صفحه قبل

هفته نامه مثلث شماره ۱۶۶

صفحه بعد

هفته نامه مثلث شماره 166

هفته نامه مثلث شماره 166

‫حسن روحاني درگفتوگو با مثلث به مسائل‬ ‫هستهاي‪ ،‬روابط خارجي ايران‪ ،‬انتخابات آينده و‬ ‫احتمال نامزدياش پرداخته است‪ .‬او ميگويدكه براي‬ ‫نامزدشدن بهشدت تحت فشار است‬ ‫گفتوگو با محمدرضا باهنر‪ ،‬پشتپرده سياست در‬ ‫دولتهاي سازندگي‪ ،‬اصالحات و احمدينژاد را مورد‬ ‫نظر قرار داده است‬ ‫محمدحسين صفار هرندي درگفتوگويي‬ ‫جذاب به وضعيت اصالحطلبان و حاميان دولت‬ ‫در انتخابات پرداخته است‬ ‫در سالنامه با محسن هاشمي پيرامون سابقه همكاري‬ ‫با شهرداران مختلف تهران و احتمال حضور پدرش در‬ ‫انتخابات گفتوگو شده است‬ ‫گفتوگو با محمدرضا باهنر از پشتپرده‬ ‫سياست تا نامزدي در انتخابات‬ ‫اگر جبهه پيروان حمايت كند‬ ‫براي نامزدي درانتخابات‬ ‫به شدت تحت فشارم‬ ‫حسن روحاني در گفتوگو با مثلث پيشبيني كرد‬ ‫كه انتخابات آينده دو قطبي ميشود‬ ‫كنارنميكشم‬ ‫محسن هاشمي رفسنجاني‪:‬‬ ‫براي ورود به انتخابات‬ ‫محمد حسين صفار هرندی‪:‬‬ ‫هيچيك از شاخههاي اصولگرايي‬ ‫به تنهايي توان اداره كشور را ندارند‬ ‫خانواده بهاندازه حاجآقا‬ ‫احساس تكليف نميكنند‬ ‫رامينمهمانپرست ‪ ،‬حميدرضا آصفي و كيهان برزگر‬ ‫درپروندهاي ويژه به بررسي وضعيت فعلي ايران و‬ ‫آمريكا پرداختهاند‪ .‬آينده مذاكرات بحث اصلي اين‬ ‫بخش را تشكيل ميدهد‬ ‫معماي مذاكره‬ ‫پرونده مثلث درباره مذاكره‬ ‫ايران‪-‬آمريكا درگفتوگو با رامينمهمانپرست‬ ‫حميدرضا آصفي و كيهان برزگر‬ ‫پس از ائتالف‪3‬نفره برخي ديگر از اصولگرايان هم به‬ ‫تشكيل ائتالف روي آوردند‪ .‬ائتالف‪3‬نفره اما به صورت‬ ‫كلي روندي مناسب را طي ميكند‬ ‫سـالسياست‬ ‫هفته‌نامه‌خبري‪،‬تحليلي‪/‬سالچهارم‪/‬شمارهصدوشصتوششم‪20/‬اسفند‌ماه‪ 196/1391‬صفحه‪5000/‬تومان‬ ‫اصولگرايان در چند جبهه براي ورود به انتخابات‬ ‫برنامهريزي ميكنند‬ ‫عصرائتالفها‬ ‫گفتوگو با مسعود فراستي هر لحظهاش جذاب‬ ‫و پرتيتر است‪ .‬او به كسي رحم نميكند نه به‬ ‫سينماگر نه به بازيگر و نه به مدير سينمايي‪.‬‬ ‫گفتوگو با او جذاب است‬ ‫در صفحات علوم سياسي سالنامه درگفتوگو با‬ ‫جامعهشناسان و اساتيد دانشگاه به نقش طبقات و‬ ‫گروههاي اجتماعي در انتخابات‪ 92‬پرداخته شده است‬ ‫چهكسي جانشين‬ ‫احمدينژاد ميشود؟‬ ‫پرونده علومسياسي مثلث درباره رابطه طبقات‬ ‫اجتماعي با گروههاي سياسي در انتخابات ‪92‬‬ ‫مسعودفراستي از فراستي منتقد و فراستي هفت ميگويد‬ ‫با كسي دراين سينما‬ ‫نه دوستم نه دشمن‬ ‫كفاشيان درگفتوگو با سالنامه مثلث ميگويد‬ ‫كه دوست دارم از فوتبال بروم و زندگي خودم را داشته‬ ‫باشم‪ .‬گفت وگو با علي كفاشيان بيشتر درباره حواشي‬ ‫فوتبال است‬ ‫باقري لنكراني در گفتوگو با سالنامه مثلث‬ ‫از برنامه جبهه پايداري براي انتخابات‪92‬‬ ‫ميگويد‪ .‬او تصريح ميكند كه پايداري نامزد‬ ‫مستقل خواهد داشت‬ ‫درحاليكه بسياري معتقدند رحيم مشايي گزينه‬ ‫نهايي حاميان دولت است اما علياكبر صالحي به‬ ‫عنوان گزينه جايگزين اين گروه مورد توجه قرار‬ ‫گرفته است‬ ‫محمدشريعتمداري در مصاحبه با سالنامه به وضعيت‬ ‫خود براي انتخابات‪ 92‬اشاره ميكند و معتقد است‬ ‫هرچند انتظار اجماع از اصالحطلبان ندارد اما در ميان‬ ‫آنها مخالف چنداني هم ندارد‬ ‫صالحي ميآيد؟‬ ‫بايد التماسكنند‬ ‫كه درفوتبال بمانم‬ ‫گزينه نهايي حاميان دولت چه كسي است‬ ‫علي كفاشيان و همه حاشيههاي فوتبال‬ ‫گفتوگوي مثلث با باقريلنكراني درباره‬ ‫استراتژي و تاكتيك انتخاباتي جبهه پايداري‬ ‫نامزد مستقل‬ ‫معرفيميكنيم‬ ‫گفتوگو با محمد شريعتمداری‬ ‫انتظارندارم همه اصالحطلبان‬ ‫از من حمايتكنند‬
‫تو‌گو با‬ ‫در صفحات علوم سياسي سالنامه درگف ‌‬ ‫جامعه‌شناسان و اساتيد دانشگاه به نقش طبقات و‬ ‫گروه‌هاي اجتماعي در انتخابات‪ 92‬پرداخته شده است‬ ‫چهكسي جانشين‬ ‫احمدي‌نژاد مي‌شود؟‬ ‫پرونده علوم‌سياسي مثلث درباره رابطه طبقات‬ ‫اجتماعي با گروه‌هاي سياسي در انتخابات ‪92‬‬
‫پس از ائتالف‪3‬نفره برخي ديگر از اصولگرايان هم به‬ ‫تشكيل ائتالف روي آوردند‪ .‬ائتالف‪3‬نفره اما به صورت‬ ‫كلي روندي مناسب را طي مي‌كند‬ ‫اصولگرايان در چند جبهه براي ورود به انتخابات‬ ‫برنامه‌ريزي مي‌كنند‬ ‫عصر‌ائتالف‌ها‬
‫محمدحسين صفار هرندي در‌گفت‌وگويي‬ ‫جذاب به وضعيت اصالح‌طلبان و حاميان دولت‬ ‫در انتخابات پرداخته است‬ ‫محمد حسين صفار هرندی‪:‬‬ ‫هيچ‌يك از شاخه‌هاي اصولگرايي‬ ‫به تنهايي توان اداره كشور را ندارند‬
‫گفت‌‌وگو با محمدرضا باهنر‪ ،‬پشت‌پرده سياست در‬ ‫دولت‌هاي سازندگي‪ ،‬اصالحات و احمدي‌نژاد را مورد‬ ‫نظر قرار داده است‬ ‫تو‌گو با محمدرضا باهنر از پشت‌پرده‬ ‫گف ‌‬ ‫سياست تا نامزدي در انتخابات‬ ‫اگر جبهه پيروان حمايت كند‬ ‫كنارنمي‌كشم‬
‫حسن روحاني درگفت‌وگو با مثلث به مسائل‬ ‫هسته‌اي‪ ،‬روابط خارجي ايران‪‌،‬انتخابات آينده و‬ ‫احتمال نامزدي‌اش پرداخته است‪ .‬او مي‌گويدكه براي‬ ‫نامزدشدن به‌شدت تحت فشار است‬ ‫براي نامزدي درانتخابات‬ ‫به شدت تحت فشارم‬ ‫حسن روحاني در گفت‌وگو با مثلث پيش‌بيني كرد‬ ‫كه انتخابات آينده دو قطبي مي‌شود‬
‫در سالنامه با محسن هاشمي پيرامون سابقه همكاري‬ ‫با شهرداران مختلف تهران و احتمال حضور پدرش در‬ ‫تو‌گو شده است‬ ‫انتخابات گف ‌‬ ‫محسن هاشمي‌رفسنجاني‪:‬‬ ‫براي ورود به انتخابات‬ ‫خانواده به‌اندازه حاج‌آقا‬ ‫احساس تكليف نمي‌كنند‬
‫تو‌گو با سالنامه مثلث‬ ‫باقري لنكراني در گف ‌‬ ‫از برنامه جبهه پايداري براي انتخابات‪92‬‬ ‫مي‌گويد‪ .‬او تصريح مي‌كند كه پايداري نامزد‬ ‫مستقل خواهد داشت‬ ‫تو‌گوي مثلث با باقري‌لنكراني درباره‬ ‫گف ‌‬ ‫استراتژي و تاكتيك انتخاباتي جبهه پايداري‬ ‫نامزد مستقل‬ ‫معرفيمي‌كنيم‬
‫درحاليكه بسياري معتقدند رحيم مشايي گزينه‬ ‫نهايي حاميان دولت است اما علي‌اكبر صالحي به‬ ‫عنوان گزينه جايگزين اين گروه مورد توجه قرار‬ ‫گرفته است‬ ‫صالحي مي‌آيد؟‬ ‫گزينه نهايي حاميان دولت چه كسي است‬
‫محمد‌شريعتمداري در مصاحبه با سالنامه به وضعيت‬ ‫خود براي انتخابات‪ 92‬اشاره مي‌كند و معتقد است‬ ‫هر‌چند انتظار اجماع از اصالح‌طلبان ندارد اما در ميان‬ ‫آنها مخالف چنداني هم ندارد‬ ‫گفت‌وگو با محمد شریعتمداری‬ ‫انتظارندارم همه اصالح‌طلبان‬ ‫از من حمايتكنند‬
‫رامين‌مهمانپرست ‪ ،‬حميدرضا آصفي و كيهان برزگر‬ ‫درپرونده‌اي ويژه به بررسي وضعيت فعلي ايران و‬ ‫آمريكا پرداخته‌اند‪ .‬آينده مذاكرات بحث اصلي اين‬ ‫بخش را تشكيل مي‌دهد‬ ‫معماي مذاكره‬ ‫پرونده مثلث درباره مذاكره‬ ‫تو‌گو با رامين‌مهمانپرست‬ ‫ايران‪-‬آمريكا در‌گف ‌‬ ‫حميدرضا آصفي و كيهان برزگر‬
‫تو‌گو با مسعود فراستي هر لحظه‌اش جذاب‬ ‫گف ‌‬ ‫و پرتيتر است‪ .‬او به كسي رحم نمي‌كند نه به‬ ‫سينماگر نه به بازيگر و نه به مدير سينمايي‪.‬‬ ‫تو‌گو با او جذاب است‬ ‫گف ‌‬ ‫مسعودفراستي از فراستي منتقد و فراستي هفت مي‌گويد‬ ‫با كسي دراين سينما‬ ‫نه دوستم نه دشمن‬
‫تو‌گو با سالنامه مثلث مي‌گويد‬ ‫كفاشيان درگف ‌‬ ‫كه دوست دارم از فوتبال بروم و زندگي خودم را داشته‬ ‫باشم‪ .‬گفت و‌گو با علي كفاشيان بيشتر درباره حواشي‬ ‫فوتبال است‬ ‫بايد التماسكنند‬ ‫كه درفوتبال بمانم‬ ‫علي كفاشيان و همه حاشيه‌هاي فوتبال‬
‫داغ دل مادر هرگز سرد نميشود‬ ‫گزارشي از ديدار مزار شهدا در آستانه سال ‪92‬‬ ‫ديـــــباچه‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪28‬‬ ‫‪28‬‬
‫ديـــــباچه‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫سارا زیباکالم‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫آنچیزیکهازآنمطمئنهستمایناستکهفکرمرگوقبروقبرستانچیزینیستکهفردیرا‬ ‫دردنیابه‌حالخودرهاکردهباشد‪.‬به‌هر‌حالهرکدامازماباتوجهبهجهان‌بینیخود‪،‬درمرحلهیامراحلی‬ ‫از زندگی‌مان با این مقوله مواجه بوده‌‌ایم‪ ،‬به آن عمیقا فکر کرده‌ایم‪ ،‬در موردش مباحثه داشته‌ایم یا‬ ‫ن ترسیده‌ایم‪ .‬بسیاری از اوقات هم حواس خود را به کلی پرت کرده‌ایم تا مبادا این گونه تفکرات‪،‬‬ ‫از آ ‌‬ ‫آزارمان دهند و ما را از لذات زندگی زیبای دنیا وادارند‪ .‬البته این طبیعی است و شاید به جز استثنائاتی‪،‬‬ ‫سایر مردم همه این گونه باشند‪ .‬به هر حال آنچه شنیده‌ایم این است که گویا دین‪ ،‬توصیه به بازدید از‬ ‫قبور کرده و دعا برای اهل آن و نیز تفکر در امور مرتبط با آن‪ .‬اینها همه وقتی به ذهنم رسید که صحبت‬ ‫بهش��ت زهرا(س) پیش آمد و بازدید از مزار شهدا‪ .‬ش��هدا «بل احیاء عند ربهم یرزقون»اند‪ ،‬شهدا‬ ‫زنده‌اند و ما مرده‌ایم و زمان ما را با خود برده است (گفته معروف شهید مرتضی آوینی)‪ .‬خالصه اینکه‬ ‫‪29‬‬ ‫‪29‬‬
‫ديـــــباچه‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫معتقدیم شهیدان زنده‌اند و شنیده‌ایم که احتماال مزارشان حال‬ ‫و هوایی دیگر دارد‪ ،‬اگر بر فرض مثال از قبور معمولی می‌ترسیم‪.‬‬ ‫به فرض اینکه نسل جنگ نیستیم که بنده نیستم‪ ،‬هر آنچه‬ ‫از جنگ و شهیدانش می‌دانم را یا خوانده‌ام‪ ،‬یا در رسانه‌ها دیده‌ام‬ ‫یا شنیده‌ام‪ .‬بنابراین حتما پیش از رفتن به بهشت زهرا(س)‪ ،‬به‬ ‫آنهایی که از همین طریق عجیب احساس می‌کنم می‌شناسم‬ ‫ش��ان و برایم مهم هستند فکر می‌کنم و به خاطراتی که از آنها‬ ‫خوانده‌ام و حول شخصیت و زندگی‌ش��ان شنیده‌ام‪ .‬به آوینی‬ ‫فکر می‌کنم که در ذهنم مزارش را هم مانند یک فرهنگس��را‬ ‫با ظاهری امروزی تصور می‌کنم‪ .‬شاید در ذهن فانتزی خودم‬ ‫حتی دو‪ ،‬س��ه قفس��ه نقلی کتاب هم کنار آن می‌بینم و جایی‬ ‫برای نوش��تن و خواندن‪ .‬خودم هم از این فکر خنده‌ام می‌گیرد‬ ‫اما راستش دلخواهم همین اس��ت‪ .‬دوست دارم فریم به فریم‬ ‫عکس‌های لحظه شهادت مرتضی آوینی را باالی سنگ قبر او‬ ‫ببینم‪ .‬دوست دارم عکس‌هایی از فکه ببینم‪ ،‬همان فکه‌ای که‬ ‫در فیلم‌ها دیده‌ایم و از مردان تفحص شنیده‌ایم و‪...‬‬ ‫اصال از خودم می‌پرس��م که حاال ب ِین��ی و بین‌اهلل‪ ،‬اگر قرار‬ ‫باشد وقت غروب بروم قطعه شهدا‪ ،‬یه کم‌ترس یا دلهره ندارم؟‬ ‫و جالبه آنقدر ذهنمان از پاس��خ‌های رنگارنگ در این زمینه پر‬ ‫اس��ت که نمی‌دانم کدام درست است‪ .‬سیاس��ت؛ امان از این‬ ‫سیاست که همیش��ه از آن فراری‌ام و نمی‌دانم چطور است که‬ ‫در کشور ما‪ ،‬همیش��ه همه چیز متاثر از این سیاست است‪ .‬اگر‬ ‫تبلیغات و سیاس��ت را کنار بگذاریم‪ ،‬اگ��ر به جنگ هم در کنار‬ ‫مقوله‌ای ارزشی که دین بسیار در آن نقش داشته جور دیگری‬ ‫نگاه کنیم‪ ،‬آن وقت شاید راحت‌تر و‌بی‌دغدغه‌تر با داستان‌های‬ ‫حماسی و انسانی آن روبه‌رو ش��ویم‪ .‬بعد از آوینی حتما شهید‬ ‫بزرگوار مصطفی چمران در ذهنم می‌آید‪ .‬همیشه عکسی که‬ ‫از مجروحیت او روی برانکارد گرفته شده است عجیب در سرم‬ ‫هست‪ .‬همیشه هوای غبار‌آلود و سنگین بستان به‌طور خاص‬ ‫در تصوراتم می‌آید و م��ی‌رود‪ .‬نمی‌توانم حتی برای خودم هم‬ ‫خاطره بازدیدهایم را از بستان هجی کنم‪ ،‬اما می‌دانم که اگر سر‬ ‫مزار چمران بروم‪ ،‬ناخودآگاه همان حس معلقی را که در محل‬ ‫مجروح شدن او تجربه کردم‪ ،‬باز خواهم داشت‪ .‬کاش اگر احمد‬ ‫متوسلیان ش��هید شده است‪ ،‬از او هم الاقل سنگ قبری بود تا‬ ‫ادای احترامی‌کنم خالصانه‪.‬‬ ‫این حس عمیقا همراهم اس��ت‪ .‬شنیده‌ام از شهید پالرک‬ ‫مشهور به ش��هید گالب و با خود فکر می‌کنم که مرز حقیقت‪،‬‬ ‫مرز شیرینی اعتقادات و تلخی منطقیات کجاست‪ .‬مهم نیست‬ ‫زمانه ما چگونه ش��ده اس��ت و آنچه زمانی همه ب��ه آن اعتقاد‬ ‫داش��تیم و اوج خلوص را در آن می‌دیدیم حاال به‌خاطر رفتارها‬ ‫و عملکردهای خودخواهانه و غلط برخی افراد‪ ،‬محل ش��ک و‬ ‫دودلی شده است‪ .‬تاسف‌بار است اما مهم نیست چون حقیقت‬ ‫همیش��ه سرجای خود می‌ماند و اگر به دور از تعصبات به‌دنبال‬ ‫آن رویم‪ ،‬حتما آن را می‌یابیم‪ .‬شاید آن هیجان وصف‌ناشدنی‬ ‫که پیش از بازدید از بهشت‌زهرا(س) برای نخستین بار داشتم‬ ‫هم به همین دلیل بود‪.‬‬ ‫در راه آنق��در افکار مختلفی را ب��اال و پایین کردم که وقتی‬ ‫رسیدم تقریبا س��رگیجه داش��تم! (البته یحتمل بخشی از آن‬ ‫سرگیجه‪ ،‬مرهون‌ترافیک همیش��گی و وفادار تهران بود) اما‬ ‫آنچه خوب یادم است این که اش��تیاق داشتم‪ .‬می‌خواستم به‬ ‫دیدار مزار همه ش��هدایی که تا به حال حتی فقط اسمش��ان را‬ ‫هم ش��نیده بودم بروم‪ ،‬چه رسد به آنهایی که خانواده‌هاشان را‬ ‫‪30‬‬ ‫‪30‬‬ ‫به طریقی می‌شناختم یا اینکه کال فرمانده و سرشناس بودند‪.‬‬ ‫دوست داش��تم برای ش��هدای هفتم‌تیر فاتحه بخوانم‪ .‬در‬ ‫راه خیلی ب��ه معنا و مفه��وم حقیقی «زنده بودن ش��هدا» فکر‬ ‫کردم‪ .‬یعنی ما را می‌بینند؟ صدامان را می‌ش��نوند؟ در آسمانند‬ ‫یا در زمین؟ پاس��خ‌مان را هم می‌دهند؟ عین یک کودک درگیر‬ ‫گره‌های کور حقیقت با تخیل شده بودم‪ .‬البته همه اینها شیرین‬ ‫بود‪ .‬سبک شده بودم‪ .‬یعنی هنوز فاتحه نخوانده و بازدید نکرده‪،‬‬ ‫حس سبکی می‌کردم‪ .‬به این نتیجه رسیده بودم که قضیه شهدا‬ ‫یک امر لطیف است‪ ،‬یعنی از نور و هوا‪ .‬حاال دیگر فکر می‌کردم‬ ‫که از شهر و زندگی و دود و روزمرگی و دعواهای پوچ خانوادگی‬ ‫و خیابانی و‪ ...‬که خس��ته شوم و حس فرسودگی کنم‪ ،‬دیگر یک‬ ‫مأوا پی��دا کرده‌ام و محلی که با امنیت خاطر بتوانم در آن درددل‬ ‫کنم و هرگز پشیمان نشوم‪.‬‬ ‫ای��ن یک حس‪ ،‬از آنها بود که تا آخر همراهم بود و راس��تش‬ ‫هنوز هم گاهی که دلم می‌گیرد‪ ،‬ب��دم نمی‌آید که‪ ...‬به هر حال‬ ‫ماجراهایی که از عرفا و بزرگان خوانده بودم هم بس��یار به یادم‬ ‫می‌آمد‪ .‬دیدگاه آنها نس��بت به مرگ‪ ،‬به دنی��ای پس از مرگ و‬ ‫نی��ز ماجراهایی در ارتب��اط با برزخ و قبر و امث��ال آن‪ .‬بزرگان ما‬ ‫هرگز خوف از اینها نداش��ته‌اند و بلکه حتی بالعکس‪ .‬و من باز در‬ ‫انیمیشن‌های ذهنی‌ام‪ ،‬کلیت یک قبرستان را به شکل دیواری‬ ‫وارون��ه می‌دیدم با صدها «در» از این دنیا به یک دنیای دیگر‪ .‬از‬ ‫طرفی دیگر آن را یک «تاریخ خفته» می‌دانستم‪ .‬هر کدام از اینها‪،‬‬ ‫ش��هید یا غیر آن‪ ،‬زندگی‌هایی در همین دنیا داشته‌اند و حاال اما‬ ‫کجایند؟جاییکهخانهماهمهست‪،‬خانهمن‪.‬ابهامومرموزبودن‬ ‫ماجرا‪ ،‬آن را وهمناک می‌کند اما باز در مورد شهدا فرق می‌کرد؛‬ ‫جنگ‪ .‬آنقدر از جنگ خوانده و شنیده بودم که خیلی هم خودم را‬ ‫دور از فضای واقعی آن در گذشته نمی‌دیدم‪.‬‬ ‫یک چیز خیلی آزارم داد‪ :‬موزه شهدا‪ .‬عکس‌های دلخراش از‬ ‫پیکرهای متالشی شده شهدا‪ .‬افسوس خوردم که باز در این مورد‬ ‫هم مثل بسیاری موارد دیگر‪ ،‬از لحاظ فرهنگی این همه ضعیف‬ ‫عمل کرده‌ایم‪ .‬یادم نمی‌رود که نمی‌دانستم یا نمی‌فهمیدم که‬ ‫اشک‌هایم از چه بود؛ از عصبانیت یا ناراحتی‪ .‬با خود گفتم که اگر‬ ‫کسی تیر یا ترکش یا حتی خمپاره بخورد و توسط آن شهید شود‪،‬‬ ‫چه فرقی می‌کند میزان جراحات جسمانی او چقدر باشد (البته به‬ ‫هر حال حتما برای خانواده فرق می‌کند اما در اینجا منظور به‌طور‬ ‫کلی اس��ت و برای عموم)‪ .‬عصبانی بودم که چرا مسئوالن موزه‬ ‫به این فکر نمی‌کنند که ممکن است کسی از دیدن برخی از این‬ ‫تصاویر طوری ناراحت یا حتی اذیت ش��ود که حرمت آن شهید‬ ‫حفظ نش��ود‪ .‬عصبانی بودم که اگر قرار است ما از عظمت جنگ‬ ‫مان بدانیم و از تلخی‌ها و س��ختی‌های آن‪ ،‬آیا واقعا راه دیگری‬ ‫وجود ندارد؟ آیا همه راه‌ها امتحان شده است و فقط همین مانده‬ ‫است؟ البته موزه ش��هدای بهش��ت زهرا(س) خوبی‌هایی هم‬ ‫داش��ت‪ ،‬اما یادم اس��ت که از آن ناراضی بیرون آمدم‪ .‬شاید هم‬ ‫توقعاتی که در این رابطه در ذه��ن پرورانده بودم خیلی باال بود‬ ‫و ح��ال از این حیث کم‌آورده بودم (البت��ه این ماجرا به حدود ‪12‬‬ ‫در راه خیل�ی به معنا و مفهوم حقیقی‬ ‫«زن�ده بودن ش�هدا» فکر ک�ردم؛ یعنی ما‬ ‫را م ی‌بینن�د؟ صدايم�ان را م ی‌ش�نوند؟ در‬ ‫آس�مانند ی�ا در زمی�ن؟ پاس�خ‌مان را ه�م‬ ‫م ی‌دهن�د؟ عین یک ک�ودک درگیر گره‌های‬ ‫کور حقیقت با تخیل شده بودم‬ ‫س��ال پیش بازمی‌گردد و راستش پس از آن دیگر به داخل آنجا‬ ‫نرفتم‪ ،‬نمی‌دانم در این سال‌های اخیر آن مکان چگونه است)‪.‬‬ ‫قسمت دیگری که برخالف تصوراتم نتوانستم با آن ایجاد‬ ‫رابطه کنم‪ ،‬بخش ش��هدای هفتادو دو تن بود که حس دلهره به‬ ‫من داد‪ .‬نمی‌دانم از مرور آنچه در رابطه با س��انحه شهادت این‬ ‫بزرگواران خوانده بودم این گونه حالم خراب ش��د یا اینکه کال و‬ ‫صرفا از آن ساختمان بزرگ آجر سه‌سانتی سردم شد‪ .‬به هر حال‬ ‫شهدایش را بزرگتر از آن می‌دانستم که بتوانم روی زندگی و بعد‬ ‫شهادتشان متمرکز ش��وم‪ .‬از دیدار سنگ شهید دیالمه در آنجا‬ ‫خیلی خوشحال شدم؛ چه که ارادت خاصی به خانواده‌شان دارم‪.‬‬ ‫اما دو‪ ،‬س��ه ش��هیدی که پدران یا برادران دوستانم بودند‪ ،‬مثل‬ ‫سعید معتقد‪ ،‬مصطفی کاظم‌زاده و مثل‪ ...‬اینها همان موقع و تا‬ ‫همین حاال‪ ،‬همیشه مرا یاد آسمان‌ها و یاد خدا انداختند‪ .‬مطالعه‬ ‫زندگی‌هاشان و اینکه با اطالعات و آگاهی به دیدن هر کدام از‬ ‫قبور متبرک اینها رفته بودم‪ ،‬خیلی کمکم کرد تا آرام شوم و دست‬ ‫پر بازگردم‪ .‬سنگ مزار آوینی الاقل یک نیمکت باصفا داشت تا‬ ‫ناباورانه به عکس او در مقابلم زل بزنم و ندانم چرا درک نمی‌کنم‬ ‫مرگ را‪ ،‬زندگی را‪ ...‬آن وسط‪ ،‬بین تمام قبور دیگر‪ ،‬چند فرمانده‬ ‫خفته‌اند‪ .‬یکی از جاهایی که از روی وجد نفس��ی عمیق کشیدم‬ ‫همانجا بود‪ .‬بعدها در قمش��ه‪ ،‬باالی سنگ مزار ابراهیم همت‬ ‫رفتیم اما یادم است که در آن میانه مزار سایر فرماندهان در بهشت‬ ‫زهرا(س)‪ ،‬آرزو می‌کردم کاش شهید همت هم همین جا بود‪.‬‬ ‫ش��هید احمد پالرک را دیگر وقت نکردم (یا ش��اید مزارش‬ ‫را پیدا نک��ردم) که در همان اولین دیدارم با بهش��ت زهرا(س)‬ ‫زیارت کنم‪ .‬اما خاطره‌ام از بوی گالب س��اطع از س��نگ مزار او‬ ‫باز‌می‌گردد به س��قوط هواپیمای ‪ 130-C‬خبرنگاران‪ .‬شهید‬ ‫محمد کربالیی‌احمد از همکاران ما در روزنامه همش��هری در‬ ‫آن هواپیما بود و شهید شد‪ .‬شهید نیلی هم از اقوام دور همسرم‬ ‫در همان هواپیما بود‪ .‬شب برای دلجویی از خانواده شهید نیلی‬ ‫رفته بودیم‪.‬‬ ‫فکر همکارم��ان «کربالیی‌‌احمد» یک لحظه هم از ذهنم‬ ‫بیرون نمی‌رفت‪ .‬وقتی خواس��تیم به خانه برگردیم‪ ،‬همس��رم‬ ‫که حال م��را دید انگار می‌دانس��ت چه باید کن��د؛ یک آژانس‬ ‫گرفتیم و س��اعت دو بامداد‪ ،‬به بهشت زهرا(س) رفتیم که البته‬ ‫معموال نیمه ش��ب تعطیل اس��ت‪ .‬اما آن ش��ب به‌خاطر تشییع‬ ‫جنازه خبرنگارها که روز گذش��ته‌اش انجام ش��ده بود‪ ،‬افرادی‬ ‫آنج��ا بودند و ما را هم راه دادند‪ .‬چه ش��بی ب��ود‪ .‬در آن ظلمات‪،‬‬ ‫قب��ور خالی را می‌دی��دم و البه الی آنها‪ ،‬کپه‌ه��ای خاک دیده‬ ‫می‌شد که حاکی از قیامتی بود‪ .‬آژانس را نگه داشته بودیم چون‬ ‫مطمئنا باید برای کس��ب اندکی آرامش هم که شده به زیارت‬ ‫قبور ش��هدا می‌رفتم‪ .‬اینگونه بود که با پرس��ش و گشتن‪ ،‬برای‬ ‫نخستین بار‪ ،‬حدود سه بامداد آن شب غم‌انگیز‪ ،‬به فاتحه‌خوانی‬ ‫شهید احمد پالرک رفتیم‪.‬‬ ‫پس از این همه گفتار‪ ،‬فق��ط یک حس می‌ماند که بگویم و‬ ‫آن اینکه همانقدر که از وجود یک قبرس��تان می‌تواند س��ختم‬ ‫شود یا دلهره داشته باش��م‪ ،‬همان قدر با مادران و خانواده‌های‬ ‫ش��هدا همدردی می‌کن��م‪ .‬چهره‌های جوان و حت��ی نوجوان‬ ‫ش��هدا هم حس��ی دردناک دارد و هم حاالت��ی معنوی‪ .‬حتی‬ ‫اگ��ر نخواهم ب��ه هیچ عن��وان دی��ن و معنوی��ت را قاطی این‬ ‫مباحث کن��م‪ ،‬باز مفتخرم به این همه قهرم��ان که از پهلوانان‬ ‫افسانه‌هامان هم جلو زدند‪ .‬داغ دل یک مادر هرگز سرد نمی‌شود‪.‬‬ ‫عيدت مبارك‪ ،‬مادر جان‪.‬‬
‫يادداشتمديرمسئول‬ ‫مصطفي آجورلو‬ ‫پيچ بزرگ تاريخي‬ ‫ديـــــباچه‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫«آنچه که من به ش�ما جوانان عزیز و فرزندان خودم‬ ‫عرض م ی‌کنم‪ ،‬این اس�ت که بدانید امروز تاریخ جهان‪،‬‬ ‫تاریخبشریت‪،‬برسریکپیچبزرگتاریخىاست‪.‬دوران‬ ‫جدیدى در هم ‌ه عالم دارد آغاز م ی‌ش�ود‪ .‬نشان ‌ه بزرگ و‬ ‫واضح این دوران عبارت اس�ت از توجه به خداى متعال‬ ‫و استمداد از قدرت الیزال الهى و تکی ‌ه به وحى‪ .‬بشریت‬ ‫از مکاتب و ایدئولوژى‌هاى مادى عبور کرده است‪ .‬امروز‬ ‫نه مارکسیس�م جاذبه دارد‪ ،‬نه لیب رال‌دموک راسى غرب‬ ‫جاذبهدارد‪-‬مى‌بینیددرمهدلیب رال‌دموک راسىغرب‪،‬‬ ‫در آمریکا‪ ،‬در اروپا چه خبر اس�ت؛ اعت راف م ی‌کنند به‬ ‫شکست‪-‬نهناسیونالیستهاىسکوالرجاذب ه‌اىدارند‪.‬‬ ‫امروزدرمیانامتاسالمى‪،‬بیشت رینجاذبهمتعلقاست‬ ‫بهاسالم‪،‬بهقرآن‪،‬بهمکتبوحى؛کهخداىمتعالوعده‬ ‫داده اس�ت که مکتب الهى و وحى الهى و اسلام عزیز‬ ‫م ی‌تواند بشر را سعادتمند کند‪ .‬این یک پدید ‌ه بسیار‬ ‫مبارکوبسیارمهموپرمعنايىاست‪».‬‬ ‫اهمیت این فرمایش رهبر معظ�م انقالب و تاکید‬ ‫چندباره ایش�ان بر اینکه اکنون در دورانی حس�اس‬ ‫که از آن ب ه‌عنوان پیچ تاریخ�ی مهم نام م ی‌ب رند قرار‬ ‫داریم‪ ،‬حاال بیش از همیش�ه نمایان شده است‪ .‬حاال‬ ‫که هندس�ه‌ای جدید ب�رای دنیایی جدی�د در حال‬ ‫شکل‌گیری است‪ .‬هندسه‌ای که مولفه‌هایش‪ ،‬یورش‬ ‫ملت‌ها بر نظام سلطه‪ ،‬حرکت به سمت آزادیخواهی‪،‬‬ ‫عدالت‌مح�وری و تالش ب�رای حاکمی�ت ارزش‌های‬ ‫معنوی و الهی است‪ .‬یعنی دقیقا رویدادی شبیه آنچه‬ ‫در انقالب اسالمی ایران در سال ‪ 57‬به وقوع پیوست‪.‬‬ ‫انقالبیبزرگکهتاثیریش�گرفب�رمعادالتونظم‬ ‫شکل‌گرفتهبی ن‌المللیداشت‪.‬امابهواقعشباهت‌های‬ ‫انقالب‪ 57‬باآنچهاکنوندنیاباآنمواجهاست‪،‬چیست؟‬ ‫و جمهوری اسالمی ای ران چه نقشی در شکل‌گیری این‬ ‫هندسهجهانینوینم ی‌بایستایفاکند؟‬ ‫واقعیتآناستکه‌امامخمین ی‌(ره)بنیانگذارکبیر‬ ‫انقالباسالمیبانفیهوی ت‌هاومکاتبجعلیپیشین‬ ‫از سوسیالیس�م و کمونیس�م گرفته تا لیبرالیس�م‬ ‫غ ربی تمام تالشش را ب رای آگاهی ملت نهاد و توحید و‬ ‫خدامحوری را سر لوحه مبارزه با طاغوت ق رار داد‪.‬چنین‬ ‫شدکهازروشنفک رانمسلمانگرفتهتاتودهمردم‪،‬هم راه‬ ‫ایشان شدند و در تقابل با مکاتب دست ساخته بشری‬ ‫حقیقترابیشازهمیشهبرتشنگانواقعیتنمایاندند‪.‬‬ ‫سه دهه طول کشید تا پژواک این انقالب آن گونه که‬ ‫م ی‌بایست در تمام دنیا پیچید‪ .‬حاال به خوبی م ی‌توان‬ ‫تک راراینمدلونوعنگاهرادرکثیریازمللوتمدن‌های‬ ‫دنیا یافت که سال‌ها اس�یر ابهت توخالی نظام سلطه‬ ‫ش�ده بودند‪ .‬آنها راهی را آغاز کرده‌اند که ما بیش از سه‬ ‫دهه پیش آن را پیموده ایم و‌بی ش�ک چنین است که‬ ‫اکنون در پیچ تاریخی مهم ق رار داریم‪.‬بیداری اسالمی و‬ ‫مبارزهباامپریالیسم‪،‬لرزهبراندامظالماندنیاانداختهو‬ ‫پنجره‌ایجدیدمقابلدیدگانملت‌هایمظلومگشوده‬ ‫اس�ت‪.‬اکنونکهچنینش�دهوظیفهونقشجمهوری‬ ‫اسالمیای رانوفیالواقع‌کار‌کردگفتمانانقالباسالمی‬ ‫دراینبرههازتاریخچیست؟‬ ‫حاالکهدوره‪،‬دورهافولقدرتپوشالیآمریکاوعبور‬ ‫از نظام تک قطبی است‪ ،‬حاال که ملل آزادیخواه بیش از‬ ‫همیشه بر دیکتاتوری و ظلم شوریده‌اند و حاال که نظم‬ ‫جدیدی در حال شکل‌گیری اس�ت ‪،‬مهمترین مساله‬ ‫ب رای ما ب ه‌عنوان نظام جمهوری اسالمی ترویج گفتمان‬ ‫ضدسلطه و البته‌ترویج گفتمان انقالب اسالمی است‪.‬‬ ‫باید به دنیا نش�ان دهیم که چگونه یک ملت م ی‌تواند‬ ‫بدون وابستگی به غرب و شرق هویتی معنا ساز و معنا‬ ‫بخشداشتهباشد‪.‬بایداکنونکهوقتچیدنمیوه‌های‬ ‫انقالب ف را رس�یده‪ ،‬اکنون که غرب و شرق خوداتکایی‬ ‫ملت مس�لمان و بزرگ ای ران را از س�ر حی�رت به نظاره‬ ‫نشسته‌اند به ملل آزادیخواه و بیدار شده دنیا بگوییم‬ ‫که م ی‌توانند بدون وابستگی به ابرقدرت‌ها با عزت در‬ ‫ایندنیابهحیاتخودادامهدهند‪.‬طرفهآنکههماهنگونه‬ ‫که حضرت آقا فرمودند تمدن اسلامی «عزت محو ‌ر »‬ ‫اس�ت و این عزت‌محوری رشد‪ ،‬تعالی و علو اهداف را در‬ ‫پی دارد‪.‬آری ما باید تبدیل به یک «نظام الگو» ش�ویم‪.‬‬ ‫یک نظام الگو که باید مدلی کارآمد ب رای ملل آزادیخواه‬ ‫دنیا باشد‪ .‬نمادی از خدامحوری‪ ،‬دین محوری‪ ،‬استقالل‬ ‫و ع�زت‪ .‬در همین راستاس�ت که رهب�ر معظم انقالب‬ ‫م ی‌فرمایند‪ «:‬باید الگو را بر سر دست بگیریم تا ملت‌ها‬ ‫بتوانند ببینند که یک ملت در س�ایه اسلام و تعالیم‬ ‫اسالم چگونه م ی‌تواند پیشرفت کند‪ ».‬واضح است که‬ ‫اینمهمرخنخواهددادمگراینکهبایکارادهجمعیبه‬ ‫سمت تحکیم و حمایت از گفتمان انقالب اسالمی گام‬ ‫برداریموجبههانقالبرامتحد‌ترازهمیشهنشاندهیم‪.‬‬ ‫اما اینجا باید یک هشدار هم داد؛‬ ‫چهکسیاستکهنداندگسترشاختالفاتوافزایش‬ ‫چالش‌هاي سیاس�ی م ی‌تواند ما را با س�رعت زیادی از‬ ‫آرمانی که بیش از سه دهه است در پی آن هستیم دور‬ ‫کند‪.‬اهمیت این هش�دار حاال که در سال مهم برگزاری‬ ‫انتخابات یازدهمین دوره رياس�ت جمهوری هستیم‪،‬‬ ‫بیشازهمیشهاست‪.‬‬ ‫مبادا که در این برهه مهم از زمان و در این پیچ مهم‬ ‫تاریخی س�رگرم منازعات داخلی ش�ویم و از هندسه‬ ‫جدید جابمانیم‪ .‬انتخابات بار دیگر فرارسیده؛ کسی‬ ‫نگفته نقد نشود‪ ،‬کسی نگفته فقط یک صدا شنیده‬ ‫ش�ود‪ ،‬کس�ی نگفته همه چیز در حد کمال اس�ت‪.‬‬ ‫رقابت‪ ،‬رقابت است ‪،‬اما رقابت هم رسم و آیینی دارد‪.‬‬ ‫رس�م وآیینش این نیست که برای اثبات خود هر چه‬ ‫گذشته است را سیاه و آنچه خود م ی‌خواهیم را سفید‬ ‫نشان دهیم‪ .‬مبادا که در این رقابت آنقدر تند رویم که‬ ‫مصداق «یکی بر سر شاخ بن م ی‌برید» شویم‪.‬‬ ‫جای نگرانی نیس�ت! پیوند امام و امت همیش�ه‬ ‫برقرار اس�ت‪ .‬پس چه نیکوس�ت که مس�ئوالنی که‬ ‫توفیق خدمت در نظام مقدس جمهوری اسلامی را‬ ‫یافته‌اند اکنون بیش از همیش�ه بر اهمیت این دوره‬ ‫زمانی پ�ی ب�رده و کاری نکنند که خدای�ی نکرده از‬ ‫سرعت قطار انقالب کاسته و ضعفی بر جبهه مقدس‬ ‫گفتمان انقالبی اسالمی وارد شود‪.‬‬ ‫یادمان نرود نگاه ملل آزادیخواه و بیدار ش�ده دنیا‬ ‫به ما دوخته ش�ده‪ ،‬یادمان نرود قرار اس�ت نظام الگو‬ ‫باشیم‪ ،‬یادمان نرود ما باید جبهه انقالب را متحد نگه‬ ‫داریم‪ .‬این انقالب میراث گرانبهای امام راحل و شهدای‬ ‫عزیزمان است‪.‬‬ ‫در پای�ان چ�ه توصی ه‌ای بهت�ر و افض�ل از اینکه‬ ‫حضرت آی ت‌اهلل‌خامنه‌ای‪‌،‬رهب ر‌معظم انقالب فرمودند‪:‬‬ ‫تقوا تقوا تقوا‬ ‫صبر صبر صبر‬ ‫‪31‬‬ ‫‪31‬‬
‫رهنمودهاي حكيمانه‬ ‫جمهورى اسالمى ایران استفاده از سالح هسته‌اى و شیمیایى و نظایر آن را گناهى بزرگ و نابخشودنى‬ ‫می‌داند‪ .‬ما شعار «خاورمیان ‌ه عارى از سالح هسته‌اى» را مطرحکرده‌ایم و به آن پایبندیم‪ ، 91/06/10( .‬سخنرانی‬ ‫در جمع سران اجالس عدم تعهد)‬ ‫در داخل مجلس هم‌كساني حرف‌هاي نامناسب بر زبان آوردند كه آن هم غلط بود‪ .‬دفاع رئيس محترم‬ ‫مجلس هم قدري زياده روي بود و لزومي نداشت‪ ، 91/11/28( .‬دیدار با مردم آذربایجان )‬ ‫متاسفانه رئیس یک قوه به استناد یک اتهام ثابت‌نشده و حتی مطرح‌نشده در دادگاه‪ ،‬دو قوه دیگر یعنی‬ ‫مجلس و قوه قضاییه را متهم ساخت‌که کاری بد‪‌،‬غلط‪ ،‬نامناسب‌‪ ،‬خالف شرع‪ ،‬خالف قانون و خالف اخالق بود‪.‬‬ ‫(‪ ، 91/11/28‬دیدار با مردم آذربایجان)‬ ‫ديـــــباچه‬ ‫اگر ایران قصد ساخت سالح هسته‌ای را داشت‪ ،‬آمریکا به هیچ‌وجه نمی‌توانست جلوی ملت ایران را بگیرد‪.‬‬ ‫(‪ ، 91/11/28‬دیدار با مردم آذربایجان)‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫اگر این‌طور شود و آمریکایی‌ها در حرف و عمل نشان دهندکه غیرمنطقی نیستند‪ ،‬آن‌وقت می‌بینند که‬ ‫جمهوری‌‌اسالمی و ملت ایران‪ ،‬خیرخواه و اهل تعامل و منطقند‪ ، 91/11/28( .‬دیدار با مردم آذربایجان )‬ ‫معلوم است که انتخابات باید آزاد باشد‪ ،‬مگر بیش از‪ 30‬انتخابات سه دهه اخیر آزاد نبوده است؟ در کدام‬ ‫کشور انتخابات از ایران آزادتر است؟ مراقب باشید این حرف‌های شما مردم را از انتخابات مأیوس نکند‪.‬‬ ‫(‪ ، 91/10/19‬دیدار با مردم قم)‬ ‫از امروز تا روز انتخابات هرکس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختالف به‌کارگیرد‪ ،‬قطعا به کشور خیانت‬ ‫کرده است‪ ، 91/08/10( .‬دیدار با دانشجویان و دانش‌آموزان)‬ ‫مبادا دچار غفلت شوید و جدول مورد نظر دشمن را پرکنید‪ ، 91/10/19( .‬دیدار با مردم قم)‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪32‬‬
‫ديـــــباچه‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪33‬‬
‫راهامام‬ ‫و كذلك جعلنكم امه وسطا لتكونوا شهدا علي الناس‬ ‫و يكون الرسول عليكم شهيدا‬ ‫روز مبارك‪ ،‬روز شكست‬ ‫سلطه‌جهانخواران‬ ‫من اين س��ال نو را به همه مس��لمين جهان و ملت‌هاي‬ ‫مظلوم تحت فشار ابر قدرت‌ها و ملت شريف رزمنده ايران‬ ‫تبريك عرض مي كنم‪ .‬مبارك باد بر شما ملت بپاخاسته و‬ ‫بيدار كه تمام توان خودتان را در مقابل قدرت‌هاي بزرگ‪ ،‬كه‬ ‫همهبسيجشده‌اندبرضدشما‪،‬بهميدانآورديد؛وهمانطور‬ ‫افتتاحيه‬ ‫‪36 - 59‬‬ ‫داغ دل مادر هرگز سرد نمي شود‬ ‫سفر به گرای ‪ 360‬درجه‬ ‫سال بي‌شگفتي و اميد به شكوفايي‬ ‫دولت بودجه فوتبال را کاهش می‌دهد‬ ‫سياست‬ ‫‪60- 101‬‬ ‫‌از بهارستان تا پاستور ‬ ‫پرونده‌هايسنگين‬ ‫انتظار ندارم همه اصالح‌طلبان از من حمايت كنند ‬ ‫نامزد مستقل معرفي مي‌كنيم‬ ‫علومسياسي‬ ‫‪129-143‬‬ ‫رندي‌اكثريت‌شناور‬ ‫رقابت گفتمان‌آزادي‪‌،‬عدالت و پيشرفت‬ ‫هنوز گفتماني ظهور نكرده‬ ‫پراگماتيسمانتخاباتي‬ ‫مثلث؛ هفته نامه‌اي خبري‪ ،‬تحليلي است كه سعي دارد روايتي منصفانه و عادالنه‬ ‫از واقعيت‌ها ارائه دهد‪ .‬نامش تمثيل و اشاره‌اي است به سه ضلع استقالل‪ ،‬آزادي و‬ ‫جمهوري اسالمي‪ .‬مرامش تقويت گفتمان انقالب اسالمي‪ ،‬چارچوبش اسالم‪ ،‬انقالب‪،‬‬ ‫امام و رهبري‪ ،‬آرمانش گس�ترش و سيادت اسالم‌‌خواهي در سراسر جهان و عزت‬ ‫مسلمانان‪ ،‬توسعه و پيشرفت ايران‌اسالمي و رفاه مردم شريف ايران و رونق گرفتن‬ ‫عدال�ت‪ .‬مرزش رواداري و تأليف قلوب اهالي انقالب و ايس�تادگي در برابر مقابالن‬ ‫گفتماني و عملي نظام و س�ياق و مشرب‌مان نجابت قلم و روزنامه‌نگاري مومنانه و‬ ‫تالشدرجهترونقگرفتنسنتگفت‌وگوميانفرهيختگانونخبگانكشوراست‪.‬‬ ‫اميدواريم كه در روايت‌مان صادق‪ ،‬بر مرام‌مان مستمر و دائم‪ ،‬بر چارچوب‌مان مستقر‪،‬‬ ‫بر آرمان‌مان مومن‪ ،‬بر مرزهايمان مراقب و هوشيار و بر سياق‌مان استوار بمانيم‪.‬‬ ‫مثلث‬ ‫هفته‌نامه سياسي‪ ،‬فرهنگي با رويكرد خبري‪ ،‬تحليلي‬ ‫صاحب امتياز و مدير مسئول‪ :‬مصطفي آجورلو‬ ‫حسن روحاني درگفتوگو با مثلث به مسائل‬ ‫هستهاي‪ ،‬روابط خارجي ايران‪ ،‬انتخابات آينده و‬ ‫احتمال نامزدياش پرداخته است‪ .‬او ميگويدكه براي‬ ‫نامزدشدن بهشدت تحت فشار است‬ ‫گفتوگو با محمدرضا باهنر‪ ،‬پشتپرده سياست در‬ ‫دولتهاي سازندگي‪ ،‬اصالحات و احمدينژاد را مورد‬ ‫نظر قرار داده است‬ ‫محمدحسين صفار هرندي درگفتوگويي‬ ‫جذاب به وضعيت اصالحطلبان و حاميان دولت‬ ‫در انتخابات پرداخته است‬ ‫در سالنامه با محسن هاشمي پيرامون سابقه همكاري‬ ‫با شهرداران مختلف تهران و احتمال حضور پدرش در‬ ‫انتخابات گفتوگو شده است‬ ‫گفتوگو با محمدرضا باهنر از پشتپرده‬ ‫سياست تا نامزدي در انتخابات‬ ‫اگر جبهه پيروان حمايت كند‬ ‫براي نامزدي درانتخابات‬ ‫به شدت تحت فشارم‬ ‫حسن روحاني در گفتوگو با مثلث پيشبيني كرد‬ ‫كه انتخابات آينده دو قطبي ميشود‬ ‫كنارنميكشم‬ ‫محسن هاشمي رفسنجاني‪:‬‬ ‫براي ورود به انتخابات‬ ‫محمد حسين صفار هرندی‪:‬‬ ‫هيچيك از شاخههاي اصولگرايي‬ ‫به تنهايي توان اداره كشور را ندارند‬ ‫خانواده بهاندازه حاجآقا‬ ‫احساس تكليف نميكنند‬ ‫رامينمهمانپرست ‪ ،‬حميدرضا آصفي و كيهان برزگر‬ ‫درپروندهاي ويژه به بررسي وضعيت فعلي ايران و‬ ‫آمريكا پرداختهاند‪ .‬آينده مذاكرات بحث اصلي اين‬ ‫بخش را تشكيل ميدهد‬ ‫معماي مذاكره‬ ‫پرونده مثلث درباره مذاكره‬ ‫ايران‪-‬آمريكا درگفتوگو با رامينمهمانپرست‬ ‫حميدرضا آصفي و كيهان برزگر‬ ‫سردبیر‪ :‬سعيد آجورلو‬ ‫پس از ائتالف‪3‬نفره برخي ديگر از اصولگرايان هم به‬ ‫تشكيل ائتالف روي آوردند‪ .‬ائتالف‪3‬نفره اما به صورت‬ ‫كلي روندي مناسب را طي ميكند‬ ‫سـال سياست‬ ‫هفتهنامهخبري‪،‬تحليلي‪/‬سالچهارم‪/‬شمارهصدوشصتوششم‪20/‬اسفندماه‪ 196/1391‬صفحه‪5000/‬تومان‬ ‫اصولگرايان در چند جبهه براي ورود به انتخابات‬ ‫برنامهريزي ميكنند‬ ‫عصرائتالفها‬ ‫گفتوگو با مسعود فراستي هر لحظهاش جذاب‬ ‫و پرتيتر است‪ .‬او به كسي رحم نميكند نه به‬ ‫سينماگر نه به بازيگر و نه به مدير سينمايي‪.‬‬ ‫گفتوگو با او جذاب است‬ ‫در صفحات علوم سياسي سالنامه درگفتوگو با‬ ‫جامعهشناسان و اساتيد دانشگاه به نقش طبقات و‬ ‫گروههاي اجتماعي در انتخابات‪ 92‬پرداخته شده است‬ ‫چهكسي جانشين‬ ‫احمدينژاد ميشود؟‬ ‫پرونده علومسياسي مثلث درباره رابطه طبقات‬ ‫اجتماعي با گروههاي سياسي در انتخابات ‪92‬‬ ‫مسعودفراستي از فراستي منتقد و فراستي هفت ميگويد‬ ‫با كسي دراين سينما‬ ‫نه دوستم نه دشمن‬ ‫كفاشيان درگفتوگو با سالنامه مثلث ميگويد‬ ‫كه دوست دارم از فوتبال بروم و زندگي خودم را داشته‬ ‫باشم‪ .‬گفت وگو با علي كفاشيان بيشتر درباره حواشي‬ ‫فوتبال است‬ ‫باقري لنكراني در گفتوگو با سالنامه مثلث‬ ‫از برنامه جبهه پايداري براي انتخابات‪92‬‬ ‫ميگويد‪ .‬او تصريح ميكند كه پايداري نامزد‬ ‫مستقل خواهد داشت‬ ‫درحاليكهبسياريمعتقدندرحيممشاييگزينه‬ ‫نهايي حاميان دولت است اما علياكبر صالحي به‬ ‫عنوان گزينه جايگزين اين گروه مورد توجه قرار‬ ‫گرفته است‬ ‫محمدشريعتمداري در مصاحبه با سالنامه به وضعيت‬ ‫خود براي انتخابات‪ 92‬اشاره ميكند و معتقد است‬ ‫هرچند انتظار اجماع از اصالحطلبان ندارد اما در ميان‬ ‫آنها مخالف چنداني هم ندارد‬ ‫صالحي ميآيد؟‬ ‫بايد التماسكنند‬ ‫كه درفوتبال بمانم‬ ‫گزينه نهايي حاميان دولت چه كسي است‬ ‫علي كفاشيان و همه حاشيههاي فوتبال‬ ‫گفتوگوي مثلث با باقريلنكراني درباره‬ ‫استراتژي و تاكتيك انتخاباتي جبهه پايداري‬ ‫نامزد مستقل‬ ‫معرفيميكنيم‬ ‫گفتوگو با محمد شريعتمداری‬ ‫انتظارندارم همه اصالحطلبان‬ ‫از من حمايتكنند‬ ‫شماره پيامك پيشنهادات و انتقادات‪3000411711 :‬‬
‫كه در اول نهضت با هم همدست و متحد بوديد‪ ،‬امروزهم در‬ ‫اين سال جديد هم با هم هستيد‪ .‬و من اميدوارم كه بيشتر از‬ ‫پيش با هم برادر وهمفكر و هم رزمنده باشيد‪.‬‬ ‫آن روز مبارك است بر ما كه سلطه جهانخواران بر ملت‬ ‫مظلوم ما و بر س��اير ملت‌هاي مستضعف شكسته شود؛ و‬ ‫تمام ملتها سرنوشت خودشان را به دست خودشان بگيرند؛‬ ‫و دولت‌ها بيدار بش��وند و ببينند كه با داشتن آنهمه ابزار و‬ ‫آنهمه انس��ان و قواي انساني و آنهمه اراضي وسيع و ذخاير‬ ‫زيرزميني‪ ،‬براي اينكه ما توجه نكرديم به دستورات اسالم‬ ‫كه بين همه مس��لمان‌ها عقد اخوت بسته است‌(‪ )1‬و همه‬ ‫را دعوت به اعتصام به حبل‌اهلل (‪ )2‬و پيروي از خط اس�لام‬ ‫مي فرمايد نكرديم‪ .‬و من اميدوارم كه در اين سال جديد هم‬ ‫ملت ما و دولت ما و همه آنهايي كه در اداره كش��ور دخالت‬ ‫دارند‪ ،‬از لش��كري‌ها و كشوري‌ها‪ ،‬همه با هم برادر باشند‪ .‬و‬ ‫اين نعمت بزرگي كه در قرآن كري��م او را نعمت «اخوت»‬ ‫ذكر مي فرمايد‪ ،‬و همين نعمت اخوت را موجب اين مي‌داند‬ ‫كه ما از همه گرفتاري‌ها نجات پيدا كنيم‪ ،‬من در اين سال‬ ‫جديد اميدوارم كه همه با هم برادر باش��ند؛ و همه با هم در‬ ‫مصالح اين كش��ور پيش بروند؛ و دست قدرت‌ها را ازكشور‬ ‫خودشان كوتاه كنند؛ و همه مسلمين جهان توجه بكنند به‬ ‫اين آياتي كه در قرآن كريم براي وحدت مسلمين نازل شده‬ ‫است و مس��لمين را دعوت به وحدت واعتصام به حبل اهلل‪،‬‬ ‫كه همان اسالم است‪ ،‬فرموده است‪ ،‬همه توجه كنند؛ و اين‬ ‫سال نو رابا مباركي و ميمنت در زير پرچم پر افتخار اسالم‬ ‫و دستورات نوراني خداي تبارك وتعالي مجتمع بشوند؛ و‬ ‫دست قدرت‌هاي بزرگ را كه هيچ فكر نمي كنند اال براي‬ ‫مصالح خودشان و چپاول كردن ذخاير ملتهاي ضعيف‪ ،‬با‬ ‫هم باشند همه تا اين دستهاي چپاولگرقطع بشود‪ .‬و ملت‌ها‬ ‫و دولت‌هاي اسالمي همه با هم مجتمع باشند؛ همه با هم‬ ‫برادر باشند؛ برابر باشند‪.‬‬ ‫بين‌الملل‬ ‫‪102-128‬‬ ‫شگردتبليغاتي‬ ‫روايت آقاي سخنگو از‌آينده رابطه ايران ‪ -‬آمريكا‬ ‫تكنوكراتعملگرا‬ ‫بايد محتاط بود‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪144 -175‬‬ ‫سياست بر پرده سينما‬ ‫سینمای ایران؛ میان آنچه باید باشد و نیست‬ ‫هفت ُمرد‪ ،‬خدا بيامرزدش‬ ‫متهم به طرفداري از كمونيسم شدم‬ ‫ورزش‬ ‫‪176 -193‬‬ ‫تلخ خنده‌هاي دو رقيب‬ ‫همسايه‌ها ساز مخالف كوك كرده‌اند‬ ‫بايدالتماس‌كنند‌كهدر‌فوتبالبمانم‬ ‫فوتبال زیر تیغ وزارت ورزش‬ ‫تحريريه‪:‬‬ ‫ي‬ ‫دبیر تحريريه و سياست‪ :‬مصطفي صادق ‬ ‫دبیر فرهنگ‪ :‬سيدرضا صائمي‬ ‫دبیر جهان‌اسالم و دين‌وتاريخ‪ :‬مصطفي شوقي‬ ‫دبیر بين‌الملل‪‌:‬سعيده سادات فهري‬ ‫دبير ديدار‪ :‬افشين خماند‬ ‫دبير بازار‪ :‬مصطفي ميري ‬ ‫دبیر ورزش‪ :‬مهدي ربوشه‬ ‫دبیر خبرنامه‪ :‬علي حاجي‌ناصري‬ ‫اعضاي تحريريه و همکاران‪ :‬زهير توكلي ‪ -‬ش��اهين فتحيان ‪ -‬شاهده‌يوسفي‬ ‫ياس��ين سيف‌االس�لام ‪ -‬امي��د كرماني‌ه��ا ‪ -‬زه��ره ديان��ي ‪ -‬فاطمه‌ميرزايي‬ ‫ش��يما غفاري ‪ -‬فاطمه كريم خان ‪ -‬زهرا‌راد‪ -‬عاطفه كربالئي‪ -‬محمد تاجيك‬ ‫حسين غالمي‪ -‬فاطمه سيف‪ -‬حميدرضا نصيري‌نژاد‪ -‬مسعود نجفي‬ ‫دبيراجرايي‪ :‬سمانه مومني‬ ‫مدير فني و هنري‪ :‬نيما ملك‌نيازي‬ ‫گرافيك و صفحه‌آرايي‪ :‬فاطمه قنائي ‪ -‬علي آجورلو‬ ‫پردازش تصاوير و عكس‪ :‬هومن سليميان‪ -‬امير طاليي‌كيوان و نيوشا‬ ‫ملك‌نيازي‬ ‫تصحيح‪ :‬ژيال شاكري ‪ -‬امير عزيزي‬ ‫حروفچيني‪ :‬داود حشمتي‬ ‫مدير مالي‪ :‬محمد پاليزدار‬ ‫سازمان آگهي‌ها‪ :‬مصطفي ميري‬ ‫بازرگاني و بازاريابي‪ :‬محمدعلي آجورلو‬ ‫امور اداري‪ :‬محمد سرخ‌خواه ‪ -‬محمد شكراللهي‬ ‫انفورماتيك‪ :‬شهرام زحمتي‬ ‫ناظر چاپ‪ :‬بابك اسكندرنيا‬ ‫با تشکر از‪ :‬دكتر اسماعيل تبار‪ -‬مهندس واعظي‪ -‬دكتر آيت‌اله ابراهيمي‬ ‫دكتر غالم‌حسن تقي نتاج ‪ -‬حسين زندي ‪ -‬احمد طاليي ‪ -‬مهندس بختياري‬ ‫مهندس صدوقي‪ -‬حسين مجاهدي ‪ -‬حاج‌آقاتوکلي ‪ -‬هادي انباردار‬ ‫سيد عارف علوي ‪ -‬رضا راستي ‪ -‬ابراهیم صفرلکی‪ -‬دکتر زارعیان‬ ‫عليرضا حسن‌زاده ‪ -‬دکتر بهرامپور ‪ -‬سید حمید خالقی‪ -‬امير نريماني‬ ‫سازمان آگهي‌ها‪ :‬تلفن‪0912 - 5169927 :‬‬ ‫چاپ‪ :‬هنر سرزمين سبز‬ ‫توزيع‪ :‬نامه امروز‬ ‫نشاني ‪ :‬تهران‪ ،‬خيابان شهيد بهشتي‪ ،‬خيابان پاكستان‪ ،‬كوچه دوازدهم‪،‬‬ ‫پالك ‪ ،24‬واحد ‪1‬‬ ‫تلفن ‪88171506-8 :‬‬
‫فتو دوس�يه‬ ‫ايران در سال ‪91‬‬ ‫ايران‬ ‫جهان‬ ‫فرهنگ‬ ‫ورزش‬ ‫اجتماعي‬ ‫ديپلماسي‬ ‫انقالبي‬ ‫تهران‪ ،‬ميزبان جنبش عدمتعهد‬ ‫افتتاحيه‬ ‫ش��انزدهمین اجالس س��ران کش��ورهای غیرمتعهد‬ ‫در روزه��ای ‪ ۹‬و ‪ ۱۰‬ش��هریور ‪۱۳۹۱‬در ته��ران برگ��زار ش��د‪.‬‬ ‫مقام‌معظم‌رهب��ري در افتتاحيه اين اج�لاس فرمودند‪«:‬این‬ ‫وضعیت معیوب و پر زیان‪ ،‬غیرقابل ادامه اس��ت‪ .‬همه از این‬ ‫هندسه‌ غلط بی ن‌المللى خسته شده‌اند‪ .‬جنبش ‪ 99‬درصدى‬ ‫مردم در آمریکا ضد کانون‌هاى ثروت و قدرت در آن کشور و‬ ‫اعتراض عمومى در کشورهاى اروپاى غ ربى به سیاست‌هاى‬ ‫اقتصادى دولت‌هايشان نیز نش��انه لبریز شدن پیمانه‌ صبر‬ ‫و تحمل ملت‌ها از این وضعیت اس��ت‪ .‬بای��د این وضعیت‬ ‫نامعقول را عالج کرد‪ .‬پیوند مستحکم و منطقى و همه‌جانب ه‌‬ ‫کش��ورهاى عضو جنب��ش عدم‌تعهد می‌توان��د در یافتن و‬ ‫پیمودن راه عالج‪ ،‬تأثی رات عمیقى بر جاى بگذارد‪».‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫تاييد حكم اعدام‬ ‫با تاييد حكم اعدام مهآفريد خسروي‪ ،‬متهم رديف اول پرونده اختالس سه هزار ميلياردي‪ ،‬پرونده اين‬ ‫دادگاه كه يكي از بزرگترين پرونده‌هاي فس��اد اخالقي در تاريخ قضايي كشور است‪ ،‬رفتهرفته به روزهاي‬ ‫پاياني خود كه اجراي احكام است نزديك م ي‌شود‪.‬‬ ‫خداحافظي با خانم وزير‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪36‬‬ ‫اولين وزير زن در تاريخ جمهوري‌اسالمي نتوانست تا پايان دولت دهم‬ ‫بر مس��ند وزارت باقي بماند؛مرضيه وحيد دستجردي يك روز صبح با حكم‬ ‫محمود احمدي‌نژاد ديگر وزير بهداشت نبود‪.‬‬
‫سال ‪ 91‬س�ال سياس�ت بود؛ از افتتاح مجلس نهم تا بحث‌هاي داغ درباره‬ ‫انتخابات رياس�ت جمهوري يازدهم‪ .‬البته در اين ميان اتفاقات بس�ياري رخ داد؛‬ ‫ازجمله رقابت اصولگرايان بر س�ر رياس�ت‌مجلس‌‪ ،‬جدال‌هاي لفظي سران قواي‬ ‫مقننه و قضائيه با رئيس قوه‌مجريه‪‌،‬تحوالت درون دولت و بس�ياري اتفاقات داغ‬ ‫سياسي ديگر‪ .‬حاال همه در انتظار انتخابات هستند‪.‬‬ ‫‪www.mosalas.ir‬‬ ‫بازگشتجنجالي‬ ‫اولين رسانه اي كه بازگشت مهدي هاشمي‬ ‫به اي ران را اعالم كرد ‪ BBC‬بود‪ ،‬هاشمي از فرودگاه‬ ‫دبي به اي ران آمد و يك روز بعد خود را به دادستاني‬ ‫معرفي كرد‪.‬‬ ‫افتتاحيه‬ ‫داستان يك قاضي‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫سعيد مرتضوي يكي از خبرس��ازترين چهرههاي س��ال ‪ 91‬بود ‪،‬انتصاب او در پست‬ ‫رياست سازمان تامين اجتماعي به استيضاح شيخ االسالمي وزيركار و حضور رئي س‌جمهور‬ ‫در مجلس منجر ش��د‪ ،‬مرتضوي س��ال را با دادگاه حادثه كهريزك به پايا ن برد‪.‬فيلمي كه‬ ‫مرتضوي از فاضل الريجاني ضبط كرده بود هم بسيار حاشيهساز بود‪.‬‬ ‫سوگ اخالق‬ ‫آي��ت‌اهلل مجتب��ي ته راني‪،‬‬ ‫استاد اخالق سرشناس ته ران و از‬ ‫شاگردان امام خميني (ره )در سال‬ ‫‪،91‬دارفاني را وداع گفت و شاگردان‬ ‫ومريدان خ��ود را تنها گذاش��ت‪.‬‬ ‫آيت‌اهلل عزيزاهلل خوش��وقت يكي‬ ‫ديگر از اس��اتيد اخالق ته ران‪ ،‬از‬ ‫علمايي بود كه در روزهاي پاياني‬ ‫سال در جوار خانه خدا درگذشت‪.‬‬ ‫يكشنبهپرعبرت‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫يكشنبه بود و موعد اس��تيضاح وزيركار؛ نمايندگان آن روز صبح نميدانستند كه اين‬ ‫جلسه استيضاح با همه جلسات مشابه قبلي تفاوت دارد‪ ،‬جمالتي كه روز يكشنبه رد و بدل‬ ‫شد در ادامه تنشهاي سابقه دارسران سه قوه بود ‪ ،‬محمود احمدين‍ژاد در اين جلسه به بهانه‬ ‫دفاع از سعيد مرتضوي ‪،‬اتهاماتي را متوجه ب رادر رئيس مجلس كرد و علي الريجاني هم در‬ ‫پاسخ به اين اتهامات جمالت تندي را بيان كرد‪.‬‬ ‫‪37‬‬
‫فتو دوس�يه‬ ‫جهان در سال ‪91‬‬ ‫ايران‬ ‫مرد سياه در‬ ‫كاخ‌سفيد‬ ‫جهان‬ ‫فرهنگ‬ ‫ورزش‬ ‫اجتماعي‬ ‫باراك اوباما‪ ،‬رامني را شكست داد‬ ‫افتتاحيه‬ ‫كارناوال به پايان رس��يد و باراك اوباما دومين سياهپوستي‬ ‫بود كه توانس��ت در كاخ س��فيد منزل كند‪،‬اولين سياهپوست هم‬ ‫كس��ي جز خودش نبود‪ .‬اوباما كه اين بار ديگر شعار تبليغاتي اش‬ ‫ترامني‪،‬‬ ‫تغيير نبود و با حربه اقتصاد به مي دان آمده بود توانست مي ‌‬ ‫نام��زد جمهوريخواه را شكس��ت ده��د‪ .‬اوباما توانس��ت ‪ 303‬رای‬ ‫الكترال را کس��ب کن��د تا بتوان��د ب��رای چهار س��ال دیگر در‬ ‫کاخ‌سفید باقی بماند‪ ،‬رامنی ‪ 206‬رای را به دست آورد تا دومين‬ ‫رئي س‌جمهور دموكرات آمريكا پس از بيل كلينتون باش��د كه‬ ‫هشت سال در كاخ سفيد بماند‪...‬اوباما در اولین سخنرانی پس‬ ‫از پیروزی در انتخابات در گرانت پارک شیکاگو همه مردم آمریکا‬ ‫را پیروز انتخابات خواند‪.‬‬ ‫البته در جري��ان انتخابات آمريكا در س��ال ‪ ،2012‬يكي از‬ ‫مهمترين اتفاقات پخش شدن ويديويي از رامني بود كه در آن‬ ‫رايدهندگان به اوباما را تحقير ميكرد‪ .‬گفته ميشود اين ويدئو‬ ‫به شكل قابل مالحظه‌اي از محبوبيت رامني كاست‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫مهندسمرسي‬ ‫مهندس��ي دوران پس از مبارك به ي��ك مهندس متالوژي‬ ‫رسيد وسرنوشت انقالب مردم مي دان التحرير به دست مردي افتاد‬ ‫كه دكتراي حفاظت از موتور هواپيما دارد‪ .‬محمد المرسي با كسب‬ ‫‪52/5‬درصد آرا در مقابل ‪ 47/5‬درصد آراي احمد شفيق به پيروزي‬ ‫رسيد ‪ .‬او رئیس حزب آزادی و عدالت‪ ،‬یک حزب تاسیس شده توسط‬ ‫اخ وان المسلمین است و توسط اسالمگرايان حمايت مي شود‪.‬‬ ‫فوتبال و سياست‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪38‬‬ ‫در نشست گروه جی هشت‪ ،‬آنگال مرکل صدر اعظم آلمان‪ ،‬دیوید کامرون نخس��ت وزیر انگلیس و باراک اوباما‬ ‫رئیس جمهور آمریکا تماشاگر مسابقه فینال لیگ قهرمانان اروپا بودند‪ .‬در این مسابقه چلسی توانست بایرن مونیخ را‬ ‫در ضربات پنالتی شکست دهد‪ .‬خوشحالی کامرون از پیروزی تیم کشورش و بهت مرکل از شکست بایرن مونیخ‪ ،‬در‬ ‫این عکس کاملا مشهود است‪.‬‬
‫‪www.mosalas.ir‬‬ ‫در سال ‪ 91‬آنچه بيش از هر چيز در جهان اتفاق افتاد انتخابات بود؛ انتخابات‬ ‫آمريكا‪‌،‬انتخابات مصر‪‌،‬انتخابات فرانسه و ‪ ...‬كه در مناسبات جهاني نيز تاثيرگذار‬ ‫بود‪.‬‬ ‫استعفاي يك پاپ‬ ‫دقایق��ی در بالک��ن قص��ر‬ ‫گاندوفولو ظاهر شد‪ ،‬ب رای هزاران نفر‬ ‫که در آنجا جمع شده بودند دعا کرد و‬ ‫خود را زائری نامید که آخرین زیارتش‬ ‫را در زمین آغاز م��یکند و اين پايان‬ ‫رسمي پاپ بنديكت شانزدهم بود‪.‬او‬ ‫كه جانش��ين پاپ ژان پل دوم شده‬ ‫بود تنها هشت س��ال بر مسند خود‬ ‫باقي ماند و سپس اعالم کرد که به‬ ‫دلیل کهولت سن و ضعف جسمانی‬ ‫از مقام خود استعفا می‌دهد‪.‬‬ ‫مرگ چاوز‬ ‫افتتاحيه‬ ‫طوالنی ش��دن درمان چاوز و‬ ‫غیبت او در مراس��م تحلیف ریاست‬ ‫جمهوری باعث ایجاد شرایط متزلزلی‬ ‫در ونزوئال شده بود و مخالفان قصد‬ ‫داش��تند از این فرصت ب رای کنارزدن‬ ‫وی اس��تفاده کنند‪.‬چ��اوز ك��ه در‬ ‫بيمارستان س��وگند خو رد بازگشت‬ ‫خود به ونزوئ�لا را در صفحه‌اش در‬ ‫ش��بكه اجتماعي اعالم ك��رد‪ .‬اما او‬ ‫باالخره درگذشت‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫سوريه در آتش‬ ‫تروريست ها يك سال سخت را ب راي مردم س��وريه رقم زدند‪.‬جنگ بشار اسد و مخالفانش سالي پر از‬ ‫حاشيه را در خاورميانه به وجود آورد‪.‬‬ ‫پايان ساركوزيسم‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫اوالند مستاجر تازه كاخ اليزه‬ ‫ش��د‪ .‬فرانس��وا اوالند‪ ،‬نامزد حزب‬ ‫سوسياليست با كسب ‪ 51/8‬درصد‬ ‫آرا در ب راب��ر ‪ 49/2‬درص��د آرا نيكال‬ ‫س��اركوزي توانس��ت او را شكست‬ ‫دهد و به كاخ الي��زه راه يابد‪ .‬اوالند‬ ‫از ‪ ۱۹۹۷‬ت��ا ‪ ۲۰۰۸‬دبی��ر اول حزب‬ ‫سوسیالیست فرانسه بود‪ .‬او از ‪۱۹۹۷‬‬ ‫نماینده مجلس فرانسه از شهرستان‬ ‫کورز بود‪ .‬فرانس��وا اوالند از ‪ ۱۵‬مه‬ ‫‪ ۲۰۱۲‬دوره ریاست جمهوری خود را‬ ‫رسم ًا آغاز کرد‪.‬‬ ‫‪39‬‬
‫فتو دوس�يه‬ ‫فرهنگ در سال ‪91‬‬ ‫جهان‬ ‫ايران‬ ‫فرهنگ‬ ‫ورزش‬ ‫اجتماعي‬ ‫سيمرغ برشانه فرخ نژاد ‪1‬‬ ‫«استرداد» بهترين فيلم جشنواره فجر شد‬ ‫در جش�نواره اي متوس�ط ‪،‬در ميان فيلمهاي متوس�ط ‪...‬فيلم‬ ‫استرداد توانس�ت عنوان بهترين فيلم جشنواره فجر را به خود‬ ‫اختصاص ده�د ‪.‬حميد فرخن‍ژاد ه�م باالخره س�يمرغ بهترين‬ ‫بازيگر مرد را به خ�ود اختصاص داد‪،‬هانيه توس�لي هم بهترين‬ ‫بازيگر زن شد‪.‬‬ ‫پايان نواي خرم ‪2‬‬ ‫همايون خرم درگذشت‬ ‫همایون خرم موس�یقیدان و آهنگس�از سرش�ناس ایرانی روز‬ ‫‪ 28‬دی ماه ‪ 1391‬در بیمارس�تان دی درگذش�ت‪ .‬میان آثار این‬ ‫آهنگساز می‌توان به قطعات «ت ‌و ای پری کجایی»‪« ،‬امشب در سر‬ ‫شوری دارم»‪« ،‬ساغرم شکست‌ای ساقی»‪« ،‬رسوای زمانه منم»‪،‬‬ ‫«آیا همه شما بی‌گناهید»‪« ،‬اشک من هویدا شد» و‪ ...‬اشاره کرد‪.‬‬ ‫افتتاحيه‬ ‫‪1‬‬ ‫تئاتر يتيم شد ‪3‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫حميد سمندريان درگذشت‬ ‫او راپدرتئاترايرانميخوانند‪،‬حميدسمندريانصبحروزپنجشنبه‬ ‫‪ 22‬تیرماه در سن ‪ 81‬سالگی در منزل خود چشم از دنیا فروبست‪.‬‬ ‫بسياري از اهالي نمايش وحتي س�ينما خود را وامدار سمندريان‬ ‫مي دانند ‪...‬در مراسم تشييع او بعضي از حركات ستارههاي سينما‬ ‫حاشيه‌ساز شد‪.‬‬ ‫در اين خانه كسي نيست ‪4‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪3‬‬ ‫‪4‬‬ ‫‪5‬‬ ‫خانه سينما منحل شد‬ ‫خانه سينما به طور دائم تعطيل ش�د‪ .‬براساس رأي نهايي هيات‬ ‫رسيدگي به امور مراكز فرهنگي وزارت ارشاد‪،‬تشكل موسوم به‬ ‫خانه سينما به طور دائم تعطيل و در صورت اصرار بر ادامه فعاليت‬ ‫غيرقانوني طبق ماده ‪ 17‬با تشكل يادشده برخورد ميشود‪.‬‬ ‫زندگي خصوصي نماند‬ ‫فيلمي كه موجب اعتراض شد‬ ‫اكران فيلم زندگ�ي خصوصي ‪،‬با توجه به س�وژه آن‪‌،‬بامخالفان‬ ‫بسياري رو به رو ش�د‪.‬منتقدان اين فيلم اعتقاد داشتندكه اين‬ ‫فيلم و فيلم ديگر يعني گشت ارش�اد با ارزشها مغاير است و به‬ ‫ترويج تفكري ناصحيح مي‌پردازد؛ به همين دليل از اكران فيلم‬ ‫زندگي خصوصي جلوگيري شد‪.‬‬ ‫روايت فريب‬ ‫آرگو فيلمي كه دروغ است‬ ‫«آرگو» س�اخته بن افالك‪ ،‬فيلم�ي كه به نج�ات ديپلماتهاي‬ ‫آمريكايي در جريان تسخير النه جاسوس�ي ميپردازد ‪،‬در اين‬ ‫س�ال به اكثر جايزههاي سينمايي س�ال از جمله اسكار رسيد‪،‬‬ ‫تا معلوم شود كه اين جوايز تا چه اندازه ماهيت سياسي دارد‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪6‬‬ ‫‪40‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪6‬‬
‫فتو دوس�يه‬ ‫ورزش در سال ‪91‬‬ ‫ايران‬ ‫جهان‬ ‫ورزش‬ ‫فرهنگ‬ ‫اجتماعي‬ ‫‪ 1‬المپيك و افتخار‬ ‫ايران در المپيك ‪ 2012‬خوش درخشيد‬ ‫نه هادي س�اعي بود و نه حس�ين رضازاده اما ايران در المپيك‬ ‫‪ 2012‬لندن به بهترين نتايج ممكن دست يافت‪ .‬کاروان ورزشی‬ ‫ایران در مس�ابقات المپیک لندن با کس�ب چهار مدال طال‪ ،‬سه‬ ‫نقره و یک برنز پرافتخارترین کاروان ورزشی کشورمان در ادوار‬ ‫مختلف المپیک شد‪.‬‬ ‫‪ 2‬بيم و اميد با كيروش‬ ‫تيم ملي ايران در راه جام جهاني‬ ‫اين عكس ش�ايد يكي از معدود صحنه هايي باش�د كه تيم ملي‬ ‫ايران با مربي نامدار خود لبخند را بر لبها نقاشي كردند‪،‬تيم ملي‬ ‫ايران در اي�ن صحنه با گل نكونام ‪،‬كره جنوب�ي را برد ‪..‬اما باخت‬ ‫مقابل ازبكستان و لبنان باعث ش�ده كه سال ‪ 92‬را با دل نگراني‬ ‫آغاز كنيم‪،‬آيا به جام جهاني مي رسيم؟‬ ‫‪ 3‬جزاير شگفتي‬ ‫افتتاحيه‬ ‫‪1‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫باراک اوباما در انتخابات ایاالت متحده آمریکا پیروز شد‬ ‫مراسم افتتاحیه المپیک تابس�تانی ‪ ۲۰۱۲‬كه به جزایر شگفتی‬ ‫مشهور ش�د‪ .‬نزدیک به چهار ساعت طول کش�ید و پیش‌بینی‬ ‫می‌شود حدود یک میلیارد نفر در سراسر جهان به طور مستقیم‬ ‫این مراسم را تماش�ا کرده باش�ند‪،‬کارگردان هنری این مراسم‬ ‫توسط دنی بویل‪ ،‬کارگردان برنده جایزه اسکار انجام شده بود‪.‬‬ ‫‪ 4‬تلخ مثل مصدوميت‬ ‫رضا يزداني‪ ،‬بدشانس‌ترين ورزشكار ايران بود‬ ‫او يك بدش�انس واقعي بود‪،‬تا مدال طال راهي نداش�ت كه حادثه‬ ‫پيش آمد‪ .‬رضا یزدانی پس از استراحت در دور نخست و پیروزی‬ ‫در دور دوم مقابل عبدالسالم گادیس�وف‪ ،‬از روسیه‪ ،‬در دور سوم‬ ‫هم از سد ماگومد موسائف از قرقیزستان گذشت و به نیمه‌نهایی‬ ‫رسید‪.‬رضا یزدانی در مرحله نیمه‌نهایی به دلیل مصدومیت از ادامه‬ ‫مبارزه انصراف داد و دست حریفش باال رفت‪.‬اين يكي از تلخترين‬ ‫اتفاقات سال بود‪.‬‬ ‫‪5‬‬ ‫آقاي فوتبال اروپا‬ ‫‪6‬‬ ‫توپ طاليي مسي‬ ‫اسپانيا در جام‌ملت‌هاي اروپا قهرمان شد‬ ‫اسپانیا در بازی فینال جام ملت های اروپا در مقابل ایتالیا‪ ،‬با نتیجه‬ ‫باورنکردنیچهاربرصفر‪،‬دریکبازینفسگیروپرسرعت‪،‬بیرحمانه‬ ‫ایتالیا را شکست داد و جام قهرمانی را به خانه بر ‪‎‬‫د‪‬.‬اسپانیا در دوره‬ ‫قبلی جام ملت های اروپا در س�ال ‪ ۲۰۰۸‬و ج�ام جهانی ‪ ۲۰۱۰‬نیز‬ ‫قهرمان شده بو ‫د و برترین تیم تاریخ فوتبال جهان لقب گرفت‪.‬‬ ‫‪4‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪6‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫مسي اولين بازيكني است كه چهار توپ طال گرفت‬ ‫« واقعیت این است که کسب توپ طال برای یک بار دیگر فوق العاده‬ ‫اس�ت‪ .‬خیلی خوب اس�ت که‪ 4‬توپ طال دارم و این‪ 4‬توپ طال را به‬ ‫صورتمتوالیکسبکردهام‪.‬میخواهماینجایزهراباهم‌تیمی‌هایم‬ ‫در بارس�لونا و به ویژه آندرس قسمت کنم و از همه آنها تشکر کنم‪.‬‬ ‫مي‌خواهمبهآنهابگویمکههرروزبازیکردندرکنارشمافوق‌العاده‬ ‫است»بااينجمالتمسيتوپطاليچهارمراهمدريافتكرد‪.‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪3‬‬ ‫‪41‬‬
‫فتو دوس�يه‬ ‫اجتماع در سال ‪91‬‬ ‫ايران‬ ‫جهان‬ ‫فرهنگ‬ ‫ورزش‬ ‫اجتماعي‬ ‫‪...‬و زمين‬ ‫لرزيد‬ ‫زلزله در آذربايجان‬ ‫افتتاحيه‬ ‫چش��م هايش را نگاه كن‪ ،‬اين چش��مه��ا ‪ ...‬او‬ ‫ش��ايد هنوز نميداند كه ديگر اين چشم‌ها خيلي ها‬ ‫را نخواهند ديد‪،‬خيليه��ا را ‪...‬زلزله آمده ‪ ،‬دنيا زير و رو‬ ‫شده است و اين چشمها يك عمر منتظر خواهند ماند‬ ‫‪...‬اين چشم ها و بسياري چشم ديگر كه مي دانستند‬ ‫چه برسر شان آمده و گريه امانشان نمي داد‪.‬‬ ‫ورزق��ان ركوردار ب��ود‪ ،‬حتي از ژاپن هم بيش��تر‬ ‫زلزله به خودش دي��د‪ ،‬با زلزل��ه در آذربايجان دلهاي‬ ‫بسياري لرزيد‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫دنيا همه را سركارگذاشت‬ ‫مي گفتند پايان دنياس��ت‪ ،‬م��يگفتند روزي‬ ‫رس��يده كه در آن فردا ب ي‌معناس��ت‪ ،‬گفتند ماياها‬ ‫گفته اند‪ ،‬هر چه گفتند دروغ بود‪ ،‬ما فردا را ديديم‪.‬‬ ‫ميمون در فضا‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪42‬‬ ‫اين همان ميمون اس��ت كه توانست به فضا‬ ‫س��فر كند‪ .‬اي ران گام‌هاي بلندي را در زمينه صنايع‬ ‫هوافضا برداشته است‪.‬‬ ‫پ رايدبيستميلي وني‬ ‫قيمت اتومبيل در سال ‪ 91‬شتابي داشت كه با‬ ‫سرعت آن قابل مقايسه نبود‪ ،‬آيا كسي باورش مي شد‬ ‫كه روزي قيمت پ رايد به بيست ميليون تومان برسد؟‬
‫‪www.mosalas.ir‬‬ ‫راز ارز‬ ‫بعضي وقت‌ها‪،‬اعداد اعصاب خردكن ميش��وند‪،‬‬ ‫بعضي وقت رقم ها استرس‌زا هستند‪،‬قيمت دالر و يورو‬ ‫در اين سال خيلي روي اعصاب ما باال و پايين رفتند‪.‬‬ ‫ديوانه شليك كرد‬ ‫شين آباد نيست‬ ‫آنها ديگر منتظر فرزندان خود نيس��تند‪،‬ديوانه اي‬ ‫سالح در دست گرفت و به جان كودكان بي گناه افتاد‪ ،‬از‬ ‫آن كودكان همين نماد باقي است‪ ،‬اين حكايت مدرسه‬ ‫سندي هوك در شهر نيوتن است‪.‬‬ ‫افتتاحيه‬ ‫اين چشمان معصوم به آتشي خيره شده بود ‪،‬كه به جان دبستانشان افتاده‬ ‫بود؛ آتشي كه از يك دبستان غي راستاندارد برخاست‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫قهرمان قاتل‬ ‫ف راتر از سرعت‬ ‫فيليك��س بومگارت��ر حتي از ص��وت هم س��بقت گرفت‪ ،‬او‬ ‫نفسگيرترين پرواز سال را كرد‪.‬‬ ‫اس��كار پيس��توريوس‪ ،‬دوبار خبرساز ش��د‪ ،‬يك بار در‬ ‫المپيك و بار ديگر در صفحه حوادث به جرم قتل‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪43‬‬
‫سر مقاله‬ ‫سال سياست‬ ‫تحليلي درباره نسبت سياست و اقتصاد و دوگانه‬ ‫جامعه‌شناسي تضاد و وفاق در انتخابات سال ‪92‬‬ ‫سعيد آجورلو‪/‬سردبير‬ ‫افتتاحيه‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪44‬‬ ‫ش��بحی باالی س��ر جامعه ای ران در حال حرکت است؛‬ ‫«شبح اکونومسیم»‬ ‫اگر نتوانیم ب��ه طور واض��ح بگوییم ک��ه در انتخابات‬ ‫سال‪ ،1376‬از میان دو رویکرد سیاست‌گرایی و اقتصادگرایی‬ ‫کدام‌یک رقابت انتخابات��ی را پیش برد‪ ،‬اما در س��ال ‪ 1384‬با‬ ‫اطمینان فراوانی می‌توان گفت که این اکونومیسم پنهان در‬ ‫جامعهای رانبودکهدوگانه نخبه‪/‬تودهیاطبقاتپایینومتوسط‬ ‫رو به پایین را در مقابل طبقات باال یا طبقات متوسط رو به باال‬ ‫قرار داد تا ترکیبی از فرودستان‪ ،‬کارگران‪ ،‬مردم شهرهای کوچک‬ ‫و روستاها به همراه طبقات متوسط رو به پایین‪ ،‬جدال طبقاتی‬ ‫برگرفته از صورت‌بندی اجتماعی را به سود محمود احمدی‌نژاد‬ ‫رقم بزنند‪.‬‬ ‫در آس��تانه انتخاب��ات خ��رداد ‪ 92‬ام��ا آی��ا گری��زی از‬ ‫«اکونومیسم» مسلط بر فضای سیاسی کشور هست؟‬ ‫گرچه شاید نزد چپ‌گرایان ارتدوکس این سوال از اساس‬ ‫نادرس��ت و به غلط بنیان گذاش��ته شده و س��والی از موضع‬ ‫سیاست‌گرایی به انتخابات باش��د و از طنز زمانه نقد مشترک‬ ‫اکونومیس ت‌گران راست‌گرا یا هایکی‌ها با اکونومیس ت‌گران‬ ‫چپ‌گرا به سیاست‌گرا‪ .‬اما هرچه هست اقتصادگری چه از نوع‬ ‫راست هایکی و چه از نوع چپ مارکسیستی چنان بر اجتماع‬ ‫سایه انداخته که از رقیب تبدیل به دشمن سیاست شده باشد‪.‬‬ ‫اکونومیسم از فضای دولت و بازار و جامعه اکنون در فضای‬ ‫روشنفکری ای ران خانه گرفته؛ چنان که قیمت دالر و سکه و طال‬ ‫نه فقط کالم غالب صاحبان دولت و متصدیان بازار و اعضای‬ ‫جامعه شده که جامعه روشنفکری و نخب ه‌گرا را هم مشغول خود‬ ‫کرده است‪ .‬ادعای بزرگی است اما انگار اکونومیسم‪ ،‬عزم تقلیل‬ ‫سياست به اقتصاد را داشته باشد که از سویی فاز دوم هدفمندی‬ ‫یارانه‌هاست که دولت و مجلس را سرسختانه مقابل هم قرار‬ ‫می‌دهد‪ ،‬قیمت خودرو اس��ت که رئی س‌جمهور را به واکنش‬ ‫وامی‌دارد و منجر به هشدار او به خودروسازان می‌شود و قیمت‬ ‫دالر است و س��که که چالش اصلی مدی ران اقتصادی کشور‬ ‫م ي‌شود‪ .‬آیا واقعا شبح اکونومیسم تا این اندازه واقعی است و‬ ‫قدرتمند؟ یا فقط یک چارچوب تحلیلی است ب رای توصیف و‬ ‫تبیین آنچه در ای ران می‌گذرد؟‬ ‫در تحلیل اکونومیستی‪ ،‬این اقتصاد است که سیاست را‬ ‫می‌سازد؛مشابهتحلیلمارکساقتصادبامولفه‌هاییچونروابط‬ ‫تولید‪ ،‬نیروهای تولید و شیوه‌های تولید به مثابه زی ربنا و سیاست‬ ‫که نماد آن دولت اس��ت به مثابه روبنا تحت‌تاثیر اقتصاد قرار‬ ‫دارد‪ .‬گرچه این تحلیل یک سویه باور اصلی مارکسیس ت‌های‬ ‫ارتدوکس را می‌سازد اما نومارکسیس ت‌ها و فرانکفورتی‌ها در‬ ‫مقابل تجدیدنظرطلبان دلسوز مارکسیسم این ایده را تا حدودی‬ ‫اصالح کردند؛ چنانکه گرامشی از نقش روشنفکران در هژمون‬ ‫کردن ایدئولوژی سخن گفت و تقس��یم‌بندی روبنا و زی ربنا را‬ ‫تاحدودی برهم زد و پوالنزاس و میليبند و اوفه هر یک به نحوی‬ ‫اصالحاتی در نوع رابطه دولت و طبقات اجتماعی وارد کردند تا از‬ ‫استقالل نسبی دولت‪ ،‬استفاده دولت از طبقات مسلط و رابطه‬ ‫پیچیده دولت و طبقات و دولت به عنوان داور طبقات اجتماعی‬ ‫سخن گفته باشند یا مانند لویی‌آلتوس��ر از تاثیر ساخت‌های‬ ‫مختلف سیاسی‪ ،‬فرهنگی و اجتماعی سخن بگویند‪ ،‬هرچند‬ ‫در نهایت وزن اصلی را به اقتصاد بدهند و با زبان اقتصاد حرف‬ ‫سیاسیبزنند‪.‬‬ ‫در نگاه اکونومیستی‪ ،‬این سیاست است که لباس اقتصاد‬ ‫می‌پوشد و این وجه تولید اس��ت که بنا به نیازش ایدئولوژی‪،‬‬ ‫فرهنگ‪ ،‬هنر و سیاست می‌سازد و این طبقات مسلط هستند‬ ‫که دولت را به عنوان ابزار دفاع از منافع خود می‌سازند؛ «کمیته‬ ‫دفاع از منافع بورژوازی»‪.‬‬ ‫ذكر اين نكته فراوان اهميت دارد كه در اي ران به صورت‬ ‫كلي تحلي ل‌هاي ماركسيس��تي درباره رابطه دولت با طبقات‬ ‫مسلط و نقش زي ربنايي اقتصاد نسبت به سياست نم ي‌توانند‬ ‫واقعيات را پوش��ش دهند چرا كه اگر از ع��دم تطابق جامعه‬ ‫ايران با جوامع س��رمايه‌داري داراي طبقات مشخص بگذريم‬ ‫و همين طور از ضعف تحلي ل‌هاي ماركسيس��تي در پوشش‬ ‫دادن به شأن و منزلت كه حيات فرهنگي‪ ،‬اجتماعي و سياسي‬ ‫جامعه را به اقتصاد تقليل م ي‌دهند‪ ،‬اما مسلما از اين دو مهم‌تر‬ ‫ساختار قدرت در اي ران است كه در آن سياست ب رتري محسوسي‬ ‫نسبت به اقتصاد دارد‪ .‬در اي ران‪ ،‬اقتصاد به معناي طبقات مسلط‬ ‫اقتصادي يا الب ي‌هاي اقتصادي هرگز نتوانست ‌ه سياست بسازد‪،‬‬ ‫آنچه از آن تعبير ب��ه اقتصادگرايي يا اکونومیس��م م ي‌كنيم‬ ‫روش‌ها يا تاكتي ك‌هايي است كه گروه‌هاي سياسي يا افراد در‬ ‫دو سطح ورود به قدرت (انتخابات) و حفظ قدرت اتخاذ م ي‌كنند‪.‬‬ ‫پس مراد از اقتصادگرايي‪ ،‬اصالت اقتصاد نسبت به سياست در‬ ‫اي ران نيست‪ ،‬از همين رو شايد بتوان اقتصادگري هم بر آن نام‬ ‫گذاشت كه نه نشان‌دهنده اصالت اقتصاد به سياست باشد كه‬ ‫نمايانگر غليظ ش��دن رويكردهاي اقتصادي ب راي رسيدن به‬ ‫قدرت سياسي يا حفظ آن است‪.‬‬ ‫اکونومیس ت‌گرایی‪ ،‬بالفاصله جامع ه‌شناسی تضاد را باال‬ ‫می‌آورد‪ .‬فرد را در گروه و طبقه مستحیل می‌کند و طبقه را نقطه‬ ‫عزیمت مطالعات‪ ،‬تحلی ل‌ها و دترمینیسم خود قرار می‌‌دهد؛‬ ‫در این تحلیل تضادهای ب رآمده از وجه تولید و اقتصاد منجر به‬ ‫تخاصم اجتماعی و در نهایت پس از خودآگاهی پرولتاریا تبدیل‬ ‫به نبردی سیاسی و طبقاتی می‌شوند که یک سویش بورژوازی‬ ‫و سوی دیگرش پرولتاریا قرار دارند‪ .‬اینگونه است که سیاست‬ ‫به‌وسیله اقتصاد ساخته می‌شود‪.‬‬ ‫اينجا تفاوت اقتصادگري در اي ران با اقتصادگرايي ماركس‬ ‫مشخص م ي‌گردد‪ .‬آنجا كه اقتصاد در اي ران نقش دترمينيسي‬ ‫ندارد و عامل نهايي و تعيي ن‌كننده نيست‪ .‬بلكه متغيري است‬ ‫مهم در عرصه ورود به قدرت و حفظ آن‪ .‬در تحليل كالن اين‬ ‫سياست است كه نقش زي ربنايي و اساسي دارد‪.‬‬ ‫اقتصادگري در ای ران اما س��ری دراز دارد؛ از جدال مصدق‬ ‫سوسیالیست و پهلوی کاپیتالیست در اوایل دهه‪ 30‬شمسی تا‬ ‫تنه زدن پهلوی اول به مارکسیسم در طرح اصالحات ارضی و تا‬ ‫بودجه‌های انبساطی دولت پهلوی در اوایل دهه ‪ 50‬که پس از‬ ‫باالرفتن قیمت نفت‪ ،‬شاه را به وسوسه کره‌جنوبی و ژاپن شدن‬ ‫انداخت و سیاست جایگزینی واردات را به صادرات‌گرایی تبدیل‬ ‫کرد؛ تالش ب رای حرکت از تئوری وابستگی و توسع ه‌نیافتگی‬ ‫به س��وی تئوری نظام جهانی و ش��اید حرکت از پی رامون به‬ ‫شب ه‌پی رامون‪ .‬با شروع انقالب اسالمی اما اقتصادگري در دوگانه‬ ‫چپ و راس��ت بازتولید شد‪ ،‬آنچنان که اس�لامگرایان طرفدار‬ ‫مالکیت خصوصی‪ ،‬فقه س��نتی و اقتصاد ب��ازار که طیفی از‬ ‫روحانیون بلندپایه و سیاسیون را شامل می‌شدند‪ ،‬جناح راست‬ ‫اسالمی را ساختند و در مقابل اس�لامگرایان طرفدار اقتصاد‬ ‫دولتی‪ ،‬منتقد بازار‪ ،‬هواخواه دولت بزرگ با تفسیری متفاوت از‬ ‫متن‪ ،‬جناح چپ سیاست ای ران را شکل دادند‪ .‬دوگانه سیاست‬ ‫ای ران متاثر از نگرش‌های اقتصادی س��اخته شد به نحوی که‬ ‫عمده اختالف‌ها در دولت زمان جنگ برگرفت��ه از دو نگرش‬ ‫کاملا متفاوت اقتصادی بود؛ تفاوتی که نهایتا به انش��عاب در‬ ‫جامعه روحانیت مبارز انجامید‪ .‬در این میان در زمانه عسرت‬ ‫طبقه متوس��ط جدید‪ ،‬طبقه متوسط س��نتی و طبقات باال و‬ ‫خرده‌بورژوازی جانب جناح راست را می‌گرفت و در مقابل طبقات‬ ‫فرودست و پایین جامعه و بخشي از روشنفکران به سنت فضای‬ ‫غالب روشنفکری سوی جناح چپ اسالمی را گرفتند‪.‬‬ ‫سیاست‌های اقتصاد چپ‌گرایانه دولت جنگ اما در زمان‬ ‫هاشمی‌رفسنجانی جای خود را به راس��ت‌گرایی داد؛ تعدیل‬ ‫به جای تمرکزگرای��ی دولت‪ ،‬وام از بانک جهان��ی ب رای رونق‬ ‫تولید‪ ،‬ورود تکنولوژی جدید‪ ،‬فرهنگ جدید و در نهایت غلبه‬ ‫تکنوکراس��ی که این بار نه فقط از جانب چپ‌گرایان مجمع‬ ‫روحانیون و سازمان مجاهدین انقالب اسالمی و دانشجویان‬ ‫دفتر تحکیم وحدت که از س��وی راس��ت‌گرایان س��نتی هم‬ ‫تحملنشد‪.‬‬ ‫آن‌گونه که راس��ت س��نتی تجارت‌محور‪ ،‬رقیبی جدید‬ ‫می‌دید و آن بورژوازی صنعتی بود‪ .‬انگار نوعی س��رمایه‌داری‬ ‫دولتی ب رای آزادس��ازی اقتصاد تدارک دیده می‌شد و از پی آن‬ ‫نخبگانی جدید و تکنوکرات‌هایی غرب‌دی��ده بدنه این پروژه‬ ‫راست‌گرایانه را شکل می‌دادند‪.‬‬ ‫شبح اکونومیسم همچنان بر فضای جامعه و سیاست‬ ‫ای ران پرواز می‌کرد؛ آنجا که رئیس دولت سازندگی به وزرایش‬ ‫می‌گفت؛ ش��ما فقط کار کنید‪ ،‬کار سیاس��ی با من‪ .‬از کابینه‬ ‫سیاست‌زدایی شد و البته فرهنگ‌زدایی و اجتماع‌زدایی‪ .‬نوعی‬ ‫دولت بوروکراتیک‌ ‪ -‬اقتدارگرا درحال ش��کل گرفتن بود که از‬ ‫سویی نگاه به اقتصاد جهانی و نهادهای پولی جهانی داشت‬ ‫و از س��وی دیگر متحدانی تکنوکرات ب رای خ��ود مهیا کرده‬ ‫بود و آنچنان این اتح��اد را عزیزانه جلو می‌برد که حس��ودی‬ ‫تجارت‌گرایان اقتصاد ای ران را هم‌ب رانگیخت‪ .‬انگار دولت برجایی‬ ‫که از آن برخاسته بود شورش می‌کرد و رسم رفاقت با بورژوازی‬ ‫سنتی را فراموش كرده و عهد‌های جدید با بورژوازی صنعتی‬ ‫تدارک می‌دید‪.‬‬ ‫انتخابات‪ 76‬اما گرچه نوبت شوریدن جناح چپ حکومت‬ ‫علیه جناح راست بود و س��ابقه‌ای اقتصادی را تداعی می‌کرد‬ ‫اما تاکی��د محمدخاتمی برجامعه مدن��ی‪ ،‬آزادی‪ ،‬اصالحات و‬ ‫حرف‌هایی از این دس��ت انگار پای فرهنگ و اجتماع را هم به‬ ‫سیاست باز می‌کرد‪ .‬اگر با تسامح‪ ،‬علی‌اکبر ناطق‌نوری را نماد‬ ‫ادامه راه هاشمی‌رفسنجانی در ذهن مردم بدانیم و شاید اصرار‬ ‫بر اقتصادگری‪ ،‬اما سیدمحمد خاتمی در تصور مردم به نوعی‬ ‫مخالف این رویه پنداشته می‌شد‪.‬‬ ‫اقتصادگری کار دست راست‌گرایان داده بود و در این میان‬ ‫هیچ صدایی که نمایانگر جدایی آنان از سیاس��ت‌های دولت‬ ‫هاشمی باشد‪ ،‬شنیده نمی‌شد و بدتر آنکه متحد نامه ربان آنها‬ ‫در قامت حزبی دولت ساخته و مدرن – كارگزاران سازندگي ‪-‬‬ ‫جانب سیدمحمد خاتمی را گرفته بود؛ چپ‌گرایی این بار علیه‬ ‫اکونومیسم وارد می دان شد‪ ،‬گرچه همچنان متحدانی اقتصادگر‬ ‫داشت؛ ش��اید ب رای همین بود که اندکی پس از آنکه هیجان‬ ‫دوم‌خرداد خ وابید‪ ،‬جدال میان توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی‬ ‫به حرف اول روشنفکران تبدیل شد‪.‬‬ ‫نزاعی مهم و تاریخ‌ساز در ای ران؛ اقتصاد یا سیاست؟‬ ‫و در این میان راست‌گرایان سنتی جانب اقتصاد را گرفتند و‬ ‫چپ‌گرایانطرفسیاسترا‪.‬جناحراستچاره‌ایهمنداشتچراکه‬ ‫سیاست میل به جامع ه‌گرایی پی دا کرده بود و دیگر با رویکردهای‬ ‫الیتیستیونخب ه‌گرایانهنمی‌شدکارسیاستراجلوبرد‪.‬‬ ‫دوم خرداد ‪ 76‬گرچه جامع ه‌شناسی تضاد بر فضای ای ران‬ ‫حاکم بود و دوگانه چپ و راس��ت را به میان م��ردم می‌برد‪ ،‬اما‬ ‫در نهایت از غلظت اکونومیس��م به سود سیاست‪ ،‬فرهنگ و‬ ‫اجتماع کاسته می‌شد‪ .‬سیاس��ت رنگ جامعه به خود گرفته و‬ ‫نظریات جامع ه‌شناس��ی این بار تضادها را نه ب راساس راست‬
‫ورود احتمالي هاشمي به انتخابات اين‌بار از‬ ‫موضعي چپ‌گرايانه است‬ ‫در سال ‪ 84‬انتخابات تبديل به جدالي‬ ‫طبقاتي شد‬ ‫افتتاحيه‬ ‫ائتالف ‪ 3‬نفره تالشي براي شكل گرفتن‬ ‫جامع ه‌شناسي وفاق است‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫و چپ اقتص��ادی که ب راس��اس محافظ��ه‌کار و اصالح‌طلب‬ ‫سیاسی ‪ -‬فرهنگی س��امان می‌دادند و به سنت قدیمی این‬ ‫ب رندگان بودند که ادبیات و گفتمان می‌س��اختند‪ ،‬بناب راین کار‬ ‫سختی نبود که توسعه سیاسی به راحتی بر توسعه اقتصادی‬ ‫غلبهکند‪.‬‬ ‫اگر در سال‌های منتهی به ‪ ،76‬شکاف طبقاتی‪ ،‬جامعه‬ ‫را مستعد چپ‌گرایی می‌کرد و اقتصادگرایی افراطی از مواضع‬ ‫راست و لیب رال در دولت س��ازندگی نوعی عدالت‌خواهی را در‬ ‫س��طح جامعه طلب می‌نمود و به سیاست ب رای این خواسته‬ ‫خود غلظت داده بود‪ ،‬اما جامعه ای ران نه صبر و حوصله توسعه‬ ‫سیاسی داشت و نه نخبگان طرفدار توسعه سیاسی درایت و‬ ‫تدبیر مدی ریت آن را داشتند‪ .‬تب توسعه سیاسی که فروکش کرد‪،‬‬ ‫اقتصاد دوباره در دولت خاتمی رونق گرفت؛ مدی ران تکنوکرات‪،‬‬ ‫کابینه را پر کردند و سیاسیون اصالح‌طلب یا روانه شورای شهر‬ ‫شدند یا راه پارلمان پیش گرفتند یا به خانه قدرت یعنی حزب‬ ‫رفتند‪ .‬رابطه خود را با رس��انه‌ها هم حف��ظ کردند‪ ،‬آن‌گونه که‬ ‫تقریبا امتیاز اکثر روزنامه‌های مهم کشور در اختیار سیاسیون‬ ‫اصالح‌طلب بود؛ از محمدرض��ا خاتمی گرفته تا عب داهلل نوری‬ ‫و سعید حجاریان‪ .‬روزنامه‌ها تبدیل به حزب‌های کاغذی شده‬ ‫بودند‪ .‬اگر سیاست‌گرایی دو وجه افراطی داشته باشد که یکی‬ ‫در کم‌کردن نقش مردم ذیل نظریه‌های الیتیستی و نخب ه‌گرا‬ ‫تعریف گردد و مردم را دنبال��ه‌رو و پیرو نخبگان فرض نماید و‬ ‫نقش چندانی ب رای جامعه متصور نشود‪ ،‬اما وجه دیگرش افراط‬ ‫در ترجمه تمامی خواست‌های مردم به سیاست است؛ دقیقا‬ ‫روی دیگر اکونومیسم‪.‬‬ ‫فرض اولیه در اکونومیس��م‪ ،‬اهمیت جامعه در ساختن‬ ‫قدرت اس��ت و فرض دوم تحمیل نگاه اقتص��ادی بر تمامی‬ ‫نگرش‌ها‪ .‬در سیاست‌گرایی افراطی نخب ه‌گرا اما فرض کم‌کردن‬ ‫نقش جامعه به نفع نخبگان است درحالی که سیاست‌گرایی‬ ‫افراطی اجتماع‌گرا پس از دوم خرداد‪ ،‬سیاست را غلیظ می‌کند‬ ‫و از نقش اقتصادی می‌کاهد و به‌دنبال هژمون‌کردن گفتمان‬ ‫آزادی بر عدالت می‌رود‪.‬‬ ‫در این میان البته اکونومیس��م راس��ت‌گرا بی‌ارتباط به‬ ‫سیاست‌گرایی نخب ه‌گرا نیست‪ .‬چراکه در اکونومیسم راست‌گرا‬ ‫تضادهای اجتماعی نادیده گرفته می‌ش��ود و از نقش جامعه‬ ‫کاسته‪ .‬به همین واسطه هر دو گرایش به نوعی توافق ضمنی‬ ‫در کوچک‌کردن جامعه می‌رسند‪ .‬متحدانی که از دو طیفند اما‬ ‫رقبای ثابتی دارند؛ چپ‌گرایان اقتصادی و سیاسی‪.‬‬ ‫اینجاست که ارتباط مناسب سران راست سنتی با دولت‬ ‫دوم س��یدمحمد خاتمی معنادار می‌ش��ود‪ .‬آنج��ا که محمد‬ ‫شریعتمداری تالش نمی‌کند تا راه را بر ریاست دوباره علی‌نقی‬ ‫خاموش��ی بر اتاق بازرگانی ته ران ببندد‪ .‬به تعبیری هرچه از‬ ‫غلظت سیاست‌گرایی دولت خاتمی کاسته می‌شود و دولت‬ ‫دوم او بیش��تر ش��بیه دولت س��ازندگی می‌گردد‪ ،‬به سرعت‬ ‫نزدیک‌شدن سیاست‌گرایان راس��ت‌گرا به تکنوکرات‌ها درون‬ ‫دولت افزوده می‌شود‪ .‬انگار از پس جامع ه‌شناسی تضاد در میان‬ ‫دهه ‪ ،70‬نوعی جامع ه‌شناس��ی وفاق با رویکرد کارکردگرایانه‪،‬‬ ‫ت و چپ را در اوایل ده��ه ‪ 80‬به یکدیگر‬ ‫محافظه‌کاران راس�� ‌‬ ‫نزدیک می‌کرد‪.‬‬ ‫شکاف‌های طبقاتی ب رآمده از راست‌گرایی در دولت‌های‬ ‫هاشمی و خاتمی که به ب رتری گفتمان توسعه و آزادی بر عدالت‬ ‫انجامیده بود‪ ،‬اما چپ‌گرایان را به تالطم انداخت‪« .‬تئوری عبور‬ ‫از خاتمی» که بعدها با شعار «اصالح‌طلبان پیشرو» در انتخابات‬ ‫سال ‪ 84‬خود را نشان داد شاید به نوعی تالش جریان اجتماعی‬ ‫اصالح‌طلبان ب رای باالآوردن گفتمان سیاست‌گرایی چپ‌گرایانه‬ ‫بود‪ ،‬با رجعتی به شعارهای سال ‪76‬؛ اصالح‌طلبی‪ ،‬آزادی احزاب‬ ‫و مطبوعات‪ ،‬تاکید بر تفکیک ق وا و ای ران ب رای همه ای رانیان‪.‬‬ ‫در س��وی دیگر اما جریان جدیدی از دل تحوالت پس از‬ ‫‪ 76‬متولد می‌شود؛ اصولگرایی از دل محافظه‌کاری و چپ‌گرایی‬ ‫از دل راس��ت‌گرایی‪ .‬اگر جناح راس��ت قدرت در ای ران تا قبل از‬ ‫س��ال‌های ابتدایی دهه ‪ ،1380‬جانب راست‌گرایی سیاسی را‬ ‫گرفته بود و چندان وقعی به جامعه نمی‌گذاش��ت و به نوعی‬ ‫بی‌اعتنا به جامع ه‌شناسی بود‪ ،‬اما سیاس��ت‌گرایی چپ‌گرا و‬ ‫جامع ه‌گرا در گفتمان اصولگرایی از پس شکاف‌های ناشی از‬ ‫کمرنگ‌شدن گفتمان عدالت و امنیت رنگ و رونق یافت‪ .‬اندکی‬ ‫پس ازشعارگفت‌وگویتمدن‌هابوشپسربهافغانستانوع راق‬ ‫لشكرکشی کرد تا نگاه آمریکایی به خاورمیانه‪ ،‬گفتمان امنیت‬ ‫را در ای ران پررنگ سازد‪ .‬فربه‌شدن حاشیه در روزگار رونق‌گرفتن‬ ‫طبقه متوسط اما پس از س��ال‌ها گفتمان عدالت را در سطح‬ ‫جامعه غلظت بخشید‪ .‬چپ‌گرایی اصولگرایان در سیاست به‬ ‫اجتماع‌گرایی آنها منتهی شد؛ چراکه خواست امنیت‪ ،‬عدالت و‬ ‫ارزش‌گرایی کاملا در سطح جامعه ملموس بود و این چپ‌گرایی‬ ‫نه‌فقط در سیاست که در اقتصاد هم به دست اصولگرایان افتاد‪.‬‬ ‫اکونومیسم چپ‌گرا که س��ال‌ها جناح چپ اسالمی به‬ ‫واسطه آن به جناح راست می‌تاخت‪ ،‬این‌بار ذیل گفتمان عدالت‪،‬‬ ‫مبارزه با فساد و مبارزه با الیگارشی در اختیار اصولگرایان ج وانی‬ ‫ت سنتی سر ب رآورده بودند‪.‬‬ ‫افتاد که از پس محافظه‌کاری راس ‌‬ ‫اگر در آس��تانه دوم خرداد ‪ ،76‬اکونومیس��م راس��ت‌گرا‬ ‫(کارگزاران سازندگی) یا بورژوازی صنعتی در کنار سیاست‌گرایان‬ ‫چپ‌گرا (مجمع روحانیون مبارز‪ ،‬سازمان مجاهدین انقالب و‬ ‫دفتر تحکیم وحدت) و تا حدودی اکونومیسم چپ‌گرا (گروه‌های‬ ‫خط امامی طرفدار اقتصاد دولتی) بر سیاست‌گرایان راست‌گرا‬ ‫(محافظه‌کاران س��نتی و خرده بورژوازی) غلب��ه کردند‪ ،‬اما در‬ ‫بهار و تابس��تان ‪ ،1384‬اصولگرایان به مثابه سیاست‌گرایان‬ ‫چپ‌گرا در عرصه سیاست با اصالح‌طلبان به عنوان بخشی‬ ‫دیگر از سیاست‌گرایان اجتماع‌گرا مصاف می‌دادند و در عرصه‬ ‫در اي ران‪ ،‬اقتصاد به معناي طبقات مس�لط اقتصادي يا الب ي‌هاي اقتصادي هرگز نتوانس�ت ‌ه سياس�ت بس�ازد‪ ،‬آنچه از آن تعبير به‬ ‫اقتصادگرايي يا اکونومیسم م ي‌كنيم روش‌ها يا تاكتيك‌هايي است كه گروه‌هاي سياسي يا افراد در دو سطح ورود به قدرت (انتخابات) و‬ ‫حفظ قدرت اتخاذ م ي‌كنند‬ ‫اکونومیسم چ پ‌گ را که سال‌ها جناح چپ اسالمی به واسطه آن به جناح راست م ی‌تاخت‪ ،‬این‌بار ذیل گفتمان عدالت‪ ،‬مبارزه با فساد و مبارزه‬ ‫ت سنتی سر برآورده بودند‬ ‫با الیگارشی در اختیار اصولگ رایان جوانی افتاد که از پس محافظه‌کاری راس ‌‬ ‫ب راساس جامع ه‌شناسي تضاد‪ ،‬جامعه دوقطبي شده در طول رقابت انتخاباتي‪ ،‬اجازه ورود سياست‪ ،‬تدبير و همكاري را به دولت ب رنده نخواهد‬ ‫داد‪ ،‬درحالي كه جامع ه‌شناسي وفاق‪ ،‬هرچند در سیاست جامع ه‌گ راست اما در عین حال باالنس میان نخب ه‌گ رایی و جامع ه‌گ رایی ایجاد م ی‌کند‬ ‫تا به واسطه نخب ه‌گ رایی محض‪ ،‬از خواست‌های جامعه فاصله نگیرد یا از روی اجتماع‌گ رایی ب ی‌قید و شرط‪ ،‬تدبیر را ق ربانی عوام‌پسندی نکند‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪45‬‬
‫افتتاحيه‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪46‬‬ ‫اقتصاد نزاع میان اکونومیسم چپ‌گرا توسط اصولگرایان مقابل‬ ‫اکونومیسم راس��ت‌گرا (طرفداران هاشمی‌رفس��نجانی) کار‬ ‫انتخابات را پیش می‌برد‪.‬‬ ‫محمدباق��ر قالیب��اف و محس��ن رضای��ی در قامت‬ ‫سیاست‌گرایان اجتماع‌گرا ظاهر شدند و محمود احمدی‌نژاد‬ ‫با ظ رافت‪ ،‬سیاس��ت‌گرایی اجتماع‌گرا و اکونومیسم چپ‌گرا‬ ‫و عامه‌پس��ند و اجتماع‌گرا را در میان اصولگرایان نمایندگی‬ ‫می‌کرد‪.‬‬ ‫هرچند علي الريجاني همچنان از موضع راست سنتي‪،‬‬ ‫نماينده نخب ه‌گرايي در سياست و محافظه‌كاري در اقتصاد بود‪.‬‬ ‫دور دوم انتخاب��ات ام��ا سیاس��ت‌گرایان اجتماع‌گرای‬ ‫اصالح‌طلب مجبور به حمایت از اکونومیس��م راس��ت‌گرای‬ ‫هاشمی‌رفسنجانی ش��دند و این آغاز بحران‌های این جریان‬ ‫اجتماعی بود‪ .‬درمقابل اکونومیس��م چپ‌گرای احمدی‌نژاد‬ ‫در اتحاد با سیاست‌گرایی اجتماع‌گرای اصولگرایان با غلظت‌‬ ‫گفتمان عدال��ت‪ ،‬کار اصالح‌طلبان را تمام ک��رد‪ .‬نزاع چپ و‬ ‫راست این بار از خانه اقتصاد رونق گرفت و این بازگشتی بود به‬ ‫سال‌های آغازین پس از انقالب‪ .‬جامعه سرگرم توسعه سیاسی‬ ‫و سپس توسعه اقتصادی در عصر اصالح‌طلبان فضا را ب رای‬ ‫«پیش��روی آرام» طبقات فرودس��ت مهیا می‌کرد‪ .‬برعکس‬ ‫س��ال‌های ابتدایی دهه ‪ 60‬که جناح چپ اس�لامی هواخواه‬ ‫طبقات پایین جامعه و گفتمان عدالت بود‪ ،‬اما در میانه دهه‪،80‬‬ ‫این فرزندان جناح راست اسالمی بودند که در لباس اصولگرایی‬ ‫گفتمان عدالت را بر سر قرار می‌دادند‪ .‬انگار دوباره جامع ه‌شناسی‬ ‫تضاد متولد می‌شد‪ .‬با شکافی جدید؛ نخبه – توده‪ ،‬این ادعای‬ ‫جامع ه‌شناسان اصالح‌طلب بود ب رای توجیه شکست سال ‪.84‬‬ ‫برخی از این شکاف طعنه‌ای ساختند ب رای اصولگرایان و برخی‬ ‫دیگر از افراد واقع‌بینش��ان‪ ،‬طعنه به دولت اصالحات زدند که‬ ‫فراموشی حاش��یه‪ ،‬عاقبت متن را هم از ما گرفت‪ .‬از تابستان‬ ‫‪ 84‬تا زمستان ‪ ،91‬اما جامعه ای ران تغیی رات فراوانی کرده است‪.‬‬ ‫اکونومیسم چپ‌گرا با هدفمندی یارانه‌ها‪ ،‬سهام عدالت‪ ،‬مسکن‬ ‫مهر و سیاست‌های رفاهی و عدالت‌محور‪ ،‬هواداران و مخالفان‬ ‫جدی دارد؛ بخشی از توده‌ها به سمت نخبگان کشیده شده‌اند‪،‬‬ ‫طبقه متوس��ط روزگار بدی را می‌گذراند‪ ،‬طبقات فرودس��ت‬ ‫وضعیت اجتماعی بهت��ری یافته‌اند و روستانش��ینان و مردم‬ ‫شهرهای کوچک از دولت راضی‌اند‪ .‬در بازار اما اوضاع روب ‌هراه‬ ‫نیست‪ .‬تولید‪ ،‬وضع خوبی ندارد‪ ،‬بورژوازی سنتی به بی‌ثباتی بازار‬ ‫معترض است‪ .‬خرده بورژوازی هم که همواره در ای ران تابع بازار‬ ‫سنتی بوده است‪ .‬با این اوصاف و با دقت به آنچه درباره جدال‬ ‫اقتصادگرایی و سیاست‌گرایی گفته شد‪ ،‬انتخابات سال ‪ 92‬را‬ ‫چگونه می‌توان تحلیل کرد؟‬ ‫در انتخابات آينده ذيل دو نگرش كالن جامع ه‌شناسي‬ ‫تضاد و جامع ه‌شناسي وفاق سه رويكرد ب راي ساختن گفتمان‬ ‫انتخاباتي در سطح جامعه قابل شناسايي است‪.‬‬ ‫‪ – 1‬رويكرد اليتيستي يا نخب ه‌گرايانه؛ انتخابات به مثابه‬ ‫رقابت نخبگان (جامع ه‌شناسي وفاق)‬ ‫‪ – 2‬رويك��رد طبقاتي؛ انتخابات به مثاب��ه رقابت و نزاع‬ ‫طبقاتي(جامع ه‌شناسيتضاد)‬ ‫‪ – 3‬رويكرد عقالني هدف‌گ��را و ارزش‌گرا؛ انتخابات به‬ ‫مثابه انتخاب گفتمان ب راس��اس دو كنش متفاوت هدف‌گرا و‬ ‫ارزش‌گرا (جامع ه‌شناسي وفاق)‬ ‫اصولگرايان‪ ،‬اصالح‌طلبان و حامي��ان دولت هريك به‬ ‫گونه‌اي از اين رويكرد در تعيين گفتمان انتخاباتي و ط راحي‬ ‫كمپينانتخاباتياستفادهم ي‌كنند‪.‬‬ ‫در ميان اصولگرايان جبهه پايداري با تركيبي از رويكرد‬ ‫طبقاتي و عقالني ارزش‌گرا راه چپ را در اقتصاد و سياس��ت‬ ‫پيش م ي‌گي رند‪ .‬هرچند كه در دوگانه دف��اع از وضع موجود يا‬ ‫دفاع از تغيير وضع موجود بايد به انتخابي سخت دست بزند كه‬ ‫آينده سياسي آنها را تا حدود زيادي تحت‌تاثير قرار م ي‌دهد‪ .‬در‬ ‫ياليهاينجرياناماراست‌گرايانسنتيباتركيبيازرويكرد‬ ‫منته ‌‬ ‫سیاست‌گرایان‬ ‫راست‌گرا‬ ‫سیاست‌گرایان‬ ‫چپ‌گرا‬ ‫تاكيد بر نخبه‌گرايي‬ ‫تاكيد بر اجتماع‌گرايي‬ ‫اكونوميسم‬ ‫راست‌گرا‬ ‫تاكيد بر اقتصاد آزاد‬ ‫اكونوميسم‬ ‫چپ‌گرا‬ ‫تاكيد بر اقتصاد دولتي‬ ‫اين شكل رابطه بين اقتصاد و سياست در‬ ‫جامعه ايران را نشان م ي‌دهد‬ ‫عقالني هدف‌گرا و نخب ه‌گرايانه به دنبال روانه‌كردن يك نامزد‬ ‫واحد در انتخابات هستند و بر همين اساس راه راست را در اقتصاد‬ ‫و سياست پيش خ واهند گرفت‪ .‬ائتالف سه‌نفره اصولگرايان اما‬ ‫تركيبي از رويكرد عقالني ارزش‌گ��را و رويكرد نخب ه‌گرايانه را‬ ‫پيش گرفته‌اند؛ بدين معنا كه ب راي عرضه در سطح اجتماعي‪،‬‬ ‫فيلتر و ورودي از جنس سياست گذاشته‌اند‪ .‬نوعي نخب ه‌گرايي‬ ‫و راست‌گرايي در سياست قبل از سياست‌گرايي اجتماع‌گرا‪.‬‬ ‫اين ايده اما به‌نظ��ر ذيل نگرش جامع ه‌شناس��ي وفاق‬ ‫جلوم ي‌رود‪ .‬در اين جامع ه‌شناسي پس از انتخابات به اندازه قبل از‬ ‫انتخابات و شايد بيش از آن اهميت دارد‪ .‬ب راساس جامع ه‌شناسي‬ ‫تضاد‪ ،‬جامعه دوقطبي شده در طول رقابت انتخاباتي‪ ،‬اجازه ورود‬ ‫سياست‪ ،‬تدبير و همكاري را به دولت ب رنده نخ واهد داد‪ ،‬درحالي‬ ‫كه جامع ه‌شناسي وفاق‪ ،‬هرچند در سیاست جامع ه‌گراست اما‬ ‫در عین حال باالنس میان نخب ه‌گرایی و جامع ه‌گرایی ایجاد‬ ‫می‌کند تا به واسطه نخب ه‌گرایی محض‪ ،‬از خ واست‌های جامعه‬ ‫فاصله نگیرد یا از روی اجتماع‌گرایی بی‌قید و ش��رط‪ ،‬تدبیر را‬ ‫قربانی ع وام‌پسندی نکند‪.‬‬ ‫در اقتصاد اما در دست‌گرفتن گفتمان پیشرفت‪ ،‬خصلت‬ ‫این ائتالف است‪ .‬اگر گفتمان توس��عه‪ ،‬اقتصاد را در رأس قرار‬ ‫می‌دهد‪ ،‬فرهنگ و جامع��ه را منحل می‌کن��د و عدالت را به‬ ‫گوشه‌ای می‌اندازد و گفتمان عدالت‪ ،‬سر سازگاری با توسعه ندارد‬ ‫وراهجامعهراتاپایانمی‌پیماید‪،‬اماگفتمانپیشرفتحدوسطی‬ ‫است ب رای دو گفتمان عدالت و توسعه‪ .‬درواقع نه عدالت گروگان‬ ‫توسعه است و نه توسعه گروگان عدالت‪.‬‬ ‫در این گفتمان‪ ،‬قرار نیس��ت قربانی داش��ته باشیم؛ نه‬ ‫نخبگان قربانی می‌شوند نه توده‌ها‪ ،‬نه عدالت بی‌رنگ و بی‌پناه‬ ‫می‌شود نه توسعه مهجور و کم‌توان‪ .‬در گفتمان پیشرفت نه‬ ‫سوسیالیسم برسر می‌نشیند نه لیب رالیسم بلکه حد وسطی‬ ‫از مطلوبی ت‌ه��ا گزینش می‌ش��وند و این پای��ان چپ‌گرایی‬ ‫ضدنخبگان و راس��ت‌گرایی ضدجامعه اس��ت‪ .‬پایانی ب رای‬ ‫جامع ه‌شناسی تضاد و آغازی ب رای جامع ه‌شناسی وفاق‪.‬‬ ‫در این گفتمان تغییر وضع موجود جای خود را به اصالح‬ ‫وضع موجود می‌دهد‪ .‬بر وی رانه‌نمایی گذشته اصرار نمی‌شود و‬ ‫آینده‌ای مبهم و م ‌هآلود ترسیم نمی‌گردد‪.‬‬ ‫وظیفه این گفتمان حل منازعه است نه ایجاد تخاصم؛‬ ‫سازش و همكاری است نه غی ریت‌سازی بی‌دلی ل‪.‬‬ ‫ائتالف سه‌نفره اگر بتواند در این مسیر حرکت کند و تداوم‬ ‫داشته باشد‪ ،‬شاید این برخالف دفعات قبل زمینه‌ساز انتخاب‬ ‫رئی س‌جمهوری بیرون از دایره چپ‌گرایی باشد‪.‬‬ ‫اصالح‌طلبان اما به دو بخش تقسیم می‌شوند؛ گروهی‬ ‫که با اص��رار ب��ر ورود گزینه حداکث��ری به دنب��ال رویکردی‬ ‫تضادمحور هس��تند تا انتخابات ‪ 92‬را به صحنه نزاع طبقاتی‬ ‫تبدیل کنند‪ .‬گروه دیگر آنها که بر ورود تکنوکرات‌ها به جای‬ ‫سیاس��یون تاکید می‌کنند‪ ،‬ام��ا ترکیب��ی از رویکرد عقالنی‬ ‫هدف‌گرا‪ ،‬ارزش‌گرا و تا حدودی نخب ه‌گرایان��ه را در نظر دارند‪.‬‬ ‫چراکه برخی از آنها انتخابات را صحن��ه‌ای ب رای بقا در عرصه‬ ‫سیاس��ی (عقالنی هدف‌گرا)‪ ،‬برخی دیگ��ر صحنه‌ای ب رای‬ ‫عرضه گفتمان و پیروزی احتمالی (عقالنی ارزش‌گرا) می‌دانند‬ ‫و در عین حال سعی می‌کنند عالوه بر حفظ وضعیت خود در‬ ‫سطح جامعه و تعهد به سیاست‌گرایی اجتماعي‪ ،‬شأن و منزلتی‬ ‫هم در حاکمیت داشته باشند و نوعی رویکرد نخب ه‌گرا را در سطح‬ ‫حاکمیت با ادبیات تفاهم و اعتماد متقابل بازنمایی کنند‪ .‬افرادي‬ ‫نظیر محمدرضا عارف و اسحاق جهانگیری در این دسته‌اند‪.‬‬ ‫این گروه در اقتصاد تا حدود زیادی راست‌گراست و مانند‬ ‫گروه اول اصالح‌طلبان از اقتصاد راس��ت‌گرا حمایت می‌کند‪.‬‬ ‫هرچند طرفداران گزینه حداکثری غلظت بیشتر را به سیاست‬ ‫می‌دهند و گروه دوم اما از غلظت سیاست می‌کاهند و ب راقتصاد‬ ‫می‌افزایند و تاحدودی نزدیک به الگوی جامع ه‌شناس��ی وفاق‬ ‫هستند‪ .‬هاشمی رفسنجانی اما راه خود را می‌رود‪ .‬تئوری وحدت‬ ‫ملی او در سطح سیاسی تلفیقی از نخب ه‌گرایی و جامع ه‌گرایی‬ ‫اس��ت و تاحدود زی��ادی نزدیک ب��ه رویک��رد تکنوکرات‌های‬ ‫اصالح‌طلب‪.‬باایندقتکههرچندوحدت‌ملیموردنظرهاشمی‬ ‫برگرفته از جامع ه‌شناسی وفاق اس��ت ولی ورود احتمالی او به‬ ‫صحنه انتخابات بازی در زمین جامع ه‌شناس��ی تضاد اس��ت‪.‬‬ ‫تحریکهاشمیبهحضوردرانتخاباتازسویرقبا‪،‬نوعیتالش‬ ‫ب رایدوقطبیکردنجامعهوتضادسازیمجدداستهرچندشاید‬ ‫در پس ذهن هاشمی‪ ،‬این بار تضادسازی به سود او تمام شود‪.‬‬ ‫هاشمی اگر به صحنه انتخابات وارد شود چه از سوی رقبا‬ ‫و چه از سوی ه وادارانش جامع ه‌شناسی تضاد را بازتولید می‌کند؛‬ ‫نتیجه‌اش هرچه باش��د اداره کش��ور پس از انتخابات سخت‬ ‫و ممتنع خواهد شد‪ .‬هاشمی رفس��نجانی اما در قامت نامزد‬ ‫انتخاباتی‪ ،‬در موضع چپ قرار خواهد گرفت و این شاید اولین‬ ‫تجربه ب رای او در طول سال‌های سیاست‌ورزی‌اش باشد؛ چپ‬ ‫به معنای مخالفت با وضع موجود نه چپ‌گرایی در اقتصاد که او‬ ‫همچنان متعهد به اقتصاد راست است‪ ،‬چپ‌گرایی در سیاست‬ ‫که وزنه رویکرد اجتماع‌گرا را در کمپین او احتماال بیشتر از رویکرد‬ ‫الیتیستی خ واهد كرد‪.‬‬ ‫هاشمی البته مرد سیاست است و شاید همین سیاست‬ ‫در نهایت او را مجاب به تماشاگری یا در پرده‌نشيني کند به جای‬ ‫بازیگری‪ .‬حامیاندولتاماهمچنانبرطبلاکونومیسمچپ‌گرا‬ ‫خواهند کوبید‪ .‬در سیاست با ش��عارهای بعضا اصالح‌طلبانه‬ ‫راه متفاوت از قب��ل پیش می‌گی رند‪ .‬ب��ه انتخابات همچنان‬ ‫به مثابه جدال طبقاتی می‌نگرند که ای��ن خود بازی در زمین‬ ‫جامع ه‌شناسی تضاد است‪ .‬زمینی که تاکنون موجب برد آنها در‬ ‫دو انتخابات ریاست‌جمهوری شده است‪ .‬گفتمان جدید اما هم‬ ‫سودای عدالت در سر دارد و هم سودای آزادی‪ .‬کدام یک غلبه‬ ‫می‌کند؟ کسی نمی‌داند‪.‬‬ ‫درانتخاباتبهار‪،92‬آیامی‌توانیمشبحاکونومیسممبتنی‬ ‫بر تضاد طبقاتی را از س��ر جامعه ای ران برداریم؟آیا می‌توانیم‬ ‫سیاست را مبنای انتخاب نخبگان و مردم کنیم؟ آیا می‌شود‬ ‫رقابت نخبگان را ابتدا به جای مردم در سطح احزاب و ائتالف‌ها‬ ‫شکل دهیم و س��پس آنان را ب راساس جامع ه‌شناسی وفاق به‬ ‫س��طح جامعه ببریم و به رای مردم بگذاریم؟آیا می‌شود بدون‬ ‫غیریت‌س��ازی‪ ،‬وی رانه‌نمایی‪ ،‬اقتصادگرایی عامه‌پس��ند و به‬ ‫عبارتی چپ‌گرایی در اقتصاد و سیاست و فرهنگ و اجتماعی‬ ‫کسی ب رندهانتخاباتشود؟آیاممکناستکسیب رنده انتخابات‬ ‫شود که بیشتر اهل همکاری باشد تا مرزبندی؟ بیشتر اهل وفاق‬ ‫باشد تا تضاد؟ اهل ساختن و نه خ راب کردن‪ .‬آیا ممکن است؟‬ ‫آیا مقدور اس��ت که غول اقتصاد به خان��ه‌اش برگردد و‬ ‫سیاست صدرنشین شود؟ و سیاست وظیفه حل منازعه‪ ،‬سهل‬ ‫شدن گفت‌وگو و آرامش جامعه را مهیا کند؟ آیا می‌شود سال‪92‬‬ ‫را سال سیاست نامید؟ من امیدوارم‪g.‬‬
‫يادداشت ‌ها‬ ‫حسين انتظامي ‪/‬كارشناس رسانه و عضو هيات نظارت بر مطبوعات‬ ‫شرح دیالکتیک‬ ‫رابطه رسانه ها با سياسيون چگونه بايد باشد؟‬ ‫افتتاحيه‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫نكات‬ ‫سیاست و رسانه‪ ،‬اشتراکات فراوانی دارند‪ ،‬از‌جمله جلب‬ ‫اعتماد و اقناع‬ ‫داشتن رس�انه و تعداد (حتی ک م‌نفوذ و‌ب ی‌تاثیر) یکی از‬ ‫شاخ ص‌های جدی در وزن‌کشی سیاسیون ماست‬ ‫رسانه‌ها م ی‌توانند « افکار عمومی‌‌سازی» کنند‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫نسبت رس��انه با سیاست چیس��ت؟ این نسبت در کش��ور ما تفاوت‌هایی با‬ ‫مرسومات دنیا دارد‪ -1 :‬آیا رسانه از سیاسیون تاثیر می‌پذیرد یا بر آنان اثر می‌گذارد و‬ ‫کنش‌های آنان را شکل می‌دهد؟ در مغرب زمین که خاستگاه رقابت سیاسی و رسانه‬ ‫است‪،‬ه ر‌چیزدرجایخودنشستهونسبتایندومشخصاست‪.‬صاحبانسرمایهکه‬ ‫بازیگران اصلی‌اند‪ ،‬سیاستمدارانی نیز پرورش داده‌اند و رسانه‌هایی را نیز که خودشان‬ ‫به وجود آورده‌اند به آنان سپرده‌اند‪ ،‬هرچند همه‌چیز ظاه را در جای خود و به صورتی‬ ‫مستقل و آبرومندانه چیده شده است‪ .‬سیاس��یون از رسانه‌ها خط نمی‌گی رند‪ ،‬بلکه‬ ‫خط می‌دهند‪ ،‬با تصریح مجدد این‌ترجی ع‌بند که پوشش و پز مستقل رسانه‌ها حفظ‬ ‫می‌شود‪ .‬درای رانامامعلومنیستکهسیاسیون‪،‬سیاسترسانه‌هاراتعیینمی‌کنندیا‬ ‫رسانه‌ها به سیاسیون خط می‌دهند‪ .‬به همان تع داد که مثال و مصداق ب رای مدل اول‬ ‫داشته باشیم‪ ،‬ب رای مدل دوم شاهد مثال داریم‪ .‬تا اینجای کار می‌تواند اشکالی نداشته‬ ‫باشد‪ .‬نهایتا می‌گوییم مدل بومی! خاستگاه نگارنده البته حوزه رسانه است و بناب راین‬ ‫هرچه این حوزه‪ ،‬فربه‌تر شود‪ ،‬موجب خرسندی و افتخار اوست‪ ،‬اما از فربهی ناق واره باید‬ ‫بیم داشت و به‌دنبال تناسب و توازن بود‪ .‬بناب راین باید گفت ب رای سیاسیون که قرار‬ ‫است مملکتی را اداره کنند‪ ،‬قباحت دارد که تحلی ل‌های خود را از رسانه‌ها بگی رند‪ ،‬اما‬ ‫متاسفانه در این ُملک چنین است‪ .‬مضحکه بعدی و بلکه بزرگتر آنجا اتفاق می‌افتد‬ ‫که سیاس��یون ما خطی خبری را پی می‌ریزند و به اصطالح جریان‌سازی می‌کنند‪.‬‬ ‫سپس انعکاسات رسانه‌ای همان موج را می‌بینند؛ موجی که به دلیل خصلت رسانه‪،‬‬ ‫در باز‌تولی دات بعدی با پدیده رزنانس مواجه می‌شود و پردامنه‌تر می‌شود‪ .‬دیالکتیک‪‌،‬‬ ‫هم‌افزایی و نقطه بامزه ماجرا آنجا اتفاق می‌افتد که همین عنصر ظاه را زیرک خودش‬ ‫هم باورش شود ش��ایعات و تحلی ل‌هایی که چند روز پیشتر توسط خودش ساخته‬ ‫شده‪ ،‬واقعیت دارد و یادآور آن خاطره مالنصرالدین است که به خلق‌اهلل می‌گفت در‬ ‫این کوچه‌‪ ،‬آش می‌دهند و وقتی ذوق و شوق و شتاب آنان را می‌دید‪ ،‬خودش هم باور‬ ‫می‌کرد و از پی آنان می‌دوید!‬ ‫‪ -2‬داشتن رسانه و تع داد (حتی کم‌نفوذ و‌بی‌تاثیر) یکی از شاخ ص‌های جدی‬ ‫در وزن‌کشی سیاسیون ماس��ت‌‪ ،‬همچنان که احزاب‌بی‌عضو اما ثب ت‌شده (که در‬ ‫کشور ما فراوانند) به کارشان می‌آید و از قضا‪ ،‬رفیق و رقیب نیز ب ر‌می‌تابند و به این وزن‬ ‫بادکنکی امتیاز می‌دهند و آن را بدیل شاخ ص‌های وزن‌کشی (نظیر راهبرد مشخص‪،‬‬ ‫مانیفست‪ ،‬دیسیپلین حرفه‌ای‪ ،‬سابقه حزبی‪ ،‬قدرت چان ‌هزنی‪ ،‬می زان نمایندگی جناح‪‌،‬‬ ‫حمایت کهنه‌کاران‪ ،‬نفوذ در پارلمان‪ ،‬پشتوانه نخبگی‪‌،‬بدنه اجتماعی‪ ،‬سرعت انطباق‪،‬‬ ‫اجماع‌سازی‪ ،‬توان پیش��برد نظ رات و‪ )...‬می‌کنند‪ .‬ورود سیاس��یون به رسانه‌داری و‬ ‫رسانه‌سازی مخاط راتی ب رای هر دو حوزه‌‪ ،‬اهل هر دو حوزه و مخاطبان هر دو حوزه دارد‬ ‫و سبب اختالالتی جدی در باز‌نمودها می‌شود و ب رای همه‌‪ ،‬دردسر می‌سازد‪ .‬این قبول‬ ‫که این دو حوزه‪ ،‬اشتراکاتی با یکدیگر دارند و این قبول که ب رای توفیق در هر یک‪ ،‬به‬ ‫پشتیبانی دیگری نیاز است‪ ،‬اما وقتی بخ واهیم با قاعده دنیای سیاست در زمین رسانه‬ ‫بازی کنیم (یا بالعکس) آن اختالل به وجود می‌آید‪ .‬آیا یک سیاست‌‌پیشه می‌تواند کار‬ ‫رسانه‌ای هم بکند؟ جواب اجمالی مثبت است (ه ر‌چند اگر بخواهد در هر دو عالم به‬ ‫صورت حرفه‌ای کار کند و بدرخشد‪ ،‬فرصت نمی‌کند ب رای هر دو وقت بگذارد)‪ .‬حاال که‬ ‫جمع این دو‪ ،‬الاقل به صورت تئوریک ممکن است‪ ،‬آن فرد دو کاره باید متوجه باشد که‬ ‫در هر زمین با قاعده همان حوزه بازی کند‪ .‬یک پزشک جراح می‌تواند فوتبال حرفه‌ای‬ ‫هم بازی کند‪ ،‬ولی باید بداند در بیمارستان‌‪ ،‬روپوش سفید به تن می‌کند و با قواعد‬ ‫دنیای پزشکی رفتار می‌کند و در زمین چمن‪ ،‬شورت ورزشی می‌پوشد و ق واعد فیفا را‬ ‫رعایت می‌کند‪ .‬حال اگر بخ واهد ق واعد فیفا را به بیمارستان تسری بدهد چه می‌شود؟!‬ ‫سیاست و رسانه‪ ،‬اش��تراکات فراوانی دارند‪ ،‬از‌جمله جلب اعتماد و اقناع (‌مثال‬ ‫دنیای ورزش یا دنیای نظامی‌گری به اقناع نیاز ندارد‪ .‬یک سیاستمدار باید مخاطب‬ ‫را اقناع کند‪ ،‬که به او رای بدهد و یک رسانه باید اعتماد مخاطب را کسب کند تا او را‬ ‫انتخاب کند‪ .‬اما تفاوتدر کجاست؟ سیاستمدار ب رای این کار‪،‬دلیلی نمی‌بیند که افکار‬ ‫رقیب را نیز ارائه بدهد‪ ،‬فرصت او محدود است و باید بر تفاوت‌ها سوار شود‪ ،‬اما رسانه‬ ‫اگر نتواند به مخاطب خود بقبوالند که صرفا روایتگر است و به همه زوایا نور می‌تاباند‬ ‫و نگاه‌بیطرفانه‌ای دارد‪‌،‬اعتماد مخاطب را از دست می‌دهد‪ .‬تنها از بولتن‌های حزبی‬ ‫(نظیر روزنامه پ راودای مرحوم) پذیرفته است که فقط از یک موضع سخن بگوید و یک‬ ‫موضع را نمایندگی کند‪ .‬سیاستمدار می‌تواند و بلکه باید رقیب خود را نادیده بگذارد (نه‬ ‫به معنای محاسب ه‌نکردن او در معامالت بلکه به معنای بلندگوی او شدن)‪ ،‬اما رسانه‬ ‫نمی‌تواند از کنار یک رویداد بگذرد‪ ،‬صرفا به دلیل آنکه از آن موضوع خوشش نمی‌آید‪.‬‬ ‫از سیاستمدار انتظار می‌رود و بلکه باید که طرف ماجرا باشد‪ .‬اتفاقا سیاستمدارانی‬ ‫که همیشه مواضع مبهم و کلی داشته باشند‪ ،‬سیاستمدار نیستند‪ .‬حتی اگر بنا به‬ ‫ملاحظاتی از صراحت پرهیز می‌کنند باز هم تأویل‌پذیر است و سکوت آنان در بافتار‬ ‫خودشقابلتحلیلاست‪،‬عینگامسکوتدریکموسیقی‪.‬حاالفکرشرابکنیدکه‬ ‫رسانه نیز با همین دست فرمان اداره شود‪ ،‬یعنی طرف ماجرا بودن‪ .‬در آن صورت دیگر به‬ ‫معنای فراگی ر‪ ،‬رسانه نیست‪ ،‬بلکه بولتن حزبی است که مخاطبش ه واداران آن حزبند‬ ‫نه عموم مردم‪ .‬البته من با القائاتی که در متون غ ربی می‌شود که «رسانه هم واره باید‬ ‫بدون موضع باشد» مخالفم‪ .‬مثال نقضی‌اش این است که مگر خود آنان‌بی‌موضعند؟‬ ‫اتفاقا رسانه از آنجا که ابزار قدرت است‪ ،‬حتما سناریو‌پردازی دارد اما آن‌بیطرفی رسانه را‬ ‫اینگونه تعبیر می‌کنیم که الاقل باید بتواند مستقل نمایی بکند‪ .‬نباید آشکارا و جیغ‪‌،‬‬ ‫مواضعش را لو بدهد و رد پا بگذارد‪ .‬باید به‌گونه‌ای رفتار کند که افراد عادی نتوانند خط و‬ ‫خطوط او را استخراج بکنند‪ ،‬اما در عین حال افراد حرفه‌ای بفهمند که دنبال چیست؟!‬ ‫‪ -3‬سیاسیون ما در عین حال «رسانه‌ه راسی» نیز دارند و مثل ع وام‌الناس فکر‬ ‫می‌کنندکهرسانه‌هامی‌توانندهمه‌چیزراکن‌فیکونکنندوبناب راینهمیشهکاسه‌ای‬ ‫زیرنیم‌کاسهمی‌بینند‪ .‬شاید اشکال کار را بایددرجایی دیگر سراغگرفت؛درنبوداحزاب‬ ‫و مدل‌های مدنی و متعارف رقابت‪ ،‬رسانه‌ها خ واسته و ناخ واسته‪‌،‬بدیل احزاب می‌شوند‬ ‫و به‌طور رسمی آنان را نمایندگی می‌کنند و حتی اردو‌کشی را نیز به عهده می‌گی رند‬ ‫و الجرم به نیابت از حزب و دنیای سیاست‪ ،‬قربانی می‌شوند‪ .‬ب رای این چاره‌ای باید‬ ‫اندیشید تا هرکس در جای خود قرار بگیرد و هزینه‌ها کاهش یابد‪.‬‬ ‫‪-4‬رسانه‌هامی‌توانند«افکارعمومی‌‌سازی»کنندکهدیده‌ایمغ ربی‌هابه‌خوبی‬ ‫از این کار ویژه استفاده می‌کنند و به صورتی نرم اثر می‌گذارند‪ ،‬بدون آنکه مخاطب‬ ‫متوجهعملیاتروانیرویخودبشود‪.‬رسانه‌ها‌می‌توانندباتکنیک‌هایحرفه‌ایازکاه‪‌،‬‬ ‫کوه که نه‪ ،‬اما تپه بسازند؛ اما این غلط است که فکر کنیم فعال ما یشاءاند و می‌توانند‬ ‫عدم را وجود نشان دهند(‌و بالعکس)‪ ،‬سیاسیون ما اما گمان دارند رسانه چنین ظرفیتی‬ ‫دارد و بناب راین «اور دوز» می‌کنند و رسانه را از تع ریف و کارکرد خود خارج می‌سازند‪g.‬‬ ‫‪47‬‬
‫فرشاد مهدی‌پور ‪/‬كارشناس رسانه‬ ‫سفر به گرای ‪ 360‬درجه‬ ‫صحنه حضور سیاستمداران‪ ،‬مخاطبان و رسانه‌ها در آستانه‬ ‫انتخابات بهار ‪92‬‬ ‫تو‌چهارمین روز خرداد ‪ 92‬می‌رسد‬ ‫زمستان می‌رود و دیر یا زود شامگاه بیس ‌‬ ‫و رو‌سیاهی به زغال می‌ماند؛ گزارش این تحول را رسانه‌ها به مردم خواهند داد و‬ ‫این مردمند که در حافظه‌شان اثری را از این وقایع نگه خواهند داشت ‪-‬که البته‬ ‫تعداد و تفاوت این آثار ممکن است به تعداد هفتاد و چند میلیون ای رانی باشد‪ -‬با‬ ‫این وجود‪ ،‬در جهانی که کمبود‌ها رفع‌شده تصور می‌شود و این تصور کمیابی‬ ‫است که خود را عرضه می‌کند‪ ،‬روابط مجازی شکل گرفته به همت رسانه‌ها (نو و‬ ‫سنتی)‪ ،‬برمبنای تعامل و اثرگذاری دو یا چندجانبه است‪ .‬این روابط‪ ،‬نمادهایی تازه‬ ‫را می‌آفریند و به عرصه‌های جدید جان می‌بخشد؛ عرصه‌‌هایی مانند پیامک‌های‬ ‫خبری و تبلیغی یا صفحات فی س‌بوکی و پالسی که تا همین ‪ 5-6‬سال پیش‬ ‫خبری از آنها نبود‪ .‬این مقاله بر آن اس��ت تا اندکی در باب جهات گوناگون این‬ ‫رابطه گفت‌وگو کند‪.‬‬ ‫سیاست‌بازان‬ ‫افتتاحيه‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫سیاس��تمداران از کره مریخ به زمین نیامده‌اند؛ همین مردم کوچه و بازار و‬ ‫جوانان تحصیلکرده دیروز و کارگزاران رده‌های میانی امروزند که یک به یک (یا‬ ‫چند پله در میان)‪ ،‬نردبان‌ ترقی را طی کرده‌اند و فردا در کس��وت رجل سیاسی‪،‬‬ ‫دیده و ش��نیده و فهمیده شده یا می‌ش��وند‪ .‬پس در اینجا‪« ،‬آن»هایی بیرون از‬ ‫«ما» وجود ندارد که با اش��اره‌ای مبهم درباره‌شان گفت‌وگو ش��ود؛ آنها هر چه‬ ‫هستند‪ ،‬در همین زمینه و زمانه حضور داشته‪ ،‬ش��کل گرفته و ساخته شده‌اند‪.‬‬ ‫آن سیاس��تمداران را (آنگونه که حضرت حافظ می‌گوید‪ :‬جان بی‌جمال جانان‪،‬‬ ‫میل جهان ندارد‪ /‬هر ک��س که این ندارد‪ ،‬حقا که آن ن��دارد)‪ ،‬الاقل می‌توان در‬ ‫دو حوزه شناسایی کرد‪ :‬اولی درون آن‌هاست و کنش‌های فردی و درون‌حزبی و‬ ‫ی آنها‬ ‫خصوصی‌شان و دومی‌بیرون‌شان که ساحت عرضه و دیدارش‪ ،‬تصمیم‌ها ‌‬ ‫و نوع برقراری رابطه‌شان با زندگانی عمومی است؛ به تعبیر گافمنی‪ ،‬روی و پشت‬ ‫صحنه‪ .‬رسانه‌ها در این پیدا و پنهان شریکند و گرچه در بازنمایی روابط بیرونی‬ ‫کاملا میداندار و در میانه‌اند‪ ،‬ام��ا بخش دوم را هم به حال خ��ود رها نکرده‌اند‬ ‫و تقریبا هر آنچه درباره حوزه درونی سیاس��تمداران ش��نیده و دانسته می‌شود‪،‬‬ ‫به‌مدد همین رسانه‌های بزرگ و کوچک است‪ .‬اصال نسبتی که سیاستمداران‬ ‫با رس��انه‌ها برقرار می‌کنند‪ ،‬در وهل��ه اول از همان جامع ه‌پذیری آنهاس��ت که‬ ‫«آن»‌شان تافته‌ای جدابافته از وضع موجود نیست و در مرحله دوم از نقش‌آفرینی‬ ‫سیاسی رسانه‌هاست که اساسا بازی سیاست را دگرگونه می‌کنند؛ همان‌کاری که‬ ‫ویکی‌لیکس با اسناد نیمه‌محرمانه آمریکایی‌ها کرد و هنوز بازی‌اش ادامه دارد‪.‬‬ ‫ساحت رسانه‬ ‫نكات‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪48‬‬ ‫رس�انه‌ها و سیاس�تمداران‪ ،‬دلداده‌ه�ای یکدیگر نیس�تند‪،‬‬ ‫اگر چه ب ه‌ش�کلی غریب همدیگر را دوست‌ م ی‌دارند و شاید به‬ ‫تعبیری دقی ق‌تر به هم نیاز دارند‬ ‫درباره فی س‌بوک و امثالهم‪ ،‬هی چ‌کس�ی مس�ئولیت صفحه‬ ‫راه‌اندازی‌ش�ده ب�ه نام خ�ود را به عه�ده نم ی‌گی�رد‪ ،‬هم ه‌چیز‬ ‫ب ه‌گون�ه‌ای ابهام‌برانگیز به دوردس�ت‌ها ارجاع داده م ی‌ش�ود‪،‬‬ ‫چیزی در حد و پایه راست‌نگویی!‬ ‫رسانه‌ تمایل به دیده‌شدن و اثرگذاربودن دارد و سیاستمدار‬ ‫نیز طال�ب رای و توجه اس�ت و مخاط�ب نیز ب ه‌دنب�ال برآورده‬ ‫ساختن نیازهایش‬ ‫کنش‌محوری سیاستمدار‪ ،‬مبارزه‌گری است که ممکن است با همسازی‌ها‬ ‫یا همبس��تگی‌هایی نیز توامان ش��ود‪ ،‬اما غرض اصلی مبارزه‌ای اس��ت ب رای‬ ‫پیشبرد اهداف و برنامه‌ها و کالن‌تر از آنها ب راندازی یک گفتمان یا به‌راه‌اندازی‬ ‫گفتمانی دیگر‪ .‬س��ویه اصلی این سیاس��ت‌ورزی اگر قدرت باشد‪ ،‬کارویژه‌های‬ ‫رسانه‌ای نیز متناس��ب با آن س��امان می‌یابد و اگر خدمت‪ ،‬گونه‌هایی دیگر (و‬ ‫درباره این دومی‌به قاعده ربط‌مان با فضای حاکمیت جمهوری اسالمی‪ ،‬بسیار‬ ‫کم اندیشیده و فکر کرده‌ایم)‪ .‬در واقع رسانه‌ها در این سطح بازتاب‌دهنده روابط‬ ‫میان سیاس��تمداران و س��ازمان‌ها و جامع ه‌اند و خود به اقتضای شرایط‪ ،‬گاهی‬ ‫یک سیاستمدارند و گاهی نقشی سازمانی ایفا می‌کنند و زمانی جزئی یا نمایی‬ ‫از مردم‌ می‌شوند؛ در مرحله اول ابزار سیاس��ت‪ ،‬در مرحله دوم خبررسان آن و در‬ ‫بخش آخر مخاطبش هستند‪ .‬در این ساحت (یعنی رسانه‌ها)‪ ،‬الاقل سه کنشگر‬ ‫یا بازیگر را می‌توان شناس��ایی ک��رد‪ :‬روزنامه‌نگاران‪ ،‬تحلیلگران و س��ازه‌های‬ ‫رسانه‌ای؛ اینها آفرینندگان جهان رسانه‌اند‪ .‬روزنامه‌نگارانی که تنها میانجی‌گرانی‬ ‫بی‌‌تاثیر و تاثر نیستند و اصال بی‌طرفی‌شان افسانه‌ای مجعول و غیرواقعی‬ ‫است؛ تحلیلگرانی که هر چند می‌کوشند از موضع صلح کل به شرح وقایع‬ ‫بپردازند‪ ،‬معموال ُدم خروس‌شان (!) پیداست و رس��انه‌هایی که به اقتضای‬ ‫طبیعت‌شان (مثال توالی زمانی‌‪ ،‬نوع گرافیک‌‪ ،‬بستر انتشار و‪ ،)...‬الزاماتی را‬ ‫پدید می‌آورند‪ ‌،‬نظیر اجبار به داشتن صدا در رادیو‪ ،‬تصویر در تلویزیون‪ ،‬متن‬ ‫در مطبوعات یا همه اینها در وب‪ .‬الزامات��ی از جنس جبر تکنولوژیکی که‬ ‫مک‌لوهان آن را به فراست دریافته بود‪.‬‬
‫سندرم «افراد عادی»‬ ‫رسانه‌ها و سیاستمداران‪ ،‬دلداده‌های یکدیگر نیس��تند‪ ،‬اگر چه به‌شکلی‬ ‫غریب همدیگر را دوست‌ می‌دارند و ش��اید به تعبیری دقی ق‌تر به هم نیاز دارند‪.‬‬ ‫این نیاز ب رای چیست؟ در واقع میان رسانه و سیاستمدار یک نقطه مشترک وجود‬ ‫دارد و آن‌هم مخاطب است؛ آنهایی که معموال مردم نامیده می‌شوند و در صورتی‬ ‫دیگر به آنها افراد عادی گفته می‌شود‪.‬‬ ‫مخاطبان رسانه‌های سیاسی یا پیام‌های سیاسی رسانه‌ها را می‌توان به‬ ‫اش��کال مختلفی دس��ته‌بندی کرد؛ مثال آنها را در گروه‌های موافق و مخالف و‬ ‫خاکستری جای داد‪ ،‬گاهی ب ر‌اساس جنسیت یا سن‌ش��ان تقسیم‌بندی کرد و‬ ‫زمانی به‌ آنها برحس��ب می زان تحصیالت‌شان نگریس��ت‪ .‬درباره این مخاطب‬ ‫عادی که پیام در واقع ب رای او ساخته می‌ش��ود تا وی را به‌جهت خاصی هدایت‬ ‫کند‪ ،‬پی ش‌فرض اولیه آن اس��ت که توان تغییر مس��یر دادن ب��ه آن یا اعمال‬ ‫قدرت بر آن را می‌توان داشت یا به‌دست آورد و فضای سایبر‪ ،‬چنین قاعده‌ای را‬ ‫برهم‌زده است‪ .‬چرا که سایبر در بازگش��ت به ریشه لغوی‌اش‪ ،‬صرفا رابطه‌ میان‬ ‫انسان‌ها به‌واسطه ماشی ن‌ها نیس��ت‪ ،‬بلکه رابطه میان انسان‌ها و ماشی ن‌ها و‬ ‫حتی در معنای خوف‌ناک‌تر مداخله ماش��ی ن‌ها در روابط انسانی است‪ .‬با تمرکز‬ ‫روی مقوله کامنت‌ها (پیام‌های خوانندگان) روی سایت‌های خبری می‌توان این‬ ‫نکته را بیشتر توضیح داد؛ کامنت ب رای اعالم نظر اس��ت و فناوری زمینه آن را‬ ‫به‌وجود آورده که عامل انسانی با رای‌دادن‬ ‫(مثبت و منفی یا الیک زدن)‪ ،‬پیش��نهاد‬ ‫کردن مطلب و از همه مهم‌تر مجادله و‬ ‫مباحثه با دیگری‪ ،‬نظر و خواس��ته خود را‬ ‫ابراز کند‪ .‬فرض اولیه‪ ،‬بی‌طرفی فناوری‬ ‫در ایجاد چنین محیطی است‪ ،‬اما اولین‬ ‫پرسش این اس��ت که یک فرد به اتکای‬ ‫چه روشی فالن س��ایت یا متن درون آن‬ ‫را انتخاب کرده است؛‌ در واقع دروازه ورود‬ ‫او به آن فضا چه ب��وده؟ کامنت‌ها با چه‬ ‫مکانیزمی نمایش داده ش��ده‌اند؟ حجم‬ ‫پیام‌ه��ای متقابل ذیل ی��ک کامنت به‬ ‫چه می زانی اس��ت؟‌ اگر الیک‌ه��ا مثال با‬ ‫اس��تفاده روبوت‌های خودکار ش��ارژ شده‬ ‫باشند‪ ،‬چه کس��ی می‌تواند صحت آن را‬ ‫تایید کند؟ و‪...‬‬ ‫پرده فروافتاده‬ ‫رسانه‌ها و سیاستمداران و مخاطبان‪،‬‬ ‫روی صحنه به هم می‌رسند و این‌همان‬ ‫جایی اس��ت که فضای عمومی را شکل‬ ‫می‌دهد؛ دو مقوله خرد و کالن می‌تواند‬ ‫دامنه بحث را روشن کند‪ :‬اولی صفحات‬ ‫فی س‌بوک‌ نامزدهای حاض��ر در صحنه‬ ‫انتخابات ریاست‌جمهوری است و دومی‌ خاطره مناظره‌های سال ‪ 88‬و ادامه‌های‬ ‫احتمالی آن در بهار ‪ .92‬درباره فی س‌بوک و امثالهم‪ ،‬هی چ‌کسی مسئولیت صفحه‬ ‫راه‌اندازی‌شده به نام خود را به عهده نمی‌گیرد‪ ،‬همه‌چیز به‌گونه‌ای ابهام‌ب رانگیز‬ ‫به دوردست‌ها ارجاع داده می‌شود‪ ،‬چیزی در حد و پایه راست‌نگویی! جمله این‬ ‫صفحات را هواداران راه انداخته‌اند‪ ،‬اما عجیب آن است که بعضا محتویاتی درون‬ ‫آنهاست که حتما به گوش و دست هیچ هواداری از جنس افراد عادی نمی‌رسد‪.‬‬ ‫دومین عرصه‪ ،‬مناظره‌هاست؛ صرف‌نظر از آنکه نام چند نفر سرانجام روی‬ ‫برگه‌های انتخاب نامزد در روز رای‌گیری قرار خواهد گرفت (که احتماال تعدادشان‬ ‫زیاد نیست)‪ ،‬در حال حاضر‪ ،‬تقریبا ‪ 25-6‬نفر خود را در حال گرم‌کردن و فعالیت‬ ‫دور زمین نشان می‌دهند و برخی از آنها در گفت‌وگوهای عمومی و خصوصی‬ ‫بهره برده شده است‪:‬‬ ‫افتتاحيه‬ ‫اگر تاکنون ب��ا نرم‌افزار پاورپوینت کار کرده باش��ید (ک��ه احتماال معادل‬ ‫فارس��ی‌اش می‌ش��ود‪ :‬نقطه قدرت!)‪ ،‬متوجه ش��ده‌اید که در لحظاتی نرم‌افزار‬ ‫تحت فرمان ش��ما نیس��ت و اصطالحا هنگ کرده یا بازی خودش را می‌کند‪.‬‬ ‫تعمیم این مثال به کل صحنه‪ ،‬نش��ان می‌دهد که رسانه‌ها‪ ،‬چنان مرکب‌های‬ ‫راهواری نیستند که بش��ود با آنها به هر سو تاخت و مهم‌تر آنکه در عصری که‬ ‫توهم کمیابی بیش��تر از خود کمیابی است‪ ،‬بیش��تر باید به فکر تصاویر بود‬ ‫تا اندیش��ه‌ها‪ .‬اقتصاد را دانش تخصیص منابع کمیاب ب��ه نیازهای نامحدود‬ ‫تعریف کرده‌اند که ای��ن تخصیص یا انتخاب براس��اس منطق��ی بینامتنی‪،‬‬ ‫برپایه اصل لذت صورت می‌گیرد‪( .‬اگر نخواهیم در اصالت‌داش��تن این تعبیر‬ ‫بحث کنیم و آن را پذیرفته‌شده بپنداریم)‬ ‫در واق��ع مخاطبان باتوجه ب��ه نیازهای‬ ‫پایان‌ناپذیرشان سیاستمدارانی را انتخاب‬ ‫می‌کنند که اصل مذکور را در رسانه ب رای‬ ‫ایشان تجلی ببخش��ند؛ چیزی در حوزه‬ ‫بازنمای��ی دوگانه دروغگ��و‪ -‬دزدگیر که‬ ‫خسارات بی‌پایانی برای کشور به‌دنبال‬ ‫داش��ته و دارد‪ .‬اگر بنا بر بیان روش��ن‌تر‬ ‫موضع باشد‪ ،‬س��خن این است که رسانه‌‬ ‫تمایل به دیده‌ش��دن و اثرگذاربودن دارد‬ ‫و سیاس��تمدار نی��ز طال��ب رای و توجه‬ ‫اس��ت و مخاطب نیز به‌دنب��ال برآورده‬ ‫ساختن نیازهایش‪ ،‬آن‌هم در زمانه‌ای که‬ ‫اقتصاد ملی در شرایطی نابسامان به‌سر‬ ‫می‌برد؛ اگر این مثلث سه‌گانه خواسته‌ها‬ ‫نقطه مشترکی داشته باشند‪ ،‬همانا رواج‬ ‫رفتاره��ای پوپولیس��تی‪ ،‬وعده‌گرایانه و‬ ‫پولی است که ممکن است کار را مجددا‬ ‫به بازی اعداد و ارقام یارانه‌ای بکش��اند‪.‬‬ ‫اگ��ر چنین تواف��ق نامیمون��ی رخ دهد‪،‬‬ ‫صداوسيما اين بار چگونه با انتخابات‬ ‫دستاوردهای انتخاباتی اصل جمهوریت‬ ‫مواجه خواهد شد؟‬ ‫بسیار مخدوش خواهد شد‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫صحنه بازی‬ ‫می‌گویند (و دقی ق‌تر آنکه مدعی‌اند) که می‌خواهند بیایند تا حرف‌های‌ش��ان را‬ ‫بزنند‪ ‌،‬حرف‌هایی که اگر خوب ش��نیده ش��ود‪ ،‬حتما خریدارانی خواهد داشت و‬ ‫ممکن است رای هم بیاورند‪ .‬پس همچنان رس��انه در منظر آنها‪ ،‬چشم‌اندازی‬ ‫است ب رای س��خن‌گویی با مردم‪ ،‬غافل از آنکه چنین صحنه‌ای‪ ،‬فاقد عناصر از‬ ‫پیش کنترل‌شده بوده و هر آن ممکن است یا دکور به کلی تغییر کند یا منش و‬ ‫وجاهت فرد مخدوش شود یا بازیگری جدید‪ ،‬مسیر تازه‌ای را ایجاد کند (کما‌اینکه‬ ‫در مناظره تاریخی ‪ 13‬خرداد ‪ 88‬چنین شد)‪.‬‬ ‫در نگارش این مقال�ه از این منابع‬ ‫• ایمان‪ ،‬محمدتقی و گلمراد مرادی (‪ .)1390‬روش‌شناسی نظریه اجتماعی‬ ‫گافمن‪ .‬فصلنامه زن و جامعه‪ ،‬تابستان ‪ ،1390‬سال دوم‪ ‌،‬شماره دوم‬ ‫• فرکالف‪ ،‬نورم��ن (‪ .)1388‬چارچوبی ب رای تحلیل گفتمان سیاس��ی در‬ ‫رسانه‌ها‪‌.‬ترجمه‪ :‬سیدعلی‌اصغر س��لطانی و محسن ناصری‌راد‪ .‬فصلنامه علوم‬ ‫سیاسی‪ ،‬سال دوازدهم‪ ،‬پاییز ‪ ،1388‬شماره ‪47‬‬ ‫• محسنیان‌راد‪ ،‬مهدی (‪ ،)1381‬تبلیغات سیاسی رس��انه‌ها در انتخابات‬ ‫هشتم‪ ،‬فصلنامه راهبرد‪ ،‬زمستان ‪ ،1381‬شماره ‪26‬‬ ‫• هیملویت‌‪ ،‬هایدتی (‪ .)1376‬ارتباطات سیاسی و رسانه‌های جدید‪ ،‬ترجمه‪:‬‬ ‫علی کسمایی‪ ،‬فصلنامه رسانه‪ ،‬بهار ‪ ،1376‬شماره ‪g 29‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪49‬‬
‫اب راهیم متقی ‪ /‬استاد دانشگاه ته ران‬ ‫روابط پارادوكسيكال‬ ‫تعامل و تعارض؛ دورنمای روابط ایران و آمریکا در سال ‪1392‬‬ ‫را به وجود آورد‪ .‬هریک از اقدامات یاد شده را می‌توان نمادی از سیاست تصاعد‬ ‫بحران و رویارویی کم‌ش��دت آمریکا ـ اس��رائیل در برخورد با قابلیت هسته‌ای‬ ‫ای ران دانست‪.‬‬ ‫افتتاحيه‬ ‫ارزیابی دیپلماسی و سیاست هس��ته‌ای آمریکا نشان می‌دهد که ادبیات‬ ‫متقاعدکننده به موازات قدرت نرم باراک اوباما در خاورمیانه و در برخورد با ای ران‬ ‫اثربخشی بیشتری را در مقایسه با سیاست امنیتی ایاالت‌متحده در دوران جورج‬ ‫بوش داشته اس��ت‪ .‬علت آن را می‌توان در الگوهای مبتنی‌ بر چندجانب ه‌گرایی‬ ‫‪ -2‬موضوعات معطوف به تعامل و تعارض در روابط ایران و‬ ‫راهبردی و متقاعدس��ازی قدرت‌های بزرگ و کش��ورهای منطق��ه‌ای از طریق‬ ‫سازوکارهای دیپلماتیک دانست‪ .‬چنین رویکردی می‌تواند حمایت غیرمستقیم آمریکا در سال ‪1392‬‬ ‫زمامداران آمریکایی ت�لاش همه‌جانب ه‌ای به انجام رس��اندند تا موضوع‬ ‫قدرت‌های بزرگ علیه ای ران را ایجاد نماید‪ .‬در شرایط موجود ادبیات اوباما ماهیت‬ ‫صلح‌جویانه‌تری در برخورد با موضوعات امنیتی خاورمیان��ه دارد‪ ،‬در حالی که فعالی ت‌های هس��ته‌ای ای ران را در قالب پروتکل الحاقی س��ازماندهی نمایند‪.‬‬ ‫جمهوری اس�لامی ای ران بر این اعتقاد اس��ت که انتقال پرونده ای ران به‌شورای‬ ‫دیپلماسی فشار و تهدید اوباما مخاط رات زیادی را ب رای ای ران ایجاد می‌کند‪.‬‬ ‫امنیت و اعم��ال تحریم‌ه��ای اقتصادی‬ ‫‪ -1‬زمینه‌ه�ای اجتماع�ی و‬ ‫یکجانب��ه علی��ه جمه��وری اس�لامی‬ ‫بی ن‌المللی‪ ،‬تداوم تعامل و تعارض‬ ‫ایران با روحی��ه همکاری‌جویانه مغایرت‬ ‫در روابط ایران ‪ -‬آمریکا‬ ‫دارد‪ .‬ب��ه عبارت دیگر می‌ت��وان فرآیندی‬ ‫یکی از رویکردهای بنیادین آمریکا در‬ ‫را م��ورد مالحظ��ه ق��رار داد که ای��ران از‬ ‫سال ‪ 1391‬را می‌توان افزایش تحریم‌های‬ ‫رویک��رد عدم‌تمکین در ب رابر فش��ارهای‬ ‫اقتص��ادی علی��ه جمه��وری اس�لامی‬ ‫فراقانونی جه��ان غرب به��ره می‌گیرد‪.‬‬ ‫دانس��ت‪ .‬وزارت خزانه‌داری ایاالت‌متحده‬ ‫سیاس��ت هس��ته‌ای آمری��کا را می‌توان‬ ‫مسئولیت اجرای چنین اهدافی را عهده‌دار‬ ‫بخشی از شکل‌بندی قدرت و امنیت ملی‬ ‫شد‪ .‬معاون خزانه‌داری آمریکا از دیپلماسی‬ ‫در ایاالت‌متحده دانس��ت ک��ه گروه‌های‬ ‫تحری��م ب��رای ناکارآمدس��ازی قابلی��ت‬ ‫محافظه کار حساس��یت ویژه‌ای نسبت‬ ‫اقتصادی و استراتژیک ای ران استفاده کرد‪.‬‬ ‫به آن دارند‪.‬‬ ‫به این ترتیب می‌توان استراتژی مهار ای ران‬ ‫رویک��رد امنیتی ای��ران معطوف به‬ ‫توسط ایاالت‌متحده را به‌عنوان مقدمه‌ای‬ ‫بازدارندگی در ب رابر تهدیدات است‪ .‬نگرش‬ ‫برای جدال‌های سیاسی‪ ،‬محدودیت‌های‬ ‫مبتنی ب��ر بازدارندگی‪ ،‬انع��کاس تجربه‬ ‫امنیتی و رویارویی اس��تراتژیک دانس��ت‪.‬‬ ‫سیاس��تگذاران راهب��ردی ای��ران از رفتار‬ ‫راهب��رد مهار جمه��وری اس�لامی ای ران‬ ‫اس��تراتژیک آمریکا محسوب می‌شود‪ .‬از‬ ‫در سیاس��ت امنیت��ی ب��اراک اوبام��ا نه‬ ‫س��وی دیگر فرآینده��ای مدیریت بحران‬ ‫تنه��ا ماهیت اقتص��ادی دارد بلک��ه باید‬ ‫و تصاع��د بحران در سیاس��ت بی ن‌الملل‬ ‫نشانه‌هایی از کنش چندجانبه علیه ای ران‬ ‫نش��ان می‌دهد ک��ه ه��رگاه زمام��داران‬ ‫را نیز مورد مالحظه قرار داد‪.‬‬ ‫فرآیند تصاعد بحران در شرایطی آغاز اوباما با اينكه در موضع‌گيري‌هاي متعدد خود‬ ‫ایاالت‌متحده در‌صدد برآیند تا جلوه‌هایی‬ ‫شد که زمینه ب رای خ رابکاری در تاسیسات نشان داده كه از سياست مذاكره با ايران حمايت از تهدیدات متراکم را علیه کشوری ایجاد‬ ‫نمایند‪ ،‬زمینه برای بهره‌گیری از اقدامات‬ ‫هسته‌ای و موشکی ایران به وجود آمد‪ .‬این مي‌كند ولي در عين حال تحت‌تاثير فشارهاي‬ ‫پرشدت‌تری در آینده فراهم می‌شود‪.‬‬ ‫گونه اقدامات را می‌توان در زمره الگوهای‬ ‫رفتاری کشوری همانند آمریکا دانست که از ساختاري همچنان ادامه‌دهنده سياست تعارض‬ ‫آمریکا تالش پایان‌ناپذی��ر خود را ب رای‬ ‫با تهران خواهد بود‬ ‫گسترش دیپلماسی فشار به کار گرفته است‪.‬‬ ‫قابلیت الزم ب رای جنگ سایبرنتیک برخوردار‬ ‫ای ران نیز درصدد اس��ت تا موقعیت خود را در‬ ‫است‪ .‬رابرت گیتس در فوریه ‪ 2011‬این موضوع‬ ‫را مطرح کرد که وزارت دفاع آمریکا‪ ،‬مرکز جنگ سایبری را در دستورکار قرار داده فضای سیاست تهدید آمریکا تنظیم و تثبیت نماید‪ .‬در چنین شرایطی می‌توان‬ ‫است‪ .‬این مرکز وظیفه دارد تا ب رای محدودس��ازی قابلیت راهبردی کشورهایی نشانه‌هایی از تصاعد بحران در سیاس��ت امنیتی ای ران و ایاالت‌متحده را مورد‬ ‫همانند ای ران به تولید ویروس‌های منهدم‌کننده مب��ادرت نماید‪ .‬کاربرد چنین مالحظه قرار داد‪ .‬دو کشوری که در ‪ 34‬سال گذشته همواره از الگوهای متعارض‬ ‫ب رای تنظیم سیاست خارجی خود اس��تفاده کرده‌اند‪ ،‬در سال ‪ 1392‬می‌بایست‬ ‫الگویی هزینه‌های راهبردی جمهوری اسالمی ای ران را افزایش داده است‪.‬‬ ‫بهره‌گیری از ویروس دوکو و استاکس‌نت را می‌توان در زمره اقدامات وزارت فرآیندهای جدیدی را ب رای عبور از مش��کالت دیپلماتیک و راهبردی خود مورد‬ ‫دفاع آمریکا ب رای محدودسازی قابلیت استراتژیک ای ران دانست‪ .‬ایاالت‌متحده اس��تفاده قرار دهند‪ .‬در چنین ش��رایطی آمریکا و ای ران نیازمند ابتکار راهبردی‬ ‫از استراتژی انهدام تاسیسات راهبردی بهره گرفته‪ ،‬در حالی که اسرائیل تالش ب رای برون‌رفت از وضعیت مبهم در سیاس��ت بی ن‌الملل هستند‪ .‬ابهام امنیتی‬ ‫داشته تا اقداماتی از جمله ترور ب رای ایجاد ه راس در بین کارگزاران هسته‌ای ای ران مخاط رات راهبردی بیشتری را ب رای جمهوری اسالمی ای ران ایجاد خواهد کرد‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪50‬‬
‫افتتاحيه‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ب ر‌اساس چنین نشانه‌هایی اس��ت که می‌توان این موضوع را مورد توجه‬ ‫قرار داد که تداوم هرگونه تهدید امنیتی از سوی آمریکا می‌تواند آثار و نشانه‌های‬ ‫پرمخاطره‌ای را در آینده ایجاد نماید‪ .‬باتوجه به فرآیند تصاعد بحران‪ ،‬سیاس��ت‬ ‫خارجی و امنیتی آمریکا در سال ‪ 2012‬دارای پیامدهای منطقه‌ای و بی ن‌المللی‬ ‫بوده اس��ت‪ .‬در چنین ش��رایطی‪ ،‬موج محافظه‌کاری در رفتار سیاسی و امنیتی‬ ‫آمریکا در سال‌های ‪ 2010-2012‬به‌گونه مش��هودی افزایش یافته است‪ .‬نشانه‬ ‫آن را می‌توان در ارتباط با تنظیم مصوباتی در کنگره ایاالت‌متحده دانست که‬ ‫مخاط رات و محدودیت‌های امنیتی بیشتری را ب رای ای ران ایجاد کرده است‪.‬‬ ‫محافظه‌کاران سیاست خارجی و راهبردی ایاالت‌متحده تالش دارند تا از‬ ‫طریق تولید گفتمان امنیتی‪ ،‬جلوه‌هایی از تضاد را در سیاست بی ن‌الملل برسازی‬ ‫نمایند‪ .‬چنین فرآیندی تحت‌تاثیر موج‌های اجتماعی در ایاالت‌متحده قرار دارد‪.‬‬ ‫گروه‌های محافظه‌کار که منادی یکجانب ه‌گرای��ی امنیتی آمریکا در حوزه‌های‬ ‫مختلف جغ رافیایی بودن��د‪ ،‬تالش دارند تا بار دیگر قدرت خود را در کاخ‌س��فید‬ ‫تثبیت نمایند‪ .‬شکل‌گیری ش��رایط انتخاباتی آثار خود را در سیاست خارجی و‬ ‫الگوی رفتار امنیتی آن کشور به‌جا می‌گذارد‪.‬‬ ‫‪ - 3‬دورنما و نشانه‌های الگوی تعامل و تعارض ایران و آمریکا‬ ‫در سال ‪1392‬‬ ‫ه ر‌گونه رقابت سیاس��ی در آمریکا ب راس��اس الگوی کنش متقابل احزاب‬ ‫رقیب انجام می‌گیرد‪ .‬اگرچه احزاب دموک��رات و جمهوریخواه اهداف راهبردی‬ ‫نسبتا مشترکی را پیگیری می‌کنند‪ ،‬اما تحقق چنین اهدافی ب ر‌اساس الگوهای‬ ‫راهبردی کاملا متفاوتی سازماندهی می‌شود‪ .‬چنین واقعیتی بر الگوی تعامل و‬ ‫سیاست امنیتی ای ران ـ آمریکا در سال ‪ 1391‬تاثیر به جا گذاشته است‪ .‬گفتمان‬ ‫امنیتی آمریکا در س��ال ‪ 1391‬مبتنی بر بی‌اعتمادی و گسترش تهدیدات بوده‬ ‫است‪ .‬علت آن را می‌توان در الگوی کنش نخبگان و راهبرد نهادهای سیاسی و‬ ‫امنیتی ایاالت‌متحده در برخورد با ای ران دانست‪ .‬اگرچه باراک اوباما در انتخابات‬ ‫ریاس��ت‌جمهوری نوامبر ‪ 2012‬به پیروزی رس��ید‪ ،‬اما پیروزی جمهوریخواهان‬ ‫در انتخابات مجلس نمایندگان آثار قابل‌توجهی را در سیاس��ت امنیتی آمریکا‬ ‫نس��بت به ای ران به جا گذاشته اس��ت‪ .‬باتوجه به چنین نش��انه‌هایی‪ ،‬دورنمای‬ ‫تعامل ای ران و آمریکا در ارتباط با موضوعات راهبردی را می‌توان به ش��رح ذیل‬ ‫مورد توجه قرار داد‪:‬‬ ‫الف‪ -‬سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در قالب تداوم دیپلماسی فشار علیه‬ ‫ای ران تداوم پیدا خواهد کرد‪ .‬کارگزاران سیاس��ت خارجی و امنیتی آمریکا تالش‬ ‫دارند تا محدودیت‌هایی در ب رابر رویکرد تعاملی جوزف بایدن‪ ،‬جان کری‪ ،‬باراک‬ ‫اوباما و چاک‌هگل ایجاد نمایند‪.‬‬ ‫ب‪ -‬واقعی ت‌های موجود نش��ان می‌دهد که تغییر چندانی در سیاس��ت‬ ‫آمریکا و سایر کشورهای گروه ‪ 5+1‬در ارتباط با تحریم گسترده ای ران ایجاد نشده‬ ‫است‪ .‬الگوهای رفتاری کشورهای مذاکره‌کننده‪ ،‬نشانه‌هایی از دیپلماسی اجبار‬ ‫را منعکس می‌سازد‪ .‬اولین نشانه‌های دیپلماس��ی فشار‪ ،‬تهدید و اجبار از سوی‬ ‫کش��ورهای غربی را باید ادامه سیاس��ت تحریم علیه جمهوری اسالمی ای ران‬ ‫دانس��ت‪ .‬اگرچه برخی از تحلیلگران امید دارند که روابط ای ران و آمریکا در سال‬ ‫‪ 1392‬منجر به کاهش تحریم‌ها گردد‪ ،‬اما امکان تحقق آن به لحاظ ساختاری و‬ ‫کارکردی بسیار دشوار خواهد بود‪.‬‬ ‫ج‪ -‬بسیاری از ادبیات تولید شده در کشورهای اروپایی و آمریکا به‌گونه‌ای‬ ‫منعکس شده که ای ران نه تنها تالش دارد تا قابلی ت‌های تکنیکی خود را در ارتباط‬ ‫با غنی‌سازی اورانیوم ارتقا دهد‪ ،‬بلکه راهبرد واقعی ای ران را تولید سالح هسته‌ای‬ ‫دانس��ته‌اند‪ .‬گزارش آژانس بی ن‌المللی انرژی اتمی‌در ‪ 22‬فوریه ‪ 2013‬انعکاس‬ ‫بی‌اعتمادی چنین نهادهایی نسبت به راهبرد هسته‌ای ای ران است‪ .‬آنان هرگونه‬ ‫ارتقای قابلیت هسته‌ای صلح‌جویانه ای ران را مورد پذیرش قرار نخواهند داد‪.‬‬ ‫د‪ -‬رهبری جمهوری اس�لامی ای ران در س��خنرانی ‪ 19‬بهمن ‪ 1391‬اظهار‬ ‫داشتند که ای ران هی چ‌گونه اراده‌ای ب رای تولید س�لاح هسته‌ای ندارد‪ .‬ایشان بر‬ ‫حرام بودن تولید و کاربرد سالح‌های کشتار جمعی تاکید داشتند‪ .‬از سوی دیگر‬ ‫این موضوع را مورد توجه قرار دادند که استراتژی آمریکا و سایر قدرت‌های بزرگ‬ ‫در برخورد با ای ران گسترش فشار و تهدید است‪.‬‬ ‫محور اصلی رویکرد مقام معظم رهبری بر این موضوع قرار داشت که نباید‬ ‫دیپلمات‌ها و تیم مذاکره‌کننده ای ران تحت‌تاثیر فشارهای بی ن‌المللی قرار گی رند‪.‬‬ ‫اگر مذاکره ب رای متقاعدسازی ای ران جهت نادیده گرفتن حقوق بی ن‌المللی مورد‬ ‫استناد ای ران در اساسنامه آژانس بی ن‌المللی انرژی اتمی باشد‪ ،‬طبیعی است که‬ ‫هی چ‌گونه مطلوبیت و کارآمدی ب رای جمهوری اسالمی ای ران نخواهد داشت‪.‬‬ ‫ه‪ -‬اگرچ��ه رویک��رد هس��ته‌ای و امنیتی ای��ران معطوف به گس��ترش‬ ‫همکاری‌ه��ای نهادمند بی ن‌المللی اس��ت‪ ،‬اما تحقق چنی��ن فرآیندی نیازمند‬ ‫تعامل‌گرایی ش��فاف و مبتنی‌بر کارب��رد الگوه��ای همکاری‌جویانه آمریکا در‬ ‫چارچوب چندجانب ه‌گرایی است‪ .‬رئی س‌جمهور آمریکا می‌تواند زمینه‌های نهادی‬ ‫و اجرایی الزم ب رای حذف تحریم‌های یکجانبه آمریکا علیه ای ران را فراهم سازد‪.‬‬ ‫در چنین شرایطی الگوی تعامل معطوف به کنش همکاری‌جویانه خواهد بود‪.‬‬ ‫در حالی که اگر چنین فرآیندی حاصل نشود‪ ،‬در آن شرایط می‌توان نشانه‌هایی‬ ‫از تصاعد تهدیدات را در روابط متقابل ای ران و آمریکا مشاهده کرد‪.‬‬ ‫و ‪ -‬محدودیت‌های اقتصادی و راهبردی ایاالت‌متحده علیه ای ران به‌گونه‌ای‬ ‫افزای��ش یافته که ام��کان بهره‌گیری از ابت��کارات موردی و مرحله‌ای توس��ط‬ ‫کارگزاران اجرایی آمریکا کار دشواری خواهد بود‪ .‬به این ترتیب روندهای جدیدی‬ ‫از همکاری‌گرایی راهبردی در روابط ای ران و آمری��کا در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر‬ ‫به‌نظر نمی‌رسد‪g .‬‬ ‫نكات‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫جمهوری اسلامی ایران بر این اعتقاد اس�ت که انتقال پرونده ایران ب ه‌شورای‬ ‫امنیتواعمالتحری م‌هایاقتصادییکجانبهعلیهجمهوریاسالمیای رانباروحیه‬ ‫همکاری‌جویانه مغایرت دارد‬ ‫ه ر‌گونه رقابت سیاسی در آمریکا براس�اس الگوی کنش متقابل احزاب رقیب‬ ‫انجام م ی‌گیرد‬ ‫بسیاری از ادبیات تولید شده در کشورهای اروپایی و آمریکا ب ه‌گونه‌ای منعکس‬ ‫ش�ده که ایران نه تنها تلاش دارد ت�ا قابلی ت‌های تکنیک�ی خ�ود را در ارتباط با‬ ‫غن ی‌س�ازی اورانیوم ارتقا دهد‪ ،‬بلکه راهبرد واقعی ایران را تولید سلاح هسته‌ای‬ ‫دانسته‌اند‬ ‫اگرچهرویکردهسته‌ایوامنیتیای رانمعطوفبهگسترشهمکاری‌هاینهادمند‬ ‫بی ن‌المللی است‪ ،‬اما تحقق چنین فرآیندی نیازمند تعام ل‌گ رایی شفاف و مبتنی‌بر‬ ‫کاربرد الگوهای همکاری‌جویانه آمریکا در چارچوب چندجانب ه‌گ رایی است‬ ‫‪51‬‬
‫سي د‌رضا صائمي ‪/‬دبير گروه فرهنگ‬ ‫سال بي‌شگفتي‬ ‫و اميد به شكوفايي‬ ‫سال ‪ 91‬بر سينما چگونه گذشت؟ انتظارها از سال ‪ 92‬چيست؟‬ ‫افتتاحيه‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪52‬‬ ‫راستش را بخواهيد سينماي ما هميشه كانون شگفت ي‌ها و اتفاقات هيجان‌انگيز‬ ‫اس��ت‪ ،‬اما اين بدين معني نيست كه لزوما همه اين ش��گفت ي‌ها مثبت و سازنده باشد‪.‬‬ ‫اتفاقات تلخ ما نيز آن‌قدر عجيب و غريب است كه جز شگفتي نام ديگري بر آن نم ي‌توان‬ ‫گذاشت‪ .‬همين كه فيلمي‌در طول س��ال ذهنت را درگير نم ي‌كند تا بعد از تماشاي آن‬ ‫‌ترجيح بدهي كه ق��دم‌بزني و فكر كني جاي ش��گفتي دارد‪ ،‬آن‌هم با اين‌همه ظرفيت‬ ‫و اس��تعداد و قابلي ت‌هايي كه حتي در پيكره بي‌‌جان س��ينماي ما ديده م ي‌شود! بحث‬ ‫مخاطب عام و ريزش تماشاگر نيست حتي عالقه‌مندان جدي سينما نيز دل خوشي از آثار‬ ‫به نمايش درآمده ندارند و كمتر فيلمي‌پي دا م ي‌شود كه چنگي به دل بزند‪ ،‬با اين حال وقتي‬ ‫يزند كه دوستشان‬ ‫به حافظه تصويري‌ام رجوع م ي‌كنم برخي فيلم‌ها آن ته ذهنم سوسو م ‌‬ ‫داشتم و همي ن‌ها نشانه‌هاي روشني هس��تند كه نبايد از اين كشتي به‌گل نشسته در‬ ‫توفان مصائب چندان هم نااميد بود‪ .‬اگر قرار باشد در يادداشتي مثل اين به فيلم‌هايي‬ ‫بپردازيم كه شگفت‌زده‌مان كرد يا دست‌كم ذهنمان را قلقلك داد‪ ،‬قطعا نم ي‌توانيم متر و‬ ‫معيار مشخص و قطعي را مالك قرار دهيم و ب ي‌شك سليقه و زيباي ي‌شناسي فردي نيز‬ ‫سهم عمده‌اي در اين ارزيابي پيدا م ي‌كند‪ .‬واقعيت اين است كه شگفت ي‌هاي سينماي‬ ‫اي ران در سال ‪ 91‬را بايد بيشتر در حاشي ه‌هاي آن جس ت‌وجو كرد تا متن آن‪ .‬از دعواهاي‬ ‫حوزه هنري و معاونت سينمايي گرفته تا اعتراضات برخي نهادهای اجتماعي به برخي‬ ‫فيلم‌هاي اجتماعي و مسائلي از اين دست كه حاش��يه پررنگي پي رامون متن سينماي‬ ‫اي ران كشيده‌اند‪.‬با اين حال‌ترجيح م ي‌دهم از اين حاشي ه‌هاي شگفت‌انگيز عبور كرده و‬ ‫در البه‌الي اين غبار شلوغي به بازخواني متن هنري سينما بپردازم تا شايد فراموشمان‬ ‫نشود كه هر اتفاق و حادثه‌اي گرد اين جادوي تصويري‪ ،‬بايد به جذابيت و ارتقاي كيفي‬ ‫اين متن كمك كند و الغي ر‪.‬‬ ‫واقعيت اين است كه االن چند س��الي اس��ت كه فيلم‌اول ي‌ها و جريان موج نوي‬ ‫سينماي اي ران است كه م ي‌تواند نظر عالقه‌مندان جدي سينما را متوجه خود كند و تجربه‬ ‫خاطره‌انگيزي از تماشاي فيلم بر جاي بگذارد؛ هرچند برخي از اين فیلم اول ي‌ها چندان‬ ‫هم غ ربيه نيستند‪ .‬رضا عطاران نمونه‌اي از اين آشنايان است كه امسال نخستين فيلم‬ ‫بلند سينمای ي‌اش به نام «خوابم مياد» را بر پرده اكران داشت‪ ،‬اما شگفتي تماشاي اين‬ ‫فيلم اين بود كه نتوانست انتظار مخاطب را از عطاران تلويزيوني و حتي عطاران بازيگر‬ ‫برآورده كند‪ .‬عطاراني ك��ه با بازي‌هاي متفاوتش در س��ال‌هاي اخير يكي از پديده‌هاي‬ ‫شگفت‌انگيز سينماي اي ران بود‪ .‬اين نشان م ي‌دهد كه لوازم و مقتضيات كار سينمايي‬ ‫با مجموعه‌هاي تلويزيوني متفاوت است و سينما به زباني سينمایی با همه مخلفاتش‬ ‫نيازمند است‪ .‬با اين حال يكي از شگفت ي‌هاي امسال از دل همين فيلم بيرون م ي‌آيد و‬ ‫آن‌هم بازي درخش��ان اكبر عبدي در نقش يك پيرزن است‪ .‬اما جذابيت عطاران را بايد‬ ‫در فيلم اكران شده ديگر در همين سال جس ت‌وجو كرد كه حاال ديگر در كنار عبدالرضا‬ ‫كاهاني انگار به پختگي در جنس خاص بازي‌اش رسيده است؛ ب ي‌خود و ب ي‌جهتي كه با‬ ‫ولنگاري دراماتيكي عطاران خوب چفت و بست شده است‪ .‬به نظر مي رسد كاهاني به‌رغم‬ ‫انتقاداتي كه م ي‌توان به فيلم‌هايش داشت به سمت خلق يك سينماي مستقل و خاص‬ ‫خودش حركت م ي‌كند كه نمونه كمتري م ي‌توان ب راي آن پيدا كرد‪.‬از جمله فيلمسازان‬ ‫جواني كه امسال از تماش��اي فيلمش لذت بردم و توانست يك‌بار ديگر خاطره خوش‬ ‫«ليلي با من است» را در سينماي دفاع مقدس تكرار كند‪ ،‬مصطفي كيايي بود كه با فيلم‬ ‫«ضد‌گلوله» نشان داد هنوز چه ظرفي ت‌هاي زيادي در طنز جنگي وجود دارد كه م ي‌تواند‬ ‫ي كه‬ ‫به توليد فيلم‌هاي شايسته و ماندگاري همچون «ليلي با من است» بينجامد؛ فيلم ‌‬ ‫ي كه حاال چند سالي است بازگشت موفقي ت‌آميزي به‬ ‫با حضور درخشان مهدي هاشم ‌‬ ‫سينماي اي ران داشته‪ ،‬همراه شده و توانسته رضايت مخاطبان و منتقدان را در پي داشته‬ ‫باشد‪ .‬حاال كه مثل سال‌هاي قب ل‌تر فيلمي‌از سينماي دفاع مقدس نتوانسته چنگي به‬ ‫دل بزند‪ ،‬از اين حيث م ي‌تواند با سينماي كودك پهلو بزند‪ .‬با اين حال بازهم فيلم‌هایي‬ ‫از اين دو ژانر توانسته‌اند رونقي به گيشه ببخشند كه گواه اين مدعا در سينماي كودك‬ ‫«كاله‌قرمزي و بچه‌ننه» بود كه نشان دادند همچنان ظرفيت شگفت‌زدگي بااليي دارند!‬ ‫البته مي زان سنجش شگفتي و غافلگيري را صرفا نم ي‌توان به فروش فيلم‌ها نسبت داد‬ ‫كه رونق گيشه به متغيرهاي زيادي وابسته است كه لزوما در متن سينمايي اثر قابل رديابي‬ ‫نيست‪ .‬حاال كه خوب دقت م ي‌كنم متوجه م ي‌شوم كه شگفتي من بيشتر از كساني بود‬ ‫كه بارها شگفتي آفريدند و حاال انگار درخت‌شان بار نداده است؛ مهم‌ترين آنها داريوش‬ ‫مهرجويي است كه نارنج ي‌پوش اش چنگي به دل نزند و چه خوبه كه برگشت ي‌اش كه از‬ ‫بد‌بودن شگفت‌زده‌مان كرد‪ .‬از آن طرف همايون اسعديان كه طال و مس اش بدون‌شك‬ ‫يكي از شگفت ي‌های يك دهه گذشته سينماي اي ران بود‪ ،‬در «بوسيدن روي ماه» نتوانست‬ ‫موفقيتش را تكرار كند‪« .‬گشت ارشاد» و «گي رنده» و «تلفن همراه» را هم نم ي‌توان به‬ ‫هيچ وجه در ليست شگفت ي‌ها قرار داد‪ .‬نگارنده امسال كمتر فيلم‌هاي سينماي جهان را‬ ‫ديده‪ ،‬اما «هوگو »ي اسكورسيزي و «آرتيست» ميشل آزاناويسوس از جمله فيلم‌هاي‬ ‫غافلگيركننده بود‪ .‬اولي در جلوه‌هاي ويژه و توجه خاصش به تاريخ سينما و دومي‌از حيث‬ ‫صامت‌بودن و تداعي دوران ابتدايي سينما‪ .‬دو فيلمي‌كه هر دو اداي ديني به خود سينما‬ ‫و شگفت ي‌هايش بودند‪ .‬در اين ميان «آرگو» نيز ش��گفت‌زده‌مان كرد از لحاظ بد‌بودن و‬ ‫تحريف آش��كار تاريخي و البته جوايزي كه به آن تعلق گرفت! شگفت‌زدگي و بهت كه‬ ‫چطور بازيگري مثل جورج كلني در اين فيلم بازي كرده است!‬ ‫سال ‪ 91‬در حالي به پايان م ي‌رسد كه شگفت ي‌هاي سينماي ي‌اش را بايد در برخي‬ ‫فيلم‌هاي جشنواره س ي‌و‌يكمش جس��ت‌وجو كرد‪ ،‬فيلم‌هايي كه م ي‌تواند تا حدودي‬ ‫ب راي دوستداران سينماي اي ران در سال ‪ 92‬غافلگير كننده باشد؛ فيلم‌هايي مثل دهليز‪،‬‬ ‫دربند‪ ،‬خسته‌نباشيد‪ ،‬تن هاي تنهاي تنها و س��ر به مهر كه انتظار داريم در يك اكران‬ ‫مناسب به تماشاي آن بنشينم‪ .‬از آن طرف نيز اميدوارم فيلم «چ» حاتم ي‌كيا و «حضرت‬ ‫محمد(ص)» مجيدي نيز ب راي نمايش آماده شود كه اين آخري هم از حيث موضوع و‬ ‫هم از نظر ساخت و توليد م ي‌تواند يكي از ش��گفت ي‌هاي بزرگ سينماي اي ران در سال‬ ‫‪ 92‬شود‪ .‬اميدوارتر از آن البته تحول در مديريت سينماي كشور است كه با تغيير دولت‬ ‫در سال ‪ 92‬بايد منتظر تحوالتي در آن بود‪ .‬شايد بيشترين شگفت ي‌ها و غافلگيري‌ها در‬ ‫اين سوي پرده باشد‪ .‬پرده‌اي كه پشت و رويش پتانسيل خلق شگفت ي‌هاي زيادي دارد و‬ ‫ما اميدواريم در سال جديد با شگفت ي‌ها مواجه شويم كه به شعفمان بياورد و نويد بخش‬ ‫دوران پويا و با‌نشاطي ب راي حيات تازه سينماي ايران باشد‪.‬‬
‫نيما بهدادي‌مهر ‪ /‬منتقد سينما‬ ‫بحران رويارويي سازمان‬ ‫سينمايي و حوزه هنري‪،‬‬ ‫سالن‌هاي سينما را از رونق‬ ‫انداخت و آثاري ضعيف را به‬ ‫مرحله اكران رساند‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫وضعيت گيشه يك سال سينمايي به‌طور معمول در‬ ‫ويترين جشنواره فيلم فجر قابل پي ش‌بيني است‪ .‬بدين معنا‬ ‫ي جشنواره و منتقدان‪،‬‬ ‫كه ليس ت‌هاي منتخب داوران رس��م ‌‬ ‫افق يك‌سال آينده سينما را در ديد عمومي‌م ي‌گنجاند و در‬ ‫همين رويكرد است كه جامعه سينما‌دوست ب راي تماشاي آثار‬ ‫بحث‌ب رانگيزي كه معموال حواشي مختلفي گرداگردشان را‬ ‫پر كرده‪ ،‬راغب‌تر م ي‌شوند‪ .‬بهمن ‪ 90‬و در روزهايي كه حجم‬ ‫نمايش آثار منتقد اجتماعي در جشنواره فيلم فجر بسيار زياد‬ ‫بود‪ ،‬حرف اصلي برخي آثار موضوع محوري خيانت بود‪.‬‬ ‫همين رويكرد سبب واكنش‌هاي منفي برخي نيروهاي‬ ‫ارزشي و رسانه‌هاي اين جريان شد و در ادامه دامنه بحران و‬ ‫تنش به دو فيلم زندگي خصوصي و گشت ارشاد كشيد؛ دو‬ ‫اثري كه در نوروز اكران ش��ده بودند و به دليل سوژه خاص و‬ ‫خوش‌ساخت بودن قابلي ت‌هاي بدي ب راي فروش نداشتند‪.‬‬ ‫گيشه آنها نيز فصل رويايي فروش ب راي سينماي اي ران را نويد‬ ‫م ي‌داد و سالي پررونق را در نگاه سينماداران جاي م ي‌داد‪ .‬اما‬ ‫اعتراض فراگيري كه در هفته دوم عيد درباره اكران اين دو اثر‬ ‫به راه افتاد اگرچه در ابتدا با عنوان تب زودگذر بهاري از آن ياد‬ ‫شد اما كار اعتراض را به پشت درهاي وزارت ارشاد‪ ،‬بهارستان‬ ‫(صحن مجلس) و حتي‌تريبون نماز‌جمعه كش��اند و فشار‬ ‫همه‌جانب ه‌اي بر ارشاد وارد شد؛ فش��اري كه به توقيف دو اثر‬ ‫ياد شده و تغيير فضاي اكران انجاميد‪ .‬حوزه هنري از ليست‬ ‫تحريمي‌سخن به ميان آورد و از اكران آثاري با قابليت مناسب‬ ‫فروش در س��ينماهاي تحت نظرش خودداري كرد‪ .‬بحران‬ ‫رويارويي سازمان سينمايي و حوزه هنري سالن‌هاي سينما را‬ ‫از رونق انداخت و آثاري ضعيف را به مرحله اكران رساند‪ .‬پيامد‬ ‫چنين شرايطي دلزدگي مخاطب از سينما و سالن‌هاي خلوت‬ ‫سينما بود؛ حتي دامنه اين دلزدگي به جامعه سينماي ي‌نويس‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫غافلگيري‌هاي ‪ 91‬و اميدهاي‪92‬‬ ‫افتتاحيه‬ ‫گذر از سال تنش‬ ‫به سال ثبات؟‬ ‫نيز كشيد و اغلب تحلي ل‌ها و نقدها حكايت از سالي ب ي‌رونق‬ ‫در سينماي اي ران داشت كه البته اين مساله تا حدودي پس از‬ ‫تماشاي فيلم‌ها در جشنواره س ي‌ام قابل پي ش‌بيني بود‪ .‬بحران‬ ‫اكران نوروز و تاخير در نمايش آثار پ راميد گيش��ه يا انصراف‬ ‫برخي تهي ه‌كنندگان از اكران فيلم‌هايشان در كانون تنشي كه‬ ‫در سينماي اي ران به وجود آمده بود‪ ،‬اشتياق به تماشاي فيلم‬ ‫در سالن سينما را از بين برد و در اين ميان حتي فروش قابل‬ ‫پي ش‌بيني كاله‌قرمزي و بچه‌‌ننه نيز چندان تعجب‌ب رانگيز‬ ‫ارزيابي نشد‪.‬‬ ‫با اين وجود در خيل آثاري كه بدون يك روند ب رنامه‌ريزي‬ ‫شده و منطقي و با فاصله زماني كوتاه از هم اكران م ي‌شدند‪،‬‬ ‫آثاري هم بودند كه در درونمايه آنها معناهاي عميقي وجود‬ ‫داشت؛ نقدهاي دقيقي نسبت به‌جامعه مطرح م ي‌كردند و به‬ ‫لحاظ فرم و نبض روايت آثار خوش ريتم و استانداردي به‌شمار‬ ‫م ي‌آمدند‪ .‬در ميان اكران ي‌هاي سال ‪ 91‬تماشاي كاله قرمزي‬ ‫و بچه‌ننه خاطره‌هاي مش��ترك چند نس��ل از اين عروسك‬ ‫دوست‌داش��تني را بازآفريني كرد و البته اي��ن بار تنها همان‬ ‫وجه خاطره اهميت داشت و فرم سينمايي ضعيف بود‪ .‬خوابم‬ ‫م ي‌آد با چند شوخي عطاراني و ريسك حضور اكبر عبدي در‬ ‫نقش يك پيرزن تجربه متفاوتي در كمدي‌هاي ساليان اخير‬ ‫محسوب م ي‌ش��ود كه البته يك سوم پاياني فيلم همچون‬ ‫وصله‌اي نچسب به دو‌س��وم ابتدايي آن بود و فرصت خلق‬ ‫يك شاهكار را از عطاران گرفت‪ .‬گشت ارشاد به دليل سوژه‬ ‫خاص خود و برخي كنايه‌هاي طنازانه و شوخ ي‌هاي پيامكي‬ ‫به‌عنوان فيلمي‌خوش‌ساخت و داراي دغدغه نمايانگر شد كه‬ ‫البته قابليت برداشت‌هاي متناقض از درونمايه آن سبب شد‬ ‫تا اعتراضاتي از سوي برخي نيروهاي ارزشي به آن وارد شود و‬ ‫ب را در زماني‬ ‫در ميانه راه اكران و در شرايطي كه فروشي خو ‌‬ ‫كوتاه تجربه كرده بود از ادامه نمايش محروم ش��د‪ .‬ديگر اثر‬ ‫بحث‌ب رانگيز سال‪ ،‬انتهاي خيابان هشتم بود كه شرايط ناگوار‬ ‫آدم‌هاي خود را در بستري از تنش و گزندگي روايت م ي‌كرد و‬ ‫پاياني به شدت تكان‌دهنده داشت كه پيام‌هاي مهمي‌را به‬ ‫جامعه انعكاس م ي‌داد‪ .‬پيام‌هايي درباره لزوم توجه بيشتر به‬ ‫همدلي و همگرايي كه در رفتار زنجيره انساني و جوان فيلم‬ ‫نمايانگر م ي‌شود؛ چنان كه حتي برخي از آنها در تالش خود‬ ‫ب راي نجات ب رادر نيلوفر و دفاع از شرافت انساني حتي تا پاي‬ ‫مرگ نيز پيش م ي‌روند‪ « .‬ب ي‌خود و ب ي‌جهت» ديگر اثر مهم‬ ‫ي حوزه هنري قرار گرفت‪،‬‬ ‫سال ‪ 91‬است كه در ليست تحريم ‌‬ ‫البته دليل اصلي اين اقدام حوزه مشخص نبود و فيلم نيز در‬ ‫همان محدوده‌هايي كه از سوي حوزه موجب تحريم برخي‬ ‫فيلم ها عنوان شده بود شايد نم ي‌گنجيد‪ .‬با وجود تحريم‪،‬‬ ‫فيلم اكران خوبي را تجربه كرد‪ « .‬ضد‌گلوله» از ديگر آثار‬ ‫جالب توجه سال ‪ 91‬بود كه دليل اهميت اصلي خود نزد‬ ‫منتقدان س��ينمايي را از رويكرد ضد‌جريان خود گرفت‪.‬‬ ‫شخصيت س��ليم اين بار از حضورش در فضاي جبهه‬ ‫تنها در همان وجه تح��ول روحي مقطعي و تاثيرپذيري‬ ‫آني بهره داش��ت و پس از بازگش��ت به شهر و گذشت‬ ‫سال‌ها از آن دوران‪ ،‬اين بار همگام با تغيي رات تكنولوژيك‬ ‫به ارتقاي س��طح كاري خود اق��دام ك��رد و از كپي نوار‬ ‫كاست به رايت و تكثير دي‌وي‌دي‌رسيد‪ .‬يكي م ي‌خواد‬ ‫باهات حرف بزنه با رويكرد ترويج فرهنگ اهداي عضو‪،‬‬ ‫بي خداحافظي با توج��ه به روند صعود و نزول س��تاره‬ ‫موس��يقي پاپ رضا صادقي البته در بستري داستاني و‬ ‫نه برآمده از واقعيت حال وي‪ ،‬روزهاي زندگي با رويكردي‬ ‫به فعاليت پزش��كان صحرايي در روزهاي جنگ هشت‬ ‫ساله‪ ،‬بغض با س��اختار منس��جم روايت و فيلمبرداري‬ ‫همس��و با ه راس و تنش دوش��خصيت جوان و بازتاب‬ ‫موقعيت خالءگونه آنها در وضعيت س��راب‌گونه كشور‬ ‫‌تركيه‪ ،‬بوسيدن روي ماه با جذابيت نگاه نوتر به خانواده‬ ‫ش��هدا‪ ،‬پذيرايي ساده با تنوع ش��خصيت و ‪ 11‬ايستگاه‬ ‫روايي خود‪ ،‬من و زيبا در پرتو ش��رافت قص��ه و نگاه به‬ ‫عزاداري اباعبداهلل(ع)‪ ،‬گيرنده با روايت تالش حاج‌صمد‬ ‫ب راي رساندن نامه‌هاي مردمي‌به رئي س‌جمهور‪ ،‬ميگرن‬ ‫با توانايي در خلق موقعي ت‌ه��اي دراماتيك چندگانه از‬ ‫وضعيت زنان‪ ،‬پله آخر با روايت ج��ذاب خود از وضعيت‬ ‫ش��رح حال گونه يك زن بازيگر و نماي��ش حالت‌هاي‬ ‫وي در بازي پس از مرگ ش��وهر و در نهايت يك سطر‬ ‫واقعيت با نمايش آسي ب‌هاي مهاجرت و فريب از طريق‬ ‫كالهبرداري اينترنتي از ديگر آث��اري بودند كه قابليت‬ ‫بحث داشتند‪ .‬اما صحبت درباره اميدهاي سينماي اي ران‬ ‫در سال ‪ 92‬ساده‌تر به نظر م ي‌رسد‪ .‬آثاري چون دربند اثر‬ ‫تحسين شده پرويز شهبازي در جشنواره ‪ 31‬فيلم فجر‪،‬‬ ‫كالس هنرپيشگي به عنوان تجربه‌اي متفاوت و نوآورانه‬ ‫در سينماي اي ران‪ ،‬زندگي مشترك آقاي محمودي و بانو‬ ‫به دليل جاذبه‌هاي داستاني‪ ،‬رستاخيز به عنوان اثري در‬ ‫بازتاب حماسه كربال‪« ،‬چ» با توجه به پيشينه مطلوب‬ ‫حاتم ي‌كيا در س��ينماي دفاع مقدس و دس��تمايه قرار‬ ‫دادن روزهاي پاياني زندگي شهيد چمران‪ ،‬خيابان‌هاي‬ ‫آرام با رويكرد طنازانه خود به مقوله سياست و رفتارهاي‬ ‫اجتماعي‪ ،‬تن ه��اي تنهاي تنها ب��ا غافلگيري ويژه‌اي‬ ‫كه ب راي اصحاب رسانه در جش��نواره ‪ 31‬داشت‪ ،‬پاداش‬ ‫س��اخته جنجالي كمال تبري��زي كه اميد اس��ت ب راي‬ ‫اصحاب رسانه در اكران خصوصي نمايش داده شود‪ ،‬برف‬ ‫روي كاج‌ها كه در وضعيت آش��فته اكران ‪ 91‬به نمايش‬ ‫ي كه اصغر فرهادي در فرانس��ه ساخت و‬ ‫درنيامد‪ ،‬فيلم ‌‬ ‫اميد است با درايت مديران فرهنگي امكان اكران داخلي‬ ‫پيدا كند و در نهايت اثر ارزشمند «محمد(ص)» ساخته‬ ‫مجيد مجيدي كه به دوران كودك��ي پيامبر اكرم(ص)‬ ‫م ي‌پردازد‪ ،‬ليست منتخبي هستند كه مشتاقم در اكران‬ ‫‪ 92‬روي پرده ببينم‪g .‬‬ ‫‪53‬‬
‫زهير توكلي ‪ /‬نويسنده و شاعر‬ ‫فراز و فرود نوروز در ايران‬ ‫آيا نوروز جشني ايراني است و رابطه اش با دين اسالم چگونه‬ ‫است؟‬ ‫افتتاحيه‬ ‫‪ -1‬آيا عيد نوروز س��نتي اس��ت آريايي؟ آيا آييني اس��ت ك��ه از دين‬ ‫زرتشتي به يادگار مانده است؟ آيا جش��ني است ايراني به‌طوري كه م ي‌شود‬ ‫آن را يكي از اختصاصات اي ران به ش��مار آورد؟‬ ‫در پاس��خ‪ ،‬با هم بخوانيم اين بخش از كتاب پژوهش��ي در اس��اطير‬ ‫ايران‪ ،‬اثر دكت��ر مهرداد بهار را كه يك��ي از مهم‌ترين مناب��ع تحقيق درباره‬ ‫اس��طوره‌هاي اي ران اس��ت‪:‬‬ ‫«اعياد بازمانده از عهد باستان در ايران دو دس��ته‌اند‪ :‬يكي اعياد ديني‬ ‫يا گاهنبارها كه اعيادي از آن زرتش��تيان اس��ت و ديگ��ري اعيادي ملي كه‬ ‫برجس��ته‌ترين آنها نوروز‪ ،‬مهرگان و جشن سده اس��ت‪ ...‬اما علت آنكه اين‬ ‫اعياد را به ديني و ملي بخش م ي‌كنيم اين اس��ت كه در اوس��تا س��خني از‬ ‫عيد نوروز و عيد مهرگان و جش��ن س��ده نيس��ت‪ .‬در متون ميانه نيز كه از‬ ‫نوروز و مهرگان ياد م ي‌شود‪ ،‬از جشن س��ده ذكري نيست و اين يك‪ ،‬سخت‬ ‫شگفت‌آور است‪ .‬اگر نوروز‪ ،‬مهرگان و جش��ن سده‪ ،‬هند و ايراني بود‪ ،‬بايد به‬ ‫نحوي در وداها و اوستا از آنها يادي م ي‌ش��د و چنين نيست و تا پايان دوره‬ ‫اوستايي نيز اشاره‌اي بدان‌ها وجود ندارد‪ .‬به‌احتمال بسيار‪ ،‬اين اعياد‪ ،‬به‌ويژه‬ ‫نوروز و مه��رگان كه به اعياد اق��وام برزگر م ي‌ماند و نه اعي��اد اقوام گله‌‌دار‪،‬‬ ‫م ي‌بايست اعيادي سخت كهن در نجد ايران بوده باشند و از آن اقوام بومي‬ ‫‌اين سرزمين‪ ،‬اجداد غي ر‌آريايي ما بوده باش��ند‪ .‬اين اعياد به همراه سومريان‬ ‫به بي ن‌‌النهرين برده شدند و دو عيد ازدواج مقدس و اكيتي را پديد آوردند كه‬ ‫بعدها در بي ن‌النهرين اين هر دو به صورت عيدي واحد در آغاز س��ال درآمد‪،‬‬ ‫ولي در نجد اي��ران همچنان تا دوره اس�لامي‪ ،‬به ص��ورت دو عيد جداگانه‬ ‫برق��رارمان��د‪...‬‬ ‫در عهد باستاني تمدن بي ن‌النهرين دو آيين ساالنه مهم وجود داشت‪:‬‬ ‫يكي آيين ازدواج مقدس بود و ديگري آيين اكيتي ك��ه بعدها اكيتو خوانده‬ ‫شد‪ .‬آيين ازدواج مقدس در آغاز بهار بود و به اس��طوره تموز و ايشتر مربوط‬ ‫م ي‌شد و آيين اكيتي معموال در اوايل پاييز برگزار م ي‌شد و به پيروزي مردوخ‬ ‫بر تيامت ارتباط داشت‪ .‬اما در هزاره اول پيش از ميالد مسيح‪ ،‬اين دو جشن‬ ‫ساالنه در هم آميخته بود و جشن واحدي در ماه نيس��ان برگزار م ي‌شد كه‬ ‫آغاز س��ال به ش��مار م ي‌آمد‪.‬‬ ‫اين در حالي است كه هيچ س��ند ودايي و اوستايي در دست نيست كه‬ ‫جش��ن‌هاي نوروزي را در دوره هن��د و ايراني در آغاز بهار نش��ان دهد‪ ،‬بلكه‬ ‫نش��انه‌هايي در دس��ت اس��ت كه نزد هند و ايرانيان آغاز پاييز سرآغاز سال‬ ‫ش��مرد‌ه م ي‌ش��ده اس��ت‪( ».‬صفحات ‪)496 – 495‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫نكات‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪54‬‬ ‫اعياد بازمانده از عهد باستان در ايران دو دسته‌اند‪ :‬يكي‬ ‫اعياد ديني يا گاهنبارها كه اعيادي از آن زرتش�تيان است و‬ ‫ديگري اعيادي ملي كه برجسته‌ترين آنها نوروز‪ ،‬مهرگان و‬ ‫جشن سده است‬ ‫برخي م ي‌گويند روز نوروز‪ ،‬روزى اس�ت كه رس�ول خدا ‪-‬‬ ‫صلى اهلل عليه و آل�ه ‪ -‬براى امام على – عليه‌‌السلام ‪ -‬در‬ ‫غدير پيمان گرفت و مردم به واليت او اعتراف كردند‬ ‫آيين ازدواج مقدس در آغاز بهار بود و به اس�طوره تموز‬ ‫و ايشتر مربوط م ي‌شد و آيين اكيتي معموال در اوايل پاييز‬ ‫برگزار م ي‌شد و به پيروزي مردوخ بر تيامت ارتباط داشت‬ ‫تا اينجا ديديم كه اساسا در تمدن بي ن‌النهرين بوده كه آغاز سال و بهار‬ ‫مقارن م ي‌شده‌اند نه در س��نت هند و ايراني (ودايي – اوس��تايي)‪ .‬در هزاره‬ ‫اول پيش از ميالد مس��يح (يعني پانصد سال پيش از تاس��يس امپراتوري‬ ‫هخامنشي) جش��ن پاييزه آن تمدن به نام اكيتي و جش��ن آغاز بهار در آن‬ ‫تمدن (كه اس��تاد از آن به‌عنوان جش��ن ازدواج مقدس ياد م ي‌كنند)‪ ،‬در هم‬ ‫آميخته اس��ت و جش��ن واحدي در آغاز ماه نيس��ان ش��كل داده است (ماه‬ ‫نيسان چند روز زودتر از ارديبهشت آغاز م ي‌شده اس��ت)‪ .‬اما سابقه برگزاري‬ ‫اين آيين ازدواج مقدس در آغاز بهار به چه زماني م ي‌رس��د؟ در صفحه ‪423‬‬ ‫همين كتاب‪ ،‬اس��تاد فقيد‪ ،‬مهرداد بهار آورده است‪« :‬قديمی‌ترين مدارك ما‬ ‫درباره آيين ازدواج مقدس‪ ،‬به هزاره س��وم پيش از مسيح و حتي محتمال به‬ ‫عصري مقدم بر آن م ي‌رسد‪( ».‬يعني زماني مابين دو هزار و پانصد تا هزار و‬ ‫پانصد سال پيش از هخامنشيان) ايشان پس از آنكه بر اساس قديم ي‌ترين‬ ‫مدارك موجود‪ ،‬توضيحاتي درباره اين جشن آغاز سال در تمدن بي ن‌النهرين‬ ‫م ي‌دهد‪ ،‬م ي‌نويسد‪« :‬پس از اين ازدواج مقدس كه در آغاز هر سال به‌عنوان‬ ‫عيد سال نو برپا م ي‌شد‪ ،‬الهه‪ ،‬سرنوشت شاه را طي سال آينده تامين م ي‌كرد‬ ‫و به او قدرتي الهي م ي‌بخش��يد تا باروري كش��تزارها و امنيت س��رزمين را‬ ‫تامين كند‪( ».‬صفحه ‪ )424‬در همين فصل م ي‌خوانيم‪« :‬در هزاره اول پيش‬ ‫از ميالد مس��يح‪ ،‬در بابل‪ ،‬زمان اين آيين بزرگ‪ ،‬در آغاز ماه نيسان به هنگام‬ ‫ورود خورشيد به برج بره قرار داشت که يازده يا دوازده روز طول م ي‌كشيد‪».‬‬ ‫و در پاورقي ذيل همين عبارات م ي‌خوانيم‪« :‬ظاهرا دوازده روز جش��ن آغاز‬ ‫سال براي خود منطقي اس��توار دارد‪ .‬از آنجا كه س��ال به دوازده ماه تقسيم‬ ‫م ي‌ش��د‪ ،‬از نوروز تا دوازدهم‪ ،‬هر روز نقش يك ماه را بر عهده داشت‪ .‬حتي‬ ‫در ادوار بعد در مسيحيت نيز دوازده روز فاصله ميان عيد كريسمس و عيد‬ ‫تجلي‪ ،‬معرف دوازده ماه آينده سال بود‪ .‬اين سنت را در اروپا‪ ،‬در هند باستان‬ ‫(در تمدن ودايي) و در سنت سرزمين چين نيز م ي‌توان ديد‪ .‬در ايران نيز اين‬ ‫عقيده وجود داش��ته اس��ت‪( ».‬صفحه ‪)425‬‬ ‫چنان كه در نقل قول آغازين از همين كتاب ديديم‪ ،‬آيين ازدواج مقدس‬ ‫به دو تن از خدايان به نام‌هاي تموز و ايشتر بازم ي‌گردد ولي ماجرا از اين هم‬ ‫گسترده‌تر است‪« :‬داس��تان دموزي و اينين يا اينانا كه بعدها تموز و ايشتر و‬ ‫پس از آن‪ ،‬مردوخ‪/‬آشور و ايشتر خوانده ش��دند‪ ،‬داستان ايزيس و ازيريس در‬ ‫مصر‪ ،‬داس��تان ادونيس و آفروديت كه در اصل به مردم فنيقيه تعلق داشت‬ ‫و در قرن پنجم پيش از مس��يح به آتن رسيد و داستان سيبل و اتيس كه در‬ ‫اصل متعلق به فريجيه آس��ياي صغير بود و داستان س��ياوش و سودابه در‬ ‫ايران و داستان راماين در هند و حتي داستان يوسف و زليخا‌(‪ )1‬همه به اين‬ ‫برداشت انسان كش��اورز اعصار پيش از تاريخ بازم ي‌گردد‪( ».‬صفحات ‪425‬‬ ‫– ‪ )426‬مقصود استاد از برداشت انسان كشاورز اعصار پيش از تاريخ‪ ،‬تلقي‬ ‫آنان از باطن متافيزيكي حيات گياهي است‪ ،‬يعني آنها براي توضيح رويش‬ ‫دوباره گياهان در بهار و باروري و به ثمر رس��يدن محصول‪ ،‬ميان طبيعت و‬ ‫نيروهاي متافيزيكي نسبتي برقرار م ي‌كردند‪ ،‬به‌طوري كه ب ر‌اساس داستاني‬ ‫كه هر سال طي آيين ازدواج مقدس به‌شكلي تمثيلي از نو اجرا م ي‌شد‪ ،‬آن‬ ‫اتفاق نخستين را كه باعث باروري م ي‌شد و مربوط به قلمروی خدايان بود‪،‬‬ ‫از نو تجديد م ي‌كردند‪.‬‬ ‫در فصل ديگري از اين كتاب نفيس‪ ،‬اس��تاد مهرداد بهار به مقايس��ه‬ ‫دو مقطع از تاريخ ايران م ي‌پردازد؛ يكي ايران باس��تان و دوران هخامنشيان‬ ‫و ديگري اي��ران عهد صفويه در زمان ش��اه عب��اس‪ .‬در اولي بن��ا بر نقوش‬ ‫تخت‌جمش��يد و نيز مهرهايي از دوره داريوش و خشايارشا و از همه مهم‌تر‬ ‫گزارش كزنفون‪ ،‬مورخ يونان باس��تان‪ ،‬چگونگي جش��ن آغاز سال را بررسي‬
‫م ي‌كند و در دومي‪ ،‬بنا بر گزارش «سر ثاماس هربرت» كه همراه «شرلي»‬ ‫به سفارت به ايران آمده بوده و دو سال در ايران به سر برده و در ايام نوروز در‬ ‫اصفهان اقامت داشته (صفحات ‪ .)498 – 496‬اس��تاد با مقايسه اين اسناد‪،‬‬ ‫اس��تمرار خصوصياتي مش��ترك را در اين جشن نش��ان داده است‪« :‬آيا اين‬ ‫آشفتگي و آشوب در سرزميني كه مذهب ش��يعه و دين اسالم شديدا بر آن‬ ‫حاكم بوده است‪ ،‬رخ نداده اس��ت؟ آيا اين بدان معنا نيست كه حتي تا زمان‬ ‫صفويه قوي��ا آداب كهن هنوز زنده بوده اس��ت و آيين بر ه��م ريختن نظم‬ ‫معمول جامعه در جريان نوروز‪ ،‬به روال هزاره‌هاي قبل از خود ادامه داش��ته‬ ‫اس��ت؟» (صفحه ‪)498‬‬ ‫چنان كه م ي‌بينيم آيين نوروز‪ ،‬از نظر اصل و ريشه‌ باستاني‪ ،‬نه مربوط‬ ‫به دين زرتشتي است نه حتي آييني هند و ايراني اس��ت‪ ،‬بلكه سابقه آن به‬ ‫پيش از ورود اقوام آريايي به فالت ايران بازم ي‌گ��ردد‪ .‬همچنين درم ي‌يابيم‬ ‫كه اين جش��ن‪ ،‬تنها متعلق به ايرانيان باس��تان نبوده اس��ت‪ ،‬بلكه به تعبير‬ ‫اس��تاد مهرداد بهار «از هند تا مديترانه ما به‌گونه‌اي از اسطوره برم ي‌خوريم‬ ‫كه خدايان بارور‌كننده‪ ،‬همس��ر يا تابعي از ايزدبانوي ب��زرگ آبند‪( ».‬صفحه‬ ‫‪)426‬‬ ‫افتتاحيه‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ -2‬پس بهتر اس��ت كه عيد نوروز را ن��ه آييني مربوط به زرتش��تيان‬ ‫قلمداد كنيم نه آن را آييني حل شده در اس�لام بدانيم‪ .‬اين آيين‪ ،‬يك سنت‬ ‫بوم ي‌ اس��ت و اكنون‪ ،‬فارغ از معاني اس��طوره‌اي آن‪ ،‬جشن آغاز سال و ورود‬ ‫به بهار براي ما ايرانيان اس��ت چه س��ني چه ش��يعه چه يهودي چه ارمني‬ ‫چه زرتشتي و چه آش��وري‪ .‬مثل همه س��نت‌هاي بوم ي‌ و بيش از همه آنها‪،‬‬ ‫نوروز مايه همبس��تگي ملي ما ايرانيان است‪ ،‬ممكن اس��ت به من اشكال‬ ‫بگيريد كه بنا بر س��نت زرتش��تي «در شش��مين گاه آفرينش‪َ ،‬فر َو َه رها به‬ ‫خواست خداوند به زمين فرود آمدند و شكل و قالب مادي يافتند‪ .‬اين نزول‬ ‫و ش��كل‌گيري‪ ،‬در پنج روز پايان س��ال انجام يافت‪ .‬آن گاه‪ ،‬بن��ا بر روايات‬ ‫مربوط به اس��طوره آفرينش‪ ،‬بعدها مردم اين ايام را به نام جشن َفر َو َه ر‪ ،‬عيد‬ ‫س��اختند و معتقد بودند كه فروهرهاي نياكان‪ ،‬هر س��ال ميان خانمان خود‬ ‫نزول م ي‌كنند تا از خوشي و شادماني‪ ،‬راستي و درستي‪ ،‬دينداري و پهلواني‪،‬‬ ‫خير و بركت‪ ،‬ثروت و ش��وكت بازماندگان خود ش��ادي كنند و آنان را تبرك‬ ‫نمايند‪( ».‬وهاب ولي‪/‬ميترا بصيري‪ ،‬اديان جهان باس��تان‪ ،‬جلد سوم‪ :‬ايران‪،‬‬ ‫صفحه ‪ ،174‬پژوهشگاه علوم انس��اني و مطالعات فرهنگي‪ )1379 ،‬و ادامه‬ ‫بدهيد‪« :‬نوروز بزرگ‪ ،‬روز ششم فروردين و بنا بر سنت‪ ،‬زادروز زرتشت است‪...‬‬ ‫مطابق با يك رس��اله پهلوي‪ ،‬در چنين روزي حوادث بسياري از آغاز خلقت‬ ‫به بعد روي داده اس��ت كه يكي از اين حوادث مهم‪ ،‬تولد زرتشت است‪ ...‬در‬ ‫نوروز مراسم ي‌ فراوان با آيي ن‌ها و ش��عائري زياد انجام م ي‌شد كه در نهايت‪،‬‬ ‫وابس��تگي اعتقادي مردم به طبيعت‪ ،‬احترام به عناصر و طلب خير و بركت‬ ‫اهم اين رازها و‬ ‫در اشكال كنايه‌آميز را بيان م ي‌كرد‪ .‬هفت‌سين و س��بزه از ّ‬ ‫كنايات است‪ .‬از ديگر مراسم بسيار مش��هور و معتبر نوروز‪ ،‬رسم شس ت‌وشو‬ ‫و غسل بوده است‪ .‬در نوروز‪ ،‬مردم به پيروي از سنن ديني‪ ،‬جهت حلول سال‬ ‫نو به شس ت‌وشو و غس��ل م ي‌پرداختند‪ ...‬در سفره ويژه نوروز‪ ،‬نهادن آب نيز‬ ‫بسيار اهميت داش��ت‪ ،‬چون معتقد بودند كه ارواح درگذش��تگان يا فروهرها‬ ‫موجب خير و بركت و افزوني گياه و آب در آن سال م ي‌شوند و ادعيه ويژه‌اي‬ ‫جهت خرداد‌ امشاس��پند كه نگهبان آب و امردا ِد امشاس��پند كه نگهبان و‬ ‫سرپرس��ت گياه بود‪ ،‬م ي‌خواندند‪( ».‬همان‪ ،‬صفحات ‪)177 – 176‬‬ ‫پاس��خ خواهم داد كه همه اينها به سنت زرتش��تي بازم ي‌گردد و مآخذ‬ ‫آن نيز متون ديني فارس��ي‌‌ميانه (زبان پهلوي) است كه تاليف بخشي از آن‪،‬‬ ‫متعلق به دوران ساساني و بخش��ي ديگر متعلق به قرون اوليه پس از ورود‬ ‫اسالم به ايران بوده اس��ت‪ ،‬واال چنان كه در نقل قول‌ها از كتاب «پژوهشي‬ ‫در اساطير ايران» اثر اس��تاد مهرداد بهار ديديم‪ ،‬نه در مآخذ اوستايي و نه در‬ ‫وداها اثري از نوروز نيست‪ .‬به‌عبارت ديگر‪ ،‬متوليان دين زرتشتي‪ ،‬به مالحظه‬ ‫رواج س��نت نوروز در ميان ايرانيان‪ ،‬توضيحي براي اين آيين بر اساس نظام‬ ‫جهان‌ش��ناختي دين زرتش��تي ارائه كردند‪ .‬اين كار يكي از نقش‌هاي بسيار‬ ‫مهم اجتماعي‪ -‬تاريخي اديان در جوامع اس��ت و اگر دين��ي نتواند در قلمرو‬ ‫دعوت خود‪ ،‬توضيحي نظام‌مند از آداب و رس��وم و باورهاي س��نتي و بوم ي‌‬ ‫مردمان عرضه كند‪ ،‬پاي��دار نخواهد ماند (البته اين توضي��ح‪ ،‬لزوما به تاييد‬ ‫منجر نم ي‌ش��ود‪).‬‬ ‫همين كار در تش��يع هم صورت پذيرفته اس��ت‪ .‬كتاب مفاتي ح‌الجنان‬ ‫اگر نگوييم معتبرترين مجموع��ه روايي درباره ادعيه‪ ،‬زيارات و آداب عبادي‬ ‫مخصوص س��اعات و روزها در ميان شيعيان است‪ ،‬دس��ت‌كم مقبول‌ترين‬ ‫آنهاس��ت و گردآورنده آن يعني مرحوم حاج ش��يخ عباس قم��ي‌ – كه خدا‬ ‫رحمتش كند – از آخرين بازمانده‌هاي سلسله س��نتي علم حديث در تشيع‬ ‫بوده است و در دوس��تاري و سرس��پردگي خانواده پيامبر – صل ي‌اهلل عليه و‬ ‫آله – از نشانه‌هاي نادر‌الوجود روزگار‪ .‬در اين كتاب‪ ،‬درباره اعمال عيد نوروز‬ ‫چنين م ي‌خوانيم‪« :‬حضرت صادق – عليه الس�لام – به مع لّ ي ابن خنيس‬ ‫تعليم فرموده كه چون روز نوروز ش��ود‪ ،‬غس��ل كن و پاكيزه‌ترين جامه‌هاي‬ ‫خود را بپوش و به بهترين بوهاي خوش خود را خوش��بو گردان و در آن روز‬ ‫روزه بدار پس چون از نماز پيشين و پسين و نافله‌هاي آن فارغ شوي‪ ،‬چهار‬ ‫ركعت نماز بگذار‪ ،‬يعني ه��ر دو ركعت به يك س�لام و در ركعت اول بعد از‬ ‫حمد ده مرتبه سوره «انّا انزلناه» بخوان و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه‬ ‫س��وره «قل يا ايها الكافرون» و در ركعت س��وم بعد از حمد‪ ،‬ده مرتبه سوره‬ ‫«قل هو اهلل احد» و در ركعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه س��وره «قل اعوذ‬ ‫برب الناس» بخوان و بعد از نماز به س��جده ش��كر‬ ‫برب الفلق» و «قل اعوذ ّ‬ ‫ّ‬ ‫ب��روواي��ندع��ارابخ��وان‪:‬‬ ‫« اللّهم صل علي محمد و آل‌محمد االوصياء المرضيين و علي جميع‬ ‫انبيائك و رس��لك بافضل صلواتك و بارك عليه��م بافضل بركاتك و صل‬ ‫علي ارواحهم و اجس��ادهم‪ .‬اللّهم بارك علي محم��د و آل‌محمد و بارك لنا‬ ‫ش��رفته و ّ‬ ‫عظم��ت خطره‪ .‬اللّهم بارك‬ ‫في يومنا هذا الّذي ّ‬ ‫كرمته و ّ‬ ‫فضلته و ّ‬ ‫وسع علي في رزقي‪ .‬يا‬ ‫لي فيما انعمت به علي ح ّت ي الاش��كر احدا غيرك و ّ‬ ‫فاليغيبن ع ّن ي عونك و حفظك و‬ ‫ذا الجالل و االكرام‪ .‬اللّهم ما غاب ع ّن ��ي‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫ما فقدت من ش��يء فالتفقدني عونك عليه ح ّت ي الاتكل��ف ما الاحتاج اليه‬ ‫يا ذاالجالل و االكرام‪ :‬بارخدايا! درود فرس��ت بر محمد و خاندان محمد‪ ،‬آن‬ ‫جانشينان پسنديده و بر تمام پيامبران و فرستادگانت به برترين درودهايت و‬ ‫بركت خود را بر ايشان فرود آور برترين بركت‌هايت را و درود بفرست بر ارواح‬ ‫و اجسادشان‪ .‬بارخدايا! بركتت را فرود آور بر محمد و خاندان محمد و در اين‬ ‫امروزمان به ما بركت ببخش‪ ،‬روزي كه برتري دادي آن را و بزرگ داش��تي و‬ ‫بلند‌مرتبه دانست ي‌اش و منزلتش را عظيم ش��مردي‪ .‬بارخدايا! هرچه از باب‬ ‫نعمت خويش به من ارزاني داشتي‪ ،‬براي من مبارك گردان تا به جايي برسم‬ ‫كه جز تو سپاس��گزار هيچ‌كس نباشم و رزق و روزي‌ات را بر من بگستر‪ ،‬اي‬ ‫صاحب جالل و بزرگواري‪ .‬بارخدايا! آنچه بر من پوشيده است‪( ،‬باكي نيست)‬ ‫مبادا كه ياري و نگاهداري تو از م��ن پنهان بماند و هرچ��ه گم م ي‌كنم‪ ،‬تو‬ ‫مفقود نفرما ياري‌ات را تا به جايي برسم كه خود را به زحمت و تكلف نيندازم‬ ‫براي چيزي كه احتياج واقعي من به آن نيست‪ ،‬اي صاحب جالل و بزرگواري!‬ ‫«چون چنين كني‪ ،‬گناهان پنجاه‌ساله‌ات آمرزيده شود‪».‬‬ ‫اي��ن رواي��ت را اولي��ن ب��ار در ق��رن پنجم هجري‪ ،‬ش��يخ طوس��ي‬ ‫(يك��ي از اركان فقه ش��يعه) در كت��اب « مصب��اح المتهجد» نق��ل كرده‪،‬‬ ‫(ن��ك‪ :‬رس��ول جعفري��ان‪ ،‬ن��وروز در فرهن��گ ش��يعه‪ ،‬پاي��گاه اينترنت��ي‬ ‫درگاه) س��پس ب��ه ش��كل مبس��وط‌‌‌تري در كت��اب «المه ّذب الب��ارع في‬ ‫ش��رح المختص��ر النافع» نوش��ته ابن فه��د حلّ ��ي از فقهاي بزرگ ش��يعه‬ ‫در ق��رن نهم نقل ش��ده اس��ت‪ .‬در اين ش��كل مبس��وط رواي��ت‪ ،‬حضرت‬ ‫امام جعفر صادق – علي ه‌الس�لام – م ي‌فرمايد‪:‬‬ ‫«روز نوروز‪ ،‬روزى است كه رس��ول خدا ‪ -‬صلى اهلل عليه و آله ‪ -‬براى‬ ‫امام على – علي ه‌‌السالم ‪ -‬در غدير پيمان گرفت و مردم به واليت او اعتراف‬ ‫كردند‪ .‬خوشا به حال كس��ى كه بر آن پيمان باقى ماند و بدا به حال كسى‬ ‫كه آن عهد را شكس��ت‪ .‬روز نوروز‪ ،‬روزى است كه رسول خدا (ص) امام على‬ ‫(ع) را به وادى جن فرس��تاد و او بر آنها عهدها و پيمان‌ها گرفت‪ .‬روز نوروز‪،‬‬ ‫روزى اس��ت كه امام على(ع)‪ ،‬بر خوارج غلبه يافت و ذوالثديه را كشت‪ .‬روز‬ ‫نوروز‪ ،‬روزى اس��ت كه قائم ما از اهل بيت (ع) قيام خواهد كرد و خداوند او را‬ ‫بر دجال پيروز خواهد كرد و دجال را بر كناس��ه كوفه به دار خواهد زد‪ .‬هيچ‬ ‫نوروزى نخواهد آمد ج��ز آنكه ما انتظار فرج��ى در آن داريم‪ .‬اين از روزهاى‬ ‫متعلق به ماست كه فارس��يان آن را حفظ كردند و شما (عرب‌ها) آن را ضايع‬ ‫كرديد‪ .‬يكى از انبياى بن ى‏اسرائيل از خدايش خواست تا قومى را كه چندين‬ ‫‪55‬‬
‫افتتاحيه‬ ‫هزار بودند و از‌ترس مرگ از ديارش��ان خارج شده بودند‬ ‫و خداوند آنه��ا را ميرانده بود‪ ،‬زنده كن��د‪ .‬خداوند به وى‬ ‫فرمود‪ :‬ب��ر قبرهاى آنان آب بريز‪ .‬او در اي��ن روز‪ ،‬بر قبور‬ ‫آنها آب ريخت و آنها كه س��ى هزار تن بودند زنده شدند‪.‬‬ ‫همين امر س��بب ش��د تا ريختن آب در روز نوروز س ّنت‬ ‫شود‪ ،‬امرى كه سبب آن را جز راسخان در علم نم ى‏دانند‪.‬‬ ‫روز نوروز‪ ،‬اول سال فارسيان اس��ت‪ .‬معلى م ى‏افزايد‪ :‬آن‬ ‫حضرت‪ ،‬اين مطالب را بر من امال كرد و من از امالى آن‬ ‫حضرت آن را نوش��تم‪( .‬نك‪ :‬همان منبع)»‬ ‫من در اينجا ن��ه قصد اثبات صح��ت اين روايت را‬ ‫دارم و نه صالحيتش را دارم‪ .‬اين‌ق��در م ي‌دانم كه برخي‬ ‫روايات مربوط به نوروز‪ ،‬سمت و سوي اين روايت را تاييد‬ ‫م ي‌كند و برخي ديگر‪ ،‬معارض آن است‪ ،‬ولي هرچه باشد‪،‬‬ ‫اين يك نكته قطعي است كه آيين نوروز در اسالم ايراني‬ ‫و به‌طور خاص در تش��يع‪ ،‬توضيحي ياف��ت و جايگاهي‬ ‫پيدا كرد به‌طوري كه يك شيعه معتقد م ي‌تواند با تكيه‬ ‫بر سنت روايي مذهب خويش‪ ،‬به نوروز به مثابه يك روز‬ ‫وي��ژهب��رايعب��ادتخ�� ادن��گاهكن��د‪.‬‬ ‫نكته بسيار جالب‪ ،‬تشابهي اس��ت كه ميان شكل‬ ‫مبسوط روايت نقل ش��ده از مع لّ ي ابن خنيس با گزارش‬ ‫سنت زرتش��تي ديده م ي‌شود‪ ،‬يعني در س��نت زرتشتي‪،‬‬ ‫نوروز‪ ،‬س��الگرد ي��ك سلس��له اتفاقات ب��زرگ از جمله‬ ‫تولد زرتش��ت پيامبر اس��ت و در اين رواي��ت نيز نوروز‬ ‫س��الگرد اتفاقات بزرگي مانند اعالم جانش��يني حضرت‬ ‫امي ر‌المومنين – علي ه‌الس�لام – در روز غدي ر‌خم دانسته‬ ‫شده يا آنكه آيين آب‌افش��اندن در نوروز‪ ،‬رمزگشايي شده‬ ‫و به آيه ‪ 243‬سوره بقره و قصه‌اي كه اين آيه به‌طور گذرا‬ ‫گفته‪ ،‬ارجاع داده شده است‪ .‬براي كس��ي كه بخواهد از‬ ‫بيرون به اين دو س��نت ديني نگاه كند‪ ،‬قابل فهم است‬ ‫كه در تطور حيات ديني‪ ،‬اين آيين در هر يك از دو دين‬ ‫معناي خاص خود را يافته اس��ت‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫‪ -3‬پ��س از هم��ه اي��ن توضيح��ات‪ ،‬ي��ك نگاه‬ ‫واقع‌بينانه كافي اس��ت تا تصديق كنيم كه در زمانه ما‪،‬‬ ‫آيين نوروز براي اكثر ايرانيان‪ ،‬جنبه ديني يا اس��طوره‌اي‬ ‫ندارد‪ ،‬بلكه يك جشن ملي اس��ت‪ ،‬آن هم نه به مفهوم‬ ‫خاص سياسي جشن ملي‪ ،‬بلكه به معني جشن عمومي‬ ‫كه اكثريت قريب به اتفاق مردم به آن پايبندند‪ .‬فوايد آن‬ ‫هم يكي‪ ،‬دو تا نيست؛ از ابراز شادي گرفته كه متاسفانه‬ ‫در فرهنگ امروز ما كمبود آيي ن‌هاي ويژه آن احس��اس‬ ‫م ي‌شود تا فراهم ش��دن امكان س��فر در ايام تعطيالت‬ ‫در فصلي كه هم م��ردم مناطق سردس��ير م ي‌توانند به‬ ‫مناطق گرمس��ير بروند و هم عكس آن صادق اس��ت تا‬ ‫ديد و بازديد عيد كه در ريزه‌كاري‌هاي آن نيز زيباي ي‌هاي‬ ‫بزرگي هس��ت مثل اينك��ه كوچك‌ترها زودت��ر به ديدار‬ ‫بزرگترها م ي‌روند و بزرگترها عيدي م ي‌دهند و مثال بنده‬ ‫كه س ي‌و‌پنج س��اله‌ام در كنار پسرم هر دو از پدرم عيدي‬ ‫م ي‌گيري��م و اين تذكر چه زيباس��ت ك��ه پدربزرگ‪ ،‬پدر‬ ‫نوه‌اش هم هست و پسر‪ ،‬اگرچه اكنون خود پدر فرزندي‬ ‫اس��ت‪ ،‬فراموش نكند كه هميشه پس��ر و كوچك پدر و‬ ‫مادرش خواهد بود (و ّقروا كبارك��م وارحم��وا صغارك��م)‪.‬‬ ‫تك‌تك اين موارد از نظر همه اديان پس��نديده‌اند‬ ‫و برخي از آنها مثل صله‌رح��م از بزرگترين آداب اخالقي‬ ‫دين اسالم هم هس��تند‪ .‬پس بگذاريم ه ر‌كس با توضيح‬ ‫خاصي كه خودش دارد‪ ،‬در اين جش��ن ملي حضوري به‬ ‫همبرس��اند‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪56‬‬ ‫(‪ )1‬البته عموم مسلمانان بر اساس باور به حجيت ظواهر قرآن‪،‬‬ ‫فارغ از ه ر‌گونه امكان تاويل رمزي قصص قرآن از جمله قصه حضرت‬ ‫يوس��ف – علي ه‌الس�لام – ابتدا واقعي بودن آن را م ي‌پذيرند و سپس‬ ‫درباره ابعاد رمزي آن س��خن م ي‌گويند‪g .‬‬ ‫مصطفي شوقي ‪ /‬دبير گروه جهان اسالم‬ ‫سلفی‌ها‬ ‫بیم و امید‌های جهان اسالم‬ ‫وقتی محمد المرس��ی وارد کاخ ریاس��ت‌جمهوری‬ ‫ش��د و به اتاق کار مبارک رفت به یاد روزگاری افتاد که در‬ ‫زندان امنیتی یاران او در اخوان‌المسلمین شکنجه و اعدام‬ ‫می‌شدند‪ .‬راشد الغنوشی ‪ 72‬ساله از جمعیت پاسدار قرآن‬ ‫که آن را تاس��یس کرد تا جنبش فراگیر النهضه که پیرو‬ ‫اسالم سیاس��ی اخوان‌المس��لمین بود راهی طوالنی را‬ ‫پیمود تا اینکه دولت بعد از بن‌‌علی را‪ ،‬تونس تاسیس کند‪.‬‬ ‫بشار اسد‪ ،‬پسر پدر ملت سوریه‪ ،‬اگرچه جراحی ظ ریف چشم‬ ‫رابهخوبیانجاممی‌دهدامابهزخمعمیقیکهتروریس ت‌ها‬ ‫به کش��ورش زده‌اند مثل یک فرمانده سیاس��تمدار نگاه‬ ‫می‌کند تا پزشک جراح چشم؛ که حاال او باید دست و پای‬ ‫قطع شده سوریه را به هم پیوند زند‪.‬‬ ‫بحرین مروارید خلیج‌‌فارس به سنت حاکمان خود‬ ‫س��نی‌مذهب اس��ت اما در درون عش��ق به اهل بیت(ع)‬ ‫همانند بیرق این کشور رنگ خون گرفته‪ ،‬اصالح‌طلبان‬ ‫و انقالبی‌هاي دوگانه‌ای را در بحرین به‌وجود آورده‌اند که‬ ‫دولت آل‌خلیفه به بهترین نحو ممکن از آن سود می‌برد؛ در‬ ‫اینجا حتی راهپیمایی ‪‌300‬هزار نفری بحرینی‌ها تنها یک‬ ‫شعار داشت و آن هم «اسقاط نظام» بود‪ .‬در لندن این شهر‬ ‫چندملیتی یک چیز بیشتر از هر چیزی تنوع زیستی آن‬ ‫را مشخص می‌کند؛ مسلمانان‪ .‬علی از پاکستان در قطار‬ ‫متروی لندن در گوشی اپل خود ب رنامه قرائت قرآن را ریخته‬ ‫و‌بی‌تکلف هر روز وقتی از خانه بیرون می‌آید چند آیه‌ای از‬ ‫قرآن را می‌خ واند‪ .‬این اما همه مسلمانی لندنی‌ها نیست‪...‬‬ ‫دنیای اسالم امروز در پیچ تاریخی بزرگی قرار دارد‪،‬‬ ‫امسال آنچه در دنیای اس�لام رخ داد‪ ،‬تحولی ساختاری را‬ ‫جغ رافیای جهان اس�لام ایجاد کرد‪ .‬تحوالت شتاب‌آلود‪،‬‬ ‫نسبت جوامع اسالمی را با اسالم سیاسی از انقالب‌های‬ ‫سال ‪ 2010‬مش��خص ساخت‪ .‬در بس��یاری از کشورهای‬ ‫انقالب��ی دولت‌ه��ای انقالبی ‪ -‬اس�لامی ی��ا ائتالفی‬ ‫از جریان‌های اس�لامی‪ ،‬دولت‌س��ازی به ش��یوه مدرن را‬ ‫در دس��تورکار قرار دادند‪ ،‬به‌صورتی که طعنه بس��یاری از‬ ‫جریان‌های مخالف را متوجه خود ساخت‪ ،‬چه آنکه از نظر‬ ‫گروه‌های ناسیونالیس��تی با گرایش‌های چ��پ‪ ،‬از درون‬ ‫نكات‬ ‫محافظه‌کاری دولتی مدرن بی��رون نمی‌آید‪ ،‬با این حال‬ ‫اقبال جریانات اسالمی گرچه باعث تضاد‌هایی در درون‬ ‫ج وامع اسالمی شد اما یک رخداد بزرگ را نیز به همراه داشت‬ ‫که گروه‌های محافظه‌کار اسالمی مثل جریانات سلفی از‬ ‫مراکز خیریه و مساجد به پارلمان و دولت دست پی دا کردند‬ ‫تا بیم و امیدهای زیادی را به همراه آورند‪.‬‬ ‫این مطلب نگاهی به حضور جریانات اس�لامی و‬ ‫تحوالت جهان اسالم در برخی از کشورهای اسالمی دارد‪.‬‬ ‫انقالب موتورهای فضاپیما‬ ‫محمد المرسی گرچه از اسالم س��نتی در روستای‬ ‫عدوه استان شرقیه برخاست‪ ،‬اما با پیوستن به جریان فکری‬ ‫اخوان‌المس��لمین‪ ،‬راه مبارزه را در پیش گرفت‪ .‬اخوانی‌ها‬ ‫بیشتر از آنکه گروهی مس��لح و انقالبی باشند‪ ،‬جریانی‬ ‫عقیدتی هستند که تئوری بازگشتن به خویشتن اسالمی‬ ‫و تمدن بزرگ اسالمی را دنبال می‌کنند‪ .‬محمد المرسی از‬ ‫نسلی برخاس��ت که در این راه در کنار آموزه‌های انقالبی‬ ‫و مکتبی‪ ،‬درس خواندن را پیش روی خود داش��ت‪ .‬وی به‬ ‫آمریکا رفت و دکترای موتورهای فضاپیما را از دانش��گاه‬ ‫کالیف رنیای جنوبی گرفت که پ��س از پایان تحصیالت‬ ‫در این دانشگاه نیز به تدریس مش��غول بود‪ .‬این نسل از‬ ‫اخوانی‌ها تحصیلکرده‌ترین‌های مصر هستند‪ ،‬شاید به‬ ‫همین دلیل است که اگر نگاهی به اعضای دفتر سیاسی‬ ‫یا ش��ورای مرکزی حزب آزادی و عدالت بیندازید‪ ،‬دو جین‬ ‫دکتر و مهندس را در آن می‌یابید‪ .‬انقالب مصر‪ ،‬اخوانی‌ها‬ ‫را که سال‌ها علیه چهار رئی س‌جمهور و یک پادشاه مبارزه‬ ‫کرده بودند‪ ،‬به قدرت نش��اند‪ ،‬اما دیری نپایید که آزادی و‬ ‫عدالت حزب محمد المرس��ی در درون خود اخوان نیز با‬ ‫چالش‌هایی مواجه شد؛ از س��وی دیگر گروه‌های ملی و‬ ‫چپی که گرایش‌های لیب رال داش��تند نمی‌توانس��تند در‬ ‫انقالبی که مدعی آن بودند‪ ،‬دولتی اس�لامی را روی کار‬ ‫ببینند؛ پس کارشکنی‌ها شروع شد؛ تحوالت شتاب‌زده در‬ ‫مصر مخصوصا پس از وقایع شهر پورت سعید وارد مرحله‌‬ ‫حساسی شد تا المرس��ی قانون اختیارات خود تا تصویب‬ ‫در ابتدای ریاست‌جمهوری المرسی بود که نامه محب ت‌آمیزش به رئی س‌جمهور‬ ‫رژی م‌صهیونیستی در معرفی سفیر نش�ان داد که عملگرایی او و دستیارانش در‬ ‫آرمانگرایی تاریخی اخوان ی‌ها هیچ توافقی با هم ندارند‬ ‫نقش ترکیه با پشتیبانی سیاس�ی و نظامی از گروه‌های تروریست که عمدتا‬ ‫از باقیمانده تشکیالت القاعده نظیر جبهه النصره است‪ ،‬بر دامنه اختالفات میان‬ ‫گروه‌های درگیر افزوده است‬ ‫دکتر هلباوی می‌گوید که س�لف ی‌های اروپا اهل شریعت نیستند و بیشتر تابع‬ ‫احساس آرمانگرايانه خود م ی‌باشند‪ .‬او از تجرب ه‌ای شخصی م ی‌گوید که گروهی‬ ‫از جوانان مسلمان‪ ،‬دور شیخی سلفی جمع ش�ده بودند که از آموزه‌های جهاد با‬ ‫آنها سخن بگوید‪ ،‬كه فرجام آنها کشته‌شدن در سوریه و مالی بود‬
‫افتتاحيه‬ ‫النهضه در تونس‪ ،‬نتوانست؟!‬ ‫اسالم جهانی‬ ‫اسالم امروز نه به‌عنوان یک مکتب فکری که نمادی از مبارزه نیز است‪ .‬رشد اسالمگرایی در چند‬ ‫سال اخی ر‪ ،‬نه در کشورهای اسالمی که در اروپای مسیحی نیز چمشگیر بوده‪ .‬این روزها اگر در خیابان‬ ‫شه ر‌های بزرگ اروپایی قدم بزنید افرادی را می‌بینید که با نمادهای اسالمی که به همراه دارند‪ ،‬از نوع‬ ‫پوشش تا اصالح سر و صورت‪ ،‬در حال کار عادی هستند‪ .‬اروپا بیشتر از هر زمان دیگری مسلمانان را در‬ ‫خود پذیرفته است‪ ،‬این البته به معنای همراهی دولت‌های اروپایی با مسلمانان نیست که در بسیاری‬ ‫از مواقع انجمن‌های اسالمی حتی نمی‌توانند یک عبادتگاه یا مسجد در شهر خودشان داشته باشند‪.‬‬ ‫در این میان اما واقعیتی مهم میان جوامع اسالمی وجود دارد؛ رشد سلفی‌گری در اروپا و ایجاد‬ ‫کانون‌های فکری سلفی در کشورهای متعدد اروپایی‪ ،‬شیوه‌ای و مسلکی تند از اسالم را میان اروپایی‌ها‬ ‫به نمایش می‌گذارد‪ .‬کمال هلباوی‪ ،‬متفکر مصری که روزگاری خود از رهب ران اخوان‌المسلمین بوده‪،‬‬ ‫می‌گوید که رشد سلفی‌گری در اروپا با آنچه سلفی‌گری در کشورهای خاورمیانه است‪ ،‬متفاوت می‌باشد‪،‬‬ ‫چه آنکه سلفی‌های اروپا در نوع زندگی خود با آزادی بیش��تری مواجه هستند و در تضاد‌های موجود‬ ‫روابط اجتماعی اروپا گم می‌شوند‪ .‬این شیوه در مورد گروه‌های افراطی مسیحی نیز وجود دارد که دچار‬ ‫جزم‌اندیشی و فرار از واقعیت هستند‪ .‬دکتر هلباوی می‌گوید که سلفی‌های اروپا اهل شریعت نیستند و‬ ‫بیشتر تابع احساس آرمانگرايانه خود می‌باشند‪ .‬او از تجربه‌ای شخصی می‌گوید که گروهی از ج وانان‬ ‫مسلمان‪ ،‬دور شیخی سلفی جمع شده بودند که از آموزه‌های جهاد با آنها سخن بگوید‪ ،‬كه فرجام آنها‬ ‫کشته‌شدن در سوریه و مالی بود‪ .‬به نظر می‌رسد کانون‌های سلفی‌گری با سربازگیری از ج وانان اروپایی‪،‬‬ ‫ب رای آنچه جهاد مقدس می‌گویند‪ ،‬به اسالم جهانی که در حال رشد است ضربه‌ای شدید وارد می‌کنند‪.‬‬ ‫از مصر تا تونس‪ ،‬از سوریه تا لندن و از مالی تا بحرین و شرق اسالمی‪ ،‬آنچه امروز جهان اسالم را‬ ‫تهدید می‌کند‪ ،‬قرائت‌های تند و رادیکال از اسالم است‪ .‬در بهار اسالم سیاسی که گروه‌های اسالمی در‬ ‫راه دولت‌سازی تالش می‌کنند‪ ،‬سلفی‌ها مهم ترین مانع هستند‪g.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫می‌گویند اهالی ساحل به میانه‌روی و محافظه‌کاري معروف هستند اما در تونس این گونه نبود‪،‬‬ ‫حتی گروه‌های مبارز نیز از سرعت عمل انقالبی مردم تونس غافلگیر شدند‪ .‬شاید به همین دلیل بود‬ ‫پس از سرنگونی بن‌علی انقالب‌بی‌رهبر تونس ب رای بازگشت رهب ران خود از تبعید لحظه‌شماری‬ ‫می‌کرد‪ .‬آنها انقالب خود را به رهب ران مبارز خود تحویل دادند‪ .‬پس از آن بود که راشد لغنوشی‪ ،‬رهبر‬ ‫حزب اسالمگرای النهضه تونس پس از بیش از ‪‌۲۰‬سال دوری به کشورش بازگشت‪ .‬وی هدف خود‬ ‫را مشارکت در امر سیاسی تونس عنوان کرد؛ مشارکتی که با برگزاری انتخابات مجلس موسسان و‬ ‫انتخاباتپارلمانی بهپیروزینهایی‌النهضهمنجرشد‪.‬البتهدراینجاگروه‌هایملی ‪-‬چپوحزبحاکم‬ ‫که با سیاست‌های سکوالریستی خود به‌شدت مخالف اسالمگرایان بودند‪ ،‬علم مخالفت با النهضه را‬ ‫به دست گرفتند‪ .‬در این میان همانند مصر‪ ،‬جریان اسالم سلفی در تونس که سال‌ها در کنج مساجد و‬ ‫محافل نشسته بود و هیچ اقدام سیاسی نمی‌کرد‪ ،‬به عرصه‌سیاست پا گذاشت؛ گرچه به مجلس این‬ ‫کشور راهی نیافت‪ ،‬اما به‌عنوان گروه فشاری علیه احزاب سیاسی از جمله النهضه برخاست به صورتی‬ ‫که بسیاری آنچه از ناآرامی‌هایی که اواخر سال‪ 2012‬در تونس صورت گرفت را ناشی از گروه‌های سلفی‬ ‫حاضر در تونس عنوان می‌کنند‪ .‬این جرقه با ترور «شکری بلعید»‪ ،‬رهبر حزب معارض ملی‌گراهای‬ ‫دموکراتیک آتش به جان دولت اسالمگرای تونس زد تا جایی که شکاف میان گروه‌های سیاسی در‬ ‫تونس در میان جریان اسالمگرا با چپگراها را باال برد‪ .‬آنچه از ترور شکری بلعید به نظر می‌رسد‪ ،‬فتوای‬ ‫قتل او توسط روحانیون سلفی بود‪ .‬به نظر می‌رسد سایه سلفی‌گری در تونس همانند مصر آینده این‬ ‫کشور را تیره ساخته است‪ .‬در عرصه داخلی این همه مشکالت تونس نیست‪ ،‬چه آنکه از نظر اقتصادی‪،‬‬ ‫تونس انقالبی با تونس بن‌علی تفاوت چندانی نکرده است‪ .‬اگر عامل اصلی انقالب‪ ،‬خود‌سوزی محمد‬ ‫بوعزیزی به دلیل مسائل اقتصادی و فساد حاکم بر این کشور‪ ،‬بن‌علی را به سقوط کشانید‪ ،‬مشکالت‬ ‫مردم انتقادات از دولت تونس را باال برده است‪ .‬در عرصه بی ن‌المللی آمریکا با بیم و امید به تحوالت‬ ‫تونس می‌نگرد‪ .‬گرچه راشد الغنوشی رفتار دوگانه‌ای را در پیش گرفته است و با میانه‌روی خود و حضور‬ ‫در برخی مصاحب ه‌ها و نشس ت‌ها پال س‌های مثبتی به غرب می‌دهد‪ ،‬اما او کسی است که از حمله به‬ ‫بن‌بست سوریه‬ ‫حاج‌‌قاسم سلیمانی در مورد سوریه نکته‌ای ظریف گرفته است؛ او می‌گوید که اگر یک همت‬ ‫یا خ رازی در سوریه بود‪ ،‬این کشور این گونه نمی‌شد‪ .‬مشکل نظام سوریه نیز دقیقا از همی ن‌جا نشات‬ ‫می‌گیرد؛ آدم‌ها‪ .‬بشار اسد از بسیاری از رهب ران عرب‪ ،‬مدرن‌تر و اصالح‌طلب‌تر است تا جایی که وقتی‬ ‫او به حکومت رسید با تمام سختی‌هایش‪ ،‬سیستم سنتی سوریه را تغییر داد و گام در راه اصالحات‬ ‫نهاد‪ .‬این مساله را می‌توان در یکی از بزرگترین اقدامات او‪ ،‬یعنی تغییر اقتصاد بسته سوسیالیستی‬ ‫سوریه که در زمان پدرش‪ ،‬حافظ اسد ساخته شده بود به یک اقتصاد باز و غی ر‌سوسیالیستی دانست‪.‬‬ ‫به همین دلیل بود که سرمایه‌گذاری خارجی در کشور‪ ،‬رشد بسیار زیادی کرد و کشورهای همسایه‪،‬‬ ‫سوریه را به‌عنوان بازاری مهم در استراتژی خود لحاظ کردند‪ .‬در این میان تغییر مسیر غی ر‌طبیعی‬ ‫توفان تحوالت ع ربی به‌سوریه این کشور را با یک بحران بی ن‌المللی مواجه ساخت‪ .‬در ابتدا مردم کشور‬ ‫به شیوه انقالب‌های ع ربی عمل می‌کردند‪ ،‬اما به یکباره نیروهای مسلح قوی – مذهبی اعتراضات‬ ‫را به جنگ مسلحانه کشاندند‪ .‬ماجرا از آنجا شروع ش��د که تظاه راتی در شهرهای مختلف سوریه‬ ‫نظیر حمات‪ ،‬جبله‪ ،‬دمشق‪ ،‬الذقیه‪ ،‬درعا و حمص به وقوع پیوست‪ .‬بشار اسد در ابتدا در مورد این‬ ‫اعتراضات در رسانه‌های سوریه نظری نمی‌داد‪ ،‬اما پس از اینکه در برخی شهرها به‌خصوص در شهر‬ ‫حمص‪ ،‬قیام مسلحانه توسط ارتش آزاد سوریه علیه حکومت وی رخ داد‪ ،‬به مصاحبه با رسانه‌های‬ ‫دولتی سوریه پرداخت و علت این اعتراضات را کشورهای ضد‌مقاومت دانست‪ ،‬او اعالم کرد که با اقتدار‬ ‫در ب رابر این توطئه‌ها می‌ایستد‪ .‬ایستادگی سوریه و شدت عمل مخالفان به یک جنگ تمام‌عیار‬ ‫منجر شده است‪ .‬ائتالف ضد‌مقاومت در منطقه نظیر کشورهای ترکیه‪ ،‬ع ربستان و مصر تالش‌های‬ ‫بسیاری را ب رای برهم زدن اوضاع به کار گرفتند‪ .‬در این میان نقش ترکیه با پشتیبانی سیاسی و نظامی‬ ‫از گروه‌های تروریست که عمدتا از باقیمانده تشکیالت القاعده نظیر جبهه النصره است‪ ،‬بر دامنه‬ ‫اختالفات میان گروه‌های درگیر افزوده است‪ .‬از سوی دیگر حمایت همه‌جانبه گروه‌های مقاومت از‬ ‫حزب‌اهلل لبنان تا ای ران‪ ،‬از مقاومت س��وریه ابتکار عمل را از ائتالف غ ربی‪ -‬ع ربی ضد سوریه گرفته‬ ‫است‪ .‬در عرصه سیاسی روسیه نیز به دلیل اهمیت ژئوپلتیکی و استراتژیکی سوریه به‌شدت با سقوط‬ ‫اسد مخالف است‪ .‬در سال آینده به نظر می‌رسد بن‌بست سوریه همچنان ادامه خواهد داشت‪ ،‬چه‬ ‫آنکه هیچ گروهی بر گروهی دیگر برتری ندارد‪ .‬در اینجا اما باید از نقش گروه های سلفی که متاثر از‬ ‫جریانات وهابی ضدشیعه هستند‪ ،‬در بحران سوریه یاد کنیم که یکی از مهمترین عوامل بازدارنده‬ ‫حل بحران می‌باشند‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫قانون اساس��ی را تعدیل نماید‪ .‬در این میان گرچه آرامش در اواخر س��ال به مصر بازگشت‪ ،‬اما آنچه‬ ‫مشخص شد‪ ،‬المرسی ابتکار عمل را در داخل کشور از دست داده است و دیگر رئی س‌جمهور مورد قبول‬ ‫همه مصری‌ها نیست‪ .‬اخ وانی‌ها در اواخر دهه‪ 40‬که با اقبال زیادی روبه‌رو شدند‪ ،‬رفته‌رفته گروهی دیگر‬ ‫از اسالمگرایان را در کنار خود دیدند که متاثر از جریانات اسالم سنتی بیشتر به تاسیس خی ریه‌هایی در‬ ‫محله‌های فقیر دست می‌زد‪ .‬گرچه اسالم‌خ واهی این گروه در برخی مواقع به کمک اخ وانی‌ها می‌آمد‬ ‫و از مدارس اسالمی به اعضای اخ وان اضافه می‌شد‪ ،‬اما در انقالب اخیر مصر همین گروه‌های گریزان از‬ ‫سیاست باپایگاه اجتماعی قویکهدردستداشتند‪،‬توانستنددرانتخاباتمجلسپیروزیچشمگیری‬ ‫را به دست بیاورند‪ .‬اگر اخوانی‌ها با اسالم انقالبی خود دولت‌سازی کردند و بیشتر مورد مخالفت قرار‬ ‫گرفتند‪ ،‬جریان سلفی‪ ،‬به صورت پله‌پله بدون حضور مس��تمر در انقالب وارد نهاد تصمیم‌گیری در‬ ‫کشور شد؛ شاید به همین دلیل است که با‌بی‌اقبالی گروه‌های ملی‪ -‬چپ و لیب رال آنها معتقد باشند‬ ‫که انقالب مصادره شده است‪ .‬امروز مصر در عرصه داخلی با تنش‌های زیادی روبه‌روست‪ ،‬از یک سو‬ ‫ائتالف شکننده اخ وانی‌ها و سلفی و از سوی دیگر مخالفت جریان‌های ملی‪ ،‬فضا را ب رای تفاهم متشنج‬ ‫کرده است؛ به نظر می‌رسد اگر مصر انقالبی همان‌طور که المرسی در سخنرانی خود در می دان التحریر‬ ‫گفت‪ ،‬با حادثه‌ای نظیر آنچه در پورت سعید رخ داد دوباره روبه‌رو شود‪ ،‬مخالفان المرسی بار دیگر کاخ‬ ‫ریاست‌جمهوری را محاصره می‌کنند و این بار دیگر نمی‌دانیم چه بر سر دولت اسالمی المرسی می‌آید‪.‬‬ ‫از سوی دیگر در عرصه خارجی مصر انقالبی هیچ تغییری در سیاست‌های بی ن‌المللی مبارک نداشته‬ ‫است‪.‬درابتدایریاست‌جمهوریالمرسیبودکهنامهمحب ت‌آمیزشبهرئی س‌جمهوررژیم‌صهی ونیستی‬ ‫در معرفی سفیر نشان داد که عملگرایی او و دستیارانش در آرمانگرایی تاریخی اخ وانی‌ها هیچ توافقی‬ ‫با هم ندارند‪ .‬او مثل مبارک با اروپا رابطه‌ای حسنه در پیش گرفت‪ .‬آمریکا با بودن المرسی نگرانی‌هایش‬ ‫را در عرصه بی ن‌المللی از دست داد‪ .‬اگر به جای دولت دموکرات اوباما‪ ،‬جمهوریخ واهان بر سر کار بودند‪،‬‬ ‫شایدواکنشآنهابهانقالبمصرورئی س‌جمهورانقالبی‌اشتفاوت‌هایبسیارآشکاریباسیاست‌های‬ ‫اوباماداشت‪.‬البتهالمرسیدرقضیهسوریههمراهبادیگرکشورهایع ربیمنطقهضدبشاراسدکوشش‬ ‫می‌نماید‪ .‬نکته جالب این است که اگر مبارک بر سر کار بود نیز همین رویه را در پیش می‌گرفت و‬ ‫ضد اسد اقدام می‌کرد‪ ،‬همان‌طور که المرسی مخالفان اسد را به جلسه مشورتی می‌خواند‪ .‬المرسی‬ ‫البته نقش تاریخی مصر را در مواجهه با گروه‌های مبارز فلسطینی احیا کرد؛ البته نه در ادامه مبارزه‬ ‫که در پروژه صلح آمریکایی ‪ -‬ع ربی‪ .‬تحوالت بعد از جنگ ‪‌22‬روزه غزه به تغییر و شکاف ژئوپلتیک‬ ‫گروه‌های فلسطینی منجر شد که مصر در این راه بازیگر اصلی بود‪ .‬حمایت از جریان حماس در غزه‬ ‫در حالی که گروه‌های مبارز دیگری مثل جهاد اسالمی‪ ،‬دفاع در صحنه نبرد را مهمتر از دیگر اقدامات‬ ‫می‌دانست‪ ،‬منجر به تغییر راهبرد حماس در مذاکره سیاسی با رژیم‌صهیونیستی شد‪ .‬این در حالی بود‬ ‫که فعال‌شدن مصر در حمایت از حماس به شرط جدا‌شدن نهایی از سوریه بود که حماس به خوبی‬ ‫به حمایت‌های تاریخی سوریه از خود پاسخ گفت و با پرچم ارتش آزاد در جشن پیروزی غزه شادمانی‬ ‫کرد‪ .‬المرسی اما به دالیل باال با چالش‌های زیادی روبه‌رو‌است‪ .‬او باید موتور حرکتی مصر را مجهز به‬ ‫موتورهای فضاپیما – تخصص خود ‪ -‬نماید تا شاید از شرایط موجود رهایی یابد؛ شاید‪.‬‬ ‫منافع آمریکا حمایت کرده بود و به همین دلیل ب رای ‪‌20‬سال با منع ورود به ایاالت متحده روبه‌رو شده‬ ‫بود‪ .‬در این میان در مساله سوریه حزب آقای الغنوشی با گروه‌های مخالف اسد رابطه‌ای ویژه دارند و‬ ‫حتی کنف رانسی از گروه‌هایی که در سوریه دست به آشوب می‌زنند‪ ،‬در این کشور و با حضور غنوشی‬ ‫برگزار شد‪ .‬او در سیاست خارجی تابعی از مصر انقالبی است‪ ،‬گرچه شیوه‌های مستقلی در پیش گرفته‪،‬‬ ‫مثل حضور وزیر امورخارجه تونس در غزه‪ .‬در این میان به‌نظر می‌رسد که باتوجه به مشکالت بسیار‬ ‫زیاد تونسی‌ها و اختالفات موجود میان گروه‌های سیاسی این کشور‪ ،‬در سال آینده با مشکالتی همراه‬ ‫باشند که مهمترین تهدید‌کننده این کشور سلفی‌های تندرو هستند‪.‬‬ ‫‪57‬‬
‫هوشنگ نصیرزاده ‪/‬كارشناس فوتبال‬ ‫دولت بودجه فوتبال را کاهش می‌دهد‬ ‫پیش‌بینی سیاست‌های سال‪ 92‬درباره فوتبال‬ ‫افتتاحيه‬ ‫در کشورهای ایتالیا و اسپانیا مدی ران باش��گاه‌ها از گروه‌های سیاسی و اقتصادی‬ ‫انتخاب می‌ش��وند‪ .‬به عبارت��ی فوتبال این دو کش��ور حتی بیش از ‪ 50‬درصد توس��ط‬ ‫سیاستمداران کنترل و ساماندهی می‌شود‪ .‬ب رلوسکنی‪ ،‬نخس ت‌وزیر ایتالیا و جدال‌هایی‬ ‫که در اسپانیا بین جدایی‌طلبان باسک و دولت اسپانیا وجود دارد ‪ ،‬به مفهوم این است که‬ ‫نقش سیاست در فوتبال بسیار پررنگ است‪ .‬در کشور ما فوتبال با دریافت وجوه هنگفت از‬ ‫دولت به‌طور قطع از آن تاثیرپذیر است و اگر برخی از تیم‌ها مانند راه‌‌آهن فعلی‪ ،‬استقالل‬ ‫اهواز سابق‪ ،‬استی ل‌آذین سابق و گه ر‌دورود را از آن جدا کنیم‪ ،‬باید گفت که دولت نقشی ‪90‬‬ ‫درصدی در لیگ برتر ای ران دارد‪ .‬با نگاهی عمیق به باشگاه‌هایی که از این ماجرا مستثنی‬ ‫کردیم‪ ،‬خواهید دید که مالکان این باشگاه‌های خصوصی هم توان مالی خود را از طریق‬ ‫دریافت وام از بانک‌های دولتی به دس��ت آورده‌اند‪ .‬این بدین مفهوم است که در تمامی‬ ‫‌پول‌هایی که در فوتبال ای ران هزینه می‌شود‪ ،‬رد‌پای دولت در آن دیده می‌شود‪ .‬باتوجه به‬ ‫تعریفی که فیفا از قابلی ت‌ها و مهارت‌های هیات‌مدیره و مدی ران‌عامل باشگاه‌ها دارد‪ ،‬باید‬ ‫گفت که آنها باید از اقتصاد و تجارت مطلع باشند‪ .‬به همین دلیل سازمان‌هایی که با نام‬ ‫آنها تیم‌هایی به مسابقات وارد می‌كنند این حق را ب رای خود قائل هستند که مدی ران مدنظر‬ ‫خودشان را در راس این تیم‌ها قرار دهند تا وجوهی که در اختیار آنها قرار داده‌اند به‌خوبی‬ ‫مدیریت شود‪ .‬حضور افرادی که وجاهت سیاسی آنها بیشتر از اطالعات ورزشی‌شان است‬ ‫هللزاده و حبیب کاشانی به مفهوم این است که دولت ب رای شیوه‬ ‫مانند سردار رویانیان‪ ،‬فتح‌ا ‌‬ ‫خرج کردن پول‌های تزریقی حق دارد افراد خود را در این تشکیالت قرار دهد‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫انتقال امتیاز تیم‌ها‬ ‫دولت به دلیل اینکه پول اداره تمام باشگاه‌ها را می‌پردازد‪ ،‬قطعا با این استدالل این‬ ‫کار را می‌کند که تماشاگرانی را به ورزشگاه‌ها بیاورد یا گروهی از جوانان را در منزل پای‬ ‫گی رنده‌های تلویزیونی بنشاند؛ این رفتار دولت‌ها یعنی تزریق پول ب رای ایجاد مطلوبیت‬ ‫روانی در جامعه و همان‌طور که دولت‌ها وظیفه دارند پل‪ ،‬جاده و بیمارستان بسازند‪ ،‬ب رای‬ ‫تفریح روحی مردم نیز به ساخت پارک‪ ،‬پخش سریال‌های گرانقیمت یا پخش مسابقات‬ ‫ورزشی به صورت رایگان در شبکه‌های تلویزیونی اقدام می‌کنند‪.‬‬ ‫مدیریت هزینه‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪58‬‬ ‫حاال این سوال مطرح می‌شود که دولت آیا باید ب رای تیم‌هایی که اصال تماشاگر‬ ‫ندارند و ب رای مسابقات رسمی آنها‪ 50‬نفر نیز به یک ورزشگاه نمی‌آیند‪ ،‬در سال باید نزدیک‬ ‫به‪ 15‬میلیارد تومان به چنین باشگاه‌هايی بپردازد؟ قبل از اینکه پاس به همدان منتقل شود‬ ‫در ورزشگاه دستگردی بازی می‌کرد‪ ،‬ولی نمی‌توانست تماشاگری تحت عنوان ه وادار پاس‬ ‫جذب کند یا اینکه اگر شما از‪ 40‬میلیون ج وان ای رانی که طرفدار ورزش هستند نظرسنجی‬ ‫انجام می‌دادید آنها حتما گفت که طرفدار تیم‌هایی مانند پرسپ ولیس‪ ،‬استقالل‪ ،‬سپاهان‪،‬‬ ‫ملوان‪ ،‬صنعت‌نفت آبادان یا حتی ذوب‌آهن هستند‪ ،‬اما کمتر کسی می‌گفتند من طرفدار‬ ‫تیم نفت ته ران یا پاس هستم‪ .‬دقیقا این ماجرا به مفهوم این است که دولت پول خود را‬ ‫به برخی باشگاه‌ها می‌دهد که همان ‪ 25‬نفر طرف قرارداد با این باشگاه از آن سود بب رند و‬ ‫هیچ تماشاگری نگوید طرفدار آنهاست‪ .‬دولت نیز با هوشمندی پاس را به همدان منتقل‬ ‫می‌کند و حاال حداقل ‪ 20‬هزار نفر در همدان می‌گویند که ما طرفدار پاس همدان هستیم‪.‬‬ ‫به عقیده ما اگر در طول یک س��ال و در ‪ 36‬مس��ابقه جمعا یک میلیون و ‪ 500‬هزار نفر‬ ‫تماشاگر ديدارهاي يك تيم باشند‪ ،‬اما این تیم به دسته پایی ن‌تر هم سقوط کند‪ ،‬بسیار‬ ‫ارزشمند‌تر از آن است که ‪ 10‬سال در ورزشگاه دستگردی بازی کند و جمعا یکصد هزار نفر‬ ‫نیز در این مدت بازی‌های آن را نبینند‪ .‬پس انتقال مسابقات تیم‌ها به استان‌های دیگر‬ ‫دلسوزی دولت ب رای پول‌هایی است که به باشگاه‌ها می‌دهد‪ ،‬اما برخی که با خاطره‌های‬ ‫خود زندگی می‌کنند نگران این موضوع هستند که فردا وقتي آلبوم ورزشی‌‌شان را به دیگران‬ ‫نشان می‌دهند‪ ،‬مخاطب‌شان به آنها بگویند؛ دیگر پاس ته ران وجود ندارد یا اینکه بگویند‬ ‫راه‌‌آهن تغییر نام داده است‪ .‬به عبارتی دیگر به نظرم افرادی که با تغییر نام و انتقال امتیاز‬ ‫تیم‌ها مخالف هستند بیشتر نگران خاط رات خود هستند‪.‬‬ ‫واگذاری تیم‌ها به بخش خصوصی‬ ‫در راستای سیاس��ت خصوصی‌س��ازی در دولت تیم‌هایی که مبالغ هنگفتی در‬ ‫بودجه دولتی به خود اختصاص می‌دهند باید به‌دنبال کسب درآمدهایی باشند که آنها را‬ ‫از سربار‌بودن به بودجه دولت نجات دهد‪ .‬به همین دلیل است که می‌شنویم می‌خواهند‬ ‫تیم‌های پرطرفدار را در بازار بورس واگذار کنند تا بخش خصوصی به آن بپردازد‪ .‬باشگاه‬ ‫راه‌آهن که به فروش رفت‪ ،‬یک ه ولدینگ از شرکت‌های تجاری که در بخش‌های اقتصادی‪،‬‬ ‫تجاری‪ ،‬نفتی و بازرگانی فعاليت ميكرد‪ ،‬با نام سورینت آن را خ ریداری کرد و در راستای حفظ‬ ‫حقوق خود در نظر دارد نام تیمش را به نام هولدینگ تجاری‌اش تغییر دهد‪ ،‬اما ما که از‬ ‫قانون تجارت‌بی‌اطالع هستیم ب رای دفاع از خاط رات قبلی خودمان آنها را منع می‌کنیم و‬ ‫می‌گوییم که چرا باید یک اسم قدیمی‌تغییر کند و به حقوق حقه آنها‌بی توجه هستیم‪.‬‬ ‫تصمیم دولت در سال آینده‬ ‫در سال آینده دولت به‌دنبال این اس��ت که پرداختی‌های خود به فوتبال را کاهش‬ ‫دهد‪ ،‬ولی اگر از سرمایه‌گذاران حمایت نشود این موضوع محقق نخواهد شد‪ .‬ب رای مثال‬ ‫آنها باید بلی ت‌ها را خودشان بفروشند‪ .‬دوم اینکه اجازه داشته باشند که بالغ بر یکصد نوع از‬ ‫محصوالت خود که شامل کاله‪ ،‬دسته کلید‪ ،‬شال‪ ،‬ساک‪ ،‬پوستر‪ ،‬چتر‪ ،‬پی راهن و ده‌ها قلم‬ ‫دیگر است با نام تجاری خود به فروش برسانند و دولت از آنها حمایت کند‪ .‬سوم اینکه به‬ ‫آنها حق پخش تلویزیونی داده شود و چهارم از حق اسپانسر برخوردار شوند‪ .‬اما اگر به هر‬ ‫چهار مورد برگردیم می‌بینیم که بلیت را تشکیالت دیگری می‌فروشد‪ ،‬هیچ حمایتی از‬ ‫فروش اختصاصی محصوالت به عمل نمی‌آید و در منی ریه ته ران حتی می‌توان لباس‌های‬ ‫منچستریونایتد و بارسلونا را بدون آنکه مدی ران آن باشگاه‌ها اطالع داشته باشند پی دا کرد‪.‬‬ ‫پس حق پخش تلویزیونی نیز به اعتراف برخی ‪ ،‬به سختی قابل پرداخت است و اسپانسر‬ ‫نیز‌ترجیح می‌دهد دور زمین تبلیغ کند تا روی پی راهن باش��گاه‌ها‪ .‬بناب راین دولت زمانی‬ ‫می‌تواند حمایت خود را از ورزش بردارد که ابتدا با همکاری مجلس حق پخش تلویزیونی و‬ ‫قانون حمایت از فروش محصوالت را پشتیبانی کرده باشد ‪ ،‬وگرنه شبیه این است که یک‬ ‫کودک شیرخواره را در منزل رها کرده و سراغ کارهای دیگر خودمان برویم‪.‬‬
‫مهدي ربوشه ‪ /‬دبير گروه ورزش‬ ‫ورزشی‌ها می‌آیند؟‬ ‫درباره تاثیر سیاست بر ورزش در سال ‪92‬‬ ‫افتتاحيه‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫نمونه‌های روشنی در داخل و خارج‬ ‫کشورمان نشان می‌دهد که فوتبال‬ ‫گاهی از خود سیاست نیز جذاب‌تر‬ ‫می‌شود؛ آنجا که سیاسیون در‬ ‫مهم‌ترین جلسات و دیدارهای خود‪،‬‬ ‫برنامه‌هايشان را لغو کرده‌اند تا فوتبال‬ ‫تماشا کنند‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫سیاست نه‌تنها در ای ران بلکه در همه کشورهای جهان‬ ‫هم واره بر ورزش تاثیر مستقیم داشته است‪ .‬در سال‪ 61‬در حالی‬ ‫کهتنهاچهارسالازپیروزیانقالباسالمیمی‌گذشتبسیاری‬ ‫از سیاسیون و دولتمردان تاکید داشتند که ورزش به‌عنوان یکی‬ ‫نالمللی‬ ‫ازمهمترینع واملصدورانقالبمی‌توانددرمیادینبی ‌‬ ‫نقش مهمی‌ ایفا کند‪ .‬همان س��ال ورزش��کاران کشورمان در‬ ‫بازی‌های آسیایی دهلی نگاه‌های بی ن‌المللی را به خود معطوف‬ ‫کردند‪ .‬این در حالی بود که یک‌سال قبل از این موفقیت‪ ،‬عدم‬ ‫رویارویی با ورزشکاران رژیم‌صهیونیستی در جریان مسابقات‬ ‫کشتی قهرمانی جهان در سال ‪ 1360‬در اسکوپیه یوگسالوی‬ ‫سابق در دستورکار کاروان ورزش ای ران قرار گرفته بود‪ .‬از جمله‬ ‫تاثی راتی که مسائل سیاس��ی بر ورزش کشورمان داشته است‬ ‫می‌توانیم به تحری��م المپیک‌های مس��کو و ل س‌آنجلس و‬ ‫اتفاقات مس��ابقات کشتی قهرمانی جهان در س��ال ‪ 1983‬در‬ ‫بوداپست مجارستان اشاره كنيم‪ .‬در طول دهه‌های اخیر بارها‬ ‫این اتفاق رخ داده ک��ه پرچم ای ران در میادی��ن جهانی باالتر از‬ ‫پرچم آمریکا قرار گرفته است‪ .‬هنوز خیلی‌ها پیروزی تاریخی‬ ‫تیم‌ملی فوتبال ب رابر آمری��کا در س��ال ‪ 1377‬در جام‌جهانی‬ ‫فرانسه را فراموش نکرده‌اند‪ .‬این پیروزی به دلیل کشمکش‌ها‬ ‫و اختالفات سیاسی ای ران و آمریکا بعد از انقالب اسالمی بازتاب‬ ‫گسترده‌ای یافت و به‌عنوان نوعی پیروزی سیاسی تلقی شد‪.‬‬ ‫همچنین دیدارهای حساس تیم‌های ورزشی ای ران با تیم‌های‬ ‫ع راقی نیز از سیاس��ی‌ترین دیدارهای ورزشی به شمار می‌رود‪.‬‬ ‫اما دخالت چهره‌های سیاسی و دولتی در ورزش کشورمان خود‬ ‫ماجرایی مفصل دارد؛ از انتصابات مسئوالن سازمان تربی ت‌بدنی‬ ‫به‌خصوص در دهه‪ 60‬به بعد تا تعلیق فدراسیون فوتبال در سال‬ ‫‪ 1386‬و همچنین بحث و جدل میان مس��ئوالن منتصب در‬ ‫دوره‌های مختلف دولت جهت تعیین ریاست کمیته المپیک‬ ‫و مسئوالن فدراسیون‌ها و ادارات تربی ت‌بدنی به‌خصوص طی‬ ‫چندسال گذشته همگي خسارت‌هایی به ورزش کشورمان وارد‬ ‫كرده است‪ .‬البته نباید از حضور چهره‌های قهرمان المپیک در‬ ‫پس ت‌های شورای شهر و نمایندگی مجلس به راحتی بگذریم؛‬ ‫آنجا که با استفاده از محبوبیت خود گاهی وارد عرصه سیاست‬ ‫ش��ده‌اند‪ .‬اما این یک واقعیت اس��ت که ب راى اهالى سیاست‬ ‫«فوتبال»جذابیتکمترى ازشغلشانندارد‪.‬نمونه‌هایروشنی‬ ‫در داخل و خارج کش��ورمان نش��ان می‌دهد که فوتبال گاهی‬ ‫از خود سیاست نیز جذاب‌تر می‌ش��ود؛ آنجا که سیاسیون در‬ ‫مهم ترین جلسات و دیدارهای خود‪ ،‬ب رنامه‌هايشان را لغو کرده‌اند‬ ‫تافوتبالتماشاکنند‪.‬به‌عنوانمثالمی‌توانبهنشستپارلمان‬ ‫اروپا به هنگام برگزارى مسابقات یورو ‪ ۲۰۰۴‬در پ رتغال اشاره کرد‪.‬‬ ‫کار به جایی رسیده بود که نمایندگان این پارلمان به جلسات‬ ‫این پارلمان نم ى‌رفتند تا بازی‌های مورد عالقه‌شان را از دست‬ ‫ندهند‪ .‬در کشور ما هم سیاستمداران عالقه زیادى به فوتبال‬ ‫دارند‪ .‬در آستانه جام‌جهانی‪ 2006‬تیم ملى فوتبال ای ران‪ ،‬در حضور‬ ‫رئی س‌جمهورىوقتیعنیسی د‌محمدخاتمیدرورزشگاهآزادى‬ ‫بحرین را با یک گل شکست داد تا در آخ رین روزهاى منتهى به‬ ‫انتخاباتریاست‌جمهورىجشنملىصعودرابرگزارکند‪.‬خاتمى‬ ‫پسازسال‌هاانتظاربهورزشگاهآمدتااولینرئی س‌جمهورىباشد‬ ‫که ب راى دیدن یک بازى ملى فوتبال م ى‌آید‪ .‬او در آخ رین تمرین‬ ‫تیمملىپیشازبازىبابحرینهمبهتمریناتتیمملىرفتهوبا‬ ‫آنهاعکسیادگارىگرفتهبود‪،‬اماجانشینخاتمى؛یعنىمحمود‬ ‫احمدى‌نژاد پا را از این هم فراتر گذاشت و با معاونش در یکى از‬ ‫تمریناتتیم‌ملىحضوریافت‪،‬لباسورزشىپوشیدوبهاب راهیم‬ ‫میرزاپور پنالتى زد‪ .‬احمدى‌نژاد اما پیش از سفر تیم ای ران به آلمان‪،‬‬ ‫اعضاى این تیم را به حضور پذیرف��ت و به آنها توصیه کرد اگر‬ ‫م ى‌خواهند از گروه خود صعود کنند‪ ،‬ای رانى فوتبال بازى کنند‪.‬‬ ‫رئی س‌جمهور بهبازیکنانتیمملىوعدهداداگربهدوردومصعود‬ ‫کنند‪ ،‬به آلمان سفر م ى‌کند تا بازى‌هاى آنها را از نزدیک تماشا‬ ‫کند‪ .‬اعضاى تیم‌ملى هم در مقابل پی راهن شماره‪ ۲۴‬تیم ملى را‬ ‫به‌طور نمادین به احمدى‌‌نژاد هدیه دادند‪ .‬اما دیگر سیاستمداران‬ ‫ای ران هم عالقه کمى به فوتبال ندارند‪ .‬در طول سال‌های اخیر‬ ‫و به‌خص��وص در دولت محمود احمدی‌نژاد می‌توان لیس��ت‬ ‫بلندباالیی از اسامی‌ سیاسیوني را تهیه کرد که در عرصه‌های‬ ‫ورزشی صاحب پست شده‌اند‪.‬‬ ‫اینکه در دهه‌های گذشته سیاست چه تاثیری بر ورزش‬ ‫کشورمان داشته است و آیا این تاثی رات مثبت بوده است یا منفی‪،‬‬ ‫مسائل مورد بحث نیست‪ ،‬چه مهم‌تر از اینها باید ذهن خود را‬ ‫به آینده ورزش به‌خصوص در سال ‪ 92‬معطوف کنیم‪ .‬در سال‬ ‫‪ 92‬چه اتفاقی ب رای ورزش ای ران رخ خ واهد داد؟ مردادماه سال آینده‬ ‫دولت جدید آماده رفتن به پاستور مي شود و تغییر وزیر ورزش و‬ ‫ج وانان می‌تواند بر سرنوشت همه فدراسیون‌های ورزشی تاثیر‬ ‫بگذارد‪ .‬آیا آنهایی که در سال‌های اخی ر‪ ،‬دولت نهم و دهم بنا به‬ ‫دالیل مختلف از حضورشان در عرصه مدیریتی ورزش استفاده‬ ‫نکرده است‪ ،‬می‌توانند در سال ‪ 92‬از سایه انزوا خارج شوند؟‬ ‫بی‌تردید رفتن محمد عباس��ی از وزارت ورزش موجی از‬ ‫تغیی رات در فدراس��یون‌های ورزش را باعث خواهد ش��د‪.‬‬ ‫شاید در این بین فدراسیون فوتبال شرایط پیچیده‌تری را‬ ‫تجربه کند‪ ،‬چه هرگاه بحث تغییر رئیس این فدراسیون‬ ‫مطرح شده‪ ،‬علی کفاشیان با پی ش‌کشیدن موضوع تعلیق‬ ‫مانعی جدی پیش پای مخالفانش قرار داده است‪ .‬بناب راین‬ ‫اصال بعید نیست که فدراسیون فوتبال از تغیی راتی که قرار‬ ‫است در سال آینده در همه فدراس��یون‌ها رخ دهد رهایی‬ ‫پی دا کند؛ البته اگر کفاشیان خود با امضای خودش زودتر‬ ‫صندلی ریاست فدراس��یون فوتبال را ترک نکند‪ .‬در سال‬ ‫‪ 92‬بدیهی است تغیی راتی در مدی ریت دو باشگاه استقالل و‬ ‫پرسپ ولیس رخ بدهد‪ ،‬به‌خصوص اگر بحث واگذاری این دو‬ ‫باشگاه پرطرفدار به بخش خصوصی وارد فاز اجرایی شود‪،‬‬ ‫این دو باشگاه در سال آینده بیش از هر سال دیگری خبرساز‬ ‫خ واهند شد‪ .‬در این بین حضور آدم‌هایی که هم واره مدعی‬ ‫بوده‌اند با سرمایه شخصی خود می‌توانند این دو باشگاه را‬ ‫ب ‌هراحتیادارهکنندونيزرقابت‌شانبایکدیگربرسرتصاحب‬ ‫مالکیت باشگاه‌های استقالل و پرسپولیس‪ ،‬در نوع خود‬ ‫جالبتوجهخ واهدبود‪.‬البتهافرادقدرتمندبخشخصوصی‬ ‫تنها در حالی می‌توانند رویای به‌دست آوردن این دو باشگاه‬ ‫رادرسربپرورانندکهدولتآیندهخصوصی‌سازیسرخابی‌ها‬ ‫را نهایی کند‪ .‬در غیر این صورت قطعا در سال‌های آینده نیز‬ ‫افرادی این دو باشگاه را اداره خواهند کرد که به وزیر ورزش‬ ‫از لحاظ سیاسی قرابت دارند‪ .‬اما آیا در سال‪ 92‬وزارت ورزش‬ ‫و ج وانان همچنان با همین ترکیب به کار خود ادامه خ واهد‬ ‫داد؟ عده‌ای معتقدند وزارت ورزش باید راه خ��ود را از حوزه‬ ‫جوانان جدا کند‪ .‬البته این اتفاق رخ نخواهد داد‪ ،‬مگر اینکه‬ ‫مصوبه جدیدی این اختیار را به وجود آورد‪ .‬بناب راین تا زمانی‬ ‫که قانون جدید ب رای جدایی این دو حوزه از یکدیگر اتخاذ‬ ‫نش��ود‪ ،‬وزارت ورزش و جوانان به صورت واحد به کار خود‬ ‫ادامه خواهد داد‪ .‬اما اصال بعید نیست که در سال ‪ 92‬این‬ ‫مصوبهشکلبگیرد‪.‬موافقانطرحجداسازیموضوعورزش‬ ‫از ج وانان می‌گویند؛ در وزارت ورزش به موضوع ج وانان تنها‬ ‫در حد برگزاری همایش‌هایی در رابطه با ازدواج آسان ج وانان‬ ‫یاراهکارهاییب رایمقابلهباسایت‌هایهمس ریابیپرداخته‬ ‫می‌شود و به نیازهای اساس��ی جوانان در مباحث کلیدی‬ ‫ماننداشتغالومسکنکمترپرداختهمی‌شودودلیلاصلی‬ ‫این‌بی‌توجهی نیز از سوی مسئوالن وزارت ورزش و ج وانان‪،‬‬ ‫متولی نبودن آنها در این حوزه‌ها مطرح می‌شود‪ .‬در بودجه‬ ‫سال‪ 92‬دستگاه‌های اجرایی کشور‪ 11،‬دستگاه ساماندهی‬ ‫امور جوانان را با پیگیری‌های وزارت ورزش و جوانان ذیل‬ ‫اعتباراتشان تصویب کرده‌اند‪ .‬شاید به همین دلیل است که‬ ‫عده‌ای معتقدند دولت یازدهم نیز به احتمال فراوان واکنش‬ ‫مثبتی به موضوع جدا‌سازی وزارت ورزش از جوانان نشان‬ ‫نخ واهدداد‪.‬باهمهاینهایکسوالبیشازپیشدربارهتاثیر‬ ‫سیاست در ورزش در سالی که پی ش‌روست ذهن خیلی‌ها‬ ‫را درگیر خود کرده است؛ آیا در سال ‪ 92‬ورزشی‌ها ورزش را از‬ ‫سیاسیون پس می‌گی رند یا طبق روال سال‌های اخیر این‬ ‫دولتی‌ها و مجلسی‌ها هستند که ب رای تصاحب مهم‌ترین‬ ‫پس ت‌های ورزشی کشور با یکدیگر رقابت خ واهند کرد؟‪g‬‬ ‫‪59‬‬
‫سالنامه‬ ‫‪1391‬‬ ‫سياست‬ ‫براي ورود به انتخابات‪ ،‬خانواده به‌اندازه‬ ‫حاج‌آقا احساس تكليف نمي‌كنند‬ ‫تو‌گو با مثلث‬ ‫محسن‌هاشمي در گف ‌‬ ‫اومحسنهاشمیاست؛فرزندارشدآیت‌اهللهاشمیرفسنجانیکهبیشتربه‬ ‫عنوان یک شخصیت اجرایی شناخته می‌شود تا یک آقا زاده مشهور‪ .‬او که سال‌ها با‬ ‫شهردارانی از جریان‌های مختلف سیاسی کار کرده‪ ،‬در گفت‌وگو با مثلث از روابط با‬ ‫محموداحمدی‌نژادسخنگفتهوناگفته‌هاییازاستعفایخودازمترویتهران‬ ‫با بیان کرده است‪ .‬او تاکید می‌کند که خانواده آنها بسیار سیاسی‬ ‫است اما حاج آقا خیلی کم وارد بحث‌های سیاسی می‌شوند؛‬ ‫او حتی با طنازي می‌گوید که معقول‌ترین فرد در خانواده از‬ ‫لحاظموضع‌گیری‌هایسیاسیاست‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫اگر جبهه پيروان از‬ ‫من حمايت كنند‌كنار‬ ‫نمي‌كشم‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫گفت‌وگو با محمدرضا باهنر؛‬ ‫از پشت‌پرده سياست تا انتخابات ‪92‬‬ ‫اس�تاد البی؛ این صفتی اس�ت که‬ ‫محمدرضا باهنر عالق�ه دارد برای خود‬ ‫انتخ�اب کن�د‪ .‬در پش�ت‌پرده تحوالت‬ ‫مجلس اس�ت و ب�ا جریان‌ه�ای اصلی‬ ‫بهارس�تان ارتباط دارد‪ .‬ابایی ندارد که‬ ‫یک روز تمام ق�د از محمود احمدی‌نژاد‬ ‫حمای�ت کن�د و روزی دیگ�ر صری�ح و‬ ‫بی‌پرده به انتقاد از او بپردازد‪ .‬حاال باهنر قصد‬ ‫دارد روشی جدید را در سیاست‌ورزی منحصر به‌فرد‬ ‫خود در پیش بگیرد‪ .‬یاران او از کاندیداتوری‌اش در‬ ‫انتخابات ‪ 92‬س�خن می‌گویند و خودش هم تلویحا‬ ‫چنین مس�اله ای را تایید می‌کند‪ .‬البته باهنر همچون‬ ‫بسیاری از اصولگرایان معتقد است که باید چتر ائتالف‬ ‫گس�ترده‌ای در این جریان سیاس�ی باز شود و گزینه‬ ‫نهایی با مکانیس�می همچون ائتلاف اصولگرایان در‬ ‫مجلس نهم انتخاب ش�ود‪ .‬آیا در سال ‪ 92‬محمدرضا‬ ‫باهنر با چهره‌ای جدید پای در میدان سیاست خواهد‬ ‫گذاشت؟‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪60‬‬
‫هيچ‌يك از شاخه‌هاي اصولگرايي به تنهايي‬ ‫توان اداره كشور را ندارند‬ ‫محمد حسين صفار هرندی‬ ‫محمدحسین صفارهرندی این روزها بیشتر‬ ‫به‌عنوان یک تحلیلگر سیاسی شناخته می‌شود؛‬ ‫حتی اگر س�وابقی همچون سردبیری روزنامه‬ ‫کیهان و صدارت دستگاه فرهنگی کشور را در‬ ‫کارنامه خود داشته باشد‪ ،‬صریح و بی‌پرده‬ ‫سخن می‌گوید و ابایی ندارد از آن که پیکان‬ ‫انتق�ادات خ�ود را به س�وی جریان‌های‬ ‫مختل�ف سیاس�ی نش�انه بگی�رد‪ .‬او در‬ ‫گفت‌وگو ب�ا مثلث به بررس�ی تهدیدها‬ ‫و فرصت‌ه�ای انتخابات�ی و همچنین‬ ‫آرایش جریان‌های سیاس�ی حاضر در‬ ‫انتخابات پرداخته است‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫انتظار ندارم همه‬ ‫اصالح‌طلبان از من‬ ‫حمايت كنند‬ ‫گفت‌وگو با محمد شریعتمداری‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫محمد شریعتمداری که روزگاری‬ ‫از ی�اران محم�د محمدی‌ری‌ش�هری‬ ‫در جمعیت دف�اع از ارزش‌ها ب�ود و در‬ ‫دولت اصالح‌طلب س�یدمحمد خاتمی‬ ‫ب�ر کرس�ی وزارت بازرگانی تکی�ه زد‪،‬‬ ‫ای�ن روزه�ا وارد گ�ود انتخابات ش�ده‬ ‫اس�ت‪ .‬او می‌خواه�د در انتخاب�ات‬ ‫ریاست جمهوری ‪ 92‬نامزد شود و پرچم‬ ‫«اعتدال» را به‌دس�ت گیرد‪ .‬از یک‌س�و‬ ‫می‌گوید کاندی�دای مورد حمایت دولت‬ ‫رقیب اصلی اوس�ت واز س�وی دیگر بر‬ ‫حق افرادی همچون هاشمی‌رفسنجانی‬ ‫ب�ر حض�ور در انتخابات تاکی�د می‌کند‪.‬‬ ‫ش�ریعتمداری تاکی�د می‌‌کن�د تنه�ا‬ ‫درصورت حضور چهره‌های کاریزماتیکی‬ ‫همچون هاشمی رفسنجانی‪ ،‬سیدمحمد‬ ‫خاتمی‪ ،‬سیدحسن خمینی و ناطق نوری‬ ‫از عرصه انتخابات کناره‌گیری می‌کند‪.‬‬ ‫‪61‬‬
‫چهر ه ‌ها‬ ‫سياست‬ ‫اگر ميان سياس��تمداران ايراني به دنبال سابقه‌دارها‬ ‫باشيم‪ ،‬طبيعتا يكي از نام‌هاي آشنا‪ ،‬حبيب‌اهلل عسگر‌اوالدي‬ ‫اس��ت؛ سياستمداري ‪ 80‬س��اله با ‪ 60‬سال س��ابقه فعاليت‬ ‫سياس��ي‪ .‬اين چهره ش��ناخته ش��ده براي فضاي سياسي‬ ‫ايران همواره م��ورد احترام هم‌صنفان خود بوده اس��ت و‬ ‫نقش مبارزات��ي او پيش از انقالب در كن��ار اعتماد نظام به‬ ‫او طي سال‌هاي گذشته‪ ،‬نقش��ي متفاوت را برايش تعريف‬ ‫كرده است‪ .‬اين فعال پر‌سابقه اما طي سه ماه پاياني امسال‬ ‫يك بار ديگر تاثيرگذاري و اهميت جايگاهش را در عرصه‬ ‫سياسي كشور نش��ان داد و مورد توجه رسانه‌هاي داخلي و‬ ‫خارجي قرار گرفت‪.‬‬ ‫ماجرا از آنجايي ش��روع ش��د كه عس��گر‌اوالدي در‬ ‫ميان��ه گمان��ه زني‌ه��ا و مباحثات معط��وف ب��ه انتخابات‬ ‫رياست‌جمهوري و در ش��رايطي كه آمدن و نيامدن برخي‬ ‫چهره‌هاي جناح اصالح‌طلب ب��ه گردونه انتخابات موضوع‬ ‫مناقش��ه بود‪ ،‬در نام��ه‌اي چنين اظهارنظر ك��رد كه « من‪،‬‬ ‫موسوي و كروبي را اهل فتنه نمي‌دانم و با هر دوی اين افراد‬ ‫س��ال‌ها كار كرده‌ام‪ ،‬به‌گونه‌اي كه يك سال وزير موسوي‬ ‫بودم و سال‌ها در كميته امداد در كنار كروبي بودم؛ بنابراين‬ ‫معتقدم كه اينها افرادي هستند كه از ابتداي انقالب بوده‌اند‬ ‫و ما نبايد آنها را اهل فتنه بدانيم‪ ».‬اين اظهارات واكنش‌هاي‬ ‫گوناگوني را باعث ش��د و يك موضوع جديد براي رسانه‌ها‬ ‫ايجاد ك��رد؛ موضوعي ب��ا عنوان عس��گر‌اوالدي و فتنه‬ ‫‪ .88‬پس از اين سخنان عسگراوالدي‪ ،‬انتقادات اكثريت‬ ‫اصولگرايان نس��بت به او باال گرف��ت و وي در توضيح‬ ‫سخنانش‪ ،‬آنها را نظرات شخصي خود برشمرد‪ ،‬نه موضع‬ ‫رس��مي حزب موتلفه‪ ،‬يا جبهه پي��روان‪ .‬وي در اظهارات‬ ‫ديگري با تاكيد مج��دد بر مواضع ش��خصي‌اش درباره‬ ‫ميرحسين موسوي و مهدي كروبي گفت‪« :‬من به‌عنوان‬ ‫نامه‌هاي‬ ‫دبيركل‬ ‫حبيب‌اهلل عسگر‌اوالدي‬ ‫موضعي متفاوت از ساير‬ ‫اصولگرايان درباره نامزدهاي‬ ‫انتخابات ‪ 88‬ابراز كرد‬ ‫يك شهروند ايراني حق دارم نظر حقيقي خودم را بگويم‪ .‬فتنه اتفاق افتاد و موسس‬ ‫فتنه‪ ،‬آمريكا‪ ،‬اسرائيل و انگليس بودند‪ .‬ما چهار نامزد داشتيم كه تبليغات زهرآگين‬ ‫دشمن دو نفر از اينها را مفتون كرد؛ يعني فتنه‌زده شدند نه فتنه‌گر‪».‬‬ ‫در برابر واكنش منفي گروهي از اصولگرايان به اظهارات عس��گر‌اوالدي‬ ‫جمعي از اصالح‌طلبان كه به هفت اصالح‌طلب معروف ش��دند‪ ،‬از وي به خاطر‬ ‫مواضعش تقدير كردند و طي نامه‌اي اين‌گونه نوش��تند‪« :‬چيزي كه باعث شد‬ ‫اين نامه نگارش شود‪ ،‬اظهارنظر منصفانه‌تان در روزهاي گذشته بود كه البته در‬ ‫هياهوي اهل غوغا كمتر شنيده ش��د‪ .‬اين رويكرد خردگرايانه نشان از انصاف‪،‬‬ ‫ميانه‌روي و اعتدال دارد‪ ...‬با اينكه آقايان كروبي‪ ،‬موسوي و خانم رهنورد در جناح‬ ‫سياسي رقيب شما قرار داشته‌اند و برخورد با آنها بنا به ظاهر مي‌توانست به تقويت‬ ‫جناح سياسي‌تان منجر شود‪ ،‬مع ذلك از گفتن حقيقت پروا نكرديد و گفتيد آنچه‬ ‫را گفتنش اين روزها پرهزينه و بي‌پاداش است‪».‬‬ ‫ميان اصولگرايان از جمله انتقادات به عس��گر‌اوالدي از س��وي حس��ين‬ ‫شريعتمداري صورت گرفت‪ .‬او در سرمقاله خود نوشت‪« :‬با كساني كه فتنه ‪88‬‬ ‫و جنايات فتنه‌گران را ديدند و س��كوت كرده و پا پس كشيدند و امروزه زباني را‬ ‫كه آن روزها به كام كشيده بودند‪ ،‬به نق زدن دراز كرده‌اند حرفي نيست‪ ،‬چراكه‬ ‫خود را به خواب زده‌اند و به خواب رفته نيستند كه با نهيب و هشدار بيدار شوند‪.‬‬ ‫اما با برخي عزيزان و مخصوصا يكي از ب��رادران بزرگتر و بزرگوار نگارنده‪ ،‬اين‬ ‫سخن در ميان اس��ت كه آيا هيچ‌يك از خيانت‌ها و جنايات ياد شده‪ -‬كه فقط‬ ‫اندكي از بسيارهاس��ت‪ -‬قابل انكار است؟!»عسگر‌اوالدي اين انتقاد مدير‬ ‫مس��ئول كيهان را اين‌گونه پاس��خ داد كه‪« :‬برخي دوس��تان ممكن است‬ ‫نگران حال بنده باش��ند‪ .‬گفته‌اند بنده آلزايمر سياسي گرفته‌ام‪ .‬آنها خوف‬ ‫اين را دارند كه بنده هم بروم همان‌جا كه نگران هستند‪ .‬اين ناچيز طي‬ ‫‪ 50‬سال سياست‌ورزي به ويژه از آن زمان كه به‌عنوان سربازي كوچك‬ ‫در خيمه امام(ره) توفيق اطاعت دارم‪ ،‬هيچ‌گاه به اين اندازه مومن به راه‬ ‫امام و انقالب و اطاعت محض از مق��ام معظم‌رهبري نبودم‪ .‬اگر بنده را‬ ‫قطعه‌قطعه هم كنند از خون و پوست و گوشتم صداي وفاداري به اسالم‬ ‫و نظام و رهبري درمي‌آيد‪ .‬اين را هم از ب��اب توضيح بگويم اين مواضع‬ ‫مربوط به خودم اس��ت و از س��وي هيچ‌كس هم مأموريت براي گفت وگو‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫آقاي روزنامه‌نگار‬ ‫حسين شریعتمداری در سال ‪ 91‬با سرمقاله‌هاي خود سياست ايران را‬ ‫بارها تحتتاثير قرار داد‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪62‬‬ ‫حسین شریعتمداری‪ ،‬روزنامه‌نگار نام‌آشنای مطبوعات‬ ‫ای ران در ‪ 1326‬در دماوند متولد شد و پس از پیروزی انقالب در‬ ‫مناصب مختلفی به ایفای نقش پرداخت‪ .‬وی که دارای سابقه‬ ‫حضور در نهادهای انقالبی دهه ‪ 60‬اس��ت‪ ،‬بیش از بیست‬ ‫سال به‌عنوان مدی ر‌مسئول روزنامه کیهان و نماینده ول ی‌فقیه‬ ‫در موسس��ه کیهان حضور دارد؛ حض��وری تاثیرگذار که نام‬ ‫او را با تحوالت سیاسی کش��ور پیوند زده است‪ .‬تاثیرگذاری‬ ‫او حتی در خارج از ای ران نیز مورد توجه ق��رار گرفته تا جایی‬ ‫که س��ال ‪ ،۲۰۰۶‬روزنامه فایننش��یال تایمز در فهرس��تی از‬ ‫تاثیرگذارترین تفسیرگران در کشورهای متفاوت‪ ،‬او را به‌عنوان‬ ‫«تاثیرگذارترین تفسیرگر» ای رانی معرفی کرد‪ .‬وی همچنین‬ ‫به همراه محمدکاظم انبارلویی‪ ،‬س��ردبیر روزنامه رس��الت‪،‬‬ ‫موفق شد جایزه بهترین و منصف‌ترین منتقد دولت محمود‬ ‫احمدی‌نژاد را در مراسم اختتامیه نمایشگاه مطبوعات از آن‬ ‫خود کند‪.‬‬ ‫قلم ش��ریعتمداری در مطبوعات ای ران ب��ه‌ب ی‌پروایی‬ ‫معروف است‪ .‬جایگاه و موقعیت او در سیاست ای ران این فضا‬ ‫را به او عطا کرده تا بتواند بیش از هر تحلیلگر و روزنامه‌نگار‬ ‫دیگری به بیان دیدگاه‌های خود ب��دون نگرانی از عواقب آن‬ ‫بپردازد‪ .‬س��ابقه او نیز باعث ش��ده تا اظهارنظ راتش در قالب‬ ‫سرمقاله‌های کیهان نه‌تنها دارای جنبه تحقیقی و پژوهشی‬ ‫تلقی ش��ود‪ ،‬بلکه همواره حاوی اطالعاتی باشد که تنها او و‬ ‫مجموعه همراهش از آنها اطالع یافته‌اند‪ .‬همین امر سبب‬ ‫شده تا کسانی که مورد انتقاد ش��ریعتمداری قرار م ی‌گیرند‪،‬‬ ‫معموال اطالعاتی از آنها تلویحا یا آش��کارا مورد اش��اره قرار‬ ‫م ی‌گیرد که اثر‌گذاری نقد را دوچندان م ی‌کند‪.‬‬ ‫طی دو ده��ه گذش��ته عالوه ب��ر دش��منان خارجی‬ ‫جمهوری‌اس�لام ی‌ایران برخی گروه‌ها و جریانات سیاس��ی‬ ‫داخل کش��ور نیز موضوع دغدغه‌های شریعتمداری بوده‌اند‪.‬‬ ‫اصالح‌طلبان مهم‌ترین جریانی هس��تند که خود را در ب رابر‬ ‫این روزنامه‌نگار دیده‌اند‪ .‬روزنامه کیه��ان در طول نیمه دوم‬ ‫دهه هفتاد و نیمه اول دهه هش��تاد حلقه‌ای بود ب رای همه‬ ‫کسانی که نسبت به عملکرد جناح چپ دل خوشی نداشتند‪.‬‬ ‫پس از آن شریعتمداری با نقش‌آفرینی تحسین ب ر‌انگیزش‬ ‫در ماجرای فتنه ‪ 88‬بیش از گذش��ته میان ه��واداران جریان‬ ‫اصولگرا محبوبیت یافت‪ .‬او حاال بیش از سه سال است که‬ ‫خود را متعهد به مقابله با جریان انحرافی م ی‌داند‪ .‬سال گذشته‬ ‫ب رای شریعتمداری سال هماوردی با دو جریان فتنه و انحراف‬ ‫بوده است و تا‌کنون نیز او همچون گذشته بدون اغماض و‬ ‫با اعتماد به نفسی که همواره همراهش بوده است‪ ،‬در ب رابر‬ ‫این دو جبهه داخلی ایستاده است‪ .‬سرمقاله‌ها او در کنار وجوه‬ ‫مختلفی که دارد‪ ،‬م ی‌تواند نش��ان‌دهنده موضوعاتی مهم از‬ ‫منظر یک خط فکری و سیاسی مشخص در کشور باشد‪.‬‬ ‫به‌طور مثال او به اتهاماتی که طی دو سال اخیر متوجه‬ ‫اصولگرایان و حامیان سابق احمدی‌‌نژاد بوده‪ ،‬بارها واکنش‬ ‫نشان داده است‪ .‬شریعتمداری در پاسخ به کسانی که وضعیت‬ ‫امروز دولت و مباحث مربوط به جریان انحرافی را نتیجه عمل‬ ‫اصولگرایان و اصالح‌طلبان م ی‌دانند‪ ،‬م ی‌نویسد‪« :‬این روزها‪،‬‬ ‫در پ��ی فاصله‌ای که حلق��ه انحرافی و نفوذ‌ک��رده در دولت‬ ‫محترم با برخی از آموزه‌های شناخته‌ش��ده خط‌امام و رهبری‬ ‫پدید آورده اس��ت‪ ،‬مجموعه مشترکی از دش��منان بیرونی‪،‬‬ ‫مدعیان اصالحات و اصح��اب فتنه آمریکایی‪ -‬اس��رائیلی‬ ‫‪ 88‬با استناد به حمایت گس��ترده و فراگیر توده‌های مردمی‬ ‫‌و وفادار به نظام از دکتر احمدی‌نژاد که به انتخاب ایش��ان با‬ ‫رای‌ب ی‌نظیر ‪25‬میلیونی انجامید‪ ،‬زبان به مالمت حزب‌اهلل‬ ‫گشوده‌اند که مثال‪ ،‬فالن فاصله دولت کنونی با فالن معیار‬ ‫تعریف‌‌شده و پذیرفته شده انقالبی‪ ،‬نتیجه و حاصل حمایت‬ ‫گسترده اصولگرایان‪ -‬به معنی واقعی کلمه و نه فالن جبهه و‬ ‫فالن گروه‪ -‬از رئی س‌جمهور محترم است و به زعم خود‪ ،‬طعنه‬ ‫یزنند که حزب‌اهلل در حمایت آن روز خود به خطا رفته است!‬ ‫م‌‬ ‫و در همان حال به کنایه و تلویح م ی‌کوشند بر وطن‌فروشی‬ ‫و خیانت آش��کار خود در فتن��ه آمریکایی‪ -‬اس��رائیلی ‪ 88‬و‬ ‫نقش��ی که به‌عنوان س��تون پنجم مثلث آمریکا‪ ،‬اسرائیل‬ ‫و انگلیس برعهده داش��ته‌اند‪ ،‬س��رپوش بگذارند‪ .‬آنچه این‬ ‫جماعت و مدی ران بیرونی فتنه با عن��وان خطای‌حزب‌اهلل از‬ ‫آن یاد م ی‌کنن��د نه‌فقط خطا نبوده و نیس��ت‪ ،‬بلکه یکی از‬ ‫افتخارآمیزترین ویژگ ی‌های‌حزب‌اهلل است و به‌وضوح نشان‬ ‫م ی‌دهد‌حزب‌اهلل فقط در بستر اس�لام و انقالب و خط‌امام و‬ ‫رهبری حرکت م ی‌کند‪ .‬هرجا از حق و اصول نشانه‌ای دید‪ ،‬به‬ ‫حمایت از آن برم ی‌خیزد و چنانچه شخصیت یا گروهی که‬ ‫مورد حمایتش بود‪ ،‬پای از بستر اصلی بیرون بگذارد یا از برخی‬ ‫آموزه‌های انقالبی فاصله بگی��رد‪ ،‬بدون کمترین مالحظه و‬ ‫‌تردید‪ ،‬حمایت قبلی خود را پ س‌م ی‌گیرد‪».‬‬
‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫شریعتمداری در ادامه همین یادداشت آورده است‪« :‬در‬ ‫این میان جریاناتی نظیر مدعیان اصالحات‪ ،‬اصحاب‌فتنه و‬ ‫حلقه انحرافی آرزو داش��تند که وقتی با بستر اصیل انقالب‬ ‫آگاهانه یا ناخودآگاه‪ -‬فاصله م ی‌گی رند‪ ،‬حامیان قبلی خود یا‬‫حامیان شخصیتی را که در او نفوذ کرده‌اند‪ ،‬نیز در پی خویش‬ ‫داشته باشند‪ ،‬ولی این آرزو با هوشیاری و بصیرت مثال زدنی‬ ‫مردم هرگز برآورده نشده است‪».‬‬ ‫روزنام��ه کیه��ان در زم��ره آن دس��ته از رس��انه‌هایی‬ ‫اس��ت که همواره نس��بت به موضع نظام در قبال آن دسته‬ ‫از اصالح‌طلبانی که در فتنه ‪ 88‬مقصر ش��ناخته م ی‌ش��وند‪،‬‬ ‫حساسیت داشته اس��ت‪ .‬ش��ریعتمداری در این‌باره این‌گونه‬ ‫اظهارنظر کرده اس��ت؛ «آن طیف از مدعیان اصالحات که در‬ ‫فتنه آمریکایی‪ -‬اسرائیلی ‪ 88‬نقش فعال داشته یا از فتنه‌گران‬ ‫حمایت کرده‌اند‪ -‬یعنی اکثریت قریب به اتفاق آنها‪ -‬کمترین‬ ‫‌تردیدی ندارند که نامزدی آنها ب��رای انتخابات پیش رو یا هر‬ ‫انتخابات دیگری‪ ،‬ناممکن است‪ .‬چرا‌که در جریان فتنه یاد‌شده‪،‬‬ ‫آشکارا دست به خیانت و جنایت آلوده و به‌عنوان «ستون پنجم»‬ ‫در خدمت مثلث آمریکا‪ ،‬انگلیس و اسرائیل بوده‌اند‪ .‬بدیهی‬ ‫اس��ت افرادی با این کارنامه سیاه و س��ابقه غیرقابل انکار از‬ ‫وطن‌فروش��ی‪ ،‬فقط م ی‌توانند در انتظار محاکمه و مجازات‬ ‫باشند‪ .‬اکنون جای این سوال است که وقتی برخی مدعیان‬ ‫اصالحات به وضوح م ی‌دانن��د کمترین امکانی ب رای نامزدی‬ ‫آنها در انتخابات ریاس��ت جمهوری یازدهم وجود ندارد‪ ،‬چرا‬ ‫این روزها‌‪ ،‬ترجی ع‌بند آمدن یا نیامدن! تحریم یا شرکت! شرط‬ ‫ب رای آمدن یا ورود بدون ش��رط! و امث��ال آن را بر زبان و قلم‬ ‫دارند؟! پاسخ این س��وال را باید در محورها و گمانه‌های زیر‬ ‫جس ت‌وجو کرد‪.‬‬ ‫‪-1‬پاک کردن سابقه خیانت خود و رنگ پاشیدن‬ ‫بر داغ ننگی که ب رای همیشه بر پیشانی آنها نقش‬ ‫بسته است‪ -2 .‬بازگش��ت به نظام بعد از خروج آشکار از آن‪،‬‬ ‫یکی دیگ��ر از اهداف مدعی��ان اصالح��ات در حرکت اخیر‬ ‫آنهاست‪ -3 .‬مش��غول‌کردن اصولگرایان به مسائل فرعی و‬ ‫اختالف‌افکنی میان آنها ‪ -4‬و ام��ا اصل ی‌ترین هدف‪ ،‬ادامه‬ ‫ماموریت ناکام‌مانده قبلی ب رای دشمنان بیرونی است‪».‬‬ ‫ش��ریعتمداری از ابت��دای دولت احمدی‌ن��ژاد ضمن‬ ‫حمایت از وی در ش��مار منتقدان او نیز حضور داشته است‪.‬‬ ‫اما این حضور پس از خانه‌نش��ینی رئی س‌جمه��ور با ابعاد‬ ‫متفاوتی جلوه‌‌گر شده اس��ت‪ .‬او در عین حال که نقد‌های‬ ‫تندی به دولت م ی‌کند‪ ،‬تالش دارد تا موضع پیش��ین خود‬ ‫را به‌عن��وان ناصح و خی ر‌خ��واه ب��رای رئی س‌جمهور حفظ‬ ‫کند‪ .‬او م ی‌نویس��د‪« :‬این روزها که دولت آقای احمدی‌نژاد‬ ‫به‌دلیل برخی اقدامات و مواضع بیرون از دایره اصولگرایی‬ ‫با انتقاد و اعتراض دلسوزان و دغدغه‌داران اسالم و انقالب‬ ‫روبه‌رو شده اس��ت‪ ،‬شماری از مس��ئوالن و دست‌اندرکاران‬ ‫سابق و اسبق دولت‌های س��ازندگی و اصالحات در حرکتی‬ ‫هماهنگ با دش��منان بیرونی‪ ،‬فرصت را غنیمت شمرده و‬ ‫به بهانه انتقاد از دولت‪ ،‬بغض‌های فروخورده و کینه‌های در‬ ‫سینه‌مانده خویش از ناکامی‌در فتنه آمریکایی‪ -‬اسرائیلی‬ ‫‪ 88‬را بیرون م ی‌ریزند‪ .‬ای��ن جماعت که در دوران حاکمیت‬ ‫خود بر قوه اجرایی کشور به اندازه چند صدم خدمات دولت‬ ‫کنونی به عمران و آبادانی کش��ور را نیز نداش��ته‌اند در پی‬ ‫القای این توهم به افکار‌عمومی هستند که مخالفت آنان‬ ‫با انتخاب دکتر احمدی‌نژاد در انتخابات ریاس��ت‌جمهوری‬ ‫نهم و دهم ‪ -‬و مخصوصا دهم‪ -‬به این علت بوده است که‬ ‫پیشاپیش مس��ائل مورد انتقاد امروز اصولگرایان به دولت‬ ‫کنونی را م ی‌دیده‌ان��د! ابتدا باید گفت حمای��ت یکپارچه و‬ ‫‪ 25‬میلیونی مردم وفادار به اصول و ارزش‌های نظام از آقای‬ ‫احمدی‌نژاد‪ -‬که بسیاری از هواداران دیگر نامزدها نیز پس از‬ ‫پی بردن به فریب سران‌فتنه به این خیل عظیم پیوستند‪-‬‬ ‫نشانه هوشیاری و دقت نظر آنها در گزینش نامزد اصلح بوده‬ ‫است‪ .‬از سویی دیگر مخالفت برخی دست‌اندرکاران سابق‬ ‫و اس��بق دولت‌های س��ازندگی و اصالحات با دولت‬ ‫احمدی‌نژاد نه‌فقط با انتقادات این روزهای‬ ‫اصولگرای��ان و دغدغه‌من��دان‬ ‫اسالم و انقالب و منافع مردم‬ ‫همخ��وان نیس��ت باالخره‬ ‫اینکه‪ ،‬انحراف دولت کنونی‬ ‫از برخی آموزه‌های اسالمی‬ ‫و انقالبی و مردمی‌قابل انکار‬ ‫نیست و در این میان دست‌های‬ ‫حلق��ه انحراف��ی و نفوذ‌کرده‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫ندارم‪ .‬نقد همه دوس��تان و نيز كس��اني را كه طرف اصلي‬ ‫گفت‌وگوي بنده هستند به جان پذيرايم‪».‬‬ ‫سيد‌محمد خاتمي‌هم از س��خنان رقيب قديمي‌خود‬ ‫اس��تقبال كرد؛اظهارنظري ك��ه به تش��كر تلويحي وي از‬ ‫عس��گراوالدي تعبير ش��د‪ .‬خاتمي‌ گفته بود‪« :‬من تشكر‬ ‫مي‌كنم از بعضي ش��خصيت‌هاي متين و با‌س��ابقه‌اي كه‬ ‫ش��جاعت مي‌كنند در اين موقعيت‪ ،‬دم از نزديكي دل‌ها به‬ ‫همديگر مي‌زنند‪ ».‬پس از اين اظه��ارات نامه‌نگاري‌هاي‬ ‫ديگري نيز صورت گرفت‪ .‬از جمله نام��ه ديگر دبير جبهه‬ ‫پيروان به سيد‌احمد خاتمي‌ كه در خطبه‌هاي نماز جمعه از‬ ‫وي انتقاد كرده بود‪ .‬او در اين نامه چنين نوش��ت‪« :‬بنده در‬ ‫اظهاراتم به هيچ عنوان قصد تطهير ي��ا تخفيف در جرم يا‬ ‫رفع حصر مفتون‌ها را نداشته و ندارم‪ .‬اين در حيطه اختيارات‬ ‫قوه‌قضائيه و دستگاه‌هاي امنيتي اس��ت‪ .‬با شناختي كه از‬ ‫آقايان موس��وي و كروبي دارم اينها را س��ران اصلي فتنه‬ ‫نمي‌دانم چون عوامل فتنه اطراف آنان را گرفته و مع االسف‬ ‫مفتون شده‌اند‪».‬‬ ‫اين نامه بي‌پاس��خ نماند و خاتم��ي‌در جوابش متني‬ ‫منتشر كرد و در آن ضمن دلجويي از عسگر‌اوالدي بار ديگر‬ ‫بر مواضع خود تاكيد كرد‪ .‬در بخشي از اين نامه آمده است‪:‬‬ ‫«اينكه جناب عس��گر‌اوالدي آبروي خويش را در مس��ير‬ ‫انقالب قرار مي‌دهند‪ ،‬س��تودني اس��ت‪ ،‬اما به نظر مي‌رسد‬ ‫ايش��ان مطمئنا مالحظه آبروي انقالب را هم مي‌كنند‪ .‬از‬ ‫اينكه ضد‌انقالب از اظهارات ايشان استقبال كردند‪ ،‬گوياي‬ ‫آن اس��ت كه آن اظهارات پسند آنهاس��ت كه خوشبختانه‬ ‫ايشان جواب بسيار مناسبي به آنان دادند‪ ».‬علي مطهري از‬ ‫جمله حاميان عسگر‌اوالدي بود‪ .‬او نيز به جمع نامه‌نگاران‬ ‫پيوست و طي نامه‌اي اين‌گونه نوش��ت‪« :‬ديدگاه جنابعالي‬ ‫ديدگاه زجركشيدگان انقالب از خرداد ‪ 42‬تا بهمن ‪ 57‬و بعد‬ ‫از آن است‪ ،‬كس��اني كه مي‌دانند اين انقالب با چه زحمتي‬ ‫به دس��ت آمده و اگر از بين برود تك��رار آن امري نزديك‬ ‫به محال اس��ت و ديدگاه مخالفان ش��ما ديدگاه كس��اني‬ ‫است كه با كمترين زحمت سر س��فره انقالب نشسته‌اند و‬ ‫مي‌خواهند همه را جز خود‪ ،‬از قطار انقالب پياده كنند‪ ،‬احترام‬ ‫پيشكس��وتان انقالب را پاس نمي‌دارند و نمي‌دانند و بلكه‬ ‫نمي‌توانند بفهمند كه اگر عسگراوالدي ‌و هاشمي‪ -‬با وجود‬ ‫اختالف نظري كه دارند‪ -‬از وحدت و همدلي و گفت‌وگو و‬ ‫فتنه‌گر نبودن آقايان موس��وي و كروبي دم مي‌زنند‪ ،‬براي‬ ‫منافع خودشان نيس��ت‪ ،‬بلكه درد حفظ اس�لام و انقالب‬ ‫اس�لامي را دارند و مي‌دانند كه اگر اين انقالب از بين برود‬ ‫تكرار‌شدني نيست‪».‬‬ ‫در اين ميان نامه‌نگاري‌ها ميان عسگر‌اوالدي و گروه‬ ‫معروف به هفت اصالح‌طلب ادام��ه يافت‪ .‬آنها در نامه‌هاي‬ ‫خود به دبي��ر جبهه پيروان خ��ط امام و رهب��ري‪ ،‬از داليل‬ ‫نگراني خ��ود گفتند و اينك��ه افراط‌گرايي به كش��ور ضربه‬ ‫زده است‪ .‬س��ومين نامه اصالح‌طلبان در پاسخ به اظهارات‬ ‫عسگر‌اوالدي نيز منتشر ش��د؛ نامه‌اي كه سخنان صريح‌تر‬ ‫آنان را در بر‌داش��ت‪ .‬هفت اصالح‌طلب در بخش��ي از پاسخ‬ ‫به رقيب ديرينه خود نوش��تند‪« :‬درباره واليت‌فقيه نظر ما را‬ ‫خواسته‌ايد‪ .‬مثل آنكه يادتان رفته بنيانگذار واليت‌فقيه چه‬ ‫كسي بوده است؟ حتما رابطه معنوي و عملي جريان فكري‬ ‫ما با آن رهبر كبير را به خاطر داريد‪ .‬ما مفتخر به آن هستيم‬ ‫كه همفكرانمان مورد وثوق كامل و اعتماد آن پير سفر كرده‬ ‫بودند‪ .‬از اين گروكشي‌ها كه مثال بفرماييد اين را قبول داريد‬ ‫يا نه‪ ،‬به كجا مي‌رسيم؟ واليت فقيه ارزش متعالي و ميراث‬ ‫با‌شكوه امام است‪ .‬اما هم ما و هم شما مي‌دانيد كه اين نظريه‬ ‫يكي از مهمترين نظريات در فقه شيعه است كه توسط امام‬ ‫خميني(ره) احيا و اجرايي شد‪ ».‬عسگر‌اوالدي نيز پاسخ اين‬ ‫نامه را داد‪ .‬او خطاب به اصالح‌طلبان نوشت‪« :‬شما در پاسخ‬ ‫خود تصريح كردي��د؛ «به واليت‌فقيه پايبند» مي‌باش��يد و‬ ‫تاكيد فرموديد‪« :‬واليت فقيه ارزش متعالي و ميراث باشكوه‬ ‫امام(ره) است» و نيز تصريح فرموديد؛ «مهم‌ترين دستاورد و‬ ‫ميراث مشترك ملت ايران پذيرش و تمكين به قانون اساسي‬ ‫است و واليت فقيه از اصلي‌ترين اركان قانون اساسي است»‬ ‫همين نشان مي‌دهد كه در گفت‌وگوهاي ما شفافيت الزم‬ ‫حاصل شده است‪ .‬همين جا يادآور می‌شوم كه بنده در اندازه‬ ‫يك كش��يش در اين گفت‌وگو ظاهر نشدم كه سر در زانوي‬ ‫بنده اقرار به اشتباه كنيد يا پايبندي نشان دهيد‪ .‬من برخالف‬ ‫عده‌اي كه يقه شما را چسبيده‌اند و مي‌گويند اقرار به اشتباه‬ ‫كنيد‪ ،‬از در ديگري وارد شدم و مي‌گويم شما بيایید اعتقادات‬ ‫واقعي خود را بيان كنيد‪ ،‬بي‌آنكه بر كسي منت بنهيد‪».‬‬ ‫اظهارنظر‌ها درباره سخنان حبيب‌اهلل عسگر‌اوالدي‬ ‫ادام��ه دارد و همچنان افكار عمومي منتظر ش��نيدن اخبار‬ ‫جديدي‌ت��ري پيرامون آن هس��تند‪ .‬در آخري��ن اظهارنظر‬ ‫سياس��تمدار ‪ 80‬س��اله حزب موتلفه در گفت‌وگ��و با يك‬ ‫هفته‌نام��ه اينگونه گفته اس��ت‪« :‬كس��اني كه س��ه دوره‬ ‫گفت‌وگوي مكتوب بنده با هفت اصالح‌طلب را خوانده‌اند‬ ‫و مناظ��ره با آقاي ش��ريعتمداري را در س��يماي جمهوري‬ ‫اسالمي ديده‌اند و مطالب و مقاالتي را كه در جرايد در اين‬ ‫موضوع رويت كرده‌اند‪ ،‬چنين داوري را نداشته باشند مواضع‬ ‫بنده كوچكترين زاويه‌اي با ديدگاه‌هاي مقام معظم رهبري‬ ‫در باب فتنه‪ ،‬فتنه‌گران و فتنه‌س��ازان ندارد و حتي اينجانب‬ ‫منتظر تذكر و تش��ري از جانب رهبري ه��م بودم كه هنوز‬ ‫بحمداهلل دريافت نكرده‌ام‪».‬‬ ‫عس��گر اوالدي با اظهارات غير قابل پيش بيني اش‬ ‫درباره فتنه س��ال ‪ ،88‬از مهم ترين چهره هاي سياست در‬ ‫سال ‪ 91‬بود‪g .‬‬ ‫‪63‬‬
‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪64‬‬ ‫در دولت به وضوح دیده م ی‌ش��ود؛ حلقه‌ای ک��ه عالوه بر‬ ‫پیوندهای نه‌چندان پنهان با جماعت یاد‌شده‪ ،‬در مواضع و‬ ‫اقدامات خود نیز با آنان همسویی و همخوانی دارد‪ .‬کاش‬ ‫آقای احمدی‌نژاد پاس رای و حرمت انتخ��اب مردم را نگاه‬ ‫م ی‌داشت و به قول دشمن‪ ،‬پیمان دوست نم ی‌شکست‪»...‬‬ ‫هاشم ی‌رفسنجانی و رفتار سیاس��ی او نیز موضوعی مهم‬ ‫ب راي آق��اي روزنامه‌نگار اس��ت‪ .‬ش��ریعتمداری در یکی از‬ ‫یادداش��ت‌هایش آورده اس��ت‪« :‬ب رای نگارنده نیز اشاره به‬ ‫نکته‌ای که در این یادداشت خواهد آمد‪ ،‬تلخ و ناگوار است‬ ‫و اگر پای مصالح ش��خص آیت‌اهلل‌ هاشم ی‌رفسنجانی در‬ ‫میان نبود‪ ،‬ناگفتن آن بایسته‌تر بود‪ ،‬چرا‪...‬؟! شاید تعجب‌آور‬ ‫باشد ولی واقعیت دارد که برخی از مواضع این روزهای جناب‬ ‫هاشمی نه فقط آس��یب و زیان چندانی به‌ نظام اسالمی و‬ ‫حرکت پویا و پرش��تاب آن نم ی‌رس��اند‪ ،‬بلکه گواه دیگری‬ ‫بر حقانی��ت حرکت و مواض��ع نظام در مقاب��ل کینه‌توزی‬ ‫دش��منان بیرونی و داخلی نیز هس��ت و حکایت از آن دارد‬ ‫که جمهوری‌اسالمی ای ران در مسیری که امام راحل ترسیم‬ ‫فرموده و رهب ر‌معظم‌انقالب پرچم��داری م ی‌کنند‪ ،‬تمام ی‌‬ ‫موانع پیش رو را پشت س��ر م ی‌گذارد‪ ،‬حتی اگر این موانع‬ ‫در پوشش سوءاستفاده از شخصیتی نظیر آیت‌اهلل هاشمی‬ ‫رفسنجانی تدارک ديده شده باشد‪».‬‬ ‫او ادامه داده اس��ت‪ « :‬برخی از کسانی که این روزها به‬ ‫دیدار آقای هاشمی م ی‌روند و از ایشان به‌عنوان یک شخصیت‬ ‫برجس��ته و اثرگذار در چرخه حرکت نظام ی��اد م ی‌کنند‪ ،‬در‬ ‫سایت‌ها و رسانه‌های خود با صراحت م ی‌نویسند «هاشمی‬ ‫‌از قدرت افتاده و توان تاثیرگذاری خویش را از دست داده است‬ ‫ولی باید از فضایی که م ی‌س��ازد اس��تفاده کنیم»! با عرض‬ ‫پوزش از جناب آقای هاشم ی‌رفسنجانی باید گفت؛ برخالف‬ ‫آنچه جماعت یاد‌شده به‌سالوس و تظاهر در پی القای آن به‬ ‫شما هس��تند‪ ،‬حضرتعالی نم ی‌توانید در مسیر حرکت نظام‬ ‫تغییری متناس��ب با خواس��ت آنها پدید آورید و این نکته را‬ ‫کسانی که این روزها اط راف شما پرسه م ی‌زنند نیز به خوبی‬ ‫م ی‌دانند‪ ،‬چرا‌که هویت و ش��خصیت حضرتعالی با انقالب‬ ‫و نظام اس�لامی گره خورده اس��ت و فقط در همین بستر و‬ ‫چارچوب قابل تعریف اس��ت و نه در هیچ بس��تر و چارچوب‬ ‫دیگري‪»....‬‬ ‫مهم‌ترین موضوعی که ش��ریعتمداری تا‌کنون به آن‬ ‫واکنش نش��ان داده و ب��ا ادبیات همیش��گ ی‌اش درباره آن‬ ‫نوشته است‪ ،‬درگیری لفظی س��ران دو قوه مجریه و مقننه‬ ‫در یکشنبه معروف به یکشنبه س��یاه است‪ .‬شریعتمداری‬ ‫در این‌باره نوش��ته اس��ت‪« :‬روز یکش��نبه دو هفته پیش‪،‬‬ ‫برخی مس��ئوالن بلندپایه نظ��ام با اقدام ناپس��ند خویش‬ ‫کام م��ردم را تلخ کردند و ش��یطان بزرگ و اع��وان و انصار‬ ‫غربی و عبری و عربی آن را ب��ا ذوق‌زدگی به رقص آوردند‪.‬‬ ‫نظریه‌پردازان آمریکایی‪ ،‬اروپایی و اس��رائیلی هلهله‌کنان‬ ‫در رسانه‌های خود به تفس��یر و تحلیل آن ماجرا نشستند‪.‬‬ ‫رادیو فردا ‪ -‬ارگان رسمی س��یا‪ -‬از آشفتگی زودرس قبل از‬ ‫انتخابات خبر داد و اینکه شی رازه مدیریت نظام به هم ریخته‬ ‫است! دویچه وله‪ ،‬به ش��کاف در اقتدار ای ران اسالمی اشاره‬ ‫کرد و صهیونیس��ت‌های کودک‌کش‪ ،‬هریک از بداخالقان‬ ‫روز یکش��نبه را نماد و نماینده بخشی از مردم معرفی کرده‬ ‫و از اینکه در همبستگی مردم با یکدیگر ترک افتاده است!‬ ‫خوش��بختانه نهیب حضرت آق��ا و اتمام‌حجت آمیخته به‬ ‫نصیحت ایشان لبیک مس��ئوالن محترم را در پی داشت و‬ ‫سران محترم س��ه قوه و نمایندگان محترم مجلس شورای‬ ‫اسالمی با ارسال نامه و صدور بیانیه‪ ،‬بر همراهی خویش با‬ ‫مردم در پیروی از رهب ر‌معظم‌‌انقالب تاکید ورزیدند و با این‬ ‫اقدام خود‪ ،‬ملت را خشنود و خواب خوش دشمنان بیرونی و‬ ‫دنباله‌های داخلی آنها را به کابوس تبدیل کردند‪».‬‬ ‫حسين شريعتمداري در سال‪ 1391‬همچون سال‌هاي‬ ‫گذشته از مهم‌ترين چهره‌هاي سياست اي ران بود‪g .‬‬ ‫هاشمیمي‌آيد؟‬ ‫اگ��ر آخری��ن روزه��ای س��ال ‪ 90‬را ک��ه در آن‬ ‫هاشمی‌رفس��نجانی از صندلی ریاس��ت مجل��س خبرگان‬ ‫پایین آمد‪ ،‬نقطه پایانی سیر نزولی نمودار حضور آیت‌اهلل در‬ ‫سیاست بدانیم‪ ،‬سال ‪ 91‬را باید سیرصعودی و بازگشت دوباره‬ ‫هاشمی به عرصه سیاست ایران قلمداد کنیم‪ .‬هاشمی‌سال‬ ‫جدید را درحالی آغاز کرد که یکی از کرسی‌های مهم ریاست‬ ‫خود در نظام‌جمهوری‌اس�لامی را به آیت‌اهلل مهدوی‌کنی‬ ‫واگذار کرده بود‪ .‬با ای��ن همه او دوباره در س��ال ‪ 91‬از یک‬ ‫طرف با پرونده‌های مربوط به فرزندانش و از س��وی دیگر‬ ‫با اظهارنظرهای صریح و ش��فافش‪ ،‬توجه هم��ه را به خود‬ ‫معطوف داشت‪ .‬در اولین ماه هاشمی در مصاحبه‌ای اظهاراتی‬ ‫را بیان کرد که تا پیش از آن‌جای��ی نگفته بود‪ .‬او از ضرورت‬ ‫رابطه با آمریکا سخن گفت و تاکید کرد در پایان زمان حیات‬ ‫امام‪ ،‬در یک نامه دست‌‌نویس از ایشان درخواست کرده بود‬ ‫تا در دوران خودشان به موضوع رابطه با آمریکا و مصر پایان‬ ‫دهند‪ .‬این اظهارات هاش��می با واکنش‌ه��ای تند منتقدان‬ ‫روبه‌رو شد‪ .‬آنها معتقد بودند که در صورت نوشته‌شدن چنین‬ ‫نامه‌ای چرا هاشمی پاس��خ امام را منتشر نمی‌کند؟ از دیگر‬ ‫مسائل مطرح‌شده توسط هاشمی‌رفسنجانی که مورد انتقاد‬ ‫بسیاری واقع شد‪ ،‬طرح وی برای دولت آینده‪ ،‬با نام «دولت‬ ‫وحدت ملی» بود‪ .‬منتقدان مطرح‌شدن این موضوع از طرف‬ ‫ایشان را طرحی برای بازگشت وی به قدرت می‌خواندند‪ .‬اما‬ ‫هاشمی وحدت را وسیله‌ای برای مقابله با شر دشمنان خواند‬ ‫و آن را الزمه فضای سیاسی ایران دانست‪.‬‬ ‫او شاید تنها سیاس��تمدار جمهوری اسالمی باشد که‬ ‫در زمان تصدی‌گری مناصب حکومتی‪ ،‬دو تن از فرزندانش‬ ‫به زندان منتقل ش��دند‪ .‬مهدی و فائزه هاشمی که هر یک‬ ‫به فاصله یک روز در اول مهرماه امس��ال دس��تگیر شدند‪.‬‬ ‫اما واکنش او به دس��تگیری فرزندانش همچون برخورد با‬ ‫سایر مسائل اجتماعی‪ ،‬رویه اعتدال بود‪ .‬از یک سو به برخی‬ ‫تصمیمات ایراد و اشکال وارد می‌دانس��ت و از سوی دیگر‬ ‫از سیس��تم قضایی تبعیت می‌کرد‪ .‬هاش��می نظرش را در‬ ‫ارتباط با بازگش��ت مهدی این‌گونه بیان کرد‪« :‬به‌هر‌حال‬ ‫متهمش کردند و باید جواب بدهد و اتهاماتش را روشن کند‪.‬‬ ‫خودش هم می‌خواست بیاید‪ .‬دو س��ال و نیم ما او را پشت‬ ‫در نگه داش��تیم‪ .‬اول به ما گفتند که چرا در این شلوغی‌ها‬ ‫می‌خواهد به ایران بیاید؟ ما هم به حرف‌شان گوش کردیم‬ ‫و به او گفتیم و او هم قبول کرد‪ ».‬به‌هرحال مهدی به‬ ‫ایران بازگشت و دستگیر ش��د‪ .‬دو ماه در اوین‬ ‫در قرنطینه بود و طبق اخبار منتشر شده‬ ‫هاش��می یک بار در اوین و بار دیگر‬ ‫وقتی ب��رای مداوا‪ ،‬به بیمارس��تان‬ ‫منتقل ش��ده ب��ود‪ ،‬فرزن��دش را‬ ‫مالقات کرد‪ .‬مهدی هاش��می‬ ‫بعد از دو ماه از زندان آزاد ش��د‬ ‫و آیت‌اهلل که موقع رفتنش به‬ ‫زندان دعای سفر در گوشش‬ ‫خوانده بود‪ ،‬در بازگشت او از‬ ‫زندان‪ ،‬بار دیگ��ر بر صفحه‬ ‫اول روزنامه‌ها جای گرفت‪.‬‬ ‫به‌دنب��ال آزادی مهدی از‬ ‫زندان ب��ا وثیقه ‪‌10‬میلیارد‬ ‫تومانی‪ ،‬نطق شدیداللحن‬ ‫حمید رسایی در مجلس‬ ‫خطاب به خانواد ‌ه هاشمی‬ ‫بازتاب گسترده‌ای یافت‪.‬‬ ‫این بار به خانواده هاش��می اجازه داده ش��د تا در پاس��خ به‬ ‫رسایی که فرزندان هاش��می را «آقازاده مفس��د که دارای‬ ‫مصونیت آهنین اس��ت» خوانده بود‪ ،‬پاس��خ خود را ارسال‬ ‫کنند‪ .‬هیات‌رئیس��ه مجلس نی��ز آن را به نیاب��ت از خانواده‬ ‫هاش��می قرائت کرد‪ .‬س��ایت هاشمی‌رفس��نجانی نیز در‬ ‫سالی که گذشت بسیار فعال بود‪ .‬این س��ایت بارها مواضع‬ ‫و گفت‌وگوهای او را منتشر کرد که مورد توجه قرار گرفت‪.‬‬ ‫انتش��ار دو فایل صوتی از دی��دار وی با فرماندهان س��پاه و‬ ‫ب زیادی به‌دنبال‬ ‫سخنرانی برای آنها بعد از پایان جنگ‪ ،‬بازتا ‌‬ ‫داشت‪ .‬هاشمی در این س��خنرانی اعالم کرده بود‪« :‬حاضر‬ ‫اس��ت به جای امام قطعنامه را بپذیرد‪ .‬اما حضرت امام(ره)‬ ‫اجازه این کار را نمی‌دهند‪ ».‬او همچنین دالیلش برای اتمام‬ ‫جنگ را که آن زمان برای فرماندهان سپاه ایراد شده بود را‬ ‫منتشر کرد‪.‬‬ ‫هاشمی‌ همچنین در مصاحبه‌‌ای که اوایل تابستان با‬ ‫روزنامه آرمان انجام داد‪ ،‬به‌طور صریح و ش��فاف‪ ،‬نسبت به‬ ‫مسائل اقتصادی و معیشتی مردم و همچنین اوضاع سیاسی‬ ‫انتقاد کرد و از پیش‌بینی خود از اوضاع بد اقتصادی س��خن‬ ‫گفته و تاکید کرده بود‪« :‬من ش��رایط را می‌دیدم که همین‬ ‫می‌شود‪ .‬همین که االن شده اس��ت‪ .‬نظر من همین بود که‬ ‫به اینجا می‌رس��د‪ .‬صریح هم گفتم‪ .‬در نام��ه‌ای هم که به‬ ‫رهبری نوش��تم‪ ،‬که این مقدار از آن سوءاستفاده می‌شود به‬ ‫اینجا می‌رسد‪».‬‬ ‫اما تمام ای��ن اظهارنظره��ا‪ ،‬واکنش‌ه��ا‪ ،‬انتقادات و‬ ‫موضع‌گیری‌هایی که از جانب هاشمی یا منتقدانش بیان شد‪،‬‬ ‫ناظران را به این مخرج مشترک رساند؛ «هاشمی‌رفسنجانی‬ ‫عزم کرده ت��ا در انتخابات دور بعد ریاس��ت‌جمهوری فعال‬ ‫باش��د‪ ».‬برخی معتقد بودند او ش��خصا وارد‬ ‫انتخابات خواهد ش��د و در روزهای‬ ‫پایانی اع�لام کاندیداتوری‬ ‫می‌کند‪ .‬برخ��ی دیگر اما‬ ‫حض��ورش را به‌عنوان‬ ‫یک مش��اور تمام‌عیار‬ ‫پشت سر کاندیداهای‬ ‫دیگ��ر‪ ،‬به ویژه حس��ن‬ ‫روحانی ارزیابی می‌کردند‪g.‬‬
‫سالآخر‬ ‫رضا ذبيحي‬ ‫محمود احمدي‌نژاد م ي‌گويد تا مردادماه بر سر كار خود‬ ‫حاضر خواهد بود‪ .‬اين آخرين پاس��خ محم��ود احمدي‌نژاد به‬ ‫گمانه‌هايي سياسي است كه پي رامون ح واشي پي ش‌آمده ب راي‬ ‫او در سال ‪ 91‬مطرح شده اس��ت‪ .‬در سالي كه گذشت محمود‬ ‫احمدي‌نژاد مانند هفت س��ال گذش��ته از چهره‌هاي مطرح و‬ ‫خب ر‌س��از بود؛ از ماجراي طرح س��وال مجدد از او در مجلس و‬ ‫كنش و واكنش‌هاي ميان او و دوقوه ديگر تا ح واشي حضورش‬ ‫در سازمان ملل متحد‪ .‬پافشاري و تاكيد علي مطهري ب راي به‬ ‫نتيجه رساندن طرح سوال از رئي س‌جمهور‪ ،‬سرانجام احمدي‌نژاد‬ ‫را در سال‪ 90‬به مجلس كشاند‪ .‬جلس ه‌اي كه البته با اظهارات‬ ‫محمود احمدي‌نژاد حواش��ي جديدي پديد آورد و كار را بدانجا‬ ‫كشاند كه طرح سوال از رئي س‌جمهور در سال‪ 91‬با تغيي راتي در‬ ‫مجلسمواجهشدواين‌بارماده‌ايدرآنگنجاندهشدكهچنانچه‬ ‫رئي س‌جمهوريبخ واهدبهاعتقادآنانرويه‌ايجزپاسخگوييدر‬ ‫پيش گيرد‪ ،‬بتوانند اين نحوه برخورد را تا استيضاح وي پيگيري‬ ‫كنند‪ .‬این آغاز خبرسازی در ابتدای سال بود‪.‬‬ ‫يكشنبه غ م‌انگيز‬ ‫پافشاري احمدي‌نژاد ب راي بقاي سعيد مرتضويكه خود‬ ‫دامنهمخالفتيحتيبيشازعمرمجلسنهمدرمياننمايندگان‬ ‫داشت؛ به‌طوري كه آنان از زمان مجلس هشتم خواستار كنار‬ ‫گذاشتن وي از رياست سازمان تامين اجتماعي به داليلي چند‬ ‫بودند‪ ،‬التهابات ت��ازه‌اي را دامن زد‪ .‬نماين��دگان از همان موقع‬ ‫خواستار بركناري مرتضوي ب راي انصراف از استيضاح وزير كار‬ ‫و رفاه شده بودند‪ .‬اما به گفته نمايندگان‪ ،‬دولت احمدي‌نژاد كه‬ ‫يك‌بار به وساطت دكتر حداد عادل تن نداده بود‪ ،‬اين بار سعي‬ ‫داشت با واگذاري اختيار تعيين رئيس سازمان تامين اجتماعي‬ ‫به معاون اولش‪ ،‬بار ديگر‌شيوه ديگري پيش بگيرد؛ امري كه‬ ‫به نظر نمايندگان با مصوبه‌اي غيرقانوني احصاء شده و ب راي‬ ‫مسلوب‌االختيار كردن شيخ‌‌االسالمی كافي نبود‪ .‬اين موضوع‬ ‫مواجهه‌اي تازه ميان احمدي‌نژاد و قوه‌‌مقننه را دامن زد‪ .‬اتقاقات‬ ‫روز يكشنبه مجلس اين‌بار‌ب ي‌سابقه‌تر از گذشته بود‪ .‬او اين‌بار‬ ‫در صحن علني مجلس‪ ،‬علي الريجاني را تهديد به افش��اي‬ ‫ي كه الريجاني عنوان داشت‬ ‫فيلمي‌از بستگانش كرد‪ .‬فيلم ‌‬ ‫ممكن است تهي ه‌اش اقدامي‌ب رنامه‌ريزي شده باشد‪ .‬الريجاني‬ ‫در خالل جلس��ه از احمدي‌نژاد موكدا خواست حرف ناگفته‌اي‬ ‫را نگذارد و احمدي‌نژاد هم در ب رابر‪ ،‬ب راي اثبات مدعاي خود آن‬ ‫فيلم را در مجلس پخش كرد؛ اقدام��ي‌كه واكنش انتقادآميز‬ ‫نمايندگان مجلس را ب رانگيخت و پاسخ‌ب ي‌سابقه الريجاني را در‬ ‫پي داشت‪ .‬اندكي پس از اين مجادله‪ ،‬احمدي‌نژاد به مصر رفت‪.‬‬ ‫سفري كه ب ‌هواسطه اولين حضور يك رئي س‌جمهور اي ران بعد از‬ ‫انقالب در مصر‪ ،‬سفري تاريخي قلمداد شد‪ .‬احمدي‌نژاد سفر سه‬ ‫ساعته محمد المرسي‪ ،‬رئي س‌جمهور جديد مصر را ب راي شركت‬ ‫در سران كنف رانس عدم تعهد با سفري سه روزه كه در خالل آن‬ ‫كنف رانس سران كشورهاي اس�لامي‌برگزار م ي‌شد‪ ،‬پاسخ داد‪.‬‬ ‫او كه آمدنش به مصر را تحقق يكي از بزرگترين آرزوهاي خود‬ ‫تعبير كرد‪ ،‬طي اين سفر س��عي كرد عالوه بر ديدار با مقامات‬ ‫مصري نظير المرسي با شخصي ت‌های برجسته مصر نيز ديدار‬ ‫نمايد‪ ،‬از جمله ديداري با رئيس دانشگاه االزهر كه طي نشست‬ ‫مطبوعاتي بعد از آن احمدي‌نژاد‪ ،‬رئيس دانشگاه را به دليل گفتن‬ ‫سخناني ضداي راني تهديد به ترك جلسه كرد‪ .‬سفر احمدي‌نژاد‬ ‫به مصر در حالي انجام شد كه رس��انه‌ها و مردم هنوز در بهت‬ ‫صف‌آرايي‌ب ي‌پرده روس��اي قوه اجرا و تقنين بودند و كشور در‬ ‫تدارك برگزاري جشن‌هاي سالگرد انقالب بود‪ .‬به سنت هر ساله‬ ‫اين مقام رئي س‌جمهوري بود كه م ي‌توانست فرصت حضور در‬ ‫سخنراني راهپيمايي سالگرد انقالب را داشته باشد‪ .‬احمدي‌نژاد‬ ‫نيز از اين فرصت در اين مراسم ب راي بيان نظ رات خود خطاب به‬ ‫برخيمنتقدان كهبهفاصلهچندروزپسازمجادلهبحث‌ب رانگيز‬ ‫يكشنبهمجلسانجامم ي‌شد‪،‬استفادهكرد‪.‬اودراينسخنرانياز‬ ‫همه‌چيزسخنگفت‪.‬ازانتقادتلويح ي‌اشنسبتبهنمايندگان‬ ‫مجلس بدين دليل كه علي ه‌اش سندي را‪ -‬منظور طرح سوال‪-‬‬ ‫امضا كرده‌اند تا سخن گفتن از مشكالت اقتصادي كه از ديدگاه‬ ‫وي به واسطه فشار ناجوانمردانه دش��منان است‪ .‬احمدي‌نژاد‬ ‫همچنين خطاب به برخي مخالفان��ش گفت‪« :‬من با افتخار‬ ‫م ي‌گويم كه ملت بزرگ اي ران راه خود را به خوبي م ي‌شناسد و به‬ ‫افراد و به گروه‌هاي مدعي نيازي ندارد‪».‬؛ اگرچه سخن پاياني وي‬ ‫در اين مراسم كه تكرار سه باره جمله «زنده باد بهار» بود از ديدگاه‬ ‫برخي نقادان او‪ ،‬خود عملي ب راي مهندسي انتخابات قلمداد شد‪.‬‬ ‫زي رااينسخنيكشعارانتخاباتيب رايحمايتازكانديدايمورد‬ ‫يكهپيشازايننيز‬ ‫حمايترئيسدولتراتداعيم ي‌كرد؛كالم ‌‬ ‫ويدرپايانسخنرانيخوددرآخ رينحضورشدرمجمععمومي‬ ‫‌سازمان ملل عنوان كرده بود‪ .‬در نهايت به‌واسطه اتفاقات اخير‬ ‫رهبر انقالب مسائل پي ش‌آمده در مجلس را به شدت محكوم‬ ‫كردند‪ .‬محمود احمدي‌نژاد در س��ال‪ 92‬يك احمدي‌نژاد ديگر‬ ‫خ واهد بود؛ شايد نمايي از احمدي‌نژاد سال‪g.91‬‬ ‫سياست‬ ‫ماجراي بازديد از اوين‬ ‫در همين حين كه مجلس س��رگرم بررسي امكان طرح‬ ‫مجدد س��وال از احمدي‌نژاد بود و چند روز پيش از تصويب آن‬ ‫و در گرماگرم فزوني انتق��ادات اقتصادي نمايندگان مجلس از‬ ‫عملكرد دولت‪ ،‬احمدي‌نژاد در نامه‌اي ب��ه رئيس قوه‌قضائيه‬ ‫خبر از در خواس��ت خود ب راي بازديد از زندان اوي��ن داد‪ .‬با وجود‬ ‫اينكه قوه‌قضائيه احمدي‌نژاد را از اين امر برحذر دانست‪ ،‬اين‌بار‬ ‫احمدي‌نژاد در نامه‌اي ديگر به لحني متفاوت از گذشته بار ديگر‬ ‫بر تصمیم خود ب راي بازديد از اوين اصرار ورزيد‪ .‬ارسال اين نامه از‬ ‫سوي او باعث شد رئيس قوه‌قضائيه اين‌بار در نامه‌اي سرگشاده و‬ ‫بلندباال به بندبند ادعاهاي احمدي‌نژاد ج واب دهد‪ .‬در پي چالشي‬ ‫كه ميان روساي ق وا پديد آمد رهبري روساي ق وا را اين‌گونه مورد‬ ‫خطابقراردادند‪«:‬ازامروزتاروزانتخاباته ر‌كساحساساتمردم‬ ‫رادرجهتايجاداختالفبه‌كاربگيرد‪،‬قطعابهكشورخيانتكرده‬ ‫است‪ ».‬ايشان همچنين در تدبير ديگري و به فاصله كوتاهي از‬ ‫سخنراني پيشين‪ ،‬ضمن تجليل از اقدام مجلس ب راي انجام‬ ‫وظيفهخوددرپرسش‌گريازرئي س‌جمهورونيزتقديرازآمادگي‬ ‫دولت ب راي پاسخگويي؛ ب ‌هواسطه اينكه ادامه طرح سوال از اين‬ ‫بعد خواست دشمن است‪ ،‬از نمايندگان درخواست كردند كه به‬ ‫اين طرح ادامه ندهند‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫نشست پرحاشيه‬ ‫گمان ‌هزني رسانه‌هاي داخلي و خارجي درباره اين پيشنهاد‬ ‫احمدي‌نژاد در حالي ادامه داشت كه مصاحب ه‌اي جدید‪ ،‬اندكي‬ ‫پس از بازگشت وي از نيويورك‪ ،‬جنجالی تازه آفريد‪ .‬اين مصاحبه‬ ‫كه با اصحاب رسانه ترتيب داده شده بود با سخناني تازه كه از‬ ‫ديدگاه برخي نمايندگان ساختارش��كنانه بود‪ ،‬مواجهه‌اي ديگر‬ ‫را هش��دار م ي‌داد‪ .‬احمدي‌نژاد در آن مصاحبه اين موضع علي‬ ‫الريجاني‪ ،‬رئيس مجلس را كه «تحريم‌ها تاثيري بر كش��ور‬ ‫نداشته است» با گفتن اين جمله كه‪« :‬البد تصميمات ايشان‬ ‫اثر داشته است! باالخره ايشان م ي‌دانند وضعيت چگونه است‬ ‫و فروش نفت در چه وضعيتي اس��ت‪ ،‬ولي اين مواضع را عليه‬ ‫دولت م ي‌گيرد» به چالش كشيد‪ .‬بازار از اين اظهارات تعبيري‬ ‫ناامي دانه داش��ت‪،‬چنانچه امواج پ ربس��امد آن دامن دالر را هم‬ ‫گرفت و التهاب ش��ديدي در بازار ارز ايجاد ك��رد به گونه‌اي كه‬ ‫دالر به مرز‌ب ي‌سابقه چهار هزار تومان رسيد‪ .‬پس از آن ناآر ‌‌‬ ‫امي‬ ‫و واكنش منفي بازار ته ران را به همراه داشت‪ ،‬دستاويزي ديگر‬ ‫ب راي نمايندگان منتقد دولت شد تا رويه مدي ريتي دولت در كنترل‬ ‫بازار ارز را مورد نقد قرار دهند‪ .‬اين‌بار يكصد و دو تن از نمايندگان‬ ‫مجلس طرح سوال ديگري از احمدي‌نژاد را به تصويب رسانند ‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫احمدي‌نژاد بار ديگر در سازمان ملل‬ ‫احمدي‌نژاد در سال‪ 91‬هشتمين فرصت خود ب راي حضور‬ ‫ي سازمان ملل در آخ رين سال حضورش در مقام‬ ‫در مجمع عموم ‌‬ ‫رئيس قوه اجرايي را از دست نداد؛ اگر‌چه رنگ‌وبوي اين سخنراني‬ ‫و حضور‪ ،‬ماهيتي متفاوت با تجرب ‌ه سال‌هاي پيشين به ارمغان‬ ‫آورد‪ .‬احمدي‌نژاد كه تا پيش از اين ب راي مواجهه با آمريكا گوي‬ ‫يربود‪ ،‬اين بار از در آشتي در‌آمد‪ .‬اين‌بار نيز‬ ‫سبقت را از ديگران م ‌‬ ‫وي چيزي در انتقاد از مديريت جهاني و انحصاري بودن قدرت‬ ‫در دست چند قدرت بزرگ كم نگذاشت‪ .‬برخي رسانه‌ها گزارش‬ ‫دادند كه احمدي‌نژاد در خالل اين سفر حداقل شش بار پيشنهاد‬ ‫مذاكره با آمريكا را مطرح كرد‪ .‬از جمله وي در پاسخ به يكي از‬ ‫سواالت در اين خصوص طي نشست عمومي‌سازمان ملل به‬ ‫صراحت بيان داشت‪« :‬اينكه آمريكا طرف اصلي مخالفت با‬ ‫موضوع هسته‌اي اي ران است با اينكه اي ران و آمريكا به صورت‬ ‫مستقيم مذاكره كنند‪ ،‬دو موضوع جدا از هم است‪ .‬ما گفت‌وگو‬ ‫را رد نم ي‌كنيم و اگر بنا به مذاكره در آمريكا باشد‪ ،‬مسائل زيادي‬ ‫ب راي گفت‌وگو وجود دارد‪ ».‬اين دعوت ضمن اينكه با پاس��خ‬ ‫خاصي از س��وي آمريكاي ي‌ها مواجه نش��د‪ ،‬انتقاداتي را نيز در‬ ‫داخل ب رانگيخت‪.‬‬ ‫محمود احمدي‌نژاد در سال ‪ 91‬نيز همچون هفت سال گذشته‪ ،‬به اقدامات جنجالي‬ ‫دست زد‪ .‬او البته در اين سال استراتژي متفاوتي را در پيش گرفت؛ چه آنكه براي‬ ‫نخستين بار تاثير تحريم‌ها بر كشور را پذيرفت‪ ،‬فيلمي جنجالي را در بهارستان به‬ ‫نمايش گذاشت و از شعار انتخاباتي ياران خود در انتخابات ‪ 92‬رونمايي كرد‪ .‬اگرچه‬ ‫او در تمام سال مواضع انتقاد برانگيزي را اتخاذ كرد اما حاال يك مساله را نمي‌توان‬ ‫انكار كرد‪ ،‬احمدي‌نژاد ‪ 92‬جنجالي تر از احمدي‌نژاد ‪ 91‬خواهد بود‪.‬‬ ‫‪65‬‬
‫رويداد ‪1‬‬ ‫دولت و مجلس در سال ‪ 91‬شاهد‬ ‫تشديد اختالفات ميان يكديگر بودند؛‬ ‫هرچند مجلس نهم نخستين سال‬ ‫فعاليت خود را پشت سر مي‌گذاشت و‬ ‫نمايندگان تازه نفس عزم خود را براي‬ ‫افزايش نظارت بر دولت جزم كرده‬ ‫بودند‪ ،‬اما در مقابل‪ ،‬دولت سال پاياني‬ ‫عمر خود را سپري ميكرد‪ .‬از اين رو‬ ‫انتظار مي رفت كه طرفين تعاملي‬ ‫منطقي را در پيش بگيرند؛ اتفاقي‬ ‫كه هرگز در واقعيت مشاهده نشد‪.‬‬ ‫استيضاح وزيران كابينه‪ ،‬جدال‌هاي‬ ‫لفظي روساي مجلس و دولت و‬ ‫اختالف‌هاي دولت و مجلس بر سر‬ ‫قوانين و اجراي آنها سبب شد تا در‬ ‫نهايت رهبر معظم انقالب به طرفين‬ ‫هشدار دهند كه در رفتارهاي خود‬ ‫تجديد نظر كنند‬ ‫از بهارستان‌تا پاستور‬ ‫در ساليكه گذشت مجلس و دولت شاهد جدال‌هاي فراواني بودند‬ ‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫سال ‪ ٩١‬سال پرحاشيه‌ای براي دولتی‌ها و مجلسي‌ها بود؛ سالي كه از ابتداي آن با استيضاح كليد خورد و در پايان‬ ‫با همان استيضاح به جنجال كشيده شد‪ .‬صرف‌نظر از انتقادات و جدال‌هاي لفظي احمدي‌نژاد و الريجاني بر سر موضوع‬ ‫«اقتصاد رابين‌هودي»‪ ،‬در سالي كه گذشت دولت و مجلس بارها رو در روي هم قرار گرفتند و در دو نقطه رهبري نظام‬ ‫با بيانات خودشان آتش اين جدال را كمتر كردند‪.‬‬ ‫مجل��س و دولت درحال��ي س��ال ‪ ٩١‬را آغ��از كردند كه‬ ‫پ س‌لرزه‌هاي انتصاب س��عيد مرتضوي به رياس��ت س��ازمان‬ ‫تامين اجتماعي هنوز وجود داش��ت‪ .‬دو ق��وه مجريه و مقننه‬ ‫كش��ور روزهاي پاياني س��ال ‪ ٩٠‬را پ رتنش به پاي��ان بردند و با‬ ‫طو‌نشان‌هايی چون حرف‌هاي نادران كه گفت‪« :‬ما شنيده‌ايم‬ ‫خ‌‬ ‫به‌رغم تذكر دس��ته جمعي نماين��دگان‪ ،‬در نظ��ر دارند عصر‬ ‫امروز آق��اي مرتضوي را منصوب كنند؛ ب��ه همين دليل طرح‬ ‫اس��تيضاح وزير رفاه را آماده كرديم‪ ،‬اما رئي��س مجلس به ما‬ ‫توصيه كردند كه فعال دس��ت نگه داري��م‪ .‬االن هم م ي‌گويم‬ ‫كه اگر ايش��ان چنين كاري بكنن��د‪ ،‬ما استيضاح‌ش��ان را روز‬ ‫‪ 15‬فروردين ارائه م ي‌دهيم تا اعالم وصول ش��ود» برسر سفره‬ ‫هفت‌سينسال‪ ٩١‬نشستند‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪66‬‬ ‫‪ 16‬فروردين‪ ،‬آغاز جدال دو قوه‬ ‫با اين وجود مرتضوي از س��مت خود برداش��ته نش��د و‬ ‫استيضاح شي خ‌االسالمي‌روز‪ 16‬فروردين به جريان افتاد تا اولين‬ ‫ي شود‪.‬‬ ‫چالش دولت و مجلس در سال‪ 91‬رسم ‌‬ ‫پيش از اعالم وصول اس��تيضاح شي خ‌االسالمي‪ ،‬دولت‬ ‫تالشزياديكردتاايناستيضاحراشخصينشاندهد‪،‬اماباهنر‬ ‫برئيس مجلس و مصباح ي‌مقدم‪ ،‬رئيس كميسيون طرح‬ ‫نای ‌‬ ‫تحول اقتصادي مجلس هم اين استيضاح را خواست مجلس‬ ‫دانستند‪.‬پيش از استيضاح وزيركار‪ ،‬گفته شد رئي س‌جمهور در‬ ‫جايي گفته در صورت استيضاح‪ ،‬مرتضوي را سرپرست تامين‬ ‫اجتماعي خ واهد كرد‪ .‬مصباحي‌‌مقدم معتقد بود که «با شناختي‬ ‫كه از رئي س‌جمهور داريم‪ ،‬احتماال اين كار را هم بكنند‪ ،‬ولي اين‬ ‫نشان‌دهنده يك نوع روحيه ناسازگاري و مقاومت زيادي است‬ ‫كه نتيجه‌اي جز تيره‌ش��دن روابط بين دو قوه نخواهد داشت‪.‬‬ ‫ش��رايط امروز نه شرايط مناسبي ب راي اس��تيضاح وزير است و‬ ‫نه انتصاب‌هايي از اين نوع‪ ،‬اقدام شايسته‌اي است؛ بهتر است‬ ‫رئي س‌جمهور به رسانه‌ها و مردم به‌طور شفاف پاسخ دهند چرا‬ ‫آن‌قدر اصرار بر انتصاب و ورود افراد پرحاش��يه به دورن دولت‬ ‫دارند!» اما در بر همان پاشنه چرخيد و مرتضوي ماند‪ ،‬تا در‌نهايت‬ ‫‪‌27‬فروردين ماه‪ 91‬دستور جلسه مجلس‪ ،‬بررسي استيضاح وزير‬ ‫كار‌‪ ،‬تعاون و رفاه اجتماعي بود كه با رايزن ي‌هاي انجام شده و در‬ ‫نهايت پادرمياني حداد عادل و اعالم نمايندگان استيضاح‌كننده‬ ‫مبن ي‌بر پذيرش استعفا از سوي سعيد مرتضوي از مسند رياست‬ ‫صندوق تامين اجتماعي‪ ،‬اس��تيضاح‌كنندگان امضاهاي خود‬ ‫را پ س‌گرفتند و در‌نهايت اس��تيضاح شي خ‌االس�لامي منتفي‬ ‫شد‪.‬اگرچه بعد از منتفي‌شدن استيضاح‪ ،‬احمد توكلي اینچنین‬ ‫گفت كه «در صورت پذيرفته‌‌نشدن استعفاي مرتضوي‪ ،‬وزير‬ ‫كار استيضاح م ي‌شود» و به اين‌ترتيب پرونده اختالف دولت و‬ ‫مجلس بر سر استيضاح وزير به صورت موقت بسته شد‪.‬‬ ‫اختالف در فاز دوم هدفمندي‬ ‫با نزديك‌شدن به روزهاي پاياني س��ال ‪ ،۹۰‬زمزمه‌هاي‬ ‫اجراي مرحله دوم هدفمندي يارانه‌ها جدي‌تر شد و گويا دولت‬ ‫مصمم بود كه تا پايان سال مرحله دوم هدفمندي را اجرا كند‪.‬‬ ‫اظهارات محمود احمدي‌نژاد در پايان سال ‪ ۹۰‬نيز مويد همين‬ ‫يدادند مرحله دوم هدفمندي يارانه‌ها را‬ ‫مطلب بود؛ «اگر اجازه م ‌‬ ‫اجرا م ي‌كرديم‪ ۷۰-۸۰،‬هزار تومان توي جيب مردم م ي‌گذاشتيم‬ ‫تا سفر بروند‪ ،‬اما نشد‪ ».‬اظهاراتي كه پس از كش و قوس‌هاي‬ ‫فراوان درباره زمان اجرايي شدن فاز دوم هدفمندي‪ ،‬كمي‌عجيب‬ ‫به نظر م ي‌رسيد و از طرف ديگر رئي س‌جمهور در حالي صحبت‬ ‫ا‌ز اگرها و اي‌كاش‌ها م ي‌كرد كه نمايندگان مجلس معتقد بودند‬ ‫با اجراي فاز دوم هدفمندي يارانه‌ها بار تورم بيش��تري بر مردم‬ ‫تحميل م ي‌ش��ود‪ .‬يكي ديگر از اي رادهاي قانوني نمايندگان‬ ‫مجلس به اليحه بودجه‪ ،۹۱‬نياوردن هزينه‌ها و درآمدهاي اجراي‬ ‫هدفمندي يارانه‌ها در بودجه بود و اينكه دولت چگونه م ي‌تواند‬ ‫با‌وجود اين خالء قانوني‪ ،‬مرحله دوم هدفمندي را اجرا كند‪ .‬البته‬ ‫عده‌اي از جمله اعضاي كميسيون ب رنامه و بودجه و كميسيون‬ ‫طرح تحول اقتصادي معتقد بودند دولت م ي‌خ واهد از يك خالء‬ ‫قانوني استفاده كرده و در فاصله بررسي و تصويب اليحه بودجه‬ ‫‪ ۹۱‬كه تا اوايل ارديبهشت ماه طول م ي‌كشيد‪ ،‬افزايشي‪ ۴۰‬تا‪۵۰‬‬ ‫درصدي را در قيمت حامل‌هاي انرژي اعمال كند و عمال دست‬ ‫مجلس را ببندد‪ .‬در اين صورت ب راي مجلس دشوار خواهد بود‬ ‫كه قيمت‌ها را به‪ ۲۰‬درصد كاهش دهد و از سوي ديگر‪ ،‬با افزايش‬ ‫مبلغ يارانه‌هاي نقدي‪ ،‬مجلس در مقابل عمل انجام‌شده دولت‬ ‫قرار م ي‌گيرد و همي ن‌طور در مقابل مردم‪ .‬بنا به همين داليل بود‬ ‫كه مجلس در آخ رين جلسه علني سال‪ ۹۰‬دولت را موظف كرد‬ ‫تا اجراي فاز دوم هدفمند‌كردن يارانه‌ها را تا تيرماه‪ ۱۳۹۱‬به تعويق‬ ‫بيندازد و از سوي ديگر دولت را مكلف كرد كه در اجراي قانون‬ ‫هدفمند‌كردن يارانه‌ها ب راي سه ماه اول سال ‪ ۱۳۹۱‬معادل سه‬ ‫ماه پاياني سال‪ ۱۳۹۰‬عمل كند‪ .‬اين امر نيز گويا به مذاق دولت‬ ‫خوش نيامد‪ ،‬چرا‌كه از همان اواخر سال ‪ ۹۰‬زمزمه اجراي فاز دوم‬ ‫هدفمندي يارانه‌ها را آغاز كرده بود و در ششم فروردين سال‪ ۹۱‬از‬ ‫واريز‪ ۲۸‬هزار تومان مابه‌التفاوت يارانه نقدي به حساب خانوارها‬ ‫خبر داد‪ .‬انتش��ار اين خبر از سوي نمايندگان مجلس به‌عنوان‬ ‫كلي د‌خوردن آغاز فاز دوم هدفمندي تعبير شد و در پي همين‬ ‫مساله بود كه گفته شد‪ ،‬رئيس مجلس نامه‌اي در اين خصوص‬ ‫به رهبر معظم انقالب نوشته و كسب تكليف كرده است‪.‬اين‬ ‫خبردرحاليمنتشرشدكهگفت‌وگويتلويزيونياحمدي‌نژادكه‬ ‫قرار بود‪‌۳۰‬فروردين صورت بگيرد و به گفته محمد‌رضا رحيمي‪،‬‬ ‫معاون اول رئي س‌جمهور‪ ،‬بنا بود احمدي‌نژاد طي آن آغاز فاز دوم‬ ‫هدفمندي يارانه‌ها را اعالم كند‪ ،‬لغو شد‪.‬‬ ‫اختالف مجلس و دولت بر سر نظارت‬ ‫اختالف دولت و مجلس بر سر اينكه آيا رئيس مجلس‬ ‫م ي‌تواند مصوبات دولت را ابطال كند يا نه؟ از جمله موارد ديگر‬ ‫بحث‌ب رانگيز دولت و مجلس در سال ‪ 91‬بود‪ .‬اوايل ارديبهشت‬ ‫ماه دولت در بخشنامه‌اي به تمامي‌دستگاه‌هاي اجرايي كشور‪،‬‬ ‫مكاتبات مجلس با دستگاه‌هاي اجرايي در خصوص لغو برخي‬ ‫مصوبات مربوط به دولت و مراجع و مقام��ات دولتي را خالف‬ ‫نص صريح قانون‌اساسي دانست‪ .‬محمود احمدي‌نژاد اين‌گونه‬ ‫مكاتباترافاقدوجاهتحقوقيدانستهوتأكيدكردكههيچ‌يك‬ ‫از اصول قانون‌اساس��ي چنين اختياري را صراحتا يا تلويحا به‬
‫سياست‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫حضور رئي س‌جمهور در مجلس ب راي درد‌دل‬ ‫ترئيسه مجلس اعالم كرد كه معاون‬ ‫اواخر دي ماه هيا ‌‬ ‫پارلماني دولت درخواس��تي ب��راي حض��ور رئي س‌جمهور در‬ ‫مجلس ارائه كرده است‪ .‬اخبار اوليه حاكي از اين بود كه ممكن‬ ‫است اين جلس��ه به صورت غيرعلني برگزار شود‪ .‬اما مصري‪،‬‬ ‫اصالح قانون انتخابات‬ ‫خبر بررسي طرح اصالح‌قانون انتخابات در كميسيون‬ ‫شوراها و امور داخلي كشور مجلس شوراي اسالمي‌واكنش‌هاي‬ ‫زياديراب ‌هدنبالداشت‪.‬هنوزجزئياتزياديازآنمنتشرنشدهبود‬ ‫كه گمان ‌هزن ي‌ها در رابطه با آن آغاز شد‪ .‬اين طرح كه دوم آبان‌ماه‬ ‫در كميسيون نهايي شد ب راي قرائت به صحن علني ارسال شد‪.‬‬ ‫اين كمیسيون در توضيح تغيير اين قانون آورده است‪« :‬حدود دو‬ ‫دهه در اين قانون تغييري ايجاد نگرديده‪ ،‬تحوالت اجتماعي و‬ ‫سياسي و تجربيات به‌دست‌آمده خالل اين سال‌هاي متمادي و‬ ‫همچنينبابهرهجستنازبرخيق وانينسايركشورها‪،‬تغيي راتي‬ ‫چند در اين قانون نه مناسب و بلكه ضروري مي نمايد‪ ».‬در اولين‬ ‫واكنش‌ها وزير كش��ور مصطفي محمد‌نجار با طرح مخالفت‬ ‫كرد و در حاشيه جلسه هيات دولت انتقادش را چنین بیان کرد‪:‬‬ ‫«طبق قانون‌اساس��ي‪ ،‬كار اجرايي بر عهده قوه مجريه است‬ ‫و از ‪ 30‬س��ال گذشته نيز انتخابات توس��ط وزارت كشور برگزار‬ ‫شده است‪ .‬فكر نم ي‌كنم در اين شرايط كه در آستانه انتخابات‬ ‫هستيم مطرح‌كردن اين‌گونه مباحث ضرورتي داشته باشد‪».‬‬ ‫نجار همچنین اضافه کرد‪« :‬نظر ما به عنوان دولت اين است‬ ‫كه در اين شرايط اين موضوع به مصلحت نيست و از سوي ديگر‬ ‫با اصل تفكيك ق وا و همچنين نظارت شوراي‌نگهبان مغايرت‬ ‫دارد‪ ».‬همچنين محمدرضا رحيمي‌نيز انتقاداتي را به ارائه اين‬ ‫طرح به مجلس وارد دانسته بود‪.‬الريجاني اما بر آن شد تا پاسخ‬ ‫منتقدان را اینگونه بدهد‪« :‬مطالبي را كه برخي سايت‌ها درباره‬ ‫اين طرح و مسئوليت اجرا و بقيه امور انتخابات رياست‌جمهوري‬ ‫در اين طرح بيان م ي‌كنند‪ ،‬درست نيست‪ .‬برگزاري انتخابات در‬ ‫دست دولت است‪ ،‬ولي همان شوراهايي كه در استان‌ها به عنوان‬ ‫هيات‌اجرايي فع اليت م ي‌كنند‪ ،‬در سطح ملي هم مشابه همين‬ ‫شوراهاي اجرايي استاني تشكيل م ي‌شود‪».‬‬ ‫طرح سوالي كه منتفي شد‬ ‫بعد از تجربه اولين سوال از رئي س‌جمهور در اواخر سال‬ ‫‪ ٩٠‬و چند ماه پاياني عمر مجلس هش��تم‪ ،‬مه ر‌ماه امس��ال‬ ‫بار ديگر زمزمه‌هاي پ س‌گرفتن طرح سوال از رئي س‌جمهور بعد‬ ‫از انتشار بيانيه فراكسيون اصولگرايان مبني بر مخالف بودن‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫رئيس محترم و حتي مجلس شوراي اسالمي‌اعطا نكرده است‪.‬‬ ‫اين اختالف بر س��ر مكاتبات رئي��س مجلس و برخي‬ ‫برئيس مجلس پس از‬ ‫دس��تگاه‌ها پدیده آمده بود‪.‬باهنر‪ ،‬ناي ‌‬ ‫بخش��نامه دولت‪ ،‬در واكنش به اينكه رئي س‌جمهور مكاتبات‬ ‫رئيس مجلس با دس��تگاه‌هاي اجرايي را فاقد وجاهت قانوني‬ ‫خوانده است‪ ،‬اصل ‪ 138‬قانون‌اساسي را يادآور شده و گفته بود‪:‬‬ ‫«در قانون‌اساس��ي اين حق به رئيس مجلس داده شده است‬ ‫تا چنانچه هيات تطبيق قوانين‪ ،‬مصوباتي از دولت را مغاير با‬ ‫قوانين جاري كشور بداند‪ ،‬اين موضوع را به دولت ابالغ كرده و‬ ‫مانع اجرايش شود‪».‬‬ ‫علي الريجاني نيز با اش��اره به بخش��نامه احمدي‌نژاد‬ ‫این گونه توضیح داد و انتقاد کرد‪« :‬رئي س‌جمهور روز گذش��ته‬ ‫بخشنامه‌اي صادر كرده‌اند كه لزومي‌نداشت‪ ،‬چراكه تالطم ي‌‬ ‫در جامعه ايجاد م ي‌كن��د كه بالوجه اس��ت‪ ».‬به‌گفته رئيس‬ ‫مجلس ب راساس اصول‪ 85‬و‪ 138‬قانون اساسي دولت م ي‌تواند‬ ‫آيي ن‌نامه‪ ،‬مصوبه و بخشنامه داشته باشد و امور را در چارچوب‬ ‫قانون اداره كند‪ .‬لكن ب راي اينكه مصوبات دولت مطابق متن‬ ‫و روح قانون باشد‪ ،‬بايد آنها را ب راي رئيس مجلس ب راي انطباق‬ ‫با قانون بفرس��تد و اگر انطباق وجود نداش��ت رئيس مجلس‬ ‫بايد با دليل عن��وان كند كه تخلف وج��ود دارد و آن مصوبه يا‬ ‫آيي ن‌نامه اصالح شود‪ .‬اما برخالف نظر رئي س‌مجلس‪ ،‬رئيس‬ ‫ديوان عدالت اداري گفت كه حقي ب��راي رئيس پارلمان ب راي‬ ‫ملغ ي‌كردن مصوبات دولت وجود ندارد‪ .‬منتظري تاكيد كرد كه‬ ‫در اصل يكصد‌وس ي‌وهشتم قانون‌اساسي حقي ب راي بررسي‬ ‫ي واگذار شده است‪ .‬در‬ ‫مصوبات دولت به مجلس شوراي اسالم ‌‬ ‫ذيل اين اصل آمده است «تصويب‌نامه‌ها و آيي ن‌نامه‌هاي دولت‬ ‫و مصوبات كميس��يون‌هاي مذكور در اين اصل‪ ،‬ضمن ابالغ‬ ‫ب راي اجرا به اطالع رئيس مجلس شوراي اسالمي‌م ي‌رسد تا در‬ ‫صورتيكهآنهاراخالفق وانينبيابدباذكردليلب رايتجديدنظر‬ ‫به هيات وزي ران بفرس��تد‪ ».‬به گفته وي‪« :‬در اين اصل بحث‬ ‫ابطال ب راي مجلس شوراي اسالمي‌پي ش‌بيني نشده است‪».‬‬ ‫اما در نهايت پس از نامه‌ن��گاري رئي س‌جمهور با هيات عالي‬ ‫حل اختالف قوا و شوراي نگهبان با دفتر مقام معظم رهبري و‬ ‫ي اعالم شد هيات‬ ‫نظر معظم‌له در اين‌باره‪ ،‬سرانجام به‌طور رسم ‌‬ ‫وزي ران پس از اعالم نظر رئيس مجلس مكلف به تجديدنظر و‬ ‫اصالح مصوبه خويش است؛ درغير اين صورت‪ ،‬پس از گذشت‬ ‫مهلت مقرر قانوني‪ ،‬مصوبه مورد اي راد ملغ ي‌االثر خواهد ش��د‪.‬‬ ‫آيت‌اهلل شاهرودي در اين زمينه به رهبري نوشت‪...« :‬از آنجا كه‬ ‫عمدهاختالفاتوناهماهنگ ي‌هادراينزمينهبهاختالفبرداشت‬ ‫از اصول ياد‌شده مربوط م ي‌شد و با توجه به تاكيد بند نخست‬ ‫راهبردهاي ابالغ‌شده اجراي بند‪ 7‬اصل‪ 110‬بر استفاده از راه‌هايي‬ ‫مانند تفسير قانون‌اساسي ب راي حل اختالف و تنظيم روابط ق وا‪،‬‬ ‫تفسير شوراي نگهبان از اصول ‪ 85‬و ‪ 138‬قانون‌اساسي در اين‬ ‫مورد كه آيا اصول مذكور اختيار الغ��ای اثر مصوبات دولت را به‬ ‫رئيس مجلس اعطا م ي‌كند يا خي ر‪ ،‬راهگشا خ واهد بود‪ ».‬رهبري‬ ‫نيز در نامه‌ای از شوراي نگهبان تفسير اين دو اصل را خواستار‬ ‫شدند و شوراي نگهبان نيز اين‌گونه پاسخ داد كه «هيات وزي ران‬ ‫پس از اعالم نظر رئيس مجلس ش��وراي اسالمي‌مكلف به‬ ‫تجديدنظر و اصالح مصوبه خويش اس��ت؛ در غير اين‌صورت‬ ‫پس از گذشت مهلت مقرر قانوني‪ ،‬مصوبه مورد اي راد‪ ،‬ملغ ي‌االثر‬ ‫خواهد شد‪ ».‬پس از انتشار نظر صريح شوراي نگهبان برخي‬ ‫نمايندگانمجلسازرئي س‌جمهورخ واستندكهبه‌سرعتهياتي‬ ‫را كه ب راي نظارت براجرايقانون‌اساسيتشكيلدادهبود‪،‬منحل‬ ‫كند و حيطه اختيارات ق واي ديگر را رعايت كند‪.‬‬ ‫ترئيس��ه مجلس گفت‪« :‬جلسه علني چهار‬ ‫سخنگوي هيا ‌‬ ‫س��اعته با حضور رئي س‌جمهور خواهيم داشت كه مستقيما‬ ‫پخش خواهد ش��د‪ ،‬مگر اينكه تقاضاي ديگري ب راي برگزاري‬ ‫جلس��ه غي ر‌علني به مجلس برسد‪».‬مجلس تصميم گرفت‬ ‫تا پس از سخنراني رئي س‌جمهور در صحن علني‪ ،‬تعدادي از‬ ‫نمايندگان نيز در اين جلسه صحبت كنند‪ .‬از همان ابتدا شايع‬ ‫ش��ده بود كه رئي س‌جمهور پس از صحب ت‌هايش مجلس را‌‬ ‫ترك خ واهد كرد و ب راي شنيدن حرف‌هاي نمايندگان در مجلس‬ ‫باقي نخ واهد ماند‪ .‬در‌نهايت هم اين اتفاق افتاد‪.‬او چهارشنبه‪٢٧‬‬ ‫دي‌ماه ‪ ٩١‬به مجلس رفت و درباره مسائل كالن كشور اظهار‬ ‫كرد‪«:‬امروزآمده‌امتامهمترينمسائلكشوروراهحل‌هايآنرابا‬ ‫نمايندگانمجلسدرميانبگذارموتالشخ واهمكردتاذهنيت‬ ‫و اراده مشتركي بين مجلس و دولت در اين زمينه شكل بگيرد‬ ‫كه در همين خصوص در سه محور اساسي مطالب خود را ارائه‬ ‫خ واهم كرد‪».‬رئيس دولت همچنين گفت كه عده‌اي با پخش‬ ‫شايعات دروغ‪ ،‬قصد برهم زدن رابطه مجلس و دولت را دارند و از‬ ‫تيره‌بودن اين روابط سود م ي‌ب رند‪ .‬او در اين سخنراني از اشتراك‬ ‫‪ 95‬درصدي نظ رات دولت و مجلس گفت و چهار معضل اصلي‬ ‫اقتصاد كشور را برشمرد و ب راي رفع آنها چهار پيشنهاد ارائه كرد‪.‬‬ ‫درحاليكهنمايندگانوهمهمردممنتظربودندتارئي س‌جمهوردر‬ ‫موردمشكالتبهوجودآمدهدرحوزهاقتصادبه‌طورشفافسخن‬ ‫بگويد‪،‬ازبومي‌‌كردناقتصادواستفادهاززمينگفتوبيانداشت‬ ‫كه «حداقل‪‌27‬ميليون هكتار زمين قابل كشت در كشور وجود‬ ‫دارد؛ در صورتي كه آب ب راي كاشت در اين زمي ن‌ها وجود نداشته‬ ‫باشد دولت ب راي آن راه‌حل دارد و آب آن را تامين خ واهد كرد‪».‬‬ ‫او همچنين گفت‪« :‬حداقل ش��ش ميليون تن بلوط در‬ ‫جنگلتوليدم ي‌شودكهازبينم ي‌رود‪».‬رئي س‌جمهورگفتکه‬ ‫«بعضيازدوستانم ي‌گويندهدفمنديباعثافزايشقيمتارز‬ ‫شد» و ادامه داد‪« :‬مگر هدفمندي مصرف ارز را باال برد كه بخ واهد‬ ‫قيمت را باال ببرد؟ هدفمندي مصرف ارز را كاهش داد‪ .‬بعضي از‬ ‫دوستان اي راد م ي‌گي رند كه اگر يارانه نقدي بدهيم موجب بيكاري‬ ‫وتنبليم ي‌شود‪،‬مگردرتمامدنيابيمهبيكاريوجودنداردومگر‬ ‫وقتيكسيبيكارم ي‌شودبهاوپولنم ي‌دهند‪.‬اينبهآن مفهوم‬ ‫استاگركسيپولگرفتميلشبهكارازبينم ي‌رود؟چهكسي‬ ‫است كه از پول بيشتر بدش م ي‌آيد؟ فق را دلبستگي به پول دارند‬ ‫يا اغنيا؟»او بار ديگر موضوع اصل ‪ 138‬را مطرح كرد و ادامه داد‪:‬‬ ‫«جايگاه مجلس بسيار رفيع و مهم است و به لحاظ موضوعات‬ ‫مهمي‌كهدرآنمطرحم ي‌شود‪،‬اينقوهجايگاهبسيارتاثيرگذاري‬ ‫دارد‪ ،‬اما در اصل ‪ 138‬قانون اساسي تاكيد م ي‌شود كه تصويب‬ ‫نامه‌ها و آيي ن‌نامه‌هاي دولت ضمن ابالغ ب راي اجرا به رياست‬ ‫مجلستقديمم ي‌شودتادرصورتمغايرتباقانوناساسي‪،‬وي‬ ‫عالوه بر ارائه دليل‪ ،‬آن را ب راي اصالح به رئيس دولت ارجاع دهد‪».‬‬ ‫رئي س‌جمهور ارائه اليحه را حق دولت دانست و گفت لوایح باید‬ ‫اهداف دولت را تامین کند‪« :‬دولت وقتي به نقطه‌اي م ي‌رسد كه‬ ‫بايد كاري در كشور انجام دهد‪ ،‬اليحه به مجلس ارائه م ي‌كند‪.‬‬ ‫اگر خداي ناكرده اليحه به مجلس بيايد و آن‌چنان دگرگون شود‬ ‫كه برداشت دولت اين باشد كه اجراي اين اليحه اهداف را تامين‬ ‫نم ي‌كند‪ ،‬ديگر نيازي به اجراي آن نيست؛ بناب راين به نظر بنده‬ ‫دولت م ي‌تواند در هر مرحله‌اي اليحه را پس بگيرد و بهتر است‬ ‫اگر نمايندگان نظ راتي دارند آن را به صورت طرح از طرف خود ارائه‬ ‫كنند‪».‬او با انتقاد از اتالف وقت وزراي اقتصادي و رئيس بانك‬ ‫مركزي در نهادهاي نظارتي نيز خاطر نشان كرد‪« :‬در حال حاضر‬ ‫دو سوم وقت وزراي اقتصادي و رئيس بانك مركزي در هفته به‬ ‫نهادهاي نظارتي اختصاص م ي‌يابد‪ ،‬پس چگونه آنها به امور‬ ‫اقتصادي‪ ،‬صنعت و بازار رسيدگي كنند؟»‬ ‫احمدي‌نژاد تاكيد كرد كه «نم ي‌ش��ود يك قوه يكسره‬ ‫تحت فشار باش��د» و البته این را هم گفت که «آقاي ابوترابي‬ ‫يادداشتي به بنده دادند كه بنشينم و صحب ت‌هاي نمايندگان را‬ ‫گوش كنم‪ .‬اين حرف درستي است و بنده آن را كامال قبول دارم‪،‬‬ ‫مشكلي هم در اين زمينه نيست‪ .‬موضوع را هماهنگ كنيد‬ ‫بنده حتي حاضرم چهار ساعت بيايم اينجا بنشينم و سخنان‬ ‫نمايندگان مجلس را گوش كنم تا موضوعات ه ر‌چه بهتر پيش‬ ‫برود‪».‬به اين‌ترتيب او نماند تا سخنان و انتقادات نمايندگان را‬ ‫بشنود‪ .‬از جمله انتقاد علي الريجاني كه در غياب او اعالم كرد‪:‬‬ ‫«اگر قرار است ما به قانون اساسي پايبند باشيم‪ ،‬نم ي‌شود گفت‬ ‫كه ما در مورد اصل ‪ ۱۲۶‬يا ‪ ۱۲۱‬پايبندي داريم اما در اين زمينه‬ ‫نظر ديگري داريم‪ .‬همه‌جا بايد نظر شوراي نگهبان را مبنا قرار‬ ‫دهيم‪ ».‬ساير نمايندگان نيز با ارائه نطق‌هايي به صحب ت‌هاي‬ ‫احمدي‌نژاد واكنش نشان دادند‪ .‬از جمله احمد توكلي كه معتقد‬ ‫بود كه نزديك به ‪ ٢٠٠‬روز از عم��ر دولت باقي مانده و دولت به‬ ‫جاي طرح‌هاي ب��زرگ به همين طرح‌هاي موج��ود قانوني با‬ ‫همكاري مجلس بپردازند‪ ،‬تا خيرش به مردم برسد‪ .‬نماينده مردم‬ ‫اسالم‌آباد‌غرب نيز با اشاره به سخنراني احمدي‌نژاد در مجلس‬ ‫گفت‪« :‬رئي س‌جمهور امروز يكطرفه حرف خ��ود را زد و بدون‬ ‫اينكه تأملي ب راي شنيدن حرف نمايندگان داشته باشد‪ ،‬مجلس‬ ‫ر‌ا ترك كرد‪ ».‬او ادامه داد‪« :‬رئي س‌جمهور در زبان ادعاي تعامل‬ ‫م ي‌كند‪ ،‬اما در عمل چنين نيست‪ .‬دولت با اين همه زماني كه‬ ‫در اختيار داشت‪ ،‬نتوانست فاز اول يارانه‌ها را اجرايي كند‪ ،‬اكنون‬ ‫چطور در اين زمان كوتاه و پاياني خود م ي‌تواند فاز دوم را اجرايي‬ ‫كند و اين خود يك تناقض است‪».‬علي مطهري نيز معتقد بود‬ ‫كه احمدي‌نژاد «‌از‌تريبون مجلس استفاده تبليغاتي م ي‌كند و‬ ‫این روش درستي نيست‪ ».‬او با بيان اينكه رئي س‌جمهور ب راي‬ ‫قانع كردن مجلس نيامده بود ‪،‬گفت‪« :‬اگر رئي س‌جمهور ب راي‬ ‫قانع‌كردن نمايندگان به مجلس آمده بود م ي‌توانس��ت چند‬ ‫ساعت بنشيند‪ ،‬داليل خود را مطرح كند و پاسخ نمايندگان را نيز‬ ‫بشنود‪ ،‬اما ايشان چنين كاري نكردند‪».‬‬ ‫‪67‬‬
‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪68‬‬ ‫عل�ي مطه�ري در س�ال ‪ 91‬تلاش ك�رد تا س�وال از‬ ‫رئيس‌جمه�ور ب�ار ديگ�ر در صح�ن علني مجل�س مطرح‬ ‫ش�ود؛ اقدام�ي ك�ه ب�ا فرمايش�ات رهب�ر معظ�م انقلاب‬ ‫ختم به خير شد‬ ‫محم�ود احمدي‌ن�ژاد س�ال پرتنش�ي را ب�ا مجلس‬ ‫پشت‌سر گذاشت؛‌يكبار س�وال نمايندگان از او منتفي شد‬ ‫و بار ديگر ج�دال لفظي‌اش ب�ا رئيس مجلس م�ورد توجه‬ ‫رسانه‌ها قرار گرفت‬ ‫فيلم جنجال�ي گفت‌وگوي س�عيد مرتضوي ب�ا فاضل‬ ‫الريجاني كه در روز استيضاح وزيركار از سوي رييس‌جمهور‬ ‫پخ�ش ش�د‪ ،‬ب�ه ط�ور مش�كوكي روي س�ايت يوتي�وب‬ ‫قرار گرفت‬ ‫با اجرايي شدن س��وال‪ ،‬رنگ و بوي جدي‌تري به خود گرفت و‬ ‫مخالفان سوال بيشتر در رس��انه‌ها خودي نشان دادند‪.‬در اين‬ ‫ميان ضد و نقي ض‌هايي كه درباره ماجراي سوال از بهارستان‬ ‫نهم به گوش م ي‌رس��د‪ ،‬افكار عمومي‌را سرگردان كرده و اين‬ ‫شائبه را ايجاد كرده كه مجلس بر سر اجراي ي‌كردن طرح سوال‬ ‫در بالتكليفي و دودستگي به سر م ي‌برد‪.‬‬ ‫باالخره ‪ ٨‬آبان‌ماه علي مطهري از اعالم وصول ش��دن‬ ‫س��وال با ‪ 83‬امضا خبر داد و چنی��ن گفت‪« :‬طرح س��وال از‬ ‫ترئيسه داديم و امضا‌ها‬ ‫رئي س‌جمهور را با‪ 83‬امضا تحويل هيا ‌‬ ‫قابل پ س‌گرفتن نيست‪ ».‬اين طرح ابتدا ‪ 102‬امضا داشت‪ ،‬اما‬ ‫پس از ديدار نمايندگان عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس‬ ‫با احمدي‌نژاد تع داد امضاهاي آن به كمتر از ‪ 70‬امضا رس��يد و‬ ‫از حد‌نصاب افتاد‪ .‬اما با گذش��ت چند روز ط راحان سوال موفق‬ ‫شدند ب راي بار ديگر تع داد امضا‌ها را به حد نصاب برسانند‪ .‬پس‬ ‫از اعالم وصول اين طرح اختالف��ات در داخل مجلس نيز باال‬ ‫گرفت‪ .‬تع دادی از نمايندگان معتقد بودند كه رهبري با اين طرح‬ ‫ترئيسهراتهديد‬ ‫كزادهدرتذكريهيا ‌‬ ‫مخالفاست‪.‬مهديكوچ ‌‬ ‫كرد كه چون خالف خواست رهبري عده‌اي به‌دنبال كشاندن‬ ‫رئي س‌جمهور به مجلس هس��تند‪ ،‬فراكس��يون اصولگرايان‬ ‫مجلس حاضر به ماندن در مجلس نخ واهد بود و جلسه را‌ترك‬ ‫خ واهد كرد‪ .‬پيش از وي عل ي‌اصغر زارعي‪ ،‬ديگر عضو فراكسيون‬ ‫اصولگرايان نيز چنين تذكري داده بود‪ .‬علي الريجاني‪ ،‬رئيس‬ ‫كزاده گفت‪« :‬اين‬ ‫مجلس در پاس��خ به اين اظهارات كوچ�� ‌‬ ‫كار شما خالف اس��ت و هر نماينده‌اي كه به اين بهانه جلسه‬ ‫را‌ترك كند‪ ،‬خالف كرده اس��ت‪ ».‬از س��وي ديگر حداد‌عادل‬ ‫معتقد بود طرح پرسش نمايندگان از رئي س‌جمهور در شرايط‬ ‫فعلي بيشتر از اينكه سودمند باش��د‪ ،‬به ضرر كشور است و به‬ ‫شزايي در كشور م ي‌شود‪ .‬او گفته بود‪:‬‬ ‫احتمال قوي سبب تن ‌‬ ‫«استنباط ما اين است كه اين موضوع برخالف رهنمودهای‬ ‫رهبري است و بايد را ‌ه ديگري ب راي طرح مشكالت اقتصادي‬ ‫و رفع آنها پي دا كنيم‪ .‬تجربه طرح س��وال از رئي س‌جمهور را در‬ ‫اسفندماه سال ‪ 90‬شاهد بوديم كه در آن زمان نيز نمايندگان به‬ ‫مخالفت ما‌ترتيب اثر ندادند كه شاهد عدم موفقيت اين طرح‬ ‫بوديم و تاثيري نداشت و اكنون نيز رئي س‌جمهور عوض نشده‬ ‫است‪ ».‬اگرچه علي مطهري برخالف نظر مخالفان گفته بود‪:‬‬ ‫«اينها رهبري را در مقابل حقوق مجلس و مردم قرار م ي‌دهند‪.‬‬ ‫در واقع م ي‌خواهند كم كاري‌ها و ب ي‌تفاوتي خودشان نسبت‬ ‫به حقوق مردم را تحت پوش��ش واليتم��داري توجيه كنند»‬ ‫اما رهبري در جريان سخنراني در جمع بسيجيان در اول آذرماه‬ ‫با تاييد درستي انجام اين كار‪ ،‬ادامه آن را خ واست دشمن دانست‪.‬‬ ‫ايشان فرمودند‪« :‬طرح سوال از رئي س‌جمهور تا اينجا كار مثبتي‬ ‫بود‪،‬هم نشان دهنده احساس مسئوليت مجلس و هم آمادگي‬ ‫مسئوالن دولتي ب راي پاس��خگويي اس��ت‪،‬اما ادامه اين كار‬ ‫آن چيزي است كه دش��من م ي‌خواهد‪ ،‬از نمايندگان محترم‬ ‫تقاضا م ي‌كنيم از اينجا به بعد ادام��ه ندهند‪».‬پس از بيانات‬ ‫رهب ر‌معظم‌انقالب‪ ،‬عوض حيدرپور‪ ،‬سخنگوي طرح سوال از‬ ‫رئي س‌جمهور‪ ،‬با حضور در جمع خب رنگاران پارلماني‪ ،‬به سخنان‬ ‫آن روز رهب ر‌معظم‌انقالب در جمع بسيجيان اشاره كرد و گفت‪:‬‬ ‫«مقام‌معظ ‌م رهبری دس��توري صادر كرده‌اند كه نمايندگان‬ ‫سوال‌كننده به دنبال آن با صدور بياني ه‌اي انصراف خود را از طرح‬ ‫سوال از رئي س‌جمهور اعالم كردند‪».‬‬ ‫اين اقدام را تهديد رئيس مجلس عنوان كرد و با اشاره به پخش‬ ‫ويدئوي مالقات فاضل الريجاني با سعيد مرتضوي‪ ،‬اين كار را‬ ‫نيز توطئه‌آميز خواند‪ .‬بعد از اظهارات علي الريجاني‪ ،‬محمود‬ ‫احمدي‌نژاد از جاي خود بلند شد و خ واستار ارائ ‌ه توضحياتي شد‪،‬‬ ‫اما علي الريجاني به وي گفت‪« :‬شما اتهام زديد و ما هم ج وابتان‬ ‫را داديم و ديگر وقت صحبت نداريد‪ ،‬به سالمت‪ ».‬رئي س‌جمهور‬ ‫نيز به همراه معاونين و وزرا جلس ‌ه علني مجلس ر‌ا ترك كردند‪.‬‬ ‫پس از‌‌تركجلسهتوسط رئي س‌جمهوروهمراهانش‪،‬استيضاح‬ ‫وزير كار به راي مجلس گذاش��ته ش��د كه با راي موافق ‪192‬‬ ‫نماينده‪ ،‬وي از وزارت‌رفاه‪ ،‬كار و تامي ن‌اجتماعي كنار رفت‪.‬‬ ‫اختالف دوباره بر سر مرتضوي‬ ‫پس از آنكه مرتضوي استعفايش محقق نشد‪ ،‬تع دادي از‬ ‫نمايندگان با طرح شكايتي به ديوان عدالت اداري به‌عنوان شاكي‬ ‫خواستند تا وي از تصدي پست رياست تامي ن‌اجتماعي بركنار‬ ‫شود‪ .‬اين ديوان نيز با صدور راي‪ ،‬بركناري مرتضوي را اعالم كرد‪.‬‬ ‫دولت اما با تغيير اساسنامه سازمان تامين اجتماعي آن را تبديل‬ ‫به صندوق كرد و مرتضوي همچنان برجاي خود نشست‪.‬با اين‬ ‫وجود دي‌ماه‪ ،‬بار ديگر ديوان حكم خود را ابالغ كرد‪ .‬مرتضوي‬ ‫عزل شد‪ ،‬اما اين بار دولت س��ازمان تامي ن‌اجتماعي را زي رنظر‬ ‫نهادرياس��ت جمهوري برد و با حكم معاون اول‪ ،‬مرتضوي به‬ ‫عنوان سرپرست بار ديگر برجاي خود نشست‪ .‬اين روند باعث‬ ‫شد تا مجلس عزم خود را جزم كند تا بار ديگر وزير كار را به بهانه‬ ‫اصرار بر نگه‌داشتن مرتضوي در سمت خود استيضاح كند‪ .‬به‬ ‫ن ترتيب يكش��نبه ‪ ١٥‬بهمن‌ماه استيضاح شي خ‌االسالمي‪،‬‬ ‫اي ‌‬ ‫‌وزير كار دولت دهم در مجلس كليد خورد و درجريان آن ب راي‬ ‫اولي ن‌بار مجلس جمهوري اس�لامي‌شاهد ب ي‌اخالق ي‌هایي‬ ‫بود‪ .‬در ابتداي امر اعالم شد احتمال دارد وزير و رئي س‌جمهور در‬ ‫جلسه حاضر نشوند‪ .‬اما مجلس عزم خود را جزم كرده بود كه‬ ‫حتي بدون حضور وزير نيز او را اس��تيضاح كند‪ .‬در ميان نطق‬ ‫احمد توكلي آنجا كه از معاونت در قتل سعيد مرتضوي سخن‬ ‫م ي‌گفت‪ ،‬رئي س‌جمهور به‌همراه وزير كار و تع دادي از وزرا وارد‬ ‫صحن علني مجلس ش��دند‪ .‬پس از صحب ت‌هاي موافقان و‬ ‫مخالفان‪ ،‬وزير كار در دفاع از خود گفت كه تابع رئي س‌جمهور‬ ‫است و او را فردي شايس��ته م ي‌داند و موضوع استيضاح را نيز‬ ‫يداند‪ .‬اما رئي س‌جمهور در دفاع از وزيركار خود‪،‬‬ ‫مربوط به خود نم ‌‬ ‫راه ديگري را در پيش گرفت‪ .‬او با ارائه يك فيلم از ديدار فاضل‬ ‫الريجاني‪ ،‬ب رادر كوچكتر رئي س‌مجلس‪ ،‬از مس��ئوالن اجرايي‬ ‫مجلس خواس��ت آن را در صحن علني ب��ه نمايش بگذارند‪.‬‬ ‫دقايقي از فيلم پخش شد‪ ،‬اما به علت كيفيت بد صدا‪ ،‬از ادامه‬ ‫پخش آن خودداري ش��د‪ .‬احمدي‌نژاد متن اين گفت‌وگو را كه‬ ‫در آن فاضل الريجاني درخواست مالي از مرتضوي ب راي حل‬ ‫موضوعی را داشت‪ ،‬ب راي نمايندگان قرائت كرد‪ .‬به اين‌ترتيب دو‬ ‫قوه مقننه و قضائيه را كه ب رادران الريجاني رياست آن را برعهده‬ ‫دارندمتهمكرد‪.‬رئيسمجلسدرپاسخگفتكهفروزنده‪،‬معاون‬ ‫پارلماني رئي س‌جمهور پيش از آغاز جلس�� ‌ه علني ب راي ابالغ‬ ‫پيام رئي س‌جمهور به دفتر وي آمده و از وي خواسته تا موضوع‬ ‫استيضاح منتفي ش��ود؛ زي را در غير اين‌صورت رئي س‌جمهور‪،‬‬ ‫نواري از بستگان وي دارد كه آن را پخش خواهد كرد‪.‬الريجاني‬ ‫ترهبري‬ ‫نصيح ‌‬ ‫دو هفته پس از وقايع مجلس و برگزاري مراسم سالگرد‬ ‫پيروزي انقالب اسالم ي‌‪ ،‬رهبري در يك موضع‌گيري صريح‪،‬‬ ‫وقايعاخيرجلسهاستيضاحوزيركاررا«بدونامناسب»و«موجب‬ ‫ناراحتي و تأثر» بيان كردند‪ .‬ايشان در ديدار با مردم آذربايجان اشاره‬ ‫كردند‪« :‬اين قضيه بد و نامناسب‪ ،‬بنده را نيز از دو جهت ناراحت‬ ‫و متأثر كرد؛ يكي بابت اصل وقوع ماجرا و ديگري بابت ناراحتي‬ ‫مردمازاينقضيه‪.‬دراينماجرامتاسفانهرئيسيكقوهبهاستناد‬ ‫يك اتهام ثابت‌نشده و حتي مطرح‌نشده در دادگاه‪ ،‬دو قوه ديگر‬ ‫يعني مجلس و قوه‌قضائيه را متهم ساخت كه كاري بد‪‌،‬غلط‪،‬‬ ‫نامناسب‌‪ ،‬خالف شرع‪ ،‬خالف قانون و خالف اخالق بود‪».‬رهبر‬ ‫انقالب تاكيد كردند‪« :‬بنده فعال نصيحت م ي‌كنم كه اين كار‬ ‫شايسته‌اي ب راي نظام جمهوري اسالمي‌نيست‪ ».‬چند ساعت‬ ‫بعد و در همان روز علي الريجان��ي‪ ،‬رئي س‌مجلس در نامه‌اي‬ ‫به مقام‌معظم رهبري تاكيد كرد كه «از تذكرات خيرخواهانه و‬ ‫منصفانه حضرتعالي در مورد رفتار ق وا سپاسگزاري م ي‌نمايم»‪.‬‬ ‫او همچنين تاكيد كرد كه «تذكرات رهبري را با جان و دل پذي را‬ ‫و آن را نصب‌العين كار خويش قرار م ي‌دهم»‪.‬همچنين صادق‬ ‫الريجانينيزبانوشتننامه‌ايازايشانعذرخ واهيكردومحمود‬ ‫احمدي‌نژاد نيز يك روز بعد در نامه‌اي به رهبري نوشت‪« :‬عطف‬ ‫به بيانات حضرتعالي به استحضار م ي‌رس��اند كه اينجانب و‬ ‫همكارانم در دولت تا آخرين لحظات مس��ئوليت‪ ،‬دلبسته به‬ ‫ي و كمر بسته خدمت به كشور و مردم‬ ‫ارزش‌هاي انقالب اسالم ‌‬ ‫خواهيم بود و اطمينان م ي‌دهم كه هم��ه تالش ما به عنوان‬ ‫خادمان ملت‪ ،‬در مسير اعتالي كشور و رفع مشكالت آن خ واهد‬ ‫بود و كوچكترين قدمي‌برخالف مصالح كش��ور ب ر‌نخواهيم‬ ‫داشت‪ .‬دلبستگي و ارادت اينجانب و اعضاي محترم دولت به‬ ‫جنابعالي هميشگي است‪».‬نامه‌اي كه حتي نوشتن آن نيز با‬ ‫انتقاداتي از سوي برخي سياسيون‪ ،‬به ويژه حسين شريعتمداري‬ ‫روبه‌رو بود و در يادداش��تي‪ ،‬از آن به عن��وان «توب ‌ه برخي كه با‬ ‫صراحت اعالم نشد» انتقاد كرد‪ .‬روابط دولت و مجلس در سال‪91‬‬ ‫با تنش شروع شد‪ ،‬با التهاب ادامه يافت و در نهايت فعال در پايان‬ ‫سال تا حدودي روي آرامش به خود ديده است‪ .‬آيا سال ‪ 92‬هم‬ ‫اين آرامش حاكم خ واهد ماند؟‪g‬‬
‫رويداد ‪2‬‬ ‫سياست‬ ‫سال ‪ 91‬سالي‬ ‫خبرساز براي دستگاه‬ ‫قضا بود؛ چه آنكه‬ ‫پرونده‌هاي جنجالي‬ ‫همچون فساد بزرگ‬ ‫به سرانجام رسيد‪،‬‬ ‫فائزه هاشمي‪،‬‬ ‫علي‌اكبر جوانفكر و‬ ‫سعيد تاجيك محكوم‬ ‫شدند‪ ،‬مهدي هاشمي‬ ‫به كشور بازگشت‪،‬‬ ‫پاي سعيد مرتضوي‬ ‫به دادگاه باز شد و‬ ‫آيت‌اهلل‌آملي الريجاني‬ ‫در نامه‌اي سرگشاده‬ ‫به رئيس‌جمهور‬ ‫پاسخ داد‪ .‬اگر چه‬ ‫صراحت دستگاه‬ ‫قضا در رسيدگي به‬ ‫پرونده‌هاي مختلف‬ ‫تحسين جريان‌هاي‬ ‫سياسي را برانگيخت‬ ‫اما در مقابل‬ ‫گروه‌هايي هم از اين‬ ‫اقدامات دلخور شدند‬ ‫ن واكنش نشان‬ ‫و به آ ‌‬ ‫دادند‪ .‬البته هيچ‌يك‬ ‫از اين مواضع موجب‬ ‫عقب‌نشيني دستگاه‬ ‫قضا از اقدامات خود‬ ‫نشده است‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫گام‌هاي بزرگ دستگاه قضا‬ ‫دستگاه قضاييكشور در سال ‪ 1391‬با اجراي احكام افرادي مثل علي‌اكبر جوانفكر‪ ،‬فائزه هاشمي و سعيد تاجيك و نيز‬ ‫برگزاري دادگاه اختالس و دادگاه سعيد مرتضوي بيش از هميشه در رأس اخبار بود‬ ‫داوود حشمتي‬ ‫س��الی که گذش��ت از نظر پرونده‌های سیاس��ی برای‬ ‫قوه‌قضائیه سال پرکاری به حساب می‌آمد‪ .‬مسئوالن دستگاه‬ ‫قضا در س��ال ‪ 91‬به پرونده‌های��ی چون اختالس س��ه‌هزار‬ ‫میلیاردی‪ ،‬پرونده فرزندان آیت‌اهلل‌هاشمی‪ ،‬دستگیری جوانفکر‬ ‫و مرتضوی رسیدگی کردند‪ .‬پرونده‌هایی که هرکدام دارای ابعاد‬ ‫و پیچیدگی‌های بسیار گسترده‌ای بود‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫پرونده فساد بزرگ‬ ‫باالخ��ره بعد از گذش��ت بیش از یک‌س��ال از پرونده‬ ‫فساد بزرگ سه هزارمیلیاردی‪ ،‬که کانون‌های فساد زیادی‬ ‫را درگی��ر خود کرده و با حاش��یه‌های فراوان��ی همراه بود‪،‬‬ ‫آذرماه‪ 91‬حکم اولیه محکومان این پرونده اعالم و در پایان‬ ‫بهمن‌ماه تایید شد‪ .‬براساس این حکم متهمان ردیف اول تا‬ ‫چهارم به اعدام و همچنین جزای نقدی محکوم شدند‪ .‬دو‬ ‫تن از مدیران شعب بانک به حبس ابد و تعدادی از متهمان‬ ‫به حبس‌های طویل‌المدت محکوم شدند‪ .‬همچنین احکام‬ ‫جزای نقدی و استرداد وجوه مأخوذه دوتن از معاونان سابق‬ ‫وزیر (که یکی از آنان رئیس سابق سازمان ایمیدرو است) و‬ ‫دوتن از مدیران کل وزارت راه نیز تأیید شد‪.‬‬ ‫مه‌آفرید خس��روی‪ ،‬بهزاد بهزادی‪ ،‬ایرج ش��جاعی و‬ ‫سعید کیانی چهار متهمی‌بودند که حکم اعدامشان از سوی‬ ‫دیوانعالی کشور تایید شد‪.‬‬ ‫رئیس دستگاه قضا در ارتباط با روند رسیدگی به این‬ ‫پرونده این‌گون��ه اظهار‌نظر کرد‪« :‬تعدادی از رس��انه‌های‬ ‫داخلی و خارجی می‌‌کوش��یدند ب��ا تبلیغات وس��یع عنوان‬ ‫کنند که دس��تگاه قضایی توانایی رس��یدگی به این پرونده‬ ‫را ن��دارد‪ ».‬آملی‌الریجانی اما در جواب به آنها اش��اره کرد‬ ‫که دستگاه‌قضایی نش��ان داد که می‌‌تواند به پروندها با این‬ ‫حجم و وسعت و کمیت که باعث فشارهای زیادی نیز به قوه‬ ‫قضاییه شد‪ ،‬به خوبی رسیدگی کند‪ .‬به عالوه محسنی‌‌اژه‌ای‬ ‫اعالم کرد؛ با نظر قاضی پرونده احکام اع��دام می‌تواند به‬ ‫صورت علنی و در مالء‌ع��ام انجام گی��رد‪ .‬آملی‌الریجانی‬ ‫نیز تاکید کرد که با رعایت منویات رهبری مبنی‌بر آرامش‬ ‫روانی جامعه‪ ،‬رس��یدگی به پرونده‌های فس��اد اقتصادی با‬ ‫قوت و قدرت پیگیری خواهد شد‪ .‬در آخرین اخبار دادستان‬ ‫کل کشور در پاسخ به سوال زمان اجرای احکام این پرونده‬ ‫می‌گوید‪« :‬در حال حاضر مقدم��ات اجرای احکام باید طی‬ ‫‪69‬‬
‫شود‪ ،‬زیرا در احکام دادگاه هم رد مال‪ ،‬حبس‪ ،‬جزای نقدی‬ ‫و هم حکم اعدام وجود دارد‪ .‬پرونده از طرف قاضی سراج به‬ ‫دادسرا رفته است و آن بخشی هم که توسط دیوانعالی نقض‬ ‫شده باید به شعبه هم‌عرض برود‪».‬‬ ‫اژه‌ای در پاس��خ به خبرنگاری ک��ه از مخالفت برخی‬ ‫مراجع با این احکام خبر م��ی‌داد‪ ،‬نیز این‌چنین توضیح داد‪:‬‬ ‫«این مطلبی که ش��ما نقل می‌کنید صحت ندارد و ش��ما‬ ‫درست منعکس نکردید‪ ،‬از هیچ مرجعی درباره حکم قضایی‬ ‫اس��تفتا نمی‌شود‪ .‬صرفا یک س��والی پرسیده ش��ده که آیا‬ ‫محاربه و مفسد همزمان الزاما باید توامان باشد‪ ،‬یا هر‌کدام‬ ‫به صورت مستقل هم معنی دارد‪ ».‬وی گفت‪« :‬در قوانین ما‬ ‫چنین موضوعی پیش‌بینی شده و در ماده چهار قانون تشدید‬ ‫مجازات مرتکبین اختالس و کالهبرداری این موضوع آمده‬ ‫است که اگر جرم به صورت شبکه‌ای باشد و فردی ریاست‬ ‫این شبکه را بر‌عهده داشته باش��د‪ ،‬حکم فساد فی‌االرض‬ ‫صادر می‌شود‪».‬‬ ‫پس از سپری‌شدن مدتی از محکوميت فائزه هاشمی‪،‬‬ ‫محسنی‌اژه‌ای خبر داد‪ ،‬یک درخواست مرخصی برای وی‬ ‫از سوی هاشمی‌رفسنجانی ارائه شده و تاکید کرد خود متهم‬ ‫هیچ‌گونه درخواستی در این زمینه ارائه نکرده است‪.‬‬ ‫با وجود اینکه دوران محکومیت دختر آیت‌اهلل نزدیک‬ ‫سال جدید به اتمام می‌رسد‪ ،‬اما خبرها از تشکیل پروندهای‬ ‫جدید برای او حکایت می‌کند‪ .‬وکیل فائزه هاشمی خبر داد‪،‬‬ ‫این پرونده جدید‪ ،‬به‌خاطر اخالل در نظم زندان‪ ،‬برای وی‬ ‫تشکیل ش��ده‪ ،‬اما هنوز در مرحله رس��یدگی قرار نگرفته و‬ ‫حکمی‌برای آن صادر نشده است‪.‬‬ ‫ی هاشمی‬ ‫بازجويي از مهد ‌‬ ‫یک روز پس از اینکه فائزه هاش��می دس��تگیر شد‪،‬‬ ‫بی‌بی‌س��ی‌ فارس��ی در خبری فوری اعالم کرد‪« :‬مهدی‬ ‫هاش��می دبی را به‌مقصد تهران ترک ک��رد»‪ .‬مهدی پس‬ ‫از ورود به ایران ابتدا به منزل پدر رفت و در اولین س��اعات‬ ‫بامداد فردا‪ ،‬خود را به مس��ئوالن قضایی تسلیم کرد‪ ،‬تا به‬ ‫اتهام مربوط به وی رسیدگی شود‪.‬‬ ‫قوه‌‌قضائیه در برخورد با پرونده مهدی هاشمی سعی‬ ‫کرد تا تمام جوانب قانونی رس��یدگی ب��ه اتهامات وی را‪،‬‬ ‫مدنظر قرار دهد‪ .‬او حتی توانسته بود حین انجام تحقیقات‬ ‫محرمانه‪ ،‬ب��ا خانواده خ��ود تماس بگیرد‪ .‬س��خنگوی قوه‬ ‫قضائیه نیز این امر را «مطابق قانون» دانس��ته و گفته بود‪:‬‬ ‫«بحث ارتب��اط تلفنی یا مالقات متهم ب��ا وکیل یا خانواده‬ ‫و همچنین حض��ور وکیل در هنگام تحقیق��ات و بازجویی‬ ‫مسائلی اس��ت که همه آنها به نظر قاضی بستگی دارد‪ .‬اگر‬ ‫قاضی یا بازپرس پرونده احس��اس کند در زمان تحقیقات‬ ‫محرمانه تماس مته��م با وکیل یا خانواده مش��کلی ندارد‪،‬‬ ‫اجازه مالقات و حضور وکیل داده می‌شود‪».‬‬ ‫وی همچنین تاکید کرده بود که در این امر فرقی بین‬ ‫مهدی هاشمی و سایر متهمین نیست‪.‬‬ ‫اژه‌ای همچنین در پاس��خ به این سوال که آیا تنها به‬ ‫به‌عالوه وی تاکید کرد‪« :‬قرار بازداش��ت وی ممکن‬ ‫است برای دو ماه تمدید شده و هر‌‌گاه که دالیل صدور قرار‬ ‫بازداشت موقت برطرف ش��ود یعنی برای مثال همدستان‬ ‫مجرم دستگیر شوند یا اس��ناد و مدارک کشف شود‪ ،‬قاضی‬ ‫می‌تواند قرار را نقض کرده و از آن پس قرار را تغییر دهد‪».‬‬ ‫در جریان بازداشت موقت مهدی هاشمی‪ ،‬وی به‌دلیل‬ ‫عارضه قلبی به بیمارس��تان منتقل و چند روز بستری بود‪.‬‬ ‫همچنین گفته می‌ش��د ک��ه عمل آنژیوگراف��ی روی قلب‬ ‫او انجام گرفته اس��ت‪ .‬در همان دوران خان��واده وی برای‬ ‫اولین‌بار در خارج از زندان با مهدی مالقات کردند‪ .‬یک‌ماه‬ ‫بعد‪ ،‬با انتش��ار نوار صحبت‌های وی با یک خبرنگار فراری‬ ‫در کانادا‪ ،‬پرونده او ابعاد تازه‌ای به خ��ود گرفت‪ .‬همچنین‬ ‫س��خنگوی دس��تگاه قضا از دس��تگیری جدید دو نفر‪ ،‬در‬ ‫ارتباط با این پرون��ده خبر داد‪ .‬اما وکی��ل متهم اعالم کرد‬ ‫وی هیچ کدام از اتهاماتش را قبول ندارد و منتظر برگزاری‬ ‫دادگاه خواهد بود‪ .‬پس از گذش��ت نزدیک به سه ماه فرزند‬ ‫هاشمی‌رفسنجانی با تودیع وثیقه ‪ ١٠‬میلیارد تومانی از زندان‬ ‫آزاد شد‪ .‬او هم‌اکنون منتظر برگزاری دادگاه‪ ،‬برای رسیدگی‬ ‫به اتهاماتش است‪ .‬محسنی‌‌اژه‌ای در آخرین روزهای سال‬ ‫درباره این پرونده گفت‪« :‬اگر مقدمات فراهم شود به‌زودی‬ ‫دادگاه تشکیل می‌شود‪».‬‬ ‫سياست‬ ‫اجراي حكم فائزه‌ هاشمی‬ ‫اواسط تابستان و در گرماگرم مسابقات المپیک‪ ،‬فائزه‬ ‫هاشمی‪ ،‬دختر رئیس مجمع تش��خیص مصلحت نظام‪ ،‬از‬ ‫ایران خارج شد‪ .‬سایت‌های خبری با انتشار تصاویر خروج‬ ‫وی از ف��رودگاه ام��ام(ره)‪ ،‬اعالم کردند وی ب��رای فرار از‬ ‫داستان يك مرگ مشکوک‬ ‫اجرای حکم شش ماه حبس خود‪ ،‬از کشور خارج شده است‬ ‫آذرماه ‪ ٩١‬بار دیگ��ر قوه‌قضائیه درگی��ر یک پرونده‬ ‫و باز نخواهد گشت‪ .‬اما نزدیکان وی این مطالب را خالف‬ ‫حاشیه‌ای شد که با سروصدای رسانه‌ای زیادی در خارج و‬ ‫واقع دانس��ته و گفته بودند؛ وی برای دیدار با برخی اقوام از‬ ‫داخل ایران روبه‌رو شد‪ .‬مرگ مشکوک یک وبالگ‌نویس‬ ‫ایران خارج شده و به زودی به ایران باز خواهد گشت‪.‬‬ ‫در زندان موجب شد تا س��خنگوی قوه‌قضائیه بار دیگر در‬ ‫حکم فائزه هاشمی به جرم اهانت به مسئوالن و تبلیغ‬ ‫مقابل دوربین خبرنگاران قرار گرفته و در ارتباط با رسیدگی‬ ‫علیه نظام صادر شده بود‪ ،‬که مورد اعتراض بسیاری از مردم‬ ‫به این پرونده‪ ،‬اقدامات صورت گرفته توس��ط دستگاه قضا‬ ‫و نیروهای انقالبی قرار گرفت‪ .‬آنه��ا معتقد بودند مجازات‬ ‫را توضیح دهد‪.‬‬ ‫در نظر گرفته‌شده برای فائزه هاشمی تناسبی با جرائم وی‬ ‫رسانه‌ای شدن مرگ ستار بهش��تی در ایران با نطق‬ ‫نداشته و بس��یار اندک اس��ت‪ ،‬با این وجود حتی نسبت به‬ ‫میان‌دستور احمد توکلی در مجلس آغاز شد‪ ،‬آنجا که وی از‬ ‫اجرای همین رای نیز‌‪ ،‬تردیدهایی وجود داشت‪.‬‬ ‫قوه‌قضائیه خواست به موضوع‬ ‫س��عید قاس��می‪ ،‬فع��ال‬ ‫مرگ این جوان رسیدگی کنند‪.‬‬ ‫سیاس��ی و فرهنگ��ی‪ ،‬در یک‬ ‫سخنگوی قوه‌قضائیه در ابتدای‬ ‫اظهارنظ��ر مع��روف گفته بود‬ ‫امر از دس��تگیری هفت‌نفر در‬ ‫اگ��ر فائزه‌ هاش��می ی��ک روز‬ ‫ارتباط با این پرون��ده خبر داد و‬ ‫ب��ه زن��دان ب��رود ریش‌هایش‬ ‫گفت‪« :‬در ارتباط با این پرونده‬ ‫را خواهد‌تراش��ید‪ .‬این مس��اله‬ ‫تحقیقات جامعی در حال انجام‬ ‫نش��ان می‌‌داد که بس��یاری از‬ ‫است‪».‬‬ ‫افراد نس��بت به اج��رای حکم‌‬ ‫جواد الریجانی‪ ،‬مس��ئول‬ ‫تردیدهای جدی داشتند‪ .‬زهره‬ ‫ستاد حقوق بشر قوه‌قضائیه نیز‬ ‫طبیب‌زاده‪ ،‬نماینده مجلس نیز‬ ‫اینگونه اظهار‌نظر کرد‪« :‬حادثه‬ ‫نظرش را در مورد اجرای حکم‬ ‫کهریزک و ستار بهشتی هر دو‬ ‫فائزه بیان کرده بود‪« :‬با توجه به‬ ‫حادثه تاس��ف‌آوری هستند و با‬ ‫نحوه برخورد قوه‌قضائیه با فائزه‌‬ ‫دستور قاطع ریاست قوه‌قضائیه‬ ‫هاش��می‪ ،‬امیدی برای تنبیه و‬ ‫به ه��ر دوی ای��ن پرونده‌ها از‬ ‫مج��ازات وی به‌خاط��ر اعمال‬ ‫همه جهات رسیدگی می‌شود‪،‬‬ ‫خالفی که علیه نظام داش��ته و‬ ‫چرا‌ک��ه از نظ��ر بنده دس��تگاه‬ ‫همچنین نقش موث��ری که در‬ ‫قضایی بدون اغم��اض از همه‬ ‫فتنه ‪ 88‬ایفا ک��رده‪ ،‬وجود ندارد‬ ‫جه��ات پرونده‌ها را رس��یدگی‬ ‫و چنین جسارتی در قوه‌قضاییه‬ ‫می‌کند و هرکس��ی که در این‬ ‫برای ای��ن اقدام وج��ود ندارد‪،‬‬ ‫پرونده نقشی داشته باشد‪ ،‬حتما‬ ‫بنابراین بهتر اس��ت ش��ر فائزه‬ ‫مجازات و به آن رسیدگی خواهد‬ ‫هاشمی از سر نظام کم شود‪».‬‬ ‫ش��د‪ .‬اطمینان ما این است که‬ ‫با این همه فائز ه‌ هاشمی‬ ‫علي‌اكبر جوانفكر همزمان با سخنراني رئيس‌جمهور در سازمان ملل با حكم قضايي راهي زندان شد‬ ‫ای��ن پرونده‌ها ب��ا نهایت دقت‬ ‫چندی بعد به ایران بازگش��ت و‬ ‫پیگی��ری می‌ش��وند و در ه��ر‬ ‫در شامگاه اول مهرماه‪ ،‬با حضور‬ ‫مرحله‪ ،‬گزارشی از روند رس��یدگی به آنها داده می‌شود‪ .‬در‬ ‫اتهامات وی‪ ،‬در مورد انتخابات ‪ ٨٨‬رسیدگی می‌شود یا خیر‪،‬‬ ‫ماموران دادستانی دستگیر و روانه زندان شد‪ .‬رجا‌نیوز همان‬ ‫واقع رسیدگی به این پرونده‌ها سند افتخار نظام ما هستند‪».‬‬ ‫گفته بود‪« :‬اتهامات این فرد را نمی‌توانم عنوان کنم‪ ،‬از بیان‬ ‫موقع خبر داد‪« :‬چون وی از اجرای حکم استنکاف ورزیده‬ ‫قوه‌قضائیه دستور کالبدش��کافی جسد را صادر کرده‬ ‫جزئیات اتهامات هر متهمی‌ در این بخش از رس��یدگی‌ها‬ ‫و خ��ود را معرفی نکرده بود‪ ،‬لذا توس��ط ماموران ذی‌ربط و‬ ‫و گزارش آن را به کمیس��یونی که در مجلس برای این امر‬ ‫محذور هستم‪».‬‬ ‫براساس حکم قانونی روانه زندان شد‪».‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪70‬‬
‫تشکیل ش��ده بود‪ ،‬ارس��ال کرد‪ .‬به دنبال این اقدامات قوه‬ ‫قضائیه‪ ،‬فرمانده نیروی انتظامی‪‌،‬رئیس پلیس فتا را برکنار‬ ‫ک��رد‪ .‬اژه‌ای در‌ اين‌خصوص گف��ت‪« :‬از تحقیقات این امر‬ ‫مشخص می‌شود که از روز دستگیری‪ ،‬متوفی مورد ضرب‬ ‫و شتم قرار گرفته اما در مورد ضربی که منجر به فوت شده‬ ‫باشد‪ ،‬به صراحت از سوی پزشکان اعالم شده که هیچ نوع‬ ‫ضربه منجر به مرگ وجود نداشته است‪».‬‬ ‫اژه‌ای همچنین ادعای خانواده مقتول در مورد دریافت‬ ‫دیه را که در رسانه‌های خارجی مطرح ش��ده بود رد کرد و‬ ‫اینطور پاس��خ داد‪« :‬مطلقا چنین بحثی که درخواست شود‬ ‫وجود ندارد؛ زیرا اتفاقا خود من این موضوع را پیگیری کردم‪،‬‬ ‫نه از غیر‌قوه‌قضائیه و ن��ه از قوه‌قضائیه چنین چیزی مطرح‬ ‫نشده که بگویند بیایید پول بگیرید‪».‬کمیسیون رسیدگی به‬ ‫مرگ مشکوک این وبالگر در مجلس‪ ،‬نهایتا گزارش خود‬ ‫را در مجلس قرائت کرده و مرگ‬ ‫وی را ناش��ی از «س��نگ‌کوب و‬ ‫شوک ناشی از دستگیری» عنوان‬ ‫کرد و پرونده برای رس��یدگی در‬ ‫اختیار قوه قضائیه قرار گرفت‪ .‬اما‬ ‫وکیل متهم اعالم داشت‪ ،‬با‌وجود‬ ‫گذشت بیش از چهار ماه از مطرح‬ ‫شدن پرونده مرگ ستار بهشتی‪،‬‬ ‫این پرونده هنوز به دادگاه ارسال‬ ‫نشده است‪.‬‬ ‫نامه‌نگاری با رئیس قوه مجریه‬ ‫اواخ��ر مه��ر م��اه و در حالی ک��ه جوانفکر‪ ،‬مش��اور‬ ‫مطبوعات��ی رئیس‌جمهور در زن��دان به س��ر می‌برد‪ ،‬وی‬ ‫در نامه‌ای‪ ،‬درخواس��ت بازدید از زندان اوی��ن را به رئیس‬ ‫دستگاه قضائیه ارائه کرد‪ .‬اما با پاس��خ منفی دستگاه قضا‪،‬‬ ‫روبه‌رو شد‪ .‬با این وجود احمدی‌نژاد بار دیگر در نامه‌ای به‬ ‫آملی‌الریجانی نوشت‪« :‬پاسخ مورخه ‪ 91/7/30‬جنابعالی که‬ ‫با ُمهر «خیلی محرمانه» ارسال شد واصل و موجب تشدید‬ ‫نگرانی اینجانب از نحوه اجرای اصول متعدد قانون اساسی‪،‬‬ ‫از سوی ریاست محترم قوه‌قضائیه گردید‪ ».‬او در این نامه‬ ‫بار دیگر بر خواست خود برای بازدید از اوین اصرار ورزید‪.‬‬ ‫این بار اما رئی��س‌ قوه‌قضائیه در مق��ام دفاع دیگر به‬ ‫پرونده یک قاضی در دستگاه قضا‬ ‫قاض��ی مرتضوی که با ش��روع دولت ده��م و وقایع‬ ‫کهری��زک از قوه‌قضائیه جدا و به بدنه دولت پیوس��ته بود‪،‬‬ ‫آخرین روزه��ای س��ال ‪ ،٩١‬قوه‌قضائیه را با رس��یدگی به‬ ‫سياست‬ ‫نامه «خیلی محرمانه» بس��نده نکرده و با ارس��ال نامه‌ای‬ ‫سرگشاده و مفصل به بندبند سخنان رئیس قوه‌مجریه پاسخ‬ ‫داد‪ .‬الریجانی خواسته‌های احمدی‌نژاد را «تع ّدی از حدود و‬ ‫اختیارات رئیس‌جمهور و دخالت در کار قوه‌قضائیه» دانسته‬ ‫و نوشته بود‪« :‬اینجانب حسب وظیفه‌ای که براساس قانون‬ ‫اساس��ی دارم و از جمله آن صیانت از استقالل قوه‌قضائیه‬ ‫و اداره مقتدران��ه آن اس��ت‪ ،‬قاطعان��ه از هرگون��ه حرکت‬ ‫تعدی‌گونه و دخالت نابجا ممانعت خواهم کرد‪».‬‬ ‫با این وجود بس��یاری بر این اعتقاد بودن��د که تاکید‬ ‫احمدی‌نژاد به «سرکش��ی از زندان‌ه��ا و برخی دادگاه‌ها و‬ ‫نحوه اجرای اصول قانون اساس��ی و رعایت حقوق اساسی‬ ‫ملت» برای احوالپرسی از مشاورش صورت گرفته‪.‬‬ ‫نگارش این نامه‌های سرگشاده که میان روسای قوا رد‬ ‫و بدل شد‪ ،‬موجب آن شد تا رهبر‌‌انقالب روسای هر دو قوه را‬ ‫اینگونه مورد خطاب قرار دهد که‪« :‬از امروز تا روز انتخابات‬ ‫هر‌کس احساس��ات مردم را در جهت ایجاد اختالف به‌کار‬ ‫بگیرد‪ ،‬قطعا به کشور خیانت کرده اس��ت‪ ».‬به این ترتیب‬ ‫ماجرای نامه‌نگاری قوه‌مجریه و قضائیه به اتمام رسید‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫سعيد مرتضوي به‌عنوان متهم پرونده كهريزك راهي دادگاه شد‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫دستگیری جوانفکر‬ ‫از دیگ��ر پرونده‌های مهمی‬ ‫‌که قوه‌قضائیه در س��ال ‪ ٩١‬به آن‬ ‫رسیدگی کرد‪ ،‬پرونده دستگیری‬ ‫علی‌اکبرجوانفکر‪،‬مشاورمطبوعاتی‬ ‫رئیس‌جمه��ور ب��ود‪ .‬جوانفکر به‬ ‫فاصله کوتاهی در مهرماه و پس از‬ ‫دستگیری فائزه و مهدی هاشمی‪،‬‬ ‫برای تحمل کیفر خ��ود به زندان‬ ‫منتقل ش��د‪ .‬او در حالی به‌زندان‬ ‫رفت ک��ه دقایق زیادی ب��ه آغاز‬ ‫آخرین س��خنرانی احمدی‌نژاد در‬ ‫مجمع عمومی سازمان ملل متحد‬ ‫باقی نمانده بود‪ .‬پس از بازداش��ت جوانفکر‪ ،‬غالمحس��ین‬ ‫محسنی‌اژه‌ای‪ ،‬دادستان کل کش��ور و سخنگوی دستگاه‬ ‫قضایی‪ ،‬در‌خص��وص اتهام او گف��ت‪« :‬جوانفکر یک اتهام‬ ‫داش��ته و دادگاه حکم دو سال را یک س��ال صادر کرده و‬ ‫حکم هم قطعی شده اس��ت‪ .‬اتهام دیگر او مطبوعاتی بوده‬ ‫و به دو تا شش ماه حبس محکوم ش��ده است‪ .‬دیوان‌عالی‬ ‫کش��ور اعالم کرده که این دو عنوان یک عنوان محسوب‬ ‫می‌شود و دو شش ماه را یک شش ماه تعیین کردند‪ ».‬البته‬ ‫پیش از بازداشت جوانفکر‪ ،‬یک‌بار نیروهای دادستانی برای‬ ‫بازداشت او به روزنامه ایران رفتند‪ ،‬اما پادرمیانی احمدی‌نژاد‬ ‫و درگیری در روزنامه سبب شد تا وی از بند بازداشت برهد‪.‬‬ ‫اتهام اصلی جوانفکر مربوط به ویژه‌نامه «خاتون» بود‪ ،‬که‬ ‫در آن به حجاب به‌عنوان پوشش اسالمی توهین شده بود‪.‬‬ ‫او همچنین به دلیل توهین به رهبر معظم انقالب از سوی‬ ‫قوه‌قضائیه محکوم شده اس��ت‪.‬یک‌ماه پیش جوانفکر نیز‬ ‫مانند مهدی هاشمی به علت عارضه قلبی راهی بیمارستان‬ ‫ش��د و در بیمارس��تان بس��یاری از اعضای دولت از جمله‬ ‫رئیس‌جمهور‪ ،‬مشایی‪ ،‬معاون اول‪ ،‬وزیر خارجه و وزیر ارشاد‬ ‫با وی دیدار و گفت‌وگو کردند‪ .‬جوانفکر از ابتدای بهمن ماه‬ ‫به دلیل عارضه قلبی در مرخصی به س��ر می‌برد‪ .‬همچنین‬ ‫او در نامه‌ای به رهبری خواستار اعاده دادرسی شد‪ .‬تصاویر‬ ‫او در مراسم ویژه س��الگرد انقالب اس�لامی منتشر شد و‬ ‫س��لیمانی‪ ،‬مدیرکل زندان‌های اس��تان تهران در این باره‬ ‫توضیح داد که وی مدتی است که در مرخصی به سر می‌برد‪.‬‬ ‫پرونده‌هایش بار دیگر در تیتر رسانه‌ها قرار داد‪.‬‬ ‫او در اولین اقدام پ��س از ماجرای پخش فیلمی‌ که او‬ ‫از دیدارش با فاضل الریجانی ضبط کرده بود‪ ، ،‬دستگیر و‬ ‫شبانه روانه زندان شد‪ .‬این درحالی بود که صبح فردای آن‬ ‫روز رئیس دولت عازم مصر بود‪ .‬اگرچه محمود احمدی‌نژاد‬ ‫پیش از عزیمت به مص��ر گفته بود‪« ،‬در بازگش��ت به این‬ ‫مس��اله حتما رس��یدگی خواهم کرد»‪ ،‬اما تنها یک روز بعد‬ ‫و پیش از بازگش��ت احمدی‌نژاد‪ ،‬روزنامه خورش��ید در تیتر‬ ‫بزرگ خود خبر داد «مرتضوی آزاد و به سرکار خود بازگشته‬ ‫است‪ ».‬مرتضوی به عالوه در مورد ضبط فیلم اعالم کرد‪،‬‬ ‫مسئولیت آن را شخصا برعهده می‌گیرد‪ .‬این درحالی بود که‬ ‫قوه‌قضائیه همزمان با بازداش��ت وی‪ ،‬هشت نفر از پرسنل‬ ‫س��ازمان تامین اجتماعی را احضار و مورد بازخواست قرار‬ ‫داده و از دفتر وی بازرسی کرده بود‪.‬‬ ‫همچنین خبرها حاکی‬ ‫از این بود که محسنی‌اژه‌ای‬ ‫در زمان حضور وی در زندان‪،‬‬ ‫ب��ا وی مالق��ات و دی��داری‬ ‫سه‌س��اعته داش��ته اس��ت‪.‬‬ ‫سخنگوی قوه‌قضائیه از وی‬ ‫خواسته بود که از سمت خود‬ ‫استعفا داده‪ ،‬تا به‌وحدت قوا در‬ ‫کشور کمک کند‪.‬‬ ‫مر تض��و ی فـر د ا ی‬ ‫آزادی به مح��ل کار خود در‬ ‫تامی��ن اجتماعی بازگش��ت‪.‬‬ ‫س��ایت‌های حام��ی‌ دول��ت‬ ‫عکس‌ه��ای وی را در حالی‬ ‫که مورد استقبال همکارانش‬ ‫قرار گرفته بود‪ ،‬منتشر کردند‪.‬‬ ‫یک هفت��ه بع��د قوه‌قضائیه‬ ‫اع�لام کرد که رس��یدگی به‬ ‫پرونده متهمان کهریزک را در‬ ‫هشتم اسفندماه برگزار خواهد‬ ‫کرد‪ .‬در این روز قاضی سابق‪،‬‬ ‫مرتضوی با همراهی عده‌ای‬ ‫قصد ورود به دادگاه را داشت‬ ‫که مس��ئوالن دادگاه از ورود‬ ‫همراهانش به دادگاه خودداری کردند‪ .‬مس��ئوالن دستگاه‌‬ ‫قضائیه اس��تان تهران پیش از این اعالم کرده بودند‪ ،‬روال‬ ‫این است که دادگاه به‌صورت علنی برگزار شود‪ ،‬مگر اینکه‬ ‫قاضی بنا به تش��خیص خود آن را غیرعلنی کند‪ .‬از این رو‬ ‫تعداد زیادی از خبرنگان و عکاسان در محل دادگاه حضور‬ ‫پیدا کرده بودند‪ .‬لحظاتی پی��ش از برگزاری دادگاه نماینده‬ ‫روابط‌عمومی دادگستری استان تهران در جمع خبرنگاران‬ ‫حاضر شد و گفت‪« :‬براساس بند ‪ 3‬ماده ‪ 188‬آیین دادرسی‬ ‫هیات قضایی‪ ،‬تصمیم ب��ر غیرعلنی ب��ودن دادگاه گرفته‬ ‫اس��ت‪ ».‬در نهایت این دادگاه به‌صورت غیرعلنی و بدون‬ ‫حضور خبرنگاران برگزار شد‪ .‬به گفته پدر یکی از قربانیان‬ ‫در این جلس��ه اتهام معاونت در قتل نیز به متهم ردیف اول‬ ‫پرونده تفهیم شد‪ .‬در کیفرخواستی که برخی خبرگزاری‌ها‬ ‫اعالم کرده بودند‪ ،‬به این اتهام اشاره نشده بود‪ ،‬اما نماینده‬ ‫دادستان در جلسه محاکمه این اتهام را نیز قرائت کرد‪.‬‬ ‫این خبر را دو روز بعد محس��نی‌اژه‌ای در جلسه‌ای در‬ ‫استان گلس��تان تایید کرد و گفت‪« :‬به سعید مرتضوی در‬ ‫پرونده قضات کهریزک اتهام معاونت در قتل تفهیم ش��ده‬ ‫اس��ت‪ ».‬پیش از این گفته می‌ش��د تنها اتهامات مرتضوی‬ ‫«بازداش��ت غیرقانون��ی و گ��زارش خالف واقع» اس��ت‪.‬‬ ‫اولیای‌دم پس از خروج از دادگاه اعالم کردند که تنها دوتن‬ ‫از متهمان قاضی س��عید مرتض��وی و حیدری‌فر در دادگاه‬ ‫حضور داشتند و متهم سوم در دادگاه حاضر نشده بود‪g .‬‬ ‫‪71‬‬
‫پرونده سا ل ‬ ‫انتخابات‬ ‫آیا به واقع باید وقوع‬ ‫دوم‌خردادی دیگر را در‬ ‫گمانه‌های انتخاباتی لحاظ‬ ‫کرد؟‬ ‫اصالح‌طلبان همچنان نتوانسته‌اند به اجماع برسند‬ ‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫‪2‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪72‬‬ ‫ترديدهاي آخر‬ ‫«در انتخابات ش��رکت می‌کنیم»؛ ای��ن تنها توافقی‬ ‫است که مورد اجماع کثیری از اصالح‌طلبان است‪ ،‬اگرچه‬ ‫برای همین گزاره نیز مخالفانی در میانشان وجود دارد‪.‬‬ ‫رقیب س��نتی اصولگرایان‪ ،‬جناح جامانده از قدرت و‬ ‫وامانده از آنچه از س��ال ‪ 88‬به این سو بر آنها گذشته است؛‬ ‫حاال روزگار متفاوتی دارد‪ .‬روزگاری که افرادی چون عباس‬ ‫عبدی تمام تالشش��ان را می‌کنند تا شباهت‌هایی برایش‬ ‫بیابند یا بیافرینند با سال ‪ 76‬تا شاید به اصالح‌طلبان خواهان‬ ‫بازگش��ت به عرصه قدرت رس��می با رویای دوم خردادی‬ ‫دیگر‪ ،‬امید «رقابت» دهند‪.‬‬ ‫واقعیت این اس��ت که آنها سودای بازگشت به قدرت‬ ‫کرده‌اند؛ قدرت از دست رفته‪ ،‬سال‌هاست نه به پاستور راهی‬ ‫دارند و نه روزگار سابق در پارلمان‪.‬‬ ‫گروه‌های مختلف آنها اما امروز ه��ر یک به‌گونه‌ای‬ ‫متفاوت می‌اندیشند‪ .‬بس��یاری از نیروهای سیاسی متفرق‬ ‫شده و برخی حتی شوق نشستن بر س��ر یک میز با رفقای‬ ‫دیروز را ندارند‪ .‬حاص��ل جمع همه‌ اینها بی‌ش��ک به یک‬ ‫درمان احتیاج دارد؛ «سامان مجدد» و این بی‌تردید می‌تواند‬ ‫مهم‌ترین دلیل تالش برای بازگشت‌شان به قدرت باشد‪ .‬به‬ ‫دیگر سخن اینکه تصمیم‌سازان آنان نیک می‌دانند چنین‬ ‫رقابت بزرگی که طعم س��ودای بازگشت به قدرت از دست‬ ‫رفت��ه را دارد‪ ،‬بهترین بهانه برای آوردن و نش��اندن رفقای‬ ‫دیروز در گعده‌های سیاسی است‪.‬‬ ‫اصالح‌طلبان می‌دانند این فرصت سیاس��ت‌ورزی را‬ ‫اگر از دست دهند دیگر نباید خیلی امیدی به رجعت دوباره‬ ‫داشته باشند‪ .‬پنجره‌ای جدید مقابلشان گشوده شده و آنها از‬ ‫بیم دچار نشدن به سرنوشت نهضت آزادی اصرار به حضور‬ ‫و حرکت در چارچوب قانون دارند‪ .‬این گزاره‌ها را می‌ش��ود‬ ‫به صورت محسوس��ی در اظهارات این روزهای حس��ین‬ ‫مرعشی‪ ،‬مجید انصاری‪ ،‬غالمحسین کرباسچی و دیگرانی‬ ‫از آنها یافت‪.‬‬ ‫اجماع یا اقناع‬ ‫«اصالح‌طلبان بنای حضور در انتخاب��ات را دارند»؛‬ ‫حاال دیگر کسی در این گزاره ش��کی ندارد‪ .‬اما آنها چگونه‬ ‫وارد انتخابات خواهند شد؟ آیا به واقع باید وقوع دوم‌خردادی‬ ‫دیگر را در گمانه‌های انتخاباتی لحاظ کرد؟ «نامزد واحد»‬ ‫آیا ماحصل گعده‌های سیاسی آنان خواهد بود؟‬ ‫اگر بر این نتیجه متفق‌القول باشیم که اصالح‌طلبان‬ ‫در مورد حضور در انتخابات به «توافق حداکثری» رسیده‌اند‪،‬‬ ‫اما در مورد نحوه حضور در انتخابات تحلیل غالب این است‬ ‫که قرائت‌های متفاوت درباره نوع حضور مانع از اجماع آنان‬ ‫تاکنون شده است‪.‬‬ ‫چنانک��ه طیف‌های��ی از آن��ان ک��ه در میانش��ان‬ ‫تصمیم‌س��ازان رادیکال وجود دارد بر حضور مش��روط در‬ ‫انتخاب��ات تاکید دارند؛ ش��روطی همچ��ون آزادی برخی‬ ‫چهره‌های سیاس��ی‪ ،‬اس��تفاده از ابزاره��ای فراقانونی در‬ ‫انتخابات مانند هیات‌های نظارت‪ ،‬تایید‌بی‌حرف و حدیث‬ ‫هر نامزدی که مد‌نظر آنها باشد‪...‬‬ ‫این عده معتقدند که در وقایع س��ال ‪ 88‬هیچ حرکت‬ ‫خطایی از اصالح‌طلبان س��ر نزده و آنها ن��ه تنها نیازی به‬ ‫شفاف‌س��ازی در آن باب نمی‌بینند‪ ،‬بلکه جایگاه باال‌دستی‬ ‫در این مورد برای خود قائلند و به بیان ساده‌تر خود را در این‬ ‫مورد طلبکار می‌دانند نه بدهکار‪.‬‬ ‫این طیف اکنون بر آن است که حتی‌المقدور یک نامزد‬ ‫به اصطالح «حداکثری» را برای حضور در انتخابات روانه‬ ‫میدان کند؛ نامزدی که شانس رای‌آور باالتری داشته باشد‬ ‫و البته از جانبی دیگر اگر با مهر عدم‌تایید صالحیت مواجه‬ ‫شد به زعم آنان هزینه‌ای به نظام تحمیل شود‪.‬‬ ‫بخش‌هایی از این نوع نگاه را می‌ت��وان به خوبی در‬ ‫سخنان رسمی موس��وی‌خوئینی‌ها یافت؛ آنجا که با طرح‬ ‫دولت وحدت ملی مخالفت می‌کند‪ ،‬آنجا که در مورد وقایع‬ ‫س��ال ‪ 88‬موضع‌گیری می‌کند و آنجا که مولفه‌های نامزد‬ ‫اصالح‌طلبان را بر‌می‌شمرد‪.‬‬ ‫هرچه هست این طیف اکنون بیش از ماه‌های گذشته‬ ‫در اقلیت قرار گرفته است‪.‬‬ ‫حضور‌بی‌شرط‬ ‫عبداهلل نوری می‌گوید‪« :‬فواید حضور اصالح‌طلبان در‬ ‫انتخابات سال ‪ ،1388‬از عدم حضور آنها در انتخابات مجلس‬ ‫نهم بیشتر بوده است‪ .‬موضع تند و افراطی گرفتن جز اینکه‬ ‫عده‌ای ما را قهرمان بدانند و سازش��کار نخوانند خاصیت و‬ ‫ارزش دیگری ندارد‪ .‬به جای کوش��ش برای قهرمان شدن‬ ‫نزد افکار عمومی به این بیندیش��یم که سخنان و اقدامات‬ ‫ما چه تاثیری در بهبود وضعیت مردم و آتیه کشور دارد‪».‬‬ ‫غالمحسین کرباسچی می‌گوید‪« :‬اینکه شرط حضور‬ ‫در صحنه‪ ،‬آزادی دوستانی که گرفتار زندان و حصر شده‌اند‬ ‫باشد بسیار ژست جوانمردانه‪ ،‬آزاد‌منشانه و نگاهی از موضع‬ ‫استغنا به قدرت است‪ .‬این پش��ت پا زدن به مردار قدرت و‬ ‫اقتدار است و افسار این شتر سرکش را به گردنش انداختن‪،‬‬ ‫اما واقعیت این است که درون ناپیدای این نگاه به رادیکال‬ ‫و روشنفکرانه محافظه‌کاری غریبی آرمیده است‪ .‬اگر قرار‬ ‫بود زندانیان سیاسی آزاد شوند‪ ،‬وضعیت اقتصاد و فرهنگ و‬ ‫سیاست داخلی و خارجی رو به بهبود رود پس اصالح‌طلبان‬ ‫برای چه باید به قدرت برس��ند؟ اصالح‌طلبان حتما باید در‬ ‫انتخابات شرکت کنند‪».‬‬ ‫این جمالت در کنار مصاحبه‌ه��ای اخیر چهره‌هایی‬ ‫همچون موس��وی‌الری‪ ،‬مجی��د انصاری‪ ،‬علی یونس��ی‪،‬‬ ‫اسحاق جهانگیری و‪ ...‬نشان از آن دارد که بخش دیگری‬ ‫از اصالح‌طلبان که چندی اس��ت در پوزیشن اکثریت قرار‬ ‫گرفته‌اند‪ ،‬معتقدن��د نباید فرصت حض��ور در انتخابات را از‬ ‫دس��ت داد‪ .‬در این میان برخی از آنان به باز‌‌آفرینی شرایط‬ ‫س��ال ‪ 76‬می‌اندیش��ند‪ ،‬حال آنکه آنها هنوز نتوانسته‌اند به‬ ‫چهره‌ای مورد اجماع برای حمایت برسند‪.‬‬
‫با رئیس دولت اصالحات درباره انتخابات مطرح شده‪ ،‬کذب‬ ‫محض است‪.‬‬ ‫حال آنکه شنیده‌ها حکایت از آن دارد که رئیس‌جمهور‬ ‫پیشین چندان نگاه مثبتی به کاندیداتوری او ندارد‪.‬‬ ‫عارف البت��ه منتقدان متع��ددی در می��ان نیروهای‬ ‫شناخته‌شده اصالح‌طلب دارد‪ .‬موسوی‌خوئینی‌ها‪ ،‬قدرت‌اهلل‬ ‫علیخانی‪ ،‬محمد‌رضا تابش و‪ ...‬به صورت واضحی از او انتقاد‬ ‫می‌کنند و البته حتی برخی او را چهره اصالح‌طلب به‌شمار‬ ‫نمی‌آورند‪.‬‬ ‫منتقدان می‌گویند عارف در سال‌های گذشته‌ترجیح‬ ‫داده که سکوت پیشه کرده و وارد مجادالت نشود‪.‬‬ ‫هر‌چه هس��ت عارف می‌گوید توجهی به این انتقادها‬ ‫ندارد و اگر تصمیمش قطعی ش��ود‪ ،‬کاندی��دای انتخابات‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫حال آنک��ه در روزهای اخیر می‌توان افزایش ش��یب‬ ‫انتقادات نسبت به وضع موجود را در سخنان و مصاحبه‌های‬ ‫محمد‌رضا عارف یاف��ت؛ اتفاقی بدیع که ش��اید به جهت‬ ‫کاستن از انتقادات اصالح‌طلبان نسبت به او باشد‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫آیا هاشمی‌می‌آید؟‬ ‫آنهایی که می‌گویند ش��رایط س��ال ‪ 92‬مانند س��ال‬ ‫‪ 84‬خواهد ش��د‪ ،‬بر یک گزاره خیلی تاکید دارند‪« :‬هاشمی‬ ‫‌می‌آید»‪ .‬یک اتفاق و رویداد انتخاباتی که بدون‌شک چینش‬ ‫نیروهای سیاسی را بر هم خواهد ریخت‪.‬‬ ‫صحنه‌ای جدی��د برپا خواهد ک��رد و فضایی متفاوت‬ ‫به‌وجود خواهد آورد‪ .‬او تا امروز گفته است نمی‌آید‪ ،‬فرزندان‬ ‫و نزدیکانش به صورت قطعی این مس��اله را رد نمی‌کنند‪،‬‬ ‫اما چهره‌هایی از سیاسیون می‌گویند دیگر باید روی آمدن‬ ‫اما آیا هاش�می به‌واقع چنی�ن تصمیمی‌گرفته‬ ‫است؟‬ ‫او از جانب��ی می‌داند ک��ه همچون س��ال ‪ 84‬جایگاه‬ ‫خوبی در نظرسنجی‌ها دارد ‪-‬فارغ از اینکه در آن سال رای‬ ‫منفی باالیی هم در نظر‌س��نجی‌ها داش��ت ‪ -‬ومی‌داند که‬ ‫فضای به‌وجود آمده در سال ‪ 84‬پیرامون او و نیز استفاده از‬ ‫افش��اگری‌ها و انتقادها‪ ،‬دیگر خیلی علیه او کار‌آمد نیست‪.‬‬ ‫اصالح‌طلبان ش��رایط س��ال ‪ 84‬را ندارند و طیف‌هایی از‬ ‫آنان خصوصا در بخش راس��ت اصالحات‌ترجیح می‌دهند‬ ‫هاشمی برنده انتخابات باشد تا یک اصولگرا یا نامزد حامی‬ ‫‌دولت کنونی‪ .‬بخش‌های��ی از اصولگرایان س��نتی ممکن‬ ‫است از آمدنش حمایت کنند‪ .‬او نیز گویا می‌خواهد از آخرین‬ ‫فرصت برای ورود به پاستور استفاده کند‪ .‬این همه شاید از‬ ‫جمله دالیلی باشد که هاش��می را به سودای کاندیداتوری‬ ‫انداخته باشد‪.‬‬ ‫اما از زاویه‌ای دیگر هاش��می به خوب��ی می‌داند که‬ ‫منتق��دان س��نتی‌اش در جامع��ه و اهالی سیاس��ت موافق‬ ‫بازگشت او نیستند‪.‬‬ ‫هاش��می‌این را هم می‌داند ک��ه طیف‌های مهمی‌از‬ ‫اصالح‌طلبان‌ترجیح می‌دهند که نامزد خودش��ان را داشته‬ ‫باشند و ریس��ک احتمال شکست مجدد هاش��می‌را پذیرا‬ ‫نشوند‪ .‬دو فرزند هاشمی‌‌رفسنجانی اکنون با احکام قضایی‬ ‫دوره زندان را سپری می‌کنند‪ .‬نظرسنجی‌ها نیز اگرچه او را‬ ‫در جایگاهی باالتر از دیگر چهره‌های سیاس��ی نشانده‪ ،‬اما‬ ‫همچنان مانند سال ‪ 84‬راوی این خبر هستند؛ «هاشمی در‬ ‫آراي منفی هم جایگاه باالیی دارد‪».‬‬ ‫اینهاست که هاشمی را تا‌کنون از اعالم موضع نهایی‬ ‫در این باب بازداشته اس��ت؛ هر‌چند که شواهد گویای این‬ ‫اس��ت که گمانه کاندیداتوری بر عدم نامزدی قوت و وزن‬ ‫بیشتری یافته است‪.‬‬ ‫آیا هاشمی می‌آید؟ یا آن چنان که گفته ممکن است‬ ‫به صورت واضحی از یک نامزد در انتخابات حمایت کند؟‬ ‫برای رسیدن به اینکه سیاستمدار کهنه‌کار چه در ذهن دارد‬ ‫باید بیش از اینها منتظر باشیم‪g .‬‬ ‫نكات‬ ‫بسیاری از نیروهای سیاسی اصالح‌طلب متفرق شده و برخی حتی‬ ‫شوق نشستن بر سر یک میز با رفقای دیروز را ندارند‬ ‫اصالح‌طلبان می‌دانند این فرصت سیاست‌ورزی را اگر از دست دهند‬ ‫دیگر نباید خیلی امیدی به رجعت دوباره داشته باشند‬ ‫محمد‌علي نجفي یک مشکل اساسی دیگر هم دارد و آن اینکه‬ ‫چهرهایی همچون محمد‌رضا عارف که سبد رای مشترکی با او دارند نیز‬ ‫عزم حضور کرده‌اند‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫برای رسیدن به این تحلیل که اکنون در میان مدافعان‬ ‫حضور بدون شرط در انتخابات چه می‌گذرد باید به بررسی‬ ‫افرادی پرداخت که احتمال نامزدی‌شان وجود دارد‪.‬‬ ‫محمد‌علی نجفی یک تکنوکرات است؛ تکنوکراتی که‬ ‫سابقه حضور در دولت‌های هاشمی و خاتمی را دارد‪ .‬عضو‬ ‫شورای شهر تهران می‌گوید در انتخابات آتی شوراها کاندیدا‬ ‫نخواهد ش��د‪ ،‬اما همزمان اعالم می‌کند ش��اید کاندیدای‬ ‫انتخابات ریاست‌جمهوری شود‪.‬‬ ‫یک عارضه جس��مي را پشت‌سر گذاش��ته است‪ ،‬اما‬ ‫گویا س�لامتی‌اش را بازیافته‪ .‬او چه��ره‌ای نزدیک به اکبر‬ ‫هاشمی‌رفس��نجانی به ش��مار می‌رود و بر‌اس��اس برخی‬ ‫ش��نیده‌ها از گزینه‌ه��ای مدنظر رئیس دول��ت اصالحات‬ ‫هم هست‪.‬‬ ‫او حامیانی همچون عبداهلل نوری هم دارد‪ .‬نجفی البته‬ ‫منتقدانی در طیف‌های اصالح‌طلب هم دارد؛ منتقدانی که‬ ‫معتقدند او س��بد رای الزم را برای پی��روزی اصالح‌طلبان‬ ‫ندارد‪.‬‬ ‫او یک مش��کل اساس��ی دیگر ه��م دارد و آن اینکه‬ ‫چهره‌های��ی همچ��ون محمد‌رضا ع��ارف که س��بد رای‬ ‫مشترکی با او دارند نیز عزم حضور کرده‌اند‪.‬‬ ‫پس از محمد‌علی نجفی این اسحاق جهانگیری است‬ ‫که احتمال نامزدی‌اش وجود دارد‪.‬‬ ‫او نیز همچ��ون محمدعلی نجفی ی��ک تکنوکرات‬ ‫اس��ت و البته مانند او کاندیداتوری‌اش را رد نکرده اس��ت‪.‬‬ ‫جهانگیری البته گفته اس��ت که حاال دور‌‌ه‪ ،‬دوره نسل دوم‬ ‫اصالح‌طلبان است‪.‬‬ ‫او اما در قیاس با محمد‌علی نجف��ی از اقبال کمتری‬ ‫میان اصالح‌طلبان برخوردار است‪.‬‬ ‫در این میان محمد‌‌رضا عارف هم ماه‌هاس��ت که از‬ ‫تمایلش برای کاندیداتوری در انتخابات سخن می‌گوید‪ .‬او‬ ‫به مثلث گفته است همه اخباری که پیرامون رایزنی‌هایش‬ ‫بازگشت به رئیس‌جمهور سابق‬ ‫اگر‌چه برخی هن��وز اص��رار دارند ک��ه رئیس دولت‬ ‫اصالحات بار دیگر عزم پاستور خواهد کرد‪ ،‬اما هم او و هم‬ ‫افراد نزدیک به او می‌گویند چنین مساله‌ای هرگز به واقعیت‬ ‫تبدیل نخواهد شد‪.‬‬ ‫حتی نقل اس��ت که رئی��س دولت اصالح��ات اخیرا‬ ‫پاسخی تند به دعوت‌کنندگان انتخاباتی داده است‪ .‬او اگر‌چه‬ ‫تالش داش��ت در قامت رهبر اصالح‌طلب��ان در انتخابات‬ ‫پیش‌رو به ایفای نقش بپردازد اما مخالفت‌ها با تصمیمات‬ ‫و رویکردهای چند‌وجهی او موجب ش��ده ک��ه گروه‌های‬ ‫اصالح‌طلب هر‌یک به‌گونه‌ای مجزا عم��ل کرده و چنین‬ ‫ش��ود که خالء رهبری اصالحات بیش از هر زمان دیگری‬ ‫نمایان شود‪.‬‬ ‫او حساب کرد‪.‬‬ ‫انتقاداتش در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هایش شیب قابل‬ ‫مالحظه‌ای یافته‪ ،‬حضورش در رسانه‌ها پررنگ شده و البته‬ ‫مضاف بر همه این‌ها کشش‌هایی از سوی منتقدان و رقبای‬ ‫سنتی و همیشگی‌اش به صورت نمایانی پدیدار گشته است؛‬ ‫کشش‌هایی که از پدید‌آمدن شرایط پس از« اعالم حضور»‬ ‫هاشمی استقبال می‌کند‪.‬‬ ‫‪73‬‬
‫محسن هاشمي رفسنجاني‪:‬‬ ‫سياست‬ ‫براي ورود به انتخابات‬ ‫خانواده به‌اندازه حاج‌آقا‬ ‫احساس تكليف نمي‌كنند‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫محسنهاشميرفسنجانيدرگفت‌وگوبامثلثازكاركردنباشهردارهاي‬ ‫مختلفيچونكرباسچي‌‪،‬احمدي‌نژادوقاليبافسخنمي‌گويد‪.‬ازروزهاي‬ ‫همكاري با احمدي‌نژاد كه همزمان با رقابت پدرش شهردار وقت تهران‬ ‫بود ‪ ،‬مي‌گويد و در پاسخ به حمايت اصالح‌طلبان در دور دوم انتخابات‪84‬‬ ‫ازپدرشمعتقداستكهبهخاطرسابقهتخريب‌ها‪،‬اينحمايت‌هاچندان‬ ‫تاثيرگذار نبود‪ .‬او آمدن پدرش در انتخابات پيش‌ر و را نفي نمي‌كند ولي‬ ‫مي‌گويدكهخانوادههاشميبهاندازهخوداواحساستكليفنمي‌كنند‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪74‬‬
‫اميد كرماني‌ها‬ ‫آقاي هاشمی! بهتر اس�ت از دوراني شروع كنيم‬ ‫كه شما مدي ر‌عامل مترو بوديد؛ شما در آن برهه با‬ ‫شهرداران مختلفي كار كرديد؛ م ي‌خواهم بپرسم‬ ‫كار با كدام يك از آنها براي شما راح ت‌تر بود؟‬ ‫سياست‬ ‫شما با كدام يك راح ت‌تر بوديد؟‬ ‫‪ l‬نم ي‌ش��ود اين‌گونه به موضوع نگاه ك��رد كه با‬ ‫كدام‌يك از ش��هرداران راحت‌تر كار كردم چ��ون زماني كه‬ ‫وابس��تگي مترو با وزارت كش��ور بود‪ ،‬خيلي با ش��هرداري‬ ‫آقاي‌كرباس��چي ارتباط پيدا نم ي‌كرد‪ ،‬در زم��ان دولت اول‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫و دستگاه‌هاي اجرايي خيلي به رياس��ت‌جمهوري م ي‌آمد‪،‬‬ ‫مثال زمين را م ي‌كندند و حفاري‌ها مش��كالت‌ترافيكي يا‬ ‫اختالل در شبكه آب و برق شهر به‌وجود م ي‌آورد‪ ،‬ضمن آنكه‬ ‫بخشي از مسائل هم مالي بود‪ .‬از آن زمان چون رئي س‌جمهور‬ ‫سرشان شلوغ بود‪ ،‬رفع برخي مش��كالت را به بازرسي ويژه‬ ‫رياس��ت‌جمهوري محول م ي‌كردند؛ من هم كه رئيس دفتر‬ ‫بازرسي ويژه بودم‪ ،‬موضوعات را با كمك كارشناسان بررسي‬ ‫م ي‌كردم تا معلوم شود مشكل از كجاس��ت‪ .‬بناب راين من از‬ ‫آن تاريخ درگير مسائل مترو ش��دم‪ .‬اين پي ش‌زمينه را گفتم‬ ‫تا برس��يم به اينجا كه ارتباط من با مترو از كجا ش��روع شد‪.‬‬ ‫دفتر بازرسي ويژه رئي س‌جمهور از سال ‪ 69‬مستقيما درگير‬ ‫حل مشكالت مترو شد و همين روند ادامه پي دا كرد تا آنكه در‬ ‫يك مقطع مشكالت مترو زياد شد و ب راي حل اين مشكالت‬ ‫از رئي س‌جمهور درخواست کردم كه عضو هيات‌مديره شوم‬ ‫تا تصميماتي كه ب راي اجرا تصويب م ي‌شود را پيگيري كنم‪.‬‬ ‫چون دستگاه اجرايي با مديرعامل وقت یعنی آقاي اب راهيمي‬ ‫‌مش��كل پيدا كرده بودند‪ ،‬بناب راين ضمن اينكه از سال ‪ 69‬تا‬ ‫‪ 72‬درگير پروژه مترو بودم‪ ،‬از سال ‪ 72‬هم عضو هيات‌مديره‬ ‫شركت مترو شدم تا اين پروژه زودتر راه‌اندازي شود‪ .‬از آن تاريخ‬ ‫تا زماني كه از مترو رفتم نزديك به ‪ 17‬سال با فعاليت مترو‬ ‫عجين بودم‪ .‬سال ‪ 72‬آقاي كرباسچي شهردار ته ران بود‪ ،‬بعد‬ ‫آقايان ملك‌مدني‪ ،‬الويري‪ ،‬مقيم��ي‪ ،‬احمدي‌نژاد و قاليباف‬ ‫شهردار شدند و من با همه اينها در پروژه مترو كار كردم‪.‬‬ ‫آقاي‌هاش��می‪ ،‬آقاي‌عبداهلل نوري وزير كشور بود و كار مترو‬ ‫را دنبال م ي‌كرد‪ ،‬بعد آقاي بش��ارتي وزير كش��ور شد‪ .‬در آن‬ ‫دوره مترو مشكالتي با ش��هرداري آقاي كرباسچي داشت‪،‬‬ ‫چون بايد در جاهاي مختلف ش��هر حفر تونل م ي‌شد‪ .‬اين‬ ‫كار ايجاد‌ترافي��ك م ي‌كرد‪ .‬از زم��ان مديرعاملي من‪ ،‬تمام‬ ‫شهرداران روابط‌شان با مترو خوب بود‪ ،‬هيچ‌كدام نم ي‌گفتند‬ ‫مترو نم ي‌خواهيم‪ ،‬بلكه تاكيد داشتند و سعي همه شهرداران‬ ‫اين بود كه ب راي تامين هزينه س��اخت مترو از دولت كمك‬ ‫بگيرند‪ .‬به هر حال مت��رو پروژه پرهزينه و زمانبري اس��ت‪.‬‬ ‫ش��هرداري با منابع مالي محدود‪ ،‬كارهاي اورژانسي و فوري‬ ‫زيادی دارد؛ بناب راين همه شهرداران عالقه‌مند بودند‪ ،‬مديريت‬ ‫مترو در شهرداري باش��د‪ ،‬اما هزينه‌ها را دولت پرداخت كند‪،‬‬ ‫ضمن آنكه روند اجراي پروژه با سرعت پيش رود‪ .‬ب راي اينكه‬ ‫بگويم ه ر‌كدام از شهرداران يادشده چقدر در همكاري با پروژه‬ ‫مترو مثبت عمل كردند بايد ديد آنها چقدر در گرفتن كمك از‬ ‫دولت موفق بودند‪ .‬من سال ‪ 76‬مديرعامل مترو شدم‪ ،‬يعني‬ ‫‪ 72‬تا ‪ 76‬عضو غيرموظف هيات‌مديره بودم که دستي از دور‬ ‫بر آتش داشتم و فقط مشكالت را پيگيري م ي‌كردم‪.‬‬ ‫چه شد كه مديرعامل مترو شديد؟‬ ‫‪ l‬آبان ‪ 76‬مديرعامل مترو شدم‪ ،‬قضيه از آن قرار بود‬ ‫كه آقاي عبداهلل‌نوري‪ ،‬وزير كش��ور وقت دولت آقاي خاتمي‬ ‫‌گفت كه «م ي‌خواهد مديرعامل مترو را ع��زل و من را ‪ -‬به‬ ‫دليل سوابق و اطالعاتي كه از مترو دارم‪ -‬جايگزين وي كند»‬ ‫اما آقاي هاشمی خيلي موافق اين كار نبود و م ي‌گفت «بايد‬ ‫اجازه داد تا همان مديرعاملي كه اين همه زحمت كش��يده‪،‬‬ ‫كار را تمام كند چرا‌كه انگيزه‌اش ب راي افتتاح مترو نيز بيشتر‬ ‫است‪ ».‬اين قضيه دو‪ ،‬س��ه ماهي طول كشيد تا آقاي‌نوري‬ ‫به من گفت قطعا مديرعامل مت��رو را عوض م ي‌كند‪ .‬چون‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫ي به‬ ‫‪ l‬ب راي پاس��خگويي به اين س��وال باي��د كم ‌‬ ‫سابقه و پيشينه راه‌اندازي مترو در ته ران اشاره كنم‪ .‬شركت‬ ‫متروی ته ران در سال ‪ 1354‬تاسيس شد‪ .‬آن زمان در قانون‬ ‫آمده بود‪« :‬به شهرداري ته ران اجازه داده م ي‌شود كه شركتي‬ ‫به نام راه‌آهن ش��هري ته ران و حومه تاسيس كند و سرمايه‬ ‫اجراي اين پروژه را دولت در اختيار شهرداري قرار م ي‌دهد»‪ .‬تا‬ ‫قبل از پيروزي انقالب فقط حدود ‪300‬متر از تونل‌هاي مترو‬ ‫س��اخته ش��ده بود چون كلنگ آغاز پروژه اوايل سال ‪ 57‬زده‬ ‫شد‪ ،‬ولي ط راح ي‌ها و نقشه‌ها از س��ال ‪ 55‬تا سال ‪ 57‬انجام‬ ‫ش��ده بود‪ .‬بعد از انقالب تا پايان دولت ب��ازرگان‪ ،‬فضا كمي‬ ‫‌آرام بود‪ ،‬اما بعد از آن با تس��خير النه جاسوس��ي‪ ،‬استعفاي‬ ‫دولت موقت و ش��روع جنگ تحميلي فضا دائم انقالب ي‌تر‬ ‫م ي‌شد‪ ،‬به‌طوري كه تا س��ال ‪ 60‬عده‌اي از انقالبيون كه در‬ ‫جامعه و دولت حضور داشتند‪ ،‬مخالف س��اخت مترو بودند‬ ‫و چون ش��هرداري موافق توقف پروژه نبود‪ ،‬به همين دليل‬ ‫با روش‌هايي ابتدا وابس��تگ ي‌اش را از ش��هرداري گرفتند و‬ ‫آن را به وزارت كش��ور ملحق كردند‪ .‬اس��تدالل دولت ب راي‬ ‫توقف پروژه مترو اين بود كه ته ران فاض�لاب ندارد و ايجاد‬ ‫مترو سخت اس��ت‪ .‬مترو پروژه پرخرجي است‪ ،‬وابستگي به‬ ‫خارج ايج��اد م ي‌كند‪ ،‬نبايد در ته ران پول خرج ش��ود چرا‌كه‬ ‫مهاجرت را زياد م ي‌كند و ب راساس داليلي از اين دست پروژه‬ ‫مترو سال ‪ 60‬متوقف شد‪ ،‬در حال ي‌كه تا آن سال تقريبا ‪2300‬‬ ‫متر از تونل‌هاي مترو در زمي ن‌هاي بالمعارض عباس‌آباد به‬ ‫صورت‌ترانشه باز ساخته ش��ده بود‪ .‬آن زمان آقاي هاشمی‬ ‫رئيس مجلس و رئيس مجمع نماين��دگان ته ران با توقف‬ ‫كار مترو مخالفت م ي‌كند و خواستار تداوم اجراي اين پروژه‬ ‫م ي‌شود‪ ،‬اما دولت به دليل مساله جنگ و فقدان پول‪ ،‬امكانات‬ ‫از قبیل ميلگرد‪ ،‬س��يمان و‪ ...‬زير بار آغاز دوباره ساخت مترو‬ ‫نم ي‌رود تا اينكه آقاي هاشمی اواخر اسفند سال ‪ 63‬يكي از‬ ‫خطب ه‌هاي نمازجمعه را به اين موضوع اختصاص م ي‌دهد و‬ ‫م ي‌گويد ته ران مترو كه م ي‌خواهد هيچ‪ ،‬كالنشهرهاي ديگر‬ ‫هم مترو م ي‌خواهند و مجددا از دولت م ي‌خواهد ساخت مترو‬ ‫ش��روع ش��ود‪ .‬بعد از اين خطبه‪ ،‬پيگيري‌ها ب راي آغاز دوباره‬ ‫ساخت مترو جدي م ي‌ش��ود‪ ،‬اما پيشنهاد آن در هيات‌دولت‬ ‫راي نم ي‌آورد‪ ،‬نماين��دگان ته ران دوباره مس��اله را پيگيري‬ ‫م ي‌كنند و از حضرت آيت‌اهلل‌خامنه‌اي‪ ،‬رئي س‌جمهور و آقاي‬ ‫موسوي‪ ،‬نخس ت‌وزير وقت اجازه م ي‌خواهند تا با حضور در‬ ‫هيأت دولت از پروژه مترو دفاع كنند‪ ،‬اما چون رسم نبوده كه‬ ‫كسي به هيات دولت برود و از پروژه‌اي دفاع كند‪ ،‬در نتيجه‬ ‫ش��خص آقاي هاش��می ‪ -‬رئيس مجلس وقت‪ -‬به جلسه‬ ‫دولت م ي‌رود و از پروژه مترو دفاع م ي‌كن��د‪ .‬اين اتفاق فقط‬ ‫يك بار در طول س��ي و چهار سال گذش��ته پيش آمده كه‬ ‫رئيس مجلس در جلسه هيات دولت شركت كرده و از يك‬ ‫موضوعي دفاع‌كند و آن موضوع هم پروژه مترو ته ران است‪.‬‬ ‫اين اتفاق نشان از درجه اهميت اين پروژه نزد آقاي هاشمی‬ ‫دارد‪ .‬خوشبختانه بعد از حضور آقاي هاشمی در جلسه دولت‪،‬‬ ‫از س��رگيري پروژه مترو رأي م ي‌آورد و كار مترو با اس��تفاده‬ ‫از وام و تس��هيالت سيستم بانكي در س��ال ‪ 66‬دوباره آغاز‬ ‫م ي‌ش��ود‪ .‬در نتيجه م ي‌توان گفت پروژه مترو سوگلي آقاي‬ ‫هاشمی بود‪ .‬سال ‪ 67‬جنگ تمام شده و س��ال ‪ 68‬حاج آقا‬ ‫رئي س‌جمهور م ي‌شود‪ ،‬بناب راين پيگيري‌هاي مترو به صورت‬ ‫جدي در دولت س��ازندگي ادامه پيدا م ي‌كن��د‪ .‬به‌طوري كه‬ ‫ايشان ب راي كمك به راه‌اندازي هرچه سريعتر‪ ،‬ه ر‌چند جلسه‬ ‫يك‌بار در جلس��ات مجمع مترو حضور م ي‌يافت‪ .‬در س��ال‬ ‫‪ 68‬چون ش��ركت مترو دولتي بود مش��كالتش با شهرداري‬ ‫محسن هاشمي درباره تفاوت مواضع فرزندان‬ ‫هاشمي‌رفسنجاني مي‌گويد‪« :‬بين بچه‌ها‬ ‫من معتدل‌تر از بقيه به‌نظر مي‌آيم و حتي بعضي‬ ‫وقت‌ها متهم به ترسو بودن مي‌شوم‪».‬‬ ‫‪75‬‬
‫سياست‬ ‫با هم نم ي‌ساختند و اگر قبول نكنم فرد ديگري را به سر كار‬ ‫م ي‌گذارد‪ .‬از آنجا كه اطالعاتم از مترو وسيع و در دفتر مجمع‬ ‫تشخيص مصلحت حجم كارم كم بود‪ ،‬فرصت داشتم وقت‬ ‫بگذارم؛ بناب راين پذيرفتم و مديرعامل شدم‪ .‬آن زمان جدايي‬ ‫مترو از وزارت كش��ور و الحاقش به شهرداري را در دستوركار‬ ‫قرار دادم تا اين پروژه يك پدر پولدار جدي‌تري پي دا كند‪ .‬وزارت‬ ‫كش��ور پدري جدي ب راي مترو نبود‪ ،‬چون خيلي مشكالت‬ ‫داشت و مترو هم يك مشكل دركنار ديگر مشكالت بود‪ ،‬ولي‬ ‫وقتي زير نظر شهرداري ته ران رفت اين مساله برطرف شد؛‬ ‫در اينجا آقاي كرباسچي خيلي كمك كرد تا توانستيم مترو‬ ‫را از دولت جدا و پروژه‌هايش را دوباره در شهرداري تصويب و‬ ‫سازماندهي كنيم‪ .‬البته مقداري از اين كار در زمان شهرداري‬ ‫آقاي ملك‌‌مدني انجام شد كه وي نيز كمك‌هاي خوبي كرد‬ ‫و حتي گفت كه ساختمان مركزي شهرداري را ب راي ساخت‬ ‫مترو م ي‌فروشد‪ .‬ولي نظر آنها نيز اين بود كه شهرداري مدير‬ ‫پروژه باشد‪ ،‬اما دولت هزينه‌ها را بدهد‪ ،‬من هم توانايي خوبي‬ ‫ب راي گرفتن بودج��ه از دولت داش��تم‪ .‬ارتباطاتم با دو طرف‬ ‫ي هم عالقه‌مند بود كه مترو‬ ‫خوب بود‪ ،‬ضمن آنكه آقاي خاتم ‌‬ ‫راه‌اندازي شود‪ .‬عالوه بر اين فضاي بي ن‌المللي ب راي گرفتن‬ ‫وام‌هاي ارزان خارجي خوب بود و مثل فضاي پ ر‌تنش كنوني‬ ‫نبود كه نتوانيم وام بگيريم‪ .‬در دولت آقاي هاشمی مشكلي‬ ‫نبود؛ ايشان هم به بانك‌ها و سيستم ارزي و فاينانس فشار‬ ‫م ي‌آورد تا نقدينگي خوبي به مترو بدهند‪ .‬پيشرفت كار هم‬ ‫آن زمان خوب‌ بود با توجه به زحمت كشيده‌ش��ده در دولت‬ ‫آقاي‌هاشمی‪ ،‬در سال اول دولت آقاي‌خاتم ي‌ سي كيلومتر‬ ‫متروي ته ران‪ -‬كرج افتتاح ش��د‪ .‬آن موقع مرحوم نوربخش‪،‬‬ ‫رئي س‌بانك مركزي وقت حدود ‪800‬ميلي��ون‌دالر فاينانس‬ ‫بي ن‌الملل��ي و ‪ 200‬ميليارد تومان از طريق سيس��تم بانكي‬ ‫با دس��تور آقاي‌هاش��می ب راي خريد قطارها و تجهي زات به‬ ‫مترو پول داد‪ .‬سرعت پيشرفت ساخت مترو نسبتا خوب بود‬ ‫و حركت مثبت و رو به جلو را ط��ي م ي‌كرد‪ .‬در زمان خاتم ي‌‬ ‫هم ش��هرداري با آقاي خاتمي‌هماهنگ ب��ود چون هر دو‬ ‫اصالح‌طلب بودند و من هم اين ميان م ي‌توانس��تم روابط را‬ ‫حسنه‌تر كنم‪ .‬در دولت آقاي خاتمي ما توانستيم ‪ 800‬ميليون‬ ‫دالر فاينانس خارجي جذب كنيم و از سيستم بانكي داخلي‬ ‫هم اعتبار بگيريم تا به زمان شهردار‌شدن آقاي‌احمدي‌نژاد‬ ‫رسيديم‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫اما گويا با حضور آقاي احمدي‌نژاد در ش�هرداري‬ ‫تهران اوضاع براي ش�ما با تغييراتي مواجه شد‪.‬‬ ‫م ي‌خواهم بگويم ديگر ش�رايط مث�ل قبل نبود؛‬ ‫ممكن است درباره آن برهه هم صحبت كنيد؟‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪76‬‬ ‫‪ l‬وقتي آقاي احمدي‌نژاد شهردار شد‪ ،‬من را به‌عنوان‬ ‫مديرعامل مترو ابقا ك��رد و پيگير كارها ب��ود‪ .‬در بازديدها و‬ ‫افتتاح‌ها م ي‌آمد‪ ،‬ولي ايشان م ي‌خواست يك‌سري كارهاي‬ ‫مردم پس��ند هم انجام دهد تا بگويد ب��ا روش‌هاي ديگري‬ ‫م ي‌شود كارها را با سرعت بيش��تري پي ش‌برد و نهايي كرد‪.‬‬ ‫همان زمان ب��ود كه ب راي اولين بار موض��وع منوريل مطرح‬ ‫ش��د‪ .‬آقاي احمدي‌نژاد طرح متروي ته ران را زير سوال نبرد‬ ‫ولي گفت اي��ن طرح دراز‌مدت اس��ت و باي��دكارهايي مثل‬ ‫منوريل انجام داد تا مش��كل حمل‌و‌نقل عمومي در ش��هر‬ ‫ته ران سريع‌تر برطرف ش��ود‪ .‬ما در مترو با اين ايده به‌دليل‬ ‫كمبود بودجه مخالف بوديم‪ .‬مس��اله مهمي كه بايد مطرح‬ ‫كنم اين اس��ت كه آن زمان برخي معاونان ش��هردار ته ران‬ ‫همچون آقايان سعي دلو‪ ،‬عل ي‌آبادي و بهبهاني در هيات‌‌مديره‬ ‫متروي ته ران حضور داشتند و من نيز رئيس هيات‌مديره و‬ ‫مديرعامل مترو بودم‪ .‬آنها موضوع منوريل را مطرح كردند كه‬ ‫رأي هم نياورد‪ .‬ولي اصرار داشتند كه اين پروژه را پيش بب رند‬ ‫و ما نگران بوديم كه بخش��ي از اعتب��ارات خدايي ناکرده به‬ ‫سمت پروژه منوريل برود و مترو ابتر بماند‪ .‬نم ي‌شد با كمبود‬ ‫نقدينگي دو پروژه را با هم اجرا ك��رد‪ .‬اعتبارات جوابگو نبود‪،‬‬ ‫بناب راين مخالفت م ي‌كردم‪ ،‬ولي آقايان احمدي‌نژاد و بهبهاني‬ ‫ايده خود را دنبال م ي‌كردند‪ .‬در شوراي شهر ته ران بارها من‬ ‫جلوي خود آقاي احمدي‌نژاد با طرح منوريل مخالفت كردم‪،‬‬ ‫ولي ايشان پيگيريكرد و طرح را جلو برد‪ .‬حتي ستون‌گذاري‬ ‫منوريل صادقيه آغاز ش��د‪ .‬اما بعد معلوم شد اين طرح اصال‬ ‫غيركارشناسي اس��ت‪ .‬پايه‌هاي منوريل را هم بريدند و دور‬ ‫انداختند‪ .‬من آن زمان ارتباطم با دولت و شهرداري خوب بود‬ ‫و اكثر نامه‌هاي مترو را آقاي احمدي‌ن��ژاد ب راي دولت آقاي‬ ‫خاتمي امضا م ي‌كرد‪ .‬آن نامه‌ه��ا را در دولت تبديل به پول‬ ‫و امكانات م ي‌كردم‪ .‬در دو س��ال آخر رياست‌جمهوري آقاي‬ ‫ي تعامل خوبي بين شهرداري آقاي احمدي‌نژاد و دولت‬ ‫خاتم ‌‬ ‫از طريق من در مورد مترو به‌وجود آمده بود‪ .‬اعتبار اس��نادي‬ ‫با فاينانس تجريش مربوط به سال ‪ 83‬بود و منجر به خريد‬ ‫تعدادي زيادي واگن ش��د‪ .‬دركل آقاي احمدي‌نژاد رفتارش‬ ‫طوري بودكه مي‌‌كوش��يد امثال ما را جذب كند‪ ،‬چون قصد‬ ‫رياست‌جمهوري داش��ت و فكر م ي‌كرد آقاي هاشمی نامزد‬ ‫نم ي‌ش��ود‪ .‬بناب راين به‌رغم آنكه خيلي با هم در جلس��ات‬ ‫بحث‌هاي علمي‌و فن��ي م ي‌كرديم‪ ،‬بعض��ي وقت‌ها هم‬ ‫بحث‌ها به جنجال‪ ،‬درگيري لفظي و داد و بیداد م ي‌رس��يد‪.‬‬ ‫حتي من جلوي اجراي برخي ايده‌هاي ايشان همچون منوريل‬ ‫ايستادم‪ ،‬اما هي چ‌گاه به فكر تعويض من نيفتاد‪ .‬آن موقع يادم‬ ‫يآ‌يد آقاي احمدي‌ن��ژاد ب راي افتتاح ي��ا كلنگ‌زني برخي‬ ‫م‌‬ ‫پارك‌ها و پروژه‌ها همچون طرح پنجاه‌پل‪ ،‬آقاي هاش��می‬ ‫را دعوت كرد‪ ،‬اما روابط از زماني تيره ش��د كه آقاي هاشمی‬ ‫در ارديبهشت س��ال ‪ 84‬ب راي رياست‌جمهوري ثب ت‌نام كرد‪.‬‬ ‫درست همان موقع فضا مقداري در شهرداري حاد شد‪ .‬وقتي‬ ‫آقاي هاش��می ثب ت‌نام كرد‪ ،‬يكي از سياست‌هاي رأي‌آوري‬ ‫طيف آقاي احمدي‌نژاد بر مخالفت با سياس��ت‌هاي دوران‬ ‫سازندگي و كل گذشته قرار گرفت‪ .‬آن موقع تع داد ثب ت‌نام ي‌ها‬ ‫به هفت نفر رسيد؛ آقايان معين‪ ،‬كروبي و مهرعلي زاده سه‌نامزد‬ ‫اصالح‌طلب و آقايان الريجاني‪ ،‬احمدي‌نژاد‪ ،‬قاليباف و رضايي‬ ‫چهار نامزد اصولگرا بودند و آقاي هاش��می نامزد حد وس��ط‬ ‫و فراجناحي بود؛ چون نظرس��نج ي‌ها نش��ان م ي‌داد آقاي‬ ‫هاشمی نفر اول است‪ ،‬اما نم ي‌تواند ‪ 50‬درصد راي را با هفت‬ ‫نامزد موجود بياورد و انتخابات به دور دوم م ي‌كش��د‪ ،‬طوري‬ ‫رفتار شد كه هي چ‌كدام از نامزدها كنار نروند تا آقاي هاشمی‬ ‫نتواند دور اول پيروز انتخابات شود‪ .‬همه كانديداها در مرحله‬ ‫اول تالش م ي‌كردند تا نامزد دوم رقيب آقاي هاشمی شوند‪.‬‬ ‫تا‌تركيب مرحله دوم هاشمی‪ -‬معين‪ ،‬هاشمی‪ -‬احمدي‌نژاد‪‌،‬‬ ‫هاشمی‪ -‬قاليباف يا هاشمی – كروبي يا هاشمی‪ -‬الريجاني‬ ‫ش��ود‪ .‬بناب راين هیچ یک از آنها كاري به هم نداشتند و فقط‬ ‫آقاي هاش��می را تخريب م ي‌كردند‪ .‬همان موق��ع خانواده‬ ‫با نامزدي‌ش��ان مخالف بود چون روش��ن بود چنين اتفاقي‬ ‫م ي‌افتد‪ .‬حتي آنهاي��ي كه بايد مواظب برگ��زاري انتخابات‬ ‫س��الم‪ ،‬بدون تخريب و بداخالقي م ي‌بودند‪ ،‬چشم بر خيلي‬ ‫مسائل بستند‪ ،‬زي را هم دولت ي‌ها و هم محافظه‌كاران كانديدا‬ ‫داشتند‪ .‬تخريب‌هاي زيرزميني به شدت زياد بود‪ .‬شب نامه‌ها‬ ‫با تهمت‌هاي باال پخش م ي‌ش��د و تقريبا همان كاري كه‬ ‫اصالح‌طلبان در انتخابات مجلس ششم سال ‪ 78‬كردند‪ ،‬تكرار‬ ‫شد‪ .‬آقاي احمدي‌نژاد هم در صحب ت‌هايش وقتي م ي‌خواست‬ ‫از گذشته حرف بزند‪ ،‬از روش تخريبي استفاده م ي‌كرد‪ .‬يادم‬ ‫م ي‌آيد اولين باري كه در شهرداري به من بداخالقي شد اوايل‬ ‫خرداد ‪ 84‬ب��ود‪ ،‬يعني دقيقا بعد از زماني كه آقاي هاش��می‬ ‫ثب ت‌نام كرد و چيزي حدود ‪20‬روز به انتخابات زمان داشتيم‪.‬‬ ‫اين بداخالقي كامال به روش سياسي انجام شد‪ .‬طيف آقاي‬ ‫احمدي‌نژاد نم ي‌خواستند مرا بردارند‪ ،‬ولي ب رنامه‌ريزي كردند‬ ‫كه اين جو درست شود كه م ي‌خواهند اين كار را انجام دهند‪.‬‬ ‫آن روز يك��ي از معاونان آقاي احمدي‌ن��ژاد مصاحبه كردكه‬ ‫م ي‌خواهيم تغيي راتي در مديريت مترو بدهيم‪ .‬بعد در جلسه‬ ‫هيات‌مديره تغيير مديرعامل را مط��رح كردند‪ ،‬من هم اين‬ ‫موضوع را به رأي گذاش��تم كه رأي نياورد‪ .‬جو اين‌گونه بود‬ ‫كه آقاي هاشمی رئي س‌جمهور م ي‌شود ‪ -‬البته همين هم‬ ‫يك‌جو تخريبي بود و برخي م ي‌گفتند مگر م ي‌ش��ود آقاي‬ ‫هاشمی كانديدا باش��د و رأي نياورد ‪ -‬در حالي كه انتخابات‬ ‫از نظر ما آزاد بود‪ ،‬اما بداخالق ي‌هاي اين چنيني وجود داشت‪.‬‬ ‫بناب راين كس��اني كه در هيات‌مديره مترو بودن��د يا از روي‬ ‫عالقه‌مندي يا با فرض رئي س‌جمهور‌ش��دن ايش��ان به اين‬ ‫پيشنهاد رأي ندادند‪ .‬گروه دوم معتقد بودند كه چند روز ديگر‬ ‫آقاي هاشمی رئي س‌جمهور م ي‌شود و مترو ب راي تامين اعتبار‬ ‫به مشكل م ي‌خورد‪ .‬بناب راين من مديرعامل مترو ماندم‪ .‬اما‬ ‫چون احس��اس كردم اين كار را ش��خص آقاي احمدي‌نژاد‬ ‫برنامه‌ريزي كرده و خواس��ته اس��ت ب راي تغيير مديرعامل‬ ‫مترو رأي‌گيري شود‪ ،‬به دفتر او رفتم و گفتم «دليل ندارد اين‬ ‫كارها را بكنيد‪ .‬باالخره يا شما رئي س‌جمهور م ي‌شويد يا آقاي‬ ‫هاشمی‪ ،‬اگر ايشان رئي س‌جمهور شد‪ ،‬شما شهردار م ي‌مانيد‪.‬‬ ‫پس به نفع شهرداري است كه من در مترو بمانم‪ ،‬ولي اگر شما‬ ‫رئي س‌جمهور شديد مطمئن باشيد كه من در مترو نم ي‌مانم‬ ‫ولي االن استعفا نم ي‌دهم‪».‬‬ ‫جواب آقاي احمدي‌نژاد چه بود؟‬ ‫‪ l‬ايشان هم گفت من اصال پشت اين موضوع نبودم‬ ‫و خود هيات‌مديره چنين نظري داشته است‪ .‬دور اول انتخابات‬ ‫برگزار شد و آقاي هاشمی رأي اول را آورد (هميشه به شوخي‬ ‫م ي‌گوييم كه آقاي هاشمی انتخابات سال ‪ 84‬را برده است‪).‬‬ ‫درست است از نظر قانون ايشان رئي س‌جمهور نشد اما ايشان‬ ‫با وجود آن همه تخريب از بين هشت نفر اول شد و انتخابات‬ ‫به دور دوم رفت‪ ،‬سوم تير نيز انتخابات برگزار شد‪ ،‬به قول خانم‬ ‫رجبي معجزه هزاره سوم اتفاق افتاد و احمدي‌نژاد رئي س‌جمهور‬ ‫ش��د‪ .‬من هم پنجم تير ‪ 84‬به ديدن آقاي احمدي‌نژاد رفته و‬ ‫استعفا دادم‪ .‬اصوال دولت بايد از مترو حمايت م ي‌كرد و ديگر‬ ‫بعد از آن چنين تعاملي پي ش‌بيني نم ي‌شد‪ .‬پس اگر بخواهم‬ ‫صحب ت‌هايم را جمع‌بندي كنم‪ ،‬م ي‌گويم با احمدي‌نژاد خيلي‬ ‫خوب كار م ي‌كردم‪ ،‬اما ايشان فقط به دليل مسائل سياسي‬ ‫در بيس��ت روز مانده به انتخابات رويه‌اش عوض شد و چون‬ ‫ايشان رئي س‌جمهور شد و مترو به كمك دولت احتياج داشت‪،‬‬ ‫استعفا دادم‪ .‬اتفاقا يادم هست چند روز مانده به انتخابات نامه‬ ‫درخواست يارانه مترو را با امضاي آقای احمدي‌نژاد تهيه كردم‬ ‫و فرس��تادم ب راي آقاي خاتمي‌تا يارانه مت��رو را هم پيگيري‬ ‫كرده باش��م‪ .‬وقتي اس��تعفا دادم آقاي احمدي‌نژاد گفت بعدا‬ ‫تصميم م ي‌گيرم‪ ،‬ايش��ان تا ‪25‬تير در ش��هرداري بود‪ ،‬اما با‬ ‫استعفا موافقت نكرد‪ .‬بناب راين من همچنان مديرعامل ماندم‬ ‫و نم ي‌دانم چرا آقاي احمدي‌نژاد موافقت نكرد‪ ،‬چون از وقتي‬ ‫رفت دولت‪ ،‬كمكي هم نكرد‪ .‬همان موقع كافي بود روي نامه‬ ‫استعفاي من م ي‌نوش��ت موافقت م ي‌شود و ديگر همه‌چيز‬ ‫تمام م ي‌شد‪ .‬در واقع خود آقاي احمدي‌نژاد باعث شد من در‬ ‫مترو ماندم‪ .‬بعد آقاي س��عي د‌لو‪ ،‬سرپرست شهرداري شد‪ .‬من‬ ‫دوباره به وي نامه استعفایم را دادم‪ .‬آقاي سعي دلو با استعفاي‬ ‫من موافقت نكرد‪ .‬علت را پرس��يدم‪ ،‬گف��ت‪« :‬نم ي‌دانم در‬ ‫شهرداري م ي‌مانم يا خير‪ ،‬من سرپرستم و نم ي‌توانم االن مترو‬ ‫را ب ي‌مدير كنم‪ .‬كار مديريت مترو حساس است‪ ،‬احتمال ريزش‬ ‫تونل دارد و خوب نيست در اين شرايط ما به‌تركيب مترو دست‬ ‫بزنيم‪ .‬بناب راين صبر كن تا تكليف من روشن شود اگر شهردار‬ ‫شدم با هم صحبت م ي‌كنيم‪ ».‬البته من با آقاي سعي دلو قبال‬ ‫آشنا بودم‪ .‬در صنايع دفاع با هم كار كرده بوديم‪ .‬ضمن اينكه‬ ‫وي عضو هيات‌مديره مترو نيز بود و از دوستان نزديك بوديم‪.‬‬ ‫آقاي س��عيدلو در دولت پست گرفت و ش��وراي شهر آقاي‬ ‫قاليباف را به‌عنوان شهردار انتخاب كرد‪ .‬من دوباره در مهرماه‬ ‫به آقاي قاليباف استعفا دادم و گفتم «اگر م ي‌خواهيد با دولت‬ ‫كار كنيد‪ ،‬با روش‌هايي كه آنها م ي‌خواهند دنبال كنند اگر من‬ ‫نباشم شايد بهتر باشد‪ ».‬آقاي قاليباف گفت‪« :‬من تازه آمدم‪،‬‬ ‫بگذار فضا را بشناسم بعد تصميم م ي‌گيرم‪ ».‬بعد ايشان در‬ ‫آبان‌ماه به من گفت‪« :‬تصميم گرفتم مترو را در اولويت‌هاي‬ ‫كاري‌ام بگذارم‪ ».‬برنامه‌اي جدي از من خواست‪ .‬چون قصد‬ ‫داشت به طور جدي مترو را بس��ازد و حكم من را تمديدكرد‪.‬‬
‫بهتر است از ماجراي مترو عبور كنيم‪ .‬سوالي كه‬ ‫م ي‌خواهم بپرسم اين است كه آقاي احمدي‌نژاد‬ ‫را قبل از آنكه ش�هردار شود چقدر م ي‌شناختيد؟‬ ‫و اينك�ه در زماني كه آقاي احمدي‌نژاد اس�تاندار‬ ‫دولت آقاي هاشمی بود‪ ،‬چه نوع ارتباطي با نهاد‬ ‫رياست‌جمهوري داشت؟‬ ‫‪ l‬واقعيت اين است كه ايشان هي چ‌گاه نه چپ بود‬ ‫سياست‬ ‫آقاي هاشمی! اگرچه امروز به نظر م ي‌رسد به هر‬ ‫دليلي پدر ش�ما و اصالح‌طلبان رواب�ط و مواضع‬ ‫نزديكي به يكديگر دارند‪ ،‬اما با نگاهي به گذشته‬ ‫با نوع ديگ�ري از رواب�ط ايش�ان و اصالح‌طلبان‬ ‫مواجه م ي‌ش�ويم‪ .‬ش�ما حتما بهتر از ما يادتان‬ ‫هس�ت كه آنها چه رويكرد تخريبي نس�بت به‬ ‫ايشان داشتند‪ .‬علت آن نوع برخورد و روابط امروز‬ ‫چيست؟‬ ‫‪ l‬س��وال خوبي پرس��يديد‪ .‬اين‌طور نبوده اس��ت؛‬ ‫روساي‌جمهور در جمهوري‌اسالمي نقدپذير هستند و هميشه‬ ‫در سيبل انتقادات بوده و هستند‪ .‬همه قانونا م ي‌توانند نقد‬ ‫كنند‪ .‬هي چ‌كس ه��م نم ي‌تواند در قبال نقده��ا كاري كند‪.‬‬ ‫آنچه مهم اس��ت و نبايد بشود نقد نظام اس��ت‪ .‬ه ر‌كس از‬ ‫خطوط قرمز نظام عبور كرده باش��د‪ ،‬مش��كل ب رايش پيش‬ ‫م ي‌آيد‪ .‬بناب راي��ن م ي‌خواهم بگويم به خاطر نقد هاش��می‬ ‫هي چ‌كس صدمه نديده است‪ .‬همان‌طوركه به خاطر نقدپذيري‬ ‫احمدي‌نژاد كس��ي را بازداش��ت نكردند و نم ي‌كنند‪ .‬اكنون‬ ‫هركس بخواه��د رئي س‌جمهور را نقد م ي‌كن��د‪ .‬زمان آقاي‬ ‫خاتمي‌و آقاي هاشمی هم همي ن‌طور بود و كسي به خاطر‬ ‫نقد آنها دستگير نش��د‪ .‬بناب راين اين حرف‌ها جو سياسي و‬ ‫نوعي تخريب است‪ .‬نظام يك خطوط قرمزي دارد‪ ،‬افرادي كه‬ ‫عبور كردند به مشكل خوردند و زندان رفتند‪ .‬هم‌اكنون فائزه‬ ‫ما به خاطر نقد احمدي‌نژاد زندان نيست‪ .‬م ي‌گويند از خطوط‬ ‫قرمز رد شده اس��ت‪ .‬پس به علت توهين به رئي س‌جمهور‬ ‫كسي را زندانی نم ي‌كنند‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫‪ l‬آق��اي بش��ارتي وقت��ي وزي ر‌كش��ور ب��ود‪ ،‬آقاي‬ ‫احمدي‌نژاد را ب��راي اس��تانداري اردبيل ب��ه رئي س‌جمهور‬ ‫معرفي كرد و مساله استانداري وي نيز در هيات دولت مطرح‬ ‫و تصويب شد‪ .‬سفري هم آقاي هاشمی در مهرماه سال ‪75‬‬ ‫به اردبيل داش��تند‪ .‬روابط خوب بود‪ .‬آقاي احمدي‌نژاد هم در‬ ‫سخنران ي‌ها از ايش��ان تجليل م ي‌كرد‪ .‬مشكلي نبود‪ .‬آقاي‬ ‫احمدي‌نژاد سال ‪ 78‬ب راي انتخابات مجلس ششم در فهرست‬ ‫جامعه روحانيت مب��ارز قرار گرفت و اين فهرس��تي بود كه‬ ‫آقاي هاشمی سرليس��ت آن بود‪ .‬اينكه آقاي احمدي‌نژاد آن‬ ‫زمان در ستاد انتخاباتي حاج‌آقا بود يا خير يادم نيست‪ ،‬ولي‬ ‫باالخره چون در ليست جامعه روحانيت بود فعالي ت‌هايي را‬ ‫انجام م ي‌داد‪.‬‬ ‫آقاي هاشمی! هم در آن برهه و هم در دوره كنوني‬ ‫م وجود‬ ‫برخي كه در ميانشان هنوز اصالح‌طلبان ه ‌‬ ‫دارن�د‪ ،‬معتقدند كه پدر ش�ما نقد‌پذير نيس�ت‪.‬‬ ‫مثال همين آقاي عباس عبدي ك�ه از چهره‌هاي‬ ‫شناخته‌ش�ده اصالح‌طلب اس�ت خيل�ي بر اين‬ ‫موضوع اصرار دارد‪ ،‬حتي هن�وز م ي‌گويد كه پدر‬ ‫ش�ما عامل به زندان رفتن او ب ه‌عنوان يك منتقد‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫قبل از اينك�ه از موض�وع رواب�ط اصالح‌طلبان و‬ ‫آقاي هاشمی خارج شويم‪ ،‬م ي‌خواهم يك سوال‬ ‫ديگر هم بپرسم‪ .‬س�والم باز م ي‌گردد به ماجراي‬ ‫حمايت اصالح‌طلبان از آقاي هاشمی در انتخابات‬ ‫س�ال ‪ .84‬آن زم�ان خاطرم هس�ت حت�ي آقاي‬ ‫عمادالدين باقي كه از منتقدان سرسخت او بود‬ ‫نيز در حمايت از ايشان سخنراني كرد‪ .‬ديگراني‬ ‫از جنس او نيز همين رفتار را داشتند‪ .‬آن حمايت با‬ ‫نكات‬ ‫من جلوي برخي ايده‌هاي آقاي احمدي‌نژاد مثل منو ريل ايستادم اما‬ ‫هيچ‌گاه به فكر تعويض من نيفتاد‬ ‫روابط من با احمدي‌نژاد از زماني كه پدرم براي انتخابات ثبت نام كرد تيره شد‬ ‫هم احمدي‌نژاد هم سعيدلو و هم قاليباف با استعفاي من مخالفت كردند‬ ‫فائزه ما به خاطر نقد احمدي‌نژاد در زندان نيست‪ .‬مي‌گويند از‬ ‫خط قرمز رد شده است‬ ‫خانواده ما به اندازه آقاي هاشمي براي حضور ايشان در انتخابات احساس‬ ‫تكليف نمي‌كنند‬ ‫به من مي‌گويند كه موضع‌گيري‌هايت از روي اعتدال نيست‪ ،‬بلكه به خاطر‬ ‫ترسو بودنت است‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫انصافا هم در كمك به مترو وارد عمل شد‪ ،‬ولي درگيري‌ها با‬ ‫دولت زياد بود‪ .‬همان ابتداي دولت نهم‪ ،‬طيف آقاي احمدي‌نژاد‬ ‫خواستند مترو را از ش��هرداري جدا كنند و به دولت برگردانند‪،‬‬ ‫اما وقتي ديدند اين كار قانونا امكان‌پذير نيست‪ ،‬شركتي در‬ ‫وزارت كشور به اسم قطار شهري درس��ت كردند‪ .‬بعد شروع‬ ‫به مخالفت با مترو كردند‪ .‬اقدام ديگر آنها تعريف چهار خط‬ ‫منوريل ب راي شهر ته ران بود‪ .‬آن موقع خيلي بداخالقي شد‪.‬‬ ‫از طرفي فضاي تحريم پررنگ و ه��ر روز ارتباطات با بيرون‬ ‫كم‌رنگ‌تر ش��د تا آنكه از ظرفيت فاينان س‌ه��ا هم محروم‬ ‫شديم‪ ،‬اما خوشبختانه درآمد نفتي دولت به شدت باال رفت‪،‬‬ ‫به‌طوري كه م ي‌توانس��ت راحت به مترو كمك كند‪ ،‬ولي از‬ ‫اين كار دريغ كرد‪ .‬ارتباط با دولت خوب نبود‪ .‬ش��هرداري هم‬ ‫از ابتدا با دولت درگير شد‪ ،‬ولي آقاي قاليباف انصافا ب راساس‬ ‫ب رنامه‌ريزي تالش م ي‌كرد تا مترو به جاي خوبي برسد‪ .‬البته‬ ‫ما ب راي اينكه از دولت پول بگيريم تالش كرديم فش��ارهاي‬ ‫قانوني به دولت بياوريم‪ .‬من به مسائل مربوط به مجلس و‬ ‫اليحه و طرح مسلط بودم‪ .‬نمايندگان مجلس را ب رای بازديد‬ ‫م ي‌آورديم‪ .‬ايستگاه بهارستان راه افتاد‪ .‬نمايندگان خيلي از مترو‬ ‫اس��تفاده م ي‌كردند و همه عالقه‌مند بودند تا به مترو كمك‬ ‫كنند‪ .‬روابط قاليباف با مجلس مثبت بود‪ ،‬بناب راين ب ‌هراحتي‬ ‫م ي‌توانستيم در مجلس مصوبات منطقي داشته باشيم زي را‬ ‫خواسته ما نه سياسي بلكه منطقي و قانوني بود‪ .‬چند اليحه‬ ‫و طرح به مجلس برده ش��ده كه نمايندگان كمك به مترو را‬ ‫دائم در آنها لحاظ م ي‌كردند‪ ،‬مث�لا دولت در اليحه مديريت‬ ‫لو‌نقل عمومي ب راي مترو ته ران ‪10‬‬ ‫مصرف س��وخت و حم ‌‬ ‫درصد گذاشته بود‪ ،‬ولي نمايندگان آن را به س ي‌درصد افزايش‬ ‫لو‌نق��ل عمومي‪ ،‬نمايندگان‬ ‫دادند يا در طرح حمايت از حم ‌‬ ‫لو‌نقل عمومي شهري را چهارهزار ميليارد‬ ‫سهم متروها و حم ‌‬ ‫تومان كردند‪ ،‬اما دولت اجرا نكرد‪ .‬وقتي اين قوانين عملياتي‬ ‫نشد‪ ،‬درگيري پي دا كرديم‪ .‬فاينان س‌ها هم كه قابل انجام نبود‪،‬‬ ‫بناب راين مترو دچار بحران ش��د ولي آقاي قاليباف در بودجه‬ ‫شهرداري كمك خوبي كرد و در موضوع مجتمع ايستگاهي‬ ‫بودجه نقدي و غي ر‌نقدي مترو را باال برد و ش��وراي شهر هم‬ ‫رأي خوبي داد‪ ،‬همي ن‌طور درخصوص بودجه‌هاي غي ر‌نقدي‬ ‫شهرداري از روش مجتمع ايستگاهي توانستيم استفاده كنيم‬ ‫كه همين هم يك حجم زيادي نقدينگي ايجاد كرد و خالصه‬ ‫روي ب رنامه‌هايي كه به آقاي قاليباف ق��ول داده بوديم كار را‬ ‫جلو م ي‌برديم و اين در حالي بود ك��ه حمايت دولت هر روز‬ ‫كمتر م ي‌شد‪ ،‬به عالوه اینکه بحث ايجاد موانع هم بود؛ البته‬ ‫مجلس اينجا به كمك ما آمد؛ يك سري بودجه‌هاي قانوني‬ ‫در بودجه ب راي متروهاي كالنشهرها مثل كرج‪ ،‬مشهد‪ ،‬تبريز‪،‬‬ ‫اصفهان‪ ،‬شي راز و اهواز گذاشت و راي مترو در مجلس باال رفته‬ ‫و به ‪ 70‬تا ‪ 80‬نماينده رسيده بود و به كمك ديگران موضوعات‬ ‫مدنظر قطارشهري‌ها و شهرداري‌ها رأي آورد و توانستيم چند‬ ‫بودجه قانوني حدود ‪ 300 ،200‬ميليارد تومان از مجلس بگيريم‬ ‫كه دولت تا ‪ 70‬درصدش را مجبور شد بدهد‪ ،‬اما درباره فاينانس‬ ‫آن كمكي ك��ه دولت‌هاي آقايان خاتمي‌و هاش��می كردند‬ ‫را انجام نداد‪ ،‬حتي وام‌هاي بانك��ي را هم قطع كرد‪ ،‬بناب راين‬ ‫تنش بين ش��هرداري و دولت افزايش پيدا ك��رد تا جايي كه‬ ‫ب راي اجراي ب رنامه‌هايمان با كمك آقاي قاليباف و نمايندگان‬ ‫كالنشهرها‪ ،‬طرحي را ب راي اس��تفاده از تسهيالت صندوق‬ ‫ذخيره ارزي به مبلغ دو ميليارد دالر ‪-‬كه يك ميليارد آن ب راي‬ ‫متروي ته ران بود‪ -‬به مجلس برديم و تصويب شد‪ ،‬اما دولت‬ ‫مثل بقيه قانون‌ها كه عالقه‌مند به اجرا نبود‪ ،‬آن را عملياتي‬ ‫نكرد و اين ب راي آقاي قاليباف خيلي مهم بود كه انجام شود‪.‬‬ ‫از آن به بعد كم‌كم بحث اين‌طور شد كه اگر من نباشم روابط‬ ‫دولت با شهرداري بهتر م ي‌ش��ود‪ .‬بر همين اساس به آقاي‬ ‫قاليباف گفتم‪« :‬اصراري به مديرعاملي ندارم‪ .‬اگر م ي‌خواهيد‬ ‫از تخصص من استفاده ش��ود‪ ،‬من يك رده عقب‌تر در مقام‬ ‫يك عض��و هيات‌مديره به مترو كمك م ي‌كن��م‪ ».‬بناب راين‬ ‫سال ‪ 89‬بعد از شش سال كار با آقاي قاليباف از مديرعاملي‬ ‫شركت مترو استعفا دادم تا سال ‪ 90‬هم عضو هيات‌مديره بودم‪.‬‬ ‫متاسفانه عدم هماهنگي در نوع مديريت‌ها پيش م ي‌آمد و‬ ‫صالح بود كه مديرعامل فعلي بتواند راحت‌تر كارش را انجام‬ ‫دهد‪ ،‬چون نگاه كارشناسي در موضوع مترو داشتم و وقتي در‬ ‫جلسات طرح و بحث م ي‌ش��د و من نظر م ي‌دادم اگر با نظر‬ ‫مديرعامل كمي‌منطبق نبود‪ ،‬مشكل مديريتي پيش م ي‌آورد‬ ‫برئيس و عضو هيات‌مديره شركت بهره‌برداري‬ ‫ولي هنوز ناي ‌‬ ‫مترو و مشاور توسعه پايدار آقاي قاليباف هستم و در قياس با‬ ‫گذشته در حد پنج درصد از لحاظ انتقال تجربه به مترو كمك‬ ‫م ي‌كنم‪ .‬اگر بخواهم جمع‌بندي كنم همه شهردارها خوب‬ ‫بودند‪ .‬فقط در يك دوره ‪ 20‬روزه كار با آقاي احمدي‌نژاد خوب‬ ‫نبود‪ ،‬ولي آقاي احمدي‌نژاد در دولت يك چيز ديگري اس��ت‬ ‫و سياس��ت‌هايي كه دنبال م ي‌كند بيشتر مردم پسند است‪.‬‬ ‫البته به نظرم بیشتر ب رای كس��ب رأي است نه حل مشكل‬ ‫كشور‪ .‬دولت ب راساس چشم‌انداز روي پروژه‌ها كار نم ي‌كند و‬ ‫حتي فكر نم ي‌كنم منوريل قم هم كه هم‌اكنون با شدت و در‬ ‫اولويت روي آن كار م ي‌كنند به‌زودي به نتيجه برسد‪.‬‬ ‫و نه راست‪ .‬درواقع خودشان شاخص بودند‪ .‬اين‌گونه نبود كه‬ ‫به اين طرف يا آن طرف متمايل شود‪ ،‬بلكه افراد و گروه‌هاي‬ ‫سياسي هستند كه به ايشان نزديك يا از ايشان دور م ي‌شوند‪.‬‬ ‫هميشه س��عي بر اين داش��ته‌اندكه فراجناحي بوده و‬ ‫به‌عنوان وزنه تعادل در جامعه عمل كنند‪ ،‬بناب راين در مجلس‬ ‫ششم اصالح‌طلبان برداشت‌ش��ان اين بودكه حضور ايشان‬ ‫به‌عنوان وزنه تعادل ب رنامه‌هايشان را به هم م ي‌ريزد‪ .‬بناب راين‬ ‫با حضور او در مجلس مخالفت كردند‪ .‬االن هم اصولگراهاي‬ ‫تن��درو و افراطي حض��ور او را ب راي خود مثب��ت نم ي‌بينند‪.‬‬ ‫بناب راين تا ايشان صحبت فراجناحي م ي‌كند‪ ،‬نگران م ي‌شوند‬ ‫و شروع به تخريب ايشان م ي‌كنند‪.‬‬ ‫‪77‬‬
‫انتقادها و اعتراض‌هاي تند به پدرتان در سال‌هاي‬ ‫قبل از آن تناقض زيادي داشت‪ .‬آيا اتفاق يا رايزني‬ ‫خاصي ميان ايشان و اصالح‌طلبان رخ داده بود؟‬ ‫‪ l‬در جواب به اين س��وال ش��ما بايد بگويم وقتي‬ ‫انتخابات به دور دوم رفت‪ ،‬ديگر حمايت آنها از ايشان لوث بود‪،‬‬ ‫چون ظرف يك هفته فرصتي ب راي تبليغات نبود‪ .‬شش ماه‬ ‫تخريب كردند و حاال اگر م ی‌خواستند برگردند و حرف ديگري‬ ‫بزنند‪ ،‬قابل پذيرش ب راي عموم جامعه نبود‪ .‬حتي آن موقع‬ ‫برخي اصالح‌طلبان م ي‌گفتند انتخاب بين بد و بدتر است و‬ ‫محكم حمايت نكردند‪ .‬دشمنان خارجي از جمله ب ي‌ب ي‌سي و‬ ‫راديو آمريكا نيز تخريب کرده و عالقه‌مند به رياست‌جمهوري‬ ‫ايش��ان نبودند‪ ،‬آنها نيز از اين نوع الفاظ استفاده م ي‌كردند‪.‬‬ ‫درواقع ماجرا اين بود‪.‬‬ ‫آق�اي هاش�می! پدرت�ان م ي‌گوين�د كاندي�داي‬ ‫انتخابات ‪ 92‬نیس�تند اما برخي شخصي ت‌هاي‬ ‫سياسي خبر از تغيير تصميم ايشان م ي‌دهند و‬ ‫از تحركاتي انتخاباتي خبر م ي‌دهند كه حكايت‬ ‫از نامزدي پدرتان دارد‪ .‬س�والم اين اس�ت كه آيا‬ ‫ممكن است چنين اتفاقي رخ دهد؟‬ ‫سياست‬ ‫‪ l‬ايشان در سال ‪ 84‬و سال ‪ 78‬فقط ب راي تعادل به‬ ‫صحنه آمد و اين كار ب راي مقام‌پرستي نبود‪ .‬اشخاص زيادي‬ ‫آمدند و گفتند «وظيفه شماس��ت كه نامزد شوي‪ ،‬حاال چه‬ ‫رأي بياوري و چه نياوري»‪ .‬يك سياس��تمدار آگاه و دلس��وز‬ ‫ب راي نظام وقتي م ي‌بيند م ي‌تواند مش��كلي را حل كند‪ ،‬از‬ ‫خودش مايه م ي‌گذارد و ايشان هم مايه گذاشتند‪ .‬اگر به نظر‬ ‫خودشان باشد هيچ‌‌وقت نم ي‌خواهند وارد صحنه شوند‪ .‬يك‬ ‫فرد سياستمدار در اين سطح كه همه مدارج سياسي را طي‬ ‫كرده‪ ،‬با س��ني هم كه دارند فقط زماني پا به عرصه امتحان‬ ‫انتخابات م ي‌گذارد كه احس��اس وظيفه كند و اين احساس‬ ‫وظيفه اصوال از طريق جامعه و نخبگان به ايش��ان منتقل‬ ‫م ي‌شود‪ .‬به هر تقدير تا انتخابات خيلي زمان مانده و بايد ديد‬ ‫فضا چگونه رقم م ي‌خورد‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫در اي�ن مي�ان اخباري هم مطرح ش�ده ك�ه گويا‬ ‫خانواده با كانديداتوري آقاي هاش�می مخالفند؛‬ ‫علت اين مخالفت‌ها چيست؟‬ ‫‪ l‬خانواده آن احس��اس تكليفي كه ايشان م ي‌كند‬ ‫را ندارن��د‪ .‬بناب راين اگر نظ��ر ما را درباره حض��ور در صحنه‬ ‫انتخابات بپرسند‪ ،‬مخالفت م ي‌كنيم‪ .‬چه دليلي دارد ايشان‬ ‫بيايند خودش��ان را در ب رابر تخريب قرار دهند؟ ب راي حفظ‬ ‫نظام‪ ،‬زحمت بكشند‪ ،‬اما نتيجه‌اش تخريب ايشان و خانواده‬ ‫باشد؟ بعضي وقت‌ها که به ايشان نم ي‌توانند تعرضي كنند‬ ‫و از يك حدي نم ي‌توانن��د پيش بروند‪ ،‬اق��دام به تخريب‬ ‫خانواده م ي‌كنند و این اثرات بدي دارد‪ .‬در واقع حفظ حرمت‬ ‫نم ي‌كنند‪ .‬هر نوع توهيني م ي‌خواهند م ي‌كنند‪ .‬متاسفانه‬ ‫با اس��تفاده از برخي اهرم‌ها اطالعات محرمانه خانواده را به‬ ‫سايت‌ها م ي‌دهند و هر كاری که م ي‌خواهند انجام م ي‌دهند‪.‬‬ ‫هيچ‌كس هم به آنها معترض نم ي‌ش��ود‪ .‬چ��ه دليلی دارد‬ ‫خان��واده در معرض اين‌ج��ور تهمت‌ه��اي ناجوانمردانه و‬ ‫سياس ي‌كاري قرار گيرد؟ بعد هم تنها توهين و تخريب ب راي‬ ‫خانواده بماند؟ اگر روزي خودشان را در معرض انتخاب قرار‬ ‫دهند‪ ،‬اين كار بيشتر به دليل مشي ايثارگري‌شان است نه‬ ‫مشي قدرت‌طلبي‪ .‬عده‌اي اين‌قدر فشار م ي‌آورند و تحليل‬ ‫م ي‌كنند كه نتيجه اين م ي‌ش��وند كه ايش��ان را مجبور به‬ ‫آمدن م ي‌كنند و فكر م ی‌کنند اگر نيايند به وظيفه ديني و‬ ‫ملي عمل نكرده‌اند‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪78‬‬ ‫از همان ابتدا كه مباح�ث انتخابات يازدهم جدي‬ ‫ش�د‪ ،‬پدر ش�ما ايده‌اي را با عنوان دولت وحدت‬ ‫مطرح كردند؛ آيا هنوز هم ايشان بر اين طرح اصرار‬ ‫دارند؟ اين طرح به هر حال يك مجري م ي‌خواهد‪.‬‬ ‫برخ�ي م ي‌گويند خ�ود آقاي هاش�می بن�ا دارند‬ ‫كانديدا ش�وند و اين ايده را اجرا كنند و برخي هم‬ ‫نام افرادي را به‌‌عنوان مصاديق مورد نظر ايش�ان‬ ‫ب راي كانديداتوري مطرح م ي‌كنند؛ سوال اين است‬ ‫كه كداميك از اين دو گزينه مدنظر پدرتان است؟‬ ‫‪ l‬هنوز معلوم نيست چه كس��اني نامزد م ی‌شوند‪.‬‬ ‫تا‌اكنون قرار نيس��ت ايش��ان بيايند‪ .‬بعد از تاييد صالحيت‬ ‫نامزدها در خرداد م ي‌توان گفت نظر ايش��ان روي كدام نامزد‬ ‫است‪.‬‬ ‫سوالم را به گونه اي ديگر م ي‌پرسم‪ ،‬آقاي هاشمی‬ ‫م ي‌گويد احتمال دارد در انتخابات مشخصا از يك‬ ‫كانديدا حمايت كنند؛ آيا شرط حمايت از كانديدا‬ ‫مجري طرح وحدت ملي بودن است؟‬ ‫‪ l‬نم ي‌دانم‪ ،‬بايد ديد شرايط چه م ي‌شود‪ .‬تحوالت‬ ‫س��ريع اس��ت‪ .‬بعضي م ي‌گويند دولت در انتخابات دخالت‬ ‫م ي‌كن��د‪ ،‬بعض��ي م ي‌گوين��د نم ي‌گذارن��د دخال��ت كند‪.‬‬ ‫برخ��ي معتقدند دولت فعل��ي قدرت را ره��ا نم ي‌كند و نوع‬ ‫موضع‌گيري‌هاي رئي س‌جمهور نش��ان م ي‌دهد كه به طور‬ ‫فعال ميدان م ي‌آي��د‪ .‬بناب راين در اين تحوالت س��ريع بايد‬ ‫ديد كه واقعا چه نيروهايي م ي‌آيند و تاييد م ي‌شوند‪ .‬بحث‬ ‫مهندسي انتخابات هم كه از دهان آقاي احمدي‌نژاد نم ي‌افتد‪،‬‬ ‫پس بايد صبر كرد و ديد فضا چگونه م ي‌ش��ود‪ .‬آيا قدرت و‬ ‫تصميمات دولتي در انتخابات استفاده م ي‌شود يا خير؟! روز‬ ‫‪22‬بهمن شاهد بوديم كه از‌تريبون عمومي چنين استفاده‌اي‬ ‫شد‪ .‬بايد ديد شوراي نگهبان آيا قصد دارد جلوي اين كارها‬ ‫را بگيرد؟ تلويزيون چه نقش��ي ايفا م ي‌كن��د؟ در كل خيلي‬ ‫ناپخته است كه بگويم آقايان روحاني و واليتي در انتخابات‬ ‫چه ش��رايطي پيدا م ي‌كنند‪ ،‬چون اينها همه فضاس��ازي و‬ ‫جوسازي رسانه‌هاست‪.‬‬ ‫خب�ري در محاف�ل سياس�ي و رس�انه‌اي نق�ل‬ ‫م ي‌شود مبني‌‌بر اينكه آقاي هاش�می با يكي از‬ ‫مس�ئوالن عال ي‌رتبه درباره نامزده�اي انتخابات‬ ‫رياس�ت‌جمهوري يازدهم رايزني كرده‌اند و حتي‬ ‫درباره تاييد صالحي ت‌ها هم نظري داشته‌اند؛ آيا‬ ‫شما اين خبر را تاييد م ي‌كنيد؟‬ ‫‪ l‬به نظر من اين جوسازي برخي رسانه‌هاست‪ .‬حتما‬ ‫آقايان درباره مصاديق‪ ،‬صحب ت‌هايي با هم م ي‌كنند‪ ،‬اما اينكه‬ ‫صحب ت‌هاي آنها بيرون آمده باشد‪ ،‬اين طور نيست‪ .‬معموال‬ ‫صحب ت‌هاي رهبري و آقاي هاشمی محرمانه است‪ .‬اگر قرار‬ ‫است چيزي گفته ش��ود بايد خودش��ان يا دفتر رهب رانقالب‬ ‫بگويند‪ .‬ما نم ي‌توانيم مس��ئوليت اين‌گون��ه حرف‌ها را به‬ ‫عهده بگيريم‪.‬‬ ‫آقاي هاش�می! اگر موافق باشيد م ي‌خواهم چند‬ ‫سوال شخص ي‌تر هم بپرسم؛ آيا در خانواده بحث‬ ‫سياسي م ي‌كنيد؟‬ ‫‪ l‬طبيعي اس��ت‪ .‬ما ت��ا حدي در فض��اي مجازي‪،‬‬ ‫مطبوع��ات و صد‌او‌س��يما مطرح هس��تيم‪ .‬بعضي وقت‌ها‬ ‫با‌ب ي‌انصافي مباحثي عليه ما در فضاي مجازي طرح م ي‌شود‪،‬‬ ‫از طرف دوستان داخلي يك‌جور و از طرف دشمنان خارجي‬ ‫يك‌جور ديگر‪ .‬پس طبيعي است كه هميشه موضوعي ب راي‬ ‫بحث داشته باشيم و سن ما هم طوري است كه همه به مرز‬ ‫‪ 45‬و ‪ 50‬رس��يديم و در شرايطي هس��تيم كه وقتي دور هم‬ ‫م ي‌نش��ينيم خاله‌زنكي گپ نم ي‌زنيم‪ ،‬بلكه بحث‌ها جدي‬ ‫است‪ .‬درباره نحوه پاس��خگويي هم صحبت م ي‌كنيم‪ .‬يك‬ ‫رسمي در خانواده هاشمی است كه مادر هميشه جمع ه‌ها همه‬ ‫فرزندان و نوه‌ها و نتيجه‌ها را نهار دعوت م ي‌كنند و همه ظهر‬ ‫جمعه خدمت پدر و مادر م ي‌رويم ‪ -‬البته امكان دارد بعضي‬ ‫وقت‌ها ما در مسافرت باشيم ‪ -‬ولي اگر پدر باشند‪ ،‬باز دور هم‬ ‫جمع م ي‌شويم‪ .‬تعدادمان هم زياد است؛ پنج فرزند هستيم و‬ ‫همه ازدواج كرده که همه فرزند داريم‪ .‬تعدادمان با عروس‌ها‬ ‫و نوه‌ها چيزي حدود سي نفر م ي‌ش��ود‪ .‬وقتي آنجا هستيم‬ ‫هميش��ه بحث پيش م ي‌آيد‪ .‬مثال مهدي آمده و او را زندان‬ ‫بردند يا فائزه در زندان است‪ .‬اتفاق ويژه‌اي م ي‌افتد و موضوعي‬ ‫را پيگيري م ي‌كنيم‪ .‬بناب راين هميشه بحث سياسي مطرح‬ ‫م ي‌شود و نظ رات مختلف داده م ي‌شود‪.‬‬ ‫در مي�ان فرزن�دان حاج‌آقا‪ ،‬كدام‌ي�ك معتدل‌‌تر‬ ‫موضع‌گيري م ي‌كند؟‬ ‫‪ l‬بين بچه‌ها من معتدل‌تر از بقيه به نظر م ي‌آيم‪،‬‬ ‫حتي بعضي وقت‌ها متهم به‌ترس��وبودن هم م ي‌ش��وم و‬ ‫س��ايرين م ي‌گويند‪« :‬اين نوع موضع‌گي��ري از روي اعتدال‬ ‫فكري تو نيس��ت‪ ،‬بلكه به دليل‌ترسوبودنت است (خنده)‪».‬‬ ‫من باالخره به دليل س��نم و كار اجرايي كه كردم‪ ،‬نسبت به‬ ‫بقيه فرزندان پخته‌تر هستم و بعضي وقت‌ها آنها را به اعتدال‬ ‫بيشتر‪ ،‬تغيير روش‌ها و بحث‌ها دعوت م ي‌كنم‪.‬‬ ‫خود آقاي هاش�می هم وارد بحث‌هاي سياس�ي‬ ‫خانواده م ي‌شوند؟‬ ‫‪ l‬معموال آقاي هاش��می در اين بحث‌ها ورود پيدا‬ ‫نم ي‌كنند؛ البته گاهي تذكراتي م ي‌دهند‪ .‬اينكه اگر بخواهند‬ ‫حرفي را بزنند خصوص ي‌تر م ي‌گويند‪ ،‬مثال م ي‌گويند آن روز‬ ‫داشتي اين صحبت را مطرح م ي‌كردي‪ ،‬اما موضوع اين جوري‬ ‫نيس��ت‪ ،‬مخصوصا اگر ببينند تحليل ب راساس خبر غلطي‬ ‫بيان شده اس��ت يا موضوعي مطرح م ي‌شود كه اصل خبر‬ ‫آن مشكل دارد يا از يك خبر درست تحليل اشتباهي بيان‬ ‫شود‪ ،‬تذكراتي م ي‌دهند‪ .‬به نظرم ايشان در نظ رات فرزندان به‬ ‫صورت معتدل دخالت م ي‌كنند‪.‬‬ ‫پدر شما از رجالي است كه خاطره‌نويسي كرده و‬ ‫البته آن را چاپ هم م ي‌كند‪ .‬گاهي هم پيش آمده‬ ‫كه حاشي ه‌هايي پي رامون اين خاط رات منتشرشده‬ ‫پديد م ي‌آيد‪ .‬م ي‌خواهم بپرس�م خاطرات ايشان‬ ‫چه زماني نهايي م ي‌شود و چقدر از اين خاطرات‬ ‫سانسور م ي‌شود؟‬ ‫‪ l‬ايشان كار ارزنده‌اي كردند كه فكر نم ي‌كنم كسي‬ ‫از ميان سياسيون قديم و جديد به اين شدت و حدت ب راي‬ ‫اين مس��اله وقت گذاشته باش��د و اين‌گونه خاط رات روزانه‬ ‫نوشته باشند‪ .‬ايشان از سال ‪ 60‬هر ش��ب خاط راتشان را در‬ ‫يك تقويم م ي‌نوش��تند‪ .‬من به‌عنوان پسر ارشد ديدم منبع‬ ‫خيلي قوي است و بهتر اس��ت با حضور ايشان‪ ،‬كار انتشار‬ ‫آنها را انجام دهيم ت��ا آنكه بعدها عده‌اي اينه��ا را بردارند‪،‬‬ ‫ببرند و معلوم نيس��ت چگونه چاپ شوند‪ .‬بر همين اساس‬ ‫از ايش��ان اجازه گرفتم و از انتهاي دوره رياست‌جمهوري به‬ ‫تدريج ش��روع به انتش��ار خاط رات كرديم‪ .‬دفتر نشر را سال‬ ‫‪ 69‬تاس��يس كردم و روي خاط��رات پدر كار ك��ردم‪ .‬اولين‬ ‫كتاب بعد از رياس��ت‌جمهوري ايش��ان در س��ال ‪ 76‬چاپ‬ ‫ش��د كه كتاب «دوران مبارزه» بود‪ .‬بعد به‌ترتيب «انقالب‬ ‫پيروزي» خاط رات مربوط به س��ال‌هاي ‪ 57‬و ‪« ،58‬انقالب‬ ‫در بحران» خاط رات سال ‪« ،59‬عبور بحران» خاط رات سال‬ ‫‪« ،60‬پس از بحران» خاط رات سال ‪« ،61‬آرامش و چالش»‬ ‫و‪ ...‬به چاپ رسيد‪ .‬هم‌اكنون مشغول آماده‌سازي سال ‪1369‬‬ ‫هستيم كه در نمايش��گاه كتاب ارديبهش��ت ماه رونمایي‬ ‫م ي‌ش��ود‪ .‬نام كتاب فعال اعتدال‪ ،‬توس��عه و پيروزي است‪.‬‬ ‫برنامه اين است كه با بيست س��ال تاخير خاط رات را چاپ‬ ‫كنيم‪ ،‬چراكه هرچه زودت��ر بخواهيم اين كار را انجام دهيم‬ ‫سانسور آن زياد‌تر م ي‌شود‪ ،‬ولي به فاصله بيست سال تقريبا‬ ‫سانسور به حداقل م ي‌رسد‪ .‬معموال در سانسورها فقط خط‬ ‫قرمز نظام‪ ،‬مس��ائل مربوط به رهبري و موضوعات امنيتي‬ ‫را لحاظ م ي‌كنيم و م ي‌كوش��يم تا تغيي رات��ي در خاط رات‬ ‫اعمال نش��ود‪ .‬دس��ت هم كه م ي‌بريم با كروش��ه عالمت‬ ‫م ي‌گذاريم تا معلوم ش��ود اينها اضافه شده ماست‪ .‬پاورقي‬ ‫زيادي به آن م ي‌زنيم و خاط��رات را توضيح م ي‌دهيم‪ .‬اگر‬ ‫بخواهيم فقط هم��ان خاط رات را چ��اپ كنيم ‪300‬صفحه‬ ‫م ي‌ش��ود‪ ،‬ولي ‪ 800‬صفحه چاپ م ي‌كني��م و توضيحاتی‬ ‫ب راي روشن‌ش��دن خاط رات و تاريخ معاص��ر م ي‌آوريم‪ .‬به‬ ‫نظرم مجموعه خاطرات مرجع خوبي ب��راي تاريخ معاصر‬ ‫كشور است‪g .‬‬
‫با توجه به مذاکرات اخیر قزاقستان به نظر شما‬ ‫چه نرم ش‌هایی از س�وی غرب و چ�ه ابتکاراتی‬ ‫از س�وی ایران برای به نتیجه رس�یدن مذاکرات‬ ‫صورت گرفته اس�ت؛ به صورت کلی تحلی ل‌شما‬ ‫از مذاکرات قزاقستان چیست؟‬ ‫‪ l‬به نظر من باید در مورد این مذاکرات دقی ق‌تر بود‬ ‫البته شاید اکنون زمان مناسبی ب رای اظهارنظر قطعی نباشد‪.‬‬ ‫چرا که نرمش چندانی از سوی غرب در این موضوع مشاهده‬ ‫نم ی‌شود و بحث ارتباط میان غن ی‌سازی بیست درصد و لغو‬ ‫یکی‪ ،‬دو مورد تحریم تصویب شده چند ماه گذشته‪ ،‬نرمش‬ ‫چندانی محسوب نم ی‌ش��ود‪ .‬ضمن اینکه نتایج همین حد‬ ‫خوشبینی هم تا اواخر فروردین روشن‌تر م ی‌شود‪.‬‬ ‫به نظر جنابعالی چش�م‌انداز مذاکرات هسته‌ای‬ ‫در دو س�طح کارشناسی و سیاس�ی در سال ‪٩٢‬‬ ‫چگونه است و فکر م ی‌کنید ایران و غرب بتوانند‬ ‫به تفاهماتی در این مورد دست یابند؟‬ ‫‪ l‬مذاکرات در هر س��طحی باید قبل از رسیدن به‬ ‫نقطه فشار سامان یابد‪ .‬چرا که در زمان انباشت فشار‪ ،‬چندان‬ ‫نم ی‌توان به نتایج گفت‌وگو خوش��بین ب��ود‪ .‬باید انتخابات‬ ‫ریاست‌جمهوری را با موفقیت پشت س��ر بگذاریم و آنگاه با‬ ‫توجه به خط مش ی‌های دولت جدید و افرادی که مسئولی ت‌ها‬ ‫را بر دوش م ی‌گیرند و سیاس��ت‌های مطرح شده به ارزیابی‬ ‫وضعیت پرداخت؛ خوشبینی خوب اس��ت‪ ،‬به شرط آنکه بر‬ ‫واقعیات استوار باشد‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫با توج�ه ب�ه روی کار آم�دن کابین�ه دوم اوباما و‬ ‫پیشنهاد مذاکره مستقیم با ایران و از سوی دیگر‬ ‫تاکید رهبری بر حس�ن نی�ت آمری�کا ب ه‌عنوان‬ ‫پي ش‌شرط مذاکره به نظر شما چه چش م‌اندازی‬ ‫برای مذاکره با آمریکا پیش روس�ت و آیا در سال‬ ‫‪ ٩٢‬امکان این مذاکره وجود دارد؟‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫‪ l‬در اینکه باید آمریکا حسن نیت داشته باشد تردیدی‬ ‫نیست‪ .‬اما بحث مهم در رابطه با مذاکره با آمریکا این سوال‬ ‫اس��ت که آیا باید ابتدا منتظر حس��ن نیت ماند و پس از آن‬ ‫وارد مذاکره شد یا آنکه حس��ن نیت در خالل مذاکره حاصل‬ ‫م ی‌شود‪.‬‬ ‫نگاه اول به نوعی مشروط کردن مذاکرات است و نگاه‬ ‫دوم سیاست‌ورزی در دیپلماسی‪ .‬بسته به اینکه از کدام منظر‬ ‫نگاه شود م ی‌توان چشم‌انداز خود را تعریف کرد‪ .‬به نظر من‬ ‫ب رای نگاه اول آمریکا احتماال مش��کل داش��ته و در نتیجه‬ ‫آمادگی ندارد و ب رای نگاه دوم ما آماده نیستیم‪.‬‬ ‫با توجه به تجربیات شما در سیاست خارجی‪ ،‬آیا‬ ‫در نهایت مساله هسته‌ای ایران منجر به مذاکره‬ ‫مستقیم میان ایران و آمریکا خواهد شد؟‬ ‫براي نامزدي در انتخابات‬ ‫به شدت تحت فشارم‬ ‫حسن روحاني در گفت‌وگو با مثلث پيش‌بيني كردكه انتخابات آينده دو قطبي مي‌شود‬ ‫باتوجهبهدرپیشبودنانتخاباتریاست‌جمهوری‪،‬‬ ‫تحلیلتان از صحنه سیاس�ت ایران چگونه است‬ ‫و به نظر ش�ما آرایش نیروهای سیاس�ی در این‬ ‫انتخابات چگونه خواهد بود؟‬ ‫‪ l‬صحنه سیاس��ت در ای ران چند س��الی است که‬ ‫وثاقت قبلی خود را از دس��ت داده و به قواع��د بازی توجه‬ ‫نم ی‌ش��ود‪ .‬یکی از مهمترین عوامل این درهم ریختگی‪،‬‬ ‫نوع تعامل قوا در س��طح ملی اس��ت‪ .‬مثال آنچ��ه اخی را در‬ ‫مجلس اتفاق افت��اد در هیچ کجای دنیا س��ابقه ندارد‪ .‬چرا‬ ‫که یا این س��خنان درس��ت بوده که آن‌وقت خیل ی‌ها باید‬ ‫حداقل اس��تعفا داده و کنار م ی‌رفتند یا نادرس��ت است که‬ ‫در آن ص��ورت در طرف مقاب��ل باید عده‌ای کن��ار رفته یا‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫حس�ن روحانی از جمله افرادی اس�ت که چندی اس�ت گمانه‌زنی‌هايی پیرامون کاندیداتوری‌اش‬ ‫مطرح شده اس�ت‪ .‬او البته خود احتمال نامزدی‌اش را رد نمی‌کند و می‌گوید که برای حضور در انتخابات‬ ‫تحت فشار است‪ .‬با او در مورد پرونده هسته‌ای ایران‪ ،‬رابطه ایران و آمریکا و انتخابات ریاست‌جمهوری‬ ‫گفت‌وگویی مکتوب انجام دادیم‪.‬‬ ‫‪ l‬مذاکره با آمریکا در صورت حسن نیت این کشور‬ ‫م ی‌تواند کوتاه‌ترین راه ب رای فائق آمدن بر مشکالت موجود‬ ‫باش��د‪ .‬اما اینکه در نهایت مساله هس��ته‌ای ای ران منجر به‬ ‫مذاکره مس��تقیم میان ای��ران و آمریکا خواهد ش��د یا خیر؟‬ ‫بستگی به عوامل زیادی دارد که برخی از آنها در دست هر دو‬ ‫طرف است و برخی نیز در دستان اط راف دیگر‪.‬‬ ‫‪79‬‬
‫استیضاح م ی‌شدند‪ .‬اینکه در حوزه سیاست‪ ،‬آب از آب تکان‬ ‫نم ی‌خورد‪ ،‬نتیجه‌اش از دست دادن باور و اعتماد مردم است‪.‬‬ ‫این وضع روی آرایش نیروهای سیاسی هم تاثیر م ی‌گذارد؛‬ ‫لذا اکنون که در اواسط اسفندماه هستیم‪ ،‬نه وضع کاندیداها‬ ‫خیلی معلوم است و نه صحنه انتخابات آراسته شده و نه شور‬ ‫و شعف مردمی مشاهده م ی‌ش��ود‪ .‬شاید اولین بار است که‬ ‫شاهد این وضع هستیم‪.‬‬ ‫آیا جنابعالی تصمیم نهایی خ�ود را برای ورود به‬ ‫عرصه انتخابات اتخاذ کرده‌اید؛‌اگر اين‌طور است‬ ‫چه ش�رایطی را برای ورود به عرصه انتخابات در‬ ‫نظر گرفته‌اید و تا چه زمانی تصمیم خود را در این‬ ‫زمینه اعالم م ی‌کنید؟‬ ‫‪ l‬من ب رای حض��ور در انتخابات به ش��دت تحت‬ ‫فشار هستم‪ .‬بسیاری از علما و بزرگان و سیاسیون و مردم‬ ‫هرجا که م ی‌روم از من درخواست حضور دارند؛ به‌ویژه اینکه‬ ‫تجربیات من را بزرگترین نقطه ق��وت و ضروری‌ترین نیاز‬ ‫کشور ب رای مدیریت سال‌های آینده م ی‌دانند‪ .‬حتی برخی‬ ‫از ب��زرگان و صاحبنظ ران آن را ب رای م��ن تکلیف و وظیفه‬ ‫م ی‌دانند‪ .‬اما خودم هنوز نیاز به بررسی بیشتری دارم تا ببینم‬ ‫در صورت حضور باید چه اقداماتی انجام دهم و تیم خودم‬ ‫را چگونه سامان دهم‪ .‬لذا پس از سبک و سنگین کردن‌ها‪،‬‬ ‫نظر قطع ی‌ام را اعالم خواهم کرد ت��ا اگر مصمم به حضور‬ ‫ش��دم‪ ،‬با تمام قوا ب رای پیروزی و حل مشکالت مردم وارد‬ ‫صحنه شوم‪.‬‬ ‫انتظارندارم همه اصالح‌طلبان از من‬ ‫حمايت كنند‬ ‫گفت‌وگوي مثلث با محمد شریعتمداری‬ ‫مصمم اس�ت‪ .‬م ي‌گوي�د در انتخابات ش�ركت م ي‌كند مگ�ر آنك�ه چهره‌ه�اي كاريزماتيكي نظير‬ ‫هاشم ي‌رفسنجاني‪ ،‬خاتمي‪ ،‬س�يد حسن خميني و ناطق‌نوري كانديدا ش�وند‪ .‬محمد شريعتمداري كه‬ ‫روزگاري وزير بازرگاني دولت اصالحات بود‪ ،‬حاال خود را در قامت يك كانديداي رياست‌جمهوري در جامعه‬ ‫مطرح كرده و از «اعتدال» سخن م ي‌گويد‪ .‬او كه كانديداي مورد حمايت دولت را رقيب اصلي خود م ي‌داند‪،‬‬ ‫افراط و تفريط را رد م ي‌كند و تاكيد دارد كه هرگز هدفمندي يارانه‌ها را متوقف نخواهد كرد‬ ‫محمد شريعتمداري در‬ ‫گفت‌وگو با مثلث به بررسي‬ ‫آرايش جريان‌هاي سياسي‬ ‫در انتخابات ‪ 92‬پرداخته‬ ‫است‬ ‫سياست‬ ‫به نظر شما طرح دولت وحدت ملی که جنابعالی‬ ‫یکی از گزینه‌های آن هستيد‪ ،‬قابلیت اجرا شدن‬ ‫دارد؟ آيا برای اجرای این طرح ممکن اس�ت غیر‬ ‫از ش�ما حضور آقای هاش�می رفس�نجانی هم‬ ‫محتمل باشد؟‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫‪ l‬اجازه دهید از حوزه بار معنایی لغات خارج ش��ویم‬ ‫و خود را درگیر معانی سیاس��ی کلمات نکنیم‪ .‬کشور در این‬ ‫وضعیت آشفته‪ ،‬نیاز به همه دارد و در این نیاز‪ ،‬چپ و راست و‬ ‫اصالح طلب و اصولگرا نم ی‌شناسد‪ .‬امام(ره) فرمودند‪« :‬همه‬ ‫با هم»‪ .‬شما هر اسمی م ی‌خواهید بر این گرایش بگذارید‪.‬‬ ‫در برخی خبرها آمده ک�ه اصالح طلبان از نامزدی‬ ‫شما استقبال نکردند‪ .‬آیا شما با اصالح‌طلبان در‬ ‫این زمینه رایزنی کرده‌اید؟‬ ‫‪ l‬من چنی��ن چی��زی ندی��ده‌ام‪ .‬البت��ه ب ی‌خبر از‬ ‫خبرسازی‌ها هم نیستم‪ .‬این را هم م ی‌دانم که وقتی نگرانی‬ ‫از حضور یک کاندیدا جدی شود در ای ران برعکس همه جای‬ ‫دنیا به سوی تخریب م ی‌روند‪.‬‬ ‫اگر وارد صحنه انتخابات ش�وید‪ ،‬چه گفتمانی را‬ ‫برای خود انتخ�اب م ی‌کنید؛ کدام گ�روه و طبقه‬ ‫اجتماعی را مدنظر قرار م ی‌دهی�د و به کدام یک‬ ‫از گرایش‌ه�ای اصالح‌طلب یا اصولگ�را متمایل‬ ‫خواهید شد؟‬ ‫‪ l‬گفتمان و برنامه را بگذارید تا پس از آمدنم پاسخ‬ ‫دهم‪ .‬اما گروه و طبقه اجتماعی حوزه رأی من در طیف معتدل‬ ‫و مبارز و عاشق انقالب از اصولگرا و اصالح‌طلب خواهد بود‪.‬‬ ‫آی�ا ب�رای ورود ب�ه انتخابات ب�ا اعض�ای جامعه‬ ‫روحانیت مبارز و آیت‌اهلل مهدوی‌کنی هم مشورت‬ ‫كرده‌ايد؟‬ ‫‪ l‬من عضو موس��س و ش��ورای مرکزی روحانیت‬ ‫مبارز هستم لذا طبق اساس��نامه اعضای موسس همیشه‬ ‫عضو ش��ورای مرک��زی خواهند ب��ود‪ .‬طبیعی اس��ت که با‬ ‫آیت‌اهلل‌مهدوی‌کنی و بس��یاری از اعضای ش��ورای مرکزی‬ ‫مشورت و گفت‌وگو کرده‌ام‪.‬‬ ‫به نظر شما در نهایت انتخابات چندقطبی خواهد‬ ‫بود؟‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ l‬فعال انتخابات چند قطبی به نظر م ی‌رس��د ولی‬ ‫احتماال در هفته‌های آخر دو قطبی شود‪.‬‬ ‫‪80‬‬ ‫شما از معدود اف رادی هستید که رسما کاندیداتوری‬ ‫خود را اعالم کرده‌اید‪ .‬این در حالی اس�ت که هنوز‬ ‫اغلب جریانات سیاسی و چهره‌های مطرح در حال‬ ‫ارزیابیفضایسیاسیکشورهستند‪.‬‬ ‫‪ l‬با این «م ی‌آیم‪ ،‬نم ی‌آیم»‌ها‪ ،‬در حال گران‌‌فروش��ی‬ ‫هستند‪(.‬خنده)‬ ‫یعنیتصمیمشمادراینخصوصقطعیاست؟‬ ‫‪ l‬بله‪.‬‬ ‫ی یا آقای خاتمی‬ ‫البته گفته‌اید که اگر آقای هاشم ‌‬ ‫بیایند و روی آنها اجماع شود‪ ،‬کاندیدا نخواهید شد‪.‬‬ ‫‪ l‬من از چهار نفر نام بردم‪ .‬غیر از گروه‌ها و جریاناتی که‬ ‫نگاه تند و یک سویه‌ای نسبت به مسائل دارند‪ ،‬اغلب جریان‌های‬ ‫معتدل بر این عقیده‌اند که اقبال بیشتری نسبت به چهره‌های‬ ‫کاریزماتیک وجود دارد؛ البته این اقبال یک دسته‪ ،‬گروه و جریان‬ ‫خاص سیاسی نیست؛ شاید آقای خاتمی رئیس دولت موسوم‬ ‫به اصالحات بود‪ ،‬اما شخصیت ایش��ان با بسیاری از گروه‌های‬ ‫اصالح‌طلبمثلکارگزاران‪،‬مشارکت‪،‬مجاهدین‌انقالبو‪...‬تفاوت‬ ‫جدیدارد‪.‬آقایخاتمی معتقدبهتفکراتمجمعروحانیوناست؛‬ ‫یعنی جمعی از روحانیون کشور که در کنار امام بودند اما با نحله‬ ‫فکریدیگر‪-‬یعنیجامعهروحانیت‪-‬تفاوتدیدگاه‌هاییداشتند‪.‬‬ ‫البته امام(ره) هر دو جریان را محترم م ی‌ش��مردند و «سی د‌علی‬ ‫اکبر» را درکنار «شیخ‌علی اکبر» م ی‌نشاندند‪ .‬امروز برخی انتقاد‬ ‫م ی‌کنند که چرا رهبری کسی را که نتوانسته رای مردم را کسب‬ ‫کند‪ ،‬به مقامی‌م ی‌گمارند؛ در حالی که مشی امام(ره) هم همین‬ ‫یدادند‪ ،‬اما امام آن شخص را به‬ ‫بود‪ .‬گاهی مردم به فردی رای نم ‌‬ ‫عضویتشوراینگهبانمنصوبم ی‌کرد‪.‬مردمهمبسیارفهیم‬ ‫هستند؛ گاهی برای منصب ریاس��ت‌جمهوری به یک نفر رای‬ ‫نم ی‌دهند اما او را روی صندلی اول خبرگان م ی‌نشانند‪ .‬این اتفاق‬ ‫بارها در کشور ما رخ داده است‪.‬‬ ‫اعالم کاندیداتوری زودهنگام شما قطعا با فشارها‬ ‫و واکنش‌هایی هم همراه بوده اس�ت؛ این فشارها‬ ‫بیش�تر از س�وی کدام جری�ان ص�ورت م ی‌گیرد؟‬ ‫ب ه‌عنوان مثال مدت‌هاست که در جریان اصالحات‪،‬‬ ‫فش�ارهایی بر آقای عارف وارد م ی‌شود و معتقدند‬ ‫که او بازی اصالح‌طلبان را برهم زده است‪ .‬آیا چنین‬ ‫فشارهایی بر شما هم وارد م ی‌شود؟‬ ‫‪ l‬برخ��ی اظهارنظرها و مصاحب ه‌ه��ا در همین حال‬ ‫و هوا بوده‪ .‬مثال برخی مصاحبه کردن��د و گفتند فالنی اجماع‬ ‫اصالح‌طلبان را ندارد‪ .‬مگر ما گفته بودیم اجماع اصالح‌طلبان را‬ ‫داریم؟! برخی از اصولگرایان هم حرف‌های مشابهی زده بودند؛‬
‫مثال گفتند اگر فالنی تصور م ی‌کند که کاندیدای جناح اصولگرا‬ ‫خواهد بود‪ ،‬هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد‪ .‬چنین حرف‌هایی‬ ‫زده شد؛ اما فکر م ی‌کنم تا جایی که توانستیم رفتار متعادلی را در‬ ‫پیش گرفتیم‪ ،‬در قضاوت نسبت به مردم و اشخاص و گروه‌های‬ ‫سیاسی تندی و کندی نداشتیم و اگر هم انتقادی داشتیم از نگاه‬ ‫مشفقانه و دوستانه بوده است‪ .‬هرگز به‌دنبال مچ‌گیری و تخریب‬ ‫نیستیم و معتقدم که اگر این کار با اخالص باشد‪ ،‬خدا هم ما را‬ ‫یاری خواهد کرد‪ .‬از همین رو‪ ،‬من تاکنون فشار و مخالفت تند‬ ‫و خشنی ندیده‌ام‪.‬‬ ‫اصالح‌طلبان هیچ توصیه و فش�اری برای انصراف‬ ‫شما از نامزدی نداشته‌اند؟‬ ‫‪ l‬فقط همان مصاحب ه‌هایی بود که م ی‌گفتند فالنی‬ ‫اجماع اصالح‌طلبان را ندارد یا کاندیداها باید صبر کنند تا تصمیم‬ ‫جمعی اصالح‌طلبان در‌خصوص حضور در انتخابات مشخص‬ ‫شود‪ ،‬اما تنها جنبه اظهارنظر داشت و فشاری در کار نبود‪.‬‬ ‫گویاآقاینجفیهماظهارنظریداشتند؟‬ ‫‪ l‬ایشان هم دوست و ب رادر عزیز ماست و حق اظهارنظر‬ ‫دارد‪ .‬نظرشان را گفته‌اند؛ چه اشکالی دارد؟‬ ‫ب ه‌طورخصوصیتوصی ه‌ایبهشمانکردند؟‬ ‫‪ l‬نخی ر؛ م��ن در مالقات‌های��ی که با س��ران جریان‬ ‫اصالحات ‪ -‬مثل آقای خاتمی و دیگر افراد ‪ -‬داشتم‪ ،‬به هیچ‌وجه‬ ‫نسبتبهاینامرتف ّوهنکردند‪.‬‬ ‫یو‬ ‫شما مساله کاندیداتوری‌تان را با آقایان هاشم ‌‬ ‫خاتمی درمیانگذاشتید؟‬ ‫‪ l‬بله؛ اما هیچ تف ّوهی نسبت به این امر ندارند که مثال‬ ‫چرا ش��ما بدون اینکه ما بگوییم کاندیدا ش��دی؟ ممکن است‬ ‫بسیاریازماچنینحرف‌هاییبزنیم‪.‬‬ ‫اگر بخواهیم ما ب�ه ازای عینی اعت�دال را توصیف‬ ‫کنیم‪ ،‬م ی‌توانیم بگوییم که از یک سو جنبه سلبی‬ ‫دارد و از س�وی دیگر ممکن اس�ت سیاس�ت‌های‬ ‫کلی دولت‌های اخیر با تعریفی که ش�ما از اعتدال‬ ‫ارائه م ی‌کنید همسویی و همخوانی نداشته باشد‪.‬‬ ‫جنبه ایجاب�ی اعتدال چگون�ه خود را ب�ه نمایش‬ ‫خواهد گذاش�ت؟ از این دو جنبه چه نقدی نسبت‬ ‫به دولت‌های پس از جنگ دارید؟ آنچه در عمل اج را‬ ‫شده تا چه حد با آنچه در ذهن شماست‪ ،‬مطابقت‬ ‫دارد؟‬ ‫‪ l‬من س��عی م ی‌کنم با یک مثال ذهن شما را به این‬ ‫مس��اله معطوف کنم‪ .‬اگر به موضوع سیاس��ت خارجی توجه‬ ‫نكات‬ ‫اينكه انتظار داشته باشيم همه اصالح‌طلبان از من حمايت كنند انتظار‬ ‫بجايي نيست‬ ‫به هيچ‌وجه نمي‌توانيم هدفمندي يارانه‌ها را متوقف كنيم‬ ‫پرداخت نشدن مطالبات معلمان و پرستاران در دولت قبل درحالي كه‬ ‫در صندوق ذخيره ارزي ‪15‬ميليارد دالر موجودي داشتيم‪ ،‬اشتباه بود‬ ‫دولت مي‌تواند براي حضور در انتخابات‪ ،‬آبادگران را احيا كند‬ ‫بسياري از افراديكه قرار است در دولت من سمتي داشته باشند‬ ‫مشخص هستند اما در زمان مناسب معرفي مي‌شوند‬ ‫آقاي حسيني‪ ،‬وزير اقتصاد يا آقاي فرزين‪ ،‬از مديران من در وزارت‬ ‫بازرگاني بودند‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫بنابراین در این صورت ش�اهد ش�رایطی مش�ابه‬ ‫انتخاباتمجلسنهمدرمیاناصالح‌طلبانخواهیم‬ ‫‪ l‬از آنجایی که من تالش م ی‌کنم پرچم اعتدال را در‬ ‫کشور بلند کنم‪ ،‬نم ی‌توانم از یک قشر و طبقه خاص اجتماعی‬ ‫به‌عنوان جامعه هدف نام ببرم‪ .‬در میان نخبگان و توده‌های مردم‬ ‫نیز افراد بسیاری هستند که چنین نگاهی دارند و در واقع عضو‬ ‫حزب نانوشته ما هستند‪ .‬پاسخ دقیقی ب رای سوال شما ندارم؛ اما‬ ‫ف ی‌الجمله م ی‌توانم بگویم که وقتی به خیابان‌ها م ی‌روم یا به‬ ‫شهرهایمختلفسفرم ی‌کنم‪،‬مردممنرابه‌عنوانوزیربازرگانی‬ ‫در دولت آقای خاتمی م ی‌شناس��ند‪ .‬جمع محدودتری هم که‬ ‫‪ l‬من فکر م ی‌کنم که خاس��تگاه اعتدال در نظام ما‪،‬‬ ‫خاستگاهی قرآنی و دینی است؛ یعنی همان که پیامب راکرم(ص)‬ ‫فرمودند‪ :‬امت من امت وسط است‪ ،‬همین که ما در هر اتفاق و‬ ‫رخدادی م ی‌گوییم «خیر االمور اوسطها» و بسیاری نمونه‌های‬ ‫دیگر‪ .‬اعتدال در قرآن و دین محمد(ص) ریشه دارد و هر چه از این‬ ‫اعتدال دور شویم‪ ،‬در واقع از نگاه اسالمی‌و علوی دور شده‌ایم‪.‬‬ ‫اعتدال در مقابل انفعال است؛ من معتقدم این جفای به معتدلین‬ ‫انقالب است که آنها را عناصری سست در دفاع از اصول و ارزش‌ها‬ ‫بشمارند‪.‬اتفاقاآنهاییکهاعتدال‌خ واههستنددرپایمردیبرحفظ‬ ‫اصولوارزش‌هاازهمهمحکم‌ترند‪.‬بنابرایناعتدالبااینتع ریف‪،‬‬ ‫بهمعنایمحافظه‌کاری‪،‬انفعال‪،‬گمکردنحقیقت‪،‬مسامحه‌کاری‬ ‫و عدم اب راز رای نیست‪ .‬معتدلین رای دارند و صاحب‌نظر هستند؛‬ ‫در مورد برخی مسائل رای مثبت دارند و در مورد بسیاری از مسائل‬ ‫رای منفی‪ .‬رای مثبت اعتدالیون هنگامی‌است که دو سر افراط‬ ‫و تفریط در مس��یر صحیح گام م ی‌گذارند و رای منفی آنجایی‬ ‫است که حرکت گروه‌های تندرو و کندرو موجب ضرر و زیان‌های‬ ‫شدیدی ب رای منافع ملی و کشور م ی‌شود‪ .‬متاسفانه کشور ما از‬ ‫افراط و تفریط زیان‌های فراوانی دیده است؛ به‌عبارت دیگر یا بر‬ ‫ظ واهریکهبرخیاصولرازیرپاگذاشتهایستادگیکردهیادربرابر‬ ‫فشارهایی که بر آن وارد شده و اداده است‪ .‬اینها هر دو غلط است‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫‪ l‬ما هشت سال در دولت همکاری مشفقانه‌ای با این‬ ‫دوستان داشتیم و نوعی صمیمیت‪ ،‬رفاقت و همکاری میان ما‬ ‫برقرار بوده اس��ت‪ .‬در مذاکراتی که با این دوستان داشتیم‪ ،‬آنها‬ ‫نسبتبهمااظهارلطفداشتندوبرخالفآنچهبرخیم ی‌گفتند‪،‬‬ ‫مطالبی را درباره حسن حضور در انتخابات بیان م ی‌کردند‪ .‬درباره‬ ‫صالحی ت‌هایی که باید وجود داشته باشد ‪ -‬البته نه در مورد بنده‬ ‫ صحبت م ی‌کنند و بر آنها صحه م ی‌گذارند‪ .‬جناح اصالح‌طلب‬‫جریانی نیست که مرز و حریم صد‌در‌صد روشنی داشته باشد؛ چرا‬ ‫که ممکن است بسیاری از افرادی که در جناح‌بندی‌های سیاسی‬ ‫ابتدای انقالب در جریان چپ قرار داشتند‪ ،‬در تصمیم‌گیری‌های‬ ‫فعلی اصالح‌طلبان حضور نداشته باشند‪ ،‬چه رسد به اینکه ایفای‬ ‫نقش کنند‪ .‬اما جمعی که این روزها با مدیریت آقای‌خاتمی در‬ ‫حال تصمیم‌گیری درباره چگونگی حضور در عرصه انتخابات‬ ‫یدانند‪.‬نظر‬ ‫هستند‪،‬برخینتایجرادرچارچوبتصمیماتنظامم ‌‬ ‫شخصی من این است که نازل‌ترین شکل حضور اصالح‌طلبان‬ ‫«شرکت»درانتخاباتوکامل‌ترینشکلآن«مشارکتفعال»در‬ ‫انتخاباتاست‪.‬به‌عنوانمثالم ی‌گوینداگرشرایطب رایمشارکت‬ ‫فعال فراهم باش��د و از میان چهره‌های مشهور اصالح‌طلبان‬ ‫فردی بتواند به‌عنوان یک کاندیدای تمام‌قد در صحنه حضور‬ ‫یابد و از فیلتر تایید صالحیت ش��ورای‌نگهبان هم عبور کند‪،‬‬ ‫ما حضور حداکثری در انتخابات خواهیم داش��ت‪ .‬یعنی سقف‬ ‫مطالباتاصالح‌طلبانایناست‪.‬امااگراینگونهنباشد‪،‬بهنظرمدر‬ ‫بحث‌های درون‌گروهی با یکدیگر مذاکره م ی‌کنند تا در یک حد‬ ‫متوسط‪-‬اگرنگوییمکفمطالبات‪-‬بهاشخاصیکههموجهه‬ ‫اصالح‌طلبی دارند‪ ،‬هم در میان گروه‌های این جریان م ی‌توان آنها‬ ‫را اصالح‌طلب نامید و هم توانایی عبور از فیلتر شورای نگهبان‬ ‫را دارند‪ ،‬روی م ی‌آورند‪ .‬اگر هیچ یک از این شرایط فراهم نشود‪،‬‬ ‫تنها در انتخابات شرکت خواهند کرد‪ ،‬اما به‌طور رسمی‌از هیچ‬ ‫کاندیداییحمایتنخ واهندکرد‪.‬‬ ‫طبیعتا یک کاندیدای انتخابات ریاس�ت‌جمهوری‬ ‫در سطح نخبگان و نیروهای اجتماعی برنام ه‌ریزی‬ ‫م ی‌کند‪ .‬ش�ما ب ه‌طور واضح کدام بخش از جامعه‬ ‫را ب ه‌عنوان مخاطب خ�ود و جریان ه�دف انتخاب‬ ‫کرده‌اید؟ اساسا گفتمان انتخاباتی شما چه خواهد‬ ‫بود؟‬ ‫مرادتان از «اعتدال» چیس�ت؟ طبعا از نظر شما دو‬ ‫جریان رادیکال وجود دارد که در برابر آنها از اعتدال‬ ‫م ي‌گوييد‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫آقای بهرام ی‌‪ -‬که سخنگوی ستاد انتخاباتی شما‬ ‫هستند ‪ -‬درباره دیدار شما با آقای خاتمی گفته‌اند‬ ‫که ایشان قول مساعدت هم به شما داده‌اند‪.‬‬ ‫بود‪.‬‬ ‫‪ l‬بله؛ به نظر م ی‌رسدکه در این شرایط اعالم م ی‌کنند‬ ‫که کاندیدایی ب رای مشارکت در انتخابات نداریم؛ اما از آنجایی‬ ‫که به فعالیت در چارچوب جمهوری اسالم ی‌ای ران اعتقاد داریم‪،‬‬ ‫در انتخابات شرکت م ی‌کنیم‪ .‬در حالت سوم و حالت مشارکت‬ ‫حداقلی‪،‬اینانتظارکهبندهوامثالبندهبتوانیمکاندیدایحداکثری‬ ‫و مورد اجماع جبهه اصالح‌طلبان باشیم‪ ،‬انتظار بحق و بجایی‬ ‫نیست؛ چرا که در شورای مرکزی هیچ یک از گروه‌های وابسته‬ ‫به جبهه اصالحات عضویت نداریم‪ .‬نه من چنین انتظاری دارم و‬ ‫نه آنها چنین اقدامی‌خواهند کرد‪ .‬ام��ا اگر در حالت دوم حضور‬ ‫اصالح‌طلبان در انتخابات‪ ،‬کس��انی باشند که با اصالح‌طلبان‬ ‫همراهی کرد‌ه و حس��ن‌نیت خود را در اس��تفاده از جریان‌های‬ ‫سیاسی مختلف اثبات کرده باشند مورد اقبال اصالح‌طلبان قرار‬ ‫م ی‌گی رند‪ .‬ب رای مثال بنده با افتخار عرض م ی‌کنم که در دوره‬ ‫وزارت بازرگانی شورای معاونین تشکیل داده بودم و از منته ی‌الیه‬ ‫راس��ت تا منته ی‌الیه چپ دیدگاه‌های سیاس��ی در آن حضور‬ ‫داشتند و ایفای نقش م ی‌کردند‪ .‬حتی شورای وزی ران را تشکیل‬ ‫داده بودم که در آن از آقای عس��گراوالدی ک��ه پیر دیر موتلفه‬ ‫اسالمی‌و گروه‌های سیاسی سنتی کشور است تا آقای حسن‬ ‫عابدی‌جعفری که از چهره‌های نزدیک به آقای موسوی بودند‬ ‫در آن حضور داشتند‪ .‬این افراد ب رای پیشرفت تمام و کمال کشور‬ ‫واقعاوقتم ی‌گذاشتندوانرژیصرفم ی‌کردند‪.‬ضمناینکهمن‬ ‫یدانمکهحتیمورداقبالگروه‌هایاصولگرای‬ ‫چندانبعیدهمنم ‌‬ ‫معتدلقراربگی ریم‪.‬شایدمنارتباطمستقیمی‌باجامعهروحانیت‬ ‫مبارز و جامعه مدرسین نداشته‌ام؛ اما از آنجایی که هم واره به این‬ ‫تشکل‌ها احترام گذاشته‌ام‪ ،‬حداقل مورد بغض و کینه این دو گروه‬ ‫هم نیستم‪ .‬از همین رو فکر م ی‌کنم برخی گروه‌های معتدل و‬ ‫میانه‌رودرمیاناصولگرایانممکناستازبندهحمایتکنند‪.‬من‬ ‫این مسائل را ب رای آقای به رامی‌تشریح کردم که ایشان هم در‬ ‫مصاحبه خود به آنها اشاره کردند‪.‬‬ ‫یدانند‪.‬‬ ‫دستی بر آتش سیاست دارند‪ ،‬سوابق گذشته بنده را هم م ‌‬ ‫البته این گروه در اقلیت هستند‪ .‬من قبل از دوره وزارت با حکم‬ ‫مقام معظم رهبری در دفتر ایشان فعال بودم و پس از دوره وزارت‬ ‫نیز با حکم ایشان در شورای راهبردی سیاست خارجی حضور‬ ‫دارم‪ .‬عده‌ای هم اطالعات بیش��تری دارند؛ هر چه این اطالعات‬ ‫کامل‌ترم ی‌شود‪،‬افرادهمبهحزبنانوشته«اعتدالخ واهانایران‬ ‫اسالمی»نزدیک‌ترم ی‌شوند‪.‬البتههنوزاینحزبتشکیلنشده‬ ‫اما امیدواریم روزی این حزب از پرطرفدارترین احزاب جمهوری‬ ‫اسالمی‌شود‪.‬‬ ‫‪81‬‬
‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪82‬‬ ‫کنیم‪ ،‬همواره این نگرانی وجود داش��ت ک��ه وزارت امورخارجه‬ ‫به‌عنوان دستگاه سیاس��ت خارجی جمهوری‌اس�لامی‌ای ران‬ ‫و یک نهاد انقالب��ی ‪ -‬که پس از پی��روزی انقالب هیچ یک از‬ ‫عوامل رژیم گذش��ته در آن حضور نداش��تند ‪ -‬نوعی سیاست‬ ‫منفع النهرادرپیشبگیرد‪.‬ماهم وارهدرسمینارهاوهمایش‌های‬ ‫بی ن‌المللی این مطالبه را از سوی مقام‌معظم‌رهبری م ی‌شنیدیم‬ ‫که سیاست‌خارجی منفعل‪ ،‬کشور را به قهق را م ی‌برد‪ .‬تازگی هم‬ ‫ندارد؛ نه در دولت آقای احمدی‌نژاد بیان ش��ده‪ ،‬نه در دولت آقای‬ ‫خاتمی و نه در دولت آقای‌هاشمی‪ .‬ایشان مدت‌هاست که این‬ ‫مطالبه را بیان م ی‌کنند؛ فکر م ی‌کنم نخستی ن‌بار در دوره‌ای که‬ ‫ایشانرئی س‌جمهوربودنداینمطالبهمطرحشد‪.‬ایشاندرتبیین‬ ‫«سیاست خارجی منفع النه» بیاناتی را اب راز داشته‌اند و در مقابل از‬ ‫«سیاست خارجی تهاجمی» سخن گفته‌اند‪ .‬مقام‌معظم رهبری‬ ‫در تبیین سیاست خارجی بر مولفه‌های مختلفی تاکید کرده‌اند‬ ‫که مهم‌ترین آنها استحفاظ از حقوق و منافع ملی ای ران در اوضاع‬ ‫برون‌مرزی است؛ یعنی دفاع از حقوق ای ران و ای رانیان و در یک بازه‬ ‫وسی ع‌تر و دفاع از اسالم و مسلمانان در گستره جهانی‪ .‬این یک‬ ‫سیاست خارجی تهاجمی‌است‪ .‬اما این فهم که سیاست خارجی‬ ‫ی است در ب رابر فهمی‌قرار‬ ‫تهاجمی‪ ،‬سیاست خارجی تخاصم ‌‬ ‫دارد که معتقد است سیاس��ت خارجی متکی بر نظام عاقالنه‪،‬‬ ‫مساوی است با سیاست خارجی منفعالنه‪ .‬اینها همان دو سر‬ ‫افراط و تفریطی هستند که من با آنها مخالفم‪ .‬بنده معتقدم که‬ ‫سیاستخارجیمقبولوموردنظرنظاماسالمی‪،‬سیاست‌خارجی‬ ‫تهاجمی‌است؛نهتخاصمی‌یامنفع ل‪.‬سیاست‌خارجیتخاصم ی‌‬ ‫را انقالبی تع ریف م ی‌کنند و سیاست‌خارجی منفعل را دارای زبان‬ ‫مشترک با نظام بی ن‌الملل و بر پایه اصول تعیین شده در روابط‬ ‫بی ن‌الملل فرض م ی‌کنند؛ در حالی که هر دو دیدگاه غلط است‪.‬‬ ‫نگاه اول اشتباه است؛ چراکه هیچ دیپلمات آمریکایی در سیاست‬ ‫خارجی منفعل عمل نم ی‌کند‪ .‬برعکس آنچه برخی رفقای ما‬ ‫تصور م ی‌کنند‪ ،‬دیپلمات‌های آمریکایی همواره در حال تهاجم‬ ‫هستند و سخن گفتن با زبان نرم در عرصه دیپلماسی را تن دادن‬ ‫به خواسته طرف مقابل م ی‌دانند‪ .‬سیاست‌خارجی تخاصمی‪،‬‬ ‫سیاستی است که دش��منی را علیه ما ب رانگیخته م ی‌کند‪ ،‬در‬ ‫حالی که هیچ پوشش دفاعی ب رای ملت ای ران تدارک ندیده است‪.‬‬ ‫سیاستخارجیتخاصمی‪،‬سیاستتهاجمی‌غیرعقالنیاست‪.‬‬ ‫ب رای پذیرفتن یک حق اساسی‪ ،‬خط قرمز ما پذیرش قطعنامه‬ ‫علیهملتای راننیست‪.‬مابایدبراصولپایمردیکنیم‪،‬ازاصولو‬ ‫ارزش‌های اسالم و ای ران دفاع نماییم و به قیمت صدور قطعنامه از‬ ‫اصول و ارزش‌هایمان دست نکشیم‪ .‬اما اگر شعار دادیم که «آنقدر‬ ‫قطعنامهدانتانپارهشود»بایدبپذی ریمکهیکی‬ ‫‌‌‬ ‫قطعنامهبدهیدتا‬ ‫از آثار صدور قطعنامه‪ ،‬تحریم همه‌جانبه علیه ملت مسلمان‬ ‫ای ران است‪ .‬اگر ما همزمان در خصوص ارز فکر نکرده‌ایم و مقام‬ ‫عالی بانک مرکزی یک‌شبه از باالرفتن ناگهانی قیمت دالر خبر‬ ‫م ی‌دهد‪ ،‬نتیجه سیاست خارجی اس��ت که به زیان مردم ای ران‬ ‫منجرم ی‌شود‪.‬درحالیکهسیاستخارجیتهاجمی‪‌،‬ایستادگی‬ ‫و پایمردی م ی‌کند و اگر قطعنامه‌ای علیه آن صادر شود از پیش‬ ‫تمهی داتی را ب رای مقابله و جب ران خسارت‌های آن سیاست‌ها‬ ‫ی و منفع النه م ی‌تواند‬ ‫درنظر م ی‌گیرد‪ .‬سیاست خارجی تخاصم ‌‬ ‫ضربات بسیاری به جمهوری اسالمی‌ای ران وارد کند و متاسفانه‬ ‫ی که افراط و تف ریط حاکم بوده همین کار را انجام داده‌اند‪.‬‬ ‫در ایام ‌‬ ‫در حوزه‌های دیگر هم همین طور است‪ .‬مثال من در دوره‌های‬ ‫سازندگی و اصالحات به‌عنوان یک دولتمرد از حاکم شدن فقر‬ ‫در برخی طبقات اجتماعی رنج م ی‌کشیدم و فکر م ی‌کردم یکی‬ ‫از کارهایی که ما باید همزمان با توسعه در کشور انجام دهیم‪،‬‬ ‫برقراری یک چتر حمایتی است که مستضعفین از تورهای آن‬ ‫عبورنکنندولطمهاساسینبینند‪.‬امامتاسفانهچترحمایتیایجاد‬ ‫نترتیبماچهره‬ ‫نشدوسیاستتعدیلاقتصادیبهاجرادر‌آمد؛بدی ‌‬ ‫خشن فقر را در برخی نقاط کشور مشاهده کردیم و این واقعیتی‬ ‫غیرقابل انکار است‪ .‬اینها انفعال و افراط است و من با این نگاه‬ ‫مخالفم‪ .‬صندوق ذخیره ارزی‪ 15‬میلیارد دالر موجودی داشت اما‬ ‫مطالبات معلمان و پرستاران پرداخت نشد‪ .‬من با این کار مخالفم‬ ‫و همه آنهایی که در انجام این کار سهیم بودند مقصرند‪ .‬برای‬ ‫رفع این نقطه‌ضعف ب رنامه‌ریزی‌هایی صورت گرفت اما جامعه‬ ‫حاصل آن را در کارهایی همچون پرداخت وام ب رای فعالی ت‌های‬ ‫مولد زودبازده مشاهده کرد که متاس��فانه بیش از ‪ 50‬درصد این‬ ‫منابع به محل اولیه خود بازنگشته است‪ .‬صندوق مه ر‌رضا‪ ،‬وام‬ ‫ازدواج دانش��جویی‪ ،‬وام ازدواج کارمندی‪ ،‬سبد کاالهای اساسی‬ ‫مورد نیاز زوج‌های جوان‪ ،‬افزایش حداقل دستمزد‪ ،‬پرداخت یارانه‬ ‫نقدی و بسیاری موارد دیگر از این دست آثار استفاده نادرست از این‬ ‫منابع بود‪ .‬این منابع یا صرف پرداخت‌های نقدی بالعوض شد یا‬ ‫بهقدریدی ر‌بازدهاستکهدرتقویمملیای رانخودرانشاننخ واهد‬ ‫داد‪ .‬مگر منابع ارزی ما محدود بود؟ متاسفانه امروزه م ی‌بینیم که‬ ‫ی بر در‌آمد ارزی صد میلیارد دالری با کسری مواجه‬ ‫بودجه مبتن ‌‬ ‫م ی‌شود‪ .‬اینها باید نوبل بگی رند! مگر م ی‌شود اقتصاد ای ران را به‬ ‫سادگی زمین زد؟ برخی تالش کردند و متاسفانه تا حدود زیادی‬ ‫هم موفق شدند‪ .‬این افراط در ب رابر تفریط است‪ .‬باید چهره‌های‬ ‫خشن فقر شناسایی م ی‌شد و ب رای رفع آن اهتمام م ی‌ورزیدند‬ ‫اما از راه‌های عاقالنه و هوش��مندانه‪ .‬حدود ‪ 77‬درصد نقدینگی‬ ‫امروز سهم دولت احمدی‌نژاد است و حدود ‪ 23‬درصد سهم تمام‬ ‫دولت‌های تاریخ! اینها اشتباهات بزرگ تاریخی است؛ باید بیایند‬ ‫ی که ‪24‬میلیون رای به‬ ‫و از مردم عذرخ واهی کنند‪ .‬همین مردم ‌‬ ‫آقای احمدی‌نژاد دادند‪ ،‬انتظار دارند که شاهد چنین رفتارهایی‬ ‫نباشند‪ .‬البته اثرات بسیاری از این سیاست‌ها در آینده مشخص‬ ‫خ واهد شد‪.‬‬ ‫مدل اقتصادی گفتمان «اعتدال» مورد‌نظر شما چه‬ ‫خواهدبود؟م ی‌خواهیدباهدفمندیچه کار کنید؟‬ ‫‪ l‬مابههی چ‌وجهنم ی‌توانیمهدفمندییارانه‌هارامتوقف‬ ‫کنیم‪ .‬طرح هدفمندی یارانه‌ها یک موجود زنده در اقتصاد ای ران‬ ‫است که باید به درستی تغذیه شود‪ ،‬حمایت شود و به هیچ وجه‬ ‫متوقفنشود‪.‬البتهنکتهقابلتاملایناستکهتکانه‌هایتورمی‬ ‫‌فقط در شهرها خودش را نشان داده و هنوز موج این تکانه‌ها به‬ ‫روستاها نرسیده است‪ .‬اگر پیش از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها‬ ‫از مردم م ی‌پرسیدید که آیا مایلید هر ماه این مبلغ را دریافت کنید‬ ‫اما تورم تا این حد افزایش پی دا کند‪ ،‬مطمئنا با پاسخ منفی مواجه‬ ‫م ی‌شدید‪ .‬اما اگر من بیایم و مدیریت کشور را در دست بگیرم‪،‬‬ ‫مبلغ ‪ 45‬هزار تومان در ماه را تغییر نم ی‌دهم‪ .‬در ضمن دس��ت‬ ‫به دعا م ی‌شوم که منابع موجود‪ ،‬کفاف پرداخت این هزینه‌ها را‬ ‫بدهد اما در عین حال سبدی را ب رای خانوارها در نظر م ی‌گیریم‪.‬‬ ‫البته من این مسائل را در ب رنامه‌های انتخابات ی‌ام شرح خواهم‬ ‫داد و جامعه پی خواهد برد که این ب رنامه‌ها تا چه حدی مبتنی‬ ‫بر قانون اساسی است و چه ف وایدی ب رای جامعه و اقتصاد کشور‬ ‫دارد‪ .‬متاس��فانه حجم قابل مالحظه‌ای از آنچه قانونگذار ب رای‬ ‫اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها تعیین کرده‪ ،‬نادیده گرفته شده و‬ ‫به اجرا در‌نیامده است‪ .‬ما م ی‌بینیم که دولت در این رابطه به قانون‬ ‫تصویب ش��ده عمل نم ی‌کند؛ از اعضای هیات‌مدیره سازمان‬ ‫هدفمندی یارانه‌ها تا منابع و ردیف‌ها‪ .‬یک نفر از من پرسید اگر‬ ‫فشارهای تحریمی‌به حدی برسد که ارزش پول ملی بیشتر از‬ ‫این هم کاهش پی دا کند‪ ،‬باز هم به‌دنبال اجرای قانون هدفمندی‬ ‫هستی؟ گفتم‪ :‬بله! پرسید‪ :‬چه راه‌حلی داری؟ گفتم‪ :‬باید راه‌حل‬ ‫را در ب رنامه اقتصادی ارائه کنیم‪ .‬به‌ه ر‌حال جراحی اقتصادی در‬ ‫تاریخ ای ران انجام شده و هزینه هم دارد؛ اما اگر الزم باشد باز هم‬ ‫انجامم ی‌دهیم‪،‬اماعاقالنه‪،‬منطقیوبابررسیدقیقکارشناسان‬ ‫اقتصاد‪ .‬چیزی به من الهام نم ی‌شود‪ .‬من هیچ کاری را از طریق‬ ‫الهام‪ ،‬تماس با غیبیا علوم غ ریبه انجام نم ی‌دهم‪.‬‬ ‫برآوردیازنظرسنج ی‌هاووضعیتخوددرانتخابات‬ ‫دارید؟‬ ‫‪ l‬ما که هنوز نیامده‌‌ایم‪( .‬خنده) برخی از دوس��تان ما‬ ‫صاحب ثروت و مکنت هستند که ما از آن‌ب ی‌بهره‌ایم‪ .‬از برخی‬ ‫رانت‌ها هم برخوردار نیستیم‪ .‬مسئولیتی هم نداریم که به مردم‬ ‫ش��ریف ایران ‪ -‬و حتی ته ران ‪ -‬گزارش بدهیم تا ش��بکه‌های‬ ‫مختلف سیما روزی سه بار ما را در تلویزیون نشان بدهد‪ .‬جشن‬ ‫تولد هم ب رای‌مان نم ی‌گی رند‪ ،‬اگر هم بگی رند پخش نم ی‌کنند!‬ ‫(خنده) فعال نظرسنجی به دور از انصاف است‪.‬‬ ‫برخی کاندیداه�ای انتخابات از معرف�ی کابینـه‬ ‫سخــن م ی‌گویند‪ .‬آیا شما به این مساله هم فکر‬ ‫کرده‌اید؟‬ ‫‪ l‬من هم قبول دارم که باید دو اقدام را با اس��تحکام از‬ ‫کاندیداهامطالبهکرد‪.‬یکیمعرفیبزرگانقوم‌شان؛یعنیبگویند‬ ‫افراد صاحب نفوذ در دولتشان چه کسانی خواهند بود‪ .‬حتی اگر‬ ‫تمام کابینه را هم معرفی نم ی‌کنند‪ ،‬حداقل افراد شاخص دولت‬ ‫احتمالی و حلقه اول خود را مشخص کنند‪ .‬اگر خداوند توفیق‬ ‫پیروزی به ما بدهد‪ ،‬از نظر من بسیاری از افرادی که قرار است در‬ ‫دولت سمتی داشته باشند‪ ،‬مشخص هستند اما باید این افراد در‬ ‫زمان مناسب معرفی شوند‪ .‬اقدام دوم ارائه ب رنامه است‪.‬‬ ‫اف رادی که معرفی م ی‌کنید منتسب به کدام جریان‬ ‫سیاسی خواهند بود؛ اصالح‌طلب یا اصولگ را؟‬ ‫‪ l‬قطعا نگاه من در انتخاب اشخاص‪ ،‬یک نگاه حزبی‬ ‫نیست؛ اما طبیعی اس��ت افرادی که در سی س��ال گذشته در‬ ‫دولت‌های گوناگون با ما همکاری کرده‌اند‪ ،‬م ی‌توانند در دولت ما‬ ‫به فعالیت بپردازند‪ .‬حتی افرادی که در این دولت سمت‌هایی را‬ ‫بر‌عهده دارند‪ ،‬امکان همکاری با ما را دارند؛ چراکه دارای تجربیات‬ ‫گرانقیمتیهستند‪.‬اولویتماانتخابهمکارانیازدرونمجموعه‬ ‫دولت است؛ البته با نگاه شایسته س��االرانه‪ .‬متاسفم که برخی‬ ‫از این عبارات معانی خود را از دس��ت داده‌اند و معتقدم هر کس‬ ‫چنین کلماتی را در ادبیات خود به کار ببرد مردم باید به پیشینه او‬ ‫رجوع کنند و ببینند که آیا در مدی ریت‌های گذشته‪ ،‬شایستگان و‬ ‫نخبگان را در کنار خود جمع کرده بود یا نه‪ .‬من مدعی هستم که‬ ‫همزمان با دوره وزارت‪ ،‬سه وزیر دیگر در وزارتخانه داشتم؛ ادعایی‬ ‫کهقابلاثباتاست‪.‬اگرمنبگویمج وانگراییکرده‌ام‪،‬نمودعینی‬ ‫دارد؛ چراکه من افرادی را بر مسند معاونت و مدیرکلی وزارتخانه‬ ‫نشاندم و آنها امروز بر کرسی وزارت تکیه زده‌اند‪ .‬آقای حسینی که‬ ‫امروز وزیر اقتصاد است در دوره بنده مدیرکل ب رنامه‌ریزی وزارت‬ ‫بازرگانی بود‪ ،‬یا آقای معمارنژاد که رئیس کل گمرک ایران است و‬ ‫آقای فرزین که مسئول اجرای هدفمندی یارانه‌هاست از مدی ران‬ ‫کل وزارت بازرگانی دولت اصالح��ات بودند‪ .‬بناب راین م ی‌توان با‬ ‫بررسی افراد به این نتیجه رس��ید که چنین‌کاری کرده‌اند یا نه‪.‬‬ ‫اینخیلیمهماست‪.‬‬ ‫شما چه تحلیلی از آرایش نهایی انتخابات دارید؟‬ ‫اگر افراد را کنار بگذاریم و به جریان‌های سیاس�ی‬ ‫بپردازیم‪،‬آرایشجریاناتمختلفاعمازاصالح‌طلب‪،‬‬ ‫اصولگ را و حامیان دولت در انتخابات چگونه خواهد‬ ‫بود؟‬ ‫‪ l‬پیش از این سخنگوی محترم بنده اعالم کردند که‬ ‫جریان دولت جایی در انتخابات نخواهد داشت‪ .‬فرمایشات مقام‬ ‫معظم رهبری درباره اتفاقات مجلس و حادثه قم‪ ،‬انذاری نسبت‬ ‫به برخی فعالی ت‌های ناصحیح سیاسی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬اجتماعی‪،‬‬ ‫اخالقی‪ ،‬دینی و شرعی بود که به نظرم اقدام بسیار الزمی‌بود‪.‬‬ ‫ایشان مانند همیشه به آنچه برای کشور مفید است اشاره کردند‪،‬‬ ‫اما فکر م ی‌کنم که این بیانات در مقام نصیحت بیان شده است‪.‬‬ ‫امیدوارم این بیانات شنیده شود و به‌گونه‌ای نباشد که ما شاهد‬ ‫عدم‌مشارکت دولت در انتخابات باشیم‪ .‬اما در دوره‌های گذشته‬ ‫چنین ادبیاتی نداشتیم که مثال دولتی به صراحت بگویدکه من‬ ‫م ی‌خ واهم دولت بعدی را از آن خود کنم‪ .‬حداقل صورت ظاهری‬ ‫برای این کار درست م ی‌کردند تا مثال حزب کارگزاران سازندگی‬ ‫بیاید و در نتیجه انتخابات تاثیر بگذارد‪ .‬پیشنهاد من این است‬ ‫که آبادگران را احیا کنند و کاندیدای مورد نظر خود را از ط ریق این‬ ‫تشکل به مردم معرفی نمایند‪ .‬چندان شایسته نیست که دولت‬ ‫به‌طور مستقیم وارد عرصه انتخابات شود وکاندیدای خود را به‬ ‫مردم معرفی کند‪ .‬دولت دستگاه اجرایی است؛ حزب نیست که‬ ‫بخواهد کاندیدای انتخاباتی معرفی کند‪ .‬من توصیه م ی‌کنم‬ ‫که اصطالح جناح طرفدار دولت را از ادبیات سیاسی کشور حذف‬ ‫کنیم؛ چراکه دولت پس از هشت سال به پایان دوره مسئولیت‬ ‫خود م ی‌رسد‪ ،‬نه باند و فرقه است و نه حزب‪ .‬البته هم احزاب دولت‬
‫ساخته داشتیم و هم دولت‌های ب رآمده از احزاب؛ اینها درکشور ما‬ ‫مسبوق به سابقه هستند‪ .‬دولت حزب ساخته م ی‌تواند به حزبی‬ ‫کهازط ریقآنبهقدرترسیدهرجوعکندوازاینط ریقواردعرصه‬ ‫انتخاباتشود‪.‬به‌عبارتبهترم ی‌توانیمبگوییمآبادگرانبه‌عنوان‬ ‫حزبی که همراهی کرد و دولت فعلی را بر سر کار آورد‪ ،‬م ی‌تواند‬ ‫کاندیدا داشته باشد و ب ‌هدلیل خدماتی که در این هشت سال ارائه‬ ‫داده‪،‬یکیازقطب‌هایانتخاباتخ واهدبود‪.‬تلخوشی رینخدمات‬ ‫دولتدرکاممردممشخصاست‪.‬ممکناستاصالح‌طلبانهم‬ ‫به‌عنوان یکقطب جدی در انتخابات حضور یابند‪.‬‬ ‫جم ع‌بن�دی کلی ش�ما در‌خص�وص ای�ن جریان‬ ‫چیست؟‬ ‫‪ l‬آنها تصمیم خود را به برخورد نظام با جریان متبوع‬ ‫خودموکولکرده‌اند‪.‬منتظرم ی‌مانندتاببینندنظامچهم ی‌گویدو‬ ‫چه م ی‌کند‪ .‬اما به‌طور کلی استراتژی کلی اصالح‌طلبان از همان‬ ‫سه حالتی که عرض کردم‪ ،‬خارج نیست؛ یعنی یا مشارکت فعال‬ ‫خ واهند داشت‪ ،‬یا مشارکت نسبی یا در انتخابات شرکت خ واهند‬ ‫کرد‪ .‬اگر تصمیم بگی رند که مشارکت نسبی داشته باشند یا فقط‬ ‫در انتخابات شرکت کنند‪ ،‬چهره‌های متنوع‌تری پیش روی آنها‬ ‫خواهد بود؛ اما اگر بخواهند به‌طور فعال در انتخابات مشارکت‬ ‫کنند ممکن است نتوانند با نهادهای نظارتی به زبان مشترکی‬ ‫دستیابند‪.‬‬ ‫اصولگ رایانچطور؟‬ ‫یعنی اصولگ رایان فقط دو کاندیدا خواهند داشت؟‬ ‫ی بیش��تر تمایل دارند که‬ ‫‪ l‬به نظر من آقای هاش��م ‌‬ ‫مشارکت مناسبی در انتخابات شکل بگیرد و عقال به‌طور فعال‬ ‫در عرصه انتخابات ش��رکت کنند‪ .‬من ب راس��اس جو تبلیغاتی‬ ‫ییاآقایخاتمی م ی‌تواننددرانتخابات‬ ‫نم ی‌گویمکهآقایهاشم ‌‬ ‫شرکتکنندیامصلحتبرایناستکهدرانتخاباتحضوریابند‪.‬‬ ‫اگر خودشان به این تصمیم برسند در انتخابات شرکت م ی‌کنند‬ ‫و مردم اگر خ واستند به آنها رای م ی‌دهند و اگر هم نخ واستند رای‬ ‫نم ی‌دهند‪ .‬ممکن است شورای نگهبان صالحیت برخی افراد را‬ ‫تایید کند و برخی را تایید نکند؛ شاید صالحیت الزم را هم داشته‬ ‫باشنداماشوراینگهباناین‌گونهتشخیصدهدکهاینهاشرایط‬ ‫حضور در انتخابات را ندارن��د‪ .‬این به معنای عدم صالحیت این‬ ‫افراد نیست‪ .‬شاید همین اتفاق ب رای من هم بیفتد؛ اما دلیل بر‬ ‫این نیست که من صالحیت ندارم‪ ،‬بلکه صالحیت من از طرف‬ ‫شورای محترم نگهبان احراز نشده است‪.‬‬ ‫ی چه تصمیمی‬ ‫فکر م ی‌کنید در نهایت آقای هاشم ‌‬ ‫م ی‌گیرد؟‬ ‫آیاازگزینهخاصیحمایتم ی‌کنند؟‬ ‫‪ l‬بله؛ ایشان به‌دنبال روی کار آمدن عقال هستند‪.‬‬ ‫یعنی آقای روحانی؟‬ ‫ی را در انتخاب افرادی که در جبهه‬ ‫‪ l‬من آقای هاشم ‌‬ ‫اصالحات یا جبهه اصولگرایی هستند محصور نم ی‌کنم‪ .‬دلیل‬ ‫روش��ن و واضحی هم دارم؛ هم آقای والیتی منتسب به آقای‬ ‫ی است و هم آقای روحانی و هم اینکه هیچ کدام نیستند‪.‬‬ ‫هاشم ‌‬ ‫شماب ه‌عنوانیکنامزدانتخاباتیطبیعتاب رنام ه‌ریزی‬ ‫زمانیخاصیهمدارید‪.‬بخشعمده‌ایازبحث‌های‬ ‫انتخاباتی در اردیبهش�ت ماه خواهد ب�ود که البته‬ ‫با فضا و ش�رایط اقتصادی گره م ی‌خورد‪ .‬از س�وی‬ ‫دیگر دولت ه�م ب ه‌عنوان یک جریان سیاس�ی در‬ ‫انتخابات فع�ال خواهد بود‪ .‬تصور ش�ما ب ه‌عنوان‬ ‫یک نامزد انتخابات و یک تحلیلگر سیاس�ی از آن‬ ‫دوره چیست؟‬ ‫‪ l‬در قانون فعلی مس��اله نظارت کمی‌دقی ق‌تر شده‬ ‫و همین مساله تا حدود زیادی دغدغه کاندیداها را در حوزه اجرا‬ ‫کاهش داده اس��ت‪ .‬خصوصا اگر عرضه استفاده از حق قانونی‬ ‫خود در فرستادن ناظ ران انتخاباتی را داشته باشند‪ ،‬نگران ی‌شان از‬ ‫عملکرد دولت در عرصه اجرا تا حدود زیادی رفع خ واهد شد‪ .‬اما در‬ ‫این ایام شاهد برخی رفتارهای سیاسی از سوی دولت هستیم که‬ ‫من امیدوارم این رفتارها متوقف شود‪ .‬البته برخی از این رفتارها به‬ ‫کاندیداهایی که در عرصه انتخابات حضور دارند مربوط م ی‌شود‪.‬‬ ‫امیدوارم اگر دولت قصد دارد فرد خاصی را به‌عنوان کاندیدا راهی‬ ‫عرصه انتخابات کند‪ ،‬این کار را با رعایت اصول اخالقی انجام‬ ‫دهد‪ .‬ما باید انتقاد کنیم‪ .‬من ک��ه نم ی‌توانم از حکومت قاجار‬ ‫انتقاد کنم؛ بلکه باید از عملکرد دولت در هش��ت سال گذشته‬ ‫انتقاد کنیم‪ .‬اگر بخواهم بیایم هدفم اصالح است؛ اصالح روند‬ ‫فعلی اداره کش��ور و دولت‪ .‬من م ی‌خواهم دولت احمدی‌نژاد را‬ ‫اصالح کنم و پس از آن اگر تاثیر نابجایی از عملکرد دولت‌های‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫‪ l‬ایشان حق دارند که بیایند‪ ،‬اما برداشت من این است‬ ‫که تالش م ی‌کنند مشارکت باالیی در انتخابات صورت گیرد‪.‬‬ ‫چقدربهپیروزی‌تاندرانتخاباتخوشبینهستید؟‬ ‫‪ l‬من فکر م ی‌کنم مردم چن��د کار را انجام نم ی‌دهند‪.‬‬ ‫اگردرمورداشخاصبهتصمیمی‌رسی دندهرگزنظرخودراتغییر‬ ‫نم ی‌دهند؛ از همین رو تکلیف برخی افرادکه در انتخابات حاضر‬ ‫شده‌اند‪ ،‬از پیش روشن است‪ .‬یعنی یک بار به رای مردم مراجعه‬ ‫کرده‌اند اما مردم به آنها رای نداده‌اند‪ .‬مصلحت این افراد در این‬ ‫است که بار دیگر مرتکب چنین اشتباهی نشوند‪ .‬مردم از افراط‬ ‫و تف ریط‌ها ضربه خورده‌اند و از این رو کسانی که در هر شرایطی‬ ‫کاندیدای انتخابات م ی‌شوند در این دوره با اقبال چندانی از سوی‬ ‫مردم مواجه نخ واهند شد‪ .‬اگر با این شرایط پیش برویم و فرصت‬ ‫مناسبی ب رای گفت‌وگو با مردم در اختیار ما قرار بگیرد‪ ،‬حرف‌های‬ ‫نو و تازه‌ای داریم که در عرصه مشکالت واقعی و حقیقی مردم‬ ‫بیان خ واهیم کرد؛ چرا که مدتی روی مشکالت مردم و جامعه کار‬ ‫کارشناسی انجام داده‌ایم‪ .‬از این رو با مشکالت مردم آشنا هستیم‬ ‫ومطمئنهستیمکهاگراینمسائلرامطرحکنیمزبانمشترکی‬ ‫با مردم پی دا خ واهیم کرد‪ .‬هنگام ی‌که زبان مشترک پی دا شد‪ ،‬رای‬ ‫مردم ظاهر م ی‌شود و رای مردم به سمتی تمایل پی دا م ی‌کند که‬ ‫زبان مشترک را م ی‌شناس��د‪ .‬بناب راین معتقد به نو بودن‪ ،‬ب رنامه‬ ‫داشتن متناسب با نیازهای مردم و در نهایت متکی بودن به نگاه‬ ‫خردگرایانه کارشناسی با نیروهای خبیر و مومن و معتقد به نظام‬ ‫جمهوری اسالمی‌ای ران هستم‪.‬‬ ‫رقی�ب اصل�ی خودت�ان را در انتخابات چه کس�ی‬ ‫م ی‌دانید؟‬ ‫‪ l‬اگر دولت کاندیدایی را معرفی کن��د‪ ،‬او را مهم‌ترین‬ ‫رقیب خود م ‌‬ ‫یدانم‪g.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ l‬بله؛امیدوارمهمی ن‌طورباشدوتصمیمعاقالنههمین‬ ‫است‪.‬البتهم ی‌توانتصمیمغیرعاقالنههمگرفت؛همان‌طورکه‬ ‫قبالچنینتصمیماتیگرفته‌ایم‪.‬قطبدیگراصولگرایان‪،‬جبهه‬ ‫پایداریاستکهبهدوشاخهقموته رانتقسیمشدهاست؛ممکن‬ ‫است در نهایت بر سر یک کاندیدا به اجماع برسند اما به احتمال‬ ‫بسیار زیاد آبشان با اصولگرایان سنتی داخل یک جوی نم ی‌رود‪،‬‬ ‫چراکهادبیاتآنهابایکدیگرتطابقچندانیندارد‪.‬قطب‌هایقابل‬ ‫پی ش‌بینی انتخابات همین جریاناتی هستند که عرض کردم‪.‬‬ ‫با وجود نواقص قانون انتخابات و زمان بسیار کوتاهی که ب رای‬ ‫کاندیداها وجود دارد‪ ،‬معتقدم که اگر گفت‌وگوی کاندیداها با مردم‬ ‫از طریق صداوسیما و انتقال مفاهیم مورد‌نظر به جامعه به‌طور‬ ‫صحیح انجام شود‪ ،‬م ی‌تواند صف‌بندی‌های سیاسی موجود را به‬ ‫چالش بکشد‪ .‬امیدوارم استفاده از رسانه ملی در انتخابات به طرز‬ ‫عادالنه‌ای صورت گیرد؛ یعنی کسانی که در معرض حضور در‬ ‫انتخاباتهستندیاهمهبه‌طوریکسانازاینرسانهاستفادهکنند‬ ‫یا امکان استفاده از رسانه ملی ب رای هیچ یک فراهم نباشد‪ .‬این‬ ‫مصلحت کشور است؛ چراکه رهبر معظم انقالب در فرمایشات‬ ‫خود تاکید کردند که مناسب است کاندیداهای انتخابات بنده زر و‬ ‫زور و تزویر نشوند‪ .‬اگر وامدار یک گروه سیاسی خاص شدید‪ ،‬ب رای‬ ‫همان گروه کار م ی‌کنید نه ب رای مردم‪ .‬به تش��کل‌های مالی و‬ ‫سیاسیبدهکارهستیدوممکناستنتوانیدبهنحوشایسته‌ای‬ ‫به مردم خدمت کنید‪ .‬حتی اگر یکی از قطب‌های قدرت سیاسی‬ ‫شمارابه‌عنوانکاندیدامعرفیکرد‪،‬مجبورم ی‌شویدبهاینجریان‬ ‫وابسته باشید‪ .‬البته اینها برداشت شخصی من از سخنان مقام‬ ‫معظمرهبریاستومضامینبیاناتایشانرانقلم ی‌کنم‪.‬شرط‬ ‫الزموکافیب رایتحققاینفرمایشمقاممعظمرهبریایناست‬ ‫که توزیع بخشی از امکانات که متکی به این حوزه‌ها نیست به‬ ‫نحو مطلوب‪ ،‬با رعایت انصاف‪ ،‬به شکل رقابتی و با رعایت اعتدال‬ ‫در دسترس همه کس��انی که در معرض انتخاب مردم هستند‬ ‫قرار گیرد‪ .‬نباید این امکانات مورد سوءاستفاده قرار گیرد؛ چرا که‬ ‫در این صورت دلیل کمتری ب رای خودباختگی در مقابل ثروت و‬ ‫قدرت وجود دارد یا حداقل حجت برکاندیداها تمام اس��ت و اگر‬ ‫ی چطور فکر م ی‌کنید؟‬ ‫در مورد آقای هاشم ‌‬ ‫سياست‬ ‫‪ l‬در این جریان شاهد تقسیم‌بندی‌هایدرونیهستیم؛‬ ‫اصولگرایان سنتی که بارها در عرصه‌های رقابت‌های انتخاباتی‬ ‫شرکت کرده‌اند و ائتالف‪ 2+1‬هم اعالم موجودیت کرده اما موضع‬ ‫مشخصیاتخاذنکردهومشخصنیستوابستهبهکدامطیفاز‬ ‫اصولگرایاناست‪.‬امادرمجموعفکرم ی‌کنمکهاصولگرایانحول‬ ‫محور یک یا دو کاندیدا وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی شوند‪.‬‬ ‫تخطی کردند م ی‌توان با شمشیر قانون آنها را به مسیر درست‬ ‫بازگرداند‪ .‬نباید ب رای پیروزی در انتخابات‪ ،‬بنده زر و زور و تزویر شد‪.‬‬ ‫متاسفانه این کلمه تزویر همین اواخر به این عبارت اضافه شده‬ ‫است‪ .‬ما در دوره اخیر از کرامات سوءاستفاده کردیم اما واقعا کار‬ ‫درستی نبود‪ .‬باید مراقب باشیم؛ ما نیامده‌ایم که اعتقادات مردم‬ ‫را خ راب کنیم‪ .‬برخی ب ی‌مباالت ی‌هایی که صورت گرفت‪ ،‬همه‬ ‫چیز را خ راب کرده است‪ .‬امیدوارم بتوانیم بار دیگر اینها را سرجای‬ ‫خودشان برگردانیم‪ .‬باید بگوییم مردم! بزرگواران! اینها گوهرهایی‬ ‫هستند که باید در صندوقچه دل‌های شما بماند؛ به اینها‌ب ی‌باور‬ ‫نشوید‪ .‬اینها واقعیت دارد‪ ،‬حقیقت دارد؛ اما به شکل حقیقی خود‬ ‫در دل‌های شما‪ .‬ابزار تبلیغاتی من کاندیدا نیست‪ ،‬ابزار اداره کردن‬ ‫دولتهمنیست‪.‬‬ ‫گذشته برجا مانده باشد‪ ،‬آن را اصالح م ی‌کنم‪ .‬بناب راین روی انتقاد‬ ‫من به دولت است‪ .‬دولت باید دولت تسامح باشد و در پذیرش‬ ‫هرگونه انتقادی داشته باشد‪ .‬دولت در ماه‌های پایانی دوره خود‬ ‫به سر م ی‌برد و قرار نیست با کسی رقابت کند‪ .‬آقای احمدی‌نژاد‬ ‫که نم ی‌تواند به‌عنوانکاندیدا در انتخابات حضور پیدا کندکه‬ ‫انتقادات کاندیداها توطئه‌ای علیه ایشان تلقی شود‪ .‬اشخاص‬ ‫دیگر هم که مسئول دولت نبودند؛ بلکه هرکدام درگوشه‌ای از‬ ‫دولت کار م ی‌کردند‪ .‬من هر چه قدر هم نسبت به دولت آقای‬ ‫احمدی‌نژاد انتقاد کنم‪ ،‬ارتباطی به آقای مشایی پي دا نم ي‌كند‪.‬‬ ‫ایشان فقط یکی از اعضای دولت اس��ت‪ .‬انتقاد از دولت آقای‬ ‫خاتمی هم به من باز‌نم ی‌گردد؛ بلکه شخص آقای خاتمی باید‬ ‫نسبت به این انتقادات پاسخگو باش��ند‪ .‬اما اگر کسی در حوزه‬ ‫بازرگانی انتقاد کرد‪ ،‬به من مربوط م ی‌شود؛ چراکه هشت سال‬ ‫تمام مسئولی ت‌های اینکار را برعهده گرفتم‪ .‬حاضرم چوبش را‬ ‫بخورم اما تشویق هم بشوم‪ .‬انتقادات نسبت به دولت به خاطر‬ ‫خصیصهانتخاباتاست؛نهاینکهعنادیمیانماودوستانباشد‪.‬‬ ‫من کوچک‌ترین کینه‌ای در دلم نسبت به اعضای دولت فعلی‬ ‫احس��اس نم ی‌کنم؛ دلیلی هم ندارد ما این‌گونه به قضایا نگاه‬ ‫کنیم‪ .‬ممکن است از نظر من برخی حرف‌های آنها منافع ملی‬ ‫را خدش ‌هدار کند اما آنها خودشان فکر م ی‌کنند حرف‌هایشان به‬ ‫نفع مردم‪ ،‬کشور‪ ،‬نظام و اسالم است‪ .‬البته باید بپذی رند که اشتباه‬ ‫هم م ی‌کنند و باب انتقاد را باز‌بگذارند‪ .‬متاسفانه برخی رفتارهای‬ ‫یزند‪ .‬ما در شش ماهه اخیر‬ ‫سیاسی دولت به نگران ی‌ها دامن م ‌‬ ‫یک حرکت دگراندیش��انه تندروانه‌ای را مشاهده م ی‌کنیم که‬ ‫بسیار عجیب اس��ت‪ .‬معموال خصایص دولت‌ها در تبلیغات‬ ‫ورود به انتخابات ظاهر م ی‌شود اما این دولت با نزدیک شدن به‬ ‫پایان فعالیت خود به فعالی ت‌های انتخاباتی پرداخته که بسیار‬ ‫عجیب است‪ .‬در این دولت زمانی از حقوق اساسی مردم صحبت‬ ‫م ی‌شودکه موقع رفتن و خداحافظی است‪ .‬اگر حقوق اساسی‬ ‫مردم مهم است و قرار بود که رئی س‌جمهور از آنها صیانت کند‪،‬‬ ‫بایددرتبلیغاتانتخاباتیاینمس الهمطرحم ی‌شد‪.‬البتهمنفکر‬ ‫نم ی‌کنم چنین نگاهی در دولت حاکم باشد‪ .‬رفتارهای سیاسی‬ ‫نامتعارف و دگراندیشانه دولت ممکن است به تنش‌هایی منجر‬ ‫شود‪ .‬دولت باید تا حد امکان فضای آرامش را طی کند‪ .‬در غیر‬ ‫این صورت‪ ،‬مجری قبل از دیگران آسیب م ی‌بیند و خطای بسیار‬ ‫بزرگی است که مجری به‌دنبال ایجاد توفان باشد‪.‬‬ ‫‪83‬‬
‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫عصر‌ائتالف‌ها‬ ‫اصولگرايان در چند جبهه براي ورود به انتخابات برنامه‌ريزي مي‌كنند‬ ‫مصطفي صادقي‬ ‫اگر ف��رض بر ای��ن باش��د‌که انتخابات با س��ه قطب‬ ‫اصولگرای��ان‪ ،‬اصالح‌طلب��ان و حامیان احمدی‌ن��ژاد برگزار‬ ‫شود‪ ،‬اکنون که در واپسین ماه سال ‪ 91‬هستیم باید بگوییم‬ ‫که اصولگرایان پرخبرترین و پ ر‌تحرک‌ترین قطب تا کنون‬ ‫هس��تند‪ .‬ه ر‌چه حامیان دول��ت با چراغ خام��وش حرکت‬ ‫م ی‌کنند و اصالح‌طلبان به دالیل متعدد کم تحرک و ب ی‌خبر‬ ‫هستند‪ ،‬اما در چند وقت اخیر تقریبا روزی نبوده که خبری‬ ‫انتخاباتی از تحرکات سیاسی اصولگرایان منتشر نشود؛ از‬ ‫اعالم حضورهایی انتخاباتی تا جلسات و گعده‌های سیاسی‪.‬‬ ‫در س��طح نخس��ت تحلی��ل ش��رایط ای��ن روزهای‬ ‫اصولگرایان‪ ،‬م ی‌توان آنها را اینگونه دسته‌بندی کرد‪:‬‬ ‫‪ -1‬ائتالف س��ه نفره غالمعلی حدادعادل‪ ،‬عل ی‌اکبر‬ ‫والیتی و محمد‌باقر قالیباف‬ ‫‪ -2‬س��نت ی‌ها در دو بخ��ش جبهه پی��روان و جامعه‬ ‫روحانیت‬ ‫‪ -3‬جبهه پایداری‬ ‫‪ -4‬چهره‌های مستقل منسوب به اصولگرایان‬ ‫آنچه ام��روز بر اصولگرای��ان م ی‌گذرد ش��باهت‌ها و‬ ‫تفاوت‌هایی دارد با آنچه بر سپهر سیاست ای ران در سال‌های‬ ‫‪ 83‬و ‪ 84‬گذشت‪.‬‬ ‫طرفه آنکه اکنون نیز مانند آن برهه چهره‌های متعددی‬ ‫از اصولگرایان سودای بر تن کردن ردای ریاست‌جمهوری را‬ ‫دارند؛ ائتالف‌هایی میان آنان شکل گرفته و اوضاع در شرایط‬ ‫مختلف نوید پیروزی ی��ک نامزد اصولگ��را در انتخابات را‬ ‫م ی‌دهد‪ .‬از جانبی دیگر اما این بار رقیب آنها در یک قطب‬ ‫خالصه نم ی‌شود‪،‬اگر اصولگرایان در آن مقطع زمانی فقط‬ ‫اصالح‌طلبان را پیش روی خود م ی‌دیدند اکنون یک قطب‬ ‫دیگر نی��ز مقابل آن��ان صف‌آرایی کرده اس��ت؛ قطبی که‬ ‫حامیان رئی س‌جمهور کنونی را در‌بر دارد‪ .‬هر چه هست اما‬ ‫این تفاوت‌ها و شباهت‌ها هنوز اصولگرایان را در یک نقطه‬ ‫کانونی جمع نکرده و در شرایط حاضر گفتمان‌ها و نگاه‌های‬ ‫متفاوتی میان آنها درباره انتخابات ریاس��ت‌جمهوری وجود‬ ‫دارد‪ .‬چنانکه در سطح دوم تحلیل م ی‌توان نگاه اصولگرایان‬ ‫را به انتخابات در دو محور عمده خالصه کرد‪:‬‬ ‫ گروهی که به اتح��اد و ائتالف ب رای پیروزی قطعی‬‫گفتمان انقالب اسالمی در انتخابات م ی‌اندیشد‪.‬‬ ‫ گروهی ک��ه معتقدن��د م ی‌توانند ب��ا ظرفی ت‌های‬‫ش��خصی و گروهی و فارغ از حمایت جناح��ی در انتخابات‬ ‫پیروز شوند و گفتمان مد‌نظرشان را پیش بب رند‪.‬‬ ‫با این نگاه اگرچه م ی‌توانیم به پاسخ این سوال برسیم‬ ‫که چرا هنوز اصولگرایان به تصمیم واحدی ب رای انتخابات‬ ‫نرسیده‌اند‪ ،‬اما تحلیل و رسیدن به تصویری روشن از شرایط‬ ‫کنونی و گمانه‌زنی درب��اره آنچه در می��ان اصولگرایان در‬ ‫خرداد ‪ 92‬خواهد گذش��ت نیازمن��د واکاوی‪ ،‬رصد تحرکات‪،‬‬ ‫اظه��ارات و مواضع گروه‌ها و تش��کل‌های اصولگرا در چند‬ ‫وقت اخیر است‪.‬‬ ‫ائتالف سه‌نفره‬ ‫«والیتی و قالیباف و من با هم رقابت نخواهیم کرد و‬ ‫هر سه وارد عرصه نخواهیم شد‪ ،‬بلکه ساز و کاری را ط راحی‬ ‫م ی‌کنیم که ب راساس مش��روعیت و مقبولیت و کارآمدی‪،‬‬ ‫هرکس مناسب است بیاید و تعدد کاندیدا اتفاق نیفتد‪».‬‬ ‫این اظهار‌نظر غالمعلی حدادعادل معادالت سیاسی‬ ‫اصولگرایان را وارد فاز جدیدی ک��رد؛ برخی حمایت کردند‪،‬‬ ‫برخی لب به اعتراض و انتقاد گش��ودند و دسته‌ای دیگر هم‬ ‫‌ترجیح دادند که فعال موضع‌گیری نکنند‪.‬‬ ‫صورت‌بندي چينش نيروهاي اصولگرايان‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪84‬‬ ‫راست سنتي‬ ‫ائتالف سه‌نفره‬ ‫جبهه پايداري‬
‫جبهه پایداری‬ ‫«با کسی ائتالف نم ی‌کنیم» ؛این گزاره تقریبا در تمام‬ ‫مصاحب ه‌های اخی��ر چهره‌های اصلی جبه��ه پایداری دیده‬ ‫م ی‌شد‪ .‬گویا تصمیم تشکیالتی آنها اکنون که در آخرین ماه‬ ‫سال هستیم چنین است که ب رای ورود مستقل به انتخابات‬ ‫تالش کنند‪.‬‬ ‫این همه در حالی اس��ت که انتظار م ی‌رف��ت آنها به‬ ‫جهت حضور غالمعل��ی حدادع��ادل در ائتالف س��ه‌نفره‬ ‫همچون انتخابات هیات رئیس مجلس نهم مش��ارکت در‬ ‫ائتالف را در پیش بگیرن��د؛ پایداری‌ها اما علیه ائتالف ‪2+1‬‬ ‫موضع گرفتند‪.‬‬ ‫کام��ران باقری‌لنکران��ی در مصاحب��ه‌ای ب��ا مثلث‬ ‫گفته اس��ت که عدم توجه به اس��تراتژی مد‌نظر آنها یعنی‬ ‫خالص‌س��ازی نیروه��ای انقالب موج��ب وضعیت کنونی‬ ‫مجلس ش��ده و این اصرار س��خنگوی جبهه پای��داری بر‬ ‫مستقل‌های اصولگرا‬ ‫آنچنان آمد برخی چهره‌های اصولگرا ب��ر این باورند‬ ‫که م ی‌توانند با تکیه بر ظرفی ت‌های ش��خصی و گروهی‬ ‫بدون حمایت جناح وارد انتخابات شوند و در صورت پیروزی‬ ‫گفتمان مد‌نظر خود را پیگیری کنند‪.‬‬ ‫در میان این افراد م ی‌توان به محس��ن رضایی اشاره‬ ‫کرد که البته در انتخابات س��ال ‪ 84‬و ‪ 88‬نیز کاندیدا ش��ده‬ ‫بود‪ .‬او ه ر‌گونه ائتالف را تاکنون رد کرده و م ی‌گوید ائتالف‬ ‫بعد از پی��روزی در انتخابات خواه��د ب��ود‪ .‬از جانبی دیگر‬ ‫علیرضا زاکانی نی��ز که دبی ر‌کل جمعيت رهپويان اس��ت‪،‬‬ ‫نام��زدی‌اش را در انتخاب��ات رد نکرده و اف��راد نزدیک به او‬ ‫از احتمال وقوع چنی��ن رخدادی خبر م ی‌هن��د‪ .‬در تحلیل‬ ‫انتخاباتی از آرایش نهایی نیروهای سیاس��ی باید گفت که‬ ‫هنوز نم ی‌ت��وان تصویری واض��ح و قطع ی‌ ترس��یم کرد از‬ ‫معادالت سیاس��ی خرداد ‪92‬؛ چرا‌که گوی��ا اخبار مهمی‌در‬ ‫راه است‪ .‬شاید حضور کاندیداهایی که هنوز تصمیم نهایی‬ ‫نگرفته‌اند اصولگرایان را در اتحاد یا حرکت مجزا جدی‌تر کند‪.‬‬ ‫زمانه آبستن هزار‌ماجراست و شرایط استثنایی در برخی موارد‬ ‫سپهر معموال پی ش‌بین ی‌پذیر رویدادها را به‌هم م ی‌ریزد‪g .‬‬ ‫سياست‬ ‫اعضای جامعه روحانیت معرفی خواهد شد و برخی دیگر نیز‬ ‫از تصمیم ی‌ خبر م ی‌دهند که بر مبنای آن بناس��ت جامعه‬ ‫روحانیت به صورت مصداقی وارد انتخابات نشود‪.‬‬ ‫هر چه هست آخرین ش��نیده‌ها از عزم دو چهره از این‬ ‫تش��کل روحانی ب رای کاندیداتوری خبر م ی‌دهد؛ مصطفی‬ ‫پورمحمدی و ابوتراب ی‌فرد‪.‬‬ ‫مصطفی پورمحم��دی م ی‌گوید که هن��وز تصمیم‬ ‫قطعی نگرفته و ابوتراب ی‌فرد هم م ی‌گوید اگر ش��رایط مهیا‬ ‫باشد شاید کاندیدای انتخابات شود‪ .‬در این میان محمد‌رضا‬ ‫باهنر م ی‌گوی��د در انتظار اع�لام کاندیدات��وری مصطفی‬ ‫پورمحمدی هستند تا اگر او آمد ائتالف سه‌نفره خود را تبدیل‬ ‫به ائتالف ‪ 3+1‬کنند‪.‬‬ ‫محس��ن کوهکن نیز که رئیس واحد سیاسی جبهه‬ ‫پیروان است‪ ،‬رایزنی با مصطفی پورمحمدی را تایید کرده و‬ ‫او نیز همچون باهنر از تصمیمات سنت ی‌ها در مورد ائتالف‬ ‫جدید خبر م ی‌دهد‪.‬‬ ‫اما اگر بخواهیم از نگاهی دیگر به شرایط این روزهای‬ ‫سنت ی‌ها بپردازیم‪ ،‬نخستین مساله این است که چرا آنها با‬ ‫این تاخیر وارد بحث مصادیق شده‌اند و هنوز نتوانسته‌اند به‬ ‫یک سازوکار جدی و مورد توافق ب رای این انتخابات برسند‪.‬‬ ‫مهمترین علت قرار گرفتن آنها در چنین وضعیتی شاید عدم‬ ‫کاندیداتوری چهره‌های شاخص س��نتی از جمله عل ی‌اکبر‬ ‫ناطق‌نوری و علی الریجانی باشد‪.‬‬ ‫اگر چه تا چند ماه پیش زمزمه‌هایی از حضور عل ی‌اکبر‬ ‫ناطق‌نوری وجود داشت اما او رک و صریح اعالم کرده که به‬ ‫تصمیمش ب رای دوری از سیاس��ت‌ورزی رسمی همچنان‬ ‫اصرار دارد‪.‬عل��ی الریجانی نیز که اکن��ون بر صدر مجلس‬ ‫نهم تکیه زده گویا بنابر مشورت‌هایی که با مشاورانش انجام‬ ‫داده بقا در این پست را به رقابت ب رای کرسی برجای مانده از‬ ‫محمود احمدی‌نژاد‌ترجیح خواهد داد؛ اگرچه كه او هنوز به‬ ‫صورت جدی کاندیداتوری‌اش را در انتخابات رد نکرده است‪.‬‬ ‫تفاوت آرا میان گروه‌های سنتی در موضوعات مختلف‪،‬‬ ‫عدم‌ورود انتخاباتی جامع��ه روحانیت به ص��ورت عینی و‬ ‫عملی و خالء رهبری تش��کیالتی از عمده دالیلی است که‬ ‫اصولگرایان را در این شرایط قرار داده است‪.‬‬ ‫پیگی��ری سیاس��ت خالص‌س��ازی حت��ی در انتخاب��ات‬ ‫ریاست‌جمهوری نش��ان از خط‌مش��ی آنها در رقابت پیش‬ ‫رو دارد‪.‬‬ ‫آنها البته ماه‌های س��خت و پ ر‌خبری را سپری کردند‪.‬‬ ‫از ماجرای شایعات انش��عاب به دو بخش قم و ته ران تا جدا‬ ‫شدن چهره‌های شاخصی از آنان مانند غالمحسین الهام و‬ ‫حمید رسایی‪.‬‬ ‫در تحلی ل‌هایی که اکنون در مورد جبهه پایداری مطرح‬ ‫شده سه پیشامد محتمل است‪:‬‬ ‫‪ -1‬معرفی نامزد مستقل‬ ‫‪ -2‬ائتالف با حامیان احمدی‌نژاد‬ ‫‪ -3‬ائتالف با گروه سه نفره اصولگرایان‬ ‫آنچنان که آمد گمانه نخس��ت معرفی نامزد مستقل‬ ‫است‪ .‬گزاره‌ای که البته بسیار مورد تاکید چهره‌های اصلی‬ ‫این جریان است‪ .‬بر این اس��اس آنها نام سه نفر را به عنوان‬ ‫گزینه‌های مورد بررسی اعالم کرده‌اند؛ سعد جلیلی‪ ،‬کامران‬ ‫باقری‌لنکرانی و پرویز فتاح‪.‬‬ ‫در میان این سه گزینه پرویز فتاح و سعید جلیلی هنوز‬ ‫پاسخ مثبتی به آنها نداده‌اند و اخی را نام پرویز فتاح در بیانیه‬ ‫دعوت انتخاباتی حامیان جبهه پایداری حذف شده است‪.‬‬ ‫در این میان کامران باقری‌لنکرانی کاندیداتوری‌اش را رد‬ ‫نکرده‪ ،‬اما برخی معتقدند که پایداری‌ها در نهایت به ائتالف‬ ‫با گروه سه نفره خواهند رسید‪ ،‬چنانکه حتی گفته م ی‌شود‬ ‫طیفی از آنها اصرار به حمایت از غالمعلی حدادعادل دارند‬ ‫و طیفی دیگر اعتقاد به معرفی کامران باقری لنکرانی ب رای‬ ‫حضور در ائتالف سه‌گانه‪.‬‬ ‫در این می��ان اخبار دیگری مطرح اس��ت که از تمایل‬ ‫طیفی از پایداری‌ها ب رای ائتالف با دولت خبر م ی‌دهد‪.‬‬ ‫اگر چه اعضای جبهه پایداری این مساله را رد م ی‌کنند‪،‬‬ ‫اما عبدالرضا داوری‪ ،‬چهره نزدیک به حامیان دولت م ی‌گوید؛‬ ‫پایداری‌ها ذیل گفتمان دولت و احمدی‌نژاد تعریف م ی‌شوند‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫سنتی‌ها‬ ‫احزاب و تشکل‌های طیف راست اصولگرایان اگر چه‬ ‫در ادوار پیشین انتخابات از ماه‌ها قبل «کار‌ویژه انتخابات»‬ ‫را در دس��تورکار خود قرار م ی‌دادند این بار اما با اینکه زمان‬ ‫زیادی تا انتخابات نمانده هنوز صداه��ای متفاوتی از میان‬ ‫آنان شنیده م ی‌شود‪.‬‬ ‫در آخرین تحول در میان سنت ی‌ها جبهه پیروان اعالم‬ ‫کرده ک��ه منوچهر متک��ی‪ ،‬محمد‌‌رضا باهنر و آل‌اس��حاق‬ ‫نامزدهای آنها ب رای انتخابات هستند که از میان آنها منوچهر‬ ‫متکی رس��ما اعالم کاندیداتوری ک��رده‪ ،‬محمد‌رضا باهنر‬ ‫م ی‌گوید درس��ت نیست دعوت دوس��تانش را ب رای نامزدی‬ ‫نپذیرد‪ .‬آل‌اس��حاق هم گویا روزهای مهم��ی‌را در دفترش‬ ‫م ی‌گذراند؛ او اکنون نامزد و گزینه موتلفه‌‌ای‌هاست‪.‬‬ ‫این اما همه ماجرا در میان س��نت ی‌ها نیست‪ .‬جامعه‬ ‫روحانیت مبارز که در ادوار مختلف انتخابات به عنوان تشکل‬ ‫روحانی مرج��ع تاثی ر‌گذار ب��وده‪ ،‬اکنون ب��ا نگاه‌های دقیق‬ ‫تحلیلگران مواجه است؛ نگاه‌هایی که در پی رصد تصمیم‬ ‫‌نهایی این تشکل روحانی ب رای انتخابات ‪ 92‬هستند‪ .‬برخی‬ ‫م ی‌گویند جامعه روحانی��ت در نهایت تصمیم به حمایت از‬ ‫ائتالف ‪ 2+1‬خواهد گرفت‪ .‬برخی معتقدند یک نامزد از میان‬ ‫پيوستن به ائتالف سه‌نفره‬ ‫معرفي كانديداي اختصاصي‬ ‫ائتالف با دولت‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫هر چه زمان م ی‌گذشت اما این ائتالف شکل جدی‌تری‬ ‫به خود گرفت و دیدارها میان آنها و چهره‌های با نفوذ و موثر‬ ‫اصولگرا تداوم یافت‪ .‬محمد‌باقر قالیباف درباره این ائتالف‬ ‫م ی‌گوید‪« :‬ائتالفی که از سالیق مختلف اصولگرایی شکل‬ ‫گرفته و مورد استقبال هم واقع شده‪ ،‬پیش از آنکه سیاسی‬ ‫باشد‪ ،‬عقیدتی و ب رای تامین منافع ملی و عبور از مشکالت‬ ‫کشور اس��ت‪ .‬ائتالف س��ه‌گانه اصولگرایان درصدد معرفی‬ ‫شایس��ته‌ترین‪ ،‬مقبول‌ترین و کارآمد‌ترین گزینه در مقطع‬ ‫حساس کنونی است‪».‬‬ ‫اما ائتالف س��ه نفره در صورت پی��روزی چه فرجامی‬ ‫‌خواهد داش��ت؟ پاس��خ این س��وال را عل ی‌اکبر والیتی به‬ ‫خبرنگاران گفته‪ .‬او با اعالم تشکیل س��ه کمیته فرهنگ‪،‬‬ ‫اقتصاد و امور بی ن‌الملل در این ائتالف اظهار داشته است که‬ ‫سه کمیته تشکیل ش��ده در این ائتالف‪ ،‬ارکان اصلی دولت‬ ‫آینده در صورت پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫به گفته وی‪ ،‬غالمعل��ی حداد‌عادل مس��ئول کمیته‬ ‫فرهن��گ‪ ،‬علم و مس��ائل اجتماع��ی اس��ت و مطالعات و‬ ‫برنامه‌ری��زی در این ح��وزه را برعه��ده دارد‪ .‬والیتی تصریح‬ ‫کرده است‪« :‬محمد‌‌باقر قالیباف مسئولیت کمیته اقتصاد‬ ‫و موضوعات زیربنایی را بر عهده دارد و مس��ئولیت کمیته‬ ‫سیاست و امور بی ن‌الملل نیز برعهده بنده است‪».‬‬ ‫در این میان آی��ت‌اهلل یزدی به عن��وان رئیس جامعه‬ ‫مدرس��ین حوزه علمیه قم نیز رسمی و ش��فاف از ائتالف‬ ‫حمایت کرده و حتی گفته است‪« :‬نکته اصلی این است که‬ ‫در ائتالف اصولگرایان‪ ،‬باید محور این باشد‪ ،‬یک نفر که نامزد‬ ‫نهایی م ی‌شود‪ ،‬بقیه به عنوان وزیر یا همکار در کنار دولت‬ ‫باشند‪ ».‬رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه‬ ‫خوب است کسانی که م ی‌خواهند کاندیدا شوند‪ ،‬به ائتالف‬ ‫سه‌گانه اصولگرایان اضافه ش��وند‪ ،‬ادامه داده‪« :‬بهتر است‬ ‫کسانی که کنار م ی‌روند‪ ،‬همکار یا وزیر شوند‪».‬‬ ‫آیت‌اهلل مهدوی‌کنی به‌عنوان دبی ر‌کل جامعه روحانیت‬ ‫نیز اخی��را در دیدارعل ی‌اکبر والیت��ی‪ ،‬محمدباقر قالیباف و‬ ‫غالمعلی حداد‌عادل‪ ،‬سه عضو ائتالف سه‌گانه اصولگرایان‬ ‫خطاب به اعضای ائتالف تاکید کرده که باید به‌دنبال گزینه‬ ‫حداکثری اصولگرایان باشند‪.‬‬ ‫با ای��ن تفاس��یر باید ائتالف س��ه نف��ره را یک قطب‬ ‫انتخابات ‪ 92‬بدانیم؛ ف��ارغ از اینکه اصولگرایان دیگر هم به‬ ‫این ائتالف بپیوندند یا چهره‌های��ی از آنان به صورت مجزا‬ ‫«حاضر» انتخابات ‪ 92‬باشند‪.‬‬ ‫گزاره‌هاي پيش‌روي جبهه پايداري‬ ‫‪85‬‬
‫محمد حسين صفار هرندی‪:‬‬ ‫هيچ‌يك از شاخه‌هاي اصولگرايي‬ ‫به تنهايي توان اداره كشور را ندارند‬ ‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫آرام صحب�ت مي‌كن�د؛ اما در عين ح�ال قاطع‬ ‫و محك�م‪ .‬تم�ام جريان‌هاي سياس�ي موجود‬ ‫را به نق�د مي‌كش�د؛ از اصولگرايان س�نتي تا‬ ‫جبه�ه پاي�داري و از جري�ان متصل ب�ه دولت‬ ‫ت�ا اصالح‌طلب�ان‪ .‬صفارهرندي ك�ه روزگاري‬ ‫سردبير روزنامه كيهان بود و به حكم سرنوشت‬ ‫بر كرس�ي وزارت ارش�اد دولت نهم تكيه زد‪،‬‬ ‫همچون بسياري از تحليلگران سياسي معتقد‬ ‫اس�ت كه انتخابات ‪ 92‬س�ه‌قطبي خواهد بود؛‬ ‫اما در عين‌حال از بخت باالي جريان اجتماعي‬ ‫اصولگرايان در انتخابات آينده سخن مي‌گويد‪.‬‬ ‫او در گفت‌وگو با مثلث ب�ه ارزيابي جريان‌هاي‬ ‫مختلف اصولگرا‪ ،‬اصالح‌طلب و متصل به دولت‬ ‫پرداخته و از تهديدها و فرصت‌هاي پيش‌رو در‬ ‫انتخابات ‪ 92‬سخن گفته است‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪86‬‬
‫سال گذش�ته در گفت‌وگویی که داشتیم‪ ،‬اشاره‬ ‫کردید ک�ه هنوز زمان بح�ث در م�ورد انتخابات‬ ‫فرانرسیده است‪ .‬اما این روزها فقط حدود چهار‬ ‫ماه ت�ا انتخابات فرص�ت داریم و ب�ه نظرم زمان‬ ‫مناس�بی برای بررس�ی فضای انتخاباتی کشور‬ ‫است‪ .‬باتوجه به فضای داخلی و خارجی‪ ،‬تهدیدها‬ ‫و فرصت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری را چگونه‬ ‫ارزیاب�ی م ی‌کنی�د؟ البته هن�وز تصویر نس�بتا‬ ‫مبهم ی‌از انتخابات آینده پیش روی ماس�ت؛ اما‬ ‫این پازل به تدریج در حال تکمیل شدن است‪.‬‬ ‫یعنی م ی‌گویید ممکن اس�ت در انتخابات آينده‬ ‫چهره‌های جدیدی به آن جبهه بپیوندند؟‬ ‫سياست‬ ‫‪ l‬بله؛ هم به واس��طه چهره‌ها و هم از این لحاظ که‬ ‫دش��من ط راح ی‌های تازه‌ای دارد‪ .‬مثال پیوند زدن رندانه آینده‬ ‫کشور به مذاکره با ایاالت متحده یک چالش جدی است‪ .‬دشمن‬ ‫روی این مساله سرمایه‌گذاری م ی‌کند و تالش دارد زمین بازی‬ ‫را او تعیین کند‪ .‬من اینها را به‌عن��وان اصل ی‌ترین چالش‌ها و‬ ‫یدانم‪.‬‬ ‫تهدیدها و به‌عبارت بهتر آسی ب‌های انتخابات آینده م ‌‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ l‬در یک نگاه کلی‪ ،‬طبیعت��ا انتخابات یک فرصت‬ ‫تلقی م ی‌شود؛ خصوصا ب رای نظامی که متکی بر آرای مردم‬ ‫است‪ ،‬شکل گیری آن بر مبنای یک انقالب مردم ی‌ بوده و‬ ‫از روز اول ب��ا مراجعه به افکار عمومی ب��ه آنها اعتماد کرده‬ ‫است‪ .‬مائو تعبیری دارد که م ی‌گوید‪« :‬چریک در میان مردم‬ ‫همچون ماهی در آب اس��ت و اگر آن را از آب بگیرند از بين‬ ‫م ي‌رود‪ ».‬انقالب اسالمی هم همین طور است؛ يعني انقالب‬ ‫بدون مردم اصال معنا ندارد‪ .‬برخی تحوالت کودتایی به اتکای‬ ‫قدرت بیرونی حیات دارند اما انقالب اسالمی اینگونه نیست‪.‬‬ ‫البته اینها بدیهیات است اما باید روی این مسائل تکیه کنیم؛‬ ‫چراکه برخی این حرف‌ها را جا انداخته‌اند که نسبت انقالب‬ ‫اسالمی و مردم‪ ،‬نسبت معارضه است‪ .‬در حالی که پیوستگی‬ ‫ذاتی انقالب با م��ردم را باید یک گزاره قطع��ی تلقی کرد‪.‬‬ ‫بناب راین انتخابات فرصت بس��یار مغتنم ی‌است و به تبع آن‬ ‫فرصت‌هایی ب رای نظام به وجود م ی‌آید‪ .‬یکی از این فرصت‌ها‬ ‫آزمون جدیدی از حضور مردم پای صندوق‌های رای است که‬ ‫ثابت کننده این است که حتی اگر ناراحت ی‌هایی هم از نظام‬ ‫داشته باشند‪ ،‬این مس��اله تاثیری بر دلبستگی قطعی آنها‬ ‫نسبت به اصل نظام ندارد‪ .‬گالیه‌ها و نگران ی‌های مردم سر‬ ‫جای خود است اما با حضور خود در انتخابات نشان م ی‌دهند‬ ‫که این نظام گزینه بیرون از خود ندارد و مردم‌جایگزینی خارج‬ ‫از این نظام را متصور نیستند‪.‬‬ ‫انتخابات فرصت��ی ب��رای تغییر و دگرگونی اس��ت؛‬ ‫دگرگونی از ن��وع جابه جای��ی و گردش نخب��گان‪ .‬طبیعتا‬ ‫این نو ش��دن م ی‌تواند مفید باش��د؛ خصوصا اینکه انقالب‬ ‫ما «جوانان» و «جوانی» را خاس��تگاه اصل��ی خود م ی‌داند‪.‬‬ ‫جوانی ب رای انقالب ما یک فرصت است‪ .‬رهبر معظم‌انقالب‬ ‫بارها بر نش��اط جوانی ب رای پیش��برد اهداف نظام و انقالب‬ ‫تکیه کرده‌ان��د‪ .‬جوانی فرصتی اس��ت ب��رای جوانانی که‬ ‫منتظر فرصت‌های بهتری ب رای خدمت هس��تند‪ .‬انتخابات‬ ‫فرصتی از جنس تمرین سیاس��ت‌ورزی و دموکراسی است؛‬ ‫خصوصا ب رای ما که کمتر این تمرین را در گذشته تاریخی‬ ‫خود داشته‌ایم‪ .‬بس��یاری به درس��تی م ی‌گویند که گذشته‬ ‫ما‪ ،‬گذشته‌ای استبداد زده اس��ت؛ ما عمال پس از مشروطه‬ ‫دخالت مردم را در سرنوش��ت خودشان مش��اهده کرده‌ایم‪.‬‬ ‫البته این تجربه هم تجربه‌ای نصف��ه و نیمه و ناقص بوده‬ ‫است؛ هم در جریان مش��روطه که انقالب سر زا رفت و هم‬ ‫در ‪ 28‬مرداد که با هدف‌گذاری‌های غلط از س��وی جریانات‬ ‫سیاسی ‪ -‬اجتماعی دخیل در این واقعه و ناکارآمدی جریانات‬ ‫اداره‌کننده آن‪ ،‬این حرکت ناکام ماند‪ .‬بناب راین ما به تجربیات‬ ‫جدید نیاز داریم و از این رو‪ ،‬فرصت انتخابات ب رای ما فرصتی‬ ‫ب رای ش��تاب گرفتن تجربی��ات دموکراتیک اس��ت‪ .‬البته‬ ‫دموکراسی که ما از آن صحبت م ی‌کنیم‪ ،‬همان مردمساالری‬ ‫در چارچ��وب مقررات دین��ی و عالئق اعتقادی ماس��ت؛ نه‬ ‫آن دموکراسی که با ما س��ازگاری ندارد‪ .‬من از این رو بر این‬ ‫مساله تاکید م ی‌کنم که برخی به‌دنبال گزک گرفتن‌هایی‬ ‫از روش‌های ما هس��تند که متاثر از روش‌های دموکراس��ی‬ ‫بیرونی اس��ت‪ .‬بناب راین م ی‌گویند تجربه دموکراتیک شما‬ ‫در این سی س��ال کجاس��ت؟ در حالی که مردمساالری در‬ ‫اوج خود وجود داش��ته و مبتنی بر عالئق و عقاید اعتقادی‬ ‫ماست‪ .‬دستاوردهای دیگری را نیز م ی‌توان ب رای فرصت‌های‬ ‫انتخاباتی مطرح کرد؛ به‌عنوان مثال امروز تمام حرف دنیای‬ ‫درگیر با ما این اس��ت گروه حاکم بر ای��ران نماینده اقلیت‬ ‫جامعه ای رانی هس��تند؛ در حالی که اگر انتخابات باشکوه‪،‬‬ ‫پرش��ور و با حضور حداکثری مردم برگزار شود‪ ،‬باطل‌السحر‬ ‫این ادعاها خواهد ب��ود و اینها حجتی ب رای ریختن اش��ک‬ ‫تمساح ب رای ملت ای ران نخواهند داش��ت و پرده‌های نفاق‬ ‫آنها دریده م ی‌ش��ود‪ .‬البته از آنجایی که عناصر ضدانقالب‬ ‫عددی نیستند و ظرفیتی ندارند‪ ،‬من آنها را در این محاسبات‬ ‫لحاظ نم ی‌کن��م‪ .‬و اما تهدیده��ا؛ انتخاب��ات فرصت پهلو‬ ‫دادن نظام و انقالب به دش��منان نیز هست‪ .‬چرا که فضای‬ ‫سیاسی کش��ور در دوره انتخابات بازتر اس��ت؛ به هر حال‬ ‫ض��رورت دارد که اف��راد بیایند‪ ،‬حرف بزنن��د و موضع‌گیری‬ ‫کنن��د‪ .‬اما در این میان ش��لختگ ی‌هایی هم ب��روز م ی‌کند‬ ‫كه برخی بخواهند سوءاس��تفاده کنند؛ کما اینکه در س��ال‬ ‫‪ 88‬دیدیم جریاناتی که س��ال‌ها عرصه سیاست را رها کرده‬ ‫بودند‪ ،‬ب رای اس��تفاده از این فرصت به میدان آمدند و س��وار‬ ‫بر امواج ش��دند‪ .‬اگرچه فضای انتخابات فضای دموکراتیک‬ ‫را گس��ترش م ی‌دهد اما به همین نس��بت ممكن اس��ت‬ ‫فرصت پهلوگرفتن دش��من از ما ايجاد گ��ردد‪ .‬این اقتضای‬ ‫انتخابات اس��ت‪ .‬ما باید این آگاهی را به م��ردم بدهیم که‬ ‫چنین تهدیداتی در کمین است و باید چشمان ما باز باشد‪.‬‬ ‫به اعتبار این فضای باز شده‪ ،‬شبکه‌هایی فعال م ی‌شوند که‬ ‫چه بسا شبکه‌هایی پنهانی علیه سالمت انتخابات و منافع‬ ‫مردم باش��د و مقاصدی همچون تحریک‪ ،‬ایجاد آش��وب و‬ ‫برهم زدن س��امانه‌های عمومی کش��ور را دنبال کند‪ .‬اینها‬ ‫م ی‌تواند تهدی��دی ب رای ما به حس��اب بیای��د و فرصتی را‬ ‫ب رای دش��من فراهم کند‪ .‬فرصت انتخاب��ات م ی‌تواند ب رای‬ ‫فرصت‌طلبان هم مطلوب باش��د؛ ممکن است برخی افراد‬ ‫در شرایط عادی بختی ب رای ظاهرشدن در‬ ‫صحنه نداشته باشند اما در عرصه انتخابات‬ ‫با‌ترفندهایی همچون هزینه کردن‪ ،‬البی‬ ‫کردن و خ��ود را در یک گ��روه یا حزب جا‬ ‫کردن وارد میدان م ی‌شوند و از این فرصت‬ ‫به بهترین نحو بهره م ی‌ب رند‪ .‬البته ما حزب‬ ‫ی در کشور‬ ‫و تشکیالت مستقر و منسجم ‌‬ ‫نداریم؛ بسیاری از احزاب در شب انتخابات‬ ‫ش��کل م ی‌گیرند و آدم‌ها با جا دادن خود‬ ‫در این تش��کیالت و کلون ی‌های سیاسی‪،‬‬ ‫عمال وجاهتی ب��رای خود فراهم م ی‌کنند‬ ‫که فاقد آن صورت حقیقی هس��تند‪ .‬این‬ ‫وجاهت به صورت عرضی ایجاد م ی‌شود و‬ ‫آدم‌ها به‌طور مصنوعی باد م ی‌شوند‪ .‬مثال‬ ‫فردی که ظرفیت عادی او پنج‌درصد است‪،‬‬ ‫در فضای انتخابات با شگردهای مختلف‬ ‫به اعتماد ‪ 25‬درصدی دس��ت م ی‌یابد‪ .‬این‬ ‫م ی‌تواند ی��ک تهدید جدی تلقی ش��ود؛‬ ‫چراکه عناصر «کم‌مایه» خود را «مایه‌دار»‬ ‫جلوه م ي‌دهند‪ .‬به اقتضای ضرورت‌هایی‬ ‫که در فضای انتخابات پدی��د م ی‌آید‪ ،‬چه‬ ‫بسا الزم باش��د برخی افراد به معرفی خود‬ ‫بپردازند؛ البته اقدام درس��ت این است که‬ ‫خود را معرف��ی کنند اما ب ر‌اس��اس عادت‬ ‫گذشته‪ ،‬در کنار اثبات خود به نفی دیگران‬ ‫پرداختن‪ ،‬پنجه به چهره دیگران کشیدن‪،‬‬ ‫دامن زدن به تنش جامعه و ثبات و آرامش‬ ‫اجتماعی را نشانه گرفتن اقدام م ی‌کنند که‬ ‫اینها هم بخشی از تهدیدهایی است که به‬ ‫تبع این فضای به غلیان آمده م ی‌توان در‬ ‫نظر گرفت‪ .‬البته ش��اید کلمه تهدید ب رای‬ ‫این رخدادها کلمه بزرگی باشد و من اینها‬ ‫را آسیب قلمداد م ی‌کنم؛ اما در عین حال‬ ‫در دسته بندی‌هایی که ارائه م ی‌شود‪ ،‬آسیب و تهدید در کنار‬ ‫یکدیگر تعریف م ی‌شود‪ .‬در هر صورت‪ ،‬به کار بردن عباراتی‬ ‫همچون چالش و آسیب ب رای این اتفاقات مناسب‌تر است‪.‬‬ ‫باالخره ممكن است شرایط انتخابات ب رای دشمنان بیرونی‬ ‫ما محیط صید‌ماه ی‌های مطلوب آنها باش��د‪ .‬من معتقدم‬ ‫در انتخابات س��ال ‪ ،88‬غرب ی‌ها و آمریکای ی‌ه��ا اتفاقاتی را‬ ‫که رخ داد تا این ح��د پی ش‌بینی نم ی‌کردن��د‪ .‬در واقع آنها‬ ‫نوعی آمادگی را به دست آورده بودند و با این آمادگی وارد این‬ ‫صحنه شدند تا بیایند و آماده و مهيا باشند که منافع فردی‬ ‫مانند موسوی ‪ -‬که تمام گذشته او در خدمت انقالب و نظام‬ ‫بوده ‪ -‬با منافع بیرونی آنها گره بخورد و با این منافع منطبق‬ ‫شود‪ .‬شاید چنین وضعیتی را تا این حد پی ش‌بینی نم ی‌کردند‬ ‫اما فضای به اوج هیجان رسیده انتخابات و اين آزمون بزرگ‬ ‫ممکن است به چنین وضعیتی نیز دچار شود؛ یعنی عنصر‬ ‫داخلی منفعت خود را در این م ی‌بیند که یک پشتیبان خارجی‬ ‫در این سطح داشته باشد و طرف خارجی هم به این نتیجه‬ ‫م ی‌رسد که چون دستش به جایی بند نیست باید روی یک‬ ‫عنصر انقالب س��رمایه‌گذاری کند‪ .‬ما همیشه باید احتمال‬ ‫وقوع چنین اتفاقی را در انتخابات در نظر بگیریم و این ب رای‬ ‫ما یک آسیب‪ ،‬تهدید و چالش است‪.‬‬ ‫‪87‬‬
‫با توجه به فضای سیاسی فعلی کشور‪ ،‬انتخابات‬ ‫را چندقطبی م ی‌بینید؟‬ ‫‪ l‬مس��اله‌ای که همه به آن اذعان دارند این است‬ ‫که انتخابات حداقل س��ه قطبی خواهد بود‪ .‬چه بسا برخی‬ ‫از این قطب‌ها هم زایش��ی در درون خود داشته باشند و این‬ ‫قابل پی ش‌بینی اس��ت؛ یعنی چیزی نیست که دفعتا اتفاق‬ ‫افتاده باشد‪ ،‬بلکه استعداد آن وجود دارد‪ .‬یکی از قطب‌های‬ ‫این انتخابات‪ ،‬قطبی اس��ت که من‌ترجی��ح م ی‌دهم آن را‬ ‫«جریان وابسته به انحراف» بنامم؛ اما از یک سو این عنوان‬ ‫یک عنوان شناس��نامه‌ای ب رای گروهی ک��ه م ی‌خواهد در‬ ‫انتخابات شرکت کند نیست و از س��وی دیگر به دلیل عدم‬ ‫اجازه قانونی دولت ب رای شرکت در انتخابات‪ ،‬نم ی‌توان آن را‬ ‫«وابستگان به دولت» نامید‪ .‬بناب راین باید بگوییم «جریان‬ ‫متصل به دولت»‪.‬‬ ‫البته این جریان در ادبیات سیاسی ما به حامیان‬ ‫دولت مشهور شده است‪.‬‬ ‫‪ l‬اغلب مردم خود را حام ی‌دول��ت م ی‌دانند؛ اما به‬ ‫همان اندازه هم معتقدند که دولت نباید با پایان یافتن دوره‬ ‫خود‪ ،‬در انتخابات دخالت کند‪ .‬بناب راین فکر م ی‌کنم که همان‬ ‫عنوان «جریان متصل به دولت» تعبیر رساتری است‪ .‬طبعا‬ ‫اصولگرای��ان و اصالح‌طلبان هم دو قط��ب دیگر انتخابات‬ ‫خواهند بود‪ .‬م ی‌توان پی ش‌بینی کرد که در دل هر یک از این‬ ‫جریانات‪ ،‬شاخه‌های فرعی متعددی باشند‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫اصولگرای�ان در انتخاب�ات مجل�س نهم تالش‬ ‫بسیاری به خرج دادند تا بتوانند به وحدت برسند‬ ‫و ای�ن وحدت زی�ر چت�ر تش�کل‌های تاثیرگذار‬ ‫روحانی باش�د‪ .‬اما دو س�ر طیفی ک�ه همچنان‬ ‫اص�رار دارن�د خ�ود را اصولگ�را بدانند و ب�ه این‬ ‫گفتم�ان متعهد هس�تند‪ ،‬واقعا نم ی‌توانس�تند‬ ‫دور یک میز بنشینند؛ از یک‌سو جریان منتسب‬ ‫به آیت‌اهلل‌مصباح یزدی و از سوی دیگر جریانی‬ ‫مرکب از راست س�نتی و برخی اصولگرايان که‬ ‫افرادی همچون آقای الریجان�ی و آقای قالیباف‬ ‫آن را نمایندگ�ی م ی‌کنن�د‪ .‬آی�ا این خط�ر‪ ،‬مدل‬ ‫وحدت را برهم نخواهد زد؟چه مدل‌هایی م ی‌تواند‬ ‫جایگزین مدل‌های موجود برای وحدت شود؟‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪88‬‬ ‫‪ l‬اصولگرای��ان از ب��دو تولد و ش��کل‌گیری خود‪،‬‬ ‫محصول یک تحول درونی بودند‪ .‬ترکیب جدید اصولگرایی‬ ‫همان چیزی است که من از آن با عنوان «سنت‌های نوین‬ ‫اصولگرای��ی» یاد م ی‌کنم‪ .‬ای��ن اتفاق‪ ،‬محص��ول تغییر و‬ ‫تحوالتی در درون جبهه اصولگرایی بود که مشخصا عبور‬ ‫از آن نگاه س��نتی ‪ -‬که فقط نگاه سیاسی داشت ‪ -‬به نگاه‬ ‫اجتماعی بود که در سراس��ر جامعه گس��ترش م ی‌یافت‪ .‬از‬ ‫قضا فرصت‌هایی که از اوایل دهه ‪ 80‬ب رای این جبهه ایجاد‬ ‫شد‪ ،‬متاثر از همین نگاه بوده است‪ .‬از زمانی که این جریان‬ ‫حضور خود را در میان مردم وسعت بخشیده توانسته است‬ ‫عرصه‌های تازه‌ای از فرصت‪ ،‬محبوبیت‪ ،‬توانایی و‪ ...‬را کسب‬ ‫کند‪ .‬اما واقعیت این اس��ت که جریان س��نتی همچنان با‬ ‫پایبندی‌های پیش��ین خود در این میدان باقی مانده است؛‬ ‫هرچند در درون خود نی��ز تحوالتی دارن��د‪ .‬به‌عنوان مثال‬ ‫حزب موتلفه اسالمی که حزب اصیلی است و سابقه تاریخی‬ ‫طوالنی دارد؛ این تشکل از معدود تشکل‌های سیاسی است‬ ‫که خود را ملتزم ب��ه فعالیت در چارچوب کار تش��کیالتی‬ ‫و حزبی م ی‌بین��د‪ .‬فاصله میان بنیانگ��ذاران و اعضای این‬ ‫حزب‪ ،‬فاصله قابل اعتنایی اس��ت و م ی‌توان این مس��اله را‬ ‫در موضع‌گیری افراد عادی و س��ران ح��زب در موضوعات‬ ‫خاص مش��اهده کرد‪ .‬مثال ممکن است در راس تشکیالت‬ ‫عالئقی نسبت به ش��خصیتی اب راز ش��ود اما در بدنه با آن‬ ‫عالئق ضدیت وجود داشته باشد‪ .‬اما از آنجایی که شاکله این‬ ‫تشکیالت مبتنی بر تشریفات و آداب خاصی است‪ ،‬بدنه هم‬ ‫خود را موظف به تبعیت از راس تش��کیالت م ی‌بیند‪ .‬راس‬ ‫تشکیالت نگاهی در مسائل سیاسی دارد که چندان با فضا‬ ‫و شرایط امروز جریان اصولگرایی متناسب نیست‪ .‬بناب راین‬ ‫زمانی که موعد انتخ��اب و قرار و مداره��ای وحدت‌گرایانه‬ ‫فرا م ی‌رس��د‪ ،‬از دیگر اصولگرایان فاصله م ی‌گیرند؛ چراکه‬ ‫اصرار آنها روی مواضع خاص خود مانعی ب رای جمع شدن با‬ ‫سایر طی ف‌های اصولگراست‪ .‬من نم ی‌گویم مانع غیرقابل‬ ‫عبوری اس��ت؛ چه بس��ا بتوان این موانع را با گفت‌وگوهای‬ ‫بعدی رفع کرد اما در نگاه اول چنی��ن موانعی وجود دارد‪ .‬در‬ ‫مقابل این جری��ان‪ ،‬جریانی جامع ه‌نگر وج��ود دارد؛ جریانی‬ ‫که با ورود خود به این عرصه توفیقات��ی را با خود به ارمغان‬ ‫آورده و حتی جریان سنتی هم از این توفیقات بهره مند شده‬ ‫است‪ .‬جریان سنتی هم این مس��اله را پذیرفته که این نگاه‪،‬‬ ‫باعث موفقیت م ی‌شود؛ بناب راین در برخی عرصه‌ها صحنه‬ ‫را به نفع جریان جامعه گرا ترک کرده اس��ت؛ مثل انتخابات‬ ‫شوراهای دوم و مجلس هفتم‪ .‬البته معنای چنین کاری این‬ ‫نبود که آنها حذف شده‌اند؛ بلکه به این معناست که سنت‌ها‬ ‫باید تغیی��ر و تب دلی بپذی��رد و جدید ش��ود‪ .‬در صحنه‌های‬ ‫بعدی مشاهده م ی‌کنیم که نه س��نت ی‌ها این تغیی رات را به‬ ‫صورت جدی پذیرفته‌اند و نه جریان جدید یکپارچگی دارد‪.‬‬ ‫در سال ‪ 84‬ما شاهد نوعی تجزیه در درون جریان اجتماعی‬ ‫و نگاه‌های جدید در این جریان هستیم؛ یک نگاه به سمت‬ ‫برجس��ته کردن ش��خصیتی از درون این جبهه ‪ -‬که آقای‬ ‫احمدی‌نژاد و تیمش هس��تند ‪ -‬حرک��ت م ی‌کند و نگاهی‬ ‫دیگر که با محوریت جمعیت ایثارگران و جمعیت رهپویان‬ ‫به فعالیت م ی‌پردازد و آقای قالیب��اف به‌عنوان نماینده این‬ ‫جریان در صحنه حض��ور دارد‪ .‬برخی دیگر هم در حاش��یه‬ ‫حضور دارند‪ .‬کاری ک��ه تیم آقای احمدی‌ن��ژاد مدتی آن را‬ ‫پیگیری م ی‌کرد‪ ،‬مصادره کردن تمام ظرفیت اجتماعی وارد‬ ‫در این صحنه به نفع شخص ایشان بود؛ همین ادعایی که‬ ‫امروز از سوی آنها مطرح م ی‌ش��ود و ادعای نادرستي است‪.‬‬ ‫طرفداران افراطی دول��ت معتقدند که اصال چی��زی با این‬ ‫عنوان وجود نداش��ت و آقای احمدی‌نژاد همه اینها را خلق‬ ‫کرده است‪ .‬اما ما م ی‌گوییم کسانی که این ادعاها را مطرح‬ ‫م ی‌کنند‪ ،‬احتماال سن ش��ان اجازه نم ی‌دهد که بدانند عقبه‬ ‫این ماجرا چه بوده که منتهی به این اتفاقات شده است‪ .‬آقای‬ ‫احمدی‌نژاد خود مولود این جریان جدید اس��ت و انصافا هم‬ ‫در دوره شهرداری و ریاست‌جمهوری توانست به خوبی از این‬ ‫ظرفیت اس��تفاده کند؛ اما این به معنای آن نیست که همه‬ ‫چیز را خود ایشان به‌وجود آورده باشد‪ .‬پس جریان اجتماعی در‬ ‫اینجا انشعابی م ی‌پذیرد و بعدها همین مساله سبب م ی‌شود‬ ‫یکپارچگی موردنظر جریان اصولگرایی‪ ،‬به چند شاخه بودن‬ ‫تغییر کن��د‪ .‬افراد و چهره‌های��ی از جنس آق��ای الریجانی‬ ‫و دیگران هم نگاه خود را به س��وی یک��ی از این جریان‌ها‬ ‫برجس��ته‌تر کرده‌اند‪ .‬تا پیش از این‪ ،‬نگاه آقای الریجانی به‬ ‫سنت ی‌ها نزدیک‌تر بود؛ در س��ال ‪ 84‬هم نظر ایشان این بود‬ ‫که هرچه این جریان بگوید در همان چارچوب عمل خواهد‬ ‫کرد‪ .‬افرادی مانند آقای والیتی ام��ا با ترکیب اجتماعی گره‬ ‫خوردند و با این جریان وارد تعامل ش��دند؛ در پیمانی که در‬ ‫سال ‪ 84‬وجود داش��ت‪ ،‬آقای والیتی با آقای قالیباف‪ ،‬آقای‬ ‫توکلی و آقای احمدی‌نژاد همراه شد‪ .‬البته آقای حدادعادل‬ ‫در آن زمان از مدعیان ریاس��ت‌جمهوری نب��ود اما در عین‬ ‫ح��ال از ظرفی ت‌های منتس��ب ب��ه این جری��ان اجتماعی‬ ‫به‌شمار م ی‌رفت‪.‬‬ ‫جبهه پايداري چطور؟‬ ‫‪ l‬جریان پایداری پدیده جدیدی اس��ت که پیشینه‬ ‫چندانی ندارد و مربوط به یک سال اخیر است‪.‬‬ ‫یعنی نم ی‌توان گفت که «رایحه خوش خدمت»‬ ‫عقبه این جریان است؟‬ ‫‪ l‬به یک معنا بله و به یک معن��ا خیر؛ اگر بگوییم‬ ‫اینها همان جریانی هس��تند که تیم آقای رئی س‌جمهور بنا‬ ‫داشت با استفاده از آن همه ظرفیت جبهه را معطوف به خود‬ ‫کند‪ ،‬م ی‌توان عقبه این جریان را منتس��ب به رایحه خوش‬ ‫خدمت دانست‪ .‬البته این جریان ابزاری ب رای طیف دولت بود و‬ ‫با شکست در انتخابات شوراها ناکام ماند‪ .‬حتی امروز برخی از‬ ‫افرادی که در آن زمان بار این حرکت را به دوش م ی‌کشیدند‪،‬‬ ‫نس��بت به اقدام خود پشیمان هس��تند و م ی‌گویند اشتباه‬ ‫کردیم‪ .‬اما اگر پایداری را جریان��ی در نظر بگیریم که خود را‬ ‫مدافع ارزش‌های سوم تیر م ی‌داند‪ ،‬نسبت چندانی با رایحه‬ ‫خوش خدمت ندارد‪ .‬ارزش‌های سوم تیر معطوف به شخص‬ ‫آقای احمدی‌نژاد نیست؛ بلکه همان جریان اجتماعی است‪.‬‬ ‫پایداری‌ها‪ ،‬خود را معطوف به ارزش‌ه��ای پدید آمده در آن‬ ‫واقعه م ی‌دانند و معتقدند کسی که در سال ‪ 84‬پرچمدار این‬ ‫جریان شد‪ ،‬در میانه راه‪ ،‬تغییر موضع داد و حتی از اصولگرایی‬ ‫اب راز ب رائت م ی‌کند‪ .‬آنها م ی‌گویند م��ا نباید فریب بخوریم؛‬ ‫ارزش‌های سوم تیر در جای خود ستودنی است‪ .‬اگر در این‬ ‫میان کس��انی راه را گم کردند ما نباید راه را از دست بدهیم‪.‬‬ ‫این راه معطوف به شخص نیست؛ بلکه معطوف به ارزش‌ها‬ ‫و گفتمان غالب آن زمان اس��ت و م ی‌توان ای��ن گفتمان را‬ ‫ادامه داد‪.‬‬ ‫پس تفاوت این جری�ان اجتماعی با جریان آقای‬ ‫احمدی‌نژاد چیس�ت؟ ب�ا این تعریف ش�ما‪ ،‬اگر‬ ‫آقای احمدی‌نژاد بخواهد از ظرفيت اصولگرايي‬ ‫هم استفاده كند‪ ،‬پايداري جزئی از طیف منتسب‬ ‫به ایش�ان خواهد ب�ود اما اگر تمای�زی با جریان‬ ‫ایثارگ�ران و رهپویان ندارد باز ه�م تفاوتی با این‬ ‫جریانات ندارد‪.‬‬ ‫‪ l‬من معتق��دم در این می��ان‪ ،‬یک توهم س��بب‬ ‫دورش��دن این جریانات از یکدیگر ش��ده و ما باید این توهم‬ ‫را کش��ف کنیم‪ .‬ضرورت به وجود آم��دن موجودیتی جدا از‬ ‫جریان اجتماعی اصولگرایان کجا خود را بروز داد؟ در آستانه‬ ‫انتخابات مجلس نهم بحثی از سوی جریان پایداری مطرح‬ ‫شد و آن به تبع شرایط پس از فتنه ‪ 88‬بود‪ .‬در آنجا گفته شد‬ ‫که ما باید با کسانی گره بخوریم و عمل مشترک انجام دهیم‬ ‫که درجه خلوص آنها در بحبوحه حوادث سال‌های اخیر به‬ ‫حد اعالی خود رسیده باش��د و در این بحبوحه و تنش‌های‬ ‫پدید آمده در این دوران محک خورده باش��ند‪ .‬آنها معتقدند‬ ‫کسانی که فاقد اس��تانداردهایی از این قبیل هستند نباید‬ ‫در این جبهه حضور داش��ته باش��ند‪ .‬ای راد به حضور برخی‬ ‫چهره‌ها و جماع��ت اصولگرا ک��ه آنها را به اهالی س��اکت‬ ‫در فتنه منتس��ب م ی‌دانس��تند‪ .‬در اینجا تاکید فراوان این‬ ‫عزیزان بر حذف این افراد‪ ،‬س��بب شد که نتوانند به پیوندی‬ ‫قطعی با کسانی برسند تا پیش از آن با آنها در عمل اتحاد‬ ‫داشتند؛ هیچ چون و چرایی درباره سالمت رفتاری‪ ،‬سالمت‬ ‫اعتقادی و سالمت گفتمانی کسانی که در جمعیت ایثارگران‬ ‫و رهپویان بودند یا ش��خصی ت‌هايی مثل آقای حدادعادل‬ ‫و آقای والیتی نم ی‌کردن��د‪ .‬در حالی که آنه��ا در انتخابات‬ ‫گذش��ته در جبهه متحد اصولگرایان حضور داشتند و مورد‬ ‫تایید روحانیون برجسته‌ای همچون آیت‌اهلل مهدوی کنی و‬ ‫آیت‌اهلل یزدی به نمایندگی از دو تشکل سابقه دار و تاثیرگذار‬ ‫روحانیت کش��ور بودند‪ .‬آنه��ا فکر م ی‌کردن��د روال و روش‬ ‫جاری در جبهه اصولگرایی‪ ،‬وحدت است؛ مگر اینکه کسی‬ ‫اصولگرا قلمداد نش��ود که در این صورت خود به خود از این‬ ‫گردونه خارج م ی‌شود‪ .‬برچسبی که به عده‌ای از اصولگرایان‬ ‫خورد که خواهان عدم حضور آنها در این پیوند م ی‌شد‪ ،‬یک‬ ‫ادعا بود؛ ادعایی که چندان قابل اثبات نبود‪ .‬حتی اگر ثابت‬ ‫م ی‌ش��د که اینها نقاط ضعفی هم دارند‪ ،‬ط��رف مقابل هم‬ ‫م ی‌توانس��ت برخی از نقاط ضعف آنها را به رخ شان بکشد‪.‬‬ ‫نم ی‌توان به اعتبار اینکه برخی نقاط ضعفی دارند نسبت به‬ ‫حذف آنها مبادرت ورزید و این دایره را ضیق کرد‪ .‬رهبرمعظم‬ ‫انقالب هم فرموده بودند که دایره نیروهای وفادار به انقالب‬ ‫و اصولگرايي را آن قدر تنگ نکنید که کسی در آن‌جا نشود‪.‬‬ ‫اینجا همان نقطه‌ای اس��ت که افتراق جدی میان دو شاخه‬
‫اجتماعی اصولگرایان ایجاد شد؛ یک جریان بر خلوص گرایی‬ ‫تاکید م ی‌کند و جریان دیگر بر وحدت گرایی‪ .‬البته جریانی‬ ‫که بر خلوص گرایی تاکید م ی‌کرد اگر بخواهد دارای ی‌های‬ ‫خود را عرضه کند‪ ،‬باید برخی از اعضای سال گذشته خود را‬ ‫هم حذف کند؛ كه همین کار را هم کرده است‪ .‬ما همان زمان‬ ‫اعالم م ی‌کردیم ک��ه این نوع خلوص‌‌گرای��ی با آن خلوص‬ ‫گرایی که از ما خواسته شده منافات دارد‪ .‬رهبری در یکی از‬ ‫سخنران ی‌های خود در جمع دانشجویان تاکید کردند‪« :‬راه‬ ‫خلوص‌گرایی این نیست؛ خلوص را در درون خودتان تقویت‬ ‫کنید‪ ،‬جمع‌های خودتان را خالص کنید‪ ».‬وقتی کس��ی که‬ ‫پرچم خلوص‌گرایی را در دست گرفته مجبور شده عناصری‬ ‫از همان گروه خالص‌سازی شده س��ال گذشته خود را تغيير‬ ‫دهد‪ ،‬چه تضمینی وجود دارد که سال آینده همین جمع باقی‬ ‫مانده باشد؟ چه بسا سال آینده هم انشعاب دیگری در درون‬ ‫این جریان اتفاق بیفتد‪ .‬پس راه این نیست‪ .‬البته ما م ی‌توانیم‬ ‫سامانه وحدت نیروهای اصولگرا را محفوظ بداریم اما در عین‬ ‫حال در درون این سامانه‪ ،‬جناح‌بندی‌هايي داشته باشیم‪ .‬اصل‬ ‫بر وحدت گرایی است؛ آموزه‌های اعتقادی ما هم بر وحدت‬ ‫میان نیروهای همفکر و دارای مبانی مشترک تاکید م ی‌کند‪.‬‬ ‫حرف ما وحدت میان کفر و اس�لام یا حق و باطل نیس��ت‬ ‫چراکه هیچ گاه چنین وحدتی حاصل نم ی‌ش��ود؛ اما وحدت‬ ‫میان نیروهایی که ظرفی ت‌های متفاوتی دارند ممکن است‪.‬‬ ‫ش�اید اساس�ی‌ترین آفت چنین رویکردی این‬ ‫باش�د که ش�خص و چهره اهمیت فراوانی پیدا‬ ‫م ی‌کند و نس�بت به جریان متبوع�ش تعهدی‬ ‫احساس نم ی‌کند‪.‬‬ ‫نكات‬ ‫جریان اجتماعی اصولگرا باید در این ماه‌ها و روزها گوش به زنگ‬ ‫باشند و در بسیاری اوقات در لحظه تصمیم بگیرند‬ ‫معتقد نیستم که اجبار یا ضرورتی نظام را وادار به تایید صالحيت‬ ‫فردی کند‬ ‫به نظر نمی رسد اصالح‌طلبان بتوانند گزینه حداکثری معرفی کنند‬ ‫بقیه گزینه‌ها هم می‌گویند مگر آقای خاتمی قبل از دوم خرداد ‪ 76‬درچه‬ ‫حد و اندازه‌ای بود؟‬ ‫ادبیات آقای هاشمی شبیه ماه های منتهی به انتخابات سال ‪ 84‬است‬ ‫که نهایتا منجر به حضور ایشان در انتخابات شد‬ ‫در انتخابات ریاست مجلس نهم معقول بود که آقای حداد عادل برنده‬ ‫شود‬ ‫در مقطع فعلی وحدت گرايي اصالت دارد‬ ‫هیچ یک از گروه ها و جناح‌های جریان اصولگرا به تنهایی نه قابلیت برد در‬ ‫انتخابات را دارند‪ ،‬نه توان اداره کشور را‪ ،‬پس باید با هم وحدت کنند‬ ‫ائتالف سه نفره زمینه اداره کشور پس از برد احتمالی را برای‬ ‫اصولگرایان فراهم می‌کند‬ ‫برآورد فعلی من برد اصولگرایان در انتخابات آینده است‬ ‫جریانی که بر خلوص‌گرایی تاکید می‌کرد اگر بخواهد دارایی‌های خود‬ ‫را عرضه کند باید برخی از اعضای سال گذشته خود را هم حذف کند؛ كه‬ ‫همین کار را هم کرده است‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ l‬همه اصالت‌ه��ا معطوف به «او» م ی‌ش��ود؛ در‬ ‫حالی که در نظام فعلی ما‪ ،‬رئیس قوه با رئیس کشور تفاوت‬ ‫دارد‪ .‬در جمهوری‌ه��ای دیگر رئی س‌جمهور‪ ،‬رئیس کش��ور‬ ‫اس��ت؛ اما در کش��ور ما رهبر نفر اول و رئیس کشور است‪.‬‬ ‫در کش��ور ما رئی س‌جمهور رئیس قوه اجرایی اس��ت و شما‬ ‫روی کسی س��رمایه‌گذاری م ی‌کنید که بتواند هیات دولت‬ ‫را اداره کند‪ .‬متاس��فانه در انتخابات تم��ام ظرفی ت‌هایی که‬ ‫به صحنه آورده م ی‌شود‪ ،‬قهرمان ساختن و اسطوره ساختن‬ ‫از کسی اس��ت که ممکن اس��ت کمترین تعامل را با دولت‬ ‫خود داشته باش��د‪ .‬بدین ترتیب ما از هدف مبنایی خود دور‬ ‫‪ l‬من ادعا م ی‌کنم که هیچ یک از گروه‌های اصولگرا‬ ‫به تنهایی توانایی اداره کشور را ندارد و به احتمال زیاد‪ ،‬توانایی‬ ‫پیروزی در انتخابات را هم ندارد‪ .‬اگر کس��ی دچار این توهم‬ ‫اس��ت که به تنهایی م ی‌تواند این دو کار مهم را انجام دهد‪،‬‬ ‫باید در این نگاه خود تامل و تجدیدنظر کند‪ .‬ما پیش از این‬ ‫چنین نسخه‌ای را تجربه کردیم؛ همان مدلی که اخی را آقای‬ ‫احمدی‌نژاد دنبال م ی‌کند‪ .‬البته ایشان در ابتدا چنین مدلی را‬ ‫دنبال نم ی‌کرد اما اخی را چنین دیدگاهی پیدا کرده‌اند‪ .‬امروز‬ ‫درباره هر فرد یا گروهی كه به آق��ای احمدی‌نژاد م ی‌گویند‬ ‫از کنار ش��ما پ راکنده ش��ده‌اند‪ ،‬م ی‌گوید اصال مهم نیست!‬ ‫این حالت اس��تغنایی که به ایشان دس��ت داده یا اط رافیان‬ ‫به رئی س‌جمهور القا کرده‌اند بس��یار خطرناک اس��ت‪ .‬اگر‬ ‫چنی��ن حالتی در ذه��ن هرکس دیگری هم ش��کل گرفته‬ ‫سياست‬ ‫‪ l‬من در بحث درباره انتخابات سلیقه خاصی دارم و‬ ‫معتقدم که ما ب رای اولین بار باید اين سوال را طرح کنیم که‬ ‫پیروزی گزینه مورد نظر ما در انتخابات مهم است یا موفقیت‬ ‫ما پس از پیروز شدن در اداره کشور؟ به نظر من باید مساله‬ ‫دوم ب رای ما اصالت داشته باشد؛ ما نباید تمام ظرفیت خود‬ ‫را فقط روی پیروز ش��دن در انتخابات متمرک��ز کنیم و بعد‬ ‫تکلی ف‌مان روشن نباش��د‪ .‬برخی چنین نسخه‌ای را تجویز‬ ‫م ی‌کنند که باید هر کاری از ما س��اخته است انجام دهیم تا‬ ‫در انتخابات پیروز شویم و پس از پیروزی در انتخابات درباره‬ ‫اداره کش��ور فکر کنیم‪ .‬من معتقدم این نگاه اشتباه است و‬ ‫ما بارها این اش��تباه را تکرار کرده‌ایم؛ اشتباهی که منجر به‬ ‫تشکیل دولت سازندگی شد‪ ،‬اشتباهی که منجر به تشکیل‬ ‫دولت اصالحات شد و اشتباهی که منجر به تشکیل دولت‬ ‫اصولگرا ش��د‪ .‬اساس��ا ط راح ی‌های ما فقط ب رای پیروزی در‬ ‫انتخابات بوده نه ب رای اداره کشور‪.‬‬ ‫یعنی در همان چارچوبی که به آن اشاره کردید‪.‬‬ ‫با توجه به تضادی که میان دو س�ر اصولگرایان‬ ‫وج�ود دارد‪ ،‬م�دل پیش�نهادی ب�رای وحدت چه‬ ‫م ی‌تواند باش�د؟ اینکه گروه پای�داری به فرآیند‬ ‫وحدت اصولگرایان بپیوندد بس�یار بعید اس�ت‬ ‫و تجرب�ه دعوت ناموفق آی�ت‌اهلل مهدوی‌کنی از‬ ‫این گ�روه در انتخابات مجلس نه�م پیش روی‬ ‫ما قرار دارد‪ .‬آیا این احتمال وجود دارد که پايداري‬ ‫در نهايت به یکی از این س�ه نف�ر گرایش پیدا‬ ‫کنند؟‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫اگر موافق باش�ید‪ ،‬کمی هم درباره مصادیقی که‬ ‫اصولگرای�ان در انتخابات آین�ده دارند‪ ،‬صحبت‬ ‫کنیم‪ .‬ش�ما در جایی گفته بودید ک�ه ‪ 70‬درصد‬ ‫مردم در انتخابات مشارکت م ی‌کنند؛ یعنی حدود‬ ‫‪ 37‬میلیون نف�ر‪ .‬در این صورت بای�د کاندیدای‬ ‫اصولگرایان حدود ‪ 18‬میلیون رای بیاورد تا پیروز‬ ‫انتخابات باشد‪ .‬در سال ‪ 84‬تکثر کاندیداها و رای‬ ‫منفی آقاي هاشمی‪ ،‬به پیروزی اصولگرایان کمک‬ ‫کرد‪ .‬در این انتخابات چه مدلی مناسب است تا‬ ‫کاندیدای اصولگرایان بتواند پیروز شود؟‬ ‫م ی‌شویم؛ هدف ما باید انتخاب رئیس دولتی باشد که بتواند‬ ‫کابینه خود را به‌خوبی اداره کند‪ ،‬کابینه خوب انتخاب نماید‬ ‫و افراد بتوانند با او تعامل دوجانبه داش��ته باش��ند‪ .‬انتخاب‬ ‫چنین گزینه‌ای مستلزم مقدماتی اس��ت؛ اگر این مقدمات‬ ‫بخواهد با شکستن وحدت باشد‪ ،‬ما طرفی نم ی‌بندیم‪ .‬وحدت‬ ‫گرایی میان نیروهای اصولگرا و همفکر‪ ،‬مقدمه رسیدن به‬ ‫دولتی مقتدر اس��ت‪ .‬وحدت گرایی است که م ی‌تواند منجر‬ ‫به تشکیل دولتی با نیروهای توانمند شود‪ .‬مدلی که امروز‬ ‫ش��اخه‌ای از جریان اصولگرا ‪ -‬با اتکا به اشخاص نه اتکا به‬ ‫تشکل‌های سازمان یافته حزبی ‪ -‬دنبال م ی‌کند‪ ،‬از نگاه من‬ ‫مدلی موفق اس��ت‪ .‬ضمن اینکه هنگام ی‌که ظرفی ت‌ها در‬ ‫موعد انتخابات تجمیع م ی‌شود‪ ،‬م ی‌تواند آرای بسیاری را با‬ ‫خود همراه کند‪ .‬همین سه کاندیدایی که امروز با هم ائتالف‬ ‫کرده‌اند‪ ،‬هریک ظرفی ت‌هایی دارن��د که م ی‌تواند رای قابل‬ ‫توجهی را ب رای آنها به همراه بی��اورد؛ از این رو معتقدم آقای‬ ‫حدادعادل پر‌بی راه نگفته بود که ما سه نفر رای قابل توجهی‬ ‫ی که ایشان اعالم کرد کاری ندارم اما طبیعتا‬ ‫داریم‪ .‬من با رقم ‌‬ ‫مجموع آرای این سه چهره‪ ،‬قابل توجه و قابل اعتناست‪ .‬اینها‬ ‫عاش��ق چش��م و ابروی یکدیگر نبودند؛ اما به لحاظ فکری‬ ‫یکدیگر را قب��ول دارند و م ی‌توانند یکدیگ��ر را بپذیرند‪ .‬اگر‬ ‫یکی از این سه نفر منتخب مردم باشد‪ ،‬دو نفر دیگر از اینکه‬ ‫معاون‪ ،‬وزیر یا دستیار او باشند‪ ،‬احساس ناراحتی نم ی‌کنند‪.‬‬ ‫به گمان من این آمادگی‪ ،‬همان چیزی اس��ت که جامعه ما‬ ‫به آن احتیاج دارد‪.‬‬ ‫‪ l‬همین طور است؛ این اتفاق ب رای آن خواسته جواب‬ ‫م ی‌دهد‪ .‬یعنی این وحدت گرایی نه فقط به مثابه حل مساله‬ ‫رای آوری ما بلکه به مثابه نسخه‌ای ب رای اداره کشور است‪.‬‬ ‫‪89‬‬
‫سياست‬ ‫باشد‪ ،‬باید بداند که اين مرحله بس��يار خطرناك است‪ .‬بنده‬ ‫معتقدم ما دالیل بس��یاری داریم که اصالت با وحدت است‪.‬‬ ‫اگر حتي نخواهیم از مبانی اعتقادی وام بگیریم‪ ،‬فرمایشات‬ ‫حضرت امام و تاکیدات رهبر‬ ‫معظم انقالب همی��ن گزاره‬ ‫را تایید م ی‌کن��د که ما الجرم‬ ‫باید به‌س��وی وح��دت میان‬ ‫نیروهای خودی حرکت کنیم‪.‬‬ ‫اگر جریان دیگ��ری این روزها‬ ‫بر وحدت مل��ی تمرکز کرده‬ ‫اس��ت‪ ،‬م ی‌خواهد بگوید که‬ ‫افکار عمومی جامعه به‌دنبال‬ ‫نسخه‌ای است که آن نسخه‬ ‫بدل تمام نس��خه‌های دیگر‬ ‫خواه��د ب��ود؛ یعنی نس��خه‬ ‫نجات بخش کشور‪ ،‬ملغمه‌ای‬ ‫با عنوان وحدت ملی اس��ت‪.‬‬ ‫البته خوش��بختانه من دیدم‬ ‫که برخی از متحدان جبهه‌ای‬ ‫طراحان این طرح ه��م آن را‬ ‫رد کردن��د‪ .‬ام��ا در ع��وض‪،‬‬ ‫کین��ه ورزی‌ه��ای بیرونی و‬ ‫مش��کل‌آفرین ی‌های درونی‬ ‫ب��ه اوج خود رس��یده اس��ت‪.‬‬ ‫تعبیر لطیف حض��رت آقا در‬ ‫سخنرانی اخیرشان این بود که‬ ‫وقتی دش��من ی‌های دشمنان‬ ‫علیه شما تش��دید شده‪ ،‬باید‬ ‫به یکدیگر بپیوندید؛ نه اینکه‬ ‫متفرق ش��وید‪ .‬منظور ایشان‬ ‫این ب��ود که با ی��ک محور یا‬ ‫گ��ردان نم ی‌توان ب��ا جنگ‬ ‫همه‌جانبه دشمن مقابله کرد؛‬ ‫باید جبهه‌ای عمل کرد‪ .‬جبهه که به اس��م نیست؛ به رسم‬ ‫است‪ .‬جبهه فراهم آمده از گروه‌ها و جریانات متعدد‪.‬‬ ‫یک جمعیت پاره هرچند جمعیت موثری هم باش��د‪،‬‬ ‫اما باز هم پ��اره‌ای از ظرفی ت‌های شماس��ت‪ .‬وقتی ش��ما‬ ‫این جمعیت را ب��ه صحنه م ی‌آوری��د و م ی‌خواهید آن را در‬ ‫کل کش��ور جا بیندازید‪ ،‬طبعا م��ردم نم ی‌پذیرند؛ کما‌اینکه‬ ‫نپذیرفته‌اند‪ .‬من فکر م ی‌کنم که این تجربه در یکی دو سال‬ ‫اخیر شکس ت‌خورده است؛ کسانی که گروه را با نام جبهه جا‬ ‫زدند‪ ،‬اما از آنها عمل جبهه‌ای سر نزد و نتیجه جبهه‌ای هم‬ ‫نگرفتند‪ .‬در انتخابات هیات‌رئیس��ه مجلس شکستی که‬ ‫یک شاخه جریان اصولگرا از ش��اخه دیگر این جریان خورد‪،‬‬ ‫شاید محصول اتفاقاتی بود که در ذهن و دل عده‌ای افتاده‬ ‫بود‪ .‬معقول این بود که آق��ای حدادعادل در این دوره رئیس‬ ‫مجلس ش��ود؛ اما آنچه مانع چنین اتفاقی شد‪ ،‬یک برآورد‬ ‫و توهم در ذهن نمایندگانی بود که تص��ور م ی‌کردند آقای‬ ‫حدادعادل جمع‌گرا نیست‪ ،‬جبهه‌ای عمل نم ی‌کند و ممکن‬ ‫اس��ت انف رادی عمل کند‪ .‬این نگاه سبب شد که عده‌ای که‬ ‫واقعا آماده بودند به ایشان رای بدهند‪ ،‬رای شان تغییر کند‪.‬‬ ‫گمان من این اس��ت که انتخاب طبیعی جامعه به س��مت‬ ‫همین مدل خواهد بود‪ .‬خوش��بختانه اعضای ائتالف ‪2+1‬‬ ‫هم دیدگاه مشابهی نسبت به این مساله دارند و حتی آقای‬ ‫حدادعادل‪ ،‬آقای والیتی و آقای قالیب��اف اعالم کرده‌اند که‬ ‫اگر فردی خارج از این جمع س��ه نفره‪ ،‬اصلح تشخیص داده‬ ‫شود‪ ،‬ما اصراری نداریم که فرد منتخب از میان این جمع سه‬ ‫نفره باش��د و تمام ظرفیت خود را در اختیار او قرار خواهیم‬ ‫داد‪ .‬به نظرم این کار بسیار عاقالنه‌ای است‪ .‬آنچه این مدل‬ ‫را تقویت م ی‌کند‪ ،‬تاکید حاضران در این ائتالف بر این است‬ ‫که ما تیم دول��ت آینده را از قبل معرف��ی م ی‌کنیم‪ .‬هرچند‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪90‬‬ ‫ممکن است اکثر وزی ران در این چارچوب معرفی نشوند اما‬ ‫عناصر کلیدی کابینه را مشخص خواهند کرد‪ .‬این از نوعی‬ ‫آمادگی حکایت دارد؛ به این معنا که کسانی با یکدیگر متحد‬ ‫کرده‌‌ایم؟‬ ‫‪ l‬علی القاعده باید همی ن‌طور باشد؛ البته این فرض‬ ‫به‌گونه‌ای پاسخ گرفته است‪ .‬من شنیدم که دوستان پایداری‬ ‫و ب رادر عزیزم دکتر لنکرانی گفته‌اند‬ ‫ما در صورتی ک��ه ببینیم جریان‬ ‫مقابل به صورت متحد و متفق در‬ ‫ب رابر این جبهه آرایش گرفته است‪،‬‬ ‫ما حتما م ی‌آیی��م و در کنار دیگر‬ ‫دوستان قرار م ی‌گیریم‪.‬‬ ‫پ�س معتقدی�د که هن�وز هم‬ ‫ممکن است ش�اخه‌ای از گروه‬ ‫پایداری به ای�ن ائتالف نزدیک‬ ‫شود‪.‬‬ ‫‪ l‬م��ن ب��رآوردی از‬ ‫ظرفی ت‌های درونی پایداری ندارم‬ ‫ک��ه م ی‌خواهن��د چگون��ه عمل‬ ‫کنند؛ اما این کالم را ناظر بر اتفاق‬ ‫خجس��ته‌ای م ی‌دانم و آن اینکه‬ ‫از نظر س��خنگوی جبهه پایداری‬ ‫اصل وحدت در برابر جبهه متحد‬ ‫مقابل‪ ،‬امر ممدوح و پس��ندیده‌ای‬ ‫است و این یک فرصت است‪ .‬یعنی‬ ‫به این اصل رس��یده‌اند و مسائلی‬ ‫از ای��ن قبیل که ما بای��د به‌دنبال‬ ‫خلوص‌گرایی برویم‪ ،‬فرع واقع شده‬ ‫است‪ .‬بناب راین م ی‌شود که ما یک‬ ‫مقطعی را پی ش‌بینی کنیم که در‬ ‫آن مقطع‪ ،‬وحدت اصالت دارد ‪.‬‬ ‫فکر م ی‌کنید فرد جدیدی این‬ ‫ظرفیت را داش�ته باش�د که به‬ ‫این ائتالف اضافه شود؟ آیا این‬ ‫قافله جا مانده‌ای هم دارد؟‬ ‫من ادعا می‌کن�م که هیچ ی�ک از گروه‌های‬ ‫اصولگرا به تنهایی توانایی اداره کشور را ندارند‬ ‫و به احتمال زیاد‪ ،‬توانایی پیروزی در انتخابات را‬ ‫هم ندارند‪ .‬اگر کسی دچار این توهم است که به‬ ‫تنهایی می‌تواند این دو کار مه�م را انجام دهد‪،‬‬ ‫باید در این نگاه خود تام�ل و تجدیدنظر کند‪ .‬ما‬ ‫پیش از این چنی�ن نس�خه‌ای را تجربه کردیم؛‬ ‫همان مدل�ی که اخیرا آق�ای احمدی‌ن�ژاد دنبال‬ ‫می‌کند‬ ‫شده‌اند و جلس��اتی را برگزار م ی‌کنند تا به این برآیند برسند‬ ‫که چهار سال یا هشت‌س��ال آینده را چگونه باید پیش برد‪،‬‬ ‫دغدغه‌های اصلی چیست‪ ،‬روی چه مسائلی باید تمرکز کرد‬ ‫و با چه جهت‌گیری باید به سراغ مس��ائل رفت‪ .‬اینها باید از‬ ‫قبل مشخص شود؛ من دو سال پیش ب رای نخستی ن‌بار این‬ ‫موضوع را مطرح کردم و معتقد بودم که باید همان زمان این‬ ‫اقدام آغاز م ی‌ش��د‪ .‬ما که حزب و تشکیالت انسجام‌بخش‬ ‫نیروهای سیاسی ‪ -‬اجتماعی را نداریم‪ ،‬باید نیروهای مفید‪،‬‬ ‫موثر و با تجربه‌م��ان با یکدیگر در این قرارها و نشس��ت و‬ ‫برخاست‌ها بنشینند و در نگاه‌های خود ب رای اداره کشور به‬ ‫یکپارچگی برسند‪.‬‬ ‫یعنی منظور ش�ما این اس�ت که اگر ما نتوانیم‬ ‫این وح�دت را ایج�اد کنیم‪ ،‬زمینه پیروز نش�دن‬ ‫اصولگرای�ان در انتخابات س�ه قطب�ی را فراهم‬ ‫‪ l‬باور من این اس��ت که‬ ‫اکثر افرادی ک��ه خود را به نمایندگ��ی از اصولگرایان مطرح‬ ‫کرده‌اند یا شاخه‌ای از اصولگرایان آنها را مطرح کرده‪ ،‬فاصله‬ ‫قابل توجهی ب��ا یکدیگر ندارند؛ یعنی این‌طور نیس��ت که‬ ‫مثال ظرفیت یک نفر صد و ظرفیت دیگری ده باش��د‪ .‬من‬ ‫با بس��یاری از این افراد کار کرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام‬ ‫که ظرفیت آنها بس��یار به هم نزدیک اس��ت و فاصله قابل‬ ‫توجهی ندارند‪ .‬ما ب رای هیچ یک از این افراد کاریزمایی سراغ‬ ‫نداریم که دیگری فاقد آن باشد‪ .‬ممکن است خصیصه‌های‬ ‫فردی برخی از این افراد به آنها امتیازی فوق وضعیت دیگری‬ ‫ببخشد‪ ،‬اما این امتیازات هم فاصله چندانی میان آنها ایجاد‬ ‫نم ی‌کند‪ .‬اگر این‌طور باشد‪ ،‬م ی‌توان پی ش‌بینی کرد که افراد‬ ‫دیگری به این ظرفیت افزوده ش��وند؛ خصوص��ا با تاکید بر‬ ‫اینکه این مجموعه آحاد و نف راتی هستند که با یکدیگر پیوند‬ ‫خورده‌‌اند‪ ،‬نه احزاب و تشکل‌ها‪ .‬اگر فردی که منتسب به یکی‬ ‫از تشکل‌های اصولگراست به اعتبار هویت فردی خود به این‬ ‫جمع بپیوندد‪ ،‬قاعدتا مورد پذی��رش این جمع قرار م ی‌گیرد‪.‬‬ ‫آن‌طور که شنیده‌ام‪‌،‬فردی مانند آقای دکتر زاکانی عالقه‌مند‬ ‫شده است که وارد عرصه شود‪ ،‬خود را به جامعه عرضه کند و‬ ‫ب رنامه‌های خود را ارائه نماید‪ .‬اما نکته قابل توجه این است که‬ ‫ظاه را ایشان از سوی تشکیالت سیاسی که به آن منتسب‬ ‫است‪ ،‬وارد میدان نم ی‌ش��ود و این طور نیست که رهپویان‬ ‫ایش��ان را به‌عنوان گزینه مورد نظر خود معرفی کرده باشد‪.‬‬ ‫آقای زاکانی با تکیه بر ظرفی ت‌های شخصی خود وارد می دان‬ ‫شده است‪ .‬یک قیدی هم از ایشان شنیدم و آن این بود که‬ ‫به هیچ‌وجه بر ه��م زننده آرایش جریانی ک��ه زیر چتر یک‬ ‫ائتالف در صحنه حاضر شده‪ ،‬نخواهد بود؛ اما همچنان که‬ ‫قرار است این سه نفر رقابت سالمی‌با یکدیگر داشته باشند‪،‬‬ ‫آقای زاکانی م ی‌گوید من هم چنی��ن پایبندی را به ائتالف‬
‫دارم‪ .‬یعنی معتقد است هر چند وارد این ترکیب نشده اما بازی‬ ‫این سه نفر را برهم نم ی‌زند‪ .‬حتی اگر مورد اقبال مردم قرار‬ ‫گیرند‪ ،‬در راستای اهداف آنها هم افزایی خواهند کرد‪ .‬شاید‬ ‫افراد دیگری هم باشند‪ .‬اگر دوستان ما در جبهه پایداری ‪ -‬که‬ ‫کاندیداهای خوش نام ی‌را معرفی کرده‌اند ‪ -‬به این ائتالف‬ ‫بپیوندند‪ ،‬هم خواست نیروهای اجتماعی را برآورده کرده‌اند‬ ‫و هم ط راحی صورت گرفته را تکمی��ل کرده‌اند و م ی‌توانند‬ ‫آن را تقویت کنند‪.‬‬ ‫وضعیت آقای جلیلی را چگونه م ی‌بینید؟‬ ‫‪ l‬آقای جلیلی به‌عنوان ی��ک چهره موجه در افکار‬ ‫عمومی و نه به واسطه وابستگی یا دلبستگی به یک جبهه‬ ‫سیاسی‪ ،‬ظرفیت قابل توجهی است؛ چراکه ایشان هیچ گاه‬ ‫متصل و وابسته به هیچ‌‌یک از گروه‌ها و جبهه‌های سیاسی‬ ‫نبوده اس��ت‪ .‬البته این مستلزم این اس��ت که خودش هم‬ ‫آمادگی داشته باشد؛ اما تا این لحظه برآورد من این نیست که‬ ‫ایشان آمادگی حضور در این صحنه را دارد‪ .‬در عین حال‪ ،‬اگر‬ ‫زمانی این آمادگی در وجود ایشان باشد‪ ،‬مطلوبیت حضورشان‬ ‫در صحنه به این است که به ظرفی ت‌های دیگری که حکایت‬ ‫از تجمیع ظرفی ت‌ها و تجربه‌های جبهه بزرگ اصولگرایان‬ ‫دارد اضافه شود‪.‬‬ ‫آقاي صفار! از نظر شما اصالح‌طلبان در انتخابات‬ ‫آینده چه خواهند کرد؟ آیا ش�ما آقای‌هاشمی را‬ ‫مساوی با اصالح‌طلبان م ی‌بینید؟‬ ‫‪ l‬طبعا گزینه خودشان اولویت دارد؛ بناب راین آقای‬ ‫روحانی نم ی‌تواند گزینه چندان قاطعی تلقی ش��ود‪ .‬حالت‬ ‫چهارم شبیه حالت معکوسی است که در سال ‪ 84‬اتفاق افتاد‬ ‫و همه اصالح‌طلبان پشت سر آقای‌هاشمی جمع شدند‪ .‬این‬ ‫در شرایطی م ی‌تواند اتفاق بیفتد که آقای‌هاشمی گزینه‌ای‬ ‫متصل به خود را در این انتخابات نداشته باشد و امیدی هم‬ ‫به اينكه گزینه مطلوب او در میان اصولگرایان باشد‪ ،‬نداشته‬ ‫باشند‪ ،‬در اين صورت از گزینه اصالح‌طلبان حمایت خواهد‬ ‫کرد‪ .‬این اقدام‪ ،‬در واقع جب��ران محبت اصالح‌طلبان در آن‬ ‫سال خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ l‬البت�ه آق�ای‌هاش�می در دوره اصالح�ات‬ ‫ضرب ه‌های سنگینی را از سوی این جریان متحمل‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫یک��ی از ویژگ ی‌هایی که خدا به انس��ان بخش��یده‪،‬‬ ‫فراموشی و نسیان است‪ .‬همه ما م ی‌توانیم حوادث گذشته‬ ‫را از یاد ببریم‪.‬‬ ‫اگر آقای‌هاش�می نامزد انتخابات ش�ود‪ ،‬باز هم‬ ‫بای�د اس�تراتژی اصولگرای�ان وحدت باش�د یا‬ ‫م ی‌توان به مدل‌های دیگر فکر کرد؟‬ ‫‪l‬وحدت اصولگرایان‪ ،‬وحدت در عین کثرت اس��ت‪.‬‬ ‫تدبیری که ب رای این جمع سه نفره اندیشیده شده هم وحدت‬ ‫در عین کثرت است؛ هر س��ه نفر پذیرفته‌اند که بیایند و به‬ ‫موازات یکدیگر فعالی��ت کنند و در آخر هر ک��دام با اقبال‬ ‫بیشتری مواجه بود‪ ،‬بقیه به نفع او کنار بروند‪ .‬این مدل بسیار‬ ‫آق�ای مجید انص�اری هم ای�ن مس�اله را تایید‬ ‫کرده‌اند‪.‬‬ ‫‪ l‬ایشان فقط یک نمونه است و در همین دوره ب رای‬ ‫حضور در مجمعی که از نهادهای عالی کشور است و حتما‬ ‫اعتماد مرکزیت نظام را هم م ی‌طلبد از رهبری حکم گرفت‪.‬‬ ‫آقای جهانگیری هم در بس��یاری از جلساتی که در محضر‬ ‫رهبری تشکیل شده حضور داشته‌اند‪ .‬بدین ترتیب این دیدار‬ ‫اتفاق ویژه‌ای نیست‪ .‬اگر هم بخواهیم بگوییم ویژگی قابل‬ ‫توجهی دارد‪ ،‬ب رای طرف مقابل اس��ت؛ یعنی کسانی که در‬ ‫این مدت این موهبت را از خود دریغ کرده بودند به این نتیجه‬ ‫رسیده‌اند که چرا باید از چنین موقعیتی محروم باشیم؟ برویم‬ ‫مواضع و برداشت‌های خود را از وضعیت موجود نزد رهبری‬ ‫بیان کنیم‪ .‬ب��ه نظرم این کار عاقالنه‌ای ب��ود‪ .‬افراد دیگری‬ ‫هم که متاسفانه نام شان در فهرست کسانی که به انقالب‬ ‫جفا کردند و در مسیر ساختارشکنی واقع شدند در این مدت‬ ‫تالش کرده بودند که چنین دیداری داش��ته باشند که البته‬ ‫پاسخ مثبتی به آنها داده نش��د‪ .‬تفکیک میان دو جریان در‬ ‫درون اصالح‌طلبان ضروری است و اگر این تفکیک صورت‬ ‫نگیرد‪ ،‬آدم‌ها در ارزیابی این اتفاق به توهم م ی‌افتند‪ .‬مثال از‬ ‫دید‌ب ی‌ب ی‌سی که با اهداف مشخص شیطانی وقایع داخلی‬ ‫ای ران را بررسی م ی‌کند‪ ،‬این دیدار‪ ،‬تحولی است که گویا نظام‬ ‫از مواضع خود عقب‌نشینی کرده است! نظام مواضع خود را در‬ ‫سال‌های اخیر سر سوزنی تغییر نداده است‪ .‬در بحبوحه فتنه‪،‬‬ ‫افرادی با رهبری دیدار م ی‌کردن��د و م ی‌گفتند که باید دفتر‬ ‫اصالحات را بست‪ ،‬اما ایشان مقاومت م ی‌کردند و م ی‌گفتند‪:‬‬ ‫«مگر دست من و شماست؟» و اگر هم بود‪ ،‬مگر به صالح‬ ‫بود؟ پس اگر اتفاقی افتاده در طرف مقابل بوده و ما باید این را‬ ‫حمل به صحت کنیم و بگوییم خردی در مجموعه نیروهای‬ ‫اصالح‌طلب جنبیده و ماحصل آن این است که در خروج از‬ ‫حاکمیت چیزی نصیب کس��ی نم ی‌شود؛ هر چه هست در‬ ‫درون حاکمیت باید باشد و هر گروهی بخواهد خواسته‌های‬ ‫خود را ‪ -‬که حتی مستلزم تغییر در سیستم است – محقق‬ ‫س��ازد‪ ،‬باید در چارچوب نظام قرار گیرد و این خواسته‌ها را از‬ ‫مجاری قانونی دنبال کند‪ .‬البته بدون ساختارشکنی و بدون‬ ‫تکیه بر رفتارهای هنجارش��کنانه نظیر اردوکشی خیابانی؛‬ ‫باید خارج از این روش‌ها در جس��ت وجوی تغییر مثبت بود‬ ‫و اصالحات را تعقیب کرد‪ .‬اگ��ر این حرکت را به مثابه نوعی‬ ‫بازنگری در آن رفتارها تلقی کنیم‪ ،‬قابل تمجید اس��ت؛ اما‬ ‫اگر یک حرکت نمادین ب��رای خروج از دای��ره اتهاماتی که‬ ‫متوجه اینها بوده و بدون پرداختن هزینه باشد‪ ،‬بهره‌ای ب رای‬ ‫هی چ‌‌کس نخواهد داشت‪.‬‬ ‫امروز س�ه گرایش در می�ان اصالح‌طلبان وجود‬ ‫دارد‪ .‬جریان اول ش�روطی برای نظام دارد و آقای‬ ‫موس�وی‌خوئین ی‌ها به نمایندگ�ی از این جریان‬ ‫م ی‌گوید که باید براي حضور در انتخابات شرط‬ ‫تعيين كرد‪ .‬طیف دیگری که به کارگزاران نزدیک‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ l‬من نم ی‌دانم که تصمیم‌گیری‌های آقای‌هاشمی‬ ‫معطوف به چه ملاحظاتی است یا اساسا روش‌های ایشان در‬ ‫تصمیم‌گیری چگونه است و در کجا به جمع‌بندی م ی‌رسد‪.‬‬ ‫اما من گاهی تناقضاتی را ا ز ايش��ان میان مقدمه حضور در‬ ‫صحنه انتخابات با موخره‌های آن مش��اهده م ی‌کنم‪ .‬مثال‬ ‫مقدمه ایشان در انتخابات سال ‪ ،84‬این بود که اگر فردی مانند‬ ‫آقای والیتی در صحنه باش��د‪ ،‬من نخواهم آمد؛ در حالی که‬ ‫آقای والیتی در این صحنه حضور داشت و آقای‌هاشمی ب رای‬ ‫ورود به عرصه انتخابات اعالم آمادگی کرد‪ .‬من نم ی‌دانم چه‬ ‫در واقع‌ترجیح م ی‌دهند که گزینه خودشان را به‬ ‫میدان بفرستند‪.‬‬ ‫‪ l‬اوال که حاضری��ن در این دی��دار گفته‌اند که این‬ ‫مالقات و گفت وگو هیچ ربطی به انتخابات نداش��ته است‪.‬‬ ‫اما سوال من این است که آیا در این مدت مانعی ب رای چنین‬ ‫دیداری وجود داشته؟ پاسخ من منفی است‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫در انتخابات ‪ 92‬چهارسناریو برای آقای‌هاشمی‬ ‫متصور است؛ اول اینکه خودشان کاندیدا شوند‪،‬‬ ‫دوم اینک�ه از گزینه‌ای همچون حس�ن روحانی‬ ‫حمایت کنن�د و طرح دولت وح�دت ملی را پیش‬ ‫ببرند‪ ،‬س�وم اینکه از گزینه‌ای اصولگرا همچون‬ ‫آقای والیت�ی حمایت کنن�د و در نهایت اینکه در‬ ‫ائتالف ب�ا اصالح‌طلب�ان از چهره‌هایی همچون‬ ‫نجف�ی‪ ،‬جهانگیری و حتی ع�ارف حمایت کنند‪.‬‬ ‫شما فکر م ی‌کنید ایشان کدام گزینه را انتخاب‬ ‫کنن�د و کدام‌یک از این س�ناریوها ب�ه نفع آقای‬ ‫‌هاشمی و نظام است؟‬ ‫‪ l‬من م ی‌گویم که اگر س��لیقه همان سلیقه باشد‪،‬‬ ‫امروز هم نم ی‌توان گفت که اگر آقای والیتی مطرح ش��ود‪،‬‬ ‫آقای‌ هاش��می جانب او را م ی‌گیرند؛ خصوصا اینکه فاصله‬ ‫آقای والیتی امروز از دیدگاه‌های‌ هاش��می خیلی بیشتر از‬ ‫آقای والیتی ‪ 84‬است‪ .‬و اما اینکه آقای‌هاشمی شخصا وارد‬ ‫میدان م ی‌شوند یا نه‪ ،‬ب ر‌اس��اس آنچه خودشان و اط رافیان‬ ‫ش��ان گفته‌اند و ما بر مبنای همین گفته‌ها تحلیل کنیم‪،‬‬ ‫علی القاعده آقای‌هاش��می نم ی‌آید‪ .‬نزدیکان ایشان بارها‬ ‫گفته‌اند که سن و سال آقای‌هاشمی و شرایط جسم ی‌ایشان‬ ‫با سختی کاری که متوجه دولت آینده است‪ ،‬تناسب چندانی‬ ‫ندارد‪ .‬فکر م ی‌کن��م که تصمیم بر عدم مداخله مس��تقیم‪،‬‬ ‫تصمیم معقولی اس��ت‪ .‬در عین حال ادبیاتی که این روزها‬ ‫آقای‌هاشمی و اط رافیان شان به کار م ی‌گی رند‪ ،‬شبیه ادبیات‬ ‫آنها در ماه‌های منتهی به انتخابات ‪ 84‬است که نهایتا منجر‬ ‫به حضور ایشان در انتخابات شد‪ .‬اگر این مساله را قرینه‌ای‬ ‫ب رای تصمیم‌گیری‌های ایشان در نظر بگیریم‪ ،‬نم ی‌توانیم به‬ ‫راحتی درباره آمدن یا نیامدن آقای‌هاشمی اظهارنظر کنیم‪.‬‬ ‫اما در خصوص حمایت از گزین��ه‌ای همچون آقای روحانی‬ ‫باید به این مساله توجه داشته باشیم که آقای‌هاشمی بارها‬ ‫و در مقاطع مختلف آقای روحانی را مطرح کرده‌اند؛ شاید از‬ ‫میانه دهه ‪ 70‬تاکنون بارها نام آقای روحانی به‌عنوان یکی‬ ‫از گزینه‌های مطلوب آقای‌هاشمی مطرح شده است‪ .‬حاال‬ ‫اینکه آقای‌هاش��می م ی‌تواند وفاقی را در میان دوس��تان‬ ‫خود ‪ -‬مثال کارگزاران و بخش‌هایی از اصالح‌طلبان ‪ -‬حول‬ ‫محور چنین گزین��ه‌ای حاصل کند یا نه‪ ،‬هنوز مش��خص‬ ‫نیس��ت؛ خصوصا اینکه اصالح‌طلبان اصرار دارند که گزینه‬ ‫ابتدایی خود را داشته باشند و آقای روحانی گزینه ابتدایی آنها‬ ‫نیست‪ .‬البته ممکن است از باب ضرورت به چنین گزینه‌ای‬ ‫راضی شوند‪.‬‬ ‫بع�د از ح�دود س�ه س�ال و نی�م‪ ،‬اصالح‌طلبان‬ ‫گفت‌وگویی رس�می و ش�فاف با رهب�ری انجام‬ ‫داده‌اند و مورد استقبال طیفی از اصالح‌طلبان قرار‬ ‫گرفته است‪ .‬ارزیابی ش�ما از این دیدار چیست؟‬ ‫آیا م ی‌ت�وان این دی�دار را ب�ه معنای بازگش�ت‬ ‫اصالح‌طلبان و مرزبندی آنها ب�ا گروه‌های تندرو‬ ‫و ساختارشکن دانست؟‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫‪ l‬اگر بخواهیم به این س��وال پاسخ مثبت بدهیم‪،‬‬ ‫باید فرض مان این باش��د که هم تم��ام اصالح‌طلبان این‬ ‫حرف را پذیرفته باش��ند و هم تیم آقای‌هاش��می‪ .‬کدهایی‬ ‫هس��ت که برخی اصالح‌طلبان بجد مخالف انتساب آقای‌‬ ‫هاشمی به جبهه خودشان هستند و همین طور کدهایی که‬ ‫ی هاشمی نسبت به متصل‬ ‫حکایت از عدم عالقه‌مندی آقا ‌‬ ‫و متصف بودن به جریان اصالح��ات دارد‪ .‬اما رفتاری که در‬ ‫ی هاشمی و تیم ایشان ‪-‬‬ ‫طول س��ال‌های اخیر از جبهه آقا ‌‬ ‫خصوصا کارگزاران سازندگی ‪ -‬دیده شده عمدتا در چارچوب‬ ‫همپیمانی ب��ا اصالح‌طلبان ب��وده و در عم��ل یک جریان‬ ‫ی هاشمی هم این مساله‬ ‫مستقل نبوده اس��ت‪ .‬اما ب رای آقا ‌‬ ‫پذیرفتنی نیست؛ ایشان خود را چهره‌ای فراجناحی معرفی‬ ‫کرده بودند و اصرار داش��تند بگویند که عاری از تعلق‌داشتن‬ ‫به اصولگرا و اصالح‌طلب هستند‪ .‬کاش در عمل هم همین‬ ‫اتفاق م ی‌افتاد؛ اما اگر این قضیه در گذش��ته پنهان بوده اما‬ ‫در س��ال‌های اخیر ‪ -‬خصوصا در قضایای سال ‪ - 88‬بسیار‬ ‫واضح و آشکار است که غلبه تمایل و گرایش آقای‌هاشمی‬ ‫به سمت اصالح‌طلبان است‪.‬‬ ‫اتفاقی افتاد که آن عهد اخالقی نانوشته بر هم خورد‪.‬‬ ‫ی هاش�می در انتخابات ‪ 84‬دو شرط داشتند؛‬ ‫آقا ‌‬ ‫اصولگرای�ان روی آق�ای والیت�ی اجم�اع کنند و‬ ‫اصالح‌طلبان روی آقای نجفی‪ .‬ش�اید خودشان‬ ‫م ی‌توانس�تند کمک کنند که این اجماع صورت‬ ‫گیرد‪.‬‬ ‫خوبی است که اگر س��ایر اصولگرایان این مدل را بپذیرند‪،‬‬ ‫ظرفیت افزایی م ی‌کنند‪ .‬شاید متناسب با حساسی ت‌هایی‬ ‫که نسبت به رقیب دارند الجرم باید این انعطاف را در درون‬ ‫خود داشته باشند‪.‬‬ ‫‪91‬‬
‫است و اف رادی همچون مجید انصاری‪ ،‬جهانگیری‬ ‫و عارف را در خود جای داده‪ ،‬نوعی واقع گرایی را‬ ‫دنب�ال م ی‌کند و معتقد اس�ت که نباید ش�رطی‬ ‫برای نظ�ام تعیین کرد و انتخابات حق ماس�ت‪.‬‬ ‫گروه س�وم میان این دو گروه مردد هس�تند که‬ ‫آقای خاتمی شاخ ص‌ترین چهره آنهاست‪ .‬فکر‬ ‫م ی‌کنید در نهایت کدام دی�دگاه بر دیگری غلبه‬ ‫خواهد کرد؟‬ ‫‪ l‬مادام��ي که جری��ان اصالح‌طل��ب نگاهی به‬ ‫جریان ساختارشکن تجدیدنظرطلب نسبت به نظام داشته‬ ‫باش��د و برای تقویت بنیه خود ب��ه ظرفی ت‌های بیرونی‬ ‫نظام امی��د ببندد‪ ،‬اتف��اق خوبی برای جبه��ه اصالحات‬ ‫نم ی‌افتد‪ .‬مشکل جمعی که همچنان اعتقاد دارند ما باید‬ ‫ب رای نظام شرط‌‌گذاری کنیم این است که زور و قوت خود‬ ‫را در بیرون نظام جس��ت و جو م ی‌کنن��د و فکر م ی‌کنند‬ ‫آن ظرفیت ضدانقالبی که در برهه‌های هیجانی به آنها‬ ‫م ی‌پیوندد و آنها را تش��ویق م ی‌کند ی��ک نیروی واقعی‬ ‫اس��ت؛ در حالی که یک نیروی کاملا مجازی است‪ .‬اگر‬ ‫روزی این فهم در آنها برجس��ته ش��ود که باید این دندان‬ ‫لق را جدا کرده و دور انداخت‪ ،‬مشکل شان حل م ی‌شود‪.‬‬ ‫متاس��فانه م ی‌توان گفت که تمام اصالح‌طلبان به نوعی‬ ‫اسیر این اشتباه محاسباتی هس��تند؛ گروهی برای نظام‬ ‫شرط م ی‌گذارند و گروه دیگر از‌ ترس اینکه مبادا در میان‬ ‫یزنند‪.‬‬ ‫جریان ساختارشکن هو بشوند‪ ،‬دوپهلو حرف م ‌‬ ‫اس�تدالل آنها این اس�ت که اول بای�د وارد نظام‬ ‫شویم و بعد این مشکالت را حل کنیم‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫‪ l‬تا مش��کلی را که عرض کردم ح��ل نکنند اصال‬ ‫نظام جایی ب رای آنها قائل نخواهد بود‪.‬‬ ‫ش�ما گفته ای�د ک�ه حض�ور در انتخاب�ات حق‬ ‫اصالح‌طلبان اس�ت اما بای�د مرز خ�ود را با فتنه‬ ‫روشن کنند‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫‪ l‬بله؛ با همی��ن فرض یعنی م ی‌گویم کس��انی‬ ‫که مس��تقیما در فتنه دخیل بوده‌اند حت��ی اگر توبه هم‬ ‫بکنند نباید به آنها می��دان داد‪ .‬آنها تجرب��ه پرهزینه‌ای‬ ‫را روی دس��ت نظام گذاش��تند و فعال مطرح نیستند‪ .‬در‬ ‫مورد دیگر اصالح‌طلبان که دس��تی هم در فتنه نداشتند‪،‬‬ ‫این شبهه مطرح اس��ت که گاهی براساس عالقه‌مندی‪،‬‬ ‫رودربایستی یا رفاقت‌های تش��کیالتی به عامالن فتنه‬ ‫اظه��ار دلبس��تگی کرده‌اند‪ .‬البت��ه عالقه‌من��دی‪ ،‬مانع‬ ‫حضور در رقابت‌های سیاسی نیس��ت اما م ی‌توان گفت‬ ‫که نظام ح��ق دارد بگوی��د از آنجایی که م��ن اطمینان‬ ‫ندارم رفتاری مش��ابه ساختارشکنان از س��وی این جریان‬ ‫س��ر نزند‪ ،‬بای��د تضمی ن‌ه��ا و التزاماتی را بگی��رم‪ .‬این‬ ‫تضمی ن‌ها ه��ر چه در منظ��ر مردم باش��د ضمانت‌های‬ ‫قوی‌تری خواه��د ب��ود‪ .‬بنابراین اب��راز علن��ی برائت از‬ ‫فتنه م ی‌تواند ش��رط ابتدای��ی برای تم��ام اصالح‌طلبان‬ ‫باش��د‪ .‬آنها به جای ابراز دلبس��تگی به عناصر فتنه‪ ،‬باید‬ ‫نس��بت به نظام ابراز دلبس��تگی نمایند و نظام و مردم را‬ ‫متقاعد کنند که اتفاقی مش��ابه اتفاقات س��ال ‪ 88‬تکرار‬ ‫نخواهد شد‪.‬‬ ‫آیا پی ش‌بینی م ی‌کنید ک�ه اصالح‌طلبان به یک‬ ‫گزینه واحد برسند؟ این بحث در میان اصولگ رایان‬ ‫وجود دارد که عنوان اصالح‌طلبان بدلی برای عبور‬ ‫از فیلتر شورای نگهبان اس�ت‪ .‬آیا این تحلیل را‬ ‫بدبینانه م ی‌دانید یا معتقدید که واقعیت دارد؟‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ l‬من معتق��دم که حتم��ا اصالح‌طلب��ان طبایع و‬ ‫تی پ‌های متفاوتی دارند‪ .‬این تفاوت طبیعی انسان‌هاس��ت‬ ‫و نم ی‌توان همه این مس��ائل را تاکتیکی ب رای بازگشت به‬ ‫درون نظام دانس��ت‪ .‬اما اصالح‌طلبان در جلساتی که ب رای‬ ‫جمع‌بندی برگزار م ی‌کنند‌ترجیح م ی‌دهند که گزینه حداکثری‬ ‫را معرفی کنند و به نظر م ی‌رسد که نم ی‌توانند چنین گزینه‌ای‬ ‫‪92‬‬ ‫را پی دا کنند‪.‬‬ ‫گزینه‌ای که نظام بپذیرد‪...‬‬ ‫‪ l‬حتی خودشان بپذیرند؛ ممکن است در تعارفات‬ ‫سیاس��ی بگویند که اگ��ر فالن آق��ا بیاید همه م��ا از او‬ ‫حمایت م ی‌کنیم اما در پش��ت پ��رده م ی‌گویند که اگر او‬ ‫توانای ی‌هایی داش��ت در دوره اصالحات که تمام امکانات‬ ‫اصالح‌طلبان در اختی��ار او بود از آنها اس��تفاده م ی‌کرد؛‬ ‫بنابراین معنای��ی ندارد که ما به س��راغ او برویم‪ .‬ش��اید‬ ‫همان کاری که مهندس موسوی کرد؛ در حالی که آقای‬ ‫خاتمی نش��ان داد در این صحنه تام��ل و فکر م ی‌کند و‬ ‫جبهه اصالحات هم یکس��ره پش��ت آق��ای خاتمی قرار‬ ‫داشت‪ .‬اما آقای موسوی آمد و گفت که حتی اگر خاتمی‬ ‫بیاید‪ ،‬من هستم‪ .‬معنای این رخدادها این است که وفاقی‬ ‫برای گزینه‌ای مانند خاتمی یا مش��ابه آن وجود ندارد‪ .‬در‬ ‫جریان اصالحات ه��م قد‌و‌قواره‌ها خیل��ی به هم نزدیک‬ ‫اس��ت؛ آنهایی که به‌گونه دیگری فکر م ی‌کنند‪ ،‬یا خیال‬ ‫م ی‌کنند یا دچار توهم هستند‪ .‬دوست دارند در این بخت‬ ‫آزمایی ش��رکت کنند‪ .‬با خودش��ان م ی‌گویند مگر آقای‬ ‫خاتمی تا قبل از دوم خرداد ‪ 76‬در چه حد و اندازه‌ای بود؟‬ ‫باره��ا گفته‌اند که ما خودمان هم فک��ر نم ی‌کردیم آقای‬ ‫خاتمی بتواند در سال ‪ 76‬پیروز شود‪ .‬از این رو به سادگی‬ ‫حاضر نیس��تند به نفع یک فرد هم قد خود کنار بروند و‬ ‫حق هم دارند‪.‬‬ ‫پس در این صورت ممکن است با چند گزینه در‬ ‫انتخابات شرکت کنند‪.‬‬ ‫‪ l‬ه ر‌کسی خودش را مطرح م ی‌کند‪ .‬مگر اینکه از‬ ‫غیب مددی برسد و بتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند‪ .‬در‬ ‫این صورت باید بررسی کرد که منشا این اتفاق چیست‪.‬‬ ‫درباره استراتژی جریان دولت در انتخابات چگونه‬ ‫فک�ر م ی‌کنید؟ یک س�ناریو این اس�ت که آقای‬ ‫احمدی‌ن�ژاد قواع�د سیاس�ت ورزی را رعای�ت‬ ‫م ی‌کند و کاندیدای مورد حمایت ایشان با تسامح‬ ‫تایی�د صالحیت م ی‌ش�ود‪ .‬س�ناریوی دیگر این‬ ‫است که روی فردی خاص همچون آقای مشایی‬ ‫اصرار م ی‌ورزد و هزینه تایید صالحیت نشدن او را‬ ‫به انتخابات م ی‌کشاند‪.‬‬ ‫‪ l‬اگ��ر حرف‌های ما درب��اره دو جری��ان اصولگرا و‬ ‫اصالح‌طلب مبتنی بر این اس��ت که مح��ور رغبت و عدم‬ ‫رغبتش��ان در پیوندهای درونی‪ ،‬مباحث گفتمانی از قبیل‬ ‫تنازعات گفتمانی و تحوالت گفتمانی اس��ت‪ ،‬اما جماعت‬ ‫و تیمی که به آق��ای احمدی‌نژاد وصل هس��تند و به دولت‬ ‫چس��بيده‌اند ‪ -‬که صراحتا باید آنها را جریان انحرافی بنامم‬ ‫– بحث‌ش��ان بحث گفتمانی نیس��ت‪ .‬کام�لا این بحث‬ ‫معطوف به‌قدرت اس��ت؛ یعنی بودن در آن جایگاه و امتداد‬ ‫پیدا کردن تصدی بر قوه اجرایی کش��ور‪ .‬این مساله از یک‬ ‫جهت کار را ب رای طرف مقابل آس��ان م ی‌کن��د؛ یعنی ما با‬ ‫رقیبی که از مکتب و ایدئولوژی شسته و رفته و نظم یافته‌ای‬ ‫پیروی کن��د‪ ،‬مواجه نیس��تیم‪ .‬یارگیری‌ه��ای طیف دولت‬ ‫هم متکی بر چنین نکاتی نیس��ت‪ .‬اما آنچ��ه مایه نگرانی‬ ‫اس��ت این اس��ت که آیین فرصت‌طلبانه بخواهد هر عمل‬ ‫غیرقانونی‪ ،‬غی ر‌شرعی و غیر‌‌اخالقی را تجویز کند‪ .‬عوامل‬ ‫انحراف نشان داده‌اند که هیچ باکی از دست زدن به این‌گونه‬ ‫اقدامات ندارند‪ .‬پرسش ذهنی این روزهای من این است که‬ ‫آیا آقای احمدی‌نژاد که ما از او پیش��ینه صالح قابل دفاعی‬ ‫را سراغ داریم‪ ،‬م ی‌تواند همه س��رمایه‌های آبرویی‪ ،‬اعتقادی‬ ‫و اخالقی خ��ود را پای جریانی که نگاه��ش صرفا معطوف‬ ‫به قدرت و استمرار آن اس��ت هزینه کند؟ دعای روزمره من‬ ‫این است که چنین نباشد و ایشان متوسل به اقداماتی ب رای‬ ‫تقویت این جریان نش��ود‪ .‬اما معتقدم که اگر خدای ناکرده‬ ‫چنین اتفاقی رخ دهد‪ ،‬سرنوش��ت این مس��یر مشابه تمام‬ ‫کسانی است که در این مسیر گام نهادند و عاقبت خوشی‬ ‫هم نداش��تند‪ .‬از دید مردم زاویه پیدا کردن با اصل انقالب‪،‬‬ ‫انحراف اس��ت‪ .‬ما از ابتدای انقالب تا‌کنون اش��کال متعدد‬ ‫انقالب را تجرب��ه کرده‌ایم و از س��رگذراندیم‪ .‬انقالب‪ ،‬امروز‬ ‫بسیار قوی‌تر از گذشته است؛ پس به طریق اولی م ی‌تواند‬ ‫انحراف را پشت سر بگذارد‪ .‬من نگران اتفاق‌هایی که گفته‬ ‫م ی‌شود نیستم‪ .‬معتقد نیستم که اجبار یا ضرورتی نظام را‬ ‫وادار به تایید صالحیت نداشته فردی منحرف ‪ -‬که به قول‬ ‫یکی از اعضای شورای نگهبان با مبانی مذهب مشکل دارد‬ ‫ م ی‌کند‪ .‬تصور چنین چیزی هم ممکن نیست؛ چه رسد‬‫به تصویرش‪.‬‬ ‫در این صورت گزینه‌های جایگزین چه کس�انی‬ ‫خواهند بود؟‬ ‫‪ l‬تا جایی که من خبر دارم‪ ،‬آقای احمدی‌نژاد در دو‪،‬‬ ‫سه سال اخیر به خیل ی‌ها گفته است که از نظر من شما فرد‬ ‫مناسبی هستید و ب رای آمدن به این صحنه آماده شوید‪ .‬به‬ ‫قول معروف «بفرما را به خیل ی‌ها زده‪ ».‬اگر این‌طور باش��د‪،‬‬ ‫اشکالی ندارد که در این عرصه حضور یابند‪ .‬برخی از این افراد‬ ‫الاقل فاقد صالحی ت‌های ابتدایی نیستند‪.‬‬ ‫یعنی افرادی هستند که منتسب به جریان دولت‬ ‫هستند اما حساس�یت چندانی نس�بت به آنها‬ ‫وجود ندارد‪.‬‬ ‫‪ l‬من برخی از آنها را پیرو آیینی که جریان انحرافی‬ ‫در این سال‌ها دنبال کرده‪ ،‬نم ی‌بینم‪.‬‬ ‫جریان دول�ت هم از ای�ن لحاظ چال�ش دارد که‬ ‫افرادی که واقعا به این جریان متصل باشند را به‬ ‫جامعه عرضه کند‪.‬‬ ‫‪ l‬ندارد‪ .‬به همین دلیل اس��ت که ش��اکله دولت از‬ ‫همان گفتمان اولیه آقای احمدی‌نژاد تبعیت م ی‌کند؛ نه از‬ ‫کج تاب ی‌هایی که در سال‌های اخیر و محصول منش‌های‬ ‫ش��خصی اس��ت‪ .‬اعضای دولت بارها اعالم کرده‌اند که در‬ ‫خدمت رئی س‌جمهور هستند‪ ،‬با ایشان همکاری م ی‌کنند و با‬ ‫عالقه‌مندی هم کارها را دنبال م ی‌کنند؛ اما آنجایی که میان‬ ‫نگاه اعتقادی ش��ان و رفتارهای غیرقابل توجیه تعارضاتی‬ ‫ظهور م ی‌کند‪ ،‬از بیان اعتقادات خود ابایی ندارند‪.‬‬ ‫سخن آخر؟‬ ‫‪ l‬تصور من این است که افزایش آگاهی و بصیرت‬ ‫جریان اجتماع��ی فعال اصولگ��را در طول ماه‌ه��ای آینده‬ ‫سرنوشت‌س��از اس��ت‪ .‬توصیه من به این نیروها‪ ،‬دوستان و‬ ‫جوانان این است که در این ماه‌ها و این روزها گوش به زنگ‬ ‫باشند‪ .‬در بس��یاری از اوقات باید در لحظه تصمیم بگیرند‪،‬‬ ‫بناب راین مسیر اتفاقات را باید با تحلیلی درست‪ ،‬هوشیاری و‬ ‫بصیرت دنبال کنند‪.‬‬ ‫ب�رآورد ش�خصی ش�ما از انتخاب�ات‪ ،‬پی�روزی‬ ‫اصولگرایان است؟‬ ‫‪ l‬برداش��ت فعلی من این است‪ .‬گمان م ی‌کنم که‬ ‫برآیند نگاه جامعه نس��بت به جریان اصولگرا مثبت است؛‬ ‫اگرچه ممکن است در اوج اقبال گذشته نباشد‪ ،‬اما در قیاس‬ ‫با س��ایر جریانات‪ ،‬اعتقاد مردم نس��بت به موفقیت جریان‬ ‫اصولگرا در حل مش��کالت کش��ور به مراتب بیش از سایر‬ ‫جریان‌ها و جناح‌هاست‪.‬‬ ‫یعن�ی م�ردم عملک�رد احمدی‌ن�ژاد را پ�ای‬ ‫اصولگرایان م ی‌نویسند؟‬ ‫‪ l‬ب��ه هیچ‌‌وجه؛ بخ��ش عم��ده‌ای از ظرفیت این‬ ‫جبهه خانه‌نشین اس��ت و با جریان عملیاتی که در صحنه‬ ‫حضور دارد و گاهی به جهات نادرس��تی هدایت م ی‌ش��ود‬ ‫تفاوت دارد‪ .‬آن ظرفیت‪ ،‬آن ن��گاه و آن گفتمان همچنان از‬ ‫دید مردم کارسازتر اس��ت تا گفتمان‌هایی که در دوره‌هایی‬ ‫بوده‌اند و مردم با عب��ور از آنها به دوره جدید دل بس��ته‌اند‪.‬‬ ‫در آستانه س��ال جدید آرزو م ی‌کنم که س��ال پیش رو منشا‬ ‫خی رات و ب��رکات ف��راوان ب رای ملت ما و نش��ریه ش��ما و‬ ‫خوانندگانش باشد‪g .‬‬
‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫نامزد مستقل معرفي مي‌كنيم‬ ‫تو‌گوي مثلث با باقري‌لنكراني درباره استراتژي و تاكتيك انتخاباتي جبهه پايداري‬ ‫گف ‌‬ ‫كامران باقري‌لنكراني‪ ،‬س�خنگوي جبهه پايداري از توانمندي و كارآمدي و همچنين اعتقاد به آرمان‌ها به‌عنوان‬ ‫دو ويژگي اصلي كانديداي موردنظر اين تشكل اصولگرا ياد مي‌كند و صراحتا از تصميم گروه متبوع خود براي معرفي‬ ‫كانديداي مستقل سخن مي‌گويد‪ .‬او با انتقاد از كسانيكه سعي مي‌كنند انتخابات را دوقطبي كنند‪ ،‬اعالم كرده است كه‬ ‫جبهه پايداري هنوز به تعيين مصاديق نرسيده است‪.‬‬ ‫زهره دياني‬ ‫آقای لنکرانی! طبیعی است که هر گروه و جریان‬ ‫سیاسی در آس�تانه انتخابات با ارزیابی وضعیت‬ ‫موجود در کش�ور‪ ،‬اقدام به اتخاذ استراتژی و در‬ ‫واقع تهی�ه برنام�ه در زمینه‌های مختل�ف کرده و‬ ‫باتوجه ب�ه برنامه مدنظرش نس�بت ب�ه انتخاب‬ ‫مصادی�ق و چگونگ�ی ورود به انتخاب�ات حرکت‬ ‫می‌کند‪.‬به عنوان سوال نخست می‌خواهم بپرسم‬ ‫شما به عنوان س�خنگوی جبهه پایداری اوضاع‬ ‫ام�روز را در زمینه‌ه�ای مختلف چگون�ه ارزیابی‬ ‫می‌کنید؟‬ ‫بر این اس�اس جبه�ه پای�داری دنبال چ�ه نوع‬ ‫رویکردی است؛ در واقع می‌خواهم بدانم رویکرد‬ ‫شما آرمانی است یا بیشتر جنبه عملگرایی دارد؟‬ ‫‪ l‬آنچه جبهه پایداری به آن اعتقاد دارد از مبانی دینی‪،‬‬ ‫س��نن قرآنی‪ ،‬تعالیم امام(ره) و مقام معظم رهبری و علمای‬ ‫بزرگی چون مرحوم آیت‌اهلل خوشوقت و آیت‌اهلل مصباح‌یزدی‬ ‫نشات گرفته اس��ت‪ .‬راهی که تفکر دینی به ما می‌آموزد این‬ ‫اس��ت که باید بر‌اس��اس آرمانگرایی خود با واقعیات روبه‌رو‬ ‫شویم‪ .‬اگر با آرمانگرایی و تاکید بر اصول خود سراغ واقعیات‬ ‫برویم حتما راه‌حل مناسب آن را پیدا خواهیم کرد‪ .‬این راه‌حل‪،‬‬ ‫دست‌نیافتنی نیست‪ .‬ما گفته قرآن کریم را از عمق جان باور‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ l‬باید بگویم فشار روز‌مرگی و مشکالت اقتصادی‬ ‫امروز به‌عنوان یک چالش مهم نمایان و برجسته است‪ .‬این‬ ‫مساله حتی واکنش‌های متفاوتی از سوی فعاالن اقتصادی‬ ‫و سیاسی به همراه داش��ته اس��ت‪ .‬برخی در ریشه‌یابی این‬ ‫وضعیت چالش‌برانگیز اقتصادی در باغ س��بزهایی را نشان‬ ‫می‌دهند که پیش از این تجربه شده‌اند‪ .‬درواقع نه تنها در کشور‬ ‫ما بلکه در بسیاری از نقاط جهان برخی گمان می‌برند اگر از‬ ‫آرمان‌ها دست برداریم و به جای آرمانگرا بودن‪ ،‬واقع‌گرا شویم‬ ‫می‌توانیم مشکالت اقتصادی را در تعامل با نظام سلطه حل‬ ‫کنیم‪ .‬در همین چارچوب برخی دیگر به دور از ادبیات تسلیم و‬ ‫پذیرش سلطه با ادبیاتی متفاوت در همان جهت برنامه‌هایی‬ ‫را ارائه می‌دهند‪ ،‬منتها عمده بحثشان این است که ما باید راه‬ ‫رفته دیگران را بپیماییم و ب‌ا ترازیابی از آنچه که س��ایر نقاط‬ ‫دنیا برای پیش��رفت اقتصادی خود و برون‌رفت از مشکالت‬ ‫خودشان انجام دادند‪ ،‬ما هم مشکالت خودمان را حل کنیم‪.‬‬ ‫در این راستا نمونه‌هایی از‌ترازیابی اقتصادی با ترکیه‪ ،‬مالزی‬ ‫و کشورهای مشابه ارائه می‌دهند و سعی می‌کنند یک مدل‬ ‫توسعه‌ای که به زعم خودشان بومی‌ش��ده‌ ترازیابی‌هاست‬ ‫ارائه دهند‪ .‬گروه دیگری هم هستند که اصوال چشم خود را‬ ‫بر فشارهای اقتصادی که بر اقشار فقیر و تهیدست جامعه وارد‬ ‫می‌شود‪ ،‬بسته‌اند و تنها نگاهش��ان به بحث رونق اقتصادی‬ ‫اس��ت‪ .‬به همین دلیل راه‌حل‌هایی را برای ایجاد رونق‌های‬ ‫اقتصادی ارائه می‌دهن��د بدون آنکه نگاهی به مش��کالت‬ ‫اقشار فرو‌دست جامعه یا افزایش فاصله طبقاتی داشته باشند‪.‬‬ ‫باالخره جریانات دیگری نیز هستند که مشکالت اقتصادی‬ ‫فعلی را انکار می‌کنند یا تالش می‌کنند از زیر بار مس��ئولیت‬ ‫ش��انه خالی کنند‪ .‬آنچه ما امروز در وضعیت اقتصادی با آن‬ ‫روبه‌رو هستیم زائیده بودجه سال‌های ‪ 89‬و ‪ 90‬کشور است؛‬ ‫بودجه‌ای که با پیشنهاد دولت و تصویب مجلس و تعامل این‬ ‫دو قوه تصویب شد و در هر دو سال کسری کاملا آشکار ‪40‬‬ ‫هزار میلیارد تومانی را به عنوان حداقل و افزایش هزینه‌های‬ ‫دولت به همراه داش��ت‪ .‬البته بخش عمده‌ای از این افزایش‬ ‫هزینه‌ها وجود طرح‌های متعددی اس��ت ک��ه بعضا با اصرار‬ ‫برخی از نمایندگان مجلس به بودجه اضافه شد و آثار تورمی‬ ‫وحشتناکی را در مجموع به بار آورده است‪ .‬در برابر این وضعیت‬ ‫به نظر می‌رسد ما شاهد نوعی بهت در جبهه طرفداران انقالب‬ ‫اسالمی هستیم‪ .‬خیلی‌ها در برابر این واقعیات به دلیل اینکه‬ ‫حجم سنگین مشکالت اقتصادی را می‌بینند به نوعی تنازل‬ ‫از آرمان‌ها را توصیه می‌کنند‪.‬‬ ‫‪93‬‬
‫داریم که اگر تقوا پیشه کنیم مشکالتمان حل می‌شود‪ .‬برکات‬ ‫الهی از زمین و آسمان نازل می‌شود‪ .‬این موضوعی است که‬ ‫در آیه ‪ 65‬و ‪ 66‬سوره مائده مورد تاکید قرار گرفته که اگر اهل‬ ‫کتاب ایمان و تقوا پیشه کرده بودند‪ ،‬قطعا از برکات بیشتری‬ ‫برخوردار می‌شدند‪ .‬یا در سوره جن آیه ‪ 16‬خداوند می‌فرماید‬ ‫اگر جن و انس در راه ایمان پایداری بورزند با آب فراوان آبیاری‬ ‫می‌ش��وند و به برکات زیادی می‌رس��ند‪.‬بنابراین باید بگویم‬ ‫رویکرد جبهه پایداری به‌گونه‌ای اس��ت که تالش دارد با در‬ ‫نظر گرفتن چالش‌های موجود و عرضه کردن آن به مبانی و‬ ‫یافتن راه‌‌حل مناسب برای آن چالش‌ها بر‌اساس مبانی‪ ،‬برنامه‬ ‫دولت یازدهم را تنظیم کند که البته تا این لحظه پیش��رفت‬ ‫خوبی داشته‌ایم‪.‬‬ ‫فکر می‌کنم از توضیحات ش�ما می‌ت�وان به این‬ ‫نتیجه رسید که مباحث اقتصادی بر‌مسائل دیگر‬ ‫در برنامه جبهه پایداری غلبه دارد‪ .‬آیا این برداشت‬ ‫درستی است؟‬ ‫سياست‬ ‫‪ l‬برای پاسخ به این سوال ش��ما باید بگویم در این‬ ‫برنامه به بحث اقتصاد به‌عنوان یک موضوع تئوری و یکی از‬ ‫اورژانس‌های کش��ور نگاه کرده‌ایم‪ .‬البته در عین حال توجه‬ ‫داش��ته‌ایم که راه‌حل‌های اقتصادی بدون توج��ه به مبانی‬ ‫فرهنگی راه‌حل‌های ماندگاری نخواهند بود‪ .‬به همین دلیل‬ ‫در برنامه جبهه‪ ،‬بخش فرهنگی و اجتماعی را به‌عنوان مطالبه‬ ‫مبنایی مورد توجه ویژه قرار داده‌ایم و سعی کردیم این دو را‬ ‫جمع کنیم‪ .‬مثال در بخش اقتصاد و ضرورت اقتصاد مقاومتی‬ ‫تالش کردیم رویکردهایی را طراحی کنیم که رونق اقتصادی‬ ‫را همراه با کاهش فاصله طبقات��ی فراهم کنیم‪ .‬ترجمه ما از‬ ‫اقتصاد مردمی‌با‌ترجمه‌ای که دیگران ارائه می‌دهند و اقتصاد‬ ‫مردمی‌را صرفا حضور افراد برخوردار در عرصه اقتصادی در‬ ‫برابر امکانات دولتی می‌بینند‪ ،‬متفاوت است‪ .‬اقتصاد مردمی‌‬ ‫ما اقتصادی اس��ت ک��ه در آن آحاد م��ردم می‌توانند حضور‬ ‫پیدا کنند و وظیف��ه دولت در ایجاد توانمندس��ازی آنها برای‬ ‫حضور اقتصادی اس��ت‪ .‬باتوجه به آنکه در کشور ‪10‬میلیون‬ ‫فارغ‌التحصیل دانشگاهی داریم معتقدیم این تعداد می‌توانند‬ ‫لش��کر بزرگی را برای جهاد اقتصادی فراهم کنند‪ .‬بنابراین‬ ‫باید به این جوانان میدان داد و آنها را توانمند کرد تا با حمایت‬ ‫مناس��ب ثروت‌آفرینی کنند‪ .‬در بح��ث فرهنگی و اجتماعی‬ ‫توجه به این نکته ضروری است که رفاه اجتماعی و برطرف‬ ‫کردن دغدغه‌های مردم در عرص��ه نیازهای اجتماعی یک‬ ‫ضرورت مهم است‪ .‬از سوی دیگر به مساله سالمت‪ ،‬بیکاری‬ ‫و مش��کالت این چنینی هم در برنامه دول��ت یازدهم توجه‬ ‫کرده‌ای��م‪ .‬در بحث فرهنگی نیز نهادینه ک��ردن آرمان‌ها در‬ ‫جامعه و ممانعت ا ‌ز ترویج خرافات‪ ،‬ریاکاری و الابالی‌گری و‬ ‫سکوالریزم جزو برنامه‌های جبهه پایداری است که در آینده با‬ ‫جزئیات بیشتر به مردم ارائه خواهیم کرد‪ .‬طبیعی است با داشتن‬ ‫چنین نگاهی به برنامه دولت یازدهم‪ ،‬مجری این برنامه هم‬ ‫باید شایستگی اجرای آن را داشته باش��د‪ .‬در واقع الزم است‬ ‫کاندیدای مورد‌نظر برای داشتن این شایستگی دارای دو رکن‬ ‫اساسی باشد؛ اول آنکه توانمند و کارآمد باشد و رکن دوم این‬ ‫که باید به آرمان‌ها اعتقاد داشته باشد‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫یعنی این دو رکن ویژگی اصلی و خاص کاندیدای‬ ‫جبهه پایداری است؟‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪94‬‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬این دو خصوصیت اصلی جبهه است و اعضای‬ ‫جبهه پای��داری در آخرین دی��داری که با مرح��وم آیت‌اهلل‬ ‫خوشوقت داشتند ایشان این دو شاخص را برای رئیس‌جمهور‬ ‫آینده شاخص رکنی دانستند؛ یعنی همانطور که در نماز برخی‬ ‫از واجبات رکنی است که اگر در آنها دچار اختالل شویم نماز‬ ‫مورد قبول نیس��ت‪ ،‬تعبیر آیت‌اهلل خوش��وقت این بود که در‬ ‫ریاست‌جمهوری هم کس��ی که برگزیده می‌شود باید از نظر‬ ‫آرمانگرایی در حد قابل اعتمادی باش��د و به والیت‌فقیه نه از‬ ‫باب یک اصل قانون اساسی بلکه از باب والیتمداری انسان‬ ‫معتقد به موالی خود باشد‪.‬در باب کارآمدی هم ایشان تاکید‬ ‫داشتند ما به حداقل‌ها بسنده نکنیم و فردی را انتخاب کنیم‬ ‫که بتواند پاسخگوی نیازهای امروز کشور باشد‪.‬‬ ‫بهتر است کمی ش�فاف‌تر وارد مبحث انتخابات‬ ‫ش�ویم‪ .‬می‌دانید یک�ی از مهمتری�ن مباحثی که‬ ‫پیرامون جبهه پایداری وجود دارد احتمال ائتالف‬ ‫این تش�کل سیاس�ی با گروه‌ها و جریانات دیگر‬ ‫اس�ت‪ .‬ی�ک روز زمزمه ائتلاف با دول�ت مطرح‬ ‫می‌ش�ود و روز دیگ�ر ائتلاف ب�ا گروه س�ه‌نفره‬ ‫اصولگرایان‪ ،‬حتی احتمال تش�کیل ائتالف جدید‬ ‫توسط پایداری‌ها هم مطرح شده است‪ .‬می‌خواهم‬ ‫صریح بپرس�م که آیا این احتمال وج�ود دارد که‬ ‫جبهه پایداری برای اجرای برنامه‌های خود با دیگر‬ ‫اصولگرایان ائتالف کند؟‬ ‫‪ l‬س��وال خوبی پرس��یدید‪ .‬کس��انی که در عرصه‬ ‫انتخابات اعالم حضور و کاندیداتوری کرده‌اند‪ ،‬تعداد محدودی‬ ‫هستند‪ .‬ما از نظر اظهاراتی که به صورت علنی مطرح کرده‌اند‬ ‫و همچنین از نظر س��وابق و عملکردها افراد را مورد بررسی‬ ‫قرار داده‌ایم‪ .‬آنچه برای جبهه پایداری نگران‌کننده بود این‬ ‫که متاسفانه هیچ‌کدام از این افراد با این نگاه به موضوع توجه‬ ‫نکرده‌اند که ما مقوله تجمیع بین آرمانگرایی و واقع‌گرایی را به‬ ‫صورتی که آرمان‌ها زیر‌بنای راه‌حل ما برای حل مشکالت و‬ ‫کارآمدی باشد‪ ،‬مدنظر داریم‪ .‬افرادی که صراحتا به تکنوکرات‬ ‫بودن خودش��ان افتخار می‌کنند در حالی که متوجه نیستند‬ ‫تکنوکراتی یک فلس��فه برای اداره کش��ور است که الجرم‬ ‫مبتنی بر سکوالریزم است که به هیچ‌وجه نمی‌توانند محل‬ ‫اعتماد قرار بگیرند‪ .‬ما معتقدیم این نوع نگاه به موضوعات و‬ ‫گسسته پنداشتن وقایع اجتماعی موجب می‌شود واقعه‌ای مثل‬ ‫سال‪ 88‬در کشور رخ بدهد و افراد در آن آزمون به جای آنکه‬ ‫به اهمیت موضوع پی ببرند سخنانشان این باشد که کدورتی‬ ‫بین برخی رخ داده و ما باید از این کدورت بگذریم‪ .‬همین نگاه‬ ‫تکنوکرات و ساده پنداشتن وقایع اجتماعی چنین فتنه فکری‬ ‫را به بار می‌آورد‪ .‬یا کس��انی ک��ه در عرصه‌های اقتصادی به‬ ‫جای اینکه به ره‌آوردهای دینی توجه ویژه‌ای داشته باشند و‬ ‫سعی کنند تفکرات اقتصادی را ارزشمدارتر کنند‪ ،‬نگاهشان به‬ ‫عرصه اقتصادی عمدتا برخاسته از تئوری‌هایی است که همین‬ ‫امروز شکست آن را در رکود اقتصادی اروپا و آمریکا می‌بینیم‪.‬‬ ‫بنابراین بازهم نمی‌توانند محل اعتماد قرار بگیرند‪ .‬به همین‬ ‫دلیل و دالیل دیگر متاسفانه جبهه پایداری نتوانست خودش‬ ‫را قانع کند که با ائتالف‌های موجود همکاری داشته باشد‪.‬‬ ‫و این یعن�ی اینک�ه جبه�ه پای�داری کاندیدای‬ ‫مستقلی معرفی خواهد کرد؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬تصمیم این جبهه با راهنمایی شورای فقهی از‬ ‫ماه‌ها پیش بر این شد که جبهه به‌طور مستقل کاندیدایی که‬ ‫بتواند پرچمدار این تفکر باشد را معرفی کند‪.‬‬ ‫برخی منتق�دان ش�ما می‌گویند جبه�ه پایداری‬ ‫همچ�ون انتخاب�ات مجل�س نه�م در انتخابات‬ ‫ریاست‌جمهوری یازدهم مورد اقبال قرار نخواهد‬ ‫گرفت‪ ،‬بنابرای�ن به نف�ع این جبهه اس�ت که با‬ ‫دیگر هم‌طیفان خود ائتالف کند‪ .‬نظر شما در این‬ ‫خصوص چیست؟‬ ‫‪ l‬برداش��ت م��ا از انتخاب��ات مجلس ب��ا برخی از‬ ‫برداش��ت‌هایی که این روزها می‌ش��نویم مقداری متفاوت‬ ‫اس��ت‪ .‬متاس��فانه برخی در برابر اقدامات سیاسی خودشان‬ ‫مس��ئولیت‌پذیر نیس��تند‪ .‬اگر در مجلس نه��م فرآیندی رخ‬ ‫می‌دهد که ماحصل آن س��وال از رئیس‌جمهور می‌شود که‬ ‫با تاکید مقام معظم رهبری پس‌گرفته می‌شود یا استیضاحی‬ ‫صورت می‌گیرد که پس از اس��تیضاح م��ورد عتاب رهبری‬ ‫قرار می‌گیرد یا جلس��ه‌ای برگزار می‌شود که هر چند رئیس‬ ‫قوه‌مجریه در آن جلسه اقداماتی انجام می‌دهد که البته مورد‬ ‫رضایت مقام‌معظم‌رهبری نیست و انتقادات شدید ایشان را‬ ‫در پی دارد‪ ،‬اما باید در نظر داش��ت واکنش مجلس هم انتقاد‬ ‫رهبری را برانگیخت بنابراین باید افرادی که در شکل‌گیری‬ ‫چنین مجلسی نقش‌آفرینی کردند و به بهانه جذب حداکثری‪،‬‬ ‫معیارهای اصلح بودن را زیر سوال بردند پاسخگو باشند‪ .‬این‬ ‫مغالطه که ما باید جذب حداکثری کنیم و بعد به بهانه جذب‬ ‫حداکثری در معیارهای خود برای اعتماد کردن به افراد تنازل‬ ‫کنیم به نظر می‌آید شکستش را در وقایع اخیر مجلس نشان‬ ‫داده اس��ت‪ .‬در واقع افرادی که داعیه این کار را داشتند امروز‬ ‫باید در برابر این تئوری پاسخگو باشند‪ .‬بنده فکر می‌کنم وقایع‬ ‫مجلس نشان می‌دهد کسانی که می‌خواهند در عرصه سیاسی‬ ‫صرفا با نگاه برد و باخت و تصرف مناصب حضور پیدا کنند‪،‬‬ ‫دچار اشتباهات فاحشی می‌شوند‪ .‬این اشتباهات فاحش نوعا‬ ‫هزینه‌های سنگینی را به کشور و به روند تعالی کشور تحمیل‬ ‫می‌کند‪ .‬آنچه مسلم است این که کشور عزیز ما متعلق به همه‬ ‫مردم کشور است‪ .‬بنابراین باید فرآیندی را به وجود بیاوریم که‬ ‫همه مردم در مدیریت کشور مشارکت داشته باشند‪ .‬هرکسی‬ ‫که داعیه دفاع از انقالب اسالمی را دارد باید فضای عمومی‬ ‫کشور برای اعالم نظرات و حضور وی در صحنه باز باشد‪ .‬هیچ‬ ‫کس را نباید به زور از قطار انقالب اس�لامی پیاده کنیم‪ .‬این‬ ‫سخنان مشخص و قابل قبول است‪ ،‬اما وقتی می‌خواهیم در‬ ‫نظام مسئولیت را به کسی بدهیم این منطق پذیرفته نیست‬ ‫که چون این فرد دسترسی به امکانات عمومی دارد و می‌تواند‬ ‫از امکانات وسیعی برای تبلیغ استفاده کند پس حتما با آن فرد‬ ‫متحد شویم و ائتالف کنیم‪.‬این منطق قابل قبول نیست چون‬ ‫فالن شخص به کانون‌های قدرت و ثروت نزدیک است‪ ،‬پس‬ ‫ما هم بیاییم به آن شخص نزدیک شویم تا منویات خودمان را‬ ‫پیش ببریم‪ .‬مرحوم آیت‌اهلل خوشوقت در برابر این منطق که‬ ‫به جبهه پایداری برای پذیرش افراد فشار وارد می‌شد‪ ،‬فرمودند‬ ‫اگر شما حضورتان در صحنه اجتماعی با انگیزه و روشی غیر از‬ ‫ادای تکلیف باشد دینتان را از دست خواهید داد‪ .‬شما مراقبت‬ ‫کنید که هر نوع ائتالف و مذاکره‌ای که انجام می‌دهید مبنای‬ ‫کار شما به قدرت رسیدن نباش��د بلکه مبنا عمل به تکلیف‬ ‫باشد‪ .‬این وصیت آن بزرگوار است که ما در انتخابات مجلس‬ ‫از ایشان شنیدیم و کماکان هم مبنای عمل ماست‪ .‬نگاه ما در‬ ‫معرفی کاندیدا این نیست که به کجا وابسته است و چه کسانی‬ ‫حاضرند برای آن کاندیدا هزینه کنند و پول خرج کنند یا آن‬ ‫فرد به چه منابعی دسترسی دارد‪ ،‬اتفاقا ما این موضوع را یک‬ ‫نقطه ضعف می‌دانیم که کسانی با دستیابی به منابع عمومی‬ ‫یا دولتی بخواهند هزینه‌های فعالیت‌های انتخاباتی خود را‬ ‫پرداخت کنند‪ .‬ما این کار را خالف شرع می‌دانیم اما طبیعی‬ ‫است از بین کسانی که معیارهای الزم را برای کاندیداتوری‬ ‫دارند یکی از فاکتورها این است که احتمال توجه مردم به آن‬ ‫افراد بیشتر است‪ ،‬اما این موضوع تنها فاکتور نیست‪ .‬به همین‬ ‫دلیل ما وظیفه خودمان می‌دانیم که اگر کاندیدای خود را اصلح‬ ‫می‌دانیم تالش کنیم به مردم معرفی ش��ود و افکار عمومی‬ ‫شناخت بیشتری نسبت به آن فرد پیدا کنند و به آن رای بدهند‪.‬‬ ‫در فضای مردمس��االری دینی که معمار آن امام(ره) بودند و‬ ‫مقام معظم رهبری آن را به کمال رس��اندند‪ ،‬مردم تصمیم‬ ‫گیرنده هس��تند و تنها وظیف��ه‌ای که گروه‌ه��ای اجتماعی‬ ‫دارند معرفی کاندیدایش��ان ب��ه مردم اس��ت؛ معرفی که در‬ ‫آن اصول دین��ی و اخالق رعایت ش��ود‪ .‬متاس��فانه یکی از‬ ‫تلخی‌های انتخابات در همه دوره‌های گذش��ته و این دوره‬ ‫این بوده ک��ه فعاالن عرصه انتخاباتی بعض��ا به اصول اولیه‬ ‫اخالق دینی توجه نمی‌کنند‪ ،‬ب��ه عنوان مثال جبهه پایداری‬ ‫در آخرین همایش��ی که داش��ت از ابتدا اعالم ک��رد در این‬ ‫همایش کاندیدای��ی معرفی نمی‌کند‪ .‬در ای��ن میان عده‌ای‬ ‫طراحی انتخاباتی کردند و فش��ار آوردند ک��ه جبهه پایداری‬ ‫می‌خواهد کاندیدای خود را معرفی کن��د‪ ،‬اما بعد از همایش‬ ‫که خالف‌نظرشان ثابت شد دیدیم به جای اینکه بگویند ما‬ ‫دروغ گفتیم یا اش��تباه کردیم و بی‌اطالع حرف زدیم‪ ،‬گفتند‬ ‫جبهه پایداری به تصمیمش عمل نک��رد‪ .‬به عقیده بنده این‬ ‫رفتارها قابل توجیه نیست و با مدل رفتارهای دینی ما متفاوت‬
‫است‪ .‬البته باید بگویم متاسفانه ادعای اخالق مداری این افراد‬ ‫نگران‌‌کننده است‪.‬‬ ‫در‌‌خص�وص ائتلاف جبه�ه پای�داری ب�ا دولت‬ ‫گمانه‌زنی‌های زیادی صورت می‌گیرد‪ .‬ش�ما به عنوان‬ ‫سخنگوی این جبهه بفرمایید آیا نگاه و رویکرد جبهه‬ ‫پایداری با دولت یکی اس�ت و ام�کان ائتالف بین این‬ ‫دو وجود دارد؟ در واقع شما هیچ‌وقت نیامدید یک مرز‬ ‫مشخص با حامیان دولت مشخص کنید‪.‬‬ ‫آقای جلیلی یک��ی از کاندیداهای جدی ما محس��وب‬ ‫می‌شوند که مورد بحث قرار گرفته‌اند‪ ،‬در واقع جبهه پایداری‬ ‫با افرادی مثل ایشان ب ‌ه ورود در عرصه انتخابات فکر كرده و‬ ‫پیشبرد برنامه‌های پیشنهادی خود را دنبال می‌کند‪.‬‬ ‫جبهه پایداری با سعید جلیلی جلسه‌ای هم داشته‬ ‫است؟‬ ‫‪ l‬بله؛ جلس��اتی بوده و در حال حاضر هم مش��غول‬ ‫رایزنی هستیم‪.‬‬ ‫آيا صحت دارد كه آقای جلیلی برای کاندیداتوری‬ ‫میلی ندارند؟‬ ‫‪ l‬به هر حال ما در جبهه هنوز ب��ه صورت مصداق‬ ‫فردی وارد بحث مصادیق نشده‌ایم‪ ،‬یعنی نمی‌خواهیم بشویم‪.‬‬ ‫هم‌اکنون در حال رایزنی هس��تیم و مهمترین مالک ما این‬ ‫است که کاندیدای معرفی‌شده توان و ظرفیت اجرای برنامه‬ ‫دولت یازدهم را داشته باشد‪.‬‬ ‫آقای دکتر! کاندیداتوری خود ش�ما ت�ا چه اندازه‬ ‫جدی است؟‬ ‫‪ l‬همان‌ط��ور که عرض ک��ردم م��ا ورود به بحث‬ ‫مصادیق را زود‌هنگام می‌دانیم و ب��ه موقع کاندیدای خود را‬ ‫معرفی می‌کنیم‪.‬‬ ‫آیا برای کاندیداتوری خودتان با کس�ی مشورت‬ ‫کرده‌اید؟‬ ‫‪ l‬به وقتش ما وارد بحث مصادیق می‌شویم‪.‬‬ ‫با آقای فتاح هم نشستی داشته‌اید؟‬ ‫‪ l‬مهندس فتاح از برادران ارزشمند ما هستند که از‬ ‫رویش‌های ارزشمند انقالب محسوب می‌شوند و ظرفیت‌های‬ ‫باالیی دارند‪.‬‬ ‫چه زمانی کاندیدای خود را معرفی می‌کنید؟‬ ‫‪ l‬قاعدتاتاقبلازانتخاباتبایدکاندیدامشخصشود‪.‬‬ ‫یعنی تا دقیقه ‪ 90‬قصد ندارید کاندیدای خودتان‬ ‫را معرفی کنید؟‬ ‫ما در زمان مناسب کاندیدای خود را معرفی می‌کنیم‪.‬‬ ‫چرا یک ش�خص روحان�ی را م�ورد حمایت قرار‬ ‫‪ l‬بنده معتقدم نقش��ی که رهبر‌معظم‌انقالب برای‬ ‫آقای هاش��می قائل هس��تند که به عن��وان رئیس مجمع‬ ‫تشخیص نظام در سیاس��ت‌های کالن نظام بتوانند مشاور‬ ‫امینی برای رهبری باش��ند می‌تواند باالتری��ن افتخار برای‬ ‫ایشان محسوب شود بنابراین امیدوارم ایشان قدر این موقعیتی‬ ‫را که مشاور امین رهبری هس��تند‪ ،‬بدانند‪ .‬من فکر می‌کنم‬ ‫کش��وری که بیش از ‪ 40‬درصد آن را جوانان زیر ‪ 25‬س��ال‬ ‫تشکیل می‌دهد‪ ،‬رئیس‌جمهور‪ 79‬ساله رئیس‌جمهور مناسبی‬ ‫برای آن نباشد‪.‬‬ ‫حض�ور اصالح‌طلب�ان در انتخابات را ت�ا چه حد‬ ‫جدی می‌دانید؟‬ ‫‪ l‬نگرانی اصل��ی اصالح‌طلب��ان در انتخابات آتی‬ ‫این اس��ت که با عدم اقبال و بی‌اعتنایی مردم مواجه شوند؛‬ ‫همان‌طور ک��ه برخی از س��ران اصالح‌طل��ب گفته‌اند آنها‬ ‫نمی‌خواهند فاصل��ه رای‌های قبل��ی خود را ب��ا بی‌اعتنایی‬ ‫فعلی مردم مک��در کنند‪ .‬نوع رویکرد مردم نش��ان داده که با‬ ‫هیچ‌کس عهد اخوت نبسته‌اند و گروه‌ها و احزاب را باتوجه به‬ ‫عملکردشان می‌سنجند‪ .‬کسانی که در سال ‪ 88‬و پس از آن‬ ‫نشان دادند خودخواهی‌شان به قدری زیاد است که حاضرند‬ ‫برای آنها منافع ملی را زیر پا بگذارند و حتی نیم‌نگاهی بلکه‬ ‫تمام نگاهی به خارج از کش��ور داشته باش��ند تا منویات خود‬ ‫را پیش ببرند‪ ،‬به هیچ‌وجه مورد اعتن��ای مردم قرار نخواهند‬ ‫گرفت‪ .‬این گالی��ه مبنایی مردم از حرکتی که ش��روع آن با‬ ‫ادعای پی��روی از خط‌امام بود‪ ،‬باعث ش��د ای��ن پرچم دیگر‬ ‫به هیچ‌وجه قابل احیا نباش��د؛ بنابراین بن��ده فکر نمی‌کنم‬ ‫اصالح‌طلبان با پرچم این جری��ان در انتخابات حضور جدی‬ ‫داشته باشند‪ ،‬البته ممکن اس��ت کاندیداهای معرفی‌شده از‬ ‫سوی این طیف بیشتر از باب حفظ ارتباط تشکیالتی طرفداران‬ ‫باشد‪ ،‬البته در‌خصوص انتخابات شوراها ماجرا فرق می‌کند زیرا‬ ‫اینها با تابلوی اصالح‌طلبی نیروهای خود را وارد رقابت خواهند‬ ‫کرد‪ .‬اصالح‌طلبان در انتخابات ش��وراها ت�لاش می‌کنند از‬ ‫نیروهای ناش��ناخته که از وابس��تگان کم‌نامشان محسوب‬ ‫می‌شوند‪ ،‬استفاده کنند‪g .‬‬ ‫نكات‬ ‫در كشوري كه بيش از ‪ 40‬درصد آن را جوانان زير ‪ 25‬سال تشكيل‬ ‫مي‌دهند فكر نمي‌كنم رئيس جمهور ‪ 79‬ساله مناسب باشد‬ ‫فضاي انتخاباتي را به دوقطبي هاشمي و غير هاشمي‌‪ ،‬دولت و‬ ‫غيردولت‪ ،‬انحرافي و غير انحرافي تقسيم كردن نوعي ارتجاع در مسير‬ ‫بالندگي سياسي كشور است‬ ‫دولت نه حق دارد و نه به صالح مي داند كه نامزدي معرفي كند البته‬ ‫افرادي كه در دولت حضور دارند بدون استفاده از اين عنوان مي توانند در‬ ‫انتخابات حاضر شوند‬ ‫بخشي از دولت گمان مي برد مي تواند با طنازي سياسي آراي‬ ‫خاكستري را به خود جذب كند‪ .‬اما نه نيروهاي مومن به آنها اعتماد‬ ‫مي‌كنند نه آراي خاكستري‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫ما معتقدیم کسانی که تالش می‌کنند انتخابات آینده‬ ‫را دو‌قطبی کنند‪ ،‬به فضای عقالنیت سیاس��ی جامعه لطمه‬ ‫می‌زنند و جلوی برنامه‌محور شدن و پاسخگویی قوه مجریه‬ ‫در برابر برنامه‌هایش را می‌گیرند‪ .‬ایجاد فضای دوقطبی توسط‬ ‫گروه‌های مختلف که متاسفانه به‌عنوان رکن تبلیغاتی مورد‬ ‫اجرا و عمل قرار می‌گیرد‪ ،‬باعث می‌شود کسانی که در صحنه‬ ‫انتخابات حضور پیدا می‌کنند به جای تحقق ایجابی و معرفی‬ ‫توانمندی‌ها و برنامه‌ها نوعا برخورد سلبی‌کنند و با کوبیدن‬ ‫طرف‌های مقابل به نوعی تالش‌کنند برای خودشان اثبات‬ ‫موقعیت کنند‪ .‬جبهه پایداری این برخورد را درست نمی‌داند‬ ‫و از این رو در انتخابات پیش‌رو عمده بحث ما بحث ایجابی‬ ‫است و اگر نقدی هم به افراد داریم نقد ما به مبانی فکری افراد‬ ‫است‪ ،‬نه به مبانی شخصیتی آنها‪ .‬ما به هیچ‌کدام از دوستانی‬ ‫که امروز در صحنه انتخابات به عنوان افراد اصولگرا و مستقل‬ ‫خودشان را کاندیدا کردند‪ ،‬هیچ نوع جس��ارت و توهینی روا‬ ‫نمی‌دانیم‪ ،‬اما داعیه‌ای در خصوص س��وابق درخشان آنها و‬ ‫عملکرد مناسب آنها نداریم؛ آنچه مورد نقد ماست نقد مبانی‬ ‫اس��ت و آنچه مورد توجه خودمان است معرفی برنامه دقیق‬ ‫کاندیداهاست؛ بنابراین اینکه تالش می‌کنند فضای انتخابات‬ ‫را دو‌قطبی کنند و به هاشمی و غیر‌هاشمی‪ ،‬دولت و غیر‌دولت‪،‬‬ ‫‪ l‬در سوال قبلی به این موضوع پاسخ دادم‪.‬‬ ‫از س�عید جلیلی ب�ه عن�وان گزینه اصل�ی جبهه‬ ‫پایداری در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم نام‬ ‫برده می‌شود؛ این موضوع تا چه حد جدی است؟‬ ‫درب�اره کاندیدات�وری آقای هاش�می چه نظری‬ ‫دارید؟ آیا ایش�ان در صورت کاندیداتوری اقبالی‬ ‫خواهند داشت؟‬ ‫سياست‬ ‫شما مهمترین رقیب جبهه پایداری را کدام‌یک از‬ ‫طیف‌ها و گفتمان‌های حاضر در جامعه می‌دانید؟‬ ‫آیا ممکن اس�ت جبهه پای�داری از کاندیداتوری‬ ‫آقای حداد عادل حمایت کند؟‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫‪ l‬این موضوع ه��م یکی از مصادی��ق جنگ‌های‬ ‫روانی اس��ت که برخی س��عی می‌کنن��د بر جبه��ه پایداری‬ ‫تحمیل کنند‪ .‬ش��کل‌گیری جبهه پایداری ب��ا نظر حضرات‬ ‫آیات مرحوم خوشوقت و مصباح‌یزدی بوده است‪ .‬در مقطعی‬ ‫که مالحظه ش��د پرچمداری ک��ه انتظ��ار می‌رفت حرکت‬ ‫گفتمانی انقالب‌اسالمی را بدون عارضه پیش ببرد‪ ،‬خودش‬ ‫در مس��یرهای انحرافی گرفتار ش��د‪ .‬به توصیه این دو عالم‬ ‫بزرگ‪ ،‬جبهه پایداری تشکیل ش��د تا این خط روشن حفظ‬ ‫شود که تفکر انقالب‌اس�لامی نه‌تنها با جریان فتنه بلکه با‬ ‫جریان انحرافی و هر نوع حرکتی که جدا از والیت‌فقیه برای‬ ‫خودش موجودیتی قائل باشد‪ ،‬تمایز دارد و همه این مسیرها را‬ ‫متفاوت از مسیر اصلی انقالب اسالمی می‌داند‪ .‬به همین دلیل‬ ‫جبهه پایداری از ابتدای شکل‌گیری خود بر این خطوط قرمز‬ ‫پافشاری داشت‪ .‬در حال حاضر هم بر همان مبنا باقی است‪،‬‬ ‫البته در خصوص معرفی کاندیدا از س��وی دولت این‌طور که‬ ‫مسئوالن دولت فرمودند دولت نه حق دارد کاندیدایی داشته‬ ‫باشد و نه حق دارد و نه به صالح می‌داند که نامزدی معرفی‬ ‫کند‪ ،‬قوه مجریه وظیفه اجرای قوانین را برعهده دارد‪ ،‬اما حق‬ ‫اینکه بخواهد در انتخابات یک��ی از اعضای خود را به عنوان‬ ‫کاندیدای دولت معرفی کند ندارد‪ ،‬البته افرادی که در دولت‬ ‫حضور دارند بدون استفاده از این عنوان می‌توانند در انتخابات‬ ‫حاضر ش��وند‪ ،‬منتها ما این رغبت را در بخشی از وابستگان‬ ‫دولت می‌بینیم که اتفاقا به هیچ وجه قابل اعتماد برای جریان‬ ‫عمومی گفتمان انقالب اس�لامی نیس��تند‪ ،‬زیرا آن بخش‬ ‫به نوعی ت�لاش کرده متفاوت از گفتمان انقالب اس�لامی‬ ‫حرکت کند و گمان می‌برد می‌تواند با طنازی سیاسی آرای‬ ‫خاکستری را به خود جذب کند که قطعا این بخش از دولت نه‬ ‫مورد توجه نیروهای مومن و حزب‌اللهی قرا می‌گیرد و نه آن‬ ‫آرای خاکستری به آن اعتماد خواهند کرد‪ ،‬زیرا بی‌صداقتی و‬ ‫تغییرات صریح در مواضع و نگاه به جو به جای نگاه به حقیقت‬ ‫موجب بی‌اعتمادی دیگران می‌شود‪.‬‬ ‫انحرافی و غیر‌انحرافی تقسیم کنند‪ ،‬نوعی ارتجاع در مسیر‬ ‫بالندگی سیاسی کش��ورمان می‌دانیم و فکر می‌کنیم مردم‬ ‫ما از این مسیر عبور کرده‌اند و این مساله مربوط به دوره‌های‬ ‫گذشته است نه این دوره‪.‬‬ ‫نمی‌دهید؟ مثال فردی مثل مرتضی آقاتهرانی‪...‬‬ ‫‪ l‬ما در معرفی کاندیدا به لباس و عضویت در جبهه‬ ‫و سابقه آن فرد در همکاری با جبهه هیچ توجهی نکرده‌ایم‪.‬‬ ‫در معرفی کاندیدا و در ارزیاب��ی ‪ 70‬کاندیدایی که در عرصه‬ ‫سیاس��ی کش��ور مطرح هس��تند‪ ،‬دو رکن را مالک بررسی‬ ‫قرار داده‌ایم ک��ه مرحوم آیت‌اهلل خوش��وقت فرمودند؛ یعنی‬ ‫والیتمداری و کارآمدی افراد‪.‬‬ ‫‪95‬‬
‫اگر‌جبهه پيروان از من حمايت كنند‌كنار‌نمي‌كشم‬ ‫گفت‌وگو با محمدرضا باهنر؛ از پشت‌پرده سياست تا انتخابات ‪92‬‬ ‫سياست‬ ‫محمدرضا باهنر را همواره به‌عنوان مرد پشت‌پرده سياست مي‌شناسند؛ چه آن زمان كه در بحبوحه دوم خرداد‬ ‫به همراه ش�يخ علي‌اكبر ناطق نوري ش�وراي هماهنگي را پايه‌گذاري كرد و چه در س�ه دوره حضور پياپي در مجلس‬ ‫اصولگرا كه البي‌هايش او را به فردي تاثيرگذار تبديل كرده است‪ .‬اما اين روزها گويا وارد فاز ديگري از سياست‌ورزي‬ ‫اصولگرايانه‌اش شده است‪ .‬حاال طيفي از اصولگرايان س�نتي از باهنر به‌عنوان كانديداي موردنظر خود در انتخابات‬ ‫رياس�ت‌جمهوري يازدهم ياد مي‌كنند‪ .‬البته باهنر از ل�زوم اجماع اصولگرايان بر يك كانديدا س�خن مي‌گويد و مدل‬ ‫انتخابات مجلس نهم را مدل مناس�بي مي‌داند‪ .‬او در گفت‌وگو با مثلث به بازخواني زندگي سياسي خود و استراتژي و‬ ‫آرايش جريان‌هاي سياسي در انتخابات ‪ 92‬پرداخته است‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫شما در دوم خرداد منتقد جدی و مخالف پرقدرت‬ ‫اصالح‌طلبان بودی�د‪ .‬حتی آق�ای مهاجرانی روز‬ ‫استیضاح خود در مجلس پنجم گفت «مقداری از‬ ‫صحب ت‌هایم را نگه داشتم تا بع د‌از‌ظهر که آقای‬ ‫باهنر م ی‌خواهد صحبت کند‪ ،‬بگویم» در ابتدای‬ ‫دولت آقای احمدی‌نژاد با ایشان در پارلمان ائتالف‬ ‫کردید ام�ا از اواخر دولت نهم به بع�د و در دولت‬ ‫دهم هرچه زمان گذشت‪ ،‬ش�ما از رئی س‌جمهور‬ ‫فاصله گرفتید‪ ،‬االن اگر بخواهید از خود تعریفي‬ ‫ارائه دهید‪ ،‬بفرمایید کجای فضای سیاسی ایران‬ ‫ایستاده‌اید؟‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪96‬‬ ‫‪ l‬این س��وال را بای��د دیگران جواب دهن��د اما من‬ ‫یک مثالی بزنم شاید پاسخ این س��وال باشد‪ ،‬بعد از جریان‬ ‫لیب رال‌ها‪ ،‬بن ی‌صدر و وقایع هفت‌تیر و هشت شهریور سال‬ ‫‪ ،60‬فقط خط‌امام ی‌ها در عرصه سیاسی کشور ماندند؛ اولین‬ ‫اختالفی که درون آنها رخ داد حول محور اقتصادی بود‪ ،‬یک‬ ‫عده طرفدار اقتصاد آزاد و عده‌ای دیگر به استناد ضرورت زمان‬ ‫جنگ دنبال اقتصاد دولتی بسته بودند‪ ،‬آن زمان ما مشهور‬ ‫به طرفداری از دیدگاه اقتصاد آزاد و بازار بودیم به همین دلیل‬ ‫به ما «راستی» م ی‌گفتند و طیف دیگر «چپ» لقب گرفت‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر این دو طیف در مسائل فرهنگی و سیاسی‬ ‫خیلی با هم اختالف نظر نداشتند بلکه اختالف آنها ریشه در‬ ‫نوع نگاه به نحوه مدیریت اقتصاد کشور داشت‪ .‬این اختالف‬ ‫هم از درون سازمان مجاهدین انقالب آغاز شد‪ .‬بعد به درون‬ ‫دولت مهندس میرحسین موسوی رفت و عده‌ای م ی‌گفتند‬ ‫ما انجمن اسالمی دولت هس��تیم‪ ،‬سپس حزب جمهوری‬ ‫اس�لامی را هم مبتال کرد‪ .‬حضرت‌امام(ره) بع��د از جریان‬ ‫پذیرش قطعنامه ‪ 598‬در حکم ی‌به حضرت‌آیت‌اهلل‌خامنه‌ای‪،‬‬ ‫آقای هاشمی و آقای‌موس��وی‌اردبیلی (روس��ای سه قوه)‪،‬‬ ‫مهندس‌موسوی (نخس ت‌وزیر) و مرحوم حاج احمد آقا‪ ،‬آنها را‬ ‫مأمور به نوشتن سیاست‌هایی ب رای بازسازی حوزه اقتصادی‬ ‫کردند و موضوع عملیاتی کردن اصل ‪ 44‬قانون اساسی ریشه‬ ‫در آن دوره دارد‪ .‬گذش��ت تا به دولت آقای‌هاشمی رسیدیم‪،‬‬ ‫این دولت یک جاهایی در خصوصی سازی و بازکردن عرصه‬ ‫اقتصاد خیلی تند و سریع عمل کرد که ما در مجلس مخالف‬ ‫این نحوه عمل کردن بودیم‪ ،‬آن موقع یک خبرنگاری از من‬ ‫پرسید شما که در زمان دولت مهندس موسوی راست بودی‬ ‫چرا حاال چپ شدی؟ موضوع چیس��ت؟ من جواب دادم؛ ما‬ ‫سرجای خودمان هستیم اما قبال یک عده سمت چپ ما قرار‬ ‫گرفته بودند و م ی‌گفتند حتی همه کاالهای مردم را باید دولت‬ ‫توزیع کند‪ ،‬حاال آنها از سمت چپ ما رفتند سمت راست و ما‬ ‫نسبت به آنها چپ محسوب م ی‌شویم وگرنه مسیر همان‬ ‫مسیر قبلی است‪ .‬دولت آقای هاشمی در‌خصوص ی‌سازی و‬ ‫تعدیل اقتصادی آنقدر تند رفت که ما در مجلس یک مقداری‬ ‫با هم درگیر ش��دیم و تقریب��ا طرح تعدی��ل اقتصادی آقای‬ ‫هاشمی در سالی که تورم به ‪ 49‬و نیم درصد رسید متوقف‬ ‫شد‪ .‬حال آنکه مسیرما مس��یر ثابتی بود‪ .‬درباره نسبت من‬ ‫با دولت آقای احمدی‌نژاد هم وضع همین طور اس��ت‪ .‬من‬ ‫هی چ‌گاه حام ی‌آقای احمدی‌نژاد نبودم‪ ،‬سال ‪ 84‬ریاست ستاد‬ ‫انتخاباتی آقای الریجانی را برعهده داش��تم‪ ،‬در مرحله دوم‬ ‫انتخابات نی��ز جبهه پیروان خط‌امام و رهب��ری بیانیه داد و‬ ‫اعالم کرد هم هاشمی و هم احمدی‌نژاد هر دو خوب هستند؛‬ ‫سال ‪ 88‬هم گفتم به احمدی‌نژاد رای ندادم‪ ،‬از همین جمله‬ ‫من بعض ی‌ها خوشحال شدند که طرف را گیر آوریم‪ ،‬يعني‬ ‫به مهندس موسوی رای داده و مچش را گرفتیم اما من اعالم‬ ‫کردم که به محسن رضایی رای دادم‪ -‬البته امیدی نداشتم‬ ‫که وی رای بیاورد‪ -‬تا رايم گم و تلف نشود‪ .‬در دولت اصالحات‬ ‫هم داس��تان همین بود‪ ،‬آن زمان ما یک‌س��ری اختالفات‬ ‫اصولی فکری داش��تیم که در نحوه مدیریت به وزارت ارشاد‬ ‫مهاجرانی‪ ،‬وزارت کشور و غیره متجلی م ی‌شد اما همکاری‬ ‫هم با دولت اصالحات داش��تیم‪ .‬مثال وقت��ی آقای خاتمی‬ ‫اولین قانون بودجه دولت خود را تقدیم مجلس پنجم کرد‪،‬‬ ‫من رئیس کمیسیون تلفیق بودم‪ ،‬دولت ی‌ها ه راس داشتند‬ ‫که چه بالیی بر سر بودجه خواهد آمد‪ .‬باالخره قانون بودجه‬ ‫تصویب و ابالغ شد‪ .‬همان روز ابالغ در خانه نشسته بودم و‬ ‫با بچه‌ها اخبار گوش م ی‌کردم‪ ،‬دیدم مهاجرانی س��خنگوی‬ ‫دولت درباره بودجه گفت‪« :‬قانون بودجه خوبی تصویب شد و‬ ‫به‌ویژه من از مهندس باهنر که رئیس کمیسیون تلفیق بود‬ ‫کمال تشکر و قدردانی دارم»‪ ،‬من تعجب کردم بالفاصله به‬ ‫مهاجرانی زنگ زدم و گفتم‪« :‬عرف نبوده که سخنگوی دولت‬ ‫از یک نماینده مجلس تشکر کند و این مساله بدیعی است‪.‬‬ ‫چرا تو این را گفتی؟» جواب داد‪« :‬من اصال در دولت موظف‬ ‫ش��دم که اگر م ی‌خواهی تش��کر کنی از فالنی هم تشکر‬ ‫کن» که حتي موقع رسیدگی به بودجه بحث‌های سیاسی‬ ‫و جناحی را وارد بحث‌های تخصصی‪ ،‬علم ی‌ و کارشناسی‬ ‫نکرد»‪ .‬عرضم این است وقتی م ی‌توانستیم تفاهم کنیم این‬ ‫کار را انجام م ی‌دادیم اما بر سر مسائل فرهنگی و سیاسی ما‬ ‫با دولت اصالحات اختالف داشتیم‪ .‬خب رنگاری سال ‪ 89‬از من‬ ‫پرسید‪ ،‬احمدی‌نژاد س��ال ‪ 84‬با االن چه فرقی کرده که شما‬ ‫آن موقع طرفدارش بودی اما االن مخالفش شدی؟ من گفتم‬ ‫احمدی‌نژاد فرقی نکرده بلکه من اطالعاتم درباره احمدی‌نژاد‬ ‫زیاد شده است‪ .‬بر همین اس��اس فکر م ی‌کنم مباحثی که‬ ‫آقای احمدی‌نژاد طرح م ی‌کنند جای نقد جدی دارد‪.‬‬ ‫آق�ای احمدی‌نژاد ب�رای اینکه دول�ت اولش در‬ ‫مجل�س رای اعتماد بگیرد نیاز داش�ت تا ب�ا دو البي‬ ‫قدرت در پارلمان یعنی ایثارگران و جبهه پیروان تفاهم‬ ‫کند‪ .‬از ماحصل آن تفاهم آقای متکی به وزارت‌خارجه‪،‬‬ ‫آقای الریجانی به شورای عالی امنیت ملی‪ ،‬آقای زاهدی‬ ‫به وزارت علوم‪ ،‬فرشیدی به وزارت آموزش و پرورش و‬ ‫طهماس�بی به وزارت صنایع و معادن رفت‪ ،‬بعد آقای‬ ‫احمدی‌نژاد هرچه گذش�ت ش�ايد نياز ي به ادامه اين‬ ‫ائتالف نديد‪ ،‬این تفسیر را چقدر درست م ی‌دانید؟‬
‫سياست‬ ‫‪ l‬من دو ادعا دارم‪ ،‬اول اینکه من هیچ وقت دنبال‬ ‫اینک��ه قدرت را در خ��ود متمرکز کن��م و بروم ب��اال‪ ،‬نبودم‪.‬‬ ‫مصداقش هم زمان انتخاب رئی��س مجلس هفتم بود‪ ،‬آن‬ ‫زمان من از کرمان کاندیدا ش��دم‪ .‬یک خبرنگار ایتالیایی به‬ ‫من زنگ زد و تقاضای وقت مصاحبه کرد‪ .‬من گفتم کرمان‬ ‫هستم اما او بر مصاحبه اصرار داشت‪ .‬باالخره آمد کرمان و‬ ‫پرسید (هنوز ‪ 20‬روز تا انتخابات مجلس هفتم مانده بود) از‬ ‫بین دو سه نفر که احتمال انتخاب ب رای ریاست مجلس دارند‬ ‫یکی از آنها شما هستی‪ ،‬چه نگاهی به این مساله دارید؟ آن‬ ‫روز یک جوابی به این س��وال دادم‪ .‬انتخابات مجلس هفتم‬ ‫که تمام شد‪ ،‬تقریبا همه فعاالن سیاس��ی معتقد بودند که‬ ‫اگر رای نمایندگان مجلس هفتم را هیچ دس��تکاری نکنیم‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫خود جنابعالی‪ ،‬اهل البی و رایزنی هستید‪ .‬قبل از‬ ‫این مطرح م ی‌شد که آقای باهنر بیشتر م ی‌خواهد‬ ‫در پشت پرده فعال باشد اما اعالم نام شما برای‬ ‫نام�زدی در انتخابات با آن توصی�ف نم ی‌خواند‪،‬‬ ‫ماجرای حمایت از آقای مهندس باهنر برای ورود‬ ‫به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری از کجا بیرون‬ ‫آمد‪ ،‬آیا با شما مشورت شد؟‬ ‫اگر نظر جبه�ه پیروان روی نام�زدی آقای باهنر‬ ‫باشد و آن موقع نتوانید دوستان هم طیف خود را‬ ‫قانع کنید‪ ،‬چه کار خواهید کرد؟‬ ‫‪ l‬فقط جبهه پیروان نیست‪ ،‬دیگر اصولگرایان هم‬ ‫هستند‪ ،‬ما تالش داریم که همه جامعه اصولگرایی به یک‬ ‫نفر برسد‪ ،‬البته کار ‪ 2+1‬را مغتنم م ی‌شماریم و از آن استقبال‬ ‫م ی‌کنیم اما به آنها م ی‌گوییم که اصولگرایی در آنها منحصر‬ ‫نیست و جامعه اصولگرایی خیلی بزرگتر از جبهه پیروان و‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ l‬درس��ت نم ی‌دانم‪ .‬چون اصال دول��ت اول آقای‬ ‫احمدی‌نژاد مثل شرکت سهام ی‌نشد که هر کس سه یا چهار‬ ‫نفر را ب��ه وی معرفی کند‪ ،‬این را من چند ب��ار گفتم و تکرار‬ ‫م ی‌کنم که وقتی آقای احمدی‌ن��ژاد زاهدی را به‌عنوان وزیر‬ ‫علوم معرفی کرد ‪ 24‬ساعت فکر م ی‌کردم او آقای زاهدی را‬ ‫از کجا پیدا کرده‪ ،‬چون در رسانه‌ها م ی‌آمد که زاهدی نزدیک‬ ‫به باهنر است و باهنر او را از کرمان را آورده و م ی‌خواهد وزیر‬ ‫علوم بگ��ذارد در حالیک��ه این طور نبود‪ ،‬آخر کش��ف کردم‬ ‫تا پی��ش از دولت نهم آق��ای احمدی‌نژاد ش��هردار ته ران و‬ ‫آقای‌زاهدی رئیس شورای شهر کرمان بود‪ ،‬وقتی شهرهای‬ ‫مراکز استان‌ها با هم دیگر آمدند و جلسه م ی‌گذاشتند این‬ ‫دو نفر آنجا با هم آشنا شدند‪ .‬خصلت‌های آقای احمدی‌نژاد‬ ‫به تدریج ب رای ما روشن شد‪ .‬اگر وی به تصمیم ی‌م ی‌رسید‬ ‫اصال اهل مش��ورت و تعامل نبود‪ .‬وقت��ی آقای احمدی‌نژاد‬ ‫دولت اول را به مجلس معرفی ک��رد ‪ 4‬وزیر او رای نگرفتند‬ ‫و به خاطر همین مس��اله خیلی گالیه کرد و‌گفت‪« :‬اصال‬ ‫در گذش��ته س��ابقه ندارد که ی��ک رئی س‌جمه��ور اعضای‬ ‫کابین��ه‌اش را معرفی کن��د و مجلس به ‪ 4‬نف��ر از آنها رای‬ ‫ندهد‪ .‬مجلس هفتم چه مجلس اصولگرایی اس��ت که به‬ ‫وزرای دولت اصولگرا این‌جوری رای نداد؟» من االن پاس��خ‬ ‫گالیه آن روز آقای احمدی‌نژاد را م ی‌دهم؛ آقای هاشمی در‬ ‫اواخر مجلس چهارم م ی‌خواست وزرای دولت دوم خود را به‬ ‫مجلس معرفی کند‪ .‬همان زمان به رایزنی نشستیم و تک‬ ‫تک وزرا را قبل از معرفی با هم تفاهم کردیم‪ ،‬بعد تقریبا دوروز‬ ‫مانده بود که آقای هاشمی رس��ما وزرا را به مجلس معرفی‬ ‫کند متوجه ش��دیم كه م ی‌خواهد به جای آقای آل اسحاق‪،‬‬ ‫آقای محمدخان را معرفی کن��د‪ .‬اتفاقا من از طرف مجلس‬ ‫مامور شدم و رفتم پی ش‌ هاشمی و گفتم‪« :‬آقای آل‌اسحاق‬ ‫با محمدخان ب رای مجلس فرقی نم ی‌کند اما قرارمان نباید‬ ‫بشکند‪ .‬اگر محمدخان به‌عنوان وزیر بازرگانی معرفی شود‬ ‫رای اعتم��اد نم ی‌گیرد‪ ».‬این صحبت را ه��م خیلی قوی و‬ ‫جدی مطرح کردم‪ ،‬آقای هاشمی قانع شد و قبول کرد و آقای‬ ‫آل اسحاق را معرفی کرد‪ .‬بعدا آقای محمدخان وقتی آقای‬ ‫نوربخش افتاد به‌عنوان وزیر اقتصاد دولت معرفی شد یعنی‬ ‫آقای هاشمی که معروف به یک آدم قدر و قدرتمند بود که‬ ‫هرکاری م ی‌خواهد انجام م ی‌دهد‪ ،‬تعاملش با مجلس صد‬ ‫درصدی بود‪ .‬این جزو اصول قانون اساسی است که وزیر باید‬ ‫دو خاصیت داشته باشد؛ یکی آنکه مورد قبول رئی س‌جمهور‬ ‫باشد و دوم آنکه مجلس به وی اعتماد کند‪ ،‬نه رئی س‌جمهور‬ ‫حق دارد بگوید هرکس که من گفتم باید مجلس به او رای‬ ‫اعتماد دهد و ن��ه مجلس حق دارد بگوید من اگر کس��ی را‬ ‫قبول داش��تم رئی س‌جمهور موظف است او را به‌عنوان وزیر‬ ‫معرفی کند اما اغ راق نیس��ت اگر بگويم وقتی اولین بار از‬ ‫لیس��ت هیأت وزی ران آقای احمدی‌نژاد مطلع شدم که وی‬ ‫نامه معرفی آنها را به مجلس فرس��تاد و قبل از آن اصال با‬ ‫مجلس رایزنی نک��رد‪ .‬از آن زمان تقریب��ا وضعیت همین‬ ‫ش��د که ما دیگر حاضر نشدیم کس��ی را به رئی س‌جمهور‬ ‫معرفی کنیم چ��ون نرم افزار برخورد با آق��ای احمدی‌نژاد را‬ ‫نم ی‌دانستیم که آیا خوشش م ی‌آید یا خیر‪ ،‬به همین دلیل‬ ‫یکی از اش��کاالت جدی که احمدی‌نژاد دارد و در دولت‌های‬ ‫گذشته نبود‪ ،‬این است که رقبای جدی امروز او همان وزرای‬ ‫سابق دولت نهم و دهم هستند‪ ،‬روزی فردی را وزیر معرفی‬ ‫کرد بعد عزلش کرد و حاال همین ایجاد مشکل کرده است‪.‬‬ ‫این‌قدر که در طول دولت نهم و دهم وزیر عزل شد در طول‬ ‫تاریخ انقالب س��ابقه نداشت که روس��ای جمهور این کار را‬ ‫انجام داده باشند‪ .‬البته دولت این را نقطه مثبت تلقی م ی‌کند‬ ‫اما به نظر من اگر از حدی باال رود دیگر به یک نقطه منفی‬ ‫تبدیل م ی‌شود‪ ،‬اگر برخی مدی ران سه‪ ،‬چهار سال سر مدیریت‬ ‫نباشند جا نم ی‌افتند و تغییر سریع آنها کار آن حوزه را لنگ‬ ‫م ی‌کند و کلی هزینه به بار م ی‌آورد‪ .‬اگر بخواهم ُح سن آقای‬ ‫احمدی‌نژاد را بگویم قاطعانه م ی‌گویم که احمدی‌نژاد غیر خدا‬ ‫از هیچ کس حساب نم ی‌برد‪ ،‬آدم شجاعی است و اگر هم از‬ ‫بعض ی‌ها هم م ی‌ترسد در راستای‌ترس از خداست وگرنه نه‬ ‫اهل معامله است نه اهل تعامل‪ .‬فقط خودش فکر م ی‌کند‬ ‫و تصمیم م ی‌گیرد‪.‬‬ ‫باهنر با بیش از ‪ 180‬رای رئیس مجلس اس��ت‪ ،‬حتی اگر از‬ ‫آقایان حدادعادل و توکلی هم سوال شود آنها این مساله را‬ ‫قبول دارند‪ .‬چون آن موقع انگشت اشاره به سوی ما سه نفر‬ ‫بود اما من آن موقع مطلع ش��دم که حضرت آقا یک مقدار‬ ‫نگرانند که حاال مجلس شش��م تمام شده و مجلس هفتم‬ ‫م ی‌خواهد شروع ش��ود‪ ،‬نکند اصولگراها سرقدرت دعواشان‬ ‫بشود‪ .‬من به حضرت آقا پیغام فرس��تادم و عرض کردم «ما‬ ‫اصولگرایان ممکن اس��ت اختالف نظر با هم داشته باشیم‬ ‫اما سر ریاس��ت با هم دعوا نخواهیم کرد و از این بابت شما‬ ‫خیالتان راحت باش��د»‪ .‬به حمداهلل در جلسه یک ساعته سه‬ ‫نفری نشستیم‪ ،‬بحث و تفاهم کردیم که آقای حدادعادل باید‬ ‫رئیس شود‪ ،‬برعکس تمام الب ی‌های مشهور سیاسی که در‬ ‫دنیا انجام م ی‌شود‪ ،‬من حدود یک ماه با تک تک منتخبان‬ ‫مجلس هفتم که هنوز مجلس نیامده بودند نشستم مذاکره‬ ‫کردم تا قانعشان کنم که به جای من به آقای حدادعادل رای‬ ‫دهند‪ .‬خیلی از دوس��تان از من دلخور ش��دند‪ ،‬حتی عده‌ای‬ ‫به من تندی کردن��د که حاال که موقعیت فراهم ش��ده چرا‬ ‫م ی‌خواهی از مس��ئولیت فرار کنی‪ ،‬آق��ای ناطق که خیلی‬ ‫عصبانی بود‪ .‬م ی‌گفت‪« :‬االن راحت رئیس مجلس هستی‬ ‫چرا به دیگران پاس م ی‌دهی؟» اما احساس کردم آن موقع‬ ‫مجلس هفتم یک وضعیت خاص��ی دارد‪ .‬باالخره مجلس‬ ‫هفتم بعد از آن گرفتاری‌ها‪ ،‬تحصن و غی��ره روی کار آمد و‬ ‫االن وظیفه ما وحدت اس��ت‪ ،‬بناب راین من در جاهایی نشان‬ ‫دادم که اهل قدرت و قدرت طلبی و اینکه پایم را روی شانه و‬ ‫سر دیگران بگذارم و بروم تا به مقام باالتر برسم نیستم‪ .‬اما‬ ‫اینکه چرا اسمم به‌عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری مطرح‬ ‫ش��ده؟ تفاهم نبوده بلکه عده‌ای یک طرفه خودشان چنین‬ ‫تصمیمی‌گرفتند و من مورد مش��ورت قرار نگرفته‌ام‪ .‬چون‌‬ ‫ترجیح م ی‌دهم دیگران بیایند‪ .‬البته اگر احساس وظیفه شود‬ ‫آدم از زیرکار دررویی نیستم‪ .‬یعنی حاضرم آبرو و موقعیتم را‬ ‫فدا کنم تا به وظیفه‌ام عمل کنم‪ .‬تالش��مان این است که‬ ‫اصولگرایان به وحدت برسند‪ .‬در نهایت اگر حضور من ب رای‬ ‫این وحدت مفیدتر بود وارد م ی‌شوم و اگر عدم حضور مفیدتر‬ ‫بود وارد نم ی‌شوم‪.‬‬ ‫‪97‬‬
‫ائتالف سه نفره است‪ .‬بناب راین باید تالش کرد که از کل این‬ ‫جامعه یک نفر بیرون بیاید‪ ،‬اگر جبهه پیروان روی نامزدی‬ ‫من به جمع‌بندی رس��ید من کنار نم ی‌کشم اما تالشم این‬ ‫اس��ت که جبهه و بقیه اصولگرایان به نقطه‌ای برس��ند که‬ ‫بتوانند موفق شوند‪.‬‬ ‫مذاکراتی با ائتالف سه نفره انجام دادید؟‬ ‫‪ l‬فکر م ی‌کنی��م باید فرآیندی ب��رای تفاهم همه‬ ‫ط راحی شود‪ .‬اگر هر گروه احس��اس کند که اصولگرایی در‬ ‫او منحصر اس��ت این خود بزرگ‌بینی‪ ،‬توهم و اول اش��تباه‬ ‫اس��ت‪ .‬باید بدانیم اصولگرای��ی یک مجموعه اس��ت‪ .‬آن‬ ‫هیات سه نفره‪ ،‬جبهه پیروان و دیگران باید قبول کنند دایره‬ ‫اصولگرایی بزرگتر از آنهاس��ت و باید با تعامل کار را جلو برد‬ ‫و به نتیجه رساند‪.‬‬ ‫مدل انتخابات مجلس نهم را در ذهن دارید؟‬ ‫‪ l‬ان‌شاءاهلل‪.‬‬ ‫یعنی حالت ي‌كه ضلع جبهه پیروان هم به ائتالف‬ ‫سه نفره اضافه شود؟‬ ‫‪ l‬بله‪.‬‬ ‫با توجه به س�ابقه کار سیاس�ی که دارید همین‬ ‫االن ف�رض کنی�د ‪ 25‬خ�رداد اس�ت‪ .‬ش�ما هم‬ ‫در مرحل�ه اول رئی س‌جمه�ور ش�دید‪ .‬چ�ه کار‬ ‫م ی‌خواهید برای مملکت انجام دهید؟‬ ‫سياست‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪98‬‬ ‫‪ l‬نم ی‌شود در کش��ور دو جناح چپ و راست باشد‪،‬‬ ‫راس��ت ی‌ها بيايند همه چپ ی‌ها را بیرون بریزند و جناح چپ‬ ‫که قدرت را گرفت نیروهای راس��ت را ح��ذف کند‪ .‬با چنین‬ ‫تفکری همواره مخالف بودم‪ ،‬معتقدم پس��ت‌هاي سیاسی‬ ‫در کش��ور حداکثر ‪ 100‬پست بیشتر نیس��ت؛ وزرا‪ ،‬سف رای‬ ‫کش��ورهای مهم و اس��تانداران‪ ،‬اینکه یک دولت م ی‌آید تا‬ ‫سرایدار مدرس��ه را هم عوض م ی‌کند ظلم به انقالب است‪.‬‬ ‫باالخره مدی ران ی��ک دوره‌ای را تجربه کردند‪ ،‬س��رمایه‌ای‬ ‫هزینه‌شان شده و این اشتباه اس��ت که از کار برکنار شوند‪.‬‬ ‫تا قبل از س��ال ‪ 76‬گردش ق��درت اتفاق م ی‌افت��اد و فقط‬ ‫جای نیروهای چپی و راس��تی عوض م ی‌شد اما االن دولت‬ ‫عملکرد شش ماه گذشته خودش را هم قبول ندارد‪ .‬رقبای‬ ‫ام��روز دولت دهم دوس��تان خود او در ش��ش ماه گذش��ته‬ ‫بودن��د‪ .‬یعنی دول��ت از اعضای خودش ه��م م ي‌گذرد‪ ،‬چه‬ ‫رس��د به جریانات گروه‌ها و الب ی‌های سیاس��ی‪ .‬اگر کسی‬ ‫رئی س‌جمهور باش��د باید از همه ظرفیت مدیریتی کش��ور‬ ‫اس��تفاده کند چ��ون غفلت از این س��رمایه ب��زرگ ظلم به‬ ‫نظام‪ ،‬انقالب و مردم هس��ت‪ .‬نباید به خاطر یک مش��کل‬ ‫و اختالف‌نظر کوچک هم��ه مدیران را طرد و خانه‌نش��ین‬ ‫کنیم‪ .‬نکته دوم اینکه قانون اساسی جمهوری اسالمی هیچ‬ ‫بن بس��تی ندارد‪ .‬بناب راین هیچ اختالفی در کش��ور نیست‬ ‫که قابل حل نباش��د اال اینکه یا مسئوالن بیش از اختیارات‬ ‫خودشان را طلب کنند یا کمتر به مسئولی ت‌هایی که دارند‬ ‫حاضر باش��ند پاس��خ دهند‪ ،‬فقط در این دو قضیه است که‬ ‫اختالف��ات اوج م ی‌گیرد‪ .‬یک زمانی از سی د‌حس��ن نصراهلل‬ ‫سوال کردم‪« :‬در لبنان که حکومت طایفه‌ای است ب رای حفظ‬ ‫وحدت چه کار م ی‌کنید» که او حرف خیلی قشنگی زد‪ .‬گفت‪:‬‬ ‫«ما معموال به رقبای خود در مجلس‪ ،‬دولت و جاهای دیگر‬ ‫کمی بیش از آنچه حق دارند سهم م ی‌دهیم و مشکل حل‬ ‫م ی‌ش��ود‪ ».‬چند دفعه که دولت ائتالفی به بن بست رسید‪،‬‬ ‫سی د‌حسن نصراهلل از یک سهم از وزرای حزب‌اهلل صرف نظر‬ ‫کرد و کل کشور لبنان منسجم شد‪ .‬بناب راین یک روش هم‬ ‫این است وقتی یک گروه شش سهم دارد و بگوید من هشت‬ ‫سهم م ی‌خواهم خوب دعوا م ی‌ش��ود‪ .‬قانون اساسی ما بن‬ ‫بست ندارد‪ .‬اگر سر اصول قانون اساسی یا قوانین موضوعه‬ ‫کشور‪ ،‬در انتصابات اختالف پيدا شود راه برون‌رفت آن معلوم‬ ‫است‪ .‬نکته سوم اینکه فقط با خردجمعی م ی‌توان حکومت‬ ‫را اداره کرد و پیش برد‪ .‬اگر ب��ه فرض من باهنر در انتخابات‬ ‫س��ی میلیون رای بی��اورم و رئی س‌جمهور ش��وم‪ ،‬این جور‬ ‫نیست که صبح از خواب بلند شدم و فكر كنم به اندازه سی‬ ‫میلیون آدم م ی‌فهمم‪ .‬یک زمانی به یکی از معاونان آقای‬ ‫احمدی‌نژاد گفتم‪« :‬من حداقل در جریان تصویب بیس��ت‬ ‫قانون بودجه ساالنه نقش موثر داشتم و کسی در کشور به‬ ‫اندازه من در تصویب بودجه کشور چنین نقشی ایفا نکرده‪،‬‬ ‫اگر امروز رئی س‌جمهور به من بگوید که معاون راهبردی یا‬ ‫ریاست سازمان ب رنامه و بودجه را قبول م ی‌کنی‪ ،‬به وی جواب‬ ‫م ی‌دهم س��واد این کار را ندارم و درس ب رنامه‌ریزی نخواندم‪،‬‬ ‫اگر هم اصرار کند و تا من ‪ 10‬دکت��ر اقتصاددان متخصص‬ ‫مطمئن ب رای مش��اوره گرفتن پیدا نکنم این مس��ئولیت را‬ ‫نم ی‌پذیرم چون به‌رغم مدرک کارشناس��ی ارش��د در رشته‬ ‫برنامه‌ریزی اقتصاد باز هم معتقدم صالحیت علم ی‌ندارم‪ ،‬از‬ ‫این رو بعضی عزیزان که در برخی حوزه‌ها قبول مسئولیت‬ ‫م ی‌کنند من تعجب م ی‌کنم که آنها با چه اطمینانی و اعتماد‬ ‫به نفس��ی چنین مس��ئولیتی را پذیرفتن��د»‪ .‬همه اعضای‬ ‫هیأت‌دولت نباید هضم در ش��خص رئی س‌جمهور ش��وند‪.‬‬ ‫چون همه قوه مجریه شخص آقای رئی س‌جمهور نیست‪،‬‬ ‫شخص وزیر یک سری وظایف و اختیارات دارد و باید در قبال‬ ‫آنها پاسخگو باشد‪ ،‬وقتی با بعضی از وزرا صحبت م ی‌شود‬ ‫که چرا ف�لان کار خالف قان��ون را انجام داده‪ ،‬در گوش��ی‬ ‫م ی‌گویند «فالنی گفته» آنها حتی ج��رأت نم ی‌کنند بلند‬ ‫این مس��اله را بگویند‪ .‬تمام ی‌ اختیارات وزرا که به اختیارات‬ ‫شخص رئی س‌جمهور ختم نم ی‌شود‪ .‬بناب راین خردجمعی را‬ ‫باید در عرصه اقتصادی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬سیاست خارجی پذیرفت‬ ‫تا دولت آینده یک تیم خوش‌فکر‪ ،‬هماهنگ و همراه باشد‪.‬‬ ‫نکته آخر آنکه تبیع��ت و همراهی با مق��ام معظم رهبری‬ ‫شعاری و تعارفی و اینکه ارادت داریم نباشد بلکه از روی باور‬ ‫انجام ش��ود‪ .‬وگرنه هر کس‪‌20‬میلیون رای آورد ادعا کند به‬ ‫اندازه ‪ 20‬میلیون م ی‌فهمد و هر چه گفت همان است والغیر‪،‬‬ ‫نه تنها مشکالت کشور با این تفکر حل نم ی‌شود بلکه خود‪،‬‬ ‫مشکل اصلی م ی‌شود‪.‬‬ ‫تقریبا بعد از انتخابات مجلس تشکل‌های عضو‬ ‫جبهه پیروان دنبال چهره‌اي م ی‌گشتند که ضمن‬ ‫نزدیک بودن به آنها‪ ،‬در انتخابات بعدی تا حدودی‬ ‫نو و دارای مقبولیت باشد‪ .‬بنابراین نام حدود ‪10‬‬ ‫گزینه منسوب به این جریان مطرح شد‪ ،‬آیا برای‬ ‫شما محرز شده که برخی مثل آقایان الریجانی و‬ ‫ناطق در انتخابات نم ی‌آیند ی�ا هنوز صحبت در‬ ‫این باره زود اس�ت‪ ،‬اگر جبهه پی�روان با ائتالف‬ ‫سه نفره به نتیجه نرسد خود مستقال وارد صحنه‬ ‫م ی‌شود؟ رایزن ی‌ها چقدر نهایی شده است؟‬ ‫‪ l‬در عالم سیاست ضمن آنکه باید تجربیات گذشته‬ ‫را چراغ راه آینده کرد متأسفانه نم ی‌توان اتفاقی را غیرممکن‬ ‫دانست‪ .‬مثال من تا چند روز قبل مطمئن بودم آقای هاشمی‬ ‫حتما نخواهد آمد اما به تدریج دارم‌تردید م ی‌کنم و م ی‌گویم‬ ‫نکند یک دفعه لحظه آخر ایشان به جمع‌بندی برسد و بیاید‪،‬‬ ‫بر همین اس��اس چندی پیش هم مصاحب��ه کردم و گفتم‬ ‫توصیه م ی‌کنم آقای هاش��می نیاید‪ .‬قب�لا این حرف‌ها را‬ ‫نم ی‌زدم چون مطمئن بودم ایش��ان نم ی‌آید اما االن‌تردید‬ ‫کردم‪ .‬البته نظر کارشناس��ی و مش��ورتی به آقای هاشمی‬ ‫م ی‌دهم و گفتم به مصلحت نیست بیاید چون خودش ضرر‬ ‫م ی‌کند‪ ،‬با این تفاسیر باز معتقدم در عالم سیاست هیچ‌چیز‬ ‫غیر ممکن نیس��ت‪ .‬اینکه جبهه پیروان دنب��ال آدم‌هایی‬ ‫نزدیک به خود بوده‪ ،‬خاصیت کار حزبی و تشکیالتی است‬ ‫چراکه حزب تشکیل م ی‌شود تا خانه قدرت را بگیرد ‪ -‬البته‬ ‫برخی با نیت خدمت و بعضی خیانت ب��رای چنین هدفی‬ ‫تالش م ی‌کنند‪ -‬ب رای همین تیمی ‪ 8 ،7‬نفره مطرح شد چون‬ ‫رئی س‌جمهور تیم م ی‌خواهد و اگر او بتواند همکاران آینده‬ ‫خود را در زمان انتخابات معرفی کند خیلی بهتر است و مردم‬ ‫راحت‌تر م ی‌توانند تصمیم بگیرند‪ .‬البته منظور این نیست‬ ‫که کل کابینه معرفی شود‪ .‬باالخره مجلس باید به وزرا رای‬ ‫اعتماد دهد اما م ی‌تواند پنج عنصر کلیدی خود را همچون‬ ‫معاون اول‪ ،‬مشاور اصلی اقتصادی‪ ،‬دبیر شورای عالی امنیت‬ ‫ملی‪ ،‬معاون برنامه‌ریزی را مش��خص کن��د بناب راین اعالم‬ ‫اسام ی‌از آن جهت بود‪.‬‬ ‫یعنی هن�وز به این تحلیل قطعی نرس�یدید که‬ ‫آقایان الریجانی و ناطق نوری نم ی‌آیند؟‬ ‫‪ l‬آق��ای الریجانی االن م ی‌گوید نامزد نم ی‌ش��ود‪،‬‬ ‫آقای ناطق هم قطعا نخواهد آمد‪ .‬درباره آقای‌هاش��می‪ ،‬تا‬ ‫چندی پیش مطمئن بودم ک��ه نم ی‌آید و االن هم م ی‌گوید‬ ‫من نم ی‌آیم ولی اگر به ادبیات او دقت شود م ی‌توان احتمال‬ ‫داد که یک دفعه بیاید‪.‬‬ ‫اگر آق�اي هاش�می بیای�د‪ ،‬اصولگراه�ا چه کار‬ ‫م ی‌کنند؟‬ ‫‪ l‬باز تکرار م ی‌کن��م به مصلحت آقای هاش��می‬ ‫نیست که نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شود چون دولت‬ ‫آقای احمدی‌نژاد هشت سال از این مساله‪ ،‬جریان فرشته و‬ ‫دیو استفاده و دو قطب سیاس��ی در کشور درست کرد‪ ،‬البته‬ ‫این سیاس��ت نخ نما ش��ده و چیز دیگری ب رای بهره برداری‬ ‫ندارد که آقای احمدی‌نژاد بخواهد حرف‌های جدیدی بزند‪،‬‬ ‫با این حال آنها اس��تقبال م ی‌کنند و دوست دارند همچون‬ ‫گذشته روی این موج سوار باشند و کار را جلو ببرند‪ ،‬از طرفی‬ ‫طرفداران آقای هاشمی م ی‌گویند هیچ چیزی نمانده که علیه‬ ‫آقای هاشمی بگویند هرکس هر چیزی خواسته گفته‪ ،‬حرف‬ ‫جدیدی به‌وجود نیامده‪ ،‬من معتقدم آقای هاشمی در مدیریت‬ ‫جریان‌ها موثرتر م ی‌تواند نقش آفرینی کند تا اینکه شخص‬ ‫خودش بخواهد بیاید‪.‬‬ ‫جبهه پیروان از آقای هاشمی فاصله م ی‌گیرد یا‬ ‫همان سیاست ‪ 84‬را دنبال م ی‌کند؟‬ ‫‪ l‬ما چ��ون در جریان اصولگرا ح��زب نداریم اصوال‬ ‫طیف هس��تیم‪ .‬از تندروهاي ی‌که هیچ‌کس جز خودشان را‬ ‫قبول ندارند در جریان اصولگرا هست تا آدم‌هایی که خیلی‬ ‫لیب رال هستند‪ .‬بناب راین درباره آقای هاشمی هم یک طیف‬ ‫نظری وجود دارد‪ .‬برخی ایش��ان را يك خطر م ی‌دانند اما در‬ ‫مقابل عده‌ای هم م ی‌گویند اگر او بیاید م ی‌تواند فضا را آرام‬ ‫کند‪ .‬بناب راین ایشان در طیف وسیع اصولگرایی هواداران و‬ ‫مخالفان جدی دارد‪.‬‬ ‫جریانی ک�ه ش�ما ب�ه آن نزدیک هس�تید مثال‬ ‫آقایان الریجان�ی و ناطق درباره هاش�مي چطور‬ ‫فکر م ی‌کند؟‬ ‫‪ l‬آرایش سیاسی باگذش��ته کمی فرق کرد‪ .‬آقای‬ ‫ناطق س��ه چهار س��الی اس��ت که کال پای خود را از عالم‬ ‫سیاست بیرون کشیده است‪.‬‬ ‫اما پشت‌‌پرده هستند‪.‬‬ ‫‪ l‬خیر‪ ،‬شاید جایی همدیگر را ببینیم و گپی بزنیم‬ ‫ولی دو‪ ،‬سه سال اس��ت که دیگر ما جلسات مستمر جدی‬ ‫سیاسی با ایشان نداریم‪ ،‬ما همان اوایل سال ‪ 88‬چندین بار‬ ‫به ایشان مراجعه کردیم که جلساتی بگذاریم اما ایشان کال‬ ‫کنار کشید‪ .‬واقعا آن آرایش‌های سیاسی گذشته کال به هم‬ ‫ریخته اس��ت‪ .‬درباره نامزدی آقای الریجانی‪ ،‬ایشان چندین‬ ‫دفعه صحبت کرده و گفته حتما نم ی‌آید‪ ،‬واقعا اگر یک دولت‬ ‫خوب‪ ،‬هماهنگ و خردمند اداره امور اجرایی کشور را به دست‬ ‫گیرد‪ ،‬جایگاه مجلس در نظام جمهوری اسالمی در کمک‬ ‫به دولت و حل مشکالت مردم م ی‌تواند موثر باشد بناب راین‬ ‫به آقای الریجانی گفتم «جایی که هس��تید جای کوچکی‬ ‫نیست» درست است که هر روز آنجا باید بحث و دعوا کرد‬ ‫و ولی به‌طور طبیعی مجلس جایگاه خوبی در نظام دارد‪.‬‬ ‫فکر م ی‌کنید آمدن‌هاشمی‪ ،‬وزن جبهه پایداری را‬ ‫در طیف اصولگرا باال م ی‌رود؟‬ ‫‪ l‬نه‪ ،‬این ط��ور نیس��ت‪ .‬جبهه پای��داری هنوز به‬ ‫اصطالح بای��د پخته و تثبيت ش��ود‪ ،‬چون هن��وز به لحاظ‬ ‫س��اختاری و اتخاذ مواضع جا نیفتاده است چون با خودشان‬
‫مشکل دارند‪ ،‬سابقه حضورش��ان در عرصه سیاسی کشور‬ ‫کم است‪ .‬تا یک س��ال قبل کال با دولت بودند‪ ،‬بعد با دولت‬ ‫دعواشان شد و بیرون آمدند و هنوز یک مجموعه منسجم‬ ‫دارای گفتمان تعریف شده نیس��ت‪ .‬باالخره باید چهار‪ ،‬پنج‬ ‫سال بگذرد تا مشخص ش��ود لقب پایداری به چه کسانی‬ ‫گفته م ی‌ش��ود؛ من االن نم ی‌دانم مصداق پایداری از میان‬ ‫آقای رسایی یا حضرت آیت‌اهلل مصباح یزدی یا کوچک زاده‬ ‫یا حس��ینیان یا آقاته رانی چه کسی اس��ت‪ .‬چون هر کدام‬ ‫ب رای خودشان یک مشی دارند‪ .‬در کل فکر م ی‌کنم در دوره‬ ‫آینده ریاست‌جمهوری پایداری به‌عنوان یک قطب نم ی‌تواند‬ ‫حضور پی دا کند‪ .‬احتمال م ی‌دهم دو گروه شوند یکی به دولت‬ ‫و دیگری به اصولگرایان نزدیک شود؛ پی ش‌بینی من از آرایش‬ ‫فضای سیاسی انتخابات ریاست‌جمهوری همان سه قطبی‬ ‫اصالح‌طلبان‪ ،‬دولت و اصولگرایان خواهند بود‪.‬‬ ‫اصولگرایان را تک نامزد م ی‌بینید؟‬ ‫‪ l‬نه؛ ممکن اس��ت نتوانند تفاهم کنند‪ .‬ما تالش‬ ‫م ی‌کنیم به یک نقطه برسیم اما باید دید چه م ی‌شود‪.‬‬ ‫‪ l‬بله‪.‬‬ ‫درب�اره تصمیم�ات دول�ت خیل ی‌ه�ا م ی‌گویند‬ ‫که از اردیبهش�ت فض�ای اقتصادی و سیاس�ی‬ ‫کشور کاملا دگرگون م ی‌شود و مثال بحث تایید‬ ‫صالحیت نامزدها پیش م ی‌آید‪ .‬فکر م ی‌کنید آن‬ ‫جریانی که م ی‌خواه�د آقای احمدی‌ن�ژاد دوران‬ ‫ریاس�ت‌جمهوری‌اش را تمام نکن�د ‪-‬به صورت‬ ‫مشخص در مجلس حتی این طیف نماینده دارد‪-‬‬ ‫نظرش محقق م ی‌شود یا آن جریانی که م ی‌گوید‬ ‫دولت بای�د تا آخ�ر راه برود؟ پی ش‌بینی ش�ما از‬ ‫اردیبهش�ت ‪ 92‬چیس�ت؟ بازی‌ها را تا حدودي‬ ‫م ی‌توان خواند‪ .‬حامیان احمدی‌نژاد دنبال تایید‬ ‫صالحیت مشایی هس�تند‪ ،‬ش�ما فکر م ی‌کنید‬ ‫فقط همین برنامه را دارند یا اگر به این خواس�ته‬ ‫نرس�یدند انرژی خود را به جای خ�روج از قواعد‬ ‫سياست‌ورزي پشت حمایت از نامزدی همچون‬ ‫آقای صالحی یا آقای نیکزاد متمرکز م ی‌کنند؟‬ ‫به نظ�ر ش�ما مجموعه‌م ي‌توان�د از آن چند ماه‬ ‫توفانی عبور کند؟‬ ‫‪ l‬حتما م ی‌تواند این کار را انج��ام دهد اما امکان دارد‬ ‫هزینه‌هایی تحمیل ش��ود‪ .‬حتما به نقطه غیرقابل برگشت‬ ‫نم ی‌رسیم‪ ،‬اصال این جوری نیست‪ .‬نظام مقاطع سنگی ن‌تر را‬ ‫پشت‌سر گذاشته و این عبور در این دوره ب رایش مشکل نیست‪.‬‬ ‫‪ l‬اوال تایید م ی‌کنم که دو‪ ،‬سه ماه سخت را پی ش‌رو‬ ‫داریم‪ ،‬باید مواظبت کرد‪ .‬آقای احمدی‌ن��ژاد و طیف حامی‬ ‫‌وی معتقدند باید در قدرت بمانند‪ .‬مش��ایی س��ال ‪ 89‬یک‬ ‫مقاله نوش��ت که ب رای آنکه تم��ام منویات ما پیاده ش��ود‪،‬‬ ‫نیاز به بیست س��ال وقت داریم‪ ،‬او دقیقا همان بیست سال‬ ‫چش��م‌انداز یعنی از ‪ 84‬تا ‪ 1404‬را م ی‌گفت‪ .‬بعد از او س��وال‬ ‫شد که ریاس��ت‌جمهوری دو دوره چهار ساله بیشتر نیست‪،‬‬ ‫او جواب داده بود که مدل پوتین‪ -‬مدودف ب رای همین موقع‬ ‫است‪ ،‬یک مدودفی درس��ت م ی‌کنیم‪ ،‬چهارسالی در سایه‬ ‫او کار م ی‌کنیم دوباره هشت س��ال دیگر آقای احمدی‌نژاد‬ ‫س��رکار م ی‌آید‪ ،‬این تفکر هنوز در اط رافی��ان رئی س‌جمهور‬ ‫وجود دارد‪ ،‬حاال اینکه آن فرد چه کس��ی باشد‪‌،‬ترجیح اول‬ ‫آنها آقای مشایی است‪ ،‬اگر او نشد آنها سناریوهای بعدی را‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫نكات‬ ‫آقاي احمدي‌نژاد از هيچ‌كسي غير از خدا حساب نمي‌برد‪ ،‬آدم شجاعي‬ ‫است و اگر از بعضي‌ها هم مي‌ترسد در راستاي ترس از خداست‬ ‫اگر جبهه پيروان روي نامزدي من به جمع‌بندي برسد‪‌،‬كنار نمي‌كشم‬ ‫آقاي الريجاني گفتند كه نمي‌آيند‪ ،‬آقاي ناطق هم قطعا نمي‌آيند‬ ‫تا چند روز پيش مطمئن بودم كه حتما هاشمي نمي‌آيد اما به تدريج‬ ‫دارم ترديد مي‌كنم و مي‌گويم نكند ايشان لحظه آخر به جمع‌بندي برسد‬ ‫و بيايد‬ ‫پايداري به‌عنوان يك قطب مستقل نمي‌تواند در انتخابات آينده حاضر‬ ‫باشد‬ ‫حتي اگر خود دولت هم بخواهد دولت دهم به پايان نرسد‪‌،‬ما نبايد‬ ‫چنين بستر و زمينه‌اي را ايجاد كنيم‬ ‫اگر آقاي خاتمي نامزد شود ‪ 7‬يا ‪ 8‬ميليون راي مي‌آورد و شايد به دور‬ ‫دوم هم برود‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ l‬دوره گذش��ته ظاه را قضیه آرام‌تر بود اما آخرش‬ ‫خیلی اوضاع به‌هم ریخ��ت‪ .‬تقریبا یک فکر منس��جم در‬ ‫فعاالن سیاسی افتاده بود که خیلی از دستگاه‌ها و ارگان‌هاي‬ ‫نزدیک به نظام طرفدار قالیباف هستند‪ ،‬شورای هماهنگی‬ ‫نیروهای انقالب داشت به س��مت آقای الریجانی م ی‌رفت‪،‬‬ ‫آقای احمدی‌نژاد تکلیفش روش��ن بود‪ .‬گف��ت من جزو این‬ ‫شورا نیس��تم و ب رای خودش جلو م ی‌رفت‪ ،‬اما تقریبا اوایل‬ ‫اردیبهشت ش��کل و ش��مایل فضای انتخابات عوض شد‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر اول فضا آرام و نرم بود و به نظر م ی‌رسید با‬ ‫یک انسجام خوب کار پیش م ی‌رود اما چند روز مانده به آغاز‬ ‫ثب ت‌نام‌ها خدمت آقای هاشمی رفتم و گفتم‪« :‬آقای هاشمی‬ ‫شما یک سال ش��عار دادید اگر اصولگراها تفاهم کنند من‬ ‫نم ی‌آیم‪ ،‬ام��ا نامزدهای اصولگرا تفاه��م نکردند‪ .‬اگر دنبال‬ ‫این بهانه م ی‌گشتید که نامزد شوید ما این بهانه را به دست‬ ‫ش��ما دادیم ولی اگر واقعا دنبال ایج��اد تفاهم اصولگرایان‬ ‫هس��تید ایجاد آن ب رای ش��ما مثل یک آب خوردن است‪».‬‬ ‫آقای هاشمی گفت‪« :‬چه جوری؟» جواب دادم‪« :‬کاری ندارد‬ ‫شما‪ ،‬آقای ناطق‪ ،‬آقای الریجانی و آقای والیتی یک ساعت‬ ‫بحث کنید و یکی از این دو نف��ر را انتخاب کنید بقیه کنار‬ ‫م ی‌کش��ند» آن موقع معلوم بود که آقای هاشمی تصمیم‬ ‫ب رای حضور گرفته چون در نظر س��نج ی‌ها با س��ی و چهار‬ ‫درصد آرا نفر اول بود و درست بعد از ایشان آقای قالیباف با‬ ‫‪ 10‬درصد آرا نفر دوم بود و این فاصل��ه ‪ 20‬درصدی بین نفر‬ ‫اول و نفر دوم وجود داشت‪ .‬اشتباه استراتژیک آقای هاشمی‬ ‫آن بود که آرای منف ی‌اش زیاد بود و روی آنها حس��اب نکرد‪.‬‬ ‫من یادم است سال ‪ 84‬آقای هاشمی در آرای منفی هم نفر‬ ‫اول بود و بر همین اساس من به ایش��ان گفتم‪« :‬روی این‬ ‫آرای مثبت حساب باز نکنید چون آرای منفی آنها را خنثی‬ ‫م ی‌کند‪ ».‬روشن هم بود که هر کس با آقای هاشمی مرحله‬ ‫دوم م ی‌رفت رای م ی‌آورد‪ .‬البته آقای هاش��می همان موقع‬ ‫ذهنش اين‌طور بود که علیه من خیلی کار کردند‪ ،‬شب نامه‬ ‫چون اصولگرايان دو رقیب جدی دارند؟‬ ‫سياست‬ ‫بازخوانی معادالت انتخاباتی در س�ال ‪ 83‬نشان‬ ‫م ی‌دهد که اوض�اع خیلی ش�فاف‌تر از این روزها‬ ‫بود‪ ،‬گرچه آقای هاش�می هنوز تکلیفش معلوم‬ ‫نبود‪ ،‬احمدی‌نژاد در شهرداری کار م ی‌کرد‪ ،‬آقای‬ ‫والیتی ای�ن روزها کنار کش�ید و حض�ور آقایان‬ ‫توکلی‪ ،‬قالیباف‪ ،‬الریجانی‪ ،‬معین و رضایی معلوم‬ ‫بود‪ .‬مش�ارکت با عن�وان اصالح‌طلبان پیش�رو‬ ‫م ی‌کوشید با چپ سنتی یعنی طیف آقای کروبی‬ ‫مرزبندی کند ام�ا االن خیلی مع�ادالت پیچیده‬ ‫ش�ده‪ .‬واقعا هیچ نامزدی را نم ی‌توان به صورت‬ ‫علنی گفت نم ی‌خواه�د به انتخابات وارد ش�ود‬ ‫یا برعک�س م ی‌خواه�د ب�ه عرصه رقاب�ت وارد‬ ‫شود‪ ،‬چرا؟‬ ‫پخش کردند‪ .‬شاید در ذهنش این بود که جایی تخلف شده‬ ‫اما اینها تحلی ل‌های ثانویه بود‪ .‬بحث اصلی این بود که این‬ ‫مشاورین آقای هاشمی باید او را قانع م ی‌کردند که این آرای‬ ‫منفی نم ی‌گذارد رئی س‌جمهور شود‪ ،‬بناب راین من م ی‌گویم‬ ‫درست است س��ال ‪ 83‬آرام‌تر از وضع فعلی بود ولی آخرش‬ ‫خیلی اوضاع به هم ریخت‪ .‬این دفعه امیدواریم به انسجام‬ ‫نسبی برسیم چون یک بار از این سوراخ گزیده شدیم‪.‬‬ ‫دنبال م ی‌کنند و کار را جلو م ی‌برند‪ .‬با اتفاقاتی که یک‌ماه‬ ‫قبل افتاد و اس��تراتژی «بگم‪‌،‬نگم» دوباره کلید خورد فکر‬ ‫م ی‌کنم اين گروه یک‌سری کارهای این شکلی در سر دارند‬ ‫اما سیاس��ت‌های کلی نظام را م ی‌دانم و اینکه باید حداکثر‬ ‫تالش را کرد که دولت دهم به صورت طبیعی دوره‌اش تمام‬ ‫شود‪ ،‬اگرچه ممکن است حتی دولت دهم هم نخواهد این‌کار‬ ‫را بکند‪ ،‬یعنی حتي اگر آنها هم بعضا عالقه‌مند باش��ند که‬ ‫غیرطبیعی دوره شان تمام شود‪ .‬البته ب رای اجرای سیاست‬ ‫نظام باید دو سه کار کرد؛ اوال حتی به صورت قانونی تالش‬ ‫نکنیم اوضاع و احوال غیرعادی ش��ود چون م��ا که در نهاد‬ ‫قانونگذاری هستیم م ی‌توانیم با یک‌سری اقدامات قانونی‬ ‫اوضاع را به هم بریزیم اما وظیفه ما این نیس��ت‪ .‬حتما باید‬ ‫تالش کرد اوضاع آرام باشد‪ ،‬دوم تا آنجا که م ی‌توانیم رفتار‬ ‫آقای احمدی‌نژاد را مدیریت و کمک کنیم تا اینکه نرسند به‬ ‫نقطه‌ای که چیزهایی را به هم بری��زد‪ ،‬در ضمن اگر عده‌ای‬ ‫به صرافت افتادند که اوضاع را به ه��م بریزند ب رای آن وضع‬ ‫پی ش‌بین ی‌هایی را بیندیشیم‪.‬‬ ‫‪99‬‬
‫ی�ک تص�وری اصالح‌طلب�ان دارن�د و م ی‌گویند‬ ‫مجموع�ه نظ�ام ب�دون حض�ور حداکث�ری م�ا‬ ‫نم ی‌توان�د از بح�ران پی�ش‌رو عب�ور کن�د‪.‬‬ ‫تحلی ل‌ش�ان این اس�ت که نظام به م�ا نیاز دارد‬ ‫و ش�اید بخش�ی از ش�رط گذاش�تن‌های آنه�ا‬ ‫نشأت‌گرفته از همین تفکر باشد‪ ،‬فکر م ی‌کنید‬ ‫کدام طی�ف این جری�ان دس�ت ب�اال را خواهند‬ ‫داش�ت؛ طیفی ک�ه م ی‌گوی�د اگ�ر در انتخابات‬ ‫سازماندهی شده نیاییم کمک به حذف خودمان‬ ‫کردی�م یا جریان ش�رط‌گذار؟ ب ه‌طور مش�خص‬ ‫موس�وی‌خوئین ی‌ها مصداق جریان ش�رط گذار‪،‬‬ ‫عبداهلل نوری مصداق جریان دوم و آقای خاتمی‬ ‫همچنان بین دو جریان در نوسان است‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫‪ l‬اص�لا عادالن��ه نم ی‌دان��م ک��ه تم��ام طیف‬ ‫اصالح‌طلبی را با چوب فتن��ه ب رانیم‪ .‬در میان اصالح‌طلبان‬ ‫نیروهای متدین‪ ،‬مومن و معتقد به رهبری هستند که من را‬ ‫قبول ندارند‪ ،‬اما چارچوب نظام را قبول دارند‪ .‬من از محافل‬ ‫خصوصی آنها خبر موثق دارم که اخی را درباره رهبری‪ ،‬گفتند‬ ‫عاقالنه‌تری��ن و جامع‌ترین مدیریتی که باید اعمال ش��ود‬ ‫صورت گرفت��ه و روی این موضوع ح��رف ندارند‪ ،‬پس این‬ ‫ظلم است که هرکس اسمش اصالح‌طلب است را از صحنه‬ ‫سیاس��ی کش��ور ب رانیم اما اصالح‌طلباني که م ی‌خواهند‬ ‫به‌میدان بیایند باالخ��ره باید موضع خود را با س��ران فتنه‬ ‫روش��ن کنند و بعد هم بیایند در چارچوب قانون اساسی و‬ ‫قوانین موضوعه کشور فعال شوند و کار کنند‪ .‬اگر بخواهند‬ ‫ب رای کارکردن شرط ب رای نظام بگذارند بیشتر خودشان را به‬ ‫انزوا فرو م ی‌برند‪ .‬این تصور اشتباه است که فکر کنند نظام‬ ‫به آنها نیاز دارد‪ ،‬در کل نش��اط اجتماعی و سیاسی کشور‬ ‫بس��تگی به آن دارد که همه صداها داخل می��دان بیایند‪.‬‬ ‫هم‌اکن��ون بعضی از اصالح‌طلبان تصورش��ان این اس��ت‬ ‫که اگر امکان نامزدی ب رای خاتمی فراهم ش��ود او بیست‬ ‫میلیون رای م ی‌آورد‪ .‬من چنین تحلیلی ن��دارم‪ ،‬اگر آقای‬ ‫خاتمی نامزد شود یک رای ‪‌7‬یا ‪ 8‬میلیونی م ی‌آورد و شاید به‬ ‫مرحله دوم برود اما این یک توهم است که فکر کنند هنوز او‬ ‫بیش از بیست میلیون رای دارد‪ ،‬اصالح‌طلبان این توهمات‬ ‫را کنار بگذارند در واقعیات زندگی کنند‪ .‬اصالح‌طلبان حتما‬ ‫کاندیدا در انتخابات خواهند داش��ت‪ ،‬ش��رط و ش��روط هم‬ ‫نم ی‌توانند بگذارند‪ .‬البته ما از حضور آنها در صحنه انتخابات‬ ‫استقبال م ی‌کنیم‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫کدام گزینه اصالح‌طلبان ش�انس این را دارد که‬ ‫طی ف‌های مختلف روی او اجماع کنند؟‬ ‫‪ l‬بستگی دارد‪ .‬یک موقع شخصی مثل آقای عارف‬ ‫خودش را مطرح م ی‌کن��د‪ .‬او جامع جریان��ات اصالح‌طلب‬ ‫نیس��ت‪ ،‬اخی را در رس��انه‌ها روی نامزدی آقای محقق داماد‬ ‫بحث م ی‌ش��ود که معتقدم آقای محقق دام��اد اصال اهل‬ ‫این نوع درگیری‌ه��ای انتخاباتی نیس��ت‪ .‬چون یک چهره‬ ‫علم��ی‌و دارای ایده اس��ت‪ .‬در مجموع فک��ر م ی‌کنم دور‬ ‫یک چهره کارگزارانی جمع ش��وند‪ .‬البت��ه یک موقع بحث‬ ‫نامزدی آقای‌نجفی مطرح بود که اخی را کس��الت پیدا کرد و‬ ‫گفتند موضوع منتفی است‪ ،‬روی آقای جهانگیری هم شاید‬ ‫کارگزاران و آقای هاشمی تفاهم کنند اما دیگران این کار را‬ ‫نم ی‌کنند‪.‬‬ ‫احتمال دارد در نهایت در ائتالف سه نفره جریان‬ ‫جبهه پیروان از آقای والیت�ی یا قالیباف حمایت‬ ‫کند؟‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪100‬‬ ‫‪ l‬هر کدام یک مزی��ت و یک نقاط ضع��ف دارند‪.‬‬ ‫نم ی‌خواه��م وارد ای��ن بحث‌ه��ا ش��وم ول��ی در مجموع‬ ‫حرکتش��ان را مثبت م ی‌دانم ولی اشکال‌شان این است که‬ ‫نباید خودش��ان را تمام ظرفيت اصولگرای��ی بدانند‪ ،‬یعنی‬ ‫جامعه اصولگرایی خیلی بزرگتر از این س��ه نفر اس��ت؛ این‬ ‫را دقت کنند‪g .‬‬ ‫صالحي مي‌آيد؟‬ ‫گزينه نهايي حاميان دولت چه كسي است‬ ‫مصطفي صادقي ‪ /‬دبير تحريريه و سياست‬ ‫محم��ود احمدی‌ن��ژاد چگون��ه ب��ه انتخاب��ات‬ ‫ریاست‌جمهوری سال ‪ 92‬نگاه م ی‌کند؟ مهمترین انتخابات‬ ‫در عرصه سیاست رسمی ای ران که البته این بار بناست پس‬ ‫از برگزاری آن نام جانش��ین محمود احمدی‌نژاد در پاس��تور‬ ‫مشخص شود‪ .‬حاال این سوال و مس��اله یکی از مهمترین‬ ‫فاکتورهایی است که در تحلی ل‌های سیاسی جایگاه قابل‬ ‫توجهی را به خود اختصاص داده است‪ .‬این ماجرا آنجا مهم‬ ‫م ی‌ش��ود که در فضای پرخبر و داغ این روزها هر بار خبر و‬ ‫شایع ه‌ای جدید پی رامون «احمدی‌نژاد و انتخابات سال آینده‬ ‫» منتشر م ی‌شود‪ .‬یک‌بار شایعه دعوت او از شخصی ت‌های‬ ‫مختلف سیاس��ی از جمله عزت‌اهلل ضرغام��ی‪ ،‬غالمعلی‬ ‫حدادعادل‪ ،‬غالمحسین الهام‪ ،‬آیت‌اهلل شاهرودی‪ ،‬سی د‌حسن‬ ‫خمینی و‪ ...‬ب��رای کاندیداتوری مطرح م ی‌ش��ود و بار دیگر‬ ‫ش��ایعه پیغام‌های او در مورد تایی د‌صالحی��ت کاندیداهای‬ ‫مدنظرش‪ .‬هر چه هس��ت محمود احمدی‌نژاد در حالی که‬ ‫تا ‪24‬خرداد زمان زیادی باقی نمانده‪ ،‬هنوز مش��تش را ب رای‬ ‫کسی باز نکرده است‪.‬‬ ‫روزگار پس از تحلیف‬ ‫تردیدی نیست که هر رئی س‌جمهوری عالقه‌مند است‬ ‫تا کارها‪ ،‬برنامه‌ها و سیاس��ت‌هایی که در دوران صدراتش‬ ‫انجام شده پس از او نیز تداوم یافته و فردی که جایگزینش‬ ‫م ی‌ش��ود‪ ،‬راهش را ادامه دهد‪ .‬به همین جهت دور از ذهن‬ ‫نیست که محمود احمدی‌نژاد هم بسیار متمایل به این باشد‬ ‫که فردی نزدیک و شبیه به خودش بر صندلی برجای مانده از‬ ‫او تکیه زند تا بر نگه داشت وضع موجود بکوشد و شاید نگران‬ ‫از این باشد که فردی با اندیش��ه دگرگون ی‌های ریشه‌ای در‬ ‫دولت جایگزینش شود و آنچه او بر انداخته سرپا کند و آنچه‬ ‫او سرپا کرده ب راندازد‪ .‬شاید با این فرض بتوان به اینجا رسید‬ ‫که او مهمتری��ن آرمان این روزهایش رئی س‌جمهور ش��دن‬ ‫فردی شبیه خودش باش��د؛ که اگر چنین شود این آلترناتیو‬ ‫هم راه او را ادامه خواهد داد و هم اینکه بخش زیادی از تیم‬
‫کنونی او همچنان بدون پ راکندگی به کارشان ادامه خواهند‬ ‫داد‪.‬کسانی که مدافع این فرضیه هستند معتقدند در چنین‬ ‫حالتی وقوع دو اتفاق محتمل است‪ :‬نخست اینکه او خرسند‬ ‫از تداوم راه و رسمش از عرصه قدرت رسمی جدا شده و مانند‬ ‫یک تماشاچی به ثمره نشستن ایده‌هایش را به نظاره خواهد‬ ‫نشست‪ .‬اتفاق دوم هم شاید این باشد که او با بهره‌گیری از‬ ‫فرصت چهارساله بار دیگر سودای بازگشت به عرصه قدرت‬ ‫رسمی را در سر بپروراند‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫الهام؛ یار دیروز‪ ،‬کاندیدای فردا‬ ‫در میان افرادی که از آنان به‌عنوان حلقه پیشین نزدیک‬ ‫به محمود احمدی‌نژاد یاد م ی‌شود‪ ،‬گویا فقط این غالمحسین‬ ‫الهام است که هنوز م ی‌توان او را در کنار رئی س‌جمهور دید؛‬ ‫چه اینکه او رجعتی دوباره به پاستور داشته؛ سخنگوی دولت‪.‬‬ ‫این اما همه تحوالت پی رامون او نیست‪ .‬الها ‌م ترجیح داد ب رای‬ ‫بازگش��ت دوباره به دولت از جبهه پایداری جدا شود‪.‬بسیاری‬ ‫معتقدند او فردی است که م ی‌تواند حلقه ارتباط مجدد برخی‬ ‫حامیان سابق و فعلی محمود احمدی‌نژاد باشد‪.‬غالمحسین‬ ‫الهام درسال ‪ ۱۳۳۸‬در دزفول زاده ش��د‪ .‬او حقوقدان‪ ،‬مدرس‬ ‫دانشگاه و از حقوقدانان ش��ورای نگهبان است‪ .‬پیش از این‬ ‫وی سخنگوی دولت محمود احمدی‌نژاد‪ ،‬وزیر دادگستری و‬ ‫رئیس س��تاد مبارزه با قاچاق کاال و ارز بود‪ .‬وی‪ ،‬عضو هیات‬ ‫علمی‌دانش��کده حقوق و علوم سیاس��ی دانش��گاه ته ران‬ ‫است و پیش از آن سخنگوی ش��ورای نگهبان و مدتی نیز‬ ‫سخنگوی قوه‌قضائیه بوده است‪ .‬الهام در مرداد ‪ ۱۳۸۹‬توسط‬ ‫محمود احمدی‌نژاد به‌عنوان مش��اور حقوقی رئی س‌جمهور‬ ‫منصوب ش��د‪ .‬پس از اتمام دولت نهم او به دلیل قانونی که‬ ‫به «دوشغله‌ها» معروف شد از دولت کنار رفت‪ .‬غالمحسین‬ ‫الهام در آخرین اظهارنظرش گفته اس��ت‪« :‬موش��ک باران‬ ‫انتقاد از دولت آغاز شده است‪ ».‬اینکه او گزینه نهایی حامیان‬ ‫احمدی‌نژاد باش��د البته بیش از همیشه در محافل سیاسی‬ ‫و رس��انه‌ای مطرح م ی‌ش��ود‪.‬محمود احمدی‌نژاد اگر‌چه به‬ ‫لحاظ محدودیت‌های قانونی نم ی‌تواند به صورت رس��می‬ ‫حمایتی از کاندیدایی خاص در انتخابات داشته باشد‪ ،‬اما به‬ ‫هرروی حمایت حتی به صورت غیررس��می از یک کاندیدا‬ ‫تاثیر بس��یاری بر تحلی ل‌های انتخاباتی خواهد داشت‪.‬حاال‬ ‫مهمترین سوال این اس��ت که آیا به واقع تصمیم‌سازان این‬ ‫طیف در پی اجرای مدل پوتین‪ -‬مدودف هستند؟ اگر چنین‬ ‫است مدودف ایرانی کیست؟ ‪g‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫استراتژی یک رقابت‬ ‫اگر تا پیش از دولت نهم رقابت‌های سیاسی همواره‬ ‫میان دو جناح اصلی یعنی راست و چپ دیروز و اصولگرایان‬ ‫و اصالح‌طلبان امروز خالصه م ی‌شد‪ ،‬از سال ‪ 84‬اما شرایط‬ ‫سپهر سیاست رس��می ای ران به‌گونه‌ای دیگر شکل گرفته‬ ‫اس��ت‪.‬فارغ از انش��عابات و زایش‌های جدید میان دو جناح‬ ‫قدیمی‪ ،‬ظهور و تش��کیل یک جریان جدی��د که محمود‬ ‫احمدی‌نژاد بر صدر آن قرار داش��ت معادالت سیاس��ی را با‬ ‫تغیی راتی مواج��ه کرد‪.‬چنان‌که ب��رای تصویر صورت‌بندی‬ ‫آرایش نیروهای سیاسی در سطح کالن‪ ،‬اکنون م ی‌توان سه‬ ‫نیکزاد؛ شاید بیاید‬ ‫برخی معتقدند در میان هم��ه افراد موجود در کابینه‪،‬‬ ‫علی نیکزاد‪ ،‬وزیر مسکن و شهرسازی گزینه مناسبی است؛‬ ‫فردی که گفته م ی‌ش��ود در نظرس��نج ی‌هایی که تاکنون‬ ‫انجام ش��ده جایگاه خوبی دارد‪ .‬علی نیکزاد در سال ‪1344‬‬ ‫در شهرس��تان ثمرین اردبیل به‌دنیا آمد‪ .‬وی دارای مدرک‬ ‫کارشناس��ی مهندس��ی عمران و کارشناس ی‌ارشد مدیریت‬ ‫دولتی اس��ت‪ .‬نیکزاد ش��هریور ‪ 88‬به‌عنوان وزیر مسکن‬ ‫وارد کابینه دوم احمدی‌نژاد ش��د‪ .‬پس از برکناری بهبهانی‬ ‫از وزارت راه‪ ،‬توسط مجلس و کش��مکش‌ها بر سرآن‪ ،‬این‬ ‫وزارتخانه با وزارت مسکن ادغام و او اولین وزیر راه‪ ،‬مسکن‬ ‫و شهرسازی ای ران ش��د‪ .‬نزدیکی نیکزاد و رئیس دولت بود‬ ‫که او را در رکاب دکتر به جلسه پرسش و پاسخ نمایندگان از‬ ‫مجلس کشاند‪ .‬نیکزاد به همراه چند وزیری که پرسش‌های‬ ‫نمایندگان ارتباط ب��ا وزارتخانه آنها داش��ت‪‌،‬ترجیح داد در‬ ‫این روز مهم که ب رای اولین ب��ار رئیس دولتی در جمهوری‬ ‫اس�لامی به مجلس فراخوانده م ی‌ش��ود‪ ،‬در کنار محمود‬ ‫احمدی‌نژاد از درهای س��اختمان س��بز پا به صحن علنی‬ ‫مجلس بگذارد تا حمایتش از دکتر را به همه نش��ان دهد‪.‬‬ ‫نیکزاد جزو چند وزیر و همراه دولت دهم بود که اواخر سال‬ ‫‪ 90‬ب رای جلسه پرسش و پاسخ همراه محمود احمدی‌نژاد به‬ ‫صحن علنی مجلس رفت‪ .‬برخی معتقدند نباید از این نکته‬ ‫به راحتی عبور کرد که چرا رئیس دولت‌ترجیح داد از میان‬ ‫همه همکارانش نیکزاد را به مح��ل رویارویی با نمایندگان‬ ‫ببرد؟ برخی از تحلیلگ��ران معتقدند که نیکزاد همان حلقه‬ ‫مفقوده اجرایی شدن تئوری «پوتین – مدودف» دولت دهم‬ ‫اس��ت؛ فردی که با پشتکار و سختکوش��ی تالش م ی‌کند‬ ‫تا در شهرس��تان‌ها از خود ردپایی مطلوب ب��ر جا بگذارد‪.‬‬ ‫او عالوه بر سفرهای اس��تانی با هیات دولت بیش از ‪230‬‬ ‫‌س��فر به ش��هرهای مختلف ب رای انجام و افتتاح طرح‌های‬ ‫مس��کن مهر انج��ام داد و در یکی از آخرین س��فرها دچار‬ ‫سانحه جاده‌ای شد‪ .‬حضور مداوم او در برنامه‌های مختلف‬ ‫سیما‪ ،‬به دلیل افتتاح مس��کن مهر در شهرها و روستاهای‬ ‫مختلف از او چهره‌ای مطرح س��اخته و ای��ن گمانه را قوت‬ ‫بخش��یده که کاندیدای اصلی دولت در زیرپوست مسکن‬ ‫مهر مشغول فعالیت انتخاباتی است‪ .‬این گمانه‌ها با واکنش‬ ‫ب رادر کوچک وی روبه‌رو ش��د‪ .‬اکبر نیکزاد‪ ،‬ب رادر وزیر راه در‬ ‫گفت‌وگویی اعالم کرد‪« :‬فکر نم ی‌کنم‪ ،‬چرا که بنده یک بار‬ ‫از ایشان سوال کردم و ایشان گفتند قصد ورود به انتخابات‬ ‫ریاست‌جمهوری را ندارند‪ ».‬در محافل سیاسی شایع است‬ ‫که او با این ش��عار کاندیدا خواهد ش��د‪« :‬بار دیگر مردی از‬ ‫جنس مردم»‪.‬‬ ‫مثلث شماره ‪166‬‬ ‫آيا مشايي مي‌آيد؟‬ ‫در تحلیل آنچه امروز بر طیف حامیان دولت م ی‌گذرد‬ ‫شاید ساده‌ترین و نخس��تین گزینه‌ای که به ذهن م ی‌رسد‬ ‫کاندیداتوری اسفندیار رحیم‌مشایی باشد؛ فردی که محمود‬ ‫احمدی‌نژاد در س��ه س��ال اخیر به خاطر او با حاش��ی ه‌های‬ ‫فراوانی مواجه ش��ده؛ از اعتراضات به او در خطب ه‌های نماز‬ ‫جمعه تا جار و جنجال‌های پی رامون اظهارنظرهای خاصش‪.‬‬ ‫او اما در کسوت رئی س‌جمهور تا آنجا که توانسته حمایتش‬ ‫کرده و حتی هزینه‌های انتصاب او به‌عنوان مسئول دفترش‬ ‫را تقبل کرده است‪.‬س��ال اول دولت دهم که تمام شد یک‬ ‫تحلیل انتخاباتی س��ر‌وصدای زیادی بر پا کرد؛ جان کالم‬ ‫این تحلیل ای��ن بود‪« :‬محم��ود احمدی‌ن��ژاد دنبال مدل‬ ‫پوتین ‪ -‬مدودف اس��ت و این مدودف کس��ی نیس��ت جز‬ ‫اسفندیار رحیم‌مش��ایی‪».‬محمود احمدی‌نژاد اما هیچ گاه‬ ‫پاس��خ درس��ت و دقیقی به این تحلیل نداده و فقط گاه با‬ ‫لبخند و گاه با کنایه پاسخی از س��ر طنز روانه راوی سوال‬ ‫کرده است‪.‬حاال که چند ماه بیشتر به انتخابات نمانده و آن‬ ‫تحلیل بار دیگر پررنگ شده‪ ،‬اسفندیار رحیم‌مشایی اگر‌چه‬ ‫دیگر رئی س‌دفتر رئی س‌جمهور نیس��ت‪ ،‬اما رس��انه‌ای‌تر از‬ ‫همیشه شده‪ ،‬پای ثابت برنامه‌های خبری هیات دولت شده‬ ‫و البته همچنان حضورش را در انتخابات تکذیب نم ی‌کند‪.‬‬ ‫این اما همه ماجرا در مورد او نیس��ت؛ چنان‌که تحلیلی که‬ ‫م ی‌گوید او مدودف احمدی‌نژاد اس��ت مورد قبول خیل ی‌ها‬ ‫نیست‪ .‬این دس��ته از تحلیلگران با استناد به چند نکته این‬ ‫گزاره را رد م ی‌کنند‪ .‬آنها معتقدند‪:‬‬ ‫‪ -1‬محمود احمدی‌نژاد گفتمان مخصوص خود را دارد‬ ‫که البته زاویه‌ای قابل توجه با گفتمان مورد‌نظر اس��فندیار‬ ‫رحیم‌مشایی دارد‪ .‬به دیگر سخن اینکه این عده باورشان این‬ ‫است که حمایت احمدی‌نژاد از مشایی بیشتر به جهت مقابله‬ ‫او با مخالفانش است و ریشه در نوع برخوردش با معترضان‬ ‫تصمیمات��ش دارد و این البت��ه به معن��ای تطابق گفتمان‬ ‫مشایی و احمدی‌نژاد نیست‪.‬‬ ‫‪ -2‬برکناری مشایی از پست رئی س‌دفتر رئی س‌جمهور‬ ‫‪ -3‬ریسک عدم تایید‌‌صالحیت‬ ‫‪ -4‬تشکیک در همراهی همه حامیان احمدی‌نژاد با‬ ‫اسفندیار رحیم‌مشایی به جهت جنجال‌های سال‌های اخیر‬ ‫‪ -5‬برچس��ب لیدر جریان موس��وم ب��ه انحرافی که‬ ‫م ی‌تواند بار منفی در انتخابات داشته باشد‪.‬بر مبنای چنین‬ ‫فاکتورهایی است که م ی‌گویند محمود احمدی‌نژاد اکنون‬ ‫که در آخرین «اس��فند » دولت��ش قرار دارد به «اس��فندیار‬ ‫رحیم‌مشایی» نم ی‌اندیشد‪.‬‬ ‫قطب اصلی را بر شمرد؛اصولگرایان‪ ،‬اصالح‌طلبان و حامیان‬ ‫محمود احمدی‌نژاد‪ .‬آن‌گونه که پیداست استراتژیس ت‌های‬ ‫جریان جدید ب رای تداوم سیاس��ت‌ورزی رس��می در دولت‬ ‫یازدهم باورشان چنین اس��ت که اگر انتخابات با سه ضلع‬ ‫اصولگرای��ان‪ ،‬اصالح‌طلب��ان و کاندیدای آنها برگزار ش��ود‬ ‫با تقس��یم آرا‪ ،‬انتخابات به مرحله دوم م��ی‌رود و در چنین‬ ‫صورتی اس��ت که اگر یک طرف پی��روز انتخابات حامیان‬ ‫احمدی‌نژاد باشند‪ ،‬طرف شکس��ت‌خورده در مرحله دوم به‬ ‫آنها خواهد پیوست و فرجام آن رقابت‪ ،‬رئی س‌جمهور شدن‬ ‫گزینه مطلوب دولت خواهد بود‪ .‬بر مبنای چنین فرضی ه‌ای‬ ‫این تصمیم‌سازان دنبال گزینه‌ای هستند که هزینه‌ای ب رای‬ ‫تالش جهت تایید صالحیتش نپردازند‪ ،‬تابع گفتمان محمود‬ ‫احمدی‌نژاد باشد‪ ،‬در مقابل تیم کنونی منعطف بوده و کابینه‬ ‫فعلی را با تحوالت جدی مواجه نکند و به دیگر سخن اینکه‬ ‫ب رای تداوم حیات این جریان سیاسی تمام تالشش را بکند‪.‬‬ ‫چنین گ��زاره‌ای ن��گاه تحلیلگران را ب��ه چهره‌هایی جلب‬ ‫م ی‌کند که اکنون بیش از همیش��ه به محمود احمدی‌نژاد‬ ‫نزدیک هستند‪.‬‬ ‫عل ی‌اکبر صالحی؛ رئی س‌جمهور دیپلمات؟‬ ‫عل ی‌اکبر صالحی فردی است که پس از منوچهر متکی‬ ‫به کرسی وزارت امور خارجه تکیه زده است‪ .‬شکی نیست که‬ ‫ی در این پست قرار‬ ‫صالحی در دوره بسیار حس��اس و مهم ‌‬ ‫گرفته اس��ت‪ .‬از زمانی که او در قامت وزیر امور‌خارجه ظاهر‬ ‫شده اتفاقات مهمی‌رخ داده؛ از بیداری اسالمی در کشورهای‬ ‫مختلف تا تحوالت سوریه‪.‬در دوره او اما یک اتفاق مهم دیگر‬ ‫هم افتاد؛ برگزاری اجالس بزرگ عدم‌تعهد در ته ران؛ اجالسی‬ ‫که موجب شد وی و فعالی ت‌هایش در تیررس نگاه خب رنگاران‬ ‫و رس��انه‌ها قرار گیرد‪ .‬دکتر عل ی‌اکبر صالحی متولد چهارم‬ ‫فروردین ‪ 1328‬در کربالست‪ .‬او جدیدترین و آخرین وزیر دولت‬ ‫دهم محسوب م ی‌شود‪ ،‬اما مسئولیت سازمان انرژی اتمی‪،‬‬ ‫صندلی عضویت کابینه را پی ش‌تر ب��ه او داده بود‪ .‬صالحی‬ ‫در میان اعضای دولت دانش��گاه ی‌ترین چهره است‪ .‬وی در‬ ‫سال‌های پایانی دهه ‪ 60‬و اوایل دهه ‪ 70‬ریاست مشهورترین‬ ‫دانشگاه مهندسی کشور یعنی صنعتی ش��ریف را به عهده‬ ‫داشته است‪ .‬سپس در کسوت معاونت آموزشی وزارت علوم‬ ‫تا آخر دولت دوم هاشمی رفسنجانی مهمترین معاونت این‬ ‫وزارتخانه را اداره کرد و پس از آن به فعالی ت‌های بی ن‌المللی‬ ‫روی آورد و به سازمان کنف رانسا‌سالمی پیوست‪ .‬صالحی به‬ ‫زبان انگلیسی تس��لط کامل دارد‪ .‬نوع عملکرد او در اجالس‬ ‫عدم تعهد بار دیگر وی را به‌عن��وان گزینه‌ای محتمل ب رای‬ ‫انتخابات ریاست‌جمهوری مطرح ساخته است‪ .‬صالحی البته‬ ‫خودش در پاس��خ به خبرنگاران‪ ،‬کاندیداتوری‌اش را تکذیب‬ ‫نکرده است‪ .‬به نظر م ی‌رسد در شرایط موجود اکنون بیش از‬ ‫همیشه باید به کاندیداتوری عل ی‌اکبر صالحی اندیشید‪ .‬او در‬ ‫جدیدترین اظهاراتش از عملکرد تیم هسته‌ای در دوران حسن‬ ‫روحانی و علی الریجانی تقدیر کرده است‪.‬اظهارنظرهایش در‬ ‫مورد تحوالت رابطه ای ران و آمریکا نیز چند وقتی است او را به‬ ‫تیتر نخست رسانه‌های خارجی تبدیل کرده است‪.‬‬ ‫‪101‬‬
‫سالنامه‬ ‫‪1391‬‬ ‫بين‌الملل‬ ‫بايدمحتاطبود‬ ‫گفت و گو با حميدرضا آصفي درباره مذاكره ايران ‪ -‬آمريكا‬ ‫حميدرضا آصفي‪ ،‬سخنگوي سابق وزارت خارجه در گفت‌وگو با مثلث‬ ‫با نگاه واق ع‌بينانه خود نسبت به آينده مذاك رات اي ران و با ‪ 5+1‬بدبين است‪.‬‬ ‫به اعتقاد او تاكيد غرب بر تداوم سياست فشار و مذاكره درعمل باعث شده‬ ‫كه جو ب ي‌اعتمادي ميان دو طرف مذاكره‌كننده هر روز بيشتر از‬ ‫گذشته شود‪ .‬او تنها راه برون‌رفت از وضعيت موجود را تغيير‬ ‫سياست غرب در قبال تهران م ي‌داند‪ .‬به اعتقاد او اگر غرب‬ ‫حاضر نش�ود كه حق ايران در استفاده صل ح‌آميز از انرژي‬ ‫هس�ته‌اي را به رس�ميت بشناسد‪‌،‬ش�كاف‌ها و تضادها‬ ‫همچنان ادامه خواهد يافت‪.‬‬ ‫ايران با برنامه غني‌سازي‬ ‫در موضع برابر با آمريكا‬ ‫قرار گرفته است‬ ‫گفت‌وگو با دكتركيهان برزگر درباره رابطه ايران‪-‬آمريكا‬ ‫كيه�ان برزگ�ر‪‌،‬اس�تاد رواب�ط بي ن‌الملل در‬ ‫گفت‌وگو با مثلث بر اين نكته پاي م ي‌فش�ارد كه‬ ‫ايران بايد از موضع برابر وارد مذاك�رات با آمريكا‬ ‫شود‪ .‬به نظر اين اس�تاد دانشگاه چنين شرايطي‬ ‫در حال حاضر با تداوم برنامه غن ي‌سازي اورانيوم‬ ‫فراهم شده است‪ .‬به اعتقاد او ايران هرچه بر ادامه‬ ‫برنام�ه غن ي‌س�ازي اورانيوم پاي بفش�ارد خواهد‬ ‫توانست امتيازات بيش�تري از آمريكا و غرب اخذ‬ ‫كند‪ .‬آمريكا اين مساله را به خوبي م ي‌داند كه براي‬ ‫حل موضوعات متنوع و متعدد منطقه‌اي به حضور و‬ ‫نقش‌آفريني ايران به شدت نياز دارد‪.‬‬
‫شگرد تبليغاتي‬ ‫پشت پرده پيشنهاد آمريكا براي مذاكرهبا ايران چه بود؟‬ ‫اوبام�اي دوره اول ب�ا دوره جدي�د رياس�ت‬ ‫جمه�وري تف�اوت چنداني ب�ا يكديگر ن�دارد‪.‬‬ ‫اگرچه تيم ديپلماس�ي و نظامي اوباما در دوره‬ ‫جدي�د تغيير كرده اس�ت ولي مواض�ع وزاري‬ ‫خارجي و دفاع ايالت متحده نش�ان م ي‌دهد‬ ‫كه نظام آنها نسبت به جهان پيرامونشان‬ ‫و همچني�ن منطق�ه خاورميان�ه تفاوت‬ ‫چنداني با دوره قبل نكرده است‪ .‬اوباما‬ ‫در دوره اول رياس�ت جمه�وري خود‬ ‫بر سياس�ت مذاكره با اي�ران پاي‬ ‫فش�رد ول�ي در همي�ن دوره نيز‬ ‫بود ك�ه تهران را ب�ا تحري م‌هاي‬ ‫هم ه‌جانب�ه اقتص�ادي مواجهه‬ ‫س�اخت‪ .‬ظاه�را رئي�س جمه�ور‬ ‫آمري�كا تصمي�م دارد در دوره جدي�د نيز‬ ‫سياس�ت پيش�ين را با اندكي تغييرات‬ ‫ادامه دهد‪.‬‬ ‫روايت آقاي سخنگو از‌آينده‬ ‫رابطه ايران ‪ -‬آمريكا‬ ‫گفت‌وگوي مثلث بارامین مهمانپرست‬ ‫رامي�ن مهمانپرس�ت در گفت‌وگ�و ب�ا هفته‌نام�ه‬ ‫مثل�ث رواي�ت خ�ود را از رون�د تح�والت سياس�ت‬ ‫خارج�ي اي�ران در س�ال ‪ 1391‬بي�ان ك�رد‪ .‬از نظ�ر او‬ ‫جمهوري اسلامي ايران در س�ال ‪ 91‬نش�ان داد كه اهل‬ ‫مذاكره و گفت‌وگو س�ت؛ اين موضوع به وض�وح در پرونده‬ ‫هس�ته‌اي نمود داشت و هم در س�اير موضوعات و مسائل‬ ‫منطقه‌اي‪ .‬مهمانپرست در مورد پيشنهاد آمريكاي ي‌ها براي‬ ‫مذاكره با ايران اين موضوع را بيان م ي‌كند كه مذاكره در شرايط‬ ‫فعلي به صالح نيست چرا كه مي تواند منجر به بروز شكاف‬ ‫بين ملت شود ولي ايران با عبور از اين پيچ تاريخي م ي‌تواند‬ ‫از موضع اقتدار وارد گفت‌وگو و مذاكره با كشورهايي شود كه‬ ‫تخاصم و دشمني را با ملت ايران كنار گذاشته باشند‪.‬‬
‫چهر ه ‌ها‬ ‫محمد المرسي با سخنراني‌هاي‬ ‫آتشين خود مخاطبانش را در‬ ‫سراسرمصرسحرمي‌كند‬ ‫آزاديخواه يا ديكتاتور؟‬ ‫رضا آقازاده‬ ‫بين الملل‬ ‫مردی چهارش��انه و درش��ت‌اندام‪ ،‬با ریش خاکستری‬ ‫همیشه مرتب و رفتاری فروتنانه؛ فردی که تا دو سال حتی‬ ‫ب رای مردم مصر هم شناخته‌ش��ده نبود و حاال نه‌تنها مردم‬ ‫این کشور که بسیاری از مردم جهان نیز وی را م ی‌شناسند؛‬ ‫اولین رئی س‌جمهور انتخابی مصر در یک انتخابات رقابتي‬ ‫و اولین اسالمگرای حاکم بر یک کشور عربی‪ .‬شاید بتوان‬ ‫محمد المرسی را از بسیاری جهات تجلی رویایی دانست که‬ ‫بسیاری از آن به عنوان رویای آمریکایی نام م ی‌برند؛ رویایی‬ ‫که قهرمانان آمریکایی آن امثال اس��تیو جابز و بیل گیتس‬ ‫هستند و حاال به نظر م ی‌رس��د اگر رویایی مصری را بتوان‬ ‫تصور کرد‪ ،‬قهرمانش محمد المرسی خواهد بود‪.‬‬ ‫محمد المرسی در س��ال ‪ 1951‬در یک خانه آجری در‬ ‫روستای نیل دلتای عدوا‪ ،‬در شمال قاهره به دنیا آمد‪ .‬خانه‌ای‬ ‫روس��تایی با تمام مولفه‌هایش؛ غازها‪ ،‬اردک‌ها‪ ،‬درخت‌ها و‬ ‫حیوانات اهلی و خانگی‪ .‬محمد نوج��وان را آن روزها پدر با‬ ‫دیگر ب رادرانش سوار بر پشت خر به مدرسه م ی‌برد‪ .‬نوجوانی‬ ‫سختکوش که نمرات باالیش توانستند راه ورود به دانشکده‬ ‫مهندس��ی دانش��گاه قاهره را ب رایش هموار کنن��د ـ که در‬ ‫آن زمان محل نش��و و نمای اس�لامگرایان بود ـ و در ادامه‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫س��کوی پرتابش ب رای گرفتن بورس تحصیلی و رفتن‬ ‫به دانش��گاه کالیفرنیای جنوبی ش��وند‪ .‬وی طبق‬ ‫س��نت متداول در دنیای عرب‪ ،‬در سال ‪ 1979‬سه‬ ‫روز قبل از رفتن به آمریکا و زمانی که ‪ 28‬س��اله‬ ‫بود با دخترعمویش «نج�لاء علی محمود» که‬ ‫در آن زمان دانش‌آموز س��ال آخر دبیرس��تان و‬ ‫‪ 17‬س��اله بود ازدواج کرد‪ .‬همس��رش یک‌سال‬ ‫بعد و بع��د از گرفتن دیپلم به آمری��کا رفت و به‬ ‫المرسی محلق شد‪ .‬طی پنج‌سال اقامت در آمریکا‬ ‫به جنبش اخوان‌المسلمین پیوس��ت و در مرکز‬ ‫اسالمی کالیفرنیا به فعالیت پرداخت؛ همسری‬ ‫که حاال از لقب «بان��وی اول» اکراه دارد و‌ترجیح‬ ‫م ی‌دهد «همس��ر رئی س‌جمهور» ی��ا «خدمتگزار‬ ‫اول» بنامندش‪ .‬المرسی ه ر‌چند ادعا م ی‌کند زندگی‬ ‫در آمریکا را دوس��ت نداش��ته‪ ،‬ولی دو پسر از پنج‬ ‫فرزندش در آمریکا ب��ه دنیا آمده‌اند و پس از‬ ‫گرفتن دکترا در علم م��واد و پیش از‬ ‫بازگشت به وطن در سال ‪1985‬‬ ‫و تدری��س در دانش��گاه‬ ‫الزقازیق‪ ،‬س��ه سال‬ ‫بشار اسد و روزهاي خاص در تاريخ سوريه‬ ‫مردي عليه تروريسم‬ ‫كريم پورزبيد‬ ‫روند تحصیلی و آکادمیکی که بش��ار اس��د طی دوران‬ ‫تحصیالت دانشگاهی خود گذراند‪ ،‬نویدبخش آن نبود که وی‬ ‫روزگاری تبدیل به رئی س‌جمهوری سوریه شود یا حتی تبدیل به‬ ‫سیاستمداری که امور کشور را اداره کند‪.‬‬ ‫او از سال ‪ 1995‬تا س��ال ‪ 2000‬مدارج خود را در ارتش طی‬ ‫کرد و ‪11‬ژوئن ‪ 2000‬و یک روز پس از درگذشت پدرش به‌عنوان‬ ‫فرمانده ارتش و نیروهای مس��لح انتخاب شد‪ .‬بشار در همین‬ ‫سال در کنف رانس نهم حزب «بعث»حاکم بر سوریه در‪17‬ژوئن‬ ‫به‌عنوان دبیرکل آن انتخاب ش��د و پ��س از آن نیز به‌عنوان‬ ‫رئی س‌جمهوری این کشور انتخاب شد‪.‬‬ ‫سیاست خارجی‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪104‬‬ ‫سیاس��ت خارجی بشار اس��د ب ر‌اس��اس قرار گرفتن در‬ ‫صف محور مقاوم��ت در منطقه مخالف با هیمن��ه آمریکا و‬ ‫رژیم‌صهیونیس��تی پایه‌ریزی شد و دولت س��وریه از مقاومت‬ ‫اس�لامی لبنان و حزب‌اهلل حمایت همه‌جانبه ک��رد و یکی‬ ‫از عوام��ل اصلی پی��روزی ح��زب‌اهلل لبن��ان در جنگ علیه‬ ‫رژیم‌صهیونیستی در س��ال ‪ 2006‬و پیروزی مقاومت اسالمی‬ ‫فلسطین در نوار غزه در س��ال ‪ 2012‬که شکستی تاریخی بر‬ ‫این رژیم اش��غالگر وارد آورد‪ ،‬به ش��مار م ی‌رود‪ .‬بشار در زمینه‬ ‫برقراری صلح عادالنه و فراگیر در منطق��ه و در مرکز ثقل آن‬ ‫بازگشت بلندی‌های «جوالن» که در اشغال رژیم‌صهیونیستی‬ ‫بود‪ ،‬فعالیت کرد‪ .‬به همین دلیل مذاکرات غی ر‌مس��تقیم و با‬ ‫میانجیگری ترکیه ب��رای بازگرداندن بلندی‌ه��ای جوالن به‬ ‫سوریه را انجام داد‪ .‬وی تالش کرد روابط کشورش را با جهان و‬ ‫کشورهای منطقه و حتی کشورهایی که با دمشق مشکالت‬ ‫اساسی دارند نظیر ع ربستان بهبود بخشد‪.‬‬ ‫سیاست داخلی‬ ‫س��وریه اوایل ریاست دوره‌ای بشار اس��د در داخل شاهد‬ ‫گش��وده ش��دن فضا و اعطای آزادی‌ها بود که ای��ن دوران به‬ ‫«بهاردمشق» شهره گش��ت‪ .‬در این دوران بشار با عقالنیت‬ ‫به همه خواسته‌های ملت سوریه پاس��خ مثبت داد‪.‬در زمینه‬ ‫اقتصادی گشایش زیادی به‌وجود آمد به‌طوری که به بانک‌های‬ ‫خارجی اجازه داده شد ب رای خود شعب ه‌هایی در سوریه افتتاح کنند‬ ‫و به شهروندان سوری نیز اجازه داده شد حساب‌هایی با ارز خارجی‬ ‫افتتاح کنند‪ .‬در این دوران اوضاع معیش��تی شهروندان سوری‬ ‫بهبود پیدا کرد‪ ،‬ارزش لیره(واحد پولی سوریه) افزایش یافت و‬ ‫بهای سوخت نیز پایین آمد‪.‬‬ ‫فشارهای آمریکا‬ ‫سوریه در دوران بشار اسد شاهد فشارهای خارجی زیادی‬ ‫بود که هنوز این فش��ار‌ها ادامه دارد‪ ،‬زی را این کشور از مقاومت‬ ‫اسالمی لبنان حمایت کرد و مقاومت اسالمی در فلسطین را‬ ‫نیز مورد حمایت قرار داد‪ .‬همچنین سوریه مواضعی ب ر‌خالف‬ ‫خ واسته‌های آمریکا و رژیم‌صهیونیستی اتخاذ کرد‪.‬‬ ‫پس از اشغال ع راق توسط آمریکا در سال‪ ،2003‬واشنگتن‪،‬‬ ‫دمشق را متهم به عبور افراد مسلح از س��وریه به ع راق کرد و‬ ‫روابط دو کشور پس از ترور «رفیق حریری» نخس ت‌وزیر اسبق‬ ‫لبنان در ‪15‬فوریه سال ‪ 2005‬وارد مرحله بسیار پ رتنشی شد‪ .‬در‬ ‫این س��ال آمریکا اتهام مخالفان لبنانی در مورد دست داشتن‬ ‫سوریه یا عدم جلوگیری یا اهمال سوریه در ترور حریری را مورد‬ ‫تایید قرارداد و بشار اسد را مجبور کردند که در آوریل سال ‪2005‬‬ ‫نیروهای خود را از لبنان خارج کند‪.‬‬ ‫بحران سوریه‬ ‫اواس��ط مارس س��ال ‪ 2011‬با آغاز اعتراض‌ها در برخی‬ ‫مناطق سوریه‪ ،‬بشار اسد به خواس��ته‌های مردم پاسخ مثبت‬ ‫داد و اصالحات گس��ترده‌ای را آغاز کرد‪ ،‬اما با دخالت برخی از‬ ‫کشورهای ع ربی نظیر قطر و ع ربستان و نیز کشورهای غ ربی‬ ‫و ترکیه‪ ،‬اعتراض‌ها در سوریه تبدیل به خشونت‌های مسلحانه‬ ‫شد و بشار مجبور شد ب رای برقراری آرامش به شهرها و روستاها‬ ‫و مقابله با تکفیری‌ها و سلف ی‌هایی که از خارج این کشور وارد‬ ‫سوریه شده بودند و آن را ناامن کردند‪ ،‬ارتش را وارد عمل کند‪.‬‬ ‫درگیری‌ها در س��وریه که دومین س��ال خود را سپری م ی‌کند‬ ‫نتوانست از قدرت بش��ار کم کند و وی توانست در ب رابر همه‬ ‫فشارهای داخلی و خارجی مقاومت کند و اکنون پس از گذشت‬
‫تحریم‌های اتحادیه اروپا‬ ‫غرب و متحدان اروپای��ی و ع رب ی‌اش و همچنین دیگر‬ ‫متحدانش در جهان ب رای آنکه بتوانند به بشار اسد فشار بیاورند‬ ‫و راه را ب رای گروه‌های مسلح تروریس��ت ب رای ب راندازی نظام‬ ‫حاکم بر این کشور هموار کنند‪ ،‬نه فقط سفارتخانه‌های خود‬ ‫را در دمشق بستند بلکه تحریم‌های گسترده‌ای را علیه سوریه‬ ‫تحمیل کردند‪ .‬تحریم‌هایی که نتوانست کاری از پیش ببرد و‬ ‫دولت سوریه و رئی س‌جمهورش را به زانو دربیاورد‪.‬در تاریخ ‪۲۳‬‬ ‫مه‪ ۲۰۱۱‬میالدی‪ ،‬وزی ران خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا‪،‬‬ ‫بشار اسد و‪ ۹‬شخصیت ارشد حکومت سوریه را به فهرست افراد‬ ‫تحریمی‌این کشور افزودند‪ .‬اتحادیه اروپا حدود دو هفته پیش‬ ‫از آن در مورد بلوکه‌کردن دارای ی‌ها و ممنوعیت سفر ‪ ۱۳‬مقام‬ ‫یرتبه سوری از جمله بشار اسد‪ ،‬توافق کرده بود‪.‬‬ ‫عال ‌‬ ‫حمایت روسیه و چین از بشار اسد‬ ‫بشار اسد تنها گزینه‬ ‫شو‌قوس‌های فراوان و میانجیگری سازمان‬ ‫پس از ک ‌‬ ‫ملل ب��رای مذاک��ره دولت و مخالف��ان س��وری‪ ،‬مخالفان‬ ‫ش��رط آغاز ه ر‌گونه مذاکره‌ای را کناره‌گیری بش��ار اسد از‬ ‫قدرت اعالم کردن��د‪ ،‬اما با کاهش ق��درت مخالفان به‌ویژه‬ ‫افراد مس��لح تروریس��تی و کشته‌ش��دن یا فرار بس��یاری‬ ‫از آنها به خارج از س��وریه و نیز مخالفت روس��یه با ش��رط‬ ‫کناره‌‌گیری اس��د‪ ،‬مخالفان از این پی ش‌شرط عقب‌نشینی‬ ‫کردند‪.‬‬ ‫اسد در س��خنرانی خود با ارائه طرح س��وری – سوری با‬ ‫محوریت دولت‪ ،‬حفظ ساختار ارتش و مش��ارکت مردمی‪ ،‬در‬ ‫واقع بر حل بحران این کشور از داخل و نه مداخله خارجی تاکید‬ ‫کرد‪ .‬این طرح م ی‌تواند باعث خروج این کشور از بحران دو ساله‬ ‫خارجی شود‪.‬‬ ‫رئی س‌جمهوری سوریه با تعیین س��قف تغیی رات – در‬ ‫س��طح دولت – به مخالفان خارجی و حامی��ان منطقه‌ای و‬ ‫بی ن‌المللی آنها یادآوری کرد که قصد ترک قدرت را ندارد‪ .‬این‬ ‫سخنان نشان داد که از نظر امنیتی‪ ،‬اطالعاتی و نظامی‪ ،‬دولت‬ ‫و ارتش قدرت ب رتر را دارند‪.‬‬ ‫در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که هم خود‬ ‫مردمسوریهوهمغرببهایننتیجهرسیده‌اندکهشخصیبهتر‬ ‫از بشار اسد وجود ندارد تا بتواند آرامش و امنیت را در این کشور‬ ‫برقرار کند و مخالفان متشتت و پ راکنده خارج‌نشین یا گروه‌های‬ ‫تروریستی در داخل هرگز نم ی‌توانند امنیت را ب رای آنها به ارمغان‬ ‫بیاورند‪g .‬‬ ‫منبع‪ :‬الجزیره‪،‬خبرگزاری سانا‬ ‫مترجم‪ :‬مرجان محمدی‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫روسیه و چین از زمان آغاز شورش‌های مسلحانه در سوریه‬ ‫از بشار اسد و دولتش حمایت کردند و غرب به رهبری آمریکا‬ ‫نتوانست این دو کش��ور را قانع کند که دست از حمایت‌شان‬ ‫ی شورای امنیت سازمان ملل هرگز‬ ‫ب ‌ردارند‪ ،‬زی را این دو عضو دائم ‌‬ ‫دوست نداشتند که سناریوی لیبی و حمله ناتو به این کشور ب رای‬ ‫سرنگونی «معمر قذافی» رهبر سابق لیبی در سوریه نیز تکرار‬ ‫شود‪ .‬به همین دلیل روس��یه و چین تمام تالش‌های آمریکا‬ ‫و متحدان غ ربی و ع رب ی‌اش را ب��رای صدور قطعنامه و ایجاد‬ ‫بستری ب رای حمله نظامی به سوریه با شکست مواجه کردند‪.‬‬ ‫بين الملل‬ ‫دو سال ارتش سوریه به‌طور تدریجی در حال پاکسازی مناطق‬ ‫مختلف از تروریس ت‌ها و گروه‌های مسلح است‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫در آمریکا ماند‪ .‬اواسط دهه ‪ 80‬زمانی که حسنی مبارک تازه‬ ‫به قدرت رس��یده بود‪ ،‬مصر ب رای مدت زمان کوتاهی آزادی‬ ‫سیاس��ی را تجربه کرد و در همین زمان بود که المرس��ی‬ ‫به اخوان‌المس��لمین پیوس��ت و توانس��ت به‌عنوان یک‬ ‫سازمان‌دهنده سختکوش و با‌صالحیت‪ ،‬شهرتی ب رای خود‬ ‫دست و پا کند؛ شهرتی که موجب شد بتواند بین سال‌های‬ ‫‪ 2000‬تا ‪ 2005‬در ظاهر به‌عنوان نماینده‌ای مستقل و در عمل‬ ‫به‌عنوان نماینده اخوان‌المس��لمین ب��ه «مجلس النواب»‬ ‫مصر راه پیدا کند‪ .‬وقتی از سوی حزب عدالت و آزادی‪ ،‬بازوی‬ ‫سیاسی اخوان‌المسلمین‪ ،‬ب رای انتخابات ریاست‌جمهوری‬ ‫نامزد شد‪ ،‬کسی امید به پیروزی‌اش نداشت‪ .‬در واقع وی در‬ ‫دور اول انتخابات تنها یک چهارم آرا را به‌دست آورد و اگر نظم‬ ‫سازمانی اخوان‌المسلمین نبود‪ ،‬بعید بود بتواند احمد شفیق‬ ‫را کنار بزند و به ریاست‌جمهوری برسد‪.‬‬ ‫پس از انتخابات س��ال ‪ 2012‬و راه یافتن المرس��ی به‬ ‫کاخ هلیوپلیس‪ ،‬س��یر وقایع ب رای مصر و المرس��ی شتاب‬ ‫بیشتری گرفته و به همان می زان بر پیچیدگ ی‌های او اضافه‬ ‫شده اس��ت‪ .‬با این حال خود وی معتقد اس��ت که دولتش‪،‬‬ ‫اولین تجربه واقعی در مصر است و روبه‌رو شدن با انبوهی‬ ‫از مش��کالت اجتناب‌ناپذیر‪ ،‬آن هم در کش��وری که طیف‬ ‫وسیعی از گروه‌های لیب رال و سکوالر تا سلفیون و تکفیری‌ها‬ ‫و بازمانده‌های رژیم مبارک را ش��امل م ی‌ش��ود؛ گروه‌هایی‬ ‫که هریک طیفی از گروه‌های فرع��ی از میانه‌رو تا افراطی‬ ‫را دربرم ی‌گیرند‪ .‬حتی المرس��ی نیز از این قاعده مس��تثنی‬ ‫نیس��ت‪ .‬فرا ‌زو‌نش��ی ب‌های رفتار وی‪ ،‬نامعلوم بودن نیات و‬ ‫اهدافش و مارگزیده بودن مرد ِم س��رزمین اه رام از یک دوره‬ ‫طوالنی دیکتاتوری و استب داد به همراه ه راس از گروه‌های‬ ‫اس�لامگرا باعث ش��ده نظ رات مختلف��ی در مورد‬ ‫المرسی وجود داشته باشد‪ .‬فردی که در جریان‬ ‫تبلیغات انتخاباتی جلوه‌ای نداش��ت‪ ،‬در‬ ‫سخنرانی تحلیفش کتش را درآورد و بدون جلیقه ضدگلوله‬ ‫بدنش را به همه نش��ان داد تا جمعیت را تهییج کند‪ .‬زمانی‬ ‫که همگان دس��ت‌هایش را بسته م ی‌دانس��تند‪ ،‬ژنرال‌های‬ ‫عال ی‌رتب��ه را ع��زل و فرماندهی کل نیروهای مس��لح را از‬ ‫نظامیان پ س‌گرفت؛ اقدام ی‌که هنوز چگونگی موفق‌شدن‬ ‫المرسی به انجام آن د ‌ر هاله‌ای از ابهام باقی مانده است‪.‬‬ ‫از سوی دیگر و به‌رغم شعارها و سخنران ی‌های تند و‬ ‫تیز و حتی مصاحبه تازه افشاشده‌اش در سال ‪ 2010‬که گفته‬ ‫بود وظیفه هر مسلمانی این اس��ت که فرزندان و نواده‌های‬ ‫خود را با نفرت از یهودیت و یهودیان بار آورند تا آنها نیز زندگی‬ ‫خود را وقف مبارزه با این «نواده‌ه��ای خوک و میمونی که‬ ‫خون بشریت را م ی‌مکند» کنند‪ ،‬پیمان صلح با اسرائیل را لغو‬ ‫نکرده و حتی مرز مصر با غزه را همچنان بسته نگه داشت‪،‬‬ ‫حتی ارتباط بین س��ازمان‌های اطالعاتی مصر و اسرائیل را‬ ‫ادامه داد‪ .‬به عالوه گزارش‌ها حاکی از آن است که المرسی‬ ‫در این زمان به‌طور مداوم با اوباما و هیالری کلینتون تماس‬ ‫تلفنی داشته است‪.‬‬ ‫اسرائیل نیز به‌رغم انتشار این ویدئو در ژانویه امسال‬ ‫واکنش ش��دیدی به آن نش��ان نداد‪ .‬با این حال پس از این‬ ‫موضوع و زمانی که آمریکا وی را بانی صلح و مردم فلسطین‬ ‫ناج ی‌اش م ی‌خواندند با صدور فرمان ‪‌22‬نوامبر‪ ،‬لیب رال‌ها و‬ ‫سکوالرهای مصر را علیه خود ش��وراند‪ ،‬باعث سقوط ارزش‬ ‫س��هام در بازار بورس ش��د و غرب را نگ��ران پیدایش یک‬ ‫دیکتاتوری نوین در مصر کرد و از س��وی الب رادعی «فرعون‬ ‫جدید» لقب گرفت؛ فرمانی که به المرسی اجازه م ی‌داد هر‬ ‫اقدامی‌را که ب رای حفاظت از انقالب الزم باشد انجام دهد و‬ ‫تصریح م ی‌کند که هیچ دادگاهی نم ی‌تواند تصمیم‌های او‬ ‫را لغو کند؛ اقدام ی‌ که دولت تاکید داشت به منظور مقابله با‬ ‫قضات و باقی نیروهای به جامان��ده از رژیم مبارک‪ ،‬ناچار به‬ ‫اتخاذ آن ش��ده و پس از تدوین قانون جدید توسط مجلس‬ ‫موسسان و انتخابات مجلس‪ ،‬این اختیارات سلب خواهند شد‪.‬‬ ‫تالش‌های المرسی در زمینه سیاست خارجی هم قابل توجه‬ ‫بوده‌اند؛ سفر به عربستان‪ ،‬آمریکا‪ ،‬چین و ته ران‪ ،‬شرکت در‬ ‫اجالس اتحادیه آفریقا در آدی س‌آبابا‪ ،‬شرکت در شانزدهمین‬ ‫اجالس عدم‌تعهد در ته ران و هم‌صدایی با اغلب کشورهای‬ ‫ع ربی علیه سوریه و محکوم کردن بشار اسد در سخنران ی‌اش‬ ‫در این اجالس‪ .‬در همین زمان المرسی موفق به توافق اولیه‬ ‫با صندوق بی ن‌المللی پول ب رای دریافت یک وام ‪ 4/8‬میلیارد‬ ‫دالری شد‪ ،‬ب رای تزریق به اقتصاد کم‌رمق مصر؛ اقتصادی که‬ ‫به دلیل آش��وب‌های اخیر و کاهش می زان گردشگر بیش از‬ ‫پیش آسیب دیده است؛ هرچند گروه‌های مخالف دولت‪ ،‬حتی‬ ‫گروه‌های لیب رال در ب رابر اعالم این مساله به چپ گراییده و‬ ‫مخالفت خود را با گرفتن این وام‪ ،‬به دلیل تبعات آن و الزامات‬ ‫صندوق بی ن‌المللی پول به اقدامات ریاضتی سخت‌گی رانه‬ ‫و در نتیجه فش��ار به اقش��ار فقیر و مح��روم جامعه‪ ،‬اعالم‬ ‫کرده است‪ .‬روز پنج‌شنبه سوم اس��فندماه‪ ،‬المرسی با صدور‬ ‫فرمانی خواس��تار برگزاری انتخابات مجلس در اردیبهشت‬ ‫ماه آینده ش��د که اقدامی‌ب رای کاه��ش ناامیدی در جامعه‬ ‫پس از ماه‌ها شورش خیابانی و اختالفات سیاسی تعبیر شده‬ ‫اس��ت‪ .‬هرچند جبهه نجات ملی‪ ،‬بزرگترین نیروی مخالف‬ ‫دولت گفته تنها در صورتی در انتخابات شرکت م ی‌کند که‬ ‫المرسی به تش��کیل دولت وحدت ملی تن در‌دهد‪ .‬در حال‬ ‫حاضر به نظر م ی‌رسد س��رزمین فراعنه به این زودی رنگ‬ ‫آرامش را نخواهد دید و المرسی به‌عنوان سکاندار این کشتی‬ ‫توفان‌زده‪ ،‬کار بسیار دشواری در پیش خواهد داشت‪ .‬آن‌هم‬ ‫با وجود مخالفانی که این روزها و پس از شکس��ت خوردن‬ ‫تالش‌هایشان ب رای سرنگون کردن المرسی به شیوه مبارک‬ ‫و برگزاری تظاه رات‌های پ ی‌در‌پی و تن ندادن به قواعد بازی‬ ‫دموکراتیک‪ ،‬به راه‌حل‌هایی همچون فرستادن المرسی به‬ ‫فضا فکر م ی‌کنند‪g .‬‬ ‫‪105‬‬
‫چهر ه ‌ها‬ ‫ديپلماتكهن ه‌كار‬ ‫آزاده كشوردوست‬ ‫بين الملل‬ ‫انتخاب و تايي��د «جان كري» سياس��تمدار كهنه‌كار‬ ‫آمريكايي و س��رباز قديمي‌جن��گ ويتنام به عن��وان وزير‬ ‫خارجه جديد آمريكا از مهم‌ترين تحوالت در عرصه سياست‬ ‫بي ن‌الملل اس��ت كه در چارچوب تغيي رات پس از انتخابات‬ ‫نوامبر سال ‪ ۲۰۱۲‬ميالدي در اين كشور روي داد‪.‬‬ ‫تو‌هشتمين‬ ‫كري كه از چند هفته قبل به عنوان شص ‌‬ ‫وزير خارجه آمريكا س��كان امور را در دس��ت گرفته‪ ،‬پس از‬ ‫بازگشت از جنگ ويتنام و پيوستن به جنبش «كهنه سربازان‬ ‫عليه جنگ» به‌طور رسمي‌وارد عرصه سياست شد‪.‬‬ ‫وي از س��ال ‪ ۱۹۸۵‬تا ‪ ۲۰۱۳‬ميالدي به عنوان سناتور‬ ‫دموك��رات ايال��ت ماساچوس��ت فعالي��ت كرده و س��ابقه‬ ‫كانديداتوري در انتخابات رياس��ت‌جمهوري آمريكا در سال‬ ‫‪ ۲۰۰۴‬ميالدي را ني��ز در كارنامه خود دارد‪ .‬كري كه س��مت‬ ‫رئيس كميته روابط خارجي مجلس سنا را در اختيار داشت‪،‬‬ ‫ي در تصمي��م گيري‌هاي امنيت��ي آمريكا ايفا‬ ‫نقش مهم�� ‌‬ ‫م ي‌كرد و به همين دليل ورود وي به دستگاه ديپلماسي اين‬ ‫كشور م ي‌تواند فصل جديدي در رويكردهاي واشنگتن باشد‪.‬‬ ‫كري كه در عرصه سياست هم مانند مواضع دوگانه‌اش‬ ‫در مورد جنگ‪ ،‬تا حدودي با معياره��اي دوگانه عمل كرده‬ ‫در موضع‌گيري‌هاي خ��ود عليه اي ران همواره س��عي كرده‬ ‫اس��ت يكي به نعل و يكي به ميخ بزند‪ .‬اين عدم ثبات رويه‬ ‫به‌ويژه در گي ‌رو‌دار روند تأييد وي به عنوان وزير خارجه جديد‬ ‫به خوبي مش��هود بود‪ .‬كري كه با‌توجه ب��ه نفوذ الب ي‌هاي‬ ‫صهيونيستي در سياست آمريكا پيشينه يهودي خانوادگي‬ ‫خود را برگ برنده‌اي ب راي دريافت مجوز ورود به كاخ س��فيد‬ ‫تو‌گو‬ ‫م ي‌ديد‪ ،‬در عين حال تالش م ي‌كرد همچنان دم از گف ‌‬ ‫و در پيش گرفتن رويكردهاي انعطاف‌پذير در ب رابر اي ران بزند‬ ‫تا در عين حال از چارچوبي كه دموكرات‌ها ب راي ژست‌هاي‬ ‫سياس��ي خود ط راحي كرده‌اند نيز خارج نشود‪ .‬تالش كري‬ ‫ب راي اثبات جاي��گاه خود در وزارت خارج��ه آمريكا همزمان‬ ‫با انتش��ار برخي گزارش‌ها درباره اصالت اي ران��ي داماد وي‬ ‫پررنگ‌تر ش��د‪ .‬به عبارت ديگر كري كه اكنون در كشاكش‬ ‫يهودي‌بودن اجدادش و اي ران ي‌االص��ل بودن داماد و نوه‌اش‬ ‫قرار گرفته بود‪ ،‬ب راي حفظ موقعيتش ناچار ش��د سياس��ت‌‬ ‫رويكردهاي دوپهلو را با جديت بيشتري دنبال كند‪.‬‬ ‫عده‌اي از تحليلگران بر اي��ن باورند كه كري با زيركي‬ ‫خاصي‪ ،‬سياس��ت خود را تلفيق��ي از قدرت ن��رم همراه با‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪106‬‬ ‫انتخاب جان كري به عنوان‬ ‫وزير خارجه جديد اوباما تحليلگران را‬ ‫نسبت به تغيير رويكرد در سياست‬ ‫خارجيآمريكااميدوار‌كردهاست‬ ‫ابتكار عمل و قدرت س��خت در صورت ني��از تعيين كرده‬ ‫است؛ سياس��تي كه در عين تاكيد بر مذاكره و راهكارهاي‬ ‫ديپلماتي��ك‪ ،‬از در پي ش‌گرفت��ن رويكرد‌ه��اي نظام��ي‌ و‬ ‫سختگي رانه نيز ابايي ندارد و به‌نوعي نمود ويژگ ي‌هاي يك‬ ‫كهنه سرباز است‪ .‬اين ديپلمات آمريكايي در عين حال كه‬ ‫بر لزوم حل و فصل ديپلماتيك و سياسي مساله هسته‌اي‬ ‫اي ران تاكيد كرده اس��ت‪ ،‬در موضع‌گيري خود از انجام دادن‬ ‫هر اقدامي‌ب راي جلوگيري از ادامه پيش��رفت هسته‌اي اين‬ ‫كشور سخن گفته اس��ت‪ .‬كري همچنين در عين حال كه‬ ‫اعالم كرده سياست خارجي آمريكا مبتني بر مهار هسته‌اي‬ ‫ايران نخواهد بود‪ ،‬تاكيد م ي‌كند كه به ب رنامه‌هاي دولت ب راي‬ ‫جلوگيري از هسته‌اي شدن اي ران پايبند است‪ .‬اهميت جايگاه‬ ‫ايران در دستور كار كري تا اندازه‌اي است كه اين كشور يكي‬ ‫از مهمترين محورهاي نخستين سخنراني وي در مقام وزير‬ ‫خارجه آمريكا بود‪ .‬كري در اين سخنراني بر اهميت تعامل با‬ ‫ته ران تاكيد كرده و گفته واشنگتن به همكاري با هم‌پيمانان‬ ‫بي ن‌الملل��ي خود درب��اره گام‌هايي كه باي��د در ب رابر برنامه‬ ‫هسته‌اي اي ران برداشته شود‪ ،‬ادامه خواهد داد‪.‬‬ ‫كري پيش از اين بارها در مقام سناتور از اي ران به‌عنوان‬ ‫كشوري مهم و استراتژيك نام برده و خواستار گفت‌وگو با اين‬ ‫كشور ش��ده بود‪ .‬وزير خارجه جديد آمريكا به ويژه با اشاره به‬ ‫نقش كليدي منطقه‌اي اي ران‪ ،‬خواستار پايه‌ريزي تعاملي بين‬ ‫ته ران و واشنگتن ب راي حل و فصل مساله افغانستان‪ ،‬كمك‬ ‫به پيشبرد فرآيند بازسازي اي ران و مبارزه با روند قاچاق مواد‬ ‫مخدر بوده است‪.‬‬ ‫وي همچنين تاكيد كرده كه تالش ب راي تغيير نظام‬ ‫در اي ران اقدامي‌بيهوده‌ بوده و اجراي الگوي ع راق در ايران‪،‬‬ ‫رويكردي نامناسب اس��ت كه منافع آمريكا را تهديد خواهد‬ ‫كرد‪ .‬برخي تحليلگران مس��ائل مربوط به اي ران با اشاره به‬ ‫اينكه كري در س��ال ‪ 2007‬ميالدي با طرح س��پاه ب راي قرار‬ ‫گرفتن نام سپاه پاس��داران در فهرست گروه‌هاي‌تروريستي‬ ‫مخالفت كرده اس��ت‪ ،‬تاكيد م ي‌كنند كه اين سياس��تمدار‬ ‫آمريكايي با اين اقدام تالش كرده است خود را فردي مستقل‬ ‫نش��ان دهد كه به هيچ عنوان تحت فش��ار تحميل عقايد‬ ‫جمع قرار نم ي‌گيرد‪ .‬با اين وجود كري از تشديد تحريم‌هايي‬ ‫عليه اي ران حمايت كرده كه به باور بس��ياري از كارشناسان‬ ‫سخت‌گي رانه‌ترين محدوديت‌هاي اقتصادي عليه اين كشور‬ ‫بوده اس��ت‪ .‬هر چند برخي گزارش‌ها حاكي از آن است كه‬ ‫كري به عنوان يكي از ثروتمندترين سناتورهاي آمريكايي در‬ ‫شركت‌هايي سرمايه‌گذاري كرده است كه به دنبال دور‌زدن‬ ‫تحريم‌هاي اين كش��ور عليه اي ران هستند و اين مساله نيز‬ ‫گواه ديگري بر متناقض‌بودن سياس��ت‌هاي كري در ب رابر‬ ‫ته ران است‪.‬‬ ‫بر اساس اسناد محرمانه‌اي كه توسط پايگاه اينترنتي‬ ‫«ويك ي‌ليكس» منتش��ر ش��ده اس��ت‪ ،‬كري در سال ‪2005‬‬ ‫ميالدي در گفت‌وگو با وزير خارجه فرانسه تاكيد كرده بود كه‬ ‫راهكاري بهتر از گفت‌وگو و مذاكره ب راي حل و فصل مساله‬ ‫هسته‌اي اي ران وجود ندارد‪ .‬بر اس��اس اين اسناد‪ ،‬جان كري‬ ‫تاكيد كرده بود چنانچه در انتخابات رياست‌جمهوري پيروز‬ ‫م ي‌شد‪ ،‬تالش م ي‌كرد سياست مذاكره با ايران را چه به‌طور‬ ‫محرمانه و چه به‌طور علني در پيش بگيرد‪.‬‬ ‫وي با اشاره به لزوم بازنگري در روابط ته ران و واشنگتن‬ ‫گفته بود كه ادامه اين روند تقابلي‪ ،‬نوعي ديوانگي اس��ت‪.‬‬ ‫وزير خارجه جديد آمريكا در يكي ديگر از موضع‌گيري‌هاي‬ ‫خود در قبال مسأله اي ران گفته بود كه تجديد ساختار روابط‬ ‫اي ران و واشنگتن ارزش پيامدهاي احتمالي آن را داشته و اين‬ ‫تغيير بيش از هر چيز در راستاي منافع اي ران خواهد بود‪ .‬او‬ ‫همچنين گفته است كه در مسير تحقق اين تغيير تالش‬ ‫خواهد كرد‪.‬‬ ‫كري همچنين گفته اس��ت ك��ه تمايل اي��ران ب راي‬ ‫تبديل‌شدن به يك بازيگر منطقه‌اي را درك كرده و خواستار‬ ‫مذاكره در اين‌باره است كه اي ران چگونه قدرتي خواهد بود‪.‬‬ ‫جان كري بعد از عبور از سند سنا و تصدي سمت وزارت‬ ‫خارجه آمريكا نيز در عمل اثبات كرد كه اهميت ويژه‌اي ب راي‬ ‫ن محورهاي نخستين‬ ‫اي ران قائل اس��ت‪ .‬او يكي از مهمتري ‌‬ ‫س��فر خارجي خود به عنوان وزير خارجه آمريكا را كه بازديد‬ ‫از ‪ 9‬كشور جهان را شامل ش��د‪ ،‬رايزني درباره ايران و برنامه‬ ‫هسته‌اي اين كشور اعالم كرده بود‪.‬‬ ‫برخي گمانه زن ي‌ها نيز حاكي از اب راز تمايل وي ب راي‬ ‫ديدار با نمايندگان اي ران در حاشيه مذاكرات ايران و گروه ‪5+1‬‬ ‫در آلماآتي بود‪ .‬با همه اينها هرچند كري در ظاهر از گفت‌وگو‬ ‫با ايران و تالش ب راي حل ديپلماتيك مس��اله هس��ته‌اي‬ ‫اين كش��ور دم م ي‌زند‪ ،‬ولي ب ي‌ثبات ي‌ها و موضع‌گيري‌هاي‬ ‫ضد‌ونقيض وي باعث شده در عمل نتوان بيشتر از «هيالري‬ ‫كلينتون»‪« ،‬كاندولي��زا رايس» و «كالين پ��اول» روي وي‬ ‫حساب باز كرد‪g .‬‬
‫سامان صابریان‬ ‫از حل پرونده آمیا تا سفر دیپلماتیک به قاهره‬ ‫وزارتخانه فراز و نشی ب‌های فراوانی را شاهد بوده است‪.‬‬ ‫تکاپو از نوع دیپلماتیک‬ ‫صالحی کس��ی بود که در زمان ریاس��ت سی د‌محمد‬ ‫خاتمی و زمانی ک��ه نماینده ای ران در س��ازمان بی ن‌المللی‬ ‫انرژی هسته‌ای بود‪ ،‬معاهده جهانی ان‌پی‌‌تی را امضا کرد تا‬ ‫حسن برخورد ای ران را در قبال پرونده هسته‌ای‌اش بیش از‬ ‫پیش نمایان کند‪ .‬از دیگر اقدامات متفاوت صالحی اقدام به‬ ‫استخدام ‪ ۱۲۰۰‬نفر در وزارت امور خارجه بود اقدامی‌که پس‬ ‫از اعالم آن ‪ ۲۰‬هزار نفر ب رای ش��رکت در این آزمون ثب ت‌نام‬ ‫کردند که از این تعداد بیش از ‪ ۱۸‬هزار نفر در جلسه امتحان‬ ‫شرکت کردند‪.‬‬ ‫دیپلماسی سفر‬ ‫صالحی دیپلماس��ی س��فر را در پیش گرفته بود و در‬ ‫سالی که گذشت از مسکو گرفته تا مونیخ را ب رای رایزن ی‌های‬ ‫دیپلماتیک جمهوری‌اسالمی زیر پا گذاشت‪ .‬در سفری که به‬ ‫آلمان ب رای شرکت در همایش ساالنه و امنیتی مونیخ داشت‬ ‫و در حاشیه آن‪ ،‬صالحی با اس��تقبال از اعالم آمادگی معاذ‬ ‫الخطیب‪ ،‬رهبر شورای ملی سوریه ب رای گفت‌وگو با دولت‪،‬‬ ‫این مس��اله را یک قدم رو به جلو ذکر کرد‪ .‬وزیر امور خارجه‬ ‫کشورمان همچنین در مورد اظهارات معاون رئی س‌جمهور‬ ‫آمریکا در اجالس مونیخ مبن ی‌بر پیشنهاد مذاکره دو‌جانبه‬ ‫با ای ران تاکید کرد‪« :‬ملت ای��ران در طول تاریخ خود همواره‬ ‫تمدن ساز و اهل گفت وگو بوده است‪ .‬ما قبال نیز مذاکرات‬ ‫موضوعی در مورد افغانس��تان و ع راق داش��ته‌ایم‪ ،‬ولی آنها‬ ‫رفتار متعهدانه‌ای در قبال این مذاکرات نداشته‌اند‪ .‬بناب راین‬ ‫پیشنهاد مذاکره‪ ،‬درصورتی قابل بررسی خواهد بود که قبل از‬ ‫آن‪ ،‬از نیات صادقانه طرف مقابل اطمینان حاصل شود‪ ،‬ضمن‬ ‫اینکه سیاست گفت‌وگو همراه با فشار و تهدید‪ ،‬نتیجه‌ای در‬ ‫بر نخواهد داشت‪ ».‬خیل ی‌ها ادبيات صالحی در ب رابر سخنان‬ ‫«جو بایدن»‪ ،‬معاون رئی س‌جمهوری آمریکا مبن ی‌بر آمادگی‬ ‫ایاالت‌متحده ب رای مذاکره مس��تقیم ته ران ‪ -‬واشنگتن را‬ ‫استقبال ای ران از مذاکره ب‌ا آمریکا برداشت کردند‪ .‬اجالس‬ ‫مونیخ نشست پ ر‌مشغله‌ای ب رای صالحی بود؛ از بحث‬ ‫بر سر پرونده هسته‌ای ای ران و رسیدن به قزاقستان‬ ‫ب��رای دور بعدی مذاک��رات ای��ران و ‪ 5+1‬گرفته تا‬ ‫حل اختالفات و رف��ع ناآرام ی‌ها در س��وریه‪ ،‬محور‬ ‫رایزن ی‌های سفر صالحی به مونیخ بود‪.‬‬ ‫پاک‌کردن گرد‌وغبار آمیا‬ ‫روزگار گذش��ت تا نوبت ب��ه توافق اخی��ر دولت ای ران‬ ‫با دولت آرژانتی��ن مبن ی‌بر امضای قراردادی ب��ا ای ران ب راي‬ ‫تش��کیل گروهی حقیقت‌یاب درباره حادثه انفجار در یک‬ ‫مرکز یهودیان در بوئنوس‌آیرس که ‪ ۱۹‬س��ال پیش رخ داده‬ ‫است‪ ،‬رسید‪ .‬ای ران که همواره اتهام دست‌داشتن در حادثه آمیا‬ ‫را رد کرده‪ ،‬توسط وزیر امور خارجه خود و هکتور تیمرمن‪ ،‬وزیر‬ ‫امور خارجه آرژانتین در حاشیه اجالس سران اتحادیه آفریقا‬ ‫در آدیسا بابا با صدور بیانی ه‌ای درباره پرونده آمیا اعالم کردند‬ ‫که دو طرف پس از چند نوبت دیدار و گفت‌وگو در س��طوح‬ ‫کار‌شناسان وزارت‌خارجه‪ ،‬به توافقی درباره تعیین چارچوب‬ ‫پیگیری پرونده آمیا دست یافتند‪.‬‬ ‫بين الملل‬ ‫قرعه به نام صالحی افتاد‬ ‫برداشت ديگر‬ ‫علي اكبر صالحي در بحث مذاكره اي ران و آمريكا چهره‬ ‫فعالي از خود نشان داد‪ .‬او بارها و در مقاطع مختلف از گفت‬ ‫و گو با مقامات آمريكايي اس��تقبال كرد اما در عين حال آن‬ ‫را منوط به تغيير موضع خصمانه واشنگتن در قبال ته ران‬ ‫دانس��ت‪ .‬مهمترين موضع‌گيري او در اين زمينه كه بازتاب‬ ‫هاي زيادي در رسانه ها داشت‪ ،‬گفت و گوي او با مطبوعات‬ ‫خارجي در حاشيه كنف رانس امنيتي مونيخ بود‪ .‬او در واكنش‬ ‫به سخنان بايدن در مورد ضرورت مذاكره اي ران و آمريكا ا ز‬ ‫اين رويكرد سياستمداران آمريكايي به عنوان‬ ‫رويه اي جديد در سياس��ت خارجي اين‬ ‫كش��ور ياد كرد‪ .‬او پس از مذاكرات‬ ‫آلماتي نيز از تغيير موضع آمريكا‬ ‫در قبال پرونده هسته اي ايران‬ ‫خبر داد و از آن استقبال كرد ‪g‬‬ ‫صالحی جاده قاهره را صاف کرد‬ ‫روند جنب‌وجوش‌های وزارت امور خارجه‬ ‫فعال بود ت��ا قط��ار س��فرهای دیپلماتیک‬ ‫صالحی به ایستگاه مصر رسید؛ ایستگاهی‬ ‫که در آن دیدگاه دوست و دشمن نسبت‬ ‫به این سفر بسیار متفاوت بود‪ .‬این سفر از‬ ‫دیدگاه دوس��تان جمهوری‌اسالمی بسیار‬ ‫س��ازنده و مفید بود تا جایی که وزیر دفاع‬ ‫لبن��ان از نقش جمهوری‌اس�لام ی‌ای ران در‬ ‫تقویت ثبات و اس��تق رار کش��ورهای منطقه‬ ‫خصوص��ا لبنان تقدیر کرد و با اش��اره به س��فر‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫ای ران در طول ادوار گذشته تاریخ از ابتدا تا حال وزرای‬ ‫خارجه فراوانی را تجربه کرد اس��ت؛ از نخس��تین وزیر امور‬ ‫خارجه که میرزا عبدالوهاب‌خان معتمد‌الدوله‌نش��اط بود و‬ ‫بین سال‌های ‪ ۱۱۹۸‬تا ‪ ۱۲۰۳‬خورشیدی روی کار بود تا دوران‬ ‫رژیم پهلوی که احمد میرفندرسکی آخرین وزیر خارجه‌ای بود‬ ‫که این رژیم به خود دید‪ .‬پ��س از انقالب اولین منصب وزیر‬ ‫خارجه به کریم سنجابی رسید و تا حال حاضر که این صندلی‬ ‫داغ میزبان عل ی‌اکبر صالحی باشد‪ ،‬نزدیک به سه دهه این‬ ‫صالحی؛ مرد‬ ‫سفر و دیپلماسی‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫چهارم فروردین س��ال ‪ ۱۳۲۸‬کربال‪ ،‬ع راق‪ .‬سی د‌احمد‬ ‫صاحب فرزند پسری شد و نام آن را عل ی‌اکبر گذاشت‪ .‬شاید‬ ‫در آن زمان هیچ‌ی��ک از اعضای خانواده ح��دس نم ی‌زدند‬ ‫که این پس��ر قرار اس��ت روزی وزیر امور خارجه ای ران شود ‪.‬‬ ‫عل ی‌اکبر بعد از ‪ 9‬س��ال زندگی در ع راق ب��رای ادامه زندگي‬ ‫به ای ران آمد‪ ،‬پس از ط ی‌کردن تحصیالت متوسطه اولین‬ ‫دورخیز را برداش��ت و ب��رای ادامه تحصیل در س��ال ‪۱۹۶۸‬‬ ‫میالدی به دانشگاه بیروت رفت؛ وی سه سال بعد لیسانس‬ ‫مهندس��ی مکانیک گرفت‪ .‬در س��ال ‪ ۱۹۷۲‬وارد دانش��گاه‬ ‫فناوری ماساچوست (‪ )MIT‬ش��د و پنج سال بعد با مدرک‬ ‫دکترای مهندس��ی هس��ته‌ای به ای ران آمد و در دانش��گاه‬ ‫صنعتی اصفهان و سازمان انرژی اتمی‌‌ش��روع به کار کرد‪.‬‬ ‫این روند رشد عل ی‌اکبر صالحی ادامه داشت تا تغییر بزرگی‬ ‫در ای ران به وقوع پیوست و آن هم انقالب اسالمی ای ران بود‪.‬‬ ‫وي پس از انقالب اسالمی‪ ،‬در سال ‪ ۱۳۵۸‬قائم‌مقام معاون‬ ‫آموزشی دانشگاه صنعت ی‌شریف شد و در اواسط دهه شصت‬ ‫همراه هیاتی ب��ه آمریکا رفت تا از می��ان ای ران ی‌های مقیم‬ ‫آمریکا‪ ،‬ب رای دانشگاه‌های کش��ور هیأت‌علم ی‌ جذب کند‪.‬‬ ‫مدتی معاون آموزش��ی وزیر علوم وقت (دکتر فاضلی) شد‪،‬‬ ‫ولی دو سال بعد استعفا کرد و به بخش مهندسی هسته‌ای‬ ‫دانشگاه شریف بازگشت‪ .‬در سال ‪ ۱۳۶۷‬به‌عنوان اولین رئیس‬ ‫دانشگاه بی ن‌المللی امام‌خمینی(ره) قزوین انتخاب شد ولی‬ ‫اندکی بعد ب رای ریاست دانشگاه صنعتی به ته ران بازگشت‪.‬‬ ‫گذشت و گذش��ت تا پس از دو دوره ریاست بر این دانشگاه‬ ‫(بین سال‌های ‪ ۱۳۶۱‬تا ‪ ۱۳۶۳‬و ‪ ۱۳۶۸‬تا ‪ )۱۳۷۲‬وی به‌عنوان‬ ‫نماینده ای ران در آژان��س بی ن‌المللی ان��رژی اتمی‌انتخاب‬ ‫شد و تا سال ‪ ۱۳۸۲‬در این س��مت مشغول کار بود‪ .‬صالحی‬ ‫کسی بود که‏پروتکل پیوستن ای ران به معاهده ان‌‌پ ی‌تی را‬ ‫امضا کرد‪ .‬وی بین سال‌های ‪ ۲۰۰۷‬تا ‪ ،۲۰۰۹‬معاونت دبیرکل‬ ‫سازمان کنف رانس اس�لامی را بر عهده داشت و به عبارتی‬ ‫وی بع��د از نمایندگی جمهوری اس�لامی ای��ران در آژانس‬ ‫انرژی اتمی‌‌از مهر‌‌ماه ‪ ۸۴‬به‌عنوان معاون دبیرکل س��ازمان‬ ‫کنف رانس اس�لامی راهی جده در عربستان سعودی شد‪ .‬در‬ ‫پی اس��تعفای «رضا آقازاده» از ریاست سازمان انرژی اتمی‪،‬‬ ‫احمدی‌نژاد‪ ،‬رئی س‌جمهوری در جلس��ه هیات دولت که در‬ ‫مشهدمقدس برگزار شد‪ ،‬اعالم کرد که «عل ی‌اکبر صالحی»‬ ‫به سمت معاون رئی س‌جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی‬ ‫‌‌انتخاب شده است‪ .‬صالحی به زبان‌های انگلیسی و عربی‬ ‫مسلط و با زبان‌های اسپانیولی‪ ،‬ترکی و فرانسه نیز آشنایی‬ ‫دارد ‪.‬او در اجالس عدم‌تعهد در ای ران بدون نیاز به مترجم به‬ ‫راحتی با میهمانان با زبان التین ارتباط برقرار و خوش‌وبش‬ ‫م ی‌کرد‪ .‬عل ی‌اکبر صالح��ی در ‪ ۲۲‬آذر م��اه ‪ ۱۳۸۹‬به‌دنبال‬ ‫برکناری منوچهر متکی‪ ،‬با حفظ س��مت ریاس��ت سازمان‬ ‫ی به‌عنوان سرپرس��ت وزارت امور‌خارجه منصوب‬ ‫انرژی اتم ‌‬ ‫بهمن همان سال‪ ،‬با ‪۱۴۶‬رای موافق‪ ۶۰ ،‬رای‬ ‫شد و سپس ‪‌‌ ۱۰‬‬ ‫مخالف و ‪ ۳۵‬رای ممتنع از مجموع ‪ ۲۴۱‬نماینده‪ ،‬از مجلس‬ ‫شورای اسالمی رای اعتماد گرفت و سکان کشتی دیپلماسی‬ ‫جمهوری اسالمی ای ران را در اختیار گرفت‪ .‬وزیر امور خارجه‬ ‫تو‌چهار ساله ای ران متاهل و پدر سه فرزند است‪.‬‬ ‫شص ‌‬ ‫عل ی‌اکب��ر صالحی‪ ،‬وزیر ام��ور خارجه کش��ورمان به مصر‬ ‫اظهار ک��رد‪« :‬این س��فر اقدامی‌مه��م به ش��مار م ی‌رود و‬ ‫جمهوری‌اس�لام ی‌ای ران نقشی اساس��ی در آرامش و ثبات‬ ‫کشورهای منطقه دارد‪ ».‬از سوی دیگر دشمنان كشور سفر‬ ‫عل ی‌اکبر صالحی‪ ،‬وزیر امور خارج��ه دولت احمدی‌نژاد را به‬ ‫مصر یکی دیگ��ر از مانورهای مطالعه‌‌نش��ده وزارت‌خارجه‬ ‫ای ران ب رای خروج از انزوای بی ن‌المللی و منطقه‌ای دانستند‪.‬‬ ‫صالحی رفت ت��ا اول نامه احمدی‌نژاد را به المرس��ی دهد و‬ ‫بعد راه را ب رای حض��ور وی در مصر صاف کن��د‪ .‬دیدار‌های‬ ‫صالحی را با نبیل الع ربی‪ ،‬وزیر خارجه مصر‪ ،‬اخضر اب راهیمی‬ ‫‌تا پاپ تواضروس دوم و شیخ االزهر که کنار بگذاریم‪ ،‬باید به‬ ‫اهداف این سفر که نزدیک‌کردن شیعه و سنی به هم و حل‬ ‫اختالفات بر سر مسائل منطقه‌ای و سوریه بود‪ ،‬اشاره کنیم‪.‬‬ ‫صالحی م ی‌گوید‪« :‬ما به‌دنبال این هستیم که دشمنان خود‬ ‫را به دوست تبدیل کنیم و نه برعکس‪ ،‬ما اهمیت زیادی ب رای‬ ‫استقالل و تعیین سرنوش��ت خود قائل هستیم و دیگر در‬ ‫حیاط خلوت ابرقدرت‌ها قرار نداریم‪».‬‬ ‫‪107‬‬
‫پرونده سا ل ‬ ‫ايران‪-‬آمريكا‬ ‫بين الملل‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪108‬‬ ‫از بهمن ‪ 1357‬تاکنون چیزی بالغ بر س��ه دهه اس��ت‬ ‫روابط دیپلماتیک بین ته ران و واشنگتن قطع شده‪ ،‬هر چند‬ ‫ه ر‌از‌گاهی پال س‌هایی از س��وی آمریکای ی‌ها ب رای برقراری‬ ‫رابطه دوباره به ای ران ارسال م ی‌ش��د‪ ،‬اما هی چ‌گاه این ماجرا‬ ‫رنگ و بوی جدی ب��ه خود نگرفت‪ .‬بع��د از پیروزی انقالب‬ ‫اس�لامی ش��اید تنها در چند مورد محدود طرفین پای میز‬ ‫مذاکره قرار گرفتند‪ .‬البته یکی از جدی‌ترین مواردی که باب‬ ‫گفت‌وگو میان ای ران و آمریکا را باز کرد مذاکرات نمایندگان‬ ‫طرفین در بغداد بر س��ر برقراری صلح در ع راق بود که البته‬ ‫آن هم به دلیل اختالف‌‌نظرهای ش��دید ناکام ماند‪ .‬هرچند‬ ‫در ادوار و دولت‌های مختلف پیش��نهاداتی مبنی بر انجام‬ ‫مذاکره مستقیم با دولت آمریکا مطرح شده است‪ ،‬اما هی چ‌گاه‬ ‫موافقتی صورت نگرفته است؛ ضمن اینکه با مخالفت‌هایی‬ ‫از جانب مقامات نیز همراه بوده است‪.‬‬ ‫این روند و حواشی پی رامون مذاکرات دو طرف تا آنجا‬ ‫ادامه داشت که با روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد و‬ ‫اولویت قرار دادن برنامه هسته‌ای ای ران در صدر برنامه‌های‬ ‫سیاست خارجی‪ ،‬روابط ای ران و آمریکا تحت تاثیر این مساله‬ ‫قرار گرفت؛ به ش��کلی که همواره از س��رگیری غن ی‌سازی‬ ‫اورانیوم در سایت هس��ته‌ای نطنز و همچنین فعالی ت‌های‬ ‫اتمی‌جمهوری اس�لامی ای ران باعث مطرح ش��دن تقابل‬ ‫دوباره این دو کشور شد و بر همین اساس بود که مذاکرات‬ ‫مس��تقیم نمایندگان ای ران و آمریکا بر سر موضوع ع راق که‬ ‫شاید یکی از جدی‌ترین س��طوح روابط میان این دو کشور‬ ‫بود نیز به نتیجه الزم نرس��ید‪ .‬در ادامه فعالی ت‌های دولت‬ ‫احمدی‌نژاد در عرصه سیاست خارجی‪ ،‬باراک اوباما ریاست‬ ‫دولت ایاالت‌متحده را برعهده گرفت و از همان ابتدای حضور‬ ‫در کسوت ریاست‌جمهوری برقراری رابطه با ای ران را در صدر‬ ‫امور قرار داد‪ .‬هر چند اوباما همواره تالش م ی‌کند تا بتواند با‬ ‫ای ران رابطه برقرار کند‪ ،‬اما در این بین از شیوه برخورد جورج‬ ‫بوش نیز در مقاطع مختلف استفاده کرده است‪ .‬در این راستا‬ ‫بود که طرح استق رار سپر دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا‬ ‫به منظور کنترل توان موشکی و هسته‌ای ای ران اجرا شد‪.‬‬ ‫البته این تا آنجا ادامه داش��ت که اوبام��ا در یک پیام‬ ‫نوروزی نیز نسبت به برقراری این رابطه تمایل نشان داد‪.‬‬ ‫این در حالی بود که مقام معظم رهبری در واکنش به‬ ‫این پیام فرمودند که حتی در همی��ن پیام تبریک نیز ملت‬ ‫ای ران طرفدار تروریست و دنبال سالح هسته‌ای خوانده شده‬ ‫است‪ .‬آیا این پیام تبریک است یا دنباله همان اتهامات؟‬ ‫به نظر م ی‌آید که ایاالت‌متح��ده آمریکا فعالی ت‌های‬ ‫هسته‌ای جمهوری اسالمی ای ران را یک نوع خطر ب رای خود‬ ‫به حساب م ی‌آورد‪ .‬بر همین اس��اس نیز سعی م ی‌کند تا از‬ ‫طرق مختلف مقامات کشورمان را به حضور پای میز مذاکره‬ ‫‌ترغیب کند؛ البته در این راس��تا چندان موفق عمل نکرده‬ ‫است‪ ،‬چرا‌که آمریکا همواره از سیاست چماق و هویج علیه‬ ‫ای ران استفاده کرده اس��ت‪ .‬از یک سو تحریم‌های یکجانبه‬ ‫علیه ای ران را استمرار م ی‌دهد و از سوی دیگر پال س‌هایی را‬ ‫ب رای برقراری و ایجاد رابطه ب رای ای ران م ی‌فرستد‪.‬‬ ‫شاید یکی از مهمترین اخباری که در خصوص برقراری‬ ‫رابطه مس��تقیم میان ای ران و آمریکا مطرح شد و سرآغازی‬ ‫ب رای طرح مباحث جدی نس��بت به این قضیه بود‪ ،‬انتش��ار‬ ‫گزارش روزنامه نیویورک تایمز مبنی‌بر انجام مذاکرات رودررو‬ ‫میان ای ران و آمریکا بود‪ .‬روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز در‬ ‫این گزارش مدعی ش��د که مذاکرات طرفی��ن به صورت رو‬ ‫در رو میان ای ران و آمریکا برگزار خواهد ش��د‪ .‬این روزنامه در‬ ‫عین حال تاکید کرد که این خبر از سوی مقامات کاخ‌سفید‬ ‫در اختیارش قرار گرفته اس��ت‪ .‬ب ر‌اساس ادعای این روزنامه‪،‬‬
‫پشت پرده پيشنهاد آمريكا براي مذاكره با ايران چه بود؟‬ ‫شگرد تبليغاتي‬ ‫بين الملل‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫جمهوری اسالمی ای ران و آمریکا ب رای نخستین بار با برگزاری‬ ‫مذاکرات دوجانبه و رو در رو بر س��ر برنامه هس��ته‌ای ای ران‬ ‫توافق کردند‪ .‬همان موقع این روزنامه نوشت که ای ران اصرار‬ ‫دارد مذاکرات تا پس از برگزاری انتخابات ریاس��ت‌جمهوری‬ ‫آمریکا به تعویق بیفتد؛ زی را مقامات ای رانی م ی‌خواهند از اینکه‬ ‫دقیقا با کدام رئی س‌جمهور وارد مذاکره م ی‌شوند‪ ،‬اطمینان‬ ‫حاصل نمایند‪ .‬هرچند این ادعا چند روز بعد از سوی صالحی‪،‬‬ ‫وزیر امورخارجه جمهوری اسالمیا‌ی ران تکذیب شد‪.‬‬ ‫البته ب��اراک اوباما چند روز بعد ط��ی مناظره‌ای که با‬ ‫رامنی‪ ،‬رقیب انتخاباتی خود داشت طی واکنشی اعالم کرد‬ ‫که موضوع برقراری رابطه با ای ران ماجرای جدیدی نیس��ت‪.‬‬ ‫وی ادعا کرد که پیش از این نیز درخواست مذاکره با ای ران را‬ ‫ارائه کرده بود‪ .‬با روی کار آمدن دولت دوم باراک اوباما بازهم‬ ‫مباحث بر سر موضوع هسته‌ای ای ران و برقراری رابطه میان‬ ‫دو طرف مطرح بود تا آنج��ا که جو بایدن‪ ،‬مع��اون اوباما از‬ ‫آمادگی آمریکا ب رای گفت‌وگوی مس��تقیم با ای ران خبر داد‪.‬‬ ‫ش��اید موضع بایدن یکی از مهمترین مواضعی باشد که در‬ ‫دولت جدید باراک اوباما نس��بت به برق��راری رابطه با ای ران‬ ‫مطرح شده است‪ .‬البته در مقاطع مختلف پاسخ‌های مختلفی‬ ‫نیز از سوی مقامات کشورمان به این درخواست‌ها ارائه شده‬ ‫که یکی از آنها به سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در سالگرد‬ ‫پیروزی انقالب اسالمی ب ر‌م ی‌گردد‪ .‬احمدی‌نژاد در سخنرانی‬ ‫راهپیمایی ‪ 22‬بهمن امسال خود که همزمان با آخرین سال‬ ‫حضورش در کسوت ریاست دولت جمهوری اسالمی ای ران‬ ‫نیز هست‪ ،‬خطاب به آمریکای ی‌ها گفت که اگر دست از سالح‬ ‫بردارید خودم با شما مذاکره م ی‌کنم‪.‬‬ ‫البته موضوع مذاکره ای ران و آمری��کا در برخی مقاطع‬ ‫از س��وی مقام��ات ای ران با اس��تقبال نی��ز مواجه ش��د‪ ،‬اما‬ ‫مقام‌معظم‌رهبری در بياناتي غرض آمریکای ی‌ها از دعوت به‬ ‫مذاکره را یک کار تبلیغاتی در مقابل کشورهایی دانستند که‬ ‫نسیم بیداری اسالمی در آنها وزیده است‪ .‬ایشان فرمودند که‬ ‫آمریکای ی‌ها م ی‌خواهند بگویند نظام اسالم با این سرسختی‬ ‫عاقبت مجبور شده باب مذاکره و مصالحه را باز کند‪.‬‬ ‫آنچه مهم اس��ت اینکه برق��راری رابطه ب��ا آمریکا در‬ ‫شرایطی قابل بحث و تفکر است که تمام جوانب امر مورد‬ ‫بازبینی از سوی مقامات و مسئوالن جمهوری اسالمی ای ران‬ ‫قرار گرفته است‪ .‬در این راستا و ب ر‌اس��اس فرمایشات مقام‬ ‫معظم رهبری ب راي مذاکره ای ران و آمریکا در ش��رایط فعلی‬ ‫باید حس��ن‌نیت از جانب طرف مقابل وجود داشته باشد که‬ ‫این مس��اله جای تامل بس��یاری دارد چراکه هر مذاکره‌ای‬ ‫دارای هدفی اس��ت و طرفین منافع خود را در آن م ی‌جویند؛‬ ‫هرچند مسائل متعددی بر سازوکار تحقق یک مذاکره تاثیر‬ ‫دارد‪ .‬البته مقام معظم رهبری در این راس��تا مذاکره را منوط‬ ‫به تغییر رفت��ار مقامات آمریکایی کردن��د و به قولی اكنون‬ ‫توپ در زمین آمریکای ی‌هاس��ت‪ .‬به ه��ر روی مذاکره میان‬ ‫ته ران ‪ -‬واش��نگتن از پیچیدگ ی‌های بس��یاری مبتنی بر‬ ‫پی ش‌فرض‌ه��ا و بدبین ی‌های تاریخی برخوردار اس��ت‪ .‬اما‬ ‫مس��اله مهم‌تر و باالتر از همه‪ ،‬رسیدن به نقطه‌ای از نوعی‬ ‫توازن میان طرفین اس��ت که در محیط پرچالش میان آنها‬ ‫یافتن آن بسیار سخت است‪ .‬در شرایط فعلی به دالیل واضح‬ ‫به نظر نم ی‌رسد این توازن وجود داشته باشد؛ به ویژه زمانی‬ ‫که آمریکا با فشار تحریم‌ها در تالش است شرایط را به سود‬ ‫خود دگرگون سازد‪.‬‬ ‫البته در این راس��تا غ��رب نی��ز متوجه ش��ده که در‬ ‫چنی��ن مواردی ک��ه مرتبط ب��ا چارچوب‌ها و اص��ول نظام‬ ‫اس��ت‪ ،‬رهب��ری فصل‌الخط��اب را تعیین م ی‌کنن��د و نه‬ ‫هیچ‌‌کس دیگر‪g .‬‬ ‫‪109‬‬
‫از استانبول تا آلماتي‬ ‫روند تحوالت هسته‌اي در سال ‪1391‬‬ ‫سعید نوایی‬ ‫بين الملل‬ ‫قطار مذاکرات هسته‌ای ای ران گویا راه درازی ب رای رسیدن‬ ‫به مقصد در پیش دارد‪ .‬در این مسیر سال ‪ 91‬را شاید بتوان سال‬ ‫«دیپلماسیهسته‌ای»نامید؛چراکهامسال ازسرگیریمذاکرات‬ ‫تعلیق ش��ده ای ران و گروه ‪ 5+1‬در فروردین ماه آغاز شد و پایان‬ ‫یافت تا شاید ادامه آن در سال ‪ 92‬راهگشای مسیر پ ر‌پیچ و خم‬ ‫مذاکرات باشد‪ .‬بیست و ششم فروردین ‪ 91‬و برگزاری مذاکرات‬ ‫ای ران و گروه ‪ 5+1‬در استانبول‪ ،‬سرآغاز دور جدیدی از دیپلماسی‬ ‫هسته‌ای ای ران بود‪ .‬کاترین اشتون در پایان این دور از مذاکرات‪ ،‬از‬ ‫حق هسته‌ای ای ران سخن گفت و سعید جلیلی نیز مذاکرات را‬ ‫موفقومثبتارزیابیکرد‪ .‬قراربعدیجلیلیواشتون‪،‬سوم‌خرداد‬ ‫در بغداد ب��ود تا هیات‌های دیپلماتیک درب��اره نتایج مذاکرات‬ ‫استانبول به بحث و بررسی بپردازند‪ .‬در نشست بغداد قرار بود‬ ‫طرفین ب ر‌اساس چارچوبی که در اس��تانبول تهیه کرده بودند‬ ‫مذاکرات را پیش بب رند اما ب ر‌خالف نشس��ت اس��تانبول که با‬ ‫رضایتطرفینهمراهبود‪،‬مذاکراتبغدادنتیجه‌اینداشتوتنها‬ ‫حاصل آن تاکید بر اختالف‌نظرهای موجود بود‪.‬پس از نشست‬ ‫استانبولودرآستانهمذاکراتدربغداد‪،‬وزیرامورخارجهای رانگفته‬ ‫بود‪« :‬اگر ما در استانبول یک قدم به جلو برداشتیم‪ ،‬در بغداد نیز‬ ‫چند قدم برخ واهیم داشت‪ ،‬ما آغاز پرونده هسته‌ای را در استانبول‬ ‫رقم زدیم و امیدواریم در آینده نه چندان دور شاهد بسته شدن‬ ‫این پرونده «مصنوعی» باشیم‪».‬اما نتیجه نشست بغداد آن‬ ‫چیزی نبود که ای ران انتظارش را م ی‌کشید‪ .‬کاترین اشتون پس‬ ‫از نشست بغداد‪ ،‬در کنف رانس خبری با تاکید بر اینکه زبان تهدید‬ ‫و راهبرد فشار در گفت‌وگو با ملت ای ران ب ی‌نتیجه خواهد بود‪،‬‬ ‫اظهار داشت‪« :‬ما از ای ران انتظار داریم قدم‌های مشخصی ب رای‬ ‫عمل به تعهداتش بردارد‪ ».‬س��عید جلیلی نی��ز در پایان این‬ ‫نشس��ت به خب رن��گاران گف��ت‪« :‬یکی از‬ ‫بحث‌های مهم در تولید انرژی هس��ته‌ای‪،‬‬ ‫بحثچرخهسوختوغن ی‌سازیاست كهما‬ ‫بر آن تاکید داریم و اين حق مردم ای ران است‬ ‫و ما باید از این حق برخوردار باشیم‪».‬به این‬ ‫ترتیب مذاکرات بغداد نشان داد که دو‌طرف‬ ‫ب رای حل اختالفات خود به زمان بیشتری نیاز‬ ‫دارن��د تا ب��ه درک متقابل از خواس��ته‌های‬ ‫همدیگر برسند‪ .‬بناب راین دور بعدی مذاکرات‬ ‫به مس��کو منتقل ش��د تا ش��اید این بار با‬ ‫پادرمیان��ی روس��یه چش��م‌انداز مثبتی در‬ ‫تحوالت هسته‌ای ای ران پدیدار شود‪ .‬دو روز‬ ‫پیش از مذاکرات بغداد‪ ،‬اول خرداد ‪ 91‬یوکیا‬ ‫آمانو – مدیرکل آژان��س بی ن‌المللی انرژی‬ ‫اتم ی‌‪ -‬راهی ته ران ش��د ت��ا درباره موضوع‬ ‫هس��ته‌ای با مقامات ای رانی گفت‌وگو کند‪.‬‬ ‫بازدید از س��ایت نظامی پارچین نیز یکی از‬ ‫محورهای گفت‌وگوی او با مقامات ای رانی بود‬ ‫که م��ورد قبول واقع نش��د‪ .‬ام��ا آژانس بر‬ ‫خواس��ته خود پافش��اری کرد و پیش از مذاکرات مسکو‪ ،‬دور‬ ‫دیگری از مذاکرات ای ران و آژانس در ‪ 19‬خ��رداد درباره بازدید از‬ ‫سایت نظامی پارچین در وین برگزار شد‪ ،‬اما باز هم نتیجه‌ای از‬ ‫آن به دست نیامد‪ 10.‬روز بعد‪ ،‬در ‪ 29‬خرداد‪ ،‬در حالی که انتظار‬ ‫م ی‌رفت دور سوم مذاکرات ای ران و‪ 5+1‬در مسکو تا ظهر همان‬ ‫تو‌گوها شدند و در‬ ‫روز پایان یابد‪ ،‬طرفین وارد دور تازه‌ای از گف ‌‬ ‫حالی که این انتظار وجود داش��ت روس��یه با ارائه دستورکاری‬ ‫مشخص روند گفت‌وگوها را هدایت کند‪ ،‬روز دوم این نشست با‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪110‬‬ ‫نارضایتی طرفین به پایان رسید‪ .‬فضای سرد حاکم بر نشست‬ ‫مسکو باعث ش��د تا س��طح مذاکرات بعدی ای ران و ‪ 5+1‬به‬ ‫کارشناسی تنزل پی دا کند و استانبول بار دیگر به‌عنوان محل‬ ‫مالقات هیات‌های کارشناسی انتخاب شد‪ .‬به این ترتیب‪ ،‬این‬ ‫دور از مذاکرات که با لبخندهایی بر لب در استانبول آغاز شده بود‬ ‫با خشم و عصبانیت در مسکو پایان یافت؛ آن هم با نتیجه‌ای‬ ‫شبیه مذاکرات اس��تانبول و بغداد‪ .‬ادامه گفت‌وگوها به آینده‬ ‫موکول شد‪ ،‬مذاکرات در سطح مقامات عالی در‌هاله‌ای از ابهام‬ ‫فرو رفت و همه چیز به نقطه اول برگشت‪ .‬از سوی دیگر‪ ،‬روز اول‬ ‫تیرماه یوکیا آمانو که از ته ران دس��ت خالی برگش��ته بود‪ ،‬در‬ ‫بوداپستپایتختمجارستاندرکنف رانسیخبریمدعیشدکه‬ ‫فعالی ت‌هایی در س��ایت نظامی پارچین در حال انجام است‪.‬‬ ‫ی در خرداد ماه نیز مدعی شده بود‬ ‫آژانس بی ن‌المللی انرژی اتم ‌‬ ‫که ب ر‌اساس تصاویر ماهواره‌ای از سایت پارچین‪ ،‬فعالی ت‌هایی‬ ‫در این سایت جریان دارد که نشان م ی‌دهد ای ران در حال انجام‬ ‫اقدامات پاک‌سازی است‪.‬دو هفته بعد‪ ،‬یعنی در سیزدهم تیر‪،‬‬ ‫هیات‌های کارشناسی ای ران و گروه ‪ 5+1‬در استانبول گرد هم‬ ‫آمدند تا خواس��ته‌های خود را به یکدیگر بفهمانند‪ .‬خواس��ته‬ ‫کارشناسان ‪ 5+1‬بیشتر بر دو محور متمرکز بود؛ یکی توقف‬ ‫غن ی‌سازی ‪ 20‬درصدی اورانیوم و دیگری‪ ،‬انتقال ذخایر اورانیوم‬ ‫‪ 20‬درصد غنی شده به خارج از ای ران که هر دو خ واسته با مخالفت‬ ‫هیات ای رانی مواجه شد‪ .‬در فاصله کمتر از یک ماه‪ ،‬در روز چهارم‬ ‫مرداد‪ ،‬مذاکرات علی باقری و هلگا اشمیت‪ ،‬معاونان جلیلی و‬ ‫اشتون برگزار شد تا مقدمات نشستی دیگر را بین مقامات مافوق‬ ‫خود فراهم نمایند‪ .‬این دیدار نیز نتیجه روشنی در ب ر‌نداشت تا‬ ‫جایی که س��طح موضوع هس��ته‌ای ای��ران از گفت‌وگوهای‬ ‫دیپلماتیک به سمت مذاکرات فنی و حقوقی بین ای ران و آژانس‬ ‫سوق داده شد‪ .‬در این بین آمانو در تالش بود تا حساسیت آژانس‬ ‫بر سایت پارچین را گسترده‌تر کند و بر این مبنا فشارهای تازه‌ای‬ ‫به ای ران وارد سازد‪ .‬این در حالی بود که مذاکرات دیپلماتیک بر‬ ‫سر یافتن یک راه‌حل مشخص درباره پرونده هسته‌ای ای ران‬ ‫همچنان کمرنگ دنبال م ی‌شد‪ .‬در گام بعدی و پس از مذاکرات‬ ‫درسطحمعاونان‪،‬جلیلیواشتونبهگفت‌وگویتلفنیپرداختند‬ ‫که در این گفت‌وگوها ای ران تاکید کرد که همچنان در انتظار‬ ‫دریافت پاسخ رسمی و مبسوط اعضای ‪ 5+1‬به پیشنهادهای‬ ‫خود در مسکو است‪ .‬به این ترتیب یک بار دیگر سعید جلیلی و‬ ‫کاترین اشتون‪ ۲۸،‬شه ریور در استانبول پشت درهای بسته و در‬ ‫نشستیغیررسمی‪،‬بایکدیگرگفت‌وگوکردند؛گفت‌وگوییکه‬ ‫از سوی طرف اروپایی «مفید و سازنده» توصیف شد‪ .‬اما پس از‬ ‫این دیدار‪ ،‬مذاکرات ای ران و ‪ 5+1‬ادامه نیافت و در فضای دیگری‪،‬‬ ‫ای ران و آژانس در حال تهیه چارچوبی بودند تا ب ر‌اساس آن بر سر‬ ‫موضوعات فنی و حقوقی به تفاهم برس��ند‪ .‬این مذاکرات در‬ ‫ماه‌های اردیبهشت‪ ،‬خرداد‪ ،‬شه ریور‪ ،‬آذر‪ ،‬دی و بهمن ادامه یافت‬ ‫اما هیچ یک از دو طرف درباره تعیین چارچوبی مشخص ب رای‬ ‫همکاری‌هایدو‌جانبه بهتوافقمشخصیدستنیافتند‪.‬تاکید‬ ‫ای ران بر این بود که سواالت آژانس درباره ب رنامه هسته‌ای ای ران‬ ‫باید در چارچوب یک ب رنامه کاری مشخص پاسخ داده شود و‬ ‫پس از رفع ابهامات‪ ،‬موضوعاتی که قبال به آنها پاسخ داده شده‬ ‫دوباره طرح نشود‪ .‬در خالل این مذاکرات و گفت‌وگوها‪ ،‬آژانس‬ ‫ی در آبان ماه گزارشی منتشر کرد که در آن‬ ‫بی ن‌المللی انرژی اتم ‌‬ ‫ادعا شده بود ای ران در سایت نظامی پارچین محفظه‌های بزرگی‬ ‫س��اخته که در آنها آزمایش‌های انفجاری با قدرت باال انجام‬ ‫م ی‌دهد‪ .‬ای��ران این ادعاها را رد ک��رد و در عین حال بر تعیین‬ ‫چارچوبی مشخص ب رای ادامه همکاری با آژانس اصرار داشت تا‬ ‫در قبال پاس��خ دادن به پرس��ش‌ها و ابهامات آژانس‪ ،‬پرونده‬ ‫هسته‌ای از شورای امنیت به شورای حکام برگردد‪ .‬ای ران ورود به‬ ‫این مباحث را مشروط به تنظیم و قبول یک مدالیته میان ای ران‬ ‫و آژانس کرد تا ب ر‌اساس این مدالیته وظایف و تعهدات هر یک از‬ ‫دو طرف در هر مقطع زمانی مشخص شود‪ .‬بر همین اساس بود‬ ‫که دور جدید مذاکرات ته ران و آژانس بی ن‌المللی انرژی اتمی‌از‬ ‫بهمن‌ماه آغاز شد؛ هرچند برگزاری جلساتی با هرمان ناکارتس‪،‬‬ ‫معاون آمانو در ته ران تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است‪.‬‬ ‫از سوی دیگر با آغاز سال ‪ 2013‬میالدی و در حالی که در ابتدای‬ ‫سال شمسی انتظار م ی‌رفت موضوع هسته‌ای ای ران با مذاکرات‬ ‫دیپلماتیک به روال عادی خود برگردد و در حالی که همچنان‬ ‫مذاکرات فنی و حقوقی ای ران با آژانس در جریان بود‪ ،‬اروپا و آمریکا‬ ‫تحریم‌های سنگینی علیه ای ران وضع کردند که عمده‌ترین آنها‬ ‫شامل بانک مرکزی و صنعت نفت م ی‌شد‪ .‬با این وجود‪ ،‬اشمیت‬ ‫بار دیگر با علی باق��ری در آخرین روز س��ال ‪ 11 ،۲۰۱۲‬دی‪ ،‬در‬ ‫تماس��ی تلفنی درباره س��اماندهی دور جدیدی از مذاکرات با‬ ‫یکدیگ��ر گفت‌وگ��و کردند‪ .‬مای��کل مان‪،‬‬ ‫سخنگوی کاترین اشتون ضمن تایید این‬ ‫خبر گف��ت‪« :‬ما پیش��نهاد زم��ان و مکان‬ ‫مذاکرات را دادیم اما هنوز منتظریم که پاسخ‬ ‫ای ران را بشنویم‪ ».‬ای ران روز پانزدهم بهمن از‬ ‫زبان عل ی‌اکبر صالحی‪ ،‬وزیر امور خارجه در‬ ‫کنف رانس امنیتی مونیخ اعالم کرد که دور‬ ‫بعدی مذاکرات ای ران و گروه ‪ 5+1‬در آلماتی‬ ‫پایتخت قزاقس��تان برگزار م ی‌شود و ای ران‬ ‫آماده از سرگیری مذاکرات است‪ .‬پاسخ مثبت‬ ‫ای ران به پیش��نهاد ‪ 5+1‬حاکی از آن بود که‬ ‫ای ران قصد دارد به روند اعتمادس��ازی درباره‬ ‫موضوع هسته‌ای خود ادامه دهد‪ .‬با این وجود‬ ‫گزارش جدی��د آژانس درب��اره فعالی ت‌های‬ ‫هسته‌ای ای ران منتشر شد که در آن به نصب‬ ‫نس��ل جدید س��انتریفیوژها در تاسیسات‬ ‫هسته‌ای نطنز اشاره شده بود‪ .‬این گزارش در‬ ‫فضایی منتشر شد که ای ران و آژانس به هیچ‬ ‫توافقی درباره چارچوب مذاکرات خود دست‬ ‫نالمللیانرژیاتمی‌به‬ ‫نیافته بودند‪ .‬درگزارشمدیرکلآژانسبی ‌‬ ‫ایننکتهنیزاشارهشدهبودکهمی زانذخایراورانیومغن ی‌شدهپنج‬ ‫درصدی ای ران به هش��ت‌هزار و ‪ 271‬کیلوگ��رم و می زان ذخایر‬ ‫اورانیوم غن ی‌شده ‪ 20‬درصدی به ‪ 280‬کیلوگرم افزایش یافته و‬ ‫ای ران مقدار ‪ 113‬کیلو از اورانیوم ‪ 20‬درصد غن ی‌شده را به سوخت‬ ‫تبدیل کرده است‪.‬روز هشتم اسفند‪ ،‬دور جدید مذاکرات ای ران و‬ ‫‪ 5+1‬پس از ‪ 9‬ماه وقفه در آلماتی قزاقستان برگزار شد‪ .‬این بار‬ ‫نیز همچون مذاکراتی که در ابتدای سال در استانبول انجام شد‪،‬‬
‫خبرها حاکی از رضایت طرفین از نتایج مذاکرات است‪ .‬در این‬ ‫دیدارها که در طول دو روز برگزار ش��د‪ ،‬ش��ش کشور روسیه‪،‬‬ ‫انگلیس‪ ،‬چین‪ ،‬آمریکا‪ ،‬آلمان‪ ،‬فرانسه در واقع در چارچوب یک‬ ‫بسته پیشنهادی جدید‪ ،‬به طرح پیشنهادی ‪ 9‬ماه قبل ای ران در‬ ‫مسکو پاسخ دادند؛ پاسخی که سعید جلیلی‪ ،‬دبیر شورای عالی‬ ‫امنیت ملی ای ران آن را واقع‌بینانه‌تر از گذش��ته توصیف کرد‪.‬‬ ‫جلیلی پس از این مذاکرات اظهار داشت که نظر مذاکره‌کنندگان‬ ‫عضو گروه ‪ 5+1‬به نظر ای رانیان نزدیک‌تر شده‪ ،‬اما او در عین‬ ‫حالگفتکهراهیطوالنیب رایرسیدنبهنقطهمطلوب پیش‬ ‫رو قرار دارد‪.‬در مذاکرات آلماتی غرب تا حدودی از به کار بردن‬ ‫الفاظ تهدید‌‌آمیز خودداری کرد و به نظر م ی‌رسد راه اعتمادسازی‬ ‫متقابل را در پیش گرفته است‪ .‬به گفته منابع غ ربی‪ ،‬در بسته‬ ‫پیش��نهادی جدید‪ ،‬طرف غ ربی کنترل فعالیت غن ی‌س��ازی‬ ‫‪20‬درصدی ای��ران‪ ،‬تعلیق فعالی ت‌های جاری در تاسیس��ات‬ ‫هسته‌ای فردو‪ ،‬افزایش پادمان‌های هسته‌ای و شفافیت بیشتر‬ ‫در فعالی ت‌های بازرسی آژانس را خواستار شده بود‪ .‬همچنین‬ ‫بسته پیشنهادی جدید‪ ،‬برخالف بس��ته قبلی به ای ران اجازه‬ ‫م ی‌دهد مقدار کافی از سوخت غن ی‌شده ‪ 20‬درصدی که ب رای‬ ‫مقاصد پزشکی الزم است را تولید و ذخیره کند‪ .‬طرف غ ربی در‬ ‫مقابل این مطالبات‪ ،‬وعده داده که برخی از تحریم‌ها علیه ته ران‬ ‫را لغو کند که البته کاهش تحریم‌ها فعال تحریم‌های نفتی یا‬ ‫مبادالت مالی را شامل نم ی‌ش��ود‪ ،‬بلکه ناظر به تحریم‌های‬ ‫دیگری است که آمریکا و اتحادیه اروپا وضع کرده‌اند‪ .‬به‌عبارت‬ ‫پرده هشتم‬ ‫‪ 26‬فروردین ترکیه – اس��تانبول‪ :‬نقاط مورد توافق قابل‬ ‫توجه و عالقه گروه ‪ 5+1‬ب رای گفت‌وگو مثبت اس��ت‪ .‬اولین‬ ‫مذاکره با جلیلی در استانبول سازنده بود‪.‬‬ ‫سوم خرداد ع راق – بغداد‪ :‬یکی از بحث‌های مهم در تولید‬ ‫انرژی هسته‌ای‪ ،‬چرخه سوخت و غن ی‌س��ازی است و ما بر آن‬ ‫تاکید داریم و حق مردم ای ران است و ما باید از این حق برخوردار‬ ‫باشیم‪ .‬بر همین مبنا‪ ،‬ما هر نوع همکاری در زمینه هسته‌ای را‬ ‫یدانیم‪.‬‬ ‫قابل قبول م ‌‬ ‫ما از ای ران انتظار داریم قدم‌های مشخصی ب رای عمل به‬ ‫تعهداتش بردارد؛ از گفت‌وگو ب رای همکاری استقبال م ی‌کنیم‬ ‫و تاکید داریم که زبان تهدید و راهبرد فشار در گفت‌وگو با ملت‬ ‫ای ران ب ی‌نتیجه خ واهد بود‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫مذاکرات آلماتی‪ ،‬پرده هشتم مذاکرات ای ران و ‪ 5+1‬است؛‬ ‫یعنی بعد از س��ه دور در ژنو‪ ،‬دو دور در اس��تانبول‪ ،‬یک دور در‬ ‫بغداد و یک دور در مسکو‪ ،‬مذکرات آلماتی‪ ،‬هشتمین دور این‬ ‫مذاکرات است‪ .‬پیش از شروع این مذاکرات‪ ،‬تقریبا ‪ 9‬ماه پیش‬ ‫جمهوری اسالمی ای ران‪ ،‬یک سری پیشنهادات پنج مرحله‌ای‬ ‫به ‪ 5+1‬داد؛ پس از این ماجرا مذاکرات با یک س��ری ابهامات‬ ‫جدی روبه‌رو شد و طرفین از مجموع مذاکرات ناراضی بودند‪.‬‬ ‫در واقع زمانی که طرح پنج مرحله‌ای در مس��کو ارائه شد‪ ،‬این‬ ‫طرح با سردی غ رب ی‌ها مواجه شد اما اکنون در روندی که آنها‬ ‫در پیش گرفته‌اند بخشی از پیشنهادات ای ران نیز گنجانده شده‬ ‫است‪ .‬به همین خاطر دو طرف به‌خصوص ای ران روند مذاکرات‬ ‫آلماتی را منطق ی‌تر عنوان کرده‌اند‪ .‬از نگاه دیگر م ی‌توان گفت‬ ‫پیش��نهادات طرفینی به صورتی دارد از جانب طرف دیگر به‬ ‫رسمیت شناخته م ی‌شود و این مساله بسيار حائز‌اهمیت است‪.‬‬ ‫پیش از این غ رب ی‌ها به‌ش��دت به‌دنبال این موضوع بودند که‬ ‫نوع اقدامات ای ران را مغایر با مناف��ع دنیا جلوه دهند‪ ،‬اما اکنون‬ ‫تاحدی تبلیغات آنها فروکش کرده است‪ .‬در این شرایط‪ ،‬فضا‬ ‫ب رای مذاکره و تفاهم خیلی بیش��تر فراهم بوده و این شرایط‬ ‫اگر به همین منوال پیش برود در یک زمان نه چندان طوالنی‬ ‫م ی‌توان به نتایج قطعی دست یافت‪ .‬شایان ذکر است پیش از‬ ‫مذاکرات اخیر نیز در رسانه‌ها‪ ،‬فش��ار فوق‌العاده‌ای ایجاد شده‬ ‫بود‪ .‬درواقع رسانه‌های غ ربی و صهیونیستی روی دو موضوع‬ ‫مانور جدی‌ای دادند؛ یکی تعطیلی فردو و دیگری بحث تعلیق‬ ‫غن ی‌س��ازی ‪20‬درصد یا انتقال اورانیوم غنی شده ‪20‬درصد به‬ ‫خارج از کشور‪ .‬به نظر م ی‌رس��ید که در آن فضا‪ ،‬امکان اینکه‬ ‫گفت و گوها مسیر منطق ی‌تری را طی کند و دو طرف به نتایج‬ ‫محسوسیدستپی داکنند‪،‬تق ریباضعیفبود‪.‬اماآنچهمسئول‬ ‫مذاکره‌کننده‪ 5+1‬و مذاکره‌کننده ارشد ای ران بیان داشتند‪ ،‬مبنی‬ ‫بر این بود که مذاکرات روند مثبتی را طی کرده است‪ .‬همچنین‬ ‫سایت المانیتور نیز گزارش داده بود که مذاکرات آلماتی به‌طور‬ ‫‌ب ی‌سابقه‌ای روند مطلوبی را طی کرده است‪ .‬آنچه اکنون انتشار‬ ‫یافته این است که در این دور از مذاکرات‪ ،‬غرب روی بحث درجه‬ ‫غنی س��ازی و تعطیلی فردو اصراری نداشته و طبیعی است‬ ‫که سیاست گام‌به گام ای ران را در دس��تورکار خودش قرار داده‬ ‫است‪ .‬بناب راین به نظر مي رسد اجالس کارشناسی ‪ 28‬اسفند‬ ‫استانبول و اجالس سیاسی ‪ 16‬و ‪ 17‬فروردین روی این مساله‬ ‫یعنی سیاست گام‌به‌گام متمرکز شود‪ .‬البته نکته خیلی بارز و‬ ‫جدی این بود که قرار شد غرب و جمهوری اسالمی ای ران طی‬ ‫ش��ش ماه به‌طور آزمونی به سمت اعتمادس��ازی بیشتر گام‬ ‫بردارند‪ .‬غ رب ی‌ها تاکنون بحث شفاف‌سازی را مطرح م ی‌کردند و‬ ‫جمهوری اسالمی ای ران نیز بحث اعتمادسازی‪ .‬ب راساس ادله و‬ ‫شواهدی که از گذشته وجود داشته و پیشینه مجموعه مذاکرات‬ ‫با غرب‪ ،‬ای ران تاکنون صداقت جدی از غرب ندیده است‪ .‬اما طی‬ ‫مذاکرات اخیر یعنی حتی پیش از مذاکرات‪ ،‬غ رب ی‌ها در بوق و‬ ‫کرنا کرده بودند که اگر جمهوری اس�لامی ای ران در مجموعه‬ ‫مذاک��رات‪ ،‬به صورت مطل��وب پیش بیاید‪ ،‬در بح��ث ورود و‬ ‫خروج طال یا برخی دیگر از فلزات گران قیمت امکان دارد آنها‬ ‫تسهیالتی را ب رای ای ران قائل شوند‪ .‬این در حالی است که این‬ ‫پیشنهاد غرب خیلی نامناسب بود بناب راین این مساله که غرب‬ ‫قالعاده‌ای بگیرد تق ریبا در این مذاکرات به نتیجه‬ ‫از ای ران امتیاز فو ‌‬ ‫نرسید‪ .‬اما آنچه این مذاکرات را مطلوب کرد و نگاه دبیر شورای‬ ‫عالي امنیت ملی نیز همین بود‪ ،‬این بود که بنا شد رفتارهای‬ ‫غرب و مجموعه عملکرد جمهوری اسالمی ای ران با غرب طی‬ ‫مراحل گام به گام و متوازن باش��د‪ .‬یعنی از جانب هر دو طرف‬ ‫قدم‌های مثبتی برداشته شود و مجموعه مذاکرات هم اصولی‬ ‫داشته باشد و هم اهدافی‪ .‬فرض کنید یکی از عرصه‌ها این باشد‬ ‫که این روند گام به گام و متوازن باشد تا بازی برد‪ -‬باخت ب رای‬ ‫طرفین مطرح نشود‪ .‬بناب راین همین چارچوب‌های گفت‌وگو که‬ ‫تعیین شده‪ ،‬نکته مطلوبی بوده است‪.‬‬ ‫در این میان برخی معتقدند که شاید رژیم‌صهیونیستی‬ ‫طیاینششماهمشخصشده‪،‬تحرکاتیجهتشکستروند‬ ‫حس ن‌نیت انجام دهد‪ .‬اما باید توجه داشت که از یک سو به هیچ‬ ‫عنوان غرب مایل نیست منافعش را فدای رژیم‌صهیونیستی‬ ‫کند و از دیگر سو ای ران نیز از ابتدا سیاست‌های مستقلی را در‬ ‫پیش گرفته است‪ .‬اما اگر تاکنون برخی گره‌ها در روند مذاکرات‬ ‫ایجاد شده به دلیل همین رفتارهای ناهنجار برخی رژیم‌ها مانند‬ ‫رژیم‌صهیونیستی بوده است‪ .‬در حال حاضر به نظر م ی‌رسد‬ ‫که رفتارهای رژیم‌صهیونیستی کمی عقالن ی‌تر شده است‪.‬‬ ‫البته طبق گفته دکتر جلیلی‪ ،‬ما هنوز تا رسیدن به یک نقطه‬ ‫مطلوب فاصله زیادی داریم و نباید در مجموع مذاکرات درگیر‬ ‫بمانیم و بگوییم موضوع حل و نهایی شده است‪ .‬اکنون باید از‬ ‫مذاکره‌کنندگان به ویژه ش��خص دکتر جلیلی قدردانی کرد و‬ ‫امیدواریم با حمایت همه جانبه مردم‪ ،‬نظام‪ ،‬مجلس و دولت‪،‬‬ ‫ایشان بتواند مجموع مذاکرات باقیمانده را نیز به نحو مطلوب و‬ ‫شایسته‌ایپیشببرد‪.‬دررابطهبادرخ واست‌های‌ب ی‌منطقغرب‬ ‫باید گفت برخی تحلیلگران غ ربی نیز گفته‌اند پیمان ان‌پ ی‌تی‬ ‫به هی چ‌وجه محدودیتی ب رای درصد غن ی‌س��ازی مش��خص‬ ‫نکرده‪ ،‬اما در قبال آن گفته امکان بازرس ی‌ها از کشوری که به‬ ‫سمت انرژی هسته‌ای م ی‌رود بايد ب رای بازرسان آژانس فراهم‬ ‫باشد؛ اکنون این روند وجود دارد‪ .‬جهت اینکه مذاکرات هسته‌ای‬ ‫ای ران در سال‪ 92‬روند مثبتی را در پیش بگیرد‪ ،‬نخستین گام این‬ ‫است که غ رب ی‌ها‪ ،‬حقوق هسته‌ای جمهوری اسالمی ای ران را‬ ‫طبق مفاد پیمان‌های بی ن‌المللی مانند ان‌پ ی‌تی بپذی رند و پس‬ ‫از این است که م ی‌توان مراحل دیگر را پی ش‌بینی کرد‪ .‬بناب راین‬ ‫این مساله که چشم‌انداز کلی مذاکرات هسته‌ای به چه صورت‬ ‫خواهد بود بستگی به مجموعه روند گفت‌وگوها و چارچوبی‬ ‫که‌ترسیم شده‪ ،‬دارد‪ .‬این چارچوب م ی‌تواند در یک مدت زمان‬ ‫منطقی نه خیلی طوالنی و نه خیلی فوری‪ ،‬به نتایج منطقی‬ ‫و روشنی برسد‪ .‬نتایج روشن مذاکرات م ی‌تواند رفع یا کاهش‬ ‫تحریم‌ها‪ ،‬پذیرش حقوق هسته‌ای جمهوری اسالمی ای ران و‬ ‫سایر همکاری‌ها در یک مقطع بلندمدت‌تر باشد‪ .‬اما موضوعی‬ ‫که باید مدنظر داشت این است که برخی مولفه‌های بیرونی‬ ‫نیز روی مذاکرات س��ایه انداخته و برخ��ی قدرت‌های بزرگ و‬ ‫کشورهای منطقه از مجموعه مذاکرات خیلی راضی نیستند‪ .‬در‬ ‫این راستا رژیم‌صهیونیستی به‌شدت از روند گفت‌وگوها عصبی‬ ‫و نگران اس��ت بناب راین این مولفه‌ها و متغیرهای تاثیرگذار در‬ ‫آینده مذاکرات را نیز نباید از نظر دور داشت‪ .‬اما اگر بنا باشد گروه‬ ‫‪ 5+1‬در سال آینده با نمایندگان ای ران دیدار و گفت‌وگو داشته باشد‬ ‫مطابق دستاوردهای فعلی‪ ،‬روند مناسبی خواهد بود‪ .‬حال این‬ ‫مساله که مذاکرات موثرتر باشد یا مداخالت متغیرهای بیرونی‪،‬‬ ‫بستگی به هوشمندی طرف غ ربی دارد‪ .‬زی را جمهوری اسالمی‬ ‫ای ران در این زمینه یک صداست و تحت تاثیر کشورهای دیگر‬ ‫قرار نم ی‌گیرد‪ .‬بناب راین باید امیدوار بود که این روالی که آغاز‬ ‫شده در س��ال ‪ 92‬نیز به صورت مناسب و منطقی ادامه داشته‬ ‫باشد تا پرونده هسته‌ای ای ران شاهد نتایج قطع ی‌تری در سال‬ ‫جدید باشد‪g.‬‬ ‫تاری�خ برگزاری نشس�ت‪ ،‬مکان برگ�زاری‪ ،‬مواضع‬ ‫جلیلی و اشتون‬ ‫بين الملل‬ ‫جواد جهانگیرزاده ‪ /‬عضو کمیسیون امنیت ملی‬ ‫دیگر‪ ،‬به نظر م ی‌رسد که گروه ‪ 5+1‬پس از ‪ 9‬ماه‪ ،‬پیشنهاد خود‬ ‫را ارائه کرده و اکنون این ای ران است که باید روز شانزدهم فروردین‬ ‫ماه سال ‪ 92‬و احتماال در چارچوب یک بسته پیشنهادی جدید‪،‬‬ ‫به کشورهای ‪ 5+1‬پاسخ دهد‪ .‬در مدت این ‪ 40‬روز‪ ،‬مذاکرات در‬ ‫سطح کارشناسی ادامه پی دا خواهد کرد تا در نشست بعدی در‬ ‫آلماتی‪ ،‬خ واسته‌های طرفین از یکدیگر بیشتر رنگ واقعیت به‬ ‫خود بگیرد و این یعنی اینکه همچنان فرصت ب رای ایجاد پلی‬ ‫دیپلماتیک میان ای ران و غرب وجود دارد‪.‬‬ ‫‪ 29‬خرداد روس��یه – مس��کو‪ :‬اعضای‪ 5+1‬در معرض‬ ‫انتخاب هس��تند که بخواهند از مسیر بن‌‌بست گذشته خارج‬ ‫شوند و در مسیر همکاری با جمهوری اسالمی ای ران گام بردارند‪.‬‬ ‫این با ای ران اس��ت که تصمیم بگیرد مسیر دیپلماسی‬ ‫موفق شود یا نه و آیا آماده است که بر سر گام‌های مشخص‬ ‫توافق شود یا نه‪.‬‬ ‫‪ 13‬تیر ترکیه – اس��تانبول‪ :‬ای ران جزئیات بیش��تری از‬ ‫پیشنهادهایش در نشست بغداد را مطرح کرد‪.‬‬ ‫هیات کارشناس��ی غ ربی نی��ز جزئیات بیش��تری را از‬ ‫پیشنهادهایش در بغداد به ای ران ارائه کرد‪.‬‬ ‫‪ 28‬ش��هریور ترکیه – اس��تانبول‪ :‬ط��ي گفت‌وگوهای‬ ‫غیررسمی با هدف ادامه مذاکرات هسته‌ای میان ای ران و‪ 5+ 1‬از‬ ‫ی گام‌های‬ ‫حکومت ای ران خ واسته شد در مسیر حل مناقشه اتم ‌‬ ‫موثرتری بردارد‪.‬‬ ‫هشتم اسفند قزاقستان – آلماتی‪ :‬با وجود رفتارهای غرب‬ ‫در هشت ماه گذشته‌‪ ،‬آنها در نشست قزاقستان سعی کردند به‬ ‫دیدگاه‌های ما نزدیک شوند‪ .‬ما این رفتار را مثبت تلقی م ی‌کنیم‪.‬‬ ‫اگر بخ واهند واقع‌بینانه و بر مبنای راهبرد صحیح گفت‌وگوها را‬ ‫دنبال کنند م ی‌تواند نقطه‌عطف باشد‪.‬‬ ‫‪ 5+1‬طرحی اصالح ش��ده به طرف ای رانی ارائه داده که‬ ‫سازنده بوده است و نگران ی‌های بی ن‌المللی را در آن انعکاس‬ ‫م ی‌دهد‪ .‬در این طرح اصالح شده‪ ،‬پیشنهادهای ای ران نیز لحاظ‬ ‫شده است‪g .‬‬ ‫‪111‬‬
‫گفت‌وگوي مثلث بارامین مهمانپرست‬ ‫درباره سياست خارجي ايران‪ ،‬خاورميانه‬ ‫جديد و پرونده هسته‌اي‬ ‫روايت آقاي سخنگو‬ ‫از‌آينده رابطه‬ ‫ايران ‪ -‬آمريكا‬ ‫سعيده سادات فهري‬ ‫سال ‪ 91‬ب رای ای ران و گروه ‪ 5+1‬با برگزاری نشست‬ ‫استانبول خیلی خوب آغاز شد اما در ادامه مذاک رات‬ ‫در بغداد و مسکو‪ ،‬این روند یک سیر نزولی را آغاز‬ ‫کرد‪ .‬به نظر شما دالیل این سیر نزولی در مذاک رات‬ ‫دو طرف چیست؟‬ ‫بين الملل‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪112‬‬ ‫رامين مهمانپرس�ت در گفت‌وگو ب�ا هفته‌نامه مثلث رواي�ت خود را از‬ ‫روند تحوالت سياس�ت خارجي ايران در س�ال ‪ 1391‬بيان ك�رد‪ .‬از نظر او‬ ‫جمهوري اسالمي ايران در س�ال ‪ 91‬نش�ان داد كه اهل مذاكره و گفت‌وگو‬ ‫است؛ اين موضوع به وضوح در پرونده هسته‌اي نمود داشت و هم در ساير‬ ‫موضوعات و مسائل منطقه‌اي‪ .‬مهمان‌پرست در مورد پيشنهاد آمريكاي ي‌ها‬ ‫براي مذاكره با ايران اين موضوع را بيان م ي‌كند كه مذاكره در شرايط فعلي به‬ ‫صالح نيست چرا كه م ي‌تواند منجر به بروز شكاف بين ملت شود ولي ايران‬ ‫با عبور از اين پيچ تاريخي م ي‌تواند از موضع اقتدار وارد گفت‌وگو و مذاكره با‬ ‫كشورهايي شود كه تخاصم و دشمني را با ملت ايران كنار گذاشته باشند‪.‬‬ ‫‪ l‬بحث ای ران با کش��ورهای ‪ 5+1‬م ی‌تواند راجع به‬ ‫موضوعات مختلفی باشد که یکی از این موضوعات‪ ،‬بحث‬ ‫انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای کشورمان اس��ت‪ .‬البته باید توجه‬ ‫داشت بحث هسته‌ای که در این نشس ت‌ها مورد نقد و بررسی‬ ‫قرار م ی‌گیرد خیلی جنبه فنی و حقوقی ندارد‪ .‬شاید اصل ی‌ترین‬ ‫علت این مساله که ای ران با طرف مقابل به سرعت به نتیجه‬ ‫مطلوب نم ی‌رسد‪ ،‬همین است که کشورهایی که مخاطب‬ ‫ای ران هس��تند‪ ،‬بیش��تر دیدگاه‌های سیاسی ش��ان را مطرح‬ ‫م ی‌کنند و به‌دنبال بحث‌های فنی یا حقوقی در جهت استفاده‬ ‫از این دانش در جهت اهداف صلح آمیز نیستند‪ .‬اگر بحث‌های‬ ‫هسته‌ای واقعا یک مبنای منطقی داش��ته باشد و ب راساس‬ ‫معاهده ان‌پ ی‌تی که همه باید از آن حمایت کنند‪ ،‬پیش برود‪،‬‬ ‫نتیجه دادن آن خیلی زمانبر نخواهد بود‪ .‬در معاهده ان‌پ ی‌تی‬ ‫هم تعهدات کشورها مشخص شده و هم حقوقی که م ی‌توانند‬ ‫از آن برخوردار شوند‪ .‬ای ران خودش را عضو آژانس بی ن‌المللی‬ ‫انرژی اتمی‌م ی‌داند و جزو اولین کشورهایی است که معاهده‬ ‫ان‌پ ی‌تی را امضا کرد؛ ای ران سردمدار یک جریانی ب رای از بین‬ ‫بردن سالح‌های کشتار جمعی و س�لاح‌های هسته‌ای بوده‬ ‫و هس��ت‪ .‬یکی از حامیان اصلی خاورمیانه عاری از س�لاح‬ ‫هسته‌ای نیز ای ران اس��ت‪ .‬بناب راین در قسمت تعهدات‪ ،‬ای ران‬ ‫خودش را کاملا پایبند م ی‌داند‪ .‬البته باالتر از تمام این مواردی‬ ‫که در عمل نیز دنبال م ی‌کردیم فتوای مقام‌معظم‌رهبری است‬ ‫که مهمترین چارچوب در این رابطه است‪ .‬ای ران کشوری است‬ ‫که به‌شدت به مسائل اعتقادی پایبند است و بناب راین فتوای‬ ‫باالترین مقام اعتقادی و سیاسی کش��ور یعنی مقام معظم‬ ‫رهبری ب رای ای ران‪ ،‬چارچوب نهایی اس��ت و کش��ورهایی که‬ ‫مدعی هستند نیز باید این فتوا را به عنوان یک سند ارزشمند‬ ‫تلقی کنند‪ .‬در کنار این تعهدات‪ ،‬طبیعی است که ای ران بخ واهد‬ ‫از حقوقش ب رای اهداف صلح آمیز استفاده کند‪ .‬حال مساله‬ ‫اینجاست که چرا مساله مذاکرات هسته‌ای ای ران تا بدین حد‬ ‫به طول انجامیده و نوسان داشته است‪ .‬علت این امر این است‬ ‫که طرف مقابل ما واقعا به‌دنبال به رسمیت شناختن حقوق‬ ‫ای ران در جهت استفاده از این دانش ب رای اهداف صلح‌آمیز نبوده‬ ‫است‪ .‬بعضا پیش آمده که آنها گمان کردند حرف‌های ای ران‬ ‫منطقی است و تعهدات و نوع توافقاتمان م ی‌تواند باعث رفع‬ ‫ابهامات و نگران ی‌ها شود؛ بناب راین قدم‌هایی رو به جلو برداشتند‬ ‫ولی همزمان سیاست فش��ار‪ ،‬تحریم و تهدید را نیز همراه با‬ ‫مذاکره در پیش م ی‌گی رند‪ .‬طرف غ ربی م ی‌پندارد که این فشار‬
‫و تحریم‌ها در داخل کشور مشکالتی را به‌وجود آورده‪ ،‬وضعیت‬ ‫اقتصادی را تحت تاثیر قرار داده‪ ،‬بحث تورم و گرانی را موجب‬ ‫شده‪ .‬بناب راین امیدوار شدند بتوانند بدون به رسمیت شناختن‬ ‫حقوق ای ران از کشور ما بخواهند از حقوقمان صرف‌نظر کنیم‪.‬‬ ‫چ�را کش�ورهای ‪ 5+1‬در رابط�ه با ای�ران چنین‬ ‫نگرشی دارند؟‬ ‫پس دلیل اصلی مانع‌تراش ی‌های آنها چیست و‬ ‫چه توجیهی برای این رفتارهای‌شان دارند؟‬ ‫‪ l‬آنها م ی‌گویند ک��ه ما نگرانیم ک��ه در آینده ای ران‬ ‫بخواهد به این سمت گرایش پیدا کند؛ اگر واقعا این نگرانی‬ ‫بخ واهد مانع کار شود‪ ،‬این نگرانی باید در رابطه با تمام کشورها‬ ‫وجود داشته باشد‪ .‬مثالی را پی رامون این اب راز نگرانی م ی‌توان‬ ‫در حال حاضر مهمترین خواس�ته‌های طرفین از‬ ‫یکدیگر چیس�ت و دو طرف چه روی ه‌ای را باید در‬ ‫پیش بگیرند که مذاک رات به نتیجه برسد؟‬ ‫‪ l‬در ط��رح کل��ی ی��ک خواس��ته کل��ی‬ ‫جمهوری‌اسالم ی‌ای ران دارد و یک خواسته کلی طرف ‪.5+1‬‬ ‫خواسته کلی ما این است که باید حقوق ای ران ب رای استفاده از‬ ‫دانش هسته‌ای در جهت اهداف صلح‌آمیز به شکل کامل به‬ ‫رسمیت شناخته شود‪ .‬طرف مقابل ادعا م ی‌کند که ابهاماتی‬ ‫وجود دارد و از ما م ی‌خواهد که این ابهامات را برطرف کنیم‪ .‬ما‬ ‫فکر م ی‌کنیم جهت اینکه دو طرف به خواسته‌هایشان برسند‬ ‫باید چند قدم برداش��ت‪ .‬یعنی در هر مرحله‌ای یک قدم باید‬ ‫آنها بردارند و یک قدم ما‪ .‬اگر قدم‌ها همزمان برداش��ته شود و‬ ‫اگر به‌صورت هم وزن‪ ،‬هم‌سطح و هم شأن‪ ،‬اقداماتی صورت‬ ‫بگیرد‪ ،‬نهایتا بعد از چند قدم‪ ،‬هم ما به خواس��ته‌مان خواهیم‬ ‫رسید و هم آنها‪ .‬اما کار از جایی با مشکل مواجه م ی‌شود که از‬ ‫ما م ی‌خواهند به‌عنوان شرط شروع این اقدامات و همکاری‌ها‬ ‫از همان ابتدا کل فعالی ت‌هایمان را تعطیل کنیم‪ ،‬خ واسته‌های‬ ‫غیرمنطقی آنها را اجابت کنیم و در مقابلش آنها پیشنهاداتی‬ ‫بدهند که اصال ارزش فک��ر کردن جدی هم ن��دارد‪ .‬مثال در‬ ‫نشس ت‌های قبلی به ما م ی‌گفتند که اگر فعالی ت‌هایمان را‬ ‫متوقف و برخی از سایت‌ها را تعطیل کنیم در قبالش موافقت‬ ‫م ی‌کنند که قطعات هواپیمای مس��افربری به ما بدهند‪ .‬این‬ ‫پیشنهاد در کل خنده‌دار است‪ .‬چرا که اصال آنها از اساس نباید‬ ‫قطعات هواپیمای مسافربری را تحریم کنند و جان مردم را به‬ ‫خطر بیندازند‪ .‬این مساله هیچ ربطی به فعالی ت‌های هسته‌ای‬ ‫ندارد‪ .‬همچنین بس��یاری از تحریم‌های آنه��ا زمانی صورت‬ ‫گرفته که ما اصال فعالیت هسته‌ای نداشتیم و موضوع بحث‬ ‫هسته‌ای هنوز به این مرحله نرسیده بود‪ .‬در نتیجه اکنون نیاز‬ ‫به یک تصمیم سیاسی جدی است؛ آنها باید تصمیم بگی رند‬ ‫رویه‌شان را تغییر دهند و منطقی برخورد کنند‪ ،‬در این صورت‬ ‫به‌طور قطع خیلی سریع به نتیجه خ واهیم رسید‪.‬‬ ‫دس�تگاه سياس�ت‌خارجي ای�ران و مجموع�ه‬ ‫حاکمی�ت ای�ران در قبال دول�ت آمری�کا و دولت‬ ‫باراک اوباما هم�واره طی این چند س�ال صحبت‬ ‫از حس�ن‌نیت برای مذاکره کرده‌اند‪ .‬از نظر ش�ما‬ ‫هدف آمریکا از تاکید بر مذاکر ‌ه مس�تقیم با ایران‬ ‫چیست؟‬ ‫‪ l‬به نظر م ی‌آید که هدف مقامات آمریکایی از اعالم‬ ‫آمادگی ب رای مذاکره بس��تگی به نیات آنها داش��ته باشد‪ .‬در‬ ‫مجموع جمهوری اسالمی ای ران یک کشور قدرتمند و تاثیرگذار‬ ‫در منطقه اس��ت و م ی‌تواند یک همکار و هم��راه در تحقق‬ ‫خواسته‌های بزرگ بشری ب رای ایجاد صلح‪ ،‬امنیت و توسعه‬ ‫با کشورهای قدرتمند جهان امروز باشد‪ .‬پس طبیعی است که‬ ‫قدرت‌های بزرگ تمایل به این داشته باشند که کشور موثری‬ ‫مانند ای ران را همراه خودشان داشته باشند‪ ،‬چرا که از این طریق‬ ‫از ظرفی ت‌های کشور ما خیلی بهتر م ی‌توانند بهره‌مند شوند‪.‬‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪ l‬تا زمان��ی که مبن��ای برخورد کش��ورهای غ ربی‬ ‫عضو گروه ‪ 5+1‬با کش��ور ای ران‪ ،‬یک مبن��ای منطقی‪ ،‬رفتار‬ ‫ی کشورها‬ ‫محترمانه و از موضع حل مشکالت با کمک تمام ‌‬ ‫نباش��د‪ ،‬به نتیجه نخواهیم رس��ید‪ .‬یعنی ملت ای ران باتوجه‬ ‫به س��ابقه تاریخی و تمدنی چندهزار س��اله‪ ،‬یک ملت اهل‬ ‫منطق و گفت‌وگوس��ت‪ .‬اگر کس��ی با ویژگ ی‌های ملت ما‬ ‫آشنایی داشته باشد متوجه م ی‌ش��ود که اگر بخواهند با مردم‬ ‫ما دوستی بکنند راه‌حل آن این اس��ت که رفتار محترمانه‌ای‬ ‫داشته باشند‪ ،‬سوءنی ت‌ها را کنار بگذارند و بپذیرند که کشور‬ ‫ما ب رای پیشرفت آمادگی دارد قدم‌های بزرگی بردارد و از همه‬ ‫دانش‌های پیچیده روز دنیا ب رای اهداف صلح‌آمیزش استفاده‬ ‫کند‪ .‬اگر آنها رویه مخالفت و دشمنی را با ملت ای ران در پیش‬ ‫بگی رند‪ ،‬روانشناسی ملت ما بدین صورت است که حتما عزم‬ ‫جدی‌تری در پی��ش خواهد گرفت و در مقابل اين کش��ورها‬ ‫ایستادگی خ واهد کرد تا به خ واسته‌شان برسند‪ .‬به نظر م ی‌رسد‬ ‫در این ‪ 34‬سال تجربیاتی که به‌دنبال پیروزی انقالب اسالمی‬ ‫ب رای کشورهای غ ربی به دست آمده‪ ،‬م ی‌توانست کافی باشد‬ ‫تا مجددا اشتباهات گذشته را تکرار نکنند‪ .‬آنها حتی م ی‌توانند‬ ‫حوادث اخیر کشور را نیز به‌عنوان یک تجربه‪ ،‬مورد‌نظر داشته‬ ‫باشند‪ .‬زمانی که طرف غ ربی فش��ارها را به صورت ظالمانه و‬ ‫غیرمنطقی علیه ملت ما وارد کرده و سعی م ی‌کند مردم را با‬ ‫بحران و مشکل روبه‌رو کند در اوج این سخت ی‌ها که ممکن‬ ‫است کاملا هم توسط مردم احساس ش��ود‪ ،‬حضور مردم در‬ ‫‪ l‬وقتی م ی‌گوییم برخورد باید منطقی باشد‪ ،‬دیگر‬ ‫هر شرط یا خواس��ته‌ای از جانب آنها نباید مطرح شود‪،‬‬ ‫بلکه خواسته‌هایشان باید مبنا داشته باشد‪ .‬ما معتقدیم‬ ‫بهترین مبنا ب رای بحث هس��ته‌ای معاهده ان پی تی‬ ‫اس��ت‪ .‬این معاهده‪ ،‬مبنایی اس��ت که مجموعه‌های‬ ‫وابسته به سازمان ملل روی آن کار کرده‌اند و کشورهای‬ ‫ی عضو آن هس��تند که با یکدیگر قرار گذشته‌اند‬ ‫مهم ‌‬ ‫به خاطر داش��تن آینده‌ای بهتر ب رای بشریت نسبت به‬ ‫انهدام سالح‌های هسته‌ای و عدم اشاعه آن تالش کنند‬ ‫و متعهد باشند که در این راستا گام‌های اساسی بردارند‪.‬‬ ‫در کنار این ت�لاش نیز در معاهده ذکر ش��ده که همه‬ ‫کشورها حق دارند از دانش هسته‌ای ب رای پیشرفت‌شان‬ ‫استفاده کنند‪ .‬حتی آژانس متعهد به این است که ب رای‬ ‫اهداف صلح‌آمیز خدمات فنی در اختیار این کش��ورها‬ ‫بگذارد‪ .‬بناب راین اگر این را مبنایی ب رای مذاکره قرار دهیم‬ ‫زمانی که آنها م ی‌گویند سایت فردو باید تعطیل شود‪،‬‬ ‫باید ببینیم که دلیل و منطق‌شان ب رای طرح این خ واسته‬ ‫چیست‪ .‬فرض کنید که به ما بگویند سانتریفیوژهای‬ ‫مدل جدید و پیشرفته را استفاده نکنید؛ این خواسته بر‬ ‫چه مبنا و منطقی مطرح شده است؟ اگر قبول دارند که‬ ‫غن ی‌سازی و داشتن چرخه سوخت تا حدی که صلح‌آمیز‬ ‫شناخته م ی‌شود حق کشور ماست پس چه ای رادی دارد‬ ‫که ما بخواهیم از ابزار پیشرفته‌تری استفاده کنیم‪ .‬مانند‬ ‫این م ی‌ماند که بگویند اتومبی ل‌سواری و داشتن اتومبیل‬ ‫حق همه کشورهاست ولی به کش��ور ما بگویند شما‬ ‫فقط در حد اتومبیل چهار س��یلندر حق استفاده دارید‬ ‫و حق داشتن اتومبیل شش و هشت سیلندر را ندارید‪.‬‬ ‫در رابطه با ان��رژی صلح‌آمیز هس��ته‌ای نیز به همین‬ ‫صورت است‪ .‬اگر قرار باشد این حق مربوط به کشورها‬ ‫باشد و ما بتوانیم غن ی‌س��ازی اورانیوم را تا درصدی که‬ ‫صلح‌آمیز شناخته م ی‌ش��ود ب رای مصارف داخل ی‌مان‬ ‫داشته باش��یم‪ ،‬چرا از سانتریفیوژ پیش��رفته‌تر و سایت‬ ‫فردو استفاده نکنیم‪ .‬چه نش��انه‌ای کشورهای غ ربی را‬ ‫نگران م ی‌کند که فکر م ی‌کنند اگر ما از ماش��ی ن‌های‬ ‫پیشرفته‌تری ب رای غن ی‌سازی استفاده کنیم‪ ،‬معنایش‬ ‫این است که فعالی ت‌های ما در حال پیش رفتن به سمت‬ ‫نظام ی‌گری است؛ به هی چ‌وجه این حرف منطقی نیست‪.‬‬ ‫حتی ما بحث غن ی‌س��ازی ‪ 20‬درصد را به لحاظ فنی از‬ ‫شخص یوکیو آمانو سوال کردیم؛ در مالقاتی که با آمانو‬ ‫داشتیم از او پرسیدم که آیا به نظر وی به‌عنوان مدیرکل‬ ‫آژانس بی ن‌المللی انرژی هسته‌ای‪ ،‬غن ی‌سازی ‪20‬درصد‬ ‫معنایش حرکت به سمت فعالیت نظامی است؟ وی در‬ ‫این رابطه اعالم کرد که غن ی‌سازی ‪20‬درصد صلح‌آمیز‬ ‫شناخته م ی‌شود‪.‬‬ ‫بين الملل‬ ‫در صحب ت‌هایت�ان به سیاس�ت تحریم و فش�ار‬ ‫هم راه با مذاکره اشاره کردید؛ به نظر شما در صورت‬ ‫تداوم این سیاست‪ ،‬روند مذاکرات هسته‌ای ایران‬ ‫با ‪ 5+1‬در آینده به چه سمتی خواهد رفت؟‬ ‫بستن فردو‪ ،‬تعلیق غن ی‌سازی اورانیوم ‪20‬درصد‬ ‫و همچنین انتقال اورانیوم غنی ش�ده به کشوری‬ ‫دیگر از جمله مواردی است که غرب طی مذاکرات‬ ‫هسته‌ای با ایران مطرح کرده است؛ ارزیابی شما‬ ‫از این درخواست‌ها و پیشنهادات غرب چیست؟‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫‪ l‬به نظر م ی‌آید کشورهای غ ربی‪ 5+1‬به ویژه آمریکا در‬ ‫محاسبات شان دچار اشتباه شده اند‪ .‬اگر آنها واقعیات ای ران را در‬ ‫نظر بگی رند خیلی زود م ی‌توانیم به توافق برسیم‪ .‬کافی است‬ ‫طرف مقابل آنچه که حق ملت ای ران است و جزو موضوعات‬ ‫مربوط به معاهده ان‌پ ی‌تی است ب رای ای ران محترم شمارد و‬ ‫به رسمیت بشناس��د تا ای ران نیز ب رای رفع تمامی‌ابهامات و‬ ‫نگران ی‌هایی که مطرح م ی‌شود از طریق یک توافق دوجانبه‬ ‫گام بردارد‪ .‬بعد از اظهارات مثبتی که در استانبول صورت گرفت‬ ‫شاهد نوعی کم تحرکی از جانب کشورهای ‪ 5+1‬بودیم‪ ،‬شاید‬ ‫دلیلش این باشد که آنها گمان م ی‌کردند فشارها توانسته روی‬ ‫سیس��تم اقتصادی ای ران تاثیر منفی بگذارد بناب راین امیدوار‬ ‫شدند که با افزایش فش��ارها بدون اینکه حقوق ملت ای ران را‬ ‫به رسمیت بشناسند‪ ،‬بتوانند اهداف سیاس��ی شان را دنبال‬ ‫کنند‪ .‬تمام تاکید ای ران نیز این است که این نوعی اشتباه در‬ ‫محاسبه است‪ .‬اگر قرار باش��د راجع به حل بحران‌های مهم‬ ‫منطقه‌ای و بی ن‌الملل��ی از تمام ظرفی ت‌ها اس��تفاده کنیم‪،‬‬ ‫باید کش��ورهای مس��تقل و موثر دنیا در این محاسبات وارد‬ ‫شوند و با کمک این‌ها م ی‌توان ش��رایط بهتری در دنیا ایجاد‬ ‫کرد‪ .‬ولی شرط وارد کردن کشورهای مستقل و مشارکت آنها‬ ‫ب رای حل بحران‌ها این است که حقوق ملت‌ها و کشورهای‬ ‫مستقل‪ ،‬محترم شمارده شود‪ .‬این مساله مستلزم آن است که‬ ‫کشورهای قدرتمند غربی‪ ،‬احترام به حقوق ملت‌ها را تمرین‬ ‫کنند و ذهنیتی که از گذشته داشتند یعنی اینکه فکر م ی‌کردند‬ ‫منافع همه کشورها را م ی‌توانند زیر پا بگذارند‪ ،‬فراموش کنند‪.‬‬ ‫آنها باید بپذی رند که شرایط تغییر کرده و کشورها ب رای توسعه و‬ ‫پیشرفت خودشان مایل هستند از دانش و فناوری ب رای اهداف‬ ‫صلح آمیز استفاده کنند‪ .‬باید توجه داش��ت که ای ران نیز جزو‬ ‫پیشتازان کشورهای مستقل در این امر است‪.‬‬ ‫حمایت از نظام‪ ،‬رهبری و سالگرد پیروزی انقالب در ‪ 22‬بهمن‬ ‫پررنگ‌تر م ی‌شود و معنای بیشتری پی دا م ی‌کند‪ .‬توصیه ما به‬ ‫طرف مقابل این است که این روش اشتباه‪ ،‬کارآیی ندارد و باید‬ ‫حتما این روش را کنار بگذارن��د‪ .‬اگر آنها یک روش منطقی و‬ ‫رویکرد محترمانه داشته باشند و به‌حقوق ملت احترام بگذارند‪،‬‬ ‫به‌طور قطع خیلی سریع توافقات نهایی حاصل م ی‌شود‪.‬‬ ‫ذکر کرد‪ .‬در واقع این اب راز نگرانی به همان اندازه‌ب ی‌منطق است‬ ‫که در کشوری خاص اعالم شود افراد و خانواده‌ها حق ندارند در‬ ‫منزل‌شان از کارد آشپزخانه استفاده کنند‪ .‬این در حالی است که‬ ‫ابتدا اعالم شود استفاده از کارد ب رای همه در منازل الزم است‪،‬‬ ‫اما چون ممکن اس��ت یک زمانی از ای��ن کارد ب رای به خطر‬ ‫انداختن جان کسی استفاده شود پس اس��تفاده از آن ممنوع‬ ‫اس��ت‪ .‬این نوع محدودیت ایجاد کردن اصال مبنای عقالنی‬ ‫و منطقی ندارد‪ ،‬یعنی صرف اینکه فکر م ی‌کنند ممکن است‬ ‫نی ت‌ها در آینده تغییر کند بیایند و محدودیت ایجاد کنند‪ .‬تمام‬ ‫خواسته‌هایی که طرفین مطرح م ی‌کنند باید در چارچوب یک‬ ‫مبنا و معیار مورد قبول هر دو طرف باشد‪ .‬اکنون آنها ابهامات و‬ ‫نگران ی‌هایی اب راز کرده‌اند‪ ،‬این در حالی است که ما ب رای رفع این‬ ‫نگران ی‌ها و ابهامات م ی‌توانیم توافقی را طرفینی داشته باشیم‬ ‫تا از طریق عمل به آن توافق نگران ی‌ها برطرف شود‪ ،‬اما در هر‬ ‫صورت باید حقوق ملت ما محترم شمرده شود‪.‬‬ ‫‪113‬‬
‫ولی اینکه اشاره به نیت مقامات آمریکایی م ی‌شود دلیلش این‬ ‫است که یک تصور اشتباه در میان مقامات آمریکایی در طول‬ ‫سالیان گذشته همیشه وجود داش��ته که فکر م ی‌کردند این‬ ‫همکاری و همراهی کشور ما باید یک‌طرفه در جهت تامین‬ ‫منافع آنها صورت بگیرد‪ .‬یا ش��اید فکر م ی‌کردند کشورهای‬ ‫منطقه موظفند اقداماتی را که آنها به نتیجه رسانده‌اند‌‪ ،‬دنبال‬ ‫کنند تا دنیایی که از طرف آنها ط راحی شده زودتر شکل بگیرد‪.‬‬ ‫این مساله باعث شده که همواره این مشکالت به وجود بیاید‪.‬‬ ‫زمانی این مذاکره م ی‌تواند عملی شود و منافع آمریکای ی‌ها را‬ ‫نیز در برداشته باشد که منافع طرف مقابل را نیز تامین کند‪ .‬در‬ ‫واقع یک همکاری و مذاکره‌ای که به قصد همکاری م ی‌خ واهد‬ ‫صورت بگیرد نهایتا باید یک برد طرفینی داش��ته باشد؛ هر‬ ‫کشوری ب رای سیاست خارجی خودش یک اصولی دارد و اگر‬ ‫احساس کند که همکاری با کشور دیگری منافع مل ی‌اش را‬ ‫تامین م ی‌کند و کمک م ی‌کند که اصول و آرمان‌هایش تحقق‬ ‫پی دا کند‪ ،‬قطعا در راستای همکاری با آن کشور گام برم ی‌دارد‪.‬‬ ‫اما اگر احساس کند که صرفا خواسته‌های طرف مقابل بدون‬ ‫اینکه منافعی ب رای کشور ما حاصل شود‪ ،‬محقق م ی‌شود یا‬ ‫حتی ممکن است منافع کش��ور به خطر بیفتد قطعا چنین‬ ‫کاری نخواهد کرد‪.‬‬ ‫چرا در برهه کنون�ی آمریکا برای مذاک�ره با ایران‬ ‫اعالم آمادگی کرده است؟‬ ‫بين الملل‬ ‫‪ l‬بعد از پایان جنگ سرد و سقوط امپ راتوری شوروی‬ ‫س��ابق‪ ،‬دنیای غرب به رهبری ایاالت‌متح��ده آمریکا‪ ،‬جهت‬ ‫اینکه به خواسته‌های اصل ی‌اش در اداره جهان برسد‪ ،‬مانعی‬ ‫در ب رابر خود نم ی‌دید‪ .‬اما وجود یک کش��ور مس��تقل مانند‬ ‫جمهوری اس�لامی ای ران که افکار و ایده‌های خاصی دارد و‬ ‫تقریبا به الگویی ب رای کش��ورهایی که م ی‌خواهند روی پای‬ ‫خودشان بایستند‪ ،‬تبدیل شده است‪ ،‬کم‌کم این احساس را در‬ ‫آنها به وجود آورد که باید به هر شکل ممکن این نماد استقالل‬ ‫در مقابل استکبار و تسلیم نشدن در ب رابر زیاده‌خواهی از بین‬ ‫برود‪ .‬باتوجه به اینکه ابزار قدرتمند رسانه‌ای و عوامل تاثیرگذار‬ ‫در ش��کل دادن به افکار عمومی در اختیار قدرت‌های بزرگ‬ ‫و به ویژه آمریکای ی‌ها ق��رار دارد‪ ،‬نفس مذاکره م ی‌تواند هدف‬ ‫آنها را ب رای اینکه بگویند تنها کش��وری که مقاومت م ی‌کرد‬ ‫و در مقابل خواسته‌های‌شان تمکین نم ی‌کرد را توانسته‌اند‬ ‫پای میز مذاکره بکشانند‪ ،‬تامین کند‪ .‬بناب راین بحث مذاکره‬ ‫در یک فضای جنگ ن��رم و فضای جنگ تبلیغاتی م ی‌تواند‬ ‫تاحدی منافع آنها را تامین کند‪ .‬به همین دلیل نیز با دی ‌د تردید‬ ‫به خواسته آنها نگاه م ی‌شود‪ .‬اگر آنها واقعا قصد مذاکره ب رای‬ ‫تغییر سیاس��ت‌ها را دارند به رفتار آنها بستگی دارد‪ .‬به دلیل‬ ‫فتنه‌های بزرگ و دشمن ی‌های بزرگ آنها در حق مردم ما که در‬ ‫تاریخ معاصر کشورمان یک صحنه بسیار تاریکی از اظهارات‬ ‫مقامات آمریکایی را به‌دنبال داشته‪ ،‬تنها زمانی م ی‌توان انتظار‬ ‫صحنه‌های جدید و متفاوت را داشت که عالئم تغیی رات اصولی‬ ‫در رفتار آنها دیده شود‪ .‬درواقع رفتار طرف مقابل نباید تنها در‬ ‫جهت تامین منافع ایاالت‌متحده آمریکا باش��د بلکه باید در‬ ‫جهت مشارکت و همکاری ب رای تامین منافع طرفین و دست‬ ‫کشیدن از دشمن ی‌ها باشد‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪166‬‬ ‫ب ا‌توجه به تغیی راتی که در دولت دوم باراک اوباما به‬ ‫وجود آمد‪ ،‬ب ه‌خصوص انتخاب جان کری ب ه‌عنوان‬ ‫وزیر خارجه‪ ،‬کسی که نسبت به هیالری کلینتون‪،‬‬ ‫روش�نفکرتر اس�ت و ب ه‌نوعی از الی ه‌های قدرت‬ ‫مخالف با همکاری با ای ران دورتر است‪ ،‬به نظر شما‬ ‫روی کار آمدن چنین افرادی موجب خواهد شد که‬ ‫آنها بتوانند بر اين ساختار غلبه کنند و قدرت ای ران‬ ‫را ب ه‌عنوان قدرت منطقه‌ای بپذیرند؟‬ ‫ســالنامـه ‪1391‬‬ ‫‪114‬‬ ‫‪ l‬به نظر م ی‌آید ش��رایط آمریکا نس��بت به گذشته‬ ‫متفاوت ش��ده اس��ت؛ اتفاقاتی که در دنیای ام��روز در حال‬ ‫وقوع است‪ ،‬ش��رایط جدیدی را ب رای آمریکا ایجاد کرده است‪.‬‬ ‫آمریکای ی‌ها در بحث‌های اقتصادی و اجتماعی با مشکالت‬ ‫جدی روبه‌رو هستند و مهمتر از آن این است که سیاست‌های‬ ‫مقامات آمریکایی در کش��ورهای مختلف به ویژه کشورهای‬ ‫مس��تقل با یک واکنش منفی افکار عمومی روبه‌روس��ت‪.‬‬ ‫بناب راین آنها به بازسازی سیاست‌هایشان احتیاج دارند‪ .‬شاید‬ ‫مفهوم اصلی بحث بیداری اس�لامی در منطقه خاورمیانه و‬ ‫خلی ج‌فارس‪ ،‬مواجهه مردم با سیاست‌های مقامات آمریکایی‬ ‫بود‪ .‬زی را آنها با دیکتاتورهایی که در کشورهای خودشان سعی‬ ‫م ی‌کردند وابس��تگی به قدرت‌های غ رب��ی و آمریکای ی‌ها را‬ ‫تامین کنند‪ ،‬مقابله م ی‌کردند و این دیکتاتورها مورد حمایت‬ ‫همین مقامات آمریکایی بودند‪ .‬در واقع خواست مردم‪ ،‬مقابله‬ ‫با سیاست‌های آمریکا بود‪ .‬به همین دلیل باراک اوباما ‪ 2‬سال‬ ‫پیش سخنرانی در وزارت امور‌خارجه آمریکا انجام داد و تالش‬ ‫ش��د به‌لحاظ تبلیغاتی خیلی به آن پرداخته شود و آن را یک‬ ‫سخنرانی تاریخی قلمداد کنند‪ .‬وی در این سخنرانی اعالم کرد‬ ‫که عصر نوینی در سیاست خارجی آمریکا نسبت به منطقه‬ ‫آغاز خواهد شد‪ .‬بناب راین آنها قصد بازسازی سیاست‌های‌شان‬ ‫را دارند‪ .‬البته اوباما دو هدف را به‌عنوان اولویت‌های اصلی در‬ ‫سیاست خارجی جدید آمریکا برشمرد که اولویت نخست همان‬ ‫تامین منافع ملی آمریکا ب��ود و اولویت بعدی‪ ،‬تامین امنیت‬ ‫دولت یهود بود‪ .‬به نظر م ی‌آید این مسائل‪ ،‬همان سیاست‌های‬ ‫قبلی مقامات آمریکایی است اما ظاهر تصمیمات را م ی‌خ واهند‬ ‫به شکلی ارائه کنند که انگار سیاست خارجی جدیدی قرار است‪،‬‬ ‫آغاز شود‪ .‬بناب راین آمریکای ی‌ها نیاز دارند که تغیی رات جدی ای‬ ‫را در نوع رفتارشان ایجاد کنند و مبنای این تغیی رات‪ ،‬منافع ملی‬ ‫آمریکاست‪ .‬اگر مقامات آمریکایی واقعا به‌دنبال تامین منافع‬ ‫ملی خودشان باشند‪ ،‬رویه گذشته دیگر جواب نخواهد داد؛ آنها‬ ‫باید تغیی رات جدی در عمل و سیاست‌هایشان داشته باشند‪.‬‬ ‫ش��اید نزدیک��ی و هم��کاری ب��ا جمهوری اس�لامی‬ ‫ای ران‪ ،‬ب رایش��ان بهترین و مطلوب‌ترین ش��رایط باش��د‪ .‬اگر‬ ‫جمهوری‌اس�لام ی‌ای ران یک همکار و یک کش��ور قدرتمند‬ ‫منطقه‌ای باش��د که در چارچوب سیاس��ت‌ها‪ ،‬آمریکای ی‌ها‬ ‫احساس کنند در جهت رسیدن به تفاهم طرفینی م ی‌توانند‬ ‫از این ظرفیت بهره برداری کنند‪‌،‬ترجیح م ی‌دهند کشورهایی‬ ‫در منطقه آنه��ا را همراهی کنند که به هی��چ وجه قابل دفاع‬ ‫نیس��تند‪ .‬یعنی نه به لحاظ دموکراسی قابل دفاع هستند‪ ،‬نه‬ ‫به لحاظ حقوق بشر و نه به لحاظ ارتباط مردم با دولت‌هایشان‪.‬‬ ‫پس شاید در ذهن مقامات آمریکایی این مساله شکل گرفته‬ ‫باشد که بهترین شکل حضورشان در منطقه این است که یک‬ ‫جمهوری اسالمی ای ران قدرتمند و با تفاهم در مورد ب رنامه‌های‬ ‫مختلف را در منطقه و سیاست‌های مختلف در کنارشان داشته‬ ‫باش��ند‪ .‬این مس��اله م ی‌تواند انگیزه اصلی تمایل آنها ب رای‬ ‫مذاکره‪ ،‬همکاری و عادی‌سازی روابط باشد‪.‬‬ ‫اگر این رفتار بخواهد به‌عنوان یک شگرد ب رای شکستن‬ ‫مقاومت ملت ما دنبال شود‪ ،‬فایده‌ای نخ واهد داشت و این فقط‬ ‫یک تغییر ظاهری با همان سیاست‌های قبلی خ واهد بود‪ .‬باید‬ ‫توجه داشت که مردم ما هوشیار هستند و نشان داده‌اند که به‬ ‫این س��ادگی به بازی قدرت‌های بزرگ وارد نم ی‌شوند‪ .‬اما اگر‬ ‫واقعا به‌خاطر منافع ملی آمریکا و ب رای انجام یک کار اصولی‬ ‫این تغیی رات در حال شکل گرفتن است‪ ،‬باید مقامات آمریکایی‬ ‫ثابت کنند که آمادگی ورود به صحنه‌های جدید و رویکرد جدید‬ ‫را دارند‪ .‬آنها باید ثابت کنند که این بار م ی‌خواهند حسن نیت‬ ‫داشته باشند و اشتباهات گذش��ته را کنار بگذارند‪ .‬درواقع آنها‬ ‫باید نشان دهند که م ی‌خواهند از ظرفیت کشور بزرگی مانند‬ ‫جمهوری اسالمی ای ران ب رای داشتن شرایط بهتری در کشور‬ ‫خودشان و دنیا استفاده‌های مفیدی کنند به صورتی که منافع‬ ‫کشور ما و دیگر کشورهای منطقه تامین شود‪.‬‬ ‫ش��رایطی که در عرصه جهانی به‌خصوص آمریکا در‬ ‫ی را ب رای تغیی رات اساسی‬ ‫حال شکل‌گیری اس��ت‪ ،‬یک الزام ‌‬ ‫در آمریکا ایجاد کرده و آنها نیز متوجه شده‌اند که باید اقدامات‬ ‫جدی ب رای تغیی رات بزرگ دنبال کنند‪ .‬در این شرایط طبیعی‬ ‫است که هر کشوری اگر فکر کند که با کمترین هزینه م ی‌تواند‬ ‫به اهدافش دسترس��ی پیدا کند‪ ،‬هزینه کمتری خواهد کرد و‬ ‫امتیازات پایی ن‌تری خواهد داد‪.‬‬ ‫آنها به‌دنبال این هستند که اگر بتوانند بدون هزینه‌کردن‪،‬‬ ‫مش��کالتی داخل کش��ور ما به‌وجود بیاورند‪ ،‬از جمله اينكه‬ ‫اختالفات و درگیری‌های داخلی ایجاد کنند‪ ،‬حضور مردم را در‬ ‫صحنه‌های سیاسی و اجتماعی کم کنند‪ ،‬حمایت شان را از‬ ‫نظام کم کنند و زمینه‌های تضعیف ای ران را فراهم کنند‪ .‬در این‬ ‫شرایط آنها دیگر به‌دنبال به رسمیت شناختن حقوق ملت ما‬ ‫نخ واهند بود‪ .‬اما در مقابل اگر احساس کنند که ملت ما باهوش‬ ‫هستند‪ ،‬در عرصه‌های مختلف اقتدارشان را کامل‌تر از گذشته‬ ‫به نمایش خواهند گذاشت‪ ،‬سیاست‌های ما همچنان در حال‬ ‫مدیریت تحوالت مختلف و منافع کشور خودمان و کشورهای‬ ‫منطقه است و این رفتار و دش��من ی‌ها فایده‌ای ندارد‪ ،‬در این‬ ‫صورت شرایط مطلوب ب رای آنها نیز تعامل و همکاری با کشور‬ ‫قدرتمندی به نام ای ران خواهد بود‪ .‬پس همه چیز بستگی به‬ ‫این دارد که واقعا آنها به این نتیجه رسیده باشند که بخواهند‬ ‫یک وضعیت مناسب‌تر و مطلوب‌تری ب رای کشور خودشان در‬ ‫افکار عمومی ای ران و کشورهای منطقه به‌وجود بیاورند‪ .‬اگر‬ ‫آنها با این نیت وارد شوند‪ ،‬ما هم با مدیریت رفتارمان م ی‌توانیم‬ ‫حقوق مان را تامین کنیم‪.‬‬ ‫اکنون در حالی که بحث مذاکره با آمریکا از سوی‬ ‫آنها همواره مطرح م ی‌ش�ود‪ ،‬رهبر معظم انقالب‬ ‫نیز از یک پیچ تاریخی ب�زرگ در مقطع فعلی نام‬ ‫برده‌اند‪ .‬به نظر ش�ما اکنون ایران در چه مقطعی‬ ‫است و در برابر پیش�نهاد مذاکره چه رویکردی را‬ ‫باید دنبال کنیم؟‬ ‫‪ l‬ما باید اعالم آمادگی ب رای مذاک��ره را در چارچوب‬ ‫یک تحلیل کل ی‌تر ببینیم‪ .‬جمهوری اسالمی ای ران در حال‬ ‫طی کردن یک مقطع حساس است؛ مقام‌معظم‌رهبری نیز به‬ ‫يك پیچ تاریخی بزرگ اشاره‌ای داشتند‪ .‬این سخن ایشان در‬ ‫سیاست خارجی بدین گونه قابل تبیین است که ایام ی‌که در‬ ‫آن قرار داریم و ماه‌های آینده در سرنوشت کشور‪ ،‬آینده منطقه‬ ‫و تحوالت م ی‌تواند خیلی تعیین کننده باشد‪ .‬ما ب رای رسیدن‬ ‫به خواسته‌هایمان‪ ،‬مسیر طوالنی را طی کردیم و دستاوردهای‬ ‫بزرگی نیز داشتیم اما مقطع فعلی بسیار تعیی ن‌کننده و مهم‬ ‫اس��ت‪ .‬اهمیت این مقطع از این جهت اس��ت که اگر شرایط‬ ‫الزم را ب رای تثبیت اقتدارمان ایجاد کنیم م ی‌توانیم از تمام ی‌‬ ‫حقوق‌مان بهره‌مند شویم و قدرت‌های بزرگ دنیا ما را به‌عنوان‬ ‫یک قدرت تثبیت شده به رسمیت خواهند شناخت‪ .‬بناب راین‬ ‫ب راساس اینکه ما یک قدرت منطقه‌ای هستیم وارد همکاری‬ ‫خواهیم ش��د‪ .‬اما اگر نتوانیم در ایام ی‌که در آن قرار داریم به‬ ‫ش��کلی تدبیر بکنیم که این اقتدار ملی و منطقه‌ای ما را به‬ ‫نمایش بگذارد‪ ،‬به این معناست که طرف مقابل م ی‌خواهد از‬ ‫تهدیداتی که وجود دارد علیه کشورمان استفاده کند و ما را به‬ ‫صحنه‌ای بکشاند که م ی‌تواند هم در تاریخ کشور و در منطقه‪،‬‬ ‫لطمه‌های بزرگی را به کشور و کشورهای اسالمی منطقه وارد‬ ‫کند‪ .‬اگر در این چارچوب بخ واهیم به موضوع نگاه کنیم ما یک‬ ‫وظیفه‌ای داریم‪ .‬در حقیقت وظیفه اصلی ما این است که در‬ ‫داخل همه عواملی که م ی‌تواند اقتدار ملی را به نمایش بگذارد‬ ‫تقویت کنیم‪ .‬اقتدار ملی س��ه ویژگی و عامل اصلی و تعیین‬ ‫کننده دارد؛ عامل نخست‪ ،‬وحدت و انسجام ملی است‪ .‬ما باید‬ ‫با تمام توان در جهت وحدت و انسجام ملی حرکت کنیم‪ .‬هر‬ ‫کسی و هر جریانی که این وحدت و انسجام ملی را به خطر‬ ‫بیندازد در واقع اقتدار ملی مان را به خطر انداخته است‪ .‬عامل‬ ‫دوم‪ ،‬وحدت فرماندهی است‪ .‬باید توجه داشت که ای ران اکنون‬ ‫در یک جنگ تمام عیار است و فقط عملیات نظامی مستقیم را‬ ‫در دشمن ی‌های با ملت مان نداریم‪ .‬تمام گزینه‌ها مانند تحریم