فصلنامه بین المللی میان رشته ای و بین الأدیانی "Pure Life" در ادیان الاهی شماره 25 - مگ لند
0
صفحه قبل

فصلنامه بین المللی میان رشته ای و بین الأدیانی "Pure Life" در ادیان الاهی شماره 25

صفحه بعد

فصلنامه بین المللی میان رشته ای و بین الأدیانی "Pure Life" در ادیان الاهی شماره 25

فصلنامه بین المللی میان رشته ای و بین الأدیانی "Pure Life" در ادیان الاهی شماره 25

صفحه 1 صفحه 2 ‫فصلنامه بین المللی میان رشتهای و بین االدیانی‬ ‫”‪“PURE LIFE‬‬ ‫(علمی و چندزبانه)‬ ‫سال هشتم‪ ،‬شماره بیست و پنجم‪ ،‬بهار ‪ ،1400‬ذوالقعده ‪ ،1442‬ژوئن ‪2021‬‬ ‫صاحب امتیاز‪ :‬دانشگاه مجازی المصطفی‬ ‫وابسته به جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‬ ‫مدیر مسئول‪ :‬حجت االسالم دکتر محسن قنبری االنق‬ ‫(استادیار جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه ‪ /‬مطالعات اسالمی به زبان انگلیسی)‬ ‫سردبیر‪ :‬حجت االسالم دکتر محسن ملک افضلی اردکانی‬ ‫(استاد جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‪ /‬فقه و مبانی حقوق اسالمی)‬ ‫جانشین سردبیر‪ :‬دکتر سید اباذر هاشمی هریکندئی‬ ‫(معاون پژوهشی و تول ید دانشگاه مجازی المصطفی ‪ /‬علوم دینی و ادیان)‬ ‫دبیر منطقهای‪ :‬حجت االسالم دکتر عباسعلی براتی‬ ‫(استادیار جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‪ /‬ارتباطات و فقه و اصول)‬ ‫مدیر اجرایی‪ :‬دکتر یزن علی (سوریه)‬ ‫(پژوهشگر المرکز االسالمی للدراسات االستراتیجیه‪ /‬عرفان اسالمی)‬ ‫نشانی‪ :‬قم‪ ،‬خیابان ساحلی جنوبی‪ ،‬نرسیده به مصلی‪ ،‬بین کوچه ‪6‬و‪ 4‬صندوق پستی‪3713913554 :‬‬ ‫تلفن و نمابر‪32613875 – 32114175 :‬‬ ‫تعداد صفحات‪ 156 :‬صفحه‬ ‫شمارگان‪ :‬چاپ الکترونیکی‬ ‫شاپا‪26۷6-۷61۹ :‬‬ ‫‪Web: http://p-l.journals.miu.ac.ir‬‬ ‫‪Email: research@mou.ir‬‬ ‫‪p-l.journals@miu.ac.ir‬‬ ‫‪purelifejournal@gmail.com‬‬ صفحه 3 ‫هیئت تحریریه داخلی‪:‬‬ ‫پروفسور محمد فاکر میبدی‬ ‫العالمیه‬ ‫استاد تفسیر و علوم قران جامعه المصطفی‬ ‫پروفسور محمدکاظم شاکر‬ ‫استاد علوم قران و حدیث دانشگاه عالمه طباطبائی‬ ‫پروفسور عبدالرضا مظاهری‬ ‫استاد عرفان اسالمی دانشگاه ازاد اسالمی (واحد تهران مرکزی)‬ ‫پروفسور علیرضا نبیلو چهرقانی‬ ‫استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم‬ ‫پروفسور حمیدرضا ایت اللهی‬ ‫استاد فلسفه دانشگاه عالمه طباطبائی‬ ‫پروفسور غالمرضا جمشیدیها‬ ‫استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران‬ ‫دکتر سید اکبر حسینی قلعه بهمن‬ ‫دانشیار فلسفه دین موسسه اموزشی و پژوهشی امام خمینی‬ ‫دکتر سید محمدحسین هاشمیان‬ ‫دانشیار سیاستگزاری فرهنگی دانشگاه باقر العلوم‬ ‫دکتر احمد قدسی‬ ‫دانشیار فقه و اصول جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‬ ‫دکتر علی رحمانی فرد‬ ‫دانشیار فقه و معارف جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‬ ‫دکتر ابراهیم فیاض‬ ‫دانشیار فرهنگ و ارتباطات دانشگاه تهران‬ ‫دکتر ابوالفضل خوشمنش‬ ‫دانشیار علوم قران و حدیث دانشگاه تهران‬ ‫دکتر محمود کریمی بنادکوکی‬ ‫دانشیار علوم قران و حدیث دانشگاه امام صادق‬ ‫دکتر امیر خواص‬ ‫دانشیار فلسفه دین موسسه اموزشی و پژوهشی امام خمینی‬ ‫دکتر رضا نجاری‬ ‫دانشیار مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور‬ ‫دکتر سعید ارجمندفر‬ ‫استادیار حکمت متعالیه جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‬ ‫دکتر علی پاکپور‬ ‫استادیار اخالق اسالمی جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‬ ‫دکتر فرزانه اعظم لطفی‬ ‫استادیار زبان و ادبیات فرهنگ اردو دانشگاه تهران‬ ‫دکتر احمد مرتاضی‬ ‫استادیار فقه و مبانی حقوق اسالمی دانشگاه تبریز‬ ‫دکتر محمدشتا بدرا‬ ‫پژوهشگر فلسفه‪ ،‬مدیریت و اقتصاد جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‬ ‫هیئت تحریریه بین المللی‪:‬‬ ‫پروفسور سید علی محمد نقوی‬ ‫استاد علم کالم دانشگاه علیگر (هندوستان)‬ ‫پروفسور برنهارد اوده‬ ‫استاد فلسفه و کالم دانشگاه فرایبورگ (المان)‬ ‫پروفسور امانوئل مالولو دیساکه‬ ‫استاد تاریخ و فلسفه علم و فناوری دانشگاه دواال (کامرون)‬ ‫دکتر انیس دوکو‬ ‫دانشیار فلسفه علم دانشگاه ابن خلدون (ترکیه)‬ ‫دکتر خالد الولید‬ ‫دانشیار فلسفه اسالمی دانشگاه اسالمی جاکارتا (اندونزی)‬ ‫دکتر سید محمد صغیر الحسینی‬ ‫دکتر ریاض عبدالحلیم الباهلی‬ ‫دکتر عثمان ویندی انجای‬ ‫استادیار فقه مقارن جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه (مغرب)‬ ‫استادیار قران و حقوق جامعه البصره (عراق)‬ ‫استادیار عرفان اسالمی جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه (سنگال)‬ ‫دکتر سید صادق عباس الموسوی‬ ‫استادیار جامعهشناسی الجامعه اللبنانیه (لبنان)‬ ‫دکتر ابشا ایله گوتا‬ ‫استادیار روانشناسی دانشگاه ادیس ابابا (اتیوپی)‬ ‫دکتر توفیق اسداف‬ ‫استادیار کالم اسالمی جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه (جمهوری اذربایجان)‬ صفحه 4 ‫بر اساس مصوبه شورای ارزیابی نشریات‬ :)ISC( ‫پایگاه استنادی علوم جهان اسالم‬ 100 ‫) از‬77/91( ‫ این نشریه با اخذ امتیاز‬1400/03/11 ‫از تاریخ‬ .‫در این پایگاه نمایه میشود‬ ،‫فصلنامه به صورت الکترونیکی است که در نشانیهای زیر‬ :‫قابل دریافت است‬ https://jcr.isc.ac/main.aspx https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/18620 https://www.magiran.com/magazine/about/4950 https://journals.indexcopernicus.com/search/details?id=67468 http://esjindex.org/search.php?id=4865 http://www.sjifactor.com/passport.php?id=21573 http://olddrji.lbp.world/JournalProfile.aspx?jid=2676-7619 https://isindexing.com/isi/journals.php https://scholar.google.com/citations?view_op=list_works&hl=en &user=gkgrdM0AAAAJ https://miu-ir1.academia.edu/PureLifeMultilingualScientificJournal http://p-l.journals.miu.ac.ir/ https://www.noormags.ir/view/fa/magazine/2125 http://journalseeker.researchbib.com/view/issn/2676-7619 http://ensani.ir/fa/article/journal/1325/pure-life https://civilica.com/l/20058/ https://elmnet.ir/eid/A-0095-4933 https://jref.ir/20058 https://dorl.net/information.aspx https://www.researchgate.net/signup.SignUp.html http://linkedin.com/in/editor-in-chief-of-%E2%80%9Cpurelife%E2%80%9D-multilingual-scientific-journal-ab1217205 https://www.facebook.com/almustafa.open.university.research/ https://www.instagram.com/al_Mustafa_open_university/ https://t.me/AlMustafaOpenUniversity https://chat.whatsapp.com/KN8ptoXSAyCB5B5rVfEppI https://web.eitaa.com/#/im?p=%40AlmustafaOpenUniversity https://publons.com/researcher/4100519/international-journalof-multidisciplinary-and-int/ https://www.oalib.com/indexPaper/addIndexPaper https://e-rasaneh.ir/view_Certificate_Details.aspx?CertificateID=74327 http://journalchecker.ir/ https://portal.issn.org/resource/ISSN/2676-7619# https://orcid.org/0000-0003-1797-8470 صفحه 5 ‫راهنمای نویسندگان مقاالت‬ ‫‪ .1‬مقاله باید شامل قسمتهای زیر باشد‪:‬‬ ‫‪ ‬عنوان‪ ،‬چکیده و کلیدواژگان‪ ،‬مقدمه یا طرح موضوع‪ ،‬بدنه اصلی مقاله‪ ،‬نتیجه گیری و فهرست منابع‪.‬‬ ‫ً‬ ‫‪ .2‬تنها مقالههایی قابل بررسی است که قبال منتشر نشده باشند و نویسنده متعهد به نشر ان در جای دیگر نباشد‪.‬‬ ‫‪ .3‬مسئولیت صحت و سقم مقاله به لحاظ علمی و حقوقی بر عهده نویسنده مسئول است‪.‬‬ ‫‪ .4‬حق رد یا قبول مقالهها برای نشریه محفوظ است‪.‬‬ ‫‪ .5‬تایید نهایی مقاله برای چاپ‪ ،‬پس از نظر داوران با سردبیر نشریه است‪.‬‬ ‫‪ .6‬حجم مقاله حداقل ‪ 8‬صفحه و حداکثر ‪ 25‬صفحه ‪ 250‬کلمه ای خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ .7‬نقل و اقتباس از مقالههای نشریه با بیان ماخذ‪ ،‬ازاد است‪.‬‬ ‫‪ .8‬جهت نوشتن مقاله به زبانهای فارسی و عربی‪ ،‬از فونت ‪ 14‬و خط ”‪ “IRLotus‬است فاده شود‪ ،‬جهت نوشتن مقاله‬ ‫به زبان اردو از فونت (‪ )14‬و خط ”‪ “Alvi Nastaleeq‬استفاده شود و جهت نوشتن مقاله به زبان انگلیسی و سایر‬ ‫زبانها از فونت ‪ 14‬و خط ”‪ “Times New Roman‬استفاده شود‪.‬‬ ‫‪ .9‬فهرست منابع بهترتیب حروف الفبا و به شرح زیر اورده شود‪:‬‬ ‫‪ ‬کتاب‪ :‬نام خانوادگی‪ ،‬نام‪( .‬سال نشر)‪ .‬عنوان ”‪ .“Bold‬نام مترجم‪ .‬چاپ‪ .‬محل نشر‪ :‬نام ناشر‪.‬‬ ‫‪ ‬مقاله‪ :‬نام خانوادگی‪ ،‬نام‪( .‬سال نشر)‪ .‬عنوان ”‪ .“Bold‬نام نشریه‪ .‬سال نشر‪ .‬شماره نشر‪ :‬صفحات مقاله‪.‬‬ ‫‪ .10‬درج ارجاعات مربوط به منابع در متن به صورت (نام مولف‪ ،‬سال نشر‪ :‬شماره صفحه) اورده شود‪.‬‬ ‫‪ .11‬ارجاعات هر صفحه مانند صورت التین کلمات‪ ،‬شرح اصطالحات و‪ ...‬در پاورقی همان صفحه اورده شود‪.‬‬ ‫‪ .12‬نویسنده الزم است مقاله خود را از طریق تارنمای نشریه به نشانی زیر ارسال نماید‪:‬‬ ‫‪http://p-l.journals.miu.ac.ir/contacts?_action=signup&lang=fa‬‬ ‫‪ .13‬با توجه به چند زبانه بودن نشریه‪ ،‬پژوهشگران محترم می توانند مقاالت خود را به زبانهای فارسی‪ ،‬عربی‪ ،‬اردو‪،‬‬ ‫انگ لیسی‪ ،‬فرانسوی‪ ،‬ترکی استانبولی و اذری ارسال نمایند‪.‬‬ ‫‪ .14‬پس از چاپ مقاله‪ ،‬دبیرخ انه نشریه موظف است یک نسخه از نشریه الکترونیکی را به رایانامه نویسنده‪ /‬نویسندگان‬ ‫ارسال کند‪.‬‬ صفحه 6 ‫فهرست مطالب‬ ‫بخش افرسی‬ ‫سخن مدیر مسئول ‪۹ ..................................................................................... ..................‬‬ ‫سخن سردبیر ‪10 ................ .................................................................... .......................‬‬ ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی» و گونه های ان از منظر قران کریم و عهدین ‪11 .......................................‬‬ ‫محمدعلی شفیع زاده (ایران)‪ ،‬سهیل اسعد (شیلی)‬ ‫تاریخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت (با تاکید بر دولت مستقر در عصر صفوی) ‪39 ...................‬‬ ‫مریم رضایی (ایران)‪ ،‬حسین دوستی مقدم (ایران)‪ ،‬رافت االسدی (عراق)‬ ‫القسم العربی‬ ‫کلمه المشرف العام ‪63 ....................................................................................................‬‬ ‫کلمه رئیس التحریر ‪64 ........................................................... ....................... ..................‬‬ ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪65 ..................................................................‬‬ ‫عبدالله محمد الدرویش (سوریا)‪ ،‬نضال حنش شبار الساعدی (العراق)‬ ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی فی التعامل مع الروایه ‪87 .......................................................‬‬ ‫ساجد صباح میس العسکری (عراق)‪ ،‬محمد سلیمان (فرنسا)‬ صفحه 7 English Section A Word from Chief Editor …………………….…………….......…...... 111 A Word from Managing Editor …………………...………........…........ 112 Reading the Qur'anic and Narrative Views on Inventory Features Called “Jenn” ………………………………………………………… 113 Tahere Mohseni (Iran), Khadijeh Ahmadi Bighash (Iran), Sofia A. Koutlaki (Wales) Manifestation of the Essence of God in Ibn Arabi’s and Meister Eckhart’s View ................................................................................... 133 Mohammad Mahdi Gorjian (Iran), Yazan Ali (Iraq), Kinana Mustafa (Syria), Suzan Fahs (England) صفحه 8 ‫سخن مدری مسئول‬ ‫فصلنامه بین المللی میان رشتهای و بین االدیانی ”‪ “PURE LIFE‬در ادیان االهی‪ ،‬نشریهای علمی‬ ‫و چندزبانه است که دریچهای به زندگی جاوید بشری خواهد بود‪.‬‬ ‫از طرف دیگر‪ ،‬دانشگاه مجازی المصطفی‬ ‫به عنوان یکی از مراکز وابسته به جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه رسالت خود را معرفی اموزه های الهی برای انسان خاک نشین می داند تا از رهگذر دانشی که‬ ‫خداوند در اختیار او گذارده‪ ،‬زندگی جدیدی را پایهگذاری کند؛ به نحوی که ارامش دنیوی و سعادت‬ ‫اخروی را برای او به ارمغان اورد‪.‬‬ ‫بر این اساس‪ ،‬نشریه ”‪ “PURE LIFE‬در ادیان االهی‪ ،‬فرصتی برای دانشپژوهان و‬ ‫دانشاموختگان دانشگاه و سایر پژوهشگران است تا اموختههای علمی‪ -‬معرفتی خود را بر پهنای فضای‬ ‫مجازی بگسترانند و با زبان عالمانه‪ ،‬معرفت دینی ادیان و مذاهب توحیدی را در ساحتهای مختلف‬ ‫زندگی بشری بازتاب دهند‪.‬‬ ‫امید که با همت جویندگان نور دانش‪ ،‬این پنجره رو به سوی نور‪ ،‬هر چه پرفروغتر گردد‪.‬‬ صفحه 9 ‫سخن سردبیر‬ ‫پژوهش به عنوان شریان حیات در حوزه دانش و بینش عمل میکند که پویایی ان میتواند به تحریک در رو یش و‬ ‫ً‬ ‫گسترش مرزهای دانش انجامیده و بیتوجهی به این حوزه‪ ،‬ایستایی و نهایتا میرایی دانش را رقم میزند که جهل‪،‬‬ ‫اولین دستاورد ان است؛ در دنیای امروز نیز شاهد جهالت مدرن هستیم که محصول عدم پژوهش سلیم در‬ ‫حوزههای مختلف است‪.‬‬ ‫امروزه پژوهش مجرای گسترش مرزهای دانش بوده و جایگاه سترگی در فعالیتهای بشری به خود اختصاص‬ ‫داده است؛ همچنین تتبع در حوزه علوم انسانی و ادیان ابراهیمی میتواند انسان را در فهم مسائل و دشواریهای‬ ‫انسانی توانمند ساخته و برای انها راه حل ارائه کند‪.‬‬ ‫پیشرفت روزافزون حوزه های دانشی‪ ،‬ضرورت ورود به عرصه های علمی بیشتری را می طلبد؛ چه انکه‬ ‫امروزه بسیاری از حوزه های دانشی علوم انسانی و ادیان ا براهیمی نیازمند تبیین و ارائه در عرصه جهانی است‪.‬‬ ‫فصلنامه بین المللی میان رشتهای و بین االدیانی ”‪ “PURE LIFE‬در ادیان االهی‪ ،‬به منظور ایجاد‬ ‫فضای ارائه مقالههای دانشپژوهان و پژوهشگران سرتاسر عالم‪ ،‬در تالش است ضمن ارتقای سطح تحقیقات‬ ‫دانشپژوهی مرتبط با علوم انسانی و ادیان ابراهیمی (اسالم‪ ،‬مسیحیت و یهودیت)‪ ،‬بستر مناسبی برای توسعه‬ ‫ارتباط میان پژوهشگران عرصه علوم انسانی و ادیان الهی باشد‪.‬‬ ‫این فصلنامه میانرشته ای و چندزبانه به صورت الکترونیکی منتشر میشود و این شماره‪ ،‬ماحصل ‪ 6‬مقاله به‬ ‫‪ 3‬زبان فارسی‪ ،‬عربی و انگلیسی است‪.‬‬ ‫فصلنامه ”‪ “PURE LIFE‬در ادیان االهی با عنایت کمیسیون نشریات جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه و‬ ‫وزارت فرهنگ و ارشاد اسالمی جمهوری اسالمی ایران‪ ،‬به عنوان نخستین نشریه علمی دانشگاه مجازی‬ ‫المصطفی‬ ‫که در پایگاه استنادی علوم جهان اسالم ”‪ “ISC‬نیز نمایه شده است‪ ،‬امادگی انتشار مقالههای‬ ‫دانشپژوهان ‪ ،‬پژوهشگران و استادان سرتاسر عالم را دارد‪.‬‬ صفحه 10 ‫‪https://dorl.net/dor/20.1001.1.26767619.2021.8.25.1.1‬‬ ‫ماهیتشناسی تطبیقی «وحی» و گونههای ان از منظر قران کر یم و عهدین‬ ‫نویسندگان‪ :‬محمدعلی شفیع زاده (ایران)‪ 1،‬دکتر سهیل اسعد (شیلی)‬ ‫دریافت‪1399/03/09 :‬‬ ‫‪2‬‬ ‫پذیرش‪1399/11/18 :‬‬ ‫چکیده‬ ‫وحی به مثابه ارتباط خالق هستی با پیامبران که زمینه را برای دریافت و ابالغ پیام االهی مهیا‬ ‫میسازد‪ ،‬پدیدهای مورد اتفاق میان ادیان است که به منظور درک و فحص ان‪ ،‬نیاز به خروج از‬ ‫محاسبات مادی و درک عالم معنا است؛ چرا که پدیده وحی در ارتباط با خالق هستی و پیامبران‬ ‫االهی معنا مییابد و با واسطهگری فرشته وحی به تحقق میانجامد‪ .‬با این زاویه دید‪ ،‬وحی‬ ‫پدیدهای فراتر از افق فکر و تعقل بشر است که بتوان ان را با ابزارهای علمی شناخت‪ ،‬ضمن اینکه‬ ‫قابل تجربه و تکرار نیز نمیباشد‪ .‬در فرایند دریافت وحی‪ ،‬پیامبر در یک ارتباط ملکوتی به وسیله‬ ‫قلب نورانیاش حقایق را از جهان غیب میگیرد‪ ،‬بدون اینکه از اعضاء و حواس خود کمک بگیرد‬ ‫و برای دریافت ان نیروی فکر و تعقل خویش را دخالت دهد؛ لذا برخی معتقدند حقیقت وحی‬ ‫برای انسان مجهول است و نمیتوان برای ان تعریف جامع و مانعی ارائه داد و در عین حال‪ ،‬انچه‬ ‫ارائه شده برای ان است که ذهن انسان به این پدیده و ارتباط معنوی نزدیک شود‪ .‬بنابراین امکان‬ ‫شناخت ماهیت وحی مستلزم ان نیست که اصل وحی و نبوت انبیاء مورد خدشه و انکار قرار‬ ‫گیرد؛ زیرا وحی و نبوت یک مسئله کالمی است که در اثار فلسفی و کالمی با براهین قطعی به‬ ‫اثبات رسیده است‪ .‬در این پژوهش و با توجه به سیر تبیین شده‪ ،‬تالش شد با کنکاشی تطبیقی از‬ ‫ادیان االهی به ماهیتشناسی پدیده وحی پرداخته شود و برای این منظور از روش تحقیق کیفی از‬ ‫نوع مطالعات کتابخانهای و بررسی اسناد و منابع دینی استفاده شد‪.‬‬ ‫واژگان کلیدی‪ :‬وحی‪ ،‬قران کریم‪ ،‬عهد قدیم‪ ،‬عهد جدید‬ ‫‪ .1‬دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قران و حدیث‪ ،‬گروه علوم قران و حدیث‪ ،‬دانشکده الهیات و علوم اسالمی‪،‬‬ ‫دانشگاه پیام نور‪ ،‬تهران‪ ،‬ایران‪shafiezadeh@igmc.ir ،‬‬ ‫‪ . 2‬دکترای اال هیات‪ ،‬گروه اال هیات‪ ،‬دانشکده حقوق و االهیات ‪ ،‬دانشگاه ادولفو ایبانز‪،‬‬ ‫سانتیاگو‪ ،‬شیلی‪Sheij-suhail@hotmail.com ،‬‬ صفحه 11 ‫‪12 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫مقدمه‬ ‫همه شرایع الهی از یک سرچشمه صادر شده اند و دین حقیقتی فراتر از حوادث و تغییرات تاریخی‬ ‫است‪ .‬دین حقیقتی واحد است که به شکلهای مختلف در شریعت های گوناگون در طول تاریخ‬ ‫ظاهر شده است‪ .‬انبیاء نیز فرستادگانی از سوی خداوند متعال هستند تا گوهر دین را برای مردم‬ ‫بازگو کنند‪.‬‬ ‫از طرفی‪ ،‬هیچ پیامبری در طول تاریخ در موضع نقد یا انکار پیامبر قبل از خود واقع نشده‬ ‫است؛ بلکه همه پیامبران‪ ،‬انبیای قبل از خود را تایید نموده و خود را ادامه دهنده همان وحی و‬ ‫نبوت قبل دانسته است‪ ،‬جز اینکه شریعت بعدی کامل کننده شریعت قبلی بوده است و در حالی‬ ‫که بعضی از احکام پیامبر قبل را تایید میکرده‪ ،‬در عین حال بعضی از احکام ان را نیز تغییر داده‬ ‫است؛ لذا همگی ادیان از یک حقیقت واحدی خبر می دهند و همگی برای هدایت و سعادت بشر‬ ‫نازل شده اند‪.‬‬ ‫قران کریم در این زمینه میفرماید‪:‬‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫َ َّ َ َ ُ ِّ َ ِّ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫الدین َما َو َّصی به ُن ً‬ ‫وحا َوال ِذی ا ْو َح ْینا ِال ْیک َو َما َو َّص ْینا ِب ِه ِا ْب َر ِاه َیم‬ ‫ِ‬ ‫«شرع لکم من َ ْ َ ِ‬ ‫ِّ َ ِ َ َ َ َ َ َّ ُ‬ ‫َو ُم َ‬ ‫وسی َوع َ‬ ‫یسی ان ا ِق ُیموا الدین وَل تتفرقوا ِف ِیه‪»...‬؛ (شوری‪ )13 ،‬از (احکام) دین‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫انچه را که به نوح درباره ان سفارش کرده‪ ،‬برای شما تشریع کرد و انچه را به تو وحی‬ ‫کردیم و انچه را که درباره ان به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نمودیم که دین را برپا‬ ‫دارید و در ان تفرقه اندازی نکنید‪.‬‬ ‫از این ایه استفاده می شود که متن اصلی ادیان الهی که بر پیامبران نازل شده یک حقیقت است‬ ‫و هیچگونه سلیقه فردی انان در امر ابالغ وحی و رسالت دخالت نداشته است‪.‬‬ ‫مبانی نظری پژوهش‬ ‫کلمه وحی و مشتقات ان‪ ،‬همانگونه که از سخنان لغتنویسان و واژه شناسان زبان عربی به دست‬ ‫میاید‪ ،‬دارای معانی مختلف و کاربردهای متنوعی همچون اشاره‪ ،‬الهام و در دل افکندن‪ ،‬نوشتن‪،‬‬ ‫رسالت و پیام‪ ،‬تفهیم و القای پنهانی و‪ ...‬است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫واژه یاد شده گاهی مصدر «وحی‪ ،‬یحی‪ ،‬وحیا» و گاه اسم مصدر از «اوحی‪ ،‬یوحی‪ ،‬ایحائا»‬ ‫شمرده میشود؛ لیکن گویا اتفاق بر این است که وحی و ایحاء هر دو به یک معنا میباشند‪ ،‬همان‬ صفحه 12 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪13 / ...‬‬ ‫طور که ارباب لغت اتفاق نظر دارند که جامع تمام معانی و کاربردهای کلمه وحی‪ ،‬همان «تفهیم‬ ‫و القای سریع و نهانی» است‪.‬‬ ‫این معنای مشترک در تمام مصادیق و کاربردها صدق می کند‪ ،‬خواه القای امری تکوینی بر‬ ‫جمادات باشد و یا القای امر غریزی بر حیوانات‪ ،‬تفهیم خطورات فطری و قلبی بر انسانهای‬ ‫معمولی باشد یا تفهیم پیام شریعت بر انبیاء‪ ،‬خواه با اشاره باشد یا نوشتار سری؛ در تمام این موارد‬ ‫به نحوی ان خصوصیت تفهیم و القای سری و سریع نهفته است‪( .‬سعیدی روشن‪)12 :1388 ،‬‬ ‫راغب مینویسد‪:‬‬ ‫اصل الوحی‪ ،‬االشاره السریعه ولتضمن السرعه‪ ،‬قیل‪ :‬امر وحی ای سریع وذلک یکون‬ ‫بالکالم علی سبیل الرمز والتعریض وقد یکون بصوت مجرد عن الترکیب و باشاره ببعض‬ ‫الجوارح وبالکتابه؛ (راغب اصفهانی‪ ،858 :1412 ،‬ذیل ماده «وحی») وحی در لغت به‬ ‫معنای اعالم سریع و خفی است‪ ،‬یعنی مطلبی از شخصی به شخص دیگر به نحو رمز و‬ ‫اشاره بگونهای القاء شو د که فقط او بفهمد و دیگری متوجه نشود‪ ،‬گاهی به وسیله کالم‬ ‫رمز و زبانی با صدای بدون ترکیب و گاهی با اشاره بعضی از اعضای بدن و زمانی با‬ ‫نوشتن همراه است‪.‬‬ ‫بر این اساس‪ ،‬راغب کتابت و رمز و غیره را از اسباب اشاره تلقی نموده و معنای اصلی و دقیق‬ ‫را اشاره میداند‪.‬‬ ‫طبرسی نیز معتقد است ایحاء القاء معنا است به طور مخفی و نیز به معنای الهام و اشاره‬ ‫است؛ البته جامع تمام معانی تفهیم خفی است و اگر وحی و ایحاء‪ ،‬تفهیم خفی و کالم خفی‬ ‫معنا شود‪ ،‬جامع تمام معانی خواهد بود‪( .‬قریشی‪ ،1386 ،‬ج‪)189 :7‬‬ صفحه 13 ‫‪14 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫بعضی از محققین نیز گفتهاند‪:‬‬ ‫ان االصل الواحد فی الماده‪ :‬هو القا ء امر فی باطن غیره‪ ،‬سواء کان االلقاء بالتکوین او‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫بایراد فی القلب وسواء کان االمر علما او ایمانا او نورا او وسوله او غیرها وسواء کان‬ ‫ً‬ ‫انسانا او ملکا او غیرهما وسواء کان بواسطه او بغیر واسطه ویفید العلم والیقین‪.‬‬ ‫(مصطفوی‪ ،1374 ،‬ج‪)56 :14‬‬ ‫عالمه طباطبایی در تعریف وحی‪ ،‬عناصر و ویژگی های زیر را لحاظ کرده است‪:‬‬ ‫ سخن پنهانی با اشاره و مانند ان (طباطبایی‪ ،1417 ،‬ج‪)312 :2‬‬‫ فهماندن با اشاره و ایماء (همان‪ ،‬ج‪)206 :12‬‬‫ اشارۀ شتابناک‬‫ القاء و افکندن معنا به گونه ای که بر غیر مخاطب‪ ،‬پنهان باشد‪( .‬همان‪)292 :‬‬‫بنابراین‪ ،‬تعریف وحی به لحاظ لغوی از دیدگاه عالمه طباطبایی چنین است‪ :‬وحی عبارت‬ ‫است از سخن پنهانی و شتابناکی که به مخاطب فهمانده میشود؛ به گونهای که بر غیر او پوشیده‬ ‫و پنهان است‪.‬‬ ‫نتیجهای که از نوشتههای لغتدانان به دست میاید ان است که «اشاره» عالمت وحی است و‬ ‫«سرعت» یکی از خصوصیات بارز ان است‪ .‬در قران کریم نیز وحی به معنای اشاره به کار رفته است‪.‬‬ ‫ابن فارس به این مفهوم‪ ،‬چنین اشاره کرده است‪:‬‬ ‫وحی اصل یدل علی القاء علم فی اخفاء او غیره الی غیرک‪ .‬فالوحی‪ ،‬االشاره والوحی‬ ‫الکتاب والرساله وکل ما القیته الی غیرک حتی علمه فهو وحی کیف وکل ما فی باب‬ ‫الوحی فراجع الی هذا االصل الذی ذکرنا؛ (ابن فارس‪ ،1399 ،‬ج‪ )93 :6‬وحی یعنی‬ ‫انتقال مطلب به دیگری به طور مخفیانه‪ .‬وحی به معنای اشاره و کتابت و رسالت و پیام‬ ‫است و به طور کلی هر انچه به دیگری القا کنی‪ ،‬پس هر انچه در باب وحی گفتهاند‬ ‫به این معنا برمیگردد‪.‬‬ ‫در معنای لغوی وحی‪ ،‬وحی کننده میتواند خدا‪ ،‬فرشته‪ ،‬انسان‪ ،‬جن و شیطان باشد؛ همچنان که‬ ‫دریافت کننده وحی می تواند‪ :‬انسان‪ ،‬فرشته‪ ،‬جن‪ ،‬گیاهان و حیوانات باشد‪.‬‬ صفحه 14 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪15 / ...‬‬ ‫از طرف دیگر‪ ،‬تعریف اصطالحی وحی تفاوت چندانی با تعریف لغوی ان ندارد؛ چرا که‬ ‫در هر دو حوزه سخن از ارتباط با ماورای جهان‪ ،‬ویژه بودن این ارتباط و پنهان بودن ان است‪.‬‬ ‫به این معنا که وحی با تمام ویژگیهایی که در حوزه واژه شناسی دارد‪ ،‬مخاطبان خاصی دارد که در‬ ‫علم کالم به پیامبران و انبیای الهی نام برده میشوند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫راغب چنین می نو یسد ‪ :‬یق ال للکلمه اال لهیه ال تی تلق ی ا لی ا نبیاءه وا ولیائه وحی ؛‬ ‫( راغب اصفهانی‪ )858 :1412 ،‬وحی عبارت است از سخن خداوند که بر پیامبران و دوستانش‬ ‫القاء و افکنده میشود‪.‬‬ ‫همه پیامبران در طول تاریخ مدعی ارتباط مستقیم با خداوند متعال بودهاند‪ ،‬اینکه حقایقی را‬ ‫دریافت میداشتهاند که دیگر انسان ها از درک ان عاجز بوده اند‪ .‬به این ارتباط ویژه و مرموز در‬ ‫اصطالح «وحی» گفته میشود‪.‬‬ ‫عالمه طباطبایی در تعریف وحی مینویسد‪ :‬وحی شعور و درک ویژه است در باطن پیامبران که‬ ‫درک ان جز برای احادی از انسانها که مشمول عنایت الهی قرار گرفتهاند‪ ،‬میسور نیست‪ .‬وحی امری‬ ‫است خارق العاده از قبیل ادراکات باطنیه‪ ،‬شعور مرموزی است که از حواس ظاهر پوشیده است‪.‬‬ ‫در مسیحیت نیز تعریفهایی برای وحی دیده میشود که به برخی اشاره میشود‪ :‬جان هیک‬ ‫‪1‬‬ ‫وحی را مجموعهای از حقایق میداند که در احکام و قضایا بیان گردیده که حقایق اصیل و معتبر‬ ‫الهی را به بشر انتقال میدهد‪.‬‬ ‫به اشارت «دائره المعارف کاتولیک»‪ ،‬وحی را می توان به عنوان انتقال برخی حقایق از جانب‬ ‫خداوند به موجودات عاقل از طریق وسائطی که ورای جریان معمول طبیعت است‪ ،‬تعریف کرد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫در کتاب «قاموس کتاب مقدس» امده است‪ :‬عموما مقصود از وحی‪ ،‬الهام است‪ .‬همچنین در‬ ‫کتاب «گنجینهای از تلمود» که شرح و توضیح تورات است‪ ،‬چنین امده‪ :‬خداوند اراده و خواست‬ ‫خود را بوه سیله سخنگویانی که پیغمبر خوانده شدهاند‪ ،‬به انسانها اطالع داده است‪ .‬نبوت هدیه‬ ‫ای نیست که از طرف خداوند به طور دلخواه به عدهای از اشخاص عطا شود؛ بلکه حد اعالی یک‬ ‫امادگی و تجهیز عقالیی و فکری استثنایی است که انسان می تواند به ان نایل گردد‪.‬‬ ‫‪1. John Hick‬‬ صفحه 15 ‫‪16 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫شرایطی که این کتاب برای کسب مقام نبوت بر میشمارد‪ ،‬ان است که ذات قدوس تبارک‬ ‫شخینای خود را فرود نمی اورد مگر بر شخصی که دلی ر و ثروتمند و دانا و فروتن باشد؛ لذا اگر‬ ‫پیغمبری تکبر کند‪ ،‬نبوت از او دور می شود و اگر او عصبانی و خشمگین شود نیز نبوت او را‬ ‫ترک میگوید‪( .‬کهن‪ ،13۹ :1382 ،‬فصل چهارم)‬ ‫به طور کلی‪ ،‬وحی به معنای ارتباط الهی با انسان ها در هر دینی که اصل و منشا خود را به خدا‬ ‫نسبت میدهد‪ ،‬یافت میشود‪.‬‬ ‫اصطالح اسالمی «وحی» با معادل ان در مسیحیت‪ 1‬اندکی تفاوت دارد‪ .‬وحی در زبان عربی‬ ‫به معنای اشاره‪ ،‬در اصطالح اسالمی بر هدایت الهی داللت می کند و قران مجید بارها این‬ ‫اصطالح را در مورد هدایت تکوینی موجودات و هدایت تشریعی انسانها به کار برده است‪ .‬در‬ ‫کتاب «اشنایی با ادیان بزرگ» چنین امده است‪ :‬وحی از ریشه التینی‪ 2‬به معنای «ظهور» و‬ ‫«پرده برداشتن» امده و در اصطالح مسیحیت به ظهور خدا برای انسانها به منظور نجات انان‬ ‫داللت می کند‪.‬‬ ‫عالوه بر جهان افرینش که مظهر افریدگار است‪ ،‬نجات بنی اسرائیل با شکافته شدن دریا‪،‬‬ ‫از مصادیق وحی مسیحی است‪.‬‬ ‫احکام تورات و زندگی حضرت عیسی‬ ‫ً‬ ‫وحی در یهودیت تقریبا مانند اسالم است و به عقیده یهودیان وحی و نبوت حدود چهار قرن‬ ‫قبل از میالد منقطع شده است‪.‬‬ ‫برخالف اسالم‪ ،‬نبوت در یهودیت و مسیحیت چارچوب معینی ندارد و طیفی از انسانهای‬ ‫برجسته مانند حضرت ابراهیم‬ ‫تا افراد بسیار معمولی نبوت می کنند؛ ضمن اینکه یهودیان و‬ ‫مسیحیان انبیاء را معصوم نمی دانند و گناهان بزرگی را به انان نسبت می دهند‪.‬‬ ‫مسیحیان تنها حضرت عیسی‬ ‫را معصوم می دانند؛ زیرا معتقدند عالوه بر نبوت‪ ،‬الوهیت نیز‬ ‫داشته است و خدا گناه نمی کند‪( .‬توفیقی‪244 :13۹4 ،‬و‪)22۷‬‬ ‫به نظر مسیحیان کامل ترین وحی نه در کتاب بلکه در انسان منعکس شده است‪ .‬انها باور‬ ‫دارند که مسیح در زندگی و شخص خود‪ ،‬خدا را منکشف می سازد و اراده او در مورد بشر را بیان‬ ‫‪1. Revelation‬‬ ‫‪2. Revelare‬‬ صفحه 16 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪17 / ...‬‬ ‫می کند‪ .‬عیسی انسانی بود که در وی وحی خدا به شکل کامل تجلی کرد‪( .‬میشل‪:1396 ،1‬‬ ‫‪230‬و‪)228‬‬ ‫وحی در عهد عتیق (یهود)‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫یهودیان کتاب های مقدس خود را «تنخ»‪ 2‬می نامند که به زبان عبری و اندکی از ان به زبان کلدانی‬ ‫نوشته شده است‪ .‬این نوشته ها نزد مسیحیان «عهد عتیق» نام گرفته و شامل ‪ 39‬کتاب بوده و به‬ ‫سه بخش «تورات»‪« ،‬انبیاء» و «مکتوبات» تقسیم شده است‪ .‬تورات شامل سفرهای پیداش‪،‬‬ ‫خروج‪ ،‬الویان‪ ،‬اعداد و تثنیه است‪( .‬توفیقی‪108 :13۹4 ،‬و‪)۹۷‬‬ ‫عهد عتیق در مواردی به صراحت از وحی و ارتباط خداوند با پیامبران سخن گفته است‪ .‬از‬ ‫جمله اینکه وحی کالم خداوند درباره اسرائیل و قول خداوند است که اسمان ها را گسترانید و بنیاد‬ ‫زمین را نهاد و روح انسان را در اندرون او ساخت‪( .‬کتاب زکریا‪2 :12 ،‬و‪)1‬‬ ‫برخی عبارات نیز از نازل شدن وحی سخن گفتهاند؛ مانند اینکه وحی کالم خداوند بر زمین‬ ‫حدراخ نازل می شود و دمشق محل ان می باشد‪( .‬همان‪1 :9 ،‬؛ به نقل از کریمی‪)394 :1387 ،‬‬ ‫‪1. Michel‬‬ ‫‪ . 2‬این واژه از سه حرف «ت» به معنای تورات و به زبان عبری «تورا»‪« ،‬ن» به معنای انبیاء و به زبان عبری «نویئیم» و «خ»‬ ‫به معنای مکتوبات و به زبان عبری «کتوییم» با تبدیل «ک» به «خ» طبق قواعد ان زبان ساخته شده است‪( .‬توفیقی‪)۹۷ :13۹4 ،‬‬ صفحه 17 ‫‪18 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫مطلب بعدی‪ ،‬انواع وحی در عهد عتیق است که به شرح زیر تبیین میشود‪:‬‬ ‫ا‪ .‬وحی زبانی و مستقیم‬ ‫از بعضی فقرههای کتاب مقدس برداشت می شود که وحی خدا به موسی و همچنین برخی از‬ ‫پیامبرا ن‪ ،‬زبانی بوده است‪ .‬عباراتی مثل «خدا فرمود»‪« ،‬خداوند میگوید»‪« ،‬کالم خدا بر من‬ ‫نازل شد»‪« ،‬خدا به موسی خطاب کرد» و «با تو سخن خواهم گفت» در کتاب مقدس تکرار شده‬ ‫است‪ .‬سایر عبارات اعم از « خداوند با شما از میان اتش متکلم شد و شما اواز کلمات را شنیدید؛‬ ‫لیکن صورتی ندیدید»‪( ،‬سفر تثنیه‪« )13 :14 ،‬پس خداوند موسی را خطاب کرده و فرمود‪ :‬هفتاد‬ ‫نفر از مشایخ بنی اسرائیل که ایشان را می دانی که مشایخ قوم و سروران انها میباشند‪ ،‬نزد من‬ ‫جمع کن»‪( .‬سفر اعداد‪ )17 :11 ،‬و عباراتی دیگر از این قبیل‪ ،‬ظهور دارند که وحی خدا به موسی‬ ‫به صورت تکلم بوده است‪( .‬امینی‪)180 :13۹3 ،‬‬ ‫ب‪ .‬وحی توسط فرشتگان‬ ‫گاهی وحی توسط فرشته پیغام اور ابالغ می گردد‪« .‬فرشته وحی چون شعله اتش از میان بوتهای بر‬ ‫موسی ظاهر شد و خداوند با او سخن گفت»‪( .‬سفر خروج‪ )2 :3 ،‬یوسف میگوید‪« :‬ان فرشتهای‬ ‫که مرا از هر بدی محفوظ داشته‪ ،‬انها را برکت دهد»‪( .‬سفر پیدایش‪)16 :48 ،‬‬ ‫این فرشته الهی به دو صورت زیر بر انبیاء وارد میشود‪:‬‬ ‫ در رویای بیداری‪ :‬همانطور که در مورد ابراهیم امده است‪ :‬خداوند در رویا به ابراهیم‬‫چنین گفت‪( .‬سفر پیدایش‪)1 :15 ،‬‬ ‫ در خواب‪ :‬هنگام غروب‪ ،‬ابرام به خواب عمیقی فرو رفت‪ ،‬در ان حال خداوند به ابرام فرمود‪.‬‬‫(تکوین‪13 :15 ،‬و‪12‬؛ به نقل از‪ :‬پرچم‪)283 :1383 ،‬‬ ‫‪ .1‬محتوای وحی‬ ‫ا‪ .‬توحید و یکتاپرستی‬ ‫نخست ین پیام و مفاسد وحی الهی‪ ،‬یکتاپرستی است‪ .‬اولین مورد ده فرمان موسی در مورد توحید‬ ‫است‪ .‬انبیای الهی در میان قوم یهود با بتهای دیگر نظیر «خورشید»‪« ،‬بعل»‪« ،‬زبوب»‪،‬‬ ‫«ملکوم» و «تموز» مبارزه کردند‪ .‬اشعیاء نیز خدای اسرائیل را خدای واحد جهانیان می خواند‪.‬‬ صفحه 18 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪19 / ...‬‬ ‫این خداوند است که یکتاپرستی را توسط وحی بر انبیای خود به قوم یهود اعالم می دارد و در‬ ‫صورت تخلف از ان‪ ،‬انان را عذاب می کند‪ .‬موسی می گوید‪« :‬اگر خدایان قوم همسایه را پرستش‬ ‫کنید‪ ،‬خشم او بر شما افروخته می شود و شما را از روی زمین نابود می کند»‪( .‬سفر تثنیه‪:6 ،‬‬ ‫‪15‬و‪14‬؛ به نقل از‪ :‬پرچم‪)284 :1383 ،‬‬ ‫ب‪ .‬بیان حوادث اینده‬ ‫در قاموس کتاب مقدس امده است‪ :‬پیامبران از طریق وحی‪ ،‬حوادث اینده را دریافت می کردند؛‬ ‫مانند نجات یهود از اشوریان (کتاب اشعیاء‪ ) 10 :‬یا خالصی دنیا به وسیله مسیح‪( .‬همان‪)11 :‬‬ ‫در «معجم الالهوت الکتابی» امده است‪ :‬وحی در بردارنده حوادثی است که بشر در طول‬ ‫حیاتش با ان روبه رو می شود‪ .‬حوادثی که نجات و رهایی خدا را در بر دارد‪ .‬بر این اساس چنین‬ ‫حوادثی دارای رموزی هستند که در توان بشر نیست که ان را ببیند و لکن پروردگار رازش را برای‬ ‫انبیا اشکار کرده است‪( .‬کتاب اشعیاء‪)11 :‬‬ ‫ج‪ .‬برنامه زندگی یا احکام‬ ‫قوم یهود بعد از خروج بنی اسرائیل و رهایی از دست فرعون‪ ،‬نیازی به ایین و قوانین زندگی‬ ‫داشتند؛ به همین منظور خداوند دستورهای تشریعی را در ده فرمان به موسی داد تا او انها را به‬ ‫مردم بیاموزد‪ .‬وحی حاوی قوانین و دستورهای زندگی بود و مردم را به انجام دادن ان دستورها‬ ‫تشویق می کرد به شرط اینکه از اوامر شریعت پیروی داشته باشند‪.‬‬ ‫برکت در اموال و دارایی و کثرت اقوام و افراد برای انان به وجود خواهد امد و بر دشمنان غلبه و‬ ‫سلطه خواهند یافت و تقویت و تایید روحی از جانب خدا به انان عنایت میشود‪ .‬باران و محصول‬ ‫فراوان و منافع دیگری خواهند داشت‪( .‬سفر تثنیه‪13-20 :6 ،‬؛ به نقل از‪ :‬پرچم‪)285 :1383 ،‬‬ ‫د‪ .‬تبیین مسائل اخالقی‬ ‫در کتابهای تثنیه ‪ ،‬الویان و خروج به طور مکرر مطالبی بیان شده است که تاکید فراوانی بر‬ ‫دستگیری از ناتوانان‪ ،‬رفتار با کارگران و بیوه زنان و یتیمان و همسایگان‪ ،‬وفای به عهد و احترام به‬ ‫والدین دارد‪ .‬عاموس نبی به کاهنانی که این مسایل را زیر پا می گذارند‪ ،‬سخت پرخاش می کند و‬ صفحه 19 ‫‪20 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫به انان می گوید‪ « :‬شما از قضات درستکار نفرت دارید‪ ،‬از کسانی که راست می گویند بیزارید‪،‬‬ ‫حق فقیران را پایمال می کنید و‪( »...‬کتاب عاموس‪10-11 : 5 ،‬؛ به نقل از‪ :‬پرچم‪)286 :1383 ،‬‬ ‫ی‪ .‬عبادت و پرستش خداوند‬ ‫عبادت و پرستش خداوند از مسائل مهم وحی در عهد عتیق بوده است که خداوند در ده فرمان به‬ ‫موسی دستور می دهد که خیمه عبادت را با ویژگی های خاصی درست کند‪ .‬همچنین موارد‬ ‫زیادی در مزامیر داود وجود دارد که دعوت به پرستش خداوند کرده است‪« :‬ای خدا! ای پادشاه‬ ‫من! تو را گرامی خواهم داشت و تا ابد ستایشت خواهم کرد‪ ،‬هر روز تو را خواهم پرستید»‪.‬‬ ‫(مزامیر‪ ،‬مزمور ‪2 :145‬و‪1‬؛ به نقل از‪ :‬همان)‬ ‫‪ .2‬شرایط دریافت وحی‬ ‫تلمود به معنای اموزش است و از فعل ثالثی ثالثی عبری « َلمد»‪ -‬یاد کرد‪ -‬میاید و یا واژه رباعی‬ ‫«تلمیذ» و مشتقات ان در زبان عربی ارتباط دارد‪ ،‬به کتابی بسیار بزرگ اطالق میشود که احادیث‬ ‫و احکام یهود را در بردارد و تفسیر و تاویل تورات است و ان را «تورات شفاهی» نیز مینامند‪.‬‬ ‫بنا بر بیان تلمود‪ ،‬نبوت هدیه خداوندی است که دریافت ان شرایط ویژه ای می طلبد‪ .‬کسی‬ ‫می تواند وحی دریافت کند که پس از طی مراحلی دارای روح القدس شود‪ :‬زیرکی و چابکی برای‬ ‫انسان پاکی می اورد‪ ،‬پاکی باعث طهارت می شود‪ ،‬طهارت به پرهیزکاری می انجامد‪ ،‬پرهیزکاری‬ ‫به انسان قدوسیت می بخشد‪ ،‬قدوسیت ادمی را متواضع و فروتن می سازد‪ ،‬تواضع و فروتنی ترس‬ ‫از حفظ کاری را در دل انسان می پرورد‪ ،‬ترس از خطا کاری سبب پارسایی و دینداری می شود و‬ ‫سرانجام پارسایی و دینداری شخص را دارای روح القدس می کند‪.‬‬ ‫افزون بر شرایط اخالقی‪ ،‬عاقل‪ ،‬دانشمند‪ ،‬ثروتمند و بلند اندام بودن نیز از شرایط دریافت‬ ‫وحی است‪ .‬انحرافات اخال قی موجب می شود نعمت نبوت و بهره مندی از وحی به طور موقت یا‬ ‫برای همیشه از انسان گرفته شود‪ « :‬اگر پیغمبری تکبر کند نبوت از وی دور می شود و اگر او‬ ‫عصبانی و خشمگین شود نیز نبوت او را ترک می گوید»‪( .‬کهن‪ ،13۹ :1382 ،‬فصل چهارم)‬ صفحه 20 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪21 / ...‬‬ ‫‪ .3‬پایان وحی به رغم ادامه نبوت‬ ‫یهودیان معتقدند که وحی از حدود چهار قرن پیش از میالد قطع شده است و پس از ظهور‬ ‫موعود‪ ،‬دوباره برقرار خواهد شد؛ (توفیقی‪ )110 :1394 ،‬هر چند ‪ 48‬مرد نبی و ‪ 7‬زن نبیه بعد از‬ ‫موسی برای بنی اسرائیل امده است‪ ،‬ولی انان چیزی بر تورات نیفزودند؛ چون موسی افزون بر‬ ‫مطالب خود مطالب تمام انبیاء را نیز اورده بود‪( .‬کهن‪ ،141 :1382 ،‬فصل چهارم)‬ ‫بیان این نکته نیز الزم است که وحی در کاربردهای عهد عتیق اعم از وحی اصطالحی و ویژه‬ ‫پیامبران است؛ زیرا نزول وحی و روح القدس بر بلعم بعور (باعور) را نیز مطرح می کند‪ ،‬در‬ ‫صورتی که وی نبی نبوده است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫صاحب قاموس کتاب مقدس پس از بیان برخی موارد کاربرد وحی در عهد عتیق می گوید‪ :‬عموما‬ ‫مقصود از وحی الهام است؛ (کریمی‪ )3۹4 :138۷ ،‬لذا می توان گفت مجموع و نتیجه وحی در‬ ‫ً‬ ‫یهودیت‪ ،‬اختصارا بدین قرار است‪ :‬تورات به همراه سنت موسی (تنخ) و تلمود (تفسیر و شرح تورات)‪.‬‬ ‫وحی در عهد جدید (مسیحیت)‬ ‫عهد جدید مشتمل بر کتاب هایی است که تنها مسیحیان انها را قبول دارند؛ اما یهودیان هیچیک از‬ ‫انها را ضمن کتاب های مقدس خود نمی پذیرند‪ .‬مسیحیان هر دو قسمت عهد عتیق و عهد جدید‬ ‫را از کتاب مقدس باور دارند‪ .‬عهد عتیق بیانگر پیمان قدیم خداوند با بنی اسرائیل به واسطه‬ ‫پیامبران پیش از مسیح است و عهد جدید بیانگر پیمان جدید الهی به واسطه خدای متجلی‪ -‬مسیح‪-‬‬ ‫با همه انسان ها است‪ .‬عهد جدید به زبان یونانی نوشته شده و مشتمل بر ‪ 27‬کتاب است که از نظر‬ ‫موضوع به چهار بخش زیر تقسیم شدهاند‪:‬‬ ‫ اناجیل شامل انجیل متی‪ ،‬مرقس‪ ،‬لوقا و یوحنا‬‫ اعمال رسوالن مشتمل بر یک کتاب در شرح حال رسوالن‬‫ نامههای رسوالن مشتمل بر ‪ 13‬نامه‬‫‪ -‬مکاشفه مشتمل بر یک کتاب به نام مکاشفه یوحنا‬ صفحه 21 ‫‪22 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫مسیحیان باور ندارند که مسیح کتابی به نام انجیل اورده است‪ ،‬اناجیل موجود گزارش سیره و‬ ‫سخنان وی توسط برخی حواریون و پیروان ان حضرت است؛ اما چون نوشتن انها با الهام الهی بر‬ ‫مولفان بوده است‪ ،‬شایسته احترام کتاب اسمانی و الهام خداوندی هستند‪( .‬میشل‪)42-64 :13۹6 ،‬‬ ‫شورای نخست واتی کان اعتقاد کاتولیک های جدید درباره کتاب مقدس را چنین بیان می کند‪:‬‬ ‫« این کتاب چون با الهام از روح القد س نگاشته شده است‪ ،‬می توان گفت نویسنده ان خداوند‬ ‫است»‪ .‬واژه «وحی» در عهد قدیم بارها به کار رفته است؛ اما در عهد جدید بیشتر واژه «الهام»‬ ‫امده است؛ لذا جهت مسیحی نیز در بررسی مفهوم وحی‪ ،‬از عهد قدیم شاهد اوردهاند‪.‬‬ ‫(کریمی‪)400 :138۷ ،‬‬ ‫در یک جمعبندی کلی ذیل تعریف وحی در مسیحیت‪ ،‬دو نظر و عقیده وجود دارد‪:‬‬ ‫ا‪ .‬نظر یه زبانی‬ ‫کتاب مقدس به عنوان مجموعه اموزه های نازل شده از سوی خداوند است که از زبان پیامبران‬ ‫اعالم شده و به صورت خطاناپذیر ضبط شده است؛ البته این دیدگاهی است که در دوره قرون‬ ‫وسطی غالب بوده و امروزه صورتهای سنتی تر مذهب کاتولیک رومی نماینده ان است‪.‬‬ ‫بر اساس این نظر‪ ،‬وحی مجموعه ای از حقایق است که در احکام و یا قضایا بیان گردیده‬ ‫است‪ .‬وحی حقایق اصیل و معتبر الهی را به بشر انتقال می دهد‪ .‬به نوشته دائره المعارف کاتولیک‬ ‫« وحی را می توان به عنوان انتقال برخی حقایق از جانب خداوند به موجودات عاقل از طریق‬ ‫وسائطی که ورای جریان معمولی طبیعت است‪ ،‬تعریف نمود»‪( .‬امینی‪)15۷-160 :13۹3 ،‬‬ ‫مسیح در این دیدگاه یک بشر و زاده مریم‪ ،‬بنده و رسول خدا بوده است‪ .‬کالم خدا را برای مردم‬ ‫بیان می کرده و مروج شریعت تورات بوده است؛ چنانکه مسیح خود او به این مطلب اعتراف‬ ‫داشت و مسیحیان سلف نیز همین عقیده را داشتند‪ .‬از بعضی فقره های کتب عهد جدید نیز همین‬ ‫مطلب استفاده می شود‪ « :‬خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب‪ ،‬خدای اجداد ما‪ ،‬بنده خود عیسی را‬ ‫جالل داد»‪ « .‬برای شما اوال خدا بنده خود عیسی را برخیزانید (مبعوث کرد) و فرستاد تا شما را‬ ‫برکت دهد به برگردانیدن هر یکی از شما از گناهانش‪( .‬اعمال رسوالن‪)14 :3 ،‬‬ ‫عیسی در جواب ایشان گفت‪ « :‬تعلیم من از من نیست؛ بلکه از فرستنده من است»‪.‬‬ ‫(انجیل یوحنا‪17 :7 ،‬؛ به نقل از‪ :‬امینی‪)15۹ :13۹3 ،‬‬ صفحه 22 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪23 / ...‬‬ ‫این عبارات و نظایر انان تصریح دارند به اینکه مسیح نیز به مانند دیگر رسوالن‪ ،‬بشر و فرستاده‬ ‫خدا بوده که وحی خود را به واسطه او به مردم ابالغ مینموده است‪.‬‬ ‫ب‪ .‬نظر یه غیر زبانی‬ ‫ً‬ ‫در مسیحیت در بیان حقیقت وحی نظریه دیگری وجود دارد که با نظر اول کامال متفاوت است‪.‬‬ ‫این نظر از مسیحشناسی ویژهای نشات میگیرد‪ .‬برخی از عبارات اناجیل ظهور در ان دارد و پولس‬ ‫که از حواریون نبوده و عیسی را هرگز ندیده بود‪ ،‬در ترویج و گسترش ان کوشش فراوانی داشته است‪.‬‬ ‫در این عقیده خدا در عیسی تجل ی نموده و در جسد جسمانی به سوی انسانها امده و هر که‬ ‫عیسی را ببیند خدا را دیده است؛ چون عیسی فرزند خدا و پدر و پسر یک حقیقت هستند‪ .‬بنابراین‬ ‫خود عیسی وحی الله متجسد است‪( .‬به نقل از‪ :‬امینی‪)15۹ :13۹3 ،‬‬ ‫بر این اساس ‪ ،‬مضمون وحی به معنی مجموعه ای از دانش ها و حقایق غیبی نیست که به‬ ‫پیامبر القا شده باشد؛ بلکه حضور خدا است که از طریق تاثیرگذاری در تاریخ وارد قلمرو تجربه‬ ‫بشر می گردد‪.‬‬ ‫پولس می گوید‪ « :‬مسیح چهره دیدنی خدای نادیده است‪ .‬او فرزند خدا است و بر تمام‬ ‫موجودات برتری دارد»‪( .‬کتاب کولسیان‪ )15 :1 ،‬مسیح تنها کسی بود که پدر را میشناخت و می‬ ‫توانست از او خبر دهد‪( .‬انجیل متی‪ )27 :11 ،‬هر که عیسی را ببیند‪ ،‬خدا را دیده است‪( .‬انجیل‬ ‫یوحنا‪)9 :14 ،‬‬ ‫به عبارت دیگر‪ ،‬وحی اصلی و کامل همان شخص مسیح است و «کلمه الله» در هیئت‬ ‫انسانی و خداییش از همه در وجود عیسی جلوهگر شده است‪( .‬به نقل از‪ :‬پرچم‪)300-395 :1383 ،‬‬ ‫در نامه پولس به کولسیان‪ ،‬منظور هدف تجل ی خدا در جسم مسیح اینگونه بیان شده است‪:‬‬ ‫« در اثر کاری که مسیح در حق ما انجام داد‪ ،‬خدا راهی مهیا کرد تا همه چیز را‪ ،‬چه در اسمان و‬ ‫چه در زمین‪ ،‬به سوی خود باز اورد‪ .‬جانبازی مسیح بر روی صلیب و خونی که او در راه ما‬ ‫ریخت‪ ،‬همه را با خدا صلح داده است»‪.‬‬ صفحه 23 ‫‪24 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫عیسای مسیح با فدا کردن بدن انسانی خود بر روی صلیب‪ ،‬ایجاد چنین رابطهای را با خدا‬ ‫ممکن ساخته است‪ .‬در نتیجه این فداکاری است که مسیح‪ ،‬ش ما را به پیشگاه خدا اورده است‪.‬‬ ‫(همان‪)305 :‬‬ ‫از این بیان معلوم می گردد که مقصود از این مکاشفه و تجلی خدا در مسیح اشتی انسان با‬ ‫ً‬ ‫خدا و ایجاد رابطه با او است‪ .‬این خدا بود که قدم اول را برداشت و طرز برخوردش کامال محبت‬ ‫امیز بود‪ .‬انجیل نیز نقشه خدا است‪ ،‬پیغامی است که به نفع تمامی بشریت و انان را اماده می کند‬ ‫که رسوایی صلیب را بپذیرند‪ .‬جوهره و عصاره مکاشفه در گرو ایمان اوردن‪ ،‬به مسیح و گوش فرا‬ ‫دادن به پیغام نجات بخش انجیل است‪.‬‬ ‫از دیدگاه کتاب مقدس‪ ،‬مکاشفه در تاریخ هنوز کامل نشده و با بازگشت ثانوی مسیح‪ ،‬وحی‬ ‫کامل خواهد شد و جالل خداوند برای کسانی است که نجات یافته و به عنوان فرزندان و وارثان‬ ‫خدا قیام کرده اند‪( .‬همان‪)309 :‬‬ ‫در رسالههای یوحنا امده است‪« :‬بلی فرزندان من! بکوشید تا با مسیح رابطهای صمیمی داشته‬ ‫باشید تا به هنگام بازگشت او بتوانیم با اطمینان از او استقبال کنیم‪ ،‬نه با ترس و خجالت‪.‬‬ ‫ً‬ ‫(انجیل یوحنا‪« )28 :1 ،‬بلی عزیزان‪ ،‬ما اکنون حقیقتا فرزندان خدا هستیم‪ ،‬گرچه هنوز نمی دانیم‬ ‫در اینده چگونه خواهیم بود؛ اما این را به یقین می دانیم که وقتی مسیح بازگردد‪ ،‬مانند او خواهیم‬ ‫شد»‪( .‬انجیل یوحنا‪2 :2 ،‬؛ به نقل از‪ :‬همان‪)307 :‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬مجموع و نتیجه وحی در مسیحیت عبارت است از‪ :‬کتاب مقدس به همراه سنت‬ ‫مسیح؛ البته این سنت عیسوی هنوز ادامه دارد‪ ،‬چون کلیساها عهدهدار بیان این سنتها هستند که‬ ‫مصوبات شورای جهانی قانون ایمان محسوب میشود و تحت اشراف روح القدس بوده و از نظر‬ ‫ایشان‪ ،‬مصون از خطا هستند‪( .‬توفیقی‪194 :1394 ،‬و‪)180‬‬ ‫وحی در قران کر یم (دین اسالم)‬ ‫قران کریم وحی را به عنوان یک حقیقت می پذیرد و در ایات فراوان ان را به پیامبران نسبت می‬ ‫دهد؛ اما در بیان ماهیت ان جز به صورت اشاره‪ ،‬چندان توضیحی ندارد‪:‬‬ ‫ُ ْ َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ََ َ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫اْلم ُ‬ ‫َ َّ ُ َ َ ُ َ ِّ ْ َ َ َ‬ ‫ُّ‬ ‫ین * علی قل ِبک ِلتکون ِم َن‬ ‫ «و ِانه لتن ِز یل رب العال ِمین * نزل ِب ِه الروح ِ‬‫ْال ُمنذر َ‬ ‫ین»‪( .‬شعراء‪)192-194 ،‬‬ ‫ِِ‬ صفحه 24 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪25 / ...‬‬ ‫ِّ ً ِّ‬ ‫ّ‬ ‫َ َ َ ُ ِّ‬ ‫َ َ َّ َ َ َ َ َ ْ َ ْ‬ ‫ُ ْ‬ ‫َ‬ ‫ «قل َمن کان عد ًّوا ل ِج ْبر یل ف ِان ُه ن َّزل ُه علی قل ِبک ِب ِاذ ِن الل ِه ُم َصدقا ل َما َب ْی َن َید ْی ِه‬‫ِ‬ ‫َو ُه ًدی َو ُب ْش َر ی ل ْل ُم ْومن َ‬ ‫ین»‪( .‬بقره‪)97 ،‬‬ ‫ِ ِِ‬ ‫در این ایه به یکی از ویژگی های مهم وحی یعنی نزول مستقیم بر قلب‪ ،‬اشاره شده و می گوید‬ ‫ً‬ ‫جبرئیل قران را مستقیما بر قلب تو (پیامبر) نازل کرد؛ یعنی پیامبر وحی را با علم حضوری درک‬ ‫می کند‪ ،‬برخالف تعالیم متعارف انسانها که به وسیله علم حصولی (اکتسابی) انجام می گیرد‪.‬‬ ‫از دیدگاه قران‪ ،‬وحی ارتباط مرموزی میان خدا و انسانهای برگزیده است که پیامبر نامیده می‬ ‫شوند و خداوند در این ارتباط خاص با پیامبرش به طور مستقیم یا به وسیله فرشته وحی سخن می‬ ‫گوید و احکام و معارف و قوانین را به قلب نورانی او القا می کند و به او ماموریت می دهد تا ان را‬ ‫به مردم ابالغ کند‪.‬‬ ‫‪ .1‬مجهول بودن حقیقت وحی‬ ‫وحی پایه و اساس نبوت است و از امور ضروری و بدیهی شریعت های الهی است‪ .‬وحی مقولهای‬ ‫است که شناخت ماهیت ان برای بشر غیرممکن است؛ زیرا این امر یک پدیده مادی نیست تا‬ ‫بتوان ان را به کمک ابزارهای علمی در عالم طبیعت شناخت‪ ،‬بلکه ارتباط سریع و مرموزی است‬ ‫بین خدا و انسانهای برگزیده که پیامبر نامیده می شوند‪( .‬پرچم‪)158 :1383 ،‬‬ ‫قران کریم میفرماید‪:‬‬ ‫َّ‬ ‫ْ‬ ‫َّ‬ ‫ً‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫ٌ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫الل ُه َی ْص َطفی من المالئکه ُ‬ ‫اس ِان الله س ِمیع ب ِص ٌیر»‪( .‬حج‪)75 ،‬‬ ‫الن‬ ‫ن‬ ‫م‬ ‫و‬ ‫ال‬ ‫س‬ ‫ر‬ ‫«‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫خداوند در این ارتباط خاص با پیامبر به طور مستقیم و یا به واسطه فرشته وحی سخن می‬ ‫گوید؛ انگاه علوم معارف خاص‪ ،‬احکام و قوانین را به قلب نورانی او القا می کند و به او ماموریت‬ ‫می دهد تا ان را به مردم ابالغ کند‪.‬‬ ‫به عقیده عالمه طباطبایی نیز حقیقت وحی برای انسان مجهول است؛ چون بشر از این موهبت‬ ‫بی بهره بوده و ان را نچشیده است و تنها برخی از اثار ان را که از قران و از راه نبوت به او رسیده‪،‬‬ ‫شنیده است که ممکن است تمام اوصاف نیز نرسیده باشد و خواص و شعب دیگری داشته باشد‬ ‫که شرح داده نشده است‪( .‬طباطبایی‪)119-120 :1386 ،‬‬ صفحه 25 ‫‪26 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫به طور احتمال انچه قران مجید در کیفیت وحی خود توضیح می دهد‪ ،‬این است که وحی این‬ ‫کتاب اسمانی به طور تکلیم بوده و خدای متعال با پیامبر گرامی خود سخن گفته و ایشان نیز با‬ ‫تمام وجود و نه تنها با گوش‪ ،‬سخن خدا را درک نموده است‪.‬‬ ‫خدای متعال میفرماید‪:‬‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ً‬ ‫َّ‬ ‫َّ‬ ‫ِّ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ َ َ َ‬ ‫ان ل َب َشر ان ُیکل َم ُه الل ُه اَل َو ْح ًیا ا ْو من َو َراء ح َجاب ا ْو ُی ْرسل َر ُسوَل ف ُ‬ ‫وح َی‬ ‫ی‬ ‫«و ما ک‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٍ‬ ‫ٍ‬ ‫َ‬ ‫با ْذنه َما َیش ُاء ا َّن ُه َعل ٌّی َحک ٌ‬ ‫یم»‪( .‬شوری‪)51 ،‬‬ ‫ِِ ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫از ایات قرانی چنین استنباط می شود که وحی یک اگاهی عقالنی‪ -‬انسانی یا یک دانش نشئت‬ ‫گرفته از نبوغ و مکاشفه انسانی و یا برامده از اندیشه‪ ،‬عرفان و تجربه نبوی نیست؛ بلکه اگاهی‬ ‫فرابشری است و تعلیمی قدسی‪ -‬ملکوتی بوده و یک اموزه غیبی به شمار میرود‪( .‬پرچم‪)159 :1383 ،‬‬ ‫در این میان‪ ،‬عقل همان طور که گاهی راه را نشان می دهد‪ ،‬گاهی نیز به خطا می رود‪ .‬کشف و‬ ‫شهود عرفانی نیز نمی تواند راهنما باشد؛ چون درصدد کشف یک سری حقایقی از هستی است که‬ ‫تنها برای عارف و سالک مفید است و برای دیگران برهان و حجت نیست؛ به همین سبب خدای‬ ‫متعال برای هدایت انسان طریق وحی را برگزید که از هر خطایی مصون باشد‪.‬‬ ‫خداوند برای هدایت جامعه انسانی به برخی از انسان های ممتاز و برگزیده خود‪ ،‬دانشی فراتر‬ ‫از فکر بشر همراه با نشانه ها و معجزات قطعی بصورت وحی عنایت کرد که برای صاحب وحی و‬ ‫نیز مخاطبانش اطمینان حاصل شود‪( :‬همان‪)157-161 :‬‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫« َل َق ْد ا ْر َس ْل َنا ُر ُس َل َنا ب ْال َب ِّی َنات َوا َنز ْل َنا َم َع ُه ُم ْالک َت َ‬ ‫اب َوال ِم َیزان‪( .»...‬حدید‪)25 ،‬‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫عالمه طباطبایی در تفسیر این ایه مینویسد‪ :‬منظور از بینات‪ ،‬ایات بینات است و در ان تاکید‬ ‫شده است که رسوالن از جانب خدا هستند‪ .‬محتوای ایات‪ ،‬معجزات باهره‪ ،‬بشارت واضح و‬ ‫حجت های قاطع است و منظور از «کتاب»‪ ،‬وحی است که صالحیت نوشته شدن و به صورت‬ ‫کتاب درامدن را دارد و دستورهای ان مشتمل بر معارفی دینی‪ ،‬از قبیل عقاید حقه و اعمال صالح‬ ‫است‪( .‬طباطبایی‪ ،1417 ،‬ج‪)171 :19‬‬ صفحه 26 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪27 / ...‬‬ ‫پیامبران واسطه فیض الهی هستند از سوی خدا برای مردم که انها را به نجات و رستگاری‬ ‫برسانند‪ .‬اینان کسانی هستند که معارف و علوم و کماالت را غیر از طریق تعلیم بشری از خداوند‬ ‫دریافت و به مردم می رسانند‪ .‬این معارف بر قلب پیامبر نازل می شود‪:‬‬ ‫ََ َ‬ ‫َ‬ ‫ُّ ُ ْ َ ُ َ َ َ ْ َ َ ُ َ‬ ‫ین * بل َسان ع َر ب ٍّی ُّ‬ ‫ون م َن ْال ُمنذر َ‬ ‫ین»‪.‬‬ ‫ب‬ ‫م‬ ‫ک‬ ‫ت‬ ‫ل‬ ‫ک‬ ‫ب‬ ‫ل‬ ‫ق‬ ‫ی‬ ‫ل‬ ‫ع‬ ‫*‬ ‫ین‬ ‫م‬ ‫اْل‬ ‫وح‬ ‫الر‬ ‫ه‬ ‫ب‬ ‫ل‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫«ن ز ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ٍ ِ ِ ٍ‬ ‫(شعرا‪)193-1395 ،‬‬ ‫مراد از «روح االمین» جبرئیل است که فرشته وحی میباشد‪ .‬مراد از «قلب» نیز در کالم‬ ‫خدای متعال هر جا که به کار رفته‪ ،‬ان حقیقتی است از انسان که ادارک و شعور را به ان نسبت می‬ ‫دهند‪ ،‬نه قلب صنو بری شکل که در سمت چپ کالبد قرار دارد‪.‬‬ ‫عالمه طباطبایی در ذیل این ایه مینویسد‪:‬‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ُ َ‬ ‫الر ُ‬ ‫شاید وجه اینکه در جمله « َن َز َل به ُّ‬ ‫ین علی قل ِبک» پای قلب را به میان اورده و‬ ‫وح اْل ِم‬ ‫ِِ‬ ‫نفرمود روح االمین ان را بر تو نازل کرد‪ ،‬اشاره به این باشد که رسول خدا چگونه وحی و قران نازل‬ ‫ً‬ ‫را تلقی میکرده است؟ و از انجناب ان چیزی که وحی را از روح می گرفته‪ ،‬نفس او بوده نه مثال‬ ‫دست یا سایر حواس ظاهریش‪ .‬رسول خدا در حینی که به وی وحی میشد‪ ،‬هم میدید و هم می‬ ‫شنید بدون اینکه دو حس بینایی و شنواییاش از کار بیفتد‪( .‬طباطبایی‪ ،1417 ،‬ج‪)317 :15‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬پیامبر اکرم‬ ‫وحی را با تمام جان خود دریافت میکرد؛ لذا حقیقت وحی تفهیم‬ ‫رمزگونه است که از ذات خداوند صادر و شخص نبی ان را دریافت میکند‪ .‬بر این اساس‪ ،‬وحی‬ ‫ای که برای هدایت و سعادت بشر به صورت متون دینی امده است‪ ،‬در ان خطا راه ندارد‪ .‬وحیای‬ ‫که بر پیامبر فرود می اید‪ ،‬به صورت علم حضوری است؛ یعنی ذات معلوم در نزد عالم که پیامبر‬ ‫باشد‪ ،‬حاضر است و صدق و کذب در ان راه ندارد و بلکه باالتر از صدق است؛ یعنی‬ ‫«عینیت» و این مقوله شامل «الهامات» و «مکاشفات درونی» که نشئت گرفته از حاالت ذوقی‬ ‫است‪ ،‬نمیباشد‪( .‬پرچم‪)161 :1383 ،‬‬ ‫بنابراین پیامبر در مرحله نخست به مبدا غیب الهی و وحی خویش باور عینی دارد و در مرحله‬ ‫بعد متمسک به برهانی است که برای اتمام حجت بر خلق از ان مدد می گیرد‪ .‬شناخت حقیقت‬ ‫وحی بر ادمیان ممکن نیست و از مصادیق مختلف می توان به حقیقت ان راه یافت؛ از این رو‬ صفحه 27 ‫‪28 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫حال مشاهده حضوری پیامبر در قالب الفاظ نمی گنجد و قابل انتقال به دیگران هم نیست‪ ،‬اما‬ ‫محتوای ان قابل انتقال است‪( .‬همان‪)160-161 :‬‬ ‫‪ .2‬کاربردهای واژه «وحی» در قران کریم‬ ‫کلمه وحی و مشتقات ان بیش از هفتاد بار در قران یاد شده است که اغلب موارد درباره ارتباط‬ ‫ویژه خداوند با پیامبران در زمینه القای پیام هدایت تشریعی است؛ اما مواردی چند از استعمال‬ ‫این لغت در قران نشانگر ان است که مفهوم وحی در قران چه از لحاظ گیرنده و مقصد ان و چه از‬ ‫لحاظ فرستنده و مبدا ان‪ ،‬معنای گسترده ای دارد‪ ،‬هر چند در تمام موارد استعمال ان مفهوم کلی‬ ‫یعنی و «تفهیم سریع و پنهانی» چه به صورت حقیقت یا مجاز لحاظ شده است‪.‬‬ ‫بعضی از استع ماالت قرانی واژۀ وحی به شرح زیر است‪:‬‬ ‫ الهام یا فراگیری معلومات از مبدا غیبی‪ :‬گاهی به طور ناخوداگاه افکاری به فکر و ذهن‬‫انسان خطور می کند که این خطور فکر به دو صورت است که در برخی از موارد‪ ،‬این‬ ‫َ َ ُ َ َ َ‬ ‫َ َّ َّ َ‬ ‫وحون ِالی ا ْو ِل َی ِائ ِه ْم‬ ‫اطین ل ُی‬ ‫فکر پلید است و مصدر ان شیطانی است‪« :‬و ِان الشی ِ‬ ‫ُ ُ‬ ‫ِل ُی َج ِادلوک ْم»؛ (انعام‪ )121 ،‬و گاهی این فکر شریف است‪ ،‬زیرا مصدر ان رحمانی‬ ‫َ َ ْ َ َ َ ُ ِّ ُ َ َ ْ َ‬ ‫ْ‬ ‫َ َ َ َْ‬ ‫َ َ ْ‬ ‫وسی ان ا ْر ِض ِع ِیه ف ِاذا ِخف ِت عل ْی ِه فال ِق ِیه ِفی ال َی ِّم‪»...‬؛‬ ‫است‪« :‬واوح ْینا ِالی ام م‬ ‫(قصص‪ ) 7 ،‬یعنی این مطالب را به ذهن مادر موسی خطور داده و یا به دلش انداختیم‪.‬‬ ‫(اسکندرلو‪ )21 :1379 ،‬با توجه به اینکه ان بانوی پرهیزکار پیامبر نبوده است‪ ،‬وحی در‬ ‫این ایه به معنای الهام و خطور در دل است؛ یعنی همان تفهیم نهانی‪ ،‬پس اگر در مورد‬ ‫القائات و وسوسه های شیطانی واژه وحی اطالق شده‪ ،‬به خاطر پنهان بودن انگونه‬ ‫القائات است‪ .‬از طرفی‪ ،‬انچه امروزه «تله پاتی» نامیده میشود‪ ،‬نوعی الهام است‪.‬‬ ‫انتقال فکر از شخصی به شخص دیگر که مورد پذیرش دنیای علم است و ممکن است‬ ‫مبدا ان انسان زنده یا مرده باشد‪( .‬اسکندرلو‪)20 :1379 ،‬‬ ‫ کلیدواژه دیگر‪« ،‬اشاره» است که در ایه ‪ 10‬سوره مریم ‪ ،‬جریان بشارت یافتن زکریا به‬‫داشتن فرزند را یاداور شده و روزه سکوت او را بیان می دارد‪ .‬به تعبیر قران کریم‪ ،‬وی‬ ‫مقصود خویش را با اشاره که از ان به وحی یاد شده است‪ ،‬می فهماند‪( .‬سعیدی روشن‪،‬‬ ‫‪)16 :1388‬‬ صفحه 28 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪29 / ...‬‬ ‫ الهام غریزی به جانوران؛ قران کریم ‪ ،‬عمل زنبور عسل را به وحی تعبیر نموده است‪:‬‬‫َ‬ ‫َّ‬ ‫ً‬ ‫ُ َ‬ ‫َ َ ْ َ َ ُّ َ َ َّ‬ ‫الن ْحل ان َّاتخذی م َن ْالج َ‬ ‫ال ُب ُیوتا َو ِم َن الش َجر َو ِم َّما َی ْعرشون»؛‬ ‫ب‬ ‫«واوحی ر بک ِالی‬ ‫ِ ِ ِ ِ ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫(نحل‪ )68 ،‬مراد از وحی در اینجا الهام خفی است‪ ،‬یعنی زنبور عسل بدون اینکه کالمی‬ ‫داشته باشد و دیگری بفهمد‪ ،‬وظیفه اش را درک می کند و بدون هیچ اموزشی کارهای‬ ‫شگفت انگیزی انجام می دهد‪ .‬این الهام غریزی نوعی از پیام رسانی از جانب خداوند‬ ‫است که عنوان وحی بر ان اطالق شده است‪( .‬پرچم‪)154 :1383 ،‬‬ ‫ وحی تکوینی؛ یعنی سنن و قوانین حاکم بر کرات و اسمان و زمین و کوها‪ ،‬نباتات و‬‫جمادات و ساختار ادمیان و به عبارت دیگر‪ ،‬ساختار ذاتی انها بر اساس وحی تکوینی‬ ‫َ‬ ‫ُ ِّ‬ ‫قانونمند شده است‪َ « :‬ف َق َ ُ َّ َ ْ َ َ َ َ‬ ‫ات ِفی َی ْو َم ْی ِن َوا ْو َحی ِفی کل َس َماء‬ ‫ضاهن سبع سماو ٍَ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ُّ‬ ‫الد ْن َیا ب َم َصاب َ‬ ‫الس َ‬ ‫ا ْم َر َها»؛ (فصلت‪ )12 ،‬یا « َوا ْو َحی فی ُک ِّل َس َماء ا ْم َر َها َو َز َّی َّنا َّ‬ ‫یح‬ ‫اء‬ ‫م‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫ْ ً َ َ َْ‬ ‫َو ِحفظا ذ ِلک تق ِد ُیر ال َعز یز ال َع ِل ِیم»؛ (فصلت‪ )12 ،‬ایجاد سنن و نظام های مکنون در‬ ‫ِ ِ‬ ‫تمام جهان افرینش که اسمان ها و زمین در قران اشاره به ان است‪ ،‬به طوری که هر یک‬ ‫تا زمان معین و مقرر نقش ویژه ای را ایفا کند‪ ،‬از طریق افریدگار عالم در سرشت هستی‬ ‫انها نهاده شده است‪ .‬در استعاره لفظ وحی برای چنین تقریر و تدبیری همین مقدار‪،‬‬ ‫مناسب و کافی است‪( .‬شریعتی سبزواری‪)78 :1394 ،‬‬ ‫ وحی تشریعی و ارتباط خاص خدا با پیامبران؛ بیشتر موارد کاربرد کلمه وحی و مشتقات ان‬‫در قران کریم به این معناست‪ .‬هرگاه واژه وحی به صورت مطلق و بدون قرینه به کار رود‪،‬‬ ‫مقصود همان وحی مخصوص انبیاء و پیام رسانی ویژه به ایشان است‪( .‬ر‪ .‬ک‪ :‬انعام‪)6 ،‬‬ ‫ده ها ایه دیگر میتوان ارائه نمود که وحی کننده خداوند متعال است و گیرندگان وحی پیامبران‬ ‫الهی در طول تاریخ بودند‪ .‬مفاد وحی حقایق و معارف و پیام هایی است که از جانب خداوند‬ ‫متعال برای انسانها فرستاده شده است‪.‬‬ ‫عالی ترین درجه وحی و تفهیم حقایق همان ارتباط ویژه خداوند با پیامبران و برگزیدگان خاص‬ ‫الهی است که این پدیده را کسی جز انبیاء نمی داند و از راز و رمز و ماهیتش مطلع نیست‪:‬‬ ‫(امینی‪)24 :1393 ،‬‬ صفحه 29 ‫‪30 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫َّ َ ْ َ ْ َ َ ْ َ َ َ َ ْ َ ْ َ َ ُ َ َّ‬ ‫النب ِّی َ‬ ‫ین ِمن َب ْع ِدهِ‪( .»...‬نساء‪)163 ،‬‬ ‫‪ِ « o‬انا اوحینا ِالیک کما اوحینا ِالی ن‬ ‫وح و َ ِ‬ ‫ٍ‬ ‫َْ ُْ َ َ ُ ً‬ ‫َ َ َ َ َ َ َ ْ ُ َ ّ َ ُ َّ‬ ‫الل ُه ا ََّل َو ْح ًیا ا ْو م ْن َو َراء ح َ‬ ‫اب او یر ِسل رسوَل‬ ‫ج‬ ‫‪« o‬وما کان ِلبشر ان یک ِلمه‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٍ‬ ‫َ ُ َ ْ َ ٍ َ َ ُ َّ ُ َ‬ ‫َ‬ ‫ٌ‬ ‫ٌ‬ ‫ّ‬ ‫وحی ِب ِاذ ِن ِه ما یشاء ۚ ِانه ع ِلی ح ِکیم»‪( .‬شوری‪)51 ،‬‬ ‫فی ِ‬ ‫در یک تقسیم بندی کلی‪ ،‬اقسام وحی را میتوان با صورتبندی زیر ارائه نمود‪:‬‬ ‫‪ ‬وحی مستقیم از جانب حق تعالی که بدون واسطه‪ ،‬پیام بر قلب پیامبر القاء میگردد‪.‬‬ ‫‪ ‬وحی با واسطه ملک و فرشته که یا شخص فرشته را می بیند و یا فقط پیام او را میشنود‪.‬‬ ‫‪ ‬شنیدن صدا از ورای حجاب و پس پرده یا خلق صورت؛ به گونهای که کسی جز پیامبر نشنود‪.‬‬ ‫بنابراین کلمه وحی در کاربرد قرانی اش‪ ،‬اختصاص به وحی تشریعی و ارتباط پیام رسانی ویژه‬ ‫خداوند به پیامبران ندارد؛ هر چند معنای اصطالحی رایج و غالب ان همین معنا است؛ لذا نهانی‬ ‫و سری بودن معارف الهی بر پیغمبران موجب گردیده که از ان در قران کریم به وحی نام برده شود‪.‬‬ ‫در وحی الهی به پیامبران همان خصیصه اصلی اگاهی بخشی رمزی و فوری وجود دارد؛ یعنی‬ ‫رسوالن الهی پی ام نبوی خدا را سریع و پنهان از درک و دریافت دیگران می گرفتند‪.‬‬ ‫(سعیدی روشن‪)18 :1388 ،‬‬ ‫عالمه طباطبایی در مورد کیفیت گرفتن وحی توسط پیامبر اکرم‬ ‫معتقد است قران را از‬ ‫فرشته وحی با نفس خود یعنی با تمام وجود خود تلقی می کرد نه از راه گرفتن ظاهری و حسی‪.‬‬ ‫(طباطبایی‪ )121 :1386 ،‬همچنین عالوه بر اینکه معانی قران از جانب خداوند است‪ ،‬الفاظ ان‬ ‫نیز از ناحیه اوست و مراد از قلب‪ ،‬حقیقتی است از انسان است که ادراک و شعور را به ان نسبت میدهند‬ ‫و اینکه رسول خدا هنگامی که به او وحی می شد‪ ،‬هم می دید و هم می شنید‪ ،‬بدون اینکه دو‬ ‫حس بینایی و شنواییاش به کار بیفتد‪( .‬طباطبایی‪ ،1417 ،‬ج‪)317 :15‬‬ ‫از طرف دیگر‪ ،‬معنای اصطالحی وحی در علم کالم عبارت است از تفهیم یک سلسله‬ ‫حقایق و معارف یا بینش های فکری و دستورات رفتاری متناسب عصر که از طرف خداوند به‬ ‫انسانهای برگزیده یا همان پیامبران‪ ،‬از راه دیگری جز طرق عمومی معرفت‪ ،‬همچون تجربه و‬ ‫عقل و شهود عرفانی برای ابالغ به مردم و راهنمایی ایشان به کار برده می شود‪( .‬سعیدی روشن‪،‬‬ ‫‪)19 :1388‬‬ صفحه 30 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪31 / ...‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬وحی نبوی پدیده ای فراسوی افق طبیعت بوده و نوع ویژه ای از معرفت است که تنها‬ ‫در دسترس گروه خاصی از انسانها قرار می گیرد؛ کسانی که به منزله نظام های نیرومند و گیرنده‬ ‫ای هستند که توان و صالحیت درک و دریافت پیام از جهان غیب را دارند‪( .‬همان‪)19 :‬‬ ‫‪ .3‬تمایز وحی و الهام‬ ‫تفاوت وحی الهی به پیامبران و الهام به انسان معمولی‪ ،‬پوشیده بودن مصدر و منبع ان بر شخصی‬ ‫است که به وی الهام میشود؛ یعنی او نمی داند از چه منبعی به او الهام شده است‪ ،‬در حالی که‬ ‫مصدر وحی برای انبیاء مشخص است و با اگاهی کامل می دانند از جانب خداوند به انها وحی‬ ‫می شود و هر پیامبری هنگام دریافت پیام الهی‪ ،‬با اطمینان می داند که پیام دهنده چه کسی است‪.‬‬ ‫(اسکندرلو‪)21 :1379 ،‬‬ ‫حاصل و نتیجه این مبحث ان که وحی در اسالم عبارت است از قران کریم به همراه سنت‬ ‫نبوی که منظور از این سنت‪ ،‬قول و فعل و تقریر پیامبر اکرم‬ ‫است که در حجیت ان تفاوتی با‬ ‫قران کریم ندارد؛ البته در مکتب امامیه و شیعه عالوه بر سنت پیامبر‪ ،‬سنت امامان دوازدگانه‬ ‫بعد از پیامبر نیز حجیت دارد‪.‬‬ ‫بررسی تطبیقی وحی در قران و عهدین‬ ‫‪ .1‬سابقه تاریخی وحی‬ ‫همانطور که بیان شد‪ ،‬هم قران کیم و هم کتاب مقدس از کلیدواژه «وحی» و مفهوم ان سخن‬ ‫گفته اند و در هر دو به وحی تشریعی اشاره نمودهاند‪ .‬در قران و کتاب مقدس چنین امده‪ :‬زمانی که‬ ‫وحی بر ا براهیم نازل شد او شالوده خداپرستی را در قوم خود بنیان گذاشت و پیامبران بعد از او‬ ‫وظیفه خود را در راه رساندن وحی الهی و دعوت به توحید و یکتاپرستی اعالم نمودند‪ .‬از دیدگاه‬ ‫هر دو کتاب‪ ،‬وحی پدیده ای بود که از زمان های پیشین جریان داشته و در هر دوره ای جلوه ای از‬ ‫ان اشکار می شده است‪( .‬ر‪ .‬ک‪ :‬بقره‪124-132 ،‬؛ سفر پیدایش‪ ،‬باب ‪)15‬‬ صفحه 31 ‫‪32 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ .2‬انواع وحی نبوی‬ ‫از نظر قران کریم و عهد قدیم مراتب وحی در گفتگوی مستقیم خدا با پیامبران و گفتگوی‬ ‫غیرمستقیم توسط فرشتگان اشتراک دارد‪ .‬قران مرتبه ای دیگر را در وحی مستقیم اضافه می کند و‬ ‫ان عبارت است از سخن گفتن خدا از پشت پرده (ر‪ .‬ک‪ :‬شوری‪ )51 ،‬در این حالت خدا بدون‬ ‫وساطت فرشته با پیامبر سخن گفته ا ست‪ ،‬نظیر گفتگوی خدا با موسی در وادی طور که صدای‬ ‫خدا از درخت شنیده شد‪( .‬ر‪ .‬ک‪ :‬قصص‪ )30 ،‬عهد قدیم نیز در این باره می گوید خدا از میان‬ ‫بوته با موسی سخن گفت‪( .‬ر‪ .‬ک‪ :‬سفر خروج‪)4 :3 ،‬‬ ‫همچنین معتقد است وحی به وسیله فرشتگان به دو حالت ابالغ می شود‪ ،‬در حالت بیداری و‬ ‫در حالت خواب که برخی از علمای یهود برای وحی در این حالت مراتبی بر شمرده اند که در ان‬ ‫حالت انبیاء داستان ها و رو یاهایی را می دیدند‪ .‬زمانی معنای ان را می دانستند و گاهی فرشته‬ ‫وحی ان را تفسیر می کرد‪ .‬نظیر رو یاهای زکریا و دانیال؛ ولی قران به تفصیل به خواب های انبیاء و‬ ‫شرح انها نپرداخته است‪.‬‬ ‫‪ .3‬ادامه وحی در قرنهای اینده‬ ‫عهد جدید‪ ،‬الهاماتی را که به اشخاص می شود را در زمره وحی قرار می دهد؛ به گونه ای که‬ ‫دوازده نفر از رسوالن بعد از عیسی که سخنان او را نوشتند و یا پولس که از حواریون نبود‪،‬‬ ‫ً‬ ‫برخوردار از وحی هستند و اصوال در هر دوره ای اشخاصی یافت می شوند که پیام الهی را دریافت‬ ‫می کنند‪ ،‬ولی از دیدگاه قران این مکاشفه و اشراق فردی از مقوله وحی تشریعی پیامبران نیست‪.‬‬ ‫از دیدگاه قران کریم‪ ،‬هر کسی حاصل مکاشفه خویش را نمی تواند به عنوان وحی قلمداد کند؛‬ ‫زیرا وحی ارتباط ویژهای است میان خدای متعال و پیامبران که ّ‬ ‫سر ان بر دیگران پوشیده است‪ ،‬لذا‬ ‫حال مشاهده حضوری پیامبر قابل انتقال به دیگران نیست‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫‪ .4‬نقش وحی در هدایت انسان‬ ‫مفسران از ایات قرانی چنین برداشت کردهاند که اصل هدایت بشر که ضرورت وحی را اقتضا میکند‬ ‫در شریعت های الهی مشاهده می شود؛ ولی هر کدام به نوعی ان را جهت داده و بیان میکند‪.‬‬ صفحه 32 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪33 / ...‬‬ ‫از دیدگاه قران کریم‪ ،‬هدایت بشر در گرو هدایت تکوینی همه موجودات است که ان بر عهده‬ ‫خداوند است؛ زیرا بشر با وجود اینکه دارای قوای فکری و فطری است‪ ،‬ولی نیروهای درونی او‬ ‫قادر به هدایت نیست و از طرف دیگر‪ ،‬چون موجودی اجتماعی است‪ ،‬تزاحم نیروهای فطری‬ ‫موجب اختالف در جامعه می شود و نیز شناخت وجود ماهیت بشر برای ادمیان به طور کامل‬ ‫ً‬ ‫غیرممکن است؛ لذا صرفا خداوند متعال قانونگذار است‪.‬‬ ‫خداوند در میان افریده های خود پیامبرانی دارد که مردم را به سوی مصالح و منافع خویش‬ ‫راهنمایی می کنند‪ .‬در عهد قدیم امده که وحی برای نجات و رهایی بنی اسرائیل از ظلم و ستم‬ ‫فرعونیان است و نیز برای داشتن زندگی اباد‪ ،‬صلح و امنیت‪ ،‬کثرت خیرات و برکات مادی و برای‬ ‫شناخت یهود و پرستش او امده است‪.‬‬ ‫نقش وحی در عهد جدید در تجسد کلمه خدا است‪ .‬خداوند با وحی های پیشین‪ ،‬کالمش را‬ ‫نازل می کرد؛ اما در وحی عیسوی‪ ،‬خودش بنفسه به سوی بشر نازل شد‪ .‬وحی انجیلی به جای‬ ‫کتاب م َنزل‪ ،‬شخص منزل است‪ .‬انسانی که به سبب گناه اد م از خدا دور شده و مهجور مانده‪،‬‬ ‫کاری نمی تواند انجام دهد؛ پس خدا باید قدم اول را بردارد‪ ،‬لذا خویش را در مسیح اشکار کرد تا‬ ‫بشر با او مصالحه کند‪.‬‬ ‫‪ .5‬مفاد و محتوای وحی‬ ‫از جمله مشترکات قران و کتاب مقدس مفاد و محتوای وحی است؛ نظیر خداشناسی و‬ ‫خداپرستی‪ ،‬نبوت‪ ،‬شرح حا ل پیامبران و امت ها‪ ،‬بیان احکام و قوانین زندگی و مسایل اخالقی‪.‬‬ ‫تورات و قران در زمینه توحید با هم مشترکند؛ اما عهد جدید تثلیث را مطرح میکند‪ .‬از طرف‬ ‫دیگر‪ ،‬در عهد قدیم قیامت وجود ندارد؛ ولی قران و عهد جدید به طور مکرر از قیامت و حیات‬ ‫جاوید سخن میگوید‪.‬‬ ‫‪ .6‬ارتباط ظهور دوباره مسیح با وحی‬ ‫از دیدگاه عهد جدید‪ ،‬وحی هنوز ناقص است و با ظهور ثانوی مسیح‪ ،‬وحی کامل خواهد شد؛ در‬ ‫حالی که این نکته در قران وجود ندارد‪ .‬عالمه طباطبایی به استناد قران کریم‪ ،‬موضوع رجعت‬ ‫مسیح را اثبات می کند که در ان هنگام تمام اهل کتاب به او ایمان می اورند و در روایات مربوط‬ صفحه 33 ‫‪34 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫به ظهور امام زمان‬ ‫اشاره شده است که در ان زمان مسیح رجعت خواهد کرد و پشت سر‬ ‫حضرت نماز خواهد خواند؛ ولی سخنی از کمال وحی در ان روایات وجود ندارد‪( .‬ر‪ .‬ک‪ :‬پرچم‪)1383 ،‬‬ ‫نتیجهگیری‬ ‫برایند مباحث پردازش شده در این پژوهش را میتوان در نکات کلیدی و کاربردی زیر از متن‬ ‫تحقیق‪ ،‬خالصه کرد‪:‬‬ ‫ معنای لغوی وحی‪ ،‬انتقال مطلب به دیگری به طور سریع و مخفی به گونهای است که از‬‫دیگران پوشیده باشد‪.‬‬ ‫ وحی در اصطالح ارتباط سریع و مرموزی میان خدا و انسانهای برگزیده است که پیامبر‬‫نامیده می شوند‪ .‬در این ارتباط خاص‪ ،‬خداوند با پیامبرش به طور مستقیم یا به وسیله‬ ‫فرشته وحی سخن می گوید و معارف و احکام و قوانین را به قلب نورانی پیامبر القاء می‬ ‫کند که این شکل‪ ،‬وحی تشریعی نامیده میشود؛ البته وحی در قران کریم کاربردهای‬ ‫مختلفی دارد‪ ،‬نظیر الهام غریزی به جانوران‪ ،‬الهام فطری به انسان‪ ،‬اشاره‪ ،‬وحی شیاطین‬ ‫و‪ ...‬که یکی از معانی شایع ان وحی به پیامبران است‪.‬‬ ‫ حقیقت وحی برای نوع بشر مجهول است و تعاریف و اوصافی که از ان در قران کریم و‬‫یا دیگر کتب مقدس امده‪ ،‬برای نزدیک شدن ذهن بشر به این معناست‪.‬‬ ‫ م راتب وحی در عهد قدیم عبارتند از وحی زبانی و مستقیم و وحی توسط فرشتگان‪ .‬این‬‫فرشته الهی‪ ،‬زمانی در رو یا و گاهی در خواب بر انبیاء وارد میشده است‪.‬‬ ‫ محتوای وحی در عهد قدیم عبارت بود از یکتاپرستی‪ ،‬بیان حوادث اینده‪ ،‬عبادت‪ ،‬تبیین‬‫مسائل اخالقی و ائین و قوانین زندگی بشری‪.‬‬ ‫ وحی در عهد جدید مراتبی دارد که عبارت است از وحی زبانی که عبارت است از کتاب‬‫مقدس به مثابه مجموعه اموزه های نازل شده از سوی خداوند است که از زبان پیامبران‬ ‫اعالم شده است و وحی غیر زبانی به این معنا که مضمون وحی همان حضور خداست و‬ ‫مسیح چهره دیدنی خدای نادیده است‪.‬‬ صفحه 34 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪35 / ...‬‬ ‫ در عهد جدید‪ ،‬مسیح تجلی خدا در هیئت انسانی و روشنترین ظهور ذات الوهیت‬‫است‪ .‬مقصود از این تجلی نیز اشتی انسان با خدا و ایجاد رابطه با اوست؛ چرا که این‬ ‫ً‬ ‫خدا بود که قدم اول را برداشت و طرز برخوردش کامال محبت امیز بود‪.‬‬ ‫ از دیدگاه قران کریم‪ ،‬وحی یک ارتباط رمزی بین خدا و انسانهای برگزیده است که پیامبر‬‫نامیده میشوند‪ .‬در نقطه مقابل نیز پیامبر پیام الهی را با جان و قلب خود دریافت میکند نه‬ ‫اینکه دریافت از راه علم حصولی و حواس ظاهری باشد‪ .‬صورتهای مختلف این ارتباط نیز‬ ‫عبارت است از وحی مستقیم‪ ،‬وحی با واسطه ملک و فرشته و شنیدن صدا از ورای حجاب‪.‬‬ ‫ از نظر قران کریم‪ ،‬وحی از مقوله اندیشه و عرفان‪ ،‬اگاهی عقالنی و یا برگرفته از نبوغ‬‫پیامبر نیست؛ بلکه اگاهی فرا بشری و یک اموزه غیبی است‪.‬‬ ‫در نتیجه و از جمع بندی مباحث مورد اشاره از مقایسه مفهوم وحی در قران و عهدین‪،‬‬ ‫چنین به دست می اید که در محورهایی مشترک هستند؛ هر چند موارد افتراق متعددی نیز‬ ‫دارند‪ .‬به نظر میرسد در این میان‪ ،‬عهد قدیم با وجود جهات اختالفی‪ ،‬به سبب قدمت‬ ‫تاریخی و حفظ بیشتر اصالت و تحریف کمتر‪ ،‬به قران نزدیکتر است؛ اما وحی به معنی‬ ‫تجلی خدا در هیئت انسانی که عهد جدید ان را کاملترین نوع وحی میشناسد‪ ،‬از نظر قران‬ ‫کریم عملی محال و باطل است؛ بلکه خداوند یگانه ذاتی بینظیر است‪.‬‬ ‫فهرست منابع‬ ‫‪ .1‬قران کر یم‪.‬‬ ‫‪ .2‬متون مقدس‪.‬‬ ‫ انجیل یوحنا‬‫ انجیل متی‬‫ سفر پیدایش‬‫ سفر تکوین‬‫‪ -‬سفر تثنیه‬ صفحه 35 ‫‪36 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫ سفر اعداد‬‫ سفر خروج‬‫ مزامیر‬‫ کتاب اعمال رسوالن‬‫ کتاب زکریا‬‫ کتاب اشعیاء‬‫ کتاب کولسیان‬‫ کتاب عاموس‬‫ معجم الالهوت الکتابی‬‫‪ .3‬ابن فارس‪ ،‬ابوالحسین احمد (‪ .)1399‬معجم مقاییس اللغه‪ .‬بتحقیق عبدالسالم محمد هارون‪.‬‬ ‫بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .4‬امینی‪ ،‬ابراهیم (‪ .)1393‬وحی در ادیان اسمانی‪ .‬چاپ ‪ .4‬قم‪ :‬بوستان کتاب‪.‬‬ ‫‪ .5‬اسکندرلو‪ ،‬محمد جواد (‪ .)1379‬علوم قرانی‪ .‬با استفاده از تقریرات درس ایت الله‬ ‫محمدهادی معرفت‪ .‬قم‪ :‬انتشارات سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور‪.‬‬ ‫‪ .6‬پرچم‪ ،‬اعظم (‪ .)1383‬بررسی تطبیقی وحی و نبوت از دیدگاه قران و عهدین‪.‬‬ ‫اصفهان‪ :‬انتشارات کنکاش‪.‬‬ ‫‪ .7‬توفیقی‪ ،‬حسین (‪ .)1394‬اشنایی با ادیان بزرگ‪ .‬چاپ ‪ .16‬تهران‪ :‬انتشارات سمت‪.‬‬ ‫‪ .8‬راغب اصفهانی‪ ،‬حسین بن محمد (‪ .)1412‬مفردات الفاظ القران‪ .‬بتحقیق صفوان عدنان‪.‬‬ ‫بیروت‪ :‬دار الشامیه‪.‬‬ ‫‪ .9‬سعیدی روشن‪ ،‬محمد باقر (‪ .)1388‬وحیشناسی‪ .‬چاپ‪ .2‬قم‪ :‬کانون اندیشه جوان‪.‬‬ ‫‪ .10‬شریعتی سبزواری‪ ،‬محمد باقر (‪ .)1394‬وحی و نبوت در نگاه عقل و دین‪ .‬چاپ ‪.3‬‬ ‫قم‪ :‬بوستان کتاب‪.‬‬ ‫‪ .11‬طباطبایی‪ ،‬سید محمد حسین (‪ .)1417‬المیزان فی تفسیر القران‪ .‬چاپ ‪ .5‬قم‪:‬‬ ‫انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‪.‬‬ صفحه 36 ‫ماهیت شناسی تطبیقی «وحی»‪37 / ...‬‬ ‫‪ .12‬طباطبایی‪ ،‬سید محمد حسین (‪ .)1386‬قران در اسالم‪ .‬به کوشش سید هادی خرمشاهی‪.‬‬ ‫قم‪ :‬بوستان کتاب‪.‬‬ ‫‪ .13‬قرشی‪ ،‬سید علی اکبر (‪ .)1386‬قاموس قران‪ .‬تهران‪ :‬دار الکتب االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .14‬کریمی‪ ،‬مصطفی (‪ .)1387‬وحیشناسی‪ .‬چاپ ‪ .2‬قم‪ :‬انتشارات موسسه اموزشی و‬ ‫پژوهشی امام خمینی ‪.‬‬ ‫‪ .15‬کهن‪ ،‬ابراهیم (‪ .)1382‬گنجینهای از تلمود‪ .‬ترجمه امیر فریدون گرگانی‪ .‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات اساطیر‪.‬‬ ‫‪ .16‬مصطفوی‪ ،‬حسن (‪ .)1374‬التحقیق فی کلمات القران الکر یم‪ .‬تهران‪ :‬وزارت فرهنگ‬ ‫و ارشاد اسالمی‪.‬‬ ‫‪ .17‬میشل‪ ،‬توماس (‪ .)1396‬کالم مسیحی‪ .‬ترجمه حسین توفیقی‪ .‬چاپ ‪ .4‬قم‪ :‬انتشارات‬ ‫مرکز مط العات و تحقیقات ادیان و مذاهب‪.‬‬ صفحه 37 صفحه 38 ‫‪https://dorl.net/dor/20.1001.1.26767619.2021.8.25.2.2‬‬ ‫تار یخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت‬ ‫(با تاکید بر دولت مستقر در عصر صفوی)‬ ‫نویسندگان‪ :‬مریم رضایی (ایران)‪ 1،‬حسین دوستی مقدم (ایران)‪ 2،‬دکتر رافت االسدی (عراق)‬ ‫دریافت‪1399/05/11 :‬‬ ‫‪3‬‬ ‫پذیرش‪1400/02/05 :‬‬ ‫چکیده‬ ‫حاکمیت قدرتی است که نظم حقوقی از ان ناشی میشود و مشروط به هنجارهای خارجی یا هیچ‬ ‫پیشهنجاری نیست و قدرتی باالتر از ان وجود ندارد؛ همچنین حاکمیت به دولت موجودیت‬ ‫میبخشد و از ان تفکیکناپذیر است‪ .‬حاکمیت داخلی شامل اختیارات دولت است که برای اداره‬ ‫هیئت سیاسی کشور و اعمال قدرت در جهت پیگیری منافع و امور اتباع و شهروندان به کار گرفته‬ ‫میشود و از طرف دیگر‪ ،‬حاکمیت خارجی مستلزم نفی هرگونه وابستگی یا تبعیت در مقابل‬ ‫دولتهای دیگر است؛ دو گونه از حاکمیت که در صورت شکل گرفتن نظام سیاسی هر جامعهای‬ ‫حول ان‪ ،‬میتوان تحقق حاکمیت عینی ان جامعه را انتظار داشت‪ .‬در این میان‪ ،‬عصر صفویه و‬ ‫دولت صفویان به مثابه بخشی از تاریخ و تمدن چندین هزار ساله ایرانیان‪ ،‬برای رسیدن به مقصود‬ ‫تحقق حاکمیت میتواند مطمح نظر و مطالعه موردی پژوهشگران قرار بگیرد؛ حاکمیتی که خود را‬ ‫فرستاده خدا میدانست و در جهت استیالبخشی و بسط قلمرو و گستره تحت نفوذ خود‪ ،‬تالش‬ ‫فراوانی داشت‪ .‬تلقی مرتبط دانستن این دولت با محاسبات فرامادی که مدنظر حاکمان صفوی‬ ‫بود‪ ،‬نزد گروهی از متشرعین و سرامدان ان عصر نیز استوار شد؛ چرا که با شکلگیری و استقرار‬ ‫این دولت‪ ،‬بارقه امیدی برای رسیدن به مقصود و تثبیت موقعیت مذهبی در ایران ان سامان‬ ‫مشروعیت مییافت که حاکی از حمایت دو طرفه میان این گروه از سرامدان و متنفذان و حاکمان‬ ‫‪ .1‬کارشناس ارشد تاریخ اسالم‪ ،‬گروه تاریخ‪ ،‬دانشکده ادبیات و علوم انسانی‪ ،‬دانشگاه سیستان و بلوچستان‪،‬‬ ‫زاهدان‪ ،‬ایران‪maryam275266@yahoo.com ،‬‬ ‫‪ .2‬کارشناس ارشدجغرافیا وبرنامهریزی گردشگری‪ ،‬گرایش برنامهریزی منطقهای‪ ،‬گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری‪،‬‬ ‫دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی‪ ،‬دانشگاه سیستان و بلوچستان‪ ،‬زاهدان‪ ،‬ایران‪h.doostizabole@gmail.com ،‬‬ ‫‪ .3‬دکترای تاریخ اسالم‪ ،‬گروه تاریخ‪ ،‬دانشکده علوم انسانی‪ ،‬دانشگاه ایلیا‪ ،‬نجف اشرف‪ ،‬عراق‪،‬‬ ‫‪Iasad8370@gmail.com‬‬ صفحه 39 ‫‪40( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No . 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫صفوی است؛ لذا این گروه به یاری حکومت پرداختند و صفویان نیز بر اساس برداشت خود از‬ ‫دین و مذهب عمل نمودند‪ .‬با این تبیین‪ ،‬در پژوهش حاضر با بررسی تاریخ مبانی حاکمیت و‬ ‫استقرار دولت‪ ،‬حکومت صفویان به مثابه مطالعه موردی و با استفاده از سیر تطورات تاریخی ذیل‬ ‫روش تحقیق کیفی بررسی و تحلیل شد‪.‬‬ ‫واژگان کلیدی‪ :‬دولت‪ ،‬حاکمیت‪ ،‬مشروعیت‪ ،‬قدرت‪ ،‬صفویه‬ ‫مقدمه‬ ‫در زمینه نقش جنبش های شیعی در استقرار دولت صفوی تاکنون‪ ،‬تحقیقاتی به صورت پراکنده در‬ ‫منابع مختلف صورت گرفته و تحقیقی جامع و منسجم راجع به این موضوع گزارش نشده است‪.‬‬ ‫در این فصل‪ ،‬ابتدا مفاهیم مورد بحث در تحقیق را توضیح داده و سپس مروری بر تحقیقات‬ ‫گذشته و منابع داخلی و خارجی صورت گرفته است‪.‬‬ ‫حاکمیت‪ ،‬قدرت برتر فرماندهی یا امکان اعمال ارادهای فوق سایر ارادههاست‪ .‬به عبارت‬ ‫دیگر‪ ،‬قدرت ناشی از ازادی و استقالل دولت‪ -‬کشور است که میتواند با اعمال حق حاکمیت‬ ‫روابط خارجی و امور داخلی خود را تنظیم کند‪ .‬حاکمیت‪ ،‬قدرتی است که نظم حقوقی از ان‬ ‫ناشی میشود و مشروط به هنجارهای خارجی یا هیچ پیش هنجاری نیست و قدرتی باالتر از ان‬ ‫ً‬ ‫وجود ندارد‪ .‬حاکمیت به دولت‪ ،‬موجودیت میبخشد و اصوال از ان تفکیکناپذیر است‪.‬‬ ‫حاکمیت داخلی از جمله شامل اختیارات دولت است که برای اداره هیئت سیاسی و اعمال‬ ‫قدرت در جهت پیگیری منافع و امور اتباع و شهروندان به کار گرفته میشود‪ .‬حاکمیت خارجی‬ ‫نیز مستلزم نفی هرگونه وابستگی یا تبعیت در مقابل دولتهای دیگر است‪ .‬حاکمیت به وسیله‬ ‫حقوق بین الملل محدود میشود‪ .‬حق حاکمیت اگر در اختیار یک فرد باشد‪ ،‬حکومت را مطلقه‬ ‫میکند؛ اگر در اختیار عده معدودی باشد‪ ،‬اولیگارشی و اگر در اختیار مردم باشد‪ ،‬ان را دموکراسی‬ ‫مینامند‪( .‬اقابخشی‪)265 :1387 ،‬‬ صفحه 40 ‫تاریخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت‪41 / ...‬‬ ‫مبانی نظری پژوهش‬ ‫‪ .1‬حکومت‬ ‫نظام اجتماعی خاص و حکومت‪ 1‬که بر اساس ان‪ ،‬عدهای از افراد بشر به منظور نیل به یک سلسله‬ ‫ٌ‬ ‫هدفهای نسبتا مشخص با یکدیگر همکاری میکنند‪ ،‬به این معنی که تصمیماتی را اتخاذ‬ ‫می نمایند و به مرحله اجرا و عمل درمیاورند‪ .‬اداره همچنین بیانگر روند اجرای تصمیمات و‬ ‫سازماندهی حکومت یک کشور است‪ .‬اداره به مفهوم مادی کلمه‪ ،‬عبارت از مجموع فعالیتهای‬ ‫پلیس اداری و خدماتی است که به وسیله حکومت یا زیر نظر او اداره میشود‪ .‬از نظر سازمانی نیز‬ ‫عبارت از مجموع اشخاص حقیقی یا حقوقی است که در اجرای فعالیتهای اداری از نظر مادی‬ ‫شرکت دارند‪( .‬اقابخشی‪)7 :1387 ،‬‬ ‫‪ .2‬حکومت دینی‬ ‫حکومت دینی‪ 2‬بر سه نوع است‪:‬‬ ‫ حکومتی که خداوند را فرمانروای عالی ان میشمارند و روحانیون را مجری اوامر الهی میداند‪.‬‬‫ حکومتی که زمامداران اصلی ان را پیشوایان دینی تشکیل میدهند‪.‬‬‫ نظریه سیاسی و دینی بر اینکه حکومت دینی درست است و قانون صحیح‪ ،‬همان قانونی‬‫است که توسط پیامبران به مردم ابالغ شده و خداوند واضع ان است‪ .‬با توجه به این‬ ‫نظریه‪ ،‬دین و سیاست از هم جدا نمی باشند و باید حدود و قوانین الهی درباره مردم اجرا‬ ‫شود‪( .‬همان‪)388 :‬‬ ‫‪ .3‬حکومت شرعی‬ ‫حکومت شرعی‪ 3‬عبارت است از حکومتی که در ان‪ ،‬اختیارات اداره کشور در دست پیشوایان‬ ‫مذهبی و حکام شرع است‪( .‬همان‪)216 :‬‬ ‫‪1. Administration‬‬ ‫‪2. Theocracy‬‬ ‫‪3. Licit Government‬‬ صفحه 41 ‫‪42( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No . 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ .4‬دولت‬ ‫دولت‪ 1‬دارای مفاهیم متنوعی است که به قرار زیر است‪:‬‬ ‫ سازمان سیاسی جامعه که متشکل از حکومت‪ ،‬مردم و سرزمینی با مرزهای معین است‪.‬‬‫اگر یکی از این سه عنصر در میان نباشد‪ ،‬دولت به وجود نمیاید‪ .‬حکومت‪ ،‬کارگزار و‬ ‫نمایشگر قدرت دولت و یا سازوکاری است که دولت از طریق ان عمل میکند‪ .‬این واژه‬ ‫به معنی حکومت نیز به کار رفته است‪.‬‬ ‫ قدرتی که از جامعه برخاسته و خود را مافوق جامعه قرار داده و دارای مفاهیم حقوقی‪،‬‬‫سیاسی و اقتصادی است و عوامل تشکیل دهنده ان عبارتند از جامعه‪ ،‬قلمرو حکومتی و‬ ‫تشکیالت حکومتی‪.‬‬ ‫ نهاد سیاسی‪ -‬حقوقی که در راس هرم قدرت یک کشور جای میگیرد و حق انحصاری‬‫کاربرد قانونی زور را دارد‪.‬‬ ‫ دولت از نظر مارکسیستها‪ ،‬دستگاه یا ماشینی برای حفظ سیادت یک طبقه بر طبقه‬‫دیگر است‪ .‬ساختمان ماشین یا دستگاه دولت مرکب است از بخش بوروکراتیک که‬ ‫کارمندان هستند و بخش قهری که ارتش و پلیس و دادگاه و زندان هستند و به بخش‬ ‫بوروکراتیک کمک می کند تا بتواند قوانین و مقررات به سود استثمارگران وضع و اجرا‬ ‫کند‪ .‬نوع تاریخی دولت بر حسب انکه کدام طبقه قدرت حاکمه را در دست دارد معین‬ ‫میشود که ان چهار نوع است‪ :‬بردگی‪ ،‬فئودالی‪ ،‬سرمایه داری و سوسیالیستی‪ .‬سه نوع‬ ‫اول مبتنی بر مالکیت خصوصی و بهره کشی است و نوع چهارم به مثابه حامکیت اکثریت‬ ‫خلق بر اقلیت بهرهکش ظهور میکند‪ .‬شکل اداره یک دولت عبارت است از ساختار‪،‬‬ ‫ً‬ ‫شیوه تشکیل و اختیارات عالیترین مقامات دولتی‪ .‬مثال شکل یک دولت نوع سرمایهداری‬ ‫ممکن است در یک کشور‪ ،‬جمهوری و در کشور دیگر سلطنتی باشد‪.‬‬ ‫‪1. State‬‬ صفحه 42 ‫تاریخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت‪43 / ...‬‬ ‫ واحد جغرافیایی که دارای نظم داخلی و استقالل خارجی است و برای تحصیل هدفهای‬‫ملی‪ ،‬با واحدهای هم نظیر خود روابط متقابل برقرار می کند‪ .‬موجودیت یک کشور‬ ‫بستگی به وجود جمعیت‪ ،‬سرزمین و دولت دارد‪.‬‬ ‫ دولت به معنی ایالت به مثابه یکی از واحدهای تشکیل دهنده کشوری است که دارای‬‫حکومت فدرال است‪( .‬اقابخشی‪ 373 :1387 ،‬و ‪)374‬‬ ‫‪ .5‬حاکمیت ملی‬ ‫مفهوم اصلی حاکمیت ملی‪ 1‬ان است که هیچ دستگاهی نمیتواند قدرت خود را ناشی از مرجعی‬ ‫غیر از ملت بداند و ملت که صاحب واقعی قدرت است‪ ،‬میتواند اجرای ان را به هر کس بخواهد‬ ‫تفویض کند و هیچ فردی از افراد و هیچ طبقهای از طبقات مردم نمیتوانند حکومت کنند مگر‬ ‫اینکه به نمایندگی از طرف ملت باشد‪ .‬با این حق‪ ،‬هر دولتی در قلمرو سیاسی و در محدوده منافع‬ ‫ً‬ ‫خویش کامال خو دمختار است و به هیچ مرجع باالتری جوابگو نیست‪( .‬همان‪)254 :‬‬ ‫‪ .6‬حاکم‬ ‫حاکم‪ 2‬یعنی شخص‪ ،‬رک ن یا دستگاهی که حاکمیت بدان واگذار شده است‪ .‬در حکومتهای‬ ‫سلطنتی به شخصی اطالق میشود که وظایف رئیس دولت را انجام میدهد‪( .‬همان‪)369 :‬‬ ‫‪ .7‬قلمرو حاکمیت‬ ‫در مواردی که حق حاکمیت شامل صالحیت در مورد تمامی افراد و سایر مسائل در داخل‬ ‫سرحدات کشور است‪ ،‬ان را صالحیت سرزمینی یا قلمرو حاکمیت‪ 3‬گویند‪ .‬به بیان دیگر‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫صالحیت دولت اوال درباره مردمی که در سرزمین زندگی میکنند‪ ،‬ثانیا درباره اشیایی که در ان‬ ‫ً‬ ‫سرزمین یافت میشود و ثالثا درباره اموری که در ان سرزمین اتفاق میافتد‪ ،‬بحث و بررسی میکند‪.‬‬ ‫(همان‪)387 :‬‬ ‫‪1. National Sovereignty‬‬ ‫‪2. Sovereign‬‬ ‫‪3. Territorial Jurisdicition‬‬ صفحه 43 ‫‪44( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No . 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ .8‬قوم‬ ‫قوم‪ 1‬یک گروه انسانی‪ -‬نژادی است که از زبان و فرهنگ و روش زندگی و تمنیات گروهی ویژهای‬ ‫در چهارچوب یک شاخه بزرگ نژادی برخوردار است‪ ،‬به قسمی که حتی از دیگر گروههای نژاد‬ ‫خود قابل تشخیص و تفکیک میگردد‪ .‬به همین دلیل گاهی همین گروه قومی به معنای گروه ملی‬ ‫‪2‬‬ ‫یا معادل ان در میاید‪( .‬اقابخشی‪)131 :1387 ،‬‬ ‫‪ .9‬جنبش‬ ‫ً‬ ‫جنبش‪ ،3‬نهضت یا حرکت‪ ،‬رفتار گروهی نسبتا منظم و بادوامی برای رسیدن به هدف اجتماعی‪-‬‬ ‫سیاسی معین بر اساس نقشه مشخص است که ممکن است انقالبی و یا اصالحی باشد‪( .‬همان‪)246 :‬‬ ‫‪.10‬‬ ‫جنبش دینی‬ ‫جنبش دینی‪ 4‬نهضتی اجتماعی است که هدف دینی داشته باشد‪( .‬همان‪)334 :‬‬ ‫‪.11‬‬ ‫سرزمین‬ ‫سرزمین‪ 5‬فضایی جغرافیایی است که با مرزهای معینی محدود شده و در ان قدرت و حاکمیت‬ ‫دولت‪ -‬کشور اعمال میشود و بخشی از سطح کره زمین است که چهارچوب عملکرد و میدان‬ ‫موجودیت دولت‪ -‬کشور را تشکیل میدهد‪.‬‬ ‫سرزمین قالب فضایی الزمی است که جمعیت هر مملکت در ان استقرار مییابد‪ .‬به زبان‬ ‫دیگر‪ ،‬جماعت انسانی به برکت س رزمین و در ارتباط با ان اسکان میگیرد و بر روی بخشی از خاک‬ ‫کره زمین مادیت و تجسد مییابد‪ .‬مفهوم وطن از همین رابطه که بین گروه انسانی و سرزمین برقرار‬ ‫میگردد‪ ،‬پا به عرصه وجود میگذارد؛ پس برای موجودیت دولت‪ -‬کشور ثبات وضعیت سرزمینی‬ ‫البته به گونه نسبی ان الزم است‪ .‬نسبی از این جهت که این چهارچوب از حیث گسترش یا‬ ‫‪1. Ethnic‬‬ ‫‪2. National Group‬‬ ‫‪3. Movement‬‬ ‫‪4. Religious Movement‬‬ ‫‪5. Territory‬‬ صفحه 44 ‫تاریخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت‪45 / ...‬‬ ‫محدودیت تغییر مییابد که تاریخ کشورها این واقعیت را به نیکی نشان داده است؛ اما به هر تقدیر‬ ‫عامل سرزمین برای کالبدگیری مفهوم دولت‪ -‬کشور بالتردید از ملزومات است‪.‬‬ ‫در ارتباط با موجودیت دولت‪ -‬کشور‪ ،‬عامل سرزمین مورد بحث و گفتگوهای فراوانی واقع‬ ‫شده است که در این بخش چهار نظریه مهم به اختصار بیان میشود‪:‬‬ ‫ا‪ .‬سرزمین به عنوان عامل ساختی دولت‬ ‫این نظریه‪ ،‬سرزمین را یکی از عوامل تشکیل دهنده دولت‪ -‬کشور و جزو جداییناپذیر ماهیت ان‬ ‫می داند‪ .‬ژلینک مینویسد‪ :‬دولت قطعهای از زمین و قطعهای از بشریت است‪ .‬به گمان هوادارن‬ ‫این نظریه عالوه بر ژلینک‪ ،‬افرادی نظیر کاره دومالبر و هوریو‪ ،‬دولت‪ -‬کشور را متشکل از‬ ‫سرزمین‪ ،‬جمعیت و قدرت سیاسی میدانند‪.‬‬ ‫ب‪ .‬سرزمین به مثابه موضوع قدرت سیاسی‬ ‫هواداران این بینش در برداشتهای خود دو جهت متمایز به خود گرفته اند‪:‬‬ ‫ عدهای اعمال قدرت سیاسی در سرزمین را به مناسبت وجود حقوق واقعی مالکیت‬‫گرفتهاند؛ یعنی رابطه دولت را با سرزمین‪ ،‬همانند رابطه ملک با مورد ملک تلقی نمودهاند‪.‬‬ ‫ برخی دیگر‪ ،‬اعمال این قدرت را ناشی از حقوق واقعی حاکمیت دانستهاند‪ .‬به هر حال‬‫دولت‪ -‬کشور می تواند مالک بخشی از سرزمین خود باشد؛ لی کن اقتداری را که بر‬ ‫تمام اقطار سرزمین کشوری اعمال می کند‪ ،‬بحث دیگری است‪ .‬به عبارت دیگر‪،‬‬ ‫اقت دار دولت بر قسمت هایی از سرز مین نیز که در ید مالکیت او نیست‪ ،‬اعمال‬ ‫ٌ‬ ‫می شود؛ پس رابطه باید قاعدتا ماهیت حاکمیت و نه مالکیت داشته باشد‪( .‬قاضی‪،‬‬ ‫‪ ،1398‬ج‪)207-212 :1‬‬ ‫ج‪ .‬سرزمین به مثابه حد و مرز فرمانروایی‬ ‫نظریه سرزمین‪ -‬محدوده‪ ،‬واکنشی در مقابل نظریه قبلی است‪ .‬بنابر این بینش‪ ،‬سرزمین تنها حوزه‬ ‫و چارچوبی است که در درون ان حق فرمانروایی دولت اعمال می گردد‪ .‬بنا به گفته لتون دوگی‪،‬‬ ‫سرزمین محدوده مادی اعمال واقعی حکومتهاست‪.‬‬ صفحه 45 ‫‪46( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No . 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫د‪ .‬سرزمین به منزله میدان صالحیت دولت‬ ‫کلسن‪ ،‬وردروز‪ ،‬بورکن و شارل روسو از صاحبنظرانی هستند که سرزمین را جایگاه و میدان برد‬ ‫صالحیت دولت میپندارند‪ :.‬سرزمین با این برداشت‪ ،‬قطعهای از سطح زمین است که در درون‬ ‫ان نظام قاعدهگزاری و اجرای حقوق مخصوصی قابل اجرا و اعمال است؛ چارچوبی که در درون‬ ‫ان اراده حاکم و اعمال حکومتی جریان مییابد‪.‬‬ ‫‪.12‬‬ ‫مشروعیت‬ ‫مشروعیت‪ 1‬در لغت به معنای «قانونی بودن» و «مطابق با قانون» امده است و هر چند ریشه لغوی‬ ‫ان از « شرع » گرفته شده و با کلمه هایی هم چون « شریعت » و « متشرعه » هم ریشه است ؛‬ ‫اما اختصاص به پیروان دین و شریعت نداشته و یک اصطالح در فلسفه سیاست به شمار میرود‪.‬‬ ‫مشروعیت به «حقانیت» اشاره دارد و عبارت است از توجیه عقالنی اعمال حکومت از سوی‬ ‫حاکم و به عبارت دیگر‪ ،‬یک ویژگی در نظ ام حکومتی است که حاکم به مدد ان حکمرانی خویش‬ ‫را صحیح می داند و مردم تبعیت از حکومت را وظیفه خود میشمارند‪.‬‬ ‫مشروعیت پاسخی به این پرسش ها است که چرا عده ای حق حکومت دارند و دیگران موظف‬ ‫به اطاعت از انان هستند و حاکم برای نافذ بودن حکمش چه ویژگیها و صالحیتهایی را باید‬ ‫داشته باشد؟ این پرسشها حاکی از ان است که در هر جامعهای‪ ،‬بر مبنای باورهای رایج در ان‬ ‫جامعه تنها عده ای صالحیت حکمرانی دارند و اگر قانونی را وضع و یا امر و نهی میکنند‪ ،‬ناشی‬ ‫از حقی است که دارند و تبعیت ملت نیز ناشی از اعتقادشان به صالحیت و شانیت اعمال‬ ‫حکمرانی انان است‪.‬‬ ‫‪.13‬‬ ‫قدرت سیاسی‬ ‫قدرت سیاسی‪ 2‬از اساسیترین شرایط موجودیت دولت‪ -‬کشور است؛ چنانکه میتوان دولت‪-‬‬ ‫کشور را چنین تعریف کرد‪ :‬سازمانی است واجد یک قدرت هنجاری که میتواند وسایل انحصاری‬ ‫‪1. Legitimacy‬‬ ‫‪2. Political Power‬‬ صفحه 46 ‫تاریخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت‪47 / ...‬‬ ‫بکار گرفتن اجبار فیزیکی را به حق در اختیار داشته و بر گروه انسانی موجود در حد و مرز‬ ‫سرزمین خود اعمال کند‪( .‬قاضی‪ ،1398 ،‬ج‪)207-212 :1‬‬ ‫قدرت به تعبیر ان دره هوریو و لوسین سفز همان نیروی ارادهای است که نزد مسئوالن‬ ‫فرمانروایی بر یک گروه انسانی وجود دارد و زمامداران حکومت به برکت ان میتوانند از رهگذر‬ ‫صالحیت بر تمامی قدرتهای موجود بر جامعه تحمیل شوند؛ البته قدرت سیاسی دولتی از حیث‬ ‫برتری عملی وسایل مادی و معنوی از قبیل امکانات اقتصادی و تسلیحاتی و همچنین برخورداری‬ ‫از اطاعت مردم یا در مواردی از پشتیبانی مشروعیت افرین افکار عمومی نسبت به سایر قدرتها‬ ‫بالمعارض است‪.‬‬ ‫قدرت سیاسی همراه با تشکیل جامعه از خالل روابط اجتماعی چهره مینماید و همراه با‬ ‫تحول و پیچیدگی جوامع به صورت عالیتر و سازمان یافتهتری اعمال میشود‪.‬‬ ‫ٌ‬ ‫قدرت قاعدتا بر دوگونه عامل استوار است‪ :‬اجبار و اعتقاد؛ البته در عمل‪ ،‬میتوان اعتقاد را نیز‬ ‫به عنوان عامل اجبار بکار برد؛ چرا که عامل اجبار به تنهایی عمل نکرده و در بیشتر مواقع همراه و‬ ‫همد وش با عامل اعتقاد بکار گرفته میشود‪( .‬قاضی‪ ،1398 ،‬ج‪)207-212 :1‬‬ ‫اجبار یعنی هر گونه عامل بیرونی که از خارج بر فرد فشار میاورد تا از طبقه فرمانروا اطاعت‬ ‫ٌ‬ ‫کند‪ .‬این اجبار غالبا جنبه مادی دارد‪ .‬وجود پلیس‪ ،‬ارتش‪ ،‬دادگاه و مجازات از یک سو و فشار‬ ‫اداب و رسوم و عرف و سنت یا نیروی تبلیغات از سوی دیگر از مظاهر ان به شمار میروند‪.‬‬ ‫اشکال گوناگون اجبار نیز عبارتند از‪:‬‬ ‫ فشار اجتماعی شامل عوامل عقالنی و عوامل غیر عقالنی‬‫ الزام مادی شامل اجبار فیزیکی‪ ،‬اجبار از راه جاذبه شخصی و اجبار اقتصادی‬‫ تبلیغات یا الزام از راه اقناع‪.‬‬‫یکی دیگر از عوامل و سرچشمههای اطاعت شهروندان از قدرت مسلط‪ ،‬اعتقاد به نقش قدرت‬ ‫یا دارندگان قدرت است؛ شهروندی که درستی‪ ،‬صحت‪ ،‬حقانیت و خدمتگذاری اربابان قدرت را‬ ‫باور داشته باشد‪ ،‬به دستاوردها و مقررات و موازین وضع شده از سوی انان و راه و روشهای‬ ‫کارکرد هیئت حاکم‪ ،‬کم و بیش گردن میگذارد‪( .‬قاضی‪ ،1398 ،‬ج‪)207-212 :1‬‬ صفحه 47 ‫‪48( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No . 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫در ادامه و به اختصار مسئ له در چهارچوب قدرت و اعتقاد بررسی میشود‪:‬‬ ‫ا‪ .‬نظر یه حاکمیت به مثابه زیربنای اعتقاد به قدرت‬ ‫حاکمیت‪ ،‬قدرت برتر عالی فرماندهی در درون جامعه و قدرت استقالل و نفی وابستگی در بیرون‬ ‫ان است و تعلق به باالترین مرجع اقتدار دارد‪ .‬این مرجع یا ناشی از نیروی ماوراءالطبیعه است که‬ ‫از سوی باالترین مراجع حاکمیت‪ ،‬طبق موازین و احکام شرع به مسئوالن و مراتب پایینتر انتقال‬ ‫مییابد یا برامده و برکشیده از درون قشرهای مردم است که با حرکتی از پایین به سوی باال از‬ ‫قاعده هرم اجتماعی اغاز میگردد و تا راس ان هرم صعود میکند‪.‬‬ ‫در نخستین دید‪ ،‬حاکمیت جنبه نزولی و در دید دوم جنبه صعودی دارد‪ .‬کلیت جامعه به هر‬ ‫کدام از این دو دکترین است که میتواند برپایی‪ ،‬ایستایی و دوام قدرت را تضمین کند‪.‬‬ ‫ب‪ .‬نظر یات حاکمیت الهی‬ ‫کهنترین اعتقاد در باب سرچشمه قدرت‪ ،‬منشا ماوراء الطبیعه دارد تا جایی که بوسوئه در سیاست‬ ‫برامده از کتاب مقدس از ان به دفاع برخاسته است‪ .‬بر اساس این ماخذ‪ ،‬قدرت فرمانروایان‬ ‫من بعث از خالق و افریننده جهان هستی است و اراده ذات پروردگار در سپردن کار فرمانروایی و‬ ‫سرچشمه قدرت به فرد یا به گروه یا طبقه ویژهای دخالت دارد‪ .‬این همان نظریهای است که در‬ ‫چهارچوب حقوق الهی به عنوان حاکمیت تئوکراتیک مشهور شده است‪.‬‬ ‫حاکمیت تئوکراتیک در طول تاریخ‪ ،‬سه شکل متفاوت به خود گرفته است که به شرح زیر است‪:‬‬ ‫‪ ‬شکل انسان‪ -‬خدایی؛ در این برداشت‪ ،‬فرمانروا‪ ،‬ادعای ماهیتی الهی دارد‪ .‬لباس انسانی‬ ‫پوشیده و بر پهنه زمین نزول کرده است تا سرنوشت خالیق و حیات و ممات انها را در ید‬ ‫قدرت خود گیرد و انان را طبق میل و دلخواه خود هدایت کند‪ .‬اینگونه فرمانروایان از‬ ‫سوی خداوند نیامدهاند؛ بلکه خود خداگونه‪ ،‬تجسد یافته و مادیت را پذیرفتهاند و‬ ‫ٌ‬ ‫مستقیما سررشته فرمانروایی و قدرت را به دست میگیرد‪.‬‬ ‫‪ ‬شکل رسالت؛ انبیاء از سوی خداوند ماموریت دارند که قواعد و نظامات الهی را به افراد‬ ‫بشر منتقل کنند و گمراهان و مشرکان و کافران را به راه حق و راستی و صالح و سعادت‬ صفحه 48 ‫تاریخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت‪49 / ...‬‬ ‫دنیایی و عقبایی راهنمایی نمایند‪ .‬تمامی فرستادگان خدا و پیامبران مرسل با قواعد و‬ ‫قوانینی که برای بشر به ارمغان اورده اند‪ ،‬در این گروه جای میگیرند‪.‬‬ ‫‪ ‬مشیت الهی؛ از حدود قرون وسطی این اندیشه بال و پر میگیرد که فرمانروایان به‬ ‫مقضای مشیت ذات واجب الوجود و قضا و قدر در راس کارها قرار میگیرند‪ .‬پروردگار‬ ‫ٌ‬ ‫عالم انها را مستقیما تعیین نمیکند؛ بلکه چون تمامی قدرتها از ان خداست‪،‬‬ ‫سرنوشت انسانها و حکومت بر انها را در اختیار فرد یا افراد خاصی قرار میدهد‪.‬‬ ‫(قاضی‪)1398 ،‬‬ ‫ی‪ .‬دولت‪ -‬کشور تک ساخت‬ ‫این عنوان به دولت‪ -‬کشورهایی اطالق میشود که که دارای یک مرکز واحد عملکرد سیاسی‬ ‫هستند‪ .‬قدرت سیاسی در کلیت و مجموع اختیارات و وظایف خویش توسط یک شخصیت واحد‬ ‫حقوقی که همانا دولت‪ -‬کشور بسیط است‪ ،‬اعمال میشود‪ .‬تمامی افرادی که زیر لوای دولت‬ ‫ٌ‬ ‫یکپارچه قرار دارند‪ ،‬از یک اقتدار سیاسی تبعیت کرده و قاعدتا یک قانون اساسی در سراسر این‬ ‫قلمرو برانان حکم میراند‪ .‬بافت قدرت‪ ،‬غیر قابل تفکیک و تجزیهناپذیر است‪ .‬به نوشته اندره هوریو‬ ‫دولتهای بسیط مجموعهای دولتی هستند و به قسمتهایی بخش نشدهاند که بتوان بدانها‬ ‫جداگانه نام دولت داد‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬گرایش کلی در درجه اول به سوی وحدت و همگونگی است‪ .‬سیر به سوی‬ ‫تمرکزطلبی و یکپارچهسازی در همان اغاز تولد دولت به چشم میخورد؛ یعنی ابتدا یک مرکز‬ ‫جاذبه قدرت پدید میاید و سپس این مرکز دست به جذب و هضم تمامی مراکز دیگر میزند‪.‬‬ ‫ظهور دولت‪ -‬کشورها از بطن نظامهای ملوک الطوایفی مقارن با ازبین رفتن مراکز تصمیمگیری‬ ‫متعدد و قدرتهای جزئی سیاسی پدیدار شده است‪ .‬دولت‪ -‬کشور ساده یا یکپارچه‪ ،‬مولود چنین‬ ‫سیر تکاملی است؛ لذا این شکل دولت از دورانهای گذش ته تا زمان حاضر رایجترین نوع بوده‬ ‫است‪( .‬قاضی‪)1398 ،‬‬ صفحه 49 ‫‪50( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No . 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫معرفی و نقد منابع و تحقیقات گذشته‬ ‫‪ .1‬منابع داخلی‬ ‫ «تاریخ جهان ارا»‪ ،‬قاضی قزوین (‪ ،)1396‬فقیه و مورخ و شاعر ایرانی است که‬‫خانواده اش ابتدا در ساوه سکونت داشته و سپس مقیم قزوین شدهاند‪ .‬این کتاب به نام‬ ‫شاه طهماسب صفوی و به زبان فارسی تا لیف شده است‪ .‬این کتاب که تاریخی عمومی‬ ‫و حاوی رویدادهای تاریخی تا سال ‪ 972‬هجری قمری است‪ ،‬به لحاظ دربرداشتن‬ ‫حوادث تاریخی قرن دهم هجری به ویژه تاریخ نواحی مختلف ایران‪ ،‬یکی از منابع‬ ‫سودمند است‪ .‬محتوای کتاب در سه قسمت است‪ :‬شرح زندگانی پیامبر و دوازده امام‬ ‫شیعیان‪ ،‬مطالبی در ارتباط با تاریخ ایران قبل و بعد از اسالم و تاریخ صفویه‪.‬‬ ‫ «احسن التواریخ»‪ ،‬روملو (‪)1384‬؛ دو جلد موجود از ‪ 12‬جلد این کتاب‪ ،‬تاریخ‬‫ارزندهای بر اس اس وقایع سال به سال حوادث تاریخی ایران و کشورهای هند و عثمانی‬ ‫همراه با شرح حال دانشمندان‪ ،‬بزرگان‪ ،‬شاعران‪ ،‬وزیران و سال وفات ایشان است‪ .‬جلد‬ ‫یازدهم از سال ‪ 807‬هجری قمری مصادف با اغاز سلطنت شاهرخ پسر تیمور اغاز شده‬ ‫و تا طلوع دولت قراقویونلو و اق قویونلو و ذکر پادشاهان این دو سلسله ترکمان ادامه‬ ‫دارد‪ .‬جلد دوازدهم نیز از اغاز روی کار امدن صفویه و با ذکر پادشاهی سالطین اولیه تا‬ ‫اغاز سلطنت شاه مح مد خدابنده ادامه دارد‪ .‬به نظر میرسد که مولف از هواخواهان شاه‬ ‫اسماعیل دوم بوده که به دست عمال شاه جدید کشته شده و کتاب به همین جهت ناتمام‬ ‫مانده است‪ .‬مولف در ان زمان در دستگاه سلطنتی‪ ،‬سمت قورچی داشته و در نیمه دهه‬ ‫پنجم زندگانی خود بوده است؛ چرا که در حوادث سال ‪ 937‬هجری قمری به تولد‬ ‫خویش در این سال تصریح کرده است‪.‬‬ ‫ «عالم ارای صفوی»‪ ،‬به کوشش شکری (‪)1363‬؛ در این کتاب هر چند اشاراتی درباره‬‫سلسله نسب شاه اسماعیل از شیخ صفی ‪ ،‬خوانین ترکستان سالطین تیموری و عثمانی‬ ‫امده است‪ ،‬اما قسمت اعظم ان درباره روی کارامدن شاه اسماعیل و شرح دالوریها و‬ ‫فتوحات اوست؛ اما نه به صورت دقیق تاریخی‪ ،‬بلکه بیشتر به شیوه داستانسرایی و‬ ‫قصهگویی با عبارات عامیانه و مطالبی کم و بیش مغلوط و ناشی از اشتباه در مسائل‬ صفحه 50 ‫تاریخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت‪51 / ...‬‬ ‫تاریخی است‪ .‬به نظر میرسد این کتاب نسخه نقالی بوده و بر اساس تاریخ خاندان‬ ‫شیخ صفی که به حدس درست مصحح کتاب یکی از عوام شیعه با شاخ و برگهای‬ ‫فراوان و الف و گزافهای یک ارادتمند معتقد و دوستدار ولی کم اطالع و کم سواد ان را‬ ‫فراهم اورده و این احتمال وجود دارد که کتاب به قصد نقالی و قصهگو یی در قهوهخانه‬ ‫تهیه شده باشد‪ .‬از نام مولف و نویسنده نسخه اطالعی در دست نیست؛ لیکن مشخص‬ ‫است که کتاب در سال ‪ 1086‬هجری قمری که سال دهم سلطنت شاه سلیمان و در اغاز‬ ‫پنجاه سال پایانی سلسله صفویه است‪ ،‬تالیف شده است‪.‬‬ ‫ «تاریخ عالم ارای امینی»‪ ،‬روزبهان بن خنجی (‪)1379‬؛ از منابع تاریخی دست اول‬‫حکومت ترکمانان اققویونلو به ویژه زمان حکومت سلطان یعقوب‪ ،‬فرزند اوزون حسن‬ ‫و اوایل به قدرت رسیدن صفویان به ویژه اقدامات شیخ جنید‪ ،‬شیخ حیدر و شاه‬ ‫اسماعیل و حوادث دوران انها به شمار میاید‪ .‬مخالفت و کینه مولف کتاب نسبت به‬ ‫دودمان صفوی‪ ،‬مشهور بوده و در مطالب کتاب مشهود است‪ .‬مهمترین مباحث و‬ ‫موضوعات تاریخی کتاب عبارتند از اوزون حسن و خصوصیات او‪ ،‬اختالفات پس از‬ ‫مرگ او بر سر جانشینی‪ ،‬چگونگی به قدرت رسیدن سلطان خلیل فرزند و جانشین اوزون‬ ‫حسن و اقدامات وی برای استحکام سلطنت خویش‪ ،‬مبارزات سلطان یعقوب برادر‬ ‫سلط ان خلیل و فرزند سوم اوزون حسن برای دستیابی به قدرت‪ ،‬اوضاع سیاسی و‬ ‫اجتماعی مناطق تحت حکومت سلطان یعقوب‪ ،‬فتوحات او و نحوه اداره قلمرو حکومت‬ ‫سلطان یعقوب و سرکشیهای زمان وی و سرکوبی مخالفان از سوی او به شکل مفصل و‬ ‫مشروح شیخ صفیالدین اردبیلی و بازماندگان او‪ ،‬شرح مبارزات شیخ جنید و شیخ‬ ‫حیدر برای کسب قدرت سیاسی و نظامی‪ ،‬قدرت و نفوذ اخالقی شیخ جنید و شیخ‬ ‫حیدر در مریدان خویش و وصلت این دو با خانواده اوزون حسن‪ ،‬جنگهای انان با‬ ‫شروانشاهان‪ ،‬حمایت سلطان یعقوب از شروانشاهان و کشته شدن شیخ جنید و شیخ‬ ‫حیدر‪ .‬همچنین این اثر راهنمای ارزشمندی برای شناخت طبقات اجتماعی‪ ،‬مناصب و‬ ‫مشاغل دیوانی و اقوام ان روزگار به شمار میاید‪.‬‬ صفحه 51 ‫‪52( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No . 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫ «خالصه التواریخ»‪ ،‬قاضی قمی (‪)1383‬؛ مورخ قرن دهم هجری که به ادعای‬‫خود‪،‬تاریخ ع الم را از هبوط ادم تا روزگار صفویه نوشته است‪ ،‬لیکن چهار جلد نخست‬ ‫این اثر هنوز در هیچ کتابخانهای یا فت نشده و تنها قسمت پنجم ان که تاریخ صفویه‬ ‫است‪ ،‬برجای مانده است‪ .‬پدر قاضی احمد‪ ،‬شرفالدین حسینی از منشیان دستگاه‬ ‫دولت شاه طهماس ب بوده و از پادشاه عنوان میرمنشی دریافت نمود و هنگامی که سام‬ ‫میرزا به حکومت هرات معین شد‪ ،‬شرف الدین به سمت منشی او منصوب گردید‪ .‬قاضی‬ ‫احمد در سال ‪ 974‬هجری قمری با پدر خود در نوشتن جواب نامه پادشاه عثمانی‬ ‫شرکت کرد که کار مشترک او و پدرش مورد توجه قرار گرفت و بعد از مرگ شاه‬ ‫طهماسب‪ ،‬جانشینش‪ ،‬شاه اسماعیل دوم‪ ،‬او را مامور نوشتن تاریخ صفویه کرد و چون او‬ ‫مرد‪ ،‬خود این کار را دنبال نمود‪ .‬وی ضمن خدمات اداری مشاغل مختلفی چون ممیزی‬ ‫بلوکات ورامین و استیفای دفتر شرعیات یا وزارت دیوان الصداره یافت و بسیاری از‬ ‫ً‬ ‫حوا دث را به چشم خود دید‪ .‬نثر «خالصه التواریخ» پخته‪ ،‬روان و نسبتا ساده است و‬ ‫وقایع تاریخی را تا سال ‪ 1015‬هجری قمری شامل میشود‪.‬‬ ‫ «تاریخ اجتماعی ایران‪ :‬از اغاز تا مشروطیت»‪ ،‬نوذری (‪)1394‬؛ نویسنده سعی نموده‬‫است در جلد اول کتاب با بهرهگیری از منابع مختلف اعم از دست اول و غیره در‬ ‫چارچوب عمل انسان ها و روابطی که انان با طبیعت و بین خود به منظور ارضای نیازهای‬ ‫زندگی ایجاد کرده اند را روشن سازد و در این راستا‪ ،‬انگیزه های انسانی و نتایج اعمال‬ ‫انان که همواره مستلزم توجه به وابستگی متقابل روابط اجتماعی است و قوانینی که به‬ ‫دگرگونیهای تاریخی نظم می بخشد و از خالل این روابط مشخص و روشن میشوند را‬ ‫مورد بحث قرار دهد‪ .‬نویسنده همه دوره های تاریخی از زرتشتیان و هخامنشیان گرفته تا‬ ‫دوره قاجاریه را مورد بررسی قرار داده است‪ .‬همچنین در این کتاب راجع به زمینه ظهور‬ ‫خاندان صفوی و نحوه تشکیل این دولت بحثهای مفصلی داشته است‪.‬‬ ‫ «تمدن ایران در دوره صفویه»‪ ،‬نوروزی (‪)1391‬؛ موضوعات این کتاب عبارتند از فراز و فرود‬‫صفویان‪ ،‬ساختار جامعه‪ ،‬سازمان اداری و مشاغل‪ ،‬اداره والیتها‪ ،‬دخل و خرج‪ ،‬سپاه‪،‬‬ ‫بازرگانی‪ ،‬راه و چاپار‪ ،‬کشاورزی‪ ،‬دین و مذهب‪ ،‬علم و اندیشه‪ ،‬هنر‪ ،‬صنعت و معماری‪.‬‬ صفحه 52 ‫تاریخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت‪53 / ...‬‬ ‫‪ .2‬منابع خارجی‬ ‫ «نقش ترکان اناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی»‪ ،‬سومر (‪ 1973‬میالدی)؛‬‫نویسنده‪ ،‬استاد تاریخ در دانشگاه استانبول است که یکی از برجستهترین پژوهشگران‬ ‫تاریخ و فرهنگ ترکان اسیای صغیر به شمار میرود‪ .‬کتاب حاضر‪ ،‬ثمره سالیانی دراز‬ ‫مطالعه و تحقیق مولف در تاریخ اجتماعی ایالت و عشایر ترک اناطولی است‪ .‬وی‬ ‫کوشیده است نقش این عشایر را در قرن شانزدهم میالدی مصادف با دهم هجری قمری‬ ‫در تشکیل دولت صفوی و توسعه ان نشان دهد و اگر از پارهای موارد تعصب الود این‬ ‫تحقیق صرف نظر شود‪ ،‬کمتر اثری یافت میشود که با این وسعت و دقت از ترکان‬ ‫اناطولی که در استانه تشکیل دولت صفوی و پس از ان به ایران مهاجرت کردند‪ ،‬سخن‬ ‫گفته باشد‪ .‬این کتاب شامل مقدمه و چهار بخش است‪ :‬دوران شاه اسماعیل اول‪ ،‬دوران‬ ‫شاه طهماسب‪ ،‬دوران شاه اسماعی ل دوم و محمد خدابنده‪ ،‬دوران شاه عباس اول‪ .‬در این‬ ‫کتاب برای جدا کردن سایر جمعیتهای شیعی از عناصر تشکیل دهنده دولت صفوی‪،‬‬ ‫در بسیاری از موارد به ان ها لقب قزلباش داده شده است‪.‬‬ ‫ «تاریخ ایران‪ :‬دوره صفویان»؛ از تولیدات دانشگاه کمبریج به ترجمه اژند؛ این کتاب از‬‫منابع مهم کارشناسی ارشد و دکتری رشته تاریخ ایران در دوره صفویان است که ترجمه‬ ‫فارسی بخش صفویان از مجموعه هفت جلدی تاریخ ایران به شمار میرود‪ .‬کتاب از ‪12‬‬ ‫فصل تشکیل ش ده که هر فصل به قلم یکی از صاحبنظران و متخصصان تاریخ صفو یه‬ ‫نوشته شده است‪ .‬مطالب با بررسی زمینه های پیدایش و ظهور سلسله صفویان در ایران و‬ ‫تشریح نظام تشکیالتی ان اغاز گردیده که ضمن واکاوی علل و چگونگی اغاز تماس‬ ‫ایرانیان با ا روپاییان‪ ،‬به مطالعه و تحقیق در زمینه تجارت‪ ،‬علوم‪ ،‬مذهب‪ ،‬فعالیتهای‬ ‫فکری‪ ،‬فلسفی و کالمی‪ ،‬نساجی‪ ،‬معماری و ادبیات ایران در این دوران پرداخته است‪.‬‬ ‫کتاب با عکس هایی از اثار هنری‪ ،‬معماری‪ ،‬مینیاتور و همچنین کتابشناسی و فهرست‬ ‫اعالم به پایان رسیده است‪.‬‬ صفحه 53 ‫‪54( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No . 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫ «سفرنامه شاردن»‪ ،‬ژان شاردن (‪)1393‬؛ سیاح معروف فرانسوی است که پدرش‬‫جواهرفروش بود‪ .‬او در مسافرتهای ممتد به ایران‪ ،‬زبان فارسی را فرا گرفت و شاه‬ ‫عباس دوم از او حمایت کرد‪ .‬وی همچنان در مد ت اقامت خود در ایران اوضاع سیاسی‪،‬‬ ‫اجتماعی و نظامی را به طرز دقیقی مطالعه کرد و به یاری نقاشی به نام گرلو که همراه او‬ ‫بود‪ ،‬تصاویر نفیسی از بناهای تاریخی و لباسهای ان زمان تهیه دید و سرانجام در‬ ‫سال‪ 1670‬میالدی با مجموعه گرانبهایی به فرانسه بازگشت و کتاب تاجگذاری شاه‬ ‫سلیمان صفوی را منتشر کرد‪ .‬او بار دیگر در سال‪ 1673‬میالدی به اصفهان بازگشت و‬ ‫پ س از چهار سال اقامت در ایران عازم هندوستان شد و سپس از طریق دماغه امیدنیک‬ ‫به اروپا رفت‪ .‬در این زمان به دلیل ازار و اذیت لویی چهاردهم نسبت به پیروان مذهب‬ ‫پروتستان‪ ،‬شاردن فرانسه را ترک گفت و به انگلستان رفت و بقیه عمر خود را در انجا‬ ‫گذراند‪ .‬وی در این مدت به تدوین یادداشت سیاحتهای خود پرداخت و چون به خط و‬ ‫زبان فارسی اشنا بود در تنظیم مطالب سیاحتنامهاش از متون کتابهای خطی بسیاری‬ ‫استفاده کرد و این یکی از امتیازات برجسته سیاحتنامه اوست‪ .‬عیبی که بر سیاحتنامه‬ ‫مفصل شاردن گرفتهاند این است که وی با وجود دانستن زبان فارسی و ترکی که در ان‬ ‫روزگاران در بعضی از شهرهای ایران رایج بود‪ ،‬به سبب همنشینی و همصحبتی با‬ ‫بزرگان‪ ،‬اشراف زادگان و درباریان در اعماق اجتماع ایران نفوذ نکرده است‪ .‬در سال‬ ‫‪ 1686‬میالدی‪ ،‬جلد اول سیاحتنامه وی در لندن چاپ و منتشر شد و دوره کامل ان نیز‬ ‫برای اولین بار در سال ‪ 1711‬میالدی با عنوان سیاحتنامه شوالیه شاردن در ایران و هند‬ ‫شرقی در امستردام به چاپ رسید‪ .‬از میان سیاحانی که به ایران امدهاند‪ ،‬کسی که توانسته‬ ‫جامع ترین شرح را درباره اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران بنو یسد‪ ،‬بدون تردید شاردن‬ ‫است و هیچکدام از سیاحان اروپایی به اندازه شاردن‪ ،‬ملل مغرب زمین را با تمدن و‬ ‫فرهنگ ایران دوره صفویه اشنا نساختهاند‪ .‬سفرنامه شاردن در شمار مفصلترین و بهترین‬ ‫سیاحتنامه هاست و از مفیدترین م نابع تاریخ عصر صفویه به حساب میاید‪.‬‬ ‫ «سفرنامههای ونیزیان در ایران»‪ ،‬زنو (‪)1381‬؛ مشتمل بر شش سفرنامه است که پنج‬‫مورد ان را چهار تن از سفیران ونیزی و یک مورد نیز توسط یکی از بازرگانان گمنام از‬ صفحه 54 ‫تاریخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت‪55 / ...‬‬ ‫مردم همان دیار نوشت ه شده است‪ .‬این عده در فاصله سالهای سلطنت اوزون حسن‬ ‫بنیانگذار دودمان اق قویونلو و شا ه طهماسب دومین شهریار سلسله صفوی به ایران‬ ‫امدهاند‪ .‬ماموریت اصلی سفیران ان بوده است که ایران را به جنگ با عثمانی برانگیخته و‬ ‫مانع توسعه و بسط نفوذ ترکان عثمانی در اروپا شوند‪ .‬گزارشهای این گروه شرح کاملی‬ ‫از دربار شاه طهماسب اول است‪ .‬انها در گزارشهای خود اطالعات جالبی درباره‬ ‫نواحی و ممالک ایران‪ ،‬محصوالت‪ ،‬خلق و خوی مردم و شخص شاه‪ ،‬وضع حکومت و‬ ‫دربار‪ ،‬چگونگی عادات‪ ،‬اداب و رسوم حاکم بر ا یران‪ ،‬شیوه اداره دستگاه دادگستری و‬ ‫حکومت ایران در اختیار میگذارند‪.‬‬ ‫ «تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی»‪ ،‬سیوری (‪)1382‬؛ این اثر حاوی ‪ 16‬مقاله از‬‫ایرانشناس و به خصوص صفویه شناس برجسته معاصر است که مولف در طول دوره‬ ‫تحقیق و مطالعات خود فراهم اورده و در کنفرانسهای علمی ا رائه داده است‪ .‬مولف با‬ ‫تسلط کافی بر زبان فارسی از منابع اصلی تاریخ صفوی بهره کافی برده است‪ .‬در این اثر‬ ‫نسبت به تاریخ ایران عصر صفوی‪ ،‬مطالب به ایجاز و اختصار اورده شده؛ لیکن با توجه‬ ‫به اینکه در برخی موارد مطالب مندرج در کتاب قبلی نیاز به تشریح و تفصیل بیشتری‬ ‫داشت‪ ،‬این اثر این نیاز را براورده ساخته ا ست‪ .‬از این منبع در تهیه جغرافیای مذهبی و‬ ‫شکلبندی مطالب فصل دوم تحقیق استفاده شده است‪.‬‬ ‫ «ایران عصر صفوی»‪ ،‬سیوری (‪)1378‬؛ استاد بازنشسته بازنشسته دانشگاه تورنتو است‬‫و زمینه کاری او ایران شناسی به ویژه دوران صفویه است و کتابهای زیادی در این زمینه‬ ‫نوشته است ‪ .‬انچه در این کتاب ذهن نویسنده را به خود مشغول داشته است‪ ،‬این است‬ ‫که طریقتهای صوفیگری چگونه به وجود امدند‪ ،‬چرا این همه گسترش یافتند و چگونه‬ ‫طریقت صوفیه توانسته بود پیروان زیادی حتی فراتر از مرزهای ایران به دست اورد‪ .‬این‬ ‫کتاب شامل ‪ 10‬فصل است که در ان راجع به دین ساالری‪ ،‬سلطنت شاه اسماعیل اول‪،‬‬ ‫اختالفات داخلی و دشمنان خارجی‪ ،‬روابط با غرب‪ ،‬شکوفایی هنر در این دوران‪،‬‬ ‫ساختار اجتماعی و اقتصادی دولت صفوی و حیات فکری ان دوران تا زوال و سقوط‬ صفحه 55 ‫‪56( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No . 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫صفویه بحث شده است‪ .‬مهمترین منبع د ر مورد تاریخ صفویه به نظر سیوری‪ ،‬کتاب‬ ‫«شاه عباس کبیر» اثر اسکندر بیک منشی‪ ،‬تاریخ نگار صفوی است‪ .‬این اثر که نوعی‬ ‫«تاریخ عمومی صفویه» یا «کلیات صفوی» است‪ ،‬نزد خوانندگان مقطع تاریخی صفویه‬ ‫جایگاهی ویژه دارد و این امر را البته که ترجمه ان نیز مضاعف کرده است‪ .‬این اثر به‬ ‫دلیل پرداختن به مسائل سیاسی‪ ،‬اجتماعی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬هنری و تجاری حائز‬ ‫اهمیت بوده و از انجایی که اکثر منابع مورد استفاده مولف‪ ،‬منابع یا ماخذی غربی‬ ‫میباشند‪ ،‬میتوان گفت مولف‪ ،‬تاریخ صفویه را از دیدگاه غریبان نگاشته است؛ هرچند‬ ‫که مورخین غربی نیز از منابع پارسی سود جستهاند‪ ،‬ولی باید گفت که بازساخت ان‬ ‫منابع پارسی به سبکی غربی صورت گرفته است؛ پس این اثر‪ ،‬تاریخ صفویه از زاویه دید‬ ‫اروپابیان است‪.‬‬ ‫ «پیدایش دولت صفوی»‪ ،‬مزاوی؛ ا ین کتاب تاریخی به عوامل و زمینههای پیدایش‬‫سلسله صفوی میپردازد و شامل پنج فصل بوده که گذری تاریخی بر دوره ایلخانان‪،‬‬ ‫تشیع در عهد مغول و طریقت صوفیگری در اردبیل دارد‪.‬‬ ‫نتیجهگیری‬ ‫در اوایل سده قرن دهم هجری قمری‪ ،‬خاندان صفوی با تکیه بر مذهب شیعه اقدام به تشکیل یک‬ ‫کشور مستقل شیعه و ایرانی نموده و به تقابل با دو حکومت سنی مذهب در دو سوی خود که‬ ‫عثمانی و ازبک بود‪ ،‬پرداختند‪ .‬صفویان از انجا که خود را فرستاده از طرف خداوند میدانستند‪،‬‬ ‫برای رسیدن به مقصود خود تالش کردند‪ .‬گروهی از علما نیز که با به وجود امدن این دولت بارقه‬ ‫امیدی برای رسیدن به مقصود و تثبیت موقعیت شیعه در ایران مشاهده میکردند‪ ،‬مشروعیتی که‬ ‫حکومت تنها به برکت ان می توانست پابرجا باشد‪ ،‬به یاری این حکومت پرداختند‪ ،‬صفویان نیز‬ ‫تنها بر اساس برداشت خود از دین و مذهب عمل نمودند‪ .‬انان با بهره گرفتن از تجربیات فراوانی‬ ‫که توسط نهضتهای شیعی قبل فراهم گردیده بود‪ ،‬توانستند به راحتی به اهداف خود دست یابند‪.‬‬ صفحه 56 ‫تاریخ مبانی حاکمیت و تحقیقات استقرار دولت‪57 / ...‬‬ ‫گرایش صفویان به تشیع و سپس اعالم رسمیت ان به عنوان مذهب حاکمیت بر ایران از‬ ‫انگیزه های سیاسی اغاز و به بس ترهای اعتقادی کشیده شد‪ .‬نتیجه انکه بین صفویه و تشیع یک‬ ‫نظام تاثیرگذاری متقابل و نوعی همزیستی برقرار بوده است‪.‬‬ ‫فهرست منابع‬ ‫‪ .1‬اقابخشی‪ ،‬علی‪ .‬و مینو افشاری راد (‪ .)1387‬فرهنگ علوم سیاسی‪ .‬چاپ ‪ .2‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات چاپار‪.‬‬ ‫‪ .2‬امینی (خنجی)‪ ،‬ابوالخیر فضلالدین روزبهان (‪ .)1379‬تار یخ عالم ارای امینی‪.‬‬ ‫تهران‪ :‬انتشارات خانواده‪.‬‬ ‫‪ .3‬به کوشش شکری‪ ،‬یدالله (‪ .)1363‬عالم ارای صفوی‪ .‬تهران‪ :‬انتشارات اطالعات‪.‬‬ ‫‪ .4‬تار یخ ایران‪ :‬دوره صفویان (‪ .)1387‬ترجمه یعقوب اژند‪ .‬پژوهش از دانشگاه کمبریج‪.‬‬ ‫تهران‪ :‬نشر جامی‪.‬‬ ‫‪ .5‬روملو‪ ،‬حسن بیگ (‪ .)1384‬احسن التوار یخ‪ .‬ترجمه عبدالحسین نوایی‪ .‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات اساطیر‪.‬‬ ‫‪ .6‬زنو‪ ،‬کاترینو (‪ .)1381‬سفرنامههای ونیزیان در ایران‪ .‬ترجمه منوچهر امیری‪ .‬چاپ ‪ .2‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات خوارزمی‪.‬‬ ‫‪ .7‬سومر‪ ،‬فاروق (‪ .)1372‬نقش ترکان اناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی‪ .‬ترجمه‬ ‫محمدتقی امامی و احسان اشراقی‪ .‬تهران‪ :‬انتشارات گسترده‪.‬‬ ‫‪ .8‬سیوری‪ ،‬راجر مروین (‪ .)1382‬تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی (مجموعه مقاَلت)‪.‬‬ ‫ترجمه عب اسقلی غفاری فرد و محمدباقر ارام‪ .‬چاپ ‪ .2‬تهران‪ :‬انتشارات امیرکبیر‪.‬‬ ‫‪ .9‬سیوری‪ ،‬راجر مروین (‪ .)1378‬ایران عصر صفوی‪ .‬ترجمه کامبیز عزیزی‪ .‬چاپ ‪.7‬‬ ‫تهران‪ :‬نشر مرکز‪.‬‬ ‫‪ .10‬شاردن‪ ،‬ژان (‪ .)1393‬سفرنامه شاردن ‪ .‬ترجمه اقبال یغمایی‪ .‬چاپ ‪ .2‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات توس‪.‬‬ صفحه 57 ‫‪58( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No . 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ .11‬قاضی (شریعت پناهی)‪ ،‬ابوالفضل (‪ .)1398‬حقوق اساسی و نهادهای سیاسی‪.‬‬ ‫چاپ ‪ .15‬تهران‪ :‬انتشارات دانشگاه تهران‪.‬‬ ‫‪ .12‬قمی‪ ،‬قاضی احمد بن حسین (‪ .)1383‬خالصه التوار یخ‪ .‬چاپ ‪ .2‬تهران‪ :‬موسسه‬ ‫انتشارات دانشگاه تهران‪.‬‬ ‫‪ .13‬غفاری قزوینی (قاضی قزوین)‪ ،‬احمد بن محمد (‪ .)1396‬تار یخ جهان ارا‪ .‬ترجمه‬ ‫عبدالکریم جربزهدار‪ .‬تهران‪ :‬انتشارات اساطیر‪.‬‬ ‫‪ .14‬مزاوی‪ ،‬میشل (‪ .)1369‬پیدایش دولت صفوی ‪ .‬ترجمه یعقوب اژند‪ .‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات گسترده‪.‬‬ ‫‪ .15‬نوروزی‪ ،‬جمشید (‪ .)1391‬تمدن ایران در دوره صفویه‪ .‬چاپ ‪ .3‬تهران‪ :‬انتشارات‬ ‫سازمان پژوهش و برنامهریزی اموزشی‪.‬‬ ‫‪ .16‬نوذری‪ ،‬عزت الله (‪ .)1394‬تار یخ اجتماعی ایران از اغاز تا مشروطیت‪ .‬چاپ ‪.4‬‬ ‫تهران‪ :‬انتشارات خجسته‪.‬‬ صفحه 58 ‫دوریه دولیه متعدده التخصصات وبنی االداین‬ ‫”‪“PURE LIFE‬‬ ‫یف االداین االلهیه‬ ‫(علمی ومتعدده اللغات)‬ ‫السنه الثامنه‪ -‬العدد الخامس والعشرون‪ ،‬ذو القعده ‪1400 /1442‬ش‪2021 /‬م‬ ‫صاحب اَلمتیاز‪ :‬جامعه المصطفی‬ ‫تابع لجامعه المصطفی‬ ‫المفتوحه‬ ‫العالمیه‬ ‫المشرف العام‪ :‬الدکتور‪ .‬محسن قنبری االنق‬ ‫العالمیه‪ /‬دراسات اسالمیه باللغه االنجلیزیه)‬ ‫(استاذ مساعد بجامعه المصطفی‬ ‫رئیس التحریر‪ :‬بروفیسور‪ .‬محسن ملک افضلی اردکانی‬ ‫العالمیه‪ /‬الفقه ومبانی الحقوق االسالمیه‬ ‫(استاذ بجامعه المصطفی‬ ‫نائب رئیس التحریر ‪ :‬الدکتور‪ .‬سید اباذر هاشمی هریکندئی‬ ‫(العمید البحث واالنتاج‪ /‬العلوم الدینیه واالدیان)‬ ‫سکرتیر اقلیمی ‪ :‬الدکتور‪ .‬عباسعلی براتی‬ ‫(استاذ مساعد بجامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‪ /‬االرتباطات والفقه)‬ ‫المدیر التنفیذی‪ :‬الدکتور یزن علی (سوریا)‬ ‫(الباحث فی مرکز االسالمی للدراسات االستراتیجیه‪ /‬العرفان االسالمی)‬ ‫العنوان‪ :‬قم‪ ،‬شارع ساحلی جنوبی‪ ،‬غربی مصلی القدس‪ ،‬ما بین الزقاقین ‪4-6‬‬ ‫ص ب‪3713913554 :‬‬ ‫الهاتف ‪ /‬الفکس‪32613875 -32114175 :‬‬ ‫عدد الصفحات‪156 :‬ص‬ ‫نوع الطبع‪ :‬الکترونی‬ ‫الرقم التسلسلی المعیاری الدولی‪2676-7619 :‬‬ ‫‪Web: http://p-l.journals.miu.ac.ir‬‬ ‫‪Email: research@mou.ir‬‬ ‫‪p-l.journals@miu.ac.ir‬‬ ‫‪purelifejournal@gmail.com‬‬ صفحه 59 ‫هیئه التحریر الداخلیه‪:‬‬ ‫بروفیسور‪ .‬محمد فاکر میبدی‬ ‫العالمیه‬ ‫استاذ التفسیر والعلوم القرانیه بجامعه المصطفی‬ ‫بروفیسور‪ .‬محمدکاظم شاکر‬ ‫استاذ العلوم القرانیه والحدیث بجامعه العالمه طباطبائی‬ ‫بروفیسور‪ .‬عبدالرضا مظاهری‬ ‫استاذ العرفان االسالمی بجامعه ازاد االسالمیه (فرع طهران)‬ ‫بروفیسور‪ .‬علیرضا نبی لو چهرقانی‬ ‫استاذ اللغه الفارسیه وادابها بجامعه قم‬ ‫بروفیسور‪ .‬حمیدرضا ایت اللهی‬ ‫استاذ الفلسفه بجامعه العالمه الطباطبائی‬ ‫بروفیسور‪ .‬غالمرضا جمشیدیها‬ ‫استاذ علم االجتماع بجامعه طهران‬ ‫الدکتور‪ .‬سید اکبر حسینی قلعه بهمن‬ ‫استاذ مشارک فی فلسفه الدین فی موسسۀ االمام الخمینی للتعلیم والبحث‬ ‫الدکتور‪ .‬سید محمدحسین هاشمیان‬ ‫استاذ مشارک فی السیاسه الثقافیه بجامعه باقر العلوم‬ ‫العالمیه‬ ‫الدکتور‪ .‬احمد قدسی‬ ‫استاذ مشارک فی التفسیر بجامعه المصطفی‬ ‫الدکتور‪ .‬علی رحمانی فرد‬ ‫استاذ مشارک فی الفقه واالصول بجامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‬ ‫بروفیسور‪ .‬ابراهیم فیاض‬ ‫استاذ الثقافه واالرتباطات بجامعه طهران‬ ‫الدکتور‪ .‬ابوالفضل خوشمنش‬ ‫استاذ مشارک فی علوم القران والحدیث بجامعه طهران‬ ‫الدکتور‪ .‬محمود کریمی بنادکوکی‬ ‫استاذ مشارک فی علوم القران والحدیث بجامعه االمام الصادق‬ ‫الدکتور‪ .‬امیر خواص‬ ‫استاذ مشارک فی فلسفه الدین فی موسسۀ االمام الخمینی للتعلیم والبحث‬ ‫الدکتور‪ .‬رضا نجاری‬ ‫استاذ مشارک فی االداره العامه بجامعه بیام نور‬ ‫الدکتور‪ .‬سعید ارجمندفر‬ ‫الدکتور‪ .‬علی پاکپور‬ ‫استاذ مساعد فی الحکمه المتعالیه بجامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‬ ‫استاذ مساعد فی االخالق االسالمیه بجامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‬ ‫الدکتوره‪ .‬فرزانه اعظم لطفی‬ ‫استاذ مساعد فی اللغه االردیه وادابها بجامعه طهران‬ ‫الدکتور‪ .‬احمد مرتاضی‬ ‫استاذ مساعد فی الفقه ومبانی الحقوق االسالمیه بجامعه تبریز‬ ‫الدکتور‪ .‬محمدشتا بدرا‬ ‫باحث فی الفلسفه واالداره واالقتصاد بجامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‬ ‫هیئه التحریر الدولیه‪:‬‬ ‫بروفیسور‪ .‬سید علی محمد النقوی‬ ‫استاذ الکالم وااللهیات بجامعه علیکره (هند)‬ ‫بروفیسور‪ .‬برنهارد اوده‬ ‫استاذ الفلسفه وااللهیات بجامعه فرایبورغ (المانیا)‬ ‫بروفیسور‪ .‬امانوئل مالولو دیساکه‬ ‫استاذ التاریخ والفلسفه العلم بجامعه دواال (الکامیرون)‬ ‫الدکتور‪ .‬انیس دوکو‬ ‫استاذ مشارک فی الفلسفه العلم بجامعه ابن خلدون (ترکیا)‬ ‫الدکتور‪ .‬خالد الولید‬ ‫استاذ مشارک فی الفلسفه االسالمیه بجامعه جاکرتا االسالمیه (اندونیسیا)‬ ‫الدکتور‪ .‬سید محمد صغیر الحسینی‬ ‫استاذ مساعد فی فقه المقارن بجامعه المصطفی‬ ‫الدکتور‪ .‬ریاض عبدالحلیم الباهلی‬ ‫استاذ مساعد فی القران والحقوق بجامعه ا لبصره (جمهوریه العراق)‬ ‫الدکتور‪ .‬عثمان ویندی انجای‬ ‫العالمیه (المغرب)‬ ‫استاذ مساعد فی العرفان االسالمی بجامعه المصطفی‬ ‫العالمیه (السنغال)‬ ‫الدکتور‪ .‬سید صادق عباس الموسوی‬ ‫استاذ مساعد فی علم االجتماع بجامعه اللبنانیه (لبنان)‬ ‫الدکتور‪ .‬ابشا ایله کوتا‬ ‫استاذ مساعد فی علم النفس بجامعه ادیس ابابا (اثیوبیا)‬ ‫الدکتور‪ .‬توفیق اسداف‬ ‫استاذ مساعد فی الکالم االسالمی بجامعه المصطفی‬ ‫العالمیه (جمهوریه اذربیجان)‬ صفحه 60 :‫موضوع القرار‬ ‫حسب القرار املنبثق جملس تقیمی اجملالت‬ (ISC):‫مرکز االستشهادات املرجعی لعلوم العامل االسالیم‬ 100 ‫) من‬77/91( ‫ هذا اجملهل بدرجه‬1442/10/20 ‫من‬ .‫یمت فهرس هتا یف هذا املرکز‬ ‫ ومیکن حتمیلها‬،‫هذه اجملهل متاحه بشلک الکرتوین‬ :‫عىل العنوان التایل‬ https://jcr.isc.ac/main.aspx https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/18620 https://www.magiran.com/magazine/about/4950 https://journals.indexcopernicus.com/search/details?id=67468 http://esjindex.org/search.php?id=4865 http://www.sjifactor.com/passport.php?id=21573 http://olddrji.lbp.world/JournalProfile.aspx?jid=2676-7619 https://isindexing.com/isi/journals.php https://scholar.google.com/citations?view_op=list_works&hl=en &user=gkgrdM0AAAAJ https://miu-ir1.academia.edu/PureLifeMultilingualScientificJournal http://p-l.journals.miu.ac.ir/ https://www.noormags.ir/view/fa/magazine/2125 http://journalseeker.researchbib.com/view/issn/2676-7619 http://ensani.ir/fa/article/journal/1325/pure-life https://civilica.com/l/20058/ https://elmnet.ir/eid/A-0095-4933 https://jref.ir/20058 https://dorl.net/information.aspx https://www.researchgate.net/signup.SignUp.html http://linkedin.com/in/editor-in-chief-of-%E2%80%9Cpurelife%E2%80%9D-multilingual-scientific-journal-ab1217205 https://www.facebook.com/almustafa.open.university.research/ https://www.instagram.com/al_Mustafa_open_university/ https://t.me/AlMustafaOpenUniversity https://chat.whatsapp.com/KN8ptoXSAyCB5B5rVfEppI https://web.eitaa.com/#/im?p=%40AlmustafaOpenUniversity https://publons.com/researcher/4100519/international-journalof-multidisciplinary-and-int/ https://www.oalib.com/indexPaper/addIndexPaper https://e-rasaneh.ir/view_Certificate_Details.aspx?CertificateID=74327 http://journalchecker.ir/ https://portal.issn.org/resource/ISSN/2676-7619# https://orcid.org/0000-0003-1797-8470 صفحه 61 ‫شروط کتاهب المقال‬ ‫‪ .1‬یجب ان یتضمن المقال ما یلی‪ :‬العنوان والملخص والمفردات الرئیسه والمقدمه والعرض والنتیجه والمصادر‪.‬‬ ‫‪ .2‬تخضع المقاالت المستلمه للتحکیم العلمی شریطه ان لم تنشر سابقا‪ ،‬ویتعین علی الکاتب التعهد بعدم قیامه بارسال‬ ‫مقاله الی موسسات اخری‪.‬‬ ‫‪ .3‬یتحمل « الکاتب المراسل» مسوولیه صحه المعلومات الوارده فی المقال من الناحیتین العلمیه والحقوقیه‪.‬‬ ‫‪ .4‬تحتفظ المجل ه لنفسها بحق رفض المقاالت او قبولها کما تتعهد امانه المجله بتقدیم تقریر عن نتیجه التحکیم العلمی‬ ‫للکاتب المراسل خالل فتره ال تتجاوز شهر‪ 30 -‬یوما‪ -‬علی االکثر‪.‬‬ ‫‪ .5‬ال یتم القبول النها ئی لطبع المقال فی المجله اال بعد موافقه هیئه التحکیم وهیئه التحریر علیه‪.‬‬ ‫‪ .6‬یجب عدم تجاوز حجم المقال ‪ 8‬صفحات کحد ادنی و ‪ 25‬صفحه کحد اقصی وکل صفحه عباره عن ‪ 250‬کلمه‪.‬‬ ‫‪ .7‬یجوز النقل واال قتباس من المقاالت المنشوره االخری شرط ذکر المصدر‪.‬‬ ‫‪ .8‬یستخدم نوع الخط ”‪ “IRLotus‬وحجم الخط (‪ ) 14‬فی طباعه المقال بالفارسیه والعربیه‪ ،‬ویستخدم نوع الخط‬ ‫”‪ “Alvi Nastaleeq‬وحجم الخط (‪ ) 14‬فی طباعه المقال باالردیه‪ ،‬ویستخدم نوع الخط ”‪“Times New Roman‬‬ ‫وحجم الخط (‪ ) 14‬فی طباعه المقال باالنجلیزیه ولغات اخری‪.‬‬ ‫‪ .9‬یتضمن قائمه المصادر المرتبه وفق الحروف االبجدیه ما یلی‪:‬‬ ‫‪ ‬فیما یتعلق بالکتاب والمقاله‪ :‬لقب واسم الکاتب‪( .‬تاریخ النشر)‪ .‬عنوان (بخط غامق)‪ .‬اسم المترجم‪ .‬الطبعه‪ .‬مکان‬ ‫النشر‪ :‬اسم الناشر‪.‬‬ ‫‪ .10‬تندرج التوثیقات المرجعیه فی النص االصلی علی النحو االتی (اسم المولف‪ ،‬تاریخ النشر‪ :‬الصفحه)‪.‬‬ ‫‪ .11‬تندرج التوثیقات التوضیحیه فی هامش الصفحه نفسها ککتابه المفرده بالالتینیه وشرح المصطلحات وغیرها‪.‬‬ ‫‪ .12‬عل ی کاتب او ک ّت اب المقال ارسال ابحاثهم الی معاونیه البحث واالنتاج العلمی فی جامعه المصطفی المفتوحه‬ ‫عبر هذا العنوان‪“http://p-l.journals.miu.ac.ir/contacts?_action=signup&lang=fa” :‬مزوده بالمعلومات‪:‬‬ ‫االسم واللقب والمستوی العلمی والعنوان المقاله‪.‬‬ ‫‪ .13‬نظرا لتنوع لغات المجله یمکن للباحثین االعزاء ارسال مقاالتهم الی مکتب المجله باحدی اللغات التالیه‪ :‬الفارسیه‬ ‫والعربیه واالردیه واالنجلیزیه والفرنسیه والترکیه واالذریه و‪...‬‬ ‫ّ‬ ‫‪ .14‬یتعین علی امانه سر المجله ا رسال نسخه من المجله االلکترونیه بعد نشرها الی کاتب او کت اب المقال عبر‬ ‫البرید االلکترونی‪.‬‬ صفحه 62 ‫کلمه المشرف العام‬ ‫مجله دولیه متعدده التخصصات وبین االدیان ”‪ “PURE LIFE‬فی االدیان االلهیه‪ ،‬سوف تظل نافذه الی حیاه االنسان‬ ‫االبدیه‪ ،‬تهدف جامعه المصطفی‬ ‫المفتوحه بوصفها داعیه االنسان االرضی الی معرفه التعالیم االلهیه لبناء حیاه‬ ‫جدیده من خالل ما اودعه الله فیه من علم ولتجلب له السکینه الدنیویه والسعاده االخرویه معا‪.‬‬ ‫”‪ “PURE LIFE‬فی االدیان االلهیه‪ ،‬هی فرصه للباحثین وخریجی الجامعات لبسط معلوماتهم العلمیه‬ ‫المعرفیه عبر الفضاء االلکترونی علی نطاق واسع واسقاط المعارف الدینیه علی مختلف شوون الحیاه البشریه‪.‬‬ ‫علی امل ان تسطع انوار هذه النافذه اکثر فاکثر فی ظل جهود الباحثین عن نور المعرفه‪.‬‬ صفحه 63 ‫کلمه رئیس التحرری‬ ‫ِّ‬ ‫حف َز‪ -‬فی دینامیتها‪َ -‬‬ ‫النمو‬ ‫البحث العلمی هو بمثابه شریان الحیاه فی مجال المعرفه والبصیره والذی یمکن ان ی‬ ‫َ‬ ‫والتوسع لحدود العلم والمعرفه ویودی اهمال هذا المجال الی رکود المعرفه بل موتها فی نهایه المطاف‪ ،‬فان‬ ‫الجهل هو اول اثار التخلی عن البحث کما نشهد الیوم کارثه الجهل العصریه التی ظهرت جراء فقدان البحث‬ ‫القویم فی مختلف المجاالت‪.‬‬ ‫ثم ُّ‬ ‫یتم توسیع حدود المعرفه من خالل البحوث بوصفها حائزه علی مکانه مرموقه ضمن االنشطه البشریه‬ ‫الیوم‪ ،‬فان التحقیق فی مجال العلوم االنسانیه واالسالمیه یمکن الباحث من فهم المشکالت والقضایا االنسانیه‬ ‫کما یوفر لها حلوال عملیه‪.‬‬ ‫َ‬ ‫والتطور المتزاید فی المجال المعرفی ی فرض علینا الدخول فی المجاالت العلمیه اکثر فا کثر‪ ،‬فاالن العدید‬ ‫من مجاالت المعرفه االسالمیه هی بحاجه الی الشرح والعرض علی نطاق عالمی‪.‬‬ ‫”‪ “PURE LIFE‬فی االدیان االلهیه‪ ،‬هی مجله علمیه تحاول اعداد ارضیه لنشر مقاالت طالب جامعه المصطفی‬ ‫َ‬ ‫وتحسین مستوی البحوث الطالبیه المتعلقه بالعلوم االسالمیه کما هی تعد ارضیه مناسبه لتطویر‬ ‫المفتوحه‬ ‫العالقات بین الباحثین فی مجال العلوم االسالمیه‪-‬االنسانیه‪.‬‬ ‫”‪ “PURE LIFE‬فی االدیان االلهیه هی مجله فصلیه‪ ،‬متعدده اللغات‪ ،‬الکترونیه‪-‬تخصصیه وهو یتکون‬ ‫من سته مقاالت باللغات الثالثه (الفارسیه والعربیه االنجلیزیه) حیث قامت بها معاونیه البحوث فی جامعه‬ ‫المفتوحه‪.‬‬ ‫المصطفی‬ ‫ُّ‬ ‫یتم اصدار مجله ”‪ “PURE LIFE‬فی االدیان االلهیه‪ ،‬برعایه لجنه نشر الکتب فی جامعه المصطفی العالمیه‬ ‫ووزاره الثقافه واالرشاد االسالمی فی ایران بصفتها اول مجله علمیه فی جامعه المصطفی‬ ‫مستعده لنشر مقاالت طالب جامعه المصطفی‬ ‫العالمیه‪.‬‬ ‫المفتوحه وهی‬ صفحه 64 ‫‪https://dorl.net/dor/20.1001.1.26767619.2021.8.25.3.3‬‬ ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه‬ ‫ّ‬ ‫الکتاب‪ :‬عبدالله محمد الدرویش (سوریا)‪ 1،‬الدکتور‪ .‬نضال حنش شبار الساعدی (العراق)‪2‬‬ ‫المستخلص‬ ‫هذا بحث یشرح ویحلل ویبین تشابک العالقات بین المذاهب الفقهیه االسالمیه من حیث‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫المصادر واالهداف والمعاییر‪ ،‬مستفیدا من فلسفه الفقه وعلم المقاصد وغیرهما‪ ،‬حدد فیه موقع‬ ‫مبانی الشریعه من تمتین العالقه بینهم علی معالم الحق والصواب‪ .‬والهدف تحدید مصادرهم‬ ‫ً‬ ‫المندرجه تحت مظله مشترکه نظرا الی االطالق والنسبیه‪ ،‬واالهداف العلیا من الحق والخیر‬ ‫والجمال التی یبحث عنها الجمیع‪ ،‬ومعاییرهم التقیمیه من الحل والحرمه ذات التدرجات‬ ‫المتشابهه‪ .‬وکل ذلک یوکد اهمیه الرابطه االیجابیه بینهم التی هی طاغیه علی السلبیات ان وجدت‪،‬‬ ‫اذ االختالف بینهم اختالف تنوع ال اختالف تضاد‪ ،‬ییسر ذلک علی االمه سبل تطبیق الشریعه مما‬ ‫یقطع الطریق علی شیاطین االنس والجن فی ابعاد الناس عن الصراط المستقیم‪ ،‬ومن خالل هذا‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫البحث ستتم االشاره الی الرابط بین الفقهاء العموم والخصوص مطلقا‪ ،‬حیث ان االختالف بینهما‬ ‫ّ‬ ‫اختالف تنوع ال اختالف تضاد‪ ،‬ان کثره وتعدد وتنوع مصادر الفقه القی بظالله لیکون اکثر مرونه‬ ‫ّ‬ ‫واوسع مدی‪ ،‬وکما تجدی االشاره الی ان مصادر الفقه االساسیه توقیفیه‪ ،‬لکن العقل یتدخل فی‬ ‫االستنباط‪ ،‬ومن خاللها یظهر االرتباط الوثیق بین العقل والنقل‪ ،‬وعندها سیکون من المعلوم‬ ‫الهدف من الفقه والذی هو الوصول للسعاده بالواسطه‪ ،‬والوصول لمنظومه القیم (الحق‪ ،‬الجمال‪،‬‬ ‫الخیر)‪ ،‬واالهداف الموصوله بالمتفقه تشیر الی سعیه الی التزام االوامر االلهیه والضوابط العقلیه‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫والوقایه من الوقوع فیما ال یرضی الله‪ ،‬والبعد عن التشبه بالمذمومین‪ .‬ان المعیار المتحکم فی‬ ‫ّ‬ ‫الفقه مع اختالف مدارسه هو مدی مطابقته لمراد الله سبحانه‪ ،‬ومن هنا فان غرض الحوار الفقهی‬ ‫‪ .1‬ماجستیر فرع فلسفه االخالق‪ ،‬لجنه االخالق االسالمیه‪ ،‬کلیه االخالق والتربیه‪ ،‬جامعه المصطفی‬ ‫المفتوحه‪،‬‬ ‫قم‪ ،‬ایران‪critc78@gmail.com ،‬‬ ‫‪ .2‬استاذ فی جامعه بغداد‪ ،‬لجنه علوم القران والتربیه االسالمیه‪ ،‬کلیه التربیه ابن رشد‪ ،‬جامعه بغداد‪ ،‬بغداد‪ ،‬العراق‪،‬‬ ‫‪nidhalsaede2017@gmail.com‬‬ صفحه 65 ‫‪66( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫لیس نفی االخر‪ ،‬وانما الوصول للحق من غیر منازعه بل عن طریق المسامحه والمروءه‪ ،‬مع ما‬ ‫ّ‬ ‫یترتب علیها من نتائج ّ‬ ‫مهمه علی صعید الفرد والمجتمع‪.‬‬ ‫الکلمات المفتاحیه‪ :‬الحوار‪ ،‬المذاهب الفقهیه‪ ،‬المعاییر التقیمیه‬ ‫المقدمه‬ ‫وجد الحوار الفقهی االسالمی منذ نشاه الفقه االولی‪ ،‬فلم یکن الحکم الفقهی لیصل الی من‬ ‫یلزمه تطبیقه اال ویمر عبر قنوات من النظر والبحث والحوار المثمر البناء‪ .‬ولما اصبحنا نمیز فی‬ ‫المجتمع طبقه خاصه تعرف بالفقهاء او القراء (العلوانی‪ )95 :2001 ،‬انتقل فی العقلیه العملیه‬ ‫االنفصال بین المدارس الفقهیه‪ ،‬واصبحنا کاهل الکتاب الذین لم یختلفوا اال من بعد ما جاءهم‬ ‫ً‬ ‫العلم بغیا بینهم‪.‬‬ ‫َ‬ ‫َ ً‬ ‫َ‬ ‫والمدارس الفقهیه تدعو الی الله النتاج العمل الصالح‪ ،‬وهل یوجد «ا ْح َس ُن ق ْوَل ِّم َّمن َدعا‬ ‫ً‬ ‫َ َّ َ َ‬ ‫حا َو َق َال ا َّننی م َن ْال ُم ْسلم َ‬ ‫ین»‪( .‬فصلت‪.)33 ،‬‬ ‫ِالی الل ِه َوع ِمل َص ِال‬ ‫ِ ِ ِ‬ ‫ِِ‬ ‫َ َ‬ ‫انها مدارس تدعو الی الدفع بالتی هی احسن؛ لیودی ذلک الی ازاله العدواه والبغضاء «ف ِاذا‬ ‫َّ‬ ‫َ َ‬ ‫َ َ َ ٌ َ َ َّ‬ ‫ال ِذی َب ْینک َو َب ْین ُه عد َاوه کان ُه َو ِل ٌّی َح ِم ٌیم»‪( .‬فصلت‪)35 ،‬‬ ‫وهذا یحتاج الی الصبر واالختصاص بالحظ العظیم من الله سبحانه للعباد المخلصین « َو َما‬ ‫َ َّ َ َّ ُ‬ ‫ٍّ َ‬ ‫ُی َل َّق َاها ا ََّل َّالذ َ‬ ‫ین َص َب ُر وا َو َما ُیلقاها ِاَل ذو َحظ ع ِظ ٍیم» (فصلت‪ )35 ،‬وان حدث شیء من النزاع‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫فال بد من ال عوده الی الله واالستعاذه به من شر الشیطان الذی ال یرید لنا غیر الفرقه والتناحر « َو اماَّ‬ ‫ِ‬ ‫َ ْ ٌ َ ْ َ ْ َّ‬ ‫َ َ َ َّ َ َ َّ ْ َ‬ ‫الله ا َّن ُه ُه َو َّ‬ ‫السم ُیع ْال َعل ُ‬ ‫یم»(فصلت‪ ،)36 ،‬ولما کان‬ ‫ب‬ ‫ذ‬ ‫ع‬ ‫ت‬ ‫اس‬ ‫ف‬ ‫غ‬ ‫ز‬ ‫ن‬ ‫ان‬ ‫ط‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ینزغنک ِمن الشی ِ‬ ‫ِ‬ ‫َّ ُ َ َ َ َ ُ ْ ُ َّ ً َ َ ً َ َ‬ ‫َ َْ َ‬ ‫احده ول ِکن‬ ‫االتفاق هو الدخول فی الرحمه االلهیه لقوله تعالی‪« :‬ولو شاء الله لجعلهم امه و ِ‬ ‫َ‬ ‫ْ ُ‬ ‫ُید ِخل َمن َیش ُاء ِفی َر ْح َم ِت ِه» (الشوری‪ )8 ،‬والمختلفون هم المبعدون عنها الذین ال یریدون‬ ‫َ َ‬ ‫َّ‬ ‫َ َ‬ ‫الصواب وال یقبلونه « َوالظ ِال ُمون َما ل ُهم ِّمن َو ِل ٍّی َوَل ن ِصیر» (الشوری‪ ،)8 ،‬لزم من لم یتمکن‬ ‫ٍ‬ ‫من الوصول الی اتفاق صحیح مع االخرین ان یفوض االمر ویترکه لله لفصل ذلک فهو القادر علی‬ ‫َ َ َ َّ ْ ُ َ‬ ‫َّ َ ُ َّ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْ َْ‬ ‫َ ْ‬ ‫ذلک ّ‬ ‫وولیه « َو َما اخ َتلف ُت ْم ِف ِیه ِمن ش ْی ٍء ف ُحک ُم ُه ِالی الل ِه ذ ِلک ُم الل ُه َر ِّبی عل ْی ِه ت َوکلت َو ِال ْی ِه‬ ‫ِّ َ َ َ َ ُ‬ ‫یب » (الشوری‪  )10 ،‬؛ اذ المطلوب « َا ْن َا ق ُ‬ ‫ُا ن ُ‬ ‫ین َوَل ت َت ف َّرق وا ِف ِیه » (الشوری‪)13 ،‬؛‬ ‫یم وا الد‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ صفحه 66 ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪67 /‬‬ ‫َْ ُ ُ َ‬ ‫الن ذلک مدعاه لقهر المعاندین « َک ُب َر َع َلی ْال ُم ْشرک َ‬ ‫ین َما تدعوه ْم ِال ْی ِه» (الشوری‪ )13 ،‬وعدم‬ ‫ِ‬ ‫َّ ُ َ ِ ْ َ َ ْ َ َ َ‬ ‫ُ‬ ‫الفرقه یتضمن شقین االول من الله باالجتباء «الله یجت ِبی ِالی ِه من یشاء» (الشوری‪ )13 ،‬والثانی‪:‬‬ ‫َ‬ ‫من العبد یستجلب بها الهدایه الربانیه‪ ،‬فهی مرتبطه برغبه العبد بالعوده الیه سبحانه « َو َی ْه ِدی ِال ْی ِه‬ ‫َمن ُین ُ‬ ‫یب» (الشوری‪ )13 ،‬وهو مبین لالخوه بین المومنین الذین یسعون لالصالح فیما بینهم‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫َّ َ ْ ُ ْ ُ َ ْ َ ٌ َ ْ ُ َ ْ َ َ َ ْ ُ ْ َ َّ ُ‬ ‫الل َه َل َع َّل ُکمْ‬ ‫لینالو الرحمه الربانیه « ِانما المو ِمنون ِاخوه فاص ِلحوا بین اخو یکم واتقوا‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫ت ْر َح ُمون»‪( .‬الحجرات‪)10 ،‬‬ ‫ِّ‬ ‫لحل مساله هامه‪ِّ ،‬‬ ‫ّ‬ ‫تعرفنا بالحوار المثمر البناء من حیث المصادر‬ ‫اساسی‬ ‫وهذا بحث‬ ‫ّ‬ ‫لیسهل حل المشکله‪ ،‬ورفع النقص‪ ،‬باستخدام المنهج االستنطاقی فی‬ ‫واالهداف والمعاییر‪،‬‬ ‫تحقی ٍق وصفی للمحتوی مع االستفاده من المنهج التحلیلی والنقدی والمقارن‪ .‬وکانت المطالعه‬ ‫لهذه العلوم من الدرجه االولی فی بحث التعریفات والمصادر‪ ،‬ومن الدرجه الثانیه فی بحث‬ ‫االهداف والغایات وتبیینها مع بحث المعاییر‪ .‬وهی متسمه بالوصفیه فی البحث عن المصادر فی‬ ‫الفقه‪ ،‬و متسمه بالتبیینیه والتعلیلیه؛ ای‪ :‬ما وراء الفقه‪ ،‬فی بحثها عن العلل والغایات‪ ،‬ومتسمه‬ ‫بالمعیاریه حین بحثها الموازین والضوابط لتحدید معاییر التقییم‪ ،‬ومن جهه المعیاریه نتعرف علی‬ ‫الجانب التطبیقی‪.‬‬ ‫وقد ّ‬ ‫فصلت الحدیث عن ذلک فی‪ :‬مقدمه‪ ،‬واهداف البحث‪ ،‬ثم بیان المساله‪ ،‬وتوضح‪ :‬السوال‬ ‫االصلی‪ ،‬واالسئله الفرعیه‪ ،‬وذلک فی االجابه علی االسئله الفرعیه الثالثه؛ االول‪ :‬ما هو الحوار‬ ‫الفقهی من حیث المصادر؟ والثانی‪ :‬من حیث االهداف؟ والثالث‪ :‬من حیث معاییر تقییم القیم؟‬ ‫لنصل فی النهایه الی العالقات المشترکه بینهم‪.‬‬ ‫وفی الختام‪ :‬اهم النتائج التی ت ّ‬ ‫وصل لها‪ ،‬ثم المصادر‪.‬‬ ‫اهداف البحث‬ ‫ً‬ ‫معالجه لمساله یحتاجها االنسان المعاصر‪ ،‬وخاصه اهل االسالم الذین یتناحرون فیما بینهم مراعاه‬ ‫ً‬ ‫لجانب عدوهم فی النظر الیهم همال ال فائده ترجی منهم‪ ،‬مما یخفض من شانهم‪ ،‬ویذهب‬ ‫ً‬ ‫بکرامتهم‪ ،‬ویاخذ بیدهم الی النقص والخذالن‪ ،‬واکتشافا للعالقات القائمه بین الفقهیات الماخوذه‬ ‫من معین الهدایه الربانیه‪ ،‬وما یویده من دالئل العقول الرشیده فی الدالله علی السدید من‬ ‫االستنباطات‪ ،‬وذلک بتحدید ا لمصادر واالهداف والمعاییر التقیمیه‪.‬‬ صفحه 67 ‫‪68( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫ً‬ ‫وترکیزا علی اهمیه الرابطه االیجابیه بین الفقهاء علی تنوع مشاربهم‪.‬‬ ‫وللتمکن من حسن التعارف المعمق والمثمر بین ابناء االمه الواحده التی مزقتها االهواء‬ ‫والعصبیات‪ ،‬لیعیدوا بشکل مناسب ّ‬ ‫وبناء انتاج ما یرسخ المعاییر الصحیحه فی الفرد والمجتمع‪،‬‬ ‫ویحسن عالقه االنسان باخیه االنسان‪ ،‬فتعود االمور الی نصبها الصحیحه فی الحفاظ علی القیم‬ ‫الکبری‪ .‬مع ما فی ذلک من تشجیع الباحثین لتعمیق هذه الدراسات لما فیها من فوائد تعود علی‬ ‫النفوس والمجتمعات‪ .‬والغایه المرجوه‪:‬‬ ‫ً‬ ‫قبول الصواب ونصره‪ ،‬والخضوع للحق والعلم‪ ،‬وقد ضرب الله لنا مثال من‬ ‫َ‬ ‫َ َ ً‬ ‫ِّ َ ٌ‬ ‫اعل ِفی اْل ْر ِض خ ِلیفه» (البقره‪ )30 ،‬لیکشف لنا‬ ‫حواره مع المالئکه « ِانی ج ِ‬ ‫ان العالم ّ‬ ‫الحق تخضع له الرقاب‪ ،‬وینبغی ان یسمع ما یقول‪.‬‬ ‫قبول الحق الموافق‪ ،‬وعدم لبسه بالباطل‪ ،‬وعدم اتباع االهواء‪.‬‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ْ ِّ َ َ َ َ َ ُ ُ‬ ‫َ َ‬ ‫َ َ ْ ُ ُ َ َّ‬ ‫الن َ‬ ‫نس ْون انف َسک ْم َوا ُنت ْم ت ْتلون‬ ‫اس ِبال ِبر وت‬ ‫التزام ما امر الله به «اتامر ون‬ ‫ْ َ َ ََ َ َ ُ َ‬ ‫اب افال ت ْع ِقلون»‪( .‬البقره‪)44 ،‬‬ ‫ال ِکت‬ ‫السمع والطاعه والدخول الکامل فی الصواب‪ ،‬واستبعاد من اشرب ح ّب غیر‬ ‫ْ ْ َ ْ‬ ‫ْ ْ‬ ‫وب ِهم ال ِعجل ِبکف ِر ِه ْم»‪( .‬البقره‪)۹3 ،‬‬ ‫الله « َواش ِربوا ِفی قل‬ ‫ِ‬ ‫ْ‬ ‫َ ُ َ ُّ َ َ َ‬ ‫َ ُ‬ ‫یم ا ل ْی َس ل ک م ِب ِه ِع ل ٌم»‬ ‫والمحاجه بالصواب ال باالدعاء « ِل م ت ح اج ون ِف‬ ‫(ال عمران‪ )66 ،‬وعدم التعنت والبحث عن الجزئیات للهروب من الکلیات‬ ‫کما کان یفعل بنو اسرائیل عندما طولبوا بذبح بقره‪.‬‬ ‫بیان المساله‬ ‫علم باالحکام الشرعیه الفرعیه التی تحدد وظیفه المکلف العملیه‪ .‬والذی ّ‬ ‫الفقه‪ٌ :‬‬ ‫عرف فی‬ ‫الیونانیهبـ (علم النمو)‪ ، 1‬لما یتضمنه من البحث العلمی المو زون‪ ،‬الذی یساهم فی نمو‬ ‫المجتمعات واالفراد‪( .‬الدرویش‪)211 :2021 ،‬‬ ‫ولم یفارق النبی هذه الحیاه اال بعد تکامل بناء الشریعه بالنص الصریح علی االسس والکلیات‬ ‫ُ َ ُ ْ َ‬ ‫ْ َ ْ ْ ُ َ ُ َ ُ َْ ُ َ َ ُ‬ ‫فیها‪ ،‬کما قال تعالی‪« :‬ال َی ْو َم ا ک َملت لک ْم ِدینک ْم َوات َم ْمت عل ْیک ْم ِن ْع َم ِتی َو َر ِضیت لک ُم ِاْل ْسال َم‬ ‫)‪1. Nomología (Νομολογία‬‬ صفحه 68 ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪69 /‬‬ ‫ً‬ ‫ِدینا» (المائده‪ )3 ،‬ولکن النبی‬ ‫ً‬ ‫لم یترک الصحابه ً‬ ‫فقها مدونا‪ ،‬بل ترک جمله من االصول‪ ،‬والقواعد‬ ‫الکلیه‪ ،‬ومن االحکام الجزئیه واالقضیه المبثوثه فی القران والسنه‪ ،‬وکان هذا کافیهم مع امتداد سلطان‬ ‫َ‬ ‫االسالم الی بقاع االرض حیث القوا من المستجدات ً‬ ‫وعادات ال عهد لهم بها‪ ،‬فعادوا الی‬ ‫ووقائع‬ ‫امورا‬ ‫ٍ‬ ‫الکلیات فی تنظیمها‪ ،‬واقامه القواعد لها النزالها المنازل الالئقه بها من الشریعه ومقاصدها‪ ،‬وکانت‬ ‫ً‬ ‫االسس القرانیه اصوال راسخه فیها من المرونه ما جعلها قابله لتوسیع مفاهیمها لتشمل کل‬ ‫المستجدات‪ ،‬ففتح ذلک للعلماء باب التفکیر فی المسائل‪ ،‬واستخراج القوننه المالئمه فی ضوء الدین‬ ‫الجدید المور الحیاه العملیه‪ ،‬ولتعلیم االمم الداخله فی دین الله ً‬ ‫افواجا فی االسالم ما یلزمهم مما‬ ‫یخفی علیهم من االحکام الشرعیه بتنسیقها لتنظیم المعامله ومعرفه الحقوق‪ .‬فتنامی الفقه بمرور الزمن‬ ‫ً‬ ‫حتی اصبح بناء عظیما فیه کل انواع المعامالت والعالقات االنسانیه‪ ،‬ومن یتتبع حرکه الفقه االسالمی‬ ‫ً‬ ‫یالحظ مروره بمراحل مختلفه خالل القرون الماضیه من تاریخ هذا االمه‪ ،‬حیث تنوعت الکتابه فیه تبعا‬ ‫لمذاهب االئمه‪ ،‬فکان فیه من االصول والشروح والمختصرات والمعتصرات والمتون والموسوعات‪،‬‬ ‫والقواعد الفقهیه ومنها االشباه والنظائر‪ ،‬والفقه المقارن بمحاوراته ومساجالته‪ ،‬والنظریات والتعریفات‬ ‫والحدود والقوانین‪ ،‬ثم بروز ظاهره التقریب والتالف‪ .‬وقد ّمر الفقه االسالمی فی تسعه ادوار رئیسه‬ ‫مندرجه تحت مراحل‪( :‬السایس‪ /1970 ،‬الدسوقی والجابر‪ /1999 ،‬مدکور‪ /1996 ،‬زیدان‪)1969 ،‬‬ ‫المرحله التمهیدیه لتدوین الفقه اْلسالمی‬ ‫الدور االول‪ :‬عصر الرساله وحیاه النبی‪ ،‬وفیه تکامل البناء الشرعی باکتمال الدین‪.‬‬ ‫الدور الثانی‪ :‬منذ وفاه النبی الی منتصف القرن االول الهجری‪.‬‬ ‫المرحله التاسیسیه لتدوین الفقه‬ ‫الدور الثالث‪ :‬من منتصف القرن االول الی اوائل القرن الثانی‪ ،‬حیث استقل علم الفقه‬ ‫ً‬ ‫اختصاصا ینصرف الیه‪ ،‬وتکونت المدارس الفقهیه التی سمیت فیما بعد‬ ‫واصبح‬ ‫بالمذاهب الفقهیه‪.‬‬ ‫المرحله الکمالیه لتدوین الفقه اْلسالمی‬ ‫الدور الرابع‪ :‬من اوائل القرن الثانی الی منتصف القرن الرابع حیث تم الفقه وتکامل‪.‬‬ صفحه 69 ‫‪70( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫مرحله الجمود والتقلید فی التالیف فی الفقه‬ ‫الدور الخامس‪ :‬من منتصف القرن الخامس الی سقوط بغداد فی ایدی التتار فی منتصف‬ ‫القرن السابع‪ ،‬وفیه بدا الفقه فی االجترار لما سبق‪.‬‬ ‫مرحله الطفره المقاصدیه‪:‬‬ ‫الدور السادس‪ :‬من منتصف القرن السابع الی منتصف الق رن الثامن‪ ،‬حیث برز امثال‬ ‫الشاطبی وابن خلدون کطفره فی عالم غارق فی المشاکل‪.‬‬ ‫مرحله الضعف فی اسالیب التدوین‬ ‫الدور السابع‪ :‬من منتصف القرن الثامن الی اوائل العصر الحدیث‪ ،‬وهو امتداد للدور الخامس‪.‬‬ ‫مرحله اَلنبعاث والتجدید والتقارب‬ ‫الدور الثامن‪ :‬من منتصف القرن الثا لث عشر الهجری الی الیوم‪ ،‬وفیه توسعت الدراسات‬ ‫الفقهیه المقارنه‪ ،‬والتفت فیها الی فقه التقارب والتالف بین ابناء االمه المسلمه‪ ،‬بحیث‬ ‫نادی بعضهم باسالم بال مذاهب‪.‬‬ ‫الدور التاسع‪ :‬فی العقود االخیره من هذا القرن‪ ،‬وفیه عوده للفقه االخالقی الذی کان‬ ‫ً‬ ‫فی الدور االول لتاسیس قوننه جدیده تعید لالمه تالد مجدها‪ ،‬وتفتح افاقا للعلم لم‬ ‫تطرق من قبل‪.‬‬ ‫وان الشریعه االسالمیه تهتم بعالقه االنسان بربه‪ ،‬ونفسه‪ ،‬ومن یحیط به‪ ،‬نظمتها احکام الفقه‬ ‫الدائره فی اطار الفرض‪ /‬الوجوب‪،‬االستحباب‪ /‬المندوب‪ ،‬التخییر‪ /‬المباح‪،‬المکروه‪ .‬وهذه االحکام‬ ‫ً‬ ‫تتعلق بالفعل المودی تبعا ال اصاله الی وصول االنسان الی السعاده‪( .‬اسالمی نسب‪،6 :2019 ،‬‬ ‫ّ‬ ‫الدرس ‪ )10‬اذ موضوع الفقه یبحث فیه عما یعرض لفعل المکلف من حل وحرمه ووجوب وندب‪.‬‬ ‫واهل الفقه یحملون فی داخلهم قابلیه الفهم‪ ،‬فهم بذلک اهل ذکاء‪ ،‬ویلبسون نتیجته ثوب‬ ‫الذکاء‪ ،‬والنض ج‪ ،‬والصیانه‪ ،‬فالفقیه بعد فهمه قادر علی صیانه نفسه واالخرین‪ ،‬وعالج المشکالت‬ ‫ٌ‬ ‫کرام الجرح‪ .‬وسماه یحیی بن عمار عندما تحدث عن العلوم فقال‪« :‬العلوم خمسه» ثم عددها‪،‬‬ ‫فذکر منها‪ٌ « :‬‬ ‫وعلم هو دواء الدین‪ ،‬وهو الفقه»‪( .‬الذهبی‪421-430 :1996 ،‬و‪ )99‬وهذا مصداق‬ صفحه 70 ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪71 /‬‬ ‫ُ َ ً َ ِّ‬ ‫ِّ‬ ‫الله ِب ِه خ ْیرا ُیفق ْه ُه ِفی الد ِین»‪( .‬ابن حنبل‪ ،1990 ،‬ج‪/306 :1‬‬ ‫حدیث رسول الله ‪َ « :‬م ْن ُیر ِد‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫الترمذی‪ ،2002 ،‬رقم ‪)2647‬‬ ‫والفقیه الحقیقی هو الموهل المتالک المعرفه بحال الخلق فیعطیهم من المعلومات ما یصلح‬ ‫ُ ُّ ْ َ‬ ‫َْ‬ ‫َّ‬ ‫َ َ ِّ‬ ‫الن َ‬ ‫اس ِم ْن َر ْح َم ِه‬ ‫حالهم فی دنیاهم واخرتهم‪ ،‬کما قال علی ‪« :‬الف ِق ُیه کل الف ِق ِیه َم ْن ل ْم ُیقن ِط‬ ‫ََْ ُْ ُْ ْ ْ َ ْ‬ ‫ََْ ُْ ْ ُ ْ ْ َْ‬ ‫الله»‪( .‬نهج البالغه‪ ،‬ح ‪)79 :90‬‬ ‫الله ولم یو ِمنهم ِمن مک ِر ِ‬ ‫الله ولم یو ِیسهم ِمن ر و ِح ِ‬ ‫ِ‬ ‫ذلک ان الفقه کما قال الحکیم الترمذی‪« :‬ان کشاف الغطاء عن االمور‪ ،‬فاذا عبدالله بما امر‬ ‫ونهی بعد ان ف همه وعقله‪ ،‬وانکشف له الغطاء عن تدبیره فیما امر ونهی‪ ،‬فهی العباده الخالصه‬ ‫المحضه‪ ،‬وذلک ان الذی یومر بالشیء فال یری زین ذلک االمر‪ ،‬وینهی عن الشیء فال یری شینه‪.‬‬ ‫بصیره‪ ،‬وکان قلبه علیه‬ ‫هو فی عمی من امره‪ ،‬فاذا رای زین ما امر به‪ ،‬وشین ما نهی عنه‪ ،‬عمل علی‬ ‫ٍ‬ ‫اقوی‪ ،‬و نفسه به اسخی‪ ،‬وحمد علی ذلک وشکر‪ ،‬والذی یعمی عن ذلک فهو جامد القلب‪ ،‬کسالن‬ ‫ا لجوارح‪ ،‬ثقیل النفس‪ ،‬بطیء التصرف»‪( .‬الترمذی‪)10 :2002 ،‬‬ ‫والفقه فی اصل الوضع‪ :‬هو الفهم‪ .‬وفی العرف‪ :‬العلم بوضع الشرع واحکامه‪( .‬المقری‪)93 :1414 ،‬‬ ‫ولیس ای فهم؛ انه فهمه العمیق‪ .‬والفقه فی ا للغه عباره عن فهم غرض المتکلم من کالمه‪.‬‬ ‫(الجرجانی‪198 :1405‬؛ المناوی‪)559 :1990 ،‬‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ُ َ ِّ ُ َ ُ َّ َ َ ُ‬ ‫ات َّ‬ ‫الس ْب ُع َواْل ْرض َو َمن ِف ِیه َّن َو ِان ِّمن ش ْی ٍء ِاَل ُی َس ِّب ُح‬ ‫ومنه قوله تعالی‪« :‬تسبح له السماو‬ ‫َ ْ َ ََ‬ ‫َّ َ ْ َ ُ َ َ ْ َ ُ ْ َّ ُ َ َ َ ً َ ُ ً‬ ‫ـکن َل تفقهون تس ِبیحهم ِانه کان ح ِلیما غفورا» (االسراء‪ ،)44 ،‬وعلیه یحمل قوله‬ ‫ِبحمدهِ ول ِ‬ ‫َ ً َّ َ َ ْ َ َ َ ً‬ ‫َ‬ ‫تعالی‪َ « :‬و َجد ِمن ُد ِون ِه َما ق ْوما َل َیک ُادون َیفق ُهون ق ْوَل»‪( .‬الکهف‪)93 ،‬‬ ‫ً‬ ‫َ َ َ َْ َ‬ ‫واما قوله تعالی عن المنافقین‪َ« :‬ل َیک ُادون َیفق ُهون َح ِدیثا» (النساء‪ )78 ،‬فهم یعرفون القول‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫‪:‬العلم فی‬ ‫الفقه ِ‬ ‫وفنونه اال ان هم ال یومنون بما وراءه ویعملون بخالفه‪ .‬وقال الفراهیدی فی العین‪ِ « :‬‬ ‫َّ َ ُّ َ َ ُّ‬ ‫َ ٌ َ َْ ْ ً َ‬ ‫َ ْ ً‬ ‫ّ‬ ‫الدین یقال‪َ :‬فق َه ّ‬ ‫قیه‪ ،‬وف ِق َه َیفقه ِفقها اذا ف ِه َم‪ ،‬وافقهته َب َّی ْنت له‪ ،‬والتفقه تعلم‬ ‫الرجل َیفقه ِفقها فهو ف‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫َ َ‬ ‫الفقه‬ ‫الفقه»‪( ،‬الفراهیدی‪ ،1424 ،‬ج‪ /370 :3‬الزبیدی‪ ،1992 ،‬ج‪ )72-73 :19‬وقال الفیومی‪ِ « :‬‬ ‫ِ‬ ‫ْ‬ ‫ّ‬ ‫و(الفقه) علی لسان حمله الشرع علم خاص‬ ‫فهم الشیء‪ ،‬قال ابن فارس‪ :‬و کل علم لشیء فهو فقه ِ‬ ‫َ‬ ‫َ ََ ً‬ ‫و(ف ِق َه فقها) من باب تعب اذا علم و(فق َه) بالضم مثله و قیل بالضم اذا صار الفقه له سجیه‪ .‬قال ابو‬ ‫ََْ َ‬ ‫َ ٌ‬ ‫َ‬ ‫زید‪ :‬رجل (فق ٌه) بضم القاف و کسرها‪ ،‬وامراه (فق َهه) بالضم ویتعدی بااللف فیقال‪( :‬افق ْهتک)‬ ‫َّ‬ ‫الشیء‪ ،‬وهو َ(ی َتفقه) فی العلم مثل یتعلم»‪( .‬الفیومی‪)278 :1977 ،‬‬ صفحه 71 ‫‪72( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫ِّ َ َ َ َّ ُ ْ‬ ‫ِّ‬ ‫ین»‪( .‬التوبه‪ .)122 ،‬وهو‬ ‫الد‬ ‫ی‬ ‫ف‬ ‫وا‬ ‫ولعلهم نبهوا بذلک لمعنی التفقه الذی امر الله به «لیتفقه ِ‬ ‫ِ‬ ‫اشاره ظاهره الی التعلم من قبل طائفه لتنقل ما تعلمته لمن لم یحضر‪( .‬الدرویش‪ )1982 ،‬وقد‬ ‫ً‬ ‫َ َّ‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫سمی النبی حدیثه فقها فعن زید بن ثابت قال‪ :‬سمعت رسول الله یقول‪« :‬نض َر الله ْام َرا‬ ‫ْ َ‬ ‫ِّ َ َ َ‬ ‫ْ‬ ‫ً َ َ‬ ‫ُ ََْ ْ‬ ‫َّ‬ ‫َس ِم َع ِمنا َح ِد ْیثا ف َح ِفظ ُه َح َّتی ُی َبلغ ُه غ ْی َرهُ ف ُر َّب َح ِامل ِفق ٍه ِالی َم ْن ه َو افق ُه ِمن ُه َو ُر َّب َح ِامل ِفق ٍه‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ل ْی َس ِبف ِق ْی ٍه»‪( .‬البیهقی‪ ،1998 ،‬رقم ‪)313‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫وذهب الحکیم الترمذی فی اشتقاق الفقه مذهبا لطیفا‪ ،‬فقال‪« :‬مشتق من تفقو الشیء‪ ،‬یقال‬ ‫فی اللغه‪ :‬فقا الشیء‪ ،‬اذا انفتح‪ .‬وفقا الجرح‪ :‬اذا انفرج عما اندمل‪ .‬واالسم فقیء والهاء والهمزه‬ ‫تبدالن تجزی احداهما عن االخری‪ ،‬فقیل‪ :‬فقیء وفقیه»‪( .‬الترمذی‪)10 :2002 ،‬‬ ‫ولما عرض لمعنی الفهم ومقارنته بالفقه قال‪ « :‬هو العارض الذی یعرض فی القلب من النور‪،‬‬ ‫فاذا عرض انفتح بصر القلب فرای صوره ذلک الشیء‪ .‬فاالنفتاح هو الفقه‪ ،‬والعارض هو الفهم‪ .‬وقد‬ ‫َ ُُ‬ ‫َ َْ َ‬ ‫ذکر الله تعالی فی تنزیله الفقه فقال‪« :‬ل ُه ْم قل ْو ٌب َل َیفق ُه ْون ِب َها»‪( .‬االعراف‪)179 ،‬‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫فاعلم ان الف قه من عمل القلب‪ .‬وقال رسول الله لالعرابی حین قرا علیه‪« :‬ف َم ْن َی ْع َمل‬ ‫ْ َْ َ َ َ ً‬ ‫َْ َ َ َ ً‬ ‫ِمثقال ذ ّر ٍه خیرا َی َره * َو َم ْن َی ْع َمل ِمثقال ذ َّر ٍه ش ّرا َی َره»‪( .‬الزلزله‪)7-8 ،‬‬ ‫فولی وقال‪ :‬حسبی‪ ،‬حسبی‪ .‬فقال‪َ « :‬فق َه َّ‬ ‫الرجل»‪( .‬السیوطی‪ ،1404 ،‬ج‪ )381-382 :6‬وقال‬ ‫ً‬ ‫وها َکث ً‬ ‫ابو الدرداء‪َّ « :‬ان َک َلن َت َفق َه َح َّتی َت َ‬ ‫یره»‪( .‬االصبهانی‪ ،1974 ،‬ج‪)211 :1‬‬ ‫ران وج‬ ‫للق‬ ‫ی‬ ‫ر‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫وفی االصطالح‪« :‬هو العلم باالحکام الشرعیه العملیه المکتسب من ادلتها التفصیلیه‪ .‬وقیل‪:‬‬ ‫هو االصابه والوقوف علی المعنی الخفی الذی یتعلق به الحکم‪ ،‬وهو علم مستنبط بالرای‬ ‫ً‬ ‫واالجتهاد‪ ،‬ویحتاج فیه الی النظر والتامل‪ ،‬ولهذا ال یجوز ان یسمی الله تعالی فقیها النه ال یخفی‬ ‫علیه شیء» (الجرجانی‪ ،)198 :1405‬وفی المفردات للراغب‪«:‬التوصل الی علم غائب بعلم‬ ‫ً‬ ‫شاهد فهو اخص من العلم‪ ،‬وشرعا العلم باالحکام الشرعیه التی طریقها االجتهاد»‪.‬‬ ‫(الراغب االصفهانی‪)441 :1990 ،‬‬ ‫وعلل الحکیم الترمذی سبب وجود الفقه بقوله‪ِ « :‬ان الله کلف العباد ان یعرفوه‪ ،‬ثم اقتضاهم‬ ‫بعد المعرفه ان یدینوا له‪ ،‬فشرع لهم شریعه الحالل والحرام‪ .‬والدین‪ :‬هو الخضوع‪ ،‬والدون مشتق‬ ‫ً‬ ‫من ذلک‪ ،‬وکل شیء اتضع فهو دون‪ .‬فامرت بامور لتضع نفسک لمن اعترفت به ربا‪ ،‬فسمی ذلک‬ ‫ً‬ ‫الفعل‪ ،‬وتلک االمور دینا‪ ،‬فمن فقه اسباب هذه االمور التی امر ونهی‪ ،‬لماذا امر ونهی‪ ،‬ورای زین‬ صفحه 72 ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪73 /‬‬ ‫ً‬ ‫ما امر وبهاءه‪ ،‬وشین ما نهی‪ ،‬تعاظم ذلک عنده‪ ،‬وکبر فی صدره شانه‪ ،‬فکان اشد تسارعا فیما امر‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫واشد هربا وامتناعا مما نهی‪ .‬فالفقه فی الدین‪ :‬جند عظیم یوید الله تعالی به اهل الیقین الذی‬ ‫عاینوا محاسن االمور‪ ،‬ومشاینها‪ ،‬ومقدار االشیاء وحسن تدبیر الله لهم فی ذلک بنور یقینهم‬ ‫وعسر‪ ،‬الن القلب وان اطاع وانقاد المر الله‪.‬‬ ‫مکایده‬ ‫لیعبدوه علی یسر‪ ،‬ومن حرم ذلک‪ ،‬عبده علی‬ ‫ٍ‬ ‫ٍ‬ ‫شیء‪ .‬والنفس‪ :‬جندها الشهوات‪ .‬وصاحبها‬ ‫فالنفس انما تخف وتنقاد اذا رات نفع شیء او ضرر ٍ‬ ‫محتاج الی اضدادها من الجنود حتی یقهرها‪ ،‬وهی الفقه»‪( .‬الترمذی‪)103 :2002 ،‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫المراه‬ ‫ثم اعطی مثال موضحا فقال‪« :‬احل الله النکاح‪ ،‬وحرم الزنا‪ ،‬وانما هو اتیان واحد‬ ‫ٍ‬ ‫َّ‬ ‫شانه العفه والتحصین للفرج‪ ،‬فاذا‬ ‫واحده‪ ،‬اال ان هذا‬ ‫ٍ‬ ‫بنکاح‪ ،‬وذاک بزنی‪ ،‬فاذا کان من نکاح فمن ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٍ‬ ‫جاءت بولد ثبت النسب‪ ،‬وجاء العطف من الوالد بالنفقه والتربیه والمیراث‪ ،‬واذا کان من زنی ضاع‬ ‫الولد النه ال یدری احد من الواطئین لمن هذا الولد‪ ،‬فهذا یحیله علی ذلک‪ ،‬وذاک یحیله علی هذا‪،‬‬ ‫َ ُ‬ ‫وحرم الله الدماء‪ ،‬وامر بالقصاص‪ ،‬لیتحاجزوا ولیحیوا‪ ،‬وقال تعالی فی تنزیله‪َ « :‬ولک ْم ِفی‬ ‫ٌ‬ ‫َ‬ ‫اص َح َیاه»‪( .‬البقره‪)1۷۹ ،‬‬ ‫ِ‬ ‫القص ِ‬ ‫وبین الشریعه والفقه عموم وخصوص من وجه؛ حیث تشتمل الشریعه علی االحکام العملیه‬ ‫ّ‬ ‫االصطالحی باالحکام العملیه فقط‪ .‬ویشمل الفقه‬ ‫واالیمانیه واالخالق‪ ،‬بینما یختص الفقه بمعناه‬ ‫اجتهاد العلماء سواء فیما اصابوا فیه او اخطاوا‪ ،‬وال ی َعد من الشرع اال ما اصاب فیه المجتهدون‬ ‫فقط‪ .‬فالفقه من وجه اعم الشتماله علی الرای واالجتهاد‪ .‬والشریعه اساس الفقه‪ ،‬ولوالها لما ظهر‪،‬‬ ‫ً‬ ‫وایما رای فقهی ال یستند الی هذا االساس ال قیمه له شرعا‪ .‬والفقه من مقتضیات الشریعه‬ ‫وملزوماتها؛ اذ ال بد لها من فهم وتطبیق‪ ،‬والفقه عباره عن مجموع الفهوم والتفاسیر والتطبیقات‬ ‫من قبل العلماء المختصین‪( .‬میرعلی‪ ،2009 ،‬ج‪)123 :1‬‬ ‫والشریعه هی الدین الم َن َّزل من عند الله تعالی‪ ،‬اما الفقه فهو فهم المجتهدین لتلک الشریعه‪،‬‬ ‫ً‬ ‫فاذا اصاب العلماء الحق فی فهمهم کان الفقه موافقا للشریعه من هذه الحیثیه‪ ،‬واذا اخطاوا لم‬ ‫ً‬ ‫یخرج اجتهادهم عن الفقه‪ ،‬وان کان لیس من الشریعه حتما‪( .‬االشقر‪)18 :1982 ،‬‬ ‫واحکام الشریعه صواب ال خطا فیها‪ ،‬واحکام الفقه التی استنبطها الفقهاء قد یدخلها الخطا‬ ‫الناتج من فهمهم‪ .‬ولکن ی نبغی التحذیر من الدعوی الخطیره التی تولی ِکبرها بعض الکتاب‬ ‫ً‬ ‫المعاصرین والتی ترمی الی نزع الصفه التشریعیه عن االجتهادات الفقهیه تمهیدا لنزع القداسه عن‬ صفحه 73 ‫‪74( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫ً‬ ‫َ‬ ‫عتبر اصحاب هذه الدعوی الشریعه اراء رجال اکثر من ان تکون احکاما‬ ‫الشریعه نفسها‪ ،‬حیث ی ِ‬ ‫الهیه‪ .‬وهذا خطا َب ِّین؛ فان الشریعه احکام الهیه‪ ،‬والفقه ماخوذ من تلک الشریعه االلهیه‪ ،‬واستنباط‬ ‫ً‬ ‫العلماء صائب فی معظم االحیان‪ ،‬وم َع ِّبر عن هذه االحکام التشریعیه‪ ،‬وانما الخطا الصادر احیانا‬ ‫یکون فقط من فهمهم الشخصی لبعض النصوص واالدله‪.‬‬ ‫فالفقه بال ریب ٌ‬ ‫علم شرعی‪ ،‬النه من العلوم المبنیه علی الوحی االلهی‪ ،‬وعمل العقل فی‬ ‫َ‬ ‫ً‬ ‫استنباط االحکام لیس مطلقا من کل قید‪ ،‬بل هو مق َّید باالصول الشرعیه فی االستدالل‪.‬‬ ‫(القرضاوی‪)22 :1993 ،‬‬ ‫والشریعه بربانیتها اقرب الی الثبات‪ ،‬واحکامها خالیه من معانی الجور والنقص والهوی‬ ‫والجهل‪ ،‬والفقه اقرب الی المرونه‪( ،‬میرعلی‪ ،2009 ،‬ج‪ )123 :1‬واحکامه تحاول التنزه عن‬ ‫معانی الجور والنقص والهوی والجهل‪.‬‬ ‫َ ْ َ َ ْ َ ْ ُ َ ُ ْ َ ُ ْ َ َْ َ ْ ُ‬ ‫والشریعه اکمل من الفقه‪ ،‬وهی المقصوده بقوله تعالی‪« :‬الیوم ا کملت لکم ِدینکم واتممت‬ ‫ْ َ ًَ‬ ‫ُ َ ُ‬ ‫ََ ُ‬ ‫الم ِدینا»‪( .‬المائده‪ )3 ،‬ولذلک تتناول الشریعه القواعد‬ ‫عل ْیک ْم ِن ْع َم ِتی َو َر ِضیت لک ُم ِاْلس‬ ‫ً‬ ‫واالصول العامه‪ ،‬اما الفقه فهو استنباط المجتهدین من الکتاب والس َّنه اعتمادا علی هذه القواعد‬ ‫وتلک االصول‪.‬‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫ً‬ ‫َ‬ ‫والشریعه عامه بخالف الفقه‪ .‬قال تعالی‪َ « :‬و َما ا ْر َسل َناک اَل َر ْح َمه لل َعالم َ‬ ‫ین»‪( .‬االنبیاء‪)1۷ ،‬‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫وهذا العموم ملموس من واقع الشریعه ومقاصدها ونصوصها التی تخاطب البشر کافه‪.‬‬ ‫َْ‬ ‫ْ‬ ‫والشریعه االسالمیه مل ِزمه للبشریه کافه‪ ،‬فکل انسان اذا توفرت فیه شروط التکلیف ملزم بکل‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫الم َ‬ ‫لوکا‪ ،‬بخالف الفقه ً‬ ‫ست َنبط من االدله الشرعیه عن طریق‬ ‫ما جاءت به عقیده وعباده وخلقا وس‬ ‫ً‬ ‫اجتهاد المجتهدین؛ فرای ای مجتهد ال ی ِلزم مجتهدا اخر‪ .‬والفقه قد یعالج مشکالت المجتمع فی‬ ‫زمان او مکان بعالج یمکن اال َی ْصلح لمشکالت زمان او مکان اخر‪ ،‬بخالف الشریعه الکامله‬ ‫لکل زمان ومکان‪( .‬االشقر‪)18-20 :1982 ،‬‬ ‫السوال اْلصلی‬ ‫ما الحوار بین المذاهب الفقهیه من حیث المصادر‪ ،‬االهداف ومعاییر التقییم؟‬ صفحه 74 ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪75 /‬‬ ‫البمکن ان یکون بین الناس حوار اذا لم تبین القاعده المشترکه‪ ،‬ولغه الخطاب الممیزه‪ ،‬التی‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫یتصف بها الملوک‪ ،‬لمعرفه کل واحد منهم حدوده التی ال یتجاوزها‪ ،‬وتنتج بحثا سامیا بعد تالقح‬ ‫االفکار‪ ،‬فیثری الخیر‪ ،‬ویتوضح العدل‪ ،‬ویتحصن الصواب‪ ،‬ویتکشف ضیاء الحقیقه ّ‬ ‫التیره‪ّ ،‬‬ ‫وتقر‬ ‫القلوب وتهدا‪.‬‬ ‫وهو یتفرع الی‪:‬‬ ‫‪ ‬السوال الفرعی االول‪ :‬ما الحوار بین المذاهب الفقهیه من حیث المصادر؟‬ ‫َ َ‬ ‫َ ْ‬ ‫َ‬ ‫وادر االفعال»‪( ،‬الفراهیدی‪ ،1424 ،‬ج‪/96 :7‬‬ ‫والم ْصدر‪« :‬اصل‬ ‫الکلمه التی تصدرعنها ص ِ‬ ‫ِ‬ ‫ْ‬ ‫الزبیدی‪ ،1992 ،‬ج‪ )80 :7‬و«التولی عن محل الورود بالصدر»‪( .‬المناوی‪ )559 :1992 ،‬و«صد َره‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫القوم‪َ :‬رئیسهم کالم َص َّدر‪ ،‬ومنه‪َ :‬ص ْدر ُّ‬ ‫القوم‪ :‬م َّقدموهم‪َ .‬‬ ‫وص ْدر ْ‬ ‫ْ‬ ‫باء المل ِک‪.‬‬ ‫‪:‬‬ ‫ور‬ ‫د‬ ‫الص‬ ‫للقائم باع ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َّ َ ُّ‬ ‫َّ َ‬ ‫التقدم»‪( .‬الزبیدی‪ ،1992 ،‬ج‪ )80 :7‬فمعانیها تشیر الی التقدم والرئاسه‪ ،‬وهی فی‬ ‫والصد َاره بالفتح‪:‬‬ ‫علم الفقه ما له الصداره فی سن الشریعه‪ ،‬وتوجیه السلوک‪ ،‬وتعیین القیم والمعاییر‪.‬‬ ‫وهی االصول التی یعتمدها الفقه ویرجع الیها فی عملیاته االجتهادیه‪ ،‬وهی ما یندرج تحت‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫بحث الحجج واالدله فی اصول الفقه االسالمی؛ اذ علم االصول هو المحدد لمصادر االجتهاد‬ ‫وطرائقه‪( .‬حیدر‪ ،2015 ،‬ج‪)26 :5‬‬ ‫وتتنوع مصادر الفقه بما تعود الیه من نقل او عقل‪ ،‬ذلک انه یمتاز بالثبات والمرونه‪ ،‬ثبات‬ ‫بالنصوص ومرونه بالفهم واالجتهاد‪ ،‬حیث یفی االجتهاد « بکل الحلول والحاجات ومواجهه کل‬ ‫المستجدات‪ ،‬وهو البرهان علی خلود الشریعه ومرونتها وصالحیتها لکل زمان ومکان‪ ،‬وذلک فی‬ ‫ظل اصولها الثابته واحکامها الکلیه»‪( .‬ابن عبدالسالم‪)387 :2014 ،‬‬ ‫ونلحظ کثره وتعدد وتنوع مصادره لیکون اکثر مرونه واوسع مدی‪ ،‬فتکثر حیویته وصالحه‪،‬‬ ‫فیصل به المجتهد الی استنباط االحکام من ادله معتبره عتد امام من االئمه الربانیین‪.‬‬ ‫وتقسم المصادر الی قسمین‪:‬‬ ‫المتفق علیها بین جمیع المذاهب علی تعددها وهی مصادر رئیسه‪ ،‬اصلیه‪ ،‬نقلیه‪ ،‬نصیه‪:‬‬ ‫ً‬ ‫وتشمل الکتاب والسنه‪ ،‬وقد رفض کثیر من االئمه ان یکون غیرها مصدرا‪ ،‬ومستنداتهم کثیره منها‬ ‫ُْ َ َ‬ ‫َ ً ُ ْ َّ َ َ َ ُ‬ ‫َ ْ َ َّ َ ُ‬ ‫ْ َ ْ ْ‬ ‫قوله تعالی‪« :‬قل ا َرا ْی ُت ْم َما ان َزل الل ُه لک ْم ِم ْن ِر ز ٍق ف َج َعل ُت ْم ِمن ُه َح َر ًاما َو َحالَل قل الل ُه ا ِذن لک ْم‬ صفحه 75 ‫‪76( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫َ َ َ َّ َ ْ َ‬ ‫ا ْم علی الل ِه تف َت ُر ون»‪( ،‬یونس‪ )59 ،‬وما قاله االمام الصادق‪« :‬ما من شیء اال وفیه کتاب او سنه»‪.‬‬ ‫(الکلینی‪ ،2007 ،‬ج‪ ،59 :1‬ح‪)4‬‬ ‫وغیر المتفق علیها والتی هی محل اختالف‪( ،‬الروکی‪ )1994 ،‬وتعرف بالمصادر الفرعیه‪،‬‬ ‫التکمیلیه‪ ،‬التبعیه‪ ،‬الواقعیه‪ ،‬االجتهادیه‪ ،‬وتشمل‪:‬‬ ‫االجماع‪ ،‬ومنه‪ :‬عمل اهل المدینه‪.‬‬ ‫والعقل‪ ،‬ومنه‪ :‬االستصحاب‪ ،‬والتمثیل؛ ای‪ :‬القیاس عند االمامیه‪( .‬الکشفی الدارابی‪،1429 ،‬‬ ‫ج‪)97 :1‬‬ ‫ومنهما تتفرع مصادر اخری کـ‪ :‬االستحسان‪ ،‬وشرع من قبلنا‪ ،‬وسد الذرائع‪ ،‬والمصالح المرسله‪،‬‬ ‫واالخذ باالخف‪ ،‬والبراءه االصلیه‪ ،‬واالستدالل‪ ،‬واالستقراء‪ ،‬والعصمه‪( .‬کاشف الغطاء‪)1988 ،‬‬ ‫ً‬ ‫ویمکننا تقسیمها تقسیما یتناسب مع بحثنا فننظر الیها من جهه االطالق والنسبیه‪ ،‬فتقسم‬ ‫مصادر الفقه الی قسمین؛االول‪ :‬المصادر المطلقه‪ ،‬وفیها‪ :‬القران الکریم‪ ،‬والسنه؛ والثانی‪:‬‬ ‫المصادر النسبیه‪ ،‬وفیها‪ :‬االجماع‪ ،‬والعقل وما یلحق به‪.‬‬ ‫فمصادر الفقه ترتبط بالعقل والنقل‪ ،‬وعلیه فان منها المطلق الذی ال یشوبه الخطا‪ ،‬ومنها‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫النسبی المتعلق بما یحیط به من متغیرات زمانا او مکانا‪ .‬ویراد باالطالق االلهیه التی یستند الیها‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫الفقه االصلی ال تفرعاته‪ ،‬ومن حکم العقل فی المصدریه فکان عنده العقل مقدما علی النقل لظنه‬ ‫ً‬ ‫ان بینهما خالفا‪ ،‬وهذا صحیح ان کان النقل فیما فیه ال تباس وقابلیه الخطا والصواب‪ ،‬واما ما انتفی‬ ‫ً‬ ‫منه االلتباس‪ ،‬وکان محکما‪ ،‬فال یمکن ان یتعارض مع العقل الصحیح‪ ،‬ولیس االهواء والرغبات‬ ‫ٌ‬ ‫ٌ‬ ‫والشهوات‪ ،‬فالعقل الصحیح ال یخالف النقل الصحیح الذی یرویه عدل ضابط عن مثله‪.‬‬ ‫ً‬ ‫والقران الکریم ّ‬ ‫المنزل من عند الله (المطلق) وکذلک السنه المطهره‪ ،‬فیکون داخال فی دائره‬ ‫قوانینه المطلقه‪ ،‬فمدخالته مطلقه ال تقبل التبدیل وال التغییر‪ ،‬وایاته تتصف باالطالقیه‪ ،‬وهی کلیه‬ ‫المفهوم‪ .‬ولکنه منزل للبشر(النسبیین)‪ ،‬فما ینتج من فهمهم یتصف بالنسبیه‪ ،‬وبالتالی فان‬ ‫ً‬ ‫المستنبطات من ایاته یتناسب مع افهام النسبیین فی کل زمان ومکان‪ .‬فهو ثابت نصا‪ ،‬یعتری‬ ‫المفهوم منه التغیر‪ ،‬وال ینافی ذلک االطالقیه والثبات للکلیات‪.‬‬ صفحه 76 ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪77 /‬‬ ‫ولم ادرج االجماع فی المطلقات لصعوبه تاکید وجوده فی الغالب االعم‪ ،‬واال فکل مذهب‬ ‫یعتمد من االجماع ما ال یوافقه علیه غیره من المذاهب المعتبره‪ .‬وعلی هذا فهو من التوافقات‬ ‫النسبیه‪ ،‬فان تبین وجوده حقیقه فیلحق بالمطلق‪.‬‬ ‫ولم یکن فقهاء المسلمین‪ ،‬معبرین عن وجهات نظر شخصیه‪ ،‬وان وجد جزئیات من االقوال‬ ‫واالراء الیومیه‪ ،‬وال یعمم ذلک لیشمل الفقه االسالمی باکمله‪ ،‬وما نجده من اختالف فی المذاهب‬ ‫واحکامها‪ّ ،‬‬ ‫فمرده الی اختالفهم فی الفهوم وطرق االستنباط‪.‬‬ ‫ونستنتج من البحث فی المصادر من حیث اطالقیتها اشتراکهم فی المصادر‪ .‬ومن حیث‬ ‫ً‬ ‫المصادر النسبیه‪ ،‬فانهم یشترکون ایضا فی االجماع‪ ،‬ویتوافقون فی العقل الذی هو مرجعهم فی‬ ‫ً‬ ‫التفکیر الواعی المودی الی اکتشاف ما ینبغی وما ال ینبغی‪ ،‬والصح والخطا وان لم ّ‬ ‫یسم عقال عند‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫من سماه قیاسا او استحسانا‪.‬‬ ‫ویمکن ان نری اختالف الفقهاء من حیث مصادر کل منهم فیما یرتبط بنواتج االستنتاج‬ ‫واالستنباط‪ ،‬ال من حیث االستمداد والمرجعیه‪.‬‬ ‫‪ ‬السوال الفرعی الثانی‪ :‬ما الحوار بین المذاهب الفقهیه من حیث االهداف؟‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫اله َدف‪« :‬الغرض‪ .‬والهدف من ِّ‬ ‫الرجال‪:‬الجسیم الطویل الع ِنق العریض»‪( ،‬الفراهیدی‪،1424 ،‬‬ ‫َْ َ َ َ َ َ‬ ‫َّ‬ ‫َ َ َ َ َ َ‬ ‫َ َ َ َ َ َ‬ ‫ََْ َ‬ ‫علیه‪ِ :‬اذا اش َرف‪ .‬وا ْهدف ال ْی ِه‪ِ :‬اذا لجا‪ .‬وا ْهدف له الشیء‪ِ :‬اذا ع َرض له‪ .‬وا ْهدف‬ ‫ف‬ ‫ج‪ )8 :4‬و«ا َهد َ ِ‬ ‫َْ َ َ ْ َْ َ َ‬ ‫َ َ‬ ‫َ‬ ‫ِم ْنه‪ :‬اذا َدنا‪ .‬او ا ْهدف‪ :‬اذا انتصب واستقبل»‪( .‬الزبیدی‪ ،1992 ،‬ج‪ )536 :12‬ونتوصل من هذه‬ ‫المعانی الحقیقیه والمجازیه ان الهدف شیء واضح للعیان عند المجموع الباحث عن معالم ّبینه‬ ‫ظاهره مستفاده‪ ،‬مادیه او معنویه‪.‬‬ صفحه 77 ‫‪78( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫وبتتبع االهداف‪ ،‬باستقراء الغایات‪ ،‬والجزئیات المرتبطه بالکلیات‪ ،‬نکتشف ان جمیع ما یمکن‬ ‫الوصول الیه فی العلمین یعود الی کبریات القیم التی ال یخرج عنها فی میزان العقالء شیء‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ویضاف الیها االهداف الموصوله بالمتفقه؛ من التزام االوامر االلهیه‪:‬تنفیذا المر الله النبیائه بقوله‪:‬‬ ‫ِّ َ َّ ْ‬ ‫ِّ‬ ‫َْ ُ َ ً ُ َ َ َ‬ ‫« َو َج َعلناه ْم ا ِئ َّمه َی ْهدون ِبا ْمرنا»‪( ،‬االنبیاء‪ )73 ،‬وللناس بقوله‪« :‬ل َی َتفق ُهوا ِفی الدین»‪( .‬التوبه‪)122 :‬‬ ‫ِ‬ ‫ً‬ ‫والوقایه من الوقوع فیما ال یرضی الله‪:‬حذرا من المخالفه للثوابت‪ ،‬والوقوع فی االخطاء‪ ،‬کما قال‬ ‫االمام علی ‪َ « :‬من َّات َج َر ب َغ ْیر ف ْقه ْار َت َط َم فی ِّ‬ ‫الر َبا»‪( .‬نهج البالغه‪ ،‬ح ‪ )888 :439‬والبعد عن‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫التشبه بالمذم ومین‪ :‬اذ ان البعد عن التفقه مدعاه لسقوط القیمه بین الخلق‪.‬‬ ‫ویهدف الفقه الی االرتقاء باالنسان؛ لیمتلک ناصیه القیم المطلقه (الحق‪ ،‬الخیر‪ ،‬الجمال)‪،‬‬ ‫من خالل معرفته لنفسه الممهده لمعرفه الله‪ ،‬باالرتباط باصول العقائد من االیمان بالرسل الذین‬ ‫یکشفون مایلزمه لینال السعاده والکمال‪ ،‬با لوصول الی اهداف کبری وقیم علیا‪ ،‬تشمل الضرورات‬ ‫والحاجیات والتحسینات‪ ،‬فی اطرافها الوجودیه والعدمیه‪:‬فمن حیث الوجود للحق الضروری‬ ‫یتحقق العدل‪ ،‬ومن حیث العدم یرتفع الظلم والبغی والعدوان‪.‬ومن حیث الوجود للخیر الحاجی‬ ‫یتحقق العطاء والکرم والجود‪ ،‬ومن حیث العدم یرتفع البخل والشح واالثره‪.‬ومن حیث الوجود‬ ‫للجمال التحسینی یتحقق االحسان واالتقان‪ ،‬ومن حیث العدم یرتفع القبح والتشویه والنقص‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ولناخذ (الطهاره) مثال فسنجد فیها من جانب (الحق)‪ :‬حق الله (بامره)‪ ،‬وحق النفس‬ ‫(بحاجتها الی ازاله ما یلحقها من اذی‪ ،‬وما یست فیده الجسد من تنشیط ونشاط)‪ ،‬وحق االخرین‬ ‫(بما تناله نفوسهم من الراحه بالرائحه الطیبه‪ ،‬وعدم التاذی بالموذیات)‪ ،‬ویتبع ذلک العداله فی‬ ‫استخدام ادوات الطهاره بال اسراف بما یالئم کل جزء من االجزاء المامور بطهارته‪ .‬ومن جانب‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫(الخیر)‪ :‬تعوید النفس علی البذل والعطاء علی النفس اوال بسکب الماء الذی قد یکون عزیزا‬ ‫یصعب العثور علیه‪ ،‬وبالتالی سیسهل علیه البذل لغیره‪ .‬ومن جانب (الجمال)‪ :‬تحسین صورته عند‬ ‫نفسه وعند االخرین‪ ،‬فالله جمیل یحب الجمال‪.‬‬ ‫وهی متداخله ال توجد حدود فاصله قاطعه بینها‪ ،‬فالوصول الی (الحق) الشخصی واعطاء‬ ‫ً‬ ‫(جماال) ان ادی من غیر ٍّ‬ ‫من او اذی‪.‬‬ ‫المستحقین منه حقهم هو (الخیر) الذی سیکون‬ ‫وکل هذه المعانی مطلوبه عند الفقهاء وان اختلفوا فی جزئیات الطهارات‪ ،‬وکلهم یستدل لفهمه‬ ‫بالمصادر التی اعتمدها‪ ،‬والعاقل ال یجد غضاضه فی تعدد الفهوم‪ ،‬ویلتمس الصحابها االعذار‪،‬‬ صفحه 78 ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪79 /‬‬ ‫ً‬ ‫اذا لم یجد مساغا لغیره‪ ،‬ولعله بذلک یکون فی معرض االمتحان من الله له هل سیعود للصواب ان‬ ‫راه عند غیره ال یحجبه عن ذلک هوی او عصبیه؟ ام سیتمادی فی الضالل والبغی؟‬ ‫والنتیجه‪ :‬الفقه واضح المعالم‪ ،‬محدد االهداف‪ ،‬تدور اهدافه حول جلب المصالح ودفع‬ ‫ّ‬ ‫المفاسد عن االنسان او عن النوع االنسانی‪ .‬وتراعی مصالح االنسان وتکلفه بما یطاق‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫فهل یوجد مذهب فقهی اسالمی یخرج عن هذه االهداف ظاهرا وباطنا؟ وان وجد فهل‬ ‫یستحق ان یوصف باالسالمیه؟‬ ‫‪ ‬السوال الفرعی الثالث‪ :‬ما الحوار بین المذاهب الفقهیه من حیث معاییر التقییم؟‬ ‫َ‬ ‫ستخدم لکل حاله لبوسها المناسب لها؛ اذ کل‬ ‫المعیار من حیث هو اداه یتم بها معایره االشیاء‪َ ،‬ی‬ ‫ِ‬ ‫علم یستعمل من االوزان ما یالئمه‪ .‬والمعاییر‪ :‬قواعد ذات خصوصیه للسلوک‪ ،‬خارجه عن ذات‬ ‫ً‬ ‫االنسان غالبا‪ ،‬وتحدد الواجبات وااللتزامات‪،‬اما القیم فهی مستویات ذات عمومیه فی التفضیل‪،‬‬ ‫شخصیه وداخلیه‪ ،‬تحدد ما یفضل فی الفقه ‪ .‬وتقسم معاییره الی‪ :‬صحه وقیمه‪.‬‬ ‫معیار الصحه‪ :‬تحدد فیه الشرائط المعتبره لتمام العمل‪ .‬ومعیار القیمه‪ :‬یحدد الحل او الحرمه‪،‬‬ ‫وبالتالی االحکام الخمسه من الوجوب او االستحباب والندب او االباحه‪ ،‬او الحظر او الکراهه‪.‬‬ ‫فاننا فی الفقه نستخدم معیار‪ :‬الحال ل والحرام‪ ،‬ولدینا من اوزانه‪ :‬االحکام الخمسه المرتبطه بالحل‬ ‫والحرمه‪ ،‬فمن الحل ما یقبل منک عمله وترکه‪ ،‬وهو المباح‪ ،‬ومنها ما یلزمک اداوه‪ ،‬وهو الفرض‬ ‫ّ‬ ‫والواجب‪ ،‬ومنها ما تحث علی فعله وال تواخذ علی ترکه وهو المستحب‪.‬وهذا من جانب االلزام‬ صفحه 79 ‫‪80( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫واالباحه االیجابیان‪ .‬اما اال لزام السلبی ففیه الحظر والمنع‪ ،‬ویدخل فیه الکراهه التی تقارب‬ ‫المحرم‪ ،‬ویخرج منها الکراهه التنزیهیه التی تدخل فی المباحات‪.‬‬ ‫واحکام الفقه مرتبطه بما یجب ان یکون وبما یکون‪ ،‬و«الحکم الفقهی وان یساعد علی‬ ‫الملکات النفسیه بواسطه لکن ثبوت الحکم لیس من جهه تاثیره فی ایجاد ملکه ما»‪.‬‬ ‫(اسالمی نسب‪ ،5-6 :2019 ،‬الدرس ‪)10‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ولیس من الالزم ان ما کان مباحا او مستحبا فی فقه مذهب ان یبقی مباحا او مستحبا فی کافه‬ ‫المذاهب‪ ،‬ویشبه ذلک خالف احکام الفقهاء الحکام علماء االخالق‪ ،‬فقد یتغیر التقییم‪ ،‬الن‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫والمحرم‬ ‫الح ْس َن والق َبح مندرج تحت احکام العقل العملی‪ ،‬وهی غیر متطابقه دائما مع الواجب‬ ‫ٌ‬ ‫ٌ‬ ‫واجب فی االخالق‪ .‬وان کانت‬ ‫مستحب فی الفقه‪،‬‬ ‫فی الفقه‪ .‬ومن امثله ذلک‪ :‬العفو والصفح‪ ،‬فهو‬ ‫معانیها مثبته فی ابحاث االخالق‪ ،‬وتمر فی الفقه فی الدیات والقصاص‪ .‬وهی کامر جاءت فی‬ ‫مصادرها‪ ،‬ولکن لم یر فیه الفقها ء الوجوب‪ ،‬وساعدتهم القرائن علی حمله علی االستحباب‪ ،‬وذلک‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ َ َ َْ ُْ ُ َْ ْ‬ ‫ُ‬ ‫مساک َ‬ ‫الس َعه ان ُی ْو ُتوا ا ْولی ْال ُق ْر َبی َو ْال َ‬ ‫نک ْم َو َّ‬ ‫ین‬ ‫م‬ ‫ل‬ ‫ض‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫فی قوله تعالی‪« :‬وَل یات ِل اولوا الف ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫ُ ُّ َ‬ ‫اللـه َو ْل َی ْع ُفوا َو ْل َی ْص َف ُ‬ ‫َو ْال ُم َهاجر َ‬ ‫ین فی َ‬ ‫ون ان َی ْغف َر الل ُـه ل ُک ْم َوالل ُـه غ ُف ٌ‬ ‫ور‬ ‫ب‬ ‫ح‬ ‫ت‬ ‫َل‬ ‫ا‬ ‫وا‬ ‫ح‬ ‫یل‬ ‫ب‬ ‫س‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫َّر ِح ٌیم»‪( .‬النور‪)22 ،‬‬ ‫والعالقات الطیبه بین الناس وتمنی الخیر لهم مما ِّ‬ ‫تحسنه االخالق وتدعو الیه الشرائع‪ ،‬ولکنه‬ ‫ٌ ً‬ ‫مقید فقها فیما ال نهی عنه من الشارع‪ ،‬وذلک فی مورد االستغفار لمن تبین ضالله‪ ،‬قال تعالی‪َ « :‬ما‬ ‫َ َ‬ ‫ام ُنوا َا ْن َی ْس َت ْغف ُر وا ل ْل ُم ْشرک َ‬ ‫ین َ‬ ‫ان ل َّلنب ِّی َو َّالذ َ‬ ‫ین»‪( .‬التوبه‪)113-114 ،‬‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِِ‬ ‫ک ِ ِ‬ ‫والحل والحرمه متوقفان علی االذن االلهی‪ ،‬واال کان المحلل او المحرم ممن یفتری الکذب‪،‬‬ ‫ولیس ای کذب انه الکذب علی الله‪ .‬فالفقیه الذی ال یقف عند الحدود المنصوصه یخالف االمر‪،‬‬ ‫ْ َ ْ‬ ‫ُ ْ ََ َُْ ْ َ َ َْ َ ّ ُ َ ُ‬ ‫َ ً ُْ ّ َ َ‬ ‫ْ‬ ‫َـه لک ْم ِم ْن ِر ز ٍق ف َج َعل ُت ْم ِمن ُه َح َر ًاما َو َحالَل قل الل َُـه ا ِذن‬ ‫قال تعالی‪« :‬قل ارایتم ما انزل الل‬ ‫َ ُ َ َ َ ّ َْ َ‬ ‫لک ْم ا ْم علی الل َِـه تف َت ُر ون»‪( .‬یونس‪)59 ،‬‬ صفحه 80 ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪81 /‬‬ ‫المعیار‬ ‫الدرجات‬ ‫فرض‪ /‬واجب‬ ‫الحالل‬ ‫مندوب‪/‬مستحب‬ ‫مباح‬ ‫ً‬ ‫المکروه تنزیها‪ /‬خالف االولی‬ ‫الحرام‬ ‫ً‬ ‫المکروه تحریما‪ /‬المبغوض‬ ‫الحرام‪ /‬المحظور‬ ‫والمع یار الفقهی هو معیار عام لکل شیء‬ ‫ً‬ ‫اوال‪ :‬هو الحد االدنی من المعاییر؛‬ ‫ًّ‬ ‫ً‬ ‫ثانیا‪ :‬علی الرغم من کونه حدا ادنی‪ ،‬اال انه مع ذلک معیار ضروری؛‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ثالثا‪ :‬النه کمعیار هو حد ادنی وضروری علی حد سواء‪ ،‬فهو غیر کامل اذا کان قانونا‬ ‫ً‬ ‫وضعیا‪ ،‬اما الفقه المستند للنص من الکتاب والسنه فهو کامل بکمال الشریعه االلهیه‪.‬‬ ‫وبذلک نصل الی النتیجه التی ال َم ْعدل عنها اال وهی‪:‬‬ ‫اذا کان الحوار الفقهی علی اسس صحیحه اثمر نتائج ایجابیه تخدم الفرد والمجتمع‪ ،‬وان لم‬ ‫ً‬ ‫یکن کذلک اعقب ظهور من ال یعرفون حقا‪ ،‬وال یرعون عن منکر‪.‬‬ ‫الخاتمه‬ ‫ً‬ ‫یکاد یکون هذا البحث تعریفا بالفقه وخصائصه والتشریع االلهی الحق‪ ،‬المتصفه بها العقول‬ ‫َ‬ ‫والفطر السویه‪ .،‬ولعلی استطعت الوصل فی البحث الی النتائج التالیه‪:‬‬ ‫الصحیحه‪ِ ،‬‬ ‫ً‬ ‫الرابط بین الفقهاء العموم والخصوص مطلقا‪ .‬واالختالف بینهما اختالف تنوع ال اختالف‬ ‫تضاد‪ .‬ومثل الفقهاء فی تنوع واختالف ما ینتجونه کمثل الماء النازل من السماء (الشرع)‪،‬‬ صفحه 81 ‫‪82( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫فسلکه الله سبحانه ینابیع فی االرض (الفقهاء) فاخرج به الزروع المختلفه االلوان‬ ‫(ر‪ .‬ک‪ :‬الزمر‪ :)23 ،‬الفهوم التی تعددت بها المدارس‪.‬‬ ‫الحضاره االسالمیه حضاره فقهیه تنتج فقهاء‪.‬‬ ‫ً‬ ‫المطلق من المصادر ما یکون ثابتا‪ ،‬ال یعتریه الخطا‪ ،‬وال یتطرق الیه الشک‪ .‬وعکسه‬ ‫النسبی الذی یقبل التعدد‪ ،‬ویرتبط بالمطلق‪.‬‬ ‫کثره وتعدد وتنوع مصادر الفقه لیکون اکثر مرونه واوسع مدی‪ ،‬فتکثر حیویته وصالحه‪.‬‬ ‫ومصا در الفقه االساسیه توقیفیه‪ ،‬ثم یتدخل العقل فی االستنباط‪ ،‬واالرتباط الوثیق‬ ‫بین العقل والنقل‪.‬‬ ‫والهدف من الفقه الوصول للسعاده بالواسطه‪ ،‬والوصول لمنظومه القیم (الحق‪،‬‬ ‫الجمال‪ ،‬الخیر)‪.‬‬ ‫واالهداف الموصوله بالمتفقه تشیر الی سعیه الی‪ :‬التزام االوامر االلهیه والضوابط‬ ‫ا لعقلیه‪ ،‬والوقایه من الوقوع فیما ال یرضی الله‪ ،‬والبعد عن التشبه بالمذمومین‪.‬‬ ‫والمعیار المتحکم فی الفقه مع اختالف مدارسه مدی مطابقته لمراد الله سبحانه فهو‬ ‫اتفاقی داخلی‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ولیس من الالزم ان ما کان مباحا او مستحبا فی فقه ان یبقی مباحا او مستحبا فی فقه‬ ‫ً‬ ‫اخر‪ ،‬بل قد یتغیر تقییمه‪ ،‬تبعا لالدله وثبوتها‪.‬‬ ‫والقواعد المعیاریه الفقهیه ال بد منها لیکتمل البناء المجتمعی علی تقوی من الله ورضوان‪.‬‬ ‫والمعیار الفقهی هو المعیار لکل شیء‪ ،‬فهو الحد االدنی من المعاییر؛ ومع ذلک فهو‬ ‫معیار ضروری‪ ،‬وکامل بکمال الشریعه االلهیه‪.‬‬ ‫ولیس من غ رض الحوار الفقهی نفی االخر‪ ،‬وانما الوصول للحق من غیر منازعه وال‬ ‫مشاحه‪ ،‬مع المسامحه والمروءه‪ ،‬مع الحصول علی ثمار مهمه منها‪:‬‬ ‫هدایه الله للمومنین الراغبین فی الوصول الی التقوی بعباده الله الواحد‪ ،‬وعدم اتخاذ‬ ‫ْ َُ ْ‬ ‫ّ ُ َّ َ َ ُ ْ‬ ‫َ َ‬ ‫ْ ِّ‬ ‫امنوا ِل َما اخ َتلفوا ِف ِیه ِم َن ال َحق‬ ‫االنداد والشرکاء معه سبحانه «ف َهدی الله ال ِذین‬ ‫ْ َ ّ‬ ‫الل ُه َی ْهدی َمن َی َش ُاء ا َلی ص َ‬ ‫اط ُّم ْس َت ِق ٍیم»‪( .‬البقره‪)213 :‬‬ ‫ر‬ ‫ِب ِاذ ِن ِه و‬ ‫ِ ٍ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ صفحه 82 ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪83 /‬‬ ‫ونصر اهل االیمان علی المجادلین « َو ْار َتق ُب ْوا ا ِّنی َم َع ُک ْم َرق ٌ‬ ‫یب» (هود‪ ،)۹3 ،‬وکان‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ً‬ ‫حوارا بالحجه والبرهان فی قصه ابراهیم مع النجوم والشمس والقمر (ر‪ .‬ک‪ :‬االنعام‪،)۷6 ،‬‬ ‫وعلی المتعنتین کابلیس (ر‪ .‬ک‪ :‬االعراف‪ ) 12 ،‬وقد ضرب لنا الله سبحانه امثله من‬ ‫الحوار مع المعاندین کالذی حاج ابراهیم فی ربه (ر‪ .‬ک‪ :‬البقره‪ )258 ،‬ومع‬ ‫المتعجبین کالعزیر (ر‪ .‬ک‪ :‬البقره‪ ) 25۹ ،‬ومع المتثبتین کاحیاء الطیور البراهیم‬ ‫(ر‪ .‬ک‪ :‬البقره‪ )260 ،‬ومائده الحواریین (ر‪ .‬ک‪ :‬المائده‪.)113 ،‬‬ ‫والفالح لالمه الداعیه الی الخیر‪ ،‬واالمره بالمعروف‪ ،‬والناهیه عن المنکر (ر‪ .‬ک‪:‬‬ ‫ال عمران ‪.)104‬‬ ‫والتایید االلهی بروح منه‪ ،‬وال یکون ذلک اال باالستعانه بالصبر والصاله (ر‪ .‬ک‪ :‬البقره‪)45 ،‬‬ ‫ْ َ َْ َ‬ ‫ََ ْ َ‬ ‫ون ب َب ْ‬ ‫اب َوتکفرون ِب َب ْعض»‪( .‬البقره‪)85 ،‬‬ ‫ت‬ ‫ک‬ ‫ال‬ ‫ض‬ ‫ع‬ ‫واالیمان الکامل بالکل ال بالجزء «افتو ِمن ِ ِ ِ ِ‬ ‫ٍ‬ ‫وال یسعنی فی نهایه هذه المقاله اال ان اتقدم برغبات احسبها الزمه للمساهمین والقائمین علی‬ ‫توحید الصف وراب الصدع الذی ینفذ منه العدو الی اراده االمه من غیر استثناء‪ ،‬لتحطیم ما تبقی‬ ‫من خیر کامن فی اعماق القلوب‪ ،‬واهمها اال ننسی الله ونحن ندعی محبته‪ ،‬وان یقترن القول‬ ‫بالعمل‪ ،‬والصدق مع الصواب‪ ،‬والحق مع الرحمه التی هی رسالتنا للعالم بعد حسن خطابنا لمن‬ ‫ّ‬ ‫هم اقرب الینا ممن یکیدون لنا فی السر والعلن‪ .‬واحذر من‪:‬‬ ‫َ َ َ َ ً‬ ‫‪ ‬ادعاء ام تالک ناصیه الخیر حتی ال نکون ممن انکر الله علیهم حین قالوا‪« :‬ل ْو کان خ ْیرا‬ ‫ْ َ‬ ‫ُ َ َ‬ ‫َ ُ ُ َ َ َ ْ ٌ َ‬ ‫ُ‬ ‫َّما َس َبقونا ِال ْی ِه َو ِاذ ل ْم َی ْه َتدوا ِب ِه ف َس َیقولون هذا ِافک ق ِد ٌیم»‪( .‬االحقاف‪)11 ،‬‬ ‫َ َ ُ َّ‬ ‫‪ ‬البغی بعد الوصول للعلم الحق‪ ،‬والذی یظهر فی التنازع والتفرق « َو َما تف َّرقوا ِاَل ِمن َب ْع ِد‬ ‫ُ ْ ْ ْ ً َ‬ ‫َما َجاءه ُم ال ِعل ُم َبغیا َب ْین ُه ْم» (الحجرات‪ )14 ،‬وبالمقابل الذین انتفی منهم البغی‬ ‫َْ‬ ‫َ‬ ‫والحسد هم ممن اراد وجه الله‪ ،‬وکانوا علی ‪‬ش ِر َیع ٍه ِّم َن اال ْم ِر) وقد امر الله باتباعها‬ ‫َ َّ ْ َ َ َ َ َّ ْ َ ْ َ َّ َ َ َ َ‬ ‫ین َل َی ْعل ُمون»‪( .‬الجاثیه‪)18 ،‬‬ ‫«فات ِبعها وَل تت ِبع اهواء ال ِذ‬ ‫َ ْ ُ َّ َ ْ َ ُ َ ْ َ َ َّ َ‬ ‫‪ ‬الطبع علی القلوب فنتبع االهواء وال نعی ما نسمع «و ِمنهم من یست ِمع ِالیک حتی ِاذا‬ ‫َّ َ َ‬ ‫َ َ ُ َّ َ ُ ُ ْ ْ‬ ‫َ َ َ‬ ‫ً ُ ْ َ َ َّ َ َ‬ ‫َ َ ُ‬ ‫ْ‬ ‫ین ط َب َع الل ُه علی‬ ‫ین اوتوا ال ِعل َم َماذا قال ِانفا اول ِئک ال ِذ‬ ‫ندک قالوا ِلل ِذ‬ ‫خرجوا ِمن ِع َِ‬ ‫ُُ‬ ‫َّ‬ ‫ْ ُ‬ ‫وب ِه ْم َوات َب ُعوا اه َواءه ْم» (محمد‪ .)16 ،‬فال ینبغی الحوار مع المختوم علی قلوبهم‬ ‫ل‬ ‫ق ِ‬ صفحه 83 ‫‪84( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪‬‬ ‫‪‬‬ ‫وسمعهم وابصارهم‪ ،‬وال المخادعون الذین ال یخدعون اال انفسهم‪ ،‬والذین یدعون عدم‬ ‫َُ ُ‬ ‫َْ َ َ ً‬ ‫فقه الخطاب کقوم شعیب «ما نفق ُه ک ِثیرا ِم َّما تقول»‪( .‬هود‪)۹1 ،‬‬ ‫ُُ‬ ‫ٌ‬ ‫وب ِهم َّم َرض‬ ‫ل‬ ‫الکذب والغش‬ ‫والخداع‪ ،‬وهی االمراض النفسیه التی فی القلوب « ِفی ق ِ‬ ‫ََ َ ُ ُ ّ ُ ََ ً‬ ‫فزادهم الله مرضا»‪( .‬البقره‪)10 ،‬‬ ‫َ‬ ‫ُ ْ ُ َ َ َ َ ُّ َ‬ ‫السف َهاء»‪( .‬البقره‪)13 ،‬‬ ‫التکبر‪ ،‬فال یظن نفسه ارقی من غیره «انو ِمن کما امن‬ ‫َ َ ُّ َ َّ َ َ ُ َ َ ْ َ ْ َ ٌ ِّ َ ْ َ َ َ َ ُ ُ َ ْ ً‬ ‫السخریه واالستهزاء «یا ایها ال ِذین امنوا َل یسخر قوم من ق ٍوم عسی ان یکونوا خیرا‬ ‫ْ‬ ‫ِّمن ُه ْم»‪( .‬الحجرات‪)11 ،‬‬ ‫َ ً‬ ‫َ َّ‬ ‫َّ‬ ‫َّ‬ ‫َ َ ُّ َ َّ َ َ ُ‬ ‫امنوا ْاج َت ِن ُبوا ک ِثیرا ِّم َن الظ ِّن ِان َب ْعض الظ ِّن‬ ‫الظن والتجسس والغیبه «یا ایها ال ِذین‬ ‫ْ َ َ‬ ‫ُ ُ‬ ‫َ ْ‬ ‫ِاث ٌم َوَل ت َج َّس ُسوا َوَل َیغ َتب َّب ْعضکم»‪( .‬الحجرات‪)12 ،‬‬ ‫َ َّ‬ ‫اتباع الظن‪ ،‬وخطوات الشیطان‪ ،‬واهواء النفس بعد مجیء الهدی من الله « ِان َی َّت ِب ُعون ِاَل‬ ‫ْ َ ُ‬ ‫َّ َّ‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫ْ َ‬ ‫ََ ْ‬ ‫ُ‬ ‫الظ َّن َو َما ت ْه َوی اْلنف ُس َولقد َجاءهم ِّمن َّر ِّب ِه ُم ال ُهدی»‪( ،‬النجم‪َ « )23 ،‬و ِان الظ َّن‬ ‫ْ ِّ َ ً‬ ‫َ ْ‬ ‫َل ُی غ ِن ی ِم َن ال َح ق ش ْی ئا » (النجم‪ ) 28 ،‬وتعمد التحریف بعد الفهم واالستی عاب‪.‬‬ ‫( ر‪ .‬ک‪ :‬البقره‪)۷5 ،‬‬ ‫َ َ َ َ ُ ُ َّ ُ َ َ َ َ ّ ُ َ ُ ْ َ ْ‬ ‫االکتفاء بما کان علیه االباء والتقوقع علی الذات «و ِاذا ِقیل لهم ات ِبعوا ما انزل الله قالوا بل‬ ‫ََْ َ َ َ‬ ‫َ‬ ‫َ َ َ َ َ ُ ُ َ ُ َ َ ً َ ُ َ‬ ‫ن َّت ِب ُع َما الف ْینا عل ْی ِه َاباءنا ا َول ْو کان َاباوه ْم َل َی ْع ِقلون ش ْیئا َوَل َی ْه َتدون»‪( .‬البقره‪)1۷0 ،‬‬ ‫َ‬ ‫َ َ‬ ‫َ ُْ ُ ْ‬ ‫َ‬ ‫َ ُ ْ َّ َ‬ ‫االفساد وعدم االصالح‪َ « ،‬و ِاذا ِقیل ل ُه ْم َل تف ِسدوا ِفی اْل ْر ِض قالوا ِان َما ن ْح ُن‬ ‫َ‬ ‫ُم ْص ِل ُحون»‪( .‬البقره‪)11 ،‬‬ ‫فمن لم تنتف منه هذه االشیاء‪ ،‬فستکون عاقبته الخساره وعدم الهدایه « ُا ْو َلـئ َک َّالذینَ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ْ َ ُ ُ ْ َّ َ‬ ‫ال َل َه ب ْال ُه َدی َف َما َر ب َحت ِّت َج َار ُت ُه ْم َو َما َک ُان ْوا ُم ْه َتد َ‬ ‫ین»‪( ،‬البقره‪)16 ،‬‬ ‫اشتر وا الض‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َّ‬ ‫ُ‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫بذهاب النور منهم‪ ،‬ورتوعهم فی الظلمات‪ ،‬وعاقبتهم «الن َار التی َوق ُ‬ ‫ودها الن ُ‬ ‫اس‬ ‫ِ‬ ‫َ ْ َ َ ُ ُ َّ ْ ْ َ‬ ‫َ‬ ‫وال ِحجاره ا ِعدت ِللک ِافر ین»‪( .‬البقره‪)24 ،‬‬ ‫ِ‬ صفحه 84 ‫المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه ‪85 /‬‬ ‫قائمه المصادر‬ ‫‪ .1‬القران الکر یم‪.‬‬ ‫‪ .2‬نهج البالغه‪.‬‬ ‫‪ .3‬االشقر‪ ،‬عمر سلیمان (‪ .)1۹82‬تار یخ الفقه اْلسالمی‪ .‬الکویت‪ :‬مکتبه الفالح‪.‬‬ ‫‪ .4‬ابن حنبل‪ ،‬احمد بن محمد (‪ .)1۹۹0‬المسند‪ .‬بتحقیق عبدالله الدرویش‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .5‬ا بن عبدالسالم‪ ،‬سلیمه (‪ .)2014‬اثر اْلدله العقلیه فی مرونه الشر یعه اْلسالمیه‪.‬‬ ‫مجله االحیاء‪ .‬ع ‪.1۷-18‬‬ ‫‪ .6‬اسالمی نسب‪ ،‬حمزه علی (‪ .)201۹‬فلسفه علم اْلخالق‪ .‬قم‪ :‬جامعه المصطفی العالمیه‪.‬‬ ‫‪ .۷‬االصبهانی‪ ،‬ابونعیم احمد بن عبدالله (‪ .)1۹۷4‬حلیه اْلولیاء وطبقات اْلصفیاء‪.‬‬ ‫القاهره‪ :‬مطبعه السعاده‪.‬‬ ‫‪ .8‬البیهقی‪ ،‬احمد بن الحسین (‪ .)1۹۹8‬اْلعتقاد والهدایه الی سبیل الرشاد‪ .‬بتحقیق‬ ‫عبدالله الدرویش‪ .‬دمشق‪ :‬دار الیمامه‪.‬‬ ‫‪ .۹‬الترمذی‪ ،‬محمد بن علی (‪ .)2002‬نوادر اْلصول‪ .‬بتحقیق عبدالحمید الدرویش‪ .‬دمشق‪ :‬عالم التراث‪.‬‬ ‫‪ .10‬الجرجانی‪ ،‬علی بن محمد (‪ .)1405‬التعر یفات‪ .‬ب تحقیق ابراهیم االبیاری‪ .‬بیروت‪:‬‬ ‫دار الکتاب العربی‪.‬‬ ‫‪ .11‬حب الله‪ ،‬حیدر (‪ .)2015‬دراسات فی الفقه اْلسالمی المعاصر‪ :‬بحث المدخل‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫والجدوائیه‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫الهویه والمساحه‬ ‫الی فلسفه الفقه دراسه فی‬ ‫‪ .12‬الدرویش‪ ،‬عبدالله (‪ .)2021‬الجذور العربیه للمفردات العالمیه‪ .‬دمشق‪ :‬عالم التراث‪.‬‬ ‫‪ .13‬الدرویش‪ ،‬عبد الله (‪ .)1۹82‬سوء فهم فی تفسیر ایه‪ .‬مجله التمدن االسالمی‪ .‬م‪ ،48‬ع‪.3‬‬ ‫‪ .14‬الدسوقی‪ ،‬محمد‪ .‬وامینه الجابر (‪ .)1۹۹۹‬مقدمه فی دراسه الفقه اْلسالمی‪ .‬ط‪ .2‬قطر‪ :‬دار الثقافه‪.‬‬ ‫‪ .15‬الذهبی‪ ،‬محمد بن احمد (‪ .)1۹۹6‬تار یخ اْلسالم‪ .‬بتحقیق‪ :‬عبدالسالم التدمری‪.‬‬ ‫بیروت‪ :‬دار الکتاب العربی‪.‬‬ ‫‪ .16‬الراغب االصفهانی‪ ،‬الحسین بن محمد (‪ .)1۹۹0‬مفردات غر یب القران‪ .‬بتحقیق‬ ‫صفوان الداوودی‪ .‬دمشق‪ :‬دار القلم‪.‬‬ صفحه 85 ‫‪86( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ .1۷‬الروکی‪ ،‬محمد (‪ .)1۹۹4‬نظر یه التقعید الفقهی واثرها فی اختالف الفقهاء‪.‬‬ ‫الرباط‪ :‬کلیه االداب والعلوم االنسانیه‪ ،‬الرباط‪.‬‬ ‫‪ .18‬الزبیدی‪ ،‬المرتضی (‪ .)1۹۹2‬تاج العروس‪ .‬بتحقیق علی شیری‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .1۹‬زیدان‪ ،‬عبد الکریم (‪ .)1۹6۹‬المدخل لدراسه الشریعه اْلسالمیه‪ .‬ط‪ .4‬القاهره‪ :‬االسکندریه‪.‬‬ ‫‪ .20‬السایس‪ ،‬محمد علی (‪ .)1۹۷0‬نشاه الفقه اَلجتهادی واطواره‪ .‬القاهره‪ :‬مجمع‬ ‫البحوث االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .21‬السیوطی‪ ،‬جالل الدین (‪ .)1404‬الدر المنثور فی التفسیر بالماثور‪ .‬قم‪ :‬مکتبه ایه الله‬ ‫المرعشی النجفی‪.‬‬ ‫‪ .22‬العلوانی‪ ،‬طه جابر (‪ .)2001‬مقاصد الشریعه‪ .‬بیروت‪ :‬دار الهادی‪.‬‬ ‫‪ .23‬الفراهیدی‪ ،‬خلیل بن احمد (‪ .)1424‬کتاب العین‪ .‬بتحقیق مهدی المخزومی‬ ‫وابراهیم السامرائی‪ .‬بیروت‪ :‬دار ومکتبه الهالل‪.‬‬ ‫‪ .24‬الفیومی‪ ،‬احمد بن محمد (‪ .)1۹۷۷‬المصباح المنیر‪ .‬بتحقیق عبدالعظیم الشناوی‪.‬‬ ‫ط‪ .2‬القاهره‪ :‬دار المعارف‪.‬‬ ‫‪ .25‬القرضاوی‪ ،‬یوسف (‪ .)1۹۹3‬مدخل لدراسه الشریعه اْلسالمیه‪ .‬بیروت‪ :‬موسسه الرساله‪.‬‬ ‫‪ .26‬کاشف الغطاء‪ ،‬علی بن محمد (‪ .)1۹88‬مصادر الحکم الشرعی والقانون المدنی‪.‬‬ ‫النجف االشرف‪ :‬وزاره االوقاف‪.‬‬ ‫‪ .2۷‬الکشفی الدارابی‪ ،‬جعفر (‪ .)142۹‬نخبه العقول فی علم اْلصول‪ .‬بتحقیق مهدی المهریزی‪.‬‬ ‫قم‪ :‬مکتبه الفقه واالصول المختصه‪.‬‬ ‫‪ .28‬الکلینی‪ ،‬محمد بن یعقوب (‪ .)200۷‬اصول الکافی‪ .‬بیروت‪ :‬منشورات الفجر‪.‬‬ ‫‪ .2۹‬مدکور‪ ،‬محمد سالم (‪ .)1۹۹6‬المدخل للفقه اْلسالمی‪ .‬ط‪ .2‬القاهره‪ :‬دار الکتاب الحدیث‪.‬‬ ‫‪ .30‬المقری‪ ،‬محمد بن جعفر (‪ .)1414‬الحدود‪ .‬بتحقیق محمود یزدی مطلق‪ .‬قم‪ :‬موسسه االمام الصادق ‪.‬‬ ‫‪ .31‬المناوی‪ ،‬عبدالرووف (‪ .)1۹۹0‬التوقیف علی مهمات التعاریف‪ .‬بتحقیق محمد‬ ‫رضوان الدایه‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .32‬میرعلی‪ ،‬احسان (‪ .)200۹‬المقاصد العامه للشریعه اْلسالمیه بین اْلصاله‬ ‫والمعاصره‪ .‬دمشق‪ :‬دار الثقافه للجمیع‪.‬‬ صفحه 86 ‫‪https://dorl.net/dor/20.1001.1.26767619.2021.8.25.4.4‬‬ ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی فی التعامل مع الروایه‬ ‫ّ‬ ‫الکتاب‪ :‬ساجد صباح میس العسکری (عراق)‪ 1،‬محمد سلیمان (فرنسا)‪2‬‬ ‫المستخلص‬ ‫تعتبر الروایه المصدر الثانی للتشریع‪ ،‬ولها اهمیه کبیره فی تفسیر القران الکریم فقد تکون مبینه او‬ ‫موکده او موسسه والن داللتها فی االعم االغلب ظنیه‪ ،‬لذا کثر الکالم عن حجیتها واشکالیاتها‬ ‫السندیه‪ .‬والبحث التفسیری بحث عن اثبات الواقع فی اغلب االیات القرانیه‪ ،‬لذا قال اکثر‬ ‫المفسرین بعدم حجیه االخبار الظنیه فی التفسیر‪ ،‬فالتجا بعض المفسرین الی طرق توجیه الروایه‬ ‫من خالل نقد المتن‪ ،‬ومن اهم الطرق هی العرض علی القران الکریم‪ ،‬ومن اولئک العالمه‬ ‫الطباطبائی الذی قلما یلتفت الی منهجه الروائی فی التفسیر‪ ،‬فجاء البحث لموسوم‪« :‬منهج‬ ‫العالمه الطباطبائی فی التعامل مع الروایه» لیبحث عن المنهج الروائی عند العالمه الطباطبائی‬ ‫ومبررات منهجه وبعض التطبیقات لمنهجه فی التعامل مع الروایه‪ ،‬ومن خالل الطرح الذی نقدمه‬ ‫ّ‬ ‫المهمه التی تنهض به هذه المقاله فاالتجاه المعتدل فی‬ ‫ستتم االشاره الی عدد من المسائل‬ ‫التعامل مع الروایه التفسیریه هو االتجاه الذی یجعل من الروایه وسیله وقرینه للتفسیر‪ ،‬ویجعل‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ومویدا لصحتها وعلی رغم االشکالیات السندیه لروایات التفسیر فان لها ٌ‬ ‫دور‬ ‫من القران شاهدا‬ ‫ٌ‬ ‫ٌ‬ ‫کبیر فی مجال التفسیر فهی مبینه او موکده لما ورد فی القران الکریم او موسسه لما لم یرد فی‬ ‫القران الکریم کما یمکن اعتبار العالمه الطباطبائی من اشد المدافعین عن الروایه‪ ،‬ففی منهجه‬ ‫الذی سلکه فی نقد متن الروایه من خالل العرض علی القران‪ ،‬اوجد مویدات وقرائن للروایات‬ ‫الظنیه‪ ،‬فحول داللتها من ظن الی علم‪ ،‬باالضافه الی حل اشکالیات التعارض بین الروایات‪ ،‬حیث‬ ‫ّ‬ ‫ان المنهج الذی اتبعه العالمه الطباطبائی له تاصیالت نظریه فی روایات اهل البیت‪ ،‬وهذا منهجه‬ ‫فی التاسیس لقواعد التفسیر عن طریق استنطاق روایات المعصومین‪.‬‬ ‫الکلمات المفتاحیه‪ :‬منهج التفسیر‪ ،‬التعامل مع الروایه‪ ،‬العالمه الطباطبائی‬ ‫‪ .1‬استاذ مساعد فی لجنه الشریعه والعلوم االسالمیه‪ ،‬کلیه االمام الکاظم ‪ ،‬جامعه ذی قار‪ ،‬ذی قار‪ ،‬العراق‪،‬‬ ‫‪sajediraq804@gmail.com‬‬ ‫‪ .2‬الباحث فی جمعیه الغدیر االسالمیه‪ ،‬باریس‪ ،‬فرنسا‪sleimanmohamad@ymail.com ،‬‬ صفحه 87 ‫‪88( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫حجیه التفسیر الروائی وموقف اْلتجاهات التفسیر یه منه‬ ‫‪ .1‬التفسیر الروائی عن المعصوم حجه بال شک واالدله علی ذلک کثیره منها‪:‬‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫ُ َ َ‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫َ َ ْ َ ْ َ َ ْ َ ِّ ْ َ ُ َ ِّ َ َّ‬ ‫اس َما ن ِّزل ِال ْی ِه ْم َول َعل ُه ْم َی َتفک ُر ون»‬ ‫لن‬ ‫‪ .2‬قوله تعالی‪« :‬وانزلنا ِالیک الذکر ِلتبین ِل ِ‬ ‫(النحل‪ ) 44 ،‬وهذا تصریح بحجیه بیان النبی للقران الکریم‪.‬‬ ‫‪ .3‬حدیث الثقلین‪ :‬روی الکلینی بسنده عن الرسول‬ ‫انه قال‪« :‬انی قد ترکت فیکم امرین‬ ‫لن تضلوا بعدی ما ان تمسکتم بهما ‪ :‬کتاب الله وعترتی اهل بیتی ‪ ،‬فان اللطیف‬ ‫الخبیر قد عهد الی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض»‪( .‬الکلینی‪ ،1363 ،‬ج‪)415 :2‬‬ ‫ٌ‬ ‫ٌ‬ ‫متواتر‪( ،‬الحسینی المیالنی‪ )20 :1431 ،‬یثبت حجیه اقوال المعصومین‪،‬‬ ‫وهو حدیث‬ ‫بدالله التالزم بین العتره والقران وان التفریق بینهما ال یعصم من الضالل‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫‪ .4‬ان النبی محمد واالئمه قاموا بتفسیر القران قوال وعمال وهذا السیره حجه‪ ،‬الن قول‬ ‫المعصوم وفعله وتقریره حجه ومن هنا نشاه اشکالیتین فی حجیه التفسیر الروائی وهما‪:‬‬ ‫ هل یمکن ان نفسر القران بخبر الواحد ؟‬‫ هل اقوال الصحابه والتابعین حجه کما هی اقوال المعصومین ؟‬‫وللجواب علی االشکال االول نقول ‪ :‬اختلف العلماء فی حجیه هذا المنهج فالبعض جعله‬ ‫ً‬ ‫منحصرا بالروایات القطعیه کالطوسی والطباطبائی‪( ،‬ینظر‪ :‬الطوسی‪ ،1409 ،‬ج‪ /6 :1‬الطباطبائی‪،‬‬ ‫‪ ،1417‬ج‪ )262 :12‬والبعض وسع الدائره لیشمل االخبار الضنیه کخبر الواحد کالزرکشی‬ ‫والخوئی‪( .‬ینظر‪ :‬الزرکشی‪ ،1957 ،‬ج‪ /156 :2‬الخوئی‪)398 :1975 ،‬‬ ‫اما االشکال الثانی فیجیب عنه السید الطباطبائی عند التفسیر لالیه ‪ 44‬من سوره النحل بقوله‪:‬‬ ‫فی االیه دالله علی حجیه قول النبی‬ ‫فی بیان االیات القرانیه واما ما ذکره بعضهم ان ذلک فی‬ ‫غیر النص والظاهر من المتشابهات او فیما یرجع الی اسرار کالم الله وما فیه من التاویل فمما ال‬ ‫ینبغی ان یصغی الیه‪.‬‬ ‫هذا فی نفس بیانه ویلحق به بیان اهل بیته لحدیث الثقلین المتواتر وغیره واما سائر االمه من‬ ‫الصحابه او التابعین او العلماء فال حجیه لبیانهم لعدم شمول االیه وعدم نص معتمد علیه یعطی‬ ‫حجیه بیانهم علی االطالق‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)261 :12‬‬ صفحه 88 ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی‪89 /...‬‬ ‫نعم یمکن االخذ بقول الصحابی والتابعی فی المسائل اللغویه مع افتراض اطالعهم علی لغه‬ ‫العرب‪ ،‬وفی مسائل اسباب النزول اذا شهر الصحابه الحادثه وکان ثقه‪ ،‬اما اقوالهم الشخصیه‬ ‫االجتهادیه فی التفسیر فال یختلف حالهم عن حال بقیه المفسرین‪( .‬ینظر‪ :‬الرضائی االصفهانی‪،‬‬ ‫‪)86 :1426‬‬ ‫موقف اْلتجاهات التفسیر یه من التفسیر بالروایه‬ ‫عند البحث عن موقف المفسرین من التعامل مع الروایه نجد ان هناک اربع اتجاهات هی‪:‬‬ ‫‪ .1‬االتجاه الرافض لالعتماد علی الروایه فی التفسیر‪ ،‬ویری استقالل القران وعدم احتیاجه‬ ‫ّ‬ ‫الی الروایه‪ ،‬النه نزل بلسان عربی مبین (ینظر‪ :‬الرضائی االصفهانی‪ )79 :1426 ،‬وهذا‬ ‫ُ َ َ‬ ‫َ َ ْ َ ْ َ َ ْ َ ِّ ْ َ ُ َ ِّ َ َّ‬ ‫اس َما ن ِّزل ِال ْی ِه ْم»‪،‬‬ ‫لن‬ ‫االتجاه یتعارض مع قوله تعالی‪« :‬وانزلنا ِالیک الذکر ِلتبین ِل ِ‬ ‫ّ‬ ‫ویتعارض مع حدیث الثقلین الذی یفترض ان للجوء الی احدهما دون االخر ال یعصم‬ ‫من الضالل‪.‬‬ ‫‪ .2‬االتجاه الرافض للتفسیر بغیر الروایه ومن هوالء االخباریه‪ ،‬فقالوا بعدم جواز تفسیر القران‬ ‫اال فی ضوء الروایات‪( ،‬ینظر‪ :‬الرضائی االصفهانی‪ )81 :1426 ،‬محتجین بقول‪« :‬انما‬ ‫یعرف القران من خوطب به» (الکلینی‪ ،1363 ،‬ج‪ )12 :8‬فغیر المعصوم عاجز عن‬ ‫ّ‬ ‫االحاطه بتفسیر القران‪.‬‬ ‫ویرد علیه‪:‬‬ ‫‪ -‬ان هذا الرای یتعارض مع الحدیث الثقلین‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ ان التفسیر الروائی ال یمکن ان یکون منهجا مستقال فی التفسیر‪ ،‬لکثره االشکالیات‬‫علی الروایات التفسیریه‪ ،‬ولعدم وجود روایات تفسیر کل ایات القران‪.‬‬ ‫ االحاطه بتام المراد االلهی وان کانت منحصره فی المعصوم اال ان ذلک ال یمنع‬‫تفسیر القران ومقاربه مراد المولی‪ ،‬واال لکانت الدعوه للتدبر ولتفکر فی ایات القران‬ ‫ً ً‬ ‫ً‬ ‫لغوا حاشاه تعالی عن ذلک علوا کبیرا‪.‬‬ ‫‪ .3‬االتجاه المعتدل ‪ :‬الذی یجعل من الروایه وسیله وقرینه تفسیر ایات القران الکریم‪.‬‬ ‫(ینظر‪ :‬الرضائی االصفهانی‪)83 :1426 ،‬‬ صفحه 89 ‫‪90( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫ً‬ ‫‪ .4‬االتجاه الذی یجعل من القران شاهد ومویدا علی صحه الروایه او عدمه‪ ،‬وهذا المنهج‬ ‫هو الذی سار علیه العالمه الطباطبائی فی تفسیره وسنفصل القول فی المبحث القادم‪.‬‬ ‫دور الروایه فی التفسیر‬ ‫جمعت روایات الرسول‬ ‫واالئمه المعصومین‬ ‫کتفسیر ابن عباس وتفسیر االمام الباقر‬ ‫التفسیریه فی مجامیع تسمی التفاسیر الروائیه‬ ‫وتفسیر الصادق‬ ‫وتفسیر العیاشی والتفسیر المنسوب لالمام الحسن العسکری‬ ‫وتفسیر القمی وتفسیر وفرات الکوفی‬ ‫وتفسیر الصافی للکاشانی‪ ...‬الخ‪،‬‬ ‫هذه التفاسیر تمثل المجامیع الروائیه التفسیریه عند االمامیه‪.‬‬ ‫ً‬ ‫اما التفاسیر الروائیه عند الجمهور فهی کثیره ایضا منها ‪ :‬تفسیر الطبری والدر المنثور للسیوطی‬ ‫وتفسیر ابن کثیر وتفسیر بن عطیه‪ ...‬الخ‪ ،‬وباالضافه للتفاسیر الروائیه هناک روایات تفسیریه کثیره‬ ‫وردت فی کتب الحدیث عند الشیعه والسنه فی ابواب القران وتفسیره وقد صنف العلماء والباحثین‬ ‫هذه الروایات الی اقسام‪:‬‬ ‫ توضیح مفرده قرانیه‬‫سئل النبی‬ ‫فاجاب النبی‬ ‫عن المراد بـ (باسقات) فی قوله تعالی ( والنخل باسقات لها طلع نضید) (ق‪)10 ،‬‬ ‫(طویالت )‪( .‬الطبری‪ ،1995 ،‬ج‪)197 :26‬‬ ‫عن ابی عبد عبدالله‬ ‫فی قوله تعالی‪ « :‬اصبروا وصابروا ورابطوا» (ال عمران‪،)200 ،‬‬ ‫قال‪ :‬اصبروا علی الفرائض وصابروا علی المصائب ورابطوا علی االئمه‪( .‬العیاشی‪،1380 ،‬‬ ‫ج‪)212 :1‬‬ ‫التطبیق علی المصداق المفهوم‬ ‫سئل النبی‬ ‫عن کفاره القسم عن مقدار الکسوه (وکسوتهم) قال‪ (:‬عباءه لکل مسکین)‪( ،‬الطبری‪،‬‬ ‫‪ ،1995‬ج‪ )33 :7‬وهنا بیان الحد المصادیق مع ان المفهوم ال ینحصر بمصداق واحد‪( ،‬الرضائی‬ ‫االصفهانی‪ )83 :1426 ،‬وورد فی الحدیث ان المقصود بالصراط فی قوله تعالی «اهدنا الصراط‬ ‫المستقیم» (الفاتحه‪ ،)4 ،‬هو علی‬ ‫(ینظر‪ :‬الفیض الکاشانی‪ ،1416 ،‬ج‪ )171 :2‬وهنا بیان‬ ‫للمصداق االعلی لمفهوم الصراط مع ان هناک مصادیق اخری لهذا المفهوم فان طرق االنبیاء‬ ‫واالئمه من الطرق المستقیمه‪( .‬الرضائی االصفهانی‪)88 :1426 ،‬‬ صفحه 90 ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی‪91 /...‬‬ ‫بی ان مجمالت ایات اْلحکام الشرعیه‬ ‫عن االستطاعه فی قوله تعالی‪ « :‬ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه‬ ‫سئل النبی‬ ‫ً‬ ‫سبیال» (ال عمران‪ ،) 97 ،‬قال الزاد والراحله‪( ،‬القزوینی‪ ،1415 ،‬ج‪ )967 :2‬و بیانه لتفاصیل‬ ‫الصاله والحج قال‪« :‬صلوا کما رایتمونی اصلی» (المجلسی‪ ،1983 ،‬ج‪ )279 :82‬وقوله‪:‬‬ ‫«خذوا عنی مناسککم»‪( .‬ابن حجر العسقالنی‪ ،1379 ،‬ج‪)193 :1‬‬ ‫‪ .1‬بیان اسباب النزول‬ ‫وامثله ذلک کثیره وقد صنفت کتب فی ذلک کاسباب النزول للواحدی واسباب النزول فی ضوء‬ ‫روایات اهل البیت ل لطبرسی وشواهد التنزیل للحسکانی‪ ،‬وال یکاد یخلوا تفسیر من ذکر روایات‬ ‫تبین اسباب النزول‪.‬‬ ‫‪ .2‬تخصیص عموم االیه‬ ‫مثل قوله تعالی « والمطلقات یتربصن بانفسهن ثالثه قروء» (البقره‪ )228 ،‬فهذه االیه عامه‬ ‫وشامله لجمیع المطلقات ولکن السنه استثنت الصغیره‪ ،‬وغیر المدخول بها‪ ،‬والیائس‪( ،‬ینظر‪:‬‬ ‫الحر العاملی‪ ،1414 ،‬ج‪ )1۷5 :2‬وفی مثل هذه الحاالت فال عده علی النساء‪.‬‬ ‫‪ .3‬تقیید االیه المطلقه‬ ‫قال تعالی‪« :‬من بعد وصیه یوصی بها او دین» (النساء‪ ) 11 ،‬فقد جاءت الوصیه مطلقه فی هذه االیه‬ ‫ولم یعین مقدارها ولکن السنه عینت مقدار الوصیه بالثلث‪.‬‬ ‫‪ .4‬بیان باطن االیه وتاویلها‬ ‫عالقه التفسیر بالتاویل ومعنی التاویل من المواضیع الواسعه و یحتاج الی بحوث مستقله ومن‬ ‫االمثله علی التاویل عن الصادق‬ ‫انه قال عن االیه الکریمه‪ « :‬وعالمات وبالنجم هم یهتدون»‬ ‫(النحل‪: )16 ،‬النجم هو رسول الله والعالمات هم االئمه ‪( .‬الرضائی االصفهانی‪)89 :1426 ،‬‬ ‫‪ .5‬بیان الناسخ والمنسوخ‬ ‫روی عن الصادق‬ ‫ان هذه االیه « واللذان یاتینها منکم فاذوهما فان تابا واصلحا فاعرضوا‬ ‫عنهما» (النساء‪ )16 ،‬نسخت بایه الجلد‪( .‬العیاشی‪ ،1380 ،‬ج‪)256 :2‬‬ صفحه 91 ‫‪92( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫دور ٌ‬ ‫فمما تقدم یتبین ان للروایه ٌ‬ ‫مفسره او مکمله او موسسه‪،‬‬ ‫کبیر فی تفسیر النص ‪ ،‬فقد تکون‬ ‫وال یمکن التفکیک بین القران والس نه ‪ ،‬فالهدایه ال تتحقق اال بهما‪.‬‬ ‫اشکالیات التفسیر الروائی‬ ‫الروایات التفسیریه کغیرها من الرایات فیها من االشکالیات السندیه والمتنیه الکثیره ومن اهم‬ ‫تلک االشکالیات‪:‬‬ ‫‪ .1‬ضعف السند‬ ‫المشکله االولی التی تواجه التفسیر الروائی هی ضعف سند االحادیث المفسره للقران الکریم‪،‬‬ ‫ً‬ ‫والضعف قد ینشا من حذف السند اساسا او بسبب وجود مجاهیل فی السند او وجود ضعاف او‬ ‫وضاعین‪ )http://hobbollah.com/books( .‬واالکثر من ذلک ان هناک مصادر تفسیریه لم‬ ‫تث بت صحه انتسابها الی اصحابها‪ ،‬کالتفسی ر المنسوب لالمام الحسن العسکری‪ ،‬والذی هو من‬ ‫امالء ابی یعقوب یوسف بن محمد بن زیاد‪ ،‬وابی الحسن علی بن محمد بن سیار‪ ،‬ورواه عنهما ابو‬ ‫الحسن محمد بن القاسم الخط یب المعروف بالمفسر االسترابادی‪ ،‬وهوالء الثالثه مجاهیل‪.‬‬ ‫(ینظر‪( :‬معرفه‪ ،2009 ،‬ج‪)446 :9‬‬ ‫وتفسیر القمی الذی ینسب الی علی ابن ابراهیم القمی‪ ،‬فان البعض یری انتسابه الی ابن ابی‬ ‫الجارود‪ ،‬والبعض االخر ان بعضه للقمی وبعضه لغیره‪)http://hobbollah.com/books( .‬‬ ‫یقول الشیخ محمد باقر االیروانی‪ :‬ان القمی وان کان له کتاب باسم التفسیر وال یمکن‬ ‫التشکیک فی ذلک باعتبار ان النجاشی والطوسی قد نصا علی وجود التفسیر المذکور وذکرا الیه‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫طریقا صحیحا‪ ،‬ولکننا نشکک فی کون التفسیر المذکور الم تداول الیوم هو نفس تفسیر القمی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ونحتمل عدم کونه للقمی راسا او ال اقل بعضه للقمی والبعض االخر قد دس فیه‪( .‬االیروانی‪،‬‬ ‫‪)174 :1428‬‬ ‫کما ان بعض اصحاب التفاسیر الروائیه اتهموا بالوضع او التدلیس او الجهاله ونحو ذلک‬ ‫کالضحاک بن مزاحم‪ ،‬واسم اعیل بن عبد الرحمن السدی الکبیر‪ ،‬ومحمد بن السائب الکلبی‪،‬‬ ‫ومقاتل بن سلیمان‪ ،‬ومحمد بن مروان السدی الصغیر‪ ،‬وفرات الکوفی وبن ّیسار‪ ،‬وغیرهم‪.‬‬ ‫(‪)http://hobbollah.com/books‬‬ صفحه 92 ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی‪93 /...‬‬ ‫‪ .2‬کثره اْلحادیث الموضوعه‬ ‫ً‬ ‫من االشکالیات التی تالزم الحدیث الشریف فی مختلف المجاالت وفی مجال التفسیر خصوصا‬ ‫هی اشکالیات الوضع والدس‪ .‬وکانت بدایه ا لوضع فی صدر االسالم ‪ ،‬یقول الذهبی‪ :‬مبدا ظهور‬ ‫الوضع فی سنهاحدی واربعین من الهجره‪( .‬الذهبی‪ ،1405 ،‬ج‪)116 :1‬‬ ‫وقد ذکر العلماء عدد اسباب لوضع االحادیث فی التفسیر من اهمها‪:‬‬ ‫ افساد الدین وایقاع الخالف واْلفتراق بین المسلمین‬‫فقد نقل عن حماد ابن زیاد قوله‪« :‬وضعت الزنادقه علی رسول الله‬ ‫اربعه عشر الف حدیث»‪.‬‬ ‫(الموضوعات ‪ ،‬ابن الجوزی‪ ،1386 ،‬ج‪)38 :1‬‬ ‫‪ -‬الوضع لنصره مذهب معین‬ ‫ً‬ ‫الکثیر من المذاهب المبتدعه واصحاب الرای تضع احادیث لنصره مذهبها‪ ,‬خصوصا وان االیات‬ ‫المتشابهه فیها من القابلیه للتاویل والتوجیه بحسب ما یرید الذین فی قلوبهم زیغ‪.‬‬ ‫فقد استدله المجسمه واصحاب الظاهر فی تفسیرهم لقوله تعالی‪« :‬یوم یکشف عن ساق‬ ‫ویدعون الی السجود فال یستطیعون»‪( ،‬القلم‪ )42 ،‬بالحدیث الذی اخرجه البخاری عن ابی‬ ‫سعید عن النبی ‪ :‬یوم یکشف ربنا عن ساقه فیسجد له کل مومن ومومنه ویبقی من کان یسجد‬ ‫فی الدنیا ریاء و سمعه فیذهب لیسجد فیعود ظهره طبقا واحدا‪( ،‬البخاری‪ ،1401 ،‬ج‪ )۷2 :6‬مع ان‬ ‫الساق کنایه عن الکرب والشده‪( .‬التیمی‪ ،1970 ،‬ج‪)266 :2‬‬ ‫ الترغیب فی قراءه القران‬‫یبدو ان اکثیر روایات ف ضائل السور من الروایات الموضوعه‪ ،‬وضعت لترغیب الناس بقراءه القران‪،‬‬ ‫فقد روی ابن الجوزی بس نده عن ابی عمار المروزی قال‪ :‬قیل البی عصمه نوح ابن ابی مریم‪ :‬من‬ ‫این لک عن عکرمه عن بن عباس فی فضائل القران سوره سوره ولیس عند اصحاب عکرمه هذا!‬ ‫فقال ‪ :‬انی رایت الناس اعرضوا عن القران واشتغلوا بفقه ابی حنیفه ومغازی ابن اسحاق فوضعت‬ ‫هذا الحدیث حسبه‪ .‬وقد حکی مو مل بن اسماعیل ان رجال وضع فی فضائل القران حدیثا طویال‪.‬‬ ‫(الموضوعات ‪ ،‬ابن الجوزی‪ ،1386 ،‬ج‪)41 :1‬‬ صفحه 93 ‫‪94( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ .3‬اْلسرائیلیات فی التفسیر‬ ‫االسرائیلیات فی اصطالح اهل التفسیر‪ :‬کل ما تطرف للتفسیر من اساطیر قدیمه‪ ،‬منسوبه فی اصل‬ ‫روایتها الی مصدر یهودی او نصرانی او غیرهما‪( .‬معرفه‪ ،2009 ،‬ج‪)594 :2‬‬ ‫بل توسع بعضهم فی تعریف االسرائیلیات فجعل منها کل ما هو مدسوس فی التفسیر من قبل‬ ‫اعداء االسالم‪.‬‬ ‫ً‬ ‫وهی نوع وضعا علی الرسول‬ ‫وانما اطلق علماء التفسیر والحدیث لفظ االسرائیلیات علی‬ ‫کل ذلک من باب التغلیب للون الیهودی علی غیره؛ الن غالب ما یروی من هذه الخرافات‬ ‫واالباطیل یرجع الی مصدر یهودی‪( .‬ینظر‪ :‬االمین‪)83 :1428 ،‬‬ ‫وقد تنبه النبی محمد‬ ‫الی خطر تلک الروایات فنهی عن االخذ بها‪ ،‬فقد اخرج احمد فی‬ ‫مسنده‪ :‬عن جابر بن عبد الله ان عمر بن الخطاب اتی النبی‬ ‫فقراه النبی‬ ‫بکتاب اصابه من بعض اهل الکتب‬ ‫فغضب فقال ام تهوکون فیها یا ابن الخطاب والذی نفسی بیده لقد جئتکم بها بیضاء‬ ‫نقیه ال تسالوهم عن شئ فیخبروکم بحق فتکذبوا به او بباطل فتصدقوا به والذی نفسی بیده لو ان‬ ‫موسی کان حیا ما وسعه اال ان یتبعنی‪( .‬ابن حنبل‪ ،‬بیتا‪ ،‬ج‪)387 :3‬‬ ‫وانکر بعض الصحابه علی من یاخذ بروایات اهل ا لکتاب ‪ ،‬فقد روی عن ابن عباس انه قال‪ :‬یا‬ ‫معشر المسلمین کیف تسالون اهل الکتاب وکتابکم الذی انزل علی نبیه صلی الله علیه وسلم‬ ‫احدث االخبار بالله تقرونه لم یشب وقد حدثکم الله ان اهل الکتاب بدلوا ما کتب الله وغیروا‬ ‫بایدیهم الکتاب‪( .‬البخاری‪ ،1401 ،‬ج‪)163 :3‬‬ ‫ولما کثر من الصحابه سوالهم اهل الکتاب عن بعض ما لم یرد فی القران‪ ،‬اصبحت هذه النقوالت‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫تشکل خطرا للدس فی التفسیر وفتحت الباب واسعا امام االسرائیلیات لدخولها تفاسیر المسلمین‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫قال الذهبی‪ :‬بل ال اکون مبالغا وال متجاوزا حد الصدق ان قلت ان کتب التفسیر کلها انزلق‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫مولفوها الی ذکر بعض االسرائیلیات‪ ،‬وان کان یتفاوت قله وکثره وتعقیبا علیها وسکوتا عنها‪.‬‬ ‫(الذهبی‪)11۹ :1405 ،‬‬ ‫وقال العالمه الطباطبائی‪ :‬ان انسراب االسرائیلیات وما یحلق بها من الموضوعات‬ ‫والمدسوسات بین روایاتنا ال سبیل الی انکاره وال حجیه فی خبر ال یومن فیه الدس والوضع‪.‬‬ ‫(الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)112 :12‬‬ صفحه 94 ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی‪95 /...‬‬ ‫والشواهد علی وجود االسرائیلیات فی تفاسیر المسلمین کثیره منها‪:‬‬ ‫ ما ینقله الطبری فی شان نبی الله داود وان له تسع وتسعون امراه وکیف انه دفع بقائد‬‫الجیش للحرب کی یقتل ویتزوج زوجته‪( .‬الطبری‪ ،1995 ،‬ج‪)170 :23‬‬ ‫ قصه الجساسه التی رواها مسلم فی صحیحه (ینظر‪ :‬القشیری النیسابوری‪ ،‬بیتا‪ ،‬ج‪)204 :8‬‬‫والتی تثبت فضیله لتمیم الداری من خالل خرافه ال یمکن لعاقل ان یصدقها‪.‬‬ ‫ قصه هاروت وماروت التی یرویها السیوطی فی الدر المنثور‪ ،‬وفیها من الخرافه ما فیها‪.‬‬‫(ینظر‪ :‬السیوطی‪ ،1404 ،‬ج‪)46 :1‬‬ ‫ قصه عوج بن عو ق الذی کان طوله ثالثه االف ذراع وکان یمسک الحوت فیشویه فی عین‬‫الشمس ‪ ،‬وان طوفان نوح لم یصل الی رکبته (الطبری‪ ،1995 ،‬ج‪ )133 :17‬وغیرها من‬ ‫االسرائیلیات والتی اکثرها یمس عصمه االنبیاء اعرضنا عن ذکرها طلب لالختصار‬ ‫ویمکن ان تراجع فی مضانها‪( .‬ینظر‪ :‬معرفه‪ ،2009 ،‬ج‪)129-199 :9‬‬ ‫ اعتماد اکثر التفاسیر الروائیه علی اقوال الصحابه والتابعین فی التفسیر علی نحو‬‫اعتمادهم علی الماثور من المعصوم ‪ ،‬االمر الذی یجعل الکثیر من االحادیث لیست‬ ‫بحجه فی التفسیر النها لم تنقل عن المعصوم‪( .‬معرفه‪ ،1426 ،‬ج‪)539 :2‬‬ ‫منهج العالمه الطباطبائی فی نقد الروایه‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫سلک العالمه الطباطبائی منهجا مهما فی التعامل مع روایات التفسیر من خالل نقد متن‬ ‫الحدیث بالعرض علی القران الکریم‪ ،‬ولم یسبقه الی هذا المنهج ای مفسر وان کان لهذا‬ ‫المنهج جذور فی روایات المعصومین استفاد منها العالمه الطباطبائی ووظفها لخدمه القران‪،‬‬ ‫وهذ ا دیدنه فی االستفاده من روایات المعصومین واستخراج القواعد التفسیریه منها‪ ،‬وبهذا‬ ‫المنهج حل العالمه اشکالیات الروایات التفسیریه وجعلها توصف بالعلم بعدما کانت توصف‬ ‫بالظن‪ .‬وسوف یترکز الکالم فی هذا المبحث عن منهج العالمه الطباطبائی ومبررات منهجه‬ ‫وتطبیقات منهجه فی نقد الروایه‪.‬‬ ‫‪ .1‬التعر یف بمنهج العالمه الطباطبائی فی التعامل مع الروایه‬ ‫تقدم الکالم فی المبحث االول عن حجیه الخبر الواحد فی التفسیر واشکالیاته وخلصنا الی ان‬ ‫ً‬ ‫رای السید الطباطبائی هو عدم جواز تفسیر القران روائیا اال بالخبر المتواتر واالحاد الصحیح‬ صفحه 95 ‫‪96( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫المحفوظ ب قرائن قطعیه‪ ،‬الن البحث فی القران الکریم عن اثبات الواقع فال یمکن االستناد الی‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫الروایه ما لم تکن علما وما دام البحث فی الغالبیه العظمی من االیات القرانیه بحثا فی القضایا‬ ‫الواقعیه فالبد من اعتماد العلم‪.‬‬ ‫اما المسائل الفقهیه فیمکن االخذ بخبر الواحد ما دام اال مر هو بحث عن قضایا ضنیه فاعتماد‬ ‫امر ٌ‬ ‫الروایه فی المجاالت الفقهیه ٌ‬ ‫واقع‪ ،‬الن الشارع المقدس اجاز العمل بخبر الواحد‪.‬‬ ‫قال السید الطباطبائی‪ :‬ان الحجیه الشرعیه من االعتبارات العقالئیه فتتبع وجود اثر شرعی فی‬ ‫المورد یقبل الجعل واالعتبار الشرعی والقضایا التاریخیه واالمور االعتقادیه ال معنی لجعل‬ ‫الحجیه فیها لعدم اثر شرعی وال معنی لحکم الشارع بکون غیر العلم علما وتعبید الناس بذلک‪،‬‬ ‫والموضوعات الخارجیه وان امکن ان یتحقق فیها اثر شرعی اال ان اثارها جزئیه والجعل الشرعی‬ ‫ال ینال اال الکلیات‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)351 :10‬‬ ‫فالجل االخذ بالروایات االحاد فی التفسیر وحل االشکالیات السندیه واشکالیات التعارض‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫المتنی اتخذ السید الطباطبائی منهجا خاصا فی التعامل مع الروایه وهو عرض الروایه علی القران‬ ‫ً‬ ‫وجعل القران شاهدا علی صدق الروایه او علی ک ذبها من دون الخوض فی نقاش سندها‪.‬‬ ‫قال السی د الطباطبائی فی رساله بریدیه ارسلها الی االستاذ علی االوسی بامالء احد طلبته‬ ‫لتوضیح منهجه فی التعامل مع الروایه «االستعانه بالروایات عن النبی‬ ‫واالئمه‬ ‫فی تایید‬ ‫المعنی المستفاد من االیه او بمعنی اصح عرض الروایات علی االیات واثبات مضامین الروایات‬ ‫وذلک عن طری ق تایید االیات لما جاء فی مضمون تلک الروایات من دون التعرض السانید تلک‬ ‫الروایات بعدما تبین لنا مطابقه مضمونها لنص القران‪ ..‬فاالصل اذن المعنی المستفاد من االیه‬ ‫ومن ثم االستعانه باالیه فی اثبات صحه ما ثبت فی الروایه واالستعانه با لروایه لتاکید ما ثبت فی‬ ‫االیه‪( .‬االوسی‪)152 :1405 ،‬‬ ‫ووفق هذا المنهج یعتبر العالمه الطباطبائی من اشد المدافعین عن الروایه من خالل ایجاد‬ ‫ٌ‬ ‫علم بعد ان توید بالعلم الن القران قطعی الدالله‬ ‫الموید لها‪ .‬فمع ان الروایه ظن فتتحول الی ٍ‬ ‫فتصبح الروایه محفوفه بقرینه قطعیه‪.‬‬ ‫وعلی هذا المنهج سار السید کمال الحیدری فی تصحیح الروایه من خالل جمع القرائن‬ ‫لتحصیل الوثوق فیکون البحث عن الخبر الموثوق ال خبر الثقه‪ ،‬وجعل من العرض علی القران الکریم‬ صفحه 96 ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی‪97 /...‬‬ ‫القرینه االولی لنقد ا لروایه ومعرفه صحتها من عدمها « ومن هنا نفهم لماذا یشترط السید الحیدری‬ ‫علم التفسیر وعلم القران کا ول علم یحتاجه العالم الدینی الستنباط المعارف الدینی‪ ،‬وذلک النه‬ ‫یری بان اول خطوه یجب اتباعها فی ای روایه‪ً ،‬‬ ‫سواء کانت فی باب فقهی او تفسیری او عقائدی‬ ‫هی العرض علی کتاب الله‪ ،‬فاذا کانت معارضه له یضرب بها عرض الجدار»‪.‬‬ ‫(‪)http://aldiyarlondon.com/2012-08-09-12-36-20/1-articles/10821-2013-11-22-12-44-15‬‬ ‫وینبه السید کمال الحیدری علی نقطه مهمه فی عرض الروایه علی القران اذ یقول‪ :‬لیس‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫العرض بان نجد موافقا له تفصیال او ان ال یخالفه تفصیال‪ ،‬بل ان یکون موافقا مع الروح العامه‬ ‫ً‬ ‫التی تحکم کل معارف القران‪ ،‬وان ال یکون مخالفا للروح العامه التی تحکم کل معارف االسالم‪.‬‬ ‫( ‪)http://alhaydari.com/ar/2012/09/39605‬‬ ‫ومساله نقد متن ال حدیث من خالل العرض علی القران من المسائل القدیمه ولعل تاریخها‬ ‫یرجع الی ما بعد وفاه الرسول عندما احتجت الزهراء علی الخلیفه االول حینما منعها فدک بقوله‬ ‫ً‬ ‫«انی سمعت رسول الله یقول نحن معاشر االنبیاء ال نورث ذهبا وال فضه»‪.‬‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫فانتقدت متن الحدیث من خالل استداللها بشواهد قرانیه هی‪َ « :‬یرث ِنی َو َیرث ِم ْن ا َِل‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َ َ َ ُ َْ َ ُ‬ ‫ان َد ُاو َ‬ ‫َی ْع ُق َ‬ ‫ود‪( »...‬النمل‪)16 ،‬‬ ‫وب» (مریم‪ )6 ،‬وقوله تعالی‪« :‬وو ِرث سلیم‬ ‫فبینت ان هذه الروایه ال تصمد امام النقد العلمی النها تخالف القران الکریم‪( .‬ینظر‪ :‬سامی‬ ‫شیر علی‪)49-50 :1428 ،‬‬ ‫ولمساله نقد متن الحدیث فی فتره عصر صدر االسالم شواهد کثیره یمکن مراجعتها فی‬ ‫مضانها‪( .‬ینظر‪ :‬سامی شیر علی‪)51-68 :1428 ،‬‬ ‫ً‬ ‫وعلیه یکون العالمه الطباطبائی قد اوجد حال لالشکالیات السندیه واشکالیات تعارض‬ ‫الروایات مع القران ومع بعضها البعض وفق منهج اصل له ائمه اهل البیت وطبقه السید‬ ‫الطباطبائی فی تفسیره‪.‬‬ ‫المبررات لمن هج الطباطبائی فی توجیه الروایه‬ ‫لمنهج نقد متن الروایه من خالل العرض علی القران عند العال مه الطباطبائی عده‬ ‫مبررات اهمها ‪:‬‬ صفحه 97 ‫‪98( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ .1‬احادیث العرض علی القران‬ ‫عرض الحدیث علی القران قاعده مهمه فی قبول الروایه او ردها من خالل جعل القران الکریم‬ ‫حاکم علی الروایه ومیزان لتمییز الصحیح من السقیم‪ ،‬وقد ورد فیها الکثیر من الروایات عند‬ ‫ً‬ ‫الشیعه والسنه‪ ،‬حتی قال البعض بتواترها معنویا‪( ،‬ینظر‪ :‬االنصاری‪ ،1419 ،‬ج‪ )247 :1‬واالدله‬ ‫علی هذه القاعده کثیره منها‪:‬‬ ‫‪ -‬عن هشام بن الحکم عن ابی عبدالله‬ ‫قال‪« :‬قال رسول الله فی خطبه بمنی او‬ ‫بمکه ‪ :‬یا ایها الناس ما جائکم عنی یوافق القران فانا قلته وما جائکم عنی ال‬ ‫یوافق القران فلم اقله»‪( .‬العیاشی‪ ،1380 ،‬ج‪)8 :1‬‬ ‫قال‪« :‬قال امیرالمومنین ‪ :‬ان علی کل حق‬ ‫‪ -‬عن السکونی ‪ ،‬عن ابی عبدالله‬ ‫حقیقه وعلی کل صواب نورا»‪( .‬الکلینی‪ ،1363 ،‬ج‪)54 :2‬‬ ‫‪ -‬عن ایوب بن الحر قال‪ :‬سمعت ابا عبدالله‬ ‫یقول‪« :‬کل شئ مردود الی‬ ‫الکتاب والسنه‪ ،‬وکل حدیث ال یوافق کتاب الله فهو زخرف»‪( .‬الکلینی‪،‬‬ ‫‪ ،1363‬ج‪)69 :1‬‬ ‫‪ -‬عن عبد الرحمن بن ابی عبدالله‬ ‫قال‪« :‬قال الصادق ‪ :‬اذا ورد علیکم‬ ‫حدیثان مختلفان فاعرضوهما علی کتاب الله‪ ،‬فما وافق کتاب الله فخذوه‪ ،‬وما‬ ‫خالف کتاب الله فردوه‪ ،‬فان لم تجدوهما فی کتاب الله فاعرضوهما علی اخبار‬ ‫العامه‪ ،‬فما وافق اخبارهم فذروه‪ ،‬وما خالف اخبراهم فخذوه»‪( .‬الحر العاملی‪،‬‬ ‫‪ ،1414‬ج‪)118 :27‬‬ ‫‪ -‬عن علی بن ابی طالب‬ ‫قال‪ :‬قال رسول الله ‪« :‬انها تکون بعدی رواه عنی‬ ‫الحدیث‪ ،‬فاعرضوا حدیثهم علی القران‪ ،‬فما وافق القران فخذوا به‪ ،‬وما لم‬ ‫یوافق القران فال تاخذوا به»‪( .‬الدارقطنی‪ ،1417 ،‬ج‪)134 :4‬‬ ‫ عن ابی جعفر عن رسول الله‬‫عیسی فصعد النبی‬ ‫انه دعا الیهود فسالهم فحدثوه حتی کذبوا علی‬ ‫المنبر فخطب الناس فقال‪« :‬ان الحدیث سیفشو عنی‬ ‫فما اتاکم عنی ی وافق القران فهو عنی وما ات اکم عنی یخالف القران فلیس عنی‪.‬‬ ‫(الشافعی‪ ،1403 ،‬ج‪)358 :7‬‬ صفحه 98 ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی‪99 /...‬‬ ‫وقد یسال البعض اذا کان التفسیر الروائی حجه وقد تقدم اثبات ذلک فلماذا تعرض الروایات‬ ‫علی القران وما ذلک اال تعارض بین االمرین؟‬ ‫ویجاب بانه ال منافاه بین حجیه السنه فی التفسیر وکونه المصدر الثانی للتشریع وبین روایات‬ ‫العرض علی القران الن الذی یعرض علی القران هو الحدیث الذی یشک فی صدوره عن‬ ‫المعصوم ولیس الحدیث الثابت عنه فال اشکال فی االخذ به والعمل بمقتضاه الن طاعه الرسول‬ ‫نابعه من طاعه الله‪( .‬ینظر‪ :‬سامی شیر علی‪)156 :1428 ،‬‬ ‫‪ .2‬القران مصباح ومیزان‬ ‫َ َ َ َ َ َ َّ ُ َ‬ ‫کثیره هی االیات التی تحث علی التدبر والتفکر فی ایات القران الکریم قال تعالی‪« :‬افال یتدبر ون‬ ‫ََْ ُ‬ ‫ُْ ْ َ َ ْ َ َ ُ ُ‬ ‫وب اقفال َها»‪( .‬محمد‪)24 ،‬‬ ‫ل‬ ‫القراَن ام علی ق ٍ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫ٌ‬ ‫َ َْ َ ْ ُ ْ ُ ً ً‬ ‫وصرحت ایات اخری بانه ٌ‬ ‫ورا ُم ِبینا»‬ ‫شیء‪ ،‬قال تعالی‪« :‬وانزلنا ِالیکم ن‬ ‫نور وهدی وتبیان لکل ٍ‬ ‫ً ْ‬ ‫ً ُ ِّ َ‬ ‫ًُ‬ ‫(النساء‪ ،)174 ،‬وقال تعالی‪َ « :‬و َن َّز ْل َنا َع َل ْی َک ْالک َت َ‬ ‫اب ِت ْب َیانا ِلکل ش ْی ٍء َوهدی َو َر ْح َمه َو ُبش َر ی‬ ‫ِ‬ ‫ل ْل ُم ْسلم َ‬ ‫ین»‪( .‬النحل‪)89 ،‬‬ ‫ِ‬ ‫ِِ‬ ‫والزم ذلک ان القران دو ره دور المصباح الذی یضیء الطریق ‪ ،‬لذا ورد فی روایات المعصومین‬ ‫ٌ‬ ‫ٌ‬ ‫حث وتاکید علی اللجوء الی القران والتمسک به فقد جاء فی الروایه عن النبی انه قال‪ ...« :‬فاذا‬ ‫التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقران فانه شافع مشفع وماحل مصدق ومن‬ ‫جعله امامه قاده الی الجنه ومن جعله خلفه ساقه الی النار‪( ،»...‬الکلینی‪ ،1363 ،‬ج‪ )5۹۹ :2‬وفی‬ ‫حدیث الثقلین الداعی لتمسک بالقران والسنه اشاره لما تقدم‪.‬‬ ‫فصار القران میزان نحتکم الیه عند االختالف‪ ،‬ومنه االختالف فی صحه صدور الروایه عن‬ ‫المعصوم من عدمه‪.‬‬ ‫فعلی مبنی السید الطباطبائی ال یمکن اعتماد مرجعیات اخری غیر القران فی فهم النص الن‬ ‫القران مصباح ومیزان‪ ،‬قال السید الطباطبائی‪ :‬والزم ذلک ان یکون القران الذی یعرف نفسه (بانه‬ ‫هدی للعالمین ونور مبین وتبیان لکل شئ) مهدیا الیه بغ یره ومستنیرا بغیره ومبینا بغیره‪ ،‬فما هذا‬ ‫الغیر! وما شانه! وبماذا یهدی الیه! وما هو المرجع والملجا اذا اختلف فیه! وقد اختلف واشتد‬ ‫الخالف‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)9 :1‬‬ صفحه 99 ‫‪100( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫وقال فی موضع اخر‪ :‬وحاشا ان یکون القران تبیا نا لکل شئ وال یکون تبیانا لنفسه‪ ،‬وقال تعالی‪:‬‬ ‫« هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان»‪ .‬وقال تعالی‪« :‬انا انزلنا الیکم نورا مبینا االیه»‪.‬‬ ‫وکیف یکون القران هدی وبینه وفرقانا ونورا مبینا للناس فی جمیع ما یحتاجون وال یکفیهم فی‬ ‫ا حتیاجهم الیه وهو اشد االحتیاج‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)11 :1‬‬ ‫وهذا النتیجه التی یخلص الیها العالمه الطباطبائی تبرر منهجه فی توجیه الروایه من خالل‬ ‫العرض علی القران الن القران له دور المیزان علی غیره‪.‬‬ ‫التوجیه فی ضوء المنهج العام للتفسیر (تفسیر القران)‬ ‫المنهج العام الذ ی ابتنی علیه تفسیر المیزان هو (تفسیر القران بالقران)‪ ،‬من خالل ضم االیه الی‬ ‫اختها فما اجمل فی ایه بین فی اخری‪.‬‬ ‫ً‬ ‫وقد اشار المعصومون الی هذا المنهج قدیما فعن االمام علی ‪« :‬کتاب الله تبصرون به‬ ‫وتنطقون به وتسمعون به وینطق بعضه ببعض ویشهد بعضه علی بعض»‪( .‬نهج البالغه ‪ :‬الخطبه ‪)133‬‬ ‫ولعل السید الطباطبائی هو اول من طبق هذا المنهج فی تفسیره‪.‬‬ ‫قال الشیخ سبحانی‪ :‬البد لنا فی البدایه من االعتراف بان السید محمد حسین الطباطبائی هو‬ ‫موس س اسلوب التفسیر الخاص والمتمیز‪ ،‬وهو اسلوب لم یرد مثله سوی فی اخبار ال بیت النبوه ‪.‬‬ ‫فکان العالمه اول من اثار انتباه االمه االسالمیه الی اهمیه هذا االسلوب التفسیری الذی عرف فیما‬ ‫بعد بـ (تفسیر القران بالقران) الذی یهدف الی ازاله الغموض عن ایه بواسطه ایه اخری‪.‬‬ ‫(مجموعه مولفین‪)46-47 :2012 ،‬‬ ‫وفی ضوء هذا المنهج حاکم الروایات بضم الروایه الی االیه وجعل من بعض االیات رکائز‬ ‫لمنهجه التفسیری‪.‬‬ ‫قال الشیخ عبدالله جوادی املی‪ :‬اطلق المرحوم العالمه عباره غرر االیات علی االیات القرانیه‬ ‫الرئیسیه (او االساس ) التی کان یعتبرها وسیله دقیقه لحل الکثیر من المعضالت الموجوده فی‬ ‫ً‬ ‫االیات القرانیه االخری الی جانب اعتماده علیها قاعده صلبه لحل بعض االشکالیات الوارده فی‬ ‫االحادیث‪( .‬مجموعه مولفین‪)97 :2012 ،‬‬ ‫ً‬ ‫ولم یقتصر هذا االسلوب علی توجیه الروایه بل شمل حتی علوم القران فکان انعکاسه واضحا‬ ‫فی بیان المکی والمدنی‪ ،‬واسباب النزول ‪ ...‬الخ‪( .‬االوسی‪216 :1405 ،‬و‪)212‬‬ صفحه 100 ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی‪101 /...‬‬ ‫‪ -‬اْلشکالیات السندیه‬ ‫ّ‬ ‫من المعلوم ان اهم االشکالیات التی تواجه المفسر هی اشکالیات سند الروایه‪ ،‬والن الروایه هی‬ ‫المصدر الثانی للتشریع فالبد من ایجاد طریقه لتصحیح الروایه من دون النظر الی سندها‪ ،‬فکان‬ ‫ً‬ ‫الطریق الذی اختاره السید الطباطبائی هو نقد المتن واحفافه بقرینه قطعیه لیکون علما فاوجد‬ ‫ً‬ ‫مخرجا لحل االشکالیه ولعل بعض الروایات رفضت ولکن السید الطباطبائی یقبلها علی اساس‬ ‫موافقتها للقران الکریم‪ ،‬ولم یکن السید الطباطبائی یرفض العمل بالروایه کما یتصور البعض‪.‬‬ ‫قال الشیخ سبحانی‪ :‬ان شغف العالمه الطباطبائی بالحدیث وعلومه ال یمکن وصفه ‪ ,‬فقد کان‬ ‫ً‬ ‫یشیر علی الدوام الی ان المعارف االسالمیه فی القران غالبا ما تکمن فی االیات المکیه واحادیث‬ ‫اهل البیت النبوه‪( .‬مجموعه مولفین‪)65 :2012 ،‬‬ ‫تطبیقات لمنهج العالمه فی نقد الروایه‬ ‫‪ .1‬تایید المعنی القرانی دلیل صحه الروایه‬ ‫ً‬ ‫کثیرا ما نجد العالمه فی تفسیره یعضد ما توصلی الیه من معنی من خالل الروایات والشواهد علی‬ ‫ذلک کثیره منها‪:‬‬ ‫َ َ ُّ َ َّ َ َ ُ َ ُ ْ ُ َ َ َ ُ ْ ْ َ ِّ َ ْ َ َ‬ ‫ فی تفسیره لقوله تعالی‪« :‬یا ایها ال ِذین اَمنوا َل تب ِطلوا صدق ِاتکم ِبالمن واْلذی»‪.‬‬‫(البقره‪)264 :‬‬ ‫یقول العالمه‪ :‬تدل االیه ع لی حبط الصدقه بلحوق المن واالذی ‪ ،‬وربما یستدل بها علی حبط‬ ‫کل معصیه او الک بیره خاصه لما یسبقها من الطاعات‪ ،‬وال دالله فی االیه علی غیر المن واالذی‬ ‫بالنسبه الی الصدقه‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)289 :2‬‬ ‫ثم یوید ما توصل الیه بروایه االمام الصادق‬ ‫عن الرسول‬ ‫قال‪« :‬من اسدی الی مومن‬ ‫معروفا ثم اذاه بال کالم او من علیه فقد ابطل صدقته»‪( .‬الحر العاملی‪ ،1414 ،‬ج‪)454 :9‬‬ ‫َّ َ َ َّ ُ َ َ َ َ ُ ُ َّ َّ َ َُ‬ ‫َ َ ُّ َ َّ َ ُ َّ ُ‬ ‫ْ‬ ‫ین ا ََمنوا اتقوا الله حق تق ِات ِه وَل تموتن ِاَل وانت ْم‬ ‫ وفی تفسیره لقوله تعالی‪« :‬یا ایها ال ِذ‬‫َ‬ ‫ُم ْس ِل ُمون»‪( .‬ال عمران‪)102 ،‬‬ ‫یقول العالمه‪ :‬ان التقوی وهو نوع من االحتراز اذا کان تقوی الله سبحانه کان تجنبا وتحرزا من‬ ‫عذابه‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)367 :3‬‬ صفحه 101 ‫‪102( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫ثم یوید کالمه بروایه ابن مسعود عن النبی ‪« :‬یطاع فال یعصی ویذکر فال ینسی ویشکر فال‬ ‫یکفر»‪( .‬الحر العاملی‪ ،1414 ،‬ج‪)235 :15‬‬ ‫‪ .2‬رفض ال روایات لمخالفتها القران الکریم‬ ‫ّ‬ ‫تعرض العالمه الطباطبائی لکثیر من الروایات بالنقد ورفضها لمخالفتها القران الکریم ومن تلک الروایات‪:‬‬ ‫ ما رواه السیوطی فی الدر المنثور عن عباده بن الصامت قال‪ :‬قال رسول الله ‪« :‬ایکم‬‫یبایعنی علی هوالء االیات الثالث ثم تال قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الی ثالث‬ ‫ایات ثم قال فمن وفی بهن فاجره علی الله ومن انتقص منهن شیئا فادرکه الله فی الدنیا‬ ‫کانت عقوبته ومن اخره الی االخره کان امره الی ال له ان شاء اخذه وان شاء عفا عنه»‪.‬‬ ‫(السیوطی‪ ،1404 ،‬ج‪)54 :3‬‬ ‫فال یقبلها الع المه النها تخالف القران اذ یقول‪ :‬اقول‪ :‬والروایه ال تخلو عن شئ فان فیما ذکر‬ ‫فی االیات الشرک بالله وال تکفی فیه عقوبه الدنیا وال تناله مغفره فی االخره بنص القران‪ ،‬قال‬ ‫تعالی‪« :‬ان الله ال یغفر ان یشرک به» (النساء‪ )48 ،‬وقال‪« :‬ان الذین کفروا وماتوا وهم کفار‬ ‫اولئک علیهم لع نه الله والمالئکه والناس اجمعین خالدین فیها َل یخفف عنهم العذاب وَل‬ ‫هم ینظرون»‪( .‬البقره‪)162 ،‬‬ ‫وما رواه الطبرسی عن قتاد ه قال‪ :‬کانت االیه تنسخ باالیه‪ ،‬وینسی الله نبیه من ذلک شیئا‪.‬‬ ‫(الطبرسی‪ ،1415 ،‬ج‪)341 :1‬‬ ‫ویعلق ا لعالمه علی هذه الروایه بقوله‪ :‬اقول ‪ :‬وروی فیه ایضا فی معنی االنساء روایات عدیده‬ ‫وجمیعها مطروحه بمخالفه الکتاب کما مر فی بیان قوله‪ :‬او ننسها‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)256 :1‬‬ ‫‪ .3‬نقد روایات اسباب النزول‬ ‫المسلک الذی سلکه العالمه فی قبول روایات اسب اب النزول ال یختلف عما سلک فی تعامله مع‬ ‫روایات التفسیر وهذه الطریقه تسقط اکثر الروایات عن االعتبار‪ ،‬اال ان ما یوافق القران الکریم‬ ‫یکسب االعتبار والوثوق‪( .‬ینظر‪ :‬الطباطبائی‪)129 :2007 ،‬‬ ‫ََ َْ‬ ‫ومن االمثله علی ذلک ما یذکره العالمه الطباطبائی فی سبب نزول قوله تعالی‪« :‬ال ْم یا ِن‬ ‫ْ َّ‬ ‫ین ا ََم ُنوا َا ْن َت ْخ َش َع ُق ُل ُ‬ ‫ل َّلذ َ‬ ‫وب ُه ْم ِل ِذکر الل ِه ‪( .»...‬الحدید‪)16 ،‬‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ صفحه 102 ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی‪103 /...‬‬ ‫ً‬ ‫افاد المفسر ان فی االیه عتابا للمومنین علی ما عرض لقلوبهم وعدم خشوعها لذکر الله والحق‬ ‫النازل من عنده‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)16 :19‬‬ ‫وفی البحث الروائی ذکر سبب الن زول الذی یرویه االعمش قال‪ :‬لما قدم اصحاب رسول‬ ‫الله‬ ‫المدینه فاصابوا من لین العیش ما اصابوا بعد ما کان بهم من الجهد فکانهم فتروا عن بعض‬ ‫ما کانوا علیه فعوتبوا فنزلت الم یان للذین امنوا الیه‪( .‬السیوطی‪ ،1404 ،‬ج‪)175 :6‬‬ ‫ووصفها العالمه بانها اعدل الروایات فی سبب النزول (الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪ )168 :19‬وذکر‬ ‫بعد ذلک روایه فی سبب نزولها عن عبد الله بن مسعود ولکن العالمه یرفضها الن الروایه تفید ان‬ ‫االیات مکیه وسیاق ایات السوره مدنیه‪ ،‬قال العالمه‪ :‬وقد عرفت ان سیاق ایات السوره تابی اال ان‬ ‫تکون مدنیه ‪ ،‬ویمکن حمل روایه ابن مسعود علی کون ایه «الم یان» الخ او هی والتی تتلوها مما‬ ‫نزل بمکه دون باقی ایات السوره‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)169 :19‬‬ ‫‪ .4‬نقد القصص التار یخیه‬ ‫کما ان العالمه الطباطبائی یخضع ال روایه للقران الکریم لنقد متنها‪ ،‬فکذلک القضایا التاریخیه‬ ‫ینقدها من خالل القران ومن ذلک‪:‬‬ ‫‪ ‬رفضه قصه ورقه بن نوفل لمخالفتها صریح القران‬ ‫ً‬ ‫یقول العالمه منتقدا القصه‪ ،‬القصه ال تخلو من شئ واهون ما فیها من االشکال شک النبی‬ ‫فی‬ ‫کون ما شاهده وحیا الهیا من ملک سماوی القی الیه کالم الله وتردده بل ظنه انه من مس الشیاطین‬ ‫بالجنون ‪ ،‬واشکل منه سکون نفسه فی کونه نبوه الی قول رجل نصرانی مترهب وقد قال تعالی‪« :‬قل‬ ‫انی علی بینه من ربی» (االنعام‪ )57 ،‬وای حجه بینه فی قول ورقه؟ وقال تعالی‪« :‬قل هذه سبیلی‬ ‫ادعوا الی الله علی بصیره انا ومن اتبعنی» فهل بصیرته هی سکون نفسه الی قول ورقه ؟ وبصیره‬ ‫من اتبعه سکون انفسهم الی سکون نفسه الی ما ال حجه فیه قاطعه ؟ وقال تعالی‪« :‬انا اوحینا‬ ‫الیک کما اوحینا الی نوح والنبیین من بعده» (النساء‪ )163 ،‬فهل کان اعتمادهم فی نبوتهم علی‬ ‫مثل ما تقصه هذه القصه ؟ والحق ان وحی النبوه والرساله یالزم الیقین من النبی والرسول بکونه من‬ ‫الله تعالی علی ما ورد عن ائمه اهل البیت ‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)329 :20‬‬ صفحه 103 ‫‪104( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ ‬رفض العالمه ان یکون (کهف افسوس ) الذی یقع فی مدینه افسوس الترکیه هو الکهف‬ ‫المذکور فی القران الن اوصاف کهف افسوس ال تتناسب مع االوصاف المذکور فی‬ ‫القران الکریم للکهف‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)276 :13‬‬ ‫الخاتمه‬ ‫توصل البحث الی النتائج التالیه‪:‬‬ ‫ االتجاه المعتدل فی التعامل مع الروایه التفسیریه هو االتجاه الذی یجعل من الروایه‬‫ً‬ ‫ً‬ ‫وسیله وقرینه للتفسیر‪ ،‬ویجعل من القران شاهدا ومویدا لصحتها‪.‬‬ ‫ٌ‬ ‫دور ٌ‬ ‫ رغم االشکالیات السندیه لروایات التفسیر فان لها ٌ‬‫کبیر فی مجال التفسیر فهی مبینه‬ ‫او موکده لما ورد فی القران الکریم او موسسه لما لم یرد فی القران الکریم‪.‬‬ ‫ یمکن اعتبار العالمه الطباطبائی من اشد المدافعین عن الروایه‪ ،‬ففی منهجه الذی سلکه‬‫فی نقد متن الروایه من خالل العرض علی القران‪ ،‬اوجد مویدات وقرائن للروایات الظنیه‪،‬‬ ‫فحول داللتها من ظن الی علم‪ ،‬باالضافه الی حل اشکالیات التعارض بین الروایات‪.‬‬ ‫ المنهج الذی اتبعه العالمه الطباطبائی له تاصیالت نظریه فی روایات اهل البیت‪ ،‬وهذا‬‫منهجه فی التاسیس لقواعد التفسیر عن طریق استنطاق روایات المعصومین‪.‬‬ ‫قائمه المصادر‬ ‫‪ .1‬القران الکر یم‪.‬‬ ‫‪ .2‬نهج البالغه‪.‬‬ ‫‪ .3‬االمین ‪ ،‬احسان (‪ .)1428‬منهج النقد فی التفسیر‪ .‬بیروت‪ :‬دار الهادی‪.‬‬ ‫‪ .4‬االنصاری‪ ،‬مرتضی (‪ .)1419‬فرائد اْلصول‪ .‬تحقیق لجنه تحقیق تراث الشیخ االعظم‪.‬‬ ‫قم‪ :‬مجمع الفکر االسالمی‪.‬‬ ‫‪ .5‬ابن حنبل‪ ،‬احمد (بیتا)‪ .‬مسند احمد‪ .‬بیروت‪ :‬دار صادر‪.‬‬ ‫‪ .6‬ابن الجوزی‪ ،‬ابی الفرج عبدالرحمن بن علی (‪ .)1386‬الموضوعات‪ .‬تقدیم وتحقیق‬ ‫عبدالرحمن محمد عثمان‪ .‬المدینه المنوره‪ :‬المکتبه السلفیه‪.‬‬ صفحه 104 ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی‪105 /...‬‬ ‫‪ .۷‬ابن حجر العسقالنی‪ ،‬شهاب الدین (‪ .)13۷۹‬فتح الباری شرح صحیح البخاری‪.‬‬ ‫بیروت‪ :‬دار المعرفه للطباعه والنشر‪.‬‬ ‫‪ .8‬االیروانی‪ ،‬محمد باقر (‪ .)1428‬دروس تمهیدیه فی القواعد الرجالیه‪ .‬ط‪ .2‬قم‪ :‬موسسه مدین‪.‬‬ ‫‪ .۹‬االوسی‪ ،‬علی (‪ .)1405‬الطباطبائی ومنهجه فی تفسیره المیزان‪ .‬طهران‪ :‬معاونیه‬ ‫الرئاسه للعالقات الدولیه فی منظمه االعالم االسالمی‪.‬‬ ‫‪ .10‬البخاری‪ ،‬ابوعبدالله محمد بن اسماعیل (‪ .)1401‬صحیح البخاری‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .11‬التیمی‪ ،‬ابوعبیده معمر بن المثنی (‪ .)1970‬مجاز القران‪ .‬ط‪ .2‬تحقیق محمد فواد سزکین‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .12‬الحر العاملی‪ ،‬محمد بن حسن (‪ .)1414‬وسائل الشیعه‪ .‬ط‪ .2‬قم‪ :‬موسسه ال البیت‪.‬‬ ‫‪ .13‬الحسینی المیالنی‪ ،‬السید علی (‪ .)1431‬حدیث الثقلین‪ .‬قم‪ :‬مرکز الحقائق االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .14‬الخوئی السید ابوالقاسم (‪ .)1975‬البیان فی تفسیر القران‪ .‬ط‪ .4‬بیروت‪ :‬دار الزهراء‪.‬‬ ‫‪ .15‬الدارقطنی‪ ،‬علی بن عمر (‪ .)141۷‬سنن الدارقطنی‪ .‬تعلیق وتخریج مجدی بن منصور‬ ‫سید الشوری‪ .‬بیروت‪ :‬دار الکتب العلمیه‪.‬‬ ‫‪ .16‬الرضائی االصفهانی‪ ،‬محمد علی (‪ .)1426‬دروس فی المناهج واْلتجاهات التفسیریه‪.‬‬ ‫قم‪ :‬منشورات المرکز العالمی للدراسات االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .17‬الزرکشی‪ ،‬بدرالدین محمد بن عبدالله (‪ .)1957‬البرهان فی علوم القران‪ .‬بیروت‪ :‬دار احیاء الکتب العربیه‪.‬‬ ‫‪ .18‬الذهبی‪ ،‬محمد حسین (‪ .)1405‬اْلسرائلیات فی التفسیر والحدیث‪ .‬دمشق‪ :‬دار االیمان‪.‬‬ ‫‪ .19‬سامی شیر علی ‪ ،‬حسین ( ‪ .) 1428‬القواعد المنهجیه لنقد متن الحدیث‪.‬‬ ‫النجف االشرف‪ :‬دار الضیاء‪.‬‬ ‫‪ .20‬السیوطی‪ ،‬جالل الدین (‪ .)1404‬الدر المنثور فی التفسیر بالماثور‪ .‬قم‪ :‬مکتبه ایه الله المرعشی‬ ‫النجفی‪.‬‬ ‫‪ .21‬الشافعی‪ ،‬محمد بن ادریس (‪ .)1403‬اْلم‪ .‬ط‪ .2‬بیروت‪ :‬دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع‪.‬‬ ‫‪ .22‬الطباطبائی‪ ،‬السید محمد حسین (‪ .)2007‬القران فی اْلسالم‪ .‬ترجمه السید احمد الحسینی‪.‬‬ ‫ط‪ .2‬قم‪ :‬موسسه الثقلین الثقافیه‪.‬‬ ‫‪ .23‬الطباطبائی‪ ،‬السید محمد حسین (‪ .)141۷‬المیزان فی تفسیر القران‪ .‬قم‪ :‬موسسه النشر االسالمی‪.‬‬ صفحه 105 ‫‪106( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ .24‬الطبرسی‪ ،‬ابوعلی الفضل بن الحسن (‪ .)1415‬تفسیر مجمع البیان‪ .‬تحقیق وتعلیق‬ ‫لجنه من العلماء والمحققین االخصائیین‪ .‬بیروت‪ :‬موسسه االعلمی للمطبوعات‪.‬‬ ‫‪ .25‬الطبری‪ ،‬محمد بن جریر (‪ .)1995‬جامع البیان عن تاویل ای القران (تفسیر الطبری)‪.‬‬ ‫ضبط وتوثیق وتخریج صدقی جمیل العطار‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .26‬الطوسی‪ ،‬محمد بن حسن (‪ .)140۹‬التبیان فی تفسیر القران‪ .‬تحقیق وتصحیح احمد‬ ‫حبیب قصیر العاملی‪ .‬قم‪ :‬مکتب االعالم االسالمی‪.‬‬ ‫‪ .27‬العیاشی‪ ،‬محمد بن مسعود (‪ .)1380‬تفسیر العیاشی‪ .‬تحقیق السید هاشم الرسولی المحالتی‪.‬‬ ‫طهران‪ :‬المکتبه العلمیه االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .28‬الفیض الکاشانی‪ ،‬محمد محسن(‪.)1416‬التفسیرالصافی‪.‬بتحقیق حسین االعلمی‪.‬ط‪.2‬طهران‪:‬مکتبهالصدر‪.‬‬ ‫‪ .2۹‬القزوینی‪ ،‬محمد بن یزید (‪ .)1415‬سنن ابن ماجه‪ .‬تحقیق محمد فواد عبدالباقی‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .30‬القشیری النیسابوری؛ ابی الحسین مسلم بن الحجاج (بیتا)‪ .‬صحیح مسلم‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .31‬الکلینی‪ ،‬محمد بن یعقوب (‪ .)1363‬الکافی‪ .‬تصحیح وتعلیق علی اکبر الغفاری‪ .‬ط‪.5‬‬ ‫طهران‪ :‬دار الکتب االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .32‬المجلسی‪ ،‬محمد باقر (‪ .)1983‬بحار اْلنوار‪ .‬بیروت‪ :‬موسسه الوفاء‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫‪ .33‬مجموعه مولفین (‪ .)2012‬مفسرا وفیلسوفا‪ .‬تعریب عباس صافی‪ .‬بیروت‪ :‬مرکز الحضاره‬ ‫لتنمیه الفکر االسالمی‪.‬‬ ‫‪ .34‬معرفه‪ ،‬محمد هادی (‪ .)1426‬التفسیر والمفسرون بثوبه القشیب‪ .‬ط‪ .2‬مشهد‬ ‫المقدسه‪ :‬الجامعه الرضویه للعلوم االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .35‬معرفه‪ ،‬محمد هادی (‪ .)2009‬التمهید فی علوم القران‪ .‬ط‪ .2‬قم‪ :‬منشورات ذوی القربی‪.‬‬ ‫‪ .36‬بحث خارج الفقه‪ .‬مفاتیح عملیه اَلستنباط الفقهی‪ .‬الدرس رقم ‪ .۹6‬علی الرابط‪:‬‬ ‫‪http://alhaydari.com/ar/2012/09/39605‬‬ ‫‪ .37‬حب الله‪ ،‬حیدر‪ .‬التفسیر اْلثری عند المسلمین‪ ،‬مطالعه فی المفهوم‪ ،‬اْلدوار‪،‬‬ ‫التاریخ‪ ،‬اْلعمال‪ ،‬اْلشکالیات‪ .‬موقع حیدر حب الله‪http://hobbollah.com/books :‬‬ ‫‪ .38‬عبد االعلی‪ ،‬سلمان‪ .‬نظره حول منهج السید کما ل الحیدری فی التعامل مع الروایه‪.‬‬ ‫سلمان عبد االعلی علی الرابط‪http://aldiyarlondon.com/2012 -08-09-12- :‬‬ ‫‪36-20/1-articles/10821-2013-11-22-12-44-15‬‬ صفحه 106 IJMIPLDR International Journal of Multidisciplinary and Interreligious “ PURE LIFE” in the Divine Religions (Scientific and Multilingual) Vol. 8, No. 25, June 2021 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442/ Khordad 1400) Concessionaire: (Al-Mustafa Open University) Affiliated with the Al-Mustafa International University Director-in-Charge: Dr. Mohsen Qanbari Alanaq (Assistant Professor of Al-Mustafa International University/ Islamic Studies in English) Editor-in-Chief: Prof. Mohsen Malekafzali Ardakani (Professor of Al-Mustafa International University/ Jurisprudence and Principles of Islamic Right) Deputy Editor: Dr. Syed Abazar Hashemi Harikandei (Vice President for Research and Production of Al-Mustafa Open University/ Religious Sciences and Denominations) Regional Editor: Dr. AbasAli Barati (Assistant Professor of of Al-Mustafa International University/ Communicationm, Jurisprudence and Principles Executive Manager: Dr. Yazen Ali (Syria) (Researcher at the Islamic Center for Strategic Studies/ Mysticism and Law) Address: Qom, Southern Sahili Road, Before Musallah, Between Lanes 4-6 Post Box: 3713913554 Telephone and Fax: 32613875 - 32114175 Number of Pages: 156 ISSN: 2676-7619 Circulation: Electronic Printing Web: http://p-l.journals.miu.ac.ir Email: research@mou.ir p-l.journals@miu.ac.ir purelifejournal@gmail.com صفحه 107 Internal Editorial Board: Prof. Mohammad Faker Meybodi Prof. Mohammad Kazem Shaker Prof. Abdoreza Mazaheri Prof. Alireza Nabilou Chehreqani Prof. Hamidreza Ayatollahy Prof. Gholamreza Jamshidiha Dr. Syed Akbar Hosseini Ghaleh Bahman Dr. Syed Mohammad Hossein Hashemian Dr. Ahmad Qudsi Dr. Ali Rahmanifard Prof. Ibrahim Fayaz Dr. Abolfazl Khoshmanesh Dr. Mahmoud Karimi Banadkooki Dr. Amir Khavas Dr. Reza Najjari Dr. Saeed Arjmandfar Dr. Ali Pakpoor Dr. Farzaneh Azam Lotfi Dr. Ahmad Mortazi Dr. MohmmadSheta Badra Professor of Interpretation and Sciences of the Quran in Al-Mustafa International University Professor of Quran and Hadith Sciences in Allameh Tabatabai University Professor of Islamic Mysticism in Islamic Azad University Professor of Persian Language in University of Qom Professor of Philosophy in Allameh Tabatabai University Professor of Sociology in University of Tehran Associate Professor in Philosophy of Religion, Imam Khomeini Education and Research Institute Associate Professor of Cultural Policy in Baqir al-Olum University Associate Professor at Principles of Islamic Jurisprudence in Al-Mustafa International University Associate Professor of Jurisprudence and Maaref in Al-Mustafa International University Professor of Culture and Communication in University of Tehran Associate Professor of Quran and Hadith in University of Tehran Associate Professorof Quran and Hadith Sciences in Imam Sadiq University Associate Professor in Philosophy of Religion, Imam Khomeini Education and Research Institute Associate Professor of Islamic Management in Payame Noor University Assistant Professor of Transcendent Theosoph in Bentolhoda University Assistant Professor of Islamic Ethics in Al-Mustafa International University Assistant Professor of Language and Literature of Urdu Culture in University of Tehran Assistant Professor of Jurisprudence and Principles of Islamic Right in University of Tabriz Researcher of Philosophy and Management and Economics in Al-Mustafa International University International Editorial Board: Prof. Syed Ali Mohammad Naqvi (India) Prof. Bernhard Uhde (German) Prof. Emmanuel Malolo Dissakè (Cameroon) Dr. Enis Doko (Turkish( Dr. Kholid Al-Walid (Indonesia( Dr. Syed Mohammed Saghir Al-Hosseini (Morocco( Dr. Riyadh Abdelhalim Al-Baheli (Iraq( Dr. Ousmane Weynde Ndiaye (Senegal( Dr. Syed Sadiq Abbas Al-Mousavi (Lebanon( Dr. Abesha Ayele Gota (Ethiopia) Dr. Tofiq Asadov (Azerbaijan( Professor of Theology in Aligarh University Professor of Philosophy and Theology in University of Freiburg Professor at History and Philosophy of Science and Technology in University of Douala Associate Professor of Philosophy in Ibn Haldun University Associate Professor of Islamic Philosophy in Islamic University Jakarta Assistant Professor of Contemporary Jurisprudence in Al-Mustafa International University Assistant Professor of Quran and Law in University of Basra Assistant Professor of Islamic Mysticismin Al-Mustafa Open University Faculty Member of Sociology in Lebanese University Assistant Professor of Psychology in Addis Ababa University Faculty Member of Islamic Theology in Al-Mustafa International University صفحه 108 Based on the approval of the Juournals Evaluation Council, Islamic World Science Citation Center (ISC) (on 01/06/2021), this Juournal received a score (77/91) out of 100, and it is indexed in this center. This journal is in the electronic form which after being published will be uploaded to the following addresses: (and can be downloaded completely) https://jcr.isc.ac/main.aspx https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/18620 https://www.magiran.com/magazine/about/4950 https://journals.indexcopernicus.com/search/details?id=67468 http://esjindex.org/search.php?id=4865 http://www.sjifactor.com/passport.php?id=21573 http://olddrji.lbp.world/JournalProfile.aspx?jid=2676-7619 https://isindexing.com/isi/journals.php https://scholar.google.com/citations?view_op=list_works&hl=en &user=gkgrdM0AAAAJ https://miu-ir1.academia.edu/PureLifeMultilingualScientificJournal http://p-l.journals.miu.ac.ir/ https://www.noormags.ir/view/fa/magazine/2125 http://journalseeker.researchbib.com/view/issn/2676-7619 http://ensani.ir/fa/article/journal/1325/pure-life https://civilica.com/l/20058/ https://elmnet.ir/eid/A-0095-4933 https://jref.ir/20058 https://dorl.net/information.aspx https://www.researchgate.net/signup.SignUp.html http://linkedin.com/in/editor-in-chief-of-%E2%80%9Cpurelife%E2%80%9D-multilingual-scientific-journal-ab1217205 https://www.facebook.com/almustafa.open.university.research/ https://www.instagram.com/al_Mustafa_open_university/ https://t.me/AlMustafaOpenUniversity https://chat.whatsapp.com/KN8ptoXSAyCB5B5rVfEppI https://web.eitaa.com/#/im?p=%40AlmustafaOpenUniversity https://publons.com/researcher/4100519/international-journalof-multidisciplinary-and-int/ https://www.oalib.com/indexPaper/addIndexPaper https://e-rasaneh.ir/view_Certificate_Details.aspx?CertificateID=74327 http://journalchecker.ir/ https://portal.issn.org/resource/ISSN/2676-7619# https://orcid.org/0000-0003-1797-8470 صفحه 109 Guide for Authors 1. Article must include following sections: Title, Author Profile, Abstract and key Words, Introduction, Problem Statement, Article Structure, Conclusion and List of References. 2. Only those articles will be considered which had not been published before and their authors have not been obligated to publish them elsewhere. 3. Responsibility of scientific and legall authenticity of the articles will rest upon the corresponding author. 4. The right to aspect or reject an article is reserved for the journal. However, The Secretariat of the journal is bound to report the final situation of sent articles to their corresponding authors within 30 working days. 5. Final approval for an article to be published in the journal will be made by the editorial board after the recommendation of referees. The arbitration process is “Double Blind Peer Review”. 6. Length of an article must be 7 pages at least and 30 pages at most where each page contains 250 words. 7. Quotations and adaptations from articles of the journal, with reference to the source, are allowed. 8. To write a Persian and Arabic article, be “IRLotus” font with the size of 14pt should be used. To write a Urdu article, be “Alvi Nastaleeq” font with the size of 14pt should be used. To write a English article, be “Times New Roman” font with the size of 14pt should be used 9. References should be arranged alphabeticaliy and should be listed as under: Surname, Name (Year of Publication). Title (with “Bold” font style). Name of Translator (If Applicable). Volume. Edition. Place of Publication: Name of Publisher. 10. Endorsement of references related to sources in the text should be made in from of (Name of Author, Year of Publication: Page Number). 11. References of each page, such as the Latin equivalent of specialized vocabulary, idioms and side descriptions should be included in the footnote of the same page 12. The author is required to send his / her educational details and academic rank along with sending the article to the address of the scientific quarterly: http://p-l.journals.miu.ac.ir/contacts?_action=signup 13. At the journal is multilingual, venerable scholars can submit their articles in Languages: Persian, Arabic, Urdu, English, French, Turkish, Azeri and etc. 14. After the article is publisherd, the secretariat of journal is bound to E-Mail the electronic edition of the journal to given the E-Mail address of the author(s). صفحه 110 A Word from Chief Editor International Journal of Multidisciplinary and Interreligious “Pure Life” in the Divine Religions is an scientific and multilingual Journal of which will be a window to man’s eternal life. On the other hand, Al-Mustafa Open University as one of the centers affiliated with Al-Mustafa International University, considers its mission to introduce the divine teachings to ground dwelled man, so that he could be able to establish a fresh living by using the knowledge bestowed upon him by Almighty God in such a manner that it brings him worldly peace and eternal prosperity. Accordingly, journal of “PURE LIFE” in the Divine Religions is an opportunity for the students and graduates of university and other researchers to spread out their scientific and cognitive knowledge on the vast arena of cyberspace and also, by using scholarly dialect, reflect religious knowledge of monotheistic religions and sects into various aspects of human life. We hope through efforts of knowledge seekers, this window may become more magnificent outstanding صفحه 111 A Word from Managing Editor Research is the vital stream of life in the realm of insight and science. Its dynamism leads to generation and expansion of knowledge borders and neglecting this area, makes knowledge sleeping and lifeless; and the first consequence of this sleeping is ignorance. In these very days, we are witnessing the modern ignorance, which roots in absence of sound and lucid research in different areas. Today research is considered to be a gate for expanding the borders of knowledge and plays an eminent role in human activities. Exploring humanities areas and Abrahamic religions can enable people to understand the human issues and difficulties to offer solutions for them. The growing of different fields of knowledge demands discussions in more scientific areas. Today, Explaining a vast range of humanities Science areas and Abrahamic religions in global scope is a necessity. International Journal of Multidisciplinary and Interreligious “Pure Life” in the Divine Religions, with the aim of creating a situation for presenting articles by scholars and researchers around the world, is trying to improve the level of scientific researches in humanities and Abrahamic religions (Islam, Christianity and Judaism), for expanding the relationships among researchers in humanities and divine religions. This interdisciplinary and multilingual journal is published electronically and in each issue, approach is to deals with comparative studies in the field of religion and life. in every special issue, we are ready to publish scientific articles by scholars, researchers and professors around the world. journal of “PURE LIFE” in the Divine Religions is published, every season, in a form of a multilingual, electronic and promotive student journal. This very volume, represents the six best articles in Three language: Farsi, Arabic and English. Thanks to Al-Mustafa Journals Commission and Ministry of Culture and Islamic Guidance in Islamic Republic of Iran, journal of “PURE LIFE” in the Divine Religions , as the first scientific journal in Al-Mustafa Open University is ready to publish the scientific journals. صفحه 112 https://dorl.net/dor/20.1001.1.26767619.2021.8.25.5.5 Reading the Qur'anic and Narrative Views on Inventory Features Called “Jenn” Authors: Dr. Tahere Mohseni (Iran),1 Dr. Khadijeh Ahmadi Bighash (Iran)2 Dr. Sofia A. Koutlaki (Wales)3 Reccive: 12/06/2020 Accept: 19/03/2021 Abstract The Holy Qur'an and narratives, rejecting the invisible beings of the pseudonymous genius, reject the beliefs and beliefs of the falsehood, and by explaining the truth of the existence of the gens, the path to the arrival and prevalence of any religious and practical deviation among the Muslims is closed about this creature. Although the elements of the existence of the jinn are different with man, the purpose of the creation of man and the jinn is one and the most similar creatures are introduced to man; therefore, the explanation of the true characteristics of the genius from the perspective of the Quran and the Hadith, in order to recognize the false, false and distorted beliefs, It is necessary and necessary. Jenn has sex, genitals, authority, perception, responsibility, and duty, and therefore has groups of believers and infidels and different religions and sects, and because of the totality of these blessings, they have resurrection, publishing, and Account will be. Jinn from the perspective of the Qur'an and narratives are the most similar beings to humans, but because the original element of the 1. Assistant Professor at Department of Islamic Education, Faculty of Theology and Islamic Studies, Imam Sadegh (AS) University (Women’s Campus), Tehran, Iran, t.mohseni@isu.ac.ir 2. Instructor at Department of Comparative Interpretation, Faculty of Quran and Hadith, Kowsar Islamic Sciences Education Complex, Tehran, Iran, kh.ahmadi3103@yahoo.com 3. PhD at Department of Language and Communication, Faculty of Cardiff, University of Wales, Cardiff, Wales, sakoutlaki@gmail.com صفحه 113 114 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) creation of the jinn is different with humans, there are differences with humans. They were created from the fire before the human being created from the soil. For this reason, they benefit from certain features such as impurity and speed. Because of their power, they can appear in different forms in the sky and in the earth, but they are human beings. An inventory has authority, perception, science, responsibility and duty. Keywords: Jenn, Quran, Narrations Introduction Based on religious texts, apart from the material world and organic creatures, there are also Faramatian realms and parts of the universe and its creatures, which are beyond the scope of our perceived five senses. From the beginning of Islam, the infidels, because of lack of wisdom and wisdom, cried to the Prophet of God (PBUH) why they cannot see him as eyes with his eyes, uncanny realms and their creatures, and for the same reason, by refusing these matters, They considered it contrary to the normal rules. Nowadays, the attitude to material appearances and manifestations by some, as materialists, and the belief in the existence of those things that are experimentable and observable, have led many people to believe in nothing but what they see, and thus False beliefs and superstitions believe and believe. However, the Holy Qur'an and narratives of the Ahl al-Bayt (AS), by explaining the reasons for the inadequacy of the beliefs of the unbelievers, describe the foremost universe, and creatures such as angels and jinns as two examples of the entities of the universe of the unseen. Now, the question remains that considering the existence of the invisible existence of the name of the genius, what features and attributes to distinguish between the true and legendary صفحه 114 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /115 meaning of this being can be seen from the perspective of the Quran and the traditions of the Ahlul-Bayt (AS)? The concept and truth of the jinn . In the books of the word, the word “jinn” and its derivatives are meant to be hidden and invisible. (6.Ibn Manzur, 1414: 13&93)/ Ragheb Isfahani, 1414: 1&203) The day of Imam Baqir (AS) was sitting in a shrine between a group of friends and one of his friends, who suddenly came to the Imam (PBUH) with a congregation from his right and said to Imam (AS): “Do you ask question?” He said: Yes, ask. He said: why was the name of the genie; He said: Because they were constantly hidden and behind the curtain and were not seen. (Tabarsi, 1381: 2&178) The derivatives of the term “genius, soul and jinn” are mentioned in 32 verses in the Qur'an. Which has 22 times the “jinn” itself. (Turahi, 1375: 6&27) In the interpretation of the Quran, Jinn is a kind of creature with intellect and consciousness, and since humans are unseen in our view, this is called the “jinn” (and the difference between them and man) That the man is tangible and the nonperceptible genius). Sometimes the term “jinn” is meant to be “devil” because “jinn”, as we have said before, is basically the word “disappearing” in the meaning of each being, and in the verse of the 50th chapter of the cave, we read about the head of the devils, “Iblis”: “Khan me al-jen”: From jinn). And also in verse 82 of the Prophets chapter: “We set up some of the devils to him (Solomon) who dives for him (in the seas) and did other things for him”. What in this verse is as a devil It has been mentioned in verses 12 and 13 of the chapter of Sabā as “jinn”, and it is clear that these two do not conflict, because we know that the “devils” are also from the “jinn”. (Makarem Shirazi, 1995: 5&439) صفحه 115 116 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) Given that the verses of the Holy Quran and the traditions of the Ahlul-Bayt (AS) indicate the existence of the jinn, now the question arises as to what is the true existence of the genius? Ṣadr ad-Dīn Muḥammad Shirazi writes in this regard: “Jen is the existence in this world of sense and existence in the world of the unseen and the parable (the example of the universe); but their being in this world, as stated, is no body that makes it a kind of subtlety and moderation There is no other than that which is the soul of it, and the soul of the active source has been added to it. And it may be that the reason for the emergence of the hidden face (jinni) on some occasions is that they have subtle bodies that are modest in softness, and accept separation and congruence. And when it is rounded up and overthrown, its consistency becomes firm and observable; it is seen as the air, which, when it is broken down and clouded, is observed, and when it returns to its subtlety, it is not seen. Because some of the clouds of time come from a lot of masses of air without help from the steam of the sea, and so on”. (Mulla Sadra, 1363: 455) The deceased Khosravani also writes about this: “The genie (in) the world and another world is beyond our world and is visible from our eyes and is not visible, and God knows its truth, and we save everything except that which is right We have spoken and introduced, and His Messenger has known us in the correct news. We do not know anything else and we do not know”. (Khosravani, 2011, Vol. 8: 391) The statement of Tabatabai in the interpretation of verses 26 and 27 of Hajar says: “The appearance of the conflict between the words” and the glorification of the created self is the salsal of my love “and the next verse” and my love for me, before me is established, as The first sentence attempts to express the principle of the creation of mankind, the second sentence is in the same sense. صفحه 116 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /117 So, it turns out that the creation of life has been the beginning of the poisonous fire. Are the next generations of John, like their first person, from the poisonous, in contrast to the man whose first person is from the Salsal, and the later people from his descendants; or the jinn, as well as human beings, cannot be used from the Word of God, because the Word of God The statement is empty. (Tabatabai, 1361: 12) The creation of “genius and devil” is based on Qur'anic verses, but the question arises when it comes to the Holy Qur'an, which fire is? Is this the fire caused by the combustion of combustible objects with oxygen? Apparently something other than the fire mentioned. Therefore, according to the verses of the Holy Qur'an, the genus is like a human being, a material being, with the difference that man is from the soil, and the jinn is from the fire; Naturally, as human beings have the soul, the genie also has the soul; and such beings exist between the soul and the body of the opposite. So there is an interaction between the soul and the object. The same law is true of the genie, which is also material, and there is such a relationship between his soul and his body. (Mesbah Yazdi, 1376: 310) Jenn's Attributes The Holy Quran has spoken in the sixteen surahs. In the verses of the Qur'an, the three words “al-jen”, “john” and “al-junah” refer to some of the jones that are: 1. Creation of a Flame of Fire And my beloved lieutenant “Marj-i-Nari” (Rahman, 15) say that Marj is a fire that the red, yellow and green tabs are blended together after its high and sharp. It is based on Marjuddin and Alamr is an unexpected and disturbing event, and on the ninth day of the second journey of the conquests of Makiyah mentioned that Marj is a flame rising into the air, which is said صفحه 117 118 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) to be an air Therefore, the soul of the creature consists of two elements, which are the fire and the air and man created from two elements of water and soil. (Kashani, 1344, Vol. 9: 121) It is narrated from Ibn Abbas that: Iblis is from one of the gentes They are called jinns, and they are created from a special fire among the angels, and the dinosaurs mentioned in the Qur'an are created from the flame of fire. It is also stated that they created the fairy from the fire and its cause is the promise of God: “And We created the soul before it was clear from the fire”. And God says from Iblis: “You created me from the fire and you created him from the flower”. (Majlesi, 1351: 7&262) 2. Creation of Jinn before Human Creation “Allah, the Creator of Me, Before Me NAR-ALSOMUM” (al-Hejr, 27) The Lord says that Satan was created before Adam, and created a fire that produced a hot and dead wind. Some say: that is, a fire that does not smoke, and the thunderbolts are the same. (Tabarsi, 1360, Vol. 13: 184) Imam Ali (AS) says: Seven thousand years before the creation of Adam, two tribes lived on the earth, the genius of the tribe and the tribe of the Nemence, the tribal descendants that were somewhat similar to human, with one hand and one leg instead They had mouths, beards, and galloping like lobsters, often the two tribes were in war and strife, but the corruption of the jinn was greater, and God sent a crowd of angels to their battle. In this war, a large number of dinosaurs were killed, a group of people were captured, and some fled to the forests and deserts. By the permission of God, children and adolescents, and women and devotees believed, were forgiven. One of the children of the jinns, “Azazil”, was the devil of Allah's damnation, when God provided the two angels with his maintenance and training. صفحه 118 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /119 The angels took him to the heavens, Satan, through the teachings he received, and the plurality of worship and servitude of God, reached a degree that was like the angels of God, but after his thousand years of worship, when Adam was created, all the angels that Satan was among them Adam prostrated himself, but Satan, because of the intrinsic wickedness and injustice, he suffered from the Lord's command. (Majlesi, 1351: 7&212) Also, the Prophet (PBUH) said: God was with him, nothing was with him, not known or unknown, the first being created by Mohammad Mostafa (AS), we created the people from the Beit with his light. Then God created the air and then created the jinn and settled them in the air and made them all pledges for the livelihood, and for Muhammad (PBUH) for prophecy, and for Ali to the governor, whoever confessed now confesses and each That denied is now denied. The first person to deny was the devil. May God curse him. His work ended in disappointment and the state of affairs now. Then God created Adam from the broadness of the plain of the earth. He turned his face and breathed into his soul. Then he took him out of his body and made a pledge for them. His generosity and the Prophethood of Muhammad and the authority of Ali, whoever pleased, confessed, and whoever Denied the request. (Majlesi, 1351: 3&17) 3. Having the Right to Recognize the Right of Void “Qa'ah al-Hayat al-Eyn-e-Sama'a Qurānā Ajaba” (Jenn, 1) The tribe of the genus has wisdom, understanding and understanding, responsibility and responsibility, and familiarity with the word and attention to the difference between miraculous words, as well They are obliged to advertise their rights. (Makarem Shirazi, 1995, Vol. 25: 102) And this is the reason for the refusal of the manna, the guardian of the law. (Jenn, 9) صفحه 119 120 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) Then the believers of the goddess are one of the signs of the truth of their speech In the world of nature, it is understandable to all the jinns, They say: “We searched for the heavens, and we found all of them full of guardians and strong guards, and the arrows of Mughāb” (Makarem Shirazi, 1995, Vol. 25: 111). “And this is the best of all, and the Lan Nazzha Herba”. (Jenn, 12) The believers of the genius warn others to continue their speeches. And they say: “We are sure that we can never dominate the will of God on earth, and we can not escape from the power of his power”. No one can be dominant, nor can justice be fooled, so it is better to submit (Makarem Shirazi, 1995, Vol. 25: 116). “Or Ma'shar al-Jen, the height of my stature, I am Elan”. (al-An'am, 128) 4. Task and Responsibility “We are the creation of Al-Jen and Al-Mans al-Layabdon”. (Zariyat, 56) It is certain that Allah the Almighty has done nothing in vain, and the creation of the jinn is no exception to this rule. The Holy Quran knows the cause of the creation of the jinn as the cause of the creation of man, which is worship and will reward them in return for worship. “O people of the jinn and men who come to you, messengers of you, cutting you down, and warning you against your day”. They said: “We have witnessed ourselves, and have provoked the life of this world, and have testified to themselves that they were infidels”. (al-An'am, 130) Acceptance, Anne Jananke Same as the presence of Pyrambran and sent by Anan Niz Khoud guide Ber Mukhtar Boden Jan and Ans. The prophets' gender is from Adam, but the phrase “Alm is a messenger” is due to the tomb. With the unity of the nation, Hazrat Imam (PBUH) has been on the genius and the holy man. In Jurjani's commentary, it has been mentioned that, صفحه 120 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /121 by consensus, the right to transcend any jinn to the jinn who did not send a revelation to him. (Kashani, 1344: 3&452) According to some commentators such as Alushi, Gurdbabi, Tabarias, the apostles received the revelation through the apostles and sent to their own breed. (Qara'ati, 1375, Vol .3: 396) The Prophets and the Imams and the leaders in the tribal elite were not only not needed but also not needed, because for the tribe of the jinn it was possible to contact the Prophets and the Avesi and receive the ordinances and the mystic was in the language of all of them. Of course, among them there were scholars who guided them ignorance and endorse them and give them the way to excuse them. It is easier to obtain the commandments than the holy ones. On the other hand, al-'in could have served the Prophets and Imams, or they would be present at the meetings of the Ulema. Among them, there are al-Qa'abr, al-Sāqr and head and powerful, weak and strong, and Sultan, and the position of the jinnism and the Prophet Suleiman, and the judicature of the jinnism on Soleiman and the Qa'far al-Qa'far with his companions, the servant of Abdullah and the coming of Satan in Darandumaih, the idolaters and There are many other issues on the subject. But in the first prophecy, the condition of the prophet is that of humanity. The jinn is not capable of prophecy, and the verses of the holy Qur'an have a strong evidence of this, and the Prophet of the Holy Qur'an was the priest and the honey man. (Tayeb, 1361, Vol. 13: 213-232) It turns out from this verse that the divine prophets, although all were human beings, were to be judged by Adam and Jinn, so if these two entities obey the message and the orders of the prophets, they will be rewarded and if they refuse, they will be punished. In the interpretation of light, Satan is also a genius, صفحه 121 122 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) and the elf is obligated and has punishment and rewards. (Qara'ati, 1375, Vol. 3: 393) 5. Stalem Jenn on the Believers and the Faithful The divine group is divided into two tribes, one tribe of those who surrender to God's obedience, and the other group of those who are deprived of submission to the cause of God that the right is right. “And Manna al-Moslem and Mana al-Qastoon Feminas aslm Falouk is a runaway”. (Jenn, 14) The term “Muslim” is that we are surrendered to God, so “Muslim” is the ones who surrender to God, and in whatever He wants to be commanded and obeyed. And the meaning of the word “Ghasotun” is Milin to void. (Tabatabai, 1361, Vol. 20: 70) And the word (cultivating) in the phrase "Feminist Slam Factor of Rational Impression. (Jenn, 14) applies to anything, means searching for it, and the meaning of the sentence is that those who submit to the cause of God seek to find In fact, Zafar went right to the right. Also, in verse 11 of Surah Al-Jen it is stated: “And Allah, Allah al-Sallahun and Allah Al-Dīn al-Zālā Kānā are the ways of Allah”, (Jenn, 11) Allah, furthermore, specifies that the principle of free will of the will also governs the jinns (Makarem Shirazi, 1995: 25&115), they have divided them into two categories of righteous and non-righteous. In this verse it is quoted in several ways: - Jinnies have different colors. - There are many different types. - There are different branches and sects. - There are various privileges such as algebra, some kind of recipe. (Amin, 1353: 3&143) Indeed, Jenn's optional faith in the 13th verse of the same surah also reads: “And Allah, Allah, Allah, Allah, and Allah”. (Jenn, 13) صفحه 122 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /123 The believers of the Jinn say in their own words: When we heard the guidance of the Qur'an, Believers, whoever believes in his Lord, is not afraid of defilement, nor oppression. Believers make every small and magnificent work (good deed) receive revenues without any reduction. (Makarem Shirazi, 1995: 25&116), as well as the verse “Yeddi ‫"الی الرشد فامنا و لن نشکک بربنا احدا‬ (Jen, 2) This statement of the Jinnian faith in the Quran and its acknowledgment of the fact that it is true, and the sentence "and Len Nasrk barbanah al-Hada emphasize their faith in the Qur'an, and finds that the faith of Jinnian The Qur'an is the same belief in the god who revealed the Quran, As a result, their slaughter is God, and their faith in the divine faith is monotheistic, that is, they will not be able to associate one with God (Tabatabai, 1361, Vol. 20: 61). This verse also indicates that the Prophet (PBUH) And it is anonymous. With a little careful attention to this, one can find a fascinating result: if the prophets and divine parents are the agents of all the jinns, then the jinns are also free from human beings, and with their own will, along with the rational arguments, can be the religion of divine prophets Accept or reject. Those who believe in the Prophet of God and do good deeds will reward those who are human, and those who disobey the commandments will suffer a severe punishment of divine suffering. ‫ او لئک الذین حق علیهم القول فی امم من قد قدت ققلهم من الجن‬Elanzam al-Kahnawa khasirin. (al-Ahqāf, 18) According to this verse of the unbelievers, the jinn also have the same people's eagle. And Allah Almighty Allah Almighty (Jenn, 7) and the Jinns, like you, disbelieved in the group's people, and they believed that Allah would not live any one on the Day of Resurrection. That is, the believers of the goddess told them that the unbelievers who took refuge in the age of jailbreak to men from the jinns thought that if you believed in a group of martyrs that صفحه 123 124 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) God never came after Jesus and Moses of the Prophet, and beyond this jest with their rebellion like the Koran They heard that they believed and were guided. (Tabarsi, 1360, Vol. 25: 347) 5.1 Muslims and Idolaters, Shiites and Sunnis What comes from the verses and traditions is that the group of elks has not only Muslims but also Shiite and Sunni sects. The story of believing the genial group after hearing the verses of the Qur'an from the Prophet on the market is evidence of this claim. I asked for permission to visit Imam Baqir (AS). They said that some of his services are in service, so I waited a little until they left. So, the people came out and I did not know them, because I got permission to enter, I entered and said: I'll be glad, now is the time of the Umayyad and their sword is bleeding (that is, they may be spies and their entry is dangerous to you) Imam (AS) said: O'Abba Hamza, these were a group of “Shi'ites” from the tribe of the Jinn, who came to ask themselves about their religious issues. (Muhammad Rayshahri, 1376: 2&118) Some commentators believe that Jinni Muslims are also divided into different denominations, like humans. It has also been narrated in various books that Jane is Muslim as you are. Gandhi and Mardeh and Rafsheh, Shiite and Sunni, and so on. (Khosravani, 2011: 8&396) In a narration from the Holy Prophet (PBUH), the Prophet said: “Ali is from me, and I love Ali from everyone who loves him. His friendship is Ali's blessing, and his followers are virtues that the angels believe in, and the righteous of the genius are gathered”. (Saduq, 1376: 9) 5-2. Dropping the Jinnies from the Shrikas Allameh Tabatab, in the commentary on the verse “And Allah Allah Qazba” (jen, 5), says: This verse is a protest from the jinns to what they had imagined. صفحه 124 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /125 Humans and Jennifer, whatever they say, are true, and never against God does not lie. As a result, when they came to the polytheists, they heard that they believed that they were giving the woman and the child to God, And then they believed in those unprofessional proportions; consequently, they became partakers of the same as they were, and were still polytheists until they heard the Qur'an and the truth was clear to them, and this adventive is actually the denial of the polytheists and jinns. (Tabatabai, 1361: 39&195) Before the time of Islam, the devils and group of gens were allowed to go to the heavens, and some of them were eavesdropping in the heavens. In the exegesis of the Assembly in the following verse: “And the depressions of the whole of Satan Rajaem al-i-ibāqq alma'mafāṭāā shahab mobin”. (Hajar, 17-18) From Ibn Abbas, it has been narrated that, in ignorance, there were priests who were each satanic, These devils were seduced in places, and they heard the sound of angels from the sky. What they heard about the events of the earth was earthquake, then they came to the priests and provided what they had heard to them, after the expulsion of Jesus (AS) from the three heavens and after the Prophet of Islam (PBUH), were forbidden from all heavens. So the guard of the heavens was given to the stars to take the devils through the meteorites. The meaning of the verses is such that, in the sky, which is the direction above the earth, we have placed towers and palaces, which are the same houses of the sun and the moon, and we decorate it, that is, the sky for the viewers, and the ornament is the same as astronomy and coax and We also preserve it, that is, the heaven from every deviated Satan, and we preserve that the devils do not know what is in the kingdom of the universe, Unless the devil approaches to eavesdropping, he will hear the angel's conversation about the unseen and future events and the like, which will follow as soon as the meteorite approaches. صفحه 125 126 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) The band saw that for some time they had no way to the sky and pursued them as soon as they approached the meteorite. They said that there was a new occurrence in the world, so they decided to go to find the cause. In the exegesis of the Assembly, Ibn Abbas states: Ibn Abbas has narrated that: The Prophet (PBUH) had not specifically prayed for the Qur'an, and did not see the jinn at all in this regard, but they went through a series of companions to reach the market, and this In the days when the jinns were forbidden from climbing to heaven, there was no longer any news of heaven, and the devils had seen each other what was going on. They said that our hands will never reach the news of the sky, whoever asks us to go up the messiah to his suppression, and after telling the tongues, they came to the conclusion that there must have been an incident in the world, you should look at the east and west of the world, and the reason for this Find. On the day that the Prophet (PBUH) sent to the market of paintings, a number of Jeans had come to search for that cause in the land of Thamma, and passed through the Messenger of Allah (PBUH) While this gentleman was busy with the morning prayer, when he heard the voice of the Qur'an from that gentleman, they listened well. Then they said: “This is the accident, that is, it is kept between us and the celestial news; they returned to their people immediately”. And they said: “This is the meaning of the Qur'an, which is the same as the Yahdi-e-Al-Rashid al-Fahmina, and the Lenn-i-Nahr al-Rābna-i-Ahmad”. (Jenn, 1-2) After this incarnation, the Almighty God revealed to his apostle how to say: (Jenn, 1). Therefore, the group of elks also abandoned Islam and converted to Islam. (Rejali Tehrani, 1375: 108-110) Therefore, Prophet Ali (AS), in conjunction with a Jew, speaks to Prophet Muhammad (PBUH) regarding Sunnis Prophet Muhammad (PBUH): صفحه 126 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /127 Ehsan Hazrat Zahra Sobhan is much more than the last messenger of Allah, for the Divine of Solomon, all those devils who live on disbelief And were revengeful and the Prophet (PBUH) , for the sake of confessing the Prophethood of the Prophets, believed in the Prophet's for the sake of confession to the Prophets of the Holy Prophet (PBUH). Therefore, from the tribes of celibacy and their aristocracy, they came to the service of the Prophet Elanus and Al-Jān through the obedience and servitude of the goddesses. One of those jinns from Nasybeen and eight others from Bani Amr ibn Amer was from Ajnan. I passed through that same congregation, and this tribe is the congregation that the Most High God calls for in the Qur'an, in his right, that: And they were not alone. At that time, Prophet Muhammad (PBUH) was staying in the palm of the palace, as the nobles and aristocrats of the Prophet (PBUH) turned over to Zulu al-Mann. The Prophet Muhammad The tribe asked why you were late, they began to apologize. And the Prophet (PBUH) said: The prophet of Allah (PBUH) believed that our deity was not yet sent by the holy Imam of the Prophet to guide the Ummah because our inquiry was sent to you by Allah through the guidance and guidance of the Master of the Qal ' Thank you for speaking of your Majesty, Sayyid AlBoreh, you have come to you. You have taught your religion and your nation to return to your own repentance. We will teach and advise each of our relatives and confidants. The Prophet (PBUH) said: “You must each have to pay homemade to your homes, get your citizens and tribes and relatives to come in accordance with the law”. He quickly removed all his relatives so that seventy thousand people came to the service of Seyed al-Bashr They taught it and taught the customs of fasting, prayers, Zakat, Hajj, Allah, AlHaram, Jihad, and the priests of Islam, and the apologies that صفحه 127 128 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) were made to the Prophet's mission. They said: “O Prophet Muhammad (PBUH), these relatives, we were all misguided, and they used the path of shirk and disbelief, and they gave the relation of the child and the woman to you”. Allah and Hassan Tufiq are honored to speak with your happiness. Nabi al-Rahmah to the perception of religion. And the nation became merciless. Then the Prophet said: O Jews, this mercy and kindness from the Prophet of the Prophet (PBUH) to the Khatam, the great prophets, are so great and excellent that he was revealed to the Prophet Solomon, after which he said that the Supreme Lord, the Creator of Allah, who is through the proof of prophecy And the statement of the Prophet Muhammad (PBUH), after the devils, jinns and others, were obstinate from the decree and command of most Prophets and apostles, were submissive to Nabi al-Ansan and Al-jun. And the believer of the devils is so much that the Prophet was born of a person so that he could direct the Prophet to the genius and the soul so that Al-Sayyed al-Mursalin would guide the guidance and guidance. 5-3. Jannian Faith before Islam to the Religion of Prophet Moses and Jesus “Qalawa or Muhammadna Sana'a Kala'a An'zal I am the son of Moses Mosaddeqa Lama between Yidiyah, Yeddi al-al-Haq and Al-Tayriq”. (Ahqaf, 30) It turns out from this verse that the jinns believed in the religions of Moses and Jesus (AS) They used the rules contained in their books because the group who had gone to the Prophet (PBUH) to hear the verses of the Holy Qur'an advised the others when they returned. And they said: We saw that he was the Prophet of the Torah and the Gospel, and He acknowledged them. This statement proves that they had sufficient knowledge of these صفحه 128 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /129 scriptures, and then they believed in hearing the words of the Prophet's right. 6. Holding and Publishing and Rescuing “The Fuweed La Iseal of the Zenba of Anas and of La John” (Rahman, 39) On this day, the sins of anas and jinn are not questioned, that is, the question is not being forgiven until it becomes known and the sin of work is determined by the question, for God Almighty He has counted all deeds and kept his servants; Of course they ask, the question is to repent and blame for calculation. Imam Reza (AS) has been narrated that he said: On that day do not ask the jinn and the anos, and the meaning is that one who believes in the truth and authority of the people of Imam (AS) and Imamate Imams (AS), committed a sin and did not pay attention in the world. Will be punished in grief and will come out of his grave at the Resurrection, while it is not guilty for him to be questioned. (Tabresi, 1360: 24&101) Also, the verse “But Al-Qa'ta'on Fakanova Lejhanm Hataba” (Jenn, 15) states: "But the dirty wood of hell is Hell, and they are burned in hell, their fire is ignited; they are like the devious ones of the Holy Qur'an. Hell read. He said: “Fatqawa alnar alti alwadda al-Nas” (Bagherah, 24)/ (Ref: Tabatabai, 1361, Vol. 39: 202-203) In a narration from the Prophet (PBUH): “God has created the elf in five classes: a class like wind in the air ), And the guilds are in the form of snakes and guerrillas in the form of scorpions, and the guinea worms of the insects, and the guilds of them are like humans, which account for them and eagles”. (Qomi, 1414: 1&186) Conclusion With the precision of the verses of the Holy Qur'an and the traditions of the Ahl al-Bayt (AS), the following research findings are obtained regarding the characteristics of the genus: صفحه 129 130 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) - The genre has a historical-intellectual background before Islam, but the Holy Qur'an and narratives, with their particular approach, on the one hand, raise the common cause of the creation of jinn and mankind, and on the other, emphasizing his characteristics, Modifies the subjectivities, beliefs, beliefs and cultures about it. - Jinn from the perspective of the Qur'an and narratives are the most similar beings to humans, but because the original element of the creation of the jinn is different with humans, there are differences with humans. They were created from the fire before the human being created from the soil. For this reason, they benefit from certain features such as impurity and speed. Because of their power, they can appear in different forms in the sky and in the earth, but they are human beings. An inventory has authority, perception, science, responsibility and duty. - Therefore, in order to choose the right path, the Prophet needs the Prophet (PBUH). Because of them, the possibility of communicating and contacting the prophets and the 'O'Sia'ah, the prophet Muhammad (PBUH) was also referred to the jinns. There is religion, religion, and denomination among the jinns, and they are like a human believer and a disbeliever. They have two females and males, they reproduce, and they also have death, resurrection and account, and the book of the forefathers. Because the story of Solomon in the Quran and serving some of the believers' gnomes for prophets, imams and individuals selected in some traditions indicates their obedience. - Allah Almighty, while expressing the similarities in the creation of the jinn and man and the purpose of this creation, emphasized two points: first, that the jinn is like the human being of God, so it is not worshipable. Secondly, the genius enjoys the characteristics that صفحه 130 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /131 humankind lacks, but these characteristics are not considered to be true perfection, but it is this man who can achieve complete perfection by gaining the position of the caliph of Allah. Resources 1. Holy Quran. 2. Amin, Nosrat (1353). El Arfan Store Der Koran Science. Isfahan: Islamic Encyclopedia Center. 3. Amali, Ibrahim (1365). International Interpretation. Tehran: Publisher Katabkhana Sadok. 4. Fakhri Razi. Large Commentary. 2nd ed. 5. Al-Jarjani, al-Husayn Ibn al-Hasan (1377). Tafsir Gazer, The Unconsciousness and Evacuation of the Believers, Tehran: Islamic Encyclopedia Center. 6. Ibn Manzur, Muhammad Ibn Mukarram (1414). Lisan AlArab. Beirut: Dar Sader. 7. Kashani, Mullah Fathallah (1344). The Approach of the Righteous. Tehran: Andisheh. 8. Kulayni, Abu Jaafar Mohammed Ibn Ishaq (1377). al- Kāfī. Tehran: Golgasht. 9. Majlesi, Mohammad Baqir (1351). Bihar al-Anwar. Tehran: Dar al-Taleb al-Islamiyyah. 10.Nasafi, Abu Hafs Najm al-Din Mohammad (1367). Al-Taysir fi al-Tafsir. Tehran: Sorosh. 11.Makarem Shirazi, Naser (1995). Tafsir Nemooneh. Qom: Ali Ibn Abi-Talib Institute. 12.Mesbah Yazdi, Mohammad Taghi (1376). Theology of the Quran. Qom: Imam Khomeini Education and Research Institute. 13.Mirza Khosravani, Alireza (2011). Tafsir Khosravi. Tehran: Islamiyeh. صفحه 131 132 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) 14.Muhammad Rayshahri, Mohammad (1376). Mizan alHekmah. Qom: Dar al-Hadith. 15.Mulla Sadra, Mohammad Ibn Ibrahim (1363). Mafatih alGhayb. Tehran: Sadra Publications. 16.Qara'ati, Mohsen (1375). Tafseer Nour. Tehran: Cultural Center Lessons from the Quran. 17. Qomi, Abbas (1363). Safineh al-Bahar. Tehran: Andisheh. 18. Ragheb Isfahani, Hossein Ibn Mohamed (1414). Vocabulary in the Stranger of the Quran. Beirut: Dar al-Fekr. 19. Rejali Tahrani, Alireza (1375). Gen and Demon of the Qur'anic Investigation, Rawai and Aqli. Tehran: Andisheh. 20. Sadouq, Mohammad Ibn Ali (1404). Al-Amali. Beirut: Dar al-Fekr. 21. Saduq, Mohammad Ibn Ali (1404). The Eyes of the News, The Scientific Foundation of Publications. Beirut: Dar al-Fekr 22. Tabarsi, Ahmed Ibn Ali (1381). al-Ihtijaj. Qom: Ansariyan Publications. 23.Tabarsi, Fazl Ibn Hasan (1360). Majma' al-Bayan. Beirut: Dar al-Fekr. 24. Tabatabai, Syed Mohammed Hossein (1361). Al Mizan. Beirut: Dar al-Fekr. 25.Tayeb, Abdul Hussein (1361). The Best Statement in the Interpretation of the Koran. Tehran: Andisheh. 26. Turahi, Fakhr ol Din (1375). Majma-ul-Bahrain. Tehran: Mortazavi. صفحه 132 https://dorl.net/dor/20.1001.1.26767619.2021.8.25.6.6 Manifestation of the Essence of God in Ibn Arabi’s and Meister Eckhart’s View Authors: Prof. Mohammad Mahdi Gorjian(Iran), 1 Dr. Yazan Ali (Iraq), 2 Dr. Kinana Mustafa (Syria), 3 Suzan Fahs (England)4 Reccive: 05/11/2020 Accept: 01/02/2021 Abstract The manifestation of the Essence of God in the point of view of Ibn Arabi and Meister Eckhart is considered one of the most important and fundamental ideas on which the other mystical questions depend on. Ibn Arabi regards this matter in the way that it represents the Essence of God, namely the manifestation of the Essence of God and other worlds is because of His hiddenness in these worlds which is resulted from the Breath of the Merciful (the complete divine manifestation). Meister Eckhart also regards this matter as the truth of everything and originates from the divine perception of Himself, and this perception flows to all things by which the Essence of God manifested in the whole things including human, soul and the light. The Essence of God is the Love who penetrates the whole attracting things to Him. So the manifestation and hiddenness in the two mystics' views is the proof of the two verses (He is the First, the Last, the Manifest, and the Unseen and He knows all things), and We are closer to him than even his jugular vein. This manifestation and hiddenness don’t just concern the worlds 1. Professor of Philosophy and Member of the Department of Philosophy and Theology, Faculty of Philosophy and Ethics, Baqir al-OlumUniversity, Qom, Iran, mm.gorjian@yahoo.com 2. Lecturer of Modern Theology Department, Faculty of Al-Qaseem, University of Elia, AL-Najaf, Iraq, saqikhomar@yahoo.com 3. Civil Engineering Department, Faculty of Engineering, Damascus university, Damascus, Syria, kinanamustafa@gmail.com 4. Student of the Department of Dentistry, Faculty of Dentistry, The Open University, Walton Hall, England, malichehab@hotmail.com صفحه 133 134 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) and beings, but includes the visible world, the world of unveiling matters relating to the unseen, the stations, and states. Mystics and holy travellers stated the secret of this manifestation and hiddenness of the Essence of God, namely, the full orientation towards the Essence of God, this approach gives an expansion of readiness to the mystic and holy traveller to enable him to receive and reflect the divine perfection more and more; for that they recommend the importance to protect this hiddenness and continuing its manifestation. Keywords: Manifestation, Hiddenness, Essence of God, Ibn Arabi, Miester Eckhart Introduction When we talk about the manifestation of the essence of God in the mystical system of Ibn Arabi and Meister Eckhart, it is imperative that we study all the existents because they are the manifestations and the sages of God. It is also related to the external worlds as well as it is related to the inner worlds, the worlds of disclosure and witnesses, wherein this field the person who, through walking and traveling, attains the purest manifestations of the divine essence, and this is what is confirmed by those who are aware of the necessity to rid the traveler of the multitude and his readiness to accept the divine appearance in him. through the culture that Ibn Arabi and Eckhart have, we find a difference in the language to which they deal with the issue of appearance, but this does not mean that they speak in two separate fields, but rather that the spirit of meaning present in both of them indicates the closeness and the approach of these topics.In this research we are going to cover the following issues: صفحه 134 Manifestation of the Essence of God… /135 Eckhart’s Manifestation 1. Manifestation of the Essence to Himself 2. Manifestation of God’s essence in light 3. Manifestation of God’s essence in things 4. Manifestation of God’s essence in man Ibn Arabi’s Manifestation 1. Manifestation of the Essence to Himself 2. The manifestation in Divine names 3. The manifestation in the world of creation 4. The skepticism about manifestations The Common Manifestations of Ibn Arabi and Eckhart 1. The Manifestation of the Essence to Himself It is natural, in my opinion that the first and most important issue in the common manifestations of Ibn Arabi and Eckhart is the manifestation of the Essence to Himself, and the factor in this manifestation is the Essence, unlike the other types of manifestations in which the factor in its manifestation is the Manifest name (Al- Zaheer). Of course, for Ibn Arabi an important question arises about the factor of manifestation, which is how, the Manifest name (Al-Zaheer) could be the reason for the manifestation, and so far has not been identified if it is monism(Al Ahadiyah) or monotheism (Al Wahidyah)? Where it is possible to impose the dominance of the Manifest name (Al-Zaheer) over the words of creation and formation and not before. In fact, if we want the answer to this question, it can be said that the apparent name before the detail and inclusion or after it remains the factor and the reason for this manifestation, and the reason for this is that the name is only the perfection of the Essence of God. صفحه 135 136 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) Therefore, this perfection is the one that dominates the manifestation, the point of the matter is that this perfection is to be found in the name manifesting in the scientific presence (Hadra), so the manifestation of the Essence to Himself is not related to the pre-existence stage or after it, but rather includes all the stages, and the difference between them is that this manifestation is not preceded by the hiddenness and it is in absolute manifestation, just as we said that the Essence is hidden here in the absolute hiddenness, which is not preceded by the manifestation but it is the manifest in the same way that it is hidden, as Ibn Arabi states: “As for what taste knowledge (al ma'arifa althewqiah) gives, it is that He is Manifest in terms of what is Hidden, and Hidden is from an entity (Ayn) that is Manifest and the First from an entity (Ayn) that is Last, as well as saying in the Last, and the robe(Izarr) of the same that is a cover (ridaa) and a cover (ridaa) of the same of a robe (Izarr) that is never characterised by two different proportions as it decides, and the mind (Aql) understand it in terms of what is a thought; that is why ‘Abu Saeed al Kharrazi said, and he was told how he knew God, so he replied “By combining it between the two opposites, then he recited “He is the First, the Last, the Manifest and the Hidden”. (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 40-41) And the manifestation of the Essence to Himself is what is causing the manifestation of Loci (Mathaher) and God’s attachment to Loci (Mathaher) is the act of love and all of it is because of the Breath of the All-Merciful (al nafas al-rahmani). “Creation is caught in the epithets of God (Al Haqq) and is not otherwise. Therefore, the manifestation of creation (Al Khaleq) was by Al Haqq and the manifestation of Al Haqq was not through creation, for the fact that Al Haqq was still manifest to Himself and was not characterised by His lack of anything, just as the creation was characterized by its lack of manifestation for صفحه 136 Manifestation of the Essence of God… /137 its entity (Ayn) in its entity (Ayn) to Al Haqq”. (Ibn Arabi, 2002, Vol. 3: 287) As for the evolution and emergence of worlds, it is from the Merciful Divine Breath, as Ibn-Arabi expresses: “The formation of the world from the Merciful Breath (al nafas al-rahmani) which is manifest from the Loving affection(mahabba) of God.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 402) Also Qaysari indicate to the same matter: “The world appeared in the Merciful Breath”. (Al-Qaysari, 1375: 887) for Eckhart, the manifestation of the Essence to Himself is basically the manifestation of everything, (Shah-Kazemi, 2006: 175) as it is the introduction. Therefore, the perception of the Essence to Himself is achieved by the manifestation of the Essence to him, and this perception has a Syriac nature where it show things, and this is exactly what Ibn-Arabi said about the God’s Essence perception, the perfection and then the partial nouns to infinity, resulting in the occurrence and manifestation of these things set in their worlds, as for Eckhart’s Essence-perception, he is what constituted what Ibn Arabi called the loving movement from which the whole was born with a different nature that reflects the perfection of God. Also, this perception, if we are in line with Eckhart’s idea that it is the basis of existing, then the idea will not be definitively different from Ibn Arabi in the arrangement of the worlds, the purpose of the matter is that Ibn Arabi refers to the manifestation of God in each perceptual level separately, so by His own awareness of monotheism, and by His perception of His detailed perfection, monism appears, but Eckhart doesn't give this detail, but rather speaks in general terms about this topic, and this thing is not strange to those who read Eckhart’s ideas, who tends to be concise in proposing and relying on mentioning the rules of things, صفحه 137 138 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) but the detail that we notice in Eckhart about the manifestation of as a result of perception is that this manifestation that runs in things, is accepted by the realities of things according to their nature, whereby this emanation does not receive in a transcendent way except for an uncreated Level, which is the Son and the Holy Spirit, so that the Holy Trinity is achieved in Eckhart’s view, likewise, if we scrutinise the words of Ibn Arabi, the position of monism and monotheism which reflects the Divine perfection in a more honourable and complete manner, are also created. If one of the studies could compare between Christian and Islamic mysticism and present an application between the Holy Trinity and God’s essence, monism and monotheism, a qualitative leap would undoubtedly occur in the field of mysticism and solving the Christian Trinity dilemma, especially Eckhart believes in the idea of the perfect man and the children of God, not just the son. And in return to our topic Eckhart says: “By perception, God manifests to Himself, in perception God flows in Himself, in perception God flows in all things, in perception God created everything, and if perception was not in God there was no triad and therefore no creature was created”. (Eckhart, 2009: 455) Regarding receiving this flow in a more complete and honourable manner, Eckhart says: “God is everywhere and present at all times and in this field no creature can surround God or reflect His own goodness. Therefore, there must be something deeper, more sublime, and uncreated, something without a measure or method in which the father himself appears, meaning the Son and the Holy Spirit”. (Eckhart, 2009: 539) صفحه 138 Manifestation of the Essence of God… /139 2. The Manifestation of the Essence in Man This research is considered one of the most important researches at all after the study of the Self-unification (Tawhid), and as we have repeatedly pointed out more than once that mysticism is divided in the study of monism and monotheism, which is the Perfect man, and the remaining issues are only branches from it, as the Perfect man research is the essence of the research of the worlds of existence (Al wujud) and witnessing (Al shuhud) as well, and this is a fact that we have touched in Islamic mysticism in general and what we have seen in Christian mysticism especially in Eckhart, and the importance of the Perfect human being according to the existential view stems from the fact that He has absolute inclusiveness that enables him to deservedly occupy the position of the pole of the words, but the fact of the matter is that the abstract and material words are images (McGinn, 1994: 50-51) of this totalitarianism, from here he received the title of the mirror of the Essence, and according to the witness view, all the observances of the stations (maqam-at) or the rays of circumstances are taken from him; That is why He deserved the title of the Divine Caliph (Al-Khalifa Al-Elahi), and the Perfect human being, in addition to being central in the worlds, constitutes the absolute mediator between manifestations and hiddenness on the one hand, and what this means is that he is the cause of manifestations and hiddenness. On the other hand, he is considered the mediator between the Essence and the rest of the Loci (Al MA-Zaheer). Ibn Arabi said: “The Perfect man was established by God (Al Haqq) as a barrier between the Al-Haqq and the world, So He manifests by divine names and becomes God (Haqq), and He appears by the truth of the possibility and becomes creation.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 3: 287) صفحه 139 140 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) To this manifetations indicate “Al-Kalabadhi quoting from Sahl: “The manifestation takes place in three cases: the manifestation of Eessence, which is the unvieling, the manifestation of the qualities of the Essence, which is the place of light, and the manifestation of judgment of Essence , which is the Hereafter and what is in it.” (Al-Kalabadhi, 1422: 140) And the manfestaion is: “The illumination of lights in the hearts of those who come to Him”. (Al-Tusi, 1382: 310) This isthmus is a natural matter as a result of the truth that a Perfect man has it in terms of upbringing and formation, He is the Divine image and He is the manifestation of Al-Haqq, and all manifestations emanating from Him need this connection for their perfection, closeness, and completeness of their witnesses, and what has occupied him of a Right-Level (Martabah huqqah), God Almighty is the manifest in it, and He is the manifest of God, The Almighty. Ibn Arabi says: “The Perfect Man, not the animal man, is the most complete genesis of the realities upon which the facts of the Divine names and the realities of the world are established , and He is the one whom God created on the image. He, in his association, is a whole Haqq, so Al-Haq is His full protection as if He has perfection, so He sees Him in every eye and witnesses Him in every form.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 1: 640) This is what Eckhart emphasises that the essence of the Perfect human being is made by the manifestation of God in Him, and not merely the natural man who is untied from the disciplines, where a saying is given to the Saint who questions about this birth and the eternal and everlasting manifestation of God Almighty about the nature of the benefit in it if it does not happen to Him , it is His purpose, which is to appear in the Perfect Soul that makes the perfect man, so he says: صفحه 140 Manifestation of the Essence of God… /141 “What would benefit me, if this birth always happened, if it did not happen in me?” (Eckhart, 2009: 29) The occurrence of the Divine word, which is the birth of God in this context, constitutes the criterion that distinguishes between the Perfect man and the natural person, thus making the birth and manifestation to be achieved in the Perfect man without any other kind, Eckhart expresses: “What I said here is to understand the good and the Perfect man who is seeking and still seeking the paths of God, and not that natural, imperfect man who is far away and is absolutely ignorant of this birth.” (Eckhart, 2009: 29) The universality of the perfect human being is not an entity or a relativity between Haqq and creation (Khaleq), as we will explain His right in the matter of the Divine image, but rather it is a real universal in which all perfection is reflected, and on this Ibn Arabi says: “The Perfect man is summarized and manifested by the realities of the entire universe, modern and ancient.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 391) Ibn Arabi also believes that the Perfect human being is not a monopoly, rather it can be ascend to it, but by relativity that is subject to the self of man as the perfection is unequal, but in the end it is necessary for a person to connect to his own perfection, and this point makes the convergence cord more closely related to Eckhart’s thought, Ibn Arabi says: “man is the last birth, so that the powers of all the world and the Divine names are gathered in their perfection, and there is no more perfect than the Perfect man, and whoever has not been completed in this world from the human being, then he is a talking animal, part of the image only that does not catch up to the degree of man.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 391) صفحه 141 142 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) That means this kind of human being is always gain manifetations and illuminations as Al-Qushayri says: “The common people are in the permanence of concealment and the elite in the perpetual manifestation”. (Al-Qushayri, 2009: 110) Of course, Eckhart emphasizes the process of manifestation in man several times and indicates that it is specific to perfection only. He says: “As I said earlier that these words and this process are concerned with the good and the perfection of people who understood well and absorbed the essence of all the virtues.” From here he had the management and control of the worlds, originally through this proposition presented by Ibn Arabi, because the purpose of the Perfect man is this management, leadership, and appreciation. Ibn Arabi expresses that: “If I say, and what is this tree, we say the Perfect man who manages the structure of the crow? If I say, and what is the crow, we say the whole body.” Now, after this statement, we come to Ibn Arabi on the true background on which the Perfect man stands, which he repeatedly expresses in all his books that deal with the idea of the Perfect man, and this issue is the Divine image, so the reality of the Perfect man is that he is the Divine image and the mirror that reflects the Divine manifestation In him and this is his secret, and this is his truth. Indeed, it can be said that all of man’s perfect research, and every issue that is discussed around him is a result of his being a Divine image that deserves every description attached to him, Ibn Arabi says: “The Perfect man who appears in the Divine image, God did not give him this perfection except to be instead of Al-Haqq. That is why he called him a caliph, and what comes after him like his successors, so the first alone is the Caliph of the God, and what appeared about him from his proverbs in the world of bodies, صفحه 142 Manifestation of the Essence of God… /143 they are the successors of this Caliph, and instead of him in every matter it is valid for him. That is why the ten statements that do not accept more than this number are true for Him, as this is the first prosecution.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 41: 101) More precisely, the readiness that a Perfect person contains is the cause of the manifestation of God Almighty in Him and being the Divine image. This readiness has generated a total orientation to God, and this means that all kinds of veils are lifted and even have no meaning for the Perfect person, and this is the meaning of Ibn Arabi’s saying: “When God knew that He preferred his Lord over Himself by the proportion of finding Him, He Has given Him to appear in His image as a reward.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 41: 101) This causality is the same as we find it with Eckhart, who believes that the manifestation of God in man is to give up everything, abandon things, and turn to God Almighty: “When a person avoids crowds, God gives Him Himself without an image or an example, all things are known by images and examples.” 3. Manifestation of God in Things It is unfair in a place to reduce the scientific nature of mystical matters to the unity of existence or Divine presence. Rather, what makes mysticism an mysticism is the path to God for God Almighty only and only, and not tarnishing this intention with anything else, and this matter in fact enters a scholar or takes another out of the framework of mysticism, and despite the agreement of both mystics on the issue of wayfarer (Suluk), they are also in harmony about the Divine manifestation in things in the way we presented earlier from their participation in the origin of the issue to which the Blessed verse refers, “He is the First and the Last, the manifest and the unseen.” صفحه 143 144 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) This meaning does not cease to be close from the vein that we express it mystically, Eckhart shows them as if they were one thing, Meister Eckhart says: “God is in all things as the intelligence (Akl), and in fact He is more in these things than they are in themselves.” (Eckhart, 2009: 39) This dynamic effective and current appearance extends to cover all dimensions of the thing, Eckhart points to this meaning: “God Almighty is in things, being, activity, and ability.” (Eckhart, 2009: 39) As for Ibn Arabi, who shares Eckhart's proposal in the manifestation of God in things, he gives his analysis of this reason for the manifestation of God, which divides it into two parts, the Divine act on the one hand, and the readiness of the Entities of the names on the other side to accept this act and the Divine flow, and without this readiness nothing would have appeared in the worlds, but rather all of these worlds would not have been in their entirety, Ibn Arabi expresses this issue, saying: “So if the Entities did not deserve to be appearances of what Al Haqq manifested in them and He was not wise, then the defect would not have been necessary in that, and if the Identity was not worthy to manifest in these Entities Loci (Al Mazaher Al-Ayniah) of the manifestation of the lordship of Deism, so it would not have manifested in these Entities, because a thing doesn’t manifest in itself for itself, there must be an entity (Ayn) in which it manifests, so it witnesses itself in Locus (Al Mazhar), and is called a witness (Shahed) and an acclaimed(Mashud), because the Entities are not worthy and that is why he said your Lord has written upon Himself to have mercy and did not say that Entities deserve mercy, as they have no merit except that صفحه 144 Manifestation of the Essence of God… /145 they are special Loci(Mazaher).” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 94&160&246) Ibn Arabi also believes that this difference between all Loci (Mazaher) is in turn also related to these Entities, and the warning to which Ibn Arabi wants to point out, that the process of manifestation did not add a new existence but rather revealed it. This is what we referred to earlier, regarding the fact that existence is as it is, it did not differ, but rather it occurs to show or conceal Divine perfection, Ibn Arabi says: “The manifestation of Al Haqq in the loci (Mazaher) of possible Entities by virtue of what are the possibilities for it in terms of preparations, so the attributes differed on the outward appearance (Al Zaher), because the Entities in which He manifested are different, so the existents (Al-Mawjudat) were distinguished, and they were multiplied due to the multiplicity of the Entities and their distinction in Himself, so there is nothing in existence except God and the rulings of the Entities, and there is nothing in absence except the Entities of the possibilities that are prepared to be described as being, as they are not in existence, because the apparent rulings are and they have no entity (Ayn) in existence, so they are not the same, nor is it, because He is the manifest, and the distinction between the existents (Al-Mawjudat) is reasonable and tangible due to the difference in the rulings of the Entities.” Emphasizing that the process of manifestation is nothing but a statement and manifestation of Divine meanings, Ibn Arabi says: “The manifestation of Al Haqq in the Entities of fixed possibilities, and that they did not benefit from existence (Al wujud). Rather than, they benefited from what appeared from the facts that they are when He manifested in them.” I think that this factor is a contributory factor, which we have talked about previously, whether in the hiddenness or in صفحه 145 146 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) the body of this message. Therefore, we find that this reference that we have presented is sufficient in this field, here we conclude the search with the points in common, and let’s start with the points of specialization for manifestation according to Ibn Arabi and Eckhart. Characteristics of Manifestations of Ibn Arabi and Eckhart Manifestation worlds hierarchy and detail: Although the Meccan conquests is not a textbook or a series of lectures, it is rather arranged in a way that it can be said that its owner is the one who possesses the key to its arrangement, and yet he owns detailed research and central point’s much more than Meister Eckhart's sermons for various reasons we referred to some of them previously, This is in fact, the first block that plays a fundamental role in Ibn Arabi and Eckhart's mystical research specialists, the issue that is no less important than the previous one, but more important than it is undoubtedly the issue of unveiling (Al-Kashif). The conquests as their name is what God conferred upon Ibn Arabi, for he is the one who witnessed, he who travelled, he who saw and he who connected, in addition to other matters that exposed us in the context of our talk about the conquests at the beginning of the message, such as the transmission of the sayings of mystics, their experiences and their mystical life, and from the evidence of this speech in the conquests: “I say what the picket unveiling (al Kashif Al-Itisami) has given him.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 1: 41) As for Eckhart, if we do not want to deny the issue from the beginning, but it is really difficult to find evidence of his personal mystical experience, yes, as a matter of not cheapening people their things, it is possible by comparing Eckhart's sermons to each other, we can conclude such a personal experience of him. In any way, the matter cannot be dismissed صفحه 146 Manifestation of the Essence of God… /147 because the purpose of the sermons is to provide a mystical view of Christian thought and not to present Eckhart's own experiences and what we find the greatest present in his most complete works is the quotations from the Saints and the Greatest of Christian mystical thought, in addition to the Sacred texts, and his own analyses. As for the worlds of manifestation, we mean the situations in which the Divine Essence manifested, such as the monotheistic presence (Al Hadra Alwahydiah), the fixed Entities, the world of angels, the ideal and the absolute visible world (Alam Al Shahada), as Ibn Arabi referred to it in several places in the course of his speech about the manifestation of Al Haqq the Almighty, he referred to it in an orderly manner that should be so according to his witness vision, and Here I review some of the texts related to it, which are in order: 1. The Highest Divine essence has manifestation: “Know that this presence or Al Haqq the Almighty, whose release and primitiveness is proven, its necessity and its unity, through transmission, reason and unveiling, has manifestation”. 2. The manifestation of the Divine Essence was accomplished through what is known in the mystical custom by the Breath of the All-merciful: “His saying I liked to know, so He showed it in the Breath of the All-merciful, and that divine breathing was the Entity(Ayn) of the existence of the world.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 437) 3. Loving affection (al-mahabba) is the cause of the manifestation of the Soul or the departure of the merciful Breath from God Almighty: “The formation of the world from the merciful Breath which is manifest from the loving affection (mahabba) of God.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 402) صفحه 147 148 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) 4. These worlds include the isthmus of the ideal world, including the perfect human being as we note that matters are completely arranged according to Ibn Arabi and whenever he enters into a new research that uses the same criteria, for example the perfect human being, whether Ibn Arabi used it in the section of the worlds of manifestations or the worlds of vision or in researching the soles of the Islamic law or anywhere else, he uses it in a one way. If we come to Eckhart, we do not find such a division and hierarchy in the proposition, yes, there are subscribers on which both mystics agree, but in the details we do not find for them this participation, for example Eckhart does not explain to us when the Divine manifested in things, what happened from the worlds or similarities, and we do not see a statement about How is this manifestations? As for Ibn Arabi, he states that the manifestation is a Divine name, and the name consists of the Self and a special characteristic, while Eckhart comes as we noted earlier in the following form: 1. God’s Essence has manifestation: “By perception, God manifests to Himself, and in perception flows in Himself, in perception God flows in all things.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 455) 2. Appearances are divided into created and uncreated and they are supreme: “In perception, God created all things.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 539) And, “therefore, there must be something deeper, more sublime and uncreated, something without measure or method in which the Father himself appears, meaning the Son and the Holy Spirit.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 490-491) صفحه 148 Manifestation of the Essence of God… /149 3. The Divine manifestation is not achieved when there are many images that direct the person to the world of matter. “Man should receive God in everything and train his mind to keep God in his mind.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 326) 4. Angels have the power to control the world of matter because God has deposited them with Himself. “Therefore, the angel pours his life and his power into the heavens and directs it without stopping, which in turn affects all life and power in creatures.” From the foregoing, this detail that we saw with Ibn Arabi is not found by Eckhart. Rather, Eckhart relies most of the time on general rules on the main ideas that he discusses in some paragraphs of his sermons, as for the detail of these facts from the manifestation and the formation of the worlds, and the distinction between witnesses, manifestation and presence, we find that they are flawed in Eckhart's sermons, which Eckhart may not have seen in his sermons as a field for more detail than this, especially if we take into account the intense and powerful campaign that the Church authorities were waging against thinkers and scholars before the Western Renaissance. Cognitive Affinity for Eckhart and Mohiuddin 1. The manifestation and hiddenness of the Essence are related to the worlds of existence, as well as the worlds of Unveiling (Alkashef) and spiritual traveling (AlSuluk), meaning that the manifestation and the hiddenness are the shaper of the nature of everything, but the occurrence of the apparition and the inward seeing (Alboutoon Alshouhoudi) need the motive of the seeker(Alsalik). صفحه 149 150 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) 2. Despite the great convergence between Christian secular ideas and their counterpart in the Islamic mysticism and despite the beginning of mystical thought in Christianity as a historical stage hundreds of years before the Islamic mysticism, we notice and the witness to our words the current state of Islamic mysticism, we notice that the Islamic mysticism has surpassed Christian one by Two sides: the first side is the volume of the discussed mystical issues, and the second side is the depth and accuracy in presenting these issues, meaning that we in the Islamic mysticism are facing a quantitative and qualitative development in relation to Christian mysticism. 3. One of the most important things that has been touched upon is the mating or giving birth in a mystical custom, and what we have explained in this regard is the following: the whole discussion of childbirth is merely about matter but is above abstract. Secondly, the discussion of childbirth is not presented in relation to the Divine subject as an Essence, but rather in relation to the Divine revelations in Later stages, as there is no research on mating and childbirth even in the place of monism. The secret is not to contain this rank, as the mystic masters acknowledge and decide on facts separate from each other until there is contact and connection, and this research will take a different character in some cases from Christian mysticism, which is especially with regard to the research of the children of God. 4. The manifestation and inward seeing (Alboutoon Al shouhoudi) cannot be achieved with mystics without turning absolutely to the Divine Essence and abandoning everything else. 5. The Divine Essence in Ibn Arabi and Eckhart has an absolute presence. صفحه 150 Manifestation of the Essence of God… /151 6. The manifestation and hiddenness of the divine Essence according to Ibn Arabi and Eckhart is a relative manifestation and hiddenness, meaning that the manifestation of God in things is the entity (ayn) of His hiddenness in them, and it is the entity (ayn) of the venous proximity that forms the reality of things. 7. From much of what we have mentioned, and in particular what was mentioned in the study of man and God, we find an important issue in mysticism for the mystics which is that the mystical nature or the nature of mystical inquiry was biased for Eckhart to the analogy between man and God, and in fact this matter cannot be ignored in it in the search for God and the things discussed that God at the time he is in things is also transcendent about them, and according to Ibn Arabi, the distinction between the two articles, meaning transcendence and the hidden in things, expresses clearly the issue of honesty and simile, as we have seen that the manifestation of God in the levels on one side and His hiddenness in them on the other side the Manifest remains visible and the unseen is hidden. Through this reading, we can find a kind of approach between the two thoughts and focus on them as evidence of the mystical unity between religions. 8. The perception of the Divine Essence to Himself is the secret in His manifestation of Himself and manifesting things and their innards in him, where the love movement of Ibn Arabi is one of the most important requirements of this perception, which caused the elation of the merciful soul from the God, and according to Eckhart, the basic principle is that love is God. 9. Love, although according to Ibn Arabi an attribute, a place and a state, but rather the most honorable Maqam-mat and صفحه 151 152 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) circumstances, and according to Eckhart, he is God and God is love, but for mystics , it is the cause of the creative Divine attraction and attraction Divine. 10.The manifestation and hiddenness according to Ibn Arabi and Eckhart is general and comprehensive, but a person must not lose sight of it, but rather it should be preserved. 11.The dispersion and drowning in the world of matter and the abundance of mental images is one of the most important factors that obscure the human being from the hiddenness and the manifestation of the divine Essence. 12. Union is rejected by the thought of mystics meaning the union of God with things, and unity is correct and is the goal. 13.The points of competence or specializations according to Ibn Arabi and Eckhart do not mean that they differed in them. Rather, more follow-up to their ideas is sufficient to show the great participation in thought. 14.There are many factors that interfered with the Islamic and Christian mystical biography and affected its nature that reached us. 15.The historical factor is one of the most important of these factors that, to a large extent, limited the growth of Christian mysticism, despite its centuries-old age. 16.The events that the world was exposed to, especially Europe after the Renaissance, played a positive role, sometimes on mysticism, and negative at other times. The hiddenness and the manifestation of the Essence according to Ibn Arabi and Eckhart play a great role in explaining many religious and human issues, but rather providing answers to many of the questions raised today. صفحه 152 Manifestation of the Essence of God… /153 Conclusion In the text that’s presented by Ibn Arabi and Ekhart in the revelations and complete works, emerges the importance of appearance in reporting the mystical theory for both mystics. Furthermore one of the most important points that highlights this research is that the research of appearance, which in general is seen to be the same as the appearance of divine essence, even though it could be connected in organising the worlds of existence or forming the worlds of witnessing. Another point worth mentioning is the relative; which means that the apparent is the same as the appearer and vice versa. Furthermore, the philosophy of existence appearer is denying the divine limits and it’s barrier during the appearance. Instead it has infinite extension that surpasses the bilateral of freedom and restriction. It is also what the masters of mystics considered it furthermore was also highlighted by Ibn Arabi’s interpretation of the blessed verse: “Every moment He is in a state” which matches the mystical research with the quran scripts in his holy saying: “He's the first and the last, the manifest and the hidding” and this verse that is considered the central point for the research of divine appearance and hiddenness That is because this verse took into consideration the station of “He” which isn't used much in the Quran and this usage is similar to other expressions such as: God, Allah, Lord of the universe, Lord and there is no doubt that the mystical research looks seriously at all these expressions and gives each of them an independent meaning, as well as Ekhart also launched from two main issues in treating the divine appearance. The first is the presence of the absolute essence and what he expressed through the divine presence at all times and places and the second is the existence of this presence and for this صفحه 153 154 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) reason Eckhart distinguished in several places from his sermons and writings between unity and union, as he denied union and established the unity due to it being the truth in existence and we in our research shed light on this unity and we analysed the divine appearance in this unity from the path of appearance of God in everything and this overall doesn't exclude anything and as well as the hiddenness is what forms this unity where it begins with its own conditions and the place that's expressed in the region of silence which plays a decisive role in the occurrence of the hiddenness and it locates in the human being. For example, without deviating from it all the rest of universal truth, and here it was necessary to distinguish between the divine appearance which is unconditionally achieved and between the existence of this achievement and the presence of specialised time and place conditions. This proposition and likewise how the logic of scientific research imposes requires demonstration the method and way in its occurrence and this is what Eckhart didn't ignore as he declared that the divine flow in the beginning must pass through uncreated channels that doesn't end to the nature of creatures, but rather it has a high rank in nature. These methods are the son and the Holy Spirit and whenever it reaches to the abstract world such as the angels its role begins in supervising and preparing this presence in everything and likewise this research here tend to what's known in the islamic mysticism in the special side and this side is carried out by God and no one else and the presence of the essence in the worlds hierarchy just as it is decided. صفحه 154 Manifestation of the Essence of God… /155 Resources 1. Eckhart, Meister (2009). The Complete Mystical Works. translated by Maurice o’cWalshe. USA: The Crossed Publishing Company. 2. Ibn Arabi, Muhyiddin (2002). Meccan Revelations. Beirut: Sader Publisher. 3. Al-Kalabadhi, Muhammad (1422). Knowing the Doctrine of Sufism. Beirut: Dar al-Kutub al-Ilmiyya. 4. Al-Kashani, Abdul Razzaq (1426). Sufi Conventions. Beirut: Dar Al-Kutub Al-Ilmiyya. 5. Lamm, Julia (2013). The Wiley Blakwell Companion to Christian Mysticism. British: Wiley Blakwell. 6. Al-Makki, Abu Taleb Muhammad Ibn Ali (1417). Strengthened Hearts in the Treatment of the Beloved and Described the Path of the Sspirant to the Position of Dignity, Correction: Basil Oyoun Al-Soud. Beirut: Da Scientific Books. 7. McGinn, Bernard (1994). Meister Eckhart and the Beguine Mystics. New York: The Continuum Publishing Company. 8. Al-Qaysari, Daoud (1375). Explanation of Fosoul alHakam. investigated by Jalal al-Din Ashtiani. Tehran: Scientific and Cultural Publishing Company. 9. Al-Qushayri, Abu Al-Qasim Abdul-Karim (2009). AlRisala Al-Qushairy. Fourth Edition. Beirut: Dar AlKutub Al-Ilmiyya. 10.Shah-Kazemi, Reza (2006). Path to the Transcendence According to Shankara, Ibn Arabi, Meister Eckhart. India: The World Wisdom. 11.Al-Tusi, Abu Nasr Al-Sarraj (1382). The Shining in Sufism. Corrected by Reynolds Nicholson. Translated by Mahdi Mojtaba. Tehran: Asateer Publishing House. صفحه 155 صفحه 156 ‫‪104( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ ‬رفض العالمه ان یکون (کهف افسوس ) الذی یقع فی مدینه افسوس الترکیه هو الکهف‬ ‫المذکور فی القران الن اوصاف کهف افسوس ال تتناسب مع االوصاف المذکور فی‬ ‫القران الکریم للکهف‪( .‬الطباطبائی‪ ،1417 ،‬ج‪)276 :13‬‬ ‫الخاتمه‬ ‫توصل البحث الی النتائج التالیه‪:‬‬ ‫ االتجاه المعتدل فی التعامل مع الروایه التفسیریه هو االتجاه الذی یجعل من الروایه‬‫ً‬ ‫ً‬ ‫وسیله وقرینه للتفسیر‪ ،‬ویجعل من القران شاهدا ومویدا لصحتها‪.‬‬ ‫ٌ‬ ‫دور ٌ‬ ‫ رغم االشکالیات السندیه لروایات التفسیر فان لها ٌ‬‫کبیر فی مجال التفسیر فهی مبینه‬ ‫او موکده لما ورد فی القران الکریم او موسسه لما لم یرد فی القران الکریم‪.‬‬ ‫ یمکن اعتبار العالمه الطباطبائی من اشد المدافعین عن الروایه‪ ،‬ففی منهجه الذی سلکه‬‫فی نقد متن الروایه من خالل العرض علی القران‪ ،‬اوجد مویدات وقرائن للروایات الظنیه‪،‬‬ ‫فحول داللتها من ظن الی علم‪ ،‬باالضافه الی حل اشکالیات التعارض بین الروایات‪.‬‬ ‫ المنهج الذی اتبعه العالمه الطباطبائی له تاصیالت نظریه فی روایات اهل البیت‪ ،‬وهذا‬‫منهجه فی التاسیس لقواعد التفسیر عن طریق استنطاق روایات المعصومین‪.‬‬ ‫قائمه المصادر‬ ‫‪ .1‬القران الکر یم‪.‬‬ ‫‪ .2‬نهج البالغه‪.‬‬ ‫‪ .3‬االمین ‪ ،‬احسان (‪ .)1428‬منهج النقد فی التفسیر‪ .‬بیروت‪ :‬دار الهادی‪.‬‬ ‫‪ .4‬االنصاری‪ ،‬مرتضی (‪ .)1419‬فرائد اْلصول‪ .‬تحقیق لجنه تحقیق تراث الشیخ االعظم‪.‬‬ ‫قم‪ :‬مجمع الفکر االسالمی‪.‬‬ ‫‪ .5‬ابن حنبل‪ ،‬احمد (بیتا)‪ .‬مسند احمد‪ .‬بیروت‪ :‬دار صادر‪.‬‬ ‫‪ .6‬ابن الجوزی‪ ،‬ابی الفرج عبدالرحمن بن علی (‪ .)1386‬الموضوعات‪ .‬تقدیم وتحقیق‬ ‫عبدالرحمن محمد عثمان‪ .‬المدینه المنوره‪ :‬المکتبه السلفیه‪.‬‬ صفحه 104 ‫منهج التفسیر عند العالمه الطباطبائی‪105 /...‬‬ ‫‪ .۷‬ابن حجر العسقالنی‪ ،‬شهاب الدین (‪ .)13۷۹‬فتح الباری شرح صحیح البخاری‪.‬‬ ‫بیروت‪ :‬دار المعرفه للطباعه والنشر‪.‬‬ ‫‪ .8‬االیروانی‪ ،‬محمد باقر (‪ .)1428‬دروس تمهیدیه فی القواعد الرجالیه‪ .‬ط‪ .2‬قم‪ :‬موسسه مدین‪.‬‬ ‫‪ .۹‬االوسی‪ ،‬علی (‪ .)1405‬الطباطبائی ومنهجه فی تفسیره المیزان‪ .‬طهران‪ :‬معاونیه‬ ‫الرئاسه للعالقات الدولیه فی منظمه االعالم االسالمی‪.‬‬ ‫‪ .10‬البخاری‪ ،‬ابوعبدالله محمد بن اسماعیل (‪ .)1401‬صحیح البخاری‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .11‬التیمی‪ ،‬ابوعبیده معمر بن المثنی (‪ .)1970‬مجاز القران‪ .‬ط‪ .2‬تحقیق محمد فواد سزکین‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .12‬الحر العاملی‪ ،‬محمد بن حسن (‪ .)1414‬وسائل الشیعه‪ .‬ط‪ .2‬قم‪ :‬موسسه ال البیت‪.‬‬ ‫‪ .13‬الحسینی المیالنی‪ ،‬السید علی (‪ .)1431‬حدیث الثقلین‪ .‬قم‪ :‬مرکز الحقائق االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .14‬الخوئی السید ابوالقاسم (‪ .)1975‬البیان فی تفسیر القران‪ .‬ط‪ .4‬بیروت‪ :‬دار الزهراء‪.‬‬ ‫‪ .15‬الدارقطنی‪ ،‬علی بن عمر (‪ .)141۷‬سنن الدارقطنی‪ .‬تعلیق وتخریج مجدی بن منصور‬ ‫سید الشوری‪ .‬بیروت‪ :‬دار الکتب العلمیه‪.‬‬ ‫‪ .16‬الرضائی االصفهانی‪ ،‬محمد علی (‪ .)1426‬دروس فی المناهج واْلتجاهات التفسیریه‪.‬‬ ‫قم‪ :‬منشورات المرکز العالمی للدراسات االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .17‬الزرکشی‪ ،‬بدرالدین محمد بن عبدالله (‪ .)1957‬البرهان فی علوم القران‪ .‬بیروت‪ :‬دار احیاء الکتب العربیه‪.‬‬ ‫‪ .18‬الذهبی‪ ،‬محمد حسین (‪ .)1405‬اْلسرائلیات فی التفسیر والحدیث‪ .‬دمشق‪ :‬دار االیمان‪.‬‬ ‫‪ .19‬سامی شیر علی ‪ ،‬حسین ( ‪ .) 1428‬القواعد المنهجیه لنقد متن الحدیث‪.‬‬ ‫النجف االشرف‪ :‬دار الضیاء‪.‬‬ ‫‪ .20‬السیوطی‪ ،‬جالل الدین (‪ .)1404‬الدر المنثور فی التفسیر بالماثور‪ .‬قم‪ :‬مکتبه ایه الله المرعشی‬ ‫النجفی‪.‬‬ ‫‪ .21‬الشافعی‪ ،‬محمد بن ادریس (‪ .)1403‬اْلم‪ .‬ط‪ .2‬بیروت‪ :‬دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع‪.‬‬ ‫‪ .22‬الطباطبائی‪ ،‬السید محمد حسین (‪ .)2007‬القران فی اْلسالم‪ .‬ترجمه السید احمد الحسینی‪.‬‬ ‫ط‪ .2‬قم‪ :‬موسسه الثقلین الثقافیه‪.‬‬ ‫‪ .23‬الطباطبائی‪ ،‬السید محمد حسین (‪ .)141۷‬المیزان فی تفسیر القران‪ .‬قم‪ :‬موسسه النشر االسالمی‪.‬‬ صفحه 105 ‫‪106( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25‬‬ ‫)‪(Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021‬‬ ‫‪ .24‬الطبرسی‪ ،‬ابوعلی الفضل بن الحسن (‪ .)1415‬تفسیر مجمع البیان‪ .‬تحقیق وتعلیق‬ ‫لجنه من العلماء والمحققین االخصائیین‪ .‬بیروت‪ :‬موسسه االعلمی للمطبوعات‪.‬‬ ‫‪ .25‬الطبری‪ ،‬محمد بن جریر (‪ .)1995‬جامع البیان عن تاویل ای القران (تفسیر الطبری)‪.‬‬ ‫ضبط وتوثیق وتخریج صدقی جمیل العطار‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .26‬الطوسی‪ ،‬محمد بن حسن (‪ .)140۹‬التبیان فی تفسیر القران‪ .‬تحقیق وتصحیح احمد‬ ‫حبیب قصیر العاملی‪ .‬قم‪ :‬مکتب االعالم االسالمی‪.‬‬ ‫‪ .27‬العیاشی‪ ،‬محمد بن مسعود (‪ .)1380‬تفسیر العیاشی‪ .‬تحقیق السید هاشم الرسولی المحالتی‪.‬‬ ‫طهران‪ :‬المکتبه العلمیه االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .28‬الفیض الکاشانی‪ ،‬محمد محسن(‪.)1416‬التفسیرالصافی‪.‬بتحقیق حسین االعلمی‪.‬ط‪.2‬طهران‪:‬مکتبهالصدر‪.‬‬ ‫‪ .2۹‬القزوینی‪ ،‬محمد بن یزید (‪ .)1415‬سنن ابن ماجه‪ .‬تحقیق محمد فواد عبدالباقی‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .30‬القشیری النیسابوری؛ ابی الحسین مسلم بن الحجاج (بیتا)‪ .‬صحیح مسلم‪ .‬بیروت‪ :‬دار الفکر‪.‬‬ ‫‪ .31‬الکلینی‪ ،‬محمد بن یعقوب (‪ .)1363‬الکافی‪ .‬تصحیح وتعلیق علی اکبر الغفاری‪ .‬ط‪.5‬‬ ‫طهران‪ :‬دار الکتب االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .32‬المجلسی‪ ،‬محمد باقر (‪ .)1983‬بحار اْلنوار‪ .‬بیروت‪ :‬موسسه الوفاء‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫‪ .33‬مجموعه مولفین (‪ .)2012‬مفسرا وفیلسوفا‪ .‬تعریب عباس صافی‪ .‬بیروت‪ :‬مرکز الحضاره‬ ‫لتنمیه الفکر االسالمی‪.‬‬ ‫‪ .34‬معرفه‪ ،‬محمد هادی (‪ .)1426‬التفسیر والمفسرون بثوبه القشیب‪ .‬ط‪ .2‬مشهد‬ ‫المقدسه‪ :‬الجامعه الرضویه للعلوم االسالمیه‪.‬‬ ‫‪ .35‬معرفه‪ ،‬محمد هادی (‪ .)2009‬التمهید فی علوم القران‪ .‬ط‪ .2‬قم‪ :‬منشورات ذوی القربی‪.‬‬ ‫‪ .36‬بحث خارج الفقه‪ .‬مفاتیح عملیه اَلستنباط الفقهی‪ .‬الدرس رقم ‪ .۹6‬علی الرابط‪:‬‬ ‫‪http://alhaydari.com/ar/2012/09/39605‬‬ ‫‪ .37‬حب الله‪ ،‬حیدر‪ .‬التفسیر اْلثری عند المسلمین‪ ،‬مطالعه فی المفهوم‪ ،‬اْلدوار‪،‬‬ ‫التاریخ‪ ،‬اْلعمال‪ ،‬اْلشکالیات‪ .‬موقع حیدر حب الله‪http://hobbollah.com/books :‬‬ ‫‪ .38‬عبد االعلی‪ ،‬سلمان‪ .‬نظره حول منهج السید کما ل الحیدری فی التعامل مع الروایه‪.‬‬ ‫سلمان عبد االعلی علی الرابط‪http://aldiyarlondon.com/2012 -08-09-12- :‬‬ ‫‪36-20/1-articles/10821-2013-11-22-12-44-15‬‬ صفحه 106 IJMIPLDR International Journal of Multidisciplinary and Interreligious “ PURE LIFE” in the Divine Religions (Scientific and Multilingual) Vol. 8, No. 25, June 2021 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442/ Khordad 1400) Concessionaire: (Al-Mustafa Open University) Affiliated with the Al-Mustafa International University Director-in-Charge: Dr. Mohsen Qanbari Alanaq (Assistant Professor of Al-Mustafa International University/ Islamic Studies in English) Editor-in-Chief: Prof. Mohsen Malekafzali Ardakani (Professor of Al-Mustafa International University/ Jurisprudence and Principles of Islamic Right) Deputy Editor: Dr. Syed Abazar Hashemi Harikandei (Vice President for Research and Production of Al-Mustafa Open University/ Religious Sciences and Denominations) Regional Editor: Dr. AbasAli Barati (Assistant Professor of of Al-Mustafa International University/ Communicationm, Jurisprudence and Principles Executive Manager: Dr. Yazen Ali (Syria) (Researcher at the Islamic Center for Strategic Studies/ Mysticism and Law) Address: Qom, Southern Sahili Road, Before Musallah, Between Lanes 4-6 Post Box: 3713913554 Telephone and Fax: 32613875 - 32114175 Number of Pages: 156 ISSN: 2676-7619 Circulation: Electronic Printing Web: http://p-l.journals.miu.ac.ir Email: research@mou.ir p-l.journals@miu.ac.ir purelifejournal@gmail.com صفحه 107 Internal Editorial Board: Prof. Mohammad Faker Meybodi Prof. Mohammad Kazem Shaker Prof. Abdoreza Mazaheri Prof. Alireza Nabilou Chehreqani Prof. Hamidreza Ayatollahy Prof. Gholamreza Jamshidiha Dr. Syed Akbar Hosseini Ghaleh Bahman Dr. Syed Mohammad Hossein Hashemian Dr. Ahmad Qudsi Dr. Ali Rahmanifard Prof. Ibrahim Fayaz Dr. Abolfazl Khoshmanesh Dr. Mahmoud Karimi Banadkooki Dr. Amir Khavas Dr. Reza Najjari Dr. Saeed Arjmandfar Dr. Ali Pakpoor Dr. Farzaneh Azam Lotfi Dr. Ahmad Mortazi Dr. MohmmadSheta Badra Professor of Interpretation and Sciences of the Quran in Al-Mustafa International University Professor of Quran and Hadith Sciences in Allameh Tabatabai University Professor of Islamic Mysticism in Islamic Azad University Professor of Persian Language in University of Qom Professor of Philosophy in Allameh Tabatabai University Professor of Sociology in University of Tehran Associate Professor in Philosophy of Religion, Imam Khomeini Education and Research Institute Associate Professor of Cultural Policy in Baqir al-Olum University Associate Professor at Principles of Islamic Jurisprudence in Al-Mustafa International University Associate Professor of Jurisprudence and Maaref in Al-Mustafa International University Professor of Culture and Communication in University of Tehran Associate Professor of Quran and Hadith in University of Tehran Associate Professorof Quran and Hadith Sciences in Imam Sadiq University Associate Professor in Philosophy of Religion, Imam Khomeini Education and Research Institute Associate Professor of Islamic Management in Payame Noor University Assistant Professor of Transcendent Theosoph in Bentolhoda University Assistant Professor of Islamic Ethics in Al-Mustafa International University Assistant Professor of Language and Literature of Urdu Culture in University of Tehran Assistant Professor of Jurisprudence and Principles of Islamic Right in University of Tabriz Researcher of Philosophy and Management and Economics in Al-Mustafa International University International Editorial Board: Prof. Syed Ali Mohammad Naqvi (India) Prof. Bernhard Uhde (German) Prof. Emmanuel Malolo Dissakè (Cameroon) Dr. Enis Doko (Turkish( Dr. Kholid Al-Walid (Indonesia( Dr. Syed Mohammed Saghir Al-Hosseini (Morocco( Dr. Riyadh Abdelhalim Al-Baheli (Iraq( Dr. Ousmane Weynde Ndiaye (Senegal( Dr. Syed Sadiq Abbas Al-Mousavi (Lebanon( Dr. Abesha Ayele Gota (Ethiopia) Dr. Tofiq Asadov (Azerbaijan( Professor of Theology in Aligarh University Professor of Philosophy and Theology in University of Freiburg Professor at History and Philosophy of Science and Technology in University of Douala Associate Professor of Philosophy in Ibn Haldun University Associate Professor of Islamic Philosophy in Islamic University Jakarta Assistant Professor of Contemporary Jurisprudence in Al-Mustafa International University Assistant Professor of Quran and Law in University of Basra Assistant Professor of Islamic Mysticismin Al-Mustafa Open University Faculty Member of Sociology in Lebanese University Assistant Professor of Psychology in Addis Ababa University Faculty Member of Islamic Theology in Al-Mustafa International University صفحه 108 Based on the approval of the Juournals Evaluation Council, Islamic World Science Citation Center (ISC) (on 01/06/2021), this Juournal received a score (77/91) out of 100, and it is indexed in this center. This journal is in the electronic form which after being published will be uploaded to the following addresses: (and can be downloaded completely) https://jcr.isc.ac/main.aspx https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/18620 https://www.magiran.com/magazine/about/4950 https://journals.indexcopernicus.com/search/details?id=67468 http://esjindex.org/search.php?id=4865 http://www.sjifactor.com/passport.php?id=21573 http://olddrji.lbp.world/JournalProfile.aspx?jid=2676-7619 https://isindexing.com/isi/journals.php https://scholar.google.com/citations?view_op=list_works&hl=en &user=gkgrdM0AAAAJ https://miu-ir1.academia.edu/PureLifeMultilingualScientificJournal http://p-l.journals.miu.ac.ir/ https://www.noormags.ir/view/fa/magazine/2125 http://journalseeker.researchbib.com/view/issn/2676-7619 http://ensani.ir/fa/article/journal/1325/pure-life https://civilica.com/l/20058/ https://elmnet.ir/eid/A-0095-4933 https://jref.ir/20058 https://dorl.net/information.aspx https://www.researchgate.net/signup.SignUp.html http://linkedin.com/in/editor-in-chief-of-%E2%80%9Cpurelife%E2%80%9D-multilingual-scientific-journal-ab1217205 https://www.facebook.com/almustafa.open.university.research/ https://www.instagram.com/al_Mustafa_open_university/ https://t.me/AlMustafaOpenUniversity https://chat.whatsapp.com/KN8ptoXSAyCB5B5rVfEppI https://web.eitaa.com/#/im?p=%40AlmustafaOpenUniversity https://publons.com/researcher/4100519/international-journalof-multidisciplinary-and-int/ https://www.oalib.com/indexPaper/addIndexPaper https://e-rasaneh.ir/view_Certificate_Details.aspx?CertificateID=74327 http://journalchecker.ir/ https://portal.issn.org/resource/ISSN/2676-7619# https://orcid.org/0000-0003-1797-8470 صفحه 109 Guide for Authors 1. Article must include following sections: Title, Author Profile, Abstract and key Words, Introduction, Problem Statement, Article Structure, Conclusion and List of References. 2. Only those articles will be considered which had not been published before and their authors have not been obligated to publish them elsewhere. 3. Responsibility of scientific and legall authenticity of the articles will rest upon the corresponding author. 4. The right to aspect or reject an article is reserved for the journal. However, The Secretariat of the journal is bound to report the final situation of sent articles to their corresponding authors within 30 working days. 5. Final approval for an article to be published in the journal will be made by the editorial board after the recommendation of referees. The arbitration process is “Double Blind Peer Review”. 6. Length of an article must be 7 pages at least and 30 pages at most where each page contains 250 words. 7. Quotations and adaptations from articles of the journal, with reference to the source, are allowed. 8. To write a Persian and Arabic article, be “IRLotus” font with the size of 14pt should be used. To write a Urdu article, be “Alvi Nastaleeq” font with the size of 14pt should be used. To write a English article, be “Times New Roman” font with the size of 14pt should be used 9. References should be arranged alphabeticaliy and should be listed as under: Surname, Name (Year of Publication). Title (with “Bold” font style). Name of Translator (If Applicable). Volume. Edition. Place of Publication: Name of Publisher. 10. Endorsement of references related to sources in the text should be made in from of (Name of Author, Year of Publication: Page Number). 11. References of each page, such as the Latin equivalent of specialized vocabulary, idioms and side descriptions should be included in the footnote of the same page 12. The author is required to send his / her educational details and academic rank along with sending the article to the address of the scientific quarterly: http://p-l.journals.miu.ac.ir/contacts?_action=signup 13. At the journal is multilingual, venerable scholars can submit their articles in Languages: Persian, Arabic, Urdu, English, French, Turkish, Azeri and etc. 14. After the article is publisherd, the secretariat of journal is bound to E-Mail the electronic edition of the journal to given the E-Mail address of the author(s). صفحه 110 A Word from Chief Editor International Journal of Multidisciplinary and Interreligious “Pure Life” in the Divine Religions is an scientific and multilingual Journal of which will be a window to man’s eternal life. On the other hand, Al-Mustafa Open University as one of the centers affiliated with Al-Mustafa International University, considers its mission to introduce the divine teachings to ground dwelled man, so that he could be able to establish a fresh living by using the knowledge bestowed upon him by Almighty God in such a manner that it brings him worldly peace and eternal prosperity. Accordingly, journal of “PURE LIFE” in the Divine Religions is an opportunity for the students and graduates of university and other researchers to spread out their scientific and cognitive knowledge on the vast arena of cyberspace and also, by using scholarly dialect, reflect religious knowledge of monotheistic religions and sects into various aspects of human life. We hope through efforts of knowledge seekers, this window may become more magnificent outstanding صفحه 111 A Word from Managing Editor Research is the vital stream of life in the realm of insight and science. Its dynamism leads to generation and expansion of knowledge borders and neglecting this area, makes knowledge sleeping and lifeless; and the first consequence of this sleeping is ignorance. In these very days, we are witnessing the modern ignorance, which roots in absence of sound and lucid research in different areas. Today research is considered to be a gate for expanding the borders of knowledge and plays an eminent role in human activities. Exploring humanities areas and Abrahamic religions can enable people to understand the human issues and difficulties to offer solutions for them. The growing of different fields of knowledge demands discussions in more scientific areas. Today, Explaining a vast range of humanities Science areas and Abrahamic religions in global scope is a necessity. International Journal of Multidisciplinary and Interreligious “Pure Life” in the Divine Religions, with the aim of creating a situation for presenting articles by scholars and researchers around the world, is trying to improve the level of scientific researches in humanities and Abrahamic religions (Islam, Christianity and Judaism), for expanding the relationships among researchers in humanities and divine religions. This interdisciplinary and multilingual journal is published electronically and in each issue, approach is to deals with comparative studies in the field of religion and life. in every special issue, we are ready to publish scientific articles by scholars, researchers and professors around the world. journal of “PURE LIFE” in the Divine Religions is published, every season, in a form of a multilingual, electronic and promotive student journal. This very volume, represents the six best articles in Three language: Farsi, Arabic and English. Thanks to Al-Mustafa Journals Commission and Ministry of Culture and Islamic Guidance in Islamic Republic of Iran, journal of “PURE LIFE” in the Divine Religions , as the first scientific journal in Al-Mustafa Open University is ready to publish the scientific journals. صفحه 112 https://dorl.net/dor/20.1001.1.26767619.2021.8.25.5.5 Reading the Qur'anic and Narrative Views on Inventory Features Called “Jenn” Authors: Dr. Tahere Mohseni (Iran),1 Dr. Khadijeh Ahmadi Bighash (Iran)2 Dr. Sofia A. Koutlaki (Wales)3 Reccive: 12/06/2020 Accept: 19/03/2021 Abstract The Holy Qur'an and narratives, rejecting the invisible beings of the pseudonymous genius, reject the beliefs and beliefs of the falsehood, and by explaining the truth of the existence of the gens, the path to the arrival and prevalence of any religious and practical deviation among the Muslims is closed about this creature. Although the elements of the existence of the jinn are different with man, the purpose of the creation of man and the jinn is one and the most similar creatures are introduced to man; therefore, the explanation of the true characteristics of the genius from the perspective of the Quran and the Hadith, in order to recognize the false, false and distorted beliefs, It is necessary and necessary. Jenn has sex, genitals, authority, perception, responsibility, and duty, and therefore has groups of believers and infidels and different religions and sects, and because of the totality of these blessings, they have resurrection, publishing, and Account will be. Jinn from the perspective of the Qur'an and narratives are the most similar beings to humans, but because the original element of the 1. Assistant Professor at Department of Islamic Education, Faculty of Theology and Islamic Studies, Imam Sadegh (AS) University (Women’s Campus), Tehran, Iran, t.mohseni@isu.ac.ir 2. Instructor at Department of Comparative Interpretation, Faculty of Quran and Hadith, Kowsar Islamic Sciences Education Complex, Tehran, Iran, kh.ahmadi3103@yahoo.com 3. PhD at Department of Language and Communication, Faculty of Cardiff, University of Wales, Cardiff, Wales, sakoutlaki@gmail.com صفحه 113 114 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) creation of the jinn is different with humans, there are differences with humans. They were created from the fire before the human being created from the soil. For this reason, they benefit from certain features such as impurity and speed. Because of their power, they can appear in different forms in the sky and in the earth, but they are human beings. An inventory has authority, perception, science, responsibility and duty. Keywords: Jenn, Quran, Narrations Introduction Based on religious texts, apart from the material world and organic creatures, there are also Faramatian realms and parts of the universe and its creatures, which are beyond the scope of our perceived five senses. From the beginning of Islam, the infidels, because of lack of wisdom and wisdom, cried to the Prophet of God (PBUH) why they cannot see him as eyes with his eyes, uncanny realms and their creatures, and for the same reason, by refusing these matters, They considered it contrary to the normal rules. Nowadays, the attitude to material appearances and manifestations by some, as materialists, and the belief in the existence of those things that are experimentable and observable, have led many people to believe in nothing but what they see, and thus False beliefs and superstitions believe and believe. However, the Holy Qur'an and narratives of the Ahl al-Bayt (AS), by explaining the reasons for the inadequacy of the beliefs of the unbelievers, describe the foremost universe, and creatures such as angels and jinns as two examples of the entities of the universe of the unseen. Now, the question remains that considering the existence of the invisible existence of the name of the genius, what features and attributes to distinguish between the true and legendary صفحه 114 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /115 meaning of this being can be seen from the perspective of the Quran and the traditions of the Ahlul-Bayt (AS)? The concept and truth of the jinn . In the books of the word, the word “jinn” and its derivatives are meant to be hidden and invisible. (6.Ibn Manzur, 1414: 13&93)/ Ragheb Isfahani, 1414: 1&203) The day of Imam Baqir (AS) was sitting in a shrine between a group of friends and one of his friends, who suddenly came to the Imam (PBUH) with a congregation from his right and said to Imam (AS): “Do you ask question?” He said: Yes, ask. He said: why was the name of the genie; He said: Because they were constantly hidden and behind the curtain and were not seen. (Tabarsi, 1381: 2&178) The derivatives of the term “genius, soul and jinn” are mentioned in 32 verses in the Qur'an. Which has 22 times the “jinn” itself. (Turahi, 1375: 6&27) In the interpretation of the Quran, Jinn is a kind of creature with intellect and consciousness, and since humans are unseen in our view, this is called the “jinn” (and the difference between them and man) That the man is tangible and the nonperceptible genius). Sometimes the term “jinn” is meant to be “devil” because “jinn”, as we have said before, is basically the word “disappearing” in the meaning of each being, and in the verse of the 50th chapter of the cave, we read about the head of the devils, “Iblis”: “Khan me al-jen”: From jinn). And also in verse 82 of the Prophets chapter: “We set up some of the devils to him (Solomon) who dives for him (in the seas) and did other things for him”. What in this verse is as a devil It has been mentioned in verses 12 and 13 of the chapter of Sabā as “jinn”, and it is clear that these two do not conflict, because we know that the “devils” are also from the “jinn”. (Makarem Shirazi, 1995: 5&439) صفحه 115 116 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) Given that the verses of the Holy Quran and the traditions of the Ahlul-Bayt (AS) indicate the existence of the jinn, now the question arises as to what is the true existence of the genius? Ṣadr ad-Dīn Muḥammad Shirazi writes in this regard: “Jen is the existence in this world of sense and existence in the world of the unseen and the parable (the example of the universe); but their being in this world, as stated, is no body that makes it a kind of subtlety and moderation There is no other than that which is the soul of it, and the soul of the active source has been added to it. And it may be that the reason for the emergence of the hidden face (jinni) on some occasions is that they have subtle bodies that are modest in softness, and accept separation and congruence. And when it is rounded up and overthrown, its consistency becomes firm and observable; it is seen as the air, which, when it is broken down and clouded, is observed, and when it returns to its subtlety, it is not seen. Because some of the clouds of time come from a lot of masses of air without help from the steam of the sea, and so on”. (Mulla Sadra, 1363: 455) The deceased Khosravani also writes about this: “The genie (in) the world and another world is beyond our world and is visible from our eyes and is not visible, and God knows its truth, and we save everything except that which is right We have spoken and introduced, and His Messenger has known us in the correct news. We do not know anything else and we do not know”. (Khosravani, 2011, Vol. 8: 391) The statement of Tabatabai in the interpretation of verses 26 and 27 of Hajar says: “The appearance of the conflict between the words” and the glorification of the created self is the salsal of my love “and the next verse” and my love for me, before me is established, as The first sentence attempts to express the principle of the creation of mankind, the second sentence is in the same sense. صفحه 116 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /117 So, it turns out that the creation of life has been the beginning of the poisonous fire. Are the next generations of John, like their first person, from the poisonous, in contrast to the man whose first person is from the Salsal, and the later people from his descendants; or the jinn, as well as human beings, cannot be used from the Word of God, because the Word of God The statement is empty. (Tabatabai, 1361: 12) The creation of “genius and devil” is based on Qur'anic verses, but the question arises when it comes to the Holy Qur'an, which fire is? Is this the fire caused by the combustion of combustible objects with oxygen? Apparently something other than the fire mentioned. Therefore, according to the verses of the Holy Qur'an, the genus is like a human being, a material being, with the difference that man is from the soil, and the jinn is from the fire; Naturally, as human beings have the soul, the genie also has the soul; and such beings exist between the soul and the body of the opposite. So there is an interaction between the soul and the object. The same law is true of the genie, which is also material, and there is such a relationship between his soul and his body. (Mesbah Yazdi, 1376: 310) Jenn's Attributes The Holy Quran has spoken in the sixteen surahs. In the verses of the Qur'an, the three words “al-jen”, “john” and “al-junah” refer to some of the jones that are: 1. Creation of a Flame of Fire And my beloved lieutenant “Marj-i-Nari” (Rahman, 15) say that Marj is a fire that the red, yellow and green tabs are blended together after its high and sharp. It is based on Marjuddin and Alamr is an unexpected and disturbing event, and on the ninth day of the second journey of the conquests of Makiyah mentioned that Marj is a flame rising into the air, which is said صفحه 117 118 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) to be an air Therefore, the soul of the creature consists of two elements, which are the fire and the air and man created from two elements of water and soil. (Kashani, 1344, Vol. 9: 121) It is narrated from Ibn Abbas that: Iblis is from one of the gentes They are called jinns, and they are created from a special fire among the angels, and the dinosaurs mentioned in the Qur'an are created from the flame of fire. It is also stated that they created the fairy from the fire and its cause is the promise of God: “And We created the soul before it was clear from the fire”. And God says from Iblis: “You created me from the fire and you created him from the flower”. (Majlesi, 1351: 7&262) 2. Creation of Jinn before Human Creation “Allah, the Creator of Me, Before Me NAR-ALSOMUM” (al-Hejr, 27) The Lord says that Satan was created before Adam, and created a fire that produced a hot and dead wind. Some say: that is, a fire that does not smoke, and the thunderbolts are the same. (Tabarsi, 1360, Vol. 13: 184) Imam Ali (AS) says: Seven thousand years before the creation of Adam, two tribes lived on the earth, the genius of the tribe and the tribe of the Nemence, the tribal descendants that were somewhat similar to human, with one hand and one leg instead They had mouths, beards, and galloping like lobsters, often the two tribes were in war and strife, but the corruption of the jinn was greater, and God sent a crowd of angels to their battle. In this war, a large number of dinosaurs were killed, a group of people were captured, and some fled to the forests and deserts. By the permission of God, children and adolescents, and women and devotees believed, were forgiven. One of the children of the jinns, “Azazil”, was the devil of Allah's damnation, when God provided the two angels with his maintenance and training. صفحه 118 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /119 The angels took him to the heavens, Satan, through the teachings he received, and the plurality of worship and servitude of God, reached a degree that was like the angels of God, but after his thousand years of worship, when Adam was created, all the angels that Satan was among them Adam prostrated himself, but Satan, because of the intrinsic wickedness and injustice, he suffered from the Lord's command. (Majlesi, 1351: 7&212) Also, the Prophet (PBUH) said: God was with him, nothing was with him, not known or unknown, the first being created by Mohammad Mostafa (AS), we created the people from the Beit with his light. Then God created the air and then created the jinn and settled them in the air and made them all pledges for the livelihood, and for Muhammad (PBUH) for prophecy, and for Ali to the governor, whoever confessed now confesses and each That denied is now denied. The first person to deny was the devil. May God curse him. His work ended in disappointment and the state of affairs now. Then God created Adam from the broadness of the plain of the earth. He turned his face and breathed into his soul. Then he took him out of his body and made a pledge for them. His generosity and the Prophethood of Muhammad and the authority of Ali, whoever pleased, confessed, and whoever Denied the request. (Majlesi, 1351: 3&17) 3. Having the Right to Recognize the Right of Void “Qa'ah al-Hayat al-Eyn-e-Sama'a Qurānā Ajaba” (Jenn, 1) The tribe of the genus has wisdom, understanding and understanding, responsibility and responsibility, and familiarity with the word and attention to the difference between miraculous words, as well They are obliged to advertise their rights. (Makarem Shirazi, 1995, Vol. 25: 102) And this is the reason for the refusal of the manna, the guardian of the law. (Jenn, 9) صفحه 119 120 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) Then the believers of the goddess are one of the signs of the truth of their speech In the world of nature, it is understandable to all the jinns, They say: “We searched for the heavens, and we found all of them full of guardians and strong guards, and the arrows of Mughāb” (Makarem Shirazi, 1995, Vol. 25: 111). “And this is the best of all, and the Lan Nazzha Herba”. (Jenn, 12) The believers of the genius warn others to continue their speeches. And they say: “We are sure that we can never dominate the will of God on earth, and we can not escape from the power of his power”. No one can be dominant, nor can justice be fooled, so it is better to submit (Makarem Shirazi, 1995, Vol. 25: 116). “Or Ma'shar al-Jen, the height of my stature, I am Elan”. (al-An'am, 128) 4. Task and Responsibility “We are the creation of Al-Jen and Al-Mans al-Layabdon”. (Zariyat, 56) It is certain that Allah the Almighty has done nothing in vain, and the creation of the jinn is no exception to this rule. The Holy Quran knows the cause of the creation of the jinn as the cause of the creation of man, which is worship and will reward them in return for worship. “O people of the jinn and men who come to you, messengers of you, cutting you down, and warning you against your day”. They said: “We have witnessed ourselves, and have provoked the life of this world, and have testified to themselves that they were infidels”. (al-An'am, 130) Acceptance, Anne Jananke Same as the presence of Pyrambran and sent by Anan Niz Khoud guide Ber Mukhtar Boden Jan and Ans. The prophets' gender is from Adam, but the phrase “Alm is a messenger” is due to the tomb. With the unity of the nation, Hazrat Imam (PBUH) has been on the genius and the holy man. In Jurjani's commentary, it has been mentioned that, صفحه 120 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /121 by consensus, the right to transcend any jinn to the jinn who did not send a revelation to him. (Kashani, 1344: 3&452) According to some commentators such as Alushi, Gurdbabi, Tabarias, the apostles received the revelation through the apostles and sent to their own breed. (Qara'ati, 1375, Vol .3: 396) The Prophets and the Imams and the leaders in the tribal elite were not only not needed but also not needed, because for the tribe of the jinn it was possible to contact the Prophets and the Avesi and receive the ordinances and the mystic was in the language of all of them. Of course, among them there were scholars who guided them ignorance and endorse them and give them the way to excuse them. It is easier to obtain the commandments than the holy ones. On the other hand, al-'in could have served the Prophets and Imams, or they would be present at the meetings of the Ulema. Among them, there are al-Qa'abr, al-Sāqr and head and powerful, weak and strong, and Sultan, and the position of the jinnism and the Prophet Suleiman, and the judicature of the jinnism on Soleiman and the Qa'far al-Qa'far with his companions, the servant of Abdullah and the coming of Satan in Darandumaih, the idolaters and There are many other issues on the subject. But in the first prophecy, the condition of the prophet is that of humanity. The jinn is not capable of prophecy, and the verses of the holy Qur'an have a strong evidence of this, and the Prophet of the Holy Qur'an was the priest and the honey man. (Tayeb, 1361, Vol. 13: 213-232) It turns out from this verse that the divine prophets, although all were human beings, were to be judged by Adam and Jinn, so if these two entities obey the message and the orders of the prophets, they will be rewarded and if they refuse, they will be punished. In the interpretation of light, Satan is also a genius, صفحه 121 122 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) and the elf is obligated and has punishment and rewards. (Qara'ati, 1375, Vol. 3: 393) 5. Stalem Jenn on the Believers and the Faithful The divine group is divided into two tribes, one tribe of those who surrender to God's obedience, and the other group of those who are deprived of submission to the cause of God that the right is right. “And Manna al-Moslem and Mana al-Qastoon Feminas aslm Falouk is a runaway”. (Jenn, 14) The term “Muslim” is that we are surrendered to God, so “Muslim” is the ones who surrender to God, and in whatever He wants to be commanded and obeyed. And the meaning of the word “Ghasotun” is Milin to void. (Tabatabai, 1361, Vol. 20: 70) And the word (cultivating) in the phrase "Feminist Slam Factor of Rational Impression. (Jenn, 14) applies to anything, means searching for it, and the meaning of the sentence is that those who submit to the cause of God seek to find In fact, Zafar went right to the right. Also, in verse 11 of Surah Al-Jen it is stated: “And Allah, Allah al-Sallahun and Allah Al-Dīn al-Zālā Kānā are the ways of Allah”, (Jenn, 11) Allah, furthermore, specifies that the principle of free will of the will also governs the jinns (Makarem Shirazi, 1995: 25&115), they have divided them into two categories of righteous and non-righteous. In this verse it is quoted in several ways: - Jinnies have different colors. - There are many different types. - There are different branches and sects. - There are various privileges such as algebra, some kind of recipe. (Amin, 1353: 3&143) Indeed, Jenn's optional faith in the 13th verse of the same surah also reads: “And Allah, Allah, Allah, Allah, and Allah”. (Jenn, 13) صفحه 122 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /123 The believers of the Jinn say in their own words: When we heard the guidance of the Qur'an, Believers, whoever believes in his Lord, is not afraid of defilement, nor oppression. Believers make every small and magnificent work (good deed) receive revenues without any reduction. (Makarem Shirazi, 1995: 25&116), as well as the verse “Yeddi ‫"الی الرشد فامنا و لن نشکک بربنا احدا‬ (Jen, 2) This statement of the Jinnian faith in the Quran and its acknowledgment of the fact that it is true, and the sentence "and Len Nasrk barbanah al-Hada emphasize their faith in the Qur'an, and finds that the faith of Jinnian The Qur'an is the same belief in the god who revealed the Quran, As a result, their slaughter is God, and their faith in the divine faith is monotheistic, that is, they will not be able to associate one with God (Tabatabai, 1361, Vol. 20: 61). This verse also indicates that the Prophet (PBUH) And it is anonymous. With a little careful attention to this, one can find a fascinating result: if the prophets and divine parents are the agents of all the jinns, then the jinns are also free from human beings, and with their own will, along with the rational arguments, can be the religion of divine prophets Accept or reject. Those who believe in the Prophet of God and do good deeds will reward those who are human, and those who disobey the commandments will suffer a severe punishment of divine suffering. ‫ او لئک الذین حق علیهم القول فی امم من قد قدت ققلهم من الجن‬Elanzam al-Kahnawa khasirin. (al-Ahqāf, 18) According to this verse of the unbelievers, the jinn also have the same people's eagle. And Allah Almighty Allah Almighty (Jenn, 7) and the Jinns, like you, disbelieved in the group's people, and they believed that Allah would not live any one on the Day of Resurrection. That is, the believers of the goddess told them that the unbelievers who took refuge in the age of jailbreak to men from the jinns thought that if you believed in a group of martyrs that صفحه 123 124 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) God never came after Jesus and Moses of the Prophet, and beyond this jest with their rebellion like the Koran They heard that they believed and were guided. (Tabarsi, 1360, Vol. 25: 347) 5.1 Muslims and Idolaters, Shiites and Sunnis What comes from the verses and traditions is that the group of elks has not only Muslims but also Shiite and Sunni sects. The story of believing the genial group after hearing the verses of the Qur'an from the Prophet on the market is evidence of this claim. I asked for permission to visit Imam Baqir (AS). They said that some of his services are in service, so I waited a little until they left. So, the people came out and I did not know them, because I got permission to enter, I entered and said: I'll be glad, now is the time of the Umayyad and their sword is bleeding (that is, they may be spies and their entry is dangerous to you) Imam (AS) said: O'Abba Hamza, these were a group of “Shi'ites” from the tribe of the Jinn, who came to ask themselves about their religious issues. (Muhammad Rayshahri, 1376: 2&118) Some commentators believe that Jinni Muslims are also divided into different denominations, like humans. It has also been narrated in various books that Jane is Muslim as you are. Gandhi and Mardeh and Rafsheh, Shiite and Sunni, and so on. (Khosravani, 2011: 8&396) In a narration from the Holy Prophet (PBUH), the Prophet said: “Ali is from me, and I love Ali from everyone who loves him. His friendship is Ali's blessing, and his followers are virtues that the angels believe in, and the righteous of the genius are gathered”. (Saduq, 1376: 9) 5-2. Dropping the Jinnies from the Shrikas Allameh Tabatab, in the commentary on the verse “And Allah Allah Qazba” (jen, 5), says: This verse is a protest from the jinns to what they had imagined. صفحه 124 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /125 Humans and Jennifer, whatever they say, are true, and never against God does not lie. As a result, when they came to the polytheists, they heard that they believed that they were giving the woman and the child to God, And then they believed in those unprofessional proportions; consequently, they became partakers of the same as they were, and were still polytheists until they heard the Qur'an and the truth was clear to them, and this adventive is actually the denial of the polytheists and jinns. (Tabatabai, 1361: 39&195) Before the time of Islam, the devils and group of gens were allowed to go to the heavens, and some of them were eavesdropping in the heavens. In the exegesis of the Assembly in the following verse: “And the depressions of the whole of Satan Rajaem al-i-ibāqq alma'mafāṭāā shahab mobin”. (Hajar, 17-18) From Ibn Abbas, it has been narrated that, in ignorance, there were priests who were each satanic, These devils were seduced in places, and they heard the sound of angels from the sky. What they heard about the events of the earth was earthquake, then they came to the priests and provided what they had heard to them, after the expulsion of Jesus (AS) from the three heavens and after the Prophet of Islam (PBUH), were forbidden from all heavens. So the guard of the heavens was given to the stars to take the devils through the meteorites. The meaning of the verses is such that, in the sky, which is the direction above the earth, we have placed towers and palaces, which are the same houses of the sun and the moon, and we decorate it, that is, the sky for the viewers, and the ornament is the same as astronomy and coax and We also preserve it, that is, the heaven from every deviated Satan, and we preserve that the devils do not know what is in the kingdom of the universe, Unless the devil approaches to eavesdropping, he will hear the angel's conversation about the unseen and future events and the like, which will follow as soon as the meteorite approaches. صفحه 125 126 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) The band saw that for some time they had no way to the sky and pursued them as soon as they approached the meteorite. They said that there was a new occurrence in the world, so they decided to go to find the cause. In the exegesis of the Assembly, Ibn Abbas states: Ibn Abbas has narrated that: The Prophet (PBUH) had not specifically prayed for the Qur'an, and did not see the jinn at all in this regard, but they went through a series of companions to reach the market, and this In the days when the jinns were forbidden from climbing to heaven, there was no longer any news of heaven, and the devils had seen each other what was going on. They said that our hands will never reach the news of the sky, whoever asks us to go up the messiah to his suppression, and after telling the tongues, they came to the conclusion that there must have been an incident in the world, you should look at the east and west of the world, and the reason for this Find. On the day that the Prophet (PBUH) sent to the market of paintings, a number of Jeans had come to search for that cause in the land of Thamma, and passed through the Messenger of Allah (PBUH) While this gentleman was busy with the morning prayer, when he heard the voice of the Qur'an from that gentleman, they listened well. Then they said: “This is the accident, that is, it is kept between us and the celestial news; they returned to their people immediately”. And they said: “This is the meaning of the Qur'an, which is the same as the Yahdi-e-Al-Rashid al-Fahmina, and the Lenn-i-Nahr al-Rābna-i-Ahmad”. (Jenn, 1-2) After this incarnation, the Almighty God revealed to his apostle how to say: (Jenn, 1). Therefore, the group of elks also abandoned Islam and converted to Islam. (Rejali Tehrani, 1375: 108-110) Therefore, Prophet Ali (AS), in conjunction with a Jew, speaks to Prophet Muhammad (PBUH) regarding Sunnis Prophet Muhammad (PBUH): صفحه 126 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /127 Ehsan Hazrat Zahra Sobhan is much more than the last messenger of Allah, for the Divine of Solomon, all those devils who live on disbelief And were revengeful and the Prophet (PBUH) , for the sake of confessing the Prophethood of the Prophets, believed in the Prophet's for the sake of confession to the Prophets of the Holy Prophet (PBUH). Therefore, from the tribes of celibacy and their aristocracy, they came to the service of the Prophet Elanus and Al-Jān through the obedience and servitude of the goddesses. One of those jinns from Nasybeen and eight others from Bani Amr ibn Amer was from Ajnan. I passed through that same congregation, and this tribe is the congregation that the Most High God calls for in the Qur'an, in his right, that: And they were not alone. At that time, Prophet Muhammad (PBUH) was staying in the palm of the palace, as the nobles and aristocrats of the Prophet (PBUH) turned over to Zulu al-Mann. The Prophet Muhammad The tribe asked why you were late, they began to apologize. And the Prophet (PBUH) said: The prophet of Allah (PBUH) believed that our deity was not yet sent by the holy Imam of the Prophet to guide the Ummah because our inquiry was sent to you by Allah through the guidance and guidance of the Master of the Qal ' Thank you for speaking of your Majesty, Sayyid AlBoreh, you have come to you. You have taught your religion and your nation to return to your own repentance. We will teach and advise each of our relatives and confidants. The Prophet (PBUH) said: “You must each have to pay homemade to your homes, get your citizens and tribes and relatives to come in accordance with the law”. He quickly removed all his relatives so that seventy thousand people came to the service of Seyed al-Bashr They taught it and taught the customs of fasting, prayers, Zakat, Hajj, Allah, AlHaram, Jihad, and the priests of Islam, and the apologies that صفحه 127 128 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) were made to the Prophet's mission. They said: “O Prophet Muhammad (PBUH), these relatives, we were all misguided, and they used the path of shirk and disbelief, and they gave the relation of the child and the woman to you”. Allah and Hassan Tufiq are honored to speak with your happiness. Nabi al-Rahmah to the perception of religion. And the nation became merciless. Then the Prophet said: O Jews, this mercy and kindness from the Prophet of the Prophet (PBUH) to the Khatam, the great prophets, are so great and excellent that he was revealed to the Prophet Solomon, after which he said that the Supreme Lord, the Creator of Allah, who is through the proof of prophecy And the statement of the Prophet Muhammad (PBUH), after the devils, jinns and others, were obstinate from the decree and command of most Prophets and apostles, were submissive to Nabi al-Ansan and Al-jun. And the believer of the devils is so much that the Prophet was born of a person so that he could direct the Prophet to the genius and the soul so that Al-Sayyed al-Mursalin would guide the guidance and guidance. 5-3. Jannian Faith before Islam to the Religion of Prophet Moses and Jesus “Qalawa or Muhammadna Sana'a Kala'a An'zal I am the son of Moses Mosaddeqa Lama between Yidiyah, Yeddi al-al-Haq and Al-Tayriq”. (Ahqaf, 30) It turns out from this verse that the jinns believed in the religions of Moses and Jesus (AS) They used the rules contained in their books because the group who had gone to the Prophet (PBUH) to hear the verses of the Holy Qur'an advised the others when they returned. And they said: We saw that he was the Prophet of the Torah and the Gospel, and He acknowledged them. This statement proves that they had sufficient knowledge of these صفحه 128 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /129 scriptures, and then they believed in hearing the words of the Prophet's right. 6. Holding and Publishing and Rescuing “The Fuweed La Iseal of the Zenba of Anas and of La John” (Rahman, 39) On this day, the sins of anas and jinn are not questioned, that is, the question is not being forgiven until it becomes known and the sin of work is determined by the question, for God Almighty He has counted all deeds and kept his servants; Of course they ask, the question is to repent and blame for calculation. Imam Reza (AS) has been narrated that he said: On that day do not ask the jinn and the anos, and the meaning is that one who believes in the truth and authority of the people of Imam (AS) and Imamate Imams (AS), committed a sin and did not pay attention in the world. Will be punished in grief and will come out of his grave at the Resurrection, while it is not guilty for him to be questioned. (Tabresi, 1360: 24&101) Also, the verse “But Al-Qa'ta'on Fakanova Lejhanm Hataba” (Jenn, 15) states: "But the dirty wood of hell is Hell, and they are burned in hell, their fire is ignited; they are like the devious ones of the Holy Qur'an. Hell read. He said: “Fatqawa alnar alti alwadda al-Nas” (Bagherah, 24)/ (Ref: Tabatabai, 1361, Vol. 39: 202-203) In a narration from the Prophet (PBUH): “God has created the elf in five classes: a class like wind in the air ), And the guilds are in the form of snakes and guerrillas in the form of scorpions, and the guinea worms of the insects, and the guilds of them are like humans, which account for them and eagles”. (Qomi, 1414: 1&186) Conclusion With the precision of the verses of the Holy Qur'an and the traditions of the Ahl al-Bayt (AS), the following research findings are obtained regarding the characteristics of the genus: صفحه 129 130 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) - The genre has a historical-intellectual background before Islam, but the Holy Qur'an and narratives, with their particular approach, on the one hand, raise the common cause of the creation of jinn and mankind, and on the other, emphasizing his characteristics, Modifies the subjectivities, beliefs, beliefs and cultures about it. - Jinn from the perspective of the Qur'an and narratives are the most similar beings to humans, but because the original element of the creation of the jinn is different with humans, there are differences with humans. They were created from the fire before the human being created from the soil. For this reason, they benefit from certain features such as impurity and speed. Because of their power, they can appear in different forms in the sky and in the earth, but they are human beings. An inventory has authority, perception, science, responsibility and duty. - Therefore, in order to choose the right path, the Prophet needs the Prophet (PBUH). Because of them, the possibility of communicating and contacting the prophets and the 'O'Sia'ah, the prophet Muhammad (PBUH) was also referred to the jinns. There is religion, religion, and denomination among the jinns, and they are like a human believer and a disbeliever. They have two females and males, they reproduce, and they also have death, resurrection and account, and the book of the forefathers. Because the story of Solomon in the Quran and serving some of the believers' gnomes for prophets, imams and individuals selected in some traditions indicates their obedience. - Allah Almighty, while expressing the similarities in the creation of the jinn and man and the purpose of this creation, emphasized two points: first, that the jinn is like the human being of God, so it is not worshipable. Secondly, the genius enjoys the characteristics that صفحه 130 Reading the Qur'anic and Narrative Views … /131 humankind lacks, but these characteristics are not considered to be true perfection, but it is this man who can achieve complete perfection by gaining the position of the caliph of Allah. Resources 1. Holy Quran. 2. Amin, Nosrat (1353). El Arfan Store Der Koran Science. Isfahan: Islamic Encyclopedia Center. 3. Amali, Ibrahim (1365). International Interpretation. Tehran: Publisher Katabkhana Sadok. 4. Fakhri Razi. Large Commentary. 2nd ed. 5. Al-Jarjani, al-Husayn Ibn al-Hasan (1377). Tafsir Gazer, The Unconsciousness and Evacuation of the Believers, Tehran: Islamic Encyclopedia Center. 6. Ibn Manzur, Muhammad Ibn Mukarram (1414). Lisan AlArab. Beirut: Dar Sader. 7. Kashani, Mullah Fathallah (1344). The Approach of the Righteous. Tehran: Andisheh. 8. Kulayni, Abu Jaafar Mohammed Ibn Ishaq (1377). al- Kāfī. Tehran: Golgasht. 9. Majlesi, Mohammad Baqir (1351). Bihar al-Anwar. Tehran: Dar al-Taleb al-Islamiyyah. 10.Nasafi, Abu Hafs Najm al-Din Mohammad (1367). Al-Taysir fi al-Tafsir. Tehran: Sorosh. 11.Makarem Shirazi, Naser (1995). Tafsir Nemooneh. Qom: Ali Ibn Abi-Talib Institute. 12.Mesbah Yazdi, Mohammad Taghi (1376). Theology of the Quran. Qom: Imam Khomeini Education and Research Institute. 13.Mirza Khosravani, Alireza (2011). Tafsir Khosravi. Tehran: Islamiyeh. صفحه 131 132 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) 14.Muhammad Rayshahri, Mohammad (1376). Mizan alHekmah. Qom: Dar al-Hadith. 15.Mulla Sadra, Mohammad Ibn Ibrahim (1363). Mafatih alGhayb. Tehran: Sadra Publications. 16.Qara'ati, Mohsen (1375). Tafseer Nour. Tehran: Cultural Center Lessons from the Quran. 17. Qomi, Abbas (1363). Safineh al-Bahar. Tehran: Andisheh. 18. Ragheb Isfahani, Hossein Ibn Mohamed (1414). Vocabulary in the Stranger of the Quran. Beirut: Dar al-Fekr. 19. Rejali Tahrani, Alireza (1375). Gen and Demon of the Qur'anic Investigation, Rawai and Aqli. Tehran: Andisheh. 20. Sadouq, Mohammad Ibn Ali (1404). Al-Amali. Beirut: Dar al-Fekr. 21. Saduq, Mohammad Ibn Ali (1404). The Eyes of the News, The Scientific Foundation of Publications. Beirut: Dar al-Fekr 22. Tabarsi, Ahmed Ibn Ali (1381). al-Ihtijaj. Qom: Ansariyan Publications. 23.Tabarsi, Fazl Ibn Hasan (1360). Majma' al-Bayan. Beirut: Dar al-Fekr. 24. Tabatabai, Syed Mohammed Hossein (1361). Al Mizan. Beirut: Dar al-Fekr. 25.Tayeb, Abdul Hussein (1361). The Best Statement in the Interpretation of the Koran. Tehran: Andisheh. 26. Turahi, Fakhr ol Din (1375). Majma-ul-Bahrain. Tehran: Mortazavi. صفحه 132 https://dorl.net/dor/20.1001.1.26767619.2021.8.25.6.6 Manifestation of the Essence of God in Ibn Arabi’s and Meister Eckhart’s View Authors: Prof. Mohammad Mahdi Gorjian(Iran), 1 Dr. Yazan Ali (Iraq), 2 Dr. Kinana Mustafa (Syria), 3 Suzan Fahs (England)4 Reccive: 05/11/2020 Accept: 01/02/2021 Abstract The manifestation of the Essence of God in the point of view of Ibn Arabi and Meister Eckhart is considered one of the most important and fundamental ideas on which the other mystical questions depend on. Ibn Arabi regards this matter in the way that it represents the Essence of God, namely the manifestation of the Essence of God and other worlds is because of His hiddenness in these worlds which is resulted from the Breath of the Merciful (the complete divine manifestation). Meister Eckhart also regards this matter as the truth of everything and originates from the divine perception of Himself, and this perception flows to all things by which the Essence of God manifested in the whole things including human, soul and the light. The Essence of God is the Love who penetrates the whole attracting things to Him. So the manifestation and hiddenness in the two mystics' views is the proof of the two verses (He is the First, the Last, the Manifest, and the Unseen and He knows all things), and We are closer to him than even his jugular vein. This manifestation and hiddenness don’t just concern the worlds 1. Professor of Philosophy and Member of the Department of Philosophy and Theology, Faculty of Philosophy and Ethics, Baqir al-OlumUniversity, Qom, Iran, mm.gorjian@yahoo.com 2. Lecturer of Modern Theology Department, Faculty of Al-Qaseem, University of Elia, AL-Najaf, Iraq, saqikhomar@yahoo.com 3. Civil Engineering Department, Faculty of Engineering, Damascus university, Damascus, Syria, kinanamustafa@gmail.com 4. Student of the Department of Dentistry, Faculty of Dentistry, The Open University, Walton Hall, England, malichehab@hotmail.com صفحه 133 134 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) and beings, but includes the visible world, the world of unveiling matters relating to the unseen, the stations, and states. Mystics and holy travellers stated the secret of this manifestation and hiddenness of the Essence of God, namely, the full orientation towards the Essence of God, this approach gives an expansion of readiness to the mystic and holy traveller to enable him to receive and reflect the divine perfection more and more; for that they recommend the importance to protect this hiddenness and continuing its manifestation. Keywords: Manifestation, Hiddenness, Essence of God, Ibn Arabi, Miester Eckhart Introduction When we talk about the manifestation of the essence of God in the mystical system of Ibn Arabi and Meister Eckhart, it is imperative that we study all the existents because they are the manifestations and the sages of God. It is also related to the external worlds as well as it is related to the inner worlds, the worlds of disclosure and witnesses, wherein this field the person who, through walking and traveling, attains the purest manifestations of the divine essence, and this is what is confirmed by those who are aware of the necessity to rid the traveler of the multitude and his readiness to accept the divine appearance in him. through the culture that Ibn Arabi and Eckhart have, we find a difference in the language to which they deal with the issue of appearance, but this does not mean that they speak in two separate fields, but rather that the spirit of meaning present in both of them indicates the closeness and the approach of these topics.In this research we are going to cover the following issues: صفحه 134 Manifestation of the Essence of God… /135 Eckhart’s Manifestation 1. Manifestation of the Essence to Himself 2. Manifestation of God’s essence in light 3. Manifestation of God’s essence in things 4. Manifestation of God’s essence in man Ibn Arabi’s Manifestation 1. Manifestation of the Essence to Himself 2. The manifestation in Divine names 3. The manifestation in the world of creation 4. The skepticism about manifestations The Common Manifestations of Ibn Arabi and Eckhart 1. The Manifestation of the Essence to Himself It is natural, in my opinion that the first and most important issue in the common manifestations of Ibn Arabi and Eckhart is the manifestation of the Essence to Himself, and the factor in this manifestation is the Essence, unlike the other types of manifestations in which the factor in its manifestation is the Manifest name (Al- Zaheer). Of course, for Ibn Arabi an important question arises about the factor of manifestation, which is how, the Manifest name (Al-Zaheer) could be the reason for the manifestation, and so far has not been identified if it is monism(Al Ahadiyah) or monotheism (Al Wahidyah)? Where it is possible to impose the dominance of the Manifest name (Al-Zaheer) over the words of creation and formation and not before. In fact, if we want the answer to this question, it can be said that the apparent name before the detail and inclusion or after it remains the factor and the reason for this manifestation, and the reason for this is that the name is only the perfection of the Essence of God. صفحه 135 136 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) Therefore, this perfection is the one that dominates the manifestation, the point of the matter is that this perfection is to be found in the name manifesting in the scientific presence (Hadra), so the manifestation of the Essence to Himself is not related to the pre-existence stage or after it, but rather includes all the stages, and the difference between them is that this manifestation is not preceded by the hiddenness and it is in absolute manifestation, just as we said that the Essence is hidden here in the absolute hiddenness, which is not preceded by the manifestation but it is the manifest in the same way that it is hidden, as Ibn Arabi states: “As for what taste knowledge (al ma'arifa althewqiah) gives, it is that He is Manifest in terms of what is Hidden, and Hidden is from an entity (Ayn) that is Manifest and the First from an entity (Ayn) that is Last, as well as saying in the Last, and the robe(Izarr) of the same that is a cover (ridaa) and a cover (ridaa) of the same of a robe (Izarr) that is never characterised by two different proportions as it decides, and the mind (Aql) understand it in terms of what is a thought; that is why ‘Abu Saeed al Kharrazi said, and he was told how he knew God, so he replied “By combining it between the two opposites, then he recited “He is the First, the Last, the Manifest and the Hidden”. (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 40-41) And the manifestation of the Essence to Himself is what is causing the manifestation of Loci (Mathaher) and God’s attachment to Loci (Mathaher) is the act of love and all of it is because of the Breath of the All-Merciful (al nafas al-rahmani). “Creation is caught in the epithets of God (Al Haqq) and is not otherwise. Therefore, the manifestation of creation (Al Khaleq) was by Al Haqq and the manifestation of Al Haqq was not through creation, for the fact that Al Haqq was still manifest to Himself and was not characterised by His lack of anything, just as the creation was characterized by its lack of manifestation for صفحه 136 Manifestation of the Essence of God… /137 its entity (Ayn) in its entity (Ayn) to Al Haqq”. (Ibn Arabi, 2002, Vol. 3: 287) As for the evolution and emergence of worlds, it is from the Merciful Divine Breath, as Ibn-Arabi expresses: “The formation of the world from the Merciful Breath (al nafas al-rahmani) which is manifest from the Loving affection(mahabba) of God.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 402) Also Qaysari indicate to the same matter: “The world appeared in the Merciful Breath”. (Al-Qaysari, 1375: 887) for Eckhart, the manifestation of the Essence to Himself is basically the manifestation of everything, (Shah-Kazemi, 2006: 175) as it is the introduction. Therefore, the perception of the Essence to Himself is achieved by the manifestation of the Essence to him, and this perception has a Syriac nature where it show things, and this is exactly what Ibn-Arabi said about the God’s Essence perception, the perfection and then the partial nouns to infinity, resulting in the occurrence and manifestation of these things set in their worlds, as for Eckhart’s Essence-perception, he is what constituted what Ibn Arabi called the loving movement from which the whole was born with a different nature that reflects the perfection of God. Also, this perception, if we are in line with Eckhart’s idea that it is the basis of existing, then the idea will not be definitively different from Ibn Arabi in the arrangement of the worlds, the purpose of the matter is that Ibn Arabi refers to the manifestation of God in each perceptual level separately, so by His own awareness of monotheism, and by His perception of His detailed perfection, monism appears, but Eckhart doesn't give this detail, but rather speaks in general terms about this topic, and this thing is not strange to those who read Eckhart’s ideas, who tends to be concise in proposing and relying on mentioning the rules of things, صفحه 137 138 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) but the detail that we notice in Eckhart about the manifestation of as a result of perception is that this manifestation that runs in things, is accepted by the realities of things according to their nature, whereby this emanation does not receive in a transcendent way except for an uncreated Level, which is the Son and the Holy Spirit, so that the Holy Trinity is achieved in Eckhart’s view, likewise, if we scrutinise the words of Ibn Arabi, the position of monism and monotheism which reflects the Divine perfection in a more honourable and complete manner, are also created. If one of the studies could compare between Christian and Islamic mysticism and present an application between the Holy Trinity and God’s essence, monism and monotheism, a qualitative leap would undoubtedly occur in the field of mysticism and solving the Christian Trinity dilemma, especially Eckhart believes in the idea of the perfect man and the children of God, not just the son. And in return to our topic Eckhart says: “By perception, God manifests to Himself, in perception God flows in Himself, in perception God flows in all things, in perception God created everything, and if perception was not in God there was no triad and therefore no creature was created”. (Eckhart, 2009: 455) Regarding receiving this flow in a more complete and honourable manner, Eckhart says: “God is everywhere and present at all times and in this field no creature can surround God or reflect His own goodness. Therefore, there must be something deeper, more sublime, and uncreated, something without a measure or method in which the father himself appears, meaning the Son and the Holy Spirit”. (Eckhart, 2009: 539) صفحه 138 Manifestation of the Essence of God… /139 2. The Manifestation of the Essence in Man This research is considered one of the most important researches at all after the study of the Self-unification (Tawhid), and as we have repeatedly pointed out more than once that mysticism is divided in the study of monism and monotheism, which is the Perfect man, and the remaining issues are only branches from it, as the Perfect man research is the essence of the research of the worlds of existence (Al wujud) and witnessing (Al shuhud) as well, and this is a fact that we have touched in Islamic mysticism in general and what we have seen in Christian mysticism especially in Eckhart, and the importance of the Perfect human being according to the existential view stems from the fact that He has absolute inclusiveness that enables him to deservedly occupy the position of the pole of the words, but the fact of the matter is that the abstract and material words are images (McGinn, 1994: 50-51) of this totalitarianism, from here he received the title of the mirror of the Essence, and according to the witness view, all the observances of the stations (maqam-at) or the rays of circumstances are taken from him; That is why He deserved the title of the Divine Caliph (Al-Khalifa Al-Elahi), and the Perfect human being, in addition to being central in the worlds, constitutes the absolute mediator between manifestations and hiddenness on the one hand, and what this means is that he is the cause of manifestations and hiddenness. On the other hand, he is considered the mediator between the Essence and the rest of the Loci (Al MA-Zaheer). Ibn Arabi said: “The Perfect man was established by God (Al Haqq) as a barrier between the Al-Haqq and the world, So He manifests by divine names and becomes God (Haqq), and He appears by the truth of the possibility and becomes creation.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 3: 287) صفحه 139 140 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) To this manifetations indicate “Al-Kalabadhi quoting from Sahl: “The manifestation takes place in three cases: the manifestation of Eessence, which is the unvieling, the manifestation of the qualities of the Essence, which is the place of light, and the manifestation of judgment of Essence , which is the Hereafter and what is in it.” (Al-Kalabadhi, 1422: 140) And the manfestaion is: “The illumination of lights in the hearts of those who come to Him”. (Al-Tusi, 1382: 310) This isthmus is a natural matter as a result of the truth that a Perfect man has it in terms of upbringing and formation, He is the Divine image and He is the manifestation of Al-Haqq, and all manifestations emanating from Him need this connection for their perfection, closeness, and completeness of their witnesses, and what has occupied him of a Right-Level (Martabah huqqah), God Almighty is the manifest in it, and He is the manifest of God, The Almighty. Ibn Arabi says: “The Perfect Man, not the animal man, is the most complete genesis of the realities upon which the facts of the Divine names and the realities of the world are established , and He is the one whom God created on the image. He, in his association, is a whole Haqq, so Al-Haq is His full protection as if He has perfection, so He sees Him in every eye and witnesses Him in every form.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 1: 640) This is what Eckhart emphasises that the essence of the Perfect human being is made by the manifestation of God in Him, and not merely the natural man who is untied from the disciplines, where a saying is given to the Saint who questions about this birth and the eternal and everlasting manifestation of God Almighty about the nature of the benefit in it if it does not happen to Him , it is His purpose, which is to appear in the Perfect Soul that makes the perfect man, so he says: صفحه 140 Manifestation of the Essence of God… /141 “What would benefit me, if this birth always happened, if it did not happen in me?” (Eckhart, 2009: 29) The occurrence of the Divine word, which is the birth of God in this context, constitutes the criterion that distinguishes between the Perfect man and the natural person, thus making the birth and manifestation to be achieved in the Perfect man without any other kind, Eckhart expresses: “What I said here is to understand the good and the Perfect man who is seeking and still seeking the paths of God, and not that natural, imperfect man who is far away and is absolutely ignorant of this birth.” (Eckhart, 2009: 29) The universality of the perfect human being is not an entity or a relativity between Haqq and creation (Khaleq), as we will explain His right in the matter of the Divine image, but rather it is a real universal in which all perfection is reflected, and on this Ibn Arabi says: “The Perfect man is summarized and manifested by the realities of the entire universe, modern and ancient.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 391) Ibn Arabi also believes that the Perfect human being is not a monopoly, rather it can be ascend to it, but by relativity that is subject to the self of man as the perfection is unequal, but in the end it is necessary for a person to connect to his own perfection, and this point makes the convergence cord more closely related to Eckhart’s thought, Ibn Arabi says: “man is the last birth, so that the powers of all the world and the Divine names are gathered in their perfection, and there is no more perfect than the Perfect man, and whoever has not been completed in this world from the human being, then he is a talking animal, part of the image only that does not catch up to the degree of man.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 391) صفحه 141 142 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) That means this kind of human being is always gain manifetations and illuminations as Al-Qushayri says: “The common people are in the permanence of concealment and the elite in the perpetual manifestation”. (Al-Qushayri, 2009: 110) Of course, Eckhart emphasizes the process of manifestation in man several times and indicates that it is specific to perfection only. He says: “As I said earlier that these words and this process are concerned with the good and the perfection of people who understood well and absorbed the essence of all the virtues.” From here he had the management and control of the worlds, originally through this proposition presented by Ibn Arabi, because the purpose of the Perfect man is this management, leadership, and appreciation. Ibn Arabi expresses that: “If I say, and what is this tree, we say the Perfect man who manages the structure of the crow? If I say, and what is the crow, we say the whole body.” Now, after this statement, we come to Ibn Arabi on the true background on which the Perfect man stands, which he repeatedly expresses in all his books that deal with the idea of the Perfect man, and this issue is the Divine image, so the reality of the Perfect man is that he is the Divine image and the mirror that reflects the Divine manifestation In him and this is his secret, and this is his truth. Indeed, it can be said that all of man’s perfect research, and every issue that is discussed around him is a result of his being a Divine image that deserves every description attached to him, Ibn Arabi says: “The Perfect man who appears in the Divine image, God did not give him this perfection except to be instead of Al-Haqq. That is why he called him a caliph, and what comes after him like his successors, so the first alone is the Caliph of the God, and what appeared about him from his proverbs in the world of bodies, صفحه 142 Manifestation of the Essence of God… /143 they are the successors of this Caliph, and instead of him in every matter it is valid for him. That is why the ten statements that do not accept more than this number are true for Him, as this is the first prosecution.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 41: 101) More precisely, the readiness that a Perfect person contains is the cause of the manifestation of God Almighty in Him and being the Divine image. This readiness has generated a total orientation to God, and this means that all kinds of veils are lifted and even have no meaning for the Perfect person, and this is the meaning of Ibn Arabi’s saying: “When God knew that He preferred his Lord over Himself by the proportion of finding Him, He Has given Him to appear in His image as a reward.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 41: 101) This causality is the same as we find it with Eckhart, who believes that the manifestation of God in man is to give up everything, abandon things, and turn to God Almighty: “When a person avoids crowds, God gives Him Himself without an image or an example, all things are known by images and examples.” 3. Manifestation of God in Things It is unfair in a place to reduce the scientific nature of mystical matters to the unity of existence or Divine presence. Rather, what makes mysticism an mysticism is the path to God for God Almighty only and only, and not tarnishing this intention with anything else, and this matter in fact enters a scholar or takes another out of the framework of mysticism, and despite the agreement of both mystics on the issue of wayfarer (Suluk), they are also in harmony about the Divine manifestation in things in the way we presented earlier from their participation in the origin of the issue to which the Blessed verse refers, “He is the First and the Last, the manifest and the unseen.” صفحه 143 144 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) This meaning does not cease to be close from the vein that we express it mystically, Eckhart shows them as if they were one thing, Meister Eckhart says: “God is in all things as the intelligence (Akl), and in fact He is more in these things than they are in themselves.” (Eckhart, 2009: 39) This dynamic effective and current appearance extends to cover all dimensions of the thing, Eckhart points to this meaning: “God Almighty is in things, being, activity, and ability.” (Eckhart, 2009: 39) As for Ibn Arabi, who shares Eckhart's proposal in the manifestation of God in things, he gives his analysis of this reason for the manifestation of God, which divides it into two parts, the Divine act on the one hand, and the readiness of the Entities of the names on the other side to accept this act and the Divine flow, and without this readiness nothing would have appeared in the worlds, but rather all of these worlds would not have been in their entirety, Ibn Arabi expresses this issue, saying: “So if the Entities did not deserve to be appearances of what Al Haqq manifested in them and He was not wise, then the defect would not have been necessary in that, and if the Identity was not worthy to manifest in these Entities Loci (Al Mazaher Al-Ayniah) of the manifestation of the lordship of Deism, so it would not have manifested in these Entities, because a thing doesn’t manifest in itself for itself, there must be an entity (Ayn) in which it manifests, so it witnesses itself in Locus (Al Mazhar), and is called a witness (Shahed) and an acclaimed(Mashud), because the Entities are not worthy and that is why he said your Lord has written upon Himself to have mercy and did not say that Entities deserve mercy, as they have no merit except that صفحه 144 Manifestation of the Essence of God… /145 they are special Loci(Mazaher).” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 94&160&246) Ibn Arabi also believes that this difference between all Loci (Mazaher) is in turn also related to these Entities, and the warning to which Ibn Arabi wants to point out, that the process of manifestation did not add a new existence but rather revealed it. This is what we referred to earlier, regarding the fact that existence is as it is, it did not differ, but rather it occurs to show or conceal Divine perfection, Ibn Arabi says: “The manifestation of Al Haqq in the loci (Mazaher) of possible Entities by virtue of what are the possibilities for it in terms of preparations, so the attributes differed on the outward appearance (Al Zaher), because the Entities in which He manifested are different, so the existents (Al-Mawjudat) were distinguished, and they were multiplied due to the multiplicity of the Entities and their distinction in Himself, so there is nothing in existence except God and the rulings of the Entities, and there is nothing in absence except the Entities of the possibilities that are prepared to be described as being, as they are not in existence, because the apparent rulings are and they have no entity (Ayn) in existence, so they are not the same, nor is it, because He is the manifest, and the distinction between the existents (Al-Mawjudat) is reasonable and tangible due to the difference in the rulings of the Entities.” Emphasizing that the process of manifestation is nothing but a statement and manifestation of Divine meanings, Ibn Arabi says: “The manifestation of Al Haqq in the Entities of fixed possibilities, and that they did not benefit from existence (Al wujud). Rather than, they benefited from what appeared from the facts that they are when He manifested in them.” I think that this factor is a contributory factor, which we have talked about previously, whether in the hiddenness or in صفحه 145 146 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) the body of this message. Therefore, we find that this reference that we have presented is sufficient in this field, here we conclude the search with the points in common, and let’s start with the points of specialization for manifestation according to Ibn Arabi and Eckhart. Characteristics of Manifestations of Ibn Arabi and Eckhart Manifestation worlds hierarchy and detail: Although the Meccan conquests is not a textbook or a series of lectures, it is rather arranged in a way that it can be said that its owner is the one who possesses the key to its arrangement, and yet he owns detailed research and central point’s much more than Meister Eckhart's sermons for various reasons we referred to some of them previously, This is in fact, the first block that plays a fundamental role in Ibn Arabi and Eckhart's mystical research specialists, the issue that is no less important than the previous one, but more important than it is undoubtedly the issue of unveiling (Al-Kashif). The conquests as their name is what God conferred upon Ibn Arabi, for he is the one who witnessed, he who travelled, he who saw and he who connected, in addition to other matters that exposed us in the context of our talk about the conquests at the beginning of the message, such as the transmission of the sayings of mystics, their experiences and their mystical life, and from the evidence of this speech in the conquests: “I say what the picket unveiling (al Kashif Al-Itisami) has given him.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 1: 41) As for Eckhart, if we do not want to deny the issue from the beginning, but it is really difficult to find evidence of his personal mystical experience, yes, as a matter of not cheapening people their things, it is possible by comparing Eckhart's sermons to each other, we can conclude such a personal experience of him. In any way, the matter cannot be dismissed صفحه 146 Manifestation of the Essence of God… /147 because the purpose of the sermons is to provide a mystical view of Christian thought and not to present Eckhart's own experiences and what we find the greatest present in his most complete works is the quotations from the Saints and the Greatest of Christian mystical thought, in addition to the Sacred texts, and his own analyses. As for the worlds of manifestation, we mean the situations in which the Divine Essence manifested, such as the monotheistic presence (Al Hadra Alwahydiah), the fixed Entities, the world of angels, the ideal and the absolute visible world (Alam Al Shahada), as Ibn Arabi referred to it in several places in the course of his speech about the manifestation of Al Haqq the Almighty, he referred to it in an orderly manner that should be so according to his witness vision, and Here I review some of the texts related to it, which are in order: 1. The Highest Divine essence has manifestation: “Know that this presence or Al Haqq the Almighty, whose release and primitiveness is proven, its necessity and its unity, through transmission, reason and unveiling, has manifestation”. 2. The manifestation of the Divine Essence was accomplished through what is known in the mystical custom by the Breath of the All-merciful: “His saying I liked to know, so He showed it in the Breath of the All-merciful, and that divine breathing was the Entity(Ayn) of the existence of the world.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 437) 3. Loving affection (al-mahabba) is the cause of the manifestation of the Soul or the departure of the merciful Breath from God Almighty: “The formation of the world from the merciful Breath which is manifest from the loving affection (mahabba) of God.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 402) صفحه 147 148 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) 4. These worlds include the isthmus of the ideal world, including the perfect human being as we note that matters are completely arranged according to Ibn Arabi and whenever he enters into a new research that uses the same criteria, for example the perfect human being, whether Ibn Arabi used it in the section of the worlds of manifestations or the worlds of vision or in researching the soles of the Islamic law or anywhere else, he uses it in a one way. If we come to Eckhart, we do not find such a division and hierarchy in the proposition, yes, there are subscribers on which both mystics agree, but in the details we do not find for them this participation, for example Eckhart does not explain to us when the Divine manifested in things, what happened from the worlds or similarities, and we do not see a statement about How is this manifestations? As for Ibn Arabi, he states that the manifestation is a Divine name, and the name consists of the Self and a special characteristic, while Eckhart comes as we noted earlier in the following form: 1. God’s Essence has manifestation: “By perception, God manifests to Himself, and in perception flows in Himself, in perception God flows in all things.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 455) 2. Appearances are divided into created and uncreated and they are supreme: “In perception, God created all things.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 539) And, “therefore, there must be something deeper, more sublime and uncreated, something without measure or method in which the Father himself appears, meaning the Son and the Holy Spirit.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 490-491) صفحه 148 Manifestation of the Essence of God… /149 3. The Divine manifestation is not achieved when there are many images that direct the person to the world of matter. “Man should receive God in everything and train his mind to keep God in his mind.” (Ibn Arabi, 2002, Vol. 2: 326) 4. Angels have the power to control the world of matter because God has deposited them with Himself. “Therefore, the angel pours his life and his power into the heavens and directs it without stopping, which in turn affects all life and power in creatures.” From the foregoing, this detail that we saw with Ibn Arabi is not found by Eckhart. Rather, Eckhart relies most of the time on general rules on the main ideas that he discusses in some paragraphs of his sermons, as for the detail of these facts from the manifestation and the formation of the worlds, and the distinction between witnesses, manifestation and presence, we find that they are flawed in Eckhart's sermons, which Eckhart may not have seen in his sermons as a field for more detail than this, especially if we take into account the intense and powerful campaign that the Church authorities were waging against thinkers and scholars before the Western Renaissance. Cognitive Affinity for Eckhart and Mohiuddin 1. The manifestation and hiddenness of the Essence are related to the worlds of existence, as well as the worlds of Unveiling (Alkashef) and spiritual traveling (AlSuluk), meaning that the manifestation and the hiddenness are the shaper of the nature of everything, but the occurrence of the apparition and the inward seeing (Alboutoon Alshouhoudi) need the motive of the seeker(Alsalik). صفحه 149 150 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) 2. Despite the great convergence between Christian secular ideas and their counterpart in the Islamic mysticism and despite the beginning of mystical thought in Christianity as a historical stage hundreds of years before the Islamic mysticism, we notice and the witness to our words the current state of Islamic mysticism, we notice that the Islamic mysticism has surpassed Christian one by Two sides: the first side is the volume of the discussed mystical issues, and the second side is the depth and accuracy in presenting these issues, meaning that we in the Islamic mysticism are facing a quantitative and qualitative development in relation to Christian mysticism. 3. One of the most important things that has been touched upon is the mating or giving birth in a mystical custom, and what we have explained in this regard is the following: the whole discussion of childbirth is merely about matter but is above abstract. Secondly, the discussion of childbirth is not presented in relation to the Divine subject as an Essence, but rather in relation to the Divine revelations in Later stages, as there is no research on mating and childbirth even in the place of monism. The secret is not to contain this rank, as the mystic masters acknowledge and decide on facts separate from each other until there is contact and connection, and this research will take a different character in some cases from Christian mysticism, which is especially with regard to the research of the children of God. 4. The manifestation and inward seeing (Alboutoon Al shouhoudi) cannot be achieved with mystics without turning absolutely to the Divine Essence and abandoning everything else. 5. The Divine Essence in Ibn Arabi and Eckhart has an absolute presence. صفحه 150 Manifestation of the Essence of God… /151 6. The manifestation and hiddenness of the divine Essence according to Ibn Arabi and Eckhart is a relative manifestation and hiddenness, meaning that the manifestation of God in things is the entity (ayn) of His hiddenness in them, and it is the entity (ayn) of the venous proximity that forms the reality of things. 7. From much of what we have mentioned, and in particular what was mentioned in the study of man and God, we find an important issue in mysticism for the mystics which is that the mystical nature or the nature of mystical inquiry was biased for Eckhart to the analogy between man and God, and in fact this matter cannot be ignored in it in the search for God and the things discussed that God at the time he is in things is also transcendent about them, and according to Ibn Arabi, the distinction between the two articles, meaning transcendence and the hidden in things, expresses clearly the issue of honesty and simile, as we have seen that the manifestation of God in the levels on one side and His hiddenness in them on the other side the Manifest remains visible and the unseen is hidden. Through this reading, we can find a kind of approach between the two thoughts and focus on them as evidence of the mystical unity between religions. 8. The perception of the Divine Essence to Himself is the secret in His manifestation of Himself and manifesting things and their innards in him, where the love movement of Ibn Arabi is one of the most important requirements of this perception, which caused the elation of the merciful soul from the God, and according to Eckhart, the basic principle is that love is God. 9. Love, although according to Ibn Arabi an attribute, a place and a state, but rather the most honorable Maqam-mat and صفحه 151 152 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) circumstances, and according to Eckhart, he is God and God is love, but for mystics , it is the cause of the creative Divine attraction and attraction Divine. 10.The manifestation and hiddenness according to Ibn Arabi and Eckhart is general and comprehensive, but a person must not lose sight of it, but rather it should be preserved. 11.The dispersion and drowning in the world of matter and the abundance of mental images is one of the most important factors that obscure the human being from the hiddenness and the manifestation of the divine Essence. 12. Union is rejected by the thought of mystics meaning the union of God with things, and unity is correct and is the goal. 13.The points of competence or specializations according to Ibn Arabi and Eckhart do not mean that they differed in them. Rather, more follow-up to their ideas is sufficient to show the great participation in thought. 14.There are many factors that interfered with the Islamic and Christian mystical biography and affected its nature that reached us. 15.The historical factor is one of the most important of these factors that, to a large extent, limited the growth of Christian mysticism, despite its centuries-old age. 16.The events that the world was exposed to, especially Europe after the Renaissance, played a positive role, sometimes on mysticism, and negative at other times. The hiddenness and the manifestation of the Essence according to Ibn Arabi and Eckhart play a great role in explaining many religious and human issues, but rather providing answers to many of the questions raised today. صفحه 152 Manifestation of the Essence of God… /153 Conclusion In the text that’s presented by Ibn Arabi and Ekhart in the revelations and complete works, emerges the importance of appearance in reporting the mystical theory for both mystics. Furthermore one of the most important points that highlights this research is that the research of appearance, which in general is seen to be the same as the appearance of divine essence, even though it could be connected in organising the worlds of existence or forming the worlds of witnessing. Another point worth mentioning is the relative; which means that the apparent is the same as the appearer and vice versa. Furthermore, the philosophy of existence appearer is denying the divine limits and it’s barrier during the appearance. Instead it has infinite extension that surpasses the bilateral of freedom and restriction. It is also what the masters of mystics considered it furthermore was also highlighted by Ibn Arabi’s interpretation of the blessed verse: “Every moment He is in a state” which matches the mystical research with the quran scripts in his holy saying: “He's the first and the last, the manifest and the hidding” and this verse that is considered the central point for the research of divine appearance and hiddenness That is because this verse took into consideration the station of “He” which isn't used much in the Quran and this usage is similar to other expressions such as: God, Allah, Lord of the universe, Lord and there is no doubt that the mystical research looks seriously at all these expressions and gives each of them an independent meaning, as well as Ekhart also launched from two main issues in treating the divine appearance. The first is the presence of the absolute essence and what he expressed through the divine presence at all times and places and the second is the existence of this presence and for this صفحه 153 154 ( / Journal of PURE LIFE in the Divine Religious, Vol. 8, No. 25 (Dhuʻl-Qiʻdah 1442. Khordad 1400. June 2021) reason Eckhart distinguished in several places from his sermons and writings between unity and union, as he denied union and established the unity due to it being the truth in existence and we in our research shed light on this unity and we analysed the divine appearance in this unity from the path of appearance of God in everything and this overall doesn't exclude anything and as well as the hiddenness is what forms this unity where it begins with its own conditions and the place that's expressed in the region of silence which plays a decisive role in the occurrence of the hiddenness and it locates in the human being. For example, without deviating from it all the rest of universal truth, and here it was necessary to distinguish between the divine appearance which is unconditionally achieved and between the existence of this achievement and the presence of specialised time and place conditions. This proposition and likewise how the logic of scientific research imposes requires demonstration the method and way in its occurrence and this is what Eckhart didn't ignore as he declared that the divine flow in the beginning must pass through uncreated channels that doesn't end to the nature of creatures, but rather it has a high rank in nature. These methods are the son and the Holy Spirit and whenever it reaches to the abstract world such as the angels its role begins in supervising and preparing this presence in everything and likewise this research here tend to what's known in the islamic mysticism in the special side and this side is carried out by God and no one else and the presence of the essence in the worlds hierarchy just as it is decided. صفحه 154 Manifestation of the Essence of God… /155 Resources 1. Eckhart, Meister (2009). The Complete Mystical Works. translated by Maurice o’cWalshe. USA: The Crossed Publishing Company. 2. Ibn Arabi, Muhyiddin (2002). Meccan Revelations. Beirut: Sader Publisher. 3. Al-Kalabadhi, Muhammad (1422). Knowing the Doctrine of Sufism. Beirut: Dar al-Kutub al-Ilmiyya. 4. Al-Kashani, Abdul Razzaq (1426). Sufi Conventions. Beirut: Dar Al-Kutub Al-Ilmiyya. 5. Lamm, Julia (2013). The Wiley Blakwell Companion to Christian Mysticism. British: Wiley Blakwell. 6. Al-Makki, Abu Taleb Muhammad Ibn Ali (1417). Strengthened Hearts in the Treatment of the Beloved and Described the Path of the Sspirant to the Position of Dignity, Correction: Basil Oyoun Al-Soud. Beirut: Da Scientific Books. 7. McGinn, Bernard (1994). Meister Eckhart and the Beguine Mystics. New York: The Continuum Publishing Company. 8. Al-Qaysari, Daoud (1375). Explanation of Fosoul alHakam. investigated by Jalal al-Din Ashtiani. Tehran: Scientific and Cultural Publishing Company. 9. Al-Qushayri, Abu Al-Qasim Abdul-Karim (2009). AlRisala Al-Qushairy. Fourth Edition. Beirut: Dar AlKutub Al-Ilmiyya. 10.Shah-Kazemi, Reza (2006). Path to the Transcendence According to Shankara, Ibn Arabi, Meister Eckhart. India: The World Wisdom. 11.Al-Tusi, Abu Nasr Al-Sarraj (1382). The Shining in Sufism. Corrected by Reynolds Nicholson. Translated by Mahdi Mojtaba. Tehran: Asateer Publishing House. صفحه 155 صفحه 156

آخرین شماره های فصلنامه بین المللی میان رشته ای و بین الأدیانی "Pure Life" در ادیان الاهی

ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!