فصلنامه مدیریت جهادی شماره 2 - مگ لند
0
صفحه قبل

فصلنامه مدیریت جهادی شماره 2

صفحه بعد

فصلنامه مدیریت جهادی شماره 2

فصلنامه مدیریت جهادی شماره 2

‫فص ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــلنامه‬ ‫علمݡ‪-‬تخصصݡ‬ ‫ت‬ ‫س� ݣارݣݤ ۀݠݣ�‬ ‫�ج ه ݣ ݣݥا ݣ ݣ‬ ‫د ݤݤ‬ ‫‪1‬‬ ‫دݔهݤݤ‬ ‫�ج هݣ ݣ ݣاݤىــ ݣـ ݫ ݤݣ‬ ‫ݧݩ ݑ ݧݩ ݑ ݑ ݩ ݦ ݦݤا ݦمامݤ‬ ‫‪1‬‬ ‫حٯ ݫݬىݔٯ ݣݣ ݣ ݣݤݣ ݣ ݣݥ ݣݣݣطݣݣ ݣ ݣ ݣرݣ ݫىݤݣ‬ ‫ٮݬ ݣݩݑ ݤ ݣ ݣݔٯ ݣ ݣ ݓ ݣݬݪ ݣݩݑ ݣݦݩ‬ ‫ٮ ݣ ݣاݤدݤݤ‬ ‫حݣ ݣ ݣ ݣه ݣ‬ ‫ݬݓىر‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫هسته مدیریت جهادی‬ ‫شماره دوم ‪ -‬بهار ‪1397‬‬ ‫شماره مجوز‪2067/94 :‬‬ ‫هیئت تحریریه‪:‬‬ ‫مصباح الهدی باقری‪ ،‬میثم لطیفی‪ ،‬وحید یاوری‪،‬‬ ‫مصطفی یخچالی‪ ،‬حسن سعدابادی‬ ‫همکاران این شماره‪:‬‬ ‫سیدمحمدصادق شاهچراغ‪ ،‬میثم حاجی قربانی‪ ،‬محمدصادق‬ ‫ترابزاده‪ ،‬سید ابوالحسن حسینی‪ ،‬سید مهدی عزیزی‬ ‫مدیر فنی‪ :‬سامان قاموس‬ ‫مدیر هنری‪ :‬سید مصطفی شفیعی‬ ‫نشانی دفتر نشریه‪:‬‬ ‫تهران‪ -‬بزرگراه شهید چمران‪ -‬دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مرکز رشد‪ -‬هسته مدیریت جهادی‬ ‫ݨݐ ݩ‬ ‫سٮݤ‬ ‫ݣ ݣ ݣڡ ݣ ݣ ݣ ݣه ݣݑ ݦݣ ݦرݣ ݤ‬ ‫تلفکس‪89775592-88590027 :‬‬ ‫وبگاه‪http://jihadimag.ir :‬‬ ‫رایانامه‪jihadimag@gmail.com :‬‬ ‫کانال‪@jihadimag_ir :‬‬ ‫و ݧ ݑ ݧ ݩٌ‬ ‫‪ ‬دومین شماره فصلنامه مدیریت جهادی مهمان دیدگان‬ ‫شماست‪ .‬در این شماره که در اغاز چهلمین سال پیروزی انقاب‬ ‫اسامی منتشر میشود‪ ،‬ضمن تکریم و تعظیم یاد و خاطره امام‬ ‫خمینی؟ و شهدای گرانقدر این مرز و بوم‪ ،‬از نعمت ارجمندی‬ ‫که در سایه این فداکاریها و مجاهدتها نصیبمان گشته‬ ‫است‪ ،‬قدردانی و شکرگزاری مینماید‪ .‬شاید بتوان امام را یکی از‬ ‫پیشقراوان و سلسلهجنبان جهاد در عصر معاصر دانست که هم‬ ‫در سیره فردی و هم در مقام و موضع اجتماعی‪ ،‬به این بستر رشد‬ ‫و تعالی(= جهاد)‪ ،‬نگاه و تمرکز محوری داشت‪ .‬به واقع طیران‬ ‫و اوجگیری کمنظیر امام در اسمان معرفت و انسانیت‪ ،‬ناشی از‪:‬‬ ‫ً‬ ‫اوا فهم حقیقت فلسفه مبداء و معاد‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ثانیا اشراف حکیمانه و فقیهانه نسبت به مسئلههای اجتماعی‬ ‫دنیای معاصر‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ثالثا وارستگی تمام و کمال نسبت به دنیا و مافیها‪،‬‬ ‫ً‬ ‫رابعا تاش برای اشاعه مفهوم وحدانیت حق تعالی و اجتناب‬ ‫از طواغیت انس و جن‪،‬‬ ‫ً‬ ‫خامسا روحیه انقابیگری و مبارزه با استکبار جهانی‬ ‫ً‬ ‫و سادسا دستگیری از مظلومین و تاش برای بسیج جهانی‬ ‫دانست‪.‬‬ ‫مستضعفیندو یک‬ ‫سه‬ ‫برخی از این خصوصیات در دیگر علمای عظام و کرام دیده‬ ‫هنوز بحران ادامه دارد‪...‬‬ ‫میشود‪ ،‬اما جهاد به معنای حقیقی ان در بستر اندیشه و عمل‬ ‫مدیریت‬ ‫بحران بتوانیم‪ ،‬اماممان‬ ‫ان شاءاه‪،‬‬ ‫سنجیو میشود‪.‬‬ ‫وضعیتاحیا شد‬ ‫امام خمینی؟‬ ‫بشناسیم وکشور‬ ‫زلزله غرب‬ ‫را بهتر در‬ ‫روایت کنیم‪...‬‬ ‫بکاویم‪،‬‬ ‫‪5‬‬ ‫نݤ‬ ‫ٮحرݤ ݤا‬ ‫ݬݓ ݩݑ ݦ‬ ‫ٮݤ ݣ ݤݤ‬ ‫م ݣدݣىݫىݣ ݫݫݬ ݔݣ ݫ ݣ ݥر ݫݣ ݫݣݔ ݣ ݣ ݣ ݤݤ ݣ ݤ ݣ‬ ‫پرونده ویژه‪ :‬مدیریت بحران ‪5.....................‬‬ ‫سه دو یک ‪6 ......................................‬‬ ‫هنوز بحران ادامه دارد‪16 ...................... ...‬‬ ‫وضعیت سنجی مدیریت بحران در زلزله غرب کشور‪28 ...‬‬ ‫مقاات و گفتارهای علمی ‪39 ....................‬‬ ‫با سداد جای خالی را پر کنید!‪40 .................‬‬ ‫حیات نباتی و حقوق نجومی ‪46 .................‬‬ ‫رئیس جمهور بشا گرد ‪58 .........................‬‬ ‫مثل کوه استوار‪64 ................................‬‬ ‫مدیریت شکست؛ مدیریت پیروزی ‪70 ............‬‬ ‫برگی از تاریخ یاران جهادی‪78.....................‬‬ ‫ارمان سرخ‪ ،‬زیر فرش قرمز ‪84 ....................‬‬ ‫راه اسنوا ‪90 ........................................‬‬ ‫رزمایش‪ ،‬همایش‪ ،‬نمایش‪ ،‬شو ‪102 ........... ...‬‬ ‫کتابخانۀ جهادی‪107 ...............................‬‬ ‫‪ 404‬نکته در مدیریت جهادی ‪108 ................‬‬ ‫‪ ‬بعضی اسمها راحت و ساده و سریع الهضم هستند‪.‬‬ ‫مثل قند در دهان اب میشوند و اسان به زبان میایند‪.‬‬ ‫اسمهایی که ادم دوست دارد همین طور مستمر تکرارشان‬ ‫کند‪ .‬اصا انگار با تکرار انها راحتی و سادگی تکرار میشود‬ ‫و هیچ سختی و صعوبتی در کار نیست‪ .‬انگار با نام‬ ‫بردن از انها دهانها شیرین میشود و طعم خوب شربت‬ ‫بهار نارنج زیر زبان میاید‪ .‬انگار انها افریده شدهاند تا‬ ‫بقیه حظ خودشان را ببرند و سر کیف شوند‪ .‬اسمهایی‪،‬‬ ‫بیشتر از ان که اسم شوند‪ ،‬رسم شدهاند و رسمهایی که‬ ‫با اسمها‪ ،‬ماندگار ‪...‬‬ ‫حاج حسین یکتا یکی از ان اسم و رسمهاست‪ .‬از قسم‬ ‫سوم انهایی است که شهید با کری بعد از جنگ شان را‬ ‫روشنتر و نورانی تر و درخشانتر دیده بود‪ .‬انهایی که کم‬ ‫بودند اما پر بودند ؛پر از محتوا و پر از فرم‪...‬‬ ‫بله‪ ،‬انها از همان طایفه «و قلیل من الاخرین» هستند‪ .‬حاج‬ ‫حسین و اسمهای مشابهش به این راحتی ها هم راحت‬ ‫الهضم نشدهاند‪...‬‬ ‫‪6‬‬ ‫‪6‬‬ ‫سه ݣىوݤݤݤݫ ݣݬ ݫ ݣݬ ݫ ݔ ؛‬ ‫ک‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݤدݤݣ‬ ‫ݩݧ ݧ ݒ‬ ‫نݤ ݣ ݤݣر ݣ ݣوݤ ݣ ݣ ݣ ݣد‬ ‫یݤݣ ݣوݤݣسݤݤ‬ ‫دݣوݤݣ ݣرݤݣ ݬى ݫ ݔݓى ݣ‬ ‫اشاره‬ ‫‪16‬‬ ‫‪ ‬در صفحات پیش رو از زاویه دوربین سه‬ ‫تن از اعضای مرکز رشد ‪-‬که در هفته سوم بعد‬ ‫از زلزله اخیر کرمانشاه به شهر سرپل ذهاب و‬ ‫برخی روستاها رفتند‪ -‬مناظری از شهر‪ ،‬امداد‪،‬‬ ‫بحران‪ ،‬مدیریت‪ ،‬ادمها و نشانهها به تماشا‬ ‫گذاشته میشود تا عکس ها‪ ،‬یک دل سیر‬ ‫حرفهایشان را بزنند‪.‬‬ ‫‪28‬‬ ‫محمدصادق تراب زاده‬ ‫‪16‬‬ ‫هن ݣ ݩݐوݣرݤ‬ ‫اݣ ݣد ݣاݤݣمهݣ ݣ ݣد ݤݣارݤݣ ݩݐݣد ݦ ݐ ݦ ݩݐ ݦ ݦ‬ ‫ݬݓ ݪىح ݣراݥݣنݥ‬ ‫‪1‬‬ ‫از سرپل اخبار خوبی نمیرسد‪ .‬عاوه بر‬ ‫رسانهها‪ ،‬خیلیها که به منطقه سری زده‬ ‫و از نزدیک مسائل و مشکات را دیدهاند‪،‬‬ ‫میگویند «بحران در مدیریت بحران» مهمترین و‬ ‫بحرانیترین مساله ناشی از زلزله کرمانشاه است‪.‬‬ ‫اما اخبار منتشر شده از وزارت کشور حا کی از‬ ‫تاشهای مجدانه مسئولین دارد؛ جلسه ستاد‬ ‫مرکزی مدیریت بحران با مدیریت وزیر کشور‬ ‫ساعت ‪ ۱0:۳0‬تشکیل میشود‪ .‬اقای نجار رییس‬ ‫ستاد مدیریت بحران کشور پس از جلسه راهی‬ ‫کرمانشاه میشود و به اذعان افراد ستاد فرماندهی‬ ‫زلزله کرمانشاه‪ ،‬از ساعت ‪ ۴‬صبح روز اول زلزله‬ ‫در منطقه مستقر میشود‪.‬‬ ‫ݩ‬ ‫عل‬ ‫ݩݧݩݧُ‬ ‫ݡ ݤݤمݡݤݤ‬ ‫ݩَ ݦ ݩݑ ݑݩْݚ ݦ ݨ ݦ ݦ ݨ ݦ ݦݨ ݧگ ݧ ݧݩ ݩݧ ݧݩ ݧ ݐݩْ‬ ‫ݨ‬ ‫ݡ ݩݑݚ ݦ ݦݩٮاݤرݤاݤݤݤݤ‬ ‫ݦݦݦݦݦݦݦݦݦ‬ ‫ݣݡݥ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫مٯااݣ ݣ ݣوݤݤݨݨݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫‪39‬‬ ‫ݩݐ‬ ‫عى ݣ ݑ ݣݦݩ ݣݦ ݣݦ ݬݓݣݦ ݪݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫سنحٮݥݣ ݣ ݣݥݣݡݤݤ ݣݔݬ ݭݪݫى‬ ‫دىݣ ݣ ݣرݤىݣ ݫݬ ݑ ݣݩ ݦ‬ ‫وݣݣص ݣ ݣ ݣ ݣ ݔݣݪ ݣم‬ ‫ݔٮ ݣنݤݤ ݣ‬ ‫ݓحݩ ݣݦ ݣݦ ݤرݣاݤ ݣ ݣ‬ ‫مقدمه‬ ‫‪ ‬یکشنبه ‪ 2۳‬ابان ‪ ۱۳96‬ساعت ‪ ،2۱:۴8‬زلزلهای‬ ‫به بزرگای ‪ 7/۳‬ریشتر و در عمق ‪ ۱۱‬کیلومتری‬ ‫زمین‪ ،‬پهنه غربی کشور را لرزاند و مرگبارترین‬ ‫زلزله سال ‪ 20۱7‬در جهان و بزرگترین زلزله ربع‬ ‫قرن اخیر در ایران لقب گرفت‪.‬‬ ‫انچه پس از وقوع این حادثه غمانگیز‪ ،‬محل‬ ‫سئوال و دغدغه اساسی بسیاری از افراد فعال در‬ ‫امر خدماترسانی به زلزله زدگان قرار گرفت‪،‬‬ ‫پروسه مدیریت بحران پس از این حادثه بود‪.‬‬ ‫انتشار اخبار و تصاویر مربوط به روند امداد ‪40‬‬ ‫رسانی‬ ‫و مدیریت بحران حادثه نشان میداد که در‬ ‫نبود یک فرماندهی واحد ثانیههای بسیاری از‬ ‫وقت طایی پس از بروز بحران از دست رفت‬ ‫و مشکات جدیدی ایجاد شد که بر شدت‬ ‫بحران افزود‪.‬‬ ‫‪40‬‬ ‫دکتر میثم لطیفی‬ ‫استاد هادی هسته مدیریت جهادی مرکز رشد‬ ‫و دانشیار گروه معارف اسامی و مدیریت دولتی‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫س ݣ ݣاݤدݣدݤ‬ ‫ح ݣ ݣا ݣ ݣݤ ݤ‬ ‫ݡݣخال ݤݡ ݤرݤاپ ݣرݣکنید‬ ‫ݬ ݫى ݓا ݬ ݫ ݓ ݣ‬ ‫مقدمه‬ ‫‪46‬‬ ‫‪46‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری کنی‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت جهادی‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ݧ ݩݑ ݧ ݧ ݩݐ‬ ‫حݣ ݣ ݣوݤݣمݡݤ‬ ‫حٯ ݣݡݣى ݣوݧݣ ݧݣ ݩݐ ݫݧݣ ݦ ݫݧݣ ݬݓݦ ݣ‬ ‫ݩݑ ݦ ݧ ݐ ݣ‬ ‫ٯݥݦ‬ ‫ٮݤ ݣݫ ݬ ݫىݣݓ ݩݧݣىݑاݣ ݤݤو‬ ‫حى ݣ ݣاݣ ݣݣى ݤ‬ ‫ݣ ݬݔݣ‬ ‫ݣفوقاݤݣ ݣݤلعاݣ ݣدݣهݤ ݣ ݣݣنیستند‬ ‫اݣݣن ݣدݣ ݣرݤ ݣ ݣݣحکاݣݣیت ݣ ݣݣمدݣݣیرانݡݤ ݣ ݣݣکه ݣ ݣ ݣ‬ ‫‪ ‬پان اول‪:‬‬ ‫هنوز چند ماهی از شروع رهبری ایتاه خامنهای‬ ‫نگذشته بود که ایشان موضوع تهاجم فرهنگی‬ ‫غرب علیه اسام و انقاب را مطرح نمودند‪.‬‬ ‫این هشدار سه بار در سال اول رهبری‪ ،‬دو‬ ‫بار در سال دوم‪ ،‬سه بار در سال سوم و با‬ ‫تواتر بسیار زیاد در سال چهارم(‪ ،)7۱‬تا کید و‬ ‫تکرار شد‪ .‬حتی در سال ‪ ،7۱‬دیدار مفصلی با‬ ‫کارگزاران فرهنگی کشور انجام شد و رهبری به‬ ‫صورت مبسوط دغدغه خود را مطرح نمودند‪:‬‬ ‫‪64‬‬ ‫«جلسه‪ ،‬یک جلسه فرهنگی است‪ .‬مسئولین‬ ‫و کارکنان بخشهای مختلف فرهنگی کشور‪،‬‬ ‫از مطبوعات و صدا و سیما و اموزش و پرورش‬ ‫و موسسات هنری و فرهنگی و تبلیغی جمهوری‬ ‫شاهچراغ‬ ‫محمدصادق‬ ‫دارند‪ .‬من این فرصت‬ ‫حضور‬ ‫سیددر اینجا‬ ‫اسامی‪،‬‬ ‫دانشجوی‬ ‫جهادی و‬ ‫پژوهشگر هسته‬ ‫فرهنگی‬ ‫مسائل‬ ‫مدیریتزمینه‬ ‫بحث در‬ ‫را برای یک‬ ‫کارشناسی ارشد معارف اسامی و مدیریت مالی‬ ‫صادق؟ مسائل‪ ،‬همین مساله‬ ‫امامهمه این‬ ‫اولی از‬ ‫کشور‪ ،‬و‬ ‫دانشگاه‬ ‫حاد جاری نظام‪ ،‬در سه چهارسال اخیر ‪-‬از بعد‬ ‫میثم حاجی قربانی‬ ‫جنگ تا امروز‪ -‬یعنی ایجاد جبهه فرهنگی‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت جهادی و دانشجوی‬ ‫سوی‬ ‫سازمانیافته‬ ‫ارشد به نو‬ ‫تهاجم نو‬ ‫دشمن و‬ ‫مدیریتازدولتی‬ ‫معارفواسامی و‬ ‫کارشناسی‬ ‫میصادق؟‬ ‫مغتنمامام‬ ‫دشمندانشگاه‬ ‫شمارم‪»...‬‬ ‫‪64‬‬ ‫ݧݩݒمىݡلوݣهݥ‬ ‫درامدی بر مفهوم‬ ‫«استقامت» در مدیریت جهادی‬ ‫ݥݣا ݧ ݩݑ‬ ‫ݣسى ݣوݤاݥݣرݤ‬ ‫ݩ ݧ‪ ‬بعضی کارها و برخی افراد در گذر زمان‬ ‫ݩ ݧ ݩُ‬ ‫گل میکنند‪ .‬انقدر که داستان زندگیشان‬ ‫ُ‬ ‫دهانبهدهان و نسل به نسل‪ ،‬نقل محافل‬ ‫میشود و حتی میشود سرمشق بزرگان و رهبران‪.‬‬ ‫در همین اطراف خودمان همچنین داستان‪58‬‬ ‫هایی‬ ‫از افراد و کارهای فوقالعاده و ارزشمندشان هست‬ ‫ّ‬ ‫که در خاطره ملتمان شیرین است و باشکوه‪.‬‬ ‫ریزعلی خواجوی و محمدحسین فهمیده ادمهایی‬ ‫بودند که در همین نزدیکی میزیستند و با‬ ‫یخچالیالعادهای که نمونه نداشت‬ ‫مصطفیکار فوق‬ ‫فداکاریشان و‬ ‫جاودانه شدند‪ .‬سالهاست که خاطراتشان را‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت جهادی مرکز رشد و‬ ‫بزرگترها از‬ ‫خوانند و‬ ‫دبستانی می‬ ‫معارف اسامی و‬ ‫کارشناسی ارشد‬ ‫اموزاناموخته‬ ‫دانش دانش‬ ‫مدیریت صنعتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫انها به نیکی یاد میکنند‪.‬‬ ‫با اندک دقتی میتوان فهرستی طوانی از این‬ ‫انسانهای خاص و کارهای فوقالعادهشان تهیه‬ ‫کرد و عرضه کرد و نسلها را هویت بخشید‪.‬‬ ‫‪58‬‬ ‫مه ݣوݤݣرݤݤ‬ ‫یس ݣ ݣ‬ ‫حݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݧ ݩݘرىݣ ݣ ݣݓ ݬݪ ݣ ݬݪ ݣ ݣ ݣ‬ ‫بس ݣاݣݡ ݣرݤݣدݤ‬ ‫ݒ ݩݦ ݣ ݣ‬ ‫به داد بشا گرد برسید!‬ ‫‪ ‬حاج عبداه والی را میتوان یکی از اسوههای‬ ‫درخشان عمل و اقدام جهادی دانست که در‬ ‫لبیکگویی به اشارهی حضرت امام؟ که‬ ‫فرموده بودند‪« :‬به داد بشا گرد برسید!» به‬ ‫منطقهی دورافتاده و محروم بشا گرد هجرت کرد‪.‬‬ ‫حاج عبداه والی در عمل به تکلیف‪ ،‬سالها‬ ‫با بشا گردیها نفس کشید و با انان زندگی‬ ‫کرد‪ .‬وی در بیست و سه سال خدمت و تاش‬ ‫مخلصانه این دیار محروم را به ابادانی نسبی‬ ‫ً‬ ‫رساند بهطوریکه حقیقتا میتوان مدیریت او را‬ ‫نمادی از مدیریت جهادی دانست‪ .‬این هجرت‬ ‫و جهاد عظیم‪ ،‬اسفند ‪ ۱۳60‬اغاز و در هشت‬ ‫مسئولیت‬ ‫اردیبهشت ‪ ۱۳8۴‬با رحلت او با ‪70‬‬ ‫برادران ایشان یعنی حاج محمود و حاج امیر‬ ‫والی وارد مرحلهای جدید گردید‪.‬‬ ‫‪70‬‬ ‫نشست اختصاصی‬ ‫اعضای هسته مدیریت جهادی‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫با امیر سرلشکر عطاءاه صالحی‬ ‫ݧ ݧ ݩݒس ݩݑ ݦ ݩ ݦ ݑ ݦݩ ݦ‬ ‫کسٮݤݤ؛‬ ‫ݔٮ ݣ ݣ‬ ‫م ݣ ݭݔݣدى ݣ ݣ ݣرݤ ݣ ݫى ݣ ݫ ݬݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ی‬ ‫م ݣ ݭدݣى ݣرݤى ݩݑ ݦݩ ݣ ݦ ݭ ݣى ݫ ݭ ݣݫ ݭىݣݫ ݕ‬ ‫ݔٮݫݭ ݣ ݫرݤݤݣݔوݤݤݣزݤݤݣ ݤݤ‬ ‫ݡݤݣݤ ݣاݣݣز‬ ‫تفسی ݣ ݣر‬ ‫ݣݣݣ‬ ‫مدݣݣیرݣى ݫ ݔت ݣ ݣݣبح ݣرݣاݥݣنݤݤ‬ ‫ݔ ݫ ݫݬ‬ ‫اشاره‬ ‫‪ ‬پرده اول‪:‬‬ ‫چند ماهی است که به این منطقه پناه اوردهایم‪.‬‬ ‫سوز سرمای بیابان بدنم را میلرزاند‪ .‬از شدت‬ ‫گرسنگی خواب به چشمانم نمیاید‪ .‬امروز هم‬ ‫از سهمیه یک خرمای خود نیمی را بخشیدم‬ ‫عاوه‬ ‫و کل روز را با نصف خرما سپری کردم‪78 .‬‬ ‫بر خرما مقداری هم از برگ تغذیه میکنیم‪.‬‬ ‫امیدوارم صدای گریه و ناله بچهها به اهل‬ ‫شهر برسد‪ .‬چون این تنها ساح ماست‪ .‬از شهر‬ ‫خبر رسیده است که کسی با ما خرید و فروش‬ ‫نمیکند‪ .‬تجار هم حق ندارند با ما معامله کنند‬ ‫عزیزی‬ ‫کسی مهدی‬ ‫و ا گر سید‬ ‫کاری انجام دهد اموالش را‬ ‫چنین‬ ‫کنند‪.‬کارشناسی ارشد معارف اسامی و‬ ‫دانشجوی‬ ‫مصادره می‬ ‫‪78‬‬ ‫مدیریت صنعتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ݧ ݑ ݩݐ ݦ‬ ‫ح‬ ‫ݬݓىرݣ ݣ ݣاݤݣ ݣزݤݣݣى‬ ‫ݣگیݣ ݣ ݣا ݣ ݣرݤ ݫى ݫ ݔ ݤ‬ ‫ݡݤ‬ ‫ݫ ݬݔى ݣاݣ ݣرݤاݣ ݐݩ ݦ ݣ ݣ ݣݤ‬ ‫ں ݣݬݓ ݣح ݣ ݣه ݣ ݣ ݣاݤ ݣ ݣ ݣدݤ‬ ‫اشاره‬ ‫‪ ‬تجربه مدیریت جهادی منحصر در تاریخ‬ ‫انقاب اسامی‪ ،‬جهاد سازندگی یا دفاع مقدس‬ ‫نیست‪ .‬این تجربه‪ ،‬ناشی از وجود سنت ‪90‬‬ ‫الهی‬ ‫بر جنگ و درگیری دایمی حق و باطل در همه‬ ‫دورانهاست و هر کس که پا به این دنیا میگذارد‪،‬‬ ‫خواسته یا ناخواسته در یکی از این جبههها‬ ‫قرار میگیرد‪ .‬در ابای برگهای تاریخ‪ ،‬برخی‬ ‫اختصاصیمدیریت جهادی وجود‬ ‫نشستجهاد و‬ ‫از اسوههای‬ ‫عظیم‪ ،‬مورد‬ ‫سرمایه‬ ‫این‬ ‫غافانه‬ ‫هایجهادی‬ ‫مدیریت‬ ‫تابستانی‬ ‫مدرسه‬ ‫دارند کهاعضای‬ ‫با مدیرعامل مجموعه صنعتی انتخاب‬ ‫بخش‪ ،‬سعی‬ ‫بیتوجهی قرار گرفتهاند‪ .‬در این‬ ‫بر عبور از ایه تاریخی و سفر به دورانهایی‬ ‫داریم که جهاد نه به عنوان یک سبک‪ ،‬بلکه‬ ‫به عنوان تنها راه سعادت حقیقی مومنان مطرح‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫‪90‬‬ ‫رݤݣ ݥݣاهݥݣ ݣاݥ ݣ ݧ ݐ‬ ‫ݣسى ݣوݣاݥ‬ ‫اشاره‬ ‫‪ ‬در میانه برگزاری مدرسه تابستانی مدیریت‬ ‫جهادی (شهریورماه سال ‪ )۱۳96‬و در کنار نقل‬ ‫مباحث نظری یا تجربی‪ ،‬بنای بازدید از یک‬ ‫مجموعه تولیدی ایرانی را داشتیم تا با تجربههای‬ ‫موفقی که در کشور در این حوزه وجود دارد‬ ‫بیشتر اشنا شویم‪ .‬در همین زمینه رصدی داشتیم‬ ‫و توصیفاتی درباره مجموعهی صنعتی انتخاب‬ ‫و شرکتهای وابسته شنیدیم‪ .‬دوست داشتیم‬ ‫در این فرصت‪ ،‬مولفههایی که توفیق مجموعه‬ ‫انتخاب را به دنبال داشته را بیشتر بشناسیم‪.‬‬ ‫اقای محمدرضا دیانی مدیرعامل مجموعه هم‬ ‫با روی باز پذیرا شدند و ما میهمان یک روزه‬ ‫مجموعه صنعتی انتخاب و کارخانه اسنوا‪ .‬هم‬ ‫از کارخانه بازدید کردیم و هم صحبتهای‬ ‫پرحرارت مدیرعامل را شنیدیم‪ .‬بخشی از این‬ ‫صحبتها در ادامه امده است‪:‬‬ ‫ݨَ ݧݨ ٰ‬ ‫ݡݤ‬ ‫ݑ ݩْ ݦݩ ݬݓ ݪ ݩݧ ݐ ݪݬݬح ݧ ݩݐ ݩه ݤاݤد ݤݤ‬ ‫ٮ ݣح ݣ ݣاں ݣ ݧ ݘݣ ݤݤه ݣ ݣ ݤݤ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݫکݣِ ݣ ݣ� ݣا ݣݫ ݓ ݣݠ ݣ ݣ‬ ‫پژوهشگر هسته عدالتپژوهی‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫و دانشجوی دکتری سیاستگذاری عمومی‬ ‫‪28‬‬ ‫در زلزله غرب کشور‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫حقیقت امام بر طریقت جهاد ‪1 ....................‬‬ ‫ٌ‬ ‫وقلیل من ااخرین ‪3 .............................‬‬ ‫‪3‬‬ ‫ݔلݣݣم ݣ ݣنݤ‬ ‫ݤݣݣڡ ݩݖ ݫ ݬلى ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣخ ݣݫݭى ݣݫرݤݣݫ ݭݐݩݫݔںݤ‬ ‫ݣاݣ ݣ ݣݣاݣ ݣ‬ ‫ݣجلد ݣاݤݣݣین ݣ ݣݣشماݣ ݣرݤݣه‬ ‫شرحݡ ݣݣبر ط ݣرݣحݤ ݣ ݣ ݣ‬ ‫مدیر مسئول‪ :‬دکتر میثم لطیفی‬ ‫سردبیر‪ :‬دکتر مصباحالهدی باقری‬ ‫‪3‬‬ ‫‪107‬‬ ‫‪ ‬سرلشکر عطاءاه صالحی (متولد ‪ ۱8‬اسفند‬ ‫‪ ۱۳28‬در روستای لشکاجان سفلی شهرستان‬ ‫رودسر استان گیان) فرمانده کل ارتش جمهوری‬ ‫اسامی ایران است‪ .‬وی درسال ‪ ۱۳۴6‬وارد ارتش‬ ‫شد و در سال ‪ ۱۳۴9‬با رسته توپخانه از ‪84‬‬ ‫دانشکده‬ ‫افسری فارغالتحصیل شد‪ .‬امیر صالحی در تاریخ‬ ‫‪ 20‬شهریور ‪ ۱۳8۴‬و پس از استعفای امیر سرلشکر‬ ‫محمد سلیمی به سمت فرمانده کل ارتش‬ ‫جمهوری اسامی ایران منصوب شد‪ .‬وی هم‬ ‫باقری خدمت در ارتش‬ ‫الهدی سال‬ ‫سابقه ‪50‬‬ ‫اکنون دارای‬ ‫دکتر مصباح‬ ‫هایرشدمختلفی‬ ‫است و در این دوران مسئولیت‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت جهادی مرکز‬ ‫دانشگاه‬ ‫صادق؟ جمله‪:‬‬ ‫اماماست؛ از‬ ‫داشته‬ ‫را بر عهده‬ ‫فرماندهی لشکر ‪ 58‬پیاده ارتش‪ ،‬فرماندهی لشکر‬ ‫‪ 77‬پیاده ارتش‪ ،‬معاون بازرسی و نیروی انسانی‬ ‫ستاد کل نیروهای مسلح‪ ،‬فرماندهی قرارگاه‬ ‫شمال شرق کشور‪ ،‬معاون اموزش ستاد فرماندهی‬ ‫کل قوا‪ ،‬فرماندهی دانشگاه افسری ارتش (در‬ ‫دو دوره)‪ ،‬فرمانده کل ارتش و جانشین رییس‬ ‫ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسامی ایران‪.‬‬ ‫‪84‬‬ ‫ݣ ݣاݣ ݣݤرݣم ݩݐاݣ ݐݩ ݣݦ ݣ ݣݣںݣ ݣس ݣ ݣرݤݣخݤ‬ ‫ݣ ݤݣرݔ ݬݪىرݤ‬ ‫ݩݐ ݣݤڡ ݣݧݩ ݒرݣ ݣ ݧݣݩݑݣڡ ݣݤ‬ ‫س ݣرݣ ݩݐمرݤ‬ ‫‪ ‬کمتر از ‪ ۴‬ماه بعد از قبول قطعنامه ‪598‬‬ ‫سازمان ملل مبنی بر پذیرش اتش بس در جنگ‬ ‫تحمیلی‪ ،‬در مورخه پنجم ابان ماه ‪،۱۳67‬‬ ‫مجلس شورای اسامی ‪-‬که اکثریت نمایندگان‬ ‫ان خط امام یا موسوم به چپ بودند‪ -‬پیشنهاد‬ ‫دو فوریتی با ‪ ۱۱5‬امضا را برای طرح نامگذاری‬ ‫روز ‪ ۱۳‬ابان هر سال به عنوان روز ملی مبارزه با‬ ‫استکبار جهانی را ارائه و نمایندگان با دو فوریتش‬ ‫‪102‬در‬ ‫موافقت کردند‪ .‬لذا به سرعت این پیشنهاد‬ ‫صحن علنی مطرح و با دفاع جانانه عدهای از‬ ‫نمایندگان با محوریت اقای مجید انصاری از‬ ‫اعضای مجمع روحانیون مبارز تهران‪ ،‬با رای‬ ‫قاطع نمایندگان ‪-‬اکثریت نزدیک به تمام‪ -‬این‬ ‫روز را در تقویم ملی ثبت کردند‪.‬‬ ‫ݤݣرزݤݣݣم ݣاݣىݫ ݔش‪102 ،‬‬ ‫ݬ‬ ‫هم ݣاݣ ݬىݔش‪،‬‬ ‫نم ݣݔ ݪݬاݣ ݪىش‪،‬‬ ‫شو‪...‬‬ ‫به بهانهی برگزاری‬ ‫همایش مدیریت جهادی‬ ‫‪ ‬تو فکر بودم که یکی از دوستام زنگ زد‪ .‬خبر‬ ‫از برگزاری چهارمین همایش ملی مدیریت جهادی‬ ‫داد و دعوتم کرد‪ .‬خیلی حال و حوصلهش رو‬ ‫نداشتم ولی اصرار کرد که بیا حداقل همدیگه‬ ‫رو ببینیم‪ .‬بهانه خوبی بود‪ .‬قبول کردم‪ .‬زمان‬ ‫برنامه نشون میداد که تدارک مفصلی دیده‬ ‫شده‪ 5 :‬تا ‪ 9‬شب بیست و پنجم دی ماه ‪.96‬‬ ‫وقتی رسیدم سالن همایش های صدا و سیما‪،‬‬ ‫ساعت حدود شش و نیم شب بود‪ .‬نماز مغرب و‬ ‫‪108‬‬ ‫خونده شده بود‪ .‬بعد از اتمام هماهنگیهای‬ ‫عشاء ف‬ ‫مع ݣر ݥ‬ ‫ݣ�‬ ‫تشریفات‪ ،‬کارت ورود را گرفتیم و وارد‬ ‫ازم و ت‬ ‫ک�اݣ جݣ�‬ ‫ابی شدیم‪ .‬چند بانوی جوان و ارایش کرده‪،‬‬ ‫پذیرای مهمانان بودند‪ .‬همون اغاز کاری یه‬ ‫بسته به عنوان هدیه به همه میدادند؛ ذوق‬ ‫داشتم ببینم چیه‪ .‬بازش کردیم یه ترمه خوش‬ ‫دوخت و یک نشریه تمام گاسه ‪ ۱20‬برگی‪ ،‬با‬ ‫عنوان «مدیران جهادی» بود‪.‬‬ ‫‪108‬‬ ‫ݣݧ‬ ‫‪ ۴0۴‬ݩݧݣݣىݐݩ ݦ ݣ ݦ ݑݩ‬ ‫کى ݣه‬ ‫ݡݤ‬ ‫ݔٮݫ ݣݓ‬ ‫دݣرݤ ݣ ݣݣم ݣ ݭݔدݣى ݣرݤ ݫى ݫ ݬ ݑ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ح ݣهݣ ݣ ݣاݤ ݣدݥݣ ݤ‬ ‫برای ارتقایتولیدو اشتغال‬ ‫‪ ‬هنوز کتابهای همسریابی و اشپزی از‬ ‫پرفروشترین کتابها هستند‪ .‬شاید به خاطر‬ ‫اینکه وصف العیش نصف العیش! شاید هم به‬ ‫خاطر خوشمزه بودن نتایجش! اما واقعیت این‬ ‫است که جذابیت‪ ،‬سادگی در نگارش‪ ،‬همهفهم‬ ‫بودن و کاربردی بودن انها رمز مخاطب پسند‬ ‫بودن انها است‪.‬‬ ‫این قاعده درباره کتابهای پرفروش مدیریتی‬ ‫نیز صادق است‪ .‬در دانش مدیریت کتابهایی‬ ‫پرفروش هستند که به زبان ساده و البته گاه‬ ‫ً‬ ‫کمعمق به رشته تحریر درامدهاند‪ .‬این اثار نوعا‬ ‫در صفحات کم‪ ،‬با عنوانی جذاب و بهصورت‬ ‫توصیهای و تجویزی در قالب یک داستان مفصل‬ ‫یا چند داستان کوتاه نوشته میشود‪ .‬کتاب چه‬ ‫کسی پنیر مرا برداشته است اسپنسر جانسون‪،‬‬ ‫قورباغه را قورت بده برایان تریسی و نقش دل‬ ‫در مدیریت مجتبی کاشانی نمونهای از دهها‬ ‫کتاب با این سبک نگارشاند‪.‬‬ ‫‪1‬‬ ‫دݔ ݤهݤ‬ ‫ج�هݣ ݣ ݣاݤ ݣىــ ݣـ ݫ ݤݣ‬ ‫ݩ‬ ‫ݩ‬ ‫م‬ ‫ݤ‬ ‫ݑ‬ ‫ݧ‬ ‫ݑ‬ ‫ݧ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫ا‬ ‫ا‬ ‫م‬ ‫ݑ‬ ‫ݤ‬ ‫ݤ‬ ‫ݤ‬ ‫حٯ ݬݫ ݔىٯ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣݥ ݣݣݣطݣݣ ݣ ݣ ݣرݣىݫݣ‬ ‫ٮݣ ݣ ݤاݤݣ ݤݤد‬ ‫حݣ ݣ ݣ ݣه‬ ‫ٮݬݔ ݣݩݑ ݣ ݣٯ ݣ ݣ ݓ ݣݬݪ ݣݑ ݣݦݩ‬ ‫ݬݓىر‬ ‫‪ ‬دومین شماره فصلنامه مدیریت جهادی مهمان دیدگان‬ ‫شماست‪ .‬در این شماره که در اغاز چهلمین سال پیروزی انقاب‬ ‫اسامی منتشر میشود‪ ،‬ضمن تکریم و تعظیم یاد و خاطره امام‬ ‫خمینی؟ و شهدای گرانقدر این مرز و بوم‪ ،‬از نعمت ارجمندی‬ ‫که در سایه این فداکاریها و مجاهدتها نصیبمان گشته‬ ‫است‪ ،‬قدردانی و شکرگزاری مینماید‪ .‬شاید بتوان امام را یکی از‬ ‫پیشقراوان و سلسلهجنبان جهاد در عصر معاصر دانست که هم‬ ‫در سیره فردی و هم در مقام و موضع اجتماعی‪ ،‬به این بستر رشد‬ ‫و تعالی(= جهاد)‪ ،‬نگاه و تمرکز محوری داشت‪ .‬به واقع طیران‬ ‫و اوجگیری کمنظیر امام در اسمان معرفت و انسانیت‪ ،‬ناشی از‪:‬‬ ‫ً‬ ‫اوا فهم حقیقت فلسفه مبداء و معاد‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ثانیا اشراف حکیمانه و فقیهانه نسبت به مسئلههای اجتماعی‬ ‫دنیای معاصر‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ثالثا وارستگی تمام و کمال نسبت به دنیا و مافیها‪،‬‬ ‫ً‬ ‫رابعا تاش برای اشاعه مفهوم وحدانیت حق تعالی و اجتناب‬ ‫از طواغیت انس و جن‪،‬‬ ‫ً‬ ‫خامسا روحیه انقابیگری و مبارزه با استکبار جهانی‬ ‫ً‬ ‫و سادسا دستگیری از مظلومین و تاش برای بسیج جهانی‬ ‫مستضعفین دانست‪.‬‬ ‫برخی از این خصوصیات در دیگر علمای عظام و کرام دیده‬ ‫میشود‪ ،‬اما جهاد به معنای حقیقی ان در بستر اندیشه و عمل‬ ‫امام خمینی؟ احیا شد و میشود‪ .‬ان شاءاه‪ ،‬بتوانیم‪ ،‬اماممان‬ ‫را بهتر بکاویم‪ ،‬بشناسیم و روایت کنیم‪...‬‬ ‫‪2‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫‪ ‬در شماره پیش رو‪ ،‬پرونده ویژه نشریه را به موضوع‬ ‫زلزله اخیر در کرمانشاه و مدیریت بحران اختصاص داده‬ ‫و دو مطلب و یک گزارش تصویری از ان ارائه شده‬ ‫است‪ .‬سه نفر از اعضای مرکز رشد اقایان حسینی‪،‬‬ ‫ترابزاده و سعدابادی به اسیبشناسی مدیریت‬ ‫بحران و ارائه راهکار پرداختهاند‪.‬‬ ‫دکتر لطیفی‪ ،‬استاد هادی هسته مدیریت جهادی‬ ‫مرکز رشد‪ ،‬در نوشتهای مفهوم «سداد» را تبیین‬ ‫نمودهاند‪ .‬اقای سید مهدی عزیزی که نویسنده‬ ‫مهمان نشریه هستند‪ ،‬از این شماره به بازخوانی‬ ‫ویژگیهای مجاهدانه یاران حضرت امیرالمومنین‬ ‫علی؟ میپردازند و در این شماره به خصیصههای‬ ‫جناب هاشم بن عتبه پرداختهاند‪.‬‬ ‫اقای مصطفی یخچالی‪ ،‬الگوی مردمی پیشرفت و‬ ‫ابادانی بشا گرد توسط جهادی بیادعا‪ ،‬مرحوم حاج‬ ‫عبداه والی را روایت کردهاند‪.‬‬ ‫اقایان شاهچراغ و حاجیقربانی در مطلبی زیر عنوان‬ ‫«مثل کوه استوار» مفهوم «استقامت» را کاویدهاند‪.‬‬ ‫همچنین در یک نوشته دیگر به یکی از نشستهای‬ ‫هسته مدیریت جهادی که مصادف با سالروز شهادت‬ ‫امیر سرافراز اسام سرلشگر صیاد شیرازی برگزار شد‪،‬‬ ‫میپردازد‪ .‬در این نشست‪ ،‬امیر سرلشگر صالحی؛‬ ‫فرمانده سابق ارتش‪ ،‬به تشریح شخصیت و سیره‬ ‫جهادی شهید صیاد شیرازی پرداخته است‪ .‬روایت‬ ‫این نشست‪ ،‬زیر عنوان «مدیریت پیروزی‪ ،‬مدیریت‬ ‫شکست» امده است‪.‬‬ ‫یک مطلب نیز در خصوص اینکه «چرا مدیران‬ ‫و کارگزاران نظام جمهوری اسامی کارفوقالعاده‬ ‫نمیتوانند انجام دهند» با عنوان «حیات نباتی‪،‬‬ ‫حقوق نجومی» ارائه شده است‪.‬‬ ‫در مطلب دیگری نیز‪ ،‬چرایی مبارزه یا مذا کره با امریکا‬ ‫علتیابی شده است‪ .‬این نوشته را زیر عنوان «ارمان‬ ‫سرخ زیر فرش قرمز» میتوانید بخوانید‪.‬‬ ‫همچنین یکی از کتابهای مدیریت جهادی به همراه‬ ‫یادداشتی از نویسندهاش را در انتهای نشریه اوردهایم‪.‬‬ ‫‪ ‬هسته مدیریت جهادی در طول سال برنامه های‬ ‫مستمری دارد که بخشی از ان در این نشریه انعکاس‬ ‫مییابد‪.‬ازجملهمحوریترینفعالیتمدیریتجهادیمرکز‬ ‫رشد در طول شش ماه گذشته‪ ،‬برپایی مدرسه تابستانی‬ ‫مدیریت جهادی بوده است که در ان ‪ 21‬نشست پربار‬ ‫و پرثمر برگزار شده است‪ .‬در این مدرسه مفهوم جهاد‬ ‫در قران‪ ،‬تجربه جهاد سازندگی‪ ،‬تجربه کمیته انقاب‬ ‫اسامی‪ ،‬کارگاه تجربه زندگی حجت ااسام والمسلمین‬ ‫پناهیان‪ ،‬سیره شخصی و جهادی ایتاه باقری کنی‪،‬‬ ‫نگاه سردار سرلشگر محسن رضایی به ساخت و ثمرات‬ ‫مدیریت جهادی‪ ،‬بازدید از کارخانه اسنوا و دیدار با مدیر‬ ‫عامل ان و‪ ...‬مورد بحث‪ ،‬بررسی و تبیین قرار گرفت‪.‬‬ ‫همچنین یک کارگاه تجربه دیگر با محوریت «مدیریت‬ ‫جهادی مرحوم کاظمی اشتیانی» با سخنرانی دوست‬ ‫و همرزم ایشان‪ ،‬اقای دکتر شاهوردی برگزار گردید‪.‬‬ ‫سخنرانی مهندس صابر میرزایی در خصوص تعریف‬ ‫مدیریت در سازمانهای ایرانی و رسیدن به مفهوم‬ ‫مدیریت جهادی‪ ،‬اخرین نشست هسته تا زمان‬ ‫انتشار شماره دوم نشریه بوده است‪.‬‬ ‫جریان هسته با برگزاری جلسات هفتگی اعضای ان‬ ‫و همچنین نشستهای تخصصی با مدیران جهادی‬ ‫و صاحبنظران این حوزه ادامه دارد‪.‬‬ ‫بفرمائید و از نشریه خودتان استفاده نموده‪ ،‬ما را هم‬ ‫از نظرات ارزشمندتان بهرهمند نمائید‪.‬‬ ‫‪‬‬ ‫ت‬ ‫س�اݣرݤݣ ۀݠݣ�‬ ‫ج�ه ݣ ݣ ݥݣا ݣدݣ ݤ‬ ‫‪3‬‬ ‫ݧݑ ݧݩ‬ ‫ٌ‬ ‫لم ݣ ݣنݤ‬ ‫ݣݤوݣڡ ݫ ݬݔلى ݣ ݣ‬ ‫ݩ‬ ‫ݖ‬ ‫ںݩ‬ ‫خ ݫݭ ݣى ݫ ݤݣرݫ ݭݐݫ ݔ ݤݤ‬ ‫ݣاݣ ݣ ݣݣا ݣ‬ ‫ح ݣ ݣݣجلد ݣاݤݣݣین ݣ ݣݣشماݣرݤݣݣه‬ ‫شرحݡ ݣݣبر ط ݣرݣ ݤ‬ ‫‪ ‬بعضی اسمها راحت و ساده و سریع الهضم هستند‪.‬‬ ‫مثل قند در دهان اب میشوند و اسان به زبان میایند‪.‬‬ ‫اسمهایی که ادم دوست دارد همین طور مستمر تکرارشان‬ ‫کند‪ .‬اصا انگار با تکرار انها راحتی و سادگی تکرار میشود‬ ‫و هیچ سختی و صعوبتی در کار نیست‪ .‬انگار با نام‬ ‫بردن از انها دهانها شیرین میشود و طعم خوب شربت‬ ‫بهار نارنج زیر زبان میاید‪ .‬انگار انها افریده شدهاند تا‬ ‫بقیه حظ خودشان را ببرند و سر کیف شوند‪ .‬اسمهایی‪،‬‬ ‫بیشتر از ان که اسم شوند‪ ،‬رسم شدهاند و رسمهایی که‬ ‫با اسمها‪ ،‬ماندگار ‪...‬‬ ‫حاج حسین یکتا یکی از ان اسم و رسمهاست‪ .‬از قسم‬ ‫سوم انهایی است که شهید باکری بعد از جنگ شان را‬ ‫روشنتر و نورانی تر و درخشانتر دیده بود‪ .‬انهایی که کم‬ ‫بودند اما پر بودند ؛پر از محتوا و پر از فرم‪...‬‬ ‫بله‪ ،‬انها از همان طایفه «و قلیل من الاخرین» هستند‪ .‬حاج‬ ‫حسین و اسمهای مشابهش به این راحتی ها هم راحت‬ ‫الهضم نشدهاند‪...‬‬ ‫‪4‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫اقای یکتا از ادمهایی است‬ ‫که تمام نمی شود و دائما‬ ‫میجوشد‪ ،‬اسب عربی هیچ‬ ‫وقت خسته نمیشود‪ .‬من‬ ‫یک وقتی در یک جمعی گفتم‬ ‫خطاب به خودم که من اسب‬ ‫عربی هستم و هیچوقت خسته‬ ‫نمیشوم‪ .‬اقای یکتا هم اسب‬ ‫عربی اصیل است که هیچوقت‬ ‫خسته نمیشود‪.‬‬ ‫(مقام معظم رهبری‪)1395/08/19 ،‬‬ ‫ان قدر دویدهاند‪ ،‬ان قدر بریدهاند‪،‬‬ ‫ان قدر بیخوابی کشیدهاند‪ ،‬ان‬ ‫قدر خستگی را بیمحتوا کردهاند‪،‬‬ ‫ان قدر جان به لب شدهاند‪ ،‬ان‬ ‫قدر خون دل خوردهاند‪ ،‬ان قدر‬ ‫بی محلی دیدهاند‪ ،‬ان قدر‪ ...‬اما‬ ‫هیچوقت سرد و دلسرد نشدند‪،‬‬ ‫هیچوقت کسالت را راهی به انها‬ ‫نبوده‪ ،‬هیچوقت به امید کسان‬ ‫ننشستهاند و هیچوقت در طایفه‬ ‫ناامیدان وارد نشدهاند‪.‬‬ ‫انها پر از عزتاند‪ ،‬پر از علو‪ ،‬پر از‬ ‫شکوه‪ ،‬پر از فخر‪ ،‬پر از کرامت‪ ،‬پر‬ ‫از بزرگی‪ ،‬پر از مرام‪ ،‬پر از عشق‪ ،‬پر‬ ‫از مهر و پر از لطف‪...‬‬ ‫پس با این راحتی هم به این اسم و‬ ‫رسم نرسیدهاند‪ .‬انها خود ساختهاند‬ ‫و دیگر ساز؛ دائم در حال جوش و‬ ‫خروشند‪ :‬طرح میریزند‪ ،‬نقشه‬ ‫میکشند‪ ،‬میسازند و همیشه‬ ‫میسوزند‪ .‬خود را فدایی طریق‬ ‫میدانند و بیهیچ سروصدایی و‬ ‫ادعایی‪ ،‬باا و بااتر میروند و هر‬ ‫«ان»شان حسرت «ان» بعدی را‬ ‫میخورد‪ .‬همیشه فردایشان قدمی‬ ‫جلوتر است و نفسی گرمتر‪.‬‬ ‫حاج حسین با خود قصهها دارد و‬ ‫در خود غصهها‪ .‬خود را جا مانده‬ ‫قافله عشق میداند و برای رسیدن‬ ‫به کاروان «عند ربهم یرزقون» بسان‬ ‫اسب عربی می تازد‪.‬‬ ‫همان طور که راحت میگریاند‬ ‫راحت میگرید و همان گونه که‬ ‫راحت میخنداند راحت میخندد‪.‬‬ ‫برایش شمال و جنوب و شرق و‬ ‫غرب و مرکز فرقی نمیکند‪ .‬هر جا‬ ‫هست‪ ،‬برای همه انجاهایی که‬ ‫نیست‪ ،‬فکر میکند‪.‬‬ ‫حاج حسین انقابی است به همان‬ ‫ادرس سرراست پنجاه و هفت‪ .‬حاج‬ ‫حسین انقابی انقطاعی است به‬ ‫همان ادرس دو هزار و نهصد روز‬ ‫دفاع مقدس‪ .‬حاج حسین انقابی‬ ‫انقطاعی وایی است به همان‬ ‫ادرس یک عمر طاعت و تبعیت‬ ‫اولی اامر‪ .‬نه سردیاش میکند‬ ‫و نه گرمی‪ .‬نه جلو میزند و نه‬ ‫عقب میماند‪ .‬حاج حسین را از‬ ‫هر زاویهای میشود دید‪ ،‬میشود‬ ‫شناخت‪ ،‬میشود شنید و میشود‬ ‫خواند‪ .‬فقط باید نشانی طول‬ ‫موجش را داشته باشی‪ .‬طوری‬ ‫با تو میگوید انگار عمری درونت‪،‬‬ ‫خانه داشته‪ ،‬طوری برایت میخواند‬ ‫انگار محبوبترین خواننده عمرت را‬ ‫میشنوی و طوری برایت مینویسد‬ ‫انگار بهترین کتاب زندگیات را‬ ‫میخوانی‪...‬‬ ‫حاج حسین با تو نجوا میکند‪ .‬خوب‬ ‫گوش کن چه میگوید‪ ...‬با تو؛ با تو‬ ‫که دنبال مسیر میگردی‪ ...‬با تو؛‬ ‫با تو که دنبال همراه میگردی‪...‬‬ ‫با تو؛ با تو که خسته شدی‪ ...‬با‬ ‫تو و با همه‪...‬‬ ‫حاج حسین را این روزها هر جایی‬ ‫میبینی که هیچکس نیست یا ا گر‬ ‫باشند برای تماشا میایند یا برای‬ ‫تماشا شدن ‪ ...‬اما حاج حسین‬ ‫تماشایی است‪...‬‬ ‫با صد هزار جلوه برون امدی که من‬ ‫با صــد هزار دیده تماشا کنم تو را‬ ‫خوش به حالش که موایش در‬ ‫همین حادثه اخیر زلزله‪ ،‬فرمودش‪:‬‬ ‫«بهتــــــرین جایی که بهتــــرینها‬ ‫دوست داشتند میبودند و خدمت‬ ‫میکردند‪ ،‬شما در ان بهتــــــرین‬ ‫جایید‪ .‬قدرش را بدانید‪»...‬‬ ‫‪‬‬ ‫سه دو یک‬ ‫هنوز بحران ادامه دارد‪...‬‬ ‫وضعیت سنجی مدیریت بحران‬ ‫در زلزله غرب کشور‬ ‫ٮ‬ ‫ݓ‬ ‫ن‬ ‫ى ݬ ݑݩ ݦ ح ݤݤر ݤݤا ݤݤݤ‬ ‫م ݣدݣ ݫݣى ݫ ݬݫ ݔݣ ݫ ݣ ݥر ݫݣ ݫݣݔ ݣ ݣ ݣ ݤ ݣ ݣ ݤ‬ ‫ٮݣ ݤ‬ ‫‪6‬‬ ‫و‬ ‫ݤ‬ ‫د‬ ‫ݤ‬ ‫ݤ‬ ‫ݩ‬ ‫ݒ‬ ‫ݧ‬ ‫؛‬ ‫ݤ‬ ‫ݤ‬ ‫س‬ ‫ݔ‬ ‫ݫ‬ ‫ی ݣ ݤو ݤݤ‬ ‫ک‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ى‬ ‫سه‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݬ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݬ‬ ‫ݫ‬ ‫د‬ ‫ن ݣ ݤر ݣ ݣوݤ ݣ ݣ ݣ ݣݤ‬ ‫و‬ ‫دݣ ݣݤ ݤݣر ݬݓى ݫ ݔى ݣ ݤ‬ ‫اشاره‬ ‫‪ ‬در صفحات پیش رو از زاویه دوربین سه‬ ‫تن از اعضای مرکز رشد ‪-‬که در هفته سوم بعد‬ ‫از زلزله اخیر کرمانشاه به شهر سرپل ذهاب و‬ ‫برخی روستاها رفتند‪ -‬مناظری از شهر‪ ،‬امداد‪،‬‬ ‫بحران‪ ،‬مدیریت‪ ،‬ادمها و نشانهها به تماشا‬ ‫گذاشته میشود تا عکسها‪ ،‬یک دل سیر‬ ‫حرفهایشان را بزنند‪.‬‬ ‫‪7‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫س ت ن‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫کل� ب� ت�و� در محله‬ ‫صو� ‪ � -1‬نا�ای ݫ ݬبٮ ا‬ ‫� ی‬ ‫ن‬ ‫�وادی (در همسا ی�گی مسک ن� مهر ر پ�ل‬ ‫ن‬ ‫ها�) که � طور کامل ن�رو ر ی� نح ت�ه ت‬ ‫اس‪.‬‬ ‫د ب‬ ‫ب‬ ‫ت‬ ‫صو� ‪ -2‬ب� چحههای ار ت� ش� در �ال ت� نر�یع‬ ‫� ی‬ ‫ن‬ ‫��ی ن‬ ‫لوارم مورد ن� ی� نار (که ا بل� ت�ه ب� ی� شس ت� بم� ت� ن� ب�‬ ‫ب‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫ش‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫�‬ ‫ا� ررد �ر یع می�د)‬ ‫پ�ا� ر� مردم بٮ ب�� ب‬ ‫ت�صو� ‪ -3‬ت� نر�یع نٮ نم�اس ام ن‬ ‫کاٮ ت� و ه بحوم‬ ‫ی‬ ‫ب‬ ‫ش ن ک نن‬ ‫ن‬ ‫�‬ ‫مردم ب�ای ا ی �که ر�ا� ب� اه �ا�!‬ ‫‪8‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫ت�صو� ‪� -4‬ٮ� ا� ت‬ ‫س�گاه کودک در ی�ک‬ ‫ب پی ی‬ ‫ی‬ ‫نت‬ ‫پ�ادر مسا�ر� نار �وی ی�ک روه مردمی در‬ ‫م ن‬ ‫ن‬ ‫شس‬ ‫ها�‬ ‫حله �وادی هر ر پ�ل د ب‬ ‫ن‬ ‫مد�� ت‬ ‫ت� ی م‬ ‫�‬ ‫صو� ‪ -5‬هد کودک کا�کسی بٮ ی ی‬ ‫ا� در نک�ار �رم ا�مد ب� ن� اس تحا�‪-‬ر پ�ل‬ ‫ط ب‬ ‫ن‬ ‫ها�‬ ‫د ب‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫صو� ‪ -6‬ب�ح شسی نار محله �وادی که‬ ‫� ی‬ ‫تن‬ ‫ا‬ ‫ن‬ ‫وار�داری ش�ده و بٮ ی� نار � �ا��ه‬ ‫ا ب‬ ‫ت‬ ‫ن‬ ‫ش�ود؛ � ب�ا همه ا ی� ن� نر یم� ن�‪ � ،‬نا�های‬ ‫م ن‬ ‫کو� مردم ب�ده ت‬ ‫س‬ ‫اس!‬ ‫‪9‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ت‬ ‫صو� ‪ -7‬ص ن� ش� � ت‬ ‫� نٮ م ب� ای‬ ‫� ی‬ ‫ب‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫درٮ� ت‬ ‫� د� ت� پ�ه هال ا�مر در ی��اط‬ ‫ی‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫�‬ ‫�‬ ‫ها� بٮ بو�ود‬ ‫�‬ ‫پ� شس‬ ‫د‬ ‫ل‬ ‫ر‬ ‫اری‬ ‫رما�‬ ‫پ‬ ‫ب‬ ‫ن ش‬ ‫س� ن‬ ‫س ب�� ت‬ ‫رور نار نر نلرله‬ ‫گ ت ی‬ ‫سن‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫�ا� ت� ن‬ ‫ا�‬ ‫گو� ب� مردم در‬ ‫� ی‬ ‫صو� ‪ -8‬پٮ ح ی‬ ‫ت‬ ‫هال ا�مر نار � شس ت‬ ‫� ن�دهها‪-‬ا بل� ت�ه وا�عا‬ ‫پ‬ ‫ن‬ ‫ن��وهای هال ا�مر � ی�لی نر� ت‬ ‫م� ک شس ی�ده‬ ‫ی‬ ‫� ند� و ن� ت‬ ‫س�ه ب� ند� ولی شمسک ت‬ ‫ا� مردم هم‬ ‫ب‬ ‫نر یٮد ب�د‪...‬‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫�ن ش‬ ‫�ا� ت� ن‬ ‫ا�‬ ‫د�ار‬ ‫صو� ‪ -9‬ب حسی نار ی‬ ‫� ی‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ن ن‬ ‫ها� ؛ � اها و‬ ‫� رما� اری ر پ� ل د ب‬ ‫ن ت ن ن � تن‬ ‫ش‬ ‫� ی� شسههای �ا��ا� �رو ر ی ح�ه ولی‬ ‫ا� ن� ن‬ ‫رما�اری م شس نعول کار ه ت‬ ‫ن‬ ‫کارک� ن‬ ‫س� ن�د!‬ ‫‪10‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫ت‬ ‫ن ت ن‬ ‫ت‬ ‫صو� ‪ -10‬کارگاه �ا�‬ ‫� کا�ک� �رارگاه‬ ‫� ی‬ ‫ن� تا� اا ن���اء؛ ا ت‬ ‫�� ت�رار ا ی� ن� کارگاه در‬ ‫بی‬ ‫ت‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫ت‬ ‫�‬ ‫ن ن� ید�ک رو��اها و رع� � یل�د و‬ ‫ص�‬ ‫ب‬ ‫تت‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫رو��ه بٮ � شساط‬ ‫کا�ک�ها را ب�طه مس�� ی�ی بٮ ی‬ ‫کاررا� ت�رارگاه ش ت‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫د�ا� و‬ ‫م نه�‬ ‫داس‪.‬‬ ‫ت‬ ‫ارک� مردم در ااماده ن‬ ‫صو� ‪ -11‬م شس ت‬ ‫�اری‬ ‫� ی‬ ‫ن‬ ‫ت ن‬ ‫ت‬ ‫� کا�ک�ها‬ ‫نر ی��ا�‬ ‫[رو��ای نرر ی� ن�‬ ‫ن ن‬ ‫و�]؛ ی�کی نار ه‬ ‫��د که‬ ‫ب� ب‬ ‫مراها� ار او پ� ی‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫ن‬ ‫« شسما را هم � کار ر��ها�؟» � ی�لی ٮ ت‬ ‫را��‬ ‫ب‬ ‫ت ان‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫اس! ا�ها‬ ‫ش�د و پٮس� داد‪« :‬ا ی� ن� پ�ه �ر�ی‬ ‫ن‬ ‫دار� ب� ما لط ن� می نک� ن�د»‪.‬‬ ‫ت�صو� ‪ -12‬ش‬ ‫کار� ن�اس ب� ن� ی�اد مسک ن� در‬ ‫ی‬ ‫� ن� نا�های ت‬ ‫�ال ب�رسی و نصع� ت‬ ‫رو��ا‬ ‫ی‬ ‫‪11‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫نت‬ ‫ت�صو� ‪ -13‬در ت‬ ‫رو��ای یال�اسی ا�مد‪�� ،‬ط‬ ‫ی‬ ‫ا‬ ‫ن‬ ‫وار�داری ب�د‪.‬‬ ‫ی�ک ب� ی�ل مکا� ی�کی در �ال ا ب‬ ‫‪ 630‬ن� ن�ر �اک ن� ش ت‬ ‫داس و مردم عموما نک�ار‬ ‫و� ت‬ ‫ب�اده و ب� ی� ن‬ ‫رو��ا پ�ادرها ی� شس ن‬ ‫ا� را‬ ‫ب� پٮ رده ب� ند�‪.‬‬ ‫ن ت‬ ‫ت‬ ‫صو� ‪ � -14‬یا� �راری در نک�ار ب�ادهها و‬ ‫� ی‬ ‫ن‬ ‫عا� اصلی نار بل�اسهای دور ر ی�ح ت�ه ش�ده؛‬ ‫م ب‬ ‫ت‬ ‫ت‬ ‫ن‬ ‫�‬ ‫ک‬ ‫م‬ ‫ب�� ب� ی�ی در �ر یع مکهای مرد ی‬ ‫ن‬ ‫ٮ ش‬ ‫ع� ش�ده ب�د تٮ ب��ی نار بل�اسها که‬ ‫ب‬ ‫� ت �ن‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫مطا ب � ره�گ و ر�وم مردم رلرله رده‬ ‫ا� ت� ن�اس ن� ش ت‬ ‫ن� ب�ود و بٮ ن� ی� نارها ی� شس ن‬ ‫اس‪،‬‬ ‫ب‬ ‫ن‬ ‫دور ر ی�ح ت�ه ش�ود‪.‬‬ ‫ت�صو� ‪ -15‬ا ی�حاد ٮ�ه کا ن�کسی ٮ ن�ک ک شس ن‬ ‫اورری‬ ‫ی‬ ‫ب بب‬ ‫ب‬ ‫ن‬ ‫در شسهر ش� ث‬ ‫ا� بٮ بٮ ب�ا�‬ ‫‪12‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫م� کا�کسی ب�ای ب��ی نار‬ ‫صو� ‪ -16‬ک پ‬ ‫� ی‬ ‫ن مح �ن‬ ‫ن‬ ‫�اک� ی� ن� مسک ن� مهر در ک�ار له وادی‬ ‫ن‬ ‫ها�‬ ‫ر پ�ل د ب‬ ‫ت‬ ‫م� ب�ای نا�راد ت� ت‬ ‫ح�‬ ‫� ی‬ ‫صو� ‪ -17‬ا ی� بحاد ک پ‬ ‫ا‬ ‫ش‬ ‫ت‬ ‫ت‬ ‫ش � ن‬ ‫م�ها‬ ‫پ��� ب هر ی�س� ٮ نره ا بٮد؛ ک پ‬ ‫ن‬ ‫ش‬ ‫ت‬ ‫داس ولی ا ی� ن� همسا ی�گی‬ ‫ها�‬ ‫� بو� ی‬ ‫ا��اری اا ن� ت‬ ‫�ها� هم ش ت‬ ‫داس که ب�‬ ‫بب‬ ‫ی‬ ‫نن ن‬ ‫ن‬ ‫ش‬ ‫ش‬ ‫ش‬ ‫�‬ ‫�‬ ‫ر��د ب�ا ی�� ری �ده بٮ�د‪...‬‬ ‫��ر ی ی‬ ‫ت‬ ‫دما� پ ن� ش�کی ث‬ ‫صو� ‪ -18‬ارا� ن� ت‬ ‫اوررا ن��‬ ‫� ی‬ ‫ی‬ ‫در مس� نم�اط ت� ت‬ ‫رو�� یا�‬ ‫ی‬ ‫‪13‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ت‬ ‫صو� ‪ -19‬ن� نار ب� ت‬ ‫ماع� همراه بٮ ب� ن‬ ‫ادرا�‬ ‫� ی‬ ‫امام� ی�کی نار اهالی ت‬ ‫ت‬ ‫رو��ا‬ ‫پٮ�دار ب�‬ ‫مح مس ت�� ن‬ ‫(اهل ن‬ ‫ت‬ ‫ل‬ ‫در‬ ‫)‬ ‫�‬ ‫��‬ ‫�‬ ‫ر�‬ ‫د‬ ‫ح‬ ‫ب ی ب‬ ‫ش�ده ت‬ ‫رو��ا‬ ‫ت�صو� ‪ �� -20‬ت‬ ‫ا� ص‬ ‫ار�� ن‬ ‫��اه‬ ‫بی‬ ‫ی‬ ‫�را� چ‬ ‫ی‬ ‫در نک�ار ب�اده نارگله‪-‬ر پ�ل (�دود ‪25‬‬ ‫ک� ت‬ ‫لوم�ی نارگله)‬ ‫ی‬ ‫ت‬ ‫ن ن‬ ‫ط� ت�ه که نطاهرا �الم‬ ‫� ی‬ ‫صو� ‪� -21‬ا� ‪ 5‬ب‬ ‫�د و �عد نار ‪ 20‬ن‬ ‫رور در ی�� ن� عمل� ت‬ ‫ا�‬ ‫ب ب‬ ‫ی‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ااوار ب�داری نار ن� نا�های محاور‪� ،‬رو ر ی�ح�ت‬ ‫ب‬ ‫‪14‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫م ن ن‬ ‫ت‬ ‫صو� ‪ -22‬ط بل�هها ب�موعا � ی�لی �عال ب� ند�‬ ‫� ی‬ ‫ن� ن ن ه لن‬ ‫ش‬ ‫ن‬ ‫و ا�گار؛ ب�ای ب� ی ب�رگا� م �ا ی ب�د‪.‬‬ ‫ت‬ ‫ت‬ ‫ت‬ ‫صو� ‪� -23‬رارگاه ک یم� ت�ه ب�س ب�وی نم� ت�ود ی� ن�‬ ‫� ی‬ ‫ت‬ ‫ت‬ ‫[�ص ش‬ ‫ر� ی� ی� ن�]؛ ردار بٮ� نرراده در �ال‬ ‫ن ت ت‬ ‫ن‬ ‫�‬ ‫مد�� ت‬ ‫ت� ش��یع وص ت‬ ‫�‬ ‫ع�� م�ط�ه و ح یل�ل ی ی‬ ‫ی‬ ‫�اع� اول ش‬ ‫ت‬ ‫ب� ن‬ ‫�اد� بٮ نر هم‬ ‫�را�‪ .‬نار‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫ا� و ام ن‬ ‫ب�حههای ���ص ن� ش‬ ‫کاٮ ت� شس ن‬ ‫ود� ن‬ ‫ا�‬ ‫چ‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ک‬ ‫را ر�ا�ه ب�د� پ�و� «هر �‪ ،‬هر کاری‬ ‫ن‬ ‫می ت� نا�» بٮ ی� ب�ای مردم نر نلرله ا� بحام ب�هد‪.‬‬ ‫ت‬ ‫صو� ‪ -24‬ٮ ن�ی � نا�� نار که ی�ک ت‬ ‫دس و‬ ‫� ی‬ ‫ب‬ ‫ب ب‬ ‫ت‬ ‫�ک ٮ ی� ش� در عمل� ت‬ ‫ا� مصاد �طع ش�ده‬ ‫ی پ‬ ‫ی‬ ‫ن ن ث ن‬ ‫ن‬ ‫را� ش�ده ب�د‪.‬‬ ‫ب�د‪ ،‬ا� بی� هم �ا�اس � ب‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫ن‬ ‫ص� ش�ده همراه بٮ‬ ‫� ی‬ ‫صو� ‪ -25‬کا�ک� � ب‬ ‫� � ش ت ا ش ن نن‬ ‫ن‬ ‫رو ی � ب هدا�� و ا� چ��ا� ب�ای بٮ�ی‬ ‫ت‬ ‫� نا�� نار � ه ت‬ ‫م� ک یم� ت�ه ب�س ب�وی نم� ت�ود ی� ن�‬ ‫ب ب ب‬ ‫‪15‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ن‬ ‫ت�صو� ‪ -26‬ت�رارگاه امام ن‬ ‫ر یا�ها؛ ش�لو�‬ ‫ی‬ ‫و پ�کار و بٮ ب� نٮمه‬ ‫ت�صو� ‪ -27‬ت�رارگاه امام ن‬ ‫ر یا�ها‪ :‬در �ال‬ ‫ی‬ ‫ااماده ن‬ ‫ن‬ ‫«دوٮره نر ن�گی» ب�ای‬ ‫کاروا�‬ ‫ی‬ ‫�ار‬ ‫ب‬ ‫اعرام � ت‬ ‫ن‬ ‫رو��اهای ت� ت‬ ‫ح� پ� ش� ش�‬ ‫ب‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫صو� ‪ -28‬ب� نٮمه پ�ح ش� نر ن�ه در نک�ار �رم‬ ‫� ی‬ ‫ت‬ ‫س‬ ‫مد�� ت‬ ‫� ب‬ ‫س� ن�‬ ‫�ا� � ی‬ ‫ا�مد ب� ن� ا حا� بٮ ی ی‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫ها� و‬ ‫ی�ک�ا و بٮ �صور امام ب�معه ر پ�ل د ب‬ ‫ن ت ث ن ث‬ ‫ت�عدادی نار اع نصای‬ ‫ص� ن� �ماس �روس؛‬ ‫ث ا‬ ‫ت�اس ا ت�ای ی� تک�ا ب�ای ب� ند ب� کمکهای‬ ‫ث‬ ‫ش‬ ‫مردمی و ب�دا� ت� ن� بٮر نار دوس ک شسور و‬ ‫مردم ٮ ت‬ ‫ا�� ن�اده نار همه ن� نر�� ت‬ ‫�های‬ ‫ی‬ ‫ب‬ ‫ت ن‬ ‫ن‬ ‫م‬ ‫��ود� ب�د‪.‬‬ ‫د�� و‬ ‫مک ن�‪ ،‬ی‬ ‫‪‬‬ ‫‪16‬‬ ‫هن ݐوݣرݤݩ‬ ‫ݣمه ݣ ݣ ݣد ݤݣارݤݣ ݐݩݣد ݦ ݐ ݐݩ ݦ ݦ‬ ‫ݣاݣ ݣداݤݣ ݣ‬ ‫ݬݓ ݪىح ݣر ݥݣانݥ‬ ‫‪1‬‬ ‫از سرپل اخبار خوبی نمیرسد‪ .‬عاوه بر‬ ‫رسانهها‪ ،‬خیلیها که به منطقه سری زده‬ ‫و از نزدیک مسائل و مشکات را دیدهاند‪،‬‬ ‫میگویند «بحران در مدیریت بحران» مهمترین و‬ ‫بحرانیترین مساله ناشی از زلزله کرمانشاه است‪.‬‬ ‫اما اخبار منتشر شده از وزارت کشور حاکی از‬ ‫تاشهای مجدانه مسئولین دارد؛ جلسه ستاد‬ ‫مرکزی مدیریت بحران با مدیریت وزیر کشور‬ ‫ساعت ‪ ۱0:۳0‬تشکیل میشود‪ .‬اقای نجار رییس‬ ‫ستاد مدیریت بحران کشور پس از جلسه راهی‬ ‫کرمانشاه میشود و به اذعان افراد ستاد فرماندهی‬ ‫زلزله کرمانشاه‪ ،‬از ساعت ‪ ۴‬صبح روز اول زلزله‬ ‫در منطقه مستقر میشود‪.‬‬ ‫‪17‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫بیست روز از زلزله گذشته و تصور مرکز نشینها حتی از نوع‬ ‫دغدغهمندشان لزوما این تصویر نیست‪ .‬زندگی در چادرهایی با‬ ‫وسعت حدود ‪ 9‬متر که بخشی از ان را‪ ،‬وسایل و تجهیزات خانوادهها‬ ‫گرفته است‪ .‬تجهیزات اولیه هم لزوما به اندازه کافی در دسترس همه‬ ‫قرار نگرفته است‪ .‬هنوز بحران ادامه دارد‪...‬‬ ‫‪2‬‬ ‫حجم خـــــــبرهای منفی زیاد است‪.‬‬ ‫یکی از دوستان پیشنهاد میدهد‬ ‫که ا گر قصد کمک داریم‪ ،‬پرداختن به‬ ‫مساله مدیریت بحران از کمک های‬ ‫اجرایی مهمتر است‪ .‬تیم سه نفره ما‬ ‫تشکیل و راهی منطقه میشویم هر چند‬ ‫که ‪ 20‬روزی از زلزله گذشته و دیگر باید‬ ‫اثری از بسیاری از مسایل بحرانی نباشد‪.‬‬ ‫‪3‬‬ ‫ورودی شهر سرپل تعجب ما را‬ ‫برانگیخت! یک شهر به هم ریخته‪،‬‬ ‫بحرانزده با مردمی نگران‪ ،‬سردرگم و البته‬ ‫واقعا نجیب‪ .‬بیست روز از زلزله گذشته و تصور‬ ‫مرکز نشینها حتی از نوع دغدغهمندشان‬ ‫لزوما این تصویر نیست‪ .‬زندگی در چادرهایی‬ ‫با وسعت حدود ‪ 9‬متر که بخشی از ان را‪،‬‬ ‫وسایل و تجهیزات خانوادهها گرفته است‪.‬‬ ‫تجهیزات اولیه هم لزوما به اندازه کافی‬ ‫در دسترس همه قرار نگرفته است‪ .‬هنوز‬ ‫بحران ادامه دارد‪...‬‬ ‫‪4‬‬ ‫جلسه سـتاد بحران شهرستان ساعت ‪ 11‬با حضور مدیران‬ ‫مربوطه تشکیل میشود و وضعیت زلزله و ماموریت هر یک‬ ‫از دستگاهها بازخوانی میشود‪ .‬برخی از بحرانهای زیرساختی‬ ‫در حد تامین برق‪ ،‬گاز و بنزین هم در حدا کثر ‪ 48‬ساعت اول‬ ‫پس از زلزله مدیریت میشود‪ .‬تلفنهای ثابت و همراه هم از‬ ‫کار نیفتاده و عموما خوب کار میکند‪ .‬اما اب در وضع خوبی‬ ‫نیست‪ .‬عاوه بر ظرفیت شهرستان در مدیریت سوانح اب و تعدد‬ ‫ترکیدگی لولهها بر اثر فرو امدن اوار یا اواربرداری‪ ،‬مشکل تازهای‬ ‫پیش امده؛ اب گل الود شده و قابل شرب نیست‪ .‬میگویند به‬ ‫علت تکان خوردن ایههای زمین و حرکت رسوبات بوده است‪.‬‬ ‫اما مدیریت صحیح بحران در سطح نیازهای زیستی (خورا ک‪،‬‬ ‫پوشا ک‪ ،‬اسکان) و مسایل فرهنگی اجتماعی و روحی روانی اصا‬ ‫در نقطه مطلوبی قرار ندارد‪ .‬شهر به هم ریخته و نشانی از ارامش‬ ‫و امید در مردم دیده نمیشود‪ .‬نگرانی در مردم موج میزند‬ ‫و انگار مامنی برای پناه گرفتن نمییابند‪ .‬وقتی از انها درباره‬ ‫مدیریت اوضاع میپرسیدیم جواب میدادند ما که مدیریتی‬ ‫ندیدیم! یکی از مسئولین شهری میگفت در جلسههای ستاد‬ ‫بحران‪ ،‬حرفهای خوبی زده میشود ولی بعد از جلسه عما‬ ‫خبر موثری نیست‪ .‬علی رغم همه تاشهای مسئولین‪ ،‬هنوز‬ ‫بحران ادامه دارد‪...‬‬ ‫‪18‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫یکی از جهادیها میگفت‪ :‬به دوستانتان در دانشکدههای مدیریت بگویید‬ ‫یکی از بزرگترین فرصتهای مطالعهی موردی (‪ )case study‬در حوزه مدیریت‬ ‫بحران از دستتان رفت؛ دانش مدیریت نه فقط در صندلیهای دانشگاه و‬ ‫نمایشگاه که در صحنههای عمل خیلی جدیتر ساخته و اموخته میشود!‬ ‫‪5‬‬ ‫حال و هوای روستاها کمی‬ ‫متفاوت بود‪ .‬با اینکه خرابیها‬ ‫کمتر از شهر نبود و اسیبهای ناشی‬ ‫از زلزله در زندگی مردم دیده میشد‪،‬‬ ‫ولی زندگی روستاییها به جریان‬ ‫افتاده بود؛ زنان و مردان در کنار‬ ‫خانه و مزار ع خود مشغول امور‬ ‫روزمرهشان بودند‪ .‬حتی مدرسهها‬ ‫هم فعال بودند‪ .‬در کل روستاییها‬ ‫زودتر خودشان را پیدا کرده بودند‪.‬‬ ‫انها هم گلهمند بودند ولی برای‬ ‫خیلی چیزها منتظر نمانده بودند؛‬ ‫کمبود چادر که مهمترین مشکل‬ ‫مردم شهر بود را با ساخت سازههایی‬ ‫از نی تامین کرده بودند و کمبود‬ ‫گرمایش با ایجاد کرسیهای سنتی‪.‬‬ ‫سبک زندگی روستایی با مناعت‬ ‫طبع قابل ستایشش‪ ،‬غنیمتی‬ ‫است که باید حفظش کرد‪.‬‬ ‫‪6‬‬ ‫در این سفر یک هفتهای‬ ‫به خیلی از جاها سر زدیم‪ .‬از‬ ‫شهر سرپل ذهاب تا ثاث باباجانی و‬ ‫ازگله و قصر شیرین‪ .‬با افراد بسیاری‬ ‫از مردم شهر و روستا صحبت کردیم؛‬ ‫از مدیریت حادثه‪ ،‬گلهمند بودند‬ ‫و نیازمند همدردی و گرهگشایی از‬ ‫سوی مسئوان‪ .‬با برخی از مسئولین‬ ‫شهر و روستاها هم صحبت شدیم؛‬ ‫از تاشهای بیوفقهشان از ساعت‬ ‫اول زلزله میگفتند‪ .‬مردم بودند‪،‬‬ ‫مدیران هم بودند ولی «مدیریت»‬ ‫نبود یا حداقل ادرا ک نمیشد‪.‬‬ ‫واقعا مشکات بسیاری بر روی‬ ‫زمین بود؛ انقدر که وقتی از منطقه‬ ‫خارج میشدیم دورنمای روشنی‬ ‫برای بازسازی و استقرار زودهنگام‬ ‫زندگی مردم زلزلهزده نمیدیدیم‬ ‫مگر اینکه عدهای از مسئوان‬ ‫و گروههای مردمی‪« ،‬یکتاوار»‬ ‫مجاهدانه در منطقه بمانند و برای‬ ‫دفاع از کارامدی انقاب اسامی‬ ‫مثل اسب برای مردم کار کنند!!‬ ‫خدا کند زمستان سال بعد در‬ ‫سرما نباشند!‬ ‫پینوشت‪ :‬جالب بود یاداوری یکی‬ ‫از جهادیها که به دوستانتان در‬ ‫دانشکدههای مدیریت بگویید‬ ‫یکی از بزرگترین فرصت های‬ ‫مطالعهی موردی (‪)case study‬‬ ‫در حوزه مدیریت بحران از دستتان‬ ‫رفت؛ دانش مدیریت نه فقط در‬ ‫صندلیهای دانشگاه و نمایشگاه که‬ ‫در صحنههای عمل خیلی جدیتر‬ ‫ساخته و اموخته میشود!‬ ‫‪ ‬البــــــته فرصت مشـــــاهده‬ ‫غیرحضوری هنوز سلب نشده با‬ ‫مطالعه خاطرات توصیفی گروه از‬ ‫سفر که در ادامه‪ ،‬تقدیم میشود‪:‬‬ ‫‪19‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫وضعیت شهرها‬ ‫(با تا کید بر وضعیت شهر سرپل ذهاب)‬ ‫الف) امکانات اولیه‬ ‫‪ -1‬چادر و پتو بین مردم کاما توزیع شده‬ ‫و این توزیع چادر تا روز ‪ 6-5‬ادامه داشته‬ ‫ولی همچنان افرادی هستند که میگویند‬ ‫به دایل مختلف به انها چادر نرسیده (مثا‬ ‫به دلیل شرایط اضطرار از سرپل خارج شدند‬ ‫و اان برگشتهاند) و نیاز به چادر دارند ولی‬ ‫به انها چادر داده نمیشود‪ .‬البته سامانه و‬ ‫مجموعهای برای رسیدگی به این مشکات‬ ‫و بررسی صحت و سقم انها وجود ندارد‪.‬‬ ‫‪ -2‬وسیله گرمایشی؛ هنوز چادرهایی بودند که‬ ‫هیتر یا وسیله گرمایشی نداشتند و گروههای‬ ‫مردمی در نیمه شب‪ ،‬با سرکشی به چادرها‬ ‫اقدام به توزیع این وسایل میکردند‪( .‬مثا در‬ ‫شهر سرپل ذهاب‪ :‬طلبههای قرارگاه شهید‬ ‫جعفری)؛ این مساله در بخشهای حاشیه‬ ‫شهر مثل زعفران‪ ،‬به مراتب نامناسبتر‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫ البته استفاده از هیتر (خصوصا ا گر بیش‬ ‫از یک عدد در یک چادر باشد) امکان‬ ‫به دلیل مصرف باای برق و ضعف شبکه‬ ‫انتقال برق در سرپل ذهاب و ثاث باباجانی‪،‬‬ ‫مردم با مشکل قطعی برق در شب و عدم‬ ‫امکان استفاده از وسایل گرمایشی در چادرها‬ ‫روبرو بودند‪.‬‬ ‫اتشسوزی را باا میبرد و با توجه نصب‬ ‫چادرها در کنار یکدیگر بسیار خطرنا ک‬ ‫است‪.‬‬ ‫ به دلیل مصرف باای برق و ضعف شبکه‬ ‫انتقال برق در سرپل ذهاب و ثاث باباجانی‪،‬‬ ‫مردم با مشکل قطعی برق در شب و عدم‬ ‫امکان استفاده از وسایل گرمایشی در‬ ‫چادرها روبرو بودند‪.‬‬ ‫‪ -3‬بسته غذایی؛ بستهای به عنوان بسته‬ ‫غذایی یک ماهه هال احمر بین مردم‬ ‫توزیع شده که البته سیستم توزیع به این‬ ‫شرح است که‪:‬‬ ‫ برای سرپرست خانوار دفترچهای از سوی‬ ‫هال احمر صادر شده است‪.‬‬ ‫ سرپرست خانوار با این دفترچه به مرا کز‬ ‫معین شده هال احمر در بخشهای‬ ‫‪20‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫مختلف شهر مراجعه میکند و بسته غذایی‬ ‫را دریافت میکند‪.‬‬ ‫نکته‪ :‬در شرایط فعلی و با توجه به مشکات‬ ‫مختلف مردم اعم از داشتن بیمار‪ ،‬کودک‬ ‫یتیم و‪ ،...‬ماحظات حضور در مکانی دور از‬ ‫چادر و خطرهای ناشی از ترک چادر‪ ،‬امکان‬ ‫مراجعه به مرا کز مذکور برای برخی از افراد‬ ‫فراهم نیست‪.‬‬ ‫نکته‪ :‬هنوز در فرمانداری و هال احمر‪،‬‬ ‫صفهایی برای دریافت دفترچه وجود دارد‪.‬‬ ‫‪ -4‬سرویسهای بهداشتی و حمامهای‬ ‫صحرایی (که عمده انها از برنامههای اربعین‬ ‫به این مناطق منتقل شد بود) هر چند مورد‬ ‫استفاده قرار گرفته بود ولی لزوما به تعداد‬ ‫کافی و در همه مناطق نبود و از بخشی از‬ ‫چادرها هم فاصله زیادی داشت‪.‬‬ ‫‪ -5‬تامین سوخت اعم از نفت و بنزین؛ ظاهرا‬ ‫با مشکل جدی روبرو نیست‪ .‬پمپ بنزینها‬ ‫با روال عادی در حال کار بودند و مردمی که‬ ‫از وسایل نفتی استفاده میکردند‪ ،‬از دبههای‬ ‫ذخیره نفت بهرهمند بودند‪.‬‬ ‫ب) خدمات سامت‬ ‫‪ -6‬مرا کز درمانی؛ عاوه بر بیمارستانهای‬ ‫صحرایی ارتش و سپاه که از روز اول حادثه در‬ ‫حال ارایه خدمات درمانی به مردم میباشند‪،‬‬ ‫بیمارستان شهدا نیز پس از دو هفته در‬ ‫فضای کانکسی باز راه اندازی شده و در‬ ‫حال خدماتدهی به مردم در سرپل بود‪.‬‬ ‫بیمارستان صحرایی در ثاث و مرکز خدمات‬ ‫درمانی در ازگله نیز مشغول ارایه خدمات‬ ‫درمانی بودند‪ .‬از ناحیه مردم‪ ،‬گلهای در این‬ ‫خصوص شنیده نشد‪.‬‬ ‫‪ -7‬وضعیت اب؛ هرچند اب معدنی بین‬ ‫مردم برای شرب توزیع شده‪ ،‬اما با توجه به‬ ‫استفاده مردم از اب شهری برای استفاده‬ ‫عمومی اعم از شستشوی لباس و ظروف‪،‬‬ ‫حمام و‪ ،...‬باید به سامت این اب توجه‬ ‫شود‪ .‬در بعضی ساعات‪ ،‬اب به شدت گلالود‬ ‫و غیرقابل استفاده میباشد که بنا بر نظرهای‬ ‫کارشناسی‪ ،‬به دلیل فعل و انفعاات زمین است‪.‬‬ ‫‪ -8‬بخشی از نیازمندیهای بهداشتی توسط‬ ‫اداره بهزیستی در سرپل ذهاب و بخشی هم‬ ‫توسط گروههای مردمی تامین شده بود‪.‬‬ ‫‪21‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ج) خدمات اسکان‬ ‫‪ -9‬بنیاد مسکن؛ با سرعت خوبی در حال‬ ‫بررسی و تعیین وضعیت خانهها شامل قابل‬ ‫سکونت‪ ،‬نیازمند تعمیر جزئی‪ ،‬نیازمند تعمیر‬ ‫اساسی و تخریب و بازسازی کامل بودند و در‬ ‫بسیاری از مناطق مورد مشاهده‪ ،‬این کار‬ ‫انجام شده بود‪.‬‬ ‫نکته‪ :‬افرادی که در هنگام مراجعه کارشناس‪،‬‬ ‫در محل مسکونی خود حاضر نبودهاند و یا به‬ ‫نتیجه کارشناسی بنیاد اعتراض داشتند‪ ،‬از‬ ‫ساز و کاری برای رسیدگی به این موضوع (در‬ ‫صورت وجود) مطلع نبودند و نمیدانستند‬ ‫که چه کاری باید انجام بدهند‪.‬‬ ‫‪ -10‬عملیات اواربرداری؛ در حال انجام بود ولی‬ ‫سرعت ان متناسب با انتظار و شرایط مردم‬ ‫نبود‪ .‬در شهر سرپل تعدادی بیل مکانیکی‬ ‫مشغول اواربرداری در محله فوادی ‪-‬که باید‬ ‫به صورت ‪ %100‬تخریب و بازسازی شود‪ -‬و‬ ‫برخی معابر و کوچههای پر تردد بودند‪ .‬اما‬ ‫در محلههای دیگر به جز موارد خیلی معدود‪،‬‬ ‫اثری از اواربرداری در این ایام نبود‪ .‬با توجه‬ ‫به غیرقابل سکونت بودن نزدیک به ‪6000‬‬ ‫واحد مسکونی (طبق نقل یکی از کارشناسان‬ ‫با توجه به غیرقابل سکونت بودن نزدیک به‬ ‫‪ 6000‬واحد مسکونی (طبق نقل یکی از کارشناسان‬ ‫ستاد مدیریت بحران)‪ ،‬مردم از کندی سرعت‬ ‫نگران و نسبت به طول کشیدن این شرایط‬ ‫انتقاد دارند‪.‬‬ ‫ستاد مدیریت بحران)‪ ،‬مردم از کندی سرعت‬ ‫نگران و نسبت به طول کشیدن این شرایط‬ ‫انتقاد دارند‪.‬‬ ‫‪ -11‬با توجه به حجم خرابی شهر سرپل‬ ‫و ثاث‪ ،‬علیرغم قولهای داده شده در‬ ‫رسانهها‪ ،‬اثری از متولیان امر و تحرک جدی‬ ‫برای استقرار کانکس در بخشهای مختلف‬ ‫شهر دیده نشد‪.‬‬ ‫ در محلههای مختلف‪ ،‬بعضا کانکسهایی‬ ‫که توسط افراد خیر مستقر شده بود‪ ،‬دیده‬ ‫میشد‪ ،‬ولی اقدام از سوی نهادهای‬ ‫مسـ ـ ــئول صورت نگرفته بود‪.‬‬ ‫ مردم برای گرفتن کانکس سردرگم بودند‬ ‫و نمیدانستند که به کجا باید مراجعه‬ ‫کنند و تا کی منتظر بمانند تا نوبتشان‬ ‫برسد‪ .‬درفضای عمومی شهر هم کسی‬ ‫پاسخگو نبود‪.‬‬ ‫‪22‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫ در ورودی شهر تازه اباد‪ ،‬کمپی از سوی‬ ‫بهزیستی با کانکسهای اهدایی تشکیل‬ ‫شده بود و برنامههای سرگرمی هم برای‬ ‫کودکان فراهم شده بود‪.‬‬ ‫ در شهر سرپل ذهاب هم‪ ،‬برای افرادی با‬ ‫شرایط خاص از میان سا کنین واحدهای‬ ‫مسکن مهر (‪ 576‬واحد)‪ ،‬تعدادی کانکس‬ ‫(حدا کثر ‪ 70-80‬عدد) تهیه شده بود و بر‬ ‫اساس نامه معرفی از سوی ستاد اسکان‬ ‫مستقر در فرمانداری‪ ،‬با همکاری نیروهای‬ ‫ارتش سامان داده میشدند‪ .‬در همین‬ ‫مورد‪ ،‬با توجه به همجواری این کمپ با‬ ‫محله ‪ %100‬تخریب شدهی فوادی‪ ،‬در بین‬ ‫مردم فضای اعتراض و ناراحتی نسبت به‬ ‫بیتوجهی به انها و نوع وا گذاری و تخصیص‬ ‫کانکسها ایجاد شده بود‪.‬‬ ‫نکته‪ :‬برخی از سرویسهای بهداشتی این‬ ‫مجموعه ظاهرا رو به قبله بود (بنا بر قبله نما‬ ‫و نظر یکی از متدینین محلی) و البته تذکر ما‬ ‫در این خصوص خیلی مورد توجه قرار نگرفت؛‬ ‫مجموعا هم با توجه به شرایط شهر‪ ،‬در این‬ ‫موارد نظارت و توجهی وجود نداشت‪.‬‬ ‫د) وضعیت روحی روانی‬ ‫‪ -12‬شرایط شهر سرپل ذهاب و تا حدودی ثاث‬ ‫باباجانی و نیز وضع مردم همچنان رنگ و بوی‬ ‫خیلی بحرانی و بحرانزده داشت و فشارهای‬ ‫روانی حاصل از زلزله و احساس عدم رسیدگی‬ ‫به مشکاتشان از سوی مسئولین‪ ،‬به توسعه‬ ‫این شرایط کمک میکرد‪ .‬به اذعان بسیاری‬ ‫از افرادی که مورد مصاحبت قرار گرفتند و بنا‬ ‫بر مشاهده میدانی گروه ما‪ ،‬اثری از حضور‬ ‫مسئولین یا نهادهای مسئول در سطح شهر‬ ‫اثری از حضور مسئولین یا نهادهای مسئول در‬ ‫سطح شهر برای هدایت و بهبود اوضاع وجود‬ ‫نداشت‪ ،‬هرچند که مسئولین نیز مدعی کار‬ ‫شبانه روزی در این ایام بودند ولی نمود عینی‬ ‫قابل توجه و ایجاد قوت قلب در جمع مردم‬ ‫حتما نداشتهاند‪.‬‬ ‫برای هدایت و بهبود اوضاع وجود نداشت‪،‬‬ ‫هرچند که مسئولین نیز مدعی کار شبانه‬ ‫روزی در این ایام بودند ولی نمود عینی‬ ‫قابل توجه و ایجاد قوت قلب در جمع مردم‬ ‫حتما نداشتهاند‪.‬‬ ‫ نارضایتی نسبت به عملکرد دولت و‬ ‫دستگاههای دولتی‪ ،‬در میان مردم بیداد‬ ‫میکند‪.‬‬ ‫ مردم شهر از حضور اولیه ارتش سپاسگزار‬ ‫بودند‪ ،‬اما بنا به دستور‪ ،‬ارتش همان هفته‬ ‫اول از شهر خارج شده بود و بجز بیمارستان‬ ‫صحرایی و مشارکت در نصب کانکسهای‬ ‫ً‬ ‫مسکن مهر‪ ،‬ظاهرا حضور دیگری در شهر‬ ‫نداشتند‪.‬‬ ‫ ستاد مدیریت بحران (با عنوان فرماندهی‬ ‫بحران زلزلهی کرمانشاه) در حال جمع کردن‬ ‫و خروج از منطقه بود و البته به زعم یکی از‬ ‫مسئولین ان‪ ،‬در شرایط و اختیارات فعلی‪،‬‬ ‫از اول هم خیلی حضورشان کارامد نبود!‬ ‫ مدارس شهر سرپل‪ ،‬عموما تعطیل و بعضا‬ ‫محل اسکان و نصب چادرها و یا استقرار‬ ‫گروههای جهادی و انبار کمکهای مردمی‬ ‫شده بود‪.‬‬ ‫ بنا به دستور و اباغ مسئولین شهر به‬ ‫اصناف‪ ،‬برخی مغازهها باز شده بودند تا‬ ‫به ایجاد شرایط عادی در شهر کمک کنند‪.‬‬ ‫‪23‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫عدم اطاعرسانی درست‪ ،‬وجود بازار داغ‬ ‫شایعه و عملکرد نادرست برخی از مسئولین در‬ ‫مواجهه با سواات مردم‪ ،‬باعث ایجاد ابهام و‬ ‫عدم اعتماد مردم به وعده مسئولین شده بود‬ ‫ً‬ ‫و عما بسیاری از مردم مجبور بودند خودشان‬ ‫را در شرایط سخت نگه دارند‪.‬‬ ‫ نانواییها هم با دریافت ارد رایگان و الزام‬ ‫به فروش نان به مردم‪ ،‬به بهبود شرایط‬ ‫کمک میکردند‪.‬‬ ‫ به دلیل اواربرداری‪ ،‬طبیعتا شهر از گرد و‬ ‫خا ک و کثیفی رنج میبرد و هرچند بعضا‬ ‫اب پاشی با تانکر انجام میشد ولی در‬ ‫برخی از محلهها و کوچه غیر اصلی‪ ،‬این‬ ‫اتفاق اصا نیفتاده بود و بر شکایت مردم از‬ ‫عدم نظافت در محل زندگی چادریشان‬ ‫افزوده بود‪.‬‬ ‫‪ -13‬عدم اطاعرسانی درست‪ ،‬وجود بازار داغ‬ ‫شایعه و عملکرد نادرست برخی از مسئولین‬ ‫در مواجهه با سواات مردم‪ ،‬باعث ایجاد ابهام‬ ‫و عدم اعتماد مردم به وعده مسئولین شده‬ ‫ً‬ ‫بود و عما بسیاری از مردم مجبور بودند‬ ‫خودشان را در شرایط سخت نگه دارند‪ .‬در‬ ‫واقع برخی امکان تغییر شرایط (مهاجرت‬ ‫موقت به شهر دیگر‪ ،‬اسکان موقت در منزل‬ ‫بستگان‪ ،‬تهیه کانکس با هزینه شخصی و‪ )...‬را‬ ‫داشتند ولی نگران بودند که این تغییر شرایط‬ ‫باعث محرومیت انها از خدمات بعدی بشود‪.‬‬ ‫‪ -14‬کار موازی و غیرمنظم در ارایه خدمات‬ ‫توسط گروههای مردمی (در کنار ویژگیهای‬ ‫متعدد مثبت و موثر حضور انها برای پرکردن‬ ‫جای خالی برخی متولیان) به توزیع امکانات‬ ‫به صورت نابرابر کمک کرده است؛ خصوصا‬ ‫که این افراد با شهر و مردم ان اشنایی ندارند‬ ‫و هیچ فرد معتمد محلی یا راهنمایی برای‬ ‫هدایت این گروهها در شهر وجود ندارد‪.‬‬ ‫‪ -15‬عدم مدیریت فرایند کمکرسانی به‬ ‫مردم و تامین برخی نیازمندیها‪ ،‬بعضا باعث‬ ‫ایجاد اختال در روحیه مناعت طبع و کرامت‬ ‫برخی مردم (التماس برای دریافت برخی‬ ‫کمکهای غیرضروری) شده بود و بعضا هم‬ ‫باعث ایجاد روحیه طلبکاری (و توقع ایجاد‬ ‫سفره اماده) شده بود؛ توسعه این روحیه در‬ ‫بین مردم حتما ضرر دارد‪.‬‬ ‫‪ -16‬فضای نامناسب فرهنگی اجتماعی ناشی‬ ‫از به هم خوردن بافت زندگی اجتماعی مردم‬ ‫و اختاط مردم (خصوصا در مناطقی که کمپ‬ ‫در فضاهای سبز یا خالی ایجاد شده است)‬ ‫هم نگرانیهایی ایجاد کرده بود‪.‬‬ ‫ وجود سرویسهای بهداشتی مردانه و زنانه‬ ‫در کنار یکدیگر و لزوم طی مسافتی از چادر‬ ‫تا سرویسها توسط همه اعضای خانواده‬ ‫ فاصله خیلی کم چادرها از همدیگر و انتقال‬ ‫صدا و مشاهده سایه حرکت افراد داخل‬ ‫چادر (در شب)‬ ‫ معابر خیلی باریک بین چادرها برای عبور‬ ‫و مرور سا کنین انها‬ ‫ وجود جوانان و نوجوانان بیکار در محوطه‬ ‫کمپها (شاید به دلیل تعطیلی مدارس‬ ‫و نیز به هم ریختن فضای کسب و کار‬ ‫ناشی از زلزله)‬ ‫ عدم شناخت و بالتبع عدم اعتماد میان‬ ‫چادرهای همسایه‪...‬‬ ‫‪24‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫جـ ـ ــهت اسـ ـ ــکان موقت خانوادههای روستایی در کانکس‪ ،‬سپاه با استفاده از ظرفیت قرارگاه خاتم‬ ‫اانبیاء‪ ۴ ،‬کارگاه برای ساخت کانکس ایجاد کرده بود‪ .‬یکی از این کارگاهها‪ ،‬بنا به گفته یکی از سرپرستان‬ ‫کارگاه‪ ،‬روزانه حدود ‪ 80‬کانکس تولید و حداقل ‪ 50‬عدد انها در روستاهای تحت پوشش نصب میشود‪.‬‬ ‫وضعیت روستاها‬ ‫الف) امکانات اولیه‬ ‫‪ -1‬برخی از روستاها فاقد حمام بودند‪.‬‬ ‫ در یکی از روستاها که ‪ 18‬نفر از اعضای فوت‬ ‫کرده بودند‪ ،‬با پارچ اب‪ ،‬اموات را غسل‬ ‫داده بودند‪ .‬ضمن اینکه برای کفن و دفن‬ ‫هم‪ ،‬افراد متخصص در دسترس نبودهاند‪.‬‬ ‫‪ -2‬عمدتا چادر و هیتر ‪-‬هر چند دیر‪ -‬در‬ ‫اختیار اهالی روستاها قرار گرفته بود ولی‬ ‫با توجه به معیل بودن ا کثر خانوادههای‬ ‫روستایی‪ ،‬خیلیها در حال ساخت فضای‬ ‫اسکان با نی بودند‪.‬‬ ‫‪ -3‬توزیع دفترچه و بسته غذایی در روستاهای‬ ‫مورد بررسی‪ ،‬به صورت منظمتر انجام شده بود‪.‬‬ ‫ب) خدمات اسکان‬ ‫‪ -4‬بنیاد مسکن در حال سرکشی و بررسی‬ ‫خانههای روستایی بود و هنوز به همه‬ ‫روستاها سر نزده بود‪.‬‬ ‫‪ -5‬عملیات اواربرداری در تعداد کمی از‬ ‫روستاها با سرعت پیش میرفت ولی در‬ ‫برخی از روستاها روستاها در این ایام یا اثری‬ ‫از شروع این عملیات نبود یا حدا کثر یک‬ ‫بیل مکانیکی در حال انجام کار بود که در‬ ‫روستاهای پرجمعیت باعث طوانی شدن‬ ‫و نارضایتی مردم شده بود‪.‬‬ ‫‪ -6‬جــــــهت اســــــکان موقت خانوادههای‬ ‫روستایی در کانکس‪ ،‬سپاه با استفاده از‬ ‫ظرفیت قرارگاه خاتم اانبیاء‪ 4 ،‬کارگاه برای‬ ‫ساخت کانکس ایجاد کرده بود‪ .‬یکی از این‬ ‫کارگاهها‪ ،‬توسط موسسه حرا در ‪ 5‬کیلومتری‬ ‫سرپل ذهاب (حوالی روستای زرین جوب)‬ ‫مستقر شده بود و بنا به گفته یکی از سرپرستان‬ ‫کارگاه‪ ،‬روزانه حدود ‪ 80‬کانکس تولید و حداقل‬ ‫‪ 50‬عدد انها در روستاهای تحت پوشش نصب‬ ‫میشود‪ .‬کارگاه دیگری هم توسط موسسه‬ ‫سماوات راه اندازی شده بود‪.‬‬ ‫نکات قابل توجه‪:‬‬ ‫ در این کارگاهها‪ ،‬چارچوب اصلی کانکس‬ ‫اماده و به روستا جهت نصب منتقل‬ ‫میشد‪ .‬به همین جهت‪ ،‬با یک تریلی‬ ‫امکان جابجایی دهها کانکس در یک‬ ‫بارگیری بود‪.‬‬ ‫ سقف و در و پنجره اماده هم از انبارهای‬ ‫قرارگاه به روستاها منتقل میشد‪.‬‬ ‫ حضور سپاههای استانی در روستاها به فرایند‬ ‫اواربرداری و نیز اماده سازی و کف سازی‬ ‫و نیز استقرار کانکسها سرعت داده بود‪.‬‬ ‫ اردوهای جهادی (عموما از همان استانهای‬ ‫مرتبط با سپاه استانی) در حال کمکرسانی‬ ‫در روستاهای مختلف بودند؛ به عنوان‬ ‫مثال سپاه بیت المقدس در روستای تپه‬ ‫ماران مستقر بود و به این روستا و تعدادی‬ ‫از روستاهای اطراف خدمات میداد‪ .‬اردوی‬ ‫جهادی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان‬ ‫سنندج هم در همین روستاها در حال‬ ‫کمکرسانی بودند‪.‬‬ ‫‪25‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ در بعضی از روستاها سپاه حضور نداشت‬ ‫چرا که نیاز کمتری به کانکس داشتند و این‬ ‫کانکسها توسط مردم ّ‬ ‫خیر و یا نهادهای‬ ‫دیگر تامین شده بود‪.‬‬ ‫ در برخی از روستاها‪ ،‬مردم همکار و در‬ ‫برخی دیگر مردم کاما تماشا گر بودند‪.‬‬ ‫ امکانات طرح ابخیزداری موسسه سماوات‬ ‫هم برای اواربرداری و ساخت کانکس مورد‬ ‫استفاده قرار گرفته بود‪.‬‬ ‫‪ -7‬با توجه به جمعیت خانوادههای روستایی‪،‬‬ ‫نسبت به کمبود جا (عموما کانکسهای ‪12‬‬ ‫متری) برای استقرار و اسکان موقت خانواده‬ ‫نگرانی داشتند‪.‬‬ ‫‪ -8‬در این روزها قرارگاه امام رضاییها باز هم پر‬ ‫کار بودند و در حال طراحی یک برنامه گسترده‬ ‫برای طرح «دوباره زندگی» در روستاهای‬ ‫تحت پوشش‪:‬‬ ‫ تعداد زیادی افراد داوطلب برای این برنامه‬ ‫فراخوان شده بودند‪.‬‬ ‫ بیش از ‪ 200‬نیسان شامل اقام ضروری و‬ ‫مورد نیاز مردم بارگیری شده بودند‪.‬‬ ‫ ‪ 50‬ون که در هر کدام افرادی مثل یک‬ ‫روحانی‪ ،‬یک روانشناس‪ ،‬افراد متخصص‬ ‫بازی کودک و‪...‬حضور داشتند برای سرکشی‬ ‫به روستاها اماده شده بودند‪.‬‬ ‫شرایط زندگی و روحیه حرکت مردم در روستاها‬ ‫به نسبت شهرها بسیار بهتر بود و زندگی عادی‬ ‫در جریان بود ولی مجموعا احساس میکردند‬ ‫که به انها به دلیل دوری از شهر و نبودن در‬ ‫تیررس مسئولین‪ ،‬کمتر توجه میشود‪.‬‬ ‫ج) وضعیت روحی و روانی‬ ‫‪ -9‬علی رغم نداشتن پیچیدگی شناسایی و‬ ‫سهولت توزیع امکانات در بافت روستایی‪،‬‬ ‫مکرر از اهالی روستاها شنیده میشد (این‬ ‫تصور را داشتند) که دهیار و شورای روستا‬ ‫در توزیع امکانات عادانه عمل نمیکنند‬ ‫و خانواده و اطرافیان خود را در اولویت قرار‬ ‫میدهند‪.‬‬ ‫‪ -10‬شرایط زندگی و روحیه حرکت مردم در‬ ‫روستاها به نسبت شهرها بسیار بهتر بود‬ ‫و زندگی عادی در جریان بود ولی مجموعا‬ ‫احساس میکردند که به انها به دلیل دوری‬ ‫از شهر و نبودن در تیررس نگاه مسئولین‪،‬‬ ‫کمتر توجه میشود‪.‬‬ ‫‪ -11‬غالب مدارس راه اندازی شده بودند ولی‬ ‫با توجه به ترس بچهها و یا تخریب بخشهایی‬ ‫از مدرسه‪ ،‬کاسها در فضای باز برگزار میشد‪.‬‬ ‫مدیران این مدارس از عدم تخصیص کانکس‬ ‫موقت برای برگزاری کاسها گلهمند بودند‪.‬‬ ‫‪26‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫بنیاد شهید و امور ایثارگران با نصب بنری در محل ساختمان بنیاد‪ ،‬به جای بررسی میدانی وضعیت‬ ‫و حداقل سرکشی به خانوادههای شهدا و جانبازان خاص‪ ،‬خانوادههای ایثارگر را به حضور در بنیاد و‬ ‫تکمیل فرم مربوطه برای تسریع در خدماتدهی فراخوانده بود!‬ ‫نکات خاص‬ ‫‪ .1‬تهیهی برنامه زنده درباره مردم زلزلهزده و‬ ‫روابط صمیمانه عوامل تهیه برنامه با حاج‬ ‫حسین یکتا (در کنار تاشهای ایشان و‬ ‫تیمشان در بهینه شدن محتوایی برنامه)‬ ‫قابل توجه بود‪.‬‬ ‫‪ .2‬تیمهایی که به صورت ویژه و تا حدودی‬ ‫تشکیاتی در حال ارایه خدمات در‬ ‫بخشهای مختلف به مردم بودند؛ کمیته‬ ‫جستجوی مفقودین‪ ،‬طاب در قالب‬ ‫قرارگاه شهید جعفری‪ ،‬گروههای جهادی‬ ‫دانشجویی در کنار سپاههای همان‬ ‫استانها در مناطق روستایی‪.‬‬ ‫‪ .3‬نیروهای کمیته جستجوی مفقودین‬ ‫(تفحص شهدا) و امکانات انها در ساعات‬ ‫اولیه زلزله به کمک مردم امده بودند‬ ‫خصوصا که اولین تیم و تجهیزات انها در‬ ‫سومار ‪-‬چهل کیلومتری محل حادثه‪-‬‬ ‫مستقر بوده است)‪ .‬بخشی از تجهیزات‬ ‫تفحص از کردستان عراق منتقل شده‬ ‫بود؛ جالب است که گرفتن مجوزهای‬ ‫خروج تجهیزات از عراق و انتقال ان به‬ ‫ایران وقت بسیار کمتری از «ترخیص‬ ‫گمرکی» ان گرفته بود!‬ ‫‪ .4‬بنیاد شهید و امور ایثارگران با نصب بنری‬ ‫در محل ساختمان بنیاد‪ ،‬به جای بررسی‬ ‫میدانی وضعیت و حداقل سرکشی به‬ ‫خانوادههای شهدا و جانبازان خاص‪،‬‬ ‫خانوادههای ایثارگر را به حضور در بنیاد‬ ‫و تکمیل فرم مربوطه برای تسریع در‬ ‫خدماتدهی فراخوانده بود! در همین‬ ‫حال خانمی که از ناحیه چشم در عملیات‬ ‫مرصاد جانباز شده بود و یک دست و یک‬ ‫پای مصنوعی داشت از سوی نیروهای‬ ‫کمیته مفقودین شناسایی و یک کانکس‬ ‫با اشپزخانه و سرویس بهداشتی به ایشان‬ ‫اختصاص داده شد‪.‬‬ ‫‪ .5‬در یکی از روستاها‪ ،‬در مقابل این سئوال‬ ‫که اولین کمکهای مردمی به شما چگونه‬ ‫ارسال شد‪ ،‬پاسخ داد‪ :‬رهبر معنوی مان‬ ‫اولین محموله کمکهای ازم را ساعتی‬ ‫پس از حادثه برایمان فرستاد‪ .‬اهالی‬ ‫روستا‪ ،‬اهل حق بودند‪.‬‬ ‫‪ .6‬طلبهای از مشهد با نام مستعار جهادی‬ ‫شیخ مختار بافاصله بعد از شنیدن خبر‬ ‫حادثه‪ ،‬راهی کرمانشاه شده بود‪ .‬در ورودی‬ ‫شهر سرپل با همکاری بعضی دوستان‬ ‫اربعینی‪ ،‬موکبی (به اذعان خودشان کاما‬ ‫مردمی) به پا کرده بودند و روزانه بین ‪1000‬‬ ‫تا ‪ 4000‬غذای گرم به مردم میدادند‪.‬‬ ‫ایشان سه بار به سوریه اعزام و در مرحله‬ ‫اخر از ناحیه شکم مجروح شده بودند‪.‬‬ ‫‪ .7‬برخی از دستگاهها و گروههای همکار کمی‬ ‫به خودنمایی و خودتبریکی هم افتاده‬ ‫بودند‪ .‬بنرهای تقدیر از دستگاههای‬ ‫مختلف و خوش امدگویی مثا مردمی در‬ ‫‪27‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ارسال کانکسهای اهدایی همراه با ثبت عنوان‬ ‫شرکت اهدا کننده بر روی ان‪ ،‬جای خالی (عدم‬ ‫ً‬ ‫حضور رسانهای و یا حتی بعضا بیتوجهی)‬ ‫بسیاری از نهادها‪ ،‬جریانها و افراد مشهور‬ ‫ارزشی و دینی را در این خصوص به خوبی‬ ‫نشان میداد‪ ،‬در حالیکه بسیاری از کمکهای‬ ‫مردمی از طریق مساجد و پایگاهها جمعاوری‬ ‫و ارسال شده بود‪.‬‬ ‫شهری که مردم هنوز گرفتار اوار هستند‪،‬‬ ‫غیر منطقی ولی زیاد بود‪.‬‬ ‫‪ .8‬شرکت اسنوا‪ ،‬در کنار حرم احمد بن‬ ‫اسحاق‪ ،‬با استقرار حدود ‪ 15‬ماشین لباس‬ ‫شویی دوقلو در سه کانکس‪ ،‬به پذیرش‬ ‫سفارش سشتشو لباس و پتوی مسافرتی‬ ‫اقدام میکردند‪ .‬در دو کانکس بزرگ هم‬ ‫تلویزیونهایی نصب کرده بودند و با‬ ‫چیدن صندلی در ان فضا برای استفاده‬ ‫مردم از تلویزیون ایجاد شده بود‪.‬‬ ‫‪ .9‬گروهی از استان قدس رضوی با لباس‬ ‫خادمین به منطقه امده بوده بودند و در‬ ‫ایام وادت پیامبر ا کرم و امام صادق؟‪،‬‬ ‫عاوه بر مشارکت در برنامههای جشن‪،‬‬ ‫بین مردم نبات پخش میکردند‪.‬‬ ‫‪ .10‬در انتهای یکی از بازدیدهای شبانه به‬ ‫گروهی برخوردیم که سرزده وارد چادرهای‬ ‫مردم میشدند‪ :‬یک خانم با پوشش مانتو‪،‬‬ ‫دو خانم چادری و یک مرد‪ .‬از کارشان‬ ‫پرسیدیم‪ .‬از امور مساجد استان فارس به‬ ‫صورت داوطلبانه حدود ‪ 32‬نفر امده بودند‬ ‫برای کار فرهنگی‪ ،‬مشاوره‪ ،‬همصحبتی و‬ ‫شاد کردن مردم و‪ ...‬جالب بود‪.‬‬ ‫‪ .11‬به دلیل عدم توجیه و امادگی سازمانها‬ ‫و گروهها‪ ،‬بعضا بدون امادگی ازم در‬ ‫منطقه حاضر شده بودند و در روزهای‬ ‫اول حضورشان‪ ،‬عما به بررسی اوضاع‬ ‫پرداخته بودند تا تجهیزات از شهر مبدا به‬ ‫انها برسد (حتی برخی سپاههای استانی)‪.‬‬ ‫‪.12‬یک نکته عجیبی که در خرابیهای حاصل‬ ‫از زلزله در شهر دیده میشد این بود که‬ ‫تعدادی از خانههای با اسکلت فلزی‪،‬‬ ‫خم شده بودند اما فرونریخته بودند اما‬ ‫برخی ساختمانهای نوساز بتونی‪ ،‬کاما‬ ‫فرو ریخته بودند‪.‬‬ ‫‪ .13‬ارسال کانکسهای اهدایی همراه با ثبت‬ ‫عنوان شرکت اهدا کننده بر روی ان‪،‬‬ ‫جای خالی (عدم حضور رسانهای و یا‬ ‫ً‬ ‫حتی بعضا بیتوجهی) بسیاری از نهادها‪،‬‬ ‫جریانها و افراد مشهور ارزشی و دینی را‬ ‫در این خصوص به خوبی نشان میداد‪،‬‬ ‫در حالیکه بسیاری از کمکهای مردمی‬ ‫از طریق مساجد و پایگاهها جمعاوری و‬ ‫ارسال شده بود‪.‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪28‬‬ ‫محمدصادق تراب زاده‬ ‫پژوهشگر هسته عدالتپژوهی‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫و دانشجوی دکتری سیاستگذاری عمومی‬ ‫ݓ‬ ‫ݡ‬ ‫سنح‬ ‫ݬ‬ ‫ݤ‬ ‫ݩ‬ ‫ݪ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݣوݣ ݐ‬ ‫ݩ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ݤ‬ ‫ݥ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݥ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݓ‬ ‫ݫ‬ ‫ٮ‬ ‫عى‬ ‫ص‬ ‫ر‬ ‫ح‬ ‫ى‬ ‫ݬ‬ ‫ݪ‬ ‫ݔ‬ ‫ݤ‬ ‫ن ݣݤ‬ ‫م ݣ ݣ ݔ ݪݭݣدى ݣ ݣ ݣرݤ ݫݣى ݬݫݣ ݔݑ ݣݦݩ ݣݩݦ ݣݦ ݣݦ ݤݣ ݣ ݣ ݣا‬ ‫ٮݣ ݣ ݤ‬ ‫در زلزله غرب کشور‬ ‫مقدمه‬ ‫‪ ‬یکشنبه ‪ 2۳‬ابان ‪ ۱۳96‬ساعت ‪ ،2۱:۴8‬زلزلهای‬ ‫به بزرگای ‪ 7/۳‬ریشتر و در عمق ‪ ۱۱‬کیلومتری‬ ‫زمین‪ ،‬پهنه غربی کشور را لرزاند و مرگبارترین‬ ‫زلزله سال ‪ 20۱7‬در جهان و بزرگترین زلزله ربع‬ ‫قرن اخیر در ایران لقب گرفت‪.‬‬ ‫انچه پس از وقوع این حادثه غمانگیز‪ ،‬محل‬ ‫سئوال و دغدغه اساسی بسیاری از افراد فعال در‬ ‫امر خدماترسانی به زلزله زدگان قرار گرفت‪،‬‬ ‫پروسه مدیریت بحران پس از این حادثه بود‪.‬‬ ‫انتشار اخبار و تصاویر مربوط به روند امدادرسانی‬ ‫و مدیریت بحران حادثه نشان میداد که در‬ ‫نبود یک فرماندهی واحد ثانیههای بسیاری از‬ ‫وقت طایی پس از بروز بحران از دست رفت‬ ‫و مشکات جدیدی ایجاد شد که بر شدت‬ ‫بحران افزود‪.‬‬ ‫‪29‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫صورت بندی مسئله‬ ‫کشور ما همیشه در معرض بایایی‬ ‫طبیعی از جمله زلزله قرار دارد‬ ‫و نیازمند یک مدل کارامد برای‬ ‫مدیریت اینگونه بحرانهاست‪.‬‬ ‫این مساله از ان جهت حائز اهمیت‬ ‫است که در حال حاضر‪ ،‬ایحه‬ ‫مدیریت بحران کشور در حال‬ ‫بررسی و تصویب در مجلس شورای‬ ‫اسامی است و بر اساس ان سازمان‬ ‫مدیریت بحران ذیل وزارت کشور‬ ‫تشکیل و تثبیت میشود‪ .‬اما ایا‬ ‫تشکیل این سازمان ‪-‬که بخش‬ ‫عمدهای از ساختار ان هما کنون‬ ‫در تشکیات وزارت کشور تحت‬ ‫عنوان ستاد مدیریت بحران و در‬ ‫استانداریها تحت عنوان اداره کل‬ ‫مدیریت بحران وجود دارد‪ -‬میتواند‬ ‫گرهای از مساله مدیریت بحران‬ ‫کشور در صحنه عمل باز نماید؟‬ ‫لذا در این یادداشت به بررسی‬ ‫وضعیت مدیریت بحران و گامهای‬ ‫اولیه مدل مطلوب ان میپردازیم‪:‬‬ ‫‪ -1‬عوامل بحران زا‬ ‫بررسی بحران ناشی از زلزله را به‬ ‫لحاظ زمانی باید به دو بخش تقسیم‬ ‫کرد‪ :‬بخش اول‪ 72 ،‬ساعت اولیه که‬ ‫سختترین شرایط برای مردم وجود‬ ‫دارد و بیشترین تمرکز بر اواربرداری‪،‬‬ ‫نجات و امداد است‪ .‬بخش دوم‪،‬‬ ‫روزهای پس از بحران اولیه است‬ ‫که بیشتر ناظر به بازتوانی و بازسازی‬ ‫مناطق زلزلهزده است‪ .‬گرچه برای‬ ‫مدیریت بحران‪ 5 ،‬مرحله در نظر‬ ‫گرفته شده است و سه مرحله ان‬ ‫(پیشبینی‪ ،‬پیشگیری‪ ،‬امادگی)‬ ‫مربوط به قبل از وقوع زلزله است‬ ‫اما محل بررسی در این مقام‪،‬‬ ‫عمدتا مراحل پس از زلزله یعنی‬ ‫مقابله‪ ،‬بازسازی و بازتوانی است‪.‬‬ ‫همچنین در تعریف بحران نیز باید‬ ‫تاملی کرد تا با تعریفهای اشتباه‪،‬‬ ‫نوع توجه به بحران دستخوش‬ ‫تساهل قرار نگیرد‪.‬‬ ‫گزارش انچه در ‪ 72‬ساعت اولیه‬ ‫بروزیافته از این قرار است که بخشی‬ ‫از نیروهای سپاه و ارتش از روز‬ ‫گزارش انچه در ‪ 72‬ساعت اولیه‬ ‫بروزیافته از این قرار است که‬ ‫بخشی از نیروهای سپاه و ارتش‬ ‫از روز اول وارد منطقه شدهاند اما‬ ‫این نیروها اوا عمدتا در درون خود‬ ‫هماهنگی خاصی نداشتهاند و ثانیا‬ ‫فاقد امکانات متناسب و نیز قوای‬ ‫اموزش دیده و توجیه شده بودهاند‪.‬‬ ‫اول وارد منطقه شدهاند اما این‬ ‫نیروها اوا عمدتا در درون خود‬ ‫هماهنگی خاصی نداشتهاند و‬ ‫ثانیا فاقد امکانات متناسب و نیز‬ ‫قوای اموزش دیده و توجیه شده‬ ‫بودهاند‪ .‬امنیت مبادی‪ ،‬اما کن‬ ‫حساس و عمومی‪ ،‬منازل مسکونی‪،‬‬ ‫کاروانها و در روزهای بعد از ان نیز‪،‬‬ ‫امنیت چادرها عمدتا برقرار نبوده‬ ‫و عملکرد ضعیف نیروی انتظامی‬ ‫در این زمینه قابل توجه است‪.‬‬ ‫اسکان اضطراری در ساعات اولیه‬ ‫توام با بینظمی صورت گرفته است‪.‬‬ ‫توزیع چادرها هم بدون هرگونه‬ ‫انضباطی (پرتاب از هلیکوپتر‪ ،‬پرتاب‬ ‫از تریلی و هجوم مردم‪ ) ...‬بوده به‬ ‫نحوی که از یک طرف باعث تشدید‬ ‫ناامنی روانی زلزلهزدگان و از طرف‬ ‫دیگر باعث هدر رفت منابع بسیاری‬ ‫شده است‪ .‬این بیانضباطی در‬ ‫حدی است که حتی تا یک ماه‬ ‫پس از زلزله‪ ،‬برخی مدعی هستند‬ ‫چادری دریافت نکردهاند و امکانی‬ ‫‪30‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫نهادهای دولتی محلی که‬ ‫در شرایط عادی نیز توان‬ ‫رفع کامل و سریع مشکات‬ ‫و مدیریت امور منطقه را‬ ‫ً‬ ‫ندارند‪ ،‬عما در شرایط‬ ‫بحران نتوانستند حضور‬ ‫موثری داشته باشند‪.‬‬ ‫برای رد یا اثبات ادعایشان وجود ندارد؛ البته مشاهدات میدانی‬ ‫در همین زمان نشان میدهد که هیچ کسی نیست مگر انکه در‬ ‫سرپناه باشد‪ .‬امار دقیقی از توزیع چادر و نیز چادرهای برپا شده‬ ‫وجود ندارد‪ .‬این مسئله در خصوص کانکسها و نیز بازسازی تداوم‬ ‫دارد‪ .‬توزیع کانکسها (خصوصا کمکهای مردمی) در شهر سرپل‬ ‫ذهاب‪ ،‬نه متولی خاصی دارد و نه انضباط خاصی و نه اعتمادی‬ ‫از طرف مردم نسبت به فرایند توزیع‪ .‬این عدم ابهام بزرگترین‬ ‫چالش موجود در بحران بوده که همچنان هم ادامه دارد‪.‬‬ ‫دسترسی به اب و غذا‪ ،‬وسایل بهداشتی‪ ،‬حمام و دستشویی در‬ ‫سه روز اول فاقد متولی دقیق و انضباط توزیعی است‪ .‬با گذشت‬ ‫بیست روز از زلزله‪ ،‬گروههای جهادی هنوز در حال ساخت سرویس‬ ‫بهداشتی برای نصب در مناطق زلزله زده و نیز راه اندازی حمام‬ ‫برای نقاط پرجمعیتتر هستند‪ .‬حضور موکبهای اربعین و نیز‬ ‫تجهیزات منتقل شده از ایام اربعین خصوصا سرویس بهداشتی‬ ‫و حمام به شدت کار راهانداز بوده است‪.‬‬ ‫مشکل عدم کفایت تجهیزات گرمایشی (پتو‪ ،‬بخاری نفتی و‬ ‫برقی) و سایر کااهای امدادی در کنار عدم انضباط در توزیع‪،‬‬ ‫از ابتدا وجود داشته و هنوز هم استمرار دارد‪ .‬گرچه هال احمر‬ ‫اقدام به صدور دفترچههایی جهت توزیع کاا و خدمات کرده اما‬ ‫این مسئله هم دیر اتفاق افتاده‪ ،‬هم از انضباط کافی برخوردار‬ ‫نیست و هم اینکه هنوز پس از یک ماه‪ ،‬عدهای در حال دریافت‬ ‫دفترچه هستند‪.‬‬ ‫‪ -2‬تحلیل بازیگران‬ ‫بازیگران فعال و موثر در میدان زلزله‬ ‫را میتوان به دو سطح کان و خرد‬ ‫تقسیم کرد‪ .‬دولت‪ ،‬سپاه‪ ،‬ارتش‪،‬‬ ‫نیروی انتظامی‪ ،‬ستاد مدیریت‬ ‫بحران‪ ،‬هال احمر‪ ،‬مردم زلزلهزده‬ ‫و مردم (ناظر به سیل کمکهای‬ ‫مردمی) از عناصر اصلی سطح‬ ‫کان به شمار میروند‪ .‬گروههای‬ ‫مردمی و تشکلهای مردم نهاد‬ ‫نیز به عنوان بازیگران سطح خرد‬ ‫به شمار میروند‪.‬‬ ‫نهادهای دولتی محلی که در شرایط‬ ‫عادی نیز توان رفع کامل و سریع‬ ‫مشکات و مدیریت امور منطقه‬ ‫ً‬ ‫را ندارند‪ ،‬عما در شرایط بحران‬ ‫نتوانستند حضور موثری داشته‬ ‫باشند‪ .‬زلزلهزده بودن‪ ،‬نداشتن‬ ‫منابع مالی و تجهیزات کافی‪ ،‬نبود‬ ‫امادگی و در نهایت‪ ،‬متناسب نبود‬ ‫مدیران محلی برای شرایط بحران‪،‬‬ ‫از عواملی هستند که انها را در شرایط‬ ‫بحران نا کارامد میسازد‪ .‬در سطح‬ ‫‪31‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫کان دولت نیز‪ ،‬با دولتی مواجهیم‬ ‫که در منطقه حضور عملیاتی ندارد‪،‬‬ ‫اختیار عمل به استاندار سپرده شده‬ ‫و نیروهای عملیاتی این دولت‪،‬‬ ‫همان دولت محلی است که فاقد‬ ‫کارامدی شرایط بحران هستند‪.‬‬ ‫ضمنا به جهت عدم تمرکز نیروها‬ ‫در شرایط بحران‪ ،‬استانداری صرفا‬ ‫توان اعمال فشار بر نیروهای دولتی‬ ‫ذیل منطقه خود را دارد‪ .‬از سوی‬ ‫دیگر‪ ،‬ستاد مدیریت بحران که در‬ ‫حال حاضر منابع مالی و قدرت‬ ‫سازمانی قابل توجهی را در اختیار‬ ‫ندارد‪ ،‬صرفا در منطقه حاضر شده‬ ‫و فاقد هر نوع توان عملیاتی برای‬ ‫حتی مشارکت در مدیریت بحران‬ ‫است‪ .‬با وجود ورود نیروهای ملی‪،‬‬ ‫استانداری در سطح مناسبی برای‬ ‫ایجاد هماهنگی و بکارگیری نیروهای‬ ‫سپاه و ارتش نیست‪.‬‬ ‫ارتش با وجود خدمات فراوان در‬ ‫روزهای اول حادثه خصوصا نجات‬ ‫و انتقال مجروحان و‪ ...‬فاقد توان‬ ‫عملیاتی برای ادامه امداد بوده و‬ ‫با طرح عادیسازی چهرهی شهر‬ ‫از نظامیها‪ ،‬مجبور است از صحنه‬ ‫خارج شود‪ .‬در صورتی که امنیت را‬ ‫نیز از ارتش انتظار نداشته باشیم‪،‬‬ ‫میتوان حضور ارتش را به موقع اما‬ ‫نا کافی دانست‪ .‬به نظر میرسد که‬ ‫ارتش خصوصا در مرحله بازسازی‪،‬‬ ‫فاقد یک تشکیات عملیاتی چابک‬ ‫است که بتواند به حل مساله اسکان‬ ‫مردم بعد از چادر‪ ،‬ورودی قوی‬ ‫داشته باشد‪ .‬نشانه امر را میتوان‬ ‫در ورود محدود ارتش در استقرار‬ ‫کانکسهای شهر سرپل ذهاب‬ ‫مشاهده کرد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫سپاه نیز که ظاهرا با موانعی برای‬ ‫حضور در شهرها روبرو شده بود‪،‬‬ ‫بهطور جدی در روستاها و سایر‬ ‫مناطق حضور دارد و با وجود‬ ‫امکانات و توانمندهای مختلف‬ ‫از جمله قرارگاه خاتم اانبیاء و‬ ‫سپاههای استانی‪ ،‬توانسته است‬ ‫اوضاع در خار ج از شهر سرپل‬ ‫ذهاب‪ ،‬بهتر مدیریت کند‪ .‬گرچه‬ ‫ورود سپاه در سایر مناطق در ‪72‬‬ ‫ساعت اولیه مجموعا با تاخیر بوده‬ ‫اما اان وضعیت مناطق تحت‬ ‫مدیریت سپاه بهتر است‪ .‬قرارگاه‬ ‫خاتم اانبیاء با استقرار ‪ 4‬کارگاه‬ ‫عملیاتی در منطقه و ‪ 4‬کارگاه در‬ ‫خارج از منطقه به سرعت مشغول‬ ‫ساخت و نصب کانکس میباشد‪.‬‬ ‫این کار در برخی اوقات با استفاده‬ ‫ً‬ ‫از کمک مردم و بعضا بدون کمک‬ ‫انهاست‪ .‬ولی به هر حال در جایی‬ ‫که توانسته مردم را وارد عرصه‬ ‫همیاری کند‪ ،‬حجم و سرعت کار‬ ‫بسیار بهتر شده است‪ .‬همچنین‬ ‫حضور سپاههای استانی‪ ،‬سرعت‬ ‫عملیات را باا برده است‪ .‬البته بین‬ ‫این نیروها نیز هماهنگی باایی‬ ‫وجود ندارد و در برخی موارد سپاه‬ ‫استانی‪ ،‬بدون تجهیزات و امادگی‬ ‫‪32‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫حضور سپاه در روستاها که عمدتا‬ ‫اهل سنت‪ ،‬اهل حق و بعضا دارای‬ ‫افرادی وهابی و‪...‬هستند‪ ،‬موجب‬ ‫ارتقاء امنیت بلندمدت‪ ،‬اعتمادزایی‬ ‫در میان مردم و نیز عمقبخشی‬ ‫به نفوذ جمهوری اسامی ایران‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫وارد منطقه شده است‪ .‬از سوی‬ ‫دیگر در منطقهای مثل ازگله‪ ،‬قرارگاه‬ ‫تا کتیکی شهید همدانی مستقر و‬ ‫سپاه از اولین ساعات در کنار مردم‬ ‫بوده است‪ .‬امید است که استقرار‬ ‫کانکسها در محدوده تحت کنترل‬ ‫سپاه‪ ،‬قبل از ‪ 2‬ماه معهود به پایان‬ ‫رسد‪ .‬حضور سپاه در روستاها که‬ ‫عمدتا اهل سنت‪ ،‬اهل حق و بعضا‬ ‫دارای افرادی وهابی و‪...‬هستند‪،‬‬ ‫موجب ارتقاء امنیت بلندمدت‪،‬‬ ‫اعتمادزایی در میان مردم و نیز‬ ‫عمقبخشی به نفوذ جمهوری‬ ‫اسامی ایران شده است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫غالبا به دلیل همکاری نهادها‪،‬‬ ‫در روستاها سرعت کار در حوزه‬ ‫اواربرداری‪ ،‬تخریب و بازسازی‬ ‫خوب است‪ .‬اما در شهر‪ ،‬بنیاد‬ ‫مسکن تنهاست و کمکی برای ان‬ ‫وجود ندارد‪ .‬سرعت اواربرداری و‬ ‫شروع ساخت مسکن دائم‪ ،‬در‬ ‫کنار مشخص نبودن وضعیت‬ ‫پرداخت وامها‪ ،‬مجموعا بسیار‬ ‫کند و چالشزاست‪.‬‬ ‫هال احمر بنا به نظر افراد باتجربه‬ ‫در بحرانهای گذشته‪ ،‬ضعیفترین‬ ‫کارنامه عملکردی را در این بحران‬ ‫با خود یدک کشیده است‪ .‬این‬ ‫ضعف در شهر سرپل ذهاب که‬ ‫بار اصلی مدیریت بحران بر عهده‬ ‫هال احمر گذاشته شده‪ ،‬بیشتر‬ ‫احساس میشود‪ .‬بیانضباطی در‬ ‫توزیع کاا و نیز انتقال بار ضعف‬ ‫دیگران در مدیریت بحران به وظایف‬ ‫هال احمر‪ ،‬مهمترین علتهای‬ ‫کاهش کارایی هال احمر در منطقه‬ ‫بوده است؛ در عین اینکه زحمات‬ ‫و تاشهای بسیاری در این زمینه‬ ‫صورت دادهاند‪.‬‬ ‫ارسالحجمباای کمکهایمردمی‬ ‫به عنوان اولین کمکهای واصله در‬ ‫مناطق زلزلهزده‪ ،‬یکی از پدیدههای‬ ‫نوظهور این زلزله بود که علت ان را‬ ‫اثرگذاری فعال شبکههای اجتماعی‬ ‫میدانند‪ .‬حجم کمکها ان قدر باا‬ ‫بوده است که به لحاظ پوشش‪،‬‬ ‫جبران بیانضباطی در توزیع یا‬ ‫دزدیها و‪ ...‬را کرده است‪ .‬اما این‬ ‫کمکها‪ ،‬نه تحت یک فرماندهی‬ ‫واحد توزیع شده و نه لزوما متناسب‬ ‫با نیازهای مردم بوده است؛ به طور‬ ‫مثال در شهرها‪ ،‬روستاها و جادهها‪،‬‬ ‫لباسهای بسیاری دور ریخته شده‬ ‫که عما یا دسته دوم هستند و یا‬ ‫نامتناسب با سبک پوشش مردم‬ ‫منطقه‪ .‬همچنین گاهی کمکهای‬ ‫ارسالی به دایل مختلف از جمله‬ ‫عدم اعتماد به مسووان مربوطه‪،‬‬ ‫با اصرار انها و به انتخاب خود مردم‪،‬‬ ‫بینشان توزیع شده است‪ .‬این‬ ‫امر در مورد کااها و کانکسها هم‬ ‫صادق است و اصل این نوع توزیع‬ ‫میتواند به ادرا ک تبعیض در میان‬ ‫مردم‪ ،‬دامن بزند‪.‬‬ ‫مردم زلزلهزده یکی از بازیگران اصلی‬ ‫در مدیریت بحران هستند‪ .‬انتظار‬ ‫کمک از دیگران در وسعت و عمق‬ ‫زیاد‪ ،‬بیاعتمادی به وعدههای‬ ‫مسووان‪ ،‬نگاه به بیرون در کنار‬ ‫عدم مشارکت و فعالیت برای بهبود‬ ‫‪33‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫شرایط زندگی خصوصا در شهر (در‬ ‫روستاها‪ ،‬مردم خوداتکاتر هستند)‪،‬‬ ‫و حرص (توسعهیافته در این ایام)‬ ‫برای دریافت هر کمکی و انبار کردن‬ ‫انها و حتی در مواردی با نیت تبدیل‬ ‫ان به پول از مهمترین مسائلی است‬ ‫که عملیات حل معضات بحران و‬ ‫مدیریت بحران را با چالش مواجه‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫گروههای جهادی و مردمی در کنار‬ ‫سازمانهای مردم نهاد مرتبط با‬ ‫مسائل بحران زلزله‪ ،‬از جمله عناصر‬ ‫موثر در منطقه بودند‪ .‬این گروهها‬ ‫گرچه خودجوش‪ ،‬خود اتکا و دارای‬ ‫ظرفیت هستند و برای چالشهای‬ ‫کشور یک قوت محسوب میشوند‬ ‫اما به دلیل نبود فرماندهی و نیز‬ ‫مدیریت واحد‪ ،‬لزوما استفاده‬ ‫مطلوبی از توانمندیهای انها‬ ‫صورت نمیگیرد‪ .‬موازی کاری‪ ،‬هدر‬ ‫رفت منابع‪ ،‬عدم رعایت اولویتها‬ ‫و اختصاص نیرو به اموری که در ان‬ ‫تخصصی ندارند‪ ،‬از جمله عوارض‬ ‫حضور این نیروهاست‪ .‬همچنین‬ ‫همانند کمکهای مردمی‪ ،‬نبود‬ ‫مدیریت باعث میشود که کارهای‬ ‫خرد برخی از این گروهها در یک‬ ‫نقشه کلیتر‪ ،‬موجب بروز برخی‬ ‫مشکات شود‪ .‬باید متذکر شد‬ ‫که عمده این افراد و گروه ها‪،‬‬ ‫کسانی هستند که معموا در سایر‬ ‫رخدادهای سیاسی‪ -‬فرهنگی و‬ ‫اجتماعی مشارکت دارند‪ .‬بسیاری‬ ‫از این گروهها و افراد‪ ،‬در موکبهای‬ ‫اربعین هم فعال بودهاند و با بروز‬ ‫زلزله‪ ،‬خود و امکانات خویش را‬ ‫به منطقه رساندهاند‪ .‬برخی از‬ ‫مهمترین گروههای حاضر را میتوان‬ ‫قرارگاه امام رضاییها‪ ،‬کمیته تفحص‬ ‫شهدا و مفقودین و قرارگاه شهید‬ ‫جعفری‪ 1‬دانست‪ .‬البته سازمانهای‬ ‫مردم نهاد دیگری هم بودند که از‬ ‫همان روز اول‪ ،‬به صورت حرفهای‬ ‫در منطقه حضور داشتند‪.‬‬ ‫‪ -1‬این قرارگاه به همت برخی روحانیون برای ساماندهی‬ ‫حضور طاب در مناطق زلزله زده ایجاد شده بود‪.‬‬ ‫‪ -3‬نظریه بحران‬ ‫«انچه باید به عنوان بحران تلقی‬ ‫شود‪ ،‬حوادث و موقعیتها نیستند‬ ‫بلکه نوع مواجهه انسانها با‬ ‫حوادث و موقعیتها هستند که‬ ‫بحران میسازند»‪.‬‬ ‫نبود امنیت در کنار ادرا ک سطح‬ ‫باایی از ناامنی توسط مردم و‬ ‫همچنین وجود فضای بیاعتمادی‬ ‫نسبت به دولت و وعدههای ان‬ ‫به دلیل عدم کنترل بر فضای‬‫رسانه ای‪ ،‬ضعف اطاع رسانی‬ ‫در میدان بحران و نیز مکانیسم‬ ‫توزیع مبهم و غیرمنضبط‪ -‬باعث‬ ‫کاهش مشارکت مردم زلزلهزده در‬ ‫ساماندهی امور و بهبود اوضاع شده‬ ‫است‪ .‬بروز مشکات چند روز اول‬ ‫در خصوص چادر‪ ،‬گرمایش‪ ،‬اب‬ ‫و غذا‪ ،‬زمینه پیدایش چنین این‬ ‫امری بوده است‪ .‬برخی از مردم‬ ‫در این شرایط‪ ،‬دریافت همه انواع‬ ‫کمکها را حق خود میدانند و باز‬ ‫پس گرفتن‪ ،‬تحدید یا تغییر ان را‬ ‫بیعدالتی قلمداد میکنند‪ .‬این‬ ‫فرهنگ باعث میشود که مردم دیرتر‬ ‫‪34‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫نبود ساختار مدیریت بحران کارامد‬ ‫و نیز نبود امادگی و برنامه برای هر‬ ‫دستگاه نیز موجب شده تا هیچ‬ ‫عملیات منسجم و هماهنگی‬ ‫صورت نپذیرد‪.‬‬ ‫به زندگی عادی خود بازگردند‪ .‬این‬ ‫نگاه در شهر سرپل ذهاب قویتر‬ ‫از سایر مناطق است‪.‬‬ ‫در طرف دیگر‪ ،‬نزاعهای به ظاهر‬ ‫سیاسی‪ ،‬باعث محرومیت مردم‬ ‫شهر سرپل ذهاب از خدمات سپاه‬ ‫شده است‪ .‬در عین حال نبود‬ ‫ساختار مدیریت بحران کارامد و‬ ‫نیز نبود امادگی و برنامه برای هر‬ ‫دستگاه نیز موجب شده تا هیچ‬ ‫عملیاتمنسجموهماهنگیصورت‬ ‫نپذیرد‪ .‬عدم هماهنگی درون‬ ‫دستگاهی و بینادستگاهی بین‬ ‫ارتش‪ ،‬سپاه‪ ،‬دولت (به صورت کلی)‪،‬‬ ‫استانداری‪ ،‬ستاد مدیریت بحران‪،‬‬ ‫هال احمر‪ ،‬نهادهای محلی‪،‬‬ ‫گروههای جهادی‪ ،‬سازمانهای‬ ‫مردم نهاد‪ ،‬افراد خودجوش و سیل‬ ‫کمکهای مردمی یک اتفاق کاما‬ ‫شفاف و قابل رویت است‪ .‬نبود‬ ‫یک متولی مشخص و مطاع در‬ ‫کنار یک خط اطاعرسانی شفاف‬ ‫و قابل اطمینان از معضات اصلی‬ ‫در حرکت هماهنگ عملیات ضد‬ ‫بحران است‪ .‬این مسئله ان قدر‬ ‫شدید است که هیچ اطاعات و امار‬ ‫گرچه سیاستهای کلی پیشگیری و کاهش خطرات ناشی از سوانح طبیعی و‬ ‫حوادث غیر مترقبه (مصوب ‪ ،)۱۳8۴‬مجموعهای از سیاستهای قبل از بحران‬ ‫را اباغ کرده‪ ،‬اسناد مختلفی در زمینه مدیریت بحران به رشته تحریر درامده‬ ‫و گزارشات گونا گونی هم تدوین شده است اما هنوز ابتداییترین امادگیها‬ ‫برای «مدیریت بحران در عمل» دیده نمیشود‪.‬‬ ‫قابل اتکایی هم وجود ندارد‪ .‬جمع‬ ‫اوری کمکهای مردمی از سوی‬ ‫افراد سرشناس و معروف و هزینهکرد‬ ‫ان بر اساس تشخیص خودشان‪،‬‬ ‫نمایی دیگر از این اشفتگی است‪.‬‬ ‫به هر حال‪ ،‬عوامل ذیل موجب‬ ‫شدند که امکان مدیریت بحران‬ ‫از بین رفته و وجود و وقوع هر نوع‬ ‫اسیب و پیامد مضری محتمل اید‪:‬‬ ‫نزاعهای سیاسی و فرهنگی بین‬ ‫دستگاهی‪ ،‬اماده نبودن مدیران‬ ‫و نداشتن سبک کاری متناسب با‬ ‫مدیریت بحران‪ ،‬ضعف نهادهای‬ ‫محلی‪ ،‬مکانیسم غلط توزیع‪،‬‬ ‫فقدان کانال اطاعرسانی شفاف‬ ‫و مورد اطمینان‪ ،‬فقدان برنامه‬ ‫برای تامین امنیت روانی مردم‪،‬‬ ‫ناهماهنگی یا عدم استفاده مناسب‬ ‫از ظرفیتهای مردمی و حکومتی‪.‬‬ ‫در یک کام‪ ،‬فقدان مدیریت بحران‬ ‫کارامد‪ ،‬ریشه بسیاری از مشکات‬ ‫پس از زلزله بوده است و ا گر با همین‬ ‫منوال ادامه یابد‪ ،‬این امر قطعا در‬ ‫سایر بحرانهای طبیعی اتی هم‬ ‫تکرار خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ -4‬مسئله اصلی و جوهری‬ ‫مبتنی بر شکل‪ ،1‬شاید بتوان‬ ‫مهمترین مقصر کاستیها در بحران‬ ‫اخیر را متوجه مدیریت بحران کرد‪.‬‬ ‫در صورتی که ا گر مدیریت بحران‬ ‫به درستی (قبل و بعد از وقوع‬ ‫بحران) شکل یافته و عمل کند‬ ‫میتوان عملکرد بهتری برای نظام‬ ‫در مواجهه با بحرانهای طبیعی‬ ‫انتظار داشت‪ .‬گرچه سیاستهای‬ ‫کلی پیشگیری و کاهش خطرات‬ ‫ناشی از سوانح طبیعی و حوادث غیر‬ ‫مترقبه (مصوب‪ ،)1384‬مجموعهای‬ ‫از سیاستهای قبل از بحران را‬ ‫اباغ کرده‪ ،‬اسناد مختلفی در‬ ‫زمینه مدیریت بحران به رشته‬ ‫تحریر درامده و گزارشات گونا گونی‬ ‫هم تدوین شده است اما هنوز‬ ‫ابتدایی ترین امادگی ها برای‬ ‫«مدیریت بحران در عمل» دیده‬ ‫نمیشود‪.‬‬ ‫سطح بحران در در زلزله اخیر‪،‬‬ ‫استانی تشخیص داده شده و‬ ‫مدیریت بحران به استاندار‬ ‫وا گذار شده است‪ .‬بازوی اجرایی‬ ‫استانداری نیز ادارات کل استانی و‬ ‫منازعات سیاسی بین‬ ‫عناصر کان مسئول‬ ‫فقدان نهاد مدیریت‬ ‫بحران موثر و مطاع‬ ‫بی اعتمادی به‬ ‫دولت از گذشته‬ ‫عدم امادگی اموزشی‬ ‫محلی و ملی‬ ‫و تجهیزاتی نهادهای‬ ‫ناامنی و حس ناامنی‬ ‫فقدان مدیریت واحد‬ ‫ناکارامدی‬ ‫مدیریت محلی‬ ‫اتاف ظرفیتها و‬ ‫کندی حل بحران‬ ‫مکانیسم غلط توزیع‬ ‫عدم مشارکت و‬ ‫همراهی مردمی‬ ‫مدیریت و ارائه خدمات‬ ‫ناهماهنگی در‬ ‫عدم مدیریت نیروهای‬ ‫خودجوش و‬ ‫کمکهای مردمی‬ ‫ادراک‬ ‫بیعدالتی و تبعیض‬ ‫ضعف در اطاعرسانی‬ ‫بیاعتمادی به دولت‬ ‫تخریب‬ ‫فرهنگ عمومی‬ ‫ابهام در اینده‬ ‫مشکات ناشی از زلزله‪ :‬نبود‪/‬کمبود اب‪ ،‬غذا‪ ،‬تلفات مالی و جانی‪ ،‬مشکل اسکان و بهداشت‬ ‫شکل ‪ : 1‬چارچوب مفهومی شکلگیری و تشدید بحران در زلزله غرب کشور‬ ‫تدوام بحران‬ ‫و تثبیت‬ ‫عوارض ان‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫‪35‬‬ ‫‪36‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫به صورت کلی بحث در باب مدیریت بحران را باید در ‪ 6‬محور دنبال کرد‪:‬‬ ‫جایگاه قانونی‪ ،‬اصول کاری‪ ،‬تشکیات‪ ،‬سبک کاری‪ ،‬ویژگی افراد‪ ،‬برنامه‪.‬‬ ‫هر ‪ 6‬محور با هم باید مدنظر باشند تا مدیریت مطلوب بحران طراحی شود‬ ‫مدیریتی منجر به تشتت در عملیات سناریوهای پیشنهادی‬ ‫در شهر‪ ،‬فرمانداری است در حالیکه‬ ‫این بازوی اجرایی اوا برای شرایط‬ ‫عادی طراحی و تجهیز شدهاند‬ ‫و ثانیا در شرایط عادی هم توان‬ ‫کافی برای اداره بهینه و پوشش‬ ‫ماموریتهای خود را ندارند‪ .‬از طرف‬ ‫دیگر ورود نهادهای ملی که عما‬ ‫تبعیتی از استاندار ندارند و ایجاد‬ ‫هماهنگی با انها در این سطح‬ ‫مستلزم هزینه و زمان بسیار زیاد‬ ‫است‪ ،‬باعث از بین رفتن وحدت‬ ‫فرماندهی و عدم انسجام و کاهش‬ ‫سرعت در عملیات میشود‪ .‬انسجام‬ ‫در عملیات ان چنان ضعیف است‬ ‫که تزریق هر چه بیشتر منابع‪ ،‬ممکن‬ ‫است به تشدید بحران منجر شود؛‬ ‫نه اینکه ان را بکاهد‪.‬‬ ‫همچنین باید توجه داشت که‬ ‫نیروهای محلی و استانی دولت‪،‬‬ ‫نیروهای ملی از قبیل سپاه و‬ ‫ارتش‪ ،‬نیروهای مردمی از قبیل‬ ‫گروههای جهادی و‪...‬دارای امادگی‬ ‫و اموزشهای ازم جهت مدیریت‬ ‫یا عملیات بحران نیستند و حتی‬ ‫ا گر هم باشند‪ ،‬فقدان انسجام‬ ‫میشود‪ .‬در واقع برای مدیریت‬ ‫بحران از طرفی نیازمند نیروهای‬ ‫عمل کننده اماده و پرتوان هستیم‬ ‫و از طرفی هم باید عملیات این‬ ‫نیروها بههنگام و منسجم صورت‬ ‫پذیرد‪ .‬بنابراین میتوان عمده‬ ‫مشکات را از ضعف در مدیریت‬ ‫بحران دانست‪.‬‬ ‫بدیلهای مختلفی در حوزه ساختار‬ ‫و نوع مدیریت بحران وجود دارد‪.‬‬ ‫در یک سر طیف‪ ،‬ارتقاء جایگاه‬ ‫ستاد فعلی مدیریت بحران‪ ،‬تقویت‬ ‫اختیارات و منابع ان و اعطای قدرت‬ ‫عملیاتی به این ستاد مطرح است‬ ‫و در سوی دیگر ایجاد نهادهایی‬ ‫جدید در مدیریت بحران قابل طرح‬ ‫هستند‪ .‬قطعا مطالعات تطبیقی‬ ‫در این حوزه‪ ،‬نیازی جدی است‪.‬‬ ‫اما به صورت کلی بحث در باب‬ ‫مدیریت بحران را باید در ‪ 6‬محور‬ ‫دنبال کرد‪ :‬جایگاه قانونی‪ ،‬اصول‬ ‫کاری‪ ،‬تشکیات‪ ،‬سبک کاری‪،‬‬ ‫ویژگی افراد‪ ،‬برنامه‪ .‬هر ‪ 6‬محور با‬ ‫هم باید مدنظر باشند تا مدیریت‬ ‫مطلوب بحران طراحی شود‪ :‬دارا‬ ‫بودن اقتدار رسمی کافی‪ ،‬انعطاف‬ ‫ساختاری‪ ،‬سبک کاری و زندگی‬ ‫جهادی‪ ،‬افراد دارای پذیرش شرایط‬ ‫بحران و برنامه کاری حرفهای‪.‬‬ ‫فار غ از اینکه تشکیات مدیریت‬ ‫بحران در اسناد قانونی دارای چه‬ ‫ویژگیهایی است‪ ،‬میدان عملیات‬ ‫زلزله غرب کشور نشان داد که این‬ ‫تشکیات فاقد قدرت و اختیارات‬ ‫فرماندهی و کنترل نیروهای ملی‪،‬‬ ‫فاقد منابع مادی و نیز فاقد انعطاف‬ ‫و سرعت عملیاتی کافی است‪ .‬به‬ ‫نظر میرسد جهت برون رفت از‬ ‫وضعیت کنونی مدیریت بحران‪،‬‬ ‫میتوان بر اساس اقتضائات کشور‪،‬‬ ‫یک یا مجموعهای از راهکارهای‬ ‫ذیل را دنبال کرد‪:‬‬ ‫‪ .1‬تیم خوابگاهی‪ :‬اولین سطح از‬ ‫پیشنهاد‪ ،‬ایجاد یک تشکیات‬ ‫جدید و دائمی است با افرادی‬ ‫حرفهای که در مواقع عادی‪،‬‬ ‫به مانورهای واقعی و در مواقع‬ ‫بحران‪ ،‬به مدیریت بحران‬ ‫میپردازد‪ .‬مجموعهای با تعداد‬ ‫محدود (مثا ‪ 100‬نفر افراد کاما‬ ‫متخصص در حوزه مربوط) که‬ ‫به محض بروز هر نوع رخدادی‬ ‫به منطقه هلیبرن میشوند و‬ ‫دارای پیشرفتهترین تجهیزات‬ ‫ارتباطی و کنترل و فرماندهی‬ ‫هستند‪ .‬به محض ورود به‬ ‫منطقه‪ ،‬تمامی ظرفیت ها‬ ‫(اعم از نظامی و غیرنظامی)‬ ‫‪37‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫تقویت منابع مادی و ارتقاء امادگیهای عملیاتی مدیریت بحران فعلی باید صورت‬ ‫پذیرد‪ .‬فقدان اقتدار‪ ،‬نداشتن ساختار و تیم عملیاتی حرفهای با منابع و تجهیزات‬ ‫ازم‪ ،‬بزرگترین علل ناکارامدی ستاد و ساختار مدیریت بحران فعلی است‪.‬‬ ‫در کنترل عملیاتی این تیم قرار‬ ‫میگیرد‪ .‬همانند یک فرماندار‬ ‫نظامی‪ ،‬تمامی مسووان میدانی‬ ‫ذیل دستورات این تیم عمل‬ ‫میکنند‪ .‬اجازه ورود و خروج به‬ ‫منطقه برای هر کسی‪ ،‬تحت امر‬ ‫این تیم صورت میگیرد (حتی‬ ‫مسووان کشوری و لشکری)‪.‬‬ ‫این تیم در واقع یک تیم کاما‬ ‫حرفهای است که صرفا بحران‬ ‫را مدیریت میکند‪ .‬در ایه اول‬ ‫دارای تیم مجهز براورد سطح‬ ‫بحران‪ ،‬و در ایه دوم‪ ،‬شامل‬ ‫تیم مدیریت بحران است‪ .‬به‬ ‫نظر میرسد ازم است این تیم‪،‬‬ ‫ذیل یک نهاد عالی مانند شورای‬ ‫عالی مدیریت بحران تشکیل‬ ‫شود و اختیارات ازم از سوی‬ ‫رئیس جمهور به وی تفویض‬ ‫شود‪ .‬تمامی اطاعرسانیهای‬ ‫رسمی‪ ،‬ساماندهی کمکهای‬ ‫مردمی (مالی و غیرمالی)‪،‬‬ ‫ساماندهی نیروهای خودجوش‬ ‫و‪ ...‬نیز در این ایام توسط این‬ ‫تیم صورت میگیرد‪ .‬در مواقع‬ ‫غیر بحران نیز باید از کلیه‬ ‫ظرفیتهای کشور برای ایجاد‬ ‫امادگی بهره ببرد‪ .‬قطعا افراد‬ ‫حاضر در این تشکیات‪ ،‬باید‬ ‫بسیار سختگیرانه انتخاب شده‬ ‫و یک زندگی جهادی داشته‬ ‫باشند‪ .‬صرفا با وجود چنین‬ ‫افرادی و چنین سبکی است‬ ‫که تشکیات جدید‪ ،‬کارامد‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ .2‬ارتقاء مدیریت بحران فعلی‪ :‬در‬ ‫سطح دوم میتوان‪ ،‬نسخهای‬ ‫با درجه کارامدی احتمالی‬ ‫پایینتر تعریف کرد‪ .‬تقویت‬ ‫جایگاه تشکیات فعلی در نظام‬ ‫رسمی کشور‪ ،‬تقویت منابع‬ ‫مادی و ارتقاء امادگیهای‬ ‫عملیاتی مدیریت بحران فعلی از‬ ‫جمله راهکارهایی است که باید‬ ‫صورت پذیرد‪ .‬فقدان اقتدار‪،‬‬ ‫نداشتن ساختار و تیم عملیاتی‬ ‫حرفهای با منابع و تجهیزات‬ ‫ازم‪ ،‬بزرگترین علل نا کارامدی‬ ‫ستاد و ساختار مدیریت بحران‬ ‫فعلی است‪.‬‬ ‫بنا بر ایحه مدیریت بحران‬ ‫که در حال بررسی در مجلس‬ ‫شورای اسامی است‪ ،‬این‬ ‫گزینه در حال تقویت است‪.‬‬ ‫هرچند واقعیتهای میدانی‬ ‫و عملکرد عملیاتی ستادها و‬ ‫نهادهای مسول نشان از ان‬ ‫دارد که تشکیل این سازمان‬ ‫با ساختارهای معمولی و در‬ ‫سطح وزارت کشور‪ ،‬بعید است‬ ‫مساله اصلی مدیریت بحران را‬ ‫در میدان عمل حل نماید‪.‬‬ ‫‪ .3‬ارتقاء نهادهای فعلی‪ :‬در‬ ‫سطح سوم‪ ،‬ارتقاء نهادهای‬ ‫موجود در خدماترسانی به‬ ‫مردم از مهمترین راهکارهاست‪.‬‬ ‫نهادهای موجود اساسا برای‬ ‫شرایط عادی (نه بحران) طراحی‬ ‫شده و اقدام به جذب نیرو‬ ‫کردهاند و البته در شرایط عادی‬ ‫نیز لزوما از عهده انجام درست‬ ‫وظایف خود بر نمیایند‪ .‬اما‬ ‫به هر حال این سازمانها و‬ ‫نهادها در شرایط بحران بخشی‬ ‫از بازوی عملیاتی ستاد مدیریت‬ ‫بحران به شمار میروند و ازم‬ ‫است امادگیهای ازم را کسب‬ ‫نمایند‪ .‬ضمن اینکه پس از افول‬ ‫موج اولیه بحران نیز‪ ،‬امور به‬ ‫این مجموعهها وا گذار میشود‪.‬‬ ‫لذا تقویت نهادهای موجود‬ ‫کشور با رویکرد ارتقاء ظرفیت‬ ‫خدمترسانی در شرایط بحران‬ ‫میتواند در سومین ایه مطرح‬ ‫شود‪.‬‬ ‫‪38‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫‪ .4‬خودگردانهای نیمه مردمی‪:‬‬ ‫در ایه چهارم میتوان نهادی‬ ‫جدید طراحی و تاسیس کرد که‬ ‫همچون تشکیات سطح اول‪،‬‬ ‫یک تشکیات دائمی باشد و به‬ ‫صورت حرفهای و مستمر‪ ،‬اقدام‬ ‫به برنامهریزی و سازماندهی‬ ‫ظرفیتهای مردمی بپردازد‪ .‬در‬ ‫زمان وقوع بحران‪ ،‬همچون تیم‬ ‫خوابگاهی به سرعت در صحنه‬ ‫حاضر شده و صرفا به مدیریت‬ ‫ظرفیتهای مردمی با هماهنگی‬ ‫کلی نهادهای عالی مدیریت‬ ‫بحران مشغول میشود‪ .‬این‬ ‫تشکیات‪ ،‬غیردولتی اما وابسته‬ ‫به نظام است ولی صرفا برای‬ ‫اداره تشکیات (نه امداد و‪)...‬‬ ‫از حمایتهای نظام برخوردار‬ ‫میشوند‪ .‬شاخص برجسته‬ ‫این افراد‪ ،‬تفکر انقابی و‬ ‫سبک زندگی جهادی است و‬ ‫حضورشان در مواقع بحرانی‪،‬‬ ‫همواره قابل مشاهده بوده‬ ‫است‪ .‬این افراد با داشتن‬ ‫اعتبار و حسن شهرت و نیز‬ ‫شبکه گسترده روابط غیررسمی‬ ‫میتوانند کمکهای بسیاری‬ ‫را بسیج و به حل بحران کمک‬ ‫نمایند‪ .‬نمونه خوب این چنین‬ ‫تشکیاتی در زلزله اخیر‪ ،‬قرارگاه‬ ‫امام رضاییها بود‪.‬‬ ‫انچه در صحنه عمل مورد انتظار است وجود تشکیات تخصصی و‬ ‫مدیرانی با ظرفیتهای روحی و فکری بااست که توان تصمیمگیری در‬ ‫شرایط بحران را داشته‪ ،‬برای مواجهه با انواع وضعیتهای پیچیده‪ ،‬امادگی‬ ‫ازم را داشته باشند‪ ،‬از لحظه وقوع حادثه به مدیریت بحران بپردازند و‬ ‫همه ظرفیتها را ساماندهی کنند و بکار گیرند‪.‬‬ ‫جمع بندی‬ ‫زلزله اخیر کرمانشاه هرچند به لحاظ بزرگای لرزه‪ ،‬از زلزلههای بزرگ‬ ‫کشور محسوب میشد ولی به لطف خدا‪ ،‬به لحاظ خسارتهای‬ ‫وارده از سطح گستردهای برخوردار نبود‪ .‬سطح حادثه به ظاهر‪،‬‬ ‫استانی بود و مسوولین مربوطه نیز به استناد و گواهی افراد مطلع از‬ ‫همان ساعات اولیه وقوع حادثه‪ ،‬در ستاد بحران حاضر شده بودند‪.‬‬ ‫اما با وجود سوابق متعدد کشور در مواجهه با حوادث و بایای‬ ‫طبیعی‪ ،‬متاسفانه در این زلزلهی محدود در میدان عمل شاهد‬ ‫یک هرج و مرج در روزهای اول و تداوم نابسامانی در هفتههای‬ ‫اتی بودیم و این در حالی است که در طول سال با عناوین مختلف‪،‬‬ ‫هزینههایی صرف امادگی برای مقابله با بحران میشود‪.‬‬ ‫عدم تناسب روحیه بخشی از متولیان با کار فوقالعاده‪ ،‬عدم‬ ‫امادگی روحی‪ ،‬روانی و تدبیری برای مواجهه با بحرانهای واقعی‬ ‫و تصمیمگیری و اقدام در شرایط بحرانی (به دلیل عادت به سبک‬ ‫زندگی اداری) و درگیر بودن زندگی شخصی بسیاری از مسووان‬ ‫(مانند سایر مردم) با عوارض حادثه ایجاد شده و‪...‬باعث میشود تا‬ ‫در لحظهی نیاز به مدیریت بحران‪ ،‬از تحقق تام این نعمت محروم‬ ‫باشیم و حتی در برخی موارد به جای مدیریت بحران به تولید هرج‬ ‫و مرج نیز بپردازیم‪.‬‬ ‫انچه در صحنه عمل مورد انتظار است وجود تشکیات تخصصی و‬ ‫مدیرانی با ظرفیتهای روحی و فکری بااست که توان تصمیمگیری‬ ‫در شرایط بحران را داشته‪ ،‬برای مواجهه با انواع وضعیتهای‬ ‫پیچیده‪ ،‬امادگی ازم را داشته باشند‪ ،‬از لحظه وقوع حادثه به‬ ‫مدیریت بحران بپردازند و همه ظرفیتها را ساماندهی کنند و‬ ‫بکار گیرند‪ .‬این مهم با شرایط موجود یا تصویب ایحه اخیر درباره‬ ‫ً‬ ‫تشکیل سازمان مدیریت بحران‪ ،‬حتما حل نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪‬‬ ‫ع‬ ‫ݩ‬ ‫ل‬ ‫ݩ‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ݚ ݧ ݩ ُ ݡ ݤݤݤمݡ‬ ‫ݩَ ݦ ݑݩ ݑْݩ ݨݦ ݨݦ ݦݨݨ ݦ ݨݨݦ ݧگ ݧ ݧ ݩ ݧݩ ݧ ݩ ݧ ݐْݩ ݑݩݚ ݦ ݦݩ ݤݤݤ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ٮݣ ݤاݣ ݣ ݣ ݣݤر ݣاݤݤ ݣݤ‬ ‫ݨ‬ ‫و‬ ‫ݤ‬ ‫ݡ‬ ‫ٯ‬ ‫ݨ‬ ‫ݤ‬ ‫م ااݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣݥ‬ ‫ݡݣݣݣݣ‬ ‫‪40‬‬ ‫دکتر میثم لطیفی‬ ‫استاد هادی هسته مدیریت جهادی مرکز رشد‬ ‫و دانشیار گروه معارف اسامی و مدیریت دولتی‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫س ݣ ݣ ݤاݣدݣ ݤد‬ ‫ح ݣ ݣا ݣ ݣ ݤ ݤ‬ ‫ݬىݫݓا ݬ ݫ ݓ ݣ‬ ‫ݡݣخال ݤݡ ݤرݤاپ ݣرݣکنید‬ ‫مقدمه‬ ‫ݧ ݩ‪ ‬بعضی کارها و برخی افراد در گذر زمان‬ ‫ݧ ݩُ‬ ‫گل میکنند‪ .‬انقدر که داستان زندگیشان‬ ‫ُ‬ ‫دهانبهدهان و نسل به نسل‪ ،‬نقل محافل‬ ‫میشود و حتی میشود سرمشق بزرگان و رهبران‪.‬‬ ‫در همین اطراف خودمان همچنین داستانهایی‬ ‫از افراد و کارهای فوقالعاده و ارزشمندشان هست‬ ‫ّ‬ ‫که در خاطره ملتمان شیرین است و باشکوه‪.‬‬ ‫ریزعلی خواجوی و محمدحسین فهمیده ادمهایی‬ ‫بودند که در همین نزدیکی میزیستند و با‬ ‫فداکاریشان و کار فوقالعادهای که نمونه نداشت‬ ‫جاودانه شدند‪ .‬سالهاست که خاطراتشان را‬ ‫دانش اموزان دبستانی میخوانند و بزرگترها از‬ ‫انها به نیکی یاد میکنند‪.‬‬ ‫با اندک دقتی میتوان فهرستی طوانی از این‬ ‫انسانهای خاص و کارهای فوقالعادهشان تهیه‬ ‫کرد و عرضه کرد و نسلها را هویت بخشید‪.‬‬ ‫‪41‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ُ‬ ‫شاید کسی بگوید این افراد خود به دنبال گل کردن بودند و میخواستند‬ ‫ً‬ ‫دیده شوند‪ .‬اصا با برنامه‪ ،‬طوری حرکت کردهاند که بتوانند در طول تاریخ‬ ‫نام خود را روی سنگنوشتهای حک کنند یا بر سردر شهری اویزان کنند!‬ ‫واقعیت این است که ا گرچه اینطور ادمهایی در طول تاریخ بودهاند اما از‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫بد حادثه اتفاقا خیلی ماندگار نبودهاند و عموما هم ا گر ماندگاری داشتهاند‬ ‫با یاد نیک همراه نبوده است‪.‬‬ ‫فداکاری رمز ماندگاری در این سطح نیست‬ ‫استاد مرتضی مطهری که عمرش را‬ ‫وقف کرد برای ارائه تفکر ناب اسامی‬ ‫تا پاسخگوی شبهات اعتقادی و‬ ‫اجتماعی همدورهایهای خود باشد‬ ‫یا حسن باقری که برای عکاسی به‬ ‫جبهه رفت و شد استراتژیست جنگ‬ ‫یا دکتر کاظمی اشتیانی که همه او‬ ‫را با رویان و سلولهای بنیادین و‬ ‫حل مشکل ناباروری میشناسند یا‬ ‫دکتر شهریاری که یاداور عزتبخشی‬ ‫به ایران اسامی در دستیابی به‬ ‫غنیسازی بیستدرصدی در انرژی‬ ‫هستهای است یا حسن تهرانیمقدم‬ ‫که با خمپارهانداز شروع کرد و‬ ‫ارزوی ساخت موشکهای دوربرد‬ ‫و نقطه زن را محقق کرد و بسیاری‬ ‫دیگر از سرمایههای ارزشمند این‬ ‫مرزوبوم‪ ،‬نمونههایی از این تمایز‬ ‫و تعالی هستند‪.‬‬ ‫این انسانها و داستان انها چیست‬ ‫که ایشان را متمایز کرده است؟‬ ‫سوال اصلی که در این نوشته به‬ ‫ان پرداخته میشود حول همین‬ ‫موضوع خواهد بود‪.‬‬ ‫شاید کسی بگوید رمز ماندگاری این‬ ‫انسانهای بزرگوار‪ ،‬فدا کاری ایشان‬ ‫است‪ .‬این در حالی است که بسیاری‬ ‫در طول تاریخ فدا کاری کردهاند‬ ‫ً‬ ‫اما لزوما در این سطح ماندگار و‬ ‫اثرگذار نبودهاند‪ .‬اینهمه افرادی‬ ‫که برای خانواده خود فدا کاری‬ ‫میکنند؛ سروقت سرکار میروند و‬ ‫تاش میکنند و کسب حال دارند‬ ‫و تولید میکنند و تجارت و تدریس‬ ‫و قضاوت و‪...‬اینها همه فدا کارند‬ ‫ولی چرا چنین ماندگار نیستند؟ به‬ ‫نظر میرسد فدا کاری مهم است‬ ‫اما تمام پاسخ نیست‪.‬‬ ‫شاید کسی بگوید این افراد خود‬ ‫ُ‬ ‫به دنبال گل کردن بودند و‬ ‫ً‬ ‫میخواستند دیده شوند‪ .‬اصا با‬ ‫برنامه‪ ،‬طوری حرکت کردهاند که‬ ‫بتوانند در طول تاریخ نام خود را‬ ‫روی سنگنوشتهای حک کنند‬ ‫یا بر سردر شهری اویزان کنند!‬ ‫واقعیت این است که ا گرچه اینطور‬ ‫ادمهایی در طول تاریخ بودهاند اما‬ ‫ً‬ ‫از بد حادثه اتفاقا خیلی ماندگار‬ ‫ً‬ ‫نبودهاند و عموما هم ا گر ماندگاری‬ ‫داشتهاند با یاد نیک همراه نبوده‬ ‫است‪.‬‬ ‫شاید کسی بگوید ایشان به دنبال‬ ‫ثواب بودهاند و کار خیری انجام‬ ‫دادهاند تا توشهی اخرتشان باشد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫خصوصا اینکه این روزها خیلیها‬ ‫دنبال ثواب هستند‪ ،‬بهویژه از راه‬ ‫میانبر‪ ،‬البته با چاشنی زرنگی! ولی‬ ‫به نظر میرسد اینانی که اینچنین‬ ‫ماندگار شدهاند فقط ثواب برایشان‬ ‫مهم نبوده باشد وگرنه راههای‬ ‫کمخطرتر و در مقیاسهای ما‪،‬‬ ‫سهلالوصولتر برای ثواب وجود‬ ‫داشته و دارد‪.‬‬ ‫مدتها ذهن نویسنده درگیر این‬ ‫موضوع بود تا با واژهای غریب و‬ ‫البته قریب که دست بر قضا ریشه‬ ‫قرانی دارد اشنا شد؛ و ان واژه سداد‬ ‫بود‪ .‬احساس نویسنده این است‬ ‫که واژه سداد بسیار دقیقتر میتواند‬ ‫این پدیده ممتاز را تبیین کند؛ یا‬ ‫حداقل از منظری دیگر میتواند این‬ ‫موضوع بسیار مهم را تبیین کند‪.‬‬ ‫‪42‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫سدید و سداد‬ ‫سدید از ّ‬ ‫ماد ه ّ‬ ‫سد و در لفظ‬ ‫به معنای «محکم و استوار» و‬ ‫خللناپذیر و موافق حق و واقع‬ ‫است و این واژه دو بار در قران‬ ‫ْ ْ َ‬ ‫کریم استفاده شده است‪«َ .‬ول َیخش‬ ‫َّ َ َ ُ ْ َ ْ‬ ‫ُ ًَ‬ ‫ً‬ ‫ال ِذ َین ل ْو ت َرکوا ِم ْن خل ِف ِه ْم ذ ّ ِر ّیه ِض َعافا‬ ‫ْ ُ ُ ْ‬ ‫َ ُ ْ َ‬ ‫َْ َُ‬ ‫خافوا َعل ْی ِه ْم فل َی ّتقوا ا ّلل َه َول َیق َولوا‬ ‫َ ً‬ ‫ُ‬ ‫ق ْولا َس ِد ًیدا» (نساء‪ ،‬ایه ‪ )9‬و َیا ا ّی َها‬ ‫َّ‬ ‫ً‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫ّ‬ ‫ید‬ ‫ال ِذ َین َام ُنوا اتقوا ا ّلل َه َوقولوا ق ْولا َس ِد ً ا‬ ‫(احزاب‪ ،‬ایه ‪ .)70‬در هر دو ایه مذکور‬ ‫که مدنی هم هستند سدید با واژه‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫قوا امده است که ظاهرا ناظر به‬ ‫«گفتار محکم و استوار» است‪.‬‬ ‫نکته مهم دیگر اینکه مقدمه گفتار‬ ‫محکم و استوار (قول سدید) تقوی‬ ‫است و این مهم در سیاق امر‪ ،‬به‬ ‫اهل ایمان تذکر داده شده است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫سد ریشه سداد نیز هست و سداد‬ ‫یعنی پر کردن‪ .‬مسدد هم از همین‬ ‫ریشه است‪ ،‬یعنی استوار و محکم و‬ ‫راست‪ .‬این واژگان در ادبیات دعایی‬ ‫اهلبیت؟ نیز موردتوجه بوده‬ ‫است و هم از لحاظ اشتقاقات و هم‬ ‫از حیث معنایی گسترشیافته است‪.‬‬ ‫انجایی که در مناجات با حضرت‬ ‫حق عرضه میدارد «یا مرسل یا‬ ‫مرشد یا مسدد» (اعمال ام داود)‬ ‫که بهعنوان یکی از صفات الهی‬ ‫یادشده است‪.‬‬ ‫یا انجا که در فرازهای اولیه دعای‬ ‫نورانی افتتاح‪ ،‬منت خداوند بر‬ ‫بندگان در پایمردی بر نیکی را‬ ‫میستاید و عرضه میدارد «اللهم‬ ‫انی افتتح الثناء بحمدک و انت مسدد‬ ‫للصواب بمنک» (دعای افتتاح)‪.‬‬ ‫و انجا که از خداوند میخواهد‬ ‫که در مسیرکارهای نیک‪ ،‬استوار‬ ‫باشد «و سدد الی صوائب» (جوشن‬ ‫صغیر)‪ .‬و جایی که درخواست‬ ‫مینماید زبانمان با نیکی و حکمت‬ ‫استواری یابد «سدد السنتنا بالصواب‬ ‫و الحکمه» (دعای امام زمان) و‬ ‫گوشهایمان در برابر سخن بیهوده‬ ‫و غیبت بسته باشد «و اسدد اسماعنا‬ ‫عن اللغو و الغیبه» (دعای امام زمان)‪.‬‬ ‫امام حسین؟ نیز در دعای عرفه‬ ‫متضرعانه از خداوند پا کی و سداد‬ ‫را میخواهد و عرضه میدارد «یا‬ ‫ذالجلال و الاکرام اللهم و نقنا و‬ ‫سددنا و اقبل تضرعنا»‪ .‬و همچنین‬ ‫است در زیارت ناحیه مقدسه که‬ ‫امام عصر؟ از خداوند نگاه‬ ‫داشته شدن از لغزشها و استواری‬ ‫در گفتار و عمل را میطلبد «اللهم‬ ‫اعصمنی من الزلل و سددنی فی القول‬ ‫و العمل» (ناحیه مقدسه)‪.‬‬ ‫از مجموعه فرازهای مذکور در باا‬ ‫میتوان چنین برداشت نمود که‬ ‫مسدد از اسماء اه است و سداد‬ ‫منحصر در قول نبوده و در عمل‬ ‫نیز معنا دارد‪.‬‬ ‫‪43‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫سداد در گفتار و رفتار‬ ‫در برخی پژوهشها‪ ،‬قول سدید‬ ‫همارز قول حسن و احسن‪ ،‬قول‬ ‫معروف و حتی قول کریم در نظر‬ ‫گرفتهشده است (شجاعی‪.)1389 ،‬‬ ‫این همارز پنداری ازانجا نشات‬ ‫گرفته است که معنای «قول» به‬ ‫ظهور معنایی ان یعنی «گفتار»‬ ‫محدود مانده است در حالیکه‬ ‫مرحوم عامه طباطبایی قول‬ ‫سدید را هم به گفتار و هم به عمل‬ ‫تفسیر نمودهاند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫عامه طباطبایی درباره تفسیر‬ ‫«قول سدید» دو بیان دارند؛ یکجا‬ ‫ذیل ایه ‪ 70‬سوره احزاب که ان را‬ ‫به معنای سخن و کام دانستهاند‬ ‫و میفرمایند کلمه «سدید» از ماده‬ ‫«سداد» و به معنای اصابت رای و‬ ‫داشتن رشاد است‪ .‬بنابراین‪« ،‬قول‬ ‫سدید» عبارت است از سخنی که‬ ‫هم مطابق با واقع باشد و هم‬ ‫لغو نباشد و یا ا گر فایدهای دارد‬ ‫فایدهاش چون سخنچینی و امثال‬ ‫ان غیر مشروع نباشد (طباطبایی‪،‬‬ ‫ج ‪ ،16‬ص ‪ .)523‬و جای دیگر که‬ ‫ذیل ایه ‪ 9‬سوره «نساء» است‬ ‫میفرمایند «قول سدید» کنایه از‬ ‫اتخاذ روش صحیح عملی و سادهتر‬ ‫است (طباطبایی‪ ،‬ج‪ ،2‬ص‪.)317‬‬ ‫بدین ترتیب سداد هم جنبه گفتاری‬ ‫و هم جنبه رفتاری دارد‪ .‬اما سداد‬ ‫چگونه رفتاری است؟‬ ‫در سداد مفهوم دقیقی مستور است‬ ‫و ان مفهوم پر کردن است‪ .‬استقامت‬ ‫ا گر ایستادگی و پایمردی را متبادر‬ ‫میکند اما سداد یعنی دیدن جای‬ ‫خالیها و اقدام برای پر کردن‬ ‫شکافها و به قول عین‪ .‬صاد‪.‬‬ ‫یعنی برداشتن کسریها و کمبودها‬ ‫فراتر از استقامت‬ ‫در برخی از منابع‪ ،‬سداد همارز‬ ‫استقامت و استواری امده است‬ ‫(دانشنامه اسامی اهلالبیت؟)‪.‬‬ ‫شاید چنین تناظری از این حیث‬ ‫است که سد‪ ،‬معادل پایداری‬ ‫گرفتهشده است‪ .‬اما به نظر میرسد‬ ‫که استقامت متناظر و هممعنای‬ ‫کاملی برای سداد نیست‪ .‬در سداد‬ ‫مفهوم دقیقی مستور است و ان‬ ‫مفهوم پر کردن است‪ .‬استقامت‬ ‫ا گر ایستادگی و پایمردی را متبادر‬ ‫میکند اما سداد یعنی دیدن جای‬ ‫خالیها و اقدام برای پر کردن‬ ‫شکافها و به قول عین‪ .‬صاد‪.‬‬ ‫یعنی برداشتن کسریها و کمبودها‬ ‫(صفایی‪ ،1395 ،‬ص ‪.)55‬‬ ‫جای خالی را پر کنید!‬ ‫عظمت انسانهای بزرگوار و ماندگار‬ ‫تاریخ در این است که در تاریکیها و‬ ‫هنگام خطر و زمانی که همه به وضع‬ ‫موجود راضیاند و خو کرده و دل‬ ‫داده‪ ،‬به دنبال پیدا کردن کسریها‬ ‫هستند و در جستجوی کمبودها‬ ‫هستند؛ نه برای اینکه بر کمبودها‬ ‫روضه بخوانند و نقطهضعفها را‬ ‫چماق کنند‪ .‬و نه برای اینکه ژست‬ ‫بگیرند و روشنفکرمابانه فقط نقد‬ ‫کرده باشند بلکه برای اینکه نسبت‬ ‫خود را با این کمبودها بسنجند و‬ ‫خود را بازتعریف کنند و وارد میدان‬ ‫شوند و با ابروی خود و جان خود و‬ ‫وقت خود و مال خود و هر چه که‬ ‫در ان شرایط‪ ،‬خاصیت ُپر کنندگی‬ ‫داشته باشد ضعفها و کمبودها و‬ ‫کسریها را از بین ببرند‪ .‬ازاینروست‬ ‫که وجود مسدد وجودی است که‬ ‫خود شکاف و کسری ندارد و اهل‬ ‫سداد کسانی هستند که شکافها‬ ‫را پر میکنند و کسریها را تکمیل‬ ‫میکنند و کمبودها را از بین میبرند‪.‬‬ ‫‪44‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫علی؟ در نوجوانیاش انجا‬ ‫که جای خالی پیامبر را در‬ ‫بستر پر کرد و مرگ را به اغوش‬ ‫کشید یا انجا که خواسته بینوا‬ ‫را با اهدای انگشتریاش در‬ ‫رکوع اجابت نمود کار اهل‬ ‫سداد را انجام داد‪.‬‬ ‫سداد یعنی برخورداری از اراده‬ ‫پوادین برای پر کردن شکافها‬ ‫و اقدام عملی برای ان و این یکی‬ ‫از مهمترین مولفههای مدیریت‬ ‫جهادی است که جز با عنایت‬ ‫حضرت حق که خود مسدد‬ ‫است امکانپذیر نیست‪.‬‬ ‫رمز جاودانگی‬ ‫رسالت ما‬ ‫رمز جاودانگی برخی انسانها و کارهای‬ ‫فوقالعادهشان همین است‪ .‬علی؟ در‬ ‫نوجوانیاش انجا که جای خالی پیامبر را‬ ‫در بستر پر کرد و مرگ را به اغوش کشید‬ ‫یا انجا که خواسته بینوا را با اهدای‬ ‫انگشتریاش در رکوع اجابت نمود کار‬ ‫اهل سداد را انجام داد‪ .‬و جالب اینکه‬ ‫بودند بسیاری که بعد از او در رکوع تاش‬ ‫کردند که به بینوایی انگشتری بدهند‬ ‫که شاید ایهای برایشان نازل شود و در‬ ‫تاریخ ماندگار شوند و نشدند که در‬ ‫سداد‪ ،‬رمزی وجود دارد که در تقلیدها و‬ ‫تکرارها نیست‪ .‬سداد‪ ،‬مبدعانه است و‬ ‫متناسب با زمینهها و نه تقلیدوار و فار غ‬ ‫از توجه به شرایط و زمینهها‪.‬‬ ‫رمز ماندگاری عاشورا و امام حسین؟‬ ‫و یارانش نیز همین مسدد بودن است؛‬ ‫که ا گر اخاص و فدا کاری بهتنهایی‬ ‫معیار ماندگاری و کار فوقالعاده بود‬ ‫هزاران کشتهای که بعد از قیام عاشورا‬ ‫و به خونخواهی حسین؟ به شهادت‬ ‫رسیدند نیز باید در زمره اصحاب حسین‬ ‫قلمداد میشدند و انگونه مشعشع‪ .‬کار‬ ‫حسین و یاران بصیرش همین شناخت‬ ‫زمانه بود و تعریف نسبت خود با پیرامون‬ ‫و قیام برای پر کردن خاها‪.‬‬ ‫انگاهکه علی؟ شنید یکی از کارگزاران و‬ ‫مدیرانش بر سر سفرهای دعوتشده است‬ ‫و فقیران از ان منع شدهاند او را مامت‬ ‫فرمود و از زندگی ساده و بیپیرایهی‬ ‫خود گفت و گفت که ا گرچه تو و امثال‬ ‫تو نمیتوانید علیوار زندگی کنید ولی‬ ‫علی را با دامن کشیدن از دنیا (ور ع) و‬ ‫تاش بیوقفه (اجتهاد) و پا کدامنی‬ ‫(عفت) و دیدن کمبودها و قیام برای‬ ‫برطرف کردن انها (سداد) یاری کنید‪.1‬‬ ‫این یعنی ما میتوانیم و باید اهل سداد‬ ‫باشیم وگرنه داعیه یاریرساندن به‬ ‫ّ‬ ‫ولی را هر کسی میتواند بگوید و به ان‬ ‫عمل نکند‪ .‬اینگونه است که عامه‬ ‫طباطبایی؟ سداد را نه تنها در‬ ‫گفتار بلکه در عمل نیز تفسیر نموده‬ ‫است‪ .‬سداد یعنی برخورداری از اراده‬ ‫پوادین برای پر کردن شکافها و اقدام‬ ‫عملی برای ان و این یکی از مهمترین‬ ‫مولفههای مدیریت جهادی است که‬ ‫جز با عنایت حضرت حق که خود مسدد‬ ‫است امکانپذیر نیست‪.‬‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫سداد (نامه ‪45‬‬ ‫هاد َو ِعف ٍه َو‬ ‫ٍ‬ ‫اجت ٍ‬ ‫‪ -1‬و ِلکن اعینونی ِب َو َر ٍع َو ِ‬ ‫نهج الباغه)‬ ‫‪45‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫سداد ملی نیز قابلتعریف است‪ .‬انجایی است که یک ملت به ساخت‬ ‫درونی خودا گاه باشد و دشمنی دشمنان را فهم کند و با بصیرت به‬ ‫مصاف دشمن برود و با کاری بدیع و انتخابهایی صحیح‪ ،‬میدان را‬ ‫برای حرکت به سمت اهداف واای خود بگشاید‬ ‫سطوح سداد‬ ‫جمعبندی‬ ‫سداد را میتوان در سطوح فردی‪ ،‬گروهی‪ ،‬سازمانی و ملی‬ ‫تعریف نمود‪:‬‬ ‫سداد فردی یعنی اینکه یک نفر حسب ظرفیت خودش میدان‬ ‫را بشناسد و کاری فوقالعاده کند‪ ،‬مثل کارمندی که نواقص‬ ‫شغلی خود را میبیند و خود درصدد رفع مشکل برمیاید یا‬ ‫مثل ورزشکاری که در میدان مبارزه‪ ،‬خا را میبیند و حریف را‬ ‫ضربه فنی میکند یا مثل رزمندهای که در گوشهای میدان نبرد‬ ‫از رخنه دشمن با گذشت جان جلوگیری میکند‪.‬‬ ‫سداد گروهی این است که گروهی که ظرفیت خود را میشناسند و‬ ‫موانع را میبینند و تحرکات طرف مقابل را رصد میکنند‪ ،‬متناسب‬ ‫با شرایط ارایش گروهی خود را میسازند و برای دستیابی به‬ ‫هدف خود بهصورت هماهنگ اقدام میکنند‪ ،‬مثل گروههای‬ ‫جهادی‪ ،‬تبلیغی‪ ،‬گروههای ورزشی و‪....‬‬ ‫سداد سازمانی نیز به معنای ساختدهی به سازمانی است که‬ ‫در وجود کمبودها و محرومیتها‪ ،‬رقبا و دشمنانش را بشناسد‬ ‫و ماموریت خود را با ارادهای بلند و تاشی مضاعف و به صورتی‬ ‫اثربخش محقق سازد‪ .‬این سازمان تنها به دنبال سود مادی‬ ‫نیست بلکه درصدد است خاهایی را که جامعه از ان رنج میبرد‬ ‫و راه نفوذ را بر امت هموار نموده است را مسدود کند‪.‬‬ ‫سداد ملی نیز قابلتعریف است‪ .‬انجایی است که یک ملت به‬ ‫ساخت درونی خودا گاه باشد و دشمنی دشمنان را فهم کند و‬ ‫با بصیرت به مصاف دشمن برود و با کاری بدیع و انتخابهایی‬ ‫صحیح‪ ،‬میدان را برای حرکت به سمت اهداف واای خود‬ ‫بگشاید و در عرصه جهانی خاها را بشناسد و مسئوانه درصدد‬ ‫رفع این کاستیها باشد و دشمنان را مایوس نموده و ملتهای‬ ‫مظلوم را امیدوار کند‪.‬‬ ‫با بررسی ریشههای قرانی و روایی‬ ‫سداد میتوان چنین جمعبندی‬ ‫نمود که سداد هم در گفتار و هم در‬ ‫رفتار است و هم در سطح فردی و‬ ‫گروهی و سازمانی و هم ملی‪ .‬سداد‬ ‫یعنی برخورداری از ارادهای پوادین‬ ‫برای پر کردن شکافها و از بین بردن‬ ‫راههای نفوذ و رخنهها؛ و اینکه سداد‬ ‫حرکتی مبدعانه است و نه تقلیدوار که‬ ‫میتواند برای دیگران الگویی باشد‪.‬‬ ‫میتوان گفت که گامهای پیادهسازی‬ ‫سداد بهصورت زیر در همه سطوح‬ ‫معنا دارد‪:‬‬ ‫‪ .1‬فهم خطر و شناخت ابعاد ان‬ ‫‪ .2‬شناخت استعدادها و ظرفیتهای‬ ‫درونی خود‬ ‫‪ .3‬تعریف خاقانه کار خطیر و بینظیر‬ ‫‪ .4‬توکل و فدا کاری ا گاهانه‪.‬‬ ‫منابع‬ ‫‪ .1‬قران کریم‬ ‫‪ .2‬نهجالباغه‬ ‫‪.3‬مفاتیحالجنان‬ ‫‪ .4‬زیارت ناحیه مقدسه‬ ‫‪ .5‬دانشنامه اسامی اهلالبیت‪wiki. ahlolbait. com ،‬‬ ‫‪ .6‬صفایی‪ ،‬علی (‪ .)1395‬وارثان عاشورا‪ ،‬قم‪ :‬انتشارات لیلهالقدر‪.‬‬ ‫‪ .7‬طباطبایی‪ ،‬سید محمدحسین‪ ،‬المیزان فی تفسیر القران‪.‬‬ ‫‪ .8‬شجاعی‪ ،‬احمد (‪ .)1389‬سخن نیکو از منظر قران‪ ،‬معرفت‪،‬‬ ‫سال نوزدهم شماره ‪ ،152‬صص ‪.123-115‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪46‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری کنی‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت جهادی‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ݧ ݩݑ ݣݩ‬ ‫ٯݩ‬ ‫حٯ ݧݣ ݧݣىݐݩ ݣو ݣ ݣ ݫݩݧݐ ݣ ݦ ݫݧݣ ݬݓݦ ݣ ݥݦݧ‬ ‫حݣ ݣ ݣ ݣݤوم ݤݤݡ‬ ‫ݑݩ‬ ‫ٮݤ ݣݫ ݬ ݫݣىݓ ݣ ݧىݑݣاݣ ݤݤݡوݤ‬ ‫حى ݦ ݣ ݣاݣ ݧ ݣ ݧݣى ݣ ݤݐ‬ ‫ݣ ݣ ݬݔݣ ݣ‬ ‫ݣفوقاݤݣ ݣݤلعاݣ ݣدݣهݤ ݣ ݣݣنیستند‬ ‫اݣݣن ݣدݣ ݣرݤ ݣ ݣݣحکاݣݣیت ݣ ݣݣمدݣݣیرانݡݤ ݣ ݣݣکه ݣ ݣ ݣ‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫‪ ‬پان اول‪:‬‬ ‫هنوز چند ماهی از شروع رهبری ایتاه خامنهای‬ ‫نگذشته بود که ایشان موضوع تهاجم فرهنگی‬ ‫غرب علیه اسام و انقاب را مطرح نمودند‪.‬‬ ‫این هشدار سه بار در سال اول رهبری‪ ،‬دو‬ ‫بار در سال دوم‪ ،‬سه بار در سال سوم و با‬ ‫تواتر بسیار زیاد در سال چهارم(‪ ،)7۱‬تا کید و‬ ‫تکرار شد‪ .‬حتی در سال ‪ ،7۱‬دیدار مفصلی با‬ ‫کارگزاران فرهنگی کشور انجام شد و رهبری به‬ ‫صورت مبسوط دغدغه خود را مطرح نمودند‪:‬‬ ‫«جلسه‪ ،‬یک جلسه فرهنگی است‪ .‬مسئولین‬ ‫و کارکنان بخشهای مختلف فرهنگی کشور‪،‬‬ ‫از مطبوعات و صدا و سیما و اموزش و پرورش‬ ‫و موسسات هنری و فرهنگی و تبلیغی جمهوری‬ ‫اسامی‪ ،‬در اینجا حضور دارند‪ .‬من این فرصت‬ ‫را برای یک بحث در زمینه مسائل فرهنگی‬ ‫کشور‪ ،‬و اولی از همه این مسائل‪ ،‬همین مساله‬ ‫حاد جاری نظام‪ ،‬در سه چهارسال اخیر ‪-‬از بعد‬ ‫جنگ تا امروز‪ -‬یعنی ایجاد جبهه فرهنگی‬ ‫دشمن و تهاجم نو به نو و سازمانیافته از سوی‬ ‫دشمن مغتنم میشمارم‪»...‬‬ ‫‪47‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫‪ ‬پان دوم‪:‬‬ ‫در سالهای پایانی دهه هفتاد‪ ،‬استفاده‬ ‫از اینترنت و فضای سایبری عمومی شد‪.‬‬ ‫رهبر فرزانه انقاب در سال ‪ ،79‬در دیدار‬ ‫با اعضای مجلس خبرگان رهبری‪ ،‬از‬ ‫وجود صدها سایت اصلی و هزاران سایت‬ ‫فرعی در اینترنت خبر دادند که «هدف‬ ‫عمدهشان‪ ،‬تهاجم به تفکرات اسامی و‬ ‫جزء‬ ‫بخصوص تفکرات شیعی است» و ان را ِ‬ ‫روشهای نوین تهاجم دشمنان دانستند‪.‬‬ ‫در همین سالها‪ ،‬ایشان با برگزاری جلسات‬ ‫با مسئولین امر در این حوزهها‪ ،‬خواستار‬ ‫ایجاد «شبکه ملی اطاعات» یا «اینترنت‬ ‫ملی» شدند‪ .‬نهایتا در انتهای سال ‪،90‬‬ ‫ایشان شورای عالی فضای مجازی را تاسیس‬ ‫کردند تا بتواند به صورت فرا دستگاهی‪،‬‬ ‫پوشش ازم برای دفاع و طرحریزی جامع‬ ‫برای اقدامات فوقفعال را داشته باشد‪.‬‬ ‫خرداد ماه سال ‪ ،96‬اما‪ ،‬رهبر معظم انقاب‬ ‫با انتقاد از کوتاهیها در زمینه ایجاد شبکه‬ ‫ملی اطاعات‪ ،‬فرمودند‪:‬‬ ‫«بهمنی از مسائل ضد ارزشی و مخالف‬ ‫منافع ملی‪ ،‬مطالب درست و نادرست‪،‬‬ ‫اطاعات غلط و ناصحیح و حتی شبه‬ ‫اطاعات بر ذهن جامعه فرو میاید که‬ ‫باید این فضا کنترل شود‪ ،‬اما نباید ملت‬ ‫را از فضای مجازی محروم کرد‪ .‬شماری از‬ ‫کشورها با تاسیس شبکه ملی اطاعات‪،‬‬ ‫ضمن رعایت خطوط قرمز خود و کنترل‬ ‫صحیح فضای مجازی از اینترنت برای‬ ‫تامین منافعشان بهره گرفتهاند‪».‬‬ ‫‪ ‬پان سوم‪:‬‬ ‫از اواسط سال ‪ ،94‬امام خامنهای موضوع اسیبهای اجتماعی‬ ‫به عنوان یک کان مساله که باید به ان فرا دستگاهی نگاه کرد‬ ‫را به وسط میدان مدیریت کان کشور اوردند و با حضور سطح‬ ‫عالی مدیران کشور تشکیل جلسه دادند‪ .‬تا کنون پنج جلسه‬ ‫در این خصوص برگزار شده است‪ .‬رهبر معظم انقاب‪ ،‬این‬ ‫موضوع را برای خود غم و دغدغه جدی دانستند و خواستار‬ ‫اقدامات تحولی به جای گزارش نوسانهای شدت و ضعف‬ ‫در اسیبهای اجتماعی شدند‪ .‬ایشان ازمه اقدامات تحولی‬ ‫را انجام کار فوقالعاده میدانند‪ .‬در حقیقت حجم انباشت‬ ‫اسیبها به حدی است که با فعالیتهای عادی و معمولی‬ ‫نمیتوان انها را مهار کرد‪ ،‬حتی چه بسا با نرخ پیشرفت و‬ ‫گسترش انها هم‪ ،‬همساز نگردد و اسیبها‪ ،‬اقدامات را ببلعد‪ .‬از‬ ‫این جهت رهبری خواستار غم داشتن در این مساله‪ ،‬به عنوان‬ ‫انرژی و ظرفیتی برای انجام یک کار فوقالعاده و مسلط شدن‬ ‫بر جریان امر میدانند‪...‬‬ ‫همان طور که ماحظه شد‪ ،‬در مقاطع مختلف مسائلی با‬ ‫معیارهای اولویت و فوریت از سوی مقامات عالی نظام طرح‬ ‫میشود‪ ،‬اما میماند و میماند و میماند‪ .‬انچه اشکار و روشن‬ ‫است این که در طول سالهای پس از انقاب‪ ،‬خاصه در دوره‬ ‫رهبری امام خامنهای و ورود به عرصههای جدید ساخت و‬ ‫سازندگی از یک سو و تقابل و تخاصم از سوی دیگر‪ ،‬میدانهای‬ ‫تازهای به روی انقاب و نظام برای پیشرفت و تعالی و همچنین‬ ‫تدافع و محافظت بازگردیده است‪ .‬استفاده از این فضای تازه‪،‬‬ ‫نیازمند نوع دیگری از مدیریت و ساخت تازهای از جریان حکمرانی‬ ‫است‪ .‬صحبتهای اخیر رهبر حکیم انقاب‪ ،‬مبنی بر انجام کار‬ ‫فوقالعاده و بسنده نکردن به امور عادی و روزمره‪ ،‬دالت بر این‬ ‫دارد که ترمیم زخمها و ضعفها‪ ،‬به طرحی نو نیاز دارد‪ .‬در این‬ ‫نوشتار‪ ،‬میخواهیم بخشی از ریشههای عدم توانایی مدیران‬ ‫برای انجام کار فوقالعاده را بررسی نموده و انشاءاه در نوشته‬ ‫بعدی به بخش دیگری از عوامل و ارائه راهکارهای ان بپردازیم‪.‬‬ ‫‪48‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫‪ -2‬قصه مدیران عالی‬ ‫جمهوری اسامی؛ دیروز‬ ‫با وقوع انقاب اسامی‪ ،‬یکی از‬ ‫مهمترین خاها‪ ،‬کمبود کادر برای‬ ‫تحقق ارمانها و پیشبرد اهداف‬ ‫نظام بود‪ .‬یکی از بزرگان نظام در‬ ‫جایی عنوان میکرد‪ :‬برای تامین‬ ‫کادر نظام بیبرنامه نبودیم‪ ،‬ولی‬ ‫سرعت تحوات منجر به پیروزی‬ ‫ان قدر باا گرفت که در سال ‪،55‬‬ ‫پیروزی انقاب را برای سال ‪1370‬‬ ‫تخمین میزدیم‪ ،‬اما به نا گاه و با‬ ‫چاپ یادداشت روز ‪ 17‬دی روزنامه‬ ‫اطاعات و قیام ‪ 19‬دی مردم قم و‬ ‫جنبشهای متعاقب ان‪ ،‬تخمین‬ ‫ما ‪ 10‬سال جلو امد و فکر میکردیم‬ ‫در سال ‪ 60‬انقاب پیروز شود‪ .‬اما‬ ‫سرعت تحوات در سال پایانی‬ ‫انچنان بود که دیگر برای کادر‬ ‫سازی فرصتی نیافتیم و نداشتیم‬ ‫و انقاب در بهمن ‪ 57‬پیروز شد‪.‬‬ ‫در دوره اول‪ ،‬امام با اعتماد به برخی‬ ‫حواریون‪ ،‬مهندس بازرگان و تیمش‬ ‫را برای اداره مملکت منصوب کردند‬ ‫ولی خیلی زود به تعارض خوردند‪.‬‬ ‫با برگزاری انتخاباتهای مجلس و‬ ‫ریاست جمهوری اتفاق تازهای افتاد؛‬ ‫عدهای از میانساان و جوانان در‬ ‫پستهای مختلف‪ ،‬اداره نظام‬ ‫را برعهده گرفتند‪ .‬میانساان‬ ‫عمدتا پستهای سیاستگذاری‬ ‫کان و جوانان در مسئولیتهای‬ ‫اجرایی قرار گرفتند‪ .‬مجلس هم‬ ‫ترکیبی از همه احاد بود‪ .‬بسیاری از‬ ‫این افراد‪ ،‬هیچ تجربه جدی برای‬ ‫سرعت تحوات منجر به پیروزی انقاب انچنان بود که برای کادر سازی فرصتی‬ ‫ً‬ ‫نیافتیم و نداشتیم‪ .‬لذا مدیران سالهای اولیه پس از پیروزی انقاب‪ ،‬عمدتا مجموعهای‬ ‫جوان‪ ،‬تازه نفس‪ ،‬پر ایده و ارمان و البته با یک نقص جدی در تجربهمندی بودند‪.‬‬ ‫در اختیار گرفتن ارکان مدیریتی‬ ‫کشور نداشتند‪ .‬اغلب با اتمام‬ ‫دوره تحصیات عالی یا نیمهتمام‬ ‫گذاشتن ان برای مسئولیت اجرایی‬ ‫وارد شدند‪ .‬لذا جریان مدیریتی‬ ‫کشور‪ ،‬بیشتر از انکه به فکر بهینگی‬ ‫و همافزایی باشد‪ ،‬بیشتر درگیر پر‬ ‫کردن کادر با نیروهای مخلص‬ ‫و انقابی بود‪ .‬ا گر جریانات ضد‬ ‫انقاب‪ ،‬تعارضات داخلی‪ ،‬عملکرد‬ ‫سازمان مجاهدین خلق‪ ،‬عملکرد‬ ‫دولت مهندس بازرگان‪ ،‬روی کار‬ ‫امدن بنی صدر و وقوع جنگ‬ ‫تحمیلی را هم به محاسباتمان‬ ‫اضافه کنیم میبینیم پیدا کردن‬ ‫نیروی در خدمت ارمان و خط‬ ‫انقاب و امام چقدر سخت و دشوار‬ ‫بوده است‪ .‬وقوع ترورهای منافقین‬ ‫و به شهادت رسیدن زعمای قوم و‬ ‫نیروهای تازه بارور شده در هفتم تیر‬ ‫و هشتم شهریور‪ ،‬این شدت و فشار‬ ‫را باز هم بیشتر نمود میدهد‪ .‬لذا‬ ‫ً‬ ‫بعضا به حداقلها هم برای اعطای‬ ‫مسئولیت بسنده میشده است‪.‬‬ ‫وزرای زیر چهل سال امری غالب‬ ‫و متعارف بوده است‪ .‬لذا تکلیف‬ ‫مدیران سطح پائینتر‪ ،‬به مراتب‬ ‫روشنتر و معلومتر است‪ .‬در دولت‬ ‫اول اقای میرحسین موسوی که‬ ‫‪ 23‬پست وزارت وجود داشته است‬ ‫وبعضی از وزرا در اواسط کار تعویض‬ ‫ً‬ ‫شدند (جمعا ‪ 30‬وزیر)‪ ،‬فقط سه‬ ‫نفر باای چهل سال بودند (عسگر‬ ‫اوادی ‪ 49‬سال‪ ،‬زالی ‪ 44‬سال‬ ‫و رفیق دوست ‪ 41‬سال) و بقیه‬ ‫زیر چهل سال وزیر شدهاند‪ .‬مثا‬ ‫مهندس زنگنه در دولت اول اقای‬ ‫موسوی‪ 31 ،‬ساله بوده که تازه سه‬ ‫سال قبل از ان سابقه معاونت‬ ‫فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد را‬ ‫داشته است‪.‬‬ ‫لذا تصویر کلی‪ ،‬از مدیران جمهوری‬ ‫اسامی در سالهای اولیه پس از‬ ‫پیروزی انقاب‪ ،‬مجموعهای جوان‪،‬‬ ‫تازه نفس‪ ،‬پر ایده و ارمان و البته با یک‬ ‫نقص جدی در تجربهمندی است‪.‬‬ ‫این تیم کاری در دولت دوم اقای‬ ‫موسوی کمابیش به کار خود ادامه‬ ‫داد و بعد با این تجربه در دولت اول‬ ‫و دوم اقای هاشمی رفسنجانی وارد‬ ‫شدند‪ .‬البته برخی با تغییر مسئولیت‬ ‫به وزرات جدیدی رسیدند و برخی‬ ‫‪49‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫از انجا که وزیر در ساختار حکمرانی جمهوری اسامی‪ ،‬پیشروترین فرد اجرایی است‪،‬‬ ‫لذا ا گر توان ازم برای حرکت پردامنه نداشته باشد و بیشتر مدیر سکون باشد تا مدیر‬ ‫حرکت‪ ،‬سیستم از تکو تا میافتد و سقف کوتاه او‪ ،‬همه را اسیر و گرفتار میکند‪.‬‬ ‫از سطوح پائینتر‪ ،‬بااتر امدند و‬ ‫قلیلی هم تغییر کردند‪ .‬در دولت‬ ‫اول اقای خاتمی با همه ادعای‬ ‫تغییر جهتگیریها خاصه از توسعه‬ ‫اقتصادی به توسعه سیاسی‪ ،‬اما تیم‬ ‫کاری اصلی با پنج تغییر نسبت به‬ ‫دولت اقای هاشمی همان بود‪ .‬در‬ ‫کابینه دوم نیز‪ ،‬علیرغم چند تغییر‪،‬‬ ‫همان گزینههایجانشینیومعاونت‪،‬‬ ‫به پستهای اصلی رسیدند‪.‬‬ ‫در دولت اقای احمدینژاد یک‬ ‫خانه تکانی اساسی انجام شد‬ ‫و فقط سعیدیکیا و رحمتی که‬ ‫اولی سابقه وزارت در دولتهای‬ ‫اقای هاشمی(یک دوره) و اقای‬ ‫خاتمی(سه سال) داشت و دومی‬ ‫سابقه شش ماه اخر دولت اقای‬ ‫خاتمی را دارا بود در این کابینه‬ ‫دیده شدند که البته دومی کمتر‬ ‫از دو سال دوام اورد‪.‬‬ ‫نکته اساسی این کابینه تغییر‬ ‫نیمی از ان در سه و بعضا چهار بار‬ ‫در طول چهارسال بود‪ .‬درکابینه‬ ‫دوم هم بسیاری از وزرا‪ ،‬گردش‬ ‫شغلی! داشتند و چند چهره جدید‬ ‫برای اولین بار وزیر شدند‪ .‬تغییرات‬ ‫مداوم و برخی سیاستبازیها‪ ،‬کمر‬ ‫کابینه دهم را شکست و علیرغم‬ ‫تاشها‪ ،‬مشکات اساسی برای‬ ‫کشور پیش امد‪.‬‬ ‫کابینه یازدهم نوعی برگشت و‬ ‫ارجاع به کابینههای قبل از اقای‬ ‫احمدینژاد بود‪ .‬اقای روحانی با‬ ‫توجیه فراجناحی و توابع اقدامات‬ ‫دولتهای نهم و دهم‪ ،‬سعی کرد‬ ‫افرادی را از کابینههای دولتهای‬ ‫پنجم تا هشتم‪ ،‬برای کابینه خود‬ ‫ً‬ ‫انتخاب کند که عمدتا سابقه وزارت‬ ‫یا معاونت وزیر داشتهاند‪ .‬میانگین‬ ‫سنی افراد به شدت افزایش یافت و‬ ‫تجربهمندی جای نشاط و جنبش‬ ‫را گرفت‪ .‬البته دولت هم به این‬ ‫ایراد واقف بود و برای ان توجیه‬ ‫داشت‪ .‬دولت دوازدهم که چند‬ ‫ماهی است شروع به کار کرده‪،‬‬ ‫ً‬ ‫تقریبا با همان حال و هوای دولت‬ ‫یازدهم از حیث تجربهمندی و‬ ‫کهنسالی است‪ .‬برخی وزرا مثل‬ ‫مهندس زنگنه از ‪ 31‬سالگی وزیر‬ ‫بودهاند و اان در ‪ 65‬سالگی هم‬ ‫وزیرند‪ ،‬به عبارت دقیقتر‪27 ،‬‬ ‫سال در کسوت وزارت مشغول به‬ ‫خدمت بوده است‪ .‬از حیث تغییر نیز‬ ‫هفت چهره جدید دیده میشود که‬ ‫ً‬ ‫عمدتا در دورههای قبلی مسئولیت‬ ‫معاونت وزیر را داشتهاند‪ .‬صالحی‪،‬‬ ‫بطحائی‪ ،‬حاتمی‪ ،‬کرباسیان‪ ،‬اذری‬ ‫و اوایی و تنها منصور غامی وزیر‬ ‫علوم و تحقیقات و فناوری چهره‬ ‫نویی برای کابینه است‪ ،‬ان هم با‬ ‫‪ 64‬سال سن‪ .‬این دولت‪ ،‬پیرترین‬ ‫دولت بعد از انقاب است‪.‬‬ ‫این مسیر نشان میدهد که با افزایش‬ ‫سن انقاب‪ ،‬سن کارگزاران هم باا‬ ‫رفته است یعنی میانگین سنی‬ ‫حدود ‪ 35‬سال برای کابینه سوم‪،‬‬ ‫حاا بعد از سی سال به جایگزینی‬ ‫حدود ‪ 60‬سال رسیده است‪ .‬البته‬ ‫سن وزیران کابینه‪ ،‬همه ماجرا‬ ‫ً‬ ‫نیست‪ ،‬اما مطمئنا سکانداران پیر‪،‬‬ ‫ً‬ ‫بعضا احتیاط و ارامش را به جسارت‬ ‫و جنبش و خطر کردن (با وجه و نه‬ ‫باوجه) ترجیح میدهند‪.‬‬ ‫از انجا که وزیر در ساختار حکمرانی‬ ‫جمهوری اسامی‪ ،‬پیشروترین فرد‬ ‫اجرایی است‪ ،‬لذا ا گر توان ازم‬ ‫برای حرکت پردامنه نداشته باشد‬ ‫و بیشتر مدیر سکون باشد تا مدیر‬ ‫حرکت‪ ،‬سیستم از تکوتا میافتد و‬ ‫سقف کوتاه او‪ ،‬همه را اسیر و گرفتار‬ ‫میکند‪ .‬خاصه در دوره حاضر که‬ ‫وضعیت اقتصادی کشور در شرایط‬ ‫مناسبی بهسر نمیبرد‪ ،‬وزیران پیر و‬ ‫فرتوت که حتی به درد دوره ارامش‬ ‫و ثبات هم نمیخورند‪ ،‬بای جان‬ ‫دولت و ملت میگردند‪.‬‬ ‫‪50‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫‪ -3‬روزمرگی اجرایی‬ ‫در کابینه دوم دولت اقای‬ ‫احمدینژاد‪ ،‬خانمی برای وزارت‬ ‫اموزش و پرورش معرفی گردید که‬ ‫رای اعتماد نیاورد‪ .‬یادم هست که‬ ‫کسی پرسید‪ ،‬ایشان مناسب این‬ ‫وزارتخانه هست؟ جواب شنید‬ ‫برای چه کاری؟ برای مالیه و تامین‬ ‫معیشت کارکنان و معلمان وزارت یا‬ ‫برای تحول در نظام تعلیم و تربیت‪.‬‬ ‫فکر میکنم اولی اجازه دومی را‬ ‫ندهد‪ .‬دکتر فانی در دولت اقای‬ ‫روحانی‪ ،‬تابستان سال اول وزارت‬ ‫را به مدیریت منابع انسانی گذراند‬ ‫تا هزاران معلم بیکار و حقوقبگیر را‬ ‫به هزاران ساعت کاسهای خالی‬ ‫و بدون معلم!! با هر چسبی که‬ ‫میشد به هم متصل کند‪.‬‬ ‫نگاه روزمرگی و غلبه مسائل جاری‬ ‫بر مسائل راهبردی‪ ،‬همواره پاشنه‬ ‫اشیلی برای کار بزرگ و فوقالعاده‬ ‫بوده است‪ .‬البته وجود مسائل‬ ‫جاری همواره یک اپیدمی متعارف‬ ‫در نظامات اجرایی است‪ ،‬اما اینکه‬ ‫حجم انها یا نوع جهت دهی‬ ‫مطالبات عمومی از طریق کارگزاران‬ ‫و نمایندگان یا چگونگی واخواهی و‬ ‫نظارت بر جریان امور و از همه مهمتر‬ ‫شخصیت مدیر به چه میزان امکان‬ ‫تنفس برای نگاه راهبردی را فراهم‬ ‫میاورد‪ ،‬خود مساله دیگر است‪.‬‬ ‫وجود مسائل جاری همواره یک اپیدمی متعارف در نظامات اجرایی است‪،‬‬ ‫اما اینکه حجم انها یا نوع جهتدهی مطالبات عمومی از طریق کارگزاران‬ ‫و نمایندگان یا چگونگی واخواهی و نظارت بر جریان امور و از همه مهمتر‬ ‫شخصیت مدیر به چه میزان امکان تنفس برای نگاه راهبردی را فراهم میاورد‪،‬‬ ‫خود مساله دیگر است‪.‬‬ ‫‪ -5‬اشراف بر مساله‬ ‫‪ -4‬امریه بیرونی؛ منتفی‬ ‫یکی از لوازم اساسی انجام کار‬ ‫فوقالعاده مدیریتی‪ ،‬ان است‬ ‫که درون سازمانها یا نظامات‬ ‫فرابخشی (= شوراهای عالی)‬ ‫تعبیههایی هوشمند صورت گرفته‬ ‫باشد که مسائل را شناسایی‪ ،‬رصد‬ ‫و اولویتبندی کند‪ .‬در حقیقت‪،‬‬ ‫ا گر ازم شود که مساله از بیرون به‬ ‫صورت امریه تلقین و تزریق شود‪ ،‬به‬ ‫همان نسبت‪ ،‬فهم اهمیت مساله و‬ ‫ضرورت حل ان دچار اختال جدی‬ ‫است‪ .‬پایاننامهای داشتم در حوزه‬ ‫شورای عالی انقاب فرهنگی که‬ ‫در ان به ‪ 50‬اسیب شورا و ‪ 17‬الزام‬ ‫برای ارتفاع ان دست یافتیم‪ .‬یکی‬ ‫از الزامات این بود که ا گر مجموعه‬ ‫شورا نتواند مسالهای را فهم کند و‬ ‫بشناسد و ازم باشد که از بیرون به‬ ‫او فهمانده شود‪ ،‬حداقل به همان‬ ‫اندازه در حل ان سستی و کسالت‬ ‫و عدم جسارت دیده میشود‪ .‬لذا‬ ‫توصیه شده بود با بکارگیری مدیران‬ ‫و راهاندازی نظاماتی‪ ،‬ضروری است‬ ‫در فهم و شناسایی مساله ارتقاء‬ ‫حاصل شود تا نیاز به امریه بیرونی‪،‬‬ ‫حداقلی شود‪.‬‬ ‫مدیران وابسته به کارشناسان و‬ ‫مشاوران خود‪ ،‬برای فهم و حل‬ ‫مساله هستند و این امری بدیهی و‬ ‫طبیعی است‪ .‬اما ا گر این وابستگی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫تدبیر عالی ایشان را کاما کور و‬ ‫بااستفاده نماید و فقط با داده و‬ ‫فکر انها به صورت اجارهای مدیریت‬ ‫نمایند‪ ،‬در حل ریشهای مساله‬ ‫میمانند‪ .‬مدیران باید مساله را‬ ‫بهاصطاح‪ -‬مال خود کنند و‬‫ً‬ ‫کاما بر ان مسلط شوند و نقش‬ ‫خود را در فرایند‪ ،‬فهم کنند‪.‬‬ ‫با توجه به حجم روزمرگی امور‬ ‫اجرایی‪ ،‬بخشی از مدیران‪ ،‬کل‬ ‫جریان مساله را به پایین میسپرند‬ ‫و با گزارشهایی‪ ،‬سعی در اداره‬ ‫جریان برنامه دارند‪.‬‬ ‫یادم میاید در اثنای بحران زلزله بم‪،‬‬ ‫در یکی از جلسات سردار باقرزاده را‬ ‫دیدم؛ سربه زیر و چفیه برصورت‪،‬‬ ‫مشغول تامل و نوشتن یادداشت‬ ‫بود‪ .‬وقت اظهارنظر‪ ،‬طوری از‬ ‫زوایای مختلف مدیریت و حل‬ ‫بحران سخن میراند که دو حدس‬ ‫به ذهن متبادر میشد‪ :‬سردار‬ ‫یا بومی اینجاست یا اینقدر بر‬ ‫حادثه مسلط شده که مشرف به‬ ‫تمام زوایای بحران شده است‪.‬‬ ‫‪51‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫یادگیری این ائتافها‪ ،‬بهشدت‬ ‫به فرهنگ جامعه و شیوههای‬ ‫تعلیم و تربیت که دران همکاری‬ ‫برای انجام یک کار بزرگ‪ ،‬پاداش‬ ‫به مراتب بیشتری از انجام کار های‬ ‫انفرادی داشته باشد متکی است‪.‬‬ ‫‪ -6‬غلبه نگاههای متعصب‬ ‫شخصی‪ ،‬ساختاری و‬ ‫جناحی بر حل مسائل ملی‬ ‫حل مسائل ملی عاوه بر ویژگیهای‬ ‫خاص و برجسته مدیریتی و رهبری‪،‬‬ ‫نیازمند نوعی حریت و ازادگی است‪.‬‬ ‫مدیرانی که بند منافع شخصی‪،‬‬ ‫سازمانی و حزبی خود هستند‪،‬‬ ‫ً‬ ‫عمدتا یک یا چند متغیر مزاحم را بر‬ ‫فرایند حل مساله تحمیل میکنند‬ ‫ً‬ ‫که بعضا کل سیستم زیر بار حجم‬ ‫و فشار این متغیرها‪ ،‬از مدار خارج‬ ‫میشود و مستاصل میماند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫متاسفانه بعضا وزن این گونه‬ ‫تعصبات ان قدر بااست‪ ،‬که افراد‬ ‫برنامههای ملی را فدای این گونه‬ ‫امیال میکنند‪ .‬یکی از اساسیترین‬ ‫علتهای اینحل ماندن موضوع‬ ‫الودگی هوا در این تعصب کور است‬ ‫که هر جناحی فکر میکند کمک‬ ‫کردن به جناح مقابل باعث میشود‬ ‫حل معضل به همان جناح نسبت‬ ‫داده شود و انها قافیه را ببازند‪ .‬این‬ ‫موضوع کاما در نقطه مقابل «ما‬ ‫شیفتگان خدمتیم نه تشنگان‬ ‫قدرت» جای میگیرد‪.‬‬ ‫‪ -7‬عدم شکلگیری‬ ‫ائتافهای مدیریتی‬ ‫برای اجرای یک برنامه و کار‬ ‫فوقالعاده‪ ،‬نیاز اساسی تبدیل‬ ‫نگاه های عمودی و سلسله‬ ‫مراتبی باا به پائین‪ ،‬به اتحادها‬ ‫و ائتافهای مدیریتی و افقی‬ ‫است‪ .‬در حقیقت زنجیره همکاری‬ ‫مدیران در بخشهای مختلف‬ ‫زمینهساز اجرای موفق و کارامد یک‬ ‫امر را محقق مینمایند‪ .‬به عنوان‬ ‫نمونه‪ ،‬برنامه اسیبشناسی روانی‬ ‫جامعه دانشاموزان برای پیشگیری‬ ‫که توسط معاونت اجتماعی و‬ ‫پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه‬ ‫طراحی شده است‪ ،‬نه تنها مدیران‬ ‫عالی یک قوه که مدیران بخشهای‬ ‫مختلف سه قوه را درگیر مینماید‪.‬‬ ‫وزارت اموزش و پرورش‪ ،‬سازمان‬ ‫بهزیستی‪ ،‬معاونت مربوط در قوه‬ ‫قضائیه‪ ،‬کمیسیون بهداشت و‬ ‫کمیسیون قضایی مجلس و‪.. .‬‬ ‫درگیر اجرای این طرح که موسوم‬ ‫به نماد (نظام مراقبت اجتماعی‬ ‫دانشاموزان است) میباشند‪ .‬این‬ ‫ائتاف مدیریتی سبب میشود که‬ ‫نواقص موجود در ورود مجرد هر یک‬ ‫از سازمانها به یک حوزه فرابخشی‬ ‫سبب زمینگیر شدن طرح نشود‪.‬‬ ‫این ائتافها نیازمند به یک اتاق‬ ‫فرماندهی است که بتواند فار غ از‬ ‫تکرویها و چهره شدنها‪ ،‬به‬ ‫یک روح مدیریتی واحد تبدیل‬ ‫شود‪ .‬اسیب جدی این ائتافها‪،‬‬ ‫ً‬ ‫عمدتا ناشی از سهم خواهیهای‬ ‫قدرتطلبانه و منفعتطلبانه است‬ ‫که سبب ایجاد تعارضهای جدی‬ ‫شده و بیشتر از فرایند همکاری‪،‬‬ ‫به اجتناب میانجامد‪.‬‬ ‫یادگیری این ائتافها‪ ،‬بهشدت‬ ‫به فرهنگ جامعه و شیوههای‬ ‫تعلیم و تربیت که دران همکاری‬ ‫برای انجام یک کار بزرگ‪ ،‬پاداش‬ ‫به مراتب بیشتری از انجام کارهای‬ ‫انفرادی داشته باشد متکی است‪.‬‬ ‫به نظر میرسد‪ ،‬در این مسیر دارای‬ ‫ضعفهای جدی هستیم‪.‬‬ ‫یک نمونه واضح برای عدم‬ ‫شکلگیری ائتاف‪ ،‬طرح تحول‬ ‫سامت است‪ .‬این طر ح که‬ ‫ً‬ ‫ابتدائا در وعدههای رئیس جمهور‬ ‫‪52‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫بر ا ی شکست سا ختا ر ها ی‬ ‫سلسلهمراتبی و از کار افتادنشان‪،‬‬ ‫نیاز بود که مدیران از چنبره‬ ‫تشریفات بیپایان مدیریتی خارج‬ ‫گردند و این حصار را بشکنند و وارد‬ ‫حلقه مردم شوند و در ارتباطی‬ ‫برنامهریزی شده در اتصال با بدنه‬ ‫اجتماع قرار گیرند‪.‬‬ ‫روحانی امده بود‪ ،‬راسا توسط‬ ‫وزارت بهداشت کلید زده شد‬ ‫ولی از انجا که مهمترین همکار‬ ‫این طرح وزارت رفاه است و انها‬ ‫نسبت به طرح ایرادات اساسی و‬ ‫جدی داشتند‪ ،‬طرح در یک اشوب‬ ‫بازاری در حال اجراست که حتی‬ ‫هواداران اندیشههای دولت نیز‬ ‫از فرجام ان بیاطاعند‪ .‬طرفه‬ ‫انکه‪ ،‬مهمترین همکار طرح در‬ ‫درون دولت‪ ،‬تعریف شده و نیاز به‬ ‫همکاریهای فراقوهای انچنانی‬ ‫وجود نداشت‪ .‬لذا فار غ از قضاوت‬ ‫در مورد طرح‪ ،‬میبینیم فرایند‬ ‫ائتاف مدیریتی انقدر سست‬ ‫بنیاد انگاشته میشود که عاقبت‬ ‫یک طرح چند ستاره دولت‪ ،‬نا کجا‬ ‫اباد است‪ .‬قصه وقتی جالبتر‬ ‫میشود که در دولت دوم اقای‬ ‫روحانی هم‪ ،‬هر دو وزیر با حفظ‬ ‫مواضع قبلی خود حضور دارند!!‬ ‫‪ -8‬ساختارهای مولد اشرافیت‬ ‫انقاب اسامی ایران‪ ،‬نقطه دگرگونی‬ ‫سقف و کف جامعه ایرانی بود‪.‬‬ ‫عدهای ویژهخوار‪ ،‬تمام داراییهای‬ ‫ملک و مملکت را به ناروا از ان خود‬ ‫کرده و با استثمار به بهرهکشی از‬ ‫مستضعفین و طبقه محروم جامعه‬ ‫میپرداختند‪ .‬استانه تحمل مردم‬ ‫در این رویکرد از اصاح رژیم به‬ ‫تغییر ان و انقاب و زیر و رو شدن‬ ‫حکومت انجامید‪ .‬لذا در سال ‪،57‬‬ ‫مردم این احساس را داشتند که‬ ‫حاا‪ ،‬حکومت در اختیار صاحبانش‬ ‫است‪ .‬تعابیر امام؟ نیز در اغاز‬ ‫ً‬ ‫انقاب کاما این رویکرد را تقویت‬ ‫و تا کید میکرد‪ .‬از نهادسازیهای‬ ‫انقابی دوره یک ساله بعد از پیروزی‬ ‫هم‪ ،‬ا کثریت در خدمت مردم و‬ ‫محرومین بود و معدود نهادهایی‬ ‫(‪ 2‬از یازده) برای نظمبخشی و‬ ‫امنیت شهری و ملی تاسیس شد‪.‬‬ ‫همچنین ا کثریت افراد انتخاب‬ ‫شده هم برای مسئولیتها نیز از‬ ‫این طبقه بودند‪.‬‬ ‫اما یک اشکال اساسی‪ ،‬انقاب را‬ ‫از اهداف اساسیاش دور کرد‪ ،‬ان‬ ‫ایراد‪ ،‬باقیماندن ساختارهای‬ ‫سلسله مراتبی بود که بیشتر‬ ‫خاصیت زنجیره فرمان و دستور‬ ‫داشت‪ .‬جالبتر اینکه‪ ،‬بسیاری از‬ ‫سازمانها و نهادهای انقابی نیز‬ ‫در طول سالهای پس از انقاب‪،‬‬ ‫به تدریج منحل و ادغام شده و‬ ‫شکل ساختارهای عمودی به‬ ‫خود گرفتند‪.‬‬ ‫ذاتی این ساختارها‪ ،‬باا به پایین‬ ‫بودن است و طبیعتشان میل به‬ ‫توسعه سلسله مراتب‪ .‬این ساختارها‬ ‫بر اساس تقسیم کار شکل میگیرند‬ ‫و بر مبنای دستور‪ ،‬گزارشگیری و‬ ‫گزارشدهی نبضشان میزند و‬ ‫حیات میگیرند‪ .‬هر چقدر اینگونه‬ ‫ساختارها درست عمل کند‪ ،‬نیاز‬ ‫به ایجاد حریم برای طبقه کارگزار‬ ‫و فاصلهگذاری با تودهها و اجتماع‬ ‫بیشتر میشود‪.‬‬ ‫برای شکست این ساختارها و از کار‬ ‫افتادنشان‪ ،‬نیاز بود که مدیران از‬ ‫چنبره تشریفات بیپایان مدیریتی‬ ‫خارج گردند و این حصار را بشکنند‬ ‫و وارد حلقه مردم شوند و در ارتباطی‬ ‫برنامهریزی شده در اتصال با بدنه‬ ‫اجتماع قرار گیرند‪ .‬اما فاصلهگذاری‪،‬‬ ‫ابتدا با توجیه حجم فعالیتها و‬ ‫وظایف‪ ،‬مشروعیت پیدا میکرد‬ ‫و سپس به ایجاد طبقهای مجزا‬ ‫و الیت ختم میشد‪ .‬کلمهها و‬ ‫‪53‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫گزارههایی که چندی است به گوش‬ ‫میخورد و حکایت از «ژن خوب»‬ ‫و «‪ IQ‬باا» دارد‪ ،‬کدهای گشوده‬ ‫شدهای است که سالهاست در‬ ‫کمون‪ ،‬به مرزبندی با مردم رسیده‬ ‫و به ان تن داده است‪.‬‬ ‫ساختار های بلند و غیر مسطح و‬ ‫برامدن طبقات ویژه اقتصادی و‬ ‫سیاسی چون حزب کارگزاران از‬ ‫نشانههای ظهور این طبقه در‬ ‫جمهوری اسامی در دهه هفتاد‬ ‫است که بعد از ان به حریم شخصی‬ ‫ً‬ ‫افراد نیز وارد شد و بعضا خوی تجمل‬ ‫و اشرافیگری انان را زنده کرد‪.‬‬ ‫در طول چهل سال گذشته‪،‬‬ ‫دولتهای دهه اول‪ ،‬دولتهای‬ ‫مردمی بودند و این بیشتر از اینکه‬ ‫ناشی از خواست خودشان باشد‪،‬‬ ‫بیشتر ناشی از خواست و تحمیل‬ ‫اجتماعی بود‪ ،‬چرا که ا کثریت این‬ ‫افراد‪ ،‬در دورههای بعد‪ ،‬اینگونه‬ ‫نماندند‪ .‬همچنین دولت اقای‬ ‫احمدینژاد هم جنسی مردمی و‬ ‫غیر تشریفاتی و در دسترس داشت‬ ‫که البته خطاهای راهبردی رئیس ان‬ ‫دولت‪ ،‬مردم را به سمت جانشینی‬ ‫برد که اصلیترین و مقبولترین‬ ‫خصوصیت دولت اقای احمدینژاد‬ ‫را نداشتند و ان هم جنس سادگی‬ ‫و مردمی بودن بود‪.‬‬ ‫شاید‪ ،‬این گزاره که انقاب اسامی‬ ‫به ساختارهای مدیریتی وارد نشد‬ ‫و ان را انقابی نکرد‪ ،‬گزارهای دقیق‬ ‫و زبان حال باشد‪.‬‬ ‫نکته تاسف برانگیز اینکه عدهای‬ ‫از مدیران فعلی که سابقه زیاد‬ ‫مدیریتی دارند و از نشاط و کارامدی‬ ‫ً‬ ‫افتادهاند‪ ،‬بعضا جنبه پرستیژی‬ ‫و تشریفاتی مسئولیتشان بسیار‬ ‫پررنگ تر از جنبه کارامدی و‬ ‫اثرشان جلوه میکند‪ .‬عمده این‬ ‫مدیران‪ ،‬توسط دولت قبلی‪ ،‬به‬ ‫ً‬ ‫نوعی منکوب شده و بعضا حسرت‬ ‫برگشت به جایگاه قبلی و احترامات‬ ‫سابقه برایشان یک هدف گشته‬ ‫است‪ .‬اینگونه ادمها و این نوع‬ ‫ساختارها‪ ،‬بیشتر به بقا و استحکام‬ ‫خود و جایگاه خود میاندیشند تا‬ ‫به کارهای فوقالعاده‪.‬‬ ‫‪54‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫ا گر مبناهای کژ انسان شناختی غربی و مادی و‬ ‫افقها و سقفهای کوتاه سرمایه سااری را محدوده‬ ‫بازی دانش مدیریت غربی بدانیم‪ ،‬اخر و عاقبت‬ ‫این دانش برای خود غربیها نیز تاریخ مصرفی دارد‬ ‫که زود منقضی میشود‪.‬‬ ‫‪ -9‬وضعیت دانش مدیریت بومی‬ ‫حوزه علوم انسانی سالهاست که از درد بومی‬ ‫نبودن و عدم تناسب فرهنگی (به معنای اعم)‪،‬‬ ‫دچار بیماری حاد و مزمن است‪ .‬دانش مدیریت‬ ‫نیز از این معضل‪ ،‬رنج میبرد‪ .‬در حقیقت‪ ،‬دانش‬ ‫اموزش داده شده‪ ،‬با نیازها و ضرورتهای‬ ‫اجتماع‪ ،‬و فرهنگ ما بیگانه است‪ .‬این دانش‬ ‫مثل سایر حوزههای علوم انسانی و اجتماعی‪،‬‬ ‫با بستر نظریات وارداتی شکل میگیرد ولی قوت‬ ‫و قدرت تطبیق پذیری پائینی نسبت به شرایط‬ ‫زیستبوم ما را داراست‪ .‬این دانش بیشتر از انکه‬ ‫موجبات هم افزایی و ارتقاء بهرهوری را ایجاد کند‪،‬‬ ‫زمینههای گسست را ایجاد و ظرفیتهای تعارض‬ ‫را تقویت میکند‪ .‬الفبای دانش بومی مدیریت‬ ‫از «الف‪ ،‬با» شروع میشود‪ ،‬اما ما از تئوریهای‬ ‫‪ Y، X، A‬و ‪ Z‬دم میزنیم و تاش داریم با همه‬ ‫انچه که میتوانیم و میدانیم و داریم‪ ،‬ان را سوار‬ ‫بر جریان حکمرانی در سطح کان و اداره اجرایی‬ ‫نظام در سطح میانی و عملیاتی کنیم‪ .‬همانطور‬ ‫که ما نمیتوانیم نسخههای روانشناسی‪،‬‬ ‫مردمشناسی و جامعهشناسی وارداتی را نعل‬ ‫بالنعل عمل کنیم و ا گر بر اثر ضروریات هم به‬ ‫ان تن دادیم‪ ،‬ازم است به نسخههای اصیل‬ ‫بومی برگردیم و انها را تولید یا باز تولید کنیم‪ ،‬در‬ ‫خصوص دانش مدیریت هم این نیاز‪ ،‬ضرورتی‬ ‫جدی و بیتعارف است‪ .‬متاسفانه دانشکدههای‬ ‫ً‬ ‫مدیریت‪ ،‬کاما دنباله رو و مقلد هستند و طوری‬ ‫اندیشهها و نظریات غربی را تزئین نموده و مقدس‬ ‫دانسته و مرجع قرار میدهند که عبور و عدول‬ ‫از انها امری صعب و سخت مینماید؛ چرا که با‬ ‫ً‬ ‫روشهای متعارف ایشان که عمدتا رنگ و نگاه‬ ‫پوزیتیویستی بر انها حا کم است‪ ،‬نبرد بیحاصلی‬ ‫اتفاق میافتد و یافته درخوری نصیب نمیشود‪.‬‬ ‫ا گر مبناهای کژ انسان شناختی غربی و مادی‬ ‫و افقها و سقفهای کوتاه سرمایه سااری را‬ ‫محدوده بازی دانش مدیریت غربی بدانیم‪ ،‬اخر‬ ‫و عاقبت این دانش برای خود غربیها نیز تاریخ‬ ‫مصرفی دارد که زود منقضی میشود‪ .‬البته‪،‬‬ ‫دانش معیار مدیریت‪ ،‬نیاز به ساختی طوانی‬ ‫مدت دارد‪ ،‬اما میتوان با فهم انسانشناسی‬ ‫اسامی و نهادسازی اشراقی‪ ،‬و رویکردی اصاحی‬ ‫و عملیاتی‪ ،‬نیازهای جامعه امروز ایران از حیث‬ ‫جریان اداره را به دانش تبدیل کرد‪.‬‬ ‫‪55‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫وقتی کار فوقالعادهای بخواهد انجام شود‪ ،‬نیاز‬ ‫است که یک جریان عمومی و تودهای شود و از‬ ‫حالت اختصاص به بخشی از سطوح مدیریت‪،‬‬ ‫تبدیل به یک خواست اجتماعی گردد‪ .‬در این‬ ‫بین همراهی نخبگان اجتماع‪ ،‬امری ضروری و‬ ‫غیرقابل جانشینی است‪.‬‬ ‫‪ -10‬همراهی نخبگان‪ ،‬ضرورت کارهای بزرگ‬ ‫وقتی کار فوقالعادهای بخواهد انجام شود‪ ،‬نیاز‬ ‫است که یک جریان عمومی و تودهای شود و از‬ ‫حالت اختصاص به بخشی از سطوح مدیریت‪،‬‬ ‫تبدیل به یک خواست اجتماعی گردد‪ .‬در این‬ ‫بین همراهی نخبگان اجتماع‪ ،‬امری ضروری و‬ ‫غیرقابل جانشینی است‪ .‬ا گر نخبگان در امری‬ ‫ملی و بزرگ‪ ،‬به همراهی و همیاری گرفته نشوند‪،‬‬ ‫خیلی زود کار ابتر شده و به زمین میخورد‪.‬‬ ‫به عنوان نمونه‪ ،‬در این بیش از دو سالی که‬ ‫موضوع اسیبهای اجتماعی طرح شده است‪،‬‬ ‫فقط در چند ماهه اخیر‪ ،‬دانشگاه شاهد برای‬ ‫همیاری اعام امادگی کرده و بخشی از جریان‬ ‫به انها وا گذار شده است‪ .‬اما‪ ،‬چند فیلم موثر یا‬ ‫مستند تاثیرگذار که در اذهان باقیمانده است‪،‬‬ ‫تولید گردیده است؟ چند سمینار علمی با هدف‬ ‫ارائه راهکار ترتیب داده شده است و از درون انها‬ ‫چند مقاله کاربردی بیرون امده است؟ چند بار‪،‬‬ ‫بزرگان نظام به این منظور با نخبگان جامعه در‬ ‫این خصوص سخن راندهاند؟‬ ‫البته‪ ،‬همواره برخی نخبگان در موضوعات مبتا‬ ‫به نظام استین همت را باا زده و به کمک و‬ ‫معاضدت میایند‪ ،‬اما نظام اجرایی چگونه انها را‬ ‫به خدمت گرفته و خدمت شان را موثرتر کرده و‬ ‫از عقیم شدن تاششان جلوگیری نموده است؟‬ ‫به عنوان نمونهای دیگر‪ ،‬در مناسبتهای مختلف‬ ‫امر فضای مجازی به عنوان یکی از مهمات نظام‬ ‫تا کید شده است‪ .‬عدهای از نخبگان و خبرگان‬ ‫مشتاق هم از اطراف برای کمک به جریان‬ ‫موضوع اعام امادگی کرده و حتی به اقدام هم‬ ‫ً‬ ‫رسیدهاند‪ .‬اما جالب اینکه سیستم اجرایی بعضا‬ ‫به جای اشتیاق برای جذب داوطلبین جوان و‬ ‫ً‬ ‫موثر‪ ،‬عمدتا به نوعی انها را دلسرد مینماید‪ .‬به‬ ‫عبارت دیگر‪ ،‬قوه همیاری و همراهی گرفتن از‬ ‫نخبگان برای اثرگذاری اجتماعی و تبدیل یک‬ ‫خواست حکومتی به یک خواست اجتماعی و‬ ‫مردمی‪ ،‬بسیار ضعیف و ناموثر است‪ .‬البته‪ ،‬عاوه‬ ‫بر اینکه‪ ،‬تبدیل به عمومی کردن یک خواست‪،‬‬ ‫نیازمند سواد خاصی است‪ ،‬اما بهتر است توجه‬ ‫شود که جریانات قدرت در نظام از مشارکت‬ ‫گرفتن افراد بیشتر در جهت قوام ساخت و دوام‬ ‫قدرت خود استفاده میکنند و ا گر در جریان‬ ‫عمومی شدن یک خواست‪ ،‬قدرت انها نازل شود‬ ‫یا توزیع گردد‪ ،‬به شدت با ان مقابله میشود‪.‬‬ ‫‪56‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫شوراهای عالی‪ ،‬ساختی مترقی‬ ‫است برای جستجو و کاویدن‬ ‫مساله‪ ،‬همراهی نخبگان‪ ،‬خواست‬ ‫عمومی و رویش در بافت طبیعی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫اما حاا کاما در جریانی مصنوعی‬ ‫و فرمایشی‪ ،‬حیات نباتی دارند و‬ ‫حقوق نجومی‪.‬‬ ‫‪ -11‬شوراهای عالی یا‬ ‫کوچه باغ بنبست‬ ‫از قدیمیها نقل شده که کوچه‬ ‫باغهای بنبست فقط فراخور‬ ‫صاحبان باغهاست‪ ،‬چون کس‬ ‫دیگری از انها عبور نمیکند‪ .‬حاا‬ ‫حکایت شوراهای عالی در کشور‬ ‫ما‪ ،‬گرد امدن یک سری متخصص‬ ‫و خبره شده که دور هم جمع‬ ‫شدن انها‪ ،‬شاید خودشان حظی‬ ‫ببرند ولی ثمره انچنانی به بقیه‬ ‫نمیرسد‪.‬‬ ‫این شوراها‪ ،‬این قدر سبب‬ ‫هزینه های اضافی و ثمرات‬ ‫حداقلی بودند که در دولت اقای‬ ‫احمدینژاد‪ ،‬یک شبه ‪ 28‬فقره‬ ‫از انها حذف و به جای ان ‪ 4‬شورا‬ ‫تشکیل شد‪.‬‬ ‫مزیت این شوراها و برنامههای ملی‬ ‫در ان است که ا گر این شوراها‪،‬‬ ‫ادامه جریان نخبگانی و خبرگانی و‬ ‫متشکل از پژوهشگاهها و موسسات‬ ‫و مرا کز تحقیقاتی باشد که مسائل‬ ‫را میجویند و میشناسند‪ ،‬انگاه‬ ‫ادامه مییابد و به حقیقت میرسند‬ ‫و هیچگاه از کوچه باغ بنبست رد‬ ‫نمیشوند‪ .‬اما ا گر از پشت دکه‬ ‫و پیشخوان خود و در جامهای‬ ‫جعلی‪ ،‬مسائل را ببینند‪ ،‬بیشتر‬ ‫سبب سرگرمی و سر هم تراشیدن‬ ‫میشوند‪.‬‬ ‫شوراهای عالی‪ ،‬ساختی مترقی‬ ‫است برای جستجو و کاویدن‬ ‫مساله‪ ،‬همراهی نخبگان‪ ،‬خواست‬ ‫عمومی و رویش در بافت طبیعی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫اما حاا کاما در جریانی مصنوعی‬ ‫و فرمایشی‪ ،‬حیات نباتی دارند و‬ ‫حقوق نجومی‪.‬‬ ‫‪ -12‬نبود مدیریت قرارگاهی‬ ‫یک رکن اساسی در به ثمر نشستن‬ ‫برنامههای فرادستگاهی‪ ،‬تشکیل‬ ‫قرارگاه و حکومت مدیریت قرارگاهی‬ ‫بر ان است‪ .‬مدیریت قرارگاهی‪،‬‬ ‫وظیفه تبیین مطالبه‪ ،‬پیگیری‬ ‫دقیق اجرایی شدن مطالبه از طریق‬ ‫ائتافهای کاری و فرایندهای کاری‬ ‫بین دستگاهی (قسمت نرمافزاری‬ ‫کار) و پشتیبانی و لجستیک برنامه‬ ‫(قسمت سختافزاری)‪ ،‬نظارت بر‬ ‫جریان کار‪ ،‬اخذ‪ ،‬تحویل و واخواهی‬ ‫درست و دقیق امر سپرده شده‪ ،‬را‬ ‫بر عهده دارند‪.‬‬ ‫ا گر برنامه های ملی‪ ،‬با نگاه‬ ‫مدیریت سنتی اداره‪ ،‬برنامهریزی‬ ‫و نظارت شود‪ ،‬گرفتار معضل عدم‬ ‫صاحیت متولیان امر و بد سرپرستی‬ ‫میشویم‪ .‬اینکه چگونه و از چه‬ ‫منبعی و با چه ساختی یک امر‬ ‫تعریف و تحویل شود و چگونه‬ ‫پیگیری و نظارت گردد و چطور‬ ‫دریافت و تحویل شود‪ ،‬همه دارای‬ ‫مکانیسمهای خاص در حوزه و‬ ‫حوصله مدیریت قرارگاهی است‪.‬‬ ‫اینکه معضل ترافیک یا مشکل‬ ‫الودگی هوا‪ ،‬سالهای سال است‬ ‫که شدت بیشتری یافته و دریغ از‬ ‫‪57‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫حرکتی موثر‪ ،‬قبل از اینکه گرفتار‬ ‫راهکارهای بخشی و ناقص باشند‪،‬‬ ‫گرفتار مدیریت های بخشی و‬ ‫ناقص هستند که نمیخواهند‬ ‫نگاه قرارگاهی بر انها حا کم باشد‬ ‫و برای حفظ سهم قدرت خود‪،‬‬ ‫تن به همکاری نمیدهند‪ .‬در‬ ‫حقیقت‪ ،‬ما هنوز برای اینگونه‬ ‫مسائل راهی را نرفتهایم و برای‬ ‫رسیدن به نقطه صفر که تعریف‬ ‫و پذیرش مدیریت قرارگاهی‬ ‫است‪ ،‬همچنان در منازعه ای‬ ‫کور قرار داریم که اسیبهای ان‪،‬‬ ‫اعتمادزدایی بیشتر تودهها نسبت‬ ‫به عملکردهای ناقص و بخشی‬ ‫است‪ .‬تعریف محدوده طرح ترافیک‬ ‫و منتظر باد بودن‪ ،‬از عمق زخم‪،‬‬ ‫خبر میدهد‪ .‬مصیبت مضاعف‪،‬‬ ‫بودجهها و هزینهکردهایی است‬ ‫که در هر مدیریت بخشی‪ ،‬به بهای‬ ‫گذران روز و بدون ایندهنگری‪ ،‬فقط‬ ‫معضات را‪ ،‬زیر فرش بیتدبیری و‬ ‫درایت پنهان میکند‪.‬‬ ‫بدیهی انکه‪ ،‬مدیریت اجرایی کشور‪،‬‬ ‫مسئولیت به خط کردن دستگاهها‬ ‫و تعریف انها در حلقههای سازمانی‬ ‫و ارتباطی جدید برای حل یک‬ ‫معضل ملی را دارد‪.‬‬ ‫برخی اعداد فقط نوسانی را نشان‬ ‫میدهند که هیچگاه تحولبخش‬ ‫نیست‪ ،‬حالی که در مدیریت‬ ‫فوقالعاده‪ ،‬ما سخت به تحول‬ ‫نیاز داریم تا نوسان‪.‬‬ ‫‪ .13‬امارزدگی و نگاه‬ ‫عارضهیاب‬ ‫اعداد و ارقام نشانگرهای خوبی‬ ‫هستند اما همه چیز را بیان‬ ‫نمیکنند‪ .‬کار فوق العاده مدیریتی‪،‬‬ ‫باید فراتر از عدد و رقم چتر خود را‬ ‫بگستراند‪ ،‬مگر نه بسیاری از اعداد‬ ‫قبل از اثرسنجی و اعتبارسنجی‪،‬‬ ‫قابل اعتماد نیستند‪ .‬البته برخی‬ ‫از افراد نیز بلدند چگونه یک عدد‬ ‫خوب را‪ ،‬به جای یک کار فوق‬ ‫العاده قالب کنند‪ .‬نگاه های‬ ‫ً‬ ‫عارضهیاب غالبا در مواقع بحرانی‬ ‫که سیستم دچار لختی و اینرسی‬ ‫شده است‪ ،‬سعی میکند عددها‬ ‫را بهبود ببخشند‪ ،‬در حالیکه‬ ‫رویکرد ریشهیاب‪ ،‬عددها را فقط‬ ‫نشانگر میداند‪ .‬برخی اعداد فقط‬ ‫نوسانی را نشان میدهند که هیچگاه‬ ‫تحولبخش نیست‪ ،‬حالی که در‬ ‫مدیریت فوقالعاده‪ ،‬ما سخت به‬ ‫تحول نیاز داریم تا نوسان‪.‬‬ ‫کتاب «چگونه با امار دروغ بگوییم»‬ ‫شرح حال همه کسانی است که عدد‬ ‫را مثل بت میپرستند و کمتر به اثر‬ ‫و واقع امر نگاه میکنند‪ .‬اینگونه‬ ‫مدیران را‪ ،‬مدیران کنتوری مینامم‬ ‫که بدنبال جلوه امر و بستهبندی‬ ‫شیک هستند و باطن و محتوا را یا‬ ‫رها کردهاند و یا اهمیت کمتر دادهاند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫عمدتا نگاههای کنتوری‪ ،‬تبعات‬ ‫سوئی در پی دارد که از ان جمله‬ ‫زایش حجمی مترا کم از مسائل با‬ ‫صبغه تهدید است در حالی که‬ ‫نگاههای ریشهیاب‪ ،‬با هزینههای‬ ‫بیشتر و دقت مضاعف و زحمت‬ ‫گرانتر‪ ،‬مسائل فرصت زا را به بار‬ ‫میاوردند‪.‬‬ ‫امارزدگی‪ ،‬نوعی نمایش را رقم میزند‬ ‫که قرار است فقط بفروشد با دو‬ ‫تابع منفی سنگین‪ :‬یکی بیاثری‬ ‫و بیفایدگی و دوم زمینهسازی‬ ‫بیاعتمادی بدنه اجتماعی به‬ ‫حا کمیت و کارگزاران‪.‬‬ ‫پایان بخش اول‬ ‫‪‬‬ ‫‪58‬‬ ‫مصطفی یخچالی‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت جهادی مرکز رشد و‬ ‫دانشاموخته کارشناسی ارشد معارف اسامی و‬ ‫مدیریت صنعتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ݪ‬ ‫ݓ‬ ‫مه ݣوݤݣ ݤرݤ‬ ‫ݬ‬ ‫ح‬ ‫یس ݣ ݣ‬ ‫ݧ ݩݘرىݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫بس ݣ ݣاݣݡ ݣ ݣݤر ݤد‬ ‫ݒ ݩݦ ݣ ݣ‬ ‫به داد بشا گرد برسید!‬ ‫‪ ‬حاج عبداه والی را میتوان یکی از اسوههای‬ ‫درخشان عمل و اقدام جهادی دانست که در‬ ‫لبیکگویی به اشارهی حضرت امام؟ که‬ ‫فرموده بودند‪« :‬به داد بشا گرد برسید!» به‬ ‫منطقهی دورافتاده و محروم بشا گرد هجرت کرد‪.‬‬ ‫حاج عبداه والی در عمل به تکلیف‪ ،‬سالها‬ ‫با بشا گردیها نفس کشید و با انان زندگی‬ ‫کرد‪ .‬وی در بیست و سه سال خدمت و تاش‬ ‫مخلصانه این دیار محروم را به ابادانی نسبی‬ ‫ً‬ ‫رساند بهطوریکه حقیقتا میتوان مدیریت او را‬ ‫نمادی از مدیریت جهادی دانست‪ .‬این هجرت‬ ‫و جهاد عظیم‪ ،‬اسفند ‪ ۱۳60‬اغاز و در هشت‬ ‫اردیبهشت ‪ ۱۳8۴‬با رحلت او با مسئولیت‬ ‫برادران ایشان یعنی حاج محمود و حاج امیر‬ ‫والی وارد مرحلهای جدید گردید‪.‬‬ ‫‪59‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ایشان یکی از مدیران برجسته کمیته امداد و‬ ‫کشور بوده است‪ .‬بیشک انجام این حجم از‬ ‫کارها و ارائه خدمات فراوان مردم بدون داشتن‬ ‫یک مدیریت قوی و کارامد امکان پذیر نیست‪.‬‬ ‫کار کردن در شرایطی که هیچگونه امکاناتی‬ ‫وجود ندارد و در فاصله بسیار دور از شهر با‬ ‫دست خالی بسیار مشکل و پیچیده است‪.‬‬ ‫حاج عبداه قبل از عزیمت به بشا گرد با امر‬ ‫امام در جبهه کردستان و جنوب در مقابل‬ ‫دشمن بعثی مبارزه میکرده است و بعد از‬ ‫ان نیز با امر ولی‪ ،‬مقابله با دشمن ظاهری را‬ ‫ترک کرده و به مقابله با دشمن پنهان یعنی‬ ‫فقر و محرومیت پرداخته است‪.‬‬ ‫بشا گرد‪ ،‬دیروز و امروز‬ ‫بشا گرد به عنوان یکی از محرومترین نقاط‬ ‫کشور‪ ،‬منطقهای است واقع در جنوب شرقی‬ ‫استان هرمزگان که از شمال به استان کرمان‬ ‫و از شرق به استان سیستان و بلوچستان و‬ ‫از جنوب به سواحل دریای عمان‪ ،‬سیریک‪،‬‬ ‫جاسک و از غرب با شهرستان میناب هممرز‬ ‫است‪ .‬این منطقه به دلیل بیتوجهیهای‬ ‫رژیم منحوس گذشته در فقر مطلق نگهداشته‬ ‫شده بود‪ .‬قبل از ورود حاج عبداه والی‬ ‫و امدادگران کمیته امداد با فرمان امام‬ ‫خمینی؟ به منطقه بشا گرد امکانات اولیه‬ ‫زندگی مانند جاده‪ ،‬اب بهداشتی‪ ،‬مدرسه‪،‬‬ ‫حمام‪ ،‬مسجد و سایر تاسیسات عمومی‬ ‫وجود نداشت اما به واسطه اقدامات موثر‬ ‫و تحسین برانگیز این نهاد و شخص حاج‬ ‫عبداه والی‪ ،‬منطقه بشا گرد امروزه در ابعاد‬ ‫مختلف عمرانی‪ ،‬بهداشتی‪ ،‬فرهنگی و معیشتی‬ ‫پیشرفت قابل ماحظهای داشته است‪ .‬هم‬ ‫ا کنون همه اساتید حوزه علمیه‪ ،‬معلمان و‬ ‫مدیران بشا گرد از فار غ التحصیان نسل اول‬ ‫این مدارس و حوزه علمیه بشا گرد هستند و‬ ‫دیگر نیاز به حضور گسترده نیروهای غیربومی‬ ‫در منطقه احساس نمیشود در حالی که‬ ‫قبل از انقاب در منطقه بشا گرد به تعداد‬ ‫انگشتان یک دست باسواد وجود نداشت‪.‬‬ ‫اهمیت اقدامات فرهنگی حاج عبداه والی و‬ ‫برادران ایشان در شرایطی بهتر درک میشود‬ ‫که بدانیم جریان وهابیت در سالهای اخیر‬ ‫در اطراف بشا گرد به شدت نفوذ و گسترش‬ ‫یافته اما مردم بشا گرد همچنان بر عقاید‬ ‫خود استوار ماندهاند‪ .‬شایدبه همین دلیل‬ ‫باشد که امام؟ فرمودهاند که یاران خوبی‬ ‫برای امام زمان؟ در این منطقه تربیت‬ ‫خواهند شد‪.‬‬ ‫‪60‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫مرحوم حاج عبداه والی و شماها بیتابلو رفتید و برای خدا کار واقعی کردید‪ ،‬اینها خیلی با ارزش است‪ .‬شما بدانید‪،‬‬ ‫اینجور کارهای بیسروصدا و خاموش و خالصانه‪ ،‬نه فقط برای شما پیش خدای متعال درجه و مرتبه درست میکند‪،‬‬ ‫بلکه در کل بنای جمهوری اسامی اثر میگذارد‪ ،‬مثل سیمانی است که در یک بنایی تزریق کنند و انرا مستحکم کنند‪.‬‬ ‫کار بدون تابلو‬ ‫در سالهای اول انقاب بعضی از مسئولین معتقد‬ ‫بودند که برای نجات بشا گرد کشور باید مانند مسئله‬ ‫جنگ با بشا گرد برخورد کرد و همه امکانات کشور‬ ‫را بسیج کرد‪ .‬لذا با طرحریزی برنامههای کان و‬ ‫جامع در پی رفع محرومیت از این نقطه بودهاند‬ ‫اما به علت کمبود بودجه این اقدامات به نتیجه‬ ‫نمیرسید‪ .‬اما نگاه و مدیریت حاج عبداه مردمی‪،‬‬ ‫جهادی‪ ،‬ساده و در عین حال فرا گیر و همه جانبه‬ ‫بود‪ .‬ایشان با انجام اقدامات محدود کار پیشرفت‬ ‫و ابادانی بشا گرد را شروع میکنند و در ادامه راه با‬ ‫کمکهای خیرین و تاشهای خود مردم بشا گرد‬ ‫کارهای بزرگتری انجام میشود و این جز با اخاص‬ ‫و کمک خداوند شدنی نیست‪ .‬رهبر معظم انقاب‬ ‫از عمل با اخاص حاج عبداه والی به عنوان «کار‬ ‫بدون تابلو» یاد میکنند و تاثیر ان را مانند سیمانی‬ ‫میدانند که در پی ساختمان میریزند‪.‬‬ ‫«شما زندگی و خانواده و زن و بچه و مادر و پدر و‬ ‫همهی اینها را گذاشتید اینجا‪ ،‬رفتید انجا بیسروصدا‬ ‫مشغول خدمت شدید‪ ،‬نه جایی ثبت کردید‪ ،‬نه جایی‬ ‫تابلو زدید‪ .‬بعضیها هستند‪ ،‬هر کاری میخواهند‬ ‫بکنند‪ ،‬قبل از اینکه کار انجام بگیرد‪ ،‬تابلویش را‬ ‫میزنند! مدتها این تابلو انجاست‪ ،‬هیچ کاری هم‬ ‫انجام نگرفته‪ .‬بعضیها هم نه‪ ،‬کار را انجام میدهند‪،‬‬ ‫هیچ تابلویی هم ندارد‪ .‬کار مرحوم حاج عبداه والی‬ ‫نوع دوم است‪ ،‬یعنی بیتابلو رفتید و‬ ‫و شماها از این ِ‬ ‫برای خدا کار واقعی کردید‪ ،‬اینها خیلی با ارزش است‪.‬‬ ‫شما بدانید‪ ،‬اینجور کارهای بیسروصدا و خاموش و‬ ‫خالصانه‪ ،‬نه فقط برای شما پیش خدای متعال درجه‬ ‫و مرتبه درست میکند‪ ،‬بلکه در کل بنای جمهوری‬ ‫اسامی اثر میگذارد‪ ،‬مثل سیمانی است که در یک‬ ‫بنایی تزریق کنند و انرا مستحکم کنند‪ .‬با انجام‬ ‫اینجور کارهای مخلصانه‪ ،‬بنای جمهوری اسامی‬ ‫مستحکم میشود بدون اینکه کسی بفهمد‪ .‬یعنی‬ ‫وقتی در گوشه و کنار کشور‪ ،‬در بین مردم‪ ،‬کسانی‬ ‫هستند که کار را برای خدا میکنند‪ ،‬کار را مخلصانه‬ ‫انجام میدهند‪ ،‬دنبال هیاهو و جلب نظر این و‬ ‫تحسین ان نیستند‪ ،‬یکی از خواصش این است که‬ ‫ً‬ ‫اصا خود این‪ ،‬بنا را مستحکم میکند‪ ،‬مثل روحی که‬ ‫در یک کالبدی بدمند‪ .‬بنابراین‪ ،‬این کارهای شماها‬ ‫اینجور ارزش دارد‪».‬‬ ‫‪61‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫رئیس جمهور بشا گرد‬ ‫مدیری از جنس مردم بشا گرد‬ ‫مهمترین وجه تمایز الگوی پیشرفت بشا گرد نسبت‬ ‫به الگوهای دیگر‪ ،‬نیازسنجی‪ ،‬برنامهریزی و اجرای‬ ‫متمرکز و همه جانبه امور عمرانی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬بهداشتی‪،‬‬ ‫اقتصادی‪ ،‬سیاسی و اجتماعی مردم تحت مدیریت‬ ‫واحد کمیته امداد امام خمینی؟ و شخص حاج‬ ‫عبداه والی بوده است؛ به صورتی که از ایشان به‬ ‫عنوان رئیس جمهور بشا گرد یاد میشود‪.‬‬ ‫کارهای ایشان تنها به دادن مستمری و تحت پوشش‬ ‫قرار دادن نیازمندان محدود نمیشد و تمام نیازهای‬ ‫مردم از جمله راه‪ ،‬ارتباطات‪ ،‬برق‪ ،‬اموزش و پرورش‪،‬‬ ‫فرهنگی‪ ،‬اشتغال‪ ،‬بهداشت و درمان و‪...‬توسط‬ ‫کمیته امداد برنامهریزی و مدیریت میشده است و‬ ‫نهادهای دیگر به عنوان پشتیبان و حامی فعالیت‬ ‫میکردند‪ .‬به عبارت دیگر هیچ کدام از این نیازها از‬ ‫یکدیگر جدا نبوده و به یکدیگر وابستهاند‪ ،‬لذا باید به‬ ‫صورت یکپارچه و همه جانبه برای انها برنامهریزی‬ ‫صورت گیرد‪.‬‬ ‫این الگو در نهاد جهاد سازندگی نیز مشاهده شده‬ ‫است و شاهد کارایی و بهرهوری ان بودهایم‪ .‬هر‬ ‫زمان که دستگاههای متولی با یکدیگر هماهنگ‬ ‫بوده و تحت یک مدیریت قرار گرفته اند؛ یک منطقه‬ ‫پیشرفت کرده است و هر زمان که هر دستگاهی به‬ ‫صورت مجزا کار کرد شاهد درجا زدن و پس رفت یک‬ ‫منطقه بودهایم‪.‬‬ ‫وجه تمایز دیگر این الگو این است که حاج عبداه‬ ‫والی به واسطه اخاص خود و تعامل خوب با مردم‬ ‫در قلبهای انان جای گرفته است لذا مردم از ایشان‬ ‫تبعیت کامل دارند و این عامل مهمی در کمک مردم‬ ‫و پیشرفت منطقه بوده است‪ .‬ایشان با تشویق مردم‬ ‫به کار کردن و اموزش و رشد انان توانسته است انان‬ ‫را به خودکفایی برساند‪ .‬استفاده از نیروهای بومی در‬ ‫کارهای امداد و اموزش انان همواره جزو اصول حاج‬ ‫عبداه بوده است‪ .‬شاید بتوان گفت مهمترین تاثیر‬ ‫ایشان ایجاد روحیه خودباوری در مردم بوده است‪.‬‬ ‫جایگاه اجتماعی حاج عبداه والی در میان مردم به‬ ‫دلیل همدردی و همرنگی با انها و حضور بلند مدت‬ ‫در منطقه بشا گرد بوده است‪ .‬لذا مردم‪ ،‬صداقت و‬ ‫حسن نیت حاج عبداه والی را باور و به او اعتماد‬ ‫کردهاند‪ .‬حاج عبداه طوری با مردم بشا گرد برخورد‬ ‫کرده بود که ایشان را عضوی از خودشان میدانستند‬ ‫و با او درد و دل میکردند‪ .‬ایشان با لهجه بشا گردی‬ ‫با مردم صحبت میکرد‪ .‬این رابطه تا حدی بود که‬ ‫اختافات بین خودشان را نزد حاج عبداه مطرح‬ ‫میکردند تا مشکل را حل کند‪ .‬ایشان همواره عزت‬ ‫و کرامت مردم را حفظ نموده است و نگذاشت‬ ‫دست مردم جلوی دیگران دراز شود‪ .‬در منطقه‬ ‫بشا گرد هیچگاه کااهای دست دوم میان مردم‬ ‫توزیع نشده است‪.‬‬ ‫‪62‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫یکی از علل عقب ماندگی منطقه بشا گرد‪ ،‬نداشتن راه دسترسی به منطقه بوده است‪ .‬مهمترین اقدام‬ ‫زیرساختی و ماندگار حاج عبداه در توسعه بشا گرد‪ ،‬احداث جاده و ایجاد امکان دسترسی روستاها‬ ‫به راه بود‪.‬‬ ‫حضور مردم‪ ،‬رمز موفقیت‬ ‫اقدامات اساسی‬ ‫از اقدامات مهم حاج عبداه والی‪،‬‬ ‫استفاده از ظرفیت عظیم خیرین و‬ ‫گروههای مختلف مردم در بشا گرد‬ ‫بوده به نحوی که چندین برابر‬ ‫کمکهای دولتی و منابع کمیته‬ ‫امداد‪ ،‬از منابع خیرین استفاده‬ ‫مینمود‪ .‬ایشان از همه اصناف و‬ ‫گروهها مانند مسئولین‪ ،‬پزشکان‪،‬‬ ‫مهندسان‪ ،‬اساتید و دانشجویان‪،‬‬ ‫ً‬ ‫بازاریان و‪ ...‬دعوت میکرد تا شخصا‬ ‫مشکات و سختیهای مردم را از‬ ‫نزدیک نگاه کنند و در حد توان‬ ‫خود به مردم خدمت کنند‪ .‬لذا‬ ‫ارتباطات گستردهای با مسئولین و‬ ‫خیرین داشت و در زمان مورد نیاز‬ ‫از انها استفاده مینمود‪.‬‬ ‫از جمله سیاستهای اصلی در‬ ‫مدل توسعه بشا گرد‪ ،‬استفاده از‬ ‫پول حال برای کمک به مردم‬ ‫منطقه بود‪ .‬در سالهای مختلف‬ ‫پیشنهادهای زیادی در مورد‬ ‫استفاده از اموال توقیفی برای‬ ‫کمک به مردم بشا گرد شد اما حاج‬ ‫عبداه از ورود انها جلوگیری نمود‬ ‫و معتقد بود که اینگونه پولها‬ ‫برکت را از بین میبرد‪.‬‬ ‫یکی از علل عقب ماندگی منطقه بشا گرد‪ ،‬نداشتن راه‬ ‫دسترسی به منطقه بوده است‪ .‬مهمترین اقدام زیرساختی‬ ‫و ماندگار حاج عبداه در توسعه بشا گرد‪ ،‬احداث جاده‬ ‫و ایجاد امکان دسترسی روستاها به راه بود‪ .‬با این اقدام‬ ‫مردم بشا گرد توانستند حداقل امکانات مورد نیاز زندگی‬ ‫خود را تامین کنند‪.‬‬ ‫ایشان در ابتدا با کمک مردم و وسایل اولیه‪ ،‬اصاحاتی‬ ‫در جاده ایجاد میکند و خیرین با مشاهده این تغییر‪،‬‬ ‫دستگاههای راه سازی را خریداری و در اختیار منطقه‬ ‫قرار میدهند و در نتیجه تا کنون بیش از هزار و پانصد‬ ‫کیلومتر راه روستایی در بشا گرد احداث شده است‪.‬‬ ‫اقدامات فرهنگی همواره جزو اولویتهای اصلی حاج‬ ‫عبداه بود‪ .‬در زمینه فرهنگی در کنار انجام کارهای فرهنگی‬ ‫اولیه مانند پخش فیلم و برگزاری نمایشگاه‪ ،‬اعزام مبلغین‬ ‫و مبارزه با اداب و رسوم غلط مردم‪ ،‬اقدامات بلندمدت‬ ‫و ریشهای نیز در جهت خودکفایی مردم منطقه انجام‬ ‫میگرفت‪ .‬ساخت مدرسه و حوزه علمیه از کارهای اساسی‬ ‫و ریشهای بود که در سالهای اولیه حضور ایشان انجام‬ ‫گرفت و نقش مهمی در ساخت نسل بعدی بشا گرد داشت‪.‬‬ ‫با توجه به سوء تغذیه مردم و شیوع بیماریها در بشا گرد‪،‬‬ ‫از اقدامات اولیه کمیته امداد‪ ،‬توزیع مایحتاج ضروری‬ ‫مردم‪ ،‬ویزیت و درمان مردم و دادن اموزشهای بهداشتی‬ ‫به مردم بود‪ .‬همچنین حاج عبداه معتقد بود که تنها راه‬ ‫نجات و توسعه منطقه بشا گرد ایجاد شغلهای کوچک و‬ ‫پایدار است‪ .‬ا گر مردم درامد داشته باشند خود میتوانند‬ ‫بشا گرد را بسازند و اباد کنند‪.‬‬ ‫‪63‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫بخش عمده از ثواب کاری که انجام میگیرد‪ ،‬مال شما است‪ ،‬چون شماها ا گر چنانچه همراهی‬ ‫نمیکردید‪ ،‬نق میزدید‪ ،‬دعوا میکردید ‪-‬این چه وضعی است؟ این چه زندگیای شد؟ شما که اینجا‬ ‫پیداتان نمیشود‪ -‬مردان شما دیگر طاقت نمیاوردند‪.‬‬ ‫یار و همراه همیشگی‬ ‫در کنار مجاهدتهای مرحوم والی و برادران ایشان‪ ،‬همسران انان نقش مهمی در این‬ ‫حرکت داشتهاند‪ .‬رهبر معظم انقاب در دیدار با خانواده مرحوم والی در این باره فرمودند‪:‬‬ ‫«این را هم من به شما خانمها ‪-‬بخصوص همسران‪ -‬بگویم؛ بخش عمده از ثواب کاری که انجام‬ ‫میگیرد‪ ،‬مال شما است‪ ،‬چون شماها ا گر چنانچه همراهی نمیکردید‪ ،‬نق میزدید‪ ،‬دعوا میکردید‬ ‫این چه وضعی است؟ این چه زندگیای شد؟ شما که اینجا پیداتان نمیشود‪ -‬مردان شما‬‫دیگر طاقت نمیاوردند‪ .‬بااخره هر چه هم ادم انگیزه داشت‪ ،‬دیگر نمیتوانست‪ .‬این همراهی‬ ‫شماها است که به اینها دل داد‪ ،‬جرئت داد‪ ،‬و رفتند؛ اینها خیلی مهم است‪».‬‬ ‫بیتردید ورای همه تحلیلهای مادی در مورد عوامل توسعه و پیشرفت‪ ،‬نقش عوامل‬ ‫معنوی و کمکهای الهی در رسیدن به نتیجه قابل چشم پوشی نیست‪ .‬استقامت‪،‬‬ ‫تهجدهای شبانه و اعتقاد به نصرت الهی همواره یار و مددکار مجاهدان فی سبیلاه‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪64‬‬ ‫سید محمدصادق شاهچراغ‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت جهادی و دانشجوی‬ ‫کارشناسی ارشد معارف اسامی و مدیریت مالی‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫میثم حاجی قربانی‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت جهادی و دانشجوی‬ ‫کارشناسی ارشد معارف اسامی و مدیریت دولتی‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ݧݩݒمىݡل ݣوݣهݥ‬ ‫درامدی بر مفهوم‬ ‫«استقامت» در مدیریت جهادی‬ ‫ݣاݥݣ ݩݧ ݑ‬ ‫سى ݣوݤ ݥݣارݤ‬ ‫‪ ‬پرده اول‪:‬‬ ‫چند ماهی است که به این منطقه پناه اوردهایم‪.‬‬ ‫سوز سرمای بیابان بدنم را میلرزاند‪ .‬از شدت‬ ‫گرسنگی خواب به چشمانم نمیاید‪ .‬امروز هم‬ ‫از سهمیه یک خرمای خود نیمی را بخشیدم‬ ‫و کل روز را با نصف خرما سپری کردم‪ .‬عاوه‬ ‫بر خرما مقداری هم از برگ تغذیه میکنیم‪.‬‬ ‫امیدوارم صدای گریه و ناله بچهها به اهل‬ ‫شهر برسد‪ .‬چون این تنها ساح ماست‪ .‬از شهر‬ ‫خبر رسیده است که کسی با ما خرید و فروش‬ ‫نمیکند‪ .‬تجار هم حق ندارند با ما معامله کنند‬ ‫و ا گر کسی چنین کاری انجام دهد اموالش را‬ ‫مصادره میکنند‪.‬‬ ‫‪65‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫برای چندمین بار‪ ،‬امروز هم به سراغ پیامبر امدند‪ .‬هرچه دشمن به ایشان پیشنهاد میدهد که از‬ ‫دعوت خود دست بردارد تا او را ازاد کنند‪ ،‬او قبول نمیکند‪ .‬ما در محاصره اقتصادی و اجتماعی‬ ‫هستیم‪ .‬نمیدانم که این وضعیت تا کی ادامه دارد‪ .‬امروز نزد رسولاه رفتم‪ .‬به حضرت اطمینان‬ ‫دادم که در هر شرایطی مقاومت میکنیم‪.‬‬ ‫‪ ‬پرده دوم‪:‬‬ ‫در زیر نور مهتاب نگهبانان را‬ ‫میبینم که تمام شب مراقبند تا‬ ‫مبادا کسی خوارباری به اینجا‬ ‫بیاورد‪ .‬اب را به روی ما بستهاند‪.‬‬ ‫برای چندمین بار‪ ،‬امروز هم به‬ ‫سراغ پیامبر امدند‪ .‬هرچه دشمن‬ ‫به ایشان پیشنهاد میدهد که از‬ ‫دعوت خود دست بردارد تا او را‬ ‫ازاد کنند‪ ،‬او قبول نمیکند‪ .‬ما‬ ‫در محاصره اقتصادی و اجتماعی‬ ‫هستیم‪ .‬نمیدانم که این وضعیت‬ ‫تا کی ادامه دارد‪ .‬امروز نزد رسولاه‬ ‫رفتم‪ .‬به حضرت اطمینان دادم که‬ ‫در هر شرایطی مقاومت میکنیم و‬ ‫با ایشان همراه هستیم‪.‬‬ ‫سال هفتم بعثت ‪ -‬شعب ابیطالب‬ ‫هشـت تا چهارده کیلومتر‪ ،‬با پای پیــاده از میان رمل‬ ‫و ماسههای روان امدیم‪ .‬امروز روز پنجم است که در‬ ‫محاصره هستیم‪ .‬اب را جیرهبندی کردهایم‪ .‬نان را‬ ‫جیرهبندی کردهایم‪ .‬عطش همه را بیتاب کرده‪.‬‬ ‫همهچیز جز شهدا که حاا کنار هم در انتهای کانال‬ ‫خوابیدهاند‪ .‬دیگر شهدا تشنه نیستند‪ .‬تانکهای‬ ‫عراقی هم جلو امدند و دو طرف کانال را بستند‪ .‬ما‬ ‫هم هرچند دقیقه تیری شلیک میکنیم‪ ،‬تا بفهمند ما‬ ‫هنوز هستیم‪ .‬این چندروزه عراقیها با بلندگو از بچهها‬ ‫میخواهند که تسلیم شوند‪ ،‬ولی در جواب با اخرین‬ ‫رمق صدای «اها کبر» میشنوند‪ .‬خیلی از بچهها شهید‬ ‫شدند‪ ،‬برای ما دعا کنید‪ ،‬به امام هم سام برسونید و‬ ‫بگید ما تا اخرین لحظه مقاومت میکنیم‪ .‬فدای لب‬ ‫تشنهات ای پسر فاطمه؟‪.‬‬ ‫سال ‪ - 1361‬منطقه عملیاتی فکه‪،‬‬ ‫کانال حنظله‪ ،‬عملیات والفجر مقدماتی‬ ‫‪66‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫مقدمه‬ ‫وقتی انسان هدف حقی را انتخاب‬ ‫میکند و در راه رسیدن به ان حرکت‬ ‫ً‬ ‫میکند‪ ،‬در طول مسیر دائما با موانع‬ ‫مختلفی مواجه است که سعی در‬ ‫خارج کردن او از مسیر دارند‪ .‬ازم‬ ‫است تا با عزمی راسخ‪ ،‬از عدم توقف‬ ‫در راه و انحراف از صراط مستقیم‬ ‫جلوگیری کند‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬بعد‬ ‫از تشخیص هدف حق‪ ،‬شناخت راه‬ ‫منتهی به ان و حرکت در ان راه‪ ،‬نباید‬ ‫تا زمان دستیابی کامل به هدف‪،‬‬ ‫دست از تاش و مبارزه برندارید‪.‬‬ ‫ا گر جریان ابی به قطر یک لوله افتابه‬ ‫لوله افتابه چه قدر حقیر است!‪ -‬به‬‫جان یک خا کریز بلند پانزده متری‬ ‫که حفاظی ندارد بیفتد دیر یا زود‬ ‫همان لوله افتابه این خا کریز عظیم‬ ‫را از بین خواهد برد! ان چیزی که‬ ‫میتواند لوله افتابه را که هیچ‪ ،‬حتی‬ ‫شط کارون را هم برای کوبیدن به‬ ‫یک سد و مانع ناکام کند «ایستادگی‬ ‫و استقامت» است‪.‬‬ ‫نوشتار زیر بر ان است تا با بررسی‬ ‫مفهوم «استقامت»‪ ،‬جایگاه ان را‬ ‫در منظومه فکری ادبیات مدیریت‬ ‫جهادی روشن کند و رهنمونهایی‬ ‫عملیاتی برای مدیران عرصههای‬ ‫مختلف فراهم اورد‪.‬‬ ‫چیزهایی هست که استقامت‬ ‫نیست‪ .‬کار دشواری است اما‬ ‫استقامت نیست‪ .‬استقامت برای‬ ‫هر کسی ایستادگی در ان جایی‬ ‫است که روی او بیشترین فشار‬ ‫وارد میاید‪.‬‬ ‫معنای استقامت‬ ‫استقامت در قران در ایات متعددی‬ ‫به کار رفته است‪ .‬اما تنها در دو‬ ‫جا به صورت مفرد و خطاب به‬ ‫پیامبر؟ استفاده شده است؛‬ ‫یکبار در ایه ‪ 15‬سوره شوری‪ 1‬و‬ ‫‪2‬‬ ‫دیگری در ایه ‪ 112‬سوره هود‪.‬‬ ‫استقامت در قران به معنای‬ ‫«ایستادگی کردن‪ ،‬ادامه دادن‪،‬‬ ‫راه را دنبال کردن و متوقف نشدن»‬ ‫َ ّ َ‬ ‫َ ُ‬ ‫َ َ َ َ‬ ‫ک ف ْاد ُع َو ْاس َت ِق ْم ک َما ا ِم ْر َت َوا َت َت ِب ْع ا ْه َو َاء ُه ْم‬ ‫‪ -1‬ف ِلذ ِل‬ ‫َ ُ ْ َ ْ ُ َ َ ْ َ َ ُ ْ َ َ ُ ْ ُ َ ْ َ َ ْ َ ُُ‬ ‫اب وا ِمرت ِلع ِدل بینکم‬ ‫وقل امنت ِبما انز َل اه ِمن ِکت َ ٍ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫ُ ّ‬ ‫ّ‬ ‫ّ َ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫اه َر ُب َنا َو َر ُبک ْم ل َنا ا ْع َمال َنا َولک ْم ا ْع َمالک ْم ا ُح َجه َب ْی َن َنا‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َو َب ْی َنک ُم اه یج َمع ب ْیننا و ِال ْی ِه ال َم ِص ُیر‬ ‫ُ‬ ‫ک َو َا َت ْط َغ ْوا ا َّنهُ‬ ‫اب َم َع َ‬ ‫‪َ -2‬ف ْاس َت ِق ْم َک َما ا ِم ْر َت َو َم ْن َت َ‬ ‫ِ‬ ‫ب َما َت ْع َم ُل َ‬ ‫ون َب ِص ٌیر‬ ‫ِ‬ ‫است‪ .‬در راه رسیدن به هدف نباید‬ ‫متوقف شد‪ .‬تداوم؛ یک عنصر‬ ‫جدیدی است غیر از خود عمل‪ .‬یک‬ ‫وقت انسان برای خود هدفگذاری‬ ‫میکند‪ .‬شناخت هدف درست و‬ ‫برنامهریزی برای ان یک مطلب‬ ‫است؛ پایداری برای رسیدن به ان‬ ‫هدف و استقامت در راه رسیدن‬ ‫به ان‪ ،‬مطلب مهم دیگری است؛‬ ‫استقامت یعنی پافشاری کردن به‬ ‫ادامه طی طریق در صراط مستقیم‪.‬‬ ‫نکته ظریفی وجود دارد و ان این‬ ‫است که خیلیها تصورشان این‬ ‫است که استقامت میکنند‪ .‬همه‬ ‫چیز را استقامت میدانند در حالی‬ ‫که چیزهایی هست که استقامت‬ ‫نیست‪ .‬کار دشواری است اما‬ ‫استقامت نیست‪ .‬استقامت برای‬ ‫هر کسی ایستادگی در ان جایی‬ ‫است که روی او بیشترین فشار‬ ‫وارد میاید؛ فشار جسمی‪ ،‬فشار‬ ‫حیثیتی و فشار هوای نفس‪.‬‬ ‫‪67‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫رابطه صبر و استقامت‬ ‫موانع استقامت‬ ‫در تعریف استقامت گفته شد که‬ ‫انسان باید در مسیر رسیدن به‬ ‫هدف‪ ،‬مراقب انحرافها و زاویه‬ ‫پیدا کردنها باشد‪ .‬عوامل این‬ ‫انحراف دو امر است‪ .1 :‬عامل درونی‬ ‫‪ .2‬عامل بیرونی‪.‬‬ ‫عامل درونی همان «تهاجم هواهای‬ ‫نفسانی» است‪ .‬تعلقات نفسانی‬ ‫نهمیگذارد حق تشخیص داده‬ ‫شود و نه راه رسیدن به حق‪ .‬نه‬ ‫اجازه میدهد انسان در راه هدف‬ ‫حق خود حرکت کند و نه در این‬ ‫راه پایداری داشته باشد‪ .‬سرامد‬ ‫تعلقات نفسانی چهار چیز است‪:‬‬ ‫مال‪ ،‬مقام‪ ،‬اشخاص و اشیاء‪.‬‬ ‫خوف از دست دادن اینها موجب‬ ‫میشود که انسان در طریق حق‬ ‫پایداری نداشته باشد‪ .‬لذا در ایه‬ ‫‪ 13‬سوره احقاف خداوند میفرماید‪:‬‬ ‫َ َّ َ ُ ُ َ ُ‬ ‫َ‬ ‫ِ«ا ّن ال ِذ َین قالوا َر ّب َنا ا ّلل ُه ث َّم ْاس َتق ُاموا‬ ‫َف َلا َخ ْو ٌف َع َل ْیه ْم َو َلا ُه ْم َی ْح َز ُن َ‬ ‫ون»‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫صبر ازمهی استقامت و پایداری‬ ‫است‪ .‬بهعبارتدیگر باید صبر بر‬ ‫موانع باشد تا بتوان استقامت کرد‬ ‫وگرنه در میانه راه حرکت متوقف‬ ‫شده و هدف تغییر پیدا خواهد کرد‪.‬‬ ‫عامل بیرونی «دشمنان‪ ،‬توطئهگران‪،‬‬ ‫بدخواهان و قدرتهای مسلط»‬ ‫هستند‪.‬دشمنتهدیدمیکند‪،‬وعده‬ ‫و وعید میدهد‪ ،‬دائم عظمت خود‬ ‫را به رخ جامعهی اسامی میکشد‪،‬‬ ‫ً‬ ‫با زبان زور صحبت میکند و احیانا‬ ‫زبان زور را با برخی شیرینیها و‬ ‫وعدههای فریبنده درهم میامیزد تا‬ ‫اینکه دلها را گمراه کند‪ .‬استقامت‬ ‫کردن در مقابل فریبها و تهدیدهای‬ ‫دشمن‪ ،‬هنر بزرگی است‪.‬‬ ‫بنا بر فرموده قران کریم ا گر انسان‬ ‫در برابر موانع استقامت‪ ،‬تاباوری‬ ‫نداشته نباشد‪ ،‬به جایگاه طغیان‬ ‫دچار می شود‪ .‬معنای مقابل‬ ‫استقامت «طغیان» است؛ «طغیان‪،‬‬ ‫یعنی سرکشی‪ ،‬منحرف شدن»‪.‬‬ ‫امیرالمومنین؟ در بیانات خود‬ ‫بین این دو مقام تمییز قائل شدند‪.‬‬ ‫امام در خطبه ‪ 176‬نهجالباغه‬ ‫میفرمایند‪« :‬العمل العمل ثم النهایه‬ ‫النهایه و الاستقامه الاستقامه ثم‬ ‫الصبر الصبر و الورع الورع ان لکم‬ ‫نهایه فانتهوا الی نهایتکم»‪ .‬صبر‬ ‫یک نوع توقف در برابر یک مشکل‬ ‫و پیشامد و نوعی عکسالعمل‬ ‫و خودداری است‪ .‬صبر اقسام‬ ‫گونا گونی دارد‪ .‬ا گر شکیبایی نسبت‬ ‫به امور شهوانی باشد از ان به عفت‬ ‫تعبیر میکنند‪ .‬ا گر کسی در امور‬ ‫مالی مراقب حال و حرام باشد از‬ ‫کار او به زهد تعبیر میکنند‪ .‬صبر‬ ‫ازمهی استقامت و پایداری است‪.‬‬ ‫یعنی کسی که در حال حرکت است‬ ‫باید با استفاده از قوه صبر موانع‬ ‫استقامت را کنار بزند و مشقتها‬ ‫و سختیهای مسیر را تحمل کند‬ ‫و از خود بردباری نشان دهد‪.‬‬ ‫بهعبارتدیگر باید صبر بر موانع‬ ‫باشد تا بتوان استقامت کرد وگرنه‬ ‫در میانه راه حرکت متوقف شده و‬ ‫هدف تغییر پیدا خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪68‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫انجا که موانع بیرونی مثل تحریمها و‬ ‫وجود رقبای خارجی دست به دست‬ ‫موانع درونی مثل ناهماهنگیهای‬ ‫دستگاههای داخلی و سوء مدیریت‬ ‫میدهند‪ ،‬هنر مدیر جهادی خود‬ ‫را نشان میدهد؛ تا با استقامت و‬ ‫پایداری زیر بار مسئولیت قد خم‬ ‫نکرده و سازمان را به غایت خود‬ ‫برساند‪ .‬شکی نیست که با پایداری‬ ‫و استقامت امداد الهی به کمک‬ ‫مدیران میاید و چراغ هدایت را‬ ‫در تاریکیها برای انان میافروزد‪.‬‬ ‫مهمترین عامل در‬ ‫کسب استقامت‬ ‫در بخش قابل توجهی از ایات و‬ ‫روایات حول موضوع استقامت‪،‬‬ ‫تعبیر َ«ر ّب» برای پروردگار استفاده‬ ‫شده است‪ .‬نکته ظریفی در اینجا‬ ‫هست‪ .‬ا گر بخواهیم َر ّب را به فارسی‬ ‫ترجمه کنیم «پرورش دهنده»‬ ‫میشود‪ .‬پرورش یعنی جلب منفعت‬ ‫و دفع ضرر از شیء‪ .‬پایداری زمانی‬ ‫برای انسان ممکن میشود که‬ ‫او قبول کند و بفهمد که مربی‬ ‫او ‪-‬یعنی کسی که او را پرورش‬ ‫میدهد همان کسی که برایش‬ ‫جلب منفعت کرده و ضررها را از‬ ‫او دور میکند‪ -‬خداست‪ .‬ا گر به‬ ‫این رسید‪ ،‬میتواند پایداری کند‪.‬‬ ‫میوههای شیرین ایستادگی‬ ‫استقامت در سازمان جهادی‬ ‫نتیجهی استقامت‪« ،‬هدایت و‬ ‫کمک الهی» است‪ .‬خدای متعال‬ ‫وعدهی قطعی کرده است که‪:‬‬ ‫َ َّ َ ُ ُ َ ُ‬ ‫َ‬ ‫ِ«ا ّن ال ِذ َین قالوا َر ّب َنا ا ّلل ُه َ ث َّم ْاس َتق ُاموا‬ ‫ْ َ َ ُ َّ َ َ ُ َ‬ ‫َ ََُ َ‬ ‫ت َتن ّزل َعل ْی ِه ُم ال َمل ِائکه الا تخافوا َولا‬ ‫َ ُ‬ ‫ت ْح َزنوا»؛ استقامت در راه درست‬ ‫نتیجهاش این است که خدای‬ ‫متعال اندوه و ترس را از یک انسان و‬ ‫یک جامعه سلب میکند و موفقیت‬ ‫را نصیب انها میکند‪ .‬میفرماید‪ّ :‬‬ ‫«ثم‬ ‫استقاموا»؛ ا گر پایداری و استقامت‬ ‫باشد‪ ،‬موجب میشود ّ‬ ‫«تتنزل علیهم‬ ‫الملائکه»‪ .‬باید ایستاد‪ ،‬باید ثبات‬ ‫بهخرج داد‪ ،‬باید راه را گم نکرد‪،‬‬ ‫هدف را همواره در مقابل چشم‬ ‫داشت و بهطور مستمر باید پیش‬ ‫رفت‪ .‬ا گر این شد‪ ،‬پیروزی ها‬ ‫ّ‬ ‫پیدرپی پیش خواهد امد واا‬ ‫با یک لحظه و یک برهه خوب‬ ‫بودن‪ ،‬فرشتگان خدا بر انسان نازل‬ ‫نمیشوند‪ ،‬نور هدایت و دست کمک‬ ‫الهی به سوی انسان دراز نمیشود‪.‬‬ ‫ا گر انسان در راه رسیدن به اهداف‬ ‫پافشاری کند؛ با سختیهایی که‬ ‫در این راه هست‪ ،‬مقابله کند و از‬ ‫انها نهراسد‪ ،‬انشاءاه میوههای‬ ‫شیرین و دلنشین این ایستادگی را‬ ‫خدای متعال به او خواهد چشاند‬ ‫و خوف و اندوهش از بین میرود‪.‬‬ ‫استقامت در سه سطح تعریف‬ ‫میشود‪ :‬فردی‪ ،‬سازمانی و ملی‪.‬‬ ‫در این قسمت به طور مختصر‬ ‫به استقامت در سازمان جهادی‬ ‫اشاره میشود‪.‬‬ ‫سازمانها در راه رسیدن به اهداف‬ ‫ً‬ ‫خود معموا با فراز و نشیبهای‬ ‫فراوانی روبرو هستند‪ .‬از مشکاتی‬ ‫مثل کمبود منابع مالی و امکانات‬ ‫و تجهیزات گرفته تا مسائل مربوط‬ ‫به حوزه منابع انسانی که از جمله‬ ‫ان میتوان به فساد مالی اداری و‬ ‫انگیزش کارکنان اشاره کرد‪ .‬شرایطی‬ ‫مثل تحریمها و رکود تجاری را‬ ‫نیز میتوان به مجموعه مسائل‬ ‫سازمانها اضافه کرد‪ .‬در شرایط‬ ‫عادی سازمان‪ ،‬با وجود منابع‬ ‫و امکانات و با در اختیار داشتن‬ ‫سرمایه انسانی با مهارت و انگیزهی‬ ‫باا به نظر میرسد اداره سازمان‬ ‫کار دشواری نباشد‪ .‬اما انجا که‬ ‫موانع بیرونی مثل تحریمها و وجود‬ ‫رقبای خارجی دست به دست‬ ‫موانع درونی مثل ناهماهنگیهای‬ ‫دستگاههای داخلی و سوء مدیریت‬ ‫میدهند‪ ،‬هنر مدیر جهادی خود‬ ‫را نشان میدهد؛ تا با استقامت و‬ ‫پایداری زیر بار مسئولیت قد خم‬ ‫نکرده و سازمان را به غایت خود‬ ‫‪69‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫برساند‪ .‬شکی نیست که با پایداری‬ ‫و استقامت امداد الهی به کمک‬ ‫مدیران میاید و چراغ هدایت را‬ ‫در تاریکیها برای انان میافروزد‪.‬‬ ‫این نکته حائز اهمیت است‬ ‫که استقامت در اهداف است‪.‬‬ ‫نباید جای «هدف» را با «روش»‬ ‫جمع بندی‬ ‫در این نوشتار به معنای استقامت‬ ‫ایستادگی و پایداری در راه رسیدن‬‫به هدف‪ -‬اشاره شد‪ .‬سپس لوازم‬ ‫رسیدن به خود استقامت که‬ ‫مهمترین ان روحیه تعبد و رب‬ ‫العالمین دانستن پروردگار است‬ ‫بیان شد‪ .‬همچنین از موانع درونی‬ ‫و بیرونی استقامت یعنی تعلقات‬ ‫نفسانی و دشمنان بیرونی صحبت‬ ‫به میان امد‪ .‬این مقدمات ذکر شد‬ ‫تا به فراز اصلی این نوشتار برسیم‪:‬‬ ‫مدیر جهادی که سازمانی تحت‬ ‫نظارت و مدیریت اوست باید خود‬ ‫در مسیر رسیدن به چشم اندازها و‬ ‫اهداف سازمان‪-‬که باید در راستای‬ ‫ارتقای جمهوری اسامی ایران‬ ‫باشند ‪ -‬استقامت به خر ج دهد و‬ ‫زیر بار فشارهای بسیار مشکات و‬ ‫موانع درونی و بیرونی قد خم نکند‪.‬‬ ‫اشتباه کرد‪ .‬استقامت در روشها‬ ‫ازم نیست‪،‬استقامت در اهداف‬ ‫ازم است‪ .‬در روشها بایستی‬ ‫تکامل‪ ،‬اصاح‪ ،‬تغییر و رفع خطا‪،‬‬ ‫جزو کارهای دائمی و برنامههای‬ ‫همیشگی باشد؛ در روشها ازمون‬ ‫وخطا جاری است‪ .‬البته باید از‬ ‫عاوه بر ان مدیر جهادی باید بتواند‬ ‫این روحیه را در تمام بدنه سازمان‬ ‫تزریق کند‪ .‬این امر مهم به جهادی‬ ‫شدن سازمان کمک بسیاری میکند‬ ‫و مسیر رسیدن به اهداف را هموارتر‬ ‫و سریعتر میکند‪.‬‬ ‫نوشتار خود را با کامی گهربار از‬ ‫حضرت علی؟ به پایان میرسانیم‪.‬‬ ‫حضرت امیرالمومنین؟ خطاب‬ ‫ّ‬ ‫«محمد بن حنفیه»‪،‬‬ ‫به فرزندشان‬ ‫انگاهکه در جمل پرچم فرماندهی‬ ‫را به دستش میسپردند فرمودند‪:‬‬ ‫َ ُ ْ ُ َ َ ْ َ َ‬ ‫«ت ُز ول ال َ ِج َبال َو لا ت ُزل َع ّض َعلی‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫اج ِذک ا ِع ِر ا ّلل َه ُج ْم ُج َم َتک َِت ْد فِی‬ ‫ْن َ ِ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫الا ْر ِض ق َد َمک ْار ِم ِب َب َص ِر َک اق َصی‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْال َق ْوم َو ُغ ّض َب َص َرک َو ْاعل ْم ا ّن ّ‬ ‫الن ْص َر‬ ‫ِ‬ ‫ْ ْ َّ ُ ْ َ َ‬ ‫ُ‬ ‫ِمن ِعن ِد الل ِه سبحانه»‪ .‬ا گر کوهها‬ ‫از جا کنده شوند‪ ،‬تو از پایداری‬ ‫دست بر ندار‪ .‬دندان روی دندان‬ ‫بگذار (سختیها را تحمل کن) و‬ ‫تجربهها استفاده کرد که ازمون‪،‬‬ ‫ازمون موفقی باشد و نیاز نباشد‬ ‫که دائم تجربه کرد و پشتسر هم‬ ‫اشتباه؛ اما درزمینهی اهداف‪،‬‬ ‫بایستی قرص و محکم بود و یک‬ ‫قدم پایین نیامد‪.‬‬ ‫حضرت امیرالمومنین؟ خطاب‬ ‫ّ‬ ‫«محمد بن حنفیه»‪،‬‬ ‫به فرزندشان‬ ‫انگاهکه در جمل پرچم فرماندهی را‬ ‫َ ُ‬ ‫به دستش میسپردند فرمودند‪« :‬ت ُزول‬ ‫ْ ُ َ َ ْ َّ َ َ‬ ‫اج َ ِذک‬ ‫َال ِج َبال َو ا ت ُزل َعض َعلی ن‬ ‫ِ ْْ‬ ‫ْ‬ ‫َ ُ ْ ُ ََ‬ ‫ض‬ ‫َا ِ َع ِر اه جمجمتک َ ِت ْد ِفی ْ َالر ِ‬ ‫قد َمک ْارم ِب َب َص ِرک ا َق َصی الق ْوم َو‬ ‫ِ‬ ‫ُ َّ َ َ َ ِ َ ْ َ ْ َّ َّ‬ ‫الن ْص َر ِم ْن‬ ‫غض بصرک و اعلم ان‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫اه ُس ْب َحان ُه»‪.‬‬ ‫ِعن ِد ِ‬ ‫جمجمهات را به خدا عاریت بده‬ ‫و پای خود را چون میخ بر زمین‬ ‫بکوب (در میدان جنگ ثابت‬ ‫قدم باش) تا انتهای خط دشمن‬ ‫را چشم بینداز و بدان که فتح و‬ ‫پیروزی از ناحیه خداوند است‪.‬‬ ‫(خطبه یازدهم نهج الباغه)‬ ‫*عمده مطالب این نوشتار بر مبنای کتاب سلوک‬ ‫عاشورایی از مرحوم حضرت ایت اه حاج اقا محتبی‬ ‫تهرانی و کتاب بصیرت و استقامت برگرفته شده از بیانات‬ ‫مقام معظم رهبری تدوین و تنظیم گردیده است‪.‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪70‬‬ ‫نشست اختصاصی‬ ‫اعضای هسته مدیریت جهادی‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫با امیر سرلشکر عطاءاه صالحی‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݩ‬ ‫ݒ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫کسٮ‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫س‬ ‫ٮݣ ݣ ݣ ز ݤݤیݤ؛‬ ‫م ݣ ݭݔݣدى ݣ ݣ ݣرݤ ݣ ݫى ݣ ݫ ݬݔݣ ݣݩݑ ݣݦ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ٮݭ ݣ ݫݤرݤݣݔ ݤݣݤو ݣݤݤ ݤ‬ ‫م ݣ ݣ ݭدݣى ݣ ݣرݤى ݩݑ ݦ ݩ ݣ ݦ ݫݭ ݣى ݫ ݣݭ ݫىݣ ݕݫ‬ ‫ݣݣݣݣ‬ ‫ݡݤ ݣاݣݣز‬ ‫تفسی ݣ ݣ ݣر ݣݤ‬ ‫مدݣݣیرݣ ݫىݫݔت ݣ ݣݣبح ݣ ݣرݣاݥݣنݤ‬ ‫ݔ ݫ ݫ ݬݔ‬ ‫اشاره‬ ‫‪ ‬سرلشکر عطاءاه صالحی (متولد ‪ ۱8‬اسفند‬ ‫‪ ۱۳28‬در روستای لشکاجان سفلی شهرستان‬ ‫رودسر استان گیان) فرمانده کل ارتش جمهوری‬ ‫اسامی ایران است‪ .‬وی درسال ‪ ۱۳۴6‬وارد ارتش‬ ‫شد و در سال ‪ ۱۳۴9‬با رسته توپخانه از دانشکده‬ ‫افسری فارغالتحصیل شد‪ .‬امیر صالحی در تاریخ‬ ‫‪ 20‬شهریور ‪ ۱۳8۴‬و پس از استعفای امیر سرلشکر‬ ‫محمد سلیمی به سمت فرمانده کل ارتش‬ ‫جمهوری اسامی ایران منصوب شد‪ .‬وی هم‬ ‫اکنون دارای سابقه ‪ 50‬سال خدمت در ارتش‬ ‫است و در این دوران مسئولیتهای مختلفی‬ ‫را بر عهده داشته است؛ از جمله‪:‬‬ ‫فرماندهی لشکر ‪ 58‬پیاده ارتش‪ ،‬فرماندهی لشکر‬ ‫‪ 77‬پیاده ارتش‪ ،‬معاون بازرسی و نیروی انسانی‬ ‫ستاد کل نیروهای مسلح‪ ،‬فرماندهی قرارگاه‬ ‫شمال شرق کشور‪ ،‬معاون اموزش ستاد فرماندهی‬ ‫کل قوا‪ ،‬فرماندهی دانشگاه افسری ارتش (در‬ ‫دو دوره)‪ ،‬فرمانده کل ارتش و جانشین رییس‬ ‫ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسامی ایران‪.‬‬ ‫‪71‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫‪ ‬وقتی لشکرهای شکستخورده و شاید هم‬ ‫سرخورده‪ ،‬از یک عملیات ناموفق بازگشتهاند‪،‬‬ ‫این هماوایی شکستخوردگان است که امکان‬ ‫هر حرکتی را از یک سازمان و تشکیات ان هم‬ ‫در بطن مبارزه سلب میکند؛ شاید به حساب‬ ‫ادبیات امروز «نمیشود؛ نمیتوانیم» و این یعنی‬ ‫بروز یک بحران در یک سازمان‪ .‬اما مدیریت‬ ‫این بحرانها چگونه ممکن است؟ چه کسانی‬ ‫میتواند این بحرانها را هدایت و مدیریت کنند‬ ‫و چه ویژگیهایی باید داشته باشند؟‬ ‫صیاد شیرازی؛ فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش‬ ‫یکی از همین افراد است‪ .‬روایت اقدامات متهورانه‬ ‫و خاقانه او در دوران دفاع مقدس‪ ،‬هم در‬ ‫جنگهای کردستان و در جبهههای جنوب‪،‬‬ ‫بخشی از تجربههای گرانقیمتی است که امیر‬ ‫سرلشکر صالحی ‪-‬از دوستان و همرزمان شهید‬ ‫صیاد‪ -‬برایمان نقل کرد‪ .‬او در این همنشینی هم‬ ‫به روش شهید صیاد شیرازی در مدیریت بحرانها‬ ‫اشاره کرد و هم به ویژگیهای ازم برای ساخت‬ ‫ادمهای متناسب با این شرایط‪ ...‬؛ جلسه‪،‬‬ ‫جلسهی شیرینی بود با حرفهای شیرینتر و‬ ‫شنیدنیتر که به اقتضای این شماره از فصلنامه‬ ‫بخشی از ان را تقدیم میکنیم‪:‬‬ ‫مقدمه‬ ‫جنگ‪ ،‬محل هم افزایی نیروهایی انقابی بود‪ .‬در‬ ‫ارتش‪ ،‬شخصیتهایی مثل شهید صیاد‪ ،‬بابایی‪،‬‬ ‫دوران‪ ،‬اردستانی و امثال اینها را داشتیم‪ .‬از‬ ‫طرفی جوانهایی مانند شهید با کری‪ ،‬شهید‬ ‫همت‪ ،‬شهید کاظمی و شهید باقری با سنین‬ ‫کم امدند و با بعضی از این ارتشیها هم جوش‬ ‫خوردند؛ اینها خاقیتهای بزرگی را در دفاع‬ ‫مقدس ایجاد کردند به طوری که برای خود ما که‬ ‫سبک جدید و قدیم را میدانیم هم جذاب بود‪.‬‬ ‫اینها در مدیریت هم صاحب سبکی شده بودند‬ ‫که با ویژگیهای خاصی همراه بود؛ سبکی که‬ ‫این روزها از ان به عنوان مدیریت جهادی تعبیر‬ ‫میشود‪ .‬مطالب درباره شهید صیاد زیاد است؛ هم‬ ‫درباره رفتارهای شخصی او و هم درباره رفتارهای‬ ‫تشکیاتی و سازمانی او اما در اینجا به بخش‬ ‫محدود ولی مهمی از این مباحث اشاره میکنیم‪:‬‬ ‫‪72‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫بایستی خیلی مراقب بود که باور در اطاعت با حجاب علمی توام نشود؛‬ ‫یعنی ممکن است کسی که عالم میشود حجابی دور خودش بگیرد و کم کم‬ ‫به جایی برسد که بگوید یکی تو‪ ،‬یکی من!‬ ‫تبعیت از وایت فقیه‬ ‫یا فرمانده جنگ‬ ‫در ان روزهای ارتش‪ ،‬دو نگاه نسبت‬ ‫به این موضوع وجود داشت‪ .‬برخی‬ ‫از افراد مثل شهید صیاد که هم‬ ‫تجربهی جنگ و هم تجربهی‬ ‫عملیاتهای نظامی را داشتند و در‬ ‫داخل و خارج دوره دیده بودند‪ ،‬با‬ ‫این دید به فرمانده نگاه نکردند که‬ ‫این فرماندهی از حوزه امده‪ ،‬جنگی‬ ‫نکرده و کار نظامی بلد نیست‪.‬‬ ‫بلکه از نظر انها‪ ،‬ان فرمانده وایت‬ ‫داشت و اطاعت از او واجب بود‪.‬‬ ‫بنابراین با عشق‪ ،‬روی کام به کام‬ ‫امام حساب میکردند‪ .‬میگفتند‬ ‫چون امام این طوری فرمودند‪،‬‬ ‫شما بروید انجام بدهید به نتیجه‬ ‫میرسید‪ .‬اما افراد دیگری هستند‬ ‫که با تخصصهایشان سراغ این‬ ‫موضوع میروند و میگویند که امام‬ ‫نمیداند که دشمن چه امکانات‬ ‫و توانمندیهایی دارد! ما برویم‬ ‫وسط کار‪ ،‬چه کنیم؟!‬ ‫حاا چگونه میخواهید این اطاعت‬ ‫را در فضای علمی مطرح کنید؟‬ ‫چگونه میشود برای دانشجویی‬ ‫که امده چهار سال درس بخواند و‬ ‫مدرکش را بگیرد ‪-‬در حالی که نه‬ ‫جنگی و نه بحرانی هست‪ -‬این‬ ‫موضوع را تبیین کرد؟! بایستی‬ ‫خیلی مراقب بود که باور در اطاعت‬ ‫با حجاب علمی توام نشود؛ یعنی‬ ‫ممکن است کسی که عالم میشود‬ ‫حجابی دور خودش بگیرد و کم کم‬ ‫به جایی برسد که بگوید یکی تو‪،‬‬ ‫یکی من! یعنی درست است که‬ ‫نظر اقا این است ولی ایشان که‬ ‫وارد جامعهی بازار نیستند!‬ ‫نه! ان جوانهایی که ان خاقیتها‬ ‫را ایجاد کردند‪ ،‬هیچ خدشهای‬ ‫در باورشان به اطاعت از فرمانده‬ ‫وجود نداشت‪ .‬این اطاعت و باور‬ ‫نسبت به اطاعت‪ ،‬بااتر از مقیاس‬ ‫مادی بود‪ .‬اان مسالهای که بعضی‬ ‫جاها دارند‪ ،‬شک در منبع اطاعت‬ ‫است‪ .‬ا گر ما شک نداشته باشیم و‬ ‫ً‬ ‫بدانیم که اصا «ولی فقیه» یعنی‬ ‫ولی شما در این امر؛ یعنی ا گر‬ ‫گفتند بنشینید‪ ،‬بشینید‪ .‬ا گر گفتند‬ ‫بجنگید‪ ،‬بجنگید‪ .‬دیگر نگویید ا گر‬ ‫قرار است این کار را بکنیم‪ ،‬با چند‬ ‫تا؟! ا گر «با چند تا» بشود‪ ،‬همان‬ ‫حساب بقره و ان گاوی میشود که‬ ‫بنیاسرائیل میخواهند بکشند‪.‬‬ ‫مرتب شبه میکنند و البته ان‬ ‫فرمانده هم به شبهات انها جواب‬ ‫میدهد؛ میگوید ا گر شما کم دارید‪،‬‬ ‫ً‬ ‫مثا فان کارها را کنید؛ حاا یک‬ ‫ماه صبر کنید‪ ...‬کم کم متابعین‬ ‫را بر اساس ظرفیت خودشان‬ ‫هدایت میکنند نه براساس نگاه‬ ‫اطاعتپذیریشان؛ پس این‬ ‫اولین مولفه بود‪.‬‬ ‫من که در همه سنگرها هم قبل از‬ ‫پیروزی و در جریان پیروزی انقاب‬ ‫و هم بعد از پیروزی انقاب محشور‬ ‫بودم‪ ،‬فکر میکردم که ایشان نسبت‬ ‫به اطاعت از حضرت امام‪ ،‬باوری‬ ‫دارد که هیچ شبهای برای او نیست؛‬ ‫ً‬ ‫این نبود که بگوید مثا این طوری‬ ‫توضیح بدهیم شاید رای امام‬ ‫عوض شود‪ .‬پس مهمترین چیز‪،‬‬ ‫تعلیم اطاعت است و این باور با‬ ‫علم تغییر نمیکند‪.‬‬ ‫‪73‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫گفتیم ما خبر ندادیم پس چطور اقا منتظر بودند؟! حاج اقا فرمودند‬ ‫که اقای صیاد! همان کسی که به دلش شما انداخت که از سه راهی‬ ‫سلفچگان به اینجا بیایید‪ ،‬به دل ما هم انداخت که چای را دم کنیم!‬ ‫ساخت تیم همراه‬ ‫شهید صیاد جمعی را دور خودش جمع کرده بود‬ ‫که بر انها اشراف داشت و روی انها سرمایه گذاری‬ ‫کرده بود‪ .‬به انها مسایل مختلف را یاد میداد و‬ ‫حتی سفارش میکرد که نماز شب بخوانند و روزه‬ ‫بگیرند یا به انها روخوانی قران را اموزش میداد‪.‬‬ ‫خود ایشان هم بااستثنا تا موقع شهادت‪ ،‬رجب‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫شعبان و رمضان را روزه میگرفتند‪ .‬همان جمع‬ ‫ً‬ ‫را پیش بعضی از علما ‪-‬مثا ایتاه مظاهری‬ ‫یا ایتاه بهاءالدینی و مانند اینها‪ -‬میبرد‬ ‫که برای انها مباحث تفسیری و اخاقی را هم‬ ‫بگویند و افراد در حالیکه داشتند امادگیهای‬ ‫رزمی را تهیه میکردند‪ ،‬بتوانند اعمال خودشان‬ ‫را با صواب تطبیق کنند‪.‬‬ ‫یک شب خدمت ایتاه بهاءالدینی رفتیم؛ ساعت‬ ‫ً‬ ‫‪ 12‬شب بود و معموا این ساعت میخوابیدند‪.‬‬ ‫حاج عبداه در را باز کرد‪ .‬گفتیم میخواهیم‬ ‫ببینیم ا گر اقا بیدار است‪ ،‬خدمت برسیم‪ .‬گفت‪:‬‬ ‫اقا بیدار است؛ اان نیم ساعت است که منتظر‬ ‫شما نشسته است‪ .‬دیدیم رختخواب را جمع‬ ‫کردهاند و نشستهاند‪ .‬گفتیم ما خبر ندادیم پس‬ ‫چطور اقا منتظر بودند؟! حاج اقا فرمودند که اقای‬ ‫صیاد! همان کسی که به دل شما انداخت که از‬ ‫سه راهی سلفچگان به اینجا بیایید‪ ،‬به دل ما‬ ‫هم انداخت که چای را دم کنیم!‬ ‫تطبیق کاربردی راهها و مسیرها‬ ‫بنابراین یک شیوههایی در رابطه با خودسازی‬ ‫این بود که پس از خودسازی‪ ،‬به شبهاتی پاسخ‬ ‫دهد که میتواند اعمال انها را نسبت به اعتقادات‬ ‫تطبیق دهد‪.‬‬ ‫در زمان جنگ‪ ،‬بنا بود که عملیات بشود‪ .‬امدند‬ ‫و گفتند که تعداد دشمن خیلی زیاد است ولی‬ ‫وضعیت ما خوب نیست و هنوز اماده نیستیم؛‬ ‫چکار کنیم؟ گفتند باید از حضرت امام نظر بگیریم‪.‬‬ ‫خلبان هواپیمای ‪- F14‬شهید حق شناس‪ -‬گفت‬ ‫من میتوانم یکی از شماها ‪-‬یا اقای صیاد و یا‬ ‫اقای رضایی‪ -‬را پیش امام ببرم‪ .1‬فرصت هم‬ ‫نبود‪ ،‬بنا شد اقای رضایی برود‪ .‬زمزمهای بود‬ ‫که میگویند ما عده و عدهمان اینجور است‪،‬‬ ‫ایا عملیات به صاح هست؟ امام فرمودند بروید‬ ‫انجام بدهید‪ ،‬انشاءاه خداوند با شما است‪.‬‬ ‫نگفته بودند انها چند نفر هستند؟ شما چند‬ ‫نفر هستید؟ شما چه دارید؟ بعد اقای رضایی‬ ‫پرسیده بودند که اسم رمزی را برای عملیات‬ ‫بفرمایید؟ امام فرموده بودند که بروید همانجا‪،‬‬ ‫قران را باز کنید؛ خودتان پیدا میکنید‪ .‬رفتند در‬ ‫منطقه و قران را باز کردند‪ .‬سورهی فتح امد؛ شد‬ ‫عملیات فتحالمبین‪.‬‬ ‫‪ -1‬این هواپیما دو نفرجا میگیرد و ایشان گفته بود من کمک خلبان نمیخواهم‪.‬‬ ‫‪74‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫توجه به نماز اول وقت‬ ‫ً‬ ‫یکی از ویژگیهایی که اختصاصا‬ ‫شهید صیاد داشت‪ ،‬نماز اول وقت‬ ‫بود‪ .‬برای تاخیر در نماز اول وقت‬ ‫ً‬ ‫هر کسی یک توجیهی داشت؛ مثا‬ ‫هواپیما سوار شدیم‪ 5 ،‬دقیقهی‬ ‫بعد از پرواز اذان دادند‪ ،‬بافاصله‬ ‫به مسئول هواپیما یا خدمهها‬ ‫میگفت و انها هم اجازه میدادند‬ ‫که نماز اول وقت خود را بخواند‪.‬‬ ‫ما در کشتی هم با ایشان بودیم؛‬ ‫‪ 5-4‬روز رزمایش بود‪ ،‬همانجا‬ ‫هم نماز اول وقت را (با شرایط‬ ‫مربوط به کشتی در گردش روی‬ ‫اب) میخواند‪.‬‬ ‫در کوهستانهای پربرف شمال‬ ‫غرب خیلی برنامهریزی میکرد‬ ‫که یک وضعیت و شرایطی فراهم‬ ‫شود تا سر وقت نمازش را بخواند‪.‬‬ ‫در جنگ با وجود گلولهباران شدید‬ ‫هم باز در یک لحظه‪ ،‬پناه میگرفت‬ ‫و نماز اول وقتش را میخواند‪.‬‬ ‫مسایل جنگی را رعایت میکرد ولی‬ ‫در عین حال در نماز و حاات نماز‬ ‫توجه داشت‪ .‬چیزی در نماز صیاد‬ ‫دیدم که نمیتوانم بگویم یعنی‬ ‫چه؟! یعنی من توجه کامل ایشان را‬ ‫در نماز احساس کردم که باور کرده‬ ‫بود که واقعا در محضر خداست و‬ ‫دارد با خدا صحبت میکند‪.‬‬ ‫مسایل جنگی را رعایت میکرد‬ ‫ولی در عین حال در نماز و حاات‬ ‫نماز توجه داشت‪ .‬چیزی در نماز‬ ‫صیاد دیدم که نمیتوانم بگویم‬ ‫یعنی چه؟! یعنی من توجه کامل‬ ‫ایشان را در نماز احساس کردم که‬ ‫باور کرده بود که واقعا در محضر‬ ‫خداست و دارد با خدا صحبت‬ ‫میکند‪.‬‬ ‫مدیریت جهادی؛‬ ‫مدیریت بحران‬ ‫ویژگیهای متعدد دیگری هم از‬ ‫این دست می توان برای شهید‬ ‫صیاد برشمرد اما شهید صیاد را در‬ ‫بحرانها میتوان شناخت‪ .‬بر اساس‬ ‫یک برنامه صحیح برای پرورش و‬ ‫تربیت نیرو‪ ،‬نمیتوانید به افرادی‬ ‫که در حالت عادی و برای حالت‬ ‫ً‬ ‫عادی دوره دیدهاند‪ ،‬بعدا نا گهانی‬ ‫بگویید که در شرایط بحران هستید؛‬ ‫نمیتوانید همینطوری نیروها را‬ ‫تقسیم کنید و یا بگویید انهایی که‬ ‫اماده هستند‪ ،‬دست بلند کنند‪.‬‬ ‫‪75‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫مدیریت را میتوان در دو حالت‬ ‫معنا کرد‪ :‬مدیریت در زمان بحران‬ ‫و مدیریت در غیر زمان بحران‪ .‬اما‬ ‫بحران هم در دو حالت پیش میاید؛‬ ‫شکست و پیروزی‪ .‬مدیریت هر‬ ‫یک از این حاات هم ویژگیهای‬ ‫مربوط به خود را دارد‪ .‬صیاد هم در‬ ‫شکست و هم پیروزی میتوانست‬ ‫بحران را مدیریت کند‪.‬‬ ‫نه!! باید شرایطی را اماده کرده‬ ‫باشید که انها امادگیهای ازم را‬ ‫احراز کرده باشند‪ .‬شهید صیاد از‬ ‫جمله افرادی بود که قبا امادگی‬ ‫ازم را کسب کرده بود و وقتی جنگ‬ ‫شروع شد‪ ،‬ایشان مدیر بحران بود‪.‬‬ ‫اصا مدیریت را میتوان در دو حالت‬ ‫معنا کرد‪ :‬مدیریت در زمان بحران‬ ‫و مدیریت در غیر زمان بحران‪ .‬اما‬ ‫بحران هم در دو حالت پیش میاید؛‬ ‫شکست و پیروزی‪ .‬مدیریت هر‬ ‫یک از این حاات هم ویژگیهای‬ ‫مربوط به خود را دارد‪ .‬صیاد هم در‬ ‫شکست و هم پیروزی میتوانست‬ ‫بحران را مدیریت کند‪.‬‬ ‫مدیریت شکست‬ ‫در یکی از عملیاتها شکست خورده‬ ‫بودیم‪ .‬ایشان میخواست اوضاع‬ ‫کمی از این حالت خارج کند‪ ،‬اما با‬ ‫این یگانهای ضربه خورده و از هم‬ ‫پاشیده ممکن نبود‪ ،‬چرا که اداره‬ ‫کردن هماوایی شکستخوردگان‬ ‫خیلی سخت است؛ هم اوایی‬ ‫یکسری از فرماندهان اعم از ارتشی‬ ‫و سپاهی‪ .‬با خودشان میگفتند این‬ ‫دارد چه میگوید؟ دارد همه ما را‬ ‫به کشتن میدهد؟ اینها بودند‬ ‫که طراحی کردند و بچههای ما را‬ ‫به کشتن دادند! در این شرایط‬ ‫جرات میخواست که فرماندهای‬ ‫خودش را به یگان برساند و بگوید‬ ‫بسم اه الرحمن الرحیم‪...‬‬ ‫خوب‪ ،‬چه باید کرد؟ وقتی میگویم‬ ‫ایشان (صیاد) مدیر شکست هم‬ ‫بود‪ ،‬یعنی چه؟ وقتی یگانها‬ ‫شکست خوردند‪ ،‬هر کدام‬ ‫توانستند افرادشان را پیدا کنند‬ ‫و به مقرهایشان بروند‪.‬‬ ‫ا گر بخواهیم نگاه تطبیقی داشته‬ ‫باشیم‪ ،‬جنگ احد نمونه خوبی‬ ‫ً‬ ‫است‪ .‬وقتی ظاهرا سپاه اسام‬ ‫شکست خورد و مضمحل شد‪،‬‬ ‫شخصیتهایی مثل خود رسول‬ ‫خدا و علیابنابیطالب؟ چه‬ ‫کردند؟ پشتشان را به کوه دادند‬ ‫و باای ان رفتند‪ .‬رسول خدا فضا‬ ‫را مدیریت کردند و به فرماندهان‬ ‫سپاه فرمودند که برای حمله اماده‬ ‫باشید‪ .‬این صدای امادگی برای‬ ‫حمله از باای کوه به گوش دشمن‬ ‫رسید و باعث شد که ترس به دل‬ ‫ابوسفیان و لشکریانش بیفتد؛‬ ‫میگفتند درست است که ما پیروز‬ ‫شدهایم ولی ا گر دوباره جنگ‬ ‫بشود‪ ،‬هرکدام از مسلمانها یک‬ ‫پلنگ خشمگینی هستند که ا گر به‬ ‫جان ما بیفتند معلوم نیست چه‬ ‫میشود؟! عقبهی ما که این شهر‬ ‫نیست! باید تا مکه برویم؛ همین‬ ‫باعث شد که فرار کردند‪.‬‬ ‫‪76‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫به من گفت میخواهم‪ ۴8‬ساعت دیگر از فانجا‬ ‫حمله کنم و هیچکس هم از این موضوع خبر‬ ‫ندارد‪ .‬میخواهم تو را فرماندهی اینها بگذارم‪.‬‬ ‫نپرسید که تو اماده هستی! یا نگفت‪ :‬وسایلت‬ ‫را برداشتی؟ من هم فقط گفتم‪ :‬حاضرم؛ ان‬ ‫هم با باا بردن دست به نشانه احترام نظامی‪.‬‬ ‫در ماجرا شهید صیاد بافاصله شروع به‬ ‫سازماندهی جدید کرد؛ به همهی مقرها‬ ‫سرکشی کرد‪ .‬اول یکی یکی به فرماندهان سر‬ ‫زد‪ ،‬دلداریشان داد و گفت چگونه افرادشان‬ ‫را جمع کنند‪ .‬بعد به مقر اصلی قرارگاه کربا‬ ‫امد و یک عملیات ویژهای را طراحی کرد ولی‬ ‫محور حمله را به کسی نگفت‪ .‬با من که در‬ ‫تهران بودم تماس گرفت و گفت خودت را‬ ‫با هواپیما برسان!‬ ‫به تمام فرماندهان لشکرها اباغ کرد که‬ ‫داوطلبین خودتان را جمع کنید؛ انهایی‬ ‫که برای شهادت اماده هستند‪ .‬همین‬ ‫خبر‪ ،‬دو احساس در جمع ایجاد کرد؛ یک‪.‬‬ ‫انهایی که دلشان انقابی بود‪ ،‬در این تجمع‬ ‫ً‬ ‫میامدند‪ .‬طبیعتا حلقهی دومی هم مثل‬ ‫برخی مسئولین بودند که ازم بود به این‬ ‫تجمع بپیوندند‪ .‬حلقهی سوم هم حداقل‬ ‫یکسری افراد خا کستری بودند که در مقابل‬ ‫کسانی که میخواهند بروند و جانشان را از‬ ‫دست بدهند‪ ،‬سا کت میشدند‪ .‬این ماجرا‪،‬‬ ‫برای انها و ان افراد اندکی که این اقدام را‬ ‫مسخره میکردند تحقیری بود‪ .‬به هر حال‬ ‫عمده افراد‪ ،‬برای تدارک جنگ اماده شده‬ ‫بودند؛ مثا شبیه توابین‪ .‬در هر لشکری‪ ،‬یک‬ ‫گردان شهادت درست شد که فرمشان فرق‬ ‫میکرد؛ به انها گفته شد که شما ازاد هستید‪،‬‬ ‫میتوانید درجه بگذارید یا درجههایتان را‬ ‫بکنید‪ ،‬سربند هم ببندید‪ .‬یک دفعه دیدیم‬ ‫که لشکر شکستخورده به یک واحد اماده‬ ‫تبدیل شد؛ انهم با عشق و عاقه‪.‬‬ ‫من وقتی به مقر رسیدم‪ ،‬دیدم یک جمعیتی‬ ‫را از گردانهای مختلف در بیابان جمع‬ ‫کرده؛ حدود ‪ 900‬نفر میشدند‪ .‬به من گفت‬ ‫میخواهم ‪ 48‬ساعت دیگر از فانجا حمله‬ ‫کنم و هیچ کس هم از این موضوع خبر‬ ‫ندارد‪ .‬میخواهم تو را فرماندهی اینها‬ ‫بگذارم‪ .‬نپرسید که تو اماده هستی! یا‬ ‫نگفت‪ :‬وسایلت را برداشتی؟ من هم فقط‬ ‫گفتم‪ :‬حاضرم؛ ان هم با باا بردن دست به‬ ‫نشانه احترام نظامی‪.‬‬ ‫ان شب موقع نماز‪ ،‬همه نیروها را جمع کرد‬ ‫و من را هم به عنوان فرماندهی انها معرفی‬ ‫کرد‪ .‬فردا هم به فرماندهی لشکرها گفت‬ ‫که اینها را تجهیز کنید تا در قرارگاه دیگری‬ ‫در کنار رود کارون خیمه بزنند‪ .‬بعد از ظهر‬ ‫خیمه را برپا کردیم؛ همه چیز مجهز و اماده‬ ‫برای جنگ‪.‬‬ ‫‪77‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫در اردوگاه ما اوضاع متفاوت بود و موضوع از‬ ‫یک جمع داوطلب به همهی لشکرها کشیده‬ ‫شده بود؛ یعنی ان جمعیت خا کستری و ان‬ ‫جمعیت شکستخورده هم همه امده بودند‪.‬‬ ‫همه‪ ،‬عید یادشان رفت‪ .‬به این میگویند‬ ‫«مدیریت شکست»‪.‬‬ ‫ما هم به هر کدام از این خیمهها میرسیدیم‪،‬‬ ‫حالتهای عجیبی را میدیدیم؛ انگار افرادی‬ ‫که اینجا جمع شده بودند از لحاظی شبیه‬ ‫افرادی بودند که در کربا جمع شدند‪:‬‬ ‫نمازنخوان‪ ،‬عثمانی مذهب؛ زهیر‪ ،‬حر برگشته‪،‬‬ ‫از عاشقی مثل حبیب ابن مظاهر هم بود‪ .‬این‬ ‫که میگویند هر روز عاشورا و همه جا کربا؛‬ ‫همین بود و همین چیزها را من انجا دیدم‪.‬‬ ‫صیاد به فرماندهان اعام کرده بود که‬ ‫افرادی که در اینجا جمع شدهاند‪ ،‬نباید‬ ‫با خانواده تماس بگیرند و به کسی هم این‬ ‫مطلب را نگویند؛ ‪ 48‬ساعت دیگر قرار است‬ ‫ً‬ ‫ما حمله کنیم و هیچ کس هم احتماا زنده‬ ‫نماند‪ .‬نیروها‪ ،‬تماس هم نگرفتند در حالیکه‬ ‫بعضی از انها ‪ 40‬روز بودکه در منطقه بودند‪.‬‬ ‫شب ‪ 29‬اسفند بود و اواز دهل برای رفتن به‬ ‫مرخصی هم در سپاه و هم در ارتش به گوش‬ ‫میرسید‪ .‬تمام اتوبوسها به سمت اندیمشک‬ ‫میرفتند و هر کسی دیر میرسید‪ ،‬جا گیرش‬ ‫نمیامد‪ .‬اما در اردوگاه ما اوضاع متفاوت بود‬ ‫و موضوع از یک جمع داوطلب به همهی‬ ‫لشکرها کشیده شده بود؛ یعنی ان جمعیت‬ ‫خا کستری و ان جمعیت شکستخورده هم‬ ‫همه امده بودند‪ .‬همه‪ ،‬عید یادشان رفت‪.‬‬ ‫به این میگویند «مدیریت شکست»‪.‬‬ ‫مدیریت پیروزی‬ ‫اما مدیر بحران‪« ،‬مدیریت پیروزی» هم باید داشته باشد؛ هم در غمها‪ ،‬از خدا غافل نشود‬ ‫و هم در شادیها‪ .‬در اصطاح نظامی به ان «استفاده از موفقیت» میگوییم‪ .‬چگونه باید‬ ‫از موفقیت استفاده شود؟ یک نوع استفاده از موفقیت این است که وقتی جبهه دشمن‬ ‫فروریخت‪ ،‬با سریعترین وسیله ‪-‬مثل تانک و نفربر‪ -‬حمله کنید و انها را تار و مار کنید در‬ ‫حالی که طبق اموزههای دینی‪ ،‬دشمن را باید فرو بریزید ولی تا ان جایی که ممکن است‬ ‫امکانات حیاتی دشمن را نابود نکنید‪ ،‬انهایی که اظهار تسلیم میکنند را جمع کنید و به‬ ‫انها اب و جای خوب هم بدهید؛ همین کار هم در فتحالمبین و هم در بیتالمقدس انجام‬ ‫شد‪ .‬اسرای زیادی گرفته شد به طوری که بعد از جنگ ‪ 88‬هزار اسیر داشتیم‪.‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪78‬‬ ‫سید مهدی عزیزی‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسامی و‬ ‫مدیریت صنعتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ݣگی ݣ ݣا ݣرݤݣى ݫ ݔ ݐ ݤݩ‬ ‫حݦ‬ ‫ݬݓىرݣ ݣ ݣ ݤاݣ ݣزݤݣݧݣىݣݑ‬ ‫ݡ‬ ‫ݤ‬ ‫ݫ ݬݔى ݣاݣ ݣرݤاݣ ݐݩ ݣ ݣ ݣݤݦ‬ ‫ں ݣݬݓ ݣح ݣ ݣه ݣ ݣ ݣݤا ݣ ݣ ݣدݤݤ‬ ‫اشاره‬ ‫‪ ‬تجربه مدیریت جهادی منحصر در تاریخ‬ ‫انقاب اسامی‪ ،‬جهاد سازندگی یا دفاع مقدس‬ ‫نیست‪ .‬این تجربه‪ ،‬ناشی از وجود سنت الهی‬ ‫بر جنگ و درگیری دایمی حق و باطل در همه‬ ‫دورانهاست و هر کس که پا به این دنیا میگذارد‪،‬‬ ‫خواسته یا ناخواسته در یکی از این جبههها‬ ‫قرار میگیرد‪ .‬در ابای برگهای تاریخ‪ ،‬برخی‬ ‫از اسوههای جهاد و مدیریت جهادی وجود‬ ‫دارند که غافانه این سرمایههای عظیم‪ ،‬مورد‬ ‫بیتوجهی قرار گرفتهاند‪ .‬در این بخش‪ ،‬سعی‬ ‫بر عبور از ایه تاریخی و سفر به دورانهایی‬ ‫داریم که جهاد نه به عنوان یک سبک‪ ،‬بلکه‬ ‫به عنوان تنها راه سعادت حقیقی مومنان مطرح‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫‪79‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫مقدمه‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫ْ َ ْ َ َ ّ َ َ ُ‬ ‫الط ِر َیق َو‬ ‫ای َن ِا َخ َوان ِ ْی ال ّ ِذ َین ر ِ َکبَواٌ َ‬ ‫َمض ْوا علی َال َح ِق ا ْی َن ع ّمار َو ا ْی َن َ ْاب ُن‬ ‫ُ َّ َ‬ ‫َّ َ‬ ‫ان َو ا ْی َن ذو الش َه َادت ْی ِن َو ا ْی َن‬ ‫الت ِّیه ِ‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫َُ‬ ‫َ َ‬ ‫ْ‬ ‫نظ َر ُاو ُه ْم ِم ْ ُن ِاخ َو ِان ِه ُم ال ِذ َین ت َعاق ُدوا‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫وس ِه ْم ِالی الف َج َرهِ‬ ‫َعلی ال َم ِن ّیهِ َو ا ْب ِرد ِب ُر ُء ِ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ َ ُ َ‬ ‫قال ث َّم ض َر َب ِب َی ِدهِ َِ[الی] َعلی ِل ْح َی ِتهِ‬ ‫َّ َ ْ َ‬ ‫َ َ ْ َ ُ‬ ‫الش ِریفهِ ال َک ِر َ َیمهِ فا َطال ال ُبک َاء ث َّم‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫َ‬ ‫َ َ‬ ‫ْ‬ ‫قال؟‪[ -‬ا َْوهِ ] ا ّ ِوهِ َعلی ِاخ َوان ِ َی ال ِذ َین‬ ‫ََ ُْ َ َ‬ ‫َ َ َْ َ‬ ‫ت َل ُوا الق ْر َ َان فا ْحک ُم ُوه َو ت َ َد ّب ُر وا الف ْرض‬ ‫ُ ْ َ‬ ‫َ َ ُ ُ ْ َ ُ ُّ َ َ‬ ‫فاقاموه احیوا‬ ‫الس ّنه َو ا َماتوا ال ِب ْد َعه‬ ‫ُ ُ ْ َ ََ َ ُ َ َ ُ َْ‬ ‫دعوا ِلل ِجه ِاد فاجابوا و و ِثقوا ِبالق ِائ ِد‬ ‫َ َّ‬ ‫فات َب ُعوه (نهج الباغه خطبه ‪)182‬‬ ‫ترجمه‪ :‬فرمود کجا هستند برادران‬ ‫من که بر راه حق رفتند‪ ،‬و با حق‬ ‫درگذشتند؟ کجاست عمار؟ و‬ ‫کجاست پسر تیهان؟ (مالک‬ ‫بن تیهان انصاری) و کجاست‬ ‫ذوالشهادتین؟ (خزیمه بن ثابت‬ ‫که پیامبر شهادت او را دو شهادت‬ ‫دانست) و کجایند همانند انان از‬ ‫برادرانشان که پیمان جانبازی‬ ‫بستند‪ ،‬و سرهایشان را برای‬ ‫ستمگران فرستادند؟ (پس دست به‬ ‫ریش مبارک گرفت و زمانی طوانی‬ ‫شناسایی این مردان بزرگ روزگار‬ ‫که مولی الموحدین در حسرت‬ ‫دیدار مجدد انان اشک میریزد‬ ‫و تاسی به چنین رهپویانی که راه‬ ‫حق را با احیاء سنن الهی و اماته‬ ‫بدعتها‪ ،‬زنده نگاهداشتند‪ ،‬خود‬ ‫یکی از بهترین راههای نزدیک شدن‬ ‫به خواستههای ایشان است‪.‬‬ ‫گریست و فرمود) دریغا! از برادرانم‬ ‫که قران را خواندند‪ ،‬و بر اساس ان‬ ‫قضاوت کردند‪ ،‬در واجبات الهی‬ ‫اندیشه نموده و انها را برپا داشتند‪،‬‬ ‫سنتهای الهی را زنده و بدعتها را‬ ‫نابود کردند‪ ،‬دعوت جهاد را پذیرفته‬ ‫و به رهبر خود اطمینان داشته و‬ ‫از او پیروی نمودند‪.‬‬ ‫امیرالمومنین؟‪ ،‬در دوران حیات‬ ‫خویش یاران و برادرانی را تربیت‬ ‫کردند که در دوران حکومت ان‬ ‫حضرت پایههای هدایت و اداره‬ ‫جامعه محسوب میشدند و با‬ ‫زندگی مجاهدت امیز خویش‪،‬‬ ‫دعوت به جهاد را اجابت کرده‬ ‫و با ایمان وثیق خود به رهبری‬ ‫مولی الموحدین در تبعیت از او‬ ‫گوی سبقت از دیگران ربودند‪.‬‬ ‫شناسایی این مردان بزرگ روزگار که‬ ‫مولی الموحدین در حسرت دیدار‬ ‫مجدد انان اشک میریزد و تاسی‬ ‫به چنین رهپویانی که راه حق را با‬ ‫احیاء سنن الهی و اماته بدعتها‪،‬‬ ‫زنده نگاهداشتند‪ ،‬خود یکی از‬ ‫بهترین راههای نزدیک شدن به‬ ‫خواستههای ایشان است‪ .‬از این‬ ‫رو انشاءاه در شمارههای اتی به‬ ‫اختصار هر چه تمامتر به بررسی‬ ‫جنبههای حیات جهادی این‬ ‫بزرگان و اثرگذاران در تاریخ حیات‬ ‫ان حضرت خواهیم پرداخت‪ .‬در هر‬ ‫شماره این مجموعه سعی میشود‬ ‫مقالهای در قالب سه بخش اصلی‬ ‫معرفیشخصیت‪،‬ویژگیهایمرتبط‬ ‫با روحیه جهادی او و ویژگی اصلی‬ ‫متمایز کنندهی شخصیت ارائه‬ ‫شود‪ .‬امید است که به این طریق‬ ‫مصداقی از این دعای قرانی قرار‬ ‫ذین ُ‬ ‫گیریم که َ«و َّال َ‬ ‫جاو ِم ْن َب ْع ِد ِه ْم‬ ‫ُ ُ َ َََ ْ َ‬ ‫ْ‬ ‫وان َنا‬ ‫َیَقولون ر ّبنا اغ ِف ْر لنا َو ِل ِاخ ِ‬ ‫ْ‬ ‫ّ َ ُ‬ ‫َ‬ ‫ایمان َو لا ت ْج َع ْل‬ ‫ذین َس َبقونا ِبال‬ ‫ال‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫ذین َام ُنوا َر َّبنا ا َّنکَ‬ ‫فی ُق ُلوبنا ِغ ًّلا ِل ّل َ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٌ‬ ‫َر ُوف َرحیم» (الحشر‪)10 :‬‬ ‫‪80‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫معرفی شخصیت هاشم بن عتبه (مرقال)‬ ‫ابا عمرو‪ ،‬هاشم بن عتبه بن مالک القریشی معروف به‬ ‫مرقال از جمله یاران با وفای حضرت علی (ع) است‬ ‫که در تاریخ با صفاتی چون مهاجر‪ ،‬صحابی‪ ،‬بطل‬ ‫و فاضل مدح شده است‪ .‬مرقال در امالی صدوق از‬ ‫بافضیلتترین یاران رسول خدا معرفی شده است‬ ‫(صدوق‪ .)53 :1376 ،‬او همچنین از اولین بیعت‬ ‫کنندگان با امیرالمومنین؟ در دوران حکومت ایشان‬ ‫بود (عاملی‪ ،‬جلد ‪ .)93 :1389 ،19‬از سوی دیگر او در‬ ‫دوران فتوحات از بزرگترین فرماندهان سپاه اسام بود‬ ‫و در میان مجاهدان جایگاهی ویژه داشت‪ ،‬و در همان‬ ‫جنگها نیز یک چشم خود را از دست داد (طبری‪،‬‬ ‫جلد ‪ .)511 :1375 ،11‬از ابتدای حکومت امیرالمومنین‪،‬‬ ‫مرقال مازم ایشان بود و در دو جنگ جمل و صفین‬ ‫در کنار امیرالمومنین؟ شمشیر زد‪ .‬او در صفین‬ ‫پرچمدار اصلی سپاه (صاحب رایه العظمی) بود (ابن‬ ‫حیون‪ )392 :1385 ،‬و سرانجام در همین جنگ نیز به‬ ‫ارزوی خود یعنی شهادت رسید‪ ،‬و به دست شخص‬ ‫مولی الموحدین به خا ک سپرده شد (حمیری‪،1413 ،‬‬ ‫‪ )138‬و (ابن بابویه‪ ،‬جلد‪.)158 :1413 ،1‬‬ ‫در ادامه ابتدا به اختصار به چند مورد از ویژگیهای‬ ‫شخصیت مجاهد جناب مرقال و نشانههای ان در‬ ‫زندگی او پرداخته میشود‪ ،‬و سپس ویژگی اصلی و‬ ‫متمایز کننده شخصیت وی مورد بررسی قرار میگیرد‪.‬‬ ‫‪ .1‬جهاد در هر شرایط‪ :‬از نکات قابل توجه و‬ ‫ویژگیهای درخشان در شخصیت مرقال مجاهده‬ ‫در هر حال و شرایط است‪ .‬لحظات پایان عمر‬ ‫مرقال نمونهی بارز این ویژگی اوست‪ .‬مرقال‬ ‫در نفسهای اخر که به شدت مجروح و نیمه‬ ‫جان بر زمین افتاده بود‪ ،‬یکی از دشمنان معروف‬ ‫امیرالمومنین را در نزدیکی خود دید‪ ،‬و با اینکه‬ ‫حتی توان حرکت و ساح به دست گرفتن نداشت‪،‬‬ ‫خود را به سمت او کشاند و تاش کرد با دست‬ ‫خالی ان دشمن امیرالمومنین را بکشد‪ ،‬و ذکر‬ ‫شده است که پس از جنگ پیکر مطهرش را‬ ‫در باای سر جنازهی ان دشمن حضرت علی‬ ‫یافتند (عاملی‪ ،‬جلد ‪ .)46 :1389 ،42‬بعاوه‬ ‫این حرکت مرقال درس عشق به ولی نیز هست‪،‬‬ ‫چرا که تحت هیچ شرایطی حاضر نشد از تولی و‬ ‫تبری دست بکشد‪.‬‬ ‫‪81‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫مرقال جهاد را فقط منحصر در مبارزه نمیدانست و‬ ‫در موقعیتهای مختلف تاش میکرد تا با سخنرانی‬ ‫و یا حتی سرودن شعر به نفع لشکر مولی الموحدین‬ ‫و در مقابل شامیان اثرگذار باشد‬ ‫‪ .2‬جهاد در همهی عرصهها‪ :‬مرقال جهاد را فقط‬ ‫منحصر در مبارزه نمیدانست و در موقعیتهای‬ ‫مختلف تاش میکرد تا با سخنرانی و یا حتی‬ ‫سرودن شعر به نفع لشکر مولی الموحدین و در‬ ‫مقابل شامیان اثرگذار باشد (منقری‪.)348 :1404 ،‬‬ ‫‪ .3‬بصیرت‪ :‬ویژگی مهم دیگر جناب مرقال بصیرت‬ ‫است‪ .‬به عنوان نمونه در ابتدای خافت حضرت‬ ‫علی؟ وقتی که ایشان در مدینه و مرقال در‬ ‫کوفه بود؛ او در ان شرایط حساس ابتدای خافت‬ ‫که بیعت هر یک از بزرگان بسیار تاثیر گذار بود‪،‬‬ ‫از انجا که حا کم کوفه ابوموسی اشعری در‬ ‫بیعت گرفتن از مردم برای امیرالمومنین تعلل‬ ‫میکرد‪ ،‬مرقال در میان مسجد کوفه برخواست‬ ‫و گفت‪،‬ای مردم بدانید که علی؟ به خافت‬ ‫رسیده است‪ ،‬این دست راست من از جانب او و‬ ‫این دست چپم از جانب خودم‪ ،‬من با علی؟‬ ‫بیعت کردم (ریشهری‪ ،‬جلد‪.)326 :1421 ،12‬‬ ‫البته در میان یاران حضرت‪ ،‬جناب عمار یاسر‬ ‫بیش از همه به این ویژگی معروف بودند (ابن‬ ‫ابی الحدید‪ ،‬جلد ‪.)101 :1404 ،10‬‬ ‫‪ .4‬شجاعت و احتیاط توام در میدان جنگ‪:‬‬ ‫مرقال هر چند به شجاعت در میدان جنگ‬ ‫معروف بود‪ ،‬اما حزم و دور اندیشی را نیز در نظر‬ ‫داشت‪ .‬به عنوان نمونه او گاهی در جنگها دو‬ ‫زره بر روی هم میپوشید؛ و وقتی به شوخی به‬ ‫او میگفتند که از ترس چنین کردهای‪ ،‬میگفت‬ ‫حملههایم در جنگ نشان میدهد که چنین‬ ‫نیست (منقری‪.)326 :1404 ،‬‬ ‫‪ .5‬سیاستمداری‪ :‬مرقال در سیاست و حکومتداری‬ ‫نیز توانمند بود‪ ،‬به حدی که امیرالمومنین؟‬ ‫قصد داشتند او را به عنوان حا کم مصر نصب کنند‬ ‫(نهج الباغه‪ ،‬خطبه ‪( )68‬ثقفی‪.)198 :1410 ،‬‬ ‫‪ .6‬هراس افکنی در دل دشمنان‪ :‬یکی از ویژگیهای‬ ‫موثر دیگر جناب مرقال هیبت و جذبه شخصیتی‬ ‫ایشان است‪ ،‬که در کنار توان نظامیش باعث‬ ‫ترس و هراس فراوان دشمنان حضرت علی از‬ ‫وی میشد‪ ،‬البته در بین یاران امام علی؟‪،‬‬ ‫جناب مالک اشتر بیش از دیگران به این ویژگی‬ ‫شهره بودند (منقری‪.)340 :1404 ،‬‬ ‫‪82‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫مرقال با همهی سوابقی که داشت بسیار فروتن بود‪ .‬به‬ ‫عنوان نمونه روزی در صفین یکی از اصحاب به او خرده‬ ‫گرفت که ایق پرچمداری نیستی‪ ،‬اما او با خوشرویی‬ ‫پاسخ داد که تو از من بهتری‪.‬‬ ‫‪.7‬‬ ‫‪.8‬‬ ‫‪.9‬‬ ‫‪.10‬‬ ‫تعلیمات کوتاه و کاربردی به نیروها و همرزمان‪:‬‬ ‫از مهمترین ویژگیهای عملیاتی مرقال ‪-‬که در‬ ‫مدیریت جهادی نیز بسیار مهم و قابل استفاده‬ ‫است‪ -‬ارائه اموزشها و نکات حیاتی کاربردی‬ ‫در مواقع حساس و به دور از تشریفات و اتاف‬ ‫وقت بود (منقری‪.)326 :1404 ،‬‬ ‫خوش خلقی‪ :‬هر چند مرقال یک شخصیت‬ ‫نظامی به حساب میامد‪ ،‬اما بسیار خوش خلق‬ ‫بود و لذا اصحابی مثل عمار یاسر و حتی گاهی‬ ‫خود امیرالمومنین با او شوخی و مزاح میکردند‬ ‫(منقری‪.)328 :1404 ،‬‬ ‫تاثیر گذاری بر خانواده در مسیر حق و مجاهدت‪:‬‬ ‫مرقال نه تنها خود از یاران خاص امیرالمومنین‬ ‫به حساب میامد‪ ،‬بلکه نزدیکان خود را نیز به‬ ‫این صراط مستقیم هدایت کرده بود‪ .‬به عنوان‬ ‫نمونه پسر او نیز از جمله پیروان حضرت علی بود‬ ‫و عاوه بر اینکه پس از شهادت مرقال در صفین‬ ‫پرچم را به دست گرفت‪ ،‬تا پایان عمر نیز بر عهد‬ ‫خود استوار ماند (ابن حیون‪.)18 :1409 ،‬‬ ‫نصح‪ :‬از دیگر خصایص مرقال عاوه بر جنگ اوری‬ ‫و شجاعت میتوان به خیرخواهی و صبوری اشاره‬ ‫نمود‪ .‬به طور نمونه وقتی در میدان صفین جوانی‬ ‫را دید که از سر نادانی و در نتیجه تبلیغات سو‬ ‫معاویه‪ ،‬مولی الموحدین را بیدین میداند و به‬ ‫خیال خود به جنگ ایشان امده است تا به قرب‬ ‫الهی برسد‪ ،‬بجای خشمگین شدن از شعارها و‬ ‫توهینهای ان جوان با خیرخواهی موضع حق‬ ‫را برای او روشن کرد (منقری‪.)354 :1404 ،‬‬ ‫‪ .11‬فروتنی‪ :‬مرقال با همهی سوابقی که داشت بسیار‬ ‫فروتن بود‪ .‬به عنوان نمونه روزی در صفین یکی‬ ‫از اصحاب به او خرده گرفت که ایق پرچمداری‬ ‫نیستی‪ ،‬اما او با خوش رویی پاسخ داد که تو از‬ ‫من بهتری‪ ،‬اما حال که این وظیفه را امام به من‬ ‫وا گذار کرده وقتی من در میدان از پای افتادم‬ ‫تو پرچم را به دست بگیر (منقری‪.)326 :1404 ،‬‬ ‫‪ .12‬از دست ندادن فرصتها و عمل به موقع‪:‬‬ ‫مطابق تصریح امیرالمومنین در نهج الباغه‬ ‫(نهج الباغه‪ ،‬خطبه ‪.)68‬‬ ‫عاوه بر این میتوان ویژگیهای «داوطلب بودن برای‬ ‫جهاد‪ ،‬اعام نظر در عین تبعیت و وایت پذیری‪ ،‬صبر‪،‬‬ ‫شهادتطلبی‪ ،‬عداوت شدید دشمنان حضرت علی با‬ ‫او‪ ،‬شوق به شهادت و فوز عظیم دانستن شهادت در‬ ‫رکاب موا علی‪ ،‬نبوغ نظامی و‪ »...‬را نیز نام برد‪ ،‬که‬ ‫تفصیل انها در حوصلهی این نوشته کوتاه نمیگنجد‪.‬‬ ‫‪83‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ویژگی اصلی شخصیت مرقال استعداد بینظیر ایشان‬ ‫در ایجاد شور‪ ،‬انگیزه و عزم بر جهاد در میان اصحاب‬ ‫و یاران است‪.‬‬ ‫ویژگی اصلی‬ ‫هرچند تا کنون سعی شد ویژگیهای شخصیت مجاهد‬ ‫جناب مرقال نشان داده شود‪ ،‬اما بسیاری از این‬ ‫ویژگیها‪ ،‬خاص ایشان نبوده و دیگر بزرگان اصحاب‬ ‫نیز متصف به بعضی از همین صفات حسنه بودهاند‪.‬‬ ‫اما برای شناخت دقیقتر شخصیت مرقال ازم است‬ ‫تا به بررسی ویژگی اصلی و خاص شخصیت ایشان‬ ‫که او را از سایر اصحاب متمایز میکند‪ ،‬بپردازیم‪ .‬با‬ ‫بررسی منابع تاریخی‪ ،‬میتوان گفت که ویژگی اصلی‬ ‫شخصیت مرقال استعداد بینظیر ایشان در ایجاد‬ ‫شور‪ ،‬انگیزه و عزم بر جهاد در میان اصحاب و یاران‬ ‫است‪ .‬جالب است که لقب او نیز نشان از همین ویژگی‬ ‫بارز شخصیتی دارد‪ .‬برای توضیح باید افزود مرقال‬ ‫صیغه مبالغه از ارقال به معنای نوع خاصی از دویدن‬ ‫اهنگین و حماسی است (ابن اثیر‪ ،‬جلد‪)253 :1364 ،2‬‬ ‫(زمخشری‪ ،)247 :1979 ،‬و چون مرقال به این نحو‬ ‫میدوید و پرچمش را میچرخاند و بدین وسیله شور‬ ‫و هیجانی در نیروها ایجاد میکرد بهگونهای که انها نیز‬ ‫به دنبال او میدویدند و به میدان نبرد میشتافتند؛‬ ‫این لقب را به او داده بودند‪.‬‬ ‫در پایان باید اشاره کرد بررسی شخصیتی مثل جناب‬ ‫مرقال به هیچ عنوان در خال این سطور محدود‬ ‫ممکن نیست و لذا این نوشتهی بسیار کوتاه تنها‬ ‫فتح بابی جهت اشنایی و درس اموختن از این یار با‬ ‫وفای موای متقیان است‪ .‬امید است ما نیز بتوانیم‬ ‫مانند ایشان از پیروان راستین ان امام همام باشیم‪.‬‬ ‫منابع و ماخذ‬ ‫‪ .1‬نهج الباغه‬ ‫‪ .2‬ابن ابی الحدید‪ ،‬عبد الحمید بن هبه اه (‪ .)1404‬شرح نهج الباغه ابن ابی‬ ‫الحدید‪ .‬قم‪ :‬مکتبه ایه اه المرعشی النجفی‬ ‫‪ .3‬ابن بابویه (شیخ صدوق)‪ ،‬محمد بن علی (‪ .)1413‬من ا یحضره الفقیه‪ .‬قم‪:‬‬ ‫دفتر انتشارات اسامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‬ ‫‪ .4‬ابن بابویه (شیخ صدوق)‪ ،‬محمد بن علی (‪ .)1376‬المالی( للصدوق)‪،‬‬ ‫تهران‪ ،‬کتابچی‬ ‫‪ .5‬ابن اثیر‪ ،‬عزالدین ابوالحسن علی بن الکرم (‪ .)1364‬النهایه فی غریب الحدیث‪،‬‬ ‫قم‪ :‬اسماعیلیان‬ ‫‪ .6‬ابن حیون‪ ،‬نعمان بن محمد مغربی (‪ .)1385‬دعائم ااسام‪ .‬قم‪ :‬موسسه‬ ‫ال البیت؟‬ ‫‪ .7‬ابن حیون‪ ،‬نعمان بن محمد مغربی (‪ .)1409‬شرح الخبار فی فضائل الئمه‬ ‫الطهار؟‪ .‬قم‪ :‬جامعه مدرسین‬ ‫‪ .8‬ثقفی‪ ،‬ابراهیم بن محمد بن سعید بن هال (‪ .)1410‬الغارات‪ .‬قم‪ :‬دارالکتاب ااسامی‬ ‫‪ .9‬حمیری‪ ،‬عبداه بن جعفر (‪ .)1413‬قرب ااسناد‪ .‬قم‪ :‬موسسه ال البیت؟‬ ‫‪ .10‬زمخشرى‪ ،‬محمود بن عمر (‪1979‬م)‪ .‬اساس الباغه‪ .‬بیروت‪ :‬دار صادر‬ ‫‪ .11‬طبری‪ ،‬محمد بن جریر بن یزید (‪ .)1375‬تاریخ طبری‪ .‬پاینده‪ ،‬ابوالقاسم‪،‬‬ ‫تهران‪ :‬اساطیر‬ ‫‪ .12‬عاملی‪ ،‬جعفر مرتضی (‪ .)1389‬الصحیح من سیره اامام علی؟‪ ،‬قم‪ :‬ایام‬ ‫‪ .13‬منقری‪ ،‬ابوالفضل نصربن مزاحم بن سیار (‪ .)1404‬وقعه الصفین‪ .‬قم‪ :‬کتابخانه‬ ‫حضرت ایت اه العظمی مرعشی نجفی؟‬ ‫‪‬‬ ‫‪84‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت جهادی مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ݣ ݣاݣ ݣرݤݣم ݩݐاݣ ݐݩ ݣݦ ݣ ݣݣںݣ ݣس ݣ ݣ ݤرݣخݤ‬ ‫ݣرݤݣݔ ݬݪى ݤر‬ ‫ݐݩ ݣݤڡ ݣ ݧݩ ݣݒرݣ ݣ ݣݧ ݑ ݣݣڡ ݤݩ‬ ‫مرݩ‬ ‫سݣ ݣرݣ ݤݐ‬ ‫‪ ‬کمتر از ‪ ۴‬ماه بعد از قبول قطعنامه ‪598‬‬ ‫سازمان ملل مبنی بر پذیرش اتش بس در جنگ‬ ‫تحمیلی‪ ،‬در مورخه پنجم ابان ماه ‪،۱۳67‬‬ ‫مجلس شورای اسامی ‪-‬که اکثریت نمایندگان‬ ‫ان خط امام یا موسوم به چپ بودند‪ -‬پیشنهاد‬ ‫دو فوریتی با ‪ ۱۱5‬امضا را برای طرح نامگذاری‬ ‫روز ‪ ۱۳‬ابان هر سال به عنوان روز ملی مبارزه با‬ ‫استکبار جهانی را ارائه و نمایندگان با دو فوریتش‬ ‫موافقت کردند‪ .‬لذا به سرعت این پیشنهاد در‬ ‫صحن علنی مطرح و با دفاع جانانه عدهای از‬ ‫نمایندگان با محوریت اقای مجید انصاری از‬ ‫اعضای مجمع روحانیون مبارز تهران‪ ،‬با رای‬ ‫قاطع نمایندگان ‪-‬اکثریت نزدیک به تمام‪ -‬این‬ ‫روز را در تقویم ملی ثبت کردند‪.‬‬ ‫‪85‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫امام؟‪ ،‬رابطه با امریکا را موجب ذلت‪ ،‬پوست کنده شدن مظلوم‪ ،‬غارت و چپاول ذخایر و زمینه نفوذ شبکه جاسوسی‬ ‫استکبار دانستند و دولت امریکا را دولتی چپاولگر‪ ،‬عالم خوار و طماع وصف نمودند‪.‬‬ ‫‪ ‬در حقیقت در روزی که سه خاطره ملی مردم‬ ‫ایران (با تبعید امام در سال ‪ ،43‬کشتار دانش‬ ‫اموزان در سال ‪ 56‬و مهمتر از همه تسخیر سفارت‬ ‫امریکا به عنوان سفارت مداخلهگر در امور ایران و انه‬ ‫جاسوسی در سال ‪ )58‬گره خورده بود و در سالهای‬ ‫پس از انقاب این مداخات حتی تا زمینهسازی‬ ‫کودتا برای براندازی نظام‪ ،‬تجاوز نظامی به حریم‬ ‫سرزمینی‪ ،‬تجهیز و تدارک رژیم صدام در جنگ با‬ ‫ایران‪ ،‬حضور در ابهای منطقه‪ ،‬هدف قرار دادن‬ ‫هواپیمای مسافربری و‪ ...‬ادامه یافته بود‪ ،‬این روز به‬ ‫عنوان روز مبارزه با استکبار جهانی ‪-‬که نماد برجسته‬ ‫و اشکار ان امریکا بود‪ -‬نام گرفت‪ .‬البته علت غایی این‬ ‫اسم گذاری در صحبتهای مجید انصاری‪ ،‬نماینده‬ ‫مجلس در ان جلسه دیده میشود‪« :‬با توجه به این‬ ‫که امروز علیه انقاب اسامی‪ ،‬به فوریت برنامههای‬ ‫ْ‬ ‫تبلیغاتی وسیعی را استکبار جهانی خصوصا امریکا و‬ ‫کنگره امریکا تدارک دیده و همین هفته گذشته در‬ ‫کنگره امریکا با کمال وقاحت و بیشرمی روز خباثت‬ ‫و جنایت تروریستهای ادمکش منافق به عنوان روز‬ ‫حمایت از انها تصویب کردهاند‪ ...‬لذا روز سیزدهم‬ ‫ابان بعنوان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی پیشنهاد‬ ‫میشود‪ ».‬در واقع چند روز قبل از ان‪ ،‬کنگره امریکا‪،‬‬ ‫روز ‪ 30‬خرداد هر سال را که روز عزل بنی صدر از مقام‬ ‫ریاست جمهوری به واسطه عدم کفایت سیاسی توسط‬ ‫مجلس بود‪ ،‬به عنوان روز حمایت از مجاهدین خلق‪،‬‬ ‫مصوب کردند‪ .‬این روز مبدا ترورهای علنی منافقین‬ ‫در کوچه و بازار بود که بیش از ده هزار نفر از جمله‬ ‫شهیدان بهشتی‪ ،‬رجائی و باهنر را به خا ک و خون‬ ‫کشاند‪ .‬لذا به جهت مقابله به مثل این پیشنهاد به‬ ‫مجلس انقابی و ضد امریکایی امد‪.‬‬ ‫‪ ‬در طول سالهای بعد هم با این که حجم‬ ‫عملیات نظامی و شبه نظامی امریکا برای براندازی‬ ‫نظام کاهش یافت و هیات حا کمه وقت امریکا ان‬ ‫راهبرد را موثر نمیدانستند‪ ،‬اما تغییر فاز دادند و‬ ‫راهبرد پروژه استحاله نظام در عرصه فرهنگ را تعقیب‬ ‫و تا کید کردند و در سالهای اخیر عاوه بر حفظ‬ ‫ان راهبرد‪ ،‬سناریوی ‪ 40‬ساله تحریم اقتصادی را با‬ ‫شدت و حدت گستردهتر و البته در فاز بینالمللی و‬ ‫جهانی کلید زدند‪.‬‬ ‫از این نظر امریکا بدون هیچ نقابی دشمنی موثر خود‬ ‫را در براندازی نظام در طول ‪ 40‬سال پس از انقاب‬ ‫دنبال کرده و حتی بدون لکنت این موضوع از زبان‬ ‫سردمداران ان رژیم بارها و بارها شنیده شده است‪.‬‬ ‫به همین جهت در طول دهه اول انقاب و اخرین‬ ‫سالهای حیات مبارک حضرت امام ایشان حداقل‬ ‫ده بار در مورد رابطه ایران و امریکا‪ ،‬نظر‪ ،‬تذکر‪ ،‬هشدار‬ ‫و یا توبیخ ارائه فرمودند‪ .‬ایشان در این بیانات که از‬ ‫سال اول پیروزی انقاب تا اخرین مکتوبات و حتی‬ ‫وصیتنامه عبادی سیاسی ایشان ادامه دارد‪ ،‬رابطه‬ ‫با امریکا را موجب ذلت‪ ،‬پوست کنده شدن مظلوم‪،‬‬ ‫غارت و چپاول ذخایر و زمینه نفوذ شبکه جاسوسی‬ ‫استکبار دانستند و دولت امریکا را دولتی چپاولگر‪،‬‬ ‫عالم خوار و طماع وصف نمودند‪.‬‬ ‫‪ ‬لذا در سالهای حیات حضرت امام؟‪،‬‬ ‫موضوع رابطه با امریکا‪ ،‬موضوعی مطرود و براندازانه‬ ‫تلقی میشد‪ .‬با این همه‪ ،‬برخی نجواها و زمزمهها‬ ‫از طرف باصطاح روشنفکران عمدتا طیف ملیگرا و‬ ‫هواداران نهضت ازادی برای زمینهسازی رابطه با‬ ‫امریکا شنیده میشد‪ .‬این نجواها در سالهای پس‬ ‫از رحلت امام به نوعی ابراز میل مصرح به ارتباط با‬ ‫‪86‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫بیشتر میخواهند‪ ...‬خا ک بر سر‬ ‫ان ملت و دولتی که زیر بار این‬ ‫طور تحمیلهای امریکا برود‪.‬‬ ‫توقعات امریکا نسبت به کسانی‬ ‫که در انها اندکی ضعف احساس‬ ‫میکند اینگونه است‪».‬‬ ‫امریکا در بین برخی کارگزاران نظام‬ ‫جمهوری اسامی تبدیل شد‪ .‬البته‬ ‫دگراندیشانی هم بودند که این نغمه‬ ‫را سرداده بودند اما برای اولین بار‪،‬‬ ‫در درون نظام عناصری دیده شدند‬ ‫که رابطه با امریکا را ناهمسو با خط‬ ‫انقاب نمیدانستند‪ .‬یعنی با این‬ ‫که نه تنها تغییری در رفتار هیات‬ ‫حا کمه امریکا نسبت به ایران دیده‬ ‫نشد بلکه با ددمنشی بیشتر‪ ،‬توان‬ ‫تمامتر و بیان صریحتر به براندازی‬ ‫نظام اعتراف و اهتمام نمودند‬ ‫اما برخی مسئولین و البته برخی‬ ‫دولتهای پس از امام به جد به‬ ‫دنبال رابطه و حتی شاید از دید‬ ‫خودشان فتح رابطه با امریکا بودند‬ ‫و ان را نوعی پیروزی و دستاورد‬ ‫بزرگ قلمداد کردند‪.‬‬ ‫‪ ‬شاید اولین نشانههای این‬ ‫قضیه بعد از رحلت حضرت امام‬ ‫در یادداشت عطاءاه مهاجرانی‬ ‫معاون حقوقی و پارلمانی رئیس‬ ‫جمهور در دولت اول اقای هاشمی‬ ‫در روزنامه اطاعات بود‪.‬‬ ‫در واقع ابتدا‪ ،‬جیمز بیکر وزیر‬ ‫خارجه بوش پدر؛ رییس جمهور‬ ‫وقت امریکا‪ ،‬اعام امادگی مذا کره‬ ‫مستقیم با ایران را مطرح کرد‪.‬‬ ‫ان گاه مهاجرانی در یادداشتی‬ ‫با عنوان مذا کره مستقیم ان را‬ ‫یک فرصت تاریخی دانست‪ .‬رهبر‬ ‫حکیم انقاب اسامی هم چند روز‬ ‫بعد‪ ،‬در سخنانی به این پیشنهاد‬ ‫پاسخ دادند‪:‬‬ ‫«اما مساله سادهلوحی و مذا کره‪.‬‬ ‫مذا کره یعنی چه؟ صرف این که‬ ‫شما بروید با امریکا بنشینید حرف‬ ‫بزنید و مذا کره کنید مشکات حل‬ ‫میشود؟ این طوری که نیست‪.‬‬ ‫مذا کره در عرف سیاسی یعنی‬ ‫معامله‪ .‬مذا کره با امریکا یعنی‬ ‫معامله با امریکا‪ .‬معامله یعنی‬ ‫دادوستد یعنی چیزی بگیر و‬ ‫چیزی بده‪ .‬تو از انقاب اسامی‬ ‫به امریکا چه میخواهی بدهی‬ ‫تا چیزی از او بگیری؟ امریکا‬ ‫به قدمهای اول معامله قانع‬ ‫نمیشوند و به تدریج چیزهای‬ ‫البته از قبل از سخنان رهبری تا‬ ‫بعد از ان‪ ،‬همه گروهها و احزاب‬ ‫از مجمع روحانیون و سازمان‬ ‫مجاهدین انقاب اسامی گرفته تا‬ ‫جامعه روحانیت و موتلفه‪ ،‬پیشنهاد‬ ‫مهاجرانی را با توپ و تشر محکوم‬ ‫ْ‬ ‫کردند‪ .‬نهایتا رهبری نظام در نامهای‬ ‫ضمن دلجویی از مهاجرانی مرقوم‬ ‫فرمودند‪ ...« :‬به توصیه شما در‬ ‫مقاله "مذا کره مستقیم" عمل‬ ‫نخواهیم کرد‪».‬‬ ‫‪ ‬در ادامه این سنخ وادادگیها‪،‬‬ ‫برخی افراد و جناحهای فکری‬ ‫سیاسی نیز با تغییر نگاه به این‬ ‫موضوع نگریستند‪ .‬برخی با ارائه‬ ‫نامه (رجایی خراسانی)‪ ،‬برگزاری‬ ‫جلسات خبری (مصاحبه کرستین‬ ‫امانپور به عنوان خبرنگار ‪ CNN‬با‬ ‫رئیس جمهوری دوره اصاحات)‪،‬‬ ‫برقراری ماقات های مستقیم‬ ‫جهتدار (دیدار عباس عبدی به‬ ‫عنوان یکی از دانشجویان پیرو‬ ‫خط امام و اشغال کننده سفارت‬ ‫با باری روزن یکی از کارکنان انه‬ ‫جاسوسی امریکا در ایران در دوره‬ ‫تسخیر)‪ ،‬ارائه تحلیل و نظریه در‬ ‫نشریات و رسانههای وابسته (ابر‬ ‫‪87‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫حال سوال اینجاست‪ :‬با اینکه‬ ‫دشمنی امریکا با انقاب اسامی‬ ‫در طول ‪ ۴0‬سال گذشته‪ ،‬پر رنگتر‪،‬‬ ‫صریحتر و با کینه بیشتر ابراز میشود‪،‬‬ ‫چرا برخی سیاستمداران‪ ،‬مسئولین‬ ‫و بعضا دولتها‪ ،‬حتی تا سر حد‬ ‫رغبت به سمت این رابطه میروند؟‬ ‫قدرتی امریکا و بایستگی بازی در‬ ‫زمین امریکا‪ ،‬رابطه بهتر از عدم‬ ‫رابطه‪ ،‬اغاز دوره جدید و اقتضائات‬ ‫نو و‪ )...‬تاش داشتند و دارند که‬ ‫قبح رابطه با امریکا فرو بریزد و ان‬ ‫را به نوعی فتح و گشایش و کلید‬ ‫همه مشکات بدانند‪.‬‬ ‫‪ ‬حال سوال اینجاست‪ :‬با اینکه‬ ‫دشمنی امریکا با انقاب اسامی در‬ ‫طول ‪ 40‬سال گذشته‪ ،‬پر رنگتر‪،‬‬ ‫صریح تر و با کینه بیشتر ابراز‬ ‫میشود‪ ،‬چرا برخی سیاستمداران‪،‬‬ ‫مسئولین و بعضا دولتها‪ ،‬حتی تا‬ ‫سر حد رغبت به سمت این رابطه‬ ‫میروند؟ ایا برای شان معلوم نیست‬ ‫که قصد امریکا در برقراری رابطه‪،‬‬ ‫قطعا و حتما‪ ،‬منفعتخواهی برای‬ ‫ایران و ایرانی نیست؟ ا گر معلوم‬ ‫است چرا به این سمت میروند و‬ ‫ا گر معلوم نیست‪ ،‬چرا؟‬ ‫در واقع‪ ،‬نشانههای دشمنی امریکا‬ ‫با جمهوری اسامی‪ ،‬از تمام تاش‬ ‫امریکا برای حفظ حکومت رژیم‬ ‫طاغوت در ایران از کودتای ‪32‬‬ ‫اغاز شده و بعد از انقاب و به هر‬ ‫مناسبتی ادامه یافته است‪ .‬در‬ ‫همین موضوع هستهای‪ ،‬با همه‬ ‫تا کید و حکم رهبر معظم انقاب‪،‬‬ ‫مبنی بر استفاده صلح امیز از انرژی‬ ‫هستهای و حرام بودن استفاده‬ ‫درتهیه ساحهای کشتار جمعی‪،‬‬ ‫باز هم در عین اینکه خود این‬ ‫دولتها از این ساحها تولید و به‬ ‫مقدار معتنا به ذخیره کردهاند‪ ،‬با‬ ‫این همه‪ ،‬با طراحی تحریمهایی که‬ ‫به قول خودشان فلج کننده است‪،‬‬ ‫به دشمنی مستقیم پرداختند‪.‬‬ ‫جالب اینکه حتی بعد از برجام‪ ،‬این‬ ‫دشمنی و محاصره‪ ،‬رنگ جدیدتری‬ ‫به خود گرفت و امروز شاهدیم که‬ ‫حتی برای نقشه و طرح دفاعی یک‬ ‫کشور نیز‪ ،‬طرح مذا کره میدهند‬ ‫و طرف مقابل را یاغی و تروریست‬ ‫مینامند‪ .‬در اشوبهای اخیر هم‬ ‫مشاهده شد که از اعتراضی به حق‬ ‫در خصوص وضعیت اقتصادی‬ ‫و معیشت خانوادهها چه موج‬ ‫سواری عظیمی به راه افتاد و در‬ ‫ادامه با حمایت قاطع‪ ،‬صریح و‬ ‫ضد مردمی امریکا که با پرروئی‬ ‫تمام ابراز میشد همراه گردید‪ .‬تا‬ ‫جائی که حتی این موضوع داخلی‬ ‫را به صحن شورای امنیت بردند!!!‬ ‫واقعا فهم اینکه امریکا دشمن ایران‬ ‫است و طبیعت دشمن‪ ،‬دشمنی‬ ‫است ‪-‬حتی ا گر به ظاهر دوستی‬ ‫ابراز کند‪ ،‬که نمیکند‪ -‬برای برخی‬ ‫این قدر دشوار شده است؟‬ ‫مقام معظم رهبری در سخنان‬ ‫امسال شان به مناسبت سیزدهم‬ ‫ابان فرمودند‪:‬‬ ‫«‪ ...‬دشمن را بشناسید‪ ،‬فریب‬ ‫نخورید‪ .‬البته ملت ما دشمنانی‬ ‫دارد‪ ،‬کوچک و بزرگ‪ .‬اما ان که‬ ‫من رویش تا کید میکنم که به‬ ‫معنای واقعی کلمه دشمن است و‬ ‫دشمنی میکند و خباثت میکند‪،‬‬ ‫امریکا است‪ .‬این از روی تعصب‬ ‫نیست‪ .‬این از روی نگاه بد بینانه‬ ‫نیست‪ .‬این ناشی از یک تجربه‬ ‫است‪ ،‬یک فهم درست واقعی‬ ‫‪88‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫جالبتر انکه‪ ،‬انهایی که دیروز سنگ مبارزه با امریکا را به سینه میزدند‬ ‫و حتی برای تسخیر سفارت امریکا‪ ،‬مجاهدانه قدم برداشتند و از دیوار‬ ‫باا رفتند‪ ،‬حاا در روبروی ارمانهای خود ایستاده و خودزنی میکنند تا‬ ‫جایی که بعضا گشایش همه چیز را در رابطه با امریکا جستجو میکنند‪.‬‬ ‫است‪ ،‬دیدن میدان است‪ .‬داریم‬ ‫میبینیم میدان را‪ .‬این جور نیست‬ ‫که فقط با این حقیر دشمن باشند‬ ‫یا با دولت جمهوری اسامی‪ ،‬نه با‬ ‫اصل این ملتی که ایستاده است‪،‬‬ ‫این ملتی که از مواجهه با دشمن‬ ‫خسته نمیشود مخالفند‪»...‬‬ ‫این سخنان ادامه رهنمودهای امام‬ ‫راحل؟ است‪ ،‬انجا که فرمود‪:‬‬ ‫«ا گر چنانچه بخواهیم اسام‬ ‫را پیش ببریم‪ ،‬دیگر نباید نوکر‬ ‫باشیم‪ .‬ا گر نوکر نباشیم‪ ،‬رابطهاش‬ ‫را با ما قطع خواهد کرد‪ ...‬ما‬ ‫ذلت را نخواهیم پذیرفت برای‬ ‫خاطر اینکه یک رابطه با یک ابر‬ ‫قدرت داشته باشیم‪ .‬شرافتی‬ ‫نیست رابطه داشتن با امثال‬ ‫امریکا‪ .‬دولت امریکا یک شرافت‬ ‫انسانی‪ ،‬مع ااسف اان ندارد که‬ ‫ما بخواهیم به واسطه ان شرافت‬ ‫انسانیاش با ان رابطه داشته‬ ‫باشیم‪ .‬دولت امریکا این است‬ ‫که دارید میبینید که مظلوم را‬ ‫در هر جا پیدا میکند‪ ،‬پوست‬ ‫میکند‪ ،‬هرجا بتواند میرود و بمب‬ ‫سرشان میریزد‪ ،‬هرجا بتواند‪،‬‬ ‫ذخایر ملتها را میبرد‪ ...‬بهتر این‬ ‫است با انهایی که میخواهند ما را‬ ‫بچاپند‪ ،‬رابطه نداشته باشیم‪»...‬‬ ‫نکته مهم این است که پیگیری این‬ ‫رابطه از جناحهای مختلف‪ ،‬راغب‬ ‫دارد ولی جالبتر انکه‪ ،‬انهایی که‬ ‫دیروز سنگ مبارزه با امریکا را به سینه‬ ‫میزدند و حتی برای تسخیر سفارت‬ ‫امریکا‪ ،‬مجاهدانه قدم برداشتند و‬ ‫از دیوار باا رفتند‪ ،‬حاا در روبروی‬ ‫ارمانهای خود ایستاده و خودزنی‬ ‫میکنند تا جایی که بعضا گشایش‬ ‫همه چیز را در رابطه با امریکا جستجو‬ ‫میکنند‪ .‬بعض انهایی که دیروز‪ ،‬روز‬ ‫ملی مبارزه با استکبار جهانی را ثبت‬ ‫کردند‪ ،‬امروز بدنبال روزنهای برای‬ ‫ارتباط میگردند و شاید بدون انکه‬ ‫بفهمند و بخواهند از روی ارمانهای‬ ‫امام رد میشوند و دست به سینه‬ ‫برای رابطه با امریکا لحظه شماری‬ ‫میکنند‪.‬‬ ‫‪ ‬حال‪ ،‬سوال تکرار میشود‪ :‬چرا‬ ‫برخی نمیبینند و نمیفهمند؟‬ ‫چرا دستگاههای محاسباتیشان‬ ‫اینقدر بهم ریخته است؟ چرا در‬ ‫تشخیص دشمن‪ ،‬مشکل پیدا‬ ‫کردهاند؟ چرا دشمنی دشمن را‬ ‫نمیبینند و نمیفهمند؟ چرا‪...‬‬ ‫‪ ‬شاید مهم ترین علت و‬ ‫اماامهات این عارضه را بتوان‬ ‫در ضعف ایمان و معرفت توحیدی‬ ‫کارگزاران نظام دانست که البته‬ ‫شاهد مثال تاریخی هم فراوان دارد‪.‬‬ ‫یکی از جهات سستی در عمل‪،‬‬ ‫سستی عقیده و ایمان است‪ .‬شک‬ ‫و تردید حا کی از عدم باور قلبی‬ ‫است و چنین چیزی در عمل و‬ ‫رفتار انسان نیز اثر میگذارد و باعث‬ ‫میشود عمل صالح از او سر نزند‪.‬‬ ‫البته گاهی نیز علت سستی ایمان‪،‬‬ ‫سطحی بودن ان است‪ .‬یعنی ایمانی‬ ‫که در روح و روان انسان نفوذ نکرده؛‬ ‫فلذا چنین ایمانی نمیتواند منشا‬ ‫اثر بوده و عمل انسان را درست‬ ‫َ َ ََْْ ُ َ‬ ‫اب َام ّنا‬ ‫جهت دهد‪ :‬قال ِت الاعر‬ ‫ُ ُ‬ ‫َ‬ ‫ُ َّ ُ‬ ‫ولوا َا ْس َل ْمناَ‬ ‫قل ل ْم ت ْو ِم ُنوا َول ِکن ق‬ ‫ُُ ُ‬ ‫َو َل َّما َی ْد ُخل ْالا َیم ُ‬ ‫ان فِی قل ِوبک ْم‬ ‫ِ ِ‬ ‫(حجرات‪ ،‬ایه ‪)14‬‬ ‫در حقیقت‪ ،‬وقتی معرفت توحیدی‬ ‫افراد دچار خلل میشود و نوعی‬ ‫شرک خفی در ذهن شان انه‬ ‫میکند و خدا و کدخدا را با هم‬ ‫‪89‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫تصور میکنند‪ ،‬ایمان به مبدا و‬ ‫معاد در دلشان متزلزل شده و‬ ‫فرد‪ ،‬سست عنصر دیده میشود‪.‬‬ ‫ساخت ایمانی افراد‪ ،‬ا گر بر مبنای‬ ‫درستی استحکام پیدا نکند‪ ،‬خیلی‬ ‫زود تبختر و تکبر دیگران‪ ،‬مایه‬ ‫تزلزل و ضعف درونی میگردد‪.‬‬ ‫در ادبیات امام خامنهای‪ ،‬موکدا‬ ‫بر مفهوم سلطهگر و سلطهپذیر‬ ‫تا کید میشود و یکی از علتهای‬ ‫تفوق سلطه گران مستکبر را‪،‬‬ ‫سلطهپذیری مستضعفان میدانند‪.‬‬ ‫این مستضعفان یا بدون راهبرند و‬ ‫یا با همینگونه رهبران که عمدتا‬ ‫از نظر ایمان توحیدی‪ ،‬ضعف‬ ‫اشکار دارند‪ ،‬روزگار میگذرانند‪.‬‬ ‫البته عده زیادی از این رهبران نیز‪،‬‬ ‫نوکران فرومایه مستکبران هستند‬ ‫که بیشتر از اینکه به تامین منافع‬ ‫ملتشان بیاندیشند‪ ،‬بر حفظ‬ ‫قدرت و استیایشان در سایه‬ ‫حمایت مستکبران مشغولند‪.‬‬ ‫ثمره ایمان و معرفت توحیدی در‬ ‫عمل صالح و انقابی بروز مینماید‪.‬‬ ‫در حقیقت هنگامی که «لا اله» در‬ ‫وقتی معرفت توحیدی افراد دچار‬ ‫خلل میشود و نوعی شرک خفی‬ ‫در ذهنشان انه میکند و خدا و‬ ‫کدخدا را با هم تصور میکنند‪ ،‬ایمان‬ ‫به مبدا و معاد در دلشان متزلزل شده‬ ‫و فرد‪ ،‬سست عنصر دیده میشود‬ ‫به بیان دیگر سبک زندگی‬ ‫انتخابی توسط قشر معتنا به از‬ ‫مسئولین نظام‪ ،‬سبکی‪ ،‬عافیت‬ ‫طلب است و درون این سبک‬ ‫چیزی به نام زندگی جهــــــــــادی‬ ‫و مبارزه بیمعناست‪.‬‬ ‫باور و یقین‪ ،‬محقق شود‪ ،‬نمیتوان‬ ‫با «الا اه» مماشات کرد‪ .‬لذا تحقق‬ ‫باور توحیدی‪ ،‬در عمل انقابی در‬ ‫مبارزه با مصادیق استکبار و شرک‬ ‫است و مصداق اتم ان در زمان‬ ‫معاصر به قول رهبر انقاب‪ ،‬امریکا‬ ‫است‪ .‬این مبارزه اقسام دارد که از‬ ‫شدت و ا کراه قلبی شروع میشود‬ ‫و در هنگام فرصت به مبارزه عملی‬ ‫و میدانی‪ ،‬سرانجام مییابد‪.‬‬ ‫از طرف دیگر ضعف ایمان توحیدی‬ ‫و دوری از عمل انقابی‪ ،‬سبب‬ ‫شده و میشود که کارگزاران نظام‬ ‫به سمت دنیا و دنیا دوستی میل‬ ‫پیدا کنند‪ .‬در طول سالهای پس‬ ‫از جنگ‪ ،‬همانطور که پیش به‬ ‫سوی یک زندگی مرفه‪ ،‬پر امکانات‬ ‫و راحت در بین برخی مسئولین‬ ‫یک ارزش قلمداد شده است‪ ،‬به‬ ‫موازات همان‪ ،‬اوا و زمزمه رابطه با‬ ‫استکبار تبدیل به خواسته و راهکار‬ ‫حل مشکات شده است‪ .‬به بیان‬ ‫دیگر سبک زندگی انتخابی توسط‬ ‫قشر معتنا به از مسئولین نظام‪،‬‬ ‫سبکی عافیت طلب است و درون‬ ‫این سبک چیزی به نام زندگی‬ ‫جهادی و مبارزه بیمعناست‪.‬‬ ‫از درون همین زندگیهاست که‬ ‫مسافرتها‪ ،‬مهمانیها‪ ،‬ماشینها‬ ‫و سایر امکانات انچنانی بروز‬ ‫مییابد و حتی تئوری «ژن خوب»‬ ‫هم ساخته و پرداخته همین سبک‬ ‫زندگیهاست‪ .‬نهایت این ضعف‬ ‫ایمان‪ ،‬حذف استقامت و مقاومت‬ ‫در زندگی و استحاله امر مبارزه‬ ‫و جهاد است تا به گمان غلط‪،‬‬ ‫راحتی و اسایش نصیب گردد‪.‬‬ ‫لذا از دل این نوع سبک زندگی‪،‬‬ ‫رابطه با امریکا و استکبار و تن‬ ‫دادن به خواستههای انها تئوریزه و‬ ‫عملیاتی میشود‪ .‬اما یادمان باشد‬ ‫همه اینها هم مطابق وعده الهی‬ ‫برایمان اسایش نمیاورد که فقط‬ ‫کسانی بدون اضطراب و ترس و‬ ‫حزن و اندوه‪ ،‬در ارامش دنیوی و‬ ‫اخروی هستند که‪:‬‬ ‫َّ َّ َ ُ َ ُّ َ َّ ُ ُ‬ ‫ّ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫ِان الذین قالوا ربنا الله ث َم استقاموا‬ ‫َ َ َ َّ ُ َ َ ْ ُ ْ َ َ ُ َّ َ ُ‬ ‫خافوا‬ ‫لائکه الا ت‬ ‫تتنزل علی ِهم َالم ِ‬ ‫ْ َ َّ َّ‬ ‫َ ُ‬ ‫َو لا ت ْح َزنوا َو ا ْب ِش ُر وا ِبالجن ِه التی‬ ‫ُک ْن ُت ْم ُت َ‬ ‫وع ُدون‪.‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪90‬‬ ‫نشست اختصاصی‬ ‫اعضای مدرسه تابستانی مدیریت جهادی‬ ‫با مدیرعامل مجموعه صنعتی انتخاب‬ ‫ݣسى ݣوݣاݥݐ‬ ‫ݣݤراݥݣهݥݣ ݣاݥ ݣ ݧ‬ ‫اشاره‬ ‫‪ ‬در میانه برگزاری مدرسه تابستانی مدیریت‬ ‫جهادی (شهریورماه سال ‪ )۱۳96‬و در کنار نقل‬ ‫مباحث نظری یا تجربی‪ ،‬بنای بازدید از یک‬ ‫مجموعه تولیدی ایرانی را داشتیم تا با تجربههای‬ ‫موفقی که در کشور در این حوزه وجود دارد‬ ‫بیشتر اشنا شویم‪ .‬در همین زمینه رصدی داشتیم‬ ‫و توصیفاتی درباره مجموعهی صنعتی انتخاب‬ ‫و شرکتهای وابسته شنیدیم‪ .‬دوست داشتیم‬ ‫در این فرصت‪ ،‬مولفههایی که توفیق مجموعه‬ ‫انتخاب را به دنبال داشته را بیشتر بشناسیم‪.‬‬ ‫اقای محمدرضا دیانی مدیرعامل مجموعه هم‬ ‫با روی باز پذیرا شدند و ما میهمان یک روزه‬ ‫مجموعه صنعتی انتخاب و کارخانه اسنوا‪ .‬هم‬ ‫از کارخانه بازدید کردیم و هم صحبتهای‬ ‫پرحرارت مدیرعامل را شنیدیم‪ .‬بخشی از این‬ ‫صحبتها در ادامه امده است‪:‬‬ ‫‪91‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫قاعده «کفاف و عفاف»‬ ‫نقطه اغاز‪ :‬من‪ ،‬طلبگی‬ ‫و کمک به پدر‬ ‫پدرم در صنعت لوازم خانگی‬ ‫فعال بود و کارخانهای داشت‬ ‫که اجاقگازهای پلوپز و کابیندار‬ ‫تولید میکرد‪ .‬در حالی که من طلبه‬ ‫بودم و درس میخواندم‪ ،‬شرکت‬ ‫دچار مشکات مالی شد‪ ،‬شرکا‬ ‫جدا شدند و پدرم تنها شد؛ لذا من‬ ‫ناخودا گاه مجبور شدم به کمک‬ ‫پدر بروم‪ .‬ان زمان خدمت ایتاه‬ ‫العظمی تبریزی رفتم و به ایشان‬ ‫گفتم‪ :‬اقا چهکار کنم؟ گفتند‪ :‬برو‬ ‫به پدرت کمک کن و درست را هم‬ ‫بخوان‪ .‬از قم برگشتم به اصفهان‪.‬‬ ‫سال ‪ 73‬حدود ‪19‬سالم بود که‬ ‫مدیریت یک شرکت تولیدکنندهی‬ ‫اجاقگاز را قبول کردم در حالیکه‬ ‫بدهیهای زیادی هم داشت‪.‬‬ ‫ان وقت ‪ 80‬تا پرسنل داشت و از‬ ‫پلوپزها و اجاقگازهای بدون فر‬ ‫تولید میکردند؛ محصواتی که‬ ‫تولید میکرد هم مشکاتی داشت‪.‬‬ ‫کار را از انجا شروع کردیم‪.‬‬ ‫ان وقت تفکرمان تفکر حل‬ ‫معیشتمان بود‪ .‬چون معیشتم‬ ‫خانوادهمان دچار مشکل شده‬ ‫بود‪ ،‬امدم که مسئلهی معیشت‬ ‫را حل کنیم‪ .‬یکی دو سال من‬ ‫همزمان هم اینجا کار میکردم‬ ‫و هم حوزه درس میخواندم تا‬ ‫نهایتا شکل کار عوض شد؛ یعنی‬ ‫توسعههایی اتفاق افتاد که ما کم‬ ‫کم از درس و بحث فاصله گرفتیم و‬ ‫درگیر کار شدیم‪ .‬این کار به سرعت‬ ‫رشد میکرد و توسعه پیدا میکرد‪،‬‬ ‫انقدر که برخی میگفتند اینها‬ ‫حتما به گروه یا جریانی وصل‬ ‫هستند و از رانت استفاده میکنند‬ ‫در حالیکه ما با هیچ کس از اقایان‬ ‫سیاسی و شخصیتهای نظام و‪...‬‬ ‫هیچ شرا کتی نداریم‪.‬‬ ‫به هر حال بعد از اینکه شروع‬ ‫کردیم و مجموعه توسعه پیدا کرد‪،‬‬ ‫گیر کردیم‪ ،‬چون تفکرمان این بود‬ ‫که «عفاف و کفاف»؛ پس حاا که‬ ‫مسئله معیشتمان حل شده‪ ،‬دیگر‬ ‫نباید کار را توسعه بدهیم یعنی در‬ ‫همین محدودهی معیشتمان‬ ‫که حل شده‪ -‬کار را نگه داریم‬‫و به همان کار اساسی برسیم که‬ ‫دنبالش بودیم؛ بحثهای علمی‬ ‫و فکری و دینیمان‪.‬‬ ‫بزرگترین چالش مدیریت جهادی‪،‬‬ ‫همین دشمن درون است و برای‬ ‫اینکه این دشمن درون یک وقت‬ ‫خرخرهمان را نگیرد‪ ،‬با خودمان‬ ‫شرط کردیم که در هر کاری به‬ ‫جای سلیقههای شخصیمان‪،‬‬ ‫حجت داشته باشیم‪.‬‬ ‫حجت در تصمیمگیری‬ ‫یکی از چیزهای اساسی در‬ ‫مجموعهی ما‪ ،‬داشتن حجت در‬ ‫تصمیمگیریهاست‪ .‬من اعتقادم‬ ‫بر این است که بزرگترین چالش‬ ‫مدیریت جهادی‪ ،‬همین دشمن‬ ‫درون است و برای اینکه این دشمن‬ ‫درون یک وقت خرخرهمان را نگیرد‪،‬‬ ‫با خودمان شرط کردیم که در‬ ‫هر کاری به جای سلیقه های‬ ‫شخصیمان‪ ،‬حجت داشته باشیم‪.‬‬ ‫اینجا هم من شروع کردم به تحقیق‬ ‫و بحث؛ ان وقت به من گفتند که‬ ‫ا گر این کاری که کردی و تا اینجا‬ ‫رساندی در حال توسعه است‪،‬‬ ‫همانجا بمان؛ به حوزه برنگرد و‬ ‫همین کار را ادامه بده‪.‬‬ ‫‪92‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫مبانی کار اقتصادی جهادی‬ ‫وقتی میخواستم این کار را ادامه‬ ‫بدهم باید مبانی خودم را درست‬ ‫میکردم‪ .‬این اتفاق برای من در‬ ‫سال ‪ 78-77‬افتاد‪ .‬ان وقت به من‬ ‫گفتند برگرد تا بتوانی منابع مالی‬ ‫برای کمک به حوزه و اندیشهی‬ ‫دینی و کارهای فرهنگی ایجاد کنی‪.‬‬ ‫من ان موقع فرمانده بسیج بودم‪،‬‬ ‫کتابخانه داشتیم و کارهای فرهنگی‬ ‫میکردم؛ همیشه باید پیش این‬ ‫و ان میرفتیم و دستمان را دراز‬ ‫میکردیم؛ هر کاری میخواستیم‬ ‫بکنیم کاسه گدایی را برمیداشتیم‪.‬‬ ‫پس باید این کار اقتصادی را ادامه‬ ‫میدادیم تا بتوانیم ان کارهای‬ ‫فرهنگی را انجام دهیم‪.‬‬ ‫کمی که جلو رفتیم‪ ،‬دیدیم این‬ ‫سطح بااتری از یک کار ارزشی‬ ‫هم قابل تصور است؛ ما باید کمی‬ ‫نگاهمان را عمیقتر کنیم‪ .‬امدیم‬ ‫یک نگاه ‪ 360‬درجه کردیم‪.‬‬ ‫ً‬ ‫نگاه ‪ 360‬درجهای چیست؟ اوا‬ ‫امروز‪ ،‬جامعهی ما نیازمند تولید‬ ‫ثروت است‪ .‬بر اساس فهمی که از‬ ‫متاسفانه رسم خطی که بین‬ ‫ثروتاندوزی و تولید ثروت کشیده‬ ‫شود و اینها را از هم تفکیک‬ ‫کند‪ ،‬یکی از کارهایی است که‬ ‫بعد از انقاب به مقدار زیادی‬ ‫مغفول مانده و نتوانستیم روی‬ ‫ان کار کنیم‪.‬‬ ‫قران و روایات حاصل شده‪ ،‬همیشه‬ ‫اسام با ثروتاندوزی مخالفت و‬ ‫مبارزه کرده است ولی متاسفانه‬ ‫رسم خطی که بین ثروتاندوزی و‬ ‫تولید ثروت کشیده شود و اینها را‬ ‫از هم تفکیک کند‪ ،‬یکی از کارهایی‬ ‫است که بعد از انقاب به مقدار‬ ‫زیادی مغفول مانده و نتوانستیم‬ ‫روی ان کار کنیم‪ .‬ا گر کسی بخواهد‬ ‫در اقتصاد‪ ،‬جهادی عمل کند باید‬ ‫اول روی این مبنا کار کند‪ .‬البته‬ ‫همین مبنا در کام امام بوده ولی‬ ‫متاسفانه ما اول انقاب به ان‬ ‫توجه نکردیم‪ .‬چالش اقتصادی‬ ‫امروز ما به این دلیل است که به‬ ‫این حرف خیلی توجه نکردیم؛‬ ‫امام فرمود «نه شرقی‪ ،‬نه غربی‪،‬‬ ‫جمهوری اسامی»‪ .‬امام نگفت‬ ‫نه مسیحیت‪ ،‬نه بوداییت و مثا‬ ‫فقط اسام ناب محمدی؟! امام‬ ‫فرمود «نه شرقی‪ ،‬نه غربی‪ ،‬جمهوری‬ ‫اسامی»‪ .‬منظور از این «نه شرقی»‬ ‫و «نه غربی»‪ ،‬مکتبهای اجتماعی‬ ‫اقتصادی شرق و غرب بودند‪« .‬نه‬ ‫شرقی» یعنی چه؟ «نه شرقی» یعنی‬ ‫اینکه شرقیها و کمونیستها چه‬ ‫میگویند؟ انها که دین ندارند تا ما‬ ‫بگوییم با دینشان مخالفیم‪ ،‬بلکه‬ ‫در حقیقت یک مکتب اقتصادی‬ ‫هستند‪ .‬این مکتب اقتصادی‪-‬‬ ‫اجتماعی میگوید باید تمام کارهای‬ ‫اقتصادی توسط دولت اداره و‬ ‫مدیریت شود‪ .‬وقتی ما میگوییم «نه‬ ‫شرقی»‪ ،‬یعنی چه؟ یعنی در اسام‪،‬‬ ‫نباید تمام امور ما به دست دولت‬ ‫باشد و ما مخالف این هستیم‪ .‬ولی‬ ‫متاسفانه از همان اول مردم از متن‬ ‫اقتصاد خارج شدند‪ .‬پس اان که‬ ‫ما میخواهیم عرصهی اقتصاد را‬ ‫به صورت جهادی مدیریت کنیم‬ ‫و اقتصاد مقاومتی را پیاده کنیم‪،‬‬ ‫باید اول مسئلهی «نه شرقی» را که‬ ‫امام گفت‪ ،‬حل کنیم‪ .‬چرا ما اان‬ ‫دولتیترین اقتصاد دنیا را داریم؟‬ ‫امروز با اینکه مکاتب اقتصادی‬ ‫سوسیالیستی و کمونیستی در دنیا‬ ‫‪93‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫شکست خوردهاند ولی متاسفانه‬ ‫هنوز بیش از ‪ 80‬درصد اقتصاد در‬ ‫جمهوری اسامی‪ ،‬دولتی است؛ تازه‬ ‫در ان ‪ 20‬درصد هم دولت شریک‬ ‫است‪ .‬پس این «نه شرقی»‪ ،‬هنوز‬ ‫وجود دارد‪.‬‬ ‫بعد گفتیم «نه غربی»! غرب و نظام‬ ‫کاپیتالیستی و تفکر سرمایهداری چه‬ ‫میگوید؟ میگوید همه جا حق با‬ ‫پول و سرمایه است‪ .‬امروز در کجای‬ ‫دنیا به اندازهی ما‪ ،‬بیشترین حق‬ ‫را به سرمایه میدهند؟ در کجای‬ ‫دنیا به سرمایه بیش از ‪ 30‬درصد‪،‬‬ ‫سود تعلق میگیرد و در حالی که‬ ‫کسی در منزلش نشسته است‪،‬‬ ‫چون پول دارد بیش از ‪ 30‬درصد‬ ‫سود میگیرد؟ کجای دنیا سهم‬ ‫هزینههای نیرو انسانی اینقدر‬ ‫پایین است؟ در همان کشورهایی‬ ‫که بویی از انسانیت نبرده اند‬ ‫چقدر از سهم هزینههایشان به‬ ‫نیروی انسانی و فکر و اندیشه‬ ‫تعلق میگیرد و ما در قیمت تمام‬ ‫شدهی تولیدمان‪ ،‬چقدر برای این‬ ‫عرصه در نظر میگیریم؟ لذا اان‬ ‫ما «نه غربی» را به بدترین وجه‬ ‫عمل میکنیم‪.‬‬ ‫وقتی می گوییم «اسام ناب‬ ‫محمدی»‪ ،‬حرف اسام ناب‬ ‫محمدی در عرصه ی اقتصاد‬ ‫چیست؟ اینجا باید کار فکری‬ ‫کرد؛ میشود روی مبانی نظری ان‬ ‫کار کرد‪ ،‬ولی مهمتر از تنظیم مبانی‬ ‫و حجتهایی که مطرح شد‪،‬‬ ‫«الگوسازی» است‪.‬‬ ‫رسالت ما؛ الگوسازی‬ ‫در حوزه اقتصادی‬ ‫ما یک مبنای دیگری هم داریم که‬ ‫همان حرف مرحوم علی صفایی‬ ‫راجع به انقاب است‪ .1‬او میگوید‪:‬‬ ‫‪ .1‬توجیه اشتباهات و اشکاات نظام‬ ‫حماقت است‪ .‬عدهای هستند که‬ ‫هر اشکالی را توجیه میکنند؛ این‬ ‫احمقها بودند که ما را به این وضع‬ ‫رساندند‪ .‬اینها اشکاات نظام را‬ ‫توجیه میکنند و با همان توجیه‪،‬‬ ‫اجازهی نقد‪ ،‬بررسی و ارایه نگاه نو‬ ‫نمیدهند‪.‬‬ ‫همین خمودی که در بسیاری‬ ‫از ارکان ما دیده میشود و در‬ ‫تصمیمگیریهایمان هست‪ ،‬حاصل‬ ‫همین نگاه هست‪ .‬اینکه رهبری‬ ‫دائم فریاد میزند که چرا این طور‬ ‫‪ -1‬استاد علی صفایی‪« :‬توجیه‪ ،‬حماقت است و‬ ‫تضعیف‪ ،‬جنایت است و تکمیل‪ ،‬رسالت؛ وظیفه‬ ‫همگی ما تکمیل است؛ نه تضعیف خوبیها و نه توجیه‬ ‫خرابیها‪ ،‬بلکه تکمیل رسالت ماست‪ .‬با کمبودها باید‬ ‫ساخت‪ .‬ا گر نیرو نیست‪ ،‬نیرو تربیت کن و اصا خود‬ ‫تو نیروی خوبی باش‪».‬‬ ‫است و مکرر فشار وارد میکند ولی‬ ‫اتفاقی نمیافتد‪ ،‬به این دلیل است‬ ‫که یک عده سفیه پیدا شدند که‬ ‫اشکاات نظام را توجیه کردند‪.‬‬ ‫‪ .2‬تضعیف نظام هم جنایت است‪.‬‬ ‫عدهای هم بیشتر به اشکال گرفتن‬ ‫پرداختند و روز به روز نظام را‬ ‫تضعیف کردند‪ .‬انها هم کسانی‬ ‫بودن که در مقاطع مختلف با‬ ‫تبرهایشان به جان نظام افتادند و‬ ‫در موقعیتهایی که نظام خواست‬ ‫به یک رشد و تعالی برسد‪ ،‬مانع‬ ‫شدند‪.‬‬ ‫‪ .3‬اما تکمیل‪ ،‬رسالت است؛ این‪،‬‬ ‫همان رسالت ما هست‪ .‬ا گر توجیه‪،‬‬ ‫حماقت و تضعیف‪ ،‬جنایت ولی‬ ‫تکمیل‪ ،‬رسالت است پس ما باید‬ ‫تکمیل کنیم‪ .‬یکی از کارهایی که‬ ‫باید تکمیل کنیم همان حوزهی‬ ‫«نه شرقی‪ ،‬نه غربی‪ ،‬جهموری‬ ‫اسامی» است؛ یعنی وقتی میگوییم‬ ‫«اسام ناب محمدی»‪ ،‬حرف اسام‬ ‫ناب محمدی در عرصهی اقتصاد‬ ‫چیست؟ اینجا باید کار فکری کرد؛‬ ‫میشود روی مبانی نظری ان کار‬ ‫کرد‪ ،‬ولی مهمتر از تنظیم مبانی و‬ ‫حجتهایی که در ابتدای بحث‬ ‫‪94‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫مطرح شد‪« ،‬الگوسازی» است‪ .‬ما در جاهایی از‬ ‫نظام موفق بودیم که توانستیم الگوسازی کنیم؛ به‬ ‫حکم ایه «لم تقولون ما لا تفعلون» در ان عرصههایی‬ ‫که باید «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم» باشیم‪ .‬ما‬ ‫اان متاسفانه السنهی خیلی خوبی داریم اما یکی‬ ‫از مشکات این است که هرچند حرفهای خیلی‬ ‫خوبی میزنیم ولی در عمل خبری نیست‪ .‬خیلی از‬ ‫ادمهای ارزشمند که خیلی هم خوب حرف میزنند‪،‬‬ ‫تا وارد عرصهی اقتصادی میشوند دستشان‬ ‫میلرزد و دهها اشکال به وجود میاید‪ .‬لذا ما به‬ ‫این نتیجه رسیدیم که باید در حوزهی اقتصادی‪،‬‬ ‫الگوسازی کنیم‪.‬‬ ‫پول سیاه و کثیف بیاوری یا پول مردم را ‪-‬با پرداخت بهره‪ -‬بیاوری و یا پول بیتالمال را قرض بگیری برای اینکه کار‬ ‫اقتصادی بکنی؛ اینها ان مبنای خرابی است که باعث میشود خیلی از مجموعههای خوب هم در کار اقتصادی‬ ‫ناموفق باشند‪.‬‬ ‫گامهای نظام الگوسازی‬ ‫‪ 360‬درجه‬ ‫اما الگوی ما بر مبنای همین نظام‬ ‫‪ 360‬درجهای شکل گرفته که‬ ‫گامهایی دارد‪:‬‬ ‫قدم اول؛ پول سالم‬ ‫گفتیم فعالیت اقتصادی نباید هر‬ ‫فعالیتی باشد؛ ا گر میخواهیم در‬ ‫حوزهی اقتصاد کار جهادی کنیم‪،‬‬ ‫باید ببینیم که کار ارزشی در کجا‬ ‫قابل انجام است؟ اما مهمتر از ان‪،‬‬ ‫برای شروع کار در اقتصاد‪ ،‬باید پول‬ ‫سالم و حال بیاوریم‪.‬‬ ‫اولین کار من در شرکت‪ ،‬پا کسازی‬ ‫ان بود؛ بدهیهایش را دادم و‬ ‫به یک نقطهی مثبتی رساندم‪.‬‬ ‫اما پولی برای پرداخت سوابق‬ ‫پرسنل کارگرها نداشتم‪ ،‬ضمن‬ ‫اینکه امکانات و توانمندی نیروی‬ ‫انسانی کارخانه‪ ،‬مانع توسعه بیشتر‬ ‫کار و کارخانه میشد‪ .‬تنها کاری‬ ‫که میتوانستم بکنم این بود که‬ ‫بخشی از ماشینها و امکانات را‬ ‫بابت مطالبات سوابق پرسنل به‬ ‫انها پرداخت کنم‪.‬‬ ‫باید دوباره شروع میکردیم‪ .‬گفتیم‬ ‫پولمان باید خالص باشد لذا‬ ‫ماشینی داشتیم که ان را فروختیم‪.‬‬ ‫من هم پولهایی را داشته بودم که‬ ‫ً‬ ‫مجموعا با انها کار جدید را با ایده‬ ‫طراحی یک نقشهی لباسشویی‬ ‫دوقلو شروع کردیم؛ بازار را بررسی‬ ‫کردم و دیدم که اان این نوع‬ ‫لباسشویی در بازار کم است و‬ ‫واردات میشود‪ .‬یک تیم مهندسی‬ ‫گرفتم و شروع به طراحی کردیم‪.‬‬ ‫از ان طراحی و ان پول‪ ،‬کارم را‬ ‫شروع کردم‪ .‬پس مبنا در بحث‬ ‫اقتصادی‪ ،‬اول این است که پول‬ ‫را از کجا بیاوری؟ این باید یک الگو‬ ‫باشد‪ .‬پول سیاه و کثیف بیاوری‬ ‫یا پول مردم را ‪-‬با پرداخت بهره‪-‬‬ ‫بیاوری و یا پول بیتالمال را قرض‬ ‫بگیری برای اینکه کار اقتصادی‬ ‫بکنی؛ اینها ان مبنای خرابی‬ ‫است که باعث میشود خیلی از‬ ‫مجموعههای خوب هم در کار‬ ‫اقتصادی ناموفق باشند‪.‬‬ ‫‪95‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ا گر شهید تهرانیمقدم در بحث‬ ‫موشک پله به پله باا امده است‪،‬‬ ‫ما هم در سطح خودمان پله به پله‪،‬‬ ‫سطح به سطح‪ ،‬با همکاری صاحبان‬ ‫تجربه بیرونی و با روشهای مختلف‬ ‫این دانش فنی را بومی کردیم‪.‬‬ ‫قدم دوم؛ انتخاب‬ ‫زمینه فعالیت‬ ‫حاا چه فعالیت اقتصادی را شروع‬ ‫کنیم؟ یک راه این است که برویم از‬ ‫رانت ‪-‬با مسئوان چانه زدن‪ ،‬ترا کم‬ ‫گرفتن‪ ،‬پاساژ ساختن‪ ،‬واردات‪-‬‬ ‫استفاده کنیم و به کارهایی بپردازیم‬ ‫که میشود زود از ان پولی دراورد و‬ ‫برای کار خیر مصرف کرد‪.‬‬ ‫اما ما گفتیم نه! ا گر میخواهیم‬ ‫یک الگوی اقتصادی ارزشی داشته‬ ‫باشیم باید در حوزه تولید کار کنیم‪.‬‬ ‫سال ‪ 77-76‬ا گر یکی اینجا میامد‪،‬‬ ‫فکر میکرد که مثا موزهی دفاع‬ ‫مقدس است؛ برای این بچهها فیلم‬ ‫ساختیم‪ ،‬صدای موشک‪ ،‬ارپیجی‪،‬‬ ‫بخشهایی از برنامه شهید اوینی‬ ‫را میگذاشتیم و میگفتیم شما ان‬ ‫روز انجا کار میکردید‪ ،‬امروز جهاد‬ ‫اینجاست!‬ ‫قدم سوم؛ تولید با کیفیت‬ ‫ایا درست است که من جنسی را‬ ‫تولید کنم که مایهی ذلت باشد؟‬ ‫دائم هم به مردم فشار بیاورم که اا‬ ‫و ابد باید این جنس من را بخرید‬ ‫چون ایرانی است؛ اینکه منطقی‬ ‫نیست! پس وقتی میخواهید‬ ‫تولید کنید‪ ،‬باید با کیفیت و بهروز‬ ‫تولید کنید؛ سطح علم و دانش‬ ‫مورد استفاده در ان‪ ،‬قابل رقابت‬ ‫با خارجیها باشد؛ زینت باشد و‬ ‫ذلت نباشد‪.‬‬ ‫من برند اسنوا را سال ‪ 85‬ثبت کردم؛‬ ‫اسنوا سرنام «ارکان ساختار نوین‬ ‫ایرانیان» هست‪ .‬ما با یک شیب‬ ‫سریعی رشد کردیم در حالیکه‬ ‫خیلی از این برندهای ایرانی‪ ،‬خیلی‬ ‫قبلتر از ما وجود داشتند انهم با‬ ‫چه امکانات دولتی‪ .‬ما معتقدیم که‬ ‫بزرگترین کمفروشی در عدم ارائهی‬ ‫کیفیت مناسب است‪ .‬دزدی که‬ ‫شاخ و دم ندارد؛ کمفروشی یعنی‬ ‫همین که جنس بیکیفیت به‬ ‫مشتری بدهیم‪ .‬با همین مبنا به‬ ‫این رسیدیم که ما به ‪ R&D‬نیاز‬ ‫داریم؛ کیفیت میخواهیم‪ .‬ما امروز‬ ‫دانش فنی لوازم خانگی را واقعا‬ ‫بومیسازی کردیم و محصواتی‬ ‫که امروز میبینید طراحی خودمان‬ ‫است‪.‬‬ ‫یکی از همکاران ما در بخش کیفیت‬ ‫اسنوا‪ ،‬قبا در وزارت دفاع مشغول‬ ‫بوده است‪ .‬او میگفت روزی که من‬ ‫به وزارت دفاع رفتم‪ ،‬فشنگهای‬ ‫ما یک انحرافی داشت که هنگام‬ ‫نشانگیری با چند متر انحراف‬ ‫حرکت میکرد اما امروز موشک‬ ‫نقطهزن هم درست میکنیم! ا گر‬ ‫شهید تهرانیمقدم در بحث موشک‬ ‫پله به پله باا امده است‪ ،‬ما هم در‬ ‫سطح خودمان پله به پله‪ ،‬سطح به‬ ‫سطح‪ ،‬با همکاری صاحبان تجربه‬ ‫بیرونی و با روشهای مختلف این‬ ‫دانش فنی را بومی کردیم‪.‬‬ ‫‪96‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫قدم چهارم؛ نگاه به‬ ‫منابع انسانی‬ ‫بعد از کیفیت‪ ،‬حوزهی منابع انسانی‬ ‫مورد توجه قرار گرفت‪ .‬ما در حوزهی‬ ‫منابع انسانی روی انگیزهها و کرامت‬ ‫انسانی کار کردیم‪ .‬قبل از انقاب‬ ‫یکی از اشکاات‪ ،‬وجود فضای‬ ‫ارباب‪-‬رعیتی بود‪ .‬وقتی انقاب‬ ‫شد بنا نبود که اموالشان را بگیرند‪،‬‬ ‫اما فضای ارباب انقدر از رعیت‬ ‫ً‬ ‫جدا بود که بعضا مردم ناخودا گاه‬ ‫ریختند پدر اربابها را دراوردند تا‬ ‫بتوانند ظلمهایی که کرده بودند‬ ‫را حل و فصل کنند‪.‬‬ ‫حاا هم یک تفکری هست که‬ ‫همیشه میگوید میدانید چند‬ ‫هزار نفر سر سفره من نشستهاند؟ ما‬ ‫این تفکر را برعکس کردیم‪ .‬گفتیم‬ ‫ما همیشه از اول بپذیریم که ما سر‬ ‫سفره چند هزار نفر نشستهایم؛ یعنی‬ ‫در بحث تولید ثروت با این دیدگاه‬ ‫نگاه کنیم که به برکت ان چند هزار‬ ‫نفر که شما سر سفره انها نشستی؛‬ ‫به خاطر انها‪ ،‬به خاطر تاش انها‪،‬‬ ‫به خاطر فعالیت انها این چرخه در‬ ‫حال چرخیدن است و تو موفق‬ ‫هستی؛ نه اینکه چند هزار نفر‬ ‫سر سفره شما نشسته باشند‪ .‬لذا‬ ‫این را هم یک مبنا برای خودمان‬ ‫قرار دادیم‪.‬‬ ‫قدم پنجم؛ مساله ارزش‬ ‫افزوده و حراج ثروت ملی‬ ‫قطعا ما باید صنایعمان را توانمند‬ ‫و از انها حمایت کنیم ولی باید‬ ‫ببینیم که چه ارزش افزودهای را‬ ‫به وجود میاورند‪ .‬ایا برپایی یک‬ ‫صنعت در وسط کشور که پول‬ ‫معدن ارزان‪ ،‬پول گاز ارزان و پول‬ ‫اب ارزان را به عنوان رانت مصرف‬ ‫میکند و ارزش افزوده پایینی دارد‪،‬‬ ‫کار درستی است؟ پس مبنای ما‬ ‫این است که در حوزههایی حضور‬ ‫داشته باشیم که ارزش افزودهی‬ ‫باایی ایجاد و زنجیرهها را تکمیل‬ ‫میکند‪ .‬ا گر قرار شد صنعتی داشته‬ ‫باشیم‪ ،‬ان صنعت نباید محیط‬ ‫زیست کشور را از بین ببرد‪ .‬ا گر من‬ ‫خیلی خوب کار کنم و درامد خوبی‬ ‫هم داشته باشم ولی دود را هم به‬ ‫اسمان بدهم و اب را هم بیرویه‬ ‫مصرف کنم‪ ،‬فایدهای ندارد‪.‬‬ ‫مبنای ما این است که در حوزههایی‬ ‫حضور داشته باشیم که ارزش‬ ‫افزودهی باایی ایجاد و زنجیرهها را‬ ‫تکمیل میکند‪ .‬ا گر قرار شد صنعتی‬ ‫داشته باشیم‪ ،‬ان صنعت نباید‬ ‫محیط زیست کشور را از بین ببرد‪.‬‬ ‫خط پایان؛ نظام‬ ‫هزینهی درامدها‬ ‫ایا من ا گر پول پا ک اوردم و سیاه‬ ‫نبود‪ ،‬تولید ثروت کردم‪ ،‬کار جهادی‬ ‫کردم و بعد از همهی این کارها‬ ‫یک درامدی حاصل شد‪ ،‬باید با‬ ‫این درامد چهکار کنم؟ ایا همه‬ ‫ان برای خودم هست؟ باید زکات‬ ‫و خمسش را بدهم‪ ،‬ولی ایا این‬ ‫کافی است؟ تراز عمل اهلبیت؟‬ ‫این نیست‪ .‬تراز اهلبیت؟‬ ‫مواسات است‪ .‬اهلبیت؟ این‬ ‫اعتقاد را نداشتند که ا گر ما یک‬ ‫‪97‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫ا گر یک جریان اقتصادی یا یک‬ ‫حوزهی کارافرینی تبدیل به ارث‬ ‫شد‪ ،‬از بین میرود‪.‬‬ ‫منابعی را ‪-‬ولو از دسترنج خودمان‪-‬‬ ‫دراوردیم‪ ،‬میتوانیم با ان هر کاری‬ ‫را انجام دهیم‪ .‬ایا میشود فان‬ ‫اقا چند صد میلیون برای یک‬ ‫شب عروسی دخترش هزینه کند؛‬ ‫بگوید پول خودم هست‪ ،‬حال‬ ‫هم هست‪ ،‬عروسی گرفتم‪ ،‬چه‬ ‫مشکلی دارد؟!! اینجا هم باز بحثی‬ ‫داریم که یک بخش فردی دارد‬ ‫و یک بخش اجتماعی‪ .‬مدیریت‬ ‫جهادی میگوید هرچند این پولی‬ ‫که در اختیارم هست مال من‬ ‫هست‪ ،‬ولی شان من چیست؟‬ ‫مگر شان امیرالمومنین؟ نبود‬ ‫که از بهترین چیزها استفاده کند؟‬ ‫مثا شان طلحه و زبیر بود ولی‬ ‫شان امیرالمومنین؟ نبود؟!‬ ‫نستجیرباه‪.‬‬ ‫امروز یکی از چالشهای ما ایناست‬ ‫کهوقتیبهیکدرامدحالیمیرسیم‬ ‫ایا تراز اقتصاد اسامی و اسام ناب‪،‬‬ ‫در حوزهی فردی اجازه میدهد‬ ‫که هرگونه مصرفی داشته باشیم؟‬ ‫ما مشی زندگی امام صادق؟‬ ‫را شنیدیم‪ ،‬مشی زندگی اقا علی‬ ‫بن موسی الرضا؟ را داشتیم‪،‬‬ ‫مشی زندگی امیرالمومنین؟ را‬ ‫هم داشتیم و در کل برای مصرف‬ ‫شخصی هم الگو داریم‪ .‬اینطور‬ ‫نیست که هر مصرفی میخواهند‬ ‫بکنند چون پول دارند!‬ ‫ما بحثی در حوزهی خانوادهها داریم‬ ‫ً‬ ‫و اخیرا در حال برنامهریزیهایی هم‬ ‫هستیم البته برای اینکه الگوسازی‬ ‫کنیم‪.‬‬ ‫میدانید که شرکتها در کشور ما‬ ‫طول عمر ندارند‪ .‬البته خیلیها‬ ‫به طوفانهای سیاسی خورده و‬ ‫خیلی ضربه دیدهاند ولی اساسا‬ ‫ادامهدار نشدهاند‪ .‬من رفتم ژاپن؛‬ ‫اتفاقا یکی از موضوعاتم بررسی‬ ‫این شرکتها بود‪ .‬حتی در جنگ‬ ‫جهانی که ژاپن را کنفیکون کرده‪،‬‬ ‫این شرکت ها حفظ شده اند‪.‬‬ ‫طوفانهای سیاسی امده و رفته‬ ‫ولی این شرکتها را حفظ کردهاند‪.‬‬ ‫‪2‬‬ ‫مثا شرکت میتسوئی‪ 1‬یا ماروبنی‬ ‫یا دیگر شرکتهای بزرگشان ‪-400‬‬ ‫‪ 450‬سال قدمت دارند‪ .‬این خیلی‬ ‫نکته مهمی است که متاسفانه‬ ‫ما نداریم؛ در حالی که این در‬ ‫حوزههای اقتصادی یک اصل‬ ‫هست‪ .‬ا گر یک جریان اقتصادی‬ ‫یا یک حوزهی کارافرینی تبدیل به‬ ‫ارث شد‪ ،‬از بین میرود‪.‬‬ ‫متاسفانه حتی گاهی میبینیم‬ ‫که فان اقا امده و برای کاری از‬ ‫خیرین پول جمع کرده تا یک کار‬ ‫خیری بکند‪ ،‬اما بعد از فوت او‪،‬‬ ‫این اموال تبدیل به ارث شده و‬ ‫تکه پارهاش کردند‪.‬‬ ‫‪1- Mitsui Group‬‬ ‫‪2- Marubeni Co.‬‬ ‫‪98‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫بنیاد اا؛ الگوی توزیع‬ ‫ثروت در حوزه اجتماعی‬ ‫ما باید بدانیم که یک مجموعهی‬ ‫ملی وقتی الگو شد‪ ،‬چگونه باید‬ ‫تداوم پیدا کند؟ یکی از مشکات‬ ‫ما این است که بسیاری از ادمهای‬ ‫فعال در سطوح مختلف اقتصادی‪،‬‬ ‫نمیدانند بعد از خودشان باید‬ ‫چهکار کنند؛ چون روش و الگو‬ ‫ندارند‪ .‬غربیهایی که دین ندارند‬ ‫و این مباحث برایشان تعریف‬ ‫نشده‪ ،‬الگوهایی را ایجاد کردهاند؛‬ ‫ژاپنیها هم همینطور‪ .‬ولی ما که‬ ‫در مکتب اهلبیت؟ هستیم‬ ‫و تراز اهلبیت؟ را داریم‪ ،‬اصا‬ ‫کار نکردهایم‪.‬‬ ‫بعد هم‪ ،‬من وظیفه ندارم بیش‬ ‫از امکانات اولیهی زندگی برای‬ ‫فرزندم تهیه کنم‪ .‬حتی ا گر این‬ ‫کار را بیش از حد معمول کردم و‬ ‫از همین اان پایش را نبستم و او‬ ‫را محدود نکردم‪ ،‬مسئولیت دارم‪.‬‬ ‫هیچ حجتی ندارم که بیشتر از‬ ‫مصرف متعادل زندگی و شان او‪،‬‬ ‫برایش باقی بگذارم‪.‬‬ ‫به هر حال‪ ،‬ما از یک طرف در‬ ‫حوزهی فردی از دید شهید مطهری‬ ‫و روش اهلبیت؟ روی بحث زهد‬ ‫کار کردیم و از طرف دیگر روی بحث‬ ‫توزیع ثروت در حوزهی اجتماعی‬ ‫هم کار میکنیم‪.‬‬ ‫بنیادی به نام بنیاد خیریهی اا را‬ ‫تاسیس کردیم؛ ایینداران لقایی‬ ‫افتاب که مخفف ان «اا» هست‪.‬‬ ‫در این حوزه ما چهار کار را به‬ ‫عنوان «حیات طیبه» داریم انجام‬ ‫میدهیم‪.‬‬ ‫‪ .1‬رسالت تبلیغی و ترویجی؛‬ ‫جامعه المرتضی‬ ‫یکی بحث تبلیغ و ترویج معارف‬ ‫اهل بیت؟ است که ان را‬ ‫یکی از رسالت های اجتماعی‬ ‫خودمان میدانیم؛ مرکزی را به‬ ‫نام جامعهالمرتضی برای تربیت‬ ‫مبلغین خارجی تاسیس کردیم‪.‬‬ ‫در این مرکز از خارجیها به عنوان‬ ‫مبلغ استفاده نمیکنیم بلکه فضای‬ ‫حوزوی ایرانی که در سطوح عالی‬ ‫حوزه هستند در زمینهی زبانهای‬ ‫مختلف اعم از چینی‪ ،‬اسپانیولی‪،‬‬ ‫پرتغالی‪ ،‬روسی و‪...‬تقویت میشوند؛‬ ‫در حقیقت رسالت این مجموعه‪،‬‬ ‫تربیت مستشاران تبلیغی است مثل‬ ‫اان که در جنگ عراق با داعش‪ ،‬ما‬ ‫تعداد خیلی کمی سرباز فرستادیم‬ ‫و نقشمان بیشتر مستشاری بود‪.‬‬ ‫نقش امام موسی صدر در لبنان‬ ‫همینطور بود؛ یعنی یک دفعه‬ ‫صد نفر طلبه به لبنان فرستاده‬ ‫نشد بلکه یک امام موسی صدر به‬ ‫ما باید بدانیم که یک مجموعهی‬ ‫ملی وقتی الگو شد‪ ،‬چگونه باید‬ ‫تداوم پیدا کند؟ یکی از مشکات‬ ‫ما این است که بسیاری از ادمهای‬ ‫فعال در سطوح مختلف اقتصادی‪،‬‬ ‫نمیدانند بعد از خودشان باید‬ ‫چهکار کنند؛ چون روش و الگو‬ ‫ندارند‪.‬‬ ‫عنوان مستشار تبلیغی رفت تا به‬ ‫انجا تحرکی بدهد‪ ،‬تحولی ایجاد‬ ‫کند و تاثیرگذار باشد‪ .‬این مجموعه‬ ‫حدود ‪ 6-5‬سال است که در حوزه‬ ‫علمیه فعال است و تقریبا حدود‬ ‫‪ 200‬فار غالتحصیل هم به زبانهای‬ ‫مختلف داشته است‪.‬‬ ‫ما یک کار عمیقتری هم در حوزهی‬ ‫توریست شروع کردیم‪ .‬خیلی از‬ ‫توریستهایی که به کشور میایند‬ ‫غیر از بازدید از مرا کز تاریخی ما‪ ،‬به‬ ‫دنبال اشنایی با شیعه هستند؛‬ ‫این شیعه و این جمهوری اسامی‬ ‫چه میگوید؟ حرفهای اساسی‬ ‫این مکتب در مسائل مختلف‬ ‫چیست؟ ما تیمی داریم که در مرا کز‬ ‫مختلف حضور دارند و توریستها‬ ‫هم ارتباطات خیلی خوبی با انها‬ ‫برقرار میکنند‪.‬‬ ‫‪99‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫مهمترین چالش سامت را سرطان‪،‬‬ ‫تشخیص دادیم‪ .‬اما بزرگترین کلید‬ ‫در این حوزه‪ ،‬این است که هزینهی‬ ‫سرطان را برای فرد و جامعه و دولت‬ ‫کاهش بدهیم‪.‬‬ ‫‪ .2‬سبک زندگی فقهمدار؛‬ ‫مدرسه عالی خاتمااوصیاء‬ ‫بحث بعدی که بحث مهمی‬ ‫هم هست و ما روی ان باید کار‬ ‫میکردیم‪ ،‬بحث فقه و زندگی است‪.‬‬ ‫در حال حاضر‪ ،‬یکی از مشکات‬ ‫کشور و نظام این است که در‬ ‫عرصههای مختلف و برای سواات‬ ‫مختلف‪ ،‬پاسخهای مناسبی وجود‬ ‫ندارد‪.‬‬ ‫مدرسهی علمیهای در حوزه از‬ ‫‪ 5-4‬سال قبل زیر نظر ایتاه شیخ‬ ‫ابوالقاسم علیدوست‪ ،‬اقای صادقی‬ ‫رشاد و اقای نکونام‪ ،‬تشکیل شده و‬ ‫طلبهها را از رسائل مکاسب جذب‬ ‫میکنند‪ .‬اولین دوره امسال وارد‬ ‫درس خارج شدند و در زمینه فقه‬ ‫تخصصی با روش پژوهشمحور در‬ ‫حال کار هستند‪.‬‬ ‫‪ .3‬تربیت نیروی‬ ‫انسانی؛ مرکز ساله‬ ‫در حوزهی تربیت نیروی انسانی‪،‬‬ ‫مرکز ساله ایجاد شده است‪ .‬در‬ ‫یک مقطعی روی سادات دانشجو‬ ‫و طلبه نخبه کار میکردیم ولی‬ ‫بعد دیدیم که این کار نمیتواند‬ ‫ً‬ ‫خیلی عمیق باشد‪ .‬اخیرا دو سالی‬ ‫هست که جذب دانشاموزهای‬ ‫‪ 7‬ساله را از برخی شهرها شروع‬ ‫کردیم و تحت پوشش قرار دادیم‬ ‫و میخواهیم تا اخر با انها بیاییم؛‬ ‫یعنی برنامهمان این است که هر‬ ‫سال ‪ 50-40‬نفر را جذب و همراهی‬ ‫کنیم‪ .‬با خانواده هایشان هم‬ ‫قرارهایمان را گذاشتهایم‪ .‬البته‬ ‫بر اساس رشدشان‪ ،‬ریزش هم‬ ‫داریم ولی مبنایمان این است‬ ‫که واقعا روی تربیت نیروی انسانی‬ ‫کار کنیم‪.‬‬ ‫‪ .4‬بهبود سامت؛ مرکز‬ ‫پیشگیری و درمان سرطان اا‬ ‫بهبود سامت هم یکی از حوزههایی‬ ‫هست که ما وارد ان شدهایم‪ .‬خیلی‬ ‫از خیریهها در حوزه سامت تشکیل‬ ‫میشوند‪ .‬ما هم در این حوزه‪،‬‬ ‫مهمترین چالش سامت را سرطان‪،‬‬ ‫تشخیص دادیم‪ .‬اما بزرگترین کلید‬ ‫در این حوزه‪ ،‬این است که هزینهی‬ ‫سرطان را برای فرد و جامعه و دولت‬ ‫کاهش بدهیم؛ یعنی حداقل دوران‬ ‫عمر فرد را تا انجایی که میتوانیم‬ ‫افزایش بدهیم‪ ،‬ولی بیشتر روی‬ ‫کیفیتش کار کنیم؛ چون در این‬ ‫ایام یا خانوادههای اینها اسیب‬ ‫میبینند یا منابع مالیشان دچار‬ ‫بحران میشود‪ .‬کلینیکهایی را‬ ‫درست کردیم که به امور مختلف‬ ‫اعم از تغذیه‪ ،‬روانشناسی‪،‬‬ ‫فیزیوتراپی و درد میپردازد‪ .‬در ان‬ ‫جا مراقبتهای تسکینی هم برای‬ ‫برخی از سرطانیها ‪-‬که در درمان‪،‬‬ ‫مشکلشان حل نمیشود‪ -‬در نظر‬ ‫گرفته شده است‪ .‬از این بخش الگو‬ ‫گرفتیم و بخش مراقبتهای معنوی‬ ‫هم راهاندازی کردهایم چون خیلی‬ ‫از اینها دچار تردید میشوند که‬ ‫چرا من؟ چرا پدر من سرطان گرفته‬ ‫است؟ چرا من دچار این بحران‬ ‫شدم؟ حاا که دارم میمیرم چه‬ ‫اتفاقهایی برایم خواهد افتاد؟‬ ‫لذا ما یک کلینیک مراقبتهای‬ ‫معنوی هم داریم‪.‬‬ ‫‪100‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫حضرت ولیعصرارواحنا فداه به سید‬ ‫ابوالحسن اصفهانی نامه نوشتند که‬ ‫«ارخص نفسک واجعل مجلسک‬ ‫فی الدهلیز واقض حوائج الناس‪،‬‬ ‫نحن ننصرک»‪ .‬مدیریت جهادی‬ ‫این نیست که وقتی شما به کارهای‬ ‫کان میپردازی‪ ،‬کارهای کوچک‬ ‫را کنار بگذاری‪.‬‬ ‫‪ .5‬ارتقاء معیشت؛ خیریه کوثر‬ ‫یک بحث معیشتی هم داریم که‬ ‫در خیریهی کوثر پیگیری میشود‪.‬‬ ‫ما در حوزهی خیرمان میگوییم‬ ‫باید در عرصههایی کار کنیم که‬ ‫دار روی زمین مانده‬ ‫ِ‬ ‫واجب اولویت ِ‬ ‫است‪ .‬ما هرجا به عنوان یک ّ‬ ‫خیر‬ ‫مطرح میشویم زود یکی یک نامه‬ ‫میدهد که ‪-‬شما که ّ‬ ‫خیر هستید‪-‬‬ ‫مثا دو تا تلویزیون بدهید‪ .‬اما‬ ‫شعار بنیاد اا این است که وقتی‬ ‫خیر‬ ‫میگوییم کار خیر یعنی کار ِ‬ ‫دار روی زمین مانده؛ یعنی‬ ‫اولویت ِ‬ ‫ما به کارهایی که اولویت نداشته‬ ‫باشد ورود نمیکنیم و با کسی که کار‬ ‫دیگری را انجام میدهد کار موازی‬ ‫نمیکنیم‪ .‬به کاری بدون طرح و‬ ‫برنامه و برنامهریزی استراتژیک و‬ ‫نگاه هدفمند ورود نمیکنیم‪ .‬ولی‬ ‫به هر حال بااخره باید به معیشت‬ ‫مردم هم توجه کرد‪.‬‬ ‫ضعفی که بسیاری از ماها داریم‬ ‫و حتی بعضی از مسئولین نظام‬ ‫هم دارند این است که میگویند‬ ‫من دارم فانجا را اداره میکنم‪،‬‬ ‫حاا بروم پشت در خانه مردم‬ ‫بنشینم تا ببینم کدام فقیر چه‬ ‫مشکلی دارد؟! اولویت من این‬ ‫است که وقتم را روی فان کار‬ ‫بگذارم! ولی این تفکر با مکتب‬ ‫اهلبیت؟ همخوانی ندارد‪ .‬چون‬ ‫حضرت ولیعصرارواحنا فداه به سید‬ ‫ابوالحسن اصفهانی نامه نوشتند‬ ‫که «ارخص نفسک واجعل مجلسک‬ ‫فی الدهلیز واقض حوائج الناس‪ ،‬نحن‬ ‫ننصرک»‪ .‬مدیریت جهادی این‬ ‫نیست که وقتی شما به کارهای‬ ‫کان میپردازی‪ ،‬کارهای کوچک را‬ ‫کنار بگذاری؛ مثا بگویی من دارم‬ ‫فان کار فرهنگی را انجام میدهم‬ ‫پس دیگر به معیشت مردم کاری‬ ‫شعار بنیاد اا این است که وقتی‬ ‫خیر‬ ‫میگوییم کار خیر یعنی کار‬ ‫ِ‬ ‫دار روی زمین مانده؛ یعنی‬ ‫اولویت ِ‬ ‫ما به کارهایی که اولویت نداشته‬ ‫باشد ورود نمیکنیم و با کسی که‬ ‫کار دیگری را انجام میدهد کار‬ ‫موازی نمیکنیم‪.‬‬ ‫ندارم؛ یا مثا من دانشگاه دارم ولی‬ ‫کاری ندارم که این خادم دانشگاه‬ ‫دارد با دربهدری زندگی میکند!‬ ‫پس شما وظیفه داری! حضرت‬ ‫امام صادق؟ هم میتوانست‬ ‫بگوید من دارم درس میدهم و‬ ‫چون مکتب تدریس دارم‪ ،‬دیگر‬ ‫به رساندن انبان غذا به منزل فقرا‬ ‫چهکار دارم؟ چرا به تغذیه مردم‬ ‫فکر کنم؟! این نیست‪ .‬بااخره‬ ‫برای اینکه بتوانیم برای مسئلهی‬ ‫زندگی اینهایی که به ما مراجعه‬ ‫ِ‬ ‫میکنند و ما با انها درگیر هستیم‪،‬‬ ‫کاری انجام دهیم خیریه کوثر را راه‬ ‫اندازی کردهایم‪.‬‬ ‫‪101‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫یکی از مشکاتی که اان در عرصهی خیر و کارهای فرهنگی این است که نگاه‬ ‫هلیکوپتر ویو نداریم؛ این که یکی از بیرون نگاه کند و بگوید که این عرصهای‬ ‫که شما میخواهی کار کنی و احساس وظیفه کردی در چه وضعی قرار دارد؟!‬ ‫جمع بندی‬ ‫پس ما در اینجا دو بخش داریم؛ یک‬ ‫بخش تولید ثروت و یک بخش توزیع‬ ‫ثروت که من هر دو را تا حدودی‬ ‫برای اشنایی شما مطرح کردم‪.‬‬ ‫ما فکر میکنیم که ا گر بخواهیم‬ ‫به این زنجیره از نگاه مدیریت‬ ‫جهادی توجه کنیم‪ ،‬باید ارکانش‬ ‫اینگونه شکل بگیرد ضمن اینکه‬ ‫فعالیت اقتصادی هم باید مبنای‬ ‫اعتقادی داشته باشد‪ .‬ا گر ما این‬ ‫مبنا را هم در تولید و هم در توزیع‬ ‫و هم در تکمیل این زنجیره مدنظر‬ ‫قرار بدهیم‪ ،‬کارا خواهد بود‪.‬‬ ‫در بحث توزیع هم یک بحث‬ ‫فردی و یک بحث اجتماعی‬ ‫داشتیم که حوزهی اجتماعی را‬ ‫بیشتر توضیح دادم‪ .‬در حوزهی‬ ‫اجتماعی و فعالیتهای اجتماعی‬ ‫و عمومی هنوز بحثهای زیادی‬ ‫وجود دارد؛ مثا یکی از چالشهای‬ ‫اان ما در حوزهی کارهای خیر این‬ ‫است که سرانهی خیر را در کشور‬ ‫چند برابر کنیم؛ یکی از جهادهای‬ ‫اقتصادی این است‪ .‬ما گاهی‬ ‫وقتها میخواهیم این رگی که‬ ‫خراب بوده را باز کنیم ولی ان رگ‬ ‫سالم را هم پاره میکنیم؛ به جای‬ ‫اینکه به جامعه‪ ،‬فشار مالیاتی‬ ‫بیاوریم ‪-‬که البته این فشار را هم‬ ‫نمیتوانیم بیاوریم‪ -‬باید تفکر کار‬ ‫خیر و سرانهی خیر را در کشور‬ ‫انچنان باا ببریم که کار خیر‬ ‫کردن و پرداختن به امور خیر‪،‬‬ ‫بخش عمدهای در سبد هزینههای‬ ‫زندگی مردم باشد‪.‬‬ ‫خیریهها هم ا گر بدون هدف و‬ ‫استراتژی تشکیل شوند کار موازی‬ ‫خواهند کرد‪ .‬مثا اان همه فکر‬ ‫میکنیم که برویم در تو حوزهی‬ ‫«کلیه» کار کنیم اما در بعضی‬ ‫استانها دستگاه دیالیز مازاد وجود‬ ‫دارد‪ .‬همین چند روز پیش‪ ،‬اقای‬ ‫ّ‬ ‫خیری به من زنگ زد و گفت‪ :‬من‬ ‫میخواهم فقط برای دیالیز هزینه‬ ‫کنم‪ .‬گفتم اان دستگاههای دیالیز‬ ‫تعدادی از خیریهها بااستفاده‬ ‫است اما مثا برای بیماری اماس‬ ‫هزینه ضروری داریم‪.‬‬ ‫لذا یکی از مشکاتی که اان در‬ ‫عرصهی خیر و کارهای فرهنگی‬ ‫‪1‬‬ ‫این است که نگاه هلیکوپتر ویو‬ ‫نداریم؛ این که یکی از بیرون نگاه‬ ‫کند و بگوید که این عرصهای که‬ ‫شما میخواهی کار کنی و احساس‬ ‫وظیفه کردی در چه وضعی قرار‬ ‫دارد؟! باید ما مرا کزی داشته باشیم‬ ‫که اولویتها را در عرصههای خیر‬ ‫شناسایی کنند تا بر اساس اولویت و‬ ‫ضرورت جلو برویم‪ .‬به عنوان مثال‬ ‫حج یکی از ضروریات دین ماست‬ ‫و اان همه اولویت میدانند که‬ ‫به حج بروند‪ .‬بعضی از بزرگان هم‬ ‫اولویت خودشان میدانند که به‬ ‫حج بروند‪ .‬اما ایا همانها اولویت‬ ‫میدانند که برای زکات کار کنند؟‬ ‫اولویت میدانند که در عرصهی‬ ‫اقتصادی کار کنند؟ یا مثا به‬ ‫این مقدار که مردم حاضرند برای‬ ‫درمان سرطان پول بدهند‪ ،‬برای‬ ‫درمان روح حاضر نیستند هزینه‬ ‫کنند؛ به عبارتی کسی حاضر نیست‬ ‫برای درمان اخاق پول بدهد و کار‬ ‫خیر کند‪ .‬لذا انجا هم باید یک‬ ‫نگاه راهبردی وجود داشته باشد‬ ‫و به اولویتها بپردازیم‪.‬‬ ‫‪1-. Helicopter view‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪102‬‬ ‫ݤݣرزݤݣݣماݣ ݬ ݫىݔش‪،‬‬ ‫هماݣ ݬݔىش‪،‬‬ ‫نم ݔ ݬݪاݣىش‪،‬‬ ‫شو‪...‬‬ ‫به بهانهی برگزاری‬ ‫همایش مدیریت جهادی‬ ‫‪ ‬تو فکر بودم که یکی از دوستام زنگ زد‪ .‬خبر‬ ‫از برگزاری چهارمین همایش ملی مدیریت جهادی‬ ‫داد و دعوتم کرد‪ .‬خیلی حال و حوصلهش رو‬ ‫نداشتم ولی اصرار کرد که بیا حداقل همدیگه‬ ‫رو ببینیم‪ .‬بهانه خوبی بود‪ .‬قبول کردم‪ .‬زمان‬ ‫برنامه نشون میداد که تدارک مفصلی دیده‬ ‫شده‪ 5 :‬تا ‪ 9‬شب بیست و پنجم دی ماه ‪.96‬‬ ‫وقتی رسیدم سالن همایش های صدا و سیما‪،‬‬ ‫ساعت حدود شش و نیم شب بود‪ .‬نماز مغرب و‬ ‫عشاء خونده شده بود‪ .‬بعد از اتمام هماهنگیهای‬ ‫ازم و تشریفات‪ ،‬کارت ورود را گرفتیم و وارد‬ ‫ابی شدیم‪ .‬چند بانوی جوان و ارایش کرده‪،‬‬ ‫پذیرای مهمانان بودند‪ .‬همون اغاز کاری یه‬ ‫بسته به عنوان هدیه به همه میدادند؛ ذوق‬ ‫داشتم ببینم چیه‪ .‬بازش کردیم یه ترمه خوش‬ ‫دوخت و یک نشریه تمام گاسه ‪ ۱20‬برگی‪ ،‬با‬ ‫عنوان «مدیران جهادی» بود‪.‬‬ ‫‪103‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫تو فکر بودم که یکی از دوستام زنگ زد‪.‬‬ ‫خبر از برگزاری چهارمین همایش ملی‬ ‫مدیریت جهادی داد و دعوتم کرد‪ .‬خیلی‬ ‫حال و حوصلهش رو نداشتم ولی اصرار کرد‬ ‫که بیا حداقل همدیگه رو ببینیم‪ .‬بهانه‬ ‫خوبی بود‪ .‬قبول کردم‪ .‬زمان برنامه نشون‬ ‫میداد که تدارک مفصلی دیده شده‪5 :‬‬ ‫تا ‪ 9‬شب بیست و پنجم دی ماه ‪.96‬‬ ‫وقتی رسیدم سالن همایش های صدا‬ ‫و سیما‪ ،‬ساعت حدود شش و نیم شب‬ ‫بود‪ .‬نماز مغرب و عشاء خونده شده‬ ‫بود‪ .‬بعد از اتمام هماهنگیهای ازم و‬ ‫تشریفات‪ ،‬کارت ورود را گرفتیم و وارد‬ ‫ابی شدیم‪ .‬چند بانوی جوان و ارایش‬ ‫کرده‪ ،‬پذیرای مهمانان بودند‪ .‬همون اغاز‬ ‫کاری یه بسته به عنوان هدیه به همه‬ ‫میدادند؛ ذوق داشتم ببینم چیه‪ .‬بازش‬ ‫کردیم یه ترمه خوش دوخت و یک نشریه‬ ‫تمام گاسه ‪ 120‬برگی‪ ،‬با عنوان «مدیران‬ ‫جهادی» بود‪ .‬تورقی کردیم‪ ،‬توش پیام‬ ‫مدیران مختلف اعم از وزرا و سایرین در‬ ‫خصوص مدیریت جهادی بود‪ .‬یک کار‬ ‫تمام سفارشی با رنگ و لعاب شعاری‪.‬‬ ‫بستیم و گذاشتیمش کنار‪ .‬فکر نکنم‬ ‫کسی بخوندش‪ .‬مگه اونایی که پیام‬ ‫دادند و خانوادههای وابسته‪ .‬اونم ازین‬ ‫جهت که احتماا ببینن کارشناساشون‬ ‫چی با امضاشون نوشتن‪.‬‬ ‫مجری برنامه که یکی از مجریان معروف‬ ‫صدا و سیما بود‪ ،‬سخنرانان مراسم را معرفی‬ ‫کرد‪ .‬ابتدا سردار سپهر دبیرکل همایش‬ ‫و معاون هماهنگ کننده ولی فقیه در‬ ‫سپاه پاسداران خیر مقدم گفت و در مورد‬ ‫چیستی و چرایی مدیریت جهادی توضیح‬ ‫داد‪ .‬بعدش‪ ،‬دکتر پزشکیان‪ ،‬نائب رئیس‬ ‫مجلس حرفا و دردای همیشگی خودش‬ ‫در مبارزه با فساد به صورت عملی (و نه‬ ‫شعاری)‪ ،‬رو تا کید کرد‪ .‬بعد از ایشون‪ ،‬وزیر‬ ‫‪104‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫صنعت چند کامی از روی برگه در مورد‬ ‫ُجهد‪َ ،‬جهد‪ ،‬جهاد و مجاهده سخن راند‪.‬‬ ‫بعد هم‪ ،‬سخنگوی دولت؛ دکتر نوبخت‬ ‫از عملکرد دولت دفاع کرد‪ .‬تا اینجا چیز‬ ‫خاصی گیر حضار نیومد‪ ،‬همه سعی کردند‬ ‫حرفاشون رو به اسم مدیریت جهادی به‬ ‫خورد مخاطب بدن و سرهای مخاطبین‬ ‫هم کمی تکان تکان بخورد‪.‬‬ ‫هیچ کدام از چهرههای علمی یا مردمی‬ ‫جهادی بین سخنرانان نبود تا حداقل به‬ ‫صورت نمایشی‪ ،‬مجلس رنگ و بو بگیره‪ .‬در‬ ‫میان سخنرانیها هم چیزی که توی ذوق‬ ‫میزد‪ ،‬پخش شوهای تبلیغاتی شرکتها و‬ ‫اسپانسرهای برنامه بود که به عنوان میان‬ ‫برنامه پخش میشد و هیچ تناسبی با جهاد‬ ‫و مدیریت جهادی نداشت‪.‬‬ ‫برنامهی بعد از سخنرانیها‪ ،‬تقدیر از‬ ‫‪ 10‬خانواده شهید شاخص دستگاهها و‬ ‫نهادها و ‪ 34‬نفر از مدیران جهادی بود‪.‬‬ ‫هدیه همایش که اعام شد‪ ،‬این بود‪ :‬یک‬ ‫انگشتر متبرک رهبر معظم انقاب به همراه‬ ‫ً‬ ‫لوح تندیس و یک هدیه نفیس (احتماا‬ ‫ترمه) از طرف حامی مالی همایش ‪...‬‬ ‫مجری برنامه در خصوص ما ک انتخاب‬ ‫مدیران جهادی اینگونه توضیح داد که یک‬ ‫سری شاخص به سازمانها ارسال کردیم‬ ‫و از اونا خواستیم که با توجه به اونا‪ ،‬مدیر‬ ‫جهادی سازمان شون رو معرفی کنن‪ [.‬ا گه‬ ‫دوست داشتین دو سه بار جمله قبلی رو‬ ‫بخونین‪ ،‬همراه با اون‪ ،‬فاتحهای هم برای‬ ‫مدیر جهادی و مدیریت جهادی ‪]...‬‬ ‫البته در اخر تقدیرها هم‪ ،‬از یه نویسنده‬ ‫مقاله تو زمینه مدیریت جهادی تقدیر شد‬ ‫بدون اینکه به مقالهشون اشارهای بشه‪.‬‬ ‫ً‬ ‫اخر مراسم همه شرکت کنندهها جمیعا به‬ ‫صرف شام دعوت شدند‪ .‬یک شام خیلی‬ ‫خیلی ساده به صورت سلف سرویس با ‪5‬‬ ‫نوع غذا و انواع دسر و نوشیدنی ‪ ...‬همه‬ ‫چیز مراسم به همه چیزش میاومد ‪...‬‬ ‫میخواستم در مورد شام گیر بدم‪ ،‬گفتن‬ ‫اونم اسپانسر داره‪ .‬برام جالبه‪ ،‬اسپانسر چه‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫محلل خوبیه‪ .‬اصا همون اسپانسر رو باید‬ ‫به عنوان مدیر جهادی انتخاب کرد که هم‬ ‫جایزه میده‪ ،‬هم مراسم میگیره‪ ،‬هم شام‬ ‫میده‪ ،‬هم به همه حضار هدیه میده ‪...‬‬ ‫‪105‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫‪ .1‬یکی از راههایی که باعث ترویج پدیدهها‬ ‫و وقایع میشود‪ ،‬اشاعه انها از طریق‬ ‫فرهنگ سازی‪ ،‬ایجاد گفتمان‪ ،‬مفهوم‬ ‫سازی و ‪ ...‬است‪ .‬در ادبیات تخصصی‪،‬‬ ‫ابزارهای ترویج امور و پدیدهها را‪ ،‬ابزارهای‬ ‫پیشبردی یا ترفیعی نامگذاری کردهاند‪.‬‬ ‫مهم ترین اصل در راه ترویج درست‪ ،‬به‬ ‫کار بردن همه ظرایف و ضرایب مهندسی و‬ ‫مدیریت تصویر ان پدیده است‪ .‬متاسفانه‬ ‫انچه که در این امور کمتر دیده میشود‪،‬‬ ‫حساسیت نسبت به چگونگی امر اشاعه و‬ ‫ترویج است‪ .‬ا گر بسته ترویجی و هارمونی‬ ‫اجزاء درون بسته برای اشاعه امر‪ ،‬به دقت‬ ‫و ظرافت چیده نشود و به اصطاح از کار‬ ‫بیرون بزند‪ ،‬بیشتر از انکه موجب اشاعه و‬ ‫ترویج شویم‪ ،‬موجب بدنامی و خسارت به‬ ‫ان مفهوم و ‪ ...‬شدهایم‪ .‬بعضی وقتها‪،‬‬ ‫اینقدر حجم بیرون زدن‪ ،‬وحشتنا ک است‬ ‫که انسان گمان میکند‪ ،‬افراد با ایدههای‬ ‫متعارض و متناقض هم به این قشنگی‬ ‫نمیتوانستند این مفهوم را مخدوش‬ ‫نمایند‪ .‬در این همایش‪ ،‬شما عبارات‬ ‫زیر را با هم جمع کنید و تصویر خودتان‬ ‫را بسازید‪ ،‬ببینید مدیریت جهادی از این‬ ‫تصویر بیرون میاید؟ سالن همایشهای‬ ‫صدا و سیما‪ ،‬برنامه استقبال‪ ،‬سخنرانان‬ ‫رسمی و دولتی‪ ،‬اسپانسر‪ ،‬کلیپهای‬ ‫تبلیغاتی‪ ،‬شرکتهای حامی‪ ،‬نشریه گاسه‬ ‫ً‬ ‫شعاری‪ ،‬جایزه به برخی که اصا مناسبتی‬ ‫نشریه تمام گاسه مدیریت جهادی – ویژه چهارمین همایش‬ ‫درد دل ما‬ ‫با مدیریت جهادی ندارند‪ ،‬نحوه انتخاب‪،‬‬ ‫ً‬ ‫پذیرایی چند رنگ ‪ ...‬اصا در این میانه‬ ‫جایی برای ترویج مدیریت جهادی میماند؟‬ ‫‪ .2‬روش انتخاب برگزیدگان‪ ،‬بسیار چالش‬ ‫برانگیز و دارای اریب فراوان است؛ یعنی‬ ‫هر کس از ظن خودش و با دستگاه منطق‬ ‫فکری خود به شاخصهای ارائه شده نگاه‬ ‫میکند و فردی را معرفی میکند‪ .‬ترکیب‬ ‫افراد معرفی شده‪ ،‬نشان از فهمهای‬ ‫متعدد‪ ،‬متنوع و متفاوت از شاخصها‬ ‫میدهد و البته اینکه مسئوان سعی‬ ‫داشتند دل همه اقشار را به دست اورند‪:‬‬ ‫از دکتر نوبخت معاون رئیس جمهور گرفته‬ ‫(که اعام شد خودشان راضی نبودند)‪،‬‬ ‫مهندس اسکندری؛ مدیرعامل سازمان‬ ‫‪106‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫اقتصادی کوثر (با شرکتهای متعدد‬ ‫زیانده)‪ ،‬خانم سعیده قدس؛ مدیر عامل‬ ‫محک‪ ،‬و میاد عدل؛ از مدیران اجرائی‬ ‫همایش‪ ،‬تا مهندس علی ابادی؛ مدیرعامل‬ ‫مپنا‪ ،‬و سردار خراسانی؛ فرمانده سابق‬ ‫بسیج سازندگی‪..‬‬ ‫‪ .3‬یادکرد از سابقون حوزه مدیریت جهادی‬ ‫میتواند به این گونه همایشها جهت‬ ‫دهد‪ .‬درست است که همه نمیتوانند‬ ‫حاج عبدا‪ ...‬والی و حاج حسن طهرانی‬ ‫مقدم شوند ولی ذکر مجاهدت‪ ،‬نمایش‬ ‫اثار و تقدیر از اهلبیتایشان‪ ،‬در ارائه نمونه‬ ‫حقیقی مدیریت جهادی بسیار تعیین‬ ‫کننده است‪ .‬در این مراسم خبری از این‬ ‫نامها و یادها نبود‪.‬‬ ‫‪ .4‬با توجه به شرایط اقتصادی و مالی‬ ‫کشور و با بخشنامههای دولتی‪ ،‬تاش‬ ‫میشود بسیاری از برنامههای این چنینی‬ ‫از طریق حامی یا همان اسپانسر‪ ،‬تامین‬ ‫مالی شود‪ .‬اما ایا این همه ریخت و پاش‬ ‫از کیسه حامی مالی‪ ،‬میتواند به برگزاری‬ ‫این همایش مشروعیت دهد؟ ایا این از‬ ‫ّاولیات مدیریت جهادی نیست که تا‬ ‫انجا که میشود باید هزینهها را کم کرد؟‬ ‫از کیسه بقیه هزینه کردن‪ ،‬توجیهی برای‬ ‫هزینه کرد معمولی هم نیست‪ ،‬چه رسد‬ ‫به اینکه ولخرجی اتفاق بیافتد!‬ ‫‪ .5‬دولت در برگزاری این همایش نقش‬ ‫همکار دارد‪ .‬سوال اینجاست‪ ،‬دولتی که‬ ‫زندگی افراد برجسته و شاخص ان به نوعی‬ ‫اشرافی و تجملی است‪ ،‬چگونه میتواند‬ ‫مدیریت جهادی را ترویج کند؟ ایا این‬ ‫نوع همکاریها‪ ،‬مبتذل نیست و موجب‬ ‫مضحکه نمیشود؟‬ ‫‪ .6‬تا کی میتوان مفاهیم ناب برامده از‬ ‫مکتب‪ ،‬انقاب و دفاع مقدس را که از‬ ‫اندیشه امامان انقاب میتراود‪ ،‬اینگونه‬ ‫تاویل کرد؟ ایا برگزاری این همایش با‬ ‫برگزاری همایشی که در خصوص مبارزه با‬ ‫فساد بود و مورد عتاب رهبر فرزانه انقاب‬ ‫قرار گرفت‪ ،‬نشانههای تشابه و همسانی‬ ‫ندارد؟ ایا نمیتوان مدیریت جهادی را در‬ ‫میدان عمل به مردم چشاند و با برگزاری‬ ‫جشن و سور و سات و شو ان را خالی از‬ ‫معنا نکرد؟ ایا ‪...‬‬ ‫‪‬‬ ‫َ‬ ‫ٰ‬ ‫ݧ‬ ‫ݨ‬ ‫ݨ‬ ‫ݡ‬ ‫ݑ ْݩ ݦݩ ݬݓ ݪ ݪݬحه ݤا ݤݤݤ‬ ‫ٮح ݧ ݐݩ ݩ ݧ ݘ ݤݤ ݤݤد‬ ‫� ݧݩ ݐ ݬ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݫݣ ݫک ِݣ ݣ ݣاݣ ݫݣݓ ݠ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣاں ݣ ݣݤه ݣ ݣ ݤ‬ ‫ف‬ ‫مع ݣرݣ�ݥ‬ ‫ت‬ ‫ک�اݣ جݣ�‬ ‫‪108‬‬ ‫ݧ‬ ‫ݩ‬ ‫ݩ‬ ‫ݐ‬ ‫ݑ‬ ‫کى‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣى‬ ‫ݣ‬ ‫‪۴0۴‬‬ ‫ݣ‬ ‫ݡ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫هݣ ݣاݤ ݣ ݣدݥݣ ݤݤ‬ ‫ݩ‬ ‫ح ݣ ݣه ݣ‬ ‫ٮݣ ݫ ݓ ݣ ݣ‬ ‫دݣ ݤر ݣ ݣݣم ݣ ݔݭدݣى ݣݤر ݫى ݫ ݬݔ ݑ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫برای ارتقایتولیدو اشتغال‬ ‫‪ ‬هنوز کتابهای همسریابی و اشپزی از‬ ‫پرفروشترین کتابها هستند‪ .‬شاید به خاطر‬ ‫اینکه وصف العیش نصف العیش! شاید هم به‬ ‫خاطر خوشمزه بودن نتایجش! اما واقعیت این‬ ‫است که جذابیت‪ ،‬سادگی در نگارش‪ ،‬همهفهم‬ ‫بودن و کاربردی بودن انها رمز مخاطب پسند‬ ‫بودن انها است‪.‬‬ ‫این قاعده درباره کتابهای پرفروش مدیریتی‬ ‫نیز صادق است‪ .‬در دانش مدیریت کتابهایی‬ ‫پرفروش هستند که به زبان ساده و البته گاه‬ ‫ً‬ ‫کمعمق به رشته تحریر درامدهاند‪ .‬این اثار نوعا‬ ‫در صفحات کم‪ ،‬با عنوانی جذاب و بهصورت‬ ‫توصیهای و تجویزی در قالب یک داستان مفصل‬ ‫یا چند داستان کوتاه نوشته میشود‪ .‬کتاب چه‬ ‫کسی پنیر مرا برداشته است اسپنسر جانسون‪،‬‬ ‫قورباغه را قورت بده برایان تریسی و نقش دل‬ ‫در مدیریت مجتبی کاشانی نمونهای از دهها‬ ‫کتاب با این سبک نگارشاند‪.‬‬ ‫‪109‬‬ ‫شــماره دوم ‪ -‬بهـ ـ ــار ‪1397‬‬ ‫‪‬فارغ از اینکه ما این کتابها را در‬ ‫فضای دانشگاهی بپذیریم و تبلیغ‬ ‫کنیم و یا انها را به کتاب اشپزی‬ ‫تشبیه و تحقیر کنیم باید اعتراف‬ ‫کرد که کتابهایی هستند که زیاد‬ ‫خرید شده و خوانده میشوند‪.‬‬ ‫ازاینرو غفلت از این نوع عرضه‬ ‫اندیشه‪ ،‬نوعی خالی کردن میدان‬ ‫و اجازه دادن برای عرضه غذای‬ ‫کم ارزش برای افراد پر اشتهاست‪.‬‬ ‫‪ ‬طی چند ماه گذشته کتابی‬ ‫با عنوان «‪ 404‬نکته در مدیریت‬ ‫جهادی برای ارتقاء تولید و اشتغال»‬ ‫روانه بازار شده است که ان را‬ ‫میتوان از همین دست اثار تلقی‬ ‫ً‬ ‫کرد؛ کتابی ساده و نسبتا روان برای‬ ‫مخاطب عام‪ .‬نفس پرداختن به این‬ ‫موضوع بسیار مهم و ارزشمند است‬ ‫که نشان از دقت نظر نویسندگان‬ ‫محترم یعنی خانم الهام شاهزیدی‬ ‫و همسرشان اقای قاسم زارعی و‬ ‫دکتر کیومرث فرحبخش که نظارت‬ ‫بر این کتاب را بر عهده داشتند‪،‬‬ ‫دارد‪ .‬باید به ایشان خداقوت گفت‬ ‫و برایشان ارزوی توفیق نمود‪ .‬بنا‬ ‫نداریم کتاب را نقد کنیم و بگوییم‬ ‫کاش به جای ‪ 404‬عنوان ‪ 40‬عنوان‬ ‫را میگفتید و کاش صفحهاراییتان‬ ‫جذابتر بود و کاش مطالب را روانتر‬ ‫و با مثال و داستان میاوردید‪.‬‬ ‫اینها احتماا به ذهن نویسندگان‬ ‫محترم هم رسیده و شاید امکانش‬ ‫را نداشتند‪ .‬میخواهیم فقط تشکر‬ ‫کرده باشیم و تبلیغ‪ .‬امیدواریم شما‬ ‫هم بخوانید و بازخورد بدهید که‬ ‫ً‬ ‫قطعا این عزیزان نقدپذیرند‪.‬‬ ‫‪ ‬این کتاب در ‪ 208‬صفحه در‬ ‫قطع جیبی تهیه شده است‪ .‬این‬ ‫قطع و اندازه‪ ،‬کتاب را برای مطالعه‬ ‫کننده خوشدست کرده است که‬ ‫قابلتقدیر است‪ .‬مطالب کتاب‬ ‫در ‪ 10‬فصل با عناوین زیر تنظیم‬ ‫شده است‪:‬‬ ‫فصل اول‪ :‬هدفمندی‬ ‫فصل دوم‪ :‬قوانین‬ ‫فصل سوم‪ :‬نظارت‬ ‫فصل چهارم‪ :‬شرایط و ایمنی‬ ‫فصل پنجم‪ :‬استرس و فرسودگی‬ ‫فصل ششم‪ :‬نیازهای کارکنان‬ ‫فصل هفتم‪ :‬عدالت‬ ‫فصل هشتم‪ :‬تغییر جایگاه و تعدیل نیرو‬ ‫فصل نهم‪ :‬کار گروهی‬ ‫فصل دهم‪ :‬تشویق و تنبیه‬ ‫به سراغ نویسنده کتاب رفتیم و از او‬ ‫درباره خودش و کتابش پرسیدیم‪.‬‬ ‫با رویی گشاده استقبال کرد و‬ ‫برایمان نوشت که‪...‬‬ ‫‪ ‬الهـــــــام شاهزیدی هستم‪.‬‬ ‫کارشناسی مشاوره از دانشگاه‬ ‫اصفهان و کارشناسی ارشد مشاوره‬ ‫شغلی از دانشگاه عامه طباطبایی‬ ‫و طلبه جامعهالزهرای قم و البته‬ ‫سا کن اصفهان‪ .‬در کنکور سراسری‬ ‫رتبهام زیر پانصد بود و انتخاب‬ ‫رشتهی مشاوره به نظر خیلیها‬ ‫اشتباه؛ در مقطع ارشد هم رفتن به‬ ‫گرایش شغلی رشته مشاوره (با وجود‬ ‫گرایش خانواده در رشته مشاوره)‬ ‫اشتباه بعدی از نظر دیگران‪ .‬اما‬ ‫دلم قرص بود‪ .‬ازانجا که به گفتهی‬ ‫شهید مطهری نیاز علمی روز را‬ ‫عالم حقیقی تشخیص میدهد‪.‬‬ ‫مطمئن بودم ا گر مباحث مربوط‬ ‫به اشتغال مهم نبود رهبر بصیر‬ ‫یک کشور طی سالهای متمادی‬ ‫و مکرر نام سالها را اقتصادی‬ ‫انتخاب نمیکردند‪.‬‬ ‫از طرفی دیدم انقدر امثال من در‬ ‫کار روی کلیدواژههای مطروحه‬ ‫توسط ایشان به هر علتی مثل ترس‬ ‫از اشتباه و نقد شدن و‪ ...‬دوری‬ ‫و کندی میکنیم که خودشان‬ ‫مجبور میشوند مدتها و بارها‬ ‫به تبیین انها بپردازند؛ درحالیکه‬ ‫به نظر میرسد بنا بود از ایشان به‬ ‫یک اشاره و از ما به سر دویدن‪ ،‬نه‬ ‫مات و مبهوت متوقف ماندن!‬ ‫از سوی دیگر احساس میشد پس‬ ‫از یک دوره سرعت گرفتن در برخی‬ ‫زمینهها و نزدیک شدن به برخی‬ ‫مدلهای هرولهی مدیریتی در‬ ‫سالهای گذشته؛ در حال حاضر‬ ‫‪110‬‬ ‫هستهمدیریتجهادیمرکزرشد‬ ‫برخی فضاهای مدیریتی از سرعت داستان تولد این کتاب‬ ‫خود کاستهاند و این مساله به‬ ‫امربهمعروف در سطح مدیران‬ ‫و یاداوری افقهای مدیریتی در‬ ‫جامعهی اسامی نیاز دارد و این‬ ‫وظیفهی امثال من است‪.‬‬ ‫یک سمت دیگر قضیه هم کتب‬ ‫فراوان جذابی است که توسط برخی‬ ‫غربیها و شرقیهای بهظاهر موفق‬ ‫از نظر اقتصادی به زبان ساده و با‬ ‫ارائهی دستورالعملهای کاربردی‬ ‫ترجمه میشود و در بازار کتاب ایران‬ ‫موجود و پرطرفدار است و ا گرچه‬ ‫گاهی به شیوهای زیبا از اخاق‬ ‫هم بهره میبرد اما گویی اغلب به‬ ‫نحوی همین اخاق را نیز از انرو‬ ‫که خادم منافع مادی بشر است‬ ‫احترام میکنند و این با فرهنگ‬ ‫و معارف شیعه‪ ،‬فاصلهی زیادی‬ ‫دارد‪ .‬جای یک کتاب که ساده‬ ‫و روان و بر اساس دستاوردهای‬ ‫علمی مدیریتی و مشاوره شغلی‬ ‫و نزدیکتر به تعالیم تشیع تنظیم‬ ‫شده باشد خالی بود‪ .‬میتوان گفت‬ ‫کتاب گرچه بهظاهر مدیریتی است‬ ‫ً‬ ‫اما تقریبا برای تمام خوانندگانش‬ ‫میتواند نکاتی اموزنده داشته باشد‪.‬‬ ‫برای یکی از واحدهای درسی‬ ‫مقطع ارشد استاد (دکتر فرحبخش)‬ ‫تکلیف کردند که همگی کتابی را‬ ‫بهدقت بخوانیم و هر نکتهای که‬ ‫حین مطالعه به ذهنمان میرسد‬ ‫یادداشت کنیم‪ .‬این روش مطالعه‬ ‫باعث شد تا بفهمیم حین خواندن‬ ‫یک کتاب چه نکتهها از چپ و‬ ‫راست و موضوعات مرتبط و نامرتبط‬ ‫دیگر به ذهن میاید! گاهی‪ ،‬تنها‬ ‫یک جمله از یک کتاب‪ ،‬شبیه‬ ‫گلولهی برفی کوچک رهاشده از‬ ‫باای کوه میشود که در ذهن‬ ‫خواننده غلت زنان‪ ،‬بزرگ و بزرگتر‬ ‫میشود و تبدیل میشود به بهمن‬ ‫یک کتاب دیگر!‬ ‫پس از تهیه یک پیشنویس‪ ،‬اقای‬ ‫زارعی (همسر بنده و مولف دو‬ ‫کتاب «عبرتهای خلقت با رویکرد‬ ‫فیزیولوژیک»‪ -‬کتابی است در‬ ‫راستای تولید علم بومی به شیوهی‬ ‫تمثیل‪ -‬و «اسام در اوج حقیقت»)‬ ‫به بنده فرمودند چرا همینجا که‬ ‫مخاطب نشسته است و پای منبر‬ ‫مشاوره شغلی و مدیریت‪ ،‬سینه‬ ‫میزند روضهی نهایی ترکیب با‬ ‫مباحث تشیع را نمیخوانید؟ و این‬ ‫شد اغاز تغییر سبک نکات کتاب‬ ‫به نکاتی که بوی دین و مدیریت‬ ‫را بهصورت محلول و نه مخلوط‬ ‫توامان داشته باشد!‬ ‫ازانجا که مولفان عاقهمند بودند‬ ‫تا به بهانهی عنوان سال ‪ 96‬هم‬ ‫که شده کتاب به دست برخی‬ ‫مدیران برسد تا به مصداق نصح و‬ ‫ً‬ ‫خیرخواهی یا تذکر که یقینا مومنان‬ ‫را نفع میبخشد‪ ،‬کتاب را مطالعه‬ ‫نمایند در چاپ ان سرعت به خرج‬ ‫دادند و این شاید باعث شد تا‬ ‫به خاطر برخی محدودیتهای‬ ‫ً‬ ‫رویهای‪ ،‬رسیدن به ان شکل کاما‬ ‫مطلوب و ایدهال مولفان در نگارش‬ ‫و ویراست و صفحهارایی و طرح جلد‬ ‫و حتی توزیع کتاب و رساندنش به‬ ‫دست مخاطبین اصلی ان یعنی‬ ‫مدیران و دانشجویان مدیریت‪،‬‬ ‫با موانعی روبهرو شویم‪ .‬و در کل‬ ‫بزرگترین اشکال این چرخه شاید‬ ‫همان داستان غمانگیز کم مطالعه‬ ‫بودن ماست‪.‬‬ ‫‪ ‬در صورت تمایل به تهیهی‬ ‫کتاب با شماره تلفن ‪09132244836‬‬ ‫تماس حاصل نمایید‪.‬‬ ‫‪‬‬

آخرین شماره های فصلنامه مدیریت جهادی

فصلنامه مدیریت جهادی 3

فصلنامه مدیریت جهادی 3

شماره : 3
تاریخ : 1397/10/01
فصلنامه مدیریت جهادی 1

فصلنامه مدیریت جهادی 1

شماره : 1
تاریخ : 1396/04/01
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!