دو فصلنامه تأملات رشد شماره 1 - مگ لند

دو فصلنامه تأملات رشد شماره 1

دو فصلنامه تأملات رشد شماره 1

دو فصلنامه تأملات رشد شماره 1

‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫شماره اول‪ ،‬بهار و تابستان ‪1397‬‬ ‫نشانی دفتر نشریه‪:‬‬ ‫تهران‪ -‬بزرگراه شهید چمران‪-‬‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‪ -‬مرکز رشد‬ ‫تلفکس‪89775592-88590027 :‬‬ ‫رایانامه‪info@pm.rushd.ir :‬‬ ‫کانال تلگرام‪@Rushdisu :‬‬ ‫با تشکر ویژه از اعضای تحریریه کانال تلگرامی‬ ‫مرکز رشد به ادرس ‪ @Rushdisu‬که ماخذ اصلی‬ ‫یادداشت های این نشریه بوده است‪.‬‬ ‫با نوشته هایی از‪:‬‬ ‫محمد صادق تراب زاده جهرمی‬ ‫دکتر سعید مسعودی پور‬ ‫علی جعفری هرستانی‬ ‫حسن سعدابادی‬ ‫علی عبداهلل زاده‬ ‫سیدمحمدرضا فقیه ایمانی‬ ‫سید علیرضا سجادیه‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫دکتر سیدمجتبی امامی‬ ‫دکتر بهنام طالبی‬ ‫علی مصطفوی‬ ‫اسحاق سلطانی‬ ‫مهرداد حیدری‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫مدیرمسئول‪ :‬دکتر سید مجتبی امامی‬ ‫سردبیر‪ :‬دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫مدیرداخلی‪ :‬حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫مدیرفنی‪ :‬سامان قاموس‬ ‫مدیرهنری‪ :‬سید مصطفی شفیعی‬ ‫هیئت تحریریه‪ :‬رامین مددلو‪،‬‬ ‫اسحاق سلطانی‪ ،‬محمد رحمتی‪،‬‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‪،‬‬ ‫سیدعلیرضا محمدی‬ ‫سیدابراهیم راستیان‬ ‫محمدمهدی مهدی خواه‬ ‫صادق توسلی‬ ‫مجتبی جوادی‬ ‫احمد شریعتمداری‬ ‫دکتر نصیب اهلل دوستی‬ ‫رضا پاینده‬ ‫سجاد لطفی‬ ‫رامین مددلو‬ ‫ابراهیم خانی‬ ‫دکتر مجتبی باباخانی‬ ‫دکتر محمدحسین قوام‬ ‫محمدرضا ارام‬ ‫رامین مالک‬ ‫دکتر مهدی موحدی‬ ‫دکتر محمدجواد رضایی‬ ‫محسن باقری‬ ‫جواد ازادی‬ ‫هادی حبیب اللهی‬ ‫محمدعلی صادقی کیا‬ ‫مرتضی تیموریان‬ ‫امیرحسین غفاری‬ ‫محمد رحمتی‬ ‫حمید ایزدبخش‬ ‫علی قربانی‬ ‫مجید کریمی‬ ‫مجید محمد زمانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫فهرست‬ ‫‪16‬‬ ‫از نظر شهید بهشتی عــدل اخالقی زیربنای بنیان‬ ‫عدالت در جامعه است‪.‬‬ ‫مطهری و نگاه سوم به انسان‬ ‫‪18‬‬ ‫در جستجوی معنای رشد در مورد انسان‪ ،‬باید به فراتر‬ ‫از نگاه صنعتی و پرورشی توجه کرد‪.‬‬ ‫سیره حضرت علی؟ع؟ منبع بسیار مهم ساخت‬ ‫جامعه اسالمی است‪.‬‬ ‫‪24‬‬ ‫سیر سلوکی در حل مسئله؛ پله اول‬ ‫گاهی انسان ها به مسئله نرسیده اند و گاهی هم که‬ ‫رسیده اند‪ ،‬در ابهام مسیر قرار دارند اما برای سلوک‬ ‫در این مسیر باید منطق و سیره خاصی را دنبال کرد‪.‬‬ ‫‪28‬‬ ‫دکتر سید مجتبی امامی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫علی مصطفوی‬ ‫به دنبال انسان عادل‬ ‫یادداشت رشد‬ ‫‪10‬‬ ‫بررسی نسبت عالمه طباطبایی و انقالب اسالمی‬ ‫در اندیشه و عمل‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫فهرست‬ ‫انقالبی مظلوم‬ ‫ِ‬ ‫ذکره عباده‬ ‫محمدصادق تراب زاده جهرمی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫علی جعفری هرستانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫تامالت ما‪ ،‬تامالت شما‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪7‬‬ ‫سردبیر‬ ‫مهرداد حیدری‬ ‫پژوهش و راه دشوار اصالح اجتماعی‬ ‫اگر خواهان بهبود وضعیت پژوهش کشور هستیم‪ ،‬باید‬ ‫پیش از هر چیز‪ ،‬فلسفه و کارکرد زیست اجتماعی ان را‬ ‫ً‬ ‫در کشور تدارک ببینیم؛ وگرنه صرفا با «هویتی تزیینی»‬ ‫مواجه خواهیم بود‪.‬‬ ‫‪31‬‬ ‫‪21‬‬ ‫شهید صدر ارائه دهنده مسیری برای تحقق تمدن‬ ‫نوین اسالمی است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اسحاق سلطانی‬ ‫شهید صدر‪ :‬راهنمای تحقق تمدن نوین اسالمی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیدعلیرضا سجادیه‬ ‫‪2‬‬ ‫مکتب ناب مغفول‬ ‫سه گان «عدالت‪ ،‬عقالنیت و معنویت»‪ ،‬چارچوب‬ ‫نظری و عملی اقامه و بسط عدالت اجتماعی در‬ ‫جامعه اسالمی در مکتب امام است‪.‬‬ ‫‪33‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مقصود خدا‬ ‫‪48‬‬ ‫تفسیر به شرطی تفسیر است که مقاصد خدا را بیان کند‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫علی عبداهلل زاده | سید محمدرضا فقیه ایمانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪46‬‬ ‫داستان ها نگارگری بازاندیشانه ذهن ادمی از پهنه‬ ‫بی نهایت واقعیت است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اقلیم قصه ها‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪51‬‬ ‫جریان رسمی ‪ 2030‬شاید از فرایند نفوذ خارج شده‬ ‫باشد اما این پایان قصه نیست‪ .‬تداوم اموزش ‪ 2030‬در‬ ‫الیه ای رسمی اما با چهره های دیگر وجود دارد به گونه ای‬ ‫که حساسیت ها را جلب نمی کند‪.‬‬ ‫چهار روایت کوتاه از درون دانشکده علوم تربیتی‬ ‫کــه شــایــد ب ــدون ارت ـبــاط م ــداوم و چندساله قابل ‬ ‫مشاهده نباشند‪.‬‬ ‫‪69‬‬ ‫احمد شریعتمداری‬ ‫بختک هیجان رسانه ای‬ ‫هیجان رسانه ای؛ بختک رسانه(ای)های به خواب‬ ‫رفته است‪.‬‬ ‫‪74‬‬ ‫اسحاق سلطانی‬ ‫در باب مناظرات انتخاباتی‬ ‫چرا باید تعیین کننده ترین عرصه تبلیغاتی‪ ،‬مناظرات‬ ‫تلویزیونی باشند؟‬ ‫‪76‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫محمدصادق تراب زاده جهرمی | سید علیرضا سجادیه‬ ‫ابطال رسمی‪ ،‬تداوم غیررسمی‬ ‫دانشـکده علوم تربیتی کجاست؟‬ ‫فهرست‬ ‫محمدصادق توسلی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪44‬‬ ‫از ضروریات پیشرفت یک کشور‪ ،‬گام نهادن در مسیر‬ ‫ارتقای سطح علم و فناوری یک جامعه هست‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫محمدمهدی مهدی خواه‬ ‫سواد عمومی‪ :‬ارتقا دهنده جامعه علمی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪42‬‬ ‫علم نیز می تواند حالتی از مستی به انسان دهد‪،‬‬ ‫به نحوی که عمل او بر طبق موازین عقالئی نباشد‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مستی علم‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫دکتر بهنام طالبی طادی‬ ‫سیاست علمی فرایندمحور یا استاد(انسان)محور؟‬ ‫مسئله این است‪...‬‬ ‫‪63‬‬ ‫علی قربانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪36‬‬ ‫رشد با چشیدن‪ ،‬راه رفتن و در راه رفتن حاصل می شود‪.‬‬ ‫چه بسیار کسانی که راه می روند اما به مقصد نمی رسند‬ ‫چون در راه نمی روند‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ابراهیم راستیان‬ ‫رشد بر مدار رشد‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫ماجرای جمشید و مریم‬ ‫رسانه حقیقت و امید‬ ‫رسانه مستند یکی از کانال های جدی است که می تواند‬ ‫مطالعات و پژوهش های هسته های مختلف علمی‬ ‫را به نقطه اثر نزدیک گرداند‪.‬‬ ‫‪78‬‬ ‫رضا پاینده‬ ‫ ولی سخت افزارها‬ ‫شهر شن ژن‪ :‬سیلیکون ِ‬ ‫مستندی که روایتگر موفقیت یک تجربه صنعتی‬ ‫در چین است‪.‬‬ ‫‪80‬‬ ‫مجتبی جوادی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪60‬‬ ‫راهبری پژوهش در ایــران و اصــاح وضع موجود در‬ ‫گروی اصالح نظام ارتقای علمی‪ ،‬کشف نقطه اثر و‬ ‫شکل گیری قیام صحیح اجتماع علمی است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حکمرانی پژوهش و جوانه های تغییر‬ ‫‪3‬‬ ‫سجاد لطفی‬ ‫ّ‬ ‫صفر تا سکو‪ :‬صدای زن ایرانی‬ ‫مستند زندگی خواهران منصوریان فرصتی است برای‬ ‫دیده شدن موفقیت حاشیه ها و تبعیض ها‬ ‫‪83‬‬ ‫‪86‬‬ ‫رابطه دولت و ملت در ایران اسالمی در نهایت باید‬ ‫ذیل ایده به هم پیوستگی مثبت ترمیم گردد‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫رامین مددلو‬ ‫سه ایده ی ارتباط‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ابراهیم خانی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪101‬‬ ‫گویا برای برخی امام خمینی‪ ،‬امام دیروز است و راه‬ ‫امروز و فردای ما‪ ،‬ربطی به ارشاد دیروز ندارد‪.‬‬ ‫تحلیل پدیده «تکدی گری» از منظر اسالمی‬ ‫در کنار مذمت اظهار نیاز‪ ،‬مدح انفاق کنندگان برای‬ ‫پاسخ مثبت به درخواست نیازمندان‪ ،‬به عنوان دو‬ ‫اهرم مکمل برای پاسخ به نیازهای مادی نیازمندان‬ ‫واقعی عمل خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪120‬‬ ‫اسحاق سلطانی‬ ‫برانگیختگی اجتماعی و اجتماع برانگیخته‬ ‫طرح نگاهی برای فهم جامعه ایرانی امروز‪. ...‬‬ ‫‪123‬‬ ‫رامین مالک‬ ‫یک جامعه خشن‬ ‫چرا مردم کشورمان با چنین فرهنگ و ارزش هایی‪،‬‬ ‫این چنین خشن و عصبانی هستند؟‬ ‫‪128‬‬ ‫علی جعفری هرستانی‬ ‫چرا «خدا» خرمشهر را ازاد کرد؟‬ ‫‪113‬‬ ‫در نبرد با باطل تا کجا باید پیش برویم تا نصرت الهی‬ ‫نازل شود و اسباب غیرمادی به کمک بیایند؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫حسن سعدابادی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪104‬‬ ‫انقالب اسالمی در چهل سالگی به تثبیتی در عقالنیت‬ ‫می رسد که تا پیش از ان چنین مرتبه ای نداشته است‪.‬‬ ‫ابتالئات انقالب اسالمی در این دوران چهل ساله همه‬ ‫ّ‬ ‫و همه لوازم این رشد و بلوغ تلقی می شود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بلو غ چهل ساله انقالب اسالمی در‬ ‫کشاکش با انقالبی های بدلی‬ ‫سعید مسعودی پور‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫اسیب شناسی شناخت اسیب های‬ ‫اجتماعی در ایران‬ ‫شناخت اسیب های اجتماعی خود نیازمند اسیب شناسی‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪131‬‬ ‫سجاد لطفی‬ ‫امر به حجاب مظلوم‬ ‫مبنای اصلی امربه معروف و نهی از منکر‪ ،‬محبت به‬ ‫همدیگر است‪.‬‬ ‫‪136‬‬ ‫دکتر سید مجتبی امامی‬ ‫دکتر بهنام طالبی طادی‬ ‫‪115‬‬ ‫ـام» امت در ادبیات دینی و‬ ‫یکی از تفاوت های «امـ ِ‬ ‫«رئیس» مردم در ادبیات عمومی ایجاد علقه عاطفی‬ ‫ِ‬ ‫و محبت قلبی است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پناه مردم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فهرست‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫ً‬ ‫خمینی کجای زندگی ماست؟ دقیقا کجا؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪97‬‬ ‫برای این بود که شاید ادم بشود‪...‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫دکتر مجتبی باباخانی‬ ‫امام خمینی موافق سلطنت شاه بود؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪90‬‬ ‫سازمان نیز مانند جامعه می تواند ظاهر و باطنی داشته‬ ‫باشد و فراتر از یک امر اعتباری صرف‪ ،‬هویتی وجودی‬ ‫داشته باشد‪.‬‬ ‫متولیان اصلی ریشه کنی فقر غیرمادی‪ ،‬نهادهای‬ ‫موضوع تکافل اجتماعی است‪.‬‬ ‫‪117‬‬ ‫سعید مسعودی پور‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫داللت های سازمانی جامعه شناسی متعالیه‬ ‫محمدرضا ارام‬ ‫نکته های اغازین فهم و رفع فقر‬ ‫‪4‬‬ ‫به دنبال نگاه تجویزی در رویکرد توصیفی‬ ‫اینکه مجموعه های خط مشی گذاری کشور به صرف‬ ‫مجموعه گزاره های سیاستی اکتفا می کنند‪ ،‬ناشی از‬ ‫اختالط نگاه توصیفی با نگاه هنجاری به خط مشی‬ ‫عمومی است‪.‬‬ ‫‪139‬‬ ‫‪141‬‬ ‫عمل زدگی یکی از چالش های اصلی فضای سیاست پژوهی‬ ‫کشور است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫حمید ایزدبخش‬ ‫عمل زدگی به جای عمل گرایی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫احمد شریعتمداری‬ ‫‪147‬‬ ‫قوه قضائیه نیازمند اینه های دغدغه مند برای فهم‬ ‫مشکالت ساختاری‪ ،‬محتوایی و محیطی اش است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫اسیب شناسی قوه قضائیه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫رامین مالک‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪143‬‬ ‫نفی‬ ‫تصمیم گیری گروهی را نمی توان به همان راحتی ِ‬ ‫تصمیم گیری فردی تجویز کرد‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪156‬‬ ‫چگونه امکان همزیستی دو رویکرد «نابود کردن شمشیرها»‬ ‫و «حفظ شمشیرها» در اقلیم جایزه صلح نوبل وجود دارد؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫دکتر محمدجواد رضایی‬ ‫دو پادشاه در اقلیم صلح نوبل‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪154‬‬ ‫اگر ظهور مسئله «علم دینی» را سنتزی از ِتز «دین» و‬ ‫انتی تز «علم» تعبیر کنیم‪ ،‬اقتصاد اسالمی تنها دفاعی‬ ‫منفعالنه در برابر سیطرۀ تدبیرگری علم مدرن است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫دکتر مهدی موحدی‬ ‫فرزند زمانه مدرن‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪158‬‬ ‫دستیابی به نظریه اسالمی عدالت‪ ،‬نیازمند تبیین‬ ‫نسبت فقه و عدالت و البته تبیین درست چگونگی‬ ‫استنباط احکام با اقامه عدل است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫لطفا امنیت فضای مجازی را به امنیت سایبری‬ ‫تقلیل ندهیم‪.‬‬ ‫‪164‬‬ ‫محمدهادی حبیب اللهی‬ ‫پرانتزی که باز شد!‬ ‫اقتصاد تعاونی ظرفیتی استفاد ه نشده برای کشور است‪.‬‬ ‫‪169‬‬ ‫گذر توسعه اقتصادی از مسیر نواوری‬ ‫اجتماعی‬ ‫برای دستیابی به توسعه اقتصادی نا گزیر از در پیش‬ ‫گرفتن مسیر نواوری اجتماعی هستیم‪.‬‬ ‫‪171‬‬ ‫رضا پاینده‬ ‫ایران خودروی امروز‬ ‫ایران خودروی امروز همچنان در انتظار افتخار ملی‬ ‫شدن است‪.‬‬ ‫‪174‬‬ ‫محمدعلی صادقی کیا‬ ‫ریشه کنی فقر یا فقیر؟‬ ‫صحبت از ریشه کنی فقر و نابرابری در بــازه زمانی‬ ‫چهارساله غیرمنطقی است‪.‬‬ ‫‪177‬‬ ‫مرتضی تیموریان‬ ‫محمدصادق تراب زاده جهرمی‬ ‫نسبت سنجی فقه و عدالت در فقه امامیه‬ ‫امنیت سـایبری یا امنیت فضای‬ ‫مجازی؟‬ ‫فهرست‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪151‬‬ ‫ان جماعتی که عقلشان در دیده شان به نوم زمستانی‬ ‫فرو رفته بود رای بر «بقاء ما کــان» صــادر کردندی و‬ ‫«وقع ما وقع‪»...‬‬ ‫توسعه روستایی؛ امری درو ن زاســت نه پــروژه ای باال‬ ‫به پایین‪.‬‬ ‫‪162‬‬ ‫محمدعلی صادقی کیا‬ ‫دکتر بهنام طالبی طادی‬ ‫سلبریتی الممالک‬ ‫ابادی من‬ ‫جواد ازادی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫مجلس محترم شورا یا مخرج‬ ‫مشترک شرکا؟‬ ‫یادداشت محسن باقری‬ ‫‪5‬‬ ‫در انتظار گسیل دانش سیاست گذاری‬ ‫به کشاورزی‬ ‫دانش سیاست گذاری به خوبی پا به عرصه کشاورزی‬ ‫کشور نگذاشته و ابتنا سیاست ها بر دانش فنی در بخش‬ ‫کشاورزی‪ ،‬بر چالش ها در این بخش افزوده است‪.‬‬ ‫‪179‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫امیرحسین غفاری‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪181‬‬ ‫نفت هم موهبت است و هم نقمت و برای اقتصاد‬ ‫دولتی رانتیر وابسته به نفت در کشور ما‪ ،‬بیشتر نقمت‬ ‫بوده است تا موهبت‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫مصائب نعمت نفت‬ ‫جواد ازادی‬ ‫نوعی حکمرانی از جنس «وزارت‬ ‫اموزش وپرورش»!‬ ‫نگاه حداقلی به باز ی های رایانه ای و عدم توجه به‬ ‫فرصت ها و تهدیدهای اموزشی‪ ،‬فرهنگی و اقتصادی‪،‬‬ ‫بازی را به مسئله ای عمومی تبدیل نموده است‪.‬‬ ‫‪204‬‬ ‫دکتر سید نصیب اهلل دوستی مطلق‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪185‬‬ ‫معاهده پاریس بار دیگر نشان داد یکی از الگوهای نوین‬ ‫حکمرانی در نظام بین الملل برای نفوذ در کشورهای‬ ‫درحال توسعه‪ ،‬هنجارساز ی های بین المللی از طریق‬ ‫معاهده های به ظاهر توسعه گرا است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫نفوذ به شیوه موافقت نامه تغییر‬ ‫اقلیم پاریس‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫‪208‬‬ ‫گشایش پنجره طرح تحول نظام‬ ‫سالمت‬ ‫چرا و چگونه طرح تحول نظام سالمت در دستور کار‬ ‫دولت تدبیر و امید قرار می گیرد؟‬ ‫‪213‬‬ ‫مجید کریمی‬ ‫پایان بی سروسامانی‬ ‫اقتصاد نامنسجم ایران نیازمند یک وزارتخانه مالی است‪.‬‬ ‫‪218‬‬ ‫مجید محمدزمانی‬ ‫‪202‬‬ ‫اقتصاد پلتفرم بستر نوین اشاعه و خلق نواور ی های‬ ‫جدید است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫محمد رحمتی‬ ‫به طعم اشتراکی گری‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫فهرست‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪198‬‬ ‫ناتمام تحریم های مالی را پیرامون‬ ‫کار‬ ‫بیت کوین می تواند ِ‬ ‫ِ‬ ‫حذف منابع ارزی کشور به پایان برساند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ناتمام تحریم ها‬ ‫کار‬ ‫پایان ِ‬ ‫بیت کوین‪ِ :‬‬ ‫ِ‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫دکتر محمدحسین قوام‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪193‬‬ ‫ً‬ ‫قانون کار در ایران تقریبا هیچ مدافعی ندارد‪ .‬کارگران ان را‬ ‫بسترساز ظلم به کارگر تلقی می کنند و کارفرمایان ان را عامل‬ ‫چسبندگی بازار کار و بهره وری پایین نیروی کار می خوانند‪.‬‬ ‫بــازار کار در ایــران بیش از انکه نیازمند تزریق های‬ ‫غیرهدفمند حمایتی و پولی باشد‪ ،‬نیازمند تحولی‬ ‫در نظام خلق مهارت است‪.‬‬ ‫حمید ایزدبخش‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫«قانون کار» در دو راهی‬ ‫اشتغال راه میان ُ بر ندارد‬ ‫‪6‬‬ ‫پیراهن فرهنگ بر تن اقتصاد‬ ‫بهینگی سیستم اقتصادی کشور در گرو ایجاد ساختار‬ ‫اقتصادی متناسب با ظرفیت های ارزشی و نهادی‬ ‫فرهنگ اسالمی‪-‬ایرانی است‪.‬‬ ‫‪220‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫کامل و زوال انقالب اسالمی را به جهت تعارض منافع‬ ‫در دستور کار دارد‪ .‬به همین سبب تکلیف نیروهای‬ ‫انقالب دو چندان شده است و بایستی با دو گونه‬ ‫مسئله که گاه از خالل هم به راهکار می رسند مواجه‬ ‫شود‪ :‬یکی‪ ،‬مسئله های معطوف به طرح ریزی‪ ،‬ساخت‬ ‫و تثبیت نظام حکمرانی جمهوری اسالمی و دیگری‬ ‫مسئله های مربوط به مقابله با جنگ سخت و نرم‬ ‫مستکبران و جهانخواران ‪...‬‬ ‫مرکز رشد دانشگاه اما م صادق؟ع؟‪ ،‬یکی از مراکز فکری‬ ‫و نخبگانی برامده از ارمان های متعالی انقالب اسالمی‬ ‫اســت که تــاش دارد بــرای ایــن هر دو گونه مسئله‪،‬‬ ‫بیندیشد و راه سازی و راه نمایی کند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫در این مسیر‪ ،‬هر یک از اعضا ‪-‬که بعضا به صورت گروه‬ ‫(حلقه یا هسته) درمی اید‪ -‬بر روی یک مسئله انقالب‬ ‫اسالمی متمرکز شده و تالش می کنند با جلب کمک های‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬حادثه ای با افق های متعالی و ژرفای‬ ‫عمیق‪ ،‬در چهلمین سال حیات درخشان خود است‪.‬‬ ‫انقالبی که از جوشش و غلیان خواست های یک امت‬ ‫به رهبری یک امام برامد و استقالل و ازادی را دو شعار‬ ‫اساسی و محوری خود قرار داد‪ .‬ازانجاکه این خواست ها‬ ‫در تعارض جدی با استیال و استکبار غرب و شرق بود‪،‬‬ ‫بنابراین انقالب هم در به ثمر رسیدن و هم در تحقق و‬ ‫تثبیت‪ ،‬مورد تعرض و تعدی جدی بود‪ .‬این موضوع‬ ‫وقتی حادتر شد که چراغ برافروخته شده این انقالب‪،‬‬ ‫فــروغ دل و نور چشم مستضعفان و محرومان عالم‬ ‫گردید و از مرزهای جغرافیایی فراتر رفت و به صورت‬ ‫یک ارمان و شعور منطقه ای و جهانی تجلی یافت‪.‬‬ ‫اکنون‪ ،‬در چهل سالگی این حادثه بزرگ عصر حاضر‪،‬‬ ‫استکبار جهانی با بارگذاری و فعال کردن جبهه های‬ ‫مختلف نظامی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬اقتصادی و سیاسی‪ ،‬استحاله‬ ‫‪7‬‬ ‫یادداشت رشد‬ ‫تامالت ما‪ ،‬تامالت شما‬ ‫یادداشت رشد‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حکمرانی پژوهش و اسیب شناسی پژوهش در سه‬ ‫مقاله پرداخته شده است‪ .‬در باب رسانه نیز عالوه‬ ‫بر پرداختن به اهمیت ساخت فیلم های مستند‪ ،‬دو‬ ‫فیلم «شنژن» و «از صفر تا سکو» تبیین و بررسی شده‬ ‫است‪ .‬در این حوزه‪ ،‬نویسندگانی از رشته های قران‬ ‫و حدیث‪ ،‬فقه و مبانی حقوق‪ ،‬فلسفه و کالم‪ ،‬علوم‬ ‫سیاسی‪ ،‬اقتصاد‪ ،‬سیاست گذاری فرهنگی‪ ،‬مدیریت‬ ‫ ن ــواوری‪ ،‬مدیریت دولتی و سیاست گذاری بخش‬ ‫ عمومی‪ ،‬سیاست گذاری علم و فناوری و مدیریت‬ ‫بازاریابی قلم زده اند‪.‬‬ ‫در بخش سیاست و اجتماع‪ ،‬نوشته هایی با محوریت‬ ‫امام خمینی؟هر؟‪ ،‬مجلس شورای اسالمی‪ ،‬قوه قضائیه‪،‬‬ ‫اسیب های اجتماعی و‪...‬کار شده است‪ .‬پژوهشگران‬ ‫این بخش درس خوانده رشته های فقه و مبانی حقوق‪،‬‬ ‫فلسفه و کالم‪ ،‬علوم سیاسی‪ ،‬حقوق‪ ،‬مدیریت دولتی‪،‬‬ ‫مدیریت صنعتی‪ ،‬مدیریت بازاریابی و سیاست گذاری‬ ‫فرهنگی هستند‪.‬‬ ‫در بخش اقتصاد و مدیریت از حوزه های نــواوری‪،‬‬ ‫نفت‪ ،‬اشتغال و بازار کار‪ ،‬طرح تحول سالمت‪ ،‬معاهده‬ ‫پاریس‪ ،‬اقتصاد پلتفرم و‪ ...‬یادداشت هایی انتشار یافته‬ ‫است‪ .‬در این حوزه نویسندگانی با تخصص های علوم‬ ‫اقتصادی‪ ،‬مدیریت مالی‪ ،‬سیاست گذاری بخش‬ ‫عمومی و مدیریت نواوری قلم زده اند‪.‬‬ ‫امید دست اندرکاران تهیه و تولید این نشریه‪ ،‬این است‬ ‫که محتواهای گرداوری شده بتواند عالوه بر موثر بودن در‬ ‫جریان اداره امور‪ ،‬به راه های تالقی با سازمان ها و مراکز‬ ‫مربوط منتج گردیده و ما را به نقطه اثر نزدیک تر نماید‪.‬‬ ‫بدیهی است ارائه نظر‪ ،‬پیشنهاد و انتقاد شما زمینه ساز‬ ‫استقرار نشریه در جایگاه مطلوب و مفید خود است‪.‬‬ ‫فکری یک استاد مرجع و هــادی‪ ،‬همراه با تالقی با‬ ‫واقعیت بیرونی ان مسئله در محیط سیاست گذاری‬ ‫و اجرایی کشور‪ ،‬جریان و فضای فکری حا کم بر ان‬ ‫موضوع را مورد بررسی‪ ،‬نقد‪ ،‬ارائه نظر و پیشنهاد قرار‬ ‫دهند‪ .‬این خروجی ها در قالب های مختلفی عرضه‬ ‫می شوند که یکی از ان ها کانال جامع مرکز رشد دانشگاه‬ ‫امام صادق؟ع؟ در شبکه اجتماعی تلگرام است‪.‬‬ ‫با توجه به محتوا و مطالب جمع اور ی شده در این‬ ‫کانال‪ ،‬تصمیم داریم در دوفصلنامه «تامالت»‪ ،‬مهم ترین‬ ‫موضوعات (‪ )Issues‬و مسئله هایی(‪ )Problems‬که‬ ‫اعضای مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟ در حال‬ ‫حاضر در کانال تلگرامی مرکز (و در اینده در سایر بسترها‬ ‫و فضاهای مجازی) منتشر کرده و می کنند را به رویت‬ ‫سیاست گذاران و نخبگان فکری بگذاریم‪ .‬بدیهی‬ ‫است عالوه بر مزیت مکتوب شدن و در مرئی و منظر‬ ‫کارگزاران و نخبگان قرار گرفتن‪ ،‬جمع این دیدگاه ها‬ ‫را با هم دیدن‪ ،‬حائز اهمیت است‪.‬‬ ‫این نوشته ها که در قالب مقاله و یادداشت های تحلیلی‬ ‫اماده سازی شده است‪ ،‬در سه پرونده جداگانه فرهنگ‬ ‫و اندیشه‪ ،‬سیاست و اجتماع و در نهایت اقتصاد و‬ ‫مدیریت گرداوری‪ ،‬تدوین و تنظیم شده است‪.‬‬ ‫در این شماره‪ 60 ،‬یادداشت از حدود ‪ 41‬نفر از اعضای‬ ‫مرکز رشد منتشر گردیده که ‪ 22‬یادداشت در حوزه‬ ‫موضوعی «فرهنگ و اندیشه»‪18،‬یادداشت در حوزه‬ ‫موضوعی «سیاست و اجتماع» و ‪ 20‬یادداشت در حوزه‬ ‫موضوعی «اقتصاد و مدیریت» گرداوری شده است‪.‬‬ ‫در بخش فرهنگ و اندیشه‪ ،‬نوشته هایی حول محور‬ ‫اندیشه و دیدگاه شخصیت های معظمی مانند حضرت‬ ‫عالمه طباطبایی؟هر؟‪ ،‬شهید صدر و شهید مطهری‬ ‫دیده می شود‪ .‬هم چنین به موضوع مسئله شناسی‪،‬‬ ‫سردبیر نشریه‬ ‫‪8‬‬ ‫ف ݩݐ ݦ ݐ ݩݦ ݩݒݩ‬ ‫ىݡس ݤه‬ ‫� ݣرݣݠهں ݣ ݣوݤݣ ݣ ݢ‬ ‫گݣ ݣاݣںݣ ݣݠدݣ ݫ ݬݫ ݫݬݔ‬ ‫ل‬ ‫پ�رݣوݣ�ن ݠدݤݣهݤ ݣاݤݣ ݣوݤ ݤݤ‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪-1‬نسبت فکری عالمه طباطبایی‬ ‫و انقالب اسالمی‬ ‫علی جعفری هرستانی‬ ‫پژوهشگر هسته عالمه پژوهی و هسته مکتب امام؟هر؟ مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری رشته علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫انقالبی مظلوم‬ ‫ِ‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مبانی فکری عالمه طباطبایی؟وضر؟ در بعد نظری و نوع‬ ‫ً‬ ‫نگرش اجتماعی و سیاسی به اسالم‪ ،‬کامال با مبانی‬ ‫فکری امام خمینی؟هر؟ و انقالب اسالمی سازگاری‬ ‫دارد‪ .‬بلکه در نگاهی عمیق تر‪ ،‬از انجا که به تعبیر رهبر‬ ‫ّ‬ ‫معظم انقالب‪ ،‬حضرت ایت اهلل خامنه ای‪« ،‬مبانی‬ ‫تئوریک انقالب اسالمی اثار شهید مطهری است‪ ».‬و‬ ‫بدون شک اثار شهید مطهری در حوزه مبانی اسالمی‪،‬‬ ‫شرح و بسط اندیشه های عالمه طباطبایی در المیزان‬ ‫است‪ ،‬لذا باید عالمه طباطبایی را فیلسوف اجتماعی‬ ‫پشتیبان انقالب اسالمی دانست که بخش مهمی از‬ ‫ّ‬ ‫مبانی انقالب اسالمی در اثار ایشان و یا متاثر از ایشان‬ ‫و در اثار شاگردان ایشان(مانند شهید مطهری‪ ،‬شهید‬ ‫بهشتی‪ ،‬ایت اهلل جوادی املی و ایت اهلل مصباح یزدی)‬ ‫تبیین گردیده است‪ .‬به بیان دیگر انقالب اسالمی‬ ‫ّ‬ ‫همان گونه که در مقام ثبوت و تحقق مرهون مجاهدات‬ ‫علمی و عملی رهبر فرزانه انقالب‪ ،‬امام خمینی؟هر؟‬ ‫و شا گردان او (و البته مردم) است‪ ،‬در مقام اثبات‬ ‫و تبیین نیز(عالوه بر امام)‪ ،‬مرهون مجاهدت علمی‬ ‫عالمه طباطبایی؟وضر؟ و شاگردان اوست‪.‬‬ ‫‪-1-1‬اندیشه اجتماعی و سیاسی‬ ‫عالمه طباطبایی‬ ‫عالمه طباطبایی در اثار خود و به ویژه در تفسیر شریف‬ ‫المیزان‪ ،‬به تبیین اندیشه اجتماعی اسالم می پردازد‪.‬‬ ‫از نگاه عالمه طباطبایی «بدون شک اسالم تنها دینى‬ ‫است که با صراحت پایه بناى دعوت خود را بر اجتماع‬ ‫گذاشته و در هیچ یک از شئون خود‪ ،‬امر جامعه را به‬ ‫اهمال واگذار نکرده است‪ ...‬اسالم همه احکام خود‬ ‫را در قالب جامعه ریخته و روح جامعه را تا اخرین‬ ‫حد ممکن در ان دمیده است‪ ».‬به عنوان نمونه عالمه‬ ‫طباطبایی با مقایسه شریعت اسالم با شرایع گذشته‬ ‫اسالم را عالی ترین دین در بعد توجه به جامعه و نظامات‬ ‫بررسی نسبت عالمه طباطبایی و انقالب اسالمی‬ ‫در اندیشه و عمل‬ ‫‪10‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫در بعد نظریه سیاسی‪ ،‬عالمه طباطبایی‬ ‫معتقد به اصل سیاست الهی و حکومت‬ ‫اسالمی و معتقد به نظریه والیــت فقیه‬ ‫در عصر غیبت و لــزوم جهاد و مبارزه و‬ ‫فراهم کــردن مقدمات تشکیل حکومت‬ ‫اسالمی است‪.‬‬ ‫در بعد نظریه سیاسی‪ ،‬عالمه طباطبایی معتقد به‬ ‫اصل سیاست الهی و حکومت اسالمی و معتقد به‬ ‫نظریه والیت فقیه در عصر غیبت و لزوم جهاد و مبارزه‬ ‫و فراهم کــردن مقدمات تشکیل حکومت اسالمی‬ ‫است‪ .‬مبنایی که در اصل ان با امام خمینی؟هر؟ و‬ ‫قاطبه فقهای شیعه اختالفی ندارد‪ .‬عالمه طباطبایی‬ ‫قوانین اسالم را دارای دو دسته ثابت و متغیر می دانند‬ ‫که قوانین متغیر برای اداره جامعه در شرایط مختلف‬ ‫‪11‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪-1-2‬نظریه والیت فقیه و حکومت اسالمی‬ ‫در اندیشه عالمه طباطبایی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫انسانی برای هر جامعه ای الزم‬ ‫می دانند و از این طریق لزوم‬ ‫حکومت اسالمی را اثبات نموده و تشکیل حکومت‬ ‫توسط پیامبر اکرم؟ص؟ و تولی امور اجتماعی را موید‬ ‫می اورند‪ .‬و اختالف در جانشینی پیامبر؟ص؟ را نشان‬ ‫دهنده اجماع مسلمانان بر لــزوم حکومت دینی و‬ ‫اختالف انان در مصداق ولی جامعه می دانند‪ .‬از نگاه‬ ‫عالمه «مسئله والیت یکی از مواد مشروعه شریعت‬ ‫است که مانند سایر مواد مشروعه دینی برای همیشه‬ ‫در جامعه اسالمی باید زنده باشد‪ ».‬و پیوسته این مقام‬ ‫باید با یک یا چند نفر اشتغال داشته باشد‪ .‬و بحث‬ ‫در مورد شخص ولی غیر از ضرورت اصل مقام والیت‬ ‫و حکومت بوده و با نبودن فرد خاص منصوب‪ ،‬مقام‬ ‫حکومت و والیت از بین نمی رود‪ .‬و الغای ان الغای‬ ‫فطرت است و الغای فطرت الغای اصل اسالمیت‪.‬‬ ‫عالمه با توجه به شرایط ّ‬ ‫تقیه در زمان شاه‪ ،‬در این مقاله‬ ‫خود که پیش از پیروزی انقالب منتشر گردیده است‪،‬‬ ‫به والیت فقیه به تفصیل نپرداخته و ان را به فقه موکول‬ ‫ً‬ ‫می کند‪ّ .‬اما تلویحا بیان می کند که در عصر غیبت نیز‬ ‫والیت و حکومت به عهده فقیه اصلح یعنی دارای‬ ‫تقوای دینی و حسن تدبیر و اطالع از اوضاع است‪]2[.‬‬ ‫عالمه طباطبایی در المیزان نیز به نظریه والیت فقیه‬ ‫صحه می گذارد‪ .‬از نظر ایشان «در صورتی که مردم برای‬ ‫انجام تکالیف واجب اجتماعی خویش بخواهند دولت‬ ‫تشکیل دهند حق دارند که فقیه واجد شرایطی را به‬ ‫عنوان حاکم تعیین نمایند‪ .‬بی شک چنین فقیهی عالوه‬ ‫بر مشروعیت مردمی دارای مشروعیت الهی نیز خواهد‬ ‫بود‪ .‬زیرا منطقی و معقول نیست که مردم به تکالیف‬ ‫اجتماعی از سوی شارع مکلف باشند‪ ،‬اما هیچ گونه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اجتماعی می داند و همچنین‬ ‫مقایسه با قوانین و مقررات‬ ‫بشری حاکم در تمدن ّ‬ ‫مادی‬ ‫غرب به امتیازات ناشی از روح‬ ‫توحید و اخالق در مقررات‬ ‫اسالمی و نقص های موجود‬ ‫تمدن غــرب در ایــن زمینه‬ ‫می پردازد‪ ]1[.‬برای فهم گستردگی مباحث اجتماعی‬ ‫در اثار عالمه طباطبایی کافی است به این نکته ّ‬ ‫توجه‬ ‫شود که مباحث اجتماعی طرح شده در اثار شهید‬ ‫مطهری مانند نظام حقوق زن‪ ،‬بحث ازادی اجتماعی‬ ‫و ازادی عقیده و بیان در نسبت با ازادی معنوی‪،‬‬ ‫مبحث اسالم و مقتضیات زمان‪ ،‬تکامل اجتماعی‬ ‫و نبرد حق و باطل‪ ،‬نظریه انقالب های اجتماعی و‬ ‫ً‬ ‫دینی و‪ ...‬تقریبا به طور کامل‪ ،‬انعکاس و تفصیل‬ ‫مجتهدانه ای از مباحث اجتماعی عالمه طباطبایی‬ ‫در المیزان است‪.‬‬ ‫ظرفیت هایی که عالمه طباطبایی در فلسفه اجتماعی‬ ‫اسالم تبیین نموده و شاگردانی مانند شهید مطهری و‬ ‫ایت اهلل جوادی املی و ایت اهلل مصباح یزدی و ‪ ...‬ان‬ ‫را بسط و شرح داده اند‪ ،‬بزرگ ترین سرمایه های امروز‬ ‫انقالب اسالمی بــرای تولی علوم انسانی اسالمی و‬ ‫حرکت به سوی تحقق تمدن اسالمی است‪.‬‬ ‫و متکامل اجتماعی بــوده‬ ‫و ابـ ــزاری اســت در اختیار‬ ‫حکومت برای اداره جامعه‪.‬‬ ‫ایشان والیت و سرپرستی یک‬ ‫ّقیم و ولی را به حکم فطرت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حــق دخــالــت و اظـهــار نظر به همین ترتیب عالمه نسبت به مسائل‬ ‫فکری مردم توجهی خاص‬ ‫جهت ایجاد مقدمات و فراهم فکری روز نیز بسیار حساس بودند و در‬ ‫داشتند‪ .‬پس از عزیمت به‬ ‫اوردن زمینه های انجام ان قبال پاسخ به سواالت و شبهات فکری‬ ‫قم و با زیاد شدن شبهات‪،‬‬ ‫تکالیف را نداشته باشند‪ .‬مردم توجهی خاص داشتند‪.‬‬ ‫روزهــای پنج شنبه و جمعه‬ ‫مجالس عمومی داشتند و هر‬ ‫مگر امکان دارد که برای شارع‪،‬‬ ‫کس هرگونه سوالى در خصوص معارف دینی داشت‬ ‫امری مطلوب باشد و ان را از مردم بخواهد اما مقدمه‬ ‫پاسخ می گفتند‪ .‬در سایر روزهای هفته نیز هر وقت‬ ‫ان را نخواهد؟[‪]3‬‬ ‫کسی برای پرسیدن سوال به منزل ایشان رجوع می کرد‬ ‫‪-2‬نسبت عملی عالمه طباطبایی‬ ‫به او پاسخ می دادند و گاهی این موضوع در یک روز‬ ‫و انقالب اسالمی‬ ‫بیش از بیست مرتبه تکرار می شد‪.‬‬ ‫عالمه طباطبایی؟وضر؟ در سیره عملی نیز ّ‬ ‫متوجه مسائل‬ ‫ایشان نه تنها به پرسش های حضوری پاسخ می دادند‪،‬‬ ‫اجتماعی بــوده و در حــوزه هــای مختلف بر اساس‬ ‫بلکه روزانه به خط خود به چندین نامه ی داخلی و‬ ‫تکلیف خود ورود داشته اند‪ .‬این ورود البته بیشتر جنبه‬ ‫خارجی (از جمله پاکستان‪ ،‬سوریه‪ ،‬انگلستان‪ ،‬امریکا‪،‬‬ ‫اجتماعی و فرهنگی داشته است تا جنبه سیاسی‪.‬‬ ‫فرانسه‪ ،‬ترکیه و عراق) نیز پاسخ می دادند و حتی اگر از‬ ‫ّ‬ ‫عالمه طباطبایی به علت وظیفه اجتماعی که در رابطه‬ ‫سوی دبیرستانی برای پاسخ به شبهات دانش اموزان‬ ‫تحول علمی حوزه علمیه و ّ‬ ‫با ّ‬ ‫تحول فکری و فرهنگی‬ ‫دعوت می شدند‪ ،‬دعوت ان ها را اجابت می کردند‪.‬‬ ‫جامعه احساس بر خود می دیدند‪ ،‬تالش می کردند با‬ ‫نسبت به اوضاع جهان و به ویژه جهان اسالم حساس‬ ‫نوعی ّ‬ ‫تقیه سیاسی حرکت کرده تا در دوران خفقان رژیم‬ ‫بودند و از بی توجهی برخی علما به این قضیه گله مند‬ ‫پهلوی بتوانند اهداف خود را دنبال نمایند‪ .‬در ادامه‬ ‫بودند و به واسطه ی همین حساسیت در سال ‪1349‬‬ ‫به نمونه هایی از رفتار و مواضع سیاسی و اجتماعی‬ ‫برای کمک به مردم فلسطین حسابی بانکی باز کرده‬ ‫ایشان اشاره می کنیم‪.‬‬ ‫بودند و مردم را جهت کمک به فلسطینی ها تشویق‬ ‫‪ -2-1‬سیره اجتماعی عالمه طباطبایی‬ ‫می کردند‪]4[.‬‬ ‫عالمه طباطبایی در دوره ی اقامت در شاداباد تبریز(قبل‬ ‫از عزیمت به قم) همواره به فکر فقرا بودند و در حد‬ ‫بیکارى مردم‬ ‫توان به یارى انان مى شتافتند‪ .‬در مواقع‬ ‫ِ‬ ‫روستا‪ ،‬ان ها را بسیج کرده توسط خودشان کوچه ها‬ ‫و راه هاى روستایى را اصالح مى کردند‪ ،‬مراقب روابط‬ ‫اخالقى مردم و رشد فرهنگ و عقاید روستاییان بودند‬ ‫و هنگامی که مشکل و درگیری ای نیز بین روستاییان‬ ‫ب ه وجود می امد‪ ،‬بین ان ها به حکمیت پرداخته و نظم‬ ‫عمومی را برقرار می کردند‪.‬‬ ‫به همین ترتیب عالمه نسبت به مسائل فکری روز نیز‬ ‫بسیار حساس بودند و در قبال پاسخ به سواالت و شبهات‬ ‫‪ -2-2‬سیره عملی عالمه طباطبایی‬ ‫در مواجهه با انقالب اسالمی‬ ‫عالوه بر نسبت یابی مبانی فکری و اندیشه اجتماعی‬ ‫عالمه طباطبایی‪ ،‬رفتار و گفتار عملی ایشان در مواجهه‬ ‫مصداقی با انقالب اسالمی نیز باب دیگری است‬ ‫که بحثی جداگانه می طلبد‪ .‬انقالب اسالمی به طور‬ ‫مصداقی نیز با مبانی نظری و عملی عالمه طباطبایی‬ ‫سازگاری داشته است‪ .‬و ایشان در این مورد‪ ،‬با اصل‬ ‫رویکرد مبارزاتی امام؟هر؟ و رهبری ایشان همراهی‬ ‫داشته اند‪ .‬ایه اهلل جوادی املی می فرمایند که‪:‬‬ ‫‪12‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫نظر شریف عالمه طباطبایی درباره رهبر کبیر انقالب‪،‬‬ ‫نظر دیگر مراجع بود‪ .‬مانند ایت اهلل گلپایگانی ایشان‬ ‫امام امت را به عنوان بنیان گذار جمهوری اسالمی و‬ ‫رهبر کبیر انقالب می پذیرفت و همواره این اصل را‬ ‫مایه سعادت و سیادت و عظمت اسالم و مسلمین‬ ‫می دانست‪]5[.‬‬ ‫ایت اهلل احمدی میانجی‪ ،‬شا گرد دیگری از شاگردان‬ ‫عالمه طباطبایی‪ ،‬در خاطرات خویش چنین می گویند‪:‬‬ ‫نقل شده است که وقتی امام؟هر؟ در ابتدای پیروزی‬ ‫انقالب به قم عزیمت نمودند و در کوچه عالمه طباطبایی‬ ‫سکونت اختیار نمودند و لذا همسایه ها برای سهولت‬ ‫در دیدارها و مالقات خانه های خود را تخلیه کردند‪.‬‬ ‫عالمه طباطبایی به امام فرموده بودند‪ :‬اگر الزم است‬ ‫ما هم چنین کنیم‪ .‬امام فرمودند همسایگی شما برای‬ ‫ما مغتنم است و چون امام در همسایگی عالمه قرار‬ ‫داشتند و سروصداهای ناشی از صوت بلندگوها و‬ ‫همهمه مردم خیلی زیاد بود از عالمه پرسیدند از این‬ ‫جهت اذیت نمی شوید ایشان لبخندی زده و فرموده‬ ‫بودند هر چه از دوست رسد نیکوست و این در حالی‬ ‫است که در اواخر عمرشان از ناراحتی اعصاب رنج‬ ‫می بردند و نیاز به ارامش داشت‪]8[.‬‬ ‫[عالمه طباطبایی] تصریح کردند به این که فقط ما‬ ‫مسائل عادی مردم را بگوییم؟ اسالم امر به معروف‬ ‫دارد‪ ،‬نهی از منکر دارد‪ .‬این جمله را من اولین بار از‬ ‫عالمه شنیدم که فرمودند «جهاد‪ ،‬یکی از فروع امر به‬ ‫‪13‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫این همراهی تنها به تاییدات کلی امام و انقالب ختم‬ ‫نمی شود‪ .‬ایت اهلل دوست محمدی که از مبارزان انقالب‬ ‫و از عالقه مندان و شاگردان هم زمان امام خمینی؟هر؟‬ ‫و عالمه طباطبایی؟وضر؟ است‪ ،‬نقل می کند که عالمه‬ ‫طباطبایی «در مورد انقالب و تشویق ما به اطاعت‬ ‫از امام و اطاعت از مراجع و انجام وظیفه و اعمال‬ ‫ً‬ ‫انقالبی و تبلیغ رفتن و فعالیت کردن کامال تشویقمان‬ ‫می کردند‪ ».‬ایشان همچنین بیان می کند که در طول‬ ‫مبارزات توسط رژیم شاه دستگیر می شوند و عالمه‬ ‫طباطبایی برای ازادی ایشان تالش می کنند‪ .‬ایت اهلل‬ ‫دوست محمدی می گوید وقتی پس از ازادی محضر‬ ‫عالمه رفتم ایشان «دعــا فرمودند که شماها ماجور‬ ‫هستید و اسالم فقط این نیست که ما منبر برویم»‪.‬‬ ‫عالمه مبارزه علیه رژیم شاه را مصداق امر به معروف و‬ ‫جهاد می دانستند‪ .‬ایت اهلل دوست محمدی می گوید‪:‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫عالمه طباطبایی پس از قیام امــام خمینی در برابر‬ ‫ستم و استکبار گفت‪ :‬ایشان خیلی قاطع کالم خود‬ ‫را بر زبان جاری می نماید‪ ...‬فردی از اهل علم ساکن‬ ‫مشهد در امر امــام خمینی تردید داشــت یک بار که‬ ‫عالمه به زیارت بارگاه قدس رضوی امد درباره امام از‬ ‫وی سواالتی نمود عالمه در جواب ان مرد مردد گفت‪:‬‬ ‫امام بر ملکوت مسلط است‪]6[.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫معروف و نهی از منکر است و قضا‪ ،‬یکی از فروع امر‬ ‫به معروف و نهی از منکر است‪ .‬اصل امر به معروف‬ ‫و نهی از منکر است و این ها فروع امر به معروف اند‪».‬‬ ‫ً‬ ‫[عالمه] دعا کرد و اصال فرمود که «ما غبطه می خوریم‬ ‫به شما‪ »...‬عین «غبطه» را ایشان به من فرمودند‪ .‬اخر‬ ‫من نگران بودم که ایا ایشان از من خوشش می اید که‬ ‫این کار را کردم؟ ّاولش هم که رفتم یک کم خجالت‬ ‫کشیدم که نکند که یک وقتی ایشان بگوید که شما‬ ‫چه قدر تند هستید‪ .‬بعد فرمودند که «ما به امثال شما‬ ‫جوان ها غبطه می خوریم‪ ».‬در ادامه خیلی تواضع کرده‬ ‫فرمودند«ما هم غبطه می خوریم ولی خب ما عرضه اش‬ ‫را نداریم‪ ... ».‬وقتی که عالمه دعا کردند و تشویقم‬ ‫کردند‪ ،‬حتی بیشتر از گذشته محبت فرمودند‪ ،‬بعد با‬ ‫ان لحن خاص فرمودند «احتیاط یک نفر طلبه به این‬ ‫است که کاری که حتی احتمال این باشد که برخالف‬ ‫رضای اسالم عنداهلل باشد‪ ،‬نکند‪ .‬شما از مراجع معظم‬ ‫مشورت کنید و از اساتید و ببینید که ایت اهلل خمینی‬ ‫راضی اند به این کار یا نه؟» یعنی قریب به این مضمون‪.‬‬ ‫راضی اند یعنی که بدون اجازه ایشان کاری نکنید‪.‬‬ ‫عرض کردم چشم‪]7[.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫بهشتی که چند ماه قبل از‬ ‫این بود نیز به او داده نشد‪.‬‬ ‫همسر مرحوم عالمه اکنون‬ ‫زنده است و چندی قبل در‬ ‫مصاحبه ای ایــن مسئله را‬ ‫اعالم کرده است‪ .‬بنابراین‬ ‫در عین احترام به گویندگان‬ ‫خبر و تصدیق مراتب دیانت‬ ‫و صداقت انان‪ ،‬اصل خبر نمی تواند درست باشد‪».‬‬ ‫وی تفاوت امام خمینی؟هر؟ و عالمه طباطبایی را نه‬ ‫در مبانی سیاسی و اجتماعی بلکه در عمل می داند‬ ‫به این معنا که عالمه طباطبایی مسیر انقالب فکری‬ ‫و فرهنگی را وظیفه خود می داند و ان را بر فعالیت‬ ‫ّ‬ ‫سیاسی مقدم دانسته و از این طریق به دنبال احیای‬ ‫جامعه اسالمی اســت ّامــا امــام خمینی؟هر؟ قیام و‬ ‫انقالب سیاسی را وظیفه خویش می داند و انقالب‬ ‫فرهنگی را از طریق تشکیل حکومت دنبال می کند‪]10[.‬‬ ‫استاد طاهرزاده در پاسخ به این شبهه می نویسد‪:‬‬ ‫استاد سید محمدباقر موسوی‬ ‫همدانی؟هر؟ مترجم المیزان‬ ‫نقل می کند در همین ّایــام‬ ‫همسایگی عالمه و امام در‬ ‫ماه های حضور امــام در قم‬ ‫«عالمه طباطبایی به قدری‬ ‫از پیروزی انقالب اسالمی به‬ ‫رهبری امام خمینی شادمان‬ ‫بود که نمی توانست از اظهار ان خودداری کند روزی‬ ‫به من فرمود دلم می خواهد رژه ارتشی ها را در برابر امام‬ ‫ببینم عرض کردم هم اکنون انان در کوچه هستند و‬ ‫چند لحظه دیگر برنامه انان اغاز می شود‪ .‬بلند شوید تا‬ ‫دم در از نزدیک مشاهده کنید‪ .‬عبا را بر دوش گرفتند‬ ‫که نا گهان صدای موزیک ارتشیان برخاست امدیم‬ ‫پشت درب منزل و چون من درب را گشودم ایشان‬ ‫محو تماشای رژه نیروهای نظامی از برابر امام گردیدند‬ ‫و مکرر با هیجان می فرمودند‪ :‬چقدر جالب است‪]9[».‬‬ ‫در سال ها اخیر شایعاتی مبنی بر مخالفت عالمه‬ ‫طباطبایی با امــام خمینی؟هر؟ نقل شــده اســت از‬ ‫جمله اینکه ایشان در ماجرای شهادت یکی از شهیدان‬ ‫انقالب‪ ،‬فرموده اند «تنها شهید این انقالب‪ ،‬اسالم‬ ‫بود!»‪ .‬محسن کدیور نیز در نوشته ای‪ ،‬با مستمسک‬ ‫قرار دادن این شایعات‪ ،‬تالش نموده است تا عالمه‬ ‫طباطبایی؟وضر؟ را در صف مقابل انقالب اسالمی‬ ‫تصویر سازی نماید‪ .‬این در حالی است که فرزند شهید‬ ‫ایت اهلل قدوسی(نوه مرحوم عالمه طباطبایی) در واکنشی‬ ‫صریح با انتشار نامه ای در روزنامه جمهوری اسالمی‬ ‫خطاب به مدعیان‪ ،‬ضمن رد این ّادعا‪ ،‬می نویسد‪:‬‬ ‫«مرحوم عالمه طباطبایی از چند ماه قبل از ارتحال به‬ ‫دلیل کسالت شدید تحت مراقبت شدید بود و هیچ‬ ‫خبری از نوع شهادت ها و حوادث تلخ به ایشان داده‬ ‫نمی شد و میهمانانی که نزد او می رفتند قبل از ورود‬ ‫توسط همسر عالمه ا گاه می شدند که هیچ خبری به‬ ‫ایشان داده نشده و نشود‪ .‬حتی خبر شهادت مرحوم‬ ‫با نظر به شاگردان عالمه که همه از ستون های انقالب‬ ‫بودند و هستند باید به عالمه نگاه کرد‪ .‬داماد ایشان‬ ‫شهید ایت اهلل قدوسی اولین دادستان انقالب هستند‬ ‫و نوه ی ایشان یعنی فرزند ایت اهلل قدوسی از شهدای‬ ‫انقالب می باشند‪.‬‬ ‫در ادامه ذکر می کنند جمله مذکور به فرض صحت‬ ‫«می تواند از ان جهت مورد نظر باشد که با حرکات و‬ ‫سکنات بعضی مسئوالن مردم نسبت به اسالم بدبین‬ ‫می شوند ولی این ّ‬ ‫کلیت ندارد‪ .‬ایا حرکات و سکنات‬ ‫مقام معظم رهبری موجب نشد که مردم به عظمت‬ ‫اسالم پی ببرند؟!»[‪]11‬‬ ‫موضعی که مرحوم عالمه در قبال شهادت نوه خودشان‬ ‫داشتند و از زبان دختر ایشان نقل شده است‪ ،‬با این‬ ‫شایعات مطرح شده تعارض دارد‪ .‬خانم نجمه السادات‬ ‫طباطبایی در این زمینه چنین می گوید‪:‬‬ ‫‪14‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ایشان پس از فاجعه هفتم تیر ماجرایی دارند که به این‬ ‫صورت نقل شده است‪:‬‬ ‫[‪ ]1‬ن‪.‬ک‪ :‬عالمه طباطبایی‪ ،‬جامعه و روابط اجتماعی در اسالم(ترجمه ذیل‬ ‫ایه ‪ 200‬ال عمران در المیزان)‬ ‫[‪]2‬عالمه طباطبایی‪ ،‬بررسی های اسالمی‪ ،‬مقاله مسئله والیت و زعامت‪،‬‬ ‫ص ‪178-154‬‬ ‫[‪ ]3‬عالمه طباطبائی‪ ،‬محمدحسین‪ ،‬ترجمه تفسیر المیزان‪ ،‬بنیاد علمی و‬ ‫فکری عالمه طباطبائی‪ ،‬ج ‪ ،4‬ص ‪.211-207‬‬ ‫ٌ‬ ‫[‪]4‬این بخش عینا از مقاله « تبیین بایسته های ایجاد تحول در مجامع علمی؛‬ ‫بررسی موردی سیره ی عالمه ی طباطبایی؟هر؟ » مرتضی جوانعلی به نقل‬ ‫مستند از شا گردان و نزدیکان عالمه طباطبایی بیان گردیده است‪.‬‬ ‫[‪]5‬روزنامه جمهوری ‪1360/9/3‬‬ ‫[‪]6‬خاطرات فقیه اخالقی احمدی میانجی ص ‪۲۰۴‬؛‬ ‫[‪]7‬مصاحبه رجانیوز با ایت اهلل دوست محمدی منتشر شده در ‪ 94/8/ 24‬به ادرس‪:‬‬ ‫‪http://www.rajanews.com/news/227478‬‬ ‫[‪]8‬مجله بصائر ویژه نامه عالمه طباطبایی ص ‪16‬‬ ‫[‪]9‬مقاله امام خمینی و عالمه طباطبایی نوشته غالمرضا گلی زواره‪.‬‬ ‫[‪http://www.khabaronline.ir/detail/576499/culture/religion - ]10‬‬ ‫[‪]11‬پاسخ مکتوب استاد طاهرزاده در‪:‬‬ ‫‪http://lobolmizan.ir/quest/11153‬‬ ‫[‪]12‬جرعه های جانبخش ‪ ،‬ص‪ ، 123‬زمهر افروخته ‪ ،‬سید علی تهرانی ص‪110‬‬ ‫[‪]13‬زمهر افروخته ‪ ،‬سید علی تهرانی ص‪111‬‬ ‫پس از فاجعه هفتم تیر اطرافیان عالمه ‪ -‬به علت‬ ‫کسالت و بیماری ایشان‪ -‬تصمیم داشتند خبر شهادت‬ ‫شهید مظلوم بهشتی (از شا گردان عالمه طباطبائی)‬ ‫را به ایشان نرسانند‪ .‬در همان احوال یکی از اطرافیان‬ ‫عالمه به اتاق ایشان می رود و عالمه به وی می فرماید‪:‬‬ ‫«چــه به من بگویید و چه نگویید من اقــا بهشتی را‬ ‫می بینم که در حال صعود است »[‪]13‬‬ ‫اری چگونه می توان عالمه را در تقابل با امام و انقالب‬ ‫معرفی کرد در حالی که همه شاگردان خصوصی درس‬ ‫عالمه که ارادتمندان خاص ایشان بوده و در محضر عالمه‬ ‫‪15‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫پی نوشت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫راهی را که ما عمری با سختی ها و ریاضت ها رفتیم‬ ‫این جوان ها و شهیدان انقالب اسالمی در یک شب‬ ‫سپری کردند‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پـــــــــس از شــــــهــــــادت اری چگونه می توان عالمه را در تقابل‬ ‫طباطبایی کسب معرفت‬ ‫محمدحسن‪ ،‬پدرم به تهران با امام و انقالب معرفی کرد در حالی که‬ ‫کرده اند (مانند شهید مطهری‪،‬‬ ‫امد‪ ...‬پرسید‪ :‬نجمه! من همه شاگردان خصوصی درس عالمه که‬ ‫شهید بهشتی‪ ،‬شهید مفتح‪،‬‬ ‫به تو چه بگویم ؟! گفتم‪ :‬ارادتمندان خاص ایشان بوده و در محضر‬ ‫شهید قدوسی و نیز دیگرانی‬ ‫همچون عالمه حــسـن زاده‬ ‫هیچ! شکر خدا !‪ .‬فرمودند‪ :‬عالمه طباطبایی کسب معرفت کرده اند‬ ‫املی‪ ،‬ایت اهلل جوادی املی‪،‬‬ ‫احسنت‪ .‬نه ایشان به روی یا از یاران سینه چاک امام بوده اند و یا از‬ ‫ایت اهلل مصباح یزدی و‪)...‬‬ ‫خ ــود اوردنـ ــد و نــه م ــن! و مدافعین نهضت امام و هواداران انقالب‬ ‫یا از یاران سینه چا ک امام‬ ‫فــرمــودنــد‪« :‬شکر خــدا که و بلکه تئوری پردازان ان بوده و هستند‪.‬‬ ‫اگر بچه ای به تو داده خوبش‬ ‫بوده اند و یا از مدافعین نهضت‬ ‫را داده است‪]12[ .‬‬ ‫امام و هواداران انقالب و بلکه تئوری پردازان ان بوده‬ ‫همان گونه که در این مستند امده است‪ ،‬مرحوم عالمه‬ ‫و هستند و نه تنها کوچک ترین نقل قولی در مخالفت‬ ‫ اهلل‬ ‫طباطبایی؟وضر؟ که پیش از این نیز دامادشان ایت‬ ‫عالمه طباطبایی با امام خمینی؟هر؟ از این بزرگان نقل‬ ‫ً‬ ‫قدوسی دادستان کل کشور را در جریان بمب گذاری‬ ‫نشده است‪ ،‬بلکه دقیقا در نقطه مقابل ان‪ ،‬تاییدات‬ ‫منافقان از دست داده بودند نه تنها سخنی منفی علیه‬ ‫مـکـ ّـرری از عالمه طباطبایی بــا نقل های مختلف‬ ‫ّ‬ ‫انقالب بیان نمی کنند بلکه دخترشان را دلداری می دهند‬ ‫و در جریان های متفاوت از لسان شا گردان علمه‬ ‫شهادت‬ ‫و از اینکه خداوند چنین فرزندی که افتخار‬ ‫طباطبایی؟وضر؟ نقل شده است‪ ،‬که برخی از موارد‬ ‫نصیبش شده است به او داده شکر گذاری می کند‪.‬‬ ‫ان در این نوشته ذکر گردید‪.‬‬ ‫همچنین نقل شده است که مرحوم عالمه در اواخر‬ ‫عمرشان می فرمودند‪:‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫جایگاه عدالت اخالقی در اندیشه شهید بهشتی‪،‬‬ ‫بخشی مهم از نظریه ایشان در باب عدالت اسالمی‬ ‫است‪« :‬جامعه اسالمی به نص قران کریم جامعه ای‬ ‫است که باید مردم بر اساس تعالیم انبیا سراپرده قسط‬ ‫و عدل را در ان برپا کنند‪ .‬محور این جامعه عدل‬ ‫است و ان هم نه فقط عدل اقتصادی‪ ،‬عدل سیاسی‬ ‫و اجتماعی‪ ،‬بلکه عدل اقتصادی و عدل سیاسی بر‬ ‫پایه اعتدال بینشی و اخالقی‪».‬‬ ‫از منظر شهید بهشتی عدالت اخالقی زیربنای بنیان‬ ‫عدالت در جامعه است‪:‬‬ ‫عــدل اخــاقــی و عــدل فرهنگی ز یــربـنــاســت‪ .‬انبیا‬ ‫برپادارندگان عــدل انــد و عــدل در درجــه اول‪ ،‬عدل‬ ‫خود انسان است؛ عدل اخالق‪ ،‬عدل فرهنگ‪ ،‬عدل‬ ‫معرفت‪ ،‬عدل ایمان‪ ،‬عدل در عمل‪ .‬انبیا عادل سازند؛‬ ‫انسان های عــادل می سازند؛ و به دنبال و در طی و‬ ‫به عنوان نتیجه ان و به عنوان عاملی که با این عدل‬ ‫اخالقی تاثیر و تاثر و عمل و عکس العمل و سازندگی‬ ‫و خودساختگی و کاردهی و کارپذیری متقابل دارد‪،‬‬ ‫عــدل اجتماعی و عــدل سیاسی و عــدل اقتصادی‬ ‫است در همه ابعادش‪.‬‬ ‫به دنبال انسان عادل‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫علی مصطفوی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم اقتصادی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫این نوع نگاه شهید بهشتی به مسئله عدالت اخالقی‪،‬‬ ‫مانع تضعیف ان حتی در تزاحم با عدالت اجتماعی‬ ‫می شود‪:‬‬ ‫در جامعه اسالمی زیربنای همه عدل ها‪ ،‬عدل اخالقی‬ ‫است‪ .‬حتی عدل اقتصادی و عدل سیاسی به دلیل‬ ‫نقشی کــه در عــدل اخــاقــی دارد مــوردتــوجــه اســت‪.‬‬ ‫به طور ی که اگر در یک مقطعی از زمان دیدیم که عدل‬ ‫اخالقی را باید قربانی کنیم تا به عدل اجتماعی یا‬ ‫عدل اقتصادی برسیم‪ ،‬حق نداریم اولویت را به عدل‬ ‫اقتصادی و اجتماعی بدهیم و عدل اخالقی را قربانی‬ ‫کنیم‪ .‬این ها همه به هم مربوط و پیوسته اند‪ .‬مسئله‬ ‫مهم این است که کدام یک اصل است‪ .‬اصل‪ ،‬عدل‬ ‫از نظر شهید بهشتی عدل اخالقی زیربنای بنیان‬ ‫عدالت در جامعه است‪.‬‬ ‫اخالق و معنویت است‪.‬‬ ‫‪16‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫و یا درجایی دیگر با تا کید بر‬ ‫عدالت اخالقی‪ ،‬عنوان عدل‬ ‫جامع را برای ان برمی گزینند‬ ‫و می فرمایند که‪:‬‬ ‫شهید بهشتی سعی در شکستن انگاره‬ ‫انحصار عدالت در اقتصاد و اجتماع دارد و‬ ‫جامعه را به سمت عدالتی در مراتب باالتر‬ ‫راهنمایی می کند‪.‬‬ ‫اسالم دین عدالت اقتصادی و اجتماعی است اما‬ ‫کار سازندگی اسالم تنها به برقراری عدالت اجتماعی‬ ‫و اقتصادی تمام نمی شود‪ .‬اسالم دین انسان سازی‬ ‫بوده و در این دین انسان باید با همه فضائل اخالقی‬ ‫اسالم ساخته شود کسانی که می کوشند همه شعارهای‬ ‫ً‬ ‫انقالب اسالمی را صرفا در معنویت خالصه کنند و‬ ‫از طرفی افراد دیگری هم هستند که می کوشند همه‬ ‫شعارهای انقالب را در بهره مندی های مادی و عدالت‬ ‫اقتصادی و یا اجتماعی سیاسی خالصه کنند‪ ،‬این ها‬ ‫هیچ یک اســام را نشناخته اند‪ .‬انسان معجونی از‬ ‫خواست ها‪ ،‬ضرورت ها و گرایش های مادی و معنوی‬ ‫است؛ در اسالم تکامل و کمال معنوی و مادی انسان‬ ‫به هم امیخته است‪ .‬جامعه ای که انبیا می سازند‪،‬‬ ‫عدل اخالقی و معنوی از عدل اقتصادی و اجتماعی‬ ‫و سیاسی نمی تواند جدا باشد و بالعکس‪.‬‬ ‫لذا در حقیقت شهید بهشتی «محور جامعه اسالمی‬ ‫را عدالت اجتماعی‪ ،‬بر پایه اعتدال بینشی و اخالقی»‬ ‫می دانند‪ .‬عدالت اجتماعی نیز به واسطه سوق دادن‬ ‫جامعه به سمت این اعتدال بینشی و عدل اخالقی‬ ‫است که حائز اهمیت است؛ شهید بهشتی درواقع از‬ ‫نقش واسطه ای عدالت اجتماعی در تحقق اصلی فراتر‬ ‫که همان امر جامع عدالت یا عدالت اخالقی است سخن‬ ‫گفته و البته تالزم و همراهی این دو سطح از عدالت را‬ ‫نیز متذکر می گردد به نحوی که عدالت اجتماعی واقعی‬ ‫بدون عدالت اخالقی‪ ،‬محقق نخواهد بود و بالعکس‪.‬‬ ‫در حقیقت شهید بهشتی سعی در شکستن انگاره‬ ‫انحصار عدالت در اقتصاد و اجتماع دارد و جامعه را‬ ‫به سمت عدالتی در مراتب باالتر راهنمایی می کند‪:‬‬ ‫‪17‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫البته در دیدگاه شهید بهشتی‬ ‫عدالت اجتماعی و اقتصادی نیز مهم و حائز اهمیت‬ ‫است و بین عدالت اخالقی و عدالت اجتماعی و‬ ‫سیاسی و اقتصادی نیز تاثیر و تاثر متقابل وجود دارد‪:‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اصل‪ ،‬عدل اخالق و عدل‬ ‫معنویت است‪ .‬برای اینکه‬ ‫این عدل جامع به وجود اید‬ ‫باید بر اساس تعلیمات انبیا‬ ‫عمل کرده و حرکت کنیم‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اساس در زندگی عبارت است از‬ ‫ً‬ ‫اخالق و اتفاقا اقتصاد نیز نقش‬ ‫مهمی دارد ولی زیربنا نیست‪.‬‬ ‫عامل اصلی این است که انسان‬ ‫متعادل بسازیم انسان عدل و‬ ‫عدالت بسازیم و نظام عدل و‬ ‫عدالت بسازیم‪ .‬با این نظر که‬ ‫نقش مهم روابــط اقتصادی را‬ ‫در اخالق انکار نمی کنیم‪ ،‬به‬ ‫این معنا که در جامعه انسانی‬ ‫اخالق و اقتصاد و معنویت و مادیت روی دیگر عمل‬ ‫و عکس العمل دارند؛ یعنی یک انسان یک مجموعه‬ ‫است ولی در این مجموعه هرقدر ما انسان تر شدیم‬ ‫عامل اخالق نقشش بیشتر می شود‪ .‬مگر اینکه ما هم‬ ‫نومن ببعض و نکفر ببعض شویم و بگوییم منظور ما‬ ‫از ایجاد حکومت قسط اسالمی این است که قسط‬ ‫اداری و اجتماعی و قسط اقتصادی را تامین کند و بس!‬ ‫ً‬ ‫مطمئنا بدون قسط معنوی و اخالقی‪ ،‬قسط اقتصادی‬ ‫و قسط سیاسی تحقق پیدا نخواهد کرد وبالعکس‪،‬‬ ‫بدون قسط اقتصادی و قسط سیاسی‪ ،‬قسط اخالقی‬ ‫و معنوی تحقق و بـه صــورت گسترده واقعیت و در‬ ‫زمان طوالنی تحقق و واقعیت و دوام نخواهد داشت‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫بزرگ ترین راز ادمی‪ ،‬پی بردن به ماهیت و هویت خویش‬ ‫است‪ .‬انسان به عنوان فهرست عالم هستی موجودی‬ ‫همچنان ناشناخته است و در این مسیر‪ ،‬شناخت‬ ‫گستره وجودی ان سخت و دشوار می نماید‪ .‬شهید‬ ‫مطهری با طرح نظریه فطرت کوشش نمود دیدگاه‬ ‫جدیدی در حوزه انسان شناسی اسالمی ارائه نماید و‬ ‫در ان از دوگان «صنعت‪-‬تربیت» برای طرح نگاه خود‬ ‫به موضوع انسان به طور عام و حوزه تعلیم و تربیت‬ ‫به طور خاص بهره گیرد‪.‬‬ ‫شهید مطهری در ابتدای طرح و ارائه نظریه فطرت‪ ،‬از‬ ‫یک مقایسه میان دو مفهوم تربیت و صنعت استفاده‬ ‫کــرده انــد‪ .‬ایشان در تمایزی مفهومی میان تربیت و‬ ‫صنعت‪ ،‬صنعت را ساختن می داند و تربیت را پرورش‬ ‫دادن مجموعه ای از استعدادها تلقی می کند‪ .‬از نگاه‬ ‫مطهری‪ ،‬کار یک نجار‪ ،‬یک کار صنعتی است که‬ ‫در ان انسان بر اساس منظور و غایتی که خود دارد‪،‬‬ ‫سلسله مواد و اشیا را به خدمت می گیرد (بدون توجه‬ ‫به اینکه اهداف و غایت ان اشیا چیست) تا به هدف‬ ‫خود دست یابد‪ .‬در مقابل یک مربی (مثال شهید‬ ‫مطهری یک باغبان است) اقدام به پرورش ان شی‬ ‫مورد هدف‪ ،‬با توجه به غایت و هدف درونی ان گل و‬ ‫گیاه می کند‪ .‬در اینجا به نوعی هدف باغبان با هدف‬ ‫گل و گیاه منطبق شده است‪.‬‬ ‫نگارنده بر این باور است که به این تمایز دوگانه شهید‬ ‫مطهری که با تشبیه نیز همراه است‪ ،‬می توان حالت‬ ‫سومی را متصور شد که مخصوص انسان است و ان‬ ‫اعتقاد به «رشد انسان» است که چیزی ورای «صنعت»‬ ‫و «تربیت» است‪ .‬در معنای تربیت‪ ،‬نوعی جبر ُمتربی‬ ‫نهفته به گونه ای که یک گیاه‪ ،‬تنها مسیر وجودی اش همین‬ ‫پرورشی است که توسط باغبان داشته است؛ اما انسان‪،‬‬ ‫موجود ازاد و بااراده است که قلم شکل دهی به ماهیت‬ ‫خویش را در عالم برعهده گرفته و خداوند متعال مجموعه‬ ‫سرمایه های فطری را به او ارزانی داشته تا با بهره گیری از‬ ‫ان ها به غایت هستی خود که قرب الهی و شکوفا شدن‬ ‫مطهری و نگاه‬ ‫سوم به انسان؛‬ ‫صنعت‪ ،‬تربیت یا رشد‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫در جستجوی معنای رشد در مورد انسان‪ ،‬باید به‬ ‫فراتر از نگاه صنعتی و پرورشی توجه کرد‪.‬‬ ‫‪18‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫انسان (برخالف شخص او) به دست خودش داده شده‬ ‫است‪ .‬هر موجودی غیر از انسان‪ ،‬میان خودش و ماهیتش‬ ‫‪19‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫دیگر بالفعل است‪ ،‬ولی ازنظر جهازات روحی‪ ،‬ازنظر انچه‬ ‫ً‬ ‫بعدا شخصیت انسانی او را می سازد‪ ،‬موجودی بالقوه‬ ‫است‪ ،‬ارزش های انسانی او در زمینه ی وجودش بالقوه‬ ‫موجود است و اماد ه روییدن و رشد یافتن‪ .‬انسان ازنظر‬ ‫روحی و معنوی یک مرحله از مرحله ی بدنی عقب تر است‪،‬‬ ‫جهازات بدنی اش در رحم وسیله ی عوامل دست اندرکار‬ ‫افرینش ساخته وپرداخته می شود‪ ،‬ولی جهازات روحی‬ ‫و معنوی و ارکان شخصیتش در مرحله ی بعد از رحم‬ ‫باید رشد داده شود و پایه گذاری گردد‪ .‬ازاین رو می گوییم‬ ‫هر کس خود بنا و معمار و مهندس شخصیت خود‬ ‫است‪ ،‬قلم تصویر کننده و نقاش خلقت شخصیت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫به عبارت فلسفی‪ ،‬بر اساس نظریه اصالت وجود و‬ ‫حرکت جوهری‪ ،‬در مــورد انسان‪ ،‬وجــودش مقدم بر‬ ‫ماهیتش است‪ .‬انسان یگانه موجودی است که مراتب‬ ‫وجــودی ان از َ«بل هم اضل» تا «او ادنــی» است‪ .‬این‬ ‫ازان روست که این موجود در نهایت استعداد است‬ ‫و کمال مطلق که در پی ان است‪ ،‬فعلیت تمام؛ و‬ ‫رشد‪ ،‬مسیر چگونگی قوام این استعدادها در رسیدن‬ ‫به کمال مطلق است‪ .‬لذا معنای رشد در مورد انسان‬ ‫به واسطه دو ویژگی ممتاز عقل و اراده است که قابل ‬ ‫طرح می گردد و این دو ویژگی موجب یک نگاه امکانی‬ ‫به انسان است‪.‬‬ ‫بسط و گسترش این نوع نگاه به انسان در مرحله اول موجب‬ ‫تحول در نگاه به مقوله اموزش و به اصطالح رایج حوزه تعلیم‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫تصور جدایی غیرممکن است‪،‬‬ ‫استعدادهای عالی انسانی به این تمایز دوگانه شهید مطهری می توان‬ ‫ً‬ ‫مثال میان سنگ و سنگی‪ ،‬میان‬ ‫است‪ ،‬دست یابد‪.‬‬ ‫حالت سومی را متصور شد که مخصوص‬ ‫درخــت و درختی‪ ،‬میان سگ‬ ‫بنابراین بر اساس نگاه انسان‬ ‫انسان است و ان اعتقاد به «رشد انسان» است‬ ‫و سگی‪ ،‬میان گربه و گربه ای‪.‬‬ ‫شناسانه اســتــاد مطهری‪،‬‬ ‫که چیزی ورای «صنعت» و «تربیت» است‪.‬‬ ‫انسان تنها موجودی است که‬ ‫می توان دوگــان ایشان را به‬ ‫میان خودش و ماهیتش جدایی‬ ‫سه گان «صنعت‪ ،‬تربیت‪،‬‬ ‫و فاصله است‪ ،‬یعنی میان انسان و انسانیت‪ .‬ای بسا‬ ‫رشد» تعالی بخشید‪ .‬انچه مربوط به جمادات است؛‬ ‫انسان ها که به انسانیت نرسیده و در مرحله ی حیوانیت‬ ‫در حوزه صنعت است‪ ،‬ساحت گیاهان و حیوانات‬ ‫باقی مانده اند مانند برخی از انسان های بدوی و وحشی و‬ ‫مربوط به عنصر تربیت است و رشد مخصوص موجود‬ ‫بسا انسان ها که مسخ شده و به ضد انسان تبدیل شده اند‬ ‫بی همتای عالم انسانی است (ازاین روست که برخالف‬ ‫یو‬ ‫مانند اکثر متمدن نماها‪ .‬چگونه ممکن است میان ش ‬ ‫استفاده رایج‪ ،‬در لسان دینی از کلمه تربیت در مورد‬ ‫ماهیت خودش جدایی بیفتد؟ بدیهی است که ماهیت‬ ‫تعلیم و هدایت انسان به کار نرفته است)‪.‬‬ ‫الزمه ی وجود است و اگر وجودی بالفعل باشد ماهیتش‬ ‫شهید جهان ارا در بخشی از وصیت نامه خود؛ انسان را‬ ‫به تبع بالفعل اســت‪ .‬وجــود بالقوه اســت که ماهیت‬ ‫موجودی امکان افرین تعریف می کند‪ .‬نگاه رشدمحور‬ ‫شایسته ی خود را فاقد است‪ .‬انچه اگزیستانسیالیسم به‬ ‫به انسان معلول این نگاه به انسان است که انسان‬ ‫نام اصالت وجود می نامد و مدعی است که انسان یک‬ ‫یگانه موجود عالم است که به تعبیر شهید مطهری‬ ‫وجود بی ماهیت است و خود با انتخاب راه خود‪ ،‬به خود‬ ‫قانون خلقت‪ ،‬قلم ترسیم چهر ه او را به دست خودش‬ ‫ماهیت می بخشد‪ ،‬توجیه صحیح فلسفی اش همین‬ ‫داده است که هر طور که می خواهد ترسیم کند‪ .‬این‬ ‫است‪ .‬فالسف ه اسالمی‪ ،‬بالخصوص صدرالمتالهین‪،‬‬ ‫است که انسان یگانه موجودی است که خودش باید‬ ‫تکیه فراوان بر همین مطلب دارد و از همین رو می گوید‪:‬‬ ‫«خویشتن» را انتخاب کند که چه باشد‪ .‬تعابیر استاد‬ ‫ً‬ ‫انسان نوع نیست‪ ،‬انواع است‪ ،‬بلکه هر فرد احیانا هر روز‬ ‫مطهری در کتاب «انسان و ایمان» در اینجا رساتر است‪:‬‬ ‫نوعی است غیر روز دیگر‪.‬‬ ‫انسان در اغاز تولد ازنظر جهازات بدنی مانند حیوانات‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫مسائل پیدا بشود‪ ،‬یک مطلب‬ ‫و تربیت می شود‪ .‬مقوله ای که ریشه تعارض میان اهداف فردی و سازمانی‬ ‫اساسی است‪ ،‬یعنی در همین‬ ‫در نگاه انسان شناسی مبانی در مدیریت مدرن‪ ،‬داشتن تفکر صنعتی به‬ ‫اموزش ها و تعلیم و تربیت ها در‬ ‫فلسفه تعلیم و تربیت سند‬ ‫انسان میان نظریه پردازان مدیریت و علوم‬ ‫مدرسه هاوظیفهمعلمباالتراز اینکه‬ ‫تحول بنیادین اموزش نیز کمتر‬ ‫اجتماعی است‪.‬‬ ‫به بچه یاد می دهد این است که‬ ‫موردتوجهبودهاست‪.‬پیوندنگاه‬ ‫کاری بکند که قوه تجزیه وتحلیل‬ ‫رشد محور به انسان با نظریه‬ ‫او قدرت بگیرد‪ ،‬نه اینکه فقط در مغز وی معلومات بریزد‬ ‫فطرت استاد مطهری (برخالف تصور برخی از محققین‬ ‫که اگر معلومات خیلی فشار بیاورد ذهن بچه راکد می شود‪.‬‬ ‫نه تنها متناقض با یکدیگر نیستند که کامل کننده یکدیگر‬ ‫در میان علما‪ ،‬افرادی که خیلی استاد دیده اند‪ ،‬من به‬ ‫است) موجب تحول در نگاه به مقوله تعلیم و اموزش‬ ‫این ها هیچ اعتقاد ندارم‪ .‬به همین دلیل اعتقاد ندارم‬ ‫مبتنی بر اندیشه اسالمی است‪.‬‬ ‫که خیلی استاد دیده اند‪ ،‬همان که برایشان باعث افتخار‬ ‫این نکته در رشته مدیریت نیز قابل طرح است که به نظر‬ ‫ً‬ ‫است‪ .‬مثال می گویند‪« :‬فالن کس سی سال به درس مرحوم‬ ‫می رسد‪ ،‬ریشه تعارض میان اهداف فردی و سازمانی‬ ‫نائینی رفته‪ ،‬یا بیست وپنج سال متوالی درس اقا ضیاء را‬ ‫در مدیریت مــدرن‪ ،‬داشتن تفکر صنعتی به انسان‬ ‫دیده»‪ .‬عالمی که سی سال یا بیست وپنج سال عمر را‬ ‫میان نظریه پردازان مدیریت و علوم اجتماعی است‬ ‫یکسره درس این استاد و ان استاد را دیده‪ ،‬او دیگر مجال‬ ‫(مقوله ای که بولدینگ در مقاله معروف «نظریه عمومی‬ ‫ً‬ ‫فکر کردن برای خودش باقی نگذاشته‪ ،‬دائما می گرفته‪،‬‬ ‫سیستم ها» در سال ‪ 1954‬ان را تایید می کند)‪ .‬تفکر‬ ‫تمام نیرویش صرف گرفتن شده‪ ،‬دیگر چیزی نمانده برای‬ ‫صنعتی‪ ،‬انسان را در ردیف دیگر ابزارهای تولید قرار‬ ‫انکه با نیروی خودش به مطلبی برسد‪...‬‬ ‫داده و بی انکه ب ه غایت و اهداف ذاتی او توجه کند‪،‬‬ ‫ایشان در ادامه با طرح شباهت جالب مغز و معده‪،‬‬ ‫نکته مهمی را در عرصه رشد علمی طرح می کنند‪:‬‬ ‫در تالش برای شکل دادن ان در مسیر اهداف سازمانی‬ ‫است‪ .‬در واقع در اینجا مدیر و طراح سازمان‪ ،‬همان‬ ‫نجار است و انسان در اینجا به ماده جان‪ ،‬همچون‬ ‫چوب تقلیل یافته است‪ .‬شاید نظریه های بعدی به‬ ‫سطح تربیت رسیده باشند و یا در اینده برسند‪ ،‬اما تا‬ ‫رسیدن به سطح انسان به عنوان «موجود فعال و سازنده»‬ ‫همچنان فاصله وجود دارد که باید ورای صنعت و‬ ‫تربیت باشد و ان بر اساس انسان شناسی که مطهری‬ ‫تبیین می کند‪ ،‬رشد محور است‪.‬‬ ‫یکی از نکات جالب استاد مطهری در مــورد رشد‬ ‫علمی انسانی است‪ .‬ایشان در کتاب «تعلیم و تربیت‬ ‫در اسالم» در ابتدا بر ضرورت رشد شخصیت عقالنی‬ ‫افراد توجه کرده اند که خود معلول همان نگاه رشد‬ ‫محور به انسان است‪:‬‬ ‫مغز انسان‪ ،‬درست حالت معده انسان را دارد‪ .‬معده‬ ‫انسان باید غذا را از بیرون به اندازه بگیرد و با ترشحاتی‬ ‫که خودش روی غذا می ریزد ان را به اصطالح بسازد؛ و‬ ‫باید معده این قدر ازادی و جای خالی داشته باشد که‬ ‫به اسانی بتواند غذا را زیرو رو کند‪ ،‬اسیدها و شیره هایی‬ ‫را که باید‪ ،‬ترشح نماید و بسازد‪ .‬ولی معده ای که مرتب‬ ‫بر ان غذا تحمیل می کنند و تا انجا که جا دارد به ان‬ ‫غذا می دهند‪ ،‬دیگر فراغت‪ ،‬فرصت و امکان برایش‬ ‫پیدا نمی شود که این غذا را درست حرکت بدهد و‬ ‫بسازد‪ .‬ان وقت می بینید اعمال گوارشی اختالل پیدا‬ ‫می کند و عمل جذب هم در روده هــا درســت انجام‬ ‫ً‬ ‫نمی گیرد‪ .‬مغز انسان هم قطعا همین جور است‪ .‬در‬ ‫تعلیم و تربیت باید مجال فکر کردن به دانش اموز داده‬ ‫این مسئله که باید در افراد و در جامعه رشد شخصیت‬ ‫بشود و او به فکر کردن ترغیب گردد‪.‬‬ ‫فکری و عقالنی پیدا بشود یعنی قوه تجزیه وتحلیل در‬ ‫‪20‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫اسحاق سلطانی‬ ‫پژوهشگر هسته فلسفه سیاسی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی‬ ‫‪21‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫شهید صدر ارائه دهنده مسیری برای تحقق تمدن‬ ‫نوین اسالمی است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫شهید صدر‪:‬‬ ‫راهنمای تحقق‬ ‫تمدن نوین اسالمی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫از نخستین لحظات بعثت نبی اعظم؟ص؟ واالترین‬ ‫اهداف دعوت نبوی را می توان متناظر با تحقق تمدن‬ ‫ً‬ ‫اسالمی دانست‪ .‬مسلما در باب چیستی تمدن اسالمی‬ ‫بحث بسیار اســت امــا در ایــن کــوتــاه کــام می توان‬ ‫تمدن اسالمی را به عنوان مقتضایی به حساب اورد‬ ‫ً‬ ‫که کنش های جاری عامالن اجتماعی ‪-‬و نه دقیقا‬ ‫تک تک کنش های افراد‪ -‬و ساختارهای سامان یافته‬ ‫در ان مقتضی‪ ،‬موجه شده به واسطه اسالم باشند‪ .‬در‬ ‫حقیقت چنین مقتضایی وضعیتی است که اسالم در‬ ‫غلیان بوده و متناسب با زمان و فضا در حال تراوش‬ ‫است؛ تراوشی خالق‪ ،‬فعال و سازنده‪ .‬حال جهت‬ ‫رسیدن به چنین مقتضایی از چه مسیری باید عبور‬ ‫ً‬ ‫کرد؟ این مسیر هرچه که باشد الزاما برای حرکت در‬ ‫ّ‬ ‫ان از کنار قله ای سترگ به نام شهید محمدباقر صدر‬ ‫باید عبور کرد‪ .‬او در کنار اعاظمی همچون حضرت‬ ‫عالمه طباطبایی و شهید مطهری از چراغ های درخشان‬ ‫این مسیر می باشند؛ البته چراغی منحصربه فرد‪ ،‬در‬ ‫مسیری منحصربه فرد‪ .‬انچه حضرت ایشان را تبدیل‬ ‫به اندیشمندی پیشرو در عرصه علوم اسالمی می کند‬ ‫ان است که چنین دغدغه ای را در عرصه ی سنگین‬ ‫و کم تحرک شده ی فقه و اصول وارد می کند‪ .‬به این‬ ‫معنا که دغدغه ی به جوشش درامدن اسالم متناسب‬ ‫با زمان و فضا در میان اندیشمندانی که زاویه ورودی‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫عمدتا عقلی ‪-‬و نه صرفا نقلی‪ -‬به مطالعات اسالمی‬ ‫داشتند سابق از ایشان وجود دارد اما چنین دغدغه ای‬ ‫در عرصه ی علوم نقلی کمیاب و چه بسا نایاب است‪.‬‬ ‫ازاین روست که مسیر افتتاح شده توسط ایشان در دل‬ ‫حوزه ی مطالعات نقلی مسیری منحصربه فرد‪ ،‬ناب و‬ ‫خاص است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫یکی از نقاط برجسته ای که در اثار این‬ ‫نابغه ی اسالمی وجود دارد‪ ،‬اهتمامی است‬ ‫که ایشان در طرح نظام سازی اسالمی از‬ ‫خود نشان می دهند‪.‬‬ ‫وجود دارد‪ ،‬اهتمامی است‬ ‫ک ــه ای ــش ــان در ط ــرح نــظــام‬ ‫سازی اسالمی از خود نشان‬ ‫می دهند؛ اهتمامی ستودنی‬ ‫و واال‪ .‬در نگاه ایشان برای ساخت نظام فقهی پویا و‬ ‫پیشرو که بتواند فعاالنه به خلق عرصه های کنشگری‬ ‫اسالمی برای اعضای جامعه اسالمی بپردازد‪ ،‬وجود‬ ‫گزاره ها و احکام فقهی منفرد و مجزا کفایت نمی کند‪.‬‬ ‫همچنین برای مواجهه فعال با مسائل پیشامد کرده‬ ‫در دوران مختلف نیز اکتفا به این گزاره های محدود‬ ‫توانایی به فعلیت رساندن پاسخگویی اسالم به تمام‬ ‫نیازهای بشر را نخواهد داشــت‪ .‬برای این مهم باید‬ ‫دست به نظام سازی فقهی زد‪ .‬ایشان در مسیر بحث‬ ‫از روش رسیدن به نظام مدنظر اسالم در عرصه های‬ ‫حیات اجتماعی الزم می بینند به مسئله ی استقراء‬ ‫پرداخته و مشکله ی ریشه دار ان را حل کنند‪ .‬در کتاب‬ ‫گران قدر «االسس المنطقیه لالستقراء» به همین موضوع‬ ‫پرداخته و تالش می کنند تا با امیختن «علم اجمالی» و‬ ‫بحث «احتماالت» چگونگی مفید قطع بودن استقراء‬ ‫را نشان دهند‪ .‬تا از این رهگذر در کنار ایجاد زمینه ای‬ ‫برای نظام سازی فقهی‪ ،‬مسیر تازه ای برای اثبات وجود‬ ‫ن گذارند‪.‬‬ ‫خدا مبتنی بر نظریه حساب و احتماالت بنیا ‬ ‫ایشان دغدغه زایندگی و تــراوش مــداوم متون دینی‬ ‫را تا واپسین روزه ــای عمر کوتاه و پربرکت خویش‬ ‫امتداد دادند‪ .‬اخرین مبحث‬ ‫علمی ایشان که به واسطه ان‬ ‫برخی از دروس خارج اصول‬ ‫خود را تعطیل نمودند بحثی‬ ‫قرانی بــود‪ .‬مباحثی که در‬ ‫اوج پختگی ایشان در خالل‬ ‫چـهــارده جلسه درس ارائــه‬ ‫البته پرواضح است که گستره‬ ‫فعالیت های علمی و ابداعات‬ ‫نظری ایشان محدود به علوم‬ ‫نقلی نبوده و در فضای علوم‬ ‫عقلی نیز ابداعات خاص خود را دارا هستند‪ .‬با این‬ ‫وجود انچه مهم است اینکه در تمامی این عرصه ها‬ ‫یک انگیزه روح بخش تمامی فعالیت های علمی ایشان‬ ‫است‪ ،‬انگیزه ظاهر نمودن پاسخگویی اسالم در همه‬ ‫عرصه های زندگی فردی و اجتماعی بشر‪ ،‬در تمامی‬ ‫زمان ها و در تمامی فضاهای ممکن؛ ان هم به گونه ای‬ ‫ّفعال‪ ،‬خالق و سازنده‪.‬‬ ‫چنین دغدغه ای سبب می شود تا ایشان علم اصول‬ ‫موجود را به عنوان منطق تعامل با متون دینی جهت‬ ‫یافتن موقف عملی فرد در قبال موقعیت های مختلف‬ ‫زندگی فردی و اجتماعی به اندازه کافی کارساز به حساب‬ ‫نیاورند‪ .‬چراکه این علم تا بدان روز به واسطه وجود‬ ‫ً‬ ‫مسائل فقهی عمدتا فردی‪ ،‬نیازی برای طرح قوانین‬ ‫فهم مواضع اجتماعی متون دینی در خود احساس‬ ‫نمی کرده است‪ .‬لذا تناسبی با این مهم نــدارد‪ .‬پس‬ ‫زمان ان رسیده تا این علم گسترش یافته و با تکمیل‬ ‫خود زمینه ساز حضور فعال و پویای فقه در عرصه های‬ ‫مختلف حیات اجتماعی باشد‪ .‬شهید صدر در این‬ ‫راستا ابداعات فراوانی را در علم اصول طرح می کنند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫متاسفانه بعضا به دلیل عدم درک دقیق دغدغه و هدف‬ ‫ایشان از چنین مباحثی با‬ ‫سوءظن به پاره ای از ابداعات‬ ‫اصولی ایشان نگریسته شده و‬ ‫با نگاهی سطحی از کنار ان ها‬ ‫عبور می شود‪ .‬عبوری که ‪. ...‬‬ ‫یکی از نقاط برجسته ای که‬ ‫در اثار این نابغه ی اسالمی‬ ‫‪22‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ایشان ازاین جهت انقالب اسالمی را مورد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪23‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫پــیــوســتــه در صــحــنــه عمل‬ ‫توجه قرار دادنــد که وقتی در مقتضای‬ ‫ً‬ ‫می شود‪ .‬این مباحث بعدا‬ ‫سیاسی و اجتماعی است‪.‬‬ ‫زمان حاضر نظامی اسالمی بخواهد در‬ ‫در خالل کتاب «المدرسه‬ ‫ایشان حزب الدعوه را برای‬ ‫القرانیه» به چاپ رسید‪ .‬در ایران حاکم شود‪ ،‬با چه مسائلی روبه رو‬ ‫مقابله با تفکرات مارکسیستی‬ ‫این جلسات ایشان ابتدا به خواهد شد و نیازمند پاسخگویی به چه‬ ‫و ج ـهــت تــر ب ـیــت اســامــی‬ ‫دو روش تفسیری قران‪ ،‬یعنی سواالتی خواهد بود‪.‬‬ ‫جــوانــان تاسیس کــرده و در‬ ‫تفسیر تجزیه ای و موضوعی‪،‬‬ ‫ادامه به فعالیت های سیاسی‬ ‫پرداخته و تعریف خاص خود از تفسیر موضوعی را که‬ ‫نیز ورود می کنند‪ .‬ایشان نه تنها خود را در قبال جامعه‬ ‫دارای تفاوت هایی باریک بینانه نسبت به تعاریف رایج‬ ‫عــراق که در قبال انقالب اسالمی ایــران نیز مسئول‬ ‫است‪ ،‬ارائه کرده و ان را به عنوان مسیر نظریه پردازی‬ ‫دانسته و همین امر باعث می شود از اغاز شکل گیری‬ ‫قرانی طرح می کنند‪ .‬روشی که در صورت رعایت شدن‬ ‫نهضت و پیروزی ان به دنبال پاسخگویی به نیازهای‬ ‫شرایط ان مفسر به گونه ای فعال وارد گفتگو با قران کریم‬ ‫نظام اسالمی باشند‪ .‬در حقیقت ایشان ازاین جهت‬ ‫شده و می تواند پاسخ متناسب قران کریم با مقتضایی‬ ‫انقالب اسالمی را مورد توجه قرار دادند که وقتی در‬ ‫شکل‬ ‫که مفسر در ان قرار دارد را کشف نماید‪ .‬این‬ ‫مقتضای زمان حاضر نظامی اسالمی بخواهد در ایران‬ ‫خاص از مواجهه با قران کریم است که در نگاه ایشان‬ ‫حاکم شود‪ ،‬با چه مسائلی روبه رو خواهد شد و نیازمند‬ ‫منجر به نظریه پردازی قرانی می شود‪.‬‬ ‫پاسخگویی به چه سواالتی خواهد بود‪ .‬ازاین رو شروع به‬ ‫ایــشــان پــس از بحثی مختصر در بــاب روش تفسیر‬ ‫نگارش مقاالتی می کنند که در مجموعه «اسالم راهبر‬ ‫موضوعی و ویژگی های ان‪ ،‬به گونه ای عملیاتی کاربست‬ ‫زندگی» به چاپ می رسد‪ .‬به عنوان نمونه در این اثر ایشان‬ ‫ایــن روش را در تفسیر سنت های تاریخی در قران‬ ‫طرحی از سیمای اقتصاد اسالمی را ترسیم می کنند‬ ‫کریم نشان می دهند‪ .‬در نظر صدر پژوهانی همچون‬ ‫و در ان به ویژگی های بانکداریاسالمی می پردازند؛ و‬ ‫«حجت االسالم والمسلمین ملک زاده» چرایی پرداختن‬ ‫در سایر مقاالت به منابع قدرت در حکومت اسالمی‬ ‫به این موضوع نیز برخواسته از امعان نظر و یــژه این‬ ‫مشکل اصلی انسان در عصر‬ ‫پرداخته و همچنین‬ ‫ِ‬ ‫اندیشمند برجسته به تمدن سازی اسالمی است؛ یعنی‬ ‫حاضر را مورد موشکافی قرار می دهند‪.‬‬ ‫ایشان در اوج پختگی علمی خویش به خوبی متوجه‬ ‫در اخر الزم است به این نکته توجه داد که هرچند‬ ‫ایــن مهم هستند که بدون‬ ‫اندیشه های مترقی و واالی‬ ‫خود‬ ‫مشخص کردن موضع‬ ‫این اندیشمند شیعه تاکنون‬ ‫در قبال سنت های تاریخی‪،‬‬ ‫ان چنان که شایسته ایشان‬ ‫نمی توان حرکت تمدنی الزم‬ ‫است مورد توجه قرار نگرفته‬ ‫جهت تحقق تمدن اسالمی‬ ‫است‪ ،‬اما به وضوح می توان‬ ‫را سامان داد‪.‬‬ ‫نزدیک شدن فراگیری شعاع‬ ‫از دیگر ویژگی های برجسته‬ ‫تفکری این نابغه جهان اسالم‬ ‫این عالم بزرگ شیعی حضور‬ ‫را احساس کرد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫مهرداد حیدری‬ ‫پژوهشگرحوزه مطالعات ارزشیابی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تهران‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫ذکره عباده‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫در روایات شیعه‪ ،‬راجع به حضرت امیر؟ع؟ انچه در‬ ‫فهم نمی گنجد امده است‪ .‬یکی از رایج ترین احادیثی‬ ‫که نسبت به ایشان بیان می شود ُ‬ ‫«ذکر علی عباده» است‪.‬‬ ‫حتی ذکر ایشان هم عبادت محسوب می شود‪ .‬شاید‬ ‫حکمت این حدیث این باشد که ایشان صاحب‬ ‫والیت کبرا بوده و اکمل افرینش محسوب می شوند‪.‬‬ ‫خــداونــد بــا تشویق م ــردم بــه تفکر درب ــاره حضرت‪،‬‬ ‫می خواهد پرده از قابلیت های وجودی انسان بردارد‪.‬‬ ‫الگوی انسان و انسانیت‪ ،‬حضرت علی؟ع؟ است‪.‬‬ ‫تفکر و تذکر نسبت به مقامات امام‪ ،‬مبین مقام واالی‬ ‫انسانی است‪ .‬شاید به زبان ساده بتوان این گونه گفت‬ ‫که انسان افریده شده است تا مانند امام علی؟ع؟ شود‪.‬‬ ‫در این صورت یکی از مصادیق ُ‬ ‫«ذکر ّ‬ ‫علی» بررسی سیره‬ ‫ٍ‬ ‫ایشان است‪.‬‬ ‫به صورت کلی در تعریف سیره دو ریشه مدنظر قرارگرفته‬ ‫است‪ .‬ریشه اول‪َ ،‬‬ ‫ُ‬ ‫یسیر) که با توضیح شهید‬‫(سار‬ ‫مطهری‪ ،‬نوع خاصی از سلوک و رفتار و به عبارت دیگر‬ ‫منطق عملی ثابت امام را نشان می دهد‪ ،‬ریشه دیگر‪،‬‬ ‫یسئ ُر) به معنای باقی مانده است‪ .‬نمونه های‬‫َ(س َار ِ‬ ‫استفاده از این ریشه مانند «سائر الناس» به معنای‬ ‫بقیه مردم است؛ و موید دیگر ان روایت «سور المومن‬ ‫شفاء» است‪.‬‬ ‫اگر سیره برگرفته از این ریشه باشد‪ ،‬به معنای ان چیزی‬ ‫است که امام برای ایندگان از خود باقی گذاشته است‪.‬‬ ‫لذا سیره اشاره به نوعی میراث شیعه می کند‪ .‬میراثی‬ ‫که از یک معصوم‪ ،‬با توجه به شرایط خاص اجتماعی‬ ‫در یک زمان‪ ،‬برای تمامی شیعیان تا اخرالزمان به وجود‬ ‫امــده اســت‪ .‬نعمت وجــود هر امامی‪ ،‬باقی گــذاردن‬ ‫میراثی گران بها و هدیه ای قیمتی برای شیعیان است‬ ‫که «لتسئلن یومئذ عن النعیم»‪.‬‬ ‫مفهوم سیره با معانی منطق عملی ثابت با میراث‬ ‫باقی مانده یک معصوم بــرای ایندگان‪ ،‬اشتراکات‬ ‫سیره حضرت علی؟ع؟ منبع بسیار مهم ساخت‬ ‫جامعه اسالمی است‪.‬‬ ‫‪24‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫می اموزد تمامی افعال مسلمانان باید در مسیر حفظ‬ ‫و تقویت اصل اسالم و نظام اسالمی باشد‪ .‬سیره نخ‬ ‫تسبیح گزاره های دینی را نشان می دهد‪.‬‬ ‫بسیاری خواهد داشت؛ زیرا مبین نوعی برداشت از‬ ‫رفتار یک معصوم در یک بستر زمانی و مکانی خاص‬ ‫و استفاده از ان به عنوان اصل و منطقی برای کاربست‬ ‫ان در شرایط زمینه ای مشابه است‪ .‬گزاره هایی که‬ ‫عصاره زمان و مکان از ان ها گرفته شده و شیعیان‬ ‫به عنوان یک اصل در کلیه زمان ها و مکان ها‪ ،‬تحت‬ ‫شرایط مشابه با شرایط معصوم‪ ،‬می توانند از ان استفاده‬ ‫کنند‪ .‬لذا می توان سیره را ابزاری مناسب برای ایجاد‬ ‫سبک زندگی اسالمی معرفی نمود‪ .‬البته کارکردهای‬ ‫دیگری همچون تحکیم عقاید و اموزه های دینی‪ ،‬ایجاد‬ ‫میثاق اجتماعی (مانند عزاداری ایام عاشورا) دارد‪.‬‬ ‫سیره‪ ،‬منطق عملی ثابت یا میراث به جای مانده از‬ ‫معصوم برای ایندگان؛ از الطاف الهی است‪ .‬همان گونه‬ ‫که بسیاری از تئور ی ها در مقام نظر بسیار پیشرفته‬ ‫است اما در مقام عمل‪ ،‬غیرعملیاتی؛ این اشکال‬ ‫ممکن بود به تفکر اسالمی نیز وارد باشد‪ .‬اینکه اسالم‬ ‫گزاره های ناب و خوبی بیان کرده اما قابلیت عمل را‬ ‫ندارد؛ زیرا عمل به این گزاره ها شرایطی دارد که مقام‬ ‫نظر به ان ها نپرداخته است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثال ممکن اســت بسیاری از گــزاره هــای دینی در‬ ‫ً‬ ‫اجرا مانع یکدیگر شوند‪ .‬مثال اگر بین ایجاد وحدت‬ ‫و مبارزه با بدعت تزاحمی ایجاد گردد‪ ،‬چگونه باید‬ ‫ً‬ ‫عمل کرد؟ اساسا خط مشی مبارزه با بدعت چگونه‬ ‫است؟ خط مشی ایجاد وحدت چگونه است؟ جمع‬ ‫بین مبارزه با بدعت و ایجاد وحدت چگونه ممکن‬ ‫خواهد بود؟ اگرچه گزاره هایی به صورت جداگانه به‬ ‫اهمیت مبارزه با بدعت و همچنین ایجاد وحدت‬ ‫پرداخته اســت‪ ،‬اما زمانی که این دو با هم متزاحم‬ ‫شدند چه باید کرد؟‬ ‫سیره‪ ،‬اسالم عملیاتی است‪ .‬فعلیت یافتن گزاره های‬ ‫اسالم است‪ .‬سیره از الطاف الهی است که عالوه بر‬ ‫مقام نظر‪ ،‬اســام را در مقام عمل کشانده و تجلی‬ ‫عملیاتی ان را به مسلمانان اموخته است‪ .‬سیره به ما‬ ‫‪⁣-2‬ازادی بیان یا سانسور اطالعاتی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪25‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫یکی از مسائلی که امــروزه حکومت ها با ان سروکار‬ ‫دارند‪ ،‬افکاری است که علیه حکومت بیان می شود‪.‬‬ ‫برخی مسئولین فکر می کنند اگر این افکار سانسور‬ ‫شود‪ ،‬سالمت جامعه تضمین می گردد‪ .‬این در حالی‬ ‫است که بسیاری از اوقات‪ ،‬با ایجاد سانسور فکر یا‬ ‫فرد‪ ،‬توجه جامعه به سمت ان جلب شده ناخواسته و‬ ‫نوعی الگوی اپوزیسیون علیه حکومت ایجاد می شود‪.‬‬ ‫نگاهی به سیره (میراث باقی مانده) موالی متقیان‬ ‫می اندازیم تا بتوانیم تشخیص دهیم که حضرت‬ ‫در برخورد با این افراد و افکار علیه حکومت چگونه‬ ‫رفتار می کردند‪ .‬طبق اخبار واصله‪ ،‬مردم با امام در‬ ‫روز ‪ 18‬ذی حجه‪ ،‬پس از قتل عثمان بیعت کردند‪.‬‬ ‫اگرچه ‪ 18‬ذی حجه در چند ســال قبل تر‪ ،‬در غدیر‬ ‫خم این مقام به ایشان رسیده بود اما مردم پس از ‪25‬‬ ‫سال خانه نشینی‪ ،‬دوباره در چنین روزی به امام روی‬ ‫اوردند مثل شتر تشنه ای که پس از سفری طوالنی به‬ ‫برکه اب رسیده است‪. ...‬‬ ‫در شرایط سیاسی اجتماعی که منجر به قتل عثمان‬ ‫گردیده و اشوب و غوغاساالری همه جا سایه افکنده‬ ‫بود‪ ،‬امام پس از قبول خالفت و بیعت مردم‪ ،‬در اولین‬ ‫خطبه ها این چنین فرمودند‪« :‬استتر وا فی بیوتکم»‬ ‫شاید بتوان نوعی اعــام حکومت نظامی کــرد‪ .‬امام‬ ‫از جمع شدن و صحبت کردن و تردد نهی کردند‪.‬‬ ‫(بحاراالنوار‪ ،‬ج ‪ ،32‬ص ‪ )12‬این فرمان امام‪ ،‬نهی از‬ ‫اجتماع و عصبیت و تحزب بود که بعد از قتل عثمان‬ ‫توسط طرفداران او علیه حکومت امام شکل گرفته بود‪.‬‬ ‫لذا امام با ایجاد نوعی سانسور اطالعاتی شدید‪ ،‬منجر‬ ‫به تحکیم حکومت شد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫هدف واالی امام‪ ،‬حفظ اصل نظام اسالمی‬ ‫بود‪ .‬درزمانی که جامعه در اوج هیجان و‬ ‫اشوب است‪ ،‬یک سانسور شدید اطالعاتی‬ ‫در جامعه ایجاد می کند‪ .‬اما زمانی که‬ ‫در جامعه امنیت برقرار است‪ ،‬از شبهه و‬ ‫شبهه افکنی و پاسخ به ان ابایی ندارد و‬ ‫با روی باز پاسخ می دهد‪.‬‬ ‫پــس از گــذشــت یــک ســال‬ ‫از ح ـکــومــت‪ ،‬حـلـقـه هــای‬ ‫ازادانــدیــشــی با حضور امام‬ ‫در کــوفــه بــرگــزار مـی شــد‪ .‬در‬ ‫این حلقه ها‪ ،‬افراد مختلف‬ ‫از مکان های دور و نزدیک‬ ‫شرکت می کردند و نسبت‬ ‫به امامت و والیت و وصایت‬ ‫و حکومت ایشان شبهه وارد‬ ‫می نمودند‪ .‬امام نیز به شرح‬ ‫صدر به تمامی این شبهات‬ ‫به گونه ای پاسخ م ـی داد که‬ ‫انان جذب و شیفته امام و‬ ‫حکومت ایشان می شدند‪.‬‬ ‫ازاداندیشی در حکومت امام‬ ‫علی؟ع؟ به اندازه ای بود که در ماجرایی‪ ،‬معاویه با‬ ‫پادشاه روم بر سر یکی از نقاط مرزی به اختالف خوردند؛‬ ‫برای حل این اختالف قرار گذاشتند هر کس بتواند‬ ‫سوالی بپرسد که دیگری جوابش را نمی دانست‪ ،‬حق‬ ‫تصرف در ان منطقه را خواهد داشت‪ .‬معاویه که از‬ ‫ازاداندیشی در حکومت امــام اخباری شنیده بود‪،‬‬ ‫این پیشنهاد را قبول کرد و سوال پادشاه روم را توسط‬ ‫یکی از یارانش در محفل ازاداندیشی امام مطرح کرد و‬ ‫جوابش را گرفته و حق تصرف را از ان خود نمود‪ .‬جلد‬ ‫‪ 25‬از مجموعه «الصحیح من سیره امام علی» برخی‬ ‫مباحث این حلقه های ازاداندیشی را بیان کرده است‪.‬‬ ‫جمع بندی مطالب باال این گونه است که هدف واالی‬ ‫امام‪ ،‬حفظ اصل نظام اسالمی بود‪ .‬ایشان بااینکه سوال‬ ‫و شبهه را عامل تحرک جامعه و اصالح حا کمان و‬ ‫تقویت عالمان می داند اما درزمانی که جامعه در اوج‬ ‫هیجان و اشوب است‪ ،‬یک سانسور شدید اطالعاتی‬ ‫در جامعه ایجاد می کند‪ .‬اما‬ ‫زمانی که در جامعه امنیت‬ ‫برقرار است‪ ،‬از شبهه و شبهه‬ ‫افکنی و پاسخ به ان ابایی‬ ‫ندارد‪ .‬حتی در سخت ترین‬ ‫شرایط جنگی نیز وقتی از‬ ‫امام سوال می شود‪ ،‬با روی‬ ‫باز پاسخ می دهد؛ اما زمانی‬ ‫که اصل نظام در معرض خطر‬ ‫اســت‪ ،‬افــراد و افکار معاند‬ ‫سانسور می شوند‪ .‬حتی اگر‬ ‫ان فرد‪ ،‬همسر پیامبر باشد‪...‬‬ ‫‪ -3‬قدر دانی امام‬ ‫یکی از ویژگی های بارز در‬ ‫حضرت امیر؟ع؟ «قدر دانی» یا «شکور» بودن یا «وفی»‬ ‫بودن است‪.‬‬ ‫برای توضیح این مطلب‪ ،‬گذری می اندازیم به سیره‬ ‫امام در برخورد با زبیر‪ .‬شخصیت زبیر‪ ،‬قبل و بعد از‬ ‫حکومت خلفا متفاوت بود‪ .‬او جزء ریزش های سیاست‬ ‫عمری است‪ .‬کسی که در دفاع از خانه حضرت زهرا‬ ‫با شمشیر برهنه به مبارزه برمی خیزد‪ ،‬کسی که به‬ ‫سیف االسالم مشهور است و از زبان حضرت‪ ،‬وی‬ ‫جزء اشجع الناس لقب گرفته است‪ ،‬پس از برخی‬ ‫ً‬ ‫سیاست های ناروا در حکومت خلفا مخصوصا خلیفه‬ ‫دوم‪ ،‬شخصیتش متفاوت می شود که البته بحث از‬ ‫این سیاست ها باید در زمان خودش مطرح گردد‪.‬‬ ‫گذشته زبیر دارای برخی از خدمات ارزنده برای اسالم‬ ‫بود‪ .‬به همین خاطر امام در برخورد با او طوری رفتار نمود‬ ‫که کمترین شقاوت نصیبش گردد‪ .‬ماجرای شقاوت‬ ‫زبیر از اغاز حکومت امام و فتنه جمل اشکار می شود‪.‬‬ ‫‪26‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫امام به یارانش فرمود‪ :‬کسی پاسخش را‬ ‫ندهد‪ .‬او برای جنگ نیامده! او امده تا‬ ‫ثابت کند ترسو نیست! زبیر نباید به دست‬ ‫سپاه امیرالمومنین کشته شود‪ .‬او برای‬ ‫اسالم زحمت کشیده است‪ .‬او مستحق‬ ‫بدترین شقاوت نیست‪...‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪27‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پس ازاینکه طلحه و زبیر از‬ ‫امام سهم خواهی می کنند‬ ‫و امام به انان جوابی سرباال‬ ‫می دهد‪« :‬سانظر فی امرکما‪»...‬‬ ‫ترجمه راحــت ایــن مطلب‬ ‫یعنی «بگذارید ببینم چه می شود‪ ».‬متوجه می شوند‬ ‫که در حکومت امام جایگاهی ندارند و به بصره رفته‬ ‫و درنهایت جنگ را برپا می کنند‪.‬‬ ‫امام نیز برای مقابله با انان برمی خیزد و در روز اول‬ ‫جنگ جمل اکبر سوار بر شهباء (قاطر رسول خدا)‬ ‫و با لباس پیامبر به میدان جنگ رفته و زبیر را صدا‬ ‫می زند‪ .‬همین که امام زبیر را خطاب می کند‪ ،‬همسر‬ ‫زبیر (خواهر عایشه) نزد عایشه رفته و گریه می کند و‬ ‫می گوید زبیر کشته می شود‪ .‬مرگ در مقابل امام یک‬ ‫اصل محتوم تلقی می شد‪ .‬در جنگ هرجایی که امام‬ ‫حضور داشت به قول شاعر عرب‪ ،‬بوی مرگ ازانجا‬ ‫بیشتر به مشام می رسید؛ زیرا امام کار را با یک ضربه‬ ‫َ‬ ‫تمام می کند‪( :‬و کان َض َرباته َوترا)‬ ‫لشکر جمل اماده عزا برای زبیر می شود‪ ،‬ناگهان خطاب‬ ‫می اید که امام با لباس پیامبر وارد میدان شده‪ ،‬قصد‬ ‫جنگ ن ــدارد‪ .‬عبا و عمامه و مرکب پیامبر‪ ،‬مظهر‬ ‫رحمت للعالمین است و امام بدون سپر و شمشیر زبیر‬ ‫را فراخوانده است‪ .‬زبیر وارد میدان می شود‪ ،‬به قدری‬ ‫به یکدیگر نزدیک می شوند که سرهای مرکب ها‪ ،‬از‬ ‫یکدیگر رد می شود‪ .‬گویی پهلو به پلهو‪ ،‬امام روزی‬ ‫را یاداور می شود که زبیر نزد پیامبر در روی حضرت‬ ‫علی نگریسته و می خندید‪ .‬پیامبر از او پرسید ایا علی‬ ‫را دوست داری؟ زبیر گفت من عاشق علی هستم‪.‬‬ ‫پیامبر جواب داد‪ :‬روزی می رسد که تو با علی بجنگی‪،‬‬ ‫درحالی که ظالم به حقش باشی‪ .‬زبیر قسم می خورد‬ ‫که هرگز چنین نمی شود‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫زبیر که این داستان به یادش‬ ‫امد لــرزه ای به تنش افتاد و‬ ‫لرزان به سپاه بازگشت؛ اما‬ ‫امان از فرزند ناباب‪ .‬کسی که‬ ‫بگوید اشجع الناس ترسیده‬ ‫است! کسی که بگوید با این ننگ حتی زنان هم تو‬ ‫را دیگر نخواهند پذیرفت! کسی که حتی برای قسم‬ ‫دروغ خوردن به رسول خدا راهکار پیشنهاد بدهد و‬ ‫یکی از غالمان زبیر را برای این قسم ازاد کند! (گاهی‬ ‫نفاق و کفر تا چه اندازه پیچیده می شود!) زبیر برای‬ ‫فــرار از این اتهام (تــرس) بالفاصله به میدان جنگ‬ ‫بازگشت و مبارز طلبید‪.‬‬ ‫اما‪...‬‬ ‫امام علی؟ع؟ ‪-‬روحی له الفداء‪ -‬که مظهر قدردانی و شکر‬ ‫گذاری و وفا بود‪ ،‬چگونه پاسخ داد؟ اگر در جنگ های‬ ‫ان زمان کسی دعوت به مبارزه کند و از سپاه مقابل‬ ‫پاسخی نشنود‪ ،‬این عدم پاسخ از هر ننگی در جنگ‬ ‫باالتر بود‪ .‬ننگی که معاویه تا اخر عمرش از جنگ با‬ ‫حضرت امیر فراموش نکرد! ولی امام به یارانش فرمود‪:‬‬ ‫کسی پاسخش را ندهد‪ .‬او برای جنگ نیامده! او امده‬ ‫تا ثابت کند ترسو نیست! زبیر نباید به دست سپاه‬ ‫امیرالمومنین کشته شود‪ .‬او برای اسالم زحمت کشیده‬ ‫است‪ .‬او مستحق بدترین شقاوت نیست‪...‬‬ ‫این گونه شد که زبیر از جنگ فرار می کند و به دست‬ ‫فردی دیگر که از طرف سران بصره بود‪ ،‬با ناجوانمردی‬ ‫(در حین وضو گرفتن!) کشته می شود و زمانی که‬ ‫خبر مرگش به امام می رسد‪ ،‬بسیار ناراحت می شود‬ ‫و می فرماید‪« :‬القاتل و المقتول کلاهما فی النار»‪.‬‬ ‫حتی محاربه با امام جلو لطف و محبت امام به زبیر‬ ‫را نگرفت‪ .‬امام علی؟ع؟ از زحمات زبیر قدردانی کرد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫گاهی انسان ها به مسئله نرسیده اند و گاهی هم که‬ ‫رسیده اند‪ ،‬در ابهام مسیر قرار دارند‪ .‬دانشجویان نیز انگاه که‬ ‫به مسئله می رسند و احساس می کنند مسئله دارند‪ ،‬در‬ ‫ابهام مسیر و سوال از چگونگی حرکت قرار می گیرند‪.‬‬ ‫در این باب چند نکته که به نظر می رسد باید رعایت‬ ‫کرد و تا حد زیادی تجربه شده است بیان می شود‪.‬‬ ‫‪ .1‬هر راهی که برای طی مسیر پاسخ به یک مسئله‬ ‫و واکاوی ان معرفی می شود‪ ،‬راهی است از یک‬ ‫نگاه و از یک نفر و برای یک مسئله‪ .‬لذا سالک‬ ‫حل مسئله باید بداند که ممکن است به تناسب‬ ‫مسئله ای دیگر‪ ،‬راه های متفاوت و به تناسب افراد‬ ‫حرکت کننده‪ ،‬مسیرهای متفاوت اما درستی وجود‬ ‫داشته باشد‪.‬‬ ‫‪ .2‬انسان هیچ گاه نباید فهمیدن مسئله را تمام شده‬ ‫بداند‪ .‬همواره باید بر اساس میزان فهم از مسئله‬ ‫طراحی و عملیات کرد اما همواره نیز باید مسئله‬ ‫ادرا ک شده را به چالش کشید‪ .‬دانشجو باید بداند‬ ‫ً‬ ‫که دقیقا چه می خواهد‪ .‬این فهمیدن تقدم رتبی‬ ‫دارد و جز در اولین مرحله‪ ،‬تقدم زمانی نسبت به‬ ‫عملیات ندارد‪ .‬به تناسبی که می فهمیم عمل‬ ‫می کنیم و ایــن‪ ،‬زمینه فهمیدنی دیگر را فراهم‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫‪ .3‬انسان همواره باید مسئله را در کف میدان واقعیت ها‬ ‫درک کند نــه از کتب‪ ،‬م ـقــاالت‪ ،‬سخنرانی ها‬ ‫و‪ . ...‬درباره پیرامون خود‪ ،‬مباحثی می خوانیم و‬ ‫می شنویم اما ادراک امری در قالب یک مسئله‪،‬‬ ‫ً‬ ‫باید حتما از درگیری با واقعیت میدانی مسئله‬ ‫رخ دهد تا عمق جان سالک را درنوردد و فهمی‬ ‫درست نیز حاصل کند‪ .‬البته که واقعیت میدانی‬ ‫هر مسئله‪ ،‬متفاوت است و سطوح مختلفی دارد‪.‬‬ ‫سیر سلوکی‬ ‫در حل مسئله؛‬ ‫پله اول‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫محمدصادق تراب زاده جهرمی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫گاهی انسان ها به مسئله نرسیده اند و گاهی هم که‬ ‫رسیده اند‪ ،‬در ابهام مسیر قرار دارند اما برای سلوک‬ ‫در این مسیر باید منطق و سیره خاصی را دنبال کرد‪.‬‬ ‫‪28‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪29‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫حتی یک اردوی ساده‪ ،‬یک تصویر‪ ،‬یک لطیفه‬ ‫‪ . 4‬انسان در مواجهه با مسئله ادرا ک شده و در مقام‬ ‫و ‪ ...‬باید برای ما درس اوری داشته باشد‪.‬‬ ‫طراحی و عملیات باید بداند که در دو ساحت‬ ‫‪ .7‬سالک حل مسئله باید با مسئله اش زندگی کند‪.‬‬ ‫باید بیندیشد و بیاموزد‪ :‬اول اینکه مسئله چگونه‬ ‫در درس خواندن ها و در دیدن ها و در شنیدن ها‬ ‫حل می شود؟ دوم اینکه او چگونه قرار است در‬ ‫سعی دارد که نفع سمع و بصر و فواد خویش را برای‬ ‫فرایند حل مسئله نقش افرینی کند؟ این ها دو‬ ‫حل مسئله خود به خدمت دراورد‪ .‬ازاین رو‪ ،‬باید‬ ‫اندیشه هستند که یکی بدون دیگری ابتر خواهد‬ ‫فرض بداند که در عالم پیرامونی‪ ،‬هیچ امر بی ارتباط‬ ‫بود‪ .‬پس برای خودت و برای مسئله بیندیش‪.‬‬ ‫به مسئله وجود ندارد و فقط این سالک است که‬ ‫‪ .5‬باید متوجه بود که عمده مسائل اجتماعی با تالش‬ ‫ً‬ ‫باید چشمش را بگشاید و ببیند‪ .‬پس حساس شو‪.‬‬ ‫ما حل نخواهند شد بلکه ما صرفا جزئی از حلقات‬ ‫حساسیت نداشتن نسبت به پیرامون یعنی مرگ‬ ‫زنجیره حل مسئله هستیم و تا حدی نقش افرینی‬ ‫مسئله‪.‬‬ ‫می کنیم‪ .‬پس در عین داشتن همت بلند‪ ،‬اندازه‬ ‫‪ .8‬دیــدن انچه دربند قبل‬ ‫واقعی خود را هم مدنظر‬ ‫گفتیم کـفــا یــت نمی کند‪،‬‬ ‫داریم تا دچار برنامه ریزی عمده مسائل اجتماعی با تالش ما حل‬ ‫ً‬ ‫دان ـش ـجــوی ع ـلــوم انـســانــی‬ ‫غــیــرعــقــانــی نــشــویــم و نخواهند شد بلکه ما صرفا جزئی از حلقات‬ ‫باید بــرای حل مسئله اش‪،‬‬ ‫بـه جــای نــظــریـه پــردازی زنجیره حل مسئله هستیم و تا حدی‬ ‫همواره دست به قلم باشد و‬ ‫به نظریه پروازی نیفتیم‪ .‬نقش افرینی می کنیم‪.‬‬ ‫بنویسد‪ .‬او باید هر انچه را در‬ ‫‪ .6‬باید متوجه بود که حل‬ ‫معرضش قرار می گیرد‪ ،‬به نوشتار دربیاورد‪ .‬شاید‬ ‫مسئله نیازمند انسان هایی است که در عین تمرکز‬ ‫وبال گ و امثال ان‪ ،‬یکی از بهترین ابزارها باشد‪.‬‬ ‫بر مسئله و کسب تخصص‪ ،‬خود را محتاج نگاهی‬ ‫هر کالسی‪ ،‬هر کتابی‪ ،‬هر جلسه و هر چیزی که در‬ ‫گسترده و بینشی بزرگ می دانند‪ .‬باید دانست که‬ ‫ً‬ ‫معرضش قرار می گیریم باید ایده ای به ما بدهد‪.‬‬ ‫مسئله های اجتماعی ما صرفا از یک زاویه محدود‬ ‫ً‬ ‫با او بجنگ تا ایده را به تو بدهد‪ .‬تو هم رسم وفا‬ ‫مثال از زاویه یک رشته خاص‪ ،‬به درستی تحلیل‬ ‫به جا بیاور و زکاتش را مکتوب کن؛ ولو در حد یک‬ ‫و حل نخواهد شــد‪ .‬پس در عین تمرکز‪ ،‬سعی‬ ‫پاراگراف‪ .‬این کار در یک بازه زمانی چندماهه‪،‬‬ ‫می کنیم که عالم را ان چنان که عالم هست درک‬ ‫به تو نگاه جامع و چند رشته ای و ‪ ...‬نسبت به‬ ‫کنیم و بدانیم که ما و مسئله ما جزئی از عالم و در‬ ‫مسئله می دهد‪ .‬انگاه نظام مند می اندیشی و‬ ‫اتصال و تعامل با عالم هست و حل می شود‪ .‬لذا‬ ‫مکتوب این اندیشه را خواهی داشت‪.‬‬ ‫هیچ گاه مستغنی از حضور در معرض اندیشه ها‬ ‫‪ .9‬از سوی دیگر بدان که نوشته تو اگر برای خود توست‪،‬‬ ‫و زوایای دید دیگر نخواهیم بود بلکه بدون ان ها‬ ‫بهتر است که نباشد‪ .‬بدان که حل مسئله را باید‬ ‫حتی فهم درستی از مسئله خود نخواهیم داشت‪.‬‬ ‫از مسیر جمع و جماعت پیش برد‪ .‬اگر نتوانیم‬ ‫نگاه نظام مند به حل مسئله‪ ،‬این چنین است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ .13‬و در اخرین گام از اولین مرحله سلوک حل مسئله‪،‬‬ ‫حرف را به دیگران منتقل کنیم‪ ،‬از حل مسئله هم‬ ‫باید نظریه ها و اندیشه های علمی را فهمید‪ .‬باید‬ ‫عاجزیم چون بخشی از حل مسئله‪ ،‬همراه شدن‬ ‫معارف و نظریه ها را گ ــرداورد‪ .‬پس از فهمیدن‬ ‫جماعتی برای حل مسئله است‪ .‬پس بنویس اما‬ ‫واقعیات میدانی‪ ،‬دانستن اندیشه ها‪ ،‬یعنی دیدن‬ ‫جوری که دیگران می فهمند‪ .‬بدان که قلم معجزه‬ ‫واقعیت؛ اما قبل از فهمیدن واقعیات میدانی‪،‬‬ ‫است‪.‬‬ ‫دانستن اندیشه ها‪ ،‬یعنی اندیشه های بی معنی‪.‬‬ ‫‪ .10‬به نظر می رسد که از اولین گام ها در شروع فرایند‬ ‫‪ .14‬حال اگر همه را طی کردی‪ ،‬دوباره در مورد مسئله ات‬ ‫حل مسئله‪ ،‬درگیر شدن با واقعیات ان است نه‬ ‫(چیستی مسئله)‪ ،‬چگونگی‬ ‫نظریه های ان‪ .‬ابتدا کمی‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫حــل ان و نــوع نقش افرینی‬ ‫اگر‬ ‫تحمل باید کرد‪ .‬مثال‬ ‫باید کامال متواضعانه پذیرفت که سالک‬ ‫ً‬ ‫خودت در مسئله بیندیش‪.‬‬ ‫در حوزه اموزش وپرورش حل مسئله‪ ،‬اساسا در عالم وجود کاره ای‬ ‫‪ .15‬قــدم بــعــد‪ ،‬حــرکــت به‬ ‫می خواهیم ورود کنیم نیست و موثر نیست‪.‬‬ ‫س ـمــت ج ـمــاعــت مسئله‬ ‫اول باید بدانیم مسئله ها‬ ‫ح ــل ک ــن اسـ ـ ــت‪ ...‬ا گـ ــر تا‬ ‫چیست؟ گــزارش هــای‬ ‫اینجا امــده ای‪ ،‬بــرای ادامه‬ ‫رســم ــی را ب ــای ــد دی ــد‪.‬‬ ‫بیا باهم گفتگو کنیم‪ .‬این‬ ‫اخبارش را باید دنبال‬ ‫گام که همان حرکت جمعی‬ ‫کــرد‪ .‬جلساتش را باید‬ ‫اس ــت‪ ،‬صـبــر م ـی خــواهــد و‬ ‫یافت‪ .‬افراد و نهادهایش‬ ‫فکر می خواهد و تشکیالت‬ ‫را باید شناخت‪ .‬باید‬ ‫می خواهد و ‪ . ...‬اینجاست‬ ‫ج ـ ــری ـ ــان ش ـ ــن ـ ــاس ـ ــی و‬ ‫که باید گفت‪ :‬دست ما کوتاه‬ ‫جــبــه ـه ب ـنــدی هــا را در‬ ‫و خرما بر نخیل‪.‬‬ ‫اولــو یــت ق ـ ــرارداد‪ .‬باید‬ ‫ً‬ ‫‪ .16‬درنــهــایــت بــایــد کــامــا‬ ‫فــهــمــیــد ک ــه چ ــرا ان ه ــا‬ ‫متواضعانه پذیرفت که سالک‬ ‫نتوانسته اند و ‪ . ...‬عجله‬ ‫ً‬ ‫حل مسئله‪ ،‬اساسا در عالم وجود کاره ای نیست‬ ‫در پاسخ به مسائل یعنی مرگ مسئله‪.‬‬ ‫و موثر نیست‪ .‬چراکه ال موثر اال هو‪ .‬همه تدبیرها و‬ ‫‪ .11‬سپس دیدن نظرگاه ها در مورد مسائل مختلف و‬ ‫برنامه ریزی ها‪ ،‬جز با اتصال از مسیر حق و باور به‬ ‫ارتقای ظرفیت خود در دیدن یک مسئله از چند‬ ‫قدرت الیزال و انحصاری حضرتش‪ ،‬به ثمر و اثر‬ ‫زاویه‪ .‬خبرگان و متصدیان امر‪ ،‬بهترین خزانه این‬ ‫نخواهد رسید‪ .‬رب همواره بر مسیر تربیت ما تدبیر‬ ‫دیدن هستند‪ .‬نگذار که به خزانه غیب ملحق‬ ‫می کند‪ .‬لذا بهترین تدبیرهای ما را ممکن است‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫برای تادیب ما و ممانعت از امثال کبر و ‪ ،...‬با‬ ‫‪ .12‬سپس با استفاده از رشته علمی خود‪ ،‬ان مسئله‬ ‫صورت بر زمین بکوبد‪ .‬پس همواره بر او تکیه کن‪.‬‬ ‫را تحلیل کن‪ .‬بر اساس داشته هایت عمل کن نه‬ ‫خواسته هایت‪.‬‬ ‫‪30‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دکتر سید مجتبی امامی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪31‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اگر خواهان بهبود وضعیت پژوهش کشور هستیم‪،‬‬ ‫باید پیش از هر چیز‪ ،‬فلسفه و کارکرد زیست اجتماعی‬ ‫ً‬ ‫ان را در کشور تدارک ببینیم؛ وگرنه صرفا با «هویتی‬ ‫تزیینی» مواجه خواهیم بود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پژوهش و راه دشوار‬ ‫اصالح اجتماعی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫هرساله چندین جشنواره پژوهشی در کشور برگزار می شود‬ ‫و صدها نشست در رثای «پژوهش» شکل می گیرد و‬ ‫ده ها تقدیر از «پژوهشگران» برگزیده برگزار می شود‪ .‬در‬ ‫شایستگی این جشنواره ها‪ ،‬نشست ها و بزرگداشت ها‬ ‫حرفی نیست‪ّ ،‬اما بد نیست در کنار ان ها‪ ،‬همتی هم‬ ‫بر هم اندیشی صاحب نظران در خصوص مشکالت‬ ‫پژوهش‪ ،‬یافتن و تفاهم بر سر راه حل ها و تجمیع اراده ها‬ ‫برای اصالح امر پژوهش داشته باشیم‪.‬‬ ‫بزرگانی همچون حضرت امام خمینی؟هر؟ و مقام‬ ‫معظم رهبری؟دم؟ نقطه شروع اصالح جامعه را اصالح‬ ‫دانشگاه دانسته اند‪ ،‬اما ایا ما هم به همین میزان به‬ ‫ّ‬ ‫این امر معتقدیم؟ ایا ما هم تقدم اصالح جامعه را به‬ ‫اصالح دانشگاه می دهیم؟‬ ‫می دانیم دانشگاه و فرهنگ دانشگاهی بسیار حساس تر‬ ‫و ظریف تر از سایر بخش های نظام اداره کشور هست؛‬ ‫ّ‬ ‫بنابراین شدت تاثیرات نامطلوب در این مجموعه بیشتر‬ ‫ّ‬ ‫است و همین اثرات نامطلوب‪ ،‬به شدت نظام علوم‬ ‫«طبیب» نظام اداره کشور باشد‪،‬‬ ‫انسانی کشور را که باید‬ ‫ِ‬ ‫زمین گیر نموده است‪ .‬به عبارت روشن تر‪ ،‬ما با طبیبی‬ ‫مواجه هستیم که بیماری شدیدتری از خود بیمار دارد‪.‬‬ ‫دکتر رضا داوری اردکــانــی‪ ،‬فیلسوف شهیر و رئیس‬ ‫فرهنگستان علوم ایران که سال هاست در اداره کالن‬ ‫علمی و فرهنگی کشور نیز دستی بر اتش دارنــد‪ ،‬در‬ ‫کتاب «علوم انسانی و برنامه ریزی توسعه» منتشره در‬ ‫سال ‪ ،1389‬مطرح می کنند که علوم انسانی موجود‪،‬‬ ‫«در جریان رشد و بسط جامعه جدید برای مقابله با‬ ‫بحران ها و حل مسائل مدرنیته پدید امده اند» (ص‬ ‫ً‬ ‫‪ .)18‬بر این اساس‪ ،‬قاعدتا الزم است پژوهش علوم‬ ‫اجتماعی کشور ما نیز سهمی بسزا در مقابله با بحران ها‬ ‫و حل مسائل جامعه کنونی ما ایفا نماید‪.‬‬ ‫عالمان علوم انسانی‪ ،‬به دالیل بسیار عالقه و دغدغه ای‬ ‫برای پرداختن به مسائل عمومی و مشکالت سازمان های‬ ‫دولتی ندارند‪:‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ً‬ ‫اگر واقعا پیگیر بهبود وضعیت پژ وهش‬ ‫کـشــور هستیم‪ ،‬بــایــد پیش از هــر چیز‪،‬‬ ‫فلسفه و کارکرد وجود اجتماعی ان را در‬ ‫ً‬ ‫کشور تدارک ببینیم؛ وگرنه صرفا با «هویتی‬ ‫تزیینی» مواجه خواهیم بود‪.‬‬ ‫مشکالت مطرح جهانی علوم‬ ‫اجتماعی خواهد پرداخت و‬ ‫یا به واردات بی حدوحصر‬ ‫نسخه های غربی مبادرت‬ ‫خواهد کرد‪.‬‬ ‫بگذارید قدری عمیق تر این موضوع را واکاوی کنیم‪.‬‬ ‫ما در کشور‪ ،‬کم نابسامانی و مشکل نداریم‪ّ ،‬اما چقدر‬ ‫ّ‬ ‫دیده ایم که به علت این مشکالت‪ ،‬پژوهش کشورمان‬ ‫ً‬ ‫مــورد نقد قــرار گیرد‪ .‬مثال در بحرانی همچون زلزله‪،‬‬ ‫«عدم رعایت استانداردهای ساختمانی» به عنوان‬ ‫یکی از ریشه های تشدید بحران مطرح می شود‪ ،‬این‬ ‫موضوع در گفتگوهای مسئوالن و کارشناسان مورد‬ ‫ّ‬ ‫توجه قرار می گیرد و دستگاه های نظارتی این حوزه در‬ ‫معرض شدیدترین نقدها قرار می گیرند؛ ّاما تابه حال‬ ‫چقدر دیده ایم که به خاطر مشکل یا بحرانی از کشور‪،‬‬ ‫«پژوهش علوم اجتماعی» در زمره مجادالت قرار گیرد و‬ ‫یا دستگاه های پژوهشی کشور هجمه ای از نقد را تجربه‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫کنند‪ .‬اگر دقت شود مشخص است که گویا اصال هیچ‬ ‫انتظاری از «پژوهش علوم اجتماعی» نداریم؛ ان قدر‬ ‫پژوهش را کوچک شمرده ایم‪ ،‬ان قدر حسابی بر روی‬ ‫ان نکرده ایم که حتی از ان انتقاد هم نمی کنیم‪ .‬روشن‬ ‫ً‬ ‫بگوییم‪ ،‬ما اصال شانی برای «پژوهش علوم اجتماعی»‬ ‫در حل مشکالت کشور قائل نیستیم‪ .‬اگر بر سر درصد‬ ‫بودجه پژوهش از تولید ناخالص کشور هم بحث‬ ‫می کنیم‪ ،‬برای این است که شنیده ایم این درصد در‬ ‫کشورهای پیشرفته فالن میزان است؛ پس ما هم برای‬ ‫پیشرفته بودن باید چنین هزینه ای انجام دهیم‪ ،‬وگرنه‬ ‫در واقع کارکردی برای این هزینه کرد قائل نیستیم‪.‬‬ ‫ً‬ ‫سخن اخر اینکه اگر واقعا پیگیر بهبود وضعیت پژوهش‬ ‫کشور هستیم‪ ،‬باید پیش از هر چیز‪ ،‬فلسفه و کارکرد‬ ‫وجود اجتماعی ان را در کشور تدارک ببینیم؛ وگرنه‬ ‫ً‬ ‫صرفا با «هویتی تزیینی» مواجه خواهیم بود‪.‬‬ ‫‪ -1‬سازمان ها و به خصوص‬ ‫مــدیــران دولــتــی‪ ،‬ایــن افــراد‬ ‫و دان ـشــجــویــان ان هـ ــا را به‬ ‫سازمان های خود راه نمی دهند‬ ‫و اطالعات مربوط به مسائل‬ ‫عمومی و سازمان های دولتی را در اختیار ان ها قرار‬ ‫نمی دهند‪.‬‬ ‫‪ -2‬در صورت پذیرش سازمان های دولتی و مدیران‬ ‫ان ها‪ ،‬دانشجویان و اساتید علوم اجتماعی و انسانی‬ ‫اغلب توانایی الزم را برای پرداختن به مسائل ان ها‬ ‫ّ‬ ‫ندارند‪ .‬علت این امر‪ ،‬عالوه بر ضعف مفرط در علوم‬ ‫اجتماعی کشور‪ ،‬نامتناسب بودن اموزش های ارائه شده‬ ‫در این رشته ها با مشکالت واقعی کشور است‪.‬‬ ‫‪ -3‬نظام انگیزشی وزارت علوم برای اساتید و دانشجویان‪،‬‬ ‫مبتنی بر مقاله های علمی‪-‬پژوهشی و کتاب است‪.‬‬ ‫در نتیجه اگر هم سازمان های دولتی یا مدیران ان ها‪،‬‬ ‫بخواهند دانشگاهیان را در حل مشکالت خود دخالت‬ ‫دهند‪ ،‬انگیزه علمی ‪-‬نه ّ‬ ‫مادی‪ -‬مناسبی برای این کار‬ ‫وجود ندارد‪ ،‬زیرا نگارش مقاله و کتاب فارغ از مسائل‬ ‫کشور‪ ،‬بسیار ساده و سهل تر از نوشتن مقاالت و کتب‬ ‫مبتنی بر مسائل عمومی کشور است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫‪ -4‬درصورتی که بنا بر اتفاق و یا انگیزه بسیار قوی‪ ،‬یک‬ ‫فرد دانشگاهی قوی‪ ،‬به طورجدی وارد و درگیر فضای‬ ‫خط مشی های اداره کشور شود‪ ،‬نه تنها به دلیل تنهایی‬ ‫و کثرت مشاغل‪ ،‬کار خاصی نمی تواند انجام دهد‪،‬‬ ‫بلکه فرصت های علمی خود را نیز از دست می دهد‪.‬‬ ‫همین درگیری ها باعث شده است که نظام اداری کشور‬ ‫و نظام علوم انسانی‪ ،‬هر یک به مسیر خاص خود ادامه‬ ‫دهند و مطامع خود را براورند‪ّ .‬اما باید ّ‬ ‫توجه داشت‬ ‫که نظام علوم انسانی و اجتماعی بیکار نمی ماند و به‬ ‫تولیدات علمی خواهد پرداخت؛ منتها وقتی قرار نیست‬ ‫به مشکالت خط مشی کشور بپردازد‪ ،‬یا در پی حل‬ ‫‪32‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫سیدعلیرضا سجادیه‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪33‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سه گان «عدالت‪ ،‬عقالنیت و معنویت»‪ ،‬چارچوب‬ ‫نظری و عملی اقامه و بسط عدالت اجتماعی در‬ ‫جامعه اسالمی در مکتب امام است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مکتب ناب مغفول‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫در استانه چهل سالگی انقالب اسالمی و مرور همه‬ ‫فــراز و نشیب های طی شــده‪ ،‬به نظر می رسد هنوز‬ ‫تنگه های احــدی بــرای انقالب وجــود دارد که باید‬ ‫بیش ازپیش به ان ها توجه کرد‪ .‬یکی از چالش مهم‬ ‫همه تحوالت بزرگ اجتماعی ‪-‬ازجمله انقالب ها‪-‬‬ ‫صیانت از جهت گیری های اصلی ان است‪ .‬چالش‬ ‫ثبات و پایداری در اهداف‪ ،‬ارمان و مسیر دستیابی به‬ ‫ان ها جزو حیاتی ترین چالش ها هستند‪ .‬پیامد عدم‬ ‫صیانت از این ثبات‪ ،‬تبدیل شدن یک انقالب به ضد‬ ‫خودش خواهد بود‪.‬‬ ‫طبیعی است که هر انقالبی در مراحل مختلف رشد و‬ ‫بلوغ خود در معرض بحران ها و اسیب هایی مختلفی‬ ‫خواهد بود که برخی محسوس و برخی نیز نامحسوس‬ ‫و پنهان هستند‪ .‬در مواجهه با چنین افاتی‪ ،‬یگانه راه‬ ‫اصالح یا مصونیت بخشی به انقالب‪ ،‬بازگشت و توجه‬ ‫دوباره به اصول و مبانی اولیه شکل گیری و تاسیس ان‬ ‫به عنوان شاخص اصلی صحت رویکرد حال و اینده‬ ‫است‪ .‬مکانیسم این کار‪ ،‬در واقع استفاده از محکمات‬ ‫یک انقالب در برابر متشابهات ان است‪ .‬یکی از منابع‬ ‫مهم این اصول کالن و مهم در پهنه انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫بیانات و مکتوبات رهبران ان است‪.‬‬ ‫با چنین مبنایی است که می بینیم‪ ،‬ارمان ها‪ ،‬الزامات‬ ‫و افات انقالب اسالمی جزو پربسامدترین واژ گــان و‬ ‫مفاهیم موجود در بیانات رهبران ان بوده و همواره‬ ‫به عنوان قطب نمایی در مقابل دیده گان عامه مردم و‬ ‫نخبگان و مسئوالن قرار داده می شوند‪.‬‬ ‫دراین بین‪ ،‬برخی از مقاطع زمانی و مکانی اهمیتی ویژه‬ ‫در کشف و شناخت حقیقی اندیشه رهبران انقالب‬ ‫اسالمی دارد‪ .‬یکی از این زمان ها برگزاری و حضور‬ ‫مستقیم رهبر معظم انقالب اسالمی در سالگردهای‬ ‫رحلت امام خمینی؟هر؟ است‪ .‬علل مختلفی را می توان‬ ‫در مهم بودن چنین مناسبتی برشمرد‪:‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫بخش مهمی از معنویت در اسالم عبارت‬ ‫از سوء ظن‪ ،‬دوری از غیبت‪،‬‬ ‫▪ عنایت خــاص رهبری‬ ‫است از اخالق‪ ،‬دوری از گناه‪ ،‬دوری از‬ ‫دوری از بــددلــی‪ ،‬دوری از‬ ‫به امــام راحــل و تجلیل‬ ‫تهمت‪ ،‬دوری از سوء ظن‪ ،‬دوری از غیبت‪،‬‬ ‫جداسازی دل ها از یکدیگر‪...‬‬ ‫از شخصیت ایشان؛‬ ‫ّ‬ ‫دوری از بددلی‪ ،‬دوری از جداسازی دل ها‬ ‫خود امام هم همین جور بود‪.‬‬ ‫▪ تجدیدعهد ملی با رهبر‬ ‫فعلی و قبلی انقالب از یکدیگر‪...‬‬ ‫ایشان‪ ،‬هم در نوشته های خود‬ ‫بخصوص در اواخ ــر عمر‬‫اسالمی؛‬ ‫شریفش‪ -‬هم در اظهارات خود‪ ،‬بارها گفت من‬ ‫▪ روشن شدن راه اینده و تصحیح مسیر فعلی؛‬ ‫در فالن قضیه اشتباه کردم‪ .‬اقرار کرد به این که در‬ ‫▪ کشف‪ ،‬تبیین و ساخت مکتب امام؟هر؟ توسط‬ ‫فالن قضیه خطا کرده است؛ این خیلی عظمت‬ ‫مقام معظم رهبری؛‬ ‫دارد‪ .‬روح یک انسانی باید بزرگ باشد که بتواند‬ ‫▪ شاخص سازی به مثابه مسیر عملیاتی کردن مبانی‬ ‫یک چنین حرکتی را انجام دهد؛ خودش را منسوب‬ ‫نظری امام خمینی؟هر؟؛‬ ‫کند به اشتباه و خطا‪.‬‬ ‫▪ تحلیل و تبیین مسائل روز انقالب اسالمی با‬ ‫▪ مظهر معنویت در امام بزرگوار‪ ،‬در درجه اول‪ ،‬اخالص‬ ‫بهره گیری از محکمات اندیشه و عمل امام؟هر؟‪.‬‬ ‫خود او بود‪ .‬امام کار را برای خدا انجام داد‪ .‬از اول‪،‬‬ ‫اقدامات فوق توسط رهبر معظم انقالب اسالمی با‬ ‫هرچه که احساس تکلیف می کرد تکلیف الهی‬ ‫صورت بندی ها و واژ گــان مختلف و متنوعی چون‬ ‫اوست‪ ،‬ان را انجام مـی داد‪ .‬از فداکاری در این‬ ‫مکتب امام‪ ،‬راه امام‪ ،‬باورهای امام‪ ،‬مکتب سیاسی‬ ‫راه‪ ،‬امام ابا نکرد‪...‬‬ ‫امام‪ ،‬اصول امام‪ ،‬دو پرچم برافراشته شده توسط امام‬ ‫▪ خود او اهل توکل بود‪ ،‬اهل تضرع بود‪ ،‬اهل توسل‬ ‫و‪ ...‬بیان شده اند‪ ،‬لکن در این میان به جرئت می توان‬ ‫بود‪ ،‬اهل استمداد از خدا بود‪ ،‬اهل عبادت بود‪.‬‬ ‫سه گانه عدالت‪ ،‬عقالنیت و معنویت را جلوه تامی‬ ‫▪ از فرصت های زندگی برای تقرب به خدای متعال‪،‬‬ ‫از عناصر تبیین کننده افکار و رفتار امام امت توسط‬ ‫مطهر خودش استفاده‬ ‫برای پاکیزه کردن دل وجان‬ ‫معظم له دانست‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫می کرد‪ .‬دیگران را هم امر می کرد و می گفت‪ :‬ما در‬ ‫اگرچه که ادبیات دینی و غیردینی مشحون از تفسیر ها‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ً‬ ‫محضر خدا هستیم‪ .‬عالم محضر خداست‪ .‬عالم‪،‬‬ ‫و تحلیل های متنوع و بعضا متعارض و متناقضی‬ ‫محل حضور جلوه های الهی است‪ .‬همه را به این‬ ‫از هریک از این سه واژ گــان مهم و کلیدی است اما‬ ‫راه سوق می داد‪ .‬خود او اهل رعایت اخالق بود‪،‬‬ ‫مرور و بازخوانی تفسیر رهبری می تواند کمک شایان‬ ‫دیگران را هم به اخالق سوق می داد‪.‬‬ ‫توجهی به فهم دستگاه فکری و عملی ایشان بکند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مرور این تذکرات یقینا داللت های محکم و متقنی‬ ‫‪ -2‬عقالنیت‬ ‫برای شرایط امروز انقالب اسالمی نیز دارد‪ .‬وضعیتی‬ ‫ّ‬ ‫که در ان نیازمند جد و جهاد و غیرت بسیار بیشتر‬ ‫▪ اولین نمونه‪ ،‬همین گزینش مردم ساالری برای نظام‬ ‫برای بازنمایی کامل مکتب امام است‪.‬‬ ‫سیاسی کشور بود؛ یعنی تکیه ی به ارای مردم‪.‬‬ ‫انتخاب مردم ساالری یکی از مظاهر روشن عقالنیت‬ ‫‪ -1‬معنویت‬ ‫امام در مکتب حیات بخش و نجات بخش او بود‪.‬‬ ‫▪ یک نمونه دیگر از عقالنیت امام و تکیه او به خرد و‬ ‫▪ بخش مهمی از معنویت در اسالم عبارت است‬ ‫هوشمندی‪ ،‬عبارت است از سرسختی و عدم انعطاف‬ ‫از اخالق‪ ،‬دوری از گناه‪ ،‬دوری از تهمت‪ ،‬دوری‬ ‫‪34‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ُبعد عدالت هم در مکتب امام بسیار برجسته‬ ‫اســت‪ .‬اگرچه به یک معنا عدالت هم از‬ ‫همان عقالنیت و نیز از معنویت برمی خیزد‪،‬‬ ‫اما برجستگی ُبعد عدالت در منظر امام‬ ‫بــزرگــوار‪ ،‬ان را به طور مشخص تری در‬ ‫مقابل ما قرار می دهد‪.‬‬ ‫‪35‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اگرچه به یک معنا عدالت هم از همان عقالنیت و نیز‬ ‫از معنویت برمی خیزد‪ ،‬اما برجستگی ُبعد عدالت در‬ ‫منظر امام بزرگوار‪ ،‬ان را به طور مشخص تری در مقابل‬ ‫ما قرار می دهد‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ -3‬عدالت‬ ‫ُبعد عدالت هم در مکتب امام بسیار برجسته است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫او در مقابله با دشمن‬ ‫مهاجم‪ .‬امام به دشمن‬ ‫اعتماد نکرد‪ .‬بعدازانکه‬ ‫ّ‬ ‫دشــمــن مــلــت ایـ ــران و‬ ‫دشمن ایــن انـقــاب را‬ ‫درس ــت شــنــاخــت‪ ،‬در‬ ‫مقابل او مثل کوه ایستاد‪.‬‬ ‫ان کسانی که خیال کردند و خیال می کنند عقل‬ ‫اقتضا می کند که انسان گاهی مقابل دشمن کوتاه‬ ‫بیاید‪ ،‬امام درست نقطه مقابل این تصور حرکت‬ ‫کرد‪ .‬عقالنیت امام و ان خرد پخت ه قوام یافت ه این‬ ‫مرد الهی‪ ،‬او را به این نتیجه رساند که در مقابل‬ ‫دشمن‪ ،‬کمترین انعطاف و کمترین عقب نشینی‬ ‫و کمترین نرمش به پیشروی دشمن می انجامد‪.‬‬ ‫▪ یک مظهر دیگر عقالنیت‪ ،‬تزریق روح اعتمادبه نفس‬ ‫ّ‬ ‫و خوداتکائی در ملت بود‪.‬‬ ‫▪ یک مظهر دیگر‪ ،‬تدوین قانون اساسی بود‪ .‬امام‬ ‫ّ‬ ‫خبرگان ملت را از طریق انتخابات مامور کرد که‬ ‫قانون اساسی را تدوین کنند‪ .‬ان تدوین کنندگان‬ ‫ّ‬ ‫قانون اساسی‪ ،‬با انتخاب ملت این کار را انجام‬ ‫دادند‪.‬‬ ‫▪ ازجمله مسائلی که مظهر عقالنیت امام بزرگوار‬ ‫بود‪ ،‬این بود که ایشان به مردم تفهیم کرد که ان ها‬ ‫صاحب و مالک این کشورند‪ .‬مملکت صاحب‬ ‫دارد‪ ...‬امام به مردم تفهیم کرد که مملکت صاحب‬ ‫دارد و صاحب مملکت‪ ،‬خود مردم هستند‪.‬‬ ‫▪ از اول پیروزی انقالب‪ ،‬امام‬ ‫تکیه بر طبقات ضعفا را اصرار‬ ‫کردند‪ ،‬تکرار کردند‪ ،‬توصیه‬ ‫کردند‪ .‬تعبیر «پابرهنگان»‪،‬‬ ‫«کوخ نشینان» جزو تعبیراتی بود‬ ‫که در کالم امام بارها و بارها‬ ‫تکرار شد‪ .‬به مسئولین اصرار‬ ‫داشتند که به طبقات محروم برسید‪ .‬به مسئولین‬ ‫اصرار داشتند که از اشرافیگری پرهیز کنند‪ .‬این‪،‬‬ ‫یکی از توصیه های مهم امام بزرگوار بود‪ .‬ما نباید‬ ‫این ها را فراموش کنیم‪ .‬افــت مسئولیت در یک‬ ‫نظامی که متکی به ارای مردم و متکی به ایمان‬ ‫مردم است‪ ،‬این است که مسئولین به فکر رفاه‬ ‫شخصی بیفتند؛ به فکر جمع اوری برای خودشان‬ ‫بیفتند؛ در هوس زندگی اشرافیگری‪ ،‬به این در و ان‬ ‫در بزنند؛ این افت بسیار بزرگی است‪ .‬امام خودش‬ ‫از این افت به کلی برکنار ماند و مسئولین کشور را هم‬ ‫ بارها توصیه می کرد که به کاخ نشینی و به اشرافیگری‬ ‫تمایل پیدا نکنند‪ ،‬سرگرم مال اندوزی نشوند‪ ،‬با‬ ‫مردم ارتباط نزدیک داشته باشند‪.‬‬ ‫▪ ماها که ان روز جزو مسئولین بودیم‪ ،‬امام دوست‬ ‫می داشت که با مردم ارتباط داشته باشیم‪ ،‬مانوس‬ ‫باشیم؛ اصرار داشت که خدمت به اقصی نقاط‬ ‫کشور برده شود؛ مردم نقاط دور‪ ،‬از خدمات عمومی‬ ‫کشور بهره مند شوند‪ .‬این ها ناظر به ان ُبعد عدالت‬ ‫امام بزرگوار بود‪.‬‬ ‫ ▪ امام اصرار داشت که مسئولین از میان مردم انتخاب‬ ‫شوند‪ ،‬از خود مردم باشند‪ ،‬وابستگی ها مال ک قبول‬ ‫مسئولیت ها نباشند‪ .‬گاهی در مقام تعریف از یک‬ ‫مسئولی می گفتند‪ :‬این از دل مردم برخاسته است‪.‬‬ ‫مال ک را این می دانستند‪ .‬از نظر امام بزرگوار‪ ،‬تکیه ‬ ‫به ثروت و تکی ه به قدرت برای گرفتن مسئولیت‪،‬‬ ‫جزو خطرهای بزرگ برای کشور و برای انقالب بود‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ .1‬احتکار‬ ‫ابراهیم راستیان‬ ‫پژوهشگر هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری رشته حکمت متعالیه دانشگاه اصفهان‬ ‫رشد بر مدار رشد‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫زمانی که مقصد تاریک است و راه تاریک است و از همه‬ ‫بدتر نقش انسان تاریک‪ ،‬ریشه ی هدایتی زنده نخواهد‬ ‫شد و رشدی سبز نخواهد شد و کمالی نخواهد رویید‪.‬‬ ‫انسانی که در تاریکی رشد می کند و به ظاهر در مسیر‬ ‫تعالی نمو می کند؛ یا برحسب عادت حرکت می کند یا‬ ‫از سر نفاق سیر می کند‪ .‬چنین انسانی معیار و منطقی‬ ‫برای کارهای خوب خود ندارد‪ ،‬دلیلی برای انسان بودن‬ ‫ندارد‪ .‬برای چنین فردی معیارهای اخالقی مدرن هم‬ ‫بدون توضیح و مبنا می شود‪ .‬در چنین شرایطی جز‬ ‫پوچی و بی معنایی برای انسان چیزی باقی نمی ماند‪.‬‬ ‫بی معنایی معنایی است که بسیاری از مکاتب غربی‬ ‫تالش می کنند در این دنیای تاریک مدرن معنادارش‬ ‫کنند و ازانجاکه خود در چنین فضایی نفس می کشند‪،‬‬ ‫هر چه دست وپا می زنند‪ ،‬بیشتر درون این باتالق گرفتار‬ ‫می شوند‪ .‬دنیای مدرن بدون تهذیب نفس‪ ،‬هر مقدار‬ ‫که بر پیشرفتش بیفزاید‪ ،‬در حقیقت خود را برای مرگ‬ ‫مجهز می کند و به سمت فنای خود شتاب می کند‪.‬‬ ‫همچون کودکی که چاقویی در دست دارد و هر چه‬ ‫چاقو تیزتر باشد‪ ،‬جانش بیشتر درخطر است‪ .‬حال در‬ ‫این هوای غبارالود هوا و هوس و ظلمات و تاریکی‬ ‫ظلمت چگونه مـی تــوان بــه س ــوداوری سرمایه های‬ ‫وجودی خود توجه کرد؟‬ ‫اگر در تاریکی فضای مدرن به روشنایی سوال هایمان‬ ‫و نیازهایمان و موهبت های الهی که در راستای پاسخ‬ ‫به این نیازها در ما تعبیه شده‪ ،‬توجه نکنیم‪ ،‬محکوم به‬ ‫پیروی از مشهورات عامیانه و رسومات جاهالنه می شویم‬ ‫که همچون گردابی نیازهای حقیقی و پاسخ های‬ ‫سازنده ی ما را در ارزوهای بی نهایت خود می بلعد و ما‬ ‫را به عمق پندارها می کشاند‪ .‬راستی احتکار چیست؟‬ ‫مگر کسی که تمام سرمایه های وجودی خود را زیر اوار‬ ‫هواها و هوس ها دفن کرده‪ ،‬محتکر نیست؟ اگر خلق‬ ‫برای خدا هست و به سوی خدا می رود و در یک کلمه‬ ‫رشــد با چشیدن‪ ،‬راه رفتن و در راه رفتن حاصل‬ ‫می شود‪ .‬چه بسیار کسانی که راه می روند اما به‬ ‫مقصد نمی رسند چون در راه نمی روند‪.‬‬ ‫‪36‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫اگر خلق برای خدا هست و به سوی خدا‬ ‫می رود و در یک کلمه عیال الهی است‪،‬‬ ‫ً‬ ‫طبیعتا کسی که این موهبت های الهی را‬ ‫در مسیر روشنایی خود و جامعه ی خود‬ ‫ً‬ ‫به کار نگیرد‪ ،‬یقینا محتکر است‪.‬‬ ‫انعطاف قلوب‬ ‫‪.3‬‬ ‫ِ‬ ‫پدر چیزی را برای خود و مخصوص به خود نمی خواهد؛‬ ‫بلکه همه را برای فرزند خود و در راه رشد و کمال او‬ ‫می خواهد‪ .‬یکی از دوستان تعریف می کرد که از پدرم‬ ‫درخواست کردم که مسیر خانه خودمان تا خانه پدربزرگم‬ ‫را خودم رانندگی کنم و از روی سهل انگاری تصادف‬ ‫کردم و فردی را کشتم‪ .‬پدر به پاسگاه امد و گفت من‬ ‫راننده ماشین بودم و خود را به جای من به عنوان راننده‬ ‫ماشین معرفی کرد‪ .‬همان طور که مشاهده می کنید پدر‬ ‫‪37‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫انسان ها از شهوات و غریزه ها و وسوسه ها و تعلقات‬ ‫دنیایی و اخروی رها نمی شوند مگر زمانی که به یک‬ ‫ً‬ ‫عشق بزرگ تر رسیده باشند‪ .‬طبیعتا هر کس مهم را فدای‬ ‫مهم تر می کند و محبوب را در راه محبوب تر می گذارد‪.‬‬ ‫بسیاری از پسرها و دخترهای مجرد عاشق تفریح و‬ ‫خوش گذرانی و استراحت هستند اما زمانی که پدر و‬ ‫مادر می شوند‪ ،‬از بسیاری از تفریحات خود می زنند‬ ‫تا نوزاد محبوبشان در ارامش باشد یا برخی از شب ها‬ ‫خواب را بر خود حرام می کنند تا کودک عزیزشان خواب‬ ‫اسوده ای داشته باشد‪ .‬هنگامی که عشق به فرزند تمام‬ ‫سراپای وجود پدر و مادر را فراگیرد‪ ،‬تمام عشق های‬ ‫کوچک تر نردبان ان عشق محسوب می شوند و این‬ ‫همان فدا کردن محبوب ها برای محبوب واالتر است‪.‬‬ ‫مگر این دستور انسانی نیست که مهم را فدای مهم تر‬ ‫کن‪ .‬بر همین اســاس ابراهیم اسماعیلش را قربانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .2‬میدان ازادی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ً‬ ‫عیال الهی اســت‪ ،‬طبیعتا‬ ‫کسی که ایــن موهبت های‬ ‫الهی را در مسیر روشنایی‬ ‫خود و جامعه ی خود به کار‬ ‫ً‬ ‫نگیرد‪ ،‬یقینا محتکر است‪.‬‬ ‫حقیقت این است که تمام احتکارها به این نوع از‬ ‫احتکار بازمی گردد و جلوه ای از جلوات شیطانی این‬ ‫احتکار است‪ .‬تا وقتی که انسان از اسارت ها ازاد نشود‬ ‫و خود را به دامن تعلقات گرفتار ببیند‪ ،‬نمی تواند از‬ ‫دام احتکار رها شود‪ .‬تنها راه ازادی از اسارت ها‪ ،‬درک‬ ‫وسعت وجودی انسان و نیازهای کالن اوست‪ .‬جوانی‬ ‫که تا دیروز اسیر اسباب باز ی ها و عروسک های خود‬ ‫بــوده است اما اکنون از انــان بیزار است مقداری از‬ ‫وسعت درونی خود را درک کرده و به نیازهای متعالی‬ ‫خود پی برده است‪.‬‬ ‫می کند‪ .‬ابــراهــیــم بــه مهم تر‬ ‫از اسماعیل رسیده و این‬ ‫است که به دستور عقل خود‬ ‫مهم را فدای مهم تر می کند‪،‬‬ ‫گرچه عقل دیگران به این مهم تر نرسیده باشد‪ .‬ابراهیم‬ ‫می خواهد به رشد برسد و به رشد برساند و این است‬ ‫که با ان دستور الهی خودش چاقو را به دست می گیرد‬ ‫و اسماعیل را می بندد و چاقو می کشد و ‪ ...‬و اگر این‬ ‫ً‬ ‫کار را نمی کرد‪ ،‬یقینا امتحان الهی را باخته بود که‬ ‫حبی نبوده و عشقی بلکه فقط حرفی بوده و سخنی‪.‬‬ ‫اما خدای ابراهیم‪ ...‬او نمی خواهد اسماعیل ها کشته‬ ‫شوند‪ ،‬او می خواهد ابراهیم ها ازاد شوند و رشد کنند‬ ‫و به لقای الهی برسند‪.‬‬ ‫چنین روح به عظمت رسیده و از هر دو جهان رهیده‪،‬‬ ‫دیگر با کم ها تحریک نمی شود و با کوچک ها اسیر‬ ‫نمی گردد و با قطره ای طوفان نمی گیرد و جز وظیفه‬ ‫چیزی در او موج نمی افریند و شوری نمی اورد‪.‬‬ ‫اما خــدای حسین؟ع؟‪ ...‬او می خواهد علی اکبرها‬ ‫کشته شوند‪ ،‬او می خواهد زینب ها اسیر شوند تا جهان‬ ‫بشریت با ذکر مصیبت او و اتصال به مقام انسانیت‬ ‫از ظلمت و تاریکی ازاد شوند و رشد کنند و به لقای‬ ‫الهی برسند‪...‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫این گونه نیست که مرشد به جای انسان‬ ‫ببیند و تصمیم بــگـیــرد و انــســان را از‬ ‫تصمیم هایش باخبر سازد‪ ،‬بلکه مرشد‬ ‫اج ــازه مـی دهــد کــه انــســان پشت فرمان‬ ‫زندگی بنشیند و خود ببیند و تصمیم بگیرد‬ ‫اما قبل از حرکت درست دیدن و تصمیم‬ ‫گرفتن را به انسان یاد می دهد‪.‬‬ ‫را روشن کنند و حرکت دهند‬ ‫ً‬ ‫ولی یقینا در شیب های تند‬ ‫زندگی ماشین را به پرتگاه های‬ ‫شکست و از دست دادن ها‬ ‫و یاس ها می برند‪.‬‬ ‫همراهی مرشد می تواند به‬ ‫انسان کمک کند که از هر‬ ‫حادثه ای درس بگیرد و بدترین حوادث را راهنمای وجود‬ ‫خود کند‪ .‬مرشد به جای این که راه قله را به انسان نشان‬ ‫دهد‪ ،‬همراه انسان مسیر رسیدن به قله را طی می کند‬ ‫و پابه پا در حوادث جدید انسان را راهنمایی می کند‪،‬‬ ‫در غیر این صورت اگر بخواهد به صورت بسته بندی‬ ‫و صادراتی مسیر و حوادث مسیر را به او اموزش دهد‪،‬‬ ‫در مواجهه با حوادث جدید که هرلحظه ممکن است‬ ‫رخ دهد‪ ،‬بیچاره می ماند‪.‬‬ ‫این گونه نیست که مرشد به جای انسان ببیند و تصمیم‬ ‫بگیرد و انسان را از تصمیم هایش باخبر سازد‪ ،‬بلکه مرشد‬ ‫اجازه می دهد که انسان پشت فرمان زندگی بنشیند و خود‬ ‫ببیند و تصمیم بگیرد اما قبل از حرکت درست دیدن‬ ‫و تصمیم گرفتن را به انسان یاد می دهد‪ .‬مرشد همراه‬ ‫انسان است و قبل از شیب های خطرناک و پیچ های‬ ‫تند زندگی به انسان تذکر می دهد که حادثه ای نیافریند‬ ‫و خود را هال ک نکند‪ .‬مرشد در سر بزنگاه ها فرمان را از‬ ‫انسان نمی گیرد ولی تالش می کند که با تذکر به او کمک‬ ‫کند که درست ببیند و درست تصمیم بگیرد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫انسان دائما نیازمند تذکار از سوی مرشدی است که‬ ‫همراه او است چراکه انسان گرفتار نسیان ها و غفلت ها‬ ‫ً‬ ‫است و دائما نیازمند تذکارها و یاداور ی های مرشد است‬ ‫و اگر مرشدی همراه نباشد این نسیان ها و غفلت ها‪،‬‬ ‫انسان را به سمت طغیان ها و بدعت ها می کشاند و‬ ‫این اغاز هال کت انسان است‪.‬‬ ‫حاضر است به جای فرزند‬ ‫مجازات شود و باالی دار رود‬ ‫اما فرزند خود سالم بماند‪.‬‬ ‫امام باقر؟ع؟ می فرمایند‪« :‬ما‬ ‫همچون پدران که نسبت به‬ ‫فرزندانشان منعطف هستند‪،‬‬ ‫نسبت به شما منعطفیم‪».‬‬ ‫همان طور که پدر برای زندگی فرزندش حاضر است‬ ‫حتی جان خود را فدا کند‪ ،‬حضرات معصومین برای‬ ‫زندگی ابدی ما حاضر هستند که خودشان را فدا کنند‬ ‫تا تمام سرمایه های الهی ما بالفعل شود‪.‬‬ ‫راستی مگر امیرالمومنین علی؟ع؟ همسر وفادارش را‬ ‫فدای هدایت ما نکرد؟ مگر امام حسین؟ع؟ همه چیز‬ ‫خــود را بــرای بیداری ما فــدا نکرد؟! مگر در زیــارت‬ ‫اباعبداهلل؟ع؟ نیامده است‪« :‬خون قلبش را در راه تو‬ ‫بذل و بخشش کرد تا بندگانت را از تاریکی جهالت‬ ‫و گمراهی و کــوری و شک و تردید به باب هدایت‬ ‫نجات دهد‪ ».‬ایا بهتر و رئوف تر از ایشان سراغ داریم؟!‬ ‫مگر نشنیده ای امام کاظم فرمودند‪« :‬همانا خداوند بر‬ ‫شیعیان غضب کرد و مرا مخیر کرد که من به زندان‬ ‫هارو ن الرشید بروم یا انان مورد غضب الهی قرار بگیرند‬ ‫به خدا سوگند که من سپر بالی انان شدم‪».‬‬ ‫و این است معنای انعطاف قلوب‪. ...‬‬ ‫‪.4‬هالکت انسان‬ ‫ِ‬ ‫تا حاال به این روایت دقت کرده اید‪« :‬هر کس مرشد‬ ‫حکیمی نداشته باشد که دائم او را راهنمایی کند‪،‬‬ ‫هال ک می گردد‪ ».‬طبق این روایت‪ ،‬می توان بدون مرشد‬ ‫حرکت کرد اما نمی توان به مقصد رسید و این معنای‬ ‫هال کت است‪ .‬ان ها که خودسرانه می خواهند رانندگی‬ ‫زندگی را یاد بگیرند شاید بتوانند ماشین حیات خود‬ ‫‪38‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪.5‬انسان‪ :‬فرزند هستی‬ ‫اگر انسان به این عظمت را در نیازهای‬ ‫دنیایی محدود کنید‪ ،‬همچون اقیانوسی‬ ‫است که بخواهی ان را در لیوانی جای دهید‪.‬‬ ‫اگر می خواهیم رشد کنیم و به رشد برسانیم باید از‬ ‫دل شروع کنیم‪ .‬هیچ معنایی ندارد که هوا و هوس و‬ ‫ارزوهای دورودراز در اعماق وجود انسان ریشه کرده‬ ‫باشد و ما بخواهیم با چند شعار اخالقی و کمی پند‬ ‫و اندرز رشد دهیم‪ .‬اگر می خواهیم از تیپ ظاهری تا‬ ‫فکر باطنی دخترها و پسرهای خودمان را عوض کنیم‬ ‫باید پیش از همه چیز عشق ها و دوست داشتنی های‬ ‫ان ها را عوض کنیم‪.‬‬ ‫معجزه ی عشق بسیار قدرتمند است و چه کارها که‬ ‫عشق تا کنون کــرده است‪.‬‬ ‫فرقی نمی کند که چه عشقی‬ ‫بــاشــد؛ چــه عشق بــه ثــروت‬ ‫و قــدرت باشد یــا عشق به‬ ‫زیبایى و لطافت باشد یا‬ ‫عشق بــه عشق و محبت‪.‬‬ ‫عشق انسان را از حقارت ها‬ ‫نجات داده و ادم ها ساخته‪.‬‬ ‫‪39‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪.6‬معجزه ی عشق‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫خانه ی من؛ شهر من؛ کشور‬ ‫ً‬ ‫من؛ منطقه ی من و تمام من های دیگر صرفا موجب‬ ‫محدود شدن نیازهای من است و حال انکه اگر مرزها‬ ‫را برداشتیم و دیوارها را شکستیم‪ ،‬مسائل و نیازهایمان‬ ‫نیز تغییر خواهد کــرد‪ .‬انسان فرزند هستی اســت و‬ ‫ً‬ ‫طبیعتا به اندازه ی هستی نیازهایی دارد‪ .‬اگر انسان‬ ‫به این عظمت را در نیازهای دنیایی محدود کنید‪،‬‬ ‫همچون اقیانوسی است که بخواهی ان را در لیوانی‬ ‫جای دهید‪ .‬همان طور که اقیانوس در لیوان نمی گنجد‪،‬‬ ‫انسان محدودشده در دنیا نیز محکوم به طغیان است‪.‬‬ ‫هر مربی به اندازه ی وسعت نگاه خود نیازهای انسان ها‬ ‫را برطرف می کند‪ .‬مربی اگر وسعت نگاهش به تربیت‪،‬‬ ‫ً‬ ‫رفع نیازهای فرزند در خانه باشد‪ ،‬نهایتا فرزند خوبی‬ ‫برای خانه تربیت می کند‪ .‬اگر وسعت دیدش برای رفع‬ ‫ً‬ ‫نیازهای فرد در جامعه باشد‪ ،‬نهایتا شهروند خوبی‬ ‫برای کشورش تربیت می کند ولی انسان فرزند شهر و‬ ‫ً‬ ‫خانه نیست‪ .‬انسان فرزند هستی است‪ .‬صرفا مربی ای‬ ‫می تواند این موجود را تربیت کند که افق نگاهش تمام‬ ‫هستی باشد و از استعدادهای باطنی تمام موجودات‬ ‫عالم با خبر باشد‪ .‬فقط خداوند سبحان است که‬ ‫تمام ظرفیت های انسان را می داند و هستی را برای‬ ‫انسان افریده است‪.‬‬ ‫راستی اگر خدا نباشد‪ ،‬پدر‬ ‫می تواند افراد خانه را تربیت‬ ‫کند و استاد می تواند جامعه‬ ‫را رشد دهد؟! اگر خدایی در‬ ‫کار نباشد و بشر بخواهد این‬ ‫انسان عظیم را رشد دهد‪،‬‬ ‫ً‬ ‫صــرفــا نــیــازهــای دنــیــایــی او‬ ‫دیده می شود؛ نیازهایی که‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اگــر ذیــل نــیــازهــای حقیقی‬ ‫انسان دیده نشوند‪ ،‬نمی توانند‪،‬‬ ‫تشنگی انسان را سیراب کنند‬ ‫و ازانجاکه وسعت انسان در نیازهای دنیایی نمی گنجد‪،‬‬ ‫ً‬ ‫اگر به نیازهای دنیایی محدود شــود‪ ،‬یقینا طغیان‬ ‫می کند‪ ،‬همچون کسی که می خواهد با نیروی اتمی‪،‬‬ ‫چراغ فتیله ای را روشن کند درحالی که نیروی اتمی در‬ ‫چراغ فتیله ای جز انفجار‪ ،‬چیزی به بار نمی اورد‪ .‬اگر‬ ‫خدا نباشد‪ ،‬تربیت پدر و تربیت استاد و تربیت حاکم‬ ‫بی اثر می شود و اگر انسان فرزند هستی نباشد‪ ،‬فرزند‬ ‫خانه و شهر و کشور نخواهد بود‪ .‬پس مربی خانه و شهر‬ ‫و کشور و جهان و هستی فقط خداست‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫صرف شناخت و مفاهیم انسان را عاشق‬ ‫ً‬ ‫معرفت پیدا کنیم‪ ،‬عاشق‬ ‫عشق فرهادها و مجنون ها امری نمی کند؛ همان طور که صرفا مفهوم‬ ‫ان می شویم و همان وقت‬ ‫و ابراهیم ها را ساخته و این ابی انسان را عاشق اب نمی کند و عطش‬ ‫به سوی او می شتابیم؟‬ ‫معجزه عشق است‪.‬‬ ‫تشنه ای را رفع نمی کند‪.‬‬ ‫حقیقت این است که صرف‬ ‫ک ـســی ع ـشــق را ان ـت ـخــاب‬ ‫شناخت و مفاهیم انسان را عاشق امری نمی کند؛‬ ‫نمی کند‪ .‬همه ی ادم ها محکوم به عشق هستند‪ .‬ادم ها‬ ‫ً‬ ‫همان طور که صرفا مفهوم ابی انسان را عاشق اب‬ ‫عاشق افریده شده اند و ان ها فقط معشوق ها را انتخاب‬ ‫نمی کند و عطش تشنه ای را رفع نمی کند‪ .‬وقتی انسان‬ ‫می کنند‪ .‬در دریای وجود انسان رودخانه های عشق‬ ‫ارزش ثروت و قدرت را می فهمد که با وجودش ان ها‬ ‫جاری است‪ .‬مهم این است که بدانیم این رودخانه ها‬ ‫را درک کند و ببیند که چگونه این امور نیازهایش را‬ ‫به کدام معشوق سرازیر شده اند‪ .‬اگر رودهای جاری‬ ‫برطرف می کنند؛ همان طور که یک انسان تشنه زمانی‬ ‫عشق‪ ،‬به پای معشوق های حقیقی ختم شود‪ ،‬دریای‬ ‫عاشق اب می شود که اب را بچشد و رفع عطش را‬ ‫وجــود انسان به اقیانوس می پیوندد و به وسعت ها‬ ‫در خود حس کند‪ .‬درک نیازهای زیبا و رفع ان ها با‬ ‫می رسد و این معجزه عشق است‪.‬‬ ‫چشیدن خوبی ها‪ ،‬عشق را سبز می کند و موجب جوانه‬ ‫برای به رشد رساندن باید دقت داشت که اگر لباس‬ ‫زدن عشق در افراد می شود‪ .‬چشیدن خوبی ها و حس‬ ‫دخترها و پسرهایمان را عوض کردیم و چادر بر سر‬ ‫کردن زیبایی ها سنگ اول رشد انسان است که سرنخ‬ ‫دخترها انداختیم و به ظاهر نمازخوانشان کنیم اما با‬ ‫کالف سردرگم تربیت را به دست انسان می دهد‪.‬‬ ‫«تشویق و تهدید»های بی امان‪ ،‬امانشان را بگیریم و‬ ‫ً‬ ‫وقتی که انسان زیبایی حقیقتی را چشید ان را می شناسد‬ ‫بدون عشق داغشان کنیم‪ ،‬یقینا همچون اهن تفتیده‬ ‫و چنین شناختی بذر محبت را در وجود انسان می کارد‬ ‫در فضای دیگری سرد و سخت می شوند اما اگر اتش‬ ‫و موجب می شود که عشق در وجود انسان جوانه زند‪،‬‬ ‫عشق از درونشان شعله ور شد‪ ،‬نه تنها در محیط دیگر‬ ‫در غیر این صورت صرف شناخت حقیقت همچون‬ ‫سرد نمی شوند بلکه با عشقشان جهانی را به اتش‬ ‫سرابی است که عطش عشق انسانی را سیراب نمی کند‪.‬‬ ‫می کشند و این معجزه ی عشق است‪.‬‬ ‫چشیدن زیبایی ها موتور محرک جوانه های عشق است‬ ‫ً‬ ‫‪.7‬چشیدن‪ :‬جوانه ی عشق‬ ‫اما برای تداوم در عشق صرفا چشیدن کافی نیست و‬ ‫نیازمند تدبرها و تفکرها است‪ ،‬گو این که بدون تعقل‪،‬‬ ‫عشق های چشیدنی چون نسیمی بوده که وزیده و غیر‬ ‫از خاطره ی از ان چیزی نمانده است‪.‬‬ ‫برای رشد کردن و به رشد رساندن باید عشقی در وجود‬ ‫انسان شعله ور شود که تمام شهوات پست را در خود‬ ‫بسوزاند و قدرتی در انسان ایجاد کند تا تمام زنجیرها‬ ‫را بگسلد‪ .‬تا زمانی که این عشق عظیم از اسارت‬ ‫هواهای نفسانی انسان ازاد نشود‪ ،‬حرکتی رخ نخواهد‬ ‫داد‪ .‬حال چگونه می توان این عشق را در نهاد انسان‬ ‫برافروخت؟ ایا زمانی که ما چیزی را بشناسیم و به ان‬ ‫‪.8‬راه رفتن و در راه رفتن‬ ‫کسی که می خواهد رشد کند و به رشد برساند باید‬ ‫راه بــرود و حرکت کند چراکه اگر نشسته باشد و به‬ ‫ً‬ ‫راه نیفتد‪ ،‬طبیعتا رشد و تربیتی شکل نگرفته است‬ ‫‪40‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ان کسی که تفکر نــدارد به رشــد و تعالی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪41‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫تعقل هستند اما نه تنها به حق‬ ‫و به همین جهت خداوند نزدیک تر از کسی است که تفکرش اسیر‬ ‫ّ‬ ‫نرسیده اند‪ ،‬بلکه یا مایوس‬ ‫متعال می فرماید‪« :‬فضل اهلل عادات و تعصبات شده است‪.‬‬ ‫شده اند و در راه مانده اند و‬ ‫المجاهدین علی القاعدین اجرا‬ ‫یا منحرف گردیده اند و از راه بیرون رفته اند‪.‬‬ ‫عظیما»‪.‬‬ ‫ازاداندیش کسی است که با ازاد کردن خود از حرف ها‬ ‫عالوه بر این که باید راه برود باید در راه برود‪ .‬چه بسیار‬ ‫و وسوسه ها و زینت ها و رسم و رسومات تفکر می کند‬ ‫ادم هایی هستند که راه می روند اما به نتیجه نمی رسند‬ ‫ً‬ ‫و می اندیشد‪.‬‬ ‫چراکه صرفا راه می روند و رفتن تنها‪ ،‬بی ثمر است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫بنابراین زمانی قطب نمای اندیشه انسان خوب کار‬ ‫خطر گمراهی افرادی که صرفا حرکت می کنند بسیار‬ ‫ً‬ ‫می کند و راه درســت را نشان می دهد که انسان به‬ ‫بیشتر از کسانی است که اساسا حرکت نکرده اند چون‬ ‫ً‬ ‫معنای حقیقی کلمه ازاداندیش باشد‪.‬‬ ‫افرادی که صرفا راه می روند ولی در راه نیستند نه تنها‬ ‫به رشد نمی رسند بلکه فرسنگ ها از رشد و تعالی‬ ‫‪.10‬اغوش حق‬ ‫دور شده اند‪ .‬کسی که در راه نیست ممکن است در‬ ‫به خیال کعبه در مسیر ترکستان باشد‪:‬‬ ‫حق طلبی انسان را حرکت می دهد و او را در راه نگه‬ ‫ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی‬ ‫می دارد‪ .‬انچه انسان را از مسیر خارج می کند‪ ،‬منافع‬ ‫است‬ ‫ترکستان‬ ‫این ره که توی می روی به‬ ‫و هواها و هوس ها و تعصبات کورکورانه اســت که‬ ‫حال چه کنیم که راه برویم و در راه برویم؟‬ ‫حق طلبی جلوی ان را می گیرد‪ .‬کسی که می خواهد‬ ‫ً‬ ‫به سوی مقصدی برود و حقیقتا می خواهد به مقصد‬ ‫‪.9‬قطب نمای اندیشه‬ ‫برسد‪ ،‬دیگر برایش فرقی نمی کند از مسیر اول که اجداد‬ ‫پدری او از این مسیر می رفته اند حرکت کند یا از مسیر‬ ‫قطب نما مى تواند راه را مشخص کند‪ ،‬به شرط این که‬ ‫دوم که رایگان است یا مسیرهای دیگر‪ .‬انچه مهم‬ ‫تحت تاثیر کشش ها و جاذبه ها قــرار نگرفته باشد‪.‬‬ ‫است رسیدن به مقصد و رفتن به اغوش مقصود است‪.‬‬ ‫قطب نمای اندیشه انسان هم می تواند جهت حرکت‬ ‫ً‬ ‫کسی هم که می خواهد به حق برسد و حقیقتا حق را‬ ‫ما را نشان دهد به شرط این که گرفتار اهن ربای هواها‬ ‫می خواهد و یقین دارد با حق بودن رشدهایی برایش‬ ‫و هوس ها نشده باشد‪ ،‬در غیر این صورت انسان را در‬ ‫دارد‪ ،‬دیگر به خاطر سودها و‬ ‫بیابان های بی اب وعلف دنیا‬ ‫یا هوس ها و یا تعصبات غلط‬ ‫سرگردان و گمراه می کند‪.‬‬ ‫از ان صرف نظر نمی کند و در‬ ‫راستی ان کسی که تفکر ندارد‬ ‫ً‬ ‫مسیر صرفا به اغوش حق و‬ ‫به رشد و تعالی نزدیک تر از‬ ‫رسیدن به ان فکر می کند و به‬ ‫کسی است که تفکرش اسیر‬ ‫زینت هایی که در کنار مسیر‬ ‫عـــادات و تعصبات شده‬ ‫است‪ ،‬هیچ توجهی نمی کند‪.‬‬ ‫اس ــت‪ .‬چــه بــســیــار اف ــرادی‬ ‫هستند که بسیار اهل تفکر و‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دکتر بهنام طالبی طادی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته دکتری رشته فقه و مبانی حقوق اسالمی دانشگاه عدالت‬ ‫مستی علم‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اگرچه علم و علم اندوزی فی نفسه مطلوب است و‬ ‫مضامین فراوانی از منابع دینی به ارزش های حا کی‬ ‫از ان پرداخته است‪ ،‬همچنین دانش فقه اسالمی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫موضوعا برخی مــوارد نهی تحریمی و تنزیهی ان را‬ ‫ً‬ ‫مشخص نموده است‪ ،‬لیکن ظاهرا طبق چارچوب‬ ‫کالن معرفتی دین‪ ،‬نمی توان «دانستن» و «علم» به‬ ‫مجهوالت مختلف را حتی در غیر از مــوارد تحریم‬ ‫فقهی‪ ،‬به صورت یک اصل و هنجار ثابت مطرح نمود‪.‬‬ ‫بلکه بالعکس دین مواردی که انسان نیاز به دانستن‬ ‫و اکتساب دانش نسبت به ان ها را دارد‪ ،‬چه در حوزه‬ ‫علوم دینی و چه در غیر علوم دین تعیین نموده است‬ ‫و طبق نصوص وارده تالش برای دانستن بیش از ان‬ ‫ً‬ ‫اگرچه در نواهی تحریمی وارد نشده است‪ ،‬بلکه تنزیها‬ ‫از محرمات فقهی است و نه تنها ارزش تلقی نمی شود‬ ‫بلکه در بسیاری از موارد موجب انحراف و خسران‬ ‫دنیوی و اخروی انسان مکلف خواهد شد‪.‬‬ ‫توضیح مطلب انکه انسان‪ ،‬این اشرف مخلوقات الهی‬ ‫مبتنی بر انگیزه های فطری دارای کمال طلبی و حس‬ ‫غیبی نفس و‬ ‫فزو ن خواهی است که ناشی از عناصر‬ ‫ِ‬ ‫فطرت الهی اوست و لذا در عالم ماده نمی توان به ان‬ ‫پاسخ گفت‪ .‬این انگیزه و حالت نفسانی برای انسان‬ ‫در تعلیم و تبدل مجهوالت خود به معلوم نیز وجود‬ ‫دارد‪ .‬او همواره و در تمام عرصه های حیات خود در‬ ‫تالش است به تمام سوال ها پیرامون هستی و قواعد‬ ‫حاکم بر ان‪ ،‬شریعت و ساختار معرفتی ان و در نهایت‬ ‫ابعاد فردی و اجتماعی «نفس» خود پاسخ داده و عالم‬ ‫علم نیز می تواند حالتی از مستی به انسان دهد‪،‬‬ ‫به نحوی که عمل او بر طبق موازین عقالئی نباشد‪.‬‬ ‫‪42‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ً‬ ‫ظاهرا طبق چارچوب کالن معرفتی دین‪،‬‬ ‫نمی توان «دانستن» و «علم» به مجهوالت‬ ‫مختلف را حتی در غیر از مــوارد تحریم‬ ‫فقهی‪ ،‬به صورت یک اصل و هنجار ثابت‬ ‫مطرح نمود‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪43‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫کل شود‪ .‬به َهمین دلیل است که در روایت وارد شده‬ ‫ْ َ َْ َ ْ ُ ْ ْ ْ‬ ‫ْ ْ‬ ‫‪...‬سک ِر ال ِعل ِم» ‪ .‬گویی علم‬ ‫َ«ین َب ِغی ِلل َع ِاق ِل ان یحت ِرس ِمن‬ ‫نیز حالتی از مستی به انسان دست می دهد که دیگر‬ ‫عمل او بر موازین عقالئی نخواهد بود‪.‬‬ ‫بر این اساس نهی شارع نسبت به علم اندوزی را از‬ ‫ً‬ ‫طرفی می توان به صورت سلبی و مشخصا در مواردی‬ ‫مانند تفکر و علم به ذات الهی‪ ،‬تعلیم و تعلم معارف‬ ‫انحرافی (کتب ضاله)‪ ،‬فراگیری برخی علوم متناظر به‬ ‫عمل حرام‪ ،‬مانند سحر و جادو‪ ،‬تصویرگری ذوات ارواح‬ ‫و‪ ...‬دانست و از طرف دیگر می توان برخی مویدات‬ ‫ناظر به تاسیس یک اصل کلی دانست که تا تکلیف‬ ‫به معرفت یافتن پیرامون موضوعی مطرح نشده است‪،‬‬ ‫انسان نباید خود را به «تکلف» در یادگیری فضوالت‬ ‫علمی بیندازد‪ .‬بر این اساس مکلفی که دچار سکر‬ ‫علمی نشده اســت‪ ،‬یا ناظر به معاش و حفظ نظام‬ ‫اجتماعی اسالم به اکتساب علوم غیردینی (اعم از‬ ‫پایه و تجربی) می پردازد تا انچه از وجوب کفایی در‬ ‫رفع حوائج مسلمین بر عهده دارد را امتثال نماید و یا‬ ‫به اشتغال امور دینی پرداخته که ان نیز در چارچوب‬ ‫مشخص و تعیین شده ای خواهد بــود‪ .‬لذا هر انچه‬ ‫غیرازاین دو ساحت باشد‪ ،‬در کمترین حالت داخل‬ ‫در نواهی تنزیهی است‪ .‬برخی از مویدات این موضوع‬ ‫عبارت اند از‪:‬‬ ‫‪ .1‬توقیع شریف امام عصر؟ع؟ خطاب به سوال کنندگان‬ ‫از علت غیبت که فرمودند‪ ،‬این علت سری است از‬ ‫اسرار الهی و بعد به یک اصل کلی اشاره نمودند مبنی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫بر اینکه مومنین نباید در انچه وظیفه «دانستنش» از‬ ‫عهده ان ها برداشته شده است‪ ،‬خود را به تکلف و‬ ‫زحمت بیندازند‪.‬‬ ‫‪ .2‬سواالت معروف بنی اسرائیل در مورد گاوی است‬ ‫که دستور به ذبــح ان داشتند ولــی با مطرح نمودن‬ ‫سواالت متعدد اگرچه در ظاهر در پی کسب دانش‬ ‫بودند‪ ،‬لیکن این به سنگین شدن وظیفه و در نهایت‬ ‫خسران ان ها انجامید‪.‬‬ ‫ُ ْ َ ُ َ َّ َ ْ َ ُ َ ُ ْ ُ ْ َ ُ‬ ‫َ‬ ‫‪ .3‬ایه شریفه «لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون» که‬ ‫به صراحت داللت دارد بر اینکه در دستگاه شریعت و‬ ‫انچه ناظر به حضرت حق تعالی است اصل اولی جواز‬ ‫و امکان سوال و کسب دانش نیست‪.‬‬ ‫‪ .4‬داستان همراهی حضرت موسی؟ع؟ و حضرت‬ ‫خضر؟ع؟ پیرامون سواالت و تالش حضرت موسی؟ع؟‬ ‫برای فهم و علم یافتن به مسائلی بود که برایش نه تنها‬ ‫سودی نداشت بلکه منشا ضرر بود‪ ،‬در پایان نیز این‬ ‫تالش برای کسب دانش موجب دست نیافتن ایشان‬ ‫به برخی مقامات عالیه شد‪.‬‬ ‫این ها تنها برخی از مویدات قرانی و روایی پیرامون نفی‬ ‫هنجار و اصل تلقی کردن هر نوع دانش اندوزی حتی‬ ‫در ساحت دینی است‪ ،‬بلکه با بررسی تفصیلی منابع‬ ‫می توان منصوصات صریح و غیرقابل تفسیر متعددی‬ ‫را در این مورد ارائه نمود مانند این روایت که فرمودند‪:‬‬ ‫َ َ َ ُ َْ‬ ‫الس َو َال‪ ،‬ا َّن َما َه َل َ‬ ‫َ«و َلا ُت ْکث ُر وا ُّ‬ ‫ک َم ْن ک َان ق ْبلک ْم ِبکث َرهِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ُ َ ْ َْ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫سو ِال ِهم ان ِبیاءهم»‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫سواد عمومی‪:‬‬ ‫ارتقا دهـ ـ ـ ــنده‬ ‫جامعه علمی‬ ‫به منظور بررسی و سنجش واقع بینانه یک موضوع ناگزیر‬ ‫به تعریف شاخص ها و سنجه هایی هستیم که بتوان‬ ‫به درستی ان موضوع را مورد مداقه قرار داد‪ ،‬شاخص های‬ ‫علم و فناوری که در تمام دنیا موردسنجش قرار می گیرد‪،‬‬ ‫می تواند مبنایی برای جایگاه علم و فناوری کشور در‬ ‫میان کشورهای دنیا باشد‪.‬‬ ‫در کشور ما نیز این مهم در دستور کار نهادهای متولی‬ ‫علم و فناوری قرارگرفته است و شورای عالی انقالب‬ ‫فرهنگی‪ ،‬شاخص های ارزیابی علم و فناوری را در‬ ‫سال ‪ 1381‬تصویب کرده است؛ که برای دستیابی‬ ‫به محورهای ان می توانید به ادرس اینترنتی مرکز‬ ‫پژوهش های مجلس مراجعه نمایید [‪.]1‬‬ ‫در این میان اما توجه به یکی از مهم ترین شاخص ها‪ ،‬سواد‬ ‫عمومی جامعه است که در محورهای تعریف شده قرار‬ ‫ندارد‪ ،‬اما واضح و مبرهن است که رشد علم و فناوری‬ ‫در یک کشور در قدم اول نیازمند سواد عمومی در جامعه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫محمدمهدی مهدی خواه‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت نواوری و فناوری مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری سیاست گذاری علم و فناوری‬ ‫سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران‬ ‫از ضروریات پیشرفت یک کشور‪ ،‬گام نهادن در مسیر‬ ‫ارتقای سطح علم و فناوری یک جامعه هست‪.‬‬ ‫‪44‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫پی نوشت‬ ‫‪[1] http://rc.majlis.ir/fa/law/show/101084‬‬ ‫‪[2] http://data.uis.unesco.org/index.aspx?queryid=166‬‬ ‫‪[3] https://data.worldbank.org/indicator/SE.ADT.LITR.ZS?view=chart‬‬ ‫‪45‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫این خصوص مراجعه نمایید‬ ‫[‪]1‬و[‪.]2‬‬ ‫به عــاوه باید توجه داشت‬ ‫که بسیاری از کشورهای دنیا‬ ‫به خصوص در کشورهای عضو او ای سی دی سطح های‬ ‫بسیار باالتری از «سواد» تعریف گشته است؛ بهره مندی‬ ‫از دانش ریاضیات‪ ،‬توانایی کار با کامپیوتر و حتی داشتن‬ ‫دانش زبانی بین المللی محورهایی از ان است که این‬ ‫مهم نیازمند توجه بیش ازپیش مسئولین و نهادهای‬ ‫متولی این امر در کشور است تا بالندگی هرچه بیشتر‬ ‫کشور را با بهبود سطح سواد عمومی در جامعه‪ ،‬در امر‬ ‫علم و فناوری کشور شاهد باشیم‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ً‬ ‫است و عمال علم و فناوری در‬ ‫جامعه ای به ثمردهی و شکوفا‬ ‫شدن می انجامد که بستری از‬ ‫علم در سطح جامعه گسترده‬ ‫شده باشد و هرچه این بستر عمومی تر و با سطحی باالتر‬ ‫تعریف گردد‪ ،‬مسیر رشد علمی یک جامعه سریع تر و‬ ‫سهل تر رخ می دهد‪.‬‬ ‫بنابراین اینکه چه مقدار از جمعیت باالی پانزده سال‬ ‫یک کشور از حداقل سواد خواندن و نوشتن برخوردار‬ ‫هستند‪ ،‬از ضروریات پیشرفت یک کشور‪ ،‬مقدمه ای‬ ‫در جهت عدالت اموزشی و گام نهادن در مسیر ارتقای‬ ‫سطح علم و فناوری یک جامعه هست اما باید توجه‬ ‫داشــت که نرخ ســواد عمومی در جامعه ما در میان‬ ‫کشورهای جهان با افق های متعالی فاصله دارد و نیازمند‬ ‫توجه بیش ازپیش است‪ ،‬که برای دستیابی به رتبه ی‬ ‫ایران می توانید به ادرس بانک جهانی و یا یونسکو در‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫رشد علم و فناوری در یک کشور در قدم‬ ‫اول نیازمند ســواد عمومی در جامعه‬ ‫ً‬ ‫است و عمال علم و فناوری در جامعه ای‬ ‫به ثمردهی و شکوفا شدن می انجامد که‬ ‫بستری از علم در سطح جامعه گسترده‬ ‫شده باشد و هرچه این بستر عمومی تر‬ ‫و با سطحی باال تر تعریف گــردد‪ ،‬مسیر‬ ‫رشد علمی یک جامعه سریع تر و سهل تر‬ ‫رخ می دهد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫محمدصادق توسلی‬ ‫پژوهشگر حوزه فقه حکومتی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقلیم قصه ها‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ً‬ ‫احتماال اگر این نوشته توصیفی باشد در مورد اینکه‬ ‫ان ـســان هــا خــالــق قـصـه هــایــی هستند کــه رو یــاهــای‬ ‫دست نیافتنی بشر را به تسخیر خیال و وهم انسانی‬ ‫دراورده است‪ ،‬چندان رغبتی به خواندن ان نداشته‬ ‫باشید و ایده ان‪ ،‬تکراری و کسل کننده به نظر برسد‪ .‬ولی‬ ‫شاید برای شما غیرمنتظره باشد که در این نوشته بی پروا‬ ‫بگوییم این قصه ها هستند که انسان ها را می سازند‬ ‫و از مکنونات ضمیر ادمی تا جهان اجتماعی او را هر‬ ‫روز‪ ،‬هر ساعت و حتی هر لحظه معنا می بخشند‪.‬‬ ‫قصه ها همچون ساقه های لوبیای سحرامیز از ابرهای‬ ‫فانتزی و خیال‪ ،‬از نقل ونبات محفل قهوه خانه ها و‬ ‫الالیی مادربزرگ ها و از البه الی کودکانه های خاطره انگیز‬ ‫تک تک ما‪ ،‬سر براورده و به قلعه واقعیت وارد شده اند و‬ ‫بر عرش حقیقت تکیه زده اند‪ .‬حیرت اورتر انکه قصه ها‪،‬‬ ‫به اعماق بنیان های فلسفی انسان شناسی هم رخنه‬ ‫کرده و خود را فصل انسان دانسته اند؛ انجا که جاناتان‬ ‫گاتشال [‪- ]1‬پژوهشگر امریکایی حوزه ادبیات‪ -‬انسان‬ ‫را «حیوان قصه گو» [‪ ]2‬معرفی می کند‪.‬‬ ‫همین امروز از لحظه ای که بیدار شده اید تا این لحظه‬ ‫که «اقلیم قصه ها» را می خوانید‪ ،‬ده ها یا شاید صدها‬ ‫نفر را دیــده ایــد‪ ،‬هــزاران صــدا به گــوش شما رسیده‪،‬‬ ‫جزئیات بی نهایتی از طبیعت پیرامونتان از جلوی‬ ‫چشمان شما عبور کرده و ده ها تابلو‪ ،‬خانه‪ ،‬اتومبیل‪،‬‬ ‫فروشگاه‪ ،‬ساختمان های بلند و کوتاه و متنوع و هزاران‬ ‫پدیده قابل تشخیص دیگر را حس کرده اید؛ اما شاید‬ ‫اگر قرار باشد چند ساعت گذشته خود را برای دوست‪،‬‬ ‫یا همسر و فرزندتان تعریف کنید و یا در دفتر خاطرات‬ ‫روزانه خود ثبت کنید‪ ،‬چند دقیقه بیشتر از شما وقت‬ ‫نگیرد‪ .‬حاال همه این جزئیات بی انتها را در چند هزار‬ ‫ضرب کنید‪ ،‬به عدد روزهایی که از بدو تولد تا به‬ ‫داستان ها نگارگری بازاندیشانه ذهن ادمی از پهنه‬ ‫بی نهایت واقعیت است‪.‬‬ ‫‪46‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪47‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫خواهد گفت‪ .‬او نشانه های معدودی از ظاهر و رفتار‬ ‫امروز پشت سر گذاشته اید و خود را مقابل سوال یک‬ ‫و گفتار شما در اختیار داشته؛ ولی همین نشانه های‬ ‫مصاحبه گر برای استخدام در یک شرکت تصور کنید‪:‬‬ ‫ً‬ ‫معدود برای خلق قصه ای کوتاه ولی عمیقا تاثیرگذار‬ ‫ خودتان را معرفی کنید‪.‬‬‫ً‬ ‫در سرنوشت شما کافی است‪.‬‬ ‫ظاهرا سوال پیش پاافتاده ای است! ولی برای پاسخ‬ ‫داستان ها‪ ،‬خواه واقعیت مشحون از جزئیات بی نهایت‬ ‫به همین ســوال کلیشه ای‪ ،‬شما ناچارید ه ــزاران و‬ ‫را پیراسته و پرداخته باشند و یا به سرانگشت رویاپرداز‬ ‫بلکه میلیون ها جزئیاتی را که در طول سال ها تجربه‬ ‫ً‬ ‫ذهن انسان‪ ،‬تکه های پاره پاره واقعیت را به هم دوخته و‬ ‫کرده اید حذف کرده و نهایتا چیزی حدود ده اتفاق را‬ ‫روایتی خالقانه افریده باشند‪ ،‬ب ه هر روی‪ ،‬ساده انگارانه‬ ‫گزینش کنید و تحویل مصاحبه گر بدهید‪ .‬اگر به انسان‬ ‫ً‬ ‫است که ان ها را ایینه واقعیت بدانیم‪.‬‬ ‫عقالیی معتقد باشید‪ ،‬احتماال چند هزار سال وقت‬ ‫خردمندانه تر ان است که داستان ها را نگارگری بازاندیشانه‬ ‫الزم داشته باشید تا جمالت محدودی را سرهم بندی‬ ‫ذهن ادمی از پهنه بی نهایت‬ ‫کــرده و جــواب مناسبی به‬ ‫این سوال دشوار بدهید؛ ولی بی پروا می گوییم این قصه ها هستند که‬ ‫واقعیت بینگاریم که اگرچه‬ ‫ناباورانه شما یک پاسخ اماده انسان ها را می سازند و از مکنونات ضمیر‬ ‫به رنگ و صبغه «هست ها»‬ ‫ً‬ ‫امیخته است‪ ،‬ولی الجرم بر‬ ‫دارید‪ .‬پاسخی که حتما تمام ادمی تا جهان اجتماعی او را هر روز‪ ،‬هر‬ ‫بوم نفس ادمی که البته سپید‬ ‫ان چیزی که بوده اید نیست‪ ،‬ساعت و حتی هر لحظه معنا می بخشند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫نیست و پیشتر‪ ،‬از ایمان و‬ ‫ولی احتماال تمام ان چیزی‬ ‫اعتقاد‪ ،‬نظام باور‪ ،‬تجربه زیسته و طرح واره های ذهنی‬ ‫است که می خواهید مصاحبه گر از شما بداند‪ .‬پاسخ‬ ‫او طرح و رنگ گرفته‪ ،‬نقش بسته است‪.‬‬ ‫اماده شما‪ ،‬قصه ای است که ناخودا گاه از شخصیتتان‬ ‫داستان ها مهم هستند؛ نه فقط برای این که ما ان ها‬ ‫سراییده اید و قهرمانش‪ ،‬خودتان هستید؛ اما این پایان‬ ‫من فردی و‬ ‫قصه نیست‪...‬‬ ‫را خلق کرده ایم و برای معنا بخشیدن به ِ‬ ‫اجتماعی مان از ان ها استفاده می کنیم‪ ،‬بلکه از ان روی‬ ‫مصاحبه گر را در نظر بگیرید که می خواهد گزارش‬ ‫که حیات فردی و اجتماعی ما در متن داستان ها و‬ ‫مصاحبه استخدام را تنظیم کند و باید در چند‬ ‫روایت ها جریان دارد و هر ان‪ ،‬در صرافت خلق داستانی‬ ‫سطر‪ ،‬شما را برای مدیر کارگزینی توصیف کند‪ .‬او‬ ‫تازه و یا غوطه ور در هزارتوی روایت هایی هستیم که‬ ‫از میان هزاران روز عمر شما و بی نهایت جزئیاتی که‬ ‫ان ها را واقعیت می پنداریم و از رهگذر ان ها می کاویم‬ ‫تجربه کرده اید‪ ،‬فقط چند دقیقه شما را دیده و شاید‬ ‫و می بینیم و می اندیشیم‪ ،‬می گوییم و می نویسیم‬ ‫اسنادی هم از دوران تحصیل شما در اختیار داشته‬ ‫و می خوانیم‪ ،‬می خندیم و می گرییم‪ ،‬می پسندیم و‬ ‫باشد‪ ،‬ولی به احتمال زیاد در گــزارش خود از میزان‬ ‫می شوریم و در یک کالم می سازیم و ساخته می شویم‪.‬‬ ‫هوش و ذکاوت شما‪ ،‬پایبندی شما به اخالق و اداب‬ ‫اجتماعی‪ ،‬مزاج تند و یا نرم خویی تان‪ ،‬متعهد بودن‬ ‫پی نوشت‬ ‫به کار و یا بی خیالی‪ ،‬صبور یا عجول بــودن شما و‬ ‫‪[1] Jonathan Gottschall‬‬ ‫‪[2] Storytelling Animal‬‬ ‫ده ها ُبعد دیگر از شخصیت پیچیده و نهانتان سخن‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫علی عبداهلل زاده‬ ‫پژوهشگر حوزه قران و احادیث مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم قران و حدیث دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫در عصر حاضر‪ ،‬دو سید بزرگوار و دو عالم جلیل القدر‬ ‫پای به عرصه وجود نهادند که هرکدام اگرچه به ظاهر‬ ‫مسیر علمی خاص خود را می پیمودند‪ ،‬اما به سهم‬ ‫خود قسمتی از تحول عظیم در حوزه های علمیه و در‬ ‫نتیجه ایران اسالمی را رقم زدند که سبب به وجود امدن‬ ‫انقالب اسالمی گشت‪ .‬یکی از مهم ترین اشتراکات این‬ ‫دو عالم‪ ،‬نگرش متمایز ان ها نسبت به دیگر مفسران‬ ‫در قبال تفسیر قران کریم بود‪ .‬توجه به مقاصد الهی از‬ ‫قران را می توان نقطه عطف این تمایز دانست‪.‬‬ ‫از یک سو عالمه طباطبایی؟وضر؟‪ ،‬در تفسیر شریف‬ ‫المیزان‪ ،‬تطبیق ارای مفسر بر ایات قران کریم و عدم‬ ‫توجه به مقصد و مراد خدای حکیم از ایات را مهم ترین‬ ‫اشکال وارد بر طریق مفسران پیش از خود برمی شمرد‬ ‫و در بیان تمایز نگاه خود به قران کریم‪ ،‬تفسیر را بیان‬ ‫معانی ایــات قرانی و کشف مدالیل و «مقاصد» ان‬ ‫برمی شمرد‪ .‬از دیگر سو‪ ،‬امام خمینی قدس سره نیز‬ ‫ً‬ ‫در اثار خود مرتبا بر ضرورت توجه به «مقاصد» تا کید‬ ‫می نماید‪ .‬ایشان معتقد اســت تفاسیر مصطلح به‬ ‫شرطی می توانند تفسیر خوانده شوند که مقاصد خدا‬ ‫را بیان کنند و با توجه به اینکه شیوه تفسیری متداول‬ ‫این شیوه نیست‪ ،‬انچه اکنون به عنوان تفسیر شناخته‬ ‫می شود‪ ،‬تنها ترجمه ای از قران کریم است‪.‬‬ ‫مقصود خدا‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سید محمدرضا فقیه ایمانی‬ ‫پژوهشگر حوزه قران و احادیث مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم قران و حدیث دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫تفسیر به شرطی تفسیر اســت که مقاصد خــدا را‬ ‫بیان کند‪.‬‬ ‫‪48‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫اکتفا به ابزارهای متعارف در فهم کالم‬ ‫عرب برای فهم کالم خداوند و مقایسه‬ ‫کالم خدا با سخن مردم خود نوعی تفسیر‬ ‫به رای است‪.‬‬ ‫اکتفا به ابزارهای متعارف در فهم کالم عرب برای فهم‬ ‫کالم خداوند و مقایسه کالم خدا با سخن مردم خود‬ ‫نوعی تفسیر به رای است‪ . ...‬برای استنتاج مراد یک‬ ‫ایه تنها کاربرد قواعد جاری در معناشناسی کفایت‬ ‫نمی کند؛ بلکه راه صحیح فهم مراد سخن وحی ان‬ ‫است که در هر موضوع تمامی ایات متناسب با ان‬ ‫بررسی و در ان تدبر کامل شود؛‬ ‫مقدمات ِصــرف‪ ،‬نه تنها‬ ‫بر این اســاس پرداختن به‬ ‫ِ‬ ‫برقراری ارتباط موثر با قران کریم را تسهیل نمی کند؛‬ ‫بلکه رهزن نیز خواهد بود‪ .‬پس انچه سبب برقراری‬ ‫این ارتباط موثر و درک تازگی قران در هر عصری خواهد‬ ‫بود‪ ،‬توجه به قران کریم در پرتو مقاصد عالیه ان و زنده‬ ‫ساختن پیام هدایت بخش ان برای تک تک انسان ها‬ ‫در هر عصری است‪.‬‬ ‫بنابراین تنها پس از شناخت ویژگی های قران و با تدبر‬ ‫در ایات ان می توان به مقاصدی که خدای متعال از‬ ‫ان اراده فرموده‪ ،‬دست یافت‪ .‬گفتنی است مقدمات‬ ‫رسیدن به فهم گرچه الزم است؛ اما در مسیر رسیدن‬ ‫‪49‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫و این که استفاده ما از این کتاب بزرگ بسیار کم است‪،‬‬ ‫برای همین است که یا به ان نظر تعلیم و تعلم نداریم‪،‬‬ ‫فقط قرائت قران می کنیم برای ثواب و اجر و لهذا چهل‬ ‫ســال قــران شریف را می خوانیم و به هیچ وجه از ان‬ ‫استفاده ای حاصل نشود جز اجر و ثواب قرائت؛ و یا‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫بدیعیه و‬ ‫اگر نظر تعلیم و تعلم داشته باشیم‪ ،‬با نکات‬ ‫ّ‬ ‫بیانیه و وجوه اعجاز ان و قدری باالتر‪ ،‬جهات تاریخی‬ ‫ّ‬ ‫و سبب نزول ایات و اوقات نزول و مکی و مدنی بودن‬ ‫ایات و سور و اختالف قرائات و اختالفات مفسرین‬ ‫از ّ‬ ‫ّ‬ ‫عرضیه خارج از مقصد‬ ‫عامه و خاصه و دیگر امور‬ ‫که خود ان ها موجب احتجاب از قران و غفلت از ذکر‬ ‫الهی است‪ ،‬سروکار داریم‪ .‬بلکه مفسرین بزرگ ما نیز‬ ‫عمده َه ِ ّم خود را صرف در یکی از این جهات یا بیشتر‬ ‫کرده و باب تعلیمات را به روی مردم مفتوح نکرده اند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫یکی از مهم ترین ثمرات نگاه مقاصدی به قران کریم‪،‬‬ ‫امکان تبیین کالمی زیبا از امام رضا؟ع؟ بر اساس این‬ ‫نوع نگاه به قران کریم است‪ .‬ان حضرت در بیانی زیبا‬ ‫می فرمایند‪« :‬قران برای هر قومی تا روز قیامت تازه و نو‬ ‫است‪ ».‬این سخن نشان می دهد خدای متعال در قران‬ ‫کریم با توجه به نیازهای موجود در هر عصر‪ ،‬انسان ها را‬ ‫با زبان ویژه ای مورد خطاب قرار داده است‪ .‬پرسشی که‬ ‫همواره در این زمینه وجود دارد ان است که چه تفاوتی‬ ‫میان متن قران با سائر متون وجود دارد و چگونه می توان‬ ‫زایندگی معنایی قران را برای تمام عصرها به فعلیت‬ ‫رساند؟ عالمه طباطبایی؟وضر؟ در زمینه تفاوت موجود‬ ‫میان زبان قران و سایر زبان ها می فرماید‪:‬‬ ‫به مقصود کافی نخواهد بــود‪ .‬امــام خمینی؟ق؟ نیز‬ ‫دراین باره می فرماید‪:‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -1‬زایندگی معنایی قران در تفسیر مقاصدی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مواردی مثل شان نزول و شرایط فرهنگی‬ ‫عصر نزول از نظر بزرگانی همچون امام‬ ‫خمینی و عالمه طباطبایی نقش چندانی‬ ‫در رسیدن به مقاصد عالی قران ندارد‪.‬‬ ‫‪ -2‬مقاصد مطرح در تفسیر مقاصدی‬ ‫طباطبایی‪ ،‬مقاصدی همچون هدایتگری‪ ،‬توسعه‬ ‫معرفت‪ ،‬برقراری عدالت اجتماعی و مواردی از این‬ ‫قبیل که در قران کریم بدان اشاره شده‪ ،‬در طول مقصد‬ ‫اعالی قران کریم متصور خواهد بود‪.‬‬ ‫به خالف موارد برشمرده شده‪ ،‬مواردی مثل شان نزول‬ ‫و شرایط فرهنگی عصر نزول از نظر بزرگانی همچون امام‬ ‫خمینی و عالمه طباطبایی نقش چندانی در رسیدن‬ ‫به مقاصد عالی قران ندارد‪ .‬برای نمونه مرحوم عالمه‬ ‫طباطبایی درباره بررسی شان نزول ایات می نویسد‪:‬‬ ‫ان گونه که گذشت تفسیر مقاصدی که در بیان امام‬ ‫خمینی و عالمه طباطبایی انعکاس یافته به معنی‬ ‫توجه به مقاصد قران کریم در جهت فهم مراد خداوند‬ ‫متعالی است‪ .‬در این نگاه هرچند پرداختن به مقدمات‬ ‫ظاهری تفسیر نیز ضرورت دارد؛ اما توجه به مقاصد و‬ ‫پرداختن به مقدمات در ضمن این مقاصد از اهمیت‬ ‫بسزایی برخوردار است‪.‬‬ ‫امام؟وضر؟‪ ،‬درباره قران کریم می فرمایند‪:‬‬ ‫هیچ جا بهتر از قران نیست‪ ،‬هیچ مکتبی باالتر از قران‬ ‫نیست‪ ،‬این قــران است که ما را هدایت می کند به‬ ‫مقاصد عالیه ای که در باطن ذاتمان توجه به او هست‬ ‫و خودمان نمی دانیم‪.‬‬ ‫سبب نزولی که در ذیل ایه ای واردشده درصورتی که‬ ‫متواتر یا خبر قطعی الصدور نباشد باید به ایه موردبحث‬ ‫عرضه و تنها درصورتی که مضمون ایه و قرائنی که در‬ ‫اعظم مقاصد قران کریم از دیدگاه امام خمینی وصول‬ ‫به مقام قرب و حصول مرتبه لقاءاهلل است و ایشان در‬ ‫این زمینه می فرمایند‪:‬‬ ‫اطراف ایه موجود است با ان سازگار بود به سبب نزول‬ ‫نامبرده اعتماد شود‪.‬‬ ‫ایشان در ادامه در ارتباط با مقاصد عالیه قران کریم‬ ‫ً‬ ‫در جمله ای کلیدی صراحتا‬ ‫می فرمایند‪:‬‬ ‫کــتــاب هــای اســمــانــی هم‬ ‫که باالترینش کتاب قران‬ ‫کریم است تمام مقصدش‬ ‫همین است که معرفی کند‬ ‫حق تعالی را با همه اسماء‬ ‫و صفاتی که دارد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫اساسا مقاصد عالیه قران مجید‬ ‫که معارفی جهانی و همیشگی‬ ‫می باشند‪ ،‬در استفاده خود از‬ ‫ایات کریمه قران نیازی قابل توجه‬ ‫یا هیچ نیازی به روایات اسباب‬ ‫نزول ندارند‪».‬‬ ‫گفتنی اســت کــه بــر اســاس‬ ‫اندیشه امام خمینی و عالمه‬ ‫‪50‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫محمدصادق تراب زاده جهرمی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫سید علیرضا سجادیه‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ .1‬مقدمه و طرح بحث‬ ‫‪51‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫جریان رسمی ‪ 2030‬شاید از فرایند نفوذ خارج شده‬ ‫باشد اما این پایان قصه نیست‪ .‬تداوم اموزش ‪2030‬‬ ‫در الیه ای رسمی اما با چهره های دیگر وجود دارد‬ ‫به گونه ای که حساسیت ها را جلب نمی کند‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ابطال رسمی‪،‬‬ ‫تداوم غیررسمی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اموزش ‪ 2030‬موضوعی است که از اواخر سال ‪،1395‬‬ ‫به محمل نقد و نظرها یا حمایت های مختلف در‬ ‫رسانه ها‪ ،‬عموم مردم و مسئولین کشور تبدیل شد‪.‬‬ ‫متاسفانه در خصوص اموزش ‪ 2030‬مباحث انحرافی‪،‬‬ ‫فرعی یا خالف واقع بسیاری در مخالفت یا موافقت‬ ‫طرح شده است‪ .‬این کار باعث می شود که امکان کار‬ ‫علمی و کارشناسی از بین رفته و مسئوالن‪ ،‬دیگر به‬ ‫نقدهای سازنده گوش فرا ندهند‪.‬‬ ‫این کار باعث می شود این اسناد و سایر اسناد در‬ ‫حوزه های دیگر‪ ،‬از این به بعد‪ ،‬بدون توجه به مباحث‬ ‫و نقدهای کلیدی به پذیرش‪ ،‬تصویب یا اجرا درایند؛‬ ‫ناقدان دلسوز و منصف به محاق روند و مجریان‪ ،‬اسناد‬ ‫بین المللی را در خفای بیشتری پیگیری کنند‪ .‬ازاین رو‬ ‫الزم است که مسئله اصلی در نقد اموزش ‪ 2030‬برجسته‬ ‫ً‬ ‫شده و صرفا بر ان تا کید شود‪ .‬ازانجاکه اموزش ‪2030‬‬ ‫ً‬ ‫صرفا یکی از محورهای هفده گانه توسعه پایدار ‪2030‬‬ ‫به شمار می اید الزم است برای مواجهه هوشمندانه‪،‬‬ ‫عاقالنه‪ ،‬فعال و به هنگام با سایر محورها نیز به تحلیل‪،‬‬ ‫نقد و درس اموزی اموزش ‪ 2030‬اقدام شود‪.‬‬ ‫از سوی دیگر باید توجه داشت که اموزش ‪ 2030‬تبدیل‬ ‫به یک جریان جهانی شده است و هر رویکردی که‬ ‫در داخل اتخاذ کنیم‪ ،‬بر اصل وجود چنین مسئله ای‬ ‫نمی توانند تاثیر بگذارد؛ مگر انکه مسئله را در سطح‬ ‫جهانی منحل یا تبدیل شود‪.‬‬ ‫شورای عالی انقالب فرهنگی با عملکرد خود‪ ،‬سند‬ ‫ملی اموزش ‪ 2030‬را از دستور کار رسمی کشور خارج‬ ‫کــرد و اعــام نمود که هر نــوع سندی در مغایرت با‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫در تیرماه ‪ 1396‬نیز هیئت وزیران مصوبه‬ ‫شهریورماه ‪ 1395‬خود مبنی بر تشکیل‬ ‫کارگروه ملی اموزش ‪ 2030‬را لغو کرد‪ .‬این‬ ‫کار شاید توانسته باشد‪ ،‬جریان ‪ 2030‬را‬ ‫از مسیر رسمی نفوذ خارج کند اما ان را‬ ‫درمان نکرده است‪.‬‬ ‫اسناد داخلی ازجمله سند‬ ‫تحول بنیادین اموزش وپرورش‬ ‫ً‬ ‫باطل و ملغی است‪ .‬نهایتا در‬ ‫تیرماه ‪ 1396‬نیز هیئت وزیران‬ ‫مصوبه شهریورماه ‪ 1395‬خود‬ ‫مبنی بر تشکیل کارگروه ملی‬ ‫اموزش ‪ 2030‬را لغو کرد‪ .‬این کار شاید توانسته باشد‪،‬‬ ‫جریان ‪ 2030‬را از مسیر رسمی نفوذ خارج کند اما ان‬ ‫را درمان نکرده است‪.‬‬ ‫▪ درحالی که اموزش ‪ 2030‬در حال تبدیل شدن به‬ ‫عرف و هنجار بین المللی است؛‬ ‫▪ درحالی که ایران متعهد به چارچوب اقدام اموزش‬ ‫ً‬ ‫‪ 2030‬است و در ایران (در بهترین حالت) صرفا‬ ‫سند ملی ملغی شده است؛‬ ‫▪ درحالی که مکانیسم های حکمرانی جهانی اموزش‬ ‫ً‬ ‫‪ 2030‬خصوصا گزارش دهی و پایش اموزش ‪2030‬‬ ‫همچنان باقی است؛‬ ‫▪ درحالی که تهیه کنندگان سند ملی اموزش ‪،2030‬‬ ‫از عملکرد خود عقب ننشسته و هنوز بر محتوای‬ ‫تدوین شده و نیز الصاق به چارچوب اقدام پاریس‬ ‫اصرار دارند؛‬ ‫▪ درحالی که فعالیت های کمیسیون ملی یونسکو‬ ‫در ایــران پیرامون مفاد امــوزش ‪ 2030‬در سطح‬ ‫بین الملل و نیز ملی ادامه دارد؛‬ ‫▪ درحالی که هنوز تشکیالت اموزش وپرورش در‬ ‫مورد اجرایی کردن سند تحول اموزش وپرورش‬ ‫ناکام است؛‬ ‫باوجود چنین حالتی‪ ،‬شایسته است که در مورد ادامه‬ ‫جریان اموزش ‪ 2030‬و سایر محورهای توسعه پایدار‬ ‫‪ ،2030‬ظرفیت کارشناسی و علمی کشور ارتقاء یابد تا‬ ‫از این مسیر به راه حل درست تعامل فعال و عزتمندانه‬ ‫دست یابیم‪.‬‬ ‫‪ .2‬لزوم تفکیک مسئله‬ ‫اصلی از مسائل فرعی‬ ‫و مباحث انحرافی‬ ‫مــســائــلــی از قــبــیــل انــتــشــار‬ ‫کتاب هایی چون لک لکی‬ ‫ً‬ ‫در کــار نیست‪ ،‬ایــن کامال‬ ‫عادی است و ‪ ،...‬اموزش مباحث جنسی در مهدهای‬ ‫کــودک‪ ،‬حــذف قــران از مهدها‪ ،‬حــذف درس شهید‬ ‫فهمیده‪ ،‬طــرح حــذف درس دفــاعــی و ‪ ...‬ازجمله‬ ‫مباحث انحرافی‪ ،‬فرعی یا خالف واقع هستند؛ گرچه‬ ‫ممکن است با محتوای اموزش ‪ 2030‬مطابقت داشته‬ ‫باشند‪ .‬محورهایی که می توان سند چارچوب اقدام‬ ‫‪ 2030‬را به نقد گذاشت عبارت اند از‪:‬‬ ‫‪ -1‬مفاهیم‪ ،‬مبانی و ارزش های مندرج در سند‬ ‫‪ -2‬فرایند جهانی و ملی بررسی‪ ،‬تایید و تصویب سند‬ ‫‪ -3‬تبعات و پیامدهای اقتصادی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬سیاسی‬ ‫سند‬ ‫‪ -4‬انطباق سند با اسناد باالدستی و قوانین داخلی‬ ‫کشور‬ ‫‪ -5‬حکمرانی و سازوکارهای سلطه در سند‬ ‫دراین بین‪ ،‬مهم ترین مسئله‪« ،‬حکمرانی و تضعیف‬ ‫حــا کـمـیــت مـلــی در مــدیــر یــت و راهــب ــری ام ــوزش»‬ ‫کشورهاست‪ .‬بحث در مورد مشارکت و حضور گروه های‬ ‫خاص مثل بهاییان و ‪ ...‬می تواند از سند تفسیر شود‪.‬‬ ‫بحث در باب اموزش های جامع جنسی در سند وجود‬ ‫دارد‪ .‬بحث در مورد غلط بودن معیار «برابری جنسیتی»‬ ‫به سند وارد است‪ .‬اینکه سند اموزش ‪ ،2030‬امضاشده‬ ‫است یا خیر‪ ،‬اینکه سند‪ ،‬الزم االجراست یا خیر و ‪...‬‬ ‫به هیچ وجه مسئله اصلی نیستند‪.‬‬ ‫مسئله اصلی‪ ،‬حا کمیت بیگانه بر اموزش و به تبع‪،‬‬ ‫حاکمیت بر فرهنگ و سبک زندگی است‪ .‬چه بخواهیم‬ ‫و چه نخواهیم‪ ،‬اموزش ‪ 2030‬برای جمهوری اسالمی‬ ‫‪52‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫نحوه اجماع سازی و پذیرش کشورها برای‬ ‫‪53‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫تجربه چندین دهــه گذشته در عرصه بین المللی‬ ‫گواه ان است که اهــداف و شاخص های جهانی با‬ ‫دخالت و نظارت مستقیم سازمان های بین المللی‬ ‫بخوانید قــدرت هــای جهانی‪ -‬تــدو یــن‪ ،‬سنجش‪،‬‬‫ً‬ ‫ارزیابی و پایش می شوند و دولت ها عمال در زمینی‬ ‫بازی می کنند که قواعد ان از قبل تعیین شده است‪.‬‬ ‫این نحوه اجماع سازی و پذیرش کشورها برای تحقق‬ ‫شاخص های مدنظر‪ ،‬مکانیسمی است که از ان در‬ ‫ادبیات علمی‪ ،‬به «جداول لیگ» [‪ ]1‬تعبیر می شود‪.‬‬ ‫استعاره جــدول لیگ بــدان معنا است که همانند‬ ‫هر نوع بازی جمعی مانند فوتبال‪ ،‬هر تیم ‪-‬بخوانید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ارزش ها و اهداف معین شده ‪-‬که در شاخص ها تجلی‬ ‫پیداکرده اند‪ -‬و تالش برای تحقق ان ها بدون هرگونه‬ ‫زور و قوه قهریه و با کمال میل است‪ .‬اگرچه برخی از‬ ‫اهداف و بالتبع شاخص های اموزش ‪ 2030‬در سطح‬ ‫ّ‬ ‫ملی تعریف شده و امکان دخالت مستقیم کشورها در‬ ‫تعریف مفاهیم و شاخص های مرتبط با ان ها وجود دارد‬ ‫اما نقطه تمرکز و اهمیت برنامه اموزش ‪ 2030‬رویکرد‬ ‫جهانی و بین المللی ان در پیشبرد اهداف اموزشی در‬ ‫میان کشورهای مختلف دنیا است‪ .‬این ساختار‪ ،‬شکل‬ ‫جدیدی از حکمرانی و اعمال زور را در ساختار قدرت‬ ‫فعلی در عرصه بین المللی رقم زده است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫کشورها‪ -‬برای اینکه وضعیت‪،‬‬ ‫ایــران تبدیل به یک مسئله تحقق شاخص های مدنظر‪ ،‬مکانیسمی‬ ‫جایگاه (با به تعبیر دقیق تر‬ ‫شده و کشور در فرایند فشار است که از ان در ادبیات علمی‪ ،‬به «جداول‬ ‫تصویر و وجهه) بهتری بین‬ ‫جهانی جریان اموزش ‪ 2030‬لیگ» تعبیر می شود‪.‬‬ ‫بقیه رقبا داشته باشد تالش‬ ‫قرارگرفته است‪ .‬چه این سند و‬ ‫می کند به نحو بهتر و دقیق تری قواعد بازی را رعایت‬ ‫کارگروه ملی کنار گذاشته شود یا خیر‪ ،‬چه اینکه شورای‬ ‫کند تا امتیاز بیشتری کسب نماید‪.‬‬ ‫عالی انقالب فرهنگی بر عدم اجرای سند ملی اموزش‬ ‫ً‬ ‫در برنامه اموزش ‪ 2030‬نیز‪ ،‬ما با مفاهیم و اهداف مختلف‬ ‫‪ 2030‬تا کید کند و چه اینکه علنا در سطح بین المللی‬ ‫و متعددی روبرو هستیم که در وهله اول تحقق ان ها‬ ‫با سند چارچوب اقدام اموزش ‪ 2030‬مخالفت شود‪،‬‬ ‫به نظر دشوار می اید اما کارشناسان یونسکو ‪-‬به عنوان‬ ‫اکنون باید برای مواجهه فعال با این مسئله اماده شد‪.‬‬ ‫متولی اصلی راهبری این برنامه جهانی‪ -‬برای هریک‬ ‫در این نوشتار بر انیم تا تداوم اموزش ‪ ،2030‬چه به صورت‬ ‫از اهداف موردنظر شاخص های جزئی و مشخصی را‬ ‫تداوم تفکر اموزش ‪ 2030‬و چه به صورت پیگیری های‬ ‫تدوین کرده اند‪ .‬این شاخص ها در حقیقت دو کارکرد‬ ‫داخلی و بین المللی برای تحقق ان به صورت مستند‬ ‫مهم با خود خواهند داشت‪:‬‬ ‫بیان کنیم‪ .‬در ادامه‪ ،‬ابتدا به صورت مختصر‪ ،‬از تداوم‬ ‫‪ .1‬بیان کننده تفسیر دقیق و قابل سنجش از مفاهیم‬ ‫سازوکارهای حکمرانی اموزش ‪ 2030‬خواهیم گفت‪.‬‬ ‫چندوجهی و مبهم (اموزش جنسی‪ ،‬اموزش فراگیر‪،‬‬ ‫به عنوان نمونه قدرت شاخص های بین المللی را طرح‬ ‫شهروندی جهانی و‪ )...‬اســت و هر نــوع فعالیتی بر‬ ‫خواهیم کــرد‪ .‬سپس فعالیت های کمیسیون ملی‬ ‫اساس ان تعریف و شاخص خاص ارزیابی می شود‪.‬‬ ‫یونسکو در ایران ناظر به اموزش ‪ 2030‬به صورت مستند‬ ‫‪ .2‬کشورها را برای تالش به منظور تحقق اهداف مدنظر‬ ‫بیان می شود و درنهایت نیز تداوم تفکر اموزش ‪2030‬‬ ‫ترغیب و هدایت می کند‪.‬‬ ‫در قالب های علمی‪-‬اموزشی را بررسی خواهیم کرد‪.‬‬ ‫پذیرش برنامه اموزش ‪ 2030‬به عنوان محور سیاست گذاری‬ ‫‪ .3‬حکمرانی اموزش ‪ 2030‬از مسیر شاخص ها‬ ‫و اجرای عرصه اموزش کشور‪ ،‬به معنای پذیرش قواعد‪،‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫یکی از نشانه های تداوم اموزش ‪ 2030‬در‬ ‫بیشتری مــورد تحلیل قــرار‬ ‫‪ .4‬رصد فعالیت های‬ ‫کشور‪ ،‬فعالیت های کمیسیون ملی یونسکو‬ ‫کمیسیون ملی‬ ‫گیرد‪ .‬به عنوان نمونه به موارد‬ ‫در ایران است‪.‬‬ ‫ایران‬ ‫یونسکو در‬ ‫ذیل اشاره می شود‪:‬‬ ‫‪2030‬‬ ‫اموزش‬ ‫تداوم‬ ‫ناظر به‬ ‫‪ -1-2‬کنوانسیون جهانی تایید و به رسمیت شناختن‬ ‫یکی از نشانه های ت ــداوم ام ــوزش ‪ 2030‬در کشور‪،‬‬ ‫صالحیت های تحصیلی اموزش عالی‪ :‬پس از اعالم‬ ‫فعالیت های کمیسیون ملی یونسکو در ایران است‪.‬‬ ‫نظر شورای عالی انقالب فرهنگی‪ ،‬این کمیسیون در‬ ‫این کمیسیون‪ ،‬ذیل وزارت علوم‪ ،‬تحقیقات و فناوری‬ ‫خصوص نگارش کنوانسیون جهانی تایید و به رسمیت‬ ‫جای دارد و در حوزه های مختلف ازجمله اموزش (در‬ ‫شناختن صالحیت های تحصیلی (مطابق راهبرد‬ ‫معنای موسع خود)‪ ،‬پل ارتباطی با سازمان جهانی‬ ‫دوم و پنجم بند ‪ 45‬چارچوب اقدام پاریس ‪ )2015‬به‬ ‫یونسکو تعریف مـی شــود‪ .‬لــذا بررسی فعالیت های‬ ‫فعالیت و تعامل با یونسکو ادامه داد و در این زمینه‬ ‫موثر‬ ‫این کمیسیون بر تحلیل نوع تداوم اموزش ‪2030‬‬ ‫مشارکت کرد‪ .‬این کنوانسیون قرار است در سال ‪2019‬‬ ‫خواهد بود‪:‬‬ ‫به تصویب نهایی برسد‪.‬‬ ‫‪ -1‬پس از تدوین چارچوب اقدام پاریس ‪ ،2015‬کمیسیون‬ ‫‪ -1-1-2‬اولین نشست کمیته نگارش کنوانسیون جهانی‬ ‫ملی یونسکو در ایران‪ ،‬فعاالنه با تشکیل ‪ 30‬کارگروه‬ ‫تایید و به رسمیت شناختن صالحیت های تحصیلی‬ ‫نهادهای‬ ‫(متشکل از افراد صاحب نظر یا نمایندگان‬ ‫اموزش عالی در اردیبهشت ماه ‪ ۱۳۹۵‬در پاریس تشکیل‬ ‫رسمی کشور) اقدام به تدوین پیش نویس سند ملی‬ ‫و مقرر شد بخش های‪ -۱ :‬اصول و مبانی ‪ -۲‬تعریف‬ ‫اموزش ‪ 2030‬کرد و در اذر ‪ 1395‬از ان رونمایی کرد‪.‬‬ ‫واژه ها و ‪ -۳‬اهداف کنوانسیون بین المللی تهیه شود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫قطعا جریان اموزش ‪ 2030‬که به صورت ویژه از سال‬ ‫در این نشست کشور ایران به عنوان هماهنگ کننده‬ ‫‪ 2012‬اغــازشــده اســت‪ ،‬شاهد نقش افرینی و حضور‬ ‫تدوین اصول و مبانی‪ ،‬تعیین و پیرو ان گزارش مربوطه‬ ‫کمیسیون ملی یونسکو بوده است و این سابقه باید‬ ‫در مدت زمان مقرر تهیه و به یونسکو ارائــه شد‪ .‬در‬ ‫به دقت بررسی شود‪.‬‬ ‫نشست دوم که در شهریورماه همین سال در ایتالیا‬ ‫‪ -2‬کمیسیون ملی یونسکو در ایران گرچه نظر رهبر‬ ‫برگزار شد‪ ،‬بخش های مذکور موردبحث و تبادل نظر‬ ‫معظم انقالب اسالمی و شورای عالی انقالب فرهنگی‬ ‫قرار گرفت و با برخی تغییرات به تائید رسید‪ .‬در این‬ ‫را در پیگیری این مسئله مطاع اعالم کرد اما در عمل‪،‬‬ ‫نشست همچنین درباره مفاد بخش های چهارم‪ ،‬پنجم‬ ‫هم راستا با همان محتوا به فعالیت پرداخت‪ .‬این‬ ‫و ششم با عناوین‪-۱ :‬اصول اساسی مربوط به ارزشیابی‬ ‫کمیسیون در جلسات مختلف‪ ،‬ضمن پیگیری تعامل‬ ‫صالحیت ها ‪ -۲‬الزامات کشورها به کنوانسیون و ‪-۳‬‬ ‫با یونسکو در محورهای مختلف که دستور کارهایی‬ ‫سازوکارهای اجرایی کنوانسیون بین المللی بحث و‬ ‫هم راستا با اموزش ‪ 2030‬دارد‪ ،‬بر بومی سازی این روند‬ ‫تبادل نظر شد‪ .‬در این نشست هماهنگ کنندگان سه‬ ‫و نیز رعایت اسناد باالدستی تا کید دارند اما با توجه‬ ‫بخش مذکور تعیین و مقرر شد هر کشور با انتخاب‬ ‫به سابقه این کمیسیون در تدوین سند ملی اموزش‬ ‫خود‪ ،‬عضو یکی از این سه بخش شود که ایران عضو‬ ‫حساسیت‬ ‫‪ 2030‬الزم است تا چنین فعالیت هایی با‬ ‫بخش چهارم شد و در پایان نشست توصیه هایی در‬ ‫خصوص بخش هفتم با عنوان بندهای پایانی کنوانسیون‬ ‫‪54‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪55‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بین المللی ارائه شد‪ .‬سومین‬ ‫نشست در بهمن ماه ‪۱۳۹۵‬‬ ‫(زمانی که امــوزش ‪ 2030‬در‬ ‫حال تبدیل شدن به موضوع‬ ‫روز در کشور می شد) در پاریس‬ ‫برگزار شد‪ .‬در این نشست‬ ‫کلیه گزارش ها (گزارش های‬ ‫بخش اول تا هفتم) موردبحث‬ ‫و تبادل نظر قرار گرفت و با ایجاد تغییرات جزئی و یا‬ ‫کلی به تائید رسید و در پایان مقرر شد پیش نویس متن‬ ‫کامل کنوانسیون‪ ،‬با توجه به بحث ها و جمع بندی های‬ ‫صــورت گرفته توسط یونسکو بــرای اعضای کمیته‬ ‫ارسال شود‪ .‬پس از دریافت این پیش نویس که شامل‬ ‫یک مقدمه تحت عنوان اصول و مبانی و شش بخش‬ ‫شامل بیست وشش ماده بود‪ ،‬جلسه ای در خردادماه‬ ‫امسال در وزارت علوم‪ ،‬تحقیقات و فناوری و با حضور‬ ‫مسئوالن و نمایندگانی از وزارتخانه های علوم‪ ،‬تحقیقات‬ ‫و فناوری‪ ،‬بهداشت‪ ،‬درمان و اموزش پزشکی‪ ،‬وزارت‬ ‫امور خارجه‪ ،‬کمیسیون ملی یونسکو تشکیل شد و‬ ‫نقطه نظرات اعضا به انضمام نظرات ارسال شده‬ ‫توسط معاون محترم حقوقی و امور مجلس وزارت‬ ‫علوم‪ ،‬مدیرکل محترم حقوقی بین المللی وزارت امور‬ ‫خارجه و مدیرکل محترم امور دانش اموختگان سازمان‬ ‫امور دانشجویان‪ ،‬موردبررسی قرار گرفت و بر اساس‬ ‫نظرات دریافت شده‪ ،‬پیشنهادهایی برای طرح در‬ ‫چهارمین نشست تهیه شد‪.‬‬ ‫‪ -2-1-2‬حضور اقای دکتر ظهور به نمایندگی از ایران‬ ‫در چهارمین جلسه کمیته نگارش کنوانسیون جهانی‬ ‫تایید و به رسمیت شناختن صالحیت های تحصیلی‬ ‫اموزش عالی در تاریخ ‪ 1‬و ‪ 2‬تیرماه ‪ 1396‬در پاریس‬ ‫‪ -3-1-2‬چهارمین نشست کمیته در تیرماه ‪۱۳۹۶‬‬ ‫در پاریس تشکیل شد و پیش نویس کنوانسیون با‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫عـنــایــت بــه پیشنهاد های‬ ‫مطرح شده توسط برخی از‬ ‫اعضا‪ ،‬مورد بحث و بررسی‬ ‫قرار گرفت‪ .‬در این نشست‪،‬‬ ‫کلیه پیشنهادهای تهیه شده‬ ‫از جمهوری اسالمی ایــران‬ ‫مطرح شد و مورد بررسی قرار‬ ‫گرفت و تعدادی از ان ها به‬ ‫نحوی لحاظ و یک ماده نیز حذف شد و سرانجام‬ ‫متن نهایی شامل یک بخش مقدماتی و شش بخش‬ ‫حاوی بیست وپنج ماده تهیه شد‪.‬‬ ‫‪ -4-1-2‬بحث و تبادل نظر در مورد متن پیش نویس‬ ‫کنوانسیون جهانی تائید و بــه رسمیت شناختن‬ ‫صالحیت های اموزش عالی (دستور کار جلسه ‪23‬‬ ‫مهرماه ‪1396‬؛ چهاردهمین جلسه کمیته ملی اموزش‬ ‫عالی کمیسیون ملی یونسکو)‪ .‬اعضای جلسه بر‬ ‫ضرورت توجه و طرح اسناد کالن باالدستی جمهوری‬ ‫اسالمی ایــران از جمله سند تحول بنیادین و نقشه‬ ‫جامع علمی کشور در ارائــه جمع بندی های ملی از‬ ‫حوزه های مختلف اموزش و اموزش عالی و یونسکو‬ ‫تا کید کردند و هماهنگی با نهادهای سیاست گذاری‬ ‫از جمله مجلس شــورای اسالمی و شــورای انقالب‬ ‫فرهنگی مورد تا کید قرار گرفت‪.‬‬ ‫‪ -2-2‬معیارگذاری در زمینه همکار ی های بین المللی‬ ‫درخصوص منابع اموزشی ازاد‪ :‬بررسی و ارائه نظر در‬ ‫مورد سند مربوط به تدوین یک ابزار معیارگذاری در‬ ‫زمینه همکار ی های بین المللی در خصوص منابع‬ ‫اموزشی ازاد به عنوان یکی از دستورکارهای جلسه‬ ‫‪ 23‬مهرماه ‪( 1396‬چهاردهمین جلسه کمیته ملی‬ ‫اموزش عالی کمیسیون ملی یونسکو) قرارگرفته است‪.‬‬ ‫در این جلسه‪ ،‬نقطه نظرات جمهوری اسالمی ایران‬ ‫در شش بند تهیه شد‪ .‬طبق نظر اعضای جلسه قرار‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -1-1-3-2‬حمایت از دولت های عضو برای توسعه‬ ‫نظام های اموزشی به منظور ترویج یادگیری مادام العمر‬ ‫باکیفیت و فراگیر برای همه‬ ‫‪ -2-1-3-2‬توانمندسازی یادگیرندگان برای تبدیل‬ ‫به شهروندان خالق و مسئول در جهان‬ ‫‪ -3-1-3-2‬هدایت و هماهنگی درزمینه اجــرای‬ ‫اموزش باکیفیت و یادگیری مادام العمر‬ ‫‪ -2-3-2‬محورهای عمل‪:‬‬ ‫‪ -1-2-3-2‬محور عمل اصلی ‪ :۱‬حمایت از کشورهای‬ ‫عضو در اجرای اموزش باکیفیت و یادگیری مادام العمر‬ ‫‪ -2-2-3-2‬محور عمل اصلی ‪ :۲‬هدایت و هماهنگی‬ ‫در زمینه اجرای اموزش باکیفیت و یادگیری مادام العمر‬ ‫و بررسی و پایش ان‪.‬‬ ‫‪ -4-2‬پاسخگویی نسبت به اجــرای امــوزش ‪:2030‬‬ ‫در سی و نهمین کنفرانس عمومی یونسکو (ابان ماه‬ ‫‪ ،)1396‬رخــدادهــای مهمی به وقــوع پیوسته است‬ ‫که سایت کمیسیون ملی یونسکو ترجیح داد بخش‬ ‫حساسیت برانگیز این رخداد بین المللی را منعکس‬ ‫نکند و از خبر مندرج در سایت خود حذف کرد؛ اما‬ ‫رخدادهای مهمی که حذف شدند [‪:]2‬‬ ‫‪ -1-4-2‬اول نوامبر (با موضوع‪ :‬تقویت پاسخگویی‬ ‫نسبت به اجرای اموزش ‪)2030‬؛‬ ‫‪1 November: Strengthening accountability in‬‬ ‫‪the implementation of SDG4- Education 2030:‬‬ ‫‪Two ministerial panel debates on mechanisms‬‬ ‫‪to promote accountability and transparency will‬‬ ‫‪bring together 13 education ministers who will‬‬ ‫‪also examine how greater accountability can‬‬ ‫‪benefit funding for education, and how to move‬‬ ‫‪the Education 2030 agenda forward.‬‬ ‫‪ -2-4-2‬ششم نوامبر (با موضوع‪ :‬ارائه گزارش روند‬ ‫جهانی ازادی بیان و توسعه رسانه ای)‪.‬‬ ‫شد در ابتدا و انتهای پیشنهاد های مرتبط با منابع‬ ‫ً‬ ‫اموزشی ازاد‪ ،‬کشورمان به طور کامال مشخص و قاطع‪،‬‬ ‫بر وفاداری کامل خود به اسناد باالدستی (سند تحول‬ ‫بنیادین اموزش وپرورش و نقشه جامع علمی کشور) و‬ ‫قوانین کشوری در خصوص منابع اموزشی ازاد تا کید‬ ‫کند که این امر به نوبه خود‪ ،‬بر عدم تعارض محتوای‬ ‫منابع اموزشی ازاد با فرهنگ اسالمی ایرانی تا کید‬ ‫خواهد داشت‪ .‬گرچه این امر‪ ،‬به صورت مستقیم در‬ ‫فرایند اموزش ‪ 2030‬تعریف نمی شود اما از دو جهت‬ ‫برای جمهوری اسالمی ایران دارای اهمیت است و‬ ‫الزم است که فعالیت کمیسیون ملی یونسکو در این‬ ‫زمینه بررسی شود‪:‬‬ ‫ً‬ ‫‪ -1-2-2‬ورود به یک فرایند بین المللی که احتماال‬ ‫منجر به استانداردساز ی هایی در اینده خواهد شد که‬ ‫مشارکت فعال در این زمینه‪ ،‬مانع تضعیف استقالل‬ ‫ملی باید گردد‪.‬‬ ‫‪ -2-2-2‬قابلیت جایابی این معیارگذاری در اموزش‬ ‫‪ 2030‬به جهت اینکه اموزش ‪ 2030‬هم بر همکار ی های‬ ‫بین الملل اموزشی تا کید دارد و هم بر همه انواع اموزش‪.‬‬ ‫‪ -3-2‬برنامه وبودجه ‪ :2021-2018‬پیگیری برخی از‬ ‫محورهای اموزش ‪ 2030‬در قالب تدوین برنامه وبودجه‬ ‫‪ 2021-2018‬برای کسب حمایت های یونسکو ذیل‬ ‫برنامه چهارساله این سازمان بین المللی‪ ،‬یکی از دستور‬ ‫کارهای جلسه ‪ 23‬مهرماه ‪( 1396‬چهاردهمین جلسه‬ ‫کمیته ملی اموزش عالی کمیسیون ملی یونسکو) بوده‬ ‫است‪ .‬اعضای جلسه نیز نقطه نظرات خود را در مورد‬ ‫پیش نویس برنامه وبودجه ارائه داده اند‪ .‬برخی از اهداف‬ ‫راهبردی و محورهای عمل برنامه وبودجه چهار سال‬ ‫اینده یونسکو (‪ )۲۰۱۸-۲۰۲۱‬که هم راستا و مطابق‬ ‫اموزش ‪ 2030‬هستند‪ ،‬عبارت اند از‪:‬‬ ‫‪ -1-3-2‬اهداف راهبردی‪:‬‬ ‫‪56‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪6 November: Presentation‬‬ ‫‪of World Trends in Freedom‬‬ ‫‪of Expression and Media‬‬ ‫‪Development: 2017/18‬‬ ‫ب ــه ن ـظــر مـ ـی رس ــد ادبـ ـی ــات ایـ ــن سـنــد‪،‬‬ ‫کلیدواژه های ان و شاخص های ان هنوز‬ ‫در اذهان و اعمال اندیشمندان و مجریان‬ ‫سریان و جریان دارد‪.‬‬ ‫به نظر می رسد ادبیات این سند‪ ،‬کلیدواژه های ان و‬ ‫شاخص های ان هنوز در اذهان و اعمال اندیشمندان‬ ‫و مجریان سریان و جریان دارد‪ .‬اگرچه در بادی امر این‬ ‫نکته یک ادعای اولیه است اما تالش این نوشته ان است‬ ‫‪57‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .5‬تداوم تفکر اموزش ‪ 2030‬در‬ ‫الیه علمی‪-‬اموزشی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫این کمیته عبارت اند از‪:‬‬ ‫‪ -1-2-3‬تدوین و پیشنهاد خط مشی ها و راهبردها‬ ‫در سطوح مختلف‬ ‫‪ -2-2-3‬پیشنهادهایی در تامین مالی و بسیج منابع‬ ‫جهت پیگیری اموزش ‪2030‬‬ ‫‪ -3-2-3‬پایش و گزارش دهی‬ ‫‪ -4-2-3‬حمایت و فشار نرم جهت افزایش تعهد‬ ‫سیاسی دولت ها‬ ‫درحالی که کمیته راهبری در حال طراحی و اعمال‬ ‫قدرت جهت اجرای اموزش ‪ 2030‬است‪ ،‬کمیسیون‬ ‫ملی یونسکو در ایران‪ ،‬چه اقدامات موثر بین المللی برای‬ ‫کاهش فشار نرم جهانی انجام می دهد و خواهد داد؟!‬ ‫درنهایت اینکه فعالیت ها و عدم فعالیت ها یا نقض و‬ ‫ضعف فعالیت های کمیسیون ملی یونسکو در ایران‬ ‫می تواند بر نوع تداوم اموزش ‪ 2030‬در کشور موثر باشد‬ ‫و چنین نیز هست‪ .‬لذا مناسب است که کمیسیون‬ ‫مزبور با انتشار برنامه ها‪ ،‬اسناد و گزارش عملکرد خود‬ ‫نسبت به موارد فوق شفاف سازی نماید‪ .‬بدیهی است‬ ‫ً‬ ‫که انچه از ظاهر امر بر می اید‪ ،‬تداوم اموزش ‪ 2030‬نه صرفا‬ ‫در الیه تفکری بلکه در الیه ای رسمی اما با چهره ها و‬ ‫اسامی دیگر است که حساسیت ها را جلب نمی کند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪Global Report‬‬ ‫‪Presentation of the key findings of the 2017/18‬‬ ‫‪flagship report World Trends in Freedom of‬‬ ‫‪Expression and Media Development and an expert‬‬ ‫‪panel discussion on journalists’ safety.‬‬ ‫ایــن دو رخــداد که در داخــل می توانند موجب بروز‬ ‫حساسیت هایی شوند‪ ،‬از خبر فارسی سایت کمیسیون‬ ‫حذف شدند‪ .‬گویا کمیسیون تمایل نــدارد جامعه‬ ‫ایرانی از کنفرانسی که اعضای این کمیسیون برای ان‬ ‫برنامه ریزی کرده و در ان حضورداشته اند‪ ،‬مطلع شود‪.‬‬ ‫همچنان که مشاهده می شود روند پیگیری جهانی برای‬ ‫پاسخگو ساختن کشورها نسبت به اجرای اموزش ‪2030‬‬ ‫ً‬ ‫وجود دارد و قطعا ایران اسالمی نیز یکی از هدف های‬ ‫این پاسخگوسازی است‪.‬‬ ‫‪ -3‬عدم حضور و مشارکت موثر کمیسیون ملی یونسکو‬ ‫ً‬ ‫در فضای بین الملل‪ :‬قطعا در کنار فعالیت های‬ ‫کمیسیون ملی یونسکو در ایران‪ ،‬عدم فعالیت های‬ ‫این کمیسیون نیز باید مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد‪.‬‬ ‫در ادامه به دو مورداشاره می شود‪:‬‬ ‫‪ -1-3‬در سطح بین المللی‪ ،‬فرایند اجماع سازی جهانی‬ ‫در حال ادامه است‪ .‬به طور مثال‪ ،‬چهارمین نشست‬ ‫منطقه ای اموزش ‪ 25( ]3[ 2030‬مهر ‪ )1396‬و کنفرانس‬ ‫عمومی با موضوع تقویت پاسخگویی در اجرای اموزش‬ ‫‪ 10( ]4[ 2030‬ابان ‪ )1396‬برگزارشده است‪ .‬حال سوال‬ ‫ان است که کمیسیون ملی یونسکو که مدعی حفظ‬ ‫ارزش هــای ایرانی اسالمی است و بر لــزوم تعامالت‬ ‫بین المللی اصرار دارد‪ ،‬چه اقدام متناسبی در قبال‬ ‫چنین رخدادهای اجماع سازی انجام داده است؟!‬ ‫‪ -2-3‬چـهــارمـیــن نشست‬ ‫کمیته راهبری اموزش ‪2030‬‬ ‫در پاریس در ‪ 9‬اسفند ‪96‬‬ ‫برگزار خواهد شد‪ .‬وظایف‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫بحث تربیت شهر وندی و منظور سند‬ ‫نقادانه با ادبیات سند اموزش‬ ‫که چند نمونه از این رسوخ را با امــوزش ‪ 2030‬از ان تا حد ز یــادی معادل‬ ‫‪ 2030‬گردد‪...‬‬ ‫محوریت و رصد همایش ها و امریکایی شدن و رعایت ارزش های امریکایی‬ ‫‪ .2‬کنفرانس ملی روانشناسی‬ ‫کنفرانس های مرتبط با موضوع (حداقل در بخش هایی از ان) است‪.‬‬ ‫تربیتی و برنامه ریزی و اموزش‬ ‫اموزش وپرورش یا بحث توسعه‬ ‫دبستان و پیش دبستان‪ :‬این کنفرانس نیز در اسفندماه‬ ‫پایدار نشان دهد‪ .‬با یک کاوش اولیه می توان سه همایش‬ ‫‪ 96‬بــرگــزار خواهد شــد‪ .‬برخی از مهم ترین عناوین‬ ‫را در این زمینه موردبررسی قرارداد‪:‬‬ ‫پیشنهادی ان عبارت اند از‪« :‬اموزش مدام (مادام العمر)»‪،‬‬ ‫‪ .1‬پانزدهمین همایش ساالنه انجمن مطالعات برنامه‬ ‫«اموزش وپرورش فراگیر (برای همه)»‪« ،‬اموزش برای همه»‪.‬‬ ‫درسی ایران [‪ :]5‬این همایش که ساالنه به همت انجمن‬ ‫این عناوین اگرچه داللت بدی نخواهند داشت اما‬ ‫مذکور برگزار می شود موضوعات مختلف عرصه تعلیم‬ ‫حداقل این مطلب را اثبات می کنند که ادبیات عرصه‬ ‫و تربیت و اموزش وپرورش را مورد بحث قرار می دهد‪.‬‬ ‫اموزش وپرورش با چنین واژگان و ادبیاتی در حال گره‬ ‫از دیگر ویژگی های چنین همایش هایی حضور و نقش‬ ‫ً‬ ‫خوردن است‪ .‬ارتباطی که اگر منجر به تغییر رویکرد و‬ ‫پررنگ دانشگاه فرهنگیان در ان است که طبیعتا باید‬ ‫فرهنگ شود همان هدف بیگانگان را محقق خواهد‬ ‫این گونه نیز باشد؛ اما موضوع محوری همایش امسال‬ ‫کرد که این امر به هوشمندی دوچندانی نیاز دارد‪.‬‬ ‫این انجمن‪ ،‬کلیدواژه اشنایی برای عالقه مندان و دنبال‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫‪ .3‬کنفرانس ملی کیفیت اموزش و یادگیری در نظام‬ ‫کنندگان بحث سند امــوزش ‪ 2030‬در سطح ملی و‬ ‫اموزشی ایــران‪ :‬این رو یــداد که با همکاری مشترک‬ ‫بین المللی است‪« .‬تربیت شهروندی؛ چیستی‪ ،‬چرایی‬ ‫ّ‬ ‫کمیسیون ملی یونسکو در ایران و دانشگاه خوارزمی‬ ‫و چگونگی» به عنوان موضوع اصلی همایش امسال‬ ‫برگزارشده‪ ،‬به طور خــاص بر بحث کیفیت امــوزش‬ ‫قرارگرفته است‪ .‬اگرچه که بحث تربیت شهروندی‬ ‫متمرکزشده است‪ .‬کلیدواژه ای که جزو شعارهای اصلی‬ ‫و منظور سند اموزش ‪ 2030‬از ان تا حد زیادی معادل‬ ‫چارچوب اقدام ‪ 2030‬مطرح شده است‪« :‬به سوی اموزش‬ ‫امریکایی شدن و رعایت ارزش های امریکایی (حداقل‬ ‫و یادگیری مادام العمر باکیفیت‪ ،‬برابر و فراگیر برای همه»‪.‬‬ ‫در بخش هایی از ان) اســت امــا باید منتظر ماند و‬ ‫تا کید چندین باره نویسنده ان است که چنین نشانه هایی‬ ‫خروجی چنین همایشی را موردمطالعه بیشتر قرارداد؛‬ ‫داللت بر بد بودن یا ناپسند بودن چنین فعالیت هایی‬ ‫اما داللت اولیه و حداقلی ان است که چنین مفهومی‬ ‫ندارد بلکه نشانگر ان است‬ ‫به طور گسترده ای در میان‬ ‫ً‬ ‫که اوال هنوز جریان توجه به‬ ‫نخبگان عرصه برنامه ریزی‬ ‫‪ 2030‬با محوریت یونسکو و‬ ‫درســی رســوخ پیدا خواهد‬ ‫نماینده ان در ایران پابرجا بوده‬ ‫کرد‪ .‬البته امیدواریم این بسط‬ ‫ً‬ ‫و ثانیا اگر مواجهه و ادبیات‬ ‫ادبیات (در قالب همایش ها)‬ ‫مناسب و متناسب با رویکرد‬ ‫به جای اینکه باعث تثبیت‬ ‫اسالمی‪-‬ایرانی ما تولید نشود‬ ‫و قبول کردن این تفکر شود‪،‬‬ ‫ً‬ ‫قطعا گفتمان رقیب حا کم‬ ‫منجر به یک مواجهه فعال و‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫‪58‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫بیان این مــوارد نه به معنای وجود یک‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪59‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫و معتقد اســت کــه اثــر این‬ ‫‪ .4‬همایش توسعه پایدار در توطئه پنهان در پس پــرده ان هــا‪ ،‬بلکه‬ ‫ً‬ ‫مدارس بیش از سایر مقاطع‬ ‫پرتو سالمت اجتماعی‪ :‬این اوال نشانگر وجود و حضور جدی بحث‬ ‫ً‬ ‫تحصیلی اموزش عمومی یا‬ ‫کنفرانس با همکاری مشترک توسعه پایدار ثانیا بسط و توسعه نظری‬ ‫عالی اســت‪ .‬ایــن پویش با‬ ‫یونسکو بــا دانــشـگــاه تهران سند اموزش ‪ 2030‬در میان نخبگان و بالطبع‬ ‫شعار تحقق عدالت اموزشی‪،‬‬ ‫(دانشکده علوم اجتماعی) تصمیم گیران است‪.‬‬ ‫سعی دارد تا حمایت بخش‬ ‫بــرگــزارشــده اســت‪ .‬حتی با‬ ‫خصوصی را وارد مدرسه سازی و مدیریت مدارس‬ ‫نگاهی اولیه به پوستر همایش و کلیدواژه های ان‬ ‫ً‬ ‫خصوصا در مناطق محروم نماید‪.‬‬ ‫می توان استفاده وسیع از ادبیات واژگانی حوزه توسعه‬ ‫ازجمله برنامه های دیگر این پویش‪ ،‬ساخت مدارس‬ ‫پایدار (که به نوعی سند مــادر بــرای چارچوب اقدام‬ ‫توسعه پایدار است‪« .‬شعار ما در احداث مدارس توسعه‬ ‫‪ 2030‬محسوب می شود) را رصد کرد‪ .‬ادبیاتی که در‬ ‫پایدار این است که مدرسه کانون توسعه روستایی است؛‬ ‫صورت ترویج صورت خود‪ ،‬ادبیات و فرهنگ را نیز‬ ‫مدرسه توسعه پایدار جایی نیست که کودکان در ان‬ ‫قابل تغییر خواهد کرد‪.‬‬ ‫تحصیل کنند و بعد رها شوند‪ .‬مدرسه اگر بخواهد‬ ‫نکته قابل توضیح ان است که بیان این موارد نه به‬ ‫در توسعه نقشی موثر ایفا کند‪ ،‬نباید فقط در خدمت‬ ‫معنای وجود یک توطئه پنهان در پس پرده ان ها‪ ،‬بلکه‬ ‫ً‬ ‫کودکان باشد‪ ،‬بلکه باید تبدیل به محل رفت وامد و‬ ‫اوال نشانگر وجود و حضور جدی بحث توسعه پایدار‬ ‫ً‬ ‫گردهمایی اهالی روستا شده و به کانونی برای اموزش‬ ‫ثانیا بسط و توسعه نظری سند اموزش ‪ 2030‬در میان‬ ‫مهارت های زندگی تبدیل شود [‪ .»]7‬گرچه ساخت‬ ‫نخبگان و بالطبع تصمیم گیران است‪ .‬داللت بسیار‬ ‫مدارس در مناطق محروم بسیار ارزشمند است اما اگر‬ ‫مهم چنین جریانی نا کارامدی برخوردهای چکشی و‬ ‫ً‬ ‫همان محتوای توسعه پایدار که توسط سازمان هایی‬ ‫صرفا اداری با ترتیبات و حکمرانی های نرم جهانی‬ ‫چــون یونسکو دیکته می شود بخواهد در محتوای‬ ‫در قالب سازمان های بین المللی و تا کید چندباره‬ ‫اموزش و نیز مدیریت اموزش چنین مدارسی حا کم‬ ‫برای استفاده از ظرفیت های مختلف علمی‪-‬اجرایی‬ ‫شود‪ ،‬بسیار خطرناک خواهد بود‪.‬‬ ‫برای رصد دائمی‪ ،‬مواجهه فعال و کنش های مبتنی‬ ‫ّ‬ ‫بر منافع ملی است‪.‬‬ ‫‪ .5‬پویش ایران من و مدارس توسعه پایدار‪ :‬پویش ایران‬ ‫پی نوشت‬ ‫من ابتکاری اســت که توسط تنی چند از اعضای‬ ‫‪[1] League tables‬‬ ‫‪[2] https://en.unesco.org/news/unesco-member-states-set-approve‬‬‫اتاق های بازرگانی سراسر کشور در بخش خصوصی‬ ‫‪programme-budget-and-appoint-new-director-general-general‬‬ ‫بنیان گذاشته شده است‪ .‬این حرکت در سال ‪۱۳۹۳‬‬ ‫‪[3] http://en.unesco.org/events/fourth-regional-sdg4-education‬‬‫‪2030-partners-meeting‬‬ ‫با احداث یک باب مدرسه کار خود را شروع کرد‪ .‬این‬ ‫‪[4] http://en.unesco.org/events/strengthening-accountability‬‬‫‪implementation-sdg4-education-2030‬‬ ‫مدرسه پایه ای شد بر اینکه بخش خصوصی کشور‬ ‫‪[5] http://www.icsaconference15.ir/‬‬ ‫‪[6] http://www.iran-e-man.ir/Page.asp?pid=10‬‬ ‫یک صد دبستان در مناطق محروم کشور که همگی‬ ‫‪[7] http://otaghiranonline.ir/news/10646‬‬ ‫«ایران من» نام گذاری می شوند بسازد [‪ .]6‬این پویش‬ ‫تمرکز خود را برساخت مدارس ابتدایی قرار داده است‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫مجتبی جوادی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حکمرانی پژوهش‬ ‫و جوانه های تغییر‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫«تغییر» و «فرهنگ» دو واژه هستند که هم نشینی عملی‬ ‫ان ها در فضای واقعی جامعه به ندرت قابل مشاهده‬ ‫است؛ و سلوک حکومت در این عرصه‪ ،‬یکی از تسهیل‬ ‫گران اصلی این هم نشینی عملی محسوب می شود‪.‬‬ ‫انقالب اسالمی نیز به عنوان یک تحول بنیادین بر اساس‬ ‫سلسله ارزش های اسالمی‪ ،‬داعیه دار اصلی تغییر در‬ ‫اکنونی تاریخ ما محسوب می شود؛ و نوعی سلوک‬ ‫َ‬ ‫حکومتی و عالمی را به ارمغان اورده است که نیازمند‬ ‫اصول‪ ،‬فرهنگ‪ ،‬ساختارها‪ ،‬نهادها و روابط منحصربه فرد‬ ‫خویش است‪ .‬میزان تحقق انقالب اسالمی به میزان و‬ ‫َ‬ ‫سرعت حرکت انقالبگران در تحقق این عالم جدید‬ ‫بستگی دارد‪ .‬یکی از مسائل بنیادین در مسیر ّ‬ ‫فعلیت‬ ‫یافتن انقالب اسالمی که حل شدن ان مساوق حل‬ ‫اکثر مسائل جامعه خواهد شد‪ ،‬مسئله پژوهش و علم‬ ‫ً‬ ‫و مخصوصا مسئله راهبری و جهت دهی ان است‪.‬‬ ‫امروزه کنشگران عرصه پژوهش در چه موقعیتی نسبت‬ ‫به همدیگر و نسبت به مسائل واقعی جامعه عمل‬ ‫می کنند؟ ایا مسائلی که در دانشگاه ها روی ان ها کار‬ ‫می شود و مقاله ها و پایان نامه هایی که نوشته می شود‪،‬‬ ‫در پی حل مسائل واقعی کشور هستند؟ و سرمنشا‬ ‫ان ها‪ ،‬یک درد اجتماعی است یا انگیزه های دیگر؟‬ ‫نتایج پژوهش های انجام شده تا چه حــدی به کار‬ ‫گرفته می شوند؟ تامین مالی پژوهش ها چگونه اداره‬ ‫می شوند؟ پاسخ های بسیاری از این سواالت ریشه در‬ ‫فهم حکمرانی پژوهش دارند؛ و برای حل مسائل موجود‬ ‫در نظام پژوهش‪« ،‬باید تحقیقات را جهت دهی کرد‪.‬‬ ‫راهبری پژوهش در ایران و اصالح وضع موجود در‬ ‫گروی اصالح نظام ارتقای علمی‪ ،‬کشف نقطه اثر و‬ ‫شکل گیری قیام صحیح اجتماع علمی است‪.‬‬ ‫‪60‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫وضعیت پیچیده معضله راهبری پژوهش‬ ‫در ایران با شواهد فراوانی نیز تایید می شود‪.‬‬ ‫یکی از این شواهد واضح در خط مشی های‬ ‫موجود‪ ،‬خط مشی مقاله شماری است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪61‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مطلق تحقیقات به هر شکلی مطلوب نیست‪ .‬تحقیقات‬ ‫باید بتواند در جهت مشخصی به کار افتد؛ یعنی ان‬ ‫مواردی مورد تحقیق قرار گیرد که چرخه تحقیقاتی و‬ ‫فنی و علمی کشور را کامل کند‪ .‬پراکندگی در کار‬ ‫تحقیقات‪ ،‬شاید موجب شود که برخی از این کارها‪،‬‬ ‫بی فایده و یا حداقل کم فایده شود‪]1[».‬‬ ‫وضعیت پیچیده معضله راهبری پژوهش در ایران با‬ ‫شواهد فراوانی نیز تایید می شود‪ .‬یکی از این شواهد‬ ‫واضــح در خط مشی های مــوجــود‪ ،‬خط مشی مقاله‬ ‫شماری است‪.‬‬ ‫دکتر داوری اردکانی به خط مشی مقاله شماری در نظام‬ ‫ارتقای علمی ایران اشاره می کنند و منشا این سیاست‬ ‫را در تقلید از خط مشی های علمی ملل غربی می دانند‪.‬‬ ‫دنیای غرب وقتی دید که روند پژوهش ها به سمت‬ ‫پژوهش های کاربردی است و پژوهش های بنیادین‬ ‫مغفول واقع شده اند‪ ،‬سیاست مذکور را در پیش گرفت‬ ‫تا از ان طریق جامعه علمی را به انجام پژوهش های‬ ‫بنیادین سوق دهد؛ زیرا انجام‪ ،‬عرضه و انتشار این‬ ‫نوع پژوهش ها اسان تر از پژوهش های کاربردی بود؛‬ ‫بنابراین نظام ارتقایشان را بر اساس خط مشی مقاله‬ ‫شماری قرار دادند‪ ]2[.‬ولی می توان این سوال را پرسید‬ ‫که دلیل اتخاذ این تصمیم حاکمیتی در ایران چیزی‬ ‫جز تقلید کورکورانه بوده است؟‬ ‫یکی از ویژگی های اقدام برای حل مسئله در وادی‬ ‫ً‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬داشتن حالت «قیام» و مخصوصا‬ ‫صورت جمعی ان است‪ .‬قیام به حل یک مسئله‪ ،‬همه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫شئون زندگی فردی و اجتماعی یک شخص را درگیر‬ ‫می کند؛ و رشد وی به کیفیت این قیام وابسته است‪.‬‬ ‫یکی از جنبه های اصلی قیام به حل مسئله راهبری‬ ‫پژوهش در ایــران‪ ،‬توجه به حــوزه نظری شکل گرفته‬ ‫حول این مسئله در جهان است‪ .‬پایگاه های نظری‬ ‫مختلف اعم از خط مشی گــذاری علم‪ ،‬مطالعات‬ ‫علم‪ ،‬جامعه شناسی علم و معرفت‪ ،‬فلسفه علم‪،‬‬ ‫روانشناسی علم و ‪ ،...‬با اینکه هر کدام یک کارویژه‬ ‫و مقوله محوری خاصی دارند‪ ،‬می توانند داللت های‬ ‫فــراوانــی بــرای راهــبــری پژوهش داشته باشند‪ .‬یکی‬ ‫از حوزه های نظری که به صورت مستقیم مرتبط به‬ ‫مسئله کنونی کشور در عرصه پژوهش است‪ ،‬ادبیات‬ ‫علمی مربوط به «حکمرانی پژوهش»[‪ ]3‬می باشد؛ که‬ ‫ً‬ ‫تقریبا همه حوزه رشته های نامبرده فوق را در بردارد‪.‬‬ ‫حکمرانی پژوهش‪ ،‬عبارت است از ساخت و ِاعمال‬ ‫اقتدار [‪( ]4‬و نه قدرت) بر روی مجموعه پیچیده و‬ ‫ناهمگنی از کنشگران عرصه پژوهش در کشور که به‬ ‫همدیگر وابستگی متقابل دارند‪ .‬حکمرانی پژوهش‬ ‫شامل حیطه های وسیعی مانند تامین مالی پژوهش‪،‬‬ ‫توانمندسازی‪ ،‬اولویت گذاری‪ ،‬ارزشیابی نهادها و‬ ‫کنشگران در رابطه با سهم ان ها در تولید دانش‪ ،‬رشد‬ ‫اقتصادی و حل نیازهای اجتماعی‪ ،‬یک سری ترتیبات‬ ‫نهادی و ساختارهای انگیزشی برای راهبری کنشگران‬ ‫در جهت نیل به اهداف خواسته شده است‪ .‬حکمرانی‬ ‫پژوهش به دنبال فهم و شکل دهی رابطه تبعیت و‬ ‫اطاعت است؛ یعنی فهم اینکه کنشگران عرصه چه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اصلی ترین گام در این خیزش برای حل‬ ‫مسئله‪ ،‬حرکت به سمت ایجاد یک اجتماع‬ ‫علمی و عملی رشید یا طالب رشد است‪.‬‬ ‫عملی رشید یا طالب رشد‬ ‫است‪ .‬این مسئله مانند همه‬ ‫مسائل اجتماعی دیگر نیز‬ ‫نیازمند حرکت جمعی است؛‬ ‫و مثل علوم پایه یا مهندسی‬ ‫و پزشکی نیست که امکان‬ ‫داشته باشد در کنج خلوت یا در البه الی ابزارها در‬ ‫ازمایشگاه به یافتن پاسخ ها پرداخت‪ .‬این اجتماع‬ ‫علمی که همه اعضای ان چشم در یک هدف و ارمان‬ ‫واحد دوخته اند؛ همگی رشد انسانی و اسالمی خویش‬ ‫را در نسبت با این مسئله به خوبی تعریف کرده و در‬ ‫جهت حل ان قیام کرده اند‪.‬‬ ‫امید ان م ـی رود که جوانه های تغییر در جهت حل‬ ‫مسائل راهـبــری پژوهش در ایــران و جهان‪ ،‬در این‬ ‫مسیر شکوفا گردند؛ و پیرو وعده هدایت الهی در ایه‬ ‫َّ‬ ‫َ ْ َُ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ َ‬ ‫مبارکه َ«و ال ِذ َین َج َاه ُدوا ِف َینا ل َنه ِد َی ّنه ْم ُس ُبل َنا َو ِا ّن ا ّلل َه‬ ‫َل َم َع ْال ُم ْح ِس ِن َ‬ ‫ین»[‪ ،]5‬احسان خدا نازل شود‪.‬‬ ‫نسبتی به همدیگر دارند؟ و‬ ‫چگونه باید باشند؟ و به طور‬ ‫خالصه اینکه جریان والیت‬ ‫(به معنی رابطه ولی و مولی)‬ ‫در امر پژوهش از چه سمتی‬ ‫بوده‪ ،‬چگونه ممکن می شود‬ ‫و چگونه باید باشد؟ امروزه این حوزه نظری با توجه به‬ ‫اقتضائات حکمرانی جهانی‪ ،‬به شدت در جهان در‬ ‫حال گسترش است و حل مسائل داخلی در گرو فهم‬ ‫عمیق ان است‪ .‬الزم به ذکر است که منابع اسالمی نیز‬ ‫غنی از مفاهیم راهبری‪ ،‬هدایت و جهت دهی است که‬ ‫عالوه بر جنبه های هستی شناختی و معرفت شناختی‬ ‫ان‪ ،‬در عرصه معرفی ابزار و ‪ ...‬نیز پرمحتوا هستند؛ و‬ ‫می توان از ان ها پاسخ های اسالمی و بومی برای مسئله‬ ‫مذکور استخراج کرد‪.‬‬ ‫یکی دیگر از ویژگی های قیام به حل مسئله راهبری‬ ‫پژوهش در ایران‪ ،‬کشف و نیل به نقطه اثر است‪ .‬نقطه‬ ‫اثر ممکن است که اشکال مختلفی اعم از حضور فعال‬ ‫در تصمیم سازی حوزه پژوهش‪ ،‬ایجاد اجتماعات‬ ‫علمی نمونه‪ ،‬تغییر رفتارهای پژوهشگران خاص یا ‪...‬‬ ‫داشته باشد‪ .‬استفاده از ابزارهای ارتباطاتی و رسانه ای‬ ‫برای ترویج و فرهنگ سازی در زمینه حل این مسئله‪،‬‬ ‫ً‬ ‫قطعا مسیر را هموار خواهد کرد‪.‬‬ ‫به نظر می رسد اصلی ترین گام در این خیزش برای حل‬ ‫مسئله‪ ،‬حرکت به سمت ایجاد یک اجتماع علمی و‬ ‫پی نوشت‬ ‫[‪ ]1‬مقام معظم رهبری در دیدار اعضای شورای عالی انقالب فرهنگی (‪)1380/9/19‬‬ ‫[‪ ]2‬داوری اردکانی‪ ،‬رضا‪1392 .‬؛ علم‪ ،‬پژوهش و سیاست های پژوهشی‪ .‬تهران ‪:‬‬ ‫پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی‪.1392 ،‬‬ ‫‪[3] Research Governance‬‬ ‫‪[4] Authority‬‬ ‫[‪ ]5‬ایه مبارکه ‪ ،69‬سوره مبارکه عنکبوت‬ ‫‪62‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪63‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست علمی فرایندمحور یا استاد(انسان)محور؟‬ ‫مسئله این است‪...‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ماجرای‬ ‫جمشید و مریم‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫مدتی پیش‪ ،‬مریم میرزاخانی نابغه ریاضی ایرانی‪ ،‬بعد‬ ‫از مدت ها مبارزه با بیماری سرطان‪ ،‬جان خود را به‬ ‫جان افرین تسلیم کرد‪ .‬خبر درگذشت وی صدر اخبار‬ ‫رسانه های مکتوب و مجازی ایران و از اهم اخبار دنیا‬ ‫قرار گرفت‪ .‬شاید مهم ترین دلیل ان‪ ،‬دریافت معتبرترین‬ ‫جایزه ریاضی دنیا ‪-‬فیلدز‪ -‬است که هر چهار سال‬ ‫یک بار به ریاضی دانان زیر چهل سال اعطا می شود که‬ ‫در اخرین نوبت‪ ،‬این جایزه سهم ایشان شد‪ .‬مهم ترین‬ ‫حاشیه ای هم که بر درگذشت وی‪ ،‬اخبار رسانه های‬ ‫غیررسمی و اجتماعی را جهت می داد‪ ،‬موضوع حجاب‬ ‫ایشان بود که مسئله دوگان حجاب‪-‬دین داری را دوباره‬ ‫و این بار نه از سوی یک سلبریتی هنرمند‪ ،‬بلکه از‬ ‫طرف یک سلبریتی دانشمند‪ ،‬طرح می نمود که البته‬ ‫این موضوع در حوصله این مقال نیست‪.‬‬ ‫جدای از این «حاشیه»‪« ،‬متن»ی است که نباید فراموش‬ ‫کرد‪ .‬البته این «متن» درجاهایی بدان اشاره گردیده‪،‬‬ ‫امــا بیشتر جنبه سیاسی داشــت تا جنبه وا کــاوی و‬ ‫ریشه یابی و ان عبارت بود از‪« :‬مهاجرت نخبگان یا فرار‬ ‫مغزها»‪ .‬چرا «مریم»ها و قبل از ان «جمشید»ها مهاجرت‬ ‫می کنند؟ و چرا بعد از مهاجرت دیگر برنمی گردند؟‬ ‫منظورم از جمشید‪ ،‬پروفسور جمشید درخشان است‬ ‫که سال ها زودتر از این مرحوم مهاجرت کرد و هم اکنون‬ ‫استاد دانشگاه ا کسفورد است‪ .‬یک گشت وگذار ساده‬ ‫روی زندگی علمی این نخبگان قبل از مهاجرت کلید‬ ‫کشف این مهم می تواند باشد‪:‬‬ ‫جمشید‪ ،‬در سال دوم دبیرستان تحصیل می کند ولی‬ ‫درس های مدرسه کفایتش نمی کند‪ .‬جدای از درس‪،‬‬ ‫کل غزل های حضرت حافظ و مثنوی معنوی موالنا را از‬ ‫بر است و عالقه مندی های دیگری را در نبوغ نابش بروز‬ ‫داده است‪ .‬به هر صورت مدرسه را رها می کند و فقط برای‬ ‫امتحان ثلث سوم (ان هم به اصرار پدر) به مدرسه می رود‪.‬‬ ‫بعد از اتمام جنگ و اماده شدن شرایط برگزاری همایش ها‬ ‫و کنفرانس های علمی بین المللی‪ ،‬یک کنفرانس‬ ‫ریاضی در کشورمان برگزار می شود‪ .‬جمشید با برخی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫از شــا گــردان پــدرش در این جمشید درخشان را یک استاد شناسایی‬ ‫را تحت تاثیر ایده و خواست‬ ‫کنفرانس شرکت می کند‪ .‬یکی کرد‪ ،‬بین او و دانشگاه رابط شد‪ ،‬او را معرفی‬ ‫خود قرار دهد‪ .‬در حقیقت‪،‬‬ ‫از اساتید درجه یک ریاضی کرد و طوری کار را پیش برد که برای اولین و‬ ‫اف ــراد برجسته در دانشگاه‬ ‫ً‬ ‫دنیا (پروفسور مکینتایر)‪ ،‬تا امروز اخرین بار یک نفر دفعتا وارد مقطع‬ ‫بــه مــرحــلـه ای می رسند که‬ ‫دریکی از بحث های جمعی دکتری دانشگاه اکسفورد شد‪.‬‬ ‫می توانند بسیار تاثیرگذار‬ ‫در جذب‪ ،‬هدایت اموزشی‬ ‫به نبوغ فوق العاده او پی می برد‬ ‫و پژوهشی دانشجو‪ ،‬رد یا قبول و … نقش ایفا نمایند‪.‬‬ ‫و به سرعت تصمیم می گیرد و او را به امریکا دعوت‬ ‫جمشید درخشان را یک استاد شناسایی کرد‪ ،‬بین او و‬ ‫می کند‪ .‬بعد از تحقیق و بررسی‪ ،‬جمشید‪ ،‬رفتن به‬ ‫دانشگاه رابط شد‪ ،‬او را معرفی کرد و طوری کار را پیش‬ ‫انگلستان را ترجیح می دهد و پروفسور مکینتایر‪ ،‬با‬ ‫ً‬ ‫برد که برای اولین و تا امروز اخرین بار یک نفر دفعتا‬ ‫ارتباط با دانشگاه ا کسفورد‪ ،‬زمینه پذیرش وی را مهیا‬ ‫وارد مقطع دکتری دانشگاه ا کسفورد شد‪ .‬در همین‬ ‫می کند‪ .‬او وارد دانشگاه می شود و به واسطه معرفی‬ ‫زمان‪ ،‬اگر جمشید در ایران می ماند‪ ،‬باید دیپلمش را‬ ‫استاد‪ ،‬اولین و تنها دانشجویی می شود که بدون دیپلم‪،‬‬ ‫می گرفت‪ ،‬کنکور می داد و وارد مقطع لیسانس می شد‪.‬‬ ‫لیسانس و فوق لیسانس‪ ،‬وارد مقطع دکتری می شود‪...‬‬ ‫برای مریم میرزاخانی هم تا ان وقت که در ایران بود‪،‬‬ ‫مریم میرزاخانی‪ ،‬دو سال از جمشید کوچک تر است‪.‬‬ ‫دو مدال طالی بی رقیب المپیاد ریاضی‪ ،‬تنها او را از‬ ‫او در دبیرستان فرزانگان تهران (استعدادهای درخشان‬ ‫سد کنکور نجات داد‪ .‬ولی در دانشگاه کل واحدها‬ ‫یا همان تیزهوشان)‪ ،‬دیپلم گرفت و به عنوان اولین‬ ‫را به همان شیوه ای که به همه عرضه می شد‪ ،‬اخذ‬ ‫دختر ایرانی در المپیاد ریاضی دانش اموزی اول شد‬ ‫کرد و گذراند‪ .‬درحالی که بعد از لیسانس و مهاجرت‪،‬‬ ‫و دو سال پی در پی در المپیاد ریاضی جهانی مدال‬ ‫در عرض پنج سال (!!) فوق لیسانس و دکتری اش را‬ ‫طال گرفت‪ .‬او‪ ،‬سپس در دانشگاه شریف لیسانس‬ ‫ً‬ ‫در دانشگاه هاروارد گذراند و سپس با معرفی استاد‬ ‫گرفت و به خــارج از کشور مهاجرت کــرد‪ .‬نهایتا در‬ ‫راهنمایش‪ ،‬به عنوان استاد تمام (و نه استادیار پایه یک)‬ ‫‪ 28‬سالگی دکتری ریاضی محض خود را از دانشگاه‬ ‫در دانشگاه استنفورد جذب شد‪.‬‬ ‫هاروارد دریافت کرد‪ .‬وی سپس به عنوان استاد تمام‬ ‫این قدر نقش استاد در تعیین تکلیف دانشجو بارز و‬ ‫در دانشگاه استنفورد‪ ،‬جذب شد…‬ ‫باالست که استاد دکتر مسعود‬ ‫انچه در همین مختصر دیده و‬ ‫درخشان پدر جمشید در یکی‬ ‫خوانده شد و فضای پیرامونی‬ ‫از جلسات با اعضای مرکز‬ ‫ان‪ ،‬موید چند مطلب است‪.‬‬ ‫رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -1‬اول‪ .‬استاد؛ فراتر‬ ‫اشاره داشتند‪« :‬هنوز بعد از‬ ‫از محدوده ها‬ ‫سی و اندی سال ارتباط علمی‬ ‫استاد دانشگاه‪ ،‬شخصیت‬ ‫با دانشگاه های غرب‪ ،‬از این‬ ‫علمی و مستقلی دارد که‬ ‫حجم نقش برای یک استاد در‬ ‫باالتر از همه نظامات مرسوم و‬ ‫دانشگاه متحیرم؛ طوری که‬ ‫اموزشی‬ ‫معمول‪ ،‬می تواند اداره‬ ‫با یک نوشته می تواند قواعد و‬ ‫‪64‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪65‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫بوروکراسی های سفت وسخت اف ـ ــراد نــخــبــه در اول ــی ــن فــرصــت ب ـعــد از‬ ‫دانشجویان است که از جهت‬ ‫سیاسی و حتی امنیتی را دانش اموختگی‪ ،‬به سرعت به عنوان استاد‬ ‫نظریه رهبری وضعی هرسی‬ ‫تحت الشعاع نظر خود قرار جذب می گردند‪.‬‬ ‫و بالنچارد‪ ،‬از جهت توان یا‬ ‫تمایل کمبودهایی دارند که‬ ‫دهد»‪.‬‬ ‫نظام دانشگاه‪ ،‬سعی می کند با قواعدی ان را ‪-‬حداقل‪-‬‬ ‫البته تمام افرادی که در دانشگاه های غرب تدریس‬ ‫به صورت مصنوعی ترمیم کند‪ .‬مگر نه برای دانشجوی‬ ‫می کنند‪ ،‬این اختیارات را ندارند‪ ،‬ولی مهم این است‬ ‫نخبه‪ ،‬بسیاری از این قواعد‪ ،‬قابل مبادله و کم وزیاد‬ ‫که این دایره را تنگ و بسته و بوروکراتیک نکرده اند‪.‬‬ ‫شدن است‪ .‬البته روزهایی مثل ‪ open day‬هم فضای‬ ‫بلکه اجازه داده انــد عده ای استاد ممتاز با توجه به‬ ‫بازتری برای از بین بردن ضرب بوروکراسی است‪.‬‬ ‫احاطه و اشرافشان‪ ،‬کاری که می دانند درست است‬ ‫انجام دهند و نظر خود را باالتر از هر قاعده و ضابطه ای‬ ‫‪ -2‬دوم‪ .‬ماندگاری نخبگان‬ ‫اعمال نمایند‪.‬‬ ‫مهم ترین دلیل این امر هم این است که نیروی انسانی‬ ‫افراد نخبه در اولین فرصت بعد از دانش اموختگی‪،‬‬ ‫کلید غیرقابل جایگزین پیشرفت است‪ ،‬لذا ان ها جایی‬ ‫به سرعت به عنوان استاد جذب می گردند‪ .‬در حقیقت‪،‬‬ ‫و‬ ‫از دایره و حلقه را که امکان شناسایی‪ ،‬جذب‪ ،‬هدایت‬ ‫بخشی از فرایند رشد و تامین نیاز و رضایت مندی فرد‬ ‫رشد علمی نیروی انسانی باقابلیت را دارد‪ ،‬ازاد گذاشته‬ ‫نخبه در طراحی نظام علمی غرب‪ ،‬با شا گردپروری‬ ‫تا هر انچه صالح می داند‪ ،‬انجام دهد‪ .‬جمشید درجایی‬ ‫ادامه می یابد‪ .‬تالش جدی در دانشگاه های غربی این‬ ‫می گفت‪« :‬به من می گویند‪ ،‬انچه دوست داری انجام‬ ‫است که افراد نخبه و با قابلیت را‪« ،‬شاگردپرور» تربیت‬ ‫بده و ما برای تو محدودیتی نداریم‪ ».‬جالب اینکه برخی‬ ‫نمایند‪ .‬در این الگو‪ ،‬سه اتفاق می افتد‪:‬‬ ‫از کارهای علمی جمشید در مرز دانش است و هیچ‬ ‫اول اینکه) شاگردانی زیر نظر استاد تکثیر می شوند و‬ ‫استادی هم نمی تواند ان را رصد کند‪.‬‬ ‫می توان برای بی بهره نبودن و ابتر نبودن جریان تولید‬ ‫یکی از دوستان نخبه که در دانشگاه تولوز فرانسه‬ ‫علم‪ ،‬بهره برداری مناسبی از نخبگان نمود؛‬ ‫که‬ ‫تحصیل می کرد‪ ،‬می گفت‪« :‬اگر من روزهای شنبه‬ ‫دوم اینکه) بسیاری از نیازهای عاطفی و حتی علمی‬ ‫تعطیل است تا ساعت ده شب در دانشگاه باشم‪،‬‬ ‫فرد در شاگردپروری و ارتباط با شاگردان و دانشجویان‬ ‫استاد راهنمای رساله ام تا‬ ‫مرتفع می شود؛‬ ‫ساعت ی ــازده در دانشگاه‬ ‫و سوم) به تطابق و سازگاری‬ ‫می ماند‪ .‬تازه‪ ،‬این شخص‪،‬‬ ‫بیشتر فــرد با جامعه جدید‬ ‫فقط مسئول هدایت علمی‬ ‫و مــانــدگــاری نخبه کمک‬ ‫من در این پژوهش است و‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫هیچ کار تحقیقی دیگری را‬ ‫هم مریم و هم جمشید در‬ ‫رهبری نمی کند»‪.‬‬ ‫ادامه مسیر علمی شان بعد‬ ‫لذا‪ ،‬انچه به عنوان بوروکراسی‬ ‫از دانش اموختگی این راه را‬ ‫دان ــش ــگ ــاه ــی وجـــــود دارد‬ ‫طی کردند‪.‬‬ ‫فــقــط ب ــرای طـیــف متوسط‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫فرایند ارتقا در اموزش عالی ایران گرفتار‬ ‫وارد این بوروکراسی نکنند‪،‬‬ ‫‪ -3‬سوم‪ .‬فرار از شکل‬ ‫ً‬ ‫در فضای علمی نخبگان در چنبره های سنتی بوروکراسی شده است‬ ‫اصال دیده نمی شوند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫غرب‪ ،‬بوروکراسی علمی بعد و بجای «مسیر بودن»‪ ،‬خودش «هدف»‬ ‫مثال تا چندی پیش استاد‬ ‫از دوره استادی نیز‪ ،‬کاربرد شده است‪.‬‬ ‫گ ــران ق ــدر دکــتــر پا کتچی‪،‬‬ ‫استادیاری بودند که اغلب‬ ‫ان چنانی ندارد‪ .‬به این نوشته‬ ‫شاگردانشان در مراتب باالتر (دانشیاری و استاد تمامی)‬ ‫در خصوص خانم میرزاخانی توجه کنید‪:‬‬ ‫قرارگرفته اند و همه‪ ،‬اعتقاد دارند‪ ،‬دکتر در غایت مسیر‬ ‫«مریم میرزاخانی را در سایت «‪»webofknowledge‬‬ ‫متعارف استادی قرار دارد‪ ،‬ولی نظام اموزش عالی‪،‬‬ ‫جستجو کردم‪ .‬باکمال تعجب فقط ده مقاله از ایشان‬ ‫فقط زبان بوروکراسی های خلق شده خود را می فهمد‪،‬‬ ‫دیدم‪ .‬از این تعداد‪ ،‬پنج مقاله قبل از پروفسوری تا سال‬ ‫لذا ایشان را بیش از بیست سال! استادیار می خواند‪.‬‬ ‫‪ 2008‬و پنج مقاله هم در نه سالی است که به درجه‬ ‫استادی رسیده است‪ .‬سپس گزارش ارجاع (‪citation‬‬ ‫‪ )report‬را دیدم‪ ،‬با کمال تعجب پروفایلی را می بینم‬ ‫در حد یک استادیار معمولی در دانشگاه های ایران‬ ‫است‪ .‬حتی دانشجویان بسیاری هم در ایران هستند‬ ‫که خیلی باالتر از مریم میرزاخانی هستند‪ .‬با این تعداد‬ ‫ً‬ ‫اندک مقاله و ارجاع می گویند یک نابغه ریاضی؟ حتما‬ ‫اشکالی در کار است‪»...‬‬ ‫البته این دو جمله انتهایی را نویسنده به خاطر طعنه‬ ‫و کنایه به نظام ارتقا در سیستم دانشگاهی خودمان‬ ‫ن یک‬ ‫بکار برده است‪ .‬ولی همان طور که خواندید‪ ،‬ای ‬ ‫ماجرای واقعی است‪.‬‬ ‫فرایند ارتقا در اموزش عالی ایران گرفتار چنبره های‬ ‫سنتی بوروکراسی شده است و بجای «مسیر بودن»‪،‬‬ ‫خودش «هدف» شده است‪.‬‬ ‫حجم قاعده و قانونی که برای‬ ‫ارتقا در نظام امــوزش عالی‬ ‫تدوین و تنظیم شده است‪،‬‬ ‫از طنزها و عجایب روزگــار‬ ‫است که دیگر جدی شده‬ ‫و کمتر کسی به خود جرئت‬ ‫نزدیک شدن به ان را می دهد‪.‬‬ ‫لذا بهترین استادها تا خود را‬ ‫‪ -4‬چهارم‪ .‬قالب های پژوهش‬ ‫قالب های پژوهش متعدد و درجه بندی گرنت های‬ ‫پژوهشی در نظام اموزش عالی به ماندگاری استاد و‬ ‫ً‬ ‫در مرکز و محور اثر بودنش کمک شایانی می کند‪ .‬مثال‬ ‫ا کادمی سلطنتی(‪ )Royal Academy‬در انگلیس‪،‬‬ ‫با تعریف فرایند نخبه گزینی در بین اساتید و اعطای‬ ‫گرنت های پژوهشی سنگین‪ ،‬طی دو سال‪ ،‬اساتید قابل‬ ‫را به فعلیت علمی و پژوهشی می رساند‪.‬‬ ‫نهادهای پژوهشی هم در قالب قطب‪ ،‬انجمن‪ ،‬پارک‬ ‫و … نوع دیگری از این درگیری و تعادل عناصر موثر در‬ ‫یک حوزه یا حوزه های علمی را رقم می زند‪ .‬هر دوی این‬ ‫ساخت ها‪ ،‬قدمت کمی در ساختار زیر نظام پژوهش‬ ‫ً‬ ‫نظام اموزش عالی کشورمان دارد‪ .‬ضمن این که بعضا‬ ‫به جای جریان دهی علمی و‬ ‫مطالعاتی و پژوهش در این‬ ‫ساختارها‪ ،‬غلبه نگاه سیاسی‬ ‫در این محمل ها‪ ،‬ساختی‬ ‫غیرواقعی و غیرموثر از لحاظ‬ ‫علمی فراهم اورده و نوعی‬ ‫انحطاط و انحراف را سبب‬ ‫گردیده است‪.‬‬ ‫‪66‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪67‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫در حقیقت نخبگان به فضای نواورانه برای‬ ‫تا حد زیادی راضی و ماندگار‬ ‫‪ -5‬پنجم‪ .‬فرایندهای‬ ‫بــروز و ظهور استعدادهای خود سخت‬ ‫جامع‪ ،‬کامل و شامل‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫نخبه پروری‬ ‫نیازمندند و در تعاطی افــکــار نــواورانــه‪،‬‬ ‫در حقیقت نخبگان به فضای‬ ‫در نظامات پیشرفته غربی اتفاق های خوبی بــرای جریان نــواوری‬ ‫ن ــواوران ــه ب ــرای ب ــروز و ظهور‬ ‫استعدادهای خــود سخت‬ ‫تالش شده است که حداقل می افتد‪.‬‬ ‫دانشگاه های سطح اول که‬ ‫نیازمندند و در تعاطی افکار‬ ‫با معیارهای کیفیت دانش اموختگان‪ ،‬اساتید راقی‪،‬‬ ‫نواورانه‪ ،‬اتفاق های خوبی برای جریان نواوری می افتد‪.‬‬ ‫تعدد نهادها و قــالـب هــای پژوهشی و علمی و …‬ ‫در کشورهای پیشرفته‪ ،‬نگاه مدرن به موضوع نواوری‪،‬‬ ‫شناخته می شوند‪ ،‬فــارغ از بوروکراسی های مرسوم‪،‬‬ ‫ان را از پدیده ای تصادفی به موضوعی قابل مدیریت و‬ ‫به طراحی نظام جذب‪ ،‬ارتقا و به کارگیری نخبگان‬ ‫برنامه ریزی‪ ،‬تبدیل کرده‪ ،‬لذا نخبگان در این کشورها‪،‬‬ ‫می پردازند و سعی می کنند در تعاملی نفربه نفر‪ ،‬نسبت‬ ‫در مرز دانــش و دانسته ها‪ ،‬به استفاده حداکثری از‬ ‫به تامین نیازهای علمی و فراعلمی ان ها پرداخته و‬ ‫خالقیت‪ ،‬اجــرای نــواوری و ایجاد تغییر و تحول در‬ ‫با جهت دهی مناسب‪ ،‬ایجاد ارتباطات موثر علمی‪،‬‬ ‫ساخت ها‪ ،‬ساختارها و رفتارها موفق می گردند‪ .‬مریم‬ ‫استقرار در نهادهای کارا و سایر راهکارها‪ ،‬ماندگاری‬ ‫و جمشید‪ ،‬هر دو از یک نظام اموزشی بسته‪ ،‬به یک‬ ‫فرد نخبه را تضمین کنند‪.‬‬ ‫نظام نواور ی محور وارد شدند و هر انچه برای شکوفایی‬ ‫در نظامات غیر پیشرفته‪ ،‬طراحی فرایندهای چند‬ ‫استعدادها الزم نداشتند‪ ،‬به نوعی برایشان فراهم بود‪.‬‬ ‫سطحی برای ورودی های مختلف را نوعی بی نظمی‬ ‫نکته مهم‪ ،‬دسترسی به قطب های مرجع علمی و پژوهش‬ ‫و بی عدالتی فهم می کنند‪ .‬لذا فرایندها برای سطح‬ ‫است که از اساتید مرجع و تراز اول رشته های مختلف‬ ‫ورودی های متوسط و حتی پائین تر طراحی می شوند؛‬ ‫تشکیل می شود‪ .‬کشورهای پیشرفته تالش دارند که‬ ‫و کمتر فرایندهای خاص نخبگانی ایجاد می شوند‪ .‬در‬ ‫با تشکیل این قطب ها که با دعوت اساتید درجه یک‬ ‫سال های اخیر‪ ،‬در اموزش عالی کشورمان‪ ،‬طراحی های‬ ‫و تهیه و تــدارک امکانات مطلوب‪ ،‬انجام می گیرد‪،‬‬ ‫جدیدی صورت گرفته که البته متناسب با نوپا بودن‬ ‫بستری برای مرجعیت و مرزنشینی در حوزه دانشی‬ ‫این گونه طراحی ها‪ ،‬همچنان نوعی بوروکراسی (از جنس‬ ‫خاص فراهم کنند‪ .‬این قطب ها‪ ،‬خود موتور محرکی‬ ‫ممتاز) بر این گونه مخاطبین هدف حکومت می کند‬ ‫برای نخبگان در فهم و تفهم نواور ی های علمی است‪.‬‬ ‫که البته با عارضه یابی‪ ،‬امکان اصالح وجود دارد‪.‬‬ ‫در حقیقت‪ ،‬زبان مشترکی برای بروز نخبگی نخبگان‬ ‫در این قطب ها فراهم می شود‪ .‬این قطب ها‪ ،‬یکی از‬ ‫‪ -6‬ششم‪ .‬فضای نواوری‬ ‫مهم ترین مراجع زنجیره نواوری محسوب می شود‪.‬‬ ‫رشد نخبگی در فضای ازاد و درعین حال نواورانه اتفاق‬ ‫‪ -7‬هفتم‪ .‬ارتباط سیستماتیک نظر و عمل‬ ‫می افتد‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬تربیت اموزشی و علمی افراد‬ ‫اگر همراه با فعلیت بخشی به جریان های خالقانه باشد‪،‬‬ ‫همچنین است ایجاد ارتباطی سیستماتیک و طبیعی‬ ‫زمینه ساز شکوفایی استعدادها می گردد‪ .‬این موضوع‬ ‫بین حوزه های دانشی و عملیاتی (دانشگاه و صنعت)‬ ‫در دوره های اموزش عالی‪ ،‬اگر همراه با سیاست گذاری‬ ‫و نشست ان در الیه های اصلی فرایندهای اموزش‬ ‫موثر در حوزه مدیریت جریان نواوری باشد‪ ،‬نواوران را‬ ‫نظام های پیشرفته که سبب می شود که مسئله ای عقیم‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫«مریم»ها و «جمشید»ها همچنان می روند‬ ‫چراکه مدیریت نوابغ و نخبگان و فضای‬ ‫رشدی ایشان در بلوغ سیستماتیک نظام‬ ‫ام ــوزش عالی غیر سیاست زده امکان‬ ‫ظهور دارد‪.‬‬ ‫و بی حاصل فاقد کاربرد بیرونی‬ ‫است‪ ،‬کمتر مطرح می شود‪.‬‬ ‫در حقیقت تراوش مسئله ها‬ ‫از جریانی زنده بهره مند است‬ ‫که در ادبیات دینی به ان علم‬ ‫نافع میگوییم‪.‬‬ ‫در این گونه نظامات‪ ،‬عمده مراکز تحقیقاتی وابسته‬ ‫به موسسات اموزش عالی هستند که از طریق ارتباط‬ ‫نظام مند با محیط بیرونی‪ ،‬مسائل را به حوزه پژوهش های‬ ‫رسمی (مراکز تحقیقاتی) اورده و از انجا به حوزه های‬ ‫اموزشی همسایه و هم پایه جریان می یابد (= از طریق‬ ‫اساتید مشترک در مراکز تحقیقاتی و اموزشی) و دانشجو‬ ‫ً‬ ‫کامال بعد از دریافت مبانی و پایه های اموزشی‪ ،‬با مسائل‬ ‫واقعی روبرو می گردد‪.‬‬ ‫البته‪ ،‬همه این ها از فرایند سیاست گذاری جامعی‬ ‫ً‬ ‫نقش و نشات می گیرد که مثال در ان‪ ،‬ارجاع مسائل‬ ‫به موسسات تحقیقاتی‪ ،‬برای شرکت های دولتی امری‬ ‫ضروری و برای شرکت های خصوصی دارای منافعی‬ ‫مانند معافیت مالیاتی یا کسر ان را در پی دارد‪.‬‬ ‫پائین طراحی شده‪ ،‬همچنان‬ ‫بعد از یک دهه‪ ،‬در تعارض با‬ ‫نظام معمول و سنتی اموزش‬ ‫عالی بازی می کند و بخش‬ ‫قابل توجهی از انرژ ی اش را‬ ‫بــرای چگونه بــازی کــردن از‬ ‫دست می دهد‪.‬‬ ‫شاید الزم بود که این مجموعه ها از درون وزارتخانه های‬ ‫علوم و بهداشت بیرون بیاید‪ .‬لکن به جهت ساختار‬ ‫ً‬ ‫سنتی‪ ،‬این گونه زایش ها اگر هم اتفاق بیفتد‪ ،‬عمدتا‬ ‫ویژه گرا است و بیشتر از اینکه منفعت داشته باشد‪،‬‬ ‫مفسده می اورد‪.‬‬ ‫لذا در شرایط فعلی‪ ،‬انتظار از تعامل ساختاری‪ ،‬بی جا‬ ‫و بیهوده است و تعامل بین مسئولین بخش ها‪ ،‬راهکار‬ ‫نجات است‪ .‬البته با استقرار یک مدیر توانمند و نخبه‬ ‫که هم نخبگی و نخبگان را بفهمد و هم قدرت کاریزمای‬ ‫فراسیستمی‪ ،‬داشته باشد‪ ،‬امکان تصاحب سهم مدیریتی‬ ‫بهتر و بیشتر برای اداره جریان نخبگان و مرزبندی های‬ ‫جدید فراهم می اید‪ .‬عالوه بر این‪ ،‬این فهم اگر در راس‬ ‫دولت باشد و خودمحور تعامل برای رسیدن به مرزهای‬ ‫جدید ساختاری و وظیفه ای را عهده دار شود‪ ،‬جریان‬ ‫بهتر شکل می گیرد؛ اما همچنان یک عیب بزرگ وجود‬ ‫دارد و ان اینکه نخبگی در بافت طبیعی سیستم باید‬ ‫شکوفا شود و نه در بافت های مصنوعی و …‬ ‫«مریم»ها و «جمشید»ها همچنان می روند چراکه‬ ‫مدیریت نوابغ و نخبگان و فضای رشدی ایشان در‬ ‫بلوغ سیستماتیک نظام اموزش عالی غیر سیاست زده‬ ‫امکان ظهور دارد‪ .‬تا کیدات مکرر رهبر فرزانه انقالب‬ ‫بر لزوم حاکمیت ارامش در جریان علم و افت نکردن‬ ‫نرخ رشد علمی هم از اشراف ایشان بر اسیب های غلبه‬ ‫نگاه سیاسی بر جریان علمی کشور حکایت دارد‪ .‬به‬ ‫بازی فرایند انتخاب وزیر علوم در دولت فعلی نگاه‬ ‫کنید‪ .‬قصه دستتان می اید…‬ ‫‪ -8‬جمع بندی‬ ‫نخبگی و نخبگان مثل همه فرصت های دیگر‪ ،‬اگر‬ ‫به درستی استفاده نشود‪ ،‬موجبات تهدید را فراهم‬ ‫م ـی اورد‪ .‬ساده ترین و درعین حال پراشتباه ترین راه‬ ‫استفاده از نخبگان‪ ،‬طراحی فرایندهای مــوازی یا‬ ‫ویژه گرا است؛ اما بهترین راه‪ ،‬طراحی فرایندهایی درون‬ ‫نظام عادی اما چندسطحی است که عالوه بر اینکه‬ ‫نخبگان مسیر متمایزی را طی می کنند‪ ،‬اما همیشه‬ ‫جزئی از نظام های طراحی شده دید ه شده و در تالقی‬ ‫با سایر اجزای نظام هستند‪.‬‬ ‫به نظر می رسد‪ ،‬ازانجا که بنیاد نخبگان و معاونت‬ ‫علمی و فـنــاوری رئیس جمهور در نظام حکمرانی‬ ‫جمهوری اسالمی‪ ،‬در فرایندی مصنوعی و از باال به‬ ‫‪68‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ -1‬روایت اول‪ :‬فرزند ناخوانده‪ /‬ناکجااباد‬ ‫علی قربانی‬ ‫پژوهشگر هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران‬ ‫‪69‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫چهار روایت کوتاه از درون دانشکده علوم تربیتی که‬ ‫ل مشاهده‬ ‫شاید بدون ارتباط مداوم و چندساله قاب ‬ ‫نباشند‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫دانش ـ ـ ـ ـ ــکده‬ ‫علوم تربیتی‬ ‫کج ـ ـ ـ ــاست؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫وقتی وارد دانشکده علوم تربیتی شدم به واسطه شغل‬ ‫و رشته قبلی ام‪ ،‬اولین چیزی که نظرم را جلب کرد‬ ‫بنای دانشکده و وضعیت ظاهری ان بود‪ .‬در دانشگاه‬ ‫ُ‬ ‫تهران که با طرح های گدار‪ ،‬مارکف‪ ،‬فروغی و بزرگان‬ ‫معماری ان زمان بنا گردید و سردر ورودی اش نماد‬ ‫تحصیالت عالی ایران گردید و حتی دانشکده های‬ ‫متاخرش نیز توسط امثال حسین امانت طراحی شد‪،‬‬ ‫چنین بنایی برای دانشکده علوم تربیتی همچون معما‬ ‫می نمود‪ .‬کنکاش بسیار در نحوه انتظام فضایی‪،‬‬ ‫قرارگیری نامنظم ساختمان ها و فضای سبز خشکیده‬ ‫و بی رمق‪ ،‬هیچ پاسخی ندارد جز «رهاشدگی»؛ مانند‬ ‫یک فضای روستایی ارگانیک که به تناسب نیاز (و نه بر‬ ‫اساس نظم از پیش تعیین شده) بنایی اضافه می شود‬ ‫و فضایی تغییر کاربری می دهد‪ ،‬دانشکده علوم تربیتی‬ ‫نیز به صورت ارگانیک و نادانسته شکل گرفته و حتی‬ ‫مدتی میز و نیمکت های فرسوده (شاید به دلیل کمبود‬ ‫انبار!) منظره ایوان ورودی دانشکده را مزین کرده بود‪.‬‬ ‫کم کم متوجه شدم از همین ظاهر می توان مرحله به مرحله‬ ‫به مسائل درونی دانشکده پی برد و این ظاهر اشفته خبر‬ ‫از ّ‬ ‫سر درون می دهد‪ .‬یکی از فارغ التحصیالن دکتری به‬ ‫ما اطالع داد‪ ،‬کارمند دانشکده به بهانه قطعی سیستم‬ ‫هزینه تسویه حساب ایشان را دریافت کرده و مدت ها‬ ‫بعد معلوم شده که به همین نحو پول های زیادی را‬ ‫گرفته و باال کشیده و دانشگاه هم با کسی جز دانشجو‬ ‫طرف حساب نیست و مدرک را نمی دهد! البته این‬ ‫تنها خبر ازاین دست نبود؛ در جلسات معارفه نیز ما‬ ‫را به خوبی شیرفهم کردند که حسابی حواسمان جمع‬ ‫کارمان باشد وگرنه در صورت بروز هر اتفاقی مقصر خود‬ ‫ً‬ ‫دانشجوست؛ مثال اگر کارمند اموزش دانشکده چند‬ ‫سالی کارتابل خود را نگاه نکند و تغییر قوانین ابالغی‬ ‫از اموزش کل را به دانشجویان اطالع ندهد‪ ،‬دانشجوی‬ ‫دکتری که به مرز اخراجی برسد خودش مقصر است‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫یکی از مواردی که جلب توجه می کند تعداد‬ ‫زیاد دانشجویان تحصیالت تکمیلی است‬ ‫که با تغییر رشته و به ویژه از رشته های‬ ‫فنی مهندسی به این دانشکده امده اند‬ ‫‪ -2‬روایت دوم‪ :‬دانشکده‬ ‫علوم تربیتی یا تحصیالت‬ ‫تکمیلی دانشکده فنی؟‬ ‫(و این ها داســتــان نیست‪،‬‬ ‫واقــعـیــت عینی دانـشـکــده‬ ‫است)! توجه به مسائلی در‬ ‫برای من که با دغدغه ای خاص‬ ‫این سطح جایی برای بیان‬ ‫کار و رشته معماری را (باوجود‬ ‫مسائل و مشکالت کتابخانه‬ ‫عالقه ای که داشتم) رها کردم و‬ ‫و سایت و سلف و ‪ ...‬باقی‬ ‫به دانشکده علوم تربیتی امدم‪،‬‬ ‫نمی گذارد‪.‬‬ ‫یکی از مواردی که جلب توجه‬ ‫الـبـتــه مـنـظــور از ب ـیــان ایــن‬ ‫می کند تعداد زیاد دانشجویان‬ ‫نـمــونـه هــا ت ـسـ ّـری ان به کل‬ ‫تحصیالت تکمیلی است‬ ‫نیروها و بخش های دانشکده‬ ‫که با تغییر رشته و به ویژه از‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه مسئله مهم تری‬ ‫رشته های فنی مهندسی به‬ ‫مدنظر است و ان «رهاشدگی»‬ ‫نمایی از فضای شمالی دانشکده روانشناسی‬ ‫این دانشکده امده اند تا حدی‬ ‫دانشکده علوم تربیتی در‬ ‫و علوم تربیتی دانشگاه تهران‬ ‫که در رشته خودمان‪ ،‬فلسفه‬ ‫فـضــای بی توجهی و عدم‬ ‫تعلیم و تربیت‪ ،‬در میان دانشجویان دوره دکتری به ندرت‬ ‫نظارت مسئوالن و مدیریت مرکزی دانشگاه تهران‬ ‫کسی را می شناسم که از کارشناسی علوم تربیتی شروع‬ ‫است‪ .‬گویا دانشکده علوم تربیتی از همان ابتدا فرزند‬ ‫کرده باشد‪ .‬اکثر دوستانم هم از رشته هایی همچون‬ ‫ناخوانده ای بوده که حتی صالحیت قرار گرفتن در‬ ‫برق‪ ،‬مکانیک‪ ،‬کامپیوتر و ‪ ...‬وارد این حوزه شده اند‪.‬‬ ‫طرح گسترش دانشگاه را نداشته و پس از عنایت‬ ‫تجربه خودم و گفتگوی کوتاهی با این دوستان نشانگر‬ ‫مسئوالن شهرداری و اجرای طرح اتوبان شهید چمران‪،‬‬ ‫دغدغه های مشترکی است که سالیان سال در دبیرستان‬ ‫دانشکده به طورکلی از طرح پیوسته دانشکده ها خارج‬ ‫و دانشکده های فنی زیر خروارها ریاضیات و فیزیک‬ ‫و به همان نسبت خیال مسئولین نیز از توجه به این‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫دکارتی مدفون شد و نهایتا با پذیرش واقع بینانه عمر و‬ ‫فرزند ناخوانده بی ربط راحت شده است‪ .‬دقیقا روبروی‬ ‫توان بربادرفته و به امید احیای باقی ان این تغییر مسیر‬ ‫دانشکده علوم تربیتی و در ان سوی اتوبان (در محدوده‬ ‫را برگزیدیم‪ .‬توجه به این مسئله این پرسش تکراری‬ ‫طرح توسعه دانشگاه) دانشکده مدیریت قرارگرفته‬ ‫را مطرح می کند که‪« :‬این همه مهندس برای چه؟»‬ ‫است‪ .‬گذری کوتاه به این دو دانشکده تفاوت توجه و‬ ‫چرا نظام اموزش وپرورش تالش دارد به نحو خاصی‬ ‫عدم توجه مسئولین را به خوبی نشان می دهد‪ .‬ادعای‬ ‫دانش اموزان را به بااستعداد و بی استعداد تقسیم کند‬ ‫مسئولین نشان می دهد هیچ تحول اصیلی در کشور‬ ‫و ان ها را که به زعم خود بااستعداد نامید راهی ریاضی‬ ‫جز از طریق تحول تعلیم و تربیت رخ نمی دهد‪ ،‬اما‬ ‫فیزیک و علوم تجربی نماید؟‬ ‫گذری به ناکجااباد دانشکده علوم تربیتی (که از ارکان‬ ‫بحران کاری سال های اخیر و ّ‬ ‫تسری ان به کنکور که‬ ‫اساسی این تحول تربیتی است) محک خوبی برای‬ ‫موجب استقبال بی سابقه از رشته های پزشکی و عدم‬ ‫سنجش پایبندی عملی به این ادعاست‪.‬‬ ‫استقبال به فنی مهندسی گردید پاسخ مسئله را روشن‬ ‫‪70‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫چرا کنکور تحصیالت تکمیلی گروه علوم‬ ‫انسانی ساختاری مشابه کنکورهای فنی و‬ ‫مهندسی دارد و چرا تا این حد ّکمی است؟‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪71‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مدتی قبل سخنرانی جناب نوید ادهم (رئیس شورای‬ ‫عالی اموزش وپرورش) را در همایش چهارسوق گوش‬ ‫می دادم‪ .‬مهم ترین نکته ای که در بیانات ایشان به نظرم‬ ‫رسید‪ ،‬ارتباط وزارت اموزش وپرورش و دانشکده های‬ ‫علوم تربیتی بــود کــه ایـشــان تا کید نمودند وزارت‬ ‫اموزش وپرورش مسئولیت اجرایی این حوزه را به عهده‬ ‫دارد و جای پژوهش و تفکر تحولی این عرصه‪ ،‬حوزه و‬ ‫دانشگاه است‪ .‬خود این گزاره در نگاه ابتدایی درست‬ ‫به نظر می رسد اما با نگاهی دقیق تر باید به ملزومات‬ ‫ان نیز توجه نمائیم‪.‬‬ ‫مهم ترین الزمه تحقق تحول در اموزش وپرورش توجه‬ ‫بــه ایــن نکته اســت کــه نــیــروی فکری و متخصص‬ ‫دانشگاهی یا حوزوی که قرار است مسئولیت تعیین‬ ‫اهداف و چگونگی ایجاد تحول را به عهده بگیرند‪،‬‬ ‫ابتدا در درون نظام اموزش وپرورش رشد می یابند و‬ ‫درواقــع این خود امــوزش وپــرورش است که امکان یا‬ ‫عدم امکان تحول خود را فراهم می نماید‪ .‬پس پرسش‬ ‫اصلی را باید این گونه مطرح نمائیم‪« :‬اموزش وپرورش‬ ‫تا چه حد در را به روی تحول خود گشوده است؟»‬ ‫به میزانی که اموزش وپرورش به روی تحول خود گشوده‬ ‫باشد‪ ،‬بهترین و توانمندترین استعدادها را راهی این‬ ‫عرصه خواهد نمود و از این طریق است که این مسئله‬ ‫رنگ و بوی واقعی خود را در دانشگاه و حوزه خواهد‬ ‫یافت و در غیر این صورت این مسئله هیچ گاه به صورت‬ ‫مسئله اصلی و با ابعاد واقعی مطرح نخواهد شد و‬ ‫همچنان مسئله اصلی درنوردیدن مرزهای دانش نانو‬ ‫و بیوتکنولوژی و نوروساینس و ‪ ...‬خواهد ماند!‬ ‫حــال ا گــر بخواهیم بــه ایــن پرسش پاسخ دهیم که‬ ‫«اموزش وپرورش ما تا چه حد به روی تحول خود گشوده‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫می نماید‪ :‬اقتصاد‪ ،‬سلطنت‬ ‫کامل خود بر علم و دانشگاه را‬ ‫اعالم نموده است‪ .‬ازاین پس‬ ‫باید سال ها به نظاره نزول سیل عظیم استعداد ها و‬ ‫سرمایه ها به دانشکده های علوم پزشکی بنشینیم و‬ ‫از خود بپرسیم‪« :‬این همه دکتر برای چه؟»‬ ‫به ابتدای بحث باز می گردم‪ ،‬به دغدغه ها و سرمایه های‬ ‫بسیاری که در رشت ه ریاضی فیزیک و دانشکده های‬ ‫فنی بر باد رفت و اگر همان ابتدا به صورت هدفمند برای‬ ‫حل مشکل اصلی کشور‪ ،‬یعنی اشفتگی و ناکارامدی‬ ‫ً‬ ‫امــوزش و پــرورش در کنار هم قــرار می گرفت مطمئنا‬ ‫نتایجی بیش از انچه امروز شاهد انیم در برداشت‪.‬‬ ‫دوستانی که امــروز به دلیل دغدغه های مشترک و‬ ‫ارزشمند با ان ها احساس همراهی و برادری می کنم‪،‬‬ ‫همان هایی هستند که چندی پیش در زمانه کنکور‬ ‫صندلی دانشگاه های شریف و تهران و امیرکبیر را از‬ ‫زیر پای هم می کشیدیم و اکنون که به این رقابت پوچ‬ ‫نگاه می کنم‪ ،‬چقدر چهره نظام اموزشی و کنکور کشور‬ ‫در نظرم کریه تر می شود!‬ ‫البته به این مسئله از منظری دیگر هم باید توجه نمائیم‪:‬‬ ‫چرا کنکور تحصیالت تکمیلی گــروه علوم انسانی‬ ‫ساختاری مشابه کنکورهای فنی و مهندسی دارد و‬ ‫چرا تا این حد ّ‬ ‫کمی است؟ چرا این کنکورها بیش‬ ‫از اینکه به روی دانشجویان بااستعداد و دغدغه مند‬ ‫علوم انسانی گشوده باشد‪ ،‬به روی دانشجویان فنی‬ ‫مهندسی گشوده است؟ ساختار ذهنی دانشجویان‬ ‫فنی مهندسی که با مسائل ّ‬ ‫کمی انس یافته یا درواقع‬ ‫سیطره ّ‬ ‫کمی که الزمه اموزش و رشد مهندسان در شرایط‬ ‫فعلی است تا چه حد مانع درک مسائل پیچیده و‬ ‫ً‬ ‫اساسا کیفی علوم انسانی و اموزش وپرورش می شود؟‬ ‫این ها مسائلی است که در روایتی از اموزش وپرورش‬ ‫واکسینه در برابر تحول‪ ،‬قدری به ان خواهم پرداخت‪.‬‬ ‫‪ -3‬روایت سوم‪:‬‬ ‫اموزش وپرورش‬ ‫واکسینه در برابر تحول‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫نظامی واکسینه شده در برابر هرگونه تحول بدانیم و توقع‬ ‫اضافه از دانشکده های علوم تربیتی نداشته باشیم‪.‬‬ ‫همین وضعیت اشفته دانشکده های علوم تربیتی و‬ ‫عدم توجه به ان نیز در واقع وجهی از واکسینه شدن‬ ‫اموزش وپرورش است‪.‬‬ ‫است؟» باید بگویم بخشی از پاسخ را در دو روایت قبل‬ ‫از وضعیت دانشکده های علوم تربیتی و نحوه پذیرش‬ ‫دانشجویان تحصیالت تکمیلی این رشته ها بیان کردم؛‬ ‫اما اکنون باید ازاین جهت به مسئله توجه نمائیم که‬ ‫خود اموزش وپرورش چگونه دانش اموزان را دسته بندی‬ ‫و به رشته های علوم تربیتی هدایت می نماید؟‬ ‫مدخل اصلی ورودی دانشکده های علوم تربیتی‪ ،‬رشته‬ ‫علوم انسانی در دبیرستان است‪ .‬نظام اموزش وپرورش‬ ‫تا چه حد امکان اشنایی دانش اموزان با علوم انسانی را‬ ‫فراهم می نماید؟ این نظام تا چه حد دغدغه توجه به‬ ‫عرصه تعلیم و تربیت و لزوم حضور دانش اموزان مستعد‬ ‫را در این حــوزه به صورت عمومی فراهم می نماید؟‬ ‫عالوه بر این تا چه حد امکان شبکه سازی و ایجاد‬ ‫گروه های منسجم برای فعالیت مشترک بر روی این‬ ‫مسئله را در دوره نوجوانی و جوانی و امکان ورود این‬ ‫تیم ها برای ادامه تحصیل و پژوهش به دانشکده علوم‬ ‫تربیتی فراهم می کند (که جز به فعالیت منسجم گروهی‬ ‫و طوالنی مدت تحولی ایجاد نخواهد شد)؟ و ایا راه‬ ‫تشخیص افراد دغدغه مند و مستعد ایجاد این تحول‪،‬‬ ‫همین کنکور علوم انسانی بی نهایت ّ‬ ‫کمی شده ای‬ ‫است که غیراخالقی ترین و غیرتربیتی ترین ابزار نظام‬ ‫اموزش وپرورش برای تثبیت خود است؟‬ ‫توجه به همین چند پرسش که جواب ان بر همگان‬ ‫روشن است کافی است که نظام اموزش وپرورش را‬ ‫‪ -4‬روایت چهارم‪ :‬دور باطل یا شکار اژدها‬ ‫با توجه به سه روایت قبلی این پرسش مطرح می شود که‬ ‫کارکرد دانشکده های علوم تربیتی چیست؟ همان گونه‬ ‫که از اقای نوید ادهم نقل نمودم وظیفه پژوهش در‬ ‫اموزش وپرورش و از ان مهم تر تعیین مسیر و چگونگی‬ ‫ایجاد تحول در ان بر عهده دانشگاه یا به بیان دقیق تر‬ ‫بر عهده دانشکده های علوم تربیتی است‪ .‬در روایت‬ ‫اول چند جمله ای درباره ظاهر دانشکده و بخش اداری‬ ‫و خدماتی صحبت نمودم که بیش از انکه یک مرکز‬ ‫تحقیقی و پژوهشی را تداعی کند‪ ،‬اداره ای فرسوده و‬ ‫روبه زوال را یاداور است‪.‬‬ ‫اما اکنون توجهی به بخش اصلی ماجرا یعنی خروجی های‬ ‫دانشکده و کارهای پژوهشی مرتبط با اموزش وپرورش‬ ‫داشته باشیم‪ .‬برای من بیش از هر چیز‪ ،‬حجت همان‬ ‫اسناد تحولی اموزش وپرورش است که خوشبختانه‬ ‫می توان ان ها را خروجی همین دانشکده ها دانست‪.‬‬ ‫سه سند تحول بنیادین کل نظام امــوزش و پــرورش و‬ ‫سند تحول برنامه درسی مهم ترین این اسناد است‪.‬‬ ‫‪72‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مسئله ای که مــرا به چالش کشانده و‬ ‫باعث نوشتن این چهار روایــت گردید‪،‬‬ ‫عدم سودمندی خروجی هایی است که‬ ‫نقد به ان ها بیش از انکه به سیاستمداران‬ ‫و مسئوالن اموزش وپرورش وارد باشد به‬ ‫خود دانشکده های علوم تربیتی بازمی گردد‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪73‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫این اسناد نتیجه تحقیق و پژوهش و تفلسف تیم‬ ‫گسترده ای از پژوهشگران دانشگاهی و حوزوی است‬ ‫و در راس تمام این تیم های پژوهشی نام برجسته ترین‬ ‫اساتید دانشکده های علوم تربیتی تهران‪ ،‬تربیت مدرس‬ ‫و شهید بهشتی قرار دارد‪.‬‬ ‫هرکدام از این اسناد که در بازه ای حدود ‪ 2‬تا ‪ 4‬سال‬ ‫تهیه و تدوین شده‪ ،‬هزینه های هنگفتی برای بودجه‬ ‫کشور در برداشته که البته جای صرف هزینه های بیش‬ ‫از ان را هم داشت؛ اما ایا این اسناد پرهزینه و زمان بر‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫تحولی در اموزش وپرورش (به جز تغییر نام دوره راهنمایی‬ ‫به متوسطه اول) در برداشته است؟‬ ‫من در دوره ارشد و دکتری در کالس درس بعضی از این‬ ‫اساتید حضور داشته ام و عالوه بر اینکه به حضور در‬ ‫کالس درس ایشان افتخار می کنم‪ ،‬همواره به دغدغه‬ ‫و درجه علمی ایشان غبطه خــورده ام؛ اما مسئله ای‬ ‫که مرا به چالش کشانده و باعث نوشتن این چهار‬ ‫روایت گردید‪ ،‬عدم سودمندی خروجی هایی است که‬ ‫نقد به ان ها بیش از انکه به سیاستمداران و مسئوالن‬ ‫اموزش وپرورش وارد باشد به خود دانشکده های علوم‬ ‫تربیتی بازمی گردد‪ .‬گویی خروجی های این دانشکده‬ ‫استفاده ای جز کار پژوهشی مجدد و نقد اسناد ندارد و‬ ‫فرایند دانشکده های علوم تربیتی به دور باطلی تبدیل‬ ‫گشته که سروتهش یک نقطه است‪ .‬دانشجویان برتر‬ ‫دانشکده نیز جای انکه فکری به حال وضعیت اشفته‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫تعلیم و تربیت کشور نمایند پس از فارغ التحصیلی جذب‬ ‫دانشگاه ها شده و به تدریس شکار همان اژدهایی‬ ‫می پردازند که خودشان هم هیچ وقت ان را ندیده اند‪.‬‬ ‫البته باید این را هم اضافه کنم که این روایت از فضای‬ ‫پژوهشی دانشکده ها مربوط به بهترین بخش ان بود‬ ‫وگرنه اگر بخواهیم از کارهای صوری صرف و مقاالت‬ ‫علمی پژوهشی و حجم کالن کاغذی که در سال‬ ‫برای چاپ این مقاالت بالاستفاده صرف می شود و‬ ‫به محیط زیست اسیب می رساند (!) بحث نمائیم‪،‬‬ ‫کار به درازا می کشد و از مقصود اولیه دور خواهیم شد‪.‬‬ ‫ایــن چهار روای ــت کــوتــاه‪ ،‬دلنوشته های دانشجوی‬ ‫دانشکده علوم تربیتی بود که خود هیچ کاری در این‬ ‫حوزه انجام نداده است و تمام نقدهای ارائه شده پیش‬ ‫از همه به خود او وارد است‪ ،‬اما این دلیل بر نگفتن‬ ‫این نقد نمی شود‪ .‬مخلص کالم اینکه ان تصوری‬ ‫که از دانشکده علوم تربیتی و کارکردهای ان داریم‬ ‫مسئله ای ست و واقعیت موجود ان ها مسئله ای دیگر؛‬ ‫تا گذری به این دانشکده نداشته باشیم از احوالش‬ ‫باخبر نمی شویم‪ .‬ا گــر مسئولیت فکری و پژوهشی‬ ‫تحول اموزش وپرورش به عهده دانشکده علوم تربیتی‬ ‫است‪ ،‬بهتر است مسئولین و دست اندرکاران گذری‬ ‫به ان داشته باشند و فکری به حال خراب ان کنند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫احمد شریعتمداری‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫بختک هیجان‬ ‫رسـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــانه ای‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫تزریق جنجال و هیجان رسانه ای (‪Media Feeding‬‬ ‫‪ )Frenzy‬را می توان از اصلی ترین و پایاترین ابزارهای‬ ‫حفظ حا کمیت رســان ـه ای غــرب بــر افــکــار عمومی‬ ‫دانست‪ .‬این اصطالح در قرن اخیر‪ ،‬به وفور در قبال‬ ‫اقدامات رسانه ای ان ها برای فضاساز ی ها و تقویت‬ ‫جنون توده ای به کار رفته است‪ .‬درواقع هیجان سازی‬ ‫رسانه ای‪ ،‬پوشش شدید رسانه ای در موضوعات مورد‬ ‫عالقه عموم مردم است‪.‬‬ ‫در این نوع از خبرپراکنی‪ ،‬یک پوشش خبری گسترده‬ ‫در مورد یک اتفاق یا شرایط سیاسی شکل می گیرد که‬ ‫در ان انبوهی از روزنامه نگاران و اهالی رسانه به پوشش‬ ‫ان اتفاق خــاص و جنجالی می پردازند و به شکل‬ ‫پیوسته‪ ،‬ان محور خبری را دنبال می کنند‪ .‬در برخی‬ ‫موارد‪ ،‬با دامنه یافتن ان خبر و تحمیل شرایطی خاص‬ ‫در رقابت های رسانه ای‪ ،‬رسانه ها به صورت غیرارادی‬ ‫مجبور به پیگیری خبری و پوشش ان می شوند‪.‬‬ ‫در نگاهی پسینی به جنجال افرینی ها‪ ،‬می توان سه‬ ‫نقطه عزیمت را تشخیص داد‪:‬‬ ‫‪ .1‬ابرجنجال ها‪ ،‬سیاه چاله های خبری‪:‬‬ ‫این جنجال ها به مثابه سیاه چاله ای می مانند که همه‬ ‫حوادث هم زمان با خود را به درون خود می مکند و‬ ‫مبنای تحلیل عمومی برای هفته ها و حتی ماه ها قرار‬ ‫می گیرند‪ .‬مثل دوره های برگزاری انتخابات ها‪ ،‬حوادث‬ ‫خاصی نظیر حضور در یک معاهده مهم جهانی‪ ،‬مرگ‬ ‫یک شخصیت مهم‪ ،‬قطع رابطه راهبردی دو کشور یا‬ ‫رسوایی های فسادالود و مانند ان‪.‬‬ ‫‪ .2‬جنجال های مهم و تیترهای صفحه اول‪:‬‬ ‫اتفاقات بزرگی که می تواند مسیر یک حرکت یا شخصیت‬ ‫اجتماعی و سیاسی را تغییر دهد یا حداقل به عنوان یک‬ ‫رویداد مهم در زندگی او به حساب اید‪ .‬برای مثال می توان‬ ‫به مکالمه رئیس جمهور سابق امریکا با رئیس جمهوری‬ ‫هــیــجــان رســــانــــه ای؛ بــخــتــک رسـ ــانـ ــه(ای)هـ ــای‬ ‫به خواب رفته است‪.‬‬ ‫‪74‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ً‬ ‫اینکه یک گروه سیاسی حاکم و طبعا مسئول‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪75‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫توزیعی یا حتی ازادی را مخفی‬ ‫ایــران اشــاره کرد که فضای‬ ‫و در مقام پاسخگویی به طور گسترده از‬ ‫کرده و در بهترین حالت به‬ ‫رســان ـه ای گـسـتــرده ای را به‬ ‫نیست؛‬ ‫عجیب‬ ‫ برد‬ ‫ی‬ ‫م‬ ‫بهره‬ ‫شیوه‬ ‫ـن‬ ‫ـ‬ ‫ای‬ ‫یک جنجال زودگــذر تقلیل‬ ‫خود اختصاص داد‪.‬‬ ‫مقابل‬ ‫سیاسی‬ ‫گروه‬ ‫که‬ ‫است‬ ‫ان‬ ‫ تر‬ ‫ب‬ ‫عجی‬ ‫داده است‪.‬‬ ‫‪ .3‬جنجال های زودگــذر و‬ ‫نیز با اغوش باز از این موقعیت تحمیلی‬ ‫ایران و باز ی های خبری‪:‬‬ ‫شیطنت های رسانه ای‪:‬‬ ‫ایــن جنجال ها به صورت استقبال می کند و گاه به اشتباه‪ ،‬خود از‬ ‫شرایط امروز رسانه ای ایران‬ ‫موقت اهمیت دارند و درواقع این شیوه مشئوم بهره می برند‪.‬‬ ‫متفاوت ازانچه در کشورهای‬ ‫غربی می گذرد نیست‪ .‬درواقع‬ ‫اثــری جــدی از ان هــا صادر‬ ‫ً‬ ‫این ابزارهای مشترک رسانه ای هستند که شیوه های‬ ‫نمی شود و عمدتا فشارهای کم نفوذ رسانه ای علیه‬ ‫رسانه ای خاص خود را نیز به همراه دارنــد‪ .‬ساحت‬ ‫یک شخص یا حرکت یا ساختار اجتماعی‪-‬سیاسی‬ ‫ادرا کــی ایرانی ها درگیر جنجال های رســانـه ای غیر‬ ‫به حساب می ایند‪.‬‬ ‫اصیل و البته هدفمند مثل حضور یک خواننده در یک‬ ‫‪ -1‬انعکاس یابی زمینه ها در متن خبر‬ ‫مراسم سیاسی یا شعر یک مداح در یک مراسم دینی‪،‬‬ ‫نکته بسیار مهم و کلیدی در فهم و ارزیابی یا حتی‬ ‫نوشته سنگ قبر همسر یک شخصیت برجسته دینی‪،‬‬ ‫تجویز ابزار هیجان افرینی رسانه ای‪ ،‬توجه به زمینه‬ ‫ً‬ ‫برگزاری یا تعطیلی کنسرت ها‪ ،‬اظهارنظر یک کارشناس‬ ‫(‪ )context‬جنجال افرینی هاست‪ .‬اساسا یک حرکت‬ ‫در یک رسانه‪ ،‬باقی نماندن یک بازیگر در صورت رای‬ ‫رسانه ای موفق‪ ،‬از زمینه به متن می رسد و معانی تلویحی‬ ‫اوری یک کاندیدا‪ ،‬ادعاهای حساسیت برانگیز دینی‬ ‫هستند که متن جنجال ها را برمی سازند و رسانه ها ان‬ ‫از جانب یک شخصیت سیاسی و مانند ان ها شده‬ ‫را محور کنش گری خبری قرار می دهند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫است‪ .‬اینکه یک گروه سیاسی حاکم و طبعا مسئول‬ ‫بر این اساس‪ ،‬هر زمانی که سوژه ای خاص به عنوان‬ ‫و در مقام پاسخگویی به طور گسترده از این شیوه بهره‬ ‫جنجال مطرح می شود‪ ،‬باید به هوش زمینه نگر گروه‬ ‫می برد عجیب نیست؛ عجیب تر ان است که گروه‬ ‫رسانه ای که ان جنجال را افریده است دقت شود تا‬ ‫سیاسی مقابل نیز با اغوش باز از این موقعیت تحمیلی‬ ‫بتوان به درک درستی از موقعیت های زمانی و مکانی‬ ‫استقبال می کند و گاه به اشتباه‪ ،‬خود از این شیوه‬ ‫رسید‪ .‬اینکه کدام سوژه ها‪ ،‬جنجال افرین می شوند و‬ ‫مشئوم بهره می برند‪ .‬تنها قربانیان این معرکه‪ ،‬مردمی‬ ‫کدام مکتوم و مطرود‪ ،‬جهت اصلی رسانه ها و التزامات‬ ‫هستند که باید لحظه به لحظه در معرض تبلیغات‬ ‫سیاسی‪ ،‬حقوقی‪ ،‬اجتماعی‪ ،‬اقتصادی و فرهنگی ان‬ ‫اقناع گرایانی ناپاک با اهدافی غیر اصیل قرار بگیرند‪.‬‬ ‫را روشن می کند‪.‬‬ ‫ضــروری است در این مسیر توجه جریان های فعال‬ ‫‪ -2‬امریکایی ها‪ ،‬قربانیان مشهود خبر‬ ‫ً‬ ‫دلسوز انقالب از مسائل اجتماعی بنیادی (‪)social‬‬ ‫مثال در امریکا ابر جنجال هایی چون پرچم واحد یا‬ ‫به «مباحث اجتماعی کوته نظرانه و فضل فروشانه»‬ ‫همجنس گرایی یا ازادسازی مصرف ماریجوانا یا حق‬ ‫(‪ )societal‬تغییر نیابد تا بتوان کنش های پیشرو و موثر‬ ‫سقط جنین و حتی حق خودکشی بیماران دردمند‬ ‫رسانه ای را در جبهه انقالبی سامان داد‪.‬‬ ‫(‪ )euthanasia‬و مانند ان ها‪ ،‬اصلی ترین دغدغه های‬ ‫مناسبات اجتماعی و طبیعی امریکاییان مثل عدالت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫چرا باید تعیین کننده ترین عرصه تبلیغاتی‪ ،‬مناظرات‬ ‫تلویزیونی باشند؟ چرا مناظرات جزء ضروری انتخابات‬ ‫شده اند؟ مناظرات چه چیز برای انتخاب کنندگان به‬ ‫ارمغان می اورند؟ با نبود این قالب از مناظرات ما از فهم‬ ‫کدام ویژگی ضروری یک رئیس جمهور عاجز می مانیم؟‬ ‫چنین ســواال تــی انـگــاه بیشتر جلوه گر می شوند که‬ ‫مناظرات بیش از هر چیز به صحنه ی نبرد گالدیاتورها در‬ ‫کولوسئوم رم شباهت دارند‪ .‬نبردهایی که جذاب ترین‬ ‫صحنه های ان سکانس هایی است که نامزدی توانسته‬ ‫با نابودی رقبا‪ ،‬خود را در قامت یک قهرمان نشان‬ ‫ّ‬ ‫داده و فاتحانه بر تلی از خرابه بایستد؛ و چنین نبردی‬ ‫تبدیل به جزء ضروری مناظرات شده‪ ،‬به صورتی که‬ ‫اگر صحنه هایی با این مختصات در ان شکل نگیرد‬ ‫گویا مناظره ای برپا نشده اســت؛ و حقیقت امــر ان‬ ‫است که ارمغان این صحنه های جذاب برای انسان‬ ‫ایرانی امروز چیزی جز تحلیل رفتن انسانیت و اخالق‬ ‫نیست‪ .‬مناظرات انتخاباتی بیشتر از اینکه سیمای‬ ‫اقتدار و پیشرفت نظام اسالمی را به تصویر کشند‪،‬‬ ‫صورت نظام اسالمی را خراش می دهند‪ .‬چراکه عمده‬ ‫در باب مناظرات‬ ‫انتخاباتی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اسحاق سلطانی‬ ‫پژوهشگر هسته فلسفه سیاسی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی‬ ‫چرا باید تعیین کننده ترین عرصه تبلیغاتی‪ ،‬مناظرات‬ ‫تلویزیونی باشند؟‬ ‫‪76‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪77‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫گالدیاتورهای این صحنه در وهله نخست به فکر زنده‬ ‫نگاه داشتن خود هستند‪.‬‬ ‫مناظرات در قالب کنونی بیش از انکه بستری برای‬ ‫نمایان کردن یک رئیس جمهور توانا و مقتدر باشد‪،‬‬ ‫تبدیل به عرصه ای برای بازیگری شده است‪ ،‬محلی‬ ‫برای تحت تاثیر قرار دادن‪ ،‬محلی برای جلب توجه‪.‬‬ ‫قاب مناظرات بیش از هر چیز شبیه ویترین جذابی‬ ‫ً‬ ‫شده است که در ان صرفا کاالیی که دارای بسته بندی‬ ‫جذاب و برانگیزاننده است‪ ،‬دیده می شود‪ .‬چنین‬ ‫مقتضایی در تناسبی حداکثری بافرهنگ سرمایه دارانه‬ ‫ً‬ ‫است‪ .‬چراکه در این قالب اساسا عرضه باید به صورتی‬ ‫انجام پذیرد که عقل مخاطب توسط هیجانات و‬ ‫عواطف انی او به تعلیق دراید؛ و وقتی عقل تسخیر‬ ‫شد انگاه کنش انتخاب گری متناسب با برطرف کردن‬ ‫نیاز و غایتی حقیقی صورت نمی پذیرد‪ .‬انتخاب گر‬ ‫ِاشعار خود به نیازهای حقیقی را در طوفان نیازهای‬ ‫کاذب ساخته شده در دل تبلیغات‪ ،‬بربادرفته می یابد‪.‬‬ ‫نیازهایی غیرحقیقی و کاذب ان چنان برای او پررنگ‬ ‫می شود که ان ها را حقیقی پنداشته و نیازهای حقیقی‬ ‫خود را کم اهمیت ارزیابی کند‪ .‬به عنوان مثال معنای‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫خاصی از ازادی‪ ،‬به واسطه بارعاطفی زیادی که دارد‪،‬‬ ‫ان چنان پررنگ می شود که مخاطب نیازهای اولیه‬ ‫اقتصادی و معیشتی خود را نیز کم اهمیت می یابد‪.‬‬ ‫در چنین شرایطی وقتی مناظرات انتخاباتی را نظاره‬ ‫می کنیم می بینیم عمده پاسخ ها هیچ ارتباطی با‬ ‫سواالت مطرح شده از سوی مجری نداشته و مجری‬ ‫نیز حق هیچ گونه اظهارنظر و ورود فعال به پاسخ ها را‬ ‫ندارد‪ .‬در چنین شرایطی مناظرات به راحتی تبدیل به‬ ‫مقتضایی برای قرائت انشاء های از پیش نوشته شده‬ ‫می شود‪ .‬حال می توان این سوال را از رسانه ملی پرسید‬ ‫که هدف از این شکل برگزاری مناظرات چیست؟ ایا‬ ‫ً‬ ‫واقعا چنین قالبی سوای تزریق هیجان و عواطف در‬ ‫جامعه و تحریک غیرمنطقی برای شرکت در انتخابات‬ ‫کارکرد دیگری می تواند داشته باشد؟ ایا این ابزار تبلیغاتی‬ ‫کمک می کند تا انتخاب کنندگان از منظری عقالنی و‬ ‫ازادانه به صورت فعال دست به انتخاب زنند‪ ،‬یا انکه‬ ‫با تحریک هیجانات زمینه انتخاب گری منفعالنه و‬ ‫غیرازاد را فراهم می کند؟ به نظر می رسد می توان برای‬ ‫ارتقاء انتخاب گری عقالنی و ازاد به اشکال دیگری از‬ ‫مناظرات نیز اندیشید‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مناظرات در قالب کنونی بیش از انکه بستری‬ ‫برای نمایان کردن یک رئیس جمهور توانا‬ ‫و مقتدر باشد‪ ،‬تبدیل به عرصه ای برای‬ ‫بازیگری شده است‪ ،‬محلی برای تحت‬ ‫تاثیر قرار دادن‪ ،‬محلی برای جلب توجه‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ساخت فیلم های مستند درگــذشــتـه ای نه چندان‬ ‫دور‪ ،‬بیشتر حوزه حیات وحش و محیط زیست را در‬ ‫برمی گرفت‪ .‬مستندهای «راز بقا» یکی از مشهورترین‬ ‫انواع مستند بود که سال های سال موردتوجه بینندگان‬ ‫تلویزیونی در سراسر دنیا بود‪.‬‬ ‫در سال های اخیر‪ ،‬فیلم های مستند نه تنها عرصه های‬ ‫سیاسی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬اجتماعی و اقتصاد سیاسی‬ ‫را درنوردیده‪ ،‬بلکه به مانند فیلم های سینمایی‪ ،‬به روی‬ ‫پرده سینماها اکران می شود و مورد اقبال تماشاگران نیز‬ ‫قرار می گیرد‪ .‬عرصه مستند حاال پرتره های شخصی افراد‬ ‫و سلبریتی ها از گونه های مختلف را نیز در برگرفته است‪.‬‬ ‫مایکل مور و الیور استون که سابقه ساخت فیلم های‬ ‫سینمایی را نیز دارنــد‪ ،‬دو مستندساز شهیر جهانی‬ ‫هستند که با ساخت گونه های جدید‪ ،‬توجه عمومی‬ ‫را به خود جلب کردند‪ .‬مایکل مور در اخرین اثرش در‬ ‫حمایت از کاندیداتوری هیالری کلینتون‪ ،‬فیلم «مایکل‬ ‫مور در سرزمین ترامپ (ترامپ لند)» را ساخت و الیور‬ ‫استون بعد از دو سال هم نشینی و مصاحبت با پوتین‪،‬‬ ‫مستند ‪ 4‬اپیزودی «مصاحبه با پوتین» را اماده و منتشر‬ ‫کرد‪ .‬این مستندها درواقع خروجی یک کار پژوهشی‬ ‫ً‬ ‫سنگین و طوالنی هستند که بعضا مراحل ساخت و‬ ‫مطالعه ان ها نیز خود یک مستند به حساب می اید‪.‬‬ ‫اما عرصه ساخت مستند در کشورمان‪ ،‬سابقه زیادی‬ ‫ندارد‪ .‬شاید بعد از مستند «ازادی» (مربوط به روزهای‬ ‫اخــر نهضت اسالمی‪ ،‬استقبال از ورود امــام؟هر؟ و‬ ‫پیروزی انقالب اسالمی)‪ ،‬اولین مستندهای فاخر در‬ ‫ایران را بتوان به نام شهید سید مرتضی اوینی زد‪ .‬او‬ ‫با «روایت فتح»اش‪ ،‬نوعی جاودانگی به تصاویر دفاع‬ ‫مقدس بخشید‪ .‬مستندهایی که با نریشن های نغز‬ ‫و پرحس و حال شهید اوینی‪ ،‬زمینه ای بکر و البته‬ ‫تازه و خالقانه را پیش روی مخاطب ایرانی گذاشت‪.‬‬ ‫البته با شهادت اوینی‪ ،‬روایت فتح با محمد اوینی و‬ ‫محمد نوری زاد ادامه پیدا کرد‪ ،‬اما نسخه اصل نشد‪.‬‬ ‫در اواسط دهه ‪ ،70‬برنامه «با طبیعت»‪ ،‬با اجرای قدرتمند‬ ‫اسماعیل میرفخرایی و پخش مستندهایی در خصوص‬ ‫رسانه حقیقت و امید‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫رسانه مستند یکی از کانال های جــدی اســت که‬ ‫می تواند مطالعات و پژوهش های هسته های مختلف‬ ‫علمی را به نقطه اثر نزدیک گرداند‪.‬‬ ‫‪78‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪79‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫تــا مــرگ محمدرضا پهلوی‬ ‫حـ ـی ــات وح ــش و مـحـیــط‬ ‫حــوزه مستندها در دهــه اخـیــر‪ ،‬مخاطبان‬ ‫ملعون) و «تــرور سرچشمه»‬ ‫زیست‪ ،‬استاندارد جدیدی‬ ‫بسیاری در حوزه ها و بخش های مختلف را‬ ‫(در خصوص حادثه هفتم تیر‬ ‫از ساخت مستند هایی در‬ ‫درگیر خودساخته است‪.‬‬ ‫‪ 60‬و شهادت بهشتی مظلوم)‬ ‫این ژانر را در تلویزیون نشان‬ ‫که به ترتیب توسط خانم نیک اختر‪ ،‬مهدی نقویان‬ ‫داد و سطح توقعات مخاطب را باال برد‪.‬‬ ‫و محمدحسین مهدویان کارگردانی و ا کــران شد‪،‬‬ ‫سپس مستند «ایران» به کارگردانی حمید مجتهدی و با‬ ‫موردتوجه بسیار قرار گرفت‪.‬‬ ‫استفاده از فناور ی های روز تصویربرداری‪ ،‬جذابیت های‬ ‫ا کــران مستندهای قائم مقام (در خصوص ایـت اهلل‬ ‫باستانی‪ ،‬گردشگری و جامعه شناسی زندگی ایران و‬ ‫منتظری) و ترخیص (در خصوص شفافیت در حوزه‬ ‫ایرانی را به رخ کشید‪ .‬محمدرضا اصالنی نیز در همین‬ ‫سالمت) نیز در دوماهه گذشته‪ ،‬چیرگی و چربش‬ ‫ژانر‪ ،‬توفیقات زیادی را به دست اورد‪.‬‬ ‫این گونه تصویرسازی را نشان داد‪.‬‬ ‫اما در دهه هشتاد و به تناسب اقتضائات و فضای سیاسی‬ ‫تاسیس شبکه مستند و طراحی برنامه هایی چون «به اضافه‬ ‫و اجتماعی کشور‪ ،‬مستندها به سمت ژانر اجتماعی‬ ‫مستند» که به پخش و تحلیل و بررسی مستندهای روز‬ ‫رفت و مسعود ده نمکی با سابقه رسانه های مکتوبش‬ ‫می پردازد نیز بر حجم و دامنه این جریان افزوده است‪.‬‬ ‫به سمت رسانه تصویری رفت و تجربه اول خود را با‬ ‫ً‬ ‫قطعا‪ ،‬این گونه رسانه ای‪ ،‬یکی از کانال های جدی‬ ‫دو مستند انتقادی و اجتماعی «فقر و فحشا» و «کدام‬ ‫است که می تواند مطالعات‪ ،‬پژوهش ها‪ ،‬بررسی ها‪،‬‬ ‫استقالل‪ ،‬کدام پیروزی»‪ ،‬محک زد‪ .‬جالب اینکه به‬ ‫ارزیابی ها و ارزشیابی های صــورت گرفته به وسیله‬ ‫نسبت ّفناوری روز مستندهایش بسیار خوب دیده شد‪.‬‬ ‫هسته های مختلف علمی را جهت و انتقال داده‬ ‫حوزه مستندها در دهه اخیر‪ ،‬ساحت های مختلفی‬ ‫و سیاست گذاران و سایر مخاطبین هدف را تحت‬ ‫را طی کرده و به صورتی فاخر و قابل احترام‪ ،‬مخاطبان‬ ‫تاثیر خود قرار دهد و ما را به نقطه اثر نزدیک گرداند‪.‬‬ ‫بسیاری در حوزه ها و بخش های مختلف را درگیر‬ ‫اما برخی نقاط اسیب نیز می تواند این ژانر را در خدمت‬ ‫خودساخته است‪ .‬در ژانر علمی و سیاست علمی‪،‬‬ ‫جریان نظام قرار ندهد‪ .‬ساخت مستندهای کم عمق‬ ‫شمقدری با سه گانه میراث البرتا و در ژانر دفاع مقدس‬ ‫و سرسری از حیث مطالعه و پژوهش‪ ،‬حرفه ای شدن‬ ‫و انقالب‪ ،‬محمدحسین مهدویان با اثار ارزشمندی‬ ‫مستندسازان و تولید انبوه‪ ،‬عدم مالحظه و رعایت‬ ‫چون مستند اخرین روزهای زمستان (شهید باقری) و‬ ‫مخاطب‪ ،‬کم سوادی نسبت به جریان اکران و پخش‪،‬‬ ‫مستند سینمائی ایستاده در غبار (احمد متوسلیان)‬ ‫کم اهمیت گرفتن سناریو‪ ،‬منفی بافی و تقویت قوه یاس‬ ‫و ماجرای نیمروز (ترورهای منافقین در سال ‪ )60‬در‬ ‫و نومیدی‪ ،‬راه حل نداشتن برای معضالت طرح شده‬ ‫جایگاه باالتری قرارگرفته اند‪.‬‬ ‫و‪ ...‬ازجمله اسیب های پیش روی این جریان است‪.‬‬ ‫در چند سال گذشته جشنواره حقیقت‪ ،‬جشنواره‬ ‫نکته اخر اینکه‪ ،‬جبهه مقابل انقالب هم یک راه جدی‬ ‫عمار و گروه های تلویزیونی و برنامه ساز مختلف (مانند‬ ‫مقابله را در همین عرصه جستجو می کند‪ .‬مستندهای‬ ‫ثریا) در تنور سینمای مستند دمیده اند و نسلی از‬ ‫مشهور «انقالب ‪ »۵۷‬و «خط ونشان رهبر» ازاین دست‬ ‫دغدغه مندان جوان برای انتقال ایده ها و عقایدشان‬ ‫هستند‪ .‬مستند را جدی بگیریم‪.‬‬ ‫در حوزه های مختلف را انگیزه مند نموده اند‪.‬‬ ‫تحریر نامه و پیام امام خامنه ای به مستندسازان که‬ ‫در همین جشنواره اخیر سینمای حقیقت‪ ،‬سه فیلم‬ ‫منشور مستند انقالب اسالمی نام گرفت‪ ،‬یک نقطه‬ ‫مستند «اشرف‪ ،‬همزاد شاه» (در خصوص زندگی و زمانه‬ ‫عطف محوری برای این جریان به حساب می اید‪.‬‬ ‫اشرف)‪« ،‬ارثیه پدری» (در خصوص دوره شاهنشاهی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫کمتر از نیم قرن است که چین رشدی شگفت انگیز را‬ ‫تجربه کرده است‪ .‬اندیشمندان و تحلیل گران رشته های‬ ‫علمی مختلف با تحلیل های خود‪ ،‬به دنبال فهم علل‬ ‫کامیابی این امپراتوری عظیم اند‪ .‬گرچه مدل پیشرفت‬ ‫و توسعه چین مانند مدل توسعه هر کشور دیگری تا‬ ‫حد زیادی مخصوص همان سرزمین است‪ ،‬اما حس‬ ‫کنجکاوی و میل سیری ناپذیر محققان و اندیشمندان‬ ‫بر ان بوده تا رمز و رموز این پدیده عظیم و پیچیده را‬ ‫کشف کنند‪.‬‬ ‫در بــازار تحلیل ها‪ ،‬عــده ای بر ایــن بــاورنــد که نظام‬ ‫سیاسی چین و مناسبات حکومتی ان تا حد زیادی‬ ‫برخاسته از پیشینه و تــار یــخ همین کشور اســت و‬ ‫همچنان ارزش های منطقه ای در منظومه سیاسی ان‬ ‫بازتاب دارد؛ اما در زمینه اقتصادی و توسعه‪ ،‬علی رغم‬ ‫سبک همسایه اسیایی خود‪ ،‬ژاپن و شریک اروپایی‬ ‫خود‪ ،‬المان‪ ،‬چین مسیر مدرنیته و غربی شدن را در‬ ‫پیش گرفته و خود را به گونه ای در لیبرالیسم اقتصادی‬ ‫غوطه ور کرده که به غیراز موزه ها‪ ،‬در کمتر جایی می توان‬ ‫سراغ از دنیای شرقی گرفت‪.‬‬ ‫شواهد نشان می دهد المان و ژاپن با اتکا بر ویژگی های‬ ‫منطقه ای‪ ،‬نظامات خود را بازتعریف و یکتا کردند‬ ‫به گونه ای که نقش افرینی انان در فضای بین الملل نیز‬ ‫شهر شن ژن‪:‬‬ ‫ ولی‬ ‫سیلیکون ِ‬ ‫سخت افزارها‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫رضا پاینده‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت نواوری و فناوری مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت نواوری دانشگاه تهران‬ ‫مستندی که روایتگر موفقیت یک تجربه صنعتی‬ ‫در چین است‪.‬‬ ‫‪80‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪81‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫منطبق بر اصول اساسی همان کشور است‪ .‬به تعبیری‬ ‫نظام های اموزشی و اقتصادی این دو کشور تا حد‬ ‫زیادی فقط در این دو کشور یافت می شود و معماران‬ ‫این دو جامعه‪ ،‬لباس پیشرفت را به عاریت نگرفته و‬ ‫متناسب با فرازوفرود همان مناطق دوخته اند‪.‬‬ ‫این تصویر که چین‪ ،‬مسیر اقتصادی اروپا و امریکا را‬ ‫طی کرده‪ ،‬نادقیق است‪ .‬در اغاز راه‪ ،‬چین با مهندسی‬ ‫معکوس‪ ،‬هر انچه تولیدشده بود را تولید کرد تا نشان‬ ‫دهد دانش اموز خوبی است و به راحتی یاد می گیرد‬ ‫ً‬ ‫و عینا همان درس را پــس م ـی دهــد‪ .‬کمی بعدتر‪،‬‬ ‫همگام با معلمان خود پیش رفت و در مسیری که‬ ‫انان ساخته بودند گام برداشت و از یادگیری و تقلید‬ ‫به خلق و نواوری رسید‪ .‬فرزندی که تا چندی پیش‪،‬‬ ‫سرمشق می نوشت‪ ،‬اینک در ثبت پتنت و ارائه پیپر‬ ‫با اموزگاران خود رقابت می کند؛ اما ماجرا به همین جا‬ ‫ختم نمی شود‪ .‬طلوع امروز چین‪ ،‬با غروب بسیاری از‬ ‫همتایان ان همراه بوده و اینک نه فقط رقیب‪ ،‬بلکه‬ ‫راهبر امواج است‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬شاید سوال امروز‪ ،‬سوال از رشد چین نباشد‪،‬‬ ‫سوال از ابرقدرتی و هژمون چین باشد که در اینده ای‬ ‫قریب‪ ،‬بیشتر رخ خواهد نمود‪ .‬سوال امروز‪ ،‬سوال از‬ ‫جایگاه برتر دنیاست که ظرفیت های خود را در همه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫حوزه ها فعال کرده است‪ .‬البته برای این سوال هم‬ ‫پاسخ هایی ارائه شده و در این میان‪ ،‬مشهورترین پاسخ‪،‬‬ ‫سیاست های حمایتی از شرکت های بزرگ چینی است‪.‬‬ ‫حقیقت این است که پاسخ های کالسیک علمی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫گاهی پدیده را ناملموس تر می کنند مخصوصا زمانی‬ ‫که یک پاسخ واحد برای سوال از توسعه کشورهای‬ ‫ً‬ ‫مختلف‪ ،‬مطرح می شود؛ مثال ممکن است همین‬ ‫پاسخ در سوال از توسعه روسیه و امریکا نیز داده شود‬ ‫و مسئله مختومه اعالم گردد‪ .‬شاید با نگاه دیگری‬ ‫بتوان بدین پدیده نگریست‪.‬‬ ‫در کنار بیجینگ‪ ،‬شانگهای‪ ،‬گوانژو و هانگژو‪ ،‬شنژن‬ ‫ شهر مهم و ثروتمند چین به حساب‬ ‫یکی از پنج کالن ِ‬ ‫می اید‪ .‬این شهر با حدود ‪ 12‬میلیون جمعیت‪ ،‬نقش‬ ‫مهمی در تصویرسازی چین ایفا می کند و نزدیک به‬ ‫بیست سال است که مسیر ان گونه شدن را طی کرده‬ ‫است‪ .‬این شهر که در شمال هنگ کنگ واقع شده و‬ ‫بده بستان گسترده ای با ان دارد‪ ،‬پاتوقی است برای‬ ‫اهالی فناوری و نواوری‪ .‬بعضی شرکت های نام اشنا‬ ‫همچون هواوی و ‪ TP-Link‬و ‪ ZTE‬در این شهر قرار‬ ‫دارند و البته بسیاری شرکت های معروف دیگر که به‬ ‫دلیل عدم ارتباط‪ ،‬برای ما نااشناست‪Tencent, BYD, :‬‬ ‫‪.Konka, Skyworth, Coolpad, Gionee, DJI, BGI‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫این تصویر که چین‪ ،‬مسیر اقتصادی اروپا و‬ ‫امریکا را طی کرده‪ ،‬نادقیق است‪ .‬در اغاز راه‪،‬‬ ‫چین با مهندسی معکوس‪ ،‬هر انچه تولیدشده‬ ‫بود را تولید کرد‪ .‬کمی بعدتر‪ ،‬همگام با معلمان‬ ‫خود پیش رفت و در مسیری که انان ساخته‬ ‫بودند گام برداشت و از یادگیری و تقلید به‬ ‫خلق و نواوری رسید‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫تفکری که باعث شده چنین طرح عظیمی در‬ ‫افتد جنبشی به نام «سازنده» است؛ «‪Maker‬‬ ‫‪ »Movement‬تالشی بی وقفه برای تولید و‬ ‫ساخت‪.‬‬ ‫بهتر است سری به ‪ Huaqiangbei‬در شنژن بزنند‪ .‬جایی‬ ‫که شهروندان هوشمند و شکارچیان صنعت جمع‬ ‫می شوند تا اخرین نرم افزارها‪ ،‬سخت افزارها‪ ،‬گجت ها‬ ‫و کاالهای الکترونیکی همه فن حریف را رصد کنند‪.‬‬ ‫وقتی نواوری در کالیفرنیا به خواب می رود‪ ،‬روز برای‬ ‫شنژن شروع می شود و تکاپوی مثال زدنی سرتاسر شهر‬ ‫را فرامی گیرد‪ .‬ممکن است انقالبات علمی اساسی‬ ‫در امریکا ایجاد شوند‪ ،‬ولی اهالی شهر می گویند که‬ ‫ً‬ ‫تکمیل ان‪ ،‬قطعا جایی در همین حوالی رخ می دهد‪.‬‬ ‫تفکری که باعث شده چنین طرح عظیمی در افتد‬ ‫جنبشی به نام «سازنده» است؛ «‪»Maker Movement‬‬ ‫تالشی بی وقفه برای تولید و ساخت‪ .‬شنژنی ها معتقدند‬ ‫در وانفسای هزارتوی غرب‪ ،‬در جایی که ارتباطات‬ ‫تجاری و علمی مخفی است و انحصارگرایی یک‬ ‫هنجار قلمداد می شود و مالکیت فکری‪ ،‬امری مقدس‬ ‫به حساب می اید‪ ،‬خود را باز و ازاد نشان داده و جهانیان‬ ‫را به اندرونی خود راه داده اند تا رمز و راز پیشرفت خود‬ ‫را با دیگران به اشتراک گذارند‪.‬‬ ‫اکنون وقت ان فرارسیده به جای مرور مبانی توسعه‬ ‫اکسیژن‬ ‫چین‪ ،‬ساعاتی در شنژن زندگی کنیم تا در‬ ‫ِ‬ ‫اندود شهر بیندیشیم و تنفس کنیم‪ .‬راه حلی‬ ‫ نواوری‬ ‫ِ‬ ‫که همین مستند پیشنهاد کرده و هــزاران تحلیل گر‬ ‫علوم اجتماعی را با خود همراه کرده است‪ :‬سفری‬ ‫برای اندیشه و درنگ‪.‬‬ ‫مستند ‪Shenzhen: The Silicon Valley of Hardware‬‬ ‫که در سال ‪ 2016‬ساخته شده از پشت پرده های این‬ ‫شهر پرده برمی دارد و زندگی در این شهر را به تصویر‬ ‫می کشد‪ .‬عنوان مستند‪ ،‬به گونه ای انتخاب شده که به‬ ‫مخاطب تلقین شود‪ ،‬این شهر یک سازوکار سازمان یافته‬ ‫ً‬ ‫بــرای کپی کــاری فراهم کــرده و احتماال در ان فقط‬ ‫بتوانید خطوط کپی و مونتاژ (به جای خطوط تولید)‬ ‫ ولی سخت افزارها»‬ ‫را مشاهده کنید‪ .‬نام «سیلیکون ِ‬ ‫همچنان رازالودی توسعه چین را حفظ می کند و به‬ ‫مخاطب القا می کند که انگار چین هنوز مقلد باقی‬ ‫ مانده؛ که انگار خبری از مغزافزار و نرم افزار نیست‪.‬‬ ‫گ ــذر دورب ــی ــن ای ــن مــســتــنــد عــلــمــی و اجــتــمــاعــی‪،‬‬ ‫شتاب دهنده ها و پارک های فناوری شنژن است‪،‬‬ ‫جایی که هــزاران جــوان چینی و غیرچینی مشغول‬ ‫اموزش و نــواوری هستند‪ .‬مستند نشان می دهد که‬ ‫نواوران مستقر در این شهر‪ ،‬شنژن را شهری مطمئن و‬ ‫امن برای ایده پردازی یافته اند‪ .‬شهری که مشحون از‬ ‫رخدادهای مربوط به نواوری و فناوری است‪ .‬شهری‬ ‫که نواوری در ان نه یک مفهوم ساده‪ ،‬بلکه یک ارزش‬ ‫بنیادی است‪ .‬انچه دوربین و روایــت مستند نشان‬ ‫می دهد‪ ،‬برشی از یک امر خار ق العاده نیست‪ ،‬بلکه‬ ‫نمایی از عقالنیت مدرن است که در منطقه ای تبلور‬ ‫یافته است‪.‬‬ ‫اهالی فناوری خوب می دانند که مرکز تکنولوژی دنیا‬ ‫جایی در قلب کالیفرنیاست؛ اما بعد از سیلیکون ولی‬ ‫‪82‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫سجاد لطفی‬ ‫پژوهشگر حوزه زنان و خانواده مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری سیاست گذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم؟ع؟‬ ‫‪83‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مستند زندگی خواهران منصوریان فرصتی است‬ ‫برای دیده شدن موفقیت حاشیه ها و تبعیض ها‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ّ‬ ‫صفر تا سکو‪:‬‬ ‫صدای زن ایرانی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫این فیلم که در ژانر مستند ساخته شده‪ ،‬حکایت زندگی‬ ‫قهرمانان ووشوی ایران و جهان‪ ،‬خواهران منصوریان‬ ‫شهربانو‪ ،‬سهیال و الهه‪ -‬است؛ ماه رمضان امسال‬‫از طریق برنامه ی پرمخاطب ماه عسل‪ ،‬اوازه ی تالش‬ ‫ان ها‪ ،‬به گوش مردم هم رسید‪.‬‬ ‫فیلم صفر تا سکو به ابعاد فــراوانــی م ـی پــردازد؛ فقر‪،‬‬ ‫سختی‪ ،‬نبود سایه ی پدر‪ ،‬تالش و استقامت‪ ،‬امیدواری‪،‬‬ ‫ورزش قهرمانی‪ ،‬وجود تبعیض بین رشته های ورزشی‬ ‫و امکانات در دسترس‪ ،‬ورزش زنان و ‪. ...‬‬ ‫در نوشته حاضر‪ ،‬بنا بر حوصله مخاطب‪ ،‬فرصت‬ ‫پرداختن به همه این موارد نیست‪.‬‬ ‫صفر تا سکو مخاطبانی داخلی و خارجی دارد‪ .‬به نظر‬ ‫می رسد برای هرکدام‪ ،‬باید هدفی را در نظر گرفت‪ .‬با‬ ‫ً‬ ‫وجود ایران هراسی های گسترده در جهان ‪ ،‬خصوصا‬ ‫پیرامون وضعیت زن و نشان دادن تصاویری از تبعیض‬ ‫علیه او‪ ،‬فیلم یادشده می تواند این جو را تا حدودی‬ ‫بشکند؛ زن مسلمان ایرانی فرصت یافته تا دیده شود‪.‬‬ ‫و اما محتوای فیلم ‪...‬‬ ‫وجود «پوشش اسالمی» برای ورزشکاران زن مسلمان‪،‬‬ ‫به خوبی‪ ،‬خیلی ظریف و غیرمستقیم تبیین شده‬ ‫است؛ البته نا گفته نماند که پوشش زنان و نیز یکی‬ ‫از مردان در یکی از سکانس ها‪ ،‬با پوشش استاندارد‬ ‫فاصله دارد‪ .‬در قسمت هایی از فیلم نیز باز ی های‬ ‫ووشــوی بین المللی زنان نمایش داده می شود که با‬ ‫توجه به پوشش نامطلوب حریفان‪ ،‬خط قرمزهایی رد‬ ‫شده‪ ،‬هرچند که باز ی ها ان قدر ّ‬ ‫مهیج است که توجه‬ ‫مخاطب را خیلی به خودش جلب نمی کند!‬ ‫«خــانــواده ایــرانــی» به خوبی نقش بندی شــده است؛‬ ‫چندین سال قبل‪ ،‬پدر خانواده‪ ،‬ان ها را رها می کند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سبک زندگی این خواهران در شهر سمیرم و‬ ‫نمایش گوشه هایی از ان‪ ،‬پیام نوستالژیکی‬ ‫را برای ساکنان کالن شهرها به همراه دارد‪.‬‬ ‫این سبک ورزش‪ ،‬نباید برای زنان و دختران تبدیل‬ ‫به الگو شود و انان را به فعالیت در ورزش های رزمی‬ ‫تشویق نماید؛ چراکه زن‪ ،‬وجودی ظریف و ارام بخش‬ ‫ً‬ ‫دارد خصوصا این که در نقش های جنسیتی فطری اش‬ ‫قرار است نقش همسر و مادر ‪-‬یعنی نقش های محوری‬ ‫خانواده‪ -‬را بر عهده داشته باشد‪ .‬نقش هایی مبتنی بر‬ ‫عاطفه‪ ،‬احساس و مهربانی‪ .‬یکی از ویژگی های این‬ ‫ورزش ها‪ ،‬خشونت است که با خصوصیات مادری‬ ‫و همسری‪ ،‬می تواند در تضاد باشد‪ .‬همچنان که‬ ‫درجاهایی‪ ،‬ابراز احساسات شهربانو نسبت به همسرش‪،‬‬ ‫با ضربات مشت است؛ که ناخودا گاه برای تماشا گر‬ ‫ایرانی و حتی خود او و شوهرش‪ ،‬خنده را به دنبال دارد!‬ ‫سبک زندگی این خواهران در شهر سمیرم و نمایش‬ ‫گوشه هایی از ان‪ ،‬پیام نوستالژیکی را برای سا کنان‬ ‫کالن شهرها به همراه دارد؛ پیامی حاوی صداقت‪،‬‬ ‫قناعت‪ ،‬سادگی و بی پیرایگی‪ ،‬روابط عمیق و منسجم‬ ‫میان افراد خانواده‪ ،‬احترام به پدر و مادر‪ ،‬فداکاری‪ ،‬عشق‬ ‫و ‪ ...‬و البته دیده و شنیده نشدن و در حاشیه بودن!‬ ‫البته در حاشیه بودن‪ ،‬در تهران هم رخ می دهد! این که‬ ‫یک ملی پوش ووشوکار‪ ،‬راضی است به حقوق سالیانه‬ ‫ده میلیون تــومــان! کسی کــه طالیی ترین ووشــوکــار‬ ‫جهان ‪-‬شهربانو‪ -‬اســت؛ و وضعیت به طور مثال‪،‬‬ ‫فوتبالیست های ایرانی و باشگاه هایشان را نیز می توان‬ ‫دید و مقایسه نمود‪ .‬تبعیض را می توان در ورزش های‬ ‫مختلف مشاهده نمود‪.‬‬ ‫بااین وجود‪ ،‬دختران‪ ،‬پدر را بخشیده اند و همچنان به‬ ‫او عالقه مندند و چند بار در صحنه هایی تاثیرگذار‪،‬‬ ‫بر اهمیت وجود پدر تا کید می شود‪ .‬عشق ورز ی های‬ ‫ً‬ ‫فراوان دختران به مادر‪ ،‬دعاهای مادر برای ان ها خصوصا‬ ‫حضور در اردوهای ورزشی و در مسابقات‪ ،‬رابطه ی گرم‬ ‫دختر بزرگ خانواده ‪-‬که تنها دختر متاهل است‪ -‬با‬ ‫شوهرش و صحنه هایی از عشق و فداکاری عمیق‬ ‫انان نسبت به یکدیگر‪ ،‬هنرمندانه و طبیعی جلوی‬ ‫دوربین اورده شده است‪ .‬در یک سکانس ارزشمند‪،‬‬ ‫ن به عنوان شوهر شهربانو این‬ ‫شوهر شهربانو می گوید‪« :‬م ‬ ‫اختیار را دارم و می توانم نگذارم شهربانو به مسابقات‬ ‫و اردوهای طوالنی تیم ملی ووشو برود ولی در حق او‬ ‫فداکاری می کنم و این اجازه را می دهم؛ درحالی که‬ ‫رسانه های جهان‪ ،‬جامعه ای مردساالر را از جامعه ی‬ ‫ایران به تصویر می کشند‪».‬‬ ‫تصویر سخت کوشی های زنانه از جنس ورزشی اش و‬ ‫ان هم ورزش های خشن رزمی ‪-‬که شاید پیش ازاین‪،‬‬ ‫دوربین های ایرانی فقط مردان را به تصویر می کشید‪-‬‬ ‫ً‬ ‫می تواند برای نسل جوان و نوجوان خصوصا دختران‪،‬‬ ‫امــوزنــده باشد؛ طالیی ترین بانوی ووشــوکــار جهان‪،‬‬ ‫شهربانو منصوریان است و این حاصل نشده است‬ ‫مگر با تالش او و همیار ی خانواده ها‪ .‬این صحنه ها‬ ‫ّ‬ ‫ارزشمند است برای زدودن گرد ناامیدی ای که مدتی‬ ‫است بر چهره برخی جوانان کشور نشسته است‪ .‬این‬ ‫خواهران از فقر شدید شروع نموده و حاال به شهرت‬ ‫بین المللی رسیده اند‪ .‬البته نباید غافل شد از این که‬ ‫‪84‬‬ ‫س س ݑݩݦ ݦ ݦ ݦ ݤو اح ݑݩٮݦ‬ ‫ݠݠݠٮ ݣ ماݣعݤ‬ ‫ݣ ݣى ݬݫݣݔاݣ ݣ ݣ ݣ ݣݢ ݣ ݣ ݤ ݣݭ ݣݫݭ ݓݣ‬ ‫ݬݫݕٮرݣوݣ�ن ݠدݤݣهݤ ݣد ݣوݤݣمݤ‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫رامین مددلو‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه شیخ مفید‬ ‫سه ایده ی ارتباط‬ ‫‪ -2‬یک شکاف تاریخی‬ ‫شکاف میان دولت و ملت یک ارثیه تاریخی است‪ .‬در‬ ‫دوره صفوی دولت خود را از جامعه خارج می دانست و‬ ‫ذیل جامعه تنها ملت قرار می گرفت‪ .‬روحانیت شیعی‬ ‫نقش فضای واسط میان دولت و ملت را بر عهده گرفت‪.‬‬ ‫فضای واسط تالش می کرد با انتقال خواسته های دولت‬ ‫و ملت (=جامعه) به دیگری از دور شدن ان ها از هم‬ ‫جلوگیری کند‪ .‬تضعیف نهاد روحانیت توسط دربار‬ ‫صفوی گسست دولت و ملت و در پی ان فروپاشی‬ ‫هم دولت و هم ملت ایرانی را موجب شد‪.‬‬ ‫در دوره قاجار‪ ،‬دولت در جامعه ایران اسالمی حضور‬ ‫چندانی نداشت‪ .‬اعتقادی به کارویژه خدماتی دولت‬ ‫نبود و از کارویژه حاکمیتی نیز برداشت الغری بر اذهان‬ ‫دولــت حا کم بــود‪ .‬نبود ارتــبــاط اقتصادی و نظامی‬ ‫مستقیم نشان دهنده احساس عــدم نیاز دولــت به‬ ‫مردم بود‪ .‬از دیگر سو ماموران دولتی خود نافی امنیت‬ ‫بودند و این امر یعنی جامعه نیز نباید رفع نیازهایش را از‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫«تاریخ از فردای پیروزی انقالب اسالمی شروع شد»‪.‬‬ ‫این یک تصور اشتباه است‪ .‬انقالب اسالمی نقطه‬ ‫عطفی در تاریخ بود‪ ،‬نه نقطه شروع تاریخ‪ .‬انقالب‬ ‫اسالمی تالش کرد جهان زیست جدیدی را شکل‬ ‫دهد و در این مسیر گام برداشت‪ ،‬اما در جهان واقعی‬ ‫نه در جهان انتزاعی و ذهنی‪ .‬در جهان انتزاعی و ذهنی‬ ‫می توان از امکان به صفر رساندن گذشته و اثرات ان و‬ ‫سپس شروع به ساختن بنای جدید صحبت کرد اما‬ ‫مسائل جهان واقعی در انتظار این فرایند نمی توانند‬ ‫بمانند‪ .‬جهان زیست مطلوب انقالب اسالمی مجبور‬ ‫است از دل جهان زیست گذشته سر براورد‪ .‬به این‬ ‫معنا‪ ،‬فرایند تغییر از گذشته به مطلوب دارای دوران‬ ‫گذاری خواهد بود‪ .‬دوران گذاری که در ان گذشته نیز‬ ‫حضور دارد و به مبارزه با رقیب جایگزین خود‪ ،‬جهان‬ ‫زیست مطلوب خواهد پرداخت‪.‬‬ ‫رابطه دولت و ملت در ایران اسالمی در نهایت باید‬ ‫ذیل ایده به هم پیوستگی مثبت ترمیم گردد‪.‬‬ ‫‪86‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ -3‬ارثیه ای به نام‬ ‫شکاف دولت‪-‬ملت‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪87‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ایــران اسالمی اکنون وارث‬ ‫ارثیه ای است که از داشتن‬ ‫ان خوشنود نیست و سعی‬ ‫در تغییر ان دارد‪ .‬وقوع انقالب‬ ‫اسالمی‪ ،‬تشکیل نهادهای‬ ‫مردمی‪-‬انقالبی مانند کمیته های انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫جهاد سازندگی‪ ،‬سپاه پــاســداران و درنهایت دفاع‬ ‫مقدس نشان دهنده ان بود که ارتباط دولت‪-‬ملت از‬ ‫دید انقالب اسالمی نه تنها نباید دربردارنده شکاف‬ ‫باشد بلکه باید از نوع به هم پیوستگی مثبت باشد‪ .‬در‬ ‫این معنا دولت و ملت هر دو اجزای جامعه تعریف‬ ‫می شدند و دولت خدمتگزار ملت معرفی می شد‪.‬‬ ‫بیایید در تاریخ ابتدای انقالب کمی دقیق تر شویم‪.‬‬ ‫نیرو ی های مردمی در قالب بسیج و جهاد به کمک‬ ‫روستاییان جهت برداشت محصوالت و عمران در‬ ‫روستاها می روند‪ .‬کمیته های مردمی انقالب اسالمی‬ ‫ذیل روحانیون سازماندهی شده و تامین امنیت شهرها‬ ‫را بر عهده می گیرند‪ .‬با وقوع ناارامی های کردستان و‬ ‫سپس جنگ تحمیلی‪ ،‬عامه مردم در قالب بسیج‬ ‫ذیل سپاه پاسداران تعریف و داوطلبانه به میدان های‬ ‫جنگ اعزام می شوند‪ .‬در همه این ها مردم محور اصلی‬ ‫هستند و دولت سازمان دهنده است‪ .‬در همه این ها‬ ‫بخشی از جامعه به یاری بخش دیگر جامعه می شتابد‬ ‫و این اقدام به دوراز چشم دولت رخ نمی دهد‪ ،‬ذیل‬ ‫دولت هم تعریف نمی شود؛ دولت در این اقدام نقش‬ ‫نظم دهی و تعیین اولویت ها را بر عهده دارد‪ .‬نهادهای‬ ‫نامنسجم مردمی این امور را بر عهده نگرفتند‪ ،‬نهادهای‬ ‫دولتی نیز بر عهده نگرفتند‪ .‬نوعی همکاری بدون‬ ‫سلطه مطلق یکی از دو سوی دولت و ملت میان این‬ ‫دو نوع نهاد شکل گرفته و نوع جدیدی از نهادها برای‬ ‫اداره امور ایجاد می شوند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫دولت مطالبه کند‪ .‬در چنین‬ ‫فضایی‪ ،‬نهادهای نامنسجم‬ ‫مردمی کارویژه های خدماتی‬ ‫امروزی دولت و نیز بخشی‬ ‫از کــارو یــژه هــای حا کمیتی‬ ‫را بر عهده داشتند‪ .‬تجربه‬ ‫فــرو پــاشــی جامعه و دولــت‬ ‫در اخ ــر صـفــو یــه در ضمیر‬ ‫ناخودا گاه روحانیت ماندگار شده بود و به استناد‬ ‫همین تجربه این بار روحانیت سعی داشت در فرایند‬ ‫جدایی روزافزون دولت و جامعه‪ ،‬حداقل جامعه را از‬ ‫فروپاشی برهاند‪ .‬به همین سبب انجا که منافع شاه و‬ ‫دربار با مردم در تضاد بود تالش می کردند نفع جامعه‬ ‫اسالمی را حفظ کنند (و نه نفع تنها دولت شیعی را)‪.‬‬ ‫در دوره پهلوی فضا به شدت دگرگون می شود‪ .‬پهلوی‬ ‫می خواست بر جامعه سلطه قابل اعمال داشته باشد‪.‬‬ ‫به همین سبب ابتدا فضای واسط و طرفدار جامعه‪،‬‬ ‫روحانیت‪ ،‬به همراه نهادهای نامنسجم مردمی حذف‬ ‫شدند و دولت خود را متکفل هر دو معرفی کرد‪ .‬دولت‬ ‫سعی کرد جامعه را به ان صورتی که دوست دارد شکل‬ ‫دهد و ساختار یک جامعه کپی شده از مدل های دست‬ ‫چندم جوامع اروپایی بدیل دولت برای جامعه ایرانی‬ ‫موجود بود‪ .‬این تالش در دوره رضاشاه شکل سخت به‬ ‫خود گرفت و در دوره محمدرضاشاه شکل نرم‪ .‬فضا‬ ‫ن اما بستر هنوز همان بود‪ :‬شکاف بین دولت و‬ ‫دگرگو ‬ ‫ملت‪ .‬تاریخ نشان داده که شکاف دولت و ملت در‬ ‫صورت نبود فضای واسط به فروپاشی می انجامد‪ .‬یا هر‬ ‫دو سوی شکاف (انتهای دوره صفوی) یا یک سوی ان‬ ‫(انتهای دوره قاجار)‪ .‬به همین جهت محمدرضاشاه‬ ‫سعی کرد یک فضای واسط وابسته به دولت ایجاد کند‬ ‫اما فضای ایجادشده نه فضای واسط بلکه فضای زائد‬ ‫وابسته به دولت بود‪ .‬محمدرضاشاه تاریخ را ناقص‬ ‫فهمیده بود‪ .‬شکاف درنهایت به تضاد دولت‪-‬ملت‬ ‫مبدل و تجربه فروپاشی دولت دوباره تکرار شد‪.‬‬ ‫وقوع انقالب اسالمی‪ ،‬تشکیل نهادهای‬ ‫مردمی‪-‬انقالبی مانند کمیته های انقالب‬ ‫اسالمی‪ ،‬جهاد سازندگی‪ ،‬سپاه پاسداران‬ ‫و درنهایت دفاع مقدس نشان دهنده ان بود‬ ‫که ارتباط دولت‪-‬ملت از دید انقالب اسالمی‬ ‫باید از نوع به هم پیوستگی مثبت باشد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫بالقوه باشند یا بالفعل‪ .‬اگر‬ ‫فــرازوفــرودهــای پس از دفاع‬ ‫مقدس باعث شد در کنار تاکنون برای ارتباط میان دولت‪-‬ملت‪ ،‬سه‬ ‫دولــت تــاش کند از درون‬ ‫این تجربه ناب‪ ،‬ایده جدایی ایده در ایران اسالمی عرضه شده است‪.‬‬ ‫جامعه برای خود یارگیری کند‬ ‫بدون شکاف دولت‪-‬ملت ایده نخست شکاف دولت‪-‬ملت بود‪ .‬ایده‬ ‫به نحوی که شکاف اجتماعی‬ ‫نضج گیرد‪ .‬جدایی بدون دوم به هم پیوستگی مثبت و ایــده سوم‬ ‫بالقوه ای بالفعل شود و شکاف‬ ‫شکاف ایده ای بود که در پس جدایی بدون شکاف دولت‪-‬ملت‪.‬‬ ‫اجتماعی غیرفعالی فعال‬ ‫شــود‪ ،‬نتیجه ان اثــرگــذاری‬ ‫ذهن برخی از انقالبیونی که‬ ‫شکاف اجتماعی فعال شده بر روی شکاف دولت‪-‬‬ ‫از حضور اندیشه انقالبی در اداره امور کشوری واهمه‬ ‫ملت اســت‪ .‬دولــت دســت به تعمیق شکاف های‬ ‫داشتند جای می گرفت‪.‬‬ ‫اجتماعی زده و گروه اجتماعی متضرر‪ ،‬زیان ناشی‬ ‫‪ -4‬سه ایده ارتباط‬ ‫از چنین حضور دولت را با تعمیق شکاف دولت با‬ ‫بخشی از جامعه جبران می کند‪ .‬این مدل پیچیده را‬ ‫نتیجه عبارات باال ان است که تا کنون برای ارتباط‬ ‫اکنون می توان در بحرین مشاهده کرد‪ .‬اشتباهات نظام‬ ‫میان دولت‪-‬ملت‪ ،‬سه ایده در ایران اسالمی عرضه‬ ‫سیاسی بحرین در حذف اکثریت جامعه از فرایندها و‬ ‫شده است‪ .‬ایده نخست شکاف دولت‪-‬ملت بود‪.‬‬ ‫حمایت ناعادالنه از یک سوی شکاف های اجتماعی‬ ‫ایده دوم به هم پیوستگی مثبت و ایده سوم جدایی‬ ‫فعال در این کشور‪ ،‬بستر قیام اکثریت و تصمیم اکثریت‬ ‫بدون شکاف دولت‪-‬ملت‪.‬‬ ‫به فروپاشی دولت را فراهم کرد‪.‬‬ ‫در ایده شکاف‪ ،‬ارتباط جامعه و دولت یک سویه است‪.‬‬ ‫ایده به هم پیوستگی در دوره نخست پس از پیروزی‬ ‫دولت فرمان ساز و جامعه فرمان بردار تلقی می شود‪ .‬در‬ ‫انقالب اسالمی در کشور پیاده شده و به صورت تجربی‬ ‫شکلی دولت هیچ نقشی در برابر جامعه ندارد (مدل‬ ‫منسجم گردید‪ .‬تعریف دولت و ملت هر دو ذیل عنوان‬ ‫قاجار) و در شکل مدرن ان دولت بر جامعه سلطه دارد‬ ‫جامعه اسالمی‪ ،‬برقراری ارتباط دوسویه میان این دو با‬ ‫(مدل پهلوی)‪ .‬ایده ی شکاف سبب می شود جامعه‬ ‫ترجیح ملت‪ ،‬تنظیم ارتباطات به شکل غیرمتمرکز اما‬ ‫همه توانش را صرف حفظ موجودیت خود در قبال‬ ‫منسجم از ویژگی های این ایده ست‪ .‬این ایده باوجود‬ ‫دولت نماید‪ .‬توان دولت نیز صرف سلطه بر جامعه‬ ‫اجرای تجربی ان بدون داشتن پشتوانه نظری بومی‬ ‫می شود و در این میان انچه از دسترس خارج می گردد‬ ‫قابل اعتنا توانست بحران های اوایل انقالب اسالمی را‬ ‫اهداف عالیه ای (چه باطل و چه حق) است که هر دو‬ ‫با موفقیت پشت سر گذارد که مهم ترین این بحران ها‬ ‫سوی این شکاف برای خود متصورند‪ .‬این وضعیت‬ ‫جنگ نظام بعثی عراق علیه ایران اسالمی بود‪ .‬ایده‬ ‫اگر به فروپاشی حداقل یکی از دو سوی نینجامد (که‬ ‫به هم پیوستگی توانست معادالت نظامی رایج را در دفاع‬ ‫انجامیده است) موجب حفظ وضعیت موجود در‬ ‫مقدس برهم زد و در تولیدات مداوم نظری خود‪ ،‬ایده های‬ ‫ابتدا و سپس عقب گرد از وضعیت موجود به جهت‬ ‫مدیریتی جدیدی را معرفی کند‪ .‬ایده به هم پیوستگی‬ ‫فرسایش توان اولیه هر دو سوی شکاف خواهد شد‪.‬‬ ‫در شکل کلی اش خاص ایران اسالمی نیست‪ ،‬عموم‬ ‫نتیجه نهایی این ایده را می توان در برخی از کشورهای‬ ‫جوامع موفق در دستیابی به اهداف مدنظرشان (سوای‬ ‫منطقه اسیای غربی دید؛ اما این ایده مدل پیچیده تری‬ ‫حق یا باطل بودن اهداف) از این ایده بهره می برند‪.‬‬ ‫نیز دارد‪ .‬جامعه سرشار از تنوعات است‪ .‬خود این‬ ‫البته با تغییراتی تا ان را متناسب اهداف و نیز شرایط‬ ‫تنوعات به معنای وجود شکاف در درون جامعه است‪.‬‬ ‫خاص خود سازند‪ .‬به همین جهت است که چندان‬ ‫شکاف هایی که ممکن است فعال باشند یا غیرفعال‪،‬‬ ‫‪88‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪89‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بــرای ما تفاوتی نمی کند در‬ ‫کشورهای توسعه یافته کدام‬ ‫جــنــاح ســیــاســی مــتــکــی به‬ ‫گروه های اجتماعی قدرت‬ ‫سیاسی را به دست می گیرد‬ ‫یا کدام گروه های اجتماعی‬ ‫دست برتر را در میان ملت‬ ‫خواهد داشت؛ زیرا ما با یک جامعه طرف هستیم نه‬ ‫با یک دولت ‪-‬جامعه جدا از هم‪ .‬این جامعه متشکل‬ ‫از دولت‪-‬ملت اســت که جهت گیری های اصلی‬ ‫ً‬ ‫را تعیین می کند‪ .‬به همین سبب هر دولتی در مثال‬ ‫ایاالت متحده بر سرکار اید حداکثر تفاوت در تاکتیک ها‬ ‫خواهد بود نه در جهت گیری ها‪ .‬ممکن است اشکال‬ ‫شود که در جهان سرمایه ساالر‪ ،‬سرمایه جهت گیری ها‬ ‫را مشخص می کند و ان در اختیار یک درصد جامعه‬ ‫است‪ .‬اشکال درستی است اما با این ضعف که به‬ ‫این امر بی توجهی می کند‪ :‬جامعه تصمیم گرفته این‬ ‫جایگاه را به سرمایه و سرمایه ساالر اعطا کند‪ .‬این‬ ‫انتخاب جامعه خود یک جهت گیری اصلی است و‬ ‫شاید مهم ترین جهت گیری‪.‬‬ ‫ایده جدایی بدون شکاف نشان دهنده دوران گذار‬ ‫بــودن زمــان حــال اســت‪ .‬ایــن ایــده‪ ،‬پیشنهاد جهان‬ ‫زیست گذشته برای عدم گذار به جهان زیست مطلوب‬ ‫است‪ .‬چراکه جایگزین جهان زیست مطلوب برای‬ ‫ارتباط میان دولــت و ملت (ایــده به هم پیوستگی)‬ ‫ً‬ ‫نه تنها صرفا یک امر مورد انتظار‪ ،‬بلکه تجربه شده نیز‬ ‫است‪ .‬تغییر پیشنهاد جهان زیست گذشته از شکاف‬ ‫به جدایی بدون شکاف خود نشان دهنده اثرگذاری‬ ‫انقالب اسالمی بر ان است‪ .‬همچنانی که حامالن‬ ‫این ایده نیز بخشی از انقالبیون بودند‪ .‬این بخش از‬ ‫انقالبیون در اداره امور کشوری قائل به انقالب‪ ،‬حداقل‬ ‫در معنای وسیع ان‪ ،‬نیستند‪ .‬ایده ی جدایی بدون‬ ‫شکاف در دولت موقت مرحوم بازرگان ارائه شد و پس‬ ‫از دفاع مقدس کم وبیش در دولت ها حضور داشت‪ ،‬به‬ ‫رقابت با ایده ی به هم پیوستگی برخاست و گاهی بر ان‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫غالب شد‪ .‬در این ایده دولت‬ ‫و ملت هر دو ذیــل جامعه‬ ‫اسالمی تعریف می شوند‪،‬‬ ‫ارتباط میان این دو نیز دوسویه‬ ‫است اما با ترجیح دولت‪.‬‬ ‫ایــن دولــت اســت که مسیر‬ ‫را مشخص کرده و می کند‪.‬‬ ‫حالت تضعیف شده فرمان سازی دولت و فرمان برداری‬ ‫ملت هنوز حضور دارد و به دولت خود را پاسخگوی‬ ‫به مردم نمی داند‪ .‬شکل عینی ان ضعف و یا نبود‬ ‫نهادهای پاسخگویی‪ ،‬عدم شفافیت فرایندها‪ ،‬عدم‬ ‫شفافیت مالی و‪ ...‬در درون دولت است‪ .‬البته در‬ ‫این ایده دولت به فکر پیشبرد جامعه اسالمی به سوی‬ ‫اهدافش (با تفاوت هایی در بیان مصداقی اهداف)‬ ‫است‪ ،‬پیشبردی که منافع ان در اصل نصیب ملت‬ ‫خواهد شد‪ ،‬اما به سبب عدم همراهی ملت‪ ،‬دولت‬ ‫ً‬ ‫نهایتا نخواهد توانست متناسب با تالش هایش نتیجه‬ ‫بگیرد‪ .‬در چرایی این عدم همراهی باید گفت که فضای‬ ‫بین االذهانی ملت جایگاه خود را می شناسد و تا چنین‬ ‫جایگاهی را کسب نکند حاضر به همراهی کامل با‬ ‫دولت نیست‪ .‬اگر نادیده گرفته شود تالش های دولت را‬ ‫نادیده خواهد گرفت‪ ،‬اگر به او پاسخ داده نشود مطالبه‬ ‫گری را به همه حوزه ها تسری خواهد داد و مقصر همه‬ ‫مشکالت را تنها دولت خواهد دانست‪ .‬مهم تر از همه‬ ‫این ها اگر احساس کند جدایی با برتری دولت همراه‬ ‫است احتمال بازگشت به ایده ی شکاف را در خود‬ ‫تقویت می کند‪ .‬به خصوص اگر عوامل ایجاد شکاف‬ ‫مانند اعتقادات مجزا‪ ،‬میزان دولتمندی ضعیف‪،‬‬ ‫نبود قدرت بسیج کنندگی‪ ،‬اقتصاد متزلزل‪ ،‬اعتماد‬ ‫اندک‪ ،‬فرهنگ سیاسی بدبینانه‪ ،‬تالش های خارجی‪،‬‬ ‫دخالت تعمیق گر دولت در شکاف های اجتماعی‬ ‫و‪ ...‬دوباره رخ دهند‪ .‬اگر دولت همه این ها را بتواند‬ ‫کنترل کند‪ ،‬قادر به کنترل تالش های خارجی دشمنان‬ ‫جامعه اسالمی نخواهد بود‪ .‬حتی اگر این تالش ها انکار‬ ‫شوند‪ ،‬از بین نرفته اند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ابراهیم خانی‬ ‫پژوهشگر هسته عالمه پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری رشته فلسفه و کالم اسالمی دانشگاه اصفهان‬ ‫همان گونه که مستحضرید جامعه شناسی های مختلف‬ ‫داللت های سازمانی خاص خویش را به همراه خواهند‬ ‫داشت؛ زیرا سازمان بخشی از اجتماع و نمونه ای کوچک‬ ‫از برخی روابط اجتماعی است و درنتیجه تحلیل ما از‬ ‫ً‬ ‫هویت اجتماع کامال موثر در کیفیت تحلیل سازمان‬ ‫خواهد بود‪ .‬حال بر همین مبنا باید در ابتدا مشخص‬ ‫نمود که جامعه شناسی برامده از حکمت متعالیه که‬ ‫ً‬ ‫ما اختصارا به ان جامعه شناسی متعالیه می گوییم چه‬ ‫خط و مشی کالنی را پیگیری می نماید و انگاه بررسی‬ ‫نمود که ایا چنین رویکردی در تحلیل هویت سازمان‬ ‫نیز راهگشا و عملیاتی است و یا خیر‪.‬‬ ‫در این پیگیری باید به این پرسش پاسخ داد که ایا‬ ‫اجتماع فراتر از ظاهر ان که مجموعه ای از انواع نظامات‬ ‫اعتباری است باطنی فرا اعتباری و حقیقی نیز دارد‬ ‫و یا نه؟ سوالی که نحوه پاسخ به ان‪ ،‬در پاسخ همین‬ ‫ً‬ ‫سوال در مورد سازمان کامال راهگشا خواهد بود؟ یعنی‬ ‫اینکه ایا سازمان نیز فراتر از مجموعه اعتبارات ظاهری‬ ‫ان باطنی فرا اعتباری دارد و یا خیر؟‬ ‫اهمیت این سوال چه در مورد جامعه و چه در مورد‬ ‫سازمان ازان روست که در صورت اثبات و تبیین تفصیلی‬ ‫ابعاد فرا اعتباری ان هــا می توان حجم قابل توجهی‬ ‫از احکام هستی شناسانه موجودات فرا اعتباری را‬ ‫که در حکمت متعالیه و حتی فراتر از ان در لسان‬ ‫ایات و روایات موردبررسی و اثبات قرارگرفته است در‬ ‫تبیین ابعاد وجودی اجتماع و یا سازمان به کار برد‪.‬‬ ‫درصورتی که اگر تلقی ما از اجتماع و یا سازمان تنها در‬ ‫داللت های سازمانی‬ ‫جامعه شناسی‬ ‫متعالیه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -1‬روند مباحث داللت های سازمانی‬ ‫سازمان نیز مانند جامعه می تواند ظاهر و باطنی‬ ‫داشته باشد و فراتر از یک امر اعتباری صرف‪ ،‬هویتی‬ ‫وجودی داشته باشد‪.‬‬ ‫‪90‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ های اجتماعات اصیل و تاریخ دار‬ ‫بشر ‪ ،‬مبتنی بر درک حضوری از برخی‬ ‫حقایق ِس ِعی عالم است و همین امر مصحح‬ ‫اتــحــاد وج ــودی و فــرا اعتباری اف ــراد ان‬ ‫اجتماع است‪.‬‬ ‫‪91‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -1‬در اصل به معنای وسعت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫حد یک مجموعه اعتباری صرف باشد طبیعی است‬ ‫که ذخایر معرفتی ارزشمند حکمت متعالیه و در تحلیل‬ ‫امور اعتباری صرف کارامدی زیادی نخواهد داشت‪.‬‬ ‫روند طبیعی این بررسی ان است که ابتدا به پاسخ‬ ‫این سوال در حیطه جامعه شناسی متعالیه بپردازیم‬ ‫و انگاه با دست یابی به مناط ها و براهین اثبات ابعاد‬ ‫فرا اعتباری اجتماع ببینیم که ایا این مال ک ها در‬ ‫مورد نهادها‪ ،‬سازمان ها و یا حداقل بخشی از ان ها‬ ‫قابل تطبیق هست و یا خیر‪ .‬ما در این یادداشت قصد‬ ‫تبیین تفصیلی ابعاد فرا اعتباری اجتماع را نداریم اما‬ ‫ً‬ ‫اجماال به اهم مبانی ان اشاره می نماییم‪.‬‬ ‫مبنای اصالت وجود به عنوان رکن رکین حکمت متعالیه‬ ‫لوازمی به همراه دارد که ازجمله ان کلیت ِس ِعی‪ 1‬است‪.‬‬ ‫کلیت سعی به معنای کلیتی است که مفهومی و برامده‬ ‫از انتزاع ذهنی نیست بلکه کلیتی خارجی و فارغ از‬ ‫انتزاع ذهنی است که در حقیقت بازگشت به سعه و‬ ‫شدت وجودی یک حقیقت وجودی دارد‪ .‬اطالق کلیت‬ ‫به این سعه وجودی بدان خاطر است که همان گونه‬ ‫که در کلیت مفهومی یک مفهوم کلی در عین صدق‬ ‫بر مصادیق جزئی همچنان کلی است موجودی نیز‬ ‫که از شدت و سعه وجودی برخوردار است در عین‬ ‫حضور در مراتب و مصادیق مادون وجودی همچنان‬ ‫کلیت و سعه وجودی خویش را حفظ می نماید‪ .‬فارغ‬ ‫از مباحث فنی اثبات چنین حقیقتی که مجال ان‬ ‫نیست مثال ملموس این حقیقت به ظاهر غریب‪ ،‬خود‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫حقیقت نفس است که در عین حضور در اعضا و قوای‬ ‫متعدد بدن همچنان کلیت سعی و وجودی خویش‬ ‫را حفظ می نماید و حضور او در اعضاء بدن منجر به‬ ‫تکه تکه شدن حقیقت ان نمی شود و واضح است که‬ ‫این نحو از کلیت نفس کلیتی مفهومی نیست بلکه‬ ‫ً‬ ‫کامال وجودی و عینی و خارجی است‪.‬‬ ‫حال این کلیت سعی نه تنها در مورد حقیقت نفس‬ ‫بلکه در مورد بسیاری از حقایق عالم صادق است‬ ‫و درنتیجه بسیاری از حقایق عالم در عین حضور و‬ ‫سریان در مصادیق جزئی‪ ،‬به تعدد ان مصادیق جزء‬ ‫نمی شوند و همچنان وحدت سعی خویش را حفظ‬ ‫می نمایند‪ .‬ازجمله این حقایق سعی معارف حضوری‬ ‫ً‬ ‫در ساحت عقلی عالم هستند‪ .‬به بیان دیگر اساسا‬ ‫کلیت ذهنی و جهان شمولی معارف و قوانین عقلی‬ ‫انعکاس حصولی کلیت سعی حقایق حضوری است‪.‬‬ ‫حال بر این اساس اگر مجموعه افرادی به درکی حضوری‬ ‫از یک حقیقت عقلی دست یابند ازانجاکه علم طبق‬ ‫مبانی حکمت متعالیه دائر مدار اتحاد عالم و معلوم‬ ‫است چنین علمی بدان معناست که همگی این افراد‬ ‫با ان حقیقت عقلی اتحاد وجودی یافته اند‪ .‬از سوی‬ ‫دیگر چون ان معرفت حضوری دارای کلیت سعی‬ ‫است اتحاد این افراد با ان معرفت حضوری نوعی اتحاد‬ ‫ً‬ ‫حقیقتا وجودی و سعی میان ان ها را در ساحات باطنی‬ ‫و عقلی عالم و البته به میزان سعه و دایره وجودی ان‬ ‫معرفت در پی خواهد داشت و این مبنای فلسفی‬ ‫می توان مبنای اتحاد وجودی افراد یک اجتماع باشد؛‬ ‫زیرا در صورت دقت در بسیاری از اجتماعات اصیل و‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫در انواع اجتماعات انسانی و ازجمله در‬ ‫ً‬ ‫تجمع سازمانی می توان از اتحادی حقیقتا‬ ‫وجودی میان افراد ان اجتماع بر اساس‬ ‫کلیت ِس ِعی سخن گفت‪.‬‬ ‫و انگیزه ای الهی دور یکدیگر جمع شوند و سازمان و‬ ‫یا تشکیالتی را شکل دهند انس و هم دلی افراد این‬ ‫سازمان یک امر مجازی و یا استعاری نیست بلکه‬ ‫ً‬ ‫حقیقتا از منظر هستی شناسانه فارغ از ابدان ان ها که‬ ‫از یکدیگر جداست ارواح انان توانایی اتحاد در برخی‬ ‫مراتب سعی ان حقایق ایمانی و توحیدی را داراست‬ ‫و همین اتحاد وجــودی سرمنشا انس و تفاهمی فرا‬ ‫اعتباری می شود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫از ســوی دیگر ایــن حقیقت م ـکــررا در حیات های‬ ‫اجتماعی خرد و یا کالن تجربه می شود که اگر تفاهم‬ ‫و انسی فرا اعتباری میان اعضای ان نباشد صرف‬ ‫قانون گذار ی های ظاهری و تعیین ائین نامه های اجرایی‬ ‫در دستیابی به اهداف راهگشا نخواهد بود و اگر هم‬ ‫گمان شود که عدم دستیابی به اهداف تنها ناشی از‬ ‫کمبود و نقص قوانین اجرایی است؛ هرقدر هم که در‬ ‫تکمیل ان قوانین تالش شود باز جایگزین ان انس و‬ ‫تفاهم فرا اعتباری میان اعضا نخواهد بود‪ .‬بر این اساس‬ ‫شناخت ان کلیت سعی خاص حاکم بر یک سازمان و‬ ‫تقویت حضور و سریان ان حقیقت در افراد ان تجمع و یا‬ ‫سازمان می تواند در هم افزایی‬ ‫و افزایش کیفیت عملکرد ان‬ ‫سازمان بسیار راهگشا باشد‪.‬‬ ‫بر همین مبنا یکی از شاخصه‬ ‫مهم مدیریت یک سازمان‬ ‫تشخیص ابعاد فرا اعتباری‬ ‫حا کم بر ان سازمان و تدبیر‬ ‫حضور و سریان مناسب ان‬ ‫حقیقت در اعضا خواهد بود‪.‬‬ ‫تاریخ دار بشر که مبتنی بر فرهنگ های خاصی هستند‬ ‫متوجه می شویم که این فرهنگ ها خود مبتنی بر درک‬ ‫حضوری از برخی حقایق ِس ِعی عالم است و همین امر‬ ‫مصحح اتحاد وجودی و فرا اعتباری افراد ان اجتماع‬ ‫اســت‪ .‬امــری که ثمرات ان به وضوح در ساختار فرا‬ ‫اعتباری فرهنگ قابل مشاهده است‪.‬‬ ‫حال همین مناط اتحاد وجودی در قالب یک سازمان‬ ‫نیز قابل پیگیری است و اگر نشان داده شود که در برخی‬ ‫از سازمان ها و یا نهادها فرهنگ هایی حا کم است‬ ‫که این فرهنگ ها خود مبتنی بر معرفت حضوری به‬ ‫حقیقتی ِسعی است ان حقیقت سعی می تواند مناط‬ ‫اتحاد فرا اعتباری افراد ان سازمان با یکدیگر باشد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫تا اینجا اجماال این حقیقت بیان گردید که در انواع‬ ‫اجتماعات انسانی و ازجمله در تجمع سازمانی می توان‬ ‫ً‬ ‫از اتحادی حقیقتا وجودی میان افراد ان اجتماع بر اساس‬ ‫کلیت ِس ِعی سخن گفت‪ .‬به بیان دیگر اجتماع انسان ها‬ ‫عالوه بر ظاهر ان می تواند دارای باطنی باشد که افراد‬ ‫ان اجتماع به تبع نوع روابط ظاهری خویش با یکدیگر‬ ‫ً‬ ‫در ساحات فرا مادی خویش نیز حقیقتا با یکدیگر‬ ‫متحد گردند‪ .‬از این منظر‬ ‫ً‬ ‫اساسا مناط هستی شناسانه‬ ‫ُ‬ ‫احساس انس با یک جمع‬ ‫و یا احساس غربت در یک‬ ‫جمع همین اتحاد و یا عدم‬ ‫اتحاد باطنی باکلیت سعی‬ ‫حاکم بر ان جمع خواهد بود‪.‬‬ ‫به عنوان مثال اگر جمعیتی‬ ‫از مومنان بر محور معرفت‬ ‫‪92‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫تعین خاص یافتن کلیت سعی در یک سازمان‬ ‫و یا نهاد اجتماعی متاثر از روابط متقابل‬ ‫ظاهر و باطن ان نهاد اجتماعی است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪93‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫به عنوان مثال انقالب اسالمی ایران یک تجمع بزرگ‬ ‫انسانی است که راز موفقیت های چشمگیر بنیان گذار‬ ‫ان حضرت امام خمینی؟هر؟ همین احاطه و اشراف‬ ‫کامل ایشان بر ابعاد فرا اعتباری این تجمع و اشاعه‬ ‫ان کلیت سعی و روح ایمانی حاکم بر انقالب در احاد‬ ‫اجتماع بوده است‪ .‬امری که منجر به یک انس و تفاهم‬ ‫فرا اعتباری بی سابقه میان اقشار مختلف جامعه ایران‬ ‫گشت و اثار بی نظیری را در عرصه های مختلف حیات‬ ‫اجتماعی به ارمغان اورد‪.‬‬ ‫حال همین کلیت سعی حاکم بر انقالب اسالمی ایران‬ ‫با قیود و مناسبت های خاص در هر سازمان و یا نهاد‬ ‫انقالب اسالمی می باید حاضر و مناط اتحاد وجودی‬ ‫افراد ان سازمان گردد تا بر محور این اتحاد وجودی‪،‬‬ ‫انس و تفاهم الزم برای دستیابی به اهداف ان سازمان‬ ‫در ذیل اهداف انقالب تامین گردد‪.‬‬ ‫این حقیقت درست مانند کلیت سعی نفس است‬ ‫که در عین اینکه در تمامی اعضای بدن وجودا حاضر‬ ‫است اما درعین حال حضور حقیقت سعی نفس در‬ ‫تمامی اعضای بدن یکسان نیست بلکه به مناسبت‬ ‫کارکرد هر عضو‪ ،‬این حضور نفس نیز تقیدی خاص‬ ‫می یابد‪ .‬به بیان فلسفی نفس در عین حفظ وحدت‬ ‫وجود خویش در مرتبه حس‪ّ ،‬‬ ‫حاس است و در مرتبه‬ ‫ّ‬ ‫متخیل است و در مرتبه عقل عاقل است اما‬ ‫خیال‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫کلیت سعی هر مرتبه برتر در مراتب مادون نیز وجودا‬ ‫حاضر و ساری است‪ .‬چنانچه عقالنیت او در مرتبه‬ ‫حس و خیال او نیز حاضر است‪ .‬حال همین حقیقت نیز‬ ‫بعینه و طبق مبانی مطرح شده با ساختاری فرا اعتباری‬ ‫و فرا استعاری در مورد نسبت الیه های مختلف کلیت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سعی حاکم بر یک اجتماع و سازمان ها و نهادهای ان‬ ‫نیز صادق است‪ .‬بر این اساس به طور مثال مرکز رشد‬ ‫ً‬ ‫زمانی حقیقتا در راستای اهداف انقالب اسالمی است‬ ‫که حقیقت سعی حا کم بر انقالب اسالمی به عنوان‬ ‫عمیق ترین الیه های اتحاد وجودی اعضای این مرکز‬ ‫موجب انس و تفاهم فرا اعتباری ان ها شده باشد؛ اما‬ ‫در عین حضور حقیقت سعی انقالب اسالمی باید به‬ ‫مناسبت کارکرد و اهداف خاص این مرکز ان حقیقت‬ ‫سعی قیودی نیز به همراه داشته باشد که شناخت‬ ‫صحیح و تالش برای دستیابی به ان از وظایف خاص‬ ‫این مرکز و تامین کننده کلیت سعی خاص حا کم بر‬ ‫ان خواهد بود‪.‬‬ ‫تعین خاص یافتن کلیت سعی در یک سازمان و یا‬ ‫نهاد اجتماعی متاثر از روابط متقابل ظاهر و باطن ان‬ ‫ّ‬ ‫نهاد اجتماعی است‪ .‬چنانچه تشخص یافتن نفوس‬ ‫انسان ها نیز در تعینات خاص هر یک از ان ها‪ ،‬متاثر از‬ ‫روابط خاص نفس و بدن ان هاست‪ .‬به بیان دیگر علل‬ ‫حقیقی تعین نهایی یک اجتماع که مربوط به ساحات‬ ‫باطنی ان است و علل اعدادی ان که مربوط به ساحات‬ ‫ظاهری ان است در تعاملی خاص و دوجانبه منجر‬ ‫به فعلیت تام ان تعین خاص اجتماعی می گردند‪.‬‬ ‫پیش از انکه به ثمرات متعدد این مبنا در تحلیل‬ ‫ً‬ ‫کیفیت رفتار های سازمانی بپردازیم الزم است تا اجماال‬ ‫به نحوه دستیابی به این کلیت سعی نیز اشاره شود و‬ ‫برای روشن شدن این مطلب نیز باید با کارکرد اعتبارات‬ ‫اشنا شویم‪ .‬انسان ها پیش از رسیدن به غایات فردی‬ ‫ً‬ ‫و یا اجتماعی خویش طبعا وضعیت و تعینی خاص‬ ‫دارند که با وضعیت و تعین ان غایت فاصله دارد و باید‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫بود و این اتحاد باطنی سبب‬ ‫بروز اثار فرا اعتباری فراوانی در‬ ‫ظاهر حیات اجتماعی انان‬ ‫مـی گــردد‪ .‬حــال بر ایــن مبنا‬ ‫در حیطه مباحث سازمانی کیفیت اعتباراتی که در‬ ‫هر سازمان تنظیم و مصوب می گردد در دستیابی ان‬ ‫سازمان به کلیت سعی خاص و درنتیجه نحوه اتحاد‬ ‫ً‬ ‫وجودی افراد ان سازمان کامال موثر است و به طبع‪،‬‬ ‫این کلیت سعی که مال ک انس و اتحاد وجودی افراد‬ ‫ً‬ ‫ان سازمان است در کیفیت اثار ان سازمان کامال موثر‬ ‫است‪ .‬به عنوان مثال اگر اعتباراتی که در یک سازمان‬ ‫طبق ان‪ ،‬ارزیابی اعضا صورت می گیرد تنها بر اساس‬ ‫مال ک های دنیا محورانه باشد این اعتبارات به مرور‬ ‫کارمندان ان سازمان را به سوی غایت حیات دنیوی‬ ‫سوق می دهد و افراد ان سازمان درنهایت در کلیت‬ ‫سعی حیات شیطانی که مالزم حیات دنیوی است‬ ‫با یکدیگر به اتحادی وجــودی می رساند‪ .‬در چنین‬ ‫وضعیتی اعضای سازمان به حسب اتحاد وجودی‬ ‫در کلیت سعی حیات شیطانی به نحوی فرا اعتباری‬ ‫و غیر تصنعی رفتارهای هماهنگ در جهت اهداف‬ ‫حیات شیطانی در ان سازمان از خود بروز می دهند‪.‬‬ ‫همچنین اگر اعتبارات سازمانی و ازجمله اعتبارات مربوط‬ ‫به ارزیابی کارمندان بر اساس ارزش های الهی تنظیم‬ ‫گردد اجرای مستمر این اعتبارات به صورت صحیح‪،‬‬ ‫کارمندان ان سازمان را به سوی تعینی ِسعی سوق می دهد‬ ‫که ان حقیقت سعی با دارا بودن خصوصیات الهی‬ ‫به عنوان مدار اتحاد و انس ان اعضا موجب می شود‬ ‫تا ان ها به نحوی فرا اعتباری در هماهنگی کامل در‬ ‫به گونه ای برنامه ریزی نمایند‬ ‫که از تعین فعلی خارج و به‬ ‫تعین مطلوب غایت دست‬ ‫یابند؛ اما ازانجا که انسان ها‬ ‫ً‬ ‫معموال به تعین وضعیت فعلی خویش تعلقات مختلف‬ ‫ً‬ ‫و بعضا شدیدی دارند به یک باره نمی توانند از تعین‬ ‫فعلی به تعین مطلوب منتقل شوند‪ .‬به طور مثال کسی‬ ‫که صبور نیست و می خواهد صبور شود این تحول‬ ‫ً‬ ‫دفعتا امکان پذیر نیست‪ .‬در چنین حالتی انسان ها‬ ‫باید به نحو مجازی و تصنعی رفتارهایی داشته باشند‬ ‫که مناسب تعین غایت مطلوب است و از این طریق‬ ‫به مرور از تعین فعلی خویش فاصله گیرند و به تعین‬ ‫ً‬ ‫غایت مطلوب نزدیک تر شوند‪ .‬مثال فرد غیر صبور به‬ ‫نحو اعتباری‪ ،‬مجازی و تصنعی رفتار انسان های صبور‬ ‫را در موقعیت های دشوار از خود بروز می دهد و به مرور‬ ‫همین رفتار ها سبب رسوخ و طلوع ملکه صبر در جان‬ ‫او می گردد به گونه ای که درنهایت دیگر به نحو حقیقی‬ ‫و غیر تصنعی رفتار های صبورانه از او صادر می شود‪.‬‬ ‫حال پس ازانکه به طور اجمالی با کارکرد اعتبارات در‬ ‫دستیابی به تعین غایت مطلوب اشنا شدیم ازانجاکه‬ ‫حیات های اجتماعی و ازجمله سازمان نیز می تواند‬ ‫با حا کم بودن یک کلیت سعی خاص بر ان از تعینی‬ ‫حقیقی و فرا اعتباری برخوردار باشد؛ کارکرد اعتبارات‬ ‫اجتماعی نیز دستیابی به ان غایت و کلیت سعی‬ ‫مطلوب به نحو فرا اعتباری است‪ .‬به عنوان مثال در‬ ‫صورت تبعیت از مجموعه اعتبارات شرعی در حیطه‬ ‫مسائل اجتماعی افراد اجتماع در کلیتی سعی به اتحادی‬ ‫وجودی دست می یابند که توحیدی وایمانی خواهد‬ ‫‪94‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫اینکه گفته شد انجام اعتبارات به صورت‬ ‫صحیح می تواند منجر به دستیابی به‬ ‫غایات مدنظر باشد عالوه بر انکه ناظر به‬ ‫کمیت و خصوصیات ظاهری ان اعتبارات‬ ‫است ناظر به سمت وسو و نیت مستتر در‬ ‫ان نیز هست‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪95‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تــا ایـنـجــا بــر اسـ ــاس مبانی‬ ‫حکمتو روشجامعه شناسی‬ ‫ً‬ ‫متعالیه اوال اثبات گردید که سازمان نیز مانند جامعه‬ ‫می تواند ظاهر و باطنی داشته باشد و فراتر از یک امر‬ ‫اعتباری صرف‪ ،‬هویتی وجودی داشته باشد که افراد‬ ‫ً‬ ‫ان سازمان در کلیت سعی ان هویت حقیقتا دارای‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫اتحادی وجودی باشند و ثانیا اجماال به نقش اعتباریات‬ ‫در دستیابی به این هویات وجودی مختلف اشاره‬ ‫شد‪ .‬یکی از مهم ترین شاخصه های سازمانی‪ ،‬وظیفه‬ ‫محوری اعضای ان است و ما می خواهیم نشان دهیم‬ ‫که از منظر هستی شناسانه چگونه درک عمیق کلیت‬ ‫سعی در ادبیات دینی می تواند منجر به رسوخ عمیق‬ ‫وظیفه محور در فرد گــردد‪ .‬انسان ها به حسب حب‬ ‫ذات‪ ،‬همواره به دنبال بیشترین سود و کمال هستند‪.‬‬ ‫از سویی دیگر در دنیا که دار تزاحم و محدودیت است‬ ‫موقعیت های متفاوتی وجود دارد که قرار گرفتن در‬ ‫ان ها به حسب ظاهر سود و بهره های متفاوتی به دنبال‬ ‫ً‬ ‫خواهد داشت‪ .‬بر این اساس طبیعتا در بین افراد یک‬ ‫جامعه و یا سازمان برای رسیدن به موقعیتی که سود‬ ‫بیشتری بتوان به دست اورد رقابت پدید می اید و در‬ ‫چنین فضایی ممکن است فرد دیگر وظیفه محور‬ ‫نباشد و به بیان دیگر انچه وظیفه او اقتضا می کند را‬ ‫انجام ندهد بلکه تنها به دنبال موقعیت برتر دنیوی‬ ‫برای بهره برداری بیشتر باشد و اگر وظیفه اقتضایی جز‬ ‫موقعیت برتر را داشت از ان تبعیت نکند‪.‬‬ ‫اما برخالف این درک دنیوی که کماالت را محدود‬ ‫به موقعیت های دنیوی می یابد مبنای کلیت ِس ِعی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫صــدور رفــتــار هــای الهی در‬ ‫حیطه سازمان خویش عمل‬ ‫نمایند‪ .‬به عنوان مثال در مرکز‬ ‫رشد که یکی از مال ک های اصلی در انتخاب و ارزیابی‬ ‫اعضا‪ ،‬تالش جمعی انان جهت تولید علومی است‬ ‫که در تحقق اهداف انقالب اسالمی کارساز و مفید‬ ‫باشد؛ عمل طبق این مال ک گرچه ابتدائا به عنوان‬ ‫ً‬ ‫یک اعتبار ممکن است بعضا به صورت تصنعی در‬ ‫برخی از فعالیت های انان بروز داشته باشد اما استمرار‬ ‫بر ان می تواند به مرور «روح جمعی مالزم خود باروری‬ ‫جهت تولید علوم اسالمی و باانگیزه خدمت به اهداف‬ ‫انقالب» را به عنوان یک حقیقت سعی در میان اعضا‬ ‫محقق تر نماید و تحقق این امر منجر به انس بیشتر و‬ ‫هماهنگی های فرا اعتباری میان اعضا برای تحقق‬ ‫بهتر این اهداف می گردد‪ .‬البته اینکه گفته شد انجام‬ ‫اعتبارات به صورت صحیح می تواند منجر به دستیابی‬ ‫به غایات مدنظر باشد عالوه بر انکه ناظر به کمیت‬ ‫و خصوصیات ظاهری ان اعتبارات است ناظر به‬ ‫ً‬ ‫سمت وسو و نیت مستتر در ان نیز هست‪ .‬مثال هرچند‬ ‫اعتبارات شرعی نماز برای دستیابی تدریجی به باطن‬ ‫نماز است اما این دستیابی تدریجی تنها برای کسی‬ ‫میسور است که در حین انجام این اعتبارات توجه و‬ ‫حضوری قلب در قبال ان غایت الهی داشته باشد‪.‬‬ ‫ن اساس حتی اگر اعتبارات یک سازمان بر اساس‬ ‫بر ای ‬ ‫غایاتی الهی سامان یافته باشد اما توجه قلبی اعضا به‬ ‫سمت اهداف دنیوی باشد انجام این اعتبارات منجر‬ ‫به دستیابی به ان کلیت سعی مدنظر که مدار اتحاد و‬ ‫انس وجودی اعضا می گردد نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪ -2‬تبیین هستی شناسانه‬ ‫وظیفه محوری و شرح‬ ‫صدر بر مبنای کلیت ِسعی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دن ـیــوی‪ ،‬هــرکــدام به حسب‬ ‫مبین ان ب ــود کــه کــمــاالت‬ ‫کماالت‬ ‫که‬ ‫بود‬ ‫ان‬ ‫مبین‬ ‫ی‬ ‫ع‬ ‫س‬ ‫کلیت‬ ‫مبنای‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫استعداد و توانایی خویش در‬ ‫وجودی در حصر و محدودیت‬ ‫ ها‬ ‫ت‬ ‫موقعی‬ ‫محدودیت‬ ‫و‬ ‫حصر‬ ‫در‬ ‫وجودی‬ ‫موقعیتی که وظیفه انان اقتضا‬ ‫موقعیت ها و حدود دنیوی و‬ ‫فراتر‬ ‫بلکه‬ ‫نیستند‬ ‫ماهوی‬ ‫و‬ ‫دنیوی‬ ‫حدود‬ ‫و‬ ‫می کند قرار می گیرند و چون‬ ‫ماهوی نیستند بلکه فراتر از‬ ‫مصادیق دنیوی کماالت‪ ،‬از مصادیق دنیوی کماالت‪ ،‬کماالت در‬ ‫همه در موقعیت خویش به‬ ‫کماالت در ساحتی فرامادی به ساحتی فرامادی به نحوی ِسعی بدون‬ ‫دنبال کمالی فراتر از حدود‬ ‫موقعیت های مادی هستند‬ ‫نحوی ِسعی بدون این حدود این حدود دنیوی موجودند‪.‬‬ ‫دیــگــر بــه موقعیت خویش‬ ‫دنیوی موجودند و درنهایت نیز‬ ‫مباهات نمی کنند و گمان نمی کنند که خــود و یا‬ ‫تمامی کماالت در ِسعی ترین و بدو ن حد ترین وضعیت‬ ‫ً‬ ‫دیگری صرفا به خاطر موقعیتش از دیگران در بهره وری‬ ‫خویش در ذات حق تعالی موجودند‪ .‬حال باور به این‬ ‫جلو افتاده است‪.‬‬ ‫حقیقت که با انجام اعتبارات و تربیت دینی امکان پذیر‬ ‫این حقیقت درواقع مبین هستی شناسانه یک مولفه مهم‬ ‫خواهد بود منجر به ظهور اخالصی در فرد می گردد که‬ ‫دیگر در سازمان و اجتماع به نام شرح صدر است‪ .‬طبق‬ ‫مبنای وظیفه محوری توحیدی است‪ .‬در این نگاه انسان‬ ‫تصریح قران کریم حق تعالی هر کس را که بخواهد هدایت‬ ‫هرچند همچنان به دنبال سود و بهره حداکثری است‬ ‫نماید شرح صدر عطا می کند‪ .‬حال با توضیحات ارائه شده‬ ‫ولی بهره را در حصر و محدودیت موقعیت های مادی‬ ‫معنای شرح صدر و ضرورت ان برای هدایت مشخص تر‬ ‫جستجو نمی کند بلکه به دنبال کمال بی حدی است‬ ‫می گردد‪ .‬بر این مبنا در حقیقت شرح صدر زمانی محقق‬ ‫که نسبت ان کمال بی حد با تمام این موقعیت های‬ ‫می شود که فرد درک نماید کماالت مطلوب او محصور‬ ‫محدود یکسان است زیرا ان کمال نامحدود احاطه ای‬ ‫در تعینات و موقعیت های مادی نیستند و در ساحتی‬ ‫سعی به تمام کماالت محدود دارد و تنها کافی است که‬ ‫فرا مادی به نحوی سعی و بدون محدودیت موجودند‬ ‫متوجه حضور احاطی و قیومی او در این کماالت محدود‬ ‫و درنتیجه با فراغ بال و اسودگی ذهن از محاسبه های‬ ‫شد‪ .‬انگاه در هر موقعیتی می توان از ان کمال نامحدود‬ ‫تنگ دنیوی‪ ،‬می تواند با انجام وظیفه خود در بستر بندگی‬ ‫بیشترین بهره را برد و دربند محدودیت موقعیت ها گرفتار‬ ‫حق تعالی به نهایی ترین مراتب رشد خویش دست یابد‬ ‫نیامد‪ .‬درک عمیق این حقیقت به ظاهر خشک فلسفی‬ ‫ً‬ ‫و طبیعتا چنین فردی نیز در بستر جامعه و یا سازمان‬ ‫رفتاری بسیار لطیف و عارفانه را در فرد پدید می اورد و‬ ‫می تواند بهترین نقش را ایفا نماید‪.‬‬ ‫درنتیجه دیگر دستیابی به کماالت و سود های بیشتر را‬ ‫پس روشن گردید که درک کلیت سعی حقایق‪ ،‬می تواند‬ ‫درگرو دستیابی به موقعیت های بهتر دنیوی نمی داند بلکه‬ ‫در رفتار انسان ها و ازجمله رفتار اجتماعی و سازمانی‬ ‫دستیابی به بیشترین بهره را در شرایطی مقدور می داند‬ ‫ان ها نقش بسیار مهمی ایفا نماید و تربیت اسالمی در‬ ‫که از پس حجاب محدودیت موقعیت های مختلف‬ ‫دستیابی به چنین درکی نقش محوری ایفا می نماید‬ ‫با ان کمال نامحدود مرتبط شود و درنتیجه در چنین‬ ‫و اعتبارات سازمانی نباید برخالف این نقش افرینی‪،‬‬ ‫حالتی با فروکش کردن انگیزه دنیوی رقابت‪ ،‬در وظیفه‬ ‫با تقویت رقابت های دنیوی این درک را از انسان ها‬ ‫محوری و انجام کاری که همان کمال نامحدود از او‬ ‫سلب کند و درک انان از کماالت را تنها محصور به‬ ‫طلب می نماید سرعت و سبقت می گیرد‪.‬‬ ‫موقعیت های اعتباری دنیوی نماید‪.‬‬ ‫در چنین حالتی اعضای جامعه و ســازمــان بدون‬ ‫حسادت ها‪ ،‬دشمنی ها و رقابت های استعداد سوز‬ ‫‪96‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دکتر مجتبی باباخانی‬ ‫پژوهشگر هسته مکتب امام؟هر؟ مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته دکتری رشته علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫امام خمینی موافق‬ ‫سلطنت شاه بود؟‬ ‫ایشان همچنین در تلگرافی که در پاسخ به تلگراف‬ ‫شاه ‪ 15‬ابان ‪ 1341‬به وی ارسال می دارند با لحنی ارام‬ ‫و دلسوزانه چنین می نویسند‪:‬‬ ‫تلگراف مبنى بر انکه اعلیحضرت بیش از هر کس در‬ ‫حفظ شعائر مذهبى کوشا هستند‪ ،‬و تلگراف این جانب‬ ‫را براى دولت ارسال داشتند‪ ،‬و توفیق این جانب را در‬ ‫ترویج مقررات اسالمى و هدایت عوام خواستار شدند‪،‬‬ ‫موجب تشکر گــردیــد‪ .‬البته ملت مسلمان ایــران از‬ ‫اعلیحضرت همین انتظار را دارند‪ .‬فرموده اعلیحضرت‬ ‫موافق است با انچه از پیغمبر اسالم؟ص؟ به ما رسیده‪:‬‬ ‫َ َ‬ ‫ا َذا َظ َه َر ِت الب َد ُع فى َّامتى َف ُلیظهر َ‬ ‫الع ِال ُم ِع َلم ُه؛ ف َمن لم‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫َ َ ََ َْ َ َ ُ ّ‬ ‫عنه ا َلل ِه‪ .‬البته شغل روحانى‪ ،‬ارشاد و‬ ‫یفعل‪ .‬فعلیهِ ل‬ ‫هدایت ملت است‪.‬‬ ‫برای این بود که شاید ادم بشود‪...‬‬ ‫‪97‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫بسم اهلل الرحمن الرحیم‬ ‫حضور مبارک اعلیحضرت همایونی‬ ‫پس از اهداء تحیت و دعا‪ ،‬به طور ی که در روزنامه ها‬ ‫منتشر است‪. ...‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫حضرت امام؟هر؟ در تلگرافی که مورخ ‪ 17‬مهر ‪1341‬‬ ‫پیرامون الیحه انجمن های ایالتی و والیتی به محمدرضا‬ ‫شاه نوشته اند‪ ،‬این گونه اغاز کرده اند‪:‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ً‬ ‫کــامــا رسمی و محترمانه‪،‬‬ ‫با مخاطب قــرار دادن شاه‬ ‫ب ــا عــن ــوان «اع ـل ـی ح ـضــرت‬ ‫همایونی»‪ ،‬مشروعیت وی‬ ‫را پذیرفته و این ادعای شاه‬ ‫که در حال «تالش برای حفظ‬ ‫شعائر دینی» است را می ستاید‬ ‫و تذکراتی پیرامون عملکرد دولت به شاه متذکر می شوند‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر‪ ،‬این گونه نبوده که حضرت امام؟هر؟‬ ‫از ابتدا به والیت فقیه و حکومت مجتهد در عرصه‬ ‫زعامت سیاسی و اجتماعی جامعه معتقد باشند‪ ،‬بلکه‬ ‫به مرورزمان بنا به مقتضیات و با به وجود امدن شرایط‬ ‫مناسب‪ ،‬عرصه را برای حکومت فقیه جامع الشرایط‬ ‫فراهم دیدند و ابتدا مسئله «والیت فقیه» را در دوران‬ ‫تبعید خویش ‪-‬در درس هــای سال ‪ 1348‬در حوزه‬ ‫علمیه نجف اشرف‪ -‬و سپس «والیت مطلقه فقیه»‬ ‫را در سال های پایانی عمر خویش مطرح کردند که در‬ ‫بازنگری قانون اساسی در سال ‪ 1368‬در این قانون‬ ‫نیز وارد شد‪.‬‬ ‫در پاسخ به این شبهه‪ ،‬ذکر چند نکته الزم به نظر می رسد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حضرت امام؟هر؟ در کتاب‬ ‫«کشف اسرار» پیرامون مواجهه‬ ‫علمای شیعه با سالطین و‬ ‫حا کمان چنین می نویسند‪:‬‬ ‫م ــا ذک ــر ک ــردی ــم ک ــه هیچ‬ ‫فقیهی تاکنون نگفته و در‬ ‫کتابی هم ننوشته که ما شاه‬ ‫هستیم یا سلطنت حق ما است‪ .‬اری همان طور که ما‬ ‫بیان کردیم‪ ،‬اگر سلطنتی و حکومتی تشکیل شود‪ ،‬هر‬ ‫خردمندی تصدیق می کند که خوب است و مطابق‬ ‫مصالح کشور و مردم است‪ ....‬این ها (فقهای شیعه)‬ ‫هم با این نیمه تشکیالت هیچ گاه مخالفت نکرده و‬ ‫اساس حکومت را نخواستند به هم بزنند و اگر گاهی‬ ‫هم با شخص سلطانی مخالفت کردند‪ ،‬مخالفت با‬ ‫همان شخص بوده از باب ان که بودن او را مخالف‬ ‫صالح کشور تشخیص دادند وگرنه‪ ،‬با اصل اساس‬ ‫سلطنت تا کنون از این طبقه مخالفتی ابــراز نشده‬ ‫[اســت]؛ بلکه بسیاری از علمای بــزرگ عالی مقام‪،‬‬ ‫در تشکیالت مملکتی با سالطین همراهی ها کردند؛‬ ‫مانند‪ :‬خواجه نصیرالدین و عالمه حلی و محقق ثانی‬ ‫و شیخ بهائی و محقق داماد و مجلسی و امثال ان ها‪.‬‬ ‫[‪ ]...‬مجتهدین همیشه خیر و صالح کشور را بیش از‬ ‫همه می خواهند‪.‬‬ ‫‪ -1‬نکته اول‪:‬‬ ‫امــام راحــل؟هر؟ خــود به شبهه «چــرایـ ِـی استفاده از‬ ‫خطابات محترمانه در مکاتباتشان با محمدرضا شاه»‬ ‫این گونه پاسخ داده اند‪:‬‬ ‫به کارگیری ادبیاتی این چنینی‪« ،‬اعلیحضرت همایونی»‬ ‫خطاب کردن شاه و اعالم «عدم مخالفت فقهای شیعه‬ ‫با سلطنت»‪ ،‬شائبه هایی را در اذهان ایجاد می نماید‬ ‫ازجمله اینکه‪:‬‬ ‫حضرت امام؟هر؟ در ابتدای مواجهه با رژیم پهلوی‪،‬‬ ‫حکومت شاه را به عنوان تنها سلطان شیعه دنیا قبول‬ ‫داشتند و به هیچ عنوان به دنبال سرنگونی ان نبودند؛‬ ‫ً‬ ‫بلکه صرفا به دنبال اصالح حکومت پهلوی و پیش گیری‬ ‫از اعمال خالف شرع ان بودند؛ لذا با به کار بردن ادبیاتی‬ ‫در مورد انچه در جواب تلگراف شاه امده است‪ ،‬باید‬ ‫توجه کنید که وظیفه دینی ما اقتضا می کند که در قدم‬ ‫اول‪ ،‬با زبان مالیم‪ ،‬با زبان پند و اندرز با افراد مواجه‬ ‫شویم؛ خواه شاه باشد یا شبان‪ .‬وظیفه علما در قدم‬ ‫اول‪ ،‬ارشاد است و در این وظیفه نباید میان انسان ها‬ ‫ازنظر مقام‪ ،‬موقعیت و منصب فرق بگذارند‪.‬‬ ‫‪98‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫در ابتدای نهضت امام؟هر؟‪ ،‬هنوز ماهیت‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪99‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫بنابراین وظیفه دیروز ما اقتضا‬ ‫وظیفه علما همان وظیفه محمدرضا پهلوی برای مردم اشکار نشده‬ ‫ً‬ ‫می کرد که در شروع کار با شاه‬ ‫انبیاست‪ .‬انبیای الهی بود و طبیعتا گام اول حرکت ایشان باید‬ ‫ان گونه برخورد کنیم که در ان‬ ‫امده اند تا دست انسان ها اگاه و همراه سازی مردم می بود‪.‬‬ ‫تلگراف امده است و امروز هم‬ ‫را بگیرند و ان ها را از لجنزار‬ ‫تکلیف ما این است که با او این گونه برخورد کنیم‬ ‫مادی و دنیوی نجات دهند‪ .‬این که می بینید خداوند‬ ‫َ ًَ ً‬ ‫ُ‬ ‫که می بینید و می خوانید (برگرفته از کتاب نهضت‬ ‫متعال به حضرت موسی می فرمایند‪« :‬و قولا له قولا لینا‬ ‫َ َّ َ َّ َ‬ ‫َ‬ ‫امام خمینی ؟هر؟‪ ،‬سید حمید روحانی‪ ،‬جلد اول‪،‬‬ ‫ل َعل ُه َی َتذک َر او َیخشی» برای این است که هدف‪ ،‬نجات‬ ‫صفحات ‪.)10-13‬‬ ‫انسان ها است و در این هدف مقدس‪ ،‬میان فرعون با‬ ‫دیگران تفاوتی نیست‪ .‬حضرت اباعبداهلل؟ع؟ در روز‬ ‫‪ -2‬نکته دوم‬ ‫عاشورا به حسب روایات تا اخرین مرحله از نصیحت اشرار‬ ‫دست نکشیدند‪ .‬چون در فکر هدایت انسان ها بودند‪.‬‬ ‫نکته دیگری که در تبیین نحوه اغاز مواجهه حضرت‬ ‫اسالم مکتب انسان سازی است‪ .‬انبیا و اولیا و به دنبال‬ ‫امام؟هر؟ با شاه باید موردتوجه قرار گیرد این است که‬ ‫انان علما‪ ،‬مسوولیت دارند در راه هدایت بشر بکوشند‬ ‫در ابتدای نهضت امام؟هر؟‪ ،‬هنوز ماهیت محمدرضا‬ ‫ً‬ ‫و تا انجا که راه هدایت و امید بازگشت گمراهان باشد‪،‬‬ ‫پهلوی برای مردم اشکار نشده بود و طبیعتا گام اول‬ ‫با ان ها با تندی‪ ،‬درشتی و خشونت برخورد نکنند‪ .‬من‬ ‫حرکت ایشان باید ا گاه و همراه سازی مردم می بود‪.‬‬ ‫اگر در اول امر‪ ،‬شاه را با زبان نصیحت مورد خطاب قرار‬ ‫حضرت امام؟هر؟ در تبیین وجهه محمدرضا میان‬ ‫دادم‪« ،‬برای این بود که شاید به راه بیاید و ادم بشود»‪،‬‬ ‫مردم در ان زمان می گویند‪:‬‬ ‫ً‬ ‫اما وقتی دیدم ّ‬ ‫تنبه پذیر نیست‪ ،‬احساس کردم که در‬ ‫محمدرضا سعی داشت «با سالوسی ابتدائا کارها را‬ ‫برابر او بایستم و تا انجا که برایم مقدور است‪ ،‬از اسالم‬ ‫انجام بدهد‪( .‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪ ،10‬ص ‪)2‬‬ ‫و استقالل کشور دفاع کنم‪.‬‬ ‫قران هم طبع می کرد‪ ،‬خدمت حضرت رضا هم می رفت‬ ‫اگر می بینید سیاست مداران جهان و پیروان فریب خورده‬ ‫و می ایستاد و برایش زیارت نامه هم می خواندند و نماز‬ ‫مکاتب غرب و شرق‪ ،‬تنها با زبان زور با مخالفین مواجه‬ ‫هم می خواند‪( .‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪،9‬ص‪)188‬‬ ‫می شوند‪ ،‬برای این است که زبان دیگری بلد نیستند‪ .‬در‬ ‫از این مسائل می خواست مردم را گول بزند و گاهی‬ ‫بشر قاصر‪ ،‬جز زورگویی‪،‬‬ ‫فکر‬ ‫هم یک دسته ای را گول می زد‪( .‬صحیفه امام‪،‬ج ‪،11‬‬ ‫ناقص ِ‬ ‫مکتب های ساخته ِ‬ ‫ِ‬ ‫قلدری و تخاصم راه دیگری نشان داده نمی شود و‬ ‫ص‪)455‬‬ ‫این در لسان قران از خصلت های اهل جهنم است‪.‬‬ ‫عــده ای را اغفال کرد و بعض اخوندهای بی خبر از‬ ‫عده ای هم ان طرف افتاده اند و می گویند اگر سیلی به‬ ‫مقاصد اسالمی هم مداح او بودند‪( .‬صحیفه امام‪،‬ج‪،21‬‬ ‫صورتتان زدند‪ ،‬ان طرف صورت را هم جلو بیاورید تا‬ ‫ص‪.)396‬‬ ‫بزنند و این فکر غلط و انحرافی را به بعضی از انبیاء اهلل‬ ‫در چنین شرایطی الزم بــود ســیــری تدریجی بــرای‬ ‫نعوذباهلل‪ -‬نسبت داده اند و از این راه عده زیادی را‬‫ا گاه سازی مــردم از ماهیت حقیقی شاه طی شود‪.‬‬ ‫اغفال و گمراه ساخته اند و این هم ازنظر اسالم مذموم‬ ‫لذا حضرت امام؟هر؟ در وهله اول‪ ،‬با توجه به اینکه‬ ‫است و اسالم انظالم را کمتر از ظلم نمی داند‪.‬‬ ‫حکومت تالش داشت اقداماتی که مورد اعتراض علما‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫در حالت اضطرار میان انچه فاسد به حساب‬ ‫می اید و انچه از ان فاسدتر (افسد) محسوب‬ ‫می شود‪ ،‬انسان عاقل‪ ،‬چیز فاسد را ترجیح‬ ‫می دهد‪.‬‬ ‫عقل عرفی قرار دارد‪ .‬بر این‬ ‫اســاس‪ ،‬در حالت اضطرار‬ ‫میان انچه فاسد به حساب‬ ‫می اید و انچه از ان فاسدتر (افسد) محسوب می شود‪،‬‬ ‫انسان عاقل‪ ،‬چیز فاسد را ترجیح می دهد‪ .‬بر اساس این‬ ‫قاعده‪ ،‬با توجه به انچه حضرت امام در چند پاراگراف‬ ‫قبل ذکر کرده اند‪ ،‬در شرایطی که زمینه برای به دست‬ ‫گرفتن حکومت توسط فقها وجود ندارد‪ ،‬وقتی ایشان‬ ‫مخیر می شوند بین اینکه از میان حکومت شاهی که‬ ‫الاقل در ظاهر‪ -‬ادعای تشیع دارد و خود را حامی دین‬‫و هواخواه دین داران معرفی می کند‪ ،‬با حکومت دیگری‬ ‫که شاید هیچ اعتقادی به وجود دین در جامعه نداشته‬ ‫باشد و یا شرایط هرج ومرج و بی حکومتی‪ ،‬دست به‬ ‫ً‬ ‫انتخاب بزنند‪ ،‬قطعا حکومت فاسد محمدرضا پهلوی‬ ‫را بر حکومت فاسدتر سلطانی «کافر» و «دین ستیز» یا‬ ‫شرایط مذموم «هرج ومرج» و «بی حاکمی» [‪ ]1‬ترجیح‬ ‫می دهند‪ .‬لذا در چنین شرایطی از یک سو تا زمانی که‬ ‫احتمال اصالح سلطنت پهلوی را می دهند‪ ،‬تمام‬ ‫تالش خویش را معطوف اصالح وضع موجود و متقاعد‬ ‫ساختن شاه جهت عمل به احکام الهی می نمایند و از‬ ‫سوی دیگر می کوشند تا مقدمات الزم جهت جایگزینی‬ ‫حکومتی مطلوب تر (حکومت فقهای شیعه) و ایجاد‬ ‫زمینه پذیرش مردمی ان را به فراهم سازند‪.‬‬ ‫قرارگرفته را متوجه عملکرد‬ ‫دولت سازد و شاه را از ان مبری‬ ‫جلوه دهد‪ ،‬از دولت نزد شاه‬ ‫شکایت کرده و خواستار دخالت وی در جلوگیری از‬ ‫اقدامات خالف اسالم توسط دولت شدند‪ .‬اما پس از‬ ‫ردوبدل شدن چند نامه و تلگراف‪ ،‬مشخص می شد‬ ‫که حتی اگر شاه از ابتدا از ماجرا بی خبر بوده باشد‪،‬‬ ‫اکنون نیز اراده ای برای مقابله با ان ندارد‪ ،‬لذا به تدریج‬ ‫خود شاه در معرض اتهام قرار می گرفته و مشخص‬ ‫می شد یا خود شاه پشت ماجرا بوده و دولت نقش‬ ‫مجری سیاست های شاه را دارد یا اینکه الاقل شاه‬ ‫عالقه و اراده ای برای جلوگیری از اقدامات دولت ندارد‪.‬‬ ‫بدین ترتیب پس از مدتی‪ ،‬با روشن شدن ماهیت‬ ‫حقیقی شاه برای مردم‪ ،‬حضرت امام؟هر؟ خطاب خود‬ ‫را از دولت‪ ،‬متوجه شخص شاه می کنند و با لحنی‬ ‫دادخواهانه و طلبکارانه با وی سخن می گویند‪ .‬نمود‬ ‫بارز این امر در القابی است که برای شاه به کار می گیرند‪،‬‬ ‫ایشان درحالی که تا پیش ازاین شاه را با القابی چون‬ ‫«اعلی حضرت همایونی» مورد خطاب قرار می دادند‪،‬‬ ‫با ا گاه و همراه شدن افکار عمومی و اتمام حجت با‬ ‫شاه‪ ،‬خطابشان به «اقای شاه» و «مردکه» و امثال ان‬ ‫تغییر یافت و شخص شاه به علت مخالفت با احکام‬ ‫اسالم مورد خطاب و عتاب قرار گرفت‪.‬‬ ‫‪ -3‬نکته سوم‬ ‫پی نوشت‬ ‫ْ‬ ‫ْ َ‬ ‫َ ُ َّ َّ‬ ‫ْ َ َ ّ َْ َ‬ ‫اج ٍر َی ْع َم ُل فِی ِا ْم َر ِتهِ ال ُم ْو ِم ُن َو َی ْس َت ْم ِت ُع ِف َیها الک ِاف ُر َو‬ ‫[‪ ]1‬لا بد ِللن ِاس ِمن ا ِم ٍیر ب ٍر او ف ِ‬ ‫ْ ُ ُ َْ‬ ‫ُ َ ّ ُ َّ ُ َ ْ َ َ َ َ ُ ْ َ ُ ْ َ ْ ُ َ ُ َ َ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫یب ِلغ الله ِفیها الاجل و یجمع ِبهِ الفی ء و یقاتل ِبهِ العدو و تامن ِبهِ السبل‪....‬؛ براى‬ ‫مردم حا کمى الزم است چه نیکوکار و چه بدکار‪ ،‬که مومن در عرصه حکومت‬ ‫ّ‬ ‫او به راه حقش ادامه دهد‪ ،‬و کافر بهره مند از زندگى گردد‪ ،‬و خدا هم روزگار‬ ‫مومن و کافر را در ان حکومت به سر ارد‪ ،‬و نیز به وسیله ان حا کم غنائم جمع‬ ‫گردد‪ ،‬و توسط او جنگ با دشمن سامان گیرد و راه ها به سبب او امن گردد‬ ‫(نهج البالغه‪ ،‬خطبه چهل)‪.‬‬ ‫در خصوص انچه به نقل از کتاب «کشف اسرار» از‬ ‫حضرت امام؟هر؟ اورده شد‪ ،‬مبنی بر اینکه فقها هیچ گاه‬ ‫با اساس سلطنت مخالفت نکرده اند باید گفت در‬ ‫فقه شیعه‪ ،‬قاعده ای تحت عنوان «دفع افسد به فاسد»‬ ‫ً‬ ‫وجود دارد که از مبنایی کامال عقالئی و موردپذیرش‬ ‫‪100‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪101‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫گویا برای برخی امام خمینی‪ ،‬امام دیروز است و‬ ‫راه امروز و فردای ما‪ ،‬ربطی به ارشاد دیروز ندارد‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫خمینی کجای زندگی‬ ‫ً‬ ‫ماست؟ دقیقا کجا؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫بی تردید‪ ،‬یکی از شخصیت های برجسته معاصر که‬ ‫نقش بی نظیری در تحوالت دنیای کنونی داشته اند‪ ،‬امام‬ ‫خمینی؟هر؟ است‪ .‬ایشان که در دوره نوزادی یتیمی‬ ‫را تجربه کرده و پس از همان دوران ظلم را چشیده و‬ ‫ظلم ستیز بار امده بودند‪ ،‬با ورود به حوزه علمیه قم و‬ ‫قرار گرفتن در مدار تربیت عارف بزرگ حضرت ایت اهلل‬ ‫شاه ابادی‪ ،‬به شاهراه کم نظیری برای فهم کامل‪ ،‬شامل‬ ‫و جامع از دین با خمیرمایه اخالق‪ ،‬عرفان‪ ،‬فقه‪ ،‬فلسفه‬ ‫و کالم دست یافتند و در همان عنفوان جوانی کتاب‬ ‫اربعون حدیثا را با ژرفای نگاه یک متاله دنیادیده به‬ ‫رشته تحریر دراوردند‪ .‬انگاه در مناسبات با حکومت و‬ ‫اجتماع‪ ،‬به رویکرد جدیدی در ارتباط سه گانه بین یک‬ ‫عالم و مرجع دینی‪ ،‬حاکمیت و حکمرانی سکوالر (و‬ ‫البته در مقاطعی ضد دین) و بدنه اجتماع و توده های‬ ‫مردم دست یافتند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫این الگو نهایتا به شکل گیری نهضت اسالمی و بعد‬ ‫ً‬ ‫پیروزی انقالب اسالمی و نهایتا تشکیل جمهوری‬ ‫اسالمی منجر شد‪ .‬ایشان در ده سال پایانی عمر شریف‬ ‫و پرثمر و حاصل خود‪ ،‬نمونه ای منحصربه فرد از حضور‬ ‫یک فقیه جامع الشرایط در راس یک حکومت در دوران‬ ‫غیبت را به منصه ظهور رساندند و تمام اجتهادات و‬ ‫استقصائات فقهی و فکری خود از جایگاه ولی فقیه‬ ‫در اداره حکومت اسالمی را به مدلی عملی و عینی‬ ‫تبدیل کردند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫برای برخی‪ ،‬امام‪ ،‬امام خوبی هاست و‬ ‫همین‪ .‬امام یادهاست و همین‪ .‬امام مهر‬ ‫و لطف است و همین‪ .‬در حقیقت برای‬ ‫ایشان‪ ،‬امام‪ ،‬امام دیروز است و راه امروز‬ ‫و فردای ما‪ ،‬ربطی به ارشاد دیروز ندارد‪.‬‬ ‫شریف ایشان‪ ،‬پر از گوهرهای درخشان است که در‬ ‫پیچیدگی مسیر و تعارض افکار و ارا‪ ،‬تا امروز روز هم‪،‬‬ ‫مرشد و راهبر است‪.‬‬ ‫اما باید دانست که برای برخی‪ ،‬امام‪ ،‬امام خوبی هاست‬ ‫و همین‪ .‬امام یادهاست و همین‪ .‬امام مهر و لطف‬ ‫است و همین‪ .‬در حقیقت برای ایشان‪ ،‬امام‪ ،‬امام‬ ‫دیروز است و راه امروز و فردای ما‪ ،‬ربطی به ارشاد دیروز‬ ‫ندارد و انگشت اشاره ها‪ ،‬دیگر ُبرد ندارد‪ .‬امام را فقط‬ ‫باید در ‪ 14‬خرداد بزرگ داشت و فاتحه خواند‪ .‬رجوع به‬ ‫امام را ارتجاع می دانند و سرمشق گرفتن از امام را غیر‬ ‫مطابق با اقتضائات زمانه‪ .‬هرچه می توانند برای امام‬ ‫صفت ردیف می کنند‪ ،‬اما چون به خلوت می روند ان‬ ‫کار دیگر می کنند‪ .‬امام را برای تایید خود می خواهند‬ ‫و نه برای تنویر راه و طریق؛ تا به انچه می کنند‪ ،‬مهر‬ ‫تصدیق بزنند!‬ ‫نه تنها کلیت اندیشه امام و منظومه جهان بینی ایشان‬ ‫را نمی فهمند و نفهمیده اند‪ ،‬بلکه جمالت قصار ایشان‬ ‫که پر از درس اموزی برای کودکان دبستانی نیز هست‬ ‫را‪ ،‬صم بکم عمی شده اند‪.‬‬ ‫انگار این امام نبود که می فرمود‪« :‬امریکا هیچ غلطی‬ ‫نمی تواند بکند»‪،‬‬ ‫انگار یادشان رفته که می گفت‪« :‬من یک موی کوخ نشینان‬ ‫را به کاخ نشینان نمی دهم‪ ،‬تازه اگر کاخ نشینان الیق‬ ‫مقایسه با کوخ نشینان باشند»‪،‬‬ ‫انگار فراموش شد که قرار نبود «انقالب به دست نااهالن‬ ‫و نامحرمان بیفتد»‪،‬‬ ‫این موضع و مقام را اگر به همه مقطع پرحادثه و پرمسئله‬ ‫دهه اول انقالب اضافه نمائیم‪ ،‬انگاه این امامت و رهبری‬ ‫ً‬ ‫جنبه ای کامال تالیفی و پر از نواور ی ها و پویایی های‬ ‫فقهی و مدیریتی (والیتی) داشت و به عنوان الگوی‬ ‫حکمرانی نونگر شیعه عرضه شد‪.‬‬ ‫در حقیقت‪ ،‬جدای از مسیری که امام در راه پیروزی‬ ‫انقالب‪ ،‬راهبری نمودند‪ ،‬در دوره حکومت داری نیز‬ ‫فقاهت و والیــت را در انــدازه هــای یک ولی و حا کم‬ ‫دینی‪ ،‬بــرای هدایت و حراست از مکتب‪ ،‬نظام و‬ ‫میهن ارائه کردند‪.‬‬ ‫حال در بهمن ‪ 96‬و در استانه ورود به چهل سالگی‬ ‫انقالب هستیم و حدود بیست ونه سال از رحلت ان‬ ‫یگانه دوران می گذرد‪ .‬سوال اینجاست‪ :‬امام کجای‬ ‫سیاست و تدبیر ماست؟ امام کجای افق و چشم انداز‬ ‫ماست؟ امام کجای اولویت و معیار ماست؟ و دریک‬ ‫ً‬ ‫کالم‪ ،‬امام کجای زندگی ماست؟ دقیقا کجا؟‬ ‫ان سال ها در دهه ‪ ،60‬امام به جز در ماه مبارک رمضان‪،‬‬ ‫روزهــای دوشنبه دیــدار و سخنرانی داشتند‪ .‬اقشار‬ ‫مختلف مــردم مخاطب حرف های ســاده اما پرمغز‬ ‫ً‬ ‫ایشان بودند و ایشان غالبا در بستر معارف دینی و‬ ‫اخالقی‪ ،‬مسائل معاصر را پاسخ می دادند و شبهه ها‬ ‫را رفع می کردند و طریق را رهنمون می شدند و به ارشاد‬ ‫و هدایت جامعه می پرداختند‪.‬‬ ‫در مقاطع مختلف‪ ،‬پیام ها و مکتوبات خاص داشتند‬ ‫که هر کدام مشعلی روشنگر و راه نما بود‪ .‬از پیام در‬ ‫فتنه های بزرگ اول انقالب گرفته تا منشور روحانیت و‬ ‫پیام برائت و بیانیه پذیرش قطعنامه و حتی وصیت نامه‬ ‫‪102‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫امــروز صــدای امــام بــرای بچه های ما هم‬ ‫غریبه است چه رسد به فکر و ذکرش‪ .‬امروز‬ ‫دفتر حفظ و نشر امام‪ ،‬مشغول حفظ و نشر‬ ‫خودش است‪ .‬امروز صداوسیمای ما از امام‬ ‫می ترسد‪ ،‬نکند صدای امام به کسی َبر بخورد‪.‬‬ ‫تــازه‪ ،‬این مشتی بود نمونه خــروار‪ .‬امــروز‪ ،‬امام نه تنها‬ ‫غایب از نظر که غایب از حضور «تدبیر» کارگزاران‬ ‫و «امید» به فرداهاست‪ .‬امــروز‪ ،‬امام گوشه نشین که‬ ‫‪103‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫این «من» را اگر انسان زیر پا گذاشت‪« ،‬او» شد‪ ،‬اصالح‬ ‫می کند همه چیز را‪ .‬گاهی علم توحید انسان را به جهنم‬ ‫می فرستد‪ ،‬گاهی علم عرفان انسان را به جهنم می فرستد‪.‬‬ ‫گاهی علم فقه‪ ،‬انسان را به جهنم می فرستد‪ .‬گاهی علم‬ ‫اخالق‪ ،‬انسان را به جهنم می فرستد‪ .‬با علم درست‬ ‫نمی شود‪ .‬تزکیه می خواهد‪ .‬علم توحید هم اگر برای غیر‬ ‫خدا باشد از حجب ظلمانی است‪ .‬خدا نکند انسان‬ ‫پیش از انکه خود را بسازد‪ ،‬جامعه به او روی اورد و در‬ ‫میان مردم نفوذ و شخصیتی پیدا کند‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫انگار حجابی ایجاد شده‬ ‫که فریاد‪« :‬اجازه نمی دهیم‬ ‫کسی در مقدرات مملکتمان‬ ‫دخالت کند» شنیده شود‪،‬‬ ‫انگار حوصله شنیدن اینکه‬ ‫«شما اگر از اول جلوی فساد‬ ‫را نگیرید‪ ،‬معلوم نیست که‬ ‫به وضع سابق منتهی نشود»‬ ‫را ندارند‪،‬‬ ‫انگار «تمام مفاسد روحانی و اخالقی و اعمالی‪ ،‬از حب‬ ‫دنیا و غفلت از حق تعالی و اخرت است» مخاطب‬ ‫دیگری دارد و متوجه ما نیست‪،‬‬ ‫انگار به گوششان «با زندگی اشرافی و مصرفی نمی توان‬ ‫ارزش های انسانی‪-‬اسالمی را حفظ کرد» نخورده است‪،‬‬ ‫ً‬ ‫و گویا اصال امام را با این معرفت نمی شناسند‪:‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫نه‪ ،‬پشت پرده های مستوری‬ ‫کسانی است که گنجشک را‬ ‫به اسم قناری رنگ می کنند‬ ‫و قصه های هزار و یک شب‬ ‫می بافند و بـه دور از اندیشه‬ ‫ان روح بلند و متعالی‪ ،‬برای‬ ‫خود حجت می بافند و توجیه‬ ‫می فروشند‪.‬‬ ‫امروز صدای امام برای بچه های ما هم غریبه است‬ ‫چه رسد به فکر و ذکرش‪ .‬امروز دفتر حفظ و نشر امام‪،‬‬ ‫مشغول حفظ و نشر خودش است‪ .‬امروز صداوسیمای‬ ‫ما از امام می ترسد‪ ،‬نکند صدای امام به کسی َبر بخورد‪.‬‬ ‫امروز‪ ،‬امام غایب از نظرهاست و فقط دلخوشیم به‬ ‫اینکه روح کالم و جان اندیشه اش را در راهبری و والیت‬ ‫خمینی دوران‪ ،‬خامنه ای عزیز می بینیم و می شنویم‬ ‫و می چشیم‪.‬‬ ‫دلخوشیم به اینکه ولی و قائدمان یک تنه‪ ،‬بار انتقال‬ ‫اندیشه و مرام امام را به دوش می کشند و بر قلب و‬ ‫جعل های تحریفی می تازند و می خروشند‪.‬‬ ‫و البته دلخوشیم به جوانان پا ک اندیشی که به دوراز‬ ‫همه هیاهوی اهل سیاست و تدبیر و به دوراز غوغای‬ ‫غوغاساالران‪ ،‬امام را با همه طهارت و پاکیزگی نفس‬ ‫و روح از درون می جویند و با روشنگری مرشد زمان‪،‬‬ ‫دلشان را به عظمتی که خمینی کبیر برایشان افرید‪،‬‬ ‫محکم و قرص و استوار می دارند و سخت باور دارند‬ ‫که خامنه ای‪ ،‬خمینی دیگر است‪. ...‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫چهل سالگی ان ـقــاب اســامــی در م ــاه ربـیــع ســال‬ ‫ج ــاری(‪ )1396‬تمام شــد! بهار چهل سالگی که در‬ ‫ظاهر با پایان زمستان داعش هم زمان بود‪ ،‬در باطن‬ ‫نیز با قطع ریشه های این شجره خبیثه مالزم و معاقب‬ ‫بود‪ .‬پیروزی انقالب اسالمی و شکوفایی جامعه والیی‬ ‫ایران اسالمی در ‪ 22‬بهمن ماه ‪ ،1357‬مصادف بود با‬ ‫یکشنبه‪ 13 ،‬ربیع االول ‪ 1399‬ه‪.‬ق و ‪ 13‬ربیع االول ‪1439‬‬ ‫ه‪.‬ق‪ ،‬مصادف با ‪ 11‬اذرماه ‪ ،1396‬چهل سالگی انقالب‬ ‫اسالمی بود‪ .‬به لحاظ شمسی نیز ‪ 22‬بهمن ماه سال‬ ‫جاری ورود انقالب اسالمی به چهل سالگی است و‬ ‫این شرایط‪ ،‬از منظر نگاه به فرایند رشد و کمال انقالب‬ ‫اســامــی قابل تحلیل اســت‪ .‬توضیح انکه انقالب‬ ‫ّ‬ ‫اسالمی ایران‪ ،‬که برامده از اتحاد حقیقی امام و ّامت‬ ‫در قیامی الهی است‪ ،‬باورها و ارزش ها و عمل جمعی‬ ‫و مشترکی را ایجاد کرده است که حقیقت ملکوتی‬ ‫انقالب اسالمی است و ّامت انقالبی ایران به رهبری‬ ‫مقام عظمای والیــت‪ ،‬حضرت امام خمینی؟هر؟ و‬ ‫جانشین ایشان حضرت ایت اهلل خامنه ای ّمتحد با‬ ‫این حقیقت ملکوتی و معنوی شده اند‪ .‬به این جهت‬ ‫است که ّامــت انقالبی ایــران و در حقیقت انقالب‬ ‫اسالمی ایران‪ ،‬دارای حیات و تکامل و فرازوفرود و دارای‬ ‫ابتالئات و ّ‬ ‫سنت هایی است‪ .‬این موجود زنده اکنون‬ ‫در استانه بلوغ چهل سالگی قرار دارد‪ .‬ازانجاکه به حکم‬ ‫ُ َُ َ‬ ‫عرف الاشیاء باضد ِادها» یکی از راه های شناخت هر‬ ‫«ت‬ ‫چیزی‪ ،‬شناخت اضداد و معارضان ان است‪ ،‬یکی‬ ‫از راه هــای شناخت مراحل تکامل انقالب اسالمی‬ ‫نیز تحلیل نسبت ان با بدیل های معارض و مقابل‬ ‫انقالب اسالمی است‪ .‬در این سطور تالش خواهیم‬ ‫کرد به تبیین تکامل انقالب اسالمی در چهل سالگی‬ ‫ان با توجه به بدیل های انقالب اسالمی در چهار دهه‬ ‫تقابل دشمنان با ان بپردازیم‪.‬‬ ‫بلو غ چه ـ ـل ساله‬ ‫انقالب اس ـ ـ ـ ــالمی‬ ‫در کش ـ ـ ـ ـ ـ ــاکش با‬ ‫انقالبی های بدلی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫علی جعفری هرستانی‬ ‫پژوهشگر هسته عالمه پژوهی و هسته مکتب امام؟هر؟ مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری رشته علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫انقالب اسالمی در چهل سالگی به تثبیتی در عقالنیت‬ ‫می رسد که تا پیش از ان چنین مرتبه ای نداشته است‪.‬‬ ‫ابتالئات انقالب اسالمی در این دوران چهل ساله‬ ‫ّ‬ ‫همه و همه لوازم این رشد و بلوغ تلقی می شود‪.‬‬ ‫‪104‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ -2‬حیات حقیقی و‬ ‫تکاملی انقالب اسالمی‬ ‫حضرت امام؟هر؟ می فرمایند‪« :‬در سایه‬ ‫وحــدت نفوس و اتـحــاد همم و الفت و‬ ‫ّ‬ ‫اخوت و صداقت قلبى و صفاى باطنى و‬ ‫ظاهرى‪ ،‬افراد جامعه به طوری شوند که‬ ‫نوع بنی ادم تشکیل یک شخص دهند‪،‬‬ ‫و جمعیت به منزله یک شخص باشد و‬ ‫افراد به منزله اعضا و اجزاء ان باشد‪»...،‬‬ ‫شهید مطهری نیز می فرماید‪:‬‬ ‫در سایه وحدت نفوس و اتحاد همم و الفت و ّ‬ ‫اخوت‬ ‫به همین دلیل است که قران براى «امت»ها (و به تبع‬ ‫ان جامعه ها) سرنوشت مشترک‪ ،‬نامه عمل مشترک‪،‬‬ ‫و صــداقــت قلبى و صفاى باطنى و ظــاهــرى‪ ،‬افــراد‬ ‫‪ -3‬مطهری‪ ،‬مرتضی‪ ،‬مجموعه اثار ج‪(2‬جامعه و تاریخ)‪ ،‬ص ‪.340‬‬ ‫‪ -4‬مطهری‪ ،‬مرتضی‪ ،‬مجموعه اثار ج‪(2‬جامعه و تاریخ)‪ ،‬ص ‪.334‬‬ ‫‪ -1‬مطهری‪ ،‬مرتضی‪ ،‬مجموعه اثار ج‪(2‬جامعه و تاریخ)‪ ،‬ص ‪.347‬‬ ‫‪ -2‬در تفسیر المیزان در ذیل ایه ‪ 200‬سوره مبارکه ال عمران می فرمایند‬ ‫‪105‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫رابطه حقیقى که بین فرد و جامعه وجود دارد‪ ،‬خواه ناخواه‬ ‫ّ‬ ‫کینونتى(موجودیت) دیگر منجر مى شود‪،‬‬ ‫به وجود و‬ ‫کینونتى در مجتمع و مطابق قوت و ضعف و وسعت و‬ ‫ضیقى که افراد در وجودشان و قوایشان در خواصشان و‬ ‫اثارشان دارند‪ ،‬و درنتیجه غیر از وجود تک تک افراد که‬ ‫ً‬ ‫فرضا ده میلیون نفرند یک وجودى دیگر پیدا مى شود‬ ‫بنام مجتمع و غیر از اثار و خواصى که تک تک افراد‬ ‫دارند خواص و اثارى دیگر و از همه قوى تر پیدا مى شود‪،‬‬ ‫‪2‬‬ ‫بنام اثار جامعه‪.‬‬ ‫بر این اساس‪ ،‬احکام و اوصاف انسانی به جامعه ّ‬ ‫تسری‬ ‫ً‬ ‫می یابد‪ .‬در این نگاه‪ ،‬تحلیل انسان واره از جامعه‪ ،‬صرفا یک‬ ‫تشبیه استعاری نیست! بلکه خبر از ارتباط حقیقی میان‬ ‫فرد و جامعه می دهد که در صورت پذیرش ان‪ ،‬همان گونه‬ ‫که موت و اجل به جامعه نسبت داده می شود‪ ،‬سایر‬ ‫احکام تکامل انسانی نیز برای جامعه قابل بحث است‪.‬‬ ‫این مبنا در اندیشه امام خمینی؟هر؟ و مقام معظم‬ ‫ً‬ ‫رهبری صراحتا پذیرفته و تایید شده است‪ .‬حضرت‬ ‫امام؟هر؟ می فرمایند‪:‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫چراکه‬ ‫اگر جامعه اى داراى روح واحد و‬ ‫تفکر اجتماعى واحد شد حکم‬ ‫یک فرد انسان را پیدا مى کند و‬ ‫افــرادش همانند قوا و اعضاى‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫انسان مى گردند که ذاتا و فعال در شخصیت انسان‬ ‫مستهلک مى باشند و لذت و دردشان عین لذت و‬ ‫درد انسان است و سعادت و شقاوتشان عین سعادت‬ ‫‪4‬‬ ‫و شقاوت انسان است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تحلیل جامعه شناسانه از‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬باید مانند‬ ‫خـ ــود ان ــق ــاب‪ ،‬بــرخــاســتــه‬ ‫از امــوزه هــای اســامــی(نــوع‬ ‫نگاه اســامــی بــه ّامـت هــا و‬ ‫جوامع) باشد! در اموزه های‬ ‫اســامــی ازجمله در ایــات‬ ‫ق ـ ـ ــران و روای ـ ـ ـ ـ ــات‪ ،‬بـ ــرای‬ ‫ّامت ها و جوامع‪ ،‬واقعیت‬ ‫و حقیقتی فراتر از تک تک‬ ‫افراد ان شناسایی شده است‪.‬‬ ‫«قران کریم تصریح مى کند که‬ ‫امت ها و جامعه ها ازان جهت‬ ‫ً‬ ‫که امت و جامعه اند (نه صرفا‬ ‫افراد جامعه ها)‪ ،‬سنت ها و‬ ‫قانون ها و اعتالها و انحطاط ها بر طبق ان سنت ها‬ ‫و قانون ها دارند‪ .‬سرنوشت مشترک داشتن به معنى‬ ‫سنت داشتن جامعه است‪ 1».‬به بیان عالمه طباطبایی‪:‬‬ ‫فهم و شعور‪ ،‬عمل‪ ،‬طاعت و‬ ‫عصیان قــائــل اســت ‪ .‬بدیهى‬ ‫است که «امت» اگر وجود عینى‬ ‫نداشته باشد‪ ،‬سرنوشت و فهم و‬ ‫شعور و طاعت و عصیان معنى‬ ‫ندارد‪ .‬این ها دلیل است که قران‬ ‫به نوعی حیات قائل است که‬ ‫حیات جمعى و اجتماعى است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫حیات جمعى صرفا یک تشبیه‬ ‫و تمثیل نیست‪ ،‬یک حقیقت‬ ‫است‪ ،‬همچنان که مرگ جمعى‬ ‫‪3‬‬ ‫نیز یک حقیقت است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫جامعه به طوری شوند که می توان جامعه را به مثابه موجود زنده ای‬ ‫مانند موت و حیات و کمال‬ ‫نــوع بنی ادم تشکیل یک در نظر گرفت که احکام و خصوصیات‬ ‫و بلوغ و ابتال ئات بــرای ان‬ ‫شخص دهند‪ ،‬و جمعیت انسانی مانند موت و حیات و کمال و بلوغ‬ ‫قــابــل فــرض اس ــت‪ .‬یکی از‬ ‫به منزله یک شخص باشد و و ابتالئات برای ان قابل فرض است‪ .‬یکی از‬ ‫این احکام‪ ،‬رسیدن انسان‬ ‫افراد به منزله اعضا و اجزاء این احکام‪ ،‬رسیدن انسان به بلوغ و کمالی‬ ‫به بلوغ و کمالی است که در‬ ‫چهل سالگی رخ می دهد‪ .‬این‬ ‫ان باشد‪ ،‬و تمام کوشش ها است که در چهل سالگی رخ می دهد‪.‬‬ ‫و سعى ها حول یک مقصد‬ ‫نکته در مسئله بلوغ عقالنی‬ ‫بزرگ الهى و یک مهم عظیم عقلى‪ ،‬که صالح جمعیت‬ ‫انسان پس از گذشت چهل سال از عمر او در دنیا به‬ ‫و فرد است‪ ،‬چرخ زند‪ .‬و اگر چنین ّ‬ ‫مودت و ّ‬ ‫اخوتى در‬ ‫موضوع در‬ ‫اشاره‬ ‫چشم می خورد؛ و خداوند در‬ ‫به این َ َ َْ‬ ‫َ‬ ‫قران کریم می فرماید؛ «حتی ا َذا َب َل َغ ا ُش َّد ُه َو َبلغ ار َب ِع َ‬ ‫بین یک نوع یا یک طایفه پیدا شد‪ ،‬غلبه کنند بر تمام‬ ‫ین‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫ًََ َ َ‬ ‫ب َا ْوز ْعنى َا ْن َا ْش ُک َر ن ْع َم َت َ‬ ‫َ‬ ‫‪1‬‬ ‫ک َّالتى ا ْن َع ْم َت َ ع َل ّیَ‬ ‫ّ‬ ‫طوایف و مللى که بر این طریقه نباشند‪.‬‬ ‫ِ َ َ ُ َِ‬ ‫س َنه قال َر َ ِ َ ْ ِ َْ‬ ‫ْ‬ ‫ً‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫مقام معظم رهبری با استناد به المیزان به پذیرش این‬ ‫و على وا ِلــدى و ان اعمل ص ِالحا ترضئه و اص ِلح ِلى ِفى‬ ‫ُ ّ َّ ّ ُ ْ ُ َ ْ َ َ ّ َ ْ‬ ‫ُ‬ ‫‪3‬‬ ‫ْ‬ ‫مبنا تصریح می نمایند و می فرمایند‪:‬‬ ‫نى ِمن المس ِل ِمین » هنگامی که‬ ‫نى تبت ِالیک و ِا ‬ ‫ذ ِری ِتى ِ ا ‬ ‫عالمه طباطبائی؟وضر؟‪ ...‬می فرمایند که جوامع بشری‪،‬‬ ‫انسان به مرحله رشد و شکوفایی تام رسید و چهل‬ ‫جامعه ی کشور‪ ،‬یک جامعه ی خاص یک محدوده‪،‬‬ ‫سال بر او تمام شد می گوید؛ پروردگارا‪ ،‬طریق شکر و‬ ‫یک هویت مستقلی دارد‪ ،‬یک هویت وحدانی دارد غیر‬ ‫سپاس نعمت های خودت را بر من و پدر و مادرم به‬ ‫نگاه‬ ‫از هویت افراد؛ یعنی جامعه ی یک کشور با یک‬ ‫من الهام فرما! و طریق انجام عمل صالح که مورد رضا‬ ‫ّ‬ ‫مثل یک انسان واحد است؛ همچنان که در انسان‬ ‫و تحسین تو باشد را به من بیاموز! و در میان ّذر یه من‬ ‫واحد یک عضو ممکن است عملی انجام بدهد که‬ ‫صالح و سداد را استوار فرما! بدرستیکه من به تو روی‬ ‫ّ‬ ‫بقیه ی اعضا را درگیر کند‪ ،‬در جامعه هم همین جور‬ ‫اوردم و تسلیم خواست و اراده تو گشتم‪ ».‬در این ایه‬ ‫است‪ ،‬یک عضو ممکن است کاری بکند که همه را‬ ‫شریفه بلوغ انسان را به مرتبه رشد عقلی و ِقوام نفس در‬ ‫ّ‬ ‫تدبیر و رعایت مصالح و مفاسد در ّ‬ ‫درگیر بکند‪ .‬حوادثی برای جامعه پیش می اید‪ ،‬عده ای‬ ‫سن چهل سالگی‬ ‫بی گناه اند در ان حادثه؛ [پس ] چطور می شود گفت که‬ ‫می شمرد‪ .‬و پس از این انسان از تجربیات و اندوخته‬ ‫َ َ َ‬ ‫فس َ‬ ‫صاب َ‬ ‫«ما َا َ‬ ‫ک»‪ ،‬ایشان می فرمایند‬ ‫ک ِمن َس ِّیئ ٍه ف ِمن ن ِ‬ ‫گذشته برای استکمال روح و طی طریق سعادت و‬ ‫َ َ‬ ‫فس َ‬ ‫ک»‬ ‫نه‪ ،‬همین درست است‪ ،‬همین جا هم «ف ِمن ن ِ‬ ‫صالح بهره می گیرد‪ ،‬نه انکه به سعه و ظرفیت عقالنی‬ ‫ْ‬ ‫س یک موجود وسیعی به نام جامعه‬ ‫او اضافه گردد‪.‬‬ ‫است‪ ،‬منتها نف ِ‬ ‫‪2‬‬ ‫است که یک جزئی از او گناهی کرده‪.‬‬ ‫و لهذا در «خصال» صدوق از امام صادق؟ع؟ روایت‬ ‫می کند که فرمودند‪:‬‬ ‫َ َ ً‬ ‫ّ َ َ َ ُ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫‪ -3‬خصوصیت چهل سالگی در‬ ‫َ‬ ‫امره ما بینه و بین اربعین سنه؛‬ ‫بد لفی ف ْس َحهٍ ِمن‬ ‫ان الع‬ ‫ِ‬ ‫َّ َ َ َ َ‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫تکامل انسان و جامعه‬ ‫ُ َّ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ َ‬ ‫فاذا بلغ اربعین سنه اوحی اهلل عز وجل الی ملئک ِته‪ :‬انی‬ ‫مرا َف َغ ّلظا و َش ّددا و َت َح َّفظا و ُ‬ ‫ُ‬ ‫ََ ُ َ‬ ‫اکتبا‬ ‫ِ‬ ‫قد ع ّمرت عبدی ع ً ِ‬ ‫َ َُ َ َُ َ‬ ‫ک َ‬ ‫َعلیهِ َق َ‬ ‫بیره!» بنده تا‬ ‫لیل َع َم ِله و کثیره و صغیره و‬ ‫با پذیرش مبنای فوق‪ ،‬می توان جامعه را به مثابه موجود‬ ‫زنده ای در نظر گرفت که احکام و خصوصیات انسانی‬ ‫‪ -1‬امام خمینی؟هر؟‪ ،‬شرح چهل حدیث‪ ،‬ص ‪309‬‬ ‫‪ -2‬مقام معظم رهبری‪ 95/3/25 ،‬در دیدار ماه مبارک رمضان با مسئوالن نظام‬ ‫‪ -3‬سوره االحقاف (‪ )46‬ذیل ایه ‪15‬‬ ‫‪106‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫سـ ّـن چهل سالگی مــورد‬ ‫عفو و مغفرت پــروردگــار‬ ‫است؛ و زمانی که به این‬ ‫ّ‬ ‫سن رسید خدای متعال‬ ‫‪ -5‬شناخت تکامل انقالب اسالمی از‬ ‫طریق شناخت گام های تقابل با ان‬ ‫ُ َُ َ‬ ‫شی َاء ب َا َ‬ ‫الا َ‬ ‫ضد ِاد َها» یکی از راه های فهم‬ ‫گفته اند‪« ،‬تعرف‬ ‫ِ‬ ‫ّ‬ ‫مراحل رشد انقالب اسالمی‪ ،‬توجه به بدیل ساز ی هایی‬ ‫است که توسط جریان طاغوت و استکبار جهانی‬ ‫ّ‬ ‫که ظهور تمدنی والیت شیطان است‪ ،‬برای مقابله با‬ ‫انقالب اسالمی رخ داده است‪.‬‬ ‫‪ -1-5‬راهبرد ّاول؛ مقابله اشکار برای‬ ‫‪ -4‬چهار دهه تقابل و دشمنی با انقالب اسالمی‬ ‫با پذیرش ّ‬ ‫تسری احکام فرد بر جامعه که بحث استداللی‬ ‫در مورد ان مجال تفصیلی و تخصصی تری می طلبد‪ ،‬اما‬ ‫استنادات ان در بیان امام‪ ،‬مقام معظم رهبری‪ ،‬عالمه‬ ‫طباطبایی و شهید مطهری در ابتدای بحث ذکر شد‪،‬‬ ‫می توان از بلوغ جوامع و ّامت ها در چهل سالگی سخن‬ ‫گفت‪ .‬انقالب اسالمی در چهل سالگی به تثبیتی در‬ ‫عقالنیت می رسد که تا پیش از ان چنین مرتبه ای‬ ‫نداشته است‪ .‬ابتالئات انقالب اسالمی در این دوران‬ ‫ّ‬ ‫چهل ساله همه و همه لــوازم این رشد و بلوغ تلقی‬ ‫می شود‪ .‬بحران های داخلی اغاز انقالب‪ ،‬جریان ترورها‬ ‫و جنگ طلبی های داخلی توسط منافقین و چریک های‬ ‫فدایی خلق‪ ،‬بحران های قومی و تجزیه طلبی ها در‬ ‫ترکمن صحرا‪ ،‬سیستان و بلوچستان‪ ،‬خوزستان و‬ ‫کردستان‪ ،‬جنگ تحمیلی هشت ساله‪ ،‬تهاجم فرهنگی و‬ ‫گرفت‪ .‬جنگ های داخلی تجزیه طلبانه در کردستان‪،‬‬ ‫ترکمن صحرا‪ ،‬خــوزسـتــان و‪ ،...‬کــودتــاهــای نظامی‬ ‫ً‬ ‫سازمان دهی شده مانند کودتای نوژه و نهایتا جنگ‬ ‫هشت ساله تحمیلی عراق و ّمتحدانش علیه انقالب‬ ‫ایــران‪ ،‬همه در ده ساله ّاول پس از پیروزی انقالب‬ ‫اسالمی و رهبری امام خمینی؟هر؟ در این دهه رخ‬ ‫داد ّاما درایت و رهبری امام خمینی؟هر؟ و روح الهی‬ ‫ایشان و اراده ّامت انقالبی ایران همه این تهدیدها را‬ ‫با شکست مواجه ساخت‪.‬‬ ‫‪ -2-5‬راهبرد ّ‬ ‫دوم؛ مقابله نرم برای‬ ‫انحراف انقالب اسالمی‬ ‫با شروع تهاجم فرهنگی از دهه ّدوم انقالب از طریق‬ ‫استحاله درونــی(پــروژه جنگ نــرم و نفوذ و ‪ )...‬که‬ ‫‪ -1‬خصال صدوق‪( ،‬ابواب االربعین و مافوقه) حدیث ‪ ، 24‬ص ‪545‬‬ ‫‪107‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سرنگونی انقالب اسالمی‬ ‫این راهبرد در دهه ّاول انقالب اسالمی موردتوجه قرار‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫به دو ملک رقیب و عتید‬ ‫ّ‬ ‫که موکل بر اعمال و کردار‬ ‫او هستند وحی می فرستد‪:‬‬ ‫من به تحقیق به بنده ام‬ ‫عمر کافی جهت کسب معرفت و بلوغ عقلی عنایت‬ ‫کردم‪ ،‬از این پس دیگر او در کردار و اعمالش رها و ازاد‬ ‫نیست‪ ،‬بر او سخت گیرید و هر انچه از او سر می زند‬ ‫ً‬ ‫کم یا بسیار دقیقا ثبت و ضبط نمایید! نظیر این روایت‬ ‫نیز در «خصال» از امام صادق؟ع؟ امده است‪...« :‬اذا‬ ‫َ َ ً‬ ‫ََ‬ ‫نه َفقد َب َل َغ ُم ُ‬ ‫نتهاه‪ 1».‬زمانی که بنده به ّ‬ ‫سن‬ ‫َبلغ اربعین س‬ ‫چهل سالگی می رسد عقل او به نهایت درجه قدرت و‬ ‫سعه و ادراک می رسد‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ناتوی فرهنگی‪ ،‬پروژه استحاله‬ ‫نظام و جریان فتنه ‪ ،88‬پروژه‬ ‫جنگ نرم و نفوذ و‪ ...‬همه و‬ ‫همه نمونه هایی از ابتالئات‬ ‫ان ـقــاب اســامــی اســت که‬ ‫همه و همه در تدبیر الهی‬ ‫برای رشد و تعالی ّامت امام‬ ‫خمینی؟هر؟ تــا رســیــدن به‬ ‫بلوغ چهل سالگی فهم می شود‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫به دنبال تغییر در عملکرد‪ ،‬ارائــه اســام ســازش کــار یا به تعبیر امام‬ ‫جایگزین کردن ان به جای‬ ‫اهداف و ارمان های جمهوری خمینی؟هر؟‪ ،‬اسالم امریکایی در مقابل‬ ‫انقالب اسالمی و کاستن از‬ ‫اسالمی و درواقع خالی کردن با اســام نــاب‪ ،‬اولین مرحله ایــن بدیل‬ ‫اثر انقالب‪ .‬این بدیل سازی‬ ‫جمهوری اسالمی از حقیقت سازی علیه انقالب اسالمی بوده است‪.‬‬ ‫مرحله به مرحله با پیشرفت‬ ‫انقالب اسالمی پیچیده تر و‬ ‫ان یعنی انقالب اسالمی بوده‬ ‫متکامل تر شده است؛ همان گونه که مکاید شیطان در‬ ‫است‪ .‬تالش برای اینکه مسئوالن جمهوری اسالمی و‬ ‫مقابله با فرد الهی و در مسیر سعادت‪ ،‬به میزان تامل و‬ ‫مردم! از ارمان های امام و انقالب فاصله گرفته و روح‬ ‫ّ‬ ‫قوت او شدیدتر و قوی تر می شود‪ .‬لذا یکی از راه های فهم‬ ‫جمهوری اسالمی را از کالبد و قالب ان جدا نمایند‪.‬‬ ‫‪ -3-5‬راهبرد ّ‬ ‫مراحل تکامل انسان‪ ،‬نوع مکاید و خطوات شیطانی‬ ‫سوم؛ مقابله بیرونی از طریق‬ ‫است که در مقابله با او به کار گرفته می شود‪ .‬در عرصه‬ ‫بدیل سازی برای انقالب اسالمی‬ ‫اجتماعی نیز‪ ،‬مکاید اجتماعی ولیده های شیطان‪،‬‬ ‫این بدیل سازی‪ ،‬هم زمان با توسعه انقالب اسالمی‬ ‫نشان دهنده میزان تکامل جریان حق است و این در‬ ‫در سطح بیرونی در جهان اسالم و در مقابل جریان‬ ‫طول حیات انقالب اسالمی بهترین دستمایه برای‬ ‫استکبار شکل گرفته است‪ .‬به این معنا که سطح‬ ‫ّ‬ ‫تحلیل تکامل انقالب اسالمی در این چهل سال است‪.‬‬ ‫تکامل و توسعه انقالب اسالمی‪ ،‬و برد موثر ان‪ ،‬موردتوجه‬ ‫‪ -1-6‬گام ّاول؛ ارائه اسالم بدلی(اسالم سازش کار)‬ ‫جریان شیطانی استکبار جهانی بوده و در هر مرحله‬ ‫تالش نموده است‪ ،‬بدیل انقالب اسالمی را ارائه نماید‪.‬‬ ‫ارائه اسالم سازش کار یا به تعبیر امام خمینی؟هر؟‪،‬‬ ‫اسالم امریکایی در مقابل با اسالم ناب‪ ،‬اولین مرحله‬ ‫این بدیل سازی علیه انقالب اسالمی بوده است‪ .‬با‬ ‫پیروزی انقالب اسالمی‪ ،‬ایده و تز سکوالریسم غرب که‬ ‫شعار جدایی دین از سیاست را سر می داد‪ ،‬به چالش‬ ‫کشیده شد و موجی از دین گرایی و اسالم گرایی در جهان‬ ‫شکل گرفت‪ .‬مقابله با اسالم جامع و انقالبی ارائه شده‬ ‫در انقالب اسالمی از راه ارائه نمونه توخالی و مشابه ان‬ ‫توسط شیطان بزرگ امکان پذیر بود و همین شیطنت‬ ‫منجر به تقویت اسالم بدیلی گردید که حضرت امام؟هر؟‬ ‫تحت عنوان اسالم امریکایی و اسالم ابوسفیانی از‬ ‫ان یاد کردند‪ .‬این جریان در‬ ‫طــول تاریخ به عنوان بدیل‬ ‫اسالم حقیقی شکل گرفت‬ ‫و در دوران معاصر توسط‬ ‫دشــم ـنــان اسـ ــام حقیقی‬ ‫حمایت و تقویت شد‪ .‬اسالم‬ ‫امریکایی اس ــام س ــازش و‬ ‫‪ -6‬شناخت تکامل چهل سالگی انقالب‬ ‫اسالمی از طریق شناخت انقالب های بدلی‪:‬‬ ‫یکی از مکاید شیطان در عرصه فردی زینت دادن‬ ‫اعمال‪ ،‬اخالق و اعتقادات است‪ 1.‬این زینت با تهی‬ ‫کردن ظواهر دین از حقیقت و باطن ان و جلوه دادن‬ ‫ان برای دین داران است‪ .‬حفظ پوسته و ظاهری که‬ ‫هیچ حقیقتی از دین را در خود ندارد و نمی تواند انسان‬ ‫و جامعه را به سعادت برساند‪ .‬این کید شیطان‪ ،‬در‬ ‫عرصه اجتماعی هم توسط استکبار جهانی و امریکا‬ ‫کــه به حق در ادبـیــات امــام‬ ‫راحل شیطان بزرگ خوانده‬ ‫شد‪ ،‬علیه انقالب اسالمی‬ ‫بــه کــار گرفته شــده اســت؛‬ ‫شکل گیری انقالبی های بدلی‬ ‫و بدیل انقالب اسالمی برای‬ ‫‪ -1‬سوره انفال‪ ،‬ایه ‪48‬‬ ‫‪108‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪109‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اسـ ــام مــرفــهــیــن بـ ـ ـی درد و جریان دولت اسالمی عراق و شام یا همان‬ ‫انــقــاب اســامــی در سطح‬ ‫طرفدار مستکبرین بود‪ .‬پس شجره خبیثه داعش که با ظاهر مقابله‬ ‫حکومتی و به ثمر نشستن‬ ‫از موج اسالم گرایی‪ ،‬گرایش با حکومت های موجود برای تشکیل یک‬ ‫صـ ـ ــدور ان ـ ـقـ ــاب اس ــام ــی‬ ‫به تشیع نیز از رهاوردهای حکومت اسالمی و انقالبی شکل گرفت و‬ ‫موردتوجه دشمنان قرار گرفت‪.‬‬ ‫با شروع الگو گیری کشورهای‬ ‫انقالب اسالمی بود لذا این اعالم تشکیل خالف اسالمی نمود! بدیل‬ ‫اسالمی از انقالب اسالمی برای‬ ‫جریان مقابله‪ ،‬بدیل شیعی حکومتی انقالب اسالمی تلقی می شود‪.‬‬ ‫سرنگون کردن حکومت های‬ ‫نیز داشت که در بیان مقام‬ ‫ّ‬ ‫جائر منطقه و تشکیل حکومت اسالمی در جریان‬ ‫معظم رهبری تحت عنوان تشیع انگلیسی معرفی‬ ‫بیداری اسالمی این راهبرد جریان شیطانی استکبار‬ ‫گردید‪ .‬که درواقع ولیده همان اسالم امریکایی با ظاهر‬ ‫جهانی اتفاق افتاد‪ .‬گام سوم بدیل ســازی انقالب‬ ‫شیعی است‪.‬‬ ‫‪ -2-6‬گام ّ‬ ‫اسالمی در مرحله حکومتی بود‪ ،‬که نطفه ان در رحم‬ ‫دوم؛ ارائه جنبش انقالبی‬ ‫ّ‬ ‫بیداری اسالمی گذاشته شد و ولیده ان تا حد زیادی هم‬ ‫بدلی(سلفی گری افراطی)‬ ‫توانست جریان بیداری اسالمی را به حاشیه بکشاند‪.‬‬ ‫پس از کارگر نیفتادن اسالم امریکایی و گرایش عمومی‬ ‫جریان دولت اسالمی عراق و شام یا همان شجره خبیثه‬ ‫جامعه اسالمی به اسالم غیر سازش کار بود که تحت‬ ‫داعش که با ظاهر مقابله با حکومت های موجود برای‬ ‫عنوان طالبانیسم و القاعده توسط دشمنان انقالب‬ ‫تشکیل یک حکومت اسالمی و انقالبی شکل گرفت‬ ‫اسالمی طراحی گردید‪.‬‬ ‫و اعالم تشکیل خالف اسالمی نمود! بدیل حکومتی‬ ‫با الگوگیری جنبش های اجتماعی و انقالبی از انقالب‬ ‫انقالب اسالمی تلقی می شود‪.‬‬ ‫اسالمی مانند حزب اهلل لبنان‪ ،‬برای ّ‬ ‫مشوه کردن این‬ ‫مقابله انقالب اسالمی با داعش عالوه بر اینکه موجب‬ ‫جنبش های متاثر از انـقــاب اســامــی‪ ،‬تــاش شد‬ ‫ّ‬ ‫نابودی شجره خبیثه داعش گردید‪ ،‬مشخص کننده‬ ‫جنبش های بدیل به ظاهر اسالمی و انقالبی خالی از‬ ‫تمایز حکومت منبعث از انقالب اسالمی از بدیل‬ ‫روح ایمان و حقیقت اسالم ناب‪ ،‬تشکیل شود و به جهان‬ ‫شیطانی خویش و گامی اساسی در ارائه تصویر حکومتی‬ ‫معرفی گردد تا انقالبی گری اسالمی عدل تروریسم و‬ ‫انقالب اسالمی به جهان بود‪ .‬از دستاوردهای انقالب‬ ‫خشونت بین المللی شناخته شود‪ .‬جریان های اجتماعی‬ ‫اسالمی در مقابله با داعش‪ ،‬تشکیل جبهه انقالب‬ ‫و سیاسی که به ظاهر اسم اسالم را یدک می کشیدند و‬ ‫اسالمی تحت فرماندهی والیت فقیه در سطح منطقه ای‬ ‫انقالبی و مجاهد بودن را ویژگی خود می دانستند‪ .‬اما‬ ‫و تشکیل جبهه ای فراملیتی بود(از مجاهدان عراقی‪،‬‬ ‫تفکر ظاهرگرایی و سلفی گری افراطی بر ان ها حا کم‬ ‫سوری‪ ،‬ایرانی‪ ،‬افغانستانی‪،‬‬ ‫بود‪ .‬این جریان بیش از یک‬ ‫پا کستانی و ‪ ،)...‬اتحادی‬ ‫دهــه جهان اســام را درگیر‬ ‫چندملیتی و انقالبی در میان‬ ‫خود کرد‪.‬‬ ‫کـشــورهــای ایـ ــران‪ ،‬ســور یــه و‬ ‫ّ‬ ‫‪ -3-6‬گام سوم؛ ارائه‬ ‫عــراق و مجاهدان انقالبی‬ ‫حکومت انقالبی بدلی‬ ‫حزب اهلل لبنان و مجاهدان‬ ‫ارائه حکومت بدلی انقالب‬ ‫یمن و بحرین و درنــوردیــده‬ ‫اسالمی پس از اشاعه ایده‬ ‫شــدن مــرزهــای جغرافیایی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫تا بیست وپنج سال اینده از‬ ‫سوی ایشان نوید داده شده‬ ‫است‪ 2.‬رهبر معظم انقالب‪،‬‬ ‫در ماه های اخیر با اشاره به‬ ‫چهل سالگی انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫و با اشاره به حدود چهل سال‬ ‫توطئه و فشار و تحریم از جانب‬ ‫امریکا و صهیونیسم بر ضد نظام اسالمی‪ ،‬می فرمایند‪:‬‬ ‫توسط انقالب اسالمی‪ ،‬که‬ ‫در صـ ــدور ان ــق ــاب گــامــی‬ ‫اساسی تلقی می شود‪ .‬این‬ ‫حرکت را می توان بازگشت‬ ‫جریان بــیــداری اسالمی به‬ ‫مسیر اصـلــی ان دانـســت و‬ ‫همه این ها نشان دهنده ورود‬ ‫والیت‪ ،‬عقالنیت و تدبیر انقالب اسالمی با محوریت‬ ‫والیت فقیه و جریان انقالبی در سطح تدبیر جهانی در‬ ‫مسیر شکل گیری ّامت واحده اسالمی است‪ .‬و این‬ ‫همان تدبیر و عقالنیتی است که در بلوغ چهل سالگی‬ ‫انقالب اسالمی رخ داده است و نشان دهنده شکل گیری‬ ‫گام های اولیه در حرکت به سوی تمدن نوین اسالمی‬ ‫ّ‬ ‫اســت‪ .‬تمدنی که می تواند نویدبخش انتظار ّامت‬ ‫اسالمی برای تشکیل حکومت جهانی مهدوی و تمدن‬ ‫ارمانی اسالمی باشد‪.‬‬ ‫‪ -4-6‬گام چهارم ارائه نمونه ّ‬ ‫تمدن گرای بدلی‬ ‫باوجود همه ی این فشارها‪ ،‬جمهوری اسالمی ایران به‬ ‫لطف خداوند‪ ،‬پیشرفت های شگرفی داشته و با کمال‬ ‫قدرت و قوت در مقابل جبهه ی استکبار ایستاده است‬ ‫و با صراحت اعالم می کنیم جمهوری اسالمی ایران‬ ‫در هرجایی که برای مقابله با کفر و استکبار‪ ،‬نیاز به‬ ‫حضور باشد‪ ،‬کمک خواهد کرد و در بیان این موضوع‬ ‫مالحظه ی هیچ کس را نمی کنیم‪.‬‬ ‫این شاخص ها‪ ،‬درواقــع‪ ،‬بیان بلوغ و قـ ّـوت انقالب‬ ‫اسالمی در پایان چهل سالگی ان اســت‪ .‬در همین‬ ‫بیانات‪ ،‬به عنوان گام بعدی پس از نابودی داعش‪،‬‬ ‫مسئله نابودی اسرائیل‪ ،‬در محور ّ‬ ‫توجهات ایشان‬ ‫قرارگرفته است‪ .‬رهبر انقالب اسالمی‪ ،‬در مهم ترین‬ ‫دیدار خود بالفاصله پس از رسانه ای شدن خبر پایان‬ ‫عمر خالفت جعلی داعش‪ ،‬موضوع فلسطین را مسئله ی‬ ‫اول دنیای اسالم خواندند و افزودند‪:‬‬ ‫در این مسیر وحدت اسالمی در مقابل اسرائیل و حرکت‬ ‫به سوی محو و نابودی این رژیم جعلی‪ ،‬استراتژی انقالب‬ ‫اسالمی در گام پس از نابودی داعش است‪ .‬از یکسو‬ ‫ّ‬ ‫این مسئله از سوی رهبر معظم انقالب‪ ،‬کلید رمزالود‬ ‫َفرج و مقدمه ظهور معرفی شده است ایشان با اشاره‬ ‫به شکست تالش چند ده ساله ی امریکا‪ ،‬انگلیس و‬ ‫صهیونیست ها برای پاک کردن نام فلسطین از نقشه ی‬ ‫جهان افزودند؛ «قضیه ی فلسطین کلید رمزالود گشوده‬ ‫شدن درهای فرج به روی امت اسالمی است و همه ی‬ ‫دنیای اسالم باید مسئله ی فلسطین را مسئله ی خود‬ ‫بدانند تا در سایه ی تحقق وعده های الهی‪ ،‬فلسطین‬ ‫به ملت فلسطین برگردد و دولت واحد فلسطینی به‬ ‫انتخاب همه ی فلسطینیان سراسر کشور خود را اداره‬ ‫کند»‪ 1‬از طرفی در سال ‪ 1394‬نابودی قریب الوقوع اسرائیل‬ ‫کلید غلبه بر دشمنان اسالم‪ ،‬مسئله ی فلسطین است‬ ‫زیرا جبهه ی کفر و استکبار و صهیونیسم با غصب‬ ‫کشور اسالمی فلسطین‪ ،‬ان را به پایگاهی برای ایجاد‬ ‫اخالل در امنیت کشورهای منطقه تبدیل کرده اند و‬ ‫باید با غده ی سرطانی اسرائیل مقابله کرد‪.‬‬ ‫حضرت ایـت اهلل خامنه ای‪ ،‬هدف اصلی دشمنان‬ ‫از اختالف افکنی و نــزاع میان مسلمانان را‪ ،‬ایجاد‬ ‫‪ -2‬رژیم صهیونیستی ‪ ۲۵‬سال اینده را نخواهد دید‪ ».‬مقام معظم رهبری‪94/6/18 ،‬‬ ‫این جمله ی حضرت ایت اهلل خامنه ای به عنوان مهم ترین و به یادماندنی ترین‬ ‫جمله ی رهبر انقالب اسالمی در سال ‪ ۹۴‬از نگاه مردم انتخاب شد‪.‬‬ ‫‪http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=32622‬‬ ‫‪http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=1371 -1‬‬ ‫‪110‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=38292 -1‬‬ ‫‪111‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -2‬در سال های اخیر این تطبیق و تویت از سوی این جریان ها‪ ،‬بارها انجام گرفته‬ ‫است‪ .‬البته این مسئله غیر از احتمال نزدیکی ظهوری است که از سوی علما و اسالم‬ ‫شناسان حقیقی طرح می شود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫حاشیه ی امــن بــرای رژ یــم صهیونیستی برشمرده و‬ ‫می فرمایند‪« :‬امیدواریم روزی فرا برسد که مردم فلسطین‬ ‫مالک سرزمین خود شوند و ان روز‪ ،‬روز جشن و عید‬ ‫دنیای اســام خواهد بــود»‪ 1.‬روشــن است که در این‬ ‫مسیر‪ ،‬جبهه بندی جدیدی در محور مقاومت‪ ،‬در‬ ‫مقابل اسرائیل و حامیان ان در حال ترسیم است‪،‬‬ ‫جبهه بندی کــه از ان به عنوان محور مقاومت یاد‬ ‫می شود و سطح منطقه ای و جهانی انقالب اسالمی‬ ‫در حرکت به سوی ّامت واحده است‪ .‬در مقابل این‬ ‫جریان‪ ،‬جبهه اسالم امریکایی با شاخص حمایت از‬ ‫اسرائیل و صهیونیسم به عنوان جریان بدیل منطقه ای‬ ‫اسالمی به خوبی قابل تشخیص است‪ .‬البته روشن‬ ‫است که این تحلیل‪ ،‬استراتژی جمهوری اسالمی‬ ‫در مقدمه سازی برای ظهور است و نه پیشگویی و‬ ‫تعیین وقت برای ان‪ّ .‬اما تحلیلی استراتژیک که افق‬ ‫حرکت انقالب اسالمی به سوی وحدت ّامت اسالم‬ ‫با محور رویارویی با اسرائیل و نابودی ان را به عنوان‬ ‫کلید دست یابی به ظهور ارائه می نماید‪.‬‬ ‫این تحلیل‪ ،‬با فهم دقیق ظرفیت های انقالب اسالمی‬ ‫در بلوغ چهل سالگی ان‪ ،‬در دوران پسا داعش! و تحلیل‬ ‫کیفیت ورود انقالب اسالمی در تقابل با داعــش و‬ ‫ویژگی های این نبرد در خاک سوریه و عراق قابل فهم‬ ‫است‪ .‬ظرفیت هایی که در تطبیق با جامعه اسالمی‬ ‫مقدمه ساز ظهور‪ ،‬به نظر می رسد می تواند زمینه ساز و‬ ‫نویدبخش نزدیکی ظهور امام عصر؟جع؟ بوده و گام‬ ‫دیگری در فرایند رشد جامعه اسالمی به سوی مرحله‬ ‫نهایی تلقی شود‪ .‬در این مرحله‪ ،‬اینده جهان اسالم‬ ‫به نظر می رسد عالوه بر اینکه درگیر تهدیدهای مستمر‬ ‫گذشته است‪ ،‬وارد مرحله جدیدی از بدیل سازی‬ ‫انقالب اسالمی خواهد شد که از جنس بدیل تمدنی‬ ‫و ّامت گرای اسالمی است‪ .‬بدیلی که ادعای جهان‬ ‫اسالم‪ ،‬منهای انقالب اسالمی و والیت فقیه داشته باشد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫در این زمینه به نظر می رسد‪ ،‬جریان اسالم امریکایی و‬ ‫تشیع انگلیسی و جنبش های اجتماعی زاییده ان ها و‬ ‫همچنین حکومت های دست نشانده این جریان که‬ ‫همچنان در صف مقابل انقالب اسالمی در جبهه‬ ‫استکبار حضور دارند‪ ،‬و با محوریت عربستان سعودی‬ ‫و جبهه عربی وابسته به امریکا در منطقه شکل گرفته‬ ‫است‪ ،‬و قطب بندی دوگانه اینده در منطقه کشورهای‬ ‫اسالمی را روشن تر از قبل خواهد کرد‪ .‬دوگانه ای که‬ ‫المحاله به روشــن شــدن بیش ازپیش تقابل جریان‬ ‫منطقه ای جبهه مقاومت و جبهه اســام امریکایی‬ ‫ّ‬ ‫می انجامد و نابودی اسرائیل‪ ،‬فروپاشی حلقه اتصال‬ ‫این جریان بدیل مبتنی بر اسالم امریکایی خواهد بود‪.‬‬ ‫در حــوزه درون گفتمانی شیعی نیز از ظرفیت های‬ ‫مهدویت گرای بالقوه و امکان ظهور جریان های بدلی‬ ‫ّ‬ ‫مدعی مهدویت و زمینه سازی ظهور در شیعه نباید‬ ‫غفلت نمود‪ .‬جریان هایی که تحرکات اولیه خود را‬ ‫ً‬ ‫خصوصا در ایران‪ ،‬عراق و سوریه اغاز نموده اند و در‬ ‫حال جذب و گسترش شبکه اجتماعی خود هستند‪ .‬و‬ ‫مقابله با این جریان‪ ،‬لزوم اهتمام به فرهنگ مهدویت و‬ ‫انتظار سازنده ظهور در مقابل جریان های بدیل و انحرافی‬ ‫را در مسیر حرکت انقالب اسالمی ضروری می سازد‪.‬‬ ‫شاخص های اصلی این جریان های مدعی مهدویت‬ ‫عبارت اند از‪:‬‬ ‫‪ -1‬تطبیق قطعی تحوالت منطقه ای و‪ ...‬با عال ئم‬ ‫ظـهــور؛ ا گــرچــه باید بــا شناخت صحیح عال ئم‬ ‫قطعی ظهور‪ ،‬همیشه امادگی الزم را برای تحقق‬ ‫این امر در جامعه فراهم نمود‪ّ ،‬اما همواره یکی از‬ ‫افات بحث از عالئم ظهور تطبیق قطعی حوادث‬ ‫با این نشانه ها است که در تاریخ شیعه منجر به‬ ‫‪2‬‬ ‫شکل گیری برخی ادعاهای وهمی شده است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -2‬ادعای خودبسندگی در فهم روایات و قران و بی نیازی‬ ‫از اجتهاد و مرجعیت؛ یکی از راهکارهای این‬ ‫جریان های مدعی‪ ،‬فاصله انداختن میان مردم‬ ‫و علما و مجتهدین در فهم دین است چراکه‬ ‫تشکیک در اجتهاد و مرجعیت زمینه را برای‬ ‫ّ‬ ‫تمسک به روایات ضعیف و یا متشابه و ‪ ...‬فراهم‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -3‬ادعای رابطه و نیابت مستقیم با امام زمان؟جع؟ و‬ ‫ماموریت برای مقدمه سازی؛ یکی از شاخصه های‬ ‫این جریان های مدعی‪ ،‬ادعای ارتباط مستقیم با‬ ‫امام زمان است‪.‬‬ ‫‪ -4‬عبور از والیت فقیه و نفی لزوم تبعیت از والیت با‬ ‫ادعای رابطه مستقیم با امام زمان؟جع؟ (شبیه‬ ‫به نــواب خــاص دوره غیبت صغرا با عناوینی‬ ‫مانند ظهور صغرا و‪)...‬؛ ادعای ارتباط مستقیم‬ ‫ً‬ ‫با امام زمان‪ ،‬دقیقا ادعایی برای نفی والیت فقیه‬ ‫و نیابت عــام فقها در عصر غیبت اســت‪ .‬این‬ ‫درحالی است که راهبرد اساسی ائمه برای دوران‬ ‫غیبت‪ ،‬مرجعیت فقها و والیت و نیابت عام فقها‬ ‫در تشکیل حکومت و اداره جامعه برای شکل گیری‬ ‫مقدمات ظهور است‪.‬‬ ‫‪ -5‬بازطراحی بدیلی از مهدویت و انتظار ظهور با‬ ‫شاخص های شبیه انقالب اسالمی ازجمله ادعای‬ ‫مقابله با استکبار و امریکا و‪ ...‬در عین مقابله با‬ ‫‪2‬‬ ‫جریان انقالب اسالمی‬ ‫می نماید‪ .‬درحالی که با دالیل قطعی و محکم‬ ‫عقلی‪ ،‬فهم روایات و استخراج احکام اسالمی از‬ ‫ان نیازمند اجتهاد و ّ‬ ‫تخصص دینی است‪ .‬استناد‬ ‫به یک روایت به طور مستقل به هیچ وجه حجت‬ ‫شرعی بــرای عمل نیست و فهم روایــات باید با‬ ‫قواعد خاص در اثبات صحت سند و متن روایت‬ ‫و همچنین در نسبت با سایر ایات و روایات انجام‬ ‫گیرد که این کار نیازمند ّقوه اجتهاد و استنباط‬ ‫دینی است‪ .‬بسیاری از جریان های انحرافی در‬ ‫تاریخ اسالم ناشی از بدفهمی و کج فهمی ایات‬ ‫و روایات بوده است‪ .‬از نگاه حضرت امام؟هر؟‬ ‫بدون شک جریانی که اجتهاد صحیح دینی را نفی‬ ‫می نماید یا تالش می کند جایگاه روحانیت اصیل‬ ‫شیعه و علمای دین را در فهم دین حذف نماید‪،‬‬ ‫جریانی استعماری و انگلیسی است‪ّ .‬‬ ‫تمسک به‬ ‫ّ‬ ‫روایات «کل رایه» که به نفی قیام با ادعای امامت‬ ‫و مهدویت قبل از قیام حضرت حجت؟جع؟‬ ‫می پردازد به عنوان دلیل نفی حکومت اسالمی‬ ‫در زمان غیبت‪ ،‬که از سوی جریان های مدعی‬ ‫مهدویت مانند انجمن حجتیه مورد استناد قرار‬ ‫می گرفت‪ ،‬از نمونه های این فهم غلط از روایت‬ ‫‪1‬‬ ‫است‪.‬‬ ‫نداشته باشید‪ ،‬حکومت مال ما‪ ،‬شما هم بروید توى مسجدهایتان بایستید نماز‬ ‫َ‬ ‫بخوانید! چه کار دارید به این کارهاینهایى که مى گویند هر َ علمى بلند بشود و هر‬ ‫حکومتى‪ ،‬خیال کردند که هر حکومتى باشد این برخالف انتظار فرج است‪ .‬این ها‬ ‫نمى فهمند چى دارند مى گویند‪ .‬این ها تزریق کرده اند بهشان که این حرف ها را‬ ‫بزنند‪ .‬نمى دانند دارند چى چى مى گویند‪ .‬حکومت نبودن‪ ،‬یعنى اینکه همه مردم‬ ‫به جان هم بریزند‪ ،‬بکشند هم را‪ ،‬بزنند هم را‪ ،‬از بین ببرند‪ ،‬برخالف نص ایات الهى‬ ‫رفتار بکنند‪ .‬ما ا گر فرض مى کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند‪ ،‬همه‬ ‫را به دیوار مى زدیم؛ براى اینکه خالف ایات قران است‪ .‬ا گر هر روایتى بیاید که نهى‬ ‫از منکر را بگوید نباید کرد‪ ،‬این را باید به دیوار زد‪ .‬این گونه روایت قابل عمل نیست‬ ‫و این نفهم ها نمى دانند چى مى گویند‪،‬هر حکومتى باشد حکومت [باطل] است!‬ ‫بلکه شنیدم بعضى از اشخاص گفته اند که خب با این وضعى که هست‪ ،‬االن در‬ ‫ایران هست‪ ،‬دیگر ما نباید تهذیب اخالق بکنیم؛ دیگر غلط است این حرف ها!‬ ‫ً‬ ‫چیزى نیست دیگر حاال‪ .‬حتما باید استاد اخالق در یک محیطى باشد که همه مردم‬ ‫فاسدند‪ ،‬شراب خانه ها همه بازند و ‪-‬عرض مى کنم که‪ -‬جاهاى فساد همه بازند!‬ ‫ا گر یک جایى باشد که خوب باشد‪ ،‬انجا دیگر تهذیب اخالق الزم نیست‪ ،‬نمى شود‪،‬‬ ‫باطل است! این ها یک چیزهایی است که ا گر دست سیاست در کار نبود‪ ،‬ابلهانه‬ ‫بود‪ ،‬لکن ان ها مى فهمند دارند جی مى کنند‪ .‬ان ها مى خواهند ما را کنار بزنند‪.‬‬ ‫‪ -2‬نمونه این جریان های انحرافی‪ ،‬جریان احمد الحسن است که مدعی است‬ ‫سید یمانی است‪ .‬برای اطالعات بیشتر ر‪.‬ک‪ :‬به ره افسانه‪ ،‬نوشته حجت االسالم‬ ‫محمد شهبازیان‪ ،‬انتشارات مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم‪ .‬فایل کتاب‬ ‫در لینک زیر منتشر شده است‪:‬‬ ‫‪http://ahmadalhasan.blogfa.com/category/4‬‬ ‫‪ -1‬اما مسئله این است که دست سیاست در کار بوده؛ همان طور که تزریق کرده‬ ‫بودند به ملت ها‪ ،‬به مسلمین‪ ،‬به دیگر اقشار جمعیت های دنیا که سیاست کار‬ ‫شماها نیست؛ بروید سراغ کار خودتان و ان چیزى که مربوط به سیاست است‪،‬‬ ‫بدهید به دست امپراتورها‪ .‬خب‪ ،‬ان ها از خدا مى خواستند که مردم غافل بشوند‬ ‫ت و به دست ظلمه‪ ،‬دست امریکا‪ ،‬دست شوروى‪،‬‬ ‫و سیاست را بدهند دست حکوم ‬ ‫دست امثال این ها و ان هایی که اذناب این ها هستند و این ها همه چیز ما را ببرند‪،‬‬ ‫همه چیز مسلمان ها را ببرند‪ ،‬همه چیز مستضعفان را ببرند و ما بنشینیم بگوییم‬ ‫که نباید حکومت باشد‪ ،‬این یک حرف ابلهانه است‪ ،‬منتها چون دست سیاست در‬ ‫کار بوده‪ ،‬این اشخاص غافل را‪ ،‬این ها را بازى دادند و گفتند شما کاری به سیاست‬ ‫‪112‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مقدمه‬ ‫حسن سعدابادی‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت جهادی مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد رشته مدیریت صنعتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫الف) مسئله‬ ‫چرا «خـ ـ ـ ـ ــدا»‬ ‫خرمشهر را ازاد کرد؟‬ ‫برای درک این مسئله‪ ،‬نگاهی مجدد به شرایط عملیات‬ ‫الی بیت المقدس ضروری است‪:‬‬ ‫‪ -1‬در این عملیات کمتر از ‪ 150‬گردان در چهار قرارگاه‬ ‫عملیاتی برای مقابله با ‪ 200‬گردان دشمن سازماندهی‬ ‫شدند‪.‬‬ ‫‪ -2‬مرحله اول عملیات که از دهم اردیبهشت شروع‬ ‫شد و حدود شش روز طول کشید‪ .‬نیروهای ایرانی‬ ‫بخشی از جاده اهواز ـ خرمشهر را بازپس گرفتند ولی‬ ‫خرمشهر ازاد نشد‪.‬‬ ‫‪ -3‬مرحله دوم عملیات‪ ،‬بالفاصله از روز شانزدهم‬ ‫اردیبهشت شروع شد و به مدت ‪ 4‬روز طول کشید‪.‬‬ ‫مناطقی از محدوده منطقه پاسگاه زید تا شمال شلمچه‪،‬‬ ‫کوشک و طالئیه ازاد شد ولی خرمشهر ازاد نشد‪.‬‬ ‫در نبرد با باطل تا کجا باید پیش برویم تا نصرت‬ ‫الهی نازل شود و اسباب غیرمادی به کمک بیایند؟‬ ‫‪113‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ب) بررسی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫چه می شود که علیرغم تمام محاسبات مادی و وجود‬ ‫غیرممکن ها‪ ،‬خدا خرمشهر را ازاد می کند؟‬ ‫این سوال ازاین جهت مهم است که نبردهای اتی ما از‬ ‫جنس «نبرد خرمشهرها» [‪ ]1‬است و ازاد کردن خرمشهرها‬ ‫کار خداست؛ حاال ما در نبرد خرمشهرها چگونه باید‬ ‫عمل کنیم تا در نقطه نهایی‪ ،‬خدا خرمشهر را ازاد کند؟‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫می گویند خرمشهر را خدا ازاد کرد؛ اما چرا؟ چرا خرمشهر‬ ‫را «خدا» ازاد کرد؟ چرا نمی گویند خدا امداد کرد تا در‬ ‫ً‬ ‫خرمشهر پیروز شویم؟ واقعا در عملیات بیت المقدس‬ ‫چه اتفاقاتی افتاده است؟‬ ‫برای خودم جالب بود وقتی اولین بار صوت مکالمه‬ ‫بی سیم شهید بزرگوار حاج احمد کاظمی را با اقا رشید‬ ‫(سردار غالمعلی رشید) شنیدم؛ ان وقت بود که بیشتر‬ ‫معنی این جمله را فهمیدم که چرا می گویند خرمشهر‬ ‫را خدا ازاد کرد‪...‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اخالص و صداقت در َمجموعه وجود داشته َباشد‬ ‫‪-2‬‬ ‫َ ْ َ َ ْ َ‬ ‫َ ْ َ‬ ‫ََّ َ ّ‬ ‫که‪« :‬فل َما َرای ا َلل ُه ِص ْدق َنا ان َزل ِب َع ُد ّ ِونا الک ْبت َو ان َزل‬ ‫َ َ ْ َ َّ‬ ‫الن ْص َر»‪( .‬نهج البالغه‪ ،‬خطبه ‪)۵۶‬‬ ‫علینا‬ ‫‪ -4‬مرحله سوم عملیات روز ‪ 20‬اردیبهشت و با هدف‬ ‫پیشروی به سمت خرمشهر اغاز شد‪ ،‬ولی توفیق رفیق‬ ‫نبود و علی رغم تالش های بی امان ده روز اخیر‪ ،‬بازهم‬ ‫خرمشهر ازاد نشد‪.‬‬ ‫‪ 20 -5‬روز عملیات در شرایط بسیار سخت در کنار‬ ‫ضدحمله های شدید صدامی ها‪ ،‬جان نیروهای ایرانی‬ ‫گرفته بود؛ حدود ‪ 5000‬شهید و بیش از ‪ 15000‬مجروح‬ ‫سازمان تیپ ها و لشکرهای مختلف را به هم ریخته‬ ‫بود‪]2[ .‬‬ ‫‪ -6‬اکثر فرماندهان‪ ،‬خواستار توقف عملیات و بازسازی‬ ‫یگان ها بودند ولی حسن باقری می گفت که ما تا خرمشهر‬ ‫ً‬ ‫را ازاد نکنیم از اینجا نخواهیم رفت‪« :‬کجا برویم‪ ،‬اصال‬ ‫روی برگشت داریم؟ مردم که بیابان نمی خواهند‪ ،‬ان ها‬ ‫خرمشهر را می خواهند‪ ...‬خداوند کمی ما را تحت فشار‬ ‫قرار می دهد اما خرمشهر را به مردم بازمی گرداند‪».‬‬ ‫ً‬ ‫‪ -7‬علی رغم همه مشکالت‪ ،‬نیروهای باقیمانده مجددا‬ ‫سازماندهی شدند و روز اول خــرداد به خط دفاعی‬ ‫عراق در نهر خین حمله کردند‪ .‬پس از دو روز درگیری‪،‬‬ ‫با شکستن خط دفاعی عراق‪ ،‬محاصره خرمشهر در‬ ‫قسمت خا کی در حال کامل شدن بود‪.‬‬ ‫‪ -8‬صبح روز سوم خرداد و علیرغم تصمیم قرارگاه مبنی‬ ‫توقف عملیات برای بازسازی یگان ها‪ ،‬خبر عجیب‬ ‫و غیرمنتظره ورود لشکریان ‪ 8‬نجف؛ نیروهای حاج‬ ‫احمد کاظمی و بعدازان لشکر ‪ 14‬امام حسین؟ع؟؛‬ ‫نیروهای حاج حسین خــرازی به خرمشهر و تسلیم‬ ‫شــدن عجیب تر و غریب تر عراقی ها در بی سیم ها‬ ‫طنین انداز می شود‪ .‬همه باور می کنند که خرمشهر‬ ‫را خدا ازاد کرد؛ همان جمله ای که احمد کاظمی در‬ ‫بی سیم تکرار می کند‪]3[ ...‬‬ ‫‪ -3‬نهایت توان و طاقت‪ ،‬به کار گرفته شود‪.‬‬ ‫‪ -4‬اما بخش محوری و مهم داستان خرمشهر در ایه‬ ‫َ َ‬ ‫َ َ‬ ‫َ ً‬ ‫َ‬ ‫الطر َیق َل َا ْس َق ْی َن ُ‬ ‫اه ْم َم ًاء غ َدقا»‬ ‫َ«و ا ْن ل ِو ْاس َتق ُاموا َعلى ّ ِ هِ‬ ‫(جن‪ )16/‬نهفته است‪ .‬تفسیر این ایه را در این کالم‬ ‫امام خامنه ای به خوبی می توان جستجو کرد‪ .‬ایشان در‬ ‫کتاب طرح کلی اندیشه اسالمی‪ ،‬نقلی دارند از یکی از‬ ‫بزرگان تاریخ معاصر [ص ‪]463‬؛ نقلی که با مضامین‬ ‫ً‬ ‫ایات قرانی کامال منطبق است‪:‬‬ ‫ان وقتی که می توانید مبارزه کنید‪ ،‬وقتی دیدید که‬ ‫دارید شکست می خورید باز هم مبارزه کنید تا برسید‬ ‫ً‬ ‫به ان لحظه ای که دیگر یقین می کنید که هان حتما‬ ‫شکست خواهید خورد‪ ،‬باز هم مبارزه کنید‪ .‬وقتی در‬ ‫ً‬ ‫ان لحظه ای که یقین دارید حتما شکست می خورید‬ ‫باز به تالش و کوشش و مبارزه خود ادامه دهید‪ ،‬ان وقت‬ ‫ً‬ ‫پیروزی و فتح نصیبتان خواهد شد‪ .‬ایه قران تقریبا‬ ‫ً‬ ‫نظیر همین مطلب را می گوید یا تحقیقا‪ .‬می فرماید که‪:‬‬ ‫َ َّ َ ْ َ ْ َ َ ُّ ُ ُ َ َ ُّ َ َّ ُ ْ َ ْ ُ‬ ‫ک ِذ ُبوا َ‬ ‫جاء ُه ْم‬ ‫«حتی ِاذا استیاس الرسل و ظنوا انهم قد‬ ‫َ‬ ‫ن ْص ُرنا» (یوسف‪)۱۱۰/‬‬ ‫این رمز پیروزی خرمشهرهاست‪. ...‬‬ ‫پی نوشت‬ ‫مال شما‬ ‫[‪ ]1‬جوان های عزیز! بچه های عزیز من! فردا مال شما است‪ ،‬اینده ِ‬ ‫است؛ شما هستید که باید این تاریخ را با عزتش محفوظ نگه دارید؛ شما‬ ‫بار مسئولیت را بر دوش دارید؛ خرمشهرها در پیش است؛ نه‬ ‫هستید که این ِ‬ ‫در میدان جنگ نظامی‪[ ،‬بلکه ] در یک میدانی که از جنگ نظامی سخت تر‬ ‫است‪ّ .‬‬ ‫البته ویرانی های جنگ نظامی را ندارد؛ به عکس‪ ،‬ابادانی به دنبال‬ ‫دارد‪ّ ،‬اما سختی اش بیشتر است‪( .‬بیانات مقام معظم رهبری‪)1395/03/03 ،‬‬ ‫[‪ ]2‬خواندن کتاب همپای صاعقه و حماسه شهیدانی چون حسین قجه ای‬ ‫به فهم دقیق مطلب کمک می نماید‪.‬‬ ‫[‪ ]3‬شهید صیاد شیرازی‪ :‬اسرای عراقی زیاد بودند و نیروهای او [حسین‬ ‫خرازی] کم بودند و نمی توانستند نیروهای عراقی را کنترل کنند‪ .‬یک هلیکوپتر‬ ‫باال رفت و خلبان با هیجان گفت تا چشم من کار می کند تمام عراقی ها در‬ ‫خیابان خرمشهر دستان خود را باال برده اند‪ .‬حاال نمی شد که به اسیران عراقی‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫بگوییم که شما فعال در سنگر بروید که ما نیرو جمع اوری کنیم و بعدا شما را‬ ‫ببریم و بازداشت کنیم‪ .‬در نهایت خداوند این را در ذهن ما رساند که همه‬ ‫رزمندگان یک خط شوند و یک قسمت ان ها به طرف رودخانه و قسمت دیگر‬ ‫ان ها به طرف جاده خرمشهر تقسیم بندی شوند و با دست به سربازان عراقی‬ ‫عالمت دهیم که توی جاده بروند‪ .‬چشمشان کور‪ ،‬ما ماشین نداشتیم که با‬ ‫ماشین ببریمشان‪ ،‬باید پیاده می رفتند‪.‬‬ ‫پ) تحلیل‬ ‫رمز این پیروزی چیست؟ تا کجا باید برویم تا نصرت‬ ‫الهی نازل شود و اسباب غیرمادی به کمک بیایند؟‬ ‫‪ -1‬درگیری باید در مرزهای مبارزه با دشمن‪/‬باطل باشد‪.‬‬ ‫‪114‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دکتر بهنام طالبی طادی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته دکتری رشته فقه و مبانی حقوق اسالمی دانشگاه عدالت‬ ‫‪115‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ـام» امت در ادبیات دینی و‬ ‫یکی از تفاوت های «امـ ِ‬ ‫«رئیس» مردم در ادبیات عمومی ایجاد علقه عاطفی‬ ‫ِ‬ ‫و محبت قلبی است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پناه مردم‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫یکی از مهم ترین سنت های تاریخی بشریت وجود‬ ‫«رئیس» برای هر قومی است‪ .‬به نحوی که می توان مدعی‬ ‫بود از ان زمان که بشر حیات اجتماعی را تجربه کرد‪،‬‬ ‫وجود مقام رهبری برای اجتماع را ضروری و از مقومات‬ ‫ذات جامعه انسانی دانسته است‪ .‬با توجه به همین‬ ‫ضرورت است که دین نیز وجود «امام» را برای «امت»‬ ‫در هر عصر و به انحای مختلف (اصــل یا نیابت)‬ ‫ضروری دانسته و برای ان «شرایط» و «کارکرد»های‬ ‫دقیق و متعینی را وضع نموده است‪ .‬تحقق اهداف‬ ‫و ارمان هایی متعالی با هم افزایی دو عنصر «امام»‬ ‫و «امــت» رخ می دهد و اگر هرکدام از ان هــا از ابعاد‬ ‫و کیفیت نقش افرینی خود به هر دلیلی تنزل یابند‪،‬‬ ‫نمی توان مطلوب الزم را حاصل نمود‪.‬‬ ‫در زمــان غیبت کبرا که نیابت عام از «امامت» به‬ ‫«روات احــادیــث» و متعلمین معارف الهی وا گــذار‬ ‫شد‪ ،‬نقش علمای اسالمی حسب شرایط سیاسی‬ ‫عصر خود‪ ،‬در دوگانه «مرجعیت» دینی و «زعامت»‬ ‫سیاسی صــورت پذیرفته اســت؛ تا امــروز که بیش از‬ ‫سه دهه از شکل گیری حکومت اسالمی و توسعه در‬ ‫اختیارات نواب عام می گذرد و «روحانیت» فصلی‬ ‫جدید از رهبری و هدایت گری را تجربه نموده است‪.‬‬ ‫ـام» امت در ادبیات دینی و‬ ‫یکی از تفاوت های «امـ ِ‬ ‫«رئیس» مردم در ادبیات عمومی ایجاد علقه عاطفی‬ ‫ِ‬ ‫و محبت قلبی است‪ .‬هرچند نسبت امام به رئیس‬ ‫عام و خاص مطلق است‪ .‬لذا هرچه عامل «عاطفه»‬ ‫دراین بین کم رنگ شود‪ ،‬نه تنها از نقش افرینی زعامت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫هم نیست‪ ،‬نرخی برای روضه‬ ‫و مرجعیت دیـنــی کاسته روحانیتی که تاکید دارد ملبس به لباس‬ ‫و منبر و نماز تعیین نمی کند‬ ‫خواهد شــد‪ ،‬بلکه می توان شریف روحانیت از وسایل نقلیه عمومی‬ ‫و فراتر از «بیان» شریعت‪ ،‬با‬ ‫نفس «دین پذیری» امت را‬ ‫استفاده کند‪ ،‬در صف نان بایستد‪ ،‬فرزندش‬ ‫رسیدگی به امور مردم و پناه‬ ‫نیز درخطر دانست‪ .‬به همین‬ ‫را به تفریح ببرد و نشان دهد که او با مردم‬ ‫ـاوای ان هــا بــودن در پی‬ ‫ـ‬ ‫م‬ ‫و‬ ‫دلیل به طریق اولی بروز خطا از‬ ‫ِ‬ ‫در ارتباط است‪ ،‬از جنس همین مردم است‬ ‫«اقامه» شریعت است‪.‬‬ ‫جانب نقش افرینان امامت و‬ ‫«علقه‬ ‫ تواند‬ ‫ی‬ ‫م‬ ‫ فهمد‪،‬‬ ‫ی‬ ‫م‬ ‫را‬ ‫ ها‬ ‫ن‬ ‫ا‬ ‫دردهای‬ ‫و‬ ‫امروز روحانیتی موفق است‬ ‫هدایت جامعه‪ ،‬می تواند رهزن‬ ‫رئیس‬ ‫و‬ ‫امت‬ ‫امام‬ ‫ممیزه‬ ‫وجه‬ ‫که‬ ‫عاطفی»‬ ‫ِ‬ ‫که اصل را بر حضور با «لباس»‬ ‫ِ‬ ‫دین و اعتقادات مردم باشد‪.‬‬ ‫اگرچه تعرض به روحانیت‪ ،‬مردم است را ایجاد نماید‪.‬‬ ‫در تمامی عرصه های جامعه‬ ‫ً‬ ‫بــدانــد نــه صــرفــا مـحــافــل و‬ ‫همیشه در طول تاریخ وجود‬ ‫مجالس مذهبی و رسمی‪ .‬روحانیتی که تا کید دارد‬ ‫داشته و متولیان دین به دست اشقیای عالم‪ ،‬جان‬ ‫ملبس به لباس شریف روحانیت از وسایل نقلیه‬ ‫خود را در راه دین و اسالم تقدیم نموده اند‪ ،‬لیکن به‬ ‫عمومی استفاده کند‪ ،‬در صف نان بایستد‪ ،‬فرزندش‬ ‫نظر می رسد این جان فشانی ها شرایطی را فراهم می اورد‬ ‫را به تفریح ببرد و نشان دهد که او با مردم در ارتباط‬ ‫برای بازخوانی و یاداوری جامعه شناسی روابط «مردم»‪،‬‬ ‫است‪ ،‬از جنس همین مردم است و دردهــای ان ها‬ ‫«روحانیت» و «دین»‪.‬‬ ‫را می فهمد‪ ،‬می تواند «علقه عاطفی» که وجه ممیزه‬ ‫باید در نظر داشت امروز امامان امتی هستند که این چنین‬ ‫رئیس مردم است را ایجاد نماید‪ .‬چنین‬ ‫و‬ ‫امت‬ ‫امام‬ ‫خود را وقف دین خدا نموده و برای اسالم تالش می کنند؛‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫مجاهدانی همچون شهید بحری‪ ،‬برداشت های غلط‬ ‫کسانی که مسجد را پایگاه فکری عملیات در بیرون‬ ‫از شــان و شئونات روحانیت را وانـهــاده و با حضور‬ ‫مسجد بدانند‪ ،‬نه درون‪ .‬چنین امامانی ایفای نقش در‬ ‫پررنگ در مجامع ارتباطات روزانه اجتماع به اصالح‬ ‫لباس دین را محدود در مکان و زمان مذهبی ننموده و‬ ‫رویکردهای غلط به روحانیت به عنوان صاحبان «زر و‬ ‫در متن زندگی واقعی مردم حضور دارند‪ .‬انگاه طوالنی‬ ‫زور» و درنتیجه باال بردن دین پذیری و دین داری مردم‬ ‫شدن نگاه ها و خیره شدن به یک روحانی در خیابان‬ ‫ً‬ ‫پرداخته اند‪ .‬رحمت و درود خداوند بر این مجاهدان‬ ‫و مجامع عمومی ‪-‬که برای روحانیت کامال قابل درک‬ ‫همیشه تاریخ‪. ...‬‬ ‫است‪ -‬درمان پذیر خواهد شد‪ .‬چون می دانند او کسی‬ ‫است که حتی شبیه مردم به دنبال منافع طبیعی خود‬ ‫‪116‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫محمدرضا ارام‬ ‫پژوهشگر هسته حکمرانی مردم بنیان مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫نکته های اغازین‬ ‫فهم و رفع فقر‬ ‫‪ -1‬فقر مادی‬ ‫‪ -2‬فقر غیرمادی‬ ‫می توان تمام نیازها به غیراز نیازهای فیزیولوژیکی که‬ ‫در هرم مازلو به ان ها اشاره شده است را در این دسته‬ ‫جــای داد‪ .‬نیاز بــه امنیت‪ ،‬محبت و تعلق خاطر‪،‬‬ ‫احترام و رضایت و خود شکوفایی همگی نیازهایی‬ ‫غیرفیزیولوژیک تلقی می شوند که فقدان ان ها را فقر‬ ‫غیرمادی می نامیم‪ .‬پس فقر غیرمادی گستره مفهومی‬ ‫وسیع تری از فقر مادی را شامل می شود‪ .‬این گستره‬ ‫وسیع را هم می توان به دو دسته فقر فرهنگی و طمع‬ ‫تقسیم بندی نمود‪.‬‬ ‫متولیان اصلی ریشه کنی فقر غیرمادی‪ ،‬نهادهای‬ ‫موضوع تکافل اجتماعی است‪.‬‬ ‫‪117‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫فقر مادی به معنای ناتوانی در تامین نیازهای فیزیولوژیک‬ ‫و نداشتن حداقل دارایی اقتصادی برای امرارمعاش‬ ‫روزانه است‪ .‬نیازهایی چون خوراک‪ ،‬پوشاک‪ ،‬اب سالم‬ ‫و خواب کافی در این دسته قرار می گیرند‪ .‬این گونه‪،‬‬ ‫اشکارترین و رایج ترین نوع فقر محسوب می شود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فقر عدم ارضاست‪ .‬به بیان جامع تر عدم ارضا یا ارضای‬ ‫ناقص هرکدام از نیازهای مادی و غیرمادی (نظیر امنیت‪،‬‬ ‫محبت‪ ،‬خودشکوفایی) نوعی فقر است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ً‬ ‫فقر مــادی لز وما منجر به ناهنجاری و‬ ‫بزهکاری نمی شود‪ّ ،‬اما فقر فرهنگی مساوی‬ ‫است با اسراف منابع و امکانات در اموری‬ ‫که نیازی به انجام ان ها نیست‪ .‬فقیر مادی‬ ‫ّ‬ ‫می تواند کف نفس کرده و با فقر خویش‬ ‫کنار بیاید و ّ‬ ‫تعرض به کسی نکند‪ ،‬اما فقیر‬ ‫غیرمادی المحاله باعث اسراف و ایجاد‬ ‫محرومیت نسبی و افزایش نارضایتی ها‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫که امیرالمومنین؟ع؟ از فرزند‬ ‫خود امام حسن؟ع؟ پرسیدند‪،‬‬ ‫ایــن بــود کــه فقر چیست؟‬ ‫ایشان پاسخ دادند‪« :‬الحرص‬ ‫و ال ـشــره»‪ .‬حــرص و طمع‪.‬‬ ‫َّ‬ ‫«الط َم ُع ُه َو‬ ‫همچنین امــام صــادق؟ع؟ می فرمایند‪:‬‬ ‫َْ ْ ْ‬ ‫الفق ُر ال َح ِاض ُر»‪ .‬فقر حاضر و بالفعل‪ ،‬همان طمع است‪.‬‬ ‫عالمه مجلسی در تفسیر اینکه چرا طمع به داشته های‬ ‫دیگران همان فقر است می گوید‪ :‬چراکه فرد طمع کار‬ ‫از فقر می ترسد و مفسده فقر اظهار نیاز به مردم است‪،‬‬ ‫بنابراین افــراد ّ‬ ‫طماع برای اجتناب از فقر‪ ،‬دست به‬ ‫دامان دیگران به عنوان مفسده فقر می شوند و درنتیجه‬ ‫دچار فقر می گردند‪.‬‬ ‫فقر فرهنگی به معنای عدم‬ ‫برخورداری از اموزش‪ ،‬فرهنگ‬ ‫و سبک زندگی صحیح برای‬ ‫استفاده از داشته هاست‪.‬‬ ‫این نوع فقر در ادبیات دینی‬ ‫بدترین نوع فقر نامیده شده است و افراد مشمول ان را‬ ‫در اصطالح اسالمی سفیه می گویند و معامالت ان ها‬ ‫هم در اصطالح فقهی «بیع سفهی» است‪ .‬به عنوان مثال‬ ‫بچه پــولــدارهــای نوکیسه که با ماشین مــدل بــاال در‬ ‫خیابان های شهر دوردور بازی می کنند‪ ،‬اگرچه ازنظر‬ ‫اقتصادی غنی هستند‪ ،‬ولی به دلیل اسراف منابع و‬ ‫امکانات‪ ،‬ازنظر فرهنگی فقیر و سفیه هستند‪ .‬یک نوع‬ ‫از فقر فرهنگی هم هست که در روایات از ان با عنوان‬ ‫مرگ سرخ نام برده اند‪ .‬امام صادق؟ع؟ در حدیثی بیان‬ ‫داشتند که «الفقر الموت الاحمر فقیل الفقر من الدنانیر و‬ ‫الدراهم قال لا و لکن من الدین»‪ .‬فقر‪ ،‬مرگ سرخ است‪.‬‬ ‫شخصی از ان حضرت پرسید‪ :‬مقصود از فقیر بودن‪،‬‬ ‫نداشتن پول طال و نقره است؟ فرمودند‪ :‬نه‪ ،‬بلکه فقر از‬ ‫دین (فقیر بودن از بابت معارف دینی) است‪.‬‬ ‫نوع دوم فقر غیرمادی را می توان طمع نامید‪ .‬این نوع‬ ‫فقر که بیشتر افــراد دارا به ان مبتال می شوند‪ ،‬باعث‬ ‫افتادن افراد در یک تسلسل پایان ناپذیر از خواسته ها و‬ ‫تمایالت است به طور ی که هیچ گاه از داشته های خود‬ ‫احساس رضایت نمی کنند‪ .‬در صورت دستیابی به‬ ‫هر خواسته‪ ،‬خواسته های جدید و بزرگ تری بر ان ها‬ ‫مطرح می شود‪.‬‬ ‫جالب انکه در برخی از روایات از طمع به عنوان مصداق‬ ‫ً‬ ‫اصلی فقر نام برده می شود‪ .‬مثال ازجمله پرسش هایی‬ ‫ّ‬ ‫‪ -3‬فقر غیر مادی خطرناک تر از فقر مادی‬ ‫پس از اشنایی با گونه های فقر‪ ،‬الزم است میزان خطر‬ ‫هرکدام از اقسام فقر را مشخص کنیم‪ .‬به دالیل زیر فقر‬ ‫غیرمادی از فقر ّ‬ ‫مادی خطرنا ک تر است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫دلیل عقلی‪ :‬فقر مــادی لزوما منجر به ناهنجاری و‬ ‫بزهکاری نمی شود‪ّ ،‬اما فقر فرهنگی مساوی است با‬ ‫اسراف منابع و امکانات در اموری که نیازی به انجام‬ ‫ّ‬ ‫ان ها نیست‪ .‬فقیر مادی می تواند کف نفس کرده و با‬ ‫فقر خویش کنار بیاید و ّ‬ ‫تعرض به کسی نکند‪ ،‬اما فقیر‬ ‫غیرمادی المحاله باعث اسراف و ایجاد محرومیت‬ ‫نسبی و افزایش نارضایتی ها می شود‪.‬‬ ‫دلیل نقلی‪ :‬راغب اصفهانی حدیث معروف «کاد الفقر‬ ‫ً‬ ‫ان یکون کفرا» را ذیل معنای غیرمادی فقر‪ ،‬معنا می کند‬ ‫و بر این امر تا کید دارند که این فقر نفسانی و روحی‬ ‫‪118‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫نهادهای ّفعال در حوزه تکافل عبارت است‬ ‫از نهاد خانواده‪ ،‬نهاد خویشاوندان‪ ،‬نهاد‬ ‫عشیره‪ ،‬نهاد همسایه‪ ،‬نهاد دوستی‪ ،‬نهاد‬ ‫برادری و نهاد والیت‪.‬‬ ‫نهادهای موضو ع تکافل‬ ‫‪119‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ب ــر اسـ ــاس مــی ــزان و سطح‬ ‫ع ـل ـق ـ ههــا‪ ،‬واب ـس ـت ـگ ـی هــا و‬ ‫مسئولیت پذیری های متقابل مشترک می توانیم نهادهای‬ ‫موضوع تکافل را طبقه بندی کنیم‪.‬‬ ‫نهادهای ّفعال در حوزه تکافل عبارت است از نهاد‬ ‫خانواده‪ ،‬نهاد خویشاوندان‪ ،‬نهاد عشیره‪ ،‬نهاد همسایه‪،‬‬ ‫نهاد دوستی‪ ،‬نهاد بــرادری و نهاد والیــت‪ .‬هر یک از‬ ‫ً‬ ‫این نهادها دارای مراتب هستند‪ .‬طبعا به میزانی که‬ ‫در هرکدام از این نهادها روابطی عمیق تر وجود داشته‬ ‫باشد‪ ،‬عملکرد ان ها در فقرزدایی گسترده تر خواهد بود‪.‬‬ ‫یکی از شاخص های تمایزبخش این نهادهای اصیل‬ ‫از دیگر نهادهای غیرحکومتی‪ ،‬هدف افراد از ارتباط با‬ ‫یکدیگر در چارچوب این نهادهاست‪ .‬هدف از یاریگری‬ ‫در نهادهای موضوع تکافل بده بستان و سودجویی با‬ ‫رویکرد هزینه‪-‬فایده نیست‪ .‬همیاری با دیگران بر مبنای‬ ‫تراحم‪ ،‬تعاون‪ ،‬عدالت‪ ،‬احسان‪ ،‬مسئولیت همگانی‪،‬‬ ‫ایثار‪ ،‬سیادت و سروری و جود و انفاق است‪ .‬هرچند‬ ‫ّ‬ ‫برایند این تکافل در درازمدت به سود همگان خواهد‬ ‫بود‪ .‬به طور ی که اگر روزی ثروتمندی فقیر یا ورشکسته‬ ‫شد‪ ،‬دیگران به یاری او خواهند شتافت‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫است که منجر به کفر می شود‪،‬‬ ‫یعنی انسان ازمند و حریص‬ ‫و زیاده خواه همواره کارش به‬ ‫کفر و بی ایمانی می انجامد‪ .‬به‬ ‫گفته راغب‪ ،‬کفر و بی ایمانی‬ ‫ً‬ ‫عمدتا در خاندان کاخ نشینان‬ ‫و مستکبران و زرانـ ــدوزان‬ ‫وجود دارد نه در کلبه های‬ ‫ـان کوخ نشین‪.‬‬ ‫خــداپــرســتـ ِ‬ ‫انجایی که در دعا می خوانیم‪ :‬از فقر نفسانی که باعث‬ ‫می شود صاحبش داشته های خود را فراموش کند و‬ ‫فقط نیمه خالی لیوان را ببیند به خدا پناه می بریم‪.‬‬ ‫بنابراین می توان از این زاویه گفت که سوال اصلی‬ ‫کشورهای مبتال به بلیه فقر این نیست که چرا فقر مادی‬ ‫در این کشورها وجود دارد؟ سوال اصلی و اولیه این‬ ‫است که چرا فقر غیرمادی در این کشورها تا بدین حد‬ ‫زیاد است؟ لذا عالوه بر ان که به دنبال فقرزدایی مادی‬ ‫باشیم‪ ،‬باید برای فقرزدایی غیرمادی نیز سیاست گذاری‬ ‫کنیم‪ .‬نظام های اداری و بوروکراتیک اغلب عاجز از‬ ‫تشخیص و درمــان فقر غیرمادی هستند‪ .‬حتی در‬ ‫راهبردهای متعارف توسعه اغلب شاهدیم که از یکسو‬ ‫با ایجاد نیازهای کاذب در افراد مصرف گرایی ترویج‬ ‫ً‬ ‫می شود و عمال فقر غیرمادی رواج می یابد و از سوی دیگر‬ ‫ادعای فقرزدایی مطرح می شود‪ .‬ازانجاکه فرهنگ امری‬ ‫ً‬ ‫اصالتا حکومتی نیست‪ ،‬بنابراین ّ‬ ‫حتی قدرتمندترین‬ ‫و ثروتمندترین نظام های سیاسی به تنهایی عاجز از‬ ‫ریشه کنی فقر غیرمادی هستند‪ .‬درنتیجه باید متمسک‬ ‫به نهادها و گروه هایی شویم که ضمن حمایت های‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ّ‬ ‫مــادی و اقتصادی‪ ،‬متولی‬ ‫اصلی حمایت های غیرمادی‬ ‫و معنوی نیز باشند‪ .‬این نهادها‬ ‫همان نهادهای موضوع تکافل‬ ‫هستند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫یکی از جلوه های زشت محیط شهری‪ ،‬موضوع تکدی گری‬ ‫است که می تواند در لیست اسیب های اجتماعی قرار‬ ‫گیرد‪ .‬اموزه های نقلی در تحلیل این پدیده را می توان از‬ ‫دو منظر مورد توجه قرار داد‪ .‬بحث اول نحوه مواجهه با‬ ‫متکدیان در اموزه های نقلی است و بحث دوم اصل‬ ‫تکدی گری و سوال و ابراز نیاز از مردم است‪.‬‬ ‫تحلیل پدیده‬ ‫«تکدی گری» از‬ ‫منظر اسالمی‬ ‫‪ -1‬رد سائل از منظر دینی‬ ‫ایا از منظر دینی گدایان را می توان رد کرد و به درخواست‬ ‫کمک کردن پاسخی نداد؟ در ایه ‪ 10‬ضحی‬ ‫ان ها برای‬ ‫َ َ َّ َّ َ َ َ َ‬ ‫ائل فلا ت َنه ْر‪« .‬ال تنهر» از ماده نهر‬ ‫امده است‪ :‬و اما الس‬ ‫به معنى راندن توام با خشونت است‪ .‬اما این که منظور‬ ‫از سائل در این ایه شریفه چیست چند تفسیر وجود‬ ‫دارد که یکی از ان ها این است که منظور کسانى است‬ ‫که داراى فقر مادى هستند‪ .‬در روایات مسئله عدم رد‬ ‫سائل نیز به وفور دیده می شود‪ .‬برخی از روایات به طور‬ ‫کلی رد کردن سائل را مذموم شمرده اند؛ چراکه سائل‪،‬‬ ‫فرستاده خداوند اســت؛ پس کسی که به او چیزی‬ ‫ببخشید‪ ،‬انگار به خدا عطا کرده است و هر کسی که‬ ‫او را رد کند‪ ،‬انگار خدا را رد کرده است (بحار االنوار‪،‬‬ ‫ج ‪ ،93‬ص‪ )25‬روایات دیگر را می توان در چند موضوع‬ ‫طبقه بندی کرد که در ادامه به ان پرداخته می شود‪.‬‬ ‫البته دسته دیگری از روایات هستند که ناظر به زمانی‬ ‫هستند که انسان به دالیلی می خواهد سائل را رد‬ ‫کند‪ .‬این روایات چگونگی و نحوه رد کردن سائل را‬ ‫بیان می کنند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سعید مسعودی پور‬ ‫پژوهشگر حوزه اسیب های اجتماعی مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته دکتری رشته بازاریابی دانشگاه ازاد اسالمی تهران‬ ‫در کنار مذمت اظهار نیاز‪ ،‬مدح انفاق کنندگان برای‬ ‫پاسخ مثبت به درخواست نیازمندان‪ ،‬به عنوان دو‬ ‫اهرم مکمل برای پاسخ به نیازهای مادی نیازمندان‬ ‫واقعی عمل خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪120‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫در روایتی در خصوص این که انسان به‬ ‫سائل کمک کند یا نه‪ ،‬امده است که به‬ ‫سائل نگاه کنید‪ ،‬اگر قلب و جانتان نسبت‬ ‫به او رقت و نرمی پیدا کرد در این صورت‬ ‫راست می گوید‪ ،‬پس به او کمک کنید‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪121‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بنا به دسته ای از روایات‪ ،‬انسان در هر شرایط و وضعیتی‬ ‫که قرار دارد و از او درخواست کمک می شود‪ ،‬نباید‬ ‫کمک خواستن سائل را بی پاسخ بگذارد‪ .‬به عنوان‬ ‫مثال در روایــت امده است که حتی زمانی که سوار‬ ‫بر اسب بودی‪ ،‬حق سائل را باید بدهی (بحاراالنوار‪،‬‬ ‫ج ‪ ،93‬ص‪ .)170‬دسته دوم ناظر به عدم رد سائل حتی‬ ‫با بخشیدن مال اندکی به اوست‪ .‬یعنی انسان حتی‬ ‫اگر بتواند یک مال یا پول کمی به فرد سائل بدهد بهتر‬ ‫است از این که او را دست خالی از خود دور کند‪ ،‬حتی‬ ‫ان چیز یک سم سوخته (بحاراالنوار‪ ،‬ج ‪ ،93‬ص‪ )171‬یا‬ ‫یک دانه خرما (بحاراالنوار‪ ،‬ج ‪ ،93‬ص‪ )170‬باشد‪ .‬باید‬ ‫توجه داشت که ذکر یک دانه خرما یا ُسم سوخته شده‬ ‫نشان دهنده کم بودن اثر مال است و نه بی اثری ان‪.‬‬ ‫در روایت دیگری عدم بخشش کمتر از بخشش کم‬ ‫معرفی شده است و این یعنی اگر هرکسی به خاطر‬ ‫این که بخشش او ناچیز و اندک است بگوید که این‬ ‫مال دردی از نیازمند دوا نمی کند و از اعطای ان امساک‬ ‫کند‪ ،‬در این صورت چیزی نصیب نیازمند نمی شود‪:‬‬ ‫از بخشش اندک شرمنده مباش‪ ،‬زیرا هیچ ندادن از ان‬ ‫بخشش اندک نیز کمتر و ناچیزتر است (نهج البالغه‪،‬‬ ‫ص‪ .)479‬برخی از روایات ناظر به حوزه بینشی و نگرشی‬ ‫هستند و ابتدا جایگاه و شانیت کمک به نیازمندان‬ ‫و فقیران را بیان کرده و درنهایت با توجه به این مقام‬ ‫بی تفاوتی به یاری خواستن سائالن را نکوهش می کند‬ ‫(بحار االنوار‪ ،‬ج ‪ ، 93‬ص‪.)170‬‬ ‫یک دسته دیگر از روایات این نگرانی خاطر افراد را که‬ ‫ممکن است سائالنی که از انسان درخواست کمک‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫می کنند‪ ،‬نیازمند واقعی نبوده و به دروغ خود را محتاج‬ ‫معرفی کنند را مورد توجه و دقت قرار داده است و برای‬ ‫ان نیز نسخه رفتاری توصیه کرده است‪( .‬بحاراالنوار‪،‬‬ ‫ج ‪ ،93‬ص‪ )170‬همچنین امده است که معصومین از‬ ‫ترس این که مستحقی را که از ان ها درخواست کمک‬ ‫کــرده اســت را رد کنند‪ ،‬به غیر مستحق نیز کمک‬ ‫می کردند (بحار االنوار‪ ،‬ج ‪ ،93‬ص‪.)159‬‬ ‫در روایت دیگری در خصوص این که انسان به سائل‬ ‫کمک کند یا نه‪ ،‬امده است که به سائل نگاه کنید‪،‬‬ ‫اگر قلب و جانتان نسبت به او رقت و نرمی پیدا کرد‬ ‫در این صورت راست می گوید‪ ،‬پس به او کمک کنید‬ ‫(بحار االنوار‪ ،‬ج ‪ ،93‬ص‪ .)171‬برخی از روایات نیز نهی‬ ‫از رد کردن سائل در شرایط زمانی و مکانی خاصی‬ ‫کرده اند‪ .‬ذکر و تا کید بر عدم رد سائل در این شرایط‪،‬‬ ‫حکایتگر اهمیت ان موقعیت ویژه است‪ .‬به عنوان‬ ‫مثال اگر سائلی در خانه انسان را زد و یاد خدا کرد‪،‬‬ ‫نباید او را رد کرد(بحاراالنوار‪ ،‬ج ‪ ،93‬ص‪ .)171‬اگر‬ ‫کسی در شب که درماندگی و بی پناهی بیشتر می شود‬ ‫درخواستش را به در منزل انسان اورد‪ ،‬رد کردن او در این‬ ‫حالت جایز شمرده نشده است (بحاراالنوار‪ ،‬ج ‪،93‬‬ ‫ص‪ .)159‬اما باوجود این که توصیه اکید روایات عدم‬ ‫رد سائل است‪ ،‬اما رد کردن سائل نیز بدون ضابطه و‬ ‫شرط رها نشده است؛ رد کردن سائل در صورتی که‬ ‫انسان نمی خواهد به او مالی دهد باید با زبانی لین و‬ ‫نرم باشد(بحاراالنوار‪ ،‬ج ‪ ،93‬ص‪.)159‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫نهی از سوال کردن تا جایی است که حتی‬ ‫در روایت امده است که شیعه کسی است‬ ‫که اگر از گرسنگى بمیرد‪ ،‬دست گدایى به‬ ‫سوى مردم دراز نمی کند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -2‬توصیه های دین به نیازمندان و متمکنین‬ ‫جایز شمرده شده و یا شرایط خاصی برای ان ذکر شده‬ ‫است‪ .‬به عنوان مثال در فقر کشنده یا وام کمرشکن‬ ‫درخواست کردن جایز شمرده شده است(بحار االنوار‪،‬‬ ‫ج ‪ ،93‬ص‪ .)156‬در روایــت دیگری امــده است که‬ ‫خداوند به کسانی که دست نیاز به سوی مردم دراز‬ ‫کرده اند در حالی که بی نیازند‪ ،‬نگاه نمی کند (وسائل‬ ‫الشیعه‪ ،‬ج ‪ .)438 ،9‬درواقــع در روایــات شــرط نیاز‬ ‫داشتن به عنوان مجوزی برای کمک خواستن معرفی‬ ‫شده است‪ ،‬هرچند در نگاه متعالی تر بهتر است انسان‬ ‫در این شرایط نیز از درخواستن کردن اجتناب کند‪.‬‬ ‫جمع بندی این که از یک طرف‪ ،‬اموزه های دینی توصیه‬ ‫و سفارش اکید به نیازمندان می کند که از ابراز نیاز و‬ ‫درخواست از دیگران اجتناب کنند‪ .‬از سوی دیگر در‬ ‫اموزه های دینی‪ ،‬نحوه مواجهه افراد با نیازهایی که به‬ ‫سوی ان ها می اید‪ ،‬با غلبه پاسخ مثبت و مبتنی بر‬ ‫خیرخواهی است‪ .‬در کنار نهی و مذمت سوال‪ ،‬امر‬ ‫و مدح منفقین برای پاسخ مثبت (هر چند اندک) به‬ ‫درخواست نیازمندان‪ ،‬به عنوان دو نیرو و دو اهرم مکمل‬ ‫برای پاسخ به نیازهای مادی نیازمندان واقعی عمل خواهد‬ ‫کرد‪ .‬چراکه از یک طرف در‬ ‫جامعه دیــنــی‪ ،‬نیازمندان‬ ‫دست نیاز دراز نمی کنند‪،‬‬ ‫مگر ایـن کــه مجبور شوند و‬ ‫از ســوی دیگر جهت گیری‬ ‫کلی ب ــرای منفقین‪ ،‬دادن‬ ‫پاسخ مثبت به ســوال هــا و‬ ‫درخواست هاست‪.‬‬ ‫عالوه بر نحوه مواجهه با این پدیده که ناظر به رفتار‬ ‫منفقین و افــراد بخشنده اســت‪ ،‬توجه به اموزه های‬ ‫دینی در کنترل رفتار مبتنی بر سوال و خواستن برای‬ ‫تامین نیازهای مادی الزم و ضروری است‪ .‬به عبارت‬ ‫دیگر در اموزه های دینی‪ ،‬متناسب با هر دو گروه یعنی‬ ‫منفقین و نیازمندان‪ ،‬توصیه های مخصوص ان ها‬ ‫دیده می شود که کنار هم قرار دادن این دو نوع توصیه‪،‬‬ ‫تصویر جالبی از اندیشه دینی در این موضوع را نمایان‬ ‫خواهد ساخت‪.‬‬ ‫در بخشی از اموزه های دینی‪ ،‬سوال کردن امری مذموم‬ ‫و دارای اثرات سوء و مخرب معرفی شده و به شدت از‬ ‫ان نهی شده است‪ .‬درخواست کردن‪ ،‬طوق خواری و‬ ‫سلب کننده عزت است (تصنیف غررالحکم و درر‬ ‫الکلم‪ ،‬ص‪ )361‬و از بین برنده حیا (بحار االنوار‪ ،‬ج ‪،93‬‬ ‫ص‪ )158‬و بر همین اساس‪ ،‬کم داشتن ارى اما دست‬ ‫دراز کردن سوى این و ان هرگز‪( .‬تصنیف غررالحکم و‬ ‫درر الکلم‪ ،‬ص‪ )199‬نهی از سوال کردن تا جایی است‬ ‫که حتی در روایت امده است‬ ‫که شیعه کسی است که اگر‬ ‫از گرسنگى بمیرد‪ ،‬دست‬ ‫گــدایــى بــه ســوى مــردم دراز‬ ‫نمی کند (بحار االنوار‪ ،‬ج ‪،75‬‬ ‫ص‪.)28‬‬ ‫اما عالوه بر این نهی کلی‪،‬‬ ‫در دیگر روایات در برخی از‬ ‫موضوعات درخواست کردن‬ ‫‪122‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫اسحاق سلطانی‬ ‫پژوهشگر هسته فلسفه سیاسی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫انچه پس از دوران دفاع مقدس بر ما می رود این است‬ ‫که همواره سعی می شود تا دامنه نیازهای بی انتهای‬ ‫انسان نهایت طلب با خواسته های مادی ارضاء شود‪.‬‬ ‫بودن در مقتضایی که تمدن لیبرال در ان حاکم است‬ ‫ً‬ ‫و با ابزار رسانه دائما تمامی انسان های دنیا را می سازد‬ ‫ً‬ ‫و شکل می دهد‪ ،‬باعث می شود تا دائما انسان ایرانی‬ ‫خود را با نیازهای مادی جدیدی رو بـه رو بیند‪ .‬این‬ ‫انسان که به واسطه تنفس در دوران سلطه لیبرالیسم‪،‬‬ ‫محقق نــمــودن خــود را در پاسخ بــه نیازهای مــادی‬ ‫فزاینده خود می یابد‪ ،‬کافی است در مقتضایی قرار‬ ‫گیرد که به هیچ وجه تحقق نیازهای ساخته شده برای‬ ‫خود را عملی نمی یابد‪ .‬اینجاست که باید در انتظار‬ ‫تغییرات سریع بود‪.‬‬ ‫طرح نگاهی برای فهم جامعه ایرانی امروز‪. ...‬‬ ‫‪123‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪ -2‬اما بر ما چه رفت؟‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫برانگیختگی اجتماعی‬ ‫و اجتماع برانگیخته‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫انچه انقالب اسالمی ایران را در نیمه دوم قرن بیستم‬ ‫«روح جهان بی روح» کرد این بود که عالوه بر نیازهای‬ ‫مادی‪ ،‬خود را متولی پاسخ گویی به سطح باالتری از‬ ‫نیازهای انسانی اعالم نمود‪ .‬انقالب ما در حقیقت‬ ‫تالش داشت تا اسمان مجردات را که از مغرب زمین‬ ‫برچیده شده بــود‪ ،‬دوبــاره بر روی زمین فــرود اورده و‬ ‫حقایقی ورای عالم مــادی را ببیند‪ .‬دیــدن همین‬ ‫حقایق غیرمادی بود که باعث می شد تا در دوران اوج‬ ‫قدرت دو ایدئولوژی لیبرالیستی و مارکسیستی‪ ،‬جوانی‬ ‫نورس سربلند کرده و با صدای بلند هر دو قداره بند‬ ‫تفکرات مادی را به چالش کشد‪ .‬پس در حقیقت یک‬ ‫«نه» بزرگ به ماتریالیسم و در کنار ان توجه به حقایق‬ ‫غیرمادی بود که هویت بخش انقالب اسالمی شده و‬ ‫ان را جذاب می نمود‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -3‬در یک دهه گذشته در ایران‬ ‫چه روی می دهد؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -4‬مبنای برانگیختگی‬ ‫این ارتباط با فرهنگ سرمایه دارانه و لیبرال باعث‬ ‫تعامل فزاینده و رو به افزایش انسان ایرانی با فرهنگ‬ ‫می شود تا مجموعه ای از نیازهای مادی برای انسان‬ ‫ایرانی شکل گرفته و برطرف کردن ان نیازها تنها همّ‬ ‫سرمایه دارانه تاثیرات قابل توجه ای برای جامعه ایرانی‬ ‫به بــار مــی اورد‪ .‬علت افزایش ایــن تعامل در مرحله‬ ‫این انسان شود‪ .‬درنتیجه نوع شهروندان ایرانی به دنبال‬ ‫نخست افزایش انــواع رسانه و گسترش میزان نفوذ‬ ‫مسکن‪ ،‬وسایل منزل متعدد‪ ،‬خودرو‪ ،‬ویالی شمال‬ ‫رسانه های جدید به واسطه توسعه های ّفناورانه است‪.‬‬ ‫و سفر خارجی و دو بــاره ارتقا دادن همین دارایی ها‬ ‫در این شرایط اعضای جامعه به صورت مستقیم با‬ ‫هستند‪( .‬فــارغ از اینکه بتواند این نیازها را محقق‬ ‫بروندادهای رسانه ای غرب مواجه شده و اثر می پذیرند‪.‬‬ ‫بکند یا نتواند)‪ .‬باید توجه داشت صرف داشتن چنین‬ ‫در مرحله دوم اتفاق بسیار خطرنا ک تری رخ می دهد؛‬ ‫نیازهایی و تالش برای پاسخگویی به ان ها مسئله ما‬ ‫و ان اینکه روح فرهنگ سرمایه دارانه در قالب رقیق‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه انچه موجب نگرانی است‪ ،‬تبدیل شدن‬ ‫مشخص‬ ‫اسالمی شروع به بازتولید می کند‪ .‬به صورت‬ ‫پاسخ به این نیازها به عنوان منبع هویت بخش به افراد‬ ‫همان فرهنگی که رسانه های غربی سعی در ترویج ان‬ ‫است‪ .‬انچه در جریان است اینکه مجموعه ای از نیازها‬ ‫هستند‪ ،‬از غالب رسانه ملی‪،‬‬ ‫هرلحظه برای این انسان در‬ ‫سینمای ایرانی و در حقیقت نوع انسان ایرانی متاثر از فرهنگ لیبرال و‬ ‫حال ساخته شدن هستند‬ ‫و این انسان هویت داشتن‬ ‫مجموع تولیدات فرهنگی سرمایه دارانه هم است؛ حال با شدت و‬ ‫خود را به همین بهره مندی ها‬ ‫بازتولید می شود؛ یعنی ما برای ضعف های متفاوت‪ .‬چراکه این فرهنگ‬ ‫می یابد‪ .‬او متشخص بودن‬ ‫بار امدن با فرهنگ لیبرال و به شدت در حــال بازتولید خــود در این‬ ‫سرمایه‬ ‫و خود بودن خود و فرد بودن‬ ‫ دارانه الزم نیست در مقتضا است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫داشته‬ ‫ماهواره‬ ‫انتن‬ ‫الزاما‬ ‫منزل‬ ‫خــود را در ایــن می بیند که‬ ‫باشیم و در اینستاگرام و تلگرام صفحات و کانال های‬ ‫در حال حاضر چه ساعت و گوشی تلفن همراهی‬ ‫ترویج کننده رسمی فرهنگ غرب را دنبال کنم‪ .‬کافی‬ ‫در دست دارم‪ ،‬لباس های خود را از کدام برند تهیه‬ ‫است در خیابان های تهران راه بــروم‪ ،‬با شهروندان‬ ‫می کنم‪ ،‬چه ماشینی سوار می شوم و ‪ ...‬و چه بدنی‬ ‫ های‬ ‫رابطه داشته باشم‪ ،‬روزی چند ساعت سریال‬ ‫دارم‪( .‬البته واضح است که تمامی این موارد را باید‬ ‫صداوسیما را ببینم و در طــول ســال تنها سه چهار‬ ‫طیفی و به حسب مقتضا دید‪ .‬چراکه بروز این نیازها‬ ‫عدد از فیلم های سینمای داخلی را هم دنبال کنم‪.‬‬ ‫در شهر تهران و شهرهای بزرگ به یک صورت است‬ ‫به میزانی که تعامل ما در این عرصه ها بیشتر باشد‪،‬‬ ‫و در شهرهای کوچک و روستاها به نحوی دیگر و در‬ ‫بیشتر‬ ‫زمینه نفوذ فرهنگ سرمایه دارانه در ما بیشتر و‬ ‫سطح و شدتی متفاوت؛ اما تسری پیدا کــردن این‬ ‫می شود‪ .‬در حقیقت می توان ادعا کرد نوع انسان ایرانی‬ ‫وضعیت از تهران به شهرهای بزرگ و بعد به شهرهای‬ ‫متاثر از فرهنگ لیبرال و سرمایه دارانه هم است؛ حال‬ ‫کوچک تر و ورود ان به روستاها نیز قابل شناسایی‬ ‫با شدت و ضعف های متفاوت‪ .‬چراکه این فرهنگ‬ ‫است)‪ .‬پس یکی از اموزه های بسیار اساسی تفکرات‬ ‫به شدت در حال بازتولید خود در این مقتضا است‪.‬‬ ‫لیبرال و سرمایه دارانه‪ ،‬یعنی فردگرایی‪ ،‬این گونه در‬ ‫حال به روزرسانی خود در مقتضای ایران است؛ یعنی‬ ‫این انسان دنبال این است که خود را محقق کند و‬ ‫‪124‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪125‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫قبل از توضیح سیکل برانگیختگی الزم است به این‬ ‫نکته اشاره کرد که به وضوح در جامعه ایرانی این گونه‬ ‫ً‬ ‫نیست که صرفا فرهنگ غربی بازتولید شود؛ یعنی‬ ‫فرهنگ اسالمی نیز با شدت و ضعف متفاوت از طریق‬ ‫ابزارهای هنجار ساز داخلی در حال بازتولید است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫بعضا به واسطه اختالالتی که پیش امده ممکن است‬ ‫یک سریال پرطرفدار همچنانی که برخی از اموزه های‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بحث ما است)‪ .‬هرچند چنین افرادی را در برخی از‬ ‫اقشار جامعه ایرانی نیز می توان یافت ولی همچنان‬ ‫فشارهای درونی بیرونی برای شکل گیری بی بندوباری‬ ‫بسیار سنگین است‪.‬‬ ‫مشخص شد مجموعه زیادی از نیازها برای انسان ایرانی‬ ‫ً‬ ‫ایجاد شده و دائما شکل می گیرد که باعث می شود تا او‬ ‫از وضعیت اعتدال اولیه خارج شده و نمودهای اولیه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫فرهنگ غربی را طرح می کند‪ ،‬اموزه های فرهنگ دینی‬ ‫محقق شدن خود را در این می یابد که من چه دارم‪.‬‬ ‫را نیز طرح نماید‪ .‬درمجموع باید گفت به واسطه حضور‬ ‫او با برطرف کردن این نیازها قرار است به خود هویت‬ ‫گسترده فرهنگ دینی و مناسبات مذهبی نمی توان‬ ‫دهد و استقالل و قدرت خود را ظاهر کند‪ .‬پس این‬ ‫مقتضای کشور را مانند مقتضای یک فرهنگ سرمایه‬ ‫انسان حقیقت خود را در پاسخ دادن به این نیازهای‬ ‫ساالر به حساب اورد‪ .‬لذا اگر در غرب با ابزار رسانه و‬ ‫مادی برساخته‪ ،‬می یابد‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫تبلیغات سعی مـی شــود بر‬ ‫در میان مجموعه نیازهایی که‬ ‫فطرت انسانی سخت ترین‬ ‫به واسطه مقتضای فرهنگی‬ ‫سرپوش ها نهاده و ان را محو‬ ‫محقق شده در حال بازتولید‬ ‫ً‬ ‫کــنــنــد‪ ،‬در فــرهــنــگ ایــرانــی‬ ‫اسـ ــت‪ ،‬نــیــازهــای مــاهــیــتــا‬ ‫به واسطه حضور جدی عناصر‬ ‫اق ــت ــص ــادی رت ـبــه نخست‬ ‫فرهنگ سرمایه ساالر فطرت‬ ‫اولــو یــت یــابــی را دارد‪ .‬در‬ ‫انسانی بـه مــراتــب مختلف‬ ‫مرتبه بعد نیازهای جنسی‬ ‫دچار فراموشی شده و هاله ای‬ ‫هستند که پررنگ می شوند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫از غبار روی ان نشسته است‪.‬‬ ‫مسلما ایــن نیاز به واسطه‬ ‫ازاین رو فردی که در فرهنگ‬ ‫جـهــازات طبیعی انـســان و‬ ‫انسان‬ ‫ـرای‬ ‫ـ‬ ‫ب‬ ‫نیازها‬ ‫از‬ ‫ـادی‬ ‫ـ‬ ‫زی‬ ‫مجموعه‬ ‫غرب است‪ ،‬اگر برای پاسخ‬ ‫بنا بــه اقــتـضــای انسانیت‬ ‫ً‬ ‫که‬ ‫ گیرد‬ ‫ی‬ ‫م‬ ‫شکل‬ ‫دائما‬ ‫و‬ ‫شده‬ ‫ایجاد‬ ‫ایرانی‬ ‫به نیاز جنسی خود‪ ،‬دست‬ ‫در هر فــردی وجــود دارد در‬ ‫اولیه‬ ‫اعتدال‬ ‫وضعیت‬ ‫از‬ ‫او‬ ‫تا‬ ‫ شود‬ ‫ی‬ ‫م‬ ‫باعث‬ ‫به روابط هم جنس گرایانه زند‬ ‫ک ـنــار ای ــن زمـیـنــه طبیعی‪،‬‬ ‫انسان ایــرانــی هرلحظه که خارج شده و نمودهای اولیه برانگیختگی‬ ‫و یا رو به بی بندوباری نسبی‬ ‫جنسی بیاورد‪ ،‬فشار درونی‬ ‫در جامعه تعامل می کند‪ ،‬در او ظاهر گردد‪.‬‬ ‫(از ســوی فطرت) و بیرونی‬ ‫با رسانه ارتــبــاط می گیرد و‬ ‫(از سوی جامعه و ایین و رسوم و اداب فرهنگی رایج)‬ ‫یا وارد فضای مجازی می شود بیشتر و بیشتر این نیاز‬ ‫کمتری بر خود می بیند‪ .‬درنتیجه به نیازش پاسخی‬ ‫برای او شدت می یابد‪ .‬ساخته شدن این نیازها برای‬ ‫داده می شود و این پاسخ او را به سمت یک وضعیت‬ ‫انسان‪ ،‬باعث می شود تا از اعتدال خارج شده و وارد‬ ‫اعتدال می کشاند (واضح است که چنین اعتدالی چون‬ ‫سیکل برانگیختگی شود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫متکی بر حقیقت انسانی نیست‪ ،‬کامال متزلزل بوده و‬ ‫‪ -5‬سیکل برانگیختگی‬ ‫وضعیت دیگری را پدید می اورد که خارج از موضوع‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫خــود ایــن هویت بخشی را‬ ‫برانگیختگی در او ظاهر گردد‪.‬‬ ‫تداوم دهد و یا اینکه اگر فرد‬ ‫در اینجا انسان سعی می کند این انسان سعی کند با خرید از برندهای‬ ‫از طریق رابطه غیرشرعی به‬ ‫با برطرف کردن نیاز‬ ‫ِ‬ ‫برساخته برتر و یا داشتن روابط نامتعارف و غیرشرعی‬ ‫نیاز جنسی خود پاسخ داد و‬ ‫را‬ ‫ـدال‬ ‫ـ‬ ‫ـت‬ ‫ـ‬ ‫ع‬ ‫خ ــود‪ ،‬وضعیت ا‬ ‫خود را تسکین داده و به نیازش پاسخ دهد‪.‬‬ ‫جامعه نیز این روش را بپذیرد‬ ‫استیفا کند‪ .‬وضعیتی که‬ ‫و قبیح به حساب نیاورد و خود فرد نیز از درون خود‬ ‫قرار است او با پاسخ دادن به نیاز حس شده‪ ،‬به خود‬ ‫درکی فطری از قبح این رفتار را نداشت‪ ،‬برانگیختگی‬ ‫هویت دهد‪ .‬اینجا دو حالت متصور است؛ یا می تواند‬ ‫ان فرد تقلیل می یابد‪ .‬او به نیاز خود پاسخ می دهد‪.‬‬ ‫این نیازها را برطرف کند‪ ،‬یا اینکه از پس ان ها برنمی اید‪.‬‬ ‫در چنین جامعه ای برانگیختگی تقلیل می یابد‪ ،‬ولی‬ ‫‪ -6‬اگر بتواند به این نیازها پاسخ‬ ‫وضعیت دیگری ظاهر می شود که خارج از بحث ما‬ ‫دهد چه روی می دهد؟‬ ‫است‪ .‬وضعیتی که به مراتب خطرنا ک تر از وضعیت‬ ‫این پاسخ دادن باعث تسکین موقت او می شود‪ ،‬ولی‬ ‫برانگیختگی است‪ .‬این وضعیت بسیار دهشتنا ک‬ ‫ً‬ ‫چون او اوال حقیقت نیاز ظاهرشده بر خود را درنیافته‬ ‫است‪ ،‬وضعیتی که به نظر می رسد در برخی از مناطق‬ ‫و از طرف دیگر از ان پاسخ‪ ،‬انتظاری ورای ظرفیت ان‬ ‫تهران تا حدودی در حال ظهور و بروز است‪.‬‬ ‫پاسخ دارد‪ ،‬درنتیجه نیازش به یک معنا پاسخ نیافته‬ ‫‪ -7‬اگر نتواند به این نیازها پاسخ دهد؟‬ ‫است‪ .‬این انسان سعی کند با خرید از برندهای برتر و یا‬ ‫داشتن روابط نامتعارف و غیرشرعی خود را تسکین داده‬ ‫به واسطه حضور افراد در جامعه و فضای مجازی و‬ ‫و به نیازش پاسخ دهد‪ .‬ولی چون پاسخشان‪ ،‬انتظارات‬ ‫استفاده از محصوالت فرهنگی رایج در کشور برای‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫متصور از ان پاسخ را محقق نمی کند ‪-‬ولو در کوتاه مدت‬ ‫فرد دائما نیازهایی پررنگ می شود‪ ،‬دائما این فرد‬ ‫ً‬ ‫یک تسکینی ایجاد کند‪ -‬باعث می شود تا با شدتی‬ ‫با دارایی هایش اندازه گیری می شود‪ ،‬دائما این فرد‬ ‫بیشتر به دنبال برطرف کردن نیازهای خود باشند‪ .‬در‬ ‫برطرف کردن نیازهای جنسی برایش بیشتر و بیشتر‬ ‫حقیقت این انسان دچار برانگیختگی است‪ .‬برای‬ ‫پررنگ می شود‪ .‬همچنانی که ایــن نیازها در حال‬ ‫عملی اعتبار وجوب می کند تا برانگیختگی خود را‬ ‫پررنگ شــدن هستند‪ ،‬مقتضای جامعه به سویی‬ ‫پاسخ دهد‪ .‬نتیجه همین پاسخ این می شود که نه تنها‬ ‫می رود که امکان پاسخ یافتن این نیازها کمتر و کمتر‬ ‫به واسطه این کنش به حالت اعتدال نزدیک نشد که‬ ‫می شود و بـه ارامــی امید پاسخ یافتن ایــن نیازهای‬ ‫ً‬ ‫بیشتر در برانگیختگی خود فرورفت‪ .‬در این وضعیت‬ ‫فوریت یافته محو می شود‪ .‬نتیجه چیست؟ دائما‬ ‫سرمایه داری نیز به خوبی از موقعیت استفاده کرده و‬ ‫میزان برانگیختگی این افراد بیشتر و بیشتر می شود؛‬ ‫نیاز بعدی را برای فرد برساخته و با این روند به وجود‬ ‫و در ادامه کنش های از روی برانگیختگی در جامعه‬ ‫خود تداوم می بخشد‪.‬‬ ‫بیشتر ظاهر می شود‪ ،‬میزان خشم و عصبانیت و نزاع‬ ‫ً‬ ‫اینجا الزم است تا مختصرا به این نکته اشاره کرد که‬ ‫افزایش می یابد‪ .‬پرخاشگری شدت یافته و ادبیات‬ ‫اگر فرهنگ عمومی جامعه به صورتی بود که پاسخ هایی‬ ‫برانگیخته تبدیل به زبان رایج می شود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫از قبیل انچه ذکر گردید‪ ،‬دقیقا کارکردهای متصور از ان‬ ‫‪ -8‬تحلیل نهایی‬ ‫را محقق کرد‪ ،‬در این حالت میزان برانگیختگی فرد‬ ‫ً‬ ‫تقلیل می یابد؛ یعنی اگر فرد با داشتن گوشی موبایل‬ ‫پس ما در مقتضایی هستیم که عمدتا دودسته از‬ ‫پذیرش‬ ‫اپل به خود هویت می دهد و جامعه نیز با‬ ‫نیازهای اقتصادی و جنسی‪ ،‬به صورت مشخص تر‬ ‫‪126‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪127‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫فرد برانگیخته انسان ترسیده و نگران (این ویژگی ها‬ ‫را تشکیکی بخوانید) است‪ .‬او دنبال هویت دهی به‬ ‫خود است‪ .‬دنبال دیدن اثری از خود است‪ .‬دنبال‬ ‫یافتن خود است‪ .‬او برای این کار منطق سلب را دارد‪.‬‬ ‫چراکه منطق ایجابی او یا پاسخ نیازهایش را نداده و‬ ‫یا اینکه شرایط تحقق نیافته است‪ .‬فرد برانگیخته‬ ‫ً‬ ‫هرلحظه در لبه سرریز شدن قرار دارد؛ او صرفا دنبال‬ ‫بهانه ای برای این امر است‪ .‬لذا این فرد برای نشان دادن‬ ‫خود‪ ،‬برای دیدن خود‪ ،‬برای یافت اثر و وجود خود در‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫خود است‪ .‬او با نفی و اشوب در تالش است تا خود را‬ ‫بیابد‪ .‬انسانی که از خود اثری نبیند خطرناک است؛‬ ‫و این داستان جوانان امروز ما است‪ .‬فرد برانگیخته‬ ‫بی انکه به دنبال هــدف ایجابی مشخصی باشد و‬ ‫بی انکه درکی از لزوم اندیشیدن به ان داشته باشد‪،‬‬ ‫با شکستن و اسیب زدن و به اتش کشیدن در حال‬ ‫پایین اوردن سطح برانگیختگی خود است‪ .‬او با این‬ ‫کار خود را دارای اثر می یابد؛ و این دیدن اثر برای او‬ ‫تسکین بخش است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫جامعه‪ ،‬نفی و سلب را پیشه‬ ‫برای نسل جوان‪ ،‬به شدت در‬ ‫می کند‪ .‬او با ابراز عصبانیت‬ ‫حال ساخته شدن هستند‪ .‬فرد برانگیخته ترسیده و نگران است‪ .‬او‬ ‫به دنبال به کرسی نشاندن‬ ‫این وضعیت نیز برای اعضای دنبال یافتن خود است و بــرای این کار‬ ‫حــرف خــود اســت‪ .‬ایــن فرد‬ ‫جامعه با یک تعامل متعارف منطق سلب را دارد‪ .‬چراکه منطق ایجابی‬ ‫در جامعه اماده است برای‬ ‫با رسانه ملی و سینمای کشور او یا پاسخ نیازهایش را نداده و یا اینکه‬ ‫اینکه وارد نــزاع شــود‪ ،‬اماده‬ ‫و محصوالت فرهنگی وجه شرایط تحقق نیافته است‪.‬‬ ‫است تا به محض شنیدن یک‬ ‫غالب‪ ،‬ساخته می شود‪ .‬پس‬ ‫بوق نابه جا قفل فرمان خود را دربیاورد‪ .‬اماده است تا‬ ‫ایجاد شدن ان ها امری عجیب وغریب نیست؛ اما از‬ ‫به محض وارد امدن یک فشار ناخواسته در ایستگاه‬ ‫طرف دیگر صرف شدت گرفتن نیاز به پاسخ گویی به‬ ‫مترو یا بی ارتی‪ ،‬زبان به ناسزا گشوده و وارد نزاع شود‪.‬‬ ‫همین نیازها باعث می شود که امکان پاسخ گویی تقلیل‬ ‫(به نظر بنده برانگیختگی مبنایی برای توضیح میزان‬ ‫یابد‪( .‬به عنوان نمونه نیاز به داشتن منزل مستقل و‬ ‫باالی خشونت در جامعه است) این برانگیختگی‬ ‫اتومبیل و گوشی اپل و ‪ ...‬ان قدر پررنگ می شود که فرد‬ ‫امری است که به وضوح در ادبیات و کلماتی که در‬ ‫ان ها را شرط پاسخ گویی صحیح به نیاز جنسی درک‬ ‫تعامل روزمــره استفاده می شود قابل درک اســت‪ .‬در‬ ‫می کند‪ .‬یا اینکه پررنگ شدن نیاز جنسی به حدی‬ ‫موسیقی های پرطرفدار امــروز نیز برانگیختگی موج‬ ‫می رسد که فرد نمی تواند به راحتی ان را برطرف کند‪.‬‬ ‫می زند؛ و همچنین است در نحوه تعامالت عاطفی‬ ‫اگر در زمان شدت نداشتن این نیاز فرد به راحتی به‬ ‫ً‬ ‫عاشق و معشوق های مــا‪ .‬انگاه که روابــط لطیف و‬ ‫ازدواج با فردی که صرفا نمره قبولی در ازمون زیبایی‬ ‫احساسی نیز در حال لغزیدن به ورطه ی عاشقی های‬ ‫می گرفت‪ ،‬اقــدام مـی کــرد؛ حــال که ایــن نیاز شدت‬ ‫ً‬ ‫زخمت و خشن است (موارد ذکرشده مصادیق بارزی‬ ‫یافته صرفا به ازدواج با باربی ها فکر می کند و چنین‬ ‫از برانگیختگی هستند که تبیین موردی ان ها در این‬ ‫ازدواجی را پاسخ به نیاز خود درک می کند) از طرف‬ ‫عبارات نمی گنجد)‪.‬‬ ‫دیگر واقعیت وضعیت اقتصادی به صورتی است که‬ ‫در اغتشاشات و درگیری های دی ماه نیز قسمتی از‬ ‫فرد نه تنها نمی تواند این قبیل از نیازها را برطرف کند‬ ‫رخداد در دل برانگیختگی قابل فهم است‪ .‬چراکه این‬ ‫که حتی امید به برطرف کــردن ان هــا را نیز از دست‬ ‫انسان برانگیخته به دنبال ایجاد مقتضایی هیجانی‬ ‫می دهد‪ .‬درنتیجه میزان برانگیختگی او شدت می یابد‪.‬‬ ‫برای کاهش میزان برانگیختگی خود است‪ .‬منطق او‬ ‫ً‬ ‫‪ -9‬منطق برانگیختگی‬ ‫صرفا سلب است‪ .‬او با سلب در حال هویت دهی به‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫رامین مالک‬ ‫پژوهشگر هسته جرم شناسی مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد رشته حقوق دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫یک جامعه خشن‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫شاید در اخبار مختلف با این کلمه زیاد روبرو شده‬ ‫باشید‪ :‬خشونت‪ ،‬خشن‪ ،‬جرایم خشن و‪ . ...‬از پرونده اتنا‬ ‫و بنیتا گرفته تا پرونده اهورا و یا پرونده صادق برمکی؛‬ ‫همه این ها به یک جا ختم می شود‪ ،‬مسئله ای به نام‬ ‫خشونت‪ .‬از طرف دیگر‪ ،‬در رفتارهای مختلف روزانه‬ ‫خود نیز این رفتار را به شکل های مختلف می بینیم‪،‬‬ ‫وقتی دو راننده که تصادف کرده اند‪ ،‬باهم جروبحث‬ ‫کرده و دعوا می کنند‪ ،‬یا در رعایت حق تقدم نسبت‬ ‫به همدیگر‪ ،‬اشکال مختلف خشونت را به وضوح‬ ‫می توان دید‪.‬‬ ‫حال باید دید این خشونت از کجا می اید؟ چرا مردم‬ ‫کشورمان با چنین فرهنگ و ارزش هایی‪ ،‬این چنین‬ ‫خشن و عصبانی هستند؟‬ ‫برای اینکه بدانیم جرایم خشن به چه چیزی گفته‬ ‫ً‬ ‫می شود‪ ،‬اوال باید بدانیم که خشونت چیست؟ در‬ ‫تعریف خشونت‪ ،‬از جنبه های مختلف می توان به‬ ‫ان نگاه کرد؛ برخی ها خشونت را عملکردی از رفتار‬ ‫انسان می دانند‪ .‬برخی ها‪ ،‬ان را ناشی از اجتماعی‬ ‫شدن نادرست و در اثر تربیت نادرست می دانند‪.‬‬ ‫درهرحال‪ ،‬رفتارهای خشن در رابطه با مسائل فرهنگی‬ ‫و ارزش های اجتماعی است‪.‬‬ ‫علل اصلی خشونت را می توان در چند عامل دید‪:‬‬ ‫‪1.1‬رفتار شخصی‬ ‫‪2.2‬تکامل غرایز انسانی‬ ‫‪3.3‬مصرف مواد مخدر‬ ‫‪4.4‬مشکالت در اجتماعی شدن و تربیت‬ ‫‪5.5‬قرارگیری در معرض خشونت‬ ‫‪6.6‬ارزش های فرهنگی و خرده فرهنگ های خشونت امیز‬ ‫در ادامــه به بررسی برخی از عوامل موثر در خشونت‬ ‫می پردازیم‪.‬‬ ‫چرا مردم کشورمان با چنین فرهنگ و ارزش هایی‪،‬‬ ‫این چنین خشن و عصبانی هستند؟‬ ‫‪128‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ازجمله موارد مهمی که در ایجاد خشونت‬ ‫نقش اساسی دارند‪ ،‬یکی بحث مواد مخدر‬ ‫و دیگری بحث فشار است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪129‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫اف ـ ــرادی کــه در یــک رف ـتــار‬ ‫خشونت امیز‪ ،‬درگیر می شوند‪،‬‬ ‫مــمــکــن اس ـ ــت کـ ــه دچـ ــار‬ ‫اختالالت روانی باشند‪ .‬به طور مثال در یک پژوهش‬ ‫قدیمی‪ ،‬روان شناسان نتیجه گرفته بودند که کودکانی‬ ‫که دچار قتل شده اند‪ ،‬اختالالت روانی متعدد بودند‪،‬‬ ‫مانند اختالالت عصبی (نوار مغزی های غیرطبیعی)‪،‬‬ ‫اختالالت روان شناختی متعدد و تشنج های شدید‪،‬‬ ‫کم هوشی‪ ،‬بیمار ی های روان پریشی مانند پارانویا‪ ،‬تفکر‬ ‫غیرمنطقی و یا توهم‪.‬‬ ‫از طــرف دیـگــر‪ ،‬در کتاب «‪Guilty by Reason of‬‬ ‫‪ »Insanity‬نویسنده به این نتیجه رسیده بود که زندانیان‬ ‫محکوم به اعــدام‪ ،‬دارای سابقه اختالالت روانــی و‬ ‫اختالل فکری هستند؛ و یا تحقیقات بعدی نیز نشان‬ ‫داد که داشتن شخصیت نابهنجار و انرمال که دارای‬ ‫ویژگی هایی مانند افسردگی‪ ،‬ناسازگاری‪ ،‬کم شنوایی‪،‬‬ ‫سندرم شخصیت مرزی و‪ ...‬بوده اند‪ ،‬با انواع مختلف‬ ‫خشونت ارتباط تنگاتنگی دارد‪.‬‬ ‫همچنین شواهدی موجود است که نشان می دهد‬ ‫اختالالت شخصیتی‪ ،‬با برخی صفات و ویژگی های‬ ‫فیزیکی نیز مرتبط هستند‪ .‬دانشمندان معتقد هستند‬ ‫که تفاوت هایی در سیستم لیمبیک و قشر قدامی مغز‬ ‫پیدا کرده اند که باعث می شود بین افراد مهاجم و خشن‬ ‫ً‬ ‫و نیز افراد کامال معقول‪ ،‬تفاوت وجود داشته باشد؛ به‬ ‫عبارت دیگر‪ ،‬در صورت ضربه به این قسمت از مغز‪،‬‬ ‫فرد ممکن است که به طور کامل قادر به واکنش های‬ ‫عاطفی نباشد‪.‬‬ ‫جالب اســت بدانیم کــه در تحقیقی کــه در سال‬ ‫‪ 2009‬صــورت گرفته بــود‪ ،‬دریافتند کسانی که رفتار‬ ‫ً‬ ‫خشن از خود نشان داده اند‪ ،‬قبال حیوان‪-‬ازاری را نیز‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫تجربه کرده اند که این ناشی‬ ‫از اختالالت شخصیتی بوده‬ ‫که فرد مرتکب ان بوده است‪.‬‬ ‫(برگرفته از کتاب ‪ Criminology‬اقای ‪)Larry J. Siegel‬‬ ‫ازجمله موارد مهمی که در ایجاد خشونت نقش اساسی‬ ‫دارند‪ ،‬یکی بحث مواد مخدر و دیگری بحث فشار است‪.‬‬ ‫مواد مخدر ازجمله مواردی است که در بحث خشونت‬ ‫نقش مهمی دارد؛ این نقش با توجه به افزایش مصرف‬ ‫به ویژه در میان جوانان‪ ،‬بیش ازپیش مورد توجه قرار‬ ‫می گیرد‪ .‬باید توجه داشت که مواد مخدر با توجه به‬ ‫مشکالتی که در فرد ایجاد می کند‪ ،‬می تواند باعث‬ ‫بروز چنین مشکلی شود؛ به عبارت دیگر‪ ،‬در فرایند‬ ‫مکانیسم اثرگذاری مواد مخدر بر مغز انسان‪ ،‬یکی از‬ ‫اثراتی که از خود به جای می گذارد‪ ،‬باعث تغییر رفتار‬ ‫و بــروز خشونت می شود که در مطالب قبلی بدان‬ ‫اشاره شده است‪.‬‬ ‫از طرف دیگر‪ ،‬فردی که دسترسی به مواد مخدر ندارد‬ ‫نیز به دلیل حاالت روحی‪-‬روانی ایجادشده بر وی نیز‬ ‫می تواند رفتار خشونت امیز از خود نشان دهد‪ .‬فشار‬ ‫اطرافیان‪ ،‬یا برچسب_زنی نیز می تواند در بروز رفتار‬ ‫خشن در افراد معتاد کمک نماید‪.‬‬ ‫موضوع بعدی که باید بدان توجه کرد‪ ،‬بحث فشار در‬ ‫جامعه است‪ .‬ایجاد فشار در جامعه نیز می تواند در بروز‬ ‫رفتار خشن در افراد مهم باشد‪ .‬جوانی که به دنبال کار‬ ‫است و بیکاری باعث فشار در فرد می شود و یا پدری‬ ‫که شرمنده فرزند خود هست و در اعماق وجودش با‬ ‫مسائل زندگی خودش درگیر هست و در همین حال‬ ‫تصادفی هم رخ می دهد و مشکلی به مشکالتش اضافه‬ ‫می شود‪...‬خودمان را در چنین شرایطی قرار بدهیم‪،‬‬ ‫ما نیز خشن برخورد می کنیم‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حالتی را تصور کنید که وسط‬ ‫یکی دیگر از مسائل اساسی‬ ‫خود‬ ‫سریع‬ ‫روند‬ ‫از‬ ‫را‬ ‫شما‬ ‫اتفاق‬ ‫این‬ ‫یعنی‬ ‫استفاده از تلگرام‪ ،‬گوشی‬ ‫که در بحث مربوط به خشونت‬ ‫باید بدان توجه داشت‪ ،‬بحث در رسیدن به انچه می خواستید‪ ،‬جلوگیری‬ ‫خراب شود و یا اینترنت قطع‬ ‫تغییرات اجتماعی است‪ .‬کرده است‪ .‬از همین رو‪ ،‬اولین واکنش ما‬ ‫شــود‪ ،‬اولین واکنش ما چه‬ ‫درواقع در زندگی امروزی خود بعد از تصادف می شود دعوا‪...‬‬ ‫خواهد بود؟ «اه‪ »...‬یعنی بروز‬ ‫اولین رفتار خشونت امیز‪...‬‬ ‫نسبت به زندگی گذشته‪،‬‬ ‫چرا؟ چون باعث شده شما از سرعت خود و استفاده‬ ‫تغییراتی ایجاد شده و سبک زندگی جدید‪ ،‬الزامات‬ ‫خود از یک ابزار سریع‪ ،‬عقب بمانید‪.‬‬ ‫خاص خودش را نیز دارد؛ به عبارت دیگر‪ ،‬در سبک‬ ‫نکته دیگری که باید متذکر شد‪ ،‬نوع دیگری از خشونت‬ ‫زندگی جدید‪ ،‬با مدرن شدن زندگی‪ ،‬همه چیز تغییر‬ ‫هست که در محیط دیگری ان را به وفــور دیده ایم؛‬ ‫کــرده اســت‪ .‬یکی از ایــن مسائل‪ ،‬بحث سرعت در‬ ‫تصادف‪ ...‬وقتی شما در حال عجله برای رفتن به‬ ‫جامعه است؛ به عبارت دیگر‪ ،‬در زندگی جدید مبتنی‬ ‫جایی هستید‪ ،‬یا در حال برگشت به منزل هستید و‬ ‫بر مدرنیته‪ ،‬مولفه سرعت حرف اول و اخر را می زند‪.‬‬ ‫می خواهید هرچه زودتر به مقصد خود برسید و در اثر‬ ‫وقتی سرعت و شتاب ماشین افزایش پیدا می کند‪،‬‬ ‫قصور دیگری یا خودتان تصادفی رخ می دهد و شما‬ ‫اینترنت از حالت ال ک پشتی خود (‪ )dial_up‬به اینترنت‬ ‫به نوعی از این سرعت خود عقب می مانید‪.‬‬ ‫پرسرعت ‪ 4G‬و ‪ 5G‬می رسد‪ ،‬بجای منتظر بودن برای‬ ‫یعنی این اتفاق شما را از روند سریع خود در رسیدن‬ ‫رسیدن به خانه و استفاده از اینترنت خانه‪ ،‬شما‬ ‫به انچه می خواستید‪ ،‬جلوگیری کرده است‪ .‬از همین‬ ‫می توانید از اینترنت پرسرعت روی گوشی هوشمند‬ ‫رو‪ ،‬اولین واکنش ما بعد از تصادف می شود دعوا‪...‬‬ ‫خود استفاده کنید و با افزایش سرعت و کارایی در‬ ‫پس می توان گفت که مشکل اصلی در بروز خشونت‪،‬‬ ‫اپلیکیشن های موبایلی‪ ،‬همه این ها ما را به سرعت‬ ‫می تواند سبک زندگی ما باشد که با مــدرن شدن‬ ‫عادت داده اند‪ .‬در این حالت‪ ،‬هر چیزی مانع استفاده‬ ‫جامعه و افزایش سرعت‪ ،‬زندگی های ما نیز فست‬ ‫از این سرعت شود و یا به عبارت دیگر‪ ،‬ما را از سرعت‬ ‫فودی شده است‪.‬‬ ‫جلوگیری نماید‪ ،‬ما را اذیت خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪130‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫سعید مسعودی پور‬ ‫پژوهشگر حوزه اسیب های اجتماعی مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته دکتری رشته بازاریابی دانشگاه ازاد اسالمی تهران‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اسیب شناسی‬ ‫شناخت اسیب های‬ ‫اجتماعی در ایران‬ ‫اسیب های اجتماعی را مـی تــوان از پیچیده ترین‬ ‫مسائل اجتماعی دانست‪ .‬چندبعدی بودن و چند‬ ‫سطحی بــودن ایــن مسائل و ارتـبــاط تــودرتــو و به هم‬ ‫پیچیده ان ها‪ ،‬اسیب های اجتماعی را به مثابه کالف‬ ‫سخت و درهم تنیده ای کرده است که باز کردن ان به‬ ‫سادگی امکان پذیر نیست‪ .‬نکته جدی تر این که امارها‪،‬‬ ‫روند اسیب های اجتماعی در کشور را رو به گسترش‬ ‫نشان می دهد‪ ،‬که نشان دهنده ناکارامدی مداخالت‬ ‫انجام شده در این خصوص است‪.‬‬ ‫یکی از ابعاد پیچیدگی مسائل و اسیب های اجتماعی‪،‬‬ ‫عــدم اتفاق نظر بین خبرگان در خصوص ابعاد ان‬ ‫مسئله است‪ .‬بخشی از این عدم اتفاق نظر ناظر به‬ ‫شــنــاخــت اســی ـب هــای اجــتــمــاعــی خ ــود نیازمند‬ ‫اسیب شناسی است‬ ‫‪131‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪ -1‬پیچیدگی ها و گره ها در فهم و‬ ‫تفسیر اسیب های اجتماعی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫الزمه هرگونه مداخله برای کاهش اسیب های اجتماعی‬ ‫و در سطح باالتر پیشگیری از ان‪ ،‬شناخت کامل و‬ ‫چندوجهی این پدیده است‪ .‬البته روشن است که‬ ‫شناختی کامل از همه ابعاد پدیده های پیچیده نمی توان‬ ‫به دست اورد‪ .‬در این نوشتار به سه موضوعی که برای‬ ‫کسب این شناخت و طراحی برنامه های مداخله ای‬ ‫الزم است‪ ،‬اشاره می شود‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫یکی از ابعاد پیچیدگی مسائل و اسیب های‬ ‫اجتماعی‪ ،‬عدم اتفاق نظر بین خبرگان در‬ ‫خصوص ابعاد ان مسئله است تا حدی که‬ ‫گاهی اوقات از منظر برخی افراد‪ ،‬برخی از‬ ‫مصادیق متعارف اسیب های اجتماعی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫اصال اسیب نیست‪.‬‬ ‫از صاحب نظران این طور عقیده دارند که وضعیت‬ ‫طالق نه تنها در کشور خوب هست بلکه هرچقدر‬ ‫طالق بیشتر شود‪ ،‬وضعیت بهتر خواهد شد‪ .‬چراکه‬ ‫طالق سوپاپ اطمینانی است که فشارهای ایجاد شده‬ ‫به خاطر ناکارامدی اقتصادی و مدیریتی کشور که در‬ ‫خانواده سرریز می کند را ارام کرده و از بحران های بعدی‬ ‫جلوگیری می کند‪ .‬اما از سوی دیگر برخی ها عقیده دارند‬ ‫که طالق با اسیب هایی همچون اعتیاد‪ ،‬خشونت‪،‬‬ ‫تربیت فرزندان‪ ،‬فقر اقتصادی ‪ ،‬جامعه پذیری‪ ،‬ارامش‬ ‫اجتماعی و روانی و ‪ ...‬گره خورده است‪ .‬هدف قرار‬ ‫گرفتن کانون خانواده در کشور‪ ،‬بحران هست و مداخله‬ ‫برای کنترل نرخ طالق ضروری و اجتناب ناپذیر است‪.‬‬ ‫همچنین در خصوص حاشیه نشینی برخی ها عقیده‬ ‫دارند که سکونتگاه های غیررسمی محل امید برای‬ ‫انسان هایی هستند که از متن رانــده شده اند‪ .‬این‬ ‫افــراد در انجا امکانات خوبی دارنــد و فقر مطلق در‬ ‫انجا نیست‪ .‬امکاناتی که سکونتگاه های غیررسمی‬ ‫و حاشیه های شهرها برای این افراد فراهم کرده اند‪،‬‬ ‫بسیار بهتر از محلی است که از ان مهاجرت کرده اند‪.‬‬ ‫اما برخی دیگر بر مشکالت و جرم خیز بودن حاشیه ها‬ ‫تکیه دارند و کمبود امکانات زیرساختی و اجتماعی‬ ‫را به عنوان یکی مشکالت این مناطق بیان می کنند‪.‬‬ ‫از سوی دیگر هیچ سنجه و شاخص قابل اتکایی نمی توان‬ ‫یافت که با استفاده از ان بتوان به تحلیل وضعیت کشور‬ ‫پرداخت‪ .‬به عنوان مثال این که نرخ طالق در کشور ما‬ ‫علل شکل گیری یک اسیب‪ ،‬تقدم و تاخر رتبی علل‬ ‫و سلسله تاثیر روابط بین ان ها‪ ،‬نحوه مداخله گری و‬ ‫ارائه راهکار و‪ ...‬هست‪ .‬البته این موضوع تا حدی‬ ‫بدیهی است اما انچه در اینجا جذاب خواهد بود‬ ‫دانستن این موضوع است که عدم توافق در حوزه‬ ‫مسائل و اسیب های اجتماعی نه تنها در موضوعات‬ ‫شناسایی شده به عنوان اسیب های اجتماعی است‪،‬‬ ‫بلکه حتی تفاوت نگاه تا جایی پیش می رود که از‬ ‫منظر برخی افــراد یک پدیده نه تنها اسیب نیست‪،‬‬ ‫بلکه بایسته جامعه انسانی است تا جایی که هرگونه‬ ‫مداخله برای کنترل یا کاهش ان منجر به بی نظمی‬ ‫و ضررهای جبران ناپذیر خواهد شد‪ .‬به عبارت دیگر‬ ‫در پاسخ به این سوال اولیه و مقدماتی که ایا چنین‬ ‫پدیده ای یک اسیب اجتماعی تلقی می شود یا خیر‪،‬‬ ‫بین صاحب نظران اختالف نظر وجود دارد!‬ ‫عالوه بر تکثر نگرشی در حوزه نظری به مسئله‪ ،‬بین‬ ‫دستگاه های اجرایی و مدیران سازمان های مداخله گر‬ ‫نیز تفاوت دیدگاه وجود دارد که پرداختن به ان‪ ،‬موضوع‬ ‫نوشتار حاضر نیست‪ .‬در اینجا چند مثال ارائه خواهد‬ ‫شد تا نشان داده شود که چگونه یک پدیده از منظر برخی‬ ‫صاحب نظران می تواند به عنوان یک اسیب اجتماعی‬ ‫ً‬ ‫شناخته شود و از منظر برخی یک اتفاق ساده و کامال‬ ‫طبیعی انسانی است تا جایی که هرگونه دست کاری‬ ‫بیرونی می تواند خود منشا اسیب اجتماعی شناخته‬ ‫شود‪ .‬به عنوان مثال در خصوص پدیده طالق برخی‬ ‫‪132‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫یکی دیگر از مشکالتی که در برنامه ریزی‬ ‫برای کاهش اسیب های اجتماعی وجود‬ ‫دارد‪ ،‬ضعف در پایگاه داده در این خصوص‬ ‫است‪.‬‬ ‫یکی دیگر از مشکالتی که در برنامه ریزی برای کاهش‬ ‫اسیب های اجتماعی وجود دارد‪ ،‬ضعف در پایگاه‬ ‫داده در این خصوص است‪ .‬برای فراهم کردن این‬ ‫شناخت و تولید داده های موردنیاز‪ ،‬پیش از همه الزم‬ ‫است شاخص هایی که از اعتبار الزم برای اندازه گیری‬ ‫اسیب اجتماعی بــرخــوردار هستند‪ ،‬تولید شوند‪.‬‬ ‫نیازمندی دوم‪ ،‬تعیین سازمان های متولی برای تهیه‬ ‫داده های فوق است‪ .‬این سازمان ها باید به عنوان مرجع‬ ‫صالحیت دار در تولید داده هــا در حوزه اسیب های‬ ‫اجتماعی شناخته شوند‪ .‬تعدد و تکثر این سازمان ها‪،‬‬ ‫عالوه بر این که منجر به هدرروی منابع می شود‪ ،‬با توجه‬ ‫ً‬ ‫به این که غالبا مبنای تهیه امار سازمان ها یکسان نیست‪،‬‬ ‫منجر به مشکالتی در خصوص امارهای ناهمگون و‬ ‫ً‬ ‫احتماال متناقض می شود‪.‬‬ ‫به عنوان مثال در حوزه طالق سازمان ثبت احوال و قوه‬ ‫قضائیه دو نهادی هستند که در این حوزه امارهای‬ ‫مربوط به ان را تولید می کنند‪ .‬البته باید توجه داشت‬ ‫‪133‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ -2‬ضعف در پایگاه داده در حوزه‬ ‫اسیب های اجتماعی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫پایین تر یا باالتر از متوسط جهانی است‪ ،‬ایا می تواند‬ ‫سنجه خوبی برای تحلیل وضعیت موجود باشد؟ یا‬ ‫این که در کشور چند میلیون نفر حاشیه نشین داریم در‬ ‫حالی که نسبت این نرخ در منطقه فالن مقدار است‪،‬‬ ‫ایا می تواند مبنای شناخت قرار گیرد؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫که امارهای سازمان ثبت احوال به صورت رسمی و هر‬ ‫شش ماه یک بار منتشر می شود‪ ،‬اما این امار تفاوت هایی‬ ‫با امارهای تولیدی قوه قضائیه دارد که ناشی از همان‬ ‫تفاوت مبنایی تهیه امار است‪.‬‬ ‫گاهی اوقات باوجود امکان ثبت داده های دقیق تر و‬ ‫جامع تر‪ ،‬پایگاه داده طراحی شده به حداقل ها اکتفا‬ ‫ً‬ ‫می کند‪ .‬مثال در حــوزه طالق امارهایی نظیر تعداد‬ ‫طالق ها و ازدواج ها در ماه به تفکیک استان‪ ،‬تعداد‬ ‫طالق ها در بازه های سنی مختلف برای زوج و زوجه و‬ ‫‪ ...‬اکتفا می شود؛ در حالی که می توان داده های بیشتری‬ ‫نظیر متقاضی طالق‪ ،‬مدت زمان زندگی‪ ،‬طالق در‬ ‫دوران نامزدی یا بعد از عروسی‪ ،‬تعداد فرزندان طالق‪،‬‬ ‫علت طالق‪ ،‬دین و مذهب زوجین‪ ،‬میزان درامد زوج‬ ‫ً‬ ‫و زوجه‪ ،‬میزان تحصیالت زوج و زوجه‪ ،‬ایا قبال هر یک‬ ‫از زوج یا زوجه ازدواج ناموفقی داشته است و‪ ...‬را ثبت‬ ‫کرد و به صورت بر خط اطالعات مفیدی را در اختیار‬ ‫تحلیلگر قرار داد‪.‬‬ ‫البته باید توجه داشت که همه اسیب های اجتماعی‬ ‫به راحتی انچه گفته شد‪ ،‬قابل رصد و سنجش نیست‪.‬‬ ‫به عنوان مثال امار مربوط به اعتیاد یا حاشیه نشینی‬ ‫ازجمله اسیب هایی است که اندازه گیری ان بسیار دشوار‬ ‫ً‬ ‫و پرهزینه است‪ .‬معموال در کشور طرح های سنجش‬ ‫میزان اعتیاد در قشرهای مختلف مثل دانشجویان‪،‬‬ ‫کارگران‪ ،‬دانش اموزان و ‪ ...‬انجام می شود‪ .‬گاهی اوقات‬ ‫طرح ها در سطح ملی و با مراجعه به درب منازل افراد‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ازجمله مشکالت دیگر مربوط به امار در‬ ‫برخی از اسیب های اجتماعی‪ ،‬محرمانه‬ ‫تلقی کردن این داده هاست‪ .‬انتشار بی مهابا‬ ‫و بی ضابطه از اسیب های اجتماعی ممکن‬ ‫اســت منجر بــه سیاه نمایی و افزایش‬ ‫ناامیدی شود‪.‬‬ ‫که ازجمله ان ها عدم اهتمام الزم به الیه های درونی تر‬ ‫اســت‪ .‬به عبارت دیگر اگرچه ممکن است عوامل‬ ‫ریشه ای و اصلی مورد اشاره قرار گیرد‪ ،‬اما هیچ گاه شاهد‬ ‫اقدام عملیاتی برای رفع این علل نبوده ایم؛ اگرچه باید‬ ‫قبول کرد که این عوامل از پیچیدگی بیشتری برخوردار‬ ‫هستند اما این به معنی عدم طرح ریزی برای مداخله‬ ‫در این موضوعات نیست‪.‬‬ ‫یکی از علل مبنایی شکل گیری برخی از انواع اسیب های‬ ‫اجتماعی‪ ،‬افزایش میل تمتع از دنیا و لذت خواهی‬ ‫مادی است‪ .‬تقویت ارزوها و امیال ذهنی برای بهره مندی‬ ‫بیشتر از دنیا‪ ،‬سطح انتظارات زندگی را در افراد افزایش‬ ‫داده و به تبع ان رضایت درونی ان ها را کاهش می دهد‪.‬‬ ‫درواقع چون فرد نتوانسته است پاسخی به انتظارات‬ ‫ذهنی خود برای بهره مندی از دنیا بدهد‪ ،‬با رفتارهایی‬ ‫خارج از نظام هنجاری و ارزشی جامعه سعی می کند‬ ‫به دنبال فروکاستن از عطش درونی خود باشد‪.‬‬ ‫نهادینه شدن میل درونی انسان برای حفظ حیات‬ ‫خود‪ ،‬وابستگی ادمی به دنیا را به دنبال داشته است‪.‬‬ ‫از این رو حفظ ُبعد مادی انسان در گروه وابستگی و‬ ‫بهره گیری او از دنیاست‪ .‬این امر به خودی خود نه تنها‬ ‫مذموم نیست‪ ،‬بلکه الزم و ضــروری اســت‪ .‬امــا اگر‬ ‫خواستن برای داشتن بیشتر و بیشتر از دنیا بدون مهار‬ ‫و افسار باشد‪ ،‬منجر به پیامدهای خطرناکی برای ادمی‬ ‫خواهد شد‪ .‬تحریک این بیشتر خواستن و قانع نبودن‬ ‫و پرسش مستقیم از ان ها اجرا می شود تا نرخ اعتیاد به‬ ‫انواع مواد مخدر و بازه های سنی معتادین به دست اید‪.‬‬ ‫ولی بدیهی است که چنین اماری که مبتنی بر خود‬ ‫اظهاری افراد است‪ ،‬از اعتبار زیادی برخوردار نیست‪.‬‬ ‫ازجمله مشکالت دیگر مربوط به امــار در برخی از‬ ‫اسیب های اجتماعی‪ ،‬محرمانه تلقی کــردن این‬ ‫داده هاست‪ .‬واقعیت ان است که پنهان کاری یا بهتر‬ ‫نشان دادن شرایط موجود ازانچه هست‪ ،‬نه تنها به حل‬ ‫مسئله نمی تواند کمک کند‪ ،‬بلکه وضعیت را بدتر نیز‬ ‫خواهد کرد‪ .‬البته باید به این موضوع نیز اذعان داشت‬ ‫که انتشار بی مهابا و بی ضابطه از اسیب های اجتماعی‬ ‫ممکن است منجر به سیاه نمایی‪ ،‬افزایش ناامیدی و‬ ‫ً‬ ‫کژ کارکردهای دیگری شود که قطعا نامطلوب است‪.‬‬ ‫اما دسترسی محققین و صاحب نظران به این داده ها‬ ‫الزم و ضروری است تا بتوانند با تحلیل های علمی و‬ ‫دقیق‪ ،‬راهکارهای برو ن رفت خود را ارائه دهند‪.‬‬ ‫‪ -3‬سطحی نگری در‬ ‫شناسایی علل اسیب های اجتماعی‬ ‫علل شکل گیری اسیب های اجتماعی‪ ،‬چند سطحی‬ ‫و به هم پیوسته هستند‪ .‬برخی از عوامل در سطح‬ ‫روبنایی مورد تا کید قرار می گیرند؛ در حالی که برخی‬ ‫دیگر از عوامل در الیه های زیرین و به صورت مکنون‬ ‫قرار دارند‪ .‬در پرداختن به این علل‪ ،‬افاتی وجود دارد‬ ‫‪134‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫یکی از علل مبنایی شکل گیری برخی از‬ ‫انواع اسیب های اجتماعی‪ ،‬افزایش میل‬ ‫تمتع از دنیا و لذت خواهی مادی است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪135‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫انسان‪ ،‬بیشتر از همه از عوامل‬ ‫غیرواقعی و بیرونی سرچشمه‬ ‫می گیرد‪ .‬مقایسه ذهنی بین‬ ‫خود و افراد دیگری که سطح‬ ‫تمتع باالتری از زندگی را دارنــد‪ ،‬محرک احساسات‬ ‫درونی و نیازهای بیشتر است‪.‬‬ ‫این مقایسه ذهنی و افزایش سطح انتظارات توسط‬ ‫محرک های بیرونی نظیر رسانه ملی (مانند فیلم ها‬ ‫و ا گهی های تجاری)‪ ،‬مانور اشرافی گری در شهرها‬ ‫(خودروها‪ ،‬رستوران ها‪ ،‬خانه ها‪ ،‬بازارچه ها و ‪،)...‬‬ ‫ً‬ ‫شبکه های مـجــازی و ‪ ...‬مرتبا در حــال تقویت و‬ ‫شکل گیری است؛ وگرنه به خودی خود تا زمانی که به‬ ‫صورت عینی و ملموس در جلوی چشم مردم چنین‬ ‫سبک زندگی لذت گرایانه به تصویر کشیده نشده باشد‪،‬‬ ‫غلیان ذهنی درونی به خودی خود توانایی باال بردن‬ ‫سطح انتظارات و کاهش رضایت از زندگی را ندارد‪.‬‬ ‫به عنوان مثال از تاثیر عنصر گفته شده در حوزه اسیب های‬ ‫اجتماعی می توان به موضوع طالق اشاره کرد‪ .‬باال رفتن‬ ‫انتظارات ذهنی برای تمتع دنیوی‪ ،‬باعث می شود که‬ ‫زندگی مشترک زن و مرد‪ ،‬دوام نیابد و از انجایی که هر‬ ‫یک از زوجین‪ ،‬نمی توانند از داشتن زندگی خود احساس‬ ‫رضایت کنند‪ ،‬به دنبال تغییر ان هستند‪ .‬این احساس‬ ‫عدم رضایت می تواند ناظر به هر یک از زوجین اتفاق‬ ‫افتاد‪ .‬خانم خانه از سطح درامدی همسر و زندگی مهیا‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫شده برایش احساس رضایت‬ ‫نمی کند و انتظارات بیشتری‬ ‫فراتر از توان اقتصادی شوهر‬ ‫را انتظار دارد و از سوی دیگر‬ ‫به واسطه مانور جاذبه های جنسی در سطح شهر و‬ ‫رسانه ها‪ ،‬مرد نیز سطح انتظارات باالیی پیدا کرده‬ ‫است‪ .‬شاید به همین خاطر است که بر اساس امار‬ ‫‪ 9‬ماهه اول سال ‪ ،95‬بیش از ‪ 38‬درصد ازدواج ها در‬ ‫کمتر از ‪ 4‬سال به طالق منجر می شوند‪ .‬این در حالی‬ ‫است که در روستاها این امار به ‪ 46‬درصد می رسد‪.‬‬ ‫بر اساس انچه گفته شد می توان فرضیه ای برای تحلیل‬ ‫چرایی بیشتر بودن امار طالق در روستاها به این شکل‬ ‫صورت بندی کرد که سطح اقتصادی و برخورداری از‬ ‫امکانات در روستا کمتر از شهر است‪ ،‬اما به واسطه‬ ‫ارتباطات گسترده حتی در مناطق روستایی‪ ،‬سطح‬ ‫انتظارات برای تمتع مادی در انجا همچنان باالست‪.‬‬ ‫حتی محرومیت های نسبی روستا باعث می شود که‬ ‫فاصله بیشتری بین سطح مطلوب و موجود ایجاد‬ ‫شود و این بر شدت انتظارات افراد افــزوده است‪ .‬با‬ ‫این توضیح افــراد چون در خانه اول خود (که در ان‬ ‫بزرگ شده اند) نتوانسته اند به انتظارات خود برسند‪،‬‬ ‫در ارزو تحقق خواسته ها در زندگی جدید پیشروی‬ ‫خود هستند؛ در حالی که چنین اتفاقی برای ان ها‬ ‫رقم نخواهد خورد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫سجاد لطفی‬ ‫پژوهشگر حوزه زنان و خانواده مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری سیاست گذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم؟ع؟‬ ‫امر به حجاب مظلوم‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫یکی از معضالتی که پس از انقالب دامن گیر قشر متدین‬ ‫شده این است که تا صحبت از امربه معروف و نهی‬ ‫از منکر می شود‪ ،‬سریع به سراغ «عفاف و حجاب»‬ ‫می رود و از اهم منکرات‪ ،‬به بدحجابی اشاره می کنند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫البته یکی از دالیلی که برای دخالت حکومت در امر‬ ‫عفاف و حجاب‪ ،‬در فقه اسالمی وجود دارد‪ ،‬قاعده ی‬ ‫«امربه معروف و نهی از منکر» است ولی دلیل نمی شود‬ ‫که این فریضه ی واال را در عفاف و حجاب منحصر‬ ‫دید چراکه چنین مواجهه ای‪ ،‬ظلم به هر دو ارزش‬ ‫مذکور است‪.‬‬ ‫اکنون پس از طی چهار دهه از انقالب اسالمی‪ ،‬می توان‬ ‫ارزیابی ای از نحوه ی «امربه معروف و نهی از منکر»‬ ‫در حوزه «عفاف و حجاب» داشت‪ .‬در این راستا به‬ ‫نکاتی اشاره می شود‪:‬‬ ‫‪ -1‬امربه معروف و نهی از منکر‪ :‬مبنای اصلی امربه معروف‬ ‫و نهی از منکر‪ ،‬محبت به همدیگر است؛ یعنی باید فرد‬ ‫مقابل را دوست داشت و نگران سرنوشت وی بود؛‬ ‫حال وقتی چنین محبتی مبنای عمل قرار گیرد‪ ،‬فرد‬ ‫برای به نتیجه رساندن فعالیت خود و نجات فرد‪ ،‬از‬ ‫هیچ تالشی فروگزار نکرده و سعی می کند بهترین راه‬ ‫اثرگذاری را بدون ایجاد کوچک ترین ناراحتی‪ ،‬جستجو‬ ‫نماید‪ .‬در واقع «مشکل عدم تاثیر»‪ ،‬ناشی از رفتار بد و‬ ‫بلد نبودن نحوه نهی از منکر است نه خود این نهاد‪.‬‬ ‫از طرف دیگر‪ ،‬شروط ذکرشده برای ان‪« ،‬ایجادی» هستند‬ ‫یعنی باید این شرایط را ایجاد کرد؛ به عبارت دیگر‪،‬‬ ‫شرط تاثیر را باید به وجــود اورد نه اینکه چون تاثیر‬ ‫نــداشــت‪ ،‬بی خیال وظیفه و تکلیف شــد‪ .‬در واقع‬ ‫مبنای اصلی امربه معروف و نهی از منکر‪ ،‬محبت‬ ‫به همدیگر است‪.‬‬ ‫‪136‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫اگر نصح و خیرخواهی مبنای اقدام شد‬ ‫دیگر خشونت و عصبانیت جایی ندارد‬ ‫مگر در موارد محدود که ان نیز در حوزه‬ ‫عمل حاکمیت است نه مردم‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪137‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫محبت و حساسیت نسبت بــه سرنوشت اف ــراد و‬ ‫جامعه‪ ،‬اجازه ی سکوت و بی تفاوتی ‪-‬به بهانه هایی‬ ‫مثل رعایت نشدن شروط‪ -‬را به افراد جامعه‪ ،‬نمی دهد‪.‬‬ ‫اگر نصح و خیرخواهی مبنای اقدام شد دیگر خشونت‬ ‫و عصبانیت جایی ندارد مگر در موارد محدود که ان‬ ‫عمل حاکمیت است نه مردم‪.‬‬ ‫نیز در حوزه ِ‬ ‫‪«-2‬معروف» و «منکر»‪ :‬تا امر خوبی در اذهــان مردم‬ ‫جامعه تبدیل به «معروف» نشده نمی توان به ان امر‬ ‫کرد و مادامی که امر زشت و مذمومی‪ ،‬تبدیل به «منکر»‬ ‫نشده‪ ،‬نمی توان از ان نهی نمود‪ .‬البته این نباید بهانه ای‬ ‫برای بی عملی باشد بلکه موجب «زمینه سازی» است‪.‬‬ ‫‪ -3‬بیشتر بها دادن به «نهی از منکر»‪ :‬در مورد امربه معروف‬ ‫ً‬ ‫و نهی از منکر‪ ،‬معموال وزن بیشتر به «منکر» داده می شود‬ ‫ً‬ ‫و طبیعتا «نهی» از ان؛ متاسفانه روحیه ی «دیدن نیمه ی‬ ‫خالی لیوان» در بسیاری از افراد جامعه گسترش یافته‬ ‫است‪ .‬درحالی که رویکرد دیگری هم می توان اتخاذ‬ ‫نمود و بیشتر نیز توصیه شده و ان دیدن نقاط مثبت و‬ ‫روحیات خوب در جامعه و تالش برای تقویت ان هاست‬ ‫با تبیین و معرفی شان به هدف «معروف» شدن‪.‬‬ ‫‪ -4‬سه گانه «حیا»‪« ،‬عفاف» و «حجاب»‪ :‬این سه‬ ‫مفهوم در اکثر موارد‪ ،‬به جای یکدیگر و به یک معنا به‬ ‫ کار برده می شوند! «حیا» به معنی شرمساری از گناه و‬ ‫رفتار خالف عرف و شرع است و از لوازم ایمان به شمار‬ ‫می اید‪ .‬طبق روایات‪ ،‬در زنان بیش از مردان است و‬ ‫این ناشی از فطرت است و دارای ثمراتی ارزشمند‪.‬‬ ‫«عفاف»‪ ،‬تسلط به نفس و مهار امیال و شهوات نامشروع‬ ‫پرهیز از لجام گسیختگی در تمایالت نفسانی است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫عفاف حاصل ملکه درونی ای به نام حیا است که اگر‬ ‫در نفس انسان رسوخ کند در مقابل سرکشی های نفس‬ ‫در همه ناروایی ها ایستادگی خواهد کرد‪ ،‬از فکر گناه‬ ‫کردن گرفته تا نگاه حرام و ارتکاب عملی گناه‪ .‬نمود‬ ‫و نماد بیرونی عفاف‪ ،‬حجاب است و حجاب یکی از‬ ‫اجزای تشکیل دهنده عفاف است ولی هم ه ان نیست‪.‬‬ ‫ً‬ ‫داشتن حجاب‪ ،‬لزوما به معنای داشتن عفاف نیست‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫و با تحقق حجاب بیرونی لزوما عفاف درونی محقق‬ ‫نمی گردد؛ عفاف عالوه بر حجاب‪ ،‬دارای اجزای دیگری‬ ‫نیز هست همچون «نگاه کردن»‪« ،‬راه رفتن»‪« ،‬حرف‬ ‫ّ‬ ‫زدن» و «ارایش کردن» که با تحقق هم ه این اجزا‪ ،‬عفاف‬ ‫به صورت کامل محقق می شود‪.‬‬ ‫پوشش که در عرف متشرعه به «حجاب» تعبیر شده‪،‬‬ ‫برای زن‪ ،‬واجب است و از ضروریات دین به شمار‬ ‫می رود و همه مسلمانان درباره ان وحدت نظر دارند‪.‬‬ ‫اختالف نظر و تفاوت دیدگاه هایی نیز که وجود دارد‪،‬‬ ‫در حدود این واجب الهی و گستر ه ان است که چگونه‬ ‫و چه مقدار پوشش بر زن واجب است‪.‬‬ ‫به صورت خالصه بدحجابی عبارت است از «رعایت‬ ‫ّ‬ ‫نکردن پوشش ّ‬ ‫مقرر در شرع مقدس در جنبه کیفی و‬ ‫ّ‬ ‫کمی»‪ .‬پس حیا‪ ،‬عفاف و حجاب‪ ،‬مفاهیمی هستند‬ ‫که در عین وجود ارتباط‪ ،‬با یکدیگر متفاوت اند و نباید‬ ‫ّ‬ ‫ان ها را یکی تلقی کرد‪.‬‬ ‫‪ -5‬انتظار بیش ازحد از دولت و ندیدن نقش مردم‪ :‬هر‬ ‫وقت مسئله ای در کشور به وجود می اید‪ ،‬اولین نکته ای‬ ‫که از زبان همه مردم می توان شنید‪ ،‬این است که «پس‬ ‫دولت چه کار می کند؟» درواقع همه انتظار دارند تمام ‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫در حــوزه حجاب‪ ،‬وظیفه دولــت بیشتر‬ ‫بسترسازی است تا مداخله مستقیم‪.‬‬ ‫نمی شود بلکه در «امربه معروف» هم می تواند به کاربرده‬ ‫ً‬ ‫شود؛ مثال تشکر از اقا و بانویی خوش پوش که پوشش‬ ‫اسالمی بر تن دارند‪.‬‬ ‫‪ -8‬زنانه دیــدن عفاف و حجاب‪ :‬یکی از خطاهای‬ ‫راهبردی در عرصه عفاف و حجاب‪ ،‬زنانه دیدن ان‬ ‫است که واکنش منفی بانوان را نیز در پی داشته است‪.‬‬ ‫مخاطب موضوع‪ ،‬هم مردان هستند و هم زنان‪.‬‬ ‫‪-9‬پرهیز از تفریط‪ :‬برخی با اشاره به مباحثی مثل «عدم‬ ‫اثرگذاری» و نیز «کالم مقام معظم رهبری در سفر به‬ ‫بجنورد مبنی بر نقص ظاهری و باطنی»‪ ،‬نسبت به‬ ‫مسئله بدحجابی اقدامی نکرده یا منتظر اقدام دولت‬ ‫ّ‬ ‫و نهادهای دیگر هستند که این امر خطاست؛ تذکر‬ ‫رهبری‪ ،‬مبنی بر اصالح نگرش و رفتار امران و ناهیان‬ ‫بوده است نه توصیه به بی عملی!‬ ‫‪ -10‬اتش به اختیار در زمینه حجاب یعنی طراحی اقدام‬ ‫عالمانه ی مبتنی بر اخالق اسالمی که افــراد جامعه‬ ‫اسالمی را به مثابه بــرادران و خواهرانی می بیند؛ ا گر‬ ‫انان حجاب را معروف و بدپوششی را منکر ندانند در‬ ‫قالب های مختلف تبلیغی‪ ،‬درصدد تبیین برمی اید‬ ‫و ا گــر ایــن ارزش هــا را معروف و ضد ارزش را منکر‬ ‫بدانند‪ ،‬درصدد دعوت به راه و بازداشتن از بیراهه‬ ‫ّ‬ ‫با تذکر زبانی برمی اید‪.‬‬ ‫کارهای ریزودرشت کشور توسط دولت انجام شود‪.‬‬ ‫ایــن در حالی اســت که مــردم نسبت به هم وظیفه‬ ‫ دارند و «مسئولیت اجتماعی» مبنای حل بسیاری از‬ ‫مسائل است‪ .‬این مسئولیت در اصل ‪ 8‬قانون اساسی‬ ‫در قالب امربه معروف مردم نسبت به هم و نسبت به‬ ‫ً‬ ‫دولت ذکر شده است‪ .‬فرهنگ و خصوصا مواردی‬ ‫ظریف مانند حجاب‪ ،‬از حوزه هایی است که مردم‬ ‫باید فعاالنه وارد شوند‪.‬‬ ‫‪ -6‬وظیفه دولت؛ نقش مردم‪ :‬در حوزه حجاب‪ ،‬وظیفه ‬ ‫دولت بیشتر بسترسازی است تا مداخله مستقیم؛‬ ‫بسترسازی برای توسعه فرهنگ عفاف و حجاب و‬ ‫معروف شناخته شدن عفت و پوشیدگی اسالمی و منکر‬ ‫شناخته شده عدم رعایت کیفی و ّ‬ ‫کمی ان‪ .‬حاکمیت‬ ‫در این راستا مسوولیت دارد و عمد ه وظایف ان نیز از‬ ‫ساحت سیاست گذاری گرفته تا اجرا‪ ،‬بیشتر معطوف به‬ ‫ایجاب است تا سلب‪ .‬انجا هم که سلبی است بیشتر‬ ‫برخورد و مواجهه با باندهای اخال ل گر و جریان های‬ ‫سازمان دهی شده برای کمرنگ کردن فرهنگ حیا و‬ ‫عفاف است مانند مدلینگ ها‪ ،‬شبکه های اجتماعی‬ ‫مبتذل و یا مقابله فعال با اسنادی که استقالل فرهنگی‬ ‫کشور را هدف گرفته است همچون سند توسعه پایدار‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫‪-7‬تذکر زبانی‪ :‬بهترین راه برای ایفای نقش مردم‪ ،‬تذکر‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫زبانی است‪ .‬تذکر‪ ،‬لزوما فقط در «نهی از منکر» معنا‬ ‫‪138‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شاید یکی از بزرگ ترین چالش ها بر سر راه اداره بهتر‬ ‫امــروز کشور‪ ،‬فهم نادرست از خط مشی یا سیاست‬ ‫عمومی است‪ .‬ما به طورکلی با دو نگاه کلی می توانیم‬ ‫به خط مشی نگاه کنیم‪:‬‬ ‫دکتر سید مجتبی امامی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -1‬نگاه توصیفی و فهمی‬ ‫‪139‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اینکه مجموعه های خط مشی گذاری کشور به‬ ‫ صرف مجموعه گزاره های سیاستی اکتفا می کنند‪،‬‬ ‫ناشی از اختالط نگاه توصیفی با نگاه هنجاری به‬ ‫خط مشی عمومی است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫به دنبال نگاه تجویزی‬ ‫در رویکرد توصیفی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫«منطق‬ ‫این نگاه در غایت خود به دنبال فهم یک‬ ‫ِ‬ ‫عملی ثابت» در رفتارهای حاضر یک حکومت است‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫به عبارت بهتر به دنبال قاعده ای هستیم که بتواند به‬ ‫بهترین شکل موجود‪ ،‬رفتار یک حکومت را شرح دهد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثال این بحث که «سیاست امریکا مقابله با انقالب‬ ‫اسالمی و اسالم ناب محمدی؟ص؟ است»‪ ،‬نمودی‬ ‫از یک قاعده کلی است که می تواند مجموعه بسیار‬ ‫ّ‬ ‫متنوعی از رفتار امریکایی ها را در سطوح مختلف روابط‬ ‫خارجی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬اقتصادی و فرهنگی تبیین کند‪ .‬ما‬ ‫در حقیقت از مشاهده مجموعه وسیعی از رفتارها و‬ ‫تصمیمات دولتمردان امریکایی‪ ،‬چنین جمع بندی از‬ ‫رفتار ان ها پیدا می کنیم؛ حاال چه ان ها چنین سیاستی‬ ‫را اعالم کنند‪ ،‬چه اعالم نکنند‪.‬‬ ‫همان گونه که مشاهده می شود چنین بعدی از خط مشی‪/‬‬ ‫سیاست‪ ،‬بسیار شبیه ان چیزی اســت کــه شهید‬ ‫مطهری؟هر؟ ان را «سیره پژوهی» می نامید؛ منتها‬ ‫ّ‬ ‫سیره پژوهی مدنظر ایشان بیشتر در سطح یک امام‬ ‫معصوم؟ع؟ مطرح شده اســت‪ ،‬ولــی در مطالعات‬ ‫توصیفی خط مشی‪ ،‬ما در پی «سیره یک حکومت»‬ ‫ّ‬ ‫هستیم؛ حکومتی که متشکل از تعداد زیادی سازمان‬ ‫و بخش و انبوهی از افراد و بازیگران است‪.‬‬ ‫انچه تاکنون از ادبیات غربی خط مشی وارد کشور شده‬ ‫ً‬ ‫است‪ ،‬غالبا ِصرف همین معنا از خط مشی را در جامعه‬ ‫علمی و فکری ما رواج داده است‪ .‬این ادبیات در گام‬ ‫ّ‬ ‫پی چرایی اتخاذ چنین خط مشی‪/‬سیاست‪/‬‬ ‫بعد‪ ،‬در ِ‬ ‫سیره ای از سوی یک حکومت است و به همین دلیل‪،‬‬ ‫به ارائــه نظریه ها و مدل های مختلفی می پردازد که‬ ‫سعی دارند بگویند که چه می شود حکومتی چنین‬ ‫رفتارهایی از خود بروز می دهد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫تدابیر حکومت ایفا می کند و‬ ‫مــتــاســفــانــه ازان ــج ــا ک ــه ایــن‬ ‫خود «مشکل»‬ ‫بخش از ادبــیــات غــربــی با‬ ‫تدابیر کلی باید تا مرحله تدابیر جزئی توسعه‬ ‫از سوی دیگر‪ِ ،‬‬ ‫یا «ارزشی» را که خط مشی ‪/‬‬ ‫ـذاری‬ ‫ع ــن ــوان س ــی ــاســت گ ـ‬ ‫پیدا کند تا بتواند مصداق «راه حل» باشد‪.‬‬ ‫سیاست گذاری باید برای ان‬ ‫یـ ــا خ ـ ـط مـ ــش ـ ـی گـ ــذاری در‬ ‫صورت بگیرد‪ ،‬مشخص می کند‪ .‬در ادبیات خط مشی‪/‬‬ ‫کشور معرفی شده است‪ ،‬بسیاری از صاحب نظران ‬ ‫سیاست گذاری‪ ،‬این سطح از خط مشی گذاری را با عنوان‬ ‫و سـیــاسـت گــذاران در پــی اســتــفــاده از ایــن مدل ها‬ ‫«دکترین» می شناسیم‪ .‬مشکل از انجا شروع می شود‬ ‫به منظور «تدوین سیاست‪/‬خط مشی» یا «سیاست‪/‬‬ ‫که تا پایین ترین رد ههــای کارشناسی و تصمیم گیری‬ ‫خط مشی گذاری» در کشور بــرامــده انــد‪ ،‬درحالی که‬ ‫کشور و همچنین اتاق های فکر ما‪ ،‬خود را به این سطح‬ ‫چنین استفاده ای ان ها را به ناکجااباد خواهد کشاند‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫دکترین مشغول می کنند و از مسئولیت اصلی خود که‬ ‫ّ‬ ‫اهداف ّ‬ ‫‪ -2‬نگاه تجویزی و نسخه پردازانه‬ ‫ی کلی و‬ ‫مصرح در سیاست ها ‬ ‫تحقق ارزش ها و‬ ‫ِ‬ ‫ّ‬ ‫نسخه پردازی برای ان ها است‪ ،‬طفره می روند‪ .‬امام امت‬ ‫این نگاه با محور قرار دادن «حل یک مشکل عمومی»‬ ‫ّ‬ ‫با ا گاهی از امور و ابعاد مختلف کشور‪ ،‬می فرماید که‬ ‫یا «تحقق یک ارزش عمومی» شکل گرفته است‪ .‬به‬ ‫«خرمشهر باید ازاد شود» و اتاق فکر جنگ ما باید طرح‬ ‫عبارت دقیق تر مسئله اصلی در این نگاه این است‬ ‫عملیاتی ان را تدوین نماید‪.‬‬ ‫که چه کنیم تا یک مشکل عمومی حل شود؟ یا اینکه‬ ‫حقیقت ان است که مال ِک درستی خط مشی یا نسخه‬ ‫چه تدابیری باید بیندیشیم یا چه اقداماتی را به مرحله‬ ‫طراحی شده‪ ،‬این است که ان مشکل تا حدودی حل‬ ‫عمومی مدنظر ما در جامعه‬ ‫ارزش‬ ‫ِ‬ ‫اجرا دراوریم تا یک ِ‬ ‫شود یا ان ارزش تا حدودی تحقق خارجی پیدا کند؛‬ ‫ظهور و بروز پیدا کند؟‬ ‫وگرنه تحویل مجموعه ای گزاره و ّ‬ ‫ماده قانونی‪ ،‬دردی‬ ‫در این منظر‪ ،‬خط مشی یک «راه حل»‪« ،‬نسخه» یا «بسته‬ ‫ً‬ ‫از جامعه درمان نخواهد کرد‪.‬‬ ‫سیاستی» است‪ .‬قاعدتا در چنین نسخه ای مجموعه ای‬ ‫جالب اینجاست که اسیب پدید امده‪ ،‬همان اسیبی است‬ ‫از اصول و تدابیر کلی وجود دارد؛ ّاما به هیچ وجه به این‬ ‫ّ‬ ‫که در عرصه امربه معروف و نهی از منکر برای کشور ما پدید‬ ‫تدابیر کلی محدود نیست‪ .‬تدابیر کلی باید تا مرحله‬ ‫امده است‪ .‬واقعیت این است که خط مشی‪/‬سیاست گذاری‬ ‫تدابیر جزئی توسعه پیدا کند تا بتواند مصداق «راه حل»‬ ‫چیزی جز «امربه معروف و نهی منکر حکومتی» نیست‪.‬‬ ‫رف گزاره های شعاری‬ ‫باشد‪ .‬هیچ بیمار اجتماعی از ِص ِ‬ ‫نگاه امام خمینی؟هر؟ و شهید مطهری؟هر؟ در این مقام‬ ‫پزشک اجتماعی احساس رضایت نمی کند‪.‬‬ ‫بسیار راهگشا است‪ .‬امربه معروف‪ ،‬چیزی جز «اشاعه دادن‬ ‫جالب این است که غالب افرادی که در کشورمان‬ ‫معروف» و نهی از منکر‪ ،‬چیزی جز «محو منکر» نیست‪.‬‬ ‫دغدغه خط مشی‪/‬سیاست گذاری دارند‪ ،‬بیشتر به‬ ‫خط مشی‪/‬سیاست گذار باید راهی بیابد که معروف اشاعه‬ ‫مسئله های اخیر تمایل دارنــد‪ّ ،‬امــا پاسخ خود را در‬ ‫یابدو منکرمحوشود‪،‬نهاینکهبهسخنرانی‪،‬افاضات‪،‬توصیه‬ ‫ادبیات نگاه ّاول جستجو می کنند‪ .‬همین امر مشکالت‬ ‫و صدور بخشنامه بپردازد‪ .‬مسئولیت شرعی خط مشی‪/‬‬ ‫زیادی را برای حوزه حکومت داری کشور ایجاد کرده‬ ‫سیاست گذار‪ ،‬حداقل در مقام طراحی‪ ،‬نوعی مسئولیت‬ ‫است‪ .‬اینکه مجموعه های خط مشی گذاری کشور‬ ‫«نتیجه» است‪ ،‬از قبیل همان چیزی که در ایه کریمه «و‬ ‫به صرف مجموعه گزاره های سیاستی اکتفا می کنند‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫اعدوا ما استطعتم من ّقوه» مشاهده می کنیم‪ .‬اینکه وظیفه‬ ‫ناشی از اختالط مباحث منظر ّاول و منظر دوم است‪.‬‬ ‫ما رهنمود است و دیگران رهنمودهای ما را به اجرا دراورند‪،‬‬ ‫البتهنبایدسطوحبسیار باالیحکومت‪،‬همچونرهبرینظام‬ ‫از اموری است که هر کس در حکومت ّ‬ ‫تاملی کرده باشد‪،‬‬ ‫را با بقیه اشتباه گرفت‪ .‬تعیین اهداف و جهت گیری های‬ ‫خواهد دانست ّ‬ ‫«تصورش موجب تکذیب خواهد شد»‪.‬‬ ‫کلی توسط رهبری‪ ،‬از یک سو‪ ،‬نقش چتری را بر همه‬ ‫‪140‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمید ایزدبخش‬ ‫پژوهشگر هسته سالمت مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪141‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫عــم ـل زدگــی یــکــی از چــال ـش هــای اصــلــی فضای‬ ‫سیاست پژوهی کشور است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫عمل زدگی به جای‬ ‫عمل گرایی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫در فضای خط مشی پژوهی کشور جریانات مختلف با‬ ‫رویکردهای مختلف فعالیت می کنند‪ .‬این جریانات‬ ‫هرکدام از رشته های علمی مختلف با سلیقه های‬ ‫علمی و شخصی متفاوت پا به این عرصه گذاشته اند‪.‬‬ ‫ازاین رو فضای فعلی را می توان دچار کمی سردرگمی‬ ‫روش شناختی دانست که نیاز داریم کمی بیشتر با‬ ‫روحیات و خلقیات حاکم بر این فضا اشنا شویم‪ .‬به‬ ‫باور نویسنده ایده محوری حاکم بر این فضا عمل زدگی‬ ‫است که در ادامه با تشریح بیشتری میان عمل زدگی‬ ‫و عمل گرایی تفکیک کــرده و به نقد وضــع موجود‬ ‫می پردازیم‪ .‬به نظر می رسد مولفه هایی که در زیر امده اند‬ ‫به خوبی می توانند تفاوت های اصلی میان عمل گرایی و‬ ‫عمل زدگی را تبیین کرده و در واقع عمل زدگی را به عنوان‬ ‫روح حاکم فضای فعلی سیاست پژوهی کشور نقد کرد‪:‬‬ ‫▪ ابتنای عمل گرا به علم و عمل زده به تجارب شخصی‪:‬‬ ‫عمل گرایی به عنوان وجهی پسندیده در جهت‬ ‫پژوهش کاربردی و حرکت فضای علمی به سمت‬ ‫مسائل عملی شناخته می شود‪ ،‬درحالی که عمل گرا‪،‬‬ ‫عمل را بهانه ای برای کنار گذاشتن کار علمی و‬ ‫دقیق می داند‪.‬‬ ‫▪ توجه بیشتر عمل زده به فضای عمل‪ ،‬البی گری و فضای‬ ‫رسانه و توجه کمتر به پشتوانه علمی‪ :‬عمل زده بیش‬ ‫از انکه به دقت علمی و فراهم کردن پشتوانه ای قوی‬ ‫برای خود فکر کند‪ ،‬به کسب دستمایه ای هرچند‬ ‫نحیف اکتفا کرده و در فضای رسانه ای و سیاسی‬ ‫به فعالیت می پردازد‪.‬‬ ‫▪ سلبی بودن عمل زده و ضعف در وجه ایجابی‪ :‬فضای‬ ‫سیاست پژوهی کشور بیش از انکه نسخه های‬ ‫ایجابی دقیق و قابل اجرا داشته باشند‪ ،‬نسخه های‬ ‫سلبی خوبی در اختیار دارند‪ .‬نقدهای خوبی مطرح‬ ‫می شوند که هر مخاطب بی طرفی را به خود جلب‬ ‫می کند‪ ،‬اما وجوه ایجابی در ان کمرنگ است‪.‬‬ ‫ ▪ تسریع عمل زده در کار بدون تامل و نگاه بلند مدت‬ ‫و عدم توجه به گفتمان سازی و نگاه بلندمدت‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫▪ ‬ ‫ ▪‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫▪ ‬ ‫ ▪‬ ‫ارتباط ان ها با منابع علمی و اساتید دانشگاهی‬ ‫بار نظری بیشتری کسب کند‬ ‫بـ ــه تــغــیــی ــر‪ :‬ت ـغ ـی ـیــر در‬ ‫ضعیف ب ــوده و از م ـهــارت چ ـنــدانــی بــرای‬ ‫و همین طور می تواند به رشد‬ ‫فضای سیاست پژوهی‬ ‫ً‬ ‫ارتباط گیری با خبرگان برخوردار نیستند‪.‬‬ ‫روزافزون کارهایش بیفزاید‪.‬‬ ‫بلندمدت بوده و معموال‬ ‫▪ تــــــشــــــا بــــــه ف ـ ــض ـ ــای‬ ‫سهل الوصول نیست‪ .‬به‬ ‫خط مشی پژوهی به فضای جنگ‪ :‬تشبیه فضای‬ ‫همین خاطر بسیاری از جریانات پس از مدتی کار‬ ‫سیاست پژوهی کشور به فضای دفــاع مقدس و‬ ‫در این حوزه‪ ،‬از ان جدا می شوند؛ زیرا از ملزومات‬ ‫این را بهانه ای قرار دادن برای کار نظری ضعیف‬ ‫کار در فضای سیاست پژوهی تحمل‪ ،‬صبر و دیدن‬ ‫از دیگر ویژگی های برخی از عمل زدگان هست‪ .‬ان‬ ‫وجود بلندمدت تغییر مثل گفتمان سازی هست‪.‬‬ ‫چیزی که بایستی از فضای دفاع مقدس اموخت‪،‬‬ ‫تخصصی نبودن عمل زده‪ :‬سیاست پژوهان عمل زده‬ ‫روح ایمان و کار جهادی در عرصه سیاست پژوهی‬ ‫بین حوزه های مختلف تخصصی سریع گذار کرده‬ ‫ً‬ ‫است نه انکه اقتضائات ناظر به زمان و مکان جنگ‬ ‫و معموال بینش صحیح و دقیقی در حوزه های‬ ‫را به عرصه امروز تسری بدهیم‪ .‬فضای جنگ و‬ ‫تخصصی کسب نمی کنند و درنتیجه با دقائق‬ ‫دفاع برخی اقتضائات خاص خود را دارد که در‬ ‫عملی و نظری حوزه های مختلف اشنا نیستند‪.‬‬ ‫همه موارد قابل انطباق با فضای سیاست پژوهی‬ ‫روابط علمی ضعیف میان عمل زدگان‪ :‬ارتباط ان ها‬ ‫نیست و تشبیه النعل بالنعل می تواند‪ ،‬اثرگذاری‬ ‫با منابع علمی و اساتید دانشگاهی ضعیف بوده‬ ‫کارها را کاهش دهد‪.‬‬ ‫و از مهارت چندانی برای ارتباط گیری با خبرگان‬ ‫ ▪ ضعف برخی باورها و اعتقادها در عمل‪ :‬هرچند برخی‬ ‫به علت نداشتن پشتوانه نظری قوی‪ -‬برخوردار‬‫از سیاست پژوهان با دغدغه ها و علقه های دینی پا‬ ‫نیستند‪.‬‬ ‫به این فضا می گذارند اما از واجبات حضور در این‬ ‫عدم یکپارچگی و غنای نظری پیشنهادهای عملی‬ ‫عرصه تقویت روح دینی و حرکت در مسیر سلوک‬ ‫ایشان (عمل زدگان)‪ :‬گاهی در خود پیشنهادهایشان‬ ‫الهی است‪ .‬بدون کسب این پشتوانه‪ ،‬نمی توان‬ ‫تعارض هایی به چشم می خورد‪ .‬این امر به علت‬ ‫تغییر اساسی در این زمینه کسب کرد‪ .‬این همان‬ ‫عدم یکپارچگی کارهای سیاست پژوهی ایشان‬ ‫ویژگی جبهه های دفاع مقدس است که متاسفانه‬ ‫است که این نقیصه اصل کار را زیر سوال برده‬ ‫فضای عمل زده کشور از ان غافل است‪.‬‬ ‫و گاهی نیز به سبب نداشتن مبنای نظری قوی‬ ‫ ▪ اشنایی کم با اندیش ه اسالمی‪ :‬برخی باورهای سست‬ ‫در پارادایم های متعارض بازی کرده و نمی توانند‬ ‫و بی پایه و کژ اندیشی هایی که حاصل مطالعه کم و‬ ‫جهت منسجمی به کار بدهند به طور مثال از بعد‬ ‫توجه بیش ازحد به عمل هست؛ به صورتی که جهل‬ ‫نظری ادعای عدالت اسالمی داشته اما در عمل‬ ‫نسبت به اندیشه بزرگان متاخر اسالم ازجمله امام‬ ‫در پی تحقق عدالت مارکسیستی است‪.‬‬ ‫بزرگوار و رهبری در میان قشر مذهبی به چشم می خورد‪.‬‬ ‫رفت وبرگشت کم و ضعیف بین فضای نظر و عمل‪:‬‬ ‫▪ در پایان باید به این نکته نیز توجه داشت هرچند‬ ‫عنای عمل به نظر و غنای نظر به عمل است؛ درواقع‬ ‫نوشته حاضر ناظر بر نقد عمل زدگــی در فضای‬ ‫این دو به پشتوانه هم رشد کرده و بارور می شوند‪.‬‬ ‫سیاست پژوهی (خط مشی پژوهی) اســت امــا از‬ ‫اگر عمل زده حتی از فضای نظری هم شروع کند اما‬ ‫ً‬ ‫وجهی دیگر می توان به حضور نظرزدگان در این‬ ‫این رفت وبرگشت را معموال ادامه نخواهد داد؛ زیرا‬ ‫فضا اشاره کرد و به نقد ان ها نشست که از حوصله‬ ‫همچنان که دستاوردهای علمی به فضای عملی او‬ ‫این متن خارج است‪.‬‬ ‫کمک می کند‪ ،‬با اندوخته های عملی خود می تواند‬ ‫‪142‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫احمد شریعتمداری‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫به قول ورتزبرگر (‪ )Vertzberger‬در کتاب «جهان در‬ ‫ذهن هایشان»‪ ،‬گاهی اهمیت فرایندها بیشتر از مزایای‬ ‫احتمالی تصمیم گیری گروهی است و تصمیم گیری‬ ‫نفی تصمیم گیری‬ ‫گروهی را نمی توان به همان راحتی ِ‬ ‫فردی تجویز کرد‪ .‬شاید مهم ترین و مقدم ترین فرایند‬ ‫تصمیم گیری‪ ،‬فرایند کارشناسی تصمیمات باشد‪.‬‬ ‫کارشناسی در روند تصمیم گیری ما واژه ای نه چندان‬ ‫غریب ولی به شدت تهی است‪ .‬نظام تصمیم گیری ما‬ ‫بر اساس نظرخواهی از کارشناسان استوار است؛ اما‬ ‫این نظرخواهی چگونه است؟‬ ‫تصمیم گیری گروهی را نمی توان به همان راحتی‬ ‫نفی تصمیم گیری فردی تجویز کرد‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫‪143‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪-1‬اسیب فرایند گریزی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مجلس محترم شورا‬ ‫یا‬ ‫مخرج مشترک شرکا؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫معروف اســت که ریگان تمایل داشــت فهرستی از‬ ‫گزینه های محتمل را به او بدهند و او به تنهایی‪ ،‬گزینه‬ ‫موردنظر خودش را عالمت می زد‪ .‬معهود در اذهان ما‬ ‫نیز فراوانی گزینه هایی از تصمیم گیران درو ن نگر و‬ ‫خودمحور در مقام سیاستمداران جمهوری اسالمی‬ ‫است که ماال می تواند انزوای ان تصمیم گیران را در‬ ‫سازمان سیاسی جمهوری اسالمی رقم بزند‪ .‬سرنوشتی‬ ‫که در امریکا‪ ،‬نیکسون را تنها ساخت‪ .‬ازاین رو‪ ،‬مزایای‬ ‫تصمیم گیری گروهی را شاید بتوان باافتخار و شیدایی‬ ‫برشمرد‪:‬‬ ‫‪1.1‬مشروعیت بیشتر بــه واس ـطــه دخــالــت گ ــروه در‬ ‫تصمیم گیری‬ ‫‪2.2‬ایجاد حمایت سیاسی برای رهبران‬ ‫‪3.3‬تضمین نظری اینکه تصمیم گیرنده‪ ،‬نظرات متفاوت‬ ‫ً‬ ‫و احتماال مخالفی را می شنود‬ ‫‪4.4‬بهبود خوف و حزن تصمیم گیرنده ناا گاه در حوزه ای‬ ‫مشخص با دخالت صاحب نظران ان حــوزه در‬ ‫روند تصمیم گیری‬ ‫اما همه می دانیم که این همه ماجرا نیست و اسیب های‬ ‫متعددی این نظام تصمیم ساز را تهدید می کند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪-2‬اسیب توافق جمعی‬ ‫با فرض عدم دخالت عیان‬ ‫اصل مخاطرات ناظر به گروهی‬ ‫ساختارهای قدرت در روند‬ ‫بودن و دامنه و پیچیدگی ان‪،‬‬ ‫کارشناسی و جهت دهی های‬ ‫عملکرد پردازش اطالعات را‬ ‫پــیــشــیــنــی و پ ــس ــی ــن ــی بــه‬ ‫محدود می کند و باعث ایجاد‬ ‫ان ه ــا‪ ،‬حــداقــل اسیب های‬ ‫کوته فکری و متابعت های حاد‬ ‫«شتاب زدگی»‪«،‬تقلیل گراییدر‬ ‫م ـی گــردد‪ .‬بــا تقسیم قــدرت‬ ‫کارشناسی» و «کارشناسی های‬ ‫در میان اعضای گروه باید‬ ‫شفاهی» به شدت برای نظام‬ ‫با تقسیم قــدرت در میان اعضای گر وه‬ ‫برای رسیدن به توافق اراء‪،‬‬ ‫ســیــاســی مــا م ـ ــال اور شــده‬ ‫ گیری‬ ‫م‬ ‫تصمی‬ ‫که‬ ‫دارد‬ ‫وجود‬ ‫احتمال‬ ‫این‬ ‫«م ـصــال ـحــه» ان ـجــام گـیــرد‪.‬‬ ‫است‪ .‬به گفته متخصصان‬ ‫و مشاهده شخصی نگارنده‪ ،‬نهایی ان هــا اولویت واقعی هیچ یک از‬ ‫این احتمال وجود دارد که‬ ‫شیوه مرسوم برگزاری جلسات افراد نباشد و هر تصمیم اتخاذشده بیانگر‬ ‫تصمیم گیری نهایی ان هــا‬ ‫کارشناسی با متخصصان و حداقل مخرج مشترک پیرامون مسئله‬ ‫اولویت واقعی هیچ یک از‬ ‫صاحب نظران یک حوزه (در مورد توافق همگان باشد‪.‬‬ ‫اف ــراد نباشد و هــر تصمیم‬ ‫اتـخــاذشــده بیانگر حداقل‬ ‫همه نهادهای تصمیم ساز در‬ ‫مخرج مشترک پیرامون مسئله مورد توافق همگان باشد‪.‬‬ ‫جمهوری اسالمی از قوای سه گانه گرفته تا شورای نگهبان‬ ‫ً‬ ‫همچنین این توافق جمعی لزوما با تصمیم «درست و‬ ‫و مجمع تشخیص مصلحت نظام)‪ ،‬اخذ نظر ان ها و‬ ‫سودمند» همخوانی ندارد که نمونه های ان در فضای‬ ‫درنهایت جمع بندی و تدوین ان ها در قالب گزارش های‬ ‫ً‬ ‫سیاست گذاری ما فراوان است‪.‬‬ ‫کارشناسی است؛ اما اوال این گزارش ها شتاب زده اند‬ ‫تنها به عنوان یک مثال می توان در امریکا به پیمان‬ ‫چون همه روند کارشناسی را باید در کوتاه ترین زمان‬ ‫نفتا به عنوان نمونه کالسیکی از این نوع قانون گذاری‬ ‫ممکن به سرانجام رسانند که در غیر این صورت‪ ،‬ممکن‬ ‫مصالحه ای اشاره کرد که در سال ‪ 1993‬به تصویب‬ ‫است قانون گذار خود را غنی از این گزارش ها بینگارد یا‬ ‫ً‬ ‫مجلس سنای ایاالت متحده رسید‪ .‬این قانون برای‬ ‫گزارش های جانبی مشوب و مشوه را جایگزین سازد‪ .‬ثانیا‬ ‫تصویب باید تحت معافیت های مالیاتی متعددی‬ ‫تقلیل گرایانه اند چون گزارش کارشناسی را به مکتوب کردن‬ ‫(عالوه بر پذیرش گروه های البی مختلفی نظیر پرتغال‬ ‫نظرات عده ای کارشناس مشهور تقلیل داده اند‪ .‬به جای‬ ‫کاران فلوریدا‪ ،‬تولیدکنندگان شکر در لوئیزیانا و البی های‬ ‫انکه در پس هر ماده قانونی یا حتی ایین نامه اجرایی‪،‬‬ ‫زیست محیطی) قرار می گرفت و درنتیجه این قانون‬ ‫چند هزار و حداقل چند صد صفحه پیوست کارشناسی‬ ‫ً‬ ‫شباهت بسیار کمی به پیش نویس اولیه اش داشت‪.‬‬ ‫دقیق باشد‪ ،‬صرفا در حد چند ده صفحه یافته ها و البته‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫تقریبا در کشور خــودمــان‪ ،‬ایــن اسیب اشنای همه‬ ‫عمدتا بافته های غیرعلمی اکتفا می شود‪ .‬ثالثا گزارش ها‬ ‫نهادهای تصمیم گیر ماست‪ .‬از اسیب فرایند گریزی‬ ‫شفاهی زده اند‪ ،‬چراکه کار کارشناسی به فحوای مطالب‬ ‫که بگذریم‪ ،‬اسیب توافق جمعی نیز نتایج تصمیمات‬ ‫شفاهی کارشناسان عودت داده می شود و این مورد نیز‬ ‫این سازمان ها را کم اثر یا حتی بد اثر کــرده است‪.‬‬ ‫از داده محور بودن گزارش های کارشناسی می کاهد‪.‬‬ ‫‪144‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪-4‬اسیب همنوایی گروهی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪145‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫تصمیمات مجلس شورای‬ ‫اســامــی‪ ،‬لحظه بــه لحظه‬ ‫اروینگ جنیس‪ ،‬روانشناس‬ ‫این افت را به وضوح عرضه‬ ‫اجتماعی معروف‪ ،‬در سال‬ ‫ً‬ ‫می کند‪ .‬تقریبا همه قوانینی‬ ‫‪ 1972‬کتاب جذابی به اسم‬ ‫که به بودجه عمومی مربوط اند‬ ‫قربانیان همنوایی گروهی‬ ‫یا قوانینی که منافع بخشی از‬ ‫(‪)Victim of Groupthink‬‬ ‫نمایندگان را تامین می کنند‬ ‫منتشر کرد که در ان به فرایند‬ ‫گرفتار ایــن بلیه می شوند‪.‬‬ ‫تصمیم گیری گروه می پردازد‬ ‫ جویی‬ ‫ق‬ ‫تواف‬ ‫است‪،‬‬ ‫شده‬ ‫منسجم‬ ‫که‬ ‫گروهی‬ ‫به عنوان مثال مـی تــوان به‬ ‫کــه تــوافــق نظر ش ـتــاب زده و‬ ‫قانون ثبت مالکیت خودرو در (‪ )Concurrence Seeking‬یعنی اتفاق نظر را‬ ‫نامعقول‪ ،‬بدون لحاظ نظرات‬ ‫دفترخانه و نیروی انتظامی‪ ،‬به سنجیدن عقالنی و کامل تمام راهکارهای‬ ‫خارج از گروه نتیجه ان است‪.‬‬ ‫قانون نحوه نظارت بر رفتار موجود ترجیح می دهد‪.‬‬ ‫گروهی که منسجم شده است‪،‬‬ ‫نمایندگان و قــانــون نحوه‬ ‫توافق جویی (‪Concurrence‬‬ ‫اجرای اصل ‪( ۱۴۲‬دارایی مسوولین) اشاره کرد‪.‬‬ ‫‪ )Seeking‬یعنی اتفاق نظر را به سنجیدن عقالنی و‬ ‫کامل تمام راهکارهای موجود ترجیح می دهد‪.‬‬ ‫‪-3‬اسیب فشار اکثریتی‬ ‫به نظر جنیس مـی تــوان اجــزای همنوایی گروهی را‬ ‫َ‬ ‫ازمایش معروف «سولومون اش» را خیلی ها می دانند‪.‬‬ ‫این چنین برشمرد‪:‬‬ ‫زمانی که افــراد مورد ازمایش در اتاق تنها بودند‪ ،‬در‬ ‫ ▪انسجام باالی گروهی‬ ‫تشخیص طول خط هایی که قرار بود در قالب ازمایش‬ ‫ ▪جداسازی گروه از نظرات خارج از گروه‬ ‫ً‬ ‫با یکدیگر تطبیق دهند‪ ،‬کامال موفق بودند ولی زمانی‬ ‫ ▪مدیریت تهاجمی و جزم اندیشانه‬ ‫که در اتاقی مملو از همکاران ازمایشگر قرار می گرفتند‬ ‫ ▪فقدان هنجارهای نیازمند فرایندهای قاعده مند‬ ‫ً‬ ‫که ان ها عمدا پاسخ اشتباه می دادند‪ ،‬در ‪ 75‬درصد‪،‬‬ ‫ ▪همگونی سوابق اعضای گروه‬ ‫افراد تحت ازمایش جواب اشتباه می دادند که او این‬ ‫ ▪اضطراب گروهی‬ ‫اشتباه عجیب را با عنوان اثرات فشار اجتماعی معرفی‬ ‫او اسیب های ناشی از این ویژگی ها در همنوایی گروهی‬ ‫ شک‬ ‫می کرد‪ .‬در مورد سازمان های تصمیم گیر نیز‪ ،‬بی‬ ‫را این چنین فهرست می کند‪:‬‬ ‫نفوذ اکثریت می تواند تاثیر زیادی بر قضاوت اقلیت‬ ‫ ▪توهم اسیب ناپذیری‬ ‫بگذارد‪ .‬در این موقعیت ها‪ ،‬افراد به راحتی تشخیص‬ ‫ ▪توجیه جمعی‬ ‫درست خود را نادیده می گیرند تا با نظر جمعی گروه‬ ‫ ▪اعتقاد به اخالقیات ذاتی گروه‬ ‫همراه باشند‪ .‬این اسیب جاری در مجامع تصمیم گیر‪،‬‬ ‫ ▪نظرات کلیشه ای در مورد گروه های خارجی‬ ‫خود می تواند نقطه عزیمتی برای تحلیل روانشناسی‬ ‫ ▪فشار مستقیم بر مخالفان‬ ‫فرمان برداری باشد که بی شک چالش بزرگی در نظامات‬ ‫ ▪خودسانسوری‬ ‫سیاسی مردم ساالری دینی به حساب می اید‪.‬‬ ‫ ▪توهم اتفاق نظر‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫که در مورد تردید خود نسبت‬ ‫ ▪نگهبانان ذهنی خودسر‪:‬‬ ‫در دولـت هــای مختلف گــروه هــای مختلف‬ ‫به حمله صحبت نکنند‪.‬‬ ‫افرادی که وظیفه خود را‬ ‫سیاسی تحت تاثیر همنوایی گروهی‪ ،‬اقداماتی‬ ‫▪ متابعت نــاشــی از رهبری‬ ‫محافظت از گروه و رهبر‬ ‫نسنجیده و شتاب زده را رقم زده اند‪.‬‬ ‫مالیم‪ :‬جان کندی با دادن‬ ‫ان در برابر نظرات مخالف‬ ‫ً‬ ‫اجازه به سازمان سیا برای به دست گرفتن بحث‪،‬‬ ‫و اطالعاتی می دانند که احتماال اتفاق نظر فرضی‬ ‫احساس خشنودی و متابعت را ایجاد کرده بود و‬ ‫گروه را مخدوش می کند‪.‬‬ ‫انگیزه طرح پرسش اشکال گونه را از مشاورانش‬ ‫اتفاقات بزرگ سیاسی در دولت های مختلف پس از‬ ‫گرفته بود‪.‬‬ ‫انقالب‪ ،‬از این افت مهم در تصمیم گیری دور نبوده‬ ‫ً‬ ‫▪ تابوی دشمن تراشی در میان اعضای جدید‪ :‬الن دالس‬ ‫است و غالبا این گروه های مختلف سیاسی بوده اند‬ ‫رئیس سیا به شدت از نقشه ای که در زمان دولت‬ ‫که تحت تاثیر همنوایی گروهی‪ ،‬اقداماتی نسنجیده‬ ‫قبلی طراحی شده بود حمایت می کردند و در گروه‬ ‫و شتاب زده را رقم زده اند‪.‬‬ ‫از اعتمادبه نفس باالیی برخوردار بودند‪ ،‬در چنین‬ ‫نگاهی گذرا به گروه های سیاسی داخل مجلس شورای‬ ‫ً‬ ‫موقعیتی به چالش کشاندن دانش افرادی که ظاهرا‬ ‫اسالمی و نوع تعامالت ان ها با یکدیگر و تالشگری‬ ‫می دانند دارند چکار می کنند از لحاظ اجتماعی‬ ‫ان ها در نقش افرینی سیاسی برای منکوب ساختن‬ ‫دشوار است‪.‬‬ ‫حریف و بازیچه شدن قانون گذاری به دست ان ها نمونه‬ ‫این مثال توصیفی است از علل اینکه کندی بعد‬ ‫خوبی برای درک این معضل جدی در سیاست گذاری‬ ‫از شکست در حمله به کوبا گفت‪« :‬چطور توانستم‬ ‫ایرانی است‪.‬‬ ‫دست به چنین اقدام حماقت امیزی بزنم؟ یعنی من‬ ‫جنیس در کتاب خــود‪ ،‬دو واقعه بــزرگ شکست در‬ ‫این قدر نادان بودم؟»‬ ‫خلیج خوک ها و اوج گیری جنگ ویتنام را بررسی‬ ‫این اسیب نیز همچون اسیب های باال‪ ،‬در مورد اتفاقات‬ ‫کرده است‪ .‬تنها به عنوان مثال او به نشانه هایی در‬ ‫مهمی در فضای سیاست کشور ما نظیر برجام قابل‬ ‫دولت کندی در ماجرای حمله به کوبا و شکست در‬ ‫ردیابی است‪ .‬دولت نوپدید اقای روحانی‪ ،‬با خیال‬ ‫خلیج خوک ها می رسد‪:‬‬ ‫جمع کردن متخصص ترین ها در حوزه سیاست خارجی‬ ‫▪ توهم اسیب ناپذیری‪ :‬چند تن از مشاوران کندی‪،‬‬ ‫که توهم شکست ناپذیری را مهیا می کرد و اینکه گمان‬ ‫احساس می کردند که از نیروی جادویی برخوردارند‪.‬‬ ‫(ایجاد) می کردند که اجماع سیاسی نسبت به روند‬ ‫او تالش کرده بود بااستعدادترین ها را در دولتش‬ ‫فعالیت ان ها وجود دارد و همواره نزدیکان اقای روحانی‬ ‫جمع کند‪.‬‬ ‫به عنوان نگهبانان ذهن‪ ،‬اجازه اظهار نظر شک افرین‬ ‫▪ توهم اتفاق نظر‪ :‬هیچ کس در جلسات متعدد رسمی‬ ‫را به دلسوزان حاکمیتی نمی دادند و تالش در جهت‬ ‫برای بحث در مورد نقش حمله اظهار تردید نکرده‬ ‫مطیع سازی مخالفان با ابزارهای گونا گون ازجمله‬ ‫بود‪.‬‬ ‫برچسب زنی های پی درپی داشتند‪ ،‬شکست در کالن‬ ‫▪ سرکوب تردیدهای شخصی‪ :‬برخی مرتبطین با دولت‪،‬‬ ‫پروژه سیاست خارجی دولت اقای روحانی را نتیجه‬ ‫مخالفت خودشان را نتوانستند در فضای یک طرفه‬ ‫داد‪ .‬البته او و دولتش در این میان‪ ،‬تنها نمونه نبوده‬ ‫ان روزهای دولت بیان کنند‪ .‬دولت از برچسب زدن‬ ‫و نیستند و این مسیر جاری در سیاست گذار ی های‬ ‫ابایی نداشت‪.‬‬ ‫کالن ماست‪.‬‬ ‫▪ نگهبانان ذهنی خودسر‪ :‬رابرت کندی و دین راسک‪،‬‬ ‫این نقش را ایفا می کردند و به اعضای دولت می گفتند‬ ‫‪146‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫رامین مالک‬ ‫پژوهشگر هسته جرم شناسی مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد رشته حقوق دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪147‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫قوه قضائیه نیازمند اینه های دغدغه مند برای فهم‬ ‫مشکالت ساختاری‪ ،‬محتوایی و محیطی اش است‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫اسیب شناسی‬ ‫قوه قضائیه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫یکی از ارکان مهم در ساختار حکومتی هر کشوری‪،‬‬ ‫سیستم قضایی ان است که در کشورهای مختلف‬ ‫با نام های مختلف شناخته می شود؛ قوه قضائیه‪،‬‬ ‫دادگستری ‪ . ...‬سیستم قضائی در کشورها‪ ،‬به دنبال‬ ‫اعمال نظم عمومی و اجــرای عدالت هستند‪ .‬این‬ ‫مهم در کشور ما از جنبه دیگری نیز اهمیت پیداکرده‬ ‫و وظایف دیگری در اصل ‪ 156‬قانون اساسی‪ ،‬بدان‬ ‫افزوده شده است؛ پیشگیری‪ ،‬احیای حقوق عامه و‬ ‫نظارت ازجمله ان هاست‪ .‬از همین رو‪ ،‬شناسایی موانع‬ ‫و مشکالت ساختاری و قانونی مهم بوده و می بایست‪،‬‬ ‫راهکارهایی را برای ارتقای سیستم در نظر گرفت‪.‬‬ ‫از یک منظر‪ ،‬نیازها و مسائل قوه قضائیه را باید در سه‬ ‫ساحت کلی ساختاری‪ ،‬محتوایی و محیطی دید‪ .‬در‬ ‫نگاه ساختاری‪ ،‬مسائلی همچون ساختار سازمانی‪،‬‬ ‫بودجه‪ ،‬جذب و گزینش و‪ ...‬می تواند مهم باشد‪ .‬در‬ ‫بحث های محتوایی‪ ،‬بیشتر به دنبال رفتار سازمانی‬ ‫هستیم؛ یعنی مسائلی مثل نظارت داخلی‪ ،‬مدیریت‬ ‫مجموعه‪ ،‬اموزش های سازمانی مدنظر است‪ .‬از ساحت‬ ‫دیگر‪ ،‬یعنی ساحت محیطی بیشتر مسائل مبتالبه و‬ ‫مسائل اصلی قوه مانند نحوه برخورد با ارباب رجوع‪،‬‬ ‫مشکالت محیطی دادگاه ها‪ ،‬افزایش نرخ جرم و‪...‬‬ ‫مدنظر است‪.‬‬ ‫از یک منظر دیگر‪ ،‬می توان نیازهای قوه را به ساحت های‬ ‫مختلفی تقسیم کــرد‪ .‬در ایــن تقسیم بندی‪ ،‬برخی‬ ‫نیازها‪ ،‬مربوط به درون قــوه قضائیه هست‪ .‬برخی‬ ‫نیازها‪ ،‬مربوط به نظام هایی است که قوه قضائیه با‬ ‫ان ها سروکار دارد؛ نظام هایی مانند عدالت کیفری‪،‬‬ ‫نظارت قضایی‪ ،‬احیای حقوق عامه‪ ،‬حقوق مدنی و‬ ‫مهم تر از همه پیشگیری از جرم‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫قــوه قضائیه باید در مسائلی همچون‬ ‫اقتصاد‪ ،‬فرهنگ و سیاست نیز نسبت و‬ ‫کارکرد خودش را بروز داده و اعمال نماید‪.‬‬ ‫عدم رعایت انصاف و بی طرفی در قوه قضائیه دیده‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫همچنین‪ ،‬وقتی بخواهیم از مشکالت ساختاری‬ ‫صحبت کنیم‪ ،‬نمی شود از مسائل مربوط به بودجه‬ ‫و نیز ساختار سازمانی صحبتی نکرد‪ .‬درواقع یکی از‬ ‫موارد مشکل زا‪ ،‬بحث این است که بودجه کافی وجود‬ ‫نداشته باشد و یا یک نهادی از منظر بودجه و امکانات‬ ‫مالی در مشکل باشد‪ .‬همچنین ساختار سازمانی‬ ‫نادرست و عریض و طویل و نا کارامد نیز می تواند به‬ ‫این مشکل دامن بزند‪.‬‬ ‫از طرف دیگر‪ ،‬قوه قضائیه‪ ،‬در قبال امور کالن جمهوری‬ ‫اسالمی ایران نیز باید حساس باشد و در مسائلی همچون‬ ‫اقتصاد‪ ،‬فرهنگ و سیاست نیز نسبت و کارکرد خودش‬ ‫را بروز داده و اعمال نماید‪ .‬این در حالی است که این‬ ‫سیستم باید بتواند در عرصه بین الملل‪ ،‬از حیثیت‬ ‫جمهوری اسالمی دفــاع کــرده و نقش فعال تری ایفا‬ ‫کند‪ .‬در این نوشته‪ ،‬به دنبال این هستیم تا بتوانیم‬ ‫به صورت دقیق و علمی‪ ،‬به این مسائل دقت کرده و‬ ‫مورد واکاوی قرار بدهیم تا بتوان ضمن شناخت بهتر‬ ‫مشکالت‪ ،‬راهکارهای درستی را نیز پیشنهاد داد‪.‬‬ ‫‪-1-1‬بودجه‬ ‫‪-1‬مشکالت ساختاری‬ ‫مشکالت مربوط به بودجه را می توان در کمبود امکانات‬ ‫نیز به خوبی دید‪ .‬وجود چنین بودجه ای می تواند به‬ ‫توسعه بخش داده ورزی قــوه کمک کند و نبود ان‬ ‫موجب می شود قوه قضائیه نتواند در مسائلی مانند‬ ‫ایجاد سامانه های امار‪ ،‬سامانه های انتشار اراء و‪...‬‬ ‫به درستی عمل نماید‪.‬‬ ‫مشکل دیگر بودجه را در ساختمان های دادگاه ها می توان‬ ‫مشاهده نمود‪ .‬با توجه به استیجاری بودن‪ ،‬ساختمان ها‬ ‫به هیچ وجه استانداردهای الزم یک ساختمان قضایی‬ ‫را نداشته و در بدو ورود‪ ،‬خود‬ ‫ساختمان برای ارباب رجوع‬ ‫مشکالت متعددی ایجاد‬ ‫کرده و معماری ان به هیچ‬ ‫وجــه ب ــرای یــک ساختمان‬ ‫قضایی مناسب نیست‪.‬‬ ‫شاید مهم ترین بخش کمبود‬ ‫و مشکل در بودجه را بتوان‬ ‫در عدم تحقق برنامه ها دید‪.‬‬ ‫یکی از مشکالتی که در زمینه ساختاری قوه قضائیه‬ ‫ظاهر می شود‪ ،‬موضوع اطاله دادرسی است‪ .‬درواقع‬ ‫در دعاوی محدودیت زمانی وجود ندارد و تشریفات‬ ‫مربوط به دادرسی طوالنی می شود‪ .‬این مشکل می تواند‬ ‫از علل زیر نشات بگیرد‪:‬‬ ‫‪ 1.1‬تعدد مراحل کارشناسی‪،‬‬ ‫‪ 2.2‬عدم حضور به موقع شاهد‪،‬‬ ‫‪ 3.3‬فریب قاضی با شهادت کذب‬ ‫‪ 4.4‬اعتراض به کارشناسی نادرست‬ ‫‪ 5.5‬کمبود کارشناس به ویژه‬ ‫در شهرستان ها‬ ‫‪ 6.6‬مـ ـشـ ـغ ــلـ ـه ه ــای زی ـ ــاد‬ ‫ کارشناسان در امور دیگر‬ ‫مشکل ساختاری دیگر‪ ،‬بحث‬ ‫نقض ارای محاکم است که‬ ‫به دلیل کثرت پرونده های‬ ‫ارجاعی به قضات و ضعف‬ ‫دانــش تخصصی قضات و‬ ‫‪148‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫با توجه به حساسیت باالی اموری قضائی‪،‬‬ ‫امــوزش نقش کلیدی در اداره سازمان‬ ‫خواهد داشت‪.‬‬ ‫‪-2‬مشکالت محتوایی (رفتاری)‬ ‫یکی از مشکالت اساسی سیستم قضایی را می توان‬ ‫ضعف ساختاری و اداری قوه نامید‪ .‬به طور مثال نبود‬ ‫جایگاه پیگیری و نظارت در سیستم قضایی کشور‬ ‫مشکالت زیادی را به دنبال دارد‪ .‬این جایگاه به منظور‬ ‫نظارت بیشتر بر کارکردهای قسمت های دیگر است‪.‬‬ ‫هرچند مسئولین امر تالش کرده اند که بتوانند این‬ ‫مشکل را به نوعی برطرف نمایند ولی در عمل هنوز‬ ‫این مشکل خود را نشان می دهد‪.‬‬ ‫مشکالت دیگری ازجمله به روز نبودن قوانین‪ ،‬اجمال‬ ‫برخی قوانین و مواد قانونی‪ ،‬نبود تعریف درست برای‬ ‫برخی جرائم خــاص‪ ،‬تعارض برخی قوانین و مواد‪،‬‬ ‫نبود سازوکار مناسب برای اجــرای اصل ‪ 167‬قانون‬ ‫اساسی‪ ،‬نبود قانون درست در زمینه اجرای احکام‬ ‫کیفری‪ ،‬مشکالت تقنینی عرصه امال ک و اسناد‪ ،‬عدم‬ ‫ثبات قوانین شکلی و ماهوی‪ ،‬ناهماهنگی قوانین با‬ ‫سیاست های کلی قضائی‪ ،‬طوالنی بودن روند تصویب‬ ‫لوایح قضائی‪ ،‬نبود کارشناسی درست در تصویب لوایح‪،‬‬ ‫مکانیزه نبود ساختارهای درونی قوه‪ ،‬فقدان تجهیزات‬ ‫مناسب برای ابالغ‪ ،‬مشکل پلیس زن در بدرقه متهمین‬ ‫زن‪ ،‬فاصله زندان ها با حوزه های قضائی‪ ،‬مشکالت‬ ‫بهداشتی زندان ها‪ ،‬کمبود امکانات‪ ،‬مشکالت مربوط‬ ‫به نیروی انسانی اموزش دیده و متعهد‪ ،‬سمت های‬ ‫متعدد افــراد و‪ ...‬ازجمله مشکالت ساختاری قوه‬ ‫قضائیه محسوب می شوند‪.‬‬ ‫منظور‪ ،‬مسائل مربوط به نظارت بر اجرا است‪ .‬در این‬ ‫راستا موانعی مانند مشکل نظارت بر حسن انجام‬ ‫امور و قوانین‪ ،‬ضعف نظارتی بر حوزه های قضائی‪،‬‬ ‫نبود نظارت مستمر و قوی بر روی کارکنان و قضات‬ ‫و‪ ...‬مدنظر است‪.‬‬ ‫‪-2-2‬اموزش‬ ‫با توجه به حساسیت باالی اموری قضائی‪ ،‬اموزش‬ ‫نقش کلیدی در اداره سازمان خواهد داشت‪ .‬موانع و‬ ‫کمبودهایی همچون سطح علمی پایین نیروی انسانی‬ ‫سیستم قضائی در مقایسه با استانداردها‪ ،‬عدم توجه‬ ‫به تربیت مدیریت متخصص و کارامد‪ ،‬تسلط علمی‬ ‫پایین قضات بر پرونده ها‪ ،‬مشکل اموزش قضات و‬ ‫کارمندان‪ ،‬زمان بر بودن اموزش ها و‪ ...‬مشکالت سیستم‬ ‫قضائی در حوزه اموزش محسوب می شوند‪.‬‬ ‫‪-2-3‬مسائل فرهنگی‬ ‫یکی از مشکالت موجود در سیستم قضائی‪ ،‬مشکالت‬ ‫فرهنگی در زندان است‪ .‬اثر سوء زندان بر فرد و خانواده‬ ‫وی‪ ،‬اسیب های خانواده های زندانیان بخصوص‬ ‫بعد از اجرای مجازات‪ ،‬نبود برنامه درست برای بعد‬ ‫از دوران حبس‪ ،‬برخوردهای نادرست با زندانیان در‬ ‫زندان و بعد از ان (مشکالت باز سازگاری اجتماعی و‬ ‫برچسب زنی) و‪ ...‬ازجمله مشکالت فرهنگی در حوزه‬ ‫زندان محسوب می شود‪.‬‬ ‫‪149‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪-1-2‬ضعف ساختاری‬ ‫‪-2-1‬نظارت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫منظور از مشکالت رفتاری‪ ،‬ان دسته از اموری است‬ ‫که در ارتباط با محتوا و رفتار سازمان و نیروی انسانی‬ ‫در نظر گرفته می شود‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫برنامه هایی مانند جذب‪ ،‬اموزش و نیز انجام اقدامات‬ ‫پیشگیری همگی نیازمند توجه به امکانات و بودجه‬ ‫هستند و در صورت مشکل در این حوزه‪ ،‬ماموریت های‬ ‫قوه قضائیه با مشکل اساسی روبرو خواهد شد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫درواقع سیستم قضائی و مسئولین قضائی‪،‬‬ ‫مشکل جدی در ارتباط با رسانه ها داشته‬ ‫و به درستی نتوانسته اند از ظرفیت های‬ ‫رسانه در اموزش و پیشگیری بهره الزم‬ ‫را ببرند‪.‬‬ ‫قضائیه و نیز انتقادات بی پشتوانه برخی افراد نسبت‬ ‫به کارکردهای قوه است که با برخورد نادرست و عدم‬ ‫پاسخ درست و مناسب مسئولین قضائی‪ ،‬به مشکل‬ ‫جدی برای سیستم قضائی تبدیل شده است‪.‬‬ ‫یکی دیگر از مشکالت‪ ،‬موانع فرهنگی در دستگاه‬ ‫قضائی اســت‪ .‬موانعی مانند جایگزینی ضابطه با‬ ‫رابطه‪ ،‬مشکل واسطه گری و کارچاق کنی‪ ،‬نبود عزم‬ ‫جدی در برخورد با ویژه خواری و مفاسد اقتصادی‪،‬‬ ‫رواج ارتشاء در مراجع قضائی و متاسفانه بحث شنوا‬ ‫نبودن گوش دستگاه قضائی به انتقادات مطرح شده‬ ‫و نقدهای کارشناسی است‪.‬‬ ‫یکی از بحث های اصلی در بحث فرهنگی‪ ،‬مشکل‬ ‫مدیریت افکار عمومی است‪ .‬درواقع سیستم قضائی‬ ‫و مسئولین قضائی‪ ،‬مشکل جدی در ارتباط با رسانه ها‬ ‫داشته و به درستی نتوانسته اند از ظرفیت های رسانه‬ ‫در اموزش و پیشگیری بهره الزم را ببرند‪.‬‬ ‫‪ -3-2‬ارباب رجوع‬ ‫مشکالت این حوزه مربوط مشکالت به رعایت نشدن‬ ‫حقوق شهروندی و ا گاهی های ارباب رجوع است‪.‬‬ ‫ازجمله این مسائل می توان به برخورد نامناسب قضات‬ ‫و کارکنان با مراجعین‪ ،‬عــدم اعتماد مــردم نسبت‬ ‫به قوه قضائیه‪ ،‬شناخت قوه قضائیه به عنوان نهاد‬ ‫برخوردکننده و نه نهاد پیشگیرانه‪ ،‬عدم ا گاهی مردم‬ ‫از قوانین و مسائل حقوقی‪ ،‬سطح پایین دانش حقوقی‬ ‫مردم و‪ ...‬اشاره کرد‪.‬‬ ‫‪-2-4‬مدیریت‬ ‫مشکل اصلی موجود در این زمینه‪ ،‬بحث ضعف‬ ‫مدیریتی در امور زندان ها و نیز نبود مدیریت صحیح‬ ‫پرونده های قضائی و اصالح ساختارهای مدیریتی است‪.‬‬ ‫‪-3-3‬افزایش نرخ جرم‬ ‫متاسفانه در کشور ما به بحث علل ایجاد و رشد‬ ‫جرم توجه کافی نشده است‪ .‬مشکل اصلی در زمینه‬ ‫نیز مشکل رشته حقوق و نبود رشته جرم شناسی در‬ ‫دانشگاه های کشور است‪ .‬الزم به ذکر است قسمت‬ ‫قابل توجهی از جمعیت زندانیان در کشور جوان بوده‬ ‫و ‪ 70‬درصد زندانی ها‪ ،‬زیر ‪ 40‬سال هستند‪.‬‬ ‫از طرف دیگر‪ ،‬بیشتر جرایم توسط مجرمین سابقه دار‬ ‫ارتکاب می یابد‪ ،‬بیشتر جرایم به نوعی با موضوع مواد‬ ‫مخدر مرتبط هستند‪ ،‬به بحث درمان و پیشگیری‬ ‫توجهی نشده و امار جرایم مواد مخدر نیز باال بوده و‬ ‫حدود ‪ 45‬درصد زندانیان‪ ،‬به خاطر جرائم مرتبط با‬ ‫مواد مخدر در زندان هستند‪.‬‬ ‫‪-3‬مشکالت محیطی (زمینه ای)‬ ‫منظور‪ ،‬مشکالت و مسائل قوه قضائیه در سطح جامعه‬ ‫است‪ .‬این مسائل در سه سطح کلی تبلیغات علیه‬ ‫قوه قضائیه‪ ،‬مسائل مربوط به ارباب رجوع و نیز بحث‬ ‫افزایش نرخ جرم است‪.‬‬ ‫‪-3-1‬تبلیغات علیه قوه قضائیه‬ ‫متاسفانه در سال های اخیر‪ ،‬شاهد افزایش حمالت و‬ ‫تبلیغات گسترده علیه قوه قضائیه هستیم‪ .‬این مسئله‬ ‫به ویژه در برخی برنامه های صداوسیما نسبت به قوه‬ ‫‪150‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دکتر بهنام طالبی طادی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته دکتری رشته فقه و مبانی حقوق اسالمی دانشگاه عدالت‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ان جماعتی که عقلشان در دیده شان به نوم زمستانی‬ ‫فرو رفته بود رای بر «بقاء ما کان» صادر کردندی و‬ ‫«وقع ما وقع‪»...‬‬ ‫‪151‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سلبریتی الممالک‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫پرزیدنتی را شنیدم اندر ایام انتخابات روبه مشاورش‬ ‫ُ‬ ‫نمود و سخن بــراورد که ای مشاور‪ ،‬مشاورتی نما که‬ ‫احواالتمان بس درهم برهمیده است و مرکب خدمت‬ ‫َ‬ ‫سر به عصیان نهاده و ِگردی پاستور را به گرد وخا ک‬ ‫وداع کشانده تا ما نیز به سراشیبی قدرت افتیم‪. ...‬‬ ‫«جام»مان هیچ «بر»ی را نگرفته و تحریممان از زیر‬ ‫به سر و از سرگرفته شــده و غنی سازی صداقتمان‬ ‫تحلیف ُ‬ ‫اکبر «الصلحا»‬ ‫نخلستان‬ ‫نیز در هسته های‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫مفقود گشتندی و خالصه بسی امیدی به تجمیع‬ ‫رای نداشتمی‪. ...‬‬ ‫مشاور که نومیدی را در سیمای وی شهود فرمود‪ ،‬سر‬ ‫از گریبان تفکر بیرون کشاند و به فراست‪ ،‬استبصار به‬ ‫جای اورد و گفت یا رئیس! جماعتی را می شناسم که‬ ‫رعیت بلدان از مکاید ایشان مرعوب و لشکر سلطان‬ ‫مغلوب و مدبران ممالک از ِق ّر و ِف ّر انها در حیران‪...‬‬ ‫کوک این قوم نا کوک را همی من دانستمی که ایشان‬ ‫را نه حامی روسای قوم اند فی الواقع و نه حامی رعیت‬ ‫فی الظاهر‪ ،‬این جماعت عطشان الشهره هستند که‬ ‫هر کجا نام و اوازه شــان را به منابر برند همچون پری‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫مشاور نیز دست کرم برگشاد و داد سخاوت‬ ‫بــداد و نعمت بی دریغ بر سپاه سلبریتی ها‬ ‫بریخت تا هر کدام در گوشه ای نوای وا ازادی‬ ‫و وا اختالط و وا کنسرت و وا همه چیز براورند‬ ‫و هم به شهرتشان بیافزایند و هم رعیت را‬ ‫هراسان از دیوارکشی مجاری نسوان و ذکور و‬ ‫«جام»بی «بر» و عودت سایه‬ ‫زائل شدن سایه‬ ‫ِ‬ ‫جنگ برای رای به حضرتشان ترغیب نمایند‪...‬‬ ‫پل ساده لوحی عده‬ ‫و امروز که حمار مقصودشان از ِ‬ ‫ای ذوکهوله الفکر جسته و مرکب خدمت نه قدرت‬ ‫همچون سابق به زیر کشیدندی‪ ،‬سلبریتی و غیران را‬ ‫به گوشه ای نهاده و جهان بران ها تنگ نموده و حتی‬ ‫لکشان به انتالیا بر انها فزاینده‬ ‫«عوارض خروج» از ِم ِ‬ ‫نمود تا سلبریتیان مظلوم در چاه قدرت ایشان فرو‬ ‫رفتندی تا جایی که هشتک «پرزیدنت پشیمانیم» به‬ ‫راه انداختند و خطاب به وی گفتند چندین روزگار‬ ‫که برایت با هر نیرنگ و فریب رای جمع نمودیم کجا‬ ‫بودی؟ گفت «از جاهت اندیشه همی کردم‪ ،‬اکنون که‬ ‫در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم»‪.‬‬ ‫بــاری قصه جماعت سلبریتی بــه ســر رسید غصه‬ ‫جهالت به اخر نرسید‪...‬‬ ‫سلبریتیان و هشتک زنندگان «پشیمانیم» بی خبر از‬ ‫قول حکیمان بودند که گفته اند‪:‬‬ ‫ّ ّ‬ ‫عزوجل بیازارد تا دل خلقی به دست‬ ‫«هر که خدای را‬ ‫ارد خداوند تعالی همان خلق را بر وی گمارد تا دمار‬ ‫از روزگارش بر ارد» (گلستان سعدی‪ ،‬باب اول سیرت‬ ‫پادشان )‬ ‫ظاهر گشته و رام‪...‬این عجایب الخلق را « سلبریتی»‬ ‫نامیده اند که تو گویی نجوم اسمان ّقر و ّفر اند‪ ...‬هر‬ ‫ُ‬ ‫زمان که ام قمری به مزید شهرتشان اشــارت نمایند‬ ‫برایشان بدرخشیده و خوش رقصی نموده و هر زمان‬ ‫که این ّ‬ ‫سر مکنون مفقود گشته خاموشی گزیده و بر‬ ‫دیگری روشنایی فزایند‪...‬‬ ‫پرزیدنت المذکور که کنز پیروزی یافته بود از سر شعف‬ ‫فریادی چنان بلند براورد و «کلید تدبیر» بر لباده اش‬ ‫نهاد و بدان گریبان چا ک زد و مدهوش به گوشه ای‬ ‫افتاد‪ ...‬خدم و حشم‪ ،‬جنابشان را بهوش اوردندی و‬ ‫ُ‬ ‫مشاور را باز در بر وی حاضر کردندی و کالم تمام نموده‬ ‫امر اجرا‪ ،‬صادر گشت‪...‬‬ ‫و ِ‬ ‫مشاور نیز دست کرم برگشاد و داد سخاوت بداد و‬ ‫نعمت بی دریغ بر سپاه سلبریتی ها بریخت تا هر کدام‬ ‫در گوشه ای نوای وا ازادی و وا اختالط و وا کنسرت و‬ ‫وا همه چیز براورند و هم به شهرتشان بیافزایند و هم‬ ‫رعیت را هراسان از دیوارکشی مجاری نسوان و ذکور‬ ‫«جام»بی «بر» و عودت سایه جنگ‬ ‫و زائل شدن سایه ِ‬ ‫برای رای به حضرتشان ترغیب نمایند‪...‬‬ ‫ان جماعتی که عقلشان در دیده شان به نوم زمستانی‬ ‫فرو رفته بود باور نمودند و رای بر «بقاء ما کان» صادر‬ ‫کردندی و «وقع ما وقع‪»...‬‬ ‫‪152‬‬ ‫ٮ �ن‬ ‫م‬ ‫س‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫ݩ‬ ‫ݤ‬ ‫ݦ‬ ‫ه‬ ‫ݑ‬ ‫و‬ ‫ݠد‬ ‫ݤ‬ ‫ݤ‬ ‫ݤ‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ݤ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫و‬ ‫ݣ‬ ‫ر‬ ‫ݣ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ݕ‬ ‫ݬ‬ ‫ݫ‬ ‫ݑ‬ ‫ى‬ ‫ٮ‬ ‫ٯاݣٮݡصاݣݣد ݣ ݣݣوݫ ݣم ݫ ݣݬݫ ݫݣدݤىݫ ݫݣݔ ݫ ݣرݤ ݫݭ ݔ ݤݤ‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫مواجهه با مقوله «اقتصاد اسالمی» به عنوان مصداق‬ ‫بارزی از چیستی یک «علم دینی»‪ ،‬مواجهه با مسئله ای‬ ‫مدرن است‪ .‬اگر به تسامح ظهور مسئله «علم دینی» را‬ ‫سنتزی از ِتز «دین» و انتی تز «علم» در تقابل دو جریان‬ ‫سنت و مدرنیته تعبیر کنیم‪ ،‬اقتصاد اسالمی به معنای‬ ‫ً‬ ‫غالبا پذیرفته شده ان‪ ،‬چیزی نیست جز دفاعی منفعالنه‬ ‫و مذبوحانه در برابر سیطره تدبیرگری علم مدرن در‬ ‫ساحات فردی و اجتماعی زندگی انسان امروز‪ .‬برای‬ ‫ً‬ ‫وضوح بیشتر این ادعای نسبتا نامتعارف‪ ،‬الزم است‬ ‫کمی در معنا و جایگاه اقتصاد اسالمی تامل کنیم‪.‬‬ ‫بــرای درک بهتر ایــن نگاه باید از مهم ترین جریان‬ ‫اندیشه ای‪-‬فلسفی انسان در مواجهه با هستی پیرامونی‬ ‫خود سخن بگوییم؛ جریانی که در قرن هجدهم اروپا‪،‬‬ ‫با عنوان عصر روشنگری (‪ )Age of Enlightenment‬یا‬ ‫عصر عقل (‪ ،)Age of Reason‬نگاهی جدید به انسان‪،‬‬ ‫جهان و جامعه را عرضه داشت‪.‬‬ ‫از مهم ترین نکات برجسته عصر روشنگری و پساروشنگری‬ ‫به عنوان عصر مــدرن‪ ،‬اغــاز فرایند انفصال از خدا‬ ‫در تدبیر زندگی و تمشیت اجتماعی اوست‪ .‬بنا به‬ ‫تعریف کانت از عصر روشنگری‪ ،‬از این دوران به بعد‬ ‫خود خودمختار انسان است که باید در خردورزی‬ ‫این ِ‬ ‫نابالغی به‬ ‫و به کاربندی فهم خویش شجاع باشد و از‬ ‫ِ‬ ‫خویشتن خویش که همانا نه در نبود فهم‪ ،‬بلکه‬ ‫تقصیر‬ ‫ِ‬ ‫در کمبود اراده و شجاعت بکاربندی ان فهم‪ ،‬بدون‬ ‫هدایت دیگری است‪ ،‬خارج شود‪.‬‬ ‫ازاین رو [این انسان است که] باید بدون تمسک به‬ ‫ّقیم ها و ناظران عالیه [ ای همچون مسالک و شرایع‬ ‫دینی و سنتی] و تنها با تمسک به «عقل» و «ازادی»‬ ‫در بکاربستن ان‪ ،‬به تنظیم و تدبیر و تمشیت همان‬ ‫ترتیبات موردنیاز بپردازد‪ ]1[ .‬همان طور که اشاره شد‬ ‫تمسک به عقل در عصر روشنگری‪ ،‬تمسک به عقلی‬ ‫منفصل از حکمت الهی و مابعدالطبیعه است؛ اما با‬ ‫سوال مهمی مواجه می شویم‪ :‬پیش از عصر روشنگری‪،‬‬ ‫فرزند زمانه مدرن‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫دکتر مهدی موحدی‬ ‫پژوهشگر حوزه طراحی سازوکارها و نهادهای اقتصادی مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته دکتری علوم اقتصادی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اگر ظهور مسئله «علم دینی» را سنتزی از ِتز «دین» و‬ ‫انتی تز «علم» تعبیر کنیم‪ ،‬اقتصاد اسالمی تنها دفاعی‬ ‫منفعالنه در برابر سیطرۀ تدبیرگری علم مدرن است‬ ‫‪154‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫می توان ظهور علم اقتصاد اسالمی را‬ ‫به عنوان پاسخی به تباین «اموزه های دین‬ ‫اسالم» و «اموزه های علم اقتصاد رایج» در‬ ‫ساماندهی ترتیبات اجتماعی‪-‬اقتصادی‪-‬‬ ‫معیشتی جامعه مسلمین دریافت‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫[‪ ]1‬بخشی از توضیحات یکی از بزرگ ترین فیلسوفان عصر روشنگری‪ ،‬امانوئل‬ ‫کانت است در مقاله کوتاه «روشنگری چیست؟»‬ ‫[‪ ]2‬ناظر به عنوان کتاب رابرت هیلبرونر (‪ )Robert Heilbroner‬با عنوان فالسفه‬ ‫دنیوی (‪ )The Worldly Philosophers‬که به زندگی‪ ،‬زمانه و ایده های تعدادی‬ ‫از بزرگ ترین متفکران اقتصادی می پردازد‪.‬‬ ‫[‪ ]2‬برای درک ضعف ساختاری این نگاه به دین در ساماندهی ترتیبات فردی‬ ‫و اجتماعی جامعه امروزین‪ ،‬الزم است به دروس خارج فقه و اصولی که در کل‬ ‫کشور برگزار می شود نگاهی بیندازیم (‪ .)http://ijtihadnet.ir‬متاسفانه کمتر از‬ ‫‪ 4‬درصد این دروس به مباحث مستحدثه می پردازد‪.‬‬ ‫‪155‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫پی نوشت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫شمرده می شد‪.‬‬ ‫بنابراین ناگفته پیداست که با گرویدن افراد بیشتر به‬ ‫اموزه های این «علم مدرن» به مثابه گرویدن به یک دین‬ ‫جدید و پیاده سازی اموزه ها و تعالیم ان‪ ،‬به تدریج از‬ ‫ً‬ ‫«دین مانده در دوران سنت» ‪-‬احتماال تا محو‬ ‫گستره ِ‬ ‫کامل ان‪ -‬کاسته خواهد شد؛ به گونه ای که دیگر در‬ ‫تعریف و تنظیم نظام سازی و سبک زندگی مطلوب‬ ‫جامعه‪ ،‬انتظاری از ان نخواهد رفت‪]3[ .‬‬ ‫«دین مانده در دوران‬ ‫اینجاست که با توجه به ضعف ِ‬ ‫سنت» در انجام وظایف بایسته خود و برای حفاظت‬ ‫«اسالم پاسخگو در همه زمان ها و مکان ها»‪،‬‬ ‫از حریم‬ ‫ِ‬ ‫پدیده ای چون «علم اقتصاد اسالمی» در عرض تعالیم‬ ‫جریان های مختلف اقتصادی‪ ،‬ظهور می یابد تا این‬ ‫مدرن علم نمایانه‪ ،‬پاسخگوی‬ ‫بار نیز از همان دریچه‬ ‫ِ‬ ‫ً‬ ‫نیازهای جامعه باشد؛ تعریف رابطه ای عموما تعاضدی‬ ‫بین «علم» و «دین» که حداکثر نگاهی تهذیبی از علم‬ ‫ّ‬ ‫مقید به برخی گزاره های کلی برامده از متون دینی را‬ ‫به ارمغان می اورد؛ وظیفه ای که گویا از همان ابتدا به‬ ‫عهده دین بود‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫تمشیت و تدبیر امور اجتماعی‬ ‫انسان به عهده چه کسی بوده‬ ‫است؟ شاید جواب سرراستی‬ ‫نداشته باشد اما به قطع اصول‬ ‫بنیادین روشنگری از جمله‬ ‫«رجــوع به عقل منفصل»‪،‬‬ ‫«بازجویی از دین» و «تساهل مذهبی»‪ ،‬پیش فرض های‬ ‫تمشیت امــور اجتماعی انسان ها نبوده اند بلکه در‬ ‫مقابل نه تنها انتظار بر ایــن بــوده تا در دوران سنت‬ ‫به عنوان دوران پیشامدرن‪ ،‬ادیــان به معنای موسع‬ ‫ان (از جمله دین اسالم)‪ ،‬تنظیم کننده و تدبیرکننده‬ ‫ترتیبات اجتماعی و فردی الزم در هر نظام اجتماعی‬ ‫باشند بلکه تا اندازه ای متکفل این نقش نیز بوده اند‪.‬‬ ‫با این نگاه می توان چنین ادعایی را مطرح کرد که‬ ‫«دیــن» دوران سنت و «علم» دوران مــدرن‪ ،‬هر یک‬ ‫در زمانه خــود‪ ،‬مسئولیت و یا کارکرد یکسانی را به‬ ‫مسئولیت تنظیم‪ ،‬تقویم‪ ،‬تدبیر و‬ ‫عهده دارند و ان‬ ‫ِ‬ ‫تمشیت امور اجتماعی و فردی مورد نیاز در یک جامعه‬ ‫است؛ بنابراین تقابل «اموزه های علمی دوران مدرن»‬ ‫با «اموزه های دینی دوران سنت» در دوران کنونی ما‪،‬‬ ‫تقابل و تباین اموزه ها و شرایع پیامبران دو عصر‪ ،‬یعنی‬ ‫تباین اموزه های دانشمندان و فالسفه دنیوی [‪ ]2‬دوران‬ ‫مدرنیته با اموزه های پیامبران دوران سنت‪ ،‬در انجام‬ ‫بیان تمثیلی‪ ،‬به خوبی‬ ‫این مسئولیت هاست‪ .‬با این ِ‬ ‫می توان ظهور علم اقتصاد اسالمی را به عنوان پاسخی به‬ ‫تباین «اموزه های دین اسالم» و «اموزه های علم اقتصاد‬ ‫رایج» در ساماندهی ترتیبات اجتماعی‪-‬اقتصادی‪-‬‬ ‫معیشتی جامعه مسلمین دریافت‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫دین باید به اتکای دین دارانش متکفل تنظیم و تدبیر‬ ‫ساحات فردی و اجتماعی این انسان می بود‪ ،‬اما گویا‬ ‫به دالیل مختلف تاریخی‪ ،‬سیاسی و جامعه شناختی‪،‬‬ ‫این وظایف به فراموشی سپرده شد؛ اما به موازات این‬ ‫اقتصاد» رایج‪،‬‬ ‫نیازمندی ها‪ ،‬علوم مدرن از جمله «علم‬ ‫ِ‬ ‫متعارف‪ ،‬غالب یا ُم ٌ‬ ‫جمع‬ ‫علیه نه تنها همان کارکردهای‬ ‫بایسته دین در ساماندهی‬ ‫امــور اجتماعی را بــه عهده‬ ‫گرفت بلکه به مثابه همان‬ ‫«دین» دوران سنت‪ ،‬محترم‬ ‫ِ‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دو پادشاه در‬ ‫اقلیم صلح نوبل‬ ‫جایزه صلح نوبل سال جاری میالدی (‪ )2017‬به «پویش‬ ‫بین المللی برای از بین بردن تسلیحات هسته ای (‪»)ICAN‬‬ ‫اعطا شد‪ .‬دلیل کسب این جایزه‪ ،‬فعالیت های این‬ ‫نهضت برای «ا گاهی بخشی به جامعه جهانی نسبت‬ ‫به پیامدهای استفاده از تسلیحات هسته ای» و «تالش‬ ‫برای پیوستن کشورها به پیمان های بین المللی منع‬ ‫دسترسی به تسلیحات هسته ای» بوده است‪.‬‬ ‫پیش فرض اصلی تالش های چنین ائتالف های مردمی‬ ‫ان است که «کاهش تعداد سالح های هسته ای» یا‬ ‫«معدود بودن کشورهای برخوردار از تسلیحات هسته ای»‪،‬‬ ‫احتمال بروز فجایع هسته ای را کاهش می دهد‪ .‬در نگاه‬ ‫نخست‪ ،‬چنین پیش فرضی معقول به نظر می رسد اما‬ ‫این انگاره نیز همانند بسیاری «مشهورات» می تواند‬ ‫محل تامل قرار گیرد‪.‬‬ ‫دوازده سال قبل در فرهنگستان سلطنتی علوم سوئد‪،‬‬ ‫سخنرانی یکی از برندگان جایزه یادبود نوبل در علوم‬ ‫اقتصادی با عنوان «جنگ و صلح»‪ ،‬حاوی رویکردی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫دکتر محمدجواد رضایی‬ ‫پژوهشگر حوزه طراحی سازوکارها و نهادهای اقتصادی مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته دکتری علوم اقتصادی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫چگونه امکان همزیستی دو رویکرد «نابود کردن‬ ‫شمشیرها» و «حفظ شمشیرها» در اقلیم جایزه‬ ‫صلح نوبل وجود دارد؟‬ ‫‪156‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪157‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫بود که پیش فرض فوق را رد‬ ‫می کرد‪.‬‬ ‫راب ـ ــرت اومـ ــن اعـ ــام نــمــود‬ ‫ک ـ ــه ص ــلـ ـح ط ــل ــب ب ـ ــودن‬ ‫ایاالت متحده یا شــوروی نبود که مانع بــروز جنگ‬ ‫هسته ای میان ایشان شــد‪ ،‬بلکه پــرواز ‪ 24‬ساعته‬ ‫بمب افکن های هسته ای در هر شبانه روز و تداوم ان در‬ ‫تمام روزهای سال بود که مانع جنگ هسته ای شد؛ از‬ ‫این منظر وجود «تهدید باورپذیر» مربوط به تالفی تجاوز‬ ‫هسته ای‪ ،‬عامل عدم بروز جنگ هسته ای است‪.‬‬ ‫اومن در خاتمه نطق نوبل خویش به عبارتی از تورات‬ ‫به نقل از اشعیای (یشعیای) نبی اشاره کرده و به نوعی‬ ‫تبصره ای بر ان می زند؛ اشعیا زمــان ظهور منجی را‬ ‫این گونه توصیف می کند‪:‬‬ ‫«او میان ملت ها قضاوت خواهد کــرد و بسیاری‬ ‫را توبیخ می کند؛ ان هــا باید شمشیرهای خود را به‬ ‫گاواهن و نیزه هاشان را به داس تبدیل کنند؛ ملتی بر‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ملت دیگر شمشیر نخواهد‬ ‫کشید و دیگر جنگ نخواهند‬ ‫اموخت‪ ».‬اومن‪« ،‬وجود دست‬ ‫برتر یا حکمران واحــدی که‬ ‫توسط همه اف ــراد بــه رسمیت شناخته مـی شــود» را‬ ‫الزمه عمل به توصیه اشعیای نبی می داند؛ در فقدان‬ ‫چنان وضعیتی‪ ،‬دستیابی به صلح نیازمند مسیری‬ ‫دیگر است؛ در این موقعیت شاید بتوان شاهد صلح‬ ‫ً‬ ‫بود اما منوط به حضور شمشیرها؛ اتفاقا ملت ها باید‬ ‫به فراگیری جنگ ادامه دهند تا جنگی روی ندهد‪.‬‬ ‫اینجاست که باید پرسید چگونه امکان همزیستی این‬ ‫دو رویکرد در اقلیم ارمان های صلح طلبانه الفرد نوبل‬ ‫وجود دارد؟ در برابر دو رویکرد «نابود کردن شمشیرها»‬ ‫و «حفظ شمشیرها» برای عدم بروز جنگ چه باید‬ ‫کرد؟ اگر بخواهیم با توجه به شرایط کنونی دنیا‪ ،‬از‬ ‫منظر تجربه های تاریخی خویش یا اموزه های اسالمی‬ ‫به این پرسش پاسخ دهیم‪ ،‬چه جوابی محتمل است؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫رابرت اومن اعالم نمود که صلح طلب بودن‬ ‫ایاالت متحده یا شوروی نبود که مانع بروز‬ ‫جنگ هسته ای میان ایشان شد‪ ،‬بلکه‬ ‫پرواز ‪ 24‬ساعته بمب افکن های هسته ای‬ ‫در هر شبانه روز و تداوم ان در تمام روزهای‬ ‫سال بود که مانع جنگ هسته ای شد؛ از‬ ‫این منظر وجود «تهدید باورپذیر» مربوط‬ ‫به تالفی تجاوز هسته ای‪ ،‬عامل عدم بروز‬ ‫جنگ هسته ای است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -1‬بیان مسئله‬ ‫محمدصادق تراب زاده جهرمی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫نسبت سنجی فقه و‬ ‫عدالت در فقه امامیه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫با توجه به اهمیت عدالت در دین اسالم‪ ،‬سواالتی‬ ‫در خصوص شناخت و اقامه عدالت‪ ،‬پیش روی‬ ‫پــژوهــشــگــران‪ ،‬حا کمان و عموم امــت اســامــی قــرار‬ ‫می گیرد‪ .‬در این نسبت سنجی با سواالت بسیاری‬ ‫مواجه خواهیم بود که تا کنون پاسخ هایی مــدون و‬ ‫درخور نیافته اند‪:‬‬ ‫ایا عدالت پژوهی چیزی جز مطالعات فقهی است؟‬ ‫به عبارت دیگر‪ ،‬چون فقه و احکام فقهی عادالنه هستند‪،‬‬ ‫پس عدالت پژوهی و مطالعات عدالت چیزی جز فقه‬ ‫نخواهند بود؟ بنابراین اگر این احکام فقه به درستی‬ ‫استنباط شوند و اقامه گردند‪ ،‬عدالت اقامه می شود؟ اگر‬ ‫پاسخ سوال اول‪ ،‬خیر است‪ ،‬فقه چه نسبتی با عدالت‬ ‫دارد؟ ایا رابطه عدالت با فقه در مقام استنباط احکام‬ ‫اولیه و ثانویه (احکام شرعی) یا فقه ناظر به حکومت و‬ ‫تدبیر (فقه حکومتی) متفاوت است؟ ایا عدالت به مثابه‬ ‫یک مال ک پیشینی در استنباط‪ ،‬یک قاعده فقهی‪،‬‬ ‫یک مال ک پسینی در اعتبارسنجی استنباط احکام‬ ‫و‪...‬می تواند مطرح باشد؟ کدام قواعد فقهی بیشتر به‬ ‫ً‬ ‫مسئله عدالت پاسخ می دهند؟ اساسا قواعد فقهی‬ ‫چگونه در مسئله عدالت می توانند به ما کمک کنند؟‬ ‫اگر برقراری عدالت به عنوان غایت ُبعد اجتماعی‬ ‫فقه اسالمی اســت‪ ،‬ایا این غایت‪ ،‬مصلحت کلی‬ ‫یا مقصود شریعت در استنباط موثر اســت؟ رابطه‬ ‫عدالت‪ ،‬مصلحت و فقه چیست؟ جایگاه عقل در‬ ‫استنباط احکام چگونه تحلیل می شود؟ ایا عدالت‬ ‫یک حقیقت شرعیه است یا متشرعه؟ ایا عدل عرفی‬ ‫است یا شرعی؟ ایا منبع شناخت مصادیق ان عرف‬ ‫اســت؟ ایــا شریعت اسالمی که بــرای بــاب طهارت‬ ‫احکام مفصلی دارد‪ ،‬برای عدالت اجتماعی و اقامه‬ ‫ان‪ ،‬امر را به عرف و عقال احاله داده است؟ ایا حسن‬ ‫و قبح عدالت در کالم اسالمی به مشرب های فقهی‬ ‫به صور متفاوتی سریان پیدا می کند؟ برخورد فقها با‬ ‫مسئله عدالت در استنباط هایشان چگونه بوده است؟‬ ‫دستیابی به نظریه اسالمی عدالت‪ ،‬نیازمند تبیین‬ ‫نسبت فقه و عدالت و البته تبیین درست چگونگی‬ ‫استنباط احکام با اقامه عدل است‬ ‫‪158‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ -2‬عدالت در ادبیات فعلی فقه‬ ‫‪ -2-2‬ارزیابی ادله ظاهری و استنباط اولیه بر اساس‬ ‫قاعده عدالت‬ ‫‪ -3‬مقام حکم و تدبیر اجتماع‪ :‬تشخیص مصالح و‬ ‫مفاسد بسته به زمان و مکان و اقتضائات اجرا‬ ‫‪ -4‬مقام عمل اجتماعی‪ :‬گفتمان عدالت خواهی و‬ ‫اجرای عدالت توسط مردم‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪159‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫عدل به صور مختلفی در مباحث فقهی واردشده است‪.‬‬ ‫به طور مثال‪ ،‬بحث از عدالت حاکم‪ ،‬امام جماعت‪،‬‬ ‫امام جمعه‪ ،‬شاهد و ‪ ...‬که در کتاب العدل شیخ‬ ‫انصاری مختصات و ادله ان موردبررسی قرارگرفته‬ ‫است‪ .‬یکی از پاسخ های دیگری که تاکنون به رابطه فقه‬ ‫و عدالت داده شده است‪ ،‬تحت عنوان قاعده فقهی‬ ‫‪ -3‬طرح اشکال اول‬ ‫عدل و انصاف مطرح است‪ .‬این قاعده نیز چنان که‬ ‫باید منقح نشده است‪ .‬در یک تعریف‪ ،‬توزیع حقوق و‬ ‫معاصرین نیز به ورودهــای دیگری دست زده اند که‬ ‫حالتی‬ ‫اموال مشتبه به صورت نصف بین مدعیان در‬ ‫اکنون بدان ها نخواهیم پرداخت اما به نظر می رسد که‬ ‫که علم اجمالی به تعلق مال یا حق به یکی از طرفین‬ ‫همگی از یک مشکل بزرگ رنج می برند‪« :‬فهم نادرست‬ ‫ً‬ ‫قطعا وجود دارد اما اماره ای‬ ‫یا ناقص از عدالت»‪ .‬اگر به‬ ‫برای تعیین نیست معنای م ـعــاصــریــن ن ـیــز ب ــه ورودهـ ـ ــای دی ـگــری‬ ‫ویژگی های فهم از عدالت در‬ ‫مطالعات فقهی موجود دقت‬ ‫قاعده عدل و انصاف است‪ .‬دست زده اند که اکنون بدان ها نخواهیم‬ ‫کنیم‪ ،‬می توان به چنین مواردی‬ ‫کارکرد این قاعده بیشتر در پرداخت اما به نظر می رسد که همگی‬ ‫دست یافت‪ :‬کلی بودن‪ ،‬عدم‬ ‫رفع مخاصمه و حکم است‪ .‬از یک مشکل بــزرگ رنج می برند‪« :‬فهم‬ ‫تعریف و نبود فهمی خاص از‬ ‫تامل در اثاری که درصدد نادرست یا ناقص از عدالت»‪.‬‬ ‫ً‬ ‫طرح قاعده عدالت هستند‪،‬‬ ‫عدالت و صرفا بیان مباحثی‬ ‫نه تعریف روشن و محل وفاقی از عدالت به دست‬ ‫در مــفــردات و اصطالحات‪ ،‬رویــکــردی اقتضایی و‬ ‫می دهد؛ نه ما را در شناخت منظور ایشان از ابواب‬ ‫بسیار متغیر‪ ،‬تا کید شدید بر فهم و تشخیص فردی‬ ‫جریان قاعده روشن می کند و نه راه و معیار روشنی‬ ‫یا عرفی‪ ،‬تمرکز بر حوزه تکالیف فردی به جای اداره‬ ‫برای تفکیک قاطع عدل از ظلم در مصادیق متعدد‬ ‫اجتماعی‪ .‬در کل می توان به این نتیجه رسید که هر‬ ‫عرضه می کند‪.‬‬ ‫یک‪ ،‬بعدی از موضوع عدالت را درک کرده و سایر‬ ‫در کل ورود عدالت در مطالعات فقهی موجود را‬ ‫ابعاد را رها کرده است‪.‬‬ ‫می توان در مداخل مختلفی به بحث و نقد گذاشت‪:‬‬ ‫لذا فهم ناقص از عدالت که موضوع بحث است‪،‬‬ ‫‪ -1‬مقام استنباط شرعی‬ ‫موجب می شود که قاعده فقهی در مورد موضوعی طرح‬ ‫ً‬ ‫‪ -1-1‬استنباط اولیه شرعی‬ ‫شود که اساسا نامشخص و ناقص صورت بندی شده‬ ‫‪ -1-1-1‬عدالت به عنوان یک سند و منبع اولیه استنباط‬ ‫است‪ .‬پس الزم است که ابتدا صورت بندی درستی‬ ‫‪ -1-1-2‬استنباط در مسائل فقهی جزئیه بر اساس‬ ‫از مفهوم عدالت داشته باشیم‪ .‬اینکه در تعریف‬ ‫قاعده عدالت‬ ‫عدالت به تعاریفی نظیر «اعطاء کل ذی حق حقه»‬ ‫‪ -1-1-3‬تحدید شمول مطلقات و عمومات‬ ‫یا «شایستگی» یا ‪ ...‬اکتفا شود‪ ،‬یا اینکه گفته شود‬ ‫‪ -2‬استنباط ثانویه شرعی‬ ‫اسالم‪ ،‬عدالت را در اصل تایید کرده اما همه امور ان‬ ‫‪ -1-2‬رفع تزاحم در احکام‬ ‫را به عرف واگذار کرده است نشان از فحص نادقیق‬ ‫و اولیه از عدالت در اسالم است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -4‬طرح اشکال دوم‬ ‫از منظر اندیشه اسالمی‪ ،‬عدالت اجتماعی‬ ‫چیزی جز تشکیل محیط مناسب‪ ،‬سالم‬ ‫و مساعد برای حیات انسانی نیست‪.‬‬ ‫«باطل» را بر خودپذیرا خواهد‬ ‫بود‪ .‬انبیا نیامدند که افرادی‬ ‫را دانه دانه تربیت کنند بلکه‬ ‫به دنبال پایه گذاری محیط سالم تربیت بودند تا همه‬ ‫امکان حرکت بیابند‪ .‬دین خاتم ازاین جهت‪ ،‬وحی‬ ‫خود را برای همه افراد بشر در همه زمان ها و در همه‬ ‫مراتب سلوکی‪ ،‬خاتمیت بخشید‪.‬‬ ‫ازانجا که فطرت نمی تواند این تعارض ذاتی خود را‬ ‫هدایت کند‪ ،‬نیاز به عنصر هدایت بیرونی از مسیر وحی‬ ‫و بعثت انبیا است‪ .‬در حقیقت‪ ،‬قدرت فائقه ای که‬ ‫علم بر سعادت و صالح انسان دارد‪ ،‬از جهت لطف و‬ ‫سنت هدایت و از مسیر تشریع به امداد انسان می اید‪.‬‬ ‫بعثت انبیا در دو مرحله سعی دارد تا حیات اجتماعی‬ ‫را منطبق بر صراط مستقیم کرده و انسان ها را از صورت‬ ‫ظاهر به حقیقت باطن ارشاد کند‪ .‬گام اول‪ ،‬بعثت در‬ ‫درون نبی است‪ .‬اقامه عدالت جز توسط انسان های‬ ‫مهذب و راه یافته بر صراط مستقیم میسر نیست‪ .‬علم‬ ‫و اراده منطبق بر حقیقت‪ ،‬شرط الزم برای حرکت فرد‬ ‫و ارشاد دیگران است‪.‬‬ ‫گام دوم‪ ،‬رستاخیز اجتماعی انسان هاست‪ .‬ابتدا نبی‬ ‫باید به تحول برسد و دوم بر اساس این تحول‪ ،‬جهاد در‬ ‫راه اقامه عدالت اغاز می شود‪ .‬رستاخیز برامده از نبی‪،‬‬ ‫در متن اجتماع جریان می یابد و با وحدت جمعی‪،‬‬ ‫نظام معاش و معیشت اصالح می شود تا قوام یافتگی‬ ‫جامعه انسانی مقدمه قیامت گردد‪ .‬ازاین روست که‬ ‫قیامت رخ نخواهد داد تا زمانی که ظهور رخ دهد و‬ ‫«یملا الارض قسطا و عدلا» محقق شود‪.‬‬ ‫«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و‬ ‫ً‬ ‫المیزان لیقوم الناس بالقسط‪ .»...‬مسلما تحمل بار‬ ‫این امر‪ ،‬بر دوش مردم و برای خود مردم است اما در‬ ‫ذیل هدایت وحی‪ .‬این وحی در قالب کتاب و میزان‬ ‫در معیت رسول برای جامعه ارسال شده است‪ .‬کتابی‬ ‫اما از سوی دیگر‪ ،‬سوالی مطرح‬ ‫است که منظور از فقه کدام‬ ‫فقه است؟ ایا فقه استنباطی‪-‬‬ ‫حکومتی در معنای مضیق یا فقه حکومتی در معنای‬ ‫موسع؟ عدالت در هرکدام می تواند به شکل متفاوتی‬ ‫بازتعریف شود‪ .‬ازاین رو الزم است که معنا و منظور از‬ ‫فقه نیز در نسبت فقه و عدالت مشخص شود‪.‬‬ ‫برخی فقه را محدود به فقه استنباطی رایج می دانند و‬ ‫برخی در عرض این فقه استنباطی‪ ،‬قائل به ضرورت فقه‬ ‫حکومتی هستند‪ .‬برخی نیز این تقسیم بندی هم عرض‬ ‫فقه استنباطی‪-‬حکومتی را ناشی از برداشت غلط از‬ ‫فقه حکومتی می دانند‪ .‬ان ها معتقدند که چون احکام‬ ‫اسالم همگی اجتماعی هستند‪ ،‬پس کل فقه باید با‬ ‫برش حکومتی و اجتماعی بازتعریف شود‪.‬‬ ‫انچه تاکنون بیان شد مبتنی بر پذیرش فقه استنباطی‪-‬‬ ‫حکومتی بود‪ .‬حال سوال این است که عدالت در نسبت‬ ‫با تعریف موسع از فقه حکومتی چه جایگاهی می یابد؟‬ ‫‪ -5‬عدالت در اندیشه اسالمی‬ ‫پس از ادعای اینکه طرح بحث عدالت در فقه دچار‬ ‫اشکاالتی است که یک ریشه ان در فهم نادرست یا‬ ‫ناقص از عدالت است‪ ،‬وارد طرح صورت بندی عدالت‬ ‫در اندیشه دینی می شویم‪ .‬از منظر اندیشه اسالمی‪،‬‬ ‫عدالت اجتماعی چیزی جز تشکیل محیط مناسب‪،‬‬ ‫سالم و مساعد برای حیات انسانی نیست‪ .‬در حقیقت‬ ‫موضوع عدالت اجتماعی‪ ،‬تحقق نوعی نظم و نظام‬ ‫اجتماعی است که در پرتوی ان امکان سیر استکمالی‬ ‫انسان و عبودیت او به بهترین نحو فراهم می شود‪.‬‬ ‫بدون این محیط سالم‪ ،‬امکان تکامل فرد به صورت‬ ‫همه جانبه و تام وجود ندارد‪ .‬سالمت محیط انسانی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫قطعا در هماهنگی با نظام فطری و تکوین است و هر‬ ‫نوع انحراف از این مطابقت‪ ،‬مهر بطالن و برچسب‬ ‫‪160‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫انچه جامعه را قوام می بخشد روابط بین‬ ‫افراد جامعه در بعد اجتماعی‪ ،‬اقتصادی‬ ‫و سیاسی است‪ .‬وحی نیز محتوا و ارکان‬ ‫این ابعاد را مشخص می کند‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪161‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫که شامل معارف حیات و‬ ‫تکامل است و میزان‪ ،‬ابزار‬ ‫تعادل بخشی به این حیات‬ ‫اجتماعی است که در لسان‬ ‫روایــت از میزان به امــام تعبیر شــده اســت‪ .‬رسالتی‬ ‫که قرار است قوام یافتگی جامعه انسانی را رقم بزند‬ ‫نیازمند پذیرش والیــت از سوی مــردم اســت؛ چه در‬ ‫عرصه تبعیت سیاسی و فقهی و چه در اتصال قلبی‬ ‫با ریسمان والیت‪ .‬اگر قرار باشد برای رسیدن به فالح‪،‬‬ ‫«اصبر وا و صابر وا و رابطوا» تحقق تام بیابد‪ ،‬الزم است‬ ‫وحــدت جمعی در تمسک به ریسمان الهی شکل‬ ‫بگیرد‪ .‬ازانجا که هدف از اقامه عدالت اجتماعی‪،‬‬ ‫ساخت نظام اجتماعی سالم است باید دانست که‬ ‫در اندیشه اسالمی‪ ،‬چه عناصری‪ ،‬ارکان این سالمت‬ ‫را تضمین می کنند‪ .‬جامعه ابعادی دارد که در هر بعد‪،‬‬ ‫ارکان سالمت اجتماع‪ ،‬وظیفه قوام بخشی این ابعاد‬ ‫را به عهده دارند‪:‬‬ ‫‪1.1‬در بعد روابط اجتماعی‪ :‬سالمت و استمرار نسل‬ ‫در یک شبکه منسجم اجتماعی الیه بندی شده‬ ‫‪2.2‬در بعد روابط مالی و اقتصادی‪ :‬حفظ‪ ،‬رشد و گردش‬ ‫مال باهدف تامین معیشت متوازن‬ ‫‪3.3‬در بعد روابط سیاسی‪ :‬اعمال حکمرانانه عدالت در‬ ‫والیت سیاسی به جهت حفظ امنیت و ساختار‬ ‫کالن روابط اجتماعی و اقتصادی صحیح و نیز‬ ‫هدایت جامعه به سمت کمال‪.‬‬ ‫تعادل و توازن مالی در کنار شیوه های صحیح مبادالت‬ ‫اقتصادی‪ ،‬سالمت روابط مالی و اقتصادی را تضمین‬ ‫می کنند‪ .‬غرض در این بعد‪ ،‬تامین معیشت متوازن‬ ‫برای کل جامعه است‪ .‬اخوت ایمانی و مسئولیت پذیری‬ ‫اجتماعی (تکافل) با اولــویــت خــانــواده‪ ،‬اقربا و ‪...‬‬ ‫نیز سالمت روابــط اجتماعی را حفاظت می کنند؛‬ ‫به نحوی که احکام اسالم که در نهایت حد اجتماعی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫خود هستند‪ ،‬ناظر به تامین‬ ‫این اغراض وضع شده اند‪.‬‬ ‫از جمله احکام حجاب‪،‬‬ ‫نکاح‪ ،‬یتیم و ارث را می توان‬ ‫در پرتو حفظ روابط اجتماعی سالم در یک مقطع زمانی‬ ‫و نیز انتقال ان به صورت بین نسلی تحلیل کرد‪ .‬روابط‬ ‫سیاسی نیز تابع حاکمیت والیت الهی هستند که البته‬ ‫در این مسیر نقش مردم در پذیرش والیت‪ ،‬تبعیت و‬ ‫پشتیبانی از نظام والیی بسیار پررنگ است‪.‬‬ ‫انچه جامعه را قوام می بخشد روابط بین افراد جامعه‬ ‫در بعد اجتماعی‪ ،‬اقتصادی و سیاسی است‪ .‬وحی‬ ‫نیز محتوا و ارکان این ابعاد را مشخص می کند‪ .‬روابط‬ ‫ً‬ ‫بین افراد جامعه در این حالت کامال مبتنی بر یک روح‬ ‫ایمانی و مطابق با فطرت انسانی است‪.‬‬ ‫در ایــن جامعه افــراد یا بر اســاس روابــط خانوادگی و‬ ‫خویشاوندی (سببی و نسبی) که احکام اســام بر‬ ‫ان حکومت دارد تعامل می کنند (که دارای سه بعد‬ ‫اجتماعی‪ ،‬اقتصادی و سیاسی است) یا بر اساس‬ ‫اخوت دینی (انما المومنون اخوه)‪ .‬چه فرد در درون‬ ‫قلمرو خویشاوندی یا خانوادگی تعریف شود و چه‬ ‫ً‬ ‫در قلمرو برادری دینی‪ ،‬همگی روابط کامال در جهت‬ ‫راس هرم و هماهنگ با او اقدام می کنند (النبی اولی‬ ‫بالمومنین من انفسهم)‪.‬‬ ‫بیرون از این نظام اجتماعی اما کسانی هستند که یا‬ ‫داخل در نظام نمی شوند‪ ،‬یا اجازه نمی دهند دیگران‬ ‫وارد شوند‪ ،‬یا تالش دارنــد که نظام اجتماعی سالم‬ ‫را برهم زنند‪ .‬این جریان نفاق و کفر که سر بر عناد و‬ ‫استکبار گذارده اند با قدرت جهاد به انقیاد درخواهند‬ ‫امد‪ .‬دراین بین طائفه مستضعف فکری نیز ذیل جلوه‬ ‫رحمانی نظام اسالمی‪ ،‬ادامه حیات داده و البته هرگز‬ ‫«قاعده نفی سبیل» به بهانه «تالیف قلوب»‪ ،‬نفی‬ ‫نخواهد شد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اسم این روستا را زیاد شنیده بودم‪ .‬می گفتند که یکی‬ ‫از زیباترین مناطق ایران از جهت کویر زیبا و اسمان‬ ‫پرستاره اش مربوط به این نقطه ایران است‪ .‬پس از طی‬ ‫کردن چند صد کیلومتر از مسیری که اسفالت مناسب‬ ‫هم نداشت‪ ،‬رسیدیم‪ .‬شور و شوق زیاد داشتم‪ .‬انتظار‬ ‫داشتم طبیعت بکر کویر را در این یک شب و روز به طور‬ ‫کامل درک کنم‪.‬‬ ‫قبل از اینکه وارد روستا شویم‪ ،‬ابتدا حق ورودی گرفتند!!‬ ‫نمی دانم بابت ارائه کدام خدمات؟! در بلوار اصلی‬ ‫روستا‪ ،‬چندین اقامتگاه سنتی و مدرن وجود داشت‪.‬‬ ‫قیمت اقامت برای هر شب هم کم نبود‪ .‬اتومبیل و‬ ‫اتوبوس های با پال ک تهران و دیگر شهرها هم زیاد به‬ ‫چشم می خورد‪ .‬قیافه ها و مدل ها هم هیچ نسبتی با‬ ‫مردم این دیار نداشت‪ .‬گفتند کمی جلوتر به سمت‬ ‫کویر محل اتومبیل رانی‪ ،‬شترسواری و سایر برنامه هاست‪.‬‬ ‫ً‬ ‫اینجا عمق کویر بود‪ .‬اصال حس خوبی نداشتم‪ .‬بیشتر‬ ‫تصویر و حس میدان تجریش یا شاید شمرون یا جای‬ ‫دیگر برایم تداعی شد‪ .‬مردم این روستا حال خوش خود‬ ‫را نداشتند‪ .‬شیوه کاسبی کردن ان ها عوض شده بود‪.‬‬ ‫به جای مهمان نوازی و غریب نوازی‪ ،‬خانه های خود‬ ‫را باقیمت گزاف کرایه می دادند‪ .‬به جای کشاورزی‬ ‫یا دام ــداری‪ ،‬از تراکتور یا موتور خود بــرای گرداندن‬ ‫گردشگران در داخل کویر استفاده می کردند‪ .‬به راستی‬ ‫ایا روستای مصر در جنوب استان اصفهان‪ ،‬در حال‬ ‫حاضر توسعه یافته و پیشرفت کرده است؟‬ ‫نمونه های ازاین دست در گوشه گوشه ایران زیاد داریم‪.‬‬ ‫روستایی که با حجم گسترده خدمات و امکانات‬ ‫مدرن مواجه شده و حاال مردم ان نمی دانند به کدام‬ ‫سو حرکت کنند! مردمان روستا به خاطر خدمات وافر‬ ‫جهادگران! دچار خودکم بینی شده و هیچ نقشی برای‬ ‫خود قائل نیستند‪ .‬روستایی که مردم ان به خاطر اشتغال‬ ‫در کارخانه های صنعتی و بخش دولتی‪ ،‬خوش نشینی‬ ‫را برگزیده و دچار توسعه شده اند؛ یا به عبارتی توسعه‬ ‫بر ان ها عارض شده است‪.‬‬ ‫ابادی من‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫یادداشت محسن باقری‬ ‫پژوهشگر هسته حکمرانی مردم بنیان مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫توسعه روستایی؛ امــری درون زاســت نه پــروژه ای‬ ‫باال به پایین‪.‬‬ ‫‪162‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪163‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫پیشرفت روستا‪ ،‬عارضی و از بیرون نباید‬ ‫دهه هفتاد‪ ،‬روزنه های امیدی‬ ‫به راستی مشکل چیست؟‬ ‫ایــن روزهــا بحث از توسعه باشد‪ .‬از باال به پایین نباید باشد‪ .‬از باال‬ ‫ایجاد شــد‪ .‬حــاال حــدود دو‬ ‫روستاها بیشتر به عنوان امری به پایین یعنی الگوسازی مبتنی بر الهام‬ ‫دهه از فعالیت های گروه های‬ ‫که مد شده است‪ ،‬نگریسته گیری از کالن شهرها‪.‬‬ ‫نهــایــی که‬ ‫ج ـهــادی‪ ،‬چــه ا ‬ ‫تحت لوای بسیج سازندگی‬ ‫مـ ـی ش ــود‪ .‬از بــودج ـه هــای‬ ‫بوده یا ان هایی که مستقل فعالیت می کنند‪ ،‬می گذرد‪.‬‬ ‫میلیاردی که دولت برای این حوزه کنار گذاشته‪ ،‬تا‬ ‫به نظر می رسد این فعالیت ها که هرچند با نگاه جهادی‬ ‫فعالیت های سایر نهادهای غیردولتی‪ ،‬همه حکایت از ان‬ ‫و دلسوزانه در جهت عمران و توسعه روستاها بوده‪،‬‬ ‫دارد که روستا موردتوجه و در دستور کار سیاست گذاران‬ ‫ً‬ ‫ان طــور که بایدوشاید از اب و گل درنیامده و بعضا‬ ‫قرارگرفته اســت‪ .‬هرچند این موضوع به خودی خود‬ ‫کژ کارکردهایی را ایجاد کرده است‪ .‬به مواردی از این‬ ‫قابل تحسین بوده و جای شکرش باقی است‪ ،‬اما این‬ ‫مسائل و معضالت اشاره می کنم و البته تا کید می کنم‬ ‫نیز مانند هر مسئله دیگری اماواگرهای خاص خود را‬ ‫که این مسائل قابل تعمیم نیست‪:‬‬ ‫دارد که اگر به ان توجه نشود‪ ،‬نه تنها مفید نخواهد بود‬ ‫ ▪حضور گروه های جهادی به صورت مقطعی است و‬ ‫بلکه موجب نابودی روستاها خواهد شد‪ .‬شاید اولین‬ ‫ً‬ ‫معموال ارتباط مستمر با مناطق روستایی و محروم‬ ‫نکته که باید در این مسیر(پیشرفت روستا) موردتوجه‬ ‫وجود ندارد‪.‬‬ ‫قرار گیرد این است که پیشرفت‪ ،‬عارضی و از بیرون‬ ‫ ▪الگوهای توسعه ای برگرفته از کالن شهرهاست و نه‬ ‫نباید باشد‪ .‬از باال به پایین نباید باشد‪ .‬از باال به پایین‬ ‫با توجه به اقتضائات بومی این مناطق‬ ‫یعنی الگوسازی مبتنی بر الهام گیری از کالن شهرها‪.‬‬ ‫ ▪نگاه توسعه ای برای حضور در این مناطق از باال به پایین‬ ‫هنوز خــاطــره و یــا تصویر مناسبی از فعالیت های‬ ‫است؛ و نه درو ن زا‪ .‬به عبارت دیگر ظرفیت های مردمی‪،‬‬ ‫جهاد سازندگی در دهه های اول انقالب در خاطر‬ ‫معنوی و مادی این مناطق به کار گرفته نمی شود‪.‬‬ ‫داریم‪ .‬کشاورزان و روستاییان نیز از ان روزها به خوبی‬ ‫ ▪بــه مشکالت اصلی ایــن مناطق مثل بیکاری‪،‬‬ ‫یاد می کنند‪ .‬اما به راستی ان مدل فعالیت جهادی‬ ‫بی انگیزگی‪ ،‬عــدم اعتمادبه نفس و تنبلی توجه‬ ‫موفقیت امیز بود؟ ایا تاکنون ارزشیابی دقیقی از اقدامات‬ ‫نمی شود‪.‬‬ ‫و فعالیت های جهاد صورت گرفته است؟ البته ما‬ ‫ً‬ ‫این بی توجهی ها باعث شده است که بعضا فعالیت های‬ ‫قصد ارزش گذاری اندیشه ها و ارمان های این دوستان‬ ‫جهادی باعث ایجاد انتظارات غیرمنطقی شده و‬ ‫را نداریم‪ .‬اما درهرحال چرا فعالیت های جهاد ادامه‬ ‫تمایل برای مهاجرت به شهر و برخی اسیب های دیگر‬ ‫پیدا نکرد؟ مشاهده امار فعالیت های عمرانی که در‬ ‫تداوم یابند‪ .‬البته بی انصافی است که مزایا و فوایدی‬ ‫ان دهه ها توسط جهاد صورت گرفته نشان می دهد که‬ ‫را که درمجموع این اقدامات داشته نادیده بگیریم‪.‬‬ ‫از حیث میزان و گستره فعالیت‪ ،‬جهاد سازندگی رکورد‬ ‫ولی به هرحال این سوال باقی است که این اقدامات‬ ‫زده و حاکی از رشد چندین برابری خدمات نسبت به‬ ‫جهادی تا چه میزان‪ ،‬پیشران توسعه و پیشرفت روستاها‬ ‫قبل از انقالب بوده است‪.‬‬ ‫و مناطق محروم بوده است؟! و سوال اصلی اینکه یک‬ ‫بعد از انحالل جهاد سازندگی و تبدیل شدن ان به‬ ‫حرکت جهادی و مردمی برای پیشرفت و عمران مناطق‬ ‫یک وزارتخانه با مختصات و سازوکارهای رسمی‬ ‫محروم و توسعه نیافته دارای چه الزامات و سازوکارهای‬ ‫ان‪ ،‬دیگر امیدی به ادامه فعالیت های جهادی نبود تا‬ ‫عملیاتی و نهادی است؟‬ ‫اینکه با شکل گیری درو ن زای بسیج سازندگی از اواخر‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫جواد ازادی‬ ‫پژوهشگر هسته فضای مجازی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫امنیت سـایبری یا‬ ‫امنیت فضای مجازی؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حکمرانی فضای مجازی یکی از جنجال برانگیزترین‬ ‫حوزه های حکمرانی است‪ .‬تفاوت رویکردهای حکمرانی‬ ‫در حوزه فضای مجازی به تفاوت معانی ذهنی بازیگران‬ ‫ً‬ ‫از این موضوع بازمی گردد‪ .‬این تفاوت ها صرفا یک‬ ‫تفاوت معنایی و کالمی نیست بلکه رویکردهای‬ ‫متفاوت خط مشی گذاری را منجر می شود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫متخصصین مخابراتی عموما حکمرانی فضای مجازی‬ ‫را در توسعه زیرساخت های فنی و ارتباطی می بینند؛‬ ‫ً‬ ‫مهندسین رایانه ای عموما به دنبال توسعه استانداردها‬ ‫و زبان های برنامه نویسی می روند؛ متخصصین فرهنگی‪،‬‬ ‫موضوع تهاجم فرهنگی و اشاعه فرهنگی را دنبال‬ ‫می کنند؛ متخصصین ارتباطی بر روی تسهیل در‬ ‫ارتـبــاطــات تا کید م ـی ورزنــد؛ رویـکــردهــای مدنی به‬ ‫دنبال ازادی بیان‪ ،‬حریم خصوصی و دیگر ارزش های‬ ‫انسانی هستند؛ نهاد قانون گذار و حقوقدان ها به دنبال‬ ‫قانون گذاری و حل دعــاوی هستند؛ سیاستمداران‬ ‫و بازیگران بین المللی با طرح مسائلی نظیر عدالت‬ ‫اموزشی (توسعه فضای مجازی برابر است با اموزش‬ ‫عمومی) و یا تهدیدهای بین المللی فضای مجازی و‬ ‫یا حفاظت از کودکان به دنبال جلب نظر رای دهندگان‬ ‫به خود هستند؛ دیپلمات ها متاثر از منافع ملی فرایند‬ ‫حکمرانی را دنبال می کنند و نیروهای نظامی‪ ،‬در گفتمان‬ ‫امنیت‪ ،‬قدرت و اقتدار ملی حرکت می کنند و‪. ...‬‬ ‫به نظر می رسد این تنوع رویکردها در حوزه حکمرانی‬ ‫فضای مجازی‪ ،‬علت اصلی ترکیب مهم ترین نهاد‬ ‫حکمرانی ان در کشور‪ ،‬یعنی شورای عالی فضای مجازی‬ ‫است‪ .‬رهبر معظم انقالب با تعیین بازیگران حقیقی و‬ ‫حقوقی از انواع رویکردها‪ ،‬زمینه را برای مشارکت همه‬ ‫و تضارب ارا در این شورای حکمرانی فراهم نموده اند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫لطفا امنیت فضای مجازی را به امنیت سایبری‬ ‫تقلیل ندهیم‪.‬‬ ‫‪164‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ -2‬تفاوت فضای سایبری‬ ‫و فضای مجازی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪165‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫امـ ــا ایـ ــن ت ــف ــاوت مــعــانـ ِـی‬ ‫حکمرانی فضای مجازی‬ ‫ِ‬ ‫فــضــای ســایــبــری و فضای‬ ‫در اذهــان بازیگران‪ ،‬منجر‬ ‫مـجــازی دو مفهومی است‬ ‫به رویکردهای متفاوت ان ها‬ ‫ً‬ ‫که اغلب به نادرستی به جای‬ ‫و نهایتا منافع متفاوتی شده‬ ‫همدیگر استفاده می شود‪.‬‬ ‫است که در نهایت هر بازیگر‬ ‫بــرای فهم اخـتــاف معنای‬ ‫را وادار بــه حفظ اهــرم هــا و‬ ‫امنیت‪ ،‬بایستی ابتدا خود‬ ‫تصویر شماره ‪ - 1‬ادراک نادرست از فضای مجازی‬ ‫ابــزارهــای قــدرت خــودکــرده‬ ‫مفاهیم فـضــای ســایــبــری و‬ ‫اسـ ــت (ح ــف ــظ نــهــادهــای‬ ‫فضای مجازی را از یکدیگر‬ ‫حکمران مــوازی‪ ،‬علی رغم شبکه ‪-‬پیوند ماشین های برامده از فناوری‬ ‫ِ‬ ‫تمییز دهیم‪.‬‬ ‫حکم رهبر معظم انقالب)‪ ،‬اطالعات توسط فناوری ارتباطات ‪ -‬فضای‬ ‫الف) فضای سایبری‬ ‫به طور ی که تعداد بسیاری از سایبری نام دارد‪.‬‬ ‫بازیگران استراتژی «اجتناب»‬ ‫ریشه پیدایش سایبر به زمانی‬ ‫را در پیش گرفته و به جای اینکه مسائل خود را در شورای‬ ‫بازمی گردد که انسان به دنبال دست یابی به تجهیزاتی‬ ‫ً‬ ‫طرح‬ ‫عالی طرح نمایند‪ ،‬ترجیح می دهند اصال موضوع را‬ ‫بوده است که به کمک مغز انسانی بیاید و توان پردازش‬ ‫نکنند و قدرت خود را با دیگر بازیگران تسهیم نکنند‪.‬‬ ‫انسان را فراتر از قــوای مغز او‪ ،‬ارتقاء دهــد‪ .‬پیدایش‬ ‫این موضوع یکی از دالیلی است که منجر شده تا‬ ‫نظریه های سایبر را بایستی از دهه ‪ 1940‬جست وجو‬ ‫شورای عالی که بایستی طبق ایین نامه داخلی اش‪،‬‬ ‫نمود‪ .‬بحث تفصیلی در خصوص سایبر‪ ،‬موضوع این‬ ‫میانگین‬ ‫حداقل ماهی یک جلسه داشته باشد‪ ،‬به طور‬ ‫نوشتار نیست‪ ،‬اما به طورکلی می توان حوزه سایبر را‬ ‫ّ‬ ‫هر چهار ماه یک بار جلسه داشته باشد‪.‬‬ ‫حوزه ای دانست که متکف ِل مناسبات انسان و ماشین‬ ‫ً‬ ‫به نظر می رسد انجا که تهدید دشمن به میان می اید‪،‬‬ ‫است و اساسا مفهوم پردازش در ذات ان نهفته است‪.‬‬ ‫وفاق و همکاری میان مسئولین و دستگاه های کشور‬ ‫انچه امــروز به عنوان فناوری اطالعات و ارتباطات‬ ‫ّ‬ ‫سریع تر حاصل می شود‪ ،‬ازاین رو موضوع «امنیت ملی»‬ ‫می شناسیم‪ ،‬معنای دقیقی از سایبر است و شبکه‬ ‫را به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات مورد اختالف‬ ‫پیوند ماشین های برامده از فناوری اطالعات توسط‬‫جهت بحث و نظر انتخاب نموده ام‪.‬‬ ‫فناوری ارتباطات است‪ -‬فضای سایبری نام دارد‪.‬‬ ‫در ادامه پنج بخش اصلی را خواهیم داشت‪:‬‬ ‫فضای مجازی‬ ‫‪1.1‬تفاوت فضای سایبری و فضای مجازی‬ ‫بسیاری به اشتباه فضای مجازی را با اینترنت یا دیگر‬ ‫‪2.2‬ویژگی نظام سازی فضای مجازی‬ ‫شبکه های برامده از فناوری اطالعات و ارتباطات‬ ‫ّ‬ ‫‪4.4‬تهدیدهای سخت و نرم امنیت ملی در فضای‬ ‫یکسان می گیرند و ادراکی نظیر تصویر شماره ‪ 1‬دارند؛‬ ‫مجازی‬ ‫ً‬ ‫اما بایستی توجه نمود که اوال انچه فضای مجازی را‬ ‫ّ‬ ‫‪6.6‬نمونه ای از یک تهدید نرم امنیت ملی در فضای‬ ‫فضای مجازی می کند‪ ،‬اتصال فناور ی های اطالعات‪،‬‬ ‫مجازی‬ ‫توسط فناور ی های ارتباطات نیست بلکه تصور موافق و‬ ‫‪8.8‬نتیجه گیری‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫در نظر نگارنده فضای مجازی‬ ‫مثبت کاربران (اعتبار وجوب)‬ ‫عبارت است از «مجموعه‬ ‫است که این نوع از اتصال را‬ ‫َ‬ ‫نظام های اجتماعی که از‬ ‫(معتبر دانسته)‬ ‫موثر دانسته‬ ‫ُ‬ ‫تعامل افــراد انسانی بر بستر‬ ‫و فضای مجازی را در حکم‬ ‫ش ـب ـکــه (اتـ ـص ــال فــن ــاوری‬ ‫عالم واق ــع‪ ،‬موثر مـی ســازد‪.‬‬ ‫اطــاعــات تــوســط ف ـنــاوری‬ ‫(تصویر شماره ‪)2‬‬ ‫ً‬ ‫ارتباطات) شکل می گیرد‪ .‬از‬ ‫دوم ـ ـ ــا ای ــن ــت ــرن ــت ی ــک ــی از‬ ‫تصویر شماره ‪ - 2‬فضای مجازی‬ ‫انجایی که انسان ها این نحوه‬ ‫شبکه های ممکن در حوزه‬ ‫از تعامل را همچون تعامل از‬ ‫فناوری اطالعات و ارتباطات‬ ‫مجموعه‬ ‫از‬ ‫است‬ ‫عبارت‬ ‫مجازی‬ ‫فضای‬ ‫طرق دیگر ارتباطاتی‪ ،‬موثر‬ ‫اســت که می تواند در کنار‬ ‫افراد‬ ‫تعامل‬ ‫از‬ ‫که‬ ‫اجتماعی‬ ‫ های‬ ‫م‬ ‫نظا‬ ‫می دانند‪ ،‬نظام های اجتماعی‬ ‫ان‪ ،‬شبکه های بسیار دیگری‬ ‫شکل می گیرد که در ُحکم‬ ‫ایجاد شود‪.‬‬ ‫انسانی بر بستر شبکه شکل می گیرد‪.‬‬ ‫نظام های اجتماعی عالم‬ ‫ب ـ ــرای فــهــم ایـ ــن م ــوض ــوع‪،‬‬ ‫ً‬ ‫واقــع اســت‪( .‬فـضــای مـجــازی یعنی فضای حکما‬ ‫نرم افزارهای اجتماعی وطنی که با هدف رقابت با‬ ‫واقعی‪ -‬تصویر شماره ‪»)3‬‬ ‫تلگرام ایجادشده اند را در نظر بگیرید؛ در این نرم افزارها‬ ‫با این تبیین از فضای مجازی‪ ،‬به روشنی درمی یابیم‬ ‫همه عوامل شبکه را داریم‪ ،‬حتی بسیاری از مردم نرم افزار‬ ‫که فضای مجازی‪ ،‬فناوری اطالعات و ارتباطات‬ ‫را بر روی گوشی های همراه خود نصب کرده اند‪ ،‬اما انچه‬ ‫ً‬ ‫صرفا نیست‪ ،‬بلکه بازتولید نظام های اجتماعی در‬ ‫نداریم‪ ،‬تصور موافق و مثبت مردم است تا این بستر‬ ‫ارتباطاتی جدیدی است که به طور طبیعی دامنه‬ ‫بستر‬ ‫اطالعاتی و ارتباطی را موثر شمرده و اقدام به ارتباط و‬ ‫ِ‬ ‫وسیعی از تزاحمات و تعارضات را به دنبال دارد‪ .‬با‬ ‫تعامل اجتماعی نمایند‪.‬‬ ‫تسهیلگری که فناوری اطالعات و ارتباطات برای انسان‬ ‫پس می توان گفت سایبر‪ ،‬به نوعی ابــزار و ادواتــی از‬ ‫ایجاد می کند‪ ،‬طبیعی است که روزبه روز شاهد بازتولید‬ ‫سنخ فناوری اطالعات و ارتباطات است که چنانچه‬ ‫نظام های جدید اجتماعی در بستر فناوری اطالعات‬ ‫انسان ها برای تعامالت اجتماعی خود به کار بندند؛ در‬ ‫و ارتباطات باشیم و این خود یعنی نظام سازی‪.‬‬ ‫اثر این تعامالت‪ ،‬نظام های اجتماعی شکل می گیرد‬ ‫و سرجمع این نظام ها را فضای مجازی می نامند؛‬ ‫‪ -2‬تهدیدهای سخت و نرم امنیت‬ ‫که این فضای مجازی در ُحکم فضای واقعی است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ملی در فضای مجازی‬ ‫‪ -1‬ویژگی نظام سازی فضای مجازی‬ ‫مفهوم امنیت فضای مجازی‪ ،‬در نظر مسئولینی با دانش‬ ‫مهندسی‪ ،‬امنیت شبکه و فاوا است؛ در نظر نظامیان‪،‬‬ ‫امنیت فاوا و یا حفظ اقتدار و حاکمیت نظام است؛‬ ‫در نظر احاد مردم‪ ،‬امنیت در حوزه حفظ اطالعات‬ ‫شخصی یا مقاوم سازی دارایی های شخصی در برابر‬ ‫هک است؛ ازنظر حوزویان و مسئولین فرهنگی‪ ،‬به تاراج‬ ‫شاید تاکنون در خصوص ویژگی های مختلف فضای‬ ‫مجازی نظیر فرازمانی و فرامکانی بودن ان‪ ،‬سرعت‪،‬‬ ‫گستره و‪ ...‬مطالب زیادی دیده باشیم‪ ،‬اما در این نوشتار‬ ‫برای اولین بار ویژگی «نظام سازی فضای مجازی»‬ ‫بحث خواهد شد‪.‬‬ ‫‪166‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪167‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫رفتن ارزش های دینی و بومی‬ ‫در بستر فضای مجازی است‪،‬‬ ‫از نظر مسئولین اقتصادی‪،‬‬ ‫نفوذ ارزهای دیجیتال و ‪...‬‬ ‫است و ‪ ...‬ای بسی گالیه که‬ ‫همه‪ ،‬دلسوزان نظام و کیان‬ ‫اسالمی هستند ولی وفاقی‬ ‫بر سر امنیت فضای مجازی‬ ‫ندارند‪. ...‬‬ ‫ً‬ ‫عموما زمــانــی کــه صحبت‬ ‫از امنیت فضای مجازی به‬ ‫میان می اید‪ ،‬مفهوم هک به‬ ‫ذهن متبادر می شود‪ .‬ان هم‬ ‫ً‬ ‫تصویر شماره ‪ - 3‬فضای مجازی یعنی فضای حکما واقعی‬ ‫در سطح فــردی و کمتر به‬ ‫ّ‬ ‫امنیت ملی توجه می شود؛‬ ‫ّ‬ ‫اگر هم سطح ملی موردنظر می توان تهدیدهای ناشی از فناوری را‬ ‫بــاشــد‪ ،‬تــصــوری نــاقــص از «تهدیدهای سخت» و تهدیدهای ناشی‬ ‫ّ‬ ‫تهدیدهای امنیت ملی‪ ،‬به از نظام های اجتماعی برامده از فاوا را‬ ‫ّ‬ ‫اذهــان خطور می کند و ان «تهدیدهای نرم» امنیت ملی در فضای‬ ‫‪ -3‬نمونه ای از یک‬ ‫ّ‬ ‫تهدید نرم امنیت ملی‬ ‫تهدیدهایی است که به ّدلیل مجازی دانست‪.‬‬ ‫در فضای مجازی‬ ‫وابستگی دارایی های ملی ما‬ ‫ِ‬ ‫ّ‬ ‫در حوزه فاوا به دشمن ایجاد می شود‪(.‬دارایی های ملی‬ ‫هنگامی که به بازیگران بین المللی فضای مجازی‬ ‫در حوزه فاوا عبارت است از اطالعات‪ ،‬سخت افزار‪،‬‬ ‫نظری می اندازیم‪ ،‬خیلی طبیعی است که به نام مجامع‬ ‫ّ‬ ‫نرم افزار‪ ،‬شبکه‪ ،‬هویت‪ ،‬بانک های اطالعاتی ملی و‪)...‬‬ ‫بین المللی نظیر اتحادیه بین المللی مخابرات (‪)ITU‬‬ ‫اما تهدید اصلی جای دیگری است که متاسفانه کمتر‬ ‫یا انجمن حکمرانی اینترنت (‪ )IGF‬و ‪ ...‬دیگر اسامی‬ ‫به ان توجه می شود‪ .‬امروزه قلمرو سرزمینی جمهوری‬ ‫نظیر این ها برسیم اما از نقاط جالب توجه در نگاه اول‪،‬‬ ‫اسالمی ایران محدود به مرزهای جغرافیایی نیست‪،‬‬ ‫حضور سازمان تجارت جهانی (‪ )WTO‬در کنار این‬ ‫با تعریفی که از فضای مجازی ارائه کردیم‪ ،‬نظام های‬ ‫بازیگران بین المللی است‪.‬‬ ‫اجتماعی ما در بستر فاوا بازتولید می شوند و ساده اندیشی‬ ‫به راستی سازمان تجارت جهانی چگونه در حکمرانی‬ ‫است که قلمرو حاکمیت حکومت اسالمی را محدود‬ ‫فضای مجازی ایفای نقش می کند؟‬ ‫به مرزهای جغرافیایی بدانیم؛ بنابراین تهدید اصلی‬ ‫با توجه به تعریفی که از فضای مجازی ارائــه شد‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫امنیت ملی در فضای مجازی‪ ،‬در حوزه نظام های‬ ‫می توان گفت که هر بازیگری که در حوزه ّفناور ی های‬ ‫اجتماعی برامده از فاوا است‪ .‬با توجه به اینکه فضای‬ ‫مجازی به طور روزافــزون در‬ ‫روابط اجتماعی و نظام های‬ ‫اجتماعی نفوذ می کند‪ ،‬این‬ ‫تهدید بیشتر نیز می شود‪ .‬به‬ ‫بیانی دیگر فضای مجازی‬ ‫بستری را فراهم کرده است تا‬ ‫ّ‬ ‫حا کمیت و امنیت ملی در‬ ‫همه ان نظام های اجتماعی‬ ‫برامده از فضای مجازی در‬ ‫معرض اسیب قرار بگیرد‪.‬‬ ‫مـی تــوان تهدیدهای ناشی‬ ‫از ف ـنــاوری را «تهدیدهای‬ ‫سخت» و تهدیدهای ناشی‬ ‫از نظام های اجتماعی برامده‬ ‫از فــاوا را «تهدیدهای نرم»‬ ‫ّ‬ ‫امنیت ملی در فضای مجازی‬ ‫دانست‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سازمان تجارت جهانی قواعد عمومی بازار‬ ‫ازاد را وضع می کند و اتحادیه بین المللی‬ ‫مخابرات‪ ،‬ان قواعد عمومی بــازار را به‬ ‫استانداردهای بین المللی مخابرات ترجمه‬ ‫ً‬ ‫کرده‪ ،‬مشروعیت بخشیده و نهایتا برای‬ ‫بازار مخابرات الزام اور می سازد‪.‬‬ ‫بین المللی مخابرات ترجمه کرده‪ ،‬مشروعیت بخشیده‬ ‫ً‬ ‫و نهایتا برای بازار مخابرات الزام اور می سازد‪ .‬بایستی‬ ‫توجه داشت که پیاده سازی الگوهای اقتصاد لیبرال‬ ‫در عــرصــه فـضــای م ـجــازی مــوجــب بــه وج ــود امــدن‬ ‫غول های اقتصادی بزرگی در بخش خصوصی نظیر‬ ‫شرکت ‪ AT&T‬و ‪ Verizon‬شده است که درمجموع‬ ‫این دو شرکت بزرگ امریکای به درامدی قریب به ‪400‬‬ ‫میلیارد دالر در شش ماه اول سال ‪ 2017‬دست یافته اند‪.‬‬ ‫حال شما تصور فرمایید که جمهوری اسالمی به دلیل‬ ‫تعارض ارزش های انقالبی با اقتصاد لیبرال‪ ،‬به سازمان‬ ‫تجارت جهانی نپیوسته است اما عضو فعال اتحادیه‬ ‫بین المللی مخابرات است‪ ،‬اتحادیه ای که در تقسیم کار‬ ‫با سازمان تجارت جهانی‪ ،‬مکلف به ترجمان قواعد‬ ‫مطلق بازارهای لیبرال به قواعد بازار لیبرال ارتباطات‬ ‫است و این یعنی نفوذ و تهدید نظام اقتصاد ارتباطات‬ ‫جمهوری اسالمی از منفذ فضای مجازی‪.‬‬ ‫ارتباطی نیز مداخله حکمرانانه دارد‪ ،‬به طور مستقیم به‬ ‫حوزه حکمرانی فضای مجازی ورود پیداکرده است؛‬ ‫ّ‬ ‫بنابراین ما شاهد طیف وسیعی از بازیگران ملی و‬ ‫بین المللی و از بخش های خصوصی و عمومی در‬ ‫حکمرانی فضای مجازی هستیم‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫حکمرانی فناور ی های‬ ‫مهم ترین بازیگر بین المللی‬ ‫ِ‬ ‫ارتباطی در دنیا‪ ،‬اتحادیه بین المللی مخابرات ‪]1[ ITU‬‬ ‫است‪ .‬وظایف این اتحادیه بین المللی عبارت است از‪:‬‬ ‫‪1.1‬وضــع قــواعــد ارتباطی میان اپــراتــورهــای ملی در‬ ‫عرصه بین المللی‬ ‫‪2.2‬تخصیص طیف رادیویی‬ ‫‪4.4‬مدیریت مکان یابی ماهواره ها در مدارهای مربوطه‬ ‫‪6.6‬مدیریت ارتباط با سازمان تجارت جهانی (‪)WTO‬‬ ‫اما سازمان تجارت جهانی را بایستی از زمانی در زمره‬ ‫بازیگران حکمرانی فضای مجازی به شمار اورد که‬ ‫اقتصاد لیبرال در دستور کار این سازمان قرار گرفت‪.‬‬ ‫یکی از حوزه های هدف‪ ،‬جهت لیبرالیسیون‪ ،‬بازار‬ ‫مخابرات در جهان بود‪ .‬از دهه ‪ 1990‬اتحادیه بین المللی‬ ‫مخابرات نیز با پیروی از خط مشی های کلی سازمان‬ ‫تجارت جهانی‪ ،‬بازار مخابرات را به سمت اقتصاد‬ ‫ً‬ ‫لیبرال سوق داد و عمال از ان زمان تا به امروز تقسیم کار‬ ‫نانوشته ای میان این دو نهاد بین المللی شکل گرفته‬ ‫است به گونه ای که سازمان تجارت جهانی قواعد‬ ‫عمومی بازار ازاد را وضع می کند و اتحادیه بین المللی‬ ‫مخابرات‪ ،‬ان قواعد عمومی بازار را به استانداردهای‬ ‫‪ -4‬سخن اخر‬ ‫ً‬ ‫لطفا امنیت فضای مجازی را به امنیت سایبری تقلیل‬ ‫ً‬ ‫ندهیم؛ و نهایتا شاید االن مفهوم جمله ان بزرگوار را‬ ‫بهتر بفهمیم که فرمود «اهمیت فضای مجازی به اندازه‬ ‫انقالب اسالمی است»‪.‬‬ ‫پی نوشت‬ ‫‪[1] International Telecommunication Union‬‬ ‫‪168‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫محمدهادی حبیب اللهی‬ ‫پژوهشگر حوزه مالی اسالمی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت مالی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪169‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اقتصاد تعاونی ظرفیتی استفاده نشده برای کشور‬ ‫است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پرانتزی که باز شد!‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫چگونه می شود یک شرکت تعاونی‪ ،‬سهامدار داشته‬ ‫باشد؟ سهامداری که بتواند سهم خود را در بازارهای‬ ‫مالی خریدوفروش کند؟ به نظر موضوع پیچیده ای‬ ‫است‪ .‬قرار است از نوعی شرکت حرف بزنیم که نه‬ ‫تعاونی است و نه سهامی ولی هم باید تعاونی باشد‬ ‫و هم سهامی‪ .‬جستجوی وسیعی برای یافتن منابع‬ ‫مرتبط با این موضوع انجام می دهم‪ .‬به جز چند مقاله‬ ‫انگلیسی موفقیت چندانی حاصل نمی شود تا اینکه‬ ‫به یک باره مواجهه با یک واژه توجه من را به شدت به‬ ‫خود جلب کرد‪« :‬شرکت تعاونی سهامی عام»‪ .‬تصور‬ ‫کنید که شما به دنبال طراحی یک شرکت تعاونی‬ ‫سهامی هستید و گمان می کنید که در حال انجام‬ ‫یک کار جدید هستید ولی به یک باره با شرکتی مواجه‬ ‫می شوید که تعاونی سهامی عام نام دارد و در کشور‬ ‫ً‬ ‫چنین شرکت هایی وجود دارد‪ .‬طبیعتا با بهت فراوان‪،‬‬ ‫پرس وجو و جستجو راجع به این قضیه اغاز شد و پرانتز‬ ‫قصه ما باز شد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫وقتی از برخی اساتید این موضوع را جویا شدم اکثرا‬ ‫اطالعی از ماهیت چنین شرکت هایی نداشتند‪.‬‬ ‫حتی اساتید حقوقی نیز به حقوق این شرکت ها واقف‬ ‫نبودند‪ .‬جستجو را بــرای یافتن ماهیت واقعی این‬ ‫شرکت ها همچنان ادامــه دادم‪ .‬در همین راستا در‬ ‫برخی خبرگزار ی ها‪ ،‬برخی از افراد و مسوولین پیرامون‬ ‫این شرکت ها صحبت هایی کرده بودند‪ .‬البته وقتی‬ ‫متوجه شــدم اکثر ایــن اخبار مربوط به سه یا چهار‬ ‫سال گذشته (به طور میانگین) است قدری حیران‬ ‫نیز شدم‪ .‬مگر می شود ‪ 4‬سال یا بیشتر از وجود شرکتی‬ ‫گذشته باشد ولی کسی از ماهیت ان اطالع نداشته‬ ‫باشد‪ .‬شگفتی من با اطــاع نسبی یکی از اساتید‬ ‫با چنین شرکت هایی قدری کاهش یافت و باعث‬ ‫شد که ارتباط بیشتری با این استاد گرفتم (همین امر‬ ‫ً‬ ‫زمینه ای شد تا ایشان بعدا استاد راهنمای پایان نامه‬ ‫من شوند) کمی که بیشتر تحقیقات خود را ادامه دادم‪،‬‬ ‫از مرکز پژوهش های مجلس شورای اسالمی‪ ،‬سازمان‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫نه تنها این شرکت ها با اصول‬ ‫بورس و اوراق بهادار و رئیس اگر کسی به اندازه یک ساعت راجع به تعاون‬ ‫تعاون مطابقت ندارند‪ ،‬بلکه‬ ‫محترم ان وقت (استاد مشاور و اصول تعاون مطالعه کرده باشد؛ متوجه‬ ‫کوچک ترین مشابهتی نیز‬ ‫پایان نامه بنده) سر دراوردم‪ .‬خواهد شد که نه تنها این شرکت ها با اصول‬ ‫ب ــا اص ـ ــول تـ ـع ــاون ن ـ ــدارد‪.‬‬ ‫حاال دیگر تا حدودی با این تعاون مطابقت ندارند‪ ،‬بلکه کوچک ترین‬ ‫سازمان بورس اوراق بهادار‬ ‫شرکت ها اشنا شده بودم؛ اما مشابهتی نیز با اصول تعاون ندارد‪.‬‬ ‫به هیچ عنوان این شرکت ها‬ ‫مسئله جالبی که وجود داشت‬ ‫را به رسمیت نشناخته است و حاضر نیست سهام‬ ‫این بود که این نوع شرکت ها ماهیت خارجی نداشتند‬ ‫این شرکت ها را در بورس عرضه کند‪ .‬هرچند تاکنون‬ ‫و من نمی توانستم شرکتی با چنین قالبی پیدا کنم و‬ ‫در حدود ‪ 30‬شرکت با این ماهیت ثبت شده اند ولی‬ ‫تحقیقات خود را به سرانجام برسانم‪ .‬بله درست است‬ ‫هیچ کدام وجود خارجی ندارند و عملکردی از خود‬ ‫این نوع شرکت ها فقط در حد قانون باقی مانده بودند‪.‬‬ ‫به جای نگذاشته اند‪.‬‬ ‫اصل قضیه ازانجا اب می خورد که پس از سال ‪ 84‬و‬ ‫افسوس می خوردم که یک چیزی اگر باب میل عده ای‬ ‫ابالغ سیاست های اصل ‪ 44‬تصمیم بر ان می شود که‬ ‫خاص باشد همه مراحل اجرایی شدن ان طی می شود‪،‬‬ ‫‪ 25‬درصد اقتصاد کشور تعاونی شود‪ .‬مسوولین امر که‬ ‫ً‬ ‫هرچند به شدت ناکارامد باشد‪ .‬البته همچنان طراحی‬ ‫ظاهرا خیلی دغدغه مند ظاهر می شوند خیلی سریع‬ ‫یک شرکت تعاونی که بتواند سهام قابل عرضه در‬ ‫تشکیل چنین شرکت هایی را پیگیری می کنند‪ .‬نوشتن‬ ‫بورس داشته باشد می تواند مسئله جدیدی باشد‪.‬‬ ‫قانون و ایین نامه و سخنرانی های مفصل مبنی بر اینکه‬ ‫بنده امیدوارم که همین تعاونی های سهامی عام روزی‬ ‫این شرکت ها می توانند کشور را از بحران ها و تالطم ها‬ ‫ً‬ ‫شکوفا شوند ولی چیزی که من دیدم اصال چشمم اب‬ ‫نجات بخشند و روح تعاون را بر اقتصاد جاری کنند‪.‬‬ ‫نمی خورد‪ .‬وقتی اکثر کارشناسان غرض اصلی ایجاد‬ ‫تا انجا که حتی قانون تجارت نیز اصالح می شود و این‬ ‫این شرکت ها را نمی دانند و به صراحت اعالم می کردند‬ ‫شرکت به شرکت های قبلی موجود در قانون اضافه‬ ‫که تصمیم تشکیل این شرکت ها پشت درهای بسته‬ ‫می شود و ما االن در قانون تجارت شرکت های تعاونی‬ ‫مدیران گرفته شد بدون اینکه مطالعاتی انجام شود‪،‬‬ ‫سهامی عام و شرکت های تعاونی سهامی خاص را نیز‬ ‫ً‬ ‫تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!‬ ‫داریم‪ .‬شاید مطالبی که بیان شد اصال با مقدمه بحث‬ ‫ازنظر من پرانتزی که بازشده بود بدون نتیجه خاصی‬ ‫من سازگار نباشد‪ .‬مگر می شود شرکتی که وارد قانون‬ ‫بسته شد و تنها برای من یک درس مهم داشت و ان‬ ‫تجارت شده است‪ ،‬در راستای سیاست های اصل‬ ‫این بود که ما خیلی ساده لوح هستیم‪ .‬مسائل را کوچک‬ ‫‪ 44‬قانون اساسی راه اندازی شده و در مطبوعات ان‬ ‫و بی اهمیت قلمداد می کنیم‪ .‬برای هر موضوعی که‬ ‫زمان به شدت به ان پرداخته شده‪ ،‬اکنون خبری از ان‬ ‫ً‬ ‫مدتی دغدغه فکری مان می شود اگر دستمان به جایی‬ ‫نباشد؟ تعجب نکنید! پاسخ این پرسش احتماال‬ ‫برسد سریع می خواهیم قانون بنویسیم و اجرایی کنیم!‬ ‫روشن می شود‪ .‬از همه چیز گفتیم به جز ماهیت واقعی‬ ‫پس جایگاه تفکر و تعقل چه می شود! کجاست کار‬ ‫این شرکت ها‪ .‬به راستی ماهیت این شرکت چیست؟‬ ‫کارشناسی! چرا نخبگان علوم مختلف پیرامون مسائل‬ ‫در یک کالم می توان گفت این شرکت همان شرکت‬ ‫مختلف جمع نمی شوند و مطالعات مشترک انجام‬ ‫سهامی است با این تفاوت که مالک سهم ان نمی تواند‬ ‫نمی دهند! چرا قبل از اجرایی شدن یک پروژه ان هم‬ ‫بیشتر از ‪ 5‬درصد سهام شرکت را داشته باشد‪.‬‬ ‫در سطح ملی همه جوانب مسئله دیده نمی شود! چرا‬ ‫اگر کسی به اندازه یک ساعت راجع به تعاون و اصول‬ ‫عادت کردیم که تصمیمات لحظه ای و باعجله بگیریم!‬ ‫تعاون مطالعه کــرده باشد؛ متوجه خواهد شد که‬ ‫‪170‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫محمدعلی صادقی کیا‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت نواوری و فناوری مرکز رشد‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪171‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫برای دستیابی به توسعه اقتصادی ناگزیر از در پیش‬ ‫گرفتن مسیر نواوری اجتماعی هستیم‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫گذر توسعه‬ ‫اقتصادی از مسیر‬ ‫نواوری اجتماعی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫پیشینه نــواوری در جوامع مختلف بشری به قرن ها‬ ‫قبل بازمی گردد‪ .‬جایی که انسان همواره درگیر ایده ها‪،‬‬ ‫محصول ها و روش هــای جدید بــرای پاسخ گویی به‬ ‫نیازهای فردی و اجتماعی خود بوده است‪ .‬شومپیتر‬ ‫در ســال ‪ 1950‬مدعی شــده بــود که سازمان ها برای‬ ‫تجدید ارزش دارایی هایشان باید دست به نواوری‬ ‫بزنند‪ .‬بااین حال‪ ،‬در دهه های اخیر به دلیل پیچیدگی‬ ‫روابط‪ ،‬جهانی شدن و رقابت روزافزون و بدون بازگشت‬ ‫در عرصه های اقتصادی‪ ،‬نواوری از دیدگاه اقتصاددانان‬ ‫و سیاست گذاران‪ ،‬ارزش ویژه ای پیداکرده و به عنوان‬ ‫عامل کلیدی تولید ثروت‪ ،‬توسعه اقتصادی‪ ،‬خلق ارزش‬ ‫و مزیت رقابتی پایدار‪ ،‬عامل حیاتی زنده ماندن و رشد‬ ‫شرکت ها و نیز پاسخگویی به بخشی از چالش های‬ ‫اجتماعی شناخته شده است‪ .‬به بیان دیگر انچه به‬ ‫نواوری ارزش و اهمیت خاص بخشیده‪ ،‬توان ان در‬ ‫سرعت بخشی به توسعه اقتصادی و اجتماعی است‪.‬‬ ‫در ادب ـیــات دانشگاهی‪ ،‬رو یـکــردهــای مختلفی به‬ ‫تعریف مفهوم نــواوری وجود دارد‪ .‬راجــرز که یکی از‬ ‫شناخته شده ترین متخصصان نظریه نواوری است‪،‬‬ ‫نواوری را به عنوان «یک ایده‪ ،‬عمل‪ ،‬یا شیئی که به‬ ‫ وسیله یک فرد یا دیگر واحد پذیرش‪ ،‬نو و جدید ادراک‬ ‫می شود» تعریف می کند‪ .‬این نظر مبتنی بر دیدگاه‬ ‫فردی است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫در ادبیات اقتصاد توسعه‪ ،‬تمایزی میان‬ ‫رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی بیان شده‬ ‫است‪.‬‬ ‫ان تاثیر فراوان و متفاوت اجتماعی و اقتصادی این دو‬ ‫نوع نواوری باشد‪ .‬به عنوان مثال گفته می شود که نواوری‬ ‫محصول تاثیر واضح و مثبتی بر رشد درامد و اشتغال‬ ‫داشته‪ ،‬درحالی که نواوری فرایند به دلیل ماهیت ان که‬ ‫باعث کاهش قیمت می شود‪ ،‬تاثیر مبهم تری دارد و‬ ‫بیشتر با بهبود بهره وری است بر توسعه اقتصادی اثر‬ ‫ً‬ ‫می گذارد‪ّ .‬اما با مطرح شدن بحث توسعه که صرفا‬ ‫محدود به نواور ی های فنی نیست و نیز درهم تنیدگی‬ ‫مجموعه عواملی که به پدید امدن یک نواوری منجر‬ ‫می شود‪ ،‬تفاوت قابل توجهی از درک امروزی از مفهوم‬ ‫نواوری با انچه مدنظر شومپیتر بوده‪ ،‬به وجود امده و‬ ‫ً‬ ‫در جوامع علمی سیاست گذاری نیز خصوصا در اروپا‪،‬‬ ‫مفهوم نواوری در حال گسترش و فاصله گرفتن از مفهوم‬ ‫علوم و فناوری است‪ .‬به بیان دیگر اگرچه پیش ازاین نیز‬ ‫جنبه های غیراقتصادی نواوری توسط شومپیتر تا کید‬ ‫شده بود ّاما واقعیت این است که پارادایم نواوری در‬ ‫حال تحول بوده و می توان تغییر در ماهیت و طبیعت‬ ‫نواوری را مشاهده کرد‪ .‬به عبارت دیگر در دهه های اخیر‪،‬‬ ‫نواوری تنها محدود به نواور ی های فناورانه نیست‪.‬‬ ‫در ادبیات اقتصاد توسعه‪ ،‬تمایزی میان رشد اقتصادی‬ ‫و توسعه اقتصادی بیان شده است‪ .‬رشد اقتصادی بار‬ ‫معنایی گسترش های ّ‬ ‫کمی در متغیرهای اقتصادی‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫به ویژه درامد کل و درامد ملی سرانه را به همراه دارد‬ ‫ّ‬ ‫که با معیارهایی چون محصول ناخالص ملی (‪)GNP‬‬ ‫ّ‬ ‫و محصول خالص ملی (‪ )NNP‬سنجیده می شود؛‬ ‫ً‬ ‫بنابراین‪ ،‬تحلیل رشد اقتصادی اساسا با اندازه گیری‬ ‫رشد در متغیرهای اقتصادی و شناخت روابط بنیادین‬ ‫ّ‬ ‫ان هــا‪ ،‬مانند رابطه متقابل میزان رشد درامــد ملی و‬ ‫تامپسون نیز که جزو اولین تعریف کنندگان نواوری‬ ‫هست ن ــواوری را تولید‪ ،‬پذیرش و اجــرای ایده ها‪،‬‬ ‫فــرایــنــدهــا‪ ،‬مــحــصــوالت یــا خــدمــات جــدیــد تعریف‬ ‫می کند‪ .‬در طرف دیگر برخی نویسندگان‪ ،‬نواوری را‬ ‫کاربرد عملی و تجار ی سازی ایده ها یا اختراعات‬ ‫جدید تعریف می کنند‪.‬‬ ‫کارایانیس‪ ،‬گونزالس و وتر دسته بندی مفاهیم نواور ی ‬ ‫برحسب چهار بعد را زیر پیشنهاد می کنند‪:‬‬ ‫‪ -1‬فرایند نواوری (شیوه هایی که یک نواوری توسعه‬ ‫می یابد‪ ،‬منتشرشده و پذیرش می شود)؛‬ ‫‪ -2‬محتوای نواوری (ماهیت فنی یا اجتماعی)؛‬ ‫‪ -3‬زمینه نواوری (محیطی که نواوری در ان ظهور کرده‬ ‫و توسعه می یابد)؛‬ ‫‪ -4‬تاثیر نواوری (تغییر اجتماعی یا فنی ناشی از نواوری)‪.‬‬ ‫ّامــا ن ــواوری چیست؟ یک ایــده جدید اســت؟ یک‬ ‫فرایند جدید اســت؟ نــواوری به وسیله این معادله‬ ‫بیان می شود‪ :‬مفهوم نظری‪ +‬اختراع فنی‪ +‬بهره برداری‬ ‫تجاری‪ .‬مفهوم به ایده جدید اشاره دارد‪ ،‬اختراع همان‬ ‫ً‬ ‫مصنوع جدید (که عمدتا محصول یا فرایند هست)‬ ‫است و بهره برداری نیز کامل کردن فرایند مذکور از طریق‬ ‫تجار ی سازی است‪ .‬به بیان ساده تر‪ ،‬نواوری به عنوان‬ ‫«ایده های جدید که کار می کنند» تعریف شده است‪.‬‬ ‫نواوری گونه های مختلفی دارد‪ .‬به عنوان مثال شومپیتر‪،‬‬ ‫پنج نوع نواوری را مطرح می کند‪ :‬نواوری در محصول‪،‬‬ ‫فرایند‪ ،‬سازمان‪ ،‬بــازار و منابع‪ .‬بااین حال در بیشتر‬ ‫مطالعات نواوری به دو گونه اول که به نواوری فناورانه‬ ‫نیز شهرت دارند‪ ،‬توجه بیشتری شده و تمایز ان ها به‬ ‫ّ‬ ‫دقت موردبحث و بررسی قرارگرفته است‪ .‬شاید دلیل‬ ‫‪172‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫نــواوری اجتماعی از نگاه اقتصاددانان‬ ‫به عنوان محرک اقتصاد کالن معرفی شده‬ ‫است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪173‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سرعت تشکیل سرمایه‪ ،‬سروکار دارد‪ .‬از طرف دیگر‪،‬‬ ‫توسعه اقتصادی اغلب به عنوان فراگردی در نظر گرفته‬ ‫می شود که شامل نه تنها گسترش های ّ‬ ‫کمی است‪،‬‬ ‫بلکه تغییرات در عوامل غیر ّ‬ ‫کمی مانند نهادها‪،‬‬ ‫سازمان ها و فرهنگ که اقتصادها تحت ان ها عمل‬ ‫می کنند را هم دربر می گیرد‪ .‬در این صورت‪ ،‬عالوه بر‬ ‫تجزیه وتحلیل رشد اقتصادی‪ ،‬بررسی توسعه اقتصادی‬ ‫باید پژوهش درباره تاثیرات عوامل نهادین و فرهنگی‬ ‫بر رشد اقتصادی و همچنین اثار رشد اقتصادی بر ان‬ ‫عوامل را شامل شود‪ .‬بر این اساس جهت دستیابی به‬ ‫اقتصادی توسعه یافته‪ ،‬نه تنها به نواور ی های فناورانه‬ ‫برای رشد اقتصادی نیاز است بلکه برای دستیابی‬ ‫به توسعه اقتصادی به بهبود عوامل نهادین‪ ،‬فرهنگی‬ ‫و سازمانی نیز که موجبات عملکرد بهتر یک اقتصاد‬ ‫را فراهم می اورند احساس نیاز می شود که به این گونه‬ ‫نواور ی ها‪ ،‬نواور ی های اجتماعی می گویند‪.‬‬ ‫ن ــواوری اجتماعی از نگاه اقـتـصــاددانــان به عنوان‬ ‫محرک اقتصاد کالن معرفی شده اســت‪ .‬همچنین‬ ‫جامعه شناسان نیز نسبت به اهمیت نواوری اجتماعی در‬ ‫پیشرفت اجتماعی اتفاق نظر‬ ‫دارنــد‪ .‬به این ترتیب عالقه‬ ‫به نواوری اجتماعی در بین‬ ‫سیاست گذاران‪ ،‬محققان و‬ ‫موسسات علمی در سراسر‬ ‫جهان در حال افزایش است‪.‬‬ ‫ب ـه طــور ی کــه ســازمــان هــای‬ ‫بین المللی و موسسات و‬ ‫بنیادها در امر توسعه نواوری‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اجتماعی درگیر شده و پروژه های متعددی را در کشورهای‬ ‫گوناگون انجام داده اند‪ .‬در استراتژی ‪ 2020‬اروپا نیز نواوری‬ ‫اجتماعی نقش مهمی ایفا خواهد کرد‪ ،‬به گونه ای که‬ ‫خالقیت و نواوری به شکل عمومی و نواوری اجتماعی‬ ‫به شکلی خاص فاکتورهای اساسی برای تقویت رشد‬ ‫پایدار‪ ،‬امن کردن کارها و افزایش قابلیت های رقابتی‬ ‫خواهند بود‪ .‬این موضوع بیانگر ان است که جامعه‬ ‫علمی‪ ،‬سیاست مداران و مدیران اجرایی‪ ،‬نواوری‬ ‫اجتماعی را به عنوان پارادایمی جدید در عصر حاضر‬ ‫برای پاسخ به نیازهای اجتماعی پذیرفته اند‪.‬‬ ‫درمجموع می توان گفت هرچند که انــواع مختلفی‬ ‫از نواور ی ها شامل فناورانه‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬کسب و کار و‬ ‫نظایر ان وجود دارند که عامل موثری در پاسخ به نیازها‬ ‫و به وجود اوردن رفاه انسان ها می باشند‪ ،‬بااین حال‬ ‫بسیاری از نیازها نیز وجود دارند که براورده نشده اند‪.‬‬ ‫از دیدگاه صاحب نظران مختلف‪ ،‬یکی از راهکارهای‬ ‫براورده کردن نیازها‪ ،‬نواوری پویا در همه عرصه ها با نام‬ ‫نواوری اجتماعی است‪ .‬برخالف نواور ی های فناورانه‬ ‫که در بنگاه ها صورت می گیرند نواور ی های اجتماعی‬ ‫در جــامـعــه و یــا نـهــادهــای‬ ‫اجــتــمــاعــی رخ م ـی دهــنــد‪.‬‬ ‫البته نواور ی ها یا فناور ی های‬ ‫اجــت ـمــاعــی مــی ت ــوان ــن ــد بر‬ ‫رفتارهای اجتماعی و ازجمله‬ ‫نـ ــواور ی هـ ــای بـنـگــاهــی نیز‬ ‫تاثیرگذار باشند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫در میان شرکت های ایــرانــی‪ ،‬بی شک تنها شرکتی‬ ‫ً‬ ‫است که محصوالتش تقریبا در خانه هر ایرانی به‬ ‫چشم م ـی خــورد‪ .‬ای ــران خ ــودرو‪ ،‬همچون بسیاری از‬ ‫ً‬ ‫برندهای خودرویی جهان‪ ،‬صرفا یک کارخانه تولیدی‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه نمایندۀ اقتصاد و فرهنگ ایران در جامعه‬ ‫ّ‬ ‫برتر‬ ‫فناوری و صنعتی دنیاست‪ .‬در میان صد شرکت ِ‬ ‫ایرانی وقتی نام ایران خودرو را جستجو می کنیم‪ ،‬بعد‬ ‫از زمان کوتاهی‪ ،‬ان را در همان اوایل جدول‪ ،‬در رتبه‬ ‫پنجم می یابیم‪ّ .‬اما‪ ،‬وقتی فهرست شرکت های برتر‬ ‫در حوزه صادرات را پی می گیریم‪ ،‬دیگر خبری از این‬ ‫شرکت نیست و شاید همین مهم ترین دلیلی است که‬ ‫تحلیلگران را در قبال این صنعت نگران کرده است‪.‬‬ ‫صنعتی که روزگاری با راهبرد جایگزینی واردات عمل‬ ‫می کرده و به خوبی توانسته نیاز داخلی را پاسخ دهد‪،‬‬ ‫اکنون از راهبرد توسعه صادرات عقب مانده است‪.‬‬ ‫فارغ از تاثیری که این شرکت در اقتصاد واقعی ایران دارد‬ ‫و فارغ از وضعیت سالمت این ابر کارخانه تکنولوژیک‪،‬‬ ‫اندیشمندان و دانش پژوهان همواره به این صنعت به‬ ‫دید سوژه ای علمی نگریسته و تالش کرده اند از ابعاد و‬ ‫زوایای فنی و اجتماعی بدان بپردازند‪ .‬در پژوهش های‬ ‫نظریه سازمان و مدیریت‪ ،‬گروه صنعتی ایران خودرو‪،‬‬ ‫ً‬ ‫یکی از پربسامدترین عناوینی اســت که دائــمــا در‬ ‫پایان نامه ها و مقاالت به چشم می خورد‪ .‬استراتژی‪،‬‬ ‫ّفناوری‪ ،‬تولید‪ ،‬سیستم‪ ،‬بازاریابی‪ ،‬منابع انسانی‪،‬‬ ‫خط مشی و … بخشی از دانش خود را در این راستا‬ ‫بکار گرفته اند‪ .‬طبیعی است که در هر مورد‪ ،‬یک جنبه‬ ‫مدنظر بوده و با تحلیلی روشمند‪ ،‬پاسخی مشخص به‬ ‫سوالی اشکار داده شده است‪ .‬انچه در ادامه می اید‪،‬‬ ‫ّاما حاصل یک پروسه علمی روشمند نیست‪ ،‬حتی‬ ‫پاسخی برای یک سوال واضح هم نیست‪ ،‬گزاره هایی‬ ‫ساده و کوتاه است از بازدید نیم روزۀ گروه صنعتی‬ ‫ایران خودرو که در هشتم شهریور ‪ 96‬انجام شده است‬ ‫[‪ .]1‬حقیقت این است که تا «تهران‪ ،‬تقاطع سئول»های‬ ‫ایران خودروی امروز‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫رضا پاینده‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت نواوری و فناوری مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت نواوری دانشگاه تهران‬ ‫ایــران خــودروی امــروز همچنان در انتظار افتخار‬ ‫ملی شدن است‪.‬‬ ‫‪174‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪175‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫بعدی باید نوشت و اندیشید باید راه حل را در کسب قابلیت‪ ،‬یادگیری‬ ‫از کشورها با تمرکز بر ظرفیت‬ ‫تا شاید ایندگان همچون ما‪ ،‬به فناورانه‪ ،‬سیاست گذاری دولتی و یا شاید‬ ‫تولیدی خود و هدف گیری‬ ‫خاطرخطاهای گذشتگانشان نفوذ در بازارهای جهانی جستجو کرد‪.‬‬ ‫بازارهای بین المللی‪ ،‬راهبرد‬ ‫تولید برای بازارهای دیگر را‬ ‫در حیرت نمانند‪:‬‬ ‫در پیش گرفته اند‪ .‬بــرای مثال مــواد اولیه وارد بندر‬ ‫«تــا ســال ‪ ،1404‬محصوالت ایــران خــودرو سه دسته‬ ‫پوسان در کره جنوبی می شود و از ان سوی بندر‪ ،‬صادر‬ ‫خواهند شد‪ :‬دسته اول محصوالتی است که از طریق‬ ‫می گردد‪ .‬تصاحب بازارهای جهانی‪ ،‬بدون شک یکی‬ ‫قــرارداد همکاری مشترک (‪ )JV‬با شرکت پژو تولید‬ ‫ً‬ ‫از مهم ترین پیشران های فناوری در دنیا بوده است‪.‬‬ ‫می شوند‪ .‬دسته دوم محصوالتی است که مستقال‬ ‫ظرف چهار سال گذشته‪ ،‬میزان صــادرات ایــران به‬ ‫توسط ایران خودرو به بازار عرضه می شود و درنهایت‪،‬‬ ‫عراق و اذربایجان که واردکنندگان اصلی محصوالت‬ ‫گروه سوم محصوالتی است که از طریق همکاری با سایر‬ ‫ایران خودرو بوده اند کاهش چشمگیری داشته است‪.‬‬ ‫شرکت های دیگر دنیا تولید خواهد شد‪ ».‬هرروز صبح‪،‬‬ ‫عزم مسئولین شرکت بر بازگشت به جایگاه پیشین‬ ‫وقتی تصویر عجیبی از یک خودرو مفهومی می بینیم و‬ ‫است؛ اما باید پرسید چه تدبیری برای رقابت با بازار‬ ‫با گذر اندک زمانی تازه می یابیم پس وپیشش کجاست‪،‬‬ ‫تصاحب شده وجود دارد؟ بی شک‪ ،‬زمانی که در ال ک‬ ‫متوجه می شویم استانداردهای قبلی دوباره درنوردیده‬ ‫خود بوده ایم‪ ،‬دیگران بی حرکت نبوده اند‪.‬‬ ‫شده است‪ .‬این جمله‪ ،‬یعنی تا ‪ 1404‬ما هنوز مشغول‬ ‫ً‬ ‫زمانی که پژو در سال ‪ 93‬دوباره به ایران برگشت و قرارداد‬ ‫بهبود تدریجی هستیم؛ یعنی تا ان سال ها احتماال هنوز‬ ‫تولید دو پلتفرم جدید بسته شد‪ ،‬بسیاری از این کار پژو‬ ‫خبری از یک رخداد خیره کننده نخواهیم داشت؛ یعنی‬ ‫شگفت زده شدند‪ .‬همان طور که مدیران ایران خودرو‬ ‫حسرت جوانانمان به‬ ‫چشمان‬ ‫در ان سال ها همچنان‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫اشاره کردند‪ ،‬منافع پژو در بازگشت به ایران بود‪ ،‬جایی‬ ‫ان سوی مرزهاست‪ .‬منتظر و خودباخته‪.‬‬ ‫ً‬ ‫که خودش سرمایه گذاری کالنی کرده است‪ .‬طبیعتا‬ ‫«بین خــودروســاز و تولیدکننده خــودرو فرق هست»‬ ‫این نوع منطق همکاری که گهگاه صنعت را متالطم‬ ‫جمله ای است هوشمندانه که شنیدن ان از مسئول‬ ‫می کند نمی تواند مبنایی برای روش هــای همکاری‬ ‫توسعه خودرو کشور بسیار امیدوارکننده است‪ .‬وقتی در‬ ‫اینده باشد‪ .‬نباید به گونه ای عمل کرد که طرف های‬ ‫خط تولید ایران خودرو حرکت می کنیم‪ ،‬همه فرایند گواه‬ ‫همکاری برای حضور در ایران درگیر جبر اقتصادی‬ ‫بر یک فعالیت صنعتی فوق حرفه ای است‪ :‬متخصصان‬ ‫ّ‬ ‫باشند‪ .‬قفل شدگی مثبت و منفی‪ ،‬مولد نواوری نیست‪.‬‬ ‫زبردست و فن ورز‪ ،‬تجهیزات عالی و هم طراز جهانی‪،‬‬ ‫زمان اغاز مسئولیت مدیرعامل‪« ،‬نزدیک به هشت‬ ‫ربات های سریع و گسترده؛ اما با نزدیک شدن به اخر‬ ‫هزار خودروی نیمه تمام در محوطه ایران خودرو وجود‬ ‫خطر‪ ،‬ماجرا متفاوت است‪ .‬مسئله در خط تولید و‬ ‫داشت که هر یک به خاطر نقص قطعات وارد بازار‬ ‫تجهیزات نیست‪ .‬مسئله در عدم ّفناوری و تکنسین‬ ‫نشده بودند‪ ».‬برای تصحیح و تکمیل کارهای نیمه کاره‬ ‫نیست‪ .‬شاید باید راه حل را در کسب قابلیت‪ ،‬یادگیری‬ ‫گذشته‪ ،‬همیشه به عزمی پوالدین نیاز است‪ .‬در کشور‬ ‫فناورانه‪ ،‬سیاست گذاری دولتی و یا شاید نفوذ در‬ ‫ما کم نیست پروژه های نیمه تمام صنعتی که هر یک‬ ‫بازارهای جهانی جستجو کرد‪.‬‬ ‫یادگار مدیران پیشین است‪ .‬خیلی از مدیران نوکار‬ ‫صادرات در ایران مبتنی بر نفوذ در بازار نبوده و بیشتر‬ ‫بی توجه به گذشته و تاریخ صنعت‪ ،‬وارد پــروژه ای‬ ‫دسـتــوری اســت‪ّ .‬امــا بااین حال در تالشیم تا سال‬ ‫جدید می شوند که این کار فقط‪ ،‬مجموعه پروژه های‬ ‫‪ ،2025‬یک سوم محصوالتمان را صادر کنیم‪ .‬بسیاری‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حوزه های دانش بنیان است‪.‬‬ ‫ناتمام اینده را تکمیل می کند‪ .‬کاری که یک کمپین ساده در مدت زمانی‬ ‫همان کاری که ما چند سال‬ ‫اتمام نیمه تمام ها همیشه کــوتــاه بــا صنعت سنگین خــودروســازی‬ ‫پیش برای صنعت کفش خود‬ ‫ارزشــمــنــد اســت؛ حتی اگر‬ ‫ایران کرد‪ ،‬می تواند در اینده نیز تکرار شود‪.‬‬ ‫کردیم‪ .‬به سودای هدفی باالتر‪،‬‬ ‫صرفه اقتصادی نداشته باشند‬ ‫صنعت را تعطیل کردیم و‬ ‫صــرفــه اجتماعی خواهند‬ ‫چند هزار نفر شغل خود را از‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫دست دادند‪.‬‬ ‫«یکی از مهم ترین اقدامات‬ ‫پویش نه به خودروی ایرانی‬ ‫ت ــاری ــخ صــنــعــت خ ـ ــودرو‪،‬‬ ‫که با نام های خرید خودروی‬ ‫قرارداد ده جانبه بین المللی‬ ‫صفر ممنوع یا تحریم خودروی‬ ‫بوده که میان گروه صنعتی‬ ‫داخلی هم شناخته می شود‬ ‫ایران خودرو‪ ،‬معاونت علمی‪-‬‬ ‫یــک اقـ ــدام مــردمــی ب ــود که‬ ‫فناوری ریاست جمهوری‪،‬‬ ‫تولید روزانه ‪ 2400‬خودرو در‬ ‫دانشگاه های صنعتی شریف‬ ‫اردیبهشت ‪ 94‬را به ‪ 910‬دستگاه در مهر همان سال‬ ‫و امیرکبیر‪ ،‬شرکت پینین فارینا ایتالیا‪ ،‬پانچ بلژیک‪،‬‬ ‫کاهش داد‪ .‬کاری که یک کمپین ساده در مدت زمانی‬ ‫هیوندای پاورتک کره جنوبی و بنتلر و ماهله المان‬ ‫کوتاه با صنعت سنگین خودروسازی ایران کرد‪ ،‬می تواند‬ ‫امضاشده است‪ .‬به موجب این کنسرسیوم‪ ،‬تمامی‬ ‫در اینده نیز تکرار شود‪ .‬درست است که مردم با یک‬ ‫مراحل طراحی و تولید پلتفرم در این بخش صورت‬ ‫امداد دولتی از ارمانشان کنار کشیدند ولی همچنان‪،‬‬ ‫می گیرد‪ ».‬هر تدبیری برای یادگیری‪ ،‬نویدبخش اینده ای‬ ‫نرم افزارهای اجتماعی از سخت افزارهای تولید خودرو‬ ‫روشن است‪ .‬این کنسرسیوم در تالش است تا بعد از‬ ‫قدرتمندترند‪.‬‬ ‫ده سال‪ 23 ،‬نوع خودروی جدید طراحی کند‪.‬‬ ‫در طراحی مدل های جدید خودرو از اسب‪ ،‬عقاب‪،‬‬ ‫«نه درصد از قیمت تمام شده هر خودرویی‪ ،‬مربوط به‬ ‫سرستون های تخت جمشید‪ ،‬یوزپلنگ ایرانی‪ ،‬برج‬ ‫هزینه های منابع انسانی است که این عدد در میانگین‬ ‫ازادی و … الهام گرفته شده است و در طراحی بیرونی‬ ‫جهانی‪ ،‬پنج درصد است‪ ».‬بر همگان واضح است که‬ ‫ً‬ ‫و داخلی خودرو کامال مشهود است‪ .‬از نکات بامزه‬ ‫صنعت خودروی ایران‪ ،‬در سال های اخیر رفتارهای‬ ‫ایــن طراحی‪ ،‬الهام گیری از ســروصــورت یوزپلنگ و‬ ‫سیاسی مختلفی بروز داده است که یکی از ان ها تمسک‬ ‫عقاب و سایر حیوانات و استفاده از لوگوی اسب در‬ ‫به همین اشتغال ‪ 64‬هزارنفری است‪ .‬صاحبان قدرت‪،‬‬ ‫محصوالت است‪.‬‬ ‫به خاطر فشارهای مردمی‪ ،‬نسبت به اشتغال مردم‬ ‫دیده ها و گفته ها حاصل یک نگاه نقادانه یا حامیانه‬ ‫حساس اند و طبیعی است که سوال از کیفیت خودرو‪،‬‬ ‫ً‬ ‫نیست‪ ،‬صرفا بازتابی از یک گپ زنی دوستانه بود‪.‬‬ ‫پاسخ اشتغال را به دنبال خواهد داشت‪ .‬البته‪ ،‬برای‬ ‫ایران خودروی امروز همچنان در انتظار افتخار ملی‬ ‫کشورهای در حال گذار نیز همواره نسخه های اشتغال‬ ‫شدن است …‪.‬‬ ‫مصنوعی تجویز شده است ولی به هرحال این شرایط در‬ ‫حال گذار است و اشتغال‪ ،‬برای همیشه پاسخ مناسب‬ ‫پی نوشت‬ ‫سوال کیفیت نیست‪ .‬گذار از اقتصاد کارایی محور به‬ ‫[‪ ]1‬انچه نگاشته شده‪ ،‬برداشتی شخصی است از صحبت های مدیرعامل‬ ‫ایران خودرو و معاون وزیر صنعت که در بازدید ایران خودرو بیان شده است‪.‬‬ ‫اقتصاد دانش بنیان‪ ،‬نیازمند شیفت نیروی انسانی به‬ ‫‪176‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫محمدعلی صادقی کیا‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت نواوری و فناوری مرکز رشد‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪177‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫صحبت از ریشه کنی فقر و نابرابری در بازه زمانی‬ ‫چهارساله غیرمنطقی است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ریشه کنی فقر یا فقیر؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫در جریان اعالم نتایج برنامه صدروزه دولت‪ ،‬گزارش‬ ‫شد که قدم های خوبی درزمینه سرمایه گذاری خارجی‬ ‫در ایــران برداشته شده و پیشرفت هایی نیز در حوزه‬ ‫فناور ی های نوین از جمله قرارداد با شرکت رنو در زمینه‬ ‫تولید خودروی مشترک حاصل شده است‪ .‬همچنین‬ ‫رئیس جمهور بیان داشتند که اشتغال زایی از طریق‬ ‫تمرکز بر بخش صنعت‪ ،‬خدمات‪ ،‬فضای مجازی و نیز‬ ‫کشاورزی حاصل می شود و رویکرد صادرات محور را‬ ‫به عنوان سیاست کالن خود جهت دستیابی به هدف‬ ‫مذکور معرفی کردند‪.‬‬ ‫بررسی ایــرادات رئیس جمهور حا کی از ان است که‬ ‫دولت دوازدهــم به هیچ وجه درزمینۀ ریشه کن کردن‬ ‫فقر موفق نخواهد بود‪.‬‬ ‫در سال هایی نه چندان دور‪ ،‬اغلب افراد تصور می کردند‬ ‫دستیابی به علم‪ ،‬فناوری و نواوری و در کل اقتصاد‬ ‫دانش بنیان به معنای از بین بردن فقر و نابرابری در‬ ‫جامعه است‪ .‬گمان بر این بود که با سرمایه گذاری روی‬ ‫دانش و فناوری‪ ،‬عالوه بر دستیابی به رشد اقتصادی‬ ‫باالتر و اشتغال زایی و رفع مسئله بیکاری‪ ،‬فقر را نیز‬ ‫به صورت مطلق ریشه کن خواهند کرد؛ اما اکنون قریب‬ ‫به پنجاه سال است که اغلب افراد دریافته اند که رشد‬ ‫علم و فناوری (علی رغم اشتغال زایی و رفع بیکاری)‬ ‫به تنهایی تضمین کننده رفع فقر و نابرابری نیست و‬ ‫حتی در مواردی رشد اقتصادی به فقر دامن می زند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫هرچند کــه رئیس جمهور ک ـشــاورزی را‬ ‫به عنوان یکی از صنایع موردنظر خود بیان‬ ‫کردند اما نتایج برنامه صدروزه و نیز تهی‬ ‫بودن دست دولت از هرگونه اقدام عملی‬ ‫در این صنعت حکایت از شکست قطعی‬ ‫دولت دوازدهم در ریشه کن کردن فقر دارد‪.‬‬ ‫موردنظر خود بیان کردند اما نتایج برنامه صدروزه و نیز‬ ‫تهی بودن دست دولت از هرگونه اقدام عملی در این‬ ‫صنعت حکایت از شکست قطعی دولت دوازدهم‬ ‫در ریشه کن کردن فقر دارد‪.‬‬ ‫به این ترتیب دولت برای درگیر کردن فقرا در رشد اقتصادی‬ ‫و کاهش فقر و نابرابری باید دسترسی بی واسطه به بازار‬ ‫را برای کشاورزان مهیا سازد‪ ،‬میزان واردات محصوالت‬ ‫کشاورزی را کنترل کند (در دولت یازدهم حدود ‪77‬‬ ‫میلیون تن محصوالت کشاورزی وارد کشور شد)‪،‬‬ ‫قوانین مالکیت زمین (برای کشاورزان و قشر فقیر) و‬ ‫مالکیت فکری را (برای نخبگان فناوری در این عرصه)‬ ‫مستحکم سازد‪ ،‬در جهت مکانیزه شدن دستگاه های‬ ‫کشاورزی اقدام کند و در پی فناور ی های باال در این‬ ‫بخش باشد‪ ،‬مشکل هدررفت اب را چاره اندیشی کند‪،‬‬ ‫از تنوع و گوناگونی گونه های گیاهی در ایران حداکثر‬ ‫استفاده را ببرد‪ ،‬محصوالت گیاهی مختص به ایران‬ ‫و نیز دانش سنتی مربوط به ان را که در میان مردمان‬ ‫محلی است به ثبت برساند و با قوانین مالکیت فکری‬ ‫از ان ها محافظت کند و ‪. ...‬‬ ‫نکتۀ دیگری که رئیس جمهور محترم باید مدنظر داشته‬ ‫باشند ان است که هرچند سیاست های اقتصادی‬ ‫دولت اثر انی و کوتاه مدت بر کاهش یا افزایش فاصله‬ ‫طبقاتی دارند اما از بین بردن فقر و نابرابری نیازمند‬ ‫بازه ای طوالنی مدت است و صحبت از بازه زمانی ‪4‬‬ ‫ساله مقداری غیرمنطقی به نظر می رسد‪.‬‬ ‫تمرکز بر صنایعی که ورود فقرا به ان ممکن هست و‬ ‫نیز پائین بودن میزان نابرابری در جامعه دو شرط الزم‬ ‫برای موثر شدن رشد اقتصادی بر کاهش فقر و نابرابری‬ ‫هستند‪ .‬کشورهایی که نابرابری در ان ها زیاد است‪،‬‬ ‫رشد اقتصادی باالتر به مراتب شکاف طبقاتی را نیز‬ ‫بیشتر و مسئله را بغرنج تر خواهد کرد‪ .‬علت این مسئله‬ ‫ان اســت که مشاغل با فناوری بــاال نیازمند دانش‬ ‫و مهارت بـه روز شده و سطوح تحصیالت تکمیلی‬ ‫هستند که ورود طبقۀ کارگر و فقیر جامعه را به این‬ ‫صنایع ناممکن می سازد‪ .‬راهکار اموزش همگانی این‬ ‫طبقه برای پیوستن به صنایع با فناوری باال نیز هزینه‬ ‫اموزشی زیادی را به دولت تحمیل می کند که در این‬ ‫صورت با توجه به وجود مبادله میان سیاست اموزش‬ ‫همگانی و نیز سیاست های فناوری و نواوری‪ ،‬دولت‬ ‫یارای سرمایه گذاری در اقتصاد دانش بنیان را به میزان‬ ‫زیادی از دست خواهد داد‪.‬‬ ‫بنا بر گزارش غیررسمی بانک مرکزی در سال ‪،1395‬‬ ‫ضریب جینی در ایران معادل ‪ ۰.۴۰۴۶‬اعالم شد‪ .‬این‬ ‫میزان حکایت از ان دارد که میزان نابرابری در ایران زیاد‬ ‫هست‪ .‬به این ترتیب جهت دستیابی به رشد اقتصادی‬ ‫و کاهش بیکاری و نیز از بین بردن فقر‪ ،‬انتخاب صنعتی‬ ‫که شرایط بیان شده را داشته باشد امری بسیار حیاتی‬ ‫است‪ .‬صنعتی که دستیابی هم زمان به اهداف مدنظر‬ ‫را میسر می سازد صنعت کشاورزی است‪ .‬هرچند‬ ‫که رئیس جمهور کشاورزی را به عنوان یکی از صنایع‬ ‫‪178‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مرتضی تیموریان‬ ‫پژوهشگر هسته سیاست کشاورزی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫دانش سیاست گذاری به خوبی پا به عرصه کشاورزی‬ ‫کشور نگذاشته و ابتنا سیاست ها بر دانش فنی در بخش‬ ‫کشاورزی‪ ،‬بر چالش ها در این بخش افزوده است‪.‬‬ ‫‪179‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫حکایت کشاورزی و کشاورزان‪ ،‬از اولین نقاط حیات‬ ‫انسان شروع می شود و با انسان‪ ،‬گام به گام‪ ،‬سیر می کند‪.‬‬ ‫ حکایت از تدبیری بی نظیر در نظام هستی‪ ،‬حکایت‬ ‫از بستر قرار دادن زمین‪ ،‬حکایت از فرو فرستادن اب‪،‬‬ ‫حکایت از خــارج ساختن روئیدنی ها و هــزار و یک‬ ‫حکایت دیگر‪ ،‬در دل کشاورزی جا گرفته است‪.‬‬ ‫در این چندکلمه ای که اینجا می نویسم‪ ،‬قصد قصه گویی‬ ‫ندارم‪ ،‬قصد بیان ایات الهی در باب کشاورزی هم‬ ‫ندارم‪ ،‬قصد بیان اهمیت کشاورزی برای انسان‪ ،‬کشور‬ ‫و حتی جهان هستی را هم نــدارم‪ .‬در اینجا سخنی‬ ‫کوتاه و تحلیلی مختصر در باب وضعیت سیاست ها‬ ‫و سیاست گذاری کشاورزی در ایران دارم‪ .‬‬ ‫علوم فنی کشاورزی عالوه بر اینکه متنوع هستند‪،‬‬ ‫سختی قابل توجهی هم دارند که به ماهیت کار با یک‬ ‫موجود زنده برمی گردد‪ .‬تنوع اقلیمی و اب و هوایی‬ ‫موجود در کشور نیز‪ ،‬سختی علوم فنی کشاورزی را‬ ‫چندین و چند برابر می کند‪ .‬بنابراین نمی توان ادعا‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در انتظار گسیل‬ ‫دانش سیاست گذاری‬ ‫به کشاورزی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫یکی از مشکالت ناشی از این ضعف‪ ،‬ابتنا‬ ‫سیاست ها بر دانش فنی‪-‬اگر بر اساس‬ ‫ً‬ ‫رفتار کامال سیاسی نباشد‪ -‬است‪ .‬این‬ ‫سردرگمی حتی در ورود عالقه مندان به‬ ‫انقالب اسالمی و دغدغه مندان به حل‬ ‫مسائل کالن کشاورزی کشور به عرصه‬ ‫ سیاست گذاری و تحلیل های ایشان از‬ ‫مصائب کشاورزی کشور هم مشاهده‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫فعلی رشته های سیاست گذاری و خالهای موجود‬ ‫در ایــن حــوزه نیستم‪ .‬انچه در اینجا مدنظر است‪،‬‬ ‫این است که دانش سیاست گذاری به خوبی پا به‬ ‫عرصه کشاورزی کشور نگذاشته و نتوانسته از جایگاه‬ ‫شایسته ای برخوردار باشد‪.‬‬ ‫یکی از مشکالت ناشی از این ضعف‪ ،‬ابتنا سیاست ها‬ ‫ً‬ ‫بر دانش فنی‪-‬اگر بر اساس رفتار کامال سیاسی نباشد‪-‬‬ ‫است‪ .‬این سردرگمی حتی در ورود عالقه مندان به‬ ‫انقالب اسالمی و دغدغه مندان به حل مسائل کالن‬ ‫کشاورزی کشور به عرصه سیاست گذاری و تحلیل های‬ ‫ایشان از مصائب کشاورزی کشور هم مشاهده می شود‪.‬‬ ‫البته درد عمیق تر از این هاست‪ .‬درد انجاست که‬ ‫طرح ها و سیاست های کالن کشاورزی بر روی کاغذ‬ ‫بر اساس دانش فنی کلی است‪ .‬اما در عمل بر اساس‬ ‫منافع شخصی و حزبی رخ می نمایند‪.‬‬ ‫کرد که کارشناسان فعلی کشور در زمینه کشاورزی‪،‬‬ ‫از خبرگی کاملی برای کل کشور برخوردار هستند‪ ،‬و‬ ‫عملیات کشاورزی کشور‬ ‫لذا خالهای زیادی هنوز در‬ ‫ِ‬ ‫ازلحاظ دانش فنی وجود دارد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫بااین حال‪ ،‬بدنه دانش فنی کشاورزی در کشور نسبتا‬ ‫فربه به نظر می رسد‪ .‬همچنین تعداد قابل توجهی‬ ‫دانشجو در رشته های مختلف کشاورزی و در مقاطع‬ ‫مختلف در حــال تحصیل و تولید علم هستند‪.‬‬ ‫اساتید برجسته خوبی در دانش فنی کشاورزی‪ ،‬در‬ ‫ جای جای کشاورزی کشور در دسترس است‪ .‬البته‬ ‫منکر ضعف های موجود در نظام اموزش عالی فعلی‬ ‫کشاورزی کشور نیستم ولی بحثم چیز دیگری است‪ .‬‬ ‫از طرفی‪ ،‬علوم مرتبط با سیاست گذاری نیز مدتی است‬ ‫در کشور جای خود را بازکرده است و به پیشگامی‬ ‫اساتیدی توانمند رو به پیش گرفته است‪ .‬البته باز‬ ‫هم منکر ضعف های موجود در نظام امــوزش عالی‬ ‫‪180‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫امیرحسین غفاری‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد رشته مدیریت مالی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫نفت هم موهبت است و هم نقمت و برای اقتصاد‬ ‫دولتی رانتیر وابسته به نفت در کشور ما‪ ،‬بیشتر‬ ‫نقمت بوده است تا موهبت‪.‬‬ ‫‪181‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مصائب نعمت نفت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫دکتر درخشان جمله ای به این مضمون دارند که «اگر‬ ‫تاثیر نفت در اقتصاد کشور را مطالعه نکنیم‪ ،‬گویی‬ ‫هیچ چیز را مطالعه نکردیم»‪ .‬نفت و درامدهای نفتی‬ ‫حسب وضعیت بازار جهانی نفت همواره در تحوالت‬ ‫اقتصادی ایران اثرگذار بود ه است و تاثیر بسیار مهمی در‬ ‫شکل دهی روابط اقتصاد ملی بر جای گذاشته است‪.‬‬ ‫بخش عمده مشکالت اقتصادی ما ناشی از این حقیقت‬ ‫اســت که نفت منبع درامــدی مطمئن و ماندگاری‬ ‫تلقی نمی شود و دیر یا زود این موهبت الهی به اتمام‬ ‫د رسید‪ .‬مشکل عمده ی دیگر ما‪ ،‬از این واقعیت‬ ‫خواه ‬ ‫سرچشمه می گیرد که قیمت نفت تحت تاثیر روندهای‬ ‫حاکم بر اقتصاد جهانی قرار دارد و به این دلیل به طور‬ ‫مستمر در حال تغییر و نوسان است و اتکا بودجه دولت‬ ‫و اقتصاد ملی به این منبع به گونه اجتناب ناپذیری‬ ‫نوسانات شدیدی در متغیرهای کالن اقتصادی ایجاد‬ ‫می کند درنتیجه اسیب پذیری اقتصاد ملی فقط از‬ ‫کانال اتکا به درامدهای نفتی و غیرقابل تجدید بودن‬ ‫منابع زیرزمینی نفت‪ ،‬اتفاق نمی افتد‪.‬‬ ‫ُبعد دیگر این اسیب از بابت بی ثباتی بازار جهانی‬ ‫نفت محقق می شود‪ .‬بازار جهانی نفت و قیمت این‬ ‫محصول در سطح جهانی همواره دچار بی ثباتی و‬ ‫نوسان شدید است و این تالطم ها از طریق بودجه‬ ‫و هزینه های دولت به اقتصاد ملی واردشده است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫در فرایند برنامه ریزی‪ ،‬برای تخصیص‬ ‫ً‬ ‫انکه دولت ها معموال به افق‬ ‫ن ـفــت و دول ـ ــت م ـت ـکــی بر درامدهای نفتی ممکن است منافع ملی‬ ‫بلندمدت تری کــه مــاورای‬ ‫درامــدهــای نفتی دو محور به درستی رعایت نشود‪ .‬مسئله اصلی این‬ ‫زمــامــداری ان هاست توجه‬ ‫اصلی در اقتصاد ایران است‪ .‬است که چگونه دولت از طریق تملک این‬ ‫چندانی نمی کنند‪.‬‬ ‫در سال ‪(1973‬حدود ‪ 45‬سال رانت بر اقتصاد تاثیر می گذارد‪.‬‬ ‫بنابر این‪ ،‬در فرایند برنامه ریزی‪،‬‬ ‫پیش) قیمت نفت به شدت‬ ‫برای تخصیص درامدهای نفتی ممکن است منافع‬ ‫افزایش یافت‪ .‬از ان زمان به بعد رشد واردات و وابستگی‬ ‫ملی به درستی رعایت نشود‪ .‬مسئله اصلی این است‬ ‫اقتصاد ما به درامدهای نفتی تشدید شده است و‬ ‫که چگونه دولت از طریق تملک این رانت بر اقتصاد‬ ‫این وضعیت تا سال های اینده نیز همچنان ادامه‬ ‫تاثیر می گذارد‪.‬‬ ‫خواهد یافت‪ .‬دولت نیز به لحاظ تاریخی و فرهنگی‬ ‫بیش از سه دهه است که شمار زیادی از اندیشمندان و‬ ‫سال هاست در اقتصاد کشور نقش مهمی داشته است‪،‬‬ ‫ً‬ ‫صاحب نظران علوم اجتماعی به ویژه در حوزه های علم‬ ‫ّاما در بررسی جایگاه دولت در اقتصاد حتما باید به‬ ‫سیاست‪ ،‬اقتصاد‪ ،‬جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی‪،‬‬ ‫تاثیر نفت در ساختار دولت توجه ویژه ای داشت ه باشیم‪.‬‬ ‫دولت هایی را مطالعه می کنند که بخش عمده ای‬ ‫می دانیم یکی از وظایف دولت ان است که ذخایر‬ ‫از درامدهایشان را از راه صدور منابع معدنی تامین‬ ‫نفتی را به سرمایه هایی تبدیل کند که ایجادکننده ی‬ ‫می کنند برای این دولت ها که با عنوان «دولت های‬ ‫درامدهای مستمر برای نسل های اینده باشد‪ .‬چون نفت‬ ‫رانتیر» و یــا «دول ـت هــای نفتی» خــوانــده می شوند‪،‬‬ ‫تمام شدنی است پس باید به فکر نسل های اینده بود‪.‬‬ ‫ویژگی های سیاسی خاصی که ناشی از رانت هست‪،‬‬ ‫البته امروز مشکالت اقتصادی به قدری جدی است‬ ‫در نظر گرفته می شود‪.‬‬ ‫که سیاست گذاران اقتصادی کمتر می توانند منافع‬ ‫نسل های اینده را در سیاست های خود در نظر بگیرند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫‪ -2‬مفهوم و علل رانت‬ ‫درامد حاصل از نفت را اصطالحا «رانت نفتی» می گویند‬ ‫که نصیب دولت می شود‪ ،‬زیرا فرض بر این است که‬ ‫در ابتدا به تعریف رانــت و سپس علل ان پرداخته‬ ‫دولت مالک نفت است و مسئول رفاه نسل حاضر و‬ ‫می شود و در انتها به یکی از نظریه های مبتنی بر اثار‬ ‫نسل بعدی است‪ .‬جامعه نیز چنین انتظاری از دولت‬ ‫منفی رانت های خارجی (دالرهای تزریقی به اقتصاد)‬ ‫دارد‪ ،‬زیرا نهاد دولت از دیدگاه نظری فاقد منافع شخصی‬ ‫بر ثبات سیاسی به نام «رانتریسم و ضعف پیوندهای‬ ‫است‪ ،‬پس جامعه می پذیرد که مسئولیت تخصیص‬ ‫دولت با جامعه» پرداخته می شود‪.‬‬ ‫بهینه درامدهای نفتی با دولت باشد‪.‬‬ ‫در یک تعریف کلی و کاربردی از رانت می توان ان را‬ ‫دولت به نمایندگی از ملت مالک درامدهای نفتی‬ ‫درامد یا پاداشی در نظر گرفت که باالتر از حداقل درامد‬ ‫ً‬ ‫اســت‪ .‬بااین همه‪ ،‬دولت ها معموال قــادر نیستند‪،‬‬ ‫(پاداش) یک فرد یا یک بنگاه است که در شرایط معمول‬ ‫درامدهای نفتی را به نحو بهینه تخصیص بدهند‪،‬‬ ‫و رقابتی بازار به دست اید‪« .‬اقتصاددانان بر این باورند‬ ‫زیرا که دولت ها به ویژه در کشورهای درحال توسعه از‬ ‫که هر عاملی که رقابت را به انحصار تبدیل کند‪ ،‬سبب‬ ‫گروه های نامتجانس تشکیل شده اند و چه بسا منافع‬ ‫پیدایش رانت می شود»؛ بنابراین در حالت رقابت کامل‪،‬‬ ‫این گروه ها متضاد و متعارض باشد و مهم تر از همه‬ ‫هیچ رانتی وجود ندارد و بافاصله گرفتن از رقابت کامل‪،‬‬ ‫‪182‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫رانت در همه اقتصادها وجود دارد؛ چراکه‬ ‫شرایط رقابت کامل در اقتصاد هیچ کشوری‬ ‫پدید نیامده اســت و شاید حتی امکان‬ ‫تحقق ان وجود نداشته باشد‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫میزان رانت افزایش می یابد‪.‬‬ ‫شرط‬ ‫چند عامل مشخص‪ِ ،‬‬ ‫رقابت کامل است‪:‬‬ ‫الـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــف) بـ ـ ـی ن ـ ــه ـ ــای ـ ــت‬ ‫بـ ـ ــودن تــولــی ـد کــنــنــدگــان و‬ ‫مصرف کنندگان ‬ ‫ب) ازادی ورود بــه ب ــازار و‬ ‫خروج از ان ‬ ‫ ج) شفافیت اطالعات‪.‬‬ ‫مــخــتــل ش ـ ــدن هـ ــر یـ ــک از‬ ‫شرط های باال سبب نارسایی در رقابت و پیدایش‬ ‫رانت می شود‪( .‬میدری‪)1374،‬‬ ‫باوجوداین سه شرط می توان گفت که رانت در همه‬ ‫اقتصادها وجود دارد؛ چراکه شرایط رقابت کامل در‬ ‫اقتصاد هیچ کشوری پدید نیامده است و شاید حتی‬ ‫امکان تحقق ان وجود نداشته باشد‪ّ .‬اما می توان از‬ ‫درجات متفاوت رانت در اقتصاد کشورهای مختلف‬ ‫سخن گفت‪ .‬زمانی که کارشناسان از دولت و اقتصاد‬ ‫رانتی سخن می گویند‪ ،‬مقصودشان این هست که‬ ‫میزان درامدهای رانتی دولــت و اقتصاد موردنظر از‬ ‫اندازه معمول بسیار بیشتر است‪.‬‬ ‫درامد حاصل از فروش نفت برای دولت های کشورهای‬ ‫نفت خیز ایجاد رانت می کند و بدون انجام تالش خاصی‬ ‫بــرای افزایش تولید‪ ،‬درامــد اضافی که از هزینه های‬ ‫انجام گرفته بیشتر است‪ ،‬به دست می اورند‪ .‬برای مثال‬ ‫اگر هزینه استخراج نفت در ایران در حدود ‪ 5‬دالر در‬ ‫هر بشکه باشد و حدود دو دالر سود در شرایط رقابتی‬ ‫بازار برای ان در نظر بگیریم‪ ،‬نفت باید در شرایط رقابتی‬ ‫بازار‪ 7 ،‬دالر در هر بشکه فروخته شود در این شرایط اگر‬ ‫بهای نفت به ‪ 100‬دالر در هر بشکه برسد‪ ،‬درامد اضافی‬ ‫را باید به عنوان رانت حساب کرد‪.‬‬ ‫در اقـتـصــاد سـیــاســی نفت‬ ‫ب ــه ط ـی ـفــی از ن ـظــر ی ـه هــای‬ ‫توضیح دهنده رابطه میان اتکا‬ ‫به رانت های خارجی حاصل‬ ‫از دالرهـ ــای نفتی و ثبات‬ ‫سیاسی اشــاره می شود که‬ ‫ازاین بین به توضیح «رانتریسم‬ ‫و ضعف پیوندهای دولت با‬ ‫جامعه» اشاره می شود‪.‬‬ ‫‪ -3‬رانتریسم و ضعف پیوندهای دولت با جامعه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪183‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اگر رانتریسم را به معنای درصد درامدهای رانتی در کل‬ ‫درامدهای دولت در نظر بگیریم‪« ،‬این ایده قابل طرح‬ ‫هست که هر چه درصد این درامدها افزایش یابد‪ ،‬نیاز‬ ‫دولت به درامدهای مالیاتی کاهش خواهد یافت که‬ ‫این وضع می تواند پیامدهای بی ثبات کننده به همراه‬ ‫داشته باشد‪ .‬هواداران نظریه دولت رانتیر بر این باورند‬ ‫که زمانی که پول های نفت به گونه ای افزایش پیدا‬ ‫کند که به صورت منبع اصلی درامد حکومت دراید‪،‬‬ ‫حکومت از یــک دولــت استخراج کننده بــه دولتی‬ ‫توزیع کننده تبدیل خواهد شد‪ .‬در این زمان بخش‬ ‫عمده فعالیت های داخل دولت به امر توزیع اختصاص‬ ‫پیدا خواهد کرد»‪( .‬میرترابی‪)1391 ،‬‬ ‫در این صورت‪ ،‬مالیات گیری تنها منابع مالی دولت‬ ‫را تامین نمی کند بلکه فراتر از مسئله جمع اوری منابع‬ ‫مالی‪ ،‬اطالعاتی که توسط یک بروکراسی مالیاتی‬ ‫نیرومند‪ ،‬جمع اوری می شود‪ ،‬تاثیر فراوانی بر پایداری و‬ ‫بقای دولت بر جای می گذارد‪ .‬یک دولت توزیع کننده‪،‬‬ ‫برخالف دولت های متکی به مالیات که باید انرژی‬ ‫فراوانی را برای استخراج درامدهای موردنیازش صرف‬ ‫ً‬ ‫کند‪ ،‬صرفا باید تصمیم بگیرد که کدام یک از گروه های‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اجتماعی و نهادهای مختلف در دریافت رانت های‬ ‫دولتی اولویت پیدا می کنند‪.‬‬ ‫تری لین کارل در کتاب «مخاطرات نفتی‪ :‬بازتاب هایی‬ ‫از ّ‬ ‫معمای فراوانی» این چنین می گوید‪:‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫در یک اقتصاد رانتی به تدریج اخالق خاصی شکل‬ ‫می گیرد که از ان به عنوان اخالق رانتی می توان نام برد‪.‬‬ ‫ب) اثار غیرمستقیم‬ ‫اثار غیرمستقیم ان این است که طبقه ای و گروهی از‬ ‫مردم شکل می گیرند که در اصطالح جامعه نوکیسه ای‬ ‫هستند که از طریق اتصال به منابع قدرت‪ ،‬امکان تامین‬ ‫مالی فوق العاده ای پیداکرده اند‪ .‬این اثار غیرمستقیم بین‬ ‫الیه های مختلف اجتماع‪ ،‬یعنی کسانی که به راحتی‬ ‫به رانت دسترسی دارند و کسانی که امکان بهره مندی‬ ‫و کسب رانت ندارند‪ ،‬اختالف طبقاتی ایجاد می کند‪.‬‬ ‫درنتیجه اقـتــصــادهــای متکی بــه ران ـت هــای نفتی‬ ‫به مرورزمان ساختار و بافت سیاسی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬اجتماعی‬ ‫و اقتصادی خاصی را به جامعه تحمیل می نمایند که‬ ‫در کنار پاسخگو نبودن دولت که به واسطه سلطه بر‬ ‫منابع هیدروکربوری و بی نیازی از درامدهای مالیاتی‬ ‫به وجود امده است‪ ،‬محیط کسب وکاری غیر شفاف‬ ‫شکل می گیرد و توزیع امکانات نیز بر اساس صالحیت ها‬ ‫به خوبی صورت نمی گیرد‪.‬‬ ‫تغییرات سریع در شرایط کشور [در ارتباط با دوره های‬ ‫رونــق و رکــود درامــدهــای نفتی]‪ ،‬ازمونی دشــوار برای‬ ‫حکومت در همه کشورهای صادرکننده نفت است‪.‬‬ ‫وفور دالرهای نفتی‪ ،‬کشمکش های تازه ای در ارتباط‬ ‫با الگوهای تخصیص و توزیع درامدها ایجاد می کند‪.‬‬ ‫درعین حال که کاهش این درامدها می تواند هر نوع‬ ‫نقشی را که به واسطه توزیع رانــت در کنترل دولت‬ ‫قرارگرفته است‪ ،‬تشدید کند؛ بنابراین‪ ،‬هم دوره های‬ ‫ـود درامــد نفتی بــرای این گونه‬ ‫رونــق و هـم دوره هــای رکـ ِ‬ ‫کشورها سرشتی بی ثبات کننده دارد‪.‬‬ ‫‪ -4‬اثار اقتصاد دولتی رانتی‬ ‫وقتی یک اقتصاد دولتی رانتی شکل بگیرد‪ ،‬این‬ ‫مسئله مشکالتی در اقتصاد به وجود می اورد که این‬ ‫مشکالت اثــرات نامطلوبی بر ساختار و مناسبات‬ ‫اجتماعی به وجود می اورد و ان را به دودسته ی کلی‬ ‫زیر می توان تقسیم نمود‪:‬‬ ‫پی نوشت‬ ‫‪1.1‬اسمیت‪ ،‬بنیامین (‪ )1389‬نفت‪ ،‬توسعه دیرهنگام و انقالب‪ ،‬ترجمه سعید‬ ‫میرترابی‪ ،‬انتشارات دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪2.2‬جوادی‪ ،‬شاهین (‪« )1388‬نشانه های بیماری هلندی و ضرورت انضباط‬ ‫مالی در ایران» در مدیریت اقتصاد کالن در کشورهای صادرکننده نفت‬ ‫(مجموعه مقاالت)‪ ،‬مرکز پژوهش های مجلس‪.‬‬ ‫‪3.3‬کارل‪ ،‬تری لین (‪«)1388‬معمای فراوانی؛ رونق های نفتی و دولت های نفتی»‪،‬‬ ‫ترجمه جعفر خیرخواهان‪ ،‬نشرنی‪.‬‬ ‫‪4.4‬میرترابی‪ ،‬سعید (‪«)1391‬درامدی بر اقتصاد سیاسی نفت و مسائل نفت‬ ‫ایران»‪ ،‬نشر قومس‪.‬‬ ‫‪5.5‬میدری‪ ،‬احمد (‪«)1374‬عدم تقارن اطالعات منبع رانت»‪ ،‬فصلنامه‬ ‫راهبرد‪ ،‬شماره ‪ ،4‬پاییز‪.‬‬ ‫‪6.6‬نگاهی به مسائل اقتصاد ایران و راهکارهای ان (مجموعه سخنرانی ها)‪،‬‬ ‫مرکز پژوهش های مجلس شورای اسالمی‪ ،‬سال ‪.1383‬‬ ‫الف) اثار مستقیم‬ ‫یکی از اثار مستقیم ان شکل گیری ذهنیت رانتی در‬ ‫سیاست گذاران و مدیران در الیه های مختلف حاکمیتی‬ ‫است؛ بنابراین در یک اقتصاد رانتی‪ ،‬ذهنیت رانتی‬ ‫جای ذهنیت تالشگر‪ ،‬خالق و کارافرین را می گیرد‬ ‫و منشا ارزش و تولید ثــروت به جای اینکه فعالیت‬ ‫اقتصادی باشد به کسب رانت تغییر می کند‪ .‬و در کل‬ ‫‪184‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دکتر سید نصیب اهلل دوستی مطلق‬ ‫پژوهشگر هسته فضای مجازی مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته مهندسی فیزیک دانشگاه شینهواچین‬ ‫‪185‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫معاهده پاریس بار دیگر نشان داد یکی از الگوهای نوین‬ ‫حکمرانی در نظام بین الملل برای نفوذ در کشورهای‬ ‫درحال توسعه‪ ،‬هنجارساز ی های بین المللی از طریق‬ ‫معاهده های به ظاهر توسعه گرا است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫در اواخر دهه ‪ 90‬میالدی موضوعی علمی‪ ،‬به مجامع‬ ‫سیاسی و رسانه ها ورود کرد که مدعی بود کره ی زمین‬ ‫در حــال گــرم شــدن اســت و باید مانع از ان شــد‪ .‬بر‬ ‫همین اساس در سال ‪ 1988‬کمیته بین الدولی تغییر‬ ‫اقلیم (‪ )]1[ IPCC‬زیر نظر سازمان جهانی هواشناسی‬ ‫(‪ ،)]2[ WMO‬سازمان ملل متحد برای بررسی علمی‬ ‫موضوع تشکیل شد که متشکل از تعدادی از محققین‬ ‫علوم مختلف بود‪ .‬چهار سال بعد در ‪ 1992‬و بدون‬ ‫اینکه ‪ IPCC‬به نتیجه دقیق و واحدی در تبیین علت‬ ‫گرمایش جهانی برسد‪ ،‬کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان‬ ‫ملل متحد برای ایجاد همگرایی در میان ملل جهان‬ ‫برای اتخاذ راهکاری برای مقابله با این پدیده شکل‬ ‫گرفت‪ .‬این کنوانسیون از سال ‪ 1994‬اجالس سالیانه ای‬ ‫را تحت عنوان ‪( ]3[ COP‬مجمع اعضا) برگزار می کند‪.‬‬ ‫نتیجه این اجالس سالیانه منجر به ایجاد پروتکل کیوتو‬ ‫در سال ‪ 1997‬شد‪ .‬هدف پروتکل کیوتو جلوگیری از‬ ‫افزایش انتشار دی اکسید کربن انسان ساخت توسط‬ ‫کشورهای توسعه یافته بود‪ ،‬ولی عدم همکاری برخی‬ ‫از کشورهای توسعه یافته من جمله امریکا که خود از‬ ‫تولیدکنندگان مهم گازهای گلخانه ای بود‪ ،‬منجر به عدم‬ ‫موفقیت پروتکل کیوتو شد‪ .‬این امر در قالب تصویب‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫نفوذ به شیوه‬ ‫موافقت نامه تغییر‬ ‫اقلیم پاریس‬ ‫‪ -1‬طرح مسئله‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫پذیرش و اجرای این موافقت نامه در داخل‬ ‫کشور می تواند موجب ایجاد چالش های‬ ‫حقوقی و امنیتی برای کشور شود و مسئله‬ ‫جدیدی به مانند موضوع پرونده هسته ای‬ ‫ایران برای کشور پدید اورد‪.‬‬ ‫کاهش گاز انتشار دی اکسید کربن و درنتیجه مصرف‬ ‫سوخت هایی نظیر نفت و گاز باشند (توافق نامه اب‬ ‫و هوایی پاریس با این پیش فرض به امضا رسید که‬ ‫انتشار دی اکسید کربن باعث تشدید اثر گلخانه ای و‬ ‫درنتیجه باعث گرمای غیرطبیعی کره زمین ناشی از‬ ‫فعالیت بشر خواهد شد‪ .‬پیش فرضی که درباره صحت‬ ‫ان تردیدهای بسیار جدی از سوی برخی از دانشمندان‬ ‫ممتاز جهانی مطرح شده است)‪.‬‬ ‫بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که پذیرش و‬ ‫اجرای این موافقت نامه در داخل کشور می تواند موجب‬ ‫ایجاد چالش های حقوقی و امنیتی برای کشور شود و‬ ‫مسئله جدیدی به مانند موضوع پرونده هسته ای ایران‬ ‫برای کشور پدید اورد‪ .‬ازاین رو بررسی این ابعاد و تبعات‬ ‫احتمالی سیاسی و امنیتی موافقت نامه پاریس و بررسی‬ ‫رفتار دیگر کشورها با این معاهده می تواند کمکی در‬ ‫مسیر پذیرش و یا رد این معاهده بین المللی کند‪.‬‬ ‫مصوبه ای در سنای امریکا بانام قانون برد‪-‬ها گل‬ ‫(‪ )Byrd-Hagel‬صورت گرفت که با تالش دو تن از‬ ‫سناتورها صورت گرفته بود و بر اساس این قانون دولت‬ ‫جرج بوش از پیوستن به پروتکل کیوتو خودداری کرد‪.‬‬ ‫استرالیا‪ ،‬کانادا و تعدادی از کشورهای اروپای غربی‬ ‫نیز تعهدات خود را به طور کامل اجرایی نکردند و تنها‬ ‫کشورهای شرق اروپا به خاطر رکود اقتصادی حاصل‬ ‫از جدا شدن از شوروی سابق‪ ،‬کاهش انتشار گازهای‬ ‫گلخانه ای را تجربه کردند‪.‬‬ ‫از طرف دیگر کشورهای مانند هند و چین که بعدها‬ ‫تبدیل به بزرگ ترین تولیدکنندگان گازهای گلخانه ای‬ ‫شدند‪ ،‬هیچ تعهدی در پروتکل کیوتو نداشتند چراکه‬ ‫جزو کشورهای درحال توسعه دسته بندی شدند‪.‬‬ ‫در این شرایط موافقت نامه پاریس با رویکردهایی جدیدتر‬ ‫ارائه شده است تا بتواند کار بر زمین مانده پروتکل کیوتو‬ ‫را اجرایی کند‪ .‬سرانجام در تاریخ ‪ 12‬دسامبر ‪ 2015‬در‬ ‫پاریس‪ 195 ،‬کشور جهان در بیست ویکمین اجالس‬ ‫کنوانسیون سازمان ملل متحد به سندی دست یافتند‬ ‫که مبتنی بر ان تمامی کشورهای عضو موظف هستند‬ ‫برنامه خود را برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای‬ ‫ً‬ ‫انسان ساخت خصوصا دی اکسید کربن ارائه دهند‬ ‫که به توافق نامه اب هوایی پاریس مشهور است‪ .‬بر‬ ‫اساس موافقت نامه تغییر اقلیم پاریس‪ ،‬دی اکسید کربن‬ ‫مهم ترین عامل گرمایش کره ی زمین معرفی شده است‬ ‫و از کشورهای عضو موافقت نامه درخواست شده تا با‬ ‫ارائه برنامه های مشارکت ملی (‪ )]4[ NDC‬به دنبال‬ ‫‪ -2‬ابعاد حقوقی موافقت نامه پاریس‬ ‫مسائل حقوقی پیرامون موافقت نامه تغییر اقلیم پاریس‪،‬‬ ‫یکی از مهم ترین ابعاد این معاهده بین المللی است‬ ‫چراکه به واسطه ی پذیرش ان‪ ،‬رژیم حقوقی خاصی بر‬ ‫کشور اعمال می شود که نیاز به شناخت ان وجود دارد‪...‬‬ ‫دو سال پیش از امضای موافقت نامه پاریس مصوبه ای‬ ‫به تصویب رسید که بر اساس ان از کشورهای عضو‬ ‫خواسته شده بود تا اسنادی را تحت عنوان ‪ INDC‬به‬ ‫دبیرخانه کنوانسیون تحویل دهند‪ .‬کشورهای عضو‬ ‫‪186‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪187‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫می بایست در ‪ INDC‬اعالمی خود میزان کاهش انتشار‬ ‫گازهای گلخانه ای خود را ارائه کنند‪ .‬این سند که ازنظر‬ ‫حقوقی هیچ جایگاهی نداشت تنها به دنبال این بود‬ ‫تا امکان تحقق اهداف کنوانسیون در صورت اجرای‬ ‫تعهدات کشورها را امکان سنجی کند‪ .‬بسیاری از‬ ‫کشورهای عضو‪ ،‬با ارائه سند مذکور میزان تمایل خود‬ ‫را بــرای همکاری در جهت کاهش انتشار گازهای‬ ‫گلخانه ای عنوان کردند‪.‬‬ ‫جمهوری اسالمی ایران نیز با تشکیل کارگروه های ویژه‬ ‫در دفتر طرح ملی تغییر اب وهوا در سازمان حفاظت‬ ‫از محیط زیست‪ ،‬به تدوین سند ‪ INDC‬برای کشور‬ ‫اقــدام کرد‪ .‬این سند در تاریخ ‪ ۱۳۹۴/۸/۲۰‬تحت‬ ‫عنوان تصویب نامه در خصوص اقدامات مربوط به‬ ‫برنامه مشارکت ملی در زمینه کاهش انتشار گازهای‬ ‫گلخانه ای‪ ،‬به تصویب هیئت دولت رسید و در تاریخ‬ ‫‪ 1394/9/20‬در دبیرخانه کنوانسیون تغییر اقلیم‬ ‫سازمان ملل ثبت شد و مفاد ان اکنون برای اجرا به‬ ‫دستگاه های مرتبط‪ ،‬ابالغ شده است‪ .‬باوجوداینکه این‬ ‫سند ماهیتی غیر الزام اور و غیررسمی دارد اما بررسی‬ ‫متن موافقت نامه پاریس که دو سال بعد تدوین شد‬ ‫نشان می دهد که در بخش هایی از این سند از ‪INDC‬‬ ‫نام برده و به ان ارجاع داده شده است‪.‬‬ ‫در کنار این بحث‪ ،‬موضوع مهم دیگر اسنادی است‬ ‫که کشورها به دلیل پذیرش موافقت نامه پاریس‪ ،‬به طور‬ ‫رسمی‪ ،‬ملزم به اجــرای ان هستند‪ .‬در موافقت نامه‬ ‫پاریس از کشورهای عضو خواسته شده تا بر اساس‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫بند ‪ 2‬ماده ‪ 4‬اسنادی را تحت عنوان ‪ NDC‬یا سند‬ ‫مشارکت ملی در زمان تودیع اسناد پیوستن رسمی‬ ‫ارائه کنند که حاوی تعهدات ان کشور است‪.‬‬ ‫‪“Each Party shall prepare, communicate and maintain‬‬ ‫‪successive nationally determined contributions that‬‬ ‫‪it intends to achieve. Parties shall pursue domestic‬‬ ‫‪mitigation measures, with the aim of achieving the‬‬ ‫”‪objectives of such contributions.‬‬ ‫در متن باال برای ارائه (‪ )prepare‬و اجرای (‪)pursue‬‬ ‫تعهدات از کلمه ‪ shall‬استفاده شده است که متفاوت‬ ‫از کلماتی مانند ‪ should‬اســت که بیشتر جنبه ی‬ ‫توصیه ای دارد‪ .‬ازنظر حقوقی‪ ،‬این بند‪ ،‬بار الزام اور دارد‬ ‫و نشان دهنده ی اهمیت پیگیری و اجرای ‪ NDC‬است‪.‬‬ ‫ازاین رو برخالف ادعاهای صورت گرفته‪ ،‬موافقت نامه‬ ‫ً‬ ‫پاریس کامال الزم االجراست و قابلیت پیگیری توسط‬ ‫جامعه بین الملل را دارد‪.‬‬ ‫دربند ‪ 8‬ماده ‪ 4‬در مورد نحوه ی ارائه سند تعهدات‬ ‫کاهش انتشار (‪ )NDC‬از اعضا خواسته شده تا مطابق با‬ ‫تصمیم ‪ CP21‬عمل کنند‪ .‬در این بند می خوانیم «تمامی‬ ‫اعضا در اعالم مشارکت های تعیین شده ملی خود‪،‬‬ ‫اطالعات الزم برای وضوح‪ ،‬شفافیت و درک را طبق‬ ‫تصمیم ‪ CP21‬و هرگونه تصمیم های مربوط فراهمایی‬ ‫اعضا که به عنوان نشست اعضای موافقت نامه پاریس‬ ‫عمل می کند‪ ،‬ارائه خواهند کرد»‪.‬‬ ‫بررسی متن تصمیمات ‪ CP21‬نشان می دهد که دربند‬ ‫‪ 22‬ان امده‪« :‬اگر کشوری برنامه مشارکت ملی مدنظر‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫یکی از چالش های تهیه و تنظیم این‬ ‫مــوافـقـت نــامــه‪ ،‬مـیــزان تعهد کشورهای‬ ‫درحال توسعه و امکان پیگیری حقوقی در‬ ‫صورت عدم دستیابی به اهداف تعیین شده‬ ‫در برنامه های ارائه شده بوده است‪.‬‬ ‫در موافقت نامه پاریس نیامده‬ ‫است»‪.‬‬ ‫بررسی متن این موافقت نامه‬ ‫نیز نشان می دهد بر اساس‬ ‫ماده ‪ 15‬ان‪ ،‬کمیته ای برای اجرایی کردن مفاد موافقت نامه‬ ‫پاریس تشکیل خواهد شد‪ .‬وظیفه این کمیته پیگیری‬ ‫تعهدات کشورها در زمینه اجرای برنامه های ارائه شده‬ ‫توسط ان ها خواهد بود‪.‬‬ ‫در ماده ‪ 16‬موافقت نامه در مورد بازه اختیارات مجمع‬ ‫اعضا در خصوص تصمیم گیری در مورد کشورهای که‬ ‫به تشخیص کمیته ماده ‪ ،15‬تعهدات خود را عملی‬ ‫نکرده اند نکاتی بیان شده اســت‪ .‬در این مــاده پس‬ ‫از ارائه راهکارهای تشویقی برای اعضا در خصوص‬ ‫اجرای تعهدات و در بخش دوم بند ‪ 4‬ماده ‪ 16‬این‬ ‫موافقت نامه در این رابطه امده است‪« :‬انجام وظایف‬ ‫دیگری که ممکن است برای اجرای این موافقت نامه‬ ‫موردنیاز باشد»‪ .‬همان طور که مشخص است در این‬ ‫بند اختیارات تعیین شده است که می تواند طیفی‬ ‫از اقدامات‪ ،‬از اخطار و تذکر تا تهدید و تحریم را در‬ ‫برگیرد‪ .‬ازاین رو با توجه به کمیته ذکرشده در ماده ‪15‬‬ ‫و قدرت تصمیم گیری وسیع برای کنفرانس اعضا در‬ ‫ماده ‪ 16‬کشور با پذیرش توافق پاریس‪ ،‬مشمول این‬ ‫طیف از اقدامات خواهد شد‪.‬‬ ‫ازاین رو احتمال تبدیل این کمیته به ارگانی مشابه شورای‬ ‫حکام اژانس بین المللی انرژی اتمی است که به دلیل‬ ‫نفوذ کشورهای غربی در ان پرونده انرژی صلح امیز ایران‬ ‫را به شورای امنیت ارجاع داد؛ بسیار محتمل است؛‬ ‫زیرا ماهیت کمیته ذکرشده در ماده ‪ 15‬به مانند شورای‬ ‫حکام‪ ،‬مربوط به بررسی های کارشناسی است و طبیعی‬ ‫است که تصمیمات تنبیهی در انجا اتخاذ نشود؛ اما‬ ‫بعدها با استفاده از گزارش های ان و اعمال نفوذهای‬ ‫خود را ارائه داده باشد‪ ،‬این بند‬ ‫(ارائه ‪ )NDC‬را اجرا کرده است‬ ‫مگر اینکه ان عضو تصمیم‬ ‫دیگری بگیرد»‪ .‬لذا ازانجاکه‬ ‫ایــران ‪ INDC‬خود را قبل از پیوستن به موافقت نامه‬ ‫پاریس ارائــه کــرده اســت؛ هم زمان با پیوستن کشور‬ ‫به این موافقت نامه‪ INDC ،‬ایران تبدیل به ‪ NDC‬یا‬ ‫اولویت تعهد رسمی جمهوری اسالمی ایران خواهد‬ ‫شد‪ .‬لذا این نشان می دهد که تعهدات موجود در سند‬ ‫ً‬ ‫‪ INDC‬می تواند از نظر حقوقی کامال تبدیل به سندی‬ ‫قابل پیگیری شود‪.‬‬ ‫البته با توجه به وجود امکان تغییر این سند به سندی‬ ‫دیگر در هنگام پیوستن رسمی کشور می توان امیدوار‬ ‫به تغییر تعهدات موجود در ‪ INDC‬شد اما بررسی های‬ ‫صورت گرفته نشان می دهد که سازمان محیط زیست‬ ‫به عنوان متولی این امر در کشور به دنبال ایجاد تغییر‬ ‫در سند ‪ INDC‬نیست و ان را مطلوب ارزیابی می کند‪.‬‬ ‫این در حالی است که سند ‪ NDC‬در زمان تصویب‬ ‫موافقت نامه پاریس در مجلس شــورای اسالمی‪ ،‬به‬ ‫این مرجع قانونی برای بررسی کارشناسی ارائه نشده‬ ‫است‪ ،‬لذا در زمان بررسی موافقت نامه پاریس در شورای‬ ‫نگهبان‪ ،‬به دلیل عدم ارائه سند تعهدات کشور در‬ ‫موافقت نامه پاریس‪ ،‬این مصوبه به مجلس شورای‬ ‫اسالمی و به کمیسیون کشاورزی به عنوان کمیسیون‬ ‫اصلی بررسی این سند بازگشت داده شد‪.‬‬ ‫یکی از چالش های تهیه و تنظیم این موافقت نامه‪ ،‬میزان‬ ‫تعهد کشورهای درحال توسعه و امکان پیگیری حقوقی‬ ‫در صورت عدم دستیابی به اهداف تعیین شده در‬ ‫برنامه های ارائه شده بوده است‪ .‬در همین راستا معصومه‬ ‫ابتکار رئیس سازمان محیط زیست در جریان تصویب‬ ‫این موافقت نامه در مجلس شورای اسالمی در تاریخ‬ ‫‪ 95/8/23‬عنوان کرد‪« :‬هیچ گونه جریمه و تحریمی‬ ‫‪188‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ت ـع ـهــدات اب ـتــدایــی کــشــورهــا (‪)INDC‬‬ ‫باوجوداینکه تعهداتی غیرحقوقی بود‬ ‫امــا بــه تعهدات رسمی کشورها تبدیل‬ ‫می شود و شروعی برای تعهدات بیشتر‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫هسته ای‬ ‫تغییر اقلیم‬ ‫معاهده مادر‬ ‫‪NPT‬‬ ‫‪UNFCCC‬‬ ‫معاهده ضمیمه‬ ‫پادمان و پروتکل‬ ‫الحاقی‬ ‫پاریس‬ ‫مکانیسم اجرایی‬ ‫شورای حکام‬ ‫کمیته ماده ‪15‬‬ ‫از منظر حقوق داخلی نیز بر اساس اصل سوم قانون‬ ‫اساسی که بر مبنای ان «دولــت جمهوری اسالمی‬ ‫موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم‬ ‫همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد‪ »...‬که‬ ‫در بند پنجم این اصل داریم «طرد کامل استعمار و‬ ‫جلوگیری از نفوذ اجانب» در حداقل شرایط دولت‬ ‫موظف است تا در بررسی دقیق تری از این منظر بر‬ ‫موافقت نامه پاریس داشته باشد تا تصویر روشن تر و‬ ‫دقیق تری از این معاهده تشکیل شود‪.‬‬ ‫موضوع مهم دیگر معاهده‪ ،‬افزایش تعهدات در سال های‬ ‫اینده است‪ .‬در بند ‪ 9‬ماده ‪ 4‬موافقت نامه پاریس از‬ ‫کشورهای عضو خواسته شده بر اساس تصمیم های‬ ‫اتخاذشده در جلسه اعضا‪ ،‬برنامه های ملی خود را‬ ‫‪189‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫جدول ‪ :1‬مشابهت رژیم حقوقی معاهده‬ ‫تغییر اقلیم با رژیم معاهده هسته ای‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫کشورهای غربی‪ ،‬احتمال‬ ‫سوءاستفاده های سیاسی‬ ‫وجود دارد‪.‬‬ ‫لــذا اگــرچــه به ظاهر در این‬ ‫معاهده ‪ ،‬سازوکار تنبیه کشورها مشخص نشده است‪،‬‬ ‫این امکان وجود دارد که در اینده با عدم دسترسی به‬ ‫اهداف تعیین شده در برنامه ارائه شده توسط کشور‪،‬‬ ‫به مانند پرونده هسته ای ابزار تحریم های بین المللی‬ ‫در اختیار دشمنان کشور قرار گیرد‪ .‬درنتیجه اعمال‬ ‫دقت و بررسی بیشتر در پیوستن کشور به این معاهده‬ ‫بین المللی احساس می شود‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫هر ‪ 5‬سال یک بار به روز کنند‪:‬‬ ‫«هر عضو‪ ،‬باید برنامه مشارکت‬ ‫تعیین شده ملی (‪ )NDC‬را‬ ‫طبق بند تصمیم ‪/1‬سی پی‬ ‫‪ 21‬و هرگونه تصمیم های مربوط فراهمایی اعضا که‬ ‫به عنوان نشست اعضای موافقت نامه پاریس عمل‬ ‫می کند‪ ،‬هر پنج سال اعالم خواهد کرد و از نتایج بررسی‬ ‫جامع جهانی موضوع ماده ‪ 14‬ا گاه خواهد شد»‪ .‬جالب‬ ‫اینکه برای این بند هم به مانند بند ‪ 8‬که در مورد لزوم‬ ‫و اجرای برنامه های ملی ارائه شده بود‪ ،‬از عبارت ‪shall‬‬ ‫که ازنظر حقوقی بار الزام اور دارد استفاده شده است‪.‬‬ ‫در بند ‪ 11‬همین مــاده در مــورد کیفیت ب ـه روز شدن‬ ‫تعهدات‪ ،‬امده است‪« :‬هر عضو می تواند در هر زمان‬ ‫مشارکت ملی تعیین شده (‪ )NDC‬خود را ازنظر افزایش‬ ‫سطح بلندپروازی ان طبق راهنمایی مصوب فراهمایی‬ ‫اعضا که به عنوان نشست اعضای موافقت نامه پاریس‬ ‫عمل می کند‪ ،‬تنظیم کند»‪ .‬همان طور که در این‬ ‫بند که مکمل بند ‪ 9‬امده است؛ تمامی اعضا باید‬ ‫تعهدات خود را هر ‪ 5‬سال یک بار بـه روز کنند و در‬ ‫این به روزرسانی نباید تعهدات کمتری را بپذیرند بلکه‬ ‫باید میزان تعهدات خود را افزایش دهند‪ ،‬افزایش که‬ ‫با کلمه بلندپروازانه تفسیر شده است‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر تعهدات ابتدایی کشورها (‪)INDC‬‬ ‫باوجوداینکه تعهداتی غیرحقوقی بود اما به تعهدات‬ ‫رسمی کشورها تبدیل می شود و شروعی برای تعهدات‬ ‫بیشتر خواهد بود‪ .‬ازای ـن رو الزم است توجه شود که‬ ‫تعهدات ابتدای دارای اهمیت بسیار باالی هستند‬ ‫و نیاز است به طور هوشمندانه انتخاب شوند چون‬ ‫ممکن است نقطه ابتدایی در نموداری باشند که شیب‬ ‫افزایشی خواهد داشت و هرچه قدر این نقطه در نمودار‬ ‫تعهدات باالتر باشد‪ ،‬شیب افزایش تندتر خواهد بود‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -3‬ابعاد سیاسی و امنیتی‬ ‫موافقت نامه پاریس‬ ‫تعامل کشورهای مختلف با موافقت نامه‬ ‫پاریس را می توان به دو گروه کشورهای‬ ‫دارنده منابع فسیلی و کشورهای فاقد این‬ ‫منابع تقسیم بندی کرد‪.‬‬ ‫سوخت های فسیلی در طی‬ ‫سالیان دراز رشد اقتصادی‬ ‫را تجربه کرده اند و از نردیان‬ ‫توسعه باال رفته اند اما حاال که نوبت به کشورهای‬ ‫درحال توسعه رسیده تا با استفاده از همان ابزار‪ ،‬اقتصاد‬ ‫خود را سروسامانی بدهند با ممانعت این کشورها‬ ‫مواجه می شوند‪.‬‬ ‫عالوه بر این‪ ،‬این کارشناسان معتقدند که با کاهش‬ ‫مصرف سوخت های فسیلی در دنیا و افت بازار ان و‬ ‫به دنبال ان کاهش وابستگی کشورهای فاقد منابع‬ ‫فسیلی به این منابع انرژی‪ ،‬امنیت انرژی ان ها افزایش‬ ‫خواهد یافت‪ .‬در مقابل بارونق انرژ ی های تجدید پذیر‬ ‫در دنیا به دلیل کاهش وابستگی به منابع نفت و گاز‪،‬‬ ‫کشورهای اروپایی به عنوان قطب دارنده این تکنولوژ ی ها‬ ‫بیشترین منفعت اقتصادی را خواهند برد و از واردکننده‬ ‫انرژی به صادرکننده تکنولوژی تبدیل خواهند شد‪.‬‬ ‫مزیت دیگر رونق گرفتن معاهداتی همچون موافقت نامه‬ ‫پاریس برای کشورهای اروپایی ایجاد بازارهای جدید‬ ‫برای محصوالت این کشورها است‪ .‬چراکه بارونق‬ ‫گرفتن اقتصاد کم کربن محصوالتی که در تولید ان ها‬ ‫میزان دی اکسید کربن کمتری تولیدشده باشد‪ ،‬از‬ ‫جایگاه صــادراتــی بهتری بــرخــوردار خواهد بــود‪ .‬در‬ ‫طرف مقابل بهانه خوبی برای تحریم و جلوگیری از‬ ‫همه گیری محصوالت کشورهای رقیب به دلیل تولید‬ ‫میزان بیشتری گازهای گلخانه ای در فرایند تولید این‬ ‫محصوالت به وجود می اید‪.‬‬ ‫به این دالیل می توان گفت کشورهای اروپایی به شدت‬ ‫مشتاق اجرای موافقت نامه پاریس در دنیا هستند و‬ ‫عالقه دارند تمامی کشورهای جهان را برای پیوستن و‬ ‫اجرای مفاد ان تشویق کنند‪ .‬این کشورها حتی بدون‬ ‫حضور امریکا هم خواهان ایجاد اجماع علمی برای‬ ‫بررسی ابعاد سیاسی و امنیتی‬ ‫موافقت نامه پاریس از اهمیت بسیار باالیی برخوردار‬ ‫است چراکه تجربه تاریخی کشور درایـن بــاره نشان‬ ‫می دهد که کشورهای سلطه گر همیشه به دنبال پیدا‬ ‫کردن راه نفوذی برای اعمال سیاست های خود در دیگر‬ ‫کشورها بوده اند‪ .‬در سال های اخیر نیز مشاهده شده‪،‬‬ ‫معاهدات بین المللی به یکی از این مسیرها برای اجرای‬ ‫خواسته های کشورهای سلطه گر در کشورهای سلطه پذیر‬ ‫تبدیل شده است‪ .‬ازای ـن رو می بایست موافقت نامه‬ ‫پاریس به نگاهی کارشناسانه بررسی و ابعاد سیاسی‬ ‫و امنیتی ان مورد ارزیابی قرار گیرد‪.‬‬ ‫تعامل کشورهای مختلف با موافقت نامه پاریس را‬ ‫می توان به دو گروه کشورهای دارنــده منابع فسیلی‬ ‫و کشورهای فاقد این منابع تقسیم بندی کرد‪ .‬عموم‬ ‫کشورهای دارنــده منابع نفت‪ ،‬گاز و زغال سنگ به‬ ‫دلیل عالقه برای بهره مندی از این منابع ارزان‪ ،‬سعی‬ ‫در همراهی ظاهری و یا حتی مخالفت اشکار با این‬ ‫معاهده را داشته اند‪ .‬در عوض کشورهای اروپایی که‬ ‫ً‬ ‫تقریبا فاقد منابع انرژ ی های فسیلی هستند به دنبال‬ ‫همراه کردن جامعه بین الملل با خود برای رسیدن به‬ ‫اهداف موافقت نامه پاریس بوده اند‪.‬‬ ‫بسیاری از کارشناسان معتقدند اعضای این اتحادیه به‬ ‫دنبال پایین نگه داشتن قدرت رقابت رقبای اینده خود‬ ‫یعنی همان کشورهای درحال توسعه هستند‪ .‬به عنوان‬ ‫نمونه چانگ‪ ،‬اقتصاددان کــره ای‪ ،‬استاد دانشکده‬ ‫اقتصاد و سیاست دانشگاه کمبریج دراین باره می گوید‪:‬‬ ‫«سیاست این کشورها (توسعه یافته) سرنگون کردن‬ ‫نردبان توسعه بر سر کشورهای درحال توسعه است»‪.‬‬ ‫درواقع این کشورهای توسعه هستند که با استفاده از‬ ‫‪190‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫موافقت نامه پاریس هستند‬ ‫و از ابزارهای مختلف برای‬ ‫این منظور بهره می گیرند‪.‬‬ ‫بــررســی فــرایــنــد تصویب و بــررســی این‬ ‫معاهده در کشور نشان می دهد که به‬ ‫دلیل برداشت غلط از این معاهده و با‬ ‫تصور اینکه موافقت نامه پاریس موضوعی‬ ‫ً‬ ‫کامال زیست محیطی است برخورد با ان‬ ‫به شکل سطحی رخ داده است‪.‬‬ ‫‪ -4‬جمهوری‬ ‫اسالمی ایران و موافقت نامه پاریس‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪191‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫با توجه به منابع عظیم نفت و گاز در کشور‪ ،‬جمهوری‬ ‫اسالمی ایران جزو کشورهای دارنده منابع نفت و گاز‬ ‫دسته بندی می شود و انتظار می رفت که در قبال‬ ‫موافقت نامه پاریس مواجه هوشمندانه ای داشته باشد‬ ‫اما بررسی فرایند تصویب و بررسی این معاهده در کشور‬ ‫نشان می دهد که به دلیل برداشت غلط از این معاهده‬ ‫ً‬ ‫و با تصور اینکه موافقت نامه پاریس موضوعی کامال‬ ‫زیست محیطی است برخورد با ان به شکل سطحی‬ ‫رخ داده است‪.‬‬ ‫به طور ی که فرایند بررسی این معاهده در کمتر از ‪20‬‬ ‫دقیقه و ان هم باهدف مبارزه با الودگی هوا (که ارتباطی‬ ‫با گازهای گلخانه ای ندارد) در مجلس شورای اسالمی‬ ‫صورت پذیرفته است‪ .‬در همین رابطه ناصر کرمی‪،‬‬ ‫اقلیم شناس ایرانی دانشگاه ِبرگن نروژ گفت‪« :‬ایران در‬ ‫مورد امکان سنجی ّ‬ ‫تعهد کاهش ‪ 12‬درصدی گازهای‬ ‫گلخانه ای به خوبی تامل نکرده است و نمایندگان‬ ‫مجلس ایــران تجربه ی کمی از توافقات درزمینه ی‬ ‫تغییرات اب وهوا دارند»‪ .‬همچنین مهرداد عمادی‪،‬‬ ‫مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا در امور ایران‪ ،‬معتقد‬ ‫اســت‪« :‬تــا زمــانــی کــه ای ــران واحــدهــای تولید انــرژی‬ ‫مبتنی بر نفت و گاز خود را کنار نگذارد و به سمت‬ ‫انرژی خورشیدی و بادی حرکت نکند‪ ،‬هدف کاهش‬ ‫‪ 12‬درصدی در عمل غیرقابل دستیابی خواهد بود‪».‬‬ ‫باوجود کم توجهی داخلی به موافقت نامه پاریس در داخل‬ ‫کشور اما سازمان های بین المللی انتظار بسیاری از ایران‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫برای اجرای تعهدات دارند‪.‬‬ ‫نکته قابل توجه دراین باره اینکه‬ ‫با توجه به مذاکرات اخیر در‬ ‫حوزه رفع تحریم ها در برجام‬ ‫و ادعای رفع شدن تحریم ها‬ ‫توسط دولت و عدم اشاره صریح به تحریم خاصی در‬ ‫تعهدات کشور‪ ،‬مجامع بین المللی انتظار کاهش ‪12‬‬ ‫درصدی از ایران را دارند‪ .‬به عنوان نمونه گری لوئیس‬ ‫نماینده مقیم سازمان ملل در ایران در مراسم رونمایی از‬ ‫برنامه راهبرد ملی تغییر اقلیم در سازمان محیط زیست‬ ‫با اشاره به تعهدات ایران در توافق پاریس از میزان ‪12‬‬ ‫درصدی تعهدات ایران در این توافق نام برده و از ایران‬ ‫به خاطر ارائه این تعهد قدردانی کرد‪.‬‬ ‫از سوی دیگر امکان افشای اطالعات کشور در موافقت نامه‬ ‫پاریس وجود دارد‪ .‬در ماده ‪ 13‬موافقت نامه پاریس برای‬ ‫ارتقای شفافیت عملکرد کشورها در اجرای تعهداتشان‬ ‫چارچوبی تعیین شده است‪ .‬در بند ‪ 1‬این ماده داریم‪:‬‬ ‫«به منظور ایجاد اعتماد و اطمینان متقابل‪ ،‬ترویج‬ ‫اجرای موثر معاهده و ایجاد چارچوب شفافیت در مورد‬ ‫عملکرد و حمایت ها با انعطاف پذیری ساخته شده‬ ‫که با توجه به ظرفیت های مختلف طرفین و بر مبنای‬ ‫تجارب جمعی ایجاد می شود» در بند ‪ 7‬این ماده از‬ ‫اعضا خواسته شده است تا گزارش هایی را در زمینه‬ ‫انتشارهای ناشی از فعالیت انسانی با استفاده از روش‬ ‫موردتوافق کنفرانس اعضا تهیه و ارائه نماید‪.‬‬ ‫ا گــرچــه در ظاهر ایــن بند تنها ارائ ــه گ ــزارش انتشار‬ ‫خواسته شده‪ ،‬با توجه به گستردگی انتشاردهنده های‬ ‫دی اکسید کربن در کشور ازجمله میدان های نفت و‬ ‫گاز‪ ،‬پاالیشگاه ها و خطوط لوله نفت و گاز‪ ،‬نیروگاه ها‪،‬‬ ‫شبکه های انتقال نیرو‪ ،‬راه ها‪ ،‬خطوط ریلی‪ ،‬بندرها‪،‬‬ ‫وسایل حمل ونقل درو ن شهری و برو ن شهری‪ ،‬صنایع‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫پیشنهادمی شودایراننیزبه ماننددیگر کشورهای‬ ‫دارنده منابع نفت و گاز رفتاری هوشمندانه در‬ ‫قبال موافقت نامه پاریس اتخاذ کند و از رفتارهای‬ ‫عجوالنه در این خصوص پرهیز کند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -5‬نتیجه گیری‬ ‫پایه کشور ازجمله فــوالد‪ ،‬مــس‪ ،‬الومینیم‪ ،‬شیشه و‬ ‫ً‬ ‫منازل مسکونی و واحدهای تجاری و عمومی خصوصا‬ ‫صنایع نظامی و راهبردی که همگی از انرژی استفاده‬ ‫می کنند‪ ،‬تضمینی وجود ندارد که در سال های اتی‬ ‫اطالعات مربوط به هر یک از ایــن انتشاردهنده ها‬ ‫خواسته نشود و در صورت ارائه به این نهاد‪ ،‬در دسترس‬ ‫سرویس های جاسوسی غربی قرار نگیرد و در سطح‬ ‫بین المللی افشا نگردد؛ چنانچه کشور در زمینه افشای‬ ‫اطالعات طبقه بندی شده هسته ای کشور توسط اژانس‬ ‫بین المللی انــرژی اتمی اسیب های جبران ناپذیری‬ ‫متحمل گردیده است‪.‬‬ ‫به عالوه در بند ‪ 8‬ماده ‪ 13‬از اعضا خواسته شده تا‬ ‫در زمینه برخی سامانه های راهبردی با دیگر اعضا‬ ‫همکاری داشته باشند که ازجمله موارد مورداشاره‬ ‫در ان سامانه های هشداردهنده زودهنگام و امادگی‬ ‫اضطراری امده است‪ .‬ازانجا که این سامانه ها ازنظر‬ ‫اطالعاتی و امنیتی اهمیت ویژه ای برای کشور دارد‪،‬‬ ‫اجرای تعهدات در این بخش نیز با مشکالت امنیتی‬ ‫مواجه خواهد شد‪ .‬لذا درمجموع پذیرش این توافق نامه‬ ‫با توجه به ابهام در روش ارائــه گزارش های انتشار و‬ ‫همکار ی های خواسته شده در زمینه سامانه های‬ ‫اطالعاتی زمینه ای برای نفوذ اطالعاتی و امنیتی به‬ ‫کشور محسوب می شود که می تواند خالف اصل ‪3‬‬ ‫بند ‪ 5‬قانون اساسی جمهوری اسالمی ایــران باشد‬ ‫که بر طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب‬ ‫تا کید می کند‪.‬‬ ‫از منظر حقوق بین الملل مفاد موافقت نامه پاریس برای‬ ‫کشورهایی که به طور رسمی ان را در داخل کشور خود‬ ‫پذیرفته و به تصویب رسانده اند‪ ،‬الزم االجراست و با‬ ‫توجه به پیچیدگی های حقوقی موجود در موافقت نامه‬ ‫پــار یــس‪ ،‬بــررسـی هــای همه جانبه در ایــن خصوص‬ ‫ضروری است‪.‬‬ ‫از طرف دیگر در صورت نیاز به پیوستن به این موافقت نامه‬ ‫به دالیل سیاسی الزم است سند مشارکت ملی (‪)NDC‬‬ ‫ایران در این موافقت نامه دستخوش تغییرات اساسی‬ ‫شود تا در صورت عدم توافق در اجرای کامل ان‪ ،‬کشور‬ ‫از تنبیه های بین المللی به دور باشد‪.‬‬ ‫پیشنهاد می شود ایــران نیز به مانند دیگر کشورهای‬ ‫دارنده منابع نفت و گاز رفتاری هوشمندانه در قبال‬ ‫موافقت نامه پاریس اتخاذ کند و از رفتارهای عجوالنه‬ ‫در این خصوص پرهیز کند‪ .‬در این راستا کشور می تواند‬ ‫به مانند روسیه اعالم کند که برای تصمیم گیری در‬ ‫خصوص پیوستن به موافقت نامه پاریس‪ ،‬چند سال‬ ‫زمان نیاز است تا در این بازه زمانی عالوه بر بررسی های‬ ‫تخصصی حقوقی‪ ،‬امنیتی‪ ،‬علمی و اقتصادی وضعیت‬ ‫پیوستن دیگر کشورها و اج ــرای تعهدات ان هــا را‬ ‫رصد کند تا در صورت لزوم با تعهداتی حداقلی به‬ ‫موافقت نامه بپیوندد‪.‬‬ ‫پی نوشت‬ ‫‪[1] Intergovernmental Panel on Climate Change‬‬ ‫‪[2] World Meteorological Organization‬‬ ‫‪[3] Conference of the Parties‬‬ ‫‪[4] Nationally Determined Contribution‬‬ ‫‪192‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪193‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ً‬ ‫قانون کار در ایران تقریبا هیچ مدافعی ندارد‪ .‬کارگران‬ ‫ان را بسترساز ظلم به کارگر تلقی می کنند و کارفرمایان‬ ‫ان را عامل چسبندگی بــازار کار و بهره وری پایین‬ ‫نیروی کار می خوانند‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫«قانون کار» در‬ ‫دو راهی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫برخی ان را عامل بیکاری برمی شمارند و برخی زمینه ساز‬ ‫استثمار و ظلم به کارگران و مستضعفین‪ .‬گرایش های‬ ‫سرمایه ساالرانه از چسبندگی و عدم انعطاف پذیری‬ ‫بــازار کــار به واسطه ان سخن می گویند و طرفداران‬ ‫موسوم به جناح چپ و سوسیال اقتصادی‪ ،‬ان را‬ ‫ً‬ ‫قانونی ظاهرا حمایتی از کارگر اما برای توجیه ظلم به‬ ‫کارگران برمی شمارند‪.‬‬ ‫مشهور است که هر قانونی را برندگان و بازندگانی است‬ ‫اما این قاعده در مورد «قانون کار» جمهوری اسالمی‬ ‫ایران چندان صادق نیست چراکه در مورد این قانون‬ ‫نوعی احساس نارضایتی عمومی وجود دارد‪ .‬کارگران‬ ‫به ابهام های مربوط به موادی همچون ماده ‪ 7‬و ‪27‬‬ ‫و ‪ 41‬در مورد موقتی سازی قراردادهای کار و تعیین‬ ‫حداقل دستمزد نیروی کار و خارج شدن تدریجی‬ ‫نیمی از کارگران از شمول حمایتی مواد قانونی ان در‬ ‫طی سال های بعد منتقد و خواهان اصالح قانون کار‬ ‫هستند‪ .‬کارفرمایان به چسبندگی و سخت گیری های‬ ‫مختلف در انعطاف پذیری دستمزدی و تعدیل نیروی‬ ‫کار‪ ،‬معترض و ان را به ضرر خود و کارگر برمی شمارند‬ ‫و درنهایت دولت‪« ،‬قانون کار» فعلی را از موانع بهبود‬ ‫فضای کسب وکار می داند‪.‬‬ ‫همه از «قانون کار» کنونی ابراز نارضایتی می کنند‪.‬‬ ‫قانونی که ‪ 29‬ابان ‪ 1369‬نه در قوه مقننه که به جهت‬ ‫اختالفات شدید میان مجلس و شــورای نگهبان و‬ ‫طوالنی شدن فرایند تهیه و تصویب ان (حدود ‪ 9‬سال)‬ ‫در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫قانون کار‪ ،‬در دهه ‪ 60‬بزرگ ترین چالش‬ ‫مورد نزاع دو جریان راست و چپ سیاسی‬ ‫و به تبع اقتصادی در کشور بود‪.‬‬ ‫دولت سوم در اوایل سال ‪60‬‬ ‫کلید خورد‪ .‬تا ان موقع اخرین‬ ‫قانون کار مصوب در ایران‬ ‫قانون کار سال ‪ 1337‬بود که‬ ‫اشکاالت اساسی با توجه به‬ ‫پیروزی انقالب داشت و مطالبه تغییر قانون متناسب‬ ‫با احکام و قوانین اسالمی وجود داشت‪ .‬دکتر توکلی با‬ ‫تشکیل گروهی ‪ 10‬نفره مشتمل بر دو گروه متخصص‬ ‫در مسائل کار و کارگری و گروه فقیهان اسالم شناس‬ ‫ً‬ ‫که عمدتا از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‬ ‫بودند (جریانی که بعدها موسوم به جناح راست و‬ ‫طرفدار فقه سنتی شدند و این تعریف و مرزبندی هم‬ ‫چندان دقیق نبود) متنی با عنوان «طرح پیش نویس‬ ‫قانون کار» اماده کردند‪.‬‬ ‫پیش نویس این قانون بعد از چند ماه تالش اماده شد‬ ‫و به توصیه امام؟هر؟ ابتدا در شورای نگهبان طرح و‬ ‫ً‬ ‫بعد از تایید اعضای وقت شورای نگهبان که عمدتا‬ ‫ســو یــه فـکــری همسوی گ ــروه فقهی تــدو یـن گــر قانون‬ ‫داشتند‪ ،‬به عنوان الیحه در هیئت دولت مطرح شد‬ ‫اما به دلیل اختالف تفکرات چپ اقتصادی مهندس‬ ‫موسوی و بخشی از بدنه اقتصادی دولت سوم با این‬ ‫پیش نویس این طرح مخالفت و کنار گذاشته شد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ظاهرا نخست وزیر وقت هم به فرایند تصویب قانون‬ ‫(تصویب در شــورای نگهبان و بعد طرح در هیئت‬ ‫دولت به عنوان الیحه) و هم به محتوای ان (با توجه به‬ ‫قانونی که در دهه ‪ 60‬بزرگ ترین‬ ‫چالش مورد نزاع دو جریان‬ ‫راست و چپ سیاسی و به تبع‬ ‫اقتصادی در کشور بود و به‬ ‫کانون منازعه فکری و سیاسی‬ ‫در ایران پساانقالبی مبدل شد به گونه ای که بر اساس‬ ‫موضع گیری هر فرد یا جریانی نسبت به قانون کار‪ ،‬منظومه‬ ‫سیاسی و اجتماعی ان ها مشخص می گردید‪ .‬مهم ترین‬ ‫عنصر در طرح دیدگاه ها ذیل مباحث قانون کار در‬ ‫دهه ‪ 60‬نیز مسئله حدود اختیارات دولت اسالمی بود‪.‬‬ ‫روایت اجمالی تصویب جنجالی ترین قانون دهه های‬ ‫اخیر ایران معاصر در دهه ‪ 60‬برای مطالعه روند گذشته‪،‬‬ ‫فعلی و اتی تنظیمات بازار کار ایران از اهمیت برخوردار‬ ‫است‪ .‬تنظیمات و قانون گذاری که پس از سال ‪69‬‬ ‫علی رغم برخی مواد اصالحی‪ ،‬هیچ گاه به شکل کامل‬ ‫و اساسی مورد ارزیابی و اصالح قرار نگرفت و در اخرین‬ ‫مورد الیحه اصالحی دولت یازدهم در مورد قانون کار‪،‬‬ ‫وجه المعامله انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری برای‬ ‫گرفتن حمایت طبقات کارگری از رئیس جمهور وقت‬ ‫شد (بگذریم که ان الیحه اصالحی نیز اوضاع در مورد‬ ‫قانون کار را پیچیده تر و دشوارتر از گذشته می کرد)‪.‬‬ ‫‪ -1‬پرده اول‪ :‬کارگر به مثابه اجیر‬ ‫اولین تالش برای تصویب قانون کار بعد از پیروزی‬ ‫انقالب‪ ،‬به همت دکتر احمد توکلی وزیر کار وقت‬ ‫‪194‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مبنای فکری طرح تهیه شده‪ ،‬قرار دادن‬ ‫رابطه میان کارگر و کارفرما ذیل عقد اجاره و‬ ‫قرار دادن مبنای رابطه میان کارگر و کارفرما‬ ‫ذیل توافق طرفینی بود‪.‬‬ ‫در واکنش به طرح فوق الذکر که در ان زمان به طرح‬ ‫جناح راست برای قانون کار مشهور شد‪ ،‬جناح چپ‬ ‫اقتصادی دولت سوم با حمایت مهندس موسوی و‬ ‫ً‬ ‫وزیر کار وقت مهندس «سرحدی زاده» طرحی کامال‬ ‫حمایتی بــرای کارگران نوشتند که از همان ابتدای‬ ‫تصویب هم اجــرای ان کمی بعید و دشــوار به نظر‬ ‫می رسید‪ .‬این طرح با حضور تعدادی از وزیران دولت‬ ‫سوم و برخی کارشناسان وزارت کار تهیه و در ‪ 26‬بهمن‬ ‫‪ 1362‬منتشر شد‪.‬‬ ‫در این طرح برای حل مسئله فقهی چگونگی شرط گذاری‬ ‫دولت در رابطه خصوصی میان دو بازیگر اقتصادی‬ ‫چنین بیان شد که می توان بــرای واحدهایی که از‬ ‫امکانات و خدمات دولتی و عمومی مانند اب‪ ،‬برق‪،‬‬ ‫تلفن‪ ،‬سوخت‪ ،‬ارز‪ ،‬مواد اولیه‪ ،‬بندر‪ ،‬جاده‪ ،‬اسکله‪،‬‬ ‫سیستم اداری‪ ،‬سیستم بانکی و غیره به نحوی استفاده‬ ‫می نمایند‪ ،‬اعم از این که این استفاده از گذشته بوده و‬ ‫استمرار داشته باشد و یا به تازگی به عمل اید‪ ،‬در ازای‬ ‫این استفاده شروطی الزامی را مقرر نمود‪ .‬بعدها و اذرماه‬ ‫‪195‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ -2‬پرده دوم‪ :‬قانون به ظاهر حامی‬ ‫کارگر‪ ،‬درواقع ضد کارگر‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫گرایش های نویسندگان طرح) اشکال جدی داشت‪.‬‬ ‫اختالفات درنهایت منجر به حذف کامل این طرح و‬ ‫استعفای دکتر توکلی از وزارت کار در سال ‪ 62‬شد‪.‬‬ ‫مبنای فکری طرح تهیه شده‪ ،‬قرار دادن رابطه میان‬ ‫کارگر و کارفرما ذیل عقد اجــاره و قــرار دادن مبنای‬ ‫رابطه میان کارگر و کارفرما ذیل توافق طرفینی بود‪.‬‬ ‫بر طبق این نگاه‪ ،‬رابطه کارگر و کارفرما همان رابطه‬ ‫اجیر و مستاجر است و باید بر اساس احکام اولیه فقه‬ ‫اسالمی در چارچوب قرارداد خصوصی و مدنی بین‬ ‫طرفین تنظیم شود‪ .‬عنوان صریح «اجیر» برای کارگر در‬ ‫این طرح مورداستفاده قرار گرفت که نوعی بدسلیقگی‬ ‫تهیه کنندگان ان قانون بود‪.‬‬ ‫اما اشکال اساسی این طرح نادیده گرفتن ماهیت‬ ‫حقوقی «قانون کار» در دنیای معاصر بود‪ .‬مقوله حقوق‬ ‫ً‬ ‫کار اساسا ذیل حقوق عمومی و در جایگاه حمایت از‬ ‫کارگر به عنوان سویه تضعیف شده در روابط میان کار‬ ‫و سرمایه مطرح می گردد و در بحث حقوق عمومی‬ ‫تراضی طرفین یک قرارداد نمی تواند مال ک عمل قرار‬ ‫گیرد چراکه گاه در شرایط اضطرار ممکن است سویه‬ ‫تضعیف شده رابطه راضی به هر فعالیتی گردد‪ .‬این‬ ‫موضوع ارتباطی با فرض تعارض یا هماهنگی منافع‬ ‫میان کارفرما و کارگر در اقتصاد اسالمی هم ندارد و به‬ ‫شکل تخصصی از موضوع خارج است‪ .‬تدوین کنندگان‬ ‫ایــن طــرح دنیای جدید و اجــزای درونــی مناسبات‬ ‫سرمایه داری را به گونه ای خاص می فهمیدند‪ ،‬درکی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫روابط اجتماعی‬ ‫کردن ِ‬ ‫خاص از شرعی بودن و شرعی ِ‬ ‫داشتند و بــرای احــتــراز از مارکسیسم راهــی خاص‬ ‫برگزیده بودند و البته تلقی خاصی از نقش عقل در‬ ‫فهم دین داشتند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫به بازار کار می شد و در ثانی به گواهی تاریخ‪ ،‬اعمال‬ ‫سیاست های چسبنده و سخت گیرانه در حوزه روابط‬ ‫کار‪ ،‬منجر به گسترش بازار غیررسمی کار و استثمار‬ ‫هر چه بیشتر نیروی کار می شود‪.‬‬ ‫سال ‪ 66‬این موضوع با استفتایی از سوی وزیر کار از‬ ‫حضرت امام؟هر؟ مستند فقهی یافت‪.‬‬ ‫بر این مبنا‪ ،‬در این طرح مقررات جامع تری نسبت به‬ ‫شرایط کار‪ ،‬وضعیت استخدام و اخراج نیروی کار‬ ‫(سخت گیری های شدید و گاه عجیب در مورد اخراج‬ ‫کارگران) وضع شد‪ 21 .‬فروردین ‪ 1364‬مهندس موسوی‬ ‫در نامه ای به وزیر کار وقت از حل شدن اشکال شرعی‬ ‫مداخله دولت در قرارداد میان کارگر و کارفرما سخن‬ ‫گفت و سرانجام این طرح در ‪ 24‬اردیبهشت ‪ 64‬به قوه‬ ‫مقننه و در ابتدا در کمیسیون کار و امور اداری ارائه‬ ‫شد‪ .‬در این کمیسیون نیز بررسی و بازنگری بندهایی‬ ‫از ان بر اساس قوانین سایر کشورها و مقاوله نامه های‬ ‫سازمان بین المللی کار صورت پذیرفت و سرانجام در‬ ‫شهریور ‪ 65‬به صحن علنی مجلس ارائه و در مهر ‪65‬‬ ‫کلیات ان تصویب شد‪ .‬در مجلس شورای اسالمی در‬ ‫دوم مذاکرات تفصیلی مواد قانون کار ‪ 16‬جلسه‬ ‫دوره ِ‬ ‫بحث و بررسی صورت پذیرفت و در ‪ 28‬ابان ‪ 1366‬به‬ ‫تصویب رسید و برای بررسی مطابقت با شرع و قانون‬ ‫اساسی به شورای نگهبان ارسال شد‪.‬‬ ‫این طرح به ظاهر با گرایش حمایت از حقوق کارگر و‬ ‫طبقه مستضعف نوشته شده بود اما در این تنظیمات‬ ‫حمایتی با ساده لوحی و سطحی نگری تام در عمل به‬ ‫ً‬ ‫ضرر کارگر منتهی می شد‪ .‬چراکه اوال این تنظیمات‬ ‫حمایتی بــرای کارگران فعال در بــازار کار بود و این‬ ‫تنظیمات سخت گیرانه مانع از ورود ساده و روان تازه واردها‬ ‫‪ -3‬پرده سوم‪ :‬فقه حکومتی در ازمون‬ ‫دشوار‪ :‬تشخیص مصلحت اخرین راه‬ ‫ً‬ ‫طبق پیش بینی‪ ،‬شورای نگهبان که عمدتا اعضای ان‬ ‫از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و طرفدار فقه سنتی‬ ‫ً‬ ‫به معنای خاص خود بودند‪ ،‬با طرحی که کامال مغایر‬ ‫با مبانی فقه اسالمی می امد مخالفت کردند‪ .‬شورای‬ ‫نگهبان در ‪ 19‬اذر ‪ 66‬از همان ماده یک و اصل الزام‬ ‫کارفرما به شروطی خاص به عنوان اشکال فقهی یادکرد‬ ‫که نیازمند فتوای صریح امام؟هر؟ است‪ .‬شورای نگهبان‬ ‫بیش از ‪ 70‬اشکال اساسی مخالفت با شرع و مخالفت‬ ‫با قانون اساسی از متن قانون گرفت‪ .‬پیش تر بیان شد‬ ‫که نامه ‪ 19‬اذر امام؟هر؟ به وزیر کار تا حدودی موانع‬ ‫فقهی و شرعی موضوع را برداشت اما اختالف شورای‬ ‫نگهبان و مجلس شورای اسالمی در مورد قانون کار‬ ‫حل نشد‪ .‬نامه دبیر شورای نگهبان (ایت اهلل صافی) به‬ ‫امام در ‪ 26‬اذرماه و پاسخ امام در ‪ 11‬دی ‪ 66‬اختالفات‬ ‫را نمایان کرد‪ .‬برداشت خاص برخی از سخنان نماز‬ ‫جمعه رئیس جمهور وقت (حضرت ایت اهلل خامنه ای)‬ ‫در تفسیر دیدگاه امام و پاسخ امام؟هر؟ به نامه ایشان‬ ‫در ‪ 16‬دی ‪ 66‬منجر به اشکار شدن تفاوت دیدگاه در‬ ‫‪196‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫چالش ده ساله بــرای تنظیم قانون کار‬ ‫نفس تصویب این‬ ‫جمهوری اسالمی و‬ ‫ِ‬ ‫قانون در مجمع تشخیص مصلحت نظام‬ ‫نشان دهنده فعال بودن نیروهای فکری و‬ ‫سیاسی متکثر در این عرصه است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪197‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫موضوع قانون کار به طور خاص و میزان و قلمرو مداخله‬ ‫دولت اسالمی به طور عام شد‪.‬‬ ‫با تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام در ‪ 11‬بهمن‬ ‫‪ ،66‬قانون کار در اذر ‪ 67‬در مجمع مطرح گردید‪ .‬مجمع‬ ‫تشخیص اما به جهت دشواری کار و اختالفات شدید‬ ‫مجلس و شورای نگهبان‪ ،‬بار دیگر این مصوبه را به‬ ‫مجلس بازگرداند تا با توجه به دغدغه های شورای‬ ‫نگهبان اشکاالت به حداقل برسد‪.‬‬ ‫باوجود نشست های متعدد در کمیسیون تخصصی‬ ‫موضوع در مجلس با نماینده شورای نگهبان به منظور‬ ‫رفع اختالفات در مواد ایرادی شورای نگهبان‪ ،‬درنهایت‬ ‫اصالحات انجام شده موردقبول شورای نگهبان قرار‬ ‫نگرفت و ‪ 24‬اردیبهشت ‪ 68‬شورای نگهبان از باقی‬ ‫ماندن اشکاالت در متن سخن گفت‪ .‬مجلس شورای‬ ‫اسالمی نیز بر مصوبه خود اصرار و در دوم مهرماه ‪1368‬‬ ‫ً‬ ‫مجددا این طرح را به مجمع تشخیص مصلحت‬ ‫نظام فرستاد‪.‬‬ ‫بررسی متن مصوبه اصالحی از نیمه دوم سال ‪68‬‬ ‫در دســتــور کــار مجمع قــرار گــرفــت‪ .‬م ــوارد اختالفی‬ ‫میان مجلس و شورای نگهبان موردبحث و بررسی‬ ‫قرار گرفت و سرانجام در ‪ 29‬ابان ‪« 1369‬قانون کار‬ ‫جمهوری اسالمی ایران» به تصویب مجمع تشخیص‬ ‫مصلحت نظام رسید‪.‬‬ ‫چالش ده ساله برای تنظیم قانون کار جمهوری اسالمی و‬ ‫نفس تصویب این قانون در مجمع تشخیص مصلحت‬ ‫ِ‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫نظام نشان دهنده فعال بودن نیروهای فکری و سیاسی‬ ‫متکثر در این عرصه است‪ .‬قانون کار به عنوان قلب‬ ‫تنظیم کننده روابط اقتصادی میان کار و سرمایه به نوعی‬ ‫قانون اساسی نظام اقتصادی هر کشوری است و مرور‬ ‫تاریخچه شکل گیری ان نشان می دهد که این فرزند در‬ ‫کشور ما گرچه ‪ 9‬سال برای حیاتش زمان صرف شد‬ ‫اما طبیعی متولد نشد و تغییرها و تفسیرهای دهه های‬ ‫بعد نشان داد در عرصه تنظیمات حیات اجتماعی‬ ‫میان نیت مندی کنشگران اجتماعی با واقعیت های‬ ‫اجتماعی فاصله بسیار است‪ .‬چه بسیار قوانینی که با‬ ‫رویکرد و هدف اقامه عدالت اجتماعی در کشورمان‬ ‫تصویب شدند و ره افسانه زدند‪ .‬موقتی سازی بیش از‬ ‫‪ 90‬درصد قراردادهای کار‪ ،‬وضعیت معیشت نامناسب‬ ‫کارگران و پایین امدن قدرت چانه زنی فردی و جمعی‬ ‫ان ها از سویی و بهره وری پایین و از زیر کار دررفتن های‬ ‫شدید نیروی کار از سوی دیگر‪ ،‬به واسطه ظهور پدیده‬ ‫چند شغلی شدن نیروی کار‪ ،‬نتیجه برخورد احساسی و‬ ‫غیرعقالیی در حمایت از نیروی کار در تصویب قانون‬ ‫کار در دهه ‪ 60‬است‪.‬‬ ‫قانون کار بعد از ‪ 26‬سال هم چنان چشم انتظار تغییر‬ ‫است‪ .‬تغییری به نفع همه شرکای اجتماعی حوزه کار‪:‬‬ ‫کارگر‪ ،‬کارفرما‪ ،‬دولت و جامعه به معنای عمومی ان‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دکتر محمدحسین قوام‬ ‫پژوهشگر حوزه مالی اسالمی مرکز رشد‬ ‫عضو هئیت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫شاید بتوان با یک جستجوی ساده در گوگل فارسی‬ ‫و تنها با استفاده از محتوای موجود در رکوردهای‬ ‫صفحات نخست گوگل‪ ،‬یک گــزارش صد یا شاید‬ ‫دویست صفحه ای فارسی پیرامون پدیده بیت کوین‬ ‫تهیه نمود لیکن ارزش یک تحلیل‪ ،‬تعلیل و ارزیابی های‬ ‫خالقانه به دوراز جریان های خبری و تحلیلی مرسوم‬ ‫پیرامون پدیده ای چون بیت کوین‪ ،‬به مراتب بیشتر از‬ ‫گزارش فوق الذکر باشد‪ .‬در ذیل سعی نمودیم نمونه‬ ‫کوچکی از چنین تحلیلی را ارائه نماییم‪.‬‬ ‫بیت کوین عبارت است از یک نوع پول مجازی که‬ ‫طبق یک الگوریتم ریاضی در سال ‪ 2009‬توسط یک‬ ‫متخصص نرم افزار به نام ساتوشی ناکاماتو در فضای‬ ‫مجازی تولید شده است‪.‬‬ ‫ادعای خالق این پول این است که ارزش گذاری پایه ای‬ ‫این پول بر مبانی الگوریتمی پیچیده شکل گرفته است‬ ‫ً‬ ‫(که طبیعتا به سادگی برای همگان قالب فهم نیست)‪.‬‬ ‫بیت کوین در حال حاضر در فضای مجازی در مقابل‬ ‫سایر ارزهای بین المللی‪ ،‬مورد ارزش گذاری و مبادله‬ ‫قــرارمــی گیرد‪ .‬ام ــروزه مـبــادالت و خریدوفروش های‬ ‫اینترنتی در فضای مجازی‪ ،‬توسعه زیادی پیداکرده‬ ‫است و همین موضوع بستر مناسبی را برای توسعه‬ ‫استفاده از بیت کوین به عنوان یک وسیله مبادله‬ ‫فراهم نموده است‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر‪ ،‬بیت کوین پس از خلق در فضای‬ ‫مجازی و دریافت یک اقبال عمومی‪ ،‬توانست خود را‬ ‫به عنوان یک وسیله مبادله یا همان پول الکترونیکی و‬ ‫مجازی جهت پرداخت در قبال خرید کاال و خدمات‬ ‫گوناگون‪ ،‬مطرح نماید‪.‬‬ ‫کار‬ ‫پایان ِ‬ ‫بیت کوین‪ِ :‬‬ ‫ناتمام تحریم ها‬ ‫ِ‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ -1‬بیت کوین‪ :‬یک پول مجازی‬ ‫ناتمام تحریم های مالی را‬ ‫کار‬ ‫بیت کوین می تواند ِ‬ ‫ِ‬ ‫پیرامون حذف منابع ارزی کشور به پایان برساند‬ ‫‪198‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ارزش بیت کوین در طول سال های پس از‬ ‫ایجاد در فضای مجازی‪ ،‬شاهد نوسانات‬ ‫بسیاری بوده است که از مهم ترین علل‬ ‫ان‪ ،‬عدم وجود پشتوانه حاکمیتی و اقبال‬ ‫وسیع سفته بازان به خــر یــدوفــر وش ارز‬ ‫مذکور هست‪.‬‬ ‫‪ -3‬پشتوانه ارزش بیت کوین‬ ‫انچه پیرامون بیت کوین مسلم است‪ ،‬عبارت است‬ ‫از این واقعیت که بیت کوین یک پول فاقد پشتوانه‬ ‫حاکمیتی است‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬تمامی ارزهای معتبر‬ ‫بین المللی دارای یک پشتوانه های حا کمیتی به نام‬ ‫بانک های مرکزی هستند که حفظ ارزش پول های ملی‬ ‫کشورهای متبوع خود‪ ،‬از اصلی ترین وظایف ان هاست‪.‬‬ ‫به طور مثال بانک فدرال رزرو پشتوانه پول رسمی کشور‬ ‫امریکا یا همان دالر است که مهم ترین وظیفه این بانک‪،‬‬ ‫حفظ ارزش دالر به عنوان پول ملی کشور امریکاست‪.‬‬ ‫‪199‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ -4‬یک پول ناقص‬ ‫ً‬ ‫اساسا در مباحث اقتصادی و مالی‪ ،‬برای پدیده ای به‬ ‫نام پول‪ ،‬سه وظیفه محوری شمرده می شود که عبارت‬ ‫است از ‪-1‬وسیله مبادله‪ -2 ،‬وسیله ذخیره ارزش و‬ ‫‪ -3‬وسیله شمارش یا احصا ارزش‪.‬‬ ‫پـیــرامــون بیت کوین م ـی تــوان گفت کــه بــا تــوجــه به‬ ‫مقبولیت این پول الکترونیکی در فضای مجازی جهت‬ ‫خریدوفروش کاالها و خدمات مختلف‪ ،‬بیت کوین‬ ‫در حال حاضر وظیفه نخست یک پول کامل را ایفا‬ ‫می نماید لیکن در ایفای نقش های دوم و سوم توسط‬ ‫بیت کوین‪ ،‬تردید جدی وجود دارد‪.‬‬ ‫مهم ترین علل عدم توانمندی بیت کوین در ایفای دو‬ ‫کارکرد اخر‪ ،‬نوسانات شدید در ارزش بیت کوین است‬ ‫که امکان تبدیل شدن ان را به یک پول کامل در اینده‬ ‫با ابهام و تردید جدی مواجه می نماید‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ارزش بیت کوین در طول سال های پس از ایجاد در‬ ‫فضای مجازی‪ ،‬شاهد نوسانات بسیاری بوده است‬ ‫که از مهم ترین علل ان‪ ،‬عدم وجود پشتوانه حاکمیتی و‬ ‫اقبال وسیع سفته بازان به خریدوفروش ارز مذکور هست‪.‬‬ ‫ارزش دالری بیت کوین در سال ‪ 2011‬از ‪ 32‬دالر به‬ ‫‪ 255‬دالر در ماه اوریل ‪ 2013‬افزایش و در همان سال‬ ‫ارزش ان به ‪ 55‬دالر سقوط و سپس به عدد ‪ 1125‬دالر‬ ‫صعود کرد‪ .‬در همین راستا ارزش پول مذکور در سال‬ ‫ً‬ ‫‪ 2014‬مجددا به رقم ‪ 500‬دالر سقوط و مجدد صعود‬ ‫خــود را اغــاز نــمــود‪ .‬در همین راسـتــا در دوره زمانی‬ ‫حاضر به عنوان مثال در تاریخ ‪ 25‬دسامبر ‪ ،2017‬ارزش‬ ‫بیت کوین پس از سقوط حدود ‪ 40‬درصدی طی پنج‬ ‫ً‬ ‫روز گذشته‪ ،‬مجددا با یک رشد حباب گونه‪ ،‬به رقم‬ ‫‪ 15479‬دالر صعود نمود‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -2‬سیر تاریخی ارزش بیت کوین‬ ‫از طرف دیگر واحدهای پولی دیگری نیز وجود دارند‬ ‫که نهادهای مالی بین المللی و نه بانک مرکزی یک‬ ‫کشور معین‪ ،‬پشتوانه حفظ ارزش ان ها هستند مانند‬ ‫واحد پولی ‪ SDR‬که توسط صندوق بین المللی پول‬ ‫خلق شده و حمایت می شود و یا دینار اسالمی (‪ )ID‬که‬ ‫واحد پول بانک توسعه اسالمی است‪ .‬لیکن پیرامون‬ ‫بیت کوین چنین پشتوانه ای وجود ندارد و هیچ بانک‬ ‫مرکزی و هیچ نهاد بین المللی در هیچ نقطه از دنیا‪،‬‬ ‫ضامن ارزش این پول مجازی نیست‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫برخی گمانه زنی ها حاکی از وجود برخی‬ ‫انگیزه ها در سازمان های امنیتی و جاسوسی‬ ‫همانند ‪ CIA‬برای ایجاد و توسعه بیت کوین‬ ‫است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -5‬تحریک طمع انسانی‬ ‫مطرح می شود‪ .‬برخی گمانه زنی ها حا کی از وجود‬ ‫برخی انگیزه ها در سازمان های امنیتی و جاسوسی‬ ‫همانند ‪ CIA‬برای ایجاد و توسعه بیت کوین است‪.‬‬ ‫شاید یکی از مهم ترین این انگیزه ها را بتوان ایجاد یک‬ ‫روش غیرقابل ردیابی تامین مالی احزاب‪ ،‬معارضین‪،‬‬ ‫گروه های تروریستی و جریان های کودتا در کشورهای‬ ‫دارای حکومت های غیر هم جهت باسیاست های‬ ‫غرب دانست‪.‬‬ ‫از دیگر انگیزه های انتشار این گونه پول ها توسط‬ ‫نهادهای مــذکــور را مـی تــوان نفوذ در ساختار مالی‬ ‫کشورهای هدف و ایجاد وابستگی های پولی و مالی‬ ‫در انواع بازارهای مالی ان ها به بیت کوین و پول های‬ ‫مشابه در فاز اول و سپس ایجاد اختال ل های جدی‬ ‫در ساختار مالی کشورها از طریق ایجاد نوسان شدید‬ ‫در ارزش بیت کوین به عنوان فــاز نهایی‪ ،‬دانست‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر بیت کوین و پول های مشابه می توانند‬ ‫نقش بمب های ساعتی را در اقتصاد و بازارهای مالی‬ ‫کشورهای مختلف ایفا نمایند‪.‬‬ ‫با توجه به ایــن واقعیت که بیت کوین تنها یکی از‬ ‫نقش های سه گانه یــک پــول کــامــل را ایـفــا نــمــوده و‬ ‫به عبارت دیگر یک پول کامل تلقی نمی شود‪ ،‬می بایست‬ ‫برای استقبال گسترده افراد در سرتاسر دنیا از این پول‬ ‫مجازی‪ ،‬علت های دیگری را جستجو کرد‪.‬‬ ‫یکی از فرضیات مهم پیرامون علت استقبال گسترده‬ ‫از این پول مجازی عبارت است از تحریک و تهییج‬ ‫مضاعف خوی طمع ورزی بشر برای کسب ثروت های‬ ‫بزرگ و بدون زحمت ان هم در مدت زمان های خیلی‬ ‫کوتاه‪ .‬منظور از ذکر واژه های تحریک و تهییج نیز به‬ ‫این واقعیت برمی گردد که نقش تبلیغات هدف دار‬ ‫رسانه های بین المللی در این زمینه‪ ،‬بسیار محسوس و‬ ‫مشهود است و تعلیل این سطح از اقبال به خریدوفروش‬ ‫ً‬ ‫بیت کوین‪ ،‬صرفا بر مبنای خوی دنیاطلبی و منفعت طلبی‬ ‫انسان ها‪ ،‬چندان منطقی به نظر نمی رسد‪.‬‬ ‫‪ -6‬پشت پرده بیت کوین‬ ‫با توجه به مجموعه واقعیت های مشاهده شده پیرامون‬ ‫بیت کوین شامل فرایند مبهم ایجاد و افزایش حجم‪،‬‬ ‫نقش رسانه های بین المللی در رونق افزایش تقاضا و رونق‬ ‫بازار معامالت بیت کوین‪ ،‬عدم ضمانت و عدم وجود‬ ‫هیچ گونه پشتوانه ملی (بانک های مرکزی) و بین المللی‬ ‫(نهادهای معتبر بین مللی همچون ‪ ،)...،IMF‬نوسانات‬ ‫شدید ارزش و بالطبع عدم ایفای نقش یک پول کامل‬ ‫توسط بیت کوین و‪ ...‬تردیدهای فراوانی پیرامون علل‬ ‫واقعی خلق و ایجاد رونــق در معامالت بیت کوین‬ ‫‪ -7‬علل اقبال ایرانیان‬ ‫یکی از مهم ترین علل استقبال از بیت کوین در ایران را‬ ‫می توان توسعه فرهنگ تمایل به اشرافی گری‪ ،‬طمع ورزی‬ ‫و تمایل به کسب سریع ثروت های هنگفت همانند‬ ‫سایر نقاط دنیا دانست‪.‬‬ ‫شاید وجود و افزایش این فرهنگ در بین ایرانیان را در‬ ‫مصادیق دیگری همچون توسعه شرکت های هرمی طی‬ ‫سال های گذشته نیز بتوان مشاهده نمود‪.‬‬ ‫‪200‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫یکی از مهم ترین چالش های اتی نظام‬ ‫پولی و مالی ایران پیرامون پول مجازی‬ ‫بیت کوین و پدیده های مشابه‪ ،‬افزایش‬ ‫ورود اقشار مختلف مردم به ویژه جوانان‬ ‫به صحنه معامالت مربوطه است‪.‬‬ ‫یکی از مهم ترین چالش های اتی نظام پولی و مالی ایران‬ ‫پیرامون پول مجازی بیت کوین و پدیده های مشابه‪،‬‬ ‫افزایش ورود اقشار مختلف مردم به ویژه جوانان به صحنه‬ ‫معامالت مربوطه و درگیر شدن بخش بیشتری از منابع‬ ‫ارزی کشور در ارتباط با معامالت بیت کوین است‪.‬‬ ‫شاید بتوان این فرضیه را مطرح نمود که بیت کوین‬ ‫می تواند کار ناتمام تحریم های گسترده مالی و پولی‬ ‫کشور را‪ ،‬پیرامون محدودسازی و در صورت امکان‬ ‫حذف منابع ارزی کشور‪ ،‬به اتمام برساند‪.‬‬ ‫مهم ترین راهکار بــرای مقابله با این اثــار احتمالی‪،‬‬ ‫اطالع رسانی گسترده به عنوان یک راه حل کوتاه مدت‬ ‫ک راه حل بلندمدت‬ ‫و فرهنگ سازی وسیع به عنوان ی ‬ ‫است‪ .‬از دیگر چالش های احتمالی‪ ،‬امکان ورود برخی‬ ‫از بانک ها به صورت غیرمستقیم و موسسات بزرگ مالی‬ ‫‪201‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -8‬بیت کوین در ایران؛ چالش ها و راهکارها‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫یکی دیگر از دالیل مهم افزایش اقبال به بیت کوین‪،‬‬ ‫وجود رکود عمیق در بخش های تولیدی‪ ،‬بازرگانی و‬ ‫خدماتی و باال بودن نرخ بیکاری به ویژه بین جوانان‬ ‫است که باعث تمایل گسترده مردم به ویژه جوانان به‬ ‫معامالت بیت کوین با هدف کسب درامد و سود از‬ ‫این مجرا گردیده است‪.‬‬ ‫البته انتظار می رود که اگر فضای روانی حاضر پیرامون‬ ‫هر کاال یا بازار دیگری هم در ایران رخ دهد‪ ،‬همین هجوم‬ ‫مردم به حضور و معامله در بازار مذکور را شاهد خواهیم‬ ‫بود همان گونه که حضور گسترده مردم در معامالت‬ ‫بازار ارز و طال را در سال ‪ 91‬شاهد بودیم‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫و اعتباری کشور به صورت مستقیم و غیرمستقیم به‬ ‫صحنه معامالت بیت کوین باهدف ایجاد درامــد و‬ ‫شناسایی سود است‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر‪ ،‬وقتی وضعیت نامناسب مالی بسیاری‬ ‫از بانک های بزرگ دولتی و خصوصی کشور را در کنار‬ ‫افزایش امار ورشکستگی موسسات مالی و اعتباری‬ ‫قــرار می دهیم و از طرف دیگر‪ ،‬نگاهی به رفتارهای‬ ‫سفته بازانه و مختل کننده این نهادها در نوسانات‬ ‫بازارهای ارز و طال در سال های اوج گیری تحریم ها و‬ ‫بالطبع مشکالت اقتصادی کشور می اندازیم‪ ،‬احتمال‬ ‫درگیر شدن نهادهای مذکور در معامالت بیت کوین‬ ‫و پول های مجازی مشابه را نمی توانیم دور از ذهن‬ ‫تلقی کنیم‪.‬‬ ‫الزم به ذکر است جهت پیشگیری‪ ،‬کنترل و مقابله با‬ ‫این چالش‪ ،‬نقش نهادهای حاکمیتی و نظارتی پولی و‬ ‫مالی کشور شامل بانک مرکزی‪ ،‬سازمان بورس و اوراق‬ ‫بهادار و نهادهای امنیتی شامل وزارت اطالعات‪،‬‬ ‫اطالعات سپاه پاسداران انقالب اسالمی و سازمان‬ ‫پدافند غیرعامل بسیار حیاتی به نظر می رسد‪.‬‬ ‫اگر بخواهیم همه راهکارهای فوق الذکر را در ذیل یک‬ ‫عنوان تجمیع نماییم‪ ،‬می توان عنوان راه حل های‬ ‫درمانی را بــرای ایشان انتخاب نمود لیکن راه حــل‬ ‫اصلی عبارت اســت از یک فرایند پویا و هوشمند‬ ‫مبتنی بر ارتقای سالمت و پیشگیری نظام اقتصادی‬ ‫و مالی کشور که ان هم چیزی نیست جز فرایند تحقق‬ ‫اقتصاد مقاومتی و استقرار نظام مالی اسالمی مقاومتی‬ ‫در کشور ایران و بس‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫فناور ی های برهمزن در ادبیات مدیریت فناوری و‬ ‫نواوری به فناور ی های گفته می شود که اثرات اقتصادی‬ ‫و اجتماعی باالیی داشته و ارزش افرینی باالیی در‬ ‫بخش های مختلف ایــجــاد می کنند‪ .‬یکی از این‬ ‫فناور ی های برهمزن که در سال های اخیر زمینه ساز‬ ‫تـحــوالت ز ی ــادی در فــضــای کـسـب وکــار کشورهای‬ ‫مختلف شده است‪« ،‬اقتصاد پلتفرم» و یا به تعبیر‬ ‫دیگری «اقتصاد اشتراکی» است‪« .‬اقتصاد پلتفرم»‬ ‫به این مفهوم اشاره دارد که برخالف بازارهای سنتی‬ ‫گذشته‪ ،‬بازارهای دوسویه بر اثر گسترش فناور ی های‬ ‫ارتباطی و اینترنت مرزهای اقتصادی و اجتماعی را با‬ ‫سرعت بسیار زیادی طی نموده اند و محدودیت های‬ ‫مکانی و زمانی را از بین برده اند‪.‬‬ ‫به وجود امدن بازارهای دوسویه در بستر اینترنت به‬ ‫دلیل برونداد مثبت و اثر شبکه ای‪ ،‬سرعت و ارزش‬ ‫اقتصادی باالیی را در کوتاه مدت در کسب وکارهای‬ ‫ً‬ ‫مختلف ایجاد کرده است به نحوی که تقریبا در اکثر‬ ‫بخش های اقتصادی ورودهایی از این سنخ داشته ایم‪.‬‬ ‫این کسب وکارهای به وجــود امــده نه تنها در بخش‬ ‫خصوصی ورود داشته بلکه مرزهای خود را در بخش‬ ‫عمومی و دولتی نیز گسترش داده اند و در چشم انداز‬ ‫اتی این فناوری پیش بینی می شود که حجم بازار ان‬ ‫در سال ‪ 2030‬به حدود ‪ 400‬میلیارد دالر برسد‪.‬‬ ‫به طعم اشتراکی گری‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫محمد رحمتی‬ ‫پژوهشگر هسته مدیریت نواوری و فناوری مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت فناوری دانشگاه علم و صنعت‬ ‫اقتصاد پلتفرم بستر نوین اشاعه و خلق نواور ی های‬ ‫جدید است‬ ‫‪202‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫به وجود امدن فضای اقتصادی جدید بر‬ ‫مبنای اقتصاد پلتفرم یا اقتصاد اشتراکی‬ ‫فرصت بسیار مغتنمی برای اقتصاد کشور‬ ‫است تا با برخی بازطراحی های الزم‪ ،‬زمینه‬ ‫را برای استفاده هر چه بهتر از منابع اعم‬ ‫از مادی و انسانی فراهم سازد‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪203‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫نمونه های خارجی ایــن مــدل جدید اقتصادی که‬ ‫به صورت کالسیک از ان ها نام برده می شود‪« ،‬اوبر»‬ ‫و «ایربی ان بی» است که اگر بخواهیم مثال ملموس‬ ‫ان را در کشور ذکر کنیم اسنپ و تپ سی نمونه های‬ ‫خوبی در بخش حمل ونقل هستند‪ .‬البته این مدل‬ ‫اقتصادی در فرایند توسعه خود در حال حذف کامل‬ ‫واسطه ها و حتی حذف نقش بسیار کم واسطه های‬ ‫قبلی است؛ به همین دلیل شکل گیری فناور ی های‬ ‫جدیدی چون بال ک چین که بیت کوین نیز در بستر‬ ‫این فناوری شکل گرفته است می تواند در ادامه همین‬ ‫مسیر توسعه دیده شود‪.‬‬ ‫به وجود امدن فضای اقتصادی جدید بر مبنای اقتصاد‬ ‫پلتفرم یا اقتصاد اشتراکی فرصت بسیار مغتنمی برای‬ ‫اقتصاد کشور است تا با برخی بازطراحی های الزم‪ ،‬زمینه‬ ‫را برای استفاده هر چه بهتر از منابع اعم از مادی و انسانی‬ ‫فراهم سازد‪ .‬نمونه سیستم های حمل ونقل اینترنتی در‬ ‫کشور که روزانه بیش از صد هزار سفر درو ن شهری را‬ ‫انجام می دهند‪ ،‬حا کی از میزان گسترش سریع این‬ ‫کسب وکارها در سال های اخیر دارد‪.‬‬ ‫با وجود شکل گیری سریع این بستر اقتصادی‪ ،‬اقتصاد‬ ‫پلتفرم نهاد و متولی رسمی و قابل قبولی را در کشور‬ ‫ً‬ ‫نداشته و تقریبا هیچ تنظیم گری خاصی در این مورد‬ ‫صورت نگرفته است‪ .‬اقتصاد پلتفرم در بسیاری از‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫کشورها دارای دفاتر دولتی و کمیسیون های خاصی‬ ‫است تا در برخی چالش ها از جمله مالیات‪ ،‬انحصار‪،‬‬ ‫قیمت گذاری و ‪ ...‬ورود مستقیمی به این فضا داشته‬ ‫باشند‪.‬‬ ‫همان طور که گفته شد بسیاری از کشورها و هم چنین‬ ‫اتحادیه اروپا به علت اهمیت مسئله اقتصاد اشتراکی‬ ‫دفاتر خاص و کمیسیون های مشترکی را به منظور تنظیم‬ ‫گری و تحلیل و سناریونویسی این فناوری ایجاد کرده اند‪.‬‬ ‫در فضایی که مفهوم بسیار مهمی چون مالکیت دچار‬ ‫زوال معنا می شود و حداقل معنای متفاوتی از خود با‬ ‫گذشته نشان می دهد‪ ،‬به نظر می رسد که بایستی منتظر‬ ‫تحوالت بزرگی در کسب وکارها و فضای اقتصادی‬ ‫کشورها باشیم‪.‬‬ ‫ی در فضای کسب وکار جهانی‬ ‫در مجموع جهش جدید ‬ ‫به وجود امده که فرصت ها و تهدیدهای زیادی را برای‬ ‫اقتصاد کشور فراهم کرده است‪ .‬در صورت نداشتن‬ ‫دید مناسب از حد و حدود و تاثیرات این اقتصاد در‬ ‫بلندمدت‪ ،‬بهره الزم را از این فرصت نخواهیم برد‪ .‬در‬ ‫جنبه دیگر این اقتصاد‪ ،‬تهدیدها و چالش هایی وجود‬ ‫دارد که عدم تنظیم گری دقیق دولت می تواند زمینه ساز‬ ‫مشکالت و چالش هایی از جمله فرار مالیاتی و یا ایجاد‬ ‫انحصار در فضای کسب وکار شود‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫جواد ازادی‬ ‫پژوهشگر هسته فضای مجازی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حوزه باز ی های رایانه ای یکی از موثرترین و جذاب ترین‬ ‫بخش های فضای مجازی است که البته برخالف‬ ‫اثرگذاری عمیقی که در تعلیم و تربیت دارد‪ ،‬صنعتی‬ ‫پرهزینه است و در کشور ما به سبب رقبای بین المللی‬ ‫ً‬ ‫تقریبا دیربازده و حتی بدون بازده به شمار می رود تا جایی‬ ‫ً‬ ‫که صرفا یک درصد از حجم این صنعت در جمهوری‬ ‫اسالمی ایران در اختیار باز ی سازان داخلی است‪.‬‬ ‫ویــژگــی دیــگــر ایــن ح ــوزه‪ ،‬ذهنیتی اســت کــه میان‬ ‫سیاستمداران رواج دارد و ان نگاه حداقلی در ذیل‬ ‫سیاست های محتوایی فضای مجازی است به گونه ای‬ ‫که این حوزه نه تنها منافع اقتصادی ندارد بلکه گریزی‬ ‫َ‬ ‫از هزینه کرد در ان نیز وجود ندارد؛ حوزه ای عاری از‬ ‫هرگونه قــدرت سیاسی و اقتصادی که در تحلیلی‬ ‫صریح می توان وفاق باال و همکاری جدی فراقوه ای در‬ ‫حکمرانی حوزه باز ی های رایانه ای را نشانه ای از عدم‬ ‫جذابیت این حوزه برای دستگاه ها دانست‪.‬‬ ‫همه این ویژگی ها باعث شده است تا استعاره «وزارت‬ ‫امــوزش و پــرورش» را بــرای فهم رو یـکــرد حکمرانی به‬ ‫باز ی های رایانه ای استفاده نماییم‪.‬‬ ‫نوعی حکمران ‬ ‫ی‬ ‫از جنس «وزارت‬ ‫اموزش وپرورش»!‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫‪ -2‬چرا باز ی های رایانه ای اهمیت دارد؟‬ ‫بازی وسیله ای است برای سازندگی؛ کاربر از طریق‬ ‫بــازی یــاد می گیرد‪ ،‬ابــداع می کند و تجربه می کند‪.‬‬ ‫کاربر از طریق بازی می تواند به استعدادها‪ ،‬توانایی ها‪،‬‬ ‫خواست ها‪ ،‬ضعف ها و نکات مثبت و منفی خود‬ ‫پی ببرد و لذا با شناخت ویژگی های خود‪ ،‬ساخت‬ ‫شخصیتی خود را تحکیم بخشد‪ .‬کودکان از طریق‬ ‫بازی‪ ،‬مقابله با شرایط زندگی را می اموزند؛ درمی یابند‬ ‫که چه موقع برای رسیدن به هدف بایستی بجنگند و‬ ‫نگاه حداقلی به باز ی های رایانه ای و عدم توجه به‬ ‫فرصت ها و تهدیدهای اموزشی‪ ،‬فرهنگی و اقتصادی‪،‬‬ ‫بازی را به مسئله ای عمومی تبدیل نموده است‪.‬‬ ‫‪204‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪205‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫جـهــت رش ــد اق ـت ـصــادی در‬ ‫چه موقع مصالحه کنند؛ چه‬ ‫میان رسانه ها و سرگرمی های‬ ‫موقع باید سا کت بود و چه‬ ‫مختلف در دنیا رتبه سوم را به‬ ‫موقع فعال‪ .‬کاربر درمی یابد‬ ‫خود اختصاص داده است‪.‬‬ ‫که هرگاه بخواهد به هدف‬ ‫بر اساس گزارش بنیاد ملی‬ ‫برسد ملزم و ناچار است که‬ ‫فعالیت هایی که افراد برای تفریح ترجیح می دهند‪.‬‬ ‫باز ی های رایانه ای در سال ‪،94‬‬ ‫برخی از مقررات را رعایت‬ ‫درامد این بخش در کشور ما‪،‬‬ ‫کند؛ با دیگران همکاری کند‬ ‫شبکه ‪-‬پیوند ماشین های برامده از فناوری‬ ‫‪ 460‬میلیارد تومان بوده است‪.‬‬ ‫و از دیگران کمک بگیرد‪ .‬با‬ ‫اطالعات توسط فناوری ارتباطات ‪ -‬فضای‬ ‫متاسفانه بیشتر این درامد‬ ‫بازی در می باید که اصول و‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫نام‬ ‫سایبری‬ ‫مربوط به فــروش باز ی های‬ ‫قواعدی در جامعه وجود دارد‬ ‫رایانه ای خارجی است و تنها‬ ‫که او نیز به عنوان عنصری از‬ ‫یک درصد بازار باز ی های رایانه ای در ایران‪ ،‬در اختیار‬ ‫ان جامعه ملزم و مقید به رعایت ان هاست‪ .‬بازی به‬ ‫باز ی سازان ایرانی قرار دارد‪.‬‬ ‫کاربر کمک می کند تا انچه در درون دارد اما قادر به‬ ‫بهره مندی از فرصت ها و جلوگیری از تهدیدهای مرتبط‬ ‫بیان ان نیست‪ ،‬بیان کند‪.‬‬ ‫با باز ی های رایانه ای در عرصه های مختلف ازجمله‬ ‫بر اساس اخرین گزارش بنیاد ملی باز ی های رایانه ای‬ ‫اموزشی‪ ،‬فرهنگی و اقتصادی‪ ،‬بازی را به مسئله ای‬ ‫در سال ‪ 23 ،1394‬میلیون بازیکن ‪ 12‬تا ‪ 60‬ساله در‬ ‫عمومی تبدیل نموده است‪.‬‬ ‫ایران وجود دارد که بیش از نیمی از ان ها به طور مستمر‬ ‫بازی می کنند‪.‬‬ ‫‪ -3‬پشت صحنه پیدایش باز ی های‬ ‫همچنین بر اساس نظرسنجی که اواخر سال ‪ 92‬توسط‬ ‫رایانه ای چیست؟‬ ‫مرکز «پژوهش و سنجش افکار صداوسیما» انجام شده‬ ‫ریشه های تاریخی پیدایش بــاز ی هــای رایــان ـه ای را‬ ‫است‪( ،‬میانگین سنی افراد نمونه ‪ 16‬سال بوده و ‪75‬‬ ‫بایستی در قرن هفدهم جست‪ .‬ان زمان که انسان با‬ ‫درصد دانشجو و دانش اموز بوده اند)‪ 7/49 ،‬درصد‬ ‫دست شستن از اموزه های کلیسا و یاس از بهشتی که‬ ‫از افراد ترجیح می دهند تا برای تفریح از باز ی های‬ ‫کشیشان نویدش را می دادند؛ به دنبال ساخت بهشت‬ ‫رایانه ای استفاده کنند که خود نشانه رشد چشمگیر‬ ‫زمینی حرکت کرد‪ .‬با شروع نهضت علمی (‪Scientific‬‬ ‫پدیده باز ی های رایانه ای در جامعه است‪.‬‬ ‫‪ ) Revolution‬در قرن هفدهم و نهضت روشنفکری‬ ‫مالی‬ ‫کثرت مخاطبان بازی از دیدگاه رسانه ای و‬ ‫گردش ِ‬ ‫ِ‬ ‫(‪ )Enlightenment Revolution‬در قرن هجدهم که‬ ‫بازار ان از دیدگاه صنعتی و اقتصادی حائز اهمیت‬ ‫عهده دار ساخت این بهشت زمینی بودند‪ ،‬بشر در‬ ‫است‪ .‬صنعت باز ی های رایانه ای به عنوان یکی از‬ ‫مواجهه با جنگ های جهانی و سالح های کشتارجمعی‪،‬‬ ‫پرسودترین صنایع جهان به شمار می اید و سهم ان‬ ‫دچار تردید در وعده بهشت زمینی این دو نهضت شد‪.‬‬ ‫از صنعت رسانه و سرگرمی جهان هرساله افزایش‬ ‫در شرایطی که اومانیسم ادعای نجات بشر را داشت‪،‬‬ ‫پیدا می کند‪ .‬این رسانه تاثیرگذار بر اساس امارها از‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سینما و فیلم های ویدئویی خیلی زودتر‬ ‫از باز ی های رایانه ای به وجود امد اما‬ ‫از نظر اثرگذاری تفاوت های مهمی میان‬ ‫ان هاست که ریشه اصلی این تفاوت ها‬ ‫در «سناریو» ان ها است‪.‬‬ ‫را در راستای هدفی که در پس سناریو نهفته است‪،‬‬ ‫هدایت می نماید‪.‬‬ ‫سناریوی بــازی‪ ،‬در جذب و یا دفع مخاطب نقش‬ ‫ویژه ای دارد و باید به گونه ای نگارش شود که بازیکن‬ ‫را به ادامه دادن بازی ترغیب کند و حس کنجکاوی‬ ‫وی را برانگیزد‪.‬‬ ‫اگر بخواهیم‪ ،‬به مهم ترین تفاوت های سناریوی بازی‬ ‫با سناریوی یک فیلم سینمایی بپردازیم‪ ،‬می توان به‬ ‫موارد زیر اشاره نمود‪:‬‬ ‫‪ -1‬در سناریوی فیلم های سینمایی‪ ،‬محدودیت های‬ ‫مـخـتـلـفــی از ق ـب ـیــل مــح ــدودیــت ه ــای ف ـیــز ی ـکــی و‬ ‫محدودیت های مربوط به جلوه های ویژه وجود دارد‬ ‫که در سناریوی بــازی‪ ،‬همانند سناریوی انیمیشن‬ ‫وجود ندارد‪.‬‬ ‫‪ -2‬سناریوی سینمایی ثابت است و امکان تغییرش‬ ‫وجود ندارد؛ به این معنا که مخاطب هر چندباره هم‬ ‫که یک فیلم را ببیند‪ ،‬باز همان اتفاق های قبلی در فیلم‬ ‫رخ خواهد داد‪ .‬این در حالی است که در سناریوی‬ ‫بــازی‪ ،‬با انتخاب هایی که امکان ان در طول بازی‬ ‫فراهم می شود‪ ،‬دست بازیکن برای انتخاب سناریوهای‬ ‫مختلف و دنبال کردن ان ها‪ ،‬باز است‪.‬‬ ‫‪ -3‬میزان تاثیرپذیری مخاطب از سناریوی بازی‬ ‫به مراتب بیشتر از میزان تاثیرپذیری وی از سناریوی‬ ‫فیلم است؛ زیرا مخاطب در بازی‪ ،‬خود را در وسط‬ ‫میدان می بیند و خود اوست که اتفاقات برایش رخ‬ ‫می دهد و عمل ها و عکس العمل های او مانند زندگی‬ ‫واقعی‪ ،‬بر دنیای بازی تاثیرگذار است‪ .‬حال انکه در‬ ‫مورد سناریوی فیلم‪ ،‬مخاطب تنها یک ناظر است‪.‬‬ ‫با این سوال و تردید مواجه شد که ایا ارمغان اومانیسم‬ ‫چنین جنایاتی است؟‬ ‫بشر غربی در قرن بیستم خود را ناامید از بهشت زمینی‬ ‫می یابد‪ ،‬اما صحنه گردانان تمدن غرب بایستی چاره ای‬ ‫بیندیشند‪ .‬در این هنگام صحنه گردانان تمدن غرب‪،‬‬ ‫در عالم واقع (البته با تعبیری که ان ها از عالم واقع‬ ‫داشتند) دیگر حرفی برای گفتن ندارند‪ ،‬ان ها بایستی‬ ‫پاسخی نوین را برای خروج از بن بستی که در «عالم‬ ‫عین» بدان برخورده اند‪ ،‬طراحی نمایند و این یعنی‬ ‫شروع نقطه اغازین تمرکز بر روی «عالم ذهن»‪«.‬عالم‬ ‫قدرت‬ ‫ذهــن» بستر مناسبی است تا انسان قوت و‬ ‫ِ‬ ‫وهم و خیال را پوششی بر ناتوانی اش در «عالم عین»‬ ‫قرار دهد‪ .‬بدین ترتیب پروژه بزرگ اعتبارپرداز ی های‬ ‫فضای مجازی اغاز می شود‪.‬‬ ‫سینما‪ ،‬اینترنت‪ ،‬رایانه‪ ،‬باز ی های ویدئویی و شبکه های‬ ‫اجتماعی ازجمله ابزارهای مهم در سرپوش گذاشتن‬ ‫بر ناتوانی های تمدن غرب در «عالم عین» و پاسخی‬ ‫اثربخش در طراحی جایگزینی برای بهشت زمینی است‪.‬‬ ‫‪ -4‬اثرگذاری باز ی های رایانه ای‬ ‫سینما و فیلم های ویدئویی خیلی زودتر از باز ی های‬ ‫رایانه ای به وجود امد اما از نظر اثرگذاری تفاوت های‬ ‫مهمی میان ان هاست که ریشه اصلی این تفاوت ها‬ ‫در «سناریو» ان ها است‪.‬‬ ‫سناریو‪ ،‬یکی از مهم ترین بخش های باز ی های رایانه ای‬ ‫است که به بازی از لحاظ فرهنگی و هنری‪ ،‬جهت‬ ‫می بخشد‪ .‬سناریوی بازی یا به تعبیری باز ی نامه‪،‬‬ ‫درو ن مایه ی فرهنگی بازی را تامین می کند و بازیکن‬ ‫‪206‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ -5‬چرا بایستی نگران وضعیت باز ی های‬ ‫رایانه ای در کشور باشیم؟‬ ‫‪ -6‬شورای عالی فضای مجازی‬ ‫و خط مشی گذاری در عرصه‬ ‫باز ی های رایانه ای کشور‬ ‫موضوع باز ی های رایانه ای موضوعی چندوجهی است‬ ‫که ابعاد مختلف و بازیگران متعددی را به همراه خود‬ ‫دارد‪ ،‬بهترین جلوه ان در سند سیاست های حاکم بر‬ ‫برنامه ملی باز ی های رایانه ای منعکس شده است که‬ ‫در تاریخ ‪ 25‬اذر ‪ 1394‬به تصویب شورای عالی فضای‬ ‫مجازی رسیده است‪.‬‬ ‫در این سند ضمن تبیین سیاست های حاکم‪ ،‬نگاشتی‬ ‫از بازیگران و نهادهای دخیل ارائه شده است‪ .‬شاید‬ ‫در نظر اول به این سند‪ ،‬موفقیتی چشمگیر در ارائه‬ ‫نمونه ای موفق از عملکرد شورای عالی فضای مجازی‬ ‫و همکاری میان دستگاهی به نظر برسد اما واقعیت ان‬ ‫است که این حوزه مهم از فضای مجازی‪ ،‬در دیدگاه‬ ‫بسیاری از سیاستمداران‪ ،‬حوزه ای هزینه بر و دیربازده‬ ‫ً‬ ‫است و اساسا کسی برای چنین حوزه ای رغبتی برای‬ ‫مداخله فعال نخواهد داشت‪( .‬جمله اخیر را با رویکرد‬ ‫اقتصاد سیاسی بخوانید!)‬ ‫‪207‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪ .1‬زیرا تا کمتر از یک دهه پیش مهندسین ایرانی در‬ ‫ّفناوری ساخت باز ی های رایانه ای حرفی برای گفتن‬ ‫نداشتند و کشورمان مصرف کننده ّفناورانه و محتوایی‬ ‫باز ی های غربی بود و البته علی رغم پیشرفتگی های‬ ‫امروز متاسفانه هنوز این جریان ادامه دارد‪.‬‬ ‫‪ .2‬امروزه جوانان ایرانی به مرتبه ای قدرتمند در ّفناوری‬ ‫ساخت باز ی های رایانه ای دست یافته اند اما از طرفی‬ ‫به لحاظ محتوایی هنوز سناریونویسی برای باز ی های‬ ‫رایانه ای در کشور ما ترویج نیافته است و دغدغه مندان‬ ‫ً‬ ‫فرهنگی نظام به این حوزه تقریبا ورودی پیدا نکرده اند‬ ‫ً‬ ‫(مسلما نهادهایی وارد حوزه ساخت و تولید باز ی های‬ ‫رایانه ای شده اند اما کارشناسان فرهنگی در نوشتن‬ ‫سناریو و جهت دهی محتوایی هیچ ورود قابل توجهی‬ ‫ان چنانکه در حوزه سینما به محتوا پرداخته می شود‪-‬‬‫نداشته اند) و از طرف دیگر متولیان سیاست گذاری‬ ‫حوزه باز ی های رایانه ای‪ ،‬به جای رویکردی فعال در‬ ‫سیاست گذاری تهیه‪ ،‬تولید و توزیع باز ی های رایانه ای‪،‬‬ ‫ممیزی منفعلی را اتخاذ نموده اند‪.‬‬ ‫رویکرد‬ ‫ِ‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫از بیانی که در تحلیل پشت صحنه باز ی های رایانه ای‬ ‫داشتیم‪ ،‬روشن می شود که باز ی های رایانه ای قدرت‬ ‫بیشتری را برای اذهان بشر فراهم می کند تا با اعتبارسازی‬ ‫حداکثری در تخیالت خود گرفتارتر ایند و البته این قدرت‬ ‫هم برای صحنه گردانان تمدن غرب فراهم شده است‬ ‫تا در اداره جوامع دست به دامن نمادها و اعتباریات‬ ‫شوند؛ و درنتیجه قدرت جوالن را برای تخیل و توهم‬ ‫عامه بشر غربی فراهم اورده است تا راحت تر اداره شوند!‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ .3‬رشد فزاینده استفاده از باز ی های رایانه ای در کشور‬ ‫در کنار نظارت صریح تر و دقیق تر مراجع ذی ربط بر‬ ‫دیگر رسانه ها‪ ،‬امکان نفوذ بیشتری را در حوزه رسانه‬ ‫بــاز ی هــای رایــانـه ای بــرای دشمنان انقالب اسالمی‬ ‫فراهم اورده است‪.‬‬ ‫‪ .4‬با نظری اقتصادی نیز تنها یک درصد بازار باز ی های‬ ‫رایانه ای در ایران‪ ،‬در اختیار باز ی سازان ایرانی قرار دارد‪.‬‬ ‫‪ .5‬نگاه دستگاه های حا کمیتی به حوزه باز ی های‬ ‫رایانه ای که در ادامه تبیین خواهد شد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -1‬مقدمه‬ ‫اشتغال راه‬ ‫میان ُ بر ندارد‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مشهور است که کسانی که گذشته را به یاد نیاورند‪،‬‬ ‫مجبور به تکرار ان در اینده اند‪ .‬اینک بازار کار ایران‬ ‫در معرض خط مشی ها و تنظیم گری هایی است که‬ ‫سال هاست برای کاهش نرخ بیکاری و با هدف افزایش‬ ‫اشتغال تجربه کرده است اما به اندازه داده ها‪ ،‬ستاده‬ ‫نداشته است‪ .‬حال در پایان سال ‪96‬؛ سال «اقتصاد‬ ‫مقاومتی؛ تولید و اشتغال» هستیم‪ ،‬مرور وضعیت بازار‬ ‫کار ایران و تنظیم گری و مداخله های دولت در این بازار‬ ‫بیش ازپیش از اهمیت برخوردار است‪.‬‬ ‫استفاده از اهــرم تحصیالت تکمیلی و دانشگاهی‬ ‫به عنوان ضربه گیر بازار کار نیز در حال بی اثر شدن و‬ ‫بلکه افزایش فشار بر بحران بیکاری لجام گسیخته‬ ‫اســت‪ .‬جمعیت بیکار فارغ التحصیل دانشگاهی‬ ‫به عنوان بخش بزرگ بیکاران کشور (در حال حاضر ‪42‬‬ ‫درصد و طبق پیش بینی در سال ‪ 1400‬بیش از نیمی از‬ ‫بیکاران)‪ ،‬امروز خواهان شغلی متناسب با تحصیالت‬ ‫خود است‪ .‬وجود بیکاری گسترده در میان جوانان‬ ‫‪ 15‬تا ‪ 29‬ساله (حدود ‪ 26‬درصد که به معنای هر ‪4‬‬ ‫جوان یک بیکار است) و افزایش بیکاران دانشگاهی و‬ ‫تحصیل کرده (بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر)‬ ‫شرایط را پیچیده تر از گذشته کرده است‪.‬‬ ‫اشتغال و کاهش نرخ بیکاری یکی از اهداف اقتصاد‬ ‫کالن در مدیریت اقتصاد ملی باهدف استفاده بهینه‬ ‫از همه ظرفیت های اقتصادی اســت؛ اما این مهم‬ ‫نیازمند شرایط و مولفه هایی در اقتصاد کشور است‬ ‫تا رنگ واقعیت به خود گیرد‪ .‬برخالف سیاست های‬ ‫بازار کار در ایران بیش از انکه نیازمند تزریق های‬ ‫غیرهدفمند حمایتی و پولی باشد‪ ،‬نیازمند تحولی‬ ‫در نظام خلق مهارت است‪.‬‬ ‫‪208‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫اشتغال یک متغیر سیستمی در اقتصاد‬ ‫اســت و نیازمند تسهیل گری شــرایــط و‬ ‫تنظیم گری قواعد برای اماده شدن شرایط‬ ‫اشتغال افرین است‪.‬‬ ‫‪ -2‬طرح کارورزی برای جوانان‪ :‬در‬ ‫جستجوی اشتغال برای دانشگاهیان‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪209‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پنجم بهمن سال ‪ 95‬شــورای عالی اشتغال طرحی‬ ‫موسوم به کاج (کارورزی برای اشتغال جوانا