبدیل شده‬ ‫است مخصوصاً عادات منفی مضر که می توانند به ضعف و ناتوانی‬ ‫او بیانجامــد؛ و تالش می کند برای ایجاد عاداتی مثبت و مفید که‬ ‫در طوالنی مدت می توانند زمینه ســاز ایجاد قدرت و اقتدار درونی‬ ‫او شوند‪.‬‬ ‫اما ایجاد عادات مثبت بیشــتر نیازمند به چالش کشیدن خود در‬ ‫شــرایط مختلف است؛ در خستگی‪ ،‬در غم‪ ،‬در شادی‪ ،‬در سختی‪،‬‬ ‫و جز با نظم و ترتیب و اســتمرار و تمرین و صبوری و تســلط بر‬ ‫نتوانستن ها و نشدن ها نخواهیم توانست باالترین توان خود را به کار‬ ‫بندیم؛ نه تنها برای برنده شدن‪ ،‬بلکه برای عادالنه بازی کردن‪ .‬پس‬ ‫بایــد جنبه های زندگی فردی یا اجتماعی خود را که ما را ناراحت‬ ‫یا خشــنود می کنند تشخیص دهیم و با تالش و کوشش مستمر‬ ‫‪30‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫قهرمان درون‬ ‫سوسن عبدالرضایی‬ ‫نادرســتی ها را تغییر دهیم تا بتوانیم از حد و مرزهای خود دفاع‬ ‫کنیم‪ .‬این گونه شاید بتوانیم به قهرمانی واقعی تبدیل شویم و عالوه‬ ‫بر حفاظت از خود بتوانیم از دیگران هم حفاظت کنیم‪ ،‬اما فراموش‬ ‫نکنیــم که جنگجویان و قهرمانان هم مانند هر چیزی در این دنیا‬ ‫می توانند مثبت و منفی باشند!‬ ‫قهرمانان و جنگجویان منفی در پی ان هستند که با دست یافته های‬ ‫خود احساس برتری خود را ارضا کنند در حالی که قهرمانان مثبت‬ ‫با دست یافته های خود سعی در کمک کردن به دیگران برای یافتن‬ ‫خــود دارند و حتی ان ها را یاری می کنند تا راه خود را بیابند و در‬ ‫مسیر رشد و اگاهی قدم بردارند‪.‬‬ ‫جنگجویان و قهرمانان منفی هر برخوردی را رقابت معنا می کنند و‬ ‫همواره در حال مبارزه با هر چیزی و جلب حمایت دیگران در این‬ ‫جنگ هستند و با انچه دیگران می گویند و نمی پسندند مخالفت‬ ‫می کنند و به شدت ناراحت می شوند‪ .‬ان ها معموالً در پشت خط‬ ‫امنیت خود به ســر می برند؛ جایی که نیازی به تالش برای ترک‬ ‫عادات شان نباشــد‪ .‬ان ها نقش های کوچک را انتخاب می کنند و‬ ‫از پذیرفتن نقش های بزرگ می هراســند؛ چرا که محدودۀ جنگ‬ ‫ان ها محدود اســت و اگر در این جنگ قربانیان را از ستم دیگران‬ ‫حفظ کنند سپس این قربانی ها به طور کامل زیر سلطۀ ان ها قرار‬ ‫خواهند گرفت‪ .‬ان ها اهداف شان خودمحورانه‪ ،‬بدبینانه‪ ،‬خودخواهانه‬ ‫و گاهی خشمگینانه است در حالی که جنگجویان و قهرمانان واقعی‬ ‫برای هدفی فراتــر از خودخواهی ها می جنگند و در دام جنگیدن‬ ‫برای همه چیز گرفتار نمی شوند‪ .‬ان ها برای اهدافی که واقعاً برایشان‬ ‫مهم اســت می جنگند‪ .‬ان ها در این راه می توانند به طور برابر و به‬ ‫شیوه ای همبسته با دیگران عمل کنند و نیاز بسیار کمتری دارند‬ ‫که خود را باالتر از سایرین قرار دهند و مشتاقانه برای خیر دیگران‬ ‫قدم برمی دارند‪.‬‬ ‫جنگجویان مثبت سرانجام می اموزند‪ ،‬برای انکه در جهت رسیدن‬ ‫به خواسته هایشان واقعاً تاثیر به سزایی بر محیط خود بگذارند‪ ،‬باید‬ ‫بدانند دقیقاً چه می خواهند و حاضر باشند برای ان وقت‪ ،‬هزینه و‬ ‫انرژی الزم را بگذارند و طبق این ارزیابی دســت به کار می شوند و‬ ‫حواس شان صد در صد بر هدف شان متمرکز است‪.‬‬ ‫اما برای باالترین ســطح قهرمانی و جنگجو بودن بایســتی نبرد‬ ‫غیرواقعی را تشخیص دهیم و وارد نبرد واقعی شویم‪ .‬نبرد واقعی‪،‬‬ ‫نبردی است در برابر دشمنان درونی مان مانند تنبلی‪ ،‬منفی گرایی‪،‬‬ ‫ناامیدی‪ ،‬بی مســئولیتی‪ ،‬مقایسۀ منفی‪ ،‬وابستگی ناسالم‪ ،‬خشم و‬ ‫کینه‪ .‬هزینۀ این نبرد گاه بســیار سنگین است؛ چرا که جهان ما‬ ‫جهانی اســت پر از رقابت‪ ،‬سرعت و خشــونت؛ پس باید به اندازۀ‬ ‫کافی سرســخت باشــیم تا نه تنها برای برنده شدن تالش کنیم‪،‬‬ ‫بلکه نبردهای خود را به دقت انتخاب کنیم و البته فراموش نکنیم‬ ‫جنگجویان و قهرمانان واقعی همواره بر صلح و دوســتی پافشاری‬ ‫می کنند مگر انکه جنگ ضرورت یابد و حتی گاهی ممکن اســت‬ ‫مدتی انتخاب کنند که دســت به عقب نشینی بزنند‪ ،‬به تصحیح‬ ‫راهبردشــان بپردازند‪ ،‬تجدید قوا کنند‪ ،‬از نو ســازماندهی کنند و‬ ‫زمانی حرکت کنند که امادۀ حرکت باشند‪.‬‬ ‫مریچیاسانا‬ ‫این اسانا درواقع تطبیق و ترکیب دو وضعیت کالسیک مریچی‬ ‫اساناست که یکی به خم به جلو و دیگری به پیچش تمرکز دارد‪.‬‬ ‫ابزارها به صاف و مستقیم نگه داشتن باالتنه در مرکز و همچنین به‬ ‫تقویت چرخش ستون فقرات کمک می کنند‪ .‬این حرکت بر روی‬ ‫ناحیۀ پشت و کمر کار می کند و تمرین صحیح این اسانا در کاهش‬ ‫گرفتگی پشت بدن‪ ،‬گردن و شانه ها موثر است‪.‬‬ ‫هشدار‪:‬‬ ‫در صورت وجود مشکالت قلبی‪ ،‬میگرن و سردردهای حمله ای‪،‬‬ ‫سرماخوردگی‪ ،‬گرفتگی قفسۀ سینه‪ ،‬اسهال‪ ،‬یبوست‪ ،‬بی خوابی‪،‬‬ ‫افسردگی یا خستگی مزمن از انجام دادن این تمرین بپرهیزید‪.‬‬ ‫ابزار موردنیاز‪:‬‬ ‫یک پتو‪ ،‬یک اجر یوگا‬ ‫پتو از ناحیۀ نشــیمنگاه پشتیبانی می کند و با باال بردن باالتنه‬ ‫به افزایش چرخش ســتون فقرات می انجامد و همچنین مانع از‬ ‫منحرف شدن پای خم شده می شود‪ .‬اجر یوگا که وجه بزرگ تر ان‬ ‫در زیر دست قرار می گیرد‪ ،‬پیچش ستون فقرات را بهبود می بخشد‬ ‫و باالتنه را صاف نگه می دارد‪.‬‬ ‫‪-1‬در وضعیت دانداســانا و بر روی یک پتوی تا شده بنشینید‪.‬‬ ‫یک اجر پشت سر خود قرار دهید‪ .‬پای راست را از زانو خم کنید‬ ‫به طوری که حتماً ساق پا بر پاشنه عمود شود و پاشنه‪ ،‬کشالۀ ران‬ ‫را لمس کند‪ .‬پای چپ را مستقیم نگه دارید‪.‬‬ ‫‪ -2‬ارنج دست راست را خم کنید و بازو را مطابق تصویر در مقابل‬ ‫پای راست قرار دهید‪ .‬دست چپ را بر روی اجری که پشت سرتان‬ ‫گذاشته اید‪ ،‬قرار دهید‪ .‬بازوی چپ را صاف نگه دارید‪ .‬از سمت بازو و‬ ‫زانوی راست به یکدیگر فشار برابر وارد کنید‪ .‬دست چپ را بر روی‬ ‫اجر فشار دهید‪.‬‬ ‫‪ -3‬نیم تنۀ خود را به سمت باال بکشید‪ ،‬همراه با بازدم به سمت‬ ‫چپ بپیچید‪ .‬اطمینان حاصل کنید که پای خم شــده به اطراف‬ ‫منحرف نشود و هیچ فضایی بین بازو و زانوی راست وجود نداشته‬ ‫باشــد‪ .‬از باالی شانۀ چپ به پشت نگاه کنید‪ .‬برای ‪ 20‬تا ‪ 30‬ثانیه‬ ‫در این وضعیت بمانید و حرکت را برای سمت مقابل تکرار کنید‪.‬‬ ‫مزایا‪:‬‬ ‫کاهش کمردرد و ناهنجاری های ستون فقرات‬ ‫افزایش گردش خون در اندام های شکمی‬ ‫کمک به هضم غذا و کاهش نفخ‬ ‫کمک به درمان فتق‬ ‫تنظیم عملکرد کبد و کلیه‬ ‫توضیحات عکس‪:‬‬ ‫ســر‪ ،‬چشــمان و گردن را ازاد نگه دارید کف دســت را باز‬ ‫نگه دارید‬ ‫‪1-Marichyasana‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪31‬‬ ‫‪32‬‬ ‫جمعی از شرکت کنندگان در هما‬ ‫هفته تربیت بدنی و ورزش ‪ -‬سوم‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫ایش بزرگ ورزش یوگا به مناسبت‬ ‫م ابان ‪ - 1398‬پارک پلیس ‪ -‬تهران‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪33‬‬ ‫یوگا؛ یار شما در خانه‬ ‫مرکز یوگای شیواناندا‪/‬برگردان‪ :‬گروه ترجمه‬ ‫کتاب ‪ yoga your home practice companion‬اولین بار در سال ‪ 2009‬توسط‬ ‫مرکز یوگاودانتای شیواناندا در انگلستان به چاپ رسید‪ .‬این کتاب که به شرح بسیاری از‬ ‫حرکات یوگا‪ ،‬تکنیک های تمرکز فکر‪ ،‬مدیتیشن و انواع پرانایاما می پردازد‪ ،‬در ‪ 256‬صفحه‬ ‫به طور تمام مصور منتشر گردیده است‪ ،‬کتاب یوگا یار شما در خانه اولین بار توسط مجلۀ‬ ‫دانش یوگا ترجمه شده و از تیرماه سال ‪ 1394‬درهر شمارۀ مجله به چاپ رسیده است‪.‬‬ ‫تمریناتمتوالی‬ ‫این قسمت‪ :‬سطح مبتدی‬ ‫سیکلمقدماتی‪:‬‬ ‫‪ 20‬دقیقه‬ ‫تنفس شکمی عمیق‬ ‫(یک دقیقه)‬ ‫تنفس شکمی عمیق‬ ‫(یک دقیقه)‬ ‫سیکل سالم بر خورشید‬ ‫(چهار مرتبه) و پس از ان‬ ‫وضعیت شاواسانا‬ ‫تنفس کامل یوگیانه‬ ‫یا سه مرحله ای (ده تنفس)‬ ‫رساندن سر به زانو‬ ‫تنفس کاپاالبهاتی‬ ‫‪ 40‬دقیقه‬ ‫‪ 60‬دقیقه‬ ‫ایستادن روی شانه‬ ‫(یک دقیقه) و پس از ان وضعیت شاواسانا‬ ‫وضعیت کبری‬ ‫(چهار مرتبه) و پس از ان‬ ‫وضعیت شاواسانا‬ ‫کشش جلوی بدن‬ ‫خم به جلوی نشسته‬ ‫(سه مرتبه‪ ،‬هر مرتبه سی ثانیه)‬ ‫و پس از ان وضعیت شاواسانا‬ ‫تنفس متناوب بینی‬ ‫سیکل سالم بر خورشید‬ ‫(چهار مرتبه) و پس از ان‬ ‫وضعیت شاواسانا‬ ‫وضعیت پل‬ ‫(سی ثانیه) و پس از ان وضعیت شاواسانا‬ ‫(سه مرتبه و هر مرتبه پنج تنفس) و پس از ان دراز کشیدن روی شکم‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫سیکل سالم بر خورشید‬ ‫(دو دور) و پــس از ان‬ ‫وضعیت شاواسانا‬ ‫کشش گردن‬ ‫(یک دقیقه)‬ ‫ایستادن روی شانه‬ ‫(سه مرتبه برای هر سمت) و پس از ان وضعیت شاواسانا (یک دقیقه) و پس از ان وضعیت شاواسانا‬ ‫(دو مرتبه) و پس از ان وضعیت شاواسانا‬ ‫تنفس شکمی عمیق‬ ‫‪34‬‬ ‫توالی هــای موجود در این بخش چند قســمتی روال تمرینی‬ ‫مناسب برای سطوح مبتدی‪ ،‬متوسط و پیشرفته را ارائه می دهد‪.‬‬ ‫در هر سطح‪ ،‬تمرینات متوالی ‪ 40 ،20‬و ‪ 60‬دقیقه ای قرار داده‬ ‫شده است‪ .‬به خاطر داشته باشید که همیشه قبل از شروع هر‬ ‫دوره از تمرینات‪ ،‬در وضعیت شاواسانا استراحت کنید‪.‬‬ ‫وضعیت ملخ‬ ‫(سی ثانیه) و پس از‬ ‫ان وضعیت شاواسانا‬ ‫باال بردن هر دوپا و دست ها کنار بدن‬ ‫(پنج مرتبه) و پس از ان وضعیت شاواسانا‬ ‫وضعیت ماهی‬ ‫(یک دقیقه) و پس از ان وضعیت شاواسانا‬ ‫(بیست ثانیه برای هرپا) و پس از ان دراز‬ ‫کشیدن روی شکم‬ ‫وضعیت کمان‬ ‫کشش گردن‬ ‫(دو مرتبه) و پس از ان وضعیت شاواسانا‬ ‫(بیست ثانیه برای هر سمت) و پس از ان دراز کشیدن روی‬ ‫شکم و درنهایت وضعیت کودک‬ ‫وضعیت شاواسانا‬ ‫وضعیت های استراحت‬ ‫وضعیت گاواهن با پاهای جدا از هم‬ ‫وضعیت کودک‬ ‫وضعیت ماهی‬ ‫(بیست ثانیه) و سپس وضعیت شاواسانا‬ ‫کشش گردن‬ ‫(دو مرتبه) و استراحت نهایی برای شش دقیقه‬ ‫(‪ 30‬ثانیه)‬ ‫ایستادن روی شانه‬ ‫باال اوردن یک پا‬ ‫وضعیت ماهی‬ ‫(یک دقیقه) و سپس وضعیت شاواسانا‬ ‫(هرپا شش مرتبه) و سپس‬ ‫وضعیت شاواسانا‬ ‫وضعیت شتر‬ ‫(تا ‪ 30‬ثانیه) و سپس وضعیت کودک‬ ‫وضعیت دلفین‬ ‫خم به جلوی نشسته روی یک پا‬ ‫(هر سمت یک دقیقه)‬ ‫(هر سمت سی ثانیه) و سپس وضعیت کودک‬ ‫(یک دقیقه) و سپس وضعیت شاواسانا‬ ‫وضعیت مثلث‬ ‫(هر ســمت بیســت ثانیه) و ســپس وضعیت شاواسانا و‬ ‫استراحت نهایی برای ‪ 10‬دقیقه‬ ‫ایستادن روی شانه‬ ‫(چهار مرتبه) و سپس وضعیت کودک‬ ‫چرخش نیمۀ ستون فقرات‬ ‫وضعیت تمساح‬ ‫سه تمرین متوالی‬ ‫وضعیت گاواهن‬ ‫(یک دقیقه)‬ ‫خم به جلوی نشسته‬ ‫کشش جلوی بدن‬ ‫(دو مرتبه و هر بار یک دقیقه)‬ ‫وضعیت درخت‬ ‫(هر سمت بیست ثانیه)‬ ‫با پاهای جدا از هم (یک دقیقه)‬ ‫(سی ثانیه) و پس از ان وضعیت شاواسانا‬ ‫خم به جلوی کامل ایستاده‬ ‫(یک دقیقه)‬ ‫وضعیت مثلث‬ ‫(هر سمت بیست ثانیه) و استراحت نهایی برای ‪ 10‬دقیقه‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪35‬‬ ‫درس هایی برای سلوک درختی‬ ‫(پاییز روح)‬ ‫امین مطیعی ‪ /‬مربی و پژوهشگر یوگا‬ ‫همیشــه در هر کالســی یک نفر بود که جلوی در می ایستاد‪،‬‬ ‫گوشــش را به طرف راهرو می گرفت و منتظر اعالم نزدیک شدن‬ ‫معلم به کالس می ماند‪ .‬او که خبر رسیدن معلم به کالس را می داد‬ ‫به یک باره همه ســاکت می شــدند‪ .‬من هم از وقتی که مراقبه را‬ ‫شروع کرده ام طبیعت برایم مثل کالس درس شده است و فصل ها‬ ‫معلمانی هســتند که پیش از امدن شان همیشه یک گوشم را به‬ ‫سمت جهان باز می کنم تا صدای نزدیک شدن شان را بشنوم و بعد‬ ‫سرتا پا سکوت می شوم تا درس های شگفت انگیزشان را یاد بگیرم‪.‬‬ ‫یوگا به خودی خود معجزه نمی کند‪ ،‬بلکه شما را به سطحی از‬ ‫هستی می برد که در ان معجزه های بزرگ اتفاق می افتد‪ .‬سطحی‬ ‫که عناصر طبیعت در چرخه های باشــکوه حیات‪ ،‬همه چیز را در‬ ‫نهایت دقت و نظم‪ ،‬به ســمت تکامل پیــش می رانند‪ .‬یوگا به ما‬ ‫فرصت حضور و تماشــا می بخشد تا بتوانیم دانش نامرئی و جاری‬ ‫در طبیعت را برای خودمان قابل فهم و مرئی کنیم‪ .‬دانشــی الهی‬ ‫که بر دست های اب و باد و اتش و خاک‪ ،‬فصل به فصل در زمین‬ ‫می چرخند و جوهر زندگی و حیات را تازه می کنند‪ .‬بدون شــک‬ ‫وجود انسان نیز از همان عناصری سرشته شده که هر چیز دیگری‬ ‫در گسترۀ طبیعت نیز از همان ساخته شده است‪ .‬همین دلیل ساده‬ ‫کافی اســت که بدانیم اموختن قوانین حاکم بر طبیعت و همسو‬ ‫شدن با ان ها می تواند ما را در سطح بهتر و موثرتری از زندگی مان‬ ‫در تمام ابعادش قرار دهد‪.‬‬ ‫هر فصل‪ ،‬یک پرده از داســتان تکامل طبیعــت‪ ،‬با رویدادهای‬ ‫مختلف و ویژۀ خود اســت که با تسلط عناصر خاصی بر مادۀ خام‬ ‫حیات‪ ،‬این مســیر را پیش می بــرد‪ .‬بزرگ ترین محصول چرخۀ‬ ‫فصلی تســلط عناصر‪ ،‬رشد متعادل و هماهنگ در طبیعت است‪.‬‬ ‫شــکوه و وضوح این روند را می توان در سلوک درختان که ردیف‬ ‫اول شــاگردان ســراپا گوش و هوش هر فصل هستنند دید‪ .‬برای‬ ‫همین در یوگا بیشتر از هر چیز‪ ،‬انسان‪ ،‬و ساختار رشد او را شبیه‬ ‫درخــت می دانند تا این الگوی تکاملی را همواره در ذهن داشــته‬ ‫باشــیم و بدانیم که راه رشد عمیق و پایدار‪ ،‬درست مثل درخت با‬ ‫ریشه داشتن در خاک وجود‪ ،‬بودن ساقه و تنه ای برای باال بردن و‬ ‫تصفیۀ نیرو و انرژی حیات‪ ،‬و شاخه هایی برای‪ ،‬به وقت‪ ،‬بار دادن و‬ ‫بخشیدن‪ ،‬و به وقتش رها کردن و عریان شدن از بار و برگ‪ ،‬ممکن‬ ‫اســت‪ .‬قطعاً تمامی این مسیر منظم و هوشمند را گوش سپردن‬ ‫‪36‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫به جریان فصل ها و بادهایی کــه پیام های تازۀ حیات را می اورند‬ ‫مشــخص می کند‪ .‬فصل هایی که مثل دم و بازدم‪ ،‬طبیعت را پر و‬ ‫خالی می کنند تا جریان حیات‪ ،‬در تدوام و ماندگاری بیش از حد‬ ‫هیچ کدام شان متوقف نشود‪.‬‬ ‫از ماجرای بهار و تابستان که موسم دم گرفتن و پر شدن طبیعت‬ ‫از شکوفه و برگ و بار است که بگذریم‪ ،‬به عجیب و سحرامیزترین‬ ‫اتفاق طبیعت می رسیم‪ .‬پاییز طالیی و رازالود‪ .‬فصلی که طبیعت‪،‬‬ ‫در یک بازدم جادویی‪ ،‬همۀ انچه به خود گرفته بود را رها می کند‬ ‫و به خاک پذیرنده می بخشد‪ .‬این رویداد شگفت انگیز زمانی اتفاق‬ ‫می افتد که بادها پیام رها کردن و سبک شدن را در گوش درختان‬ ‫زمزمه می کنند که تا فرصت رسیدن بهاری دیگر از همه چیز عریان‬ ‫شوند‪ .‬اتفاقی که شاید اگر انسان ها به جای درختان بودند هرگز رخ‬ ‫نمی داد‪ :‬رها کردن ان چیزهایی که به سختی به دست اورده اند و‬ ‫این همه موجب تفاخرشان شده است‪ .‬این همان درس و راز بزرگ‬ ‫پاییز است برای کســی که زندگی اش را با جریان و روح فصل ها‬ ‫ی است‬ ‫همسو می کند تا زنده و تازه بماند‪ .‬پاییز‪ ،‬همان معلم مسئول ‬ ‫که به انچه که باید بیاموزاند بیشتر از احساس و راحتی شاگردانش‬ ‫اهمیت می دهد‪ .‬درس رها کردن‪ ،‬سبک شدن و تغییر کردن‪ .‬برای‬ ‫همین این درس را به عهدۀ بادها گذاشته اند‪.‬‬ ‫در دانش کهــن ایورودا خوانده ایم که واتــا یا همان عنصر باد‬ ‫در طبیعــت بیرون و درون ما ویژگی هــای منحصربه فرد خود را‬ ‫دارد که ســبکی‪ ،‬تحرک‪ ،‬سردی‪ ،‬خشکی‪ ،‬سرعت‪ ،‬دقت‪ ،‬بی ثباتی‬ ‫و ناپایداری از مهم ترین ان هاســت‪ .‬از ایــن رو اصلی ترین انرژی‬ ‫ایجاد کنندۀ تغییرات و تحوالت در طبیعت اســت‪ .‬همان انرژی‬ ‫بی نظیری که می تواند درختان را از سنگینی‪ ،‬سکون و تکرار زندگی‬ ‫تابســتانی رها کند تا برای رویشی دوباره حاضر شوند‪ .‬اتفاقی که‬ ‫برای طبیعت ان قدر بزرگ و عجیب است که به ان انقالب پاییزی‬ ‫می گویند‪ .‬درختانی که از هرانچه هست و نیست عریان می شوند تا‬ ‫با شاخه های سبکبار این بار در ریشه هایشان خانه کنند‪ .‬ان گونه که‬ ‫موالنا در وصف حال شان می گوید‪:‬‬ ‫تا نگویی در زمستان باغ را مستی نماند‬ ‫مدتی پنهان شده است از دیدۀ مکار مست‬ ‫بیخ های ان درختان می نهانی می خورند‬ ‫روزکی دو صبر می کن تا شود بیدار مست‬ ‫درختان به راحتی رها می کنند؛ زیرا می دانند انچه برگ و بارشان‬ ‫بوده محصول فعالیت چرخۀ بزرگی فراتر از ان هاســت و ان را به‬ ‫حساب خودشــان نمی گذارند‪ .‬این درس را پاییز به ان ها اموخته‬ ‫اســت‪ .‬از این رو همچون عارفان بزرگ در اوج نیکنامی‪ ،‬جامه دری‬ ‫می کنند و نمی گذارند از غرور هیچ برگ و شکوفه و میوه ای سنگین‬ ‫شوند‪ .‬درخت بهترین سمبل رشــد هماهنگ و پایدار است و این‬ ‫را می داند که چرخۀ رشــد حقیقی از تناوب فعالیت های افزاینده‬ ‫و کاهنده شــکل می گیرد‪ .‬برای همین دو فصل از سال را به عریان‬ ‫شدن از پوستۀ ظاهری اش می گذراند‪.‬‬ ‫پاییز برای ادمی که ســاعتش را به وقــت زمین کوک می کند‬ ‫هم می تواند همین گونه رهایی بخش و شفادهنده باشد‪ .‬اگر ارتباط‬ ‫اگاهانۀ ما با جسم و روان مان بیشتر باشد از اواسط شهریور می توانیم‬ ‫به مرور تغییراتی را در مزاج و عادات جسم و خلق و خوی خودمان‬ ‫احساس کنیم‪ .‬انرژی پاییز به شکل های مختلفی در ما ظاهر می شود‬ ‫که بروزش می تواند خوشایند و مثبت‪ ،‬و یا ناخوشایند و منفی باشد‪.‬‬ ‫بارزترین ویژگی های این انرژی در جســم ما ســبک شدن خواب‪،‬‬ ‫گرسنگی های نامنظم‪ ،‬خشکی پوست و مزاج‪ ،‬ازاد شدن انرژی ها به‬ ‫شکل انفجاری و میل به تحرک بیشتر و نفس های عمیق تر است‪.‬‬ ‫امــا بروز ذهنی و روانی انرژی های پاییزی برای بســیاری از ادم ها‬ ‫ناخوشــایند و بحران زاست‪ .‬برای همین از گذشته همیشه پاییز را‬ ‫فصل مالل ناگهانی و اندوه و اضطراب می دانستند‪ .‬این را نمی شود‬ ‫کتمــان کرد‪ ،‬اما اگر ان را به عنــوان یک پدیدۀ مجزا نگاه نکنیم و‬ ‫بدانیم که بخشــی اثرگذار در چرخۀ هدفمند فصل هاست‪ ،‬ان وقت‬ ‫می توانیم به اثرات تکاملی اش در این روند اگاه بشــویم و بفهمیم‬ ‫که بسیاری از حاالت و شرایط که ممکن است در یک نگاه ظاهری‬ ‫نامناســب و اسیب زننده به نظر بیایند برای بلوغ روانی و فکری ما‬ ‫ضروری است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫انرژی مســلط پاییــزی (واتا‪/‬باد) غالبا به شــکل دلشــوره ها و‬ ‫تشــویش های ناگهانی و بی دلیل در سطح ذهن ما ظاهر می شوند‬ ‫که می توانند در ما نسبت به مسائل مختلف زندگی مان احساسات‬ ‫مختلفی چــون اضطراب و نگرانی‪ ،‬نارضایتــی و ناامیدی‪ ،‬و حس‬ ‫به هم ریختگی و اشفتگی امور را ایجاد کنند‪ .‬اما در یک نگاه عمیق تر‬ ‫همۀ این احساسات متناقض و ناخوشایند می توانند مادۀ خام تغییر‬ ‫و تحول‪ ،‬بــرای خلق یک زندگی جدیدتر و کامل تر باشــد‪ .‬خلق‬ ‫شکل ها و مفاهیم تازه در ذهن و زندگی ما زمانی می تواند به وجود‬ ‫بیاید که ســاختارهای پیشین با ترس ها‪ ،‬تردیدها و نارضایتی های‬ ‫ما دستخوش اشفتگی شوند‪ :‬نارضایتی دربارۀ شغل و فعالیتی که‬ ‫احســاس می کنیم برایمان رضایت خاطر چندانی به همراه ندارد‪،‬‬ ‫رابطه ای که فکر می کنیم کارامدی و ســامتش را از دســت داده‬ ‫اســت و یا تفکــرات‪ ،‬رویاها و باورهایی که حــس می کنیم دیگر‬ ‫نمی توانند دنیای دلخواه و ایدئال مان را بسازند و از ان حمایت کنند‪،‬‬ ‫و یا عادات و الگوهای نامناسبی که دربارۀ بدن مان پیش گرفته ایم‪.‬‬ ‫در این لحظات برای ذهنی کــه از تکرار مفاهیم و عادت هایی که‬ ‫کارامدی شان را از دست داده اند وزش بادهای تغییر می تواند فصل‬ ‫تازه ای از رویاها‪ ،‬باورها و مفاهیم نو را رقم بزند‪ .‬اضطراب و تشویش‬ ‫پاییزی نیز به همین دلیل است که می تواند چهرۀ پنهان هر چیز را‬ ‫بیشتر از قبل برایش اشکار کند و انچه که در اعماق بود را به سطح‬ ‫و معرض دید بیاورد‪ .‬اما تاب اوردن این همه برای ادمی امکان پذیر‬ ‫است که پس از تن دادن به برگریزان روح‪ ،‬به بهاری دوباره و سبز‬ ‫شدن از برگ و بار خردی نو مومن باشد‪ .‬ان وقت می تواند این فصل‬ ‫ویژه از تکامل روح را به سالمت و بردباری بگذراند‪.‬‬ ‫تفاوت بزرگ طبیعت با بیشتر انسان ها در این است که در مسیر‬ ‫رشد و تکامل خود چرخه های کاهنده را نیز گنجانده است‪ .‬در حالی‬ ‫که برای انســان‪ ،‬فرایند رشد‪ ،‬تنها در روندهای افزاینده معنی پیدا‬ ‫می کند و هر اتفاقی که موجب از دست دادن و جدا شدن باشد یا از‬ ‫کمیت چیزی در زندگی مان بکاهد نوعی شکست محسوب می شود‪.‬‬ ‫از این رو‪ ،‬جدا شدن از همۀ ان چیزهایی که زمانی فراورده و نشان‬ ‫کارامدی تو بود و حاال چسبیدن به ان ها موجب غرور و سنگینی‬ ‫روح می شود دشوار است‪ .‬اما بدون شک مواجهه با ان و احساس رنج‬ ‫ناشی از این مواجهه نقطۀ اغاز مسیر بلوغ پاییزی است‪ .‬رنجی که‬ ‫به قول کارل گوستاو یونگ‪ ،‬روان شناس اتریشی‪ ،‬نباید تو را غمگین‬ ‫کند‪ .‬او می گوید‪« :‬این همان جایی اســت که اغلب مردم اشــتباه‬ ‫می کنند‪ .‬رنج قرار است تو را هوشیارتر کند به اینکه زندگی ات نیاز‬ ‫به تغییر دارد‪... .‬رنجــت را تحمل نکن‪ .‬انرا درک کن‪ .‬این فرصتی‬ ‫است برای بیداری‪ ».‬بیدار شدن روح اتفاقی است که در پاییز بیشتر‬ ‫از هر زمان ممکن است‪.‬‬ ‫ادامه در صفحه ‪61‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪37‬‬ ‫پنج درس زندگی‬ ‫*‬ ‫برگرفته از کتاب پنج درس زندگی‪ /‬نویسنده‪ :‬بیل ادامز‪ /‬برگردان‪ :‬گلی نژادی‬ ‫خالصه نویسی‪ :‬شهال قاسمیان‬ ‫نویســندۀ کتاب‪ ،‬بیل ادامز‪ ،‬همراه همسر هندی تبار و پسر ‪9‬‬ ‫ساله اش‪ ،‬برای گذراندن تعطیالت‪ ،‬به ناحیۀ کینور در ایالت هیماچال‬ ‫پرداش واقع در شمال هند و در ارتفاعات هیمالیا‪ ،‬می روند‪ .‬در انجا او‬ ‫با سانگراتان امچی اشنا می شود‪ .‬امچی ها حکیمانی محلی هستند‬ ‫کــه به معالجۀ مردم از طریق دانش باســتانی ایورودا می پردازند‪.‬‬ ‫سانگراتان ایورودا را از پدر خود که او نیز یک امچی بوده اموخته‬ ‫اســت‪ .‬او با کیسۀ داروهای ایورودیک خود از کشتزاری به کشتزار‬ ‫دیگر می رود و بیماران را مداوا می کند‪ .‬ســانگراتان به عنوان شافی‬ ‫اعظم در این منطقه شناخته شــده و مشاوری خردمند است که‬ ‫نه تنها به معالجۀ جسم‪ ،‬بلکه به معالجۀ روح بیماران می پردازد و‬ ‫دستورالعمل های موثری برای بهتر زیستن به ان ها می دهد‪.‬‬ ‫بیل که مسحور شخصیت سانگراتان شده و تحت تاثیر صحبت ها و‬ ‫رفتار محبت امیزش قرار گرفته است از او می خواهد که برای داشتن‬ ‫‪38‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫زندگی بهتر راهنمائیش کند‪ .‬سوالی برای بیل پیش امده که چرا‬ ‫مردم این منطقه باوجود فقر و مشکالت بسیار و نداشتن امکانات‬ ‫کافی‪ ،‬همیشه خوشحال و مسرور و از زندگی خود راضی هستند‪،‬‬ ‫ولی او با اینکه در کشــوری پیشرفته (انگلیس) زندگی می کند و‬ ‫زندگی نسبتاً مرفهی دارد و هر چه بخواهد برایش مهیاست‪ ،‬هنوز‬ ‫در درون خود احساس نارضایتی می کند‪ .‬بیل همراه سانگراتان به‬ ‫خانۀ بیماران می رود تا هم از نزدیک با شــیوۀ کارش اشنا شود و‬ ‫هم جواب ســوال خود را بگیرد‪ .‬سانگراتان به او می گوید که علت‬ ‫خوشحالی مردم ســرزمینش دانستن و عمل کردن به پنج درس‬ ‫زندگی است‪ .‬این پنج درس از این قرارند‪:‬‬ ‫اولیــن درس‪ -‬اولیــن درس زندگی به ما می امــوزد که ابتدا‬ ‫ارزش های زندگی مان را بشناســیم‪ .‬اگر ارزش ها برای ما مشخص‬ ‫نشده باشند هیچ گاه راضی نخواهیم بود و پیوسته حس می کنیم‬ ‫گم شده ای داریم‪ .‬باید به خاطر داشته باشیم که زندگی همواره در‬ ‫حال تغییر و دگرگونی اســت؛ در نتیجه ارزش های ما نیز ممکن‬ ‫است با گذشت زمان تغییر کنند‪ .‬برای مثال وقتی کودک هستیم‬ ‫معموالً والدین مان ارزش اصلی زندگی ما هستند‪ ،‬ولی وقتی خود‬ ‫صاحب فرزند شویم کودکان مان ارزش اصلی زندگی مان محسوب‬ ‫می شوند‪ .‬ما باید ازاین تغییرات اگاه و ان ها را پذیرا باشیم‪.‬‬ ‫دومین درس‪ -‬هنگامی که یاد گرفتیم ارزش های زندگی را مد‬ ‫نظر قرار بدهیم باید یاد بگیریم که چگونه برای رضایت خود وارد‬ ‫میدان شویم‪ .‬دومین درس زندگی به ما می اموزد که برای رسیدن‬ ‫به اهداف مــان برنامه ریزی نماییم تا بتوانیم در نهایت شــادمانی‬ ‫و لــذت زندگی کنیم‪ .‬مانند تعالیــم درس اول که به ما تعمق در‬ ‫ارزش های مان را یاداوری می کــرد‪ ،‬درس دوم به ما می اموزد که‬ ‫چگونه بیشترین ارزش ها را در زندگی دنبال کنیم تا بتوانیم ان ها‬ ‫را پرورانده و برای شادمانی بیشتر تالش کنیم‪ .‬دومین درس به ما‬ ‫ی خودمان‬ ‫می اموزد که باید هر روز در حال زمینه سازی برای فردا ‬ ‫باشیم و در این راه تالش کنیم‪ .‬همچنین از مرحلۀ رویا به حقیقت‬ ‫روی اوریم‪ .‬درواقع اولین درس به ما کمک می کند که فاصلۀ خود‬ ‫را تــا مقصد بیابیم و دومین درس به مــا یاداوری می کند که هر‬ ‫کاری را در زمان خاص خود انجام دهیم‪ .‬کسانی که دومین درس‬ ‫زندگی را خوب اموخته اند صبح ها مراقبه می کنند و تا هنگام غروب‬ ‫ان را به کار می بندند‪ ،‬شب هنگام انچه را در طول روز انجام داده اند‬ ‫مرور می کنند‪.‬‬ ‫سومین درس‪ -‬از ســومین درس زندگی رفتار با تک تک افراد‬ ‫را فرامی گیریــم‪ .‬این درس به ما یاداوری می کند که ما موجوداتی‬ ‫اجتماعی هستیم و وقتی با سازگاری در کنار یکدیگر کار و فعالیت‬ ‫می کنیم به نتایج مطلوب تری دســت می یابیم‪ .‬ما همواره در حال‬ ‫تغییر دنیای خود هستیم و پیوسته بر ان تاثیر می گذاریم‪ .‬هر چه‬ ‫ســازگاری میان موجودات زنده بیشــتر باشد به نفع همۀ ماست‪.‬‬ ‫برای رشــد و شکوفایی چیزهایی که دوســت داریم به طور حتم‬ ‫باید با دیگران ســازش داشته باشــیم؛ زیرا اگر با دیگران به توافق‬ ‫نرســیم انجام کارهای مان بسیار دشوارتر می شود و به نتایج بسیار‬ ‫ناخوشــایندی خواهیم رسید‪ .‬سومین درس زندگی به ما می گوید‬ ‫چون همۀ ما پیوسته در حال تغییر هستیم پس همیشه میان ما‬ ‫تفاوت هایی وجود دارد‪ .‬ولی اگر بتوانیم همواره با دیگران سازگاری‬ ‫داشته باشــیم تضادی را که زادۀ تغییرات دائمی است به حداقل‬ ‫خواهیم رساند‪ .‬همدلی و ســازگاری با دیگران تفاوت های موجود‬ ‫را کم اهمیت می کند‪ .‬ســومین درس همچنین به ما می اموزد به‬ ‫شباهت های میان خود و سایر موجودات زنده توجه کنیم؛ چرا که‬ ‫از این طریق به سازگاری بیشتری دست پیدا می کنیم‪.‬‬ ‫یک انســان خردمند واهمه ای در زندگی نــدارد چون می داند‬ ‫همه چیز در حال تغییر اســت‪ .‬او می داند زندگی ساکن نیست و‬ ‫همواره ســعی می کند محیــط پیرامون خود را بشناســد و خود‬ ‫را با ان وفق دهد‪ .‬او می داند زندگی پیوســته نیاز به جســتجو و‬ ‫شکوفایی دارد‪.‬‬ ‫چهارمین درس‪ -‬چهارمین درس زندگی به ما نشــان می دهد‬ ‫که وقتی کارها غلــط از اب درمی ایند چه باید بکنیم و چگونه با‬ ‫مشکالتی که گاه و بی گاه سر راه مان قرار می گیرند برخورد کنیم‪.‬‬ ‫این درس خصوصاً موقعی به کمک ما می اید که موانعی در ســر‬ ‫راه مان قرار می گیرند و راه رسیدن به ارزوهای مان را سد می کنند‪.‬‬ ‫یا مسائلی پیش می ایند که اص ً‬ ‫ال انتظارشان را نداریم‪ .‬بعضی مواقع‬ ‫چهارمین درس زندگی مهم ترین ان محســوب می شود؛ چرا که‬ ‫زندگی یعنی دست و پنجه نرم کردن با مشکالت‪ .‬یک انسان عاقل‬ ‫می داند که برای چه چیزی بیش از همه ارزش قائل است‪ .‬همچنین‬ ‫موانعی که سر راه او قرار دارد را به خوبی می بیند؛ بنابراین‪ ،‬می تواند‬ ‫برای از میان برداشــتن موانع تالش کند و یا اینکه بپذیرد بعضی‬ ‫از ارزوها دســت یافتنی نیستند‪ .‬پس باید بدون داشتن ان چیز به‬ ‫بهترین وجه به زندگی ادامه دهد‪ .‬انســان عاقل می داند که تکاپو‬ ‫برای رسیدن به ارزوهای دست نیافتنی اتالف وقت و انرژی است‪.‬‬ ‫برای برداشتن موانع سر راه خود می توانیم قدم های کوچک برداریم‪.‬‬ ‫هر قدم کوچک هم می تواند ما را هر روز به خواستۀمان نزدیک تر‬ ‫کند‪ .‬چهارمین درس زندگی به ما می اموزد موانع را ببینیم و روی‬ ‫ان ها تمرکز کنیم تا بتوانیم ان ها را از بین ببریم‪.‬‬ ‫پنجمین درس‪ -‬درس پنجم به ما می اموزد که همواره از فطرت‬ ‫شگفت انگیز خوداگاه باشــیم‪ .‬اینکه چگونه ما نتیجۀ زنجیر بلند‬ ‫زندگی هستیم که سررشتۀ ان به میلیون ها سال پیش باز می گردد‪.‬‬ ‫این درس به ما یاداوری می کند که در مقایســه با قرون ازلی که‬ ‫دوران تحول رنج ها و مصیبت ها و اصالحات ان ها بوده‪ ،‬شکل یافته‬ ‫و هوشیار شــده ایم‪ .‬موجودیت امروز ما نه تنها مرهون موجودات‬ ‫زندۀ قبلی‪ ،‬بلکه همۀ چیزهایی کــه در حال حاضر در اطراف مان‬ ‫وجود دارند است‪ .‬درس پنجم به ما می اموزد که به هر چیزی که‬ ‫در اطراف مــان وجود دارد توجه کنیم حتی خودمان‪ ،‬چون این ما‬ ‫هستیم که اینده را شکل می دهیم‪ .‬پس باید متوجه گذشته و ایندۀ‬ ‫الیتناهی باشیم‪.‬‬ ‫پنجمیــن درس زندگی به مــا می اموزد کــه ارزش چیزهای‬ ‫بخشــیدنی با بخشــیدن افزایش می یابد‪ .‬این درس بر روابط ما با‬ ‫دیگر موجودات‪ ،‬براساس احترام و گذشت‪ ،‬تاکید دارد‪ .‬به کار بردن‬ ‫«بخشش اگاهانه» در زندگی همان مهربانی و عطوفت است که باید‬ ‫عم ً‬ ‫ال اجرا شود‪ .‬به کارگیری پنجمین درس باعث ایجاد سازگاری‬ ‫و توافق در زندگی می شود‪ .‬منظور از بخشش اگاهانه این است که‬ ‫مــا وقت‪ ،‬انرژی‪ ،‬کالم و مادیات خــود را در زمان مالقات صبورانه‬ ‫و محترمانــه به دیگران تقدیم کنیم‪ .‬این هدیه حتی می تواند یک‬ ‫لبخند باشد‪ .‬پنجمین درس از ما می خواهد‪ ،‬با توسعۀ خودشناسی و‬ ‫درک ارزش های واقعی خود به عنوان یک موجود باشعور‪ ،‬همچنین‬ ‫با احترام گذاشتن به دیگران و بخشش اگاهانه و صراحت و راستی‪،‬‬ ‫به عطوفت و مهربانی دست یابیم و ان را در زندگی به کار بندیم‪.‬‬ ‫در ادامه سانگراتان پیشگوئی های هولناکی دربارۀ ایندۀ زمین و‬ ‫مردمان ان می کند و تخریب طبیعت و نابودی جهان را در به کار‬ ‫نبســتن این درس ها می داند و می گوید که تنها راه رهایی بشر از‬ ‫مشکالتش‪ ،‬عمل به این پنج درس زندگی است‪.‬‬ ‫*‬ ‫ادامز‪ ،‬بیل‪ .‬پنج درس زندگی‪ ،‬ترجمه‪:‬گلی نژادی‪ ،‬تهران‪ :‬ثالث‪.1396 ،‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪39‬‬ ‫قدرت درون‬ ‫‪:‬یوگا ژورنال‬ ‫منبع‪ :‬گروه ترجمه‬ ‫یافتن تجســمی از قدرت روانی‪ :‬تجسم‬ ‫یــک نماد می تواند بــه تقویت ارمان های‬ ‫شــما کمک کند و با ان هدایت را درون‬ ‫خود بیابید‪.‬‬ ‫این قدرت های روحانی می تواند به شما‬ ‫کمک کند تا گره های خــود را باز و قلب‬ ‫خود را گشوده کنید‪.‬‬ ‫ما معمــوالً ترجیح می دهیم هر دیدگاه‬ ‫ناشــناخته را به ســمت تاریک درون مان‬ ‫نسبت دهیم‪.‬‬ ‫پنج سال پیش لیندا استودیوی یوگایی‬ ‫در محلۀ شــهرکی در یک شــهر بزرگ‬ ‫ساحلی گشــود‪ .‬لیندا این استودیو را یک‬ ‫مرکز خدمت رسانی عمومی برای بازپروری‬ ‫الکلی ها درنظر گرفت‪ .‬راهی برای رسیدن‬ ‫به دیگر زنان جوانی که ممکن اســت در‬ ‫غیر این صورت زندگی شــان با مشکالتی‬ ‫مواجه شود‪ .‬او کمک های مالی و همچنین‬ ‫پولی را که بابت کالس های خصوصی اش‬ ‫دریافــت می کرد برای اجــارۀ این مرکز و‬ ‫تبلیغات کالس رایگان یوگا برای دختران‬ ‫دبیرســتانی می پرداخــت‪ .‬به تدریج این‬ ‫کالس های او پر شــد از دخترانی که بعد‬ ‫از مدرســه جایی برای رفتن نداشــتند‪.‬‬ ‫اموزش بــه این زنان جوان اســیب پذیر‪،‬‬ ‫زخمی و بدون باور برای لیندا چالش برانگیز‬ ‫بود‪ .‬یک شــب‪ ،‬پس از روزی سخت‪ ،‬او در‬ ‫خواب زنی زیبا سوار بر شیری ژیان و بزرگ‬ ‫‪40‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫دید‪ .‬زمانی که برخواســت متوجه شد که‬ ‫تصویری که می دیده است یاداور و نمادی‬ ‫از یک جنگجوی اســاطیری بوده اســت‪.‬‬ ‫ان روز که به گروهــی از دختران بی قرار‬ ‫حرکات جنگجو را اموزش می داد شروع به‬ ‫صحبت کردن با ان ها دربارۀ قدرت روانی‬ ‫انسان کرد و دخترها نیز عالقه مند بودند‪.‬‬ ‫یکی از انان از لیندا خواســت که یکی از‬ ‫تصاویر نمادهای قدرت را از اینترنت برایش‬ ‫پیــدا کند تا بر روی لباســی چاپ کند و‬ ‫گفت که «تجسم این زن می تواند برای من‬ ‫یک قهرمان را متصور شود‪ ».‬وقتی این را‬ ‫گفت لیندا دریافت که در مورد او نیز صدق‬ ‫می کنــد‪ .‬او در این باره به من گفت‪« :‬من‬ ‫نیز تجسمی از قدرت درون برای خود دارم‪.‬‬ ‫از وقتی که او را در خواب دیده ام این تصویر‬ ‫را وقتی باید با صاحبخانه کنار بیایم یا وقتی‬ ‫بایــد یکی از دختران کــه کالس را به هم‬ ‫می ریزد اداره کنم همــراه خودم دارم‪ .‬به‬ ‫نوعی تصویر ذهنی برایم به نمادی از قدرت‬ ‫تبدیل شده است که در هنگام ضعف ان را‬ ‫به یاد می اورم و از جا برمی خیزم‪».‬‬ ‫لیندا تنها یوگی ای نیست که می شناسم‬ ‫که با جنگجوی درونــش همذات پنداری‬ ‫می کند‪ .‬تجســم این تصویر که در برخی‬ ‫ســمبل های کهن زنی است سوار بر شیر‬ ‫که با هشــت دســت اســلحه و گل نگاه‬ ‫داشته اســت می تواند نمادی از توانمندی‬ ‫و مراقبت به ویژه برای زنان باشــد‪ .‬کسانی‬ ‫از ما که هم زمان امــور خانه و کار بیرون‬ ‫و یوگا را در برنامــۀ خود داریم‪ ،‬قدمی در‬ ‫راه حفاظت از محیط زیست برمی داریم‪ ،‬یا‬ ‫برای کمک به خانه سازی برای خانواده های‬ ‫اسیب دیده به شــهرهای طوفان زده سفر‬ ‫می کنیم نســخه ای جدید از افسانۀ زنان‬ ‫جنگجوی اساطیری هستیم که در دنیای‬ ‫معاصر زندگــی می کنیم‪ .‬برای مردان نیز‪،‬‬ ‫مشابه زنان‪ ،‬مراقبه بر این تجسم می تواند‬ ‫جنگندگی و شــفقت حمایت را به ارمغان‬ ‫بیاورد‪ .‬زمانی که تصویر این قدرت روحانی‬ ‫را وارد دنیــای درون خود کنید او خواهد‬ ‫توانست ریشــه دارترین ارزوها و الهامات‬ ‫شما را تقویت کند و راهنمای شما در گذر‬ ‫از ســختی های زندگی تان باشد‪ .‬به عالوه‬ ‫ی اســت برای قدرت درونی‪ ،‬تغییر‪،‬‬ ‫مظهر ‬ ‫ترک عــادات و موانع‪ ،‬هراس ها و توهماتی‬ ‫که ما را به گونه ای عقب نگه می دارند‪.‬‬ ‫قدرت جنگجو‬ ‫ممکن اســت تعجب کنید که چرا یک‬ ‫نماد متجسم برای شما‪ ،‬به عنوان یک یوگی‬ ‫معاصر‪ ،‬می تواند انقدر ارزشــمند باشد که‬ ‫انرژی موجودات اســطوره ای را به تمرین‬ ‫مدیتیشــن خود فرا بخوانید‪ .‬پاسخ کوتاه‬ ‫این است که این انرژی های قیمتی نقش‬ ‫کاتالیزور دارند یا به عبارتی ســرعت بخش‬ ‫هســتند‪ .‬تمرکز بر قدرت درون می تواند‬ ‫قوت بخش یا مولد حاالتی خاص در درون‬ ‫ما باشــد‪ .‬این نیروی مقدس از ورای نفس‬ ‫و منیت محدود ما می اید و می تواند برای‬ ‫رفع چالش ها به کمک مــان بیاید تا قلب‬ ‫خود را بگشــاییم و پا را از حالت معمول‬ ‫فراتر بگذاریم‪ .‬برای قرن ها سنت های کهن‬ ‫برای فراگیری مراقبه و تکرار ذکرها اموزش‬ ‫داده شده اند تا انرژی خدا را به بدن و ذهن‬ ‫دعوت کنند‪ .‬در اندیشــه های مذهبی نیز‬ ‫قدرت در ورای رشــد معنوی جای گرفته‬ ‫اســت‪ .‬بنابراین با تمریــن معنوی مبتنی‬ ‫بر داســتان ها و ذکرها براساس هر یک از‬ ‫شــخصیت های مقدس می توان به معنای‬ ‫واقعی‪ ،‬جریان انــرژی را به صحنۀ زندگی‬ ‫اورد‪ .‬تجسم این نمادها می تواند به عنوان‬ ‫کلیدی برای گشــودن توانایی درونی خود‬ ‫ما باشد‪ .‬این به این خاطر است که هرچند‬ ‫اســطوره ای و تجســمی‪ ،‬با این حال تنها‬ ‫زادۀ تخیالت انســان نیستند‪ .‬این تصویر‬ ‫می تواند نمایشی از نیروی حقیقی موجود‬ ‫در جهان و در خود ما باشــد که نیاز داریم‬ ‫به یاد بیاوریم‪ .‬اشکال ان ها به صورتی بسیار‬ ‫ظریف نمود پیدا می کند و به همین دلیل‬ ‫ان ها در زندگی روزمره اشــکار نمی شوند‬ ‫و برای احســاس کردن حضــور ان ها‪ ،‬از‬ ‫راه داســتان ها‪ ،‬مراقبه و ذکرها‪ ،‬می توان با‬ ‫ان ها ارتباط برقرار نمود‪ .‬هر چه بیشتر به‬ ‫ان ها اتصال یابید بیشتر می توانید الهامات‬ ‫و برکات وجود خود را به طور قابل توجهی‬ ‫حس کنید و برای توان و قدرت‪ ،‬پشتیبانی‬ ‫و حفاظــت و دگرگونــی و تحــول از ان‬ ‫کمک بجویید‪.‬‬ ‫ما با تمام توان قدرت و توان روانی خود‬ ‫را به کار می بریم و خدا نیز وعده داده است‬ ‫که همواره در زمانی که برای محافظت از‬ ‫جهان به او نیاز داریم در کنار ما وجود دارد‪.‬‬ ‫او مــا را فرا می خواند که در زمان بحران ها‬ ‫به او بپیوندیم و به ما وعده داده اســت که‬ ‫کوه هــا را برای نجات ما از بدی ها‪ ،‬و حتی‬ ‫شرهایی که خود مســبب ان بوده ایم‪ ،‬به‬ ‫حرکت دراورد‪.‬‬ ‫قتل شیاطین‬ ‫در حقیقــت‪ ،‬شــیاطینی کــه در‬ ‫داســتان های مذهبی و تاریخی به جنگ‬ ‫با ان ها پرداخته می شــود تنها انسان های‬ ‫بد نیســتند‪ .‬ان ها همچنین نشان دهندۀ‬ ‫انســداد نیروهای درونی ما نیز هستند که‬ ‫در ســفرمان به روشنگری و خودکفایی با‬ ‫ان ها روبه رو هستیم‪ .‬بنابراین‪ ،‬این داستان‬ ‫نه فقط به عنوان یک قصۀ ابرقهرمان‪ ،‬بلکه‬ ‫به عنوان یک مثــل در مورد روند درونیات‬ ‫ما نیز مطرح اســت‪ .‬در نظــر بگیرید که‬ ‫تصویر قدرت درون به نوعی نشان می دهد‬ ‫که چگونــه انرژی منفی تــرس‪ ،‬حرص‪،‬‬ ‫طمع و خشــم را از بیــن ببرید تا بتوانید‬ ‫در قدرت و زیبایی حیاتی خود ایستادگی‬ ‫کنید‪ .‬نزاع درونی شما ممکن است تا این‬ ‫اندازه دراماتیک نباشــد‪ ،‬ولی با این حال‬ ‫وجود دارد‪.‬‬ ‫در اینجا داستانی اساطیری را برای شما‬ ‫باز می گویم‪ .‬دو برادر هوشمند و ابرقدرت‬ ‫دیــو هســتند‪ .‬ان دو ریاضت و ســختی‬ ‫بســیاری را برای بهره مندی از رمز نیاکان‬ ‫خود متحمل شــده اند‪ .‬این رمز ان ها را در‬ ‫مقابل قدرتمندان و مردان شکست ناپذیر‬ ‫می کنــد‪ ،‬ولی جــد پاک ســیرت ان دو‬ ‫مراقب اســت که طوری این رمز را به زبان‬ ‫بیاورد که خلل و راه فراری داشته باشد‪ :‬او‬ ‫هیچ چیزی در مــورد زنان نمی گوید‪ .‬این‬ ‫برادران به زودی سرپرستان جهان شدند و‬ ‫قدرتمندان را از عرش اورده و در زمین به‬ ‫کار گرفتند‪ .‬این قدرتمندان در غارها پنهان‬ ‫شــدند و در پی انتقام جویی برامدند‪ .‬اما‬ ‫در نهایت حکیمی به انان فهماند که این‬ ‫دو دیو نقطۀ ضعفی هم دارند‪ .‬اگر چه این‬ ‫دو دیو به دست هیچ مردی شکست پذیر‬ ‫نیستند‪ ،‬ولی ممکن است بتوان به دست‬ ‫زنی بر ان ها پیروز شد‪ .‬بنابراین قدرتمندان‬ ‫راهی خانۀ پنهانی زنــی قدرتمند در کوه‬ ‫شدند و از او طلب یاری کردند‪ .‬زن از میان‬ ‫ابرها ظاهر شد‪ .‬پوشیده در خلعتی رنگارنگ‬ ‫کــه می لرزید و زیبایی انــدام او را پیدا و‬ ‫پنهان می ساخت‪ .‬معطر به عطری خوش‬ ‫رایحه و سوار بر شیر‪ .‬با صدایی رعد مانند‬ ‫که در میان کوه ها می پیچید‪ .‬او قبول کرد‬ ‫که برای بازگردانیدن تعادل وارد عمل شود‪.‬‬ ‫زن‪ ،‬که در داستان ما نمادی از قدرت است‪،‬‬ ‫پیش از انکه خود را به باغ دیوان پادشاهان‬ ‫بدل کنــد هیچ صحبتی نکــرد‪ .‬گل ها از‬ ‫انگشتانش می چکیدند و ابرها از رشته های‬ ‫موهایش شــکل می گرفتند‪ .‬او شخصیتی‬ ‫زیبا بود که خود را به حالتی اغواگر پوشانده‬ ‫بود‪ .‬در عرض چند لحظه پادشــاهان برای‬ ‫دیدار او به پشت پنجره هایشان امدند‪ .‬ان‬ ‫دو از یک زیبایی زنانه خبر یافتند و ان را‬ ‫برای حرم خویش خواستند‪ .‬اما هنگامی‬ ‫که مالزمان قصر درخواســت دیوها را به‬ ‫زن قدرتمند رساندند او با لبخندی گفت‪:‬‬ ‫«فقط یک مشکل وجود دارد‪ ».‬و در ادامه‬ ‫توضیح داد‪« :‬زمانی که دختر نوجوانی بودم‬ ‫تعهــدی احمقانه دادم کــه فقط با مردی‬ ‫قوی که بتواند در جنگ مرا شکست دهد‬ ‫ازدواج کنم‪ .‬می دانید دختران جوان چگونه‬ ‫پر از تصورات فانتزی و عاشقانه هستند‪ .‬اما‬ ‫قول‪ ،‬قول است‪ .‬اگر فرمانروایان شما واقعاً‬ ‫خواهان من هســتند باید بــا من به نبرد‬ ‫برخیزند‪ ».‬مالزمان گفتنــد‪« :‬بانو‪ ،‬دیوانه‬ ‫شــده اید یا قصد خودکشــی دارید؟! تا به‬ ‫حال هیچ کس نتوانسته ان دو را شکست‬ ‫دهد‪ ».‬و زن گفت‪« :‬به هرحال شــرط من‬ ‫این است‪ ».‬سپس با نگاهی مسحورکننده‬ ‫افزود‪« :‬و اگــر فرمانروایانت از نبرد واهمه‬ ‫دارند‪ ،‬رویارویی با ســپاهیان انان نیز مرا‬ ‫مشــعوف خواهــد کــرد‪ ».‬کاری که زن‬ ‫جنگجو انجام داد این بود که لشــگریان را‬ ‫یکی پس از دیگری شکســت داد‪ .‬در یک‬ ‫لحظه نیروهای یاری گــر از بدن او پدیدار‬ ‫شدند‪ .‬زن جنگجو و قوای درونی اش‪ ،‬ارتش‬ ‫دیوها را قلع و قمع کردند و تنها برادران به‬ ‫جای ماندند‪ .‬یکی از برادران از زن پیشــی‬ ‫گرفت‪« .‬تو گفته بودی که دســت تنها با‬ ‫ارتش من نبــرد خواهی کرد‪ ».‬او ان چنان‬ ‫فریاد می زد که تپه های اطراف فرو ریختند‪.‬‬ ‫«اما یاری رسانانی داشتی و این پیمان تو را‬ ‫نقض می کند‪».‬‬ ‫«نه‪ ،‬این طور نیست!» زن غرش کرد و‬ ‫اسمان را با رعد خروشان صدایش لرزاند‪:‬‬ ‫«این نیروها بخشی از وجود من هستند‪».‬‬ ‫تمام نیروها به درون وجود زن باز رفتند‬ ‫و با نوری تقریباً درخشان او را ترک کردند‪.‬‬ ‫نیروهای هشــت دست با سالح هایشان تا‬ ‫انجا بیرون امدند که اسمان را پوشاندند‪.‬‬ ‫شمشــیر بزرگ او ماننــد باتومی در یک‬ ‫دست و نیزه و گرز و تیر و کمان در سوی‬ ‫دیگــر‪ .‬زن به هوا پرید و دیوان پادشــاه را‬ ‫نابود کرد‪ .‬دیو با اخرین نفس کلمه ای نیمه‬ ‫تمام گفت و انگاه از شعف حضور یک الهه‬ ‫لبخندی بر صورتش نقش بســت‪ .‬در ان‬ ‫لحظه هر دو شیطان تغییر یافته و در بدن‬ ‫زن فرو رفتند و در رمز و راز از دنیا رفتند‪.‬‬ ‫وقتی نفس و منیــت از بین می رود حتی‬ ‫شــیطانی ترین روح نیز به سرمنزل و قلب‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪41‬‬ ‫مادر بازمی گردد‪ .‬زن جنگجو به خانۀ خود‬ ‫در کوه بازگشت و وعده داد که هرگاه نیاز‬ ‫به کمک باشد بازمی گردد‪.‬‬ ‫رهایی از نفس خویشتن‬ ‫این داســتان از چند جانب قابل بررسی‬ ‫اســت‪ .‬از دیــدگاه محیــط زیســت این‬ ‫داســتان به قدرت طبیعت می پردازد که‬ ‫قابل متوقف ســاختن نیست‪ .‬از دورنمایی‬ ‫دیگر ایــن تضمین را به مــا می دهد که‬ ‫نیروهای باالتری هست که وقتی به ان ها‬ ‫پناه می بریــم از ما محافظــت می کنند‪.‬‬ ‫امــا در بطن ماجرا‪ ،‬این داســتان کهن در‬ ‫مورد تحول و دگرگونی نفس اســت‪ .‬نزاع‬ ‫قدرتمند میان قدرت درون و شــیاطین‪،‬‬ ‫مبارزه ای درونی اســت که به طور مداوم‪،‬‬ ‫زمانی که ما تحت عمــل واقعی تغییری‬ ‫قرار می گیریم شروع می شود‪ .‬همانند ان‬ ‫پادشــاهان اهریمن‪ ،‬نفس با اوامر مخفیانۀ‬ ‫خود وارد تمرینات معنوی می شود‪ .‬منیات‬ ‫به دنبال کنترل‪ ،‬کنترل شــرایط‪ ،‬کنترل‬ ‫بر بدن و کنترل افراد اطراف مان هســتند‪.‬‬ ‫چیــزی که اهمیت دارد قدرت و تســلط‬ ‫بر این نفس اســت‪ .‬به طور طبیعی نفس‬ ‫در برابر تسلیم به نیروهای باالتر مقاومت‬ ‫خواهــد کرد‪ .‬برنامه های خــود را به حال‬ ‫خود گذاشــته یا کنترل بر هر مرحله ای را‬ ‫از دست می دهد‪ .‬اما شاکتی متفاوت عمل‬ ‫می کنــد‪ .‬او می خواهد ما را از خودخواهی‬ ‫هوشیارانه دور کند و همسو بودن اصل ما‬ ‫با یکدیگر و کیهان را به رسمیت بشناسد‪.‬‬ ‫بــرای نیل به ان‪ ،‬او باید منیت نفس را در‬ ‫جای خود قرار دهد و در نهایت ان را از بین‬ ‫ببرد‪ .‬اما نفس او را به مرگ محکوم می کند‪.‬‬ ‫شــیاطین نیروهای بدوی و غیرقابل انکار‬ ‫نفس را شکل می دهند‪ .‬ان ها بخش هایی‬ ‫از ما هســتند کــه بی تامل قــدرت را بر‬ ‫دیگران تحمیل می کنند‪ .‬بخش اهریمنی‬ ‫خود را‪ ،‬همه چیــز و همه کس را‪ ،‬از جمله‬ ‫قدرت باالتری از جهان‪ ،‬به عنوان ابزارهایی‬ ‫می بیند که به برنامه های نفس خود کمک‬ ‫می کند‪ .‬خدایــان نیز‪ ،‬همان طور که گفته‬ ‫شــد‪ ،‬جنبه هایی از حضور خود را نشــان‬ ‫می دهند‪ ،‬اما خدایان نمایان گر خود واقعی‬ ‫و ویژگی های شخصی منحصر به فرد ذات‬ ‫هستند‪ .‬نشان دهندۀ عشق‪ ،‬تعهد‪ ،‬نیت های‬ ‫پاک مــا و امرزش و محبت‪ ،‬که در هنگام‬ ‫هماهنگی با حالت واالی خودمان نشــان‬ ‫‪42‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫می دهیم‪ .‬تصویــر قدرتی واال برای تقویت‬ ‫این واالیش های کیفی‪ ،‬چه برای دستیابی‬ ‫به خوبی در جهان و یا برای پیشــرفت در‬ ‫سیر و سلوک معنوی‪ ،‬به درون ما می اید‪.‬‬ ‫به عنــوان پرتوجویانی فرامــدرن‪ ،‬معموالً‬ ‫ترجیح می دهیم که نگرشــی شایســته‬ ‫نسبت به ســمت تاریک وجودمان داشته‬ ‫باشیم‪ .‬بسیاری از ما مدت ها پیش مذهب‬ ‫اقتدارگرا را با صحبــت از گناه و اصرار در‬ ‫از بین بردن نیروهای تاریک در داخل مان‬ ‫رد کرده ایم‪ .‬اگر پرتوجویان مسیری هستیم‬ ‫که بر زیبایــی ذاتی ما تاکید دارد‪ ،‬ممکن‬ ‫است ترجیح دهیم که صفات منفی خود‬ ‫را بر اساس این اصل که نفوذ بر نفس تنها‬ ‫ان را تقویت می کنــد نادیده بگیریم‪ .‬اگر‬ ‫روان گرا هستیم‪ ،‬ممکن است عالقه مند به‬ ‫اوردن ویژگی های مان از سایه به نور باشیم؛‬ ‫بنابراین‪ ،‬ما می توانیم قدرت را با خشم و یا‬ ‫حرص و طمع یا غرور مرتبط کنیم‪ .‬اگر در‬ ‫راهی فرعی هستیم‪ ،‬ممکن است احساس‬ ‫کنیم که تمام مبارزات باید رها شود؛ زیرا‬ ‫همه چیز در نهایت یکی اســت‪ .‬همۀ این‬ ‫رویکردها‪ ،‬برخی در ســطوح شــخصیت‪،‬‬ ‫و مابقی به عنوان بخشــی از تمرین برای‬ ‫روشنگری مفید هستند‪ .‬اما لحظاتی وجود‬ ‫دارد کــه تنها راه ما برای کنار گذاشــتن‬ ‫خودپرستی‪ ،‬شمشــیر است ‪ -‬شمشیری‬ ‫از حکمت که توســط جنگجویی که هیچ‬ ‫زندانی ندارد‪ ،‬به کار گرفته می شــود‪ .‬این‬ ‫نقش قدرت روحانی اســت‪ ،‬چه در جهان‬ ‫بیرونی عمل کند و چه جهان درون‪.‬‬ ‫در زندگی مــن‪ ،‬انرژی نمادین جنگجو‬ ‫با شمشیر برافراشــته اش به من یاداوری‬ ‫می کنــد که از تالش و کوشــش نفســم‬ ‫به گونــه ای اجتناب کنم که قدرتی ژرف تر‬ ‫بتواند زندگی مرا با توجه به ضرورت تکاملی‬ ‫خود به نمایش بگذارد‪ .‬این تصویر قدرتمند‪،‬‬ ‫در دنیای درونی من‪ ،‬انرژی غیرقابل توقف‬ ‫رشد معنوی اســت‪ .‬هنگامی که در برابر‬ ‫ان مقاومــت می کنم‪ ،‬غالباً با شکســتی‬ ‫غیرمنتظره مواجه می شوم‪ .‬او ممکن است‬ ‫در چهرۀ من به عنوان یک نوع کیهانی ظاهر‬ ‫شود نه در برنامه های شخصی من و سپس‬ ‫به عنوان نوعی بیداری عمیق که بعد از ان‬ ‫قادر به توکل هستم اشکار است‪ .‬در طول‬ ‫سال ها اغلب در این راه و چرخه بوده ام‪ .‬در‬ ‫زمانی توهمات نفسانی بزرگ تر می شوند‪،‬‬ ‫انباشــته شــده و جهان مرا می گیرند تا‬ ‫انجا که‪ ،‬مانند رودی در فصل بهار‪ ،‬انقدر‬ ‫شدت می یابند که باید از میان برده شوند‪.‬‬ ‫سپس‪ ،‬تقریباً همیشه‪ ،‬صدای غرش شیر‬ ‫این تصویر مصمــم و قدرتمند را در میان‬ ‫رویاهایم می شنوم‪ .‬حتی این نیروی درون‬ ‫ممکن است از طریق به بن رساندن کارم‬ ‫به من کمک کند‪ .‬شــاید اشــتباه بزرگی‬ ‫مرتکب شده ام و در جهت عواقب منفی ان‬ ‫در کنارم ظاهر شود‪ .‬در این لحظات بیشتر‬ ‫و بیشتر اموخته ام که برای رهایی ام از رنج‬ ‫مقاومت در برابر برنامه های قدرت واال برای‬ ‫رشدم در برابر او سر تعظیم فرود اورم‪.‬‬ ‫هــر زمان که خــود را در یکــی از ان‬ ‫لحظه ها گرفتار حــس می کنید ‪ -‬زمانی‬ ‫که به نظر می رسد شخصیت تان با موانعی‬ ‫غیرمجاز مسدود شده است ‪ -‬در نظر داشته‬ ‫باشید که شاید هشداری از سمت پروردگار‬ ‫باشد‪ .‬در این مواقع برای دقایقی در حالت‬ ‫مدیتیشن قرار بگیرید و خود را حاضر در‬ ‫پیشگاه او تجسم کنید‪.‬‬ ‫درنده خوی درون خود را پیدا کنید‬ ‫یکی از قوی ترین شــیوه ها برای ارتباط‬ ‫برقرار کردن با قدرت افریدگار این اســت‬ ‫که با هر دم خود را در عشق او و حفاظت‬ ‫و انرژی نیروبخشــش تجسم کنید و با هر‬ ‫بــازدم این انرژی را به تمــام بدن منتقل‬ ‫کنید‪ .‬بــه همان گونه که در بســیاری از‬ ‫تمرینات یوگا‪ ،‬تنفس پل بین خود فیزیکی‬ ‫ما و انرژی های ظریف دنیاهای نامرئی است‪.‬‬ ‫هنگامی که شما قدرت شگرف درون تان را‬ ‫فرا می خوانید‪ ،‬انــرژی باالی او را به خوبی‬ ‫احساس می کنید‪ .‬اما اتصال به انرژی قدرت‬ ‫درون به همان اندازه ممکن اســت منجر‬ ‫به احساس ظریف بینش بیشتر‪ ،‬احساس‬ ‫حمایــت قدرتمند در زمان ســختی و یا‬ ‫غریزه ای با برنامه که به شما کمک می کند‬ ‫تا در نبرد خود پیروز شــوید گردد‪ .‬و این‬ ‫می توانــد به طرز ماهرانــه ای زمانی اتفاق‬ ‫بیفتد که در حال عاقبت اندیشــی هستید‬ ‫و متوجه می شــوید که مورد حمایت قرار‬ ‫گرفته ایــد و می تواند به شــیوه هایی بس‬ ‫شــگفت انگیز اتفاق بیفتد‪ .‬ساشا‪ ،‬وکیل و‬ ‫مادر دو دختر‪ ،‬ابتدا نمــاد قدرت درون را‬ ‫هنگامی که دخترش لی شروع به پسرفت‬ ‫درسی در مدرسه کرد‪ ،‬کشف کرد‪ .‬معلوم‬ ‫شد که شــوهر ساشا‪ ،‬پدر لی‪ ،‬به دخترش‬ ‫تعرض جنســی داشته اســت‪ .‬ساشا قول‬ ‫داد که هراتفاقی کــه بیفتد از دخترانش‬ ‫محافظت خواهد کرد‪ .‬او وارد فرایند طالق‬ ‫شد و اصرار داشت که شوهرش با دختران‬ ‫خود بدون نظارت مالقاتی نداشته باشد‪ .‬او‬ ‫به سختی با یک تیم حقوقی قدرتمند برای‬ ‫حضانت فرزندانش جنگید‪.‬‬ ‫در این زمان‪ ،‬ساشا کالسی را که من در‬ ‫مورد قدرت های درونی داشــتم برداشت و‬ ‫احساس نیازی فوری برای داشتن نمادی‬ ‫از یــک زن قدرتمنــد را حس کــرد و به‬ ‫مدیتیشــن پرداخــت و در ان قدرت این‬ ‫زن را در داخل بدن خود متصور شــد‪ .‬او‬ ‫هشت دست را با قدرت های خاصی که هر‬ ‫کدام دارند تجسم کرد‪ .‬در دستی توانایی‬ ‫استفادۀ ماهرانه از کلمات را تصور می کرد‬ ‫و در دیگری توان مواجهه با مسائل مالی و‬ ‫در دست دیگری یارای رویارویی با وکالی‬ ‫همســرش‪ .‬او تمام ســاح های ذهنی را‬ ‫به عنوان انرژی هایی برای توانمند ساختنش‬ ‫در مراقبت از دخترانش تجســم می کرد‪.‬‬ ‫ساشــا در این پرونده پیروز شد و به زودی‬ ‫متوجه شد که بار سنگینی از شانه هایش‬ ‫برداشته شده است‪.‬این واقعیت که ساشا از‬ ‫طرف دخترش جنگید‪ ،‬به نظر می رسید به‬ ‫معنای هدف و درک جدیدی از قدرت زنانۀ‬ ‫خودش بود‪.‬‬ ‫هر کدام از ما می توانیم‪ ،‬مانند ساشا‪ ،‬با‬ ‫قدرت‪ ،‬انرژی شخصی و حکمت درونی خود‬ ‫را به نیروی شخصی تبدیل کنیم‪ .‬احتماالً‬ ‫ظرفیت شخصی خود را برای رهبری شیوۀ‬ ‫نبرد کشف کرده اید‪ .‬هر کس در ارتباط با‬ ‫درون خود طبیعتاً مناطق امنی در پیرامون‬ ‫انســان های اطرافش ایجاد می کند‪( .‬این‬ ‫نماد تجســم یافته‪ ،‬مانند مادری است که‬ ‫سه فرزند را مدیریت و هم زمان اشپزی هم‬ ‫می کند و یا مانند مدیری اجرایی که تیمی‬ ‫از کارکنان مختلف را مدیریت می کند‪ ).‬او‬ ‫فضا را برای شکوفایی مردم فراهم می کند‬ ‫که زمانی که الزم است بجنگند‪ ،‬همان طور‬ ‫که ساشــا برای دخترانش انجام داد‪ ،‬و به‬ ‫همان اندازه به ان ها فشار می اورد تا برای‬ ‫اهداف شان بجنگند‪.‬‬ ‫اجابت درخواست هدایت‬ ‫یکی از راه های حس کردن نیروی واالی‬ ‫درون این اســت که زمانی را بیاد بیاورید‬ ‫که از اعماق وجودتان احساس کردید که‬ ‫چیزی اشتباه است‪ .‬اگر این حس از درون‬ ‫باشد‪ ،‬از یک سرخوردگی صرف یا مشکل‬ ‫اجتماعی فراتر می رود‪ .‬نیروی تکان دهندۀ‬ ‫ان از اعماق بدن می اید و معموالً با حس‬ ‫«حال» همراه است به این معنا که در این‬ ‫لحظه زمانش رسیده است‪ .‬زمانی که این‬ ‫حس به اندازۀ کافی قوی باشد‪ ،‬به دنبال‬ ‫ان «عمل»ی می اید‪ .‬شما گفتار و بدن تان‬ ‫را هماهنگ می کنید تا وضعیت را تغییر‬ ‫دهید چه درونی و چه بیرونی‪.‬‬ ‫یکی از دوســتان مــن در لس انجلس‬ ‫متوجه شــد که اســم پســرش بــر اثر‬ ‫افت کشــی محصوالت زراعی فعال شده‬ ‫اســت‪ .‬او یک گــروه از مــادران را برای‬ ‫اعتراض به افت کشــی در ان ناحیه دور‬ ‫هم اورد؛ پس از چند ســال افت کشــی‪،‬‬ ‫نه تنهــا در لس انجلس‪ ،‬بلکه به طور کلی‬ ‫ممنوع شد‪ .‬این روزها‪ ،‬او هم زمان با شغل‬ ‫اصلی خــود به عنوان روان شــناس‪ ،‬یک‬ ‫گروه از طرفداران محیط زیست با تمرکز‬ ‫بر مخالفت بــا هواپیماهای افت کش راه‬ ‫انداخته است‪.‬‬ ‫عمل هدفمند مشــابه می تواند زمانی‬ ‫باشد که شما می خواهید عادت یا اعتیادی‬ ‫را تغییر دهید و یــا می خواهید زمانی را‬ ‫به تمرین اختصاص بدهیــد و یا صدای‬ ‫درون تان را دنبال کنید‪ .‬نیروی قدرتمند‬ ‫درون به شما توانایی مشاهدۀ قسمت هایی‬ ‫از خودتان را می دهد که مقابل تغییر شما‬ ‫ایستاده اند؛ همچنین می تواند در فرصتی‬ ‫کوتاه به شما نشــان دهد که چگونه در‬ ‫زمانی که می خواهید درخواست افزایش‬ ‫حقوق بدهید‪ ،‬یا با چالشــی روبه رو شوید‬ ‫و یا مسئولیت سختی را بپذیرید‪ ،‬صحبت‬ ‫کنید و اوضاع را به سامان نمایید‪.‬‬ ‫هر چه شما بیشتر این انرژی قدرتمند‬ ‫را بــه زندگی خود دعوت کنید‪ ،‬بیشــتر‬ ‫حس خواهید کرد او شما را با جنگجوی‬ ‫خودتان اشنا می کند‪ .‬قدرت او از باالترین‬ ‫(بزرگ ترین) ارزوی شما نگهبانی خواهد‬ ‫کرد و او به شــما قول می دهد که هرگز‬ ‫شما را ناامید نکند‪.‬‬ ‫لحظات ذهن اگاهی‬ ‫ایــن تمرین را وقتی کــه می خواهید‬ ‫انرژی عظیم و حفاظت کنندۀ الهۀ جنگجو‬ ‫را ارسال کنید به کار بگیرید‪.‬‬ ‫نمادی قدرتمند را که در ذهن ساخته اید‬ ‫وقتی به قدرت خود نیاز دارید فرا بخوانید‪.‬‬ ‫این تمرین را وقتــی که می خواهید‬ ‫انرژی قوی و محافظ درون خود را گسیل‬ ‫کنید انجام دهید‪.‬‬ ‫به نماد قدرتمند نیــروی درون خود‬ ‫به ســان یک حضور درخشان در اطراف‬ ‫خود اگاه شــوید‪ .‬می توانید او را نشسته‬ ‫بر پشت شیر خود تجسم کنید‪( .‬یا شاید‬ ‫گاهی او سوار بر یک ببر می شود‪ .‬ببینید‬ ‫کدام یک را احساس می کنید‪ ).‬گیسوان‬ ‫تیرۀ او بر شــانه هایش افشان می شوند‪.‬‬ ‫او تاجی از طال بر ســر دارد‪ ،‬انگشترها و‬ ‫دست بندها و گردن بندهای طال به خود‬ ‫اویخته و ساری ابریشمی قرمز رنگی به‬ ‫تن دارد‪ .‬بازوهای باشــکوه او را ببینید‪،‬‬ ‫قوی و حامــل جنگ افزارهایش‪ :‬کمان‪،‬‬ ‫شمشیر‪ ،‬نیزه‪ ،‬گرز‪ .‬همچنین نیلوفری را‬ ‫که او با خود حمل می کند ببینید‪ .‬درود‬ ‫و تهنیــت خود را به او ابــراز کنید‪ .‬از او‬ ‫بپرسید‪« :‬بزرگ ترین مانع درونی من در‬ ‫حال حاضر چیست که باید با ان روبه رو‬ ‫شــوم؟ به چه چیزی نیاز دارم که از ان‬ ‫خالص شــوم؟ به چه چیزی باید بیشتر‬ ‫توجه کنم؟» یا از او برای تصمیم گیری‬ ‫راهنمایــی بخواهید و یا قدرت بخواهید‬ ‫برای انجام چیزی که می دانید درســت‬ ‫است‪ .‬چشمان خود را ببندید و سوالی در‬ ‫قلب خود بپرسید‪ .‬شروع به نوشتن کنید‪.‬‬ ‫بگذارید نوشتن به طور طبیعی بیاید‪ .‬بدون‬ ‫فکر‪ .‬به نوشــتن ادامه دهید تا جایی که‬ ‫احساس کنید چیز بیشتری برای گفتن‬ ‫ندارید‪ .‬به انچه نوشته اید نگاهی بیندازید‪.‬‬ ‫موانع را به این تجسم قدرت ارائه دهید‪،‬‬ ‫در حالی کــه در دل می خواهید که تمام‬ ‫موانع درونی و بیرونی را کنترل کنید و‬ ‫یا از بین ببرید‪ .‬حال با یک دم احساس‬ ‫کنید کــه دارید با انــرژی قدرت درون‬ ‫نفس می کشید‪ .‬در حال بازدم احساس‬ ‫کنید که دارید از درون بدن خود به دنیا‬ ‫نفس می کشید‪ .‬وقتی از مدیتیشن بیرون‬ ‫می ایید ببینید که می توانید با احساسی‬ ‫راه برویــد که گویی با قدرت بیشــتری‬ ‫حرکت می کنید‪ .‬با حســی راه بروید که‬ ‫ان نماد قدرتمند راه می رود‪ .‬با حســی‬ ‫سخن بگویید که قدرت از میان کلمات‬ ‫شــما بیرون می اید‪ .‬توجه کنید که چه‬ ‫احساســی دارید وقتی که خود را از این‬ ‫انرژی قدرتمند لبریز می کنید‪.‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪43‬‬ ‫رم داس* در حال انجام مدیتیشن در اتوموبیلش در‬ ‫کنار عکس مربی اش نیم کارولی‪ 1‬در تابستان ‪1977‬‬ ‫سوترای چهاردهم‬ ‫(تکمیل یا تعالی تمرین)‬ ‫برگردان‪ :‬بهاره جعفری صمیم‬ ‫‪ :Sa‬ان (ابهی اسا)‬ ‫‪ :Tu‬قطعاً‪ ،‬ولی‬ ‫‪ :Dirgha‬طوالنی‬ ‫‪ :Kala‬زمان‬ ‫‪ :Nairantarya‬بدون انقطاع‪ ،‬پیوسته‬ ‫‪ :Satkara‬احترام‪ ،‬توجه‬ ‫‪ :Asevita‬حضور تمام‪ ،‬خدمت کامل‪ ،‬با پشتکار‬ ‫‪ :Dridha‬محکم‪ ،‬قوی‪ ،‬غیرقابل تغییر و لرزش‪ ،‬قاطع‬ ‫‪ :Bhumih‬زمین‪ ،‬پایه‪ ،‬اساس‪ ،‬پایدار شدن‬ ‫‪44‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫تمرین شــما وقتی به ثمر می نشــیند که شامل سه رمز‬ ‫موفقیت در یوگا باشد‪:‬‬ ‫اول‪ ،‬شما باید برای یک دورۀ طوالنی تمرین کنید‪.‬‬ ‫دوم‪ ،‬نبایــد در تمرین شــما وقفه بیفتد و می بایســت به‬ ‫طورمنظم انجام شود‪.‬‬ ‫سوم‪ :‬باید تمرین خود را با عشق و احترام انجام دهید‪.‬‬ ‫می گویند تمریــن باعث تکامل می شــود ولی تمرین به‬ ‫تنهایی از شما فقط یک تمرین کننده می سازد‪ .‬تمرینی کامل‬ ‫و متعالی است که شــما را به کمال می رساند و کامل شدن‬ ‫تمرین به سه عنصر بســتگی دارد که در سوترای چهاردهم شرح‬ ‫داده می شود‪.‬‬ ‫این سوترا توضیح می دهد که برای تمرین ثابت و مداوم سه شرط‬ ‫وجــود دارد‪ :‬باید با اعتقاد کامل‪ ،‬بــدون انقطاع و برای مدت زمان‬ ‫زیادی ادامه داشــته باشد‪ .‬اگر این سه شرط براورده شوند تمرین‬ ‫به طور قاطع استقرار پیدا کرده و جزئی از طبیعت شخص می شود‪.‬‬ ‫اغلب مشاهده می شود که پرتوجویان در ابتدا خیلی مشتاق هستند‪،‬‬ ‫ولی بعد از مدتی اعتقادشان کمتر می شود و این در مورد پرتوجویی‬ ‫که می خواهد به هدف برســد نباید اتفاق بیفتد‪ .‬طالب روحی باید‬ ‫سادانای خود را تا دریافت یک نتیجۀ واقعی و اساسی ادامه بدهد‪،‬‬ ‫اما متاسفانه عدۀ کمی موفق به انجام این کار می شوند‪.‬‬ ‫چرا این سه مولفه تا این حد دارای اهمیت هستند؟‬ ‫شــخصیت ما از مجموع الگوهای عادتی ما ســاخته می شود‪.‬‬ ‫عادات ما توســط اعمال تکراری ما شــکل می گیرنــد‪ .‬وقتی این‬ ‫عادت ها پاالیش و خالص می شوند در میدان ذهن به شکل تاثیرات‬ ‫ظریفی ذخیره می گردند که به ان ها سامســکارا گفته می شود و‬ ‫وقتی سامســکاراهای مشــابه به هم می پیوندند به مجموع ان ها‬ ‫واسانا می گویند؛ گروهی از تاثیرات که به اندازۀ کافی بزرگ و قوی‬ ‫هســتند که بر ذهن مسلط شوند‪ .‬واساناها از اعماق درون می ایند‬ ‫و ما را بر ان می دارند که موافق و متناسب با ان ها فکر‪ ،‬صحبت و‬ ‫عمل کنیم‪ .‬برای راه اندازی این واســاناها تنها چیزی که الزم است‬ ‫یک جرقه است‪ ،‬یک بهانۀ بسیار کوچک‪ .‬مث ً‬ ‫ال یک فرد عصبانی را‬ ‫در نظر بگیرید که با کنش های مکرر خشونت امیز‪ ،‬عادت خشونت‬ ‫را در خودش نهادینه کرده و همۀ تاثیرات ظریف خشونت در میدان‬ ‫ذهنش ذخیره شده اســت‪ .‬یک محرک ساده حتی بوق زدن یک‬ ‫نفر پشت چراغ قرمز می تواند خشم او را برانگیزد‪ .‬سرخ می شود و‬ ‫شروع به ناسزاگویی می کند‪ ،‬حتی ممکن است اسلحه اش را بردارد‬ ‫و شلیک کند‪.‬‬ ‫این عادت های قدرتمند در درازمدت شکل گرفته اند و بنابراین‬ ‫تغییر ان ها هم مســتلزم زمانی طوالنی است و نباید منتظر یک‬ ‫تحول فوری بود‪ .‬شما نیاز دارید برای یک دورۀ طوالنی تمرین کنید‬ ‫تا بتوانید الگوهای عادات نورانی‪ ،‬مثبت و سازنده ای را به وجود اورید‬ ‫که بتوانند الگوهای عادات منفی را خنثی کنند و بنیاد تحول درونی‬ ‫عمیق و پایداری را پایه ریزی نمایند‪.‬‬ ‫همچنین باید تمرینات خود را به طور منظم انجام دهید‪ .‬همه چیز‬ ‫در دنیا با دو پارامتر زمان و فضا تنظیم می شود‪ .‬علت و معلول هم‬ ‫کام ً‬ ‫ال به این دو پارامتر وابســته هستند و به همین دلیل است که‬ ‫بــرای دمیدن روح زندگی به تمرینات بایــد ان ها را با نظم انجام‬ ‫دهید‪ .‬حتماً در زندگی خود به این امر توجه کرده اید که شروع یک‬ ‫تمرین چقدر سخت است و حتی بعد از مدتی وقفه و فاصله افتادن‬ ‫شــروع مجدد ان چقدر سخت تر اســت‪ .‬بی نظمی موجب تعویق‬ ‫می شود‪ .‬مانعی که نمی توان از ان به راحتی عبور کرد‪.‬‬ ‫عبارت نیران تاریا بسیار مهم و به معنی بدون انقطاع است‪ .‬انتار‬ ‫(‪ )Antar‬یعنی تفاوت و نیــران تاریا به معنی فقدان این تفاوت و‬ ‫به مفهوم پیوستگی است‪ .‬اگر تمرین ها هرچند وقت یک بار قطع‬ ‫شوند‪ ،‬پرتوجو قادر نخواهد بود از ان ها بهرۀ کامل را ببرد‪ .‬پرتوجو‬ ‫موقعی که تمریناتش را اغاز می کند باید به این بلوغ روحی رسیده‬ ‫باشد که بداند تمرینات باید برای مدت زمان طوالنی و بدون انفصال‬ ‫انجام شوند‪ .‬عدم تکامل روحی را نمی توان در مدت چند ماه کامل‬ ‫کرد و ممکن اســت رسیدن به هدف سال ها طول بکشد‪ .‬بنابراین‬ ‫طالب روحی نباید کم حوصله باشد‪ ،‬عجله کند یا شتاب زده باشد‪.‬‬ ‫برای دستیابی به باالترین هدف یوگا انچه اهمیت دارد طول زمان‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه انجام تمرینات بدون انقطاع تا دستیابی به هدف است‪.‬‬ ‫در این مســیر نباید مایوس شد که باید تمرین ها را با اعتقاد ادامه‬ ‫داد‪ .‬اعتقاد مهم ترین عامل است؛ زیرا تنها از طریق اعتقاد می توان‬ ‫برای ادامۀ تمرینات در برابر نامالیمات صبر و انرژی الزم را کسب‬ ‫نمــود‪ .‬اگر طالب به این حقیقت که با صبر و شــکیبایی به هدف‬ ‫خواهد رسید اعتقاد کامل داشته باشد دیگر برایش اهمیت نخواهد‬ ‫داشت که چه موقع به هدف برسد‪.‬‬ ‫نکتۀ مهم دیگر این است که فرد باید سادانا را به حد اعال دوست‬ ‫داشــته باشد و درســت مانند مادری که از دیر امدن فرزندش به‬ ‫خانه نگران می شــود باید از انجام ندادن تمرینات روزانه اش نگران‬ ‫باشد‪ .‬او به همان اندازه که بدنش را دوست دارد و یا به غذای مورد‬ ‫عالقه اش جذب می شــود باید به تمریناتش عالقه داشته باشد و‬ ‫جذب ان شــود‪ .‬تمرینات فقط وقتی با عشق و عالقه انجام شوند‬ ‫نتایج دلخواه را خواهند داد‪ .‬هیچ گونه احساس اجباری نباید در کار‬ ‫باشد و شــخص باید با رغبت کامل تمرینات را انجام دهد وگرنه‬ ‫ایــن امر تبدیل به یک مبارزۀ دائمی می شــود‪ .‬تمرین بدون لذت‬ ‫شکنجه ای بیش نیست و دیر یا زود محکوم به ترک ان خواهید بود‪.‬‬ ‫در اینجا از واژۀ ســات کارا به معنی جدی بودن‪ ،‬احترام و فداکاری‬ ‫استفاده شده است‪ .‬اگر شخص دارای این مشخصات باشد مطمئناً‬ ‫به نتایج خوبی خواهد رسید‪.‬‬ ‫پاتانجلی اعالم می کند که اگر ما ابهی اســا را با توجه و اعتقاد‬ ‫محکم‪ ،‬به طور مــداوم و برای مدت زمــان طوالنی تمرین کنیم‪،‬‬ ‫به طور قطع تغییر و تبدیل های پنج گانۀ ذهن را ســد و یا متوقف‬ ‫خواهیم کرد‪.‬‬ ‫بعضی روزها ممکن است هزاران بهانه برای اینکه روی مت یوگا‬ ‫ظاهر نشوید پیدا کنید‪ ،‬ولی ظاهر بشوید‪ .‬گاهی بسیار سرتان شلوغ‬ ‫است ولی حداقل ‪ 5‬دقیقه تمرین کنید‪.‬‬ ‫توصیۀ ما این اســت که با کم شروع کنید‪ .‬انتظارات زیادی که‬ ‫نتوانید براورده کنید را در برنامۀ خود نگنجانید‪ .‬هدف شما می تواند‬ ‫انجام چند دور ســام بر خورشید یا ‪ 5‬دقیقه مراقبه در روز باشد‪.‬‬ ‫برخی روزها وقت بیشــتری دارید و می توانید تمرین طوالنی تری‬ ‫داشته باشید‪ .‬ســایر روزها یک تمرین کوتاه ولی با توجه و عالقه‬ ‫کافی است‪ .‬بیشتر از هر چیز تعهد شما برای بازگشت به مت یوگا‬ ‫مهم است‪.‬‬ ‫منابع‪:‬‬ ‫‪Yogainternational.com‬‬ ‫‪Theyogasanctuary.biz\Exploring the yoga sutras 1.14‬‬ ‫یوگاسوتراهای پاتانجلی‪ ،‬برگردان جالل موسوی نسب‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪45‬‬ ‫پرانا چیست؟‬ ‫سوامی نیرانجاناناندا ساراسواتی‬ ‫ترجمه لعیا نبی فر‬ ‫چــه چیزی هر حرکتــی را ممکن می کند‪ :‬پلک زدن چشــم‪،‬‬ ‫غنچه دادن گل‪ ،‬شکافتن اتم یا افتادن شهاب؟ هزاران سال پیش‬ ‫یوگی هایی که در ســایه کوه های هیمالیا زندگی می کردند به کنه‬ ‫ویژگی ذاتی حرکت در خلقت پی برند و ان را پرانا نامیدند‪ .‬می توان‬ ‫واژه پرانا را کم وبیش به «انرژی» یا «نیروی حیاتی» ترجمه کرد‪ ،‬اما‬ ‫هیچ یک از تعریف ها معادل دقیقی از این اصطالح سانسکریت که از‬ ‫وضعیت های عالی تعمق حاصل شده است ارائه نمی دهد‪ .‬واژه پرانا‬ ‫ویژگی «زندگانی» را به عهده می گیرد‪ .‬از دیدگاه یوگا‪ ،‬کل جهان‬ ‫زنده است و با پرانا می تپد‪.‬‬ ‫پرانا در هر جنبه افرینش همیشه جاری است‪ .‬پرانای درون هر‬ ‫چیز افریده شــده‪ ،‬موجب هستی و شکل مادی می شود خواه ان‬ ‫سیاره باشد خواه سیارک‪ ،‬پره علف یا درخت‪ .‬اگر پرانا نباشد‪ ،‬هستی‬ ‫وجود نخواهد داشت‪ .‬اگر پرانا از جهان خارج شود‪ ،‬فروپاشی کامل‬ ‫پیــش خواهد امد‪ .‬همه موجودات‪ ،‬زنــده یا غیرزنده به خاطر پرانا‬ ‫وجود دارند‪ .‬هر تجلی در افرینش‪ ،‬بخشی از شبکه بی پایان ذرات‬ ‫انرژی است که با چگالی‪ ،‬ترکیب و شکل های متفاوت سازمان داده‬ ‫شده است‪ .‬قاعده جهانی پرانا ممکن است در وضعیت ایستا یا پویا‬ ‫باشد‪ ،‬اما در پس تمام هستی در هر مرتبه ای از وجود از باالترین تا‬ ‫پایین ترین وجود دارد‪.‬‬ ‫پرانا ســاده ترین و نیز عمیق ترین مفهومی اســت که افراد اهل‬ ‫بصیرت مطرح می کنند‪ .‬سنگی که خالصانه پرستیده شود می تواند‬ ‫خصوصیت لطیف تری از پرانا را نسبت به توان پلنگی در اوج سرعت‬ ‫داشته باشد‪ .‬توان محسوسی که حرکت دست کسی را میسر می کند‬ ‫پراناست و نیروی نامحسوسی که با مراسم پیچیده اتش القا می شود‬ ‫نیز پراناست‪ .‬به سبب پرانا باد می وزد و رود جاری می شود‪ .‬هواپیما‪،‬‬ ‫‪46‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫قطار و اتومبیل به سبب پرانا حرکت می کنند‪ .‬پرتوهای لیزر و امواج‬ ‫رادیویی به سبب پرانا جریان دارند‪ .‬همه چیز در افرینش در دریای‬ ‫پهناور و فراگیر شناور است و هرچه را برای هستی داشتن نیاز دارد‬ ‫از ان دریافت می کند‪ .‬در کاتوپانیشاد‪ )2:3:2( 1‬گفته می شود‪:‬‬ ‫کل این جهان‪ ،‬هرانچه وجود دارد‪ ،‬در ارتعاشی است که از پرانا‬ ‫سرچشمه می گیرد‪.‬‬ ‫این پرانای بی کــران که ماها پرانا نیز گفته می شــود در زمان‬ ‫افرینش‪ ،‬هستی یافته است‪ .‬بنابراین برای درک کامل پرانا باید به‬ ‫اغاز افرینش برگشت‪.‬‬ ‫پرانای جهانی‬ ‫درســت همان ابتدا‪ ،‬هیچ چیز نبود‪ ،‬حتی افرینش‪ .‬انچه وجود‬ ‫داشت اگاهی همه جاگیر و نااشکاری بود که در نوشته های مقدس‬ ‫به «پارا برهمن» معروف است‪ .‬پارا برهمن تمام ویژگی ها و اجزای‬ ‫ســازنده الزم برای افرینش را در خود داشت‪ .‬کل جهان به صورت‬ ‫نیروی محض‪ ،‬بی نهایت کوچک شده در ان قرار داشت؛ پرانا کام ً‬ ‫ال‬ ‫مجذوب ان باقی ماند گویی که در پیوند با در اغوش گرفتنی عمیق‬ ‫باشد‪ .‬این وضعیتی عالی از تعادل و هماهنگی بود‪.‬‬ ‫در این ســکوت محض‪ ،‬جنبشی اســت‪ .‬نوشته های تانتریک و‬ ‫ِودیک بیان می کنند که تمایلی در ان اصل مطلق پدید امد‪ :‬ا ِکوهام‬ ‫باهوســیام‪« ،‬من یکی هستم‪ ،‬خوب اســت زیاد شوم‪ ».‬ان تمایل‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫خواست‬ ‫اولین میل افرینش گر است که به «خواست» منجر شد‪.‬‬ ‫اگاهی نااشــکار موجب شد نخستین ا ِسپندان‪ ،2‬ارتعاش و انرژی‬ ‫جاری شــود‪ .‬این اولین جنبش است‪ :‬اولین لحظه شدن از وجود‪،‬‬ ‫اولین ظهور پرانا‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫مختلف ماها‬ ‫این انرژی اغازین که ماها پرانا نام دارد به گونه های‬ ‫شــاکتی‪ ،‬ماها مایا‪ ،‬جهان افرین زن یا مادر عالم معروف است‪ .‬پرانا‬ ‫هیچ گاه از اگاهی جدا نبود؛ همــواره به صورت امکان نهفته ای در‬ ‫اگاهی وجود داشت‪ ،‬اما حاال خودش را مسلم کرده است‪ .‬بنابراین‬ ‫انرژی و اگاهی شروع کردند به ارتباط برقرار کردن با یکدیگر‪ .‬ان ها‬ ‫در بازی کیهانی لی ال‪ 3‬خود را غرق کردند که سریشتی‪ 4‬یا افرینش را‬ ‫ِ‬ ‫«منیت» اگاهی های‬ ‫پدید اورد‪ .‬بیداری ماها پرانا مانند خودفرافکنی‬ ‫اگاهی بدون تغییر می توانست خودش را با جنبش‬ ‫بی شــمار بود؛‬ ‫ِ‬ ‫پرانا تجربه کند‪ .‬به مرور زمان در وضعیت اگاهی و انرژی تغییرهایی‬ ‫رخ داد و با هر تغییر سطح متفاوتی از افرینش‪ ،‬هستی یافت‪ .‬سطوح‬ ‫متفاوتی از هستی اشکار شد‪ :‬موجودات و ماده‪ ،‬عناصر و انرژی ها‪،‬‬ ‫روشنایی و تاریکی‪ ،‬مثبت و منفی‪ ،‬جاندار و بی جان‪ ،‬مذکر و مونث‪.‬‬ ‫اگاهی و انرژی با هم جهان را گسترش دادند و در پایان هر عصر ان‬ ‫را از میان می بردند و جهان را خودشان برمی گرفتند‪.‬‬ ‫ظرائف بسیار پرانا و چیتا (اگاهی) نردبان تمام تمرین های معنوی‬ ‫است که پله نهایی ان ظرافتی است تا درجه ای که هرانچه وجود‬ ‫دارد اگاهی ناب است‪ .‬این روند برگشت به «منشا» است‪.‬‬ ‫بازی پرانا و چیتا‬ ‫وقتی پرانا حرکت می کند‪ ،‬چیتا (اگاهی) حرکت می کند‪.‬‬ ‫وقتی پرانا بدون حرکت است‪ ،‬چیتا بدون حرکت است‪.‬‬ ‫هاتا یوگا پرادیپیکا (‪)2:2‬‬ ‫پرانا و اگاهی هر دو باید حاضر باشــند تا زندگی وجود داشــته‬ ‫باشــد‪ .‬تجربه اگاهی چیتاســت؛ انچه که فرد را به تجربه اگاهی‬ ‫‪5‬‬ ‫نزدیک تر می کند پراناســت و انچه که پرانا را برمی انگیزد واسانا‬ ‫یا اشــتیاق فطری است‪ .‬بنابراین پرانا و واسانا دو حامی اگاهی اند‪.‬‬ ‫موجود زنده «پرانی» نــام دارد‪ ،‬همانی که پرانا و درنتیجه اگاهی‬ ‫دارد‪ .‬این نیست که اگاهی علت هستی و پرانا حاصل باشد؛ یا پرانا‬ ‫علت و اگاهی حاصل‪ .‬ان ها دو جنبه هستی اند که ماهیت هرچیز‬ ‫را تعیین می کنند‪.‬‬ ‫اگاهی‪ ،‬بودن‪ ،‬هوشیاری و دانش است؛ پرانا‪ ،‬شدن و تجلی به خاطر‬ ‫جنبش است‪ .‬اگاهی تجربه ای نهفته است درحالی که پرانا مبنای‬ ‫فعال انرژی اشــکار است‪ .‬این ها دو مبنای ابدی اند که اساس عالم‬ ‫کبیر و عالم صغیر هستند‪ .‬همه چیز امیزه ای از پرانا و چیتاست‪ .‬کل‬ ‫جهان‪ ،‬افرینش و هســتی بازی اگاهی و انرژی اند‪ .‬نیروی زندگانی‬ ‫و نیــروی ذهنی‪ ،‬هر اتم و ســلول جهان را فرا می گیرد هرچند به‬ ‫درجات مختلفی جدا می مانند‪.‬‬ ‫پرانای فردی‬ ‫در شیوا سوارودایا ‪ ،‬شاگردی از استاد می پرسد‪« :‬در این جهان‬ ‫بزرگ ترین دوست انسان کیست؟» استاد پاسخ می دهد (ب‪:)219 .‬‬ ‫پرانا بزرگ ترین دوست است‪ ،‬پرانا بزرگ ترین یار است‪.‬‬ ‫ای دوســت منصــف‪ ،‬هیچ دوســتی در این دنیــا نزدیک تر از‬ ‫پرانا نیست‪.‬‬ ‫تمام موجودات ترکیبی از پرانا هســتند که به ان ها زندگانی و‬ ‫هســتی می دهد‪ .‬کوانتو ِم پرانای هرکس را توان شخصیت او نشان‬ ‫می دهد که حاکــی از ظرفیت طبیعی فرد برای برخوردار بودن از‬ ‫پراناست‪ .‬بعضی افراد به خاطر سطح پرانایشان موفق تر‪ ،‬مقتدرتر و‬ ‫‪6‬‬ ‫جذاب تر از دیگران هستند‪ .‬پراشنوپانیشاد‪ 7‬توضیح می دهد که‬ ‫پرانا از خالق هســتی برمی خیزد و مثل سایه از فردی که ان را‬ ‫افکنده‪ ،‬از خویشتن جدانشدنی است‪.‬‬ ‫واژه پرانا اغلب ن َفس ترجمه می شود‪ .‬بااین همه‪ ،‬پرانا اکسیژن‬ ‫یا هوا نیست که انسان تنفس می کند‪ .‬یوگی ها ثابت کرده اند که‬ ‫انســان می تواند به مدت زمان طوالنی نفس نکشــد و همچنان‬ ‫به زندگی ادامه دهد‪ .‬ازمایشــی در بیناد مِنینگر در امریکا روی‬ ‫ســوامی نادابراهماناندا ساراسواتی‪ ،‬شــاگرد تشرف یافته سوامی‬ ‫شیواناندا ساراسواتی از ریشی کش‪ ،‬اجرا شد‪ .‬سوامی نادابراهماناندا‬ ‫هماهنگی با ارتعاش صورت ازلی یعنی نادا براهما را کامل کرده‬ ‫بود و ازمایش می خواســت ادعای او را که می تواند بدون نفس‬ ‫کشــیدن مدت طوالنی راحت باقی بماند به اثبات برساند‪ .‬او در‬ ‫اتاقکی شیشــه ای و بی منفذ قرار گرفت‪ .‬شمعی روشن و میمون‬ ‫زنده ای در اتاقک هایی مشابه قرار گرفتند‪ .‬الکترودهایی به قلب‪،‬‬ ‫مغز و قسمت های مختلف بدن او وصل شد و درخواست شد که‬ ‫درحالی که ابزارها مشخصه هایش را زیر نظر می گیرند تبال  ‪8‬بزند‪.‬‬ ‫بینی و گوش هایش بسته و به تمام بدنش موم مالیده شده بود تا‬ ‫هوا از منافذ ان داخل نرود‪.‬‬ ‫پس از ســه دقیقه شمع خاموش شــد و بعد از پانزده دقیقه‬ ‫میمون بیهوش شــد‪ ،‬اما ســوامی نادابراهماناندا بیشتر از چهل‬ ‫دقیقــه به تبال زدن ادامه داد‪ .‬او در این مدت نفس نمی کشــید‬ ‫و وقتی سکه ای روی سر تراشــیده اش گذاشته شد‪ ،‬سکه باال و‬ ‫پایین رفت‪ .‬وقتی میکروفن مقابل هر قسمت از بدنش قرار گرفت‪،‬‬ ‫صدایی بلند و بی وقفه شبیه صدای ابشار شنیده شد‪ .‬او توضیح‬ ‫داد که این صدا حرکت پراناست و اضافه کرد که انسان مادامی که‬ ‫پراناها فعال باشند زنده می ماند‪ ،‬حتی اگر نفس نکشد‪ .‬هاتا یوگا‬ ‫پرادیپیکا (‪ )2:3‬گفته او را بازگو می کند‪:‬‬ ‫مادامی که وایو‪( 9‬پرانا) در بدن باقی باشد زندگی هست‪.‬‬ ‫مرگ زمانی رخ می دهد که وایو بدن را ترک کند بنابراین وایو‬ ‫را حفظ کنید‪.‬‬ ‫دریافت پرانا‬ ‫پرانا مبنایی پویا درون هر چیزی اســت‪ .‬هرکسی با کوانتوم‬ ‫معینی از پرانا به دنیا می اید‪ ،‬اما با ســپری کردن زندگی کمیت‬ ‫و کیفیت ان مدام تغییر می کند‪ .‬افکار مثبت‪ ،‬احساســات عالی‬ ‫و تمرین های یوگا ســطوح باالتری از پرانا ایجاد می کنند‪ .‬وقتی‬ ‫انرژی جنسی تعالی یابد یا دگرگون شود پرانای بنیادی در بدن‬ ‫حفظ و تبدیل به اُجاس‪ 10‬یعنی شــکل ظریف تر انرژی می شود‪.‬‬ ‫این انرژی در مغز انباشــته می شــود و برای شکوفایی معنوی و‬ ‫خــاق به کار می رود‪ .‬یوگی پرانــای فراوانی درونش می اندوزد‪،‬‬ ‫درست مثل باطری که الکتریسیته ذخیره می کند‪ .‬میلیون ها وات‬ ‫پرانای او قدرت‪ ،‬سالمتی و نشــاط را به سراسر اطرافش پخش‬ ‫می کند‪ .‬او منبع انرژی است و به هر کسی که با او ارتباط برقرار‬ ‫کند پرانا می دهد‪ .‬سوامی شیواناندا می گوید‪« :‬درست همان طور‬ ‫که اب از ظرفی به ظرف دیگر جریان می یابد‪ ،‬پرانا مثل جریانی‬ ‫ثابت از یوگی رشد یافته به سوی افراد ضعیف روان می شود‪».‬‬ ‫در سطح ماده‪ ،‬انسان از محیط اطراف‪ ،‬غذا‪ ،‬اب‪ ،‬خورشید و هوا‬ ‫نیز پرانا دریافت می کند‪ .‬همه عناصر از پرانا تشکیل می شوند‪ .‬پس‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪47‬‬ ‫کوانتو ِم پرانای درون هر فرد از کیفیت عناصری تاثیر می گیرد که‬ ‫در طول زندگی روزمره در معرض ان است و جذب می کند‪.‬‬ ‫ازرش پرانایــی مواد غذایی‪ :‬بهاگاوادگیتا به کیفیت پرانا در‬ ‫مواد غذایی مختلف با طبقه بندی کردن ان ها به ساتوایی‪ ،‬راجاسی‬ ‫و تاماســی (‪ )17 :8-10‬اشــاره می کند‪ .‬در روزگار اخیر روشی را‬ ‫اندره سیمون ِتون‪ 11‬در فرانسه برای به اثبات رساندن ارزش پرانایی‬ ‫مواد غذایی شــکل داد‪ .‬او از اونگ ســاده ای روی تکه ای ریسمان‬ ‫شــبیه ان چیزی استفاده کرد که غیب گویان اب برای پیدا کردن‬ ‫اب بــا عصای جادویی به کار می بردند‪ .‬تشعشــعات ظریفی را که‬ ‫مواد طبیعی ســاطع می کنند بر حرکت اونگ تاثیر می گذارند و‬ ‫باعث تاب خوردن و چرخیدن ان می شوند‪ .‬با اندازه گیری مدت یک‬ ‫قوس اونگ و سرعت چرخیدنش‪ ،‬سیمونتون توانست طول موج های‬ ‫خاصی را اندازه بگیرد که نشان دهنده نیروی حیاتی ذاتی و تازگی‬ ‫نســبی مواد غذایی مختلف اســت‪ .‬او تحقیقش را در تشعشعات‬ ‫بیماری‪ ،‬امواج انسانی و سالمتی چاپ کرد‪.‬‬ ‫براساس یافته هایش سیمونتون مواد غذایی را به چهار دسته کلی‬ ‫تقسیم کرد‪ .‬در مقیاس صفر تا ‪ 10000‬انگستروم‪ ،12‬طول موج پایه‬ ‫انســان را حدود ‪ 6/5‬هزار به دســت اورد‪ .‬او ان مواد غذایی را که‬ ‫طول موج بین این عدد و ‪ 10000‬انگســتروم دارند‪ ،‬باکیفیت ترین‬ ‫مواد غذایی به شــمار اورد‪ .‬در این دسته اول میوه‪ ،‬سبزیجات تازه‪،‬‬ ‫غالت سبوس دار‪ ،‬روغن زیتون‪ ،‬جانوران صدف دار و ماهی اقیانوس‬ ‫است‪ .‬در دسته بعد با تشعشعات بین ‪ 6/5‬هزار تا ‪ 3000‬انگستروم‬ ‫تخم مرغ‪ ،‬روغن بادام زمینی‪ ،‬شراب‪ ،‬سبزیجات پخته‪ ،‬شکر نیشکر و‬ ‫ماهی پخته است‪ .‬مقوله سوم با تشعشعات بسیار ضعیف زیر ‪3000‬‬ ‫انگستروم شامل گوشت پخته‪ ،‬سوسیس‪ ،‬قهوه‪ ،‬چای‪ ،‬شکالت‪ ،‬مربا‪،‬‬ ‫پنیر فراورده شــده و نان سفید می شود‪ .‬مقوله چهارم درواقع هیچ‬ ‫نیروی حیابی از خود نشــان نمی دهند و شامل کره نباتی غذاهای‬ ‫کنسروی‪ ،‬مشروب الکلی قوی‪ ،‬شکر سفید تصفیه شده و ارد سفید‬ ‫ شده است‪.‬‬ ‫سیمونتون همچنین پی برد که مواد غذایی با تشعشعات حیاتی‬ ‫‪ 8000‬تا ‪ 10000‬انگســتروم باعث می شــوند اونگ با ســرعت‬ ‫حیرت انگیز ‪َ 3-500‬د َوران در دقیقه روی شــعاع ‪ 80‬میلی متری‬ ‫بچرخد‪ .‬غذاهایی که بین ‪ 6000‬تا ‪ 8000‬انگستروم بودند با‪3-400‬‬ ‫َد َوران در دقیقه روی شعاع ‪ 60‬میلی متری می چرخند‪ .‬بااین همه‪،‬‬ ‫‪48‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫گوشت‪ ،‬شیر پاستوریزه و سبزیجات بسیار پخته که ارزشی کمتر از‬ ‫‪ 2000‬دارند انرژی شان پایین تر از ان است که اص ً‬ ‫ال باعث چرخاندن‬ ‫اونگ شوند‪ .‬این موضوع توصیه مکرر یوگا برای حفظ سالمت برنامه‬ ‫غذایی به ویژه زمان انجام پرانایاما را به اثبات می رساند‪.‬‬ ‫ارزش پرانایی هوا‪ :‬هوای پاک برای زندگی و سالمتی نه فقط‬ ‫به منظور براورده کردن نیاز به اکسیژن‪ ،‬بلکه به دلیل احتیاج به پرانا‬ ‫ضرروری است‪ .‬کیفیت هوایی که انسان تنفس می کند مستقیماً‬ ‫بر سطح انرژی او تاثیر می گذارد‪ .‬شعف و نشاطی که کنار ابشار یا‬ ‫باالی کوه حس می شــود به این علت است که کوانتوم پرانای هوا‬ ‫در این مکان ها به طور چشــمگیری باالست‪ .‬از طرف دیگر‪ ،‬وقتی‬ ‫انســان در معرض الودگی هوا یا هوای بازیابی شــده قرار می گیرد‬ ‫سطح انرژی اش به سرعت شروع می کند به پایین امدن‪ .‬این پدیده‬ ‫را علم برحســب یون توضیح داده اســت؛ یعنی ذرات بارداری در‬ ‫هوا که وقتی تشکیل می شــوند که انرژی کافی بر مولکول گازی‬ ‫شکلی اثر می گذارد تا الکترون بیرون کند‪ .‬یون ممکن است منفی‬ ‫یا مثبت باشد و وقتی الکترون رانده شده خود را به مولکول مجاور‬ ‫می چســباند به یون منفی تبدیل می شود و ان وقت مولکول اولیه‬ ‫یون مثبت می شود‪.‬‬ ‫این یون های مثبت و منفی اجزای تشکیل دهنده هوایی هستند‬ ‫که انســان تنفس می کند‪ .‬وقتی کسی یون منفی استنشاق کند‬ ‫سطح پرانا در بدن باال می رود‪ .‬اثر متضاد ان با استنشاق یون مثبت‬ ‫حس می شــود‪ .‬داخل اتاق بسته در شــهری امروزی ممکن است‬ ‫کمتر از ‪ 50‬یون منفی در تقریباً ‪ 30‬سانتی متر مربع و در کوهستان‬ ‫حدود ‪ 5000‬باشد‪ .‬اکنون این موضوع واقعیت علمی تثبیت شده ای‬ ‫است که نقصان یون منفی موجب ناراحتی‪ ،‬بی حالی‪ ،‬کوفتگی و تا‬ ‫حدی کم بازدهی جســمی و ذهنی می شود‪ .‬یون منفی شفابخش‬ ‫است‪ ،‬تاحدی به خاطر اینکه میکروب ها را می کشد‪ .‬در انسان این‬ ‫یون ها بر ظرفیت جذب اکســیژن اثر می گذارند و انتقال اکسیژن‬ ‫خون به سلول ها و بافت ها را سرعت می دهند‪ .‬یون های منفی پرانا‬ ‫نیســتند‪ ،‬بلکه وقتی کسی ان ها را استنشــاق کند سطح پرانا در‬ ‫بدنش افزایش می یابد‪ .‬در این شــرایط‪ ،‬جالب است که یون منفی‬ ‫فقط مادامی تاثیر می گذارد که استنشاق شود‪ .‬همچنین مشاهده‬ ‫شــده است که توانایی جذب یون منفی در طول تمرین های یوگا‬ ‫مانند پرانایاما باال می رود‪.‬‬ ‫کار با پرانا‬ ‫پرانا فقط از منابع بیرونی دریافت نمی شــود‪ ،‬بلکه خودش نیز‬ ‫تولید می شود و کیفیت ان می تواند تلطیف و نظارت شود‪ .‬انسان‬ ‫می توانــد برای باال بردن نشــاط‪ ،‬اراده و تــوان‪ ،‬درمان بیماری ها‪،‬‬ ‫افزایش ظرفیت و کارایی و تحــول یافتن به اگاهی برتر با پرانای‬ ‫خود کار کند‪ .‬درواقع‪ ،‬انسان باید برای کامل کردن هر تجربه ای در‬ ‫زندگی با پرانا شــاکتی‪ 13‬یا نیروی پرانا کار کند‪ .‬این هدف پرانایاما‬ ‫و پرانا ویدیاســت که روش های ملموسی برای باال بردن و هدایت‬ ‫پرانا هستند‪.‬‬ ‫نفس تجلی بیرونی پراناســت‪ .‬یوگی ها بیــان می کنند که پرانا‬ ‫مستمر است و طول عمر با دانسته کم کردن فاصله هوای بازدم شده‬ ‫طوالنی تر می شــود‪ .‬براســاس این واقعیت‪ ،‬ان ها راهکاری را برای‬ ‫اندازه گیری پرانای صرف شده در مدت کارهای مختلف ابداع کردند‪.‬‬ ‫ان ها اظهار کردند که جریان خروج پرانایی را می توان با مشــاهده‬ ‫طول بازدم در کارهای مختلف ســنجید‪ .‬هرچه جریان هوا بلندتر‬ ‫باشــد از پرانای بیشتری استفاده می شــود‪ .‬متوسط طول هوای‬ ‫بازدم شده دوازده انگشت (حدود ‪ 23‬سانتی متر) است‪ .‬هنگام اواز‬ ‫خواندن این طول ‪ 16‬انگشت (حدود ‪ 30‬سانتی متر)‪ ،‬موقع خوردن‬ ‫‪ 20‬انگشت (حدود ‪ 38‬سانتی متر)‪ ،‬هنگام خواب ‪ 30‬انگشت (حدود‬ ‫‪ 56‬سانتی متر)‪ ،‬موقع امیزش ‪ 32‬انگشت (حدود ‪ 68‬سانتی متر) و‬ ‫هنگام ورزش بسیار بلندتر است‪.‬‬ ‫بیشترین پرانا را مغز اســتفاده می کند‪ .‬اگر مغز از پرانای کافی‬ ‫برخوردار نباشــد‪ ،‬ذهن بی قرار و پریشان می شود و مدام به افکار‬ ‫منفی فرو می رود‪ .‬این موضوع از این امر که وقتی انسان گرسنه یا‬ ‫تشنه است معموالً تندخو می شود معلوم است‪ .‬کوانتوم پرانا در بدن‬ ‫پایین رفته است و مدارهای مغز به این کمبود اعتراض می کنند‪.‬‬ ‫گرچه نفس‪ ،‬زمخت و پرانا ظریف است هردو ذاتاً مرتبط اند‪ .‬انسان‬ ‫می تواند بر ســطح پرانا شاکتی بدن با کمک نفسش تاثیر بگذارد‪.‬‬ ‫وقتی با تغییر نفس بر پرانا تاثیر گذاشــته شود‪ ،‬تمام عملکردهای‬ ‫جسم‪ ،‬مغز‪ ،‬ذهن و اگاهی اثر می پذیرند‪ .‬تمرین های پرانایاما سطح‬ ‫پرانا را با کارکــردن روی نفس باال می برند و به پرانا ویدیا‪ 14‬یعنی‬ ‫تجربه یا دانش درونی از پرانا منجر می شــوند‪ .‬پیامد قابل مالحظه‬ ‫هوشیاری پرانایی این است که فرد می تواند بر ذهنش تسلط یابد‪.‬‬ ‫وقتی پرانا حرکت کند‪ ،‬ذهن می اندیشــد و حواس موضوع های‬ ‫دریافتنی شــان را درک می کنند‪ .‬با ایجاد حساسیت به پرانا فرد از‬ ‫نیروهای ظریف ذهن که به شــکل فکر‪ ،‬احساس‪ ،‬عاطفه‪ ،‬واکنش‪،‬‬ ‫تاثیر‪ ،‬نماد و دانش پدید می اید اگاه تر می شــود‪ .‬پرانا زمخت تر از‬ ‫ذهن اســت و از این رو مهار ان اســان تر است‪ .‬بنابراین وقتی پرانا‬ ‫به چنگ اید‪ ،‬ذهن دمدمی نیز شــکار می شود‪ .‬هاتا یوگا پرادیپیکا‬ ‫(‪ )2:42‬بیان می کند‪:‬‬ ‫حرکت نفس در مجرای میانی‪ ،‬ذهن را ارام می کند‪.‬‬ ‫این ثبات ذهن‪ ،‬حالت مانونمانی‪( 15‬خالی از فکر) است‪.‬‬ ‫همین که انسان با پرانا کار می کند و کوانتوم و کیفیت ان بهتر‬ ‫می شــود‪ ،‬حوزه های نهفته مغز بیدار می شود‪ .‬درحالت عادی فقط‬ ‫یک دهم مغز انسان فعال است و بقیه نه قسمت غیرفعال می مانند‪.‬‬ ‫علتش این اســت که میزان زیادی از انرژی الزم است تا کل مغز‬ ‫هم زمان کار کند‪ .‬تمرین های یــوگا می توانند چنین کوانتومی از‬ ‫انــرژی را فراهم و در فردی معمولی نبوغ را بیدار کنند‪ .‬بااین همه‪،‬‬ ‫فقط چنــد دور با عجلــه پرانایاما انجام دادن بــه این امر منتهی‬ ‫نمی شــود‪ .‬تمرین مستمر با تمرکز عمیق‪ ،‬هوشیاری قوی و ایمان‬ ‫محکم ضروریات یوگی است‪.‬‬ ‫تجربه پرانای کیهانی‬ ‫پرانای فردی درون هر کس بخشی از دریای بی کران ماها پراناست‪،‬‬ ‫اما مادامی که این حقیقت به طور تجربی درک نشود انسان خودش‬ ‫را جدا از بقیه دنیا می بیند‪ .‬تمرین های پرانایاما پرانای فردی را فعال‬ ‫می کنند و ان را به تواتر باالتری می برند‪ .‬ان ها میزان معینی گرما‬ ‫یا نیروی سازنده سراسر بدن ایجاد می کنند‪ .‬این وضعیت بر کوانتوم‬ ‫موجود در پرانا‪ ،‬که خود را تا اجنا چاکرا‪ ،‬یعنی مرکز روحی در وسط‬ ‫مغز‪ ،‬باال می برد و بعد می تواند به قسمت های مختلف بدن هدایت‬ ‫شود‪ ،‬تاثیر می گذارد‪ .‬این فرایند اساس پرانا ویدیاست‪.‬‬ ‫وقتی پرانا ســادانا حتی سطح باالتری را به عهده بگیرد‪ ،‬میزان‬ ‫گرمای تولیدشده درون بدن بسیار شدید می شود‪ .‬این باعث می شود‬ ‫اجنا چاکرا بر پیامی که برمی گردد به موالدهارا چاکرا‪ ،‬یعنی مرکز‬ ‫روحــی در پرنیوم‪ ،‬نظارت کند‪ .‬موالدهارا جایگاه کندالینی‪ ،‬جایی‬ ‫است که پرانای کیهانی خفته است‪ .‬کل تجربه افرینش تا زوال در‬ ‫الیه های کندالینی جاگرفته است‪ ،‬بدین دلیل‪ ،‬به اتما شاکتی‪ 16‬یا‬ ‫نیروی روح نیز معروف اســت‪ .‬ان پیام از طرف اجنا این نیرو را به‬ ‫حرکت در می اورد و بیدارسازی پرانای عظیم اتفاق می افتد‪ .‬وقتی‬ ‫تمام ظرفیت این انرژی ازاد شــود‪ ،‬از سوشــومنا نادی باال می رود‬ ‫و موجب دگرگونی کامل فرد می شود‪ .‬پرانای کیهانی و کندالینی‬ ‫اصطالحات مترادف اند‪ .‬در بیدارســازی کندالینی انسان با پرانای‬ ‫کیهانی یکی می شود‪.‬‬ ‫در زمان بیدارسازی‪ ،‬دو نیروی پرانا و چیتا تعادل کاملی را درون‬ ‫فرد می پذیرند و یکی می شــوند‪ .‬ذهن دســتخوش حالت انشقاق‬ ‫می شــود و انرژی بیرون می ریزد‪ .‬ان زمان فوران ســاتیا‪ ،17‬لحظه‬ ‫سرنوشت ساز اســت وقتی که فرد همه چیز را درخشان می بیند‪.‬‬ ‫انســان خود را در همه چیز عالم‪ ،‬همه کس‪ ،‬برگ و ســنگ حس‬ ‫می کند‪ .‬درک پرانای کیهانی حاصل می شــود و تجربه جدایی از‬ ‫میان می رود‪ .‬کسانی که این اتحاد را تجربه کرده اند قدیس یا انسان‬ ‫رهایی یافته نام دارند؛ زیرا با رام کردن انرژی نامتناهی جهانی‪ ،‬درون‬ ‫واحــدی صغیر فراتر از دوگانگی رفته اند‪ .‬اوج یوگا در این ســطح‬ ‫تجربه می شود جایی که فرد اگاهی جاودانه‪ ،‬سات‪-‬چیت‪-‬اناندا‪،18‬‬ ‫حقیقت‪ ،‬گستردگی و جمال را می یابد‪.‬‬ ‫‪1-Kathopanishad‬‬ ‫‪2-Spandan‬‬ ‫‪3-Lila‬‬ ‫‪4-Srishti‬‬ ‫‪5-Vasana‬‬ ‫‪6-Shiva Swarodaya‬‬ ‫‪7-Prashnopanishad‬‬ ‫ساز کوبه ای شامل دو تنبک که ریشه در شبه قاره هند دارد‪-.‬م ‪8-Tabla:‬‬ ‫‪9-Vayu‬‬ ‫‪10-Ojas‬‬ ‫‪11-Andre Simoneton‬‬ ‫واحدی برای اندازه گیری طول موج نور برابر یک نانومتر‪-.‬م ‪12-Angstrom:‬‬ ‫‪13-Prana shakti‬‬ ‫‪14-Prana vidya‬‬ ‫‪15-Manonmani‬‬ ‫‪16-Atma shakti‬‬ ‫‪17-Satya‬‬ ‫‪18-Sat-chit-ananda‬‬ ‫منابع‪:‬‬ ‫‪Swami Niranjanananda Saraswati, 2009. Prana and Pranayama. Munger: Yoga‬‬ ‫‪Publication Trust.‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪49‬‬ ‫غلبه بر سرطان‬ ‫تمرین یوگا در بیمارستان کودکان سن دیه گو‬ ‫کالیفرنیا برای بهبود شرایط کودکان سرطانی‬ ‫لیندسی تاکر‬ ‫حامد رنگین کمان‬ ‫جامی جیائو هرگز نمی تواند هشت ماهی را‬ ‫که همراه پسرش ساویور ماکانی در بیمارستان‬ ‫کــودکان رادی گذراند‪ ،‬فراموش کند‪ .‬پســر‬ ‫جیائو‪ ،‬به دلیل ابتال به ســرطان خون‪ ،‬تحت‬ ‫درمان بیســت وچهار ساعته قرار داشت‪ .‬ولی‬ ‫امروز این پسر دو و نیم ساله سرزنده و رو به‬ ‫بهبود است‪ .‬او در حالی به اتاقش در بیمارستان‬ ‫رادی برگشــت که روی سه چرخۀ قرمزرنگی‬ ‫نشسته بود‪ .‬مادرش مجبور شده بود به دلیل‬ ‫شــیطنت زیاد او این کار را بکند‪ .‬او می گفت‬ ‫انرژی و سرزندگی پسرش قابل تصور نیست‪.‬‬ ‫پرستارانی که ساویور را می شناختند با دیدن‬ ‫نشاط و سرزندگی و موهای پرپشت و مشکی‬ ‫او متعجب می شــدند‪ .‬کسی فکر نمی کرد او‬ ‫سال گذشته تمام مدت تحت شیمی درمانی‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫جیائو پنج ماه پس از ترخیص از بیمارستان‬ ‫همراه همســر و چهار فرزندش‪ ،‬که ساویور‬ ‫کوچک ترین شان است‪ ،‬در حال برگشتن به‬ ‫زندگی عادی هستند‪ .‬جیائو به رغم خستگی‪،‬‬ ‫خوشحال و خرسند است‪ .‬او روی شانۀ چپش‬ ‫برامدگی بزرگی دارد که گاهی با باال انداختن‬ ‫شانه اش به شوخی می گوید من استرس هایم‬ ‫را به دوش گرفته ام‪.‬‬ ‫لیز فوشــه یکی از مربیان یوگای داوطلبی‬ ‫است که در زمان درمان ساویور در بیمارستان‬ ‫حضور داشت و به طور هفتگی برای کمک به‬ ‫کاهش استرس و ناراحتی جیائو تمرین هایی‬ ‫را بــه او معرفی می کرد‪ .‬جیائــو معتقد بود‬ ‫تمرین های مذکور در کاهش درد و ناراحتی‬ ‫‪50‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫شانه اش و همچنین استرس اش نقش مهمی‬ ‫داشته است‪ .‬به نظر او انجام دادن تمرین های‬ ‫یوگا‪ ،‬پس از یک روز ســخت‪ ،‬کمک شایانی‬ ‫به ارامش ذهنی او می کردند‪ .‬البته او اکنون‬ ‫نسبت به زمانی که در بیمارستان بود فرصت‬ ‫کمتری بــرای انجام تمرین هــا دارد چراکه‬ ‫مجبور اســت بچه ها را به مدرســه و کالس‬ ‫ورزش ببرد و بازگرداند و مدام در اطراف خانه‬ ‫دنبال ساویور بدود‪.‬‬ ‫برنامــۀ تمریــن یوگا بــرای بیمــاران و‬ ‫خانواده های شــان در بیمارســتان رادی از‬ ‫جانب افراد داوطلب بنیاد شان اوشیا حمایت‬ ‫می شود‪ ،‬که سازمانی غیردولتی است با هدف‬ ‫کمک به توانمندسازی جوانان از طریق تمرین‬ ‫یوگا‪ ،‬ذهن اگاهی و اموزه های موثر و مثبت‪.‬‬ ‫این بنیاد توسط گلوریا اوشیا‪ ،‬برای نکوداشت‬ ‫یاد فرزنــدش که مربی یوگای کودکان بود و‬ ‫در سانحۀ رانندگی در سال ‪ 2006‬کشته شد‪،‬‬ ‫بنا نهاده شده است‪ .‬این بنیاد از سال ‪2008‬‬ ‫برنامه هایی را برای کودکان بیمار بیمارستان‬ ‫رادی ترتیب داده اســت‪ .‬بنیاد اوشیا در سال‬ ‫‪ 2011‬نیز‪ ،‬با مشــارکت بیمارســتان رادی‪،‬‬ ‫زمینۀ پژوهش دربارۀ اثرات و فواید تمرینات‬ ‫برای بیماران و خانواده های شان را فراهم کرد‪.‬‬ ‫بســیاری از مربیان یوگای داوطلب‪ ،‬مانند‬ ‫فوشه‪ ،‬افراد متخصص در زمینۀ مراقبت های‬ ‫سالمتی و تمرین های یوگای بازتوانی مختص‬ ‫سرطان هستند و هفته ای سه مرتبه به بخش‬ ‫تومورشناسی بیمارستان می روند و تمرین های‬ ‫یوگای اختصاصی را برای همۀ افراد حاضر از‬ ‫جمله بیماران‪ ،‬خانواده ها یا دوستان شان ارائه‬ ‫می دهند‪ .‬این تمرین ها معمــوالً ‪ 30‬دقیقه‬ ‫طول می کشــد و انواع مختلفی از پرانایاما و‬ ‫اساناها را دربر می گیرد‪.‬‬ ‫جســیکا دیویدســون می گوید‪« :‬با دیدن‬ ‫مربیان یــوگا واقعاً احســاس خوبــی پیدا‬ ‫می کــردم‪ ».‬دختــر ‪ 10‬ســاله اش جولیــا‬ ‫دیویدسون دو ســال در بیمارستان رادی با‬ ‫نوروبالســتوما مبارزه می کرد‪ .‬امروز‪ ،‬پس از‬ ‫انجام عمل جراحی برداشــتن تومور و پشت‬ ‫سرگذاشتن شــش مرحله شــیمی درمانی‬ ‫شــدید‪ ،‬ایمنی درمانی‪ ،‬یوگادرمانی و تمرین‬ ‫رقص‪ ،‬جولیا در حال بهبود است‪ .‬او همچنان‬ ‫به طور منظم یــوگا تمرین می کند و معتقد‬ ‫اســت این کار برای بدن مفید است و از این‬ ‫رو انجام دادن ان را توصیه می کند‪.‬‬ ‫شــیمی درمانی و انواع دیگــر درمان های‬ ‫سرطان مانند رادیودرمانی تهاجمی هستند و‬ ‫رشد کودکان را مختل می کنند‪ .‬به جز ریزش‬ ‫مــو عوارض دیگر شــامل دل بهم خوردگی و‬ ‫تهوع‪ ،‬مشکالت تنفسی‪ ،‬اسیب دستگاه عصبی‬ ‫و تضعیف دستگاه ایمنی بدن است‪ .‬تحقیقات‬ ‫انجام شده در دو دهۀ گذشته حاکی از اثرات‬ ‫مثبت تمرین یــوگا در کاهش نشــانه های‬ ‫بیماری و اســترس و بهبود وضعیت کلی و‬ ‫کیفیت زندگی در بیماران سرطانی است‪ .‬از‬ ‫نظر درمان گر و مربیان یوگا‪ ،‬مانند کلی بتل‪،‬‬ ‫مسئول یوگادرمانی دانشکدۀ پزشکی دانشگاه‬ ‫مریلند‪ ،‬انجام تمرینات یوگای مختص بیماران‬ ‫سرطانی واقعاً موثر هســتند‪ .‬باوجوداین‪ ،‬او‬ ‫معتقد اســت رعایت تمامی شرایط پژوهش‬ ‫پزشــکی در اجرای برنامۀ تمرینی یوگا برای‬ ‫بیماران سرطانی تقریباً غیرممکن است‪ .‬چون‬ ‫شــرایط بیماری‪ ،‬نیازها و نشانه های بیماری‬ ‫افراد متفاوت اســت‪ .‬تشــخیص تمرین های‬ ‫یوگای مناسب برای بهبود بیماری و شناسایی‬ ‫دقیق تاثیر تمرین های مذکور برای همۀ افراد‬ ‫ممکن نیست‪.‬‬ ‫براســاس نتایج پژوهش هــای کلینیکی‬ ‫در ســال ‪ ،2019‬که اثــرات تمرین یوگا بر‬ ‫بیماران تحــت درمان با شــیمی درمانی را‬ ‫مورد مطالعــه قرار داده اند‪ ،‬نتیجۀ دو مطالعۀ‬ ‫مقدماتی اخیر در این زمینه حاکی از بهبود‬ ‫کیفیت زندگی افراد بزرگسال دریافت کنندۀ‬ ‫درمان های ســرطان است‪ .‬محققان خواستار‬ ‫انجام مطالعات بیشتر در این زمینه هستند‪.‬‬ ‫بتل می گوید‪ :‬تا امروز بیشتر مدارک و شواهد‬ ‫مرتبط با تاثیرات مثبت یوگادرمانی مبتنی بر‬ ‫بررسی بیماران دچار سرطان سینه است‪.‬‬ ‫به همین منظور‪ ،‬جولیا فوکوهارا که در سال‬ ‫‪ 2013‬به عنوان پرستار و مربی یوگای داوطلب‬ ‫در بیمارســتان رادی مشغول کار بود متوجه‬ ‫شد فرصت مناسبی برای جمع اوری اطالعات‬ ‫دربارۀ اثرات تمرینات یوگا بر بیماری سرطان‬ ‫دارد‪ .‬تاثیــرات دارو و درمان های مختلف در‬ ‫کودکان و بزرگساالن متفاوت است‪ .‬کودکان‬ ‫در مقایسه با بزرگساالن خواب بهتری دارند‪.‬‬ ‫کمتر عصبی می شــوند و اغلب به داروهای‬ ‫ضددرد و ضدتهوع کمتری نیاز پیدا می کنند‪.‬‬ ‫فوکوهارا و مربیان دیگر جزئیات کاملی از‬ ‫مشاهدات شان‪ ،‬شامل توصیف شرایط بیماران‪،‬‬ ‫تمرین های یوگای انجام شده و نتایج حاصل را‬ ‫ثبت می کردند‪ .‬ان ها داده های به دست امده‬ ‫را برای استخراج اطالعات ملموسی در ارتباط‬ ‫با تغییرات احتمالی در میزان درد‪ ،‬اضطراب و‬ ‫کیفیت زندگی نگه داشتند‪ .‬اقدام ان ها تبدیل‬ ‫به مطالعۀ شــش ماهه بر روی ‪ 32‬کودک و‬ ‫خانواده های شــان پیش و پس از انجام یوگا‬ ‫شــد‪ .‬نتایج حاصل طی ایندۀ نزدیک منتشر‬ ‫خواهند شــد و فوکوهارا برای انتشــار نتایج‬ ‫مثبت به دست امده بسیار مشتاق است‪.‬‬ ‫داروهای شــیمی درمانی متــداول اغلب‬ ‫موجب فشــار بر دســتگاه عصبی می شوند‪.‬‬ ‫در کودکان مورد مطالعه این فشــار به شکل‬ ‫مشکل تنفسی‪ ،‬مشکل حفظ تعادل و تمرکز‬ ‫و ســرانجام بیماری عصبی برگشت ناپذیر و‬ ‫بی حسی در انگشــتان پا بروز پیدا می کند‪.‬‬ ‫فوکوهــارو در مطالعۀ مشــترکش با جنی‬ ‫اسپایس‪ ،‬پرستار بخش تومورشناسی کودکان‪،‬‬ ‫به این نتیجه رسید که نیروی محرک حاصل‬ ‫از وضعیت های تمرینی مانند ویرابادراســانا‬ ‫(وضعیت جنگجو) و وریکشاســانا (وضعیت‬ ‫درخت) موجب تحریک اعصــاب بیماران و‬ ‫افزایش مقاومت انان در برابر عوارض جانبی‬ ‫دارودرمانی های شان می شود‪.‬‬ ‫اســپایس بنیان گذار برنامــۀ دارودرمانی‬ ‫تلفیقی در بیمارستان رادی و هماهنگ کنندۀ‬ ‫برنامه های تمرینی یوگا است‪ .‬او در رویارویی‬ ‫با موضوعاتی مثل بیوپســی از مغز استخوان‬ ‫یا مشاهدۀ نخستین گام های بیماران پس از‬ ‫دریافت درمان ان چنان با شگفتی و هیجان‬ ‫واکنش نشــان می دهد که همه را متعجب‬ ‫می کند‪ .‬او با شــمردن نخســتین قدم های‬ ‫ســاویور که دور و اطراف اتــاق باال و پایین‬ ‫می پرید احساس خوشحالی بسیاری داشت‪.‬‬ ‫اســپایس می گویــد موضوعی کــه بیش از‬ ‫همه چیز موجب شــگفتی او می شود‪ ،‬اثرات‬ ‫عمیق جلســه های تمرینی یوگا بر والدینی‬ ‫مانند جیائو اســت کــه از بی خوابی مداوم و‬ ‫نگرانی ناشــی از اقدامــات درمانی کارکنان‬ ‫بیمارستان رنج می برند‪ .‬او می گوید ما با گفتن‬ ‫تشخیص بیماری سرطان دربارۀ عزیزان شان‬ ‫زندگــی ان ها را به کلــی دگرگون می کنیم‪.‬‬ ‫زیبایی یوگا در این است که موجب احساس‬ ‫ارامش و کنترل اوضاع در انان می شود‪ ،‬حتی‬ ‫اگر این احساس برای چند دقیقه باشد‪.‬‬ ‫پینگ کائو‪ ،‬بانوی ریزاندام و نسبتا ضعیفی‬ ‫به نظر می رسد‪ ،‬اما به واقع این چنین نیست‪.‬‬ ‫خطوط صورت گــرم و مهربانــش‪ ،‬موهای‬ ‫مشکی و قشــنگ و کوتاهش همه نشان از‬ ‫پشــتکار او دارد‪ .‬او مهاجری چینی است که‬ ‫به عنوان مربی یوگا از جانب بنیاد اوشیا به طور‬ ‫داوطلبانه فعالیــت دارد‪ .‬او به تازگی درمان‬ ‫سرطان سینه اش را پشت سر گذاشته است‪.‬‬ ‫یوگا و به طورخاص تمرین ساما وریتی پرانایاما‬ ‫(تکنیکــی کــه در ان نفس تــان را به مدت‬ ‫چهارثانیه نگــه می دارید)‪ ،‬به کائو در کاهش‬ ‫خستگی و حالت تهوع ناشی از شیمی درمانی‬ ‫و رادیوتراپی کمک کرده است‪ .‬او معتقد است‬ ‫نیروی حاصل از انجام تمرینات و انرژی مثبت‬ ‫دیگر بیماران بهبودیافته زمینه و انگیزۀ الزم‬ ‫را در او برای فعالیت داوطلبانه در بیمارستان‬ ‫رادی فراهم کرده است‪.‬‬ ‫نتایــج حاصل از پژوهش هــا حاکی از ان‬ ‫اســت که تمرین های یوگای ســاده ای مثل‬ ‫پرانایاما (تنفس کنترل شده) می توانند موجب‬ ‫تحریک دســتگاه ایمنی شوند و کائو بیشتر‬ ‫جلسه های تمرینی اش در بخش تومورشناسی‬ ‫کودکان را با پرانایاما شــروع می کند‪ .‬چهار‬ ‫هفتۀ قبــل‪ ،‬ایمه دولونای هفده ســاله‪ ،‬که‬ ‫دانش اموز دبیرستانی است‪ ،‬هنگام انتظار در‬ ‫صــف پرداخت یک مرکز خرید از حال رفت‪.‬‬ ‫پزشک متخصص ابتدا مشکل او را کم خونی‬ ‫تشخیص داده بود‪ ،‬ولی نتایج ازمایش خونش‬ ‫نشان دهندۀ ابتالی او به سرطان خون بودند‪.‬‬ ‫او همــراه والدینش هر روز مســافتی یک و‬ ‫نیم ســاعته را از خانه تا بیمارســتان برای‬ ‫انجام شــیمی درمانی طی می کنــد‪ .‬امروز او‬ ‫با چشمانی بســته و لبخندزنان در حالی که‬ ‫روپــوش بیمارســتانی اش را برتن و کالهی‬ ‫خاکستری به ســر دارد همراه کائو به انجام‬ ‫تمرین های کششــی و مدیتیشن می پردازد‪.‬‬ ‫امروز سه هفته می شود که ان ها باهم به این‬ ‫شکل تمرین می کنند‪.‬‬ ‫دولونا می گوید‪« :‬نخســتین باری که کائو‬ ‫انجام تمرین ها را به من پیشــنهاد کرد من‬ ‫اص ً‬ ‫ال موافق نبودم‪ ».‬سپس دولونا با لبخندی‬ ‫بر لب ادامه می دهد‪« :‬ولی سومین مرتبه ای‬ ‫که او پیشــنهاد کرد احساس بهتری داشتم‬ ‫و برای چالش پیش رو اماده شدم‪ ».‬او انرژی‬ ‫و حس ارامش بخش کائو را دوســت دارد و‬ ‫جلسه های تمرینی شان را نوعی زمان فراغت‬ ‫و ســرگرمی برای فرار و دوری از مشکالت و‬ ‫ناراحتی های ناشی از شیمی درمانی می داند‪ .‬او‬ ‫به تمرین های شان امیدوار است‪ ،‬ان ها موجب‬ ‫احساس ارامش می شوند‪ .‬انجام تمرین های‬ ‫کششی حس خوبی را ایجاد می کنند‪ .‬دولونا‬ ‫از وقت گذراندن با کائو‪ ،‬که خودش هم چندی‬ ‫قبــل با مشــکالت دولونا درگیر بــود‪ ،‬واقعاً‬ ‫لذت می برد‪.‬‬ ‫کائــو باور دارد که موقعیت خاصی دارد‪ .‬او‬ ‫می گوید‪« :‬وقتی وارد اتاق بیماران می شــوم‬ ‫کودکانی را می بینم که دچــار درد و رنج یا‬ ‫تجربۀ عوارض ناخوشایند ناشی از درمان شان‬ ‫هســتند و یــا ترســیده اند‪ .‬درد و ناراحتی‬ ‫والدین شــان را هــم کامــ ً‬ ‫ا درک می کنم‪.‬‬ ‫می توانم به ان ها بگویم که نگران نباشــید‪.‬‬ ‫من اینجا هســتم‪ .‬من هم مانند شما چنین‬ ‫تجربه هایی را پشت ســر گذاشته ام‪ .‬من هم‬ ‫همۀ این مشکالت جسمی و روانی را تجربه‬ ‫کــرده ام‪ .‬من به تمرین یوگا پرداختم و برایم‬ ‫مفید بود‪ .‬اکنون زنده و سرپا هستم و شما نیز‬ ‫چنین خواهید شد‪.‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪51‬‬ ‫اموزش یوگا در زندان‬ ‫‪ 5‬دلیل برای اینکه زندانیان باید از تمرینات یوگا بهره مند شوند‬ ‫نوشته‪ :‬کاستا میاشین* ‪ /‬مبدع ویکاسایوگا‬ ‫برگردان‪ :‬گروه ترجمه‬ ‫می تواند با خود به ارمغان بیاورد‪ ،‬تجربه ای تحول بخش برای هر دو‬ ‫طرف به شمار می رود که چالش های منحصر به فردی را به همراه‬ ‫دارد که می تواند به ما به عنوان یک یوگی در مسیر رشد کمک کند‪.‬‬ ‫در اینجا چند روش ساده اما قدرتمند وجود دارد که یوگا می تواند‬ ‫به پرتوجویان در پشت میله های زندان کمک کند‪.‬‬ ‫هنگامی کــه افراد انچه را که از تمرین یوگا به دســت اورده اند‬ ‫توصیف می کنند‪ ،‬غالباً کلماتی مانند ازادی‪ ،‬خود دوستی و بخشش‬ ‫را می شــنوید‪ .‬زمانی که یوگا زندگی شــما را تغییر داد‪ ،‬به دنبال‬ ‫راه هایی برای کمک به افراد دیگر برای به کارگیری این دانش کهن‬ ‫و درخشــان در درون انان خواهید بــود‪ .‬افراد زیادی در جامعۀ ما‬ ‫وجــود دارند که می توانند از یوگا بهره مند شــوند‪ ،‬اما یک گروه از‬ ‫درمان فیزیکی‬ ‫مردم به طور ویژه ای به این بهره مندی نیاز دارند‪.‬‬ ‫بسیاری از زندانیان دچار اسیب های جسمی شده اند‪ ،‬اما زندان ها‬ ‫همۀ ما از نظر فکری می دانیم که زندان برای انسان ها تا چه حد‬ ‫محروم کننده و محدودکننده اســت‪ ،‬اما واقعیت از انچه در ذهن اغلب فاقد مراقبت های پزشــکی و درمان جسمی هستند که این‬ ‫متصور می شویم نیز بسیار بدتر است‪ .‬کمک به افرادی که از بودن زندانیان برای بهبود و مدیریت درد بــه ان ها نیاز دارند‪ .‬داروهای‬ ‫در پشــت میله های زندان رنج می برند‪ ،‬با احساس ازادی که یوگا مســکن گران و در مواردی اعتیاداور هستند‪ ،‬درواقع ممکن است‬ ‫‪52‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫برای افرادی که در پی بهبود اعتیاد هســتند‪ ،‬به هیچ وجه گزینۀ‬ ‫مناسبی نباشد‪ .‬یوگا گردش خون را افزایش می دهد‪ ،‬جریان خون‬ ‫را به مناطق اسیب دیده منتقل می کند و به افراد کمک می کند تا‬ ‫سریع تر روند بهبودی را طی کنند و در عین حال هم زمان عضالت‬ ‫را ریلکس و تقویت می کند‪.‬‬ ‫افراد مسن در سیستم زندان اغلب مورد غفلت قرار می گیرند‪ ،‬اما‬ ‫یوگا می تواند تمرینی را فراهم کند که بر روی مفاصل به ســادگی‬ ‫قابل انجام باشد و بدن را منعطف نگه دارد‪ .‬برای کسانی که امادگی‬ ‫بیشتری دارند‪ ،‬می توان از تمرینات مناسبی که با ارامش و کشش‬ ‫مالیمی همراه هستند استفاده کرد‪ .‬پرتوجویان خود را تشویق کنید‬ ‫که به اندازۀ نیازشان از زانو خم شوند و یا از کمک هایی مانند پشتی‬ ‫استفاده کنند‪ .‬اگر نمی توانید یا اجازۀ ورود و استفاده از پشتی را در‬ ‫زندان ندارید‪ ،‬بالش ها‪ ،‬کتاب ها و حتی جعبه های دستمال کاغذی‬ ‫هم می توانند به جای ان استفاده شوند‪.‬‬ ‫درد جســمی می تواند باری باشد که بیش از توان حمل ماست‬ ‫و گاه منجر به کج خلقی و حتی افســردگی شود‪ .‬از این رو‪ ،‬کاهش‬ ‫استرس نیز بخش مهمی از تســکین درد به شمار می رود‪ .‬درد و‬ ‫استرس رابطه ای محکم با یکدیگر دارند‪ .‬درد باعث استرس می شود‬ ‫و اســترس نیز تنش را در بدن موجب می شــود و به درد بیشتر‬ ‫می انجامد‪ .‬یوگا با رها کــردن تنش‪ ،‬افزایش تحرک در عضالت و‬ ‫مفاصل و اموزش ابزارهایی برای مدیریت استرس‪ ،‬به شکستن این‬ ‫چرخه کمک می کند‪.‬‬ ‫یوگا همچنین ما را نسبت به بدن خود اگاه تر می کند و به ما کمک‬ ‫می کند که اندامی که درد در ان به وجود امده اســت را تشخیص‬ ‫دهیم‪ ،‬از رفتارهایی که باعث ایجاد درد می شوند خودداری کنیم و‬ ‫به سمتی که سبب بهبودی می شود حرکت کنیم‪ .‬یوگا ابزاری عالی‬ ‫برای اموزش تسکین درد به پرتوجویان است؛ زیرا ان ها می توانند‬ ‫در هر مکانی که می روند تمرین خود را انجام دهند و در هر زمان‬ ‫که درد یا اســترس به وجود امد از ان استفاده کنند‪ .‬به عالوه این‬ ‫برنامه ای رایگان است!‬ ‫سالمت روانی‬ ‫شکی نیست که بیماری های روانی در زندان ها به صورت همه گیر‬ ‫وجود دارند و تعداد معدودی از زندانیان به مراقبت های ســامت‬ ‫مورد نیاز خود دسترسی پیدا می کنند‪ .‬یوگا ابزاری ارزان است که‬ ‫می تواند برای کمک به زندانیان در مدیریت سالمت روانی معرفی‬ ‫شود‪ .‬اندروفین های ازاد شده از ورزش می توانند تاثیر به سزایی در‬ ‫سالمت روان داشته باشند‪.‬‬ ‫یک مطالعه توسط دانشگاه اکسفورد نشان داد زندانیانی که در‬ ‫یک برنامۀ منظم یوگا شــرکت می کردند‪ ،‬از میزان پریشانی های‬ ‫روانی و اضطراب کمتر‪ ،‬روحیۀ بهتر و تمرکز باالتری برخوردار بودند‪.‬‬ ‫اضطــراب و ناراحتی های روانی کمتر باعث می شــود که زندانیان‬ ‫بتوانند از ان برای بهبود خود استفاده کنند‪ ،‬خواه با بررسی گذشتۀ‬ ‫خود‪ ،‬گذراندن دوره ها یا درخواست تجدید نظر‪.‬‬ ‫فقدان مراقبت های سالمت روان که برای زندانیان نیز در دسترس‬ ‫باشــد‪ ،‬الگوی چرخه ای از بیماری را ایجــاد می کند‪ .‬میزان باالی‬ ‫اضطراب و اســترس باعث بی خوابی می شود‪ ،‬که منجر به افزایش‬ ‫افسردگی و باعث اضطراب بیشتر و همچنین رفتارهای جنون امیز و‬ ‫روانی خواهد بود‪ .‬شما می توانید به پرتوجویان خود کمک کنید که‬ ‫با اموزش تنفس متناوب از راه بینی و یوگا‪ ،‬میزان استرس خود را‬ ‫کاهش داده و خواب بهتری داشته باشند‪ .‬شاگردان خود را تشویق‬ ‫کنید که در صورت بروز اختــال در خواب‪ ،‬این روش ها را به کار‬ ‫بگیرند‪ .‬اگر کمبود هوای تازه‪ ،‬غذای مناسب و تحریکات باعث شده‬ ‫اســت که انان احساس افسردگی و بی حالی داشته باشند‪ ،‬تنفس‬ ‫کاپاالبهاتــی را در مورد انان امتحان کنید و در عین حال بازکردن‬ ‫لگن نیز می تواند به انان کمک کند تا احساسات سرکوب شده را‬ ‫ازاد کنند‪ .‬به پرتوجویانی که با اضطراب دست و پنجه نرم می کنند‬ ‫بیاموزید که روزی چند مرتبه اگاهی خود را بر اندام های مختلف‬ ‫معطوف کنند‪ ،‬ان ها را وارهانند تا موفق شوند اندامی را که در ان ها‬ ‫تنش احساس می کنند بیابند‪.‬‬ ‫ذهن اگاهی‬ ‫ذهن اگاهی عملی اســت که طی ان بــا دقت و بدون قضاوت‬ ‫در مــورد افکار‪ ،‬احساســات‪ ،‬بدن و دنیای اطــراف خود به نظاره‬ ‫می نشــینیم و توجه می کنیم‪ .‬یک تمرین مــداوم از ذهن اگاهی‬ ‫به ما کمک می کند تا زندگی خــود را بهتر درک کنیم؛ زیرا قادر‬ ‫خواهیــم بود موقعیت های خود را با دیدی باز و تا حدودی جدا از‬ ‫احساسات بررســی کنیم‪ .‬توانایی ارزیابی زندگی شخص از طریق‬ ‫دیدگاه اگاهانه‪ ،‬ابزاری قدرتمند برای هر کســی به شمار می رود‪،‬‬ ‫ولی برای زندانیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است‪.‬‬ ‫بســیاری از افراد زندانی نســبت به اقدامات خود احساس شرم‬ ‫بسیاری دارند‪ .‬تمرین ذهن اگاهی می تواند به ان ها کمک کند تا‬ ‫الگوهای زندگی خود را که منجر به رفتار ان ها شده است‪ ،‬شناسایی‬ ‫کنند و با امید ان ها را درهم شکنند‪.‬‬ ‫همچنیــن از طریق یوگا و مراقبه از روابط و نحوۀ تاثیر اقدامات‬ ‫خود در اطرافیان اگاه می شویم‪ .‬یک تمرین عمیق می تواند مجرایی‬ ‫بزرگ برای گذر عصبانیت و ناامیدی باشــد‪ ،‬در عین حال تمرین‬ ‫خنک کنندۀ تنفسی می تواند به پراکندگی شرایط تنش باال کمک‬ ‫کند‪ .‬در طول شاواســانا‪ ،‬شاگردان خود را تشویق کنید تا در مورد‬ ‫راه هایی که رفتارشان بر دیگران تاثیرگذار خواهد بود تامل کنند‪.‬‬ ‫رابطۀ ان ها با کارمندان زندان چگونه است؟ چگونگی نحوۀ برخورد‬ ‫روزانۀ انان با سایرین به چه نحو است؟‬ ‫شفقت و همدلی‬ ‫در طوفان شرایط نامناسب زندگی‪ ،‬انزوا و روابط متشنج و پرتنش‬ ‫با کارمندان زندان‪ ،‬زندگی برای یک زندانی می تواند با ناهنجاری هایی‬ ‫همراه باشد‪ .‬در این حالت نیز نامالیمت با دیگران‪ ،‬که به خشونت در‬ ‫داخل و خارج از زندان کمک می کند‪ ،‬نیز اسان است‪ .‬وقتی قادر به‬ ‫شناخت جنبه های انسانی و تشخیص درد دیگران باشیم‪ ،‬به سختی‬ ‫می توانیم برخوردی حاکی از نفرت با انان داشته باشیم‪.‬‬ ‫البته اکثر زندانیانی که در گذشــته مرتکب اشتباهاتی شده اند‪،‬‬ ‫از احســاس گناه شکنجه می شــوند‪ .‬یوگا می اموزد که‪« :‬شفقت‬ ‫کامل نیســت‪ ،‬مگر اینکه خود فرد را نیز شــامل شود‪ ».‬عشق به‬ ‫خود و پذیرش‪ ،‬که می تواند توسط یوگا پرورش یابد‪ ،‬به افراد کمک‬ ‫می کند تا بیاموزند که خود را با اشتباهاتشان تعریف نکنند‪ .‬غلبه بر‬ ‫داستان هایی که در مورد خودمان به ان ها باور داریم‪ ،‬برای همۀ ما‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪53‬‬ ‫دشــوار است‪ ،‬اما به دلیل ننگ اجتماعی که با گذر زمان در پشت‬ ‫میله های زندان به وجود می اید‪ ،‬برای زندانیان به مراتب سخت تر‬ ‫است‪ .‬به پرتوجویان خود یاداوری کنید که بهبود خود کار سختی‬ ‫است‪ ،‬اما نیل به ازادی در ان زمان که از گفتگوهای منفی پیرامون‬ ‫خود فارغ می شویم قطعاً ارزش این سختی را دارد‪.‬‬ ‫بیشــتر مواقع که به یــوگا در زندان فکر می کنیــم‪ ،‬یوگا برای‬ ‫زندانیان به نظرمان می اید‪ ،‬اما بسیاری از کارکنان زندان احساس‬ ‫تلخی‪ ،‬ناامیدی‪ ،‬عصبانیت و حتی تحقیر شدن می کنند‪ .‬کالس های‬ ‫یوگا می تواند برای کارمندان زندان نیز بسیار مفید باشد‪.‬‬ ‫عزت نفس‬ ‫گذرانــدن زمان در زندان باعث می شــود افراد احســاس انزوا‪،‬‬ ‫طرد شدن و عصبانیت کنند که به پایین امدن عزت نفس کمک‬ ‫می کند‪ ،‬در حالی که از دست دادن استقالل و موقعیت شخصی نیز‬ ‫می تواند جریحۀ بزرگی برای غرور برخی افراد باشد‪ .‬کاهش عزت‬ ‫نفس می تواند هر انسانی را در سفر خود برای رشد شخصی عقب‬ ‫بیندازد‪ .‬وقتی به توانایی های خودمان شــک می کنیم دیگر حتی‬ ‫سعی هم نمی کنیم‪ .‬پایین امدن عزت نفس ممکن است در مسیر‬ ‫یکی از شــاگردان شما هم قرار بگیرد و او را مستاصل نماید‪ .‬پس‬ ‫از دورۀ زنــدان و بعد از ازادی‪ ،‬عدم اعتماد به نفس می تواند مانعی‬ ‫بزرگ برای تالش در جهت یافتن شغل و یا جبران این مدت برای‬ ‫شخص موردعالقه باشد‪.‬‬ ‫اطمینان‬ ‫ن اگاهی به مــا کمک می کند تا‬ ‫یــک تمرین ناب یــوگا یا ذه ‬ ‫صداهای درون خود را بشناسیم‪ .‬وقتی تشخیص می دهیم که این‬ ‫صدا از ناامنی درونی ما می اید‪ ،‬ریسک کردن و اعتماد به خودمان‬ ‫ساده تر خواهد شد‪ .‬پرتوجویان خود را تشویق کنید که وقتی را برای‬ ‫مشخص کردن چیزهایی که به واقع درمورد خودشان می خواهند‬ ‫پرورش دهند و یا بخش هایی از خودشــان که نمی خواهند رشد‬ ‫کند و ادامه یابــد صرف کنند‪ .‬اگر شــاگردانی دارید که در حال‬ ‫اماده شدن برای یک جلســۀ بازجویی یا زمان دادگاه هستند‪ ،‬به‬ ‫ان ها کمک کنید تــا برای ارام کردن اعصاب و تحریک اعتماد به‬ ‫نفس تمرینات تنفسی و تاداســانا را انجام دهند‪ .‬تمریناتی مانند‬ ‫جنگجوی‪ 3‬و وضعیت کودک نیز می توانند گزینه های بسیار خوبی‬ ‫برای انان باشد‪ .‬پرتوجویانی که ممکن است به زودی از زندان ازاد‬ ‫شــوند را تشویق کنید تا جامعه ای از یوگی های اگاه را در نزدیکی‬ ‫خود پیدا کنند‪ .‬این کار می تواند به ایجاد یک شبکۀ حمایتی اطراف‬ ‫انان بینجامد تا این ســفر یوگیانه ادامــه پیدا کند‪ .‬به پرتوجویان‬ ‫خود متذکر شــوید که گرچه حضور در کالس بسیار شگفت انگیز‬ ‫و منحصر به فرد اســت‪ ،‬ولی مضیقۀ مالی بــرای پرداخت هزینۀ‬ ‫کالس هــا نمی تواند بهانه ای بــرای دوری از یوگا و انجام تمرینات‬ ‫باشد‪ .‬ان ها را به ســمتی هدایت کنید تا فیلم های اموزشی مورد‬ ‫عالقــۀ خود را به صورت انالین پیدا کنند‪ ،‬به ان ها کمک کنید تا‬ ‫برای خودشان تمرین های خانگی طراحی کنند و رویدادهای رایگان‬ ‫یوگا را با ان ها به اشتراک بگذارید‪ .‬برای کسانی که بعد از زندان به‬ ‫دنبال یافتن کار هستند‪ ،‬جاهایی حتی دوره های ویژۀ تربیت مربی‬ ‫برای افرادی که سابقۀ کیفری دارند برگزار می شود‪.‬‬ ‫‪54‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫شما چطور؟‬ ‫قطعــاً کمبود مربیان یوگایی که برای به اشــتراک گذاشــتن‬ ‫توانایی هــای خود در زندان زمان صرف کننــد وجود دارد‪ .‬اگر به‬ ‫تازگی به تدریس یوگا مشغول شده اید و امادۀ کسب تجربه هستید‪،‬‬ ‫اختصاص دادن بخشی از وقت تان به یک زندان محلی ایدۀ خوبی‬ ‫است‪ .‬داشتن تجربۀ تدریس در زندان ها نشان می دهد که شما یک‬ ‫مربی همه کاره و منعطف هستید‪.‬‬ ‫همۀ افراد می دانند که ورود به زندان و تدریس در انجا تا چه حد‬ ‫دشوار است‪ .‬تدریس در زندان نشان از تعهد شما به ارزش هایتان‪،‬‬ ‫اعتقاد به عمل و تمایل به امتحان کردن مســائل جدید هر چند‬ ‫دشوار به عنوان یک مربی اســت‪ .‬هنگام تدریس در زندان ممکن‬ ‫است با کسانی روبه رو شوید که یوگا را جدی نمی گیرند‪ ،‬این امر نه‬ ‫تنها به شما می اموزد که چگونه شاگردان را نگه دارید‪ ،‬بلکه شما را‬ ‫مجبور می کند تا مزایای یوگا را به روشی شیوا و قانع کننده بیان‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫شــکی در این موضوع نیست که اموزش مربی تجربه ای قوی و‬ ‫چالش برانگیز اســت‪ .‬بنابراین چند ماه بعد از اتمام دوره‪ ،‬بسیاری‬ ‫احســاس می کنند که در تمرین خود روی روال افتاده اند‪ .‬تدریس‬ ‫در زندان می تواند تحولی برای ایجاد چالش در تمرینات یا تمرینی‬ ‫برای ماهیچه هایی باشــد که در زندگی روزمره بنیۀ خود را گاه از‬ ‫دست می دهند و تحلیل می روند‪.‬‬ ‫تصور کنید که تمام روز در ســلولی محصور شده اید‪ .‬بسیاری از‬ ‫مربیان گزارش می دهند که شاگردان ان ها در زندان گاه نسبت به‬ ‫تمرینات بسیار پذیرا هستند‪ .‬اگر برای شما هم جالب است که شوق‬ ‫خود را با افرادی که پشــت میله های زندان هستند شریک شوید‪،‬‬ ‫محیط های این چنینی همواره به داوطلبانی احتیاج دارند و معموالً‬ ‫از امادگی افرادی که مایلنــد وقت خود را برای همکاری بگذارند‬ ‫هیجان زده می شوند‪.‬‬ ‫در انتها‪...‬‬ ‫سیکل بازگشت مجدد بسیار دشــوار است‪ .‬با وجود حس مایۀ‬ ‫ننگ بودن در اجتماع‪ ،‬شبکه های حمایتی ضعیف و عدم اگاهی از‬ ‫سالمت روان‪ ،‬درهم شکستن چرخۀ جرم و حبس ناممکن به نظر‬ ‫می رسد‪ .‬برای افرادی که در حبس هستند‪ ،‬ذهن اگاهی‪ ،‬شفقت و‬ ‫عزت نفسی که از یوگا حاصل می شود می تواند مسیری دراز برای‬ ‫سازگاری با دنیای خارج از زندان را بپیماید‪ .‬حقیقت غم انگیز این‬ ‫اســت که برخی پرتوجویان شما شاید دیگر هرگز دنیای بیرون را‬ ‫نبینند‪ .‬برای این عده یوگا ممکن اســت یکی از تنها فرصت هایی‬ ‫باشد که ارتباط‪ ،‬هیجان و ارامش را احساس کنند‪.‬‬ ‫فواید یوگا برای زندانیان حیرت انگیز اســت‪ .‬اما به عنوان مربی‪،‬‬ ‫ممکن است حتی خود شما نیز از رشد خودتان شگفت زده شوید‪.‬‬ ‫‪* Kosta Miachin‬‬ ‫به حقیقت درونت اعتماد کن!‬ ‫برگرفته از‪ :‬یوگا ژورنال‬ ‫برگردان‪ :‬مینا سهرابی‬ ‫اپــرا وینفــری‪( 1‬زادۀ ‪ 1954‬میالدی)‪،‬‬ ‫معتقد اســت که زندگی کردن هرکس به‬ ‫ســبک خودش‪ ،‬قابل ستودن است و اص ً‬ ‫ال‬ ‫احمقانه نیست‪ .‬او در کتاب خویش به نام‬ ‫مســیر روشن شد! کشــف جهت زندگی‬ ‫و هدف برای شــما‪ ،2‬انچه را کــه دربارۀ‬ ‫تعیین اهداف ارزشمند‪ ،‬پیدا کردن مسیر‬ ‫و رســیدن به بهترین خود یاد گرفته‪ ،‬به‬ ‫اشتراک گذاشته است‪.‬‬ ‫عمل سادۀ جستجو در اینترنت با موضوع‬ ‫"هدف من چیست؟" منجر به رسیدن به‬ ‫حدودا ً بیســت میلیارد پاسخ می شود‪ .‬این‬ ‫خود رقمی حیرت انگیز در مســیری است‬ ‫که بسیاری از افراد دربارۀ اینکه چه کسی‬ ‫هستند احساس می کنند و هم چنین بیانگر‬ ‫این است که به چه اندازه احساس نیاز برای‬ ‫یک حضور بامعنی وجود دارد‪.‬‬ ‫تایپ کردن ان سه کلمۀ کوچک یعنی‬ ‫"هدف‪ -‬من‪ -‬چیســت" و فشردن کلمه‬ ‫تاییــد‪ 3‬می تواند در ظاهر یک عمل جزئی‬ ‫به نظر برسد‪ ،‬اما این عمل درواقع یک بازتاب‬ ‫واقعی از ارزو و امیدی خالص اســت که از‬ ‫اعماق قلبی برخواســته است‪ .‬در حقیقت‬ ‫پرسش می شــود تا تایید شود‪ .‬شروع این‬ ‫جستجو یک نشانه است که بیان می کند‬ ‫سفری به ســمت یک زندگی واال و پر از‬ ‫ارزش و معنا در حال شروع شدن است‪.‬‬ ‫و اینک خبر خوشی وجود دارد‪ .‬ان سوی‬ ‫وسعت و پیچیدگی لینک های دیجیتالی‪،‬‬ ‫تنها یک شــخص وجود دارد که پاســخ‬ ‫همۀ انچه را که شــما به دنبالش هستید‬ ‫دارد‪ .‬ان شــخص به طوری معجزه اسا کل‬ ‫زندگی شما را بیان می کند‪ .‬البته من دربارۀ‬ ‫شخصی به جز خود شما صحبت نمی کنم!‬ ‫من اعتقاد دارم که هر کدام از ما با یک‬ ‫هدف به این دنیا امده ایم‪ .‬مهم نیست که‬ ‫شــما چه کسی هستید‪ ،‬چه می کنید و یا‬ ‫اینکه فکر می کنیــد که تا کجا باید پیش‬ ‫بروید‪ .‬در حقیقت شما توسط یک نیروی‬ ‫قوی تر از خودتان راهبری می شــوید تا در‬ ‫طرح الهی تان مشغول شوید و این فراتر از‬ ‫ان چیزی اســت که شما برای انجام امور‬ ‫زندگی تان انجام می دهید‪ .‬من دربارۀ یک‬ ‫قدرت برتر صحبت می کنم‪ ،‬همان علتی که‬ ‫شما به خاطر ان اینجا روی زمین هستید‪.‬‬ ‫هر کدام از ما یک نقش ضروری در میان‬ ‫کل بشریت داریم‪ .‬همه انچه که شما باید‬ ‫انجام دهید این است که مسیرتان را دنبال‬ ‫کنید تا به ندای درونی تان پاسخ دهید‪.‬‬ ‫همان طور کــه فیلســوف چینی الئو‬ ‫تزو ‪4‬عنوان کرده است‪ ،‬یک سفر هزار مایلی‬ ‫تنها با یک گام شروع می شود‪.‬‬ ‫متعهد بودن به یــک زندگی هدفمند‬ ‫نیازمند جسارت اســت‪ .‬زمانی در زندگی‬ ‫خــود مــن وجود داشــت که احســاس‬ ‫ســردرگمی بین این دو مورد داشتم‪)1 .‬‬ ‫انچــه جهان به من می گفــت که باید به‬ ‫ان تبدیل شــوم‪ )2 .‬ان احساســی که در‬ ‫خصوص تبدیل شــدن به حقیقت درونم‬ ‫داشتم‪ .‬امروز من دربارۀ اینکه چه چیزی را‬ ‫در این دنیا باید انجام دهم مطمئن هستم‬ ‫و این به این دلیل است که شروع به گوش‬ ‫دادن بــه ندای درونــم و تمرکز کردن به‬ ‫تصمیماتی که هر روز می گرفتم کرده ام‪.‬‬ ‫اگر شــما در شــغل یا روابط تان دچار‬ ‫سردرگمی شــده اید‪ ،‬اگر با مسائل مالی‪،‬‬ ‫اعتیاد یا حفظ سالمتی تان دست و پنجه‬ ‫نرم می کنید‪ ،‬سفر و حرکت به سوی یک‬ ‫تغییر مانــدگار با تعریف اینکه چه چیزی‬ ‫بیش تر برای تان مهم است شروع می شود‪.‬‬ ‫همۀ ما مدت زمان محــدودی را در روی‬ ‫زمین فرصت زندگی کردن داریم‪ .‬شــما با‬ ‫زندگی تان می خواهید چه کار کنید؟ چگونه‬ ‫می خواهیــد ایندۀ باارزش تان را ســپری‬ ‫کنید؟ دیگر هیچ نیازی به این نیست که‬ ‫یــک روز دیگر را با نگرانی دربارۀ اینکه ایا‬ ‫هدفی باارزش تر و واالتر برای زندگی کردن‬ ‫وجود دارد‪ ،‬ســپری کنید‪ .‬بله‪ ،‬البته وجود‬ ‫دارد و ان چیز برای اینکه شما ان را کشف‬ ‫کنید به شما تخصیص یافته است‪.‬‬ ‫زمانی که شما اماده باشید ‪. ...‬‬ ‫‪Oprah Gail Winfrey1‬‬ ‫تهیه کننده‪ ،‬هنرپیشه‪ ،‬نیکوکار‪ ،‬برندۀ جایزۀ اسکار و کاندیدای جایزۀ‬ ‫گلدن گلوب و بفتا و از مشهورترین و مطرح ترین مجری های تلویزیونی‬ ‫امریکا و جهان است که به عنوان ثروتمندترین امریکایی افریقایی تبار‬ ‫قرن بیستم رتبه بندی شده است‪ .‬او فعالیت های زیادی در زمینه های‬ ‫مختلف انسان دوستانه انجام داده و بزرگ ترین نیکوکار سیاه پوست در‬ ‫تاریخ امریکا به شمار می رود‪.‬‬ ‫‪ 2‬این کتاب از گرداوری داستان های الهام بخش از افرادی که مسیرشان‬ ‫را پیدا کرده اند به دست امده است‪.‬‬ ‫‪3-Enter‬‬ ‫‪4-Lao Tzu‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪55‬‬ ‫یک وعده غذای گیاهی‬ ‫تهیه و تنظیم‪ :‬شیمال خان‬ ‫برگرگیاهی‬ ‫مواد الزم‪:‬‬ ‫سیب زمینی اب پز ‪ 3‬عدد‬ ‫نخود پخته شده ‪ 1‬پیمانه‬ ‫ذرت پخته شده ‪ 1‬پیمانه‬ ‫سیر ‪ 1‬حبه‬ ‫اردنخودچی ‪ 3‬قاشق غذاخوری‬ ‫نمک و ادویه و روغن به مقدار الزم‬ ‫نان برگر ‪ 4‬عدد‬ ‫طرز تهیه‪ :‬تمام مواد باال را در مخلوط کن ریخته و میکس کنید تا‬ ‫به شــکل خمیر درایند‪ .‬نان های برگر را از وسط برش و کمی در‬ ‫روغن تفت دهید‪ .‬مایۀ برگــر را در غالب مخصوص برگر بریزید و‬ ‫سپس سرخ کنید‪.‬‬ ‫مواد الزم برای روی برگر‪:‬‬ ‫خیار شور متوسط ‪ 2‬عدد‬ ‫پیاز متوسط ‪ 1‬عدد‬ ‫فلفل دلمه ای ‪ 1‬عدد‬ ‫کاهو و کلم خرد شده ‪ 1‬پیمانه‬ ‫گوجه فرنگی متوسط ‪ 2‬عدد‬ ‫طرز تهیه‪ :‬مواد روی برگر را به صورت رشته های بسیار نازک خرد‬ ‫و بــا هم مخلوط کنید‪ .‬برگرها را روی نصف نان برش داده شــده‬ ‫بگذارید و سپس مواد روی برگر را روی ان بریزید و بعد نیمۀ دیگر‬ ‫نان را روی ان ها بگذارید‪.‬‬ ‫‪56‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫ساالد زیتون و گوجه فرنگی‬ ‫مواد الزم‪:‬‬ ‫پیاز کوچک قرمز ‪ 8‬عدد‬ ‫گوجه فرنگی متوسط ‪ 4‬عدد‬ ‫زیتون بدون هسته ‪ 2‬پیمانه‬ ‫ریحان و شاهی و نعنای تازه ‪ 3‬پیمانه‬ ‫اسفناج ریز خرد شده ‪ 2‬پیمانه‬ ‫برگ گشنیز خرد شده ‪ 1‬قاشق سوپ خوری‬ ‫نمک و فلفل سیاه به مقدار الزم‬ ‫طرز تهیه‪ :‬تمام مواد باال را ریز خرد کنید و با هم مخلوط نمایید‪.‬‬ ‫مواد الزم برای سس ساالد‪:‬‬ ‫روغن زیتون ‪ 2‬قاشق سوپ خوری‬ ‫اب لیموی تازه ‪ 1‬قاشق سوپ خوری‬ ‫شکر ‪ 1‬قاشق چای خوری‬ ‫جعفری خرد شده ‪ 2‬قاشق چای خوری‬ ‫پودر زیره ‪ 1‬قاشق چای خوری‬ ‫سیر کوبیده شده ‪ 2‬حبه‬ ‫ابغوره یا سرکۀ سیب ‪ 1‬قاشق غذاخوری‪.‬‬ ‫طرز تهیۀ سس ساالد‪ :‬تمام مواد باال را در مخلوط کن بریزید و خوب با‬ ‫هم میکس نمایید و سپس روی ساالد بریزید‪.‬‬ ‫شیرینی دانمارکی گیاهی‬ ‫مواد الزم‪:‬‬ ‫ارد ‪ 100‬گرم‬ ‫ارد ذرت ‪ 100‬گرم‬ ‫شکر ‪ 500‬گرم‬ ‫شیرسویا ‪ 1‬کیلو‬ ‫مارگارین (کرۀ گیاهی) ‪ 250‬گرم‬ ‫روغن مایع ‪ 1/2‬پیمانه‬ ‫وانیل ‪ 1/2‬قاشق چای خوری‬ ‫نمک و کنجد و خالل بادام و خاک قند به مقدار الزم‬ ‫طرز تهیه‪ :‬شــیر سویا و روغن و شکر و نمک و وانیل را با هم مخلوط‬ ‫می کنیم‪ .‬ارد و ارد ذرت را کم کم به ان اضافه می کنیم و هم می زنیم‪.‬‬ ‫خمیر به دست امده را با مقداری اب ولرم ترکیب کرده و ورز می دهیم‬ ‫و می گذاریم حدود ‪ 10‬دقیقه بماند‪ .‬بعد خمیر را پهن و با وردنه صاف‬ ‫می کنیم تا به شکل خمیری نازک و مستطیلی شکل دراید‪ .‬یک طرف‬ ‫خمیــر را گرفته و روی طرف دیگر تا می کنیم‪ .‬این کار را مجددا ً تکرار‬ ‫می کنیم تا خمیر به شــکل چهارالیه درایــد‪ .‬مارگارین را که از قبل‬ ‫در یخچال گذاشــته ایم تا سفت شود‪ ،‬با چاقو به شکل الیه های نازک‬ ‫می بریم‪ .‬الیه های کره را روی نصف خمیر می چینیم‪ .‬سپس طرف دیگر‬ ‫خمیر را بلند کرده و روی طرف دیگر تا می کنیم‪ .‬بدین ترتیب خمیری‬ ‫هشت الیه داریم که وسط ان مارگارین قرار دارد‪ .‬حال با چاقو خمیر را‬ ‫به شکل مربع های کوچک برش می دهیم‪ .‬سینی فر را چرب می کنیم و‬ ‫شیرینی ها را روی ان می چینیم‪ .‬فر را روی ‪ 220‬درجۀ سانتی گراد قرار‬ ‫می دهیم و می گذاریم شــیرینی ها به مدت ‪ 35‬دقیقه بپزند‪ .‬در ظرفی‬ ‫جداگانــه یک پیمانه اب را با یک پیمانه شــکر و کمی گالب مخلوط‬ ‫می کنیم و می جوشانیم تا شربتی غلیظ شود‪ .‬بعد از اینکه شیرینی ها‬ ‫خنک شد با قلم شیره را روی ان ها می مالیم‪ .‬روی تعدادی از شیرینی ها‬ ‫خاک قند‪ ،‬روی تعدادی دیگر کنجد‪ ،‬و روی بقیه خالل بادام می ریزیم‪.‬‬ ‫بستنی یخی هندوانه و لیموناد‬ ‫مواد الزم‪ :‬اب هندوانه ‪ 2‬لیوان‬ ‫لیموناد ‪ 2‬لیوان‬ ‫قالب بستنی یخی‬ ‫طرز تهیه‪ :‬قالب های بستنی را تا نیمه از اب هندوانه پر می کنیم سپس‬ ‫به مدت یک ساعت در فریزر می گذاریم‪ .‬بعد نیمۀ دیگر را با لیموناد پر‬ ‫می کنیم‪ .‬چوب بستنی ها را داخل قالب ها گذاشته و در فریزر می گذاریم‬ ‫تا چند ساعت بمانند و یخ بزنند‪ .‬سپس قالب ها را زیر اب ولرم گرفته و‬ ‫بستنی ها را از قالب جدا می کنیم‪ .‬بستنی یخی های دو رنگ مان اماده اند‪.‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪57‬‬ ‫یوگا روشی برای دیدن خویشتن و جهان پیرامون‬ ‫سید عبدالحمید موحدی‬ ‫در هنگام ســفر دو هفته ای به اشرام یوگای شیواناندا در شهریور ماه سال ‪ 1398‬و به‬ ‫منظور اســتفاده از روش طب سنتی هند و پاک ســازی از طریق پانچاکارما (پاک سازی‬ ‫اندام های داخلی به روش ایورودا)‪ ،‬با شری راوی ایشواران‪ 1‬که برای تدریس فلسفۀ یوگا به‬ ‫اشرام امده بود اشنا شدم‪ .‬در این مدت کوتاه فرصتی دست داد تا مصاحبه ای با او داشته‬ ‫باشم در خصوص فلسفۀ یوگا که روشی است برای دیدن خویشتن و جهان پیرامون‪.‬‬ ‫چند سالی هم هست تدریس ودانتا را بر روی یک بستر انالین‬ ‫لطفا خودتان را معرفی نمایید‬ ‫من راوی ایشواران فرزند شری اکنات ایشواران‪ ،2‬استاد برجستۀ که پرتوجویان بســیاری از کشورهای مختلف در ان حضور دارند‬ ‫مدیتیشن هستم که در اشرام خود‪ ،‬راماگری‪ ،‬در شهر تومالس‪ ،‬در برعهده دارم‪.‬‬ ‫نزدیکی سانفرانسیسکو در ایالت کالیفرنیا (ایاالت متحده امریکا)‪،‬‬ ‫‪.1‬بفرمایید یوگا چگونه‪ ،‬درکجا و در چه زمانی شکل گرفته‬ ‫زندگی و تدریس می کرد‪.‬‬ ‫دارای سابقۀ بانکداری و ســرمایه گزاری هستم‪ ،‬ولی در نهایت است؟‬ ‫یوگا از فلسفه ودانتا شکل گرفته و اصطالح ودانتا توسط بسیاری‬ ‫زمانی از کار در شــرکت ها و ادارات استعفا دادم و تمام وقتم را به‬ ‫به «انتهای دانش» تعبیر شده است‪ .‬حقیقت این است که چیزی‬ ‫عالقۀ همیشگی خود یعنی یوگا اختصاص داده ام‪.‬‬ ‫به طور جدی با شعب اشرام یوگای شیواناندا در ارتباط بوده و به عمیــق و باطنی در نام ان وجود نــدارد‪ .‬وداها متون کتب هندی‬ ‫برگزاری کالس های تربیت مربی مشغول هستم‪ .‬همچنین برخی از بودند که با علم موجود در هند باســتان سروکار داشتند‪ .‬وداها را‬ ‫می توان به طور کلی به دو بخش بسیار گسترده تقسیم کرد؛ بخش‬ ‫دوره های مراقبه را نیز در اشرام تدریس می کنم‪.‬‬ ‫‪58‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫اول که بــا اداب‪ ،‬ایین ها و قوانین زندگی و ارتباط با علم موجود‬ ‫بررسی می شود و معنی بخش دوم عبارت است از «در انتهای متن‬ ‫جای دارد»‪ .‬از این رو نام ودانتا به این معنی اســت که در انتهای‬ ‫ودا یافت می شود‪ .‬این بخش عمدتاً با فلسفۀ اساسی کتاب مقدس‬ ‫سروکار دارد و شامل همۀ اوپانیشادها‪ 3‬می شود‪ .‬الزم به ذکر است‬ ‫که امروز این تعریف ودانتا فراتر رفته است و سوتراهای برهما‪ 4‬را‬ ‫نیز دربرمی گیرد‪.‬‬ ‫‪ .2‬تفاوت بین ودانتا با هر مکتب فلسفی دیگر چیست؟‬ ‫ایا این فقط یک مکتب فلسفی نیست؟‬ ‫وداها به خود خداوند تعلــق دارند‪ .‬بنابراین «بنیان گذار» برای‬ ‫وداها وجود ندارد‪ .‬این یک پیکر اشــکار و بــدون لفاف از دانش‬ ‫است که به نسل های بی شماری منتقل می شود‪ .‬ودانتا یک فلسفه‬ ‫نیست‪ .‬این واقعیت‪ ،‬که از ان به عنوان مکتبی فلسفی یاد می شود‪،‬‬ ‫تا حدی برای سهولت در طبقه بندی موضوعات است که شاید از‬ ‫درکی ناکافی نســبت به ودانتا نشات می گیرد‪ .‬ودانتا روشی برای‬ ‫دیدن خویشتن و جهان پیرامون است‪.‬‬ ‫‪ .3‬امروز ودانتا چگونه با ما در ارتباط است؟‬ ‫ودانتــا به «نارضایتی ها» در ما می پردازد و از ان رو که همۀ ما‬ ‫فقط گاهی اوقات خوشــحال می شویم‪ ،‬پس برای همۀ ما اهمیت‬ ‫دارد‪ .‬ودانتــا به ما می گوید که همۀ ما تصویری از خویشــتن را‬ ‫به عنوان موجــودی محدود در معرض مبهم بودن سرنوشــت و‬ ‫ثروت قــرار می دهیم و در اثر بادهای زمان مورد ضرب و شــتم‬ ‫قرار می گیریم‪ .‬این یک خطای اساســی در اندیشۀ ما است و یک‬ ‫استاد ودانتیک‪ 5‬در تالش است که ما را نسبت به این درک غلط‬ ‫اگاه کند‪ .‬وی به نظریه ای که توســط اوپانیشادها بیان شده است‬ ‫اشاره می کند که در حقیقت محدودیتی برای ما وجود ندارد‪ ،‬اما‬ ‫با همراه داشتن تفکر این محدودیت ها‪ ،‬در تالش برای خوشبختی‬ ‫درهایی را به یک نزاع و کشمکش مداوم گشوده ایم‪ .‬ودانتا یاداوری‬ ‫می کند که این مبارزه به خودی خود اثباتی بر این واقعیت است‬ ‫که ما در برخی سطوح اساسی ناخوداگاه‪ ،‬این تصویر از خود را که‬ ‫موجودی محدود هستیم رد می کنیم‪ .‬و این مبارزۀ مداوم تالشی‬ ‫برای «به دست اوردن» این بی حد و مرزی و این کامل بودن است‪.‬‬ ‫در یک سطر‪ ،‬تعلیماتی که توسط سامپرادایا‪ 6‬اورده شده است این‬ ‫است که «تو بی نهایت هستی»‪ .‬این موجود بی نهایت با نام برهمن‬ ‫شناخته می شود‪.‬‬ ‫‪ .4‬ایا ممکن اســت کمی درمورد اصطالح سامپرادایا‬ ‫توضیح دهید؟‬ ‫ســامپرادایا تدریس روشــی ویژه برای ایجاد ارتباط است‪ .‬این‬ ‫اموزش و همچنین روش برقــراری ارتباط از معلم به دانش اموز‬ ‫منتقل شده اســت‪ .‬سپس دانش اموز معلم می شــود و ان را به‬ ‫دانش اموزان خود منتقل می کند‪ ،‬که از بین ان ها نیز معلم دیگری‬ ‫متولد می شــود‪ .‬این همان سنت تدریس است که سامپرادایا نام‬ ‫دارد‪ .‬بنابراین فقط کسی که معلم داشته است می تواند معلم باشد‬ ‫و خود شانکاراچاریا‪ 7‬می گوید‪« :‬از معلمی که به سنت سامپرادایا‬ ‫تعلق ندارد بپرهیزید‪».‬‬ ‫‪ .5‬شانکاچاریا که بود؟‬ ‫ادی شانکاچاریا استاد قابل احترامی از زمان های قدیم است که‬ ‫در قرن هشتم قبل از میالد زندگی می کرد‪ .‬وی اوپانیشادها را به‬ ‫صورت غیرمنفصل و غیردوگانه و متصل به هم تعبیر کرده است‪.‬‬ ‫شانکاچاریا با تاسیس چهار صومعۀ بزرگ (ماتاها) در شمال‪ ،‬جنوب‪،‬‬ ‫شرق و غرب هند شناخته شده است‪ .‬هر ماتا توسط یکی از چهار‬ ‫شاگرد برجستۀ او هدایت می شد‪ .‬این ماتاها ستون های سامپرادایا‬ ‫هستند‪ .‬شانکارا در درجۀ اول مسئولیت احیای برتری های فلسفۀ‬ ‫شرق را در زمانی عهده دار بود که دیگر فلسفه ها در هند محبوبیت‬ ‫کسب کرده بودند‪.‬‬ ‫‪ .6‬ممکن است توضیحات بیشتری دربارۀ ادوایتا ودانتا‬ ‫بدهید؟‬ ‫ادوایتا به معنی «بدون وقفه» یا غیر دوگانه است‪ .‬در این دنیای‬ ‫کثرت‪ ،‬طبیعی اســت که ما جهان را به بخش هایی تقسیم کنیم‪.‬‬ ‫یک تقسیم مشترک این است‪ :‬من‪ ،‬جهان (موجودات متعدد زنده‬ ‫و بی جان) و خدا که خالق همۀ این هاســت‪ .‬بنابراین تقسیم سه‬ ‫جانبه ای شــامل من و جهان و خالق جهان هستی وجود دارد‪ .‬به‬ ‫واســطۀ این دیدگاه نسبت به موجودات متعدد‪ ،‬ما از جانب سایر‬ ‫موجودات به طــور مداوم مورد تهدید قرار می گیریم‪ .‬به دلیل این‬ ‫تهدیدهاست که استرس و نارضایتی به وجود می اید‪ .‬ودانتا به ما‬ ‫می گوید که این بینش چندگانه یک خطا است و همه چیز از یک‬ ‫منبع واحد سرچشمه گرفته است؛ بنابراین‪ ،‬تنها یک موجودیت‬ ‫واحد وجود دارد‪ .‬کل جهان و موجودات ان فقط نام ها و اشــکال‬ ‫اساســی این واحد هســتند‪ .‬ودانتا نمونه ای از زیوراالت متنوع را‬ ‫نشــان می دهد‪ .‬مادۀ اصلی طالست و فقط اشکال مختلفی مانند‬ ‫گردنبند‪ ،‬انگشتر یا دستبند از ان وجود دارد‪.‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪ .7‬ممکن است بیشتر توضیح دهید؟‬ ‫از منظر ودانتا‪ ،‬خدا تنها خالقی است که جهان را افریده است‪.‬‬ ‫در واقع در خداوند اگاهی خالص‪ ،‬وجود خالص‪ ،‬ســعادت خالص‬ ‫است‪ .‬همان اصل اگاهی‪ ،‬وجود و سعادت که از ان ها نام می بریم‪.‬‬ ‫‪ .8‬چگونه این اگاهی الهی تجربه می شود؟‬ ‫این اصل جز در تماس با موضوع تجربه پذیر نیســت‪ .‬به عنوان‬ ‫مثــال اتش را در نظر بگیرید که اصل ان «گرما» اســت‪ .‬گرمای‬ ‫این اصل به جز در تماس با یک شیء قابل تجربه نیست‪ .‬به عنوان‬ ‫مثال از اتش اســتفاده کنید که سرمنشا گرماست‪ .‬گرمای اتش‬ ‫اصلیت و قانون خود ان است‪ .‬اگر می خواهید این «گرما» را تجربه‬ ‫کنید‪ ،‬به موجودیتی نیاز دارید که این حس را مث ً‬ ‫ال با انگشت خود‬ ‫نشان دهید‪ .‬لحظه ای که انگشت اتش را لمس می کند‪ ،‬گرما را در‬ ‫انگشت تجربه خواهید کرد‪ .‬اما بدون هدف نمی توان اصل گرما را‬ ‫تجربه کرد و فقط از نظر فکری قابل درک است‪ .‬به همین ترتیب‪،‬‬ ‫اگاهی فقط در صورت وجود یک شیء دیگر قابل تجربه است که‬ ‫در این حالت شامل ذهن و بدن یک موجود زنده است‪ .‬این تجربه‬ ‫در مورد انسان با درک ان ها از صحبت و رفتار ممکن است‪ .‬تجربه‬ ‫در مورد ذهن خویش اگاهی از افکاری اســت که در ذهن جریان‬ ‫دارد‪ .‬به طور خالصه‪ ،‬نیازی نیست که «تجربۀ اگاهی» به طور مجزا‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪59‬‬ ‫و جداگانه انجام شــود‪ .‬هر لحظه از بیــداری و رویا در ما‪ ،‬وقتی در‬ ‫حال تجربۀ هرچیز هســتیم‪ ،‬تجربه ای از اگاهی و اصل وجود یعنی‬ ‫همان خداست‪.‬‬ ‫به طور خالصه‪ ،‬الزم نیســت به طــور جداگانه «اگاهی را تجربه‬ ‫کنید»‪ .‬هر لحظۀ بیداری و رویاپردازی ما‪ ،‬هرگونه تجربه ای داشــته‬ ‫باشیم‪ ،‬تجربه ای از اگاهی و اصل وجود یعنی خداست‪ .‬هیچ تجربه ای‬ ‫به خودی خود میسر و اص ً‬ ‫ال موردنیاز نیست‪.‬‬ ‫‪ .9‬ایا می توان روشی را برای تدریس ودانتا دنبال کرد؟‬ ‫همان طور که قب ً‬ ‫ال نیز گفتم‪ ،‬ودانتا به شما می گوید که بخشی از‬ ‫خدا‪ ،‬کل و بی نهایت هســتید‪ .‬کل جهان فقط به خاطر وجود شما‬ ‫موجودیت دارد‪ .‬بنابراین‪ ،‬نفر دوم و ســوم فقــط در صورت وجود‬ ‫شخص اول به وجود می ایند‪ .‬نیازی به اثبات نیست که بدانیم یکی‬ ‫وجــود دارد (چرا که وجود چیزی خود اثباتی بر بودن ان اســت)‪.‬‬ ‫بنابراین ودانتا به معنای اثبات وجود خداست‪.‬‬ ‫ودانتــا به ما می گوید که بین فردیت ما‪ ،‬کل جهان و خالق ان ها‬ ‫یعنی خدا هویتی وجود دارد‪ .‬این هویت برای ادراک‪ ،‬در دسترس یا‬ ‫قابل تجربه نیست‪ ،‬ولی دائماً در جریان است‪.‬‬ ‫بنابراین باید این هویت را جستجو و درک کرد‪ .‬خدا همان هستی‬ ‫بی نهایت و بی حد و مرز اســت‪ .‬بنابراین‪ ،‬ودانتا به شما قول ازادی از‬ ‫محدودیت را نمی دهد؛ زیرا این ازادی واقعیتی است که از قبل اثبات‬ ‫شده است‪ .‬مزایای بی حد و حصر ان نه به دلیل محدودیت واقعی در‬ ‫دسترس ما‪ ،‬بلکه به دلیل «محدودیت ظاهری» است که نتیجۀ عدم‬ ‫درک ماهیت بی نهایت ماست‪.‬‬ ‫روش تدریس از طریق اســتفاده از «پاکریاس»‪ 9‬صورت می گیرد‪.‬‬ ‫مدل های تدریس ان در اوپانیشادها قابل یافتن هستند‪ .‬معلمان برای‬ ‫فهم دانش اموزان این روش ها را به کار می گیرند‪ .‬در اینجا دربارۀ دو‬ ‫مدل از ان ها به اختصار توضیحی داده می شود‪:‬‬ ‫‪ -1‬رابطــۀ علیــت‪ :10‬رابطۀ بین خدا‪ ،‬جهان و فــرد در این مدل‬ ‫به زیبایی ارائه شده اســت‪ .‬خدا به عنوان علت نهایی همه چیز ارائه‬ ‫می شود ‪ -‬علت که خود دلیل ندارد‪ .‬این به عنوان علت پیدایش کل‬ ‫جهان‪ ،‬علت وجود ان و همچنین زمینۀ وضوح جهان اســت‪ .‬برای‬ ‫فهم بیشتر مثال زینت االت را دوباره درنظر بگیرید‪ .‬طال دلیل اصلی‬ ‫اســت‪ .‬حتی اگر زینتی وجود داشته‪ ،‬این موجودیت بدون ان طال‬ ‫ممکن نیست‪ .‬از این رو‪ ،‬علت وجودی نیز هست‪ .‬هنگامی که زینتی‬ ‫ذوب می شــود‪ ،‬از ان تنها طال باقــی می ماند‪ ،‬پس زمینۀ ظهور ان‬ ‫زینت است‪.‬‬ ‫از این رو‪ ،‬در تحلیل نهایی‪ ،‬این زیوراالت جدا از طال نیســتند‪ .‬به‬ ‫همین ترتیب‪ ،‬جهان نیز از ذات خود یعنی پروردگار جدا نیست و از‬ ‫انجا که ان ها از هم جدا نیستند‪ ،‬نمی توان چیزی را غیر از وجود خدا‬ ‫در نظر گرفت‪ .‬برای به کار بردن این قیاس در زندگی ما‪ ،‬بدن و ذهن‬ ‫ما جدا از خدا نیســت‪ .‬تعدد تزئینات این حقیقت را که طال یکتا و‬ ‫یگانه است انکار نمی کند‪ .‬به همین صورت تعدد موجودات زنده و غیر‬ ‫زنده از این واقعیت دور نیست که خالق ما یکتا و یگانه است‪ .‬ودانتا به‬ ‫ما می گوید که پروردگار همان چیزی است که همه جا هست ‪ -‬جذب‬ ‫این اموزش منجر به این کشــف می شود که این جهان و موجودات‬ ‫ان توسط خدا افریده شده اند‪ .‬شناخت و پذیرش این واقعیت همان‬ ‫چیزی است که به عنوان رهایی یا موکشا‪ 11‬شناخته می شود‪.‬‬ ‫‪60‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫‪ -2‬مدل پنج جلدی‪ :12‬طبق این مدل انسان از پنج لفاف پوشیده‬ ‫شده است که عبارت اند از‪:‬‬ ‫بدن فیزیکی‬ ‫الیۀ حیاتی هوا‬ ‫الیۀ ذهنی‬ ‫الیۀ عقالنی‬ ‫الیۀ سعادتمندی‬ ‫این الیه ها نقاط اصلی برای این اشتباه اساسی هستند که خود را‬ ‫جدا از ذات واحد الهی در نظر بگیریم‪ .‬این بسیار ساده است که خود‬ ‫را با بدن فیزیکی خود اشــتباه بگیریم‪ .‬با شروع زندگی فیزیکی این‬ ‫اشتباه ها در ذهن جای می گیرند‪ :‬من پسر هستم‪ ،‬من فرز و چابک‬ ‫هستم‪ ،‬من قدبلند هستم‪ ،‬من چاق هستم و غیره‪.‬‬ ‫دومین منبع خطا‪ ،‬الیۀ حیاتی است‪ :‬من گرسنه ام‪ ،‬من خسته ام و‬ ‫غیره‪ ،‬که تابعی از الیۀ حیاتی متعلق به ما هستند‪ ،‬نشان می دهد که‬ ‫خطایی در الیۀ دوم صورت گرفته است‪.‬‬ ‫به همین ترتیب‪ ،‬وقتی می گویم «عصبانی یا غمگین هســتم‪،».‬‬ ‫کارکردهایی متعلق به الیۀ سوم است که باز هم یک خطاست‪.‬‬ ‫ودانتا خاطرنشان می کند که از انجا که خدا منشا همه چیز است‪،‬‬ ‫شکی نیست که این الیه ها نیز از بخشی از روح خدامندی در وجود‬ ‫انسان هستند‪ ،‬ولی خداوند بی نیاز از همه چیز است‪ .‬مانند این است‬ ‫که اشاره کنیم که انگشتر و گردنبند در واقع طالیی هستند‪ ،‬اما طال‬ ‫انگشتر یاگردنبند نیست و برای حفظ هویت خود به عنوان طال به فرم‬ ‫حلقه یا گردنبند وابسته نیست و بنابراین همیشه عاری از تزئینات‬ ‫است‪ .‬اما خود زیور االت هرگز نمی تواند از طال نباشد‪.‬‬ ‫این ها همگی با درنظرگرفتن بدن جســمی به عنوان بخشــی از‬ ‫افریده ها و روح الهی اغاز می شود و سپس بدن جسمی را به عنوان‬ ‫این روح الهی نفی می کند‪ ،‬و به ویژگی های بدن جسمی (تولد‪ ،‬مرگ‪،‬‬ ‫بیماری و غیره) اشــاره می کند‪ ،‬به همین دلیل فکر کردن در مورد‬ ‫ان به عنوان یک ادم اشــتباه است‪ .‬سپس یک قدم به سمت داخل‬ ‫حرکــت می کند‪ ،‬و الیۀ دوم را به عنوان ضریح معرفی می کند‪ .‬روند‬ ‫نفی مجددا ً با درنظرگرفتن ویژگی های مختلف الیه با درنظرگرفتن‬ ‫بدن جسمی به عنوان اتمن‪ 13‬اغاز می شود‪ .‬این نفی صرفاً جهت فهم‬ ‫است و هیچ تجربۀ عرفانی و غیره‪ ،‬در ان دخیل نیست‪.‬‬ ‫وقتی اخرین الیه نفی شــد‪ ،‬انچه باقی مانده است همان چیزی‬ ‫اســت که نمی تــوان ان را نفی کرد‪ ،‬یعنی اگاهی شــهود که بعدا ً‬ ‫به عنوان جلوۀ ذات الهی ارائه می شود‪ .‬هدف اصلی فلسفه شرق این‬ ‫است که اشاره کند خالق هستی همان حقیقت است و حقیقت جدا‬ ‫از شما نیست‪.‬‬ ‫‪1-Sri Ravi Easwaran‬‬ ‫‪2-Sri Eknath Easwaran‬‬ ‫‪3-Upanishads‬‬ ‫اوپانیشادها از کهن ترین متون هند است که به دورۀ برهمایی بازمی گردند و تاثیر شگرفی بر فلسفۀ شرق داشته ‬ ‫و مفاهیم باطنی ان را بیان می کنند‪.‬‬ ‫‪4-Brahma Sutras‬‬ ‫مربوط به ودانتا ‪5-Vedantic‬‬ ‫‪6-Sampradaya‬‬ ‫‪7-Sankaracarya‬‬ ‫‪8-Advaita Vedanta‬‬ ‫‪9-Prakriyas‬‬ ‫)‪10-(kaarana karya vada‬‬ ‫‪11-Moksha‬‬ ‫‪12-Panca kosha prakriya‬‬ ‫بخشی از وجود خداوندی و الهی در وجود انسان و همۀ موجودات ‪13- Atman‬‬ ‫ادامه از صفحه ‪36‬‬ ‫همین موضوع است که شروع این فصل را به بهترین زمان برای‬ ‫ایجاد تغییر‪ ،‬تبدیل می کند و هندسۀ خاص انرژی های طبیعت‬ ‫درون و بیرون ما برای رســیدن به همین هدف چیده شــده اند‪.‬‬ ‫تشویش پاییزی نشانگر این است که سبکی عنصر باد (واتا) بر ذهن‬ ‫غالب می شود و همۀ احساســات ته نشین شده‪ ،‬نادیده و سرکوب‬ ‫شده در ان را به ســطح می اورد‪ .‬مالل و خشمی هم که دچارش‬ ‫می شویم به خاطر همین مواجهه با قسمت نادیده ای است که در‬ ‫پس پرده های غرورمان پنهان بوده اســت‪ .‬حاالتی که باز به خاطر‬ ‫غلبۀ عنصر باد با پایین امدن اســتانۀ تحریک پذیری مان بیشتر از‬ ‫قبل دچارش می شــویم و ما به طور طبیعی حساس تر می شویم و‬ ‫واکنش های انفجاری و هیجانی که مخصوص تیپ واتا است در ما‬ ‫بیشــتر می شود‪ .‬علت این پدیده هم این مسئله هست که توجه و‬ ‫تمرکز ما بیشــتر از ظاهر و رونمای شخصیت مان به پشت صحنۀ‬ ‫ان می رود‪ .‬جایی که احساســات و انگیزه هــای اولیه و ابتدایی ما‬ ‫قــرار دارند که لزوماً با ان تصویری که مــا از خود داریم و تالش‬ ‫می کنیم که دیگران نیز همین چهره را از ما بپذیرند یکی نیست‪.‬‬ ‫مواجهه ای که سبب می شود ما گاهی پشت به ظاهر بهترین رفتار و‬ ‫شخصیت خود‪ ،‬انگیزه ها و امیال ناسالمی را تشخیص بدهیم‪ .‬بدون‬ ‫شک در عین دردناک بودن ان کمتر رویدادی می تواند این چنین به‬ ‫تصفیه و اصیل تر شدن انسان بینجامد‪ .‬از این روست که شروع این‬ ‫فصل را «اعتدال پاییزی» می نامند‪ .‬زیرا اگر این رویداد شگفت انگیز‬ ‫نبود طبیعت و درختان در هیاهو و شــلوغی خود گم می شدند و‬ ‫شاخه هایشــان از سنگینی برگ و باری که تن به پاییز نمی دهند‬ ‫شکســته و خرد می شد‪ .‬پس اگر خشــم و اندوهی در این فصل‬ ‫احساس می شود خشــم و اندوه مواجهه با خویشتن است‪ .‬وقتی‬ ‫با وزش بادهای پاییز بر درخت روح مان از سرشاخه های وجودمان‬ ‫فرو می ریزیم تا انچه که از خود نمی دیده ایم برایمان اشــکار شود‪.‬‬ ‫افسون پاییزی که ادم را دچار اندوه عجیبی می کند ما را فرا می گیرد‬ ‫تا ما دوباره دلتنگ شویم و بیشتر از هر چیز‪ ،‬دلتنگ وجود اصیل‬ ‫و بی تکلف خود‪ .‬همین نکته اســت که اندوه را برای خواص از هر‬ ‫حالت دیگری‪ ،‬جذاب تر می کند‪ .‬زیرا بیشتر از هر احساس دیگری‬ ‫در ان مواد خامی که می توانند به خوداگاهی تبدیل شــوند وجود‬ ‫دارد و تــو در خود فرو می روی تا با تصویر حقیقی تر و زالل تری از‬ ‫خود بازگردی‪.‬‬ ‫در بیشــتر زبان های دنیا مثل زبان عربی واژه روح از ریشــۀ باد‬ ‫گرفته شده است تا شاید این معنا را برساند که روح زمانی می تواند‬ ‫بر اصل خود اســتوار باشد که ســبکی‪ ،‬پویایی و توان تغییر را در‬ ‫جوهر خود حفظ کند‪ .‬پس بیراه نیســت اگر که پاییز را بهار روح‬ ‫انسان بدانیم‪ .‬ان وقت تمام حاالت‪ ،‬فکرها و دگرگونی های به ظاهر‬ ‫ناخوشایندی را که با شروع این فصل احساس می کنیم می توانیم به‬ ‫فال نیک بگیریم و این جریان تحول را برای خودمان اگاهانه کنیم‪.‬‬ ‫این را بدانیم که احساساتی چون نارضایتی و ناامیدی از شرایط فعلی‬ ‫زندگی‪ ،‬افکاری مثل دلزدگی از محل سکونت و میل به مهاجرت‪،‬‬ ‫دلزدگی از یک ارتباط چند ســاله یا کالفگی از وضعیت جسمی‬ ‫زمانی در شــما ایجاد شده است که با تسلط انرژی های پاییزی در‬ ‫طبیعت‪ ،‬چسبندگی ذهن ما نیز به حداقل می رسد تا راحت تر از هر‬ ‫وقت دیگری بتوانیم از پس یک قطع وابستگی ارتباطی که مدت ها‬ ‫بود به نظرمان محال می رسید یا رها کردن کار قبلی و شروع یک‬ ‫رویای تازه که جسارتش را در خودمان نمی دیدیم بربیاییم‪ .‬اگر هم‬ ‫با چنین شرایطی به طور طبیعی روبه رو شدید و چیزی از زندگی‬ ‫شما کم شد هراس نکنید و بدانید که پای پاییز در میان است‪ .‬فصل‬ ‫سبک شدن‪ ،‬رها شدن و بخشیدن‪ .‬باید به ان تن بدهیم و مثل یک‬ ‫درخت بدانیم که راز بار و برگ دادن ان و غرق شدنش در شکوفه و‬ ‫رنگ‪ ،‬تن دادن به تیغ پاییزی است که او را از لباس کهنه اش عریان‬ ‫می کند تا دو فصل را تنها با استوار کردن ریشه هایش در خاک‪ ،‬و‬ ‫پاک و سبک شدن شاخه هایش با باد بگذراند‪ .‬ما هم این را بدانیم‬ ‫که اندوه و مالل و تشویش پاییزی‪ ،‬می تواند مادۀ خام خلق زندگی‬ ‫تازه مان شود و به استقبال این انرژی بیکران و جادویی ازاد شده در‬ ‫بدن و روح مان برویم‪.‬‬ ‫از همۀ اتفاقات عجیبی که در ابتدای پاییز برایتان می افتد استقبال‬ ‫کنید‪ .‬شغلی که به مشکل می خورد‪ .‬رابطه ای که به ناگهان به چالش‬ ‫کشیده می شود‪ .‬وقایعی که به دلخواه شما پیش نمی روند‪ .‬ادمی که‬ ‫در شــرایطی که اص ً‬ ‫ال انتظارش را نداشته اید جلویتان می ایستد و‬ ‫حرف هایی دربارۀ شما به خودتان می زند که حسابی دردتان می اید‪،‬‬ ‫یا نزدیکانی که ان طور که باید به شما توجه نمی کنند‪ .‬بعد از اینکه‬ ‫خوب احساس ناراحتی کردید و عصبانیت تان را نشان دادید‪ ،‬بروید‬ ‫یک گوشــه ارام بگیرید و فکر کنید و با هر روشی که در یوگا یاد‬ ‫گرفته اید خودتان را وارسی و بعد تصفیه کنید‪ .‬زیرا اگر ساعت تان‬ ‫را به وقت زمین کوک کرده باشید‪ ،‬این ها همان بادهای پاییزند که‬ ‫به درخت وجودتان وزیده اند که تا استانۀ رویشی دیگر سبک تر و‬ ‫اصیل تر شوید‪.‬‬ ‫و حرف اخرمان این شعر هایکوی زیبا باشد‪:‬‬ ‫من هیچ کس نیستم‬ ‫افتاب طالیی یک ظهر پاییز‬ ‫نام مرا با خود برده است‪.‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪61‬‬ ‫یوگا‪ ،‬مکملی برای درمان سوء مصرف مواد مخدر‬ ‫منبع‪ :‬اینترنت‬ ‫برگردان‪ :‬واحد ترجمه‬ ‫در سال ‪ 2014‬میالدی‪ ،‬شــمار افراد باالی دوازده سالی که در‬ ‫ایاالت متحده به ســوء مصرف مواد مخــدر می پرداختند بالغ بر‬ ‫‪ 21/4‬میلیون نفر تخمین زده شد که این تعداد بر اساس گزارش‬ ‫‪( 1 NSUDH‬تحقیقات ملی درمورد سالمت و مصرف مواد مخدر)‬ ‫معادل یک نفر از هر ‪ 12‬فرد بالغ امریکایی است‪ .‬بسیاری از روش ها‬ ‫و برنامه های موجود برای درمان ســوء مصــرف مواد‪ ،‬از روش های‬ ‫سنتی به راه های جایگزین و مکمل درامده است‪ .‬روش های جدید‬ ‫بیشتر و بیشتر بر «شخصیت فرد» با رویکردی جامع و همه جانبه‬ ‫متمرکز هســتند که شــامل انواع روش ها و ابزارهایی اســت که‬ ‫دستیابی به هدف‪ ،‬حفظ و بهبود را دربردارند‪.‬‬ ‫یوگا یک راه درمانی مکمل است که اغلب به عنوان روشی طبیعی‬ ‫برای تکمیل درمان درنظر گرفته می شــود‪ .‬مکمل به این معنا که‬ ‫در کنار روش های سنتی بسیار کارامد و مفید است‪ ،‬و نه به عنوان‬ ‫جایگزین ان ها‪.‬‬ ‫مجلــۀ یوگا ژورنال‪ ،‬یوگای مــدرن را این گونه توضیح می دهد‪:‬‬ ‫«اســتفاده ای است از موقعیت ها و حرکات فیزیکی برای یادگیری‬ ‫این امر که چگونه می توان ذهن‪ ،‬بدن و تنفس را برای رســیدن به‬ ‫خوداگاهی و سفری به درون متمرکز کرد‪ ».‬طبق داده های انتشار‬ ‫یافته از گزارشات دو رسانه مطرح‪2‬؛ حدود ‪ 21‬میلیون امریکایی به‬ ‫تمرینات یوگا می پردازند که این تعداد به دو برابر ده سال گذشته‬ ‫رسیده است‪.‬‬ ‫یوگا مزایای بالقوۀ بسیاری دارد که از ان میان می توان به چند‬ ‫مورد زیر اشاره کرد‪:‬‬ ‫تسکین استرس و فشار روانی‬ ‫افزایش استقامت و قدرت فیزیکی‬ ‫افزایش خوداگاهی‬ ‫تحرکات بدنی و عادات غذایی سالم تر‬ ‫‪62‬‬ ‫دانش یوگا نشریه اموزشی| پژوهشی یوگا‬ ‫افزایش اعتماد به نفس و خوددوستی‬ ‫تسکین درد‬ ‫خواب بهتر‬ ‫افزایش سطح انرژی‬ ‫کاهش خستگی‬ ‫بهبود حاالت احساسی‬ ‫بهبود کلی سالمت‬ ‫یوگا نقش فزاینده ای در برنامه های درمان سوء مصرف مواد و در‬ ‫طول دوره بهبود‪ ،‬به منظور پیشــگیری از بازگشت‪ ،‬کاهش عالئم‪،‬‬ ‫کاهش تمایل به مصرف داروها و ارائۀ یک خروجی سالم برای مقابله‬ ‫با عوامل موثر روزمره دارد‪.‬‬ ‫ویژگی یوگا‬ ‫یکــی از چیزهای مهــم در مورد یوگا این اســت که نیازی به‬ ‫تجهیزات گران قیمــت یا محل خاصی ندارد؛ ان را می توان تقریباً‬ ‫هر کجا و در هر زمان انجام داد‪ .‬یوگا از واژۀ سانســکریت ‪ ،Yuj‬به‬ ‫معنای «یکپارچگی و وحدت»‪ ،‬می اید‪ .‬روشــی باستانی است که‬ ‫ذهن و بدن را با استفاده از تمرین‪ ،‬مدیتیشن و تنفس به یکدیگر‬ ‫نزدیک تر می کند‪.‬‬ ‫احتماالً رایج ترین نوع یوگا در امریکا امروزه هاتایوگا است که بر‬ ‫روی موقعیت های جسمانی و تکنیک های تنفسی که انجمن یوگای‬ ‫امریکا منتشر می کند تمرکز دارد‪ .‬برای یادگیری یوگا‪ ،‬حضور در‬ ‫کالس و یافتن یک مربی اموزش دیده مفید است‪ .‬کالس های یوگا‬ ‫به طور کلی ‪ 45‬تا ‪ 90‬دقیقه اســت و تمرکز این کالس ها بر روی‬ ‫دستیابی به وضعیت های خاص یوگا با توجه هم زمان به تنفس های‬ ‫صحیح و کنترل شــده است‪ .‬گفته می شــود که با قرار دادن بدن‬ ‫درموقعیت خاص‪ ،‬انرژی در ستون فقرات و سایر قسمت های بدن‬ ‫به درســتی جریان می یابد و این اجازه می دهد تا ذهن باز شود و‬ ‫تعادل بین ذهن و بدن به وجود بیاید‪.‬‬ ‫در حالی که یوگا مذهب نیست‪ ،‬با اصول معنوی و اخالقی همراه‬ ‫است‪ .‬زیرا افراد از طریق تمرینات یوگا به طور مرتب در مسیر رشد‬ ‫معنوی قرار می گیرند‪ .‬یوگا می تواند توسط هرکسی که ممارست‬ ‫دارد‪ ،‬فکر می کند و به پیوند بیشــتر بدن و ذهن و روح می اندیشد‬ ‫انجام گیرد‪.‬‬ ‫تاثیر یوگا بر مغز‬ ‫هنگامی که فرد به ســوء مصرف مواد مخــدر و الکل می پردازد‪،‬‬ ‫برخی مسیرهای مغز تغییر می کنند و مسیرهای مربوط به احساس‬ ‫لذت‪ ،‬تنظیم احساســات‪ ،‬تصمیم گیری صحیح‪ ،‬کنترل ضربانات‬ ‫و ‪ ...‬ممکن اســت منجر به عواقب منفی شــود‪ .‬پس از یک مدت‬ ‫عدم مصرف این مواد و زمانی که تاثیر مواد مخدر برداشــته شود‪،‬‬ ‫کنش های عصبی شــیمیایی مغز و مدارهای مربوط به ان قادر به‬ ‫بازسازی و بهبود نسبی خواهند بود‪ .‬یوگا نیز به عنوان یک روش به‬ ‫این روال بهبود کمک خواهد کرد‪.‬‬ ‫یوگا مدت مدیدی اســت که در جهت کاهش اســترس مورد‬ ‫اســتفاده قرار گرفته است و شواهد علمی ارائه شده توسط بخش‬ ‫سالمت دانشگاه هاروارد ارتباط بین تمرین یوگا و کاهش استرس‬ ‫را با روشی علمی مبنی بر پاسخ استرس‪ ،‬نشان داده است‪ .‬هنگامی‬ ‫که فرد دچار حاالت اســترس می شــود‪ ،‬ضربان قلب‪ ،‬فشار خون‪،‬‬ ‫تنفس و درجۀ حرارت بدن او افزایش می یابد‪ .‬یوگا ممکن اســت‬ ‫در این سیســتم با تعدیل و متعادل ســازی برخی از هورمون های‬ ‫استرس‪ ،‬مانند کورتیزول و ادرنالین‪ ،‬به کاهش استرس کمک کند‪.‬‬ ‫مناطقی از مغز که در زمینۀ کنترل استرس فعالیت می کنند‪ ،‬مانند‬ ‫هیپوکامپ‪ ،‬ممکن است با انجام تمرینات منظم یوگا افزایش یابند‪.‬‬ ‫همچنین یــک مطالعۀ علمی نشــان از افزایش میــزان گاما‬ ‫امینوبیوتیک اســید (‪ )GABA‬با تمرینات یوگا می دهد‪GABA.‬‬ ‫نوعــی ارام بخش طبیعی اســت که مغز برای کمــک به کنترل‬ ‫اضطراب و پاسخ اســترس تولید می کند‪ .‬افزایش سطح ‪GABA‬‬ ‫معموالً به معنی اضطراب و استرس کمتر است‪ .‬استرس‪ ،‬اضطراب‬ ‫و افسردگی عوارض جانبی رایج از ترک اعتیاد هستند و استفاده از‬ ‫یوگا در بهبود این عالئم موثر است‪.‬‬ ‫بخش بهداشــت و ســامت دانشــگاه هاروارد مطالعه ای در‬ ‫مورد گروهی از زنان انجام داده اســت که حال خود را «احســاس‬ ‫ناخوشایند» گزارش کرده اند‪ ،‬انجام تمرین یوگا به مدت یک و نیم‬ ‫ساعت و طی دو بار در هفته موجب شد که در پایان سه ماه‪ ،‬نیمی‬ ‫از انان از کمتر شدن میزان افسردگی گزارش دادند‪ ،‬یک سوم عالئم‬ ‫اضطراب را کمتر مشــاهده کردند‪ ،‬و ‪ 65‬درصد معتقد به افزایش‬ ‫کلی ســطح ســامتی روانی خود بودند‪ .‬طبق یک مطالعه که در‬ ‫سال ‪ 2012‬مرکز ملی بهداشت مکمل و یکپارچه سازی (‪)NCCIH‬‬ ‫منتشر کرده است‪ ،‬بیش از ‪ 80‬درصد از افرادی که در ایاالت متحده‬ ‫به تمرینات یوگا می پردازند در نتیجۀ این تمرینات میزان استرس‬ ‫خود را کاهش داده اند‪.‬‬ ‫اتصال بین ذهن و بدن‬ ‫تمرین یوگا ممکن اســت به تعادل بخش هایی از مغز و بدن که‬ ‫از طریق سوء مصرف مواد به طور طبیعی تحت تاثیر قرار می گیرند‬ ‫کمک کند‪ .‬عــاوه بر جنبه های فیزیکی‪ ،‬یــوگا از جهت روانی و‬ ‫احساسی نیز مزایای بسیاری دارد‪ .‬هنگام تمرین یوگا‪ ،‬افراد به بدن‬ ‫خود متصل می شوند‪ ،‬یاد می گیرند تنفس خود را تنظیم کنند و به‬ ‫بدن خود گوش دهند که این امر می تواند این خود اگاهی را ایجاد‬ ‫کند که چطور ممکن است به یقین و یک راه مشخص در شرایط‬ ‫نامشخص رسید‪.‬‬ ‫با تمرکز تمــام به درون وجود‪ ،‬افــراد می توانند یاد بگیرند که‬ ‫مالکیت فردی خود را به نحوی که هســت و احســاس می کنند‬ ‫بپذیرند و به کنترل خود دراورند‪.‬‬ ‫یوگا همچنین می تواند ســطح انرژی را افزایــش دهد‪ ،‬افراد را‬ ‫تشویق به تغذیۀ مناسب تر و بهبود کیفیت خواب می کند که ممکن‬ ‫است با مصرف یا ترک مواد مخدر دچار اختالل شده باشد‪ .‬هنگامی‬ ‫که افراد از لحاظ جسمی و فیزیکی احساس بهتری می کنند‪ ،‬بیشتر‬ ‫قادر به کنترل استرس و هر چیزی هستند که ممکن است در طی‬ ‫زندگــی روزمره رخ دهد‪ .‬ورزش فیزیکی همچنین می تواند تصویر‬ ‫انسان را از خود بهتر کند‪ ،‬همان طور که عادات سالم می تواند ظاهر‬ ‫بدن فیزیکی را نیز بهبود بخشد‪.‬‬ ‫یوگا می تواند بــه افراد کمک کند تا به روابط و مفاهیم معنوی‬ ‫با تکنیک تنفس و مراقبه و ذهن اگاهی دســت یابند‪ .‬محو کردن‬ ‫تمامی تاثیرات خارجی از طریق یوگا ممکن است به فرد کمک کند‬ ‫که از طریق خود بازتابی از صلح درون پیدا کند و به تحقق فردی‬ ‫از چیزی که ممکن اســت برای تغییر در جهت بهبود زندگی نیاز‬ ‫داشته کمک کند‪.‬‬ ‫یوگا چیزی فراتر از کشش و انعطاف است‪ .‬یوگا می تواند به عنوان‬ ‫بخشی از یک برنامۀ درمان سوء مصرف مواد مخدر مفید واقع شود‬ ‫و همچنین می تواند به طور مستقل نیز عمل کند‪ .‬هنگامی که یوگا‬ ‫در کنار ســایر شیوه های درمانی سنتی استفاده می شود‪ ،‬می تواند‬ ‫درمان تکمیلی فوق العاده ای باشد که افراد بتوانند در طول زندگی‬ ‫خود تمرین کنند و به واسطۀ ان ارام شوند و هر زمان که الزم باشد‪،‬‬ ‫وضوح ذهن را بهبود بخشند‪.‬‬ ‫‪1-National Survey on Drug‬‬ ‫‪2-Use and Health‬‬ ‫‪3-US News & World Report,‬‬ ‫دانش یوگا مهر و ابان ‪ |1398‬شماره ‪ 132‬و ‪133‬‬ ‫‪63‬‬ ‫با حضور‬ ‫مسئوالن ورزش‬ ‫و مدیران جراید افتتاح شد‬ ‫گشایش‬ ‫باشگاه یوگا‬ ‫«اگاهی برتر»‬ ‫با استانداردهای‬ ‫بینالمللی‬ ‫مراسم افتتاحیه باشگاه یوگا «اگاهی‬ ‫برتر» با حضور جمعی از پیشکسوتان‬ ‫یوگای کشور و ریاست محترم سازمان‬ ‫ورزش و امور جوانان شمیرانات برگزار شد‪.‬‬ ‫دراین مراسم که در فضایی دوستانه و‬ ‫صمیمی برگزار شد جناب اقای قمی ریاست‬ ‫محترم سازمان ورزش و امور جوانان شمیرانات‬ ‫لوح تقدیری به اقای روزبه قافلهباشی موسس‬ ‫باشگاه و همچنین مدیریت باشگاه سرکار خانم‬ ‫راحله یعقوبی اهدا کرد‪.‬‬ ‫سرکار خانم قاسمی مسئول کمیته یوگای‬ ‫شمیرانات که با پیگیریهای خود برای‬ ‫برگزاری هرچه بهتر این مراسم و نشاندادن‬ ‫اهمیت تاسیس یک باشگاه تخصصی یوگا‬ ‫در شمیرانات نقش چشمگیری ایفا کرد‪ ،‬با‬ ‫هماهنگیهای بهعمل امده و دعوت رسمی‬ ‫از جناب اقای قمی‪ ،‬جناب اقای ترحمی‬ ‫نایب رئیس اداره ورزش و جوانان شمیرانات‬ ‫و اقای حسنزاده رئیس اماکن اداره ورزش و‬ ‫جوانان شمیرانات توانست اهمیت بازگشایی‬ ‫چنین باشگاهی را که بهطور تخصصی‬ ‫جهت پرتوجویان یوگا راه اندازی شده است‪،‬‬ ‫خاطرنشان سازد‪.‬‬ ‫حضور اقایان موحدی مدیرمسئول نشریه‬ ‫دانش یوگا و هرمز هوشمند راد مدیر مسئول‬ ‫روزنامه دنیای جوانان در مراسم افتتاحیه‪ ،‬نشان‬ ‫از پشتیبانی صاحبان جراید داشت و اقایان‬ ‫استاد البرزی و استاد علویون با سخنرانیهای‬ ‫خود در خصوص یوگا و تاریخچه ان حاضران‬ ‫را با قدمت و فواید یوگا اشنا کردند‪.‬‬ ‫در طول مراسم اقای موحدی با سخنرانی‬ ‫خود و نتیجه گیری بر حفظ ارامش و‬ ‫تکنیکهای ارامسازی ذهن حاضران را برای‬ ‫یک تجربه ارامشبخش هدایت کرد‪.‬‬ ‫باشگاه یوگا اگاهی برتر در محوطهای‬ ‫سرسبز و با دارا بودن سالنی گرد با سقف ‪ 6‬متر‬ ‫که در نوع خود حتی در سطح بینالمللی کم‬ ‫نظیر است‪ ،‬توانسته محیطی را برای پرتوجویان‬ ‫فراهم اورد تا بتوانند فارغ از مشکالت روزمره‬ ‫و گرفتاریهایی که امروزه زندگی شهرنشینی‬ ‫بههمه ما تحمیل کرده‪ ،‬ساعاتی به خود پرداخته‬ ‫و روح و جسم خود را جال دهند‪.‬‬ ‫محوطه دلباز و ایمن «باشگاه یوگای‬ ‫اگاهی برتر» محلی مناسب برای یوگای‬ ‫کودکان بوده که سرکار خانم سمیه اخوان‪،‬‬ ‫مربی باتجربه یوگای کودک به لزوم انجام‬ ‫حرکات یوگا برای کودکان و نوجوانان اشاره‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫در اخر‪ ،‬مربیان یوگای باشگاه اگاهی‬ ‫برتر‪ ،‬سبکهای خود را معرفی و از مدعوین با‬ ‫غذاهای گیاهی که در بوفه ایوروودای باشگاه‬ ‫تهیه شده بود‪ ،‬پذیرایی بهعمل امد‬

آخرین شماره های ماهنامه دانش یوگا

ماهنامه دانش یوگا 135

ماهنامه دانش یوگا 135

شماره : 135
تاریخ : 1398/10/01
ماهنامه دانش یوگا 130

ماهنامه دانش یوگا 130

شماره : 130
تاریخ : 1398/05/15
ماهنامه دانش یوگا 128

ماهنامه دانش یوگا 128

شماره : 128
تاریخ : 1398/03/15
ماهنامه دانش یوگا 127

ماهنامه دانش یوگا 127

شماره : 127
تاریخ : 1398/02/15
ماهنامه دانش یوگا 125

ماهنامه دانش یوگا 125

شماره : 125
تاریخ : 1398/01/25
ماهنامه دانش یوگا 124

ماهنامه دانش یوگا 124

شماره : 124
تاریخ : 1397/11/15
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!