هفته نامه سرافرازان شماره 311 - مگ لند
0
صفحه قبل

هفته نامه سرافرازان شماره 311

صفحه بعد

هفته نامه سرافرازان شماره 311

هفته نامه سرافرازان شماره 311

‫هفته نامه سراسری‬ ‫دو شنبه ‪ 9‬تیر ‪ 7 ،1399‬ذی القعده ‪ 29 ،1441‬ژوئن ‪ ،2020‬سال نهم‪ ،‬شماره ‪ 1500 ،311‬تومان‬ ‫نگاهی اسیب شناسانه به بحران خودکشی کودکان‬ ‫‪6‬‬ ‫جمله های ناتمام ‪...‬‬ ‫حفاظت از محیط زیست‪ ،‬ارزش افزوده و اشتغال پایدار؛‬ ‫‪12‬‬ ‫اهمیت جمع اوری فلرهای نفتی‬ ‫زنان و مسائل پیرامون شان از نگاه اندیشمندان‬ ‫‪16‬‬ ‫بل هوکس‬ ‫انتقاد برنده سیاه پوست «بوکر»‬ ‫‪9‬‬ ‫از صنعت نشر‬ ‫طی کردن مسیر دُرست با کفش های اهنی‬ ‫‪8‬‬ ‫گفت وگو با اراد اریا‬ ‫مرده باد برده داری!‬ ‫ دو شنبه ‪9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫‪2‬‬ ‫پرونده‬ ‫ سال پایان برده داری‬ ‫به مناسبت ص ‬ ‫دو پنجا هو پنجمین ِ‬ ‫رها رها رها من؟!‬ ‫مصطفی رفعت‬ ‫‪mrafat0@gmail.com‬‬ ‫ـال‬ ‫خبــر ایــن بــود‪ :‬هم زمــان بــا تعطیــات «جونتینــت» میلیون ها نفــر در جهــان در تظاهــرات گســترده ای به مناســبت ص دو پنجا هو پنجمین سـ ِ‬ ‫ـدی «جــرج فلویــد» توســط یکــی از افســران نیــروی پلیــس امریــکا کــه‬ ‫ـی مــرگ عمـ ِ‬ ‫پایــان بــرده داری شــرکت کردنــد ‪ ...‬این روزهــا و درپـ ِ‬ ‫ویدئــوی ان بارهاو بارهــا در شــبکه های اجتماعــی و رســانه های مختلــف بازنشــر شــد‪ ،‬شــاهد موجــی عظیــم از حملــه بــه دولــت ایــن کشــور و‬ ‫ـوان رئیس جمهــوری ان بوده ایــم؛ یــک حرکـ ِ‬ ‫ـی گســترده اعتراضــی کــه همچنــان ادامــه‬ ‫به ویــژه بــه شــخص «دونالــد ترامــپ» به عنـ ِ‬ ‫ـت مردمـ ِ‬ ‫دارد و حتــی بــه ان ســوی خاک هــای ایــاالت متحــده نیــز کشــیده شــده اســت‪ .‬معترضــان‪ ،‬تنهــا خواهــان یک چیــز هســتند‪« :‬عدالــت بــرای‬ ‫ـم‬ ‫همــه!» ناگفتــه پیداســت کــه خاســتگاه ایــن جنبــش کــه کشته شــدن یــک فــرد رنگین پوســت توســط یــک مامــور دولتــی بــوده‪ ،‬خشـ ِ‬ ‫اقلیت هــای نــژادی را برانگیختــه و منظــور از ایجــاد عدالـ ِ‬ ‫ـت همگانــی نیــز پایــان دادن بــه رفتارهــای نژادپرســتانه اســت؛ امری کــه منحصــر بــه‬ ‫فرهنــگ امریکایــی نبــوده و نیســت و بــروز ان را می تــوان در جوامــع مختلــف و بــه اشــکال گوناگــون مشــاهده کــرد‪.‬‬ ‫پرتغال‬ ‫‪3.894.056‬‬ ‫بریتانیا‬ ‫‪3.088.776‬‬ ‫فرانسه‬ ‫‪1.309.424‬‬ ‫‪596.862‬‬ ‫هلند‬ ‫‪568.654‬‬ ‫اسپانیا‬ ‫‪377.613‬‬ ‫‪ ٣٠‬خردادمـاه امسـال مصـادف بـا «جونتینـت» بـود؛ عبارتـی کـه بـرای‬ ‫نام گـذاریِ روز نوزدهـم ژوئـن در تقویم ایاالت متحـده امریکا درنظر گرفته‬ ‫باعنـوان «روز ازادی» نیـز شـناخته می شـود؛ درواقـع‪ ،‬دران روز در‬ ‫شـده و‬ ‫ِ‬ ‫سـال ‪ ،۱۸۶۵‬اعالمیـه ازادی بـردگان کـه در تاریـخ ‪ ۱‬ژانویـه ‪ ۱۸۶۳‬صـادر‬ ‫شـده بود‪ ،‬توسـط «گوردون گرنجـر»؛ یک ژنرال امریکایـی و به ِ‬ ‫ جهت اعالم‬ ‫لغـو قانون بـرده داری در «تگزاس» خوانده شـد؛ اخرین جغرافیـایِ «ایاالت‬ ‫موتلفـه» که پس از پایـان جنگ های داخلی در اوریل همان سـال‪ ،‬متعاقب‬ ‫ایـن دسـتور‪ ،‬سـرانجام «قانـون رهایـی» را اعلام کـرد‪ .‬اگر می پرسـید که‬ ‫«جونتینـت» بـه چـه معناسـت؟ باید گفـت عبارتی سـت مرکب متشـکل‬ ‫ زبـان انگلیسـی)‪.‬‬ ‫از دو واژه «ژوئـن» (جـون) و «ناینتینـت» (عـدد ‪ ١٩‬به ِ‬ ‫افریقایی‬ ‫ازاین رو‪ ،‬هرسـال تعداد بسـیاری از رنگین پوسـتان افریقایی تبار و‬ ‫ِ‬ ‫سـاکن در ایـاالت متحـده به خیابان هـا می ایند تا ضمن اعلام اتحاد خود؛‬ ‫ظلـم و سـتمی را کـه بـه اجدادشـان در این خـاک و هرجای جهـان رفته‪،‬‬ ‫فریـاد بزننـد و بهبـود شـرایط خـود و نسـل های بعـد از خـود را خواسـتار‬ ‫شـوند‪ .‬تقـارن ایـن یادنامـه تاریخـی‪ ،‬امسـال بـا دنبالـه تظاهـرات مردمی‬ ‫همـراه بـود کـه بـا شـعار معـروفِ ‪ I Can›t Breathe‬بـه انفجـاری جهانی‬ ‫کنونـی امریکا در داخل‬ ‫تبدیـل شـد؛ تاجایی که بسـیاری از منتقدان دولت‬ ‫ِ‬ ‫ عنوان عامل‬ ‫و خـارج ایـن کشـور و نیز رقبای‬ ‫انتخاباتـی «ترامـپ»‪ ،‬از ان به ِ‬ ‫ِ‬ ‫سـقوط وی و حتـی سیسـتم سـرمایه داریِ این کشـور یاد کرده انـد‪ .‬اگرچه‬ ‫صـدور رای قطعـی دراین زمینـه عجوالنـه اسـت؛ امـا اقدامات سـرکوبگرانه‬ ‫بعدیِ «کاخ سـفید» در مهار اعتراض ها‪ ،‬اتش خشـم عمومی را شـعله ورتر‬ ‫افکارسـنجی انجام گرفته توسـط مرکز امـار و تحقیقات‬ ‫سـاخت‪ .‬تازه تریـن‬ ‫ِ‬ ‫‪ NORC‬وابسـته بـه ‪ Associated Press‬کـه نتایـج ان در تاریخ ‪ ١٩‬ژوئن‬ ‫‪ ٢٠٢٠‬منتشـر شـد‪ ،‬نشـان می دهد اغلـب امریکایی ها (ازجملـه ‪٦٣‬درص ِد‬ ‫ِ‬ ‫هدایـت رئیس جمهـوری‬ ‫جمهوری خواهـان) معتقدنـد کـه ایـن کشـور بـا‬ ‫فعلـی‪ ،‬در مسـیر درسـتی قـرار نـدارد و نیـز دوسـوم از شـرکت کنندگان‬ ‫(ازجملـه ‪٣٧‬درصـ ِد جمهوری خواهـان) در ایـن نظرسـنجی گفته انـد که او‬ ‫ً‬ ‫کاملا چنددسـته و از اتحاد حداکثری خارج کرده اسـت‪.‬‬ ‫جامعـه امریـکا را‬ ‫جنجال هـای اخیـر اگرچه ریشـه هایی به ِ‬ ‫ قدمت اغـاز اسـتعمار اروپاییان در‬ ‫خـاک ایـن سـرزمین؛ یعنی طبـق انچـه معمـوالً در منابع گفته می شـود‪:‬‬ ‫سـال ‪ ١٤٩٢‬دارد؛ امـا انچـه باعـث شـکل گیریِ جنبش حال حاضر شـده‪،‬‬ ‫ خراش «اریک گارنر» ‪٤٣‬سـاله در ژوئیه ‪ ۲۰۱۴‬توسـط یک افسـر‬ ‫مرگ دل ِ‬ ‫اداره پلیـس بـود؛ فیلمـی که از ایـن محافظ پـارک در «نیویـورک» گرفته‬ ‫شـد‪ ،‬نشـان داد کـه او توسـط مامـوران متعـددی مهـار شـده و ‪ ۱۱‬بار قبل‬ ‫خفگـی کامـل‪ ،‬می گویـد‪« :‬نمی توانم نفس بکشـم!»‪ .‬با تبرئه‬ ‫از بیهوشـی و‬ ‫ِ‬ ‫مامـور اداره پلیـس در دسـامبر همان سـال‪ ،‬این شـعار در میـان اعتراضات‪،‬‬ ‫محبوبیـت چشـمگیری پیدا کـرد‪ .‬تکـرار جنایتی مشـابه در ماه می سـال‬ ‫‪ ۲۰۲۰‬کـه طـی ان‪« ،‬درک شـووین»؛ افسـر پلیـس شـهر «مینیاپولیس»‪،‬‬ ‫زانـوی خـود را به مـدتِ ‪ ٨‬دقیقه و ‪ ۴۶‬ثانیـه روی گردن «جـورج فلوید» قرار‬ ‫داد؛ در حالی که این فر ِد ‪٤٦‬سـاله غیرمسـلح و دستبند زده شـده‪ ،‬چندین بار‬ ‫می گویـد‪« :‬نمی توانـم نفـس بکشـم!» تـا انکـه جـان می دهد‪ ،‬مجـدد این‬ ‫شـعار را بـه رویِ زبان هـا انداخـت؛ امـا این بـار‪ ،‬همه چیـز رنگ وبویـی دیگر‬ ‫قابل توجهـی از معترضیـن فعلـی را‬ ‫گرفتـه اسـت؛ تا حدی کـه جمعیـت ِ‬ ‫سفیدپوسـتان تشـکیل داده اند و نه تنها مردم عادی در کشـورهای مختلف؛‬ ‫بلکـه سـران بعضـی از دولت هـا ماننـد «کانـادا» نیـز دسـت بـه اعتراضاتی‬ ‫مشـابه و حرکت هایـی نمادیـن زدنـد‪ .‬همـه این کارهـا باعـث شـدند تـا‬ ‫‪103.988‬‬ ‫اروپا‬ ‫‪7.600‬‬ ‫امریکا‬ ‫دانمارک‬ ‫امریکا‬ ‫‪307.000‬‬ ‫کوبا ‪765.000‬‬ ‫جامائیکا ‪935.000‬‬ ‫قطر ‪2.760.000‬‬ ‫گویان ‪356.000‬‬ ‫برزیل‬ ‫‪3.169.000‬‬ ‫ارژانتین ‪ /‬اروگوئه‬ ‫‪92.000‬‬ ‫ دو شنبه ‪9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫پرونده‬ ‫روزی که پای برده ها‬ ‫به سینما باز شد!‬ ‫‪ ۱۲‬سال بردگی‬ ‫سال ‪۱۸۴۱‬؛ یک سیاهپوست ازاد‪ ،‬با همسر و‬ ‫فرزندانش در ساراتوگای نیویورک زندگی و با‬ ‫نواختن ویولن‪ ،‬امرار معاش می کند‪ .‬یک شب توسط‬ ‫چند نفر اراذل اغفال و به وسیله ان ها مسموم و‬ ‫به عنوان برده فروخته و به مزارع پنبه در جنوب‬ ‫امریکا برده می شود‪ .‬او سپس ‪ ۱۲‬سال از زندگی‬ ‫خود را به عنوان یک برده جنوبی می گذراند ‪...‬؛‬ ‫این اثر بر اساس خودزندگی نامه ای به همین نام اثر‬ ‫«سالومون نورثاپ» در سال ‪ 2013‬اکران شد‪.‬‬ ‫کارگردان ان‪ ،‬استیو مک کوئین و نویسنده ان‪ ،‬جان‬ ‫ریدلی ست‪ .‬چیویتل اجیوفور نیز نقش «سالومون» را‬ ‫ایفا می کند‪ .‬این‪ ،‬اولین فیلم تاریخ سینماست که در‬ ‫ان‪ ،‬یک سیاه پوست اسکا ِر بهترین فیلم را تصاحب‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫تولد یک ملت‬ ‫‪3‬‬ ‫ســینما هی ـچ گاه از موضوعاتــی کــه بــا دغدغه هــای اجتاعــی پیونــد خورده انــد‪ ،‬دور نبــوده و حتــی در ســاختاری لوکــس و ســرمایه داری همچــون هالیــوود نیــز‪ ،‬توجــه بــه ایــن‬ ‫مقوله هــا از قلــم نیفتــاد ه اســت‪ .‬بــرده داری هــم از ان مضامینی ســت کــه پتانســیل باالیــی بــرای جــذب مخاطــب داشــته و ایــن امــکان را می دهــد تــا بــا ارائــه داســتان هایی کــه‬ ‫بــر زندگــی مشــقت بار برده هــا و به ویــژه سیاه پوســتان تمرکــز می کننــد‪ ،‬درام هایــی قدرتمنــد خلــق کــرد‪ .‬از نســخه صامــت «کلبــه عمــو تــم» کــه در ســال ‪ 1918‬توســط «جــی‪.‬‬ ‫ـاس داســتان زندگــی «هریــت تاب َمــن»؛ مبــارز علیــه بــرده داری و از موفق تریــن رهبــران‬ ‫ســیرل داولــی» بـه ِ‬ ‫ روی پــرده رفــت تــا همیــن اواخــر در ســال ‪ 2019‬کــه «کیســی لمونــز» براسـ ِ‬ ‫ـوان «هریــت» اکــران کــرد؛ ایــن ســوژه از اب وتــاب نیفتــاده اســت و بعضـ ًا شــاهد اثــاری دراین زمینــه بوده ایــم کــه‬ ‫ســازمان مخفــی «راه اهــن زیرزمینــی» را در قالـ ِ‬ ‫ـب فیلمــی با عنـ ِ‬ ‫بــا تحســین منتقــدان و مخاطبــان عــام نیــز مواجــه شــده اند‪ .‬در اینجــا بــه تعــدادی از بــه یادماندنی تریــن نمونه هــا از ایــن فیلم هــا اشــاره می کنیــم کــه در ســال های اخیــر‬ ‫ســاخته شــده اند و از کالســیک هایی نظیــر «بربادرفتــه»‪« ،‬بن هــور»‪« ،‬اســپارتاکوس» و «طبــل» گــذر می کنیــم؛ ضمن اینکــه همــه ایــن اثــار برمبنــای واقعیــت ســاخته شــده اند‪.‬‬ ‫«نات ترنر» برده ای که سواد دارد و کتاب مقدس‬ ‫را می خواند‪ ،‬به مزارع برده می شود تا برای برده ها‬ ‫موعظه کند‪ .‬او با القای اینکه اربابان سفید‪،‬‬ ‫ارباب ان ها هستند‪ ،‬به مزارع برده می شود؛ ولی‬ ‫سرانجام از اعمال اربابان سفید پشیمان شده‬ ‫و دست به شورش می زند و حتی جان خود را‬ ‫در این راه ازدست می دهد‪ .‬حرکت او‪ ،‬اولین گام‬ ‫علیه برده داری سفید پوستان بود ‪...‬؛ این فیلم در‬ ‫ کارگردانی‬ ‫ژانر زندگینامه ای با مبنای واقعی‪ ،‬به‬ ‫ِ‬ ‫و بازیگری نقش اول؛ نیت پارکر در سال ‪۲۰۱۶‬‬ ‫منتشر شد‪« .‬ترنر» در سال ‪ ۱۸۳۱‬رهبری گروهی‬ ‫از بردگان را برعهده گرفت و طی شورشی که‬ ‫به «قیام ساوث همپتون» مشهور شد؛ ‪ ۵۰‬نفر از‬ ‫سفیدپوستان را کشتند‪.‬‬ ‫لینکلن‬ ‫یک درام تاریخی به کارگردانی و تهیه کنندگی استیون‬ ‫اسپیلبرگ با بازی خیره کننده دانیل دی‪-‬لوئیس در‬ ‫نقش «ابراهام لینکلن» که زندگی نامه شانزدهمین‬ ‫رئیس جمهوری امریکا را روایت می کند و بر اساس‬ ‫قسمتی از کتاب «تیم رقبا‪ :‬نبوغ سیاسی لینکلن»‬ ‫اثر دوریس کرنز گودوین ساخته شده است‪ .‬فیلم‬ ‫بر چهارماه پایانی زندگی «لینکلن» متمرکز است‬ ‫و تالش های او‪ ،‬برای به تصویب رساندن سیزدهمین‬ ‫اصالحیه قانون اساسی ایاالت متحده توسط مجلس‬ ‫نمایندگان را در زمانی که جنگ داخلی امریکا با‬ ‫خشونت هر چه تمام تر ادامه دارد‪ ،‬به تصویر می کشد‪.‬‬ ‫درواقع‪ ،‬به دنبال این اصالحیه بود که برده داری در‬ ‫کشور امریکا ممنوع شد‪ .‬این فیلم در سال ‪۲۰۱۲‬‬ ‫اکران عمومی و در ‪ 12‬رشته نامزد اسکار شد‪.‬‬ ‫دولت ازاد جونز‬ ‫«نایت جونز» یکی از کسانی ست که داستان زندگی‬ ‫و شورشی که در دوران جنگ داخلی انجام داد‪ ،‬محل‬ ‫اختالف افراد بسیاری در ایاالت متحده بود ه است‪.‬‬ ‫او یکی از جنگجویان جبهه جنوب بود که پس از‬ ‫مدتی‪ ،‬از این جبهه به دالیل نامشخص خارج شد و‬ ‫پس از بازگشت به زادگاهش‪ ،‬ارتشی با استفاده از‬ ‫شورشیان و بردگان ازاد شده تاسیس و در منطقه ای‬ ‫در می سی سی پی‪ ،‬ایالتی مستقل تعریف کرد‪ .‬او پس از‬ ‫پایان جنگ داخلی‪ ،‬زندگی خود را وقف افراد و بردگان‬ ‫اسیب دیده این جنگ کرد و با یک زن سیاه پوست که‬ ‫سابقاً برده بود‪ ،‬ازدواج کرد‪ .‬این اکشن به نویسندگی و‬ ‫کارگردانی گری راس بر اساس داستان زندگی «نیوتون‬ ‫نایت» ساخته شده است‪ .‬بازیگر اصلی اش «متیو‬ ‫مک کانهی» بوده و در سال ‪ 2016‬اکران شد‪.‬‬ ‫من برده هستم‬ ‫گرچه این فیلم از دید سینمادوستان و منتقدین به دور‬ ‫مانده؛ اما داستان جذاب و حقیقی ان باعث تحسین‬ ‫فیلم و شخصیت اصلی خواهد شد‪« .‬مالیا» از یک‬ ‫قبیله قدرتمند ساندنسی ست که پدرش رئیس قبیله‬ ‫بوده و به همین دلیل او نیز یک زن نترس و قدرتمند‬ ‫است‪ .‬مجاهدین او را دزدیده و در بازار تجارت برده‬ ‫بریتانیا می فروشند؛ در نتیجه او با ترس‪ ،‬نابرابری‪،‬‬ ‫تبعیض و خشونت رو به رو می شود‪ .‬او اکنون باید برای‬ ‫رهایی از بردگی غیرقانونی و اجباری‪ ،‬خود را رها کند‪.‬‬ ‫نکته مهم داستان این است که در دوره مدرن رخ داده‬ ‫و داستان ها از سال های ‪ ۹۰‬تجاوز نمی کند‪ .‬نقش‬ ‫«مالیا» (با نام واقعی منده ناظر) را «وونمی موساکو»‬ ‫بازی کرده است‪ .‬کارگردانی این فیلم که در سال‬ ‫‪ 2010‬اکران شد را گابریا رانگ برعهده دارد‪.‬‬ ‫ردپای برده داری در روزگار ما‬ ‫«ترامـپ» یـک دسـتور اجرایـی را به امضـاء برسـاند که هدفش محدودسـازیِ خشـونت پلیس بـود؛ ان هم در شـرایطی که‬ ‫کنگـره امریـکا بـر سـر الیحه جدیـد اصلاح نهادهای اجرای قانون‪ ،‬به بن بسـت رسـیده اسـت‪ .‬پارلمـان اروپا نیز شـامگاه‬ ‫جمعـه در بیانیـه ای اعلام کـرد‪« :‬در قطعنامـه ای کـه بـا ‪ ۴۹۳‬رای موافـق‪ ۱۰۴ ،‬رای مخالـف و ‪ ۶۷‬رای ممتنع به تصویب‬ ‫رسـید‪ ،‬ایـن پارلمـان قویـاً مرگ شـنیع جورج فلویـد در امریکا و نیز کشـتارهای مشـابه در نقـاط دیگر جهـان را محکوم‬ ‫می کنـد»‪ .‬اعضـای پارلمـان اروپـا از مقام هـای امریکایـی خواسـتند تا به نژادپرسـتی و نابرابری سـاختاری رسـیدگی کند‬ ‫و در ادامـه‪ ،‬سـرکوب های پلیـس علیـه معترضـان صلح جـو و روزنامه نـگاران و البتـه تهدیـد «ترامـپ» به اسـتقرار ارتش و‬ ‫لفاظـی تحریک امیـز او را موردِانتقـاد قـرار دادنـد‪ .‬ایـن قانون گـذاران اروپایـی‪ ،‬از اعتراضـات علیـه نژادپرسـتی و تبعیـض‬ ‫حمایـت کـرده و همچنیـن هر نوع «برترپنداری سـفید» را محکوم کردنـد‪ .‬گزارش ‪ ١٩‬ژوئـن مرکز داده پـردازیِ ‪Statista‬‬ ‫اورده اسـت‪٤٠٠« :‬سـال پیش و در اوت ‪ ١٦١٩‬نخسـتین کشـتی حامل برده های افریقایی به مقصد امریکا وارد مسـتعمره‬ ‫ویرجینیـا شـد؛ امـا تاریخ ننگیـن و بی رحمانه تجارت بـرده‪ ،‬عمـری بیش از این ها دارد و قبل تـر از ان‪ ،‬برده های بسـیاری در‬ ‫مسـتعمرات انگلیسـی در شـمال امریـکا زندگی می کردنـد‪ .‬ان ها‬ ‫ازطریق مسـتعمرات پرتغالی و اسـپانیایی بـه جغرافیایِ‬ ‫ِ‬ ‫امریـکای امـروزی وارد شـده بودنـد کـه اسـناد مربوطـه‪ ،‬زمـان وقـوع این اقـدام را حوالـی سـال ‪ ١٥١٤‬می دانند‪ .‬شـواهد‬ ‫نشـان داده ایـاالت متحـده ارتباطـی تنگاتنـگ با سیسـتم بـرده داری داشـت؛ به طوری کـه حـدود ‪٣٠٠‬هزارنفـر از برده ها‬ ‫مسـتقیماً در ایـن کشـور مسـتقر شـدند‪ .‬بسـیاری دیگـر نیـز به واسـطه تجـارت روبه گسـترش تجـارت بـرده‪ ،‬از امریکای‬ ‫التیـن و حـوزه کارائیـب وارد انجـا می شـدند‪ .‬تخمین زده شـده اسـت کـه تقریبـاً ‪٤,٥‬میلیو ن بـرده افریقایـی وارد خاک‬ ‫برزیـل امروزی شـده بودند‪ .‬مورخان مدعی هسـتند که حـدود ‪٤٠‬درصد‬ ‫کارائیـب و ‪٣.٢‬میلیون نفـر دیگـر نیـز وارد خـاک‬ ‫ِ‬ ‫از افریقایی هایـی کـه نسل اندرنسـل بـرده بودنـد‪ ،‬به کشـور انگـوال در جنوب ایـن قاره تعلق داشـتند و ‪٣٠‬درصدشـان نیز‬ ‫پژوهشـی ‪ Slave Voyages‬مدعی سـت‬ ‫از بنیـن در غـرب انجـا وارد ایـن چرخه مرگ شـدند»‪ .‬البته گـزارش جامع مرکز‬ ‫ِ‬ ‫کـه اعـداد ارائه شـده بـرای ایـن تجـارت بیش ازاین هاسـت؛ چـون به هرحـال‪ ،‬تعـداد زیـادی از سیاه پوسـتانی کـه به عنوان‬ ‫ دلیـل کمبـود اب و غـذا و همچنین بـروز بیمـاری به خاط ِر‬ ‫بـرده بـه مقاصـد مور ِد نظـر فرسـتاده می شـدند‪ ،‬طـی سـفر به ِ‬ ‫نبـود بهداشـت و فقـدان رسـیدگی های الز ِم و مداخلات درمانـی‪ ،‬جـان می باختند‪ .‬اعـداد و ارقـام ارائه شـده در این مرکز‬ ‫حاکی ازان اسـت که بیـش از ‪٢٠‬میلیون نفـر از افریقایی هـا طـی سـال های ‪ ١٥١٤‬تـا ‪ ١٨٦٦‬بـه زور توسـط اروپایی هـا و‬ ‫امریکایی ها از میهن خود خارج و تبدیل به برده شـدند که ‪١١‬میلیون نفرشـان سـر از ان سـویِ اقیانوس اطلس دراوردند‪.‬‬ ‫تـا سـال های ‪ ١٨٠٠‬تنهـا به دلیـل همیـن دادوسـتد شـوم‪ ،‬جمعیت افریقـا به حـدود نصف تقلیـل یافت‪ .‬امروز ‪١٥٥‬سـال‬ ‫از لغـو بـرده داری می گـذرد و بااینکـه واقعیـات وحشـتناک ایـن امـر در نـگاه نسـل کنونـی بسـیاردور به نظـر می ایـد؛ اما‬ ‫همچنـان بـر ادم هایـی که بـه مفهوم «انسـان بودن» اهمیت می دهند‪ ،‬به شـدت تاثیرگذار اسـت‪ .‬برمبنای ایـن گزارش که‬ ‫در قالـب اینفوگرافیـک در انتهـای ایـن مطلب امده اسـت؛ فعال ترین جامعه غیر امریکایی در دادوسـتد برده هـا‪« ،‬پرتغال»‬ ‫بـود کـه سـه میلیون و ‪٨٩٤‬هـزار و ‪ ٥٦‬بـرده را به خدمـت گرفت‪« .‬بریتانیا» و «فرانسـه» نیـز در این فهرسـت‪ ،‬جایگاه های‬ ‫دوم و سـوم را دارنـد‪« .‬ابراهـام لینکلن»؛ شـانزدهمین رئیس جمهوری ایـاالت متحده امریکا که عمده شـهرتش را مدیون‬ ‫پایـان دادن بـه تاریـخ بـرده داری در ان کشـور اسـت‪ ،‬گفتـه‪« :‬ازادی یعنی اینکـه نمی خواهم نه برده باشـم و نه بـرده دار»؛‬ ‫بااین حـال‪ ،‬ایـا جهـان امـروز ما هنـوز ظرفیت پذیرش این حـرف را دارد یـا برده داری با طع ِم نژادپرسـتی‪ ،‬به شـکل نوینی‬ ‫در ان جریـان دارد؟‬ ‫«تخمیــن زده شــده کــه در روزگار فعلــی‪ ،‬بیــش از ‪٤٠‬میلیــون بــرده مــدرن‪ ،‬قربانیــان جهــان امــروز را تشــکیل می دهنــد!» گــزارش‬ ‫‪ ١٩‬ســپتامبر ‪ ٢٠١٧‬نشــریه ‪ The Guardian‬بــا ایــن جملــه دردنــاک شــروع می شــود و پیــش از توضیــح دربــاره عبــارت «بــرده مــدرن»‪،‬‬ ‫اضافــه می کنــد‪« :‬داده هــای ســازمان بین المللــی کار وابســته بــه ســازمان ملــل موســوم بــه ‪ ILO‬نشــان می دهــد کــه در سراســر جهــان‬ ‫درهمین زمــان‪٢٤.٩ ،‬میلیون نفــر در دام کارهــای اجبــاری و طاقت فرســا زیــر شــرایط انســانی گرفتــار امده انــد و درهمین راســتا‪،‬‬ ‫امارهــا حاکــی از وقــوع ‪١٥.٤‬میلیون فقــره ازدواج اجباری ســت‪ .‬تاس ـف بارتر اینکــه از جمعیــت ذکرشــده به عنــوان بــرده مــدرن‪ ،‬حــدود‬ ‫‪١٠‬میلیون نفرشــان‪ ،‬کــودک هســتند!» احتمــاالً بــا خوانــدن ایــن امــار کــه تنهــا بخشــی از شــرایط زندگــی ناگــوار جمعیتــی قابل توجــه از‬ ‫ایــن کــره خاکــی را بازگــو می کنــد‪ ،‬بــه درکــی روشـن تر از عبــارت «بــرده مــدرن» رســیده اید‪ .‬اگــر بخواهیــم بیشــتر بــا ان اشــنا شــویم‪،‬‬ ‫می توانیــم بــه مقالــه منتشــره توســط فیونــا دیویــد؛ وکیــل و محقــق درزمینــه قاچــاق انســان و بهره بــرداری غیرانســانی از مهاجریــن‪ ،‬در‬ ‫ســایت اینترنتــی مجموعــه تحقیقاتی‪،‬اموزشــی ‪ CHANCE‬اشــاره کنیــم کــه نوشــته‪« :‬رفتارهــای غیرانســانی با انســان ها در قالبــی که گویی‬ ‫جنســی قابــل دادوســتد هســتند‪ ،‬پیشــینه تاریخــی بســیار کهنــی دارد و تلخ تریــن وجهــه ان این بودکــه اساسـاً این شــکل رفتــار بــا بعضــی‬ ‫گروه هــای انســانی‪ ،‬کامـ ًا قانونــی و حق مدارانــه از جانــب بخش هــای دیگــری از طبقــات اجتمــاع بــود‪ .‬کویــن بالــز؛ اســتاد رشــته بــرده داری‬ ‫مــدرن دانشــگاه ناتینگهــام و از نویســندگان اصلــی تحقیــق علمــی ‪ Global Slavery Index‬کــه شــاخص بــرده داری در دنیــای امــروز را در‬ ‫کشــورهای مختلــف بررســی کــرده اســت‪ ،‬می گویــد کــه مــا بســیار خوش شــانس هســتیم؛ چــون در دوره ای بســر می بریــم کــه بــرده داری‬ ‫نه تنهــا عملــی غیربشــری به شــمار م ـی رود؛ بلکــه رفتــاری خــاف قوانیــن بشری ســت و بــا ان‪ ،‬برخــورد می شــود‪ .‬بااین همــه‪ ،‬مــن بــا‬ ‫این بخــش از صحبت هــای وی مخالفــم؛ زیــرا این هــا یــک روی ماجــرا هســتند‪ .‬انچــه بــر ســر بســیاری ادم هــای ضعیــف و کارگــران در‬ ‫شــرایط ســخت می ایــد‪ ،‬کمتــر از بــرده داری نیســت و در دنیــای مــدرن امــروزی‪ ،‬این مفهــوم نیــز پوســت انداختــه و شــکلی تــازه و مــدرن‬ ‫به خــود گرفتــه اســت؛ به طوری کــه قانــون نمی توانــد بــه مقابلــه بــا متولیــان ان بپــردازد؛ زیــرا بــر روالــی به ظاهــر قانونــی طــی مســیر‬ ‫می کنــد‪ .‬درکنــاران‪ ،‬بایــد توجــه داشــت کــه قاچــاق انســان‪ ،‬مســئله ای دورازذهــن و تصــور نیســت و از تمــام این افــراد به اشــکال مختلــف‬ ‫سوءاســتفاده می شــود‪ .‬انــواع بهره کشـی های جنســی و جســمی را تجربــه می کننــد و مگــر‪ ،‬برده بــودن چیــزی جــز ایــن اســت؟» او تنهــا‬ ‫در یــک مثــال ســاده از تحقیــق انجام گرفتــه ازســوی دیه گــو راســل و جــودو الرســن در بنــگالدش نــام می بــرد کــه نشــان دهنده وجــود‬ ‫‪١.٥‬میلیون نفــر از جمعیــت ‪١٦٠‬میلیون نفــری ایــن کشــور (در زمــان تحقیــق) در قالــب برده هــای مــدرن و امروزی ســت! امری کــه البتــه‬ ‫بعدهــا توســط نهادهــای دولتــی ایــن کشــور رد شــد‪ .‬وجــوه ســیاه دیگــری از ایــن عبــارت را می تــوان در گــزارش به روزشــده ســازمان‬ ‫بین المللــی ‪ Anti-Slavery‬مشــاهده کــرد کــه مدعی ســت‪ ،‬بــرده داری در قــرن ‪ ١٩‬پایــان نپذیرفتــه و تابه امــروز ادامــه یافتــه؛ زنانی کــه‬ ‫به ناچــار بــا مــردان بســیار مسـن تر از خــود ازدواج می کننــد یــا ســر از خانه هــای فحشــا درمی اورنــد‪ ،‬مردانی کــه در سیســتم ســرمایه داری‬ ‫مجبــور بــه کار بــا اندک حقــوق ممکــن می شــوند‪ ،‬کودکانی کــه به شــکل کودک ســرباز و ناخواســته در جنگ هــا حضــور دارنــد و ‪ ...‬ایــا‬ ‫وقتــی گفتــه می شــود کــه ‪٤.٨‬میلیون نفــر در جهــان‪ ،‬تحــت اســتثمار جنســی قــرار دارنــد‪ ،‬بایــد بــاور کنیــم کــه بــرده داری ریشـه کن شــده‬ ‫اســت؟ درهمین منبــع دربــاره انــواع بــرده داری امــده اســت‪« :‬نیــروی کار ارزان‪ ،‬کار در ازای بدهــی‪ ،‬قاچــاق انســان‪ ،‬بــرده داری نــژادی‪ ،‬کودکان‬ ‫کار‪ ،‬ازدواج اجبــاری و زودهنــگام‪ ،‬ازجملــه مصادیــق کلــی بــرده داری مــدرن به شــمار می رونــد»‪ .‬ســایت مجموعــه حقــوق بشــر موســوم بــه‬ ‫‪ HRF‬نوشــته اســت‪« :‬از ‪٤٠.٣‬میلیــو ن بــرده مــدرن جهــان امــروز‪٣٠.٤ ،‬میلیون نفــر در محــدوده اســیا و اقیانوســیه و عمدتـاً به عنــوان نیــروی‬ ‫کار ارزان قیمــت فعالیــت می کننــد‪٩.١ .‬میلیون نفــر ســاکن افریقــا هســتند‪٢.١ ،‬میلیون نفــر امریکایــی هســتند و ‪١.٥‬میلیون نفرشــان در‬ ‫کشــورهای توســعه یافته مــورد بهره بــرداری قــرار گرفته انــد»‪ .‬ایــن گــزارش بــه این موضــوع نیــز اشــاره دارد کــه به طور میانگیــن‪١٦ ،‬درصــد‬ ‫از برده هــای مــدرن در بخش هــای اقتصــادی بــه کار گماشــته شــده اند و ‪٤.٨‬میلیون نفرشــان درمعــرض سوءاســتفاده جنســی قــرار دارنــد؛‬ ‫ان هـ م درحالی کــه ‪٩٩‬درصــد زنــان و دختــران قاچاق شــده در جهــان به همین منظــور ربــوده و دادوســتد می شــوند‪ .‬ان هــا درحالــی هیــچ‬ ‫منفعــت مالــی از فعالیت هــای اجبــاری خــود نمی برنــد و بــا حداقــل شــرایط زیســتی روزگار می گذراننــد کــه ســاالنه ‪١٥٠‬میلیــارددالر روانــه‬ ‫جیــب ســودجویان و دالالن جهانــی می کننــد! «روز جهانــی لغــو بــرده داری» اولین بــار در ســال ‪ ١٩٨٦‬میــادی ازســوی ســازمان ملــل‬ ‫معرفــی شــد‪ .‬همین ســازمان در گــزارش ســاالنه خــود اورده اســت کــه از هــر چهــار بــرده در جهــان امــروز‪ ،‬یک نفرشــان کــودک اســت!‬ ‫گــزارش ســازمان غیرانتفاعــی ‪ ،TheClever‬فهرســتی از کشــورهایی کــه بیشــترین برده هــای مــدرن جهــان اکنــون را به خدمــت گرفته انــد‪،‬‬ ‫منتشــر کــرده اســت کــه در صــدر ان هــا‪ ،‬هنــد بــا ‪١٨‬میلیــون و ‪٣٥٤‬هــزار و ‪٧٠٠‬نفــر قــرار دارد؛ بعــدازان‪ ،‬به ترتیــب‪ ،‬چیــن بــا سـه میلیون‬ ‫ و ‪٣٨٨‬هــزار و ‪٤٠٠‬نفــر‪ ،‬پاکســتان بــا دومیلیــون و ‪١٣٤‬هــزار و ‪٩٠٠‬نفــر‪ ،‬ازبکســتان بــا یک میلیــون و ‪٢٣٦‬هــزار و ‪ ٦٠٠‬نفــر‪ ،‬کــره شــمالی بــا‬ ‫یک میلیــون و ‪١٠٠‬هزارنفــر‪ ،‬روســیه بــا یک میلیــون و ‪٤٨‬هــزار و ‪٥٠٠‬نفــر‪ ،‬کنگــو بــا ‪٨٧٣‬هــزار و ‪١٠٠‬نفــر‪ ،‬ســودان بــا ‪٤٥٤‬هــزار و ‪٧٠٠‬نفــر‬ ‫و دومینیکــن بــا ‪١.٤‬هــزار و ‪ ٨٠٠‬نفــر قــرار دارنــد!‬ ‫ دو شنبه ‪9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫‪4‬‬ ‫پرونده‬ ‫برده داری مدرن؛ لکه ننگی ابدی بر چهره انسان خردمند‬ ‫شــاید بــا دیــدن عنــوان ایــن مطلــب بــه این مســئله فکــر کنیــد کــه بــرده داری دیگــر تمــام شــده اســت‪ .‬الاقــل پــس از تصویــب قانــون لغــو بــرده داری در امریــکا کــه اخریــن دوران بــرده داری در جهــان بــود و‬ ‫برپا شــدن جنــگ داخلــی به خاطــر ان‪ ،‬دیگــر هیــچ بــرده ای در جهــان نداریــم؛ ولــی بایــد بگوییــم کــه متاســفانه هنــوز بــرده داری در جهــان وجــود دارد‪ .‬بــرده داری هی ـچ گاه از بیــن نرفتــه؛ بلکــه طــی این ســال ها‬ ‫شــکل خــود را تغییــر داده و به صــورت بــرده داری مــدرن ظهــور یافتــه اســت‪.‬‬ ‫برده داری؛ از گذشته تا همیشه‬ ‫بــرده داری‪ ،‬از ان ننگ هــای تاریــخ بشری ســت کــه هیچ وقــت لکــه ان از‬ ‫چهــره انســان خردمنــد پــاک نمی شــود‪ .‬بعیــد می دانــم بتوانیــد برهــه ای از‬ ‫تاریــخ بشــر را پیــدا کنیــد کــه در ان زمانــی بــرده داری وجــود نداشــته اســت‪.‬‬ ‫ننــگ بــرده داری هــم فقــط مربــوط بــه حافظــه تاریخــی و ثبت شــدن در‬ ‫کتاب هــا نیســت کــه دوام ان بــر جبیــن بشــریت را مانــدگار می کنــد؛ بلکــه‬ ‫قضیــه اقتصادی ســت؛ مثال هــای ان فراوان انــد‪ .‬نمی خواهــم ســراغ دوران‬ ‫باســتان و زمــان فرعــون و پادشــاهی ایــران و احیان ـاً پادشــاهان قدیــم چیــن‬ ‫بــروم‪ .‬همیــن ‪200‬ســال اخیر را می گویــم‪ .‬پیش از انکــه کشــورهای اروپایــی‬ ‫تصمیــم بگیرنــد بــا یکدیگــر نجنگنــد و از به راه انداختــن جنــگ در افریقــا و‬ ‫اســیا و خاورمیانــه ســود کننــد‪ ،‬زمانی کــه هــر امپراتــوری در اروپــا بــرای خــود‬ ‫مســتعمره ای در جهــان داشــت‪ .‬طبــق تخمین هــا درمجمــوع ‪ 40.3‬میلیــون‬ ‫انســان در دنیــا بــرده انســان های خردمنــد هســتند‪ .‬بریتانیــا کــه ایــران و هنــد و‬ ‫بســیاری از کشــورهای افریقایــی را مســتعمره کــرده بــود یــا عمیقـاً تحت نفــوذ‬ ‫و کنتــرل خــود داشــت؛ کشــوری مثــل بلژیــک هــم کــه امروزیــان ان را کشــوری‬ ‫ارام می داننــد؛ فرانســه؛ پادشــاهی پــروس و احتمــاالً تزارهــای روســی؛ همــه‬ ‫مســتعمره و برده هایــی بــرای خــود داشــته اند؛ امــا مشــهورترین مثــال احتمــاالً‬ ‫بــرده داری در ایــاالت متحــده اســت‪ .‬تجــار اروپایــی و امریکایــی بــه افریقــا‬ ‫لو زنجیــر می کردنــد و در امریــکا‬ ‫می امدنــد‪ ،‬سیاه پوســتان افریقایــی را در غ ‬ ‫بــه زمیــن داران و اربابــان عمومــاً زشــت طینت امریکایــی می فروختنــد‪.‬‬ ‫مرگ در بردگی یا مرگ در فرار‬ ‫ایــن سیاه پوســتان نگون بخــت در ان شــرایط می ماندنــد و بــرای اربــاب‬ ‫خــود بیــگاری می کردنــد‪ .‬ان هــا نــه راه پــس داشــتند و نــه راه پیــش‪ .‬نــه‬ ‫پولــی داشــتند کــه از امریــکا فــرار کننــد و نــه می توانســتند‪ .‬اگــر فــرار‬ ‫می کردنــد‪ ،‬کســی ان هــا را نمی شــناخت‪ .‬درواقــع‪ ،‬ان هــا بــا نــام اربابشــان‬ ‫دارایــی اربــاب به حســاب می امدنــد‪ .‬جانشــان ارزشــی‬ ‫شــناخته می شــدند‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫چ سفیدپوســتی کشــتن ان هــا‬ ‫نداشــت‪ .‬حتــی اگــر فــرار هــم می کردنــد‪ ،‬هی ـ ‬ ‫را غیراخالقــی و زشــت نمی دانســت‪ .‬اگــر دیگــران می توانســتند او را بگیرنــد‪،‬‬ ‫وی را بــرده خــود می کردنــد و بــه خیــل برده هــای دیگــری کــه داشــتند‪،‬‬ ‫می افزودنــد‪ .‬اگــر هــم نمی توانســتند بگیرنــد‪ ،‬امریکایی هــای عاشــق گلولــه‬ ‫و تفنــگ‪ ،‬عــاری بــر خــود نمی دیدنــد کــه بــه یــک هــدف زنــده شــلیک‬ ‫کننــد‪ .‬در ان زمــان ثــروت ارباب هــای بســیاری از برده هــا به دســت امــد‪ .‬از‬ ‫بیگاری کشــیدن و کشــیدن شــیره جــان ایــن برده هــای نگون بخــت تولیــد‬ ‫شــد‪ .‬مزرعه هــای بی انتهــای پنبــه در امریــکا همــه بــا دســتان و بــدن برده هــا‬ ‫کاشــت‪ ،‬داشــت و برداشــت می شــد؛ پنب ـه ای کــه دران روزهــا بخــش بزرگــی‬ ‫از اقتصــاد امریــکا بــود‪.‬‬ ‫برده دار پیر‪ ،‬برده دار جوان‬ ‫حکایــت اســتعمار انگلیــس را هــم کــه بســیار می دانیــم؛ یعنــی راســتش‬ ‫ان قــدر تعــداد مســتعمره ها و افــراد تحت ظلــم «بریتانیــای کبیــر» زیــاد‬ ‫بــود کــه نمی دانــم از کــدام بگویــم‪ .‬داســتان ایــران و هنــد را همــه شــنیده ام‪.‬‬ ‫مــزارع بــزرگ چــای کــه در کنیــا وجــود داشــتند و به دســت اربابــان بلژیکــی‬ ‫و انگلیســی کنتــرل می شــدند‪ ،‬فقــط یکی شــان بــود‪ .‬ثروتــی کــه از صــادرات‬ ‫چــای تولیدشــده در مــزارع کنیــا به دســت سیاه پوســتان نگون بخــت کنیایــی‬ ‫به دســت می امــد‪ ،‬همــه بــه جیــب گشــاد بلژیــک و انگلیــس ســرازیر می شــد‪.‬‬ ‫از ایــن حکایت هــا بســیار اســت‪ .‬راســتش به جرئــت می توانیــم بگوییــم رفــاه‬ ‫امــروز در اروپــا و امریــکا حاصــل گوشــت و خــون برده هــای سیاه پوســت و‬ ‫دزدیــدن منابــع از اســیا‪ ،‬خاورمیانــه و افریقا ســت‪ .‬اولیــن جنــگ نفتــی تاریــخ‬ ‫را هــم کــه بــر ســر چاه هــای نفــت باکــو توســط انگلیــس بـه راه افتــاد‪ ،‬یادتــان‬ ‫نرفتــه اســت؟ شــاید روزی جهــان و الاقــل کشــورهای توســعه یافته فرامــوش‬ ‫کننــد کــه چــه بــر ســر سیاه پوســتان افریقایــی و منابــع دیگــر کشــورها‬ ‫اورده انــد؛ امــا ان هــا به هیچ وجــه نمی تواننــد نانــی را کــه امــروز از همیــن‬ ‫ظلم هــا می خورنــد‪ ،‬انــکار کننــد؛ چــه نســل امــروز و چــه نســل های اینــده‪.‬‬ ‫پایان برده داری با مرگ برده ها‬ ‫بااین همــه مرارتــی کــه برده هــای نگون بخــت متحمــل می شــدند‪ ،‬درنهایــت‬ ‫خشمشــان طغیــان می کــرد و علیــه اربابــان زشــت طینت خــود شــورش‬ ‫می کردنــد‪ .‬وقتــی برده هــا در افریقــا شــورش کردنــد تــا یــوغ بردگــی را پــاره‬ ‫کننــد‪ ،‬اربابــان بریتانیایــی و بلژیکــی‪ ،‬ان هــا را تروریســت خطــاب کردنــد و بــرای‬ ‫خاموش کردنشــان پیاده نظــام از اروپــا اوردنــد تــا ان هــا را «بهتــر» بــه گلولــه‬ ‫ببندنــد‪ .‬در امریــکا هــم اربابــان جنوبــی بــر ســر حفــظ چرخــه ظلــم خــود بــر‬ ‫برده هــای نگون بخــت‪ ،‬جنــگ داخلــی راه انداختنــد و چــه خون هــای ســرخ‪،‬‬ ‫ســیاه و ســفیدی کــه ریختــه نشــد‪ .‬بعد از ان هــم تــا ســال ها سیاه پوســتان در‬ ‫امریــکا‪ ،‬بــد شــناخته می شــدند و برایشــان صندلی هــای جــدا و ابخــوری جــدا‬ ‫و دستشــویی جــدا درســت می کردنــد؛ حتــی در ناســا‪ .‬تــازه همیــن امــروز هــم‬ ‫ایــن تبعیض هــا وجــود دارد‪ .‬کســانی که اجدادشــان روزی به اجبــار به عنــوان‬ ‫بــرده در امریــکا فروخته شــده اند‪ ،‬یک قرن بعــد به خاطــر همین کــه پدرشــان‬ ‫به اجبــار بــه امریــکا اورده شــده بــود‪ ،‬از فرزنــدان کســانی که بــا حاصــل شــیره‬ ‫جــا ن همیــن جــد و ابــای ان فــرد سیاه پوســت بــه نــان نوایــی رســیده بــود‪،‬‬ ‫ظلــم می بیننــد‪.‬‬ ‫برده داری مدرن چست؟‬ ‫بــرده داری کــه اخریــن ان هــا در همیــن امریــکا بــود‪ ،‬دیگــر وجــود نــدارد‪ .‬قوانین‬ ‫سفت وســختی در دنیــا وجــود دارنــد کــه بــرده داری را جــرم می داننــد؛ امــا جــرم‬ ‫تازمانی کــه کشــف نشــود‪ ،‬ادامــه می یابــد‪ .‬به همین دلیــل هنــوز بــرده داری‬ ‫وجــود دارد؛ امــا مثــل قدیــم همــه ایــن برده داری هــا بــا زور بــازو و شــاق اتفــاق‬ ‫نمی افتنــد؛ بلکــه ابزارهــای پیچیده تــری وجــود دارنــد‪ .‬همــه بــردگان هــم بــرای‬ ‫کار کــردن به بردگــی گرفتــه نمی شــوند؛ بلکــه اشــکا ل جدیدتــری از بــرده داری‬ ‫مخصــوص عصــر پیشــرفته انســان ها خردمنــد ســاخته شــده اســت‪ .‬شــکل های‬ ‫جدیدتــری کــه بــرده داری مــدرن نــام دارنــد‪ .‬بــرده داری مــدرن بــه حالتــی گفتــه‬ ‫می شــود کــه در ان فــردی مجبــور اســت بـه ازای درامــد بســیار پائیــن یــا حتــی‬ ‫ دو شنبه ‪9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫پرونده‬ ‫رایــگان و احتمــاالً در شــرایط بســیار بــد‪ ،‬کارهایــی را درراســتای منافــع فــرد یــا‬ ‫افــراد دیگــری انجــام دهــد و راه فــراری هــم بــرای گریــز از ایــن شــرایط نداشــته‬ ‫باشــد‪ .‬فرقــی نمی کنــد کــه زنــی مجبــور بــه تن فروشــی باشــد یــا مــردی‬ ‫مجبــور باشــد در یــک کارگاه ساخت وســاز یــا کشــاورزی به اجبــار کار کنــد و‬ ‫نتوانــد هــم از انجــا فــرار کنــد؛ این هــا همــه برده هــای مدرنــی هســتند کــه گیــر‬ ‫افتاده انــد‪ .‬لزومـاً هــم ایــن گیر افتــادن حاصــل خطــای خــود ان هــا نیســت؛ بلکــه‬ ‫معمــوالً حاصــل شــرایط اجتماعــی‪ ،‬اقتصــادی و فقــدان امــوزش اســت‪ .‬فقــر و‬ ‫گیر کــردن در تلــه فقــر‪ ،‬خــود می توانــد بــه افتــادن فــرد در دام بــرده داری مــدرن‬ ‫منجــر شــود؛ زیــرا شــرایط بــد‪ ،‬خــود بــه شــرایط بــد دیگــری ختــم می شــود‬ ‫و در این میــان بــرده داری مــدرن چــاه عمیق تری ســت کــه پــس از چالــه تلــه‬ ‫فقــر وجــود دارد‪ .‬بــرده داری مــدرن امــا در کــودکان بدتــر اســت‪ .‬کودکانــی کــه‬ ‫مجبــور می شــوند در بیگارخانه هــا (‪ )Sweatshop‬کار کننــد یــا دختربچه هایــی‬ ‫کــه بــدون هیــچ اراده ای بــه ازدواج یــک مــرد بزرگ تــر درمی اینــد‪ ،‬همــه بــرده‬ ‫می شــوند‪ .‬بــرده داری مــدرن دراین حالــت به این معناســت کــه زندگــی ان هــا‬ ‫توســط دیگــران کنتــرل می شــود‪ ،‬از ان هــا سوءاســتفاده می شــود‪ ،‬ازادی انتخــاب‬ ‫ندارنــد و مجبــور هســتند هر چــه بــه ان هــا گفتــه می شــود‪ ،‬انجــام دهنــد‪.‬‬ ‫بــرده داری مــدرن دیگــر مثــل زمــان گذشــته‪ ،‬مالکیــت ادم هــا نیســت (بااینکــه‬ ‫حتــی این نــوع از بــرده داری هنــوز وجــود دارد!)؛ بلکــه بیشــتر مــورد سوءاســتفاده‬ ‫واقع شــدن‪ ،‬تحت کنتــرل کامــل فــرد دیگــری بــودن و ناتوانــی ترک کــردن ان‬ ‫شــرایط اســت‪.‬‬ ‫دسته بندی برده داری مدرن‬ ‫گفتیــم بــرده داری مــدرن مثــل بــرده داری قدیــم‪ ،‬مالکیــت انســان ها نیســت‪.‬‬ ‫الاقــل به لحــاظ قانونــی و قــراردادی چنین چیــزی وجــود نــدارد؛ امــا در عــوض‪،‬‬ ‫قید هــای دیگــری وجــود دارنــد کــه فــردی را بــرده فــرد دیگــری می کننــد‪.‬‬ ‫می توانیــم انــواع بردگــی و بــرده داری مــدرن را این گونــه تعریــف کنیــم‪ :‬کســی‬ ‫کــه مجبــور اســت به دلیــل تهدیــد روانــی‪ ،‬فیزیکــی یــا هــر اجبــار دیگــری‪ ،‬بــرای‬ ‫دیگــری کار و نتوانــد ان کار را تــرک کنــد‪ .‬کس ـی که توســط یــک کارفرمــا یــا‬ ‫صاحــب کار در دام افتــاده و کنتــرل می شــود و مــورد سوءاســتفاده فیزیکــی و‬ ‫روانــی یــا تهدیــد بــه سوءاســتفاده قــرار می گیــرد‪ .‬کسـی که توســط افــراد دیگری‬ ‫انســان به حســاب نمی ایــد و به عنــوان «دارایــی» بیــن افــراد خریدوفــروش‬ ‫می شــود‪ .‬کس ـی که قیــود یــا محدودیت هــای فیزیکــی دارد و نمی توانــد ازادانــه‬ ‫محــل زندگــی خــود را تغییــر دهــد‪ .‬باتوجه بــه ایــن طبقه بندی هــا می توانیــم‬ ‫انــواع بــرده داری مــدرن را بدین شــکل بیــان کنیــم‪:‬‬ ‫کار اجبــاری‪ :‬هــر کار یــا خدمتــی کــه به واســطه افرادی کــه مجبــور هســتند و‬ ‫برخــاف میلشــان و به علــت تهدیــد بــه تنبیــه‪ ،‬بــه انجــام ان کار یــا خدمــت تــن‬ ‫می دهنــد‪ ،‬گفتــه می شــود‪.‬‬ ‫بــرده داری بــا بدهــی‪ :‬ایــن روش بــرده داری مــدرن‪ ،‬گســترده ترین روشی ســت‬ ‫کــه در ان‪ ،‬ادم هــای دنیــای امــروز بــرده فــرد دیگــری می شــوند‪ .‬این نــوع از‬ ‫بــرده داری مــدرن زمانــی رخ می دهــد کــه فــرد‪ ،‬پولــی از کســی قــرض می گیــرد‬ ‫کــه نمی توانــد پــس بدهــد و مجبــور اســت بــرای تســویه بدهــی اش‪ ،‬بــرای‬ ‫کس ـی که از او قــرض گرفتــه کار کنــد؛ امــا درادامــه فــرد کنتــرل شــرایط کاری‬ ‫و وضعیــت بدهــی اش را از دســت می دهــد و بــرای همیشــه در تلــه بردگــی‬ ‫گرفتــار می شــود‪.‬‬ ‫قاچــاق انســان‪ :‬شــامل انتقــال یــا اســتخدام بــا اجبــار‪ ،‬خشــونت و تهدیــد‬ ‫به منظــور سوءاســتفاده از ان هــا اســت‪.‬‬ ‫بردگــی اجــدادی‪ :‬بردگــی اجــدادی یــا بازتولیــد چرخــه بردگــی‪ ،‬بــه حالتــی‬ ‫می گوینــد کــه در ان یــک کــودک از پــدر و مــادری بــرده به دنیــا می ایــد و‬ ‫درنتیجــه‪ ،‬بــرده هــم باقــی می مانــد‪.‬‬ ‫بردگــی کــودکان‪ :‬بســیاری ازافراد بردگــی کــودکان را بــا کار کــودکان اشــتباه‬ ‫می گیرنــد؛ امــا بردگــی کــودکان بســیار بدتر از کار کــودکان اســت‪ .‬کار کــودکان‬ ‫بــرای رشــد و امــوزش ان هــا مضــر اســت؛ ولــی بردگــی کــودکان زمانــی رخ‬ ‫می دهــد کــه یــک کــودک بــرای ســود فــرد دیگــری مــورد سوءاســتفاده قــرار‬ ‫می گیــرد‪ .‬بردگــی کــودکان می توانــد شــامل قاچــاق کــودکان‪ ،‬کودک ســربازها‪،‬‬ ‫ازدواج کــودکان و به ره کشــی از کــودکان باشــد‪.‬‬ ‫ازدواج اجبــاری و زودهنــگام‪ :‬وقتــی کســی مجبــور اســت به رغــم میــل خــودش‬ ‫بــا کســی ازدواج کنــد و نتوانــد به دلیــل شــرایط اجتماعــی و قضایــی طــاق‬ ‫بگیــرد و ازدواج را تــرک کنــد‪ ،‬در یــک ازدواج اجبــاری گرفتــار شــده اســت‪ .‬نکتــه‬ ‫اینجاســت کــه بیشــتر کودکانــی کــه در ســنین پائیــن مجبــور می شــوند ازدواج‬ ‫کننــد هــم گرفتــار این نــوع بردگــی هســتند‪.‬‬ ‫امار برده داری مدرن‬ ‫تحقیقــات نشــان می دهــد عمــق بــرده داری مــدرن در دنیــای مــا‬ ‫بســیار زیاد اســت‪ .‬طبــق تخمین هــا؛ درمجمــوع ‪ 40.3‬میلیــون انســان در‬ ‫دنیــا بــرده انســان های خردمنــد هســتند‪ .‬ازاین تعــداد‪ 10 ،‬میلیــون کــودک‪،‬‬ ‫‪ 24.9‬میلیــون درگیــر کار اجبــاری‪ 15.4 ،‬میلیــون گیــر ازدواج اجبــاری و‬ ‫‪ 4.8‬میلیــون نیــز مــورد سوءاســتفاده جنســی دائمــی هســتند‪ .‬امــار را کــه‬ ‫دقیق تــر بررســی کنیــم‪ ،‬اطالعــات جالب تــری هــم می توانیــم به دســت‬ ‫اوریــم‪ .‬اطالعاتــی ازاین دســت‪:‬‬ ‫‪ 30.4‬میلیون نفر در اسیا و منطقه اقیانوسیه گرفتار کار اجباری هستند‪.‬‬ ‫در افریقا ‪ 9.1‬میلیون نفر در دام برده داری مدرن بسر می برند‪.‬‬ ‫در قاره امریکا ‪ 2.1‬میلیون نفر برده وجود دارد‪.‬‬ ‫در کشــورها و اقتصادهــای توســعه یافته ‪ 1.5‬میلیون نفــر در تلــه بــرده داری مــدرن‬ ‫گرفتار هســتند‪.‬‬ ‫‪ 16‬میلیون نفــر بــرده مــدرن در فعالیت هــای اقتصــادی مورداســتفاده‬ ‫قــرار می گیرنــد‪.‬‬ ‫‪ 4.8‬میلیون نفر مجبور هستند به سوءاستفاده جنسی تن بدهند‪.‬‬ ‫‪ 99‬درصــد کســانی که بــرای سوءاســتفاده جنســی قاچــاق می شــوند‪ ،‬زنــان و‬ ‫دختــران هســتند‪.‬‬ ‫‪ 4.1‬میلیون نفر گرفتار در بردگی‪ ،‬مورد سوءاستفاده دولت ها هستند‪.‬‬ ‫‪5‬‬ ‫در بخش هــای خصوصــی اقتصــاد ســاالنه ‪ 150‬میلیــارد دالر به واســطه برده هــای‬ ‫مدرنــی کــه گرفتــار کار اجبــاری هســتند‪ ،‬ســود تولیــد می شــود‪.‬‬ ‫چگونه برده داری مدرن ایجاد می شود؟‬ ‫ســوال دقیق تــر این اســت که چگونــه کســی در دام بــرده داری مــدرن گرفتــار‬ ‫می ایــد؟ بــرده داری مــدرن می توانــد بــر ســر هــر فــردی از هــر ســن و جنســیت‬ ‫و نــژادی اوار شــود؛ امــا بااین همــه بــرده داری مــدرن‪ ،‬بیشــتر مــردم و جوامعــی را‬ ‫تحت تاثیــر خــود قــرار می دهــد کــه اســیب پذیر هســتند و راحت تــر ممکــن‬ ‫اســت مــورد سوءاســتفاده و امتیازگیــری قــرار گیرنــد‪.‬‬ ‫‪ .1‬فقر‬ ‫بایــد گفــت بــرده داری مــدرن می توانــد بــرای کســی اتفــاق بیفتــد کــه در فقــر‬ ‫زندگــی می کنــد و هیــچ اینــده ای بــرای داشــتن یــک شــغل معقــول متصــور‬ ‫نیســت‪ .‬براین مبنــا؛ چنیــن فــردی پیشــنهادهای شــغلی خارج ازکشــور محــل‬ ‫زندگــی اش را کــه جــذاب به نظــر می اینــد‪ ،‬به راحتــی می پذیــرد و چــون‬ ‫احتمــاالً امــوزش خوبــی هــم نداشــته اســت‪ ،‬ان هــا را بــاور می کنــد؛ امــا درنهایت‬ ‫وقتــی وارد ان کار شــد‪ ،‬متوجــه می شــود کــه اوضــاع چیــز دیگری ســت و چــون‬ ‫پــول کافــی هــم نــدارد‪ ،‬نمی توانــد انجــا را تــرک کنــد‪ .‬مثــال چنیــن اتفاقــی در‬ ‫جــام جهانــی قطــر رخ داد؛ انجــا کــه کارفرماهــا کارگــران فقیــر را از کشــورهای‬ ‫گوناگــون می اوردنــد‪ ،‬پاسپورتشــان را می گرفتنــد‪ ،‬حقــوق چندانــی بــه ان هــا‬ ‫نمی دادنــد و ان هــا را در خوابگاه هــای غیرانســانی نگــه داری می کردنــد‪.‬‬ ‫‪ .2‬تبعیض‬ ‫کســانی که در یــک گــروه یــا قومــی کــه شــدیدا ً مــورد تبعیــض قــرار دارنــد نیــز‬ ‫می تواننــد در دام بــرده داری مــدرن گرفتــار اینــد‪ .‬ایــن افــراد به دلیــل همیــن‬ ‫تبعیض هــا ممکــن اســت نتواننــد کار معقــول و مثــ ً‬ ‫ا بیمــه درمانــی خوبــی‬ ‫داشــته باشــند و بــرای دریافــت خدمــات پزشــکی مجبــور باشــند از یــک کشــاورز‬ ‫ثروتمنــد پــول قــرض کننــد و ده ها ســال در دام یــک بدهــی بزرگــی گرفتــار‬ ‫شــوند و درنهایــت عم ـ ً‬ ‫ا بــرده ان فــرد شــوند‪ .‬وقتــی هــم فســاد حکومتــی یــا‬ ‫قضایــی در ان کشــور وجــود داشــته باشــد‪ ،‬عمــ ً‬ ‫ا دستشــان به جایــی بنــد‬ ‫نخواهــد بــود و نخواهنــد توانســت از بردگــی فــرار کننــد‪.‬‬ ‫‪ .3‬فرار‬ ‫دختربچــه جوانــی کــه در یــک جامعــه ســنتی و بســته بــزرگ شــده باشــد کــه‬ ‫در ان‪ ،‬ازدواج زودهنــگام ارزش به حســاب بیایــد‪ ،‬ممکــن اســت مجبــور شــود بــا‬ ‫فــردی بســیار بزرگ تــر از خــود ازدواج کنــد و تــا اخــر عمــر ان مــرد گرفتــار ان‬ ‫ازدواج ناخواســته شــود‪ .‬حتــی ایــن دختربچــه ممکــن اســت در اینــده مــادر هــم‬ ‫بشــود کــه فــرار از دام بردگــی مــدرن را برایــش ســخت تر هــم بکنــد‪.‬‬ ‫‪ .4‬فساد‬ ‫در جوامــع و کشــورهایی کــه قوانیــن ضعیــف وجــود دارنــد یــا مجریــان قانــون‬ ‫فاســد هســتند و فســاد هــم بــه چیــزی عــادی بــدل شــده اســت‪ ،‬بیشــتر احتمال‬ ‫دارد افــراد؛ خصوصـاً افــراد طبقــه فقیــر گرفتــار دام بردگــی مدرن شــوند‪ .‬کســانی‬ ‫هــم کــه به دالیلــی دیگــر تحــت حفاظــت قوانیــن نیســتند‪ ،‬راحت تــر ممکــن‬ ‫اســت در تلــه بــرده داری مــدرن گرفتار شــوند؛ مثـ ً‬ ‫ا کســانی که در جایــی پناهنده‬ ‫شــده اند یــا بدانجــا مهاجــرت کرده انــد‪ ،‬به دلیل اینکــه وضعیــت ویــزا و اقامــت‬ ‫ان هــا نامشــخص اســت و چــون از بازگردانده شــدن بــه کشــور خــود بیمنــاک‬ ‫هســتند‪ ،‬در برابــر تهدیدهــا اســیب پذیرتر هســتند و بیشــتر درمعــرض بــرده داری‬ ‫مــدرن قــرار می گیرنــد‪ .‬نکتــه بدتــر قضیــه اینجاســت کــه بــرده داری مــدرن‪،‬‬ ‫پدیــده ای مخصــوص کشــورهای درحال توســعه و کشــورهای فقیــر نیســت؛ بلکــه‬ ‫در کشــورهای توســعه یافته ای مثــل انگلســتان هــم همیــن امــروز ‪10‬هزارنفــر‬ ‫بــرده مــدرن وجــود دارد‪.‬‬ ‫چگونه با برده داری مدرن مقابله کنیم؟‬ ‫همان طورکــه در امارهــای بــاال هــم دیدیــد؛ ســود اقتصــادی حاصــل از‬ ‫کار اجبــاری افرادی کــه گرفتــار بردگــی هســتند‪ ،‬ســاالنه ‪ 150‬میلیــارد دالر‬ ‫اســت‪ .‬به همین دلیــل انگیزه هــای اقتصــادی فراوانــی بــرای ادامــه بــرده داری‬ ‫مــدرن وجــود دارد‪ .‬تــازه این هــا فقــط یکــی از اعــداد مشخص شــده اســت‪.‬‬ ‫معلــوم نیســت کــه اگــر کاوش هــای بیشــتری انجــام شــود‪ ،‬چــه داده هــای‬ ‫بدتــری به دســت می ایــد‪ .‬مــا به عنــوان افرادی کــه احتمــاالً قــدرت و‬ ‫تاثیرگــذاری زیــادی در جامعــه خــود و جامعــه جهانــی نداریــم‪ ،‬می توانیــم‬ ‫کارهایــی بــرای مقابلــه بــا بــرده داری مــدرن انجــام دهیــم‪ .‬وقتــی در بــازار‪،‬‬ ‫لبــاس ارزان باکیفیتــی دیدیــد‪ ،‬بــه ایــن فکــر کنیــد کــه احتمــاالً ایــن لبــاس‬ ‫به دســت کــودکان یــا کســانی که مجبــور هســتند در کارگاه هــای وحشــتناک‬ ‫کشــورهای اســیای شــرقی کار کننــد‪ ،‬تولیدشــده اســت؛ امــا کاش فقــط‬ ‫می شــد بــا این گونــه کارهــا تاثیــر زیــادی در کاهــش بــرده داری مــدرن‬ ‫داشــت‪ .‬نکتــه اینجاســت فلزاتــی مثــل نیــکل‪ ،‬کبالــت و حتــی لیتیومــی‬ ‫کــه در همیــن لپ تاپــی کــه دارم ایــن مقالــه را تایــپ می کنــم و همیــن‬ ‫گوشــی هوشــمندی کــه احتمــاالً شــما به دســت گرفته ایــد بــا ان ایــن‬ ‫مقالــه را می خوانیــد‪ ،‬اســتفاد ه شــده‪ ،‬احتمــاالً در کنگــو به دســت کــودکان‬ ‫از معــدن اســتخرا ج شــده؛ کودکانــی کــه گرفتــار نیروهــای مســلحی شــده اند‬ ‫کــه مجبــور هســتند برایشــان معــدن کاری کننــد‪ .‬الماس هــا و ســنگ های‬ ‫قیمتــی کــه در جواهرســازی یــا حتــی صنعــت بـه کار مـی رود هــم احتمــاالً در‬ ‫جایــی از افریقــا به دســت کــودکان یــا بزرگ ســاالن گرفتــار بــرده داری مــدرن‬ ‫استخراج شــده اند‪ .‬راســتش هرجایــی هــم نــگاه کنیــد‪ ،‬شــاید بتوانیــد اثــاری‬ ‫از بــرده داری مــدرن بیابیــد‪ .‬بــرده داری مــدرن درحال حاضــر بزرگ تریــن و‬ ‫شــرمناک ترین اتفــاق جــاری دنیــای مــدرن اســت‪ .‬لکــه ننگــی بــر جبیــن‬ ‫همــه مــا انســان های خردمنــد کــه خواســته یــا ناخواســته داریــم بــه ان دامــن‬ ‫می زنیــم‪ .‬راه حــل نهایــی بــرای رفــع بــرده داری مــدرن نیــز مثــل بســیاری‬ ‫چیزهــای دیگــر دنیــا‪ ،‬همــکاری دولت هــا و اتحــاد علیــه ان اســت و متاســفانه‬ ‫به دلیــل منافــع اقتصــادی فراوانــی کــه ازاین طریــق نصیــب بســیاری از مــردم‬ ‫دنیــا (الاقــل خریــداران گوش ـی های هوشــمند و لباس هــای ارزان) می شــود‪،‬‬ ‫ایجــاد ایــن همــکاری گســترده‪ ،‬کار سختی ســت‪.‬‬ ‫بهرام دولتی‪ /‬تجارت نیوز‬ ‫ دو شنبه ‪ 9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫رویداد‬ ‫‪6‬‬ ‫معاون اول رئیس جمهوری تاکید کرد؛‬ ‫توسعه صادرات غیرنفتی؛ مهم ترین موضوعِ اقتصاد کشور‬ ‫دکتـر اسـحاق جهانگیـری در نهمین جلسـه شـورای عالی توسـعه صـادرات غیرنفتـی باتاکیدبراینکه در سـال‬ ‫جـاری موضوعـی مهم تر از توسـعه صادرات غیرنفتی برای اقتصاد کشـور وجـود ندارد‪ ،‬گفت‪« :‬توسـعه صادرات‬ ‫غیرنفتـی امسـال بـرای کشـور‪ ،‬از هـر امـر دیگـری واجب تر اسـت و همه دسـتگاه های مرتبـط با امر صـادرات‬ ‫بایـد بـرای تحقق هدف گذاری ‪۴۱‬میلیارددالر صادرات غیرنفتی برای سـال ‪ ۹۹‬بسـیج شـوند»‪ .‬به گزارش پایگاه‬ ‫اطالع رسـانی دولـت؛ او افـزود‪« :‬اگر به دنبال جهش تولید‪ ،‬حفاظت از اشـتغال موجود و تامیـن ارز موردنیاز برای‬ ‫واردات مـواد اولیـه تولید هسـتیم‪ ،‬باید توسـعه صادرات غیرنفتـی را در اولویـت اول برنامه های خود قرار دهیم و دسـتگاه های اجرایی‬ ‫نیـز بایـد بداننـد که اصلی ترین و مهم ترین وظیفه ان ها امسـال این اسـت که موانع را از پیش روی توسـعه صادرات غیرنفتـی بردارند»‪.‬‬ ‫رئیس کل بانک مرکزی‪:‬‬ ‫نوسان های اخیر بازار ارز شوک های گذرا است‬ ‫رئیس کل بانک مرکزی نوسـان های اخیر بازار ارز را شـوک های گذرا و موقتی دانسـت و گفت‪« :‬اتفاقاتی در‬ ‫اواخـر سـال گذشـته و دو ماهه اول سـال به خاطر کرونا افتاد و ا ز نظر ارزشـی نیز برخـی از کاالهای صادراتی‬ ‫مـا ماننـد نفـت و پتروشـیمی دچار مشـکل شـده اند‪ ،‬همچنین بعـد از این که مرزها بـاز شـد و ورود کاال به‬ ‫کشـورهای طـرف تجـاری راه افتـاد‪ ،‬طبیعـی بود که ناتـرازی بین عرضـه و تقاضـای ارز در بازار وجـود امد‪.‬‬ ‫این شـوک ها گذرا سـت و علت ان این اسـت که قیمت ارز در سـامانه نیما مهم اسـت که تجارت کشـور در‬ ‫انجـا صـورت می گیـرد‪ ،‬میانگین قیمت ارز در سـامانه نیما زیر ‪ ۱۶‬هزار تومان اسـت و امـروز نزدیک ‪ ۱۲۰‬میلیون دالر تامیـن ارز در‬ ‫نیما صورت گرفته اسـت»‪.‬‬ ‫ماجرای استعفای ‪ ۳۲‬عضو «حزب اتحاد ملت» چیست؟‬ ‫شوک بزرگ اصالح طلبان‬ ‫ قدمی انتخابات ‪۱۴۰۰‬‬ ‫در یک‬ ‫ِ‬ ‫اخریــن جمعــه خردادمــاه بــود کــه انتشــار خبــری‪ ،‬حــزب‬ ‫اصالح طلــب «اتحــاد ملــت» را در شــوک بزرگــی فــرو بــرد؛‬ ‫‪۳۲‬نفــر از اعضــای «حــزب اتحــاد ملــت» اســتان همــدان در‬ ‫بیانی ـه ای اســتعفای خــود را از عضویــت در ایــن حــزب اعــام‬ ‫کردنــد‪ .‬در ایــن بیانیــه امــد‪« :‬حــزب اتحــاد ملــت ایــران‬ ‫به عنــوان یــک حــزب پیشــرو در جریــان اصالح طلبــی‪ ،‬اکنــون‬ ‫از فقــدان اســتراتژی دقیــق و روشــن بــرای تغییــر وضــع موجــود‬ ‫رنــج می بــرد و درارتباط بــا واحدهــای شهرســتانی و اســتانی‬ ‫خــود نیــز گرفتــار مناســبات قیم مابانــه اســت»‪ .‬به گــزارش‬ ‫باشــگاه خبرنــگاران جــوان؛ به نظــر ایــن ‪۳۲‬نفــر؛ حــزب اتحــاد در‬ ‫وهلــه نخســت بایــد بــه تشــریح و تدویــن الگــوی سیاسـت ورزی‬ ‫خــود بپــردازد تــا مــردم بداننــد کــه حــزب بــا چــه اصــول و‬ ‫اهدافــی سیاســت مــی ورزد‪ .‬اصالحــات مدنظــر حــزب تنهــا‬ ‫معطــوف بــه قــدرت و اصالحاتــی پارلمانتاریستی ســت یــا نــگاه‬ ‫به ســمت جامعــه درپــی تغییراتــی ســاختاری و جامعه محــور‬ ‫اســت؟ ان هــا همچنیــن در بیانیــه خــود اورده انــد کــه به بــاور‬ ‫مــا (امضاءکننــدگان بیانیــه)؛ حــزب نیازمنــد تدویــن اســتراتژی‬ ‫واضــح و شــفاف اســت تــا راه تحقــق ماموریــت اصلــی حــزب‬ ‫کــه کوشــش بــرای حرکــت در مســیر دموکراســی‪ ،‬حقــوق‬ ‫بشــر و توســعه همه جانبــه ایــران اســت‪ ،‬همــوار شــود‪ .‬اذر‬ ‫منصــوری؛ دبیــرکل «حــزب اتحــاد ملــت» دربــاره این اســتعفاء و‬ ‫اقدامــات ایــن حــزب بعــد از ایــن اتفــاق‪ ،‬گفــت‪« :‬ایــن اســتعفاها‬ ‫مباحــث داخلــی و تشــکیالتی بــوده و در مجموعــه تشــکیالت‬ ‫درحال پیگیری ســت‪ .‬گفت وگوهــا دراین زمینــه ادامــه دارد؛ امــا‬ ‫بایــد بــه این نکتــه هــم توجــه داشــت کــه قاعدتـاً هر اســتعفایی‬ ‫بایــد مســیر خــود را در مجموعــه ارکان حــزب و بخش هایــی‬ ‫کــه موظــف بــه رســیدگی بــه عضویــت و عدم عضویــت افــراد‬ ‫هســتند‪ ،‬طــی کنــد و مطرح شــدن ان به این شــکل در ســطح‬ ‫رســانه ها‪ ،‬قاعدتــاً در چهارچــوب اساســنامه و مراتبــی کــه در‬ ‫ان تعریف شــده‪ ،‬نیســت»‪ .‬او همچنیــن گفــت‪« :‬کســانی کــه‬ ‫اســتعفاء دادنــد‪ ،‬همــه دوســتان و همراهــان حــزب اتحــاد ملــت‬ ‫بــوده و هســتند‪ .‬گفت وگوهــا بــا ایــن دوســتان درجریــان اســت‬ ‫و ادامــه پیــدا خواهــد کــرد»‪ .‬حســین نورانی نــژاد؛ ســخنگوی‬ ‫«حــزب اتحــاد ملــت» هــم نســبت بــه ایــن اســتعفاء واکنــش‬ ‫نشــان داد و گفــت‪« :‬شــرایط ســختی به لحــاظ سیاســی حاکــم‬ ‫اســت؛ یعنــی نیروهایــی کــه به خصــوص در حــوزه اصالح طلبــی‬ ‫و تغییــر وضــع موجــود تــاش می کننــد‪ ،‬به میزانــی کــه‬ ‫تــاش می کننــد‪ ،‬دســتاورد ندارنــد‪ .‬ازایــن رو‪ ،‬ممکــن اســت‬ ‫دراین شــرایط هــم خســتگی بــر ان هــا غالــب شــود و هــم‬ ‫گالیه هایــی از همراهــان خــود پیــدا کننــد»‪ .‬او در بخــش‬ ‫دیگــری از صحبت هایــش گفــت‪« :‬بی شــک مســئله اصلــی‬ ‫ایــن ماجــرا‪ ،‬اختــاف مواضــع سیاســی نیســت‪ .‬به هرحــال‬ ‫بخشــی از اعضــای حــزب در شهرســتان ها گالیه هایــی دارنــد‪.‬‬ ‫ازیک ســو واقعیــت این اس ـت که نه تنهــا ســاختار حــزب اتحــاد‬ ‫ملــت؛ بلکــه ســاختار هیــچ حــزب دیگــری ان چنــان حرف ـه ای‬ ‫نیســت‪ .‬به هرحــال‪ ،‬دوســتان در شهرســتان ها انتظاراتــی دارنــد‬ ‫کــه ایــن انتظــارات به حــق اســت و نابجــا نیســت و بایــد بــرای‬ ‫تحقــق ان هــا تــاش بیشــتری کــرد‪ .‬ایــن دوســتان هــم شــرایط‬ ‫و تنگناهــای همراهــان خــود را بیشــتر لحــاظ کننــد؛ ازســویی‪،‬‬ ‫به نظــر می رســد یکســری ضعف هــا در مرکــز به اضافــه مشــکل‬ ‫حرفه ای نبــودن حــزب‪ ،‬کمبــود وقــت و امکانــات‪ ،‬تعــدد کارهــا و‬ ‫مســائل کــه نیروهــای حزبــی را به دنبــال خــودش می کشــاند‪،‬‬ ‫باعــث می شــود مشــکالتی رخ دهــد‪ .‬البتــه برخــی دوســتان‬ ‫دیگــر هــم هســتند کــه درک شــرایط و مــدارا و صبــوری‬ ‫بیشــتری را پیشــه کرده انــد‪ .‬به بیانــی‪ ،‬دیگــر اکثریــت دوســتان‬ ‫مشــکالت موجــود را درک می کننــد؛ امــا درعین حــال بــر‬ ‫همدلــی و احتــرام عمیقــی کــه در حــزب نســبت بــه همــه‬ ‫تالشــگران عرصــه اصالح طلبــی و دموکراســی خواهــی وجــود‬ ‫دارد؛ به خصــوص دوســتان هم حزبــی تاکیــد می کنــم»‪ .‬رویــا‬ ‫بلــوری؛ عضــو ســابق شــورای مرکــزی «حــزب اتحــاد ملــت» نیز‬ ‫به تازگــی و در کمتــر از یک مــاه از اســتعفای اعضــای ایــن حــزب‬ ‫در همــدان‪ ،‬در صفحــه توئیتــر خــود اســتعفای خــود را اعــام‬ ‫کــرده بــود‪ .‬ســیاوش حاتــم؛ از دیگر اعضــای شناخته شــده حزب‬ ‫اســت کــه به تازگــی اســتعفای خــود را علنــی کــرده اســت؛ او در‬ ‫قســمتی از متــن اســتعفای خــود علــت ایـن کار خــود را تضــاد‬ ‫نســبت بــه برخــی رویکردهــا‪ ،‬عرف هــا و فرهنگ ســازمانی‬ ‫حــزب اتحــاد بیــان کــرده بــود‪ .‬مهــدی محمودیــان نیــز دیگــر‬ ‫عضــو «حــزب اتحــاد ملــت» اســت کــه در ماه هــای اخیــر مســیر‬ ‫نگاهی اسیب شناسانه به بحران خودکشی کودکان‬ ‫جمله های ناتمام ‪...‬‬ ‫مهرداد ناظری‬ ‫‪ mehrdad_nazery@yahoo.com‬شـاید باورش سـخت باشـد؛ امـا کـودکان هم‬ ‫درمعـرض پدیـده خودکشـی قـرار دارنـد‪ .‬هرچنـد امارهـا نشـان می دهـد کـه تعداد‬ ‫کودکانـی کـه بـه ایـن عمـل اقـدام می کننـد‪ ،‬چنـدان زیـاد نیسـت؛ امـا درخصوص‬ ‫کـودکان تعـداد اندک ان نیز می تواند مسـئله مهـم اجتماعی باشـد‪ .‬در روزهای اخیر‪،‬‬ ‫خودکشـی «ارمین»؛ پسـر ‪۱۱‬سـاله ای در شهرسـتان کرمانشـاه‪ ،‬بار دیگر این موضوع‬ ‫را موردتوجـه رسـانه ها قـرار داده اسـت‪ .‬شـاید ایـن سـوال مطـرح شـود که کـودکان‬ ‫چـه تصـور و برداشـتی از خودکشـی دارنـد؟ یـک تحقیـق در امریـکا نشـان می دهد‬ ‫کـه تقریبـاً همـه کودکانـی کـه بـه دبسـتان می رونـد‪ ،‬درک و معنایـی از خودکشـی‬ ‫دارنـد‪ .‬در ایـن تحقیـق‪ ،‬دانش امـوزان کالس اول‪ ،‬اطالعـات محـدودی از معنـای‬ ‫ً‬ ‫کاملا بـا ایـن مفهوم‬ ‫کشـتن خـود داشـتند؛ امـا در کالس سـوم به جـز یکـی‪ ،‬بقیـه‬ ‫اشـنا بودنـد‪ .‬براین مبنـا؛ می تـوان گفـت کـه کـودکان نیـز به ماننـد بزرگ سـاالن‬ ‫درمعـرض این مسـئله قـرار داشـته و امـکان اینکـه چنیـن انتخابی را داشـته باشـند‪،‬‬ ‫وجـود دارد‪ .‬فقـر اقتصـادی خانـواده‪ ،‬اعتیاد والدین‪ ،‬خشـونت و پرخاشـگری گسـترده‬ ‫در جامعـه‪ ،‬کـودک ازاری و نبـود فرهنگ تسـاهل و تسـامح؛ از جمله عواملی سـت که‬ ‫خــود را از ایــن حــزب جــدا کــرده اســت‪ .‬محمــد نعیمی پــور؛‬ ‫از دیگــر نفراتــی بــود کــه در ســال ‪ ١٣٩٧‬در جریــان انتخــاب‬ ‫شــهردار تهــران و پــس از درگیری هایــی کــه بــا اعضــاء پیــدا‬ ‫کــرده بــود‪ ،‬کناره گیــری خــود از ایــن حــزب را اعــام کــرده‬ ‫بــود‪ .‬در حــوزه اســتانی هــم در ســال های اخیــر‪ ،‬اســتعفاهای‬ ‫زیــادی را در دفاتــر ایــن حــزب در شــهرها و اســتان های مختلــف‬ ‫شــاهد بودیــم؛ در خردادمــاه ‪ ۹۷‬بــود کــه اعضــای ایــن حــزب در‬ ‫شــهرهای «تالــش» و «رضوانشــهر» به علــت برخــی مشــکالت‬ ‫اســتعفاء داده بودنــد‪ .‬ســید ضیاءالدیــن رضــا توفیقــی؛ رئیــس‬ ‫دفتــر «حــزب اتحــاد ملــت» در کهگیلویــه و بویراحمــد‪ ،‬از‬ ‫دیگــر نفراتــی بــود کــه در اســفندماه ســال ‪ ۹۷‬از ســمت خــود‬ ‫کناره گیــری کــرده بــود‪ .‬شــنیده ها حاکی ازان اســت که برخــی‬ ‫دیگــر از اعضــای اصلــی ایــن حــزب هــم تصمیــم بــه اســتعفاء‬ ‫دارنــد کــه فع ـ ًا بــا پادرمیانــی اعضــای اصلــی‪ ،‬برخی ازان هــا را‬ ‫از اســتعفاء منصــرف کردنــد؛ امــا همچنــان برخــی دیگــر اصــرار‬ ‫بــر اســتعفاء یــا انشــعاب از ایــن حــزب دارنــد‪ .‬سیاســت های‬ ‫نادرســت‪ ،‬اتخــاذ تصمیمــات نابهنگام‪ ،‬نداشــتن اســتقالل نســبی‬ ‫و نیــز وجــود تبعیــض بیــن نیروهــای مرکــزی و اســتانی در‬ ‫ایــن حــزب‪ ،‬از مــوارد مــورد اختــاف در شــعب اســتانی بــود‬ ‫کــه باعــث اســتعفای اعضــای ان در شهرســتان ها و تهــران‬ ‫شــده اســت‪« .‬حــزب اتحــاد ملــت» یکــی از احــزاب تنــدروی‬ ‫اصالح طلــب اســت کــه در ســال های اخیــر‪ ،‬اختالفــات زیــادی‬ ‫بــا ســایر احــزاب اصالح طلــب داشــته و دارد؛ به همین خاطــر‬ ‫موردانتقــاد شــدید ایــن احــزاب قــرار گرفتــه اســت و به نظــر‬ ‫می رســد تصمیمــی بــرای تغییــر رویــه خــود در سبک وســیاق‬ ‫اصالح طلبــی نــدارد‪ .‬به نظــر می رســد بــا رویــه ای کــه اتحــاد‬ ‫ملتی هــا نســبت بــه ســایر اصالح طلبــان درپیش گرفته انــد‪،‬‬ ‫باعـث شـیوع این مسـئله در بیـن کـودکان می شـود‪ .‬به نظـر می رسـد کـه باتوجه بـه‬ ‫گسـترش رسـانه ها و شـبکه های اجتماعی‪ ،‬امـکان درک عارضه هایی که بزرگ سـاالن‬ ‫بـا ان هـا دسـت به گریبان اند‪ ،‬برای کـودکان نیز وجـود دارد‪ .‬اگر ازمنظر روانشناسـی به‬ ‫موضوع نگاه شـود‪ ،‬شـاید اختالالت افسـردگی و پائین بودن بهداشـت روانی در سـطح‬ ‫خانوار و سـایر موارد اسـترس زا‪ ،‬بخشـی از عواملی باشـند که این مسـئله را گسـترش‬ ‫فرهنگی خودکشـی می تواند عامل‬ ‫می دهنـد؛ امـا ازمنظر اجتماعی‪ ،‬گسـترش فضـای‬ ‫ِ‬ ‫بـروز و ظهـور و گسـترش ان باشـد‪ .‬تحقیقـات نشـان می دهـد کـه خودکشـی مثـل‬ ‫بسـیاری از جرائـم می توانـد حالت مسـری و تکثیرکننده داشـته باشـد‪ .‬در سـال های‬ ‫اخیـر در جهـان نمونه هایـی از خوشـه های انتحـاری از خودکشـی های دسـته جمعی‬ ‫در برخـی از کشـورها دیـده شـده اسـت کـه نشـان می دهـد هیجانـات و انگیزه هـای‬ ‫نابـارور و مدیریت نشـده می توانـد زمینـه بـروز و ظهـور و گسـترش ایـن پدیـده میان‬ ‫تعـداد زیـادی از افراد باشـد‪ .‬باید درنظر داشـت در کودکانی که زمینه هـا و تجربه های‬ ‫عصبانیـت و خشـونت ورزی وجـود دارد‪ ،‬احتمال بروز و ظهـور رفتارهای مخرب و اقدام‬ ‫علیـه خـود بیشـتر دیده می شـود‪ .‬یکـی از مشـکالتی کـه درک و دریافـت یک بعدی‬ ‫مدرنیتـه برای کشـورهای درحال توسـعه داشـته این اسـت که ان ها نتوانسـته اند مانند‬ ‫ نکـردن کـودکان و‬ ‫کشـورهای توسـعه یافته راه هـا و اسـتراتژی هایی بـرای تفکیک‬ ‫ِ‬ ‫نوجوانـان از جامعـه به وجـود اورند‪ .‬در این کشـورها انـزوای کـودکان‪ ،‬جدایی فکری و‬ ‫احساسـی ان ها از والدین و موردتوجه قرارنگرفتن‪ ،‬بخشـی از عواملی سـت که ان ها را‬ ‫بـه مرحلـه جدایی از جامعه و رهاشـدگی قـرار داده و راه را برای بـروز و ظهور کنش ها‬ ‫اینــده ای جــز انشــقاق درانتظــار اعضــای ایــن جنــاح سیاســی‬ ‫کشــور نخواهــد بــود و ایــن حــزب‪ ،‬اختالفــات اصالح طلبــان‬ ‫را وارد فــاز جدیــد و ان را بیش ازپیــش نمایانگــر کــرده اســت‪.‬‬ ‫ســعید حجاریــان؛ تئوریســین اصالح طلــب نیــز چندی پیــش‬ ‫دربــاره اختــاف اصالح طلبــان گفتــه بــود‪« :‬اصالح طلبــی و‬ ‫اصالح طلبــان دیگــر نمی تواننــد هم زمــان روی دو صندلــی‬ ‫بنشــینند و هــم ایــن باشــند و هــم ان؛ حــاال ممکــن اســت‬ ‫کســی اســم ایــن رویکــرد را تنــدروی بدانــد؛ خــب بدانــد!»‬ ‫عدم ارائــه لیســت ازســوی اصالح طلبــان در جریــان انتخابــات‬ ‫‪ ،١٣٩٨‬ســکوت جریــان اصالحــات درقبــال اتفاقــات بعــد از‬ ‫انتخابات‪ ،‬اســتعفای موســوی الری و ســایر حوادث ریزودرشــتی‬ ‫کــه دراین مــدت رخ داده‪ ،‬می توانــد نقطه عطفــی در اغــاز‬ ‫تحــوالت جدیــد در جنــاح اصالحــات باشــد‪ .‬بایــد گفــت کــه‬ ‫نکتــه مشــخص درمــورد اصالحــات این اسـت که اختالفــات در‬ ‫ایــن جریــان هــرروز وارد فــاز جدیــدی می شــود‪ .‬اختالفاتــی‬ ‫کــه بخشــی ازان بــه عملکــرد شــورای عالی سیاســت گذاری‬ ‫بازمی گــردد کــه در چندماه اخیــر گســترده تر هــم شــده‬ ‫اســت و برخــی اصالح طلبــان از ضــرورت بازســازی ایــن جریــان‬ ‫ازیک ســو و طراحــی ســازوکار راهبــری جدیــد در ایــن جریــان‬ ‫ســخن می گوینــد‪ .‬زنــگ هشــدار بــرای ایــن جریــان انجــا‬ ‫به صــدا درامــده اســت کــه براســاس تحلیل هــا و ادعاهــای‬ ‫تئوریســین ها و چهره هــای شــاخص ایــن جریــان‪ ،‬بدنــه رای‬ ‫جریــان اصالحــات نیــز بــا ریــزش قابل توجهــی روبـه رو شــده؛‬ ‫دقیقـاً مثــل همــان اتفاقاتــی کــه در جریــان اخریــن انتخابــات‬ ‫مجلــس افتــاد‪ .‬حــال ســوال اینجاســت کــه ایــا اصالح طلبــان‬ ‫بــا این وضعیــت و تکه پاره شــدن اردوگاهشــان‪ ،‬اساســاً‬ ‫انتخابــات ‪ ۱۴۰۰‬ریاســت جمهوری را می بیننــد؟‬ ‫و رفتارهـای ناسـالم پدیـد مـی اورد‪ .‬اگـر پیوسـتگی خانوادگی و صمیمیـت در معنای‬ ‫عمیـق ان وجـود داشـته باشـد‪ ،‬کمتـر امـکان بـروز و ظهـور تسـلی ِم فـرد بـه مرگ و‬ ‫اقدامـات انتحـاری پدید می ایـد‪ .‬درواقع‪ ،‬درونی سـازیِ هنجارهـای مهرورزانه می تواند‬ ‫راهـکاری در برابـر بروز و ظهور پرخاشـگری و اقدام به قتل باشـد؛ امـا وقتی که والدین‬ ‫تـوان مهـرورزی و ایجـاد پیوسـتار صمیمیـت را ندارند یـا به عبارتی‪ ،‬مدیریـت والدین‬ ‫در ایـن خانواده هـا ضعیـف اسـت‪ ،‬احتمـال اینکه کودکان بـه خودکشـی گرایش پیدا‬ ‫کنند‪ ،‬زیاد اسـت‪ .‬امارهای «سـازمان بهداشـت جهانی» بیانگر ان اسـت که به طورکلی‬ ‫میـان همـه اقشـار‪ ،‬نـرخ خودکشـی روبه افزایـش اسـت؛ به طوری کـه گفتـه می شـود‬ ‫در قـرن بیسـت ویکم اقـدام بـه خودکشـی ‪٢٠‬برابـر افزایـش یافتـه اسـت؛ بنابرایـن‪،‬‬ ‫ایـن نگرانـی هسـت کـه بـا گسـترش ایـن اسـیب‪ ،‬کـودکان نیز جزو کسـانی باشـند‬ ‫کـه به نوعـی خودکشـی را تجربـه می کننـد‪ .‬شـاید بتـوان مهم تریـن قربانیـان ایـن‬ ‫اتفـاق را «کـودکان کار» دانسـت کـه به دلیـل درحاشـیه بودن‪ ،‬دسترسی نداشـتن بـه‬ ‫منابـع اقتصـادی‪ ،‬فرصت هـای یادگیـری و امـوزش و بعضـاً دوربـودن یـا جداماندن از‬ ‫روانـی فـراوان‬ ‫والدیـن و قرارگرفتـن در باندهـای مافیایـی‪ ،‬دچـار اختلاالت درونـی و‬ ‫ِ‬ ‫می شـوند؛ به طوری کـه پیش بینی شـده درصـورت ناتوانـی ایجاد یک زندگی مناسـب‬ ‫و بهنجـار بـرای ایـن کـودکان‪ ،‬می تـوان انتظار داشـت کـه در اینـده ای نزدیـک‪ ،‬امار‬ ‫خودکشـی ان هـا گسـترش چشـمگیری را نشـان دهـد‪ .‬بااین حـال‪ ،‬خودکشـی صرفاً‬ ‫مربـوط بـه طبقـه فرودسـت جامعه نیسـت و طبقه فرادسـت نیـز به نوعـی و به دالیل‬ ‫دیگـر بـا این مسـئله مواجه انـد‪ .‬کـودکان در خواسـته ها و نیازهـای طبیعـی خـود بـه‬ ‫ دو شنبه ‪ 9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫رویداد‬ ‫‪111.9‬‬ ‫مردم کدام‬ ‫شهرها بیشترین‬ ‫کتاب را‬ ‫از کتابخانه ها‬ ‫به امانت‬ ‫می گیرند؟‬ ‫پــول‪ ،‬تنهــا یــک وســیله اســت کــه شــما‬ ‫را بــه هرجــا کــه بخواهیــد می رســاند؛‬ ‫امــا از شــما راننــده نمی ســازد!‬ ‫‪86.2‬‬ ‫‪56.3‬‬ ‫‪49.8‬‬ ‫این رند؛ نویسنده و فیلسوف‬ ‫قرار بر این بــود تــا در حمایــت از کســب وکارها‬ ‫مشــموالن وام هــای قرض الحســنه به مــدت‬ ‫ســه ماه از پرداخــت اقســاط وام هــای‬ ‫خــود معــاف باشــند و قســط ایــن ســه ماه‬ ‫بــه پایــان دوره بازپرداخــت موکــول شــود‪.‬‬ ‫برا ین اســاس؛ عبدالناصــر همتــی (رئیــس کل‬ ‫بانــک مرکــزی) در اواســط اســفندماه ســال‬ ‫قبــل اعــام کــرده بــود‪« :‬افرادی کــه وام‬ ‫قرض الحســنه دریافــت کرده انــد‪ ،‬در ماه هــای‬ ‫اســفند‪ ،‬فروردیــن و اردیبهشــت‪ ،‬از پرداخــت‬ ‫اقســاط معــاف و بانک هــای عامــل ملــزم بــه‬ ‫رعایــت این موضــوع هســتند و مطمئن باشــید‬ ‫کــه ان هــا از ایــن امــر تخطــی نخواهند کــرد»‪.‬‬ ‫به گــزارش باشــگاه خبرنــگاران جــوان؛ در ‪۲۱‬‬ ‫اســفندماه ‪ ۹۸‬بــود کــه بانــک مرکــزی طــی‬ ‫بخشــنامه ای اعــام کــرد‪« :‬اقســاط وام هــای‬ ‫قرض الحســنه تمــام اشــخاص بی قی دو شــرط‬ ‫به مــدت ســه ماه به تعویــق خواهــد افتــاد و‬ ‫بانک هــا موظــف بــه اجــرای ایــن بخشــنامه‬ ‫هســتند»‪ .‬بانــک مرکــزی اعــام کــرده بــود‪:‬‬ ‫«به اســتناد مــاده ‪ ۴‬دســتورالعمل حاضــر‬ ‫کــه اشــعار م ـی دارد امهــال مطالبــات ناشــی‬ ‫از اعطــای قرض الحســنه در چهارچــوب‬ ‫سیاســت های ابالغــی بانــک مرکــزی‬ ‫امکان پذیــر اســت‪ ،‬بــا نظر داشــت بــه‬ ‫شــرایط فعلــی شــبکه بانکــی و محدودیــت‬ ‫منابــع قرض الحســنه‪ ،‬امهــال مطالبــات‬ ‫ناشــی از اعطــای قرض الحســنه تــا اطــاع‬ ‫ثانــوی ممنــوع اســت»‪ .‬بــا گذشــت چند مــاه‬ ‫از ابالغیــه بانــک مرکــزی؛ اخبــا ِر مبنی بــر‬ ‫دور زدن قانــون توســط بانک هــای عامــل‬ ‫به گــوش می رســد‪ .‬یــک وام گیرنــده اعــام‬ ‫کــرد‪« :‬در اســفندماه اقســاط وام مــا به صــورت‬ ‫خــودکار از حســابمان کســر شــد و حتــی‬ ‫پیامکــی مبنی بــر برداشــت قســط هــم بــرای‬ ‫مــا ارســال نشــده بــود»‪ .‬یــک وام گیرنــده دیگر‬ ‫هــم در گفت وگــو بــا خبرگــزاری ضمــن انتقاد‬ ‫از عملکــرد بانک هــا و موسســات قرض الحســنه‬ ‫گفــت‪« :‬بانــک قســط هــر سـه ماه را از حســاب‬ ‫مــن برداشــت کــرده بــود و هیــچ ســامانه یــا‬ ‫شماره حســابی مبنی بــر لغــو برداشــت اقســاط‬ ‫بــرای مــن ارســال نشــده بــود و عمـ ًا راه برای‬ ‫شــکایت مــن از ایــن بانــک بســته بــود»‪ .‬یــک‬ ‫‪42.0‬‬ ‫‪30.0‬‬ ‫‪30.3‬‬ ‫‪30.2‬‬ ‫‪29.1‬‬ ‫‪28.3‬‬ ‫‪26.0‬‬ ‫‪25.8‬‬ ‫توکیو‬ ‫شانگهای‬ ‫نیویورک‬ ‫هنگ کنگ‬ ‫لس انجلس‬ ‫سنگاپور‬ ‫مسکو‬ ‫تورنتو‬ ‫ملبورن‬ ‫پاریس‬ ‫سئول‬ ‫لندن‬ ‫دور زدن قانون به ِ‬ ‫ سبک م‍وسسات قرض الحسنه‬ ‫ماجرای اقساط سه ماهه ای که یکجا کسر شدند!‬ ‫وام گیرنــده دیگــر نیــز بیــان کــرد‪« :‬اقســاط‬ ‫وام دومــاه اســفند و فروردیــن از حســاب مــن‬ ‫کســر شــد؛ امــا بعــد از اعتراضــم در خردادمــاه‬ ‫موسســه دیگــر اقــدام بــه برداشــت اقســاط‬ ‫نکــرد و مبالــغ قبلــی به حســاب مــن عــودت‬ ‫داده نشــد»‪ .‬بعــد از گفت وگــو بــا این اشــخاص‬ ‫و دریافــت پیامک هــای مردمــی‪ ،‬راهــی شــعب‬ ‫بانک هایــی شــدیم کــه مــردم تخلــف ان هــا‬ ‫را گــزارش داده بودنــد‪ .‬متصــدی یــک بانــک‬ ‫درپاســخ به اینکه چــرا اقســاط ایــن وام را‬ ‫در ایــن ســه ماه از حســاب مــا برداشــت‬ ‫کرده ایــد؟ گفــت‪« :‬درهرصــورت کــه بایــد‬ ‫ایــن ســه قســط را پرداخــت می کردیــد؛‬ ‫دیگــر فرقــی نمی کنــد کــه چــرا ایــن‬ ‫ســه ماه برداشــت شــده اســت یــا خیــر؟»‬ ‫جعفــر قــادری بااشــاره به تخطــی بانک هــا در‬ ‫تعویــق پرداخــت وام هــای قرض الحســنه بیــان‬ ‫کــرد‪« :‬بانــک مرکــزی بایــد بــر اجرایی شــدن‬ ‫ابالغیه هــای خــود توســط بانک هــای عامــل‬ ‫نظــارت بیشــتری داشــته باشــد تــا بدین گونــه‬ ‫زمینــه دلخــوری بــرای مــردم ایجــاد نشــود»‪.‬‬ ‫ایــن نماینــده مجلــس شــورای اســامی‬ ‫بابیان اینکــه بایــد در شــرایط کرونایــی مراعــات‬ ‫حــال مــردم را کــرد‪ ،‬گفــت‪« :‬طبیعی ســت‬ ‫در این ایــام کســب وکارها متضــرر شــده اند؛‬ ‫بنابرایــن‪ ،‬یــک کاســب چگونــه می توانــد‬ ‫عالوه بــر پوشــش هزینه هــای خــود‪ ،‬اقــدام‬ ‫بــه پرداخــت اقســاط کنــد؛ بنابرایــن‪ ،‬ازانجا که‬ ‫ایــن مبالــغ انــدک بوده انــد‪ ،‬انتظــار می رفــت‬ ‫بانک هــای عامــل مــردم را حمایــت می کردنــد‬ ‫تــا ایــن شــرایط را پشت ســر می گذاشــتند»‪.‬‬ ‫او تصریــح کــرد‪« :‬بانــک مرکــزی بایــد بــا‬ ‫خاطیــان برخــورد کنــد و از ابــزا ر نظارتــی‬ ‫خــود بهــره گیــرد‪ .‬همچنیــن می توانــد بــا‬ ‫ســازوکارهایی کــه دارد‪ ،‬تائیــد صالحیــت‬ ‫هیئت مدیــره بانک هــای عامــل را در اینــده‬ ‫تعییــن کنــد»‪ .‬او بابیان اینکــه سیســتم‪،‬‬ ‫وحــی منــزل نیســت‪ ،‬گفــت‪« :‬بهانــه بانک هــا‬ ‫دوست داشـتن و دوست داشته شـدن نیـاز دارنـد و درصورتی کـه‬ ‫عشـق را به ماننـد غـذا دریافـت نکننـد‪ ،‬ایـن امـکان وجـود دارد‬ ‫کـه دچـار نوعی نارضایتـی و ناامیدی نسـبت به محیـط زندگی‬ ‫خـود شـوند؛ پـس بایـد درنظر داشـت توجـه عمیـق عاطفی به‬ ‫کـودکان و همدلـی‪ ،‬بخشـی از عواملی سـت کـه می توانـد باعث‬ ‫مدیریـت ان هـا در فضـای نابـارور شـود‪ .‬بعضـاً هـم دیده شـده‬ ‫کـه کودکانـی دارای اختلاالت زمینـه ای بوده اند که الزم اسـت‬ ‫دراین زمینـه بـا مشـاور و روان پزشـک مذاکـره شـود‪« .‬مردیـس‬ ‫لیـزاردی» معتقد اسـت کـه اکثـر افرادی که اقدام به خودکشـی‬ ‫می کننـد‪ ،‬ذهـن بیمـاری دارند؛ امـا نمی تـوان الزامـاً این موضوع‬ ‫را بـه همـه بیمـاران روانـی تعمیـم داد‪ .‬اصـوالً این دسـته از‬ ‫افـراد درطـول بیمـاری خـود حتمـاً یک بار بـه خودکشـی اقدام‬ ‫می کننـد‪ .‬یکـی از موضوعاتـی کـه باعث می شـود افـراد بتوانند‬ ‫به زندگی مناسـب و بهنجار روی اورند‪ ،‬پذیرش این اصل اسـت‬ ‫کـه زندگـی پُر از سـختی و رنج اسـت و فرد باید بـا ان ها مواجه‬ ‫شـود؛ امـا وقتی کـه فـردی نمی توانـد شـرایط نامسـاعد را تغییر‬ ‫دهـد‪ ،‬ممکن اسـت اگاهانـه بخواهد که به زندگـی خویش پایان‬ ‫دهـد‪ .‬براین مبنـا؛ باید به کـودکان عالوه بر محبت کردن‪ ،‬شـرایط‬ ‫تـاب اوری در برابر مشـکالت را نیز امـوزش داد؛ درغیراین صورت‬ ‫مبنی بــر نقــص در سیســتم بــرای جلوگیــری‬ ‫از ارســال پیامــک کســر اقســاط‪ ،‬عــذر بدتــر‬ ‫از گنــاه بــوده و به هیچ وجــه قابل توجیــه‬ ‫نیســت و ایــن امــر بــا اراده مدیــران و کار‬ ‫مرکــز فنــاوری اطالعــات بانک هــا قابل اصــاح‬ ‫بــود؛ پــس انتظــار م ـی رود بانــک مرکــزی بــا‬ ‫ابزار هایــی نظیــر تذکــر بــا خاطیــان برخــورد‬ ‫کنــد»‪ .‬مهــدی اســماعیلی بابیان اینکــه‬ ‫بعــد از شــیوع بیمــاری کرونــا در ایــران‪،‬‬ ‫قشــر اســیب پذیر بیشــترین ضر رو زیــان را‬ ‫متحمــل شــدند‪ ،‬گفــت‪« :‬مراجعــات مردمــی‬ ‫چندهفتــه اخیــر‪ ،‬حاکــی از عمل نشــدن‬ ‫وعده هــای بانــک مرکــزی مبنی بــر امهــال‬ ‫ســه ماهه اقســاط وام هــای قرض الحســنه‬ ‫در برخــی از شــعب بــود»‪ .‬ایــن نماینــده‬ ‫مجلــس شــورای اســامی بااشــاره به ســرپیچی‬ ‫برخــی شــعب بانک هــا در تحقــق وعــده‬ ‫بانــک مرکــزی‪ ،‬ادامــه داد‪« :‬قرار بر این بــود‬ ‫تــا افرادی کــه وام قرض الحســنه دریافــت‬ ‫کردنــد‪ ،‬به مــدت س ـه ماه؛ یعنــی از اســفند ماه‬ ‫‪ ۹۸‬تــا اردیبهشــت ماه ‪ ۹۹‬یــا از فرودین مــاه‬ ‫تــا خرداد مــاه امســال‪ ،‬از پرداخــت اقســاط‬ ‫وام هــای خــود معــاف شــوند؛ امــا برخــی‬ ‫بانک هــا یــا هــرگاه اقســاط را کســر‬ ‫می کردنــد یــا در این مــاه قســط ســه ماه را از‬ ‫حســاب وام گیرنــدگان‪ ،‬برداشــت کرده انــد»‪ .‬او‬ ‫افــزود‪« :‬این موضوعــات برخــاف وعده هایــی‬ ‫بــود کــه مســئوالن در حمایــت از قشــر‬ ‫اســیب دیده داده بودنــد؛ پــس هرکــس قانــون‬ ‫را رعایــت نکنــد‪ ،‬مســتوجب این اس ـت که بــه‬ ‫تخلفاتــش رســیدگی شــود و بانــک مرکــزی‬ ‫موظــف اســت درصــورت مشــاهده هرگونــه‬ ‫تخلــف‪ ،‬بــا خاطیــان برخوردهــای الزم را انجام‬ ‫دهــد»‪ .‬محمدرضــا پورابراهیمــی دراین زمینــه‬ ‫بیــان کــرد‪« :‬براســاس مصوبــه بانــک مرکــزی؛‬ ‫بانک هــای عامــل موظــف بــه امهــال سـه ماهه‬ ‫اقســاط وام هــای قرض الحســنه بوده انــد؛ امــا‬ ‫برخــی از شــعب ان هــا از ایــن دســتورالعمل‬ ‫ســرپیچی کردنــد و برخی از ان هــا از ســامانه‬ ‫به عنــوان مشــکلی بــرای ســاماندهی ایــن‬ ‫اوضــاع یــاد کردنــد»‪ .‬ایــن نماینــده مجلــس‬ ‫بابیان اینکــه ســامانه ها بایــد به محــض‬ ‫ابــاغ مصوبه هــای بانــک مرکــزی اصــاح‬ ‫شــوند‪ ،‬گفــت‪« :‬عــذر نقــص در سیســتم‬ ‫بــرای ارســال پیامــک بــه وام گیرنــدگان‪،‬‬ ‫پذیرفتنــی نیســت‪ .‬شــرایط نبایــد این گونــه‬ ‫باشــد کــه مصوبــه ای بــا ارســال یــک‬ ‫پیامــک لغــو شــود و بانک هــا بایــد در حــوزه‬ ‫ســخت افزاری‪ ،‬ســامانه را اصــاح می کردنــد‬ ‫تــا پیامــک کســر اقســاط‪ ،‬بــه مشــموالن‬ ‫ارســال نمی شــد»‪ .‬او تصریــح کــرد‪« :‬بانــک‬ ‫مرکــزی موظــف اســت بــا ابزار هایــی نظیــر‬ ‫تذکــر بــا خاطیــان برخــورد کنــد؛ همچنیــن‬ ‫درصورتی کــه بانکــی بــه مصوبــه بانــک‬ ‫مرکــزی عمــل نکــرده باشــد‪ ،‬مجلــس در ‬ ‫حــوزه گزارشــی‪ ،‬درخصــوص ان اقــدام‬ ‫خواهیــم کــرد»‪ .‬ممانعــت بانک هــا در قبــول‬ ‫ایــن بخشــنامه ســبب شــد تــا چندروز پیــش‬ ‫حمیدرضــا غنی ابــادی؛ مدیــرکل مقــررات‪،‬‬ ‫مجوز هــای بانکــی و مبــارزه بــا پول شــویی‬ ‫بانــک مرکــزی اعــام کنــد‪« :‬شــکایات‬ ‫مردمــی زیــادی دراین خصــوص ثبــت شــده‬ ‫اســت کــه برخی از ان هــا نشــان از برداشــت‬ ‫یکجــای سه قســط در خردادمــاه بــوده اســت؛‬ ‫ازایـن رو مــا بــه خاطیــان تذکــر داده و اعــام‬ ‫کردیــم کــه مبالــغ برگردانــد و درصــورت‬ ‫تــداوم این گونــه تخلف هــا‪ ،‬برخــورد جــدی‬ ‫خواهیــم کــرد»‪ .‬وام گیرنــدگان می تواننــد‬ ‫درصــورت بــروز هرگونــه شــکایت وارد ســایت‬ ‫بانــک مرکــزی شــده و شــکایت خــود را یــا‬ ‫به ثبــت برســانند یــا ازطریــق تلفــن گویــای‬ ‫‪ ۲۹۹۵۱‬ایــن تخطــی را گــزارش دهنــد؛ امــا‬ ‫انچــه مهــم اســت‪ ،‬نبــود سیســتم یکپارچــه‬ ‫بانــک مرکــزی بــرای نظــارت بیشــتر بــر‬ ‫عملکــرد بانک هــای عامــل اســت کــه انتظــار‬ ‫مــی رود این مهــم بــه زودی رفــع شــود‪.‬‬ ‫ان هـا بـا اولیـن نگرانـی یا مشـکل‪ ،‬راهـی بـرای قربانی کردن خـود پیدا خواهنـد کرد‪ .‬نکتـه دیگر اینکـه بعضـاً در کودکانی‬ ‫کـه مـورد سوءاسـتفاده های جنسـی قرار می گیرنـد‪ ،‬اقدام به خودکشـی دیده می شـود‪ .‬این موضـوع به ویژه درمـورد دختران‬ ‫باتوجه بـه حساسـیت هایی کـه در خانواده وجود دارد‪ ،‬به چشـم می خورد‪ .‬اینجا باید درنظر داشـت که سـوءقصدهای جنسـی‬ ‫مثـل بسـیاری از مسـائلی کـه به شـکل یـک اسـیب بـرای افـراد پدیـد می اینـد‪ ،‬می توانـد مسـئله مهمـی باشـد کـه البته‬ ‫راه کارهایـی داشـته و قابل حـل اسـت؛ بنابرایـن‪ ،‬نبایـد ان را با رفتارهای پرفشـار به یک رفتار پرخاشـگرانه و تکانشـی و بعضاً‬ ‫اختالل گونـه در کـودکان تبدیـل کـرد‪ .‬عالوه بـر مـوارد ذکرشـده؛ باید توجـه کرد که تحقیـر نیز می توانـد از دالیـل اقدام به‬ ‫خودکشـی باشـد‪ .‬وقتـی فـردی مرتبـاً تحقیر می شـود‪ ،‬سـاختار روانـی او همه چیـز را در قالـب تهدید علیه خود به حسـاب‬ ‫مـی اورد و در اینجـا مثـل طنابی سـت کـه هرلحظه دراثر کشیده شـدن امکان پاره شـدن ان وجـود دارد‪ .‬اگـر کودکی فرصت‬ ‫بیـان احساسـات خـود را داشـته باشـد‪ ،‬کمتـر با مسـئله حقـارت مواجـه می شـود‪ .‬درعین حـال‪ ،‬بایـد درنظر داشـت گاهی‬ ‫خودکشـی جنبـه موروثـی نیز پیدا می کند‪ .‬تحقیقات نشـان می دهـد در خانواده هایی که یک بار اقدام به خودکشـی توسـط‬ ‫هریک از اعضاء وجود داشـته‪ ،‬امکان انتخاب سـایرین دراین زمینه بیشـتر اسـت‪ .‬به عبارتی‪ ،‬بعد از وقوع اولین خودکشـی در‬ ‫یـک خانـواده ممکن اسـت دومین‪ ،‬سـومین و ‪ ...‬خودکشـی نیز شـکل بگیـرد‪ .‬در اینجا الزم اسـت به این موضوع توجه شـود‬ ‫کـه مهم تریـن چیـزی کـه هر انسـانی بـرای زندگـی نیـاز دارد‪ ،‬فلسـفه و جهان بینی زیسـتن اسـت‪ .‬اگر فلسـفه جهان بینی‬ ‫مهـرورزی کودکان شـامل نوع دوسـتی‪ ،‬ایثـار‪ ،‬خود و زندگی را ارزشمنددانسـتن‪ ،‬همدلـی‪ ،‬همفکری‪ ،‬همـکاری‪ ،‬باهم بودن و‬ ‫‪ ...‬امـوزش داده شـود‪ ،‬می تـوان امیـدوار بـود کـه درطول زمـان کمتر کودک یا اساسـاً انسـانی خودکشـی را انتخـاب کند‪ .‬از‬ ‫درعین ازادی‪ ،‬بـه او امکانی‬ ‫یـاد نبریـم که براسـاس نظریه «ژان پل سـارتر»؛ انسـان موجودی انتخاب گر اسـت؛ پس بیاییـم‬ ‫ِ‬ ‫را بدهیـم کـه بهتریـن انتخاب هـا را بـرای یـک زندگی خالق داشـته باشـد‪ .‬کـودکان بـا رویاهای بـزرگ به دنیا می اینـد؛ اما‬ ‫تـراژدی‪ ،‬داستانی سـت کـه مـا بر فکر و اندیشـه ان هـا تحمیل می کنیم‪ .‬بیاییـد ان ها را به خود واقعی شـان بازگشـت دهیم؛‬ ‫خـودی کـه بی نظیـر و متفاوت اسـت‪.‬‬ ‫بی بی زهرا لعل موسوی‬ ‫‪lalmosavi@yahoo.com‬‬ ‫‪7‬‬ ‫بانک‬ ‫بازپرداخت تدریجی مبلغ‬ ‫مصرف شده اعتبار «اینده داران»‬ ‫بانک اینده‬ ‫بانـک اینده با هدف رفاه حال مشـتریان‪،‬‬ ‫امـکان بازپرداخـت اقسـاطی بدهـی‬ ‫«اینـده داران» را فراهـم سـاخت‪ .‬بنا بـر‬ ‫اعلام روابط عمومـی؛ به منظـور تسـهیل‬ ‫بازپرداخـت اعتبـار اختصاص داده شـده‬ ‫بـه مشـتریان بـرای خریـد اعتبـاری از فروشـگاه های ایران مـال‬ ‫درقالـب طـرح «اینـده داران»‪ ،‬عالوه بـر امـکان بازپرداخت یکجا‪،‬‬ ‫امـکان بازپرداخـت ماهیانـه مبلغ اعتبـار نیز درقالب پنج قسـط‬ ‫به صورت تسـهیالت فراهم شـده اسـت؛ پیش از سررسید اعتبار‪،‬‬ ‫ضمن ارسـال پیامکی از مشـتری درخواست می شود تا چگونگی‬ ‫بازپرداخـت اعتبار مصرف شـده از حسـاب خـود را بـا مراجعه به‬ ‫شـعبه تعییـن کنـد؛ درصـورت عدم مراجعه مشـتری به شـعبه‬ ‫یـا سـامانه های تعیین شـده‪ ،‬مبلـغ اعتبار از سـپرده پشـتوانه او‪،‬‬ ‫به صـورت یکجـا‪ ،‬تسـویه خواهـد شـد‪ .‬مشـتریان حقوقـی نیـز‬ ‫می تواننـد نسـبت بـه درخواسـت دریافـت یـا تقسـیط اعتبـار‬ ‫درقالـب طـرح «اینـده داران»‪ ،‬بـرای کارکنـان خود اقـدام کنند‪.‬‬ ‫تقدیر شهردار تهران‬ ‫از بیمارستان بانک ملی ایران‬ ‫پیـروز حناچـی شـهردار تهـران از‬ ‫بیمارسـتان بانک ملـی ایران بازدیـد و از‬ ‫تلاش کارکنـان ایـن بیمارسـتان تقدیر‬ ‫کـرد‪ .‬در ایـن بازدید که با حضور شـهردار‬ ‫تهـران و حسـینعلی سـخندان؛ مدیـر‬ ‫امـور بیمارسـتان و دانشـکده پرسـتاری بانک ملی ایـران‪ ،‬انجام‬ ‫شـد؛ پیـروز حناچـی از تالش هـای شـبانه روزی کادر درمانـی‬ ‫بیمارسـتان در ایـام بحـران کرونـا تقدیـر کـرد و اقدامـات ایـن‬ ‫بیمارسـتان را در راسـتای مبـارزه بـا شـیوع ایـن بیمـاری قابل‬ ‫تحسـین خواند‪.‬‬ ‫منابع سپرده ای بانک صادرات ایران‬ ‫بیش از ‪ ۲۵۶‬هزارمیلیاردتومان‬ ‫قائم مقـام مدیرعامـل بانـک صـادرات‬ ‫ایـران گفـت‪« :‬منابـع سـپرده ای بانـک‬ ‫صـادرات ایـران با همـت همه مدیـران و‬ ‫کارکنـان ایـن بانـک در پایـان سـه ماهه‬ ‫اول سـال ‪ ۹۹‬از ‪۲۵۶‬هزارمیلیاردتومـان‬ ‫فراتـر رفـت»‪ .‬به گـزارش روابط عمومـی بانـک صـادرات ایـران؛‬ ‫رضـا صدیـق اظهار کـرد‪« :‬منابع سـپرده ای این بانـک با تحقق‬ ‫بیـش از ‪ ۱۷۳‬درصـد اهـداف سـه ماهه اول سـال ‪ ،۹۹‬از هـدف‬ ‫مورد انتظـار‪ ،‬فراتر رفتـه که نتیجه همدلی و همـکاری کارکنان‬ ‫بانـک و درراسـتای اهـداف ابالغـی رقـم خـورده اسـت»‪.‬‬ ‫صدور مجوز انتشار دومین مرحله‬ ‫از اوراق رهنی بانک مسکن‬ ‫عضـو هیئت مدیـره بانـک مسـکن از‬ ‫امادگـی ایـن بانـک به منظـور انتشـار‬ ‫دومیـن مرحله از اوراق رهنی خبر داد‪.‬‬ ‫سید محسـن فاضلیان بااشـاره به اینکه‬ ‫بانـک مسـکن بـرای دومین بـار اقـدام‬ ‫بـه انتشـار اوراق رهنـی در بـازار سـرمایه می کنـد‪ ،‬اظهـار‬ ‫داشـت‪« :‬ایـن مهـم درراسـتای نام گـذاری سـال ‪ 99‬بـه‬ ‫نـام سـال «جهـش تولیـد» توسـط مقـام معظـم رهبـری و‬ ‫دسـتورات ایشـان و عمل گرایـی به منظـور تغییر محسـوس‬ ‫در زندگـی مردم و محورهـای هفت گانـه اولویت های وزارت‬ ‫راه و شهرسـازی صـورت گرفتـه اسـت»‪ .‬وی افـزود‪« :‬بانـک‬ ‫مسـکن به عنـوان بـازوی اجرایـی وزارت راه و شهرسـازی‬ ‫نقشـی بی بدیـل در تخصیـص بهینـه و به موقـع منابـع بـه‬ ‫بخش هـای کارامـد مسـکن دارد کـه از این مسـیر تحریک‬ ‫سـایر بخش هـای تولیـدی کشـور را بـه ارمغـان خواهـد‬ ‫اورد»‪ .‬سـید محسـن فاضلیـان افـزود‪« :‬ایـن مهـم دومیـن‬ ‫پیونـد بانک مسـکن و بازار سـرمایه اسـت‪ .‬به موجـب مجوز‬ ‫اخذشـده بانـک مسـکن اقـدام انتشـار ‪1000‬میلیاردتومـان‬ ‫اوراق رهنـی دوسـاله و بـا نرخ سـود اسـمی ‪ 16‬درصد کرده‬ ‫و ایـن مبلـغ را صـرف اعطای تسـهیالت فروش اقسـاطی به‬ ‫مشـتریان خـود می کنـد»‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫‪8‬‬ ‫چهره ها‬ ‫ُ‬ ‫طی کردن مسیر درست‬ ‫با کفش های اهنی‬ ‫گفت وگو با اراد اریا؛‬ ‫علیرضانیاکان‬ ‫نه ســاله بــودم کــه گلولــه تــوپ جنگــی را کــه خانــواده بــه مــن بخشــید‪ ،‬بــه ســازمان میــراث فرهنگــی‬ ‫اهــداء کــردم تــا در مــوزه قــرار بگیــرد امــا در این ســال ها کســی از میــراث فرهنگــی بــه مــن نگفــت کــه‬ ‫ســرانجام ان بــه کجــا رســید‪ .‬حتمـاً روزی بــه دیــدار رئیــس ســازمان میــراث فرهنگــی مـی روم و تنهــا‬ ‫ســوالم از او این اس ـت که تــوپ مــن کجاســت؟!‪ ...‬همیــن خاطــره باعــث شــد تــا اولیــن اشــنایی مــن‬ ‫بــا یــک هنرمنــد جــوان از چندســال پیش‪ ،‬بــه یــک اتفــاق خوشــایند ویــژه تبدیــل شــود؛ هنرمنــدی‬ ‫کــه جــدای از اثــار دوست داشــتنی و موفقــی کــه در این ســال ها ارائــه کــرده؛ بینشــی متفــاوت از‬ ‫جهانــی کــه خلــق می کنــد‪ ،‬دارد‪ .‬ایــن تفــاوت را جنــس ترانه هــای انتخاب ـی اش و نــوع منحصربه فــر ِد‬ ‫ســاخته هایش به خوبــی نشــان می دهــد‪« .‬اراد اریــا» حــاال ســال ها پــس از نه ســالگی اش ‪ ،‬تــوپ‬ ‫جنگــی دیگــری را بــه خاطراتــش پیونــد زده کــه ان را در زمیــن اهالــی موســیقی انداختــه؛ او دور از‬ ‫هیاهــوی رســانه ای‪ ،‬مدت هاســت تنهــا بــا اثــارش وارد کارزا ِر رقابــت در این عرصــه شــده و بی حاشــیه‬ ‫امــا مصمــم جلــو می ایــد‪« .‬اراد اریــا» ســال گذشــته‪ ،‬بــا ارائــه قطعــه ای مشــترک به همــرا ِه برنــده‬ ‫ـوان «بع ـ ِد‬ ‫مســابقات «یوروویــژن» ‪ ۲۰۰۹‬یعنــی الکســاندر ریبــاک؛ موزیســین اصالت ـاً نــروژی‪ ،‬تحتِ عنـ ِ ‬ ‫تــو»‪ ،‬توانســت مســیری تــازه از موفقیــت و شــهرت را تجربــه کنــد‪ .‬وی کــه موســیقی را بــا نوازندگــی‬ ‫ِ‬ ‫مختلــف اثــارش‪ ،‬از ایــن ســاز بهــره می بــرد؛ این روزهــا‬ ‫ویلــون اغــاز کــرده و همچنــان در اجراهــای‬ ‫ضمــن ســاخت قطعاتــی بــرای ســایر خواننــدگان؛ برنامه هــای ویــژه خــود را نیــز بــا وســواس دنبــال‬ ‫می کنــد و ب ـه زودی شــاهد اتفاقاتــی تــازه از او در دنیــای موســیقی خواهیــم بــود‪.‬‬ ‫این روزها چه کار می کنید؟‬ ‫بــا درود بــه مخاطبــان ایــن مصاحبــه؛ همچــون همیشــه مشــغول اهنگ ســازی و تنظیــم بــرای خــودم و‬ ‫ســایر هنرمنــدان دیگــر هســتم؛ قصــد دارم کــه موزیک ویدئویــی جدیــد هــم بســازم‪.‬‬ ‫وجود «اراد اریا» را برای موسیقی امروزمان ضروری می دانید؟‬ ‫فکــر می کنــم کــه من هــم جــای خالــی َســبکی پُر زحمــت از موســیقی را پُــر کــرده ام؛ بــرای مخاطبانـی ‬ ‫کــه معمــوالً مشکل پســندتر از ایــن هســتند کــه موســیقی پاپیــوالر این روزهــای ایــران را بشــنوند‪.‬‬ ‫ـی دیگــر‪ ،‬فقــط‬ ‫بســیاری از شــنوندگان مــن می گوینــد کــه به جــز مــن یــا مــن و یکــی‪،‬دو خواننــده ایرانـ ِ‬ ‫بــه موســیقی خارجــی گــوش می ســپارند‪ .‬پــس؛ بلــه‪ ،‬به نظــرم جــای مــن خالــی می بــود اگــر در ایــن‬ ‫‪٢٠‬ســال موســیقی جــا مـی زدم‪.‬‬ ‫یعنی فکر می کنید که هنوز به ورود صدای تازه به موسیقی‪ ،‬نیازی هست؟‬ ‫حتــی یــک رودخانــه هــم به نرمــی تغییــر مســیر می دهــد‪ .‬همیشــه بــه تازه هــا احتیــاج هســت امــا‬ ‫در این برهــه‪ ،‬مــا فقــط بــه «شــنونده» خــوب احتیــاج داریــم‪ .‬در مدرســه ها نقاشــی و خــط و انشــاء‬ ‫و ورزش را کــژ دار و مریــز اســتارت می زننــد امــا نبــود امــوزش موســیقی در ایــن ســاختار و عــدم‬ ‫جهت دهــی مناســب بــا اثــار فاخــر در رســانه های ایرانــی؛ چــه مجــاز‪ ،‬چــه دولتــی و چــه غیر مجــاز‪،‬‬ ‫باعــث افــت ســلیقه بخــش بزرگــی از مــردم مــا شــده‪ .‬موســیقی به اصطــاح کوچه بــازاری همیشــه‬ ‫اول کشــور تبدیــل شــده‪ .‬وقتــی محبوب تریــن برنامــه تلویزیونــی قطــع‬ ‫ـیقی ِ‬ ‫بــوده امــا اکنــون بــه موسـ ِ‬ ‫می شــود‪ ،‬چــه انتظاری ســت کــه تصمیمــات درســتی بــرای هنــر گرفتــه شــود؟!‬ ‫هــر موزیســین یــا خواننــده ای حتمـ ًا بایــد اتفاقــی را در موســیقی رقــم بزنــد تــا بگوییــم‬ ‫کــه کارش خــوب بــوده یــا وجــودش الزم اســت؟‬ ‫از نظـ ِر مــن‪ ،‬هرکــس بــه بهتر شــدن دنیــا کمــک کنــد‪ ،‬وجــودش الزم اســت؛ از اخریــن عصــر یخ بنــدان‬ ‫هزاران ســال گذشــته امــا مــا انســان ها هنــوز بایــد به هــم بچســبیم‪ .‬دنیــا بایــد رو بــه بهتر شــدن باشــد؛‬ ‫ـوان یــک انســان اســت‪ .‬ایــن وســط‪ ،‬ان خواننــده ای کــه کتاب نخواندنــش را در‬ ‫ـان مــن به عنـ ِ‬ ‫ایــن‪ ،‬ارمـ ِ‬ ‫تلویزیــون بــا ســری بــاال جــار می زنــد‪ ،‬شــعر بــدون اجــازه می خوانــد‪ ،‬روی صحنــه لــب می زنــد و بعــد‬ ‫می گویــد کــه ایــن حرف هــا نا رواســت و خــدا قاضی ســت و بعــد از اثبــات ل ـب زدن و امــدن ُحکمــش‬ ‫ســکوت می کنــد و تزویــر می اموزانــد یــا دیگــری کــه بــه دختــران ایــران و پدران شــان فحــش داد‬ ‫بو شــتم خانم هــا در خیابــان تشــویق کــرد‪ ،‬جــدا شــده اند از‬ ‫و مخاطبــش را در اینســتاگرم بــه ضر ‬ ‫انســان هایی کــه ســعی می کننــد تــا جهــان را به جایــی بهتــر تبدیــل کننــد‪ .‬اینهــا بایــد الگــوی خوبــی‬ ‫می بودنــد امــا حتــی خنثــی هــم نبودنــد؛ بــد بودنــد‪ .‬ایــن ضــرر اســت‪ ،‬زیــان بــه فرهنــگ اســت‪.‬‬ ‫مــن این گونــه می بینــم کــه هرچیــزی بــه بهتر شــدن دنیــا کمــک کنــد‪ ،‬الزم اســت‪ .‬امیــدوارم کــه‬ ‫نمونه هــای بســیاری کــه امــروز داریــم‪ ،‬بتواننــد الگــویِ (چه هــا نکنیــم) خوبــی باشــند‪.‬‬ ‫خاطرتان هست که با کدام کار به دنیای موزیک عالقه مند شدید؟‬ ‫حــدود پنــج یــا شش ســالم بــود کــه اولیــن موســیقی کــه مــن را به وجــد اورد‪ ،‬شــنیدم؛ کاری از «ژان‬ ‫میشــل ژار» بــود و هرچــه بــا ایــن اهنــگ‪ ،‬بــه زمیــن و هــوا می پریــدم‪ ،‬احساســم تخلیــه نمی شــد‪.‬‬ ‫کاسِ ــت ان را از بــرادر بزرگ تــرم هدیــه گرفتــه بــودم و روی چشــمانم نگاهــش می داشــتم‪ .‬نمی فهمیــدم‬ ‫ایــن چــه حسی ســت و چــه چیــزی در وجــود مــن کــم اســت‪ .‬بعدهــا وقتــی موســیقی کار می کــردم و‬ ‫بــه حــدود ‪ ١٨‬ســالگی رســیدم‪ ،‬متوجــه شــدم کــه دلــم می خواســت ان کار را ســاخته باشــم یــا نقشــی در‬ ‫ان داشــته باشــم‪ .‬یعنــی دلــم می خواســت شــنونده صــرف نباشــم‪ .‬ایــن حــس را کشــف کــردم؛ وگرنــه‬ ‫همیشــه خــاء بزرگــی در زندگـی ام داشــتم‪.‬‬ ‫بعــد از این مــدت فعالیــت‪ ،‬فکــر می کنیــد کــه توانســته اید مخاطبیــن خودتــان را‬ ‫همچنــان راضــی نگــه داریــد؟‬ ‫ـدگان‬ ‫از بابــت کیفیــت بلــه؛ امــا کمیــت خیــر‪ .‬البتــه بایــد بــه ایــن دقــت شــود کــه مــن بــرای خواننـ ِ‬ ‫دیگــر هــم اثــاری تولیــد می کنــم کــه ای ـن کار‪ ،‬نیازمن ـ ِد صــرف زمــان اســت‪ .‬مادامی کــه کنســرت هایم‬ ‫روی صحنــه نــرود‪ ،‬نمی توانــم کــه از حجــم ایــن تولیــد کــم کنــم و بیشــتر بــه تولیــد اثــار خــودم‬ ‫بپــردازم‪.‬‬ ‫وقتــی کاری را منتشــر می کنیــد؛ چقــدر بــه ایــن فکــر می کنیــد کــه مخاطبــان جدیــدی را بــا‬ ‫کار جدیدتــان جــذب کنیــد و اساسـ ًا ایــن نــگاه در تولیــد قطعــات موزیــک بایــد باشــد یــا نه؟‬ ‫همیشــه از مخاطــب جدیــد اســتقبال می کنــم امــا بــرای به دسـت اوردن مخاطــب بیشــتر‪ ،‬از انچه ســلیقه و‬ ‫ارمــان موســیقایی خــودم و مخاطبانــم هســت‪ ،‬دســت نمی کشــم‪ .‬به سـ ِ‬ ‫ـمت «کوچه بازاری»شــدن نمـی روم‬ ‫امــا ســعی می کنــم کــه بهتــر کار کنــم تــا مخاطــب‪ ،‬ناچــار موســیقی مــن را دوســت داشــته باشــد‪.‬‬ ‫همیــن االن شــنیده ام کــه موزیک ویدئــوی «ســقف ارزوهــا» کــه در ســبک کانتــری راک هــم هســت؛ در‬ ‫رســانه پُر مخاطبــی (کــه نــام نمی بــرم)‪ ،‬بــا رای بیننــدگان ان رســانه‪ ،‬در جایــگاه اول اســت‪ .‬ایــن‪ ،‬دقیقـاً‬ ‫ دو شنبه ‪9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫چهره ها‬ ‫چیزی ســت کــه از ان صحبــت می کنــم‪.‬‬ ‫قبــل از انتشــار هــر کار‪ ،‬چه قــدر بــه اینکــه‬ ‫چــه زمانــی بایــد برایــش صــرف و بــا چــه‬ ‫تاخیــری نســبت بــه کار قبلــی ارائــه شــود‪،‬‬ ‫فکــر می کنیــد؟‬ ‫زمــان‪ ،‬تا جایی کــه راضــی شــوم‪ ،‬صــرف‬ ‫می شــو د ‪.‬‬ ‫انچــه از «اراد اریــا» می شــنویم‪ ،‬چه قــدر‬ ‫بــه انچــه کــه واقعــ ًا می خواســته شــود‪،‬‬ ‫نزدیــک اســت؟‬ ‫راســتش انچــه امــروز می شــنوید‪ ،‬همــان هســت‬ ‫کــه خــودم می خواهــم باشــم‪.‬‬ ‫در ســاخت قطعــات‪ ،‬چه قــدر بــه هــدف یــا‬ ‫نــگاه یــا میــل درونــی خودتــان وفاداریــد‬ ‫و چه قــدر از خواســته های تان بــرای دل‬ ‫مخاطبین تــان یــا مانــدگاری در بــازار شــلوغ‬ ‫موســیقی‪ ،‬فــدا می شــود؟‬ ‫همان طور کــه گفتــم؛ چیــزی را فــدای مخاطــب‬ ‫بیشــتر نمی کنــم‪« .‬الکســاندر ریبــاک» در‬ ‫مصاحبه مــان بــا روزنامــه «دنیــای اقتصــاد»‬ ‫تعبیــری را بــه کار بــرد کــه خــوب اســت اینجــا‬ ‫هــم پاســخ او را در پرانتــز بیاوریــد؛ او گفــت‪« :‬مــن‬ ‫ایــن احســاس را دارم کــه اراد اریــا‪ ،‬نســخه شــرقی‬ ‫مــن اســت‪ .‬حداقلــش این اســت که مــن واقعــاً‬ ‫ی روح او»‬ ‫می توانــم به قــول نروژی هــا؛ «ملــود ‬ ‫را بفهمــم‪ .‬اراد‪ ،‬از موســیقی بــرای ارتقــای خــودش‬ ‫بهــره نمی بــرد؛ درعــوض‪ ،‬از خــودش به منظــو ِر‬ ‫ارتقــای موســیقی اســتفاده می کنــد»‪.‬‬ ‫کمــی از کار مشــترکی کــه بــا ایــن برنــده‬ ‫مســابقه «یوروویــژن» داشــتید‪ ،‬می گوییــد؟‬ ‫مــن و «ریبــاک»‪ ،‬در موســیقی «تفاهــم» داریــم؛‬ ‫او انســانی بســیار دوست داشــتنی و با معرفــت‬ ‫هــم هســت‪ .‬بســیار زیبــا حــرف می زنــد و مثــل‬ ‫حرف هایــش زندگــی می کنــد‪ .‬برتریــن برنــده‬ ‫مســابقه «یورو ویــژن» کــه البومــش در هشــت‬ ‫کشــور جهــان پر فروش تریــن بــود؛ بــه مــردم‬ ‫ایــران هــم عالقــه بســیاری دارد‪ .‬قطعــه «بعــ ِد‬ ‫تــو» تــازه اولیــن همــکاری بــود بــا پیشــنهاد‬ ‫مــن و اســتقبال گــرم او؛ بعــد از ایــن همــکاری‪،‬‬ ‫الکســاندر پیشــنهاد خیلی خوبــی بــرای همــکاریِ‬ ‫بعــد داد؛ منتهــا هنــوز فرصــت اجرایی کردنــش‬ ‫را پیــدا نکردیــم امــا دومیــن و ســومین همــکاری‬ ‫پیش روســت؛ در یکــی از همکاری هــا‪ ،‬صــدای‬ ‫مــا ِ‬ ‫حنجــره او و ویولــن مــن را خواهیــد شــنید‪.‬‬ ‫کارهــای اشــتراکی‪ ،‬چه قــدر می تواننــد‬ ‫کاری موفــق محســوب شــوند؟ به این جهــت‬ ‫می پرســم کــه اساســ ًا چه قــدر از خواســته ها‬ ‫و عالئــق و ســایق دو طــرف ممکن اســت برای‬ ‫یــک اثــر مشــترک‪ ،‬نادیــده گرفتــه شــود؟‬ ‫معمــوالً در ایــران‪ ،‬اخــاق هنرمنــدان و‬ ‫مدیربرنامه هــا این اســت که اگــر اثــری خیلــی‬ ‫قــوی از اب در امــد و شــانس بــاالی موفقیــت‬ ‫دارد‪ ،‬حیــف اســت کــه ان را بــا کســی تقســیم‬ ‫کنــی! ایــن‪ ،‬باعــث می شــود کــه حتــی بیــن دو‬ ‫خواننــده‪ ،‬همــکاری خیلــی موفقــی صــورت نگیرد‪.‬‬ ‫حتمـاً یادتــان هســت قطعــه «قصــه زیرزمیــن» را؛‬ ‫ســال ‪ ٨٩‬منتشــر شــد بــا شــعر و اهنگ ســازیِ‬ ‫کاوه افــاق و تنظی ـ ِم مــن‪ .‬اثــر برجســته ای خلــق‬ ‫کــرده بودیــم امــا حیف مــان نیامــد؛ یــاس‪ ،‬ارویــن‬ ‫خاچیکیــان و اریــن نایینــی بــا مــا همصــدا شــدند‬ ‫و هیت تریــن اثــر پــاپ‪،‬راک ایــران رقــم خــورد‪.‬‬ ‫در مــور ِد کنار امــدن هنرمنــدان در اثــار مشــترک‬ ‫پرســیدید؛ معتقــدم کــه هرچه قــدر بهتــر کارت‬ ‫را انجــام دهــی‪ ،‬کمتــر نیــاز بــه کنار امــدن‬ ‫هســت‪ .‬وقتی کــه کار خوبــی را بــا دیگــران‬ ‫شــریک می شــوم‪ ،‬کمتــر نیــاز هســت کــه بــا‬ ‫مــن کنــار بیاینــد‪ .‬همیشــه همکاری هــای مــن‬ ‫این طــور بــوده‪ .‬چنــد پــروژه را به یــاد دارم از‬ ‫موزیســین های دیگــر کــه تصمیــم بــه اجــرای‬ ‫ دلیــل ضعــف‬ ‫«چند خواننــده ای» داشــتند امــا به‬ ‫ِ‬ ‫موســیقی یــا ترانــه‪ ،‬اختالفِ نظرهــا همــکاری انهــا‬ ‫را ک ً‬ ‫ال بر هــم زده‪.‬‬ ‫بــه اثــار مشــترک دیگــری بــا افــرادی دیگــر‬ ‫هــم فکــر می کنیــد؟‬ ‫اگر همکاری خوبی باشد‪ ،‬استقبال می کنم‪.‬‬ ‫بــرای اخریــن پرســش؛ از مســیری کــه طــی‬ ‫کردیــد تاکنــون‪ ،‬راضــی هســتید؟‬ ‫مسیرم را درست امده ام؛ اما با کفش های اهنی‪.‬‬ ‫‪9‬‬ ‫انتقاد برنده سیاه پوست «بوکر» ‬ ‫از صنعت نشر‬ ‫«برناردیــن اواریســتو» نخســتین نویســنده زن سیاه پوســت برنــده جایــزه «بوکــر»‬ ‫صنعــت چــاپ را مــورد انتقــاد قــرار داد‪ .‬به گــزارش ایســنا؛ نویســنده بریتانیایــی رمــان‬ ‫«دختــر‪ ،‬زن‪ ،‬دیگــر»‪ ،‬صنعــت نشــر را مــورد انتقــاد قــرار داد و ان را «مضحــک» و صنعتــی‬ ‫بــا «ارزش هایــی گمراه شــده» خوانــد کــه خواننــدگان اســیایی و سیاه پوســت در ان‬ ‫جایــی ندارنــد‪ .‬ایــن انتقادهــا بخشــی از مقدمـه ای اســت کــه «اواریســتو» بــرای نخســتین‬ ‫مطالع ـ ه اکادمیــک بریتانیــا دربــاره تنــوع نــژادی در صنعــت چــاپ نوشــته اســت‪.‬‬ ‫‪ 10‬اسطوره جهان ورزش‬ ‫سروش راسخ در تعریــف اســطوره امــده اســت کــه «روایــت یــا جلــوه‪‎‬ای نمادیــن‬ ‫دربــاره ایــزدان‪ ،‬فرشــتگان‪ ،‬موجــودات فــوق طبیعــی و به طــور کلــی جهان شــناختی کــه‬ ‫یــک قــوم بــرای تفســیر خــود از هســتی بــه کار می‪‎‬بنــدد»؛ به عبــارت دیگــر‪ ،‬اســطوره‬ ‫تالشــی بــرای بیــان واقعیت هــای پیرامونــی بــا امــور فراطبیعی ســت‪ .‬امــا به نظــر‬ ‫می رســد کــه در دنیــای امــروز بــرای اســطوره شــدن چنــدان هــم نیــاز نیســت فراطبیعــی‬ ‫باشــید و ایــن مســئاله خــود را در جهــان ورزش به خوبــی نشــان می دهــد‪ .‬نام هــای‬ ‫بلنــداوازه ای در دنیــای ورزش هســتند کــه بــرای بســیاری از جوانــان دســت نیافتنــی‬ ‫به شــمار می رونــد و انقــدر همــراه رویاهــا و افتخــارات مردمــک یــک کشــور‪ ،‬نســل‬ ‫بــه نســل حضــور داشــته اند کــه نمی تــوان چیــزی جــز اســطوره نامیدشــان‪ .‬درطــول‬ ‫تاریــخ‪ ،‬ورزشــکاران بســیاری در رشــته های مختلــف موفــق شــدند کــه بــه عناویــن‬ ‫افتخارامیــز و قهرمانــی دســت یابنــد؛ امــا از میــان تمــام انهــا فقــط عــده کمی توانســتند‬ ‫کــه چهــره ای منحصربه فــرد بــوده و به عنــوان الهام بخــش و اســطوره دیگــر ورزشــکاران‬ ‫نامشــان بــرای همیشــه در تاریــخ ورزش ثبــت شــود‪ .‬کســانی کــه در رشــته های تخصصــی‬ ‫خــود به واســطه فاکتورهــای مختلفــی از جملــه تعــدد قهرمانی هــا‪ ،‬ویژگی هــای اخالقــی‬ ‫ن را در‬ ‫متفــاوت و رکورد هــای افســانه ای کــه از خــود بــه جــای گذاشــته اند ‪ ،‬خــاص بــود ‬ ‫ورزش تعریــف کردنــد‪ .‬ورزشــکارانی کــه همــواره مــورد توجــه رســانه ها و مــردم قــرار‬ ‫داشــته اند و گاه از یــک چهــره ملــی فراتــر رفتــه و بــه چهــره ای جهانــی و مجبــوب بــرای‬ ‫تمــام دوســتداران ورزش تبدیــل شــده اند‪ .‬هرچنــد برخــی از انــان نیــز در تاریــخ مانــدگار‬ ‫شــده اند امــا نه به واســطه حســن رفتــار و قهرمانی هــای صــرف‪ ،‬بلکــه به دلیــل‬ ‫مختصــات متفاوتــی کــه از خــود در دوران حرفه ای شــان بــه جــای گذاشــته اند‪ .‬در ایــن‬ ‫لیســت مــروری خواهیــم داشــت بــر ورزشــکارانی کــه تاریــخ انهــا بــه یــاد خواهد داشــت‪.‬‬ ‫استنلی ماتیوس‬ ‫پیرمرد دنیای فوتبال در سال‬ ‫‪ ۱۹۱۵‬به دنیا امد و در فوریه‬ ‫سال ‪ ۲۰۰۰‬زمانی که ‪ ۸۵‬ساله بود‬ ‫درگذشت‪ .‬فوتبالیست انگلیسی‬ ‫فقط در دو باشگاه استوک‬ ‫سیتی و بلک پول فعالیت داشت‬ ‫و اخرین فصلی که به بازی‬ ‫رسمی پرداخت به فصل ‪ ۱۹۶۴‬و‬ ‫‪۱۹۶۵‬مربوط می شود که در ان‬ ‫زمان ‪ ۵۰‬ساله بود!‬ ‫بابی فیشر‬ ‫ی ها فیشر را بهترین شطرنج باز‬ ‫خیل ‬ ‫تاریخ می انگارند و خود او نیز‬ ‫با شیطنت خاصی همین ادعا‬ ‫را مطرح می کرد ‪ .‬گفته می شود‬ ‫که هوش ذاتی و ‪ IQ‬او از البرت‬ ‫اینشتین هم باالتر بوده است؛‬ ‫گری کاسپاروف شطرنج باز معروف‬ ‫روسی گفته است‪« :‬فیشر را باید‬ ‫پیشاهنگ و حتی پایه گذار شطرنج‬ ‫حرفه ای نامید»‪.‬‬ ‫مایکل جوردن‬ ‫جوردن افسانه ای متولد ‪۱۹۶۳‬‬ ‫است؛ اما برای بسکتبالیستی با‬ ‫قدرت بدنی و مهارت های مایکل‬ ‫جوردن‪ ،‬بازنشستگی هیچ معنا و‬ ‫مفهومی ندارد‪ .‬وی دارای دو مدال‬ ‫طالی المپیک و یک قهرمانی‬ ‫جهان در مسابقات بسکتبال است‬ ‫و دوران اوجش از ‪ ۳۲‬سالگی که‬ ‫دیگر بسکتبالیست ها به فکر اعالم‬ ‫بازنشستگی می افتند‪ ،‬اغاز شد‪.‬‬ ‫نادیا کومانچی‬ ‫در سال ‪۱۹۷۶‬میالدی این ژیمناست‬ ‫جوان رومانیایی برای اولین بار در‬ ‫تاریخ المپیک امتیاز کامل ‪ ۱۰‬را‬ ‫کسب کرد و به یک افسانه ورزشی‬ ‫تبدیل شد‪ .‬تمام هفت داور مسابقه‬ ‫به او امتیاز کامل ‪ ۱۰‬را دادند‪ .‬او در‬ ‫مسابقات المپیک مونترال در سال‬ ‫‪۱۹۷۶‬میالدی ‪۳‬مدال طال‪۱ ،‬نقره و‬ ‫‪۱‬مدال برنز کسب کرد و یکی از نوابغ‬ ‫این رشته ورزشی ست‪.‬‬ ‫محمدعلی کلی‬ ‫محمدعلی فقط یک نام نبود؛ او‬ ‫شور و هیجانی به رینگ بوکس داده‬ ‫بود که میلیون ها هوادار از سراسر‬ ‫جهان به دست اورد‪ .‬او به دلیل‬ ‫واکنش های سریع و ناگهانی شهرت‬ ‫داشت و چاالک ترین بوکسور‬ ‫تاریخ لقب گرفت‪ .‬به خاک زدن‬ ‫بوکسورهای بزرگی مانند جو‬ ‫فرازیر باعث شد به او لقب پادشاه‬ ‫پادشاهان داده شود‪.‬‬ ‫مایکل شوماخر‬ ‫مایکل شوماخر؛ بزرگ ترین و‬ ‫ی ست که تاریخ‬ ‫سریع ترین راننده ا ‬ ‫به خود دیده است ‪ .‬مایکل در طول‬ ‫دهه های گذشته پدیده فرمول وان‬ ‫دنیا بوده است‪ .‬شوماخر المانی با‬ ‫ثبت رکورد ‪ ۹۱‬پیروزی یکی از ‬ ‫موفق ترین راننده مسابقات فرمول‬ ‫یک به شمار می رود و به عنوان پر‬ ‫افتخارترین راننده تاریخ این رشته‬ ‫مطرح است‪.‬‬ ‫یوسین بولت‬ ‫این دونده جامائیکایی‪،‬‬ ‫سـریع ترین مرد جهان لقب گرفته‬ ‫و کارنامه ای سنگین از افتخارات‬ ‫متعدد دارد‪ .‬در المپیک ‪،2008‬‬ ‫دو رکـورد مهم را به نام خود ثبت‬ ‫کرد که هنوز کسـی نتوانسته‬ ‫انان را بهبود ببخشد‪ .‬بولت‬ ‫نخستین دوندهٔ سرعتی ست که‬ ‫ن ُه مدال طالی المپیک را کسـب‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫پله‬ ‫پله در دوران بازیکنی خود سه‬ ‫جام جهانی را کسب کرد و‬ ‫رکوردهای بسیاری را شکست؛ از‬ ‫جمله اینکه سومین بازیکنی ست‬ ‫که ‪ ۱۰۰۰‬گل به ثمر رساند‪ .‬از‬ ‫القاب دیگر او «او ری» (شاه)‬ ‫و «پروال نگرا» (مروارید سیاه)‬ ‫بودند‪ .‬او عموماً بزرگ ترین و‬ ‫بهترین بازیکن تاریخ جهان‬ ‫فوتبال شناخته می شود‪.‬‬ ‫جیمز اوونز‬ ‫جیمز کلیولند «جسی» اوونز‪،‬‬ ‫دونده افسانه ای مرد امریکایی بود‬ ‫که در بازی های المپیک تابستانی‬ ‫‪ ۱۹۳۶‬برلین توانست چهار مدال‬ ‫ان خود کند‪ .‬او در سال‬ ‫طال را از ِ‬ ‫‪ ۱۹۳۶‬در حضور هیتلر نیز مدال‬ ‫دو ‪ ۱۰۰‬متر مردان را کسب کرد‪.‬‬ ‫او نخستین ورزشکار افریقایی–‬ ‫امریکایی ست که به تبلیغ برای‬ ‫لوازم ورزشی پرداخت‪.‬‬ ‫مارسنا الیل البرگا‬ ‫در سال ‪ 1953‬تبدیل به اولین زنی‬ ‫شد که در لیگ حرفه ای بیس بال‬ ‫بازی کرد‪ .‬او یکی از درخشان ترین‬ ‫بازیکنان بیس بال تاریخ امریکا بود‬ ‫که تنها به دلیل رنگ پوست سیاهش‬ ‫نتوانست در لیگ بانوان امریکا‬ ‫که تنها مختص زنان سفیدپوست‬ ‫بود به میدان برود‪ ،‬در نتیجه وارد‬ ‫لیگ حرفه ای مردان سیاه پوست‬ ‫امریکا شد‪ .‬‬ ‫ دو شنبه ‪9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫سبک زندگی‬ ‫‪10‬‬ ‫لزوم توجه به یک نارسایی شایع در جوامع‬ ‫پرفشاری خون؛ یک بیماری بی عالمت‬ ‫دکترفریباهندسی‬ ‫متخصص قلب و عروق‬ ‫بــا توجــه بــه شــیوع پرفشــاری خــون در‬ ‫ســال های اخیــر و نقــش ان در نارســایی های‬ ‫قلبــی و عروقــی‪ ،‬بــروز ســکته مغــزی و ســایر‬ ‫بیماری هــا‪ ،‬قطعــا پایــش و کنتــرل فشــار خــون‬ ‫اهمیــت زیــادی پیــدا می کنــد‪ .‬بــا توجــه بــه‬ ‫شــرایط اقتصــادی جامعــه و فوایــدی کــه کنتــرل‬ ‫فشــار خــون بــه همــراه دارد‪ ،‬هــر گونــه هزینـه ای‬ ‫کــه در ایــن زمینــه صــرف شــود‪ ،‬بســیار کمتــر از‬ ‫هزینـه ای خواهــد بــود کــه بــرای درمــان عــوارض‬ ‫ناشــی از ان بایــد پرداخــت شــود‪ .‬بــا توجــه بــه‬ ‫اهمیــت ایــن مســئله‪ ،‬گفت وگویــی داشــتیم بــا‬ ‫خانــم دکتــر فریبــا هندســی؛ یکــی از متخصصان‬ ‫برجســته در حــوزه قلــب‪ ،‬عضــو انجمــن‬ ‫اترواســکلروز و عضــو کمیتــه ثبــت ســکته هــای‬ ‫قلبــی کــه شــرح ان را در ادامــه می خوانیــد‪.‬‬ ‫بـا توجـه بـه اهمیـت بحث فشـار خـون بـه عنـوان مهم ترین‬ ‫علـت نارسـایی قلبـی‪ ،‬سـکته مغـزی و مـرگ و میـر افـراد‪،‬‬ ‫سـازمان بهداشـت جهانـی‪ ،‬روز ‪ 27‬اردیبهشـت (‪ 17‬مـی) را‬ ‫روز جهانـی فشـار خـون اعلام کـرده اسـت‪.‬‬ ‫کنتـرل فشـار خـون در حفـظ سلامت کلـی جامعه بسـیار‬ ‫موثـر اسـت‪ .‬فشـار خـون یـک بیمـاری بـدون عالمت اسـت‬ ‫و ممکـن اسـت بیمـار مبتلا بـه فشـار خـون بـاال‪ ،‬در ابتـدا‬ ‫هیـچ عالمتی نداشـته باشـد و فقـط زمانی که دچـار عوارض‬ ‫نهایـی ماننـد بیماری هـای کلیـوی یـا نارسـایی قلبـی و‬ ‫مشـکالت مغزی شـود‪ ،‬بـه این مشـکل پی ببـرد‪ .‬در صورتی‬ ‫کـه بـا تشـخیص بموقع پرفشـاری خـون‪ ،‬همه ایـن عوارض‬ ‫قابل پیشـگیری هسـتند‪.‬‬ ‫کنترل پرفشاری خون‪ ،‬مقرون به صرفه تر از درمان‬ ‫در خصـوص وضعیـت فعلـی کنتـرل فشـار خـون در کشـور‪،‬‬ ‫امـار دقیقـی در دسـت نیسـت؛ امـار مربـوط به سـال ‪2015‬‬ ‫بیانگـر ان اسـت که ‪ 22‬درصـد از جمعیت به پرفشـاری خون‬ ‫مبتلا بوده انـد و در کشـور مـا مـرگ و میـر ناشـی از فشـار‬ ‫خـون بـاال‪ 2/5 ،‬برابر کشـورهای اروپای غربی اسـت‪ .‬در حالی‬ ‫کـه قطعـا در حـال حاضـر (بـه ویـژه بـا افزایش سـن جامعه)‬ ‫شـیوع این بیماری بیشـتر شـده اسـت‪ ،‬امـا رسـیدگی به این‬ ‫مشـکل و اطلاع رسـانی در این زمینه هنـوز ان گونه که باید‬ ‫قوی نیسـت و الزم اسـت در ایـن مورد فعالیت های بیشـتری‬ ‫صـورت گیرد‪.‬‬ ‫نتایـج تحقیقـات انجـام شـده در سـال ‪ 2015‬در ‪20‬‬ ‫کشـوری کـه شـیوع بیماری هـای قلبی و عروقـی در انها‬ ‫بـاال بـوده (از جمله ایران) حاکی از ان اسـت که داشـتن‬ ‫برنامـه ای جامـع بـرای کنتـرل‪ ،‬درمـان و پیشـگیری از‬ ‫فشـار خـون و کنتـرل فاکتورهـای خطـر بیماری هـای‬ ‫قلبـی و عروقـی‪ ،‬بـه لحـاظ بهداشـتی‪ ،‬اقتصـادی و‬ ‫خشم های کودکانه‬ ‫دکتر علی اصغر شاملو‬ ‫‪shamloo@mail.com‬‬ ‫خشــم و پرخاشــگری کــودکان‪ ،‬یکــی از چالش هایی ســت کــه‬ ‫اکثــر خانواده هــا بــا ان مواجــه هســتند‪ .‬در این زمینــه و علــل‬ ‫ایجــاد ان‪ ،‬روان شناســان‪ ،‬دیدگاه هــای متفاوتــی دارنــد‪ .‬گروهــی‬ ‫ان را رفتــاری اســیب زا دانســته و برخی دیگــر نیــز از پرخاشــگری‬ ‫کــودک به عنــوان پدیــده ای طبیعــی یــاد می کننــد‪ .‬در این مــورد‬ ‫و راهکارهــای مقابلــه بــا ان‪ ،‬دکتــر علی اصغــر شــاملو؛ روان شــناس‬ ‫و مشــاور مســائل تربیتــی معتقــد اســت کــه پرخاشــگری را بایــد‬ ‫به عنــوان امــری طبیعــی در مواجــه بــا عــدم کامیابــی نســبت به‬ ‫خواســته های کــودک در نظــر گرفــت‪ .‬او ابتــدا درخصــوص‬ ‫ریشــه های خشــم و بــروز ان‪ ،‬می گویــد‪« :‬اولیــن نکتــه ای‬ ‫کــه پد رو مادرهــا بایــد بداننــد‪ ،‬این اســت که انســان بــا دو‬ ‫احســاس به دنیــا می ایــد کــه انهــا را در تمــام عمــر بــا خــود‬ ‫به همــراه خواهــد داشــت و یــک احســاس دیگــر را نیــز متاســفانه‬ ‫پس از تولــد دریافــت خواهــد کــرد کــه به ســادگی نمی توانــد از‬ ‫خــود دور کنــد‪ .‬یکی از این احساســات‪ ،‬واکنــش نســبت به صــدای‬ ‫بلنــد اســت کــه کــودک را می ترســاند‪ .‬افتــادن از بلنــدی نیــز‬ ‫احســاس تــرس را در کــودک ایجــاد می کنــد و مجمــوع ای ـن دو‬ ‫باهــم‪ ،‬احســاس خشــم را بــه شــما می دهــد کــه البتــه ب ـی ان‬ ‫نمی توانیــد زنــده بمانیــد»‪ .‬شــاملو بااشــاره اینکه خشــم؛ احســاس‬ ‫ناخوشایندی ســت کــه حیــوان نیــز ان را تجربــه می کنــد‪ ،‬تاکیــد‬ ‫می کنــد کــه خشــم هــم می توانــد جنبــه مثبــت داشــته باشــد‬ ‫و هــم منفــی و می افزایــد‪« :‬مثــا اینکــه در خیابــان شــما بــا‬ ‫ســرعت به طــرف فرزندتــان می رویــد کــه تصــادف نکنــد‪ ،‬از‬ ‫نوعــی خشــم ناشــی می شــود کــه می توانــد جــان انســان را‬ ‫نجــات دهــد؛ البتــه اضطــراب را نیــز نمی تــوان نادیــده گرفــت؛ اما‬ ‫ســوال اینجاســت کــه چــرا وجــود این خشــم در نهــاد ادمــی مهــم‬ ‫اســت؟ به طو ِرســاده اینکــه خشــم‪ ،‬در مواقــع خطــر می توانــد‬ ‫قــدرت فیزیکــی مــا را افزایــش دهــد تــا بتوانیــم از محــل خطــر‬ ‫فــرار کنیــم‪ ،‬از خــود دفــاع کنیــم و‪ .»...‬شــاملو در مــورد راهکارهای‬ ‫مقابلــه بــا این جریــان می گویــد‪ « :‬یکی از راه هــای مقابلــه‬ ‫با این مســئله‪ ،‬مدیریــت خشــم اســت و مدیریــت خشــم؛ یعنــی‬ ‫باورهای مــان را عــوض کنیــم‪ .‬در واقــع‪ ،‬مــا نمی توانیــم خشــم‬ ‫خــود را کنتــرل کنیــم؛ چــون عــوارض بدتــری خواهــد داشــت و‬ ‫این مســئله دربــاره بچه هــا مهم تــر هــم می شــود»‪ .‬وی دربــاره‬ ‫اینکــه چگونــه می تــوان بــه کــودک شــیوه های مدیریــت خشــم‬ ‫را اموخــت می گویــد‪« :‬مــا بایــد مــواردی را بــه کــودک امــوزش‬ ‫دهیــم کــه خشــمگین نشــود‪ .‬نخســت اینکــه بایــد و یــاد داد‬ ‫هر چــه را می خواهــد‪ ،‬نمی توانــد در همین لحظــه در یافــت کنــد‪.‬‬ ‫در مواجهه بــا این مســئله‪ ،‬بچــه طبیعتــا ناراحــت شــده و گریــه و‬ ‫لجبــازی خواهــد کــرد‪ .‬هیــچ ایــرادی نــدارد و تا زمانی کــه بــه‬ ‫خــود و دیگــری‪ ،‬اســیبی نزنــد‪ ،‬اصــا نبایــد توجهــی کــرد؛ حتــی‬ ‫اگــر بشــقابی را زمیــن بینــدازد؛ چــون بــا تنبیــه و برخورد شــدید‪،‬‬ ‫او مصرانه تــر عمــل خــود را تکــرار می کنــد؛ چراکــه می دانــد‬ ‫در نهایــت زور و قــدرت حرفــش از شــما بیشــتر اســت! نکتــه دوم‬ ‫اینکــه بچــه بایــد بیامــوزد بــرای هرچــه کــه می خواهــد‪ ،‬بایــد‬ ‫صبــر کنــد و دیگر اینکــه به جــز صبــر بایــد بدانــد کــه هر چــه‬ ‫را می خواهــد‪ ،‬بــدون تــاش بــه او نمی دهنــد و این تــاش بایــد‬ ‫در جهــت همــان عقب انداختــن لــذت مور ِد نظــر باشــد‪ .‬مثــا‬ ‫بــرای بچــه ای پنج ســاله‪ ،‬منظــور از تالش کــردن‪ ،‬کار شــاق و‬ ‫پیچیــده ای نیســت؛ در همین حد کــه دیــدن فیلــم و کارتونــش را‬ ‫بــه بع ـد از همراهــی شــما در خرید کــردن موکــول کنیــد‪ ،‬بــرای‬ ‫او تــاش و تمریــن صبــوری به حســاب می ایــد‪ .‬البتــه بایــد بــا‬ ‫حوصلــه این مــوارد را بــا کــودک تمریــن کــرد‪ .‬پــس‪ ،‬این نکتــه که‬ ‫بدانــد هرچــه را می خواهــد‪ ،‬نمی توانــد به دســت بیــاورد و اینکــه‬ ‫یــاد بگیــرد هر چــه را می خواهیــم‪ ،‬نمی توانیــم داشــته باشــیم‪،‬‬ ‫بســیار حائ ِزاهمیــت اســت‪ .‬مــورد بعــدی اینکــه بدانیــم کــودک‬ ‫حــق دارد تصمیــم بگیــرد و تصمیــم خــودش را عــوض کنــد و‬ ‫حــق دارد کــه تصمیــم خــود را بــدون تنبیــه و مجــازات‪ ،‬عــوض‬ ‫درعین حــال بایــد یــاد بگیــرد کــه نیــازی نیســت بــه یــک‬ ‫کنــد؛‬ ‫ِ‬ ‫اجتماعـی بسـیار مقـرون بـه صرفـه اسـت‪.‬‬ ‫تنها نیمی از بیماران از پرفشاری خون مطلع هستند‬ ‫پایـش فشـار خون به خود بیمار وابسـته اسـت؛ بـه این خاطر‬ ‫کـه اعداد حاصـل از اندازه گیری فشـار خون بیمـار در منزل‪،‬‬ ‫بسـیار بـا ارزش تـر از اعـدادی اسـت کـه در نتیجـه بررسـی‬ ‫فشـار خـون در مطب به دسـت می ایـد‪ ،‬بنابراین پایش فشـار‬ ‫خـون در منـزل برای ما اهمیت بیشـتری دارد‪ .‬از سـوی دیگر‬ ‫داشـتن رژیـم غذایـی مناسـب و اصلاح روش زندگـی نیز در‬ ‫کنتـرل فشـار خون بسـیار اهمیـت دارد‪ .‬از تعـداد کل افرادی‬ ‫کـه بـه پرفشـاری خـون مبتال هسـتند‪ ،‬تنهـا نیمـی از انها از‬ ‫ابتلا بـه این بیماری مطلع هسـتند؛ از همین تعـداد نیز فقط‬ ‫‪ 14‬تـا ‪ 16‬درصـد از انهـا راه هـای درمـان را دنبـال می کنند؛‬ ‫بـه همیـن دلیـل پذیـرش درمـان در طوالنـی مـدت توسـط‬ ‫ایـن بیمـاران‪ ،‬بسـیار پاییـن اسـت‪ .‬یعنـی فقـط ‪ 14‬درصد از‬ ‫بیمـاران‪ ،‬در بلنـد مـدت درمـان را ادامـه می دهند‪.‬‬ ‫از ایـن رو الزم اسـت افـرادی کـه درگـروه سـنی ‪ 20‬تـا ‪25‬‬ ‫قـرار دارنـد‪ ،‬هـر ‪ 6‬مـاه یـا هـر سـال یـک بـار بـرای چـک‬ ‫کـردن فشـار خـون خود به پزشـک مراجعه کننـد‪ .‬خصوصا‬ ‫افـرادی کـه در خانواده خود سـابقه ابتال به پرفشـاری خون‬ ‫و یـا دیابـت دارنـد‪ ،‬بایـد حتمـا بـرای چـک کـردن فشـار‬ ‫خـون‪ ،‬بـه طور مرتـب به مراکـز تخصصی یـا کلینیک های‬ ‫فشـار خـون مراجعـه کننـد‪ .‬امـا مشـکلی کـه در خصـوص‬ ‫پایـش فشـار خـون وجـود دارد ایـن اسـت کـه بیمـاران‬ ‫بیشـتر تمایل دارند پرفشـاری خـون را انکار کننـد؛ به ویژه‬ ‫بیمـاران جوان تـر کـه نمی خواهنـد قبـول کننـد بـه ایـن‬ ‫بیمـاری مبتلا هسـتند و در صورت بـاال بودن فشـار خون‪،‬‬ ‫سـعی در انـکار ان دارنـد‪ .‬به همین دلیل‪ ،‬کنترل پرفشـاری‬ ‫خـون در ایـن افراد دشـوار اسـت‪.‬‬ ‫درمان دارویی پرفشاری خون‬ ‫معمـوال فشـار خـون باالتـر از ‪ 140‬روی ‪ 90‬میلی متر جیوه را‬ ‫بایـد بـا دارو درمـان کـرد‪ .‬در صـورت تشـخیص بموقع فشـار‬ ‫خـون اولیـه‪ ،‬باید با اسـتفاده از دارو در طوالنـی مدت بیماری‬ ‫را درمـان کـرد؛ اما فشـار خون ثانویـه و ناشـی از بیماری های‬ ‫دیگـر‪ ،‬ممکـن اسـت بـه طـور موقتی نیـاز بـه درمان داشـته‬ ‫باشـد‪ .‬دربـاره اهمیـت پایش فشـار خون‪ ،‬توصیه ما این اسـت‬ ‫کـه تمـام افـراد بـا پایش مسـتمر فشـار خـون‪ ،‬از میـزان ان‬ ‫مطلـع شـده و بـا دنبـال کـردن یـک رژیـم غذایی مناسـب و‬ ‫پرهیـز از مصـرف سـیگار‪ ،‬فشـار خون خـود را کنتـرل کنند‪.‬‬ ‫در صورتـی کـه پزشـک‪ ،‬در زمینه فشـار خـون توصیه خاصی‬ ‫بـه بیمـار کـرد‪ ،‬باید حتمـا ان را جدی گرفت‪ .‬از سـوی دیگر‪،‬‬ ‫بیمـار هرگـز نبایـد صرفا طبـق نظر خـود و بدون مشـورت با‬ ‫پزشـک‪ ،‬داروی فشـار خـون را قطـع یـا کـم و زیاد کنـد‪ ،‬چرا‬ ‫کـه درمان موثر پرفشـاری خون‪ ،‬نیازمند همـکاری و همراهی‬ ‫دو طرفـه پزشـک و بیمار اسـت‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫سبک زندگی‬ ‫‪11‬‬ ‫‪ 15‬راهکار برای افزایش عمر‬ ‫یخچال و فریزر‬ ‫اگــر بــه تازگــی یخچــال و فریــزر اشــپزخانه تان را عــوض کرده ایــد‬ ‫توصیــه می کنیــم بــا مــا همــراه باشــید و بــا ســاده ترین راه هــا بــرای‬ ‫افزایــش عمــر یخچــال فریــزر اشــنا شــوید‪ .‬بــا اجــرای مــو بــه مــوی‬ ‫ایــن توصیه هــا خواهیــد دیــد کــه عمــر یخچــال و فریــزر شــما در‬ ‫مقایســه بــا نمونه هــای مشــابه ان ‪10‬ســال بیشــتر می شــود‪.‬‬ ‫‪ .1‬همیشــه مراقــب باشــید محــل قــرار گرفتــن یخچــال و فریــزر در‬ ‫کنــار دســتگاه های تولیدکننــده گرمــا مثــل اجــاق گاز‪ ،‬پکیــج اب‬ ‫گرمکــن و شــوفاژ (به ویــژه در فصــل زمســتان نباشــد‪ ).‬گرمــای ایــن‬ ‫وســایل موجــب هــدر رفتــن انــرژی سرمایشــی یخچــال و خرابــی‬ ‫موتــور ان می شــود‪.‬‬ ‫‪ .2‬اگــر تصمیــم داریــد یخچــال خانه تــان را تــکان دهیــد و از جایــی‬ ‫بــه جــای دیگــر منتقــل کنیــد بایــد مراقــب باشــید کــه دســتگاه را‬ ‫پیــش از حرکــت دادن‪ ،‬سه ســاعت خامــوش کــرده و اجــازه دهیــد‬ ‫گاز ان از جریــان بایســتد‪.‬‬ ‫‪ .3‬امــروزه بخــش موتــور بســیاری از یخچال هــا پوشــش دارد امــا اگــر‬ ‫یخچــال شــما موتــوری بــدون پوشــش دارد‪ ،‬قســمت موتــور یخچــال‬ ‫را نیــز بــا جاروبرقــی یــا سشــوار تمیــز کنیــد تــا مخفـی گاه سوسـک ‬ ‫هــا نشــود‪.‬‬ ‫‪ .4‬اگــر کودکــی داریــد کــه بی دلیــل در یخچــال را بــاز می کنــد یــا‬ ‫همســری داریــد کــه بــه ســندرم بــاز کــردن بــی دلیــل در یخچــال‬ ‫مبتالســت؛ بــه انهــا اموزش هــای الزم را درایــن زمینــه بدهیــد‪.‬‬ ‫ایــن کار موجــب خــروج هــوای ســرد و ورود هــوای گــرم بــه فضــای‬ ‫یخچــال شــده و بــرای دســتگاه مضــر اســت‪.‬‬ ‫‪ .5‬بــرای پیشــگیری از خــش افتــادن روی ســطح یخچالتــان ســعی‬ ‫کنیــد همیشــه از دســتمال های ضــد خــش و مــواد شــوینده مناســب‬ ‫بــرای پوشــش یخچــال اســتفاده کنیــد‪ .‬اگــر ترجیــح می دهیــد‬ ‫از مــواد طبیعــی بــرای شســت و شــوی ســطح یخچــال اســتفاده‬ ‫کنیــد پیشــنهاد می کنیــم نصــف اســتکان ســرکه را بــا یــک لیــوان‬ ‫اب مخلــوط کنیــد و از ان بــرای پاکســازی ســطح بیرونــی یخچــال‬ ‫اســتفاده کنیــد‪.‬‬ ‫‪ .6‬بیــن دیــوار و بخــش پشــتی یخچــال و فریــزر دســت کم‬ ‫‪ 20‬ســانتی متر فاصلــه بگذاریــد تــا هــوای پشــت دســتگاه بــه راحتــی‬ ‫رد و بــدل شــود‪ .‬ایــن جریــان گــردش بــه پیشــگیری از گــرم شــدن‬ ‫تصمیــم تــا اخــر زندگی ادامــه دهد؛ بلکــه می توانــد ان را‬ ‫هر زمان کــه الزم بــود‪ ،‬عــوض کنــد؛ یعنــی در واقــع یــاد‬ ‫بگیــرد کــه بــرای تغییــر تصمیمــش نه تنهــا مجــازات‬ ‫نمی شــود؛ بلکــه این حــق را دارد تــا تصمیمــش را‬ ‫عــوض هــم بکنــد ‪ .‬بــا امــوزش این مــوارد اســت کــه‬ ‫کــودک یــاد می گیــرد خشــم خــود را کنتــرل کنــد»‪.‬‬ ‫دکتــر شــاملو در پاسخ به این ســوال کــه در مواجهه بــا‬ ‫کودکــی کــه نمی توانــد خشــم خــود را مدیریــت کنــد؛‬ ‫ی کــودک و‬ ‫چــه بایــد کــرد؟ می گویــد‪« :‬پرخاشــگر ‬ ‫نشــان دادن عصبانیتــش به شــکل بیرونــی‪ ،‬مســئله ای‬ ‫کامــا عــادی و طبیعی ســت‪ .‬اولین چیزی کــه مــا‬ ‫بایــد در نظــر داشــته باشــیم‪ ،‬این اســت که نبایــد بــا او‬ ‫مقابله به مثــل و لجبــازی کنیــم‪ .‬پیش از هر چیــز بایــد‬ ‫بدانیــم کــه کــودک این حــق را دارد کــه پرخاشــگر‬ ‫شــود و پرخاشــگری خــود را بــروز دهــد و او این رفتــار‬ ‫را بــه شــکل های مختلفــی نشــان می دهــد؛ مثــل‬ ‫هــل دادن‪ ،‬گاز گرفتــن‪ ،‬پرت کــردن چیــزی و ‪ ...‬شــما‬ ‫بایــد بــه او بیاموزیــد کــه وقتــی لیــوان را می انــدازی‬ ‫و کســی را هــل می دهــی؛ دوســت داری کســی هــم‬ ‫بــا تــو همین رفتــار را داشــته باشــد؟ مســلما جــواب‬ ‫او منفی ســت؛ در واقــع‪ ،‬شــما بــا یــک پرســش‪ ،‬اجــازه‬ ‫حــرف زدن را بــه خــود کــودک می دهیــد؛ البتــه زمــان‬ ‫و شــرایط مطرح کــردن موضــوع هــم مهــم اســت‪ .‬اینکــه‬ ‫کــودک در چه شــرایطی می توانــد بــا شــما صحبــت‬ ‫کنــد‪ .‬ازطرفِ دیگــر‪ ،‬کوتاه صحبت کــردن هــم بســیار‬ ‫اهمیــت دارد؛ چراکــه کــودکان خیلـی زود از مکالمه هــای‬ ‫جــدی خســته شــده و بــه حرف هــای شــما گــوش‬ ‫نمی دهنــد‪ .‬مــورد دوم اینکــه وقتــی کــودک احساســش‬ ‫را نشــان می دهــد‪ ،‬نبایــد جلــوی او را بگیریــد؛ مثــا به او‬ ‫نگوییــد چــرا داد می زنــی و گریــه می کنــی؟ یــا چــرا بــه‬ ‫اتاقــت مـی روی؟ حتــی اگــر یـک روز مدرســه هــم نــرود‪،‬‬ ‫مهــم نیســت‪ .‬برعکــس‪ ،‬بایــد اجــازه بــروز احساســش را‬ ‫بـه او بدهیــد‪ .‬بایــد بـه او یــاد دهیــد کــه خشــمش را بــا‬ ‫پرخاشــگری نشــان دهــد؛ امــا چطور نشــان دادنش مهــم‬ ‫اســت؛ بایــد بیامــوزد کــه این پرخاشــگری نبایــد متوجــه‬ ‫کســی شــود؛ یعنــی عروســک و تــوپ را به طرف شیشــه‬ ‫پرتــاب نکنــد کــه ایجــاد خطــر بــرای خــود و دیگــران‬ ‫کنــد‪ .‬بایــد بـه او یــاد دهیــد کــه خشــمش انــدازه چیزی‬ ‫باشــد کــه از ان خشــمگین شــده؛ مثــا اگــر کســی مداد‬ ‫او را برداشــته‪ ،‬او نبایــد طــرف مقابــل را از پلــه هــل دهــد!‬ ‫یعنــی بایــد بـه او امــوزش دهیــد کــه خشــمش به انــدازه‬ ‫موضــوع باشــد و برابــر بــا ان؛ مثــا او هــم مداد دوســتش‬ ‫را بــردارد‪ .‬این مســئله باعــث می شــود یــاد بگیــرد کــه‬ ‫وقتــی هــم بزرگ تــر شــد‪ ،‬مثــا وقتــی کســی شیشــه‬ ‫ماشــینش را شکســت و در حــال دزدی ضبــط او ســت‪،‬‬ ‫نبایــد او را بــا چاقــو بزنــد؛ چــون برابــر بــا دزدی ان طرف‬ ‫نیســت!» این روان شــناس می افزایــد‪« :‬اگــر بــه کــودکان‬ ‫اجــازه نشــان دادن خشــم را بدهیــم و در ارامــش به انهــا‬ ‫بگوییــم کــه میــزان خشــم بایــد بــا موضــوع‪ ،‬تناســب‬ ‫ عین حــال‪،‬‬ ‫داشــته باشــد‪ ،‬قــدم بزرگــی برداشــته ایم‪ .‬در ِ‬ ‫کــودک ایــن را هــم بایــد بدانــد کــه ادم هــا همیشــه‬ ‫کارهــای خوبــی انجــام نمی دهنــد و گاهی اوقــات‪ ،‬از‬ ‫بعضی ادم هــا کارهــای بــدی ســر می زنــد تــا انتظــار‬ ‫نداشــته باشــد کــه همــه صرفــا کار خــوب یــا بــدی‬ ‫انجــام دهنــد‪ .‬مــورد بعــدی کــه بایــد بــه کــودک یــاد‬ ‫داد‪ ،‬موضــوع کامیاب نشــدن اســت‪ .‬اینکــه بداننــد دنیــا‬ ‫را جــوری نســاخته اند کــه تــو هر چــه می خواهــی‬ ‫را به دســت اوری و اگــر نشــد بــا پرخاشــگری شــدید‬ ‫بــا مســئله مواجــه شــوی»‪ .‬دکتــر شــاملو در پایــان‬ ‫می افزایــد‪« :‬امــا در کنــار تمــام مــوارد یاد شــده‪ ،‬بایــد‬ ‫در نظــر داشــت کــه احتمــال ارثی بــودن پرخاشــگری نیز‬ ‫زیــاد اســت‪ .‬احتمــال خشــم در کودکــی کــه پد رو مــادر‬ ‫خشــمگین دارد‪ ،‬بیشــتر اســت و گاه بسیار شــدیدتر از‬ ‫پد رو مــادرش بــروز می کنــد؛ چراکــه در دنیــای امــروز‪،‬‬ ‫حــق انتخــاب کــودک بیـش از گذشته هاســت و در نتیجه‬ ‫ایــن حــق انتخــاب‪ ،‬شــما را در معــرض عد ِم دســتیابی بــه‬ ‫ید هــد و در نتیجــه‪،‬‬ ‫خواســته های بیشــتری قــرار م ‬ ‫درصــد پرخاشــگری هــم باالتــر خواهــد بــود»‪.‬‬ ‫موتــور دســتگاه کمــک می کنــد‪.‬‬ ‫‪ .7‬اجــازه ندهیــد برفــک یخچــال یــا فریــزر کل ان را بگیــرد و در‬ ‫صــورت بــروز برفــک هرگــز از شــی یــا جســم تیــز و خشــن بــرای از‬ ‫بین بــردن برفک هــا اســتفاده نکنیــد‪.‬‬ ‫‪ .8‬بــرای توزیــع یکنواخــت گاز موجــود در لوله هــای دیــواره یخچــال‬ ‫و فریــزر مطمئــن شــوید کــه دســتگاه شــما روی ســطحی صــاف و‬ ‫بــدون شــیب قــرار گرفتــه اســت‪.‬‬ ‫‪ .9‬از قــرار دادن مــواد خوراکــی و غذاهــای گــرم و اب جــوش در‬ ‫یخچــال روشــن خــودداری کنیــد ایــن کار انــرژی موتــور دســتگاه را‬ ‫هــدر می دهــد‪.‬‬ ‫‪ .10‬هــر ‪ 2‬مــاه یــک بــار الســتیک هــا و درزگیرهــای اطــراف در‬ ‫یخچــال و فریزرتــان را چــک کنیــد تــا ســریع متوجــه پوســیدگی و‬ ‫پارگــی ان شــوید‪ .‬پارگــی ایــن الســتیک ها موجــب هــدر رفتــن‬ ‫انــرژی و اصطــاک موتــور دســتگاه می شــود‪.‬‬ ‫‪ .11‬از کنــار هــم چیــدن و چســباندن ظــروف داخــل یخچــال و فریزر‬ ‫بــرای گــردش هــوا جلوگیــری کنیــد‪ .‬ایــن کار موجــب می شــود تــا‬ ‫تهویــه درون فضــای یخچــال بــه خوبــی انجام نشــود‪.‬‬ ‫‪ .12‬اگــر یخچالتــان بــوی مــواد غذایــی را بــه خــود گرفتــه و ایــن‬ ‫موضــوع شــما را ناراحــت می کنــد بهتریــن روش بــرای از بیــن بــردن‬ ‫ایــن بــو اســتفاده از پک هــای امــاده بوگیــر یخچــال یــا کیســه زغــال‬ ‫اســت‪ .‬بــرای تهیــه ان کافــی اســت چنــد قطعــه زغــال کوچــک را‬ ‫درون یــک کیســه پارچـه ای قــرار داده و در یخچــال بگذاریــد‪.‬‬ ‫‪ .13‬برخــی از قطعــات پالســتیکی موجــود در یخچــال در برابــر بوهــا‬ ‫مقاومــت کمــی دارنــد و بــه راحتــی بــوی مــواد غذایــی بــه انهــا‬ ‫می مانــد‪ .‬بــرای پیشــگیری از ایــن مســئله همیشــه مــواد غذایــی را‬ ‫خــوب بســته بندی کنیــد‪.‬‬ ‫‪ .14‬محــل قــرار دادن بطــری در یخچــال نبایــد زیــاد ســنگین شــود‪،‬‬ ‫ایــن امــر ســبب شکســتگی ایــن قســمت شــده و در ضمــن در نیــز‬ ‫اســیب خواهــد دیــد‪ ،‬بنابـــراین از قــــرار دادن چنــد بطــری پــر و‬ ‫ســنگین در بخــش بطری هــای یخچــال پرهیــز کنیــد‪.‬‬ ‫‪ .15‬بــه منظــور کنتــرل هــر چــه بیشــتر و صرفه جویــی در مصــرف‬ ‫انــرژی در زمســتان از درجه هــای بیــن یــک تــا ‪ ۲‬و در تابســتان از‬ ‫درجــه ‪ ۲‬تــا ‪ ۴‬یخچــال اســتفاده کنیــد‪.‬‬ ‫تندرستی با اسیدهای چرب امگا ‪۳‬‬ ‫اسـیدهای چـرب امـگا ‪ ۳‬بـرای بـدن و مغـز فوایـد بسـیاری دارنـد‪ .‬به توصیـه‬ ‫بسـیاری از سـازمان های بهداشـت و سلامت‪ ،‬بزرگ سـاالن بایـد هـر روز حداقل‬ ‫‪ ۲۵۰‬تـا ‪ ۵۰۰‬میلی گـرم از اسـید های چـرب امـگا‪ ۳‬مصـرف کننـد‪ .‬خوراکی هـای‬ ‫مختلفـی حـاوی ایـن اسـیدهای چرب هسـتند‪.‬‬ ‫ماهــی ســالمون یکــی از مغذی تریــن غذاهاســت‪ .‬ایــن ماهــی‬ ‫سرشــار از پروتئیــن بــا کیفیــت بــاال و انــواع مــواد مغــذی دیگــر‬ ‫ماننــد اســیدهای چــرب امــگا ‪ ،۳‬منیزیــم‪ ،‬پتاســیم‪ ،‬ســلنیوم و‬ ‫ویتامیــن هــای ‪ B‬اســت‪.‬‬ ‫ماهی هــای ســاردین‪ ،‬ماهی هــای چــرب بســیار کوچکــی هســتند‬ ‫کــه معمــوال به عنــوان پیش غــذا یــا میان وعــده اســتفاده‬ ‫می شــوند‪ .‬ایــن خوراکــی سرشــار از امــگا ‪ ،3‬بســیار مغذی ســت‪.‬‬ ‫ســاردین تقریبــا حــاوی بیشــتر مــواد مغــذی موردنیــاز بدن اســت‪.‬‬ ‫گــردو بســیار مغــذی و سرشــار از فیبــر و حــاوی مقــدار‬ ‫زیــادی مــس و ویتامیــن ‪ E‬اســت‪ .‬پوســت نــرم گردوهــا‬ ‫مقــدار باالیــی انتی اکســیدان فنــول دارد و نبایــد ایــن‬ ‫پوســت را از گــردو جــدا کــرد‪.‬‬ ‫ســویا منبــع خوبــی از فیبــر و پروتئیــن گیاهی ســت‪ .‬ایــن‬ ‫خوراکــی حــاوی مــواد مغــذی دیگــری ماننــد ریبوفالویــن‪،‬‬ ‫ویتامیــن ‪ ،K‬منیزیــم و پتاســیم اســت‪ .‬همچنیــن ایــن دانــه مغذی‬ ‫عــاوه بــر امــگا‪ ،۳‬سرشــار از امــگا‪ ۶‬اســت‪.‬‬ ‫خاویــار بــه تخــم برخــی ماهی هــا گفتــه می شــود‪ .‬فیل ماهــی‪،‬‬ ‫قره بــرون و ازون بــرون ازجملــه ایــن ماهی هــا هســتند‪ .‬خاویــار‬ ‫نوعــی غــذای لوکــس اســت و معمــوال بــرای پیش غــذا یــا‬ ‫طعم دهنــده البتــه بــه مقــدار کــم‪ ،‬اســتفاده می شــود‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪ 9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫شهرستان‬ ‫‪12‬‬ ‫مدیر عملیات انتقال گاز خراسان رضوی خبر داد؛‬ ‫افزایش پایداری گاز در بزرگ ترین پروژه الومینیوم شرق کشور‬ ‫بـا اجـرای عملیـات تعویـض شـیر هشـت اینچ ایسـتگاه الومینـا جاجـرم‪ ،‬پایـداری انتقـال گاز در‬ ‫ایـن مسـیر افزایـش یافـت‪ .‬مدیر منطقـه چهـار عملیات انتقـال گاز گفـت‪« :‬در راسـتای حمایت‬ ‫از تولیـد ملـی و در جهـت رسـیدن بـه پایـداری حداکثـری انتقـال گاز در خط هشـت اینچ فرعی‬ ‫شـرکت الومینیـوم جاجـرم به عنـوان یکـی از قطب هـای اقتصادی شـمال شـرق کشـور‪ ،‬عملیات‬ ‫تعویـض شـیر هشـت اینچ ایسـتگاه الومینـا جاجـرم در کوتاه تریـن زمـان ممکن انجام شـد»‪ .‬وی‬ ‫هـدف از اجـرای ایـن پـروژه را کمـک بـه پایـداری انتقـال گاز دانسـت و تصریـح کـرد‪« :‬با اجـرای ایـن عملیات در‬ ‫مـدت زمـان تعییـن شـده‪ ،‬ضریـب انتقال پایـدار گاز رشـد قابـل توجهی یافته اسـت»‪.‬‬ ‫ساسانناصری زاده‬ ‫فلر هــای نفتــی گاز هایــی هســتند کــه‬ ‫بــه همــراه اســتخراج ســوخت از دل زمیــن‬ ‫خــارج شــده و ســوخته می شــوند‪ ،‬ایــن‬ ‫اقــدام خطــرات محیــط زیســتی دارد‪،‬‬ ‫درحالــی کــه می تــوان بــا جمــع اوری انــان‬ ‫ارزش افــزوده و اشــتغال پایــدار خلــق کــرد‪.‬‬ ‫بــه گــزارش گــروه اســتان های باشــگاه‬ ‫خبرنــگاران جــوان از اهــواز‪ ،‬فلر هــای‬ ‫نفتــی گاز هایــی هســتند کــه بــه هنــگام‬ ‫اســتخراج ســوخت های فســیلی از دل‬ ‫زمیــن‪ ،‬به همــراه ان خــارج می شــوند‪،‬‬ ‫عمــده ایــن گاز هــا ســوزانده شــده کــه دلیــل‬ ‫ان نیــز جلوگیــری از بــروز حــوادث خطرنــاک‬ ‫ماننــد انفجــار و بــه منظــور ایمنــی تجهیــزات‬ ‫صــورت می پذیــرد‪ .‬درنتیجــه اهمیــت ایــن‬ ‫موضــوع بــرای محیــط زیســت و همچنیــن‬ ‫تولیــد «ســی ان جــی» و «ال ان جی»موجــب‬ ‫شــده تــا همچنــان در اولویــت قــرار گیــرد‪.‬‬ ‫اوایــل ابان مــاه بــود کــه غالمرضــا مفیــدی مدیرعامــل شــرکت‬ ‫بهره بــرداری نفــت و گاز کارون از دســت یافتــن ایــران بــه دانــش‬ ‫فنــی حــذف فلر هــای نفتــی در مناطــق نفتخیــز جنــوب خبــر‬ ‫داد‪ .‬مفیــدی بــا اشــاره بــه اینکــه کار جمـع اوری گاز هــا از ســال‬ ‫‪ ۵۰‬خورشــیدی اغــاز شــده و رونــد کار نیــز پــس از انقــاب‬ ‫شــتاب یافتــه اســت‪ ،‬از بــه پایــان رســیدن جمــع اوری گاز هــای‬ ‫شــیرین و شــروع بــه فراهــم اوردن گاز هــای تــرش خبــر داد‪.‬‬ ‫به گــزارش باشــگاه خبرنــگاران جــوان؛ گاز هــای فلــر شــده یــا‬ ‫مشــعل ســوزی تاثیــر خطرناکــی بــر محیــط زیســت دارنــد‪.‬‬ ‫روزانــه ‪ ۶۰۰‬میلیون فوت مکعــب گاز و یک میلیــون بشــکه نفــت‬ ‫خــوراک پاالیشــگاه ها در شــرکت بهره بــرداری نفــت و گاز کارون‬ ‫تولیــد می شــود کــه بــا جم ـع اوری فلر هــای نفتــی می تــوان‬ ‫از انــان در تولیــد «ســی ان جــی» و «ال ان جــی» اســتفاده‬ ‫کــرد‪ ۷۰ .‬درصــد تاسیســات نفــت و گاز در تاالب هــا و مناطــق‬ ‫مســکونی قــرار دارنــد کــه ایــن مســئله اهمیــت تاثیــر فلر هــای‬ ‫نفتــی بــر محیــط زیســت را چنــد برابــر می کنــد‪ .‬گاز هایــی کــه‬ ‫بــه همــراه نفــت در میدان هــا ســوزانده می شــود‪ ،‬فراورده هــای‬ ‫ســمی ماننــد اکســید های گوگــرد بــه همــراه دارنــد و موجــب‬ ‫انتشــار گاز هــای گلخانـه ای می شــوند‪ .‬ســوزاندن فلــر بــا بــازده‬ ‫بســیار پایینــی صــورت می گیــرد کــه ترکیبــات الــی خطرناکی‬ ‫همچــون تولوئــن و بنزیــن را تولیــد کــرده همچنین مقــدار قابل‬ ‫توجهــی هیدروکربن هــای ﻧﺴﻮﺧﺘﻪ را در هــوا منتشــر می کنــد‬ ‫که ســرطان زا هســتند‪ .‬غالمرضا شــریعتی؛ اســتاندار خوزســتان‬ ‫در اواخــر دی مــاه ســال ‪ ۱۳۹۸‬از رنــج بــردن اهــواز از فلر هــای‬ ‫نفتــی گفــت و علــت ان را محــدود بــه دود خودرو هــا ندانســت‪.‬‬ ‫شــریعتی در ســخنان خــود کــه در مراســم زنــگ هــوای پــاک و‬ ‫در دبیرســتان حضــرت زینــب (س) ناحیــه ‪ ۴‬اهــواز برگزار شــد‪،‬‬ ‫از انعقــاد قــراردادی بــه مبلغ ‪ ۳.۲‬میلیــارد دالر برای جمــع اوری‬ ‫فلر هــای نفتــی اطــاع داد کــه بــه گفتــه او دولــت بــه صــورت‬ ‫جــدی بــه دنبــال جم ـع اوری انــان اســت و مناطــق نفتخیــز‬ ‫جنــوب نیــز در همیــن جهــت اقداماتــی را انجــام داده اســت‪.‬‬ ‫جمع اوری فلر های نفتی و ارسال انان به پاالیشگاه ها‬ ‫مقــدم؛ رئیــس کارخانــه گاز و گاز مایــع ‪( ۶۰۰‬یکــی از‬ ‫کارخانجــات جمــع کننــده فلــر) گفــت‪« :‬ماموریــت کارخانــه‬ ‫ذکــر شــده فــراورش گاز در مرحلــه اول میدان هــای نفتــی‬ ‫اهــواز اســت‪ .‬هــم اکنــون همــه ایــن دســته از گاز هــا در مرکــز‬ ‫اســتان خوزســتان از ســوی مــا فــراورش می شــود و محصــول‬ ‫مــا یــا همــان گاز مایــع بــه ســمت پتروشــیمی بنــدر امــام و گاز‬ ‫خروجــی نیــز بــرای اســتفاده در پتروشــیمی مــارون ارســال‬ ‫می شــود»‪ .‬زارع‪ ٫‬مدیــر عملیــات کارخانــه نفــت و گاز کارون در‬ ‫خصــوص کارخانــه گاز و گاز مایــع ‪ ۶۰۰‬گفــت‪« :‬تاریــخ ســاخت‬ ‫ایــن مــکان بــه اوایــل دهــه ‪ ۵۰‬خورشــیدی بــاز می گــردد کــه‬ ‫بــا توجــه بــه گذشــت بیــش از ‪ ۵۰‬ســال از عمــر ایــن ســازه‪،‬‬ ‫کمــاکان کارخانــه بــا ســخت کوشــی و همــت کارکنــان صنعت‬ ‫نفــت پابرجــا مانــده و بــه وظیفــه خــود عمــل مــی کنــد‪ .‬تامین‬ ‫معاون استاندار مازندران تاکید کرد؛‬ ‫ضرورت رویکرد علمی در مبارزه با مواد مخدر‬ ‫معاون سیاسـی امنیتی و اجتماعی اسـتاندار مازندران در جلسـه کمیته توسعه مشارکت های مردمی شورای‬ ‫هماهنگـی مبـارزه بـا مواد مخدر اسـتان بابیان اینکـه مواد مخدر نیـز مانند دیگر پدیده هـای اجتماعی عصر‬ ‫حاضـر وارد فضـای پیچیده ای شـده اسـت‪ ،‬افزود‪« :‬نیاز اسـت بـا افزایش میزان حساسـیت اجتماعی‪ ،‬زمینه‬ ‫مشـارکت جـدی مـردم را در ایـن حوزه افزایش دهیم»‪ .‬حسـین حسـن نژاد بابیان اینکه رویکردهای سـنتی‬ ‫پاسـخگوی اسیب شناسـی در حـوزه مواد مخدر نیسـت‪ ،‬گفـت‪« :‬برای مقابله با اسـیب اعتیاد الزم اسـت از‬ ‫رویکردهـای علمـی اسـتفاده کنیم»‪ .‬وی خواسـتار مقابلـه و کنترل عوامل شـکل گیری اعتیاد شـد و گفت‪« :‬درقبال اسـیب های‬ ‫اجتماعـی مقاومت هـای الزم انجـام نگرفته و باید دراین زمینه حساسـیت های اجتماعـی را افزایش داد»‪.‬‬ ‫حفاظت از محیط زیست‪ ،‬ارزش افزوده و اشتغال پایدار؛‬ ‫اهمیت جمع اوری فلر های نفتی‬ ‫خــوراک و ورودی ‪ ۲‬پتروشــیمی منطقــه از جملــه وظایــف ایــن‬ ‫کارخانــه هســتند»‪ .‬او افــزود‪« :‬اخیــرا بــا تعمیــرات و اصالحیه ای‬ ‫کــه از ســوی گــروه مهندســی مناطــق نفتخیــز جنــوب انجــام‬ ‫شــد‪ ،‬توانســتیم میــزان مایعات ارســالی بــه کارخانه پتروشــیمی‬ ‫را بــه میــزان قابــل توجهــی افزایــش دهیــم‪ .‬بــر اســاس شــواهد‬ ‫بــه نظــر مــی رســید کــه بــه دلیــل نبــود گاز ســوزی بــا کاهش‬ ‫تولیــد نفــت مواجــه شــویم‪ ،‬امــا کارکنــان بخــش عملیــات گاز و‬ ‫گاز مایــع مناطــق نفتخیــز جنــوب‪ ،‬بــا برنامــه ریــزی منســجم‬ ‫عملیــات اصالحیــه را بــدون کاهــش تولیــد انجــام دادنــد کــه‬ ‫ضمــن موفقیــت در حفــظ میــزان فــراوری نفــت از بــروز گاز‬ ‫ســوزی در مجــاورت اهــواز نیــز جلوگیــری شــد»‪.‬‬ ‫کاهشمشعل سوزی‬ ‫از ‪ ۷۰‬درصد به ‪ ۱۱.۵‬درصد طی چهاردهه‬ ‫محمدرضــا نــادری؛ رئیــس ‪ HSC‬پدافنــد غیرعامــل و مدیریــت‬ ‫بحــران مناطــق نفتخیــز جنــوب گفــت‪« :‬به منظــور نگهــداری از‬ ‫محیــط زیســت و حفــظ منابــع و انــرژی و همچنیــن جلوگیری‬ ‫از هــدر رفــت ان‪ ،‬طرح هــای متعــددی به صــورت شــرح نیــاز‬ ‫و مصــوب جهــت جم ـع اوری گاز هــای مشــعل در دســتور کار‬ ‫شــرکت ملــی مناطــق نفتخیــز جنــوب قــرار گرفتــه اســت»‪.‬‬ ‫او در خصــوص اقدامــات صــورت گرفتــه در زمینــه جم ـع اوری‬ ‫فلر هــای نفتــی یــا گاز هــای مشــعلی‪ ،‬افــزود‪« :‬بــدون دود‬ ‫کــردن مشــعل ها و همچنیــن تغییــر تیــپ فلرهــا‪ ،‬فرســتادن‬ ‫گاز هــای مشــعل بــه شــرکت های خصوصــی بــرای فشــار‬ ‫افزایــی و چینی ســازی کــه در مجموعــه نیــز در دســت اجــرا‬ ‫هســتند؛ از جملــه کار هــای انجــام گرفتــه اســت‪ .‬تــا پیــش از‬ ‫ســال ‪ ۵۷‬میــزان گاز ســوزی در مشــعل ها حــدود ‪ ۷۰‬درصــد‬ ‫بــود؛ امــا پــس از ان ایــن مقــدار کمتــر شــده و در ســال ‪ ۹۸‬بــه‬ ‫‪ ۱۱.۵‬درصــد رســیده اســت»‪.‬‬ ‫خاموشی ‪ ۵۰‬مشعل سوز فعال در کالنشهر اهواز؛ به زودی‬ ‫نــادری در مــورد دیگــر طرح هــای مناطــق نفتخیــز جنــوب‬ ‫بیــان کــرد‪« :‬قــرار دادی بــه مبلــغ ‪ ۱۶۷‬میلیــون دالر میــان‬ ‫شــرکت نفــت و گاز کارون و پتروشــیمی مــارون در خصــوص‬ ‫بهســازی و احــداث تاسیســات جمــع اوری گاز هــای مشــعل‬ ‫منعقــد شــد‪ .‬بــر اســاس ایــن پیمــان نامــه روزانــه ‪ ۲۴۹‬میلیــون‬ ‫فــوت مکعــب گاز فراهــم می شــود‪ .‬قــرارداد دیگــری نیــز بــا‬ ‫پاالیشــگاه گاز بیــد بلنــد خلیــج فــارس بــا ســرمایه گــذاری‬ ‫حــدود یک هــزار و ‪ ۱۰۹‬میلیــون دالر جهــت جمــع اوری نزدیــک‬ ‫بــه ‪ ۶۰۰‬میلیــون فــوت مکعــب گاز در روز عقــد شــد کــه بــا‬ ‫اجــرای ایــن ‪ ۲‬طــرح ‪ ۵۰‬مشــعل فعــال در پیرامــون کالنشــهر‬ ‫اهــواز خامــوش می شــود»‪ .‬رئیــس پدافنــد غیر عامــل و‬ ‫مدیریــت بحــران مناطــق نفتخیــز جنــوب از اجرای طــرح هایی‬ ‫بــه منظــور جلوگیــری از ســوزاندن مایعــات کــه االینده هــای‬ ‫محیــط زیســتی هســتند‪ ،‬خبــر داد و اظهــار داشــت‪« :‬بهســوزی‬ ‫در مشــعل ها نیــز بــه میــزان قابــل توجهــی افزایــش یافته اســت‬ ‫و بــا اجــرای ایــن طرح هــا می تــوان در جلوگیــری از انتشــار‬ ‫االینده هــا و هیــدرو کربن هــای نســوخته در ســطح هــوا کمــک‬ ‫شــایانی کــرد»‬ ‫جمع اوری فلرهای نفتی؛‬ ‫جلوگیری از هدر رفت سرمایه ملی‬ ‫محمــد منصــوری؛ معــاون مدیــر برنامــه ریــزی تلفیقــی شــرکت‬ ‫مناطــق نفتخیــز جنــوب در گفتگــو بــا خبرنــگار مــا بــا اشــاره‬ ‫بــه گاز هایــی کــه پیشــتر بــرای ســوزاندن بــه مشــعل ارســال‬ ‫می شــد‪ ،‬گفــت‪« :‬بــا اســتراتژی های اتخــاذ شــده از ســوی‬ ‫وزارت نفــت و ســرمایه گذاری شــرکت های پتروشــیمی در ســال‬ ‫گذشــته ‪ ۲‬قــرار داد مهــم منعقــد شــد که طــی ان با اجــرای ‪۲۷‬‬ ‫پــروژه‪ ،‬میــزان گســترده ای از گاز هــای فلر شــده جمـع اوری و در‬ ‫نهایــت بــه منظــور خــوراک پاالیشــگاه ها مــورد اســتفاده قــرار‬ ‫می گیــرد»‪ .‬او افــزود‪« :‬پاالیشــگاه مــارون قــرار اســت بــر اســاس‬ ‫قــرارداد منعقــد شــده‪ ،‬فلرینــگ گازهــای اطــراف کالنشــهر اهواز‬ ‫را جمـع اوری نمایــد کــه هــدف ان حفاظــت از محیــط زیســت‬ ‫در مقابــل الودگی هــای گاز هــای ارســالی بــه مشــعل ها اســت‪.‬‬ ‫ایــن اقــدام در کنــار جلوگیــری از هدر رفت ســرمایه ملــی‪ ،‬ارزش‬ ‫افــزوده بــه همــراه دارد‪ ،‬کــه هــم می توانــد جهــت تولیــد داخلــی‬ ‫و هــم صــادرات مــورد اســتفاده قــرار بگیــرد»‪.‬‬ ‫تحقق جمع اوری حجم گسترده ای‬ ‫از فلرهای نفتی؛ به زودی‬ ‫بر اســاس قرارداد هــای عقــد شــده بــرای جمــع اوری فلر هــای‬ ‫نفتــی بیــن شــرکت نفــت و گاز کارون و پاالیشــگاه بیــد بلنــد‬ ‫خلیــج فــارس و مــارون مقــرر شــد کــه طــی سه ســال و‬ ‫شـش ماه بخــش عظیمــی از گاز هــای ارســالی بــه مشــعل کــه‬ ‫ســوزانده می شــوند‪ ،‬جم ـع اوری‪ ،‬فــراورش و ســپس بــه ارزش‬ ‫افــزوده تبدیــل شــوند‪ .‬انجــام ایــن طــرح هــا در چنــد قالــب‬ ‫تعریــف شــده اســت‪ ،‬از جملــه احــداث کارخانه هــای جدیــد و‬ ‫بهینــه ســازی تاسیســات موجــود کــه پیــرو ســاخت ایــن ســاز ه‬ ‫هــا نیــاز بــه نیــروی انســانی در حجــم قابل توجهــی وجــود دارد‬ ‫و امیــد اســت در کنــار حفــظ محیــط زیســت‪ ،‬اشــتغالزایی را‬ ‫بــرای خوزســتانی ها بــه ارمغــان اورد‪.‬‬ ‫درهمین راســتا گفتــه می شــود؛ قرارداد هــای بهســازی و‬ ‫نوســازی تاسیســات جمــ ع‪‎‬اوری گاز هــای مشــعل مناطــق‬ ‫نفت‪‎‬خیــز جنــوب مشــتمل بــر ‪ ۳۲‬طــرح اســت کــه قــرار‬ ‫شــده بــا اجــرای ان هــا طــی دو و نیم ســال از ســوزاندن روزانــه‬ ‫‪ ۷۶۰‬میلیون فوت مکعــب (معــادل ‪ ۲۲‬میلیون متر مکعــب) گاز‬ ‫در منطقــه شــرق رودخانــه کارون جلوگیــری شــود‪ .‬به گــزارش‬ ‫خبرگــزاری صد او ســیما؛ بــا اجــرای ایــن ‪ ۳۲‬طــرح‪ ،‎‬روزانــه‬ ‫‪ ۵۱۰‬میلیون فوت مکعــب بــه خــوراک پتروشــیمی در حــال‬ ‫احــداث بیدبلنــد ‪ ۲‬و روزانــه ‪ ۲۵۰‬میلیون فوت مکعــب بــه‬ ‫خــوراک پتروشــیمی مــارون اضافــه می شــود‪ .‬همچنیــن بــا‬ ‫جمــع‪‎‬اوری ایــن گازهــا‪ ،‬تولیــد مایعــات گازی شــرکت ملــی‬ ‫مناطــق نفت‪‎‬خیــز جنــوب هــم حــدود ‪ ۳۸‬هــزار بشــکه در روز‬ ‫ی‪‎‬یابــد کــه ســبب افزایــش خــوراک پتروشــیمی بندر‬ ‫افزایــش م ‬ ‫امــام خواهد شــد‪ .‬مسجدســلیمان‪ ،‬اغاجــاری‪ ،‬گچســاران‪ ،‬کارون‬ ‫و مــارون روزانــه حــدود سـه میلیون بشــکه نفــت خــام و بیــش‬ ‫از یکصــد میلیــون متــر مکعــب گاز طبیعــی تولیــد می کنــد‪.‬‬ ‫بخشــی از نفــت خــام تولیــدی این شــرکت کــه گســتره فعالیت‬ ‫ان در پنــج اســتان جنــوب و جنــوب غربــی کشــور قــرار دارد به‬ ‫پایانــه نفتــی خــارگ در اســتان بوشــهر بــرای صادرات و بخشــی‬ ‫نیــز از طریــق لولــه بــه پاالیشــگاه های نفــت ابــادان‪ ،‬اصفهــان‪،‬‬ ‫شــیراز‪ ،‬تهــران و تبریــز بــرای تولیــد فراورده هــای نفتــی بــرای‬ ‫مصــرف داخلــی انتقــال می یابــد‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪ 9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫شهرستان‬ ‫‪13‬‬ ‫محصوالت زراعی‬ ‫هندوستان ایران‬ ‫«طــارم» یکــی از شهرســتان های اســتان زنجــان‬ ‫به دلیــل برخــورداری از طبیعــت بکــر و زیبــا بــه‬ ‫هندوســتان ایــران معــروف اســت و همه ســاله در‬ ‫فصــول بهــار و تابســتان گردشــگران فراوانــی را جــذب‬ ‫می کنــد‪ .‬محصوالتــی از جملــه گیــاس‪ ،‬برنــج‪ ،‬گنــدم و‬ ‫… از محصــوالت زراعــی طــارم اســت‪.‬‬ ‫مهدی الماسی‪ /‬مهر‬ ‫رئیس کل دادگستری استان لرستان مطرح کرد؛‬ ‫سیناغریب‬ ‫مختومه شدن بیش از ‪ ۲۹۴‬هزار پرونده قضائی‬ ‫سید احمد موسوی‬ ‫محمــد رزم در هفتــه قــوه قضائیــه در دیــدار بــا نماینــده‬ ‫ولی فقیــه در لرســتان گفـت ‪« :‬دادگســتری کل اســتان لرســتان‬ ‫اقدامــات و برنامه ریزی هــای متعــددی را در حوزه هــای مختلــف‬ ‫در دســتور کار قــرار داده اســت»‪ .‬وی بــا اشــاره بــه بازدید مســتمر‬ ‫و منظــم از حوزه هــای قضائــی شهرســتان های مختلــف اســتان‬ ‫به منظــور ارتقــای ایــن حوزه هــا و همچنیــن ارائــه راهکارهــای‬ ‫الزم بــرای رفــع نقــاط ضعــف و تقویــت نقــاط قــوت‪ ،‬عنــوان‬ ‫کــرد‪« :‬در اســتان مجموعــه ای از سیاســت های اولویــت دار و‬ ‫محــوری مهــم دســتگاه قضائــی و رئیــس محتــرم قــوه قضائیــه‬ ‫در دســتور کار اســت»‪ .‬رئیــس کل دادگســتری لرســتان بــا‬ ‫اشــاره بــه اجــرای ایــن اولویت هــای مهــم دســتگاه قضائــی در‬ ‫لرســتان بــا تشــکیل ‪ ۳۰‬کمیتــه مختلــف‪ ،‬تصریــح کــرد‪« :‬ایــن‬ ‫کمیته هــا در حوزه هــای مختلــف ماننــد مهریــه‪ ،‬کاهــش ورودی‬ ‫پرونده هــا‪ ،‬برخــورد بــا مفاســد اداری و ســالم ســازی محیــط‬ ‫اداری‪ ،‬مختومه شــدن پرونده هــا و… ورود پیــدا کرده انــد»‪.‬‬ ‫پیگیری برای مختومه شدن تمامی پرونده های مسن‬ ‫رزم در ادامــه بــا اشــاره بــه پیگیــری بــرای مختومه شــدن تمامــی‬ ‫پرونده هــای مســن کــه مربــوط بــه ســال های گذشــته بــوده‬ ‫اســت‪ ،‬بیــان داشــت‪« :‬خوشــبختانه در دوره مدیریــت جدیــد بــا‬ ‫برنامه ریــزی صــورت گرفتــه از مجمــوع ‪ ۱۷‬هــزار پرونــده مســن‬ ‫در اســتان‪ ،‬تعــداد ‪ ۱۴‬هــزار فقــره مختومــه شــده و در حــال‬ ‫حاضــر حــدود ســه هزار پرونــده دیگــر باقــی مانــده کــه بــا‬ ‫برنامه ریزی هــای به عمــل امــده ایــن پرونده هــا در اســرع وقت‬ ‫تعییــن تکلیــف خواهــد شــد»‪ .‬وی همچنیــن کاهــش جمعیــت‬ ‫کیفــری در اســتان را یکــی دیگــر از برنامه هــای مهــم دســتگاه‬ ‫قضــا در اســتان برشــمرد و گفــت‪« :‬بــا برنامه ریــزی صــورت گرفته‬ ‫تعــداد دو هــزار و ‪ ۶۶۲‬نفــر زندانــی مشــمول بخشــنامه مــورخ‬ ‫‪ ۹۹/۱/۳۰‬ریاســت محتــرم قــوه قضائیــه شــده اســت»‪ .‬وی گفــت‪:‬‬ ‫«بــا بررســی های صــورت گرفتــه تعــداد ‪ ۴۰‬عنــوان مجرمانــه‬ ‫در اســتان احصــا شــده و به طــور جــدی و بــدون اغمــاض بــا‬ ‫مجرمیــن و مرتکبیــن ایــن جرائــم برخــورد خواهــد شــد»‪.‬‬ ‫مجوز برگزاری دادگاه علنی سه فقره پرونده در استان‬ ‫رزم بــا تاکیــد بــر اینکــه بــا پیگیری هــای صورت گرفتــه مجــوز‬ ‫برگــزاری دادگاه علنــی ســه فقــره پرونــده در اســتان اخــذ شــده‬ ‫اســت‪ ،‬افــزود‪« :‬یکــی از موضوعــات‪ ،‬پرونــده حادثــه تروریســتی‬ ‫‪ ۱۷‬بهمن مــاه ســال ‪ ۹۷‬در خرم ابــاد بــود کــه منجــر بــه‬ ‫شــهادت دو نفــر از پرســنل خــدوم نیــروی انتظامــی اســتان‬ ‫شــد‪ ،‬در ایــن رابطــه محاکمــه علنــی متهمیــن انجــان و حکم به‬ ‫قصــاص نفــس در مــاء عام صــادر شــد»‪ .‬رئیس کل دادگســتری‬ ‫لرســتان همچنیــن دســتگیری قاتلیــن فــراری بعد از چند ســال‬ ‫از ســوی دســتگاه قضائــی را یکــی دیگــر از اقدامــات صــورت‬ ‫گرفتــه و دســتاورد دوره مدیریــت جدیــد عنــوان کــرد و طــی‬ ‫نه مــاه گذشــته بیــش از ‪ ۲۲‬نفــر قاتــل فــراری دســتگیر شــده‬ ‫اســت‪ ،‬رزم گفــت‪« :‬در ابتــدای ســال ‪ ،۹۸‬موجــودی پرونده هــای‬ ‫اســتان ‪ ۵۰‬هــزار و ‪ ۸۷۰‬فقــره بــوده و در طــول ســال نیــز‬ ‫‪ ۲۸۱‬هــزار و ‪ ۵۶۰‬فقــره پرونــده بــه دســتگاه قضائــی اســتان‬ ‫وارد شــده اســت کــه بــا تــاش شــبانه روزی همــکاران محتــرم‬ ‫قضائــی و اداری تعــداد ‪ ۲۹۴‬هــزار و ‪ ۵۳۹‬فقــره پرونــده در ســال‬ ‫گذشــته مختومــه شــده و تعــداد ‪ ۱۳‬هــزار فقــره نیــز از مجمــوع‬ ‫پرونده هــای گذشــته و موجــودی ابتــدای ســال ‪ ۹۸‬مختومــه‬ ‫شــده و موجــودی اســتان بــه ‪ ۳۷۰۰۰‬تقلیــل یافتــه اســت»‪.‬‬ ‫بیش از ‪ ٥٦‬هزار پرونده وارده به دادگستری استان‬ ‫رئیــس کل دادگســتری لرســتان افــزود‪« :‬در ســه ماهه اول‬ ‫ســال ‪ ۹۹‬تعــداد ‪ ۵۶‬هــزار و ‪ ۹۵‬فقــره پرونــده بــه دادگســتری‬ ‫کل اســتان وارد شــده و ایــن در حالی ســت که در همیــن‬ ‫مــدت تعــداد ‪ ۵۷‬هــزار و ‪ ۷۲۹‬پرونــده مختومــه و بــا ایــن‬ ‫اوصــاف یک هــزار و ‪ ۶۳۴‬پرونــده از ‪ ۳۷‬هــزار پرونــده گذشــته‬ ‫را نیــز مختومــه شــده اســت»‪ .‬رزم گفــت‪« :‬بــا توجــه بــه ارزیابی‬ ‫به عمل امــده در قــوه قضائیــه‪ ،‬عملکــرد دادگســتری کل اســتان‬ ‫لرســتان از جهــات مختلــف مــورد تقدیــر و تجلیــل معــاون اول‬ ‫محتــرم قــوه قضائیــه و معــاون محتــرم اجتماعــی و پیشــگیری‬ ‫قــوه قضائیــه قــرار گرفتــه اســت»‪.‬‬ ‫معاون استاندار تهران تاکید کرد؛‬ ‫جلوگیری از تغییر کاربری اراضی زراعی توسط جهاد کشاورزی استان‬ ‫محسنشیرازی نژاد‬ ‫معــاون اســتاندار تهــران و فرمانــدار ویــژه‬ ‫شهرســتان ری در جلســه ســتاد ســاماندهی‪،‬‬ ‫پیشــگیری و مقابلــه بــا ســاخت و ســازهای‬ ‫غیرمجــاز گفــت‪« :‬جهاد کشــاورزی شهرســتان‬ ‫بایــد از تغییــر کاربــری اراضــی زراعــی‬ ‫جلوگیــری کنــد»‪ .‬دکتــر حســین توکلــی‬ ‫کجانــی اظهــار داشــت ‪« :‬متاســفانه افــرادی‬ ‫ســودجو در حریــم روســتاها زمین هــای‬ ‫زراعــی را از روســتائیان بــا قیمــت ناچیــز‬ ‫تو ســازهای‬ ‫خریــداری کــرده و بــا ساخ ‬ ‫غیرمجــاز و تغییــر کاربــری ســودهای کالنــی‬ ‫را در گذشــته به دســت اورده انــد و معضــات‬ ‫ان بــرای منطقــه باقــی مانــده اســت»‪ .‬وی‬ ‫گفــت‪« :‬در حــوزه شــهری‪ ،‬تامیــن پارکینــگ‬ ‫بســیار مهــم اســت و شــهرداران ایــن موضــوع‬ ‫را به صــورت ویــژه مدنظــر قــرار دهنــد تــا‬ ‫در اینــده بــا افزایــش جمعیــت و گســترش‬ ‫شــهر‪ ،‬مشــکالت و معضــات شــهری به وجــود‬ ‫نیایــد»‪ .‬نماینــده عالــی دولــت بیــان داشــت‪:‬‬ ‫«به دلیــل وجــود مرکــز دفــن زبالــه ارادکــوه‬ ‫مراکــز تفکیــک زبالــه در شهرســتان ری‬ ‫به وجــود امــده کــه از طرفــی بایــد از فعالیــت‬ ‫ایــن مراکــز در حاشــیه شــهرها و روســتاها‬ ‫جلوگیــری شــود و از طــرف دیگــر در یــک‬ ‫نقطــه مشــخص کــه مزاحمتــی برای ســاکنین‬ ‫شــهرها و روســتاها نداشــته باشــد ایــن مراکــز‬ ‫بصــورت متمرکز مســتقر شــوند»‪ .‬وی در پایان‬ ‫تو ســازهای‬ ‫گفــت‪« :‬عمــده تخلفــات ساخ ‬ ‫غیر مجــاز در حریــم شــهرها و خــارج از‬ ‫محــدوده روســتاها صــورت می گیــرد‪ .‬در‬ ‫بخش هــا و شــهرهای تابعــه شهرســتان ری‬ ‫تو ســازهای غیرمجــاز‬ ‫بــرای مقابلــه بــا ساخ ‬ ‫اقدامــات خوبــی صــورت می گیــرد؛ امــا جهــاد‬ ‫کشــاورزی شهرســتان بایســتی جلوگیــری از‬ ‫تغییــر کاربــری زمین هــای زراعــی را اولویــت‬ ‫کار خــود قــرار دهــد‪ .‬تبعیــت از قانــون‬ ‫بــرای همــگان ضروری ســت و در این راســتا‬ ‫شــهرداری تهــران نیــز در خصــوص حریــم‬ ‫شــهرهای قیامدشــت و قلعه نــو از قانــون‬ ‫تمکیــن کنــد؛ زیــرا ایــن شــهرها بــر اســاس‬ ‫قانــون ایجــاد شــده اند»‪.‬‬ ‫گلستان‬ ‫بازدید مدیران کل صنعت‬ ‫معدن و تجارت و شرکت‬ ‫شهرک های صنعتی‬ ‫مدیرعامـل شـرکت توزیـع نیـروی بـرق گلسـتان از پایـش و‬ ‫کنتـرل بـار مصرفـی صنایع با حضـور رئیـس سـازمان صنعت ‪،‬‬ ‫معـدن و تجـارت اسـتان و مدیرعامـل شـرکت شـهرک های‬ ‫صنعتی گلسـتان در سـتاد توزیع نیروی برق گلسـتان خبر داد‪.‬‬ ‫علی اکبـر نصیـری در حاشـیه بازدیـد رئیـس سـازمان صمت و‬ ‫مدیرعامـل شـهرک های صنعتی اسـتان از مرکز دیسـپاچینگ‬ ‫شـرکت گفـت ‪« :‬در پـی افزایش دما و به منظـور رصد و پیگیری‬ ‫ماموریت های محوله از سـوی سـتاد شـرکت توزیع نیروی برق‬ ‫گلسـتان ‪ ،‬میـزان بـار مصرفی صنایع بـا تفاهمنامه منعقدشـده‬ ‫مقایسـه شـد و صنایعـی کـه مفـاد منـدرج در تفاهمنامـه را‬ ‫رعایـت نمی کنند‪ ،‬بایـد با انها برخورد شـود»‪ .‬وی افـزود ‪« :‬طی‬ ‫تماس هـای تلفنـی انجام شـده از سـوی رئیس سـازمان صنعت ‪،‬‬ ‫معـدن و تجارت اسـتان جهـت تاکید بر اهمیت موضـوع در پی‬ ‫مکاتبـات صورت گرفتـه ‪ ،‬درخواسـت مدیریت کـردن انـرژی در‬ ‫سـاعات اوج مصـرف بـا خارج کـردن دسـتگاه های غیر ضـروری‬ ‫از مـدار اعالم شـد»‪.‬‬ ‫برگزاری مسابقه ویژه فرزندان‬ ‫دختر کارکنان مخابرات منطقه‬ ‫به مناسـبت میالد حضرت معصومه (س) و روز دختر‪ ،‬مسـابقه ای‬ ‫ویـژه فرزنـدان دختـر کارکنان مخابـرات منطقه گلسـتان برگزار‬ ‫شـد‪ .‬به گفتـه علی اصغـر زرگـر؛ رئیـس اداره روابـط عمومـی‬ ‫مخابـرات منطقـه گلسـتان به مناسـبت میالد حضـرت معصومه‬ ‫(س) و روز دختـر مسـابقاتی در رشـته های نقاشـی ‪ ،‬موسـیقی ‪،‬‬ ‫شـعر ‪ ،‬پاسـخگویی بـه سـئوال و ارسـال بهتریـن جملـه در قالب‬ ‫پیامک برگزار شـد ‪ .‬وی گفت‪« :‬این مسـابقه که با اسـتقبال خوب‬ ‫فرزنـدان دختـر همکار روبرو شـد بعد از داوری های انجام شـده به‬ ‫نفـرات برتـر هررشـته جوایزی به رسـم یادبـود اهداء شـد»‪.‬‬ ‫اماده باش منابع طبیعی‬ ‫گلستان برای گرما‬ ‫پیش بینـی افزایـش دمای هوای گلسـتان تا پایـان هفته جاری‪،‬‬ ‫احتمـال اتش سـوزی عرصه هـای منابـع طبیعـی اسـتان را‬ ‫افزایـش داده و سـبب اماده بـاش یـگان حفاظـت منابع طبیعی‬ ‫شـده اسـت‪ .‬سـرهنگ حبیب یاراد بزی (فرمانده یگان حفاظت‬ ‫منابع طبیعی) گفت‪« :‬براسـاس پیش بینی هواشناسـی مبنی بر‬ ‫افزایـش دمـا در روزهـای اینـده‪ ،‬نیروهای یـگان حفاظت منابع‬ ‫طبیعـی اسـتان بـرای پیشـگیری از اتش سـوزی احتمالـی‬ ‫به حالـت اماده بـاش درامده انـد»‪.‬‬ ‫عملیات دبی سنجی خط‬ ‫‪ 800‬میلی متری ایستگاه‬ ‫خروجی والش اباد‬ ‫سرپرسـت امور اب و فاضالب شهرسـتان گرگان از عملیات دبی‬ ‫سـنجی خط ‪800‬میلی متری ایسـتگاه خروجی والش اباد خبر‬ ‫داد ‪ .‬قربـان غالمـی گفت‪« :‬به منظور پایش و کنترل شکسـتگی‬ ‫خطـوط انتقـال مسیرایسـتگاه والش ابـاد تا مخزن گرمابدشـت‬ ‫عملیـات دبی سـنجی خـط ‪ 800‬میلی متـری در چندیـن نقطه‬ ‫توسـط کارشناسـان حـوزه بهره بـرداری گـرگان انجـام شـده‬ ‫اسـت»‪ .‬وی تصریح کرد‪« :‬افزایـش روز افزون مصرف اب ‪ ،‬کاهش‬ ‫منابـع ان در طبیعـت و همچنیـن افزایـش هزینه هـای تامین‬ ‫اب موجـب شـده اسـت تـا کنتـرل مصـرف بهینـه ‪ ،‬شناسـایی‬ ‫نشـتی ها ‪ ،‬مدیریـت توزیـع اب و قیمت گـذاری صحیـح بـرای‬ ‫مصـرف اهمیت چشـمگیری پیـدا کند»‪.‬‬ ‫ دو شنبه ‪9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫اگهی‬ ‫‪14‬‬ ‫اگهـ�ی تغییرــات شرــکت تولیــدی تجهیزــات ماشــین االت الکترونیـ�ک‬ ‫اگه��ی تغیی��رات ش��رکت ته��ران مه��راس سـ�هامی خ��اص ب��ه شـ�ماره‬ ‫اورامــان بـ�ا مس��ئولیت محدــود بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪ 191131‬و شناسـ�ه‬ ‫ثبـ�ت ‪ 102228‬و شناسـ�ه ملـ�ی ‪ 10101461744‬به اس�تـناد صورتجلسـ�ه‬ ‫ملـ�ی ‪ 10102330996‬بـ�ه اس�تـناد صورتجلسـ�ه مجمـ�ع عمومـ�ی‬ ‫فوق العـ�اده مـ�ورخ ‪ 1399/02/30‬تصمیمــات ذیـ�ل اتخــاذ شـ�د‪ :‬هیئـ�ت‬ ‫مدیــره شرــکت مرکـ�ب از سـ�ه نفـ�ر خواهـ�د بــود کـ�ه در مجمـ�ع عمومـ�ی‬ ‫ع��ادی ی��ا ع��ادی بط��ور فوق الع��اده از بی��ن شـ�رکاء انتخ��اب می ش��وند‪.‬‬ ‫اساسـ�نامه جدی��د در ‪ 27‬م��اده و ی��ک تبص��ره ب��ه تصوی��ب رس��ید و‬ ‫جایگزی��ن اساسنــامه قبل��ی گردی��د‪.‬‬ ‫مجم��ع عموم��ی فوق العـ�اده مـ�ورخ ‪ 1398/12/08‬تصمیمــات ذیـ�ل‬ ‫اتخ��اذ ش��د‪ :‬تع��داد اعض��ا هی��ات مدی��ره و اص�لاح م��اده مربوط��ه در‬ ‫اساس�نـامه تعدــاد اعضـ�ا هیــات مدیــره بـ�ه ‪ 3‬نف��ر افزای��ش یاف��ت و مـ�اده‬ ‫مربوط��ه در اساسنــامه اصـلاح گردی��د‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و‬ ‫موسسات غیرتجاری تهران (‪)895218‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و‬ ‫موسسات غیرتجاری تهران (‪)895214‬‬ ‫اگهـ�ی انتقــال موسسـ�ه غیرتجاــری حقوقـ�ی ملیحـ�ه تهوــری بـ�ه شناسـ�ه‬ ‫ملـ�ی ‪ :10760012950‬ب��ه موج��ب نام��ه شــماره ‪/97/3208‬ش‪107/‬‬ ‫مـ�ورخ ‪ 97/11/17‬مرج��ع ثب��ت ش��رکت ها و موسس��ات غیرتجـ�اری‬ ‫شهرس��تان های استــان مازن�دـران و مستــند بـ�ه صورتجلسـ�ه درخواسـ�ت‬ ‫مدی��ر موسس��ه حقوق��ی مـ�ورخ ‪ 1397/10/14‬مرکـ�ز اصلـ�ی موسسـ�ه‬ ‫غیرتجـ�اری حقوق��ی ملیح��ه تهـ�وری ب��ه نشـ�انی شهــرری‪ ،‬شـ�هرک‬ ‫جواداالئم��ه‪ ،‬کوچ��ه ش�هـیدعلی کوهی نــژاد‪ ،‬خیاب��ان فدائی��ان اسـلام‪،‬‬ ‫پـلاک ‪ ،2‬طبق��ه اول کدپسـ�تی ‪ 1861883159‬انتق��ال یاف��ت و در اداره‬ ‫ثب��ت ش��رکت ها و موسس��ات غیرتج��اری تح��ت شـ�ماره ‪ 46611‬بـ�ه‬ ‫ثب��ت رســیده اس��ت‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و‬ ‫موسسات غیرتجاری تهران (‪)895213‬‬ ‫اگهـ�ی تغییرــات شرــکت صلـ�ب س�اـزان ارویـ�ن شرــکت س�هـامی خــاص بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪ 442073‬و شناسـ�ه‬ ‫اگهـ�ی تغییرــات شرــکت ارتـ�ا فرــان شرــکت س�هـامی خــاص بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪ 125573‬و شناسـ�ه ملـ�ی‬ ‫ملـ�ی ‪ 10320892097‬ب��ه اســتناد صورتجلس��ه مجم��ع عموم��ی فوق العـ�اده مـ�ورخ ‪ 1396/03/23‬تصمیمـ�ات‬ ‫‪ 10101690072‬ب��ه اســتناد صورتجلس��ه مجم��ع عموم��ی عـ�ادی بط��ور فوق العـ�اده مـ�ورخ ‪1399/02/04‬‬ ‫ذی��ل اتخـ�اذ ش��د‪ :‬نشــانی شــرکت ب��ه ادرس‪ :‬تهــران‪ -‬شـ�هر تهـ�ران‪ ،‬کرم��ان‪ ،‬کوچ��ه نیکـ�زاد‪ ،‬خیابـ�ان‬ ‫تصمیمـ�ات ذی��ل اتخـ�اذ ش��د‪ :‬اعض��ا هیـ�ات مدیـ�ره بقــرار زی��ر بــرای مـ�دت دو سـ�ال تعیی��ن گردیدن��د اقـ�ای‬ ‫شهــیدامیراصالن درودیـ�ان‪ ،‬پـلاک ‪ ،205‬طبق��ه همک��ف‪ ،‬کدپس��تی‪ 1763614951 :‬انتقــال یافـ�ت در نتیجـ�ه‬ ‫حسـ�ن جاللی پــور بســمت مدیرعامـ�ل و رئیـ�س هیــات مدیــره بش�مـاره ملـ�ی ‪ 0044972679‬خانـ�م مرضیـ�ه‬ ‫مـ�اده مربوط��ه در اساســنامه بدی��ن ش��رح اص�لاح گردی��د‪ - .‬کلی��ه اسـ�ناد و اوراق بهــادار و تعهــداور شـ�رکت‬ ‫عبدالحسیــنی بســمت نایـ�ب رئی��س هیــات مدیــره بش�مـاره ملـ�ی ‪ 0384478255‬خان��م ســارا نیک فـ�ال بسـ�مت‬ ‫از قبیـ�ل چ��ک‪ ،‬س�فـته‪ ،‬ب��روات‪ ،‬قراردادهـ�ا و عقــود اسلـامی و اوراق عاــدی و اداری بـ�ا امضــاء مدیرعامـ�ل بـ�ه‬ ‫عضـ�و هیــات مدیــره بش�مـاره ملـ�ی ‪ 0075335611‬ح��ق امض��ا کلی��ه اوراق و اسـ�ناد بهــادار از قبی��ل چ��ک و‬ ‫تنهای��ی همـ�راه ب��ا مه��ر شـ�رکت معتبــر می باش��د درنتیج��ه بن��د و مـ�اده ‪ 15‬اساسنــامه بدی��ن شـ�رح اصـلاح‬ ‫ســفته و بــرات و عقـ�ود اســامی و تعهدــاور ب��ا مدیرعام��ل بتنهائ��ی همــراه ب��ا مه��ر شــرکت معتب��ر می باش��د‪.‬‬ ‫گردی��د‪ - .‬هیئ��ت مدی��ره ش��رکت مرک��ب از ‪ 3‬نف��ر می باش��د ک��ه در مجم��ع عموم��ی ع��ادی ب��رای م��دت دو‬ ‫اقــای حامـ�د ش��یروانی بش�مـاره ملـ�ی ‪ 0062883682‬ب��ه س��مت بـ�ازرس اصل��ی و اق��ای رس��ول عقیل��ی بشـ�ماره‬ ‫س��ال انتخ��اب می ش��ود و م��اده مربوط��ه اساسـ�نامه بدی��ن ش��رح اص�لاح می گ��ردد‪.‬‬ ‫ملـ�ی ‪ 0054488214‬ب��ه سـ�مت باــزرس علی البـ�دل شــرکت بــرای مـ�دت یکسـ�ال مال��ی انتخـ�اب گردیدن��د‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و موسسات غیرتجاری تهران (‪)895217‬‬ ‫تاســیس شرــکت بـ�ا مس��ئولیت محدــود پایدــار فرــاز ایمـ�ن در تاریـ�خ ‪ 1396/08/10‬بـ�ه ش�مـاره ثبـ�ت ‪517984‬‬ ‫بـ�ه شناسـ�ه ملـ�ی ‪ 14007179601‬ثبـ�ت و امضـ�ا ذیـ�ل دفاتـ�ر تکمیـ�ل گردیــده کـ�ه خالصـ�ه ان بـ�ه شــرح زیـ�ر‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و موسسات غیرتجاری تهران (‪)895216‬‬ ‫اگهی دعوت‬ ‫جه��ت اط�لاع عم��وم اگه��ی می گ��ردد‪ .‬موضـ�وع‪ :‬طراح��ی و سـ�اخت و مونت��اژ و خدم��ات پ��س از فـ�روش‬ ‫از کلیــه شــرکای شــرکت صنایــع ســنگ داشکســن اذرشــهر بــا مســئولیت محــدود‬ ‫بــه شــماره ثبــت ‪ 411209‬و بــه شناســه ملــی ‪ 10320631920‬دعــوت بــه عمــل‬ ‫می ایــد کــه در تاریــخ ‪ 1399/04/25‬در ســاعت ‪ 9‬و ‪ 10‬جهــت حضــور در مجامــع‬ ‫عمومــی فوق العــاده و در ســاعت ‪ 11‬مجمــع عمومــی عــادی بطــور فوق العــاده در‬ ‫محــل اصلــی شــرکت حضــور بهــم رســانند‪.‬‬ ‫دستور جلسه مجمع عمومی فوق العاده ساعت ‪ 9:00‬صبح‬ ‫ افزایش سرمایه از طریق افزایش سهم الشرکه و ورود شریک جدید‬‫ اصــاح مــاده اساســنامه درخصــوص کاهــش‪ /‬افزایــش تعــداد اعضــای‬‫هیئــت مدیــره‬ ‫اقــای حامـ�د فرجـ�ی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0012001074‬دارنـ�ده ‪ 49.500.000‬ریــال سهم الشرــکه خانـ�م فهیمـ�ه‬ ‫دستور جلسه مجمع عمومی فوق العاده ساعت ‪ 10‬صبح‬ ‫‪ -‬کاهش سرمایه از طریق خروج شریک‬ ‫انوــاع باالبـ�ر و پله برقـ�ی و تهیـ�ه قطعــات و مل�زـوات وابســته و موــاد اولیـ�ه و ماشــین االت و قطعــات یدکـ�ی‬ ‫اسانس��ورهای س��اختمانی و صنعتـ�ی انجــام کلیـ�ه فعالیت هــای پیمان�کـاری عمرانـ�ی س��اختمانی اعـ�م ابنیـ�ه‬ ‫س��بک و ســنگین راهسـ�ازی محوطه سـ�ازی و شهرک سـ�ازی و زیباسـ�ازی شـ�هری و دکوراس��ین داخل��ی و‬ ‫نمـ�ا‪ ،‬هرگون��ه فعالی��ت مجـ�از اقتصــادی تولیـ�دی و خدمات��ی شــامل بازرگان��ی در داخ��ل و خــارج از کشـ�ور‬ ‫ص�اـدرات و واردات خری��د و فــروش و تهی��ه و توزی��ع و خدمـ�ات پ��س از فــروش کلی��ه کاالهـ�ای بازرگان��ی مجـ�از‬ ‫شـ�رکت در مناقص��ات و مزایـ�دات دولت��ی و خصوص��ی‪ ،‬اخ��ذ و اعط��اء نمایندگ��ی در داخ��ل و خـ�ارج کشـ�ور‪،‬‬ ‫مراجعـ�ه بـ�ه بانک هـ�ا و موسســات مالـ�ی و اعتباــری جهـ�ت اخـ�ذ تس�هـیالت‪ .‬درصوــرت لزــوم پـ�س از اخـ�ذ‬ ‫مجوزهـ�ای الزم از مراج��ع ذیرب��ط‪ .‬مـ�دت‪ :‬از تاری��خ ثب��ت ب��ه م��دت نامح��دود‪ .‬مرکـ�ز اصلـ�ی‪ :‬تهرــان‪ ،‬شـ�هر‬ ‫ته�رـان‪ ،‬پیــروزی‪ ،‬کوچ��ه میرمجتهــدی‪ ،‬خیابـ�ان پیـ�روزی‪ ،‬پـلاک ‪ ،202‬طبق��ه دوم‪ ،‬کدپسـ�تی ‪1766697164‬‬ ‫س��رمایه ش�خـصیت حقوقـ�ی‪ 50.000.000 :‬ری��ال می باش��د‪ .‬اسـ�امی و میـ�زان سهم الشـ�رکه شـ�رکا‪:‬‬ ‫فرجـ�ی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0064513955‬دارنـ�ده ‪ 500.000‬ری��ال سهم الشـ�رکه‪ .‬اولی��ن مدیـ�ران‪ :‬اقـ�ای‬ ‫حامـ�د فرجـ�ی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0012001074‬و ب��ه سـ�مت مدیرعام��ل و ب��ه سـ�مت رئی��س هیئ��ت مدیـ�ره‬ ‫بـ�ه مــدت نامح�دـود‪ ،‬خانـ�م فهیمـ�ه فرجـ�ی بـ�ه ش�مـاره ملـ�ی ‪ 0064513955‬و بـ�ه ســمت نایـ�ب رئیـ�س هیئـ�ت‬ ‫مدی��ره ب��ه م��دت نامح��دود‪ .‬دارن�دـگان حـ�ق امضـ�ا‪ :‬کلی��ه اوراق و اس��ناد به��ادار و تعه��داور ش��رکت و اوراق‬ ‫عــادی و اداری ب��ه امضـ�ای حام��د فرج��ی ب��ه سـ�مت مدیرعام��ل همــراه ب��ا مه��ر شــرکت معتب��ر می باش��د‪.‬‬ ‫اختی�اـرات نماینــده قانونـ�ی‪ :‬طب��ق اساســنامه‪ .‬ثب��ت موض��وع فعالی��ت مذکـ�ور‪ ،‬ب��ه منزل��ه اخ��ذ و صـ�دور‬ ‫پروان��ه فعالی��ت نمی باش��د‪.‬‬ ‫سازمان ثبت اسناد و امالک کشور اداره ثبت شرکت ها و موسسات غیرتجاری تهران (‪)895215‬‬ ‫دســتور جلســه مجمــع عمومــی عــادی بطــور فوق العــاده ســاعت ‪11‬‬ ‫صبــح‬ ‫ انتخاب و تعیین سمت اعضای هیئت مدیره‬‫‪ -‬تعیین وضعیت حق امضاء‬ ‫مقام دعوت هیئت مدیره‬ ‫ دو شنبه ‪9‬تیر ‪ / 1399‬شماره ‪311‬‬ ‫پیشنهاد‬ ‫شنای پروانه‬ ‫و همیشه پاییز‬ ‫‪15‬‬ ‫ملکه سیاه پوش‬ ‫فیلمـی از زنـی به نـام «پروانـه» حین شـنا در اسـتخر‪ ،‬در فضای مجازی منتشـر‬ ‫می شـود‪« .‬هاشـم»؛ شـوهرش و برادرش «حجت» دنبال انتقا م از کسـی هسـتند‬ ‫کـه فیلم را منتشـر کـرده ‪ ...‬جـواد عزتی‪ ،‬طنـاز طباطبایـی‪ ،‬امیر اقایـی‪ ،‬پانته ا‬ ‫بهـرام‪ ،‬علی شـادمان‪ ،‬نیـره فراهانـی‪ ،‬ایمان صفـا و مه لقا باقـری؛ بازیگـران این‬ ‫ کارگردانـی محمـد کارت هسـتند کـه فیم نامـه اش مشـترک ًا با حسـین‬ ‫فیلـم به‬ ‫ِ‬ ‫دومـاری و پدرام پورامیری نوشـته اسـت‪.‬‬ ‫موضـوع پایان نامـم رو تـو ذهنم مـرور می کنـم؛ هویت شـیئی در عکـس! نوبت‬ ‫مـن میشـه؛ ازم به فارسـی میپرسـن موضـوع پایان نامـت چیـه؟ مکـث میکنم؛‬ ‫همه سـاکت میشـن‪ .‬خواب می بینم فارسـی یـادم رفتـه ‪ ...‬ابان حسـین ابادی و‬ ‫ کارگردانی مهیـار جوادی ها‬ ‫یکتـا طبیبـی؛ بازیگران این نمایـش به نویسـندگی و‬ ‫ِ‬ ‫ روی صحنه رفته و تـا ‪ 20‬تیرماه‬ ‫هسـتند که در «تـاالر مولوی» (سـالن اصلی) بـه ِ‬ ‫‪ 99‬هـرروز سـاعت ‪ 18‬میزبان عالقه مندان اسـت‪.‬‬ ‫«ملکـه سـیاه پوش» نوشـته مایکل مورپورگـو با تصویرگـری تونـی راس و ترجمه‬ ‫ِ‬ ‫ قیمـت ‪12‬هزارتومان منتشـر‬ ‫جمـال اکرمی توسـط انتشـارات «محـراب قلـم» به‬ ‫ی کنجـکاو به نام «بیلـی» را می خواینم که‬ ‫شـد‪ .‬در ایـن کتاب ماجراهای پسـربچه ا ‬ ‫همـراه خانواده اش به محلـه ای در خیابـان باغ های ویکتوریا اسباب کشـی کرده اند‪.‬‬ ‫«ملکه سـیاه پوش» اسمی سـت که او روی همسـایه مشکوکشان گذاشـته؛ زنی که‬ ‫یکدسـت سـیاه می پوشـد و چهره اش از زیر کاله لبه پهن مشـکی نمایان نیسـت‪.‬‬ ‫دکتر اچ‬ ‫سرچشمه سرخ‬ ‫خواب بودم‬ ‫«دکتـر اچ» اپلیکیشـن تخصصی سـت درزمینـه رژیـم الغـری علمـی و کنترل‬ ‫بیمـاری دیابـت بـا امکانـات عالی تنـوع غذایـی و مشـاوره لحظه ای بـا طراحی‬ ‫فوق متخصـص تغذیـه؛ دکتر سـعید حسـینی کـه عضـو هیئت علمی دانشـکده‬ ‫تغذیه دانشـگاه علوم پزشـکی تهران و از چهره هـای مطرح تغذیه ایران اسـت‪ .‬از‬ ‫سـوابق او می تـوان عضویـت هیئت مدیره انجمـن تغذیه ایران و مسـئولیت واحد‬ ‫تغذیـه پژوهشـگاه غدد و متابولیسـم دانشـگاه علوم پزشـکی تهران را نـام برد‪.‬‬ ‫نمایشـگاه «سرچشـمه سـرخ» شـامل ‪ 63‬اثر در حوزه هنرهای تجسـمی شامل‬ ‫نقاشـی و عکس بـا موضوع یادبـود شـهدای هفتم تیرمـاه در «موزه فلسـطین»‬ ‫برپاسـت‪ .‬عالقه منـدان جهـت بازدیـد از این رویـداد فرهنگـی می تواننـد تا ‪17‬‬ ‫تیرمـاه همـه روزه از سـاعت ‪ 10‬تـا ‪ 18‬و روزهای پنج شـنبه از سـاعت ‪ 10‬تـا ‪ 15‬به‬ ‫نشـانی تهـران‪ ،‬خیابـان ولیعصر (عج)‪ ،‬نبـش خیابان بزرگمهـر و برادران شـهید‬ ‫مظفر‪ ،‬شـماره ‪ 74‬مراجعـه کنند‪.‬‬ ‫مهـرزاد امیرخانـی؛ ترانه سـرا و خواننـده موسـیقی پـاپ‪ ،‬تازه ترین اثـرش را در‬ ‫همـکاری معیـن طیبـی‪ ،‬تقدیـم مخاطبـان کـرده کـه ایـن تک اهنـگ «خواب‬ ‫ کنندگی مجید امینی و سـعید سـعداهلل تولید‬ ‫ن قطعـه به تهیه‬ ‫بـودم» نـام دارد‪ .‬ای ‬ ‫ِ‬ ‫شـده؛ امیرخانـی ترانه سـرای ان نیـز بوده و علـی وانیـار‪ ،‬تنظیمـش را بر عهده‬ ‫داشـته اسـت‪ .‬ایمـان احمـدزاده (میکس و مسـترینگ) و موسسـه «هفـت باغ»‬ ‫(ناشـر)‪ ،‬دیگـر عوامـل تولید و نشـر ایـن اثـر بوده اند‪.‬‬ ‫خانه تدین سمنان‬ ‫دانیل زندر‬ ‫خوان خلمن‬ ‫«خانـ ه تدیـن سـمنان» جـزو خانه هـای بـا ارزش دوره قاجار اسـت کـه به صورت‬ ‫دو بخـش بیرونی و اندرونی سـاخته شـده اسـت‪ .‬بخـش بیرونی این خانـه‪ ،‬دارای‬ ‫دو طـاق بـزرگ و زیر زمین و بخش اندرونی‪ ،‬شـامل قسـمت های تابسـتانی دارای‬ ‫بادگیـر و زمسـتانی و همچنین تعـدادی اتاق کوچک و بزرگ اسـت‪ .‬گفتنی سـت‬ ‫کـه بنـای فعلـی ایـن ملـک زیبـا اکنـون به عنـوان محـل اداره میراث فرهنگی‬ ‫اسـتان سـمنان مورد اسـتفاده قرار گرفته اسـت‪.‬‬ ‫چه چشمان زیبایی!‬ ‫و زیباتر از ان نگا ِه چشمانت‬ ‫و زیباتر از ان هوای چشمانت‬ ‫وقتی از دوردست نگاه می کنی‬ ‫در هوا جست وجو می کردم‪:‬‬ ‫چراغ خونت را‬ ‫ِ‬ ‫خون سایه ات را‬ ‫ِ‬ ‫و سایه ات را‬ ‫بر دلم‬ ‫مترجم‪ :‬محسن عمادی‬ ‫هفته نامه سراسری‬ ‫ب امتیاز‪ :‬موسسه سایه سرافراز عشق‬ ‫صاح ‬ ‫مد یرمسئول‪ :‬سروناز بهبهانی‬ ‫ اد ناظری‬ ‫سرد بیر‪ :‬د کتر مهرد ‬ ‫مدیر تحریریه‪ :‬مصطفی رفعت‬ ‫صفحه ارا‪ :‬سجاد محمودی‬ ‫نشانی‪ :‬تهران‪ ،‬خیابان مفتح شمالی‬ ‫‪ E m a i l :s a r a fr a z a n 9 4 @ gm a i l . c om‬نبش خیابان ششم‪ ،‬پالک ‪ ،366‬طبقه ‪ ،5‬واحد ‪16‬‬ ‫‪ s a r a fr a z a na dv e r ti s e @ gm a i l . c om‬تلفن‪ 88511048 :‬فاکس‪86121989 :‬‬ ‫‪ w w w. s a r a fr a z a nne w s . i r‬چاپ‪ :‬کار و کارگر (تلفن‪)66817316 - 17:‬‬ ‫من یک زن نیستم؟‬ ‫او در این کتاب به تاریخ و اندیشـه سـنت امریکای شـمالی و زنان فمنیسـت سیاه پوست همچون ادری‬ ‫ب من یک زن نیسـتم ؟ از نـگاه نژادی ای‬ ‫لـرد‪ ،‬انجال دیویس‪ ،‬زورا نیل هورسـتون می پـردازد‪ .‬عنوان کتا ‬ ‫کـه به زنان سیاه پوسـت وجود دارد‪ ،‬صحبـت می کند و از خواننده درخواسـت مفهوم سـازی جدیدی از‬ ‫جنسـیت‪ ،‬فمنیسم‪ ،‬تاریخ و کشـمکش های سیاسی علیه زنان سـیاه پوست دارد‪.‬‬ ‫زنان و مسائل پیرامون شان از نگاه اندیشمندان‬ ‫بل هوکس‬ ‫در سـال ‪ 1952‬در هاپکینزویـل کنتاکـی دختری به نـام گلوریـا ژان واتکینز‬ ‫متولـد شـد‪ .‬نـام مسـتعارش را از جـد مادری خـود گرفـت‪ .‬بـل مادربزرگ‬ ‫خـود را به عنوان اسـم مسـتعار انتخـاب کرد زیـرا او را خاطر زبان دلنشـین‬ ‫و جسـورانه اش بسـیار تحسـین می کـرد و ایـن نـام را بـا حـروف کوچـک‬ ‫گذاشـت تـا بتوانـد نـام مسـتعار خـود را از مادربـزرگ متمایـز کنـد‪ .‬او در‬ ‫خانـواده ای کارگـری بـه همراه پنـج خواهر و یک بـرادر بزرگ شـد‪ .‬پدرش‪،‬‬ ‫وئـودوس واتکینـز‪ ،‬سـرایدار و مـادرش روزا بـل واتکینز کارگـر خانگی بود‪.‬‬ ‫خـود او می گویـد‪« :‬سیاسـت های خانگـی و خانـواده مـرا در جوانـی بـه ان‬ ‫واداشـت کـه مشـکالت پدرسـاالری سیاه پوستان‪،‬سکسیسـم و فرمان بـری‬ ‫جنسـیتی را تئوریـزه کنـم»‪ .‬بـل لیسـانس خـود را بـه زبـان انگلیسـی از‬ ‫دانشـگاه اسـتنفورد ‪ ،‬مدرک کارشناسـی ارشـد را از دانشـگاه ویسکانسین‬ ‫مدیسـون و سـرانجام دکتـرای خـود را از دانشـگاه کالیفرنیـا سـانتا کروز‬ ‫دریافـت کـرد‪ .‬او رسـاله خـود را در مـورد تونـی موریسـون (نویسـنده‪،‬‬ ‫فمینیسـت‪ ،‬اسـتاد دانشـگاه و برنده جایزه ادبـی نوبل ‪ ) ۱۹۹۳‬نوشـت‪ .‬او در‬ ‫مـورد چگونگـی نقـش نـژاد و طبقـه در زندگی مـا در یک جامعه مردسـاالر‬ ‫سـرمایه داری سفیدپوسـتان صحبـت کرده اسـت‪ .‬مباحـث کتاب هـای او از‬ ‫مردانگـی سـیاه ‪ ،‬اهمیت اجتمـاع ‪ ،‬اموزش کـودکان متفوت و مـواردی از این‬ ‫دسـت صحبـت می کند‪.‬‬ ‫سرونازبهبهانی‬ ‫‪sarvenaz.behbahani@gmail.com‬‬ ‫بــل هوکــس را می تــوان یکــی از تاثیرگذارتریــن اندیشــمندان و‬ ‫فیلســوفان فمنیســت در حــال حاضــر دانســت‪ .‬او به عنــوان یــک‬ ‫روشــنفکر بــا کنش گــری مــداوم در زمینــه مباحــث اساســی کــه‬ ‫بایــد در حــوزه زنــان به ویــژه در امریــکا بــه ان پرداختــه شــود‪،‬‬ ‫حضــوری پررنــگ داشــته اســت‪ .‬او بــر اهمیــت ازادی سیاســی‬ ‫تاکیــد بســیار دارد و بــا زیــر ســوال بــردن اعتبــار ویــژه بــرای‬ ‫سفید پوس ـت بودن‪ ،‬مبــارزه بــا برتری طلبــی جنســی یــا نــژادی‪،‬‬ ‫ســرمایه داری و پدرســاالری بــرای اقلیت هــا ازجملــه ســیاهان‪،‬‬ ‫تاثیــرات قابــل مالحظه ای داشــته اســت‪ .‬شــرایط ســخت زندگی‬ ‫بــل هوکــس و ســال های حاشیه نشــینی‪ ،‬فقــر و محرومیــت بــه‬ ‫او دیدگاهــی ویــژه بخشــیده تــا بهتــر بتوانــد مشــکالت اقشــار‬ ‫محــروم از حقــوق مــادی و انســانی را دریابــد و مبــارزه علیــه‬ ‫هرگونــه تبعیضــی به واســط ه نــژاد‪ ،‬طبقــه‪ ،‬جنســیت و ســلطه‬ ‫جنســی را در عصــر حاضــر ضــروری می دانــد‪ .‬عمــده تمرکــز‬ ‫نوشــته های او بــر درهم تنیدگــی نــژاد‪ ،‬ســرمایه داری و جنســیت‬ ‫اســت و قــدرت ایــن ســه را در تولیــد و بازتولیــد ســاختارهای‬ ‫ســرکوب گر و ســلطه طبقــه می دانــد‪ .‬او بیــش از ســی کتــاب‪،‬‬ ‫شــماری مقاله هــای دانشــگاهی و مقاله هــای ژورنالیســتی‬ ‫منتشــر کــرده و در چنــد فیلــم مســتند حضــور پیــدا کــرده و‬ ‫ســخنرانی های عمومــی بســیاری داشــته اســت‪ .‬هوکــس‪ ،‬عمدتـاً‬ ‫از زاویــه پساســاختاری‪ ،‬نــژاد‪ ،‬طبقــه و جنســیت را در امــوزش‪،‬‬ ‫هنــر‪ ،‬تاریــخ‪ ،‬سکســوالیته‪ ،‬وســایل ارتبــاط جمعــی (رســانه های‬ ‫عمومــی) و فمنیســم مــورد بررســی قــرار داد ه اســت‪ .‬بــل معتقد‬ ‫اســت کــه تقســیم بندی بــه جناح هــا و گروه هــای مختلــف‬ ‫سیاســی‪ ،‬منجــر بــه ایجــاد موانــع غیرضــروری بــرای خواهــران‬ ‫شــده اســت کــه به راحتــی هــم قابــل حــذف شــدن اســت؛‬ ‫چراکــه اگــر بپذیریــم تمرکــز فمنیس ـت های سوسیالیســت بــر‬ ‫نظــام طبقاتــی باشــد و تمــام رنگین پوســتان بــر تبعیــض نــژادی‬ ‫متمرکــز شــوند و موضاعــات دیگــر کم اهمیــت تلقــی شــوند‪،‬‬ ‫رونــد حرکــت بــه ســمت اصــل برابــری کندتــر خواهــد شــد‪.‬‬ ‫صــادق شــادمانی در ترجمــه مطلبــی کــه در ســال ‪ 2009‬بــه نام‬ ‫‪ Key thinkers on space and place‬منتشــر شــده اســت‬ ‫می نویســد‪ :‬هوکــس ماننــد بســیاری از فمنیسـت ها و منتقــدان‬ ‫نظریه هــای نــژادی‪ ،‬مطالــب بســیاری درمــورد چگونگــی‬ ‫درک هویــت نوشــته اســت‪ .‬از نــگاه او هویــت در ارتبــاط بــا‬ ‫سفیدپوســتی ‪ ،‬برتری طلبـی ‪ ،‬ســرمایه داری و پدرســاالری شــکل‬ ‫می گیــرد‪ .‬یعنــی فهــم سیاه پوســتان از خــود‪ ،‬برساخته ای ســت‬ ‫از الگوهــای ایدئولوژیــک و مــادی کــه تمایــز و دیگربودگــی را‬ ‫در بــدن‪ ،‬جماعــت و ذهــن سیاه پوســتان حــک می کنــد؛‬ ‫بنابرایــن فرایندهــای حاشــیه کردن ‪ ،‬هویــت انهــا را می ســازد‬ ‫و در خــال ایــن فضــای حاشیه ای ســت کــه انــواع مختلفــی‬ ‫از هویــت در سیاه پوســتان ایجــاد می شــود‪ .‬هوکــس درپــی‬ ‫فهــم دوگانگــی هویــت دربیــن سیاه پوســتان اســت‪ .‬ایــن‬ ‫هویت هــای دوگانــه انــواع مدل هــا و نظریه هــای نــژاد‪/‬‬ ‫نژادگرایــی را بــه چالــش می کشــند‪ .‬نظریه پــردازان دیگــری‬ ‫نیــز از ایــن مــدل فهــم هوی ـت ‪ ،‬اســتفاده کرده انــد‪ .‬هوکــس از‬ ‫ایــن مــدل جهــت اســتراتژی های متضــاد نیــز اســتفاده کــرده‬ ‫اســت‪ .‬بدین ســان او اســتدالل می کنــد کــه ســوژ ه سیاه پوســت‪،‬‬ ‫هویــت و سیاســت های ســیا ه را به صــورت تلویحــی یــا بــه‬ ‫صراحــت بــاز تولیــد می کنــد و ایــن همــان جایی ســت کــه‬ ‫بــه گفتــه خــود او ابژه بــودن بــه ســوی ســوژه بودن حرکــت‬ ‫می کنــد‪ .‬مفهوم ســازی جغرافیایــی هوکــس معطــوف بــه‬ ‫ثبــات‪ ،‬سفید پوســتان اروپایی‪-‬امریکایــی و صورت بندی هــای‬ ‫هویتــی مردمرکزانگارنهنیســت‪ .‬او بــا ایــن رویکــرد چنــد‬ ‫امــکان را پیــش می نهــد‪ :‬ســلطه‪ ،‬مقاومــت‪ ،‬حاشــیه و ذهنیــت‬ ‫فضایــی زنــان سیاه پوسـت ؛ بــه شــکل فعاالنـه ای هویــت ان هــا‬ ‫را می ســازد‪ .‬هوکــس اســتدالل می کنــد کــه تولیــد فضــا‪،‬‬ ‫مفهومــی و هژمونیــک می شــود‪ .‬هوکــس بــا تاکیــد بــر تاثیــر‬ ‫متقابــل مرکز‪-‬حاشــیه مدعی ســت کــه موضع گیــری ذهنــی‬ ‫سیاه پوســتان می توانــد شــکل دهند ه سیاســت های بدیلــی‬ ‫بــود‪ .‬عــاوه بــران حاشــیه‪ ،‬مکانــی بــرای تولیــد دانــش و‬ ‫رویارویــی بــا درد اســت‪ .‬هوکــس بــا کار روی فضــای هویــت و‬ ‫دانــش ســیاهان‪ ،‬مــکان حاشــیه ای و سیاس ـت های محــل بــه‬ ‫تحلیل هــای قابــل توجهــی دســت یافــت‪ .‬بــه اســتدالل او‪ ،‬ان‬ ‫هنــگام کــه سیاســت های محلــی‪ ،‬هویــت جمعــی و محــل‬ ‫ـی مشــخص بــه هــم بپیوندنــد (بــرای مثــال چگونــه نــژاد‪،‬‬ ‫فضایـ ِ‬ ‫طبقــه‪ ،‬جنســیت و سکســوالیته ‪ ،‬انتخاب هــا و محیــط فــرد را‬ ‫تعییــن می کننــد) نیروهــای ایدئولوژیــک و گشــودگی ای کــه‬ ‫بــرای صداهــای بدیــل به وجــود می اورنــد می تواننــد هویــت‬ ‫اجتماعــی و فضــای فــردی را شــکل دهنــد‪ .‬در ایــن فضــا‪،‬‬ ‫محــل و بیــان افــراد چــه به صــورت کالمــی و چــه غیرکالمــی‬ ‫از سیاســت های خــود باعــث گشــودگی فضــای رادیــکال‬ ‫می شــود‪ .‬ایــن فضــا‪ ،‬فضایی ســت کــه ذهنیــت مــا را تائیــد‬ ‫و حفــظ می کنــد‪ .‬ایــن فضــا‪ ،‬محلــی را بــه مــا می دهــد کــه‬ ‫در ان بتوانیــم فهــم خــود از دنیــا را بیــان کنیــم‪ .‬هوکــس در‬ ‫کتــاب اشــتیاق(‪ )1990‬رویکــرد فمنیســت های سیاه پوســت‬ ‫بــه خانــه‪ ،‬خانــواده و جماعــت را مــورد توجــه قــرار می دهــد‪ .‬او‬ ‫نمی خواهــم زندگــی ام محــدود شــود بــه‬ ‫ســرفروداوردن مقابــل خواســته های‬ ‫ی بــودن‪.‬‬ ‫دیگــری یــا تســلیم نادانــی کس ـ ‬ ‫مــوج دوم فمنیســم را مــورد نقــد قــرار می دهــد‪ .‬انهــا اســتدالل‬ ‫می کننــد؛ خانـه ای کــه محــل بازتولید هنجارهــای پدرســاالرانه ‪،‬‬ ‫به کارگیــری خشــونت‪ ،‬بــی ارزش کــردن کار بــدون دســتمزد‬ ‫زنــان اســت؛ می توانــد تبدیــل بــه فضایــی فمنیســتی شــود‪.‬‬ ‫بنابرایــن خانــه بــرای زنــان (سفید پوســتی) کــه بــا دســتمزد‬ ‫یــا بــدون دســتمزد کار می کننــد‪ ،‬فضایــی «امــن» نیســت‪.‬‬ ‫ایــن فضــا مطیع بــودن زنــان را از خــال اجتماعی شــدن‬ ‫جنســیتی و پدرســاالری مــادی نهادینــه می کنــد‪ .‬امــا برعکــس‬ ‫انــان ‪ ،‬هوکــس مدعــی بــود کــه ایــن فضــا نه تنهــا نمی توانــد‬ ‫فضایــی فمنیســتی شــود بلکــه فمنیســم در ایــن فضــا تخریــب‬ ‫می شــود‪ .‬او متوجــه شــد کــه هویــت زن سیاه پوســت‬ ‫برســاخته ای در رابطــه بــا خانــه اســت‪ .‬در فضــای خانــه او‪،‬‬ ‫نقــش همســر‪ ،‬خواهــر‪ ،‬مــادر‪ ،‬خان ـه دار یعنــی کارگــر بی مــزد‬ ‫یــا بامــزد‪ ،‬خدمت گــزا ِر طبیعــی و پرســتار سفیدپوســتان اســت‪.‬‬ ‫امــا ایــن نقش هــا برســاخت ه از کلیشــه های مادرساالری ســت‬ ‫کــه تنهــا بــه ناتوان کــردن او می انجامــد‪ .‬هوکــس بعدتــر مفهــوم‬ ‫دیگــری از خانــه ارائــه داد‪ .‬مفهــو م جدید او از ســفرهای بســیار و‬ ‫همســایگی بــا سفیدپوســتان حاصــل می ایــد‪ .‬او در ایــن ســفرها‬ ‫اشــکال مختلــف برتری طلبــی سفیدپوســتان‪ ،‬تــرس و خطــر‬ ‫را تجربــه می کنــد؛ امــا متوجــه می شــود کــه بــا برگشــت‬ ‫بــه «خانــه» همــ ه ان هــا از بیــن می رونــد‪ .‬او در توصیــف‬ ‫خانــه این گونــه می نویســد‪«:‬هنگام ه رســیدن‪ ،‬بازگشــتن بــه‬ ‫خانــه همانــا احســاس امنیــت اســت‪ ...‬گرمــا و ارامــش زیــر‬ ‫ســقف‪ ،‬پــروردن روح و جســم‪»...‬؛ بنابرایــن هوکــس درک‬ ‫خــودش از خان ـه ‪ ،‬به مثاب ـ ه مکانــی طبیعت ـاً بــرای ســرکوب را‬ ‫تغییــر می دهــد‪ .‬حــال‪ ،‬هوکــس خانــه را بالقــوه محلــی بــرای‬ ‫مقاومــت زنــان و جماعــت سیاه پوســتان می بینــد‪ .‬او به جــای‬ ‫تکــرار همــان نظریه هــای فمنیســتی سفیدپوســتان دســت بــه‬ ‫بررســی تاریــخ فضــای خانـه ی سیاه پوســتان زد‪ .‬او متوجــه شــد‬ ‫کــه فضــای خانگ ـی ای کــه زنــان سیاه پوســت خلــق کرده انــد‪،‬‬ ‫ـوزش عشــق و احتــرام بــه سیاه پوســت بــودن اســت‪.‬‬ ‫فضــای امـ ِ‬ ‫ان هــا زخم هایــی وارده از برتری طلبــی سفیدپوســتان بــرای‬ ‫التیام بخشــی بــه ایــن خانــه می اورنــد‪ .‬البتــه ایــن را هــم بایــد‬ ‫خــوب دانســت کــه در ایــن فضــا شــواهد وجــود سکسیســم‬ ‫بســیار مشــهود اســت‪ .‬پــس ایــن فضــا همزمــان هــم محــل‬ ‫امکان بخشــی بــه مقاومــت اســت و هــم محــل هنجارهــای‬ ‫دلســرد کننده‪ .‬مفاهیــم اساســی هوکــس یعنــی هویــت‪ ،‬حاشــیه‬ ‫و خانــه ضرورتــا بــه فضــا و مــکان مرتبــط می شــوند‪ .‬از خــال‬ ‫همیــن فضاســت کــه می توانیــم تفــاوت موتیــف کارهــای‬ ‫هوکــس را مشــاهده کنیــم‪ .‬فمنیســت ها و جغرافی دانــان‬ ‫انســانی از کارهــای وی نه تنهــا بــرای نشــان دادن اینکــه چگونــه‬ ‫فضــا و مــکان ‪ ،‬ذهنیــت و انتخاب هــای سیاه پوســتان را شــکل‬ ‫ذاتــی تولیــد‬ ‫می دهــد بلکــه بــرای توضیــح پیپچیدگی هــای‬ ‫ِ‬ ‫فضــا نیــز اســتفاده کرده انــد‪ .‬او در پاســخ بــه ایــن پرســش کــه‬ ‫فمینیســم چیســت؟‪ ،‬می گویــد‪« :‬ایــن مفهــوم‪ ،‬دس ـت نیافتنی‬ ‫یــا ترســناک نیســت؛ فمینیســم حرکتــی بــرای پایــان دادن بــه‬ ‫تبعیــض جنســیتی‪ ،‬اســتثمار جنســی و ظلــم اســت»‪ .‬هم اکنون‬ ‫او بــه عنــوان یــک فعــال حــوزه زنــان‪ ،‬متفکــر سیاســی چــپ‬ ‫و پســت مــدرن و منتقــد فرهنگــی برجســته شــناخته شــده‬ ‫اســت‪ .‬او بــا ارائــه کار خــود در رســانه های مختلــف بــا اســتفاده‬ ‫از ســبک های مختلــف نوشــتاری و گفتــاری ‪ ،‬مخاطبــان‬ ‫گســترده ای دارد کــه از اثــارش اســتقبال می کننــد‪ .‬بــل‬ ‫عــاوه بــر داشــتن کتاب هــای نوشــتاری ‪ ،‬در مجــات علمــی‬ ‫و معتبــر نیــز مقــاالت متعــددی منتشــر کــرده اسـت ‪ .‬همچنین‬ ‫ســخنرانی در اماکــن مختلــف چهــره او را بیش از پیش شــناخته‬ ‫شــده مــی کنــد‪ .‬وی تاکنــون بیــش از ‪ 30‬کتــاب منتشــر کــرده‬ ‫اســت کــه در موضوعاتــی از مــردان سیاه پوس ـت ‪ ،‬مردســاالری‬ ‫و مردانگــی تــا خودیــاری ‪ ،‬تعلیــم و تربیــت متعهــد بــه خاطرات‬ ‫شــخصی و سکســوالیته بــه چــاپ رســیده اند‪.‬‬

آخرین شماره های هفته نامه سرافرازان

هفته نامه سرافرازان 321

هفته نامه سرافرازان 321

شماره : 321
تاریخ : 1399/06/31
هفته نامه سرافرازان 320

هفته نامه سرافرازان 320

شماره : 320
تاریخ : 1399/06/24
هفته نامه سرافرازان 319

هفته نامه سرافرازان 319

شماره : 319
تاریخ : 1399/06/17
هفته نامه سرافرازان 318

هفته نامه سرافرازان 318

شماره : 318
تاریخ : 1399/06/03
هفته نامه سرافرازان 317

هفته نامه سرافرازان 317

شماره : 317
تاریخ : 1399/05/27
هفته نامه سرافرازان 316

هفته نامه سرافرازان 316

شماره : 316
تاریخ : 1399/05/13
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!