ماهنامه مثلث شماره 308 - مگ لند
0
صفحه قبل

ماهنامه مثلث شماره 308

صفحه بعد

ماهنامه مثلث شماره 308

ماهنامه مثلث شماره 308

‫پادشاهیدرترکیه‬ ‫هفتهنامهخبری‪،‬تحلیلی‪ /‬سال ششم‪ /‬شماره سیصد و هشت‪ 25 /‬اردیبهشت ‪ 88 / 1395‬صفحه‪5000/‬تومان‬ ‫چرا اردوغان‪ ،‬داووداوغلو‬ ‫را از قدرت کنار زد؟‬ ‫پارادوکسهاییک‬ ‫پوپولیست‬ ‫بیش از نیمی از جامعه امریکا‬ ‫ترامپ را دوست ندارند‬ ‫گفتوگو با ابراهیم حاتمیکیا‬ ‫درباره سیسال فیلمسازی‬ ‫به چپ و راست‬ ‫کاری ندارم‬ ‫فیلم خودم را میسازم‬ ‫جریانی که دور احمدی نژاد بود‪ ،‬مرا‬ ‫میترساند ‪ /‬بعد از داستان داعش و‬ ‫به میدان امدن قاسم سلیمانی‪ ،‬زبانم‬ ‫باز شد‪ /‬وقتی روحانی به قالیباف‬ ‫گفت سرهنگ‪ ،‬به سقف چسبیدم‪.‬‬ ‫ان را ظلم به نسلی می دانستم که‬ ‫خودم متعلق به ان بودم ‪ /‬من خودم‬ ‫را متعلق به جریانی می دانم که‬ ‫میخواهد نظام و سیستم را نقد کند ‪/‬‬ ‫در مورد فیلمهای از کرخه تا راین‬ ‫اژانس شیشهای‪ ،‬چ و بادیگارد خودم‬ ‫مستیما از زبان رهبری‬ ‫تعریف شنیدم‬ ‫همراه با یادداشتها و‬ ‫گفتوگوهایی از‬ ‫هوشنگ گلمکانی‪ ،‬اکبر نبوی‬ ‫امیر قادری و جواد طوسی‬ ‫مناظرهای درباره بادیگارد‬ ‫با حضور محمد تقی فهیم‬ ‫و نیما حسنینسب‬ ‫وزنکشی برای ریاست‬ ‫رقابت الریجانی و عارف‬ ‫با تشکیل فراکسیونها‬ ‫هفته گذشته علنی شد‬ ‫عارف گفت‪ ،‬از شکست نمیترسم‬ ‫گفتوگو با محمود صادقی‬ ‫عضو فراکسیون امید‬ ‫فراکسیون امید بیشتر‬ ‫از ‪ 120‬نفر نیست‬ ‫گفتوگوی مثلث‬ ‫با امیرحسین قاضیزاده‬ ‫کشورامامزمان(عج)‬ ‫هفته نامه سیاسی‪ ،‬فرهنگی با رویکرد خبری‪ ،‬تحلیلی‬ ‫صاحب امتیاز و مدیر مسئول‪ :‬مصطفی اجورلو‬ ‫سردبیر‪ :‬سعید اجورلو‬ ‫من از همۀ طبقات ملت تشکر می‏کنم‪.‬‬ ‫من[از]این اشتراک مساعی که بین دولت ما‪،‬‬ ‫بین ملت ما حاصل شــده است از ملت تشکر‬ ‫می‏کنم‪ .‬موفقیت شــما مرهون پیوســتگی‬ ‫بعضی به بعض است‪ .‬من از اینکه روحانیون‬ ‫با دانشــگاهی‪ ،‬روحانیون بــا کارکنان نفت‪،‬‬ ‫روحانیون با کارکنــان هواپیمایی با هم اینجا‬ ‫امدند و اتصال خودشــان را با هــم به همین‬ ‫معنا اعالم کرده‏اند تشــکر می‏کنــم‪ .‬اقایان‬ ‫روحانیون کــه در حوزۀ علمیۀ قم و در ســایر‬ ‫حوزه‏های مقدسه‪ ،‬و در مراکز ایران ـ تهران‬ ‫و سایر جاها ـ همه به هم پیوســته‏اند و در راه‬ ‫اسالم تشریک مســاعی می‏کنند ماجورند‪ .‬خداوند تعالی‬ ‫همۀ شــما را عزت و عظمت عنایت فرمایــد‪ .‬خدای تعالی‬ ‫دست اجانب را از مملکت شــما کوتاه کند‪ .‬اینجا مملکت‬ ‫امام عصر ـ سالم‏ال ّل ‏ه علیه ـ اســت؛ باید اجانب در او دست‬ ‫نداشته باشند؛ باید کسانی که پیوند با امام عصر ـ سالم‏ال ّل ‏ه‬ ‫علیه ـ ندارند کنار بروند‪.‬‬ ‫رمز پیروزی‬ ‫ما گرفتاری های زیاد داشتیم‪ ،‬و گرفتاریهای زیاد هم‬ ‫در راه داریم‪ .‬تاکنون انقدر که عمل شــده است و پیروزی‬ ‫بحمدال ّل ‏ه حاصل شده است‪ ،‬رمز این پیروزی وحدت کلمه‬ ‫است‪ .‬وحدت کلمۀ ایرانی‏ها ـ همۀ اقشار ایران ـ موجب شد‬ ‫که ابرقدرتها را به زانو دراورد؛ ان قدرت شــیطانی را َر ْفض‬ ‫کرد‪ .‬قدرتهای بزرگ شیطانی که پشت سر او بوده‏اند‪ ،‬همه‬ ‫‪8- 15‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫رونماییازاسراریکتوافق‬ ‫دورانجدیدجامجم‬ ‫مصائبرئیسیکهرفت‬ ‫شانهخالیکردنازمسئولیت‬ ‫‪16- 21‬‬ ‫گفتارها‬ ‫اروپایواحددگرگونمی شود‬ ‫پوستاندازیسعودی‬ ‫پیش رویترامپ‬ ‫ذاترام ناشدهتکنولوژی‬ ‫‪22- 29‬‬ ‫سیاست‬ ‫وزن کشیبرایریاست‬ ‫عارفگفت‪،‬ازشکستنمی ترسم‬ ‫فراکسیونامیدبیشتراز‬ ‫‪ 120‬نفرنیست‬ ‫تحریریه‪:‬‬ ‫مثلث؛هفتهنامه ایخبری‪،‬تحلیلیاستکهسعیداردروایتیمنصفانهوعادالنه‬ ‫از واقعیت ها ارائه دهد‪ .‬نامش تمثیل و اشــاره ای است به سه ضلع استقالل‪،‬‬ ‫ازادی و جمهوری اسالمی‪ .‬مرامش تقویت گفتمان انقالب اسالمی‪ ،‬چارچوبش‬ ‫اسالم‪ ،‬انقالب‪ ،‬امام و رهبری‪ ،‬ارمانش گســترش و سیادت اسالم خواهی در‬ ‫سراسر جهان و عزت مسلمانان‪ ،‬توسعه و پیشرفت ایران اسالمی و رفاه مردم‬ ‫شریف ایران و رونق گرفتن عدالت‪ .‬مرزش رواداری و تالیف قلوب اهالی انقالب‬ ‫و ایستادگی در برابر مقابالن گفتمانی و عملی نظام و سیاق و مشرب مان نجابت‬ ‫قلم و روزنامه نگاری مومنانه و تالش در جهت رونق گرفتن سنت گفت وگو میان‬ ‫فرهیختگانونخبگانکشوراست‪.‬امیدواریمکهدرروایت مانصادق‪،‬برمرام مان‬ ‫مستمر و دائم‪ ،‬بر چارچوب مان مستقر‪ ،‬بر ارمان مان مومن‪ ،‬بر مرزهایمان مراقب‬ ‫و هوشیار و بر سیاق مان استوار بمانیم‪.‬‬ ‫دبیرتحریریه‪ :‬مصطفیصادقی‬ ‫سیاست‪ :‬مصطفی صادقی (دبیر)‪ -‬علی حاجی ناصری‪ -‬امیدکرمانی ها‬ ‫حنیف غفاری‬ ‫بین الملل ‪ :‬سعیده سادات فهری (دبیر)‬ ‫اقتصاد ‪ :‬محمدمهدی صدرزاده (دبیر)‬ ‫دیدار‪ :‬افشین خماند(دبیر)‬ ‫ورزش‪ :‬مهدی ربوشه (دبیر)‬ ‫جامعه شناسی و فکرنو‪ :‬علی حاجی ناصری (دبیر)‬ ‫تاریخ‪ :‬مصطفی شوقی (دبیر)‬ ‫فرهنگ‪ :‬شایان ربیعی (دبیر)‬ ‫بازار‪ :‬محمد شکراللهی (دبیر)‬ ‫مشاور هنری ‪ :‬نیما ملک نیازی ‬ ‫را َر ْفض کرد‪ ،‬همه را کنار زد‪ .‬این رمز وحدت کلمه اســت‪.‬‬ ‫این وحدت کلمه را باید حفظ کنید؛ و با حفظ وحدت کلمه تا‬ ‫اخر ان‏شاءال ّل ‏ه خواهید رفت‪ .‬باید همۀ اقایان‪ ،‬همۀ اقشار‪،‬‬ ‫همۀ کســانی که عالقه‏مند به اسالم هستند‪ ،‬عالقه‏مند به‬ ‫مسلمین هستند‪ ،‬عالقه‏مند به امام زمان ـ سالم‏ال ّله‏ علیه ـ‬ ‫هستند باید همه در صف واحد به مبارزه ادامه دهند‪ ،‬در صف‬ ‫ِ‬ ‫نهضت مقدس هست تا ان‬ ‫واحد به نهضت ادامه دهند‪ .‬این‬ ‫وقتی که ما به نهایت برسیم؛ به پیروزی نهایی که عبارت از‬ ‫رفتن همۀ قوای شیطانی و جانشــین شدن قوای رحمانی‬ ‫در مملکتی که تعلق به امام دارد‪ ،‬تعلق به امام زمان دارد‪،‬‬ ‫تعلق به خدا دارد‪ ،‬تعلق به پیغمبر اسالم دارد‪ .‬همه با هم‪،‬‬ ‫هم کلمه باید بشویم تا اینکه َرفض کنیم این قوای شیطانی‬ ‫را؛ این قوای شیطانی که االن دیگر در حال تزلزل هستند و‬ ‫حشاشه‏ای بیشتر از انها باقی نمانده است‪.‬‬ ‫پیامی به ارتش‬ ‫بــاز هم گاهــی یــک صحبتهای غیــر صحیح‬ ‫می‏کنند! اگر اینها به ملت احترام قائل شــدند‪ ،‬اگر‬ ‫اینها احتــرام بــه ارای ملت می‏گذارنــد‪ ،‬ارای ملت‬ ‫این است که االن در خیابانها فریاد می‏زند‪ ،‬در تمام‬ ‫شهرســتانها فریاد می‏زند‪ .‬وحدت ملت و ارای ملت‬ ‫ان است که فردا در تمام شهرهای ایران‪ ،‬در تهران‪،‬‬ ‫در سایر شهرهای ایران‪ ،‬همراهی خودشان را با این‬ ‫معنایی که ما عرض کردیم پیونــد دادند و همراهی‬ ‫خودشــان را اعالم می‏کنند‪]1[.‬ان کسی که قائل‬ ‫اســت به اینکه ما تابــع ملت هســتیم‪ ،‬اگر صحیح‬ ‫می‏گوید باید بپیوندد به ملــت‪ .‬ارتش باید بپیوندد به‬ ‫ملت‪ .‬ارتش از ملت است‪ ،‬ملت از ارتش است‪.‬‬ ‫‪30- 43‬‬ ‫بینالملل‬ ‫شام اخر‬ ‫تسویه حساب‬ ‫اجماع شکننده‬ ‫اخرین بازمانده‬ ‫‪44-71‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫به چپ و راست کاری ندارم ‪ ،‬فیلم خودم را می سازم‬ ‫ضد مردم یا با مردم؟‬ ‫ابراهیم لطف خدا به سینما و هنر ایران است‬ ‫بادیگارد؛ بدون بادیگارد‬ ‫‪72-77‬‬ ‫ورزش‬ ‫ف در دقیقه نود‬ ‫ائتال ‬ ‫حذف فدراسیون به نفع وزارتخانه؟‬ ‫از احمدی نژاد تا روحانی‬ ‫وزارت ورزش فوتبال را دربست می خواهد‬ ‫گرافیک و صفحه ارایی‪ :‬فاطمه قنائی ‪ -‬علی اجورلو‬ ‫و افشین جم‬ ‫پردازش تصاویر‪ :‬هومن سلیمیان‬ ‫عکس‪ :‬امیر طالیی کیوان‪ -‬عدنان جعفری و محمد برنو‬ ‫ویرایش‪ :‬ژیال شاکری ‪ -‬امیر عزیزی و نرگس حاجیلو‬ ‫حروفچینی‪ :‬داود حشمتی‬ ‫مدیر مالی‪ :‬محمدرضا پالیزدار‬ ‫سازمان اگهی ها‪ :‬محمد شکراللهی‬ ‫بازرگانی و بازاریابی‪ :‬محمدعلیاجورلو‬ ‫امور اداری‪ :‬علیرضا اسدالهی‪ -‬علی اکبر پیمانی‬ ‫انفورماتیک‪ :‬شهرام زحمتی‬ ‫ناظر چاپ‪ :‬بابک اسکندرنیا‬ ‫با تشکر از‪ :‬دکتراسماعیل تبار ‪-‬دکترایت الهابراهیمی‪-‬دکترغالمحسننتاج‬ ‫حسین زندی ‪ -‬احمد طالیی ‪ -‬مهندس صدوقی ‪ -‬حسین مجاهدی ‪ -‬حاج اقاتوکلی‬ ‫هادیانباردار‪ -‬منصور شیخ االسالمی‪ -‬دکتر زارعیان ‪ -‬علیرضا حسن زاده‬ ‫سیدحمیدخالقی‬ ‫طراح جلد‪ :‬مصطفی مرادی‬ ‫عکس جلد‪ :‬امیر طالیی کیوان‬ ‫پادشاهیدرترکیه‬ ‫هفتهنامهخبری‪،‬تحلیلی‪ /‬سال ششم‪ /‬شماره سیصد و هشت‪ 25 /‬اردیبهشت ‪ 88 / 1395‬صفحه‪5000/‬تومان‬ ‫چرا اردوغان‪ ،‬داووداوغلو‬ ‫را از قدرت کنار زد؟‬ ‫پارادوکسهاییک‬ ‫پوپولیست‬ ‫بیش از نیمی از جامعه امریکا‬ ‫ترامپ را دوست ندارند‬ ‫گفتوگو با ابراهیم حاتمیکیا‬ ‫درباره سیسال فیلمسازی‬ ‫به چپ و راست‬ ‫کاری ندارم‬ ‫فیلم خودم را میسازم‬ ‫سازمان اگهی ها‪ :‬تلفن‪0912-8505848 :‬‬ ‫چاپ‪ :‬هنر سرزمین سبز ‪ -‬پردازش تصویر رایان‬ ‫توزیع‪ :‬نشر گستر امروز‬ ‫نشانی ‪ :‬تهران‪ ،‬خیابان شهید عباسپور(توانیر)‪ ،‬خیابان نظامی گنجوی‪ ،‬کوچه پناه‪،‬‬ ‫پالک ‪19‬‬ ‫تلفن ‪88198280 :‬‬ ‫جریانی که دور احمدی نژاد بود‪ ،‬مرا‬ ‫میترساند ‪ /‬بعد از داستان داعش و‬ ‫به میدان امدن قاسم سلیمانی‪ ،‬زبانم‬ ‫باز شد‪ /‬وقتی روحانی به قالیباف‬ ‫گفت سرهنگ‪ ،‬به سقف چسبیدم‪.‬‬ ‫ان را ظلم به نسلی می دانستم که‬ ‫خودم متعلق به ان بودم ‪ /‬من خودم‬ ‫را متعلق به جریانی می دانم که‬ ‫میخواهد نظام و سیستم را نقد کند ‪/‬‬ ‫در مورد فیلمهای از کرخه تا راین‬ ‫اژانس شیشهای‪ ،‬چ و بادیگارد خودم‬ ‫مستیما از زبان رهبری‬ ‫تعریف شنیدم‬ ‫همراه با یادداشتها و‬ ‫گفتوگوهایی از‬ ‫هوشنگ گلمکانی‪ ،‬اکبر نبوی‬ ‫امیر قادری و جواد طوسی‬ ‫مناظرهای درباره بادیگارد‬ ‫با حضور محمد تقی فهیم‬ ‫و نیما حسنینسب‬ ‫وزنکشی برای ریاست‬ ‫رقابت الریجانی و عارف‬ ‫با تشکیل فراکسیونها‬ ‫هفته گذشته علنی شد‬ ‫عارف گفت‪ ،‬از شکست نمیترسم‬ ‫گفتوگو با محمود صادقی‬ ‫عضو فراکسیون امید‬ ‫فراکسیون امید بیشتر‬ ‫از ‪ 120‬نفر نیست‬ ‫گفتوگوی مثلث‬ ‫با امیرحسین قاضیزاده‬ ‫شماره پیامک‪3000411711 :‬‬ ‫چالش خالقی‬ ‫خبرنامه‬ ‫هیات حل اختالف قــوا در میانه مباحثات بر ســر تعیین تکلیف‬ ‫وضعیت مینــو خالقی رای بــه تایید نظر شــورای نگهبان داده اســت‬ ‫اما رئیس جمهور در ســخنان خود با این مســاله مخالفت کرده است‪.‬‬ ‫همزمان ایت الله جنتی نیز اصرار به عملی شــدن نظر شورای نگهبان‬ ‫داشته است‪.‬‬ ‫ت‬ ‫یتر‬ ‫ا‬ ‫و‬ ‫ل‬ ‫رونمایی از اسرار یک توافق‬ ‫خبرنامه‬ ‫‪8‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫جزئیاتجدیدیازبرجامدرامریکامنتشرشدهاست‬ ‫هفتهگذشتهاتفاقاتمهمیدربارهبرجامافتادهاست‪.‬‬ ‫برخی اظهارنظرهــا جزئیات تازه ای از مذاکرات هســته ای‬ ‫را فاش کرده و برخی خبرهای جدید در اختیار رســانه ها قرار‬ ‫گرفتهاست‪.‬‬ ‫در مهمترین اظهارنظر‪ ،‬وندی شــرمن‪ ،‬مذاکره کننده‬ ‫ارشــد هســته ای امریکا ناگفته های مهمــی را از مذاکرات‬ ‫هسته ای مطرح کرده است‪ .‬او این سخنان را در اندیشکده‬ ‫«بیکر»دانشگاه«رایس»مطرحکردهاست‪.‬‬ ‫معاون ســابق وزارت خارجه امریکا در مورد روند انجام‬ ‫مذاکرات پشــت پرده در عمان‪ ،‬گفته اســت‪« :‬وقتی نگاه‬ ‫می کنید‪،‬انجاممذاکراتمحرمانهغیرممکنبهنظرمی رسد‪.‬‬ ‫انجام مذاکره محرمانه در عصــر ماهواره های جی پی اس‪،‬‬ ‫پهپاد‪ ،‬پوشش ‪ 24‬ساعته رسانه ای و درز بی پایان اطالعات‬ ‫دولتیغیرممکناست‪.‬امااینکارانجامشد‪.‬مذاکره کننده ها‬ ‫زمانی که خانه خود را ترک می کردنــد‪ ،‬به خانواده های خود‬ ‫نمی گفتندبهکجامی روندیاچرامی روند‪.‬انهاباهواپیماهای‬ ‫بدوننشان(وزارت خارجه)بهمسقطمی رفتندوباخودروهای‬ ‫بی نشــان (دیپلماتیک) تردد کــرده و در میهمانخانه های‬ ‫کوچک در دریای عمان مستقر می شــدند‪ ».‬شرمن ادامه‬ ‫داده اســت‪« :‬وقتی کارکنان وزارت خارجه از مرکز عملیات‪،‬‬ ‫که تمام دیپلمات ها را در هر زمان و در هر کجایی که باشند‪،‬‬ ‫رصد می کند ‪ -‬می توانید از خانواده های دیپلمات ها بپرسید‬ ‫ ســراغ رئیس شــان را می گرفتند‪ ،‬با توجیهاتی مانند اینکه‬‫«مریض شده یا پیش والدینش یا خانواده اش رفته» مواجه‬ ‫می شدند‪».‬‬ ‫وی برای اولین بار گفته است که در مذاکرات عمان و‬ ‫بعدادرحاشیهنشستمجمععمومیسازمانملل‪،‬طرفینبه‬ ‫سندیچهارصفحه ایدستیافتندکهجایخالی هایزیادی‬ ‫در ان وجود داشــت‪ ،‬اما کلیت ان‪ ،‬این بود که ایران در برابر‬ ‫«رفعجزئیتحریم ها»برنامههسته ایخودرادرهمانسطح‬ ‫نگه داشــته یا حتی به عقب بازمی گرداند‪ ،‬تا زمان الزم برای‬ ‫مذاکره بر سر توافق جامع به دست اید‪ .‬به گفته شرمن «ان‬ ‫سند چهار صفحه ای برنامه اقدام مشترک (توافق موقت ژنو)‬ ‫بود‪.‬سپساینسندرابهمیاناعضای‪ 5+1‬بردیم‪،‬شرکایما‬ ‫از اینکه فهمیدند مذاکراتی در جریان بوده‪ ،‬جا خوردند‪ .‬این‬ ‫بدان معنی نبود که این مســاله غرور و احساس ارزش انها را‬ ‫خدشه دار نکرد‪ .‬همکاران اروپایی ما رنجیدند‪ .‬برخی از انها‬ ‫به این خاطر ناراحت شــدند که مدت ها موافق بودند که (به‬ ‫ایران)اجازهداشتنبرنامهمحدوددادهشود‪،‬یعنیکلیدیکه‬ ‫باعثرفعبن بستمی شدواینایاالت متحدهبودکههمواره‬ ‫تا ان زمان گفته بود این شرط را نمی پذیرد‪ .‬صادقانه بگویم‪،‬‬ ‫هیچکشوریدردنیانیستکهسندیتقریباتمام شدهرابهان‬ ‫ارائه کنند و بپذیرد که ان را امضا کند‪ .‬گفت وگوهای سختی‬ ‫درگرفت‪ ،‬اما ما نگرانی های مهمتری داشتیم‪ ،‬مثل جاهای‬ ‫خالیدرسند‪».‬‬ ‫به گفته شــرمن‪ ،‬بعدا در اولین جلسه مذاکرات رسمی‬ ‫که تحت پوشش رسانه ها برگزار شد‪ ،‬همه بسیار خوش بین‬ ‫بودند‪ ،‬اما نهایتا «نگرانی هــای دقایق پایانی به خصوص از‬ ‫سویفرانسه»موجبشدتاهمهدستخالیبهخانهبازگردند‪.‬‬ ‫معاون ســابق وزارت خارجه امریکا گفته اســت که دو‬ ‫هفتههمهبرایمذاکراتیفشردهوشببیداری هایطوالنی‬ ‫به ژنو بازگشتند‪« :‬بیل برنز (قائم مقام وقت) و جیک سالیوان‬ ‫مدام از اسانسور باال و پایین می رفتند و با وزیر کری گفت وگو‬ ‫می کردند‪ ».‬پس از این دور از مذاکرات بود که توافق موقت‬ ‫ژنو حاصل شد و به گفته شرمن «فضای الزم برای مذاکره به‬ ‫دست امد‪».‬‬ ‫جنجال رودز‬ ‫اما در هفته ای که گذشــت نام «بنجامین رودز» شاید‬ ‫بیش از هر مقام دیگر کاخ ســفید در رســانه های امریکایی‬ ‫تکرار شده؛ بخشی او را به فریب افکار عمومی متهم کرده اند‬ ‫و بخشی دیگر وی را به انگ زدن به روزنامه نگاران‪ .‬ماجرا از‬ ‫جایی اغاز شد که نشریه «نیویورک تایمز» گزارش مشروحی‬ ‫در مورد رودز ‪ 39‬ساله منتشــر کرده و نقش او را در مذاکرات‬ ‫هســته ای با ایران و فرایند قبوالندن توافــق نهایی به افکار‬ ‫عمومی بررســی کرد‪ .‬کل ایــن گزارش نزدیک بــه‪10‬هزار‬ ‫کلمه ای را شــاید بتوان در یک جمله که رودز گفته خالصه‬ ‫کرد‪«:‬مایکاتاقپژواکدرستکردیم‪.‬انهاهمانچیزهایی‬ ‫را می گفتند که مــواردی را که ما به انها گفتــه بودیم‪ ،‬تائید‬ ‫می کرد‪ ».‬به اذعان دستیار اوباما و معاون مشاور امنیت ملی‬ ‫کاخسفید‪،‬دولتباراکاوبامابرایاصطالحافروختنقرائت‬ ‫مد نظرخودازمذاکراتبهکنگرهوافکارعمومی‪،‬خبرنگاران‪،‬‬ ‫تحلیلگرانواندیشکده هارابهنفعخودبهکارگرفتهاست‪.‬‬ ‫گزارش نیویورک تایمز انقدر به صراحت از فریب افکار‬ ‫عمومی و ایجاد عمدی موج رسانه ای صحبت کرده بود که‬ ‫خبرنگارانوسیاستمدارانیازهردوطیفامریکادلیلیبرای‬ ‫اعتراض به ان داشتند‪ .‬از یک سو مخالفان توافق هسته ای‬ ‫خود را فریب خورده یافتند و از سوی دیگر‪ ،‬خبرنگاران حامی‬ ‫ توافق هسته ای خود را در مظان اتهام همکاری با کاخ سفید‬ ‫دیدند‪.‬‬ ‫خبرنگاران متهم‬ ‫«الرا روزن» خبرنــگار پایگاه «المانیتــور» و «جفری‬ ‫گلدبرگ» روزنامه نگار نشــریه «اتالنتیک» دو فردی بودند‬ ‫که در این گزارش مشخصا از انها نام برده شده است‪« .‬تانیا‬ ‫سومانادر» که در تیم رســانه ای کاخ سفید مسئولیت تبلیغ‬ ‫توافق هســته ای در فضای مجازی را بر عهده داشت‪ ،‬ادعا‬ ‫کردهکهروزنوگلدبرگجزوروزنامه نگاراندستچین شده ای‬ ‫بوده اندکهانچهدولتنیازداشته‪،‬منتشرمی کردند‪.‬سومانادر‬ ‫گفت‪« :‬الرا روزن مثل خبرخوان برای من عمل می کرد‪ .‬او‬ ‫همه چیزراپیدامی کردوری توئیت شانمی کرد‪».‬‬ ‫اینادعاازسویروزنوگلدبرگبی پاسخنماندوهریک‬ ‫درجوابیه ایشدیداللحن‪،‬بیطرفیوصداقتنیویورک تایمزرا‬ ‫زیرسوالبردند‪،‬به خصوصپسازانکهمشخصشدنویسنده‬ ‫گزارشیعنی«دیویدساموئلز»ازمخالفانتوافقباایرانبوده‬ ‫است‪ .‬ده هاروزنامه نگارهمدرشبکه هایاجتماعیبهحمایت‬ ‫از این دو خبرنــگار پرداخته و از کاخ ســفید و نیویورک تایمز‬ ‫خواستنددراینموردتوضیحدهند‪.‬‬ ‫انتقاد از تالش برای فریب‬ ‫در ســوی دیگــر میــدان‪ ،‬جمهوریخواهــان و دیگر‬ ‫مخالفان توافق هســته ای قرار دارند که می گویند گزارش‬ ‫نیویورک تایمز مدرک اشــکار فریبکاری کاخ ســفید است‪.‬‬ ‫رسانه های این طیف سیاسی در امریکا فشار گسترده ای را‬ ‫علیه شــخص رودز و دولت اوباما اغاز کرده اند و حتی برخی‬ ‫خواســتار اســتعفای معاون مشــاور امنیت ملی کاخ سفید‬ ‫شده اند‪« .‬جان مک کین» عضو جمهوریخواه سنای امریکا‬ ‫دوشــنبه بیانیه ای صادر کــرد و گفت ‪«:‬گــزارش نیویورک‬ ‫تایمز روشن کرد که کاخ ســفید چطور واقعیات را تحریف و‬ ‫در مواردی جعل کرده تا این توافق هســته ای سبک سرانه‬ ‫را به مردم امریــکا بقبوالند‪« ».‬مارک کرک» دیگر ســناتور‬ ‫جمهوریخواهمخالفتوافقهسته ایهمبهپایگاهواشنگتن‬ ‫فری بیکن گفته است‪« :‬رودز باید به دلیل تالش عامدانه و‬ ‫فعال برای فریب قانونگذاران و مردم امریکا‪ ،‬استعفا دهد‪».‬‬ ‫انتقادات سیاسیون از این رویکرد کاخ سفید به همین دو نفر‬ ‫محدود نشده و شمار زیادی از نمایندگان کنگره‪ ،‬دولت اوباما‬ ‫را به شدت تحت فشار قرار داده اند‪.‬‬ ‫دوران جدید جام جم‬ ‫سرافراز از صداوسیما رفت‬ ‫‪1‬‬ ‫بعد از شــایعات و حرف و حدیث های فراوان باالخره‬ ‫هفته گذشــته رئیس سازمان صدا وســیما تغییر کرد‪ .‬این‬ ‫تغییر بعد از ان اتفاق افتاد که چند ماهی است شایعه رفتن و‬ ‫کناره گیری محمد سرافراز از صدا وسیما در محافل مختلف‬ ‫مطرح بــود‪ .‬حاال بــا حکم رهبــر انقالب دکتــر عبدالعلی‬ ‫علی عسگری به ریاست ســازمان صداوسیمای جمهوری‬ ‫اسالمی ایران منصوب شده است‪.‬‬ ‫داستان یک استعفا‬ ‫برای نخستین بار اسفند ســال ‪ ۱۳۹۴‬با شنیده های‬ ‫متواتری پیرامون اســتعفای محمد سرافراز‪ ،‬رئیس رسانه‬ ‫ملی‪ ،‬غالمعلی حدادعادل به ســمت گزینه ریاســت این‬ ‫سازمان مطرح شــد و دلیل این اســتعفا نیز ناکافی بودن‬ ‫بودجه سازمان و برخی اختالفات بر سر بودجه میان دولت‬ ‫و سازمان صداوســیما عنوان شد‪.‬حسن خجسته‪ ،‬معاون‬ ‫سابق سازمان صداوســیما در امور صدا نیز گزینه دیگری‬ ‫بود که برای تصدی این مسئولیت مطرح شد و در روزهای‬ ‫بعد حتی گفته شد‪ ،‬سرافراز در روزهای پایانی سال سر کار‬ ‫حضور نیافته و تا واپسین روزهای ســال‪ ،‬موضوع استعفا‬ ‫به یکی از خط های خبری تبدیل شــده بود‪.‬سکوت روابط‬ ‫عمومی سازمان صداوســیما نیز به این ماجرا دامن‬ ‫زده بود‪ ،‬به گونه ای که بســیاری از رســانه ها این‬ ‫سکوت را نشانه تایید خبر ها تلقی کردند و با تاخیر‬ ‫به پوشش خبر ها پرداختند؛ اما اندکی بعد روابط‬ ‫عمومی صداوسیما در واکنشی دیرهنگام نه تنها‬ ‫استعفا و غیبت سرافراز را تکذیب کرد و از اخرین‬ ‫فعالیت های رئیس ســازمان در اخرین روزهای‬ ‫سال در این مجموعه سخن به میان‬ ‫اورد‪ ،‬بلکه حتی بحــث برخورد‬ ‫حقوقــی بــا منتشــرکنندگان‬ ‫این گمانه زنی هــا را به میان‬ ‫کشید‪.‬‬ ‫رئیس جدید کیست؟‬ ‫اما دکتر عبدالعلی علی عســگری کیســت؟ او پیش‬ ‫از ایــن در پســت های مدیریتی در شــورای عالی انقالب‬ ‫فرهنگــی‪ ،‬معاون وزیر فرهنگ و ارشــاد اســامی‪ ،‬مدیر‬ ‫بنیاد فرهنگی پژوهشــی غرب شناســی‪ ،‬رئیس دانشکده‬ ‫صدا و ســیما و معاونت اموزشی‪ -‬رســانه ای و فنی سازمان‬ ‫صدا و سیما و‪ ...‬بوده است‪ .‬علی عسگری که تحصیالت‬ ‫اکادمیک خود را در مقطع دکترا با عنوان «مهندسی صنایع‪،‬‬ ‫ت ایران‬ ‫گرایش سیستم و بهره وری» در دانشگاه علم و صنع ‬ ‫به پایان رسانده‪ ،‬از اعضای مرکزی قرارگاه فضای مجازی و‬ ‫از طراحان اصلی شورای عالی فضای مجازی نیز هست‪.‬‬ ‫او در ســال ‪ 1380‬به منظور شــناخت غرب و امریکا‬ ‫به راه اندازی بنیاد فرهنگی پژوهشــی غرب شناسی اقدام‬ ‫کرد و اواسط سال‪ 1383‬به عنوان مشاور ریاست سازمان‬ ‫صداوسیما منصوب شد و سپس به عنوان معاون اموزشی‬ ‫سازمان و ریاست دانشکده صداوسیما مشغول به خدمت‬ ‫شد‪ .‬او در سال ‪ 1380‬بنیاد فرهنگی پژوهشی غرب شناسی‬ ‫را راه اندازی کرد و اواســط ســال‪ 1383‬به عنوان مشــاور‬ ‫ریاست سازمان صداوسیما منصوب و سپس به عنوان‬ ‫معاون اموزشــی ســازمان و ریاســت دانشکده‬ ‫صداوسیما مشغول به خدمت شد‪.‬‬ ‫وی سپس در رشته تخصصی خودش‬ ‫به مدت ‪ 10‬سال مســئولیت معاونت توسعه‬ ‫و فناوری رســانه در ســازمان صداوســیما را‬ ‫برعهده گرفت‪ .‬از او به عنــوان پدر تلویزیون‬ ‫دیجیتــال ایران یاد می شــود‪ ،‬زیرا او‬ ‫پایه گذار جریان تبدیل‬ ‫انالوگ به دیجیتال‬ ‫است‪.‬‬ ‫مصائب رئیسی که رفت‬ ‫رئیس جدید صدا وسیما چه باید بکند؟‬ ‫علی گنجی‬ ‫روزنامه نگار‬ ‫ث‬ ‫‪ l‬مصلحت اصولگرایی‬ ‫زمــان کمــی بــه تشــکیل اولین جلســه‬ ‫مجلس دهم و اغاز رســمی معادالت انتخابات‬ ‫هیات رئیســه باقی مانــده اســت‪ .‬از هم اکنون‬ ‫رایزنی های زیــادی میان طیف هــای مختلف‬ ‫سیاســی راه یافته به پارلمان در این مورد انجام‬ ‫شده است‪ .‬اما در این میان چند نکته مهم وجود‬ ‫دارد‪ .‬اولین نکته این اســت که اصولگرایان به‬ ‫رغم برخی اختالف نظرها باید حتما سعی کنند که‬ ‫اکثریت را در پارلمان با اتحاد با یکدیگر در اختیار‬ ‫خود نگه دارند‪ .‬اکنــون مانند مجلس نهم زمینه‬ ‫رقابت درون گروهی مهیا نیست‪ .‬نکته دیگر هم‬ ‫این است که علی الریجانی که حتی با استقبال‬ ‫قابل توجه نماینــدگان اصالح طلب هم مواجه‬ ‫شــده باید به صورت واحد از سوی اصولگرایان‬ ‫مورد حمایت قرار گیرد تــا اصالح طلبان او را در‬ ‫خط کشی های سیاسی از ان خود نکنند‪.‬‬ ‫‪l‬مظهر اتحاد ملی‬ ‫حمایت صریح و روشن حســن روحانی از‬ ‫سپاه پاســداران و تاکید بر نقش ســپاه در حفظ‬ ‫امنیت کشور تالش های رسانه های اپوزیسیون‬ ‫و افراد معاند را در القای شکاف میان روابط دولت‬ ‫و سپاه خنثی کرده است‪ .‬حسن روحانی به درستی‬ ‫گفته است‪« :‬ســپاه پیشــتاز حل مشکالت در‬ ‫کشــور بوده و امروز نه تنها بار امنیت کشور را بر‬ ‫دوش دارد‪ ،‬بلکه مسئولیت امنیت در کشورهایی‬ ‫که از جمهوری اســامی ایران طلب مساعدت‬ ‫دارند نیز بر عهده گرفته و در ان میدان ها هم با‬ ‫کمال رشادت حضور دارد‪».‬‬ ‫تاکیــد حســن روحانــی به رشــادت های‬ ‫نیروهــای ســپاه پاســداران خصوصا ســردار‬ ‫سلیمانی‪ ،‬مظهری از اتحاد ملی و هماهنگی در‬ ‫عرصه منافع ملی است‪.‬‬ ‫‪l‬لطفا احمدی نژاد نشوید!‬ ‫قانون فصل الخطاب است‪ .‬این جمله ای‬ ‫است که بسیاری از منتقدان محمود احمدی نژاد‬ ‫در دوران ریاست جمهوری او در مقابل حرف ها‬ ‫و اقدامــات خالف قانــون او و البتــه نپذیرفتن‬ ‫قانون مطرح می کردند‪ .‬بســیاری از افرادی که‬ ‫هم اکنون در دولت حســن روحانی حضور دارند‬ ‫هم از منتقــدان احمدی نــژاد هســتند و هم از‬ ‫منتقدان قانون شــکنی های دوران او‪ .‬حاال در‬ ‫فقره مینو خالقی که بحث به هیات حل اختالف‬ ‫قوا رفته اســت مهمتریــن نکته این اســت که‬ ‫دولتی های امروز‪ ،‬احمدی نژاد دیروز نشوند!‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫‪2‬‬ ‫محمد سرافراز جام جم را ترک کرد‪ .‬حاال یک رئیس‬ ‫جدید امده است؛ دکتر عبدالعلی عسگری‪ .‬یک خداحافظی‬ ‫زودهنگام که بعــد از حاشــیه های متعــدد رخ داد‪ .‬اینکه‬ ‫محمد سرافراز چرا استعفا داد اگر چه از سوی برخی ممکن‬ ‫است مســاله ای درجه دو در شــرایط فعلی تصور شود اما‬ ‫واقعیت این اســت که جواب این ســوال می تواند نقشــه‬ ‫راهی خوب برای رئیس جدید باشــد‪ .‬وقتی ســرافراز کنار‬ ‫عزت الله ضرغامی ایســتاد و به عنوان رئیس جدید معرفی‬ ‫شد‪ ،‬خیلی ها انتظار داشتند ضعف های دوره قبل رفع شده و‬ ‫محمد سرافراز بتواند صدا وسیما را وارد دوران بهتری کند‪.‬‬ ‫او تمام تالشش را کرد تا ســازمان را کوچک تر از همیشه‬ ‫کند‪ .‬اعتقاد داشت اینگونه می تواند سازمان را چابک کرده‬ ‫و پویایی بیشــتری حاکم کند‪ .‬او اما خیلــی زودتر از انچه‬ ‫تصور می شد درگیر حاشیه ها شــد و همین حاشیه ها کار را‬ ‫برای او سخت کرد‪ .‬این یک نکته طالیی است برای رئیس‬ ‫جدید؛ «وارد حاشیه نشو !»‬ ‫ن‬ ‫ظر‬ ‫مثل‬ ‫خبرنامه‬ ‫شانه خالی کردن از‬ ‫مسئولیت‬ ‫گزار‬ ‫ش‬ ‫ا‬ ‫ول‬ ‫ناگفته های دولت‬ ‫دهم‬ ‫مجادله بر سر خالقی‬ ‫‪9‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫ناگفته های دولت دهم‬ ‫مصباحی مقدم جزئیات تازه ای از رفتارهای احمدی نژاد را افشا کرده است‬ ‫حجت االســام غالمرضا مصباحی مقــدم نماینده‬ ‫تهران در گفت و گویی جنجالی با ســایت انتخاب عنوان‬ ‫کرده بود کــه «احمدی نــژاد لیاقت اینکه یکبــار دیگر به‬ ‫صحنه قدرت بیاید را ندارد»‪ .‬او در این مصاحبه حرف های‬ ‫مهم دیگری هــم زده بود‪ .‬این نماینــده مجلس البته چند‬ ‫ساعت بعد در گفت وگو با خبرگزاری تســنیم این مصاحبه‬ ‫را تکذیب کرد؛ البته تکذیبی کــه واضح نبود‪ .‬او مصاحبه‬ ‫«باعنوان ســخنگوی جامعه روحانیت مبــارز» را تکذیب‬ ‫کرد‪ .‬اما ســایت انتخاب با انتشــار متنی کوتاه نوشت که‬ ‫فایل مصاحبه صورت ایشان موجود است و این مصاحبه‬ ‫صحت دارد‪ .‬مصباحی مقدم در پاســخ به این ســوال که‬ ‫احمدی نژاد بعد از عید به شــهرهای مختلف تردد داشته‬ ‫اســت و برخی معتقدند او کاندیدای ریاست جمهوری ‪96‬‬ ‫خواهد شد‪ ،‬گفت‪« :‬تصور نمی کنم احمدی نژاد بخواهد‬ ‫وارد گود انتخابات شــود‪ ،‬علتش هم اقداماتی اســت که‬ ‫او در دوره دوم ریاســت جمهوری خود انجــام داد‪ ».‬وی‬ ‫در ادامه با اشاره به «خانه نشــینی یازده روزه احمدی نژاد‬ ‫که برای اولین بار یک توســط یک رئیس جمهور در ایران‬ ‫انجام شــد» گفت‪« :‬این اقــدام وی که در قبال دســتور‬ ‫رهبری برای ادامه خدمت مصلحــی وزیر اطالعات بود‪،‬‬ ‫موضع گیری های خیلی ناپسندی را موجب شد‪».‬‬ ‫حجت االســام مصباحی مقدم با اشــاره به ســتاد‬ ‫تدابیر ویژه اقتصــادی گفت‪« :‬با توجه بــه این اقدامات‬ ‫ستاد که می خواستند تحریم ها را دور بزنند «احمدی نژاد‬ ‫گزارشی به رهبری داد که ما به اخر خط رسیدیم و باتوجه به‬ ‫قطعنامه های شورای امنیت درباره انرژی هسته ای باید‪،‬‬ ‫ان را امضا کنیــم»‪ ،‬ولی رهبری با این گــزارش مخالفت‬ ‫کردند که بعد از این مخالفت احمدی نژاد با رهبری دیدار‬ ‫کردند و گفت اگر شما این دیدگاه را قبول ندارید‪ ،‬من دیگر‬ ‫مسئول این پرونده نیســتم و رهبری با صراحت و قاطعانه‬ ‫فرمودند خودم این مسئولیت را قبول می کنم‪.‬‬ ‫او همچنین با اشاره به واکنش شورای نگهبان درباره‬ ‫ورود احمدی نژاد گفت‪« :‬به طور یقین می توانم بگویم که‬ ‫شورای نگهبان تایید صالحیت نمی کند‪ ».‬وی در پاسخ به‬ ‫این سوال که اگر احمدی نژاد دست دوستی جلوی جامعه‬ ‫روحانیت مبارز دراز کند ایا جامعه این دست دوستی را قبول‬ ‫می کند؟ گفت‪« :‬یقینا جامعه روحانیت‪ ،‬دســت دوســتی‬ ‫ایشان را رد می کند‪».‬‬ ‫شانهخالی کردن‬ ‫ازمسئولیت‬ ‫خبرنامه‬ ‫‪10‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫حمید جهان بین‬ ‫روزنامه نگار‬ ‫مصاحبه حجت االسالم مصباحی مقدم از جنبه های‬ ‫گوناگون دارای اهمیت اســت‪ .‬او اگرچه در مصاحبه ای‬ ‫که بعد از این مصاحبه با تســنیم انجــام داد این مصاحبه‬ ‫را رد کرد‪ ،‬اما به نظر می رسد مساله اصلی اقای مصباحی‬ ‫مقدم‪ ،‬ان بخــش از مصاحبه بــود که گفته بــود‪« :‬یقینا‬ ‫جامعه روحانیت‪ ،‬دست دوستی ایشان را رد می کند‪ ».‬چرا‬ ‫که در مصاحبه با تسنیم گفته بود‪« :‬با اینکه این مصاحبه‬ ‫یک اظهارنظر شــخصی بوده به عنوان سخنگوی جامعه‬ ‫روحانیت انعکاس داده شده است‪ ».‬نماینده مردم تهران‬ ‫در مجلس با اشــاره به محتــوای گفت وگوی خــود با این‬ ‫سایت خبری تاکید کرد‪« :‬خبرنگار سخنان بنده را با ادبیات‬ ‫خودش منتشر کرده که این ادبیات‪ ،‬ادبیات بنده نیست و‬ ‫از این جهت نســبت به مصاحبه ای که منتشــر شده است‬ ‫ایراد دارد و این مصاحبه را کن ان لم یکن تلقی می کنم‪».‬‬ ‫اما بخش مهم اظهارات مصباحی مقدم ان قســمتی بود‬ ‫که در ان از رفتار احمدی نــژاد در موقع افزایش تحریم ها‬ ‫ســخن گفته بود‪ .‬گزارشــی که او ان را فاش کرده به طور‬ ‫حتم اهمیت زیادی دارد‪ .‬اما باید به این توجه کرد که اگر‬ ‫رهبری در ان زمان مسئولیت پرونده هسته ای و اقدامات‬ ‫را نمی پذیرفت چه بالیی بر ســر کشــور و دســتاوردهای‬ ‫هســته ای که امروز حتی احمدی نژادی ها ان را دستاورد‬ ‫خود می دانند می امد؟‬ ‫احمد ی نــژاد به طــور حتــم در دو ســال اخــر‬ ‫ریاست جمهوری اش مسئول پرونده هســته ای نبود‪ .‬اما‬ ‫نکته اینجاســت که او با میل خود و درســت در زمانی که‬ ‫کشــور دچار مشــکالت زیاد شــده بود این پرونده را رها‬ ‫می کند‪ .‬شــجاعت رهبری در پذیرش مســئولیت پرونده‬ ‫هسته ای درجایی که احمدی نژاد مدعی شده بود به «اخر‬ ‫خط رسیده ایم» بسیار حائز اهمیت اســت‪ .‬مرور روند دو‬ ‫ســال پایانی دولت احمدی نژاد به خوبی نشــان می دهد‬ ‫اظهارات مصباحی مقدم منطبق با واقعیت اســت‪ .‬باید به‬ ‫یاد اورد روزی که در اذرماه ‪ 90‬محمود بهمنی گفت‪« :‬در‬ ‫شعب ابی طالب هســتیم» و رهبری در سخنرانی عمومی‬ ‫بیان کردند‪« :‬در شــرایط جنــگ بدر و خیبریم نه شــعب‬ ‫ابی طالب‪».‬‬ ‫نامهخیلیمحرمانهبسیج‬ ‫حقوق ماهانه روحانی چقدر است؟‬ ‫حقوق های‪180‬میلیونیدرانتنزنده‬ ‫سلیمی‪ ،‬دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی‬ ‫دانشگاه های کشــور در گفت وگو با تسنیم‪ ،‬با اشــاره به نامه‬ ‫محرمانهبسیجدانشجوییبهرئیس جمهور‪،‬گفت‪«:‬درسخنان‬ ‫و مواضع اخیر رئیس جمهور مواردی نسبت به مسائل اصلی‬ ‫کشورمشاهدهمی شودکهازنظربسیجدانشجوییصالحکشور‬ ‫وحتیشخصرئیس جمهورراتامیننخواهدکرد‪» .‬اوبراین‬ ‫موضوعتاکیدداشتکهامیدواراستتوصیه هایشانپذیرفته‬ ‫شــود‪« :‬در ایــن نامــه «خیلی‬ ‫محرمانــه» به اسیب شناســی‬ ‫و تشــریح ابعاد این نوع عملکرد‬ ‫پرداختهشدهوبه عنواندلسوزان‬ ‫ایندهانقالباسالمیتوصیه ای‬ ‫شدهکهامیداستاینتوصیه ها‬ ‫راازماپذیراباشند‪».‬‬ ‫عضو کمیســیون برنامه‬ ‫حقوق نماینــدگان مجلس را ‪4‬‬ ‫میلیونو‪ 300‬هزارتومانعنوان‬ ‫کرد که در نهایــت دریافتی انها‬ ‫حدود‪ 4‬میلیونمی شود؛بهگفته‬ ‫او رئیس جمهــور در ماه حدود‪6‬‬ ‫میلیونحقوقمی گیرد‪.‬معاونین‬ ‫مجلس و معاون رئیس جمهور‬ ‫ضریب حقوقی‪ 1700‬دارند؛ اما قطعــا حقوق وزرا و معاونین‬ ‫انهادراینحدنیستودرسطحپاداش هاحقوق هایبیشتری‬ ‫دریافتمی کنند‪.‬ثروتیبابیاناینکهروحانیاعالمکردهاست‬ ‫حقوقی از دولت دریافت نمی کند خاطر نشان کرد‪« :‬حقوق‬ ‫یدانشگاه هابودهکهدرحالحاضر‬ ‫اقایروحانیازهیاتعلم ‬ ‫هیات هایعلمی حدود‪ 15‬میلیوندرماهحقوقمی گیرند‪».‬‬ ‫برنامهگفت وگویویژهخبریدربارهموضوعفیش های‬ ‫حقوق چند ده میلیونی گزارشــی پخش کرد و در ابتدای این‬ ‫برنامه حقوق های ‪ 180‬میلیون تومانی روسای بیمه مرکزی‬ ‫ایران‪،‬وام های‪ 400‬میلیونیواضافهکاری های‪ 33‬میلیونی‬ ‫مطرحشدکهباواکنش مدیرروابطعمومیبیمهمرکزیروبه رو‬ ‫شــد‪ .‬معاون امور اقتصادی دیوان محاسبات نیز در گزارش‬ ‫ابتدایاینبرنامهگفتاینتخلفدربرخیازبانک هانیزمطرح‬ ‫شدهواصلماجراصحیحاست‪.‬‬ ‫رئیسکمیسیوناصلنودنیزدر‬ ‫برنامه حضور داشت و همچنین‬ ‫ثروتی‪ ،‬نماینده مجلس و معاون‬ ‫اموراقتصادیدیوانمحاسبات‬ ‫به صورت تلفنــی در این برنامه‬ ‫شرکتداشتند‪.‬‬ ‫مجادله بر سر خالقی‬ ‫دولت و شورای نگهبان درباره مینو خالقی اختالف نظر دارند‬ ‫شهادت فرمانده‬ ‫یگان تکاوری‬ ‫بعد از انکه تعــدادی از‬ ‫فیش هــای حقوقــی مدیران‬ ‫بیمه مرکزی ایران که رقم های‬ ‫زیــادی به عنــوان حقــوق و‬ ‫پــاداش دریافت مــی کردند‬ ‫منتشــر شــد‪ ،‬رئیس کل بیمه‬ ‫مرکــزی اســتعفا داد‪ .‬رئیس‬ ‫کل بیمــه مرکــزی در متــن‬ ‫نامه اســتعفا خطاب به وزیر اقتصاد نوشــت‪« :‬با سالم؛‬ ‫شــرمنده ام که در حوزه مســئولیت اینجانب پیشــامدی‬ ‫سامان دهی و به اجرا گذاشته شد که مایه هجمه گسترده‬ ‫رســانه ای به بیمه مرکزی‪ ،‬جناب عالی و درنهایت دولت‬ ‫محبوب تدبیــر و امیــد را فراهم ســاخت‪ .‬از ایــن بابت‬ ‫از مردم شــریف ایــران‪ ،‬اهالی صنعــت بیمــه و به ویژه‬ ‫شخص جناب عالی پوزش می طلبم‪ ».‬این بحث از برنامه‬ ‫صداوســیما اغاز شــد و فیش های حقوق در کانال های‬ ‫تلگرام بازنشر شده بود‪.‬‬ ‫جرزنیانتخاباتی‬ ‫مرتضــی اقاتهرانــی‬ ‫دبیرکل جبهــه پایداری گفته‪:‬‬ ‫«وحــدت اصولگرایان خوب‬ ‫بــود و افتراقی هم نداشــتند‬ ‫و اگر هــم باختند جــر نزدند‪.‬‬ ‫برخــی وقتــی می بازنــد جــر‬ ‫می زنند و از بچگی اینها عادت‬ ‫داشــتند در زمین های خاکی‬ ‫فوتبال بــازی می کردنــد‪ ،‬گل را قبــول نمی کردند و جر‬ ‫می زدنــد‪ ».‬نماینده بازمانده از مجلــس دهم ادامه داد‪:‬‬ ‫«ما پیروزی اصولگرایــان را در ایــن نمی بینیم که حتما‬ ‫در مجلس حضور داشــته باشــند‪ ».‬نماینده مجلس نهم‬ ‫تصریــح کرد‪« :‬اصولگرایــان با هم نشســتند‪ ،‬گفت وگو‬ ‫کردنــد و به وحدت خوبی رســیدند و فهرســتی را معرفی‬ ‫کردنــد ‪،‬گرچــه برخی در شــب فــردای تبلیغــات به نام‬ ‫اصولگرایی لیســت معرفی کردند که کار غلطی بود و به‬ ‫معنای واقعی کلمه سیاسی کاری بدی بود‪» .‬‬ ‫احتمالتولد«فراکسیونسوم»!‬ ‫موضوعحملهبهمیرمحمودموسوی‬ ‫حسینذوالفقاریدربارهپیگیریحملهچندروزگذشته‬ ‫بهمیرمحمودموسویاظهارکرد‪«:‬نیروی انتظامی باجدیت‬ ‫به دنبال پیگیری این موضوع اســت و از همان ساعات اولیه‬ ‫پیگیری هایالزمصورتگرفتهاست‪».‬ویبااشارهبهدستور‬ ‫وزیرکشوردربارهایناتفاقگفت‪«:‬بادستوریکهوزیرکشورداد‬ ‫یواطالعات‬ ‫ازهمانلحظاتاولیهاستانداری‪،‬نیرویانتظام ‬ ‫اینمسالهرادنبالمی کنندوبایدببینیمایااینموضوعتصادفی‬ ‫بوده اســت یا خیر‪ ».‬ذوالفقاری‬ ‫همچنینبیانکرد‪«:‬بررسی های‬ ‫الزم انجام شــده‪ ،‬ضمن اینکه‬ ‫اطالعاتی نیــز از مضروب برای‬ ‫شناســایی ضاربیــن در اختیــار‬ ‫همکارانقرارگرفتهواینمساله‬ ‫باجدیتپیگیریمی شود‪».‬‬ ‫روزنامــه شــرق بــا‬ ‫تیتــر «بزرگانــی فراتــر از‬ ‫جمــع نماینــدگان بــرای‬ ‫همگرایــی وارد شــوند» از‬ ‫زبــان ســبحانی فر نماینــده‬ ‫اصال ح طلــب دور نهــم‬ ‫مجلــس بــه بررســی اینــده‬ ‫فراکســیون امیــد پرداختــه‬ ‫است‪ .‬سبحانی فر در نکته قابل تاملی می گوید‪« :‬درباره‬ ‫فراکســیون امید هم این مشــکل به نوعــی دیگر وجود‬ ‫دارد‪ ....‬اگــر همگرایــی شــکل نگیرد و ایــن دو طیف‬ ‫فراکســیون امید هم از هم جدا شــوند‪ ،‬ان وقــت زمینه‬ ‫فراهم می شود تا یک فراکسیون سوم از این افرادی که‬ ‫از دو فراکسیون اصولگرایان و امید جدا شده اند‪ ،‬تشکیل‬ ‫شود‪ ».‬سخنان سبحانی فر نشان می دهد بر خالف انتظار‬ ‫اصالح طلبان و تبلیغات این چند روزه‪ ،‬در فراکسیون امید‬ ‫اختالفات‪ ،‬جدی تر از ان چیزی است که فکر می شد‪.‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫هفتــه گذشــته ســردار‬ ‫سرافراز محمد ناظری‪ ،‬فرمانده‬ ‫یگان تکاوری نیــروی دریایی‬ ‫بعد از ســالها جانبازی به درجه‬ ‫شهادت نائل شد‪ .‬به دنبال این‬ ‫اتفاق سردار سرلشگر محمدعلی جعفری در پیامی تبریک‬ ‫و تســلیت گفت و نوشت‪« :‬خوشا ان شــهید ارجمند و بی‬ ‫ادعا را که سراســر عمر پربرکت خود را چه در دوران دفاع‬ ‫مقدس چه پس از ان با همراه داشــتن سختی های ناشی‬ ‫از عارضه شیمیایی‪ ،‬بی دریغ و عارفانه در خدمت به نظام‬ ‫مقدس جمهوری اسالمی‪ ،‬سپری نمود و با توشه ای مملو‬ ‫از مجاهدتهای صادقانه و خالصانه به دیدار حضرت حق‬ ‫شتافت‪ ».‬‬ ‫استعفایرئیس کلبیمهمرکزی‬ ‫خبرنامه‬ ‫مسائل پیرامون نفر سوم انتخابات اصفهان همچنان‬ ‫پایانی ندارد‪ .‬درحالی که از یک طرف مینو خالقی در هفته‬ ‫گذشته به جلســه ای رفت که در ان روحانی از نمایندگان‬ ‫منتخب مردم دعوت کرده بود اما گفته می شود که احتماال‬ ‫او در نهایــت نمی توانــد روی صندلی های ســبز مجلس‬ ‫بنشیند‪ .‬با حل نشدن اختالف حقوقی میان دولت و شورای‬ ‫نگهبان قرار شد که این موضوع به هیات حل اختالف قوا‬ ‫ارجاع شود‪ .‬در همین حال برخی خبرگزاری ها در خبری به‬ ‫نقل از یک نماینده مدعی شــده اند که هیات حل اختالف‬ ‫قوا نظر خــود را درباره پرونــده خانم مینــو خالقی منتخب‬ ‫ســوم حوزه انتخابیه اصفهان اعالم کرده است‪ .‬در حالی‬ ‫که رئیس جمهــور و دولت به صراحت اعــام می کنند که‬ ‫در مجلس اینده ‪ 18‬زن حضــور دارند و حتی اصالح طلبان‬ ‫از خانم مینو خالقی در نشســت خود نیز دعوت کردند؛ اما‬ ‫شورای نگهبان همچنان بر ابطال ارای مینو خالقی تاکید‬ ‫دارد‪ .‬سه شــنبه گذشــته خبرگزاری فارس در خبری به نقل‬ ‫از یک نماینده مدعی شــد که هیات حل اختالف قوا نظر‬ ‫خود را درباره پرونده خانم مینو خالقی منتخب ســوم حوزه‬ ‫انتخابیه اصفهان اعالم کرده اســت‪ .‬این نماینده مجلس‬ ‫که این خبرگزاری نام وی را افشــا نکرده است مدعی شده‬ ‫که هیات حل اختالف قوا در بررسی های خود درباره خانم‬ ‫مینو خالقی نظر شــورای نگهبان مبنی بــر ر ّد صالحیت و‬ ‫ابطــال ارای وی را تایید کرده و حق را به شــورای نگهبان‬ ‫داده اســت‪ .‬این نماینده مجلس تصریح کرده اســت که‬ ‫دربــاره تعیین تکلیــف نفر جایگزیــن به جــای خانم مینو‬ ‫خالقی‪ ،‬بر اســاس مذاکراتی که وزارت کشــور با شــورای‬ ‫نگهبان داشــته‪ ،‬مقرر شــده شــورای نگهبان مجددا این‬ ‫موضوع را بررسی کند‪ .‬شــورای نگهبان باید در این زمینه‬ ‫تصمیم گیری کنــد که ایا منتخب ششــم حــوزه انتخابیه‬ ‫اصفهان که حد نصــاب ‪ 25‬درصــد ارای صحیح ماخوذه‬ ‫را کســب کرده وارد مجلس دهم شــود یا تکلیف نماینده‬ ‫جایگزین در انتخابات میان دوره ای مشــخص شــود‪ .‬در‬ ‫همین حال تابناک گزارش داد کــه برای اگاهی از صحت‬ ‫و ســقم این خبر در تماس تلفنی با حجت االســام مجید‬ ‫انصاری‪ ،‬معاون پارلمانی رئیس جمهــور این موضوع را از‬ ‫وی سوال کرد‪ .‬اقای انصاری در پاسخ بیان داشت به علت‬ ‫اینکه در سفر استانی کرمان به همراه رئیس جمهور است‬ ‫از این خبر اطالعی ندارد‪ .‬وی همچنین در پاسخ به سوال‬ ‫دیگری پیرامون این موضوع که اصال جلســه هیات حل‬ ‫اختالف قوا درباره موضوع خانم خالقی برگزار شده است یا‬ ‫خیر نیز اظهار بی اطالعی کرد‪ .‬سرنوشت خانم خالقی بعد‬ ‫از انتشار تصاویر وی در فضای مجازی بغرنج تر شد‪ .‬علی‬ ‫مطهری خواســتار ورود رهبری به این پرونده بود‪ .‬کانالی‬ ‫که تصاویر خالقی را برای اولین بار منتشر کرد‪ ،‬بعد از انکه‬ ‫وزیر کشور دســتور پیگیری و برخورد با ان را صادر کرد‪ ،‬به‬ ‫ناگهان و بدون هیچ توضیحی بســته شــد‪ .‬علی مطهری‬ ‫نیز با اشاره به صدور رای از ســوی هیات حل اختالف قوا‬ ‫گفت‪« :‬اقای الریجانی بحث خانم خالقی را به هیات حل‬ ‫اختالف ارســال کردند و انها باید نظر بدهند‪ .‬در واقع نظر‬ ‫انها باید به رهبری اعالم شود و ایشان حکم نهایی را اعالم‬ ‫کنند‪ .‬البته من به ان هیات حل اختالف هم امیدوار نیستم‬ ‫اما احتمال اینکه به نفع خالقی هم رای دهند وجود دارد‪».‬‬ ‫مطهری پیش تر تهدید کرده بود کــه در صورتی که دولت‬ ‫در این امر کوتاهی کند وزیر کشــور را به استیضاح خواهد‬ ‫کشید‪ .‬این امر هیچ بعید و دور از ذهن به نظر نمی رسد‪ .‬این‬ ‫امکان وجود دارد که اصالح طلبان بعد از رفتن به مجلس‬ ‫و برای انتقام کشی و از انجا که از ابتدا نیز وزیرکشور را یک‬ ‫اصالح طلب تمام عیار نمی دانســتند او را استیضاح کنند‪.‬‬ ‫نزدیکــی رحمانی فضلی به علــی الریجانی نیــز می تواند‬ ‫دلیلی بر این مدعا باشــد که اصالح طلبان از ابتدا نیز با او‬ ‫سر سازگاری نداشتند‪ .‬از طرف دیگر از همان ابتدا کسانی‬ ‫چون محمدرضا خاتمی رسما اعالم می کردند وزارت کشور‬ ‫برای پیشبرد اهداف اصالح طلبانه باید در اختیار این طیف‬ ‫قرار بگیرد‪ .‬اما روحانی این اجازه را به انها نداد‪ .‬ابعاد پیچیده‬ ‫ماجرای مینو خالقی حتی می تواند تا بعد از اغاز مجلس دهم‬ ‫نیز ادامه داشته باشد‪.‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫‪11‬‬ ‫تصویرنگاری‬ ‫روزانه حجم بســیاری از عکس های خبری به ما می رســد‪ .‬تعداد این عکس ها‬ ‫انقدر زیاد اســت که گاهی به راحتی از کنار ان عبور می کنیم اما شاید بهتر باشد روی‬ ‫بعضی از عکس ها تامل بیشتری داشته باشیم‪ .‬مثلث در این صفحات‪ ،‬هفته را با مرور‬ ‫عکس ها از نو یاداوری می کند‪.‬‬ ‫دیدار فرماندهان با فرمانده کل قوا‬ ‫جلیلی در کنگره شهدای دانشجوی مدافع حرم‬ ‫دیدار بشار اسد با دکتر والیتی‬ ‫خبرنامه‬ ‫‪12‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫شهرداران تهران و استانبول باالی برج میالد‬ ‫شمخانی با لباس نظامی در همایش قانون گذاری‬ ‫حاج قاسم سلیمانی در منزل شهید ناظری‬ ‫سردار سالمی درهمایش تبیین اندیشه های رهبری‬ ‫میخاییل گورباچف در سن ‪ 85‬سالگی‬ ‫شهردار لندن در هیات عزاداری‬ ‫جشن قهرمانی لستر‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫تیم ملی والیبال در پاریس‬ ‫‪13‬‬ ‫شبکه اجتماعی‬ ‫به ما پیامک بزنید‪:‬‬ ‫‪3000411711‬‬ ‫‪ l‬چرا مجلس و دســتگاه قضا جلــوی حقوق های‬ ‫باالی‪ 10‬میلیونرانمی گیرند؟مدیریکه‪ 80‬میلیون‬ ‫می گیرد چگونــه می خواهد به فکر حل مشــکالت‬ ‫قشر ضعیف باشد چرا که حقوق همان قشر ضعیف‬ ‫را می گیرد‪ .‬چنین دلی چه ترحمی می تواند به مردم‬ ‫داشته باشد؟!‬ ‫‪ l‬کار دخالت در انتخابات ریاست مجلس دور اینده‬ ‫از سوی بعضی از شخصیت ها مانند اقایان هاشمی و‬ ‫روحانی دخالت در کار قوه مقننه و از همه بدتر توهین‬ ‫به شان و منزلت نمایندگان مجلس دهم است‪.‬‬ ‫‪ l‬انتخاب هیات رئیســه مجلــس نبایــد متاثر از‬ ‫البی های دولتی باشد‪ .‬اصولگرایان به نظر می رسد‬ ‫باید بیشــتر به اقای الریجانی اهمیت می دادند و در‬ ‫این مقطع ایشان را بیشتر مورد حمایت قرار می دادند‬ ‫تا الاقل مجلس مستقل از دولت فعالیت کند‪.‬‬ ‫‪ l‬برخی نماینــدگان و منتخبین ملت بــا تبلیغات‬ ‫میلیاردی وارد مجلس شدند‪ .‬قطعا چنین افرادی به‬ ‫جای فکر و حل مشکالت ملت باید از زیر دین افراد‬ ‫هزینه کننده خارج شوند و به طور طبیعی دور اول در‬ ‫فکر تامین هزینه تبلیغات انتخاباتی ســپری خواهد‬ ‫شد و دور بعدی هم که معلوم نیست رای بیاورد پس‬ ‫کی می خواهند به فکر رفع مشکالت و گره گشایی از‬ ‫معضالت جامعه باشند!‬ ‫‪ l‬این روزه ا امار خودکشی ها روز به روز باالتر رفته‪،‬‬ ‫هم اعالم نشــدن امار دقیق ان جای نگرانی است‬ ‫هم این نحوه اطالع رسانی که در فضای مجازی به‬ ‫ان پرداخته می شود‪ .‬اسیب های اجتماعی دغدغه‬ ‫همه کشور اســت و رهبری نســبت به ان حساسیت‬ ‫فوق العاده ای دارند‪ .‬نباید این را فراموش کرد‪.‬‬ ‫‪14‬‬ ‫‪ l‬شــهرام جزایری ایــن روزها در مــورد هرچیزی‬ ‫اظهارنظر می کند‪ .‬از امدن و نیامدن احمدی نژاد تا‬ ‫دادن یارانه‪ .‬از امدن بیل گیتس به ایران تا وام هایی با‬ ‫نرخ بهره صفر‪ .‬فکر کنم تا چند سال اینده وارد مباحث‬ ‫هوا فضا هم بشود‪.‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫‪ l‬امیدوارم تغییرات در رسانه ملی سرمنشا برکات‬ ‫و خیر باشــد‪ .‬هرچند همچنان چنین تغییری دارای‬ ‫ابهامــات زیادی اســت‪ .‬به هرحال تغییر در ســطح‬ ‫مدیران ارشــد خصوصا از جنس رســانه ای همیشه‬ ‫حاشیه ساز بوده است‪.‬‬ ‫‪ l‬ســردارنجات گفتند‪« :‬جنگ امــروز در فضای‬ ‫ی از جنگ در حوزه‬ ‫مجازی است»‪ .‬امروز بخش مهم ‬ ‫رسانه های مجازی در حال پیگیری است‪ .‬داعش در‬ ‫این زمینه خوب عمل کرده و جا دارد ایران همزمان‬ ‫با جنگ در روی زمین جنگ در فضای مجازی را هم‬ ‫بیشتر جدی بگیرد‪.‬‬ ‫به اینستاگرام مثلث بپیوندید‬ ‫اینســتاگرام هفته نامه مثلث فعال شــده اســت‪ .‬کاربران این شــبکه‬ ‫اجتماعی می توانند با پیوستن به اینستاگرام مثلث تصاویر مربوط به هفته نامه‬ ‫را مشاهده کنند‪.‬‬ ‫وقتی مجری به جای عذرخواهی‬ ‫حمله می کند‬ ‫فرزاد حســنی که بــه تازگــی از ممنــوع التصویری‬ ‫درامده‪ ،‬در برنامه اکســیر‪ ،‬ســوالی از یکــی از میهمانان‬ ‫می پرسد و بعد از انکه او جواب نادرست می دهد‪ ،‬با تمسخر‬ ‫او چنین وانمود می کند که جواب درست است و ‪ 50‬میلیون‬ ‫تومان هم جایــزه دارد و در اثنای اجرای خــود‪ ،‬میهمان‬ ‫بیچاره را ملعبه حرف هایش می کند تا مردم به او بخندند‪.‬‬ ‫او خطاب به میهمان برنامه و با گفتن کلماتی مانند خیلی‬ ‫باهوشی ها (با لحن تمسخر امیز)‪ ،‬نخالگی در ما دیده ای؟‬ ‫پخمه ایم؟ (باز هم با لحن تمســخرامیز)‪ ،‬فکر کردی در‬ ‫مقابل اطالعات کم شما به شما ‪ 50‬میلیون تومان جایزه‬ ‫می دهیم؟زرشک! زرشک دوســت داری؟! (و دعوت از‬ ‫سایر شرکت کنندگان برای تکرار کلمه زرشک) او را رسما‬ ‫تحقیر می کند‪.‬‬ ‫در نهایت هم به او جعبه ای کادو داده می شــود که‬ ‫مدعی شده بود محتوی ‪ 50‬میلیون تومان جایزه است‪ ،‬اما‬ ‫بعد از باز شدن با تمسخر گفته شد که جایزه او «زرشک»‬ ‫است‪ .‬این اتفاق و انتشــار تصاویر ویدئویی این برنامه در‬ ‫فضای مجازی موجب ناراحتی مــردم از رفتار این مجری‬ ‫تلویزیونی شد‪.‬‬ ‫کاربران بســیار زیادی در فضای مجازی به انتشــار‬ ‫کامنت ها یا دادن پیام های خصوصی به فرزاد حســنی به‬ ‫او انتقاد کردند‪ .‬برخی افراد پاسخ های فرزاد حسنی که به‬ ‫صورت خصوصی برایشان ارسال شده بود را نیز در فضای‬ ‫مجازی منتشــر کردند‪ .‬اما در ادامه این مجری تلویزیون‬ ‫ناچار شد صفحه شخصی خودش در اینستاگرام را به خاطر‬ ‫دریافت کامنت های مردم که به او اعتراض می کردند ببندد‬ ‫و به صورت حفاظت شده دربیاورد‪.‬‬ ‫حســنی در ابتدای صفحه خود نیز در واکنش به این‬ ‫رفتار مردم نوشت‪ «:‬کامنت شما ویترین شعور شماست‪».‬‬ ‫اما ایــن غائلــه بــه همین جا ختــم نشــد‪ .‬کاربران‬ ‫شبکه های مجازی فرزاد حسنی و رفتار او را نقد می کردند‬ ‫تا اینکه تهیه کننده برنامه اکســیر مدعی شــد این ایتم به‬ ‫صورت نمایشــی اجرا شــده و فرد مورد نظر یک هنرپیشه‬ ‫بوده اســت‪ .‬همچنین انها توضیحاتی را در پخش برنامه‬ ‫خود ارائه کردند که این هــم مورد توجه و پذیرش کاربران‬ ‫شــبکه های اجتماعی و مردم قــرار نگرفــت و ان را عذر‬ ‫بدتــر از گناه معرفــی می کردند کــه اصال قابــل پذیرش‬ ‫نبــود‪ .‬در همین حال یک عضو شــورای نظــارت بر صدا‬ ‫و ســیما با انتقــاد از رفتــار توهین امیز فرزاد حســنی‪ ،‬از‬ ‫بررســی این موضــوع در شــورای مذکور خبــر داد‪ .‬مفید‬ ‫کیایی نژاد دربــاره رفتار توهین امیز مجری برنامه اکســیر‬ ‫در مقابــل میهمــان برنامه‪ ،‬گفــت‪« :‬شــورای نظارت بر‬ ‫صدا وسیما تشکیل جلســه خواهد داد و رفتار این مجری‬ ‫در این نشســت بررســی می شــود‪ ».‬او همچنیــن تاکید‬ ‫کرد کــه بر اســاس برنامه ریزی های صــورت گرفته قرار‬ ‫اســت این شــورا از رئیس ســازمان صداوســیما دعوت‬ ‫کند تــا دالیل خــود را در مــورد اقدامــات خــود پیرامون‬ ‫رفــع ممنوع التصویــری برخی از ایــن افراد ارائــه کنند تا‬ ‫مشخص شود این اقدامات بر پایه چه علت هایی صورت‬ ‫گرفته است‪.‬‬ ‫اولی‪ :‬جشن تکلیف فرزند‬ ‫عراقچی‬ ‫شمشیرزنان یک دست‬ ‫دفاع مقدس‬ ‫سوم شعبان روز والیت سیدالشهدا و روز پاسدار است‪.‬‬ ‫هفته گذشــته به همین مناســب در فضای مجازی تعداد‬ ‫بسیار زیادی از کاربران این روز را به پاسداران تبریک گفته‬ ‫بودند‪ .‬یکی از کوتاه ترین و زیباترین متن هایی که در این‬ ‫باره منتشر شــده بود این بود‪« :‬می گویند سپاه جای بخور‬ ‫و بخواب است‪ .‬راست می گویند‪ .‬گلوله می خوری و برای‬ ‫همیشــه ارام می خوابی‪ ».‬در همین زمینــه گوگل پالس‬ ‫«مرادبیک» نیز که عموما مطالب خوبی را منتشر می کند‬ ‫برای روز پاسدار نوشت‪« :‬پاســداری را اگر محدود به یک‬ ‫شغل مشخص و محصور به دیوار پادگان ها و اماکن نظامی‬ ‫بدانیم‪ ،‬عده ای معلوم را شامل می شود که سپاهی گری را‬ ‫برگزیده و یونیفرم مخصوص ان را برتــن کرده اند‪ .‬اما اگر‬ ‫ان را تفکری برامده از روح انقالب اســامی تعریف کنیم‬ ‫که هدفش صیانت از این پدیده شگفت انگیز قرن است‪،‬‬ ‫مطمئنا انگاه دیگر نمی توان ان را در چارچوب های تعریف‬ ‫شده یک شــغل محبوس کرد‪ .‬تفکر و روحیه پاسداری از‬ ‫انقالب اســامی که حتی در عنوان ســپاه هم محدود به‬ ‫سرزمین یا اقلیم خاصی نشده‪ ،‬امروزه در جای جای گیتی‬ ‫و در کالبدهــای گوناگون بروز و ظهور یافته اســت‪ .‬با این‬ ‫تعریف باید روز پاســدار را عالوه بر حاج قاسم و همرزمان‬ ‫غیورش‪ ،‬به شــیخ زکزاکی نیجریه ای که بــا همه وجود و‬ ‫دارایی اش از تفکر انقالب اســامی پاسداری می کند‪ ،‬به‬ ‫سید_حسن_نصرالله و همه حزب اللهی های لبنان که راه‬ ‫نفس صهیونیســت ها را در بیخ گلوی انها بند اورده اند‪ ،‬به‬ ‫مظلومان انصارالله یمن که بادســت خالی مبارزه می کنند‬ ‫و زیر بار ظلم نمی روند‪ ،‬به شــیر بچه هــای عراقی و افغان‬ ‫و پاکستانی مدافع حرم که از حریم اسالم و امت اسالمی‬ ‫پاسداری می کنند و به همه کسانی که در اقصی نقاط عالم‬ ‫در راه اعتالی اسالم ناب مشغول مبارزه اند تبریک گفت‪.‬‬ ‫روز پاسدارمبارک‪».‬‬ ‫درود بر شرف‬ ‫شیربچه های ایران‬ ‫با انتشار تصاویر و خبر شــهادت تعدادی از مدافعان‬ ‫حرم در فضــای مجازی بســیاری از کاربران شــبکه های‬ ‫مجازی درباره انها مطالبی را منتشــر کردنــد‪ .‬هنرمندان و‬ ‫اقشــار مختلف نیز با حمایت از انها برای خانواده هایشان‬ ‫صبــر ارزو کردند‪« .‬پوریــا پورســرخ» از هنرپیشــه های‬ ‫ســینمای ایران پســت تحســین برانگیزی در اینستاگرام‬ ‫برای «شیربچه های مدافع حرم» منتشر کرد‪ .‬وی نوشت‪:‬‬ ‫«شیر بچه های ایرانی مدافع حرم‪ ،‬امشب بیشتر از هر شب‬ ‫دیگری به دعای ما احتیاج دارند‪ ...‬التماس می کنم با هر‬ ‫مسلک و عقیده ای همین االن دعا کنیم‪ ...‬درود بر شرف‬ ‫و غیرتتون و خدا پشت و پناهتون‪ .‬به امید خبرهای خوب‪».‬‬ ‫روزنامه ارمان در گفت وگو با رحمانی فضلی‪ ،‬وزیر کشور دولت‬ ‫روحانی با تیتر «استعفا در قاموسم نیست» در مورد انتخابات اخیر و‬ ‫موضوع ردصالحیت شــدگان به نقل از وی نوشت‪« :‬براساس شرح‬ ‫وظایفی که طبق قانون به بنده و همکارانم در وزارت کشور داده شده‬ ‫وظیفه داشــته و داریم که از حقوق یک یک مردم عزیز کشــورمان‬ ‫دفاع کنیم‪ ،‬به ویژه ان دسته از شهروندان محترمی که با ثبت نام در‬ ‫انتخابات در فرایند انتخابات قرار گرفته اند‪ ،‬احساس تکلیف کرده و‬ ‫با مشــارکت در فرایند ثبت نام انتخابات می توانند کمکی به پیشرفت‬ ‫مملکت داشته باشند‪ .‬بنابراین در تعاملی پیوسته در همه فرایند ها‪ ،‬هیات های اجرایی‪ ،‬نظارت و دوستان شورای نگهبان‬ ‫تالش کردیم در فضایی براساس مفاهمه در عین توضیح و تبیین برخی مالحظات از حقوق نادیده گرفته شده بسیاری‬ ‫از کاندیدا های نمایندگی دفاع کنیم و خوشبختانه بعد از اعالم صالحیت ها از سوی هیات های نظارت بیش از ‪۱۶۰۰‬‬ ‫نفر از کاندیداهایی که به هر دلیلی عدم احراز را دریافت کرده بودند در فرایند رقابت انتخاباتی قرار دهیم‪ .‬خوشبختانه‬ ‫مقام معظم رهبری اســتراتژی انتخابات را بر مبنای دو اصل «مشارکت حداکثری» و «حق الناس» تعریف کرده بودند‬ ‫که این مهم در تعامل با دوستان شورای نگهبان برای تبیین مالحظات بسیار راهگشا بود‪( .‬البته نکته ای را باید بگوییم‬ ‫که خاطرات فراز و فرود انتخابات در اسفندماه سال ‪ ۹۴‬بسیار جالب و شنیدنی خواهد بود که ان شاالله بعد ها در فرصتی‬ ‫مناسب با انتشار ان در اختیار عالقه مندان قرار خواهد گرفت)‪».‬‬ ‫خاوری و بانک زنان‬ ‫روزنامه شرق نیز در گزارشی با عنوان «به نام زنان به کام خاوری»‬ ‫نوشــته‪« :‬بانک ملی ایران در دولت محمود احمدی نــژاد‪ ،‬زمانی که‬ ‫ریاســتش در دســت محمود خاوری بود با تبلیغات بســیار‪ ،‬شعباتی با‬ ‫عنوان «شــعبه ویژه بانوان» را در شهرهای مشــهد‪ ،‬رشت و اصفهان‬ ‫افتتاح کرد‪ .‬شعبه هایی که قرار بود همه کارکنانش‪ ،‬از رئیس تا دربان و‬ ‫ابدارچی و همچنین مشتریانش زنان باشند‪ .‬طرحی که خود خاوری در‬ ‫مراسم افتتاح اولین شعبه ان در مشهد گفته بود‪« :‬بحث عفاف وحجاب‬ ‫همواره مورد تاکید ما بوده برای اینکه حرمت و حجاب بانوان در محیط‬ ‫اجتماعی حفظ شود‪ ».‬او در همان مراسم وعده داده بود‪« :‬تا پایان ســال ‪ ٨٩‬در همه مراکز استان های کشور شعب‬ ‫ویژه بانوان بانک ملی راه اندازی خواهد شد‪ ».‬حاال هفت ســال از ان زمان گذشته است و خاوری هم شش سال است‬ ‫به دلیل دست داشتن در اختالس ســه هزارمیلیاردتومانی معروف به کانادا گریخته است و تالش ها برای دستگیری و‬ ‫بازگرداندن او به کشور تاکنون بی نتیجه مانده است‪ .‬اما از سرگذشت این ابتکار محمود خاوری چه خبر؟ خبرها حاکی‬ ‫از ان است که بانک زنانه ای که خاوری‪ ،‬اختالس گر بزرگ‪ ،‬دست به تاسیس ان زده بود و رئیس وقت اداره امور شعب‬ ‫استان خراسان رضوی در مراسم افتتاحیه اش‪ ،‬ان را «شاخص ترین طرح ابداعی تاریخ بانکداری کشور» خواند‪ ،‬ارام‬ ‫و بی سروصدا تعطیل شد ه و کرکره هایشان را پایین کشیده اند‪ .‬زنانی هم که در ان مشغول به کار بوده اند یا بازخرید شده‬ ‫یا به شعب عادی بانک منتقل شدند‪ .‬تالش ها برای رسیدن به پاسخی مشخص درباره راه اندازی و تعطیلی این بانک ها‬ ‫و هزینه ای که صرف ان شد به جایی نرسید‪».‬‬ ‫تغییرات کابینه از کجا کلید می خورد؟‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫روزنامه اعتماد نوشته است‪« :‬برخی اخبار و گمانه زنی ها حول‬ ‫محور تغییرات در کابینه می گردد‪ .‬برخــی می گویند هنوز تصمیمی‬ ‫ برای تغییر در کابینه دولت گرفته نشــده و برخی دیگر می گویند که‬ ‫باید بررسی های جدی تری انجام شــود‪ .‬بنابراین به نظر می رسد که‬ ‫دولت به فکر ترمیم کابینه خود افتاده اســت و دیر یا زود باید منتظر‬ ‫تغییراتی در کابینه بود‪.‬‬ ‫البته اردیبهشت سال گذشــته هم که این شایعات مطرح شد‪،‬‬ ‫رئیس جمهوری در یک نشســت خبری در شــیراز در پاسخ به سوال‬ ‫خبرنگاری که پرسید‪« ،‬ایا وقت ان نرســیده که رئیس جمهور با هدف ترمیم کابینه و حفظ پایگاه اجتماعی خود‪ ،‬دکتر‬ ‫ظریف را در کابینه تکثیر کند» گفت‪« :‬در دولت کارهای بسیار زیادی شده البته چون سیاست خارجی برجسته تر انجام‬ ‫شده مردم با تیزبینی این دیپلماســی را دنبال کردند‪ ».‬وی بیان کرد‪« :‬وزرای فعال کم نداریم اما چنانچه کابینه نیاز به ‬ ‫ترمیم داشته باشد‪ ،‬انجام می دهیم اما امروز نیازی به این کار وجود ندارد‪».‬‬ ‫شاید امروز این نیاز احساس شده باشد‪ ،‬چندی است که دوباره اخباری مبنی بر ترمیم کابینه دولت مطرح می شود‪.‬‬ ‫گمانه ها از تغییر پنج عضو کابینه خبر می دهد؛ مسعود سلطانی فر رئیس ســازمان میراث فرهنگی و گردشگری‪ ،‬علی‬ ‫ربیعی وزیر کار‪ ،‬محمود گودرزی وزیر ورزش و جوانان‪ ،‬علی اصغر فانی وزیر اموزش و پرورش و محمدرضا نعمت زاده‪،‬‬ ‫وزیر صنعت از جمله این افراد هستند‪».‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫پاسداری‬ ‫استعفا در قاموسم نیست‬ ‫بررسی رسانه ای هفته‬ ‫‪15‬‬ ‫سونامی تغییر‬ ‫گفتارها‬ ‫روند و ماهیت تغییرات در عربستان پس از مرگ ملک بن عبدالعزیز‬ ‫در سال‪ 1953‬تا به امروز حکایت از این واقعیت دارد که قدرت در ساختار‬ ‫سیاسیعربستانمیلبهتمرکزداشتهودرمقطعاخیربه خصوصازاواخر‬ ‫پادشاهیملکعبداللهتاخلفانسلمان‪،‬کمتربرپایهسنت هایاجماعو‬ ‫بیعتبودهاست‪.‬درگفتاراینشمارهاینمسالهرابررسیکرده ایم‪.‬‬ ‫تغییرمعنادار‬ ‫یکمسلمانپاکستانیشهردارلندنشدهاست‬ ‫حنیف غفاری‬ ‫گفتارها‬ ‫‪16‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫روزنامه نگار‬ ‫این روزها نام جرمی کوربین بیش از هر زمان دیگری‬ ‫در انگلیس و اروپا شنیده می شــود‪ .‬بسیاری از تحلیلگران‬ ‫مســائل اجتماعی و سیاســی در انگلیــس‪ ،‬اقبال عمومی‬ ‫نســبت به جرمی کورین را نشــانه ای دال بــر تمایل افکار‬ ‫عمومی انگلیس بر مبنای گذار از وضعیت موجود می دانند‪،‬‬ ‫وضعیتی که امثال تونی بلر و دیوید کامرون و گوردون براون‬ ‫ان را طی یک دهه اخیــر رقم زده اند‪ .‬برگــزاری انتخابات‬ ‫شــهرداری ها و شــوراهای محلی و پیروزی حزب کارگر در‬ ‫این انتخابــات‪ ،‬از زوایای متعددی قابل تامل اســت‪.‬این‬ ‫موضــوع از دو زاویه داخلی و بین المللــی قابلیت توضیح و‬ ‫تفســیر دارد‪ .‬در بعد داخلی انگلیس‪،‬پیــروزی حزب کارگر‬ ‫در انتخابات شوراهای محلی و شــهرداری ها در انگلیس‪،‬‬ ‫ضربه سختی بر پیکره حزب محافظه کار و نهادهای امنیتی‬ ‫این کشور وارد ساخته است‪ .‬این در حالیست که در داخل‬ ‫حزب کارگر نیــز برخی افراد نظیر تونی بلر به شــدت نگران‬ ‫افزایش تصاعــدی قــدرت جرمی کوربیــن در رهبری این‬ ‫حزب هســتند‪ .‬انتخابات شــوراهای محلی در انگلیس و‬ ‫پیروزی حزب کارگر در این انتخابات نشان داد که کوربین‬ ‫به صورت بالقوه استعداد حضور در خانه شماره ‪ 10‬داونینگ‬ ‫اســتریت به عنوان نخســت وزیر جدید انگلیس را در سال‬ ‫‪ 2020‬خواهد داشــت‪ .‬این خود بدتریــن خبر ممکن برای‬ ‫نهادهــای امنیتــی و احزاب مخالــف حزب کارگــر و البته‬ ‫مخالفان داخلی کوربین محسوب می شود‪ .‬کوربین تا قبل‬ ‫از برگزاری انتخابات اخیر با دامنه وسیعی از مخالفان خود‬ ‫مواجه بود‪ .‬دشــمنی با کورین به انــدازه ای پررنگ بود که‬ ‫وجه اشــتراک افرادی مانند تونی بلر از حزب کارگر و دیوید‬ ‫کامرون را حزب محافظه کار را تشــکیل می داد‪ .‬مخالفان‬ ‫کوربین نسبت به انتخابات شــوراهای محلی به دیده یک‬ ‫فرصت می نگریستند؛ فرصتی که در قالب ان بتوانند حذف‬ ‫سیاســی کوربین از راس معادالت سیاســی حزب کارگر را‬ ‫رقم بزنند‪ .‬البته نظرسنجی ها و تحقیقات میدانی اولیه نیز‬ ‫نشــان می داد حزب کارگر اقبال چندانی بــرای پیروزی در‬ ‫انتخابات شــوراهای محلی ندارد‪ .‬همین مســاله منجر به‬ ‫افزایش تالش مخالفان کوربین برای شکست حزب کارگر‬ ‫در انتخابات شد‪ .‬در صورتی که شکست حزب کارگر اتفاق‬ ‫می افتاد‪ ،‬کوربین با فشارهای فزاینده ای در خصوص استعفا‬ ‫از ریاست و رهبری حزب مواجه می شد؛ فشارهایی که شاید‬ ‫کوربین نمی توانست در مقابل انها مقاومت کند! با این حال‬ ‫در نهایت نتیجــه به گونه ای دیگر رقم خــورد‪« :‬در جریان‬ ‫انتخابات شــوراهای محلی‪ ،‬نامزدهای حزب کارگر در ‪57‬‬ ‫شورا‪ ،‬نامزدهای حزب محافظه کار در ‪ 31‬شورا‪ ،‬نامزدهای‬ ‫حزب لیبرال دموکرات در ‪ 4‬شورا و مستقل ها در ‪ 23‬شورا به‬ ‫پیروزی رسیده اند‪.‬در انتخابات مجلس محلی لندن‪ ،‬حزب‬ ‫کارگر موفق شده است از ‪ 14‬کرسی این مجلس‪ 9 ،‬کرسی‬ ‫به دست اورد و ســهم حزب محافظه کار تنها ‪ 5‬کرسی بوده‬ ‫که نسبت به انتخابات چهار ســال پیش یک کرسی کمتر‬ ‫است‪ .‬همچنین برای نخستین بار در تاریخ انگلیس‪ ،‬صادق‬ ‫خان از حزب کارگر(که یک مســلمان پاکســتانی االصل‬ ‫است) به عنوان شــهر دار لندن انتخاب شد‪ .‬در این میان‪،‬‬ ‫بازی همزمان رسانه ها‪ ،‬سیاســتمداران و نهادهای امنیتی‬ ‫انگلیس علیــه کوربین قابل تامل بوده اســت! در اســتانه‬ ‫برگزاری انتخابات‪ ،‬برخی رســانه ها مدعی شدند که حزب‬ ‫کارگر بازنــده اصلی انتخابات خواهد بود و اقبالی از ســوی‬ ‫شهروندان نسبت به رهبر جدید این حزب وجود ندارد‪ .‬با این‬ ‫حال نتیجه انتخابات به گونه ای درگیر رقم خورد! هم اکنون‬ ‫جایگاه جرمی کوربین در راس معادالت سیاسی حزب کارگر‬ ‫تثبیتشدهاست‪.‬بدیهیاستکهازاینپستالشمشترک‬ ‫نهادهای امنیتی‪ ،‬سیاسی و رســانه ای انگلیس علیه رهبر‬ ‫حزب کارگــر وارد فاز دیگری خواهد شــد‪« .‬حذف کوربین‬ ‫پس از شکست در انتخابات شوراهای محلی» فرمولی بود‬ ‫که مخالفان کوربین برای تحقــق ان به ابزارهای مختلفی‬ ‫متوسل شدند اما در نهایت نتوانستند نتیجه ای کسب کنند‪.‬‬ ‫اصلی ترین نگرانی نهادهــای امنیتی انگلیــس‪ ،‬پیروزی‬ ‫کوربین در انتخابات سراسری بعدی در این کشور است‪ .‬در‬ ‫این صورت‪ ،‬کوربین به عنوان نخست وزیر راهی خانه شماره‬ ‫‪ 10‬داونینگ استریت خواهد شد‪ .‬این موضوع برای بسیاری‬ ‫از سیاستمداران انگلیسی حکم یک کابوس را دارد‪ .‬با این‬ ‫حال انتخابات اخیر نشان داد اقبال مردمی نسبت به حزب‬ ‫کارگر پس از رهبری کوربین نه تنها افول نکرده است‪ ،‬بلکه‬ ‫شاهد افزایش ان در نقاط مختلف انگلیس هستیم‪ .‬از این‬ ‫گفتارها‬ ‫رو هر اندازه زمان می گذرد‪ ،‬پروژه حذف کوربین که از سوی‬ ‫مخالفان درون حزبی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬رسانه ای و امنیتی وی کلید‬ ‫خورده است سخت تر می شود‪...‬‬ ‫اما در بعد بین المللی‪ ،‬موضوع به مراتب گســترده تر‬ ‫از ابعاد داخلی ان است‪ .‬دگردیســی در معادالت سیاسی و‬ ‫اجتماعی اروپا موضوعی نیست که بتوان ان را تحت تاثیر‬ ‫البی های سیاســی و رســانه ای در قاره ســبز کتمان کرد‪.‬‬ ‫صورت مساله اینجاست که چندی پیش در کشور انگلیس‬ ‫و در جریان انتخابات داخلی حزب کارگر‪« ،‬جرمی کوربین»‬ ‫توانست بر رقبای خود غلبه پیدا کند و با رویکردی متفاوت‬ ‫با تونی بلر‪ ،‬گوردون براون و دیگر ســران ارشد حزب کارگر‬ ‫ریاست این حزب را بر عهده گیرد‪ .‬همان گونه که اشاره شد‪،‬‬ ‫هم اکنون در داخل کشور انگلیس شــاهد تالش بی وقفه‬ ‫مخالفان داخلی کوربین در حــزب کارگر و مخالفان وی در‬ ‫احزاب محافظــه کار و لیبرال دموکرات بــرای مقابله با وی‬ ‫هستیم‪ .‬دستگاه های امنیتی انگلیس نیز ظهور پدیده ای‬ ‫به نام کوربین را در حزب کارگر مترادف با خطری برای امنیت‬ ‫ملی کشورشان قلمداد کرده و در صدد حذف وی هستند اما‬ ‫در بعد خارجی و بین المللی ماجرا به طور کلی متفاوت است!‬ ‫انچه امروز در معادالت سیاسی و اجتماعی اروپا می گذرد‪،‬‬ ‫زمینه ساز ظهور چهره هایی شده است که نماد تغییر واقعی‬ ‫محسوب می شوند‪ .‬افکار عمومی اروپا تشنه تغییر ساختارها‬ ‫(و نه روبناهای موجود) هستند‪ .‬در چنین شرایطی نهادگرایی‬ ‫جاری در اتحادیه اروپا به صورتی جدی از سوی شهروندان‬ ‫اروپایی به چالش کشیده شده است‪ .‬فرضیه ای پررنگ به‬ ‫نام تغییر زیرســاخت های اروپا‪ ،‬روز به روز بیشتر به واقعیت‬ ‫و اثبات می پیوندد‪ .‬باید این نکته مهم را پذیرفت که ساختار‬ ‫سنتی اروپا هم اکنون در حال تغییر است‪ .‬شهروندان اروپایی‬ ‫امروز نه تنها سیاســتمداران فعلی خود و احزاب سنتی را به‬ ‫چالش کشیده اند‪ ،‬بلکه زیرســاخت ها و نهادهای اروپایی‬ ‫را یکی پس از دیگری پــس زده اند‪ .‬بحران های اقتصادی‬ ‫و امنیتی جــاری در اروپا از یک ســو و ناکارامــدی احزاب‬ ‫سنتی اروپا در تامین نیازهای شــهروندان اروپایی منجر به‬ ‫شکل گیری نوعی پروتستانتیسم نوین در اروپا شده است‪.‬‬ ‫شــهروند اروپایی امروز نه تنها علیه سیاســتمداران‪ ،‬بلکه‬ ‫علیه نهادهای اروپایی که زمانی خط قرمز قاره ســبز بودند‬ ‫قد علم کرده و انها را در قالب همه پرسی ها‪ ،‬نظرسنجی ها و‬ ‫انتخابات های مختلف به چالش می کشد‪.‬اغراق نیست که‬ ‫بگوییم مفهوم «شهروند اروپایی» نیز طی سال های اخیر‬ ‫دچار دگردیسی شده است‪ .‬شهروند اروپایی امروز نسبت به‬ ‫گذار از وضعیت فعلی و گذار به وضعیتی مطلوب احساس‬ ‫نیاز می کند‪ .‬این احساس نیز از سوی نهادها و احزاب سنتی‬ ‫اروپا پس زده می شود اما در کف جامعه نه تنها این نیاز مبرم‬ ‫از بین نرفته و نمی رود‪ ،‬بلکه با گذشت زمان تشدید می شود‪.‬‬ ‫در چنین شرایطی‪ ،‬شهروندان اروپایی دیگر تعهدی مبنی‬ ‫بر مدارا کردن با نهادهای قانونی و سیاســی اتحادیه اروپا‬ ‫نمی بینند‪ .‬در انتخابات پارلمانی ســال ‪ 2014‬اروپا و به رغم‬ ‫اصرار ویــژه مقامات اروپایی مبنی بر مشــارکت مردم در ان‬ ‫انتخابات تعیین کننده‪ ،‬حدود ‪ 43‬درصد از شهروندان حاضر‬ ‫به شرکت در انتخابات شدند‪ .‬در میان این تعداد نسبتا اندک‬ ‫رای دهنده نیز جریان های راســت افراطی توانستند بیش‬ ‫از ‪ 100‬کرســی پارلمان اروپــا را به خــود اختصاص دهند‪.‬‬ ‫رشد بی رویه جریان های راست افراطی در اروپا‪ ،‬محصول‬ ‫توان این جریان ها در به چالش کشــیدن ساختار جاری و‬ ‫ی کوربین‬ ‫سنتی در اروپای واحد اســت‪ .‬در این میان‪ ،‬جرم ‬ ‫تنها سیاستمداری است که از جنس سیاستمداران جریان‬ ‫پوست اندازی سعودی‬ ‫ی تغییرات بن سلمان در عربستان‬ ‫سونام ‬ ‫کامران کرمی‬ ‫روزنامه نگار و پژوهشگر خلیج فارس‬ ‫علی النعیمی که بود؟‬ ‫خالد الفالح کیست؟‬ ‫خالد بن عبدالعزیــز الفالح که ‪ 11‬مــاه پیش با حکم‬ ‫ملک سلمان‪ ،‬وزیر بهداشت شــده بود متولد سال ‪1960‬‬ ‫در دمام (شرق) عربستان اســت‪ .‬او که از سال ‪ 1979‬به‬ ‫استخدام شرکت نفت عربستان سعودی (ارامکو) درامد‪،‬‬ ‫در سال ‪ 1982‬موفق به کســب مدرک لیسانس مهندسی‬ ‫مکانیک از دانشــگاه تگزاس امریکا شد و در سال ‪1991‬‬ ‫فوق لیسانس مدیریت را از دانشــگاه نفت و معادن ملک‬ ‫فهد ظهران دریافت کــرد‪ .‬فالح از ســال ‪ 2009‬تا ‪2015‬‬ ‫به عنوان مدیرعامل ارامکو انتخاب شــد‪ .‬از مناصب فالح‬ ‫می توان از ریاســت بر شــرکت «پترون» که مجری طرح‬ ‫مشــترک ارامکو و شــرکت ملی نفت فیلیپین بود‪ ،‬نام برد‪.‬‬ ‫نقش فالح در گفت وگوهای نفتی کشورش با شرکت های‬ ‫نفتی جهان قابل توجه اســت و گفته می شــود او در چهار‬ ‫قرارداد نفتی مهم عربستان با شرکت های خارجی دخالت‬ ‫داشته است‪ .‬جیسون باردوف‪ ،‬رئیس مرکز جهانی انرژی‬ ‫در دانشــگاه کلمبیا می گویــد‪« :‬الفالح به طــور کامل بر‬ ‫سیاست های نفتی عربستان سعودی مسلط است و روابط‬ ‫بسیار نزدیکی با محمد بن سلمان جانشین ولیعهد دارد‪».‬‬ ‫همچنین منابع محلی می گویند به دلیل پیشینه فالح در به‬ ‫انجام رساندن طرح های توســعه ای در ارامکو‪ ،‬به عنوان‬ ‫وزیر نفت منصوب شده تا چاره ای برای وضعیت کشور در‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫علــی النعیمــی در ســال ‪ 1935‬در ظهــران شــرق‬ ‫عربســتان متولد شــد‪ .‬از ‪ 12‬ســالگی به عنوان کارمند در‬ ‫شــرکت نفت ارمکو مشــغول به کار شد و در ســال ‪1984‬‬ ‫به پادشــاه عربســتان معرفی شــد‪ .‬از ان تاریــخ و پس از‬ ‫«جان جیکوب کلبرر» مدیرعامل شــرکت نفتی ســعودی‬ ‫ارامکو بود که در نهایت حکومت عربستان او را برای وزارت‬ ‫نفت در اگوســت ‪ 1995‬و پس از «هشــام ناظر» برگزید‪.‬‬ ‫او همچنین به عنوان رئیس هیات مدیره شــرکت سعودی‬ ‫ارامکو و رئیس دانشــگاه علم و صنعت ملــک عبدالله نیز‬ ‫فعالیت می کنــد‪ .‬او یکی از وزرای قدرتمنــد نفت در تاریخ‬ ‫عربستان پس از احمد زکی یمانی است که دوران پادشاهی‬ ‫ملک فهد‪ ،‬عبدالله و سلمان را تجربه کرد‪ .‬او به دلیل حضور‬ ‫نزدیک به هفت دهه در صنعت نفت عربستان به بسیاری از‬ ‫فراز و فرودهای این صنعت‪ ،‬قیمت هــا و رقابت های نفتی‬ ‫واقف بود و از نفــت دو دالری تــا ‪ 147‬دالری را در کارنامه‬ ‫خــود تجربه کرد‪ .‬بســیاری برکنــاری او از این ســمت ‪21‬‬ ‫ســاله را مصادف با کاهش نفوذ اوپک در اینده می دانند‪.‬‬ ‫برخی منابع خبــری معتقدند که علی النعیمــی‪ ،‬وزیر نفت‬ ‫عربســتان بعد از اینکه در کنفرانس نفتی ‪ 17‬اوریل ‪2016‬‬ ‫دوحه مورد اهانت محمد بن سلمان فرزند شاه سعودی قرار‬ ‫گرفته بود‪ ،‬درخواســت برکناری کرد‪ .‬اختالف نظر نفتی او‬ ‫با محمد بن ســلمان به موضوع فریز نفتــی و عدم افزایش‬ ‫تولید بر می گردد‪.‬‬ ‫گفتارها‬ ‫موج ســوم تغییرات در کابینه عربســتان سعودی با‬ ‫برکناری علی النعیمی‪ ،‬وزیــر قدرتمند و متنفــذ نفت کلید‬ ‫خورد‪ .‬در ادامه جابه جایی مهره های سعودی از زمان روی‬ ‫کارامدن ملک سلمان از ژانویه ‪ 2015‬تاکنون شاهد سرعت‬ ‫تغییرات در دربار ال سعود هستیم که به زعم تحلیلگران و‬ ‫ناظران حکایت از تغییر شرایط داخلی و منطقه ای و پوست‬ ‫اندازی این کشــور دارد‪ .‬در احکام منتشــر شــده از سوی‬ ‫دیوان پادشــاهی‪ ،‬وزارت نفت که از سال ‪ 1995‬در اختیار‬ ‫مهندس علی النعیمی ‪ ،‬تکنوکرات برجســته بود به وزارت‬ ‫انرژی‪ ،‬صنایع و معادن تغییر یافت و ریاست ان به خالد بن‬ ‫عبدالعزیز الفالح‪ ،‬رئیس سابق اجرایی شرکت نفت عربستان‬ ‫(ارامکو) سپرده شــد‪ .‬بر اســاس همین حکم‪ ،‬النعیمی با‬ ‫سمت مشاور وزیر به سمت مشاور در دفتر پادشاه عربستان‬ ‫منصوب شد‪.‬‬ ‫برکناری علی النعیمی در ادامه برکناری مقامات مهم‬ ‫عربستانهمچونبندربنسلطانرئیسسابقاستخبارات‪،‬‬ ‫ســعود الفیصل وزیرخارجــه متوفی‪ ،‬مقــرن بن عبدالعزیز‬ ‫ولیعهد سابق سلمان و فرزندان ملک عبدالله پادشاه سابق‬ ‫و متوفی اســت که نشــان می دهد محمد بن ســلمان مرد‬ ‫همه کاره این روزهای دربار سعودی‪ ،‬به دنبال کوچک سازی‬ ‫دولت و هماهنگ و همسو کردن شخصیت های نزدیک به‬ ‫خود است تا بتواند رویاهای خود را در استراتژی ملی ‪2030‬‬ ‫محقق ســازد‪ .‬در دیگر تغییرات و جابه جایی های صورت‬ ‫گرفته‪ ،‬ماجد القصبی (وزیر سابق امور اجتماعی) به عنوان‬ ‫رئیس جدید وزارت تجارت و سرمایه گذاری و احمد الخلیفی‬ ‫به عنوان رئیس اژانس مالی عربستان و توفیق الربیعه (وزیر‬ ‫تجارت و صنایع سابق) به عنوان وزیر بهداشت و سلیمان‬ ‫بن عبدالله الحمدان (وزیر مشاور سابق در زمان ولیعهدی‬ ‫ملک سلمان) به سمت وزارت ارتباطات‪ ،‬محمد صالح بن‬ ‫طاهر بنتن به سمت وزارت حج و عمره انتخاب و جایگزین‬ ‫بندر بن حجار شد‪.‬‬ ‫راســت افراطی نیســت و به عنوان رهبر یک حزب سنتی و‬ ‫مشــهور در انگلیس فعالیت می کند‪ .‬با ایــن حال کوربین‬ ‫نیز نزد شهروندان انگلیســی نمادی از تغییر است‪ .‬جنس‬ ‫شخصیت کوربین با سیاستمداران بدنام حزب کارگر(مانند‬ ‫تونیبلر)متفاوتاست‪.‬نتایجانتخاباتشهرداری هایاخیر‬ ‫در انگلیس نشان داد که در این کشور نیز «میل به تغییر»‬ ‫جلوه و عینیت ویژه ای در ذهن رای دهندگان و شــهروندان‬ ‫پیدا کرده و به خواســته ای غالب تبدیل شده است‪ .‬از این‬ ‫رو ما هم اکنون با پدیده ای به نــام «اروپای در حال تغییر»‬ ‫در سیاست خارجی خود مواجه هســتیم‪ .‬دستگاه سیاست‬ ‫خارجی کشورمان در گام نخست باید اصل مهم دگردیسی‬ ‫اروپای واحد را درک کرده و ان را یک فرضیه یا احتمال ساده‬ ‫تلقی نکند‪ .‬در این خصوص الزم است وزارت امور خارجه در‬ ‫محاسباتخود«ضریبقطعیت»چنینپدیده ایراافزایش‬ ‫دهدومطالعاتواحتمال سنجی هایارزشمندصورتگرفته‬ ‫در این مجموعه را معطوف به نوعــی هدفگذاری مطلوب‬ ‫کند‪ .‬در صورتی که ضریب قطعیت پدیده دگردیسی اروپای‬ ‫واحد را افزایش دهیم‪ ،‬می توانیم با اســتفاده از روش های‬ ‫اینده پژوهی‪ ،‬اینده محتمل و ممکــن را در این حوزه مورد‬ ‫فحص و بررسی قرار داده و برای رفتارهای اتی خود در قبال‬ ‫اروپای دگرگون شــده برنامه ریزی مدون و هوشمندانه ای‬ ‫صورت دهیم‪ .‬نمادهای تغییر در اروپــا به گونه ای در حال‬ ‫تکثیر هســتند که جای هیچ گونه شــک و شــبهه ای را در‬ ‫خصوص تغییر ساختار فعلی اروپا باقی نمی گذارند‪ .‬در اینجا‬ ‫الزم اســت ضمن تعامل موثر با اروپای فعلی (در راســتای‬ ‫منافع ملی کشور و با مد نظر قرار دادن خطوط قرمز سیاست‬ ‫خارجی خود)‪ ،‬تعامــل با بازیگران بالقوه اتــی اروپا را نیز به‬ ‫صورتی علنی و موثر در دستورکار خود قرار دهیم‪.‬‬ ‫‪17‬‬ ‫گفتارها‬ ‫دوران کنونی که نفت از قیمت مناســبی برخوردار نیست‪،‬‬ ‫بیندیشد‪.‬‬ ‫تغییر یا تداوم استراتژی نفتی عربستان؟‬ ‫علــی النعیمــی در تمــام طــول دوران وزارت خود‬ ‫تالش های گسترده ای را برای مدیریت قیمت نفت انجام‬ ‫داد و یکی از سیاســت های اصلی او در این سال ها حفظ‬ ‫ســهم بازار بود‪ .‬اینک در غیاب او‪ ،‬شاید قدرت های دیگر‬ ‫بازار بتوانند نقش پررنگ تری را در قیمت گذاری نفت خام‬ ‫ایفا کنند‪ .‬در این میان تحلیل های مختلفی ارائه شده که‬ ‫نشان از ماهیت این تغییر یا تداوم می دهد‪:‬‬ ‫‪.1‬برخیتحلیلگرانبرکناریالنعیمی پسازبیشازدو‬ ‫دهه حضور در وزارتخانه بزرگ نفت را اغازی بر قدرت نمایی‬ ‫علنی شاهزاده محمد بن ســلمان‪ ،‬در سلسله مراتب قدرت‬ ‫در این کشــور می دانند و معتقدند همان اندازه که النعیمی‬ ‫ باعث ایجاد ثبات در بازار نفت می شــد‪ ،‬اکنون بن ســلمان‬ ‫می توانــد در این بــازار اختــال ایجاد کنــد‪ .‬به خصوص‬ ‫که بعد از روی کارامدن پادشــاه جدید‪ ،‬محمد بن ســلمان‬ ‫عمال تصمیــم گیرنده اصلــی تصمیمــات به خصوص در‬ ‫بخش هــای نفتــی و اقتصادی اســت و وزیر نفــت جدید‬ ‫که یک تکنوکرات قابل اســت‪ ،‬با وجود بن ســلمان هرگز‬ ‫ی در حوزه سیاســت گذاری‬ ‫نمی تواند از اقتداری که النعیم ‬ ‫نفــت در دوران ملــک عبداللــه از ان بهره منــد بــود‪،‬‬ ‫برخوردار باشد‪.‬‬ ‫‪ .2‬عده ای دیگر معتقدند این تغییر و تحول در اینده‬ ‫چندان بر قیمــت نفت تاثیرگــذار نخواهد بــود‪ .‬به عنوان‬ ‫مثال جیســون بودوف‪ ،‬مدیر مرکز سیاست انرژی جهانی‬ ‫در دانشــگاه کلمبیا‪ ،‬معتقد اســت که کنار رفتن النعیمی و‬ ‫انتصاب فالح کامال قابل انتظار بود و این امر نشان می دهد‬ ‫که بازار احتماال به این اقدام به ارامی واکنش نشان خواهد‬ ‫داد‪ .‬به عقیده او خالد الفالح‪ ،‬عضو اصلی گروهی بوده که‬ ‫سال هاست این گونه تصمیم ها را اتخاذ می کند و این نشان‬ ‫می دهد که مسیر گذشته همچنان ادامه خواهد داشت‪.‬‬ ‫‪ .3‬برخــی نیز بر ایــن اعتقادنــد که از ســال ‪۲۰۱۴‬‬ ‫عربســتان اســتراتژی حفظ ســهمیه در اوپک را به جای‬ ‫کاهش تولید با هدف حمایت از قیمت ها رهبری می کند‪،‬‬ ‫از این رو انتصــاب وزیر نفت جدید که بخشــی از تغییرات‬ ‫سازمانی در اقتصاد ان کشور اســت به احتمال زیاد تداوم‬ ‫این استراتژی را تقویت می کند‪.‬‬ ‫پیش روی ترامپ‬ ‫چرا ترامپ مهمترین نامزد حزب جمهوری خواه شده است؟‬ ‫علی خرم‬ ‫کارشناس روابط بین الملل‬ ‫حزب جمهوریخواه از زمانی که دونالد ترامپ به عنوان‬ ‫یک ســرمایه دار مواضع خود در خصوص مسائل مختلف‬ ‫را مطرح کرد با ان موافق نبود‪ .‬با ایــن وجود ترامپ با تکیه‬ ‫بر بنیه مالی باالیی که داشت توانست خود را به عنوان یکی‬ ‫از کاندیداهای حزب جمهوریخواه معرفی کند و در مســیر‬ ‫رقابت های درون حزبی این کشــور به خوبی پیشروی کند‪.‬‬ ‫این موضوع در حالی است که حزب جمهوریخواه نسبت به‬ ‫مواضع او واکنش های منفی بروز مــی داد که این موضوع‬ ‫نیز در دل خود پیشینه ای دارد‪ .‬جمهوریخواهان همواره به‬ ‫دو بخش میانه رو و تندرو تقسیم شده اند‪ .‬از زمانی که باراک‬ ‫اوباما به عنــوان رئیس جمهور امریکا انتخاب شــد‪ ،‬بخش‬ ‫تندرو مخالف امدن یک سیاهپوست در راس قدرت امریکا‬ ‫بودند‪ .‬انها همچنین با افکار اوبامــا در موضوعات مختلف‬ ‫مخالفت می کردند‪ ،‬به همین دلیل در این حزب انشــعابی‬ ‫تحت عنوان جنبــش تی پارتی صورت گرفــت‪ .‬این جنبش‬ ‫درواقع مرکز تندروهای حزب جمهوریخواه شــد و انها طی‬ ‫‪ 8‬سال گذشته سنگ های بسیاری را پیش پای دولت اوباما‬ ‫انداختند‪ .‬اقای ترامپ نیز براســاس حمایت این گروه خود‬ ‫را به عنــوان کاندیدای حــزب جمهوریخــواه معرفی کرد‪.‬‬ ‫برهمین اساس است که ترامپ همواره در مباحث سیاست‬ ‫داخلی و خارجی هجمه های بسیاری را متوجه دولت اوباما‬ ‫می کند زیــرا او تحت الحمایه جنبش تی پارتــی یا اعضای‬ ‫تندرو حزب جمهوریخواه است‪ .‬هرچند بخش میانه رو حزب‬ ‫جمهوریخواه ‪ -‬مثل میت رامنی ‪ -‬با سیاست های دولت اوباما‬ ‫به دلیل جهت گیرهای حزبی و اندیشه ای زاویه دارند اما انها‬ ‫همواره سعی کردند در برابر مواضع ترامپ ایستادگی کنند‪،‬‬ ‫چونمواضعاینشخصعموماغیرمتعارفباادبیاترسمی‬ ‫سیاست در امریکا بود‪ ،‬انها احســاس می کردند که ترامپ‬ ‫در ادامه مسیر شکست خواهد خورد اما برخالف انتظار این‬ ‫فرد توانست موفق عمل کرده و تا این مرحله پیشروی کند‪.‬‬ ‫مهمترین دلیلی که ترامپ توانســت به عنــوان مهمترین‬ ‫نامزد حزب جمهوریخواه در رقابت هــای انتخاباتی امریکا‬ ‫باشــد از چند منظر قابل بررسی اســت‪ .‬مهمترین دلیل این‬ ‫موضوعاقداماتداعشدرکشورهایاروپاییوامریکاست‪.‬‬ ‫وقوع حمله تروریســتی یک زوج جوان پاکســتانی در یکی‬ ‫از ایالت های این کشــور موجب شــد تا احساسات عمومی‬ ‫در جامعه امریکا برانگیخته شــود بنابراین بخشی از جامعه‬ ‫امریکا به دنبال فردی بودند که بتواند داعــش را نابود کند‪.‬‬ ‫شعارهایانتخاباتی ترامپدرخصوصنابودیداعشوبحث‬ ‫محدودیت مسلمانان به مزاج بخشی از جامعه امریکا خوش‬ ‫امدومردماینکشوراحساسکردند ترامپهمانفردیاست‬ ‫که می تواند با نابودی داعش امنیت را به این کشور بازگرداند‬ ‫و از وقوع حمالت دیگر جلوگیری کند‪ .‬براین اساس‪ ،‬ترامپ‬ ‫سمبلبرانگیختهشدناحساساتدردرونجامعهامریکاضد ‬ ‫مسلمانان و مهاجرین است و بخشی از مردم امریکا موافق‬ ‫دیدگاه های ترامپ هســتند و از او حمایت می کنند‪ .‬دونالد‬ ‫ ترامپ منتخب بخش ســنتی و میانه رو حزب جمهوریخواه‬ ‫ک ترس درون این بخش حزب وجود دارد؛ اینکه‬ ‫نبود‪ ،‬زیرا ی ‬ ‫ ترامپ در انتخابات نهایی در برابر نامزد حزب دموکرات ‪ -‬که‬ ‫در حال حاضر خانم کلینتون پیشتاز است ‪ -‬شکست سختی‬ ‫گفتارها‬ ‫‪18‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫چشم انداز‬ ‫روند و ماهیت تغییرات در عربستان پس از مرگ ملک‬ ‫بن عبدالعزیز در سال‪ 1953‬تا به امروز حکایت از این واقعیت‬ ‫دارد که قدرت در ساختار سیاسی عربســتان میل به تمرکز‬ ‫داشته و در مقطع اخیر به خصوص از اواخر پادشاهی ملک‬ ‫عبدالله تا خلف ان ســلمان‪ ،‬کمتر بر پایه سنت های اجماع‬ ‫و بیعت بوده است‪ .‬به نظر می رسد که باتوجه به قدرت یابی‬ ‫محمدبن سلماندرساختارقدرتدرعربستانشاهدتغییرات‬ ‫به سمت تمرکز بیشتر قدرت و نهایتا پادشاهی بن سلمان در‬ ‫این روند خواهیم بود‪ .‬از این رو ایــن تغییرات که حکایت از‬ ‫پوســت اندازی های داخلی و منطقه ای عربستان و سخت‬ ‫شدن شرایط تحمیلی بر تصمیم گیرندگان این کشور دارد‪،‬‬ ‫نشان از اغاز روند تغییرات فراگیر در ماه ها و سال های اتی‬ ‫است که پادشاهی عربستان سعودی را وارد فرایندهایی از‬ ‫انتقال قدرت خواهد کرد که ســنت ها‪ ،‬عرف ها و تلقی رایج‬ ‫از دولت ســعودی به عنوان دولتی محافظه کار در اذهان را‬ ‫تغییر خواهد داد‪ .‬البته در این میان نبایــد این نکته مهم را‬ ‫نادیده گرفت که سرعت و شتاب این تغییرات برای جامعه و‬ ‫ساختارهای قدرت و مذهب در این کشور که دهه ها به حفظ‬ ‫وضعیت موجود عادت کرده‪ ،‬می تواند حکم شمشیر دولبه‬ ‫را داشته باشد‪.‬‬ ‫پایان مارپیچ سکوت‪ ،‬اغاز مارپیچ «جیغ!»‬ ‫علت یابی موضع گیری های گسترده کاربران شبکه های اجتماعی درباره رفتار فرزاد حسنی‬ ‫شایان ربیعی‬ ‫دبیر فرهنگ‬ ‫ماجرای برنامه اکسیر و انچه رفتار توهین امیز فرزاد‬ ‫حســنی با میهمان برنامه اش خوانده شد را حتما شنیده یا‬ ‫خوانده اید‪ .‬انچه درباره این ماجرا‪ ،‬قریب به اتفاق مردم را‬ ‫یک دل و یکدست کرد‪ ،‬دفاع از شخصیت انسانی میهمان‬ ‫شناخته نشده و مظلوم برنامه و اعالم انزجار از شیوه اجرا و‬ ‫توهین های فرزاد حسنی‪ ،‬مجری پرحاشیه تلویزیون بود‪.‬‬ ‫هیچ شکی وجود ندارد که بهتر بود فرزاد حسنی در مقابل‬ ‫خواست مردم‪ ،‬سر اطاعت فرو می اورد و به صورت رسمی‬ ‫در همان برنامــه از رفتار نادرســتش عذرخواهی می کرد‪.‬‬ ‫اما ســوای این موضوع به نظر می رسد که بهتر است یک‬ ‫گفتارها‬ ‫الیه عمیق تر به این مســاله نگاه کرد و درگیر حاشــیه ها و‬ ‫موضع گیری های معمول نشد‪ .‬من فکر می کنم چیزی که‬ ‫درباره این اتفاق و قضاوت ما درباره اش مهم اســت‪ ،‬خود‬ ‫ان اتفاق نیست‪ .‬برای بســط بیشتر این موضوع می توان‬ ‫این پرســش را مطرح کرد؛ چرا ماجرای رفتار توهین امیز‬ ‫فرزاد حسنی تا این اندازه برجســته و گسترده شد؟ ایا این‬ ‫اتفاق انقدر مهــم بود که تقریبا همه کاربران شــبکه های‬ ‫اجتماعی و رســانه ها تا ایــن حد برجســته اش کنند؟ اگر‬ ‫بخواهیم برای یافتن پاسخ این پرســش به برنامه اکسیر‬ ‫برگردیــم و دوبــاره رفتار مجــری اش را بررســی کنیم‪ ،‬به‬ ‫کاهدان زده ایم‪ .‬جواب انجا نیســت‪ .‬برای یافتن پاســخ‬ ‫باید به جهان مجازی رجوع کنیم‪ .‬به تلگرام‪ ،‬اینستاگرام و‬ ‫فیس بوک! یعنی همان جایی که شعله های اولین انتقادها‬ ‫زبانه کشــید و دامنگیر شــد و موضع گیری های باب شده‬ ‫رســانه ها و روزنامه های روزگار ما را هــم به دنبال خودش‬ ‫کشاند‪ .‬برای پاسخ به پرسشی که مطرح کردم‪ ،‬الزم است‬ ‫ابتدا یک خاطره از یک دوســت را تعریف کنم‪ .‬زمانی که‬ ‫وبالگ نویسی تازه باب شده بود و موج وبالگ ها کاربران‬ ‫اینترنت را درگیر خودش کرده بود‪ ،‬کسی می گفت‪« :‬زندگی‬ ‫در جهان وبالگی مبتنی بر موضع گیری است؛ من موضع‬ ‫ِ‬ ‫جهان امرو ِز ما‬ ‫می گیرم‪ ،‬پس هستم‪ ».‬به نظر می رسد در‬ ‫که اتکای بیشتری به شبکه های اجتماعی و اینترنتی دارد‪ ،‬‬ ‫این جمله قصار کاربرد بیشتری هم داشته باشد‪ .‬در زندگی‬ ‫روزمره‪ ،‬حضور مســتمر کاربران در شبکه های اجتماعی‪،‬‬ ‫ارام ارام موجی از رخوت را ایجاد می کند‪ .‬در واقع استفاده‬ ‫روزمره از شــبکه های اجتماعی و قــرار گرفتن در معرض‬ ‫بمبــاران اطالعاتی پیام هــا و خبرهــای مختلف‪ ،‬موجب‬ ‫کاهش امکان و احتمال اصل غافلگیری و هیجان زدگی‬ ‫پیام های این رسانه ها می شود؛ همان چیزی که در دانش‬ ‫ارتباطات به ان «اصــل تخدیری» رســانه ها می گویند‪.‬‬ ‫اســتفاده روزمــره و بی هیجــان از شــبکه های اجتماعی‬ ‫همیشــه کاربــران ایــن شــبکه ها را منتظر و امــاده یک‬ ‫اتفاق خالف امدِ عــادت نگاه می دارد‪ .‬انــگار چیزی باید‬ ‫اتفاق بیفتد اما نمی افتد‪ .‬ســرزدن های مداوم به تلگرام و‬ ‫اینستاگرام و فیس بوک و‪ ...‬ضمن اینکه نشان دهنده این‬ ‫انتظار اســت‪ ،‬به ان دامن هم می زند و مداومش می کند‪.‬‬ ‫اتصال دائمی به اینترنت‪ ،‬این امادگی و تصور را زنده نگاه‬ ‫می دارد که انگار باالخره اتفاقی همین دور و برها می افتد‬ ‫کــه روال معمولی زندگــی روزمره را می شــکند و مــا را به‬ ‫هیجان و کنش برمی انگیزاند‪ .‬همان طور که گفتم انتظار‬ ‫برای این اتفاق از ان رو اهمیت دارد که ما با موضع گیری‬ ‫در مقابل ان می توانیــم در جهان مجــازی اعالم حضور‬ ‫کنیم؛ «من موضع دارم‪ ،‬پس هســتم»‪ .‬این اتفاق روزی‬ ‫گل زدن لیونل مسی به تیم ملی ماست و روز دیگر سریال‬ ‫«شــهرزاد»‪ .‬خالصه هر بار اتفاقی ممکن اســت بیفتد و‬ ‫واکنش کاربران را برانگیزد‪ .‬حاال اتفاقی را تصور کنید که‬ ‫یک ســوی ان تلویزیون است و در ســوی دیگرش فرزاد‬ ‫حسنی پرحاشیه! ایا این اتفاق‪ ،‬خوراک خوبی برای تلگرام‬ ‫و واکنش های تند و تیز و گسترده مجازی نیست؟ در اینجا‬ ‫اصل ماجــرا و رفتار توهین امیز حســنی تا حــد زیادی به‬ ‫حاشیه می رود و حتی در حد و اندازه یک بهانه صرف برای‬ ‫اظهار نظر و اعالم وجود تقلیل پیــدا می کند‪ .‬اینجا دیگر‬ ‫صرفا موضوع توهین امیز بودن رفتار فرزاد حســنی و‪...‬‬ ‫مطرح نیست که لحظه به لحظه در شبکه های اجتماعی‬ ‫قضاوت و ارزیابی می شــود‪ ،‬بلکه اظهار وجــود کاربران‬ ‫شبکه های اجتماعی مطرح است؛ یک «ما هم هستیمِ »‬ ‫بزرگ! به هر حال به نظر می رسد که شبکه های اجتماعی‬ ‫در کنار همه ظرفیت ها و پتانســیل های مثبت و ارزنده ای‬ ‫که دارند و باید تقویت شود‪ ،‬در دوره حاضر پاسخی انکاری‬ ‫به نظریه «مارپیچ ســکوت» هــم هســتند‪ .‬در این دوره‬ ‫ابزارهای نوین ارتباطــی که همین رســانه های تعاملی و‬ ‫مجازی باشــند‪ ،‬با تکیه بر مقدمه ای که گفته شد‪ ،‬موجب‬ ‫ایجاد موج هــای بزرگی از اظهار نظرهــا و موضع گیری ها‬ ‫می شود‪ ،‬اما گویا کژکارکرد این رویه جدید‪ ،‬برجسته شدن‬ ‫هر چه بیشتر نق زدن ها و غر زدن های کاربران است؛ انچه‬ ‫موجب می شود تا برای نامیدن این رویه جدید از اصطالح‬ ‫«مارپیچ جیغ» یا چیزی شبیه این استفاده کنیم‪ .‬اگر دقت‬ ‫کنید درخواهید یافت که در شبکه های اجتماعی همواره‬ ‫موضوعی وجــود دارد که کاربران شــبکه های اجتماعی‬ ‫بخواهند با مشخص کردن نسبت خود با ان موضوع‪ ،‬اعالم‬ ‫وجود کنند‪ .‬از همین روســت که به قول یکی از دوستان‬ ‫«کمپین ها در تلگرام از بین نمی رونــد بلکه از موضوعی‬ ‫به موضوع دیگری کوچ می کنند»‪ .‬یک نکته مهم در این‬ ‫باره ان است که جامعه روزنامه نگاری در روزگار ما هم تا حد‬ ‫زیادی درگیر و بند همین موج های تلگرامی و فیس بوکی‬ ‫شــده و به اصطالح «پاپ زده» شده اســت‪ .‬گویا مارپیچ‬ ‫جیغ‪ ،‬خود رسانه ها را هم می بلعد و روزنامه ها و رسانه های‬ ‫رسمی را هم الوده خودش می کند‪.‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫صورت دســتیابی به ریاست جمهوری‪ ،‬دســت به اقداماتی‬ ‫بزند که حتی کارهای جورج بوش در مقابل ان خیلی کوچک‬ ‫باشد‪ .‬هرچند یکی از شعارهای محوری ترامپ در رقابت های‬ ‫گفتارها‬ ‫را متحمل شــود بنابراین شــانس جمهوریخواهــان بعد از‬ ‫هشــت ســال دوری از مســند قدرت در امریکا از بین برود‪.‬‬ ‫اظهارنظرهــای ترامــپ در خصوص موضوعــات مختلف‬ ‫رنگ وبوی کابوی هــای امریکایی را می دهد کــه با برخورد‬ ‫قهرامیز با قومیت ها و نژادهای مختلف همراه بوده اســت‪.‬‬ ‫واقعیت این است که خود حزب جمهوریخواه بیش از همه‬ ‫از پیروزی های اخیر ترامپ ناراحت اســت‪ .‬اکنون ترامپ از‬ ‫تمام رقبای جمهوریخواهش پیشی گرفته است‪ .‬اکنون نه‬ ‫تنها حزب جمهوریخواه بلکه حتی دولتمــردان امریکا هم‬ ‫در محذوریت قرار گرفته اند‪ .‬ســخنان ترامــپ در مبارزات‬ ‫انتخاباتی ضمن انکه ادبیاتی زننده دارد حاکی از ان است که‬ ‫این سخنان در اینده می تواند امریکا را در موقعیت خطرناکی‬ ‫قرار دهد‪ .‬به خصوص انکه بسیاری از رهبران سیاسی جهان‬ ‫نسبت به اظهارنظرهای او مواضع جدی و منفی گرفته اند‪.‬‬ ‫هرچند باید به این نکته توجه داشت که ترامپ توانایی ایجاد‬ ‫اجماع درون حزب جمهوریخواه را ندارد‪ ،‬بنابراین هر چند او‬ ‫در حال حاضر کاندیدای نهایی حزب جمهوریخواه اســت‬ ‫اما باید بتواند از کنوانســیون حزب جمهوریخواه نیز سربلند‬ ‫بیرون بیاید‪ .‬در صورتی کــه اعضای حزب جمهوریخواه در‬ ‫اینکنوانسیونرایمثبتبهاوبدهند‪،‬مشخصنیست ترامپ‬ ‫تا چه اندازه می تواند در رقابت نهایی موفق عمل کند‪ .‬در هر‬ ‫صورت بخشی از جامعه امریکا براساس احساسات ملی به او‬ ‫رایخواهنددادوبخشدیگرجامعهامریکانیزبهنامزدیرای‬ ‫خواهند داد که سیاست های معقولی دارد‪ .‬در اینجا رای افراد‬ ‫مستقل از اهمیت بسیاری برخوردار است‪ .‬اگر ترامپ بتواند‬ ‫ارایاینبخشراازانخودکند‪ ،‬می تواندبههدفخودیعنی‬ ‫پیروزی در انتخاباتریاست جمهوری امریکا دستپیداکند‪،‬‬ ‫اما در صورتی که نامزد حزب دموکرات پیروز رقابت باشــد‪،‬‬ ‫یعنی جامعه امریکا به سیاســت های پوپولیستی رای منفی‬ ‫دادهاست‪.‬اگردونالد ترامپریاست جمهوریایاالت متحده‬ ‫امریکا را به دست بگیرد‪ ،‬بدون شــک مردم امریکا بار دیگر‬ ‫شاهد سیاست های پوپولیستی و عوام فریبی بسیار شدیدتر‬ ‫از جورج بوش خواهند بــود‪ .‬یعنی ممکن اســت ترامپ در‬ ‫انتخاباتیایناستکهقصدداردباردیگرامریکاراشکوهمند‬ ‫کند اما اقدامات ترامپ ممکن است خطراتی برای کل دنیا‬ ‫در پی داشــته باشد‪ .‬حتی کار به جایی رســیده که پاپ رهبر‬ ‫کاتولیک هایجهان‪ ،‬ترامپرایکمسیحیواقعینمی داند‬ ‫چون او به فکر کشیدن دیوار بین امریکا و مکزیک است‪ .‬از‬ ‫سوی دیگر‪ ،‬دولت مکزیک سخن ترامپ در کشیدن دیوار‬ ‫بین امریکا و مکزیک را به مضحکه گرفته اســت‪ .‬بنابراین‬ ‫نه تنها در داخل امریکا بلکه در خارج از این کشــور نیز موج‬ ‫مخالفت ها با ترامپ بلند شــده اســت‪ .‬حزب جمهوریخواه‬ ‫می داند که ترامپ ممکن اســت اقداماتی را در اینده انجام‬ ‫دهد که برای ســال ها جمهوریخواهان‪ ،‬شرمنده شوند‪ .‬اما‬ ‫براســاس روند دموکراتیک رقابت هــای انتخاباتی درحال‬ ‫جریاناستودرحالحاضرهرچندمواضعمتعددینسبتبه‬ ‫اظهارنظرهای ترامپصورتمی گیرداماحزبجمهوریخواه‬ ‫در انتظار به سر می برد‪ .‬در هر صورت ممکن است اعضای‬ ‫این حزب برای مقابلــه با ترامپ تمهیداتی را بیندیشــند اما‬ ‫در حال حاضر چنین کاری بعید اســت‪ .‬از طرف دیگر‪ ،‬این‬ ‫موضوع هم که ترامپ در دو سوم ایالت های باقیمانده رای‬ ‫نیاوردهمبعیداست‪.‬بنابراینبافرضاینکه ترامپنامزدنهایی‬ ‫جمهوریخواهان شود بایددیدکههیالریکلینتونمی تواند‬ ‫ ترامپ را شکست دهد؟ در صورتی که بخش مستقل جامعه‬ ‫امریکاکلینتونرامعقول ترببینند‪ ،‬ترامپشانسیبرایپیروزی‬ ‫نخواهدداشتامااگرچنیننشودوضعیتبهضررتمامجهان‬ ‫خواهد بود‪ .‬یک نکته را نباید فراموش کرد‪ ،‬اگر دونالد ترامپ‬ ‫درانتخاباتریاست جمهوریامریکاپیروزشود‪،‬ایناحتمال‬ ‫وجود دارد که روابط ایران و غرب دچار خدشه شود اما برجام و‬ ‫مسائلمربوطبهانرژیهسته ایایرانبههیچوجهدچارتعویق‬ ‫یاتعلیقنخواهدشد‪.‬بهوجودامدنکارشکنیدربرجامتوسط‬ ‫دولت امریکا پس از پیروزی احتمالــی ترامپ در انتخابات‬ ‫دور از ذهن نیست‪ .‬براین اساس باید تاکید کرد که بهترین‬ ‫زمان برای ایجاد ارتباط با غرب یا امتیاز گرفتن از امریکا دوره‬ ‫ریاستاوبامابرایاالت متحدهبودوبه طورحتمرئیس جمهور‬ ‫بعدی امریکا به اندازه اوباما مالیم نخواهد بود‪.‬‬ ‫‪19‬‬ ‫گفتارها‬ ‫دوران نوستالژی‬ ‫چرا صدا و سیما با ضعف مواجه شده است؟‬ ‫احسان رستگار‬ ‫گفتارها‬ ‫‪20‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫‪1‬‬ ‫روزنامه نگار‬ ‫«عزت رفت‪ ،‬سرافراز امد»؛ این تیتر بیشتر رسانه ها‬ ‫بود در ‪ ۱۷‬ابان ‪ .۹۳‬هر چه گفته می شــد از سوابق ایشان‬ ‫توضیح بفرمایید‪ ،‬گفته می شد که رئیس شبکه پرس تی وی‬ ‫بوده؛ بعدا شــنیدیم که رئیس هیســپان تی وی و معاون‬ ‫برون مرزی صدا و ســیما نیز بوده اســت‪ .‬انتصاب ایشان‬ ‫تلویحا به این معنا بود که بناســت رویکرد اطالع رسانی و‬ ‫خبری صدا و سیما تقویت شود‪.‬‬ ‫هر چه بیشتر پیش رفتیم‪ ،‬مشاهده شد که کال بناست‬ ‫صدر تا ذیل ســازمان زیر و رو شــود‪ .‬راس هرم مدیریتی‪،‬‬ ‫یعنی رئیس سازمان‪ ،‬درباره بسیاری از موارد جزئی اعمال‬ ‫نظر می کرد؛ مثــا در این حد که فالن برنامه ســاز که در‬ ‫پرس تی وی و در رســانه تحت مدیریت ســرافراز فعالیت‬ ‫کرده‪ ،‬می توانــد در برنامه اش از صدا و ســیما انتقاد کند‪،‬‬ ‫چون قابل اعتماد رئیس سازمان است‪.‬‬ ‫بخشی از مدیران ارشد ســازمان در درد دل هایشان‬ ‫می گفتند کــه «مدیریتش عیــن احمدی نــژاده! تو همه‬ ‫مسائل جزئی و ریز هم نظر ایشون باید اجرا بشه‪ ».‬کار به‬ ‫انجا رسیده بود که ایشــان حتی دلیلی نمی دید تا معاونان‬ ‫خود را راضی کند و بعضا شایعه دعواهای خصوصی انها‪،‬‬ ‫به رسانه ها کشیده می شد‪ .‬همیشه معروف بود که سازمان‬ ‫صدا و سیما این گونه مدیریت می شود و شالوده اش از ابتدا‬ ‫همین گونه بوده‪ ،‬اما در زمان سرافراز‪ ،‬حتی ظاهر امر هم‬ ‫حفظ نمی شد؛ اقای رئیس گمان کرده بود که رئیس صدا‬ ‫و سیما‪ ،‬فقط باید ریاست کند و هیچ الزامی در جهت اقناع‬ ‫افکار عمومی یا همکاران و معاونینش ندارد‪ .‬امر‪ ،‬امر اقای‬ ‫رئیس اســت؛ نه چون بهترین تصمیم است‪ ،‬بلکه چون‬ ‫اقای رئیس گفته؛ حوصله هم ندارد که توضیح دهد چون‬ ‫اقای رئیس خیلی از این جهت مثل اقای ضرغامی نیست‪.‬‬ ‫مثال شبکه تماشا باید تعطیل شود‪ .‬خب این تصمیم‬ ‫می تواند در جهت چابک ســازی و کوچک ســازی صدا و‬ ‫سیما تلقی شود‪ .‬از این تصمیم می گذریم‪.‬‬ ‫ناگهــان چندین برنامه ســاز معروف و موفق ســیما‬ ‫می گویند کــه اقای ســرافراز بخشــنامه ای عجیب داده‬ ‫اســت‪« :‬برنامه های زنده باید تعطیل شوند‪ ».‬رویکردی‬ ‫که کامال ضد مخاطب اســت و باعث ریــزش مخاطبین‬ ‫می شود‪ .‬حتی حرف و حدیث «مرده» شدن برنامه «نود»‬ ‫هم به گوش می رسد‪ .‬چرا؟ چرا ندارد؛ اقای رئیس گفته‪.‬‬ ‫به هر ترتیب‪ ،‬اقای رئیس از خیر ضبط شــده کردن برخی‬ ‫برنامه هــا مانند نود می گــذرد‪ .‬فالن برنامه اشــپزی زنده‬ ‫اســت‪ ،‬اما برنامه هایی که توانســته اند مخاطبینی پر و پا‬ ‫قرص و جدی را جــذب کنند و رضایت نســبی بینندگان را‬ ‫جلب نمایند‪ ،‬باید ضبط شده شــوند؛ از «زنده باد زندگی»‬ ‫شــبکه ‪ ۲‬تا «رادیو» هفت شبکه اموزش و «هفت» شبکه‬ ‫‪ ۳‬ضبط شده می شــوند‪ .‬چرا؟ چون اقای رئیس گفته؛ نه‬ ‫توضیحی در کار است برای تنویر افکار عمومی و نه افت‬ ‫رضایت مردم اهمیتی دارد‪.‬‬ ‫هر کس هم اعتراض می کرد یا اگر منتقدی دســت‬ ‫به قلم می شد‪ ،‬پاسخی کوبنده در انتظار او بود؛ از کجا؟ از‬ ‫نهادی به نام «مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صدا‬ ‫و سیما»‪ .‬اگر می گفتی چرا فالن مجموعه موفق امسال‬ ‫نوروز پخش نمی شــود‪ ،‬باید منتظــر می ماندی که همین‬ ‫مرکز طی یک امار غیرقابل باور بکوبد در دهان منتقدین و‬ ‫مردم و بگوید که فالن مجموعه که برخی به ان نقد دارند‪،‬‬ ‫پرمخاطب ترین مجموعه نوروزی شــده؛ مثــا در نوروز‬ ‫‪« ،۹۴‬در حاشــیه» مهران مدیری و «کاله قرمزی» ایرج‬ ‫طهماسب که پربیننده ترین ها بوده اند پر مخاطب ترین ها‬ ‫معرفی نشــدند و مجموعه ناموفق «فوق ســری» مهدی‬ ‫فخیم زاده که حتی خــودش هم به ان انتقاد داشــت (!) ‬ ‫می شود پرمخاطب ترین مجموعه نوروزی!‬ ‫یا اگر کسی می گفت چرا فالن برنامه از زنده به ضبط‬ ‫شــده تغییر کرده‪ ،‬باید منتظــر می ماندی تــا همین مرکز‬ ‫افکار ســنجی‪ ،‬طی اماری محیرالعقــول‪ ،‬بگوید که اتفاقا‬ ‫حاال که منتقدین نقــد می کنند‪ ،‬حالی شــان می کنیم که‬ ‫امار و ارقام و رضایت بینندگان دست چه کسی است و بعد‬ ‫هم اعالم می کردند که مثال برنامه «هفت» بعد از چندین‬ ‫ماه تعطیلی‪ ،‬ناگهان طی ‪ ۳‬هفته توانســته از یک میلیون‬ ‫بیننده برسد به ‪ ۲۰‬میلیون بیننده! یعنی از هر ‪ ۴‬نفر شهروند‬ ‫جمهوری اسالمی ایران‪ ،‬یک نفر می نشسته برنامه اقای‬ ‫افخمی را ‪ -‬که در ان ایام و پیش از بهمن ‪ ۹۴‬ضبط شــده‬ ‫بود ‪ -‬می دیده!‬ ‫هر اتفاق و هر اماری ممکن بود در سازمان تحت امر‬ ‫اقای ســرافراز بیفتد‪ .‬تصمیمات خلق الساعه بدون اقناع‬ ‫خواص و عوام‪ ،‬از عادت های اقای سرافراز بود‪ .‬پیش تر‬ ‫اگر فقط شــبکه ای فیلم حول مرور نوســتالژی ها حرکت‬ ‫می کرد‪ ،‬بعد از شــروع ریاســت اقای ســرافراز‪ ،‬مشاهده‬ ‫می شد که کل شــبکه ها شــده اند نوســتالژی؛ در دوران‬ ‫اقای ضرغامی اگر می زدی شبکه «ای فیلم» و می دیدی‬ ‫«متهم گریخــت» در حال پخش اســت‪ ،‬در دوران اقای‬ ‫ســرافراز‪ ،‬بعد از اتمام پخش نود از شبکه ‪ ۳‬هم می دیدی‬ ‫«متهم گریخت» دارد‪ .‬خالصه این متهم می گریخت از‬ ‫شبکه ای فیلم تا ‪ .۳‬اگر هم منتقدی خبط و نقدی را مطرح‬ ‫می کرد‪ ،‬اقای سرافراز طی یک مصاحبه با روزنامه خودش‬ ‫و اقای مراد عنادی (مدیر مسئول روزنامه جام جم)‪ ،‬اعالم‬ ‫می کرد که دولت به صدا و سیما پول نمی دهد و در نتیجه‬ ‫خالصه «همینه که هست» و تازه سازمان پول کارمندانش‬ ‫را هم ندارد که بدهد‪ .‬انگار قبال دولت ها تمام و کمال پول‬ ‫سازمان را می داده یا اینکه مدیریت صدا و سیما کار اسانی‬ ‫بوده است‪ .‬اقای ســرافراز نه اقتصاد مقاومتی را در صدا‬ ‫و سیما اجرا کرد و نه توانســت راهی قانونی برای افزایش‬ ‫تولیدات سازمان داشته باشــد‪ .‬گویی عزت الله ضرغامی‬ ‫‪ ۱۵‬مــاه انتهــای مدیریتــش را در دوران دولــت یازدهم‬ ‫نگذرانده؛ عجیب ترین و یک سویه ترین مواضع انتقادی‬ ‫به دولــت در دوران اقای ســرافراز بود؛ انــگار مهم ترین‬ ‫رسالت ایشان‪ ،‬اتخاذ مواضع انتقادی به دولت بوده است‪.‬‬ ‫وقتی ناراضی ها از اقای رئیس‪ ،‬دیگر فقط حســام الدین‬ ‫اشنا‪ ،‬معصومه ابتکار و دولتی ها نیستند‪ ،‬وقتی نارضایتی‬ ‫عمومی از مجموعه های غیرقابل تحمل نوروزی در سال‬ ‫‪ ،۹۵‬داد همه را بلند می کند و وقتی هر وقت اعتراضی بلند‬ ‫می شود‪ ،‬همان مرکز فوق الذکر در سازمان‪ ،‬شروع به ارائه‬ ‫امارهــای غیرقابل هضــم می کند و وقتی عــاوه بر همه‬ ‫اینها‪ ،‬حرف و حدیث هایی فراتر از حرف و حدیث در مورد‬ ‫خانم شــهرزاد میرقلی خان‪ ،‬بازرس ویژه رئیس ســازمان‬ ‫که به مســقط عمان رفــت و عکس های کشــف حجاب‬ ‫شده اش را منتشر کرد‪ ،‬فضای کشــور را پر می کند‪ ،‬نهایتا‬ ‫هزینه‪-‬فایده کردن به این نتیجه منتج می شــود که برای‬ ‫اولین بار‪ ،‬به جای رئیسی ‪ ۱۰‬ســاله‪ ،‬باید رئیسی ‪۱۸ ،۱۷‬‬ ‫ماهه را هم تجربه کرد‪ .‬اتفاقات عجیب که در دوران اقای‬ ‫ســرافراز رخ داد‪ ،‬تقریبا همگی در مورد برنامه های ضبط‬ ‫شــده و غیرزنده رخ داد؛ از فیتیله ای ها گرفته تا ماجرای‬ ‫توهین فرزاد حســنی به میهمــان برنامه‪ .‬گویــی ناظران‬ ‫پخش هم خیلی نظارت نمی کنند؛ شاید چون دولت پول‬ ‫صدا و سیما را نداده‪ ،‬پس ناظران هم خیلی نیازی نیست‬ ‫تا نظارت کنند‪.‬‬ ‫مدیریت بد وقتی به اوج خود می رســد‪ ،‬که ساختار‬ ‫یک ســازمان‪ ،‬به مدیر ایــن اجازه را بدهد کــه مدیریت و‬ ‫تصمیماتش را حتی بدون نیاز به پاســخگویی به رسانه ها‬ ‫عملی و اجرایی کنــد‪ .‬حتی رئیس جمهور کــه مهم ترین‬ ‫مسئول حکومت اسالمی اســت که با رای مستقیم مردم‬ ‫انتخاب می شــود‪ ،‬چند وعده در سال‪ ،‬نشست خبری دارد‬ ‫و به سواالت چالشی خبرنگاران از رسانه های منتقد گرفته‬ ‫تا هم سو پاســخ می دهد‪ ،‬اما از مهم ترین مشکالت صدا‬ ‫و سیما‪ ،‬چه در دوران ریاست ســرافراز و چه پیش از ان‪،‬‬ ‫این بوده که رئیس صدا و سیما‪ ،‬مقامش از رئیس جمهور‬ ‫هم اجل اســت و نیازی ندارد تا ولو ســالی یک بار‪ ،‬خود را‬ ‫در معرض سواالت و انتقادات ارباب جراید و اهالی رسانه‬ ‫قرار دهد‪ .‬مشــکل دقیقا از همین جا اغاز می شود‪ .‬وقتی‬ ‫بابی برای انتقــاد و اصــاح معایب وجود نــدارد‪ ،‬همین‬ ‫می شــود که ناگهان یک شبه اعالم می شــود که رئیس‬ ‫صدا و سیما عوض شد‪ .‬وقتی خبرنگاران و منتقدان صدا‬ ‫و سیما‪ ،‬حتی حق شنیدن پاسخ سواالت و انتقاداتشان را‬ ‫از زبان رئیس ســازمان ندارند‪ ،‬همین می شود‪ .‬وقتی هر‬ ‫کس انتقادی می کند‪ ،‬پاسخش «با این بودجه بهتر از این‬ ‫نمی شه و منتظر تولیدات فاخر نباشید» با چاشنی «تازه امار‬ ‫مخاطبینمون هم حسابی باال رفته» باشد‪ ،‬همین می شود‪.‬‬ ‫به اقــای علــی عســگری‪ ،‬رئیــس جدید ســازمان‬ ‫صدا و ســیما نیز دلســوزانه توصیــه می شــود‪ ،‬این یک‬ ‫ســال را به بررسی مشکالت زیرســاختی و بررسی کیفیت‬ ‫تصمیمــات اقــای ســرافراز و شــنیدن رســمی‪ ،‬علنی و‬ ‫محترمانه منتقــدان اختصــاص دهد‪ .‬می طلبد ایشــان‬ ‫دریابند که تکیه زدن به مهم ترین رسانه کشور‪ ،‬به معنای‬ ‫نشنیدن نظرات رسانه های خرد (در قیاس با صدا و سیما)‬ ‫نیست؛ ان شــاء الله در این یک ســال‪ ،‬الاقل شاهد یک‬ ‫نشســت خبری رئیس صدا و ســیما با خبرنگاران باشیم؛‬ ‫همان طور که عالی رتبه ترین مقام منتخب مستقیم یعنی‬ ‫رئیس جمهور‪ ،‬خود را در معرض نقد و سوال اهالی رسانه و‬ ‫منتقدانش قرار می دهد‪.‬‬ ‫گفتارها‬ ‫ذات رام ناشده‬ ‫تکنولوژی‬ ‫درباره کمیت بی کیفیت رسانه ملی‬ ‫یاسر هدایتی‬ ‫مدرس دانشگاه‬ ‫‪2‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫واقعیت بــدون تردید جدایی ناپذیری رســانه های‬ ‫دیــداری و شــنیداری از زندگــی کنونــی انســان اصل‬ ‫پذیرفته شــده ای اســت‪ .‬محتواهای مختلــف معرفتی‬ ‫گفتارها‬ ‫پیربوردیــو در درس گفتارهــای خــود در کلــژ دو‬ ‫فرانس در ســال ‪ 1996‬در فصلی تحــت عنوان صحنه‬ ‫تلویزیون و پشــت پرد ه هایش اعترافــی صریح دارد به‬ ‫تاثیر تلویزیون در جهان امروز‪ .‬او می گوید‪« :‬تلویزیون‬ ‫بــه نوعــی دارای انحصــاری عملی در شــکل دادن به‬ ‫اندیشــه بخش بزرگی از مردم اســت (فکوهی‪:1387‬‬ ‫‪ )26‬و این واقعیت انکارناپذیر سلطه تلویزیون در جهان‬ ‫امروز است‪».‬‬ ‫جــدای از درنگ هــای اندیشــه ورزانی کــه در‬ ‫ساحت های مختلف تفکر به ماهیت این غول محجوب‬ ‫ به تعبیــر مک لوهــان‪ -‬اندیشــید ه اند‪ ،‬نظــر بــه تاثیر‬‫بی چون و چرای تلویزیون را باید وجه مشترک همه این‬ ‫اندیشید ه ها دانســت‪ .‬تا جایی که در نســبت مطالعات‬ ‫فرهنگــی‪ ،‬ریمونــد ویلیامز انگلیســی ذیــل جبرگرایی‬ ‫تکنولوژیکی که بر ان می تــازد صراحتا اعتراف می کند‬ ‫که «تلویزیون دنیای ما را دگرگون ساخته است‪».‬‬ ‫انچه از تاثیر ســلطه بی رقیب تلویزیون گفته شــد‬ ‫اما بهانه ای اســت برای ورود به بحــث ترویج ارزش ها‬ ‫و فرهنگســازی تلویزیون یا به طور کلی صدا و ســیمای‬ ‫ایران در ســال های اخیر؛ نقب و نقدی به رســانه ملی‬ ‫که هیچ کس در تاثیر بی چون و چرای ان در بســترهای‬ ‫مختلف اجتماعی اما و اگری ندارد‪.‬‬ ‫حوزه هــای گوناگــون در طول شــبانه روز توســط این‬ ‫رسانه ها به مردم داده می شود‪ .‬به اعتقاد جامعه شناسان‬ ‫و پژوهشــگران ارتباطــات و مرد م شناســان جدیــد‪،‬‬ ‫نســل های کنونــی در جوامــع مختلــف بخش عظیــم‬ ‫ارزش ها و هنجارها و در صورتبندی کلی تر فرهنگ خود‬ ‫را از این نوع رسانه های دیداری و شنیداری می گیرند‪.‬‬ ‫تلویزیــون و رادیــو به عنــوان دو ابــزار مســلط‬ ‫تکنولوژیکــی به تعبیــر نظریه پردازان علــوم ارتباطات‬ ‫دیگــر اولویت ذهنی و حتــی رفتاری مخاطبــان خود را‬ ‫نیــز تعیین می کننــد تا جایی کــه در بســیاری از اوقات‬ ‫این قــدرت جادویی را نیز از خود بــه نمایش می گذارند‬ ‫کــه مخاطبانشــان بایــد بــه انچــه صاحبان رســانه ها‬ ‫می خواهند فکر کنند‪ .‬اما از منظر مطالعات بینارشته ای‬ ‫جامعه شناسی و علوم ارتباطات یکی از فصل های مورد‬ ‫توجه تاثیر رادیو و تلویزیون بر ترویج ارزش های حاکم‬ ‫بر جامعه و به پیروی جامعه پذیر کردن نسل های جوان‬ ‫مخاطب و انتقــال میراث معنوی و فرهنگی گذشــته به‬ ‫این نسل است‪.‬‬ ‫در نگاهی ارمانی تر ســمت و ســوی تعالی جامعه‬ ‫در دســت یازیدن بــه افق هــای توســعه و جلوگیری از‬ ‫انحرافات در این مســیر اســت که از مهم ترین وظایف‬ ‫اجتماعی و فرهنگی رســانه رادیــو و تلویزیون به عنوان‬ ‫یک نهاد اجتماعی اســت‪ .‬در کند و کاو پیرامون ســیر‬ ‫تحــول جوامــع و انتقــال ســنت ها و میــراث معنوی و‬ ‫فرهنگی ایــن جوامع (که در حقیقــت همان ارزش ها و‬ ‫هنجارهای اجتماعی و فرهنگی اســت) پژوهشــگران‬ ‫در رویکردی کلی ‪3‬دوره سنت راهبر‪ ،‬درون راهبر و دگر‬ ‫راهبر را توصیف می کنند‪.‬‬ ‫دوران دگر راهبر در این نظریه ها دوران ســیطره‬ ‫وسایل ارتباط جمعی اســت؛ روزگاری که بت واره های‬ ‫ذهنی بر ســاخته رســانه هایی چون رادیو و تلویزیون بر‬ ‫(سنت مقدس انگاشته) دوران سنت راهبر و فردگرایی و‬ ‫تنهاشدگی عصر درون راهبر چیره شده است‪ .‬در دوران‬ ‫دگر راهبر تلویزیون و رادیو می کوشــند تــا فرد را اماده‬ ‫پرتاب به دنیای مــدرن کنند‪ ،‬ان هم با فروپاشــی همه‬ ‫پل های بازگشت به سنت‪.‬‬ ‫تلویزیون و رادیو کــه به خاطــر ذات تکنولوژیک‬ ‫خود نمی توانند ارامش را بــه مخاطبان خود هدیه کنند‪،‬‬ ‫می خواهند انسان تنهاتر شده را همچنان دور از خانواده‬ ‫(واقعی خود) بــه ارامش (تعریف کرده خود) برســانند؛‬ ‫ارامشــی که البته به تعبیــر فوکویاما باید بعــد از ان در‬ ‫انتظار دیدن یک فروپاشی بزرگ باشیم‪.‬‬ ‫رادیو و تلویزیون در ایران اما چگونه از پس رسالت‬ ‫رســانه ای خود با بازتعریفی بســیار متفــاوت (از لحاظ‬ ‫محتوای بایســتی و شایســتی) و در عین حال شبیه (از‬ ‫منظر ســلطه و ذاتیات تکنولوژیک و غربی خود) برامده‬ ‫است‪ .‬به نظر می رسد برای قضاوت در این باره از همان‬ ‫ابتدا باید به نتایج کارکردهای رسانه ملی در بطن و متن‬ ‫جامعه چشم داشت؟ امارهای رسمی نشان می دهند که‬ ‫مقدار مشاهده تلویزیون در خانواده های ایرانی نزدیک‬ ‫به چهار ساعت و نیم در روز است و این باتوجه به سقف‬ ‫جهانی امار مشاهده تلویزیون در خانواده ها که ‪6‬ساعت‬ ‫است تفاوت معنی داری ندارد‪.‬‬ ‫اما انچه دستامد این مقدار مخاطب داشتن صدا و‬ ‫سیمای ما بوده است معلول چه عواملی می تواند باشد؟‬ ‫هیچ نهــاد اجتماعی دیگری در ایــران (همان گونه که‬ ‫در دیگر جوامع نیز چنین اســت) این اندازه تاثیرگذاری‬ ‫نسبت به ســطوح مختلف مخاطب را قطعا و حتما ندارد‬ ‫و به همین دلیل باید به نوعی بســیاری از مشــکالت و‬ ‫تنش های مختلــف اجتماعی را در ربط مســتقیم با این‬ ‫نهاد اجتماعی دید‪ .‬صداوســیمایی که در ایران رســانه‬ ‫ملی نامیده می شــود و بی هیچ رقیب داخلی قرار اســت‬ ‫رسالتی دانشــگاه گون داشــته باشــد‪ ،‬بدو ن شک باید‬ ‫پاسخگوی شکاف های نســلی و جامعه پذیری ناقص و‬ ‫کمرنگ تر شدن ارزش های اسالمی و ایرانی باشد‪.‬‬ ‫امــا اینکه ایــن تلنگــر چرا بایــد اکنون زده شــود‬ ‫برمی گردد به این مساله که دیگر چهار دهه از ازمون و‬ ‫خطای طبیعی مدیریت فرهنگی و تالش برای بازتعریف‬ ‫رسانه ای ذاتا غربی در خدمت ماهیت فرهنگ اسالمی‪-‬‬ ‫ایرانــی و همین طور همگامی این مســاله با الزام رشــد‬ ‫کمی رســانه ملی گذشته اســت و باز دیگر هیچ منصفی‬ ‫تســامح در رویکــرد انتقادی به ســاحت رســانه ملی را‬ ‫نمی پذیرد‪.‬‬ ‫چشــم بســتن بــر شــکاف نســلی تحقق یافته در‬ ‫طلیعه های دهه چهارم انقالب ایران امری نیســت که‬ ‫بتوان ان را انکار کرد‪.‬‬ ‫ایــن در حالــی اســت کــه پیشــتر در اغــاز دهه‬ ‫چهارم انقــاب‪ ،‬رهبری به عنوان ســکاندار ارزش های‬ ‫اســامی‪ -‬ایرانی مان در حکم انتصاب مجدد ریاســت‬ ‫ســازمان صداوســیمای وقــت تاکیــد داشــتند‪ ،‬دین‪،‬‬ ‫اخالق‪ ،‬امید و اگاهی باید بارزترین نمود تراز رسانه ای‬ ‫رسانه ملی باشد‪.‬‬ ‫حقیقــت غیرقابــل کتمان این اســت کــه رهبری‬ ‫معظم انقــاب به فراســت‪ ،‬تمــام خالءهای اساســی‬ ‫برنامه های صداوسیمای ایران را باتوجه به داعیه داری‬ ‫این رســانه در جهان اســام گوشــزد کرده انــد؛ دین‪،‬‬ ‫اخالق‪ ،‬امید و اگاهی؛ مفاهیمی که دقیقا رســانه ملی‬ ‫در ســال های اخیر برای تحقــق ان در جامعه‪ ،‬چندان‬ ‫موفق نبوده است‪ .‬نشــان دادن فقدان این چهارعنصر‬ ‫در دریای کمیت محتوایی این ســال های رسانه ملی‪،‬‬ ‫همان حدیث مثنوی هفتاد من اســت و البته که دستامد‬ ‫ان در جامعه‪ ،‬پیشــاروی هر وجدان به قضاوت نشسته‬ ‫حاضر و ناظر است‪.‬‬ ‫اقبال پررنگ و دردناک قشــر متوســط و متاسفانه‬ ‫ گاه فرهنگی جامعه به برنامه های ماهواره ای این ماه ها‬ ‫گرفته تا کم کیفیت ترین و کم مخاطب ترین برنامه های‬ ‫مذهبی و اندیشــه ای و تکرارهای مالل اور محصوالت‬ ‫دست چندم غربی در رســانه ملی تنها گوشــه ای بسیار‬ ‫کوتاه از ایــن انتقادات اســت و تــازه این وجه ســلبی‬ ‫قضایاست که وجه ایجابی ان خود حکایت مفصل تری‬ ‫دارد که در نمایی کوتاه باید به گله و رویگردانی بسیاری‬ ‫از علما و روحانیون و همین طور شخصیت های سیاسی‬ ‫و فرهنگی و هنــری و در یک جمله نخبه از صداوســیما‬ ‫دانست‪.‬‬ ‫امروزه وقتی روانشناســان اجتماعــی‪ ،‬تلویزیون‬ ‫و رادیو را یکی از اســباب گسترش ســریع گرایش های‬ ‫جدیــد در فرهنــگ جوانــان می داننــد‪ ،‬ایا باید رســانه‬ ‫ملی را تطهیــر کرد و دیگر رســانه ها را متهــم کرد یا نه‬ ‫صورت مساله را پاک کنیم و در گزارشی خود متشکرانه‬ ‫«همه چیز را ارام و خوب» نشان دهیم!‬ ‫با این توجه که باید یادمان باشد که اوال ما همچنان‬ ‫نتوانسته ایم تکنولوژی ذاتا ســرکش مدرن را رام و مطیع‬ ‫صددرصد ســنت و ایدئولوژی مذهبی مــان کنیم‪ ،‬در این‬ ‫وصف البته انچه به جایی نرسد فریاد است‪.‬‬ ‫ذات را م ناشــده بی خدای تکنولــوژی در توهمی ‬ ‫«نمودنــاک» وقتــی می خواهــد از مشــرق ایمــان و‬ ‫حقیقت‪ ،‬حرفی تاثیرگذار (انچنــان که مقتضای ذاتش‬ ‫است) داشته باشــد‪ ،‬الجرم کاری صعب پیشاروی خود‬ ‫دارد که مردان کهن می خواهد و البته که رســانه ملی‪،‬‬ ‫در سال های اخیر به گواه بسیار کارنامه ای در حد شاید‬ ‫قبولی به وقت شــهریور در این زمینه از خــود به یادگار‬ ‫گذاشته است‪.‬‬ ‫‪21‬‬ ‫سیاست‬ ‫خرداد سرنوشت ساز‬ ‫رقابت میان اصالح طلبان و اصول گرایان برای انتخاب هیات رئیســه‬ ‫مجلس در حالی اغاز شده که انها در زمان انتخابات مجلس با یکدیگر ائتالف‬ ‫تشــکیل داده بودند‪ .‬اکنون حامیان محمدرضا عارف تالش می کنند سطح‬ ‫رقابت را به فراکسیون ها و سایر اعضای هیات رئیسه برسانند‪.‬‬ ‫وزن کشی برای ریاست‬ ‫رقابتالریجانیوعارفباتشکیلفراکسیون ها‬ ‫هفتهگذشتهعلنیشد‬ ‫سیاست‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫عارف گفت‪ ،‬از شکست‬ ‫نمی ترسم‬ ‫‪22‬‬ ‫فراکسیون امید‬ ‫بیشتر از ‪ 120‬نفر‬ ‫نیست‬ ‫محمود صادقی‬ ‫امیرحسین قاضی زاده‬ ‫علی گنجی‬ ‫روزنامه نگار‬ ‫‪1‬‬ ‫رقیب مشــترک حاال دیگر در اکثریت نیست و دقیقا‬ ‫به همین دلیل هم هســت که رقابت میان موتلفان شکل‬ ‫گرفته اســت‪ .‬انچه اکنون در عرصه پارلمان با ان مواجه‬ ‫هســتیم یک نبرد قابل توجه اســت میان اصالح طلبان و‬ ‫اعتدال گرایان و اصول گرایان‪.‬‬ ‫نبردی ســنگین که البتــه عقــای دو طرف تالش‬ ‫می کنند فعال ان را روی انتن نبرند و صــورت این ائتالف‬ ‫همچنان حفظ شود‪.‬‬ ‫رقابت اصول گرایان و‬ ‫اصالح طلبان‬ ‫محمدرضا عارف و علی الریجانی‬ ‫دوگزینه اصلی ریاســت مجلس‬ ‫جدید هستند‬ ‫رقابت ضیافت ها‬ ‫هفته گذشته چند میهمانی مهم پارلمانتاریست ها‪،‬‬ ‫مولفه هــای تــازه ای در اختیــار تحلیل گران قــرار داد تا‬ ‫بتوانند با اطالعات بیشــتری بــه تحلیــل و گمانه زنی در‬ ‫مورد انتخابات هیات رئیسه جدید مجلس و البته وضعیت‬ ‫فراکسیون ها بپردازند‪ .‬اولین گردهمایی منتخبان مجلس‬ ‫دهم‪ ،‬صبح شــنبه بــا عنــوان همایــش دو روزه «فرایند‬ ‫قانون گــذاری‪ ،‬الزامــات و راهکارهــا» به دعــوت علی‬ ‫الریجانــی در محل مجلس قدیم برگزار شــد کــه در این‬ ‫همایش همه منتخبان به جز مینو خالقــی دعوت بودند و‬ ‫جمعی از وزرا و مسئوالن در ان به سخنرانی پرداختند‪.‬‬ ‫همایش دوم و سوم نیز به صورت همزمان و جداگانه‬ ‫توســط اصالح طلبان و اصولگرایان مجلس دهم برگزار‬ ‫شــد‪ .‬اصولگرایان در همایشــی با عنوان «فراکســیون‬ ‫فراگیــر» در محــل مجلــس قدیــم بــا حضــور ایت الله‬ ‫عالوه بر حمایــت اصولگرایــان از علی‬ ‫الریجانــی‪ ،‬چهره هــای اصالح طلــب‬ ‫هســتند که در عین اشــاره به ســابقه‬ ‫اجراییعارفدردولت‪،‬ازصبغهمدیریت‬ ‫الریجانی در مجلس به عنــوان یکی از‬ ‫ی کنند‬ ‫مزیت هایاویادم ‬ ‫موحدی کرمانی گردهم امدنــد و همزمان اصالح طلبان‬ ‫در همایش «هم اندیشــی فراکســیون امیــد» به دعوت‬ ‫محمدرضا عارف منتخب اول تهران در مســجد ســلمان‬ ‫فارسی نهاد ریاست جمهوری کنار یکدیگر نشستند‪ .‬شب‬ ‫هنگام نیــز تمامی منتخبــان مجلس دهــم در چهارمین‬ ‫مراسم‪ ،‬به دعوت حسن روحانی رئیس جمهور در ضیافت‬ ‫شامی شرکت کردند تا در یک روز چهار گردهمایی توسط‬ ‫منتخبان مجلس اینده تشکیل شود‪.‬‬ ‫نبرد اعداد‬ ‫امیدواری امید‪ ،‬نا امیدی عارف‬ ‫اما یــک خیابــان ان طرف تــر اصالح طلبــان هم‬ ‫همایشــی برگزار کرده بودند؛ همایشــی کــه البته صرفا‬ ‫مختــص اصالح طلبــان نبود‪ .‬هر فــردی با لیســت امید‬ ‫در انتخابات شــرکت کرده بــود دعوتنامه حضــور در این‬ ‫همایش را نیز داشت‪ .‬در این میان البته مستقل ها هم به‬ ‫این همایش دعوت شده بودند‪ .‬این نشست دو دستورکار‬ ‫مهم داشــت‪ .‬اول تشــکیل فراکســیون امید و بعد از ان‬ ‫بحث و تبادل نظر درباره رئیس مجلس جدید‪ .‬ان گونه که‬ ‫اصالح طلبان گزارش کرده اند تعــداد منتخبان حاضر در‬ ‫این همنشینی به ‪ 158‬نفر رسید‪ .‬حاال زمان تولد فراکسیون‬ ‫جدید بود‪.‬‬ ‫در همین نشست از اساسنامه فراکسیون امید توسط‬ ‫علی مطهری‪ ،‬محمود صادقی و فریده اوالد قباد رونمایی‬ ‫شــد و فراکســیون امید در مســجد سلمان فارســی نهاد‬ ‫ریاســت جمهوری اعالم موجودیت کرد؛ فراکسیونی که‬ ‫یکی از نکات ان حضور ‪ ١٨‬نماینده زن در ان بود‪.‬‬ ‫محمد رضا تاجیک به صراحت شرط‬ ‫حمایت اصالح طلبان از روحانی در‬ ‫دور بعدی انتخابات را حمایت دولت‬ ‫از ریاست عارف می داند‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫باهنر می گوید ‪«:‬علی الریجانی‬ ‫رئیس مجلس دهم خواهد شدو‬ ‫اصولگرایان همچنان اکثریت‬ ‫مجلس را در اختیار خواهند گرفت‬ ‫نکته مهــم جلســه اصولگرایان در محــل مجلس‬ ‫قدیم‪ ،‬ســخنان علی الریجانی بود‪ .‬او بــه صراحت گفت‬ ‫کــه بــا رایزنی ها خــارج از مجلــس مخالف اســت و این‬ ‫منتخبین هســتند که باید تصمیم بگیرند‪ .‬اســتفاده او از‬ ‫لفظ پدربزرگ های سیاسی بسیار معنا دار به نظر می رسد‪.‬‬ ‫علی الریجانی در سخنرانی مفصل خود در جمع منتخبین‬ ‫اصولگرای مجلس دهم با اشــاره به موقعیت جریان های‬ ‫سیاســی گفت‪« :‬چنــد وقت پیــش خدمت رهبــر معظم‬ ‫انقالب بودم و این مســائل را خدمت ایشان مطرح کردم‬ ‫که معظم له در جواب فرمودند که مساله من اصالح طلبی‬ ‫و اصولگرایی نیست‪ ،‬بلکه مســاله من انقالبی بودن افراد‬ ‫است‪ .‬همچنین ایشان یک بار فرمودند که من اصولگرایی‬ ‫اصالح طلبانه را می پسندم‪».‬‬ ‫رئیس مجلس افــزود‪« :‬قطعا ان چیــزی که برای‬ ‫انقــاب حرکت ایجــاد می کنــد انقالبی بودن مســلکی‬ ‫اســت‪ ،‬از این رو افراد بایــد دارای روحیــه انقالبی بوده‪،‬‬ ‫بنابراین تقسیم بندی های بازاری امروز که بیشتر از جنس‬ ‫کلوپ های سیاسی بوده‪ ،‬برای مجلس مفید نیست و دردی‬ ‫از کشور دوا نمی کند‪ .‬برخی افراد اصرار دارند که سایه این‬ ‫کلوپ ها را روی مجلــس بیندازند اما به نظــر من باید این‬ ‫پرده ها را بدریم‪ ».‬الریجانی تصریــح کرد‪« :‬به طور حتم‬ ‫مجلس نیازمند ســایه کلوپ های سیاســی نیست‪ ،‬بلکه‬ ‫نیازمند روحیه واقعی مکتب انقالب هستیم که این مسائل‬ ‫ربطی به این کلوپ های سیاســی نــدارد‪ ».‬الریجانی در‬ ‫ادامه با بیان اینکه شــما افراد نخبه ای در صحنه سیاسی‬ ‫کشــور هســتید و تجربه در زمینه امور اجرایــی و مجلس‬ ‫دارید‪ ،‬گفت‪« :‬چه نیازی است که ما به صحبت پدربزرگان‬ ‫سیاسی کشور توجه داشته باشیم‪».‬‬ ‫سیاست‬ ‫اصالح طلبــان و اصولگرایان به فاصلــه اندکی در‬ ‫یک روز طرفداران خود را به مرکــز تهران فراخواندند‪ .‬دو‬ ‫دعوتنامه بــرای نمایندگان منتخــب دو ضیافت را ترتیب‬ ‫داد تا اولین همنشینی قبل از تشکیل رسمی مجلس دهم‬ ‫شکل بگیرد‪.‬‬ ‫یــک خیابــان پایین تر از محــل برگــزاری همایش‬ ‫اصالح طلبــان‪ ،‬اصولگرایان همایشــی را برای منتخبین‬ ‫متعلق به جناح خــود برگزار کردند‪ .‬همایش هم اندیشــی‬ ‫اصولگرایان و مســتقلین مجلس دهم بــا حضور ایت الله‬ ‫موحدی کرمانی دبیــرکل جامعه روحانیت مبــارز تهران و‬ ‫علی الریجانی رئیس مجلس شورای اسالمی در مجلس‬ ‫قدیم برگزار شد‪ .‬در این جلسه که با حضور جمع گسترده ای‬ ‫از اصولگرایان و مستقلین مجلس دهم اغاز شده‪ ،‬برخی‬ ‫منتخبان اصالح طلب مجلس دهم نیز در نشست حضور‬ ‫داشتند‪.‬‬ ‫به گفته احمد امیرابادی منتخب مردم قم در مجلس‬ ‫دهم و یکی از اعضــای کمیته هفت نفــره اصولگرایان‪،‬‬ ‫تعداد حاضرین در جلسه ‪ 150‬نفر بوده است‪ .‬اصولگرایان‬ ‫البته اعالم کردند که به غیر از این تعداد ‪ ٢٧‬نفر دیگر نیز در‬ ‫تماس تلفنی اعالم کردند که می خواهند عضو فراکسیون‬ ‫اصولگرایان باشند‪.‬‬ ‫در این میان مهمترین خبر نشســت اصولگرایان را‬ ‫قاضی زاده هاشمی اعالم کرد‪ .‬وی با بیان اینکه اکثریت‬ ‫منتخبین مجلس دهم در نشســت «فراکسیون فراگیر»‬ ‫حضور داشتند‪ ،‬گفت‪« :‬کار انتخاب رئیس مجلس اینده در‬ ‫این نشست تمام شد و حاضرین به ریاست علی الریجانی‬ ‫بر مجلس اینده اقبال نشان دادند‪ .‬پیش از این قاضی زاده‬ ‫هاشــمی مذاکره جبهه پایداری با عــارف را تکذیب کرد و‬ ‫عنوان کرده بود پایداری در مجلس هماهنگ با فراکسیون‬ ‫انقالب اسالمی عمل خواهد کرد‪».‬‬ ‫وی تصریح کرد این گونه دروغ پراکنی ها در راستای‬ ‫تخریب جبهــه پایداری صــورت می گیــرد و هدفش نیز‬ ‫تضعیف انســجام نیروهای انقالبی مجلس دهم اســت‪.‬‬ ‫امــا در اظهار نظری دیگر دربــاره نشســت اصولگرایان‪،‬‬ ‫عالء الدین بروجردی گفت‪« :‬هرچند شاکله جلسه فراگیر‬ ‫منتخبان مجلــس دهم را اصولگرایان تشــکیل دادند اما‬ ‫این جلســه مختص اصولگرایــان نبود و در این نشســت‬ ‫«اعتدالیون و اصالح طلبان» نیز حضور داشتند‪».‬‬ ‫پارلمان‬ ‫‪23‬‬ ‫پارلمان‬ ‫نشســت اصالح طلبان البته یک نکته هم دیگر هم‬ ‫داشــت‪ .‬تعدادی از میهمانــان این همایــش از اعضای‬ ‫دولت حسن روحانی بودند‪ .‬موسوی الری‪ ،‬الیاس حضرتی‬ ‫و محمدرضا عارف به ترتیب سخنرانان برنامه بودند تا پس‬ ‫از انها محمد جــواد ظریف‪ ،‬علی طیب نیا‪ ،‬شــهین دخت‬ ‫موالوردی و مجید انصاری در جایگاه سخنران قرار بگیرند‪.‬‬ ‫در میان منتخبان لیست امید از سراسر کشور اما غالمرضا‬ ‫تاجگــردون و کریــم حســین زاده از چهره هــای مطرح‬ ‫فراکســیون رهروان والیت در مجلس نهم جزو نخستین‬ ‫منتخبانی بودند که وارد مکان برگزاری نشست هم اندیشی‬ ‫فراکسیون امید شدند‪.‬‬ ‫ی را تمام کنید‬ ‫دعوای برجام ‬ ‫محمد جــواد ظریف کــه از میهمانان ویژه مراســم‬ ‫اصالح طلبان بود و البته در مجلس نهم روزهای سختی را‬ ‫پشت سر گذاشته بود‪ ،‬حاال یک خواسته مهم از نمایندگان‬ ‫جدید داشت؛ «دعوا بر سر برجام را تمام کنید»‪ .‬ظریف در‬ ‫حالی این سخنان را مطرح می کرد که برخی از تحلیلگران‬ ‫معتقدند رقابت برجامیــان و نابرجامیان نقــش مهمی در‬ ‫نتیجه انتخابات مجلس داشــته است‪ .‬ظریف در نشست‬ ‫فراکســیون امید گفت‪« :‬برجام اقتصــاد مقاومتی را هم‬ ‫باید اجرا کرده و از این فرصت (برجام) اســتفاده کنیم‪».‬‬ ‫وزیر امور خارجه خطــاب به حاضرین در نشســت گفت‪:‬‬ ‫«ما نیاز داریم که نقد مشفقانه بشنویم‪ ،‬نیاز داریم در کنار‬ ‫حمایت های شما تذکرات را هم بشنویم‪ ،‬البته نه به اندازه‬ ‫مجلس قبلــی‪ ».‬وی در ادامه افزود‪« :‬بــه جای اینکه بر‬ ‫ســر این دعوا کنیم که برجام همه چیز را به باد داد یا به ما‬ ‫همه چیز داد‪ ،‬بیایید توافق کنیم برجام تهدید را از ســر ما‬ ‫بیرون برد و وظیفه این اســت از فرصت اســتفاده کنیم و‬ ‫کشور را بسازیم‪».‬‬ ‫سیاست‬ ‫‪24‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫ارزوهای عارف‬ ‫اما محمد رضا عارف به عنوان فرد اول این همایش‬ ‫بیم ها و امیدهایی فراوان داشــت‪ .‬او از یک سو مشاهده‬ ‫می کرد که تعداد قابل توجهی از منتخبین مجلس جدید به‬ ‫این همایش امده اند اما از سوی دیگر حس می کرد که این‬ ‫تعداد قابل توجه وحدت نظری در مورد ریاست او ندارند‪.‬‬ ‫محمدرضا عارف در این نشست در سخنانی رای مردم در‬ ‫خرداد ‪ 92‬به روحانی را خواســته مردم بــرای بازگرداندن‬ ‫زمام امور به مدار عقالنیت توصیف کرد و افزود‪« :‬در این‬ ‫روز اکثریت مردم به افراط و تندروی «نه» گفتند و جریان‬ ‫اصالح طلب و حامیــان تدبیر و امید با فهــم این واقعیت‬ ‫توانستند در انتخابات مجلس در جهت خواست مردم گام‬ ‫بردارند‪ ».‬وی در ادامه گفت‪« :‬باید قــدردان نامزدهایی‬ ‫باشیم که به رغم کنار رفتن از عرصه رقابت اما کنار نرفتند و‬ ‫در رسیدن به هدف به ما کمک کردند‪».‬‬ ‫منتخب اول مردم تهران در مجلس دهم گفت‪« :‬ما‬ ‫به دنبال ان هستیم که نشــان دهیم که این نظام و قانون‬ ‫اساســی ظرفیت ان را دارد که به خوبی به خواســته های‬ ‫ملت پاسخ دهد و فراکسیون امید به عنوان اکثریت مجلس‬ ‫به دنبال تفاهم و گفت وگوی ملی خواهد بود‪».‬‬ ‫عارف تصریح کرد‪« :‬ما هیــچ گاه به دنبال تفرقه در‬ ‫بیرون و درون مجلــس نخواهیم بود و بــا تکیه بر هویت‬ ‫سیاســی در جهت همراهی دولت و پشــتیبانی از وحدت‬ ‫ملی و تامین کننــده مصالح ملــی حرکت خواهیــم کرد و‬ ‫در کنار کســانی که افــراط را خطر عمده کشــور می دانند‬ ‫دولت را به موقعیت و موفقیت به دوران پســابرجام سوق‬ ‫خواهیم داد‪».‬‬ ‫حاشیه های مهم تر از متن!‬ ‫غایبانی که در هیچ کدام از جلســه ها حضور نیفتند‪.‬‬ ‫دو چهره از همه چهره ها در این میان نبودن شــان بیشتر‬ ‫به چشــم امد؛ کاظم جاللــی و بهروز نعمتــی‪ .‬منتخبان‬ ‫اصولگرایی که در لیســت امید حضور داشــتند و از طریق‬ ‫همین لیست توانستند به عنوان نماینده پایتخت به مجلس‬ ‫دهم راه یابند‪.‬‬ ‫کاظم جاللی که اصوال با عنوان دســت راست علی‬ ‫الریجانی شــناخته می شــود ترجیــح داد نه در نشســت‬ ‫اصولگرایان حضور یابد و نه در نشســت اصالح طلبان تا‬ ‫به عنوان چهره غایب دیروز شــناخته شــود‪ .‬بهروز نعمتی‬ ‫از دیگر اعضای فراکســیون رهروان والیت هم از غایبان‬ ‫جلسات وزن کشی های مجلس بود‪.‬‬ ‫غیبت این چهره ها اما به نظر تا انــدازه زیادی قابل‬ ‫درک اســت‪ .‬انهــا به عنــوان اصولگرایانی که با لیســت‬ ‫اصالح طلبان به مجلس دهم رسیده بودند احتماال ترجیح‬ ‫دادند در هیچ نشستی شــرکت نکنند تا مورد سرزنش هیچ‬ ‫طرف قرار نگیرند‪.‬‬ ‫ان سوی ماجرا علی مطهری‪ ،‬منتخب دوم پایتخت‬ ‫که در لیســت امید حضور داشــت دیروز پس از حضور در‬ ‫نشست اصالح طلبان به نشست اصولگرایان رفت و تاکید‬ ‫کرد که از نگاه او هر دو چهره یعنی الریجانی و عارف برای‬ ‫ریاست مناســب هســتند‪ .‬هرچه بود دیروز نیامدن برخی‬ ‫چهره ها و حضور برخی دیگر از چهره ها در هر دو نشســت‬ ‫شرایط را کمی پیچیده تر کرد‪.‬‬ ‫‪ ١٨‬منتخــب زن مجلــس دهــم ترجیــح دادنــد در‬ ‫نشســت امید حضور پیدا کنند تا نشست اصولگرایان یک‬ ‫نشست کامال مردانه باشد و هر ‪ ١٨‬نماینده زن مجلس در‬ ‫فراکسیون اصالح طلبان حضور پیدا کنند‪ .‬اصالح طلبان‬ ‫اما کارشان را بیشتر جلو برده اند‪ .‬اساسنامه فراکسیون شان‬ ‫را امــاده کرده اند و می رونــد تــا وارد رایزنی های جدی تر‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫گذشت عارف؟‬ ‫حاال که اولین همنشینی های سیاسی به پایان رسیده‬ ‫بحث مهم این است که چه کســی رئیس مجلس خواهد‬ ‫شــد؟ ایا ما در مجلس جدید دو فراکسیون اصولگرایان و‬ ‫اصالح طلبان خواهیم داشــت؟ ایا زمان تولد فراکسیون‬ ‫سوم فرا رسیده است؟‬ ‫از قرار معلــوم رایزنی هــای فشــرده ای در چند روز‬ ‫اخیر انجام شــده؛ میان چند دستگی اصالح طلبان‪ ،‬فعال‬ ‫یک اظهارنظر رســمی از میان اصولگرایان منتشر شده؛‬ ‫انها می گویند جملگی بر ســر ریاســت علی الریجانی به‬ ‫توافق رســیده اند و حاال می خواهند هم فر اکسیون واحد‬ ‫اصولگرایی را تشکیل دهند و هم علی الریجانی را رئیس‬ ‫مجلس کنند‪ .‬ان ســو تر اما اصالح طلبان شرایط ویژه ای‬ ‫دارند‪ .‬برخی می گویند محمد رضا عارف‪ ،‬برخی می گویند‬ ‫علی الریجانی و افراد اندکی هم می گویند فرد سوم ‪ ،‬کسی‬ ‫شبیه علی مطهری!‬ ‫در این میان امــا محمد رضا عارف یــک اظهارنظر‬ ‫مهم کرده است‪ .‬او گفته که مدیریت مجلس تنها ریاست‬ ‫مجلس نیســت‪ ،‬بلکه هیات رئیســه و بخش هــای مهم‬ ‫مجلــس نیز حائــز اهمیت اســت کــه در فراکســیون ها‬ ‫تصمیم گیری خواهد شد‪.‬‬ ‫وی با رد مذاکره بــا علی الریجانی درمورد ریاســت‬ ‫اینده مجلس گفته اســت‪« :‬بنده مکالمــه تلفنی با اقای‬ ‫الریجانی داشتم‪ ،‬ولی نشست خصوصی در زمینه مسائل‬ ‫مدیریت مجلــس نداشــتیم و این کارها پس از تشــکیل‬ ‫فراکســیون ها باید انجام شــود‪ .‬انتخاب ریاست مجلس‬ ‫مربوط به فراکسیون هاســت و به طور حتم همه ما باید به‬ ‫نظر فراکسیون های خود در مجلس تمکین کنیم‪.‬‬ ‫ما در مورد مدیریت مجلس شــورای اسالمی‪ ،‬هیچ‬ ‫مذاکره ای با دوســتان نداشــتیم‪ ،‬چون این بحث‪ ،‬بحث‬ ‫داخل فراکســیونی اســت‪ .‬وقتی در داخل فراکسیون به‬ ‫جمع بندی نهایی رسیدیم مذاکرات بین فراکسیونی را نیز‬ ‫دنبال می کنیم‪».‬‬ ‫برخــی صاحبنظــران معتقدنــد کــه این ســخنان‬ ‫محمد رضا عارف در واقع به معنای گسترده تر کردن سطح‬ ‫مذاکرات اســت‪ .‬به این شــکل که مذاکره نه فقط بر سر‬ ‫ریاست مجلس که می تواند بر سر روسای کمیسیون ها و‬ ‫اعضای دیگر هیات رئیسه هم شکل بگیرد‪.‬‬ ‫فشار اصالح طلبان به دولت‬ ‫در این میان اما برخی اعتقاد دارند که دولت روحانی‬ ‫باید از ریاســت محمد رضا عارف حمایــت کند‪ .‬در همین‬ ‫رابطــه محمد رضا تاجیــک بــه صراحت شــرط حمایت‬ ‫اصالح طلبان از روحانی در دور بعدی انتخابات را‪ ،‬حمایت‬ ‫دولت از ریاست عارف می داند‪.‬‬ ‫محمدرضا تاجیک در یادداشتی در روزنامه شرق به‬ ‫بررسی ریاست مجلس دهم پرداخت و نوشت‪« :‬انتخاب‬ ‫پارلمان‬ ‫فردی جز از لیســت امیــد به عنــوان ریاســت مجلس از‬ ‫ســوی جریان اعتدال (دولت) یک خطای اســتراتژیک‬ ‫غیرعقالیی اســت‪ .‬منطق تئوری بقا به دولتمردان حکم‬ ‫می کند کــه از هرگونــه اقدام مســتقیم و غیرمســتقیمی‬ ‫ کــه موجــب و موجد خدشــه بــه مقبولیت و مشــروعیت‬ ‫مردمی اصالح طلبان می شــود‪ ،‬پرهیز کننــد‪ ،‬زیرا تنها با‬ ‫پشتوانه و اتکا و اتکال به این سرمایه اجتماعی و انسانی‬ ‫اصالح طلبان است که قادر به بقا در قدرت خواهند بود‪».‬‬ ‫به این ترتیــب تاجیک بــه صراحت شــرط حمایت‬ ‫اصالح طلبان از روحانی در دور بعدی انتخابات را‪ ،‬حمایت‬ ‫دولت از ریاست عارف می داند‪.‬‬ ‫مساله الریجانی‬ ‫عارف گفت‪ ،‬از شکست نمی ترسم‬ ‫گفت وگوی مثلث با محمود صادقی ‪،‬عضو فراکسیون امید‬ ‫امید کرمانی ها‬ ‫خبر نگار‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫بعد از روشــن شــدن نتیجه دور دوم انتخابات‬ ‫مجلــس شــورای اســامی بــرای ‪ 68‬کرســی‬ ‫باقی مانده‪ ،‬دو ائتالف اصولگرایان و امید ابتدای‬ ‫هفته گذشــته با هدف بسترسازی برای تشکیل‬ ‫فراکسیون های سیاســی خود در مجلس اینده‬ ‫همزمان گردهمایی هــای جداگانــه ای را برگزار‬ ‫کردند تا وزن سیاســی خــود را به رقیب نشــان‬ ‫دهند‪ ،‬نظر شــما درباره این رویداد چیست و چه‬ ‫برداشتی از ارایش سیاسی نمایندگان در مجلس‬ ‫دهم دارید؟‬ ‫با وجود همــه محدودیت هایی کــه در انتخابات‬ ‫مجلس شــورای اســامی بــرای اصالح طلبــان وجود‬ ‫داشــت و بخش عمده نیروهای شــاخص این جریان در‬ ‫سراسر حوزه های انتخابیه کشور ردصالحیت و از گردونه‬ ‫رقابت حــذف شــدند‪ ،‬اما با تدبیــر مجموعه تشــکل ها‪،‬‬ ‫شخصیت های اصالحات و شــورای عالی سیاستگذاری‬ ‫اصالح طلبــان راهبــرد «انتقادهای حداقلی و مشــارکت‬ ‫حداکثری» اتخاذ شد و اصالح طلبان به هر حال از صحنه‬ ‫کنار نرفتند و با حداقــل مقدوراتی که داشــتند در صحنه‬ ‫سیاست‬ ‫در این میــان اما تحلیــل غالب این اســت که علی‬ ‫الریجانی رئیس مجلــس خواهد شــد‪ .‬محمد رضا باهنر‬ ‫در این مورد می گوید‪« :‬بر اســاس پیش بینی ها ریاســت‬ ‫علی الریجانی در مجلس دهــم ادامه می یابد‪ ».‬او درباره‬ ‫احتمال تعامــل علی الریجانی و محمدرضا عارف بر ســر‬ ‫ریاســت مجلس دهم گفته اســت‪« :‬به نظر نمی رسد که‬ ‫در این سطح تفاهم در مجلس انجام شود و انتظار داشته‬ ‫باشیم یک کاندیدا برای ریاست مجلس وجود داشته باشد‪،‬‬ ‫بلکه به صورت طبیعی دو کاندیدا در صحن علنی مجلس‬ ‫مطرح خواهند شد‪.‬‬ ‫ممکن است در سال های دوم و سوم و چهارم مجلس‬ ‫چنین اتفاقی بیفتد که تنها یک نفر برای ریاســت مجلس‬ ‫کاندیدا شــود اما در ســال اول الزم اســت که وزن کشی‬ ‫صورت گیرد پــس ما به طــور طبیعی حتمــا دو کاندیدا را‬ ‫خواهیم داشت اما اینکه ارا چطور جذب می شود موضوعی‬ ‫اســت که دو فراکســیون برای ان تــاش می کنند‪ ».‬در‬ ‫اظهارنظــری دربــاره معــادالت انتخابات هیات رئیســه‬ ‫مجلس‪ ،‬اســماعیل جلیلی‪ ،‬نماینده اصولگــرا‪ ،‬احتمال‬ ‫کنار کشیدن الریجانی از انتخابات ریاست مجلس را صفر‬ ‫دانسته است‪ .‬اسماعیل جلیلی در مورد کاندیداتوری فرد‬ ‫دیگری غیــر از الریجانی و عارف گفته اســت‪« :‬پیش از‬ ‫این قرار بود که اصولگرایان غیر از الریجانی فرد دیگری‬ ‫را برای ریاســت معرفی کنند اما این تصمیم اکنون منتفی‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫نکته اما این است که عالوه بر حمایت اصولگرایان‬ ‫از علــی الریجانــی‪ ،‬چهره های اصالح طلب هســتند که‬ ‫در عین اشــاره به ســابقه اجرایی عارف در دولت‪ ،‬از سبفه‬ ‫مدیریت الریجانی در مجلس به عنوان یکی از مزیت های‬ ‫او یاد می کنند‪.‬‬ ‫مسعود پزشــکیان‪ ،‬یکی از این نمایندگان منتخب‬ ‫مجلس دهم است که می گوید‪« :‬در شرایطی که الریجانی‬ ‫تجربه حضور هشت ســاله در راس مجلــس را در کارنامه‬ ‫دارد‪ ،‬عارف نیز معاونت ریاست جمهوری و فعالیت در سطح‬ ‫وزارت را پشت سر گذاشت ه است‪ ».‬وی‪ ،‬پیش بینی کرد که‬ ‫علی الریجانی رئیس اینده خانه ملت خواهد شد‪.‬‬ ‫عابد فتاحــی‪ ،‬دیگر نماینــده اصالح طلب منتخب‬ ‫مجلس دهم نیز معتقد است که ریاســت الریجانی برای‬ ‫مجلس دهم منافع بیشــتری داشته باشــد‪ .‬او با اشاره به‬ ‫اینکه عارف کــه معاون اول رئیس جمهــور بوده و تمامی‬ ‫ کارهای دولت اصالحات را به انجام رسانده‪ ،‬به خوبی هم‬ ‫از عهده ریاست برمی اید‪ ،‬ادامه داد‪« :‬بحث بر سر ناتوانی‬ ‫ایشان در مدیریت مجلس نیست‪ .‬بلکه مساله این است با‬ ‫حضور الریجانی در راس مجلس‪ ،‬شــکاف اصالح طلبان‬ ‫و اصولگرایان کاهش یافته و این مســاله بــه نفع دولت و‬ ‫مردم خواهد بود‪».‬‬ ‫هر چه هست به نظر می رســد رقابت اصالح طلبان و‬ ‫اعتدالیون خیلی زودتر از انچه تصور می شد شکل گرفته‬ ‫است‪ .‬در حالی که اصول گرایان ترجیح می دهند به حمایت‬ ‫از علی الریجانی بپردازند‪.‬‬ ‫‪25‬‬ ‫سیاست‬ ‫‪26‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫پارلمان‬ ‫ماندند و توانســتند از مجموع ‪ 290‬کرســی مجلس برای‬ ‫‪ 180‬کرســی رقابت کنند‪ .‬اصولگرایــان در حوزه انتخابیه‬ ‫تهران‪ ،‬ری‪ ،‬اسالمشهر و شمیرانات با مهره های با تجربه‪،‬‬ ‫شــاخص‪ ،‬اصلی و شناخته شــده خــود حضور داشــتند‪،‬‬ ‫اما اصالح طلبــان به علــت رد صالحیت اکثــر نیروهای‬ ‫شاخص شــان با حداقل مقدورات در قالب لیست ائتالف‬ ‫امید به صحنه امدند اما با اســتقبال گسترده مردم مواجه‬ ‫شدند‪ .‬لیســت امید در مجموع مرحله اول و دوم توانست‬ ‫‪ 166‬کرسی مجلس را کسب کند که البته ترکیب این ‪166‬‬ ‫منتخب مردم نیز قابل تحلیل اســت‪ .‬معتقــدم بر مبنای‬ ‫لیســت ما می توانیم رقابت خوبی را با ســایر گرایش های‬ ‫سیاسی در مجلس داشته باشــیم‪ ،‬مضاف بر اینکه براورد‬ ‫ان اســت که تعداد قابل توجهی از نمایندگان مستقل نیز‬ ‫به مجموعه فراکســیون امید ملحق می شــوند‪ ،‬از جمله‬ ‫به طور خاص تا االن حداقل ‪ 10‬منتخب مستقل رسما برای‬ ‫این الحاق اعالم امادگی کردند و فکر می کنم می توانیم‬ ‫فراکسیون مقتدری را در مجلس دهم تشکیل دهیم‪.‬‬ ‫یعنی شــما حدس می زنید فراکســیون امید در‬ ‫مجلس حدود ‪ 176‬کرسی داشته باشد؟‬ ‫فکر می کنم این طور باشد‪ ،‬البته باید این توضیح‬ ‫را داد که ‪ 88‬نفر اصالح طلب در مرحلــه اول انتخابات به‬ ‫مجلس شورای اسالمی راه یافتند و در مرحله دوم نیز ‪42‬‬ ‫نفر دیگر به تعداد اصالح طلبان اضافه شــد و امار انها به‬ ‫‪ 130‬نفر رسید‪ 36 .‬منتخب دیگر که در قالب لیست ائتالف‬ ‫امید به مجلــس وارد شــدند کاندیداهای مــورد حمایت‬ ‫حزب اعتدال و توسعه بودند‪ .‬باتوجه به اینکه ‪ 10‬منتخب‬ ‫مستقل نیز تا االن برای پیوستن به فراکسیون امید اعالم‬ ‫امادگی کردند می توان بــراورد کرد که تعداد اعضای این‬ ‫فراکسیون به ‪ 176‬نفر می رسد‪ .‬حاال از این ‪ 176‬نفر ممکن‬ ‫است کســانی اصولگرای میانه رو باشند و ارزیابی کردند و‬ ‫نمی خواهند در فراکســیون امید قرار بگیرند در واقع شاید‬ ‫از ما تعدادی کم و به اصولگرایان تعدادی اضافه شود‪.‬‬ ‫بــراورد کردیــد تعــداد اصولگرایــان معتدل که‬ ‫نمی خواهند عضو فراکســیون امید شــوند چند‬ ‫نفر خواهد بود؟‬ ‫دقیقا خیر‪ ،‬اما دو نفر انها از حوزه انتخابیه تهران‬ ‫هستند‪.‬‬ ‫اما به نظر سه نفر باشند؟‬ ‫اقای مطهــری مبنایــش را بر فراکســیون امید‬ ‫گذاشــت‪ ،‬روز شــنبه ‪ 18‬اردیبهشــت نیز در بخش عمده‬ ‫جلسه ائتالف امید حاضر بود و بعد یک سری هم به جلسه‬ ‫اصولگرایان زد‪ .‬فکر می کنم تمایل اقای مطهری بیشتر‬ ‫به سمت فراکسیون امید باشد‪.‬‬ ‫ممکن است در بعضی شهرســتان ها منتخبانی که‬ ‫بیشــتر متمایل به اعتدال و توسعه هســتند و این حزب از‬ ‫ورود انها به لیســت ائتالف امید حمایت کــرد مثل اقای‬ ‫مرادی در تبریز بــه عضویت فراکســیون اصولگرایان در‬ ‫بیایند یا شــخص اقای الریجانی هم به همین شکل او در‬ ‫حوزه انتخابیه قم جز و لیســت امید بود‪ .‬شــاید ‪ 7-8‬نفری‬ ‫چنین وضعیتی داشته باشند‪.‬‬ ‫البته در نظر بگیریــد که خانم مینــو خالقی نیز‬ ‫نتوانست به مجلس دهم راه پیدا کند‪.‬‬ ‫بلــه‪ ،‬امــا از ان طــرف امیــدوار هســتیم وقتی‬ ‫اعتبارنامــه منتخبان مردم تایید شــد و افراد یک حاشــیه‬ ‫امنیتی پیدا کردند وزنه فراکســیون امید سنگین تر شود‪،‬‬ ‫چون اال ن بخشــی از منتخبــان احتیاط می کنند و ســایه‬ ‫نظارت را باالی ســر خود احســاس می کننــد‪ ،‬همان روز‬ ‫شــنبه ‪ 18‬اردیبهشــت تعدادی از منتخبان مستقل که در‬ ‫فراکســیون اصولگرایان حضور پیدا کردند بین جلسه به‬ ‫ما اعالم کردند که چــون نتیجه انتخابــات در حوزه های‬ ‫انتخابیه شــان هنوز تایید نشــده‪ ،‬می ترســند در جلســه‬ ‫‪2‬‬ ‫محمود صادقی معتقد است‪« :‬ارایش نیروهای‬ ‫حاضر در مجلــس تغییر کرده و جمــع خواهان تغییر‬ ‫است‪ ،‬بنابراین اقای الریجانی نمی تواند با این جریان‬ ‫تغییرخواهی که خواســت عمومی مردم است همراه‬ ‫شــود‪ ».‬عضو ائتالف امید می گوید‪« :‬عــارف بدون‬ ‫ورود به معامله های غیر شفاف حتما هنگام انتخابات‬ ‫هیات رئیســه مجلــس برای کرســی ریاســت نامزد‬ ‫می شــود چون می گوید ترس از رقابت موهوم اســت‬ ‫و اساســا واقعیت ندارد‪ ».‬منتخب مردم تهران‪ ،‬ری‪،‬‬ ‫اسالمشــهر و شــمیرانات در دهمیــن دوره مجلس‬ ‫شــورای اســامی کف وزن فراکســیون امید را ‪158‬‬ ‫نفر اعالم کرده و یاداور می شــود‪« :‬هرچه از اغاز کار‬ ‫مجلس دهم بگذرد بر تعداد اعضای فراکسیون امید‬ ‫افزوده تر خواهد شد‪».‬‬ ‫فراکســیون امید شــرکت کننــد‪ .‬فکر می کنــم که بخش‬ ‫قابل توجهی از نیروها بعدا وقتی احســاس امنیت کنند به‬ ‫ما ملحق می شــوند و به این ترتیب من پیش بینی می کنم‬ ‫ما یک اکثریت قابل اطمینانی را پیــدا خواهیم کرد و روز‬ ‫شنبه ‪ 18‬اردیبهشت هم با وجودی که تعدادی از منتخبان‬ ‫اصالح طلب مثل رضا انصاری از داراب در تهران حضور‬ ‫پیدا نکردند اما با این وجود تعداد ‪ 158‬منتخب به جلســه‬ ‫فراکسیون امید امدند‪.‬‬ ‫اما اعالم شــد تعداد منتخبان حاضر در جلســه‬ ‫فراکسیون امید ‪ 153‬نفر بود؟‬ ‫اقــای تابــش از حضــور ‪ 158‬منتخــب صحبت‬ ‫می کرد اما در کل ‪ 5‬نفر باال و پایین زیاد مهم نیست‪ ،‬مهم‬ ‫این بود که فراکسیون استارتش خورده شد و حداقل یک‬ ‫کفی را نشــان داد‪ .‬این کف می تواند مبنــای خوبی برای‬ ‫شروع کار بعدی باشد‪.‬‬ ‫یک شبهه به عدد ‪ 153‬منتخب حاضر در جلسه‬ ‫فراکسیون امید وارد می شود که برخی حضار روسای‬ ‫ستاد انتخاباتی در استان ها بودند‪ .‬ایا صحت دارد؟‬ ‫ من االن وارد این جنــگ و دعواهای خیلی نازل‬ ‫نمی شوم چون خیلی مهم نیست‪ ،‬لیستی که منتخبان در‬ ‫ان نام خود را نوشتند مشخص است‪ .‬البته افراد شوراهای‬ ‫استانی نیز دعوت شدند اما این عدد شامل انها نمی شود‪.‬‬ ‫در جمع دوســتان اصولگرایان نیز افــراد زیادی از‬ ‫بیــرون مجلس بودنــد که چهــره محوری شــان ایت الله‬ ‫موحدی کرمانی بود‪ .‬به هر حال اقای الریجانی تعبیر خوبی‬ ‫کردند و من روز یکشــنبه ‪ 19‬اردیبهشت صحبتی با ایشان‬ ‫داشتم‪ ،‬گفتم شــما فرمودید‪« :‬مجلس به پدرخوانده ها و‬ ‫پدربزرگ ها نیازی ندارد اما ظاهرا طیف شــما نیاز بیشتری‬ ‫داشتند‪ .‬چون کامال بارز شــد که جلسه به دعوت ایت الله‬ ‫موحدی کرمانــی بود که برایش احترام قائل هســتید‪ ،‬در‬ ‫واقع فراکسیون شما با محوریت روحانیت مبارز پایه گذاری‬ ‫شد بنابراین خیلی نیاز به پدرخوانده و پدربزرگ دارید‪».‬‬ ‫اقای الریجانی چه جوابی دادند؟‬ ‫به هر حال یک تعارض و ناهمخوانی بین برنامه ها‬ ‫پیش امد‪ .‬ما از قبل برنامه خود را اعالم کرده بودیم‪ ،‬قرار‬ ‫نبود دو جلسه در یک زمان برگزار شود و برای حل مساله نیز‬ ‫مــا ‪ 36‬منتخب مــورد حمایــت اعتدال و‬ ‫توســعه را کنار نمی گذاریم چون نمی توانیم‬ ‫ایــن طوری کلیشــه ای قضــاوت کنیــم‪ .‬روز‬ ‫انتخابــات هیات رئیســه مجلــس رای گیری‬ ‫مخفی اســت یعنــی نماینــدگان ارای خود را‬ ‫بدون انکه الزام به اعالمش داشــته باشــند‬ ‫روی برگه های رای می نویسند‪ ،‬پس هیچ کس‬ ‫نمی تواند به طور قطعی بگوید کدام نماینده به‬ ‫چه کسی برای ریاست مجلس رای می دهد‬ ‫به مدلی رسیدیم‪ ،‬این را به اقای الریجانی گفتم و او قسم‬ ‫جالله خورد که خبر نداشته است‪ .‬اما نکته این است که چرا‬ ‫عنصر سوم را وارد قضیه کردند‪ .‬بنا نبود جلسه فراکسیون‬ ‫اصولگرایان در مجلس تشکیل شود چرا این اتفاق افتاد‪.‬‬ ‫اقای الریجانی گفت‪« :‬شــما علما را می شناســید اقایان‬ ‫به من فشار اوردند‪ .‬از ما خواســتند و گفتند چرا انها جلسه‬ ‫داشته باشــند و ما نداشــته باشــیم»‪ ،‬این نوع رویکرد به‬ ‫مسائل برای من جالب بود‪.‬‬ ‫منظــور شــما از ورود عنصــر ســوم‪ ،‬ایت اللــه‬ ‫موحدی کرمانی است؟‬ ‫اساســا تشــکیل جلســه بــه نــام فراکســیون‬ ‫اصولگرایان بنا نبود شــنبه ‪ 18‬اردیبهشــت باشــد چون ما‬ ‫اول یک روز کامل را برای جلســه خود اعالم کردیم‪ ،‬انها‬ ‫هم یک روز کامل را اعالم کردند‪ ،‬بعد وارد مذاکره شدیم‬ ‫که این مســاله را حل کنیم‪ ،‬رســیدیم به اینکه نصف روز‬ ‫انها باشند و نصف روز ما باشــیم‪ .‬در این اثنا پیامک اقای‬ ‫موحدی کرمانی امد‪ .‬در واقع به جای انکه مشــکل را حل‬ ‫کنیم مشکل سومی هم اضافه شــد‪ .‬بعد اقای الریجانی‬ ‫گفت‪« :‬ما را تحت فشار گذاشتند‪».‬‬ ‫از طرف کجا تحت فشار بودند؟‬ ‫اقــای الریجانی تعبیــر «اقایان» را بــه کار برد‪،‬‬ ‫حاال نمی دانم تعبیر «اقایان» به چه کسانی بر می گردد‪.‬‬ ‫به هر حال خود این پدیده خیلی خوب باید واکاوی شــود‪،‬‬ ‫اینکه اساسا چرا در شروع کار دوســتان اصولگرا که واقعا‬ ‫برای همه انها احترام قلبی قائل هســتم این طور کردند‪.‬‬ ‫وقتی اقای الریجانی از تریبون مجلس بلند اعالم می کند‬ ‫و این تیتــر روزنامه هایی مثل جوان می شــود که مجلس‬ ‫نیازی به پدرخوانده و پدربزرگ ندارد‪ ،‬اما چرا خود دوستان‬ ‫اصولگرایان زیر چتر پدر بزرگ ها کار خود را شروع کردند‪.‬‬ ‫این خیلی جای واکاوی دارد چون از نظر سیاســی نشان‬ ‫می دهد که یک تشتت و از هم گسیختگی در بین دوستان‬ ‫وجود دارد که این مساله خودش را در انتخابات هم نشان‬ ‫ی در انتخابات به ویژه در حوزه‬ ‫داد؛ اصولگرایان بعد از ناکام ‬ ‫انتخابیه تهران‪ ،‬ری‪ ،‬اسالمشهر و شــمیرانات نتوانستند‬ ‫خود را بازیابی کنند‪.‬‬ ‫کســی مثل اقای امیرابــادی که در قم شمشــیر را‬ ‫برای اقــای الریجانی از رو بســته بود و انــواع اتهامات و‬ ‫تخریب های عجیــب و غریــب را علیه اقــای الریجانی‬ ‫مطرح کرد‪ ،‬حاال انها مجبور می شــوند که دوباره کنار هم‬ ‫قرار بگیرند‪ ،‬به نظرم این وضعیت شکننده است‪ .‬در اینده‬ ‫حتما این مساله مشاهده خواهد شــد‪ .‬در جلسه منتخبان‬ ‫مجلس دهم روز شــنبه و یکشــنبه ‪ 18‬و ‪ 19‬اردیبهشــت‬ ‫اقای امیرابادی و اشــخاص دیگر نفر به نفــر با منتخبان‬ ‫گفت وگو و تالش می کردند انها را با لطایف الحیلی تحت‬ ‫تاثیر قرار دهند‪ ،‬حتی پیش منتخبانی رفتند که در روزهای‬ ‫انتخابات انها را تخریــب کرده بودند‪ ،‬بــا بعضی خانم ها‬ ‫صحبت می کردند‪ .‬نیم ساعت با نماینده شهرضا صحبت‬ ‫می کردند‪ ،‬بعد که از او پرسیدم «موضوع چه بود»‪ ،‬منتخب‬ ‫مردم شــهرضا گفت‪« :‬اینها خودشان کل دوران تبلیغات‬ ‫انتخابات علیه من حرف می زدند حاال از در دوســتی وارد‬ ‫شده اند‪».‬‬ ‫می خواهم بگویم این دوستان یک مقداری به رغم‬ ‫نمایشی که در رســانه ها ارائه دادند از انســجام برخوردار‬ ‫نیســتند‪ .‬به همین دلیل اســم فراکســیون خود را فراگیر‬ ‫گذاشــتند‪ .‬واژه فراگیر از نظر سیاســی بار معنایی ندارد‪،‬‬ ‫یعنی یــک هویتی را اعــام نمی کند‪ .‬اگــر ‪ 290‬منتخب‬ ‫داخل یک فراکسیون فراگیر قرار بگیرند این معنی ندارد‪.‬‬ ‫در کل معتقدم فراکسیون امید امیدوارانه کار خود را شروع‬ ‫کرد‪ ،‬انشاءالله با انسجام بیشتری قبل از اغاز کار مجلس‬ ‫این فراکســیون تقویت می شــود‪ ،‬براســاس اساســنامه‬ ‫هیات رئیسه موقت انتخاب و ســپس با یک برنامه تقسیم‬ ‫پارلمان‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫ کف اعضای فراکسیون امید منتخبان لیست امید هستند که ترکیبی است از‬ ‫اصالح طلبان‪،‬حامیان دولت و اعتدالگرایان حامی دولت ‪ .‬در اساسنامه فراکسیون امید‬ ‫پیش بینی شده که هریک از منتخبان بخواهند می توانند با پذیرش اساسنامه عضو این‬ ‫فراکسیون شوند بنابراین فراکسیون امید محدود به اصالح طلبان نخواهد بود‬ ‫سیاست‬ ‫کار می کند تا وقتی گرد و خاک های سیاسی خوابید برای‬ ‫خدمت رسانی به مردم اماده باشد‪.‬‬ ‫چه چارچوبی برای عضوگیری فراکســیون امید‬ ‫طراحی شده است؟‬ ‫کف اعضای فراکسیون امید منتخبان لیست امید‬ ‫هستند که ترکیبی است از اصالح طلبان‪،‬حامیان دولت و‬ ‫اعتدالگرایان حامی دولت ‪ .‬در اساسنامه فراکسیون امید‬ ‫پیش بینی شده که هریک از منتخبان بخواهند می توانند‬ ‫با پذیرش اساسنامه عضو این فراکســیون شوند بنابراین‬ ‫فراکسیون امید محدود به اصالح طلبان نخواهد بود‪.‬‬ ‫برخــی می گوینــد رئیــس مجلــس در واقــع‬ ‫ســخنگوی نماینــدگان اســت و کار اصلــی را‬ ‫کمیســیون های تخصصی انجام می دهند‪ .‬به‬ ‫نظر شما بهتر نیست بین اقای الریجانی و عارف‬ ‫یک تقسیم کاری در این حوزه اتفاق بیفتد و یکی‬ ‫از کاندیداتوری ریاست مجلس کناره گیری کند‬ ‫تا به امور مدیریتی دیگری بپردازد؟‬ ‫گرچه بدنه مجلس و کمیســیون های تخصصی‬ ‫ان بسیار مهم هســتند چون کارهای تخصصی مربوط به‬ ‫لوایح و طرح ها در این کمیســیون ها انجام می شــود و از‬ ‫انجا به صحن می رود اما این را هم باید یاداور شد که رئیس‬ ‫مجلس فقط اسپیکر و سخنگو نیســت‪ ،‬قوه مقننه یکی از‬ ‫قوای سه گانه کشور اســت که اقتدار باالیی دارد بنابراین‬ ‫قدرت رئیــس مجلس بــا کل نمایندگان برابــری می کند‬ ‫بنابراین اینکه ما ریاست مجلس را بی اهمیت بدانیم و فقط‬ ‫کمیسیون ها را مهم بدانیم دیدگاه خیلی دقیقی نیست‪.‬‬ ‫برای اصالح طلبان ریاســت مجلس هــم به همان‬ ‫اندازه بدنه پارلمان حائز اهمیت اســت‪ .‬ما معتقدیم تمام‬ ‫تصمیم گیری ها باید در فراکســیون ها به صورت شفاف و‬ ‫دموکراتیک اتخاذ شود‪ ،‬بنابراین رایزنی های پشت پرده که‬ ‫متاسفانه در دو مجلس اخیر خیلی مرسوم شده است باید‬ ‫اصالح شود و همچون پارلمان های دنیا تصمیم گیری ها‬ ‫با شفافیت صورت گیرد‪.‬‬ ‫اینکه برخی دوســتان معتقدند رقابــت میان اقایان‬ ‫الریجانی و عارف برای ریاســت مجلس بــه تقابل منجر‬ ‫می شود نظر درســتی نیســت ما باید ضمن حفظ ائتالف‬ ‫به عنوان یک راهبرد کلی این مجال را فراهم کنیم که در‬ ‫صحن علنی مجلس تعیین ریاست پارلمان را براساس یک‬ ‫کار فراکسیونی انجام شود‪ .‬متاســفانه رقابت در کشور ما‬ ‫مترداف شده با تقابل درحالی که ما می بینیم در انتخابات‬ ‫کشــوری مثل امریکا حزب دموکرات در درون خودش دو‬ ‫کاندیدا معرفی می کند که با رقابت درون گفتمانی یک نفر‬ ‫در نهایت ارا ی اکثریت را به خود جلب می کند و همه با او‬ ‫همکاری می کنند این روش نه تنها به معنای جنگ و جدل‬ ‫نیست بلکه روشــی عقالنی و متداول در دنیاست بنابراین‬ ‫ما باید اجازه بدهیم در ایران هم این روش شــکل بگیرد و‬ ‫چانه زنی های غیرشفاف منسوخ شود‪ .‬اگرچه پارلمان محل‬ ‫چانه زنی و البی گری هم هســت امــا نباید البی گری های‬ ‫غیرشفاف بر همه مسائل ســایه افکند‪ .‬بنده معتقدم اقای‬ ‫دکتر عارف از توانایی سطح باالیی برای احراز پست ریاست‬ ‫برخوردار است‪.‬‬ ‫ایشان یک شخصیت کم نظیر در جمهوری اسالمی‬ ‫است‪ .‬اقای عارف از لحاظ ســوابق اجرایی در عالی ترین‬ ‫ســطوح‪ ،‬مدیریت موفقی داشــته و پســت های مختلفی‬ ‫را تجربه کرده اســت ضمــن اینکه در مجمع تشــخیص‬ ‫مصلحت نظام و شــورای عالی انقالب فرهنگی عضویت‬ ‫دارد‪ .‬اقای دکتر عارف نماد و برند اصالح طلبی اســت‪ .‬از‬ ‫انجایی که چهره های دانشــگاهی و دانشجویی منتظرند‬ ‫اقای عــارف رئیس مجلس شــود بنابراین اگــر بخواهیم‬ ‫بر ســر این موضوع معامله کنیم به رای مردم بی اعتنایی‬ ‫کرده ایم‪ ،‬باید توجه کنیم مــردم به هیچ وجه انتظار ندارند ‬ ‫افرادی را انتخاب کنیم که نماد وضع موجود هستند‪ ،‬اقای‬ ‫عارف نماد تغییر است و اقای دکتر الریجانی به رغم تمام‬ ‫احترامی که برای او قائل هســتم بیشتر نماد وضع موجود‬ ‫است بنابراین معامله بر سر ریاست مجلس‪ ،‬جامعه را دچار‬ ‫یاس می کند از این رو بهتر است اجازه بدهیم فراکسیون ها‬ ‫شکل بگیرد تا به طور شــفاف رای گیری انجام شود تا هر‬ ‫کس انتخاب شــد و رای بیشتری به دســت اورد به عنوان‬ ‫رئیس مجلس مورد حمایت قرار گیرد‪.‬‬ ‫بنابراین شــما معتقد بــه رقابت اقایــان عارف و‬ ‫الریجانی در صحن علنی مجلس هستید؟‬ ‫مجموعه دکتر عارف هم نظرشان همین است‪،‬‬ ‫فکر می کنیم اساســا باید مقداری تغییــر در رویه مدیریت‬ ‫مجلس ایجاد کنیم تــا ان گونه که در دنیا متعارف اســت‬ ‫رقابت های پارلمانتاریستی به شــکل معقول در ایران نیز‬ ‫نهادینه شود‪ ،‬به این معنا که خیلی البی های غیرشفاف و‬ ‫پشت پرده تعیین کننده نباشــد بلکه وزن فراکسیون ها که‬ ‫به طور اشکار‪ ،‬شفاف و روشن اعالم می شود‪ ،‬تعیین کننده‬ ‫باشــد بنابراین هم به لحاظ واقعیت بیرونــی خیلی بعید به‬ ‫نظر می رســد و خام اندیشــی و خوشبینانه اســت که فکر‬ ‫کنیم این دو نفر را پشت میز بگذاریم و یکی به نفع دیگری‬ ‫کنار می رود‪ ،‬به هیچ وجــه چنین اتفاقــی نمی افتد چون‬ ‫اقای دکترعارف خودش را در قبال مــردم متعهد می داند‬ ‫و نمی توانــد به نظر و انتظار رای دهندگان خودش پشــت‬ ‫کند و وارد معامله شــود چون در این صورت حتما اعتماد‬ ‫رای دهندگان خود را از دست خواهد داد‪ .‬او متعهد است و‬ ‫حتما به این عرصه ورود پیدا خواهد کرد‪.‬‬ ‫از طرفی اقای دکتر الریجانی هم به دالیل مختلفی‬ ‫احســاس می کنم کــه نمی خواهد کنــار بــرود و عزمش‬ ‫جزم اســت که نامزد ریاست مجلس شــود بنابراین ما باید‬ ‫مفروض مان این باشــد که این دو با هم رقابت می کنند و‬ ‫بر این مبنا باید فوبیا و ترس موهومی کــه برای رقابت این‬ ‫دو نفر ایجاد کردند را بشــکنیم و اجازه دهیم این دو نفر با‬ ‫هم رقابت کنند چون رقابت لزوما به معنای دشمنی نیست‪.‬‬ ‫رقابت منصفانه‪ ،‬سالم‪ ،‬قانونی و اخالقی که وزن جناح ها‬ ‫را نشان می دهد حسن اســت‪ .‬جناح هایی که با هم تقابل‬ ‫ندارند‪ .‬من به خیلی از دوســتان همچــون اقای نعمتی و‬ ‫جاللی حق می دهم که در فراکســیون مورد عالقه شــان‬ ‫قرار بگیرند و یک همگرایی کلی با هم داشته باشیم‪ .‬به این‬ ‫معنا که قرار نیست دو فراکسیون مقابل هم شمشیر بگیرند‪.‬‬ ‫در مصالح ملی و موضوعات اتفاقا اگر هویت های متمایز‬ ‫وجود داشته باشد به طور شفاف تر می توانیم مسائل مان را‬ ‫با همدیگر گفت وگو و نقاط اشتراک را در جهت تامین منافع‬ ‫ملی پیدا کنیــم بنابراین در بحث رقابت هــم معتقدم بهتر‬ ‫است از همین االن تکلیف معلوم شود که اقایان الریجانی‬ ‫و عارف با هم در صحن علنی هنگام انتخابات هیات رئیسه‬ ‫دهمین دوره مجلس شورای اسالمی نامزد کرسی ریاست‬ ‫می شوند اما می تواند به موازات این گفت وگوهایی درباره‬ ‫سایر ارکان مدیریت مجلس همچون ترکیب هیات رئیسه و‬ ‫کمیسیون ها صورت گیرد‪ .‬اسم این گفت وگوها بده بستان‬ ‫نیســت‪ ،‬بلکه تقســیم کار و هم افزایی و همکاری در بقیه‬ ‫ارکان مجلس اســت‪ .‬پس بگذاریم در حوزه ریاست یک‬ ‫رقابت جدی‪ ،‬ســالم‪ ،‬اخالقی و قانونی شــکل بگیرد و به‬ ‫جای انکه دغدغه های مذاکرات غیر شفاف را که معموال‬ ‫خیلی حرف از درونش در می اید داشته باشیم همه چیز به‬ ‫رای نمایندگان موکول شود‪.‬‬ ‫شما گفتید ‪ 130‬منتخب اصالح طلب در مجلس‬ ‫اینده حضــور دارند‪ ،‬چند نفر قطعــی حاضرند به‬ ‫ریاست مجلس اقای عارف رای بدهند؟ اگر ‪36‬‬ ‫منتخب مورد حمایــت اعتدال و توســعه را جز و‬ ‫امار حســاب نکنیم؟ چون از اعالم مواضع انها‬ ‫برداشت می شود که رای شــان به ریاست اقای‬ ‫الریجانی خواهد بود‪.‬‬ ‫ما ‪ 36‬منتخب مورد حمایت اعتدال و توســعه را‬ ‫کنار نمی گذاریم چون نمی توانیم این طوری کلیشــه ای‬ ‫قضــاوت کنیــم‪ .‬روز انتخابــات هیات رئیســه مجلــس‬ ‫رای گیــری مخفی اســت یعنــی نماینــدگان ارای خود را‬ ‫بدون انکه الزام به اعالمش داشــته باشند روی برگه های‬ ‫رای می نویســند‪ ،‬پس هیچ کس نمی تواند به طور قطعی‬ ‫بگوید کدام نماینده به چه کسی برای ریاست مجلسی رای‬ ‫می دهد‪ .‬به هر حال مجلس یک فضای بسیار پیچیده ای‬ ‫دارد حتی پیچیده تر از انچه خود من تصور می کردم است‪.‬‬ ‫پس نمی توان کلی گفت ‪ 36‬منتخب اعتدالی به چه کسی‬ ‫رای می دهند یــا ‪ 130‬منتخب اصالح طلــب لزوما به چه‬ ‫کسی‪ .‬این حدس ها در واقع یک نوع خوش خیالی است‪.‬‬ ‫تا حاال براوردی داشتید که اقای عارف چند رای‬ ‫قطعی دارد؟‬ ‫خیــر‪ ،‬هنــوز کســی رای گیــری نکرده اســت‪.‬‬ ‫اساســا ما در خود فراکســیون هم درباره ایــن موضوع را‬ ‫‪27‬‬ ‫پارلمان‬ ‫سیاست‬ ‫‪28‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫به طور مشــخص بحث نکردیم‪ ،‬فقط به طور حاشــیه ای‬ ‫در فراکســیون اشــخاص اظهارنظر کردند ولی این هنوز‬ ‫مشخصا مورد بحث قرار نگرفته است‪ .‬اتفاقا برنامه ما این‬ ‫است که جلســه بعدی بتوانیم هیات رئیسه فراکسیون را‬ ‫انتخاب و بعد در قالب فراکسیون کاندیداهای خود را برای‬ ‫هیات رئیسه مجلس تعیین می کنیم‪ .‬البته قابل پیش بینی‬ ‫است که نامزد فراکسیون امید برای کرسی ریاست مجلس‬ ‫اقای دکترعارف خواهد بود ولی هنوز این شــکل معمول‬ ‫تصمیم گیری فراکســیونی اش انجام نشده است بنابراین‬ ‫هیچ اماری ما از تعداد قطعی ارای دکتر عارف نداریم‪.‬‬ ‫یک ســری اصالح طلبان مثل اقایان عطریانفر‪،‬‬ ‫عبدی‪ ،‬زیبــاکالم و طیــف اعتدال و توســعه و‬ ‫کارگزاران نگاهشان این است که برای انتخاب‬ ‫ریاســت مجلــس بایــد بیــن دو گزینــه عارف‬ ‫و الریجانــی‪ ،‬کســی را انتخاب کرد کــه تجربه‬ ‫مدیریت مجلس را داشــته باشــند چون هر دو‬ ‫کارنامه اجرایی مشــخص دارند امــا یکی بالقوه‬ ‫در اداره مجلس توانمند است و دیگری بالفعل‪،‬‬ ‫بنابراین در س ال اخــر دولت اقای روحانی نباید‬ ‫ریسک کرد‪ ،‬وارد ازمون و خطا شد‪ .‬در واقع انها‬ ‫با این استدالل ریاســت اقای الریجانی به اقای‬ ‫عارف ارحــج می دانند و معتقدند ریاســت اقای‬ ‫الریجانی کمک بهتــری به دولت بــرای تحقق‬ ‫برنامه هایــش در یک ســال اینــده می کند‪ ،‬نظر‬ ‫شما چیست؟‬ ‫با احترامی که به نگاه صاحب نظران قائلم اما نظر‬ ‫کامال متفاوتی دارم‪ ،‬باید دوستان توجه کنند که وضعیت‬ ‫ارایش نیروها نسبت به مجلس هشتم و نهم کامال تفاوت‬ ‫کرده است‪ .‬در واقع ریاســت اقای الریجانی برای اداره و‬ ‫مدیریت مجلس هشتم و نهم مناســب بوده است و لزوما‬ ‫به این معنا نیست که او حتما در مجلس دهم که ترکیب و‬ ‫ارایش نیروهایش کامال نسبت به مجلس نهم تفاوت کرده‬ ‫باز هم بتواند مدیریت موثر داشته باشــد‪ .‬برنامه روز شنبه‬ ‫‪18‬اردیبهشت نشــان داد که ظرفیت تعاملی در دوستان‬ ‫اقای الریجانی خیلی ضعیف اســت و هنوز خودشان را با‬ ‫وضعیت جدید تطبیق نداده اند‪ ،‬ضمن انکه بعضی تعابیر‬ ‫را هم برخی اشــخاص به کار بردند که نمی خواهم به انها‬ ‫اشاره کنم‪ .‬این مسائل نشــان می دهد انها نگاهی که در‬ ‫مجلس نهم به صحنه داشــتند همان در ذهن و فکرشان‬ ‫گویا رسوخ و رسوب کرده اســت و با همان نگاه به مجلس‬ ‫دهم نگاه می کنند که این بســیار نکته ظریفی است‪ .‬باید‬ ‫توجه کرد اقای الریجانی که به خوبی و به نحو تحســین‬ ‫برانگیزی مجلس نهم را مدیریت کــرد نمی تواند مجلس‬ ‫دهم را مدیریت کنــد چون فضای مجلــس دهم فضایی‬ ‫بعید است عارف بخواهد نامزد‬ ‫ریاست جمهوری شود چون او‬ ‫عزمش را برای کسب کرسی‬ ‫ریاست مجلس جزم کرده‬ ‫کامال متفاوت اســت‪ .‬ارایش نیروها تغییر کــرده و جمع‬ ‫خواهان تغییر اســت بنابراین اقای الریجانی نمی تواند با‬ ‫این جریان تغییرخواهی که خواســت عمومی مردم است‬ ‫همراه شود‪ .‬روز شنبه ‪ 18‬اردیبهشت تست خیلی خوبی بود‬ ‫که قدرت تعاملشان را نشان داد و اینکه خیلی کمتر از ان‬ ‫چیزی است که ما در مجلس به ان نیاز داریم‪.‬‬ ‫ترکیب هیات رئیسه خیلی در نحوه اداره مجلس‬ ‫موثر است‪ .‬منهای موضوع ریاست مجلس فکر‬ ‫می کنید اکثریت کرســی های هیات رئیســه در‬ ‫اختیار چه فراکسیونی قرار بگیرد؟‬ ‫ادعای حداقل این اســت که اکثریت با ما است‬ ‫اما شــخصا معتقدم بایــد تلفیقــی از نیروهــا را در ترکیب‬ ‫هیات رئیسه مجلس داشته باشیم البته متناسب با وزن هر‬ ‫فراکســیون‪ .‬به عبارت بهتر نمی خواهیم وارد یک رقابت‬ ‫شکننده و اسیب زن شویم‪ ،‬دوست داریم نیروهایی که در‬ ‫هر دو طرف تجربه دارند با هم کار کنند بنابراین در مدیریت‬ ‫هیات رئیسه و کمیسیون ها بهتر اســت توازن متناسب با‬ ‫وزن فراکسیون ها باشد‪.‬‬ ‫یک نگاه این اســت که اگر اقای عــارف رئیس‬ ‫مجلس نشــود شــخصیت و جایگاه سیاسی او‬ ‫خیلــی صدمه می بینــد و بهتر اســت محتاطانه‬ ‫درباره ورود بــه عرصه رقابت با اقــای الریجانی‬ ‫تصمیم بگیرد‪ ،‬نگاه شما چیست؟‬ ‫من حــدود یک ماه پیــش با اقای عــارف درباره‬ ‫همین موضوع صحبت کــردم‪ .‬او گفت‪« :‬بــه هیچ وجه‬ ‫این طور نیســت‪ .‬ترس از رقابت موهوم اســت و اساســا‬ ‫واقعیت نــدارد‪ ».‬اقای دکتر عارف نظرش این اســت که‬ ‫اصال شکست در رقابت مهم نیست و هیچ ضربه ای به او‬ ‫نمی زند‪ ».‬او می گوید‪« :‬من وارد عرصه رقابت می شوم‪،‬‬ ‫به فرض اگر رای نیاوردم به مردم این پاسخ را دارم که من‬ ‫به خواست شان عمل کردم ولی رای نیاوردم» بنابراین او‬ ‫اصال چنین فکری نمی کند‪ .‬باید مساله رقابت برای ریاست‬ ‫مجلس را عادی کرد‪ ،‬مگر چه اتفاقی می افتد‪ .‬نباید در برج‬ ‫عاجی اقایان عارف و الریجانی را بنشانیم و بگوییم به انها‬ ‫صدمه می خورد‪ ،‬خیر این طور نیست‪ .‬اقای عارف فردی‬ ‫است که برای پذیرش یک مســئولیتی بزرگ امادگی دارد‬ ‫اما اگر رای نیاورد در بخش دیگری ایفای نقش می کند‪ .‬در‬ ‫کل تحلیل یاد شده درست نیست و خیلی غلط انداز است‪.‬‬ ‫می گویند اگر اقای عارف رئیس مجلس نشــود‬ ‫برای ریاست جمهوری وارد می شود‪ ،‬این احتمال‬ ‫وجود دارد که از نمایندگی مجلس استعفا دهد و‬ ‫نامزد ریاست جمهوری شود؟‬ ‫باید خود اقــای عارف باید به این ســوال جواب‬ ‫دهد اما خیلی بعید می دانم چون او عزمش را برای کسب‬ ‫کرسی ریاســت مجلس جزم کرده برای اینکه ان شاءالله‬ ‫یک مجلس الگو با مدیریت او شــکل بگیرد و ا ن شاءالله‬ ‫چهارســال خدمتگزاری کند‪ .‬حاال اینکه نقشه بکشد اگر‬ ‫رئیس مجلس نشــد چــه کار کند چنیــن طراحی هایی در‬ ‫شخصیت اقای دکتر عارف نمی گنجد‪.‬‬ ‫به نظر شــما شــخص اقای روحانی با ریاســت‬ ‫کدامیک از اقایان عارف و الریجانی در سال اخر‬ ‫دولت یازدهم راحت تر است؟‬ ‫فکر می کنم تعامل شفاف تر و روشن تر و بهتری را‬ ‫این مجلس با ریاست اقای عارف با دولت خواهد داشت‪.‬‬ ‫به نظر شــما هرچه بگذرد وزن فراکسیون امید‬ ‫افزایش پیدا می کند یا کاهش؟‬ ‫افزایش پیدا می کند‪ .‬هم اکنون بخشی از نیروها‬ ‫احتیــاط می کنند اما وقتــی نماینده اعتبارنامــه اش تایید‬ ‫شود‪ ،‬حتما یک امنیت بیشتری احساس می کند و راحت تر‬ ‫می تواند فراکسیون خودش را در مجلس شورای اسالمی‬ ‫انتخاب کند‪.‬‬ ‫فراکسیونامید‬ ‫بیشتر از ‪ 120‬نفر‬ ‫نیست‬ ‫گفت وگویمثلثبا‬ ‫یزاده‬ ‫امیرحسین قاض ‬ ‫امید کرمانی ها‬ ‫خبر نگار‬ ‫بعد از انکــه نتیجه انتخابات مرحلــه دوم دهمین‬ ‫دوره انتخابات مجلس شــورای اسالمی مشخص شد‬ ‫دو گرایش سیاسی اصولگرا و اصالح طلب مراسم های‬ ‫جداگانه ایراتشکیلدادند‪،‬ارزیابیشماچهبود؟‬ ‫این دو مراســم با هدف وزن کشی سیاســی برگزار‬ ‫شد‪ .‬هر دو طرف می خواستند ببینند چه در چنته دارند و چقدر‬ ‫می توانند بــرای اداره فضــای مجلس اینــده روی نیروهای‬ ‫خودشــان برنامه ریزی کنند‪ .‬باالخره ارایش سیاسی هنگام‬ ‫انتخاباتیکشکلداردوبعدازانشکلدیگریپیدامی کند‪.‬‬ ‫به واقع نوع ائتالف ها برای اداره مجلس دســتخوش تغییر‬ ‫می شود و این تجربه سال های اخیر ماست‪ .‬در ایران فعالیت‬ ‫حزبی وجود ندارد‪ ،‬افــراد براســاس اولویت های منطقه ای‬ ‫انتخابمی شوندوتعدادیازمنتخبانوقتیبهمجلسشورای‬ ‫اسالمی راه می یابند‪ ،‬به لحاظ ســازماندهی سیاسی جابه جا‬ ‫می شوند‪ .‬از این رو نیروی تشــکیالتی و حزبی شناسنامه دار‬ ‫سیاسی به ان معنا در مجلس کم داریم بنابراین افراد سمپات‬ ‫هستند‪ .‬ضمن انکه جریانات سیاسی هیچ گاه در حوزه های‬ ‫مختلفانتخابیهکاندیدایاختصاصیمعرفینمی کنندبلکه‬ ‫بررسیمی کنندوازبینکاندیداهایموجود‪،‬کسیکهبهانها‬ ‫نزدیک تراستراحمایتمی کنندومی کوشندتاکسیکهنگاه‬ ‫سیاسی متفاوت تری نسبت به انها دارد پیروز نشود‪ .‬بنابراین‬ ‫وقتیچنینمنتخبانیبهمجلسمی ایندممکناستقرارشان‬ ‫تغییر کند چون عضویت رسمی و تشکیالتی در یک جریان‬ ‫سیاسیندارند‪.‬بهعبارتبهترنامزدیدریکشهرستانییکی‬ ‫به عنوانمستقلرایاکثریتمردمرابهدستمی اورداماوقتی‬ ‫واردمجلسشداصولگرایااصالح طلبمی شود‪.‬‬ ‫ایــن وزن کشــی روز شــنبه‪ 18‬اردیبهشــت بین‬ ‫فراکسیون امید و فراکســیون اصولگرایان چقدر‬ ‫واقعی بود؟ چون عددی که از تعداد حضار مراسم‬ ‫فراکسیون امید بیرون امد ‪ 153‬نفر بود‪ ،‬در مقابل‬ ‫امار اصولگرایان‪ 181‬نفر اعالم شــد‪ ،‬جمع این دو‬ ‫رقم ‪ 334‬نفر می شــود در صورتی که کرسی های‬ ‫مجلــس‪ 290‬نفر اســت‪ ،‬چطور این مســاله قابل‬ ‫تحلیلاست؟‬ ‫‪3‬‬ ‫سیدامیرحسین قاضی زاده هاشــمی می گوید‪:‬‬ ‫«متوســط وزن فراکســیون اصولگرایان در مجلس‬ ‫اینده ‪ 150‬نفر اســت اما در یک ســال اینده مدیریت‬ ‫مجلــس ترکیبی خواهد بــود‪ ».‬عضو جبهــه پایداری‬ ‫رقابــت الریجانی و عــارف در صحن علنــی مجلس را‬ ‫قطعی می داند و معتقد است تا ارا از صندوق انتخابات‬ ‫هیات رئیسه مجلس خارج نشود معلوم نمی شود چه‬ ‫کسی پیروز است‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫متوسط‪ 150‬نفرتخمینزدید‪،‬وضعیتفراکسیون‬ ‫امیدچطوراست؟‬ ‫متوسط وزن ان طرف‪ 120‬نفر بیشتر نیست‪ .‬دالیل‬ ‫زیادی هم وجود دارد‪ .‬درســت است که مستقالن تمایل به‬ ‫دولتدارندامابیشترازانکهتمایلبهدولتداشتهباشندبهنظام‬ ‫عالقه مند هستند‪ .‬در واقع دو موضوع وجود دارد‪ ،‬یکی اینکه‬ ‫کثرتکاندیداهایاصولگرادرشهرستان هازیادبود‪،‬بههمین‬ ‫خاطر بسیاری از این مســتقل ها دیدگاه اصولگرایانه دارند‪،‬‬ ‫دومانکهباالترازگرایشبهدولت‪،‬همراهیبانظامجذاب تر‬ ‫اســت‪ .‬این دوگانگی گفتمانی که اقــای رئیس جمهوری با‬ ‫مقام معظم رهبری راه انداخته و هر روز یک برگــی از ان را رو‬ ‫می کند‪ ،‬باعث می شود که این جریان کم کم فاصله خودش‬ ‫را از دولت و بالطبع از لیست امید که حامی دولت است بیشتر‬ ‫کند‪.‬بههمینخاطرمی گویمانتخاباتریاست جمهوریاینده‬ ‫یک جا به جایی ارایش سیاسی اســت‪ .‬دلیلش این است که‬ ‫اقای روحانی برای برنده شدن در انتخابات ریاست جمهوری‬ ‫دنبال ایجاد یک تعارض گفتمانی و دوقطبی ســازی مجدد‬ ‫است و علی الظاهر این دو قطبی سازی را بین خود و مواردی‬ ‫کهمقاممعظم رهبریارائهمی کنندتعریفکردهاستبنابراین‬ ‫این تیپ ادم هــا از دولت و حامیان دولــت در مجلس فاصله‬ ‫خواهند گرفت و روز به روز وضع فراکســیون امید در مجلس‬ ‫ایندهبدترخواهدشد‪.‬‬ ‫به نظر شما دولت واقعا عالقه مند به ریاست اقای‬ ‫عارف در مجلس است یا الریجانی؟ حمایت عملی‬ ‫راالریجانیانتخابمی کنداماحمایتبالقوهعارف‬ ‫رابر می گزیند؟‬ ‫اقای روحانــی بین دو امــر گیر کرده اســت‪ ،‬یکی‬ ‫اینکه مجلســی می خواهد که ضمن چانه زنی با حاکمیت و‬ ‫نظام‪ ،‬بتواند منویات او را اعمال کند‪ .‬دوم اینکه در انتخابات‬ ‫ریاست جمهوری اینده بدنه اصالحات را همراه خودش کند‪.‬‬ ‫بهاعتقادمنشخصرئیس جمهوروبعضیوزرادو گانهعمل‬ ‫می کنند‪.‬وزراچونموضوع شانکاربامجلساستونگاهشان‬ ‫بهانتخاباتسیاسینیستپایکاراقایالریجانیهستنداما‬ ‫شخصرئیس جمهورکهنگاهشسیاسی تراستمصحلت‬ ‫می بیندکهازاقایعارفحمایتکند‪.‬‬ ‫اقایهاشمیمی تواندبیناقایانالریجانیوعارف‬ ‫حکمیتکند؟‬ ‫اقایهاشمیبهمصلحتخودشنمی داندکهدراین‬ ‫جریان ورود کند چون اقای هاشــمی بر خالف اقای روحانی‬ ‫به هر دو جریــان اصولگرا و اصالح طلب نیاز دارد و بخشــی‬ ‫از اصولگرایان را در اردوگاه خود می بیند که با رســمی کردن‬ ‫موضعش نمی خواهد ان بخش را از دســت بدهد اما موضع‬ ‫خانواده اقای هاشــمی متفاوت اســت و انها به شدت دنبال‬ ‫ریاستمجلسیاقایعارفهستند‪.‬‬ ‫پایداری مثل مجلس نهم رای سفید به الریجانی‬ ‫می دهد؟‬ ‫پایداریمالکشانتخاباصلحاستوطبیعتاوقتی‬ ‫احساسمی کنددادنرایسفیدممکناستوضعرابدترکند‬ ‫اصالرایسفیدنخواهدداد‪.‬‬ ‫اما اقای کوچک زاده و رســایی می گویند نباید وارد‬ ‫بازی عارف‪-‬الریجانی شــد چون هــر کدام رئیس‬ ‫مجلسشوندبرایجامعهفرقینمی کند؟‬ ‫باالخره ایــن یک قاعده طبیعــی دارد‪ ،‬بحث اصلح‬ ‫همیشهانتخاببیندوخوبکهنیست‪.‬حاالدوستاننظرشان‬ ‫را گفتند رفقای ما هم می شنوند من نمی گویم کسی ممکن‬ ‫نیست رای ســفید بدهد اما این به عنوان یک اقدام جریانی‬ ‫قطعا نخواهد بود‪ .‬شاید یک زمانی اگر می دیدند اقای عارف‬ ‫‪ 50‬رای می اورد و رای انها موثر نیست‪ ،‬ممکن بود رای سفید‬ ‫بدهند ولی چون ممکن اســت یک دانه رای هم برای کسب‬ ‫ریاستمجلسایندورهموثرباشدبعیدمی دانمکسیسمت‬ ‫رایسفیدبرود‪.‬‬ ‫سیاست‬ ‫(خنده)االنکهتعدادمنتخباندرمجلسدهم‪288‬‬ ‫نفر است یعنی به‪ 290‬نفر هم نمی رسد‪ .‬اقای حسین زاده که‬ ‫به رحمت خدا رفت‪ ،‬او از اردوگاه اصولگرایان بود‪ .‬خانم مینو‬ ‫خالقینامزداصالح طلبهمکهبانظرشوراینگهبانازورود‬ ‫بهمجلسبازماندبنابراینتعدادنمایندگانمجلسدهمدراغاز‬ ‫کار‪ 288‬نفرخواهدبود‪.‬مندراینرابطهقضاوتیندارمچون‬ ‫به افرادی وابسته اســت که هنوز تصمیم نگرفته اند‪ ،‬هم در‬ ‫جلسهفراکسیونامیدحضوریافتندوهمدرجلسهفراکسیون‬ ‫اصولگرایانشرکتکردندیابادوطرفقرارمدارمی گذارند‪.‬تا‬ ‫زمانیکهاراازصندوقهیات رئیسهدر نیاید‪،‬معلومنیستچه‬ ‫کسی رئیس می شود و ترکیب هیات رئیسه چه خواهد شد‪ .‬از‬ ‫االن نمی توان قضاوتی درباره اقلیت و اکثریت مجلس اینده‬ ‫داشت‪ .‬یاداور می شــوم دوره قبل فراکسیون رهروان والیت‬ ‫با‪ 180‬نفر و فراکســیون اصولگرایان با‪ 100‬نفر تشکیل شد‬ ‫امابعضیازدوستانیکه عضوفراکسیوناصولگرایانبودند‬ ‫توانستند به هیات رئیسه راه پیدا کنند یعنی قرارها و مرزهای‬ ‫فراکســیونی قطعی و واقعی نیســت‪ .‬مرزبندی واقعی ســر‬ ‫رقابت دو کاندیدا برای کرســی ریاست مجلس است و این با‬ ‫مسائلسیاسیمتفاوتاست‪.‬وقتیبحرانسیاسیدرکشور‬ ‫ایجاد شــود مثال قضیه فتنه و برجام پیــش بیاید صف بندی‬ ‫واقعیسیاسیاتفاقمی افتدیعنیانجاافرادبراساسدیدگاه‬ ‫سیاسی شانعملمی کنندبنابراینخیلیدنبالارزیابیدقیق‬ ‫اینماجرانبایدبودچونبهجایینمی رسد‪(.‬خنده)‬ ‫یکشبهه ایکهمطرحشدانبودکهاصولگرایان‬ ‫برای باالتر نشــان دادن وزن خودشان در مجلس‬ ‫اینده و جذب ارای خاکســتری منتخبان مســتقل‬ ‫یکسرینمایندگانمجلسنهمکهبهمجلساینده‬ ‫راه پیدا نکرده بودند را نیز به مراســم شان دعوت‬ ‫کردند‪،‬ایااینطوربود؟‬ ‫دعوت کننده برای فراکسیون اصولگرایان ایت الله‬ ‫موحدیکرمانیبودودکترالریجانیهمنقشمجریدعوت‬ ‫راایفاکرد‪.‬مناطالعیازاینمسالهندارم‪.‬‬ ‫باالخرهدرجلسهحضورداشتیدایابهچنینمواردی‬ ‫برخورد کردید که غیر از منتخبــان مجلس اینده‪،‬‬ ‫نمایندگانیازمجلسنهمهمحضورداشتهباشند؟‬ ‫من متوجه نشدم‪ ،‬دقت نکردم‪ .‬ولی برای ان طرف‬ ‫ماجرا هــم حرف هایی می گویند مثال اینکه در تاالر مراســم‬ ‫فراکسیون امید مسئوالن شهرستانی این ائتالف هم حضور‬ ‫داشتندیعنیازاینحرف هاکهبرایاصولگرایانزدهمی شود‬ ‫برایمراسمفراکسیونامیدهموجوددارد‪.‬درکلمراسمروز‬ ‫شنبه نشــان داد که اصولگرایان وضع خوبی در مجلس اتی‬ ‫دارندبه طوریکهرسانه هایاصالح طلباعالمکردندتعداد‬ ‫منتخبان حاضر در نشست فراکسیون اصولگرایان بیشتر از‬ ‫‪ 130‬نفرنبودنددرحالیکههمینرسانه هاقبالمی گفنتدتعداد‬ ‫اصولگرایاندرمجلسایندهبه‪ 80‬نفرهمنمی رسد‪.‬حتیاگر‬ ‫همانعددرسانه هایاصالح طلبرامالکقراردهیممعلوم‬ ‫شدکهحسابوکتاباصالح طلباندرستنبودوهمین‪130‬‬ ‫نفروزنقابلتوجهوقابل مالحظه ایاست‪.‬وقتیفراکسیون‬ ‫اصولگرایاندرمجلسنهم‪ 100‬کرسیداشتتوانستیک‬ ‫سومهیات رئیسهرابگیردحاالاگرمیانگینعدد‪ 130‬و‪ 180‬را‬ ‫مالکقراردهیمبهعدد‪ 150‬کرسیمی رسیمکهبرایناساس‬ ‫حتما فراکسیون اصولگرایان می تواند بخش عمده مدیریت‬ ‫مجلس را به عهده بگیرد‪ .‬در ضمن این طور هم نیســت که‬ ‫همه ارکان مدیریتی مجلس را بتواند بگیرد چون فراکسیون‬ ‫مقابلشنیزپر تعداداست‪.‬یعنیبحثمدیریتمجلساینده‪،‬‬ ‫یک مدیریت ترکیبی اســت چون هیچ کدام از دو فراکسیون‬ ‫نمی توانندبه طورقاطعاعالمکنندکهاکثریتمطلقهستند‪.‬‬ ‫مگراینکهیکاتفاقبیفتدویکبحرانسیاسیدرکشورایجاد‬ ‫شــود‪ ،‬در این صورت تعداد زیادی از فراکسیون امید ریزش‬ ‫می کنندیابرعکس‪.‬یعنیاتفاقیبیفتدکهیکدفعهتعدادی‬ ‫ازهمراهیبایکفراکسیونپشیمانشوندودستازهمراهی‬ ‫بردارند اما در شــرایط موجود وضع فرق می کنــد‪ .‬البته فکر‬ ‫می کنمانتخاباتریاست جمهوریکالارایشسیاسیکشور‬ ‫ومجلسراتغییرخواهدداد‪.‬‬ ‫بهنفعاصولگرایانیابهضرراصولگرایان؟‬ ‫به نظرم به شــدت ارایش به نفع اصولگرایان تغییر‬ ‫می کند‪ .‬یعنی این تحلیلی که درباره مدیریت ترکیبی مجلس‬ ‫گفتمبراییکسالایندهاست‪.‬‬ ‫یعنی بعد از انتخابات ریاســت جمهوری تغییرات‬ ‫گسترده ای در ارایش نمایندگان مجلس دهم رخ‬ ‫می دهد؟‬ ‫بله‪،‬همینطوراست‪.‬‬ ‫بهنظرشمارقابتعارف‪-‬الریجانیبهصحنکشیده‬ ‫خواهدشد؟‬ ‫بله‪.‬‬ ‫یعنیاحتمالتفاهمیاتوافقمیاناقایانالریجانیو‬ ‫عارفقبلازاغازبهکاردهمیندورهمجلسشورای‬ ‫اسالمیوجودندارد؟‬ ‫خیرچونوضعبه گونه ایاستکههیچ کداممایوس‬ ‫نشدند‪.‬اگرنسبتارا‪ 220‬به‪ 50‬بودیکطرفاحساسمی کرد‬ ‫کهدیگرادامهدادنشفایدهندارد‪.‬ثانیاچوناقایانالریجانی‬ ‫و عارف خاســتگاه جریانی واحد ندارند بــه تبع ان حکمی نیز‬ ‫ندارندکهبینانهاحکمیتکند‪.‬ازطرفیاقایدکترالریجانی‬ ‫می بیند که اگر کنار بکشد بدنه اصولگرایی که پای کار عارف‬ ‫نمی رودبنابراینیککاندیدایدیگرمطرحمی کند‪،‬درمقابل‬ ‫اگراقایعارفکناررودبازبدنهجریاناصالحاتدراینرقابت‬ ‫احساس شکســت می کند‪ ،‬بنابراین نخواهد گذاشت اقای‬ ‫عارفکناربرود‪.‬‬ ‫شماوزنفراکسیوناصولگرایاندرمجلسایندهرا‬ ‫پارلمان‬ ‫‪29‬‬ ‫معنای یک استعفا‬ ‫بین الملل‬ ‫تی‬ ‫تر‬ ‫یک‬ ‫شام اخر‬ ‫بین الملل‬ ‫‪30‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫چرا داوود اوغلو استعفا کرد؟‬ ‫هفتهگذشتهداووداوغلو‪ ،‬نخست وزیرترکیهاعالمکردکهازدبیرکلیحزبعدالت وتوسعه‬ ‫کناره گیری می کند‪ .‬برخی این استعفا را ناشی از تمایل رجب طیب اردوغان برای افزایش قدرت‬ ‫خوددرچارچوبساختارسیاسیترکیه می دانند؛امریکهنشانمی دهداردوغانعزمخودراجزم‬ ‫کردهاستتانظامپارلمانیدرترکیهرابهیکنظامریاستیحرکتدهد‪.‬‬ ‫مغز متفکر حزب عدالت و توسعه‬ ‫قربانی جاه طلبی اردوغان شد‬ ‫خیز اردوغان برای اقتدارگرایی‬ ‫حسن اشرفی‬ ‫‪1‬‬ ‫کارشناس مسائل ترکیه‬ ‫در حالی که ترکیه بــا بحران پناهجویــان‪ ،‬درگیری‬ ‫نظامی با کردها‪ ،‬فشــار امریکا بر این کشــور برای مبارزه‬ ‫جدی با داعش و همچنین فشار ســرکوب بی سابقه علیه‬ ‫دســت اندرکاران مطبوعات و منتقدان حکومت دست به‬ ‫گریبان بود‪ ،‬به نظر می رســد اختالفات میان داوداوغلو‪،‬‬ ‫نخســت وزیر و رجب طیــب اردوغــان‪ ،‬رئیس جمهور که‬ ‫پس از ارائه بســته شفافیت توســط داوداوغلو (بسته ای‬ ‫که در راستای مبارزه با فساد اقتصادی و به دنبال رسوایی‬ ‫بزرگ مالی در ترکیه در دوران نخست وزیری اردوغان که‬ ‫دســتگیری تعدادی از وزیران‪ ،‬مقامات بانکی و فرزندان‬ ‫انها را به دنبال داشت‪ ،‬تدوین شد) کلید خورد‪ ،‬سرانجام به‬ ‫نقطه ای حساس رسیده است‪.‬‬ ‫درواقع پس از سلب اختیار از داوداوغلو در انتخاب‬ ‫مسئوالن اســتانی اک پارتی که اقدامی در راستای حفظ‬ ‫قدرت رئیس جمهور و کاهش نفوذ نخســت وزیر در حزب‬ ‫ارزیابی شــد‪ ،‬اوغلو پس از بیســت ماه نخســت وزیری با‬ ‫برگزاری کنفرانســی خبری اعالم کرد که بعد از مشورت با‬ ‫اردوغان می خواهد با بهره مندی از حمایت‬ ‫مردمی‪ ،‬قانون اساســی را تغییر دهــد و نظام‬ ‫ریاستی برقرار کند‪ .‬اما داوداوغلو قصد داشت‬ ‫با تحکیم قدرت خود‪ ،‬یک نخســت وزیر موفق‬ ‫لقب گیرد‪ .‬اردوغان بعد از اســتعفای داوداغلو‬ ‫در ســخنانی اعالم کرد‪ :‬هیچ عقبگردی درباره‬ ‫دستیابی به سیستم ریاســت جمهوری ایجاد‬ ‫نشــده اســت‪ .‬همه باید ایــن مســاله را قبول‬ ‫کنند‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫باید در برابر این کودتای کاخ ریاســت جمهوری مقاومت‬ ‫کنند‪».‬‬ ‫در تبیین دالیل اختالف میان این دو مقام ترک موارد‬ ‫متعددی مطرح اســت‪ .‬به نظر می رســد یکی از عوامل را‬ ‫در مداخالت اردوغان در امور دولتی و حزبی می بایســت‬ ‫جســت وجو کرد که واکنش منفی داوداوغلــو را به دنبال‬ ‫داشته است‪.‬‬ ‫از دیگــر مــوارد اختــاف نظــر میــان اردوغان و‬ ‫داوداوغلو می توان به مساله توافق با اتحادیه اروپا بر سر‬ ‫مهاجران غیرقانونی اشاره داشت‪ .‬اتحادیه اروپا موافقت‬ ‫کرده در ازای کنترل بیشتر بر مرزها توسط ترکیه و موافقت‬ ‫با پذیرش پناهجویان اخراج شده از یونان‪ ،‬به روند پیوستن‬ ‫این کشور به اتحادیه اروپا ســرعت بخشیده و ورود بدون‬ ‫ویزای شهروندان ترکیه به کشورهای عضو اتحادیه اروپا‬ ‫امکان پذیر شــود‪ .‬این پروژه که توســط داوداوغلو کلید‬ ‫خورده و در حال اجرایی شدن بود با استقبال کمی از سوی‬ ‫اردوغان مواجه شد‪.‬‬ ‫اردوغــان به طور مشــخص اجازه مســافرت بدون‬ ‫ویزای شــهروندان ترکیه را کم اهمیت جلــوه داد و گفت‪:‬‬ ‫«در زمان نخست وزیری من مشــخص بود که این برنامه‬ ‫قرار اســت در ســال ‪ ۲۰۱۶‬انجام شــود‪ .‬اینکه چهار ماه‬ ‫اجرای ان به جلو کشیده شده‪ ،‬پیروزی محسوب می شود؟‬ ‫رئیس جمهوری ترکیــه همچنین در ســخنرانی خود یک‬ ‫روز پس از اســتعفای احمد داوداوغلو ابراز داشت حاضر‬ ‫نیست در ازای لغو روادید سفر به کشورهای عضو شنگن‪،‬‬ ‫شرط اتحادیه اروپا برای تغییر قوانین مبارزه با تروریسم را‬ ‫بپذیرد‪ ».‬اردوغان با انتقاد از اتحادیه اروپا که تردد ازادانه‬ ‫اتباع تــرک به حوزه شــنگن را به بازنگری قانــون مبارزه با‬ ‫تروریسم ترکیه مشــروط کرده بود‪ ،‬گفت‪« :‬ما راه خود را‬ ‫می رویم و اتحادیه اروپا هم راه خــودش را برود ‪ ».‬همین‬ ‫نگاه متفــاوت میان اردوغــان و داوداغلو ســبب نگرانی‬ ‫مقامات اروپایی از استعفای داوداوغلو شده است‪.‬‬ ‫مقامات اتحادیه اروپا باتوجه به رویکرد اقتدارگرایانه‬ ‫اردوغان خارج شــدن داوداوغلو از صحنه سیاسی ترکیه‬ ‫را موجب اســیب دیــدن روابــط دو طرف تلقــی می کنند‬ ‫و ســرمایه داران و فعــاالن اقتصادی و شــرکای اروپایی‬ ‫و امریکایی ترکیــه نیز از رفتــن داوداوغلو ابــراز نگرانی‬ ‫کرده اند‪ .‬با این حال اروپایی ها تالش کردند تا محتاطانه‬ ‫در خصوص این تحوالت اظهارنظر کنند‪.‬‬ ‫به نظر می رســد کــه داوداوغلــو برای پیوســتن به‬ ‫اتحادیه اروپا مشــتاق تر باشــد چرا که ان را تامین کننده‬ ‫امنیت ملی ترکیه می دانــد؛ دیدگاهی که اردوغان چندان‬ ‫بدان معتقــد نیســت‪ .‬اردوغــان در واقع بیشــتر نگاهی‬ ‫خاورمیانه ای را درسیاست خارجی دنبال کرده که اوج این‬ ‫تفکر را می توان در اقدامات ترکیه در ســوریه و همراهی‬ ‫انکارا با ریاض و دوحــه برای مقابله با جبهــه مقاومت در‬ ‫منطقه مشاهده کرد‪.‬‬ ‫اختالف نظر دیگر اردوغان و داوداوغلو در خصوص‬ ‫مسائل حقوق بشری است که در واقع دیدگاه داوداوغلو به‬ ‫غربی ها در این زمینه نزدیک تر است‪ .‬اردوغان از زندانی‬ ‫کردن دانشــجویان و روزنامه نگاران متهم به «حمایت از‬ ‫تروریسم» دفاع می کند اما داوداوغلو با زندانی کردن افراد ‬ ‫پیش از محاکمه مخالف است‪.‬‬ ‫اردوغــان و نزدیکانــش داوداوغلــو را بــه اتحاد با‬ ‫دشــمنان رئیس جمهور در داخل و خارج متهم می کنند‪.‬‬ ‫در سطح داخلی داوداوغلو متهم است که با جریان گولن‬ ‫و انچه اردوغان ان را «دولت موازی» می خواند هم دست‬ ‫است‪ .‬در ســطح خارجی نیز داوداوغلو متهم به همسویی‬ ‫با اتحادیه اروپا و امریکا برای پیگیری موضوعات حقوق‬ ‫بشــری و مخالفت با رویکردهــای اقتدارگرایانه اردوغان‬ ‫در بازداشــت روزنامه نگاران و فعاالن مدنی است‪ .‬اما در‬ ‫کنار این موضوعات‪ ،‬مهم ترین اختالف میان اردوغان و‬ ‫داوداوغلو بر سر نظام سیاسی ترکیه است‪.‬‬ ‫اردوغان می خواهد با بهره مندی از حمایت مردمی‪،‬‬ ‫قانون اساســی را تغییر دهد و نظام ریاســتی برقرار کند‪.‬‬ ‫امــا داوداوغلو قصد داشــت با تحکیم قــدرت خود‪ ،‬یک‬ ‫نخســت وزیر موفق لقب گیرد‪ .‬اردوغان بعد از استعفای‬ ‫داوداغلو در سخنانی اعالم کرد‪« :‬هیچ عقبگردی درباره‬ ‫دستیابی به سیستم ریاســت جمهوری ایجاد نشده است‪.‬‬ ‫همه باید این مساله را قبول کنند‪ .‬مردم ما به خوبی می دانند‬ ‫که به لطــف سیســتم ریاســت جمهوری مســتقیم‪ ،‬اگر‬ ‫انتخابات برگزار شود و دولت ها تغییر یابند‪ ،‬باز هم خللی در‬ ‫اداره کشور ایجاد نمی شود‪».‬‬ ‫عــدم حمایــت از داوداوغلــو درون اک پارتی یکی‬ ‫از دالیلی بــود که اردوغان وی را به عنــوان رئیس حزب و‬ ‫نخســت وزیر انتخاب کرد‪ .‬اردوغان برای اینکه بتواند به‬ ‫اهداف خود در حزب دســت یابد نیاز داشــت تــا اکثریت‬ ‫اعضــای حزب را با خــود همراه ســازد از این رو کســی را‬ ‫به عنوان رئیس حــزب انتخاب کرد کــه رای اندکی میان‬ ‫اعضای حزب داشته باشــد و هر زمان رئیس جمهور اراده‬ ‫کرد وی را بدون ایجاد تنش حزبی از مسند کار کنار گذارد‪.‬‬ ‫شیوه مدیریتی اردوغان در سال های اخیر این موضوع را‬ ‫تایید می کند کسانی که در عرصه سیاسی ترکیه ایده های‬ ‫خاص و خالقانــه را دنبال کــرده و همراهــی تمام عیار با‬ ‫دیدگاه های رئیس جمهور نداشته اند از عرصه سیاسی کنار‬ ‫گذاشته خواهند شد‪.‬‬ ‫با این حال تجربه سیاسی ترکیه نشان داده اردوغان‬ ‫به عنوان یک شــخصیت کاریزماتیک حزبی حتی با کنار‬ ‫گذاردن نیروهای درجه یک حزبی نیــز می تواند در راس‬ ‫حاکمیت ترکیه ادامه حیات دهــد‪ ،‬بدون اینکه محبوبیت‬ ‫حزبی اش دستخوش چالش شود‪ .‬زمانی که وی عبدالله‬ ‫گل از مقامات درجه یک سیاســی ترکیــه را از اک پارتی‬ ‫به حاشیه راند‪ ،‬شاید کمتر کســی تصور می کرد تحوالت‬ ‫سیاســی ترکیه بدون چالش باقی بماند اما گذشــت زمان‬ ‫نشــان داد عرصه سیاســی داخلی ترکیه و تحوالت درون‬ ‫حزبی عدالت و توسعه نسبت به تبعات چنین تصفیه هایی‬ ‫استانه تحمل باالیی دارد‪.‬‬ ‫به نظر می رســد در مورد اخیر نیز نمی تــوان انتظار‬ ‫داشت تبعات سنگینی بابت کنار رفتن داوداوغلو از ریاست‬ ‫حزب عدالت و توســعه و نخســت وزیری ترکیه دامن گیر‬ ‫این کشــور شــود‪ .‬با این حال بــرای اردوغــان این نکته‬ ‫دارای اهمیت است تا در شــرایط حاضر بتواند رهبر حزب‬ ‫و نخست وزیر جدید را سریع تر معرفی نماید چرا که تداوم‬ ‫تنش درون حزب حاکم می تواند تبعات سیاسی و اقتصادی‬ ‫منفی برای ترکیه به همراه داشته باشد‪ .‬گفته شده بن علی‬ ‫یلدیمیر‪ ،‬وزیر راه و ترابری یا برات البایرک‪ ،‬وزیر انرژی که‬ ‫داماد اردوغان اســت‪ ،‬از جانشــینان احتمالی داوداوغلو‬ ‫خواهند بود‪.‬‬ ‫بین الملل‬ ‫رئیس جمهور به منظور حفظ یکپارچگی در حزب تصمیم‬ ‫بــه کناره گیــری از ریاســت اک پارتی گرفته اســت‪ .‬وی‬ ‫اعالم کرد در کنگــره اضطراری دوم خــرداد حزب حاکم‬ ‫ترکیه از سمت خود به عنوان رئیس حزب استعفا می دهد‪.‬‬ ‫داود اوغلو از کمیته مرکزی حزب عدالت و توسعه خواسته‬ ‫تــا در این کنگــره‪ ،‬یک رئیــس جدید برای حــزب حاکم‬ ‫برگزیند‪.‬‬ ‫با این حال داوداوغلو تالش کــرده تا در ادبیاتش‪،‬‬ ‫خود را همچنان بخشی از اک پارتی و حامی پشت صحنه‬ ‫رئیس جمهور معرفی کند‪ .‬در پی باال گرفتن این اختالفات‬ ‫در عالی ترین سطوح رهبری سیاسی ترکیه‪ ،‬واکنش های‬ ‫مختلفی در خصوص اینده سیاســی این کشــور در سایه‬ ‫رویکرد اقتدارگرایانه اردوغان شــکل گرفتــه تا جایی که‬ ‫حتی شاخص سهام این کشور به میزان ‪ ۵/۳‬درصد سقوط‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫«کمال قلیچدار اوغلو» رهبر حــزب جمهوریخواه‬ ‫خلق بزرگترین حزب اپوزیسیون ترکیه گفت که این اقدام‬ ‫ناشی از «کودتای کاخ ریاست جمهوری» بوده است‪ .‬وی‬ ‫اظهار داشت‪« :‬اســتعفای داوداوغلو نباید یک موضوع‬ ‫درون حزبی درنظر گرفته شــود و همه حامیان دموکراسی‬ ‫ترکیه با نخست وزیری اوغلو دچار‬ ‫نظام دوحاکمیتی شده بود‬ ‫تسویه حساب‬ ‫نشانه های تغییر در الگوی رفتاری‬ ‫ترامپ ظاهر شده است‬ ‫اجماع شکننده‬ ‫‪31‬‬ ‫بین الملل‬ ‫نخست وزیرضعیف‬ ‫استعفای داوود اوغلو به معنای پایان نظام پارلمانی در ترکیه است‬ ‫حسین پاشایی‬ ‫کاندیدای دکترای علم سیاست‪ ،‬دانشگاه انکارا‬ ‫بین الملل‬ ‫‪32‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫‪2‬‬ ‫«داوود اوغلو شخصیتی است که هم به عنوان مشاور‬ ‫ارشــد وزارت خارجه و هم وزیر خارجه‪ ،‬خدمات شایانی در‬ ‫ترکیه داشته اســت‪ .‬اما این نظر شخصی من است؛ از این‬ ‫ساعت به بعد هر کسی هر حرفی می‪‎‬خواهد بزند‪ ،‬اما ترکیه‬ ‫هم در رابطه با مشکالتی که در سوریه با ان مواجه است و‬ ‫هم در رابطه با مسائل مربوط به روسیه و ادامه ان نمی تواند‬ ‫راه حلی پیدا کند‪ .‬ترکیه باید از این بن بست خارج شود‪ .‬باید‬ ‫خود را از این ساختار دوگانه برهاند‪ .‬خیلی واضح می‪‎‬گویم‬ ‫این موضوع با حضور داوود اوغلو امکان پذیر نخواهد بود‪،‬‬ ‫ا‪.‬ک‪.‬پ و ترکیه باید راه جدیدی برای خود پیدا کند‪ ».‬این‬ ‫سخنان نوساحی گونگور‪ ،‬نویســنده و روزنامه نگار‪ ،‬روزنامه‬ ‫استار و از اشــخاص نزدیک به اردوغان است که در اواخر‬ ‫ماه میالدی گذشته در شبکه «ا تی وی» ترکیه بیان داشت‬ ‫و موجبات خشــم داوود اوغلو و اخــراج او از روزنامه‪ ،‬رادیو‬ ‫و تلویزیون ترکیه شد‪ .‬پس از این ســخنان بود که اگاهان‬ ‫و تحلیلگران سیاســی شــروع به صحبت و تحلیل در مورد‬ ‫اختالفات درون حزبی ا‪.‬ک‪.‬پ کردند‪ .‬در اصل اگر طرفین‬ ‫هم در صدد عدم افشا و بازگویی این اختالفات در مطبوعات‬ ‫و رســانه ها بودند‪ ،‬اما کم و بیش از همــان اوایل به قدرت‬ ‫رســیدن داوود اوغلو مشــهود بود‪ .‬راه حل اردوغان برای‬ ‫اداره ا‪.‬ک‪.‬پ بعــد از خود‪ ،‬فرمــول «رئیس جمهور مقتدر‬ ‫و نخســت وزیر مقتدر» بود‪ .‬ولی باتوجه به ســاختار قانون‬ ‫اساســی‪ ،‬خصوصا بعد از اصالحات انجام شده و انتخاب‬ ‫رئیس جمهور با ارای مســتقیم مــردم و بــا در نظر گرفتن‬ ‫کاریزما و ا توریته شخصی اردوغان‪ ،‬خیلی زود عدم کارایی‬ ‫این فرمول مشــخص شــد‪ .‬اولین اختالفی که رسانه ای‬ ‫شــد و همگان پی به مشــکالت موجود بین نخســت وزیر‬ ‫و رئیس جمهور بردنــد‪ ،‬وقایع مربوط به اســتعفای هاکان‬ ‫فیدان‪ ،‬مستشار تشکیالت اطالعات و امنیت بود که داوود‬ ‫اوغلــو او را برای نمایندگی مجلس و شــاید بعدها در قامت‬ ‫یکی از وزرای کابینه مناسب می دید‪ .‬اردوغان شدیدا با این‬ ‫موضوع مخالفت کرد و فیدان مجبور به بازگشــت به میت‬ ‫شــد‪ .‬بعد از ان نیز در تهیه لیســت کاندیداهای انتخاباتی‬ ‫اختالفاتی بین ان دو روی داد‪ .‬با گذشت زمان و مستحکم تر‬ ‫شدن جایگاه داوود اوغلو در مقام نخست وزیری‪ ،‬او سعی‬ ‫داشــت نفرات وفادار به خود را در ارکان حزب در ســازمان‬ ‫مرکزی و تشکیالت استانی بگمارد‪ .‬عالوه بر این هرچقدر‬ ‫اردوغان بــه تندی با مقامات امریکایــی و اروپایی صحبت‬ ‫می کرد‪ ،‬داوود اوغلو سعی داشــت به مالیمت و نرم خویی‬ ‫دیپلماتیک با انها روبه رو شود‪ .‬به نظر می رسد دو اتفاق مهم‬ ‫در به اوج رسیدن اختالفات موثر بود‪ .‬یکی مذاکرات مربوط‬ ‫به پناهنــدگان و اوارگانی که از طریق ترکیه به کشــورهای‬ ‫اتحادیه اروپــا می رفتند کــه در نتیجــه ان داوود اوغلو در‬ ‫دیدارها و مذاکراتی که با مقام های اتحادیه اروپایی داشت‬ ‫موفق به دریافت امتیازاتی از قبیل دریافت وجه نقد و مهم تر‬ ‫از ان ورود بدون ویزای شــهروندان ترکیه ای به کشورهای‬ ‫اتحادیه اروپایی بود‪ .‬اتحادیه اروپا برای این مهم شــروط‬ ‫بسیاری برای ترکیه گذاشته بود که تا هفته قبل ترکیه اکثر‬ ‫ان شــروط را به جا اورده بود‪ .‬یکی از مهم تریــن انها که تا‬ ‫حدودی در شعله ورتر شدن اختالفات بین اردوغان و داوود‬ ‫اوغلو نیز بی تاثیر نبود‪ ،‬درخواست اتحادیه اروپا برای تغییر‬ ‫تعریف تروریســم درقوانین ترکیه بود که اعتراضات شدید‬ ‫اردوغان را در پی داشت‪ .‬واقعه دیگری که به نظرم در به اوج‬ ‫رسیدن اختالفات موثر واقع شد ‪ ،‬دیدار داوود اوغلو از امریکا‬ ‫و مالقاتش با اوباما بعد از سفر تقریبا یک ماه قبل اردوغان‬ ‫به امریکا بود که به نظر نزدیکان اردوغان نیازی به این سفر‬ ‫نبود‪ .‬اردوغان در سفرش به امریکا و گرفتن مالقات با اوباما‬ ‫با سردی مقامات کاخ ســفید روبه رو شده بود و اینک دیدار‬ ‫داوود اوغلو با اوباما به گمان بسیاری برای اردوغان سنگین‬ ‫می امد‪ .‬خالصه اینکه این اتفاقات ســبب شد تا اردوغان و‬ ‫نزدیکانش در حزب برای کنار گذاشتن داووداوغلو دست به‬ ‫کار شوند‪ .‬هنگامی که دا وود اوغلو در سفر بود کمیته مرکزی‬ ‫حزب تشکیل جلسه داده و اختیاز نصب و گماشتن روسای‬ ‫تشکیالت استانی را از دبیرکل حزب و نخست وزیر سلب و در‬ ‫اختیار کمیته قرار داده بود‪ .‬داوود اوغلو بعد از بازگشت از سفر‬ ‫بسیار بر این موضوع برافروخته و با اردوغان تماس می گیرد‬ ‫که با جواب سرد او مواجه می گردد و اینکه اردوغان از این‬ ‫موضوع خبرداشته و ان را تایید می کند ‪ .‬فردای ان روز هنگام‬ ‫ســخنرانی هفتگی در مقر حزب داوود اوغلو با سخنانی تند‬ ‫تهدید به کناره گیری می کند و اینکه هر مقام دنیوی را بدون‬ ‫لحظه ای درنگ پس می زند‪ .‬عصر همــان روز اردوغان در‬ ‫دیدارش با کدخدایان تلویحا جواب داوود اوغلو را اینگونه‬ ‫می دهد که مهم این است که چگونگی قرار گرفتن در مقام‬ ‫و منصب ها نباید از یاد هیچ کسی برود‪ .‬خالصه اینکه نتیجه‬ ‫این کشمکش ها به جلسه دو نفره هفته گذشته این دو ختم‬ ‫می شودکهخروجیجلسهنشانازبرگزاریکنگره فوقالعاده‬ ‫برای انتخاب رهبر جدید حزب بــدون نامزدی داوود اوغلو‬ ‫دارد‪ .‬فردای ان در سخنرانی که به سخنرانی وداع مشهور‬ ‫شــد‪ ،‬داوود اوغلو با اعــام پایان فرمــول «رئیس جمهور‬ ‫مقتدر و نخســت وزیر مقتدر» بیان می دارد که کشور با این‬ ‫وضعیت قابل اداره نیســت و با همه احترام و عالقه ای که‬ ‫به شــخص رئیس جمهــور دارد وقایع این چنــد روز و رفتار‬ ‫رفقــا و هم حزبی هایش را مغایر با منطق دوســتی و رفاقت‬ ‫می داند و اعالم می دارد که در کنگره سراسری که در ‪ 22‬می‬ ‫ برای انتخاب دبیرکل جدید حزب برگزار خواهد شــد‪ ،‬نامزد‬ ‫نخواهد شــد‪ .‬اردوغان با نهایت خونسردی این موضوع را‬ ‫نظر شــخصی نخســت وزیر می پندارد و اعالم می کند که‬ ‫همان طور که من از دبیرکلی حــزب کنار رفتم‪ ،‬داووداوغلو‬ ‫نیز می تواند برود‪.‬‬ ‫حالسوالیکهاذهانتحلیلگرانودرکلجامعهترکیه‬ ‫را مشغول کرده این است که نخســت وزیر اینده چه کسی‬ ‫است یا مهمتر از ان‪ ،‬چه ویژ گی هایی خواهد داشت؟ بعد‬ ‫از سخنان داووداوغلو که گفت دیگر فرمول رئیس جمهور‬ ‫مقتدر و نخســت وزیر مقتدر نتیجه نمی دهد‪ ،‬ایدین اونال‬ ‫نماینده انکارا در مجلس و از اعضــای نزدیک ا‪.‬ک‪.‬پ به‬ ‫اردوغان اعالم کرد کــه از این پس به جای نخســت وزیر‬ ‫مقتدر باید شخصی نخست وزیر بشود که از کیفیت پایینی‬ ‫برخوردار است و شخصیت ضعیف تر و وابسته ای در مقابل و‬ ‫نسبت به رئیس جمهور داشته باشد‪ .‬به نظر می رسد که هدف‬ ‫اردوغان بی اعتبار کردن و کم اهمیت جلوه دادن جایگاه و‬ ‫مقام نخست وزیری است که البته این با داووداوغلو میسر‬ ‫نبود‪ .‬هدف مهم اردوغان تغییر سیستم دولتی ترکیه از نظام‬ ‫پارلمانی به ریاستی است که این هدف با این ترکیب مجلس‬ ‫و دودستگی در حزب امکان پذیر نمی شد‪ ،‬حال اردوغان به‬ ‫هدف اولی خود رسیده است و دیگر مانعی به نام داووداوغلو‬ ‫نخواهد داشت و با روی کار اوردن افراد نزدیکتر و وابسته تر‬ ‫به خود یکدســتگی در درون حزب را فراهم خواهد کرد‪ .‬به‬ ‫نظر می رســد که هدف بعدی اردوغــان انتخابات زود رس‬ ‫باشــد‪ .‬باتوجه به وضعیت بیمار حزب حرکــت ملی گرا که‬ ‫درگیری و کشــمکش زیادی بین مخالفان و رهبری حزب‬ ‫جهت جابه جایی رهبر ان در جریان است‪ ،‬اردوغان قصد دارد‬ ‫باتوجهبهنتایجنظرسنجی هاکهگویایبهحدنصابنرسیدن‬ ‫‪ 10‬درصدی حــزب دموکراتیک خلق هــا و حرکت ملی در‬ ‫صورت باقی ماندن دولت باهچه لی در رهبری حزب است‪،‬‬ ‫با برگزاری انتخاباتزودرسدرتابستانوکسبحداکثرارای‬ ‫ی از پارلمانی‬ ‫ماخوذه بدون نیاز به رفراندوم این تغییر سیستم ‬ ‫به ریاســتی را به انجام برســاند‪ .‬در نهایت اینکــه هر کدام‬ ‫از کسانی که اسمشان برای نخســت وزیری از قبیل برات‬ ‫البایراک‪( ،‬داماد اردوغــان و وزیر انرژی)‪ ،‬بینالی ییلدیریم‬ ‫(وزیر ارتباطــات)‪ ،‬بکیر بوزداغ (وزیــر عدالت ) و عصمت‬ ‫ییلماز (وزیر دفاع ) مطرح شود‪ ،‬پایان سیستم پارلمانی ترکیه‬ ‫خواهد بود و ترکیه تا تدوین قانون اساسی جدید اگر نه رسما‬ ‫بلکه اسما وارد سیستم ریاستی خواهد شد‪.‬‬ ‫با توجه به سابقه پراگماتیســتی اردوغان و با در نظر‬ ‫گرفتن صحبت های نوساحی گونگور که در ابتدا به ان اشاره‬ ‫شد‪ ،‬اگر در اینده در سیاســت های منطقه ای ترکیه تغییر و‬ ‫دگرگونی مشاهده شــد‪ ،‬نباید زیاد تعجب کرد‪ .‬اردوغان در‬ ‫گذشته سابقه دگردیسی از این نوع را داشته است‪ .‬به هرحال‬ ‫داووداوغلو‪ ،‬معمار سیاست خارجی ترکیه و از برجسته ترین‬ ‫تئوریسین‪‎‬های ا‪.‬ک‪.‬پ در این سال‏ها بوده است ولی دیگر‬ ‫نخواهد بود‪.‬‬ ‫بین الملل‬ ‫خیز اردوغان برای اقتدارگرایی‬ ‫مغزمتفکرحزبعدالتوتوسعهقربانیجاه طلبیاردوغانشد‬ ‫احمد مرجانی نژاد‬ ‫مترجم و پژوهشگر مسائل ترکیه‬ ‫‪3‬‬ ‫دکترین تنش صفر داود اوغلو‪ ،‬استراتژی میانه برای‬ ‫نفوذ نرم در کشــورهای دیگر و احیا ی نوعثمانی گری بود‪،‬‬ ‫موفقیت این دکترین بر دو اصل‪ -1 :‬سیاســت تنش صفر‬ ‫با همسایگان و ایجاد روابط حسنه با قدرت‪‎‬های نوظهور و‬ ‫بسیاری از تحلیلگران معتقدند مسائل کمی و کیفی‬ ‫ذی ربط با اصالح قانون اساسی جمهوری ترکیه‪ ،‬مهم ترین‬ ‫محور اختالف داوود اوغلو با اردوغان است‪ .‬قبل از برگزاری‬ ‫انتخابات پارلمانی(هفتم ژوئــن ‪ ) 2015‬و بعدها در جریان‬ ‫برگــزاری انتخابــات پیش از موعــد (اول نوامبــر ‪)2015‬‬ ‫اردوغان بــه طرفداران حــزب این وعده را داد که نســبت‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫اختالف نگرشی‬ ‫قدرت مداری اردوغان‬ ‫بین الملل‬ ‫احمــد داوود اوغلو ‪ 57‬ســاله‪ ،‬دارای فــوق دکترای‬ ‫علوم سیاسی و روابط بین الملل از دانشگاه «بوعاز ایچی»‬ ‫استانبول و استاد دانشگاه است که در سال ‪ 2010‬به عنوان‬ ‫یکی از ‪ 100‬اندیشــمند برتر جهان انتخاب شــد‪ .‬او یکی‬ ‫از نظریه پــردازان اصلی سیاســت خارجی ترکیــه از زمان‬ ‫قدرت گیری حزب عدالت و توســعه در جمهوری ترکیه به‬ ‫شــمار می رود‪ .‬اوغلو در دوران ریاســت جمهوری عبدالله‬ ‫گل و نخست وزیری رجب طیب اردوغان‪ ،‬در ماه می ‪ 2009‬‬ ‫به عنوان وزیر امورخارجه معرفی شد‪ .‬ســپس در ماه اوت‬ ‫‪ 2014‬به عنوان بیســت و ششمین نخســت وزیر ترکیه در‬ ‫دولت اردوغان منصوب گردیــد‪ .‬اما پس از اعالم تصمیم‬ ‫مقامات کمیته اجرایی حزب عدالت و توسعه ترکیه‪ ،‬مبنی‬ ‫بر لغو اختیارات داود اوغلو‪ ،‬در انتصاب مقامات منطقه ای‬ ‫این حزب‪ ،‬وی درتاریخ پنجم ماه می ‪ . 2016‬طی کنفرانسی‬ ‫خبری اعالم کرد که در کنگره اینده حزب عدالت و توسعه‬ ‫(‪ 22‬می ‪ ،) 2016‬اســتعفای خود را اعــام و مجددا برای‬ ‫پست نخست وزیری کاندید نخواهد شد؛ البته اذعان داشت‬ ‫که همچنان عضو حزب عدالت و توسعه باقی خواهد ماند‪.‬‬ ‫‪ -2‬حل مشکالت داخلی (مسائل اکراد و علویان) از طریق‬ ‫گفتمان‪ ،‬استوار اســت‪ .‬به لحاظ اصول و منطق حاکم بر‬ ‫دکترین «عمق استراتژیک» احمد داود اوغلو‪ ،‬به صراحت‬ ‫می توان اظهار داشــت که طی چند ســال اخیــر‪ ،‬به ویژه‬ ‫دوران ریاســت جمهوری اردوغان‪ ،‬برنامه ها و اســتراتژی‬ ‫سیاست خارجی ترکیه کامال در مسیر خالف دکترین داود‬ ‫اوغلو جاری شــده اســت‪ .‬بنابراین داود اوغلــو طی دوره‬ ‫نخست وزیری تالش زیادی را برای ترمیم رویکرد و اصول‬ ‫دکترین سیاست خارجی موردنظر خود انجام داد‪ .‬اما در قبال‬ ‫فرامین‪ ،‬رفتارها و سیاســت ورزی‪‎‬های اردوغان‪ ،‬موفقیت‬ ‫حتی در سطح نسبی نیز حاصل نشد‪ .‬همین مساله موجبات‬ ‫نارضایتی داود اوغلو را فراهم ســاخت و سرانجام منجر به‬ ‫حذف یا استعفا گردید‪ .‬با بررسی در منش و رفتارهای داود‬ ‫اوغلو و مدنظر قرار دادن ارائه دکترین «عمق استراتژیک»‬ ‫وی برای سیاســت خارجی ترکیــه‪ ،‬از منظر روانشــناختی‬ ‫می توان به وضوح دریافــت که او به عنــوان متفکر حوزه‬ ‫روابط بین الملل‪ ،‬حق ارائه تز و نظریه را نســبت به مسائل‬ ‫کشوری و منطقه برای خود قائل اســت و از اینکه به مثابه‬ ‫ابزاری برای اجرای دستورات باشــد‪ ،‬ناراضی است‪ .‬داود‬ ‫اوغلو نوع برخورد اردوغان بــا عبدالله گل را در ذهن دارد و‬ ‫خواهان تکرار تاریخ نبود‪.‬‬ ‫به تغییر قانون اساســی اقدام و پســت ریاست جمهوری را‬ ‫از منصبی تشــریفاتی به باالترین مرجع قدرت اجرایی در‬ ‫کشور تبدیل خواهد کرد (تغییر سیتم پارلمانی و تبدیل ان‬ ‫به سیستم ریاستی)؛ اما به علت اختالف نظر داود اوغلو با‬ ‫رویکرد اردوغان در مورد نحوه و زمان تغییر قانون اساسی‪،‬‬ ‫به رغم درخواســت های مکرر اردوغان‪ ،‬داود اوغلو تقریبا‬ ‫هیچ اقدام جدی در این خصوص به عمل نیاورد‪ .‬بنابراین‬ ‫از سوی اردوغان و کسانی که با او هم نظر بودند‪ ،‬در بازی‬ ‫قدرت به اسانی کنار گذاشته شد‪ .‬زیرا با در نظر گرفتن امتیاز‬ ‫دو دوره ‪ 5‬ســاله ریاســت جمهوری‪ ،‬برای اردوغان قبضه‬ ‫قدرت بیش از هــر چیز و هر کس دیگــری مهم و ضروری‬ ‫است‪ .‬بنابراین داود اوغلو بر اساس شرایط و موقعیت جاری‬ ‫مجبور شد راهبرد اسان‪ ،‬اســتعف ا و عدم نامزدی مجددش‬ ‫را اعال م کند‪.‬‬ ‫در این رابطه شــبکه عرب زبان الجزیــره در مطلبی‬ ‫اعالم کرد که اقدام داود اوغلو برای استعفا‪ ،‬در اعتراض به‬ ‫ت‪‎‬های اردوغان‪ ،‬رئیس جمهوری ترکیه در امور دولت‬ ‫دخال ‏‬ ‫و حزب عدالت و توسعه صورت گرفته است‪(.‬خبرگزاری مهر‬ ‫به نقل از الجزیره ‪)1395/02/16 -‬‬ ‫کمال کلیچدار اوغلو‪ ،‬دبیرکل حــزب جمهوریخواه‬ ‫خلق ترکیه‪ ،‬با نفوذ تریــن حزب مخالف نیــز در اظهاراتی‬ ‫گفــت‪« :‬اردوغــان به دنبال نخســت وزیری اســت که به‬ ‫صورت صد در صدی از دستورات وی اطاعت کند و مطیع‬ ‫محض باشد‪ .‬هدف اصلی اردوغان‪ ،‬تغییر قانون اساسی‬ ‫از نظام پارلمانی به نظام ریاستی است که این اقدام به نوبه‬ ‫خود باعث تقویت جایگاه وی در قــدرت و کنار زدن رقیبان‬ ‫خواهد شــد‪(.‬خبرگزاری مهر به نقل از خبرگــزاری المان –‬ ‫‪)1395/02/16‬‬ ‫وی همچنین اظهار داشت‪« :‬برای زمینه سازی نظام‬ ‫‪33‬‬ ‫بین الملل‬ ‫دیکتاتوری در ترکیه‪ ،‬علیه احمد داووداوغلو‪ ،‬نخست وزیر‬ ‫قانونی کشــور کودتای غیر نظامی کاخ ریاســت جمهوری‬ ‫انجام گرفت‪».‬‬ ‫فیتز جرالــد‪ ،‬تحلیلگــر مســائل منطقه طــی ارائه‬ ‫مقاله ای در ایندیپندنت نوشت‪« :‬با استعفای داوود اوغلو‪،‬‬ ‫نخســت وزیر ترکیه‪ ،‬اردوغان‪ ،‬یک گام بــه هدف دیرینه‬ ‫خود یعنی افزایش قــدرت اجرایی رئیس جمهور نزدیک تر‬ ‫خواهد شد‪ .‬قدرت طلبی اردوغان طی سالیان متمادی به‬ ‫مثابه حرکت اهسته این کشور به سمت اقتدارگرایی تفسیر‬ ‫می‪‎‬شود‪».‬‬ ‫همچنین مجله اکونومیست طی مقاله ای در بررسی‬ ‫علل حذف داود اوغلو توســط اردوغان نوشــته است که‬ ‫اردوغــان و داود اوغلو‪ ،‬بر ســر اینــده مذاکــرات صلح با‬ ‫مبارزین مســلح کرد (پ‪.‬ک‪.‬ک)‪ ،‬برنامه هــای اردوغان‬ ‫برای تغییر قانون اساســی و اعطای قدرت اجرایی بیشتر‬ ‫به رئیس جمهور‪ ،‬استحکام قدرت و تداوم حاکمیت حزب‬ ‫عدالت و توسعه‪ ،‬مدیریت اقتصادی‪ ،‬محدودیت ازادی ها‬ ‫و ســرکوب منتقدان‪ ،‬با یکدیگر اختــاف دارند‪ .‬چنانچه‬ ‫اردوغان‪ ،‬نخست وزیر خود را به فریب افکار عمومی متهم‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫بین الملل‬ ‫‪34‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫اتهام توطئه چینی‬ ‫داود اوغلــو‪ ،‬اخیــرا از ســوی طرف هــای نزدیک‬ ‫بــه اردوغان‪ ،‬بــه توطئه چینی متهم شــد و اســتعف ا کرد؛‬ ‫رویــه و فرجامی که چند ســال قبل شــامل «عبدالله گل»‬ ‫رئیس جمهوری ســابق ترکیه شــد‪ .‬در حالی که از ســویی‬ ‫ادعا می‪‎‬شود اســنادی در خصوص خیانت داوود اوغلو به‬ ‫ارمان‪‎‬های حزب عدالت و توسعه وجود دارد‪ ،‬با مطرح کردن‬ ‫سناریوی اتهامات همسویی داود اوغلو با واشنگتن (برخی‬ ‫محافل دولت اوباما ) و پنســیلوانیا (محل استقرار فتح الله‬ ‫گولن )‪ ،‬کودتا علیه اردوغان نیز مطرح شده است‪ .‬در این‬ ‫خصوص فردی ناشــناس‪ ،‬در صفحه های اینترنتی تحت‬ ‫عنوان «موارد خیانت در امانت» که اردوغان برای داوود‬ ‫اوغلو ثبت کرده است‪ ،‬مطالبی را منتشر کرده که بیشتر شبیه‬ ‫گزارشی اطالعاتی است که گویی حتی نفس های داوود‬ ‫اوغلو و همه عملکردها و اظهاراتش زیر نظر بوده اســت‪.‬‬ ‫البته تاکنون کاخ ریاست جمهوری ترکیه درباره این گزارش‪،‬‬ ‫موضعی نگرفته است؛ ضمن انکه این احتمال که یکی از‬ ‫مشاوران اردوغان منبع این اطالعات بوده را نیز رد نکرده‬ ‫اســت‪ .‬در گزارش مذکور امده اســت که اردوغان با وضع‬ ‫کردن دو شرط ‪ -1‬تعهد به پیگیری برقراری نظام ریاستی‪،‬‬ ‫‪ -2‬امتناع از همکاری بــا غرب (به خصــوص امریکا که با‬ ‫وارد اوردن اهر ‏م‪‎‬های فشــار ســوریه و فلسطین‪ ،‬خواهان‬ ‫برکناری وی از قدرت است)‪ ،‬رهبری حزب عدالت و توسعه‬ ‫و نخست وزیری را به داوود اوغلو اعط ا کرد‪ .‬اما داوود اوغلو‬ ‫به طور جدی در پی تحقق شروط مذکور برنیامد‪ .‬ضمن انکه‬ ‫داوود اوغلو متهم است که در بحرانی شدن مسائل سوریه‪،‬‬ ‫اغاز درگیری نظامی با پ‪.‬ک‪.‬ک‪ ،‬توطئه های گروه «فتح‬ ‫الله گولن» و دولت موازی‪ ،‬توطئه فساد مالی دولتمردان و‬ ‫خانواده اردوغان‪ ،‬کوتاهی و اهمال کرده است‪ .‬همچنین‬ ‫یک وبالگ نویس نا شــناس در وب سایتی به نام «پلیکان‬ ‫بریف» ادعا کــرد‪« :‬یکی از اعضای نزدیــک به اردوغان‬ ‫اشاره کرده اســت که تاریخ انقضا ی نخســت وزیری داود‬ ‫اوغلو به پایان رسیده است‪ .‬زیرا داود اوغلو به علت مخالفت‬ ‫با دستگیری دانشگاهیان و روزنامه نگاران و نیز خودداری از‬ ‫حمایت افزایش قدرت رئیس جمهور‪ ،‬از اردوغان عبور کرده‬ ‫است‪ ».‬همچنین ادعا می شود که داوود اوغلو‪ ،‬جریانی را‬ ‫در حزب عدالت و توسعه رهبری می‪‎‬کرد که با افزایش مطلق‬ ‫اختیارات در سیســتم ریاســت جمهوری مدنظر اردوغان‬ ‫مخالف و همانند فتح الله گولن در صدد برمال کردن فساد‬ ‫مالی نزدیکان اردوغان هستند‪.‬‬ ‫تسویهحساب‬ ‫ترکیه با نخست وزیری اوغلو دچار نظام دوحاکمیتی شده بود‬ ‫علی قائم مقامی ‬ ‫‪4‬‬ ‫کارشناس مسائل ترکیه‬ ‫چند روز گذشته‪ ،‬احمد داووداوغلو‪ ،‬نخست وزیر ترکیه‬ ‫از رهبری حزب عدالت و توســعه ترکیه استعفا کرد و گفت‬ ‫که در نشست کنگره حزب عدالت و توسعه در ‪ ٢٢‬می برای‬ ‫ریاست حزب کاندیدا نمی شود‪ .‬این اقدام عمال به معنای‬ ‫برکناری او از مقام نخست وزیری است‪.‬‬ ‫احمد داوود اوغلو با رجب طیب اردوغان یک ســری‬ ‫اختالف اساسی داشــتند که می توان این اختالفات را به‬ ‫نوعی رقابت در حاکمیت تعبیر کرد‪ .‬جناح اردوغان معتقدند‬ ‫که با حضور داووداوغلو به عنوان نخست وزیر کشور نظام‬ ‫دو حاکمیتی در کشــور وجود دارد که باید حذف شود‪ .‬زیرا‬ ‫این امر باعث اختالل در اداره کشور و جلوگیری از توسعه‬ ‫و تحقق استراتژی ‪ ٢٠٢٣‬در ترکیه می شود‪ .‬در نتیجه باید‬ ‫با کنار گذاشته شدن سیســتم پارلمانی در کشور‪ ،‬سیستم‬ ‫ریاســت جمهوری تاســیس شــود‪ ،‬در این صورت پســت‬ ‫نخست وزیری محلی از اعراب نخواهد داشت‪ .‬باتوجه به‬ ‫تنش هایی که میان اردوغان و داووداوغلو وجود داشــت‪،‬‬ ‫خبر کناره گیری داووداوغلو از ریاست حزب اک پارتی دور‬ ‫از انتظار نبود‪ .‬یکی از اختالفات موارد دادگاهی و بازداشت‬ ‫برخی افراد بود که در این زمینه می توان به بازداشت جان‬ ‫دوندار ســردبیر و اردم گل روزنامه نگار روزنامه جمهوریت‬ ‫برای انتشار گزارش و تصاویری درباره احتمال ارتباط دولت‬ ‫انکارا با گروه های تروریستی در سوریه و همچنین بازداشت‬ ‫اساتید دانشگاه و صاحب نظران به دلیل امضای بیانیه ای‬ ‫در راســتای توقف عملیات نظامی نیروهای امنیتی ترکیه‬ ‫علیه کردها در مناطق جنوب شــرقی ترکیه اشاره کرد‪ .‬در‬ ‫واقع زمانی که دادگاه قانون اساسی به ازادی دوندار و گل‬ ‫رای داد‪ ،‬اردوغــان اعالم کرد که این حکم را به رســمیت‬ ‫نمی شناســد و باید ایــن افراد به عنــوان خائن بازداشــت‬ ‫می شدند و درباره پرونده اساتید دانشگاه امضا کننده بیانیه‬ ‫صلح بر این بــاور بود که همــه این افراد به عنــوان حامی‬ ‫تروریست باید بازداشت می شــدند‪ ،‬اما داووداوغلو با این‬ ‫اظهارات مخالف بود‪ .‬به طور کلی اختالف نظرها میان این‬ ‫دو مقام ترکیه را می توان در ‪ ٢١‬مورد خالصه کرد‪.‬‬ ‫همچنین گروهــی با عنوان فدائیــان رئیس که یک‬ ‫باند مخفی تحت رهبــری اردوغان بوده و بــه نوعی لباس‬ ‫شخصی های امنیتی وی محسوب می شوند‪ ،‬در بیانیه ای‬ ‫اعالم کردند که داووداوغلو خیانت کرده است‪ .‬بر اساس‬ ‫این بیانیه‪ ،‬داووداوغلو مخالف نظام ریاست جمهوری بوده‬ ‫و تالش می کند حاکمیت اردوغان را ساقط کند‪ .‬در همین‬ ‫راســتا در موازات با رســانه های مورد حمایــت اردوغان‪،‬‬ ‫تالش می کند گروه رسانه ای خود را تاسیس کند‪ .‬همچنین‬ ‫داووداوغلو در صدد بود که ان چهــار وزیر کابینه اردوغان‬ ‫در دوران نخست وزیری اش در سال ‪ ٢٠١٤‬از سمت های‬ ‫خود به دلیل پولشویی و اختالس برکنار شده اما در دادگاه‬ ‫از اتهامات وارده تبرئه شــدند‪ ،‬پرونده انها را برای بررســی‬ ‫مجدد به دیوان عالی دولت بفرستد‪ .‬این مساله می توانست‬ ‫اردوغان را زیر ســوال برده و با به محاکمه کشــاندن وی‪،‬‬ ‫قدرت او را تضعیف کند‪ .‬همچنین در اغاز بحران سوریه‪،‬‬ ‫داووداوغلو به اردوغان این اطمینان را داده بود که حکومت‬ ‫بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در طول شش ماه سقوط‬ ‫کند که این گونه نشد‪.‬‬ ‫بین الملل‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫جناح اردوغان معتقدند که با‬ ‫حضور داووداوغلو به عنوان‬ ‫نخست وزیر کشور نظام دو‬ ‫حاکمیتی در کشور وجود دارد که‬ ‫باید حذف شود‬ ‫داووداوغلو طرف اصلی در‬ ‫مذاکره با اتحادیه اروپا بر سر‬ ‫حصول قرارداد در مورد مهار‬ ‫حرکت پناهجویان به سوی‬ ‫اروپا بود‬ ‫بین الملل‬ ‫از ســوی دیگر یکــی از مــوارد اختالفی بــارز میان‬ ‫داووداوغلو و اردوغــان مذاکرات صلح بــا کردها بود‪ .‬در‬ ‫همین راستا پس از شروع عملیات نظامی نیروهای امنیتی‬ ‫ترکیه علیــه کردها در مناطق جنوب شــرقی این کشــور‪،‬‬ ‫داووداوغلو در سخنرانی خود در استان دیاربکر اعالم کرد‬ ‫که اگر پ‪.‬ک‪.‬ک با توقف درگیری ها‪ ،‬سالح های خود را‬ ‫بر زمین گذاشته و خلع سالح شود‪ ،‬در این صورت امکان از‬ ‫سرگیری مذاکرات صلح میان دولت و نمایندگان پ‪.‬ک‪.‬ک‬ ‫وجود دارد اما اردوغــان پس از این اظهــارات با رد کردن‬ ‫هر گونه از سرگیری مذاکرات تاکید کرد که تا کشته شدن‬ ‫تمام نیروهای پ‪.‬ک‪.‬ک دست از مبارزه نمی کشد‪.‬‬ ‫همچنین داووداوغلو در یکی از سخنرانی های اخیر‬ ‫خود اعالم کــرده بود که قرار بود وی چهار ســال به عنوان‬ ‫نخست وزیر کشور در خدمت مردم ترکیه باشد و اردوغان نیز‬ ‫دراین باره اعالم کرده بود‪« ،‬برادرم (داووداوغلو) امانتدار‬ ‫موقت نیست‪ ».‬این اظهارات نشــان می داد که اردوغان‬ ‫به طور موقت پست نخست وزیری را در اختیار داوود اوغلو‬ ‫قرار نداده است‪ .‬اما وی که هنوز خود را رهبر حزب عدالت و‬ ‫توسعه دانسته و تلویحا در سخنرانی های خود با بیان اینکه‬ ‫به عنوان یکی از بنیانگذاران این حزب چنین حقی را دارد‪،‬‬ ‫خلف وعده کرد‪.‬‬ ‫به طور کلی هدف اردوغان از اتفاقات اخیر این است‬ ‫که می خواهــد دیکتاتــوری خانوادگی همانند عربســتان‬ ‫سعودی تحت ریاست جمهوری مدل ترکیه تاسیس کند‪.‬‬ ‫در حــال حاضر چندیــن گزینه بر بــرای عهده گیری‬ ‫پست نخست وزیری بعد از کناره گیری داووداوغلو مطرح‬ ‫می شود که می توان به برات البایراک داماد اردوغان وزیر‬ ‫کنونی انرژی این کشور‪ ،‬بن علی ییلدیریم‪ ،‬بکیر بوزداغ و‬ ‫نومان کورتولموش معاون نخست وزیر کنونی اشاره کرد‪.‬‬ ‫در میان این گزینه ها اردوغان به دلیــل پاره ای از حوادث‬ ‫در گذشته و انتقادهایش از وی به کورتولموش رهبر وقت‬ ‫حزب صدای خلق اعتمادی ندارد‪ ،‬بن علی ییلدیریم یک‬ ‫انسان کاری اســت اما از پرســتیژ باالیی برخوردار نبوده و‬ ‫به معنای کامل سیاســتمدار واقعی نیست‪ .‬در واقع هدف‬ ‫اردوغان این است که این بار فردی به عنوان نخست وزیر‬ ‫انتخاب شود که ادم ضعیفی بوده‪ ،‬نتواند مستقل تصمیم‬ ‫بگیرد و از مریدان وی باشد تا بتواند به راحتی و بدون هیچ‬ ‫مانعی اهداف خود را اجرا کند‪ .‬با این حال گزینه بعدی برای‬ ‫برعهده گیری نخست وزیری در نشست فوق العاده کنگره‬ ‫در ‪ ٢٢‬می مشخص خواهد شد‪.‬‬ ‫اکنــون توافــق بــا اتحادیــه اروپا بــرای اســترداد‬ ‫پناهجویان غیر سوری در مقابل لغو روادید برای شهروندان‬ ‫ترکیه برای سفر به اروپا نیز دچار مشکل شده است‪ .‬اتحادیه‬ ‫اروپا برای لغو ویزا ‪ ٧٢‬شرط اعالم کرده بود که ترکیه باید انها‬ ‫را اجرا کند‪ ،‬یکی از این موضوعات درباره مبارزه با تروریسم‬ ‫بود اما اردوغان با رد این مســاله اعالم کرد که انکارا راه در‬ ‫پیش گرفته علیه را تروریسم با قوت ادامه خواهد داد‪.‬‬ ‫داووداوغلو طرف اصلی در مذاکــره با اتحادیه اروپا‬ ‫بر ســر حصول قرارداد در مورد مهار حرکت پناهجویان به‬ ‫ســوی اروپا بود‪ .‬برخی از مقام های اتحادیه اروپا در مورد‬ ‫اینکه سرنوشــت این قرارداد چه خواهد شــد با اما و اگر و‬ ‫ابهام سخن گفته اند‪.‬‬ ‫فدریکا موگرینی‪ ،‬مســئول سیاست خارجی اتحادیه‬ ‫اروپا گفته است که پیامدهای استعفای داووداوغلو برای‬ ‫قرارداد یادشده نامعلوم اســت‪ .‬او که در جریان سفری به‬ ‫کوزوو سخن می گفت‪ ،‬نتیجه گیری از استعفای داووداوغلو‬ ‫را زودهنگام توصیف کــرد و افزود‪« :‬ما بــا ترکیه صحبت‬ ‫خواهیم کرد و مشترکا تعیین خواهیم کرد که همکاری در‬ ‫مورد قرارداد به کدام سو خواهد رفت‪».‬‬ ‫مقام های اتحادیه اروپا اغلب از داووداوغلو در قیاس‬ ‫با رجب طیب اردوغــان‪ ،‬رئیس جمهور ترکیــه‪ ،‬به عنوان‬ ‫طرفی منعطف تر در مذاکرات یاد کرده اند‪.‬‬ ‫طبق قراردادی که ‪ ۱۸‬مارس میــان ترکیه و اتحادیه‬ ‫اروپا به دست امد‪ ،‬پناهجویانی که از ترکیه خود را به یونان‬ ‫می رسانند به این کشور بازگردانده خواهند شد‪ ،‬ولی در ازای‬ ‫هر پناهجوی بازگردانده شــده‪ ،‬اتحادیه اروپا یک پناهجو‬ ‫را به طور قانونی از ترکیه می پذیرد‪ .‬عالوه بر کمک شــش‬ ‫میلیارد یورویی به ترکیه در این قرارداد‪ ،‬شــهروندان ترکیه‬ ‫نیز از گرفتن ویزا برای ورود به اتحادیه اروپا معاف خواهند‬ ‫شــد و مذاکرات مربوط به ورود ترکیه به اتحادیه اروپا هم‬ ‫شــتاب خواهد گرفت‪ .‬از زمان اجرای این قرارداد شــمار‬ ‫پناهجویانی که خود را از یونان به ترکیه می رسانند به شدت‬ ‫کاهش یافته است‪.‬‬ ‫در المان نیز در پی اســتعفای داووداوغلو تردیدها و‬ ‫نگرانی ها درباره همکاری ترکیه با اروپا و روندهای سیاسی‬ ‫و اجتماعی در درون خود این کشــور افزایش یافته است‪.‬‬ ‫کاترین گورین ا کارد‪ ،‬رهبر فراکســیون سبزها در مجلس‬ ‫ملی المان داووداوغلو را کســی توصیــف کرد که «طرف‬ ‫مذاکره قابل اعتمادی برای اروپایی ها بوده و به گشــودن‬ ‫ترکیه به سوی اروپا تمایل داشــته است‪ ،‬امری که در مورد‬ ‫اردوغان ظاهرا صادق نیست‪».‬‬ ‫نوربرت روتگن‪ ،‬رئیس کمیســیون سیاست خارجی‬ ‫مجلس نیز استعفای داووداوغلو را «خبری بد» برای اروپا‬ ‫توصیف کرد‪ .‬او گفت‪« :‬نخست وزیر ترکیه تمایل داشت که‬ ‫در همه عرصه ها کشورش را به اروپا نزدیک کند‪ ،‬در حالی‬ ‫که اردوغان در این مسیر چندان قاطع نیست‪».‬‬ ‫دولت امریکا نیز در واکنش به استعفای داووداوغلو‬ ‫واکنش محتاطانه ای نشــان داده اســت‪ .‬جاش ارنست‪،‬‬ ‫سخنگوی کاخ سفید نخست وزیر ترکیه را «شریک خوبی‬ ‫برای امریکا» توصیف و از او تشکر کرد‪.‬‬ ‫این اختالفات روابط ترکیه با اتحادیــه اروپا را دچار‬ ‫چالش کــرده اســت‪ .‬اکنــون اردوغــان نه تنها از ســوی‬ ‫اروپا بلکه از ســوی کشــورهای اســامی جز عربســتان‬ ‫ســعودی و متحدانش مانند قطر و بحرین طــرد و منزوی‬ ‫شده است‪ .‬‬ ‫‪35‬‬ ‫بین الملل‬ ‫کیششخصیت‬ ‫اردوغان می خواهد زمامداری اش را دائمی کند‬ ‫در ماه مارس ســال ‪ 2003‬که رجب طیــب اردوغان‬ ‫بر کرسی نخســت وزیری ترکیه تکیه زد‪ ،‬حتی خود وی نیز‬ ‫چندان باور نداشــت که این زمامداری به درازا بکشــد‪ .‬او‬ ‫حتی پس از پیروزی حزبش در انتخابات سراسری سال قبل‬ ‫نتوانسته بود به عنوان رهبر حزب به نخست وزیری برسد‪،‬‬ ‫زیرا سابقه محکومیت کیفری داشت‪ .‬اما دو فاکتور بخت‬ ‫و فضیلتی که ماکیاولی برای موفقیت هر سیاســتمداری‬ ‫دارا بودنشان را الزم می داند‪ ،‬در او مجتمع بود و راه را بر وی‬ ‫چنان هموار کرد که نه تنها یک به یک موانع را پشت ســر‬ ‫گذاشــت‪ ،‬بلکه چنان در سیاســت ترکیه ریشــه دواند که‬ ‫اکنون برای زمامداری اش نهایتی متصور نیســت‪ .‬روندی‬ ‫اگر زندگی سیاســی تمــام دیکتاتورهای مــدرن را‬ ‫بررســی کنیم‪ ،‬کم و بیش این ‪ 10‬مرحله را طــی کرده اند‬ ‫تا به مســتبدی تام تبدیل شــوند‪ .‬اردوغان نیــز باتوجه به‬ ‫محدودیت هایــش همیــن مســیر را کم و بیــش پیموده‬ ‫اســت‪ ،‬هرچند این محدودیت ها بیشــتر از مشابهانش در‬ ‫کشــورهای دیگر‪ ،‬گریبانش را گرفته اند و هنوز نتوانسته‬ ‫برخی از ایــن مراحل را به طــور کامل طی کنــد‪ .‬وی پس‬ ‫از انحالل حزب رفاه‪ ،‬حزب عدالت و توســعه را تاســیس‬ ‫کرد تا محل گردهما یی همفکــران و متحدان تازه نفس و‬ ‫پرانگیزه اش شــود‪ .‬از طرف دیگر متحدینی خارج از گود‬ ‫سیاست از میان متنفذین محلی و مذهبی و سرمایه داران‬ ‫عمدتا اســامگرا دســت و پا کرد که برای پیشبرد اهداف‬ ‫حزب دســت و دلبازی بســیار می کردند‪ .‬اردوغان در اغاز‬ ‫دست از بسیاری از شعارهای اســامگرایانه اش برداشت‬ ‫و تا حد امکان خود را رهبری تکنوکرات معرفی کرد‪ .‬انگاه‬ ‫که از قدرت و پایگاه اجتماعی اش مطمئن شد‪ ،‬به دشمنان‬ ‫که اردوغان در ‪ 13‬ســال گذشــته طی کرده است‪ ،‬اعم از‬ ‫تمام عقــب نشــینی های تاکتیکی‪ ،‬هجمه هــای ضعیف‬ ‫و شــدید‪ ،‬تک و پاتک های سیاســی‪ ،‬بازی های پنهان و‬ ‫اشکار و‪ ...‬نشان از ظهور سیاســت مداری دارد که اگرچه‬ ‫با دیکتاتوری کالســیک فاصلــه زیــادی دارد‪ ،‬اما بدان‬ ‫ بی میل نیست‪.‬‬ ‫اینکه چــرا اردوغــان هنــوز دیکتاتوری تمــام عیار‬ ‫نیست‪ ،‬بیشتر به ساختار سیاســی و جامعه مدنی و بافت و‬ ‫شکاف های اجتماعی جامعه ترکیه برمی گردد نه شخصیت‬ ‫اردوغــان‪ .‬در واقع اگر بخواهیم پلکان مبدل شــدن یک‬ ‫سیاستمدار به دیکتاتوری تمام عیار ر ا ترسیم کنیم‪ ،‬اروغان‬ ‫تا همین جا برخی از این پله ها را دو تا یکی پریده است؛‬ ‫‪ -1‬ورود به سیاســت‪ -2 ،‬جذب متحــدان قدرتمند‪،‬‬ ‫‪-3‬بازی کردن با سیاست و عقب نشینی و پیشروی تاکتیکی‪،‬‬ ‫‪-4‬تامیــن منابع ثابــت و غنــی اقتصــادی‪ -5‬قبضه کردن‬ ‫نهادهای قدرت‪-6 ،‬بیرون راندن رقبای سیاسی‪-7 ،‬تغییر‬ ‫قانون به شــکلی که قدرت طلبی بیشــتر ممکن و مشروع‬ ‫شود‪ -8 ،‬جذب همراهان و حامیان چاکرمنش‪ -9 ،‬کنار زدن ‬ ‫متحدان قدرتمند سابق‪ -10 ،‬دا ئمی کردن زمامداری‪.‬‬ ‫دیرینه اش که مهمترین شــان ارتش و قوه قضاییه بودند‬ ‫حمله برد و زهرشــان را کشــید‪ .‬به این صورت نفوذ دولت‬ ‫در نهادهای قدرتمند بسط یافت و این نهادها به بازوهای‬ ‫اجرایــی منویــات اردوغان بدل شــدند‪ .‬حــزب عدالت و‬ ‫توسعه طی حدود یک دهه و نیم گذشته موفق شده است‬ ‫مکررا احزاب رقیب را شکســت دهــد و انها را به حاشــیه‬ ‫سیاست ترکیه براند‪ ،‬به طوری که این احزاب و رهبرانشان‬ ‫چنان اعتبار سیاســی خود را از دســت داده اند که در تمام‬ ‫انتخابات های این مدت از پیش بازنده بودند و حتی پیشبرد‬ ‫کم اثر خواسته هایشــان را منوط به ائتالف های شکننده‬ ‫دیده اند ‪ .‬زمانی که اردوغان همای ســعادت را باالی ســر‬ ‫خود در پرواز دید به قانون اساسی ترکیه هجمه برد تا بدون‬ ‫فوت وقت تغییراتی در ان ایجاد کند که ســکوالرها دیگر‬ ‫نتوانند او را از مسند قدرت پایین بکشند‪ .‬از جمله مهمترین‬ ‫این تغییرات نیز تغییر در شیوه انتخاب رئیس جمهور بود تا‬ ‫وی بتواند به عنوان اولین رئیس جمهوری تاریخ ترکیه که با‬ ‫رای مستقیم مردم انتخاب می شود‪ ،‬به ریاست این کشور‬ ‫برسد ‪ .‬در ادامه این تغییرات نیز تالش بسیاری کرده است‬ ‫تا اختیارات ریاســت جمهوری را افزایش دهد ‪ ،‬یعنی انچه‬ ‫جواد قربانی اتانی‬ ‫پژوهشگر مسائل بین الملل‬ ‫بین الملل‬ ‫‪36‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫‪5‬‬ ‫ این مقام را از مقامی تشریفاتی به رئیس عملی کشور مبدل‬ ‫خواهد کرد‪ .‬اما انچه که اهمیت زیادی در این پروسه دارد‬ ‫این است که معموال زمانی که سیاستمداری از جایگاه خود‬ ‫در راستای اغراض و منویات شخصی سود می برد‪ ،‬بسیاری‬ ‫از یاران مســتقل و یا متحدینی که به هر حــال این رویه را‬ ‫نمی پســندند‪ ،‬از این رویه روی برخواهند گرداند‪ .‬بنابراین‬ ‫در این مسیر نیاز است یارانی جذب شوند که سر تمکین در‬ ‫برابر دستورات فرود اورند‪ .‬احتماال بسیاری از چنین افراد‬ ‫در برابر این چاکر منشــی و مطیع بودن ‪ ،‬انتظارات زیادی‬ ‫نیز دارند‪ .‬این چنین است که فســاد وارد دستگاه سیاسی‬ ‫می شــود و رهبران دیکتاتور ماب دســت حامیــان و یاران‬ ‫نزدیک شان را در اقتصاد کشــور بازمی گذراند تا به نوعی‬ ‫حمایت انها را بخرند‪ .‬در چند ســال گذشته اخبار مربوط به‬ ‫فســاد وزرا و نزدیکان اردوغان بارها در مطبوعات ترکیه و‬ ‫جهان تکرار شــده اســت‪ ،‬تا انجا که نهایتا اردوغان ناچار‬ ‫شــد برای ماندن در قدرت از میان یاران نزدیکش قربانی‬ ‫نیز بدهد و چند وزیــرش در اخرین دولتی که ریاســتش را‬ ‫برعهده داشــت‪ ،‬ناچار به استعفا شــدند‪ .‬اردوغان اکنون‬ ‫به جایگاهی در سیاســت ترکیه رســیده اســت که خود را‬ ‫همپــای قدرتمندترین رهبران جهان می بینــد و با غروری‬ ‫گاه ناخوشایند برای دیگر رهبران ســخن می گوید و هیچ‬ ‫انتقادی را نیز برنمی تابد‪ .‬هر که از او انتقاد شدیدی کند‪ ،‬یا‬ ‫حذف می شود یا سر از دادگاه درمی اورد‪ .‬یاران و متحدین‬ ‫دیروز او نیز از این سرانجام مستثنی نیستند‪ .‬یکی از اولین‬ ‫و البته مهمتریــن متحدان اردوغان که به این سرنوشــت‬ ‫دچار شد‪ ،‬فتح الله گولن‪ ،‬رهبر مذهبی نوگرای ترکیه بود‪ .‬او‬ ‫که از نفوذ و قدرت و ثروتش برای باال رفتن اردوغان بسیار‬ ‫هزینه کرده بود‪ ،‬نهایتا خود را در تبعید خودخواســته دید‪.‬‬ ‫دیگری عبدالله گل بود که در اغــاز نقش کاتالیزور را بازی‬ ‫کرد تا مســیر اردوغان برای نخســت وزیری هموار شود‪.‬‬ ‫اما هنگامی که به ریاســت جمهوری رسید‪ ،‬همواره تالش‬ ‫داشــت اعتدال را رعایت کند و به نوعی نقش ترمز را برای‬ ‫جاه طلبی هــای اردوغان بازی می کرد‪ .‬پــس ا و نیز مانعی‬ ‫بود که باید حذف می شد و چنین نیز شد‪ .‬و البته جدیدترین‬ ‫حذف از این دست‪ ،‬مرد همیشه پشت پرده و طی دو سال‬ ‫گذشته جلوی صحنه بازی های اردوغان یعنی داوود اوغلو‬ ‫است‪ .‬از اوغلو همواره به عنوان تئوریسین حذب عدالت و‬ ‫توسعه و البته دست راست اردوغان نام برده شده است که‬ ‫امضایش زیر بســیاری از سیاســت ها و بازی های سیاسی‬ ‫این حزب وجود دارد‪ .‬از جمله وی طراح سیاســت نگاه به‬ ‫شرق و البته دخالت در جنگ سوریه بود‪ .‬او کاتالیزور دوم‬ ‫بود‪ .‬زمانی که اردوغان به علت رو شــدن فسادهای دولت‬ ‫و هم حزبی هایش ناچار شــد که نخســت وزیری را وانهد و‬ ‫به ریاست جمهوری رضایت دهد‪ ،‬از ریاست حزب نیز کنار‬ ‫رفت و اوغلو جای او را گرفت‪ .‬حال به گوش می رســد که‬ ‫وی قصد دارد به زودی از ریاســت حزب استعفا کند و اگر‬ ‫این اتفاق بیفتد‪ ،‬یعنی او به زودی از نخست وزیری نیز کنار‬ ‫خواهد کشید‪ .‬‬ ‫این یعنی اردوغان ان قدر در حزب قدرتمند هســت‬ ‫که هنوز رئیس واقعی حزب اســت و ریاست اسمی اوغلو‬ ‫نمی تواند پایگاهی برایش ایجاد کند‪ .‬باتوجه به انچه گفته‬ ‫شد‪ ،‬اردوغان پله پله نردبان جاه طلبی را باال رفته تا نشان‬ ‫دهد که او نیز مانند بسیاری از سیاستمداران محبوب گذشته‬ ‫زمانی که طعم قدرت را چشید‪ ،‬دچار کیش شخصیت شده‬ ‫اســت‪ .‬اینکه ایا اردوغان خواهد توانســت اخرین مرحله‬ ‫را نیز از ســر بگذراند و زمامداری اش را دا ئمی کند یا خیر‪،‬‬ ‫مساله ای است دیگر‪ .‬هرچند وی در این مسیر مشکالت‬ ‫ بی شماری پیش رو دارد و احتمال اینکه موفق شود چندان‬ ‫زیاد نیست‪ ،‬اما مهم این است که در تب ان می سوزد و تمام‬ ‫تالشش را خواهد کرد ک ه تمام اهرم های قدرت را در دست‬ ‫خود قبضه کند‪.‬‬ ‫نگا‬ ‫ه‬ ‫ی‬ ‫دیگ‬ ‫پادشاهیترکیه‬ ‫ر‬ ‫اردوغان بعد از استعفای داوود اغلو‬ ‫سونر کاگاپتای* ‪ -‬شراره بهنام نیا‪ ،‬ایوب لشینی‬ ‫نویسنده ‪ -‬مترجمین‬ ‫‪6‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫بین الملل‬ ‫استعفاینخست وزیرترکیهاحمدداووداوغلودرپنجم‬ ‫می به درخواســت رئیس جمهور رجب طیب اردوغان و به‬ ‫منظور استحکام بیشترقدرت اتفاق افتاد؛ این رئیس جمهور‬ ‫تقریبا قدرتمندترین سیاستمدار ترکیه از زمان تبدیل کشور‬ ‫ترکیه به نظام دموکراسی چند حزبی در سال ‪ 1950‬شناخته‬ ‫می شود‪ .‬اردوغان از سال ‪2003‬در ترکیه حکومت می کرده‬ ‫اســت؛ در ابتدای کار به عنوان نخســت وزیر و رهبر حزب‬ ‫حاکم عدالت و توسعه و ســپس در نظام پارلمانی بی طرف‬ ‫ترکیه به عنوان رئیس جمهور منصوب شد‪ .‬وقتی اردوغان‬ ‫در سال‪ 2014‬رئیس جمهور شد‪ ،‬داوود اغلو که رهبری حزب‬ ‫عدالت و توسعه را به عهده گرفته بود به عنوان نخست وزیر‬ ‫جدید این کشــور منصوب شــد‪ .‬داوود اوغلو که به عنوان‬ ‫مشاور ارشد سیاســت گذاری اردوغان محسوب می شد در‬ ‫نهایت به سمت وزیر امور خارجه وی در سال ‪ 2009‬رسید‪.‬‬ ‫این دو نفر بــا همکاری هم بــه درک و اجــرای محورهای‬ ‫سیاســت خارجی ترکیه در خاور میانــه پرداختند‪ .‬بر همین‬ ‫اساس هم زمانی که اردوغان به داوود اوغلو پیشنهاد جایگاه‬ ‫نخست وزیری که تا حدودی مقامی خنثی به حساب می امد‬ ‫را داد‪ ،‬داوود اوغلو با خوشحالی قبول کرد‪.‬‬ ‫در حوزه هایــی کــه داوود اوغلو و اردوغــان مواضع‬ ‫مشترکیداشتند‪،‬برایمثالهمکارینزدیکانهادرسوریه‪،‬‬ ‫جایی که هر دوی انها سال ها تالش می کردند تا بشار اسد را‬ ‫سرنگون کنند‪ ،‬داوود اوغلو به طور کامل نتوانست اردوغان‬ ‫را راضی کند‪ .‬علت این امر به این دلیل بود که داوود اوغلو‬ ‫نامی اشــنا هم در ترکیه و هــم در خارج از این کشــور بود و‬ ‫همین امر باعث ناراحتی اردوغان می شد‪ ،‬کسی که به دنبال‬ ‫تحکیم و نشان دادن قدرت سیاسی اش در منطقه بود‪ .‬برای‬ ‫نمونه و طبق گزارش ها‪ ،‬داوود واغلو درست یک هفته پس‬ ‫از دیدار رئیس جمهور ترکیه از واشــنگتن در مارس ‪،2016‬‬ ‫تصمیم گرفت به واشنگتن عزیمت کرده و با رئیس جمهور‬ ‫باراک اوباما دیداری داشــته باشــد‪ ،‬که این عمل او باعث‬ ‫ناراحتی اردوغان شــد‪ .‬بدون اینکه اعتبــار وی تنزل یابد‪،‬‬ ‫داوود اوغلو به ناظری ارام در سیاست های ترکیه تبدیل شد‬ ‫و مسیر مقامات قبلی خلع شده حزب عدالت و توسعه ترکیه‬ ‫از جمله رئیس جمهور قبلی عبدالله گل‪ ،‬کســی که پس از‬ ‫اخراجش از رهبری حزب عدالت و توســعه توسط اردوغان‬ ‫به مقابله با وی نپرداخت را در پیش گرفــت‪ .‬اردوغان قرار‬ ‫است در مجمعی که قرار اســت در تاریخ ‪ 22‬ماه می برگزار‬ ‫شــود یک فرد سیاسی جدید برای ریاســت حزب عدالت و‬ ‫توسعه انتخاب کند‪ .‬همانند مراکش و اردن که همه قدرت‬ ‫پادشاهان تحت الشعاع نخســت وزیر در سایه پنهان شده‬ ‫این کشورها قرار گرفته است‪ ،‬فرد منتخب چند ماه پس از‬ ‫انتخابشبهسمتنخست وزیرمنصوبشدهونامرهبرجدید‬ ‫را نیز به خود می گیرد‪.‬‬ ‫مشکل پادشاه سابق ترکیه‪ ،‬قانون اساسی کشورش‬ ‫بود کــه از زمان انقــاب مشــروطه در ســال ‪ 1908‬که به‬ ‫حکومت خودکامه عثمانی‪ ،‬سلطان عبدالحمید دوم پایان‬ ‫داد مورد توجه سیاست های ترکیه قرار گرفته است‪ .‬در ان‬ ‫روزها جوانان ترک علیه سلطان عبدالحمید دوم قیام کردند‬ ‫و او را مجبور به به رسمیت شــناختن قانونی که وی در سال‬ ‫‪ 1878‬ان را به تعلیق در اورده بود‪ ،‬کردند‪ .‬پس از این مرحله‬ ‫امپراتوری عثمانی به نظام پادشــاهی قانونمند تبدیل شد‪.‬‬ ‫وقتی امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول از هم‬ ‫پاشید‪ ،‬ترکیه مدرن تحت پوشش قانون جمهوری به رهبری‬ ‫مصطفی کمال اتاتورک در سال ‪ 1923‬در امد و در نهایت در‬ ‫ســال ‪ 1950‬به نظامی دموکراسی تبدیل شد‪ .‬ستیزه جویی‬ ‫سیاست در ترکیه باعث شــد تا تمام مراکز قدرت در کشور‬ ‫به طور کلی از این سیاست های قانونی پشتیبانی کنند‪ ،‬که‬ ‫اینوضعیتحتیدرزمانمداخلهنظامینیزمدعیحفاظت‬ ‫از قانون اساسی و حاکمیت قانون بر کشور بود‪.‬‬ ‫اما اردوغان بــه این ســوابق اعتنایــی نمی کرد‪ .‬در‬ ‫روزهای پیش رو در مجمع حزب عدالت و توسعه و انتصاب‬ ‫نخست وزیر جدید‪ ،‬وی به احتمال زیاد به صورت هماهنگ‬ ‫و از پیــش تعیین شــده همه پرســی را به منظــور تغییر در‬ ‫قانون اساســی ترکیه بنا به میل خود به راه انداخته و نسبت‬ ‫به معرفی یک جانشــین توانا و اجرایی اقدام خواهد کرد‪.‬‬ ‫اخیــرا در ‪ 6‬ژانویــه اردوغان تصمیــم به تغییر در سیســتم‬ ‫ریاست جمهوری گرفت و اعالم کرد که این سیستم ریشه‬ ‫در تاریخ این کشور دارد‪ .‬به دنبال ان‪ ،‬وی به احتمال زیاد به‬ ‫دلیلاتخاذمواضعشدیددرموضوعکردها‪،‬سیلعظیمی از‬ ‫حمایت ها را به نفع او روانه خواهد کــرد‪ .‬اردوغان در اویل‬ ‫حکومت خود مواضــع لیبرالی را در موضــوع کردها اتخاذ‬ ‫‪37‬‬ ‫بین الملل‬ ‫‪38‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫بین الملل‬ ‫کرده بود‪ ،‬برای نمونه می توان به اختصاص بودجه دولتی‬ ‫به منظور افتتاح شبکه خبری ‪ 24‬ساعته جهت رفع نیازهای‬ ‫فرهنگی کردها اشــاره کرد‪ .‬اردوغان همچنین نســبت به‬ ‫حزب کارگری کردستان (پ‪.‬ک‪.‬ک) لطف ویژه ای داشت‪،‬‬ ‫به طوری که مذاکرات صلحی را با این گروهک که در سال‬ ‫‪ 2012‬در لیست سازمان های تروریستی واشنگتن و انکارا‬ ‫قرار داشت‪ ،‬اغاز کرد‪ .‬اخیرا اردوغان نسبت به موضوعات‬ ‫کردها بسیار ریز بین شده اســت تا بتواند محبوبیت خود را‬ ‫افزایش دهد و برای رســیدن به این هــدف از پ‪.‬ک‪.‬ک‬ ‫به عنوان همدستی نا مطلع استفاده می کند‪.‬‬ ‫در جوالی سال‪ ،2015‬گروهک پ‪.‬ک‪.‬ک به دو سال‬ ‫اتش بس با دولت ترکیه پایان داد و مبارزات خشــونت امیز‬ ‫و حمالت تروریســتی خود را از ســر گرفتند‪ .‬در ان زمان‪،‬‬ ‫پ‪.‬ک‪.‬ک امیــدوار بود تــا در تکرار انچه در ســوریه با نام‬ ‫حزب اتحاد دموکرات (‪ )PYD‬سوریه اتفاق افتاده بود کنترل‬ ‫شهرهای جنوب شرقی کشور را به عهده گرفته و درگیری ها‬ ‫را به سمت شمال سوریه هدایت کند‪ .‬حزب اتحاد دموکرات‬ ‫در سال ‪ 2013‬در این مناطق اعالم استقالل کرد‪.‬‬ ‫با این وجود تاکنون حرکت اول پ‪.‬ک‪.‬ک در منطقه‬ ‫با شکستی اســفبار روبه رو شده و هزینه بســیار سنگینی را‬ ‫به شــهروندان غیر نظامی کرد جنوب کشــور تحمیل کرده‬ ‫اســت‪ .‬نیروهــای امنیتی بــه منظور ریشــه کنی ســاختار‬ ‫نظامــی پ‪.‬ک‪.‬ک‪ ،‬نیروهــای نظامی شــهر های جنوبی‬ ‫ترکیه منع تردد هفتگی اعالم کرده و ازادی امد و شــدهای‬ ‫شهروندان را به حالت تعلیق دراوردند‪ .‬تا کنون پ‪.‬ک‪.‬ک‬ ‫توانایی شکست ارتش ترکیه را نداشته و جنگ میان گروه و‬ ‫نیروهای امنیتی منجر به قربانی شدن صدها غیرنظامی در‬ ‫منطقهشدهاست‪.‬دراینمیان‪،‬بازگشتخشونتتوسطاین‬ ‫گروه مانع از رشد حزب جامعه دموکراتیک کردها (ه‪-‬د‪-‬پ)‬ ‫شده اســت؛ حزبی که به عنوان تنها صدای صلح جو برای‬ ‫احقاق حقوق کردها در ترکیه به شمار می رود‪.‬‬ ‫در ســال ‪ 2015‬حــزب جامعــه دموکراتیــک کردها‬ ‫ی که حامیان خود را از ‪ 6/5‬درصد در سال‬ ‫(ه‪.‬د‪.‬پ) هنگام ‬ ‫‪ 2011‬بــه ‪ 13‬درصد در ژوئن ‪ 2016‬رســاند‪ ،‬می توانســت‬ ‫در راس بازیگران سیاسی کشــور قرار بگیرد‪ .‬این حزب از‬ ‫طریق کاندیداهای لیبرالی خود در استان های غربی ترکیه‪،‬‬ ‫جایی که انها توانســتند توجــه ارای ترکهــا را به خود جلب‬ ‫کنند و از طریق کاندیداهای محافظه کار در جنوب شــرقی‬ ‫کشور‪ ،‬جایی که انها ارای کردهای مذهبی را به خود جلب‬ ‫کردند‪ ،‬توانســتند جمع ارای خود را دو برابر کنند‪ .‬وضعیت‬ ‫خشونت بارمنطقه‪،‬ترک هایلیبرالرا ترساندورای دهندگان‬ ‫کرد محافظه کار را از حزب دور کرد‪ .‬نظر سنجی های اخیر‬ ‫بیانگر این است که در اینده ممکن است میزان حمایت از‬ ‫حزب جامعه دموکراتیک کردها به هفــت درصد تنزل پیدا‬ ‫کند‪ .‬به نظر می رسد برخی از رای دهندگان کرد حزب جامعه‬ ‫دموکراتیک کردها را به خاطر حزب عدالت و توســعه ترکیه‬ ‫‪ APK‬ترک کنند و در اینجا می توان اذعان داشــت که رشد‬ ‫پ‪.‬ک‪.‬ک به نفع اردوغان خواهد بود‪.‬‬ ‫شــاید اردوغان از طریق جنگ های بازسازی شده در‬ ‫طوالنی مدت بیشــترین اســیب را به منافع کردها رسانده‬ ‫است تا تصویر خود به عنوان رهبری قدرتمند بین انها تقویت‬ ‫کند‪ .‬تا قبل از جنگ هــا و خونریزی های اخیــر‪ ،‬اردوغان‬ ‫به عنوان رئیس جمهوری مســلمان و توانمند در به دســت‬ ‫اوردن موفقیت هــای اقتصادی و به عنــوان یک دولتمرد‬ ‫موفق‪ ،‬میزان حمایت های انتخاباتی از خود را به باالترین‬ ‫حد ممکن رســانده بود‪ .‬در دو انتخابات ریاست جمهوری‪،‬‬ ‫در سال ‪ 2011‬و ‪ 2015‬اردوغان این خط مشی را ادامه داد‬ ‫و حدود‪ 49/5‬درصــد از ارا را به خود اختصــاص داد‪ .‬رهبر‬ ‫ترک در اولین مرحله و با اختالف بسیار کم توانست تراز ‪50‬‬ ‫درصدی از ارای ملی را از ان خود کند‪ .‬در سرشــماری ارای‬ ‫ریاست جمهوری سال ‪ 2014‬او ‪ 51/8‬درصد از ارا را به دست‬ ‫اورد‪ ،‬اردوغان هیچ تمایلی به از دســت دادن فرصت ها در‬ ‫همه پرسی ها ندارد‪ ،‬بنابراین به دنبال این است تا با افزایش‬ ‫محبوبیت خود با ارای باالی ‪ 50‬درصــد حداکثر ارا را از ان‬ ‫خود کند‪ .‬محبوبیت بیشــتر می تواند به نفع اردوغان تمام‬ ‫شود‪ ،‬اما وی باید همه پرســی را نادیده گرفته و به جای ان‬ ‫انتخاباتی زودهنگام را برای افزایش اکثریت حزب عدالت و‬ ‫توسعه ‪ AKP‬بین قانون گذاران ترکیه ترتیب بدهد‪ .‬موفقیت‬ ‫حداکثری در انتخابات باعث حضــور اکثریت قاطع حزب‬ ‫عدالت و توسعه‪ AKP‬در مجلس ترکیه شده و در چنین حالتی‬ ‫اردوغان می تواند قانون اساســی کشــور را بدون برگزاری‬ ‫همه پرسی بنا به میل خود تغییر دهد‪.‬‬ ‫اخیرا اردوغان ناسیونالیزم ترک بر ضد کردها را پذیرفته‬ ‫است و امیدوار اســت تا بر اســاس ان پایه های قدرتش را‬ ‫گسترده تر و رای دهندگان را از مخالفت با حزب ملی گرای‬ ‫ترکیه ‪ MHP‬به ســمت خود متمایل سازد‪ .‬حزب ملی گرای‬ ‫ترکیه به شدت محافظه کار بود و خط مشی ان تقریبا با خط‬ ‫مشی ملی گرایانه و اســامی حزب عدالت و توسعه همسو‬ ‫اســت‪ .‬حزب ملی گرای ترکیه در انتخابــات نوامبر ‪2015‬‬ ‫توانست ‪ 12‬درصد از ارا را کسب کند‪ .‬اما در نظر سنجی اخیر‬ ‫نشان می دهد که میزان حمایت از این حزب به‪ 9‬درصد تنزل‬ ‫پیدا کرده است‪ .‬در این میان‪ ،‬میزان حمایت از حزب عدالت‬ ‫و توسعه از ‪ 49/5‬درصد به ‪ 56‬درصد افزایش یافته است‪.‬‬ ‫البته‪ ،‬در ترکیه کسی از باال رفتن شانس در انتخابات‬ ‫اردوغان خوشــحال نخواهد شــد‪ .‬در حالی که او توانسته‬ ‫موفقیت در انتخابات گذشته را با شیطنت و استفاده از خلق‬ ‫و خوی خشونت امیز بین مردم به دســت اورد اما به وضوح‬ ‫قابل درک است که این روش ها در اینده هرگز برای او جمع‬ ‫کننده ارا نخواهد بود‪ .‬لیســتی ازسکوالرها‪ ،‬حزب چپی ها‪،‬‬ ‫دموکرات های جامعه‪ ،‬لیبرال ها‪ ،‬علوی ها و ملی گرایان ترک‬ ‫نیز در انتخابات حضور داشتند‪ .‬اما این گروه ها حتی وقتی‬ ‫به یکدیگر ملحق شدند نتوانســتند رای بیش از ‪ 40‬درصد‬ ‫از رای دهندگان ترک را به دســت اورند‪ ،‬با ایــن حال هنوز‬ ‫دشمنان وی منتظرند تا وی را از مسند قدرت پایین بیاورند‪.‬‬ ‫با این اوصــاف اردوغان می داند که اتهام فســاد علیه او و‬ ‫خانواده اش در ســال ‪ 2013‬هیچ راه ابرومندانه ای را برای‬ ‫ماندن در صحنه باقی نگذاشــت‪ .‬وقتی دادســتان تالش‬ ‫می کرد که اتهامــات علیه اردوغان و خانــواده او را مطرح‬ ‫ســازد‪ ،‬اردوغان ســریعا انها را جایگزین کرد و متعاقب ان‬ ‫اتهامات از روی وی برداشته می شد‪.‬‬ ‫اردوغان می دانســت به ادامه پیــروزی در انتخابات‬ ‫و تثبیت قدرت نیــاز دارد و نباید خود و خانــواده اش تحت‬ ‫تعقیب قانونی قرار گیرند‪ .‬او به زندانی کردن روزنامه نگاران‪،‬‬ ‫ممانعت از حمایت از تظاهرات صلح امیز معترضان و اذیت‬ ‫و ازار مخالفان ادامه خواهد داد‪ .‬او می داند تنها راه حکومت‬ ‫کردن وی در هم شکستن وحشیانه کسانی است که به نظر‬ ‫می رسد طبق تمایل و به نفع او در همه پرسی رای نخواهند‬ ‫داد‪ .‬ادامــه قــدرت اردوغان‪ ،‬ترکیه را به ســوی مســیری‬ ‫خطرناک و رو به پایین می کشــد‪ .‬او عمال رئیس حکومت و‬ ‫رئیس حزب حاکم ترکیه و عالوه بر ان به طور رسمی رئیس‬ ‫دولت است‪ .‬شخصی ســازی قدرت و سیاســت فریبنده و‬ ‫موسسات مدنی‪ ،‬کشور را بسیار شکننده خواهد کرد‪ .‬وقتی‬ ‫اردوغان از ســمتش کنار رفت‪ -‬که روزی از این سمت کنار‬ ‫خواهد رفت‪ -‬سازمان های بسیار کمی وجود خواهد داشت‬ ‫که بتواند زمام امور را بدست بگیرند‪ .‬ترکیه امروز برای مدت‬ ‫زمانی طوالنی دموکراسی داشته است‪ -‬به قدری طوالنی که‬ ‫کشوری امن باشد ‪ -‬اما ادامه قدرت محض اردوغان اثبات‬ ‫می کند که رهبران پوپولیست می توانند این نظم و ارامش را‬ ‫نیز بر هم زنند‪.‬‬ ‫*کارشــناس مســائل ترکیه و مدیــر برنامه های‬ ‫تحقیقاتی و پژوهشی ترکیه در اندیشکده امریکا‬ ‫منبع‪ :‬فارین افرز (تاریخ‪ 8 :‬می ‪)2016‬‬ ‫بین الملل‬ ‫اجماعشکننده‬ ‫نشانه هایتغییردرالگویرفتاریتر‬ ‫ظاهرشدهاست‬ ‫ابراهیم متقی‬ ‫استاد دانشگاه تهران‬ ‫‪1‬‬ ‫اگرچه دونال د ترامپ بعد از انتخابات کنوانسیون ایالتی‬ ‫ایندیانا به عنوان کاندیدای بدون منازع حزب جمهوریخواه‬ ‫ایفاینقشمی کند‪،‬اماهنوز تردیدهایزیادیدربارهحمایت‬ ‫کنوانســیون ملی حزب از دونالد ترامپ وجــود دارد‪ .‬جورج‬ ‫بوش پدر به همراه گروه دیگری از کارگزاران برجسته حزب‬ ‫جمهوریخواه اعالم داشــته اند کــه از کاندیداتوری ترامپ‬ ‫حمایت به عمل نمی اورند‪ .‬بیــان چنین رویکردی به مفهوم‬ ‫ان است که ترامپ در وضعیت موجود به «پیروزی شکننده»‬ ‫نایل گردیده است‪.‬‬ ‫واقعیت هــای انتخاباتــی امریکا نشــان می دهد که‬ ‫ ترامپ از اواســط ماه می تا زمان برگزاری کنوانســیون ملی‬ ‫حزب در جوالی ‪ 2016‬کار دشواری خواهد داشت‪ .‬تاکنون‬ ‫ ترامپ از خود چهره ای بنیادگرا منعکس کرده و تالش داشت‬ ‫تا مشــکالت راهبردی امریکا را براساس معادله قدرت حل‬ ‫و فصل نماید‪ .‬انچــه را دونالــد ترامپ در مرکــز منافع ملی‬ ‫واشنگتن در‪ 27‬اوریل‪ 2016‬بیان داشت به مفهوم ان است‬ ‫که زمینه برای جابه جایی الگویی وتغییر در ادبیات انتخاباتی‬ ‫ ترامپ فراهم شده است‪.‬‬ ‫پیــروزی مقدماتــی در کنوانســیون های ایالتــی را‬ ‫می توان محور اصلی تغییر در ادبیات سیاسی و راهبردی‬ ‫ ترامپ دانســت ؛ در حالی که هنــوز گروه هــای ذی نفوذ‬ ‫وجود دارند که مشــروعیت ترامپ را به عنــوان کاندیدای‬ ‫حزب جمهوریخواه به رسمیت نشــناخته اند‪ .‬رقابت های‬ ‫ترامپ چالش گر‬ ‫با کناره گیری تدکروز و کیسینگ از رقابت های درون حزبی جمهوریخواهان دونالد ترامپ به‬ ‫تنها نامزد این حزب تبدیل شد‪ .‬اما با همه این ها بزرگان حزب جمهوریخواه حاضر نشدند حمایت‬ ‫قاطعانه خود رااز او اعالم کنند‪ .‬این مساله در عمل منجر به شکاف میان بدنه و کادر رهبری در میان‬ ‫محافظه کاران امریکایی شده است و در صورت تداوم این موضوع محافظه کاران برای پیروزی در‬ ‫انتخابات نوامبر ‪ 2014‬با چالش های بنیادین مواجه خواهند شد‪.‬‬ ‫بین الملل‬ ‫رامپ‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫بین الملل‬ ‫کنوانســیون حزبی سه شــنبه ‪ 3‬مــی ‪ 2016‬نیز بــار دیگر‬ ‫موفقیت قابل توجهی برای ترامپ داشــت‪ .‬تد کروز رسما‬ ‫از ادامه رقابت های کنوانســیون حزبی کناره گیری کرد‪.‬‬ ‫اگرچه کیسینگ هنوز برای خود شــانس انتخاباتی دارد‪،‬‬ ‫اما واقعیت ان اســت که ترامپ موقعیت خــود را در روند‬ ‫رقابت های کنوانســیون حزب جمهوریخواه تثبیت کرده‬ ‫اســت‪ .‬کناره گیری کروز از رقابت هــای انتخاباتی‪ ،‬منجر‬ ‫به عقب نشینی و انصراف کیســینگ در ادامه رقابت های‬ ‫کنوانسیون های ایالتی حزب جمهوریخواه گردید‪.‬‬ ‫اگــر برخــی از تصمیم گیــران و کارگــزاران حــزب‬ ‫جمهوریخــواه تالش داشــتند تــا زمینه هــای الزم برای‬ ‫جایگزینی کیســینگ را به جای ترامپ به وجود اورند‪ ،‬اما‬ ‫ســخنرانی ترامپ در مرکز منافع ملی واشنگتن نشان داد‬ ‫که نامبرده از عملگرایی الزم بــرای تثبیت موقعیت خود و‬ ‫اجماع سازی برخوردار است‪ .‬هم اکنون مهم ترین دغدغه‬ ‫کارگزاران حزب جمهوریخواه ان اســت کــه ایا ترامپ در‬ ‫رقابت های نهایی انتخابات ریاست جمهوری پیروز خواهد‬ ‫شــد یا اینکه اشــتباه کارگزاران کنوانســیون های ایالتی‬ ‫حزب جمهوریخواه منجر به شکســت کاندیدای حزب در‬ ‫رقابت های نهایی انتخابات ریاست جمهوری می شود؟‬ ‫هم اکنون روند اجماع سازی و متقاعدسازی اعضا و‬ ‫گروه های ذی نفوذ در حزب جمهوریخواه اغاز شده است‪.‬‬ ‫در این ارتبــاط می توان نشــانه های تغییــر در الگوهای‬ ‫رفتاری و ادبیات سیاســی ترامپ را مشاهده کرد‪ .‬ادبیات‬ ‫ ترامــپ بیانگر ان اســت که فــاز جدیــدی از رقابت های‬ ‫انتخاباتــی بــرای اجماع ســازی حزبــی و اعتمادســازی‬ ‫اجتماعی به وجود امده است‪ .‬برای تحقق چنین هدفی‪،‬‬ ‫ ترامپ از مفاهیم کلی و انتزاعی در چارچوب قدرت سازی‬ ‫امریکا و بهینه سازی نقش بین المللی ایاالت متحده بهره‬ ‫گرفته است‪.‬‬ ‫حمایت از الیه های اســیب دیده اقتصادی از طریق‬ ‫سیاست های مالیاتی را می توان به عنوان بخش دیگری از‬ ‫رویکرداجماع ساز ترامپبرایکسبحمایتکنوانسیونملی‬ ‫حزب جمهوریخواه دانست‪ .‬در شرایط موجود‪ ،‬محورهای‬ ‫اصلی سیاست خارجی ترامپ را اعاده قدرت ایاالت متحده‬ ‫بــرای ایفای نقــش موثر در سیاســت بین الملل تشــکیل‬ ‫می دهد‪.‬ادبیات ترامپنشانه هاییازتالشپایان ناپذیربرای‬ ‫اعتمادسازی در ساختار داخلی امریکا و فضای بین المللی را‬ ‫منعکس می ســازد‪ .‬تجربه رقابت های ‪ 9‬ماه گذشته ترامپ‬ ‫نشان می دهد که نامبرده و تیم انتخاباتی وی از هوشمندی‬ ‫الزم برای کنترل افــکار عمومی برخوردارنــد‪ .‬از اوایل می‬ ‫ ‪ 2016‬ادبیات سیاسی و الگوی رقابت های انتخاباتی ترامپ‬ ‫تغییر قابل توجهی پیدا کرده و به ســمت محافظه کاری در‬ ‫حرکت اســت‪ .‬ضرورت های محافظه کاری ایجاب می کند‬ ‫که ترامپ زمینه هــای الزم برای اعتمادســازی اجتماعی و‬ ‫همچنین همــکاری با نخبگان حزبی برای کســب حمایت‬ ‫نهاییرافراهمسازد‪.‬به طورکلیهرگونهاعتمادسازی ترامپ‬ ‫ نزدشهروندانامریکاییبرایغلبهبرهیالریکلینتونتنظیم‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫ضرورت های اعتمادســازی حزبی و اجتماعی ترامپ‬ ‫به گونه ای است که بخش قابل توجهی از سخنرانی وی در‬ ‫انتقاد از سیاست خارجی هیالری کلینتون و حزب دموکرات‬ ‫بوده است‪ .‬ترامپ در سخنرانی خود حتی تالش کرد تا افکار‬ ‫عمومی البی های اسرائیل محور در ساختار داخلی امریکا‬ ‫را به خود جلب نمایــد‪ .‬الزم به توضیح اســت که گروه های‬ ‫یهودیومجموعه هایاسرائیل محورعمومابه عنوانپایگاه‬ ‫اجتماعیحزبدموکراتایفاینقشمی کنند‪.‬چنینافرادی‬ ‫ناچار خواهند بــود در انتخابات نوامبــر ‪ 2016‬بین هیالری‬ ‫کلینتون و دونالد ترامپ یکی را انتخاب نمایند‪.‬‬ ‫درشرایطموجود‪،‬جامعهامریکانگرشخوش بینانه ای‬ ‫ی داعش در‬ ‫نسبت به عربستان ندارند‪ .‬انان عربستان را حام ‬ ‫روند بحران سازی تروریستی تلقی می کنند‪ .‬به همین دلیل‬ ‫استکهسخنرانی‪ 27‬اوریل ترامپنشاندادکهجهت گیری‬ ‫محافظه کارانه با قالب های عملگرایانــه جایگزین ادبیات‬ ‫پوپولیستی در نگرش سیاســت خارجی ترامپ شده است‪.‬‬ ‫هرگاه رقابت هــای کاندیدا در انتخابات ریاســت جمهوری‬ ‫امریکا انجــام پذیرد‪ ،‬زمینه تبییــن رویکرد کاندیــدا درباره ‬ ‫موضوعات بحرانی فراهم می شود‪.‬‬ ‫از دیگر نشانه های اعتمادسازی و اجماع سازی ترامپ‬ ‫را می توان بازسازی حمایت کشورهای اروپایی و متحدین‬ ‫ایاالت متحده از برنامه های سیاســت خارجی اش دانست‪.‬‬ ‫ادبیات ترامپ به گونه ای بازتولید شده که چندجانبه گرایی را‬ ‫جایگزین یکجانبه گرایی کرده است‪ .‬هم اکنون به کارگیری‬ ‫مفاهیمــی هماننــد تعامل گرایی بــا اروپا‪ ،‬روســیه و چین‬ ‫محورهای اصلی سیاست خارجی ترامپ در فضای راهبردی‬ ‫تلقی می شــود‪ .‬حمایت از اســرائیل محوری دیگر نگرش‬ ‫ ترامپ در مورد سیاست منطقه ای امریکا در خاورمیانه است‪.‬‬ ‫ترامپ تالش می کند تا اعتماد گروه های اسرائیل محور در‬ ‫تاورد‪.‬چنینهدفیبه منزلهکاهشپایگاه‬ ‫امریکارانیزبه دس ‬ ‫اجتماعی هیالری کلینتون در فضای رقابت های انتخاباتی‬ ‫محسوب می شود‪ .‬مقابله با ایران‪ ،‬محدودسازی عربستان‬ ‫و رویارویی با داعــش در زمره مفاهیمی اســت که می تواند‬ ‫موقعیت ترامپ در بین گروه های مختلف سیاسی در امریکا‬ ‫را ارتق ا دهد‪ .‬سه مولفه یادشــده با ادبیات و اهداف سیاسی‬ ‫‪39‬‬ ‫بین الملل‬ ‫‪40‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫بین الملل‬ ‫محافظه کارانهماهنگیبیشتریدارد‪.‬بههمیندلیلاست‬ ‫که موضوع غلبه بر داعش را می توان یکی از نکات محوری‬ ‫سخنرانی ترامپ دانست‪ .‬ترامپ بر این موضوع تاکید داشت‬ ‫که حامیان منطقه ای داعش را تحت فشار قرار داده تا زمینه‬ ‫افول تدریجی گروه های تروریستی به وجود اید‪.‬‬ ‫یکی دیگر از نشانه های اجماع سازی ترامپ در فضای‬ ‫حزب جمهوریخواه و حوزه اجتماعی امریکا را می توان انتقاد‬ ‫از سیاست های امنیتی و راهبردی کارگزاران حزب دموکرات‬ ‫دانســت‪ .‬به کارگیری چنین مفاهیمی منجر به قطبی شدن‬ ‫فضای گفتمانــی انتخابات گردیده و طبیعی اســت که اگر‬ ‫رقابت های ریاســت جمهوری امریکا قطبی و یونیزه شود‪،‬‬ ‫زمینه برای پیروزی دونالد ترامپ به میزان بیشــتری فراهم‬ ‫خواهد شد‪ .‬جهت گیری سیاســت خارجی ترامپ در اواخر‬ ‫اوریل و ‪ 3‬می ‪ 2016‬نشــان می دهد کــه تضادهای امریکا‬ ‫و عربســتان در شــرایطی که ترامپ به قدرت برسد افزایش‬ ‫خواهدیافت‪ .‬ترامپدرسخنرانیخودنشاندادکههمکاری‬ ‫با چین و روســیه در مورد اختالفات منطقه ای ادامه خواهد‬ ‫یافــت‪ .‬اختالفات منطقــه ای امریــکا با روســیه در دوران‬ ‫ریاست جمهوری باراک اوباما افزایش یافته و ترامپ تالش‬ ‫دارد تا جلوه هایی از اعتمادسازی در روابط با روسیه را ایجاد‬ ‫نماید‪.‬اگرنیکسونوکیسینجر در دهه‪ 1970‬تالش داشتند‬ ‫تا زمینه ارتقای چین بــرای موازنه اتحاد جماهیر شــوروی‬ ‫رابه وجــود اورند‪ ،‬هم اکنــون ترامپ و تیــم محافظه کار در‬ ‫سیاست خارجیحزبجمهوریخواهتالشدارندتازمینه های‬ ‫الزم برای محدودسازی چین از طریق روسیه را فراهم اورند‪.‬‬ ‫ترامپ بر این اعتقاد است که بهره گیری از دیپلماسی اجبار‬ ‫در برابــر چین می توانــد زمینه های کاهش سیاســت های‬ ‫ماجراجویانه کره شــمالی را به وجود اورد‪ .‬بــه همین دلیل‬ ‫است که همکاری اقتصادی با چین در دوره ترامپ معطوف‬ ‫به همکاری های امنیتــی در مورد سیاســت منطقه ای کره‬ ‫شمالی خواهد بود‪ .‬رویکرد سیاســت خارجی ترامپ نشان‬ ‫داد که روندهای رقابت انتخابات کنوانسیون حزبی در حال‬ ‫نهایی شدن اســت‪ .‬مشــارکت ترامپ در رقابت های نوامبر‬ ‫‪ 2016‬نیازمند بهره گیری از الگوها و سازوکارهایی است که‬ ‫زمینه های الزم بــرای رقابت و موازنــه در راهبرد بین المللی‬ ‫ایاالت متحده را امکان پذیر می سازد‪.‬‬ ‫اجماع ســازی ترامــپ می توانــد فضــای ارتباطــی‬ ‫جدیــدی در روابــط امریکا و روســیه فراهم کنــد‪ .‬مقامات‬ ‫روســیه دارای خاطره بدی از دوران دوم ریاســت جمهوری‬ ‫باراک اوباما هستند‪ .‬اگر ترامپ از رویکرد محافظه کارانه و‬ ‫حتی بنیادگرایانه اســتفاده کند‪ ،‬ضرورت مقابله با داعش و‬ ‫محدودسازی کشورهایی همانند ترکیه و عربستان ایجاب‬ ‫می کند که الگوی جدیدی در روابط روسیه و ایاالت متحده‬ ‫ایجادشود‪.‬درچنینشرایطی‪،‬رهبرانسیاسیروسیهرویکرد‬ ‫مثبتی نسبت به پیروزی ترامپ خواهند داشت‪ .‬در حالی که‬ ‫رهبران کشــورهای خاورمیانه و حتی کشــورهای اروپایی‬ ‫ ترجیح می دهند تا هیالری کلینتون در رقابت های انتخابات‬ ‫ریاست جمهوری نوامبر‪ 2016‬به پیروزی برسد‪.‬‬ ‫ویژگی های شــخصیتی ترامپ به گونه ای اســت که‬ ‫تیزهوشی را با عملگرایی پیوند داده است‪ .‬اگر چه بنیان های‬ ‫فکری ترامپ ماهیت بنیادگــرا دارد‪ ،‬اما ویژگی های کنش‬ ‫فــردی ترامپ زمینه ظهــور فــردی را به وجــود اورده که از‬ ‫قابلیت الزم برای همکاری های چندجانبه با گروه های رقیب‬ ‫برخوردار است‪.‬‬ ‫رویکرد سیاســی و الگوی کنش مبتنی بــر همکاری‬ ‫چندوجهی ترامپ را می توان در زمره مولفه هایی دانســت‬ ‫که امکان اجماع ســازی حزبی و اجتماعــی ترامپ در اینده‬ ‫فعالیت های سیاسی و حزبی را به وجود می اورد‪ .‬گذار از روند‬ ‫اجماع ســازی را می توان در زمره ســازوکارهایی دانست که‬ ‫زمینه موفقیت و عبور از پیروزی شکننده در رقابت های حزبی‬ ‫را امکان پذیر می سازد‪.‬‬ ‫کادر رهبری حزب جمهوریخواه‬ ‫احساس خطر می کند‬ ‫ابوالفتح درگفت وگو با مثلث‬ ‫دونالد ترامپ به نامزد یکه تــاز جمهوریخواهان‬ ‫در میدان رقابت هــای انتخاباتــی امریکا تبدیل‬ ‫شده اســت‪ .‬این در حالی اســت که در ابتدا‪ ،‬او‬ ‫اصال به عنوان یک کاندید جدی تلقی نمی شــد‪.‬‬ ‫چرا امروز ترامپ در ایــن جایگاه قرار گرفته و چه‬ ‫روندی را طی کرده است؟‬ ‫روال انتخابات ریاست جمهوری در امریکا به این‬ ‫شکل است که هر فردی مایل باشد در انتخابات شرکت کند‪،‬‬ ‫می تواندفرم هایکمیسیونفدرالانتخاباتراتکمیلکرده‬ ‫و در انتخابات حضور پیدا کند‪ .‬در همان فرم ها مشــخص‬ ‫می کند که به چه حزبی تعلق دارد؛ افــراد می توانند خود را‬ ‫جمهوریخواه‪ ،‬دموکرات‪ ،‬نامزد احزاب کوچک تر و یا حتی‬ ‫مستقل معرفی کنند‪ .‬دونالد ترامپ نیز به همراه ‪ 16،17‬نفر‬ ‫دیگر از حزب جمهوریخواه برگه های انتخاباتی را پر کردند‬ ‫و ترامپ به عنوان یکی از نامزدهای حزب جمهوریخواه وارد‬ ‫رقابت ها شد‪ .‬البته سوابق فعالیت های سیاسی ترامپ نشان‬ ‫می دهد که تا پیش از سال ‪ 2015‬او به عنوان یک شخص‬ ‫ن امریکا‬ ‫میلیاردر و ثروتمند و مانند اغلب تجار و سرمایه دارا ‬ ‫به هر دو ســتاد انتخاباتی دموکرات ها و جمهوریخواهان‬ ‫کمک مالی می کرده اســت‪ .‬بنابراین او خیلی وجهه یک‬ ‫فرد جمهوریخواه را از خود بروز نمی داد‪ .‬البته ترامپ یک‬ ‫بار دیگر در سال ‪ 2012‬تالش کرد که به عنوان نامزد حزب‬ ‫جمهوریخواه وارد رقابت های انتخاباتی شود اما به دالیلی‬ ‫از این تصمیم منصرف شد‪ .‬روزهای نخستی که رقابت های‬ ‫انتخاباتی در امریکا اغاز شــده بود شــانس پیروزی دونالد‬ ‫ ترامپ خیلی جدی به نظر نمی رسید زیرا عموما کسانی در‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنند که پیش از ان در‬ ‫سمت های دولتی چه در سطح فدرال و چه در سطح ایالتی‪،‬‬ ‫سوابق و تجربیاتی داشته باشند‪ .‬به عنوان مثال فرماندار‪،‬‬ ‫سناتور یا عضو مجلس نمایندگان بوده باشند‪ .‬این در حالی‬ ‫است که ترامپ فاقد هرگونه سابقه اجرایی است و تا به امروز‬ ‫در هیچ سمتی مسئولیت نداشته و در هیچ انتخاباتی شرکت‬ ‫نکرده است‪ .‬حتی در انتخابات شــوراها‪ ،‬حضور نداشته و‬ ‫او صرفا یک ســرمایه گذار بزرگ کارافرین موفق بوده که‬ ‫عالوه بر این چهره رســانه ای هم داشــته است‪ .‬یکسری‬ ‫از برنامه هــای تلویزیونی او بســیار پربیننده بــود‪ .‬بنابراین‬ ‫به نظر نمی رســید که ترامپ فرد جدی ای برای انتخابات‬ ‫باشد‪ .‬اما طی فرایندهای بعدی و شعارها و وعده هایی که‬ ‫توســط ترامپ مطرح شد‪ ،‬او از یک شــخص غیرجدی به‬ ‫کاندیدایی تبدیل شد که توانست نظر مردم را به سمت خود‬ ‫معطوف کند‪ .‬در نهایت ایــن کاندیدا تعدادی از غول های‬ ‫جمهوریخواه را کنار زد و اکنون در اســتانه معرفی رســمی‬ ‫نامزد حزب جمهوریخواه قرار گرفته است‪.‬‬ ‫طــی ایــن چنــد مــاه کــه ترامــپ فعالیت های‬ ‫انتخاباتــی اش را اغــاز کــرد‪ ،‬شــاهد افزایــش‬ ‫روزافزون محبوبیت وی نزد مردم هستیم‪ .‬دلیل‬ ‫اقبال عمومی او نزد مردم و افکار عمومی چیست‬ ‫و استراتژی ترامپ را چطور ارزیابی می کنید؟‬ ‫ترامپ به عنوان یک چهره غیرسیاســی زمانی که‬ ‫وارد انتخابات شد‪ ،‬استراتژی اش را بر این نکته قرار داد که‬ ‫صرفا افراد و شهروندان ناراضی از وضع موجود را به سمت‬ ‫خود جلب کند‪ .‬از ان جایی که ترامپ سوابق اجرایی نداشت‬ ‫توانستخودشرابه عنوانشخصیمعرفیکندکهمی تواند‬ ‫با نابسامانی های اجتماعی مقابله کند و امید را در دل گروه‬ ‫کثیری از شهروندان امریکایی به خصوص محافظه کاران‬ ‫ل کثیری از‬ ‫نسبت به وضع موجود ایجاد کرد‪ .‬در حقیقت خی ‬ ‫شهروندان امریکا نسبت به این مسائل که اقتصاد امریکا‬ ‫دچار تزلزل شده‪ ،‬هویت امریکایی مورد خدشه قرار گرفته‪،‬‬ ‫ناهنجاری های اجتماعی رو به افزایش اســت و در عرصه‬ ‫سیاست خارجی امریکا جایگاه تک ابرقدرتی خود را از دست‬ ‫داده‪ ،‬ناخرســند هســتند‪ .‬به ویژه بحران اقتصادی مدنظر‬ ‫مردم اســت‪ .‬زیرا به رغم تالش های دولت باراک اوباما اما‬ ‫هنوز رونق به اقتصاد امریکا بازنگشته است و احساس خطر‬ ‫جدی نســبت به برهم خوردن یا نابــودی هویت امریکایی‬ ‫وجود دارد‪ .‬هویت امریکایی از دید محافظه کاران امریکا‪،‬‬ ‫جوامع سفید پوســت اروپایی تبار عمدتا پروتستان مذهب‬ ‫اســت که با حضور سیل اســای مهاجران التین تبار و رشد‬ ‫فزاینده جمعیت سیاهپوستان و همینطور مسلمانان‪ ،‬تقریبا‬ ‫در برخی از شــهرهای امریــکا این توازن بر هــم ریخته و‬ ‫شهروندان سفید پوست به صورت اقلیت درامده اند‪ .‬ترامپ‬ ‫این خشــم فروخورده شــهروندان امریکایی را مورد توجه‬ ‫قرار داد و با الگو گرفتن از رفتارهای اوباما در ســال ‪2008‬‬ ‫که سوار بر موج تغییرخواهی مردم امریکا شد و توانست در‬ ‫انتخابات پیروز شــود‪ ،‬به هر چیزی که عامل نابسامانی در‬ ‫جامعه هســت‪ ،‬حمله کرد؛ از اقتصاد تقریبا سوسیالیستی‬ ‫کــه اوباما به اجرا گذاشــت تا سیاســت های مهاجرتی که‬ ‫ورود مهاجران جدید را تســریع می کــرد‪ .‬او خیلی صریح‬ ‫و اشکار نســبت به سیاســت خارجی باراک اوباما که از دید‬ ‫محافظــه کاران امریکایی باعث تضعیــف ایاالت متحده‬ ‫شده و تهدیدات امنیتی را علیه این کشــور افزایش داده‪،‬‬ ‫انتقادهایی را مطرح می کند‪ .‬مجموع این شعارها و وعده ها‬ ‫باعث شد ترامپ موفق شــود نامزدهایی که نماینده وضع‬ ‫موجود داخل حزب جمهوریخواه بودند‪ ،‬یعنی افرادی مانند‬ ‫جب بوش را کنار بزند و خود را به عنوان شخصی معرفی کند‬ ‫که گویی یک سوپرمن است و قرار است جامعه امریکا را یک‬ ‫شبه تغییر دهد‪ .‬شــاید از دید گروه کثیری از مردم امریکا‪،‬‬ ‫اخرین امید برای تغییر در این کشور شخصی مانند ترامپ‬ ‫باشــد که بسیار صریح اســت‪ ،‬وابســتگی مالی به محافل‬ ‫قدرت ندارد و می تواند تغییرات فوری و انی در جامعه امریکا‬ ‫به وجود بیاورد‪.‬‬ ‫داخل حــزب جمهوریخواه و به خصوص ســران‬ ‫این حزب چه نگاهی به ترامپ به عنوان یک فرد‬ ‫نسبتا هنجارشکن دارند و نامزدی او چه خطراتی‬ ‫را متوجه حزب خواهد کرد؟‬ ‫انتخابات سال ‪ 2016‬برای حزب جمهوریخواه با‬ ‫تجربه تلخ شکاف بین کادر رهبری حزب‪ ،‬اعض ا یا هواداران‬ ‫معمولی و توده های رای دهنده مواجه شــد‪ .‬بدون شــک‬ ‫انتخاب ســران حزب شــخصی مانند ترامپ نبوده است؛‬ ‫کسی که هیچ تجربه اجرایی ندارد‪ ،‬صرفا به دلیل انکه یک‬ ‫چهره تلویزیونی و جنجالی اســت توانسته مخاطب جذب‬ ‫کند و حرف هایی می زند که در نهایت نظم مستقر در جامعه‬ ‫امریکا را می تواند بــه مخاطره بیندازد‪ .‬باید توجه داشــت‬ ‫بخشی از این نظم مستقر محصول فعالیت ها و تالش های‬ ‫جمهوریخواهان در دولت هــای جمهوریخواه یا زمانی که‬ ‫کنگره در اختیار انها بوده‪ ،‬است‪ .‬به عبارتی جمهوریخواهان‬ ‫گرچه منتقد عملکرد دولت اوباما هستند اما از وضع موجود‬ ‫ناراضی نیستند‪ .‬از این جهت ســران حزب مایل نبودند که‬ ‫دونالد ترامپ در صدر قرار بگیرد و شــعارهایی در ضدیت با‬ ‫‪2‬‬ ‫امیرعلــی ابوالفتح‪ ،‬کارشــناس مســائل امریکا‬ ‫در گفت وگویی تفصیلی با هفته نامــه مثلث به تحلیل‬ ‫و ارزیابــی دالیــل یکه تازی دونالــد ترامــپ در جناح‬ ‫جمهوریخواهــان پرداخت و گفت ترامــپ به عنوان‬ ‫یک چهره غیرسیاســی زمانی که وارد انتخابات شد‪،‬‬ ‫اســتراتژی اش را بر این نکته قرار داد که صرفا افراد‬ ‫و شهروندان ناراضی از وضع موجود را به سمت خود‬ ‫جلب کند‪ .‬از انجایی که ترامپ سوابق اجرایی نداشت‬ ‫توانست خودش را به عنوان شخصی معرفی کند که‬ ‫می تواند با نابسامانی های اجتماعی مقابله کند و امید را‬ ‫در دل گروه کثیری از شهروندان امریکایی به خصوص‬ ‫محافظه کاران نســبت به وضع موجود ایجاد کرد‪ .‬به‬ ‫گفته این کارشناس‪ ،‬شاید از دید گروه کثیری از مردم‬ ‫امریکا‪ ،‬اخرین امید برای تغییر در این کشور شخصی‬ ‫مانند ترامپ باشد که بســیار صریح است‪ ،‬وابستگی‬ ‫مالی به محافل قدرت ندارد و می تواند تغییرات فوری و ‬ ‫انی در جامعه امریکا به وجود بیاورد‪ .‬او همچنین گفت‬ ‫که انتخابات ســال ‪ 2016‬برای حزب جمهوریخواه با‬ ‫تجربه تلخ شــکاف بین کادر رهبری حزب‪ ،‬اعضا و یا‬ ‫هواداران معمولی و توده های رای دهنده مواجه شد‪.‬‬ ‫ابوالفتح تاکید کرد بدون شــک انتخاب سران حزب‬ ‫شــخصی مانند ترامپ نبوده اســت؛ کســی که هیچ‬ ‫تجربه اجرایی نــدارد‪ ،‬صرفا به دلیــل انکه یک چهره‬ ‫تلویزیونی و جنجالی است توانسته مخاطب جذب کند‬ ‫و حرف هایی می زند که در نهایت نظم مستقر در جامعه‬ ‫امریکا را می تواند به مخاطره بیندازد‪.‬‬ ‫سیاســتمداران نرمال در جهان به مســائل سیاسی عالقه‬ ‫داشــت تالش می کرد که پله پله جلو برود‪ .‬یعنــی ابتدا در‬ ‫انتخابات فرمانداری ها شرکت کند یا سناتور شود و در نهایت‬ ‫به انتخابات ریاست جمهوری چشــم بدوزد‪ .‬البته در سال‬ ‫‪ 2016‬به خصوص در حزب جمهوریخــواه افرادی که تازه‬ ‫وارد چرخه رقابت ها شدند و می خواســتند یک شبه ره صد‬ ‫ســاله را طی کنند‪ ،‬بوده اند؛ مانند مارک روبیو یا تد کروز که‬ ‫هر یک دو‪ ،‬سه سال بیشتر سابقه حضور در کنگره امریکا را‬ ‫نداشته اند‪ .‬به هر حال در مقایسه با ترامپ‪ ،‬روبیو و کروز در‬ ‫انتخابات ایالتی در دیگر سمت های ایالتی حضور داشته اند‪،‬‬ ‫در انتخابات پیروز شــد ه و سناتور شــده اند و بعد از دو‪ ،‬سه‬ ‫سال گام در مسیر انتخابات ریاست جمهوری گذاشتند‪ .‬این‬ ‫در حالی است که ترامپ هیچ یک از مسیرها را طی نکرده‬ ‫است‪ .‬تصور من این است که بیشتر ارضای حس جاه طلبی‬ ‫او در این میان غالب است‪ .‬نکته دیگر اینکه ترامپ به عنوان‬ ‫یک ســرمایه دار این گونه تصور می کند که سیاستمداران‬ ‫بسیار غیرکارامد هستند‪ .‬او به عنوان شخصی که سال ها به‬ ‫سیاستمداران کمک مالی کرده تا سمت های انتخابی را پر‬ ‫کنند تصمیم گرفته از وضعیت حامی مالی خارج شود و وارد‬ ‫کارزار شود‪ .‬در حقیقت از دید ترامپ‪ ،‬امریکا به گماشتگان‬ ‫سیاســی که توســط ثروتمندان تامین مالی می شوند‪ ،‬نیاز‬ ‫ندارد بلکه نیاز دارد که یک سرمایه دار‪ ،‬خود رسما عهده دار‬ ‫مسئولیت شود و هر انچه در ذهنش است بدون واسطه به‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫شاید از دید گروه کثیری از مردم امریکا‪،‬‬ ‫اخرین امید بــرای تغییر در این کشــور‬ ‫شــخصی مانند ترامپ باشــد که بسیار‬ ‫صریح است‪ ،‬وابســتگی مالی به محافل‬ ‫قدرت ندارد و می تواند تغییرات فوری و ‬ ‫انی در جامعه امریکا به وجود بیاورد‬ ‫مورد اجرا بگذارد‪ .‬به نظر من مجموعه این عوامل باعث شده‬ ‫تا دونالد ترامپ وارد این رقابت بسیار حساس شود؛ او اکنون‬ ‫هم با نظم مستقر در امریکا و هم حزب جمهوریخواه رودررو‬ ‫قرار گرفته است‪.‬‬ ‫در نهایت شــما در رقابت میان ترامپ و هیالری‬ ‫کلینتون شانس کدام را برای ورود به کاخ سفید‬ ‫محتمل تر می‪‎‬دانید؟‬ ‫پیش بینــی پیروز نهایــی انتخابــات از هم اکنون‬ ‫سخت است اما هر یک از این نامزدها اگر انتخاب شوند‪،‬‬ ‫یک سری محاسن و یک سری معایب خواهند داشت‪ .‬در‬ ‫این میان به نظر می رســد ترکیب جمعیتی ایاالت متحده‬ ‫امریکا و نگرش اعتقــادی جامعه به ســمتی حرکت کرده‬ ‫اســت که پیروزی را برای نامزد حزب جمهوریخواه دشوار‬ ‫کرده است‪ .‬به این صورت که قشر اقلیت و مهاجرتبارها در‬ ‫حال افزایش است و زنان نیز به صورت فعال تری در جامعه‬ ‫حضور دارند‪ .‬از سوی دیگر تعداد جوانان در این کشور نیز‬ ‫در حال ازدیاد اســت‪ .‬همچنین فضای فرهنگی امریکا از‬ ‫فضای محافظه کارانه به سمت تفکرات نولیبرالی امریکایی‬ ‫در حال تغییر است‪.‬‬ ‫به عنوان مثــال امروز در جامعه امریکا دیگر مســاله‬ ‫همجنس گرایی قبیح نیســت و ازدواج انها پذیرفته شــده‬ ‫است یا اســتعمال ماری جوانا قابل قبول است‪ .‬مجموعه‬ ‫ایــن عوامل نشــان می دهد کــه جامعه امریکا به ســمت‬ ‫لیبرالیســتی نوع اروپایی یا چپ گرایی نوع دموکرات ها در‬ ‫حال حرکت است‪.‬‬ ‫این موارد باعث شده که شــرایط برای پیروزی نامزد‬ ‫حزب جمهوریخواه دشوار شود‪ .‬مگر اینکه شخصی مانند‬ ‫دونالد ترامــپ با انگشــت گذاشــتن روی نارضایتی های‬ ‫عمومی که هم جمهوریخواهان و هم دموکرات ها را در بر‬ ‫می گیرد‪ ،‬خود را به عنوان ناجی جامعه امریکا معرفی کند و‬ ‫این گونه نشــان دهد که اخرین امید برای بازگشت امریکا‬ ‫به روزهای طالیی ان اســت‪ .‬اگر ترامــپ موفق به انجام‬ ‫چنین اقداماتی شود‪ ،‬شانسش برای پیروزی در انتخابات‬ ‫ریاست جمهوری سال ‪ 2016‬افزایش خواهد یافت‪ .‬هرچند ‬ ‫همزمان با افزایش محبوبیت نامزد حزب جمهوریخواه در‬ ‫میان گروهی از محافظه کاران‪ ،‬این شــخص از دشمنان‬ ‫بسیاری هم برخوردار است‪ .‬رنگین پوســتان‪ ،‬مهاجران‪،‬‬ ‫التین تبارها و مســلمانان به شــدت از قدرت گرفتن چنین‬ ‫فردی احساس خطر می کنند؛‬ ‫زنــان دل خوشــی از ترامپ‬ ‫ندارند و جامعه نخبه امریکا‬ ‫نســبت به ایــن مســاله که‬ ‫سیاست به عرصه پوپولیسم‬ ‫بدل و از کنترل خارج شــود‪،‬‬ ‫احساس خطر می کند‪.‬‬ ‫بین الملل‬ ‫مهاجران التین تبار و مسلمانان سردهد یا برخورد غیرمعمول‬ ‫با زنان داشته باشــد‪ .‬زیرا چنین مسائلی می تواند در نتیجه‬ ‫انتخابات موثر باشد و باعث شکست انها شود‪ .‬سران حزب‬ ‫جمهوریخواه همواره این ترس و نگرانی را داشته و دارند‪.‬‬ ‫اما مردم و رای دهندگان حامی حــزب جمهوریخواه چنین‬ ‫دغدغه هایی ندارند و خواســته ها و انتظارات انها متفاوت‬ ‫اســت‪ .‬در نهایت ترامپ به دلیل اینکه وابســتگی مالی به‬ ‫تامین کنندگان هزینه های انتخاباتی ندارد خود را به حزب‬ ‫جمهوریخواه تحمیل کرد و به رغم میل باطنی سران حزب‬ ‫در صدر قرار گرفت‪ .‬درحــال حاضر جمهوریخواهان هیچ‬ ‫چاره ای ندارند جز اینکه امیدوار باشند ترامپ به قواعد حزبی‬ ‫بازگردد و در دوره رقابت اصلی که میــان نامزد دموکرات و‬ ‫نامزد جمهوریخواه است‪ ،‬از اصول و چارچوب حزب پیروی‬ ‫کند‪ .‬البته این امیدواری تاحدودی رنگ باخته است چرا که‬ ‫طی چند روز گذشته شاهد هســتیم ترامپ مواضعی اتخاذ‬ ‫کرده که با مواضع رسمی حزب جمهوریخواه مغایرت دارد‪.‬‬ ‫او اعالم کرده که می توان از ثروتمندان مالیات بیشــتری‬ ‫گرفت؛ یعنی به همان مساله ای اشــاره کرده که خط قرمز‬ ‫حزب جمهوریخواه است و سران این حزب چنین موضوعی‬ ‫را برنمی تابنــد‪ .‬همچنین او بــا افزایش حداقل دســتمزد‬ ‫موافقت کرده و گفته این تصمیم باید به دولت های ایالتی‬ ‫واگذار شود‪ .‬این دو موضوع از جمله موارد کلیدی است که‬ ‫پذیرش ان برای حزب جمهوریخواه بســیار دشوار است‪.‬‬ ‫اما به نظر می رســد که ترامــپ بعد از کنــار زدن رقبای هم‬ ‫حزبی و اطمینان نسبت به این موضوع که در نهایت حزب‬ ‫جمهوریخواه چاره ای جز معرفــی او به عنوان نامزد نهایی‬ ‫ندارد‪ ،‬قصد دارد برخی از رای دهندگان مستقل و ناراضیان‬ ‫حزب دموکرات را نیز به ســمت خــود جلب کند و با شــعار‬ ‫مقابله با ثروتمندان و افزایش حقوق کارگران حمایت طبقه‬ ‫کارگری که عمدتا طرفدار دموکرات ها هستند را نیز به سمت‬ ‫خود جلب کند تا از این طریق شانس پیروزی در انتخابات‬ ‫ریاست جمهوری ســال ‪ 2016‬را به دست بیاورد‪ .‬همچنین‬ ‫می توان این گونه تحلیل کرد که ترامپ برای رســیدن به‬ ‫صندلی ریاست جمهوری امریکا هرانچه فکر می کند الزم‬ ‫است انجام می دهد و به هیچ قاعده و نظمی پایبند نیست‪.‬‬ ‫به لحاظ مالی نیز گفته حاضر است یک میلیارد دالر ثروت‬ ‫شخصی اش را در این راه خرج کند و در جایگاه نامزد حزب‬ ‫جمهوریخواه حتی حاضر است به جنگ با این حزب برود‪،‬‬ ‫به این امید که کرسی ریاست جمهوری را از ان خود کند‪.‬‬ ‫البته مشخص نیســت که چنین رفتارهای متناقضی‬ ‫در نهایت مورد حمایت رای دهنــدگان حزب جمهوریخواه‬ ‫قرار گیرد یا خیر‪ .‬شــاید رای دهندگان حزب جمهوریخواه‬ ‫از این رفتار متناقض ترامپ سرخورده شوند و ترجیح دهند‬ ‫که به فردی مانند هیالری کلینتون که فردی شناخته شده و‬ ‫نظم پذیر است‪ ،‬رای دهند‪.‬‬ ‫به نظر شما در کل انگیزه ترامپ برای رسیدن به‬ ‫پستریاست جمهوریچیستوچراباوجودیکه‬ ‫سابقه سیاسی و اجرایی ندارد ان قدر تالش دارد‬ ‫به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود؟‬ ‫بــه نظــر مــن دونالــد ترامــپ فــردی به شــدت‬ ‫شــهرت طلب و جاه طلب اســت؛ فردی اســت که ثروت‬ ‫شخصی زیادی دارد‪ .‬در نیویورک روی تمام ساختمان هایی‬ ‫که متعلق به ترامپ اســت کلمه ترامپ نوشته شده است؛‬ ‫به عنوان مثال بازار خرید ترامپ‪ ،‬برج ترامپ‪ ،‬کشتی ترامپ‪.‬‬ ‫این مساله مشخص می کند که او به شدت جاه طلب است‪.‬‬ ‫همچنین دو برنامه بسیار پربیننده در سراسر دنیا متعلق به او‬ ‫بوده است‪ .‬بعد از تمام این موفقیت ها ترامپ می خواهد بر‬ ‫صندلی مهم ترین سمت سیاسی جهان تکیه بزند و تالش‬ ‫دارد که به عنــوان رئیس جمهوری ایــاالت متحده امریکا‬ ‫انتخاب شود‪.‬‬ ‫اگر چنین فردی یک فرد سیاســی بــود و مانند تمام‬ ‫بین الملل‬ ‫‪41‬‬ ‫بین الملل‬ ‫اخرینبازمانده‬ ‫بیشتر از نیمی از جامعه امریکا ترامپ را دوست ندارند‬ ‫مرتضی مکی‬ ‫‪3‬‬ ‫کارشناس مسائل بین الملل‬ ‫دونالد ترامپ‪ ،‬اخرین بازمانــده جمهوریخواهان در‬ ‫رقابت های درون حزبی که دیگر رقیبی بر سر راه نمی بیند‪،‬‬ ‫خود را برای انتخابات ریاست جمهوری نوامبر اماده می کند‪.‬‬ ‫اخریــن رقبــای جمهوریخواه وی نیــز اخیــرا از رقابت ها‬ ‫کنار کشــیدند و راه بــرای نامــزدی قطعــی وی به عنوان‬ ‫گزینــه جمهوریخواهــان هموار شــده اســت‪ .‬انتخابات‬ ‫‪ 2016‬ریاســت جمهوری امریــکا به احتمــال زیاد عرصه‬ ‫نمایش رقابت هیالری کلینتــون دموکرات و دونالد ترامپ‬ ‫جمهوریخواه خواهد بود‪.‬‬ ‫پیروزی این نامزد پیشتاز جمهوریخواه در انتخابات‬ ‫درون حزبی را باید در نتیجه تغییر و تحول در جامعه امریکا‬ ‫دانســت که در طول چند سال گذشــته با ان مواجه بوده و‬ ‫شــاید نظام سیاســی امریکا نمی خواهد به ان توجه کند‪.‬‬ ‫در طول چند ســال گذشــته‪ ،‬جنبش «تی پارتی» با افکار‬ ‫هنجارشکن در جامعه امریکا شکل گرفت که به دنبال ایجاد‬ ‫تغییرات اساسی و بنیادین در ساختار حکومتی امریکا بود‪،‬‬ ‫از سوی دیگر ما شاهد جنبش وال استریت بودیم که منتقد‬ ‫نظام اقتصادی و ســرمایه داری امریکا بو د و اعالم کرد که‬ ‫چرا باید یک درصــد از جامعه این کشــور بخش عمده ای‬ ‫از ثروت را در دســت داشته باشــند‪ .‬این دو رویکرد در روند‬ ‫رقابت های دو حزب دموکراسی و جمهوریخواهان انعکاس‬ ‫یافت‪ ،‬به گونه ای که می توان گفــت‪ ،‬دونالد ترامپ را باید‬ ‫نماینده جنبــش تی پارتی و برنی ســندرز در دمو کرات ها را‬ ‫نماینده جنبش وال استریت دانست‪ .‬این دو حزب بر این باور‬ ‫بودند که این دو جریان اعتراضی و سیاسی را بدین شکل‬ ‫می توانند تحت کنترل خود دراورنــد‪ .‬اما این رفتار و اقدام‬ ‫نه تنها موفقیتی برای این دو حزب به همراه نداشــت بلکه‬ ‫عمال بحران حزبی در درون این دو حزب ایجاد کرده است‪.‬‬ ‫به طور نمونه در حزب جمهو ریخــواه اگر چه رهبران حزب‬ ‫تالش بسیاری کردند تا ترامپ از همه سدها رد شده و نامزد‬ ‫نهایی شود اما از سوی اعضای حزبش حمایت نمی شود‪.‬‬ ‫در مقابل در حالی که اکثر رهبران ارشد جمهوریخواه اعالم‬ ‫کرده اند که از دونالد ترامپ برای رســیدن به ریاســت کاخ‬ ‫ســفید حمایت نمی کنند‪ ،‬این میلیاردر چندی پیش تاکید‬ ‫کرد که بــه این مســاله اهمیتی نمی دهــد و اصال برایش‬ ‫مهم نیست‪.‬‬ ‫اگر ظهور ترامپ هیچ صبغه روشن و پیش بینی پذیری‬ ‫نداشت این انتخابات هم دقیقا همین شــرایط را دارد و به‬ ‫هیچ وجه شــباهتی به هیچ یک از انتخابات امریکا ندارد‪.‬‬ ‫کلینتون که سابقه اش در وزارت خارجه برخی دموکرات ها‬ ‫را متقاعد کــرد می تواند به ســادگی پیروز شــود اکنون به‬ ‫اندازه جــورج دبلیو بــوش در انتخابــات ‪ 2004‬نامحبوب‬ ‫اســت‪ .‬ترامپ اما محبوبیتش حتی از او نیز کمتر اســت و ‬ ‫بین غیر سفیدپوستان کمترین محبوبیت را از سال ‪ 1964‬و‬ ‫کمپین بری گلدواتر دارد‪.‬‬ ‫پارادوکس های یک پوپولیست‬ ‫‪42‬‬ ‫علی بیگدلی‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫بین الملل‬ ‫ترامپ قادر به اجماع سازی در حزب جمهوریخواه نیست‬ ‫‪4‬‬ ‫کارشناس روابط بین الملل‬ ‫دونالد ترامپ در حالی توانســته نامزد پیشــتاز حزب‬ ‫جمهوریخواه باشد که یک ذهن مستقل و واحد در خصوص‬ ‫مسائل سیاست داخلی و خارجی امریکا ندارد‪ .‬او میلیاردری‬ ‫استکهباتکیهبرمنابعمالیخودوشهرتیکهدرمیانافکار‬ ‫عمومیداشته‪،‬توانستهپیشرفت هاییرادرایندوربهدست‬ ‫اورد اما موضوع مهم ان است که اظهارنظرهای او تابع یک‬ ‫استراتژی قابل قبول نیستند و حتی ایده های مطرح شده از‬ ‫سوی او قابلیت پیاده کردن نیز ندارند‪ .‬شاید اگر در روزهای‬ ‫اولی که او بــرای انتخابات مقدماتی حــزب جمهوریخواه‬ ‫اعالم امادگی و حضور خود را جدی کرد براساس شعارهایی‬ ‫نژادی که مورد قبول بخشی از جامعه امریکاست توانست به‬ ‫ســناتور بن راس در این باره می نویســد‪« :‬در تاریخ‬ ‫انتخابات مــا تقریبا هرگز کاندیدایی نداشــتیم که نیمی از‬ ‫رای دهندگان نســبت به او نظر منفی داشــته باشند‪ .‬حتی‬ ‫مفتضح ترین ها در شــهر من محبوبیت شــان از این دو به‬ ‫اصطالح «رهبر» بیشتر است‪».‬‬ ‫بر اساس میانگین موسسه ‪ RealclearPolitics‬میزان‬ ‫عدم محبوبیت ترامپ ‪ 65‬درصد و هیالری ‪ 55‬درصد است!‬ ‫این دوره از رقابت های درون حزبی امریکا متفاوت تر‬ ‫از دوره های پیشین انتخابات بوده اســت‪ .‬دلیل این امر‪،‬‬ ‫راهیابی شــخصیت هایی مانند ترامپ‪ ،‬ســندرز و هیالری‬ ‫کلینتون اســت‪ .‬اما دلیل اینکه می گویند قرار است مردم‬ ‫امریکا میان بــد و بدتر یکی را انتخاب کنند این اســت که‬ ‫نظرســنجی ها نشــان می دهد که مردم بیشــتر بــه دلیل‬ ‫ن یا به ترامپ‬ ‫رئیس جمهور نشدن طرف مقابل‪ ،‬یا به کلینتو ‬ ‫رای خواهند داد‪ .‬طبق امار به دست امده از نظرسنجی های‬ ‫اخیر‪ ،‬برخی از مردم به دلیل تنفر از ترامپ به کلینتون و در‬ ‫مقابل برخی دیگر به دلیل جلوگیری از دســتیابی کلینتون‬ ‫به مسند ریاســت جمهوری به ترامپ رای خواهند داد‪ .‬زیرا‬ ‫ شــعارها و ســخنرانی های انجام شــده در طول کمپین ها‬ ‫و مناظره هــای تلویزیونی در چند ماه اخیر نشــان داده که‬ ‫اهداف انها به گونه ای نیســت که بتواند نیازهای واقعی و‬ ‫توقعات افکارعمومی امریکا را براورده کنند‪ .‬به هر حال این‬ ‫دو شخصیت در نتیجه یک ســاختار سیاسی و نظام یافته‬ ‫قدیمی به رقابت های ریاست جمهوری امریکا راه یافته اند‬ ‫که با مطالبات و تمایالت مردم امریکا بسیار متفاوت است‪.‬‬ ‫اگر نظام سیاســی انتخاباتی به گونه ای طراحی شــده بود‬ ‫که افراد با مواضع و دیدگاه های مختلف می توانســتند راه‬ ‫یابند‪ ،‬در این صورت دیگر‪ ،‬شــاهد حضور شخصیت هایی‬ ‫مانند هیالری کلینتون و دونالد ترامپ در صحنه انتخاباتی‬ ‫نبودیم‪ .‬بر همین اســاس می توان گفت کــه در این دوره‬ ‫پیروزی دست پیدا کند اما این به معنی ان نیست که اعضای‬ ‫حزب جمهوریخواه خواســتار حضور نامزدی تنها براساس‬ ‫دیدگاه مردمی در این کشور هســتند‪ .‬از انجا که شعارهای‬ ‫او چندان به مذاق اعضای حزب جمهوریخواه به خصوص‬ ‫جمهوریخواهان ســنتی خوش نیامد‪ ،‬بنابراین در شــرایط‬ ‫کنونی که کارزار انتخاباتی در امریکا شــکل جدی تری به‬ ‫خود گرفته است‪ ،‬شــاهد تغییر رویه او در سخنرانی هایش‬ ‫هستیم‪.‬هر چند ترامپتوانستهموفقیت هاییرادرانتخابات‬ ‫مقدماتی کســب کند و از این طریق توانســته نظر بخشی‬ ‫از حــزب جمهوریخــواه را به نفع خــودش تغییــر دهد اما‬ ‫موضوع مهم ان اســت که اظهارنظرهای او غالبا متعارض‬ ‫و متناقض هستند‪ .‬اظهارنظرهای او دقیق نبود و از رویکرد‬ ‫سیاسی مستقلی برخوردار نیســت‪ .‬در حالی که در شرایط‬ ‫کنونی یکی از موضوعات مهم برای کاندیداهای انتخابات‬ ‫امریکا مباحث مرتبط با سیاســت خارجی است‪ .‬از انجا که‬ ‫اظهارنظرهای روشــن و شــفاف و ارائه راهکارها به منظور‬ ‫مواجهه با چالش هایی که یک کشــور در خارج از مرزهای‬ ‫خود با انها رو به روست‪ ،‬از اهمیت خاصی برخوردار است اما‬ ‫سیاست خارجی ترامپ بسیار متناقض است و بازخوردهای‬ ‫مثبتی به همراه نداشته است‪ .‬این موضوع از ان رو اهمیت‬ ‫دارد که در کنار مباحث سیاست داخلی که برای امریکا بسیار‬ ‫حائز اهمیت اســت‪ ،‬سیاســت خارجی نیــز دارای اهمیت‬ ‫اساسی اســت‪ ،‬بنابراین هر کاندید ا باید برنامه مشخص و‬ ‫مدونی را ارائه دهد‪.‬‬ ‫ن ترامــپ در زمینه هــای مختلــف و مباحث‬ ‫ســخنا ‬ ‫سیاســی‪ ،‬اجتماعی و اقتصادی بســیار متناقض اســت‪.‬‬ ‫ ترامپ از یک ســو می گوید که در صورت پیروزی‪ ،‬امریکا‬ ‫را مقدم بر هر چیز دیگری قرار خواهد داد که در این راســتا‬ ‫اگر هم پیمانان امریکا در اروپا و اســیا هزینه بیشتری برای‬ ‫اقدامــات امنیتی امریــکا نپردازند‪ ،‬دیگر از ایــن اقدامات‬ ‫از انتخابات مردم نه بر اســاس عالیق و ایمان خود به یک‬ ‫کاندیدای به خصوص بلکه تنها به دلیــل ترس از پیروزی‬ ‫کاندیدای طرف مقابل در انتخابات شرکت خواهند کرد‪.‬‬ ‫در این میان دونالد ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی‬ ‫خود همواره با بیان اظهارات جنجال امیز توانسته واکنش‬ ‫برخی را چــه در داخل کشــور و چــه در ســطح بین الملل‬ ‫برانگیزد‪ ،‬به خصوص اظهارات وی درباره مســلمانان پس‬ ‫از حمالت تروریســتی در پاریس و کشته شــدن پبیش از‬ ‫‪ 130‬نفر در نوامبر سال گذشــته مبنی بر ممنوعیت موقت‬ ‫ ورود انها به امریکا شــدیدا محکوم شــد‪ .‬درواقع در طول‬ ‫کمپین هــای انتخاباتی در امریــکا‪ ،‬مشــاورهای ترامپ‬ ‫تالش کردند که از نگرانی هــا و چالش هایی که پیش روی‬ ‫امریکا و جهان وجود دارد‪ ،‬در راستای جلب بیش از پیش‬ ‫ارای مردم به نوعی بهره برداری تبلیغاتی و سیاسی بکنند‪.‬‬ ‫به هر حال از یک ســو گســترش فضای اسالم ستیزی در‬ ‫سراســر جهان و به خصوص در امریکا بــه دلیل عملیات‬ ‫گروه های تروریستی به اصطالح مسلمان و از سو ی دیگر‬ ‫سرازیر شدن پناهجویان ســوری و عراقی به دلیل جنگ و‬ ‫خونریزی در کشورشان به سمت کشــورهای غربی باعث‬ ‫شده که ترامپ با استفاده از این نگرانی ها و با اتخاد مواضع‬ ‫غیرواقعی‪ ،‬جنجال برانگیز و ساختارشــکن به نوعی ارای‬ ‫مردم را به سمت خود جلب کند اما باید بر این نکته تاکید کرد‬ ‫که بخشی از این شعارهای جنجال برانگیز تبلیغاتی است و‬ ‫در صورت پیروزی ترامپ در انتخابات ریاســت جمهوری‪،‬‬ ‫این شعارها قابل اجرا نیستند زیرا هر گونه اجرای انها باعث‬ ‫ایجاد بحران می شود‪ ،‬حتی با متحدان نزدیک این کشور‬ ‫مانند انگلیس و‪...‬‬ ‫در همین راســتا مانوئل والس‪ ،‬نخست وزیر فرانسه‬ ‫در اظهاراتــی‪ ،‬ترامپ را به بد بودن متهــم کر د‪ .‬وی پیش‬ ‫از این هم ترامــپ را به دلیل اظهاراتش درباره مســلمانان‬ ‫ســخنان ترامپ در زمینه های مختلف و‬ ‫مباحث سیاســی‪ ،‬اجتماعی و اقتصادی‬ ‫بسیار متناقض اســت‪ .‬ترامپ می گوید‬ ‫که در صورت پیروزی‪ ،‬امریکا را مقدم بر‬ ‫هر چیز دیگری قرار خواهد داد که در این‬ ‫راســتا اگر هم پیمانان امریــکا در اروپا و‬ ‫اسیاهزینهبیشتریبرایاقداماتامنیتی‬ ‫امریکا نپردازند‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫بــر ایــن اســاس سیاســت های اعالمــی ترامــپ‬ ‫غیرمنسجم‪ ،‬بسیار کلی و ناهماهنگ با اصول کلی سیاست‬ ‫امریکا هســتند ‪ .‬ترامپ بر لزوم وجود انســجام در سیاست‬ ‫خارجی کشــور تاکید کرد اما تناقض های فاحش سخنان‬ ‫وی حاکی از چنین دیدگاهی نبود‪ .‬او دوران جنگ ســرد را‬ ‫دوران طالیی برای امریکا دانست و در عین حال مشارکت‬ ‫امریکا در نهادها و ســازمان های بین المللی کــه از ارکان‬ ‫اصلی و حتی جدایی ناپذیر سیاســت خارجی کاخ سفید در‬ ‫ان دوران بود را انکار کرد‪ .‬ترامپ تاکید کرده که در صورت‬ ‫رئیس جمهور شــدن‪ ،‬داعش را از میان خواهد برد و گزینه‬ ‫خود در این باره را سالح هسته ای نامید‪ .‬این در حالی است‬ ‫که امریکا و متحدانش با بحث استفاده از سالح هسته ای‬ ‫ضدیت جدی دارند‪ .‬از سوی دیگر او هیچ توضیحی نداد که‬ ‫در این باره چه وقت یا کجا دست به کار خواهد شد یا حتی چه‬ ‫کاری انجام خواهد داد یا اقدامات احتمالی او با اقداماتی که‬ ‫تاکنون انجام شده چه تفاوت هایی خواهد داشت‪ .‬او خو د را‬ ‫فردیصلح طلبمعرفیمی کندوتاکیدداردکهمشکلبزرگ‬ ‫دنیای امروز وجود انبوه تســلیحات است اما در عین حال‪،‬‬ ‫خواستار تقویت هســته ای امریکا و افزایش بودجه نظامی‬ ‫این کشور اســت‪ .‬بنابراین ســخنان او انبوهی از تناقضات‬ ‫حاصل نااگاهی او نسبت به موضوعات گذشته و حال است‪.‬‬ ‫او تاکید بر مساله نظامی را هنگامی می داند که امنیت‬ ‫امریکا به مخاطره بیفتد و بر این اساس سعی دارد به مسائل‬ ‫داخلی این کشور اولویت اساسی دهد‪ .‬حال انکه بسیاری‬ ‫این ایــده را نوعی سیاســت انزواگرایی معرفــی می کنند‪.‬‬ ‫بنابراین این رویکرد ترامپ نشــان می دهد کــه او از تاریخ‬ ‫علم سیاســت نیز چیزی نمی داند‪ .‬بر این اســاس بسیاری‬ ‫از کارشناســان اظهارنظرهــای او در سیاســت خارجــی را‬ ‫ساده انگارانه دانســته اند و این موضوع را ناشی از نااگاهی‬ ‫او در خصوص موضوعــات متعددی چون علم سیاســت‬ ‫ی ترامپ که‬ ‫می دانند‪ .‬سیاست های ضدمهاجرت پیشنهاد ‬ ‫برخاسته از نژادپرستی‪ ،‬بیگانه هراسی و اسالم هراسی است‬ ‫برای سیاســت خارجی امریکا خطرناک است و بسیاری از‬ ‫کارشناسان نیز به این موضوع اعتقاد راسخ دارند‪.‬‬ ‫در واقع باید به این نکته اشاره کرد که ترامپ هیچ گونه‬ ‫اصول مشخصی برای سیاست داخلی و خارجی امریکا ندارد‬ ‫و نمی تواند منجــر به اجماع در حزب جمهوریخواه شــود‪.‬‬ ‫هر چند ممکن اســت او با خرج و مخارج ســنگین بتواند به‬ ‫مرحله نهایی انتخابات ریاست جمهوری امریکا راه پیدا کند‬ ‫اما به دلیل انکه او برنامه مدونی در خصوص مسائل مختلف‬ ‫ندارد بنابراین احتمال پیروزی او بسیار کمرنگ است‪ .‬بر این‬ ‫اساس او زیربنای عملکرد خود را تنها شعارهای جذابی قرار‬ ‫داده کــه می تواند موجب تحریک احساســات عمومی در‬ ‫امریکا شود‪ .‬او در حالی سعی دارد ادبیات خود در خصوص‬ ‫ت را نظم ببخشد که بســیاری از کارشناسان سیاسی‬ ‫سیاس ‬ ‫نسبتبهحضوراودرراسهرمقدرتدرامریکااظهارنگرانی‬ ‫ت ترامپ هر چند توانســته تا حدودی‬ ‫می کنند‪ .‬در هر صور ‬ ‫نسبت به گذشته ادبیات مشخص تری را مطرح کند اما این‬ ‫موضوع به معنای ان نیســت که او توانایــی کافی برای به‬ ‫دست اوردن پست ریاست جمهوری در امریکا را داراست‪.‬‬ ‫بین الملل‬ ‫بهره مند نخواهند بود‪ .‬بنابراین مشخص است که او درکی از‬ ‫ت حاکم بر ان ندارد‪ .‬حال‬ ‫واقعیت های کنونی جهان و سیاس ‬ ‫انکه سیاست امریکا بین المللی گرایی و اشاعه دموکراسی‬ ‫و امنیت در جهان اســت اما او با طرح موضوع اســتفاده از‬ ‫سالح هســته ای به گونه ای امنیت بین المللی را به چالش‬ ‫می کشد‪ .‬تناقض صحبت های او از ان رو است که او از یک‬ ‫سو می خواهد امنیت و منافع امریکا را در صدر قرار دهد و از‬ ‫طرف دیگر می خواهد از عرصه جهانی عقب نشینی کند که‬ ‫این دو با هم قابل جمع نیستند‪ .‬ترامپ به درستی اگاه نیست‬ ‫که بحث امنیت در جهان تغییراتی جدی یافته است‪ .‬اینکه‬ ‫امنیت کشــورها دیگر به طور یکجانبه قابل تحقق نیست‪.‬‬ ‫بر این اساس او با اظهارنظرهای غیرعلمی موجب رنجش‬ ‫متحدان ایاالت متحده نیز می شود‪.‬‬ ‫این موضوع در حالی اســت که او هیچ گونه ســابقه‬ ‫در عرصه سیاســی ندارد‪ .‬بنابرایــن او برنامه و اســتراتژی‬ ‫مشخصی ندارد‪ .‬اما محرک اصلی او باالبردن مقام و منزلت‬ ‫امریکاست‪.‬برایناساسبخشعمدهسخناندونالد ترامپ‬ ‫در هفته گذشته به حمله به سیاســت خارجی جورج بوش و‬ ‫باراک اوباما به خصوص در قبال بحران خاورمیانه اختصاص‬ ‫داشت‪ .‬به اعتقاد او با اشــتباهات اوباما در تعامل با ایران و‬ ‫معامله فاجعه بار با جمهوری اسالمی‪ ،‬ایران تبدیل به قدرتی‬ ‫ت ترامپ از سیاست خارجی اوباما‬ ‫بزرگ شده است‪ .‬انتقادا ‬ ‫در خصوص سوریه‪ ،‬عراق‪ ،‬کره شمالی‪ ،‬اسرائیل و داعش‬ ‫در حالی مطرح می شــود که بســیاری از کارشناسان تاکید‬ ‫کرده اند که سیاست او در این خصوص اشتباه است‪ .‬او به‬ ‫اشــتباه می گوید ایران به تعهدات خود در توافق هسته ای‬ ‫عمل نکرده است که این حرف هیچ شباهتی به واقعیت های‬ ‫موجود در این خصوص ندارد‪ .‬اما از ســوی دیگر اسرائیل‬ ‫را یک دموکراســی واقعی در خاورمیانــه می داند حال انکه‬ ‫ننیست‪.‬‬ ‫چنی ‬ ‫به باد انتقاد گرفته بود‪ .‬وی برجسته شدن شخصیت هایی‬ ‫مانند این نامزد انتخاباتی را نشانه گســترش پوپولیسم در‬ ‫جهان دانست‪ .‬همچنین پس از ان که ترامپ گفت‪ ،‬برای‬ ‫شــهردار جدید لندن که یک مسلمان اســت برای ورود به‬ ‫امریکا اســتثنا قائل می شود‪ ،‬صادق خان شــهردار لندن‬ ‫حرف های ترامپ را درباره مســتثنی کردنش برای ورود به‬ ‫امریکا بی اهمیت دانست و او را متهم به داشتن «دیدگاهی‬ ‫جاهالنه» درباره اسالم کرد‪ .‬در همین راستا دیوید کامرون‬ ‫نخســت وزیر انگلیس نیز در مــاه دســامبر ‪ 2015‬در یک‬ ‫کنفرانس خبری دربــاره اظهارات جنجالــی ترامپ درباره‬ ‫جلوگیری از ورود مسلمانان به امریکا اعالم کرد‪ ،‬این ایده‬ ‫«تفرقه امیز‪ ،‬احمقانه و اشــتباه» بوده و بــه کارگیری این‬ ‫سیاست غلط است‪.‬‬ ‫در کل اگر بخواهیم به بررسی احتمال پیروزی کدام‬ ‫کاندیدای ریاست جمهوری در انتخابات امریکا بپردازیم‪،‬‬ ‫باید نتایج به دســت امده در نظرســنجی های اخیر را مورد‬ ‫توجه قرار دهیم‪ ،‬هیــاری کلینتون از حــزب دموکرات و‬ ‫دونالد ترامپ از حــزب جمهوریخواه رقابــت تنگاتنگی را‬ ‫با یکدیگر دنبــال می کنند‪ .‬بر همین اســاس با وجود همه‬ ‫انتقادات و واکنش ها دور از ذهن نیست که دونالد ترامپ‬ ‫پیروز انتخابات ریاســت جمهوری امریکا باشد‪ .‬البته این‬ ‫نکته را باید یاداور شد که انتخابات این کشور به خصوص در‬ ‫این دوره که نامزدهای انتخاباتی با شعارهای ساختارشکن‬ ‫و جنجالی پا به عرصه کارزار انتخاباتی گذاشته اند‪ ،‬بسیار‬ ‫پیچیده اســت و نمی توان در این بــاره صد درصد صحبت‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫‪43‬‬ ‫درباره اقای کارگردان‬ ‫فرهنگ‬ ‫ابراهیم حاتمی کیا‪ ،‬برجســته ترین ملودرام ساز ســینمای ایران و یکی از معدود‬ ‫فیلمسازان بزرگ پس از انقالب است که توانسته نظر مخاطبان خاص و عام را توامان‬ ‫جلب کند‪ .‬حاتمی کیای امروز ‪ ،‬مخالفان و موافقان متعدد و متنوعی دارد که هر یک از‬ ‫زاویه ای اثارش را بررسی می کنند اما همه انها در یک موضوع هم دل و هم زبان هستند؛‬ ‫اینکه ابراهیم سینما ‪ ،‬مدیومش را می شناسد ‪ ،‬ژانر را می شناسد و برعکس بسیار دیگری‬ ‫از فیلمسازان که اسم ها را به گرده می کشند‪ ،‬بلد اســت چگونه با زبان دوربین حرف‬ ‫بزند‪ .‬این پرونده در بزرگداشت سی سال فیلمسازی اقا ابراهیم است‪.‬‬ ‫ت‬ ‫یتر‬ ‫ا‬ ‫و‬ ‫ل‬ ‫‪44‬‬ ‫گفت وگو با ابراهیم حاتمی کیا‬ ‫درباره‪ 3 0‬سال فیلم سازی‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫به چپ و راست کاری ندارم‬ ‫فیلمخودم را می سازم‬ ‫ضد مردم یا با مردم؟‬ ‫گفت وگوی چالشی محمدتقی فهیم و نیما‬ ‫حسنی نسب درباره ‪30‬سال فیلمسازی‬ ‫ابراهیم حاتمی کیا‬ ‫‪1‬‬ ‫می گوینــد ادم جنگ اســت‪ ،‬یــا شــاید نماینده‬ ‫ادم های ان دوران ‪.‬می گویند او یک نشــانه اســت از‬ ‫اینکه جنگ تمام نشده؛ از اینکه ادم های جنگ هنوز‬ ‫و همیشــه هســتند‪ .‬او یک استثناســت‪ .‬او نماینده‬ ‫کسی نیست‪ .‬او ابراهیم اســت ‪ ،‬ابراهیم حاتمی کیا‪.‬‬ ‫ابراهیم فرزنــد زمانه خود اســت و این یــک واقعیت‬ ‫اســت‪.‬دوربین چشــم اوســت‪ .‬با دوربینش همانی‬ ‫را می بینــد که با چشــمانش می بیند‪ .‬درســت خالف‬ ‫خیلی هــای دیگر!نقــش اول هــای ابراهیــم خود او‬ ‫هســتند‪« .‬خودی» که در همــه این ســال ها بین ما‬ ‫زیسته ! او درست همان چیزی را می بیند که مردمش‬ ‫می بینند‪.‬ابراهیــم‪ ،‬ابراهیم اســت‪ .‬ابراهیم قهرمان‬ ‫ماست‪ .‬ابراهیم ‪ ،‬خود ماست‪ .‬ابراهیم حاتمی کیا چند‬ ‫هفته پیش دعوت ما را برای یک گفت و گو پذیرفت ‪.‬‬ ‫به منزل او رفتیم و سه ساعت با او حرف زدیم ؛ درباره‬ ‫‪ 30‬سال فیلم سازی او؛ درباره تفکرات او و درباره انچه‬ ‫در این ســال ها میــان او با جامعه و دولت ها گذشــته‬ ‫است‪ .‬انچه می خوانید ماحصل این گفت و گو است‪.‬‬ ‫می توان گفــت او با وجــود برخی انتقادهــا همچنان‬ ‫مهم ترین سینماگر انقالب است‪.‬‬ ‫قصه مهاجر را در ایام بستری شدن امام نوشتم که‬ ‫ توفانی در دل سربازان دهه چهلی امام خمینی بود‪.‬‬ ‫فیلمنامه های اولی ام خیلی رادیکال بود‪ .‬هواپیمای‬ ‫«مهاجر» به مثابه وجدان بیدار نسل جنگ‪ ،‬از فراز‬ ‫نیستان های مجنون میزهای مذاکره را می دید و‬ ‫دردسر می ساخت‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫وقتی این دیدگاه وارد عرصه قدرت شد خیلی پیچیده شد‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬ان موقع بچه ها بیشتر با روحانیت‬ ‫مرزبندی داشتند‪.‬‬ ‫بله‪ .‬به دلیل اینکه یونی ها به امام نزدیکتر بودند؛‬ ‫ان روزها نشــانه ها خیلی واضح تر بود؛ برعکس االن‪ .‬به‬ ‫یاد دارم اصغر نقی زاده در جبهه‪ ،‬کارش رســاندن روزنامه‬ ‫به خط های مقدم در جزیره مجنون بود‪ .‬می گفت روزی با‬ ‫موتور به ســمت خط مقدم حرکت کرده بودم و در شرایطی‬ ‫زیر دید و اتش عراقی ها افتادم‪ .‬اتش ســنگین شــد و من‬ ‫با مصیبت موتور را در یک چالــه رها کرده و خودم زیر یکی‬ ‫از پل ها پناه گرفتم‪ .‬نمیشــد بیرون امد‪ ،‬فرصتی شــد که‬ ‫روزنامه هــا را تورق کنــم‪ .‬روزنامه هایی مثــل جمهوری و‬ ‫کیهان بود‪( .‬خنده) با حوصله شــروع بــه خواندن کردم و‬ ‫دیدم مرکز چقدر دعواست‪ .‬انقدر که اصال دلم نمی خواست‬ ‫از زیر پل بیرون بیایم‪ .‬بعد فکر کــردم من این روزنامه ها را‬ ‫به خط مقدم می رسانم تا ان بنده خدایی که با همه وجود و‬ ‫اخالصش می جنگد‪ ،‬اگر این چیزهــا را بداند‪ ،‬انگیزه اش‬ ‫سست می شود‪ .‬پس من ســر چه چیزی خودم را به کشتن‬ ‫می دهم؟! (خنده)‪ .‬برای من این ســوژه ها‪ ،‬جذاب است‪.‬‬ ‫جذابیتش هم سر چیست؟ یعنی تحقیر کردن سیاست که‬ ‫چرا اینها وحدت ندارند یا چرا اینطور حرف ها را می زنند و چرا‬ ‫وحدت ملی نیست؟ نه‪ ،‬من این را قبول نداشتم و االن هم‬ ‫قبول ندارم‪ .‬تحقیرکردن سیاســت و نگاه سیاسی مدنظرم‬ ‫نیست‪ .‬نگاه سیاسی که می گویم یعنی دکترینی که می گوید‬ ‫روش حکومت باید براساس این باشد یا ان‪ .‬در جامعه وزنه‬ ‫ایجاد کند‪ .‬حس کردم که من جزو جریانی حساب می شوم‬ ‫که می خواهد نظام و سیســتم را نقد کند‪ .‬شــاید انقدر که‬ ‫نگاهم به سمت نظام و ساختار قدرت بود‪ ،‬خیلی به سمت‬ ‫مردم نیست‪ .‬مساله ای که بعدها به من خیلی انتقاد شد که‬ ‫چرا مردم را نگاه نمیکنی؟ واقعیت این است که من خودم‬ ‫را مردم می دانم و انچه را می دیــدم از بین مردم می دیدم‪،‬‬ ‫می خواســتم به هرم قدرت بپردازم‪ .‬اما لحن من ملودرام‬ ‫است‪ .‬مثال در کرخه تا راین‪ ،‬جدال یک خواهر و برادر که‬ ‫یکی فراری ساختار سیاسی و دیگری مدافع ساختار سیاسی‬ ‫است‪ ،‬برایم جذاب می شود‪ .‬سیســتم‪ ،‬پناهنده سیاسی را‬ ‫تحمل نمی کند؛ اما خواهر که نمی تواند برادرش را کتمان‬ ‫کند‪ .‬این حرف جزو حرف های مگــوی دهه ‪ 70‬بود‪500 .‬‬ ‫صفحه علیه من از جانبازان مظلوم امضا و عریضه گرفتند‬ ‫که این فیلم توهین به جانباز است! یعنی تا این اندازه اراده‬ ‫سیاسی وجود داشــت که نباید این حرفها گفته شود‪ ،‬ولی‬ ‫بحمدالله گفته شــد‪ .‬اصال لــذت و انگیــزه ام همین بود‪.‬‬ ‫غیر از دلمشغولی هنری سینما بیان این مساله هدفم بود‪.‬‬ ‫می خواهم بگویم هر فیلمی که ســاختم‪ ،‬مساله ام همین‬ ‫بوده‪ .‬منتها یک وقت هایی غلظتش زیاد می شده و خیلی به‬ ‫چشم امده یا خودم خیلی عصبانی تر شدم و صریح تر حرف‬ ‫زدم و یک جاهایی هم نرم گفتم‪.‬‬ ‫وقتی می بینم نوشــته ای فیلم «بادیــگارد» را یک‬ ‫سخن بی موقع و بی دلیل می داند ‪ ،‬حدس می زنم نویسنده‬ ‫اگر غرض و مرضی شــخصی نداشته باشد‪ ،‬حتما از نسلی‬ ‫است که مساله اش انچه مســاله من هست‪ ،‬نیست‪ ،‬واال‬ ‫برای نسل من این موضوع تازگی دارد‪.‬‬ ‫جریان راســت ذاتا از جنس ســنت بود؛ انگار جهان‬ ‫دیده ترند‪ .‬برای شــان هنر یک امر پیش پا افتاده اســت‪.‬‬ ‫بیشتر به عنوان یک بلندگو اعتبار دارد تا استقالل و شا نیت‬ ‫دادن به هنرمند‪ .‬من نســبت انها را با خــودم بارها ازمایش‬ ‫کردم‪ .‬انها به اهــل هنر به عنوان موجوداتی که از ســبیل‬ ‫حق دورند و به همان شکلی که پدر خدابیامرزم می گفت که‬ ‫این عالم‪ ،‬عالم مطربی است‪ .‬خب طبیعی است که من با‬ ‫همه دلبستگی هایم از انها فاصله می گیرم و به جریانی پناه‬ ‫می برم که نگاهش تا این حد عقب نباشد‪ .‬جایی که به هنر‬ ‫شــانیت بدهد و او را صاحب حق برای نقد بداند‪ .‬البته چپ‬ ‫و راست در ایران خیلی جدی نیســت ولی در همین اندازه‬ ‫هم که من اشــاره کردم‪ ،‬به هر حال با لحنی که من در نقد‬ ‫اجتماعی داشــتم معلوم بود که به چپ نقاد بیشتر گرایش‬ ‫پیدا می کردم تا راست سنتی‪.‬‬ ‫بههرحالکمیحاشیهرفتمکهتاکیدکنمفیلمسازیکه‬ ‫االن روبه رویتان نشسته‪ ،‬همان فیلمسازی است که در دهه‬ ‫‪ 60‬و‪ 70‬و‪ 80‬کار کرده و همین ایین را داشته است‪.‬یعنی این‬ ‫موسیقی معترض برای خودم اشناست‪ .‬یک جاهایی خیلی‬ ‫پررنگدیدهشده امویکجاهاییکمرنگ‪.‬هیچ وقتفیلمی‬ ‫ نساخته امکهبحثیازاینجنسنداشتهباشد‪.‬چونباهمین‬ ‫فرهنگ‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬اقای حاتمی کیا ! اولین ســوالی‬ ‫که در مورد شــما می توان مطرح کرد این اســت‬ ‫که نسبت شما با سیاست رسمی چیست؟ شاید‬ ‫مدلی که شما رفتار می کنید‪ ،‬منحصر به فرد باشد‪.‬‬ ‫مرز چپ و راســت را از میان برداشــته اید و هیچ‬ ‫ابایــی از این ندارید که فیلم تــان را برای اصالح‬ ‫طلبان یا اصولگراها اکران کرده و با انها صحبت‬ ‫کنید‪ .‬اما این حق را هم بدهید که شاید نخبگان‬ ‫جامعه تصویر درســتی از اینکه اقای حاتمی کیا‬ ‫در کجای سیاست ایران ایستاده است‪ ،‬نداشته‬ ‫باشند‪.‬‬ ‫خوب است بدانید ‪ 30‬سال اســت فیلم می سازم؛‬ ‫یعنی ‪ 3‬دهه‪ ،‬به جز سیاه مشق های کوتاهی که داشته ام‪.‬‬ ‫اگر ان نخبــگان مورد اشــاره حوصله کنند و مشــق هایم‬ ‫را تعقیب کنند می بیننــد در همه کارهایم وضــع موجود را‬ ‫نقد کرده ام‪ .‬وقتی «دیده بان» را ســاختم برای نســل من‬ ‫یک ســرخوردگی از قطعنامه ‪ 598‬و اینکه ما صلح را به ان‬ ‫صورت پذیرفته بودیم وجود داشــت‪ .‬شخصیت امدادگر‬ ‫فیلــم دیده بان دیگر باندی برای بســتن زخــم مجروحان‬ ‫نداشــت و مجبور شــد حاشــیه پرچم «انا فتحنا لک فتحا‬ ‫مبینا» را قیچــی کند تا بــا ان زخم ها را ببنــدد‪ .‬در انتهای‬ ‫فیلم هم قصه با این احساس بسته شد که اگر قرار باشد در‬ ‫محاصره بیفتیم و کیانمان در خطر باشــد‪ ،‬گرای خودمان‬ ‫را به توپخانه خودی می دهیم ؛ در واقع استشــهادی ترین‬ ‫ِ‬ ‫جوان تازه نفس و ســر‬ ‫فیلم دهه ‪ .60‬ان روزهــا ابراهیم‪،‬‬ ‫به زیری بود ‪ 27‬که سال داشــت‪ ،‬چیزی که می گفت اگر‬ ‫االن بگویم احتماال سروصدا می کند‪ ،‬ولی لحن فیلم نرم‬ ‫اســت و معصوم‪« .‬مهاجر» فیلم بعدی همزمان با دولت‬ ‫سازندگی‪ ،‬بعد از ارتحال امام ساخته شد‪ .‬قصه مهاجر را در‬ ‫ایام بستری شدن امام نوشتم که توفانی در دل سربازان دهه‬ ‫چهلی امام خمینی بود‪ .‬فیلمنامه های اولی ام خیلی رادیکال‬ ‫بود‪ .‬هواپیمای «مهاجر» به مثابه وجدان بیدار نسل جنگ‪،‬‬ ‫از فراز نیســتان های مجنون میزهای مذاکره را می دید و‬ ‫دردسر می ساخت‪ .‬مهاجر عکس می انداخت و چیزهایی‬ ‫را لو می داد‪ .‬خیلی تالش می کنند ســرنگونش کنند‪ ،‬ولی‬ ‫فرار می کند‪ .‬در بازنویســی ها این لحــن تعدیل پیدا کرد و‬ ‫شــد فیلم «مهاجر» که یک عده از بچه ها طی ماموریت‬ ‫در نیستان گم شــده اند و باید مهاجر انها را پیدا کند‪ ،‬ولی‬ ‫مســئوالن از مهاجر انتظار کار دیگری دارند‪ .‬شد حکایت‬ ‫بشنو از نی موالنا‪ .‬خب‪ ،‬این نقد است دیگر‪ .‬اصال جوهره‬ ‫و انگیزه اصلی برای اینکه این قصه شکل بگیرد براساس‬ ‫همین انگیزه بود‪ .‬نقد دوران ســازندگی‪ ،‬کــه نباید بچه ها‬ ‫را در نیســتان ماموریت تنها بگذاریم‪ .‬در «وصل نیکان»‬ ‫معترضم چرا تهران خالی می شود؟ بمباران و موشک باران‬ ‫تهران یادتان هســت! قرار بود جشــن پیــروزی بگیریم‪.‬‬ ‫کربال کربال ما داریم می اییم‪ .‬حاال که بزم نیســت اینقدر‬ ‫هم تحقیر که تهران را خالی کنند تا جایی که از مسئوالن و‬ ‫مردم هیچ کس نخواهد به عروسی و جشن ما بیاید‪ .‬خب‪،‬‬ ‫این نگاه هم یک نگاه سیاســی اســت و به نقد اجتماعی و‬ ‫اراده های سیاســی که در جامعه حاکم بــود‪ ،‬می پردازد‪.‬‬ ‫همینطور کــه یکی یکی فیلم هــا را جلو می ایــم با همین‬ ‫انگیزه ها می سازم‪ .‬پس من از اول دست خطم همین بوده‪.‬‬ ‫بعدها خط کشی ها صریح تر شد‪ .‬یعنی ان موقع روحانیت و‬ ‫روحانیون برای ما در ح د (یتی و یونی) بود و در جبهه هم که‬ ‫دعوای اینها را می شنیدیم خیلی برایمان واضح نبود‪ ،‬ولی‬ ‫ابراهیم لطف خدا به سینما و هنر ایران است‬ ‫گفت وگو با اکبر نبوی‪ ،‬منتقد سینما‬ ‫درباره ‪ 30‬سال فیلمسازی‬ ‫حاتمی کیا‬ ‫‪45‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪46‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫دغدغه ها در جبهه جوانی ام را ســپری کردم و وقتی به شهر‬ ‫بازگشتم همین احســاس تعهد با من بوده است‪ .‬من اگر در‬ ‫یشخصیت هایمختلفیرادرمقابلهمقرارمی دهم‪،‬‬ ‫فیلم ‬ ‫قصدماناستکهچالشیکهدردرونخودمزبانهمی کشدبه‬ ‫بیرونسرریزکند‪.‬تاهرشخصیتبخشیازحرف هایمباشدو‬ ‫بهتعبیریفضایدیالکتیکبینشخصیت هاجرقه ای است‬ ‫برای ایجاد اتشی که این حرف های گداخته از درون بیرون‬ ‫بریزد‪،‬شایدکهارامشوم‪.‬‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬درباره نســبت تان با سیاست به‬ ‫نظرم می شود بیشتر توضیح داد‪.‬‬ ‫امــا دربــاره نســبتم بــا سیاســت بایــد بگویــم؛‬ ‫رنگ بندی های سیاســی جامعه دائما به هم ریخته است‪.‬‬ ‫خیلی درهم برهم شــده اســت‪ .‬مثل قضیه استشهادیون‬ ‫است که قبال روش مجاهدان فلسطینی بود و بعد مجاهدان‬ ‫شیعه لبنان‪ ،‬بعد این روش دســت داعش افتاد (خنده)‪ .‬تا‬ ‫دیروز برای انتخاب یک نفر استشهادی چه ظرافت هایی‬ ‫اعمال می شــد تا یکی انتخاب شــود اما حاال داعشی ها‬ ‫مثل جنس چینی به ســرعت تکثیر می کنند و معنی واالی‬ ‫استشهاد مسخ شده اســت‪ .‬مجله های سیاسی هم چنین‬ ‫چیزی شد‪ .‬جریان راست سنتی که معموال به نوعی امرانه‬ ‫و بــا اعتماد به نفس ســعی می کرد برای نشســتن جلوس‬ ‫کند و محتــرم بکوبد‪ ،‬ناگهان تب تند گرفــت‪ .‬از درون ان‬ ‫جوانانی ظاهر شدند که خیلی تند و رادیکال تر از چپ‪ .‬انها‬ ‫مقابل وضع موجود راست سنتی ایســتادند و وضع را برهم‬ ‫زدند‪ .‬خب در این اوضاع ابراهیم کجا بایستد‪ .‬وقتی اینقدر‬ ‫خط کشی ها و تعریف ها پس و پیش می شود‪ ،‬من چه کنم؟‬ ‫من جزو هیچ دســته و حزبی نبودم و اداب سمپات بودن را‬ ‫نمی فهمم‪ .‬اگر گرایش به چپ داشــتم گرایش سازمانی‬ ‫و ســمپاتیک نبوده‪ .‬هیچ تعهدی نه به کســی داده ام و نه‬ ‫رفتم‪ .‬من می خواستم همین حرف هایی که در این سه دهه‬ ‫زده ام را بزنم‪ .‬حرف هایی کــه روزگاری چپ و چپ اصالح‬ ‫شده برایش دلنشــین بود‪ ،‬خب این چرخش و نقد وضعیت‬ ‫موجود‪ ،‬حاال توپ را در زمین راست انداخته است‪ .‬گناهم‬ ‫چیست‪ .‬حاال نگویم چون جریان راست مصادره می کند‪.‬‬ ‫در فیلم «اژانس شیشــه ای » هر دو جریان وسط امدند و‬ ‫حتی مقابل جریانی از روشــنفکران که می گفت این فیلم‬ ‫مقابل مردم است‪ ،‬موضع گرفتند‪ .‬هر دو با هم متفق شدند‬ ‫ســر «اژانس»‪ .‬لذت و تجربه خوبی برایم بود‪.‬در ســینما‬ ‫زیباترین اتفاق این شد که وقتی برای دیدن فیلم «اژانس»‬ ‫به سینمای جشــنواره رفته بودم‪ ،‬عزیزی پرسید که ایا فرج‬ ‫سرکوهی می تواند به سینما افریقا بیاید؟ گفتم مگر ایران‬ ‫است؟ شنیده بودم که المان است‪ .‬گفتند که نه‪ ،‬ایران است‬ ‫و االن ازاد شده‪ .‬گفتم بیاید و ببیند‪ ،‬خوشحال هم می شوم‪.‬‬ ‫من در شلوغی ها ادمی نیستم که جلوی در بایستم و بگویم‬ ‫این و ان را راه دهید‪ .‬خــودم در تاریکــی رفتم یک جایی‬ ‫نشستم و متوجه شدم فرج سرکوهی کنارم نشسته و طرف‬ ‫دیگر هم جانبازی است که نشسته بر ویلچرش‪ .‬فیلم تمام‬ ‫شد‪ ،‬فرج سرکوهی مرا به اغوش کشید‪ .‬او فیلم را پسندیده‬ ‫و متاثر شده بود و ان جانباز که ایشان را نمی شناخت مرا از او‬ ‫جدا کرده و به بغل می گرفت‪( .‬خنده)‪.‬درست است که فرج‬ ‫سرکوهی وابسته به طیف روشنفکران محسوب می شد ولی‬ ‫فرصت قشــنگی بود ؛یک تجربه که لذتش هنوز در کامم‬ ‫هست‪ .‬من فهمیدم که اصال نباید به چپ و راست فکر کنم‬ ‫بلکه باید کار خودم را بکنم‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬درباره «چ » را بیشتر اصالح طلبان‬ ‫دوســت داشــتند و «بادیــگارد» را بیشــتر‬ ‫اصولگرایان‪ .‬این را قبول دارید؟‬ ‫نه‪ ،‬من اینطوری احساس نکردم‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬شاید به دلیل ان وجه مذاکره اش‬ ‫باشــد و هم زمانی اش با مذاکرات هســته ای که‬ ‫تقابل میان مذاکره و مقاومت را نشان می داد‪.‬‬ ‫و الحق هم شــرایط فیلــم «چ» با وضــع موجود‬ ‫همخوانی داشــت و البته چالش اصغر وصالــی با چمران‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ «چمران بازرگان» بودن‬ ‫«چمران خمینی» بودن یا‬ ‫درباره‬ ‫جذاب تر بود‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬چون با مذاکرات هسته ای همزمان‬ ‫شــده بود و فیلم شــما دقیقا با انچه در مذاکرات‬ ‫وجود داشت‪ ،‬انطباق داشت‪ .‬یعنی اینکه بجنگیم‬ ‫یا مذاکره کنیم؟‬ ‫روزی کــه ســاخت «چ » عملیاتی شــد‪ ،‬کامال به‬ ‫موضوع مذاکره در فیلم اشراف داشــتم‪ .‬می دانستم باید‬ ‫اگاهانه و شــفاف موضوعی به نام مذاکره با دشمن و حد و‬ ‫مرز مذاکره و استدالل مخالفان و موافقان مذاکره را طرح‬ ‫کنم‪ .‬توجه کنید که تــا نیمه فیلم «چ» چمــران (مذاکره‬ ‫برای صلح) را پیــش می برد و از وقتی دشــمن هلی کوپتر‬ ‫مجروحان را زد‪ ،‬چمران اسلحه دست گرفت تا (جنگیدن‬ ‫برای صلح) را ایجاد کند ؛ پارادوکــس جذابی که در « چ»‬ ‫برایم اهمیت داشت‪.‬‬ ‫به هر حال این کشــور توفان های عجیب و غریب و‬ ‫پشت سرهمی را از سر گذرانده اســت که دایره اتفاق ها و‬ ‫تنش ها را بزرگتر می کرد‪ .‬مثل ماجرای کوی دانشــگاه یا‬ ‫قتل های زنجیره ای در دولــت اصالحات که من فیلم «به‬ ‫رنگ ارغوان» را بر اساس ان شرایط ساختم دولت خاتمی‬ ‫اجازه اکران نداد یا مساله حوادث ســال ‪ 88‬که حیرت زده‬ ‫بودم‪ .‬اوضاع خیلی پیچیده شــد‪ .‬حتــی در حلقه خانواده‬ ‫هم این تفــرق رخ داد‪ .‬یعنــی موضوع از بیــرون به داخل‬ ‫خانه هایمان کشــیده شــد‪ .‬اوضاع چنان در انتخابات‪88‬‬ ‫توفانی و پیچیده شد که من میلی برای حضور نداشتم‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬وارد هم نشدید‪.‬‬ ‫نه وارد نشــدم ولی برای خودم نظری داشــتم که‬ ‫اشــکار گفتم‪ .‬در جلســه ای که برای تبلیغ اقای موسوی‬ ‫دعوت شــدیم گفتم من سال هاست ایشــان را ندیده ام‪.‬‬ ‫یعنی در دورانی که حتی در مصدر امور نبوده و به اصطالح‬ ‫سایه نشین بودند‪ ،‬یک بار هم نشد ایشان را مالقات کنم‪.‬‬ ‫همین ندیدن برای من حجت بود که بگویم ایشان کاری و‬ ‫نیازی به امثال حقیر ندارد‪ .‬چطور مسعود بهنود را می توانم‬ ‫مالقات کرده باشــم ولی ایشــان را ندیده باشم؟ البته خبر‬ ‫می امد که ایشــان فیلمم را دیده و من به واســطه دوست‬ ‫مشترکی عالقه برای دیدار نشان می دادم ولی در طول ‪20‬‬ ‫سال هیچ شوقی برای دیدار نشان ندادند‪ .‬من چطور ُمبلغ‬ ‫کسی باید شوم که به او دلبستگی نداشتم‪ .‬من در انتخابات‬ ‫با استدالل عقلی به ایشان رای می دادم‪ ،‬ولی قلبا کاری به‬ ‫ایشان نداشتم‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬تکلیف احمدی نژاد هم که معلوم‬ ‫بود‪.‬‬ ‫بله‪ ،‬ولی خانــواده توقع داشــتند که مــن باید در‬ ‫مقابل احمدی نژاد صف بندی اشــکاری داشــته باشــم‪.‬‬ ‫می گویم خانواده یعنی طیفی از اقوام دور و نزدیک‪ .‬شبی‬ ‫که متوجه شدم بچه ها بلندگوی کارگردانی من را برداشته‬ ‫و در پشت بام شعارهایی به نفع موسوی می دهند‪ ،‬درمانده‬ ‫شدم‪ .‬تجربه تازه ای بود‪ .‬ایا حق دارم جلویشان را بگیرم؟‬ ‫دلم از اتفاقات بعدی شور می زد‪ .‬احساس کردم بچه ها در‬ ‫غ سیاسی هستند و این بلوغ قیمتی دارد‬ ‫حال رسیدن به بلو ‬ ‫که باید خودشــان هزینه اش را بپردازند‪ .‬در انتخابات بعد‬ ‫باز هم موضوع پیچیده تر شد‪ .‬وقتی در مناظره تلویزیونی‬ ‫روحانی بــه قالیباف لقب ســرهنگ داد‪ ،‬خیلــی عصبانی‬ ‫شدم‪ .‬واژه سرهنگ بار نظامی و بوی کودتاهای امریکای‬ ‫التینی می داد‪ .‬این ظلم به نسل قالیباف که من هم خودم‬ ‫را متعلق به ان می دانســتم بود‪ .‬من اگر احساســی بودم‪،‬‬ ‫باید به قالیباف رای می دادم‪ ،‬ولی انتخابات برای من یک‬ ‫امر عقالنی بــود و من به روحانــی رای دادم و بچه هایم به‬ ‫قالیباف!‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬یعنی از اقای موسوی رسیدند به‬ ‫اقای قالیباف‪.‬‬ ‫موسوی دیگر نبود‪ .‬بین روحانی و خیلی های دیگر‪،‬‬ ‫قالیباف را بیشــتر قبول کردند و از من هــم حیرت کردند‪.‬‬ ‫این همان بزنگاه پیچیده ای اســت که رفقای فیلمساز یا‬ ‫جماعت هنرمند در مورد من‪ ،‬پاســخ صریحی نمی گیرند‪.‬‬ ‫یعنی نه می توانند نمره منفی بدهند چر ا فیلم هایی ساخته ام‬ ‫که نشان از فهم تکنیک و درک شــرایط دارد و از طرفی از‬ ‫واکنش های اجتماعی من حیرت می کنند‪ .‬نمی دانم اول‬ ‫وجه ارتیســتی انگیزه ام باعث خالقیت می شود یا مصلح‬ ‫اجتماعی بودنم‪ ،‬ولی وقتی عقل به میــان می اید‪ ،‬معلوم‬ ‫اســت که اســتدالل های سیاســی ام عقالنی می شود و‬ ‫نمی توانم ان را از خودم جدا کنم‪ .‬در قضیه ‪ 88‬من از رهبری‬ ‫هم سر دفاعیات شان از اقای احمدی نژاد پر از سوال بودم‬ ‫که چرا دفاع ایشــان به این شکل اســت و چرا از ان مقام‬ ‫هزینه می شود‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬به ایشان گفتید؟‬ ‫نه‪ ،‬ولی بروز داده بودم‪ .‬بــروز بزرگم این بود که با‬ ‫هنرمندانی که نزد اقا رفتند‪ ،‬نرفتم! می دانید چرا؟ چون حال‬ ‫نفاق با خودم داشــتم‪ .‬تمام زورم این است بین خودم و ان‬ ‫بخشــی که دو دو تا چهارتاست و می گوید االن حسابگری‬ ‫کن و سن وسالت هم گذشته و سر یک چیزهایی کوتاه بیا‬ ‫فاصله ایجــاد کنم‪ .‬اگر این دو در هم تلفیق شــوند‪ ،‬دیگر‬ ‫من‪ ،‬خودم نیستم‪ .‬یعنی حس نفاق داشتم در حالی که دلم‬ ‫نیست در قاب تلویزیون قرار بگیرم که‪...‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬یعنی فلسفه اش از عالقه شما به‬ ‫ایشان بود ؟‬ ‫به شدت از سر دوســت داشــتن بود‪ ،‬ولی دلخور‬ ‫بودم‪ .‬دلخور بودم که این چه کاری است و چرا باید اینطور‬ ‫اتفاق بیفتد؟ یعنی از این می ترسیدم که یک امر بزرگتری به‬ ‫خاطر این اتفاق ضربه بخورد‪ .‬روزی که در میدان هفت تیر‬ ‫شعاری شــنیدم که گفتند نه غزه نه لبنان‪ ،‬جا خوردم و ان را‬ ‫واضح ترین زاویه بین خود با این تفکر می دیدم‪ ،‬ولی شرایط‬ ‫غبارالود اجازه تحلیل درســت نمی داد‪ .‬بــه محض اینکه‬ ‫فرهنگ‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫جریان داعش شروع شد‪ ،‬پیچیدگی بحث فتنه و دعوا را ان‬ ‫موقع فهمیدم چه اتفاقی در شرف وقوع بود‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬فشار به حدی روی ایشان بود که‬ ‫حتی برخی از انهایی هم که خیلی دوست شــان‬ ‫داشتند‪ ،‬دلخور شدند‪ .‬مثل شما‪.‬‬ ‫مجیدی رفت بــاال و احوالش را گفــت‪ ،‬ولی من‬ ‫قادر نبودم ان جایگاه بایســتم و حتی دلخــوری ام را بروز‬ ‫دهم‪ ،‬ولی فیلمــم را ســاختم‪.‬فیلم «چ» تبییــن جایگاه‬ ‫رهبری در کوران توفان های انقالب اســت‪ .‬برای بعضی‬ ‫که سینمای شان نسبتی با احوالشان اجتماعی شان ندارد‬ ‫ و فاصله دارد شــاید چند دقیقه رفتــن در محضر اقا و دیده‬ ‫شدن مشکلی نسازد‪ ،‬ولی من که فیلم هایم نسبتی صریح‬ ‫با اوضاع معاصرم دارد چه گلی بر سرم بریزم‪ .‬می فهمیدم‬ ‫که این نرفتن کلی سوء برداشت بدنبال خواهد داشت‪ ،‬ولی‬ ‫من باید با قلبم تصمیمی گرفتم و نه با عقلم‪ .‬من به قهرمان‬ ‫تک افتاده تحت فشار و غصه که دیگران سرکوبش می کنند‬ ‫عالقه منــدم و بهترین شــکل خلوص ایــن قهرمان ها در‬ ‫فیلم های وسترن است که همیشه برایم جذاب بوده است‪.‬‬ ‫یک مرد تنها‪ .‬در همین ایام کسانی سراغت می ایند و از ظن‬ ‫خود یارت می شوند‪ .‬من می فهمم‪ .‬اگر صادق باشند به انها‬ ‫گوشزد می کنم که از من فاصله بگیرید‪ .‬اشتباه نکنید با این‬ ‫حرارت ابی برایتان گرم نمی شود‪ .‬این اتش دامن گیرتان‬ ‫خواهد شــد و من دیده ام انکار این دوســتان را و می دانم‬ ‫که روز انکار خواهد رســید‪ .‬حتی به خانــواده ام نیز همین‬ ‫نصیحت را می کنم‪ .‬از من برای همه کارهایم دلیل و منطق‬ ‫محکمه پسند نخواهید‪ .‬من فیلمساز م با موتوری درونسوز‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬چیزی که من فهمیدم این است که‬ ‫در سال‪ 88‬حالتان خوب نبود‪ .‬االن واقعا حالتان‬ ‫خوب است؟‬ ‫خوب و بد به نســبت چــه چیزی‪ .‬وقتــی داعش‬ ‫اعالم موجودیت کرد‪ ،‬چقدر وحشــت کردیم‪ ،‬ولی نســل‬ ‫قاسم سلیمانی ها با هدایت و حمایت رهبری‪ ،‬از این تهدید‬ ‫فرصت ساخت و اتفاقاتی که هم اکنون در خاورمیانه شاهد‬ ‫ان هســتیم امکان ظهور یافت‪ .‬بله ان دوران حالم بد بود‬ ‫و اعتراف می کنم که نمی دانســتم چه خطراتــی ایران را‬ ‫تهدید می کند‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬اگر یک بار دیگر برگردید به گذشته‬ ‫«گزارش یک جشن» را می سازید؟‬ ‫حتما «گزارش یک جشــن» را می ســاختم ولی‬ ‫با همین شــکلی ارجاعی که شــما می گویید‪ .‬حوادث رخ‬ ‫داده در این سال ها مثل بزرگ شدن فرزندان ماست‪ .‬پر از‬ ‫مشکالت و تالطم هاست ولی انکار فرزن د یعنی جهالت‪ .‬من‬ ‫این جبهه بندی سیاه وسفید را قبول ندارم‪ .‬انچه در «گزارش‬ ‫ن »می گفتم و همچنان به ان اعتقاد دارم این بود‬ ‫یک جش ‬ ‫که کشیده شدن جریان کف خیابان‪ ،‬حاصل سرخوردگی‬ ‫بخشی از جوان هاست‪ .‬این قاعده همیشه زنده است‪.‬تنگنا‬ ‫و سرکوب و تحقیر کاری می کند که در فیلم «گزارش یک‬ ‫جشن »رخ داد‪.‬‬ ‫ســعید اجورلــو‪ :‬انــگار مشــکل بــا ان تکنیــک‬ ‫فیلمبرداری با موبایل بود‪.‬‬ ‫از من خواســتند که ســکانس راهپیمایــی فینال‬ ‫را بردارم تا فیلم مانعی برای پخش نداشــته باشــد‪ .‬گفتم‬ ‫حرفش را نزنید‪ .‬این همه صغرا‪ ،‬کبــرا چیدم که این جمله‬ ‫کامل شــود‪ .‬این جمله «ال اله» اگر «اال الله » انتهایش‬ ‫نباشد من بازنده ام‪ .‬مگر در ان چه می گفتم؟ همه حرف این‬ ‫بود که جریان قهریه فشار می اورد که اینجا نروید‪ ،‬این طور‬ ‫نباشید و خب این تنگنا تحقیرش می کند‪ .‬وقتی تحقیر شد‬ ‫یک جوری بیرون می زند‪ .‬ان خیابان و فیلم چیست؟ یک‬ ‫ی تشکیل داده و دختران و‬ ‫موسسه ازدواجی است که خانم ‬ ‫پسرانی که می خواهند همدیگر را بشناسند انجا می نشینند‪،‬‬ ‫با هم روبه رو می شوند و بحث می کنند‪ .‬تشکیالت انتظامی‬ ‫می خواهند که انجا بســته شــود و می گویند دور هم جمع‬ ‫شــدن و دور هم جمــع بودن هــا‪ ،‬بوی خوبــی نمی دهد و‬ ‫ممکن اســت چیز دیگری از ان دراید‪ .‬در انتها هم به انها‬ ‫راه نمی دهند که جشنشــان را در مکانی برگزار کنند‪ ،‬رفتند‬ ‫و داخل یک پارک جشــن گرفتند‪ .‬هنوز هم همین اعتقاد‬ ‫را دارم‪ .‬گزارش یک جشــن‪ ،‬تصویر ان دوران من است‪.‬‬ ‫به هر حال یک چیزی که بین من بــا فیلم هایم وجود دارد‬ ‫و اقایان بعضی وقت هــا گیر می کنند که ایــن را چگونه با‬ ‫خودشان حالجی کنند این اســت که حاتمی کیا به شدت‬ ‫نســبت به زمان و انچه در ان رخ می دهــد‪ ،‬واکنش دارد‪.‬‬ ‫پس اگر مثل بچه ای حرف های نابجا می گوید نمی گویند‬ ‫این بچه چرا‪ .‬او را ارجاع می دهند به اینکه در چه شــرایط ‬ ‫ت که اگر کسی بخواهد مرا اینگونه‬ ‫ تربیتی زندگی کرده اس ‬ ‫نقد کند باید احوالم را با احوال ان دوران تطبیق دهد و بعد‬ ‫نتیجه بگیرد‪ .‬یعنی دقیقــا از دل ان زمان‪ .‬حاال یک جایی‬ ‫ال دل شکسته و‬ ‫ی کام ‬ ‫مثل فیلم «اژانس شیشه ای» با ادم ‬ ‫پاکباخته روبه رو هستیم‪ .‬یک نوع انارشیسم بیرون می زند‪.‬‬ ‫برای نوشتن این فیلمنامه با خودم گفتم که قطعا این فیلم‬ ‫ســاخته نخواهد شــد‪ .‬برای همین در طبقه باالی انباری‬ ‫مغازه پدرم روی گونی ها نشســتم و نوشتم‪ .‬به تازگی دیدم‬ ‫که اقای مهاجرانی ماجــرای توصیه اش به من برای جمع‬ ‫کردن نســخه های فیلمنامه اژانس را به نوعی تفســیر به‬ ‫رای کرده اند‪.‬نمی دانم چرا االن واکنش نشان دادند‪ .‬من‬ ‫سال ها قبل که ایشــان در ایران بودند این موضوع را گفته‬ ‫بودم‪ .‬شاید اگر من هم جای ایشــان باشم با فیلمی که در‬ ‫خاطره مردم چنین جای گرفته همین کار را می کردم‪ .‬من‬ ‫اصال منظورم از این گفته این نبــود که چه کار بدی کردند‬ ‫چرا که معتقدم ایشان به صالح و مصلحت من فکر کردند‪.‬‬ ‫منظورم این بود که فضای حاکم بر احوال فیلمســاز فیلم‬ ‫اژانس را تبیین کنم‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬قبل از اینکه وزیر ارشاد شود؟‬ ‫بله‪ ،‬معاون حقوقــی پارلمانی ریاســت جمهوری‬ ‫بــودم‪ .‬نمی دانم خــو د اقای مهاجرانــی کــوچ از ایران را‬ ‫تصور می کرد؟ تصور می کرد که یک روزی به اینجا برســد‬ ‫که لندن نشین شــود؟ داشــت می رفت که رئیس جمهور‬ ‫شــود‪ .‬یکی از ادم های مهمی بــود که همه هــم روی او‬ ‫حســاب باز می کردند‪ .‬همانقدر که او نمی دانســت‪ ،‬فیلم‬ ‫«اژانس شیشه ای» چه می شــود من هم تصور نمی کردم‬ ‫که ممکن اســت روزی دوم خردادی شود و اتفاقاتی بیفتد‬ ‫و خودش بشود وزیر ارشــاد و با دست خودش به من جایزه‬ ‫دهد! این را خودش تصور نمی کرد و من هم نمی توانستم‬ ‫‪47‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫تصور کنــم‪ .‬تنها چیزی که قبلــه من بود و بــه نوعی با ان‬ ‫ارامش داشتم‪ ،‬این بود که با قبله قلب و دلم پیش می رفتم‪.‬‬ ‫چون می دانســتم اگر بخواهم از بیرون یک چیز عقالنی‬ ‫بگویم‪ ،‬انها هم بعدا ممکن اســت تغییراتی کنند که اصال‬ ‫جور درنیاید‪ .‬مثل اقای محمد بهشتی که استاد من بودند و‬ ‫همیشهازاومشاورهمی گرفتم‪،‬سرهمینفیلمبامنمشکل‬ ‫پیدا کرده بود که این چه کاری اســت من می کنم و اعتقاد‬ ‫داشت که این انتحار سیاسی اســت‪ .‬دقیقا کلمه «انتحار‬ ‫سیاسی» را گفت و راســت هم می گفت‪ .‬ولی من این کار‬ ‫را کردم برای اینکه می دیدم نمی توانم برای انچه دارد رخ‬ ‫می دهد به بیرون اتک ا کنم‪.‬‬ ‫حال خوب و بدم واقعا به وضع موجود نظام و شرایطی‬ ‫که در جامعه هست‪ ،‬بستگی دارد‪ .‬االن مدت هاست اینها‬ ‫مساله ام بوده که چه کار کنم که از این مسئول باالی سر م‬ ‫خوشــم نمی اید و این رئیس جمهور اســت یا وزیر یا امام‬ ‫جمعه؟من چه کار کنم که نشسته انجا و با این چه برخوردی‬ ‫داشته باشم؟ ایا این تناقض با خودم است و نفاق در وجودم‬ ‫افتاده که اینطوری نگاه می کنم؟ اما چون موجود زنده ای‬ ‫هستم و دارم تحلیل می کنم‪ ،‬حق دارم تصمیم های خودم‬ ‫را بگیر م و خب «بادیگارد» از اینجا برای من شکل گرفت و‬ ‫می خواستم با خودم شفاف شوم‪.‬‬ ‫ن مطلبی ان زمان نوشــتم که‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬مــ ‬ ‫هرچه اقای حاتمی کیا در «گزارش یک جشــن»‬ ‫گفته اگر حاتمی کیا نگوید پس چه کسی بگوید؟‬ ‫یعنی اینکــه ان موقع اقایــان باید ایــن حرف را‬ ‫می فهمیدند که اگر ایشان نگوید پس چه کسی‬ ‫بگوید؟ مگر کسی دیگر هم داریم که این حرف ها‬ ‫را در مورد ســال ‪ 88‬بزند؟ باالخره ایشــان از یک‬ ‫زاویه ای دیده حتی اگر قبول هم نداشته باشیم‬ ‫و من اتفاقا به بخش هایــی از ان فیلم هم منتقد‬ ‫بودم‪.‬‬ ‫همچنان اعتقاد دارم ان جریان تصمیم گیر قوی تر‬ ‫بوده و االن چون ضعیف تر شده کمی به ما بها دادند‪ .‬بها به‬ ‫جریانی که دوره احمدی نژاد بود‪ ،‬مرا‬ ‫می ترساند‬ ‫بعد از داستان داعش و به میدان امدن‬ ‫قاسم سلیمانی‪ ،‬زبانم باز شد‬ ‫وقتــی روحانــی بــه قالیبــاف گفــت‬ ‫سرهنگ‪ ،‬به سقف چســبیدم‪ .‬ان را ظلم‬ ‫به نسلی می دانســتم که خودم متعلق به‬ ‫ان بودم‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪48‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫من خودم را متعلق به جریانی می دانم‬ ‫که می خواهد نظام و سیستم را نقد کند‬ ‫در مورد فیلم هــای از کرخه تــا راین‪،‬‬ ‫اژانس شیشــه ای‪ ،‬چ و بادیــگارد خودم‬ ‫مستقیما از زبان رهبری تعریف شنیدم‬ ‫وقتــی از مــن خواســتند کــه از اقای‬ ‫موسوی در انتخابات حمایت کنم‪ ،‬گفتم‬ ‫ایشان نیازی به امثال من ندارد‬ ‫این معنی که کمی بیشتر هویت مان را به رسمیت شناختند‪.‬‬ ‫من معتقدم کــه ان جریان ضد نقد در راســت خیلی قویتر‬ ‫اســت‪ .‬یک وقتی بود اقــای میرشــکاک در مجله بهمن‬ ‫مصاحبــه ای کرده و از او پرســیده بودن د که تــو باالخره به‬ ‫راست تمایل پیدا می کنی یا چپ؟ گفته بود راست که کال‬ ‫ما را انکار می کند‪ .‬جریان اصالحات یک ذره الاقل جای‬ ‫نفسی می گذارد و به خوبی توضیح داده بود که از نظر من‬ ‫هم واقعا همین است‪ .‬جریان راست که ما را نگاه می کند‪،‬‬ ‫به عنوان موجودات مبلغی اســت که بلندگویش دست من‬ ‫است و هر وقت من دلم بخواهد می توانم پیچش را باز کنم‬ ‫یا ببندم‪ .‬این اخالق جریان اســت‪ .‬فکر می کند ما همان‬ ‫بلندگوهایی هستیم که در هیات ها می گذارند‪ «،‬مونتاربو»؛‬ ‫هرجا دلمان خواست اکو می دهیم و جایی هم نخواهیم اکو‬ ‫نمی دهیم! این گرفتاری را همیشه با جریان راست داریم و‬ ‫اصال نگاهت که می کند تــو را «مونتاربو » می بیند‪ .‬تو را از‬ ‫جنس بلندگو می بیند که هر وقت بخواهی می توانی در انبار‬ ‫بگذاری و نخواســتی بیرونش اوری‪ .‬اما چپ این را ندارد‬ ‫ی ُبرد‪.‬‬ ‫و روشنفکرانه تر و یک کمی متمدنانه تر سرت را م ‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬اما اگر چپ هم بخواهد تفکری را‬ ‫بکوبد‪ ،‬می کوبد‪.‬‬ ‫نه‪ ،‬انــکارش از جنس دیگری اســت‪ .‬نفی اش از‬ ‫جنس دیگری است ولی راست سنتی را عینا دیده و تجربه‬ ‫عینــی دارم‪ .‬وقتــی در محفلــی می روید که طــرف اهل‬ ‫سینما نیســت اگر بخواهند من را به ایشان توضیح دهند‪،‬‬ ‫می گویند که ایشان فیلمســاز ارزشی ا ست‪ .‬می شنوی که‬ ‫به به می گویند و از خدا طلب عاقبت بخیری برایت می کنند‪.‬‬ ‫من این تشویق ها را با وجودم درک کرده ام که منظور طرف‬ ‫از من این بلندگوست و شاید بیشــترین دغدغه اش در ُبرد‬ ‫موثر این بلندگوست واال تو را به عنوان یک فرهنگی تحویل‬ ‫نمی گیرد‪ .‬این در جریان چپ نمی گویم مطلقا نیست ولی‬ ‫کمتر است‪.‬‬ ‫ســعید اجورلــو‪ :‬نمونــه اش حمــات جریــان‬ ‫روشنفکری به شــما بعد از اسکار گرفتن جدایی‬ ‫بود‪.‬‬ ‫ان اتفاق متاسفانه از ان خاطراتی ا ست که جفای‬ ‫دوست بیشتر از خود مساله ازارم داد‪.‬سکوت مرگبار کسانی‬ ‫که هر بار دری به تخته می خورد تو را دعوت به طومار و امضا ‬ ‫می کردند‪ ،‬ولی در این هجمه ابرهه وار دنیای مجازی چنان‬ ‫ساکت شدند که من درد شالق غریبه را یادم رفت‪ .‬همانجا‬ ‫فهمیدم که بعضی دوســتان فقط در جبهه سیاســی امضا ‬ ‫می خواهند و نــه در جبهه فرهنگ انقــاب‪ .‬در این غربت‬ ‫نبودن اقا مرتضی را بیشــتر با پوســت و گوشتم احساس‬ ‫ت چه کسی باید باشد‪.‬‬ ‫کردم‪ .‬واقعا نمی دانی طرف مشورت ‬ ‫چه کســی دلت را قرص می کند‪ .‬از کجــا ادرس بگیری‪.‬‬ ‫هر کســی از ظن خود چیزی می گوید مثــل دورانی که اقا‬ ‫مرتضی تنها شد‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬با رهبری در میان نمی گذارید این‬ ‫جور وقت ها؟‬ ‫نه‪ .‬درست هم نمی دانم ایشان را درگیر کنم‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬اما گالیه هایتان را انجا می گویید‪.‬‬ ‫همانقدر که رخصت دادند در محضرشان گفتیم‪.‬‬ ‫کل عمر حضورم در کنار رهبری شــاید به ‪20‬ساعت نرسد‪.‬‬ ‫از ســال ‪ 68‬تا حاال‪ .‬دعوت کردند رفتیــم و نکردند منتظر‬ ‫ماندیم‪ .‬البتــه فیلم هایی مثــل از کرخه تا رایــن و اژانس‬ ‫شیشه ای و چ و بادیگارد فیلم هایی بودند که خودم مستقیما‬ ‫از زبان خود ایشان تعریف شنیدم‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬به نظر من و بســیاری از دوستان‬ ‫شما مهمترین ســینماگر بعد از انقالب هستید‬ ‫به خاطر اینکه حرف روز را می زنید و به مســائلی‬ ‫که سیاست روز است‪ ،‬واکنش نشان می دهید‪.‬‬ ‫می توان گفت که در فیلم های مختلف تان هم به‬ ‫ان عصر و زمانه و دوران تان واکنش نشان دادید‪.‬‬ ‫درمورد دوره اقای خاتمی که البته فیلمنامه اش را‬ ‫از قبل نوشتید ولی «اژانس» به دوران اصالحات‬ ‫خورد‪ .‬نقــدی که بــه ان جریان داشــتید‪ ،‬کامال‬ ‫مشــخص بود‪ .‬حرفتان این بود کــه این بچه ها‬ ‫باالخره چه می شوند؟ مساله شما ادم هایی است‬ ‫که از جنگ برگشتند و می خواهند بدانند در جامعه‬ ‫باید چه کار کنند‪ .‬زمان احمدی نژاد به نظر می رسد‬ ‫که این واکنــش را در فیلم «به نــام پدر» قدری‬ ‫رقیق تر نشــان دادید‪ .‬شــاید این تصور در مورد‬ ‫«بادیــگارد» و «اژانس» و «مهاجــر» هم وجود‬ ‫داشــته باشــد که شــما قدری تندتر و صریح تر‬ ‫بودید‪ .‬درمورد زمان احمدی نژاد اما واکنش را این‬ ‫قدر غلیظ ندیدیم‪.‬‬ ‫دوره خاتمی را با همه پستی و بلندی هایش بیشتر‬ ‫می فهمیــدم تا دوره احمدی نــژاد‪ .‬یعنی جریانــی که دور‬ ‫ایشان بود مرا می ترساند‪ .‬اتفاقا قبلی ها چنین ازادی عملی‬ ‫را نمی دادند‪ .‬در دوره چهار ســال اول رفتم ســراغ سریال‬ ‫حلقه ســبز‪ .‬گفتم خودم را در فیلمی مشــغول می کنم که‬ ‫طوالنی مدت باشد تا کمی اوضاع برایم واضح شود‪.‬‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬شــما ســال ‪ 84‬به اقای هاشمی‬ ‫رای دادید؟‬ ‫بله جزو همان جمعیتی بودم که ســعی می کردیم‬ ‫در صف بندی سیاسی روشنگری کنیم تا احمدی نژاد رای‬ ‫نیاورد‪ .‬ادبیاتی کــه جریان احمدی نــژاد و اطرافیانش به‬ ‫کار می بردند برایم اشــنا بــود‪ ،‬ولی حس نمی کــردم اینها‬ ‫واقعی اند‪ .‬من با دوستانی مثل شمقدری و شورجه و مرحوم‬ ‫سلحشور هم نسل هستم‪« .‬مهاجر» را که شروع کردیم با‬ ‫هم پشــت یک میز بودیم‪.‬وقتی تشکیالتی به اسم هیات‬ ‫اســامی هنرمندان شــکل گرفت و عضو نشدم فاصله ها‬ ‫واضح تــر شــد‪ .‬در حالی که شــخص ا با شــمقدری رفاقت‬ ‫داشتم‪ .‬سعی داشتم دوستی را حفظ کنم و خدا کند همیشه‬ ‫در من این سعی باقی باشد که رفاقت هایم را پای سیاست‬ ‫نگذارم‪ .‬حتی با ده نمکی که کم نمــک کتک هایش را در‬ ‫یالثارات نچشیده بودم‪.‬‬ ‫ســعید اجورلــو‪ :‬شــما هم کــم نمی گذاشــتید‬ ‫و تکلیفتــان بــا انها معلــوم بــود‪ .‬در اژانس هم‬ ‫می گویید دودتان خفه ام می کند‪.‬‬ ‫ولی وقتی ده نمکی وارد ســینما شــد‪ ،‬حس کردم‬ ‫این بحث ها یک طــرف ولی بحث بچه مســلمان ارمانی‬ ‫چیزی نیست که من به ســادگی از ان بگذرم‪ .‬برای همین‬ ‫برای ورود ایشان تبریک گفتم و خودم داوطلبانه نظراتم را‬ ‫در حوزه تکنیک و فن فیلم اخراجی ها بیان کردم‪ .‬من ادم‬ ‫کینه ای نیستم‪ .‬وقتی شمقدری معاونت سینمایی را گرفت‬ ‫با او صحبت کــردم‪ .‬در زمان او «به رنــگ ارغوان» اجازه‬ ‫اکران گرفت‪« .‬گزارش یک جشن» در روزگار او ساخته و‬ ‫ِ‬ ‫خود شمقدری اکران جشنواره ای کرد و مشکلی هم برای‬ ‫پخش نداشت‪ .‬متاســفانه مانع از جای دیگری بود‪ .‬زمانی‬ ‫که در جشــنواره فیلم فجر «گزارش یک جشــن» پخش‬ ‫می شد‪ ،‬من تهران نبودم‪ .‬یکی از دوستان زنگ زد و اجازه‬ ‫داد صدای کف زدن ممتد مردم در پایان فیلم را بشــنوم‪.‬‬ ‫یادش بخیر‪ .‬دلم برای این فیلم تنگ شده‪ .‬کاش می شد‬ ‫ان را پخش کرد‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬پیچیدگی احمدی نژاد بعد از سال‬ ‫‪ 88‬برایتان دوبرابر شد؟‬ ‫اصال حیرت او ر بــود و نمی دانســتی چه حرکتی‬ ‫بایــد بکنی‪ .‬وقتــی دایره دفــاع از اصالحات یــا حمله به‬ ‫احمدی نژاد یک سرش به مدافعان دلســوخته انقالب و‬ ‫ســر دیگرش به گوگوش و جریان های بدنام سیاســی ان‬ ‫طرف اب بــود‪ ،‬ادم را خوف برمی داشــت‪ .‬انگار اراده ای‬ ‫فراتر از ایــن چیزی که می بینیم مشــغول به کار اســت‪.‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫گوگوش هم حرف از سبز می زد و دســتبند سبز می بست!‬ ‫من می دانســتم که یک ســر دیگر این طیــف بچه هایی‬ ‫هســتند که مذهبی اند‪ ،‬کســانی کــه به قصــد قربت این‬ ‫کار را می کردند‪ ،‬خیلی هم به کاری کــه می کردند ایمان‬ ‫داشتند‪ .‬بعد از ‪ 88‬تسویه سخت و سنگینی صورت گرفت‪ .‬‬ ‫قدرت‪ ،‬فرد نیســت بلکه یک ساختار اســت‪ .‬همان موقع‬ ‫می دانستم که ممکن است بچه مرا نیز از باالی پشت بام‬ ‫پایین بکشــند‪ .‬به همان پیچیدگی فرزند روح االمینی که‬ ‫هیچ کاری هم نمی شــود کرد‪ .‬تعهد روشنفکری حکایت‬ ‫فردی است که از او پرسیدند نظرت در مورد صدور انقالب‬ ‫چیســت؟ گفت که خیلی خوب است‪ .‬همه را صادر کنید!‬ ‫ارمانخواه مســلمان چنین اجازه ای به خودش نمی دهد‪.‬‬ ‫چون نسبت تعهدی با نظام دارد و این گره ها به دست سینما‬ ‫و هنر می تواند باز شود‪ .‬هنر نمایشی و حتی ادبیات جایش‬ ‫در همیــن موقعیت های پارادوکســیکال زیباتــر و موثرتر‬ ‫جلوه گری می کند‪ .‬منتها به شــرط ها و شــروط ها‪ .‬اگر از‬ ‫جنس ان رندی باشدکه می گوید همه را صادر کنید معلوم‬ ‫اســت که باید مواظب بود‪ ،‬ولی برای دلسوزان پاسوخته‬ ‫نظام باید این تحمل باشد که اجازه دهند این تاریخ نوشته‬ ‫و ساخته شود‪ ،‬قبل از انکه غریبه ان را بنویسد‪.‬‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬در جامعه شناســی و سیاســت‪،‬‬ ‫بحثی در مورد معرفت شناســی پوزیتویســتی‬ ‫داریــم که همــه چیــز را عینی و کمی مشــاهده‬ ‫می کند‪ .‬یک بخشــی از ســینمای روشنفکری و‬ ‫ســینمای غرب هم ممکن اســت همین طوری‬ ‫باشد‪ .‬یعنی می گوید ســرمایه داری خوب است‬ ‫و نمی توان در ان خدشــه وارد کرد چون فضای‬ ‫هژمون‪ ،‬فضــای ســرمایه داری اســت‪ .‬یا مثال‬ ‫اتفاقی که در مورد هم جنســگرایان در سینمای‬ ‫دنیا می افتــد و فیلم هایی می ســازند نظیر فیلم‬ ‫ابی‪ ،‬گرمترین رنگ ها یــا همین کرول‪ .‬در برخی‬ ‫از فیلم های ســینمای ایران هم این صفر و صد‬ ‫نگاه کردن و وســط نایســتادن اتفاق می افتد‪.‬‬ ‫بین صفــر و یک کلی عدد هســت‪ ،‬ایــن چیزی‬ ‫است که به نظر من در ســینمای شما وجود دارد‬ ‫و در مقابــل ان جامعه شناســی اثبات گــرا یــک‬ ‫جامعه شناسی تفهمی رخ می نمایاند که می گوید‬ ‫خودت را جای ان فرد بگذار و بعد تصمیم بگیر‪.‬‬ ‫اگر بیشــتر ادم هــای نخبه مــان را در موقعیت‬ ‫اژانس شیشــه ای بگذاریم‪ ،‬همه ممکن اســت‬ ‫بگویند که حاج کاظم اشتباه می کند که مردم را‬ ‫گروگان می گیرد‪ .‬یا مثــا اینکه حاج حیدر از ان‬ ‫ادم محافظت نمی کند‪ ،‬اشتباه است‪ .‬ولی وقتی‬ ‫در جامعه شناســی تفهمی می رویــم و خودمان‬ ‫را جای ان فــرد می گذاریــم‪ ،‬می گوییم حاال برو‬ ‫جای حــاج کاظم بــاش و ببین بالیی که بر ســر‬ ‫رفیقت می اید را و اگر توانســتی ان کار را نکنی‪،‬‬ ‫بعدا مردی‪ .‬فکر می کنم که در سینمای شما این‬ ‫شاخص ترین وجه اســت اگر بخواهیم کمی از‬ ‫موضع جامعه شناسی و فلســفه علم نگاه کنیم‬ ‫اینکه بغل من زیاد نایســتید هــم‪ ،‬همین معنی‬ ‫را می دهد‪ .‬یعنی اینکه من اینطوری نیســتم که‬ ‫بگویم یا صفر یا یک‪ ،‬بین اینها عدد وجود دارد‪.‬‬ ‫یعنی ماجرای روح االمینی برای من یک مســاله‬ ‫اســت و باالخره باید داخــل شــوم و نمی توانم‬ ‫طرف پدر یا پسر را بگیرم‪ .‬من این وسط مانده ام‬ ‫وگنگ ام‪.‬‬ ‫در فیلــم «چ » مهــدی ســلطانی در نقــش رهبر‬ ‫کردهای جدایی طلب حرف هایی می زند که من به واسطه‬ ‫از کردها شنیدم که مهدی سلطانی حرف های ما را می زند‪.‬‬ ‫وقتی می گفت خودت از شیعیان لبنان حرف می زنی؟ به تو‬ ‫چه! تو انقالب ایران را رها کردی و در میان انها رفته ای و‬ ‫داری حرف انها را می گویی؟ هویت شیعه لبنان را بازسازی‬ ‫می کنی‪ .‬خب‪ ،‬من هم کردم‪ .‬چــرا تو انجا حق داری و من‬ ‫اینجا حق ندارم؟‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬از شــما پرســیده بودنــد که چرا‬ ‫عراقی ها را در فیلمت نشان نمی دهی‪ .‬شما گفته‬ ‫بودید که من اگر نشان دهم باید حرف های انها را‬ ‫هم بزنم که چرا دارند با ما می جنگند‪.‬‬ ‫موشــک ارپیچی هیچ وقــت در فاصلــه نزدیک‬ ‫عمل نمی کند و باید بعد از شــلیک در فاصله ای دورتر قرار‬ ‫بگیرد تا منفجر شــود‪ .‬من نمی توانم وقتی انسان نزدیک‬ ‫دوربینم رسید شلیک کنم‪ .‬چون دیگر انها از سیاهه دشمن‬ ‫گذشته اند و چهره شــان قابل رو یت است‪ .‬از این لحظه به‬ ‫بعد نام دارند‪ .‬مثل جاسم‪ ،‬قاسم‪ .‬وقتی صاحب اسم شدند‬ ‫دیگر حق ندارم به راحتی انها را به کشتن دهم‪ .‬باید فرصت‬ ‫بدهم تا او نیز حرف هایــش را بزند‪ .‬باید بایســتم و بگویم‬ ‫این جاسم اســت‪ ،‬دارای ‪ 4‬فرزند‪ ،‬شیعه‪ ،‬ســنی‪ ،‬فالن و‬ ‫فالن و نظرات و خواسته هایشان مطرح شود‪ .‬یا نزدیکش‬ ‫نمی شوم یا اگر شدم دیگر نمی توانم بگویم هرچه که من‬ ‫خواستم بگوید‪ .‬باید به حرمت انســانی او احترام بگذارم‪.‬‬ ‫اگر در مقام خلــق ادم قرار می گیری‪ ،‬حق نــداری به او از‬ ‫اول بگویــی که بد طینت اســت‪ .‬اصال ادم بــا طینت بد را‬ ‫نمیفهمم‪ .‬ســعی می کنم موقعیتش را بگویم که او در ان‬ ‫شرایط گیر کرده است‪ .‬حتی اگر بخواهم درباره مجاهدین‬ ‫خلق«منافقین» فیلم بسازم‪.‬‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬اقای حاتمی کیا کــی با زمانه اش‬ ‫صلح می کند؟ او در تمام فیلم هایش به زمانه حمله‬ ‫می کند‪ .‬در «اژانس شیشه ای» این مساله خیلی‬ ‫برجسته است و با زمانه اش مساله دارد و می گوید‬ ‫من این نظم جدید را نمی پذیرم‪ .‬می توان اینگونه‬ ‫گفت که حــاال با حکومــت مســتقر می خواهید‬ ‫چه کار کنیــد‪ .‬یعنی حکومت مســتقر انقدر باید‬ ‫دایره اش را باز کند که این گرایش های شورشی‬ ‫با تم های انارشیستی را بپذیر د یا اینکه این فقط‬ ‫یک موقعیت اســت؟ باز در «بادیــگارد» نظم را‬ ‫می شــکند و نمی تواند از معــاون رئیس جمهور‬ ‫حفاظت کند‪...‬‬ ‫می گوینــد کــه یک ســری هکــر هســتند که در‬ ‫سیســتم های امنیتی نفوذ می کنند‪ .‬بچه هــای باهوش و‬ ‫ت یا انها را به خدمت گرفت‬ ‫نابغه ای که یا باید به زندان انداخ ‬ ‫و این رفتارشان را بزرگوارانه بخشید و چون نمی شود انها را‬ ‫به حال خودشان رها کرد‪ .‬حکایت ما با کمی اغماض همین‬ ‫ب هایی را افشا می کنیم که‬ ‫موضوع است‪.‬گاهی وقت ها عی ‬ ‫شاید به عده ای بربخورد‪ ،‬ولی وجودمان مفید است‪ .‬البته‬ ‫من به هنرمندی که به همه چیز نگاه نفی دارد و هیچ متر و‬ ‫میزانی نمی دهد‪ ،‬شاید باب طبع ام نباشد‪ ،‬ولی وجودش را‬ ‫نیز انکار نمی کنم‪ .‬هنری که نفی می کند به مراتب راحت تر‬ ‫از هنری اســت که باید نگاهش ثبوتی باشــد‪.‬اقا مرتضی‬ ‫می گفت نفی ســرپایینی اســت و تخریب کار پیچیده ای‬ ‫نیست‪.‬ریختن یک ســاختمان دو‪ ،‬سه ســاله تنها نیازمند‬ ‫چند پوند تی ان تی است‪ .‬تازه این شیوه رادیکال عزیزترت‬ ‫می کند‪ .‬ولی درد ان موقع اســت که بخواهیــد در مقام و‬ ‫جبهه اثباتی از نفی هم حرف بزنی‪ .‬هــم معتقد به کلیت و‬ ‫ساختار نظامی و هم احساس می کنی که باید او را نقد کنی‪.‬‬ ‫این جایگاه سختی ا ست‪ .‬همیشه در مظان اتهام هستی‪.‬‬ ‫همیشه به تو مشکوکند‪ .‬احترامت می گذارند ولی ته دلشان‬ ‫نگرانند‪ ،‬نکند تخریبی انجــام دهی‪ .‬این قصه غصه من از‬ ‫فیلم کرخه تا راین تا همین بادیگارد ادامــه دارد‪ .‬من این‬ ‫نگاه های نگران را در همین فیلم بادیگارد درک می کردم‪.‬‬ ‫حتی خبرهایی می شــنیدم که بعضی ممیزان تصمیم گیر‬ ‫نصیحت می کردند که مواظب حاتمی کیا باشید‪ .‬شاید اگر‬ ‫خودم هم در موقعیت انها قــرار می گرفتم همین تصمیم‬ ‫را داشــتم‪ ،‬ولی چــاره ای نیســت‪ .‬باید از دره ســوء تفاهم‬ ‫عبور کنیم‪ .‬یک وقت هایی سیســتم از دســت ما عصبانی‬ ‫می شود و اعتقاد دارد باید مثل او به موضوع نگاه کنیم! ولی‬ ‫همیشه گیر من ان است که تو را پشت نشانده اند ولی من‬ ‫خودم پشت دوربین را انتخاب کرده ام‪ .‬تو به قواعد خودت‬ ‫شاید هفت تیر بکشی‪ ،‬ولی قرار نیست من مثل تو باشم‪.‬‬ ‫سعیداجورلو‪:‬همانچیزیکهدر«بهرنگارغوان»‬ ‫دیدیم‪.‬بههمیندلیلهمبامشکلمواجهشد‪.‬‬ ‫‪49‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪50‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫افرین! من وقتی می فهمم دختر دانشجو بی گناه‬ ‫است نمی توانم بی اعتنا بایستم و اگر ببینم در جنگ قدرت‬ ‫ممکن است این بی گناه اسیب ببیند‪ ،‬به کمکش می روم‪.‬‬ ‫خب این تعریف از نظر امنیتی یعنی نیروی خودسر و از نظر‬ ‫هنری یعنی انسان نمونه و قهرمان‪.‬‬ ‫ســعید اجورلــو‪ :‬انــگار نظــر شــما بــر نوعــی‬ ‫جامعه شناسی انتقادی باشد؛ باید انتقاد کنید و‬ ‫بروید جلو تا مشکل حل شود‪.‬‬ ‫ان مرد امــد‪ .‬ان مرد با اســب امد‪ .‬ان مرد ســبد‬ ‫دارد‪ .‬وقتی قرار می شــود همین را تصویــر کنیم فاصله ها‬ ‫اغاز می شــود‪ .‬یکی مرد را پیر می بیند‪ .‬یکی جوان‪ .‬یکی‬ ‫ریش دار‪ .‬دیگری با سبیل‪ .‬حتی در مورد اسبش یکی سیاه‪،‬‬ ‫دیگری سفید‪ .‬ان مرد کی امد‪ .‬صبح‪ .‬ظهر‪ .‬عصر‪ .‬شب‪.‬‬ ‫از ســمت افتاب می اید‪.‬زیر باران می ایــد‪ .‬جهان هنرمند‬ ‫ارام ارام بیرون می زند‪ .‬درحالی کــه ما در لحظه بیان کلی‬ ‫هیچ اختالفی نداشتیم‪ .‬در سینما دو ساعت وقت داریم که‬ ‫جهانی را توضیح دهیم‪ .‬جهانــی که چینش اجر به اجرش‬ ‫مربوط به یک کارگردان است‪.‬مســئوالن باید بفهمند که‬ ‫با این مقام باید با احتــرام برخورد کنند‪.‬فکر نکنیم با تهدید‬ ‫و تشر می توانیم انچه مدنظر ماســت را تصویر کند‪ .‬اینها‬ ‫فکر می کنند که هنرمند را به دادگاه بکشــانند و التزام از او‬ ‫بگیرند کار تمام اســت‪ .‬نه‪ ،‬تازه کار اغاز شد‪ .‬یک چیزی را‬ ‫اغاز کردی؛ یک چیز مهم‪ .‬جنبه ای که او را تحقیر کرده و‬ ‫حالش را به هم زده را می خواهد پاسخ دهد‪ .‬این رویکرد به‬ ‫شکل ظریفی بیرون خواهد زد‪ .‬امکان ندارد بیرون نزند‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬سراغ «بادیگارد» برویم‪ .‬به نظرم‬ ‫جنبه ضد نقــد و وضع موجود اژانس شیشــه ای‬ ‫در بادیــگارد هم ادامــه پیدا می کنــد‪ .‬من خودم‬ ‫اگر بخواهم صادقانــه بگویم این نقــد را به این‬ ‫فیلم داشتم که وظیفه ان ادم حفاظت از معاون‬ ‫رئیس جمهــور اســت‪ .‬فکــر نمی کنیــد بــه ان‬ ‫شــخصیت محافظ ضربه زده شده است‪ .‬یعنی‬ ‫ادمی که محافظ نظام است‪...‬‬ ‫اصال وظیفه اش همین است‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬تکنوکرات است و دارد پول می گیرد‬ ‫و وقتــی نمی خواهد‪ ،‬می توانــد خداحافظی کند‬ ‫و برود‪.‬‬ ‫اگر در الیه اول فیلم بایستی حرفتان درست است‪.‬‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬من می گویم شــما می خواهید از‬ ‫ِ‬ ‫محافظ‬ ‫« محافظ » حمایت کنید و بگویید که این‬ ‫انقالب و ان ارزش هاســت‪ .‬می خواهید بگویید‬ ‫محافظت نکردنش از ان ادم درهمین قالب دیده‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫ایــن پارادوکس اســت‪ .‬یعنی اگر هــر محافظی‬ ‫ســرخود شــخصیت را تحلیل کند که نوعی هــرج و مرج‬ ‫می شــود‪ ،‬ولی ما از حاج حیدری حــرف می زنیم که عمر‬ ‫خدمتش به اندازه عمر انقالب است‪ .‬او سرد و گرم چشیده‬ ‫اســت‪ .‬باالی صد وزیر و مقــام را ســرتیم حفاظتش بوده‬ ‫است‪ .‬حرفم ســر چیز دیگری اســت‪ .‬من از سامورایی ها‬ ‫حرف می زنم‪ .‬از ادم هایی که جانشان را فدا می کنند و لزوما‬ ‫برای پول این کار را نمی کنند‪ .‬یعنی مزدور نیستند بلکه به‬ ‫انچه می کنند‪ ،‬اعتقاد دارند‪ .‬اصال نوع ورودشان هم به این‬ ‫حوزه ها از ســر اعتقاد بوده‪ .‬با یک نــگاه معرفتی وارد این‬ ‫عرصه شدند تا یک نگاه صرفا معیشتی‪« .‬حیدر» در فیلم‬ ‫بادیگارد‪ ،‬یک شخصیت ارمانی است‪ ،‬برای خودش جایگاه‬ ‫ارمانی قائل است که می خواهد جانش را برای ارزش های‬ ‫نظام بدهد‪ .‬اما کسی که باید حافظش باشد‪ ،‬اصرار به فرود‬ ‫امدن در منطقه ای که هماهنگی نشده دارد و حیدر نتوانسته‬ ‫نیروهای کمکی اش را بیاورد و منجر به ان انتحار شــده و‬ ‫عده ای کشــته می شــوند‪ .‬حیدر خودش را مقصر می داند‬ ‫که اجازه داده ایــن بالگرد فرود بیاید‪ .‬بابــت این خطا باید‬ ‫تنبیه شود‪ .‬فرمانده اش کسی ا ســت که نگاه بازتری دارد‪،‬‬ ‫می خواهد حیدر از این اعتراف دست بردارد‪ .‬می گوید همه‬ ‫محافظ ها همین کار را می کنند‪ .‬هیچ وقت با شخصیت ها‬ ‫سرشاخ نمی شوند‪ .‬بعد اشاره می کند که دلشوره هایی که تو‬ ‫داری همه مان داریم ولی درونی ا ســت و نباید علنی شود‪.‬‬ ‫اینها همان دعواهای درون و بیرون است که من همیشه‬ ‫عالقه به طرح ان داشــته ام‪ .‬می گویند اژانس شیشــه ای‬ ‫به مردم راه اشــتباه می دهد که اگر گرفتار بن بست شدید‬ ‫با گروگانگیــری حلش کنید‪ .‬ابدا‪ ،‬بلکه یــک فرضیه ای را‬ ‫طرح می کند که ایا ایــن راه حاج کاظم‪ ،‬جــواب می دهد‬ ‫یا نمی دهــد‪ .‬اتفاق ا حاج کاظم عباس را به مرگش تســریع‬ ‫می دهد‪ .‬تماشــاگر هم ایــن را می فهمد‪ ،‬ولــی به خاطر‬ ‫همدلی او را می بخشد چون به صدق عمل حاج کاظم ایمان‬ ‫دارد‪ .‬حاال در فیلم بادیگارد حیدر فرافکنی نمی کند‪.‬گناه را‬ ‫گردن دیگری نمی اندازد‪.‬می گوید اگر این اســت من باید‬ ‫کنار بروم‪ .‬فرمانده اش می گوید من فیلم درگیری با انتحاری‬ ‫را صدبار دیده ام و اگر غیر از حاج حیدر بود‪ ،‬شک می کردم‪.‬‬ ‫مگر حاج حیدر کیست‪ .‬او شجاع است‪ .‬کارازموده است‪ .‬با‬ ‫همه وجود فدایی است‪ .‬مشکل جای است که حاج حیدر با‬ ‫سیمایی معصوم اهسته به ارشدش می گوید ؛من نمی دانم‬ ‫چرا نتوانستم از شخصیت به درســتی دفاع کنم‪ .‬یعنی قلبا‬ ‫و روحا واکنشم برعکس شد‪ .‬این چه رخنه ای است که در‬ ‫من فدایی رخ داده است؟ می گوید بیایید این رخنه را تحلیل‬ ‫کنید که چرا منی چون حیدر جاخالی دادم؟ صرف اینکه من‬ ‫تنبیه شوم چیزی را حل نمی کند‪ .‬این شکاف به نظر کوچک‬ ‫می تواند اینده نظام را دچار مســاله کند‪ .‬تــرس او از روزی‬ ‫ است که کشتی سوراخ شود‪.‬‬ ‫به شدت نزدیکی بین خودم و‬ ‫حیدر وجود دارد‬ ‫حاج کاظم عباس را به مرگش‬ ‫تسریع می دهد‪ .‬ولی تماشاگر او‬ ‫را می بخشد چون به صدق عمل‬ ‫حاج کاظم ایمان دارد‬ ‫ســعید اجورلــو‪ :‬اما همیــن شــخصیت در اخر‬ ‫داستان برای فرد دیگری حاضر است جان خود‬ ‫را فدا کند‪.‬‬ ‫اگر حــاج حیدر‪،‬بادیگارد بود بــه محض اینکه از‬ ‫کار برکنار می شــد‪ ،‬با همســرش راضیه ماه عسل که یک‬ ‫عمر به او بدهــکار بود را تصفیه می کــرد‪ ،‬ولی حاج حیدر‬ ‫در جســت جوی معناســت و اگر معنا برایش تفهیم شود‪،‬‬ ‫تمام وجــودش را می گذارد‪ .‬خدا پــدر ان عزیزی که واژه‬ ‫«مدافعین حرم» را ابداع کرد بیامرزد‪ .‬به حق کلیدی ترین‬ ‫معنایی بود که ارمانخواهان مذهبی را به ســمت سوریه و‬ ‫عراق گسیل داد‪ .‬واال ســوریه کجا و ما کجا؟ از اینجا بلند‬ ‫شویم برویم انجا و با انها بجنگیم؟مدافعان حرم‪ ،‬حریم‪،‬‬ ‫حرمــت‪ ...‬واقعــا زیباتریــن و بجا ترین معنی بــود‪ .‬مثل‬ ‫دوران جنگ که سرزمین دشــمن برای ما مقدس تعریف‬ ‫شد‪ .‬سرزمین کربال‪ ،‬امام حســین(ع) ‪،‬تربت‪ .‬راستی من‬ ‫اولین فیلم کوتاه جنگی ام را به نام تربت ساختم‪« .‬تُربت»‬ ‫مفهومی ترین فیلم من است که با ســوپر‪ 8‬ساخته بودم‪.‬‬ ‫خودم هم نمی فهمیدم دســت روی چــه موضوع مهمی ‬ ‫گذاشــته ام‪ .‬بچه هایــی را در خــط کمین جبهــه جنوب‬ ‫دیدم کــه وقت اســتراحت چیــزی می تراشــیدند‪ .‬دیدم‬ ‫ُمهر اســت‪ .‬می گفتند خاکش مرغوب است و بوی کربال‬ ‫دارد‪ .‬یک فیلمســاز فرنگی وقتی فیلم را دید گفت که این‬ ‫مفهومی ترین و منحصربه فرد ترین معنای جنگ شماست‬ ‫که تو طرحش کرده ای‪ .‬نگاه کن! خاک دشمن و حریف‪،‬‬ ‫تقدس و سجده گاه ماست‪ .‬من هنوز فیلمی به این غلظت‬ ‫نساخته ام‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬ایا می توان گفت که بادیگارد یک‬ ‫نوع واکنش به دولت روحانی است؟ اقای بهزاد‬ ‫نبوی هم به شما گفته بود که ان عکس روحانی را‬ ‫اگر نمی گذاشتید بهتر می شد‪.‬‬ ‫واقعیت ایــن اســت دوره احمدی نــژاد انگیزه ام‬ ‫بیشــتر بود ولی توفــان ‪ 88‬اجــازه نمی داد‪.‬فکــر کنید در‬ ‫ان اوضاع می خواســتم بادیگارد بســازم! خیلــی بی مزه‬ ‫می شــد‪ .‬در یادداشــت های شــخصی ام از این موقعیت‬ ‫متناقــض نالیده ام‪ .‬تا اینکه داســتان داعــش پیش امد‪.‬‬ ‫عرصه پهلوانی این بچه ها ظاهر شد و قاسم سلیمانی نماد‬ ‫پهلوانی و گذشــت این ایام‪ ،‬دوباره ایام جنگ را در حافظه‬ ‫مردم زنده کرد‪ .‬حاال دیگر زبانم باز شد‪ .‬کلید امنیت کشور با‬ ‫سلیمانی ها باز شد‪ .‬دوباره دروازه شهادت‪ ،‬دوباره رفتن ها‪،‬‬ ‫غریبی ها‪ ،‬غربت ها در سرزمین دیگر‪ .‬نسل قاسم سلیمانی‬ ‫دوباره قافیه شعرهای قفل شده ام را گشود و فیلم بادیگارد‬ ‫شکل گرفت و این از لحاظ زمانی با دولت روحانی یکی شد‪.‬‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬ولی شــما به اقــای روحانی رای‬ ‫داده اید‪ .‬‬ ‫روزی کــه در مناظره تلویزیونی ایشــان خطاب به‬ ‫قالیباف گفتند که من سرهنگ نیستم‪ ،‬به سقف چسبیدم‪.‬‬ ‫سرهنگ در ادبیات سیاسی به نوعی به کودتاگران لقب داده‬ ‫ِ‬ ‫قالیباف شــهردار خیلی حرف ها دارم‪ ،‬ولی‬ ‫می شود‪.‬من با‬ ‫این سرهنگ گفتن ایشان فارغ از قالیباف ناظر به نسلی بود‬ ‫که هشت سال بدون درجه جنگیده و درجه سرداری گرفته‬ ‫بود‪ .‬این از نگاه مردی که در باالترین مرجع تصمیم گیری‬ ‫کشور یعنی شورای امنیت‪ ،‬بیشــتر عمرش را گذرانده بود‬ ‫موضوع را پیچیده می کرد‪ .‬به هرحال رای دادن برای من‬ ‫ال عقالنی ا ست و من هم مثل خیلی از مردم در‬ ‫یک امر کام ‬ ‫میان گزینه ها روحانی را شایسته تر دانستم‪.‬‬ ‫مصطفی صادقــی‪ :‬اقــای حاتمی کیا مــن هنوز‬ ‫هــم وقتــی اژانــس را می بینم متاثر می شــوم‪.‬‬ ‫«چ» را که در جشنواره دیدم وقتی می خواستم‬ ‫واکنش دیگــران را ببینم چهــره جلویی ها را که‬ ‫نمی توانستم ببینم‪ ،‬برگشتم به افراد صندلی های‬ ‫عقب نگاه کردم‪ ،‬دیدم خیلی ها مثل من شده اند‬ ‫فرهنگ‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫و اشــک می ریزند‪ .‬راجع بــه بادیــگارد اما هنوز‬ ‫ســوال هایی در ذهــن من اســت که نتوانســتم‬ ‫جواب هایش را پیدا کنم‪ .‬نه اینکه بگویم بد است‬ ‫ف ادم هایی‬ ‫اما من نمی فهمم‪ .‬من نمی فهمم تکلی ‬ ‫مثل حاج حیدر چیست؟ شما می گویید یک راه و‬ ‫عاقبتش را در اژانس نشان دادید‪.‬‬ ‫هیچی! بازنشسته می شود‪ .‬یعنی سیستم بازسازی‬ ‫کیسه کشــی کرده و این نســل دیگر در مصدر نیســتند‪.‬‬ ‫واقعیت این است که اینها به نوعی کنار رفته اند‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬یعنی مثال ان دامادش نمی تواند به‬ ‫نوعی شبیه حاج حیدر شود؟‬ ‫من نمی توانم جــواب واضحی برایت بدهم چون‬ ‫به شدت نزدیکی بین خودم و حیدر وجود دارد‪ .‬در‪35‬سالگی‬ ‫اژانس شیشه ای را ساختم و در ‪ 54‬سالگی بادیگارد را‪35 .‬‬ ‫سالگی یعنی جوانی که از مرحله گذار جوانی حرف می زند‪.‬‬ ‫تب و تاب انگونه دارم و بیرون را تحت تاثیر قرار می دهم‪.‬‬ ‫االن در ‪ 54‬سالگی و فیلم بادیگارد بیشتر محاکات فردی‬ ‫با خودم دارم‪ .‬این مربوط به ســن و ســال من است‪ .‬حال‬ ‫شــما می گویید تکلیفت بــا اینها چه می شــود؟ مثل خود‬ ‫من‪ .‬تکلیفم با خودم چه می شــود‪،‬با اینهــا هم همینطور‬ ‫می شــود‪ .‬االن نمی دانم در اینده چه می شود‪ .‬نمی توانم‬ ‫تعریف دقیقی از یک اینده ای بگویم که اصال برایم تجربه‬ ‫نشده است‪.‬‬ ‫ســعید اجورلــو‪ :‬در واقــع زمــان جلو مــی رود و‬ ‫حاج کاظم اژانس‪ ،‬امروز به اینجا رسیده است‪.‬‬ ‫می گویند حاج حیدر شــهید شد و ظاهر ا مصلحت‬ ‫این بوده که تمام کند! تمام کند یعنی چه؟ بحث من جسم او‬ ‫نیست‪ .‬مگر مرگ حاج حیدر یعنی مرگ همه حاج حیدرها‪.‬‬ ‫من کی گفتم حاج حیدر زیرچادر راضیه از دنیا رفت؟ در فیلم‬ ‫موج مرده‪ ،‬ســردار راشد با قایق به ســمت ناو امریکایی ها‬ ‫رفت و جشن ســال ‪ 2000‬اغاز شــد‪ .‬بادیگارد مثل اژانس‬ ‫مورد اقبال مردم واقع شد‪ ،‬مردم با او اشک ریختند و برایش‬ ‫کف زدند‪ .‬این رفتار یعنی این تفکــر در بین افکارعمومی‬ ‫جاری ا ست‪.‬‬ ‫مصطفی صادقی‪ :‬همین فیلم بادیگارد هم نشانه‬ ‫و حرف های زیادی دارد‪.‬یکی از بخش های فیلم‬ ‫که برایم سوال درســت کرده همان سکانس خر‬ ‫و پف است انهم در زمانی که ان خبر مهم اعالم‬ ‫می شود‪ .‬این چه مفهومی دارد؟‬ ‫مفهومــش همیــن اســت کــه می بینیــد‪ .‬چــه‬ ‫می خواهید؟ انتظار ترجمه فیلم را از من نداشته باشید‪.‬‬ ‫مصطفی صادقی‪ :‬راجع به بادیگارد خیلی ها انتظار‬ ‫داشتندکهحتماجایزهبگیرید‪.‬شماهمصرفنظر‬ ‫از اینکه برای جایزه این فیلم را نساختید انتظار ان‬ ‫وضعیت را داشتید؟‬ ‫مدیرســینمایی نظــام کــه قرار اســت جشــنواره‬ ‫فجر انقالب را به راه اندازد‪ ،‬کارش شــبیه مــا کارگردانان‬ ‫سینماست‪ .‬احمقانه اســت که کارگردانی بگوید من فقط‬ ‫بازیگران را انتخاب کرده ام و شیوه بازی و رفتار انها سلیقه‬ ‫شــخصی بازیگران اســت و من به قواعد دموکراتیک تن‬ ‫داده ام‪ .‬این کارگردان بــه درد جرز دیوار هــم نمی خورد‪.‬‬ ‫بادیگارد به کینه دوســت و تدبیر مدیران فجر شهید شد و‬ ‫بابت این شهادت ممنونم‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬فیلم های امسال را دیدید؟‬ ‫من در سالن میالد تعدادی از فیلم ها را دیدم ولی‬ ‫اجازه بدهید نظرم باشد برای بعد‪.‬‬ ‫سعید اجورلو‪ :‬پس حرف اخر‪.‬‬ ‫دوران سختی ا ســت و احساس می کنم سخت تر‬ ‫هم خواهد شد‪.‬‬ ‫ســعید اجورلو‪ :‬ممنــون از وقتــی که بــه مثلث‬ ‫اختصاص دادید‪.‬‬ ‫‪51‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫ضد مردم یا با مردم؟‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪52‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫گفت وگوی چالشی محمدتقی فهیم و نیما حسنی نسب درباره ‪30‬سال فیلمسازی ابراهیم حاتمی کیا‬ ‫مثلــث‪ :‬برخــی می گویند که ایــن فیلمســاز در‬ ‫طول ســه دهه گذشــته رویکردهای مختلفی در‬ ‫فیلم هایش داشته و با کمی اغماض هر فیلمش‬ ‫یک جزیره مســتقل اســت‪ .‬از این نظر ‪30‬سال‬ ‫سابقه فیلمسازی حاتمی کیا به یک مجمع الجزایر‬ ‫شــبیه اســت که در ان هر جزیره ای ســاخت و‬ ‫بافت خودش را دارد و حــرف منحصربه فرد خود‬ ‫را می زند‪ .‬اما از ســوی دیگر برخــی اعتقاد دارند‬ ‫که درســت عکس این قضیه در روند فیلمسازی‬ ‫حاتمی کیــا وجــود دارد‪ .‬ایــن عــده معتقدند که‬ ‫فیلمسازی حاتمی کیا در دامنه یک طیف رو به رشد‬ ‫قابل بررسی است‪ .‬به این معنی که هرچه به امروز‬ ‫نزدیک شــده ایم‪ ،‬حاتمی کیا توانسته به صورتی‬ ‫جامع تر و کامل تر حرف خود را بزند‪ .‬شما کدام یک‬ ‫از این دو نظر را به واقعیت نزدیک تر می دانید؟‬ ‫فهیم‪ :‬واقعیت این است که سیر تاریخی فیلم های‬ ‫حاتمی کیا را از دو منظر می توان بررســی کرد ؛ اول اینکه‬ ‫حاتمی کیا در ‪30‬ســال اخیر یعنی از هویت تــا بادیگارد به‬ ‫لحاظ فنی روند رو به رشــدی داشته است‪ .‬به این معنی که‬ ‫کیفیت هنری فیلم ها به خوبی نشــان دهنده این است که‬ ‫او مدام در حال تکمیل کردن نکات قوت فیلمســازی اش‬ ‫بوده‪ .‬برای مثال هویت که اولین فیلم حاتمی کیاست از نظر‬ ‫کارگردانی اثر چنان که باید وشــایدی نیست‪ ،‬ضعف هایی‬ ‫دارد که متناسب فیلم های اول است‪ .‬کما اینکه اولین فیلم‬ ‫بلند حاتمی کیا هم هســت‪ .‬اما وجه دیگر موضوع طبیعتا‬ ‫پرداختن به محتواســت‪ .‬در این باره هم دو جور می توان‬ ‫موضوع محتوا در فیلم های این فیلمســاز را بررسی کرد‪.‬‬ ‫یکی اینکه در فیلم های متعــدد و متنوع حاتمی کیا به طور‬ ‫ی نهفته یا چه حرفــی برای گفتن وجود دارد‪.‬‬ ‫کلی چه پیام ‬ ‫دوم اینکــه در هــر فیلم چــه بخش هایــی از ان پیام کلی‬ ‫بازنمایی و ارائه شده اســت‪ .‬من معتقدم که حاتمی کیا در‬ ‫طول دوران فیلمســازی اش به دنبال برجســته کردن یک‬ ‫فرایند معنایی است و به این معنی که فیلم های حاتمی کیا به‬ ‫لحاظ منطق درونمایه ای‪ ،‬متناقض نیستند‪ .‬اما خب طبیعی‬ ‫اســت که مثل هر کارگردان دیگری‪ ،‬حاتمی کیا هم در هر‬ ‫یک از فیلم هایش بخشی از جهان را و بخشی از رخدادهای‬ ‫جهان را بازنمایی می کند‪ .‬از این نظر هر فیلم می تواند یک‬ ‫کلیت مستقل باشد‪ .‬اما در نهایت هر فیلمی در خدمت ان‬ ‫درونمایه بزرگتر است که حاتمی کیا در دوران فیلمسازی اش‬ ‫دنبال کرده است‪ .‬ابزاری که برای دست پیدا کردن به این‬ ‫هدف دارد‪ ،‬ابزار سینمای ملودرام است‪ .‬حاتمی کیا خیلی‬ ‫دقیق و نکته سنجانه مخاطبش را با خودش همراه می کند‬ ‫و در جریان فیلم با اشــارات ســینمایی و تصویــری با او به‬ ‫همدلی می رسد‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬البته من معتقدم کــه این طور‬ ‫نیســت‪ .‬ضمن اینکه باید از همین ابتدا بگویم حاتمی کیا‬ ‫یک فیلمســاز باهــوش و زیرک اســت‪ .‬ژانــرش را خوب‬ ‫می شناســد و بلد اســت که چطور با تصاویر و دیالوگ ها و‬ ‫موســیقی فیلمش از تماشاگرش اشــک بگیرد‪ .‬من بارها‬ ‫گفته ام که بعد از اصغر فرهادی که حدود یک دهه است کار‬ ‫می کند‪ ،‬ابراهیم حاتمی کیا بزرگترین و مهمترین فیلمسازی‬ ‫است که کارش را بعد از انقالب شــروع کرد‪ .‬اما افزون بر‬ ‫این می توانم بگویم که شــاید هیچ فیلمسازی در ایران به‬ ‫اندازه حاتمی کیا ملودرام را خوب کار نکرده و با ان دمخور‬ ‫نبوده اســت‪ .‬نه فقط فیلم هایش که خودش هم ملودرام‬ ‫اســت‪ .‬تیپ و قیافه اش‪ ،‬رفتارهایش‪ .‬حرف هایش‪ .‬حتی‬ ‫کارهایی که می کند‪ .‬یک بار روی فرش قرمز نمی رود و یک‬ ‫بار‪ ....‬حرف من البته این اســت که توانمندی حاتمی کیا‬ ‫در ملودرام سازی صد البته که هر بار و در هر دوره در خدمت‬ ‫یک رویکــرد محتوایــی و موضوعی خاص بــوده‪ .‬به رغم‬ ‫نظر اقای فهیم من فکر می کنم کــه حاتمی کیا از قضا در‬ ‫هر دوره ای یک حاتمی کیای منحصربه فرد بوده اســت و‬ ‫به این معنی برای اشــاره به هر دوره ای می توان یک فیلم‬ ‫مشخص از او را مثال اورد‪ .‬یک دوره دیده بان را می سازد و‬ ‫یک دوره دیگر ارتفاع پست را و یک دوره دیگر بادیگارد را‪.‬‬ ‫یا اصال در یک سال دو فیلم می سازد که فاصله کیهانی با‬ ‫هم دارند‪ .‬سال ‪ 74‬حاتمی کیا دو فیلم بوی پیراهن یوسف و‬ ‫برج می نو را ساخت‪ .‬این دو فیلم به قدری با هم متفاوتند و‬ ‫حرف های متفاوتی می زنند که نمی شود باور کرد کارگردان‬ ‫هر دو یکی است‪ .‬برج مینو را بهرام بیضایی تدوین کرد که‬ ‫یک فیلم روشنفکرانه متفاوت است‪ .‬وقتی اینطوری ببینیم‬ ‫دیگر نمی توان گفت که سیر فیلمسازی حاتمی کیا رو به باال‬ ‫بوده یا رو به پایین‪.‬‬ ‫مثلــث‪ :‬منظورتــان این اســت که مثــا نمودار‬ ‫سینوسی است؟‬ ‫حسنی نســب‪ :‬حتی نمی تــوان گفــت نمودار‬ ‫فیلمســازی او یک نمودار سینوســی اســت‪ .‬چون تناوب‬ ‫مشــخص و ثابتی ندارد‪ .‬بــه نظــرم کارنامه فیلمســازی‬ ‫حاتمی کیا در یک وجه شماتیک روی نمودار ‪ ،‬بیشتر شبیه‬ ‫یک منحنی کج و معوج و درهم و برهم است که باال و پایین‬ ‫زیادی دارد‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬در محتوا و درونمایه؟‬ ‫حسنی نسب‪ :‬نه! در همه چیز!‬ ‫فهیم‪ :‬ببینید‪ ،‬یک موضوع را مثال بزنم‪ .‬حاتمی کیا‬ ‫در همه فیلم هایش ثابت کرده یک فیلمساز انقالبی است‬ ‫که به ارمان ها و اصول انقالب پایبند است و فیلم هایش هم‬ ‫در خدمت اعتقادش است‪ .‬یکی از مفاهیم محوری در این‬ ‫موضوع هم طبیعتا حضور مردم است‪ .‬حاتمی کیا به شیوه‬ ‫ماهرانه ای در تمام فیلم هایش شخصیت مردم را برجسته‬ ‫می کند‪ .‬او هر زمانی که فیلم ساخته به د غدغه های مردم‬ ‫توجه کرده اســت‪ .‬جانب مردم را گرفته و سر رشته اصلی‬ ‫درونمایه ای فیلم هایش را به این لحاظ حفظ کرده‪ .‬اینکه‬ ‫یک جایی عصبانی بشود و یک جایی عارف مسلکانه فیلم‬ ‫بسازد نشان دهنده تفاوت در رویکردش نیست بلکه حرف‬ ‫اساســی یک چیز اســت که در شــیوه های مختلفی بیان‬ ‫می شــود‪ .‬اصوال حاتمی کیا وقتی فیلمی می ســازد حرفی‬ ‫برای گفتن دارد و فکر نمی کنم هیچ کسی این موضوع را‬ ‫انکار کند که حاتمی کیا یا فیلم نمی سازد یا اگر فیلم بسازد‬ ‫حرف مشخصی برای گفتن در فیلمش دارد‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬اتفاقا مشــکل کار همین جاست‪.‬‬ ‫حاتمی حرف برای گفتن دارد‪ .‬درست! اما هر بار یک حرف‬ ‫متفاوت می زنــد‪ .‬ضمن اینکه من معتقــدم که حاتمی کیا‬ ‫ضدمردمی ترین فیلمساز است‪ .‬تقریبا در تمام فیلم هایش‬ ‫قهرمان فیلم یک شــخصیت تنها اســت که کسی درکش‬ ‫نمی کند‪ .‬از قضا قهرمان های فیلم های حاتمی کیا همیشه‬ ‫در مقابل مردم شــکل می گیرند‪ .‬در همیــن فیلم بادیگارد‬ ‫هم هرجایی که مردم را می بینیم یا دارند کار خالف انجام‬ ‫می دهند مثل دخترها و پسرهای جوان پارک‪ ،‬یا عصبی و‬ ‫پرخاشجو هستند مثل مادر و خواهر دختری که در مدرسه‬ ‫خودکشی کرده و یا‪ ....‬کجای فیلم نشانی از مردم هست‬ ‫که حاتمی کیا کنارشان ایستاده باشد‪ .‬حتی خبرنگاری که در‬ ‫فیلم نشان داده می شود کارش را بلد نیست و نمی داند که‬ ‫نباید از یک محافظ در ان شرایط گفت وگو بگیرد‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬اصال ســبک زندگی ساده حاج حیدر نشان‬ ‫دهنده است که او به لحاظ طبقاتی مثل مردم است‪ .‬مگر‬ ‫خانواده اش را نمی توان از مردم حساب کرد‪ .‬یا حتی غیر از‬ ‫این خواستگار دخترش هم مردم است‪ .‬مادر ان دانشمند‬ ‫هســته ای هم جزو مردم اســت و نامزدش هــم جزو مردم‬ ‫است‪ .‬غیر از این است؟‬ ‫حسنی نسب‪ :‬اینها شــخصیت های اصلی فیلم‬ ‫هستند‪ .‬ان سکانس کهف الشــهدا که خاطرتان هست‪.‬‬ ‫حاج حیدر رفتــه انجا و بعد میثم زریــن و مادرش هم برای‬ ‫زیارت شهیدشان به انجا می ایند‪ .‬اتفاق و تصادفی که در‬ ‫این سکانس وجود دارد وقتی قابل قبول می شود که ما این‬ ‫موضــوع را بپذیریم که مردمی که حاتمی کیا روایت شــان‬ ‫ حاتمی کیا یک فیلمساز باهوش‬ ‫و زیرک است‪ .‬ژانرش را خوب‬ ‫می شناسد و بلد است که چطور‬ ‫با تصاویر و دیالوگ ها و موسیقی‬ ‫فیلمش از تماشاگرش اشک بگیرد‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫می کند‪ ،‬به انجا نمی روند‪ .‬انجا خلوت است‪ .‬کسی نمی رود‪.‬‬ ‫تنها قهرمان های فیلم حاتمی کیا ممکن است انجا بروند‪.‬‬ ‫ما باید این را بپذیریم تا دیدار اتفاقی و ناگهانی فیلم که در‬ ‫ان سکانس وجود دارد منطقی جلوه کند‪ .‬اما فقط این فیلم‬ ‫نیست ‪ ،‬در اژانس شیشه ای هم همینطور است‪ .‬در انجا حاج‬ ‫کاظم یک تنه در مقابل همه نماینده های اقشار دیگر است‪.‬‬ ‫انجا هم مردم در مظان اتهام هستند‪ .‬ان کسی که بازاری‬ ‫است پیشنهاد رشوه و اینها می دهد‪ .‬دانشجو غر می زند و‪...‬‬ ‫فهیم‪ :‬مشــکل این اســت که شــما نمی خواهید‬ ‫بپذیرید که حاج کاظم اژانس هم بخشــی از مردم است‪.‬‬ ‫نماینده طیفی از مردم اســت‪ .‬از قضا به نظر من نمادها و‬ ‫نماینده های مردم در این فیلم به خوبی انتخاب شــده اند‪.‬‬ ‫همه حرف می زننــد و دغدغه هایشــان را مطرح می کنند‪.‬‬ ‫اگرچه البته که من معتقدم اژانس شیشــه ای ضعف های‬ ‫ساختاری خودش را دارد اما به هر حال فیلمی است که هنوز‬ ‫هم حرف برای گفتن دارد و از فیلم های ماندگار است‪ .‬علت‬ ‫ماندگاری اش هم این اســت که فیلم جامعی است‪ .‬درام‬ ‫قوی دارد و همه مردم هم از قضا این فیلم را دوست دارند‪.‬‬ ‫مگر می شــود فیلمی به مردم توهین کند یا مردم را نادیده‬ ‫بگیرد و مردم هم دوستش داشته باشند؟‬ ‫حسنی نسب‪ :‬اتفاقــا همــان روزهایی که اژانس‬ ‫شیشه ای اکران شده بود‪ ،‬ابراهیم نبوی ‪ ،‬طنزی نوشته بود‬ ‫که مثال وقتی حاتمی کیا بعد از نمایش فیلم از سینما خارج‬ ‫شده همان لحظه یک جوان بسیجی را دیده که بغلش کرده‬ ‫و گفته دمت گرم اقا ابراهیم حرف دل ما رو زدی‪ .‬کمی ان‬ ‫طرف یکی از این جوان های ژیگول را دیده که او هم بغلش‬ ‫کرده که اقا ابراهیم حرف دل ما را زدی‪ .‬بعد یک مسئول رده‬ ‫باالی کشور او را دیده و بغلش کرده و بعد یک اپوزیسیون‬ ‫و‪ ...‬حاال این حرف ها به کنار‪ .‬به بحث برگردیم‪ .‬اتفاقا در‬ ‫فیلم اژانس شیشه ای مردم کامال در حاشیه هستند‪ .‬درباره‬ ‫اژانس شیشــه ای من یک نکته دیگر می خواهم بگویم و‬ ‫مقایســه اش کنم با بادیگارد‪ .‬در اژانس شــما می بینید که‬ ‫در دیالوگی که بین حاج کاظم و سلحشور شکل می گیرد‪ ،‬‬ ‫سلحشور منطقی تر حرف می زند‪ .‬عقالنی تر حرف می زند و‬ ‫مخاطب هم به لحاظ عقالنی درک می کند که حرف های‬ ‫سلحشور منطقی تر است اما روند روایت داستان مدام ما را‬ ‫سوق می دهد تا طرفدار حاج کاظم باشیم‪ .‬این نقطه قوت‬ ‫کار حاتمی کیا اســت که قهرمانش را تحت هر شــرایطی‬ ‫مقبول و محبوب نگه می دارد‪ .‬اما از قضا می خواهم بگویم‬ ‫این حاتمی کیا در بادیگارد عوض شده است‪ .‬در بادیگارد‬ ‫دیگر این روال قصه نیســت که مــا را با حاج حیــدر پیوند‬ ‫می دهد‪ .‬اتفاقا حاتمی کیا در اینجا می خواهد حاج حیدر را‬ ‫به ما بقبوالند اما نمی شود‪ .‬هر کاری می کند که مخاطب با‬ ‫ت متناقضی‬ ‫حاج حیدر بر بخورد اما نمی شود‪ .‬چون شخصی ‬ ‫دارد‪ .‬از قضا تناقضی که در خود حاتمی کیا هســت در دل‬ ‫شخصیت هم قرار گرفته اســت‪ .‬این تناقض که می گویم‬ ‫در سال های اخیر بیشتر هم شده اســت‪ .‬مثال پیش تر از‬ ‫این هــا حاتمی کیا در جایــی گفته بود که مــا کارگردان ها‬ ‫حتی اگر به منتقدان بد و بیراه هم بگوییم باالخره جایی در‬ ‫پستوی خانه می نشینیم و نقدهایشان را می خوانیم و از انها‬ ‫استفاده می کنیم‪ .‬اما حاتمی کیای االن تقریبا هیچ اعتباری‬ ‫برای منتقدان قا ئل نیســت‪ .‬من خودم را مثال می زنم که‬ ‫درباره بادیگارد یک نقد نوشتم و سه مجله تخصصی حوزه‬ ‫ســینما قبول نکردند که این نقد را منتشر کنند‪ .‬چرا؟ اقای‬ ‫حاتمی کیا از این اوضاع خبر دارد ایا؟ چرا همه می ترسند از‬ ‫اینکه حاتمی کیا را نقد کنند؟‬ ‫فهیم‪ :‬تعارف کرده اند‪ .‬نقــدت قابل چاپ نبوده و‬ ‫باهات تعارف کرده اند و اینطوری گفته اند‪ .‬وگرنه این همه‬ ‫نقد از فیلم حاتمی کیا دارد منتشر می شود‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬نه اتفاقا وقتی نقد را برایشــان‬ ‫فرســتادم‪ ،‬تحویل گرفتند اما دســت اخر ترســیدند که با‬ ‫حاتمی کیا در بیفتند‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬ببینیــد‪ ،‬حاتمی کیا از قضــا در فیلم های‬ ‫اخیرش توانســته به خوبی از تجربه اش در ملودرام سازی‬ ‫استفاده کند‪ .‬من برای پاسخ به این نکته ای که االن گفتی‬ ‫فیلــم «چ» را مثال می زنــم‪ .‬اتفاقا در فیلــم چ حاتمی کیا‬ ‫به شدت مردم محور است‪ .‬سکانس گفت وگوی چمران با‬ ‫فرمانده کردها را به یاد بیاورید! دیالوگ ها و اســتدالل ها‬ ‫کامال منطقی و منصفانه و هنرمندانه است‪ .‬چون حاتمی کیا‬ ‫دریافته است که کار هنری یعنی ایجاد موازنه میان ذهن و‬ ‫قلب‪ .‬در این سکانسی که می گویم برعکس تصور بیشتر‬ ‫فیلم های دیگر و حتی کلیشــه های معمــول ذهنیتی ان‬ ‫فرمانده کرد هــم دغدغه مــردم خــودش را دارد‪ ،‬نگرانی‬ ‫دارد‪ ،‬درس خوانده و با سواد است و برای حرف و موضعش‬ ‫هم اســتدالل دارد‪ .‬حاتمی کیــا این شــخصیت را هم به‬ ‫رســمیت می شناســد و نمی گوید کــه مثال دســت پرورده‬ ‫اســرائیل اســت‪ .‬نمی گوید امریکایی اســت‪ .‬نمی گوید‬ ‫جاسوس و‪ ...‬است‪.‬‬ ‫او هم یک انســان دغدغه مند اســت که البته مسیر‬ ‫را اشــتباه رفته و حاال در همین راه مجبور شــده است که‬ ‫روبــه روی مردمش بایســتد‪ .‬اتفاقا حاتمی کیا ســال های‬ ‫بعد از اژانس شیشــه ای باز هم دیالوگ محور است‪ .‬اتفاقا‬ ‫اینجا هم ســوال های جدی و نقدهای جــدی از زبان ان‬ ‫فرمانده کرد نســبت به چمران مطرح می کند‪ .‬می خواهم‬ ‫فرهنگ‬ ‫حاتمی کیا از قضا در فیلم های اخیرش‬ ‫توانسته به خوبی از تجربه اش در‬ ‫ملودرام سازی استفاده کند‪ .‬من در این‬ ‫مورد فیلم «چ» را مثال می زنم‬ ‫‪2‬‬ ‫هم محمدتقی فهیم را همه می شناسند و هم نیما‬ ‫حسنی نســب را‪ .‬این دو منتقد ســینما که اولی متولد‬ ‫سال ‪ 1335‬و دومی متولد ‪ 1353‬است‪ ،‬در واقع دو سر‬ ‫یک طیف نظری درباره سینما هســتند‪ .‬فهیم عمدتا‬ ‫رویکــرد ابراهیم حاتمی کیــا در ســال های اخیر را در‬ ‫امتداد سال های گذشته می بیند و حسنی نسب سخت‬ ‫مخالف این موضع است‪ .‬انچه در ادامه این مطلب در‬ ‫قالب مناظره و یا گفت وگو دو نفره فهیم و حسنی نسب‬ ‫می خوانید‪ ،‬بحث های داغ و پر شوری است که از نگاه‬ ‫این دو منتقد باتجربه ســینمای ایران رد و بدل شــده‬ ‫است‪ .‬ناگفته پیداست که این بحث ها پر از شوخی ها‬ ‫و جدیت های متعدد اســت که البته از ذکر بیشتر انها‬ ‫خودداری کردیم تا احیانا شــمای مخاطــب را از اصل‬ ‫بحث دور نکند‪ ،‬اما اصل موضوع هم چنان کشش دار‬ ‫و جذاب است که درست مثل یک فیلم سینمایی خوب‬ ‫شما را پای خودش می نشاند و به اخر می رساند‪.‬‬ ‫بحث با این موضوع شــروع شــد که نقــد و نظر‬ ‫درباره فیلم های حاتمی کیا شاید بیشتر از هر فیلمساز‬ ‫دیگری باشد‪.‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪53‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪54‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫بگویم در فیلم بادیگارد هم همینطور است‪ .‬البته من با ان‬ ‫صحنه شست و شو که انگار لباس احرام به تن دارد موافق‬ ‫نیستم‪ .‬کال این فیلم چند سکانس کوتاه اضافه دارد ‪ .‬مثال‬ ‫ان صحنه درگیری در پارک هم بیشــتر مناســب سال های‬ ‫دهه ‪60‬اســت و موضوعیتی ندارد دیگر‪ .‬امــا در بادیگارد‬ ‫هم حاج حیدر استیضاح می شود‪ .‬هم از طرف فرمانده اش‬ ‫و هم از طرف ماموری که قرار است تصاویر ترور را بازبینی‬ ‫کند‪ .‬همیشه هم ســربلند نیســت‪ .‬حاج حیدر خودش هم‬ ‫معتقد اســت که یــک جایی هــم کوتاهی کرده اســت و‬ ‫خودش هم خودش را نمی بخشــد‪ .‬اما اصل کالمی که او‬ ‫به ان اعتقاد دارد در همــان دیالوگ محوری فیلم بازنمایی‬ ‫می شــود‪ .‬او محافظ شــخصیت نظام اســت نه بادیگارد‬ ‫شــخصیت های نظام‪ .‬اینجا موضع حاتمی کیا مشخص‬ ‫می شود‪ .‬خط فاصله حاتمی کیا با دیگران در این دیالوگ‬ ‫برجسته می شود‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬اتفاقا این نقدی که دربــاره ان‬ ‫ســکانس شست و شــو و درگیــری پــارک و‪ ...‬می گویید‬ ‫کامال درست اســت‪ .‬اینجا یک زمینه مشــترک پیدا شد‪.‬‬ ‫من می گویم ایــن فیلم ضعف های خیلی بیشــتری دارد‪.‬‬ ‫ضعف فیلمنامه و کارگردانــی دارد‪ .‬حاتمی کیا می خواهد‬ ‫کالسیک بسازد اما فیلمی که در نهایت دیده می شود‪ ،‬یک‬ ‫شلم شورباست‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬ضعف کارگردانی ندارد‪ .‬غیر از ان دو‪ ،‬سه‬ ‫ســکانس فیلم مشــکلی ندارد‪ .‬چند کارگردانی می توانند‬ ‫ســکانس پایانی فیلــم را بــه ان ظرافت و دقــت و زیبایی‬ ‫بسازند؟ یا صحنه ســقوط هلی کوپتر در فیلم چ‪ .‬سکانس‬ ‫اخر بادیگارد خالصه شــده فیلم است‪ .‬شهادت حاج حیدر‬ ‫و حرکت دوربین از تاریکی به نــور‪ .‬مصداق ان ایه قرانی؛‬ ‫«الله ولی الذین امنو یخرجهم من الظلمات الی النور»‪ .‬این‬ ‫تمام کار فیلم است که در یک سکانس خالصه شده است‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬ســکانس پایانــی فیلــم خوب‬ ‫اســت‪ .‬درســت ‪ ،‬اما این چه تفاخــری بــرای حاتمی کیا‬ ‫دارد‪ .‬حاتمی کیا در همان دو‪ ،‬ســه فیلم اول نشان داد که‬ ‫کارگردانی را بلد اســت اما این دیگر فراتر از یک سکانس‬ ‫اســت‪ .‬هرکســی که فیلم را دیده برای دفــاع از ان همان‬ ‫فهیم‪ :‬مــن از این بابت بیشــتر امیدوارم‬ ‫که حاتمی کیا مثل بقیه افت نکرده است‪.‬‬ ‫یا دســت کم بــه ســمت افتــادن حرکت‬ ‫نکرده است‪ .‬من فکر می کنم در اینده هم‬ ‫حاتمی کیــا فیلم هایی مثــل چ و بادیگارد‬ ‫خواهدساخت‪.‬او سینماراازخیلیازادم ها‬ ‫مثلکیمیاییو‪...‬بهترمی شناسد‬ ‫ســکانس اخر را مثال می زند‪ .‬یا حتی برای تعریف از فیلم‬ ‫چ همان سکانس سقوط هلی کوپتر را مثال می زنند‪ .‬اینها‬ ‫واقعا تعریف نیست‪ .‬اینها حتی می تواند تخریب حاتمی کیا‬ ‫باشد‪ .‬ما باید فیلم را ببینیم نه یک ســکانس را‪ .‬فیلم های‬ ‫حاتمی کیا یکی به نعل است یکی به میخ‪ .‬معلوم نمی کند‬ ‫که کجای مناسبات سیاسی می ایستد ‪ .‬حاتمی کیا در نهایت‬ ‫فیلمساز خوبی است‪ .‬اما موضعش مشخص نیست‪ .‬می اید‬ ‫فیلم می سازد بعد می رود حرف های عجیب و غریب می زند‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬شما هم نسل های اقای حاتمی کیا را ببین‪.‬‬ ‫همه شان فیلم هایی می ســازند که اصال نمی شود تحمل‬ ‫کرد‪ .‬حاال همه اغراق است شــاید تنها یک نفر دیگر مثل‬ ‫حاتمی کیا داشته باشــیم و بقیه دیگر فیملسازهای تحمل‬ ‫ناپذیرند‪ .‬اتفاقا حاتمی کیا به همین دلیلی که شما می گویید‬ ‫فیلمساز خوبی است‪.‬همه جناح های سیاسی دوست دارند‬ ‫حاتمی کیــا را مال خودشــان بدانند‪ .‬خب اگــر حرفی هم‬ ‫می زند بگذارید حرفش را بزند‪ .‬بگذاریم مردم متکثر باشند‪.‬‬ ‫حرفشان را بزنند‪ .‬من با بخشــی از حرف های نیما که فنی‬ ‫اســت موافقم و حرفی در ان نیست اما اینکه االن مد شده‬ ‫است و خیلی ها از حرف های حاتمی کیا ناراحت هستند به‬ ‫نظرم موج دیکتاتوری یک ســری روشنفکرهاست‪ .‬انگار‬ ‫حوزه هنر مال انهاست و باید در اختیار انها باشد‪ .‬بگذاریم‬ ‫فیلمساز حرفش را بزند‪ .‬کارش را بکند‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬ما که با ایــن حرف ها همسوییم‪.‬‬ ‫اما خود حاتمی کیا هم دارد به ایــن حرف ها دامن می زند‪.‬‬ ‫حاتمی کیا انگار از همه کس طلبکار است‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬نیما خب مــا منتقدیم‪ ،‬دربــاره فیلم های‬ ‫حاتمی کیا باید حرف بزنیم‪ .‬اینکه خودش طلبکار است یا‬ ‫نه که موضوع حرف ما نیست‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬اشــکال بنیادیــن فیلم های اخیر‬ ‫حاتمی کیا اتفاقــا همین اســت‪ .‬فیلم هایــش فیلم های‬ ‫طلبکارانه ای است که موضع مشخصی ندارد‪ .‬حاتمی کیا‬ ‫فیلمساز حرفه ای به معنای کلمه نیست‪ .‬خودش هم گفته‬ ‫است‪ .‬او ســینما را ابزاری برای زدن حرف هایش می داند‪.‬‬ ‫بنابراین انچه می اندیشد و انچه از فیلتر ذهنی اش می گذرد‬ ‫می سازد‪ .‬بنابر این فیلم هایش در هر دورانی به شدت شبیه‬ ‫خودش در همان دوران هســتند‪ .‬هیچ منافــات و تفاوتی‬ ‫میان کاراکترهای فیلــم و حاتمی کیــا نمی بینیم‪ .‬همان‬ ‫اندازه که شخصیت های فیلم هایش طلبکارتر و مدعی تر‬ ‫می شــوند برای خودش هم ایــن اتفاق می افتــد‪ .‬همان‬ ‫موضوعی که درمورد حاج حیدر وجود دارد یعنی همه انچه‬ ‫که باعث می شــود درباره حاج حیدر تعجب کنیم که تا این‬ ‫حد متناقض اســت‪ ،‬خود حاتمی کیا هم همانطور است‪.‬‬ ‫حاتمی کیا در جشنواره هم با لحن خاصی می گوید که جای‬ ‫من اینجا نیست‪ ،‬من االن باید سوریه باشم‪ .‬پیش دوستان‬ ‫هم رزمم‪ .‬خب مگر پاســپورتش را ازش گرفتــه اند‪ .‬مگه‬ ‫ممنوع الخروجش کرده اند؟ چرا نمی رود؟ یعنی هم امده در‬ ‫فستیوال دارد کنفرانس مطبوعاتی برگزار می کند‪ ،‬هم دارد‬ ‫به اصطالح تریپ این را امده که جای من اینجا نیست‪ ،‬چرا‬ ‫من را اورده اید اینجا‪ .‬این شبیه همان رفتارهای حاج حیدر‬ ‫است که بهش می گویند اقا شما خطا کرده ای‪ .‬می خواستی‬ ‫جان خودت را نجات بدهی و زده ای معاون رئیس جمهور‬ ‫را نفله کرده ای‪ .‬در جواب می گوید من بغض می کنم و من‬ ‫نمی گویم و‪...‬‬ ‫فهیم‪ :‬ببین حرف حاتمی کیا استعاره و کنایه است‪.‬‬ ‫مثلث‪ :‬من هم نظر اقای فهیم را قبول دارم‪ .‬ضمن‬ ‫اینکه اقای حاتمی کیا ســابقه حضــور در جنگ‬ ‫تحمیلی را داشته است‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬به چه کسی؟‬ ‫فهیم‪ :‬به کســانی که اینجا نشســته اند و عتاب و‬ ‫خطاب می کنند و‪....‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬خودش چرا نمی رود؟‬ ‫فهیم‪ :‬خودش که اینجا دارد کاری را که بلد است‬ ‫انجام می دهد‪ .‬نکته دوم این است که من فکر می کنم نباید‬ ‫این انتظار را داشته باشیم که کاراکترهای حاتمی کیا نباید‬ ‫طلبکار باشــند البته طلبکار به معنی معترض‪ .‬من معترض‬ ‫بودن را قبول دارم‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬یعنی طلبــکار با معترض فرق دارد‬ ‫دیگر‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬بلــه البته‪ .‬معترض می گویــد این حق من‬ ‫است من باید حقم را بگیر م‪ .‬اما طلبکار در یک جریان داد و‬ ‫ستدی تعریف می شود‪ .‬از قضا نقطه مقابل انچه حاتمی کیا‬ ‫در فیلم هایش به ان می پردازد‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬خب بله‪ .‬من هم همین را می گویم‪.‬‬ ‫حاج کاظم معترض بود اما حاج حیدر طلبکار است‪.‬‬ ‫فهیم‪:‬نه اتفاقا حاج حیدر هم معترض است‪ .‬ازقضا‬ ‫معترض تر هم هســت‪ .‬شــرایط جامعه تغییر کرده‪ .‬برخی‬ ‫ناهنجارها و فســاد اقتصادی برخی ادم ها این اعتراض ها ‬ ‫را شدید تر کرده است‪ .‬اخر چطور ممکن است فالن کسی‬ ‫که در فســاد اقتصادی و اختالس دســت داشــته است‪،‬‬ ‫محافظش هم مثل سابق ارام باشــد و با احترام و ایمان از‬ ‫او محافظت کند‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬اتفاقا می خواهم بگویم که میزان‬ ‫طلبکاری از اعتراض بیشتر شده‪ .‬حتی حاج کاظم اژانس‬ ‫شیشه ای هم طلبکار بود اما معلوم بود طلبش چی است؟‬ ‫فهیم‪ :‬بله حاج کاظم صراحت بیشتری دارد‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬نه اصال غیر از صراحت می شد‬ ‫فهمید که موضع حاج کاظم چیست‪ .‬رفته رفته این موضوع‬ ‫انقدر گم شــده که بــه پایه ثابــت ضعف هــای فیلم های‬ ‫حاتمی کیا تبدیل شده است‪ .‬من اصال مهم ترین ایرادی‬ ‫که بــه بادیــگارد دارم ایــراد فرمی اســت نــه محتوایی‪.‬‬ ‫شخصیت پردازی مشکل دارد‪ .‬من متوجه نمی شوم مشکل‬ ‫حاج حیدر چیست؟‬ ‫فهیم‪ :‬ببینید‪ ،‬دشــمن در جامعه کنونــی ما مثل‬ ‫دوره اژانس شیشه ای نیســت‪ .‬انجا تقریبا صف بندی ها و‬ ‫مرزبندی ها و جناح بندی ها اشــکارتر بــود‪ .‬اما امروز همه‬ ‫این ها متشــتت شــده اســت‪ .‬اصوالگراها انشــقاق پیدا‬ ‫کرده اند‪ .‬اصالح طلب ها تغییر کرده انــد و‪ ...‬امروز حاج‬ ‫حیدر به این دلیل تکلیفش مشــخص نیست که گیر کرده‬ ‫است بین جریان های پنهان‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬خب من منتقد باید این ها را در فیلم‬ ‫ببینم‪ .‬نه تنها من که اگر یک نفر از برزیل امد و جناح های‬ ‫سیاسی را هم نمی دانست باید بفهمد داستان فیلم چیست‪.‬‬ ‫من نظرم این اســت که همان برزیلی اژانس شیشه ای را‬ ‫می فهمد اما بادیگارد را نه‪ .‬مترجم الزم دارد‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬اتفاقا مخاطبانی که جهت گیری سیاســی‬ ‫نداشــته اند و فیلم بادیگارد را دیده اند هم فیلم را دوســت‬ ‫داشــته اند و هم خوب ارتباط گرفته اند‪ .‬حتی اگر این موج‬ ‫فروش هم راه نیفتاده بود باز هم بادیگارد خوب می فروخت‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬فــروش که البته شــاخص خوبی‬ ‫نیست‪ .‬ضمن اینکه حاتمی کیا برند اســت‪ ،‬شناخته شده‬ ‫است‪ .‬حتما فیلمش فروش می رفت‪ .‬اما رضایتمندی هم‬ ‫مهم است‪ .‬به نظر شما بادیگارد به اندازه از کرخه تا راین یا‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫دانش تئوریک هــم کنار تجربه قرار بگیــرد کمک بهتری‬ ‫است‪ .‬به همین دلیل حاتمی کیا حتی در فیلم های اخیرش‬ ‫به قول شما حداقل چند سکانس تحسین برانگیز دارد‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬من کی گفتم فیلــم اخرش چندتا‬ ‫سکانس خوب دارد؟‬ ‫فهیم‪ :‬تونل را گفتی دیگر‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬اتفاقا من می گویم که سکانس‬ ‫تونل کپــی درجه ده هم از این ســریال های کبــری یازده‬ ‫نیست‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬می خواهــم بگویم که حتــی مخالفینش‬ ‫هم به این اذعــان دارند که چند ســکانس انفجار خوب را‬ ‫دراورده است‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬خــب این کافی اســت برای یک‬ ‫فیلمساز به اسم حاتمی کیا؟‬ ‫فهیم‪ :‬نــه کافی نیســت‪ .‬دارم می گویم برعکس‬ ‫برخی دیگــر از فیلمســازان هنوز هم نــزد مخالفانش هم‬ ‫تحسین می شود‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬پس پایان بندی این بحث این شد‬ ‫که اقای فهیم می گوید این دور فیلم اخر حاتمی کیا یعنی‬ ‫چ و بادیگارد رویه خوبی است و بهتر است اقای حاتمی کیا‬ ‫با همیــن روال ادامه بدهد امــا من می گویم بهتر اســت‬ ‫ حاتمی کیا به ســینما برگردد‪ .‬به مهاجر و دیده بان برگردد‪.‬‬ ‫اتفاقا موافقــان حاتمی کیا هــم می گویند قبال فیلمســاز‬ ‫بهتری بوده‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬ببینید افت کیفیت فیلمسازی ممکن است‬ ‫طبیعیباشددرسینما‪،‬کمااینکهدرهمینسینمایخودمان‬ ‫بسیاری از فیلمسازها را داریم که با گذشت عمر فیلم های‬ ‫غیرقابل تحملی ساخته اند‪ .‬اما حاتمی کیا هنوز هم بعد از‬ ‫ ‪30‬ســال فیلمســازی و بعد از ‪17‬فیلم‪ ،‬یکه سوار سینمای‬ ‫انقالب اسالمی است‪ .‬فکر می کنم در این موقعیت چیزی‬ ‫کم ندارد و خیلی بهت ر از فیلمسازان مدعی است که سال ها‬ ‫در اروپا تحصیل کرده اند و االن فیلم هایی ازشان دیده ام‬ ‫که واقعا نمی شود تحمل کرد‪ .‬اما حاتمی کیا بلد است فیلم‬ ‫بســازد‪ .‬فیلم به معنای فیلم نه به معنای سریال تلویزیونی‬ ‫که نیمی از ان را هم اگر نبینی خیلی مهم نباشد‪ .‬در بادیگارد‬ ‫اگر یک ســکانس یا حتی یک پالن را نبینی به این معنی‬ ‫است که بخشــی از فیلم از دست رفته اســت‪ .‬از این نظر‬ ‫بادیگارد فیلم پرده است نه فیلم تلویزیون‪ .‬چون سکانس به‬ ‫سکانس در روایت فیلم مهم است وباید دیده شود‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬در مورد بادیــگارد البته به نظر من‬ ‫اگر ادم هر ازگاهی رویش را برگرداند و برخی سکانس ها را‬ ‫نبیند با فیلم بهتری رو به رو است‪ .‬چیزهایی را نمی بیند که‬ ‫بهتر است نبیند‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬من فقط انهــا را نمی بینم‪ .‬فیلم فیلم امروز‬ ‫است‪ .‬فرزند زمانه است‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬بله حاتمی کیا کمــاکان فرزند‬ ‫زمانه اش اســت اما فرزند زمانه ای که قبال فیلمساز خوبی‬ ‫هم بود‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬حاتمی کیا تنها فیلمسازی است که توانسته‬ ‫تا شاخص های رهبری در جامعه اسالمی را دراماتیزه کند‪.‬‬ ‫اثرگذاری اما در متن و بطن جامعه در هیچ فیلمی به قدرت چ‬ ‫بازنمایی سینمایی نشده است‪ .‬همنیطور حضور و اثرگذاری‬ ‫مقام معظــم رهبری در فیلــم اژانس شیشــه ای‪ .‬به نظرم‬ ‫حاتمی کیا تنها فیلمسازی اســت که توانسته این اصول را‬ ‫دراماتیزه کند‪ .‬من یادم است ســالی که اژانس شیشه ای‬ ‫اکران می شد البته ان زمان شــاید نیما نبوده در سینما‪ .‬ان‬ ‫سال بچه های رسانه ها می گفتند که فیلم ضد جامعه مدنی‬ ‫اســت اما همه انها وقتی رفتــه بودند روزنامــه مطالبی که‬ ‫نوشته بودن د در تمجید فیلم بود‪ .‬منظورم این است که هرچه‬ ‫زمان بگذرد نگاه منتقدان به فیلم هایش نگاه متعادل تری‬ ‫می شود‪ .‬در جشنواره امسال هم همینگونه بود‪ .‬ابتدا فیلم را‬ ‫انجوری نادیده گرفتند و بعد از نظرشان برگشتند‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬نه دیگر شــما هم داری اغراق‬ ‫می کنی‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬نه اتفاقا‪ .‬در مقایسه با فیلم هایی که امسال‬ ‫در جشنواره بود واقعا فیلم خوبی بود بادیگارد‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬چرا بادیگــران باید مقایسه کنیم‪.‬‬ ‫حاتمی کیا را باید با خودش مقایسه کنیم‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬در مقایسه با خودش البته جلوتر از گذشته‬ ‫نیست اما عقب هم نیست‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬اتفاقا ســه هیــچ از خودش عقب‬ ‫است‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬نه من می گویم فرض مثــال اگر ان موقع‬ ‫می توانســت دماوند را در ‪ 8‬ســاعت فتح کند‪ ،‬االن اینطور‬ ‫نیست که شش ساعته بتواند قله را بزند االن هم همان طور‬ ‫هشت ساعته می تواند برود‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬ولی با هلی کوپتر‪( .‬خنده جمع)‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬بادیــگارد در واقع اژانس شیشــه ای امروز‬ ‫است‪ .‬از نظر پرداخت شــخصیت ها عقب است اما از نظر‬ ‫تکنیک سینمایی به نسبت اژانس جلوتر است‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪:‬بازهممی گویمکهتکنیکسینمایی‬ ‫حاتمی کیا در روبان قرمز و اژانس شیشــه ای خیلی جلوتر‬ ‫است‪ .‬فکر کنم عصاره بحث هم همین شد که من می گویم‬ ‫بادیگارد و چ از فیلم های قبلی عقب تر هستند و‪...‬‬ ‫فهیم‪ :‬من هم می گویم که عقب تر نیســت البته‬ ‫جلوتر هم نیست‪.‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫اژانس شیشه ای ماندگار است؟‬ ‫فهیم‪ :‬نــه‪ .‬به اندازه انهــا نه‪ .‬امــا در حد خودش‬ ‫می توان در چند سال اینده هم این فیلم را دید و تحمل کرد‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬ولی به نظر من اصــا این طور‬ ‫نیست‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬در مقایســه با این فیلم ها نه‪ .‬از انها جلو تر‬ ‫نیست‪ .‬من هم بارها این را گفته ام‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬چون حاتمی کیا قبال هنرمندتر بود‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬ان دوران انگیزه ه ا قوی تر بود‪ .‬انگیزه های‬ ‫دهه ‪ ،60‬روشن و شفاف بود‪ .‬شخصیت های ان دوره دیگر‬ ‫تمام شده اند‪ .‬این دوره فرق دارد‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬بله درست است شخصیت های ان‬ ‫موقع اکسپایر شده اند رفته‪ .‬اما سینماگر باید دغدغه سینما‬ ‫داشته باشد‪ .‬سینما که ذاتا تغییری نکرده‪ .‬ما حاتمی کیای‬ ‫سینماگرمی خواهیم‪.‬چونحاتمی کیایسینماگرهرچهکه‬ ‫سینماگربودهحرفیهمکهزده‪،‬بیشتربهدلنشستهوبیشتر‬ ‫ماندگار شده‪ .‬ایا می شود امیدوار باشــیم که حاتمی کیا به‬ ‫سینمابرگردد؟فکرمی کنمهرچهکهزمانگذشتهحاتمی کیا‬ ‫اعتمادش‪ ،‬اعتقادش و عالقه اش به سینما را از دست داده‬ ‫و به سمت چیزهای دیگری رفته و هرچه از سینما دور شده‬ ‫تاثیرگذاری فیلم هایش هم کمتر شده است‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬من دو‪ ،‬سه جا رفته ام درباره با دیگارد حرف‬ ‫زده ام‪ .‬همه جــا وقتی می خواهند از بادیــگارد حرف بزنند‬ ‫بیشــتر درباره شــخصیت خود حاتمی کیا حرف زده اند نه‬ ‫درباره فیلم‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬اتفاقا خیلــی جالب اســت این‬ ‫موضوع‪ .‬می دانید چرا؟‬ ‫فهیم‪ :‬به نظرم باز هم برمی گــردد به همان که ما‬ ‫می خواهیم مصادره کنیم ادم ها را‪.‬‬ ‫حسنی نســب‪ :‬چــون حاتمی کیا در هــر پالن‬ ‫از فیلمــش دارد‪ ،‬از خــودش حــرف می زنــد‪ .‬انــگار این‬ ‫فیلم ها فیلم های مستندی از شــرایط روز با نریشن نهایی‬ ‫از حاتمی کیــا هســتند‪ .‬حاتمی کیــا چنان خــودش را به‬ ‫فیلم هایش الصاق کرده این ســال ها و چنان فیلم هایش‬ ‫را به تریبــون و بلندگوی مانیفســت های خــودش تبدیل‬ ‫کرده که ما ناگزیریم درباره خــود حاتمی کیا حرف بزنیم‪.‬‬ ‫چرا در دوران اژانس‪ ،‬روبان قرمــز‪ ،‬مهاجر‪ ،‬دیده بان و‪...‬‬ ‫بیشتر درباره فیلم ها حرف زده می شد؟ من االن ساعت ها‬ ‫می توانم دربــاره ان فیلم هــا حرف بزنم اما در ســال های‬ ‫اخیر حاتمی کیا انگار می خواهد خــودش را به زور به فیلم‬ ‫تحمیل کند‪ .‬اصال انگار پرده سینما را کنار می زند و خودش‬ ‫می ایستد و حرف می زند‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬سینما به هر صورت این ویژگی را دارد‪ .‬بعد از‬ ‫یک دهه فیلمسازی طبیعتا فراز و فرود زیاد است‪ .‬اما من از‬ ‫این بابت بیشتر امیدوارم که حاتمی کیا مثل بقیه افت نکرده‬ ‫است‪ .‬یا دســت کم به ســمت افتادن حرکت نکرده است‪.‬‬ ‫من فکر می کنم در اینده هم حاتمی کیا فیلم هایی مثل چ‬ ‫و بادیگارد خواهد ساخت‪ .‬حاتمی کیا ســینما را از خیلی از‬ ‫ادم ها مثل کیمیایی و‪ ...‬بهتر می شناسد‪ .‬کیمیایی یک ادم‬ ‫تجربی بوده‪ .‬اما حاتمی کیا هم دانش اکادمیکش را داشته‬ ‫است و هم تجربه اش را‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬حاال من مخالفــت کنم می گویید‬ ‫جواد طوسی شده و‪( ...‬خنده)‬ ‫فهیم‪ :‬نه خب اخر کیمیایی یک فیلمساز غریزی‬ ‫است‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬حاتمی کیا هم غریزی است دیگر‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬حاتمی کیا البته دانش دانشگاهی هم دارد‪.‬‬ ‫کارگردانی خوانده‪.‬‬ ‫حسنی نسب‪ :‬اخــر مدرســه که فیلمســاز تولید‬ ‫نکرده تا حاال‪.‬‬ ‫فهیم‪ :‬نه من این را قبول دارم ولی معتقدم که وقتی‬ ‫حسنی نســب‪ :‬ســینماگر بایــد دغدغه‬ ‫ســینما داشــته باشــد‪ .‬ســینما که ذاتا‬ ‫تغییری نکرده‪ .‬ما حاتمی کیای سینماگر‬ ‫می خواهیــم‪ .‬چــون حاتمی کیــای‬ ‫سینماگر هرچه که سینما گر بوده حرفی‬ ‫هم که زده‪ ،‬بیشــتر بــه دل نشســته و‬ ‫بیشتر ماندگار شده‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪55‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫حاتمی کیا‪ ،‬فرزند زمان خودش است‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪56‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫گفت وگو با اکبر نبوی‪ ،‬منتقد سینما‬ ‫درباره ‪ 30‬سال فیلمسازی حاتمی کیا‬ ‫اقای نبوی! از نظر شما جایگاه ابراهیم حاتمی کیا‬ ‫پس از گذشت نزدیک به ســه دهه فیلمسازی‪،‬‬ ‫در سینمای امروز ایران چه جایگاهی است و چه‬ ‫مختصاتی دارد؟‬ ‫واقعیت ان اســت که بــه اعتبــار کارنامه هنری‬ ‫و ســینمایی کــه از حاتمی کیا ســراغ داریــم‪ ،‬می توانم‬ ‫بگویم که ایشان یکی از قله های ســینمای امروز ایران‬ ‫هســتند‪ .‬کارنامه ایشــان مشــحون از فیلم های بســیار‬ ‫خوب‪ ،‬ارزشمند و فرازمانی اســت‪ .‬البته بدیهی است که‬ ‫منظورم همه اثار نیســت‪ .‬اما حاتمی کیا چندین اثر دارد‬ ‫که مرز زمان را می شکنند و ساخت و بافتی فرازمانی پیدا‬ ‫می کننــد‪ .‬البته این خصیصــه به طور کلــی کارویژه هنر‬ ‫اســت‪ .‬حاتمی کیا هم خــودش صاحب یک شناســنامه‬ ‫هنری در سینمای ایران است و هم اینکه بخشی از هویت‬ ‫و شناسنامه ایران وام دار ابراهیم حاتمی کیا ست و بدون‬ ‫او نقص جدی دارد‪.‬‬ ‫می توانم بپرسم منظورتان از فیلم های فرازمانی‬ ‫حاتمی کیا دقیقا کدام فیلم ها است؟‬ ‫بله ایــن چند فیلمی که اســم می بــرم بی مرز و‬ ‫ بی مکان هســتند‪ .‬البته این بی مکانی کــه می گویم به‬ ‫معنــی انکار یــا نادیده گرفتــن جوهره فرهنــگ ایرانی‬ ‫این اثار نیســت‪ ،‬بلکه منظورم خصلتی است که موجب‬ ‫می شــود تا یک فیلم در خارج از مرزهای فرهنگی یک‬ ‫کشــور خاص نیز بتواند خوانش شــود‪ .‬به هــر حال در‬ ‫و هله اول باید از دیده بان و مهاجر نــام ببرم که به نظرم‬ ‫با اختــاف بهترین فیلم هــای حاتمی کیا هســتند‪ .‬در‬ ‫مرحله بعد بوی پیراهن یوســف و پس از ان برج مینو و‬ ‫حتی ملودرام از کرخه تا راین‪ .‬البته این دســته بندی به‬ ‫ان معنا نیســت که دیگر اثار حاتمی کیــا محصور زمان‬ ‫هســتند‪ ،‬برای مثال اژانس شیشه ای یک اثر در خشان‬ ‫است‪ ،‬بهتر است بگویم اژانس شیشه ای هم در کارنامه‬ ‫حاتمی کیــا یک اثر درخشــان اســت و هــم در کارنامه‬ ‫ســینمای ایران به طور کلی‪ .‬اما من معتقدم که ویژگی‬ ‫فرازمانی دیگر فیلم هایی را که اسم بردم‪ ،‬ندارد‪ .‬اصوال‬ ‫جنــس فیلم هایی مثــل دیده بــان و مهاجر بــا بقیه اثار‬ ‫یک تفــاوت قابل لمس دارد و قابل قیــاس با اثری مثل‬ ‫اژانس نیست‪ .‬به هر حال کارنامه حاتمی کیا فراز و فرود‬ ‫دارد‪ .‬در کنار اثاری که اســم بردم می توانید فیلم های‬ ‫ضعیفــی مثل مــوج مرده یا گــزارش یک جشــن را هم‬ ‫ببینید‪ ،‬می توانید فیلم های متوســطی مثل دعوت یا چ‬ ‫را هم ببینید‪ .‬اما با ایــن همه اگر معــدل بگیریم‪ ،‬نمره‬ ‫حاتمی کیا نمره خوب و ارزنده ای است‪.‬‬ ‫اولویت بندی شــما به گونه ای اســت کــه انگار‬ ‫حاتمی کیــا هرچه در فیلمســازی جلوتــر امده‪،‬‬ ‫فیلم های خوب کمتری ســاخته‪ ،‬شــما درو اقع‬ ‫داریــد می گویید کــه کارنامه حاتمی کیــا نزولی‬ ‫بوده است؟‬ ‫نه‪ .‬باالخره طبیعت کار هنری همین گونه اســت‬ ‫که فراز و فرود دارد‪ .‬به معنی نزول نیســت‪ .‬چه هنرمندان‬ ‫بــزرگ خارجی و چــه ایرانی همه اثارشــان در یــک حد و‬ ‫اندازه نیستند‪ ،‬حاتمی کیا هم به همین ترتیب‪ ،‬حافظ هم‬ ‫به همیــن ترتیب‪ .‬مــن در کارنامه حاتمی کیا ســیر نزولی‬ ‫نمی بینم‪ .‬بادیگارد که فیلم اخرش اســت یک فیلم فوق‬ ‫العاده اســت‪ .‬حاتمی کیا در سی ســالگی فیلمسازی اش‬ ‫دو مرتبه درخشــید‪ ،‬بادیگارد اتفاقا از ان دست فیلم های‬ ‫حاتمی کیا ست که تا حد معقولی می تواند مرزهای زمان را‬ ‫بشکند و برای نســل بعد از خودش هم حرف و ایده داشته‬ ‫باشد‪ .‬منتها باید توجه داشته باشیم که حاتمی کیا بیش و‬ ‫پیش از انکه یک فیلمساز باشد یک انسان است‪ .‬از محیط‬ ‫پیرامونی و شرایط اجتماعی دور و برش تاثیر می گیرد و این‬ ‫تاثیر و تاثرات در جان او ته نشــین می شود و سرانجام در‬ ‫ســینما تجلی پیدا می کند‪ .‬حاتمی کیا فرزند زمان خودش‬ ‫است و تجلیات و احوال درونی و بیرونی اش را می توانیم‬ ‫در فیلم هایش ببینیم‪ .‬مثال تا پیش از ارتفاع پســت‪ ،‬تمام‬ ‫قهرمان های حاتمی کیا جمع گرا هستند‪ .‬یعنی فردیت فرد‬ ‫اهمیت ندارد و انچه مهم است‪ ،‬ارمان جمعی و رسیدن به‬ ‫افق های روشن اســت‪.‬قهرمان ها در نسبتشان با ساحت‬ ‫جمع هویت پیدا می کننــد‪ .‬در واقع قهرمان هــا تنهایانی‬ ‫هستند در میان جمع اما برای جمع‪.‬‬ ‫در ارتفاع پســت ماجرا برعکس می شــود‪ .‬قهرمان‬ ‫خودخواه است و از ساحت جمعی به فردی رسیده است‪.‬‬ ‫ما با این فیلم حاتمی کیا می توانیم نســبت تــام و تمامی ‬ ‫با اوضاع و احوال جامعــه در ان زمان برقــرار کنیم‪ .‬ما از‬ ‫جامعــه و از روزگار دگرخواهانه دهه های شــصت و هفتاد‬ ‫فاصله گرفته ایم و به مقطعی رسیده ایم که بیش از هر چیز‬ ‫خودخواهی در رفتارهای اجتماعی مــا تجلی دارد‪ .‬البته‬ ‫طبیعی است که حاتمی کیا چون هنرمند است این تغییر را‬ ‫با حساسیت بیشتری رصد کرده و به نمایش دراورده است‪.‬‬ ‫بر این اســاس اســت کــه می گویم اثــار اجتماعی‬ ‫حاتمی کیا تمام و کمال واکنش به تغییر و تحوالت جامعه‬ ‫اســت‪ .‬این فیلم ها گاهی هشــدار هســتند‪ ،‬گاهی بیان‬ ‫هنرمندانه شرایط و گاهی انگشت اشاره به سوی وضعیت‬ ‫مطلوب‪.‬به طور کلی از اژانس به بعد ســینمای حاتمی کیا‬ ‫کامال اجتماعی است‪.‬‬ ‫تماما واکنش بــه انتقادهــای اجتماعــی و مملو از‬ ‫پرسش های جدی حاتمی کیا ســت‪ .‬در به نام پدر هم که‬ ‫البته این فیلم در تحلیل سردرگم است و می توانست بهتر‬ ‫باشــد‪ ،‬بازهم کنش متقابل شــخصیت ها در واقع مناظره‬ ‫میان گفتمان های موجود در جامعه است‪ .‬انجا که فرزند‬ ‫نمی تواند پدر را بفهمد! این موضوع در واقع از دل جامعه‬ ‫می اید‪ ،‬پرسش های دختر از دل جامعه می اید که چرا چنین‬ ‫کردید؟ چرا کاری کردید که نسل جدید نسبت به رزمندگان‬ ‫طلبکار شــود و انــان را مواخــذه کند؟ این موضع بســیار‬ ‫ درست و به جایی اســت‪ .‬بخشی از نســل جدید نمی داند‬ ‫که چه گذشته اســت اما با این وجود مواخذه می کند‪ .‬در‬ ‫جنگ های دفاعی‪ ،‬نه جنگ های هجومــی‪ ،‬جایی برای‬ ‫مواخذه رزمنده وجود ندارد‪ .‬مردم روسیه و فرانسه هم این‬ ‫پرسش ها را ندارند اما حاتمی کیا انها را مطرح می کند‪.‬‬ ‫اژانس هم در عین اینکه نقد می کند‪ ،‬پرسشگر است‪.‬‬ ‫این پرسش ها را در چه زمانی مطرح می کند؟ در سال ‪!76‬‬ ‫که هشت سال از دوران ریاســت جمهوری اقای هاشمی‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫اتفاقا می خواهم بگویم که حاتمی کیا از این ضعف بسیار‬ ‫مهم که می توانســت در فیلم هایش وجود داشــته باشد‪،‬‬ ‫برکنار بوده و قهرمان هایش را درگیر تنهایی به ان معنا که‬ ‫شما می گویید‪ ،‬نکرده است‪ .‬البته من اگر جای حاتمی کیا‬ ‫بودم زرین را الزاما فرزند شــهید نمی گرفتم‪ .‬فکر می کنم‬ ‫این اشکال کار است‪ .‬شاید اگاهانه نبوده و بیشتر ناشی از‬ ‫غفلت نویسنده بوده‪ .‬به هر حال اگر زرین فرزند شهید نبود‪،‬‬ ‫کار عمق بیشتری از اینکه دارد‪ ،‬پیدا می کرد‪.‬چون ما بسیار‬ ‫داریم جوانانی را که فرزند شهید یا ازاده و جانبار نیستند اما‬ ‫عین نسل پنجاه و شصت و نســل بچه های عملیات های‬ ‫فتح المبین و بیت المقدس و‪ ...‬هستند‪ .‬کسانی که فرزند‬ ‫شهید نیســتند اما ارمانخواه هســتند و متناســب با زمان‬ ‫امروز جهــاد می کنند‪ ،‬در گذشــته با اســلحه و در جبهه‪،‬‬ ‫امروز در ســنگر علم و دانــش اما در هر دو صــورت برای‬ ‫احیای ارزش ها و ارمان ها‪ .‬به هر حال در پاســخ به سوال‬ ‫شما داشــتم این را می گفتم که ابراهیم در برقراری نسبت‬ ‫معرفتی اش با جامعه امروز با دقت الزم نگاه می کند‪ .‬اگرچه‬ ‫ادبیات میثم با حیدر متفاوت است اما افق مشترکی دارد‪.‬‬ ‫یک دغدغه و یک ارمان را دنبال می کنــد‪ .‬به یاد بیاورید‬ ‫دیالوگ هایی را که با سنگ مزار پدرش یا نامزدش دارد‪.‬‬ ‫اتفاقا همیــن موضوع هــم خــودش در نهایت‬ ‫می تواند نقد جدی فیلم های حاتمی کیا باشــد‪.‬‬ ‫برخی می گویند که حاتمی کیا در مواجهه همین‬ ‫دو تیپ شخصیتی که در کارهایش دارد‪ ،‬اگرچه‬ ‫هم افق هســتند اما معموال یکی بر دیگری فا ئق‬ ‫می شــود‪ .‬برخی منتقــدان می گوینــد در میان‬ ‫کنش و کشش این دو شخصیت‪ ،‬حاتمی کیا نگاه‬ ‫سیاســی دارد؛ به ویژه در فیلم بادیگارد موضع‬ ‫شفاف سیاسی دارد‪.‬‬ ‫نــگاه کنید حاتمی کیــا تحلیل سیاســی خودش‬ ‫را دارد‪ .‬نه فقط در ایــن فیلم که در چند فیلــم متعدد این‬ ‫تحلیل سیاسی ارائه می شود‪ .‬مثال در فیلم ارتفاع پست‪،‬‬ ‫با یک هشدار جدی مواجه هســتیم‪ .‬موتور راست و چپ‬ ‫هواپیما در واقع همان جناح های سیاسی چپ و راست ان‬ ‫زمان و اصالح طلب و اصولگرای امروز هســتند‪ .‬هشدار‬ ‫این اســت که این دو موتور هر دو باید باشند که فرصت و‬ ‫مجال پرواز فراهم شــود‪ .‬در کرخه تا راین هم این هشدار‬ ‫تکرار می شود‪ .‬حتی در موج مرده که فیلم ضعیفی است و‬ ‫حتی متوسط هم نیست‪ ،‬این هشدار وجود دارد و‪ ...‬البته‬ ‫در بادیگارد هم این رویکرد وجود دارد‪.‬البته اگر من جای‬ ‫حاتمی کیا بودم‪ ،‬خب عکس روحانی را نشــان نمی دادم‪،‬‬ ‫این کار‪ ،‬ارزش هنری ســکانس را کــم می کند‪ .‬خب این‬ ‫مشخص اســت که روحانی ارمانخواهی بهشتی را ندارد‬ ‫اما این را باید به زبان سینما گفت‪ .‬این پالن به نظرم شبیه‬ ‫یادداشت های مطبوعاتی و روزنامه ای شده است‪ .‬وصله‬ ‫نچسبی است نســبت به ســایر ســکانس ها و پالن های‬ ‫درخشان فیلم‪.‬‬ ‫به نظر شما این نقد درست است که برخی اعتقاد‬ ‫دارند قهرمانی حاتمی کیا در فیلم هایش زمانی که‬ ‫در مقابل استدالل های طرف مقابل‪ ،‬حرفی برای‬ ‫گفتن ندارند‪ ،‬موسیقی کارگردان پخش می کند و‬ ‫فضا را عاطفی می کند تا از نیاز به استدالل برهد؟‬ ‫مثال در بادیگارد زمانی که میثم و نامزدش در کافه‬ ‫هستند‪ ،‬به جای پاســخ به نامزدش حرف مادر را‬ ‫به میان می کشد و باران و موســیقی و‪ ...‬یعنی‬ ‫فضا کامال عاطفی می شــود در حالــی که به نظر‬ ‫می رسید باید عقالنی می شد‪.‬‬ ‫من معتقدم اگر میثم می خواســت پاســخ بدهد‪،‬‬ ‫وجه دراماتیک سکانس از بین می رفت و شعاری می شد‪.‬‬ ‫ضمن اینکه اینجا مادر نماد وطن است‪ .‬مام میهن است‪.‬‬ ‫سرزمین اســت‪ .‬صرفا نباید معنای نزدیک ان را برداشت‬ ‫کرد‪ .‬طبعا با این برداشــت رعد و برق هم نشــانه ای برای‬ ‫اتفاق های درونی ذهن و روح میثم است‪ .‬انقالب درونی‬ ‫اوســت‪ .‬به نظر من اتفاقا هوشــمندی حاتمی کیا در این‬ ‫است که استدالل های میثم را به صورتی سینمایی مطرح‬ ‫می کند‪ .‬همین نکته های شــاخص اســت که ســینمای‬ ‫حاتمی کیــا را هویت منــد و منحصربــه فرد کرده اســت‪.‬‬ ‫شاید همین است که شــهید اوینی درباره حاتمی کیا تعبیر‬ ‫«واقعه» را به کار می برد‪ .‬همان گونه که انقالب یک واقعه‬ ‫بود‪ ،‬حاتمی کیا هم یک واقعه است‪.‬‬ ‫تعبیر جالبی است مخصوصا اینکه شهید اوینی‬ ‫با کسی تعارفی نداشت و زبان تند و تیزی هم در‬ ‫نقدهایش داشت‪.‬‬ ‫بله! خب البته حاتمی کیا جای نقد هم دارد اما اگر‬ ‫ســینمای ایران را بدون حاتمی کیا تصور کنیم‪ ،‬بیشتر به‬ ‫ارزش و اعتبار این فیلمســاز پی می بریم‪ .‬ابراهیم در واقع‬ ‫لطف و محبت خدا به سینمای این کشور است‪ .‬من «چ»‬ ‫را اصال دوست ندارم‪ ،‬معتقدم فیلم ضعیفی است همچنین‬ ‫برخی فیلم های دیگر ابراهیم بــه نظرم ضعیف و غیرقابل‬ ‫دفاع هســتند اما اثار دیگر این فیلمساز به قدری درخشان‬ ‫و فرازمانی اســت که ســینمای ایران را چند پله ارتقا داده‬ ‫است‪ .‬لطف و عزت و جوشش هنر ما را بیشتر کرده است‪.‬‬ ‫اگر داور جشــنواره ســی و چهــارم بودیــد‪ ،‬به‬ ‫بادیگارد جایزه می دادید؟‬ ‫در میان فیلم هایی که دیدم حتما!‬ ‫کدام فیلم ها‪ ،‬مثال ابد و یک روز را دیدید؟‬ ‫نه متاسفانه فرصت نشده هنوز این فیلم را ببینم‪.‬‬ ‫درباره داوری ها نظرتان چه بود؟‬ ‫به نظرم مهدویان شــگفتی افریده و کارش خیلی‬ ‫خوب بود‪ ،‬اما خب من دربــاره داوری و نظر داوران چیزی‬ ‫نمی توانم بگویم‪ .‬تنها اینکه به نظرم ترکیب داوری ترکیب‬ ‫درســتی نبود‪ .‬به اقای حیــدری هم گفته بــودم که این‪،‬‬ ‫ترکیبی نیست که ازش بخواهید‪ ...‬بماند‪ .‬همین است که‬ ‫من به ترکیب داوری ایراد دارم‪.‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫گذشته است‪ .‬تا پیش از هاشمی ارمانخواهی در جامعه ما‬ ‫بیش از هر چیز تجلی داشــت اما دولت اقای هاشمی‪ ،‬در‬ ‫کنار خدمات بسیار ارزنده ای که داشت‪ ،‬دعوت کننده بود‬ ‫به چیزی که می توانیم اســمش را بگذاریم جریان عادی‬ ‫زندگی‪ .‬این جریان نقطــه مقابل یک جریــان ارمانخواه‬ ‫است‪.‬‬ ‫منظورتــان از جریــان عــادی زندگــی‪ ،‬دوران‬ ‫سازندگی پس از جنگ اســت‪ .‬اما این دوران در‬ ‫واقع منتهی به ساختار سیاسی تازه ای است که‬ ‫اصالح طلب ها به دنبالش بودند و قانون گرایی را ‬ ‫ترویج می کردند‪ .‬ایا ارمانخواهی با قانون گرایی‬ ‫در تعارض است؟‬ ‫خیر‪ ،‬هرگــز! اتفاقا در همــان دوران من نقدی را‬ ‫بر فیلم اژانس نوشتنم که تیترش این بود‪« :‬سرگردان در‬ ‫مرز قانون و ارمــان»‪ .‬اتفاقا نکته ای که مــن بر ان تاکید‬ ‫کردم این بود که در ان دوران هم مســئوالن جامعه و هم‬ ‫حاتمی کیا مرتکب یک اشتباه شدند‪ .‬اشتباه‪ ،‬همینی بود‬ ‫که شما هم اشــاره کردید! انگار که قانون (تداعی کننده‬ ‫مفهوم واقعیت) و ارمان (تداعی کننده مفهوم حقیقت) در‬ ‫تقابل با هم هستند‪ .‬در حالی که در نظام معرفتی ما چنین‬ ‫تقابلی وجود ندارد‪ .‬بزرگان ما گفته اند که سر ما باید در ابر‬ ‫ارمان باشد و پایمان در زمین واقعیت‪.‬‬ ‫با این مقدمــه فکر نمی کنید کــه حاتمی کیا دارد‬ ‫زندگی شــخصیت هایی را روایت می کند که روز‬ ‫از پی روز تنها تر می شوند؟ منظورم این است که‬ ‫ایا این رویکرد در نهایــت محکوم به تنها ماندن‬ ‫نمی شود؟ این نمی تواند افتخار باشد که کسی‬ ‫ادم خوبی باشد اما تنها باشد و کاری از دستش‬ ‫برنیایــد‪ .‬می تواند؟ از حاج کاظــم تا حاج حیدر‪،‬‬ ‫قهرمان هــای حاتمی کیا ســال به ســال تنها تر‬ ‫شده اند‪.‬‬ ‫نه با این موفق نیستم‪ .‬اگر حاج حیدر بادیگارد تنها‬ ‫بود‪ ،‬حرف شما را قبول داشتم‪ .‬اما تنها نیست‪ .‬درست است‬ ‫که دارد ارمانی را نمایندگی می کند‪ ،‬اما همسرش همپای‬ ‫اوست‪ .‬همسر دوست شــهیدش همینطور‪ .‬اینها هم افق‬ ‫هســتند‪ .‬دانشــمند جوان هســته ای هم با حیدر هم افق‬ ‫است‪.‬اتفاقا این نقطه هوشمندی ابراهیم را در تحلیل وضع‬ ‫موجود نشــان می دهد‪ ،‬اتفاقا اگر چنان که شــما گفتید‪،‬‬ ‫حیدر تنها می بود‪ ،‬تحلیل حاتمی کیا فاقد ارزش می شد‪ .‬اما‬ ‫خوشبختانه حاتمی کیا این اشتباه را مرتکب نشده است‪.‬‬ ‫اما میثم زرین که دانشــمند هسته ای است‪ ،‬در‬ ‫دیالوگی که درباره ترســاندن میهمانان خارجی‬ ‫دارد‪ ،‬اختالف نظــرش را بــا حاج حیــدر نشــان‬ ‫می دهد‪.‬‬ ‫درست اســت که میثم زمختی و تیزی حاج حیدر‬ ‫را ندارد اما در نهایــت با او همدل اســت‪ .‬ببینید تفکیکی‬ ‫که حیدر بین شــخصیت نظام به معنی سرشــت و ماهیت‬ ‫نظام و شــخصیت نظام به معنی اشــخاصی کــه در نظام‬ ‫مســئولیت دارند‪ ،‬قایل می شود‪ ،‬هوشــمندی فیلمساز را‬ ‫می رساند‪ .‬اما نکته انجاست که شخصیت های نظام هم‬ ‫در نهایت با حاج حیدر که نماینده شــخصیت نظام اســت‬ ‫همدل هســتند‪ .‬این رویکــرد حاتمی کیا در فیلمســازی‬ ‫است‪ .‬در اژانس هم سلحشور نماینده واقعیت های جاری‬ ‫و جریان عادی زندگی است اما با این اوصاف ارمان حاج‬ ‫کاظم را نفی نمی کنــد‪ ،‬نمی گوید ان ارمان غلط اســت‪،‬‬ ‫می گوید زمانش سپری شده است‪ .‬من سلحشور را نماینده‬ ‫دولت ســازندگی می دانم‪ .‬ایا می توانیم بگوییم که اقای‬ ‫هاشــمی مخاطف ارمان اســت؟ قطعا نه! دست کم من‬ ‫نمی توانم این را بگویم‪ .‬هاشــمی فقط تســامح بیشتری‬ ‫داشته و امروز هم میزان تســامحاش در مقایسه با دوران‬ ‫ریاســت جمهوری بیشتر شــده اما منکر ارمان که نیست‪.‬‬ ‫‪3‬‬ ‫اکبر نبوی ‪ ،‬منتقد مطرح و شناخته شده سینمای‬ ‫ایــران‪ 52 ،‬ســال دارد ‪ .‬نبوی به مدت هشــت ســال‬ ‫به عنوان عضو شــورای ســردبیری روزنامه رســالت‬ ‫فعالیــت کــرده و در این مــدت مقاالت متعــددی در‬ ‫زمینه های هنری‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬اجتماعی و سیاســی در‬ ‫مطبوعات به چاپ رسانده است‪.‬‬ ‫او دارای مــدرک تحصیلی فوق دیپلم پرورشــی‬ ‫(علــوم تربیتی) اســت‪ .‬پــس از فار غ التحصیلی به‬ ‫تدریس در دبیرســتان های تهران پرداخت‪ .‬ســایر‬ ‫مســئولیت های نبــوی در طــول دوران ســی ســاله‬ ‫فعالیتش عبارتند از‪ :‬مدیر مسئولی و سردبیری مجله‬ ‫«ویدئــو ـ ماهواره»‪ ،‬ســردبیر نشــریه روزانه دومین‬ ‫جشــنواره ویدئویی سوره‪ ،‬ســردبیر نشــریه روزانه‬ ‫سیزدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر و عضویت‬ ‫در هیات داوران بخش ســینمای ایران در یازدهمین‬ ‫جشــنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان‪.‬‬ ‫وی در حال حاضر مدیر مســئول و ســردبیر ماهنامه ‬ ‫سینمایی فیلم ـ ویدئو اســت و معاونت فرهنگی خانه‬ ‫ســینما را بر عهده دارد‪ .‬این گفت وگو بــا نبوی بیش‬ ‫از هر چیز به یک بازی جورچین مکعب رنگ ها شــبیه‬ ‫اســت‪ .‬از تحلیل همزمان همه فیلم های حاتمی کیا با‬ ‫هم ســرانجام یک تصویر کلی منظم ارائه می شــود‪.‬‬ ‫پیشنهاد می کنم اگر به حاتمی کیا نقد دارید حتما این‬ ‫گفت وگو را بخوانید! چون به احتمال زیاد ممکن است‬ ‫نظرتان عوض شــود‪ .‬اگر هم از حاتمی کیا خوشتان‬ ‫می اید که دیگر اطاله مقدمه جایز نیست‪.‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪57‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫دفاع در سه جبهه گفتمانی‬ ‫تحلیل گفتمان سه دوره فیلمسازی ابراهیم حاتمی کیا از دهه شصت تا هشتاد؛‬ ‫‪4‬‬ ‫حاتمی کیــا در ســه دهــه فیلمســازی خــود چــه‬ ‫چرخش های گفتمانی را تجربه کرده است؟‬ ‫ابراهیم حاتمی کیا بی تردید مهمترین فیلمساز دفاع‬ ‫مقدس اســت‪ .‬او در طول بیش از سی ســال فیلمسازی‬ ‫همواره از گفتمان رســمی و غالب در حوزه دفاع مقدس‪ ،‬‬ ‫دفاع کــرده امــا در هــر دوره رویکردهای متفاوتــی را در‬ ‫فیلم هایش برجســته کرده اســت‪ .‬حاتمی کیا سعی کرده‬ ‫در هر دوره باتوجه بــه گفتمان های موجــود در جامعه به‬ ‫سوال ها و نقدهای منتقدان پاســخ بدهد‪ .‬در این گزارش‬ ‫سه فیلم شــاخص او در ســه دوره‪ ،‬دهه جنگ‪ ،‬دهه اول‬ ‫بعد از جنگ و دهه دوم بعد از جنگ مورد ارزیابی و تحلیل‬ ‫گفتمانی قرار می گیرند‪.‬‬ ‫دهه جنگ؛ فیلم مهاجر‬ ‫نویسنده و کارگردان‪ :‬ابراهیم حاتمی کیا‬ ‫بازیگــران‪ :‬ســیدعلیرضا خاتمــی‪ ،‬ســید ابراهیم‬ ‫اصغرزاده‪ ،‬اصغر تقی زاده‪ ،‬علیرضا حیدری‬ ‫محصولی از حوزه هنری سازمان تبلیغات اسالمی‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪58‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫خالصه داستان فیلم‬ ‫در نیزارهای جنوب غربی کشور‪ ،‬دو دانشجوی فنی‬ ‫–اســد و محمود‪ -‬که درس خود را نیمه کاره رها کرده اند‪،‬‬ ‫برای جنگ به جبهه امده اند‪ .‬این دو‪ ،‬هواپیمای کوچک‬ ‫و بدون سرنشــینی – مهاجر ‪ -‬را طراحی کرده اند که از ان‬ ‫برای شناسای مواضع عراقی ها استفاده می کنند‪ .‬از انجا ‬ ‫که هدایت مهاجر نیازمند دید اسد و محمود است و برد دید‬ ‫انها هم اندک است‪ ،‬بنابراین این دو در فواصلی از یکدیگر‬ ‫قرار می گیرند و اســد که جلوتر از محمــود و نزدیک تر به‬ ‫نیروهــای عراقی قــرار دارد‪ ،‬هواپیما را بــه یکدیگر پاس‬ ‫می دهند‪ .‬در اولیــن پرواز این دو با مهاجــر‪ ،‬ان دو موفق‬ ‫می شوند که یک دکل عراقی را که بسیار مزاحم بود و افراد‬ ‫بسیاری را کشته بود منهدم کنند و عکس های زیادی هم‬ ‫از مواضع عرقی ها بگیرند‪ .‬نیروهای اطالعات و عملیات‬ ‫پس از مشاهده عکس ها متوجه تحرکات فراوانی در خاک‬ ‫عراقی ها می شوند و از اسد و محمود می خواهند تا به عمق‬ ‫بیشتری از خاک عراق نفوذ کنند و عکس ها و تصاویری از‬ ‫جبهه دشمن بگیرند‪ .‬در این رابطه محمود این کار را بسیار‬ ‫خطرناک می دانــد و با این کار مخالفت می کند‪ ،‬اما اســد‬ ‫انجام این کار را با شرط پرواز کور ممکن می داند‪ .‬او معتقد‬ ‫اســت که گاهی اوقات وی بدون اینکه هواپیمــا را ببیند‬ ‫می تواند ان را احساس کرده و کنترل کند‪ .‬اما محمود این‬ ‫کار را غیر ممکن می داند‪ .‬باالخره حاجی رئوفی‪ ،‬فرمانده‬ ‫قرارگاه تصمیم می گیرد که به جای دو گروه هدایت‪ ،‬ســه‬ ‫گروه هدایت انتخاب شود و با این کار به عمق بیشتری از‬ ‫خاک دشمن نفوذ کرده و به شناسایی بپردازند‪ .‬محمود باز‬ ‫هم با این نقشه مخالفت می کند‪ ،‬اما اسد می پذیرد که به‬ ‫عنوان هدایت گر سوم به میزان بیشــتری به داخل خاک‬ ‫عراق نفوذ کند‪.‬‬ ‫ حین عملیات اسد و افرادش که به داخل خاک عراق‬ ‫نفوذ کرده اند زیر نیــروی اتش ایرانی ها قــرار می گیرند‪،‬‬ ‫بی ســیم انها از کار می افتد و دو نفر نیز زخمی می شوند‪.‬‬ ‫بعد از این ماجرا محمود که به شــدت از این ماجرا ناراحت‬ ‫شــده با اســتفاده از مهاجر و پاس دادن ان به اسد با اسد‬ ‫رابطه برقرار می کند‪ .‬اما حین همین روابط است که یکی‬ ‫از مهاجرها سوختش تمام می شود و تنها مهاجر باقیمانده‬ ‫نیز توســط عراقی ها مورد اصابت قرار می گیرد و ســقوط‬ ‫می کند‪ .‬اســد و علی نیز که در بین نیروهــای عراقی گیر‬ ‫کرده اند‪ ،‬هر دو مهاجر را پیدا می کنند؛ سوخت هواپیمای‬ ‫ســقوط کرده را به هواپیمای بدون بنزین که ســالم ماند ه‬ ‫انتقال می دهند و اسد پیش از انکه کشته شود‪ ،‬هواپیمایی‬ ‫که حاوی اطالعات مهمی از مواضع عراقی ها ســت را به‬ ‫سمت محمود که منتظر اوست هدایت می کند‪.‬‬ ‫تحلیل فیلم‬ ‫صحنه اول فیلم مسیر یا معبری را نشان می دهد که‬ ‫محمود در حال عبور از روی ان است و پیش از انکه محمود‬ ‫تغییر مسیر داده و به سمت اسد که در میان نیزارها در حال‬ ‫نواختن نی است برســد این جمله از امام خمینی (ره) را به‬ ‫تصویر می کشد که « همه ما مامور به تکلیفیم نه مامور به‬ ‫نتیجه»‪ .‬این مسیر که به اسد ختم می شــود با این جمله‬ ‫فیلم را اغاز می کند و سپس دیالوگ زیر بین اسد و محمود‬ ‫انجام می شود‪:‬‬ ‫ اسد‪ :‬به جایی رسید؟‬‫ محمود‪ :‬اره چاپش کردیم‬‫محمود در حالی که عکس ها را به اسد می دهد‪:‬‬ ‫ محمود‪ :‬کار سختیه‪ ،‬بهتره بهشون قول ندیم!‬‫ اسد‪ :‬چرا؟‬‫ محمود‪ :‬اگه از پسش برنیایم‪ ،‬ابروریزی می شه‪.‬‬‫ اســد‪ :‬این دکل جون خیلی ها رو گرفتــه‪ ،‬ابرو هم‬‫روش‪.‬‬ ‫ محمود‪ :‬این چــه حرفیه‪ ،‬کاری که تجربه نشــده‬‫درصد خطاش خیلی باال ست‬ ‫ اسد‪ :‬درسته‬‫ محمود‪ :‬خب چوب بی تجربگی رو می زنن‬‫ اســد‪ :‬چوب بی تجربگی رو نه‪ ،‬چوب باور رو‪ ،‬واقعا‬‫همین تشــکیالتی کــه توشــیم‪ ،‬تجربی بــود؟ چقدر به‬ ‫ریشمون خندیدن؟‬ ‫فرهنگ‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫ محمود‪ :‬به خاطر همین تشــکیالت هم که شــده‬‫بی گدار به اب نزنیم‪.‬‬ ‫ اســد‪ :‬چه بهتر که غصــه تکلیــف رو بخوریم‪ ،‬نه‬‫تشکیالت و اال باختیم اقا محمود!‬ ‫در ادامه محمود ســرش را به نشــانه تســلیم پایین‬ ‫می اندازد و صحنه عوض می شود‪.‬‬ ‫به نظر می رسد که فیلم در همین ابتدا دال های مرکزی‬ ‫گفتمان خود را رو می کند‪ .‬در همین ابتدای فیلم جمله امام‬ ‫خمینی(ره) در مورد مکلف بودن انسان و نتیجه محور بودن‬ ‫ان تمام داستان فیلم را تحت تاثیر خود قرار می دهد‪ .‬برای‬ ‫همین نیز فیلم حول دو شخصیت اصلی که هر یک نماینده‬ ‫یکی از این دو طیف اســت پیش می رود‪ .‬در این فیلم اسد‬ ‫نماینده افرادی اســت که تکلیف محور هســتند و محمود‬ ‫نیز نماینده گروهی اســت که بیش از هر چیز به نتیجه کار‬ ‫می اندیشند‪ ،‬اما همان طور که اول فیلم با جمله امام خمینی‬ ‫اغاز می شــود‪ ،‬می توان حدس زد که برنده این منازعه چه‬ ‫کسی اســت‪ .‬اما نحوه مفصل بندی این دال حائز اهمیت‬ ‫است‪ .‬از طرف دیگر برای ارمانی تر کردن تقابل بین این دو‬ ‫دیدگاه افرادی که از هر دو طیف انتخاب شده اند –یعنی اسد‬ ‫و محمود‪ -‬دانشجو و همکالسی هایی هستند که دانشگاه را‬ ‫ترک کرده و به جبهه امده اند‪ ،‬هر چن د محمود به خاطر اسد و‬ ‫به خاطر رفاقتش با او به جنگ امده است‪.‬‬ ‫در ابتدا به نظر می رســد که گفتمان رســمی جنگ‪،‬‬ ‫در این فیلــم قصد دارد تــا هویت خــود را در تقابل با یک‬ ‫دیگری هم جنس اغاز می کند‪ ،‬یعنی گروهی که با نگاهی‬ ‫عقل گرایانه به جنگ امده است‪ ،‬کسانی که معتقد هستند‬ ‫که در جنگ بــرای حفظ نیروهای خودی بایســتی قواعد‬ ‫جنگ را رعایت کرد تا تلفات انسانی به حداقل برسد‪ .‬در این‬ ‫فیلم این افراد به عنوان افرادی نتیجه گرا بازنمایی شده اند‬ ‫و البته کســانی که چندان پایبند به مکلف بودن و تکلیف‬ ‫نیستند‪ .‬از همین رو در طول فیلم و در صحنه های بسیاری‬ ‫محمود مورد اســتیضاح قرار می گیرد که به تکلیف عمل‬ ‫کند‪ .‬اما ریشه این نوع نگاه به جنگ‪ ،‬یعنی جنگ کالسیک‬ ‫را بایستی در سایر گفتمان های جنگ جست وجو کرد‪.‬‬ ‫در سال های ابتدای جنگ دو گفتمان کلی در مورد‬ ‫جنگ وجود داشت‪ .‬یک گفتمان که رئیس جمهور ان زمان‬ ‫یعنی بنی صدر نماینده ان بود معتقد به جنگ کالســیک‬ ‫بودند و برای این کار بیش از هر چیز بر نیروهای تعلیم دیده‬ ‫یعنی ارتش تکیه داشتند و معتقد بودند که بایستی قواعد‬ ‫جنگیــدن را رعایت کرد و جنگیدن به معنای دســتیابی به‬ ‫بیشترین دستاوردها با کمترین تلفات است‪ .‬گروه دوم که‬ ‫شاید بتوان نمایندگی ان را بر عهده امام خمینی(ره) نهاد‬ ‫معتقد به جنگ از طریق بســیج مردمی بودنــد‪ .‬به همین‬ ‫دلیل این گفتمــان معتقد بود که جنگ کالســیک نقش‬ ‫مردم در کنار ابزار و تســلیحاتی همچون تانک و توپ…‬ ‫را فرعی قلمداد کرده‪ ،‬بها و اعتبار الزم برای مردم مبذول‬ ‫نمی شود‪ .‬این همان گفتمان رسمی دفاع مقدس است‪ .‬به‬ ‫همین دلیل این گفتمان به خوبی از دال های که پیش تر‬ ‫در درون گفتمان انقالب اســامی قرار داشــت استفاده‬ ‫کرد‪ .‬دال هایی همچون جهاد‪ ،‬تکلیــف و مهمتر از همه‬ ‫ولی فقیه دال های شناور یا همان عناصری هستند که در‬ ‫درون گفتمان رســمی انقالب اســامی وجود داشته اند‬ ‫و در دوره جنــگ به خوبــی در کنار یکدیگر قــرار گرفته و‬ ‫مفصل بندی می شوند‪.‬‬ ‫اما در زمان ساخت فیلم بیش از پنج سال از گفتمان‬ ‫رقیب که بنی صدر نماینده ان بود گذشته و شخصیت تقریبا‬ ‫سرکشی همچون محمود که اصل جنگ را پذیرفته چندان‬ ‫تخاصمی با گفتمان رسمی ندارد‪ .‬گفتمان جنگ کالسیک‬ ‫نیز کامال کنار رفته است‪ .‬از همین رو ست که دیگری این‬ ‫گفتمان‪ ،‬محمود نماینده طیفی است که بیشتر به نتیجه‬ ‫جنگ می اندیشــد و مقید به تکلیفی که از سوی والیت بر‬ ‫دوش وی نهاده شــده است‪ ،‬نیســت‪ .‬در ابتدای فیلم نیز‬ ‫مشاهده می شود که محمود بر خالف سایر سربازان‪ ،‬لباس‬ ‫ارتشی ها را پوشــیده در حالی که اسد لباس خاکی و لباس‬ ‫سربازان سپاهی را بر تن دارد‪.‬‬ ‫در طول گفت وگو ی اســد با محمود ‪ ،‬محور مدام به‬ ‫نتیجه کار‪ ،‬ابرویــش و اینکه باید از خطا کاســت – امری‬ ‫که بسیار معقول به نظر می رســد ‪ -‬تاکید می کند‪ ،‬در حالی‬ ‫که اسد چندان به این اســتدالل محمود توجهی نمی کند‬ ‫و معتقد اســت که تکلیف مقدم بر همه این موارد اســت‪.‬‬ ‫اسد به محمود یاداوری می کند که قبال هم انها بی تجربه‬ ‫بوده اند‪ ،‬اما موفق شــده اند که مهاجر را بسازند‪ ،‬از این رو‬ ‫تجربه نمی تواند و نباید مالک قرار بگیرد‪ .‬دست اخر هم‬ ‫به محمود هشدار می دهد ‪« :‬چه بهتر که غصه تکلیف رو‬ ‫بخوریم‪ ،‬نه تشکیالت و اال باختیم اقا محمود!» محمود‬ ‫هم در اخــر دیالوگ ســرش را بــه عالمت تســلیم پایین‬ ‫می اندازد‪.‬‬ ‫ طی گفت وگو ی این دو‪ ،‬محمود در پی اســتدالل و‬ ‫گفت وگ و نیست و فقط می خواهد کاری کند تا اسد را از این‬ ‫کار منع کند‪ .‬اسد نیز باتوجه به گفتمانی که وی را حمایت‬ ‫می کند در جواب جمالت کامال منطقی اول محور که نیاز‬ ‫به تجربه و ازمایش است پای تکلیف را وسط می کشد‪ .‬در‬ ‫ادامه محمود پای ابرو را وسط می کشد و اینکه ممکن است‬ ‫ابروی انها برود و مورد ریشخند دیگران قرار بگیرند‪ ،‬اما اسد‬ ‫ادای تکلیف را حتی مهمتر از ابرو و هر چیز دیگر می داند و‬ ‫به همین خاطر باز از محمود می خواهد تا به تکلیف عمل‬ ‫کند و نه تشکیالت‪ .‬محمود هم که بیشتر از این نمی تواند‬ ‫مخالفت کند سرش را پایین می اندازد‪.‬‬ ‫دال دیگــری که در اینجــا به کمک مفهــوم والیت‬ ‫می اید دال امداد غیبی است‪ .‬والیت فقیه مشروعیت خود‬ ‫را از خدا دریافت می کند و از این رو بایستی نشانه هایی از‬ ‫این مشروعیت را در نیز به نمایش بگذارد‪ .‬این نمایش در‬ ‫قالب مفهوم امداد غیبی قابل بازیابی است‪ .‬اسد در هنگام‬ ‫هدایت مهاجر همیشه از این امداد غیبی استفاده می کند‬ ‫به طوری که هنگام زدن راکت به دکل عراقی ها چشــمان‬ ‫خود را می بندد و با توکل بر خدا راکت را رها می کند و راکت‬ ‫نیز به هدف می خورد‪ .‬اســد در دو پرتاب قبلی خود بدون‬ ‫اینکه چشمانش را ببندد نتوانسته بود هدف را بزند‪ ،‬اما در‬ ‫پرتاب اخر با بســتن چشــمان خود می تواند هدف را مورد‬ ‫اصابت قرار دهــد‪ .‬این دال در صحنه بعدی فیلم بیشــتر‬ ‫توضیح داده می شود‪.‬‬ ‫صحنه دوم فیلم‪ :‬گفت وگو ی حاجی رئوفی‪ ،‬اسد و‬ ‫محمود در ســنگر فرماندهی عکس های به دست امده از‬ ‫پرواز مهاجر با داده های به دست امده از طریق شناسایی‬ ‫افرادی که به خاک عراق نفوذ کرده اند باعث می شود که‬ ‫حاجی رئوفی از اســد و محمود بخواهد تا عمق بیشــتری‬ ‫از مواضع عراق را شناســایی کنند‪ .‬دیالوگ زیر نتیجه این‬ ‫موضوع است‪:‬‬ ‫‪59‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪60‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫ رئوفی (در حالی که روی نقشــه توضیح می دهد)‪:‬‬‫دشمن از غرب کشیده به این ور‪ ،‬حاال از این طرف خیلی‬ ‫سنگین شده‪ ،‬بچه ها می گن فعالیتشون سه برابر شده‪.‬‬ ‫ محمود‪ :‬خب!‬‫ رئوفی‪ :‬عکس های ما همچین چیزایی نمی گن‪.‬‬‫ محمود‪ :‬یعنی چی؟‬‫ رئوفی‪ :‬ما فقط تونستیم حاشیه رو شناسایی کنیم‪،‬‬‫این یعنی شناسایی ناقص‪.‬‬ ‫ محمود‪ :‬چی تو فکرتونه حاجی؟‬‫ رئوفــی‪ :‬پــرو از عمقی تر یــا بهتر بگم شناســایی‬‫عمقی تر‪.‬‬ ‫ محمود‪ :‬این پیشنهاده یا دستور اونا؟‬‫ رئوفی‪ :‬این چه حرفیه می زنی؟‬‫ محمود‪ :‬اینــم نتیجه دکل زدن‪ ،‬ببین ســطح توقع‬‫کجا کشید!‬ ‫ رئوفی‪ :‬زود نتیجه می گیری!‬‫ محمود‪ :‬زود نتیجه نمی گیرم‪ ،‬حاجی شما که اهل‬‫کارین‪ ،‬برای این پرواز این چشا باید ببینه یا نه!‬ ‫ رئوفی‪ :‬خب!‬‫ محمود‪ :‬ما که تا جایی که چشامون سو کشید پرواز‬‫دادیم‪ ،‬دیگه عمقی چیه؟‬ ‫ رئوفی‪ :‬یعنی هیچ راهی نداره؟‬‫ محمود‪ :‬چرا! خودمون سوارش بشیم‬‫ اسد (که تا االن ساکت مانده بود)‪ :‬فکر کنم پرواز‬‫کور می خواد‬ ‫ محمود‪ :‬پرواز کور! با کدوم تجهیزات؟‬‫ اسد‪ :‬تو بعضی پروازها شرایطی پیش می اومد که‬‫پرنده گم می شد‪ ،‬مجبور بودم ندیده هدایتش کنم‪.‬‬ ‫ محمود‪ :‬اقا اسد دارین چی رو قبول می کنین؟‬‫این گفت وگو نیز یکی از گفت وگو های محوری این‬ ‫فیلم است که قرار است تا اخر فیلم مفاهیم و روایت فیلم‬ ‫در مورد جهت گیری اسد و محمود نسبت به امداد غیبی را‬ ‫قضاوت کند‪ .‬در صحنه قبل موضع اســد و محمود درباره‬ ‫دال والیت و تکلیف تحلیل شــد‪ .‬در ابتدای گفت وگو باز‬ ‫هم این موضع گیری ها تکرار می شــود‪ .‬اگــر دقت کنیم‬ ‫متوجه می شویم که موضع محمود نسبت به این امر کامال‬ ‫منفی اســت‪ .‬محمود مــدام از حاجی رئوفی کــه نماینده‬ ‫کسی است که تکلیف و وظیفه را گوشزد می کند –نه یک‬ ‫فرمانده‪ -‬سوال می پرسد و این سوال پرسیدن های مکرر‬ ‫محمود شــکلی بســیار منفی به خود می گیرد‪ .‬به هر حال‬ ‫ســوال پرســیدن در برابر انچه تکلیف شــده چندان جایز‬ ‫نیست‪ .‬ممکن اســت این موضوع مطرح شود که رئوفی‬ ‫فرمانده اســت و در این مواقع ســوال پرســیدن افراد از‬ ‫رده های باالتر از خود امری مذموم است‪ ،‬اما همان طور که‬ ‫قبال هم گفته شد‪ ،‬این نوع از جنگ اعتقاد چندانی به قواعد‬ ‫جنگ کالسیک ندار د و از همین رو به جای نامیدن افراد‬ ‫به اسم فرمانده‪ ،‬قربان‪ ،‬جناب سروان‪ ،‬سرهنگ یا هر چیز‬ ‫دیگر‪ ،‬از کلماتی مانند حاجی‪ ،‬ســید‪ ،‬برادر و‪ ...‬استفاده‬ ‫می کنند‪ .‬از همین رو ناروا بودن پرســش نه به خاطر عدم‬ ‫رعایت سلسله مراتب‪ ،‬بلکه به دلیل عدم توجه به موضوع‬ ‫تکلیف است‪ .‬به همین خاطر اسد هیچ سوالی نمی پرسد‪.‬‬ ‫اما در پایان این گفت وگو اســد وارد بحث می شود و‬ ‫به نحوی گفت وگو را پایان می دهد‪ .‬به نظر اســد این کار‬ ‫نیازمند پرواز کور است‪ .‬اسد معتقد است که گاهی اوقات‬ ‫که او هنگام تمرین هواپیما را گم می کرده به این روش رو‬ ‫می اورده است‪ .‬روش پرواز کور همان مفهوم امداد غیبی‬ ‫است که تمام فیلم در ادامه به همین مفهوم می پردازد‪.‬‬ ‫دهه اول پس از جنگ؛ فیلم اژانس شیشه ای‬ ‫نویسنده و کارگردان‪ :‬ابراهیم حاتمی کیا‬ ‫بازیگران‪ :‬پرویز پرســتویی‪ ،‬رضــا کیانیان‪ ،‬حبیب‬ ‫رضای‪ ،‬اصغر تقی زاده‪ ،‬قاسم زارع و بیتا بادران‬ ‫محصول مشــترک شــرکت وراهنر و بنیاد سینمای‬ ‫فارابی‬ ‫خالصه داستان فیلم‬ ‫حاج کاظم یکی از فرماندهان دوره جنگ اســت که‬ ‫پس از جنگ از سپاه جدا شــده و راننده تاکسی است‪ ،‬در‬ ‫خیابان با یکی از نیروهای خود در دوره جنگ یعنی عباس‬ ‫که از مشهد برای معالجه به تهران امده‪ ،‬برخورد می کند‪.‬‬ ‫حاج کاظم‪ ،‬عباس را به همراه زنش به خانه خود می برد و‬ ‫سپس عباس را به پزشــک معالج معرفی می کند‪ .‬پزشک‬ ‫معالج تشــخیص می دهد که یک ترکش در گردن عباس‬ ‫از زمان جنگ مانده اســت و بهتر است عباس برای عمل‬ ‫جراحی و خارج کردن ترکش از کشور خارج شده و در یکی‬ ‫از کشورهای اروپایی مورد عمل جراحی قرار گیرد‪ .‬عباس‬ ‫که تنگ دســت اســت و پولی در بســاط ندارد‪ .‬به همین‬ ‫دلیل حاج کاظم بــرای کارهای عباس هیــچ حقوقی هم‬ ‫از بنیاد شــهید نمی گیرد‪ ،‬به بنیاد شــهید می رود‪ .‬به علت‬ ‫نزدیک بودن به عید نوروز و تعمیر ساختمان‪ ،‬بنیاد شهید‬ ‫به صورت نیمه تعطیل است و به حاج کاظم می گویند که‬ ‫بعد از تعطیالت عید برگردد‪ .‬اما بنا به تاکید پزشک عباس‬ ‫باید هر چه زودتر تحت مداوا قرار گیــرد‪ .‬به همین خاطر‬ ‫حاج کاظم با وجود مخالفت عباس و پسر خودش‪ ،‬تصمیم‬ ‫به فــروش پیکان خود و جــور کردن مخارج ســفر عباس‬ ‫می گیرد‪ .‬ویــزای عباس و حاج کاظم اماده می شــود‪ ،‬اما‬ ‫خریدار پیکان به موقع سر معامله حاضر نمی شود و رئیس‬ ‫اژانس نیز بلیت های ســفر عباس و حاج کاظم را به دو نفر‬ ‫دیگر می فروشــد‪ .‬حاج کاظم از این کار به شدت عصبانی‬ ‫شده و اسلحه مامور نیروی انتظامی را گرفته و همه کارکنان‬ ‫و مسافران اژانس را به گروگان می گیرد‪ .‬کار گروگان گیری‬ ‫باال می گیرد و عده ای از همرزمان حاج کاظم به کمک او‬ ‫می ایند‪ .‬شورای امنیت ملی کشــور وارد کار می شود‪ .‬اما‬ ‫حاج کاظم همچنان اصرار به رفتــن عباس برای معالجه‬ ‫او دارد‪ .‬حاج کاظم معتقد است که جامعه امروز و در راس‬ ‫ان حاکمان ارزش های جنگ را فراموش کرده اند و امثال‬ ‫عباس که یادگارهای جنگ هســتند‪ ،‬بایستی بیشتر مورد‬ ‫توجه قرار گیرنــد‪ .‬در پایان و به کمک یکــی از همرزمان‬ ‫حاج کاظم که اکنون در سازمان های امنیتی مشغول به کار‬ ‫است باالخره عباس و حاج کاظم جهت درمان عباس وارد‬ ‫هواپیما می شوند‪ .‬هواپیما از زمین بلند می شود و در میانه‬ ‫راه و درست هنگام تحویل سال نو عباس عمرش به پایان‬ ‫می رسد و هواپیما به کشور باز می گردد‪.‬‬ ‫تحلیل فیلم‬ ‫این فیلم در سال های اخر دهه ‪ 1970‬یعنی در سال‬ ‫‪ 1377‬ساخته شــده اســت‪ .‬این موضوع به این امر اشاره‬ ‫ندارد که هر چه از ســال های جنگ می گذرد‪ ،‬زنجیره ای ‬ ‫از تحوالت شکل می گیرد و این تحوالت هم در سینمای‬ ‫جنــگ بازنمایی می شــود‪ .‬بلکه بــه این معنا اســت که با‬ ‫فاصله گیری بیشتر از رویداد جنگ‪ ،‬تفاسیر جدیدی تری‬ ‫از جنگ ظهور می یابنــد و گفتمان های به حاشــیه رانده‬ ‫شده نیز راه ها و مســیرهای را برای بازنمای خود به دست‬ ‫می اورند‪ .‬همچنیــن چنین فاصله گیــری ای اجازه تفکر‬ ‫انتقادی نســبت به گفتمان رســمی را بیشــتر می کند‪ .‬در‬ ‫هنگام ســاخت این فیلم حدود یک دهــه از رویداد جنگ‬ ‫گذشته است‪ .‬گفتمان های جدید زیادی در سطح جامعه‬ ‫شکل گرفته است‪ ،‬گفتمان های قدیمی تر با ضعف نسبی‬ ‫گفتمان رسمی جامعه تا حدی توانســته اند خود را مطرح‬ ‫کنند (مانند گفتمان های ملی گرایانه و به خصوص گفتمان‬ ‫اصالح طلبــان)‪ .‬به دلیل تمــام مواردی کــه در باال ذکر‬ ‫شد‪ ،‬گفتمان و به تبع ان سینمای این دوره پر از تنش ها و‬ ‫درگیری ها ست‪ .‬گفتمان های رقیب زیادی سر براورده اند‬ ‫که یکــی از مهمترین این گفتمان هــا‪ ،‬ناکارامدی دولت‬ ‫به خصوص در حوزه اقتصاد اســت‪ .‬به زعم این گفتمان‪،‬‬ ‫گفتمان رســمی که در دو دهه گذشــته قــدرت را (چه به‬ ‫معنای سیســتم دولتی ان و چه به معنای هژمونیک اش)‬ ‫در دست داشته به شدت در حوزه اقتصاد دچار ضعف شده‬ ‫اســت‪ .‬به زعم این گفتمان کســانی که دولت را در دست‬ ‫دارند‪ ،‬به علت اینکه تخصصی در زمینه اداره دولت ندارند‪،‬‬ ‫نتوانســته اند به خوبی کشــور را اداره کننــد‪ .‬همچنین به‬ ‫علت عدم نظارت صحیح بر کار این گروه‪ ،‬این افراد دچار‬ ‫رانت خواری و فساد مالی شده اند‪ .‬به هر صورت اتهامات‬ ‫فراوانی متوجه این گفتمان شــده و ایــن فیلم دیگر مانند‬ ‫گذشــته نه به دنبال اثبات حقانیت خــود و تثبیت گفتمان‬ ‫خود‪ ،‬بلکه به دنبال رفع اتهام هایی اســت که توسط سایر‬ ‫گفتمان ها به ان وارد شده است‪.‬‬ ‫فیلم نیز با روایت گری حاج کاظم اغاز می شود‪ .‬حاج‬ ‫کاظم که در درون اژانس شیشه ای است و همه را گروگان‬ ‫گرفته ‪ ،‬برای زنش نامه می نویســد و تمام ماجرا را برای او‬ ‫شــرح می دهد‪ .‬از این رو تمام داســتان از زاویه دید حاج‬ ‫کاظم اســت که اتفاق می افتد‪ .‬حاج کاظــم که کنار یک‬ ‫کامپیوتر (کامپوتر در این سال ها به تازگی وارد کشور شده‬ ‫بود و نمادی از مدرنیته به شــمار می رفت) و روی یک میز‬ ‫شیک (به نسبت دهه هفتاد) نشسته است و برای فاطمه‬ ‫نامه می نویســد‪ ،‬زیرا هیــچ کس را به جــز فاطمه (زنش)‬ ‫نمی یابد که بتواند با او صحبت کند‪ .‬او نامه نوشتن را بسیار‬ ‫سخت معرفی می کند به این دلیل که بر خالف وصیتنامه‪،‬‬ ‫بایستی برای ان دلیل بیاورد‪ .‬اولین تغییر در این گفتمان‬ ‫دهه دوم پس از جنگ؛ فیلم «به نام پدر»‬ ‫نویسنده و کارگردان‪ :‬ابراهیم حاتمی کیا‬ ‫بازیگــران‪ :‬پرویز پرســتویی‪ ،‬گلشــیفته فراهانی‪،‬‬ ‫مهتاب نصیرپور و کامبیز دیرباز ‬ ‫تهیه کننده‪ :‬محمد پیرهادی‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫گرفت‪ ،‬این انشقاق تنها از سوی گفتمانی که حاج کاظم‬ ‫را پشــتیبانی می کند به رسمیت شــناخته نمی شود‪ ،‬بلکه‬ ‫گفتمان دیگری که با دال مرکزی امنیــت به میدان امده‬ ‫اســت این انشــقاق را می پذیرند و معتقد به کنترل امثال‬ ‫حاج کاظم هستند‪ .‬این گفتمان بر خالف گفتمان رسمی‬ ‫دال هایش بر مبنای تکلیف یا جهاد نیســت‪ .‬از همین رو‬ ‫سلحشور از ارامش مملکت و اهمیت ان صحبت می کند و‬ ‫اینکه چند تا جوون برای ارامشش ان جان خود را از دست‬ ‫داده اند‪ ،‬نه اینکه جوانان یا گروهی که برای جهاد و تکلیف‬ ‫به جبهه رفته اند‪ .‬تقابل این دو گفتمان در صحنه ای دیگر‬ ‫و در گفت وگو یی بین حاج کاظم و سلحشــور شدیدتر هم‬ ‫می شود و به نظر می رســد که روایت فیلم بیش از هر چیز‬ ‫تقابل این دو گفتمان است‪.‬‬ ‫سلحشــور نماینــده گفتمانــی اســت که بــا وجود‬ ‫جهت گیری نســبتا مثبت نســبت به جنگ ایران با عراق‪،‬‬ ‫با ادامه جنگ یا شــروع یک جنگ دیگر موافق نیســت و‬ ‫همان طور که گفته شد دال مرکزی این گفتمان نیز ثبات‬ ‫و امنیت است‪ .‬به همین خاطر معتقد است که دهه جنگ‬ ‫و دهه حاج کاظم و امثال او به پایان رســیده اســت‪ ،‬دهه‬ ‫تک گویی و گفتمان غالب انها نیز به پایان رســیده است‬ ‫و اینکه این گفتمان هژمونی خود را از دســت داده است‪.‬‬ ‫با این وجود‪ ،‬کاظــم و امثال کاظمی هم وجــود دارند که‬ ‫به مفاسد اقتصادی الوده نشده اند‪ ،‬اما این دسته هم باید‬ ‫مهار شــوند و جلوی تندروی های انها گرفته شــود‪ .‬تمام‬ ‫صحبت های سلحشور معطوف به اینده است‪ ،‬ثبات کشور‪،‬‬ ‫عدم بروز یک جنگ دیگر‪ ،‬برنامه ریزی برای اینده فرزندان‬ ‫این کشور؛ اما حاج کاظم هنوز هم در گذشته سیر می کند‬ ‫و مدام گذشته را گوشــزد می کند‪ ،‬از مصیبت های جنگ‬ ‫می گوید و از امثال عباس که فراموش شــده اند‪ .‬اما حتی‬ ‫این گفتمان حاج کاظم نیز مورد قبول واقع نمی شــود‪ .‬از‬ ‫انجایی که روایت داســتان از زاویه دید حاج کاظم است و‬ ‫این روایت به سود وی پایان می پذیرد‪ ،‬مخاطبان این فیلم‬ ‫با گفتمان حاج کاظم همدل می شوند‪.‬‬ ‫اما این موضع گیری درباره انشــقاق خودی ها دقیقا‬ ‫در تقابل با موضع گیری گفتمان رســمی در دهه اول دارد‪.‬‬ ‫همان طور که در دهه اول سینمای جنگ در فیلم هویت نیز‬ ‫مشاهده شد‪ ،‬گفتمان رســمی در پی طرد دیگری از طریق‬ ‫خودی کــردن دیگری بــود‪ .‬اســتراتژی در ان دوره جذب‬ ‫حداکثری بود که در ان سعی می کرد سایر گفتمان ها را شبیه‬ ‫به خود سازد‪ .‬اما استراتژی گفتمانی در این دوره کامال تغییر‬ ‫کرده اســت و روندی معکوس را طی می کند‪ .‬این گفتمان‬ ‫سعی می کند تا با دست یافتن به یک نوع ارمانی و ایده ال از‬ ‫بسیجیخودراتبیینکند‪.‬بههمینخاطرنهتنهامرزخودرابا‬ ‫دیگری های جنگ حفظ می کند‪ ،‬بلکه انشقاق های فراوانی‬ ‫با خودی ها نیــز ایجاد می کند‪ .‬انشــقاق دوم نیز مربوط به‬ ‫گروه های مرسوم به گروه های فشار می شود‪ .‬این گروه ها‬ ‫که عمدتا ســوار بر موتــور و به صورت دســته جمعی عمل‬ ‫می کردند در صحنه ای بازنمایی می شــوند که اصغر یکی‬ ‫از همرزمان حاج کاظم به کمک انها امده و به زور از دست‬ ‫ماموران نیروی انتظامی فرار کرده و وارد اژانس می شود‪.‬‬ ‫اصغر به همراه خود تعداد زیادی موتور ســوار اورده تا در‬ ‫صورت لزوم وارد عمل شوند‪ .‬حاج کاظم از عباس می پرسد‬ ‫که اون موتور سوارا رفیقاتن؟ اصغر نیز جواب می دهد که‪:‬‬ ‫رفیقای خودتن! حاج کاظم نمی پذیرد و از اصغر می خواهد‬ ‫که با انها تماس گرفته و بازگردند (حــاج کاظم‪ :‬دود اون‬ ‫موتوری هــا عبــاس و امثال منــو خفه می کنــه! بگو اون‬ ‫موتوری ها برن)‪ .‬بنابراین حاج کاظم با این کار مرز خود با‬ ‫این گروه را نیز مشخص می کند‪.‬‬ ‫اما گروه مهم دیگــری که از خودی هــای گفتمان‬ ‫جنگ محسوب می شوند و حاج کاظم بین انها و خودی ها‬ ‫نیز مرز می کشد‪ ،‬تجار و بازاری ها هستند‪ .‬گفتمان مربوط‬ ‫به این گروه نیز تاریخ خاص خود را دارد‪ .‬در گفتمان رسمی‬ ‫و در اغلب فیلم ها و سریال ها و حتی سایر متون‪ ،‬تجار در‬ ‫کنار روحانیون و به عنوان یکــی از عناصر اصلی انقالب‬ ‫اسالمی بازنمایی می شدند‪ .‬این گفتمان حتی تا یک دهه‬ ‫بعد از جنگ نیز به همین صورت بازنمایی می شــد ‪ .‬به هر‬ ‫حال تقابل با گفتمان ســنتی بازار‪ ،‬اولین بار در فیلم هایی‬ ‫چون اژانس شیشه ای بود که به نمایش در امد و فرد بازاری‬ ‫که پیشــانی اش نیز پینه بسته اســت در فیلم بسیار منفی‬ ‫بازنمایی می شود‪ .‬اصوال حضور یک بازاری در یک اژانس‬ ‫برای سفر به کشورهای اروپای امر غیر قابل انتظار یا حتی‬ ‫غیرقابل قبولی تلقی می شــود‪ .‬مرز کشــی بیــن گفتمان‬ ‫رسمی جنگ و گفتمان بازاری نیز در جمالتی که فرد بازاری‬ ‫به حاج کاظم می گوید مشخص می شــود‪ .‬به هر حال به‬ ‫نظر می رسد که تمام افرادی که حاج کاظم انها را گروگان‬ ‫گرفته در تقابل با گفتمان رسمی قرار دارند‪:‬‬ ‫ فرد بازاری رو به حاج کاظم‪ :‬ببین جوون‪ ،‬جنابعالی‬‫هیچ فکر کردین با کدوم پول به جنگ اون اقا غوله رفتین؟‬ ‫این پول منو و امثال من بود که به دستتون می رسید‪ .‬اخه‬ ‫این چه راهیه که انتخاب کردین‪ .‬مثل بقیه رفقات یه سری‬ ‫به حجره ماها می زدین تا هواپیمای دربســت در اختیارت‬ ‫می ذاشتیم‪ .‬اخه این لقمه چپکی این دردسرا رو هم داره‪.‬‬ ‫در میان جمالت فرد بازاری گروه دیگری نیز بازنمایی‬ ‫می شــود که خودی های هســتند که حاج کاظم مرز خود‬ ‫را با انها مشخص کرده اســت‪ ،‬یعنی افراد به جبهه رفته و‬ ‫بســیجی که اکنون به دنبال اقتصاد هســتند و با بازاریان‬ ‫زد و بند دارند‪.‬‬ ‫عالوه بر ایــن خودی ها گفتمان رســمی مرز خود را‬ ‫با ســایرین نیز مشــخص می کند‪ .‬به این ترتیب هر یک‬ ‫از گروه های اجتماعی به نحــوی در تقابل با این گفتمان‬ ‫رسمی موضع گیری می کنند‪ .‬در زیر موضع گیری هر یک‬ ‫از این گروه ها را مشاهده می کنیم‪:‬‬ ‫ دختر دانشجو‪ :‬من دانشجوام‪ ،‬شب عیدی می رم‬‫شهرســتان پدر و مادرمــو ببینم‪ .‬من تا حاال از شــما دفاع‬ ‫کردم‪ ،‬ولی از این به بعد دیگه حاضر نیستم‪.‬‬ ‫گفت وگو ی زن و شوهر گروگان با عباس‪:‬‬ ‫ مرد‪ :‬اصال این کار شــما غیر منطقیــه! من اصال‬‫باورم نمیشه که این کار شــما به خاطر بیماری شما ست‪.‬‬ ‫غیر منطقیه؛ زن‪ :‬شــما مقاصدتون سیاسیه! و ما رو ملعبه‬ ‫دست این سیاســت بازی ها تون کردین‪ .‬یخچال‪ ،‬کولر‪،‬‬ ‫تلویزیــون‪ ،‬بلیت هواپیما‪ ،‬حق تحصیل دانشــگاه و هزار‬ ‫چیز دیگه که من نمی دونم‪ ،‬پس دیگه چی می خواین؟‬ ‫ رئیس اژانس‪ :‬حاال کسی نیست بپرسه شما رفتین‬‫جبهه! این همــه مالیات دادیــم که اگه الزم شــد ارتش‬ ‫بجنگه! (این گفتمان در دهه پیــش در تقابل بین احمد و‬ ‫محمود بازنمایی می شد)‬ ‫فرهنگ‬ ‫را باید در این جمله پیدا کــرد‪ .‬همان گونه که در دهه اول‬ ‫هم مشاهده شد‪ ،‬فرمانده گردان در فیلم مهاجر به محمود‬ ‫گفته بود که وی صاحب سواالتی نیست که از وی پرسیده‬ ‫می شود‪ ،‬بنابراین انها خود را ملزم به پاسخگویی به دیگران‬ ‫نمی دیدند‪ .‬زبان استدالل به هیچ عنوان قابل پذیرش نبود‬ ‫و انچه اهمیت داشــت عمل به تکلیف بــود و این تکلیف‬ ‫چیزی بود که در نهایت از سوی خداوند صادر می شد‪.‬‬ ‫حاج کاظم ( هنــگام نامه نوشــتن)‪ :‬منم جــای اینا‬ ‫بودم همیــن کاری رو می کردم که اینا کــردن! من به این‬ ‫کارشــون یه ذره ایراد هم نمی گیرم‪ .‬منتهــا خدا کنه اینها‬ ‫هم منو بفهمن‪ .‬انتظار ندارم منو عفو کنن‪ ،‬فقط کافیه منو‬ ‫بفهمن‪ ....‬خدایا تو را به جان فاطمه کمکم کن‪ ،‬کمکم‬ ‫کن زبانم گره نخوره تا بتونم دالیلمو بگم‪ ،‬تفسیرش باشه‬ ‫با اهلش‪.‬‬ ‫به واقع حــاج کاظم در این زمینه کســی اســت که‬ ‫درخواســت دارد تا دلیلش شنیده شــود‪ .‬البته حاج کاظم‬ ‫با بیان جمله تفسیرش باشــه با اهلش‪ ،‬عده ای را از دایره‬ ‫تفســیر جدا می کند اما به هر حال این گفت وگو تغییرات‬ ‫عمده ای نســبت به گفتمان اویل دهه هفتــاد دارد‪ .‬این‬ ‫گفتمان که به شدت در مورد مفاسد اقتصادی مورد انتقاد‬ ‫است‪ ،‬ســعی دارد تا به هر وســیله ای خود را از این اتهام‬ ‫برهاند‪ .‬از این رو عبــاس و حاج کاظمی را انتخاب می کند‬ ‫که از کسانی هســتند که با وجودی که به جبهه رفته اند و‬ ‫حتی با وجود اینکه عباس مجروح جنگی نیز هســت‪ ،‬اما‬ ‫از هیچ گونه امکاناتی اســتفاده نمی کنند‪ .‬حاج کاظم که‬ ‫فرمانده بوده راننده تاکسی می شــود با کلی قرض مربوط‬ ‫به وام خانه و پسر دانشجو و عباس هم کشاورزی است که‬ ‫اگر قبل از جنگ تراکتور هم داشته است‪ ،‬بعد از جنگ حتی‬ ‫ن تراکتور را هم ندارد‪ .‬عباس حتی برای درمان خود‬ ‫دیگر ا ‬ ‫از خدمات بیمه جانبازان نیز اســتفاده نکرده است‪ .‬حتی‬ ‫در یک صحنه دیگر در ســاختمان در حال تاســیس بنیاد‬ ‫شهید‪ ،‬مجروحی جنگی نمایش داده می شود که با وجود‬ ‫قطع هر دو پا و ویلچری بودن‪ ،‬اما نقاش ساختمان است‬ ‫و به کارهای سختی همچون کارگری روی اورده است‪ .‬از‬ ‫این رو یک انشقاق دیگر نیز در بین گفتمان رسمی به وجود‬ ‫می اید و خودی ها به دو گروه پایبند به ارزش ها و کسانی که‬ ‫ارزش های جنگ را فراموش کرده اند تقسیم می شوند‪.‬‬ ‫بازنمایی این نوع انشقاق را می توان در صحنه های‬ ‫زیادی از فیلم مشــاهده کرد‪ .‬برای نمونــه در یک صحنه‬ ‫پیرمردی که گروگان است به زن کارمند اژانس می گوید که‬ ‫اینا پولی هستن‪ .‬یا در صحنه دیگری برخی از افراد گروگان‬ ‫به حاج کاظم پیشــنهاد پول می دهند تا انهــا را ازاد کند‪.‬‬ ‫اما مهمترین صحنه ای که این انشــقاق را نشان می دهد‬ ‫مربوط به صحنه ای است که در ان اقای سلحشور‪ ،‬نماینده‬ ‫ شورای امنیت ملی در گفت وگو یی به حاج کاظم می گوید‪:‬‬ ‫«ببخشــید شــما که از اونا نیســتید که فکر می کنن بقیه‬ ‫خوردن و بردن‪ ،‬حاال اومدیــن حقتونو از مردم بگیرین‪».‬‬ ‫در صحنه های بعدی نیز همین انشقاق در گفتمان رسمی‬ ‫تکرار می شــود‪ .‬گفت وگو ی زیر بین احمد و سلحشور به‬ ‫صورت زیر صورت می گیرد‪:‬‬ ‫ احمد‪ :‬اینا خودین‪ ،‬حاج کاظم فرمانده گردان بود‪،‬‬‫عباس هم از بچه های جنگه!‬ ‫ سلحشــور‪ :‬دیگه بدتر‪ ،‬جرم خودی ها که بیشتر از‬‫غیرخودی ها ســت‪ .‬پس این مملکت که هزار تا دشــمن‬ ‫خارجی و داخلی داره! از صبح تا شب داریم جون می کنیم‪،‬‬ ‫می کنیم یا نمی کنیم؟ بعد اقا! خودی! شــب عیدی میاد‬ ‫اســلحه می ذاره رو شــقیقه ما‪ ،‬این یعنی عدالت‪ ،‬چند تا‬ ‫جوون جونشونو برای ارامش این مملکت از دست دادن؟!‬ ‫ سلحشور رو به حاج کاظم‪ :‬تسلیم شو‪ ،‬اینقدر رفیق‬‫گردن کلفت داری که بهت تخفیف بدن!‬ ‫همان طور که از این گفت وگو هــم می توان نتیجه‬ ‫سلحشــور نماینده گفتمانی اســت‬ ‫که با وجود جهت گیری نســبتا مثبت‬ ‫نسبت به جنگ ایران با عراق‪ ،‬با ادامه‬ ‫جنگ یا شروع یک جنگ دیگر موافق‬ ‫نیســت و همان طور که گفته شد دال‬ ‫مرکزی این گفتمان نیز ثبات و امنیت‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪61‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪62‬‬ ‫داســتان فیلم درباره ناصــر‪ ،‬یکی از بســیجی ها و‬ ‫فرماندهان جنگ است که پس از جنگ دوباره به دانشگاه‬ ‫برگشــته و پس از پایان تحصیالت‪ ،‬به علت عدم سرمایه‬ ‫کافی با یک موسسه ظاهرا خیریه همکاری می کند‪ .‬ناصر‬ ‫پس از مدتی که در کار اکتشــاف معدن است پی می برد‬ ‫که گردانندگان این معدن که از بسیجی های سابق جنگ‬ ‫هستند‪ ،‬با استفاده از برخی رانت ها‪ ،‬به کارهایی همچون‬ ‫واردات و صــادرات نیز مشــغول هســتند و همچنین این‬ ‫گروه قصد تصاحب تمام ســهم معدن را دارنــد‪ .‬از این رو‬ ‫ناصر که معدن ها را کشــف کرده اســت می خواهد تا انها‬ ‫را به اسم خودش ثبت کند و به همین خاطر از دست افراد‬ ‫این موسســه فراری اســت‪ .‬از ســوی دیگر حبیبه‪ ،‬دختر‬ ‫ناصر که باستان شناســی می خوانــد‪ ،‬به همراه اســتاد و‬ ‫سایر همکالسی هایش برای اکتشــافات باستان شناسی‬ ‫از تهــران به اهواز و مناطــق مرزی رفته انــد‪ .‬در این بین‬ ‫حبیبه یک نیزه باستان شناسی را پیدا می کند و وقتی قصد‬ ‫دارد از تپه ان را باال بیاورد پایش روی مین می رود‪ .‬ناصر‬ ‫که به ســختی از دست افراد موسســه فرار کرده خود را به‬ ‫بیمارستان می رساند‪ ،‬اما با شــکواییه های حبیبه مواجهه‬ ‫می شود‪ .‬زن ناصر نیز پس از خبردار شدن موضوع به اهواز‬ ‫می اید‪ .‬افراد موسسه که حکم جلب ناصر را هم گرفته اند‪،‬‬ ‫ناصر و زنــش‪ ،‬راحله را تا فرودگاه تعقیــب می کنند‪ .‬ناصر‬ ‫که قصد انتقال حبیبه به تهران را برای عمل جراحی دارد‪،‬‬ ‫در بین راه و هنگام سوار شدن به هواپیما توسط مامور ان‬ ‫نیروی انتظامی دســتگیر می شــود‪ .‬در همین حین راحله‬ ‫نیز در هواپیما ســکته قلبی می کنــد و به ناچــار دوباره به‬ ‫بیمارستان انتقال داده می شود‪ .‬ناصر که به شدت نگران‬ ‫زن و همسرش است حاضر می شود که برای مالقات انها‬ ‫ادرس همه معادن را به موسســه بدهد‪ .‬او به بیمارســتان‬ ‫برمی گردد‪ .‬زنــش از مرگ نجــات یافته اســت‪ ،‬اما پای‬ ‫حبیبه قطع شده اســت‪ .‬پس از این موضوع‪ ،‬ناصر به کار‬ ‫خنثی کردن مین ها بازمی گردد و فیلم نیز پایان می یابد‪.‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫خالصه داستان فیلم‬ ‫تحلیل فیلم‬ ‫فضای فیلم بــه نام پدر از همان ابتــدای ان فضای‬ ‫کامال متفاوت با ســایر فیلم های حاتمی کیــا و به عبارتی‬ ‫گفتمان رسمی جنگ اســت‪ .‬در تمام طول فیلم خبری از‬ ‫شــعارها و ایدئولوژی های کلی نگر نیســت‪ .‬و از بسیاری‬ ‫از مفاهیم که در گذشــته فیلــم بر محــور ان می چرخید‬ ‫نیز نشــانه ای دیــده نمی شــود‪ .‬فیلــم دیگر نــه راجع به‬ ‫جانفشانی های بسیجی های به جنگ رفته است که برای‬ ‫ادای تکلیف خود به جنگ رفته اند‪ ،‬نه مظلومیت جانبازان‬ ‫جنگی را نشان می دهد و نه به دنبال هشدار به جامعه است‬ ‫که چرا ارزش های جنگ را فراموش کرده اند‪ .‬از طرف دیگر‬ ‫این فیلم یک فیلم ضد جنگ هم نیســت که قصد داشته‬ ‫باشــد که همه ارزش های جنگ را فراموش کند یا کسانی‬ ‫را که به جنگ رفته اند مورد ســرزنش و شماتت قرار دهد‪.‬‬ ‫این بار دوربین روایتگر داســتان جنگ‪ ،‬قصد دارد جنگ‬ ‫را از نگاه دیگری به نمایش بگذارد‪ .‬این دیگری گفتمانی‬ ‫است که نه به صورت مستقیم جنگ را تجربه کرده است و‬ ‫نه خصومت چندان زیادی با ان دارد‪ .‬این گفتمان این بار‬ ‫از زبان نسلی جدید روایت می شود‪ .‬اما باز روایتگری ان بر‬ ‫دوش همان گفتمان رسمی است‪.‬‬ ‫در همان ابتدای فیلم‪ ،‬این گفتمان تکلیف خود را با‬ ‫مقوله جنگ مشخص می کند‪ .‬در تپه های باستان شناسی‬ ‫اهواز یک تیم دانشجویی حین حفاری‪ ،‬یک سرنیزه جنگی‬ ‫را از دل خاک بیرون می کشــند‪ .‬ســرنیزه ای که متعلق به‬ ‫اعصار باستان است و بر این امر داللت دارد که این کشور‬ ‫و این سرزمین از دوران باســتان درگیر جنگ بوده است و‬ ‫جنگ با گذشــته و تاریخ ان گره خورده است‪ .‬اما در اینجا‬ ‫جنگ نه عنوان مقدس دارد و نه یک امر تحمیلی اســت‪،‬‬ ‫بلکه به عنوان یک ضرورت به ان نگریسته می شود و شاهد‬ ‫این استدالل هم سرنیزه باستانی کشف شده در ان است‪.‬‬ ‫بازنمای این صحنه به واقع نشان دهنده سایر گفتمان هایی‬ ‫اســت که معتقد هســتند جنگ نه تنها یک امر تحمیلی و‬ ‫دفاعی نبود‪ ،‬بلکه باید از رخ دادن ان جلوگیری می شــد یا‬ ‫حتی مدت ان را کاهش داد‪ .‬به واقع این استدالل در فیلم‬ ‫پاسخی است به گفتمان رقیب‪.‬‬ ‫به هر حال پــای حبیبــه‪ ،‬دختر یکی از کســانی که‬ ‫با اختیار خــود به جنگ رفته اســت‪ ،‬روی میــن می رود و‬ ‫هم شــاگرد های حبیبه او را به بیمارســتان اهــواز منتقل‬ ‫می کنند‪.‬‬ ‫از طرف دیگر ناصر‪ ،‬پدر حبیبه‪ ،‬یکی از فرماندهان‬ ‫جنگ اســت که ایــن بار هــم هیچ گونه ســهم خواهی از‬ ‫جنگ ندارد‪ .‬او پس از جنگ به دانشــگاه بازگشته است تا‬ ‫تحصیالت خود در زمینه مهندسی را تکمیل کند‪ .‬از این رو‬ ‫در اینجا نیز علم به عنوان یک امر ارزشی بازنمای می شود‪.‬‬ ‫او نیز به دنبال کسب درامد و سر و سامان دادن به اوضاع‬ ‫مالی زندگی خود اســت اما قصد دارد ایــن کار را از طریق‬ ‫مشروع ان انجام دهد‪ .‬این فرد دیگر به دنبال احقاق حق‬ ‫ت یا حتی‬ ‫از دست رفته یک بسیجی جنگ رفته مجروح نیس ‬ ‫بر ارزش های از دســت رفته جنگ نیز مویــه نمی کند و به‬ ‫سوگواری ننشسته است‪ .‬لحن وی بسیار ارام و متین است‪.‬‬ ‫در صحنه ای که ناصر قصد ثبت معدن را دارد‪ ،‬کارمند زن‬ ‫بر سر او داد و فریاد می کشــد‪ ،‬اما او با متانت تمام جواب‬ ‫او را می دهد (این صحنه ها را با شخصیت حاج کاظم و در‬ ‫گفت وگو با رئیس اژانس مقایسه کنید)‪ .‬با این وجود او نیز‬ ‫کسی است که همچون سایر افراد جامعه‪ ،‬بهره چندانی از‬ ‫رفاه و اسایش نبرده است‪ .‬به همین خاطر و پس از کشف‬ ‫معدن در صحبت با زنش بیان می کند که‪« :‬بدشانسی داره‬ ‫تموم می شه راحله!»‬ ‫اما این فیلم عالوه بر انکه بسیاری از مفاهیم ارزشی‬ ‫گذشته را کنار گذاشته است‪ ،‬به نقد اجتماعی کسانی نیز‬ ‫می پردازد که توانســته اند با اســتفاده از رانت هایی که از‬ ‫طریق سوابق جبهه کسب کرده اند‪ ،‬بســیاری از معادن و‬ ‫ذخایر کشــور را برای خود به بهره برداری برسانند‪ .‬به واقع‬ ‫این فیلم به دنبال بازنمایی فساد اقتصادی این گروه است‪.‬‬ ‫هر چند در فیلمی مثل اژانس شیشه ای نیز این گروه مورد‬ ‫نقد قرار گرفتند‪ ،‬اما موضع نقــد در انجا تبرئه خود بود‪ ،‬اما‬ ‫در اینجا به نظر می رسد که رابطه بین این دو گروه‪ ،‬رابطه‬ ‫بین خودی های نیست که مسیر انها از یکدیگر جدا شده‬ ‫و انشقاق یافته اند‪ ،‬بلکه از اساس این دو گروه با یکدیگر‬ ‫متفاوت هســتند‪ .‬این گــروه به شــکلی منفــی بازنمایی‬ ‫می شوند‪ .‬برای مثال رئیس موسسه هر چند ریش و تسبیح‬ ‫دارد‪ ،‬اما انســان پرخوری اســت‪ ،‬نحوه رفتــار و حرکات‬ ‫دســت و بدن او هنگام صحبت با برادر راحله بسیار زننده و‬ ‫نشان دهنده یک انسان طماع است‪.‬‬ ‫اما تحول گفتمانی در گفتمان رســمی جنگ را باید ‬ ‫در صحنه زیر جست وجو کرد‪ .‬در یکی از صحنه های فیلم‬ ‫حبیبه روی تخت بیمارستان دراز کشیده است و پدرش پس‬ ‫از اگاه شدن از وضعیت حبیبه به بیمارستان امده است‪ .‬در‬ ‫این بین گفت وگو ی زیر بین حبیبه و پدرش شکل می گیرد‪:‬‬ ‫ ناصر‪ :‬پات چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟‬‫ حبیبه‪ :‬اینجا هم عجله دارین بابا! من حرف دارم!‬‫ ناصر‪ :‬بگو دخترم‪.‬‬‫ حبیبه‪ :‬کی گفته جنگ تموم شده بابا!‬‫ ناصر‪ :‬بازم شروع کردی حبیبه جان! جنگ‪ ،‬صلح‪،‬‬‫بشریت‪ ،‬مدنیت‪ ،‬اخه اینا چه ربطی به پای تو داره دخترم؟‬ ‫ حبیبه‪ :‬یادتونه می گفتم پــدری که می جنگه جای‬‫بچه هاشــم تصمیم می گیره؟ منم باالخره توی جنگتون‬ ‫شرکت کردم بابا! ولی هوز بهم پالک ندادن!‬ ‫ ناصر‪ :‬باالخره تصمیم گرفتی هیچی نگی‪ ،‬من این‬‫همه راه رو کوبیدم اومدم اونوقت تو‪ ...‬حبیبه؟‬ ‫ حبیبه‪ :‬واقعا می خوای از دهن من بشنوی؟‬‫ ناصر‪ :‬معلومه!‬‫ حبیبه‪ :‬رفتم رو مین بابا!‬‫ ناصر‪ :‬رو چی؟‬‫ حبیبه‪ :‬مین!‬‫ ناصر‪ :‬مین!؟ تو کجا بودی؟‬‫ حبیبه‪ :‬سر کالس درس‪.‬‬‫ ناصر مین زیر پای دختر من چی کار می کرد؟‬‫ حبیبه‪ :‬از من می پرسی بابا‬‫ ناصر‪ :‬پس کی باید جواب بده؟‬‫ حبیبه‪ :‬خودتون! مگه نگفتین اتش بس اخر جنگه‬‫بابا! هنوز هم نفهمیدیم! من نرفته بودم بجنگم‪ ،‬هیشکی‬ ‫نظر منو نپرسید! هیشکی پرچم صلح منو ندید بابا‪.‬‬ ‫ن عقایدی از طریق‬ ‫بیش از دو دهه طول کشید تا چنی ‬ ‫رسانه مهمی همچون ســینما بیان شود‪ .‬در این گفت وگو‬ ‫تقابل بین دو گفتمان به خوبی نمایان می شود‪ .‬گفتمانی‬ ‫فرهنگ‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫داد‪ ،‬ناصر با بیان اینکه عراقی هــا دو برابر جمعیت تو این‬ ‫مملکت مین کاشــتن بر این نکته تاکید می کند که اثرات‬ ‫جنگ تا سال ها همچنان ادامه خواهد یافت‪ .‬هر چند این‬ ‫تاثیرات به عنوان امری مقدس نگریســته نمی شود و باید‬ ‫به هر شکلی اثرات ان را به حداقل رساند‪ .‬به همین خاطر‬ ‫ناصر از اینکه به کســانی که برای خنثی کــردن مین از او‬ ‫درخواســت کمک کرده اند‪ ،‬جواب رد داده است پشیمان‬ ‫است و در نهایت نیز به گروه های خنثی کننده مین ملحق‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫بــه هــر حــال در اواخــر ایــن دهــه نیــز گفتمان‬ ‫اصالح طلبی‪ ،‬حداقل ابزارهای بازنمایی خود را از دســت‬ ‫داد و به همین واســطه نیز هژمونی ان به مرور افول کرد‪.‬‬ ‫پس از افول این گفتمان‪ ،‬به نظر می رسد که هنوز و حتی‬ ‫بعد از گذشت سال ها‪ ،‬هیچ گفتمان دیگری در داخل کشور‬ ‫نتوانسته هژمونی خود را تثبیت کند و به همین خاطر یک‬ ‫فضای مشوش و چندگانه در کشــور احساس می شود‪ .‬از‬ ‫یک سو فیلمی طنز مانند اخراجی ها ســاخته می شود که‬ ‫قهرمانان ان عده ای معتاد و لمپن و الت کوچه بازارهای‬ ‫جنوب شــهر تهران هســتند و از ســوی دیگر فیلمی مثل‬ ‫ســیزده پنجاه و نه ســاخته می شــود که تکرار بد و ناقص‬ ‫همان فیلم های دهه هفتادی مثل فیلم اژانس شیشه ای‬ ‫هستند‪.‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫رســمی از جنگ و گفتمانی که خواســتار پایــان دادن به‬ ‫جنگ و طرفدار صلح اســت‪ .‬این گفتمان همان گونه که‬ ‫گفته شد با شــعار جامعه مدنی پیش امد و سرد مداران ان‬ ‫نیز جوانان بودند‪ .‬ابژه های این نســل یا بــه عبارت دیگر‬ ‫دال های گفتمانی این گفتمان نیز کامال متفاوت با نسل‬ ‫اول است که از زبان پدر حبیبه بیان می شود‪ ،‬مثل صلح‪،‬‬ ‫حقوق بشــر و مدنیت‪ .‬این گفتمان معتقــد به رعایت حق‬ ‫دیگری است‪ .‬معتقد به حق تعیین سرنوشت است و در این‬ ‫راه در تقابل با پدر خود برخاسته است‪ .‬این گفتمان جامعه‬ ‫مردساالر را نشــانه رفته و معتقد است این مردساالری نیز‬ ‫در دست عده معدودی اســت که به جنگ رفته اند و قصد‬ ‫دارند که سرنوشت دیگران را نیز تعیین کنند و از همین رو‬ ‫حبیبه این جمله را بیان می کند که راست می گن پدری که‬ ‫می جنگه جای بچه هاشم تصمیم می گیره‪ .‬حبیبه و نسل‬ ‫وی نیز به اشــکال مختلف درگیر این جنــگ بوده اند‪ ،‬اما‬ ‫بر خالف گفتمان رسمی‪ ،‬گفتمان نسل سوم جنگ معتقد‬ ‫به پایان دادن بــه جنگ و به عبارتی دقیق تــر پایان دادن‬ ‫به گفتمان جنگ اســت‪ .‬جنگ به اندازه ای رنج اور شــده‬ ‫اســت که هنوز هم در حال گرفتن قربانی اســت (حبیبه و‬ ‫بیمارهای زیادی که به قول دکتر از مردم همین منطقه روی‬ ‫مین رفته اند)‪ ،‬فساد اقتصادی و رانت خواری به بار اورده‬ ‫است (افرادی که موسسه را به قصد رانت خواری تاسیس‬ ‫کرده اند) و به همین دلیل نتوانسته است مشروعیت خود‬ ‫را حفظ کند‪ .‬از همین رو است که حبیبه با تمام وجود خود‬ ‫صلح را طلــب می کند و از پــدرش می خواهد کــه به این‬ ‫جنگ پایان دهد‪ .‬درباره شــرکت در این جنگ‪ ،‬این نسل‬ ‫بر خالف نســل قبلی هیچ گونه اختیاری نداشــته اند‪ ،‬این‬ ‫نسل همچنین معتقد به تکلیف هم نیست از همین رو است‬ ‫که حبیبه به پدرش می گوید‪ :‬هیشــکی نظر منو نپرســید!‬ ‫هیشکی پرچم صلح منو ندید بابا‪».‬‬ ‫از این رو حبیبه برای خود حق انتخاب قائل می شود‪،‬‬ ‫و او صلح را انتخاب می کند و این گفتمانی بسیار متفاوت‬ ‫با گفتمان های رسمی در دهه های دیگر است‪ .‬باید به یاد‬ ‫داشته باشیم که گفتمان جدید از زبان گفتمان رسمی بیان‬ ‫می شود و به واقع با محور قرار گرفتن این گفتمان‪ ،‬گفتمان‬ ‫رسمی نیز ان را تائید کرده و پذیرفته است‪.‬‬ ‫نکته بارز بعدی در این فیلم تاکید بر شــکاف نسلی‬ ‫بین نسل اول و نسل سوم انقالب است‪ .‬هنگام گفت وگو ی‬ ‫بین حبیبه با پدرش این شکاف کامال قابل فهم است و این‬ ‫دو چندان زبان یکدیگر را نمی فهمند‪ .‬حبیبه از فاصله بین‬ ‫او و پدرش گالیه می کند و این فاصله را نه به معنای جدایی‬ ‫فیزیکی‪ ،‬بلکــه عدم درک پدرش از نیازهــای او می داند‪.‬‬ ‫اما پدرش حرف های حبیبــه را درک نمی کند‪ .‬این موضع‬ ‫فیلم در صحنه دیگری و در گفت وگو ی بین حبیبه و ناصر‬ ‫تکرار می شود‪:‬‬ ‫ حبیبه‪ :‬وقتی می بردنم اتاق عمل‪ ،‬این قدر دوست‬‫داشتم ببینمتون‪ ،‬مثل همیشه نبودین!‬ ‫ ناصر‪ :‬خب برام خیلی ســخته که بــاور کنم دخترم‬‫توی یه همچین وضعیتیه! یه کم منو درک کن بابا‪.‬‬ ‫ حبیبه‪ :‬شــما وضع منــو درک کنین‪ ،‬پامو دوســت‬‫دارم بابا‪ ،‬همش باهام حرف می زنه‪ .‬چشــمامو رو هم که‬ ‫می ذارم‪ ،‬می بینم که دارم باهاشــون می دوم‪ ،‬راه می رم‪،‬‬ ‫می پرم‪ .‬چرا اجازه می دین این پامو ازم بگیرن؟‬ ‫ ناصر‪ :‬قرار نیست پاتو ازت بگیرن!‬‫ حبیبه‪ :‬پس چطــور اون برگه رو امضــا کردین؟ تا‬‫کی شــما باید جای ما امضا کنین بابا؟ مگه این پا مال من‬ ‫نیست‪ ،‬چرا یکی از من امضا نمی خواد ؟‬ ‫ ناصر‪ :‬من امضا کردم که زودتــر بری اتاق عمل‪،‬‬‫ما هممون امیدواریم که تو با یه پای ســالم از اتاق عمل‬ ‫بیای بیرون‪.‬‬ ‫‪ -‬حبیبه‪ :‬اگه نشــد چی؟ ترجیح مــی دم دیگه از اون‬ ‫اتاق بیرون نیام!‬ ‫ ناصر‪ :‬من و تــو باید توکلمون‬‫به خدا باشه‪.‬‬ ‫ خدا نمی خواد کــه من پامو از‬‫دست بدم بابا‪ ،‬این شما یین که دارین‬ ‫منو دست تیغ جراحی می سپارین‪.‬‬ ‫در ایــن گفت وگــو نیز بــاز هم‬ ‫حبیبه به انتقاد از جنگــی می پردازد‬ ‫که برای مدت سه دهه است دامنگیر‬ ‫کشور شده است‪ .‬اما این انتقاد تنها‬ ‫به معضالت جنگ محدود نمی شود‪،‬‬ ‫بلکه تمامیت خواهی گروهی را متذکر‬ ‫می شود که به جبهه رفته اند و پس از‬ ‫بازگشت همه ارکان جامعه را در دست‬ ‫گرفته انــد‪ .‬از همین رو اســت که به‬ ‫راحتی به جای دیگران امض ا می کنند‬ ‫و تصمیم گیری می کنند‪.‬‬ ‫در ادامــه روایــت داســتان به‬ ‫ی را‬ ‫سمتی پیش می رود که استحاله ا ‬ ‫در شخصیت ناصر‪ ،‬یکی از قهرمانان‬ ‫ســابق جنگ ایجاد کنــد‪ .‬به همین‬ ‫دلیل ناصر به همراه یکی از همرزمان‬ ‫سابقش به ســمت تپه ای می رود که‬ ‫حبیبه در انجا مجروح شــده اســت‪.‬‬ ‫وقتی بــه تپه می رســند ناصر متوجه‬ ‫می شــود که این تپه‪ ،‬همان تپه ای‬ ‫اســت که خود ناصــر در زمان جنگ‬ ‫مین گذاری کرده اســت و بــه واقع‬ ‫حبیبه روی مین رفته اســت که خود‬ ‫ناصر کاشته اســت‪ .‬همین موضوع‬ ‫ناصر را به شــدت منقلب و پریشــان‬ ‫می کند و شــروع به شــکایت از خدا‬ ‫می کند‪:‬‬ ‫ خــدا ! خــدا ! مــن یه پــدرم‪،‬‬‫نمی تو نــم ایــن وضعیــت رو تحمل‬ ‫کنم‪ ،‬من جنگیدم نه اون‪ ،‬من اعتقاد‬ ‫داشــتم نه اون‪ ،‬این پا رو بگیر‪ ،‬پای‬ ‫حبیبه رو پس بده!‬ ‫همین شــوک باعث شد تا ناصر‬ ‫و گفتمان رسمی موضع خود را نه در قبال جنگ‪ ،‬بلکه در‬ ‫قبال دیگری تغییر دهد‪ .‬تقابالت بین خود و دیگری که در‬ ‫دهه های پیش کامال خصمانه بود‪ ،‬اکنون جای خود را به‬ ‫تفــاوت و درک دیگری می دهد‪ .‬ناصر بــا این جمله که او‬ ‫اعتقاد داشته است و نه دیگری و اینکه دیگری هیچ گونه‬ ‫گناهی نداشته و مستحق این مجازات نیست‪ ،‬احترام به‬ ‫این دیگری را نشان می دهد‪.‬‬ ‫این اســتحاله گفتمانی در گفت وگو ی دیگری بین‬ ‫ناصر و راحله همسرش نیز تکرار می شــود‪ .‬ناصر در این‬ ‫گفت وگو به همســرش می گوید ‪« :‬چرا این جنگ دســت‬ ‫از سر ما بر نمیداره راحله » راحله هم معتقد است که هنوز‬ ‫جنگ ادامه دارد‪ .‬ناصر در ادامه بــه راحله می گوید‪« :‬یه‬ ‫روز به من زنگ زدن گفتن بیا زمینای الــوده به مین ها رو‬ ‫پاک کنیم‪ ،‬گفتم که ما تو بدترین وضعیت زیر اتیش توپ‬ ‫و تانک‪ ،‬مین ها رو کاشتیم‪ ،‬حاال دیگه نوبت جوونا است‬ ‫که بــرن درو کنن‪ .‬گفتن بد نیســت بدونیــن عراقی ها دو‬ ‫برابر جمعیت ما تو این زمین مین کاشــتن‪ ،‬یعنی برای هر‬ ‫نفرمون دو تا! گفتم من ســهم خودم و ایل و تبارمو دادم‪.‬‬ ‫گفتن پس نیت کردی جواب سرباال بدی‪ .‬چه می دونستم‬ ‫که مینی که من خودم کاشــتم یه روز قراره زیر پای حبیبه‬ ‫خودم بره‪».‬‬ ‫همان طور که در این گفت وگو هم می توان تشخیص‬ ‫‪63‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫خاکسترقرمز‬ ‫هنوز همه ما به حاتمی کیا امید داریم‬ ‫هوشنگ گلمکانی‬ ‫منتقد سینما‬ ‫‪5‬‬ ‫در صحنه ای از هویت (‪ )1365‬نخســتین فیلم بلند‬ ‫ابراهیــم حاتمی کیــا‪ ،‬دو دانش اموز بــرای انجام تکلیف‬ ‫درسی شان با ضبط صوت و میکروفن به عنوان خبرنگار به‬ ‫یک بیمارســتان مجروحان جنگی می روند تا در یک اتاق‬ ‫عمومی با رزمندگان مجــروح مصاحبه کننــد‪ .‬در یکی از‬ ‫مصاحبه ها‪ ،‬پســرک دانش اموز یکی از همان سوال های‬ ‫کلیشه ای رسانه های رسمی را می پرسد که چه پیامی برای‬ ‫نوجوان ها دارید و حتما هم او و هم ما (در ان زمان) انتظار‬ ‫یکی از همان پاسخ های اشنای ان روزگار را داشتیم‪ ،‬اما‬ ‫رزمنده جوان با تواضع و شــرم لبخندی می زند و در حالی‬ ‫که نگاهی خجالــت زده به رزمنــدگان اطرافش هم دارد‪،‬‬ ‫می گوید‪« :‬والله چی بگم؟» و سکوت می کند‪ .‬در همان‬ ‫اتاق‪ ،‬مجروح دیگری بســتری است که در واقع یک الت‬ ‫خالفکار اســت که گویا هنگام موتورســواری باعث مرگ‬ ‫کودکی شــده و بعد خودش مجروح شــده اما در پی یک‬ ‫اشتباه‪ ،‬ســر از ان بیمارســتان و این اتاق دراورده است؛‬ ‫هم در انجا احســاس غریبی می کند و هم نگران لو رفتن‬ ‫هویتش اســت‪ .‬رزمنده بســتری دیگری که بی شــباهت‬ ‫به خود حاتمی کیای ان ســال ها نیست‪ ،‬ســر از هویت او‬ ‫درمی اورد اما با مهربانی و همراهی اش باعث تحول جوان‬ ‫خالفکار می شود‪ .‬شخصیت های اصلی دو فیلم بعدی اش‬ ‫دیده بان (‪ )1367‬و مهاجــر (‪ )1368‬که حاتمی کیا با انها‬ ‫به شهرت رسید (و در واقع کمتر کسی هویت را دیده یا به‬ ‫یاد می اورد) حتی در دل اتش جنگ و در برخورد با دشمن‬ ‫سلوک و نگاهی عارفانه دارند‪ .‬در صحنه معروفی از مهاجر‬ ‫شــخصیت اصلی فیلم هنگام نشــانه رفتن برج دیده بانی‬ ‫عراقی ها‪ ،‬وقتی سرباز دشــمن را روی نردبان برج در حال‬ ‫پایین امدن می بیند‪ ،‬صبر می کند تا سرباز پایین بیاید و بعد‬ ‫برج را منهدم می کند‪.‬‬ ‫تغییر نــگاه و به خصــوص لحن حاتمی کیــا به طور‬ ‫مشخص با اژانس شیشــه ای (‪ )1376‬شروع شد‪ .‬در این‬ ‫دهه البته فیلم های هنرمندانه و بسیار متفاوت او ‪ -‬خاکستر‬ ‫ســبز (‪ )1372‬و روبان قرمــز (‪ – )1377‬حســاب دیگری‬ ‫دارند‪ .‬ما دقیقا نمی دانیم چه اتفاقی در او افتاده است که‬ ‫کسی که شــخصیت های اثارش با ادم های غیرخودی و‬ ‫حتی دشمن چنین رفتاری داشته اند‪ ،‬همراه با حاج کاظم‬ ‫و شخصیت های مشابه اثار بعدی اش‪ ،‬خودش هم مدام‬ ‫پرخاشگرتر‪ ،‬معترض تر‪ ،‬ناالن تر‪ ،‬شــاکی تر و به تعبیری‬ ‫طلبکارتر شــده اســت‪ .‬البته می دانیم که بشر تحول پذیر‬ ‫است و در دوره های مختلف زندگی ممکن است نگاه های‬ ‫متفاوتی به جهان پیرامونش داشــته باشــد‪ ،‬اما شــخصا‬ ‫مدت هاســت این ویژگی دنیــای او را درک نمی کنم‪ .‬در‬ ‫اژانس شیشه ای با انکه اعتراض حاج کاظم (و حاتمی کیا)‬ ‫به مدیران جامعه که به بازماندگان جنگ بی اعتنایی کردند‬ ‫قابل درک است و قابل احترام‪ ،‬اما نگاهش به مردم عادی‬ ‫(و حتــی غیرعــادی و غیرخــودی) را نمی فهمــم‪ .‬از ان‬ ‫پس‪ ،‬هرچه حاتمی کیا کارگردان و صنعتگر بهتری شده‪،‬‬ ‫حرف هایش هم مبهم تر و چندپهلوتر شده است‪ .‬البته از‬ ‫همین جنبه ســینمایی هم عناصر فیلم های او مدام چیده‬ ‫حاتمی کیا‪،‬حاتمی کیاست‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪64‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫امیر قادری از فیلم ها و شخصیت ابراهیم حاتمی کیا می گوید‬ ‫اقــای قــادری! از نظــر شــما حاتمی کیــا با چه‬ ‫شــاخص هایی در ســینمای ایران قابل تعریف‬ ‫اســت؟ این شــاخص ها چه تغییــرات احتمالی‬ ‫داشته اند؟‬ ‫ببینید‪ ،‬وقتــی در مــورد حاتمی کیا حــرف می زنیم‪،‬‬ ‫حاتمی کیا را به عنوان فیلمســازی می شناسیم که در قالب‬ ‫یک نوع هنر به نام هنر دولتی قابل تعریف اســت‪ .‬اصوال‬ ‫در مورد حاتمی کیا چیزی که قابل بررســی و بحث اســت‬ ‫همان موضوع هنر دولتی یا ســینمای دولتی است‪ .‬اما در‬ ‫مورد تغییر این شاخص باید بگویم که حاتمی کیا هم مثل‬ ‫هر انســان دیگری همان حاتمی کیایی است که سابق بر‬ ‫این می شناختیم‪ .‬تغییری نکرده است‪ .‬او در ذات خودش‬ ‫یک ملودرام ساز است‪ .‬البته در مملکت ما وقتی می گوییم‬ ‫فالنی ملودرام می سازد سریع یاد فیلم هندی می افتند و این‬ ‫را یک امتیاز منفی درباره ملودرام سازها به حساب می اورند‬ ‫در صورتی که اصال این گونه نیست‪ .‬البته خب ممکن است‬ ‫فیلم هندی بد ساخته شده باشد اما این به معنایی نیست که‬ ‫کال ملودرام یا فیلم هندی ذاتا بد یا منفی باشد‪ .‬با این تعریف‬ ‫ممکن است حاتمی کیا در نشــانه ها و مصادیق تغییراتی‬ ‫کرده باشد اما کماکان همان حاتمی کیای احساساتی ساز‬ ‫است و این اصال منفی یا بد نیست‪ .‬اما همان طور که گفتم‬ ‫چیزی که درباره حاتمی کیا معموال گفته می شود‪ ،‬در قالب‬ ‫هنر دولتی جا می گیرد‪ .‬اگر ما یک سینمای صنعتی متکی‬ ‫بر کمپانی های فیلمســازی دســت به جیب و انتخاب ازاد‬ ‫‪6‬‬ ‫امیر قــادری از منتقدان جوان ســینما در ایران‬ ‫اســت‪ .‬نگاه قادری به ســینما بیش از انکه مبتنی بر‬ ‫تحلیل گفتمانی فیلمساز باشد‪ ،‬مبتنی بر خود فیلم و‬ ‫اثر است‪ .‬با وجود این‪ ،‬در مورد حاتمی کیا کمی قضیه‬ ‫متفاوت اســت‪ .‬قادری اعتقاد دارد کــه حاتمی کیا در‬ ‫هر دوره ای فیلمی ســاخته که الزاما تایید کننده فیلم‬ ‫بعدی یا قبلی اش نبوده اســت‪ .‬گفت وگوی کوتاه زیر‬ ‫شبیه یک شمشیر دولبه است ؛ شمشیری که گاه در‬ ‫دفاع از حاتمی کیا از غالف بیرون کشــیده می شود و‬ ‫گاه در نقد او‪.‬‬ ‫و‪ ...‬داشتیم ‪ ،‬قطعا حاتمی کیا را به عنوان یک ملودرام ساز‬ ‫بسیار چیره دست می شــناختیم اما در قالب هنر دولتی که‬ ‫حاتمی کیا خودش را نماینده یــک ایدئولوژی می داند که‬ ‫باید بازتابش بدهد و دربــاره اش حرف بزند‪ ،‬ان موقع دیگر‬ ‫بحث بازار انحصار پیش می اید و باید موضوع را جور دیگری‬ ‫تماشــا کرد‪ .‬بنابراین منتقد دنبال تناقض هایی می رود که‬ ‫حاتمی کیا در دوره های مختلف فیلمسازی اش دچارشان‬ ‫شده اســت‪ .‬چون بخش مهمی از این تناقض ها به همان‬ ‫خط و ربط های فیلم های حاتمی کیا به دولت ها بر می گردد‪.‬‬ ‫بنابراین او تابع یک هنر وابســته به اقتصاد مرکزی اســت‬ ‫و از این رو نمی تــوان صرفا به عنوان یک ملودرام ســاز از‬ ‫حاتمی کیا یاد کرد‪ .‬کمااینکه ملودرام ساز کم نظیری است‪.‬‬ ‫شده تر شده اند و در بهترین سکانس های اثارش‪ ،‬حضور‬ ‫خودش کمی ان ســوتر از قالب تصویر احساس می شود؛‬ ‫هرچند این ویژگی شــاید از نگاه عده ای اصال ایراد نباشد‬ ‫و برعکس حتی نشانه تسلط و مهارت فیلمساز تلقی شود‪.‬‬ ‫برتــری «کارگردانی پنهان» بــه «کارگردانی اشــکار» یا‬ ‫برعکس‪ ،‬کامال به سلیقه بیننده بستگی دارد‪.‬‬ ‫اما یک مشکل اساسی در فیلم های اخیر حاتمی کیا‪،‬‬ ‫حتی در بهترین شــان به رنگ ارغوان این است که بیشتر‬ ‫شبیه مقاله یا مانیفســتی برای اعالم موضعی اغلب مبهم‬ ‫هســتند که داســتان دور انها چیده شده اســت‪ .‬این طور‬ ‫اما خب بیشتر منتقدان می گویند که حاتمی کیا در‬ ‫بادیگارد از قضا منتقد دولت است‪ .‬همین طور در‬ ‫فیلم های گذشته اش‪.‬‬ ‫حاتمی کیا در بادیــگارد یک افشــاگری بزرگ علیه‬ ‫خودش دارد‪ .‬خودش را مامور حفظ منافع گروه هایی خاص‬ ‫که متشــکل از هر دو گروه و جناح سیاسی است می داند‪.‬‬ ‫همین اســت که یک بار بــرای بهزاد نبوی فیلــم را اکران‬ ‫می کند و یک بار برای اصولگرایان‪ .‬هر دو طیف سیاســی‬ ‫هم می گویند این فیلمساز ماست‪ .‬حاتمی کیا خودش هم‬ ‫می داند که حافظ منافع این گروه هاست و طبیعتا از حمایت‬ ‫و پشتیبانی انها هم برخوردار است و اینها البته نه عیبی دارد‬ ‫نه بد است‪ .‬منتها به نظر من در بادیگارد یک اشتباه بزرگ‬ ‫هم وجود دارد و ان اینکه حاتمی کیا تالش کرده تا خودش‬ ‫را طرف عامه مردم هم نشان دهد‪ .‬اما خب مردم در فیلم او‬ ‫واقعا وجود ندارند یا اگر وجود دارند نکته مثبتی ندارند‪ .‬در‬ ‫اژانس شیشه ای هم که فیلم قدیمی حاتمی کیا ست بازهم‬ ‫داستان از همین قرار است‪ .‬حاتمی کیا شخصیتی ارمانی را‬ ‫که خودش دوستش دارد در مقابل همه مردم قرار می دهد و‬ ‫مردم هم فیلم را دوست دارند‪ .‬می دانید چرا؟ چون ژانر فیلم‬ ‫ملودرام است چنان با احســاس مخاطب بازی می کند که‬ ‫مخاطب فکر می کند فیلمساز و فیلم طرف او هستند ‪ ،‬این‬ ‫در حالی است که واقعا اژانس در برابر مردم است‪.‬‬ ‫اما خیلی هــا اعتقــاد دارنــد کــه حاتمی کیا یک‬ ‫فیلمســاز مردمی است و همیشــه جانب مردم را‬ ‫گرفته‪.‬‬ ‫حاتمی کیا دو فیلــم دارد که در انها با قدرت ســمت‬ ‫مردم می ایســتد‪.‬یکی ارتفاع پست اســت و دیگری فیلم‬ ‫«چ»‪ .‬در بقیه فیلم ها چیزی که باعث می شود ما فکر کنیم ‬ ‫فرهنگ‬ ‫خیلی خوبی که فیلم هایش دارند ‪ ،‬نادیده گرفته شود‪ .‬اینها‬ ‫خوب نیست دیگر‪.‬‬ ‫حاتمی کیــا واقعا کارگردان مســتعدی اســت و این‬ ‫استعداد خیلی خوب او باعث شده جایگاهش در سینمای‬ ‫ایران باال باشد اما حاشیه ها اجازه نمی دهند که سینمایش‬ ‫چنان که باید‪ ،‬دیده شود‪ .‬حاتمی کیا در «از کرخه تا راین»‬ ‫واقعا استعداد شگرفش در فیلمسازی را ثابت کرد‪.‬‬ ‫ مثــا ده نمکــی در همــه فیلم هایــش دارد به یک‬ ‫گروه خاص‪ ،‬حال می دهــد اما حاتمی کیا هــر بار در یک‬ ‫سمت خاص می ایســتد و فیلم می ســازد‪ .‬این البته خوب‬ ‫نیست اما به هر حال فعال چنین بوده است‪ .‬حاتمی کیا در‬ ‫جهت گیرانه ترین فیلم هایش هم باالخره حاتمی کیا ست‪.‬‬ ‫ملودرام می ســازد و در کارش موفق است‪ .‬منتها نکته این‬ ‫است که دیگر دوره و زمانه روایت های کالسیک سینمایی‬ ‫به معنایی که حاتمی کیا در پی ان اســت‪ ،‬به ســر رسیده و‬ ‫روز به روز از میزان اثرگذاری این فیلم ها کاسته می شود‪.‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫فیلم سمت مردم است ‪ ،‬فرم احساساتی کار است نه منطق‬ ‫روایی ان‪ .‬اصوال این ترفنــد در کوتاه مدت جواب می دهد‬ ‫اما در بلند مدت دیگر افشا می شود‪ .‬دلیل افشایش هم این‬ ‫اســت که وقتی کارگردان پیشــرفت نکند‪ ،‬گوشه های کار‬ ‫بیرون می زند‪ .‬در طول زمان ایران پیشــرفت کرد‪ ،‬جامعه‬ ‫پیشرفت کرد‪ ،‬مردم اگاه تر شدند و پیشرفت کردند‪ ،‬کشور‬ ‫جلو رفت اما فیلمســاز در همان جا ماند‪ .‬این «جا ماندن»‬ ‫در فیلم بادیگارد بیرون زد و کارگردان را لو داد‪ .‬این تناقض‬ ‫در فیلم های قبلی کمتر به چشــم می امد امــا اینجا اکران‬ ‫عمومی شد‪.‬‬ ‫منظورتان چه تناقضی است؟‬ ‫ببینید حاتمی کیا در همه اثــارش یک تناقض وجود‬ ‫دارد‪ .‬منتها شــدت و ضعف این تناقض در روایت داستان‬ ‫و‪ ...‬متفاوت اســت‪ .‬منظورم تناقض میان عشــق و عقل‬ ‫است‪ .‬مثال در اژانس عقل می گوید که مردم حق دارند اما‬ ‫عشــق می گوید حاج کاظم‪ .‬این دوگانگــی تقریبا در همه‬ ‫فیلم ها هست اما در فیلم های اخر حاتمی کیا بنای محکمی ‬ ‫ندارد و زود فرومی ریزد‪ .‬‬ ‫به نظر می رســد که درباره حاتمی کیا بیشتر از اینکه‬ ‫فیلم هایش به عنوان یک اثر هنری خودبسنده بررسی شوند‪،‬‬ ‫به عنوان ابزار یا بهانه ای بررسی می شــوند که در پایان به‬ ‫بحث و قضاوت درباره خود حاتمی کیا برسد‪.‬‬ ‫حاتمی کیا کم فیلم نســاخته و بیشتر فیلم هایش در‬ ‫بهترین شرایط ممکن اکران شده اند‪ ،‬تبلیغ شده اند و‪ ....‬اما‬ ‫وقتی خودش درباره فیلم هایش حرف می زند مرتبا معترض‬ ‫و گالیه مند اســت‪ .‬و ناراضی چرا؟ این موضوع باعث شده‬ ‫ تا حاشیه های خود حاتمی کیا از متن و بطن بحث ها درباره‬ ‫فیلم هایش بیشتر باشد‪ .‬باعث می شود تا چیزهای خوب و‬ ‫فرهنگ‬ ‫نیست که مثل بسیاری از فیلم های خوب دنیا‪ ،‬کارگردانی‬ ‫داســتانی زیبا و جذاب و روان و دوست داشــتنی را روایت‬ ‫کند و بعــد معنا و پیام و مفهــوم و حتی مانیفســت‪ ،‬از دل‬ ‫این داســتان‪ ،‬از دل میزانســن و اجرا‪ ،‬ان هــم با خوانش‬ ‫تماشاگرش بیرون بیاید و استخراج شود‪ .‬به نظر می رسد‬ ‫که معنــا و پیام‪ ،‬حتی پیش از شــکل گرفتن داســتان در‬ ‫ذهن نویســنده ‪ /‬کارگردان ســاخته شده و شــکل گرفته‬ ‫است و داستان‪ ،‬فرع بر معناست‪ .‬بنده با هرچه حاتمی کیا‬ ‫می خواهد بگویــد مخالفتی نــدارم‪ ،‬چــون نمی دانم چه‬ ‫می گوید یا چه می خواهد بگوید‪ ،‬اما می شود به او توصیه‬ ‫کرد برای انکه فیلم هایش بیش از بیانیه شدن سینما باشد‪،‬‬ ‫در ایــن اســتراتژی اش تجدیدنظر کنــد‪ .‬تاثیرگذارترین‬ ‫پیام ها در تاریخ سینما‪ ،‬از دل داستان های خوبی که به طور‬ ‫طبیعی ابتدا داستان هستند و نه چیز دیگر بیرون امده اند؛‬ ‫و تازه پس از همه اینها‪ ،‬مشکل مهم تر این است که ادم به‬ ‫جای داستان گفتن بخواهد اعالم موضوع کند و حرف و‬ ‫پیامی داشته باشد و نفهمیم این حرف چیست‪ .‬حتی اگر به‬ ‫خرفتی و نفهمی متهم شوم اعتراف می کنم خیلی وقت ها‬ ‫حرف های حاتمی کیا در فیلم هــای اخیرش را نمی فهمم ‬ ‫و البته فرق ایهــام و ابهام را می دانــم‪ .‬کار وقتی خراب تر‬ ‫می شود که شبیه شدن حاتمی کیای دهه اخیر به قهرمانان‬ ‫اثار همین دوره اش تا انجا پیش رفته که خود او هم مدام‬ ‫ناراضی تر و گالیه مندتر و طلبکارتر شــده است و به همه‬ ‫چیز اعتراض دارد و در توضیح اعتراض هایش حرف هایی‬ ‫می زند که بازهم اعتراف می کنم ســردر نمی اورم‪ .‬مدتی‬ ‫فکر می کردم ایراد از قوه درک و شــعورم است‪ ،‬اما همین‬ ‫اظهار عجز را از دوستان دیگری هم شنیدم؛ مثال همین‬ ‫که در هــر دوره جشــنواره فجر انتظار داشــته باشــد که‬ ‫مهم ترین جایزه ها ر ا او و فیلمش بگیرنــد‪ ،‬از اتفاق های‬ ‫عجیبی است که با هیچ منطقی از هیچ کارگردانی در سراسر‬ ‫جهان‪ ،‬حتی از نابغه های سینما هم پذیرفتی نیست و بعد‬ ‫هم وقتی در مواردی نــادر‪ ،‬برخالف اغلب مــوارد چنین‬ ‫اتفاقی نمی افتد حرف هایی می زند کــه درخت از کله ادم‬ ‫سبز می شود‪ .‬فیلمسازی که اثارش در مجموع حدود چهل‬ ‫سیمرغ بلورین جشــنواره فجر را گرفته اند (و طبعا بیش از‬ ‫این رقم نامزد دریافت این جایــزه بوده اند) به اضافه ده ها‬ ‫جایزه از رویدادهای ســینمایی دیگر و مدعی ارزش های‬ ‫معنوی اســت‪ ،‬چرا باید هربار که جایزه نمی گیرد واکنش‬ ‫نشان بدهد و این حرف ها را بزند؟ سینماگری که سی سال‬ ‫است دارد فیلم می ســازد‪ ،‬برخی از بهترین فیلم های این‬ ‫سه دهه جزو کارنامه اوست‪ ،‬حاال ورزیده و به کارش مسلط‬ ‫شــده‪ ،‬انتظار می رود که پخته تر هم شده باشد و به عنوان‬ ‫یکی از ســرمایه های معنوی این سینما‪ ،‬گنجینه سینمای‬ ‫ایران و فرهنگ ایران را غنی تر کند‪ .‬نه انکه برخالف دوره‬ ‫جوانی که زمان شروشور بوده‪ ،‬حاال در دهه ششم عمرش‪،‬‬ ‫در حالی که موهای سفید سرش بر تارهای سیاهش غلبه‬ ‫کرده ‪ ،‬عالقه پیدا کند به جنجال سازی و حاشیه پردازی‪.‬‬ ‫بادیگارد یک فیلم نمونه ابراهیم حاتمی کیا در این‬ ‫دهه است‪ :‬حضور در نزدیک ترین فاصله به قاب تصویر‪،‬‬ ‫خلق شخصیت هایی معترض که همه از کهنه سربازهای‬ ‫جنگ هشت ســاله و پس از ان هســتند و بیانیه دادن و‬ ‫اعالم موضع (ان هم مبهم) به جای داستان گفتن و خلق‬ ‫معنا از درون ان‪ .‬زمانی – شــاید حدود بیست سال پیش‪-‬‬ ‫حاتمی کیا را بــه کیمیایی پس از انقالب تشــبیه کردم‪.‬‬ ‫اتفاقا از حیث موضــوع مورد بحث هم این دو فیلمســاز‬ ‫تاریخ ســاز‪ 15،10 ،‬سال اخیر شــباهت های بیشتری به‬ ‫همدیگر پیدا کرده اند‪ .‬خلق شــخصیت هایی معترض و‬ ‫اتخاذ لحنی اعتراض امیز و ناراحت و عصبی در اثارشان‬ ‫و حرف زدن به جای داســتان گفتن‪ .‬البته انصافا الاقل‬ ‫داستان های حاتمی کیا مفهوم ترند و سر و ته دارند و ادم‬ ‫سررشته داســتان و ارتباط شــخصیت ها را گم نمی کند‪،‬‬ ‫ولی در مبهم گویی بــا هم رقابت دارند‪ .‬به نظر می رســد‬ ‫مثل بســیاری از فیلم های ســینمای ایران‪ ،‬اشــکال از‬ ‫فیلمنامه است‪ .‬فیلمنامه نه فقط به معنای داستان‪ ،‬بلکه‬ ‫از حیث نوع روایت و خلق لحظه ها و جزئیات‪ .‬فیلمسازی‬ ‫که فیلمنامه های نامتعارف و درخشــانی چون خاکســتر‬ ‫ســبز‪ ،‬روبان قرمز و به رنگ ارغوان دارد‪ ،‬به کلیشه هایی‬ ‫اشــنا روی اورده و جالب این اســت که الگوی روایت در‬ ‫بادیــگارد ترکیبــی از فیلم های جیمز باند و کلیشــه های‬ ‫ســینمای خودمان اســت‪ .‬بادیگارد مثل همه فیلم های‬ ‫جیمز باند با یک سکانس اکشن شروع می شود (نماهای‬ ‫بی مصرف معاینه چشم حاج حیدر ذبیحی را همان طوری‬ ‫که داوران جشــنواره فجر هم معتقدند‪ ،‬می شــود نادیده‬ ‫گرفت) و با یک ســکانس اکشــن به پایان می رســد‪ .‬با‬ ‫مقداری شــباهت های دیگــر‪ .‬البته اگر کســی بخواهد‬ ‫تفاوت ها را به رخ بکشد فهرســت ان هم طوالنی است‪،‬‬ ‫اما از کســی که در دهه ‪ 1370‬ان فیلم هــای ماندنی را‬ ‫ساخته انتظار می رود بیست سال بعد از بند کلیشه ها رها‬ ‫شده باشد؛ کلیشه هایی مانند سوءتفاهم بین حاج حیدر و‬ ‫روسایش بر سر تعلل او در انجانم وظیفه اش‪ ،‬کلنجارها‬ ‫و قایم باشک بازی های حاج حیدر با نابغه جوان هسته ای‬ ‫بر سر محافظت از او‪ ،‬کشف اینکه این نابغه جوان فرزند‬ ‫یکی از هم رزمان شــهید اوســت‪ ،‬پیش کشــیده شدن‬ ‫یک مســاله خانوادگی (نامزدی همکار جوان حاج حیدر‬ ‫و دختــرش) و‪ ...‬و اخــرش هم ســپر شــدن حاج حیدر‬ ‫ذبیحی و شــهادتش برای نجات نابغه جوان با ساخت و‬ ‫پرداختی محکم و حرفه ای در فصل درگیری درون تونل‪.‬‬ ‫اصال طرح داســتانی بد نیست‪ ،‬اما مشــکل در جزئیات‬ ‫کلیشه اش است و همان لحن عصبی مورد بحث‪.‬‬ ‫بادیگارد و حواشی اش شــاید نقطه چرخش مناسبی‬ ‫برای تجدیدنظر حاتمی کیا در اســتراتژی ســینمایی اش‬ ‫باشد‪ ،‬نه البته در دیدگاه هایش که یک موضوع شخصی و‬ ‫درونی است‪ .‬همه ما هنوز به او چشم امید داریم‪.‬‬ ‫‪65‬‬ ‫بادیگارد؛ بدون بادیگارد‬ ‫گزارشیازروندتولیدتااکراناخرینفیلمابراهیمحاتمی کیا‬ ‫‪7‬‬ ‫«بادیگارد» اگر پرحاشیه ترین فیلم حاتمی کیا نباشد‪،‬‬ ‫دست کم یکی از پرحاشیه ترین هاســت‪ .‬این فیلم چه در‬ ‫زمان تولید و چه در زمان حضور در جشنواره و چه در اکران‪،‬‬ ‫بارها و بارها درگیر حاشیه های فراوانی شد‪ .‬با این حال کم‬ ‫نبودند کســانی که فیلم اخر ابراهیم حاتمی کیا را ستودند‪.‬‬ ‫ی که به لحاظ فنی و مبتنی بر شــاخص های حرفه ای‬ ‫فیلم ‬ ‫یک تولید ســینمایی‪ ،‬حتی مخالفان جهان بینی و رویکرد‬ ‫سیاســی ‪ -‬اجتماعی حاتمی کیا را نیز به تحسین واداشت‪.‬‬ ‫ گرچه حاتمی کیا در فیلم سینمایی «چ» مورد حمله برخی‬ ‫منتقدان فیلمنامه و کارگردانی بود‪ ،‬اما برای ساخت بادیگارد‬ ‫مورد تقدیر قرار گرفته اســت‪ .‬ســکانس اغازیــن (انفجار‬ ‫انتحاری) و سکانس پایانی فیلم‪ ،‬نشان داد که حاتمی کیا‬ ‫هنوز یک کارگردان خالق و نکته بین است و مدیوم سینما‬ ‫را در مقام یک کارگردان مولف به خوبی می شناسد‪ .‬اما این‬ ‫همه ماجرا نیست‪.‬‬ ‫مقدمه‬ ‫تاریخچــه شــکل گیری ایــده فیلمنامه ســینمایی‬ ‫«بادیگارد» هجدهمین اثر ابراهیــم حاتمی کیا به اواخر‬ ‫دهه ‪ ۸۰‬بازمی گــردد‪ .‬اما فیلمنامه ای که در ســال ‪۱۳۹۴‬‬ ‫مقابل دوربین رفت‪ ،‬ماحصل یک تالش حدودا ‪ ۵‬ســاله‬ ‫مطالعه و تحقیق و نگارش حاتمی کیا براساس یک دغدغه‬ ‫و طرح شــخصی حاتمی کیا بوده اســت‪.‬حاتمی کیا طی‬ ‫این سال ها برای به ثمر رســیدن این طرح و تبدیل ان به‬ ‫فیلمنامه دلخواه با افراد گوناگــون از طیف های مختلف‬ ‫سیاســی و فرهنگی و اجتماعی به گفت وگو نشســته بود‪.‬‬ ‫نگارش نســخه اولیه فیلمنامه «بادیگارد» در اواخر سال‬ ‫‪ 93‬به پایان رسید‪.‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪66‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫داستان فیلم ‬ ‫قصه این فیلم درباره بادیگاردی به نام «حیدر» است‬ ‫که وظیفه اش محفاظت از مسئوالن بلندپایه کشور است‪.‬‬ ‫پرویز پرســتویی در نقش حیدر نقش افرینی می کند‪ .‬حیدر‬ ‫دارای شــخصیت ارمانگرایی است که شــاهد مسائلی در‬ ‫کارش است که همین مسائل حیدر را نسبت به کارش دچار‬ ‫تضاد و شک و تردید می کند‪.‬‬ ‫مریال زارعی در این فیلم در نقش همسر حیدر بازی‬ ‫می کند‪ .‬او عاشقانه حیدر را دوست دارد و رابطه ای از جنس‬ ‫رابطه حاج کاظم و فاطمه در «اژانس شیشــه ای» این بار‬ ‫در این فیلم و بین حیدر و همسرش دیده می شود‪ .‬حیدر در‬ ‫خانواده و از سمت دخترش همیشه درباره ارتباط وظیفه و‬ ‫ارمان هایش مورد سوال قرار می گیرد‪ .‬محمود عزیزی نیز‬ ‫در نقش یکی از مســئوالن بلندپایه بازی می کند و داستان‬ ‫این فیلم از جایی شروع می شــود که اتفاقی برای کاراکتر‬ ‫نقش محمود عزیــزی می افتد و به دنبال ان مشــکالتی‬ ‫برای حیدر پیش می اید‪ .‬این اتفاقات دســت به دست هم‬ ‫می دهند و حیدر ســاکت تر شــده و تضادها و بحران های‬ ‫درونی اش بیشتر و بیشتر می شوند‪ .‬در نهایت حیدر محافظ‬ ‫دانشمندی هسته ای به نام «میثم» می شود که نقش ان را‬ ‫بابک حمیدیان بر عهده دارد ؛ وظیفه حیدر این است که از‬ ‫این دانشمند در برابر ترور احتمالی محافظت کند‪.‬‬ ‫عوامل ‬ ‫نوشته و کار‪ :‬ابراهیم حاتمی کیا ‪ /‬تهیه کننده ‪ :‬احسان‬ ‫محمدحسنی ‪ /‬بازیگران ‪ :‬پرویز پرســتویی‪ ،‬مریال زارعی‪،‬‬ ‫پریوش نظریه‪ ،‬بابک حمیدیان‪ ،‬شــیال خــداداد‪ ،‬محمود‬ ‫عزیزی‪ ،‬دیبا زاهدی‪ ،‬امیر اقایــی‪ ،‬فرهاد قائمیان‪ ،‬محمد‬ ‫حاتمی‪ ،‬علــی یعقوبی‪ ،‬پدرام شــریفی ‪ /‬موســیقی ‪ :‬کارن‬ ‫همایون فر ‪ /‬مدیرفیلمبرداری‪ :‬محمــود کالری ‪ /‬تدوین‪ :‬‬ ‫مهدی حسینی وند‪ /‬توزیع کننده ‪ :‬فیلمیران‬ ‫دستاوردها در جشنواره سی و چهارم فیلم فجر‬ ‫فیلــم تــازه حاتمی کیــا بــا وجــود نقــاط مثبــت و‬ ‫تحســین برانگیز در کارگردانی‪ ،‬حتــی در میان نامزدهای‬ ‫سیمرغ کارگردانی هم قرار نگرفت و همین موضوع سبب‬ ‫شد تا شــمار کثیری از مخاطبان و منتقدان سینما‪ ،‬از این‬ ‫شگفتی انگشت به دهان بمانند‪ .‬اما این همه ماجرا نبود‪.‬‬ ‫شــگفتی ها حین اعالم نامزدهای ســیمرغ فیلمنامه هم‬ ‫دو چندان شــد؛ بازهم بادیگارد در میــان نامزدها نبود! به‬ ‫هر روی از این فیلــم محمود کالری‪ ،‬در بخش ســیمرغ‬ ‫بهترین فیلمبــرداری‪ ،‬کارن همایونفر در بخش ســیمرغ‬ ‫بهترین موسیقی متن‪ ،‬بهمن اردالن و سید علیرضا علویان‬ ‫در بخش ســیمرغ بهترین صدابرداری و ایمان امیدواری‬ ‫در بخش ســیمرغ بهتریــن چهره پردازی نامــزد دریافت‬ ‫جایزه شــدند که البته رقابت را به رقبا یشان واگذار کردند و‬ ‫جایزه ای به خانه نبردند‪.‬‬ ‫با این همه پرویز پرســتویی برای ایفــای نقش حاج‬ ‫حیدر در فیلم بادیگارد‪ ،‬ســیمرغ بلورین بهترین بازیگری‬ ‫سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر را در دست هایش‬ ‫گرفــت و هادی اســامی نیز‪ ،‬ســیمرغ بلوریــن بهترین‬ ‫جلوه های بصری جشــنواره را دریافت کرد تــا پرونده این‬ ‫فیلم در جشنواره سی و چهارم با چهار نامزدی و دو سیمرغ‬ ‫و دو شگفتی از عدم نامزدی در کارگردانی و فیلمنامه نویسی‬ ‫به پایان برسد‪.‬‬ ‫تمام حاشیه های بادیگاردی‬ ‫حاشیه های بادیگارد از اولین روز اکرانش در جشنواره‬ ‫سی و چهارم فیلم فجر اغاز شد‪ .‬زمانی که خبرنگاران منتظر‬ ‫حضور عوامل فیلم روی فرش قرمز بودند اما با این موضع‬ ‫ابراهیم حاتمی کیا مواجه شدند که نه او به عنوان کارگردان‬ ‫و نه دیگر عوامل روی فرش قرمز حضور نخواهند داشت‪.‬‬ ‫اما پس از اینکه فیلم «بادیگارد» ساخته حاتمی کیا در‬ ‫سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر از کسب جایزه های‬ ‫اصلی ناکام مانــد در اولین واکنش به ایــن اتفاق‪ ،‬عوامل‬ ‫و بازیگران این فیلم در شــب تقدیر از نامزدهای جشنواره‬ ‫حضور نیافتند و در پاســخ به این غیبــت‪ ،‬حجت الله ایوبی‬ ‫گفت‪« :‬اگر جشــنواره بد اســت و دوســتان عالقه ای به‬ ‫حضور در ان ندارند پس چرا شــرکت می کنند؟! اعتراض‬ ‫انها نشــان دهنده این موضوع است که جشنواره برای انها‬ ‫مهم است‪ ،‬به همین دلیل درخصوص اعتراضات‪ ،‬عادت‬ ‫دارم که قسمت پر لیوان را تماشا می کنم‪ .‬این نشان دهنده‬ ‫ان است که انها جشنواره را دوست دارند به همین دلیل به‬ ‫دید مثبت به اعتراضات می نگرم‪».‬‬ ‫حجت اللــه ایوبــی ادامــه داد‪« :‬از ســوی دیگر در‬ ‫جشنواره داوران بدون هیچ توصیه و فشاری در بخش های‬ ‫مختلف انتخاب های خود را اعالم کرده اند و ناگفته نماند‬ ‫که شاید اگر من در گروه داوران حضور داشتم‪ ،‬گزینه های‬ ‫دیگری را برای دریافت سیمرغ انتخاب می کردم و بی شک‬ ‫اگر حق رای در هیات داوری را داشتم انتخاب هایم کامال‬ ‫متفاوت بود از نتایجی که اکنون اعالم شده است‪».‬‬ ‫رئیس سازمان سینمایی خود را از رای هیات داوران‬ ‫کنار کشید و اعالم کرد که انان مســتقل عمل کرده اند اما‬ ‫ابراهیم حاتمی کیــا همچنان ایوبــی را از مقصران اصلی‬ ‫سیمرغ نگرفتن خود می داند‪ .‬تا انجا که در اظهارات اخیر‬ ‫خود ارزو کرده تا حجت الله ایوبی ســفیر فرانســه شود‪ .‬او‬ ‫گفته اســت‪« :‬من می شــنوم که اقای حجت الله ایوبی‪،‬‬ ‫رئیس سازمان سینمایی در جایی بیان می کند که هر کس‬ ‫به جشــنواره فجر عالقه ندارد به این جشنواره نیاید‪ .‬من با‬ ‫شنیدن این حرف احساس کردم که او‪ ،‬خود را صاحبخانه‬ ‫می داند در حالی که من فکر می کنم کــه اقای ایوبی یک‬ ‫مستاجر چند ســاله اســت‪ .‬خدا کند به او صدارت سفارت‬ ‫فرانســه را بدهند و بگذارد ما هم در عالم سینما کار خود را‬ ‫انجام دهیم‪».‬‬ ‫حاتمی کیــا بــا بیان اینکــه خــود را در حوزه ســینما‬ ‫صاحبخانه می داند‪ ،‬اظهار کرد‪« :‬جشنواره فجر به افرادی‬ ‫چون ما تعلق دارد و من خود را در میــان این خانواده یکی‬ ‫از صاحبخانه هــا می دانــم‪ .‬مــن کاری با ســیمرغ ندارم‬ ‫فرهنگ‬ ‫حجت اللــه ایوبــی امــا ایــن اظهــارات کارگردان‬ ‫«بادیگارد» را بی پاســخ نگذاشت و با انتشــار تصویری از‬ ‫زمانی که ابراهیم حاتمی کیا برای اکران «ارتفاع پست» به‬ ‫اما حاشــیه ها و اختالف نظرهــا به همیــن جا ختم‬ ‫نمی شــود‪ ،‬در برنامه «هفت» پنجشنبه‪ 29 ،‬بهمن‪ ،‬بهروز‬ ‫ی عقیده داشــت که بازیگران بهتری نسبت به پرویز‬ ‫افخم ‬ ‫پرستویی برای گرفتن ســیمرغ بلورین در جشنواره حضور‬ ‫داشته اند‪.‬‬ ‫این اظهــار عقیده افخمی هم از ســوی پرســتویی‬ ‫ بی جــواب نمانــد و او بــا انتشــار یادداشــتی در این بــاره‬ ‫موضع گیری کرد و نوشــت‪« :‬جناب اقای بهروز افخمی! ‬ ‫شــما بنــده را نمی شناســید ولی ان دســته از دوســتان و‬ ‫دســت اندرکارانی که حقیر در خدمتشــان بــودم به خوبی‬ ‫روحیه مرا می شناسند که هیچ وقت در عالم هنر برای دیده‬ ‫شــدن و جایزه کار نکرده ام و نخواهم کرد‪ .‬در برنامه هفت‬ ‫به خاطر اینکه بارها خودتان از طریق رســانه و دوستانتان‬ ‫اصرار بر این داشته اید که حضور داشته باشم که نپذیرفتم‬ ‫و به علت عدم حضــورم هر انچه خواســتید ‪ ،‬بیان کردید و‬ ‫متلک گفتید ‪ .‬مثل دیشــب که فرمودید سیمرغ بازیگری‬ ‫مرد به پرویز پرســتویی این احتمال را که جوایز مصلحتی‬ ‫بوده بیشتر می کند‪ .‬چون اتفاقا بازی پرستویی بازی خاصی‬ ‫نبوده و خواسته اند با دادن این جایزه دلخوری «بادیگارد»‬ ‫را جبران کنند‪(.‬همین یعنی توهین به داوران جشــنواره)‬ ‫خب به قول خودتان این احتمال است نه یقین‪ ،‬امیدوارم‬ ‫از عرایض بنده تعبیر بد نشود‪.‬‬ ‫ ‪ 46‬ســال پیش یعنی از زمانی که شــما در عالم هنر‬ ‫نبودید ‪ ،‬بنده بازیگری را شــروع کردم بی توقــع‪ .‬چرا که از‬ ‫اساتیدم استاد بیضایی ‪ ،‬استاد سمندریان ‪ ،‬استاد انتظامی‪،‬‬ ‫استاد نصیریان ‪ ،‬اســتاد مشایخی ‪ ،‬استاد کشــاورز و زنده‬ ‫یاد مهدی فتحی و‪ ...‬اموختم که در عالم بازیگری به جز‬ ‫خدمت به فرهنگ و مردم به چیز دیگری نیندیشم‪.‬‬ ‫خدا را گواه می گیرم اگر مطمئن شــوم و شــما یقین‬ ‫داشته باشید که داوران محترم این دوره به مصلحت به بنده‬ ‫جایزه داده اند و حق همکاران خوبم را زیر پا گذاشــته اند ‪،‬‬ ‫ان سیمرغ را به برنامه شما خواهم اورد و تقدیم به عزیزی‬ ‫خواهم کرد که حقش پایمال شده است‪ .‬برای من مهم نظر‬ ‫مخاطب است که خدا را شکر رضایتش جلب شده است‪.‬‬ ‫راحت بگویم در ایــن دوره از برنامه ســینمایی هفت‬ ‫منهای میهمان اخیرتان کارگردان خوب ســینمای ایران‬ ‫اقای رسول صدرعاملی شما و اقای فراستی نه تنها سینما‬ ‫را نمی توانید نجات بدهید ‪ ،‬بلکه باید نگران بود که ســینما‬ ‫را تخریب نکنید‪ .‬اتفاقا بایستی عرض کنم شما کارگردان‬ ‫متوسطی هستید‪ .‬از شما می خواهم بعد از فیلم «عروس»‬ ‫که زنده یاد اقای نعمت حقیقی حضور موثری در ســاخت‬ ‫ان داشته و «شوکران»‪ ،‬از کارهای موفق تان نام ببرید‪.‬‬ ‫بنده به عنــوان یک عضــو کوچک عالم هنــر تمام‬ ‫خبرهای ســینما را خوب دنبال می کنم‪ ،‬از خاطرات «روز‬ ‫شیطان» بسیار شنیدم‪ .‬شما جزو کســانی بودید که اقای‬ ‫ناصر تقوایی را پس زدی د و «میرزا کوچک خان» ساختید که‬ ‫دیدیم ‪ ،‬بعد از فوت زنده یاد علی حاتمی بالفاصله جایگزین‬ ‫شــدید و فیلم «تختی» را حــرام کردید کــه دیدیم‪ .‬فیلم‬ ‫«عقرب» را نیمه کاره گذاشــتید و اقای حسین فرح بخش‬ ‫ادامه دهنده ان بودند و ‪10‬سال ســر سفره «فرزند صبح»‬ ‫نشستید و نتیجه ان را در جشنواره دیدیم که مردم با شما چه‬ ‫«بادیگارد» به رئیس جمهور نامه نوشت‬ ‫در ادامــه اعتراضــات به جوایــزی که در جشــنواره‬ ‫فیلم فجر اهدا شــد‪ ،‬احســان محمدحســنی‪ ،‬تهیه کننده‬ ‫«بادیگارد» پس از دریافت جایزه بهترین فیلم جشــنواره‬ ‫ســینمایی ققنوس با انتقاد از برخورد دولت با فیلمسازانی‬ ‫همچون حاتمی کیا نامه ای خطاب به رئیس جمهور خواند‬ ‫که در بخش هایی از ان امده است‪:‬‬ ‫«اقــای رئیس جمهــور! بحث مــا با شــما دعوای‬ ‫کودکانه ای از جنس دادن مرغ و ســیمرغ جشــنواره فیلم‬ ‫فجر نیســت‪ .‬به مردم ادرس غلط ندهید‪ .‬بحث بر سر این‬ ‫اســت که به زور می خواهید حقنه کنید کــه دوره انقالب و‬ ‫تفکر انقالبی منقضی شد ه و مردم اثار انقالبی نمی خواهند‪.‬‬ ‫اقای رئیس جمهور دیپلمات هــا و بادیگاردهای فرهنگی‬ ‫شما تا کی می خواهند دیوار در حال فرو ریختن فرهنگ و‬ ‫هنر کشور را با جشنواره های پوشــالی کاغذدیواری کنند؟‬ ‫و تا کی می خواهند جســم بی جان و رو به احتضار فرهنگ‬ ‫این اب و خاک را با امپول مسکن جشنواره های بزک شده‬ ‫و پوچ سرپا نگاه دارند؟ گیریم دیپلمات ها و بادیگاردهای‬ ‫فرهنگی شما ابراهیم ما را هم مثل سیدمرتضی اوینی سر‬ ‫بریدند ‪ -‬یادمان نرفته شش ماه اخر عمر بابرکت اقا مرتضی‬ ‫را که اقای هاشمی به صدا وســیما ممنوع الورودش کرده‬ ‫بود‪ -‬با لشکر لشــکر علمدارهای تازه نفس و بااستعداد و با‬ ‫انگیزه ارمانی جبهه فرهنگی انقالب که پشت سر اقا ابراهیم‬ ‫ایســتاده اند چه می کنید؟ ضرر می کنید اقای رئیس! ضرر‬ ‫می کنید!»‬ ‫با اینکه هنوز زمان اندکی از برگزاری سی و چهارمین‬ ‫دوره جشــنواره فیلم فجر می گذرد امــا واکنش های گروه‬ ‫«بادیگارد» به جوایزی که گرفته نشد و سیمرغی که گرفته‬ ‫شد فراوان است‪ .‬با این حجم واکنش ها انتظار می رود که‬ ‫اکران این فیلم در ســال اینده نیز همچنان با حاشــیه ها و‬ ‫اظهارات تند ابراهیم حاتمی کیا ادامه داشته باشد‪.‬‬ ‫اکران و فروش‬ ‫فیلم بادیگارد از روز ‪ 26‬اســفندماه ســال گذشته در‬ ‫سراسر کشور و در جمع فیلم های نوروزی اکران شد‪ .‬فروش‬ ‫این فیلم در موج فزاینده و خیره کننده فیلم های نوروزی که‬ ‫مجموعا به حدود ‪ 20‬میلیارد تومان در فاصله زمانی اول تا‬ ‫سی ام فروردین رسیده بود‪ ،‬رقم قابل توجهی را کسب کرد‪.‬‬ ‫بادیگارد به رغم رقابت بــا فیلم های کمدی و محبوبی مثل‬ ‫«من ســالوادور نیســتم» و « ‪ 50‬کیلو البالو‪ ».‬توانست به‬ ‫فروش ‪ 4/5‬میلیارد تومانی برسد‪.‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫رئیس سازمان سینمایی و خاطره‬ ‫فرش قرمز فرانسه‬ ‫صف ارایی افخمی‪ -‬پرستویی در مقابل یکدیگر‬ ‫فرهنگ‬ ‫چرا که برای من ســیمرغ مســاله نیســت‪ .‬صحبت بر سر‬ ‫سیاستگذاری جشنواره فیلم فجر است؛ سیاستگذاری ای‬ ‫که اکنون گرفتار شده است‪ .‬من از ایوبی سوال می کنم که‬ ‫اگر او را به عنوان رئیس جشــنواره بگذارند که اقای محمد‬ ‫حیدری را به عنــوان دبیر انتخــاب کرده اســت؛ ایا قبول‬ ‫می کرد که افرادی همچون جواد شمقدری‪ ،‬جمال شورجه‬ ‫ و داور باشند؟ مگر این افراد فیلمساز نیستند‪ .‬ممکن است‬ ‫اقای ایوبی بگوید که سلیقه اش با این افراد نمی خواند پس‬ ‫او بر اساس نوعی سلیقه عده ای را انتخاب می کند که انگاه‬ ‫ان اتفاقات رخ داده قابل پیش بینی بود‪».‬‬ ‫کارگردان فیلم «بادیگارد» با بیان اینکه مســئوالن‬ ‫جشنواره یک بازی کودکانه و نوعی دیپلماسی سطحی را در‬ ‫پیش گرفته اند‪ ،‬یاداور شد‪« :‬اینکه گفته می شود انتخاب‬ ‫فیلم ها بر اساس نظر داوران بوده ‪ ،‬بازی کودکانه ای است‬ ‫چرا که داوران انتخاب خود مســئوالن جشنواره هستند و‬ ‫باید نسبت به ان پاسخگو بود‪ .‬من معتقدم جشنواره امسال‬ ‫فیلم های بسیار متنوعی داشــت و فیلمسازان بسیاری کار‬ ‫کرده و زحمت کشیده بودند و جایزه های خوبی هم گرفتند‬ ‫اما مساله من جریان فرهنگی جشنواره است‪ .‬در این جریان‬ ‫فرهنگی انهایی که محافظ نظام و ارزش های نظام هستند‬ ‫در نظر گرفته نمی شوند‪ ،‬انهایی که ما اکنون می بینیمشان‬ ‫بادیگارد هســتند‪ ».‬کارگردان فیلم «اژانس شیشــه ای»‬ ‫اضافه کرد‪« :‬این بادیگاردهای فرهنگی کســانی هستند‬ ‫که به انها تعارفی زده شــده و وارد این حوزه شــده اند و هر‬ ‫لحظه هم منتظر هستند تا زودتر از موقعیت خود کنار بروند‬ ‫و وارد سفارتی یا کشور دیگری بشــوند که ای کاش زودتر‬ ‫بروند و ما در مســیر طبیعــی کار خود را ادامــه دهیم‪ .‬من‬ ‫معتقد هستم جشنواره امســال برگ سیاهی برای دوستان‬ ‫بود‪ ».‬کارگردان فیلم «چ» با بیان اینکه قبال این رویدادها‬ ‫را پیش بینی می کرده اســت‪ ،‬گفت‪« :‬اقای ایوبی و اقای‬ ‫جنتی از دنیای دیپلماسی و وزارت امور خارجه امده اند‪ ،‬عالم‬ ‫وزارت امور خارجه عالم دیگری است و عالم فرهنگ و هنر‬ ‫مردان فرهنگی می خواهد که پای ان بایستند‪ .‬اکنون انها‬ ‫که مدافع امدن این دوستان بوده اند خودشان دلشکسته‬ ‫هستند؛ کســانی که ابتدا فکر می کردند افکارشان با اینها‬ ‫یکی اســت و حاال می بینند اتفاق مورد نظرشان رخ نداده ‬ ‫و حتی احســاس ترس می کنند‪ ».‬حاتمی کیا اضافه کرد‪:‬‬ ‫«افرادی که به عنوان مشــاور در حلقه هــای این مدیران‬ ‫هستند از جنسی هستند که ارتباطی با خانواده های شهدا‬ ‫و انچــه باعث ارزش هــای نظام اســت‪ ،‬ندارنــد‪ .‬من اگر‬ ‫می توانستم در جشنواره امسال شرکت نمی کردم اما گاهی‬ ‫اوقات با خود فکر می کنم بچه ها و عوامل زیادی در فیلم‬ ‫من شرکت کرده اند که نیاز به تشویق شدن‪ ،‬دارند و باید دیده‬ ‫شوند اما وقتی این نوع رفتارها را می بینم متحیر می مانم که‬ ‫تا کجا این رفتارها ادامه خواهد داشت‪».‬‬ ‫وی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به سوال‬ ‫دیگری درباره اینکه نبودن نام فیلمش در بخش نامزدهای‬ ‫بهترین فیلم به خاطر سخنانی بود ه که بعد از نشست خبری‬ ‫فیلم «بادیگارد» بیان کرده اســت‪ ،‬گفت‪« :‬نامزد نشدن‬ ‫فیلم من هیچ ارتباطی با ان سخنان نداشت و در واقع قبل‬ ‫از اینکه من ان ســخنان را بیان کنم دفتر بســته شده بود‬ ‫البته ســلیقه داوران همین بود و باید دید که ان کسی که‬ ‫این داوران را کارگردانی کرد ه چه کسی است؟ من معتقدم‬ ‫اقای حیدری کارگردان نیست بلکه همه اینها به اقای ایوبی‬ ‫باز می گردد‪».‬‬ ‫فرانسه رفته بود و با ایوبی دیدار داشت ه در کانال تلگرامی اش‬ ‫نوشــت‪« :‬اقای حاتمی کیا ارزو کرد که مــن به «صدرات‬ ‫سفارت فرانسه» نائل شوم تا دست از ســر ایشان بردارم‪.‬‬ ‫قسمت اول دعایشان ممکن اســت روزی مستجاب شود‬ ‫ولی قســمت دومش خیلی بعید اســت‪ .‬هرجا که باشم باز‬ ‫هم همین ماجرای فرش قرمز هســت و نمایش فیلم های‬ ‫دیدنی ابراهیم حاتمی کیا‪ .‬درست مانند سیزده سال پیش‬ ‫در پاریس برای نمایش ارتفاع پست‪».‬‬ ‫کردند‪ .‬چهار سال در مجلس بر کرسی نمایندگی نشستید و‬ ‫کوچک ترین قدمی برای سینما برنداشتید و االن دوباره به‬ ‫تلویزیون پناه اوردید و به اصطالح می خواهید طبق گفته‬ ‫خودتان سینما را نجات دهید ‪ .‬وای به حال سینمای ایران‪.‬‬ ‫جالب اســت اقای فراســتی ســه روز قبــل از اعالم‬ ‫کاندیداهــا فیلم «بادیــگارد» را به شــدت رد می کند و بعد‬ ‫از اعالم کاندیداها از ســکانس درخشــان پایانی فیلم یاد‬ ‫می کند‪ .‬گلی به جمال منتقد بزرگ سینمای ایران!‬ ‫و این را بدانید تا شماها در رسانه ملی هستید به خودم‬ ‫اجازه نمی دهم در برنامه شما حضور داشته باشم‪ .‬به حرفی‬ ‫که می زنم ایمان دارم‪ .‬اگر قرار است سینما از بحران نجات‬ ‫پیدا کند‪ ،‬شما سکان دار خوبی نیستید‪ .‬سینما انسان های‬ ‫دلسوز و صادق و همراه می خواهد‪ .‬چرا که از همین فضایی‬ ‫که در برنام ه ســینمایی هفت به وجود اوردید ‪ ،‬معلوم است‬ ‫که چه گلی بر سر سینما خواهید زد‪ .‬از ما که گذشت‪ ،‬سعی‬ ‫کنید صادق باشید‪ .‬باالخره دوره شما هم به سر خواهد امد‪.‬‬ ‫امیدوارم مســئوالن صدا و ســیما این برنامه ها را نظاره گر‬ ‫باشند که صدا و ســیما متعلق به عموم مردم است نه ملک‬ ‫شخصی شما اقای افخمی‪».‬‬ ‫‪67‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫حاتمی کیا هنوز به قصه وفادار است‬ ‫گفت وگو با جواد طوسی‪ ،‬منتقد سینما درباره فیلمسازی ابراهیم حاتمی کیا‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪68‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫مرتضی سلگی‬ ‫روزنامه نگار‬ ‫با توجه به پرونده فیلمسازی ابرهیم حاتمی کیا ایا‬ ‫شما او را یک فیلمساز سیاسی( ونه سیاست زده)‬ ‫به معنای واقعی کلمه می دانید؟‬ ‫در رابطه با این قضیه بایســتی اول این ســوال را‬ ‫پرسید که ایا ســینما باید با سیاست امیخته شــود یا نه‪ .‬یا‬ ‫به عبارتی ایا باید گرایشی به سیاســت داشته باشد یا خیر‪.‬‬ ‫اگر پاسخ مثبت است پس باید تابع چه شرایط اجتماعی و‬ ‫فرهنگی باشد‪ .‬بعضی از فیلمسازان بر این عقیده هستند که‬ ‫هنرمند باید فرزند زمانه خودش باشــد که این اصل را اقای‬ ‫حاتمی کیا به کرات ســرلوحه کار خودش قرار داده است‪.‬‬ ‫خب اینجا بحث بعدی پیش می اید کــه فرزند زمانه بودن‬ ‫در جامعه ای مثل ما که در ان التهابات اجتماعی و سیاسی‬ ‫متواتری وجود دارد دارای چه مفهومی است؟ یعنی اینکه‬ ‫ما برای رسیدن به یک بار مفهومی و انتقادی بایستی یک‬ ‫سیر مدون و ثابت انتقادی داشته باشیم که در تاریخ معاصر‬ ‫ما اینگونه نگاه سیاسی و انتقادی در بین هنرمندان وجود‬ ‫داشت ه و بالطبع هنر مندی که می گوید من فرزند زمانه خودم‬ ‫هستم باید از این دیدگاه سیاسی وانتقادی تبعیت کند و ما‬ ‫تا جایی می توانیم این حقانیــت را جهت‪ ،‬جهت گیری ها‬ ‫و تعلقات سیاســی برای هنرمند در نظر بگیریم که دیدگاه‬ ‫مستقلی داشته باشد و الوده مناسبت های سیاست زده نشود‬ ‫چون سیاسی بودن و نگاه سیاسی داشتن با سیاست زدگی‬ ‫تفاوت اساسی دارد سیاســت زدگی باعث می شود که من‬ ‫یک تریبون پیدا کنم و از طریق ایــن تریبون به یک نگاه‬ ‫افراطی کشــانده شــوم و در چار چوب یک نگاه تبلیغاتی‬ ‫و پروپا گانــدا قرار بگیــرم که با ســاحت هنــری و ان نگاه‬ ‫دغدغه مند هنری در تضاد است‪.‬‬ ‫‪8‬‬ ‫ابراهیم حاتمی کیا شاخص ترین و جدی ترین‬ ‫کارگــردان ســینمای دفاع مقدس اســت کــه اکثر‬ ‫فیلم هایــش رابطه ای پر رنــگ با جنــگ و ادم های‬ ‫برگشته از جنگ دارند‪.‬گذشته از فیلم های شاخص‬ ‫جنگی کارنامه حاتمی کیا‪ ،‬فیلم هایی با مضمون های‬ ‫اجتماعی وسیاسی می بینیم که حواشی بسیاری را‬ ‫در بین منتقد ان برانگیخته اســت‪ .‬در همین رابطه‬ ‫گفت وگویی را با منتقد شناخته شده سینمای ایران‬ ‫اقای جواد طوسی می خوانید‪.‬‬ ‫این نوع نگاه سیاســی حاتمی کیا با فیلمســازان‬ ‫ت دارد‪ .‬فرضا رسول مال قلی پور‬ ‫نسل خودش تفاو ‬ ‫نیز در فیلم هایش به نحوی یک نگاه دغدغه مند‬ ‫سیاسی و اجتماعی دارد؟‬ ‫نگاه مال قلی پور با حاتمی کیا نسبت به هم تفاوت‬ ‫اساسی دارد‪ .‬مال قلی پور خیلی بی محابا تر‪ ،‬خیلی غریزی تر‬ ‫و کنشمندانه تر در تند باد حوادث سیاسی قرار می گرفت و‬ ‫ت که‬ ‫موضعگیری های عدالتمندانه به مراتب قویتری داش ‬ ‫ما در فیلم هایی نظیر قارچ ســمی‪ ،‬مجنون و نسل سوخته‬ ‫شاهد ان هستیم و حتی اگر قرار بود فیلم جنگی بسازد این‬ ‫نگاه جنگی در فیلم های ســفر به چزابه‪ ،‬نجات یافتگان‪،‬‬ ‫خانه پدری با فیلم هایی مثل از کرخه تا راین‪ ،‬بوی پیراهن‬ ‫یوسف و برج مینو و‪ ...‬تفاوت اساسی دارند‪ .‬اگر بخواهیم‬ ‫فصل مشــترکی بین نــگاه عدالتخواهانــه ان دو نام ببرم‬ ‫فقط فیلم اژانس شیشــه ای و قارچ سمی هستند که نسبتا‬ ‫ویژگی های مشترکی دارند‪.‬‬ ‫درباره دو فیلم اخیرش یعنی «چ» و «بادیگارد»‬ ‫چه نکاتی از نظر شما قابل توجه است؟‬ ‫این دو اثر مقداری با هم متفاوت هستند البته شاید‬ ‫حاتمی کیا بگوید که من فارغ از نگاه دولتی و سیاست زده‬ ‫چه ره ای از چمران در فیلم چ ارائه داده ام که مستقل است‬ ‫و امضای خــود مــن را دارد‪ .‬خب به عنوا ن یک فیلمســاز‬ ‫مولف این حق اوست و خرده ای بر ان نمی شود گرفت‪ .‬یا‬ ‫حاتمی کیا می تواند درباره بادیگارد بگوید که وقتی کاراکتر‬ ‫یک محافظ را نشــان می دهــم قا ئل بــه دو دوره تاریخی‬ ‫هستم‪ .‬در واقع یک فرایند زمانی که رفته رفته «محافظ»ها‬ ‫عنوان «بادیگارد» را برای خودشــان یدک می کشند‪ .‬این‬ ‫لفظ جدید برای مــن نمی تواند ان جذبه های ســمپاتیک‬ ‫وعقیدتی را داشــته باشــد و روی همین اصل در بعضی از‬ ‫قســمت های فیلم با نگاه کنایه امیزلفظ بادیگارد را عنوان‬ ‫می کنم و حتی به ان به عنوان یک مزدور و کســی که پول‬ ‫می گیرد ودر قبال ان کار انجــام می دهد نگاه می کنم‪ ،‬در‬ ‫حالی که محافظ یــک اعتقاد از دل بر امده دارد داراســت‬ ‫و یک ارمانخواه نوستالژیک اســت که تاریخ مصرفش به‬ ‫سر امده‪ .‬در فیلم این قضیه از زاویه دید حاج حیدر ذبیحی‬ ‫عنوان می شود‪ .‬اما سوال اینجاست که ایا بهتر نبود جلوتر‬ ‫از من منتقد و من بیننده‪ ،‬حاتمی کیا مقداری شــفا ف تر به‬ ‫این مســائل می پرداخت که عدالتخواهی‪ ،‬اصولگرایی‪،‬‬ ‫ارمانخواهی برای ایشــان چگونه تعریف می شــود؟ مگر‬ ‫می شــود با پوشــش دولتی به ارمانگرایی اعتقاد داشت و‬ ‫ان را تعمیــم داد؟! چون در روایت پــردازی فیلم به یکباره‬ ‫می بینیم این کاراکتر با ان پشــتوانه و عقبــه تاریخی و ان‬ ‫سابقه درخشــان در دوران دفاع مقدس به یکباره از طرف‬ ‫همــکاران و افراد رده بــاالی خودش بایکوت می شــود و‬ ‫در انزوا قرار می گیرد‪ .‬پس از ان این شــخص یک تنه و با‬ ‫دســت خالی و بدون اســلحه می خواهد این ارمانخواهی‬ ‫را به نمایش بگذارد‪ .‬در اینجا شــهادت سرنوشــت محتوم‬ ‫این ادم است که خلع سالح شده و در انزوای تاریخی قرار‬ ‫گرفته است‪ .‬ایا حاتمی کیا با شخصیت حاج حیدر ذبیحی‬ ‫می خواهد یک نگاه نقادانه به دوران معاصر داشــته باشد‬ ‫که چرا ایشان انقدر در انزوا قرار گرفته و بی رحمانه بایکوت‬ ‫شده که زمینه مرگ محتوم او رقم خورده است!! این نگاه‬ ‫نیاز به شفاف سازی دارد‪.‬‬ ‫ در باره شفاف ســازی بیشــتر توضیح می دهید‪.‬‬ ‫چون به نظرم موضع اقای حاتمی کیا شــفاف به‬ ‫نظر می رسد‪.‬‬ ‫ببینید خــود حاتمی کیــا از یک ســری المان ها و‬ ‫موقعیت های نمایشــی و لهجه و ادبیــات و تریبون های‬ ‫شعاری در اثر خودش استفاده کرده که به این ذهنیت دامن‬ ‫زده است‪ .‬اگر سوءتفاهم است چرا ایشان برای من منتقد‬ ‫و بیننده‪ ،‬موقعیت و بستر این گونه ســوء تعبیرها را فراهم‬ ‫می کند؛ نمونه اش در همین فیلم بادیگارد کم نیست‪ .‬مثال‬ ‫همین حاج حیدر ذبیحی اگر می خواهد یک ادم اصولگرای‬ ‫عدالتخواه و یک معترض ارمانخواه باشد در جاهایی بیش‬ ‫از اندازه در چنبره مناسبت های سیاست زده قرار می گیرد‪،‬‬ ‫یک جاهایی بیــش از حد یقه جــر می دهــد و رگ گردنی‬ ‫می شود‪ .‬این رگ گردنی شدن ممکن است در یک موقعیت‬ ‫نمایشــی خارج از اصول اخالقی و مانیفست خودش معنا‬ ‫شــود‪ .‬نمونه اش سکانســی که در ان حاج حیدر به همراه‬ ‫همسرش داخل ماشین نشسته اند که به یکباره همسرش از‬ ‫ماشین پیاده می شود و در یک اقدام‪،‬دانش اموزان دخترش‬ ‫که به اتفاق دوستان مذکرشان در پارک نشسته اند را تنبیه‬ ‫می کند در اینجا اقدام مداخله گرانــه حاج حیدر و به یکباره‬ ‫تبدیل به ارنولد شــدنش اصال منطقی و اصولی نیســت‪.‬‬ ‫انگار این زوجین جدا از ان وجه اصولگرایشان‪ ،‬قصد دارند‬ ‫نمایندگان ستاد امر به معروف و نهی از منکر نیز باشند‪.‬یک‬ ‫نمونه دیگر در جایی ایشــان تعدادی از زیر مجموعه های‬ ‫خودش و کسانی که به حاج حیدر تعلق خاطر دارند را جمع‬ ‫می کند و اعمالی انجام می دهد که انگار ما در حال تماشــا‬ ‫کردن یک فیلم تبلیغی رزمی مستند گونه هستیم ؛ چرا باید‬ ‫در یک فیلم روایی که سازنده ان دغدغه اش ارمانخواهی‬ ‫است و قصد دارد شهادت را برازنده شخصیت محوری ان‬ ‫بکند چنین صحنه هایی گنجانده شود‪ .‬این مناسک تبلیغی‬ ‫چقدر برازنده فیلم است؟ پس ببینید خود حاتمی کیا موجبات‬ ‫این مجموعه را فراهم می کند و طرح و موضوعات ان سبب‬ ‫دامن زدن به این برچسب ها می شود‪ .‬اگر حاتمی کیا ابایی‬ ‫ندارد و حاضر اســت به پیشــواز این عناوین برود خودش‬ ‫بیاید و شفاف ســازی کند‪ .‬اگر بخواهیم با صراحت لهجه‬ ‫بگوییم در واقع حاتمی کیا از یــک طرف می خواهد منتقد‬ ‫یک شرایط ناکار امد باشد‪ ،‬شرایطی که این ادم های اصیل‬ ‫و پایبند به اصول اخالقــی را از جایگاه واقعی شــان رانده‬ ‫اســت و از طرف دیگر یک نگاه تبلیغاتی نیز داشته باشد و‬ ‫از این نوع نگاه نیز به شــکل متعصبانه ای دفاع کند‪ -‬البته‬ ‫قصد بنده نسخه پیچیدن برای کسی نیست این می تواند‬ ‫وجود داشــته باشــد اگر در یک ســاحت هنرمندانه شــما‬ ‫بخواهید همه اینها را در کنار همدیگر داشته باشید‪ ،‬نقدت‬ ‫را بکنی‪ ،‬سنگ یک سری مســائل را به سینه بزنی در عین‬ ‫حال مستقل نیز باشی اینها تواما با هم مچ نمی شوند –وقتی‬ ‫که تو داری از این شــخصیت محوری حمایت می کنی که‬ ‫چوب ارمانخواهی اش را می خــورد و از جانب اطرافیانش‬ ‫و دولتمردان رانده شــده و در مظان اتهام نیــز قرار گرفته ‬ ‫شــما باید در اینجا موضع گیری صریح داشته باشی و یکی‬ ‫از شــخصیت ها را انتخاب کنی و از همان زاویه به نقد این‬ ‫زمانه بپردازی‪ .‬اگر بخواهی هم این باشی هم ان‪ ،‬فیلمت‬ ‫نه ان می شود نه این!!‬ ‫این طور به نظر می رســد که اقای حاتمی کیا هم ‬ ‫فیلمســاز منتقد روز اســت و هم زبانی برای یک‬ ‫نسل ارمانگرا‪.‬‬ ‫یک جایی گفته بــود تنبیه من تنبیــه یک جریان‬ ‫خاص اســت و باز در جایی دیگر گفته بود حــرف روز دارم‬ ‫که زدن انها احتیاج به توپ و تفنگ و تق و توق دارد‪ ،‬ولی‬ ‫کسانی که این امکانات در دست انهاست با من مثل یک‬ ‫سرباز برخورد می کنند ‪ .‬مگر حاتمی کیا در کارنامه اش فیلم‬ ‫تق و توقی! کــم دارد‪ .‬مگر حاتمی کیا هر ســاله با تمامی‬ ‫ امکانات سینمای ایران فیلم نمی سازد ؟ چرا وقتی می بینید‬ ‫که جا برای ارمانخواهان اصیل و نه ارمانخواهان دروغین و‬ ‫کسانی که از طریق این ارمان ها کاسبی می کنند‪ ،‬روزبه روز‬ ‫تنگتر می شــود ان را در کلیت اثر با یک نــگاه همدالنه و‬ ‫غمخوارانه و نه در یک وضعیت مخدوش شونده‪ ،‬در یک‬ ‫مسیر مداوم نشان نمیدهی؟ چیزی که ما در فیلم های «چ»‬ ‫وبه شــکل پررنگتر در «بادیگارد» می بینیم البته درفیلم چ‬ ‫باز شــخصیتی که از چمران می بینیم یــک خلوتی دارد و‬ ‫امضایی‪ ،‬که کمتر بیننده را میازارد ولی در بادیگارد نه ‪ .‬اقا‬ ‫ابراهیم شما در مرز شصت سالگی قرار گرفتی اگر نسبت‪،‬‬ ‫به این شرایط نقد جدی داری مشخص کن این نقد جدی‬ ‫چقدر می تواند مبتنی بر یک موضع عدالت خواهانه مستقل‬ ‫باشد‪ .‬چقدر می تواند به یک موضع هنرمندانه‪ ،‬فارغ از نگاه‬ ‫دولتی تبدیل شود‪ .‬اگر نه چیزهای دیگری برایت اهمیت‬ ‫دار د یا اگر می خواهی صراحت لهجه پیدا کنی و خودت نیز‬ ‫در مظان اتهام قرار نگیری‪ ،‬دیگر شتر سواری که دوالدوال‬ ‫نمی شود!! به عنوان اخرین حرفم اگر اقای حاتمی کیا این‬ ‫حشــو و زواید را از خودش دور کند و اندکی پالوده شــده تر‬ ‫کارش را انجام دهد فیلمسازی است که کارش را بلد است‪.‬‬ ‫ایشــان از جمله کارگردان های نادری اســت کــه هنوز به‬ ‫قصه ور وایت و عصر قهرمانــی اعتقاد دارد و این را در روند‬ ‫فیلمسازی اش می بینیم‪ .‬اگر ایشان می خواهد کماکان از‬ ‫طریق قهرمان خودش ب ه اصول‪ ،‬مبانی اخالقی و مانیفست‬ ‫خودش پایبند باشد بایستی با استقالل رای بیشتر ساحت‬ ‫فردی هنرمندانه خویش راحفظ کند تا اثری تاریخ ســازتر و‬ ‫ماندگارتر خلق کند‪.‬‬ ‫ورزش‬ ‫تی‬ ‫تر‬ ‫یک‬ ‫تاجچگونهبرندهانتخاباتفدراسیونشد؟‬ ‫ورزش‬ ‫‪72‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫ائتالف در دقیقه نود‬ ‫تاجگذاری پرحرف و حدیث‬ ‫اگرچه باالخره انتخابات با حــرف و حدیث های فراوان برگزار شــد‪،‬‬ ‫اما نتیجه این انتخابات این موضوع را روشــن کرد که دولت برخالف‬ ‫شــعارهای قبلی اش اتفاقا درمــورد تعیین رئیس جدید تشــکیالت‬ ‫فوتبال دخالت کرد‪ .‬حاال تاج رئیسی است که توصیه های سیاسی‪،‬‬ ‫او را جانشین علی کفاشیان کرده است‪.‬‬ ‫انتخابات فدراسیون فوتبال چگونه‬ ‫برگزار شد؟‬ ‫حذف فدراسیون به نفع وزارتخانه‬ ‫‪1‬‬ ‫انتخاباتفدراسیون فوتبال باالخره برگزار شد‪ .‬عده ای‬ ‫می گفتند قرار نیست انتخابات فوتبال برگزار شود‪ .‬این عده‬ ‫اعتقاد داشتند کفاشیان به دنبال راهی برای تجدید ثبت نام‬ ‫از نامزدهای انتخابات فوتبال است‪ .‬عده ای هم موفق نشده‬ ‫بودند که خود را به انتخابات برســانند‪ .‬بنابراین به اعضای‬ ‫مجمع توصیه می کردند که رای سفید به صندوق بیندازند‪.‬‬ ‫اما شــنبه هفته گذشــته نه خبری از تعویق انتخابات‬ ‫بود و نه خبری از ارا ی ســفید‪ .‬مجمع ‪ ۷۴‬نفره فدراســیون‬ ‫فوتبال‪ ،‬رئیس جدید فدراســیون فوتبــال را انتخاب کرد‪.‬‬ ‫انتخابات فدراســیون فوتبال ســه کاندیدا داشت؛ اجرلو‪،‬‬ ‫عزیزمحمدی و تاج‪ .‬در نهایت این مهدی تاج بود که رئیس‬ ‫فدراسیون فوتبال شــد و البته انهایی که در مجمع حضور‬ ‫داشتند از یک نکته جالب ســخن می گفتند‪ .‬اینکه در تمام‬ ‫طول رای گیری‪ ،‬مهدی تاج و شــهاب الدین عزیزی خادم‬ ‫کنار هم نشســته بودند و مرتب با هم حــرف می زدند‪ .‬همه‬ ‫چیز روشن بود؛ مهدی تاج و شــهاب الدین عزیزی خادم با‬ ‫هم ائتالف کرده بودند‪ .‬اما اینکه این ائتالف اجباری بوده‬ ‫یا اختیاری موضوعی اســت که به محل سوال تبدیل شد‪.‬‬ ‫سوالی که رسیدن به پاسخ ان چندان دشوار نبود‪ .‬چه تا یک‬ ‫روز قبل از برگزاری انتخابات مشخص نبود که قرار است ارا‬ ‫به سبد کدام کاندیدا ریخته شــود اما معادله چندان سخت‬ ‫نبود؛ اینکه کاندیدای رد صالحیت شده یعنی عزیزی خادم‬ ‫سرنوشت انتخابات را تعیین خواهد کرد‪ .‬او با علی کفاشیان‬ ‫وارد بازی شطرنج شــد و البته علی کفاشیان همزمان هم با‬ ‫عزیزی خادم و هم با وزارت ورزش وارد این شــطرنج شــده‬ ‫بود‪ .‬اما قبل از انکــه وارد واکاوی این شــطرنج بین وزارت‬ ‫ورزش و علی کفاشــیان شــویم و به نقش علیرضا اسدی‪،‬‬ ‫دبیرکل فدراسیون فوتبال اشاره کنیم‪ ،‬بهتر است به قبل از‬ ‫زمان ثبت نام ها و تایید صالحیــت بازگردیم‪ ،‬جایی که یک‬ ‫کاندیدابهنامشهاب الدینعزیزی خادمکهجوان ترینعضو‬ ‫هیات رئیسه بود وارد کار شد و در شش ماه مانده به انتخابات‪،‬‬ ‫بایککارستادیتوانستهبودنزدیکبه چهلامضاوتاییدیه‬ ‫برای حضور در انتخابات جمع کند و به همین دلیل همه او‬ ‫را کاندیدای پرشانس انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال‬ ‫می دانستند‪ .‬کار به جایی رسیده بود که گفته می شد برخی‬ ‫نامزدها نیز برای گرفتن امضا به مشکل برخورده بودند‪ .‬هر‬ ‫کاندیدای ریاســت باید ‪ ۱۰‬امضا جمع می کرد‪ .‬کاندیدای‬ ‫پرشانس البته می توانست به حرف کفاشیان گوش نکند اما‬ ‫این کار را نکرد و به یک کاندیدا امضا داد و خودش با حدود‬ ‫‪ ۳۰‬امضا وارد جریان انتخابات شد و در نهایت توسط دبیرکل‬ ‫فدراسیون فوتبال که منتسب به وزیر ورزش و جوانان بود رد‬ ‫صالحیت شد‪.‬‬ ‫بازی کفاشیان با مخالفانش‬ ‫بود و به این ترتیب کفاشیان فکر می کرد که با رد صالحیت‬ ‫او از وی انتقام گرفته است‪ ،‬اما غافل از اینکه در سوی مقابل‬ ‫هم دولت و بــه عبارتی بهتــر وزارت ورزش نیز بازی خاص‬ ‫خودش را دنبال می کرد‪ .‬کفاشــیان به خیال اینکه خودش‬ ‫حامی تاج یا اجرلو خواهد شد‪ ،‬بازی را تمام شده می دانست‬ ‫امــا بــازی وزارت ورزش پیچیده تر بود‪ .‬بازی کــه البته ‪۵۰‬‬ ‫درصد به نفع کفاشیان و ‪ ۵۰‬درصد به ضررش بود؛ در استانه‬ ‫انتخابات حدود ‪ ۳۰‬عضو مجمع اعالم می کنند یا در مجمع‬ ‫رای سفید می دهند یا اینکه در جلسه شرکت نمی کنند تا ان‬ ‫را از رسمیت بیندازند‪ .‬رای سفید دادن انها به منزله این بود‬ ‫که رئیس فدراسیون فوتبال باید با دوسوم ارا انتخاب شود و‬ ‫این اتفاق در صورت تحریم انها نمی افتد و در حضور وزیر در‬ ‫مجمع انتخاباتی فدراسیون فوتبال‪ ،‬رئیس انتخاب نمی شد‬ ‫و ریاست علی کفاشیان دست کم پنج ماه تمدید می شد‪ .‬این‬ ‫وضعیت وزیر را در موقعیت اچمز قرار می داد‪ .‬بنابراین وزارت‬ ‫ورزش باید دست به کار می شد‪ .‬مهدی تاج و مصطفی اجرلو‬ ‫تقریبا اطمینان داشتند که عزیزی خادم تا چه حد می تواند در‬ ‫مجمع موثر باشد‪ .‬دیگر نامزد انتخابات یعنی عزیزمحمدی‬ ‫چهارشنبه پیش از انتخابات جلسه ای با عزیزی خادم داشت‬ ‫که ظاهرا بی نتیجه مانده بود‪ .‬علی کفاشیان که این حرکت‬ ‫را پیش بینی نکرده بود‪ ،‬منتظر صبح روز انتخابات ماند و البته‬ ‫همچنان از اســدی حمایت کرد و گفت که اسدی دبیرکل‬ ‫فدراسیون فوتبال می ماند‪ .‬کفاشیان فکرش را نمی کرد که‬ ‫عزیزی خادم بتواند چنین ســازمان رایی داشته باشد و البته‬ ‫فکرش را نمی کرد که اگر نایب رئیس اول فدراسیون فوتبال‬ ‫هم شود‪ ،‬منتقد شماره یکش به دبیرکلی نزدیک می شود‪.‬‬ ‫رقابت نابرابر‬ ‫عزیزی خادم در اخرین لحظات‬ ‫رای خود را به سمت‬ ‫مهدی تاج برد‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال شد اما چه کسی‬ ‫است که نداند او در شرایط برابر با اجرلو هرگز نمی توانست‬ ‫‪ 50‬بر ‪ 15‬برنده انتخابات باشد‪ .‬او با عزیزی خادم ائتالف‬ ‫کرد‪ .‬ضمن اینکه دولــت در دقیقه نود بــه یاری اش امد‪.‬‬ ‫شــاید حضور رئیســی مســتقل را برنمی تابیدند‪ .‬ائتالف‬ ‫تاج – عزیزی خادم اما برای ایــن نامزد انتخابات همه چیز‬ ‫را تمام کــرد‪ .‬برخــی می گویند کــه این ائتالف ســاعت‬ ‫‪ ۹‬صبــح روز مجمع یعنی شــنبه هفتــه گذشــته رخ داد‪.‬‬ ‫شــهاب الدین عزیزی خادم که حدود ‪ 25‬رای داشت‪ ،‬در‬ ‫جلســه اخر مذاکره با تاج‪ ،‬با او ائتالف کــرد؛ ائتالفی که‬ ‫البته برای تاج اجباری اما بــرای عزیزی خادم اختیاری به‬ ‫نظر می رســید‪ .‬اول قرار بود که ائتالف به علی کفاشیان‬ ‫برای نایب رئیسی اول رای ندهند اما چون کفاشیان فقط‬ ‫در صورتی عضو کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال اسیا‬ ‫می ماند که رئیــس یا نایب رئیس اول فدراســیون فوتبال‬ ‫باشــد‪ ،‬ائتالف تاج و عزیزی خادم بــه وی رای داد اما به‬ ‫محمود اســامیان رای نــداد‪ .‬نکته دیگر این اســت که‬ ‫‪ ۵‬عضو کابینــه عزیزی خــادم در انتخابات هیات رئیســه‬ ‫رای اوردند‪ .‬در واقع حیدر بهارونــد‪ ،‬هد ایت الله ممبینی‪،‬‬ ‫فریدون اصفهانیان‪ ،‬محمود شیعی و عبدالکریم طالقانی‬ ‫از کســانی بودند که با عزیزی خادم همراه شده بودند و در‬ ‫واقع جزو ستاد انتخاباتی وی بودند‪ .‬تازه اگر قنبرزاده برای‬ ‫سازمان لیگ معرفی شود که البته عضو نهم هیات رئیسه‬ ‫هم هســت از کمپین انتخاباتی عزیزی خادم محســوب‬ ‫می شود ‪ ،‬ان وقت اعضای نزدیک به عزیزی خادم به شش‬ ‫نفر می رسند و در هیات رئیسه تصمیم نهایی را می گیرند در‬ ‫حالی که خود عزیزی خادم در انتخابات حضور نداشــت!‬ ‫در تمام طول جلســه مجمع مهدی تاج کنار عزیزی خادم‬ ‫بود و شــاید به همین دلیل گفته شــد جدی تریــن گزینه‬ ‫هیات رئیسه‪ ،‬عزیزی خادم باشد‪ .‬مهدی تاج در حالی این‬ ‫ائتالف را انجام داد که مصطفی اجرلو سعی داشت مجمع‬ ‫را برای توســعه فوتبال و دیگر مواردی که بــه ان اعتقاد‬ ‫داشــت مجاب کند‪ .‬انها را مجاب کند کــه بهترین گزینه‬ ‫برای اداره فوتبال اســت‪ .‬البته هیچ فرقی هم نداشــت ‪،‬‬ ‫چه او مســیر البی بــا عزیزی خادم را در پیــش می گرفت‬ ‫یا به طور انفــرادی نظر اعضا را جلب می کــرد‪ .‬تصمیم از‬ ‫جایی دیگر گرفته شــده بــود‪ .‬جایی که باالتــر از مجمع‬ ‫فدراسیون فوتبال‪ ،‬جایی در همان حوالی خیابان سئول!‬ ‫اگر تاج به صورت اجباری با عزیزی خادم ائتالف نمی کرد‬ ‫و ارای عزیزی خادم به ارای خودش اضافه نمی شد قطعا‬ ‫نمی توانست رئیس شود‪ .‬سازمان رای کاندیدای رد شده‬ ‫در واقع یک طرف و طرف دیگر سفارشی تعیین کننده در‬ ‫انتخابات بود‪ .‬بنابراین کفاشــیان نمی توانســت در چنین‬ ‫شــرایطی مقاومت یا مســتقل عمل کند‪ .‬چــون ماندنش‬ ‫در کرسی بین المللی هم تضمین شــده بود‪ .‬انتخابات به‬ ‫پایان رسید و حاال این علی کفاشیان است که دیگر رئیس‬ ‫نیست‪ .‬نایب رئیس است‪ .‬خودش به شوخی به خبرنگاران‬ ‫گفته است مهدی تاج ســال ها نایب رئیس اول من بود و‬ ‫حاال من نایب رئیس اول او شده ام و به اتاقی می روم که او‬ ‫انجا بود‪ .‬فوتبال ایران رئیس جدیدش را شناخت و باید دید‬ ‫که تاج چهار سال ا ینده را چطور مدیریت خواهد کرد‪ .‬باید‬ ‫دید در روزهای اینده چه اتفاق هایی می افتد و چه کســی‬ ‫برای ســازمان لیگ و دبیرکلی فدراســیون فوتبال معرفی‬ ‫می شوند‪ .‬حاال مهدی تاج که روزگاری مدیرمسئول روزنامه‬ ‫جهان فوتبال بود و چهار سال نایب رئیس اول و نزدیک به‬ ‫سه سال و نیم نایب رئیس دوم‪ ،‬رئیس فدراسیون فوتبال‬ ‫شده است ‪ ،‬البته با حمایت ویژه‪ .‬جایی که تصمیم گرفته‬ ‫شد عزیزی خادم از بازی ریاســت خارج اما ارا ی او به نفع‬ ‫گزینه دلخواه سازماندهی شود‪ .‬او با ائتالف اجباری رئیس‬ ‫فدراسیون فوتبال شد و سکان هدایت فوتبال در چهار سال‬ ‫اینده را بر عهده گرفت ؛ فوتبالی که چهار ســال پرماجرا را‬ ‫پیش رو خواهد داشت‪ .‬او از سویی تحت مدیریت محمود‬ ‫گودرزی است که برای اش حکم ریاست فدراسیون می زند و‬ ‫ازسویدیگرتحتتاثیراعضایهیات رئیسهکهازنزدیکان‬ ‫عزیزی خادم و وزیر هستند ‪.‬‬ ‫ورزش‬ ‫علی کفاشــیان به دنبال مدل پوتین‪ -‬مــدود ف بود‪.‬‬ ‫او بازی با مخالفانــش را کلید زد‪ .‬هم بــا محمود گودرزی‪،‬‬ ‫وزیر ورزش و جوانان و هم با شــهاب الدین عزیزی خادم‪.‬‬ ‫شــاید به همین دلیل علیرضا اســدی‪ ،‬دبیرکل منتسب به‬ ‫وزارت ورزش و کســی که با توصیــه وزارت ورزش به جای‬ ‫دبیرکل قبلی فدراسیون نشسته بود را مجاب کرد صالحیت‬ ‫عزیزی خادم را برای احراز پست ریاست رد کند‪ .‬این اتفاق‬ ‫را کفاشــیان یک پیــروزی بــرای خودش تلقــی می کرد‪.‬‬ ‫درواقع عزیزی خادم در هیات رئیســه چهار سال منتقد تند‬ ‫و تیز کفاشــیان و عامل حذف مهدی محمدنبی‪ ،‬دبیرکل و‬ ‫ســیدهادی ایت اللهی‪ ،‬نایب رئیس اول فدراسیون فوتبال‬ ‫مهدی تاج خود را به دولت های‬ ‫مختلف نزدیک می کند‬ ‫از احمدی نژاد تا روحانی‬ ‫انتقاد کم سابقه عابدینی از‬ ‫گودرزی‬ ‫وزارت ورزش فوتبال را دربست‬ ‫می خواهد‬ ‫‪73‬‬ ‫ورزش‬ ‫حذف فدراسیون به نفع وزارتخانه؟‬ ‫انتخاباتفدراسیونفوتبالچگونهبرگزارشد‬ ‫ورزش‬ ‫‪74‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫‪2‬‬ ‫مجمعانتخاباتیفدراسیونفوتبالایراندرحالیهفته‬ ‫گذشته در محل اکادمی ملی المپیک برگزار شد که فضای‬ ‫خاصی بر انتخابات حاکم بود‪ .‬اخرین شــنیده ها حکایت از‬ ‫ائتالف های اجباری می داد‪ .‬در پایــان اگر چه مهدی تاج با‬ ‫تکیه بر توصیه مقامات باالدستی و کسب ‪ 50‬رای به عنوان‬ ‫رئیس جدید این فدراســیون برگزیده شــد اما بعید است که‬ ‫حاشیه های این انتخابات به این زودی فروکش کند‪ .‬مجمع‬ ‫فدراســیون فوتبال جهت انتخاب رئیس جدید فدراســیون‬ ‫فوتبــال ایران بــا حضور‪ 73‬عضو ســاعت‪ 9:35‬شــنبه‪18‬‬ ‫اردیبهشــت به ریاست علی کفاشــیان در مجموعه انقالب‬ ‫برگزار شد‪ .‬بر این اســاس‪ ،‬نتایج کامل انتخابات مجمع ‪18‬‬ ‫اردیبهشتبهاینشرحاست‪:‬‬ ‫مهدیتاج‬ ‫رئیسفدراسیون ‬ ‫علیکفاشیان‬ ‫نایب رئیساول ‬ ‫بهمجمعبعدیموکولشد‬ ‫نایب رئیسدوم ‬ ‫نایب رئیسسوم(بانوان)‪:‬الههعرب عامری‬ ‫نمایندههیات هایاستانی‪:‬عبدالکاظمطالقانی‬ ‫نمایندهباشگاه ها ‪:‬محمودشیعی‬ ‫کارشناس‪:‬فریدوناصفهانیان‬ ‫کارشناس‪:‬حیدربهاروند‬ ‫کارشناس‪:‬هدایت اللهممبینی‬ ‫اما نکته جالب توجه اینکه مجمع از ساعت ‪ 9:35‬اغاز‬ ‫شــده بود اما در اتاق مربوط به خبرنــگاران خبری از پخش‬ ‫مراسم نبود‪ .‬جالب تر اینکه مشخص شد تصویربردار مراسم‬ ‫را به مجمع راه نداده بودند و بعد از چیزی حدود بیست دقیقه‬ ‫فیلمبردارموفقشدواردمجمعشود‪.‬‬ ‫در اغــاز مجمع علی کفاشــیان از حاضران خواســت‬ ‫که برای نظارت بر انتخابات اعــام امادگی کنند که پس از‬ ‫رای گیری اعضــای مجمع نوتاش‪ ،‬ســنجابی و محمدرضا‬ ‫غفاری به عنوان ناظران صندوق های رای انتخاب شــدند‪.‬‬ ‫وزیر ورزش و هیــات همراه هم بــا کمی تاخیــر وارد محل‬ ‫برگزاری مجمع شدند‪ .‬علی کفاشیان مصوبات مجمعی که‬ ‫در اسفندماه برگزار شــده بود را قرائت کرد که عبارت بودند از‬ ‫بحثمالیات‪،‬بخششبدهیباشگاه هاتا‪ 20‬میلیونتومان‪،‬‬ ‫وضعیتمالکیتساختماندوباشگاهاستقاللوپرسپولیس‪،‬‬ ‫تصویب بودجه ساالنه‪ ،‬تعیین بازرس علی البدل‪ ،‬اصالحات‬ ‫پیشنهادی در بندهای اساســنامه‪ ،‬حق عضویت باشگاه ها‬ ‫برگزاری مجمع انتخاباتی در اردیبهشت ماه و پیگیری قرارداد‬ ‫صداوسیمابافدراسیونازطریقمراجعقضاییکههمگیبه‬ ‫تایید اعضای مجمع رسید‪ .‬علی کفاشیان همچنین گزارش‬ ‫عملکردچهارسالهفدراسیونفوتبالراقرائتکرد‪.‬همچنین‬ ‫اعالم شــد که با نامه ســازمان بازرسی کل کشــور برگزاری‬ ‫انتخاباتبالمانعاست‪.‬‬ ‫اظهارات اجورلو در مجمع‬ ‫مصطفیاجورلوکهیکیازنامزدهایریاستفدراسیون‬ ‫فوتبال قبل از رای گیری گفت‪« :‬ما بایــد با تعامل وضعیت‬ ‫فوتبال را بهتر کنیم‪ .‬ما باید با وزارت ورزش‪ ،‬صدا و ســیما و‬ ‫مجلسشورایاسالمیتعاملداشتهباشیم‪».‬‬ ‫وی در بخشــی از صحبت هایش به مسائل اقتصادی‬ ‫اشــاره کرد و گفــت‪« :‬االن اســتادیوم ها متعلق بــه وزارت‬ ‫ورزش اســت‪ .‬از ان طرف بازیکنان زیــادی در این فوتبال‬ ‫طلبکار هستند‪ .‬فوتبال ثروتمند است و شرط ان‪ ،‬این است‬ ‫که باشــگاه محور باشیم‪ .‬ســازمان لیگ مســئول برگزاری‬ ‫منصفانه لیگ اســت‪ .‬فوتبال و اقتصاد فوتبال در محوریت‬ ‫باشگاه هاست‪ .‬اتحادیه فوتبال می تواند منافع فوتبالی ها را‬ ‫تامینکند‪.‬مابایدرویفوتبالپایهبرنامه ریزیکنیم‪».‬اجورلو‬ ‫اضافهکرد‪«:‬منمعتقدمکهفوتبالایرانپیشرفتداشتهوبه‬ ‫همیندلیلنبایدبهنفیگذشتهپرداختودستاوردهایبزرگی‬ ‫در این سال ها یعنی از گذشته تا االن به دست امده است‪».‬‬ ‫کاندیدای ریاست فدراســیون فوتبال اضافه کرد‪« :‬فوتبال‬ ‫حرفه ای‪ ،‬گســترش هیات هــای فوتبال اســتان ها‪ ،‬اداره‬ ‫هرچه بهتر تیم ملی و توجه به درامدزایی در فوتبال از اهداف‬ ‫من است‪ .‬من می خواهم فوتبال را از یک و دو استان خارج‬ ‫کنم و ان را به کل کشور گسترش بدهم‪ .‬یعنی فوتبال برای‬ ‫تمام ایران‪ .‬وی در پایان درباره انتخابات گفت‪« :‬فوتبالی ها‬ ‫باید به مردم نشــان دهند که بالغ هستند و خودشان تصمیم‬ ‫می گیرند‪».‬‬ ‫اظهارات مهدی تاج در مجمع‬ ‫در ادامــه این مجمع مهــدی تاج به مــدت ‪ 10‬دقیقه‬ ‫صحبتکرد‪.‬اوگفت‪«:‬تعاملباهمهنهادهاهدفمناست‪.‬‬ ‫تعامل با دولت نافی استقالل فدراسیون نخواهد بود و باید با‬ ‫وزارت ورزش تعامل داشته باشیم؛ فوتبالی که ناروا به فساد‬ ‫و بی اخالقی متهم شده است‪ .‬اینجانب در مقابل منتخبان‬ ‫فوتبالکشورمتعهدمی شومکهبهاقتصادفدراسیونفوتبال‬ ‫پایبند باشم و از همه ظرفیت موجود برای حمایت از فوتبال‬ ‫استفاده کنم‪ .‬استقالل فدراســیون فوتبال چنانچه مد نظر‬ ‫مدیران بوده اســت‪ ،‬امروز به عنوان اصلی ترین بنیان ان را‬ ‫دنبال می کنم‪ .‬در خصوص اقداماتی که باید انجام شود باید‬ ‫بگویم رویه فوتبال کشور‪ ،‬رویه مساعدی است‪ ».‬وی افزود‪:‬‬ ‫ورزش‬ ‫«اتفاقات خوبی رخ داده اســت و چند مشکل هست که باید‬ ‫حلشود‪.‬امروزبهترینفوتبالوفوتسالاسیاراداریم‪.‬فوتبال‬ ‫ساحلیمادردنیاجایخوبیداردولیگمادومینلیگفوتبال‬ ‫ایران اســت‪ .‬امروز تیم ملی ما یکــی از قوی ترین تیم های‬ ‫اسیاست و امروز همه سیستم فوتبال کشور به شکل منظم‬ ‫در حال گردش است‪ .‬چیزی که باید به عنوان رویکرد اصلی‬ ‫بررسی شود‪ ،‬شفافیت مالی است‪ .‬دوم ارتقای فنی و اموزش‬ ‫مربیاناست‪.‬اعتقادمنایناستکهدرارکانفدراسیونیک‬ ‫گسستگی وجود دارد‪ .‬ما باید همه امکانات فوتبال را به پول‬ ‫تبدیلکنیم‪.‬خصوصی سازییکتکلیفاستومولفه های‬ ‫ان را باید دنبال کرد‪».‬‬ ‫اظهارات عزیز محمدی در مجمع‬ ‫عزیزمحمدی ســومین کاندیدای ریاست فدراسیون‬ ‫فوتبال در اظهاراتی ‪ 10‬دقیقه ای درباره برنامه هایش گفت‪:‬‬ ‫«اخالق گرایی باتوجه به اموزهای اخالقی در فوتبال در کنار‬ ‫دانش و علــم روز می تواند ما را از بحران فعلی خارج ســازد‪.‬‬ ‫خواسته هایبحقمردمازفوتبال‪،‬هم افزاییرامی طلبد‪.‬باور‬ ‫دارم که نظرات سازنده اهالی فوتبال می تواند در کوتاه مدت‬ ‫و بلند مدت اصالحات جدی ای را به همراه داشــته باشــد‪.‬‬ ‫گرچه مقاومت برابر اصالحات شدید بوده است‪ ».‬او افزود‪:‬‬ ‫«امروزه زمــان تصمیم گیری های خلق الســاعه گذشــته‬ ‫است و تعهد گرایی یک ضرورت اســت‪ .‬باید از بی برنامگی‬ ‫جلوگیری کرد‪ .‬برنامه من بر اساس شناخت از فوتبال کشور‬ ‫است‪ .‬تدوین اساســنامه فوتبال از اولین اهداف من است‪.‬‬ ‫شفاف سازی درامدهاوهزینه هایسازمانلیگوفدراسیون‬ ‫ازدیگربرنامه هایمناست‪.‬هماهنگیباوزارتورزشبرای‬ ‫پیشبرداهداففوتبالسومینهدفمناست‪.‬تامینشرایط‬ ‫و زیر ساخت ها برای تبدیل شدن به قدرت اول اسیا در فوتبال‬ ‫چهارمین برنامه من است که بر اساس برنامه چشم انداز ‪25‬‬ ‫سالهانجاممی شود‪.‬پیگیریباشگاهداریوخصوصی سازی‬ ‫از طریق مجلس و دولت پنجمین هدف من است‪ .‬ششمین‬ ‫هدف من ارتقای فوتبال بانوان اســت‪ .‬هفتمین هدف من‬ ‫حمایتمادیمعنویازهیات هایفوتبالاستان هاباالخص‬ ‫هیات های ضعیف تر است‪ .‬از دیگر اهداف من می توان به‬ ‫بحث درامدزایی تلویزیونی و هواداری اشاره کرد‪ .‬همچنین‬ ‫اســتفاده از منابع انســانی و نخبگان در فدراسیون فوتبال و‬ ‫هیات های فوتبال باید در دستورکار ما باشد‪ ».‬این کاندیدای‬ ‫فدراســیون فوتبال که تمام اظهاراتــش را از روی کاغذ و به‬ ‫سرعت می خواند‪ ،‬در پایان افزود‪« :‬به عنوان عضو کوچک‬ ‫ضمناحترامبهسایرکاندیداهابایدبگویمبرنامهمنبر اساس‬ ‫نیازهای فوتبال کشور نوشته شده است و اگر انتخاب شوم‪،‬‬ ‫تالشمی کنمبهاهداففوقبرسم‪».‬‬ ‫کمک کنیم تا فضایی مناسب در فوتبال ایران حاکم شود‪ .‬از‬ ‫فدراسیونفوتبالتشکرمی کنمچراکهانهاخطمقدمهستند‬ ‫و تمام فعالیت های انها دیده می شــود‪ ».‬نکته جالب توجه‬ ‫اینکه در حالی که وزیر ورزش صحبت هــای انتقادامیزی را‬ ‫راجع به شــرایط فوتبال مطرح می کرد یکباره صدا و تصویر‬ ‫گــودرزی در اتاق مخصوص خبرنگاران قطع شــد‪ .‬دقایقی‬ ‫پسازحرف هایوزیرورزشاماباردیگرصداوتصویرمجمع‬ ‫برگشتواسدیباتوضیحرای گیریگفت‪«:‬باتوجهبهتعداد‬ ‫حاضراندراینجا‪ 48،‬نفربایدرایدهندتارئیسانتخابشود‪.‬‬ ‫بعد از اظهارات اسدی‪ ،‬گودرزی اولین کسی بود که رای خود‬ ‫رابهصندوقانداخت‪».‬‬ ‫تاج‪ ،‬رئیس فوتبال شد‬ ‫شــمارش ارای انتخابات فدراســیون فوتبال اغاز و در‬ ‫پایان مهدی تاج با کسب‪ 50‬رای به عنوان رئیس فدراسیون‬ ‫فوتبال انتخاب شد‪ .‬مصطفی اجورلو‪ 15‬و عزیزالله محمدی‬ ‫شش رای کسب کردند و‪ 2‬رای هم باطل شد‪ .‬بعد از انتخاب‬ ‫مهدیتاجبه عنوانرئیسفدراسیونفوتبال‪،‬نایبرئیساناو‬ ‫معرفیشدندوفرایندرای گیریازانهااغازشد‪.‬علیکفاشیان‬ ‫به عنــوان نایب رئیس اول‪ ،‬محمــود اســامیان به عنوان‬ ‫نایب رئیسدوموالههعرب عامریبه عنواننایب رئیسسوم‬ ‫ازسویتاجمعرفیشدند‪.‬پیشازانتخابنوابرئیس‪،‬وزیر‬ ‫ورزش و جوانان‪ ،‬با نماینده ســازمان بازرسی صحبت کرد اما‬ ‫ارتباط صوتی قطع شد و کســی متوجه نشد که چه صحبتی‬ ‫بین ان دو رد و بدل شد‪ .‬شمارش ارای اخذ شده برای انتخاب‬ ‫نواب رئیس فدراسیون فوتبال اغاز شــد و بر این اساس این‬ ‫نتایجرقمخورد‪:‬‬ ‫نایب رئیساول‪:‬علیکفاشیانبا‪ 64‬رای‬ ‫نایب رئیسسوم‪:‬الههعرب عامریبا‪ 46‬رای‬ ‫محمود اســامیان برای نایب رئیس دوم فدراسیون‬ ‫رای نیاورد‪ .‬او با کسب ‪ 35‬رای‪ ،‬تنها دو رای با انتخاب شدن‬ ‫به عنواننایب رئیسدومفاصلهداشت‪.‬‬ ‫در انتخاب نواب رئیس‪ ،‬ســه رای ســفید به صندوق‬ ‫انداخته شد و یک رای نیز باطل شد‪ .‬حاال مهدی تاج باید فرد‬ ‫دیگری را برای پست نایب رئیس دوم به مجمع معرفی کند تا‬ ‫در جلسه بعدی مجمع عمومی فدراسیون‪ ،‬اعضا رای خود را‬ ‫اعالمکنند‪.‬تامجمععمومیبعدیتاجبرایپستنایب رئیس‬ ‫دومفدراسیون‪،‬فردیرابه عنوانسرپرستمعرفیمی کند‪.‬‬ ‫اعتراض شدید اجورلو‬ ‫به انتخابات فدراسیون فوتبال‬ ‫پــس از معرفی مهــدی تــاج به عنوان رئیــس جدید‬ ‫تشکیالت فوتبال اما مصطفی اجورلو که در شرایطی نابرابر‬ ‫در انتخابات بازی را نه به تاج بلکه بــه دولت واگذار کرده بود‬ ‫نسبتبهارایمهندسی شدهواکنشنشانداد‪«:‬منازمردم‬ ‫کشورمانبه خاطربرگزاریاینانتخاباتعذرخواهیمی کنم‬ ‫وبهاقایانجهانگیریواسالمیان‪،‬انتخاباقایتاجراتبریک‬ ‫می گویم‪ .‬هشت سال پیش در دوره اقای احمدی نژاد اجازه‬ ‫ندادندمنواردفوتبالشوموحاالهمدردولتتدبیروامیداین‬ ‫اتفاقاتافتاد‪».‬اوادامه داد‪«:‬منواقعا به خاطراتفاقاتیکه‬ ‫امروز رخ داد متاسفم‪ .‬برای اینکه می بینیم هیچ تغییر مثبتی‬ ‫در فوتبال ایجاد نشده اســت‪ ».‬وی با اشاره به حمایت وزیر‬ ‫ورزش از مهدی تاج گفت‪« :‬یک ماه است که به وزیر ورزش‬ ‫عرضمی کنمکهبرخی هاازتاجحمایتمی کنند‪.‬وزیرورزش‬ ‫به دنبال فوتبال پاک اســت‪ ،‬اما عملکردش ناعادالنه بود و‬ ‫قطعا در انتخابات دخالت کرد‪ ».‬این نامزد ریاستفدراسیون‬ ‫فوتبال گفت‪« :‬دیشب خبری به دستم رسید مبنی بر اینکه به‬ ‫دلیل برخی تماس های تلفنی رای ها به ســمت تاج برگشته‬ ‫است‪ .‬اگر این صحت داشته باشد وای به حال فوتبال ما‪».‬‬ ‫ویافزود‪«:‬وزیرورزشامروزازکسیحمایتکردکهچند ماه‬ ‫پیشاورامتهمبهفسادمالیکردهبود‪.‬چنیناتفاقیبسیارتلخ‬ ‫است و وای به حال فوتبال پاک‪ .‬فوتبال پاک از مسئوالنش‬ ‫اغاز می شود اما دســتان پشــت پرده‪ ،‬اغازگر فوتبال ناپاک‬ ‫هستند‪».‬اومدعیشد‪«:‬هیچفرقیبیندولتفعلیودولت‬ ‫سابق وجود ندارد‪ .‬وای به حال ما که چنین فوتبالی داریم‪ .‬به‬ ‫انتقاد گودرزی از فوتبال‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫مصطفی اجورلو پس از پایان‬ ‫انتخابات در مصاحبه ای گفت‬ ‫که دولت در نتایج ارا تاثیر داشته‬ ‫و از این بابت از مردم ایران‬ ‫عذرخواهی می کند‬ ‫ورزش‬ ‫بعدازاظهاراتسهکاندیدا‪،‬محمودگودرزیوزیرورزش‬ ‫و جوانان صحبت کرد و گفت‪« :‬من بنا ندارم خیلی صحبت‬ ‫کنم‪ ،‬چند نکته را می گویم و امیدوارم دوستان به این نکات‬ ‫عنایت داشته باشند‪ .‬سیزده فدراسیون قطعا در المپیک ریو‬ ‫حضور خواهند داشت و اسباب تاسف است که جای فوتبال‬ ‫دراینجاخالیاست‪.‬جایتاسفداردکهبااینکمیتفوتبال‬ ‫وبااینهمهانسانفرهیختهومتخصصنتوانستهبهالمپیک‬ ‫برود‪ ».‬او افــزود‪« :‬اینکه رنکینگ ها چیــز دیگری بگوید و‬ ‫نتایج چیز دیگری بگوید را باید پاســخ دهیــم‪ .‬من به عنوان‬ ‫مطالبه گر این را نمی گویم و بلکه می گویم مردم می پرســند‬ ‫و باید شما بدانید‪ .‬دو باشگاه استقالل و پرسپولیس همیشه‬ ‫اویزان دولت بوده اند و مشکالت مالی داشته اند‪ ».‬گودرزی‬ ‫در ادامــه صحبت هایش با اشــاره به اینکه بایــد بین وزارت‬ ‫ورزش و فدراسیون فوتبال تعامل باشــد‪ ،‬گفت‪« :‬امیدوارم‬ ‫که انتخابات فدراسیون فوتبال در فضایی سالم برگزار شود و‬ ‫سرنوشتایندهاینفدراسیونتعیینشود‪».‬ویافزود‪«:‬باید‬ ‫‪75‬‬ ‫ورزش‬ ‫از احمدی نژاد تا روحانی‬ ‫هشتسالقبلبازگشتیم‪.‬همان طورکهماامروزفوتبالپاک‬ ‫مدنظرمسئوالنوقترامی بینیم‪،‬فوتبالپاکایندولترانیز‬ ‫هشت سالدیگرخواهیمدید!»‬ ‫واکنش منفعالنه وزیر ورزش‬ ‫و رئیس فدراسیون فوتبال‬ ‫امااظهاراتاجورلوانقدرصریحوسریعمطرحشدکه‬ ‫وزیر ورزش و مهدی تاج فکرش را هم نمی کردند‪ .‬انها بدون‬ ‫انکه درباره موارد مشخص صحبت کنند تنها به ذکر این نکته‬ ‫بسندهکردندکهانتخاباتدرشرایطخوبیبرگزارشد‪.‬محمود‬ ‫گودرزیقبلازترکمجمعفدراسیونفوتبالگفت‪«:‬جادارد‬ ‫اززحماتهیات رئیسهقبلیکهبعضادرهیاتفعلیهمحضور‬ ‫دارند‪،‬تشکرکنم‪.‬جاداردازاقایکفاشیانبابتتالش هایش‬ ‫در توسعه فوتبال ایران تشکر کنم‪ .‬تجربیات ایشان قطعا در‬ ‫اختیار فوتبال ایران قرار خواهد گرفت و شــما با رایی که به او‬ ‫دادید‪ ،‬این حکم را به او دادید‪ ».‬او در حالی این حرف ها را به‬ ‫زبان می اورد که از باقی ماندن کفاشیان در فدراسیون اتفاقا‬ ‫به شدت عصبانی بود‪ .‬گودرزی گفت‪« :‬جا دارد به مجموعه‬ ‫جدیدفدراسیونتبریکبگویم‪.‬بهاقایتاجتبریکمی گویم‬ ‫و از این به بعد امیدوارم منشــا اثرات خیر باشــند‪ .‬از روزی که‬ ‫من وارد وزارت شــده ام‪ ،‬به هیچ توصیه ای گوش نداده ام و‬ ‫به سفارشی هم تن ندادم‪ .‬کسی دســتوری به من نداده و هر‬ ‫تصمیمی بگیرم‪،‬هیچتاکیدودستوریازدولتنگرفته ام‪.‬من‬ ‫به هیچ کس توصیه نکرده ام و کسی هم به من توصیه نکرده‬ ‫اســت‪ .‬انچه من در این انتخابات دیدم ســامت بود و هیچ‬ ‫شبهه اینبودواگرمی دیدمحتمابرخوردمی کردم‪.‬تالشما‬ ‫این است که به مر قانون توجه شود‪ ».‬وی ادامه داد‪« :‬بعضا‬ ‫برخیازاینکاندیداها‪،‬دوستانرانزدمنمی اوردندوخودشان‬ ‫هم می امدند و به من می گفتند که از من حمایت کن‪ .‬من به‬ ‫هیچ یکازبزرگواراناهانتنمی کنم‪.‬همهحاضراناهلفن‬ ‫هستندوانهاهمزیرباراینمسالهنمی روند‪.‬اگرکسیازدولت‬ ‫توصیهمی شد‪،‬مطمئنااسالمیانامروزرایمی اورد‪.‬دوستان‬ ‫عنایت داشته باشند که در رای انها دستی برده نشده و نماینده‬ ‫‪ AFC‬اینجاست و می تواند شهادت دهد که هیچ زور و فشاری‬ ‫در کار نبوده اســت‪ ».‬او در حالی به رای نیاوردن اســامیان‬ ‫اشارهداشتکهخیلی هاتاکیدداشتندطیفوسیعیازاعضای‬ ‫مجمعساعتیقبلازبرگزاریانتخاباتباتاجشرطکردهبودند‬ ‫که قنبرزاده باید جای اسالمیان را بگیرد‪ .‬در غیر این صورت‬ ‫رای بی رای!قنبرزادهاماگزینهچهکسیجزوزیرورزشبود؟‬ ‫مهدی تاج خود را به دولت های مختلف نزدیک می کند‬ ‫‪3‬‬ ‫فردی که هفته گذشته ریاست فدراسیون فوتبال را‬ ‫برای چهار ســال بر عهده گرفت و جانشین علی کفاشیان‬ ‫شد‪ ،‬مهدی تاج نام دارد‪ .‬متولد بهمن ماه که در ‪ 57‬سالگی‬ ‫به یکی از رویاهای دیرینه اش رسید؛ مردی محافظه کار که‬ ‫قبال او را به عنوان عضو هیات مدیره ذوب اهن و سپاهان‬ ‫می شناختیم‪ .‬یک چهره صنعتی با سابقه نظامی که عالقه‬ ‫خاصی به حضور در عرصه فوتبال داشته است‪ .‬او پیش از‬ ‫این سابقه عضویت در هیات مدیره باشگاه های ذوب اهن‪،‬‬ ‫سپاهان و پرسپولیس را دارد و همچنین مدیرعامل باشگاه‬ ‫سپاهان نیز بوده است‪ .‬وی از سال ‪ ۱۳۸۰‬به مدت ‪10‬سال‬ ‫مدیر مسئول روزنامه جهان فوتبال بود‪.‬‬ ‫مهدی تاج از زمانی حضور خود را در فوتبال را جدی‬ ‫کرد که روزنامه جهان فوتبال را به تیم تازه ای سپرد؛ تیمی‬ ‫که اگرچه در نهایت با انها دوام نیاورد اما زمینه ساز حضور‬ ‫وی در مدیریت فوتبال شد‪ .‬او رئیس هیات مدیره سپاهان‪،‬‬ ‫قهرمــان دوره دوم لیگ برتــر فوتبال ایران اســت و البته‬ ‫رئیس اتحادیه مدیران فوتبال ایران در همان اثنا؛ زمانی‬ ‫که تصور می شــد او با حمایت مالی کارخانــه فوالدمبارکه‬ ‫فوتبال ایران را تکان خواهد داد‪ .‬اما اینها موثر نبود‪.‬‬ ‫تاج چنــدی بعد و بــا اســتقرار دولت جدیــد به مرور‬ ‫رابطه نزدیکی بــا محمد علی ابادی رئیس وقت ســازمان‬ ‫تربیت بدنی پیدا کرد و به واسطه او در کابینه علی کفاشیان‬ ‫جــای گرفــت و به عنوان نایــب رئیــس و کار خــود را در‬ ‫مهمترین نهــاد اجرایی فوتبــال ایران اغاز کــرد‪ .‬تاج که‬ ‫در ان دوران رابطه خوبی با جمعیت موســوم به ایثارگران‬ ‫داشــت‪ ،‬در یکی از پرمســاله ترین دوران اداره فوتبال در‬ ‫ایران در نهایت با علی کفاشیان به مشکالت جدی خورد‬ ‫و پس از کناره گیری از ســمت مدیریــت تیم های ملی در‬ ‫انتخابات دوره گذشــته فدراســیون نیز به نفــع عزیزالله‬ ‫محمدی کنار کشید‪.‬‬ ‫اما فقط یک سال بعد با ســمت رئیس سازمان لیگ‬ ‫دوباره به فدراسیون بازگشــت تا این بار به یکی از نام های‬ ‫ثابت اداره فوتبــال در ایران تبدیل شــود اما با شــرایطی‬ ‫خاص؛ شــرایطی که برخی رســانه ها اینگونــه تعریفش‬ ‫می کردند؛ تاج به علی کفاشیان تحمیل شد‪ .‬او روش های‬ ‫خاص خودش را در مدیریت دارد‪ .‬کم حرف و محافظه کار‬ ‫است و اهل دعوا نیست؛ یک اصفهانی متمول که روابط‬ ‫سیاســی و اقتصادی خاصی دارد و البته به واسطه همین‬ ‫ارتباطات مدت زمان کمی در طول یک روز کاری در محل‬ ‫کار خود حاضر می شود‪ .‬او اما برای این مشکل هم تدبیر‬ ‫و یژه ای اندیشــید؛ محمدرضا ســاکت را به سازمان لیگ‬ ‫اورد و او را در طبقه باالیی سازمان لیگ اسکان داد تا این‬ ‫ورزش‬ ‫‪76‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫تشکر تاج از اعضای مجمع‬ ‫تاج پــس از رئیس شــدن در فوتبال اما موفق نشــد‬ ‫واکنش به موقع و قانع کننده ای دربــاره حرف های اجورلو‬ ‫نشــان دهد‪ .‬بنابراین راه دیگری در پیــش گرفت و گفت‪:‬‬ ‫«ابتــدا از همگی تشــکر می کنم‪ .‬واقعیت این اســت که‬ ‫مســئولیت من امروز خیلی بیشتر شده اســت‪ .‬از صبح تا‬ ‫شــب باید کار کنم و امیدوارم با کمک هیات رئیسه بتوانم‬ ‫مشــکالت را مرتفع کنم‪ .‬خدا را شــاهد می گیــرم که اگر‬ ‫کســی مرا حمایت کرده اســت‪ ،‬نظر خودش بوده است‪.‬‬ ‫من تا اخرین دقیقه کاندیدا نشــده بودم‪ .‬من در دقیقه نود‬ ‫و چند کاندیدا شدم‪ .‬بازهم از شــما عزیزان تشکر می کنم‬ ‫که مرا الیق دانستید‪ .‬از همه تشکر می کنم و امیدوارم که‬ ‫جواب این اعتماد را بدهم‪ ».‬حــاال ترکش های انتخابات‬ ‫فدراســیون فوتبال هــر روز از زبان یکــی از اهالی فوتبال‬ ‫مخابره می شــود‪ .‬خیلی ها معتقدند در فدراسیون فوتبال‬ ‫که وزیر ورزش ادعای ایجاد تغییر و تحول در ان داشــت‪،‬‬ ‫تنها یک جابه جایی ساده صورت گرفته است؛ کفاشیان به‬ ‫اتاق دیگری رفته اما با پست مهم نایب رئیسی اول و البته‬ ‫مهدی تاج جانشین کفاشیان شده است‪ .‬گزینه ای که گفته‬ ‫می شود حاال دیگر به هیچ یک از دستورات وزارت ورزش‬ ‫نمی تواند «نه» بگوید‪.‬‬ ‫انتقاد کم سابقه عابدینی از گودرزی‬ ‫وزارت ورزش فوتبال را دربست می خواهد‬ ‫‪4‬‬ ‫عضو مجمع فدراســیون فوتبال با انتقاد از سیاست‬ ‫وزارت ورزش در انتخابــات ایــن فدراســیون گفــت‪:‬‬ ‫«وزارتخانــه فوتبال را دربســت می خواهد و افــراد برای‬ ‫رســیدن به جایگاه باید لهجه خاص یا ارادت ویژه داشته‬ ‫باشند‪».‬‬ ‫امیر عابدینــی درباره وضعیــت انتخــاب دبیرکل و‬ ‫نایب رئیس دوم فدراســیون فوتبال گفت‪« :‬فکر می کنم‬ ‫بعد از پایان مسابقات لیگ برتر مهدی تاج نظرش را درباره‬ ‫تعیین سرپرست ســازمان لیگ و نایب رئیسی دوم اعالم‬ ‫می کند‪».‬‬ ‫اسدی می ماند‬ ‫وی افزود‪« :‬درباره دبیرکل و سایر کمیته ها هم فکر‬ ‫می کنم تاج با هیات رئیســه به توافق رســیده که علیرضا‬ ‫اسدی سر جای خودش بماند و به کارش ادامه بدهد‪».‬‬ ‫چندگزینه برای نایب رئیسی دوم‬ ‫عضو هیات رئیســه ســازمان لیگ با بیــان اینکه ایا‬ ‫احتمال انتخــاب وی به عنوان رئیس این ســازمان وجود‬ ‫دارد یا خیر؟ گفت‪« :‬برای سازمان لیگ نام ‪ 5-6‬نفر مطرح‬ ‫شــده و گویا با همه هم صحبت شده است‪ .‬باید ببینیم چه‬ ‫ورزش‬ ‫مدیرسابق سپاهان کلیات اجرایی و فنی اداره سازمان لیگ‬ ‫را برعهده بگیرد‪.‬‬ ‫او که ظاهرا تا قبل از شــروع انتخابات حمایت علی‬ ‫کفاشــیان را پشــت ســر خود داشــت‪ ،‬در گفت وگوهای‬ ‫خصوصی اش خــود را گزینــه مطلوب دولــت نیز معرفی‬ ‫می کرد و در این زمینــه از رابطه نزدیکش بــا جهانگیری‬ ‫معاون اول رئیس جمهور کدهایی مــی اورد‪ .‬البته تاج در‬ ‫پایان فصل گذشته لیگ و در ادامه ان مشکالت شدیدی‬ ‫با وزیــر ورزش پیدا کرد که در جلســه کمیســیون ورزش‬ ‫مجلس نیز نمــود بیرونی یافــت و این دو بحــث تندی با‬ ‫یکدیگر داشتند‪.‬‬ ‫او در دوران حضور در ســازمان لیــگ‪ ،‬رقابت های‬ ‫منظمی را ســازماندهی و البته تغییراتی مثل جوان کردن‬ ‫لیگ را پایه ریزی کرد اما به او چند انتقاد جدی نیز وارد بود؛‬ ‫از جمله اینکه فوتبال را به اندازه کافی دوست ندارد‪ .‬انتقاد‬ ‫دیگری که به تاج وارد شد ناتوانی تیم او در درامدزایی در‬ ‫دوران اداره لیگ برتر فوتبال ایران بود‪.‬‬ ‫نکته جالب توجه درباره تاج این اســت که او باتوجه‬ ‫به روحیه خاصی که دارد قابلیت همکاری با همه دولت ها‬ ‫را دارد؛ فرقی نمی کند که رئیس جمهور احمدی نژاد باشد‬ ‫یا روحانی‪ .‬وزیر ورزش عباسی باشــد یا گودرزی‪ .‬او خود‬ ‫را به مرکز قدرت نزدیک می کند و باتوجه به زمان ســنجی‬ ‫قابل تاملی که دارد به خوبــی از عهده البی با مراکز قدرت‬ ‫برمی اید‪.‬‬ ‫مهدی تاج به اســتثنای تنها یک سال‪ ،‬طی دو دوره‬ ‫نایب رئیس علی کفاشیان بود و به همین دلیل نسبت به دو‬ ‫رقیب خود به رئیس فعلی نزدیک تــر بود‪ .‬همین موضوع‬ ‫می شود‪ .‬من که فعال در ســازمان لیگ هستم و به عنوان‬ ‫هیات رئیسه کارم را پیش می برم‪».‬‬ ‫وزارت ورزش‪ ،‬فوتبال را دربست می خواهد!‬ ‫عابدینــی دربــاره اینکــه منصــور قنبــرزاده یکی از‬ ‫گزینه های ریاست ســازمان لیگ گزینه مورد نظر وزارت‬ ‫ورزش هم هســت‪ ،‬توضیح داد‪« :‬وزارت ورزش به اندازه‬ ‫کافی در این انتخابات تمایالت خود را نشان داده است‪.‬‬ ‫انها همه چیــز را می خواهنــد‪ .‬انگار وزارت‪ ،‬فدراســیون‬ ‫فوتبال را دربست با کلیدش می خواهد!»‬ ‫وزیر خواست اسالمیان رای نیاورد‬ ‫وی در ادامه گفت وگویش با خبرنگار مهر با اشاره به‬ ‫رای نیاوردن محمود اســامیان برای پست نایب رئیسی‬ ‫دوم فدراســیون تاکیــد کرد‪«:‬وقتی در جلســه مجمع با‬ ‫اســامیان مخالفت کردند‪ ،‬شــوکه شــدم‪ .‬وزیــر ورزش‬ ‫با صراحت از نماینده ســازمان بازرســی خواســت پشــت‬ ‫میکروفن برود و اعالم کند که اعضای مجمع به دو شغله ها‬ ‫رای ندهند‪».‬‬ ‫با تنگ نظری ادم های بزرگ را از دست می دهیم‬ ‫باید لهجه خاص یا ارادت ویژه داشته باشید!‬ ‫عابدینی با انتقاد از رویــه وزارت ورزش در انتخابات‬ ‫ِ‬ ‫دوســتان کاربلد را‬ ‫فدراسیون فوتبال گفت‪« :‬بعضی ها‪،‬‬ ‫برنمی تابند‪ .‬شــما یا باید یک لهجه خاص یــا باید ارادت‬ ‫ویژه ای به وزارت ورزش داشته باشید که اتفاقاتی برایتان‬ ‫رخ دهد و پست بگیرید‪».‬‬ ‫تاج را تحت فشار می گذارند‬ ‫وی در پاسخ به این سوال که ایا با این حساب وزارت‬ ‫ورزش را برنــده انتخابات فدراســیون فوتبــال می دانید؟‬ ‫اظهار کرد‪« :‬اصال بحث برنده و بازنده نیست‪ .‬ممکن است‬ ‫مهدی تاج را تحت فشار قرار بدهند ولی تاج کسی نیست‬ ‫که بتواند فشارها را تحمل کند‪ .‬ســوال من این است که‬ ‫ایا نمره ای که سازمان لیگ در ســال های گذشته اورده‪،‬‬ ‫خوب نبوده است؟»‬ ‫همه جوره کارشکنی می کنند‬ ‫عضو هیات رئیســه ســازمان لیگ ادامه داد‪« :‬من‬ ‫واقعیت ها را می گویم‪ .‬وزارت ورزش همه جا را می خواهد‪.‬‬ ‫انها برای همه پســت ها برنامه دارند و بعد هم می خواهند‬ ‫پاسخگو نباشند‪ .‬در فوتبال از االن مهدی تاج باید پاسخگو‬ ‫باشــد ولی جالب این جاســت که عناصری کــه باید تاج و‬ ‫فوتبال را تقویــت کند‪ ،‬در اختیــار او نیســت و همه جوره‬ ‫کارشکنی می کند‪».‬‬ ‫حضور ادم های «بله قربان گو»‬ ‫حتی دو سال از مدیریت کفاشیان را تحمل نکردند‬ ‫وی تاکید کرد‪« :‬وزیر ورزش در تمام سخنرانی خود‬ ‫فدراسیون فوتبال را کوبید‪ .‬می خواهم بگویم فدراسیون‬ ‫فوتبال با علی کفاشیان هشت ســال کار کرد ولی شما دو‬ ‫ســال ان را تحمل نکردید ان هم به خاطــر اینکه از اول‬ ‫گفتید فالنی را بردارید و فالنی را بگذارید‪».‬‬ ‫عضو مجمع فدراســیون فوتبال خاطرنشــان کرد‪:‬‬ ‫«اقای نماینده محترم دولت! شما گفتید دبیر فدراسیون را‬ ‫بردارید و این کار انجام شد‪ .‬شما نایب رئیس اول را استعفا‬ ‫دادید و نایب رئیس بانوان را هم کنار گذاشتید‪ ،‬ان وقت چه‬ ‫تعاملی با فدراسیون فوتبال داشتید؟ حتی روز خداحافظی‬ ‫فدراسیون فوتبال‪ ،‬امدید و گفتید رنکینگ تیم ملی در فیفا‬ ‫ارزشی ندارد!»‬ ‫می خواستند با تهدید نصف مجمع را بگیرند‬ ‫وی در ادامه انتقاداتــش از محمود گودرزی گفت‪:‬‬ ‫«نیمی از یک مجمع ‪ ۷۳‬نفره متعلق به وزارت ورزش بود‪.‬‬ ‫می خواســتید ان نیمه دیگر را هم با تهدید و ارعاب از ِ‬ ‫ان‬ ‫خود کنید‪ ،‬ولی نتوانستید‪ .‬مجبور بودید از بین تاج‪ ،‬اجورلو‬ ‫و عزیزمحمدی یک نفر را به عنوان رئیس قبول کنید‪ .‬ان‬ ‫وقت بعد از انتخاب تاج‪ ،‬عناصر دور و بر او را گرفتید‪ .‬حاال‬ ‫حرف من این است که باید پاسخگو هم باشید‪».‬‬ ‫ممکن است وزیر برود‬ ‫عابدینــی در پایان تاکید کرد‪« :‬شــما تمــام عناصر‬ ‫فدراسیون را چیدید‪ ،‬در حالی که ممکن است از سمت خود‬ ‫کناربروید‪،‬درحالیکهاینمجمعچهارسالدیگرهمهست‬ ‫و فدراسیون با این مجمع کارش را پیش خواهد برد‪».‬‬ ‫منبع‪ :‬مهر‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫عابدینــی در ادامــه گفت وگویــش با خبرنــگار مهر‬ ‫اضافــه کرد‪« :‬ایــن میز و صندلــی برای خدمت اســت‪.‬‬ ‫برای شــاد کردن دل مردم‪ .‬اگر قرار اســت شــب راحت‬ ‫بخوابیم و بگوییم ادم های خودمان را روی این صندلی ها‬ ‫گذاشــته ایم‪ ،‬جواب خدا را چه بدهیــم؟ حضور ادم هایی‬ ‫که فقط گفتن «چشم قربان» را بلد هســتند‪ ،‬چه معنایی‬ ‫دارد؟»‬ ‫ورزش‬ ‫عضــو هیات رئیســه ســازمان لیگ تصریــح کرد‪:‬‬ ‫«بعضی از اعضــای مجمع اعتراض کردند کــه باید این‬ ‫موضوع را موقــع ثبت نــام کاندیداها اعــام می کردند‪.‬‬ ‫اسالمیان ادمی است که همه برای او احترام قائل هستند‬ ‫و نباید این کار را در حقش صورت می دادند‪ .‬اسالمیان به‬ ‫فوتبال نیاز نداشــت بلکه فوتبال به او نیاز داشت؛ همانند‬ ‫صفایی فراهانــی‪ ،‬محمــد دادکان و خیلی هــای دیگــر‬ ‫که خودشــان را برای فوتبال هزینه کردند‪ .‬متاســفانه ما‬ ‫نمی دانیم چه ادم هایی را بــا تنگ نظری در چه جایگاهی‬ ‫از دست می دهیم‪ .‬این ظلم به جامعه فوتبال است‪».‬‬ ‫باعث شد او گزینه کفاشــیان برای انتخابات لقب بگیرد و‬ ‫معرفی رئیس خوش خنده به عنوان نایب رئیس پیشنهادی‬ ‫این موضوع را قوت بخشید‪.‬‬ ‫اما از لحاظ تمایالت سیاسی‪ ،‬به رغم اینکه می توان‬ ‫تــاج را متعلق به جنــاح اصولگرا دانســت اما تشــخیص‬ ‫طیف تعلق خاطر او بسیار دشــوار است‪ .‬تاج در انتخابات‬ ‫‪ ۸۴‬به هاشمی رفسنجانی گرایش داشــت‪ .‬تاج که زمانی‬ ‫مدیر فروش شرکت سپاهان اصفهان بود‪ ،‬بعد از انتخاب‬ ‫احمدی نــژاد و با نظر مســاعد علی ابــادی به عنوان نایب‬ ‫رئیس به فدراسیون وارد شد و نقش پررنگی در جلسات با‬ ‫او ایفا می کرد‪ .‬در انتخابات ‪ ۹۲‬نیز تاج از دکتر حدادعادل‬ ‫و سپس دکتر والیتی حمایت کرد؛ اما رفاقت نزدیک مهدی‬ ‫تاج با محمود اسالمیان باعث می شد او را جدا از قالیباف‬ ‫هم ندانند! زیرا اســامیان از چهره های برجسته اردوگاه‬ ‫قالیباف شــناخته می شد‪ .‬با همین اســتدالل و باتوجه به‬ ‫ارتباط اســامیان با جهانگیری در دولــت کنونی‪ ،‬تاج را‬ ‫می توان از این منظر به جناح حاکم نزدیک دانست‪.‬‬ ‫ایرادی که اکنون برخی حامیان دولت به کابینه حسن‬ ‫روحانی به خصــوص وزیــر ورزش او وارد می کردند‪ ،‬این‬ ‫بود که چرا دولت تدبیر و امید‪ ،‬تدبیــری برای رقابت های‬ ‫انتخاباتی و وارد کــردن گزینه باب میل خود نیندیشــیده‬ ‫اســت؟ این عدم معرفی کاندیدا و ابهــام در جهت گیری‬ ‫وزارت ورزش البتــه این طور توجیه می شــد کــه دخالت‬ ‫دولت قبلی در انتخابات هر دو دوره بازخورد و نتایج مناسبی‬ ‫نداشته و نتیجه برعکس داده است‪.‬‬ ‫هنوز قیافــه عباســی‪ ،‬وزیــر ورزش احمدی نژاد در‬ ‫حال خروج از مجمع از اذهان پاک نشــده اســت‪ .‬او که‬ ‫چهره ای دمق و حتی بدون لبخند تصنعی‪ ،‬شکست دکتر‬ ‫محمدحســین قریب را نمی توانســت هضم کند از سالن‬ ‫مجمع خارج شد‪ .‬بدون انکه لبخندی به لب داشته باشد‪.‬‬ ‫بنابراین همــه البی ها برای مهدی تــاج از جایی بیرون از‬ ‫وزارت ورزش فعال شــد‪ .‬مهدی تاج در طول ســال های‬ ‫اخیر بارها چرخش های ناگهانی داشــته اســت‪ .‬از لحاظ‬ ‫سیاسی و از لحاظ ورزشی‪ .‬به عنوان مثال یک روز در جبهه‬ ‫اصولگرایان بوده و روز دیگر یــار و همراه اصالح طلبان‪.‬‬ ‫روزی منتقد سرســخت کی روش و حــاال حامی این مربی‬ ‫پرتغالی‪ .‬باید دید شیوه مدیریتی او در فدراسیون فوتبال تا‬ ‫چه حد جواب می دهد و ایا او می تواند با روشی که سال ها‬ ‫او را در امور مدیریتی ورزش کشــور نگه داشــته است در‬ ‫فوتبال هم دوام بیاورد؟‬ ‫‪77‬‬ ‫اکسیر زرشک‬ ‫برنامه فرزاد حسنی حاشیه ساز شد‬ ‫«زرشــک چی داره؟ مزه داره‪ .‬تقدیم شــما‪ ...‬یعنی‬ ‫واقعا فکر کردی که ما ‪ ۵۰‬میلیــون تومان پول بی زبون رو‬ ‫در مقابل اطالعات کم و غلط شما می دیم‪ .‬زرشک دوست‬ ‫داری؟ اره؟ خیلی اب زرشک خوبه‪ ».‬این دیالوگ اخر بود‪.‬‬ ‫هاج و واج بودند همه انهایی که در مقابل تلویزیون نشسته‬ ‫بودند و برخورد فرزاد حسنی؛ مجری تلویزیونی را با جمشید‬ ‫نور گلدی یکی از حاضران در برنامه اکسیر می دیدند‪ .‬ماجرا‬ ‫از انجا شروع شد که جمشــید مقابل یک ال سی دی بزرگ‬ ‫قرار می گیرد و تصویــری نمایش داده می شــود که چهار‬ ‫گزینه توماس ادیسون‪ ،‬البرت انیشتین‪ ،‬دیه گو مارادونا و‬ ‫مری بارت زیر ان نوشته شده اســت‪ .‬تصویر‪ ،‬عکس یک‬ ‫زن سالخورده با موهای ســفید را نشان می دهد‪ .‬هر کسی‬ ‫می توانست با اولین نظر بگوید که ســه نفر اول که گزینه‬ ‫نیســتند وحتما نام کمتر اشــناتر یعنی مری بــارت جواب‬ ‫معماســت‪ .‬جمشــید هم جواب داد اما در جواب جمالتی‬ ‫شــنید که عجیب بود‪« :‬خیلی باهوشیا‪ .‬فهمیدی یک زن‬ ‫گذاشتیم وســطش‪ ...‬گفتی‪ ،‬گفتم دیگه‪ ...‬نه؟ یعنی ما‬ ‫ان قدر خنگ به نظر میایم که اسم ســه تا مرد رو بنویسیم‬ ‫بغل یک زن! بعد تو هم راحت بیای اینجا جایزه بگیری؟ نه‪،‬‬ ‫واقعا در مورد ما چی فکر کردی؟ یعنی نگاه به هیبت من و‬ ‫مصطفی شــریفی کردی‪ .‬نخالگی در ما دیدی؟ ها؟» بعد‬ ‫هم گفتن که اگر بگی این خانم چه کاره است‪ 50 ،‬میلیون‬ ‫تومان به تو پول می دهیم و جمشــید جواب داد و زرشک‬ ‫تحویل گرفت‪« .‬اکســیر» یک برنامه پزشــکی است که‬ ‫پنجشنبه ها از شبکه سه ســیما پخش می شود و هیچ کس‬ ‫نفهمید چرا در یک برنامه پزشکی باید به یک شهروند توهین‬ ‫شود‪ .‬واقعا چرا؟ این چرا خیلی ها را به سوال واداشت‪ .‬چرا‬ ‫باید در مقابل دوربین تلویزیونی به شــخصیت یک انسان‬ ‫توهین مستقیم شود؟ این سوال ان قدر در فضای مجازی‬ ‫دست به دســت گشــت تا دســت اندر کاران را به تکاپوی‬ ‫پاسخگویی انداخت‪.‬‬ ‫دیدار‬ ‫‪78‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫پشت صحنه‬ ‫اولین گام برای توجیه اتفاقی که در برنامه اکسیر رخ‬ ‫داد‪ ،‬برداشــته شــد‪ .‬تهیه کننده این برنامه در مصاحبه ای‬ ‫اعالم کرد که این فیلم نمایشی بوده‪« :‬ما در این ایتم یک‬ ‫سناریوی نمایشی داشته ایم که این هنرجو هر بار که به پاسخ‬ ‫مجری برنامه جواب می دهد با واکنشی روبه رو می شود‪ .‬در‬ ‫حالی که فیلم سانسور شده ای از این ایتم در فضای مجازی‬ ‫منتشر شده است و برداشت ها به نوعی است که انگار این‬ ‫فرد به عنوان یک ادم ساده زیر پا له شــده است؛ در حالی‬ ‫که این گونه نبوده است و در برنامه های بعدی خود جمشید‬ ‫حضور خواهد داشــت و ان را مطرح خواهد کرد که ماجرا‬ ‫این طور نبوده است‪ ».‬نشان دادن فیلمی از پشت صحنه‬ ‫این برنامه گام بعدی بود‪ .‬در این ویدئو که با موبایل تصویر‬ ‫برداری شده است‪ ،‬جمشــید در پشــت صحنه این برنامه‬ ‫حاضر می شــود‪ ،‬خود را معرفی می کند و با فرزاد حســنی‬ ‫تمرین نقش را می کند و حتی بخشی هم اضافه بر ان هم‬ ‫تمرین می کنند که جمشید قرار است به سینه فرزاد حسنی‬ ‫بکوبد و به او بگوید پولم را بــده و‪ ...‬واکنش به پخش این‬ ‫ویدئوی پشت صحنه هم منفی بود و بسیاری معتقد بودند‬ ‫که این فیلم پس از جنجال ها ساخته شده است و به عنوان‬ ‫مثال گفته شده است‪« :‬نکته جالب درباره ویدئو این هست‬ ‫که فرزاد حسنی تمام انتقادات فضای مجازی را وارد تمرین‬ ‫کرده و به ان پاسخ می دهد! به عنوان مثال وی از جمشید‬ ‫می پرســد که متولد چه سالی است که جمشــید می گوید‬ ‫سال ‪ ،1352‬این پرســش و پاسخ در واقع پاسخی است به‬ ‫صحبت کاربران فضای مجازی درباره نگه نداشتن احترام‬ ‫سن و سال جمشــید توسط فرزاد حســنی که سازندگان به‬ ‫انتشار این ویدئو به ان پاسخ داده اند‪ .‬بخش هایی از ان هم‬ ‫به نظر تصنعی می رسند ازجمله پیراهنی که فرزاد حسنی به‬ ‫تن دارد‪ .‬به همین جهت اواسط کلیپ فرزاد حسنی پیراهنی‬ ‫اتوشــده را از کنار میز بیرون می اورد و به دســت تدارکات‬ ‫می دهد که در واقع قرار است به ما بگوید این پیراهن اصلی‬ ‫مجری برای اجراست‪ .‬صحنه هایی مانند این هرچند ممکن‬ ‫است صددرصد اتفاقی بوده باشــند‪ ،‬اما شائبه ساخت این‬ ‫کلیپ و تصنعی بودن ان را همزمان تقویت می کنند‪».‬‬ ‫مردم چی می گن‬ ‫حضــور در برنامه مــردم چی می گن هــم گام بعدی‬ ‫بود که به اندازه سر سوزنی نتوانســت از انتقاد شدید مردم‬ ‫نسبت به فرزاد حسنی و اکسیر بکاهد‪ .‬حسنی که به همراه‬ ‫تهیه کننده برنامه اکســیر و جمشــید در این برنامه حضور‬ ‫پیدا کــرده بود‪ ،‬گفــت‪« :‬این مســابقه ای بود کــه در ان‬ ‫می خواستیم تمام جواب ها غلط باشد‪ .‬تمام میهمانانی که‬ ‫در برنامه اکسیر شرکت می کنند به ویژه در بخش مسابقه با‬ ‫فیلمنامه از پیش تعیین شده ای اشنا هستند و ما هم دنبال‬ ‫افــرادی می گردیم کــه چهره های عادی جامعه باشــند‪.‬‬ ‫عده ای در این باره می گویند رسانه به مردم دروغ می گوید‪،‬‬ ‫در صورتی که برنامه هایی وجــود دارند که در قالب نمایش‬ ‫اموزشی هستند‪ .‬برای من حســاب مردم در سرتاسر ایران‬ ‫با حساب چند کاربر بی نام و نشان و هدایت شده طبق یک‬ ‫برنامه‪ ،‬کامال جداست‪ .‬هیچ وقت فکر نمی کنم که در ایران‬ ‫من‪ ،‬که برای دفاع هزاران جوان را داده باشد رسم فحاشی‬ ‫وجود داشته باشــد‪ ».‬او با اشاره به مسائل شخصی ای که‬ ‫سال گذشــته برای او به وجود امده بود‪ ،‬توضیح داد‪ «:‬در‬ ‫مورد مسائل شخصی ام ســکوت کردم اما اینجا پای شما‬ ‫در میان است‪ .‬چیزی که شــما را غمگین و مردد کند‪ ،‬درد‬ ‫من است‪ .‬من همیشــه به مســئوالن صدا و سیما گفته ام‬ ‫که جام جم دو زار هم نمی ارزد اگر شــما به ان لبخند نزنید‪.‬‬ ‫همه کســانی را که نااگاهانه وارد این حیطه شدند‪ ،‬حالل‬ ‫می کنم اما از کســانی که از قصد دروغ گفتنــد و جو ایجاد‬ ‫کردند نمی گذرم و حساب ما ســر پل صراط خواهد بود‪».‬‬ ‫جمشید هم در سخنانی کوتاه گفت‪« :‬اگر به من بی حرمتی‬ ‫شده باشد به خودم مربوط است و اگر چنین احساسی داشتم‬ ‫حتما در برنامه با ایشــان برخورد می کردم‪ ،‬ولی اصال این‬ ‫چنین اتفاقی نیفتاده بود و همه چیز از پیش هماهنگ شده‬ ‫بود‪ .‬در فضای مجازی مطالبی بیان شد که من و خانواده ام‬ ‫از انها ناراحت شــدیم‪ .‬من اگر شــاکی بــودم االن در این‬ ‫برنامه حاضر نمی شدم‪... ».‬اما این حرف ها به هیچ وجه‬ ‫نمی توانست و نتوانســت از بار انتقادها کم کند‪ ،‬چرا که در‬ ‫واقع در هیچ جمله ای از حرف های برنامه سازان پشیمانی‬ ‫ندیده نمی شــد و دیگــران را متهم می کردنــد که صبوری‬ ‫نکردند و منتظر نماندند و تــازه در انتها هم متهم کردند که‬ ‫نااگاهانه وارد یک بازی شدند‪.‬‬ ‫چرا تحقیر؟‬ ‫در برنامه اکســیر و حواشــی ان چند نکتــه بیش از‬ ‫هر چیز دیگــر می تواند مورد توجــه قرار بگیــرد‪ .‬یکی از‬ ‫مهمترین سوال هایی که مطرح بود این است که به فرض‬ ‫نمایشــی بودن این ایتم نمایشــی‪ ،‬چرا باید در یک برنامه‬ ‫تلویزیونی با فرض جذابیت‪ ،‬ایتمی ســاخته شود که در ان‬ ‫عزت و شخصیت یک شهر وند زیر سوال رود؟ ایا این مساله‬ ‫که یک انسان در این جایگاه قرار بگیرد که بی دلیل و بدون‬ ‫گناه به او حمله شود به خودی خود مذموم نیست؟ به فرض‬ ‫که این برخورد زننده قبال با شرکت کننده تمرین شده باشد‪،‬‬ ‫چه چیزی را توجیه می کند؟ نکته بعدی این است که بیان‬ ‫نمایشی بودن این بخش‪ ،‬ضربه بزرگی به دیگر برنامه های‬ ‫تلویزیونی می زند چراکه تلویزیون گفت وگو‪ ،‬مسابقه و‪...‬‬ ‫زیاد دارد و حال این ســوال پیش می اید کــه ایا همه اینها‬ ‫نمایشی بوده اســت؟ و در نهایت اینکه کاش یکی به این‬ ‫دوســتان یاد بدهد که عذر خواهی کردن را در این مساله‪.‬‬ ‫دست باال را گرفتن خودش باعث بیشتر جریحه دار شدن‪،‬‬ ‫احساســات مردم می شــود‪ .‬اگر فرزاد حســنی یک کالم‬ ‫عذرخواهی می کرد بســیار بهتر بود تا به توجیه و تفســیر‬ ‫برنامه و علت رفتار خود بپردازد‪.‬‬ ‫حکیم طوس‬ ‫چند نکته در مورد ابوالقاسم فردوسی‬ ‫‪ 25‬اردیبهشت ماه روز بزرگداشــت حکیم ابوالقاسم‬ ‫فردوسی است‪ ،‬فردوســی را بحق مردی می دانند که زبان‬ ‫فارســی را زنده کرد‪ .‬حتی خود او هم به این مســاله واقف‬ ‫است‪ ،‬استاد در ان شــعر معروف که از رنج سی ساله خود‬ ‫گفته‪ ،‬این رنج را به کاخی بلند رســانده که از گزند هیچ باد‬ ‫و بارانی دچار ویرانی نمی شــود‪ .‬به همین بهانه ساده و در‬ ‫روزهایی که زبان فارسی با هجوم دوباره ای از جنس فضای‬ ‫مجازی و فینگلیش ها و‪ ...‬مواجه شــده است‪ ،‬شاید بهتر‬ ‫باشد چند نکته در مورد شاهنامه را با هم مرور کنیم‪.‬‬ ‫حکمت شاهنامه‬ ‫درمورد حکمت شــاهنامه شــاید بهترین جمالت در‬ ‫کالم حضرت ایت الله خامنه ای باشــد‪ .‬رهبری در این باره‬ ‫گفته اند‪« :‬ما هســتیم که اســم او را «حکیم ابوالقاســم‬ ‫فردوســی» گذاشــتیم؛ دشــمنان دین کــه این اســم را‬ ‫نگذاشته اند‪ .‬خب؛ این حکیم چه کسی است و حکمت او‬ ‫چیست؟ ایا حکمت زردشتی است‪ ،‬حکمت بی دینی است‪،‬‬ ‫حکمت پادشاهی است یا حکمت اسالمی؟ این را می شود‬ ‫در اورد‪ .‬اگر کسی به شاهنامه نگاه کند‪ ،‬خواهد دید که یک‬ ‫ِ‬ ‫جریان گاهی باریک و پنهان و گاهی وسیع‪ ،‬از روح توحید‪،‬‬ ‫توکل‪ ،‬اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق‬ ‫در سرتاسر شاهنامه جاری است‪ .‬این را می شود استخراج‬ ‫کرد‪ ،‬دیــد و فهمید‪ .‬مخصوصا بعضی از شــخصیت های‬ ‫شــاهنامه خیلی برجسته هســتند که اینها را باید شناخت و‬ ‫استخراج کرد‪ .‬من یک وقت گفتم که «اسفندیار» مثل این‬ ‫بچه حزب اللهی های امروز ِ‬ ‫خود ماست!»‬ ‫مای ه شــاهنام ه منظوم فردوســى قرار گرفته‪ ،‬از میان رفته‬ ‫است‪ .‬فقط مقدمه ان را در اغاز نسخه هاى کهن شاهنامه‬ ‫جاى داده اند‪.‬‬ ‫شایان ذکر است که کتاب بســیار عظیمی در اواخر‬ ‫روزگار ساســانی به نام خوتای نامــگ (خدای نامه) تالیف‬ ‫شده بود که به یک معنا کتاب تاریخ رسمی شاهنشاهی به‬ ‫شمار می امد‪ .‬روزبه پســر دادوویه با کنیه عربی «عبدالله‬ ‫بن مقفع» یا همان «ابن مقفع» مترجم کلیله و دمنه ان را‬ ‫به عربی ترجمه کرد‪ .‬این کتاب یکــی از ماخذ تقریبا همه‬ ‫تاریخ نگاران سده های اغازین اسالمی به شمار می امد‪.‬‬ ‫تاریخ و اسطوره‬ ‫همه انهایی که شاهنامه را می خوانند از خود می پرسند‬ ‫که شــاهنامه تاریخ اســت یا اینکه افسانه ســرایی مطلق‬ ‫فردوسی در دوره ای بود که دوره اسطوره نیست‪ .‬ولی او از‬ ‫روی ِعرق ملی مضامین اسطوره ای را که در خطر فراموشی‬ ‫قرار داشت و هویت ایرانی را که در خطر نابودی قرار داشت‪،‬‬ ‫به حماسه تبدیل و وارد شاهنامه کرد‪.‬‬ ‫اخر شاهنامه‬ ‫«شــاهنامه اخــرش خوشــه» از معرو ف تریــن‬ ‫ضرب المثل های فارســی اســت‪ .‬امــا این ســوال پیش‬ ‫می اید که بــا وجود پایان تلخ و شکســت ایرانیان در پایان‬ ‫«شــاهنامه»‪ ،‬چرا این ضرب المثل بین مــردم رواج یافته‬ ‫است؟ برای این ضرب المثل دالیل زیادی ذکر شده است‪.‬‬ ‫حســن انوری در «فرهنگ امثال سخن» می گوید‪« :‬این‬ ‫ضرب المثل اشاره طنزامیز به کاری دارد که برخالف انتظار‬ ‫شخص پیش می رود و پایان خوشایندی ندارد‪ .‬در واقع در‬ ‫این کتاب این ضرب المثل به عنوان یک جمله معکوس در‬ ‫مورد یک ماجرا با پایان ناخوشــایند به کار می رود‪ ».‬کتاب‬ ‫«ریشه های تاریخی امثال و حکم» نوشته مهدی پرتوی‬ ‫املی که به بررسی تاریخی ریشــه های ضرب المثل های‬ ‫ایرانی پرداخته شــده‪ ،‬علت رواج این جمله را این می داند‬ ‫منبع شاهنامه‬ ‫پیش از فردوسی‪ ،‬شــاعران دیگری نیز بودند که به‬ ‫سرودن شاهنامه پرداختند؛ دقیقی به امر ابوالقاسم نوح بن‬ ‫منصور‪ ،‬شروع به نظم شــاهنامه می کند و گویا بیست هزار‬ ‫بیت از ان را ساخته بوده که اجل امانش نمی دهد و به دست‬ ‫غالمی کشته می شود‪ .‬این ادبیات دقیقی که در شاهنامه‬ ‫فردوســی عینا وجود دارند مربوط به پادشــاهی گشتاسب‬ ‫و پیدایش زرتشت اســت‪ .‬منبع دیگر فردوسی در سرودن‬ ‫شاهنامه‪ ،‬شاهنامه مسعود مروزی بوده‪ ،‬فردوسی یک منبع‬ ‫منثور هم داشته‪ .‬شاهنامه ابومنصورى یکى از کهن ترین‬ ‫نمونه هاى نثر پارسى است‪ .‬در ســال ‪ 346‬هجرى قمرى‬ ‫به فرمان ابومنصــور عبدالرزاق‪ ،‬که از ســوى ســامانیان‬ ‫سپهساالر کل خراسان بوده است‪ ،‬به قلم ابومنصور العمرى‬ ‫نوشته شده است‪ .‬این شــاهنامه منثور که به نظر می رسد‬ ‫محســوب می شــود‪ .‬یعنی وقتی ما پهلوانی های رســتم‬ ‫دســتان را می خوانیم می توانیم مابــه ازای ان را در تاریخ‬ ‫هم پیدا کنیم‪ .‬باید گفت؛ در شــاهنامه اسطوره و حماسه‬ ‫و تاریخ‪ ،‬افســانه و داســتان و واقعیت‪ ،‬در هــم تنیده‏اند‪.‬‬ ‫شاهنامه‏به منزله اثرى ادبى حماسه‏ای است که در ان سه‬ ‫بخش اساطیرى‪ ،‬پهلوانى و تاریخى باز شناخته‏ مى‏شود؛‬ ‫حماسه اساطیرى‪ ،‬حماسه پهلوانى و حماسه تاریخى! نباید‬ ‫گفت که شاهنامه اسطوره است‪ ،‬بلکه شاهنامه اثری است‬ ‫حماسی که مضامین اسطوره ای را مورد توجه قرار می دهد‬ ‫و ســعی فردوســی بر این بوده اســت که با حفظ نام های‬ ‫قهرمانان باستانی‪ ،‬انها را با زبان حماسه به تصویر بکشد‪.‬‬ ‫که در گذشته هر کس «شاهنامه» می خواند و به ستایش‬ ‫ســلطان محمود غزنوی می رســید‪ ،‬از همت ســلطان در‬ ‫تحسین «شاهنامه» خوشحال می شد؛ اما با پایان یافتن‬ ‫«شــاهنامه» و فهمیدن حق ناشناســی ســلطان محمود‬ ‫در قبال فردوســی و کتابش‪ ،‬متوجه اشــتباه خود می شد‪.‬‬ ‫محمد علــی اســامی ندوشــن در این باره معتقد اســت‪:‬‬ ‫«این ضرب المثل کنایی نیســت و اشــاره به هسته اصلی‬ ‫«شــاهنامه» یعنی جنگ های ایرانیان و تورانیان دارد‪».‬‬ ‫او اعتقاد دارد که خوش بودن پایان «شاهنامه» مربوط به‬ ‫حمله اعراب و شکست ساسانیان نیست‪ ،‬بلکه به پیروزی‬ ‫نهایی پهلوانان ایرانی بر لشکر توران اشاره دارد‪.‬‬ ‫پیشخوان مجازی‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫دیدار‬ ‫دلنوشته جواد رضویان برای شهدای مدافع حرم‬ ‫تجلیل پرویز پرستویی از مقام جانبازان‬ ‫حمایت علی دایی از حمید سوریان‬ ‫‪79‬‬ ‫خائن دورتموند‬ ‫هوملس کاپیتانی که مغضوب شد‬ ‫ایا او یــک خائن اســت؟ جــواب این ســوال برای‬ ‫هواداران دورتموند مثبت اســت‪ .‬این را قبــا در بنری در‬ ‫ورزشگاه وستفالن فریاد زده بودند‪ .‬ان ها در دیدار تیمشان‬ ‫مقابل ولفسبورگ در وســتفالن‪ ،‬اعتراض خود را به متس‬ ‫هوملس‪ ،‬کاپیتان این تیم‪ ،‬به علت درخواست پیوستن به‬ ‫بایرن مونیخ اعالم کرده بودند‪.‬‬ ‫هواداران دورتموند با به صدا در اوردن ســوت حین‬ ‫صاحب توپ شــدن هوملس‪ ،‬از کاپیتان خود در وستفالن‬ ‫اســتقبال ســردی به عمل اوردند‪ .‬هواداران موســوم به‬ ‫دیوار زرد نیز با در دست داشــتن پالکاردی جالب توجه با‬ ‫این مضمون اعتــراض خود را به هوملــس اعالم کردند‪:‬‬ ‫«کاپیتان در حال ترک کشتی است‪ ،‬پس هر چه سریع تر‪،‬‬ ‫بهتر‪».‬‬ ‫‪ ...‬حاال او از کشتی پیاده شــد‪ .‬خیلی زودتر از انچه‬ ‫تصور می شــد‪ .‬خیلی زودتر از انکه به پیشنهادهای دیگر‬ ‫فکر کند‪ ،‬بــه بایرن رفت‪ .‬پــس از گوتزه و لواندوفســکی‬ ‫حاال دورتموند کاپیتان خود را نیــز راهی الیانتس ارنا کرد‪.‬‬ ‫هوملس با امضای قرارداد پنج ساله با باواریایی ها به توافق‬ ‫رســید و از اول جوالی به طور رســمی در این باشگاه توپ‬ ‫خواهد زد‪ .‬این انتقال برای بایرن مونیخ که در این چند ساله‬ ‫همواره با بحــران مدافع میانی کنار دســت جروم بواتنگ‬ ‫مواجه بوده؛ یک اتفاق بســیار مثبت است‪ ،‬حال زوج خط‬ ‫دفاع تیم ملی المان در بایــرن بازی می کند و کارل هاینس‬ ‫رومینیکه می گوید‪« :‬متس بهتریــن مدافع میانی جهان‬ ‫است و با داشتن او کیفیت تیمی ما بهتر خواهد شد‪».‬‬ ‫دیدار‬ ‫‪80‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫شرمنده و خداحافظ‬ ‫هوملس که متولد مونیخ است و در بایرن پرورش داده‬ ‫شده است‪ ،‬به باشگاه دوران کودکی بازگشت‪ .‬هوملس در‬ ‫سن شش سالگی فوتبالش را از باشــگاه بایرن مونیخ اغاز‬ ‫کرد‪ .‬او از ســال ‪ ۲۰۰۶‬فوتبال حرفــه ای اش را از تیم دوم‬ ‫بایرن مونیخ شروع کرد و یک سال پس از ان به تیم اصلی‬ ‫بایرن مونیــخ راه یافت‪ .‬هوملس که در جمــع باواریایی ها‬ ‫تنها یک بازی انجام داد‪ ،‬بین ســال های ‪ ۲۰۰۸‬تا ‪۲۰۰۹‬‬ ‫به طور قرضی به بوروســیا دورتموند پیوست و پس از ان با‬ ‫قراردادی رســمی در این تیم ماندگار شــد‪ .‬او هشت سال‬ ‫رویایی را در این تیم پشت ســر گذاشت و تبدیل به یکی از‬ ‫محبوب ترین بازیکنان این باشگاه شــد‪ .‬هوملس پس از‬ ‫خداحافظی از دورتموند در یکی از شــبکه های اجتماعی‪،‬‬ ‫این انتقال را تلخ اما غیر قابل اجتناب دانســت و نوشــت‪:‬‬ ‫«هفته های اخیر برای من هم بسیار دشوار و عصبی کننده‬ ‫بود‪ ،‬زیرا باید سخت ترین تصمیم کل زندگی ام را می گرفتم‪.‬‬ ‫در نهایت بــه این نتیجه رســیدم که یک بــار دیگر چالش‬ ‫جدیدی را برگزینم‪ ،‬ان هم در شــهر مــادری ام و جایی که‬ ‫خانواده ام و بســیاری از دوســتانم زندگی می کنند‪ .‬بر من‬ ‫روشن است که درک این تصمیم برای عده ای بسیار دشوار‬ ‫خواهد بود اما بعد از هشت سال و نیم سال واقعا فوق العاده‬ ‫در دورتموند‪ ،‬دیگر بــرای من وقت ان رســیده بود که راه‬ ‫جدیدی را امتحان کنم‪ .‬حال با قلبی مجروح‪ ،‬تیمی را که‬ ‫با ان بزرگ شــده ام و موفقیت های بزرگی را جشن گرفتم‬ ‫ترک می کنم‪ .‬به همین دلیل از همه انان که در این مسیر‬ ‫یاری ام کردند سپاسگزاری می کنم؛ از شما هواداران ممتاز‬ ‫این باشــگاه بی نظیر؛ از همه همکارانی که پشــت صحنه‬ ‫زحمت می کشیدند؛ و مسلما از ســه مربی ام که این بخت‬ ‫را داشتم از حضورشان استفاده کنم؛ همچنین از میشائیل‬ ‫زورک و هانس یواخیم واتســکه‪ .‬تشــکر ویــژه ای هم از‬ ‫هم تیمی هایم دارم که همیشه به حرف هایم گوش دادند و‬ ‫بدون انها درخشش در این سال های اخیر ممکن نبود‪ .‬حال‬ ‫در جلســات تمرینی و بازی های باقیمانده هر چه در توان‬ ‫دارم به کار خواهم بست تا دوران حضورم در وست فالن را با‬ ‫عزت و احترام به پایان ببرم‪ .‬امیدوارم جام قهرمانی حذفی‬ ‫را در دستانم لمس کنم و سپس دورتموند را بدرود بگویم‪».‬‬ ‫خوشحالی لو‬ ‫اگر هوملس به بایرن مونیخ ملحق نمی شد‪ ،‬احتماال‬ ‫در المان هم نمی ماند‪ ،‬او پیشــنهادهای فراوانی از خارج‬ ‫از المان داشت از منچستر ســیتی و لیورپول در انگلستان‬ ‫تا بارســلونا در اســپانیا برای همین اســت کــه یواخیم لو‬ ‫ســرمربی تیم ملی المان از این انتقال خوشــحال است‪.‬‬ ‫لو در این باره گفت‪« :‬اگر بازیکنان ملی ما در بوندســلیگا‬ ‫بازی می کننــد برای من حداقل نشــان دهنده این اســت‬ ‫که بوندســلیگا هم بــه اندازه لیــگ برتر و اللیــگا جذاب‬ ‫اســت‪ ».‬یواخیم لو همچنین داشــتن هرگونه نقشــی در‬ ‫این انتقال را کامــا تکذیب کرد‪« :‬من مــدام با بازیکنان‬ ‫در تماس هســتم و مــا دربــاره چیز های زیــادی صحبت‬ ‫می کنیم‪ ،‬اما خوشبختانه نقل و انتقاالت بخشی از وظایف‬ ‫ســرمربی های تیم هــای ملی نیســتند‪ .‬در این مــورد هم‬ ‫هوملس نیازی بــه توصیه ندارد تا بداند در ســال های بعد‬ ‫چه می خواهــد و کجا می تواند به ان دســت پیــدا کند‪».‬‬ ‫واکنش دورتموندی ها‬ ‫هر چقدر هواداران دورتموند دلیلی برای مخفی کردن‬ ‫ناراحتی خود از رفتن کاپیتان هوملس از وستفالن نمی بینند‪،‬‬ ‫مدیران دورتموند سعی دارند خود را ناراحت نشان ندهند‪ .‬‬ ‫هانس یواخیم واتسکه‪ ،‬مدیر باشگاه دورتموند در واکنش‬ ‫به این جدایی گفت‪« :‬دلیلی برای ناراحتــی وجود ندارد‪.‬‬ ‫ما به تصمیم او احتــرام می گذاریم‪ ،‬حتــی اگر تصمیمی‬ ‫ ناراحت کننده باشد‪ .‬جدایی متس ناامیدکننده است چون او‬ ‫کاپیتان و الگوی ما بود‪ .‬البته ناامیدی کلمه درستی نیست‬ ‫اما متاسفم‪ ،‬من رابطه خوبی طی سال ها با متس داشتم‪.‬‬ ‫با وجود جدایی‪ ،‬ما هشــت ســال و نیم فوق العاده را‬ ‫با هم گذراندیم که برای هر دو طــرف مثبت بود‪ .‬متس در‬ ‫دورتموند چیز های زیادی به دست اورد‪ .‬او دو بار قهرمان‬ ‫المان شده است و به عنوان بازیکن دورتموند قهرمان جام‬ ‫جهانی شــد‪ .‬او را خیلی ارزان خریدیم ولی حاال به رقمی‬ ‫ بزرگ می فروشیم‪ ».‬شاید این جمالت دلیل خاصی داشته‬ ‫باشــد و ان چیزی نیســت جز بحران های مالــی این تیم‬ ‫پرطرفدار‪ .‬واتســکه‪ ،‬در مورد مبلغ این ترانسفر توضیحی‬ ‫نداد اما رســانه های المان از رقمی بالغ بر ‪ 38‬میلیون یورو‬ ‫ســخن می گویند‪ .‬از چند هفته پیش کــه گمانه زنی هایی‬ ‫مبنی بــر ترک دورتموند توســط هوملس مطرح می شــد‪،‬‬ ‫واکنش واتسکه حکایت از ان داشت که مقامات دورتموند‬ ‫در صورتی که پیشنهاد وسوسه انگیزی ارائه شود‪ ،‬اماده اند‬ ‫رضایت نامه کاپیتان خود را صادر کنند و فقط کافی اســت‬ ‫که بدانیم بیالن مالی دورتموند طی ‪ 9‬ماه نخســت فصل‬ ‫جاری منفی ‪ 13/4‬میلیون یورو بوده و این می تواند خیلی از‬ ‫معادالت را حل کند‪.‬‬ ‫اما هواداران این معــادالت را نمی توانند حل کنند‪.‬‬ ‫هوملس هم برای انها یکی مثل لواندوفســکی یا گوتسه‬ ‫است‪ ،‬هوملس باید منتظر یک استقبال نه چندان دوستانه‬ ‫در فصل اینده بوندس لیگا باشــد‪ .‬کریســتوف متزلدر که‬ ‫سابقه بازی برای دو تیم دورتموند و شالکه را دارد‪ ،‬به متس‬ ‫هوملس هشدار داده است که باید خشم هواداران دورتموند‬ ‫را تحمل کند‪« :‬زاویــه دید هواداران فقــط خالصه ای از‬ ‫مجموع احساس هاست‪ .‬پس می شــود فهمید چرا وقتی‬ ‫به تیم رقیب می پیوندید هواداران عصبانی می شوند‪ .‬من‬ ‫خودم وقتی به شــالکه رفتم این را تجربه کردم‪ .‬متس هم‬ ‫باید و می تواند این مساله را تحمل کند‪».‬‬ ‫تویی که نمی شناختمت‬ ‫خاطراتی از زندگی شهید حاج صادق عبدالله زاده‬ ‫کتاب «تویی که نمی شــناختمت» شــامل خاطراتــی از زندگی شــهید حاج صادق‬ ‫عبدالله زاده به تازگی با تدوین مهدی خدادادی توسط نشر فاتحان منتشر و راهی بازار نشر‬ ‫شده است‪ .‬این کتاب به سفارش کنگره شهدای اصناف کشور تالیف و چاپ شده است‪.‬‬ ‫این کتاب ‪ ۸۰‬خاطره از این شهید را شامل می شود که دو خاطره اولش‪« ،‬حاج صادق‬ ‫به روایت رهبر معظم انقالب حضرت امام خامنه ای» و «پیام دکتر چمران پیرامون شهادت‬ ‫ حاج صادق عبدالله زاده» هستند‪ .‬خاطره «لوطی پسند» را از این کتاب می خوانیم‪:‬‬ ‫جوان که بود‪ ،‬خیلی ها از او حساب می بردند‪ .‬برادرش هم مانند خودش بود‪ .‬اصال هر‬ ‫جا اسم جالل و علی می امد‪ ،‬همه حســاب کار دستشان می امد‪ .‬جالل لوطی بود‪ ،‬علی هم‬ ‫بوکسور‪ .‬علی مقام کشوری داشت‪ .‬جالل و علی عاشــق مرام حاج صادق شده بودند‪ .‬حاج‬ ‫صادق دست به جیب بود‪ .‬از صدقه سر وجودش‪ ،‬در محل کسی مشکل مالی نداشت‪ .‬همین‬ ‫مرام حاج صادق‪ ،‬جالل و علی را جذب خودش کرده بود‪ .‬حاج صادق مرامش لوطی پسند بود‪.‬‬ ‫انقالب که شد‪ ،‬جالل حاج صادق را کمتر در محل می دید‪ .‬تا اینکه جنگ شروع شد‪.‬جالل‬ ‫راننده اتوبوس شرکت واحد شده بود‪ .‬جنگ بود‪ ،‬جالل ماموریت داشت تا رزمنده ها را به جبهه‬ ‫ببرد‪ .‬انجا بود که دوباره حاج صادق را دید‪ .‬جالل که دوباره حاج صادق را پیدا کرده بود‪ ،‬با خود‬ ‫گفت‪« :‬بار دیگر که به جبهه بروم‪ ،‬حتما به دیدنش می روم‪».‬ولی این بار به او ماموریت دادند‬ ‫که به هوابرد شیراز برود و وقتی که برگشت‪ ،‬خبر شهادت حاج صادق را شنید‪.‬‬ ‫بیماری زیکا یکی از ترس های این روزهای‬ ‫دنیای سالمت است‪ .‬بیماری زیکا با تب دنگی و‬ ‫تب زرد و برخی از بیماری ها در غرب رودخانه نیل‬ ‫شباهت دارد‪ ،‬ناقل ان هم پشــه ای به همین نام‬ ‫اســت‪ .‬این بیماری در مادران باردار بسیار شیوع‬ ‫دارد و فرزندان انها با بیماری میکروسفالی یا مغز‬ ‫کوچک مبتال می شوند‪ .‬این بیماری اختاللی در‬ ‫دستگاه عصبی اســت که در نتیجه تولد نوزادان‬ ‫با جمجمه و مغــز کوچکتر از حد معمــول ایجاد‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫تغذیه پشه ها از خون بیماران‪ ،‬ویروس را به‬ ‫انان منتقل می کنند‪ .‬ویروس در پشــه ها بیماری‬ ‫ایجاد نمی کند‪ .‬گزش افراد ســالم به وسیله پشه‬ ‫ناقل ویــروس بیماری را به انــان منتقل می کند‪.‬‬ ‫انتشــار این ویروس تا ســال ‪ 2007‬بــه افریقا و‬ ‫اسیای جنوب شــرقی محدود بود و چندان مورد‬ ‫توجه قرار نمی گرفت‪ .‬این ویروس در سال ‪2007‬‬ ‫در میکرونزی از جزایر اقیانوس ارام شــیوع پیدا‬ ‫کرد‪ .‬این ویروس تا ســال ‪ 2014‬فقط در افریقا‪ ،‬اســیای‬ ‫جنوب شــرقی و جزایر اقیانوس ارام شــیوع یافته بود‪ .‬این‬ ‫ویروس در ان سال به جزیره ایستر و شیلی گسترش یافت‪.‬‬ ‫ویروس زیکا تا ماه مه ‪ 2015‬بــه برزیل راه یافت‪ .‬در برزیل‬ ‫در سال گذشــته بیش از ‪84‬هزار مورد ابتال به این ویروس‬ ‫ثبت شــد‪ .‬به دنبال شــیوع این بیماری‪ ،‬مقامات امریکای‬ ‫التین و دیگر کشورهایی که این بیماری در انها شایع شده‬ ‫شورافرینان‬ ‫بخشی از تاریخ شفاهی دفاع مقدس‬ ‫بخشی از تاریخ دفاع مقدس‪ ،‬تاریخی اســت که به فرهنگ سازی مربوط بود‪ .‬جبهه‬ ‫فرهنگ خاص خودش را داشت و در انتشار این فرهنگ شورافرینان جایگاه خاصی داشتند‪.‬‬ ‫انها در روحیه ســازی حرف اول را می زدند‪.‬کتاب شــورافرینان دفاع مقدس اثری است در‬ ‫قالب مصاحبه که به بررسی وضعیت حماسه سرایی و حماسه خوانی در دوران دفاع مقدس‬ ‫و تفاوت های حماســه خوانی با نوحه خوانی می پردازد‪ .‬این اثر که گفت وگوهایی است با‬ ‫سیزده چهره ماندگار دوران دفاع مقدس از جمله حاج صادق اهنگری(اهنگران)‪ ،‬غالمعلی ‬ ‫کویتی پور‪ ،‬سعید حدادیان‪ ،‬غالم حسین فخری‪ ،‬حمید سبزواری‪ ،‬مرحوم حبیب الله معلمی‪،‬‬ ‫مرحومه ســیمیندخت وحیدی‪ ،‬پرویــز بیگی حبیب ابادی‪ ،‬علیرضا قزوه‪ ،‬حجت االســام‬ ‫علی ثمری و حاج مهدی منصوری‪ .‬در این کتاب ضمن معرفی این چهره های حماسه سرا و‬ ‫حماسه خوان و بیان بخشی از خاطرات شنیدنی انها‪ ،‬به بررسی چگونگی ساخت و اجرای‬ ‫حماسه خوانی ها در ان دوران پرشکوه از زبان مصاحبه شونده ها پرداخته است‪ .‬این اثر که‬ ‫بخشی از تاریخ شفاهی دفاع مقدس است‪ ،‬هشت سال پیش تدوین و اماده چاپ شده است؛‬ ‫بنابراین‪ ،‬عکس های هشت سال پیش مصاحبه شــونده ها را در خود دارد که در جای خود‬ ‫قابل توجه است‪ .‬این تاریخ شفاهی‪ ،‬بعد از این سال ها منتشر شده تا حس و حال تاریخی‬ ‫ان مخاطــب را تحت تاثیر قرار دهد‪ .‬مخصوصا با وفات اســتاد معلمی‪ ،‬مصاحبه ایشــان‬ ‫ماندگارترین اثر این کتاب است‪.‬شورافرینان دفاع مقدس از ارزیابی شورای کتاب وزارت‬ ‫فرهنگ و ارشاد اسالمی گذشته و به عنوان کتاب ارزشمند معرفی شده است‪.‬‬ ‫حمله با زیکا‬ ‫ایا در گسترش این بیماری‪ ،‬امریکا مقصر است؟‬ ‫است‪ ،‬از زنان خواسته اند که تا مدتی باردار نشوند‪ .‬اما سوال‬ ‫اینجاست که این پشه از کجا امده است و این بیماری چگونه‬ ‫شــیوع پیدا کرد؟ دانشــمندان معتقدند یک تغییر ژنتیکی‬ ‫و بیولوژیکی در پشــه ناقل ان منجر به تولید و شــیوع این‬ ‫بیماری شده است‪ .‬تجربه نشان می دهد که عمدی بودن‬ ‫شیوع این بیماری امکان پذیر است‪... .‬اما خبر این است‬ ‫که در شــیوع این بیماری احتماال دســت امریکایی ها در‬ ‫کار است‪ .‬روزنامه انگلیســی دیلی میل در این باره نوشت‪:‬‬ ‫«شرکت فعالی در بیوتکنولوژی با عنوان اوگزیتک‬ ‫(‪ )Oxitec‬مســتقر در دیدکــوت (‪ )Didcot‬واقع‬ ‫در چهارده کیلومتری جنوب اکســفورد و وابسته‬ ‫به دانشگاه اکســفورد در انگلیس از سال ‪،2012‬‬ ‫مدت ها روی این نوع پشــه تحقیق می کرد‪ .‬انها‬ ‫به مهندسی ژنتیک این پشه مشغول شدند‪ .‬هدف‬ ‫انها این بود که پشه ها پیش از تخم گذاری بمیرند‬ ‫و جمعیت انها که ناقل بیماری زیکا بودند‪ ،‬کاهش‬ ‫یابد‪ .‬در همان زمان تعدادی از دانشمندان با این‬ ‫طرح مخالف بودند و ادعا می کردند که دستکاری‬ ‫در این پشــه می تواند بحرانی جهانی ایجاد کند‪.‬‬ ‫تاکنــون هیچ دارویی بــرای درمان ایــن بیماری‬ ‫موثر نبوده اســت و واکسن مناســبی نیز برای ان‬ ‫یافت نشده اســت‪ .‬اخیرا گزارش هایی در فضای‬ ‫مجازی منتشر شــده که نشــان می دهد ویروس‬ ‫زیکا‪ ،‬یک جنگ بیولوژیک امریکا ضد بشــریت‬ ‫است‪ .‬براساس گزارش خبرگزاری رویترز‪ ،‬امریکا‬ ‫شرکت اوگزیتک را در ماه اوت ‪ ۲۰۱۵‬با ارزش ‪۱۶۰‬‬ ‫میلیون دالر از دانشگاه اکسفورد خریداری کرده است‪.‬‬ ‫مرکز مطالعاتــی رنتس نیز بــا نامیدن بیمــاری زیکا‬ ‫به عنوان یک جنگ زیست محیطی‪ ،‬امریکا را در این مساله‬ ‫مقصر دانســت‪ .‬در این گزارش امده اســت‪« :‬پشــه های‬ ‫مهندسی شــده در مزارع متعلق به بیل گیتس در امریکای‬ ‫التین منتشر شده است‪ .‬بیل گیتس این مزارع را به انجام‬ ‫ازمایش های علمی اختصاص داده است‪».‬‬ ‫پیشخوان جهانی‬ ‫تراژدی‬ ‫امریکایی با‬ ‫پیروزی ترامپ‬ ‫روی جلد‬ ‫اکونومیست‬ ‫خانه وحشت‬ ‫در المان سوژه‬ ‫اصلی اشپیگل‬ ‫پرونده تایم‬ ‫برای ویروس‬ ‫زیکا‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫دیدار‬ ‫‪81‬‬ ‫بازار‬ ‫سیزدهمین جلسه شورای راهبری حسابرسی داخلی‬ ‫بانک ها و موسســات اعتبــاری با حضور دکتــر ابراهیمی‬ ‫ مدیرعامل بانک انصار‪ ،‬اقای محمــدی معاون نظارت و‬ ‫بازرســی به همراه مدیران این معاونت و اعضای شورای‬ ‫مذکور برگزار شد‪.‬‬ ‫به گــزارش اداره کل بازاریابــی و تبلیغــات‪ ،‬در این‬ ‫نشست مدیرعامل بانک انصار ویژگی های سامانه یکپارچه‬ ‫حسابرســی مبتنی بر ریســک بانک انصار و اهم اقدامات‬ ‫انجام شده در حوزه نظارت و کنترل بانک را تشریح کرده و‬ ‫ضمن تاکید بر پیشنگر بودن سامانه جدید حسابرسی این‬ ‫بانک انصار‪ ،‬میزبان سیزدهمین‬ ‫جلسه شورای راهبری‬ ‫حسابرسی داخلی بانک ها و‬ ‫موسساتاعتباری‬ ‫بانک‪ ،‬نقش اطمینان بخشی از تمامی فرایندهای بانک را‬ ‫ی برجسته ان عنوان کرد‪.‬‬ ‫با تمرکز بر ریسک فرایند‪ ،‬ویژگ ‬ ‫در این نشست‪ ،‬اقای ســلطان کریمی‪ ،‬رئیس اداره‬ ‫حسابرســی داخلی با اشــاره به اهمیت و ویژگی های نظام‬ ‫کنترل داخلی در محیط کسب و کار کنونی‪ ،‬نحوه استقرار‬ ‫نظام راهبری شــرکتی و راه اندازی واحد حسابرسی داخلی‬ ‫در بانک را بیان کرد و گفت‪« :‬اجرای عملیات حسابرســی‬ ‫داخلی در چارچــوب یکپارچه (‪ ،)coso‬تدوین شــیوه نامه‬ ‫جامع حسابرســی داخلی‪ ،‬اســتفاده از روش هــای نوین و‬ ‫مدل های جدید حسابرسی از نقاط برجسته و منحصر به فرد‬ ‫حسابرسی داخلی بانک انصار است‪».‬‬ ‫وی در ادامــه به اهــم اقدامــات انجام شــده واحد‬ ‫حسابرسی داخلی در محورهای حسابرسی داخلی‪ ،‬ارزیابی‬ ‫کنترل های داخلی‪ ،‬حسابرسی ریسک‪ ،‬حسابرسی عملیاتی‬ ‫و حسابرسی سیستمی پرداخت‪.‬‬ ‫شایان ذکر است در این شورا عالوه بر مسئوالن واحد‬ ‫حسابرسی داخلی بانک ها و موسسات اعتباری‪ ،‬نمایندگان‬ ‫نظارت سازمان بورس اوراق بهادار‪ ،‬رئیس واحد حسابرسی‬ ‫داخلی شرکت بورس اوراق بهادارتهران و نمایندگان حوزه‬ ‫نظارت بانک مرکزی عضویت دارند‪.‬‬ ‫مدیرعامل بانک صادرات ایران‪:‬‬ ‫بازار‬ ‫‪82‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫اعتماد مشتریان به بانک‪ ،‬سرمایه اجتماعی است‬ ‫مدیرعامل بانک صادرات ایران در ســفر به اســتان‬ ‫کرمان ضمن دیدار با فعاالن اقتصــادی از اعتماد به این‬ ‫بانک به عنوان سرمایه ارزشــمند اجتماعی و معنوی تعبیر‬ ‫کرد و ضرورت صیانت از این سرمایه را خاطر نشان ساخت‪.‬‬ ‫به گــزارش روابط عمومــی بانک صــادرات ایران‪،‬‬ ‫اسماعیل لله گانی‪ ،‬مدیرعامل این بانک‪ ،‬در دیدار با جمعی‬ ‫از فعاالن اقتصادی ان استان با اشــاره به جایگاه و نقش‬ ‫ی که بانک‬ ‫مشتریان در بانک گفت‪« :‬پشتوانه عظیم مردم ‬ ‫صادرات از ان برخوردار اســت وظیفه و رســالت تک تک‬ ‫مدیران و کارکنان شــاغل در این بنگاه بــزرگ اقتصادی را‬ ‫برای ارتقای کمی و کیفی خدمات مضاعف کرده است‪».‬‬ ‫وی افزود‪« :‬برای دســتیابی به رضایتمندی بیش از‬ ‫پیش مشتریان سیاست های خود را با هدف خلق حداکثر‬ ‫ارزش افزوده برای مشتریان به ویژه فعاالن بخش اقتصادی‬ ‫تنظیم و اجرا می کنیم و از همــه امکانات و قابلیت ها برای‬ ‫حصول به بهترین سطح ارائه خدمات بهره می بریم‪».‬‬ ‫او با اشــاره به اهمیت و نقش بانک ها در ایجاد رونق‬ ‫اقتصادی گفت‪« :‬برای اینکه بتوانیــم نقش موثرتری در‬ ‫ایجاد رونق اقتصادی داشــته باشــیم متناســب با نیاز هر‬ ‫صنف و فعالیت اقتصادی بســته اعتباری طراحی و به اجرا‬ ‫گذاشته ایم‪.‬‬ ‫در ایــن زمینه کارشناســان این بانک ضمــن در نظر‬ ‫گرفتن استانداردها و معیارهای فعالیت صنوف و به اقتضای‬ ‫شــرایط بســته های حمایتی تدویــن کرده انــد که ضمن‬ ‫هماهنگی و به تدریج رونمایی می شود‪».‬‬ ‫لله گانی با اشــاره به تدوین بسته سیاســت اعتباری‬ ‫در بانک صادرات ایــران گفت‪« :‬اســتان های گوناگون‬ ‫از پتانســیل های منحصــر به فــردی برخوردارنــد و بــه‬ ‫منظور اســتفاده از قابلیت های منطقــه ای و در چارچوب‬ ‫رویکرد اقتصاد مقاومتــی اقدام به تدوین بســته اعتباری‬ ‫برای رونق تولید و اشــتغال شــده که به شــعب نیز اعالم‬ ‫گردیده است‪».‬‬ ‫مدیرعامل بانک صادرات ایران تصریح کرد‪« :‬استان‬ ‫کرمــان از نظر دارابودن معــادن‪ ،‬اســتقرار صنایع بزرگ و‬ ‫همچنین فعال بودن بخش کشاورزی در زمره استان هایی‬ ‫اســت که می تواند در تولید ناخالص داخلی سهم ویژه ای‬ ‫داشته باشد و بانک صادرات از همه توان خود برای رشد و‬ ‫توسعه اقتصادی این استان استفاده خواهد کرد‪».‬‬ ‫وی با اشاره به توانمندی و قابلیت های این بانک در‬ ‫بخش های مختلــف اضافه کرد‪« :‬بانک صــادرات ایران‬ ‫دارای قابلیت و توانمندی های گســترده ای در حوزه های‬ ‫مختلف از جمله گستردگی شعب در داخل و خارج از کشور‪،‬‬ ‫بســترهای الکترونیکی و مهم تر از همــه نیروهای خالق‬ ‫و توانمند اســت که همه انها در راســتای تحقــق منویات‬ ‫مقام معظم رهبری بسیج شده اند‪».‬‬ ‫بازار‬ ‫مدیرعامل موسسه اعتباری کوثر‬ ‫فعال شدن شبکه بانکی در سیستم‬ ‫جهانی با تغییر ساختار‬ ‫مدیرعامل موسســه اعتبــاری کوثــر در مصاحبه با‬ ‫تو ششمین همایش‬ ‫پژوهشکده پولی و بانکی گفت‪« :‬بیس ‬ ‫سیاســت های پولــی و ارزی امســال در شــرایطی برگزار‬ ‫می شــود که نظام بانکی بــرای فعالیت در شــبکه بانکی‬ ‫جهانی باید در ســاختار و روند فعالیت هــای خود تغییرات‬ ‫بنیادین ایجاد کند‪ ».‬دکتر رضایی افــزود‪« :‬محور اصلی‬ ‫این همایش باتوجه به این مهم اصالح ساختارهای مالی‬ ‫در نظر گرفته شــده است که بسیار مناســب و موضوع روز‬ ‫در این حــوزه اســت‪ ».‬نایب رئیس هیات مدیره موسســه‬ ‫اعتباری کوثر با تاکید بر اینکه اقتصــاد ایران بانک محور‬ ‫است‪ ،‬گفت‪« :‬بار ســنگین تامین مالی در کشور بر عهده‬ ‫بانک هاســت و شــبکه بانکی کشــور نیز در حال حاضر با‬ ‫کمبــود نقدینگی مواجه اســت و اولین گام در این راســتا‬ ‫پرداخت بدهی دولت به بانک هاست‪ ».‬رضایی خاطرنشان‬ ‫کرد‪« :‬افزایش سرمایه بانک ها یکی از موضوعات مهمی ‬ ‫اســت که باید جدی گرفته شــود و در این راســتا دولت با‬ ‫هدف حمایت از بانک هــای خصوصی می تواند مبلغی در‬ ‫حدود ‪ 35‬هزارمیلیارد تومان‪ ،‬هر بانک هزار میلیارد تومان‬ ‫را به صورت تسهیالت با ســود متعارف و دوره بازپرداخت‬ ‫پنج ساله ب ه منظور افزایش ســرمایه در اختیار شبکه بانکی‬ ‫خصوصی کشــور قرار دهد‪ ».‬وی تاکید کرد‪« :‬همچنین‬ ‫بانک مرکزی باید دست بانک ها را برای پرداخت تسهیالت‬ ‫به سهامداران در راستای افزایش سرمایه باز بگذارد تا با این‬ ‫روند هم سهامداران به مرورزمان و از محل سودهای اتی‪،‬‬ ‫اقساط این تسهیالت را پرداخت کنند و هم افزایش سرمایه‬ ‫در بانک ها انجام شود‪».‬‬ ‫رضایی با اشــاره بر اینکه ادغام بانک ها و موسسات‬ ‫کوچک یکی دیگر از تغییرات در این خصوص است‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫«یکی دیگر از اقدامات در شبکه بانکی در راستای اصالح‬ ‫ســاختارهای مالی ادغام بانک ها و موسســات کوچک با‬ ‫یکدیگر است‪».‬‬ ‫مدیرعامل موسسه کوثر گفت‪« :‬میزان سپرده قانونی‬ ‫بانک ها نزد بانک مرکزی بسیار باال است و این منابع در بانک‬ ‫مرکزی قفل شده است‪ .‬اگر نهاد ناظر به منظور توانمندسازی‬ ‫شبکه بانکی در ازای این مبالغ‪ ،‬دارایی بانک ها را در اختیار‬ ‫خود بگیرد با این روند مبلغ قابل توجهی در حدود هزار هزار‬ ‫میلیــارد ریال از منابــع بانکــی ازاد و تــوان بانک ها برای‬ ‫پرداخت تسهیالت به مردم و شــبکه تولید کشور افزایش‬ ‫می یابد‪».‬‬ ‫وی با اشــاره به اصالح صورت هــای مالی بانک ها‬ ‫از ســوی بانــک مرکــزی گفــت‪« :‬اصــاح صورت هــا‬ ‫(اســتاندارهای گزارشــگری مالی بین المللــی) بر مبنای‬ ‫قوانین ‪ IFRS‬مالی و اجرای بازل یک‪ ،‬دو و ســه به شــبکه‬ ‫بانکی کشــور ابالغ شــده اما تغییــر زمان بر اســت و نیاز‬ ‫به امــوزش دارد‪ ،‬زیــرا زیرســاخت های الزم در سیســتم‬ ‫گزارشــگری مالی شــبکه بانکی در این خصــوص فراهم‬ ‫نشده است‪».‬‬ ‫رضایــی در پایــان اظهــار امیــدواری کــرد کــه با‬ ‫اموزش هایی که از سوی بانک مرکزی و پژوهشکده پولی‬ ‫و بانکی در راســتای تنظیم صورت های مالی جدید انجام‬ ‫می شود شاهد شــفافیت و اجرای درست این بخشنامه در‬ ‫شبکه بانکی کشور باشیم‪».‬‬ ‫ازاده محمدی مدیر روابط عمومی موسسه اعتباری کوثر شد‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫بازار‬ ‫بــه گــزارش روابــط عمومــی و تبلیغات موسســه‬ ‫اعتبــاری کوثر؛ در مراســمی بــا حضور فهیمی پــور قائم‬ ‫مقام مدیرعامل و محمودی مشــاور مدیرعامل‪ ،‬با صدور‬ ‫حکمی از ســوی دکتر رضایی مدیرعامل موسســه‪ ،‬ازاده‬ ‫محمدی به عنــوان مدیر جدید روابــط عمومی منصوب و‬ ‫از تالش های محمد حســن عباسی فر تشــکر و قدردانی‬ ‫شــد‪ .‬جواد فهیمی پور‪ ،‬قائم مقــام مدیرعامل موسســه‬ ‫اعتباری کوثر در این مراسم با تبریک و گرامیداشت اعیاد‬ ‫شــعبانیه گفت‪« :‬روزی روح امید که با حضور منجی عالم‬ ‫بشــریت همراه خواهد بــود‪ ،‬می دمد و همــگان از فیض‬ ‫حضور امام زمان(عــج) بهره خواهند برد کــه البته ما باید‬ ‫زمینه ساز ظهور حضرت باشــیم‪ ».‬وی در این مراسم طی‬ ‫سخنانی ضمن تقدیر و تشــکر از زحمات و خدمات اقای‬ ‫عباســی فر در مدیریت روابط عمومــی و تبلیغات تصریح‬ ‫کرد‪« :‬روابط عمومی بسیار بســیار مهم است و بحمدالله‬ ‫در موسســه اعتباری کوثر با تالش های اقای عباســی فر‬ ‫مسیر خوبی را پیموده و باید این حرکت پرشتاب ادامه پیدا‬ ‫کند‪ ».‬فهیمی پور افزود‪« :‬روابط عمومی جایگاه ویژه ای در‬ ‫سازمان دارد و نحوه عملکرد ان تمام بخش های موسسه را‬ ‫تحت تاثیر قرار می دهد‪ ،‬سیما و چهره سازمان را از عملکرد‬ ‫روابط عمومی می توان سنجید و خوشبختانه در طول این‬ ‫مدت شــاهد موفقیت های چشــمگیری بوده ایم‪ ».‬عضو‬ ‫هیات مدیره موسسه اعتباری کوثر گفت‪« :‬روابط عمومی‬ ‫باید فعال و پویا باشــد‪ ،‬افراد در این حوزه باید به روز بوده و‬ ‫توان یادگیری و یاد دادن را داشته باشند و اقای عباسی فر‬ ‫بــا صیانت نفس‪ ،‬تخصــص و دلســوزی به عنــوان مدیر‬ ‫روابط عمومی کار را پیش بردند و بنده شــاهد تالش های‬ ‫شــبانه روزی ایشــان و همکارانشــان بوده ام‪ ،‬ان شاءالله‬ ‫از این پس شــاهد حضور موثر ایشــان در موسســه کوثر‬ ‫باشــیم‪ ».‬وی با بیان تخصص و ویژگی های مثبت اقای‬ ‫عباسی فر بیان داشــت‪« :‬برای کوثر مایه افتخار است که‬ ‫چنین فردی با تخصص‪ ،‬تعهد و دلسوزی در مدیریت روابط‬ ‫عمومی فعالیت می کردند‪ ».‬قائم مقام مدیرعامل موسسه‬ ‫اعتباری کوثر در ادامه با اشاره به سوابق و تخصص سرکار‬ ‫خانم محمدی افــزود‪« :‬با عنایت به ســوابق و تخصصی‬ ‫که خانم محمدی در ایــن زمینه دارنــد‪ ،‬امیدواریم روابط‬ ‫عمومی موسســه روز به روز پیشــرفت کند و به موفقیت و‬ ‫بالندگی برسد‪ ».‬فهیمی پور گفت‪« :‬در طول مدتی که خانم‬ ‫محمدی در موسســه فعالیت دارند به خوبی نشــان دادند‬ ‫که از عهده مسئولیت هایی که به ایشــان واگذار می شود‬ ‫بر می ایند‪ .‬از ایشان می خواهیم با تمام توان خود در جهت‬ ‫اعتالی نام کوثر که هدف همه ماست گام بردارند‪».‬‬ ‫در ادامــه ایــن مراســم عباســی فر ضمــن تشــکر‬ ‫از فهیمی پــور قائم مقــام مدیرعامل‪ ،‬محمودی مشــاور‬ ‫مدیرعامل و عزتی مدیر حوزه ریاست بیان داشت‪« :‬برای‬ ‫من در طول این مدت مهم بود که بتوانم در جهت اعتالی‬ ‫نام کوثر تــاش کنــم و خرســندم از اینکه توانســته ام تا‬ ‫حدودی از عهده این مسئولیت بربیایم و ان شاءالله زمانی‬ ‫که به تخصص و توانایی های بنده نیاز شد جهادی در کنار‬ ‫موسسه ای که زینت بخش ان نام زیبای کوثر است باشم‪».‬‬ ‫در پایان خانم محمدی ضمن تقدیر از عملکرد اقای‬ ‫عباسی فر گفت‪« :‬ان شاءالله مســیری که با قوت و شتاب‬ ‫پیش گرفته شــده را ادامه می دهیم‪ ،‬با همدلی و همراهی‬ ‫کارشناسان در روابط عمومی موسسه شاهد موفقیت های‬ ‫روزافزون خواهیم بود‪ .‬بنده خود را یکی از اعضای خانواده‬ ‫بزرگ کوثر می دانــم و از اینکه به بنده اعتمــاد کرده و این‬ ‫مسئولیت را بر عهده بنده گذاشتید تشکر می کنم‪ ».‬در پایان‬ ‫این مراسم حکم مســئولیت خانم محمدی به عنوان مدیر‬ ‫روابط عمومی و تبلیغات موسســه اعتباری کوثر به ایشان‬ ‫داده شد و از زحمات اقای عباسی فر قدردانی به عمل امد‪.‬‬ ‫‪83‬‬ ‫بازار‬ ‫مدیرعامل بانک دی تاکید کرد‪:‬‬ ‫مهندسی‬ ‫درست تجهیز و‬ ‫تخصیصمنابع‬ ‫در راستای‬ ‫بازار‬ ‫‪84‬‬ ‫مثلث | شماره ‪308‬‬ ‫اقتصادمقاومتی‬ ‫مدیرعامــل بانک دی اظهــار کــرد‪« :‬امیدواریم در‬ ‫ســال ‪ 95‬که به نام ســال اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل‬ ‫نامگذاری شده است‪ ،‬بتوانیم به عنوان یک بنگاه اقتصادی‬ ‫در راســتای منویــات مقام معظم رهبری وظیفــه خود را به‬ ‫سرانجام برسانیم‪».‬‬ ‫به گــزارش اداره کل روابط عمومــی بانک دی دکتر‬ ‫احمد شفیع زاده که به مناســبت اغاز هفتمین سال فعالیت‬ ‫بانک دی ســخنرانی می‪‎‬کرد‪ ،‬گفت‪« :‬خدا را شاکریم که‬ ‫به همت همکاران توانستیم روند موفقیت های بانک طی‬ ‫سال های اخیر را در سال گذشته تداوم دهیم و به اهداف‬ ‫خوبی دست پیدا کنیم‪».‬‬ ‫وی رونمایی از چهار رویداد مهم در ســالروز تاسیس‬ ‫بانک دی را گامی بــزرگ در جهت عملی کــردن اقتصاد‬ ‫مقاومتی عنوان و تاکید کرد‪« :‬موفقیت های حاصل شده‬ ‫ی همکاران خوبم در بانک است و به پاس‬ ‫نتیجه تالش تمام ‬ ‫تمام افتخارافرینی هایی که انها در سال ‪ 94‬انجام دادند‪،‬‬ ‫صمیمانه سپاسگزارم‪».‬‬ ‫مدیرعامل بانک دی با بیان راهکارهایی برای عملی‬ ‫کردن شــعار ســال اظهار کرد‪« :‬وظیفه ما این است که با‬ ‫جامه عمل پوشــاندن به تدبیر اقتصاد مقاومتی اقداماتی‬ ‫عملی در همه حوزه ها طراحی و به مرحله اجرا دراوریم‪».‬‬ ‫شفیع زاده مهندسی درست تجهیز و تخصیص منابع‬ ‫را از جمله اقداماتی دانست که در این زمینه باید انجام شود‬ ‫و گفت‪« :‬از جمله برنامه هایی که امســال در بانک دی در‬ ‫زمره فعالیت های اصلی قرار گرفتــه‪ ،‬کاهش قیمت تمام‬ ‫شده پول خواهد بود‪».‬‬ ‫وی با بیان اینکه رقابت ناســالم در عرصه بانکداری‬ ‫کشور باید اصالح شده و به وضعیتی تبدیل شود که بتوانیم‬ ‫برای بنگاه ها شــرایط مناســبی فراهم اوریم‪ ،‬خاطرنشان‬ ‫کرد‪« :‬رقابت اصلی در نظام بانکی بایــد رقابت در خدمت‬ ‫به مشــتری باشــد و موثرترین‪ ،‬با ارزش ترین و ارزان ترین‬ ‫خدمت‪ ،‬احترام به مشتری است‪».‬‬ ‫به گفته وی احترام به مشتری ادبیات و گفتمانی است‬ ‫که در راستای اقتصاد مقاومتی خود را نشان می دهد و باید‬ ‫انجام پذیرد‪ .‬امیدوارم بــا همت همه همکاران این توفیق‬ ‫روزافزون را داشته باشــیم که با اخالق حرفه ای در جهت‬ ‫رشد و اعتالی بانک دی موثر باشیم‪».‬‬ ‫شفیع زاده با اشاره به رونمایی از دو اتفاق مهم در بانک‬ ‫دی در سالروز تاسیس ان تصریح کرد‪« :‬امروز هم به همت‬ ‫همکاران معاونت فناوری اطالعات رونمایی از «همبانک‬ ‫دی» و «بانکداری هوشمند» به مرحله بهره برداری رسید‬ ‫که با لطف الهی در خدمت مردم عزیز قرار خواهد گرفت‪».‬‬ ‫وی تاکید کرد‪« :‬به جرات ادعا می کنم بانک دی طی‬ ‫ماه های اتی جزو برترین ها در عرصه بانکداری الکترونیک‬ ‫خواهد شد‪ .‬اقدامات و برنامه هایی که بانک دی در عرصه‬ ‫بانکداری الکترونیک دارد شــامل پیاده سازی ‪ 26‬نرم افزار‬ ‫اســت که نتیجــه ان برتری جایــگاه بانــک در بانکداری‬ ‫الکترونیک و رضایت مشتری است‪».‬‬ ‫مدیرعامل بانــک دی همچنیــن با تقدیــر از مناف‬ ‫هاشــمی‪ ،‬معاون وزیر ورزش و جوانان و دکتــر داورزنی‪،‬‬ ‫رئیس فدراسیون والیبال که در مراسم تاسیس سالروز بانک‬ ‫دی و رونمایی از پیراهن تیم ملی والیبال حضور داشــتند‪،‬‬ ‫اظهار کرد‪« :‬سال جاری حامی جامعه ورزش کشور هستیم‬ ‫و ارزوی ســربلندی برای جامعه ورزش داریــم‪ .‬حمایت از‬ ‫ورزش جزو مسئولیت های اجتماعی بانک دی است که در‬ ‫سالیان پیشین نیز سابقه داشته است‪».‬‬ ‫وی افــزود‪« :‬حمایــت از تیم ملی والیبــال از دیگر‬ ‫اقداماتی است که با بهره برداری مناسب از ان هم می توان‬ ‫به توســعه ورزش و نشــاط در جامعه کمک کــرد و هم به‬ ‫ارتقای جایگاه ذهنی بانک پرداخت‪».‬‬ ‫تفاهمنامــه همکاری بیــن بانک دی و فدراســیون‬ ‫والیبال با حضور مدیرعامل بانک دی‪ ،‬رئیس فدراســیون‬ ‫والیبال‪ ،‬رئیس هیات مدیره بانک دی و معاون وزیر ورزش‬ ‫و جوانان در سالروز تاسیس بانک دی امضا شد که بر اساس‬ ‫ان حمایت از تیم های ملی والیبال در تمامی رده های سنی‬ ‫در مسابقات بر عهده بانک دی خواهد بود‪.‬‬

آخرین شماره های ماهنامه مثلث

ماهنامه مثلث 419

ماهنامه مثلث 419

شماره : 419
تاریخ : 1397/09/15
ماهنامه مثلث 418

ماهنامه مثلث 418

شماره : 418
تاریخ : 1397/07/28
ماهنامه مثلث 417

ماهنامه مثلث 417

شماره : 417
تاریخ : 1397/07/21
ماهنامه مثلث 416

ماهنامه مثلث 416

شماره : 416
تاریخ : 1397/07/14
ماهنامه مثلث 415

ماهنامه مثلث 415

شماره : 415
تاریخ : 1397/07/07
ماهنامه مثلث 414

ماهنامه مثلث 414

شماره : 414
تاریخ : 1397/06/31
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!