هفته نامه سرافرازان شماره 314 - مگ لند
0
صفحه قبل

هفته نامه سرافرازان شماره 314

صفحه بعد

هفته نامه سرافرازان شماره 314

هفته نامه سرافرازان شماره 314

‫هفته نامه سراسری‬ ‫دو شنبه ‪ 30‬تیر ‪ 28 ،1399‬ذی القعده ‪ 20 ،1441‬جوالی ‪ ،2020‬سال نهم‪ ،‬شماره ‪ 1500 ،314‬تومان‬ ‫‪10‬‬ ‫اهمیت سالمت روان به ویژه‬ ‫برای افراد مسن در دوران کرونا‬ ‫حضور پررنگ حواله های صادراتی در نیما‬ ‫‪7‬‬ ‫چاه های نفت‪ ،‬سه قفله می شود‬ ‫زنان و مسائل پیرامون شان از نگاه اندیشمندان‬ ‫‪16‬‬ ‫‪9‬‬ ‫‪12‬‬ ‫لورا مالوی‬ ‫مشهورترینشخصیت هایمنفی‬ ‫بازی های ویدئویی را بهتر بشناسیم‬ ‫رئیس دانشگاه علوم پزشکی البرز تاکید کرد؛‬ ‫حمله دوم کرونا‬ ‫بسیار خطرناک تر از مرحله اول‬ ‫می رسد ته مانده بشقاب ها؟‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫‪2‬‬ ‫پرونده‬ ‫امار کاهش «فقر مطلق» در جهان و باور عمومی‬ ‫می رسد ته مانده بشقاب ها؟‬ ‫مصطفی رفعت‬ ‫‪mrafat0@gmail.com‬‬ ‫اگــر دنبال کننــده اخبــار و به ویــژه رویدادهــای جهــان دراین ســال ها باشــید؛ بی شــک بــه یــک نتیجــه رســیده اید‪« :‬اینــده‪ ،‬تاریــک اســت!» برداشــتی کــه اگرچــه عمــده مــردم‬ ‫بــه ان بــاور دارنــد؛ امــا حقیقــت نــدارد‪ .‬درواقــع‪ ،‬ذهــن مــا در ســال های گذشــته و به خصــوص بــا فراگیرشــدن رســانه های اجتماعــی کــه بازتاب دهنــده اخبــار از منابــع گوناگــون‬ ‫ـرض داده هــای منفــی متنوعــی قــرار گرفتــه کــه گاه بــا جرح وتعدیــل یــا قلب کــردن اصــل ماجــرا و گاه حتــی بــدون ریشه داشــتن در حقیقــت‪ ،‬نــگاه بدبینانــه مــا را‬ ‫بــوده؛ درمعـ ِ‬ ‫نســبت بــه جهانــی کــه در ان زیســت می کنیــم؛ شــکل داده اســت‪ .‬به عبارتــی‪ ،‬امــوزه رســانه ای در دســتِ کم یک دهــه اخیــر ایــن بــوده‪« :‬همه چیــز بدتــر شــده اســت!» یک ـی از‬ ‫ـخ ‪ 19‬ســپتامبر ‪2018‬‬ ‫مضامینــی کــه دراین مســیر به عنـ ِ‬ ‫ـوان بــاوری قــوی در اذهــان عمومــی جــا گرفتــه؛ گســترش فقــر در سراســر جهــان اســت‪ .‬گــزارش خبــری ‪ World Bank‬به تاریـ ِ‬ ‫دراین بــاره امــا نگاهــی دیگرگونــه بــه ماجــرا دارد‪« :‬فقــر شــدید» در جهــان‪ ،‬رونــدی کاهشــی دارد؛ هرچنــد اهســته!‪ ...‬براین اســاس‪ ،‬مقولــه «فقــر» در دنیــای امــروز را برپایــه داده هــای‬ ‫ب ـه روز منابــع مختلــف مــرور کرده ایــم‪.‬‬ ‫ایـا «فقـرا» زیاد هسـتند؟ هـم بله و هـم خیر! مهم این اسـت که‬ ‫اساسـاً تعریفـی منطقـی از واژه فقـر داشـته باشـیم‪ .‬در گـزارش‬ ‫سـازمان همـکاری و توسـعه اقتصـادی (‪ )OECD‬امـده‪« :‬نـرخ‬ ‫بینوایی‪ ،‬شاخصی سـت که تعـداد افراد زیر خط فقـر در جوامع را‬ ‫نشـان می دهـد‪ .‬البتـه انچه در تعیین خـط فقـر مور ِد توجه برای‬ ‫عمـده گزارش هـا درنظـر گرفتـه می شـود‪ ،‬دارایی هـا و درامدهـا‬ ‫درکنـا ِر هزینه هـای خانوارهاسـت؛ درحالی کـه شـاخص بینوایی‬ ‫بـرای کـودکان (صفـر تـا ‪17‬سـاله)‪ ،‬شـاغلین (‪ 18‬تا ‪65‬سـال) و‬ ‫سـالمندان (از ‪66‬سـال به باال) جداگانه باید لحاظ شـود و بررسـی‬ ‫براسـاس فردیت دراین ماجـرا ما را به نتایجی متفاوت می رسـاند‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫میـزان بهره منـدی عمـوم از منابـع ملـی‪ ،‬چگونگی توزیـع ثروت‬ ‫در جامعـه و فاکتورهـای مختلـف دیگـری دراین بین وجـود دارد‬ ‫کـه تمرکز بـر هریک ازانها‪ ،‬دامنه فقـر را تغییر می دهـد‪ .‬ازاین رو‪،‬‬ ‫درقالب نسـخه ای جهانی‪،‬‬ ‫تعیین شـاخصی ماننـد نرخ خط فقـر‬ ‫ِ‬ ‫می توانـد در دو کشـور مختلـف‪ ،‬دو گونـه وضعیـت ایجـاد کنـد‪.‬‬ ‫به عبارتـی‪ ،‬گاهـی فقـرا برپایـه یک شـاخص مشـترک‪ ،‬وضعیتی‬ ‫مشـابه ندارند»‪ .‬ازسـویی‪ ،‬شـنیدن کلمه «فقـر» برای عمـوم‪ ،‬بار‬ ‫معنایـی ثابتـی به همـراه دارد که در نمادهایی مشـخص همچون‬ ‫گرسـنگی و بی خانمانـی‪ ،‬تعبیـر می شـود‪ً .‬‬ ‫مثلا وقتـی در تیتـر‬ ‫گـزارش ‪ 25‬مـای ‪ 2018‬سـازمان حمایتـی غیرانتفاعـی ‪World‬‬ ‫‪ Hunger‬می خوانیـم‪7.6« :‬میلیارد نفـر در جهـان‪ ،‬گرسـنه اند!»‬ ‫فکـر می کنیـم کـه این عـدد‪ ،‬جمعیـت فقـرای جهان اسـت؛ اما‬ ‫انهـا به زعـ ِم گـزارش مشـابه سـازمان خواربـار و کشـاورزی ملل‬ ‫متحـد (‪ )FAO‬کـه ‪10.7‬درصـد جمعیـت جهان (مبنـای هردو‬ ‫گـزارش سـال ‪ 2016‬بوده) را تشـکیل می دهند؛ دچار گرسـنگی‬ ‫مزمـن هسـتند و از سـو ِء تغذیه رنـج می برند‪ .‬این درحالی سـت که‬ ‫خانوارهـای زیـر خـط فقـر در جهـان‪ ،‬اگرچـه بـا سـختی روزگار‬ ‫می گذراننـد و از امکاناتـی انـدک برخوردارنـد امـا دچـار ایـن‬ ‫گـزارش رسـانه اسـترالیایی ‪SBS‬‬ ‫وضعیـت بحرانـی نیسـتند‪ .‬در‬ ‫ِ‬ ‫ تاریـخ ‪ 10‬اکتبـر ‪ 2017‬عنـوان شـده کـه تعـداد تخمینـی‬ ‫به ِ‬ ‫بی خانمان هـای جهـان‪ ،‬از مرز ‪1.6‬میلیارد نفر گذشـته که درواقع‪،‬‬ ‫‪20‬درصد جمعیت جهان هسـتند‪ .‬حال‪ ،‬بسـیاری از ما احسـاس‬ ‫می کنیـم کـه بـا روند کنونـی اقتصاد جهـان‪ ،‬جزو فقرا هسـتیم؛‬ ‫درحالی که جزو ان ‪1.6‬میلیاردنفر نیسـتیم‪ .‬تـورم‪ ،‬گرانی‪ ،‬بیکاری‬ ‫و‪ ...‬مسـائلی ازاین دسـت کـه از پیامدهـای ناگـوار به هم ریختگـی‬ ‫در برنامه هـای اقتصادی دولت هاسـت؛ سـطح معیشـتی و رفاهی‬ ‫افـراد جوامـع را تحتِ تاثیـر قـرار می دهنـد اما به فقر عمـده انها‬ ‫نمی انجامنـد‪ .‬فقـرا (به معنـای واقعـی ان) حتی در شـرایط ثبات‬ ‫اقتصـادی کـه بـرای سـایرین (حاال از هـر طبقه) امنیتی نسـبی‬ ‫ایجـاد می کنـد؛ شـرایط مطلوبـی ندارنـد و ضعیـت انهـا نـه بـه‬ ‫ً‬ ‫مثلا باال وپائین شـدن قیمـت ارز در کشـور؛ بلکه بـه بحران هایی‬ ‫بزرگ تـر در سـطح جهانـی وابسـته اسـت‪ .‬برایِ نمونـه‪ ،‬یـک فرد‬ ‫حاشیه نشـین در کشـور ما با دسترسـی حداقلی به قـوت روزانه؛‬ ‫پیش از جهش ناگهانی قیمت دالر نیز در شـرایطی مشـابه به سـر‬ ‫می بـرد؛ حـال انکـه کاهش قـدرت خرید‪ ،‬عمومـاً بر میـزان رفاه‬ ‫مـا اثـر می گـذارد‪ .‬این‪ ،‬طبیعی سـت که جریان عمومـی برخالف‬ ‫قاعـده امـار حرکت می کنـد؛ مث ً‬ ‫ال نمی تـوان این بـاور را در مردم‬ ‫ِ‬ ‫ نسـبت‬ ‫ایجـاد کرد که امروزه عمر انسـان افزایش چشـمگیری به‬ ‫سـال های گذشـته پیـدا کـرده اسـت‪ .‬بـاور غالب جامعـه چنین‬ ‫اسـت کـه «این روزهـا جوانـان بسـیاری می میرنـد؛ درحالی کـه‬ ‫در قدیـم این طـور نبـود»؛ امـا داده هـای سـازمان های بین المللی‬ ‫و یافته هـای علمـی مراجع ذی صالح نشـان می دهد که شـاخص‬ ‫ شـکل کلی در جهـان افزایش داشـته و در‬ ‫«امیـد بـه زندگی» به‬ ‫ِ‬ ‫میـزان مرگ ومیـر ناشـی از بیماری هـای مهلـک و واگیر‪ ،‬سـقط‪،‬‬ ‫سـ ِر زا رفتن‪ ،‬حوادث‪ ،‬تصادفات‪ ،‬اختالالت جسـمانی و‪ ...‬کاهشـی‬ ‫فوق العـاده را شـاهد بوده ایـم‪ .‬ایـن بدبینـی‪ ،‬جـزو اپیدمی هـای‬ ‫جهانی سـت‪ .‬گـزارش ‪ 22‬سـپتامبر ‪ 2016‬سـازمان امدادرسـان‬ ‫بین المللـی ‪ Oxfam‬کـه درزمینـه ریشـه کنی فقر‪ ،‬گرسـنگی و‬ ‫بی عدالتـی فعالیـت دارد؛ عنـوان می کنـد کـه «باور عمومـی»‪ ،‬از‬ ‫«حقایـق علمـی» فاصلـه دارد و ایـن را نمی تـوان بـا انتشـار چند‬ ‫خبـر و گـزارش و داده و مقالـه تغییـر داد‪ .‬کارشناسـان ایـن نهاد‬ ‫بزرگ که تحتِ نظر دانشـگاه اکسـفورد عمل می کند و متشـکل‬ ‫از ‪ ۱۵‬مجموعـه در ‪ ۹۸‬کشـور جهـان اسـت؛ می گوینـد‪« :‬یـک‬ ‫نظرسـنجی بین المللی ازسـویِ شـرکت داده پردازی و تحقیقاتی‬ ‫‪ Motivaction‬در هلنـد نشـان داده اسـت کـه ‪87‬درصـد مردم‬ ‫‪20‬سال گذشـته‪ ،‬فقـر نه تنهـا کمتـر‬ ‫جهـان معتقدنـد کـه طـی‬ ‫ِ‬ ‫نشـده؛ بلکـه تعـداد فقـرا بیشـتر هم شـده اسـت‪ .‬البتـه نظرات‬ ‫مختلفـی دراین بـاره توسـط مـردم مطرح شـد اما یـک نظر ثابت‬ ‫ایـن بـود کـه اهـداف تعیین شـده سـازمان ملـل در کاهـش و‬ ‫ریشـه کنی فقر حتی درصدی هم محقق نشـده اسـت‪ .‬مث ً‬ ‫ال تنها‬ ‫یک درصد از ‪1016‬نفر انگلیسـی شـرکت کننده دراین نظرسنجی‬ ‫می دانسـتند کـه در دودهـه گذشـته‪ ،‬امـار فقر مطلـق در جهان‬ ‫رونـدی کاهشـی داشـته و به نصـف رسـیده و ‪12‬درصـد معتقـد‬ ‫بودنـد کـه نهایـت کاهـش به وجودامـده بـه حـدود ‪25‬درصـد‬ ‫رسـیده اسـت»‪ .‬در بخشـی ازاین گـزارش می خوانیم کـه بدبینی‬ ‫جهانـی به حدی سـت کـه ‪73‬درصـد شـرکت کنندگان گفته انـد؛‬ ‫«چشـم انداز برنامه هـای توسـعه سـازمان ملـل دراین زمینـه تـا‬ ‫سـال ‪ 2030‬محقـق نخواهـد شـد و حتـی بعید اسـت بعـدازان‬ ‫هـم اتفـاق مثبتـی بیفتـد»‪ .‬مقاله ای کـه منبع تحلیـل داده های‬ ‫‪ Visual Capitalist‬در تاریخ ‪ 21‬سـپتامبر ‪ 2018‬منتشـر کرده؛‬ ‫اورده اسـت‪« :‬در سـال ‪ 2013‬بیـش از ‪11‬درصـد مـردم معتقـد‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫پرونده‬ ‫‪3‬‬ ‫بودنـد که فقر مطلق روندی کاهشـی داشـته اما تعداد موافقـان این نظریه‬ ‫در سـال ‪ 2015‬بـه کمتـر از ‪10‬درصـد رسـید‪ .‬دیگـر کسـی بـه این امـار‬ ‫کـه ‪68‬میلیون نفـر از سـاکنین روی کـره زمیـن با درامـد روزانـه کمتر از‬ ‫‪1.90‬دالر طـی ان بـازه زمانـی (‪ 2013‬تـا ‪ )2015‬کـم شـده؛ باور نداشـت‬ ‫و معتقـد بودنـد کـه اتفاقـاً فقـرای بیشـتری را در اطراف خـود می بینند!»‬ ‫جیـم یونـگ کیـم؛ رئیـس بانـک جهانـی در گـزارش ‪ 2018‬این سـازمان‬ ‫‪25‬سال گذشـته‪ ،‬بیـش از یک میلیاردنفـر از وضعیـت فقـر‬ ‫نوشـت‪« :‬طـی‬ ‫ِ‬ ‫مطلـق بیـرون امده انـد و نـرخ بینوایـی جهانـی بـه کمترین میـزان خود‬ ‫در تاریخ رسـیده اسـت؛ این را باید یکی از بزرگ ترین دسـتاوردهای بشـری‬ ‫قلمـداد کـرد‪ .‬بااین حـال‪ ،‬برای رسـیدن به افق ترسیم شـده در چشـم انداز‬ ‫جهان ‪ 2030‬نیاز به سـرمایه گذاری هایی بیشـتر؛ به ویژه در ایجاد سـرمایه‬ ‫انسـانی هسـتیم»‪ .‬او جمالت خود را با شـعار «نباید به خاط ِر فقرا شکسـت‬ ‫بخوریـم!» به پایـان رسـاند کـه منتقـدان ان را نوعـی وارونه سـازی حقایق‬ ‫جـاری در جهـان امـروز مطـرح کردنـد؛ البتـه فحـوای منعکس شـده در‬ ‫امارهـا‪ ،‬بـر صحـت گفته هـای ایـن مقـام مسـئول مهر تائیـد می زنـد‪ .‬در‬ ‫گزارشـی مفصل تحتِ عنـوان ‪ End Poverty Day‬که اکتبر سـال ‪2017‬‬ ‫منتشـر شـد؛ می خوانیـم‪« :‬نـرخ بینوایـی در حـدود نیمـی از کشـورهای‬ ‫جهـان‪ ،‬زیر سـه درصد اسـت امـا اهداف سـازمان ملل برمبنایِ ریشـه کنی‬ ‫فقـر در جهـان به معنـایِ همه کشـورها نیسـت و انها به وجـود فقر مطلق‬ ‫اشـاره دارنـد؛ یعنـی گرسـنگی و بی خانمانی‪ .‬ایـن یعنی که اگر کسـی در‬ ‫براسـاس‬ ‫جامعه ای توسـعه یافته از سـطح رفاهی خوبی برخوردار نیسـت و‬ ‫ِ‬ ‫قواعـد پولـی و مالی ان کشـورها یعنـی درامدها‪ ،‬توزیع ثـروت و‪ ...‬زیر خط‬ ‫فقـر قـرار می گیـرد‪ ،‬وضعیتـی مشـابه بـا جامعـه ضعیـف در کشـورهای‬ ‫توسـعه نیافته نـدارد و مشـمول قانـون فقـرا نمی شـود‪ .‬امارها گویـای این‬ ‫حقیقـت هسـتند که فقر مطلق بین سـال های ‪ 1990‬تـا ‪ ،2015‬با روندی‬ ‫هرچنـد کنـد؛ از ‪36‬درصد بـه ‪10‬درصد تنزل یافته اسـت اما همین امارها‬ ‫نشـان می دهـد کـه رونـد ایـن کاهـش در سـال های پایانی منتج بـه این‬ ‫گـزارش؛ بسـیار انـدک بود‪ .‬مث ً‬ ‫ال طـی دو سـال ‪ 2013‬تـا ‪ ،2015‬این عدد‬ ‫غلبــه بــر فقــر‪ ،‬تنهــا یــک شــعار خیرخواهانــه‬ ‫نیســت؛ بلکــه اقدامــی بــرای گســترش عدالــت‬ ‫اســت‪ .‬ایـن کار‪ ،‬محافظــت از حــق اساســی بشــر؛‬ ‫یعنــی حــق برخــورداری از حیثیــت و زندگــی‬ ‫مناســب اســت‪ .‬بــا ادامــه فقــر‪ ،‬ازادی واقعــی‬ ‫وجــود نــدارد‪ .‬اقداماتــی کــه از ســوی کشــورهای‬ ‫توســعه یافته الزم اســت‪ ،‬روشــن و کامــ ً‬ ‫ا‬ ‫مشــخص اســت‪.‬‬ ‫نلسونماندال‬ ‫تنهـا یک درصـد بـود»‪ .‬حـاال اگـر بـه بحـران هـای پیش امـده در جهان و‬ ‫ عنـوان یکی از‬ ‫به ویـژه بـروز جنـگ های بزرگی کـه همچنان ادامـه دارد‪ ،‬به‬ ‫ِ‬ ‫عوامـل موثـر بر شـرابط اقتصـادی‪ ،‬اجتماعـی و‪ ...‬توجه کنیـم؛ درمی یابیم‬ ‫کـه چـرا سـرعت برنامه های تعیین شـده با بـروز عوامل بیرونی‪ ،‬از سـرعت‬ ‫الزم برخوردارد نیسـت‪ .‬گزارش تکمیلی ‪ Visual Capitalist‬مدعی سـت‪:‬‬ ‫«درحال حاضـر‪ ،‬تخمیـن زده می شـود کـه ‪8.6‬درصـد از جمعیـت جهـان‬ ‫ِ‬ ‫در فقـر مطلـق زیسـت می کننـد؛ البتـه اگر مبنـا همچنان همـان حداقل‬ ‫درامد ‪1.90‬دالر روزانه باشـد که در سـال ‪ 2011‬تعیین شـد‪ .‬باهمین مبنا‪،‬‬ ‫در سـال ‪ 1990‬در جهـان ‪36‬درصـد جمعیـت جهان دراین شـرایط بودند‪.‬‬ ‫ایـن‪ ،‬گواهی سـت بـر ادعـای کاهـش فقر مطلـق در جهـان اما کسـی باور‬ ‫می کنـد؟!» بررسـی داده های اخریـن امار که مربوط به سـال ‪ 2015‬بانک‬ ‫جهانی سـت؛ بیشـترین فقرای جهان در شـرایط حاد زیسـتی را مربوط به‬ ‫اقلیـم خشـک و بیابانـی قـاره افریقـا می داند کـه بیـش از ‪413‬میلیون نفر‬ ‫بوده انـد؛ یعنـی ‪56.2‬درصـد از فقـر مطلـق جهـان دراین محـدوده وجـود‬ ‫دارد‪ .‬به ترتیـب بعـدازان‪ ،‬اسـیای جنوبـی (‪29.4‬درصـد)‪ ،‬اسـیای شـرقی‬ ‫و اقیانوسـیه (‪6.4‬درصـد)‪ ،‬امریـکای التین و حـوزه کارائیـب (‪3.5‬درصد)‪،‬‬ ‫خاورمیانـه و شـمال افریقا (‪2.5‬درصد) و اروپا و اسـیای مرکـزی (‪1‬درصد)‬ ‫قـرار دارند‪.‬‬ ‫کدام کشورها در کاهش «فقر مطلق» موفق بوده اند؟‬ ‫یکـی از اهـداف بانـک جهانـی‪ ،‬کاهـش فقـر مطلـق در سرتاسـر جهـان اسـت؛ به این شـکل که‬ ‫تعـداد افـراد بـا عایـدی کمتـر از روزی ‪1.90‬دالر کـه در سـال ‪ 2011‬مبنـای خط فقر مطلـق عنوان‬ ‫شـده؛ تـا سـال ‪( 2030‬یک دهه بعـد) بـه کمتـر از سـه درصد برسـد‪ .‬ایـن را به خوبـی می دانیـم که‬ ‫میـزان فقـر مطلـق و شـدید‪ ،‬از سـال ‪ 1990‬به این سـو‪ ،‬کاهشـی چشـمگیر در عرصـه بین الملـل‬ ‫داشـته اسـت اما اگر بخواهیـم نمونه هایـی بـا موفقیت امیزترین طرح هـا را در چهارگوشـه جهان‬ ‫نـام ببریم‪ ،‬کـدام کشـورها در صدر می ایسـتند؟ گـزارش اخیـر ایـن مرکـز (‪ )World Bank‬که ‪12‬‬ ‫نوامبـر ‪ 2019‬منتشـر شـده؛ نشـان می دهد که بین ‪ 114‬کشـور با بیشـترین تعـداد افـراد زیر خط‬ ‫فقـر شـدید‪ 15 ،‬کشـور توانسـته اند باالتریـن نمـره قبولـی را ازاین حیث کسـب کنند و طـی بازه‬ ‫‪ 2000‬تـا ‪ 2016/2015‬بـه بیشـترین رقـم کاهـش نائـل شـوند‪ .‬امارها حاکی ازان اسـت که دسـتِ کم‬ ‫‪1.6‬درصـد از جمعیـت ایـن کشـورها سـاالنه از موقعیت خـط فقر مطلق خـارج می شـوند که رقم‬ ‫قابلِ توجهی سـت‪ .‬درکل‪802.1 ،‬میلیون نفـر دراین سـال ها‪ ،‬از فقـر شـدید بیرون امده انـد‪ .‬باالترین‬ ‫سـطح پیـروزی را هـم بادرنظرگرفتن همه عوامـل‪« ،‬تانزانیـا» به خـود اختصـاص داده که جمعیت‬ ‫‪86.0‬درصـدی فقـر مطلق خـود را به ‪49.1‬درصد رسـانده؛ سـاده تر اینکه‪ ،‬متوسـط کاهش سـاالنه‬ ‫درپـی ان‪5.3 ،‬میلیون نفـر را از دام فقـر مطلق رهانیده‬ ‫‪3.2‬درصـدی را دراین زمینـه تجربـه کرده و‬ ‫ِ‬ ‫اسـت‪ .‬بعدازان‪ ،‬بـه «تاجیکسـتان» و «چاد» می رسـیم که رقم کاهشـی حول وحوش سـه درصد را‬ ‫در هرسـال به ثبـت رسـانده اند‪ .‬توجه داشـته باشـیم که گرچـه عمده امارهـای مربوط بـه زندگی‬ ‫در فقر شـدید‪ ،‬به جغرافیـای به اصطلاح زیرصحرایی قاره افریقا تعلـق دارد؛ اما همچنـان می توان‬ ‫نسـبت بـه بهبود اوضـاع در ایـن جوامع امیـد داشـت‪ .‬درواقع‪ ،‬از لیسـت ‪ 15‬کشـوری کـه در این‬ ‫گـزارش از انهـا نـام برده ایم؛ هفت مـورد در زمره کشـورهایی با شـکننده ترین وضعیـت اقتصادی‬ ‫در جهان (در سـال ‪ )2019‬هسـتند‪« .‬چین»‪« ،‬قرقیزسـتان»‪« ،‬مولداوی» و «ویتنام» توانسـته اند فقر‬ ‫مطلـق را تـا سـال ‪ 2015‬بـه مرز ریشه کن سـازی برسـانند امـا در «هند»‪ ،‬نـرخ فقر مطلـق موجود‬ ‫(کـه کاهش یافتـه از سـال شـروع ایـن طرح اسـت) همچنان متـرادف با عـددی میلیونی سـت که‬ ‫ِ‬ ‫ رغـم کاهش‬ ‫به‬ ‫ نسـبت جمعیـت بـاالی ایـن کشـور‪ ،‬باید بـه انهـا حـق داد‪ .‬این درحالی سـت که به ِ‬ ‫سـریع نرخ فقـر مطلق در کشـورهایی ماننـد «کنگـو» و «بورکینافاسـو»‪ ،‬جمعیت بیچـارگان انها‬ ‫در وضعیـت فقـر مطلـق‪ ،‬بیـش از ‪40‬درصـد اسـت! بایـد به این نکتـه توجـه داشـت که نـرخ فقر‬ ‫‪ -3.2‬تانزانیا‬ ‫‪ -3.1‬تاجیکستان‬ ‫‪ -3.1‬چاد‬ ‫‪ -2.7‬کنگو‬ ‫‪ -2.6‬قرقیزستان‬ ‫‪ -2.5‬چین‬ ‫‪ -2.4‬هند‬ ‫‪ -2.4‬مولداوی‬ ‫‪ -2.4‬بورکینافاسو‬ ‫‪ -2.3‬کنگو‬ ‫اندونزی‬ ‫‪-2.1‬‬ ‫‪ -1.9‬ویتنام‬ ‫‪ -1.9‬اتیوپی‬ ‫‪ -1.8‬پاکستان‬ ‫‪ -1.6‬نامیبیا‬ ‫ً‬ ‫مثلا درحالی که‬ ‫مطلـق در همین کشـورها هـم بسـیار متنوع اسـت؛‬ ‫ایـن عـدد بـرای پاکسـتان ‪28.6‬درصـد در سـال ‪ 2001‬عنـوان شـده‬ ‫بـود امـا در همان سـال‪ ،‬ایـن عدد بـرای کنگـو ‪94.1‬درصد بـود و البته‬ ‫شـاخص های اقتصادی مانند درامد کشـور‪ ،‬سـرانه تولید ناخالص ملی‪،‬‬ ‫امـار اشـتغال و ‪ ...‬نیز در این پیشـرفت ها نقش دارنـد‪ .‬برایِ نمونه‪ ،‬یکی‬ ‫از فاکتورهـای مهـم‪ ،‬مسـئله جمعیـت این جوامع به شـکلِ کلی سـت؛‬ ‫بی شـک نمی توان اقدامـات «نامیبیا» را کـه در سـال ‪ 2003‬تنها حدود‬ ‫دومیلیون نفـر جمعیـت داشـت؛ با «چین» کـه حتی قبل تـرازان یعنی‬ ‫در سـال ‪ ،99‬از عـدد ‪1.3‬میلیاردنفـر نیـز فراتر رفته بـود؛ قیاس کرد‪.‬‬ ‫مسـئله ای کـه درمـور ِد انـدازه اقتصـاد جوامع نیـز نمـود دارد؛ مث ً‬ ‫ال‬ ‫«تاجیکسـتان» در سـال ‪ 2000‬حـدود ‪860‬میلیون دالر درامد داشـت‬ ‫امـا «چیـن» در همان مقطـع‪ ،‬بیـش از ‪1.2‬تریلیون دالر درامد داشـت‪.‬‬ ‫در اینفوگرافیـک امروز‪ ،‬کشـورهایی با بهتریـن و باالترین امار کاهش‬ ‫نـرخ سـاالنه فقر مطلـق را مـرور می کنیم‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫‪4‬‬ ‫پرونده‬ ‫چگونه سینما از نمایش فقر به ثروت می رسد؟‬ ‫«زیــن الحاجــی» را می شناســید؟ شــخصیت محــوری فیلــم «کفرناحــوم» ســاخته اخیــر «نادیــن‬ ‫ ان خود کــرد‪« .‬زین»‬ ‫لبکــی» کــه جایــزه هیئـت داوران هفتادویکمین دوره جشــنواره فیلم کــن را از ِ‬ ‫کودکی ســت کــه علیــه خانــواده خــود شــکایتی را بــه دادگاه می بــرد بــا ایــن عنــوان کــه «چــرا او‬ ‫را بـ ه ایــن دنیــا اورده انــد؟» از انچــه در ادامــه کار می بینیــم‪ ،‬متوجــه می شــویم کــه انچــه او را بــه‬ ‫ایــن طغیــان کشــانده؛ ریشــه در فقــر والدینــش دارد کــه ان هــم ریشــه در ســاختار طبقاتــی‬ ‫جامعـه ای دارد کــه انهــا و امثــال انهــا را در دل خــود پرورانــده‪« .‬فقــر»؛ بــا هــر تعریفــی کــه از ان‬ ‫ارائــه شــده‪ ،‬یکــی از مباحــث گســترده اجتماعی ســت کــه ســاالنه امــار گوناگونــی درباره میــزان و‬ ‫چگونگــی پراکندگــی ان در جهــان به انتشــار می رســد‪ .‬مثــ ًا به ادعــایِ گــزارش دوم اگوســت‬ ‫‪ 2018‬مجموعــه عام المنفعــه غیرانتفاعــی ‪Lifewater‬؛ ‪10.9‬درصــد از جمعیــت جهــان بــا درامــدی‬ ‫کمتــر از دودالر‪ ،‬روز را بــه شــب می رســانند؛ یــا بیــش از ‪60‬میلیــون کــودک در جهــان نمی تواننــد‬ ‫وارد مدرســه شــوند؛ یــا در مقابــل هــر ‪ 1000‬تولــد‪ 41 ،‬بچــه قبــل از رســیدن بــه پنج ســالگی از‬ ‫دنیــا می رونــد و ‪ ...‬همــه اینهــا هــم ناشــی از وجــود عاملــی به نــا ِم «فقــر» در چهارگوشــه جهــان‬ ‫اســت‪ .‬همــه مــا بــا واژه «فقــر» و البتــه مابه ازاهــای بیرونــی ان اشــنا هســتیم و نمادهــای حضــور‬ ‫و شــیوع ان را در اطــراف خــود دیده ایــم و می بینیــم‪ .‬درواقــع‪« ،‬فقــر» اگــر دامن گیــر خــود مــا‬ ‫نیســت امــا بــا ان بیگانــه هــم نیســتیم‪ .‬بااین حــال‪ ،‬چگونگــی برگــردان ایــن واقعیــت روی پــرده‬ ‫عریــض و طویــل ســینما گاه می توانــد تصویــری دیگرگونــه از ان را پیــش چشــمان مــا به نمایــش‬ ‫بگــذارد‪ .‬شــاید یکــی از متفاوت تریــن نگاه هــا را در تاریــخ ســینما «چارلــی چاپلیــن» به ایــن مقوله‬ ‫داشــت کــه بــا کاراکتــر «ولگــرد کوچــک» ســعی کــرد ان را به بــازی بگیــرد‪ .‬انچــه او بــا تکــرار این‬ ‫شــخصیت در تعــدادی از اثــارش ارائــه داد‪ ،‬شــکلی متفــاوت از یــک بی خانمــان ا ســت کــه قلــب‬ ‫رئوفــی دارد‪ ،‬بــا احساســات بیگانــه نیســت و ســعی می کنــد تــا از هیــچ‪ ،‬بهتریــن موقعیــت را برای‬ ‫خــودش فراهــم کنــد‪ .‬او حتــی رفتــاری عمدت ـاً محترمانــه بــا دیگــران دارد‪ ،‬درصــد ِد گدایــی‬ ‫برنمی ایــد و متانــت خــود را در برخوردهــای اجتماعـی اش حفــظ می کنــد‪ .‬ایــن تناقض هــا باعــث‬ ‫خلــق فضایــی مفــرح شــده کــه هنــوز در گــذر ســال های متمــادی‪ ،‬از ارزش کمــدی ان کاســته‬ ‫نشــده و در هربــار دیدنــش‪ ،‬به خنــده می افتیــم‪ .‬می تــوان گفــت کــه در ســینمای ایــن اعجوبــه‪،‬‬ ‫«نداشــتن» اصـ ًا منفــور به نظــر نمی رســد و احتمــاالً ایــن‪ ،‬از نــوع نگــرش خــود «چاپلیــن» بــه‬ ‫نقل قــول به یــادگار مانــده؛ شــاهد‬ ‫ـوان ِ‬ ‫زندگــی و فرازونشــیب های ان می ایــد‪ .‬در انچــه از او به عنـ ِ‬ ‫جمالتــی عمیــق هســتیم همچــون «زندگــی در کلــوزاپ تراژدی ســت ولــی در النگ شــات‬ ‫کمــدی!» یــا «رنــج مــن می توانــد ســبب خنــده کســی باشــد امــا خنــده ام عامــل رنــج کســی‬ ‫نخواهــد بــود» یــا «بــرای تجربــه یــک خنــده واقعــی بایــد غم هــای خــود را بیــرون اورده و بــا انها‬ ‫شــوخی کنیــد!» بی شــک چنیــن نگاهــی اگــر در سبک وســیاق فیلم ســازی او مســتتر نبــود‪،‬‬ ‫شــاهکارهایی همچــون «روشــنایی های شــهر» و «عصــر جدیــد» متولــد نمی شــدند‪ .‬البتــه قــرار‬ ‫نیســت برایِ انکــه روی زشــت «فقــر» را پنهــان کنیــم‪ ،‬همیشــه از جنبــه کمــدی بــه ان بنگریــم‬ ‫و به این شــکل‪ ،‬اهمیــت ایــن معضــل اجتماعــی را کم رنــگ کــرده‬ ‫یــا وجــود ان را نادیــده بگیریــم‪ .‬مثـ ًا انچــه «هنینــگ کارلســون»؛‬ ‫فیلم ســاز دانمارکــی در «گرســنگی» (‪ )1966‬تصویــر کــرد؛ از‬ ‫منظــری دیگــر‪ ،‬نقبــی بــه دنیــای تلــخ «نــداری» و تحمــل دشــوا ِر‬ ‫ی» ســت‪ .‬فیلــم کــه برگــردان تحسین شــده ای از‬ ‫رنــج «گرسنگ ‬ ‫رمانــی بــه همیــن نــام نوشــته «کنــوت هامســون» اســت؛ فیلــم‬ ‫ســاعاتی از زندگــی نویســنده ای تنهــا را در ســال های دهــه ‪ 80‬اروپا‬ ‫روایــت می کنــد کــه بــرای یک لقمــه نــان‪ ،‬مصائبــی را از ســر‬ ‫می گذرانــد و در اوج بدبختــی می خواهــد بــا چــاپ مقالـه ای‪ ،‬پولــی‬ ‫گیــر بیــاورد تــا از گرســنگی طوالنی مدتــش رهایــی یابد‪ .‬ایــن فیل ِم‬ ‫ارام و خلــوت هــم مــا را وارد مســیری دیگــر از البیرنــت «فقــر»‬ ‫می کنــد و وجوهــی متفــاوت از انســانی را کــه درگیــر ایــن شــرایط‬ ‫اســت‪ ،‬به نمایــش می گــذارد‪« .‬دزد دوچرخــه» (‪« ،)1948‬زمســتان‬ ‫استخوان ســوز» (‪« ،)2010‬شــهر خــدا» (‪« ،)2002‬پاترپانچالــی»‬ ‫«رزای مــن» (‪ )2016‬و بســیاری اثــار‬ ‫(‪« ،)1955‬پیشــوت» (‪ُ ،)1980‬‬ ‫دیگــر نیــز در ســینما از منظــر خــود بــه مقولــه «فالکــت»‬ ‫پرداخته انــد‪ .‬چهــره «فقــر» در اثــار ســینمایی گاه بســیار کریــه‬ ‫تصویــر شــده امــا گاه‪ ،‬فقــط بســتری بــرای پیش برد داســتان اســت‬ ‫و نه تنهــا باعــث اشــمئزاز مخاطــب نمی شــود و او را نمی رنجانــد؛‬ ‫بلکــه جهــا ن تــازه ای را بــرای بیننــده متفکــر ســاخته و پرداختــه‬ ‫می کنــد‪ .‬بی شــک‪ ،‬از اســیب های بازتعریــفِ هــر مفهومــی‪،‬‬ ‫ نمایــی ان است‪.‬رســانه ایــن توانایــی را‬ ‫پرداخــت اگزجــره و بزرگ‬ ‫ِ‬ ‫دارد تــا حقایــق را وارونــه منعکــس کنــد و هرچــه قــدرت رســانه‬ ‫منتشــرکننده بیشــتر باشــد‪ ،‬فراگیــری انچه قصــد انتقالــش را دارد‪،‬‬ ‫بیشــتر خواهــد بــود و البتــه ازســویِ مخاطــب هــم پذیرفتنی تــر‬ ‫می شــود؛ فرامــوش نکنیــم کــه «ســینما» یکــی از قدرتمندتریــن‬ ‫ تاریــخ‬ ‫رســانه های جهــان اســت‪ .‬دراین بــاره مقالــه ای منتشــر ه به‬ ‫ِ‬ ‫‪ 15‬ژانویــه ‪ 2017‬در ســایت ‪ Our Movie Life‬اورده اســت‪ :‬ســینما‪،‬‬ ‫ابــزاری بســیار قدرتمنــد اســت‪ .‬اگــر نگاهــی بــه تاریــخ بیندازیــم‪،‬‬ ‫خواهیــم دیــد کــه حتــی بعضــی از سیاســیون جهــان نیــز از ایــن‬ ‫ابــزار درجهــتِ پیشــبرد اهــداف خــود اســتفاده کرده انــد؛ «هیتلــر»‬ ‫ـال‬ ‫و «اســتالین» نمونه هایــی بــارز از رهبرانــی هســتند کــه درخـ ِ‬ ‫جنگ هــای جهانــی دوم‪ ،‬از تاثیرگــذاری ایــن مدیــوم اســتفاده‬ ‫ابــزاری کردنــد و بــا قــدرت پروپاگانــدای ان‪ ،‬بــه موفقیت هایــی هــم‬ ‫رســیدند‪ .‬ســینما ایــن توانایــی را داشــته کــه دیــدگاه مخاطبــان را‬ ‫ـی‬ ‫به اســانی تغییــر دهــد و اینجاســت کــه رویکــرد مثبــت یــا منفـ ِ‬ ‫ـال هــر موضوعــی‪ ،‬می توانــد تبدیــل بــه‬ ‫یــک اثــر ســینمایی درقبـ ِ‬ ‫نقطه نظــر بیننــدگان ان شــود‪ .‬از مهم تریــن تاثیــرات ســینما بــر‬ ‫جامعــه‪ ،‬تصویری ســت کــه ایــن اثــار‪ ،‬از تاریــخ و فرهنــگ جوامــع‬ ‫مختلــف ارائــه می دهنــد‪ .‬مثــ ًا در فیلــ ِم خوش ســاخت‬ ‫«گالدیاتــور» (ریدلــی اســکات‪ )2001 /‬کــه نامــزد هفــت و برنــده‬ ‫پنــج جایــزه اســکار بــوده؛ بخشــی از تاریــخ روم باســتان‪ ،‬چگونگــی‬ ‫نبــرد گالدیاتورهــا‪ ،‬ســبک زندگــی مــردم ان دوران و ‪ ...‬مقابــل‬ ‫دیــدگان تماشــاگران قــرار گرفتــه اما ســوال اینجاســت کــه انچه در‬ ‫ی از ان روزگار اســت یــا ســاخته و‬ ‫ایــن فیلــم می بینیــم؛ حقایق ـ ‬ ‫پرداختــه ذهــن ســازندگانش و اینکــه چقــدر بــه واقعیــت ماجــرا‬ ‫نزدیــک یــا از ان دور اســت؟ چندنفــر از شــما «میلیونر زاغه نشــین»‬ ‫را به خاطــر داریــد؟ فیلمــی کــه بــا نمایــش بی پــرده‬ ‫حاشیه نشــین های هنــدی‪ ،‬توانســت جوایــز معتبــر جهانــی‬ ‫بســیاری را کســب کنــد و بــه فــروش بســیار باالیــی برســد‪.‬‬ ‫«ریتوپارنــا ســنگوپتا»؛ بازیگــر و تهیه کننــده هنــدی کــه به خاطـ ِر‬ ‫ســاخته هایش در ســینمای بخــش بنــگال ایــن کشــور‪ ،‬به شــهرت‬ ‫رســیده اســت‪ ،‬در زمــان اکــران ایــن اثــر‪ ،‬در مصاحبــه ای بــا‬ ‫‪Hindustan Times‬گفــت‪« :‬نمایــش فقــر‪ ،‬از نمایــش کشــوری فقیــر‬ ‫متمایــز اســت و دنــی بویــل (کارگــردان اثــر)؛ به شــدت کوشــیده تــا‬ ‫هندوســتان را عــاری از هرگونــه ویژگی هــای انســانی و درمقابــل‪،‬‬ ‫سرشــار از پلیــدی نشــان دهــد‪ .‬مــن نمی گویــم کــه در هندوســتان‬ ‫فقــری وجــود نــدارد امــا هــدف بویــل‪ ،‬ارائــه صحن ـه ای درســت از‬ ‫فقــر در کشــور مــن نبــوده؛ بلکه او همــان نــگاه اســتثماری تاریخی‬ ‫را کــه انگلیس ـی ها بــر هندوســتان داشــته اند‪ ،‬ارائــه داده و ســعی‬ ‫کــرده فالکــت هنــد را به تصویــر بکشــد»‪ .‬ایــن جمــات درواقــع‬ ‫بخشــی از گــزارش انتقــادی منتشــره بــه تاریــخ ‪ 15‬مــای ‪ 2012‬در‬ ‫نشــریه ‪The Guardian‬اســت کــه در بخشــی از ان می خوانیــم‪:‬‬ ‫«امیتــاب بچــن؛ سوپراســتار بالیــوود کــه وجهـه ای بین الملــی دارد‬ ‫هــم در وبالگــش در زمــان اکــران فیلــم نوشــت کــه این گونــه‬ ‫ســیاه نمایی ها از جهــان ســوم‪ ،‬بســیار غیرمنصفانــه اســت؛ چــون‬ ‫ حال توســعه‪،‬‬ ‫فکــر می کننــد در هنــد یــا هــر کشــوری از جوامــع در ِ‬ ‫چیــزی جــز نکبــت وجــود نــدارد و تمــام خوشـی ها در کشــورهای‬ ‫توســعه یافته اســت؛ درحالی کــه امــار تجــاوز‪ ،‬خودکشــی‪ ،‬جــرم و‬ ‫جنایــت در کشــورهای توســعه یافته بسیارباالســت و انهــا در‬ ‫رویاســازی های خــود‪ ،‬کتمــان حقایــق می کننــد»‪ .‬بایــد توجــه‬ ‫داشــت سو ِء اســتفاده از تلخی هــای هــر جامعـه ای‪ ،‬بــا مقولــه نــگاه‬ ‫روشــنگرانه و ســاختار ناتورالیســتی‪ ،‬تفاوت هایــی دارد‪ .‬صــرفِ ایجاد‬ ‫راهــی بــرای جلــب و همراهــی نگاه هــای ترحم امیــز مخاطبــان یــا‬ ‫مطرح شــدن در فســتیوال ها را نمی تــوان انگیــزه درســتی بــرای‬ ‫پرداختــن بــه موضوعاتــی ماننــد اعتیــاد‪ ،‬تجــاوز‪ ،‬کــودک ازاری‪ ،‬فقر‪،‬‬ ‫ازدوا ج کــودکان‪ ،‬مهاجــرت‪ ،‬بیــکاری و ‪ ...‬دانســت‪ .‬اینکــه شــما‬ ‫ـوان صاحــب اثــر‪ ،‬چــه زوایـ ه دیــدی را و بــا چــه هدفــی بــرای‬ ‫به عنـ ِ‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫پرونده‬ ‫نمایــش ایــن مقوله هــا انتخــاب می کنیــد‪ ،‬در شــکل و جهت دهــی ذهــن‬ ‫مخاطبــان‪ ،‬نقشــی پررنــگ دارد؛ ایــا خروجــی کار‪ ،‬نقد اجتماعی ســت یا‬ ‫«ســیاه نمایی»؟ برایِ نمونــه روایــت «میلیونــر زاغه نشــین» را کنــا ِر نــگاه‬ ‫«کــن لــوچ» (فیلم ســاز اهــل انگلســتان) در فیلمــی همچــون «مــن‪،‬‬ ‫دانیــل بلیــک» بگذاریــد‪ .‬او در ایــن فیلــم محصــول ‪ ،2016‬زندگــی‬ ‫کارگــری به نــا ِم «دنیــل بلیــک» را روایــت می کنــد کــه بعــد از یــک‬ ‫حملــه قلبــی‪ ،‬توســط دکتــرش از کار کــردن منــع می شــود و حــاال بایــد‬ ‫از دولــت مســتمری بیــکاری دریافــت کنــد امــا بوروکراســی سیســتم‬ ‫باالدســتی‪ ،‬او را به نوعــی از ایــن «حــق اجتماعــی» محــروم مـی دارد‪ .‬او‬ ‫طــی ماه هــای بیــکاری و بی پولــی اش‪ ،‬بــا یــک مــادر جــوان و دو‬ ‫فرزنــدش اشــنا می شــود کــه دچــار بحرانــی مشــابه اســت‪ .‬انچــه «لوچ»‬ ‫بیــش از تاریکی هــا و پلیدی هــای ســاختار جامعـه ای سرمایه ســاالر بــه‬ ‫ان ورود می کنــد‪ ،‬حــس نوع دوســتی و محبتی ســت کــه می توانــد‬ ‫بیــن انســان ها شــکل بگیــرد و اینکــه چگونــه شــرایط می توانــد ادم هــا‬ ‫را به هــم نزدیــک یــا از هــم دور کنــد؛ موضوعی کــه در به تصویرکشــیدن‬ ‫ارتبــاط «دنیــل» و زن جــوان و تالش هایــی کــه بــرای شــادی خانــواده‬ ‫او انجــام می دهــد‪ ،‬نمــود می یابــد‪ .‬او بــا همیــن نــگاه‪ ،‬پیش تــر و در‬ ‫اثــاری همچــون «در جس ـت وجوی اریــک» (‪ )2009‬و «نــام مــن جــو‬ ‫اســت» (‪ )1998‬بــه نقــد ســاختارهایی کــه عدالــت اجتماعــی را‬ ‫زی ِر ســوال می برنــد‪ ،‬پرداختــه بــود‪ .‬در نمونــه دیگــری از ایــن نــوع نــگاه‬ ‫ساختارشــکنانه بایــد بــه «فــول مانتــی» ســاخته ‪« 1997‬پیتــر کاتانیو»‬ ‫ـوان عاملــی اثرگــذار بــر افزایــش نرخ‬ ‫اشــاره کــرد کــه «بیــکاری» را به عنـ ِ‬ ‫فقــر در جوامــع به نقــد کشــید و بــا نگاهــی طنازانــه‪ ،‬دســت روی یکی از‬ ‫بزرگ تریــن مشــکالت جامعــه مــدرن گذاشــت؛ چنــد مــرد برایِ انکــه‬ ‫در دوره بیــکاری و رکــود اقتصــادی بتواننــد از پــس هزینه هــای زندگــی‬ ‫خــود بربیاینــد‪ ،‬تــن بــه مشــاغلی پســت می دهنــد و تــا پــای راه انــدازی‬ ‫یــک نمایــش «اســتریپ تیز» هــم پیــش می رونــد؛ امری کــه جایــگاه‬ ‫اجتماعی شــان را در حضورهــای یومیــه خدش ـه دار می کنــد‪ .‬در اینجــا‪،‬‬ ‫ـی بیــرون از گــو ِد‬ ‫موضــوع دیگــر ایــن نیســت کــه یــک فیلم ســاز خارجـ ِ‬ ‫شــرایطِ یــک کشــور‪ ،‬مانیفســتی را درقالــبِ فیلــم از الیه های پنهــان ان‬ ‫جغرافیــا ارائــه دهــد و انجــا را چگونــه پیش چشــمان مخاطبــان جهانی‬ ‫ترســیم کنــد؛ اینجــا بحــث توجــه بــه مســئولیت اجتماعــی هنرمنــد‬ ‫درقبــال جامعــه خــودش اســت کــه چقــدر تحــتِ لــوایِ عنــوان‬ ‫ِ‬ ‫پرطمطــراق «چشــم ناظــر یــک مصلــح اجتماعــی»‪ ،‬بخواهــد «وطنش»‬ ‫بخــس جوایــز و تشــویق های بین المللــی بفروشــد‪ .‬در‬ ‫را بــه ثمــن‬ ‫ِ‬ ‫ســینمای خودمــان هــم نمونه هایــی موفــق از این نــوع جریان ســازی را‬ ‫کــم نداشــته ایم؛ بعض ـاً تعــدادی از انهــا ماننــد «بچه هــای اســمان» و‬ ‫«اواز گنجشــک ها» (هــردو از ســاخته های مجیــد مجیــدی)‪« ،‬نیــاز»‬ ‫(ســاخته علیرضــا داوودنــژاد)‪« ،‬بیســت» (ســاخته عبدالرضــا کاهانــی)‪،‬‬ ‫«شــهر زیبــا» (ســاخته اصغــر فرهــادی)‪« ،‬زیــر نــور مــاه» (ســاخته رضــا‬ ‫میرکریمــی)‪« ،‬مهمــان مامان» (ســاخته داریــوش مهرجویــی)‪« ،‬در میان‬ ‫ابرهــا» (ســاخته روح ا‪ ...‬حجــازی) و بی پولــی (ســاخته حمیــد نعمـت ا‪...‬‬ ‫کــه البتــه فقــر در ایــن فیلــم نــه به معنــای کامــل؛ بلکــه درحــد گــذر‬ ‫مقطعــی از تجربــه نداشــتن امــده)؛ در حافظــه عالقه منــدان بــه ســینما‬ ‫مانــدگار شــد ه و گاهــی بــه جشــنواره های جهانــی نیــز راه یافته انــد‪.‬‬ ‫انچــه از تماشــای ایــن اثــار حاصــل می شــود‪ ،‬کارکــرد یــک موضــوع‬ ‫درجهــتِ زدن حرف هایــی مهم تــر اســت؛ نــه ورود بــه مســیر‬ ‫ نمایــی یــک مفهــوم دستمالی شــده‪« .‬فقــر» را نمی تــوان از‬ ‫چرک‬ ‫ِ‬ ‫ـخ ششــم جــون‬ ‫ســینما منفــک کــرد؛ در مقال ـه ای کــه ‪AlterNet‬به تاریـ ِ‬ ‫‪ 2016‬منتشــر کــرد؛ اورده اســت‪« :‬بــرای ‪80‬ســال مــداوم‪ ،‬والــت دیزنــی‬ ‫ـوان ســتاره اثــر خــود معرفــی کــرده و در‬ ‫دختــر یــا پســری فقیــر را به عنـ ِ‬ ‫انتهــای داســتان او را بــه عــرش می رســاند؛ ایــن‪ ،‬کلیــد موفقیت ســاخت‬ ‫ملــودرام همچنــان جــواب می دهــد و بیننــدگان چنیــن اثــاری‪ ،‬نگاهــی‬ ‫مثبــت و رویاگونــه بــه عاملــی مخــرب همچــون فقــر خواهنــد داشــت؛‬ ‫درحالی کــه نمایــش حقیقــی فقــر‪ ،‬از ایــن فانتزی هــا بـه دور اســت‪ .‬ایــن‬ ‫به نوعــی پــول دراوردن از یــک معضــل اجتماعی ســت کــه می خواهیــم‬ ‫ان را نادیــده بگیریــم و تنهــا در قالــبِ یــک قصــه دراماتیــک و پریانــی‪،‬‬ ‫خالصــه اش کنیــم تــا از سرازیرشــدن اشــک مخاطــب و در ادامــه‪،‬‬ ‫گــول زدن وی‪ ،‬جیب های مــان را پُــر کنیــم»‪ .‬نشــریه ‪The Daily‬‬ ‫ـخ ‪ 31‬جــوالی ‪ 2013‬بــه معرفــی ‪10‬‬ ‫‪Telegraph‬نیــز در گزارشــی به تاریـ ِ‬ ‫موضــوع مهــم و همیشــه مانــدگار ســاخت فیلم هــای موفــق اشــاره کرده‬ ‫کــه یکــی از ایــن مضامیــن‪« ،‬فقــر» اســت! درواقــع‪ ،‬فرمــول جادویــی‬ ‫نمایــش فقــر‪ ،‬راهــی بــرای شهره شــدن فیلم ســازان در کشــورهای‬ ‫بســیاری شــده اســت و ایــن مســئله گاه چنــان بــه حالتــی افراطــی‬ ‫می رســد کــه ایــن اثــار‪ ،‬نماینــده ای فرهنگــی و معرفــی جامــع از ان‬ ‫کشــور خواهنــد شــد‪ .‬برایِ مثــال‪ ،‬در گزارشــی کــه نشــریه اگاهی رســان‬ ‫‪One‬بــه تاریــخ ‪ 15‬ژانویــه ‪ 2016‬منتشــر کــرد؛ نــام فیلم هایــی امــده که‬ ‫نــگاه انســان ها را نســبت به جوامــع افریقایــی تغییــر می دهــد؛ ‬ ‫فیلم هایــی کــه در انهــا چهــره کریهــی از ایــن کشــورها ارائــه شــده و‬ ‫باعــث می شــود کــه حالتــی انزجارگونــه از نمایــش تنگدســتی در‬ ‫شــهروندان ایــن جوامــع در مخاطــب ایجــاد شــود و این گونــه اســت کــه‬ ‫ی شــکل می گیــرد‪.‬‬ ‫خط کشـی ها بــرای تشــدید فاصلــه طبقاتــی جهانـ ‬ ‫اگــر نگاهــی بــه اثــار ارائه شــده از ســویِ فیلم ســازان ایرانــی در‬ ‫ســال های اخیــر بــه جشــنواره های مختلــف داخلــی و خارجــی‬ ‫بیندازیــم‪ ،‬متوجــه خواهیــم شــد کــه بــا زنجیــره ای از حــوادث دردناک و‬ ‫ســیاه در ایــن قصه هــا روبــه رو هســتیم کــه ذره ای نــور امیــد در ان‬ ‫نیســت؛ «بــدون تــارخ‪ ،‬بــدون امضــاء»‪« ،‬مغزهــای کوچــک زنـگ زده»‪،‬‬ ‫«ابــد و یـک روز»‪« ،‬الک قرمــز» ‪ ...‬جهــان داســتان ایــن فیلم هــا ان قــدر‬ ‫چــرک و دلگیــر اســت کــه گویــی تنهــا بــه ایــن نیــت ســاخته شــده اند‬ ‫کــه بگوینــد «روزنــی بــرای رســتگاری نیســت!» شــاید خواننــده بگویــد‬ ‫کــه ایــن فیلم هــا اتفاق ـاً بخشــی از جامعــه را نشــان می دهنــد و اینهــا‬ ‫دردهــای جامعــه اســت؛ امــا واقعــاً نمی تــوان بخشــی از جامعــه را‬ ‫ عنــوان نمــادی از کل جامعــه به خــور ِد مخاطــب داد کــه اگــر ایــن‬ ‫به‬ ‫ِ‬ ‫اتفــاق در گســتره جهانــی بیفتــد‪ ،‬مصیبتــی عظیم تــر اســت‪ .‬درواقــع‪،‬‬ ‫خرده فرهنگ هــا به مثابــه مشــت نمونــه خــروار عمــل کــرده و از مــا‬ ‫تصویــری دیگرگــون در جامعــه جهانــی می ســازد‪ .‬همیشــه در مواجهه بــا‬ ‫چنیــن اثــاری‪ ،‬دو نــگاه کلــی وجــود دارد؛ پذیرفتــن بی چون وچــرا و‬ ‫ردکــردن مغرضانــه‪« .‬نادیــن لبکــی» در مصاحبه ای بــا نشــریه ‪Guardian‬‬ ‫ـخ ‪ 16‬فوریــه ‪ 2019‬درپاس ـخ به اینکه مــردم لبنــان (زادگاهــش و‬ ‫به تاریـ ِ ‬ ‫کشــوری کــه قصــه فیلــم «کفرناحــوم» در ان رخ می دهــد) چــه‬ ‫واکنشــی نســبت بــه انچــه او در فیلمــش ارائــه کــرده‪ ،‬داشــته اند؟ گفت‪:‬‬ ‫«می توانــم انهــا را بــه دو گــروه تقســیم کنــم؛ بعضی هــا خجال ـت زده و‬ ‫شــرمگین بودنــد و اگرچــه بــه واقعی بــودن رخدادهــای فیلــم اذعــان‬ ‫داشــتند امــا شــدت ان را برنمی تابیدنــد و بااین حــال معتقــد هســتند‬ ‫کــه بایــد بــرای تغییر شــرایط گام هایــی برداشــت‪ .‬گــروه دوم‪ ،‬منکــر این‬ ‫رویدادهــا بودنــد و بـه کل زیــر همــه ایــن جریانــات زدنــد و گفتنــد کــه‬ ‫جغرافیــای فیلــم‪ ،‬اصـ ًا کشــور مــا نیســت! انهــا به نظــرم قصــد ندارنــد‬ ‫کــه اینــه ای شــفاف مقابــل خــود بگیرنــد و نقطه ضعف های شــان را‬ ‫پیــدا کننــد و بپذیرنــد»‪ .‬می تــوان ایــن ماجــرا را بــه نقـ ِد ســیاه نمایی در‬ ‫اثــار ایرانــی نیــز تعمیــم داد؛ مخاطبــان و منتقــدان در هــردو گــروه‬ ‫مور ِد نظــر «لبکــی» هســتند امــا شــاید دســته ســومی را هم بایــد لحاظ‬ ‫کــرد؛ انهــا کــه جانــب اعتــدال را نگــه می دارنــد و ارزش هــای مفهومــی‬ ‫را فــدای نواوری هــا و تالش هــای فنــی نمی کننــد و برعکــس‪ .‬در اینکــه‬ ‫ایــن اثــار و نمونه هایــی از این دســت ماننــد حتــی «یــک پذیرایــی‬ ‫ســاده» (ســاخته مانــی حقیقی کــه ادم های فقیــر را تا حد فروشــندگان‬ ‫وجــدان و باورهای شــان‪ ،‬تنــزل می دهــد) می تواننــد ماب ـه ازای بیرونــی‬ ‫داشــته باشــند‪ ،‬حرفــی نیســت امــا ایــا همــه ایــن سلســله حوادثــی کــه‬ ‫بــرای قهرمانــان داســتان رخ می دهــد و همــه ایــن ادم هــا در سرنوشــت‬ ‫محتــوم بــه شکست شــان‪« ،‬عیــن واقعیــت» هســتند؟ مث ـ ًا‪ ،‬جهــان‬ ‫ترســیمی «هومــن ســیدی» در «مغزهای کوچــک زنـگ زده» را در کدام‬ ‫بخــش حاشیه نشــین در کشــورمان می تــوان ُجســت؟ (ایــن بمانــد کــه‬ ‫فیلــم در ســاختار و گاه خــط قصــه نیــز وام دار «شــهر خــدا» ســاخته‬ ‫‪« 2002‬فرنانــدو میرلــس» اســت) ادم هــای باورنکردنــی کــه از تیپ های‬ ‫ضعیــف کوالژشــده از شــخصیت های متنــوع در ســینما فراتــر نمی رونــد‬ ‫و فضــای گانگســترمابی کــه ســعی در خلــق ان شــده‪ ،‬زیـ ِر تــاش برای‬ ‫فــرم و تکنیک هــای بصــری (منکــر فیلم بــرداری و میزانســن جــذاب اثــر‬ ‫نیســتم) بــه کاریکاتــوری خوش رنگ ولعــاب تبدیــل شــده اند‪ .‬ســیر‬ ‫اتفاق هــا نــه کشــش دراماتیکــی ایجــاد می کنــد و نــه ان قــدر عمیــق و‬ ‫موشــکافانه طراحــی شــده اند کــه بگوییــم بــا یــک واگویــه از دردهــای‬ ‫اجتمــاع روبــه رو هســتیم‪ .‬تصمیم هــای انــی و هیجــان زده ادم هــا و‬ ‫روالــی کــه بــرای حــال و اینــده خــود درپیــش می گیرنــد‪ ،‬یک جــور‬ ‫فانتــزی ســیاه اســت که جهــان قصــه را از جهــان واقعی حاشیه نشــین ها‬ ‫دور می کنــد‪ .‬چه کســی گفتــه الــزا ًم «فقــر» می توانــد مشــتی شــارالتان‬ ‫و خالفــکار و ادم کــش و ‪ ...‬بــه جامعــه تحویــل دهــد؟ اینکــه بار ســیاهی‬ ‫و تباهــی یــک شــهر را به ســمتِ جنــوب ان متمایــل و همـ ه چیزهــای‬ ‫بــد را؛ اعــم از جــرم‪ ،‬بــزه‪ ،‬فحشــا و ‪ ...‬را در «نــداری» خالصــه کــرد‪،‬‬ ‫نگاهــی نقدگونــه بــه شــرایط جامعــه نیســت؛ بلکــه تحقیــر بخشــی از‬ ‫جامعــه اســت کــه اتفاقــاً قربانــی بی عدالتی هــا بــوده و این گونــه‬ ‫نگاه هــای یک ســویه و بــدون تحقیــق‪ ،‬باعــث شــده تــا ایــن بخش هــای‬ ‫درحاشــیه مانده همیشــه بــا انــگ «بزه پــروری»‪ ،‬جــدا مانــده و فرهنگــی‬ ‫شــکل بگیــرد کــه بگوییــم «جنوب شــهر» یعنــی «محل فســاد»‪ .‬بــا این‬ ‫ســبک پرداختــن بــه موضــوع‪ ،‬انچــه در انتهــا می مانــد‪ ،‬چهــره کریــه‬ ‫فقــر اســت کــه بــر همه چیــز خــط بطــان می کشــد ماننــد انچــه در‬ ‫«ابــد و یـک روز» ســعید روســتایی به شــکلی اگزجــره شــاهدش بودیــم؛‬ ‫خانــواده ای کــه یــک مغــازه فالفل فروشــی‪ ،‬منــزل و البتــه اتومبیــل‬ ‫دارنــد (گیــرم در ســطحی پائیــن) بی شــک ان قــدر طعــم فقــر را‬ ‫نچشــیده اند کــه بخواهنــد بــرای «پــول» تــن بــه فــروش یکــی از‬ ‫ـوان ازدواج اجبــاری بــا اتبــاع بیگانــه) بدهنــد؛‬ ‫اعضــای خــود (حــال با عنـ ِ‬ ‫باین حــال‪« ،‬فقــر» اینجــا هــم سرپوشــی بــر نق ـب زدن بــه الیه هــای‬ ‫زیریــن ادم هــای درگیــر شــرایط اســت‪ .‬روی بــد ســکه اینکــه انچــه از‬ ‫ایــران در ایــن اثــار ترســیم می شــود‪ ،‬جامعــه ای فالکــت زده‪،‬‬ ‫خشــونت طلب‪ ،‬بی عاطفــه و ‪ ...‬اســت‪ .‬بــرای پایــان ایــن بحــث‪ ،‬نگاهــی‬ ‫درمقــا ِم مقایســه بــه فیلــم «دزدان فروشــگاه» (یــا دله دزدهــا) محصــول‬ ‫ـی «هیــروکازو کورئیــدا» کــه‬ ‫ســال ‪ 2018‬ســینمای ژاپــن به کارگردانـ ِ‬ ‫برنــده نخــل طــای «هفتا دو یکمیــن جشــنواره فیلــم کــن» و بهتریــن‬ ‫فیلــم خارجی زبــان «انجمــن منتقــدان فیلــم بوســتون» نیــز شــد‪،‬‬ ‫بیندازیــد کــه چگونــه قصـه اش را بــر بســتر «فقــر» روایــت می کنــد امــا‬ ‫ماحصــل کار نه تنهــا تماشایی ســت؛ بلکــه در ان اثــری از نیســتی و‬ ‫تباهــی وجــود نــدارد و رگه هایــی از انســانیت کــه فیلم ســاز بــر انهــا‬ ‫تاکیــد کــرده؛ احســاس همدلــی را در مخاطــب برمی انگیــزد‪ .‬ادم هــای‬ ‫فیلــم او‪ ،‬در ناامیــدی و تباهــی غــرق نیســتند؛ انهــا در فضایــی‬ ‫ســانتی مانتال گونه قــدم برنمی دارنــد و نداری شــان را طــوری بــه رخ‬ ‫مخاطــب نمی کشــند کــه بگوینــد بدبختــی از ســروکول مــا باال مـی رود‪.‬‬ ‫فیلم ســاز بــدون اســتفاده از بزرگ نمایــی در قاب هــا‪ ،‬جامعــه هــدف‬ ‫خــود را در جهــان داســتانش تصویــر می کنــد و بــر رنجــی کــه می برنــد‬ ‫تشدید نمی گذارد که «درد» را «درررررررررررد» بخوانند!‬ ‫‪5‬‬ ‫ایا افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند‬ ‫که تصمیمات بدی می گیرند؟‬ ‫طـرز فکـری قدیمـی می گویـد‪ :‬افـراد فقیـر به ایـن خاطر فقیر هسـتند که تصمیمـات بـدی می گیرند‪ .‬اما سـندهیل‬ ‫موالینیتن‪ ،‬اسـتاد اقتصاد دانشـگاه هاروارد‪ ،‬و الدار شـفیر‪ ،‬اسـتاد روان شناسـی دانشـگاه تاد‪ ،‬کتابی با عنوان «کمیابی»‬ ‫نوشـتند کـه این مسـئله را رد می کنـد‪ .‬از نظر ان ها ماجرا کام ًال برعکس اسـت و در واقع افـراد به این خاطر تصمیمات‬ ‫بـدی می گیرنـد کـه فقیر هسـتند‪ .‬بااین حسـاب‪ ،‬افراد چطـور می تواننـد از دام فقـر بگریزنـد؟ در اواخـر جنگ جهانی‬ ‫دوم‪ ،‬در حالـی کـه هـزاران اروپایـی از گرسـنگی در حال مرگ بودند‪ ۳۶ ،‬نفر در دانشـگاه مینیسـوتا داوطلب شـدند که‬ ‫در مطالعـه ای شـرکت کننـد کـه ان ها را در وضعیت سـخت گرسنگی کشـیدن قـرار می داد‪ .‬قضیـه از این قـرار بود که‬ ‫متفقیـن در حـال پیشـروی به سـوی مناطـق اشغال شـده به دسـت المان ها بودنـد و با افراد بسـیاری روبه رو می شـدند‬ ‫کـه از شـدت گرسنگی کشـیدن یکپارچـه اسـتخوان شـده بودند‪ .‬ایـن نیروها نمی دانسـتند که از چه روشـی اسـتفاده‬ ‫کننـد تـا بتواننـد بـدون اینکه خطـری این افـراد را تهدیـد کند‪ ،‬به ان ها غذا برسـانند‪ .‬محققان دانشـگاه مینیسـوتا به‬ ‫همیـن منظـور مطالعـه ای ترتیـب داده بودنـد تا بـا اسـتفاده از ان بتوانند بهترین روش ممکـن را برای ایـن کار بیابند؛‬ ‫امـا قبـل از هـر چیـز داوطلبان شـرکت کننده در این مطالعه قبول می کردند که در وضعیت سـخت گرسنگی کشـیدن‬ ‫فیزیکـی پیش امده بـرای این افـراد در این رونـد تاحدی جدی بـود؛ اما عالوه بـر اثار فیزیکی‪،‬‬ ‫قـرار بگیرنـد‪ .‬مشـکالت‬ ‫ِ‬ ‫محققان با اثاری ذهنی روبه رو شـدند که انتظارش را نداشـتند‪ :‬عالقه به کتاب ها و دسـتورالعمل های اشـپزی بیشـتر‬ ‫شـده بود‪ .‬کسـانی که قب ًال هیچ عالقه ای به این موضوعات نداشـتند‪ ،‬فکروذکرشـان فقط شـده بود غذا‪ .‬انطور که یکی‬ ‫از شـرکت کنندگان در ایـن برنامـه بـه یاد مـی اورد‪« ،‬غذا مرکز همۀ افکار شـده و تنهـا چیزی بود کـه در زندگی به ان‬ ‫اهمیـت می دادیـم»‪ .‬اگرچـه ایـن رفتارهای عجیب وغریـب در مطالعۀ صورت گرفته در مینیسـوتا فقـط در یک پانویس‬ ‫ذکر شـد‪ ،‬هفتاد سـال بعد از انتشـا ِر ان‪ ،‬همین «پانویس» برای پروفسـور سـندهیل موالینیتن که روی مسـائل مرتبط‬ ‫بـا فقـر در دورۀ معاصـر کار می کـرد‪ ،‬جـزء یافته های بسـیار مهم و شـایان توجه بود‪ :‬کمیابی چیزی بیشـتر از گوشـت‬ ‫و ماهیچـه را از انسـان ربـوده بـود‪ .‬کمیابـی ذهن انسـان ها را در اختیـار گرفته بود‪ .‬موالینیتن روان شـناس نیسـت؛ اما‬ ‫همیشـه شـیفتۀ نحـوۀ کارکـرد ذهن بوده اسـت‪ .‬به عنوان یـک اقتصـاددان رفتاری‪ ،‬او همیشـه به دنبال این بوده اسـت‬ ‫کـه ببینـد وضعیـت ذهنی افـراد و محیط اجتماعی و فیزیکی ان ها چطـور کنش های اقتصادی شـان را تحت تاثیر قرار‬ ‫می دهد‪ .‬موالینیتن در سـال ‪ ۲۰۰۸‬در کنار الدار شـفیر اسـتاد روان شناسـی دانشـگاه تاد کتابی نوشـتند که به بررسـی‬ ‫ایـن مسـائل می پـردازد‪ .‬کتابـی بـه نـام کمیابی که نمایانگـر یافته هایـی از حوزه هـای اقتصـاد و روان شناسـی در طول‬ ‫سـال های متمـادی و همچنیـن یافته های مطالعات تجربی خو ِد این دو نفر اسـت‪ .‬ان ها بر اسـاس تحلیل داده هایشـان‬ ‫به دنبـال ایـن بودنـد کـه نشـان دهنـد همان طـور که غذا ذهـن داوطلبـان گرسـنه در مینیسـوتا را در کنتـرل گرفت‪،‬‬ ‫کمیابـی بـه هر شـکلی و بـرای هر کس اتفـاق بیفتد‪ ،‬ظرفیت ذهنی فـرد را می رباید‪ .‬این داسـتان‪ ،‬همه چیز را شـامل‬ ‫می شـود؛ از گرسنگی کشـیدن و تنهایـی گرفتـه تـا کمبـود زمـان و فقر‪ .‬روان شناسـان به خوبـی این مفهـوم را توضیح‬ ‫داده انـد‪ :‬اگـر ذهـن روی یـک چیز متمرکز باشـد‪ ،‬توانایی ها و مهارت های دیگـر مثل توجه‪ ،‬کنترل فـرد روی خودش و‬ ‫برنامه ریزی بلندمدت مختل می شـود‪ .‬به گفتۀ موالینیتن و شـفیر در این وضعیت‪ ،‬پردازشـگر ذهن ما مانند پردازشـگر‬ ‫رایانـه ای کـه در حـال اجـرای چندیـن برنامـه اسـت‪ ،‬کنـد می شـود‪ .‬در واقـع مـا ظرفیت هـای ذهنی مـان را از دسـت‬ ‫نمی دهیم؛ بلکه توانایی دسترسـی به تمام داشـته های معمولمان را نخواهیم داشـت‪ .‬اما مهم ترین و بحث برانگیزترین‬ ‫بخـش کار ان هـا مشخص سـاختن اثـار کمیابـی نیسـت؛ بلکـه این ادعا اسـت که کمیابـی می تواند هر کسـی را تحت‬ ‫ِ‬ ‫کنتـرل خـود دراورد‪ .‬بحـث ان ها این اسـت‪ :‬ویژگی هایی که بخشـی از شـخصیت افراد تلقی می شـوند‪ ،‬مثل رفتارهای‬ ‫فکرنشـده‪ ،‬عملکـرد نامناسـب در مدرسـه و تصمیمات نادرسـت مالی‪ ،‬شـاید درحقیقـت محصول احسـاس تاثیرگذار‬ ‫کمیابی باشـند و زمانی که این احسـاس مداوم باشـد‪ ،‬ذهن را در اختیار گرفته و این شـرایط را به ان می قبوالند؛ مثل‬ ‫کسـانی کـه در باتلاق فقـر گرفتار شـده اند‪ .‬موالینیتن خودش قبـل از دیگران بـه این کمیابی واقف اسـت؛ به خصوص‬ ‫وقتـی کـه بحـث زمـان در میـان باشـد‪ .‬در واقع هیچ کس بـه انـدازۀ کافی زمان نـدارد‪ .‬همیـن قضیه راه بسـیار خوبی‬ ‫بـرای شـناخت نحـوۀ عملکـرد کمیابی اسـت‪ .‬محدودیـتِ زمانـی می تواند مفیـد باشـد‪ .‬ضرب االجل ها و مهلـت زمانی‬ ‫محـدود‪ ،‬باعـث افزایـش انگیـزه و تمرکـز روی کار می شـود؛ امـا ایـن افزایش تمرکز به بهـای خاصی صـورت می گیرد‪:‬‬ ‫هـر چیـزی خـارج از ان کاری کـه زمـان محـدودی بـرای انجامش داریـم‪ ،‬یا کمرنگ می شـود یا نادیده گرفته شـده یا‬ ‫بـه تعویـق می افتـد‪ .‬البته این نکتۀ جدیدی نیسـت؛ اما موالینیتـن از موضوعات مربـوط به زمـان و محدودیت های ان‬ ‫بـرای جاانداختـن موضـوع اسـتفاده می کند‪ .‬اگرچـه موالینیتن بسـیاری از زندگـی اش را در وضعیت مناسـب و راحت‬ ‫اقتصـادی گذرانـده اسـت؛ در دوره ای فقـر را هـم تجربـه کـرده اسـت‪ .‬در دهـۀ ‪ ۱۹۸۰‬قوانینـی وضع شـد که بـه افراد‬ ‫غیرشـهروند امریـکا ماننـد پـد ِر هندی موالینیتن اجـازۀ ادامـۀ کار را نمـی داد‪ .‬او می گوید‪« :‬به چشـم خـودم می دیدم‬ ‫که والدینم یک شـبه تغییر کردند»‪ .‬ان ها بسـیار مضطرب تر و تندخوتر شـده بودند؛ انگار که بخشـی از شخصیتشـان‬ ‫اقتصاددان رفتـاری این موضوع را در سرتاسـر جهان در‬ ‫به کلـی تغییر کرده باشـد‪ .‬سـال ها بعد موالینیتـن به عنوان یک‬ ‫ِ‬ ‫میـان افـراد فقیـر مشـاهده کرد‪ .‬به گفتـۀ او «به هر طـرف که نگاه کنی‪ ،‬شـواهد این موضـوع وجـود دارد‪ .‬ما فقط باید‬ ‫علمـی ایـن شـواهد را بیابیم»‪ .‬البتـه مطرح کردن ایـن موضوع در مجامع علمـی هم چندان کا ِر سـاده ای‬ ‫راه هـای ارائـۀ‬ ‫ِ‬ ‫نبـوده اسـت‪ .‬همان طور که نویسـندگان کتاب در مقدمـه اورده اند‪« ،‬زمانی که به یکـی از اقتصاددانان همکارمان گفتیم‬ ‫کـه در حـال مطالعـۀ کمیابـی هسـتیم‪ ،‬او گفت که قبل از شـما هم علـم کمیابی وجود داشـته اسـت‪ ...‬نامش هم علم‬ ‫کمیابی‬ ‫اقتصاد اسـت» البته این شـخص از جهاتی درسـت می گفت‪ .‬علم اقتصاد در واقع به مطالعۀ چگونگی مدیریت‬ ‫ِ‬ ‫ش علمی ترتیب‬ ‫فیزیکـی می پـردازد‪ .‬در سـال ‪ ۲۰۱۰‬نویسـندگان کتاب به همراه تنی چند از همکارانشـان‪ ،‬چنـد ازمای ‬ ‫دادنـد‪ .‬مـکان ایـن ازمایش هـا جایـی بود کـه موالینیتن به شـوخی ان را «بهترین ازمایشـگاه جهـان» می نامید‪ :‬مرکز‬ ‫خریـدی در نیوجرسـی‪ .‬ان هـا به دنبـال ایـن بودند که نشـان دهند فقـر‪ ،‬نوعی محدودیـت در انتقال داده هـا در ذهن یا‬ ‫بـه عبارتـی «کاهـش پهنای بانـد» را به دنبال خواهد داشـت کـه توانایی افـراد برای تصمیم گیـری و اقـدام را می کاهد‪.‬‬ ‫سیدامیرحسینمیرابوطالبی‪/‬ترجمان‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫رویداد‬ ‫‪6‬‬ ‫شو پرورش خبر داد؛‬ ‫وزیر اموز ‬ ‫شروع قطعیِ سال تحصیلی از ‪ ۱۵‬شهریور ماه‬ ‫شو پـرورش گفـت‪« :‬قطعاً شـروع سـال تحصیلـی‪ ۱۵ ،‬شـهریور ماه اسـت؛ اما این موضـوع که در‬ ‫وزیـر اموز ‬ ‫‪ ۱۵‬شـهریورماه اغـاز سـال تحصیلـی را چگونـه برگـزار کنیم‪ ،‬بسـتگی بـه شـرایط دارد»‪ .‬به گـزارش مهر؛‬ ‫محسـن حاجی میرزایـی افـزود‪« :‬شـرایطی که امـروز نه وزارت بهداشـت و نـه هیچ کـس در هیچ جای دنیا‬ ‫نمی توانـد ان را پیـش بینـی کنـد‪ .‬مـا سـه سـناریو را طراحـی کرده ایـم و با هـر وضعیتی که پیـش بیاید‪،‬‬ ‫ایـن سـناریوها را از ان زمان پیاده می کنیم‪ .‬یکی از سـناریوها این اسـت که شـرایط سـفید باشـد کـه تقریباً‬ ‫غیرمحتمل تریـن شرایطی سـت کـه قابل پیش بینی سـت کـه در این صـورت سـال تحصیلی بـا حضـور دانش امـوزان در مدارس‬ ‫اغاز می شـود»‪.‬‬ ‫سخنگوی دولت تاکید کرد؛‬ ‫اقتصاد بدون نفت؛ با اتکا به تولید داخلی‬ ‫سـخنگوی دولـت گفـت‪« :‬مـا نیازمندیـم صادرکنندگان قوی در کشـور داشـته باشـیم و اگـر می خواهیم‬ ‫زندگـی بـدون نفـت تجربـه کنیـم‪ ،‬بایـد زندگـی اقتصـادی خـود را به تولیـد داخلـی خود متکـی کنیم‪.‬‬ ‫افزایـش تولیـد داخلی و صادرکنندگان قوی‪ ،‬راه برون رفت ما از فشـارهای امریکاسـت»‪ .‬وی گفت‪« :‬بحث‬ ‫مـا‪ ،‬در مـورد افرادی سـت کـه کارت هـای یک بار مصـرف و کارت هـای جا های مختلـف را گرفتنـد و امروز‬ ‫در شـرایط فشـار اقتصـادی ارزهـا را بر نمی گرداننـد‪ .‬ما ‪ ۷۰‬یـا ‪ ۸۰‬میلیـارد دالر درامد ارزی داشـتیم و این‬ ‫درامـد ارزی نفتـی کشـور پاسـخگوی نیازهـای مـا بـوده و هرکس می توانسـت صادرات بیشـتر کند‪ ،‬منعی نداشـته اسـت؛ اما‬ ‫اکنـون به تحریـم خوردیم»‪.‬‬ ‫نیاز اروپا به رویارویی‬ ‫با حقایق سیاسی موجود‬ ‫به نظــر می رســد بــا تحــوالت اخیــر در حــوزه سیاســت‬ ‫بین الملــل‪ ،‬زمــان ان رســیده اســت کــه لیبرال دموکراس ـی ها‬ ‫بایــد بــا اندیشــیدن بــه بلندمــدت‪ ،‬اعمــال قوانیــن قدرتمنــد‬ ‫اخالقــی و اجتنــاب از ســرزنش دیگــران‪ ،‬از جنــگ ســرد‬ ‫پیشــین درس بگیرنــد‪ .‬در مقالـه ای نوشــته تیموتــی گارتــون‬ ‫اَش کــه بــا ترجمــه طــا تســلیمی در دیپلماســی ایرانــی‬ ‫منشــر شــده اســت‪ ،‬یــک جنــگ ســرد جدیــد بیــن چیــن‬ ‫و ایــاالت متحــده در جریــان اســت و بحــران کرونــا نیــز‬ ‫دشــمنی ها را تشــدید کــرده‪ .‬کمتــر کشــوری در افریقــا یــا‬ ‫امریــکای وجــود دارد دو ابرقــدرت جهانــی بــر ســر ان رقابــت‬ ‫نکننــد‪ .‬اگــر ســربازان چینــی و هنــدی در جبهـ ه هــای مــورد‬ ‫مناقشــه درگیــر شــوند‪ ،‬مایــک پمپئــو‪ ،‬وزیــر امــور خارجــه‬ ‫امریــکا‪ ،‬بالفاصلــه طــرف هنــد را مــی گیــرد‪ .‬قانــون گــذاران‬ ‫بریتانیایــی حتــی یــک گــروه تحقیقــات چیــن تشــکیل دادند‬ ‫و نــام ان را «تحقیقــات مخالــف» گذاشــته اند‪ .‬مســئله تهدیــد‬ ‫امنیتــی هــواوی تقریبــا یــک نگرانــی عمومی ســت‪ .‬هــر گونــه‬ ‫قیــاس تاریخــی ناقــص خواهــد بــود‪ ،‬امــا اســاس جنــگ ســرد‬ ‫به عنــوان رقابــت دیرینــه‪ ،‬چند جانبــه و جهانــی بیــن دو ابــر‬ ‫قــدرت را مــی تــوان بــه شــرایط موجــود تعمیــم داد‪ .‬ایــن یک‬ ‫جنــگ ســرد جدیــد اســت و حــاال ســوال ایــن اســت کــه دیگر‬ ‫کشــورها چــه رویکــردی بایــد در قبــال ان داشــته باشــند‪ .‬ایــا‬ ‫می تواننــد سرشــان را مثــل کبــک زیــر بــرف کننــد و امیــدوار‬ ‫باشــند جنــگ ســرد تمــام شــود؟ بیشــتر اروپایــی هــا چنیــن‬ ‫کرده انــد‪ .‬ایــا بایــد واقعیــت را پذیرفــت و در صــدد رســیدن بــه‬ ‫بهتریــن نتیجــه برامــد؟ قطعـاً رویکــرد درســت همیــن اســت!‬ ‫در ایــن راســتا‪ ،‬می تــوان نــه درس اساســی از جنــگ ســرد‬ ‫اول فــرا گرفــت‪.‬‬ ‫‪ .1‬نیــاز بــه در نظــر گرفتــن بلنــد مــدت‪ :‬جنــگ ســرد اول بیش‬ ‫از ‪ 40‬ســال طــول کشــید‪ .‬چیــن از قــدرت زیــادی از جملــه‬ ‫گســتردگی جغرافیایــی‪ ،‬غــرور ملــی‪ ،‬نــواوری تکاملــی‪ ،‬جامعــه‬ ‫کارافرینــی و یــک حــزب لنینیســتی برخــوردار اســت و به طور‬ ‫سیســتماتیک از فروپاشــی اتحــاد جماهیر شــوروی درس گرفته‬ ‫تــا خــودش دچار سرنوشــت مشــابه نشــود‪ .‬جنــگ جدیــد قطعاً‬ ‫طوالنــی خواهــد بــود‪.‬‬ ‫‪ .2‬نیــاز بــه تجمیــع رقابــت و همــکاری‪ :‬سیاســت های‬ ‫تنش زدایــی چنــدان بــا نمونــه جنــگ ســرد اول تفــاوت ندارنــد‬ ‫و بعضـاً ذاتــی هســتند‪ .‬بهتریــن رویکــرد لیبــرال دموکراسـی ها‬ ‫تجمیــع دفــاع ســخت بــا دیپلماســی و تعامــل ســازنده بــود‪.‬‬ ‫خطــوط قرمــز مــا در موضوعاتــی ماننــد امنیــت تایــوان بایــد‬ ‫کامــا واضــح باشــد‪ ،‬امــا بایــد امادگــی بــرای همــکاری بــا چین‬ ‫را نیــز داشــته باشــیم‪ .‬اتحادیــه اروپــا پیشــتر به درســتی چین را‬ ‫شــریک‪ ،‬رقیــب و حریــف سیســتماتیک توصیــف کــرده بــود‪ .‬با‬ ‫توجــه بــه وابســتگی متقابل چیــن و جهــان لیبــرال و همچنین‬ ‫تهدیدهــای جهانــی ماننــد تغییــرات اب و هوایــی و کوویــد ‪19‬‬ ‫بایــد یــک رویکــرد دو گانــه در پیــش گرفــت‪.‬‬ ‫‪ .3‬لــزوم بــر تمرکــز روی پویایــی داخلــی چیــن‪ :‬دلیــل اصلــی‬ ‫ایــن جنــگ ســرد رهبــری حــزب کمونیســت چیــن توســط‬ ‫شــی جینپینگ از ســال ‪ 2012‬اســت‪ :‬او در کشــورش رویکردی‬ ‫ســرکوبگرانه و در خــارج‪ ،‬رویکــردی تهاجمــی دارد‪ .‬اروپــا الزم‬ ‫اســت چرایــی روی گردانــدن حزب حاکــم از اســتراتژی کاربردی‬ ‫و متحوالنــه تــری کــه در چنــد دهه گذشــته امکان ظهــور صلح‬ ‫امیــز کشــور را فراهــم اورد‪ ،‬دریابــد‪ .‬چــه نیروهــا یــا شــرایطی‬ ‫مــی توانــد ان را بــه مســیر پیشــین برگردانــد؟ در ایــن زمینــه‪،‬‬ ‫بررســی کامــل تاریــخ‪ ،‬فرهنگ و سیاســت چیــن و در کل اســیا‬ ‫نیــاز اســت‪.‬‬ ‫‪ .4‬بــه یــاد داشــتن اینکــه نمــی شــود نظــام چیــن را مهندســی‬ ‫کــرد‪ :‬یکــی از توهمــات در سیاسـت های غــرب در جریان جنگ‬ ‫ســرد اول ایــن بــود کــه فکــر می کــرد کــه می توانــد سیاســت‬ ‫داخلــی طــرف مقابــل را بــه طــور مســتقیم تغییــر دهــد‪.‬‬ ‫همــه ان روانشناســی های رفتــاری دربــاره قدرتمند ســاختن‬ ‫کبوترهــا و تضعیــف شــاهین ها از همیــن دســت بودنــد‪ .‬کلیــت‬ ‫سیاســت های غــرب در بهتریــن حالــت یــک عامــل ثانویــه‬ ‫تغییــر در نظــام چیــن خواهنــد بــود‪.‬‬ ‫‪ .5‬بــه یــاد داشــتن اینکــه مخاطــب فقــط یــک کشــور نیســت‪،‬‬ ‫یــک جامعــه اســت‪ :‬در زمــان انتقادهــا از سیاســت هــای دولــت‪/‬‬ ‫حــزب در شــینجیانگ‪ ،‬هنگ کنــگ و دریای چیــن جنوبی الزم‬ ‫اســت کــه تاکیــد شــود کــه ایــن‪ ،‬یــک حملــه بــه مــردم چیــن‬ ‫یــا فرهنــگ یــا تاریــخ غنــی انهــا نیســت‪ .‬الزم اســت تاثیــرات‬ ‫هــر اقــدام و ســخنی بــر جامعــه چیــن و همچنیــن بــر حــزب‬ ‫بــه دقــت ارزیابــی شــود‪ .‬در پایــان ایــن چینی هــا هســتند کــه‬ ‫چیــن را تغییــر خواهنــد داد و نــه عوامــل خارجــی‪.‬‬ ‫‪ .6‬چیــن اتحــاد جماهیــر شــوروی نیســت‪ :‬یادگیــری از جنــگ‬ ‫راه ورسم نابغه شدن در جهان امروز‬ ‫صید بزرگ از اقیانوس زندگی‬ ‫مهرداد ناظری‬ ‫‪ mehrdad_nazery@yahoo.com‬هـرروز بچه هـا در مـدارس بـا ایـن محـک‬ ‫مواجـه می شـوند کـه ایا انسـانی باهـوش و توانمند هسـتند؟ این سـوال همـواره در‬ ‫ذهن ان ها‪ ،‬مربیان اموزشـی و والدین برجسـته می شـود‪ .‬مسـئله هوشمندی‪ ،‬یکی از‬ ‫موضوعـات مهـم هزاره سـوم به حسـاب می ایـد‪ .‬این روزهـا از بچه های کارگران سـاده‬ ‫تـا خانواده هـای سیاسـتمداران‪ ،‬بـه این موضـوع فکـر می کننـد کـه چگونه می شـود‬ ‫فرزندانـی هوشـمند تربیت کرد؟ واقعیت این اسـت که تشـریح و فهم مسـئله هوش و‬ ‫نبـوغ چنـدان ارتباطـی به تحصیل و دانشـگاه ندارد و برای هوشـمندی‪ ،‬انسـان ملزم‬ ‫اسـت تـا تجربه هـای متفاوتـی را پشت سـر بگـذارد‪ .‬بـرای بسـیاری ازافراد در جامعـه‬ ‫ایـن اصل بر ذهنشـان حاکم شـده اسـت کـه موفقیت به میـزان هوش انتزاعـی افراد‬ ‫دارد؛ امـا نکتـه مهمـی را «ادیسـون» که یکـی از بزرگ ترین مخترعین جهان اسـت‪،‬‬ ‫بیـان مـی دارد؛ او می گویـد‪« :‬اختـراع‪ ،‬یک درصـد الهام گرفتـه و ‪٩٩‬درصد پشـتکار و‬ ‫جدیـت اسـت‪ ».‬درواقـع‪ ،‬انچـه «ادیسـون» را بـه اوج می رسـاند‪ ،‬تالش و کوشـش و‬ ‫پشـتکار او در ایجاد اختراعات جدید اسـت؛ اما متاسـفانه در جامعه امروز ایران‪ ،‬تفکر‬ ‫یک شبه پولدارشـدن یـا درامدزایـی از راه واسـطه گری‪ ،‬بـه یک اصـل و اولویت تبدیل‬ ‫شـده اسـت و شـاهد ان هسـتیم کـه مـردم بیش ازان کـه فکـر کننـد و طـی طریق‬ ‫ســرد اول همچنیــن بــه معنــای درک تفاوت هــای ان بــا جنــگ‬ ‫ســرد جدیــد اســت‪ .‬درســت همان طــور کــه اتحــاد جماهیــر‬ ‫شــوروی ترکیبــی از سیاســت لنینیســتی و تاریــخ روســیه بــود‪،‬‬ ‫در چیــن نیــز لنینیســم شــی بــا فرهنــگ و ســنت چینــی در‬ ‫هــم امیختــه اســت‪ .‬فرانســیس فوکویامــا اینطــور اســتدالل‬ ‫می کنــد‪« :‬چیــن نخســتین تمــدن جهــان بــود کــه یــک دولت‬ ‫مــدرن ایجــاد کــرد‪ .‬و بــرای قرن هــا دولت هــا در چیــن متمرکــز‪،‬‬ ‫بوروکراتیــک و مبتنــی بــر شایســتگی بودنــد‪ ».‬نقــاط قــوت و‬ ‫ضعــف چیــن از ترکیــب بــی ســابقه لنینیســم و ســرمایه داری‬ ‫نشــئت می گیــرد‪.‬‬ ‫‪ .7‬اگــر نمــی دانیــد چــه کاری بایــد انجــام دهیــد‪ ،‬کار درســت‬ ‫را انجــام دهیــد‪ :‬غــرب بــا وحشــت بــه تماشــای تــراژدی‬ ‫هنگ کنــگ‪ ،‬ســرکوب اویغورهــا در شــینجیانگ و شــجاعت‬ ‫مخالفــان نشســته اســت‪ .‬دولــت بریتانیــا بــا پیشــنهاد مســیری‬ ‫بــرای شــهروندی کامــل ایــن کشــور بــرای س ـه میلیون ســاکن‬ ‫هنــگ کنــگ‪ ،‬کار درســت را انجــام داد ه اسـت ‪ ،‬حتــی اگــر ایــن‬ ‫کاری بــرای جلوگیــری از خفــه شــدن اهســته ســنتز باشــکوه‬ ‫بلنــد شــهر شــرق و غــرب انجــام ندهــد‪ .‬کمیتــه نوبــل نــروژ هــم‬ ‫بــا اعطــای جایــزه صلح به لیــو شــیائوبو کار درســت را انجــام داد‪.‬‬ ‫‪ .8‬اتحــاد قــدرت اســت‪ :‬در حــال حاضــر چیــن فرصت هــای‬ ‫بیشــماری بــرای تفرقــه انــدازی و حکمرانــی در جهــان لیبــرال‬ ‫دارد‪ .‬در یــک متــن رســمی کــه اخیــر در رابطــه بــا «رویکــرد‬ ‫اســتراتژیک» ایــاالت متحــده منتشــر شــده‪ ،‬امــده کــه اولیــن‬ ‫درونـی داشـته باشـند‪ ،‬در صـف سـکه و دالر و پیمـودن راه هـای کوتاه مـدت بـرای‬ ‫حفـظ زندگـی خویـش هسـتند‪ .‬انچه باید بـر ان تاکید کرد‪ ،‬مسیری سـت که نسـل‬ ‫اینـده را بـه افـرادی نابغـه و هوشـمند تبدیل می سـازد‪ .‬نبـوغ هرچند تجربه ای سـت‬ ‫سـخت و طوالنـی؛ درعین حـال‪ ،‬اگر کسـی در جـاده نبـوغ حرکت کنـد‪ ،‬می تواند به‬ ‫موفقیـت برسـد‪« .‬مالکوم کاولی»؛ نویسـنده و منتقـد ادبی‪ ،‬جایی در سـتایش کتاب‬ ‫«انـا کارنینـا» (اثـر تولسـتوی) گفتـه‪« :‬نبـوغ‪ ،‬همان طـرز نگاه اسـت؛ قـدرتِ یافتن‬ ‫الگوهـا جایی کـه دیگـران چیـزی نمی بیننـد؛ جـز مجموعـه ای اشـیاء درهم برهـم»‪.‬‬ ‫در اینجـا ایـن طـرز نگاه‪ ،‬موضـوع بسیارمهمی سـت‪ .‬ممکن اسـت انسـان های زیادی‬ ‫درطول تاریـخ بـه یـک سـیب نـگاه کرده انـد؛ امـا تنهـا یـک نـگاه متفـاوت «نیوتن»‬ ‫اسـت کـه بـه کشـف جاذبـه زمیـن منجـر می شـود‪ .‬کـودکان بـا رویاهـای بزرگـی‬ ‫به دنیـا می اینـد‪ .‬ان هـا در اوج بـه زندگـی ملحـق می شـوند؛ امـا به مـرور عادت واره ها‬ ‫و سـنگ فکری های جوامـع بشـری‪ ،‬ان هـا را بـا جامعـه هم نـوا می سـازد‪ .‬همنوایـی‬ ‫کـودکان بـا جامعـه هرچنـد تاحـدی یـک ضـرورت اسـت؛ اما اگـر خمیرمایـه درون‬ ‫ان هـا را بـه یـک مـاده سـفت بی خاصیت مبـدل سـازد‪ ،‬نتیجـه ان‪ ،‬رکـود و پذیرش‬ ‫رفتارهای مشـابه سـایرین اسـت‪ .‬در اینجا باید درنظر داشـت که راز حرکت در مسـیر‬ ‫نبـوغ‪ ،‬تقویـت قدرت تخیل اسـت‪ .‬تخیل‪ ،‬مهم ترین نیروی وجودی هر انسـان اسـت‪.‬‬ ‫اگـر بخواهیـم تعریفـی سـاده از ان ارائـه دهیـم؛ می تـوان گفـت که وقتی چیـزی را‬ ‫در ذهـن تجسـم می کنیـم کـه وجـود خارجـی نـدارد‪ ،‬به مـرور بـا ان پدیـده ارتباط‬ ‫برقـرار می کنیم‪ .‬درواقع تخیل‪ ،‬نوعی تصویرسـازی ذهنی سـت؛ تصویـری از پدیده ای‬ ‫کـه بایـد بـه ان توجـه و بـر ان تمرکـز کنیـم‪ .‬تخیـل را می تـوان نوعـی رهاسـازی‬ ‫هــدف سیاســت ایــاالت متحــده «افزایــش مقاومــت موسســات‪،‬‬ ‫اتحادهــا و مشارکت ها»ســت؛ امــا دونالــد ترامــپ دقیقــا‬ ‫عکــس ایــن رویکــرد عمــل می کنــد‪ .‬پاســخ دو گانــه موثــر‬ ‫بــه چالــش چیــن نیازمنــد وحــدت اســتراتژیک اســت‪ .‬اتحادیــه‬ ‫اروپــا‪ ،‬بیرتانیــای پســابرگزیت‪ ،‬دولــت جدیــد ایــاالت متحــده و‬ ‫نماینــدگان دیگــر دموکراســی های جهــان اوایــل ســال اتــی‬ ‫تو گــو و ترســیم زمینه هــای مشــترک‬ ‫بایــد زمانــی را بــرای گف ‬ ‫اختصــاص دهنــد‪.‬‬ ‫‪ .9‬تنهــا راه پیــروزی در جنگ هــای ســرد در خانــه اســت‪:‬‬ ‫مهــم تریــن کاری کــه دموکراسـی های لیبــرال بــرای پیــروزی‬ ‫در جنــگ ســرد اول انجــام دادنــد‪ ،‬تــاش بــرای ســعادتمندی‪،‬‬ ‫ازادی‪ ،‬گشــایش و جــذاب ســازی جوامــع خودشــان بــود‪ .‬اکنون‬ ‫هــم بایــد رویکردشــان در قبــال چیــن همیــن باشــد‪ .‬یــک‬ ‫دانشــجوی پیشــین چینــی دربــاره نگــرش دانشــجویان چینــی‬ ‫در بازگشــت بــه خانــه پــس از تحصیــل در دانشــگاه هــای‬ ‫غربــی‪ ،‬نوشــت‪« :‬تجربــه زندگــی در غــرب ان طــوری کــه زمانی‬ ‫امیــد داشــتیم‪ ،‬دانشــجویان چینــی را در بازگشــت بــه خانــه بــه‬ ‫دموکرات هــای لیبــرال طرفــدار غــرب تبدیــل نمــی کنــد‪ .‬بلکــه‬ ‫انهــا بــه مخالفــان هــر دو طــرف تبدیــل می شــوند کــه بــه هــر‬ ‫دو سیســتم انتقــاد دارنــد‪ .‬سیاســت خارجــی مــا نیســت کــه در‬ ‫نهایــت انهــا را متقاعــد مــی کنــد؛ کاری کــه در خانــه انجــام‬ ‫می دهیــم‪ ،‬تاثیرگــذار اســت»‪.‬‬ ‫دیپلماسیایرانی‬ ‫ذهن دانسـت؛ رهاسـازی در فضایی که می تواند نتایج بسـیارمتفاوت و شگفت انگیزی‬ ‫داشـته باشـد‪ .‬براین مبنـا؛ گفته می شـود تخیـل‪ ،‬قدرت حرکـت ذهن در مسـیرهای‬ ‫متفـاوت اسـت؛ به طوری کـه فـرد می توانـد زندگـی را از زوایـای گوناگونـی ترسـیم‬ ‫کنـد‪« .‬اینشـتاین» معتقـد اسـت‪« :‬تخیـل از علـم باالتـر اسـت؛ چراکه علـم محدود‬ ‫اسـت؛ امـا تخیـل‪ ،‬دنیـا را احاطـه می کنـد»‪ .‬وقتـی کـودکان یـا حتی بزرگ سـاالن‪،‬‬ ‫بـه رویاپـردازی می پردازنـد‪ ،‬رویاها بخش اساسـی شـکل دهی هویت نابغه شـدن یک‬ ‫فـرد اسـت‪ .‬در داسـتان های علمی‪،‬تخیلـی‪ ،‬نویسـندگان تلاش می کننـد تـا رموزی‬ ‫را کـه در طبیعـت وجـود دارد؛ امـا اطالعـات انسـان درمـورد ان هـا کـم اسـت را بـا‬ ‫تصویرسـازی های گوناگـون درمعـرض دیـد بگذارنـد‪ .‬روزگاری بین مردم‪ ،‬اثـار «ژول‬ ‫ورن» و «ایـزاک اسـیموف» بسـیار موردتوجه و تاکید قرار داشـت؛ ً‬ ‫مثلا وقتی «ژول‬ ‫ورن» در کتـاب «بیست هزارفرسـنگ زیـر دریـا» به موضـوع زیردریایی هـا می پردازد‪،‬‬ ‫او ذهـن ادم هـا را بـه تفکر و تامل وامی دارد‪ .‬کشـتی های بسـیاری از ملل مختلف‪ ،‬در‬ ‫اعمـاق اب هـا موجـودی عظیم الجثه را مشـاهده می کنند که هرکـس ان را به گونه ای‬ ‫تفسـیر می کنـد؛ عـده ای ان را هیـوالی دریایـی ناشـناخته می داننـد و عـده ای او را‬ ‫کوسـه بـزرگ عنـوان می کننـد؛ امـا ان یـک زیردریایی سـت سـاخته دسـت بشـر!‬ ‫«ژول ورن» نشـان می دهـد کـه قـدرت تخیـل انسـان ها تـا فرسـنگ ها زیـر اب‬ ‫پیـش خواهـد رفـت‪ .‬در مجموعـه داسـتان های «هری پاتـر» نیز جی‪ .‬کـی‪ .‬رولینگ؛‬ ‫نویسـنده انگلیسـی به نوعـی خیال پـردازی در قالـب قهرمانـان داسـتانش می کند‪ .‬او‬ ‫تلاش می کنـد تا نشـان دهـد چگونه جـادو و جادوگـری‪ ،‬با انسـان درارتباط اسـت‪.‬‬ ‫«رولینـگ» تلاش می کنـد تـا به فانتزی هـای ذهنی کودکان شـکل عینـی و عمیق‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫رویداد‬ ‫‪2.5‬میلیون تن‬ ‫ســرمایه گذاری روی دانــش‪ ،‬بهتریــن‬ ‫ســود را دارد‬ ‫بنجامینفرانکلین؛‬ ‫سیاستمدار و مخترع‬ ‫حواله هــای ارزی کــه بــا فــروش کاالهــای‬ ‫صادراتــی از ایــن پــس بــه ســامانه نیمــا وارد‬ ‫می شــوند‪ ،‬قــرار اســت درب چاه هــای نفــت را‬ ‫سـه قفله کند تــا اقتصــاد کشــور از درامدهای‬ ‫نفتــی بی نیــاز شــود‪ .‬به گــزارش مهــر؛‬ ‫درب چاه هــای نفــت رســماً در حــال بســته‬ ‫شــدن اســت‪ .‬ایــن همــان روزهایــی اســت‬ ‫کــه رهبــر انقــاب هــم ارزویــش را داشــتند‬ ‫و اکنــون فضــای تحریمــی در کنــار همــت‬ ‫صادرکننــدگان‪ ،‬ایــن فضــا را بــه کشــور هدیه‬ ‫کــرده اســت؛ اگرچــه مشــکالت خــاص خــود‬ ‫را هــم دارد‪ .‬واقعیــت ان اســت کــه از نیمــه‬ ‫دوم ســال گذشــته‪ ،‬به نوعــی درب چاه هــای‬ ‫نفــت بســته شــده و هــر انچــه کــه ارزهــای‬ ‫مــورد نیــاز کشــور بــرای تامیــن واردات مــواد‬ ‫اولیــه و قطعــات و تجهیــزات مورد نیــاز تولید‬ ‫اســت‪ ،‬از محــل ارز حاصــل از صــادرات کاالهــا‬ ‫و خدمــات تامیــن شــده اســت و ایــن جریــان‬ ‫هــر روز در حــال تقویــت بیشــتر اســت‪ .‬اکنون‬ ‫چشــم سیاســتگذاران بــه ارزهــای حاصــل از‬ ‫فــروش کاالهــای صادراتــی ایــران در بازارهای‬ ‫جهانــی اســت و البتــه صادرکننــدگان‬ ‫و فعــاالن اقتصــادی نیــز بــه صراحــت‬ ‫ُمهــر تائیــد بــر ایــن خواســته دولتمــردان‬ ‫می گذارنــد‪ .‬انهــا می گوینــد کــه بازگشــت‬ ‫ارز صادراتــی یــک الــزام و یــک تکلیــف ملــی‬ ‫اســت و اگــر کســی بــا اســتفاده از منابــع‬ ‫خــدادادی و انــرژی ارزان کشــورو امتیازهــای‬ ‫خــاص تولیــدی وصادراتــی‪ ،‬کاالیــی را تولیــد‬ ‫کــرده و روانــه بازارهــای صادراتــی می کنــد‪،‬‬ ‫بایــد ارز حاصــل از ان را نیــز بــرای تامیــن‬ ‫نیازهــا بــه چرخــه اقتصــاد کشــور برگردانــد‪.‬‬ ‫ایــن ادبیاتی ســت کــه تــا ایــن جــای کار‪،‬‬ ‫هــم دولــت و هــم فعــاالن اقتصــادی و‬ ‫صادرکننــدگان بــا هــم هــم کالم هســتند و‬ ‫هیــچ مناقش ـه ای در ان مشــاهده نمی شــود؛‬ ‫اگرچــه هســتند صادرکننده نماهایــی هــم که‬ ‫بــا شــرایطی کــه اکنــون پیــش روی کشــور‬ ‫قــرار گرفتــه‪ ،‬هنــوز هــم حاضــر نیســتند‬ ‫ارزحاصــل از صــادرات غیرنفتــی خــود را وارد‬ ‫چرخــه اقتصــادی کشــور کننــد و دیــدگاه‬ ‫انتفاعــی شــخصی شــان بــر منافــع ملــی‬ ‫می چربــد‪ .‬دولتمــردان نیــز طــی هفته هــای‬ ‫بزرگ ترین‬ ‫صادرکنندگان‬ ‫گوشت گاو‬ ‫و گوسفند‬ ‫‪1.4‬میلیون تن‬ ‫‪1.4‬میلیون تن‬ ‫‪1.4‬میلیون تن‬ ‫برزیل‬ ‫استرالیا‬ ‫‪0.7‬میلیون تن‬ ‫‪0.6‬میلیون تن‬ ‫‪0.6‬میلیون تن‬ ‫‪0.4‬میلیون تن‬ ‫هند‬ ‫امریکا‬ ‫ارژانتین‬ ‫نیوزیلند‬ ‫کانادا‬ ‫اروگوئه‬ ‫حضور پررنگ حواله های صادراتی در نیما‬ ‫چاه های نفت‪ ،‬سه قفله می شود‬ ‫گذشــته بارهــا و بارهــا القــاب متعــددی را‬ ‫بــه صادرکننده نماهــا داده انــد و رویکــرد‬ ‫انهــا حمایــت از صادرکنندگانی ســت کــه‬ ‫صادقانــه در شــرایط کنونــی ارز حاصــل از‬ ‫فــروش کاالهــای خــود را علیرغــم همــه‬ ‫ســختی ها بــه کشــور برگردانده انــد‪ .‬چنــد‬ ‫روز قبــل بانــک مرکــزی بــرای بــار دوم در‬ ‫ســال ‪ ،۹۹‬بســته سیاســت های مرتبــط بــا‬ ‫بازگشــت ارز صادراتــی را ابــاغ کرد؛ بســته ای‬ ‫کــه اگرچــه بعــد از گذشــته چهارمــاه از ســال‬ ‫ابــاغ شــده ولــی تــاش کــرده تــا برخــی از‬ ‫مشــوق ها نیــز بــرای صادرکننــدگان جهــت‬ ‫بازگردانــدن ارز صادراتــی در نظــر بگیــرد‪ .‬بــر‬ ‫اســاس انچــه کــه بانــک مرکــزی جمهــوری‬ ‫اســامی ایــران اعــام کــرده‪ ،‬هــر صادرکننده‬ ‫به مــدت چهارمــاه فرصــت دارد تــا ارز حاصــل‬ ‫از صــادرات خــود را بــه روش هــای اعالمــی‬ ‫بــه چرخــه اقتصــاد کشــور برگردانــد‪ .‬در‬ ‫واقــع‪ ،‬بنــا بــه اعــام بانــک مرکــزی‪ ،‬هــر‬ ‫صادرکننــده ای کــه ارز را در مــدت مقــرر بــه‬ ‫کشــور برگردانــد‪ ،‬می توانــد رفــع تعهــد ارزی‬ ‫نمــوده و از مزایــای اســترداد مالیــات بــر ارزش‬ ‫افــزوده نیــز برخــوردار شــود؛ امــا اگــر فــردی‬ ‫بتوانــد یک مــاه جلوتــر از موعــد مقــرر یعنــی‬ ‫ظــرف مــدت ســه ماه‪ ،‬کل ارز حاصــل از‬ ‫صــادرات خــود را بــه چرخــه اقتصادی کشــور‬ ‫برگردانــد‪ ،‬انــگاه می توانــد ده درصــد میــزان‬ ‫صــادرات خــود را تشــویق دریافــت کــرده و‬ ‫از بازگردانــدن ایــن ‪ ۱۰‬درصــد معــاف باشــد‪.‬‬ ‫البتــه بســیاری از صادرکننــدگان بــه دنبــال‬ ‫افزایــش ایــن رقــم معافیــت بــه ‪ ۲۰‬درصــد‬ ‫بودنــد و در رایزنی هــای متعــددی کــه بــا‬ ‫بانــک مرکــزی داشــتند‪ ،‬ایــن موضــوع را‬ ‫دنبــال می کردنــد کــه بتواننــد ‪ ۲۰‬درصــد از‬ ‫ارزصادراتــی خــود را بــه عنــوان هزینه هــای‬ ‫قابــل قبــول بازاریابــی و ایجــاد دفاتــر و در‬ ‫مــواردی هزینه هــای مرتبــط بــا بازگشــت ارز‬ ‫بــه دلیل مســائل و مشــکالت ناشــی از تحریم‬ ‫بخشـیده و در عیـن تعامـل و ارتبـاط بـا محیط‪ ،‬مسـائل انسـانی و ارتباطی را بـه ان ها اموزش‬ ‫دهـد؛ جالب تراینکـه «رولینـگ» از جرقه هـای ذهنی خـود در خلق چنین داسـتانی می گوید‪.‬‬ ‫بایـد درنظـر داشـت کـه پایـه شـکل گیری نبـوغ‪ ،‬پذیـرش ایده هایی سـت کـه بـرای اولین بـار‬ ‫بـه ذهـن مـا می رسـد‪« .‬رولینـگ» می گویـد ایـده «هـری پاتـر» هنـگام تاخیـر چهارسـاعته‬ ‫قطـار در ذهنـش ایجـاد شـده‪ .‬براین مبنـا؛ هرگونـه اتفـاق ناراحت کننـده در دنیـای اطـراف را‬ ‫نبایـد غم انگیـز و نامناسـب توصیف کرد‪ .‬گاهی ایسـتادن ها در خیابـان‪ ،‬ترافیـک‪ ،‬الودگی هوا‪،‬‬ ‫کرونـا و ‪ ...‬می توانـد ایده هایـی نـو بـرای زندگـی بشـر به حسـاب اید‪ .‬هر انسـانی بـا میلیون ها‬ ‫ایـده در زندگـی اش مواجـه می شـود کـه متاسـفانه در برابـر بـارش ایده هـا‪ ،‬اکثـر انسـان ها‬ ‫بی تفـاوت و بی توجـه هسـتند‪ .‬براین مبنـا؛ رسـیدن بـه نبـوغ در مـا با تاخیـر مواجه می شـود‪.‬‬ ‫تمریـن تخیل کـردن به صـورت یـک امر عـادی و‬ ‫یکـی از موضوعـات مهـم درخصـوص نبـوغ‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫معمولی سـت‪ .‬درواقـع‪ ،‬اگـر بتوانیـم مثل مسـواک زدن یـا تماشـاکردن تلویزیـون‪ ،‬تخیل کردن‬ ‫را نیـز جـزو عـادات روزانـه خـود دراوریـم‪ ،‬می تـوان امیـدوار بود کـه راهی به سـوی مطلوبیت‬ ‫و بهترشـدن زندگـی یافته ایـم‪ .‬بایـد درنظـر داشـت کـه مواجهه انسـان بـا دنیای رسـانه‪ ،‬خود‬ ‫موضـوع بسیارمهمی سـت‪ .‬مـا‪ ،‬در عصـری زندگـی می کنیـم کـه ربات هـا به عنـوان یـک ابـزار‬ ‫هوشـمند در کنـار مـا زندگـی می کننـد‪ .‬در فیلـم سـینمایی ‪( Her‬او) مـا با یک درام عاشـقانه‬ ‫و درعین حـال‪ ،‬خیال پـردازی علمـی روبه روییـم‪ .‬فـردی‪ ،‬عاشـق یک سیسـتم عامل هوشـمند‬ ‫می شـود و در تمـام این داسـتان‪ ،‬این فرد با سیسـتم عامل خـود درتعامل و گفت وگوسـت‪ .‬این‬ ‫فیلـم‪ ،‬مخاطـب را به شـدت بـه تفکـر وامـی دارد کـه انسـان تاچه حد می توانـد در دنیـای خود‬ ‫تغییـر ایجـاد کنـد؛ تغییراتـی به حـدی گسـترده و شـگفت انگیز کـه دیگـر نمی تـوان درمورد‬ ‫ان‪ ،‬توقـف را جایـز دانسـت‪ .‬در فیلم «فراماشـین» (‪« )Ex machina‬الکس گارلنـد»؛ کارگردان‪،‬‬ ‫از بانــک مرکــزی معافیــت بگیرنــد؛ موضوعــی‬ ‫کــه مــورد توافــق قــرار نگرفتــه و اکنــون در‬ ‫بســته سیاســتی بازگشــت ارز صادراتــی ســال‬ ‫‪ ۹۹‬ان هــم به صــورت مشــروط‪ ،‬ده درصــد‬ ‫ان بــرای صادرکنندگان پذیرفته شــده اســت‪.‬‬ ‫در ایــن بســته سیاســتی‪ ،‬مــوارد دیگــری هــم‬ ‫هســت کــه صادرکننــدگان نســبت بــه ان‬ ‫نظراتــی متفــاوت بــا سیاســتگذاران دارنــد‪ .‬از‬ ‫جملــه اینکــه صادرکننــدگان بــر ایــن باورنــد‬ ‫کــه در شــرایط کنونــی‪ ،‬بازگردانــدن ارز‬ ‫حاصــل از صــادرات بــه کشــور ظــرف چهارماه‬ ‫عمــ ً‬ ‫ا امکان پذیــر نیســت و به دلیــل‬ ‫سخت تر شــدن شــرایط تحریمــی و فضایــی‬ ‫کــه پیــش روی تجــارت خارجــی دنیــا بــا‬ ‫ایــران وجــود دارد‪ ،‬ممکــن اســت کــه در ایــن‬ ‫مــدت زمــان مقــدور نباشــد‪ .‬عالوه بر ایــن‪،‬‬ ‫بســته سیاســتی بانک مرکــزی تنهــا دو روش‬ ‫را بــرای بازگشــت ارز صادراتــی در نظــر گرفته‬ ‫اســت کــه بــر اســاس ان‪ ،‬صادرکننده هــا بایــد‬ ‫‪ ۸۰‬درصــد ارز صادراتــی خــود را بــه ســامانه‬ ‫نیمــا وارد کننــد و ‪ ۲۰‬درصــد مابقــی را هــم‬ ‫بــه صــورت اســکناس بــه چرخــه اقتصــادی‬ ‫بازگرداننــد‪ .‬در ایــن زمینه هــم صادرکنندگان‬ ‫نظراتــی دارنــد کــه می توانــد بازگشــت ارز‬ ‫صادراتــی را بــه شــکل بهتــری رقــم بزنــد‪.‬‬ ‫کیــوان کاشــفی؛ عضــو هیئت رئیســه اتــاق‬ ‫بازرگانــی‪ ،‬صنایــع‪ ،‬معــادن و کشــاورزی‬ ‫ایــران معتقــد اســت کــه از دو ســال گذشــته‬ ‫کــه دولــت سیســتم جدیــد بــرای برگشــت‬ ‫ارز حاصــل از صــادرات را اعــام کــرد‪ ،‬بخــش‬ ‫خصوصــی بارهــا اعــام کرده اســت کــه دولت‬ ‫نبایــد کل تجــارت را بــه یــک ســامانه متصــل‬ ‫کنــد و بهتــر اســت شــرایط منعطف تــری را‬ ‫بــرای صادرکننــدگان در نظــر بگیــرد؛ چرا کــه‬ ‫تمــام تــاش صادرکننــدگان ان اســت کــه‬ ‫بتواننــد ارز را بــه چرخــه اقتصــادی کشــور‬ ‫برگرداننــد‪ .‬در این میــان‪ ،‬کمیتــه ارزی اتــاق‬ ‫بازرگانــی نیــز پیشــنهاداتی را بــرای اجــرای‬ ‫هــر چــه بهتــر دســتورالعمل بازگشــت ارز‬ ‫صادراتــی اعــام و درخواســت کــرده کــه‬ ‫مهلــت بازگشــت ارز صادراتی تا پایــان مهرماه‬ ‫تمدیــد شــود؛ موضوعــی کــه هنــوز بانــک‬ ‫مرکــزی ان را تائیــد یــا رد نکــرده اســت‪ .‬البته‬ ‫درخواســت انهــا تمدیــد زمــان اعــام شــده‬ ‫بــرای ایفــای تعهــدات ارزی صادرکننــدگان‬ ‫محصــوالت کشــاورزی و خدمــات فنــی و‬ ‫مهندســی تــا پایــان اذرمــاه ‪ ۱۳۹۹‬هــم‬ ‫بــوده اســت؛ ضمــن اینکــه تغییــر رویــه بانک‬ ‫مرکــزی و تاییــد ســریع انتقــال پروانه هــای‬ ‫صادراتــی بــرای خــود و غیر توســط اشــخاص‬ ‫حقیقــی و حقوقــی نیز مــورد درخواســت بوده‬ ‫اســت‪ .‬همچنیــن ســطح بندی کارت هــای‬ ‫بازرگانــی بــرای صــادرات از ابتــدای مردادمــاه‬ ‫ســال ‪ ۹۹‬و ابــاغ بــه اتاق هــا‪ ،‬ســازمان های‬ ‫صمــت و گمــرکات کشــور مــورد درخواســت‬ ‫بــوده و از بانــک مرکــزی خواســته شــده تــا‬ ‫صرافی هــای مــورد وثــوق بانــک مرکــزی را‬ ‫بــه اتــاق بــرای اعــام بــه صادرکننــدگان بــا‬ ‫هــدف تســریع در بازگشــت ارز معرفــی کنــد‬ ‫تــا امــکان نظــارت بهتر بــر عملکــرد صرافی ها‬ ‫نیــز وجــود داشــته باشــد‪ .‬البته بانــک مرکزی‬ ‫می گویــد بســته سیاســتی اخیــر حاصــل دو‬ ‫ســال رایزنــی و جمــع بنــدی نظــرات فعــاالن‬ ‫صادراتــی و متناســب بــا اقتضائــات امــروز‬ ‫کشــور اســت و از نظــرات بخــش خصوصی هر‬ ‫انچــه قابلیت اجــرا داشــته را مدنظر قــرار داده‬ ‫اســت و اینــک دیگــر هیــچ بهانـه ای از ســمت‬ ‫هیــچ صادرکننــده ای بــرای رفــع تعهــد ارزی‬ ‫پذیرفتــه نیســت‪ .‬تــا ‪ ۳۱‬تیرمــاه کــه اخریــن‬ ‫مهلــت رفــع تعهــد ارزی صادرکنندگان اســت‬ ‫کمتــر از یــک هفتــه باقــی اســت و مســئوالن‬ ‫بانــک مرکــزی می گوینــد بســیار امیــدوار‬ ‫هســتند بخــش عمــده ‪ ۲۷‬میلیــارد دالری‬ ‫کــه طــی ســال ‪ ۹۷‬و ‪ ۹۸‬بــه چرخــه اقتصــاد‬ ‫کشــور بازنگشــته تــا موعــد ‪ ۳ ۱‬تیرمــاه بــه‬ ‫کشــور بازگــردد‪.‬‬ ‫داسـتان خلـق یـک ربـات را روایـت می کنـد‪ .‬در ایـن فیلم مـا می بینیم که چگونـه یک هوش‬ ‫مصنوعـی بـا قـدرت تخیـل یـک انسـان‪ ،‬وارد محیـط زندگـی بشـری می شـود؛ هرچنـد این‬ ‫ربـات در انتهـا سـازنده خـود را می کشـد؛ امـا ایـن روایـت بـه مـا ایـن تذکـر را می دهـد کـه‬ ‫بـرای نابغه شـدن بایـد بـه مدیریت و کنترل هوشـمندی نیـز توجه کـرد‪ .‬درواقع هوشـمندی‪،‬‬ ‫نوعـی رهاشـدن در اقیانـوس پهناور زندگی سـت؛ اما یک رویـه پنهان این اقیانوس‪ ،‬غرق شـدن‬ ‫اسـت‪ .‬براین مبنا؛ نبوغ را باید در نظام های اموزشـی به شـیوه ای مناسـب و بهنجار اموزش داد‪.‬‬ ‫تخیـل انسـان هیـچ مرزی نداشـته و می توانـد او را تـا اوج به حرکـت وادارد‪ .‬به اوج رسـیدن یک‬ ‫انسـان‪ ،‬بسـیار لذت بخـش و متعالی سـت؛ امـا فهـم نحـوه مواجهـه با ایـن به اوج رسـیدن‪ ،‬خود‬ ‫موضـوع مهمی سـت‪ .‬بایـد درنظـر داشـت کـه در شـرق نیز همیشـه مسـئله نبـوغ و خالقیت‬ ‫مدنظـر قرار داشـته‪ .‬ما شـاعران و نویسـندگان برجسـته ای مثل سـعدی‪ ،‬حافـظ‪ ،‬موالنا‪ ،‬عطار‬ ‫و خیـام را داریـم که سـتارگان درخشـان اسـمان علـم و دانش ایران هسـتند‪ .‬ان هـا همواره به‬ ‫جهـان درون توجـه دارنـد و تاکیـد می کننـد که انسـان باید بتواند خـود را به خوبی بشناسـد‪.‬‬ ‫براین مبنـا؛ پایـه نبـوغ‪ ،‬نوعـی خـودکاوی و خودشناسی سـت که بایـد درمواجهه با این مسـئله‪،‬‬ ‫بـه ان توجـه کـرد‪ .‬درایـن راه مـا باید با خراب کردن و سـاختن های مداوم اشـنا شـویم‪ .‬انسـان‬ ‫در مسـیرهای رفت وبرگشـتی رشـد می کنـد‪« .‬دیوید لینچ»؛ کارگردان پسـت مدرن سـینمای‬ ‫امریـکا می گویـد‪« :‬خراب کـردن بـرای سـاختن‪ ،‬دوگانـه ای ظاهـرا ً متضـاد اسـت؛ امـا کنش و‬ ‫واکنـش را تشـکیل می دهـد کـه نهایتـاً منجـر به خلق یـک اثر هنـری می شـود‪ .‬هنرمند باید‬ ‫صبـور باشـد و بایـد ماننـد ماهیگیـری صبـور‪ ،‬در انتظار بنشـیند تـا ایده هـا‪ ،‬خـود را به قالب‬ ‫او بیندازنـد»؛ در اینجـا یـک صیـد بـزرگ‪ ،‬مقصود اسـت‪ .‬نابغه ها صیدهـای بـزرگ از اقیانوس‬ ‫زندگـی کرده انـد‪ .‬مـا بایـد دانش امـوزان را بـرای صیدهای بـزرگ امـاده کنیم‪.‬‬ ‫بی بی زهرا لعل موسوی‬ ‫‪lalmosavi@yahoo.com‬‬ ‫‪7‬‬ ‫بانک و بیمه‬ ‫تدوین برنامه جامع حمایت از‬ ‫تولید و رونق صادرات‬ ‫مدیرعامـل بانـک توسـعه صـادرات ایران‬ ‫در پیامـی به مناسـبت ‪ 19‬تیرماه‪ ،‬ضمن‬ ‫تو نهمین سـالگرد تاسیس‬ ‫تبریک بیسـ ‬ ‫ایـن بانک بـه همـکاران‪ ،‬صادرکنندگان‬ ‫و مشـتریان ایـن بانـک‪ ،‬از تدویـن‬ ‫برنامـه جامـع حمایـت از تولیـد و رونـق صـادرات بـرای عبور‬ ‫از تحریم هـای ظالمانـه خبـر داد‪ .‬به گـزارش روابط عمومـی‬ ‫بانـک توسـعه صـادرات ایـران؛ بخشـی از متـن پیـام دکتـر‬ ‫علـی صالح ابـادی به شـرح زیر اسـت‪« :‬دراسـتانه فرارسـیدن‬ ‫تو نهمین سـال تاسـیس بانک توسـعه صـادرات ایـران و‬ ‫بیسـ ‬ ‫در سـالی کـه مزیـن بـه نـام «جهـش تولیـد» اسـت‪ ،‬بـر انیم‬ ‫تـا چـون سـال های گذشـته دوشـادوش تالشـگران جبهـه‬ ‫اقتصادی‪ ،‬مسـیر عبـور از تحریم های ظالمانه را بـرای صادرات‬ ‫کشـور همـوار کنیـم‪ .‬امسـال نیـز بـا همتـی دوچنـدان بـرای‬ ‫خدمت رسـانی بـه صادرکننـدگان کاال و خدمـات ایرانـی‪ ،‬بـا‬ ‫بهره گیـری از ابزارهـای متنـوع تامین مالـی صـادرات در ابعاد‬ ‫داخلـی و بین المللـی از یک سـو و بـا تدویـن برنامه هـای جامع‬ ‫حمایـت از تولیـد و صـادرات تحت پوشـش نظـام اقتصـادی و‬ ‫بانکـی کشـور ازسـوی دیگر‪ ،‬محکـم و موثرتـر از گذشـته گام‬ ‫برمی داریـم‪ .‬ضمـن تبریـک سـالروز تاسـیس بانـک‪ ،‬الزم‬ ‫می دانـم بـا ارج نهـادن بـر تالش هـای همـکاران عزیـز در‬ ‫واحدهـای سـتادی و شـعب‪ ،‬بـار دیگـر بر لزوم سـعی مضاعف‬ ‫ایـن مجموعـه خدوم تاکیـد کـرده و امادگی انـان را به منظور‬ ‫ارائـه خدمـات هرچـه مطلوب تـر بـرای ترسـیم افـق روشـن‬ ‫صـادرات اعلام می نمایـم»‪.‬‬ ‫تقسیم سود در بیمه تجارت نو‬ ‫به ازای هر سهم ‪۹۰‬ریال‬ ‫در مجمـع عمومـی عـادی سـالیانه‬ ‫بیمـه تجارت نـو ‪۱۰‬درصـد سـود‬ ‫مصـوب سـال ‪ ۹۸‬معـادل ‪۹۰‬ریـال‬ ‫تقسـیم و مقـرر شـد الباقـی به عنـوان‬ ‫سـود انباشـته در حسـاب شـرکت‬ ‫ذخیـره شـود‪ .‬مجمع عمومی عادی سـاالنه صاحبان سـهام‬ ‫بیمـه تجارت نـو منتهـی به سـال مالـی ‪ ،۹۸‬باحضـور بیش‬ ‫از ‪۹۳‬درصـد سـهامداران‪ ،‬مدیرعامل و اعضـای هیئت مدیره‪،‬‬ ‫نماینـدگان بیمـه مرکـزی و سـازمان بـورس و اوراق بهـادار‬ ‫به همـراه بـازرس قانونـی‪ ،‬در محـل شـرکت برگـزار شـد‪.‬‬ ‫در ایـن مجمـع کـه ریاسـت ان را احسـان مـرادی‪ ،‬رئیـس‬ ‫هیئت مدیـره به عهـده داشـت پـس از اسـتماع گـزارش‬ ‫حسـابرس و بـازرس قانونـی‪ ،‬صورت هـای مالی بـه تصویب‬ ‫سـهامداران رسـید‪ .‬همچنیـن بـا رای حاضـران موسسـه‬ ‫حسابرسـی فاطـر به عنـوان حسـابرس و بـازرس قانونـی و‬ ‫روزنامـه دنیـای اقتصاد به عنـوان روزنامه کثیراالنتشـار برای‬ ‫درج اگهی هـای بیمـه تجارت نـو تعییـن شـد‪.‬‬ ‫خدمات ویژه در نسخه جدید‬ ‫همراه بانک مسکن‬ ‫همراه بانـک مسـکن بسـتری بـرای‬ ‫اسـتفاده از خدمـات بانکـی روی تلفـن‬ ‫همـراه هوشـمند اسـت کـه با اسـتقبال‬ ‫صاحبـان حسـاب های کارتـی در‬ ‫بانـک مسـکن روبـه رو شـده اسـت‪ .‬بـه‬ ‫کمـک ایـن سـامانه امکان دسترسـی مشـتریان به حسـاب ها‪،‬‬ ‫کارت هـا‪ ،‬تسـهیالت‪ ،‬برچسـب های الکترونیکـی عوارضـی و‬ ‫‪ ....‬میسـر می شـود‪ .‬ایـن اداره کل به منظـور گسـترش حـوزه‬ ‫خدمـات بانکـداری الکترونیـک و جـذب رضایـت مشـتریان‬ ‫نسـخه همراه بانـک جدیـد را بـا به کارگیـری تکنولوژی هـا و‬ ‫فناوری هـای نویـن راه انـدازی کـرد‪ .‬سـامانه همراه بانـک جدید‬ ‫کـه در نیمه دوم سـال گذشـته در دسـترس قرار گرفـت‪ ،‬از دو‬ ‫بخـش «ورود متمرکـز» و «پیشـخوان» تشـکیل شـده اسـت‪.‬‬ ‫از ویژگی هـای مهـم بخـش ورود متمرکـز می تـوان به توسـعه‬ ‫سـامانه همراه بانـک براسـاس سـرویس های ارائه شـده در‬ ‫اینترنت بانـک و ظاهر و عملکرد مشـابه‪ ،‬صنـدوق پیام‪ ،‬دفترچه‬ ‫اطالعـات اشـخاص‪ ،‬امکان بهره بـرداری از پروفایل حقوقی برای‬ ‫ارائـه خدمات به مشـتریان حقوقـی‪ ،‬موقعیت یاب شـعب بانک‬ ‫و درگاه هـای حضـوری نظیـر کیوسـک بانک و خودپـرداز‪ ،‬ورود‬ ‫بـه برنامـه بـا ابزار بیومتریـک‪ ،‬اسـکن کارت به جـای واردکردن‬ ‫شـماره کارت و ‪ ...‬اشـاره کـرد‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫‪8‬‬ ‫چهره ها‬ ‫فراز وفرودهای بازیگری‬ ‫امیر اقایی‬ ‫امیــر اقایــی‪ ،‬بازیگــر ســینما و تلویزیــون متولــد روز دهــم مرداد مــاه ســال‬ ‫‪ ۱۳۴۹‬در شــهر ارومیــه اســت کــه از ســال ‪ 1380‬تا کنــون به عنــوان‬ ‫چهــره ای شــناخته شــده در ســینما و تلویزیــون‪ ،‬طرفــداران بســیاری دارد‪.‬‬ ‫اولیــن حضــور او در ســینما بــه فیلــم ارتفــاع پســت بــه کارگردانــی ابراهیم‬ ‫حاتمی کیــا بازمی گــردد‪ .‬او در ایــن فیلــم عــاوه بــر حاتمی کیــا‪ ،‬شــانس‬ ‫همــکاری بــا لیــا حاتمــی‪ ،‬حمیــد فرخ نــژاد و اصغــر فرهــادی را هــم‬ ‫داشــت‪ .‬ارتفــاع پســت روایت گــر یــک هواپیماربایــی واقعــی بــود‪ .‬اقایــی‬ ‫پــس از ارتفــاع پســت در فیلم هــای «راه طــی شــده» و «روز برمی ایــد»‬ ‫بــه ایفــای نقــش پرداخــت‪ ،‬او در ســال ‪ ۱۳۸۶‬جلــوی دوربیــن ســیروس‬ ‫الونــد ظاهــر شــد و توانســت در روایتــی عاشــقانه‪ ،‬در فیلــم «زن دوم»‬ ‫بــا نیکــی کریمــی و محمدرضــا فروتــن هم بــازی شــود‪ . .‬او بــا بــازی در‬ ‫فیلــم زن دوم شــاید بــه تعبیــری متفاوت تریــن حضــورش در ســینما را‬ ‫تجربــه کــرد‪ .‬او پــس از زن دوم‪ ،‬در فیلــم «ســعادت ابــاد» بــه کارگردانــی‬ ‫مازیــار میــری در کنــار بازیگــران مطرحــی چــون لیــا حاتمــی‪ ،‬حامــد‬ ‫بهــداد‪ ،‬مهنــاز افشــار و حســین یــاری بــه ایفــای نقــش پرداخــت‪ .‬ســعادت‬ ‫ابــاد داســتان زندگــی یــک زوج جــوان را روایــت می کنــد‪ .‬او در ســال‬ ‫‪ ۱۳۹۲‬در فیلــم «هیــس! دخترهــا فریــاد نمی زننــد» بــه کارگردانــی‬ ‫پــوران درخشــنده حاضــر شــد‪ .‬اقایــی در ایــن فیلــم تجربـ ه بــازی بــا طناز‬ ‫طباطبایــی‪ ،‬شــهاب حســینی‪ ،‬مریــا زارعــی و بابــک حمیدیــان را کســب‬ ‫کــرد‪ .‬ســال ‪ ۱۳۹۳‬ســال پــرکاری بــرای اقایــی بــود‪ .‬او در ایــن ســال ابتــدا‬ ‫در فیلــم کوچــه بی نــام بــه ایفــای نقــش پرداخــت‪ .‬امیــر اقایــی در کوچــه‬ ‫شــهید بی نــام کــه روایــت اتفاقــات زندگــی یــک خانــه بــود بــا فرهــاد‬ ‫اصالنــی‪ ،‬بــاران کوثــری و پانتــه ا بهــرام هــم بــازی شــد‪ .‬او پــس از ان‬ ‫جلــوی دوربیــن ســام غریبیــان رفــت و بــه همــکاری بــا میــاد کی مــرام‬ ‫و پرینــاز ایزدیــار در فیلــم ‪ ۳۶۰‬درجــه پرداخــت‪ ۳۶۰ .‬درجــه داســتان بــه‬ ‫زنــدان افتــادن و ازاد شــدن یــک مــرد جــوان را روایــت کــرد‪ .‬اقایــی در‬ ‫کارنام ـه اش ســابقه ی بــازی جلــوی دوربیــن نیکــی کریمــی را هــم دارد‬ ‫و در فیلــم شــیفت شــب بــه همــراه محمدرضــا فروتــن و لیــا زارع بــه‬ ‫ایفــای نقــش پرداخــت‪ .‬امیــر اقایــی در ســال ‪ ۱۳۹۴‬یک بــار دیگــر بــا‬ ‫ابراهیــم حاتمــی کیــا و این بــار در فیلــم بادیــگارد همــکاری کــرد کــه در‬ ‫ایــن فیلــم هم بــازی پــروز پرســتویی بــود‪ .‬اخریــن فیلــم اکــران شــده ای‬ ‫اقایــی بــدون تاریــخ بــدون امضــا اســت کــه نویــد محمــدزاده را بــه عنــوان‬ ‫بازیگــر محــوری اش می بینــد‪ .‬اقایــی قــرار بــود در فیلــم پایان نامــه حاضــر‬ ‫شــود کــه بــه دلیــل تغییــرات در فیلم نامــه اولیــه از تیــم اســتعفا داد و‬ ‫طبــق شــنیده ها بــرای ایــن اســتعفا هزینــه ای را هــم پرداختــه اســت‪.‬‬ ‫امیــر اقایــی از ســال ‪ ۱۳۸۱‬وارد تلویزیــون شــد؛ او در اولیــن تجربـه اش در‬ ‫ســریال خــاک ســرخ بــه کارگردانــی ابراهیــم حاتمی کیــا بــازی کــرد و در‬ ‫ادامــه در ســریال هایی ماننــد بــاغ بلــور‪ ،‬اولیــن شــب ارامــش‪ ،‬بی گناهــان‬ ‫و ســرزمین کهــن هــم حضــور داشــت‪ .‬ســریال ســرزمین کهن یک ســریال‬ ‫پربازیگــر بــود کــه البتــه بــه دالیلــی بــا توقــف پخــس مواجــه شــد‪ ،‬در‬ ‫ایــن ســریال عــاوه بــر امیــر اقایــی‪ ،‬علــی شــادمان‪ ،‬شــهاب حســینی‪،‬‬ ‫محســن تنابنــده‪ ،‬محمدرضــا فروتــن و نیکــی کریمــی حضــور داشــتند‪.‬‬ ‫ســرزمین کهــن ســاخت ه کمــال تبریــزی بــود‪ .‬اخریــن ســریال تلویزیونــی‬ ‫اقایــی بــه ســال ‪ ۱۳۹۶‬برمی گــردد؛ جایــی کــه او در ســریال جنایــی‬ ‫پلیســی نــوار زرد بــه کارگردانــی پوریــا اذربایجانــی جلــوی دوربیــن رفــت‪.‬‬ ‫اقایــی عــاوه بــر تلویزیــون‪ ،‬در ســریال های نمایــش خانگــی هــم حضــور‬ ‫داشــته اســت و او در فصــل ســوم ســریال قلــب یخــی و ســریال عالیجنــاب‬ ‫ایفــای نقــش کــرده اســت‪ .‬همان طــور کــه گفتــه شــد‪ ،‬نخســتین نقــش‬ ‫وی در ســینما شــاید یکــی از مهم تریــن نقش هــای او بــرای معرفــی‬ ‫بــه ســینمای ایــران هــم باشــد و ان‪ ،‬فیلــم ارتفــاع پســت بــه کارگردانــی‬ ‫ابراهیــم حاتمی کیــا بــود‪ .‬اقایــی در ســریال اولیــن شــب ارامــش نیــز‬ ‫حضــور داشــت و ارتبــاط خوبــش بــا احمــد امینــی کارگــردان این ســریال‪،‬‬ ‫باعــث شــد دوبــاره در ســاخته دیگــر احمــد امینــی یعنــی بی گناهــان‬ ‫ایفــای نقــش کنــد‪ .‬اقایــی همچنیــن قــرار بــود در فیلــم پایان نامــه بــازی‬ ‫کنــد بــه دلیــل تغییــر نســخه اولیــه فیلم نامــه از بــازی در ایــن فیلــم‬ ‫انصــراف داد‪ .‬وی در برنامــه هفــت گفــت کــه بابــت انصــراف از حضــور‬ ‫در فیلــم پایان نامــه مبلــغ ‪ ۱۷۰‬میلیون تومــان جریمــه شده اســت‪ .‬او بــا‬ ‫بــازی در فیلم هــای «چهارشــنبه ‪ ۱۹‬اردیبهشــت» بــه کارگردانــی وحیــد‬ ‫جلیلونــد‪ ،‬و «کوچ ـهٔ بی نــام» بــه کارگردانــی هاتــف علیمردانــی‪ ،‬حضــور‬ ‫موفقــی در ســی و ســومین دوره جشــنوارهٔ فیلــم فجــر داشــت‪ .‬ســال بعــد‬ ‫در همــکاری مجــدد بــا وحیــد جلیلونــد بــا فیلــم «بــدون تاریــخ‪ ،‬بــدون‬ ‫تو گویــی‬ ‫امضــا» در جشــنواره فجــر حضــور پیــدا کــرد‪ .‬خــود او در گف ‬ ‫دربــاره تفاوت هــای کار ســینما و تلویزیــون می گویــد‪« :‬کار نگاتیــو بــا‬ ‫کار دیجیتــال بــا هــم فــرق می کنــد‪ .‬در کار نگاتیــو یــک ســلوکی هســت‬ ‫کــه در کار دیجیتــال وجــود نــدارد‪ .‬در کار تلویزیونــی مونیتــور هســت‪.‬‬ ‫بارهــا کارگــردان می توانــد برداشــت داشــته باشــد و کار را اصــاح کنـــد؛‬ ‫امــا در کار ســینما و نگاتیــو ایــن حــس را بــه شــما می دهــد کــه همــه‬ ‫را بــاور کنــی‪ .‬وقتــی همــه شــرایط امــاده می شــود و شــخصی می گویــد‬ ‫«صــدا‪ ،‬دوربیــن ‪ ،‬حرکــت» شــما بــاور می کنــی کــه کار شــروع شــده‬ ‫اســت «‪ .‬وی همچنیــن نویســندگی فیلم نامــهٔ فیلــم «ارمــان شــهر» را‬ ‫در کارنامــه خــود دارد‪ .‬ایــن فیلــم بــه کارگردانــی حســن ناظــر در ســال‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫چهره ها‬ ‫امیــر اقایــی عالقــه خاصــی بــه عکاســی‬ ‫دارد و در ایــن رابطــه می گویــد ‪« :‬همــراه‬ ‫بــا مهــدی پاکــدل بــرای عکاســی بســیار‬ ‫ســفر می کردیــم؛ در هــوای گــرگ و میــش‬ ‫قــدم می زدیــم و در ســکوت عکاســی‬ ‫می کردیــم»‪ .‬او در نمایشــگاه گروهــی‬ ‫«عکاســی ‪ ،»۹۹‬کــه خردادمــاه امســال‬ ‫در گالــری هنــر طهــران برپــا شــد‪ ،‬نیــز‬ ‫شــرکت داشــت‪.‬‬ ‫‪9‬‬ ‫طارمی؛ جایگزین‬ ‫ ‬ ‫مهدی‬ ‫«میلوت راشیکا» در تیم وردربرمن؟‬ ‫یــک ســایت المانــی از احتمــال حضــور مهــدی طارمــی مهاجــم تیــم ملــی ایــران در تیــم‬ ‫وردربرمــن به جــای «میلــوت راشــیکا» خبــر داد‪ .‬اظهــارات علیرضــا نیکومنــش؛ مدیــر برنامــه‬ ‫مهــدی طارمــی دربــاره پیشــنهادات بــرای ایــن مهاجــم ایرانــی موجــب شــد کــه ســایت‬ ‫«‪ »ligainsider‬تاکیــد کنــد کــه طارمــی در تیــم ملــی فوتبــال ایــران عمدتـ ًا به عنــوان بــال‬ ‫چــپ بــازی کــرده اســت و او می توانــد بــه تیــم وردربرمــن بیایــد‪ .‬اســتدالل ایــن ســایت‬ ‫المانــی جدایــی «میلــوت راشــیکا» بازیکــن البانیایــی ‪ -‬کوزویــی وردربرمــن و نیــاز بــه تقویت‬ ‫تیــم بــا جدایــی ایــن بازیکــن اســت‪.‬‬ ‫مشهورترین شخصیت های منفی بازی های ویدئویی‬ ‫‪ ۱۳۹۳‬جلــوی دوربیــن رفــت‪ .‬وی بــرای بــازی در فیلم‬ ‫«بــدون تاریــخ‪ ،‬بــدون امضــاء» نامــزد بهتریــن بازیگــر‬ ‫نقــش اول مــرد از بیســتمین دوره جشــن بــزرگ‬ ‫ســینمای ایــران شــد‪ .‬همچنیــن او کاندیــد دریافــت‬ ‫ســیمرغ بلوریــن بهتریــن بازیگــر نقــش اول مــرد در‬ ‫ســی و پنجمیــن جشــنواره فیلــم فجــر بــرای بــازی‬ ‫در فیلــم بــدون تاریــخ‪ ،‬بــدون امضــاء شــد‪ .‬اقایــی‬ ‫درجایــی پاســخ بــه ایــن پرســش کــه تــا بــه حــال‬ ‫بــرای پــول بــازی کرده ایــد‪ ،‬می گویــد‪« :‬تــا امــروز بــه‬ ‫خاطــر پــول فیلمــی را بــازی نکــردم؛ چــون به نظــرم‬ ‫بی حرمتــی بــه کاری ســت کــه انجــام می دهــم‪ .‬اگــر‬ ‫قــرار بــود بــرای پــول فیلــم بــازی کنــم‪ ،‬کم پیشــنهاد‬ ‫نداشــتم‪ .‬در ایــران اخریــن چیــزی کــه یــک بازیگــر‬ ‫بــه ان فکــر می کنــد‪ ،‬نقشی ســت کــه قــرار اســت‬ ‫بــازی کنــد‪ .‬خــارج از ایــران‪ ،‬بازیگــران در ارامــش بــه‬ ‫نقشــی کــه قــرار اســت بــازی کننــد فکــر می کننــد؛‬ ‫برایــش تمریــن می کننــد؛ ورزش می کننــد؛ بــه‬ ‫خودشــان می رســند و بعــد منجــر می شــود بــه‬ ‫خلــق نقشــی مثــل دی کاپریــو در «از گــور برگشــته»‪.‬‬ ‫امــا در ایــران بازیگــر اول می پرســد کــه پــول حقــوق‬ ‫مــن از کجــا امــده ؟ نکنــد از جایــی امــده باشــد کــه‬ ‫فــردا مجبــور شــویم جــواب پــس بدهیــم‪ ،‬کارگــردان‬ ‫کیــه؟ فیلم هــای قبلـی اش چیــه؟ مبــادا قبـ ً‬ ‫ا فیلمــی‬ ‫ســاخته باشــد کــه مــردم دوســت نداشــته اند‪.‬‬ ‫بازیگــران مقابــل مــن چــه کســانی هســتند؟ ان هــا‬ ‫در کارنامــه کاری شــان چــه فیلم هایــی بــازی‬ ‫کرده انــد؟ دیالوگ هایــی کــه می خواهــم بگویــم بــه‬ ‫کســی برنخــورد؛ علیــه صنفــی نباشــد؛ بــا قومیت هــا‬ ‫مشــکلی ایجــاد نشــود و… یعنــی اخریــن چیــزی که‬ ‫یــک بازیگــر بــه ان فکــر می کنــد‪ ،‬نقشی ســت کــه‬ ‫قــرار اســت ان را ایفــا کنــد‪ .‬اقایــی همچنیــن یــک‬ ‫مجموعــه هایکــو بــا نــام «بیدهــا در بــاد» ســروده‬ ‫اســت کــه در ســال ‪ 1389‬توســط انتشــارات حــوض‬ ‫نقــره منتشــر شــده اســت‪ .‬وی عــاوه بــر بازیگــری و‬ ‫نویســندگی‪ ،‬نقاشــی و عکاســی هــم انجــام مــی دهــد‪.‬‬ ‫او عــاوه بــر بازیگــری و نویســندگی‪ ،‬بــه نقاشــی و‬ ‫عکاســی هــم عالقــه دارد‪ .‬ازجملــه کتاب هــای او‬ ‫می تــوان بــه می توانســتم ســربه هوایــت باشــم‪،‬‬ ‫دختــر مــاه هفتــم‪ ،‬مــن از جغرافیــای جهــان فقــط راه‬ ‫خانــه ام را بلــدم‪ ،‬بیدهــا در بــاد‪ ،‬زمــان بــه وقــت مــا‬ ‫همیشــه ابتــدای شــب اســت و باخــود و بــا دیگری اش‬ ‫اشــاره داشــت‪ .‬امیــر اقایــی این روزهــا در ســریال‬ ‫اقــازاده؛ مجموع ـه ای نمایشــی به کارگردانــی بهرنــگ‬ ‫توفیقــی‪ ،‬تهیه کنندگــی و نویســندگی حامــد عنقــا‬ ‫دیــده می شــود‪ .‬فیلم بــرداری ایــن مجموعــه از ســال‬ ‫‪ ۱۳۹۸‬اغــاز شــده و پخــش ایــن ســریال از شــبکه‬ ‫نمایــش خانگــی انجــام می شــود‪ .‬او کــه ســال قبــل‬ ‫بــرای بــازی در نقــش یکــی از اراذل تهــران‪ ،‬بــرای‬ ‫بــازی بی نظیــرش در فیلــم شــنای پروانــه ســیمرغ‬ ‫گرفــت و حســابی ســتایش شــد‪ ،‬این بــار و در ایــن‬ ‫ســریال‪ ،‬در نقــش یــک رانتخــوار اختالســگر ظاهــر‬ ‫شــده اســت‪.‬‬ ‫یاسر وطن پور ازغندی شــخصیت های منفــی یــا ویلــن همیشــه پــای ثابــت‬ ‫داســتان ها هســتند و وجــود یــک یــا چنــد ‪ Bad Man‬یــا ‪ Bad Woman‬می توانــد‬ ‫بــه جذابیت هــای یــک اثــر اضافــه کنــد‪ .‬ازســوی دیگــر‪ ،‬شــخصیت های منفــی‬ ‫در عین اینکــه ذهــن بیننــده را بــا خــود همــراه می کننــد و منفــور به نظــر‬ ‫می رســند‪ ،‬امــا همیشــه هــم تنفرانگیــز نیســتند و چه بســا بــه قهرمانانــی پنهانــی‬ ‫در ناخــوداگاه افــراد تبدیــل شــوند‪ .‬ایــن رونــد در داســتان های کمیــک و بازی هــای‬ ‫ویدئویــی کــه ســابقه طوالنــی در روایــت تقابــل شــخصیت های منفــی و قهرمان هــا‬ ‫دارنــد‪ ،‬خــود را بهتــر نشــان می دهــد و درگیــری میــان شــخصیت اصلــی و ویلــن‪،‬‬ ‫گاه بــر شــهرت ضدقهرمــان می افزایــد‪ .‬درواقــع‪ ،‬بســط شــخصیت ضدقهرمان هــا‬ ‫در مقایســه بــا قهرمانــان تصویــر‪ ،‬نه تنهــا از جذابیــت انهــا کــم نمی کنــد بلکــه‬ ‫حالتــی رمزگونــه و نمادیــن بــه انــان می بخشــد‪ .‬درواقــع ضد قهرمــان در یــک‬ ‫داســتان همان قــدر اهمیــت دارد کــه قهرمــان؛ چراکــه برخــی معتقدنــد ایــن‬ ‫شــخصیت منفی ســت کــه نظــم کلــی جهــان را به هــم می زنــد‪ ،‬واقعیــت‬ ‫جهــان خــود را تحمیــل کــرده و قهرمــان اصلــی را وادار بــه واکنــش می کنــد‪.‬‬ ‫‪ ، King Koopa‬یکــی از قدیمی تریــن شــخصیت های منفــی بــازی ماریــو شــرکت‬ ‫نینتنــدو اســت‪ .‬در ژاپــن‪ ،‬نــام ایــن شــخصیت دایماش (شــاه بــزرگ شــیاطین) و در‬ ‫امریــکا‪ ،‬شــاه جادوگــر نــام دارد‪ .‬اولیــن حضــور او به بــازی ویدئویــی ســوپرماریو در‬ ‫‪ 1985‬برمی گــردد‪ .‬بــاوزر؛ قدرتمندتریــن الک پشــت‪ ،‬از اولیــن بــازی ماریــو‪ ،‬بــرادران‬ ‫ســوپر ماریــو حضــور داشــته اســت‪ .‬در اینجــا نگاهــی خواهیــم داشــت به ده شــرور‬ ‫یــا ضدقهرمــان بــه یاد ماندنــی تاریــخ بازی ســازی کــه توانســته اند نــام خــود را‬ ‫در تاریــخ ایــن صنعــت ثبــت کننــد‪.‬‬ ‫‪Kerrigan‬‬ ‫‪Akuma‬‬ ‫‪Calypso‬‬ ‫‪Cortana‬‬ ‫(بازی ‪)StarCraft‬‬ ‫(بازی ‪)Street Fighter‬‬ ‫(بازی ‪)Twisted Metal‬‬ ‫(بازی ‪)Halo‬‬ ‫این مبارز غول پیکر مو قرمز‪ ،‬همانند دیگر اگر مردمان خودتان که به ان ها‬ ‫‪ Cortana‬نام هوش مصنوعی ست یک ضرب المثل معروف می گوید‬ ‫مبارزهای قدرتمندی که هیچ کس توان اعتماد داشتید به شما خیانت‬ ‫«هیچ وقت با شیطان معامله نکن»‪.‬‬ ‫که در سه گانه اول بازی ‪Halo‬‬ ‫می کردند چه می کردید؟ دمار از‬ ‫مقابله در برابر ان ها را ندارد‪ ،‬به دنبال‬ ‫اما احتماالً تا ان زمان ‪Calypso‬‬ ‫همراه‪ Master Chief‬بود‪ .‬تا‬ ‫روزگارشان در می اوردید؟ کاراکتر‬ ‫ظهور نکرده بود‪ .‬مغز متفکر پشت تمام حریفی برای مبارزه است که چالشی‬ ‫اینکه تکه هایی از او از یک انفجار‬ ‫خوب و دوست داشتنی ‪Kerrigan‬‬ ‫تو جوی‬ ‫هسته ای باقی ماند و تبدیل به یک مسابقه های ‪ ، Twisted Metal‬مردی برایش باشد‪ .‬وی بعد از جس ‬ ‫تمام سوراخ سمبه های جهان‪ ،‬چشمش هم از این قضیه مستثنا نیست‪ .‬او‬ ‫با قدرت های شیطانی ست‪ .‬او در یک‬ ‫شرور شد‪ .‬اما او یک تفاوت اصلی‬ ‫تصادف‪ ،‬خود و دخترش را به کام مرگ را مبارزی قدرتمند می گیرد و به چالش مورد خیانت قرار گرفت اما از بین‬ ‫با بیشتر شرورها دارد؛ بیش تر از‬ ‫اینکه از شخصیت اصلی متنفر باشد‪ ،‬می کشاند؛ به جهنم می رود و در انجا با می طلبد‪ .‬او دقیقاً یک شرور نیست اما نرفت‪ ،‬بلکه توسط زرگ ها تصرف شد‬ ‫و به عنوان ملکه تیغ ها بازگشت‪.‬‬ ‫افکار ضد بشریتی دارد‪.‬‬ ‫شیطان معامله ای می کند‪.‬‬ ‫عاشقش است‪.‬‬ ‫‪Hector Lemans‬‬ ‫(بازی ‪)Grim Fandango‬‬ ‫بازی ‪ Grim Fandango‬را می توان‬ ‫از پرچم داران دوران طالیی بازی های‬ ‫ماجرایی دانست‪ .‬شخصیت منفی‬ ‫کلیدی بازی‪ ،‬هکتور‪ ،‬یکی از جالب ترین‬ ‫شخصیت ها در این میان بود‪ .‬او که در‬ ‫طول دوران زندگانیش «پسر خوبی»‬ ‫نبود‪ ،‬به گذراندن مدت زمان زیادی در‬ ‫سرزمین مردگان محکوم شده بود‪ .‬هدف‬ ‫هکتور زنده کردن دنیای مردگان است‪.‬‬ ‫‪Illusive Man‬‬ ‫(سه گانه ‪)Mass Effect‬‬ ‫سه گان ه فراموش نشدنی مس افکت‪،‬‬ ‫شخصیت های زیادی داشت‪ .‬هر شخصیت ‬ ‫در نوع خود جذابیت فراوانی داشت و‬ ‫‪ Illusive Man‬یکی از تاثیرگذارترین‬ ‫شخصیت های سری ست‪ .‬با اینکه مخاطبان‬ ‫در دومین قسمت او را مالقات می کنند؛‬ ‫اما می توان اثار فعالیت های او و گروهک‬ ‫شبه تروریستیش‪ ،‬سربروس (‪)Cerbrus‬‬ ‫را در عنوان اول نیز مشاهده کرد‪.‬‬ ‫‪Vaas Montenegro‬‬ ‫(بازی ‪)3 Far Cry‬‬ ‫«تا حاال معنی دیوونگی رو بهت گفتم؟!»‬ ‫اگر اخبار بازی را دنبال کنید‪ ،‬محال‬ ‫است که مونولوگ معروف واس را‬ ‫فراموش کنید که طی مدت کوتاهی‬ ‫بدل به یکی از معروف ترین دیالوگ های‬ ‫صنعت بازی شد‪ .‬واس شخصیت‬ ‫منفی اصلی بازی نیست‪ ،‬اما می توان‬ ‫او را تاثیر گذارترین و خطرناک ترین‬ ‫شخصیت های بازی دانست‪.‬‬ ‫‪Ares‬‬ ‫(بازی ‪)God of War‬‬ ‫موی اتشین‪ ،‬صدایی تهدیدامیز و‬ ‫درو غ و حیله های فراوان از ‪Ares‬‬ ‫یک شرور کالسیک ساخته اند‪ .‬فرزند‬ ‫خلف زئوس (‪ ،)Zeus‬شاهزاده ی‬ ‫منفور المپ و خدای بی رحم جنگ‪.‬‬ ‫اریس همه چیز و همه کس را تنها‬ ‫وسیله ای برای رسیدن به اهداف شوم‬ ‫خود می دید و از هیچ کار فجیع و‬ ‫زشتی روی گردان نبود‪.‬‬ ‫‪Dogeyes Lin‬‬ ‫(بازی ‪)Sleeping Dogs‬‬ ‫خط قرمزها همیشه وجود دارند‪،‬‬ ‫حتی برای خالفکاران؛ اما وقتی نام‬ ‫‪ Dogeyes Lin‬به میان می اید‪،‬‬ ‫مفهوم خط قرمز بی معنی می شود‪.‬‬ ‫او کسی ست که جان انسان ها‬ ‫برایش اهمیت ندارد و ان ها را به‬ ‫چشم یک وسیله می بیند‪ .‬او دست‬ ‫به اعمال کثیف بسیاری زده و‬ ‫جایگاه خاصی بین شرورها دارد‪.‬‬ ‫‪Kane‬‬ ‫(سری‪)Command & Conquer‬‬ ‫ایا ان فرد کچل که بر روی جلد بیشتر‬ ‫بازی های ‪Command & Conquer‬‬ ‫است را می شناسید؟ کسی که همانند‬ ‫‪ Cpt.Price‬دوست داشتنی هیچ گاه پیر‬ ‫نمی شود و همیشه با نگاهی مرموز به شما‬ ‫می نگرد‪ .‬او ‪ Kane‬است؛ کسی که امضای‬ ‫سری ‪ Command & Conquer‬است؛‬ ‫یکی از شرورهای کاریزماتیک طرفداران‬ ‫ژانر استراتژی ست‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫سبک زندگی‬ ‫‪10‬‬ ‫راهکارهایی برای شناخت یک پدیده دلهره اور‬ ‫دکتر بهروز مقدادی‬ ‫متخصص نوزادان‪ ،‬کودکان و نوجوانان‬ ‫تشــــنج ناشـــــی از تـــــب در کـــودکان‬ ‫(‪ )seizure febrile‬بــه تشــنجی می گوینــد کــه‬ ‫در اثــر تغییــر ناگهانــی در دمــای بــدن کــودک‬ ‫اتفــاق افتــاده اســت و معمــوالً بــا تــب همــراه‬ ‫اســت‪ .‬تشــنج در کــودکان ممکــن اســت بــرای‬ ‫کســی کــه شــاهد ان اســت‪ ،‬ترســناک باشــد؛‬ ‫امــا اســیبی بــه کــودک وارد نمی کنــد‪.‬‬ ‫تشــنج های بســیار طوالنــی کــه یک ســاعت‬ ‫یــا بیشــتر از ان طــول می کشــند هــم تقریب ـ ًا‬ ‫هیــچ اســیبی به همــراه ندارنــد‪ .‬تشــنج های‬ ‫ناشــی از تــب‪ ،‬اســیب مغــزی ایجــاد نمی کننــد‬ ‫و خطــر صــرع در کودکانــی کــه صرف ـ ًا به دلیــل‬ ‫تــب‪ ،‬تشــنج کردنــد را افزایــش نمی دهنــد‪.‬‬ ‫بیشــتر کودکانــی کــه تــب دارنــد‪ ،‬تنهــا کمــی‬ ‫ناخوشــی را تجربــه می کننــد‪.‬‬ ‫بیشـتر تشـنج های ناشـی از تـب‪ ،‬بیـن سـنین شـش ماهگی تـا‬ ‫شش سـالگی اتفـاق می افتنـد‪ .‬معمـوالً کودکانـی که دچـار این‬ ‫نـوع تشـنج می شـوند‪ ،‬تنهـا یک بـار ان را تجربـه می کننـد‪.‬‬ ‫عالئم و نشانه های تشنج ناشی از تب چیست؟‬ ‫کـودک معموالً هوشـیاری خود را از دسـت می دهـد‪ .‬عضله های‬ ‫او ممکـن اسـت دچـار پـرش شـده یـا سـفت شـوند‪ .‬کـودک‬ ‫ممکـن اسـت سـرخ یـا کبـود شـود‪ .‬این تشـنج ها ممکن اسـت‬ ‫چند دقیقـه طـول بکشـند‪ .‬هنگامی کـه تکان ها متوقف می شـود‬ ‫کـودک دوبـاره هوشـیاری خود را به دسـت مـی اورد امـا احتماالً‬ ‫پـس از ان خواب الوده یا تحریک پذیر می شـود‪ .‬تشـنج ناشـی از‬ ‫تـب معمـوالً زمانی اتفاق می افتـد که دمای بدن کـودک ناگهان‬ ‫بـاال مـی رود‪ ،‬گاهی اوقـات تشـنج پیـش از اینکه والدیـن متوجه‬ ‫تـب کـودک شـوند‪ ،‬رخ می دهند‪.‬‬ ‫در حین تشنج چه کاری باید انجام بدهیم؟‬ ‫شـما هیـچ کاری بـرای متوقف کـردن حملـه تشـنج نمی توانیـد‬ ‫انجـام بدهیـد‪ .‬بهتریـن کاری کـه می توانیـد انجـام بدهیـد‬ ‫این اسـت که وحشـت نکنیـد و خونسـردی خـود را حفـظ کنید‪.‬‬ ‫کـودک را روی سـطح نرمـی بگذاریـد و او را بـه پشـت یـا بـه‬ ‫مقابله با تشنج ناشی از تب در کودکان‬ ‫پهلـو بخوابانیـد‪ .‬سـعی کنیـد ببینید دقیقـاً چه اتفاقـی می افتد‬ ‫تـا بتوانیـد ان را بعـدا ً بـرای دکتـر توضیـح بدهیـد‪ .‬می توانید از‬ ‫کودک در حال تشـنج فیلم بگیرید تا نشـان دکتـر بدهید‪ .‬طول‬ ‫مـدت تشـنج را بنویسـید‪ .‬بدن کـودک را نگیرید و سـعی نکنید‬ ‫او را نگـه داریـد‪ .‬هیچ چیـزی در دهـان کـودک نگذاریـد؛ حتـی‬ ‫انگشـت خـود را‪ .‬مطمئن باشـید کـودک زبان خـود را نمی بلعد‬ ‫و خفـه نمی شـود؛ سـعی نکنیـد دمای بـدن کودکی که تشـنج‬ ‫می کنـد را پائیـن بیاورید‪.‬‬ ‫در چه صورت به پزشک مراجعه کنیم؟‬ ‫اگر تشـنج ناشـی از تب کودکان کمتر از پنج دقیقه طول بکشـد‪،‬‬ ‫می توانیـد در اسـر ع ِوقت نوبـت دکتـر بگیرید و هر چه زودتـر او را‬ ‫نـزد پزشـک ببریـد تـا علت تـب او مشـخص شـود‪ .‬اگر تشـنج‬ ‫کمتـر از پنج دقیقـه طول کشـیده و کودک پیش از تشـنج کردن‬ ‫بسـیار ناخـوش بـوده‪ ،‬او را به بیمارسـتان ببرید تا سـریع تر علت‬ ‫بیمـاری او مشـخص شـود‪ .‬بـرای بـردن کـودک می توانیـد او را‬ ‫بـا ماشـین خود ببریـد؛ اما به شـرطی که فـرد بزرگسـال دیگری‬ ‫هـم باشـد کـه در داخـل ماشـین مراقب کودک باشـد‪ .‬بـا دقت‬ ‫و بـدون اسـترس رانندگـی کنیـد‪ .‬چند دقیقـه زودتـر یـا دیرتـر‬ ‫تفاوتـی ایجـاد نمی کند‪.‬‬ ‫در موارد زیر با اورژانس تماس بگیرید‪:‬‬ ‫اولین بار اسـت که کودک تشـنج می کند‪ .‬تشـنج کودک بیشـتر‬ ‫از پنج دقیقـه طـول کشـیده اسـت‪ .‬پـس از پایـان تشـنج کودک‬ ‫بیـدار نمی شـود‪ .‬بعـد از پایان تشـنج کودک بسـیار بیمـار به نظر‬ ‫می رسـد‪ .‬گاهـی اوقـات کودکانـی کـه تشـنج طوالنی داشـته اند‪،‬‬ ‫بایـد تا مدتـی در بیمارسـتان تحت نظـر بماننـد‪ .‬ایـن کار بـرای‬ ‫این اسـت که علـت تب مشـخص شـده و بـر روند بیمـاری کودک‬ ‫نظارت شـود‪.‬‬ ‫مراقبت در خانه‬ ‫در بیشـتر مـوارد پـس از اینکـه دکتر کـودک را ویزیـت کرد می‬ ‫توانیـد او را بـه خانـه ببریـد‪ .‬ممکن اسـت تـا یکـی‪،‬دو روز کودک‬ ‫کمـی بدخلـق باشـد اما ایـن حالت برطـرف می شـود‪ .‬برنامه های‬ ‫عـادی خـود را از سـر بگیریـد‪ ،‬کـودک را مثـل همیشـه در زمان‬ ‫مشـخص به رختخواب ببرید‪ ،‬نگران تشـنج دوباره کودک نباشید‬ ‫رختخـواب بـرای تشـنج کردن جـای مطمئـن و بی خطری سـت‪.‬‬ ‫بیشـتر کودکانـی که تشـنج ناشـی از تـب دارند‪ ،‬دچار مشـکالت‬ ‫دراز مـدت خاصـی نمی شـوند و رشـد طبیعـی خـود را دنبـال‬ ‫می کننـد‪ .‬اگر کودک شـما تشـنج های طوالنی مکـرر دارد‪ ،‬حتماً‬ ‫او را بـه متخصـص اطفال نشـان بدهید‪.‬‬ ‫مراقبت از کودکی که تب دارد‬ ‫تب‪ ،‬واکنش طبیعی بدن به عفونت اسـت و همیشـه الزم نیسـت‬ ‫تب کودک را پائین بیاورید‪ ،‬درمان تب با ایبوپروفن یا پاراسـتامول‬ ‫از تشـنج پیشـگیری نمی کنـد‪ .‬با این حـال اگر تب باعـث بدحالی‬ ‫کـودک شـده اسـت‪ ،‬می توانید بـا مراقبت هـای خانگی حـال او را‬ ‫بهتـر کنیـد‪ .‬از هر ‪ 30‬کـودک‪ ،‬یک نفر دچار تشـنج ناشـی از تب‬ ‫می شـود که معمـوالً این اتفاق بین شـش ماهگی تا شش سـالگی‬ ‫رخ می دهـد‪ .‬بـرای پیشـگیری از تشـنج ناشـی از تب هیـچ کاری‬ ‫نمی تـوان انجـام داد‪ .‬در حیـن تشـنج کـودک خونسـردی خود را‬ ‫حفـظ کنیـد؛ هیچ چیـزی در دهـان کـودک نگذاریـد‪ ،‬کـودک را‬ ‫نگیرید و سـعی نکنید با سـرمادهی دمای بدن او را پائین بیاورید‪.‬‬ ‫تشـنج ناشـی از تـب هیـچ ضـرری بـرای کـودک نـدارد و هیـچ‬ ‫اسـیبی به مغز او نمی رسـاند‪ .‬اگر تشـنج بیش از پنج دقیقه طول‬ ‫کشـید بـا اورژانـس تماس بگیرید‪ .‬اگر تشـنج کمتـر از پنج دقیقه‬ ‫طـول کشـید و کـودک از پیش از تشـنج بسـیار بیمار بـوده‪ ،‬او را‬ ‫نزد پزشـک یا بیمارسـتان ببرید‪.‬‬ ‫پاسخ به دو سوال رایج‬ ‫ اگـر کـودک دچـار تشـنج ناشـی از تـب می شـود‪ ،‬بـه ایـن‬‫معنی سـت کـه صـرع دارد؟‬ ‫خیر‪ ،‬چنین نیسـت‪ .‬تشـنج تب خیز همـراه با تب اتفـاق می افتد؛‬ ‫در حالی کـه در صـرع‪ ،‬تشـنج بـدون تـب اتفـاق می افتـد و دائمـاً‬ ‫تکـرار می شـود‪ .‬حتـی اگر کودک شـما بارها دچار تشـنج ناشـی‬ ‫از تـب شـده اسـت‪ ،‬باز هـم به معنی صرع نیسـت و احتمـال صرع‬ ‫را افزایـش نمی دهد‪.‬‬ ‫ ایـا می توانـم بـا داروهـای تـب بـر از تشـنج ناشـی از تـب‬‫جلوگیـری کنـم؟‬ ‫نـه‪ ،‬حتـی اگـر این داروهـا موجب کاهـش تب کودک شـوند‪ ،‬اگر‬ ‫قرار باشـد کودک وارد فرایند تشـنج شـود‪ ،‬این اتفاق رخ می دهد‬ ‫و قابل پیشگیری نیست‪.‬‬ ‫اهمیت سالمت روان به ویژه‬ ‫برای افراد مسن در دوران کرونا‬ ‫دکتر علی اصغر شاملو‬ ‫‪shamloo@mail.com‬‬ ‫تــا همیــن چند ماه قبــل کســی بــاور نمی کــرد و حتــی‬ ‫تصــورش هــم بــرای بیشــتر مــردم دنیــا غیر ممکــن بــود کــه‬ ‫ظــرف مــدت کوتاهــی شــرایطی در دنیــا به وجــود بیایــد کــه‬ ‫تهدیــدی جــدی بــر علیــه ســامت انســان ‪ ،‬اقتصــاد جهــان و‬ ‫هم چنیــن سیســتم روابــط اجتماعــی مــردم جهــان به شــمار‬ ‫رود‪ .‬بســیاری از مــا هرگــز درمقابــل چنیــن بحــران همه گیــر‬ ‫و خطرناکــی قــرار نگرفتــه بودیــم‪ .‬اکثریــت مــردم ازیک ســو‬ ‫نگــران ایــن هســتند کــه چــه کننــد تــا دچــار ایــن ویــروس‬ ‫نشــوند و ازطرف دیگــر بــا اضطــراب بیشــتر بــه ایــن نکتــه‬ ‫توجــه می کننــد و از خودشــان می پرســند کــه اگــر دچــار‬ ‫ایــن ویــروس شــدیم‪ ،‬چــه اتفاقــی بــرای مــا و اطرافیان مــان‬ ‫می افتــد؟ به جــز نگرانــی بابــت شــرایط ســامتی خودمــان‬ ‫و دیگــران‪ ،‬مــردم به درســتی نگــران شــرایط اقتصــادی خــود‬ ‫ازیک ســو و ازســوی دیگر نگــران اقتصــاد جهــان هســتند؛‬ ‫چرا کــه هرکــدام از مــا بخــش کوچکــی از اقتصــاد جهــان را‬ ‫تشــکیل می دهیــم‪ .‬در اخــر هــم از خــود می پرســیم کــه‬ ‫ایــا مــا زنــده می مانیــم؟ ایــا بـه زودی واکســن ایــن ویــروس‬ ‫ســاخته می شــود؟ اگــر ســاخته شــود‪ ،‬ایــا به دســت همــه‬ ‫می رســد؟ ایــا داروی ضد کرونــا بــه بــازار خواهــد امــد؟‬ ‫ایــا از شــر ایــن ویــروس راحــت خواهیــم شــد؟ و بســیاری‬ ‫پرسـش های دیگــر کــه سیســتم روانـی ‪ ،‬احساســی و افــکاری‬ ‫مــا را چند ماهی ســت کــه تحــت فشــار بی امــان خــود‬ ‫قــرار داده اســت‪ .‬در بیشــتر مــوارد‪ ،‬تــرس مــا به خاطــر‬ ‫ناشــناخته بودن و غیر قابل پیش بینی بــودن عملکــرد و‬ ‫تاثیــرات ویــروس کرونا ســت‪ .‬از وحشــت و تــرس به خاطــر‬ ‫ویــروس کرونــا گرفتــه تــا شــادی و امیــد بــه ســاخت و در‬ ‫ دســترس قرار گرفتــن دارو و واکســن ضد کرونــا‪ ،‬همــه و همــه‬ ‫در چند مــاه گذشــته در زندگــی فــردی و اجتماعــی همــه‬ ‫مــردم دنیــا حضــوری مــداوم و فعــال داشــته اســت‪ .‬دقیق ـاً‬ ‫در همیــن دوران اســت کــه نگهــداری و مراقبــت از ســامت‬ ‫روان بیشــترین اهمیــت را پیــدا می کنــد؛ چرا کــه پژوهش هــا‬ ‫نشــان می دهنــد کــه اگــر مــا بیش از انــدازه نگــران ســامت‬ ‫فیزیکــی خــود باشــیم‪ ،‬حتم ـاً ســامت روان مــا هــم تحــت‬ ‫تاثیــر منفــی ان‪ ،‬اســیب خواهــد دیــد‪ .‬بــرای حفــظ ســامت‬ ‫فیزیکــی و روانــی مــردم جهــان مهم تریــن پیشــنهاد‪ ،‬شــاید‬ ‫عبارتــی تکــراری امــا بســیار ضــروری و کارامــد اســت‪:‬‬ ‫«پیشــگیری بســیار موثرتــر از درمــان اســت»‪ .‬به طــور‬ ‫کلــی‪ ،‬درشــرایط بحرانــی‪ ،‬همیشــه حمایــت اجتماعــی ‪-‬‬ ‫ روانــی از افــرادی کــه دچــار بحــران شــده اند‪ ،‬نقــش بســیار‬ ‫تعیین کننــده ای ایفــا می کنــد‪ .‬امــا پی ـش از هر چیــز نگاهــی‬ ‫کنیــم بــه عواملــی کــه در ایــن دوران فشــاری مضاعــف را برما‬ ‫تحمیــل می کننــد؛ فشــاری کــه ســامت روان و سیســتم‬ ‫ی– روانــی مــا را مــورد هــدف قــرار می دهــد‪:‬‬ ‫اجتماع ‬ ‫وحشــت از دچار شــدن بــه ویــروس کرونــا و مــرگ ؛ هجــوم بــه‬ ‫مراکــز درمانــی به خاطــر وحشــت از دچاربــودن بــه ویــروس؛ ‬ ‫وحشــت از ناتوان شــدن درانجــام برنامه هــای روزانــه ؛ نگرانــی‬ ‫از بیکار شــدن و از دســت دادن کار و درامــد ؛ وحشــت از‬ ‫ایزوله شــدن و تنها مانــدن و طرد شــدن ازســوی دیگــران؛ ‬ ‫احســاس ناتــوا ن بــودن درحمایــت از اطرافیــان و عزیــزان؛ ‬ ‫نگرانــی از اینکــه چــه کســی از فرزندان مــان نگـه داری خواهد‬ ‫کــرد؛ اگــر مرگــی درمیــان باشــد‪ .‬حتــی در پایــان درمــان هم‪،‬‬ ‫همچنــان افــراد می تواننــد نگــران پیامد هــای ان باشــند و‬ ‫ان زمــان هــم بایســتی مــورد حمایــت قــرار گیرنــد‪ .‬در چنیــن‬ ‫شــرایطی‪ ،‬همــواره از خــود پرســش می کنیــم کــه ایــا مــن‬ ‫دیگــران را مبتــا کــرده ام ؟ یــا اینکــه ایــا به وســیله کســی کــه‬ ‫او را نمی شناســم مبتــا شــده ام؟‪ ...‬قابــل تصــور اســت کــه اگــر‬ ‫فــردی کــه مــا را مبتــا کــرده‪ ،‬بشناســیم‪ ،‬می توانیم نســبت به‬ ‫او خشــمگین شــویم و او را گنــاه کار بدانیــم‪ .‬یــا اگــر کســی را‬ ‫کــه مبتــا کرده ایــم‪ ،‬بشناســیم؛ همــواره دچــار عــذاب وجدان‬ ‫خواهیــم شــد و ایــن احســاس و افــکار بــد دائم ـاً مــا را ازار‬ ‫خواهــد داد‪ .‬دراین میــان نبایــد فرامــوش کــرد کــه در دوران‬ ‫همه گیــری بحرانــی بســان ویــروس کرونــا ‪ ،‬فشــار روانــی ‪-‬‬ ‫ اجتماعــی بــر ســه گــروه از جامعه در مقایســه بــا دیگر اقشــار‪،‬‬ ‫بســیار بیشــتر اســت‪ .1 .‬کســانی کــه دچــار ایــن ویــروس‬ ‫شــده اند ‪ .2‬پرســنل درمانــی کــه مســتقیماً بــا چنیــن افــرادی‬ ‫ســروکار دارنــد ‪ .3‬مســئولینی کــه تصیمات شــان مســتقیم یــا‬ ‫غیرمســتقیم بــر بحــران کرونــا تاثیر گــذار اســت‪ .‬امــا فشــار‬ ‫روانــی گفتــه شــده در بــاال در چه صورتــی بــر ان افــراد وارد‬ ‫می شــود ؟ افــرادی کــه مســتقیماً بــا ویــروس کرونــا درگیــر‬ ‫هســتند‪ ،‬به ویــژه فــرد مبتــا شــده و پرســنل پزشــکی و‬ ‫نزدیــکان درجــه یــک ایــن افــراد تحــت فشــارهای زیــر قــرار‬ ‫خواهنــد گرفــت‪ .1 :‬ریســک دچار شــدن پرســنل و نزدیــکان‬ ‫فــرد بــه ویــروس و انتقــال ان بــه دیگــران ‪ .2‬به خاطر شــباهت‬ ‫ایــن بیمــاری بــا انفوالنــزا و گریــپ احتمال خطای تشــخیصی‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫سبک زندگی‬ ‫‪11‬‬ ‫بهترین روش های نگهداری نان‬ ‫هــر نــوع نانــی را می تــوان بــرای مدتــی تــازه نــگاه‬ ‫داشــت؛ به شــرطی که ان را درســت و اصولــی‬ ‫بســته بنــدی کــرد و روش نگهــداری ان را دانســت‪.‬‬ ‫حقیقــت این اســت که نــان پخته شــده از لحظــه ای‬ ‫کــه از کــوره خــارج می شــود‪ ،‬در اوج کیفیــت خــود‬ ‫قــرار دارد و بهتریــن زمــان بــرای مصــرف اســت‪.‬‬ ‫به محض اینکــه قــرص نــان شــروع بــه خنک شــدن‬ ‫می کنــد‪ ،‬کیفیــت ان کاهــش می یابــد‪ .‬وقتــی نوبــت‬ ‫ذخیــره و نگهــداری نــان مــی رســد‪ ،‬یخچــال بدتریــن‬ ‫دشــمن شما ســت‪ .‬نــان در واقــع در یخچــال ســریع تر‬ ‫از دمــای اتــاق‪ ،‬خــراب می شــود ‪ .‬بهتریــن راه بــرای‬ ‫حفــظ نــان در بهتریــن حالــت این اســت که ان را‬ ‫به مــدت یــک یــا دو روز در دمــای اتــاق نگــه داریــد‪،‬‬ ‫ســپس ان را ببندیــد و بــرای نگهــداری بلندمــدت‬ ‫ان را منجمــد کنیــد‪ .‬در ایــن صــورت‪ ،‬زمانی کــه‬ ‫می خواهیــد ان را گــرم کنیــد‪ ،‬دوبــاره طعــم ان‬ ‫برمی گــردد؛ گویــی نــان تــازه اســت ‪.‬نــان بــا گذشــت‬ ‫زمــان و بــودن در معــرض هــوا کهنــه می شــود‪ .‬دو‬ ‫مجــرم اصلــی بــرای بیاتــی نــان وجــود دارد کــه اولــی‬ ‫یــک تغییــر شــیمیایی بــا یــک نــام فانتزی ســت‪:‬‬ ‫«انحطــاط نشاســته»‪ .‬به محــض برداشــتن نــان از‬ ‫فــر‪ ،‬ســاختار مولکول هــای نشاســته تغییــر می کنــد‬ ‫و ان هــا شــروع بــه کریستاله شــدن مــی کننــد‪ .‬ایــن‬ ‫کریســتال ها اب را از نــان جــدا می کنــد‪ .‬عامــل‬ ‫دوم‪ ،‬از دســت دادن رطوبــت ناشــی از قرار گرفتــن‬ ‫در معــرض هوا ســت‪ .‬یــک راهــکار این اســت که‬ ‫زمانی کــه نــان خنــک اســت‪ ،‬ان را بپوشــانید‪ .‬نــان‬ ‫را در فویــل پالســتیکی یــا الومینیــوم بپوشــانید‪ .‬انــواع‬ ‫پوشــش ها رطوبــت طبیعــی نــان را نگــه می دارنــد‬ ‫تــا ان را از خشک شــدن و سخت شــدن دور نگــه‬ ‫دارنــد‪ .‬اگــر نــان شــما در یــک کاغــذ پیچیــده شــده‬ ‫باشــد‪ ،‬ان را برداریــد و در پالســتیک یــا الومینیــوم‬ ‫بــرای ذخیره ســازی بپوشــانید‪ .‬اگــر نــان را ببریــد‪،‬‬ ‫می توانیــد ان را در بســته بندی پالســتیکی اصلــی‬ ‫خــود بگذاریــد‪ .‬تولید کننــدگان ایــن ســبک نان هــا‬ ‫توصیــه می کننــد کــه ان را در ایــن بســته بندی‬ ‫نگهــداری کنیــد‪ ،‬تــا رطوبتــش را حفــظ کنیــد‪ .‬نــان‬ ‫ان بــه انــداره ای زیــاد اســت کــه می توانــد فشــار‬ ‫بیشــتری را بــر فــرد بیمــار و اطرافیــان او وارد کنــد‪.‬‬ ‫‪ .3‬بــرای کســانی کــه به طــور جــدی دچــار ویــروس‬ ‫کرونــا شــده اند‪ ،‬ریســک اســیب روانــی و فیزیکــی‬ ‫بســیار باالتــر اســت و ایــن خــود می توانــد مصونیــت‬ ‫بدنــی فــرد را پائیــن اورده و اطرافیانــش را دچــار‬ ‫اســترس مضاعــف کنــد‪ .4 .‬وحشــت از طوالنی شــدن‬ ‫و جدی ترشــدن بیمــاری کــه پیامدهــای اقتصــادی‬ ‫منفــی بــرای فــرد و خانــواده او بــه بــار م ـی اورد‪.5 .‬‬ ‫خراب شــدن روابــط اجتماعــی؛ چرا کــه بســیاری‪،‬‬ ‫حتــی ابتــا بــه ویــروس کرونــا را نوعــی توهیــن و‬ ‫نقطه ضعــف فــرد می داننــد‪.6 .‬خشــم ‪ ،‬نارضایتــی و‬ ‫عصبانیــت از سیســتم درمانــی و به ویــژه هزینه هــای‬ ‫مالــی کــه بــر روی دوش بیمــار گذاشــته می شــود‪.‬‬ ‫‪ .7‬عــدم بــاور بــه اطالعاتــی کــه وســائل ارتبــاط‬ ‫جمعــی بــه جامعــه تزریــق می کننــد‪ .8 .‬ان گــروه‬ ‫از افــرادی کــه دچــار بیماری هــای روانــی هســتند و‬ ‫از رفتــن بــه مراکــز درمانــی خــود داری می کننــد‪،‬‬ ‫ممکــن اســت دچــار مشــکالت روانــی وخیم تــری‬ ‫شــوند‪ .‬بخشــی از واکنش هایــی کــه شــهروندان در‬ ‫دوران بحــران نشــان می دهنــد بســیار طبیعی ســت؛‬ ‫چرا کــه رفتــار انهــا تحت تاثیــر وحشــت‪ ،‬تــرس‪،‬‬ ‫نگران ـی ‪ ،‬نداشــتن اطالعــات دقیــق و شــایعات اســت‪.‬‬ ‫برقــراری و ادامــه ارتبــاط تلفنــی و اینترنتــی به شــدت‬ ‫در دوران بحرانــی همچــون کرونــا تاثیــرات مثبتــی بــر‬ ‫سیســتم روانــی افــراد در جامعــه خواهــد گذاشــت‪.‬‬ ‫ایــن ارتبــاط و حمایــت به ویــژه در مــورد کســانی‬ ‫کــه ایزولــه شــده اند یــا در دوران قرنطیــه هســتند‬ ‫یــا امکانــات مالــی خوبــی ندارنــد‪ ،‬بســیار برجســته تر‬ ‫می شــود‪ .‬اقدامــات و کوشــش ها بــرای نگه داشــتن‬ ‫ســامت روان جامعــه در حــد نرمــال در دوران ویروس‬ ‫کرونــا بــرای گروهــی بیشــتر از بقیــه و مهم تــر جلــوه‬ ‫می کنــد‪ .‬ایــن گروه هــا شــامل کــودکان‪ ،‬افــراد مسـن ‪،‬‬ ‫افــراد فقیــر و کادر درمانی ســت‪ .‬فرامــوش نکنیــم کــه‬ ‫افــراد مســن به ویــژه انهایــی کــه ایزولــه شــده اند یــا‬ ‫بیماری هایــی از قبیــل الزایمــر دارنــد‪ ،‬ممکــن اســت‬ ‫در ایــن شــرایط دچــار اضطــرب شــدید شــده و رفتــار‬ ‫غیر متعــارف از خــود نشــان دهنــد ‪ .‬مثــ ً‬ ‫ا بیشــتر‬ ‫و جدی تــر عصبانــی شــوند؛ از اطرافیــان و اوضــاع‬ ‫مایــوس و بــه دیگــران مشــکوک تر شــوند؛ ایــن افــراد‬ ‫از نظــر احساســی نیــاز بیشــتری بــه حمایــت دیگــران‬ ‫دارنــد‪ .‬شــاید حتــی نیــاز بــه کمــک یــک روانشــناس‬ ‫داشــته باشــند‪ .‬در مــورد افــراد مســن نیــز مــوارد زیــر‬ ‫بایســتی حتمـاً درنظــر گرفتــه شــود‪:‬‬ ‫‪ .1‬افــراد مســن نیــاز بــه اطالعــات ســاده‪ ،‬روشــن و‬ ‫کوتــاه دارنــد و به ویــژه اینکــه چطــور از دچار شــدن‬ ‫بــه ویــروس جلوگیــری کننــد‪ .2 .‬درصــورت لــزوم‪،‬‬ ‫اطالعــات داده شــده برایشــان تکــرار شــود‪ .3 .‬درمنزل‬ ‫و حتــی درخانــه ســالمندان یــا مراکــز بهداشــتی و‬ ‫پزشــکی درصــورت بــودن افــراد مســن‪ ،‬بایســتی دقت‬ ‫بیشــتری در جلوگیــری از ســرایت ویــروس انجــام‬ ‫شــده باشــد؛ چرا کــه افــراد مســن به راحتــی مبتــا‬ ‫بــه ویــروس می شــوند ‪ .4 .‬برقــراری ارتبــاط منظــم‬ ‫و مرتــب بــا نزدیــکان و اطرفیــان بــرای ســامت‬ ‫روان افــراد مســن نقــش مهمــی را بــازی می کنــد‪.‬‬ ‫‪ .5‬بــه اطرافیــان نزدیــک افــراد مســن پیشــنهاد‬ ‫می شــود کــه حتم ـاً در دروان کرونــا بــرای مالقــات‬ ‫انهــا کوشــش بیشــتری کننــد؛ چرا کــه ایــن امــر‬ ‫حال شــان را بهتــر می کنــد‪ .‬در پایــان بایــد گفــت‬ ‫کــه افــراد مســن در بحــران کرونــا بســیار اســیب پذیر‬ ‫هســتند‪ .‬دسترســی بــه اطالعــات کــم‪ ،‬پائین بــودن‬ ‫گو میــر طبیعــی در ســنین بــاال‪،‬‬ ‫مصونیــت بــدن‪ ،‬مر ‬ ‫تنهــا شــدن‪ ،‬امکانــات و موقعیــت پائیــن اجتماعــی و‬ ‫اقتصــادی‪ ،‬ســامت روانــی انهــا را بســیار شــکننده‬ ‫می کنــد‪ .‬همچنیــن الزم اســت کــه در دوران بحرانــی‬ ‫ماننــد کرونــا‪ ،‬رســیدگی بــه بیماری هــای مزمنــی‬ ‫کــه به ویــژه افــراد مســن دارنــد‪ ،‬به دســت فراموشــی‬ ‫ســپرده نشــود‪.‬‬ ‫را بــرای مــدت بیــش از دو روز در دمــای اتــاق نگــه‬ ‫نداریــد‪ .‬دمــای اتــاق بایــد حــدود ‪ 68ºF / 20ºC‬باشــد‪.‬‬ ‫نــان را دور از نــور مســتقیم خورشــید در یــک مــکان‬ ‫خنــک و خشــک‪ ،‬ماننــد انبــار و یــا در یــک جعبــه‬ ‫نــان‪ .‬اگــر رطوبــت زیــادی در منــزل داریــد‪ ،‬نــان شــما‬ ‫ممکــن اســت به ســرعت در دمــای اتــاق کپــک بزنــد‪.‬‬ ‫اگــر نــان زیادتــری نســبت بــه مصرف تــان داریــد کــه‬ ‫بــرای چنــد روز می مانــد‪ ،‬بهتریــن راه بــرای ذخیــره‬ ‫ان‪ ،‬منجمد کردنــش اســت‪ .‬یــک تکــه نــان یــخ زده‬ ‫به انــدازه کافــی درجــه حــرارت را کاهــش می دهــد‬ ‫تــا نشاســته اضافــه را از نــان جــدا کنــد و کهنــه نشــود‪.‬‬ ‫مطمئــن شــوید کــه ان را در کیســه های پالســتیکی‬ ‫یــا فویــل پالســتیکی قــرار می دهیــد؛ چــون‬ ‫فویل هــای خانگــی ســبک وزن بــرای منجمــد کــردن‬ ‫مناســب نیســت‪ .‬قبــل از فریز کــردن نان تــان ان را‬ ‫بــرش بزنیــد‪ .‬به این ترتیــب شــما مجبــور نمی شــوید‬ ‫کــه ان را در حالی کــه یــخ زده اســت‪ ،‬بــرش دهیــد و‬ ‫اغلــب گرم کردنــش هــم دشــوار اســت‪ .‬اگــر شــما نــان‬ ‫خــود را منجمــد کرده ایــد‪ ،‬بگذاریــد تــا در دمــای اتــاق‬ ‫گــرم شــود‪ .‬بســته را از فریــزر بیــرون بیاوریــد و بگذاریــد‬ ‫بمانــد تــا اب شــود‪ .‬اگــر دوســت داریــد هــم می توانیــد‬ ‫بــرای چنــد دقیقــه در فــر یــا تســتر بگذاریــد (نه بیشــتر‬ ‫از پنج دقیقــه) تــا تــرد شــود‪ .‬بدانیــد کــه نــان را فقــط‬ ‫یــک بــار می تــوان گــرم کــرد و تــازه بمانــد‪ ،‬از بارهــای‬ ‫بعــدی فقــط کهنه تــر و بیات تــر می شــود‪ .‬دمــای‬ ‫اتــاق بــرای حفــظ بافــت مغــز و پوســته مناســب ایــده ال‬ ‫اســت؛ امــا عــاوه بــر دمــای مناســب‪ ،‬بایــد میــزان‬ ‫مواجهــه بــا هــوا را مدیریــت کنیــد‪ .‬کیســه پالســتیکی‬ ‫اغلــب بــرای بــه دام انداختــن رطوبــت مــورد انتقــاد قرار‬ ‫می گیــرد کــه می توانــد رشــد کپــک را تســریع کنــد؛‬ ‫امــا ایــن بــه نــوع نــان بســتگی دارد‪ .‬بــرای نان هــای‬ ‫مســطح بــا پوســته های نــازک‪ ،‬کیس ـه های پالســتیکی‬ ‫خــوب اســت‪ .‬نان هــای ســفت در کیســه های کاغــذی‬ ‫نگهــداری شــوند‪ .‬همانطــور کــه یــک قــرص نان خشــک‬ ‫می شــود‪ ،‬رطوبتــی کــه از نــان بیــرون رانــده می شــود‪،‬‬ ‫توســط پوســته های ســفت جــذب می شــود و ان هــا را‬ ‫ســفت و ســخت می کنــد‪.‬‬ ‫مواد غذایی برای تقویت ناخن ها‬ ‫ناخن هـا صرفـ ًا وسـیله تزئینـی نیسـتند و بایـد تمـام تالش تـان را بـرای‬ ‫حفـظ سلامتی و اسـتحکام ان هـا بـه کار بگیریـد‪ .‬در ایـن مطلـب با چنـد ماده‬ ‫مفیـد غذایـی کـه مناسـب بـرای افزایـش اسـتحکام‪ ،‬سلامت و تقویـت درونی‬ ‫ناخن هاسـت‪ ،‬اشـنا می شـوید‪.‬‬ ‫تخم مــرغ یــک انتخــاب مناســب بــرای تقویــت ناخن هاســت؛‬ ‫سرشــار از پروتئیــن اســت و تولیــد کراتیــن را افزایــش می دهــد‪.‬‬ ‫همچنیــن مــواد معدنــی موجــود در زرده باعــث مرطوب مانــدن‬ ‫کوتیکــول ناخــن شــده و باعــث احیــای ان می شــود‪.‬‬ ‫کمبــود اهــن‪ ،‬ناخن هــا را شــکننده می کنــد‪ .‬گوشــت قرمــز‪ ،‬حــاوی‬ ‫میــزان زیــادی پروتئیــن اســت و اهــن بــدن را بــاال می بــرد‪ .‬اهــن‬ ‫موجــود در ان بــا پروتئیــن‪ ،‬راهــی بــرای مقابلــه بــا شــکنندگی‬ ‫ناخن هاســت‪.‬‬ ‫یــک ســاالد اســفناج مفصل‪ ،‬دوســت ســامت بــدن و تقویت کننده‬ ‫خــوب ناخن هایتــان اســت‪ .‬اســفناج یکــی از ان سبزیجاتی ســت‬ ‫کــه سرشــار از کلســیم‪ ،‬اهــن و انتی اکســیدان هایی اســت کــه‬ ‫همگــی بــه تقویــت ناخن هــا‪ ،‬کمــک می کننــد‪.‬‬ ‫گیــاه گزنــه حــاوی ویتامین هــا و مــواد معدنــی مناســبی بــرای‬ ‫تقویــت ناخن هــا و همچنیــن موها ســت‪ .‬بایــد بدانیــد کــه موهــا‬ ‫و ناخن هــا از کراتیــن ســاخته می شــوند‪ .‬گزنــه حتــی به صــورت‬ ‫کپســول در داروخانه هــا وجــود دارد‪.‬‬ ‫بلوبــری‪ ،‬قره قــاط و خوراکی هایــی ازاین دســت‪ ،‬سرشــار از‬ ‫انتی اکســیدان هایی هســتند کــه ناخن هــا را از شکســتن نجــات‬ ‫می دهنــد‪ .‬ایــن انتی اکســیدان ها بــه احیــای ناخن هــای‬ ‫اســیب دیده شــما و کاهــش التهــاب کوتیکول هــا کمــک می کننــد‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪ 30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫‪12‬‬ ‫شهرستان‬ ‫رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان البرز تاکید کرد؛‬ ‫حمله دوم کرونا‪ ،‬بسیار خطرناک تر از مرحله اول‬ ‫رئیـس دانشـگاه علـوم پزشـکی البـرز عنـوان کـرد‪« :‬به دلیـل عادی سـازی فعالیت هـا حدود‬ ‫سـه هفته اسـت کـه در کل کشـور بـا مـوج دوم کرونـا مواجـه هسـتیم‪ .‬بـا وجـود همـه‬ ‫هشـدارها مـردم احسـاس امنیـت کردنـد و پروتکل هـا را نادیـده گرفتنـد و کرونـا مـا را‬ ‫غافلگیـر کـرد‪ .‬امـا بـه مـردم عزیـز هشـدار می دهـم کـه ایـن حملـه بسـیار خطرناک تـر از‬ ‫مرحلـه اول اسـت»‪ .‬دکتـر کریـم تاکیـد کـرد کـه درحملـه دوم‪ ،‬کرونـا ویـروس تغییراتـی‬ ‫داشـته و بـا سـرعت بیشـتری انتقـال پیـدا می کنـد‪ .‬سـن ابتلا پائیـن امـده و مـا می بینیـم کـه نوجوانـان و‬ ‫کـودکان نیـز مبتلا می شـوند»‪.‬‬ ‫محمدجنابان‬ ‫کاهــش نــزوالت اســمان‪ ،‬برداشــت بی رویــه‬ ‫اب‪ ،‬حفــر چاه هــای غیرمجــاز و روش هــای‬ ‫ســنتی ابیــاری‪ ،‬افــت ســفره های زیرزمینــی‬ ‫را در لرســتان بــه همــراه داشــته کــه عــاوه‬ ‫بــر ضربــه بــه بخــش کشــاورزی‪ ،‬صنعــت و‬ ‫محیــط زیســت‪ ،‬مــردم روســتاها را هــم بــا‬ ‫مشــکالت کم ابــی مواجــه کــرده اســت‪.‬‬ ‫ســاالنه بــا شــروع فصــل گرمــا بحــران‬ ‫کم ابــی در روســتاهای لرســتان نمــود پیــدا‬ ‫می کنــد‪ ،‬برخــی روســتاها کــه بــا تانکــر‬ ‫ابرســانی می شــوند دچــار مشــکالتی‬ ‫هســتند کــه در گرم تریــن فصــل ســال‬ ‫بــه اوج خــود می رســد‪ .‬از ایــن رو اقدامــات‬ ‫مســئولین لرســتان بــرای رفــع مشــکل‬ ‫کم ابــی می توانــد دغدغــه روســتاییان را‬ ‫کــم کنــد‪.‬‬ ‫رشــد روز افــزون جمعیــت از یــک طــرف و محدودیــت منابع ابی‬ ‫در ســال های اخیــر بــه دغدغــه اصلــی در تامیــن اب تبدیــل‬ ‫شــده و ضــرورت اســتفاده از روش هایــی کــه منجــر بــه پایــداری‬ ‫منابــع اب و کاهــش اســتفاده بی رویــه شــود را دوچنــدان کــرده‬ ‫اســت‪ .‬بــه گــزارش ایرنــا؛ ســاالنه بیــش از ‪ ۱۳‬میلیارد مترمکعب از‬ ‫روان اب هــای جــاری در اســتان لرســتان به علــت وجــود نداشــتن‬ ‫حتــی یــک ســد در مســیر ایــن روان اب هــا از لرســتان خــارج‬ ‫و روانــه خوزســتان و ســپس دریــا می شــوند‪ .‬برداشــت بی رویــه‬ ‫اب از منابــع زیرزمینــی ســبب بحــران و تهدیــد بــرای تامیــن‬ ‫اب مــزارع کشــاورزی و حتــی اب شــرب شــهرها و روســتاها‬ ‫می شــود و نهایت ـاً منجــر بــه فرونشســت خواهــد شــد‪ .‬اکنــون‬ ‫‪ ۱۵‬ســد در اســتان لرســتان بــا اهــداف مختلــف بــرق ابــی و‬ ‫تامیــن اب شــرب‪ ،‬صنعــت‪ ،‬کشــاورزی‪ ،‬کنتــرل و مهار ســیالب و‬ ‫گردشــگری در دســت ســاخت اســت‪ .‬ســدهای رودبار‪ ،‬بختیاری‪،‬‬ ‫کزنــار‪ ،‬خــا ن ابــاد‪ ،‬حوضیــان و عالــی محمــود الیگودرز‪ ،‬ســدهای‬ ‫ابســرده و شــهید بروجــردی شهرســتان بروجــرد‪ ،‬ســد کمنــدان‬ ‫ازنــا‪ ،‬ســد مــروک دورود‪ ،‬ســد تــاج امیــر نورابــاد‪ ،‬ســدهای‬ ‫ایوشــان‪ ،‬مخمــل کــوه و زیبامحمــد خــرم ابــاد و تنــگ معشــوره‬ ‫جــزو ســدهای در دســت ســاخت لرســتان هســتند‪.‬‬ ‫کم ابی و قطع اب اشامیدنی ‪ ۶۳۰‬خانوار روستایی پلدختر‬ ‫یکــی از اهالــی روســتای مورانــی شهرســتان پلدختــر گفــت‪:‬‬ ‫«اب لوله کشــی در ایــن روســتای ‪ ۶۳۰‬خانــواری قطــع اســت و‬ ‫ایــن قطعــی مکــرر به عنــوان یــک نیــاز حیاتــی در ایــن گرمــای‬ ‫طاقت فرســای منطقــه‪ ،‬مــردم را بــا معضــل و مشــکل جــدی‬ ‫مواجــه کــرده اســت»‪ .‬شــیر محمــد قنبــری افــزود‪« :‬نبــود‬ ‫اب‪ ،‬خانواده هــا و اهالــی روســتای مورانــی را حتــی بــرای‬ ‫تهیــه جرع ـه ای بــا مشــکل مواجــه کــرده و مجبــور بــه تهیــه‬ ‫اب بــا شــرایط ســخت در شــهر پلدختــر و روســتاهای اطــراف‬ ‫هســتند کــه ایــن خــود مســتلزم صــرف وقـت ‪ ،‬هزینــه و انــرژی‬ ‫زیادی ســت»‪ .‬دهیــار مورانــی شهرســتان پلدختــر گفــت‪« :‬اب‬ ‫اشــامیدنی ایــن روســتا بــا یک هــزار و ‪ ۸۴۰‬نفــر جمعیــت و ‪۶۳۰‬‬ ‫خانــوار از یــک مــاه قبــل دچــار افت شــدید فشــار شــده بــود که‬ ‫اکنــون قطــع شــده اســت»‪ .‬شــیخ کــرم احمــدی اظهار داشــت‪:‬‬ ‫«قطعــی اب اشــامیدنی بخش شــمالی روســتای مورانــی در این‬ ‫مــدت و افــت شــدید فشــار اب درســایر نقــاط روســتا موجــب‬ ‫بــروز مشــکالتی بــرای مــردم شــده اســت»‪.‬‬ ‫ابرسانی با تانکر به ‪ ۶۵‬روستا در لرستان‬ ‫مدیرعامــل شــرکت اب و فاضالب لرســتان گفت‪ ۶۵« :‬روســتای‬ ‫لرســتان بــه وســیله تانکــر ابرســانی می شــود کــه از ایــن تعــداد‬ ‫تنهــا ‪ ۴۲‬روســتا تحــت پوشــش خدمــات شــرکت اب و فاضالب‬ ‫اســت»‪ .‬حمیدرضــا کرمونــد اظهــار داشــت‪ ۲۳« :‬روســتای‬ ‫دیگــر تحــت پوشــش خدمــات شــرکت اب و فاضــاب لرســتان‬ ‫نیســتند؛ امــا بر حســب وظیفــه اجتماعــی و کمــک بــه هم نــوع‪،‬‬ ‫ابرســانی بــه ایــن روســتاها انجــام می شــود»‪ .‬وی با بیان اینکــه‬ ‫‪ ۱۵‬تانکــر ابرســان طبــق برنامه هــای تعریــف شــده به مــدت‬ ‫ســه بار در هفتــه کار ابرســانی را بــه ‪ ۶۵‬روســتا در لرســتان‬ ‫برعهــده دارنــد‪ ،‬گفــت‪« :‬اســتان لرســتان دارای دوهــزار و ‪۸۵۳‬‬ ‫روســتا بــا ‪ ۱۶۸‬هــزار و ‪ ۴۲۶‬خانــوار اســت»‪ .‬مدیرعامــل شــرکت‬ ‫فرماندار خرمشهر خبر داد؛‬ ‫توزیع ‪ ۱۰۰‬هزار ماسک رایگان در مناطق کم برخوردار خرمشهر‬ ‫فرمانـدار خرمشـهر گفـت‪« :‬محموله کشـف شـده ماسـک که حـدود ‪ ۱۰۰‬هزار عـدد بود‪ ،‬پس‬ ‫از انجـام رونـد قانونـی در مناطـق کم برخـوردار به صورت رایـگان توزیع می شـود»‪ .‬به گزارش‬ ‫مهـر؛ محمـد حیـدری اظهـار کـرد‪« :‬پویـش اسـتفاده از ماسـک از اولویت هاسـت و از انجا که‬ ‫از سـوی رهبـر معظـم انقلاب اسلامی به عنـوان یک فریضه مطرح شـده اسـت‪ ،‬بایـد زمینه‬ ‫تامیـن ماسـک به صـورت اسـان و بـا قیمـت ارزان فراهم شـود»‪ .‬وی گفت‪« :‬هر خانـه باید به‬ ‫پایـگاه سلامت تبدیـل شـود؛ بر همین اسـاس اموزش پروتکل های بهداشـتی برای مناطق مختلف سـطح شـهر‪،‬‬ ‫بـه خصوص مناطـق محروم مهم اسـت»‪.‬‬ ‫تابستان و داستان تکراری کم ابی‬ ‫در روستاهای لرستان‬ ‫اب و فاضــاب لرســتان ادامــه داد‪« :‬با شــروع فصــل گرما نظارت‬ ‫نیروهــای خدمات رســان در روســتاها افزایــش می یابــد و انتظــار‬ ‫داریــم کــه روســتائیان اب شــرب کامـ ً‬ ‫ا بهداشــتی را تنهــا برای‬ ‫مصــارف خانگــی اســتفاده کننــد»‪ .‬کرمونــد یــاداور شــد‪« :‬در‬ ‫برخــی روســتاها اب شــرب بــرای مصــارف کشــاورزی اســتفاده‬ ‫می شــود کــه میــزان مصــرف اب را افزایــش می دهــد»‪ .‬وی‬ ‫بیــان کــرد‪« :‬روســتاییان بــرای خدمــات مطلــوب شــرکت اب‬ ‫و فاضــاب بایــد بــرای خریــد انشــعاب اقــدام کننــد»‪ .‬وی‬ ‫ادامــه داد‪« :‬دوهــزارو ‪ ۸۵۳‬روســتا در لرســتان وجــود دارد کــه‬ ‫یک هــزارو ‪ ۵۳۰‬روســتا تحــت پوشــش خدمــات اب و فاضــاب‬ ‫هســتند و مابقــی روســتاها زیــر ‪ ۱۰‬خانــوار و پراکنــده بــوده؛ اما‬ ‫خدمــات دریافــت می کننــد»‪ .‬وی گفــت‪« :‬در شــهرهای اســتان‬ ‫شــاید افــت فشــار اب شــرب در مقطعــی وجــود داشــته باشــد؛‬ ‫امــا چشــمه ها پــر اب بــوده و هیچ گونــه مشــکلی نداریــم؛ امــا‬ ‫در برخــی روســتاهایی کــه تحــت پوشــش نیســتند بــا تانکــر‬ ‫ابرســانی می شــوند»‪.‬‬ ‫شناسایی پنج هزار انشعاب غیرمجاز اب در لرستان‬ ‫مدیرعامــل شــرکت اب و فاضــاب لرســتان همچنیــن گفــت‪:‬‬ ‫«در مناطــق روســتایی برخــی کنتورهــای حجمی دســتکاری یا‬ ‫تخریــب می‪‎‬شــوند و حــدود ‪ ۳۰‬درصــد هررفــت اب در روســتاها‬ ‫گــزارش شــده اســت»‪ .‬کرمونــد اظهــار داشــت‪« :‬در برخــی از‬ ‫روســتاها ســرقت اب رخ می دهــد کــه ایــن میــزان حــدود‬ ‫‪ ۳۰۰‬لیتــر اب در شــبانه‪‎‬روز اســت»‪ .‬وی اضافــه کــرد‪« :‬ســال‬ ‫گذشــته حــدود پنج هــزار مــورد انشــعاب غیرمجــاز شناســایی‬ ‫شــده کــه تقریبـاً دوهــزار و ‪ ۹۰۰‬مــورد به انشــعاب مجــاز تبدیل‬ ‫شــده اســت»‪ .‬کرمونــد افــزود‪« :‬بــا انشــعابات غیرقانونــی برخورد‬ ‫می شــود و از مــردم روســتا انتظــار داریــم در ایــن راســتا شــرکت‬ ‫ابفــا را یــاری دهنــد»‪.‬‬ ‫افزایش نگران کننده مصرف اب شرب در لرستان‬ ‫کرمونــد اظهــار داشــت‪« :‬افزایــش بی رویــه مصــرف اب در‬ ‫اســتان نگران کننــده شــده؛ لــذا با توجه بــه شــروع فصــل گرمــا‬ ‫و همچنیــن شــیوع ویــروس کرونا بــه شــهروندان و روســتاییان‬ ‫توصیــه می کنیــم‪ ،‬در مصــرف ایــن نعمــت خــدادادی‬ ‫صرفه جویــی کننــد»‪ .‬وی افــزود‪« :‬کولرهــای ابــی در شــبانه روز‬ ‫‪ ۴۵۰‬لیتــر اب مصــرف می کننــد کــه انتظــار مــی رود مــردم‬ ‫نســبت بــه اســتفاده صحیــح و جلوگیــری از هدر رفــت اب‬ ‫اقــدام کننــد‪ ،‬نشــتی کولــر و تنظیم نبــودن شــناور همچنیــن‬ ‫نشــتی از شــیلنگ ابرســانی بــه کولــر بــر اثــر فرســودگی باعث‬ ‫هدر رفــت اب می شــود»‪ .‬وی بیــان کــرد‪« :‬تعــداد مشــترکین‬ ‫اب شــهری در اســتان لرســتان ‪ ۴۱۸‬هــزار مورد و اب روســتایی‬ ‫بیــش از ‪ ۱۴۰‬هــزار مــورد اســت»‪.‬‬ ‫مصرف بی سابقه اب در لرستان در ‪۲۰‬سال گذشته‬ ‫مدیرعامــل شــرکت اب و فاضــاب لرســتان گفــت‪« :‬از زمــان‬ ‫شــیوع ویــروس کرونــا در اســفندماه ‪ ۹۸‬تاکنــون‪ ،‬مــردم‬ ‫لرســتان ‪ ۱۵‬میلیون مترمکعــب اب شــرب مصــرف کرده انــد‬ ‫کــه در ‪ ۲۰‬ســال گذشــته بی ســابقه بــوده اســت»‪ .‬کرمونــد‬ ‫اظهــار داشــت‪« :‬از ابتــدای امســال تاکنــون مصــرف اب شــرب‬ ‫شــهری و روســتایی در لرســتان نســبت بــه مدت مشــابه ســال‬ ‫گذشــته ‪ ۴۰‬درصــد افزایــش یافتــه اســت»‪ .‬وی با بیان اینکــه‬ ‫افزایــش مصــرف ناشــی از شــیوع ویــروس کروناســت‪ ،‬افــزود‪:‬‬ ‫«با توجه بــه نزدیک شــدن فصــل گرمــا ایــن میــزان مصــرف‬ ‫بی ســابقه اب شــرب در لرســتان یــک هشــدار بــوده و احتمــال‬ ‫دارد در تابســتان بــا مشــکل کمبــود و یــا افــت فشــار مواجــه‬ ‫شــویم»‪ .‬کرمونــد همچنیــن بــه مصــرف بیــش از حــد اب‬ ‫توســط مشــترکان بــرای شســت و شــوی اتومبیــل اشــاره‬ ‫کــرد و گفــت‪« :‬بــرای شســتن هــر خــودرو ‪ ۶۰۰‬لیتــر اب‬ ‫شــرب مصــرف می شــود کــه در صــورت بســته بندی کردن‬ ‫ایــن میــزان در بطری هــای اب معدنــی‪ ،‬بیــش از‬ ‫هشــت میلیون ریال درامــد کســب می شــود»‪ .‬وی میــزان‬ ‫مصــرف اب شــرب در ســال گذشــته را ‪ ۸۴‬میلیــون مترمکعــب‬ ‫عنــوان کــرد و افــزود‪« :‬شــرکت اب و فاضــاب لرســتان بــا‬ ‫تاکیــد بــر اســتفاده از شــیراالت و تجهیــزات کاهنــده مصــرف‬ ‫اب در ادارات ایــن اســتان ســعی در کاهــش مصــرف و اســتفاده‬ ‫بهینــه اب شــرب دارد»‪ .‬صمــد طهماســبی افــزود‪« :‬در ســال‬ ‫‪ ۹۷‬شهرســتان کوهدشــت پایلــوت ایــن طــرح قــرار گرفــت و‬ ‫تعــداد ‪ ۵۰‬کنتــور هوشــمند در ایــن شهرســتان نصــب شــد»‪.‬‬ ‫وی ادامــه داد‪« :‬یــک طــرح پیشــنهادی را بــه ســازمان جهــاد‬ ‫کشــاورزی ارایــه کــرده ایــم کــه بــا پرداخــت تســهیالت بــه‬ ‫کشــاورزان اقدامــات هوشمند ســازی کنتــور انجــام شــود کــه‬ ‫امیدواریــم کشــاورزان لرســتانی از ایــن طــرح اســتقبال کنند»‪.‬‬ ‫وی گفــت‪« :‬هوشمندســازی هــر کنتــور بــرای کشــاورزان بیــن‬ ‫‪ ۱۱‬تــا ‪ ۱۵‬میلیون تومــان هزینــه دارد کــه بــا دریافت تســهیالت‬ ‫کم بهــره می تواننــد مصــرف اب را بهینــه کننــد»‪.‬‬ ‫نصب ‪ ۱۹۰‬کنتور هوشمند در چاه های کشاورزی لرستان‬ ‫مدیرعامــل شــرکت اب منطقـه ای لرســتان نیز گفت‪« :‬امســال‬ ‫‪ ۱۹۰‬کنتــور هوشــمند در چاه هــای کشــاورزی اســتان بــه‬ ‫منظــور جلوگیــری از برداشــت های بــی رویــه اب نصــب‬ ‫می شــود»‪ .‬داریــوش حســن نــژاد افــزود‪« :‬اکنــون ‪ ۹۵۵‬حلقــه‬ ‫چــاه اب غیر مجــاز در اســتان وجــود دارد کــه طبــق برنامــه‬ ‫تــا پایــان امســال‪ ۷۰ ،‬حلقــه چــاه غیر مجــاز مســدود شــود»‪.‬‬ ‫وی افــزود‪« :‬از ایــن تعــداد چــاه غیــر مجــاز ‪ ۱۷۶‬حلقــه فــرم‬ ‫یــک هســتند کــه قبــل از ســال ‪ ۸۵‬حفــر شــده و به عنــوان‬ ‫چــاه غیر مجــاز شناســایی شــده اســت کــه مجــوزدار کــردن‬ ‫ایــن چاه هــا در دســتور کار وزارت نیــرو قــرار دارد»‪ .‬مدیرعامــل‬ ‫شــرکت اب منطقـه ای لرســتان بیــان کــرد‪« :‬برخــی از چاه هــا‬ ‫غیــر مجــاز شناســایی شــده در فاصلــه کمتــر از ‪ ۵۰۰‬متــری‬ ‫رودخانه هــای اصلــی قــراردارد و به عنــوان چــاه حریمــی‬ ‫بــوده به طوری کــه چــاه به صــورت دســتی بــه عمــق کمتــر‬ ‫از ‪ ۵۰‬متــر حفــر شــده اســت»‪ .‬وی با اشــاره به اینکه طــی‬ ‫س ـه ماهه نخســت امســال نــه حلقــه چــاه اب غیــر مجــاز در‬ ‫لرســتان مســدود شــد‪ ،‬گفــت‪« :‬ســال گذشــته ‪ ۳۳‬حلقــه چــاه‬ ‫اب غیر مجــاز در اســتان مســدود شــد و تعییــن تکلیــف چاه هــا‬ ‫در دســتور شــرکت کار قــرار دارد»‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪ 30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫شهرستان‬ ‫‪13‬‬ ‫عشایر‬ ‫منطقه اللی‬ ‫هــر ســاله «عشــایر منطقــه اللــی» اســتان‬ ‫خوزســتان بــا گرم شــدن هــوا شــروع بــه کــوچ‬ ‫بــه ســمت مناطــق ییالقــی و سردســیر شهرســتان‬ ‫فریدونشــهر اســتان اصفهــان می کننــد‪ .‬مــدت‬ ‫کــوچ انهــا کــه همچنــان بــه روش ســنتی اقــدام‬ ‫می کننــد‪ ۳۰ ،‬تــا روز طــول می کشــد‪.‬‬ ‫پیمان شاه سنایی ‪ /‬ایسنا‬ ‫باحضور وزیر نیرو صورت گرفت؛‬ ‫سیدعلی موسوی نسب‬ ‫کلنگ زنی بزرگ ترین تصفیه خانه فاضالب کشور در جنوب تهران‬ ‫محسنشیرازی نژاد‬ ‫عملیــات اجرایــی احــداث ‪ ۲‬فــاز تصفیه خانــه‬ ‫فاضــاب جنــوب تهــران اغــاز شــد‪ .‬ائیــن اغاز‬ ‫عملیــات اجرایــی ســاخت فازهــای هفــت و‬ ‫هشــت تصفیه خانــه فاضــاب جنــوب پایتخت‬ ‫باحضــور دکتــر رضــا اردکانیــان (وزیــر نیــرو)‪،‬‬ ‫حجت االسالم والمســلمین حــاج رضــا‬ ‫تقــوی و علــی یزدی خــواه (نماینــدگان‬ ‫مجلــس)‪ ،‬دکتــر انوشــیروان بندپــی (اســتاندار‬ ‫تهــران)‪ ،‬دکتــر عیســی فرهــادی (فرمانــدار‬ ‫تهــران)‪ ،‬دکتــر حســین توکلــی کجانــی‬ ‫(معــاون اســتاندار تهــران و فرمانــدار ویــژه‬ ‫شهرســتان ری)‪ ،‬دکتــر امیرحســین باقرنــژاد‬ ‫(دبیــر اجرایــی مجمــع نماینــدگان تهــران)‪،‬‬ ‫مســئوالن اب و فاضــاب کشــور و خبرنــگاران‬ ‫در محــل تصفیه خانــه جنــوب تهــران برگــزار‬ ‫شــد‪ .‬واحدهــای هفــت و هشــت تصفیه خانــه‬ ‫جنــوب تهــران بــا روش تصفیــه فعــال‬ ‫پیشــرفته بــا قابلیــت حــذف نیتروژن و فســفر‬ ‫یک میلیــون و ‪ 200‬هزار نفــر را تحت پوشــش‬ ‫قــرار می دهــد‪ .‬ایــن تصفیه خانــه در‬ ‫جنــوب تهــران در پائین دســت بزرگــراه‬ ‫شــهید اوینــی‪ ،‬غــرب شــهرری و شــرق‬ ‫جــاده قدیــم قــم واقــع شــده و فازهــای‬ ‫هفــت و هشــت ایــن تصفیه خانــه بــه‬ ‫مســاحت حــدود ‪ 15‬هکتــار‪ ،‬در غــرب ایــن‬ ‫ســایت جانمایــی شــده اســت‪ .‬ظرفیــت ایــن‬ ‫واحدهــای تصفیــه ‪ 84‬میلیون مترمکعــب‬ ‫در ســال اســت کــه قــرار شــده در مــدت‬ ‫‪ 54‬مــاه بــه بهره بــرداری برســد‪ ،‬همچنیــن‬ ‫ایــن بخش هــا ‪ 22‬گیــگاوات در ســال بــرق‬ ‫نیــز تولیــد می کنــد‪ .‬مجمــوع اعتبــارات ایــن‬ ‫پــروژه‪ ،‬افــزون بــر ‪ ۶۴۰‬میلیاردتومــان اســت‬ ‫کــه بــا بهره بــرداری از ان بــرای ‪ ۳۸۰‬نفــر‬ ‫به طــور مســتقیم و دوهــزار و ‪۷۰۰‬نفــر دیگــر‬ ‫به طــور غیرمســتقیم فرصــت اشــتغال ایجــاد‬ ‫می کنــد‪ .‬ظرفیــت ایــن واحدهــای تصفیــه‬ ‫‪۸۴‬میلیون مترمکعــب در ســال اســت کــه‬ ‫قــرار شــده در مــدت ‪ ۵۴‬مــاه بــه بهره بــرداری‬ ‫برســد‪ ،‬همچنیــن این بخش هــا ‪۲۲‬گیــگاوات‬ ‫در ســال بــرق نیــز تولیــد می کنــد‪ .‬در ایــن‬ ‫مراســم وزیــر نیــرو بابیان اینکــه تــا پایــان‬ ‫دولــت تدبیــر و امیــد ‪ ۹۶‬تصفیه خانه ســاخته‬ ‫و تحویــل می شــود‪ ،‬گفــت‪« :‬بــا ایــن حســاب‬ ‫دولــت در طــول عمــر خــود به طــور متوســط‬ ‫هرمــاه یــک تصفیه خانــه احــداث و وارد‬ ‫مــدار می کنــد»‪ .‬رضــا اردکانیــان در ائیــن‬ ‫اغــاز عملیــات اجرایــی فــاز هفــت و هشــت‬ ‫تصفیه خانــه جنــوب تهــران اظهــار داشــت‪:‬‬ ‫«احــداث ایــن میــزان تصفیه خانــه در کشــور‬ ‫بیانگــر توجــه دولــت بــه موضــوع بهداشــت‬ ‫عمومــی و تامیــن اب کشاورزی ســت»‪ .‬وی‬ ‫بااشــاره به اینکه جمهــوری اســامی ایــران در‬ ‫منطقــه گــرم و خشــک و نیمه خشــک قــرار‬ ‫گرفتــه اســت‪ ،‬افــزود‪« :‬تامیــن اب کشــاورزی‬ ‫به دلیــل اســتفاده از حق ابــه کشــاورزان در‬ ‫بخــش اشــامیدنی یکــی از اولویت هــای اصلی‬ ‫دولــت بــود کــه بــا احــداث تصفیه خانه هــا‬ ‫بخشــی از ان جبــران شــده اســت»‪ .‬اردکانیان‬ ‫بابیان اینکــه امــروز جمهــوری اســامی‬ ‫در بخــش تصفیــه پســاب های صنعتــی و‬ ‫فاضــاب شــهری جــزو کشــورهای پیشــرو‬ ‫در جهــان محســوب می شــود‪ ،‬اعــام کــرد‪:‬‬ ‫«احــداث تصفیه خانــه و اختصــاص اب ان‬ ‫بــه کشــاورزی و صنعــت موجــب جلوگیــری‬ ‫از کاهــش منابــع زیرزمینــی و فرونشســت‬ ‫زمیــن می شــود»‪.‬اردکانیان خاطرنشــان‬ ‫کــرد‪« :‬هم اکنــون بــرای تصفیــه فاضــاب‬ ‫تهــران ‪ ۱۲‬تصفیه خانــه درنظــر گرفتــه شــده‬ ‫کــه از ایــن میــزان شــش تصفیه خانــه در‬ ‫مــدار اســت‪ ،‬کلنــگ دو تصفیه خانــه دیگــر‬ ‫نیــز امــروز در جنــوب تهــران بــر زمیــن‬ ‫زده شــد»‪ .‬مقــام عالــی وزارت نیــرو عنــوان‬ ‫کــرد‪« :‬چهــار تصفیه خانــه فاضــاب نیــز تــا‬ ‫پایــان امســال در بخــش غــرب تهــران بــه‬ ‫بهره بــرداری می رســد کــه بــا راه انــدازی ان‬ ‫‪۷۰‬درصــد فاضــاب تهــران تصفیه می شــود»‪.‬‬ ‫وزیــر نیــرو در بخــش دیگــری از ســخنانش‬ ‫بابیان اینکــه جم ـع اوری فاضــاب کالن شــهر‬ ‫تهــران نیازمنــد ایجــاد نه هزارکیلومتــر‬ ‫شــبکه فاضــاب اســت‪ ،‬خاطرنشــان کــرد‪:‬‬ ‫«ش ـش هزار و ‪ ۹۰۰‬کیلومتــر شــبکه تاکنــون‬ ‫ایجــاد شــده اســت و تــا پایــان امســال‬ ‫نیــز دوهــزار و ‪۱۰۰‬کیلومتــر نیــز احــداث‬ ‫می شــود‪ ،‬شــبکه فاضــاب تهــران تــا ســال‬ ‫یک هــزار و ‪ ۴۰۳‬کامــ ً‬ ‫ا تمــام می شــود»‪.‬‬ ‫وی درپایــان بااشــاره به تحریم هــای ظالمانــه‬ ‫دشــمنان‪ ،‬اظهــار داشــت‪« :‬ایــن تحریم هــا‬ ‫براســاس مفروضاتــی بنــا شــده اند؛ از جملــه‬ ‫ایجــاد اختالفــات داخلــی و عــدم همــکاری‬ ‫بیــن بخش هــای مختلــف کشــور کــه اگــر‬ ‫نیروهــای داخلــی بنــا بــه فرمــوده رهبــر‬ ‫معظــم انقــاب همــکاری الزم و هماهنگــی‬ ‫داشــته باشــند تمامی ایــن مشــکالت برطرف‬ ‫خواهــد شــد»‪ .‬شــایان ذکر اســت؛ در پایــان‬ ‫مراســم وزیــر نیــرو و اســتاندار تهــران بــه‬ ‫ســواالت خبرنــگاران پاســخ گفتنــد‪.‬‬ ‫فرمانده انتظامی استان خبر داد؛‬ ‫کشفپنج هزار لیترمحلولضدعفونی کنندهتقلبیدرگرگان‬ ‫سیناغریب‬ ‫فرمانــده انتظامــی گلســتان از کشــف پنج هزار لیتــر‬ ‫محلــول ضدعفونی کننــده تقلبــی در گــرگان خبــر داد‪.‬‬ ‫ســرهنگ محمــد ســعید فاضــل دادگــر اظهــار کــرد‪:‬‬ ‫«مامــوران اداره نظــارت بــر اماکــن عمومــی فرماندهــی‬ ‫انتظامــی اســتان پــس از یکســری اقدامــات اطالعاتــی‬ ‫و تخصصــی موفــق بــه شناســایی محــل تهیــه و توزیــع‬ ‫محلــول ضدعفونی کننــده تقلبــی در گــرگان شــدند»‪.‬‬ ‫فرمانــده انتظامــی گلســتان تصریــح کــرد‪« :‬پــس از‬ ‫هماهنگــی بــا مراجــع قضائــی و بــا همراهــی نماینــدگان‬ ‫اداره بهداشــت‪ ،‬در بازرســی از واحــد مســکونی‬ ‫موردنظــر پنج هزار لیتــر محلــول ضدعفونی کننــده‬ ‫غیربهداشــتی کشــف شــد»‪ .‬دادگــر بیــان کــرد‪« :‬طــی‬ ‫بررســی های پلیــس مشــخص شــد متهــم محلول هــا‬ ‫را در بطری هــای کوچــک ریختــه و پــس از نصــب‬ ‫برچســب های تقلبــی روی ان‪ ،‬در حاشــیه جاده هــا بــه‬ ‫فــروش رســانده اســت»‪ .‬وی بابیان اینکــه متهــم قبــل‬ ‫از حضــور مامــوران از محــل متــواری شــده و تالش هــا‬ ‫بــرای دســتگیری وی ادامــه دارد‪ ،‬گفــت‪« :‬مــردم‬ ‫می تواننــد درصــورت اطــاع از مــوارد مشــابه مراتــب را‬ ‫در اســرع وقــت ازطریــق ســامانه ‪ ۱۱۰‬بــه پلیــس اطــاع‬ ‫دهنــد»‪ .‬فرمانــده انتظامــی گلســتان درپایــان تصریــح‬ ‫کــرد‪« :‬باتوجه بــه شــرایط موجــود و پیــک دوم بیمــاری‬ ‫کرونــا و همچنیــن نیــاز شــهروندان بــه اقــام بهداشــتی‪،‬‬ ‫پلیــس قاطعانــه و برابــر قانــون بــا مجرمــان ایــن حــوزه‬ ‫برخــورد خواهــد کــرد»‪.‬‬ ‫خوزستان‬ ‫هشدار برقی در خوزستان‬ ‫مدیرعامـل شـرکت بـرق منطقـه ای خوزسـتان گفـت‪« :‬طـی‬ ‫روزهـای گذشـته مصرف برق بیشـتر از هشـت هزار مگاوات بوده‬ ‫کـه درصورت صرفه جویی نکردن مشـترکین ممکن اسـت باعث‬ ‫اسـیب به تجهیزات و خاموشـی های مقطعی شـود»‪ .‬به گزارش‬ ‫روابط عمومی شـرکت سهامی برق منطقه ای خوزستان؛ محمود‬ ‫دشـت بـزرگ اظهـار کـرد‪« :‬در روزهـای پنج شـنبه و جمعه که‬ ‫گذشـت باوجودانکـه ادارات تعطیـل بوده انـد‪ ،‬مصـرف بـرق‬ ‫افزایـش قابل مالحظـه ای داشـت کـه تنهـا به دلیـل اسـتفاده از‬ ‫وسـایل سرمایشـی در منـازل بـوده اسـت»‪ .‬وی بابیان اینکـه در‬ ‫روز پنج شـنبه رکـورد پیـک مصـرف بـرق در سـال ‪ ٩٨‬بـرای‬ ‫دومین بـار شکسـته شـد و روز جمعـه نیـز مصـرف بـرق باالی‬ ‫هشـت هزار مگاوات بـوده؛ تصریح کرد‪« :‬پیش بینی ها از اسـتقرار‬ ‫تـوده هـوای گـرم بـاالی ‪ ٤٩‬درجـه در اکثـر نقـاط اسـتان در‬ ‫روزهـای اینده حکایـت دارد که درصـورت رعایت نکردن الگوی‬ ‫مصـرف بـرق در سـاعت های اوج مصـرف‪ ،‬باتوجه بـه پربـاری‬ ‫شـبکه می توانـد منجر به خاموشـی ناخواسـته شـود»‪.‬‬ ‫دستگیری سارقان خودروهای‬ ‫اروندی در اهواز‬ ‫فرمانـده انتظامی اسـتان خوزسـتان از دسـتگیری دونفر عضو‬ ‫اصلـی بانـد سـارقان به عنف خودروهـای اروندی در اهـواز خبر‬ ‫داد‪ .‬به گـزارش خبرنـگار پایـگاه خبـری پلیـس؛ سـردار حیدر‬ ‫عبـاس زاده در بیـان جزئیـات خبـر گفـت‪« :‬به دنبـال وقـوع‬ ‫سـرقت به عنف چنـد دسـتگاه خـودروی پالک اروند در سـطح‬ ‫کالن شـهر اهواز‪ ،‬موضوع در دسـتورکار مامـوران انتظامی اهواز‬ ‫و پلیس اگاهی اسـتان قرار گرفت»‪ .‬وی افزود‪« :‬در روز بیسـتم‬ ‫ماه جاری درحالی که سـارقان یک دسـتگاه خـودروی لندکروز‬ ‫پلاک ارونـد را از حـوزه شهرسـتان اهـواز مـورد سـرقت قـرار‬ ‫دادنـد‪ ،‬بالفاصلـه اجـرای سـریع طـرح مهـار خودرو مسـروقه‬ ‫بـه مامـوران انتظامـی ابلاغ شـد»‪ .‬ایـن مقـام ارشـد انتظامی‬ ‫اظهـار داشـت‪« :‬احـدی از سـارقان با یک دسـتگاه خـودرو پژو‬ ‫‪ ۴۰۵‬بـا پلاک مسـروقه نصب شـده بـر روی خـودرو سـریعاً‬ ‫دسـتگیر و متعاقباً با کار اطالعاتی یکی دیگر از همدستانشـان‬ ‫در مخفیگاهـش دسـتگیر و در بازرسـی از مخفیـگاه متهـم‬ ‫یک جفـت پلاک جعلـی‪ ،‬وسـایل و تجهیـزات بـرای تعویض‬ ‫پلاک خـودروی مسـروقه کشـف شـد»‪ .‬سـردار عبـاس زاده‬ ‫افـزود‪« :‬مامـوران پلیـس یک فقـره چـک به مبلـغ نه میلیـارد‬ ‫و ‪ ٥٠٠‬میلیون ریـال‪ ،‬کـه متهمـان در قبـال فـروش خودروهای‬ ‫ارونـدی تحویـل گرفته انـد را کشـف و سـریعاً بـا هماهنگـی‬ ‫قضائـی ان را مسـدود کردند»‪.‬‬ ‫استاندارخوزستان‪:‬‬ ‫صادرکنندگان در شرایط سخت‬ ‫خوش درخشیدند‬ ‫صادرکننـدگان بـا وجـود تمـام سـختی ها و مشـکالت و بـا‬ ‫وجـود بیمـاری کرونـا در چند ماه اخیـر‪ ،‬بـه فعالیـت خـود‬ ‫به خوبـی ادامـه دادنـد کـه ایـن رونـد نشـان دهنده تـوان‬ ‫بـاالی صادرکننـدگان اسـتان و کشـور اسـت‪ .‬غالمرضـا‬ ‫شـریعتی (اسـتاندار خوزسـتان) در کارگـروه صـادرات‬ ‫غیرنفتـی خوزسـتان در سـالن جلسـات مدیریـت بحـران‬ ‫اسـتان بیـان کـرد‪« :‬دولـت درکنـار صادرکننـدگان اسـت‪،‬‬ ‫برخی مشـکالت قابل اصالح اسـت و مسـئوالن تمـام تالش‬ ‫خـود را برای برطرف کردن مشـکالت دارنـد»‪ .‬رئیس صمت‬ ‫خوزسـتان گفـت‪« :‬مشـکالت در بخـش صـادرات بایـد‬ ‫در اتاق هـای بازرگانـی دسـته بندی شـوند و در کارگـروه‬ ‫صـادرات و سـتاد تسـهیل اسـتان ارائه شـوند تا بـرای ان ها‬ ‫تصمیم گیری هـای الزم انجـام شـود»‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫‪14‬‬ ‫اگهی‬ ‫اگه��ی تغیی��رات ش��رکت شیــمیائی وه��ان سـ�هامی خ��اص ب��ه شـ�ماره‬ ‫ثبـ�ت ‪ 116652‬و شناسـ�ه ملـ�ی ‪ 10101602570‬به اس�تـناد صورتجلسـ�ه‬ ‫مجم��ع عموم��ی فوق العـ�اده مـ�ورخ ‪ 1396/12/05‬تصمیمــات ذیـ�ل‬ ‫اتخ��اذ ش��د‪ -:‬مح��ل شـ�رکت در واح��د ثبت��ی تهـ�ران ب��ه ادرس‪ :‬اسـ�تان‬ ‫تهـ�ران‪ -‬شهرسـ�تان تهــران‪ ،‬بخ��ش مرکـ�زی‪ ،‬ش��هر تهـ�ران‪ ،‬پـ�ارک‬ ‫ساــعی‪ ،‬خیابـ�ان ولیعص�رـ‪ ،‬بن بس��ت گل‪ ،‬پـلاک ‪ ،4‬س��اختمان گل‪،‬‬ ‫طبقـ�ه چهـ�ارم‪ ،‬واحـ�د ‪ 404‬کدپسـ�تی ‪ 1511943973‬تغیی��ر یاف��ت و‬ ‫مــاده مربوط��ه در اساسنــامه اصـلاح گردی��د‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و‬ ‫موسسات غیرتجاری تهران (‪)920780‬‬ ‫اگه��ی تغیی��رات ش��رکت بازرگان��ی طل��وع تج��ارت کس��ری ب��ا مسـ�ئولیت‬ ‫محدــود بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪ 418307‬و شناسـ�ه ملـ�ی ‪10320700161‬‬ ‫ب��ه اســتناد صورتجلس��ه مجم��ع عموم��ی عـ�ادی بط��ور فوق العـ�اده‬ ‫مـ�ورخ ‪ 1399/01/30‬تصمیمــات ذیـ�ل اتخــاذ شـ�د‪ :‬خانـ�م مریـ�م‬ ‫کرمانـ�ی بـ�ه کـ�د ملـ�ی ‪ 0055049346‬بـ�ه ســمت مدیرعامـ�ل و بـ�ه‬ ‫ســمت عضـ�و هیــات مدیرــه‪ ،‬اقــای محمدحسـ�ن کرمانـ�ی بـ�ه کـ�د ملـ�ی‬ ‫‪ 2180101589‬بـ�ه ســمت رئیـ�س هیــات مدیــره و بـ�ه ســمت عضـ�و‬ ‫هی��ات مدی��ره ب��ه م��دت نامح��دود انتخ��اب گردی��د‪ .‬کلی��ه اس��ناد و اوراق‬ ‫بهاــدار و تعهدــاور و همچنی��ن کلی��ه اوراق عــادی و اداری ب��ا امضـ�اء‬ ‫مدیرعام��ل همــراه ب��ا مه��ر شــرکت معتب��ر می باش��د‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و‬ ‫موسسات غیرتجاری تهران (‪)920781‬‬ ‫اگهـ�ی تغییرــات شرــکت بازرگانـ�ی طلــوع تجاــرت کســری بـ�ا مس��ئولیت محدــود بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪418307‬‬ ‫و شناسـ�ه ملـ�ی ‪ 10320700161‬ب��ه اســتناد صورتجلس��ه مجم��ع عموم��ی فوق العـ�اده مـ�ورخ ‪1399/01/30‬‬ ‫تصمیمــات ذیـ�ل اتخــاذ شـ�د‪ :‬اقــای محمدحسـ�ن کرمانـ�ی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 2180101589‬بـ�ا پرداخـ�ت‬ ‫‪ 10/000/00‬ریــال بـ�ه صندــوق شرــکت در زمــره ش�رـکاء درامـ�د‪ .‬خانـ�م مریـ�م کرمانـ�ی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی‬ ‫‪ 0055049346‬بـ�ا پرداخـ�ت ‪ 30/000/000‬ری��ال ب��ه صن��دوق ش��رکت در زم��ره ش��رکاء درام��د‪ .‬سـ�رمایه‬ ‫شرــکت از مبلـ�غ ‪ 50/000/000‬ریــال بـ�ه ‪ 90/000/000‬ریــال افزایـ�ش یافـ�ت‪ .‬در نتیجـ�ه ماــده مربوطـ�ه‬ ‫اساســنامه ب��ه ش��رح مذک��ور اص�لاح گردی��د‪ .‬مح��ل شـ�رکت (در ی��ک واح��د ثبت��ی) ب��ه ادرس جدی��د‪ ،‬اسـ�تان‬ ‫تهرــان‪ -‬منطقـ�ه ‪ ،15‬شهرســتان ته��ران‪ ،‬بخ��ش مرک��زی‪ ،‬شـ�هر تهرــان‪ ،‬محل��ه عباس ابـ�اد‪ -‬اندیشـ�ه‪ ،‬خیابـ�ان‬ ‫س��هروردی ش��مالی‪ ،‬خیابـ�ان شهیدحسـ�ین میرزائ��ی زینال��ی شـ�رقی‪ ،‬پـلاک ‪ ،54‬طبق��ه اول‪ ،‬واح��د جنـ�وب‬ ‫غربـ�ی‪ ،‬کدپسـ�تی ‪ 1568645611‬انتقـ�ال یاف��ت در نتیج��ه مــاده مربوط��ه اساسنــامه بشـ�رح فـ�وق اصـلاح‬ ‫گردی��د‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و موسسات غیرتجاری تهران (‪)920782‬‬ ‫اگهـ�ی تغییرــات شرــکت س��رزمین بی نهایـ�ت طــرح ایــده بـ�ا مس��ئولیت محدــود بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪443542‬‬ ‫و شناسـ�ه ملـ�ی ‪ 14003626678‬ب��ه اســتناد صورتجلس��ه مجم��ع عموم��ی فوق العـ�اده مـ�ورخ ‪1398/12/03‬‬ ‫تصمیمــات ذیـ�ل اتخــاذ شـ�د‪ :‬علـ�ی شریفی بیشـ�ه بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0080050514‬بـ�ا پرداخـ�ت ‪616000000‬‬ ‫ری��ال ب��ه صنـ�دوق شـ�رکت سهم الشـ�رکه خ��ود را ب��ه میـ�زان ‪ 700000000‬ریـ�ال افزای��ش داد‪ .‬حسـ�ین قاسـ�می‬ ‫بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0081733003‬بـ�ا پرداخـ�ت ‪ 132000000‬ریـ�ال ب��ه صنــدوق شــرکت سهم الشــرکه خـ�ود‬ ‫را ب��ه میـ�زان ‪ 150000000‬ریــال افزایـ�ش داد‪ .‬مرتضـ�ی غفاری مجداباــدی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪0011872616‬‬ ‫بـ�ا پرداخـ�ت ‪ 132000000‬ریـ�ال ب��ه صنــدوق شــرکت سهم الشــرکه خـ�ود را ب��ه میــزان‪ 150000000‬ریـ�ال‬ ‫افزایـ�ش داد‪ .‬درنتیجـ�ه س��رمایه شرــکت از مبلـ�غ ‪ 120000000‬بـ�ه ‪ 1000000000‬ری��ال افزای��ش و مـ�اده‬ ‫مربوط��ه در اساسنــامه اصـلاح گردی��د‪ .‬لیس��ت شرــکاء پ��س از افزای��ش س�رـمایه بقــرار ذی��ل می باش��د‪:‬‬ ‫علـ�ی شریفی بیشـ�ه بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0080050514‬بـ�ه مبلـ�غ ‪ 700000000‬ریاــل‪ ،‬حســین قاســمی بـ�ه‬ ‫ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0081733003‬بـ�ه مبلـ�غ ‪150000000‬ریاــل‪ ،‬مرتضـ�ی غفاری مجداباــدی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی‬ ‫‪ 0011872616‬بـ�ه مبلـ�غ ‪ 150000000‬ری��ال‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و موسسات غیرتجاری تهران (‪)920777‬‬ ‫اگه��ی تغیی��رات ش��رکت صنای��ع شیــمیایی اری��ا پارافی��ن سـ�هامی‬ ‫خــاص بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪ 121884‬و شناسـ�ه ملـ�ی ‪ 10101653880‬بـ�ه‬ ‫اســتناد صورتجلس��ه مجم��ع عموم��ی عـ�ادی بط��ور فوق العـ�اده مـ�ورخ‬ ‫‪ 1398/11/12‬تصمیمــات ذیـ�ل اتخــاذ شـ�د‪ -:‬اقــای نقـ�ی اگاه زمــان بـ�ه‬ ‫ش�مـاره ملـ�ی ‪ 2751448682‬بـ�ه ســمت مدیرعامـ�ل و عضـ�و هیئـ�ت‬ ‫مدیــره‪ -‬اقــای کاظـ�م یعقوبیــان بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0066972523‬بـ�ه‬ ‫ســمت رئیـ�س هیئـ�ت مدیــره و اقــای سعــید اگاه زمــان بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی‬ ‫‪ 2753722625‬ب��ه س��مت نای��ب رئی��س هیئ��ت مدی��ره ب��رای م��دت دو‬ ‫سـ�ال انتخـ�اب گردیدن��د‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و‬ ‫موسسات غیرتجاری تهران (‪)920784‬‬ ‫اگهـ�ی تغییرــات شرــکت بازرگانـ�ی طلــوع تجاــرت کســری بـ�ا مس��ئولیت محدــود بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪418307‬‬ ‫و شناسـ�ه ملـ�ی ‪ 10320700161‬ب��ه اســتناد صورتجلس��ه مجم��ع عموم��ی فوق العـ�اده مـ�ورخ ‪1399/01/30‬‬ ‫تصمیمــات ذیـ�ل اتخــاذ شـ�د‪ :‬اقــای علـ�ی رخ فرــوز بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0043476279‬بـ�ا دریافـ�ت ‪15/000/000‬‬ ‫ریــال سهم الشرــکه خــود از صندــوق شرــکت از شرــکت خاــرج گردیـ�د‪ .‬اقــای علـ�ی حیدــری بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی‬ ‫‪ 0013188127‬بـ�ا دریافـ�ت ‪ 30/000/000‬ری��ال سهم الشـ�رکه خ��ود از صنـ�دوق شـ�رکت از شـ�رکت خـ�ارج‬ ‫گردیـ�د‪ .‬اقــای حمیدرضـ�ا گلـ�ی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0051307847‬بـ�ا دریافـ�ت ‪ 5/000/000‬ری��ال سهم الشـ�رکه‬ ‫خ��ود از صن��دوق ش��رکت از ش��رکت خ��ارج گردی��د‪ .‬در نتیج��ه س��رمایه ش��رکت از ‪ 90/000/000‬ریــال بـ�ه‬ ‫‪ 40/000/000‬ری��ال کاه��ش یاف��ت و مـ�اده مربوط��ه اساســنامه ب��ه نح��و مذک��ور اصـلاح می گـ�ردد‪ .‬تعـ�داد‬ ‫اعضــاء هیــات مدیــره بـ�ه ‪ 2‬نف��ر کاه��ش یاف��ت و مــاده مربوط��ه اساسنــامه اصـلاح گردی��د‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و موسسات غیرتجاری تهران (‪)920783‬‬ ‫اگهـ�ی تغییرــات شرــکت س��رزمین بـ�ی نهایـ�ت طــرح ایــده بـ�ا مس��ئولیت محدــود بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪443542‬‬ ‫و شناسـ�ه ملـ�ی ‪ 14003626678‬ب��ه اســتناد صورتجلس��ه مجم��ع عموم��ی عـ�ادی بط��ور فوق العـ�اده مـ�ورخ‬ ‫‪ 1398/12/03‬تصمیمــات ذیـ�ل اتخــاذ شـ�د‪ :‬حســین قاســمی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0081733003‬بـ�ه مدیرعامـ�ل‬ ‫و عضـ�و هیــات مدیــره‪ -‬علـ�ی شریفی بیشـ�ه بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0080050514‬ب��ه سـ�مت رئی��س هیـ�ات مدیـ�ره‬ ‫و مرتضـ�ی غفاری مجداباــدی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0011872616‬ب��ه س��مت نای��ب رئی��س هی��ات مدی��ره بـ�رای‬ ‫مـ�دت ‪ 2‬سـ�ال انتخـ�اب گردیدن��د‪ .‬کلی��ه اســناد و مدــارک و اوراق بهاــدار ب��ا امض��ا ه��ر ی��ک از اعض��ا هیـ�ات‬ ‫مدیـ�ره منفرــدا ً همــراه ب��ا مه��ر شــرکت معتب��ر می باش��د‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و موسسات غیرتجاری تهران (‪)920778‬‬ ‫تاســیس شرــکت بـ�ا مس��ئولیت محدــود طنیـ�ن طـ�ب اریـ�ا در تاریـ�خ ‪ 1399/04/01‬بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪ 560045‬بـ�ه شناسـ�ه ملـ�ی ‪ 14009224937‬ثبـ�ت و امضـ�ا ذیـ�ل دفاتـ�ر تکمیـ�ل گردیــده کـ�ه خالصـ�ه ان بـ�ه شــرح زیـ�ر جهـ�ت‬ ‫اط�لاع عم��وم اگه��ی می گ��ردد‪ .‬موضــوع فعالیـ�ت‪ :‬تولیــد‪ ،‬توزیــع‪ ،‬ص��ادرات و واردات خریـ�د و فرــوش کلیـ�ه کاالهــای مجــاز بازرگانـ�ی و کلیـ�ه دس�تـگاه ها و تجهیزــات پزشــکی و ازمایش�گـاهی و تحقیقاتـ�ی و اقــام مصرفـ�ی‬ ‫بیمارس��تانی پ��س از اخ��ذ مجوزه��ای الزم‪ ،‬ش��رکت در مناقص��ات و مزای��دات دولت��ی و خصوص��ی‪ ،‬همچنی��ن عق��د قـ�رارداد ب��ا اش��خاص حقیق��ی و حقوق��ی‪ ،‬اخ��ذ و اعط��ای نمایندگ��ی و تاس��یس ش��عب در داخ��ل و خ��ارج از‬ ‫کش��ور و اســتفاده از تسـ�هیالت ارزی و ریال��ی از بانک ه��ا و موسس��ات مال��ی و اعتب��اری داخ��ل و خ��ارج از کشـ�ور‪ ،‬حض��ور و برگـ�زاری نمایش��گاه های داخل��ی و خارج��ی و هرگون��ه فعالی��ت مج��از در رابط��ه ب��ا موض��وع ش��رکت‪.‬‬ ‫درصــورت لــزوم پ��س از اخ��ذ مجوزهـ�ای الزم از مراج��ع ذیرب��ط‪ .‬مــدت فعالیـ�ت‪ :‬از تاری��خ ثب��ت ب��ه م��دت نامح��دود‪ .‬مرک��ز اصل��ی‪ :‬استــان تهرــان‪ -‬منطقـ�ه ‪ ،15‬شهرستــان ته��ران‪ ،‬بخـ�ش مرک��زی‪ ،‬شــهر ته�رـان‪ ،‬محلـ�ه‬ ‫عباس ابـ�اد‪ -‬اندیش�هـ‪ ،‬خیابـ�ان ش��هید ب��رادران کاووس�ی فر‪ ،‬کوچ��ه ش��هیداریا وطنـ�ی‪ ،‬پـلاک ‪ ،5‬طبق��ه س��وم‪ ،‬واح��د شــرقی کدپسـ�تی ‪ 1577837417‬س��رمایه ش�خـصیت حقوقـ�ی‪ :‬عباــرت اسـ�ت از مبلـ�غ ‪ 1000000‬ریـ�ال‬ ‫نقــدی میزــان سهم الشرــکه هـ�ر یـ�ک از شرــکا اقــای علی اصغـ�ر غفاــری بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0010211292‬دارنـ�ده ‪ 500000‬ریــال سهم الش�رـکه‪ ،‬اقــای امیـ�ر ائینه چـ�ی تفرشـ�ی فرد بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0075226359‬دارنـ�ده‬ ‫‪ 500000‬ری��ال سهم الشـ�رکه‪ .‬اعض��ا هیئ��ت مدیـ�ره‪ :‬اقــای علی اصغـ�ر غفاــری بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0010211292‬و ب��ه س��مت رئی��س هیئ��ت مدی��ره ب��ه م��دت نامح��دود و ب��ه س��مت عض��و هیئ��ت مدی��ره ب��ه م��دت نامحـ�دود‪،‬‬ ‫اقــای امیـ�ر ائینه چـ�ی تفرشـ�ی فرد بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0075226359‬و ب��ه س��مت مدیرعام��ل ب��ه م��دت نامح��دود و ب��ه س��مت عض��و هیئ��ت مدی��ره ب��ه م��دت نامح��دود‪ .‬دارن�دـگان حـ�ق امضـ�ا‪ :‬کلی��ه اوراق و اس��ناد به��ادار و‬ ‫تعه�دـاور شرــکت از قبیـ�ل چ�کـ‪ ،‬س��فته‪ ،‬برــوات‪ ،‬قراردادهــا‪ ،‬عقــود اسلـامی بـ�ا امضــاء مدیرعامـ�ل و رئیـ�س هیــات مدیــره متفقــاً و همچنیـ�ن کلیـ�ه نامه هــای عاــدی و اداری بـ�ا امضــاء مدیرعامـ�ل همرــاه بـ�ا مهـ�ر شرــکت معتبــر‬ ‫می باش��د‪ .‬اختی�اـرات مدیرعامـ�ل‪ :‬طب��ق اساسنــامه‪ .‬ثب��ت موضـ�وع فعالی��ت مذکـ�ور ب��ه منزل��ه اخ��ذ و صــدور پروان��ه فعالی��ت نمی باش��د‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و موسسات غیرتجاری تهران (‪)920779‬‬ ‫ دو شنبه ‪30‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪314‬‬ ‫پیشنهاد‬ ‫زن ها فرشته اند ‪۲‬‬ ‫با من حرف بزن‬ ‫‪15‬‬ ‫ادم بدشانس‬ ‫ایـن فیلـم به کارگردانـی ارش معیریـان‪ ،‬در ادامـه داسـتان «زن هـا فرشـته اند»‬ ‫قسـمت اول اسـت کـه در سـال ‪ ۸۶‬اکـران شـد و موضـوع ان زنانـی بـود کـه‬ ‫شوهران شـان بـه انهـا خیانـت کرده انـد و انهـا در پـی تالفـی هسـتند ‪...‬‬ ‫از بازیگرهـای ایـن فیلـم کمـدی می تـوان بـه محمدرضـا شـریفی نیا‪ ،‬نیوشـا‬ ‫ضیغمی‪ ،‬سـحر قریشـی‪ ،‬نسـرین مقانلو ‪ ،‬میرطاهر مظلومی‪ ،‬علی صادقی‪ ،‬صدیقه‬ ‫کیانفر‪ ،‬مریم سـعادت و شـهین تسـلیمی اشـاره داشـت‪.‬‬ ‫نویسـنده ای در مواجهـه بـا روابـط زمینـی‪ ،‬عشـق اسـمانی خـود را از دسـت‬ ‫می دهـد‪ .‬او تلاش می کند کـه رابطه زمینـی خود را به اسـمانی برسـاند‪ ...‬حامد‬ ‫شـیخی‪ ،‬شـراره صبور‪ ،‬یگانه سـروری؛ بازیگران ایـن اثر به نویسـندگی‪ ،‬طراحی‬ ‫و کارگردانـی حامد شـیخی هسـتند کـه در «تماشـاخانه ملک» واقـع در خیابان‬ ‫ روی صحنه رفتـه و تـا ‪ ۲۴‬مردادماه ‪99‬‬ ‫شـریعتى‪ ،‬ملک‪ ،‬نبـش خیابان وزوایى بـه ِ‬ ‫سـاعت ‪ 21‬میزبـان عالقه مندان اسـت‪.‬‬ ‫«ادم بدشـانس» نوشـته البرتـو موراویـا بـا ترجم ه مژگان مهرگان منتشـر شـده‬ ‫اسـت‪ .‬ایـن کتـاب در ‪ ۲۹۶‬صفحـه و بـا قیمـت ‪ ۱۸۳۰۰‬تومـان از انتشـارات کتاب‬ ‫خورشـید راهـی بـازار شـده اسـت‪ .‬در معرفـی ان امـده اسـت‪ :‬این کتـاب از ان‬ ‫کتاب هایـی نیسـت کـه بخواهـی در عرض ‪ 48‬سـاعت بخوانـی‪ .‬نه به خاطـر اینکه‬ ‫جـذاب نیسـت یـا حوصله سـر بر اسـت‪ .‬برعکـس‪ ،‬مثـل مزه مزه کـردن طعم یک‬ ‫فنجـان قهـوه و جاودانه کـردن ان اسـت‪.‬‬ ‫اسان درمان‬ ‫سکو ‪۹۹‬‬ ‫دریا دریا‬ ‫اد سـامانه هوشـمند درخواسـت خدمـات درمانـی در منـزل اسـت‪ .‬با اسـتفاده‬ ‫از اپلیکیشـن اد‪ ،‬نزدیک تریـن درمانگـران بـه مددجویـان معرفـی می شـوند‪.‬‬ ‫اپلیکیشـن اد‪ ،‬نرم افـزاری بـر پایه لوکیشن هاسـت‪ .‬بـا اد می توان در طـول روز‬ ‫درخواسـت خدمـات درمانـی انجـام داد‪ .‬تعداد و تنوع خدمات ارائه شـده توسـط‬ ‫اد بی نظیـر بـوده و ایـن امـکان را فراهـم می کنـد که مددجـو خدمـات درمانی‬ ‫مـورد نیـاز خـود را در منزل خـود دریافـت کند‪.‬‬ ‫بخـش سـوم نمایشـگاه «سـکو ‪ »۹۹‬در گالری شـکوه برپا شـده و تـا ‪ ۷‬مردادماه‬ ‫ادامـه دارد‪ .‬در بخـش پایانـی ایـن نمایشـگاه اثـار نصـرت اهلل مسـلمیان‪ ،‬داود‬ ‫شـهیدی‪ ،‬واهیـک هارتونیـان‪ ،‬رضـا بابـک و ‪ ...‬بـه نمایـش در می ایـد‪ .‬همزمان‬ ‫بـا ارائـه اثـار هنـری بـرای بازدیدکننـدگان ایرانـی‪ ،‬اثـار به صـورت انالیـن در‬ ‫نمایشـگاه بین المللـی بیافریـن بـرای بازدیدکنندگان از سراسـر جهـان با امکان‬ ‫خریـد اثار هنـری‪ ،‬فراهم شـده اسـت‪.‬‬ ‫تک اهنـگ «دریـا دریـا» بـه اهنگسـازی هـادی زینتـی و خوانندگـی گرشـا‬ ‫رضایـی‪ ،‬بـا مجـوز وزارت ارشـاد منتشـر شـده و در دسـترس مخاطبـان قرار‬ ‫گرفتـه اسـت‪ .‬ترانـه ان را نیـز هـادی زینتـی سـروده و گرشـا رضایـی ضمن‬ ‫خوانندگـی ان‪ ،‬تنظیـم اثـر تـازه خـود را نیز بر عهده داشـته اسـت‪ .‬احسـان‬ ‫روضتـی به عنـوان عـکاس و محمد علی میـرزا به عنوان طـراح در ایـن اثر تازه‬ ‫با او همـکاری داشـته اند‪.‬‬ ‫شهر زیرزمینی کرد علیا‬ ‫جویی گویدن‬ ‫عزیز نسین‬ ‫«شـهر زیرزمینـی کرد علیـا» از توابع بخـش کرون شهرسـتان تیران در اسـتان‬ ‫اصفهـان با بیـش از ‪ ۲۰‬هزار متر مربع وسـعت‪ ،‬یکی از منحصربه فردترین شـهرهای‬ ‫زیرزمینـی دنیاسـت‪ .‬قدمـت این شـهر بـه دوره اشـکانیان برمی گـردد و کاربری‬ ‫ان‪ ،‬نظامی‪،‬امنیتـی بوده اسـت‪ .‬بعد از کشـف این شـهر زیرزمینی در سـال ‪۱۳۹۵‬‬ ‫تا به حـال تنهـا ‪ ۱۶۰۰‬مترمربـع از ان قابل بازدیـد و بهره برداری سـت کـه با توجه به‬ ‫کمبـود بودجـه‪ ،‬بهره بـرداری کامل ان به اهسـتگی انجام می شـود‪.‬‬ ‫در جایی که به یک دیگر قول داده بودیم‬ ‫دیدار کردیم‪،‬‬ ‫نه در زمانی که قرار گذاشته بودیم‪.‬‬ ‫من بیست سال زودتر امده‬ ‫و منتظر ماندم‪،‬‬ ‫تو‬ ‫بیست سال دیرتر امدی ‪.‬‬ ‫من‬ ‫از انتظار کشیدن تو پیرم‪،‬‬ ‫تو از منتظر گذاشتنم جوان‪...‬‬ ‫مترجم‪ :‬فرید_فرخ زاد‬ ‫هفته نامه سراسری‬ ‫ب امتیاز‪ :‬موسسه سایه سرافراز عشق‬ ‫صاح ‬ ‫مد یرمسئول‪ :‬سروناز بهبهانی‬ ‫ اد ناظری‬ ‫سرد بیر‪ :‬د کتر مهرد ‬ ‫مدیر تحریریه‪ :‬مصطفی رفعت‬ ‫صفحه ارا‪ :‬سجاد محمودی‬ ‫نشانی‪ :‬تهران‪ ،‬خیابان مفتح شمالی‬ ‫‪ E m a i l :s a r a fr a z a n 9 4 @ gm a i l . c om‬نبش خیابان ششم‪ ،‬پالک ‪ ،366‬طبقه ‪ ،5‬واحد ‪16‬‬ ‫‪ s a r a fr a z a na dv e r ti s e @ gm a i l . c om‬تلفن‪ 88511048 :‬فاکس‪86121989 :‬‬ ‫‪ w w w. s a r a fr a z a nne w s . i r‬چاپ‪ :‬کار و کارگر (تلفن‪)66817316 - 17:‬‬ ‫‪ 24‬بار مرگ در ثانیه‪ :‬سکون و تصویر متحرک‬ ‫لـورا مالـوی این کتاب را در سـال ‪ 2006‬یعنی سی سـال پـس از مهم ترین اثر منتشـر شـده از وی به نام‬ ‫«لـذت بصـری و سـینمای روایـی» چاپ کـرد و در ان برخیـاز از مهم ترین پرسـش های نظریـه فیلم را‬ ‫پاسـخ داد‪ .‬او در فصلـی از ایـن کتـاب به طـور اختصاصـی به مطالع ه سـینمای کیارسـتمی و جنبه های‬ ‫مختلف ان می پـردازد‪.‬‬ ‫زنان و مسائل پیرامون شان از نگاه اندیشمندان‬ ‫لورا مالوی‬ ‫لـورا مالـوی؛ اندیشـمند و نظریه پـرداز سـینما و فیلمسـاز انگلیسـی در ‪15‬‬ ‫اوت سـال ‪1941‬در لنـدن به دنیـا امـد‪ .‬او تحصیلات خـود را در دانشـگاه‬ ‫اکسـفورد بـه پایـان رسـاند و هم اکنـون اسـتاد فیلـم و مطالعات رسـانه ای‬ ‫در دانشـکده برکبـک لنـدن اسـت‪ .‬او همچنیـن قبـل از تصدی این پسـت‬ ‫سـال ها در موسسـه فیلـم انگلسـتان فعالیـت کـرده بـود‪ .‬لـورا را می توان‬ ‫یکـی از مشـهورترین چهره هـای نظریـه فیلم فمینیسـتی به شـمار اورد‪ .‬او‬ ‫عمـده شـهرت خود را مرهـون مقاله دوران سـازش «لذت بصری و سـینمای‬ ‫روایی» سـت که نخسـتین بار در سـال ‪ 1975‬منتشـر شـد‪ .‬در «لـذت بصری‬ ‫و سـینمای روایـی» کـه ابتـدا در مجلـه اسـکرین چـاپ شـد‪ ،‬چهارچوبـی‬ ‫روانکاوانـه متاثـر از نظریـات فرویـد و لـکان درنظـر گرفته شـده بـود‪ .‬او از‬ ‫اوایـل دهـه هفتاد دسـت بـه ایجاد یـک نظریـه فمینیسـتی در سـینما زد‪.‬‬ ‫او سـینمای رسـمی را یـک سـینمای مردانـه خوانـد و ایـن اعتقاد خـود را‬ ‫بیـان داشـت کـه در سـینمای رسـمی زنان همـواره تحـت یک نـگاه خیره‬ ‫مردانه هسـتند‪.‬‬ ‫لــورا مالــوی نقــش مهمــی در تبییــن نظــری ســینمای مبتنی بر‬ ‫رعایــت حقــوق زنــان دارد‪ .‬او اعتقــاد داشــت کــه بایــد برعکــس‬ ‫از ســینما‪ ،‬لذت زدایــی کــرد و بدین طریــق یــک ســینمای‬ ‫زنانــه فمینیســتی به وجــود اورد‪ .‬او ســینمای هالیــوود را یــک‬ ‫ســینمای پدرســاالر خوانــد‪ .‬او در دیگــر نظریــات ســینمایی اش‬ ‫متاثــر از زیگمونــد فرویــد‪ ،‬ژاک الکان و کریســتین متــز بــود‪ .‬او‬ ‫بــرای ازمــودن نظریــات ســینمایی اش دســت بــه فیلمســازی‬ ‫زد و رشــته ای از فیلم هــای فمینیســتی نیــز افریــد‪ .‬در واقــع‬ ‫لــورا مالــوی بــا اســتفاده سیاســی از نظریــه روان کاوی الکان‪،‬‬ ‫درصــدد پاســخ بــه ایــن پرســش اســت کــه کجــا و چگونــه‪ ،‬فیلم‬ ‫ســینمایی بــا بهره گیــری از الگوهــای از پیــش موجــو ِد شــیفتگی‬ ‫اجتماعــی شــکل دهنده‬ ‫در ســوژه فــردی و صورت بندی هــای‬ ‫ِ‬ ‫ان‪ ،‬جاذبــه بیشــتری پیــدا می کنــد‪ .‬ســید محمــد مهــدی زاده‬ ‫در مقالـه ای کــه در وب ســایت راســخون منتشــر شــده می گویــد‪:‬‬ ‫«وی روان کاوی را هــم چــون ســاحی سیاســی می دانــد کــه‬ ‫نشــان می دهــد چگونــه ناخــوداگاه جامعــه مردســاالر‪ ،‬شــکل‬ ‫(فــرم) فیلــم را ســاختار می دهــد‪ .‬او فیلــم را تعبیــر سرراســت‬ ‫و بــه لحــاظ اجتماعــی تثبیت شــده ای از بازتــاب و اشکارســازیِ‬ ‫تفــاوت جنســی می دانــد کــه در ان‪ ،‬مــردان نظاره کننــده و زنــان‬ ‫نظاره شــونده هســتند و تماشــاگران بایــد مفهــوم نــگاه مــردان به‬ ‫زنــان بــه مثابــه شــیء جنســی را درک کننــد‪ .‬مالــوی با اســتفاده‬ ‫از نظریــه الکان‪ ،‬ایــن موضــوع را تحلیــل می کنــد کــه ســینما‬ ‫چگونــه ان چــه را کــه وی «نــگاه خیــره مردانــه» می نامــد‪ ،‬تولید‬ ‫و بازتولیــد می کنــد‪ .‬او بــر ایــن بــاور اســت کــه تصویــر زن بــه‬ ‫دو شــکل در ایــن نظــام معنایــی گنجانــده می شــود‪ :‬زن هــم‬ ‫دال تهدیــد بــه اختگــی»‪.‬‬ ‫مصــداق امیــال مردانــه اســت و هــم ِ‬ ‫ـکل متضــاد از لــذت بصــری می دانــد‪.‬‬ ‫او ســینما را موجــد دو شـ ِ‬ ‫نخســتین شــکل لــذت بصــری‪ ،‬نظربــازی (از راه نگاه کــردن)‬ ‫اســت‪« .‬در بعضــی شــرایط‪ ،‬نگاه کــردن خــود منبــع لــذت اســت‪،‬‬ ‫درســت همان گونــه کــه در معــرض نگاه بــودن نیــز لذت بخــش‬ ‫ـداق‬ ‫اســت‪ .‬مالــوی‪ ،‬نظربــازی را تبدیل کــردن دیگــران بــه مصـ ِ‬ ‫ـردن نگاهــی خیــره و مهارکننــده بــه‬ ‫امیـ ِ‬ ‫ـال خویــش‪ ،‬ا ِعمال کـ ِ‬ ‫انــان می دانــد‪ .‬جــان اســتوری در این بــاره می نویســد‪« :‬مفهــوم‬ ‫نــگاه خیــره مهارکننــده‪ ،‬اهمیــت بــه ســزایی در بحــث مالــوی‬ ‫دارد‪ .‬لیکــن مصــداق ســازیِ جنســی نیــز همین طــور‪ :‬نظــر بازی‬ ‫واجــد بُعــدی فیزیکی ســت و شــخص نظربــاز «از راه نگاه کــردن‪،‬‬ ‫کســی دیگــر را بــرای تحریــک مــورد اســتفاده قــرار می دهــد»‪.‬‬ ‫ســینما همچنیــن شــکل دومــی از لــذت را ترویــج می کنــد کــه‬ ‫عبــارت اســت از میــدان دادن بــه خودشــیفتگی در نظربــازی‪.‬‬ ‫«خودشــیفتگی و شــکل گیــری خــود‪ ،‬محصــول یکــی شــدن یــا‬ ‫همذات پنــداری بــا تصویــر [روی پــرده] اســت‪ .‬به این ترتیــب‪،‬‬ ‫در چهارچــوب فیلــم‪ ،‬یکــی تلویحـاً بــه معنــای جدایــی هویــتِ‬ ‫شــهوانی ســوژه از ابــژه ی روی پــرده (نظربــازی فعــال) اســت و‬ ‫دیگــری هــم هویتــی خــود بــا ابــژه روی پــرده از طریق شــیفتگی‬ ‫تماشــاگر بــه مشــابه خویــش و بازشناســی ان»‪ .‬مالوی با اســتناد‬ ‫بــه شــرح الکان دربــاره مرحلــه اینـه ای‪ ،‬چنیــن نتیجــه می گیرد‬ ‫کــه شــکل گیریِ «خــود» کــودک‪ ،‬از جهاتــی مشــابه بــا‬ ‫لذت هــای ناشــی از هم هویتــی بیــن تماشــاگر و شــخصیت های‬ ‫فیلــم اســت‪ ،‬درســت همان گونــه کــه کــودک خویشــتن را در‬ ‫اینــه بــه درســتی یــا بــه نادرســتی تشــخیص می دهد‪ ،‬تماشــاگر‬ ‫فیلــم نیــز خــود را به درســتی یا نادرســتی‪ ،‬بــر روی پرده ســینما‬ ‫می بینــد‪ .‬در جهانــی کــه بــا نابرابــری جنســی نظــم یافته اســت‪،‬‬ ‫لــذت نــگاه خیــره‪ ،‬بیــن فعــال‪ /‬مردانــه و منفعــل‪ /‬زنانــه تقســیم‬ ‫شــده اســت‪ :‬مــردان نــگاه می کننــد و زنــان «امادگــی بــرای‬ ‫نگاه شــدن» را بــه نمایــش می گذارنــد‪ .‬مالــوی در ایــن خصــوص‬ ‫می نویســد‪ :‬نــگاه خیــره مردانــه‪ ،‬خــود را روی پیکــر زنانــه کــه‬ ‫در انطبــاق بــا همیــن طراحــی شــده‪ ،‬فــرا می افکنــد‪ .‬زنــان در‬ ‫نقــش جلوه فروشــانه سنتی شــان هم زمــان هــم یــده می شــوند‬ ‫و هــم [بــرای دیده شــدن] بــه نمایــش درمی اینــد و ظاهرشــان‬ ‫بــرای قوی تریــن تاثیــر بصــری و شــهوانی‪ ،‬رمزگــذاری شــده‬ ‫اســت؛ به گونه ای کــه می تــوان گفــت کــه به طــور ضمنــی‬ ‫داللــت بــر «قابــل نگاه بــودن» دارنــد‪ .‬زنانــی کــه به عنــوان اُبــژه‬ ‫جنســی بــه نمایــش درمی اینــد‪ ،‬ترجیح بنــدی منظــره شــهوانی‬ ‫هســتند‪ .‬مالــوی می افزایــد‪« :‬بــه طــور ســنتی‪ ،‬زنــی کــه در فیلم‬ ‫نشــان داده می شــود دو کارکــرد متفــاوت دارد‪ :‬او هــم مصــداق‬ ‫ـتان فیلــم اســت و هــم مصــداق‬ ‫شــهوت شــخصیت هــای داسـ ِ‬ ‫شــهوتِ تماشــاگران داخــل ســالن ســینما»‪ .‬ســاختار فیلم هــای‬ ‫عامه پســند مبتنــی بــر دو گونــه برهــه اســت‪ :‬برهه هــای روایــت‬ ‫و برهه هــای صحنــه‪ .‬برهه هــای نــوع اول بــه مــر ِد فعــال مربــوط‬ ‫زن منفعــل‪ .‬تماشــاگ ِر مذکــر‬ ‫می شــوند و برهه هــای نــوع دوم بــه ِ‬ ‫نــگاه خیــره خــود را بــه قهرمــان فیلم(حامــل نــگاه) م ـی دوزد‬ ‫تــا شــهوت خویــش را ارضــا کنــد‪ .‬نــگاه نخســت‪ ،‬یــاداور برهــه‬ ‫تشــخیص‪ /‬عــدم تشــخیص در برابــر اینــه اســت‪ .‬نــگاه دوم‪ ،‬بــر‬ ‫زن بــه منزلــه مصــداق امیــال جنســی صحــه می گــذارد‪ .‬بــه‬ ‫بــاور مالــوی‪ ،‬کارکــرد زن در فیلم هــای عامه پســند‪ ،‬ملهــم‬ ‫از ایدئولــوژیِ مردســاالریِ «نگاه شدگی» ســت‪ .‬بــرای مثــال‪،‬‬ ‫صحنه هــای تجــاوز بــه زنــان معمــوالً از زاویــه دیــد مهاجــم‬ ‫فیلمبــرداری می شــود‪ ،‬نــه قربانــی‪ .‬ســینما شــاید محملــی بــرای‬ ‫وجــود زن در یــک فیلــم روایــی‪ ،‬جــزو‬ ‫ضروریــات یــک اثــر قاعده منــد اســت؛‬ ‫ِ‬ ‫صــرف به نمایش گذاشــتن‬ ‫بااین وجــود‪،‬‬ ‫منفعالنــه او می توانــد کارکــردی ضــد‬ ‫داســتان داشــته باشــد و حتــی مانــع از‬ ‫ِ‬ ‫پیشــروی خــط قصــه شــود‪.‬‬ ‫گریــز از گرفتاری هــای روزمــره باشــد؛ امــا در عیــن حــال‪ ،‬متاثــر‬ ‫از واقعیت هــای اجتماعــی ریشــه دار مردساالری ســت‪ .‬نظریــه‬ ‫مالــوی در خصــوص نســبت متــن و مخاطــب‪ ،‬متاثــر از نظریــه‬ ‫روان کاویِ الکان و قرائتــی التوســری از قــدرت و تــوان ایدئولــوژی‬ ‫[پدرســاالری] در برابــر ســوژه (تماشــاگر) اســت‪ .‬بر این اســاس‪،‬‬ ‫مخاطــب عنصــری منفعــل و تاثیرپذیــر در برابــر متون رســانه ای‬ ‫فــرض می شــود کــه قــادر بــه خوانشــی دگرگــون و متضــاد از‬ ‫متــن نیســت‪ .‬ایــن نظریــه بعدهــا مــورد انتقاد قــرار گرفته اســت‪.‬‬ ‫جان اســتوری؛ نویســنده کتــاب مطالعــات فرهنگــی در این زمینه‬ ‫ـاص بــه کارگیــری نظــرات‬ ‫می نویســد‪« :‬یکــی از مشــکالتِ خـ ِ‬ ‫مالــوی در مطالعــات فرهنگــی و رســانه ای‪ ،‬این اســت که وی‬ ‫مخاطبــان را همگــون و منفعــل قلمــداد می کنــد»‪ .‬او می افزایــد‪:‬‬ ‫«نظریــه مالــوی بــه ســوژه های اجتماعــی و تاریخــی کــه بــا‬ ‫طیفــی از گفتمان هــای متعــارض و متناقــض بــه ســالن ســینما‬ ‫می رونــد و بــا گفتمان هــای فیلــم مقابلــه و ان هــا را «جــرح‬ ‫و تعدیــل» می کننــد‪ ،‬بی اعتناســت‪ .‬همان گونــه کــه لیــزا تیلــور‬ ‫متذکــر می شــود‪ ،‬توجــه بــه ایــن موضــوع بســیار مهــم اســت‬ ‫منفعل یــک «ایدئولــوژی مردســاالرانه‬ ‫کــه زنــان صرفـاً اُبژه هــای‬ ‫ِ‬ ‫» یکپارچــه نیســتند‪ ،‬بلکــه در زندگــی روزمــره خویــش فعاالنــه‬ ‫دســت بــه مقاومــت و مبــارزه می زننــد»‪ .‬مالــوی بــا اســتفاده‬ ‫از روانــکاوی ســعی می کنــد نشــان دهــد چگونــه ناخــوداگاه‬ ‫جامعــه پدرســاالر فــرم فیلــم را شــکل داده اســت‪ .‬وی از روانکاوی‬ ‫بــرای درک و برداشــت افســون ســینمای هالیــوود بهــره مــی‬ ‫گیــرد‪ .‬بــه گمــان وی افســون و جذبــه ســینمای کالســیک مــی‬ ‫توانــد از طریــق مفهــوم نظربــازی شــرح داده شــود کــه مطابــق‬ ‫بــا نظریــات فرویــد یــک محــرک و انگیــزه بنیادیــن اســت‪ .‬در‬ ‫فیلــم کالســیک رفتــار جنســی در اصــل و ریشــه خــود هماننــد‬ ‫چیزی ســت کــه ادامــه نــگاه تماشــاگر را بــر پــرده نقــره ای‬ ‫حفــظ می کنــد‪ .‬مالــوی نظــر بــازی را در ســینمای کالســیک‬ ‫به عنــوان ســاختاری تحلیــل می کنــد کــه بــر محــور فعالیــت و‬ ‫انفعــال کارکــرد دارد‪ ،‬کــه همــان تضاد دوگانه جنســیتی اســت‪.‬‬ ‫احســان اجورلــو در مقالـه ای کــه در ســال گذشــته در روزنامــه‬ ‫اعتمــاد منتشــر کــرده‪ ،‬می نویســد‪« :‬او اعتقــاد داشــت کــه بایــد‬ ‫ایــن نــوع لــذت را از ســینما حــذف کــرد و بــه ایــن طریــق یک‬ ‫ســینمای زنانــه فمینیســتی بــه وجــود اورد‪ .‬ســینماگرانی نظیر‬ ‫شــانتال اکرمــن‪ ،‬فیلمســاز زن بلژیکــی‪ ،‬توانســتند بــا یــاری از‬ ‫نظریــات او در حــوزه ســینمای فمینیســتی اثار درخــور توجهی‬ ‫خلــق کننــد‪ .‬امــا انچــه باعــث شــد‪ ،‬نظــرات مالــوی تنهــا در‬ ‫یــک پیــک زمانــی فرکانــس باالیــی داشــته باشــد ســپس رو‬ ‫بــه افــول گــذارد‪ ،‬دو قطبــی مــرد‪ /‬زن و ابــژه‪ /‬ســوژه بــود کــه‬ ‫بــرای بیــان نظریــات خــود بــه کار می بــرد‪ .‬بــا گــذر از مــوج دوم‬ ‫فمینیســم و ســلطه پساســاختگرایان بنیــان تمــام دو قطبی هــا‬ ‫مــورد تردیــد واقــع شــد‪ ،‬جــدل و نــزاع بیــن فمینیس ـت های‬ ‫پســت مدرن و فرهنگــی چنــان عمقــی یافــت کــه مقولــه‬ ‫ســینما بــرای انــان بــه حاشــیه رفــت و گویــی نظــام بازنمایــی‬ ‫ســینمایی بــه دوران کالســیک خــود در ســینما بازگشــت»‪.‬‬ ‫مالــوی عــاوه بــر نوشــتن تئــوری‪ ،‬چنــد فیلــم اوانــگارد را نیــز‬ ‫در دهــه ‪ ۷۰‬میــادی ســاخت‪ .‬از معروف تریــن ان هــا می تــوان‬ ‫بــه معمــای ابوالهــول (‪ )۱۹۷۷‬که ان را با همســرش پیتــر واالن‬ ‫ســاخته بــود‪ ،‬اشــاره کــرد‪ .‬در ایــن فیلــم دوربیــن هیـچ گاه بــا‬ ‫زوم کــردن بــه فضــا داخــل نمی شــود و همــواره حرکاتــی‬ ‫دورانــی دارد‪ .‬از دیگــر مشــخصات ایــن فیلــم‪ ،‬اســتفاده منقطــع‬ ‫از جمــات اســت کــه ظاهــرا ً بــا تصویــر کامــل می شــوند‪ .‬ادعــا‬ ‫می شــود کــه حــرکات دوربیــن بــا کوشــش شــخصیت اصلــی‬ ‫داســتان کــه یــک مــادر اســت‪ ،‬بــرای گریــز از مردســاالری‬ ‫همخوانــی دارد‪ .‬در پایــان مالــوی و واالن بــا اقتبــاس از ایــن‬ ‫جملــه الکان کــه «رابطــه فیزیکــی ممکــن نیســت» یــک بازی‬ ‫هزارتویــی را نشــان می دهنــد کــه در ان دو نقطــه نورانــی بــه‬ ‫یکدگــر می رســند‪.‬‬

آخرین شماره های هفته نامه سرافرازان

هفته نامه سرافرازان 320

هفته نامه سرافرازان 320

شماره : 320
تاریخ : 1399/06/24
هفته نامه سرافرازان 319

هفته نامه سرافرازان 319

شماره : 319
تاریخ : 1399/06/17
هفته نامه سرافرازان 318

هفته نامه سرافرازان 318

شماره : 318
تاریخ : 1399/06/03
هفته نامه سرافرازان 317

هفته نامه سرافرازان 317

شماره : 317
تاریخ : 1399/05/27
هفته نامه سرافرازان 316

هفته نامه سرافرازان 316

شماره : 316
تاریخ : 1399/05/13
هفته نامه سرافرازان 315

هفته نامه سرافرازان 315

شماره : 315
تاریخ : 1399/05/06
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!