صفحه قبل

هفته نامه مثلث شماره ۱۳۰

صفحه بعد

هفته نامه مثلث شماره 130

هفته نامه مثلث شماره 130

‫او مي‌خواست‬ ‫ي صدر را‬ ‫انتقام امام موس ‌‬ ‫از قذافي بگيرد‬ ‫هفته‌نامه‌خبري‪،‬تحليلي‪/‬سالسوم‪/‬شمارهصدوسيام ‪27/‬خردادماه‪ 92/1391‬صفحه‪1500/‬تومان‬ ‫ناگفته‌هاي عادل‌عون از شهيد مصطفي چمران‬ ‫كدامشريعتي؟‬ ‫دكتر عليشريعتيكهبودو چهكرد‬ ‫پرونده اي در تحليل ‪ ،‬نقد و بررسي شريعتي‬ ‫‪ 35‬سال پس از مرگش با نوشتارهايي از‪:‬‬ ‫دكتر عماد افروغ‪ ،‬دكتر ابراهيم فياض‬ ‫دكتر امير محبيان‪ ،‬دكتر عباس منوچهري‬ ‫دكتر صادق زيبا كالم و دكتر عليرضا صدرا‬ ‫‪ISSN: 2008-5281‬‬ ‫‪MOSALAS.IR‬‬ ‫فرضيه «يار قرضي»‬ ‫آيا طرح دولت وحدت ملي‬ ‫دوباره زنده شده است‬ ‫همهدرحالچرتكهانداختنهستند‬ ‫گفتوگويزهيرتوكليبامحمدرضابايراميدربارهزندگيشخصي‬ ‫داستاننويسي‪،‬ادبياتشهريوروستايي‬ ‫وادبياتجنگوضدجنگ‬ ‫ديپلماسينامه‌ها‬ ‫سرانجاممذاكراتمسكو‬ ‫چه خواهد بود؟‬
‫راهامام‬ ‫و كذلك جعلنكم امه وسطا لتكونوا شهدا علي الناس‬ ‫و يكون الرسول عليكم شهيدا‬ ‫از نصيحت به حكومت‌هاي‬ ‫همجوار و منطقه دريغ ندارم‬ ‫پايان اين هفته مصادف اس��ت با س��الروز فتح خرمشهر‪.‬‬ ‫امام(ره) در اين روز تاريخي پيامي‌به ملت ايران صادر كردند‪.‬‬ ‫در بخش‌هايي از اين پيام آمده بود‪:‬‬ ‫س��پاس بي‌حد ب��ر خداوند قادر كه كش��ور اس�لامي و‬ ‫رزمن��دگان متعهد و ف��داكار آن را مورد عناي��ت وحمايت‬ ‫خبرنامه‬ ‫‪12-27‬‬ ‫اصالح‌طلبان و مسال ‌ه انتخابات‬ ‫كار در ‪8‬سال براي همه كافي است‬ ‫روژه‌گارودي؛ از سوسياليسم تا اسالم‬ ‫حبیب‌اهلل بی‌طرف جدیدترین گزینه اصالح‌طلبان‬ ‫قدرت موشكي حزب‌اهلل را ‪90‬درصد از كشورها ندارند‬ ‫سياست‬ ‫‪28 - 45‬‬ ‫ناگفته‌هاي ضرغامي از سپاه تاصدا و سيما‬ ‫سه دهه سياست‌ورزي آيت‌اهلل‬ ‫هيچ رئيس‌جمهوري ايده‌آل نخواهد بود‬ ‫كدامرئيس‌جمهور‬ ‫بين ‌الملل‬ ‫‪46 - 65‬‬ ‫يك گام به جلو‬ ‫استراتژي ايران الگوي مذاكره براي مذاكره نيست‬ ‫راهبردمقاومت‬ ‫پيروزي بزرگ براي اسالمگرايان‬ ‫كودتايپنهان‬ ‫گزارش‌مثلث‌از‌آخرين‌‌رايزنی‌های‌انتخاباتی‬ ‫هفتهنامهخبري‪،‬تحليلي‪/‬سالسوم‪/‬شمارهصدوسيويكم ‪3/‬تيرماه‪ 92/1391‬صفحه‪1500/‬تومان‬ ‫سه ساعت گفتوگوي مثلث‬ ‫با رئيس رسانه ملي‬ ‫هفته‌نامه سياسي‪ ،‬فرهنگي با رويكرد خبري‪ ،‬تحليلي‬ ‫ناگفته هاي ضرغامي‬ ‫از سپاه تا صدا و سيما‬ ‫تصوير روي جلد عكسي منتشر نشده مربوط به ديدار ضرغامي‬ ‫با شهيد سيد عباس موسوي دبيركل سابق حزباهلل لبنان است‪.‬‬ ‫در اين تصوير سيدحسننصراهلل هم ديده ميشود‬ ‫صاحب امتياز و مدير مسئول‪ :‬مصطفي آجورلو‬ ‫سردبیر‪ :‬سعيد آجورلو‬ ‫يكگام به جلو‬ ‫نتيجه‌مذاكرات‌مسكو؛‌‌پيروزي‌ايران‌‬ ‫وعقب‌نشيني‌غرب‬ ‫‪ISSN: 2008-5281‬‬ ‫‪MOSALAS.IR‬‬ ‫مثلث؛ هفته نامه‌اي خبري‪ ،‬تحليلي است كه سعي دارد روايتي منصفانه و عادالنه‬ ‫از واقعيت‌ها ارائه دهد‪ .‬نامش تمثيل و اشاره‌اي است به سه ضلع استقالل‪ ،‬آزادي و‬ ‫جمهوري اسالمي‪ .‬مرامش تقويت گفتمان انقالب اسالمي‪ ،‬چارچوبش اسالم‪ ،‬انقالب‪،‬‬ ‫امام و رهبري‪ ،‬آرمانش گس�ترش و سيادت اسالم‌‌خواهي در سراسر جهان و عزت‬ ‫مسلمانان‪ ،‬توسعه و پيشرفت ايران‌اسالمي و رفاه مردم شريف ايران و رونق گرفتن‬ ‫عدال�ت‪ .‬مرزش رواداري و تأليف قلوب اهالي انقالب و ايس�تادگي در برابر مقابالن‬ ‫گفتماني و عملي نظام و س�ياق و مشرب‌مان نجابت قلم و روزنامه‌نگاري مومنانه و‬ ‫تالشدرجهترونقگرفتنسنتگفت‌وگوميانفرهيختگانونخبگانكشوراست‪.‬‬ ‫اميدواريم كه در روايت‌مان صادق‪ ،‬بر مرام‌مان مستمر و دائم‪ ،‬بر چارچوب‌مان مستقر‪،‬‬ ‫بر آرمان‌مان مومن‪ ،‬بر مرزهايمان مراقب و هوشيار و بر سياق‌مان استوار بمانيم‪.‬‬ ‫مثلث‬ ‫حبيب‌اهلل‌بی‌طرف‌جديدترين‌‬ ‫گزينه‌اصالح‌طلبان‌‬ ‫پيروزي‌بزرگ‌براي‌اسالمگرايان‬ ‫محمدالمرسي‌پيشتاز‬ ‫‌انتخابات‌رياست‌جمهوري‌مصر‬ ‫اكران‌پاييزي‌بهار‬ ‫چرا‌در‌سه‌ماه‌اول‌سال‬ ‫‌سينماي‌ايران‌فروش‌خوبي‌نداشت؟‬ ‫سه‌دهه‌سياست‌ورزي‌آيت‌اهلل‬ ‫مروري‌بر‌مواضع‌آيت‌اهلل‌مصباح‌يزدي‬ ‫درباره‌سه‌رئيس‌جمهور‌‬
‫خويش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصيب ما فرمود‪ .‬اينجانب‬ ‫با يقي��ن به آنكه ماالنص��ر اال من عنداهلل از فرزندان اس�لام‬ ‫و قواي سلحش��ور مس��لح‪ ،‬كه دس��ت قدرت حق از آستين‬ ‫آنان بيرون آمد و كش��ور بقيه‌اهلل االعظ��م ‪ -‬ارواحنا لمقدمه‬ ‫الف��دا ‪ -‬را از چنگ گرگان آدمخوار كه آلت‌هايي در دس��ت‬ ‫ابرقدرت��ان خصوصا آمري��كاي جهانخوارند بي��رون آورد و‬ ‫نداي «اهلل‌اكبر» را در خرمشهر عزيز طنين‌انداز كرد و پرچم‬ ‫پرافتخار «الاله‌االاهلل» را بر فراز آن ش��هر خرم ‪ -‬كه با دست‬ ‫پليد خيانتكاران قرن به خون كشيده شده و «خونين شهر»‬ ‫نام گرفت ‪ -‬تشكر مي‌كنم‪.‬‬ ‫آنان فوق تش��كر امثال من هس��تند‪ .‬آنان به يقين مورد‬ ‫تقدي��ر ناجي بش��ريت و برپاكنن��ده عدل الهي در سراس��ر‬ ‫گيتي ‪ -‬روحي لتراب مقدمه الفدا ‪ -‬مي‌باشند‪ .‬آنان به آرم ما‬ ‫«رميت اذرميت و لكن‌اهلل‌رمي»‌ مفتخرند‪.‬‬ ‫از نصيحت به حكومت‌هاي همجوار و منطقه دريغ ندارم‪.‬‬ ‫آن��ان مي‌دانند امروز با فتح خرمش��هر مظلوم‪ ،‬دولت و ملت‬ ‫پيروزمند ما از موضع قدرت س��خن مي‌گويد و من به پيروي‬ ‫از آنان به ش��ما اطمينان مي‌دهم كه اگر از اطاعت بي‌چون و‬ ‫چراي آمريكا و بستگان آن دست برداريد و با ما به حكم اسالم‬ ‫و قرآن كريم رفتار كنيد‪ ،‬از ما جز خير و پش��تيباني نخواهيد‬ ‫ديد و ش��ما بدانيد آنقدر كه ابرقدرت‌ه��ا از صدام‪ ،‬اين نوكر‬ ‫چشم و گوش بسته‪ ،‬پشتيباني كردند از شماها كه قدرت‌هاي‬ ‫كوچك و حكومت‌هاي ضعيف هستيد پشتيباني نمي‌كنند‪.‬‬ ‫ش��ما عاقبت اين جنايتكار و هم‌قطار جنايتكارش ش��اه‬ ‫مخلوع را به عيان ديده‌اي��د‪ .‬قدرت‌هاي بزرگ بيش از آنچه‬ ‫از شما اس��تفاده نمايند از شما طرفداري نمي‌كنند و شماها‬ ‫را ب��راي منافع خويش به هالكت مي‌كش��ند و من نصيحت‬ ‫برادرانه به ش��ما مي‌كنم كه كاري نكنيد ق��رآن كريم براي‬ ‫برخورد با ش��ما تكليف نمايد و ما به حكم خدا با ش��ما رفتار‬ ‫كنيم‪.‬‬ ‫فرهنگ‬ ‫‪66 -71‬‬ ‫اكران پاييزي بهار‬ ‫شكست سياست‌گذاري ها‬ ‫اكران رونق مي گيرد‬ ‫ورزش‬ ‫‪72 -79‬‬ ‫مصائبمحافظه‌كاري‬ ‫‪90‬درصد نگرانم به جام جهاني نرويم‬ ‫من به كي‌روش اعتقاد دارم‬ ‫انتظارمان از كي‌روش اين نبود‬ ‫ميراث كي‌روش چه خواهد بود؟‬ ‫ديدار‬ ‫‪80-82‬‬ ‫جرم هنري‬ ‫درس‌هاي عاشورا‬ ‫بدون حتي يك عالمت تعجب‬ ‫تحريريه‪:‬‬ ‫ي‬ ‫دبیر تحريريه و سياست‪ :‬مصطفي صادق ‬ ‫دبیر فرهنگ و اقتصاد‪ :‬عليرضا بهرامي‬ ‫دبیر جهان‌اسالم و دين‌وتاريخ‪ :‬مصطفي شوقي‬ ‫دبیر بين‌الملل‪‌:‬سعيده سادات فهري‬ ‫دبير ديدار‪ :‬افشين خماند ‬ ‫دبیر ورزش‪ :‬مهدي ربوشه‬ ‫دبیر خبرنامه‪ :‬علي حاجي‌ناصري‬ ‫اعضاي تحريريه و همکاران‪ :‬زهير توكلي‪-‬خسرو معتضد ‪ -‬شاهده‌يوسفي‪-‬ياسين‬ ‫سيف‌االس�لام‪ -‬اميد كرماني‌ها‪-‬فاطمه‌ميرزايي‪ -‬شيما غفاري ‪ -‬زهرا‌راد‪ -‬عاطفه‬ ‫كربالئي‪ -‬محمد تاجيك‪ -‬حس��ين غالمي‪ -‬شادي خوشكار خيري‪ -‬حميدرضا‬ ‫نصيري‌نژاد‪ -‬مسعود نجفي‪ -‬شاهين فتحيان ‪ -‬محمد جواد پاينده‬ ‫دبيراجرايي‪ :‬سمانه مومني‬ ‫فني‪:‬نيما ملك‌نيازي‬ ‫گرافيك و صفحه‌آرايي‪ :‬فاطمه قنائي ‪ -‬علي آجورلو‬ ‫پردازش تصاوير و عكس‪ :‬هومن سليميان‪ -‬امير طاليي‪ -‬مهدي ابراهيمي‬ ‫و نيوشا ملك‌نيازي‬ ‫تصحيح‪ :‬ژيال شاكري ‪ -‬داوود جوكار‬ ‫حروفچيني‪ :‬داود حشمتي‬ ‫امور اداري‪ :‬محمد شكرالهي‬ ‫مدير مالي‪ :‬محمد پاليزدار‬ ‫سازمان آگهي‌ها‪ :‬مصطفي ميري‬ ‫بازرگاني و بازاريابي‪ :‬محمدعلي آجورلو ‬ ‫انفورماتيك‪ :‬شهرام رحمتي‬ ‫با تشکر از‪ :‬دكتر اسماعيل تبار‪ -‬مهندس واعظي‪ -‬دكتر آيت‌اهلل ابراهيمي‬ ‫ دكتر غالم‌حسن تقي نتاج ‪ -‬حسين زندي ‪ -‬احمد طاليي ‪ -‬مهندس‬‫بختياري ‪ -‬مهندس بهرامي ‪ -‬مهندس مهرداد نصرت‌پور ‪ -‬حسين‬ ‫مجاهدي ‪ -‬هادي انباردار ‪ -‬سيد عارف علوي ‪ -‬مهندس اميني‬ ‫رضاراس��تي‬ ‫سازمان آگهي‌ها‪ :‬تلفن‪0912 - 5169927 :‬‬ ‫چاپ‪ :‬رواق‬ ‫توزيع‪ :‬نامه‌امروز‬ ‫نشاني ‪ :‬تهران‪ ،‬خيابان شهيد بهشتي‪ ،‬خيابان پاكستان‪ ،‬كوچه دوازدهم‪،‬‬ ‫پالك ‪ ،24‬واحد ‪1‬‬ ‫تلفن ‪88171506-8 :‬‬
‫اآ‬ ‫زد‬ ‫با‬ ‫اي ع‬ ‫د بر‬ ‫ي‬ ‫عت‬ ‫‪7‬‬ ‫‪1‬‬ ‫‪-‬‬ ‫رمندان معاصر ت‬ ‫ج‬ ‫س‬ ‫م‬ ‫ز هن‬ ‫ي‬ ‫و‬ ‫يا‬ ‫ن اق‬ ‫‪0‬‬ ‫‪1‬‬ ‫خ‬ ‫ت‬ ‫ا‬ ‫ي‬ ‫ر‬ ‫‪5‬‬ ‫ا‬ ‫ثار‬ ‫م از ت‬ ‫‪ 1‬تير‬ ‫مو‬ ‫سا‬ ‫آدرس ‪ :‬خيابان آفريقا ‪‌،‬ابتداي سعيدي‪‌،‬پالك ‪2‬‬ ‫‪ART GALLERY TALAIE‬‬ ‫ب‬ ‫شور‬ ‫ك‬ ‫ي‬ ‫ش‬ ‫‪20‬‬
‫راهامام‬ ‫و كذلك جعلنكم امه وسطا لتكونوا شهدا علي الناس‬ ‫و يكون الرسول عليكم شهيدا‬ ‫اهميت انگيزه و محتوا در‬ ‫انقالب‌ها‬ ‫در انقالباتي كه در عالم واقع مي‌ش��ود يا در ش��ورش‌ها يا‬ ‫در كودتاها‪ ،‬يكي اصل اين ش��ورش و انق�لاب و كودتا‪ ،‬يكي‬ ‫انگيزه‌اش‪ ،‬يكي محتوايش؛ اينها س��ه امري است كه بايد در‬ ‫آن توجه كرد‪ .‬خودش��ان‪ ،‬خود انقالبات يا خود اينها ش��بيه‬ ‫به هم‌اند‪ ،‬يا ش��ورش اس��ت يا كودتاس��ت يا انقالب‪ ،‬صورتا‬ ‫خبرنامه‬ ‫‪14-25‬‬ ‫خط قرمز نداريم‬ ‫دشواري‌ها‌ي آقاي رئيس‌جهمور‬ ‫ديدار پرحاشيه در كابل‬ ‫يحيا! چه شد كه آخر در غسل خون شدي؟‬ ‫سياست‬ ‫‪26 - 37‬‬ ‫ي‌كنند؟‬ ‫آيا اصالح‌طلبان از نامزدي شيخ حمايت م ‌‬ ‫چه كسي ليدر مي‌شود؟‬ ‫اصالح‌طلبان برنامه ندارند‬ ‫شرايط سياسي امروز با دوم خرداد ‪ 76‬كامال متفاوت است‬ ‫بين ‌الملل‬ ‫‪38 - 51‬‬ ‫برادر ُمرسي‬ ‫شرايط سخت براي تل‌آويو‬ ‫اربكان يا اردوغان؟‬ ‫گريز از ورشكستگي‬ ‫بحران پرداخت مستمري ها در آمريكا‬ ‫گزارشهاي ميداني از افزايش قيمتها‬ ‫در نقاط مختلف تهران‬ ‫هفتهنامهخبري‪،‬تحليلي‪ /‬سال سوم‪ /‬شماره صد و سي و دوم ‪10/‬تير ماه‪ 92/1391‬صفحه‪1500/‬تومان‬ ‫هفته‌نامه سياسي‪ ،‬فرهنگي با رويكرد خبري‪ ،‬تحليلي‬ ‫صاحب امتياز و مدير مسئول‪ :‬مصطفي آجورلو‬ ‫سردبیر‪ :‬سعيد آجورلو‬ ‫بررسيتئوريوحدتملي‬ ‫اصالحطلباندرمثلث‬ ‫با نوشتار و گفتوگوهايي از‪:‬‬ ‫امير محبيان‪ ،‬پرويز سروري‬ ‫نظامالدين موسوي‬ ‫و صادق زيباكالم‬ ‫عدالتخواه انقالبي‬ ‫نگاهي به زندگي و افكار‬ ‫حسن رحيمپور ازغدي و ماجراي ترورش‬ ‫‪ISSN: 2008-5281‬‬ ‫عكس‪ :‬مجيد عسگري‌پور‬ ‫آيا‌اصالح‌طلبان‬ ‫از‌نامزدي‌شيخ‬ ‫حمايت‌مي‌كنند؟‬ ‫‪MOSALAS.IR‬‬ ‫مثلث؛ هفته نامه‌اي خبري‪ ،‬تحليلي است كه سعي دارد روايتي منصفانه و عادالنه‬ ‫از واقعيت‌ها ارائه دهد‪ .‬نامش تمثيل و اشاره‌اي است به سه ضلع استقالل‪ ،‬آزادي و‬ ‫جمهوري اسالمي‪ .‬مرامش تقويت گفتمان انقالب اسالمي‪ ،‬چارچوبش اسالم‪ ،‬انقالب‪،‬‬ ‫امام و رهبري‪ ،‬آرمانش گس�ترش و سيادت اسالم‌‌خواهي در سراسر جهان و عزت‬ ‫مسلمانان‪ ،‬توسعه و پيشرفت ايران‌اسالمي و رفاه مردم شريف ايران و رونق گرفتن‬ ‫عدال�ت‪ .‬مرزش رواداري و تأليف قلوب اهالي انقالب و ايس�تادگي در برابر مقابالن‬ ‫گفتماني و عملي نظام و س�ياق و مشرب‌مان نجابت قلم و روزنامه‌نگاري مومنانه و‬ ‫تالشدرجهترونقگرفتنسنتگفت‌وگوميانفرهيختگانونخبگانكشوراست‪.‬‬ ‫اميدواريم كه در روايت‌مان صادق‪ ،‬بر مرام‌مان مستمر و دائم‪ ،‬بر چارچوب‌مان مستقر‪،‬‬ ‫بر آرمان‌مان مومن‪ ،‬بر مرزهايمان مراقب و هوشيار و بر سياق‌مان استوار بمانيم‪.‬‬ ‫مثلث‬ ‫تب گراني در شهر‬ ‫نيمهروشن‪ ،‬نيمهتاريك‬ ‫چرادنيزليبهپرسپوليسبازنگشت؟‬ ‫جيراني يك سال و نيم قبل پيشنهاد‬ ‫تعطيلي هفت را داد‬ ‫ناگفتههاييازتعطيليبرنامهسينماييفريدونجيراني‬ ‫اربكان يا اردوغان؟‬ ‫رئيسجمهورمصركيستوچهميگويد؟‬
‫مثل انس��ان‌ها مي‌ماند كه همه صورتش��ان مثل هم هست‬ ‫اما معناش��ان فرق با هم دارد‪ .‬انگيزه‌ها مهم است و محتواها‪.‬‬ ‫گاهي وقت‌ها انگيزه خوب است‪ ،‬محتوا خوب نيست‪ ،‬گاهي‬ ‫وقت‌ها محتوا خوب است‪ ،‬انگيزه درست نيست‪ .‬ممكن است‬ ‫يك نفر حاال ‪ -‬حاال نس��بت به يك نف��ر عرض مي‌كنم ‪ -‬يك‬ ‫نفر آدم ب��ا يك انگيزه خوبي بخواهد ي��ك كار خوبي به نظر‬ ‫خودش انجام بدهد و او بد باش��د‪ ،‬اين آدم مصاب است لكن‬ ‫كارش خالف اس��ت‪ .‬يك اشخاصي مي‌شود كه يك كارهاي‬ ‫خوبي انجام مي‌دهند با انگيزه بد‪ .‬مثال يك كسي كشف يك‬ ‫چيزي مي‌كند و انگيزه‌اش بد اس��ت ب��راي اين كار و كارش‬ ‫خوب اس��ت‪ ،‬يك وقت هم هر دويش خوب هستند‪ .‬انقالب‬ ‫فرهنگي هم همين جور است كه يك انقالب است كه تحول‬ ‫است از يك حالي به حالي ديگر‪ ،‬نه پيشبرد همان چيزي كه‬ ‫هست‪ .‬چنانچه انقالب جمهوري اسالمي‌ در كل هم همين‬ ‫طور است‪ ،‬يك انقالب ش��د توسط مردم‪ ،‬يك انگيزه انقالب‬ ‫بود و يك محتواي انقالب‪ .‬اميدوارم كه انگيزه انقالب در مردم‬ ‫الهي باش��د‪ .‬اما در انقالبات ممكن است كه ما انقالب بكنيم‪،‬‬ ‫يك حكومتي را برداري��م‪ ،‬يك حكومت ديگر براي خودمان‬ ‫درست كنيم‪ ،‬خودمان مي‌خواهيم به يك نوايي برسيم‪ ،‬كار‬ ‫نداريم ببينيم چه بشود‪ .‬اين چه محتوايش خوب باشد‪ ،‬چه‬ ‫محتوايش بد باشد براي ما فايده ندارد‪ ،‬براي اينكه مي‌خواهد‬ ‫تش��كيل بدهد وقتي انگيزه‌اش اين است كه فقط به دستش‬ ‫بيايد يك قدرتي‪ ،‬بخواهند قدرتمند باش��ند‪ ،‬او سابقي بوده‪،‬‬ ‫ما آن قدرت را از او بگيريم‪ ،‬خودمان بگيريم‪ .‬اين با او نس��بت‬ ‫به اصل مساله انگيزه فرقي ندارد؛ يعني‪ ،‬يك حكومتي رفته‬ ‫اس��ت‪ ،‬يك حكومت ديگري هم آمده است‪ ،‬هر دويشان هم‬ ‫مثل هم هستند‪ ،‬مثل ساير كودتاها مي‌ماند كه در دنيا واقع‬ ‫مي‌ش��ود‪ ،‬اين فرقي با هم ندارد‪ .‬يك وقت اين است كه يك‬ ‫قيام مي‌شود‪ ،‬يك نهضتي مي‌ش��ود براي يك كار خوبي اما‬ ‫الهي نيست‪.‬‬ ‫پرونده ويژه‬ ‫‪70 -73‬‬ ‫عدالت‌خواه انقالبي‬ ‫كدام مبارزه مقدس است؟‬ ‫كتاب‌هايي براي فردا‬ ‫تو‌گويانتقادي‬ ‫گف ‌‬ ‫ورزش‬ ‫‪74 -79‬‬ ‫مصطفي دنيزلي؛ نيمه‌روشن‪ ،‬نيمه‌تاريك‬ ‫خداحافظافندي‬ ‫موانع بازگشت آقاي سرمربي‬ ‫مي‌دانستم دنيزلي به پرسپوليس ب ‌ر‌نمي‌گردد‬ ‫جامعه‬ ‫‪62-69‬‬ ‫تب گراني در شهر‬ ‫نان داغ در شمال شهر‬ ‫روايت جنوب شهري‌ها از گراني‬ ‫آيا پايان گراني‪ ،‬ارزاني است؟‬ ‫تحريريه‪:‬‬ ‫ي‬ ‫دبیر تحريريه و سياست‪ :‬مصطفي صادق ‬ ‫دبیر فرهنگ و اقتصاد‪ :‬عليرضا بهرامي‬ ‫دبیر جهان‌اسالم و دين‌وتاريخ‪ :‬مصطفي شوقي‬ ‫دبیر بين‌الملل‪‌:‬سعيده سادات فهري‬ ‫دبير ديدار‪ :‬افشين خماند‬ ‫دبير بازار‪ :‬مصطفي ميري ‬ ‫دبیر ورزش‪ :‬مهدي ربوشه‬ ‫دبیر خبرنامه‪ :‬علي حاجي‌ناصري‬ ‫اعضاي تحريريه و همکاران‪ :‬زهير توكلي‪-‬خسرو معتضد ‪ -‬شاهده‌يوسفي‬ ‫ياسين سيف‌االسالم‪ -‬اميد كرماني‌ها‪-‬فاطمه‌ميرزايي‪ -‬شيما غفاري ‪ -‬زهرا‌راد‪-‬‬ ‫عاطفه كربالئي‪ -‬محمد تاجيك‪ -‬حسين غالمي‪ -‬شادي خوشكار خيري‪-‬‬ ‫حميدرضا نصيري‌نژاد‪ -‬مسعود نجفي‪ -‬شاهين فتحيان ‪ -‬محمد جواد پاينده‬ ‫دبيراجرايي‪ :‬سمانه مومني‬ ‫فني‪:‬نيما ملك‌نيازي‬ ‫گرافيك و صفحه‌آرايي‪ :‬فاطمه قنائي ‪ -‬علي آجورلو‬ ‫پردازش تصاوير و عكس‪ :‬هومن سليميان‪ -‬امير طاليي‪ -‬مهدي ابراهيمي‬ ‫و نيوشا ملك‌نيازي‬ ‫تصحيح‪ :‬ژيال شاكري ‪ -‬داوود جوكار‬ ‫حروفچيني‪ :‬داود حشمتي‬ ‫امور اداري‪ :‬محمد شكرالهي‬ ‫مدير مالي‪ :‬محمد پاليزدار‬ ‫سازمان آگهي‌ها‪ :‬مصطفي ميري‬ ‫بازرگاني و بازاريابي‪ :‬محمدعلي آجورلو ‬ ‫انفورماتيك‪ :‬شهرام رحمتي‬ ‫با تشکر از‪ :‬دكتر اسماعيل تبار‪ -‬مهندس واعظي‪ -‬دكتر آيت‌اهلل ابراهيمي ‪-‬‬ ‫دكتر غالم‌حسن تقي نتاج ‪ -‬حسين زندي ‪ -‬احمد طاليي ‪ -‬مهندس بختياري‬ ‫مهندس بهرامي ‪ -‬مهندس مهرداد نصرت‌پور ‪ -‬حسين مجاهدي ‪-‬‬ ‫هادي انباردار ‪ -‬س��يد عارف علوي ‪ -‬مهندس اميني ‪ -‬رضا راس��تي‬ ‫سازمان آگهي‌ها‪ :‬تلفن‪0912 - 5169927 :‬‬ ‫چاپ‪ :‬رواق‬ ‫توزيع‪ :‬نامه‌امروز‬ ‫نشاني ‪ :‬تهران‪ ،‬خيابان شهيد بهشتي‪ ،‬خيابان پاكستان‪ ،‬كوچه دوازدهم‪ ،‬پالك‬ ‫‪ ،24‬واحد ‪1‬‬ ‫تلفن ‪88171506-8 :‬‬
‫خبرنامه‬ ‫در خبرنامه اين هفته سخنان رهبر معظم انقالب اس�لامي در ديدار نمايندگان منتخب ملت در نهمين دوره مجلس‬ ‫شوراي اسالمي درج شده است‪ .‬مرور رسانه‌ها‪ ،‬گزارش‌هاوخبرهايي در حوزه‌هاي مختلف از بخش‌هاي گوناگون‬ ‫خبرنامه اين شماره است‪.‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫الوروف در تهران‬ ‫دو دادگاه در رسانه‌ها‬ ‫ماجراي نامه‌هاي هسته‌اي‬ ‫گوش بر‌فتنه فرنگ نكنيد‬ ‫‪12‬‬
‫خبرنامه‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪13‬‬
‫رهبر معظم انقالب‪:‬‬ ‫همه نمايندگان بايد از سالمت سياسي‪ ،‬اخالقي‬ ‫و مالي برخوردار باشند‬ ‫خبرنامه‬ ‫حض��رت آي��ت‌اهلل خامن��ه‌اي به منتخب��ان ملت‬ ‫خاطرنشان كردند‪« :‬نبايد به اسم استقالل مجلس‪ ،‬درباره‬ ‫هرمساله‌ايبهدولتمعترضشد‪،‬مجلساگرنظرمخالفي‬ ‫دارد مي‌تواند با پرهيز از اينگونه برخوردهاي غيرمفيد‪ ،‬در‬ ‫آن زمينه قانون بگذارد‪ ».‬حضرت آيت‌اهلل خامنه‌اي‪ ،‬رهبر‬ ‫معظم انقالب اسالمي در ديدار نمايندگان منتخب ملت‬ ‫در نهمين دوره مجلس شوراي اس�لامي تاكيد كردند‪:‬‬ ‫«مجلس در عمل به وظايف مهم و اساس��ي خود‪ ،‬بايد‬ ‫ضمن برخورداري از ش��اخص‌هاي يك مجلس زنده‪،‬‬ ‫پرتحرك و پرنشاط در ابعاد مختلف سياسي‪ ،‬اخالقي و‬ ‫مالينيز‪‌،‬مجلسيسالمباشد‪».‬ايشاناحساستكليف‪،‬نيت‬ ‫خالصانه‪ ،‬توكل به پروردگار و تالش براي كسب رضايت‬ ‫الهي را زمينه و شرط اصلي موفقيت‌آميز بودن تالش‌هاي‬ ‫مجلس و ديگر دستگاه‌ها خواندند و افزودند‪« :‬اگر اين‬ ‫نگاه و اين روحيه حاكم شود‪ ،‬به بركت رحمت و ياري‬ ‫پروردگار راه‌ها گشوده و همه مشكالت حل خواهد شد‪».‬‬ ‫حضرت آيت‌اهلل خامن��ه‌اي اتكال به قدرت اليزال‬ ‫الهي را رمز قدرت و پيشرفت جمهوري اسالمي دانستند‬ ‫و خاطرنشان كردند‪« :‬نظام اسالمي در دنياي آشفته مادي‪،‬‬ ‫به دفاع از ارزش‌هاي الهي و انس��اني برخاس��ته است و‬ ‫نمايندگان مجلس بايد با درك عميق اين مساله‪ ،‬تقويت‬ ‫ارتباط با پروردگار را راز حقيقي دست‌يابي به موفقيت‬ ‫بدانند‪».‬‬ ‫ايشان دش��مني اس��تكبار با جمهوري اسالمي را‬ ‫برخاسته از ذات غارتگر سلطه‌طلبان خواندند و افزودند‪:‬‬ ‫«برخي با گوشه و كنايه مي‌گويند دنيا را در مقابل نظام قرار‬ ‫ندهيد‪ ،‬اما اين‪ ،‬سخني از س��ر نينديشيدن است‪ ،‬چرا كه‬ ‫مطرح شدن داعيه حكومت ديني و مردمساالري ديني‪،‬‬ ‫به‌طور طبيعي‪ ،‬فرعون‌هاي جهاني را به مقابله با اين نظام و‬ ‫اين ملت برانگيخته است‪».‬رهبر انقالب اسالمي در ادامه‬ ‫سخنانشان مجلس را ركن اساسي نظام برشمردند و به‬ ‫تشريحدوخصوصيتالزممجلسشوراياسالمييعني‬ ‫زنده بودن و سالم بودن پرداختند‪.‬‬ ‫ايش��ان افزودن��د‪« :‬مجل��س راك��د و خم��ود با‬ ‫خروجي‌هاينامناسب‪،‬مجلسيناقصياستونمايندگان‬ ‫منتخب ملت بايد با تحقق ش��اخص‌هاي يك مجلس‬ ‫زنده‪« ،‬نشاط و تحرك دس��تگاه قانونگذاري» را عينيت‬ ‫دهند‪».‬حضرت آيت‌اهلل خامنه‌اي عمل به وظايف اساسي‬ ‫مجلس يعني تدوين قوانين خوب و نظارت صحيح را‬ ‫نشانه‌هاي بارز زنده بودن مجلس دانس��تند و افزودند‪:‬‬ ‫«نمايندگان مجلس نهم با‌توجه به «ش��اخص‌هاي يك‬ ‫قانون خوب» و «معيارهاي نظارت صحيح» به وظايف‬ ‫خودعملكنند‪».‬‬ ‫ايشان در همين زمينه‪ ،‬نظارت‌هاي ناشي از نيت‌هاي‬ ‫نادرست‪ ،‬نظارت‌هاي جانبدارانه و ضدجانبدارانه و نيز‬ ‫نظارت‌هاييراكهعمق‌يابينمي‌كند‪،‬ازجملهنظارت‌هاي‬ ‫نادرست دانستند و افزودند‪« :‬اينگونه كارها‪ ،‬نشان خواهد‬ ‫دادمجلسبهمعنايحقيقيكلمه‪،‬زندهنيست‪».‬‬ ‫رهب ‌ر انقالب اسالمي‪ ،‬حضور مفيد و فعال در صحن‬ ‫علنيمجلسوكميسيون‌هاراازديگرنشانه‌هايزندهبودن‬ ‫مجلسبرشمردندوخاطرنشانكردند‪«:‬حضورنامرتبو‬ ‫غيرمفيددرجلساتوكميسيون‌هاازجملهگرفتاري‌هايي‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪14‬‬ ‫است كه مجلس نهم‪ ،‬سعي كند آن را واقعا برطرف نمايد‪».‬‬ ‫حضرت آيت‌اهلل خامنه‌اي حضور فعال در فضاي‬ ‫سياسي كشور و منطقه و جهان را از ديگر ضروريات يك‬ ‫مجلس زنده و پرنشاط برش��مردند و افزودند‪« :‬مجلس‬ ‫صحنه نماياني از «انقالب‪ ،‬افكار عمومي و سياست‌هاي‬ ‫كالن» كشور است و بايد در حوادث و مسائل داخلي و‬ ‫خارجي‪ ،‬مواضع مشخصي داش��ته باشد‪».‬رهبر‌انقالب‬ ‫با اش��اره به حوادث و تحوالت عميق و پرشتاب منطقه‬ ‫افزودند‪« :‬امروز در منطقه غوغايي است و در اين منطقه‬ ‫مهم كه قلب دنيا به شمار مي‌رود‪ ،‬اوضاع عجيبي حاكم‬ ‫شده است‪».‬ايشان خاطرنش��ان كردند‪« :‬اگر نمايندگان‬ ‫مجلس درباره حوادث منطقه‪ ،‬در وقت مناسب‪ ،‬مواضع‬ ‫مناسبي بگيرند‪ ،‬حتما در افكار‌عمومي ملت‌هاي منطقه و‬ ‫كشورهايموثردرتحوالتمنطقه‪،‬تاثيرگذارخواهدبود‪».‬‬ ‫حضرت آي��ت‌اهلل خامنه‌اي‪ ،‬در ادامه سخنانش��ان‬ ‫به تش��ريح دومين وي‍ژگي ضروري مجلس يعني سالم‬ ‫بودن پرداختند‪.‬ايش��ان‪ ،‬برخورداري مجلس و فردفرد‬ ‫نمايندگان مردم را از سالمت «سياسي‪ ،‬اخالقي و مالي»‬ ‫كامال ضروري برشمردند و افزودند‪« :‬اگر گرايشي ولي‬ ‫كوچكدرمنافاتبابرخياصولانقالبدرمجلسشكل‬ ‫بگيرد اين نشانه عدم سالمت سياسيمجلس است‪».‬‬ ‫رهبرانقالببي‌توجهيبهدغدغهضرورياحساس‬ ‫وظيفه‪ ،‬بي‌مباالتي درباره مسائل مالي را از ديگر نشانه‌هاي‬ ‫ناس��الم بودن مجلس خواندند و افزودند‪« :‬هيات‌رئيسه‬ ‫و نمايندگان تالش كنند مجلس نه��م در زمينه كاهش‬ ‫هزينه‌هاي بيهوده‪ ،‬الگو شود‪».‬ايشان خاطرنشان كردند‪:‬‬ ‫«البته در ميان نمايندگان مجلس كساني كه در اين زمينه‌ها‬ ‫به‌خوبي احتي��اط و مراقبت مي‌كنند كم نيس��تند و اين‬ ‫واقعيتمهموتحسينبرانگيز‪،‬نيازمندشكرگزارياست‪».‬‬ ‫حضرت آيت‌اهلل خامنه‌اي با اشاره به تاكيد چند سال‬ ‫قبل ايشان در زمينه خودنظارتي مجلس افزودند‪« :‬البته در‬ ‫اين مورد‪ ،‬قانوني هم تصويب شده و الزم است نمايندگان‬ ‫با خود‌نظارتي و مراقبت دائم از خود و ديگر نمايندگان‪ ،‬از‬ ‫سالمتمجلسصيانتكنند‪».‬‬ ‫پرهيز از تعرض به آبروي ديگران از ديگر مسائلي‬ ‫بود كه رهبر‌انقالب اس�لامي آن را از نش��انه‌هاي مهم‬ ‫س�لامت مجلس خواندند‪.‬ايش��ان به منتخب��ان ملت‬ ‫خاطرنش��ان كردند‪« :‬متوجه باش��يد كه ش��ما از پشت‬ ‫بلندگوي ملي ح��رف مي‌زنيد و الزم اس��ت از تعرض‬ ‫به آبروي ديگران‪ ،‬بيان اتهاماتي كه ثابت نش��ده است و‬ ‫طرح مسائل خصوصي افراد به‌شدت پرهيز كنيد‪».‬هياهو‬ ‫و جنجال برخي نماين��دگان هنگام ح��رف زدن ديگر‬ ‫نمايندگان يا مس��ئوالن دولتي‪‌،‬انتق��اد صريحي بود كه‬ ‫حضرت آيت‌اهلل خامنه‌اي بيان كردند‪.‬‬ ‫رهب��ر انق�لاب تاكي��د كردن��د‪« :‬مجل��س جاي‬ ‫گفت‌وگوي حكيمانه و خردمندانه اس��ت و اين مساله‬ ‫با هياهو هنگام حرف زدن ديگران كامال منافات دارد و‬ ‫اين عادت بسيار بد و حيرت‌انگيز بايد در مجلس شوراي‬ ‫اسالميريشه‌كنشود‪».‬حضرتآيت‌اهللخامنه‌اياستقالل‬ ‫مجلس را مساله‌اي بس��يار مهم و از نشانه‌هاي سالمت‬ ‫نهاد قانونگذاري دانستند و خاطرنشان كردند‪« :‬در همه‬ ‫دولت‌هاي گذش��ته و همه دوره‌هاي مجلس اين تذكر‬ ‫داده شده است كه نبايد به اسم استقالل مجلس‪ ،‬درباره هر‬ ‫مساله‌اي به دولت معترض شد‪ ،‬مجلس اگر نظر مخالفي‬ ‫دارد مي‌تواند با پرهيز از اينگونه برخوردهاي غيرمفيد‪،‬‬ ‫در آن زمينه‪ ،‬قانون بگذارند‪».‬حضرت آيت‌اهلل خامنه‌اي‬ ‫همچنين اتحاد و همدلي را‪ ،‬مساله و ضرورت مهم روز‬ ‫خواندند و افزودند‪« :‬معناي اين مسالههمسان بودن فكرها‬ ‫نيست و كسي از بيان اختالف‌نظرها‪ ،‬ابايي ندارد اما بايد‬ ‫كامال مشخص باش��د كه در عين اختالف‌نظر و سليقه‪،‬‬ ‫دست‌هاي مسئوالن در دست يكديگر است و همه با هم‬ ‫ب به پيش‬ ‫در مسير اعتالي كشور و تحقق اهداف انقال ‌‬ ‫مي‌روند‪».‬رهبر‌انقالب اسالمي دوئيت و تفرقه را نشانه‬ ‫ضعف خواندند و افزودند‪« :‬در زمينه اختالف‌نظرها نيز‬ ‫مراجع حل اختالف مشخصند و مراجعه به قانون يا نظر‬ ‫شوراي‌نگهبان‪ ،‬تكليف همگان را مشخص مي‌كند و در‬ ‫هر حال بايد اتحاد و همدلي مسئوالن بروز بيايد‪».‬‬ ‫ايشاندرهمينزمينهافزودند‪«:‬البتههمهدوسهطرف‬ ‫موجود از مذمت اختالف س��خن مي‌گويند اما در عمل‬ ‫نمونه‌هاي اختالف‪ ،‬گاه ديده مي‌شود كه همه مسئوالن و‬ ‫دستگاه‌ها در درون خود و در ارتباط با يكديگر بايد اتحاد‬ ‫و همدلي را حفظ و تقويت كنند‪».‬‬ ‫ايشان همچنين با تشكر از س��خنان خوب و مفيد‬ ‫دکتر‌الريجاني‪ ،‬رئيس مجلس شوراي اسالمي افزودند‪:‬‬ ‫«اميد واثق وجود دارد كه مجلس با استقالل‪ ،‬آزاد‌فكري‪،‬‬ ‫رعايت مصالح كش��ور‪ ،‬احساس ش��جاعت در مقابل‬ ‫دشمن و اميد به آينده‪ ،‬فعاليت‌هاي خود را برنامه‌ريزي‬ ‫و پيگيري كند‪ ».‬رهبر انقالب در پايان سخنانشان‪ ،‬آينده‬ ‫روشن ملت و نظام را‪ ،‬حقيقتي بشارت داده شده خواندند‬ ‫و با تجليل از ايمان ملت و جوانان خوب كشور افزودند‪:‬‬ ‫«به ياري پروردگار محور حركت عمومي كشور‪ ،‬تفكر و‬ ‫جهت‌گيري ديني و اسالمي است‪».‬‬ ‫حضرت‌آيت‌اهلل خامنه‌اي ابراز اميدواري كردند‪« :‬به‬ ‫اذن الهي در اين دهه كه دهه پيشرفت و عدالت است ايران‬ ‫به پيشرفت محسوسي دست يابد و در پايان دوره ميزان‬ ‫چشمگيري از عدالت در كشور محقق شود‪».‬‬ ‫در ابت��داي اي��ن دي��دار و پي��ش از س��خنان‬ ‫رهبر‌معظم‌انق�لاب اس�لامي‪ ،‬آق��اي دكت��ر الريجاني‬ ‫رئيس مجلس شوراي اسالمي با اشاره به ادوار مختلف‬ ‫قانونگذاري در ايران‪ ،‬دوران قانونگذاري بعد از انقالب‬ ‫اسالمي را شكوفاترين دوران پارلماني كشور برشمرد و‬ ‫افزود‪« :‬در اين دوره با تصويب ميزان قابل توجهي از قوانين‬ ‫و اتكاء به جنبه آزادي و مباني ديني‪ ،‬حركت رو به جلوي‬ ‫كشور رقم خورده است‪».‬‬ ‫وي همچنين بر ضرورت تدوين نقشه راه مناسب‬ ‫براي تامين منافع ملي و زمينه‌سازي براي آرامش پويا در‬ ‫كشور تاكيد و رصد دائمي‌حوادث كشور و دفاع از حقوق‬ ‫ملي را از وظايف مجلس شوراي اسالمي توصيف كرد‪.‬‬ ‫رئي��س مجل��س ش��وراي اس�لامي همچني��ن‬ ‫با بيان گزارش��ي ا ‌ز تركيب كمي‌و كيف��ي منتخبان اين‬ ‫دوره مجلس‌ش��وراي اس�لامي‪ ،‬پايبندي به آرمان‌هاي‬ ‫انقالب اسالمي و ش��جاعت در دفاع از حقوق ملت را‬ ‫از ويژگي‌هاي بارز نمايندگان مجلس ش��وراي اسالمي‬ ‫دانست‪g.‬‬
‫تيتريك‬ ‫الوروف در تهران‬ ‫خبرنامه‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫وزير امور‌خارجه روسيه بعد‌از‌ظهر چهارشنبه هفته‬ ‫گذشتهواردتهرانشدتابالفاصلهخبرحضورشدرتهران‬ ‫به خبر اول خروجي‌هاي رس��انه‌هاي بين‌المللي تبديل‬ ‫شود‪ .‬اين رسانه‌ها بالفاصله به رصد ديدارها و رايزني‌هاي‬ ‫سرگئي الوروف در تهران پرداختند‪.‬‬ ‫وزير امورخارجه روسيه اما در تهران پس از رايزني با‬ ‫همتايايراني‌اشدريككنفرانسمطبوعاتيشركتكرد‪.‬‬ ‫او به خبرنگاران گفت كه موضع ما نسبت به تحريم‌هاي‬ ‫يكجانبه عليه ايران مشخص اس��ت و مخالف هرگونه‬ ‫تحريم يكجانبه هس��تيم‪.‬در بخش��ي مهم‌تر او در مورد‬ ‫موضوع س��وريه نيز افزوده اس��ت‪« :‬مواضع م��ا در اين‬ ‫مورد كه طرح كوف��ي عنان بايد در س��وريه اجرا و همه‬ ‫بازيگرهاي جهان��ي در اين مورد متحد باش��ند با ايران‬ ‫مشترك است‪ .‬در اين زمينه كنفرانس بين‌المللي برگزار‬ ‫مي‌كنيم و از همه مي‌خواهيم ك��ه از طرح عنان حمايت‬ ‫كنند‪».‬وزير امور‌خارجه ايران نيز در اين كنفرانس‪ ،‬با اشاره‬ ‫بهمذاكراتشباالوروفگفت‪«:‬جلسهبسيارمفيدوخوبي‬ ‫بود‪ .‬موضوع��ات مربوط به مس��ائل دو‌جانبه‪ ،‬تحوالت‬ ‫منطقه‌اي و نشست آتي ايران و‪ 5+1‬در مسكو مرور شد‪».‬‬ ‫صالحي در مورد اشتراك مواضع ايران و روسيه در‬ ‫مورد سوريه گفت‪« :‬اشتراكات ما بسيار فراوان است و با‬ ‫روسيه توافق‌نظر داريم‪ ،‬همانطور كه ايران بارها اعالم كرده‬ ‫ي ـ سوري‬ ‫است‪ ،‬موضوع س��وريه بايد به صورت سور ‌‬ ‫حل شود نه با دخالت ديگران‪ .‬متاسفانه شاهديم عده‌اي‬ ‫مخالفان دولت سوريه را مسلح كرده‌اند و نيروهايي را به‬ ‫سوريه فرستاده‌اند و اجازه نمي‌دهند كه اين كشور فرصت‬ ‫پيدا كند تا اصالحاتي كه مدنظر دارد را عملي كند‪ .‬سوريه‬ ‫بايد اين فرصت را داشته باشد كه دولتمردان آن بتوانند به‬ ‫وعده‌هايي كه داده‌اند‪ ،‬عمل كنند و پاسخگو باشند‪ ،‬اما اين‬ ‫فرصترابهطرقمختلف ازدولتسوريه دريغمي‌كنند‪».‬‬ ‫وزي��ر ام��ور خارجه اي��ران تصريح كرده اس��ت‪:‬‬ ‫«اميدواريم با‌‌توجه به پيش��نهاد جديد روس��يه در مورد‬ ‫برگزارينشستدرموردبحرانسوريهبتوانندكشورهاي‬ ‫دعوت شده با طرح كوفي‌عنان همراهي كنند و به‌گونه‌اي‬ ‫عمل شود که برون‌رفت مسالمت‌آميزي در بحران سوريه‬ ‫ايجاد شود‪».‬رئيس دستگاه ديپلماسي كشورمان همچنين‬ ‫گفت‪« :‬ما خواس��تار توقف كش��تار در سوريه هستيم و‬ ‫اميدواريم ديگران ش��رايط را به‌گونه‌اي فراهم نكنند كه‬ ‫اين بحران و كشتار روز‌به‌روز بيشتر شود‪ .‬اين برخالف‬ ‫اظهاراتي است كه انجام مي‌دهند‪ .‬از سوي ديگر مي‌گويند‬ ‫نمي‌خواهند در سوريهكشتار اتفاق بيفتد اما ازطرف ديگر‬ ‫اسلحه صادر مي‌كنند و از مرزهاي مختلف نيرو به سوريه‬ ‫مي‌فرستند‪.‬اينهاكامالدرتناقصباادعاهاوشعارهايياست‬ ‫كهمي‌دهند‪».‬بهگزارشايسنا‪،‬ويبااشارهبهروابطدوجانبه‬ ‫ايران و روسيه گفت‪« :‬اين روابط در بعد تجاري و اقتصادي‬ ‫نسبتا خوب است‪ .‬حجم تجاري روابط حدود سه ميليارد‬ ‫دالر است كه اميدواريم با اراده‌اي كه بين رئيسان‌جمهور‬ ‫دو كش��ور وجود دارد‪ ،‬اين حجم را هرچ��ه زودتر ارتقا‬ ‫دهيم‪».‬صالحي با اشاره به ديدار پوتين و احمدي‌نژاد در‬ ‫پكن‪ ،‬گفت‪« :‬موضوعات مربوط به روابط دوجانبه در اين‬ ‫مالقات به تفصيل مرور شده است‪ .‬ما پيگير توافقات اين‬ ‫نشستهستيم‪g».‬‬ ‫رايزني درباره مذاكرات هسته‌اي و سوريه‬ ‫‪15‬‬
‫مرور رسانه‌ها‬ ‫مطبوعات در هفته‌اي كه گذشت‬ ‫دو دادگاه در رسانه‌ها‬ ‫ياسين سيف‌االسالم‬ ‫خبرنامه‬ ‫هفتهگذشتهرامي‌توانهفتهادعاهايمتقابلدانست‪.‬‬ ‫هفته‌اي كه مقامات كش��ورمان چند بار از بد قولي گروه‬ ‫‪ 5+1‬سخن گفتند و‪ 5+1‬مدعي عمل به وعده‌هايش بود‪.‬‬ ‫يا نمايندگان رهپويان و جبهه پايداري در مجلس مدعي‬ ‫كارش��كني برخي از نمايندگان در موضوع فراكس��يون‬ ‫اصولگرايان ش��دند و برخي از نمايندگان اساس��ا منكر‬ ‫ضرورت تشكيل فراك س��يوني واحد براي اين جريان‬ ‫سياسيدرمجلسبودند‪.‬دركناراينادعاهايمتقابلبرخي‬ ‫از موضع‌گيري‌ها نيز پاسخ چنداني در پي نداشته است‪.‬‬ ‫ماننددرخواستجالبمعاوننيرويانتظامي‌برايتعطيلي‬ ‫جشن‌هايسينماييمسال ‌هدارواخراجبازيگرانيكهپوشش‬ ‫مناسب ندارند‪ .‬يا موضع‌گيري سخنگوي شوراي نگهبان‬ ‫مبني‌برغير‌قانونيبودنهياتنظارتبرقانون‌اساسي‪.‬امادر‬ ‫اينميانآنچهاحتماالمهم‌ترينموضعهفتهپيشبهحساب‬ ‫مي‌آيد و مورد توجه رسانه‌ها نيز قرار گرفته است‪ ،‬ماجراي‬ ‫دو دادگاه فساد اقتصادي و اتهامات مطرح شده در اين دو‬ ‫دادگاهاست‪.‬اتهاماتيكههمدرمجلسپاسخدادهشدهوهم‬ ‫دردولت‪.‬دادگاهسههزارميلياردينامخيلي‌هاراباحروف‬ ‫مخفف به مطبوعات كشانده و دادگاه بيمه نيز با حضور پر‬ ‫رنگاستاندارتهرانجلساتهفتهگذشتهراگذراندهاست‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫واگن‌هايسنگينقطار‬ ‫دادگاه اختالس بيمه در هفته‌گذش��ته پي‌گرفته شد‬ ‫و ابعاد جديدي از آن به رسانه‌ها راه يافت‪ .‬روزنامه شرق‬ ‫در گزارشي از جلسه هشتم اين دادگاه نوشته است‪« :‬قطار‬ ‫ي كه‬ ‫پرونده اختالس بيمه به ايستگاه هشتم رسيد تا متهم ‌‬ ‫براساسگزارشخبرگزاري‌هامتهماصليپروندهاستاز‬ ‫آنپيادهشدهوابعادديگريازپروندهاختالسبيمهراروشن‬ ‫كند؛ قطاري كه هر روز مي‌گذرد و واگن‌هايش سنگين‌تر‬ ‫مي‌شود‪ .‬اما اين سنگيني باعث نمي‌ش��ود كه اين قطار از‬ ‫حركتبازماندوبهراهخودادامهخواهددادتاحلقهمفقوده‬ ‫اين پرونده با اعترافات متهمان پيدا شود‪ ».‬در اين گزارش‬ ‫دربارهجلسهاخيررسيدگيبهاينپروندهآمدهاست‪«:‬پساز‬ ‫آنكه«د‪‌.‬س»متهماصليپروندهبيمهدردفاعازخود‪،‬مطالبي‬ ‫عليه «م‪-‬ر» مطرح كرد و مدعي پرداخت‌هاي ميلياردي با‬ ‫واسطه«ج‪-‬الف»به«م‪-‬ر»شد‪«،‬ج‪.‬الف»كهبهآقايخاص‬ ‫مشهوراستبهآنواكنشنشان دادوادعاكردبهاوگفته‌اند‬ ‫كه اگر اس��م «م‪ .‬ر» را در دادگاه ببري‪ ،‬آزاد مي‌ش��وي‪ ».‬در‬ ‫ادامه اين گزارش همچنين تاكيد شده‪« :‬متهم اصلي پرونده‬ ‫اختالسدرجرياندفاعياتخودجزئياتيازپرداخت‌هاي‬ ‫ميلياردي به برخي مسئوالن را فاش كرد و از ارتباط آقاي‬ ‫خاصبابرخيمقاماتومديرانپردهبرداشت‪».‬‬ ‫پاي خاوري در اختالس بيمه ايران‬ ‫روزنامه وطن امروز در شرح دادگاه اختالس از بيمه‬ ‫ايرا ‌ن ترجيح داده تا به تكرار نام خاوري‪ ،‬مديرعامل سابق‬ ‫بانك ملي و از متهمان دادگاه‪ 3‬هزار ميلياردي در اين دادگاه‬ ‫بپردازد‪.‬دراينگزارشآمدهاست‪«:‬نمايندهدادستانبااشاره‬ ‫بهنامه«د‪-‬س»بهخاوري‪،‬مديرعاملاسبقبانك‌ملياظهار‬ ‫‪16‬‬ ‫داشت‪«:‬د‪-‬س»نامه‌ايبرايافزايشمهلتمعوقه‌هايخود‬ ‫به خاوري مي‌نويسد و خود را در آن نامه به عنوان يك فرد‬ ‫خوش‌حساب معرفي مي‌كند در صورتي كه معوقه‌هاي‬ ‫بسياري از وي ثبت شده بود و حتي وثيقه‌هاي محول شده‬ ‫براي تسهيالت بانكي اين تسهيالت را پوشش نمي‌داد‪».‬‬ ‫نماينده دادستان با اشاره به واردات كاال از منطقه آزاد كيش‬ ‫اظهار داشت‪« :‬بر‌اساس موضوع اساسنامه شركت «د‪ -‬س»‬ ‫اين ش��ركت در رابطه با لوازم ماش��ين‌آالت و تجهيزات‬ ‫كش��اورزي فعاليت مي‌كرد ولي در فاكتورهاي صوري‬ ‫«د‪ -‬س» واردات پودر مس درج شده و «د‪ -‬س» براي اينكه‬ ‫هزينه گزافيبراي ورود اين كاالها از كيش به مقصد اصلي‬ ‫خرجنكندايناجناسراقبلازورودبهمنطقهآزادكيشبه‬ ‫فروشمي‌رساند‪».‬درگزارشوطنامروزبهنقلاز«د‪-‬س»‬ ‫ازمتهماناصليپروندهدرپاسخبهاينسوالكهآياخودتان‬ ‫«ج‪ -‬الف» را به همراه مسئوالن ديده بوديد‪ ،‬آمده است‪« :‬هر‬ ‫بار كه به من زنگ مي‌زد كنار «م‪ -‬ر» بود ولي پيش آمده بود‬ ‫كهبههمراه«م‪-‬ت»استاندارتهرانبهدفترمنآمدهبود‪.‬يك‬ ‫بارهمباآقاي«م‪-‬ب»تماستلفنيداشت‪،‬وقتيبااستاندار‬ ‫تهران جلسه داشت من را هم دعوت مي‌كرد هرچند آقاي‬ ‫«م‪ -‬ت» به قدوقواره‌هاي اس��تانداري نمي‌خورد اما «ج‪-‬‬ ‫الف»براياينكهبگويدباافرادمهممملكتارتباطداردمرا‬ ‫باخودهمراهمي‌كرد‪».‬‬ ‫منظور احمدي‌نژاد از اصل كاري‬ ‫روزنام��ه تهران امروز در گزارش��ي درب��اره دادگاه‬ ‫اختالس ‪ 3‬هزار ميلياردي واكنش رئيس‌جمهور به طرح‬ ‫نام برخي مسئوالن دولتي در اين پرونده را مورد توجه قرار‬ ‫دادهونوشتهاست‪«:‬پسازطرحنامبرخيمديراندولتيدر‬ ‫دادگاه‌هاي مشهور به دادگاه‌هاي اختالس‪ ،‬شاهد رويكرد‬ ‫تهاجمي‌مجموعهدولتبهدستگاهقضاييهستيم‪».‬محمود‬ ‫احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور نيز روز گذشته به اتهاماتي كه‬ ‫دربارهبرخيازاعضايدولتمطرحاستواكنشنشانداد‬ ‫وگفت‪«:‬فحشدادنبهدولتهنرنيست‪،‬اگرجراتدارند‬ ‫بروندسراغهمان‌هاييكهاصل‌كاريهستند‪».‬اينروزنامه‬ ‫به نقل از احمدي‌نژاد ادامه داده‪« :‬انگار‌مسابقه است‪ ،‬يكي‬ ‫مي‌گويد‪ 20‬ميليارد در بانك بردند و يكي ديگر مي‌گويد‬ ‫‪100‬ميليارد تومان‌‪ ،‬آزاد است‪ ،‬قلم برداشته شده هر كس‬ ‫هرچه مي‌خواهد بگويد و متوجه نيست كه چه تصويري‬ ‫از ايران در دنيا مخابره مي‌كند‪ ،‬اينكه حرفي زده شد مالك‬ ‫نيست بايد بيايند اثبات كنند‪ ».‬گزارش‌نويس تهران امروز‬ ‫همچنين تصريح كرده اس��ت‪« :‬اين اظه��ارات در حالي‬ ‫مطرح مي‌شود كه همچنان يك سوال بزرگ درباره مشي‬ ‫رئيس‌جمهوربرايمعرفيمفسدانمطرحاستوآناينكه‬ ‫«اصل‌كاري‌ها» چه كساني هستند كه احمدي‌نژاد اين بار‬ ‫اتهاماترامتوجهآنانكردهاست؟!رئيس‌جمهوربارهاطي‬ ‫ساليان گذشته از دانه‌درشت‌ها و مفسدان بزرگ اقتصادي‬ ‫نامبردهوهرازگاهيگفتهكهاسامي‌آناندرجيبمناست‪.‬‬ ‫وليآيا«اصل‌كار»ترازآقاي«م‪.‬ر»وجودداردكه اكنون يكي‬ ‫ازمتهماناصليدادگاهبيمهايراناست؟!»‬ ‫ارزش پاسخگويي ندارد‬ ‫روزنامهخراساندرگزارشيبهطرحاتهاماتمختلف‬ ‫عليه افرادمختلف در ماجراهايفساد مالي اخير پرداختهو‬ ‫نوشته است‪« :‬در پي انتشار گزارش شبكه ايران وابسته به‬ ‫روزنامه ايران‪ ،‬ارگان رسمي دولت كه در بخشي از آن ادعا‬ ‫شده بود پول‌هاي مورد اشاره «ج‪.‬ا»‪ ،‬يكي از متهمان پرونده‬ ‫اختالس در بيمه ايران براي هزينه در امور انتخاباتي برخي‬ ‫نامزدهاي انتخابات مجلس هشتم از طريق رئيس وقت‬ ‫ديوان محاسبات مجلس به محمدرضا باهنر تحويل شده‬ ‫و رسيد نيز دريافت گرديده اس��ت‪ ».‬محمدرضا باهنر با‬ ‫اش��اره به طرح مباحثي در روزنامه رسمي دولت مبني بر‬ ‫دست داشتن وي در پرونده بيمه ايران گفت‪« :‬بنده مطالب‬ ‫اين روزنامه را بسيار بي‌اهميت و بيهوده مي‌دانم‪ ».‬از سوي‬ ‫ديگردراينگزارشدربارهموضع‌گيري‌هابهاتهاماتعليه‬ ‫معاون اول رئيس‌جمهور آمده است‪ :‬محمدرضا رضايي‬ ‫منتخب مردم جهرم در مجلس در گفت‌وگو با فارس در‬ ‫خصوصدستداشتنرحيمي‪‌،‬مشاوراولرئيس‌جمهور‬ ‫در اختالس بيمه اظهار داش��ت‪« :‬زمزمه فساد مالي آقاي‬ ‫ي مدت‌هاست كه به گوش مي‌رسد اما هيچ‌گونه‬ ‫رحيم ‌‬ ‫اقدام جدي در اين‌خصوص صورت نگرفته است؛ حتي‬ ‫قوه قضائيه هيچ سندي مبني بر فساد مالي آقاي رحيمي‬ ‫‌ارائه نداده اس��ت‪ ».‬اين نماينده مجلس ادامه داده اس��ت‪:‬‬ ‫«مجلسي‌هابراياينكهبتواننددرموردفسادماليمعاوناول‬ ‫رئيس‌جمهور واكنش نشان دهند بايد قوه‌قضائيه موارد را‬ ‫شفافوصريحاعالمكند‪».‬‬ ‫كنترلفساددرگرجستان‬ ‫روزنامهدنياياقتصاديادداشتيرامنتشركردهكهدرآن‬ ‫به وضعيت فساد در كشور گرجستان پرداخته شده است‪.‬‬ ‫انتخاب اين موضوع با توجه به موفقيت‌هاي اين كشور‬ ‫در مبارزه با فساد اقتصادي در واكنش به ماجراهاي اخير‬ ‫مفاسد اقتصادي قابل تحليل است‪ .‬در اين يادداشت آمده‬ ‫است‪«:‬گرجستانبا‪ 4/5‬ميليونيكهتابيستسالپيشجزو‬ ‫كشورهايتحتپوششاتحادجماهيرشورويسابقبود‪،‬‬ ‫امروز روندي سريع به س��وي توسعه و كنترل فساد را در‬ ‫پيش‌روداردكهاگرهمچنانادامهپيداكندمي‌تواندتحولي‬ ‫جدي در قفقاز جنوبي به‌وجود آورد و خود را به مركزي‬ ‫قابل‌اعتنا براي تبادل كاال و خدمات در منطقه تبديل كند‪».‬‬ ‫يادداشت‌نويس اين روزنامه ادامه داده است‪« :‬گرجستان تا‬ ‫‪‌10‬سال پيش مملو از فساد و تباهي بوده است به‌ترتيبي كه‬ ‫رئيس ‪ ICC‬گرجستان مي‌گفت‪« :‬در آن زمان من مجبور‬ ‫بودمباحداقلششمحافظدرشهرحركتكنم»‪،‬وليامروز‬ ‫اين كشور آنچنان امن است كه نه او ديگر نيازي به محافظ‬ ‫دارد و نه خبري از قتل و غارت منتشر مي‌شود‪ .‬رمز تغيير‬ ‫در گرجستان آن است كه تعدادي از وزراي جوان دولت‬ ‫شوارد نادزه در سال‪ 2003‬حركتي را به‌راه مي‌اندازند كه به‬
‫روساي جمهور در مس��ند قدرت‪ ،‬س��رمايه در گردش‬ ‫هستند و در دوري از مسند‪ ،‬سرمايه پس‌انداز كه در زمان‬ ‫مناس��ب در جهت منافع ملي به‌كار مي‌آيند‪ .‬اما آيا ما اين‬ ‫سرمايه‌هارابه‌گونه‌ايپس‌اندازمي‌كنيمكهروزيبه‌كارآيند؟‬ ‫بگذريم كه متاسفانه به‌گونه‌اي عمل كرده‌ايم كه بيگانگان‪،‬‬ ‫روساي‌جمهور سابق ما را به چشم طمع گاه سرمايه خود‬ ‫مي‌پندارند‪».‬‬ ‫انقالب گل‌سرخ (‪ )RoseRevolution‬معروف شده است‪.‬‬ ‫هدف از اين حركت كنار گذاشتن افراد فاسد در سلسله‬ ‫مراتب حكومتي و بازسازي نظام اداري كشور براساس‬ ‫نظاماقتصادبازاروايجادشفافيتكاملدراموربودهاست‪».‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫گراني‌هادركيهان‬ ‫روزنامه كيهان سرمقاله شماره ‪ 23‬خرداد خود را به‬ ‫موضوع گراني‌ها و فشار اقتصادي در جامعه اختصاص‬ ‫دادهونوشتهاست‪«:‬تلخاستوليواقعيتداردوقابلانكار‬ ‫نيستكهگرانيمهارگسيختهاينروزهاوافزايشبي‌رويه‬ ‫و جهشي در قيمت بس��ياري از كاال و خدمات‪ ،‬بر دوش‬ ‫مردم‪،‬مخصوصااقشارمستضعفكهبهقولامامراحل(ره)‬ ‫و تاكيد پي در پي خلف حاضر او‪« ،‬ولي نعمت مسئوالن»‬ ‫هستندسنگينيمي‌كندوتلخ‌ترآنكهارادهمحسوسيبراي‬ ‫مقابلهجديوپيگيربااينغولكهافسارپارهكردهوبهجان‬ ‫محرومانافتادهاست‪،‬بهچشمنمي‌خورد‪».‬سرمقاله‌نويس‬ ‫كيهانهمچنيندربارهدليلكاهشقدرتخريدمردمادامه‬ ‫داده‪« :‬آيا كشور در شرايط اقتصادي نامناسبي قرار دارد؟!‬ ‫پاسخاينسوالمنفياست‪،‬اگرچهدروجودبرخيازموانع‬ ‫ي ترديدي نيست ولي اين موانع با مقياس‬ ‫تحميلي يا طبيع ‌‬ ‫بسيار گسترده‌تري در گذشته نيز وجود داشته‌اند و نظام و‬ ‫مردم با كمترين هزينه از آن عبور كرده‌اند‪ .‬شرايط امروز ما‬ ‫برخالفآنچهدرشيپورفريبدشمنانبيرونيودنباله‌هاي‬ ‫داخليآنهادميدهمي‌شوداگرچهحساساستولينهفقط‬ ‫بحرانينيست‪،‬بلكهرويقوسصعوديدرحركتاست‪».‬‬ ‫گاردينمي‌نويسد؛«برخالفاغلبتحليل‌هايارائهشدهاز‬ ‫سوي رسانه‌هاي غربي كه مغرضانه تلقي مي‌شود‪ ،‬قدرت‬ ‫اقتصادي جمهوري اسالمي رو به افول نيست بلكه روي‬ ‫قوس صعودي حركت مي‌كند‪ ...‬م��ا‪ -‬غربي‌ها‪ -‬روي دو‬ ‫تفسيرازاقتصادايرانتاكيدداريمكههردوتفسيرغيرواقعي‬ ‫است‪g».‬‬ ‫محمدرضاباهنر‪،‬نمايندهباسابقهمجلسشوراياسالميواز‬ ‫چهره‌هاي جريان اصولگرايي در كشور است‪ .‬او يك‌بار ديگر در‬ ‫مجلسنهمبه‌عنواننايبرئيسازسويمنتخبانمردمبرگزيدهشد‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫سرنوشت روساي‌جمهور در ايران‬ ‫روزنامه رس��الت در ش��ماره مربوط به ‪ 22‬خرداد‬ ‫ماه خود سرمقاله‌اي را به قلم اميرمحبيان منتشر كرده كه‬ ‫در آن معضلي! به نام سرنوشت روس��اي‌جمهور ايران‬ ‫مورد بررسي قرار گرفته است‪ .‬محبيان در اين يادداشت‬ ‫نوشته است‪« :‬نگاهي به سرنوش��ت روساي‌جمهور در‬ ‫كشور ما نشان‌دهنده نوعي بحران در اين جايگاه است‪.‬‬ ‫رئيس‌جمهور نخست‪ ،‬ابوالحسن بني‌صدر پس از ايجاد‬ ‫بحران‌هايي همراه با رئيس يكي از جريان‌هاي تندرو و‬ ‫خشن معارض انقالب از كشور گريخت‪ .‬رئيس‌جمهور‬ ‫دوم‪ ،‬محمد‌علي رجايي كمتر از يك‌م��اه از ورود به دفتر‬ ‫رياست‌جمهوري به همراه نخست‌وزير خود‪ ،‬به‌دست‬ ‫هم‌پيمانان رئيس‌جمهور س��ابق‌ترور شده و به‌شهادت‬ ‫رسيد‪.‬خوشبختانهرئيس‌جمهورسوم‪،‬درمحيطيباثبات‌تر‬ ‫دوره خويش را به پايان برد و مسند در اختيار چهارمين‬ ‫رئيس‌جمهور يعني آقاي هاشمي رفسنجاني قرار گرفت‪.‬‬ ‫هاشمي‌تا در مسند بود با مشكلي جدي مواجه نشد ولي‬ ‫كم‌كمدردورهرئيس‌جمهورپنجم‪،‬آقايخاتمي‌تهاجمات‬ ‫به او از سوي راديكال‌هاي موسوم به اصالح‌طلب شروع‬ ‫شد و با برچسب‌هايي چون عاليجناب سرخ‌پوش و غيره‌‬ ‫ترور ش��خصيتي او آغاز گش��ت‪ .‬رئيس‌جمهور پنجم‪،‬‬ ‫خاتمي‪ ،‬از همان آغاز گرفتار گرداب بحران شد‪ .‬خصلت‬ ‫نرمخويي و فشار‌پذيري‪ ،‬او را بر كرسي رياست‌جمهوري‬ ‫نگه داش��ت‪ ،‬ولي رفيق و رقي��ب را از او رنجاند‪ .‬روحيه‬ ‫محافظه‌كاري خاتمي‌تا به‌حال تيغه‌هاي تيزي را از س��ر‬ ‫او دور كرده‪ ،‬ولي تزلزل جاي��گاه را نيز برايش به ارمغان‬ ‫آورده است‪ .‬اما ششمين رئيس‌جمهور؛ احمدي‌نژاد كه‬ ‫در نبردي گالدياتور‌گونه به قدرت رسيد؛ گمان مي‌رفت‬ ‫با حمايت همه‌‌جانبه اصولگراي��ان و ضعف روزافزون‬ ‫رقباي اصالح‌طلب ثبات را به مسند رياست‌جمهوري‬ ‫برگرداند؛ اما او هم در همان دور نخست مورد تهاجم قرار‬ ‫گرفت و اگر نبود رقابت او با رقباي س��نتي اصولگرايان‬ ‫معلوم نبود در دور دوم به مسند بازگردد‪ .‬در دور دوم هم‬ ‫برچسب‌هاييبراوخوردهاستكهنهفقطجايگاهسياسي‬ ‫و باورهاي انقالبي او را هدف گرفت‪ ،‬بلكه ايمان او را نيز‬ ‫زير سوال برد‪».‬‬ ‫يادداشت‌نويسرسالتتصريحكرده‪«:‬نگارندهقصد‬ ‫ندارد در مورد نگاهي كه به روساي‌جمهور شده منتقدان را‬ ‫محقياروساي‌جمهوررامبراتلقيكند‪،‬وليپرسشاساسي‬ ‫در اين است كه اشكال كجاست؟ چرا جز يك مورد كسي‬ ‫سربهسالمتنبردهاست‪».‬‬ ‫محبيان ادامه داده است‪« :‬عرف آن است كه در جهان‬ ‫اخبارضد‌ونقيضدربارهانتخابات‬ ‫هفته‌نامهشمادرآخرينشمارهخودگزارشيرادرباره‬ ‫فعاليت اصالح‌طلبان با افق انتخابات رياست‌جمهوري‬ ‫‪ 1392‬منتش��ر كرده اس��ت‪ .‬در اين گزارش آمده اس��ت‪:‬‬ ‫«در حالي كه اصالح‌طلبان عزم خ��ود را براي حضور در‬ ‫يازدهميندورهانتخاباترياست‌جمهوريافزايشداده‌اند‪،‬‬ ‫اخبار به‌دست آمده از تالش هاي پيدا و پنهان براي تعريف‬ ‫استراتژياصالحاتازيكسووتعيينگرانيگاهاصالحات‬ ‫از جانب ديگر حكايت دارد‪ ».‬گزارش‌نويس اين هفته‌نامه‬ ‫به نقل از موسوي خوئيني‌ها نوشته است‪« :‬ما حتما براي‬ ‫انتخابات رياس��ت‌جمهوري برنامه داريم و نمي‌شود كه‬ ‫بي‌برنامهباشيم‪».‬ايندرحالياستكهويدربارهبرنامه‌هاي‬ ‫‌اصالح‌طلبانبرايانتخاباتشورايشهرنيزيادآورشده‪«:‬ما‬ ‫دربارهآنانتخاباتهيچفكرينكرده‌ايم‪».‬بنابراينگزارش‬ ‫در حالي كه مجيد انصاري مدعي برگزاري جلسات منظم‬ ‫اصالح‌طلبان براي انتخابات رياس��ت‌جمهوري اس��ت‬ ‫عبداهلل نوري با بيان اينكه هنوز در اين زمينه صحبتي نشده‬ ‫است‪ ،‬تصريح كرد‪« :‬اصالح‌طلبان هيچ جلسه‌اي در اين‬ ‫زمينه نداشته‌اند حال بايد صبر كرد و ديد كه در آينده چه‬ ‫مي‌ش��ود‪ ».‬دبيركل خانه كارگر نيز در همين رابطه اعالم‬ ‫كرده‪«:‬درصورتيكهآقايكماليبرايايندورهازانتخابات‬ ‫رياس��ت‌جمهوري ثبت‌نام كند‪ ،‬خانه كارگر قطعا از وي‬ ‫حمايتخواهدكرد‪».‬‬ ‫محمودرضا خاوري‪ ،‬زاده‪ ۱۳۳۱‬در خرم‌آباد‪ ،‬داراي‬ ‫تبعيت دوگانه ايراني و كانادايي است‪ .‬او در سال گذشته از‬ ‫مقامخودبه‌عنوانمديرعاملبانكمليايراناستعفاكرد‬ ‫وبهكانادابازگشت‪.‬خاوريازمتهماناصلياختالس‬ ‫‪3000‬ميلياردياست‪.‬‬ ‫سيد‌محمدموسويخوئيني‌هازاده‪ ۱۳۲۰‬درقزوينو‬ ‫سياستمداريايرانياستكهازسال‪ ۱۳۸۴‬دبيرمجمعروحانيون‬ ‫مبارزاست‪.‬وييكيازشخصيت‌هايمحوريدرجريانچپ‬ ‫سنتيوجناحاصالح‌طلباست‪.‬‬ ‫‪17‬‬
‫محاكمه‌هاي پرحاشيه‬ ‫مهم‌ترين جمالتي كه در دادگاه‌هاي هفته گذشته اختالس و بيمه مطرح شد‬ ‫اين روزها برگزاري جلسات رسيدگي به پرونده‌هاي دو فساد بزرگ اختالس س��ه‌هزار ميلياردي و بيمه اگر پر سرو‌صداتر از بحث گراني و افزايش قيمت‌ها بين مردم‬ ‫نباشد كمتر هم نيست‪ ،‬مطمئنا اين ادعا علت‌هاي زيادي مي‌تواند براي خود داشته باشد‪ ،‬از جمله مربوط دانستن همه يا اكثر مشكالت مردم در جامعه به اين اختالس‌ها هر‬ ‫چند به صورت بولد شده‪ .‬دادگاهي كه هر چه به زمان صدور حكم نزديكتر مي‌شويم افراد پر‌سر‌وصدا و معروف كه بعضا اسامي‌آنها با ابتداي نام آنها مطرح مي‌شود بيشتر‬ ‫بحث حضورشان در دادگاه مطرح شده و عمال شايد فشار افكار عمومي در نهايت خط‌قرمزهاي برخي افراد را كنار زده و الفبايي‌ها رسما با نام اعالم و به دادگاه فراخوانده‬ ‫ش��وند‪ .‬هر چند مردم به دليل اينكه دائما اخبار اين دادگاه‌ها را پيگيري مي‌كنند مطمئنا افراد متهم را مي‌شناسند و خيلي هم با اول و آخر نام‌ها غريبه نيستند‪ ،‬اما در اين ميان‬ ‫اظهار‌نظر‌هاي متهمان در اين دادگاه‌ها هر جلسه نسبت به جلسه گذشته جنجالي‌تر مي‌شود و نگاه‌هاي مردم را به س��مت خود بيشتر از گذشته جلب مي‌كند و البته ناگفته‬ ‫نماند نگاه‌هاي نه چندان خوش مردم‪ .‬از اين رو به برخي از اظهار‌نظر‌هاي متهمان در دادگاه رسيدگي به پرونده بيمه و اختالس سه‌هزار ميلياردي اشاره مي‌كنيم تا افرادي كه‬ ‫نتوانستند نظرات اين متهمان را در هفته گذشته جويا شوند‪ ،‬نظرات را بخوانند‪ .‬ابتدا به پرونده اختالس سه‌هزار ميلياردي و نظرات متهمان اين پرونده مي‌پردازيم و در ادامه‬ ‫به پرونده بيمه كه استانداري تهران را هم كامال در‌گير خود مي‌بيند‪ ،‬مي‌پردازيم‪.‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫دادگاه فساد مالي بزرگ معروف به سه‌هزار ميلياردي كه سيزدهمين جلسه آن روز ‪ 21‬خرداد برگزار شد‪ ،‬شاهد‬ ‫اعترافاتي توسط متهمان بود كه خيلي دور از ذهن نبود‪ .‬فساد بزرگ مالي كه پرونده‌اش همه جور متهم دارد؛ از متهم‬ ‫فراري گرفته تا متهم جامانده‪ .‬دادگاه همواره در جلسات گذشته خود شاهد نام‌هايي بود كه حتي در گمانه‌زني‌هاي‬ ‫اشخاص هم جايي نداشت؛ از فالن وزير فالن معاون وزارتخانه گرفته تا فالن رئيس بانك و معاون كه به‌نظر مي‌رسد هر‬ ‫چه تعداد جلسات برگزاري اين دادگاه بيشتر شود اين نوع اشخاص هم نام‌هايشان افزايش محسوسي خواهد داشت‪.‬‬ ‫طوري كه قاضي سراج در پايان جلسه سيزدهم از محاكمه هفت نفر متهم جديد در دادگاه خبر داد‪ .‬در اين جلسه يعني‬ ‫سيزدهمين جلسه بررسي اين پرونده بزرگ متهمان اظهار‌نظر‌هايي داشتند و البته اين دادگاه با حاشيه‌هايي هم همراه‬ ‫بود كه در ادامه مي‌خوانيم‪.‬‬ ‫ك‪ .‬ن‪ .‬د به عنوان مديرعامل ش��ركت فوالد فام‬ ‫اس��پادانا در جايگاه با رد اتهامات گفت‪« :‬من ‪ 24‬ميليون‬ ‫تومان در مدتي گرفتم و مسئوليت سركشي به انبارهاي‬ ‫قراضه را داشتم‪ .‬من همسرم را تنها مي‌گذاشتم و واقعا كار‬ ‫مي‌كردم و به گروه ملي سركشي مي‌كردم و اين حقوق من‬ ‫حالل بوده و اصال تحصيل مال نامشروع نبوده است‪ ».‬اين‬ ‫متهم در ادامه گفت‪« :‬يك روز «س‪ .‬خ» من و همسرم را‬ ‫جلوي بانك ديد و گفت‪« :‬فالني گفته بايد به اين حساب‬ ‫پول بريزيم و يك سري سند را هم بايد امضا كنيد‪ .‬من از‬ ‫س‪‌.‬خدفاعمي‌كنمچونتقصيرينداشتهوتماممشكالت‬ ‫بر‌عهده مه‌آفريد است‪».‬‬ ‫‪18‬‬ ‫م‪ .‬ح جوان ‪ 22‬ساله به‌عنوان نايب رئيس شركت‬ ‫اسپادانا براي آخرين دفاعيات خود در جايگاه گفت‪« :‬من‬ ‫هم مانند مديرعامل و رئيس هيات‌مديره نمي‌دانستم و‬ ‫اعتماد كردم‪».‬‬ ‫هنگام دفاع مدير وقت گروه ملي فوالد هنگامي‌‬ ‫كه وي اتهامات را متوجه مه‌آفري��د مي‌كرد‪ ،‬وكيل او به‬ ‫س��رعت اعتراض مي‌كرد كه قاضي س��راج خطاب به‬ ‫او گفت‪« :‬انگار وكيل هم متهم ش��ده است‪ .‬چرا زماني‬ ‫كه از مه‌آفريد تعريف مي‌كند ساكت هستيد» كه وكيل‬ ‫مه‌آفريد پاسخ داد‪« :‬آن زمان‌ها راست مي‌گويد و نيازي‬ ‫به اعتراض نيست‪».‬‬ ‫مدير‌گ��روه ملي ف��والد هنگام دف��اع از خود با‬ ‫بي‌اطالعي از اهداف مجرمان��ه مه‌آفريد گفت‪« :‬همه ما‬ ‫مانند كارگراني بوديم كه در يك كارخانه اسلحه‌سازي‬ ‫كار مي‌كردند‪ ،‬اما نمي‌دانس��تند قطعاتي كه مي‌س��ازند‬ ‫براي ساخت اسلحه است‪ .‬تنها مه‌آفريد مي‌دانست كه‬ ‫سالح ساخته مي‌شود و خشاب آن نيز سيستم معيوب‬ ‫بانكي بود‪».‬‬ ‫مته��م در دفاع از واريز س��ه ميلي��ارد تومان به‬ ‫حس��اب ش��خصي وي گفت‪« :‬فعاليت‌هاي ما صنعتي‬ ‫است و پول‌هايي كه دريافت مي‌كنيم باالست و با حقوق‬ ‫كارمندي شما فرق مي‌كند براي همين است كه برايتان‬ ‫تعجب‌برانگيزاست‪».‬‬ ‫وكيل متهم هن��گام دفاع از وي به ارائه س��وابق‬ ‫كاري پرداخت و عنوان صنعتگر نمونه و غيره را عنوان‬ ‫كرد كه قاضي سراج تذكر داد از همه موارد اطالع دارم‪.‬‬ ‫وكيل متهم با اين وجود در ادامه سخنان خود تاكيد كرد‬ ‫كه همسر متهم فرزند شهيد است و در كارنامه كاري‌اش‬ ‫‪ 40‬تقديرنامه دارد‪.‬‬ ‫وكيل متهم در‌خصوص خريد خودروي سانتافه از‬ ‫محل سه ميليارد توماني كه مه‌آفريد به حساب آقاي‌(ر)‬
‫به‌نظر مي‌رسد با‌توجه به اينكه رسيدگي به پرونده فساد بيمه ديرتر و جديدتر از فساد بزرگ مالي است‪ ،‬براي مردم‬ ‫دغدغه پيگيري بيشتري داشته باشد‪ ،‬مخصوصا اينكه استانداري تهران و برخي از افراد پايشان مستقيم و غير‌مستقيم به‬ ‫اين ماجرا باز شده است‪ .‬پرونده بيمه معروف به پرونده فاطمي‌چند سالي بود كه همگان به دنبال نتيجه‌اي از آن در هر‬ ‫زمينه‌اي آن بودند اما خالصه انتظار آنها در ابتداي سال‪ 1391‬به پايان رسيد و عمال با برخي دادگاه‌هاي فساد مالي بزرگ‬ ‫تداخل پيدا كرد تا افسوس مردم ناراحت گسترده‌تر شود‪ .‬جلسات بررسي پرونده فساد بيمه در دادگاه كه تقريبا سرعت‬ ‫خوبي هم دارد هشتمين جلسه ان در تاريخ‪ 21‬خرداد برگزار شد و متهم «د‪-‬س» معروف به جعبه سياه پرونده اختالس‬ ‫سخنان خود را مطرح كرد و البته شخصي كه انگشت اتهام به سمت وي بود دراين هفته با گفت‌وگوهايي جداگانه اخبار‬ ‫متهم بودن خود را تكذيب كرد كه در ادامه مي‌خوانيد‪.‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫آقاي د ‪ -‬س به عنوان يكي از اصلي‌ترين متهمان‬ ‫پرونده اختالس بيم��ه در جايگاه در دف��اع از خود براي‬ ‫پرداخت‪ 400‬ميليونتومانبهآقاي«ت»گفت‪«:‬ايشان‪250‬‬ ‫ميليونتومانبهمنپولدادتابرايشانملكيخريداريكنم‪.‬‬ ‫آنملكرابا‪ 50‬ميليونتومانسودپسازسههفتهفروختم‬ ‫و از آنجا كه آقاي‌(ت) به ‪ 100‬ميليون تومان بيشتر از رقم‬ ‫ملكش نياز داشت جمعا‪ 400‬ميليون تومان به او پول دادم‬ ‫اما چندي بعدبه دليل نياز ماليخودم‪ 100‬ميليون تومانم را‬ ‫از آقاي (ت) گرفتم‪».‬‬ ‫د‪.‬س درباره اخالل در نظام اقتصادي كشور به مبلغ‬ ‫پنج ميليارد تومان نيز گفت‪« :‬من اخاللي در نظام اقتصادي‬ ‫كشور نديدم‪ ،‬بلكه تسهيالتي كه از بانك گرفته بودم و به‬ ‫واسطه آن اقالمي‌را وارد كشور كرده بودم را در منطقه آزاد‬ ‫فروختمكهاينجرمنيست‪».‬‬ ‫د‪.‬س درباره پرداخت رشوه ‪ 80‬ميليون توماني به‬ ‫خانم (س) گفت‪« :‬ايشان ملكي در خيابان فرشته داشتند‬ ‫كه از من خواستند تا در بازسازي آن كمكشان كنم‪ .‬من هم‬ ‫پيمانكاريبهآنجافرستادمتابهاين‌ترتيبكارهايبازسازي‬ ‫راانجامدهدوازاينبابت‪ 80‬ميليونتوماندرآنخانههزينه‬ ‫كردهاستاماخانم(س)هيچنقشيدرگرفتنتسهيالتاز‬ ‫جانبمننداشتهاست‪».‬‬ ‫د‪.‬س درباره پرداخت ‪ 700‬ميليون تومان به آقاي‬ ‫(ج) معاون يكي از شعب بانكي ملي نيز گفت‪« :‬ايشان در‬ ‫يكمرحله‪ 30‬ميليونتومانازمنقرضگرفتهاست‪،‬امادر‬ ‫مرحلهبعديازمنتوقعپرداختعيديبهمبلغ‪ 40‬ميليون‬ ‫تومان را داشت‪ .‬من هم از آنجا كه مي‌خواستم كارهايم در‬ ‫بانكراحت‌ترانجامشودبهايشانعيديدادم‪».‬‬ ‫د‪.‬س خريد و فروش غيرقانوني ارز به مبلغ ‪300‬‬ ‫ميليون دالر را اصال نپذيرفت و با بيان اينكه من نيازي به‬ ‫خريدوفروشارزنداشتم‪،‬گفت‪«:‬منخودمكسيبودمكه‬ ‫ارز وارد كشور مي‌كردم‪ ،‬ديگر نيازي نبود كه بخواهم آن را‬ ‫بهصورتغيرقانونيخريداريكنم‪».‬‬ ‫آقاي(الف‪.‬م)دردفاعياتخوداظهارداشت‪«:‬تمام‬ ‫عزل و نصب مديران بر‌عهده استاندار بود و اگر مشكلي‬ ‫نيز بين مديران كل به وجود مي‌آمد استاندار اين مشكل را‬ ‫رفع مي‌كرد‪ .‬بر اساس مصوبه و قانون اجازه داده شده بود‬ ‫‪ 30‬درصدعوارضدريافتيازاتباعافاغنهبهاستانداريداده‬ ‫شود كه اين ميزان جزو درآمد دولتي نبوده و به خزانه واريز‬ ‫نمي‌شد‪ .‬اين پول جزو بودجه خارج از شمول استانداري‬ ‫بود كه بخش اعظم آن در معاونت سياسي و امنيتي هزينه‬ ‫مي‌شد كه حاال بايد هزينه‌كنندگان در اين رابطه توضيح‬ ‫دهند‪ .‬استاندار وقت نيز با توجه به وظيفه من اجازه داد كه‬ ‫وجوهحاصلهرابر‌اساسنيازخرجكنم‪».‬‬ ‫قاضي ذبيح‌زاده س��پس به افشاي جزئيات رشوه‬ ‫دريافتي از سوي متهم اشاره كرد و گفت‪« :‬وي‪ 100‬ميليون‬ ‫تومان از آقاي (هـ‪ .‬ر)‪ 40 ،‬ميليون تومان آقاي (م‪ .‬ح) و ‪42‬‬ ‫ميليون تومان از آقاي (ح‪ .‬ت) رشوه دريافت كرده است‪ .‬در‬ ‫رابطهبارشوه‪ 100‬ميليونتومانيآقاي(هـ‪.‬ر)كهمديرعامل‬ ‫يك شركت است اسفند سال ‪ 85‬درخواست تسهيالت‬ ‫بانكي‪ 17‬ميليارد توماني مي‌كند كه استانداري با عنوان وام‬ ‫بنگاه‌هاي زودبازده آن را مورد تاييد قرار مي‌دهد‪ .‬نيمه اول‬ ‫سال‪ 86‬اينتسهيالتبهآقاي(هـ‪.‬ر)تعلقمي‌گيردكهبانك‬ ‫ملي همان ابتدا ‪ 50‬درصد آن را بابت بازپرداخت اقساط‬ ‫معوقه وام قبلي كسر مي‌كند حاال چطور به فردي كه داراي‬ ‫معوقه بانكي است تسهيالت تعلق گرفته است‪ ،‬سوالي‬ ‫استكهاينجامطرحمي‌شود‪.‬اينپولنيزابتداتوسطخانم‬ ‫(گ‪.‬ر)ازيكچكبهچك‌هايمسافرتي‪ 200‬هزارتوماني‬ ‫تبديل مي‌شود كه در رديابي اين چك‌ها آقاي (س‪ .‬ح) آن‬ ‫را به حساب آقاي (ع‪ .‬الف) واريز مي‌كند‪ .‬آقاي (س‪.‬ح) در‬ ‫تحقيقات مدعي شده چك‌ها را از آقاي (ج‪ .‬الف)‪ -‬آقاي‬ ‫(خاص)‪ -‬دريافت كرده بود‪ .‬آقاي (هـ‪.‬ر) نيز مدعي است‬ ‫‪ 100‬ميليونتومانرابابتانجامكارهايخيريهبهمعاونت‬ ‫مالي‪-‬ادارياستانداريتحويلدادهاست‪.‬نكتهجالباينكه‬ ‫زماندريافتواموپرداخت‪ 100‬ميليونتومانيكياست‪».‬‬ ‫نماينده شركت بيمه ايران در دادگاه اختالس در‬ ‫نهمين جلسه رسيدگي به پرونده اختالس بزرگ اظهار‬ ‫داشت‪« :‬متاس��فانه در اين دادگاه مطالبي از سوي برخي‬ ‫متهمان مطرح شد كه باعث خدشه‌دار شدن نام بيمه شده‬ ‫است‪ ».‬بيشتر اختالس صورت گرفته از استانداري بوده‬ ‫اما متاسفانه در تابلويي كه در دادگاه نصب شده فقط به نام‬ ‫بيمه اشاره شده است‪ .‬كاش حداقل در آن نوشته مي‌شد‬ ‫اختالسازبيمه‪g‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫ريخته بود‪ ،‬گفت‪« :‬اين خودرو هديه بازگش��ت وي از‬ ‫مكه بود‪».‬‬ ‫در اين جلس��ه دادگاه‪ ،‬قاضي س��راج از كشف‬ ‫سندي كه در شمال كشور مخفي شده بود و طي آن ‪19‬‬ ‫درصد شركت ملي به آقاي (ع‪ .‬د) واگذار شده بود‪ ،‬پرده‬ ‫برداشت‪.‬‬ ‫نماينده دادستان پس از شنيدن دفاعيات متهم و‬ ‫وكيل وي كه تالش داشتند خود را تبرئه و تمام اتهامات را‬ ‫متوجهمهآفريدكنندگفت‪«:‬اينكهمه‌آفريدمنشاتمامي‌اين‬ ‫كارهاست اظهر من الشمس است و كسي در متهم بودن‬ ‫مه‌آفريد خسروي شكي ندارد‪».‬‬ ‫نماين��ده دادس��تان در ميان دفاعي��ات خود از‬ ‫كيفرخواست متهم گفت‪« :‬چرا مجلس وزير اقتصاد را‬ ‫در اين رابطه استيضاح نمي‌كند‪ ،‬چرا بانك ملي حاضر‬ ‫به شكايت از خاوري نيست و وقتي به‌طور قانوني تذكر‬ ‫مي‌دهيم كه بايد در اين پرونده به‌عنوان شاكي شكايتي‬ ‫مطرح كنند با اكراه عليه متهمان شكايتي را مطرح مي‌كنند‬ ‫و حاضر نيست از خاوري شكايت كند؟ چرا با وجود‬ ‫آنكه قوه‌قضائيه تمامي‌مدارك الزم و پرونده خاوري را به‬ ‫اينترپل داده‪ ،‬دولت دراين رابطه پيگيري نمي‌كند؟انگار‬ ‫در س��طح باالي مديريتي انگيزه‌اي براي اين كار وجود‬ ‫ندارد‪».‬‬ ‫نماينده دادس��تان در اين جلسه خطاب به مدير‬ ‫وقت شركت ملي گفت‪« :‬مواظب خودشيفتگي‌ها باشيد‪.‬‬ ‫همين خودشیفتگي‌ها آدم‌ها را به زمين مي‌زند‪ .‬اگر خود‬ ‫من نيز دچار غرور ش��وم ذليل خواهم ش��د‪ ،‬همه بايد‬ ‫مواظب باشند‪ .‬مه‌آفريد نيز به دليل غرور و خودشيفتگي‬ ‫دچار اين مشكالت شد‪ ،‬اگر از همان ابتدا كسي گوشش‬ ‫را مي‌گرفت و تذكر مي‌داد به‌هم��ان يك كارخانه اكتفا‬ ‫مي‌كرد‪.‬همينغروروخودشيفتگيشماستكهمي‌گوييد‬ ‫سه ميليارد پولي نيست و حقوق شما كارمندي است و‬ ‫خودتان را با من مقايسه نكنيد‪ .‬ش��ما به كارمندان بانك‬ ‫صادرات سكه عيدي مي‌دهيد‪ ،‬آيا به كارمندان گروه ملي‬ ‫نيز هم عيدي سكه داده‌ايد‪».‬‬ ‫نمايندهدادستاندربخشيازاينجلسهبابياناينكه‬ ‫با مديرعامل سابق گروه ملي ديدار كرده است‪ ،‬گفت‪« :‬آن‬ ‫يكهخسرويگروهملي‬ ‫زمانشمامعاونويبوديد‪.‬هنگام ‌‬ ‫راخريداريكردپيغام‌هايزياديبهويدادهشدهكهبرگرد‬ ‫خوبپولمي‌دهند‪،‬امااوگفتهشركت‌هايخصوصيهم‬ ‫خوبپولمي‌دهند‪،‬همخوباستعمارمي‌كنند‪».‬‬ ‫فراهاني‪ ،‬نماينده دادستان در پاسخ به بخشي از‬ ‫دفاعيات متهم كه پرسيده بود سئوال من هم آن است كه‬ ‫چرا اينگونه ال‌سي گش��ايش مي‌شد‪ ،‬گفت‪« :‬شما نبايد‬ ‫اين سئوال را االن بپرس��يد بايد همان موقع كه يك روز‬ ‫در ميان گشايش ال‌سي‌ها را امضا مي‌كرديد اين سوال را‬ ‫مي‌پرسيديد‪ ،‬نه حاال پشت اين‌تريبون‪».‬‬ ‫به گزارش ف��ارس‪ ،‬رئيس ش��عبه اول دادگاه‬ ‫انقالب به اظهارات آقاي «د» رئيس دفتر آقاي خاوري‬ ‫اش��اره كرد كرد و گف��ت‪« :‬اين فرد مدعي اس��ت در‬ ‫‪ 31‬ش��هريور س��ال ‪ 90‬خاوري به مديريت حراست‬ ‫بانك مي‌گويد برنامه‌ س��فري به لندن دارم از وزارت‬ ‫اطالعات بپرس��يد اگر ممنوع‌الخروج نيس��تم بليت‬ ‫تهيه شود‪».‬‬ ‫وي گفت‪« :‬رئيس دفتر خاوري مدعي اس��ت از‬ ‫طريق آقاي «ص» مديركل حراست بانك ملي خواستم‬ ‫تا از آقاي «ز» رئيس س��ازمان حراس��ت كل كش��ور‬ ‫موضوع بررسي شود‪».‬سراج گفت‪« :‬نهايتا آقاي «پ»‬ ‫معاون وزير اطالعات بالمانع بودن خروج خاوري را‬ ‫به آقاي «ز» و از آن طريق به آقاي «ص» اعالم مي‌كند‬ ‫و خاوري موفق مي‌شود با تهيه بليت به مقصد لندن از‬ ‫كشور بگريزد‪g ».‬‬ ‫‪19‬‬
‫مرتضي تمدن‪:‬‬ ‫گزارش جليلي به مجلس‬ ‫ماجراي نامه‌هاي هسته‌اي‬ ‫قرار نيست به وزارت كشور بروم‬ ‫خبرنامه‬ ‫دبيرشوراي عالي امنيت ملي هفته گذش��ته راهي بهارستان شد‬ ‫تا با حضور در خانه ملت‪ ،‬گزارشي از روند پرونده هسته‌اي كشور به‬ ‫نمايندگان ارائه دهد‪ .‬سعيد جليلي در سخنانش براي نمايندگان با تاكيد‬ ‫بر حق برخورداري ايران از دانش هسته‌اي‪ ،‬مخالفت غرب با اين حق‬ ‫را به‌دليل‌ترس آنها از الگو شدن ايران اسالمي براي مقاومت و پيشرفت‬ ‫ديگركشورهادانستوافزود‪«:‬همچنانكهرهبرانقالبفرمودند‪،‬آنهااز‬ ‫ايران هسته‌اي نمي‌ترسند‪ ،‬بلكه در هراس از «ايران اسالمي» هستند‪ ».‬به‬ ‫گفتهوي‪،‬غربدرمذاكراتشباتيمهسته‌اياسبقدردولتقبليبهايران‬ ‫گفتهبودكهمامي‌خواهيمدانشهسته‌اينداشتهباشيدواينكهمي‌گويم‬ ‫ضمانت عيني بدهيد يعني اينكه اين كار را انجام ندهيد و توانمندي‬ ‫هسته‌اي نداشته باشيد‪ .‬وي با بيان اينكه مقاومت ملت ايران جواب داده‬ ‫است‪،‬افزود‪«:‬زمانيآنهامي‌گفتندحتييكسانتريفيوژنداشتهباشيداما‬ ‫االن به هزار سانتريفيوژ هم رضايت داده‌اند و با غني‌‌سازي ‪ 3/5‬درصد‬ ‫هممخالفتيندارند‪».‬‬ ‫جليلي به يكي از گفت‌وگوهايش با سوالنا اشاره كرد كه پر‌سيده‬ ‫بود چرا ايران اصل ماشين را ندارد ولي مدام بنزين مي‌خرد؟ جليلي هم‬ ‫پاسخ داده بود كه چه منطقي دارد كه ما ماشين گرانقيمتي بخريم ولي‬ ‫برايشبنزيننداشتهباشيم؟‬ ‫او با اشاره به موضوع مذاكرات استانبول پس از گفت‌وگوي ژنو‪3‬‬ ‫كه در آن توافق شد «براي همكاري حول نقاط مشترك» مذاكرات ادامه‬ ‫يابدگفت‪«:‬اينموضوعدراستانبولدربهمن‪ 89‬دنبالشدوگفتيمالزمه‬ ‫«همكاري» پذيرش حق ملت ايران است‪ .‬اما آنها اين را «پيش شرط» ما‬ ‫تلقي كردند و گفت‌وگو ر‌ا ترك كردند‪ .‬پس از آن چند دور نامه‌نگاري‬ ‫بين من و خانم اشتون انجام شد تا گفت‌وگوها به درخواست آنها ادامه‬ ‫يابد‪ .‬عالوه بر اين در نامه‌اي در خردادماه سه سال پيش به آژانس اعالم‬ ‫كرديم كه سوخت راكتور درماني تهران در حال اتمام است و وظيفه‬ ‫آژانس است كه اين نياز را تامين كند‪».‬‬ ‫جليلي با بيان اينكه در مذاكرات بغداد‪ ،‬ايران وارد شروط جديد‬ ‫شد و پنج پيشنهاد را عنوان كرد‪ ،‬افزود‪« :‬ما موضوعاتي عالوه بر بحث‬ ‫هسته‌ايرادرپيشنهاداتمانعنوانكرديم‪.‬ازجملهبحثبحرينرامطرح‬ ‫كرديم و آنها هم مبارزه با مواد‌مخ��در و دزدان دريايي را عنوان كردند‪.‬‬ ‫ما گفتيم گام‌هاي اعتمادس��از بايد دوطرفه باشد‪ .‬در عالي‌ترين سطح‬ ‫در جمهوري اسالمي ايران‪ ،‬مقام معظم رهبري فتواي عدم استفاده از‬ ‫سالح هسته‌اي را صادر كردند و ما هم از آنها خواستيم كه متقابال حق‬ ‫غني‌سازي اورانيوم را در ايران به رسميت بشناسند و اين دو گام متقابل‬ ‫در بيانيه بغداد درج شود‪».‬‬ ‫وي از پيشنهاد چارچوب كاري و تعيين زمان پايان مذاكرات از‬ ‫سوي ايران سخن گفت و افزود‪« :‬ما گفتيم نمي‌پذيريم كه يك استثنا‬ ‫باشيم و تكاليفي بيش از‪ NPT‬به ما تحميل شود‪g».‬‬ ‫هفته گذشته شايعات متعددي درخصوص تغييرات در استانداري تهران و نيز‬ ‫وزارت‌كشور مطرح شد‪ .‬اخبار تائيد نشده هفته گذشته حكايت از اين داشت كه مرتضي تمدن‬ ‫از استانداري تهران راهي ساختمان ميدان فاطمي‌شده و به‌جاي نجار سرپرستي وزارت كشور‬ ‫را برعهده خواهد گرفت‪ .‬استاندار تهران اما در يك نشست خبري در اين مورد با بيان اينكه‬ ‫شايعات تغيير و سرپرستي وزارت كشور را از سايت‌ها و روزنامه‌ها مي‌شنويم گفت‪« :‬در عالم‬ ‫واقعيت هيچ حرف و سخني در اين زمينه مطرح نشده است‪g».‬‬ ‫رامينمهمانپرست‪:‬‬ ‫خاوري به سفارت ايران نيامد‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫سخنگوي وزارت خارجه كشورمان از تالش‌هاي سفارت ايران در كانادا براي مالقات با خاوري براي‬ ‫فراهم‌كردنزمينهبازگشتشبهكشورخبردادهوگفتهاستكهاينفرددرمالقاتحاضرنشدهاست‪.‬مهمانپرست‬ ‫در‌خصوص اقدامات وزارت‌خارجه براي بازگشت خاوري به كشور بابيان اينكه همكاري بسيار نزديكي بين‬ ‫وزارت خارجه دادستاني و اينترپل ناجا در مورد اين پرونده وجود دارد گفته است‪« :‬تاكنون فعاليت‌هاي زيادي‬ ‫صورت گرفته و از طريق اينترپل حكم بازداش��ت خاوري گرفته شده اس��ت‪ ».‬وي افزوده است‪« :‬با سفارت‬ ‫كانادا در تهران در اين زمينه در تماس بوديم و افسر پليس رابط كانادا در اسالم آباد را به ايران دعوت كرديم و در‬ ‫حضور خاوري پرونده مذكور را به‌طور كامل با وي در ميان گذاشتيم و وي نيز مسئوليت پيگيري اين پرونده‬ ‫را برعهده گرفت‪».‬سخنگوي دستگاه ديپلماسي با ذكر اين نكته كه از روش‌هاي مختلف كار را دنبال مي‌كنيم‬ ‫يادآور شده است‪« :‬منتظر پاسخ طرف كانادايي هستيم و از طريق سفارت ايران در كانادا نيز پيگيري‌هايي صورت‬ ‫ت حاضر نشد‪ .‬البته‬ ‫گرفت تا با خاوري مالقات شود و زمينه‌هاي برگشتش را فراهم كنيم كه متاسفانه در مالقا ‌‬ ‫پيگيري‌هاي ما در حال انجام است‪».‬مهمانپرست تابعيت دوگانه خاوري را مورد اشاره قرار داده و با بيان اينكه‬ ‫ماتابعيتمضاعفرابهرسميتنمي‌شناسيمتصريحكردهاست‪:‬‬ ‫«دولت كانادا موظف اس��ت خ��اوري را به ايران‬ ‫برگرداند‪».‬سخنگوي وزارت خارجه با اشاره‬ ‫به مباحث مطرح شده مبني‌‌بر اينكه خاوري‬ ‫خاك كانادا را‌ترك كرده اظهار داشت‪« :‬در‬ ‫همين زمينه كاردار كان��ادا را به وزارت‬ ‫خارجه احضار كردي��م‪ .‬وزارت خارجه‬ ‫طبق روال معمول همه تالش‌ها را انجام‬ ‫مي‌دهد و با همكاري ارگان‌ها‪ ،‬مقامات‬ ‫قضايي و انتظامي‌موضوع را دنبال مي‌كند‪.‬‬ ‫اين موضوع ابعاد مختلفي دارد كه توسط‬ ‫ارگان‌هايمختلفدرحالپيگيرياست‪g».‬‬ ‫واكنش احمدي‌نژاد به اتهامات اخير‪:‬‬ ‫جرات دارند بروند سراغ اصل‌كاري‌ها‬ ‫محمود احمدي‌نژاد هفته گذشته گفت‪« :‬فحش‬ ‫دادن به دولت هنر نيست‪ ،‬اگر جرات دارند‪ ،‬بروند سراغ‬ ‫همان‌هايي كه اصل‌كاري هستند‪».‬‬ ‫او كه در سفر استاني به سر مي‌برد با اشاره به برخي‬ ‫مسائل پيش آمده در حوزه تخلفات اقتصادي و متهم‬ ‫شدن برخي همكارانش گفت‪« :‬هر كسي در هرجايي به‬ ‫هر اندازه‌اي تخلف كرده بگيرند و با آن برخورد كنند‪».‬‬ ‫رئيس‌جمهور در ادامه سخنان خود تصريح كرده بود‪:‬‬ ‫«خراب نشان دادن وضع كشور براي كسي شهرت‬ ‫نمي‌آورد‪ ».‬احمدي‌نژاد گفته بود‪« :‬فعال من و همكارانم‬ ‫در سيبل هستيم‪».‬‬ ‫احمدي‌نژاد به گفتن همين جمله مبهم اكتفا كرده و‬ ‫توضيح بيشتري نداده است‪g.‬‬ ‫‪20‬‬ ‫علياكبرهاشمي‌رفسنجاني‬ ‫اصالح مواضع پيشين‬ ‫در حال��ي ك��ه اظهار‌نظره��اي اخير هاش��مي‬ ‫رفسنجاني با انتقادهايي روبه‌رو شده بود هفته گذشته‬ ‫او به اصالح مواضعش پرداخت؛ امري كه با اس��تقبال‬ ‫رسانه‌ها و محافل سياسي مواجه شد‪.‬‬ ‫او در پاسخ به پرسشي درباره ابهام به‌وجود آمده در‬ ‫افكار‌‌عمومي درباره لفظ و نام انقالب‌هاي اخير منطقه‬ ‫گفت‪« :‬ش��كي نيس��ت اكثر توده‌ها و اقشار حاضر در‬ ‫انقالب‌هاي منطقه مسلمانند و بر مبناي اسالم انقالب‬ ‫كرده‌‌اند و از انقالب اس�لامي ايران الگ��و گرفته‌اند و‬ ‫خواسته‌هايي چون محو استبداد و ديكتاتوري را مدنظر‬ ‫دارند‪ .‬بنده گفته ب��ودم برخي «بهار عرب��ي» و برخي‬ ‫«بيداري اسالمي» مي‌گويند‪ .‬لفظ مهم نيست‪ ،‬بلكه ريشه‬ ‫و مبناي اين خيزش و حركت مهم است كه ريشه آن‪،‬‬
‫ورود يك كارگزاراني به وزارت صنايع‬ ‫هفته گذشته و در ادامه تغييرات در وزارت‌صنايع يك حكم بسيار جلب توجه كرد؛ انتصاب يك‬ ‫كارگزاراني در دولت احمدي‌نژاد‪ .‬ماجرا از اين قرار بود كه وزير صنايع در حكمي‌غالمرضا شافعي‬ ‫را كه از بنيانگذاران حزب كارگزاران بوده است به‌سمت رياست اين درو منصوب كرد‪.‬نكته جالب‬ ‫اينجاست كه شافعي در فروردين ماه سال‪ 88‬پس از جلسه فعاالن اقتصادي با ميرحسين موسوي‪ ،‬طرح‬ ‫اقتصادي وي را خالقانه خوانده و تاكيد كرده بود‪« :‬دخالت‌هاي بيش از اندازه دولت احمدي‌نژاد در‬ ‫بانك مركزي باعث شده تا عزل و نصب‌هاي بي‌قاعده و بي‌برنامگي در اين نهاد مهم اقتصادي نهادينه‬ ‫شود‪ ».‬انتقاد شافعي به دولت احمدي‌نژاد البته به‌موضوعات اقتصادي منحصر نشده و در خصوص‬ ‫سياست خارجي اين دولت نيز گفته بود‪« :‬اگر در زمينه سياست خارجي خصومت‌زدايي مي‌شد‪ ،‬شايد‬ ‫شاهد اين مشكالت نبوديم‪ ».‬به هر روي برخي تحليلگران مسائل سياسي اين انتصاب را در راستاي‬ ‫نزديك شدن هاشمي رفسنجاني و برخي افراد در دولت تفسير كرده‌اند‪ .‬مساله‌اي كه به باور آنان ممكن‬ ‫است در انتخابات رياست‌جمهوري آتي تاثيراتي داشته باشد‪g.‬‬ ‫كامران باقري لنكراني‪:‬‬ ‫عده‌اي حضور‪۴۰‬ميليوني مردم در انتخابات را «سرمايه شخصي» دانستند‬ ‫توصيه آيت‌اهلل مهدوي‌كني به موتلفه‌اي‌ها‬ ‫حزب را به نسل گذشته محصور نكنيد‬ ‫خبرنامه‬ ‫اسالم و انقالب اسالمي و تنفر از فساد و ديكتاتوري و‬ ‫وابستگي است‪».‬‬ ‫ي در ادامه بر حضور هميش��گي خود در‬ ‫هاش��م ‌‬ ‫صحنه انقالب و نظام تاكيد كرده و افزوده بود‪« :‬بيش از‬ ‫‪ 60‬سال است كه در عرصه سياسي و مبارزاتي كشور‬ ‫فعال بوده و هستم و تا زماني كه توان و فايده‌اي براي‬ ‫كشور داش��ته باش��م تا پايان عمر پاي انقالب و نظام‬ ‫ايستاده و خواهم ايستاد‪».‬‬ ‫وي در ادامه‪ ،‬با اشاره به اثرات منفي تفرقه در جامعه‬ ‫اظهار كرد‪« :‬آنچه بايد مبناي فعاليت قرار گيرد خدمت به‬ ‫اسالم‪ ،‬انقالب‪ ،‬مردم و كمك به پيشرفت‪ ،‬اتحاد و همدلي‬ ‫و پرهيز از تفرقه و دعواست‪ ،‬چراكه نفع تشتت و تفرقه‪ ،‬به‬ ‫دشمنانكمينكردهكشورخواهدرسيد‪».‬‬ ‫هاشمي‌رفسنجاني در پاس��خ به پرسشي درباره‬ ‫وضعيت كنوني كشور پس از گذشت سه‌دهه از انقالب‬ ‫اس�لامي‪ ،‬به سياس��ت‌هاي كلي نظ��ام در بخش‌هاي‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫آيت‌اهلل مهدوي‌كني گفته اس��ت‪« :‬كس��اني كه به درد انقالب‬ ‫مي‌خورند را بايد حفظ كرد؛ ممكن اس��ت افرادي اشكاالتي داشته‬ ‫باشند‪ ،‬اما نبايد خوبي‌هاي انس��ان‌ها را ناديده گرفت‪ ،‬مگر آنها كه‬ ‫روح جمعي نداشته باش��ند و حضور آنان غير‌‌قابل تحمل باشد‪ .‬ما‬ ‫بايد با س��عه‌صدر جا را براي ديگران باز كنيم و تنگ‌نظري‌ها را به‬ ‫كنار بگذاريم؛ حزب موتلفه در دوره جديد بايد با سعه صدر نسل‬ ‫جديد را به ميدان آورد و حزب را با نسل گذشته محصور نكند‪ ».‬وي‬ ‫افزوده است‪« :‬اتصال به روحانيت و نظام واليت ما را به وحدت و‬ ‫ائتالف مي‌رساند‪».‬‬ ‫رئيس مجلس خبرگان رهبري با اشاره به وظايف مجلس نهم‬ ‫خاطرنشان كرد‪« :‬نمايندگان مجلس بايد با هم برادرانه رفتار كنند‪.‬‬ ‫ما اگر مي‌خواهيم انقالب را حفظ كنيم بايد با هم ائتالف كرده و از‬ ‫حذف يكديگر بپرهيزيم‪ .‬نبايد به‌گونه‌اي ش��ود كه به يكباره كسي‬ ‫براي انقالب نماند‪ .‬مردم در صحنه هستند و مسائل را مي‌بينند‪ ،‬آيا‬ ‫واقعا وظيفه ما در انقالب اين است كه يكديگر را تخريب كنيم؟»‬ ‫وي افزود‪« :‬موتلفه اسالمي نام بس��يار خوبي دارد‪ ،‬موتلفه از‬ ‫ائتالف به‌وجود آمده اس��ت‪ .‬من در انتخابات اخير مجلس شوراي‬ ‫اس�لامي بارها گفتم كه منظور از وحدت‪ ،‬ائتالف است‪ .‬امروز نيز‬ ‫نبايد نقاط مشترك را رها كنيم و به بهانه اختالف ساليق از ائتالف‬ ‫دست برداريم‪g ».‬‬ ‫كامران باقري‌لنكراني مي‌گويد‪« :‬حضور ‪40‬ميليوني مردم در پاي صندوق‌هاي راي انتخابات دهم‬ ‫رياست‌جمهوري سرمايه اجتماعي نظام بود‪ ،‬اما اتفاق تلخي كه پس از يك زنجيره اتفاقات تلخ پس از‬ ‫راي‌گيري شروع شد و متاس��فانه تا امروز هم ادامه دارد‪ ،‬اين بود كه عده‌اي حضور ‪ 40‬ميليوني مردم را‬ ‫سرمايه اجتماعي نظام و انقالب تلقي نكردند و پنداشتند اين سرمايه‌ها شخصي است‪».‬‬ ‫لنكراني با بيان اينكه تحليل غلط در اين دوره سبب دو نوع ريزش در بين سياسيون شده است‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫«هر دو نوع ريزش به‌دليل آن بود كه سياستمداران اين سرمايه را سرمايه فردي يا گروهي تلقي كردند كه‬ ‫منجر به‌ريزش آنها شد‪».‬‬ ‫عضو ارشد جبهه پايداري اضافه كرده است‪« :‬مردم هرجايي كه احساس كنند كسي در برابر باورهاي‬ ‫ديني و مباني نظام مقدس جمهوري اسالمي ايستاده است‪ ،‬بي‌محابا آن را كنار مي‌گذارند‪».‬‬ ‫لنكراني در ادامه با بيان اينكه برخي حماسه ‪ 9‬دي را يك اتفاق گذرا و بي‌ثباتي پنداشتند‪ ،‬تاكيد كرد‪:‬‬ ‫«مردم با حضور خود در ‪12‬اسفند ماه نشان دادند كه اين زنجيره بلوغ حجت الهي‪ ،‬آشكارتر شده است و‬ ‫برجستگي آن حركت را نشان دادند‪».‬‬ ‫لنكراني به بحران‌آفريني برخي كشورهاي سلطه در سوريه اشاره كرده و افزوده است‪« :‬همان كساني‬ ‫كه پشتيبان آشوبگران سوريه‌اي هستند در كشور ما هم سعي مي‌كنند كه به‌نوعي بحران‌آفريني كرده و‬ ‫اتفاقا انگيزه آنها در ايجاد بحران و آشوب‌هاي اجتماعي در ايران صد چندان بيشتر از سوريه است‪g ».‬‬ ‫بقايي سفير نمي‌شود‬ ‫در حالي كه هفته گذشته برخي رسانه‌ها اخباري مبني‌بر احتمال انتصاب معاون اجرايي‬ ‫رئيس‌جمهور به عنوان نماينده دائم ايران در سازمان ملل يا رفتن وي به فرانسه براي تصدي مسئوليت‬ ‫نمايندگي جمهوري اسالمي در آن كشور را منتشر كرده بودند معاونت اجرايي رياست‌جمهوري‬ ‫اين خبر را تكذيب كرد‪ .‬مدير‌كل روابط عمومي معاونت اجرايي رياست‌جمهوري در اين خصوص‬ ‫گفته بود‪« :‬آنچه روشن و مسلم است‪ ،‬اين كه اغلب اين رسانه‌هاي خاص با مشغول كردن ذهن مردم‬ ‫عزيز كشورمان به مسائل حاشيه‌اي و بيهوده‪ ،‬قصد تخريب دولت را دارند كه قطعا در كار خود موفق‬ ‫نخواهند شد‪».‬او ادامه داده بود‪« :‬معاونت اجرايي رياست‌جمهوري از رسانه‌هاي منتشر‌كننده اخبار‬ ‫كذب عليه آقاي بقايي شكايت كرده و با پيگيري حقوقي و قضايي دروغ‌پراكني اين رسانه‌ها را‬ ‫دنبال خواهد كرد‪g».‬‬ ‫گوناگون و سند چشم‌انداز ‪ 20‬ساله كشور اشاره كرد‬ ‫و گفت‪« :‬مطابق اين سياس��ت‌ها و سند‌چشم‌انداز‪ ،‬ما‬ ‫بايد داراي مق��ام اول و الهام‌بخش در منطقه باش��يم و‬ ‫ي و پيش��رفت منطقه ق��رار بگيريم‪ .‬اكنون‬ ‫در قله علم ‌‬ ‫نيز اگرچه به خاطر برخي ضعف‌ها و نارس��ايي‌ها از‬ ‫اهداف و آرمان‌ها عقب هس��تيم‪ ،‬اما ب��ه لحاظ پيروي‬ ‫از مكتب حيات‌بخش اهل بيت(ع) و وجود امكانات‬ ‫جغرافيايي‪ ،‬انس��اني و مادي فراوان كش��ور و حضور‬ ‫آگاهانه و هوشيارانه مردم‪ ،‬اميدوارم كه در مسير صحيح‬ ‫پيشرفت قرار بگيريم‪».‬‬ ‫وي در پاس��خ به نگراني برخ��ي از حاضران در‬ ‫اين ديدار از گسترش يأس و نااميدي نسبت به برخي‬ ‫عملكردها‪ ،‬مردم و جوانان كش��ور را هوش��يار و آگاه‬ ‫خواند و تصريح كرد‪« :‬هيچ‌گاه نباي��د اميد به اصالح‬ ‫و بازگشت به راه صحيح را از دست داد‪ ،‬چراكه ملت‬ ‫آگاه و بالنده باالخره خواس��ت‌هاي به‌حق خود را به‬ ‫كرسي خواهد نشاند‪ .‬ارزش يك ملت به حضور آنان‬ ‫در تحوالت كشور و نيز نشانه شاخص انسان پيشرفته‬ ‫و متعهد است‪».‬‬ ‫او در عين حال در پاس��خ به پرس��ش يكي ديگر‬ ‫از حاضران‪ ،‬حضور جوان��ان در عرصه‌هاي مديريت‬ ‫و مسئوليت در كش��ور را اصل اساسي پويايي و الزمه‬ ‫رشد و تحول كشور خواند و خاطرنشان كرد‪« :‬اغلب‬ ‫كس��اني كه در مبارزه و انقالب حضور داشتند‪ ،‬اكنون‬ ‫به سن بازنشستگي رس��يده‌اند و درس��ت اين است‬ ‫كه جوانان با اس��تفاده از تجربه و فكر پيشكس��وتان‪،‬‬ ‫مديريت و مس��ئوليت‌ها را به عهده بگيرند‪ ،‬اما آنچه‬ ‫ايجاد نگراني مي‌كند اين است كساني كه قدر و ارزش‬ ‫انقالب و زحمات مردم شهيد داده را نمي‌دانند و درك‬ ‫نمي‌كنند‪ ،‬با تندروي و افراط‪ ،‬دستاوردهاي زحمتكشان‬ ‫پس از انقالب را نادي��ده مي‌گيرند و حتي گاهي منكر‬ ‫مي‌شوند‪g ».‬‬ ‫‪21‬‬
‫يادداشت‌ها‬ ‫يكروحدردو بدن‬ ‫به مناسبت عيد مبعث‬ ‫زهير توكلي ‪ /‬شاعر و نويسنده‬ ‫زهير توكلي اين مطلب را‬ ‫به مناسبت بعثت رسول‬ ‫اكرم(ص) نوشته است‬ ‫خبرنامه‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫مجددا ای��ن هفت��ه‪ ،‬نق��ل خاطرات��م را درباره‬ ‫معلم‌هایم متوقف می‌کنم که در آستانه عید عظیم قرار‬ ‫داریم‪ ،‬عیدی که امام معصوم ‪ -‬عليه‌الس�لام – آن را‬ ‫«شب تجلی اعظم» نامیده است‪:‬‬ ‫اللهم انی اس��ئلک بالتجلی االعظم فی هذه الیله‬ ‫من الشهر المعظم‬ ‫بارخداوندا! از تو به حق تجلی اعظم در این شب‬ ‫از این ماه معظم می‌خواهم‪....‬‬ ‫(مفاتیح الجنان‪ ،‬اعمال شب بیست‌و هفتم رجب‪،‬‬ ‫دعای شب مبعث)‬ ‫فرض کنی��م که باالتری��ن و پیش��روترین مدل‬ ‫لپ‌تاپ را از بازار خریده‌ایم‪ .‬این دستگاه‪ ،‬امکانات و‬ ‫به قول امرزی‌ها‪ ،‬آپشن‌های فراوانی دارد‪ .‬در کاتالوگی‬ ‫که به همراه دستگاه عرضه می‌شود‪ ،‬همه این آپشن‌ها‬ ‫توضیح داده ش��ده اس��ت ولی اکثر ماها انگلیسی بلد‬ ‫نیس��تیم‪ .‬تازه اگر هم بلد باش��یم فهم آن توضیحات‬ ‫انگليسي‪ ،‬بدون دانستن مقدماتی درباره سخت‌افزار‬ ‫و نرم‌افزار کامپیوتر ممكن نيس��ت ‪ ،‬باز هم بس��یاری‬ ‫از آپشن‌ها و امکانات در این دس��تگاه هست و ما از‬ ‫آن بی‌خبریم‪ .‬حال فرض دیگری‪ :‬م��ن يا تو معتاد به‬ ‫بازی کامپیوتری هس��تیم و بخش عمده‌ای از وقتمان‬ ‫‪22‬‬ ‫را روبه‌روی مونیتور چنین دس��تگاهی‪ ،‬صرف بازی‬ ‫می‌کنیم؛ اینجا دیگر سخن از اعتیاد به بازی کامپیوتری‬ ‫است‪ ،‬تو ممکن است مهندس کامپیوتر هم باشی ولی‬ ‫وقتی اعتیاد به بازی کامپیوتری داشته باشی‪ ،‬انگیزه‌ای‬ ‫برای دانستن آن همه امکانات فراوان این لپ‌تاپ فوق‬ ‫پیشرفته نخواهی داش��ت‪ .‬حکایت ما و شناخت ما از‬ ‫خودمان نیز ب��ا همین مثال به ذهن نزدیک می‌ش��ود‪.‬‬ ‫این وجودی که در اختیار من و تو قرار داده‌اند‪ ،‬بسیار‬ ‫لذت‌ها پیش رویش هست در این جهان رنگارنگ؛ ما‬ ‫با آن لذت‌ها سرگرم می‌شویم و از امکانات بی پایان‬ ‫وجودی‌مان غافلیم‪ .‬چندی پيش یکی از دوستانم با زن‬ ‫و بچه‌اش مهمان ما بود‪ .‬پسر کوچکم یحیی که همین‬ ‫روزها چهار س��الش تمام می‌ش��ود‪ ،‬نسخه چندسال‬ ‫پیش پسر این دوستم بود یعنی هر دو آیتی از انرژی و‬ ‫بازیگوشی بودند‪ :‬یحیای چهار ساله و محمد ‪ 10‬ساله‪.‬‬ ‫خب‪ ،‬به‌حكم قاعده «الجنس مع الجنس یمیل»‬ ‫‌با آن که ‪ 6‬سال اختالف سنی میانشان بود‪ ،‬یحیی شد‬ ‫بچه مرش��د و محمد شده بود مرش��د و خانه را روی‬ ‫سرشان گذاشته بودند‪ .‬آن روز گاهی وقت‌ها می‌دیدم‬ ‫که صدايی بلند نمی‌شود‪ .‬نگاه که می‌کردم‪ ،‬محمد تلفن‬ ‫همراه پدرش را گرفته بود و مشغول بازی بود و یحیي‬ ‫نشسته کنار او و شش دانگ حواسش‪ ،‬به این کار کرد‬ ‫غریب – تلفن همراه جلب شده‪ ،‬آخر ما در خانه‪ ،‬مطلقا‬ ‫بازی با تلفن همراه یا لپ‌تاپ را به برادر بزرگتر یحیي‪،‬‬ ‫پسرم محسن از همان بچگی اجازه ندادیم و طبعا اين‬ ‫طفل معصوم يحيا ندیده بود چنین چیزی را‪.‬‬ ‫از فردای آن روز یحیي مرتب پاپی من می‌ش��ود‬ ‫که «موبایلتو بده می‌خوام ب��ازی کنم» جواب من این‬ ‫است‪ «:‬پسرم‪ ،‬عزیزم! موبایل‪ ،‬وسیله بازی نیست» عین‬ ‫همین استدالل را به پسرم محسن می‌گفتم؛ بچه که بود‬ ‫برایش پلی‌استیش��ن خریدم تا بازی دیجیتال برایش‬ ‫عقده درس��ت نکند و در عین حال این آموزش را به‬ ‫او داده باشم که پلی‌استیش��ن برای بازی ساخته شده‬ ‫است ولی لپ‌تاپ من وسیله کار من است و آن را برای‬ ‫بازی نخریده‌ام و این که لپ‌تاپ ظریف است و بازی‬ ‫کامپیوتری با لپ‌تاپ‪ ،‬آن را مستهلک می‌کند‪.‬‬ ‫«حال» یکی نیس��ت ب��ه م��ن و ت��و بگوید که‬ ‫ظرفیترین دس��تگاه عالم‪ ،‬وجود انسانی من و توست‬ ‫با این تف��اوت که برعکس ای��ن لپ‌تاپ‌های ظریف‬ ‫که نمی‌ش��ود با آنها بازی کرد‪ ،‬هم می‌شود این وجود‬ ‫انسان را در بستر تکرار و توالی مالل‌آوری از بازی و‬ ‫س��رگرمی انداخت که ته ندارد هم می‌شود آن را مثل‬ ‫ابرکامپیوترهایی تلقی کرد که صرف تحقیقات نجومی‬ ‫می‌شوند که اصال با آنها بازی نمی‌شود کرد و از ابتدا‬ ‫این ابرکامپیوترها س��اخته ش��ده‌اند برای «شناخت و‬ ‫دانستن» راز کیهان‪.‬‬ ‫آنچ��ه ابرکامپیوت��ری به ن��ام انس��ان را متمایز‬ ‫می‌کند‪ ،‬این اس��ت که هم می‌ش��ود ب��ا آن مثل یکی‬ ‫از آن ابرکامپیوتره��ای کیهان‌شناس��ی ط��ي کرد هم‬ ‫می‌شود با آن به مثابه یک دستگاه پلي‌استيشن آن هم‬ ‫نه پلی‌استیش��ن ‪ 4‬و ‪ 3‬بلکه پلی‌استیش��ن ‪ 2‬یا حتی به‬ ‫منزله تی‌وی‌گیم و آت��اری (یاد بچگی‌های ما به خیر)‬ ‫برخورد کرد‪ :‬به هر دو جواب می‌دهد‪ .‬منتها قدم اولش‬ ‫این است که من و تو عشق بازی نباشیم واال می‌شود‬ ‫حکایت من و یحیي که هر ق��در می‌گویم‪« :‬این تلفن‬ ‫همراه من اس��باب بازی نیست» به خرجش نمی‌رود‪.‬‬ ‫بچه است دیگر! و کدام یک از ما بالغ و رشید هستیم؟‬ ‫بچگی که به سن نیس��ت‪ ،‬به این اس��ت که چقدر از‬ ‫فضای بازی و س��رگرمی دور شده باشی و خودت را‬ ‫جدی گرفته باشی؛ منتها فرق بچه‌ها با ما این است که‬ ‫آنها صادقانه و صمیمانه همه چیز را بازی تلقی می‌کنند‬ ‫و با همه چیز سرگرم می‌شوند و بازی می‌کنند ولی ما‬ ‫بازی‌ها و سرگرمی‌هایمان را رنگی از جدیت و عقل‬ ‫زده‌ایم‪ .‬پس قدم اول این اس��ت که یکی بیاید و تو را‬ ‫از عالم بچگی و بازیگوشی در بیاورد تا اصال بشود با‬ ‫تو از این همه امکانات و آپشن‌های عجیب و غریب‬ ‫در ابرکامپیوتری که خود تو باش��ی صحبت کرد‪ .‬قدم‬ ‫دومش این اس��ت که تو یک جوری با این امکانات و‬ ‫آپشن‌ها آشنا شوی‪ .‬البته می‌توانی انگلیسی یادبگيری‬ ‫و بروی مقدماتی از س��خت‌افزار و نرم‌افزار کامپیوتر‬ ‫را هم بلد بشوی و کاتالوگ را بارها و بارها بخوانی و‬ ‫از روی کاتالوگ بارها و بارها کامپیوترت را آزمایش‬ ‫کنی و به ش��کل عملی با امکانات آن آشنا شوی ولی‬ ‫کمپانی تولي��د كننده وج��ود تو با بقی��ه کمپانی‌های‬ ‫کامپیوتر فرق می‌کند‪ .‬صاحب اين كمپاني‪ ،‬ش��دیدا و‬ ‫به ش��کل بی پایانی‪ ،‬تنوع طلب اس��ت و برای این که‬ ‫زبردس��تی و مهارت و چیرگی و خالقی��ت و ابتکار‬ ‫و ابداع محیرالعقول خویش را نش��ان دهد هیچ یک‬ ‫از دو کامپیوت��ری که مي‌زند‪ ،‬به طور کامل ش��بیه هم‬ ‫نیستند‪ .‬تنها راهی که برای من و تو باقی می‌ماند‪ ،‬این‬ ‫است که کاتالوگ را بخوانیم و مدام بخوانیم تا یادمان‬ ‫نرود که این ابر کامپیوتر اگرچه فوق‌العاده برای بازی‬ ‫کامپیوتری جذاب اس��ت‪ ،‬اصالتا برای بازی س��اخته‬ ‫نشده اس��ت و دیگر این که با کمپانی تماس بگیريم‬ ‫تا نماینده کمپانی را بفرس��تند و او کنار ما بنش��یند و‬ ‫کار کردن با این ابرکامپیوت��ر را به ما بياموزد‪ .‬كار‪ ،‬كار‬ ‫یک بار و دوبار و سه بار هم نیس��ت‪ ،‬بارها باید زنگ‬ ‫بزنیم و نماین��ده کمپانی که به ش��کل هولناکی‪ ،‬تک‬ ‫تک ابرکامپیوترهاي توليدي اي��ن كمپاني را عليرغم‬ ‫تفاوت‌هايش��ان می‌شناس��د‪ ،‬بیاید و راه را به ما نشان‬ ‫دهد تا در چاه لهو و لعب یعنی همان بازی و سرگرمی‬ ‫نیفتیم؛ این تنها راه است‪.‬‬
‫این جوری که نمی‌شود نوکرتم! هزارتا حساب‬ ‫کتاب در کار اس��ت‪ .‬ش��ب ک��ه ش��د و زن و بچه كه‬ ‫خوابیدند‪ ،‬کاتالوگ‌ را باز ک��ن و بی‌خیال چک پاس‬ ‫نشده و قسط عقب‌افتاده و زیرآب‌زنی فالن همکار در‬ ‫اداره چپ و راست و باال و پایین بشو‪ .‬بازی بس است‪‌،‬‬ ‫شب شده‪ ،‬درهای آس��مان را باز کرده‌اند‪ ،‬کاتالوگ را‬ ‫باز کن و آرام‌آرام آیه‌هایش را بخوان و ببین مي‌تواني‬ ‫يك‌جورهايي از آن بفهمي و دربياوري كه نسخه‌ات‬ ‫چیس��ت‪ .‬بعد مفاتیح را باز کن و یکی از این همه دعا‬ ‫و زیارت و توسل را تصادفی هم که شده‪ ،‬شروع کن‬ ‫به خواندن تا صاحب کمپانی‪ ،‬یکی از اولیایش را سر‬ ‫وقت تو هم بفرستد به س��رقت دل تو هم يكي از آن‬ ‫زيباروحان را اعزام كند‪ .‬تا کی می‌خواهی ابر کامپیوتر‬ ‫عظیم وجودت را عاطل و باطل بگذاری؟‬ ‫احمد عزيزي ‪ /‬شاعر‬ ‫احمد عزيزي در اين مطلب‬ ‫در ستايش واليت نثري زيبا‬ ‫نگاشته است‬ ‫ای طالب معن��ی‪ ،‬عرفان یعنی ب��ه معرفت اولیا‬ ‫نائل گردی و به ش��ریعت انبیا عامل شوی و هرکس‬ ‫در قطار اولیا شد همس��فر کاروان انبیا گردید و راهی‬ ‫مقصد کبریا‪...‬‬ ‫بدانک��ه اصن��اف اولی��اء عالم اکن��ون در ربع‬ ‫مس��کون از یک جنس��ند و فصل ماموران الهی در‬ ‫جهان الیتناهی یکی است‪ ،‬منطق انبیا منطق فطرت‬ ‫اس��ت و طریق اولیا طریق قرآن و عترت‪ ،‬هر کس‬ ‫از خدا دور شود از معصومین و اولیای دین فاصله‬ ‫گیرد و هر‌ک��س ب��ه او نزدیک‪ ،‬دامان این سلس��له‬ ‫گیرد‪ .‬بدانکه اگر بنیاد ش��ریعت اقوم است از نفس‬ ‫پیران صاحبدم اس��ت و اگر چرخ گردون منظم‪ ،‬بر‬ ‫حس��ب نظر اولیای معظم است ای‌درویش! اگر در‬ ‫احوال مش��ایخ پیش بنگری آن ب��زرگان جز در راه‬ ‫والیت‪ ،‬خون جگر نخوردند و جز ب��ر طریقه اولیا‬ ‫پاینفش��ردند!‬ ‫ای طالب حقیقت! آیین شریعت به شرطی برقرار‬ ‫اس��ت که آن متابعت پیران حقیقت آشکار است؛ هر‬ ‫کس متابعت پیران نکند در بند غ��والن گرفتار آید و‬ ‫هر که رخت فقر الی اهلل نپوشد در میانه راه بی‌مددکار‪.‬‬ ‫ش��رع انور در چهره پیران مطهر و طریقه فقه در‬ ‫صورت شاهان عصر مصور اس��ت‪ .‬ای سالک! زنهار‬ ‫در راه پرخطر عشق بی‌مدد پیر قدم نگذاری که وادی‬ ‫مهالک و اصعب مس��الک اس��ت و هر ک��ه پایش با‬ ‫پوست تخت ریاضت آشنا شد الجرم با غرش شیران‬ ‫نیس��تان بوریا روبه‌روس��ت و با گله فیالن اولیاء در‬ ‫جست‌وجو‪...‬‬ ‫خواص ام��ت را آن زیبد ک��ه در معامله نصب‬ ‫جانش��ین‪ ،‬جانب اولیای ب��ر حق گیرن��د‪ ،‬وگرنه نام‬ ‫قض��اوت‪ ،‬مطلق برخ��ورد نپذیرند‪ ،‬زیرا تش��خیص‬ ‫جانشین از اهم امور اولیای ماضی و مستقبل است و‬ ‫این در جوامع روایی مبرهن و در دعاوی عقلی مستدل‬ ‫است که بی‌خلیفه امین‪ ،‬حجره ش��رع مبین تعطیل و‬ ‫احکام ثابته الهی در معرض تغییر و تبدیل است‪.‬‬ ‫اکنون شیعیان را واجب اس��ت که جانب افصح‬ ‫روات گیرند و از املح محدثین تقلی��د کنند و از ابلغ‬ ‫خطبا پند گیرن��د و از ازهد علما عب��رت پذیرند و با‬ ‫عرفای س��لف و حکمای خل��ف درآمیزن��د که این‬ ‫بوس��تان فقه جعفری و دانه انگور عسگری‌س��ت و‬ ‫گشت گلستان آل‌محمد نه سرسریا‌ست‪.‬‬ ‫امروز عموم ارب��اب بصر و کاف��ه اصحاب نظر‬ ‫مستحضرند که جمال سیدعلی‌آقا را جز به دیده اولیاء‬ ‫اهلل‪ ،‬نش��اید دید و مرتبه جنابش را ب��ه غیر از ترازوی‬ ‫والیت نتواند سنجید‪ ،‬حضرتش خلف صالح پیرخمین‬ ‫است و جمالش نورعین و از پنجره باغش رایحه اولیاء‬ ‫مطلق درگذر و از شعشعه چراغش نور سادات برحق‬ ‫جلوه‌گر است‪.‬‬ ‫ای آنکه عشق خمینی در سر داری‌‪ ،‬باید که پرچم‬ ‫حمایت از جانش��ین‌اش برداری وگرن��ه از مذهب و‬ ‫ملت گمراه��ی و در نظر فقیهان والی��ت بی‌جایگاه‪.‬‬ ‫حقا هر که بر جانش��ین خمینی و والیت سیدعلی‌آقا‬ ‫کافرست از میان رود‪.‬‬ ‫اهلل‌! اهلل! از والیت فقیه نگریزید که والیت غير از‬ ‫آن جایز نیست و اگر بر والیت فقیه منکرید بر فضل‬ ‫سیدعلی‌آقا اقرار كنيد‪.‬‬ ‫آری‪ ،‬سفیهان را چه سزد که والیت‌فقیه را دریابند‬ ‫و طلب این معنا جز از ارباب دل بی‌حاصل است و رمه‬ ‫جویندگان حجت بی‌چوپان نیس��ت و جماعت اهل‬ ‫والیت در کوهس��تان وصایت یله نمی‌گردد‪ ،‬وگرچه‬ ‫سررشته والیت در کف با کفایت حجت ابن‌الحسن‬ ‫اس��ت اما گردش چرخ آن در دست فقیهان ممتحن و‬ ‫نواب موتمن است‪.‬‬ ‫ای اس�لامیان! گوش بر فتنه فرنگ نکنید که در‬ ‫پیوس��تن به لش��کر حق درنگ جایز نیس��ت و خون‬ ‫شهیدان را بر گردن شیعیان‪ ،‬دین است و در شش گوشه‬ ‫عالم ندای هل من ناصر حس��ین اس��ت‪ ،‬پس رخت‬ ‫والیت بپوشید و در دفع دشمنان بکوشید!‬ ‫ایرانیان! در میدانی که سربازان ایران جان فدای‬ ‫رهبر کنند‪ ،‬دش��منان دین و آیین هرچه آرایش لشکر‬ ‫کنند شکست است و در بیشه‌ای که غرش نعره شیران‬ ‫ایران گوش خصم کر کنند کاخ اجنبی در نشست‪.‬‬ ‫ای س��وختگان! حال که م��ا را مالقات حضرت‬ ‫صاحب میسر نیست و از منزل آن آرام جان کعبه دل ما‬ ‫را خبر نه‪ ،‬بهتر آنکه بر دامن سیدعلی‌آقا تکیه کنیم و به‬ ‫واسطه عطر گلشن والیت در مشام جان بیامیزیم‪ ،‬آری‬ ‫اگر ما را به ابروی صاحب زمان نه س��عادت پیوست‬ ‫است‪ ،‬ولی سیدعلی باماست‪g .‬‬ ‫خبرنامه‬ ‫نخست ما را از خواب بیدار می‌کنند و از بچگی‬ ‫در می‌آوردند و بازی و س��رگرمی را بر دل ما س��رد‬ ‫می‌کنند سپس بس��ته به میزان عطش��ی که ما برای به‬ ‫کار انداختن امکانات و آپشن‌های ابرکامپیوتر وجود‬ ‫خود داشته باشیم‪ ،‬به ما سر می‌زنند‪ ،‬اینها نماینده‌های‬ ‫صاحب كمپاني هستند و میانبرترین راه را که هرگز با‬ ‫خواندن تنهایی کاتالوگ به دس��ت نمی‌آید‪ ،‬به ما یاد‬ ‫می‌دهند‪ .‬قرآن این راه میانه را صراط مستقیم نامبرده‬ ‫اس��ت‪ ،‬اینها نمی‌آیند مگر آن که ما ب��ا کمپانی تماس‬ ‫بگیرم ممکن اس��ت یکی در تمام عم��رش یکبار به‬ ‫کمپانی زنگ بزند پس نماین��ده کمپانی همان یک بار‬ ‫به خانه‌اش می‌آید و ممکن اس��ت کسی هر لحظه به‬ ‫کمپانی زنگ بزند و نماین��ده کمپانی اصال همخانه او‬ ‫ش��ود ‪ :‬نرود و بیاید بلکه بیاید که بماند و او او ش��ود‪:‬‬ ‫الذین هم فی صالتهم دائمون ‪g ....‬‬ ‫مطلب منتشر نشده از احمد عزيزي قبل از بيماري‌اش‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫محمد(ص) و علی(ع) یک روحند در دو بدن؛‬ ‫روزی که مسیحیان نجران سرشان را انداختند پایین و‬ ‫آمدند مدینه‌النبی و چون و چرا کردند و زیر بار حرف‬ ‫حساب نرفتند‪ ،‬صاحب کمپانی به نمایند‌ه دانايش پیام‬ ‫حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل‬ ‫فرستاد‪ :‬فان ّ‬ ‫تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و‬ ‫انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت‌اهلل علی الکاذبین‪.‬‬ ‫پس هر کس در این‌باره پس از دانش��ی که تو را‬ ‫حاصل آمد با تو محاجه کند پس بگو بیایید فرزندانمان‬ ‫و فرزندانت��ان و زنانم��ان و زنانت��ان و نفس‌هایمان‬ ‫(خودمان) و نفس‌هایتان (خودتان) را بخوانیم سپس‬ ‫مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم‪.‬‬ ‫فردا که مسیحیان نجران کم آوردند و بزرگشان‬ ‫گفت که این پنج نفری که من با ای��ن هیات و هیبت‬ ‫می‌بینم اگر دست به آسمان بردارند‪ ،‬اثری از ما و قوم‬ ‫و قبیله و ش��هر و دیار ما باقی نمی‌ماند‪ ،‬به راستي كه‬ ‫بودند آن پنج نفر؟ فرزندان‪ :‬حس��ن و حسین‪ .‬زنان‪:‬‬ ‫فاطمه زهرا(س) و آن «نفس» حضرت رسول‪ ،‬خودش‬ ‫بود و علی(ع)‪.‬‬ ‫اول‪ ،‬انبیا که معلم کلش��ان محمد مصطفاس��ت‪،‬‬ ‫دوم‪ ،‬اوصیا که معلم کلشان علی مرتضاست و سوم ‪،‬‬ ‫اوليا که پنهان از چش��م من و تو زیر قبای خدا هستند‬ ‫و گاهی برای آنکه روزی بهانه نداش��تم باشیم بعضی‬ ‫هایشان مثل بهجت و دوالبی و قاضی آشکار می‌شوند‪.‬‬ ‫انبیاء‪ ،‬مبعوث می‌شوند و وحی می‌آورند اوصیا وحی‬ ‫را تفس��یر و تاویل می‌کنند و اولیا آیینه‌ای هستند که‬ ‫نور انبیاء و اوصیا در آنها تابیده اس��ت که نور آنها نور‬ ‫خداست و خدا هست و هیچ کس جز او نیست‪.‬‬ ‫گوش بر‌فتنه فرنگ نكنيد‬ ‫‪23‬‬
‫نقد‌ونظر‌‬ ‫كدام شريعتي؟‬ ‫نقد و نظر‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫كدام شريعتي؟‬ ‫‪1‬‬ ‫علي شريعتي كه بود و چه كرد‬ ‫در پایان بهار ‪ ،1391‬در حالی که ‪ 35‬سال از مرگ‬ ‫علی شریعتی می‌گذرد‪ ،‬ما با کدام شریعتی مواجهیم؛‬ ‫با علی ش��ریعتی پیامک‌های تلفنی که تبدیل به طنز و‬ ‫جوک شده است و کار را از حد گذرانده و به مسخره‬ ‫رسانده یا با شریعتی به مثابه روشنفکر دینی که دم از‬ ‫نوگرایی دینی زد و مفاهیم غنی اس�لام به خصوص‬ ‫شیعه را به روز کرد و با آنچه در جامعه‌شناسی آموخته‬ ‫تلفیق کرد و وارد ادبیات سیاسی ایران دهه ‪ 50‬نمود‪.‬‬ ‫یا شریعتی انقالبی که از تشیع سرخ و از شهادت‬ ‫و هجرت سخن می‌گفت و از مخاطبانش شور طلب‬ ‫می‌کرد و آنها را به رویارویی با نظام شاهنش��اهی فرا‬ ‫می‌خواند؟‬ ‫‪24‬‬ ‫کدام شریعتی؟‬ ‫ش��ریعتی متمایل به آلتوس��ر نوکانتی و مکتب‬ ‫فرانکف��ورت و ناقد پوزیتیویس��م و علم‌گرایی که از‬ ‫استحمار سخن می‌گفت و به بورژوازی حمله می‌کرد؛‬ ‫ش��ریعتی منتقد فلس��فه غرب و لیبرالیسم یا شریعتی‬ ‫اجتماع‌گرا و مایل به سوسیالیسم؟‬ ‫وقتی از شریعتی س��خن می‌گوییم دقیقا از کدام‬ ‫شریعتی سخن می‌گوییم؟ ش��ریعتی منتقد روحانیت‬ ‫که با تفس��یر برخی طرفدارانش نوعی پروتستانتیسم‬ ‫اسالمی را بنیانگذاری می‌کرد و اتفاقا عمده نقدها به‬ ‫او در همین حوزه وارد اس��ت‪ ،‬چرا که بدون شناخت‬ ‫از اصول دین درباره روحانیت س��خن گفت و برخی‬ ‫می‌گوین��د بعدها به اش��تباه خ��ود پی ب��رد و البته او‬ ‫می‌توانس��ت میان روحانیت انقالبی و سنتی تفکیک‬ ‫قائل ش��ود و با تخصص بیش��تری در این باره سخن‬ ‫بگوید‪.‬‬ ‫یا ش��ریعتی عارف‌مس��لک در کویر و «علی‌(ع)‬ ‫تنهاست» که از فضائل علی (ع) می‌گوید و تنهایی‌اش‬ ‫و یا در دیگر آثارش ک��ه از مناج��ات و دعا و نیایش‬ ‫سخن می‌گوید‪.‬‬ ‫شریعتی؛ ‪ 35‬سال پس از مرگش هنوز زنده است‪.‬‬ ‫متاسفانه در برخی پیامک‌های توهین‌آمیز که حاصل‬ ‫سرگشتگی نسل جوان و نوعی لمپن‌بورژوازی است‪،‬‬ ‫در میان انقالبیون‪ ،‬در میان طرفداران تئوری بازگشت‬ ‫به خویش��تن و منتقدان لیبرالیس��م‪ .‬کمی هم در میان‬ ‫روشنفکران دینی و البته برخی اجتماع‌گرایان مایل به‬ ‫مکتب فرانکفورت‪.‬‬ ‫در این ش��ماره مثلث س��عی کرده‌ایم که تفسیر‬ ‫درست و دقیق و منصفانه‌ای ذیل تحلیل و نقد درباره‬ ‫علی شریعتی ارائه دهیم‪g.‬‬
‫متفكر منتقد مدرنيته‬ ‫شريعتي متعلق به كدام مكتب فكري بود؟‬ ‫عماد افروغ‪ /‬استاد دانشگاه‬ ‫‪2‬‬ ‫نقدونظر‬ ‫مفاهيمكليديانديشهشريعتي‬ ‫بعد از اين مقدمه بايد اشاره كرد كه دو مفهوم كليدي‬ ‫براي فهم انديشه شريعتي وجود دارد كه بدون آنها‪ ،‬درك‬ ‫انديشهايشانامكان‌پذيرنيست‪.‬ايندومفهوم؛روشنفكري‬ ‫وايدئولوژياست‪.‬هموارهبايدبهايننكتهتوجهداشتكه‬ ‫شريعتي يك روشنفكر است و به‌هيچ‌وجه نبايد او را يك‬ ‫فيلسوف يا استاد دانشگاه به معناي متعارفش دانست‪ .‬او‬ ‫فردي بود كه از روي آگاهي و اراده‪ ،‬روشنفكري را برگزيده‬ ‫بود‪.‬برايفهممفهومروشنفكرمي‌توانبهداير‌هالمعارف‌هاي‬ ‫گوناگون رجوع كرد‪ .‬بر اين اس��اس‪ ،‬روشنفكر يك استاد‬ ‫دانشگاه نيس��ت كه دغدغه حرفه و ارتقاي خود را داشته‬ ‫باشد‪،‬بلكهروشنفكرتنهادردمردمزمانهخودرادارد‪.‬بنابراين‬ ‫مي‌توان گفت كه روشنفكر‪ ،‬وجدان بيدار جامعه است كه‬ ‫با شبكه‌هاي القايي و اغوايي قدرت درگير مي‌شود و تمام‬ ‫تالشخودرابه‌كارمي‌گيردتاپرده‌هايهژمونيكموجودكه‬ ‫عموماازسويصاحبانقدرتطرحمي‌شودتامردمازفهم‬ ‫نيازهاوخواسته‌هايخودناتوانشوندراكناربزند‪.‬ازاينرو‬ ‫سخن مرحوم‌شريعتي كامال درست است كه روشنفكران‬ ‫نقشانبياراايفامي‌كنند‪.‬چندويژگيرامي‌تواندرخصوص‬ ‫روشنفكري بيان كرد؛ نخست اينكه روشنفكران بيشتر در‬ ‫خدمت توليد و اشاعه ايده‌هايي هستند كه به روشنگري‬ ‫و رهايي توده‌ها كمك مي‌كند‪ .‬همچنين روش��نفكران در‬ ‫مناقشات عمومي مشاركتي جدي دارند و با چشمان بيدار‬ ‫خود مراقب اين امر هستند كه مردم با لطايف‌الحيلي دچار‌‬ ‫ترديد و انحراف نشوند‪ .‬به‌عبارت ديگر‪ ،‬روشنفكران‪ ،‬زبان‬ ‫كسانيهستندكهمهارتوسالحدفاعازحقوقشهروندي‬ ‫خود را ندارند‪ .‬مرحوم ادوارد سعيد عبارت نيكويي در اين‬ ‫راستادارد‪«:‬روشنفكرواقعيهميشهيكبيگانهتلقيمي‌شود‬ ‫كه در تبعيدگاه تحميلي و حاش��يه جامعه به‌سر مي‌برد‪».‬‬ ‫بنابراين مي‌توان گفت كه روش��نفكر هزينه‌ها را خودش‬ ‫براي خودش رقم مي‌زند‪ .‬او همواره متوجه اين نكته است‬ ‫كه با موضع‌گيري‌ها و عقايد خود‪ ،‬به حاشيه جامعه رانده‬ ‫مي‌شود و بايد خود را آماده پذيرش هزينه‌ها كند‪ .‬در نتيجه‬ ‫فرديكهبخواهدبدونتحملاينهزينه‌هاروشنفكرشود‪،‬‬ ‫هيچ‌گاهبهاينهدفمتعالينمي‌رسدوروشنفكرنماييبيش‬ ‫نخواهدبود‪.‬روشنفكرهميشهدرحالستيزوجدالبهسر‬ ‫مي‌برد تا بتواند از مسير آگاهي‌بخشي‪ ،‬حقوق شهروندي‬ ‫و نيازهاي واقعي مردم را از اصحاب قدرت بگيرد‪ .‬ا ‌ز اين‬ ‫‌روستكهمي‌تواناوراوجداناخالقيعصرخوددانست‪.‬‬ ‫بااينتوضيحاتكليدرخصوصروشنفكري‪،‬بايدگفت‬ ‫كه مرحوم شريعتي يك روشنفكر كامل و تمام‌عيار است‪.‬‬ ‫ش��ريعتي در خصوص بهره‌گيري از متد و شيوه علمي‪،‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫جدا از مباني تئوريك مرحوم دكتر‌شريعتي كه قابل‬ ‫بحث هست و اينكه تا چه اندازه اين گفتمان و چارچوب‬ ‫نظريازانسجامالزمبرخورداربود‪،‬قدرمسلماينكهشريعتي‬ ‫يدانست‪.‬شايدبتوانگفتآن‬ ‫بيشترخودرايكروشنفكرم ‌‬ ‫توقعيكهازيكنظريه‌پردازحرفه‌ايوازيكفيلسوفداريم‬ ‫كه بتواند يك نظام فكري ارائه كند كه تمام مولفه‌هاي آن با‬ ‫همهمخوانيداشتهباشدوپيش‌فرض‌هاومبانيواجزای‬ ‫روشنيداشتهباشدبدوناينكهازيكناهمخوانيبرخوردار‬ ‫باشد از مرحوم شريعتي نبايد توقع داشت‪ ،‬چون او بيشتر‬ ‫دغدغهعمليداشت‪.‬‬ ‫دوران ش��ريعتي همراه با ش��رايط خاصي بود و در‬ ‫آن دوران ش��ريعتي فرصت چنداني نداشت و بيشتر آن‬ ‫جهت‌گيري‌هايعمليمورد‌نظراوبود‪.‬درچنينشرايطي‬ ‫نبايدتوقعكارآكادميكازاوداشت‪.‬بههرحالباتوجهبهاين‬ ‫نكتهاستكهبايددرموردمبانينظريوگفتمانيشريعتي‬ ‫داوريمنصفانه‌ايداشتهباشيم؛چراكهشريعتيبيشتردغدغه‬ ‫عمليداشت‪.‬‬ ‫تمام توجه ش��ريعتي اين ب��ود كه با تعريف��ي كه از‬ ‫روشنفكري ارائه مي‌داد س��عي كند تا به‌گونه‌اي با قرائتي‬ ‫از ايدئولوژي كه آن هم صحيح اس��ت به آگاهي‌‌بخش��ي‬ ‫به توده‌هاي جامعه اسالمي س��امان دهد‪ .‬بيشترين توجه‬ ‫شريعتي معطوف به اين موضوع اس��ت كه البته اين نگاه‬ ‫به‌طور مستقيم در دستور‌كار فيلسوفان دانشگاهي نيست‪.‬‬ ‫آنها بيشتر دغدغه حرفه خود را دارند و كمتر دغدغه نيازها‬ ‫و دردهاي مردم را دارند‪ .‬به‌همين دليل ش��ريعتي عبارات‬ ‫نهچندانخوشاينديدرموردفيلسوفانداردچوندرمياندو‬ ‫مسالهدرگيراست‪.‬اوخودراروشنفكريمي‌داندكهوظيفه‬ ‫اصلي‌اش آگاهي‌بخشي توده‌ها در جهت رهايي ازموانعي‬ ‫استكهبرسرراهآنهاوجوددارد؛اينموانعبخشيازموانع‬ ‫فكري توده‌هاست كه در قالب خرافه قابل بحث است و‬ ‫بخشي هم مربوط به شبكه‌هاي درهم تنيده متنوع اعمال‬ ‫قدرت است كه از سوي صاحبان قدرت اعمال مي‌شود‪.‬‬ ‫اين قدرت مي‌تواند جنس زور و تهديد داشته باشد و البته‬ ‫مي‌تواندجنسهژمونيواغواوفريبنيزداشتهباشد‪.‬‬ ‫روشنفكربهمثابهيكايدئولوگچندوظيفهدارد؛يكي‬ ‫اينكه در واقع تفسيري از جهان به‌دست دهد و بر پايه اين‬ ‫تفسيرازجهانالگوييبراييكجهانمطلوبارائهكندودر‬ ‫گامبعدبرپايهآنتفسيربهارزيابيازعالمبپردازدومتناسببا‬ ‫شكافيكهبينعالموتفسيروالگوياوهستراهحلارائه‬ ‫كندودرموردشريعتياگرهمينراه‌حلراكهبهآنرسيده‪،‬‬ ‫موردارزيابيقراردهيممي‌توانيمنمرهباالييبهاوبدهيم‪،‬چرا‬ ‫كه شريعتي به جاي خوبي رسيده و بر سه مولفه به شكل‬ ‫همزمانتاكيددارد؛عرفان‪،‬آزاديوبرابري‪.‬‬ ‫به يك معنا روح انقالب اسالمي ايران هم برخاسته‬ ‫از اين سه نياز و در جهت اين نيازهاست‪ .‬در اصل انقالب‬ ‫اسالمي هم مي‌گويد انسان‌ها به آزادي‪ ،‬عدالت‪ ،‬عرفان و‬ ‫معنويتبهشكلهمزماننيازمندهستند؛اتفاقااينسهمولفه‬ ‫رابايدبسطدهيم‪.‬‬ ‫به نظر مي‌رسد آگاه يا ناآگاه دكتر‌شريعتي متوجه اين‬ ‫معنابودكهجمعدونيازهميشگيبشريعنيآزاديوعدالت‬ ‫بدوناخالقومعنويتوعرفانامكان‌پذيرنيستواينپيام‬ ‫شاهكاردكتر‌شريعتياستواينهمانبنايانقالباسالمي‬ ‫است كه اگر مي‌خواهيم به آزادي و عدالت هر دو برسيم‬ ‫حتمابايدبهعضوپيوند‌دهندهايندويعنياخالقومعنويت‬ ‫هم توجه كنيم‪ .‬از همين جا بايد نكات شريعتي را بسط داد‬ ‫و به دور از اختالفات گفتماني و فكري و سليقه‌اي كه در‬ ‫جايخودبايدموردبررسيقرارگيردوبدونتمامانگ‌هاي‬ ‫متفاوتومختلفايننوعنگاهرابهسامانبرسانيم‪.‬يعنيبايد‬ ‫كارناتمامشريعتيرابهسامانرساند‪.‬‬ ‫بايد اين س��ه مولفه را تئوريزه كني��م و در قالب يك‬ ‫گفتمان ارائه دهيم كه همان گفتمان انقالب اسالمي است‪.‬‬ ‫دكتر‌شريعتييكروشنفكردلسوزبرايجامعهاستتايك‬ ‫فيلسوفواوفرصت(باور)اينموضوعرانداشتهاست‪.‬‬ ‫به‌هرحالشريعتيسال‌هاباماركسيسمجدلمي‌كندو‬ ‫بابسياريازدانشمنداننيزمقابلهمي‌كند‪،‬امايكمكتبرابا‬ ‫انسجامارائهندادهاست‪.‬‬ ‫روش‌شناسي‌ايرابرمي‌گزيندكهبتواندهدفروشنفكري‬ ‫او را محقق كند‪ .‬در‌اين‌خصوص‪ ،‬ذكر اين نكته ضروري‬ ‫استكهاگرروشنفكرمي‌خواهدانسانرابهحقيقتنزديك‬ ‫كند و او را به حقش برساند‪ ،‬الزم است براي انسان‪ ،‬غايت‬ ‫و ذاتي ولو منبس��ط تعريف كند‪ .‬بنابراين روشنفكري كه‬ ‫ذات‌گراوحقيقت‌گرانباشد‪،‬ب ‌ههيچ‌عنوانروشنفكرنيست‪.‬‬ ‫از‌اين‌جهتدرآثارمرحومشريعتيبه‌طورمكررازذاتثابت‬ ‫انسانيوارزش‌هاوآرمان‌هايمطلقيادمي‌شود‪.‬همچنين‬ ‫كسي كه ذات‌‌گراست‪ ،‬نمي‌تواند خدا‌گرا نباشد‪ .‬زيرا رابطه‬ ‫اس��تواري بين غايت‪ ،‬ذات و خدا وجود دارد‪ .‬از‌اين‌جهت‬ ‫هم بايد گفت كه خداگرايي در آثار شريعتي فوران دارد و‬ ‫عشقبهخدادرهمهآثاراوموجمي‌زند‪.‬يكيازويژگي‌هاي‬ ‫سه‌گانهمدينه‌فاضلهمورد‌نظرشريعتي‪،‬عرفاناستكهبيش‬ ‫ازهرچيزبيانگرعشقشريعتيبهخداونداست‪.‬بنابراينبايد‬ ‫گفتروشنفكريكهغايت‌زدايانه‪،‬ذات‌زدايانهوخدازدايانه‬ ‫بخواهدمدعيروشنفكريباشد‪،‬به‌طور‌حتمادعاييگزاف‬ ‫راطرحكردهاست‪.‬‬ ‫ايدئولوژي يك��ي ديگر از مفاهيم كليدي انديش��ه‬ ‫دكتر‌شريعتياست‪.‬متاسفانهروزگاري‪،‬بسياريازطرفداران‬ ‫و نزديكان ش��ريعتي از اين مفهوم براي رسيدن به منافع‬ ‫سياسي خاص بهره گرفتند‪ ،‬اما هم آنان امروز اين مفهوم را‬ ‫برنمي‌تابندوتقليل‌گرايانهباآنبرخوردمي‌كنند‪.‬لكنازنگاه‬ ‫مفريازايدئولوژينيستومي‌توانگفتكههر‬ ‫بنده‪،‬هيچ ّ‬ ‫آئينومكتبييكايدئولوژياست‪.‬برخيازافراد‪،‬مفاهيمو‬ ‫برداشت‌هايمختلفازايدئولوژيرابهيكقرائتخاص‬ ‫از ايدئولوژي فرو‌مي‌كاهند كه براساس آن ايدئولوژي برابر‬ ‫با تماميت‌خواهي است‪ .‬اين در‌حالي است كه سه قرائت‬ ‫برجس��ته از ايدئولوژي وجود دارد؛ قرائ��ت اول‪ ،‬قرائتي‬ ‫خنثيوبي‌طرفانهاستكهتنهابهبيانانديشه‌هاوديدگاه‌ها‬ ‫اختصاصدارد‪.‬نگاهوقرائتديگر‪،‬نگاهيانتقادانهومنفي‬ ‫نسبت به ايدئولوژي است كه متعلق به ماركسيست‌هاي‬ ‫نخستين و ليبرال‌هاست‪ .‬از نگاه چپ ها‪ ،‬ايدئولوژيهمان‬ ‫آگاهيكاذباستكهازطرفاصحابقدرتبرايفريب‬ ‫توده‌هامطرحمي‌شود‪.‬امابراساسقرائتيديگر‪،‬ايدئولوژي‬ ‫امري اجتناب‌ناپذير و مقوله‌اي هميشگي است‪ .‬در نتيجه‬ ‫مي‌توان گفت افرادي كه ايدئولوژي را به قرائتي تماميت‬ ‫خواهانهتقليلمي‌دهند‪،‬برخورديايدئولوژيكبااينمفهوم‬ ‫كرده‌اند‪،‬زيرااينافراد‪،‬ازميانتعابيرمختلفتنهايكقرائت‬ ‫رابرگزيده‌اندوبرايناساس‪،‬گرفتارهمانبليه‌ايشده‌اندكه‬ ‫ديگرانرابراساسآننقدمي‌كنند‪.‬مرحومشريعتيتعريفي‬ ‫ازايدئولوژيارائهمي‌كندكههمهاقوالوديدگاه‌هايمدعيان‬ ‫انديشه صرف و رها از ايدئولوژي را در برمي‌گيرد‪ .‬از نگاه‬ ‫ايشان‪،‬ايدئولوژيدارايسهعنصراست؛نخستينويژگي‬ ‫جهان‌بيني است كه به معني تفسير و تعبير آدمي‌از جهان‬ ‫استكهبرمبنايآنمي‌توانمدليبرايادارهجامعهارائهكرد‪.‬‬ ‫جهان‌بيني مقدمه ارزش‌يابي از مقوله‌هاي مختلف انساني‬ ‫است تا بر اساس آن‪ ،‬راه‌حل مناسبي براي زندگي به دست‬ ‫آيد‪.‬پسسهعنصرجهان‌بيني‪،‬ارزش‌يابيوراه‌حلرامي‌توان‬ ‫عناصر سه‌گانه ايدئولوژي از نگاه شريعتي بيان كرد‪ .‬با اين‬ ‫نگاه‪،‬همهمكاتبدارايايدئولوژيهستندونمي‌توانمكتب‬ ‫خاصيمانندليبراليسمرابي‌بهرهازايدئولوژيدانست‪.‬‬ ‫ريشه‌هايفكريوجامعه‌شناختيانديشهشريعتي‬ ‫شريعتي يك متفكر شيعي اس��ت و عشق زيادي به‬ ‫تشيعدارد‪.‬شريعتيدرآنشرايطحساسوسخت‪،‬كوشش‬ ‫بشيعهومعرفي‬ ‫بسياريدرجهتفهمودركآموزه‌هاينا ‌‬ ‫‪25‬‬
‫نقد و نظر‬ ‫آنها به نسل جوان داشت‪ .‬در نتيجه نمي‌توان از ريشه‌هاي‬ ‫شيعي تفكر شريعتي به ويژه انديشه‌هاي عدالت‌خواهانه‬ ‫و نيز مفهوم امامت چشم‌پوشي كرد‪.‬ريشه فكري ديگري‬ ‫كهدرانديشهشريعتيقابلتوجهاست‪،‬مفهوممسئوليتو‬ ‫شدناست‪.‬شريعتيتاكيدزياديبرمسالهشدنانساندارد‪.‬‬ ‫ازنگاهاو‪،‬انسانموجوديخودآگاهاستكهبايدظرفيت‌هاي‬ ‫بالقوهخودرابهفعليتبرساند‪.‬انسانموجوديمسئولاست‬ ‫و به‌هيچ عنوان‪ ،‬بي‌طرف نيس��ت‪ .‬اين مفهوم در ارتباط با‬ ‫اگزيستانسياليسم سارتري است‪ .‬البتهبرخالف فيلسوفان‬ ‫وجودي مانند س��ارتر كه نمي‌توانند مبناي ذات‌گرايانه و‬ ‫اصل‌گرايانه‌ايبرايمسئوليتانسانوشدناوتصوركنند‪،‬‬ ‫مرحومشريعتيبهدليلغايت‌گراييوخداگرايي‌اشچنين‬ ‫بستريرابرايانسانفراهممي‌كند‪.‬به‌عبارتديگر‪،‬مسئوليت‬ ‫و شدن سارتر بر مبناي اباحه‌گرايي است‪ ،‬اما مسئوليت و‬ ‫شدنشريعتيبراساسخداگرايياستوالبتهمسئوليتو‬ ‫شدنيمي‌تواندمعناداشتهباشدكهبرمبنايخداگراييباشد‪.‬‬ ‫مرحومشريعتيهمچنينبه‌شدتتحت‌تاثيرجنبش‌هاي‬ ‫رهايي‌بخش از جمله جنب��ش الجزيره و متفكراني مانند‬ ‫فرانتسفانونبود‪.‬ازديگرريشه‌هايفكريمرحومشريعتي‬ ‫مي‌توانبهنوعيبهسوسياليسماقتصاديوانقالبي‪،‬رمانتيسم‬ ‫انقالبي‪ ،‬راديكاليسم اجتماع‌گرا‪ ،‬نئو‌ماركسيسم فرانسوي‬ ‫منسوب به آلتوسر و ماركسيس��م انتقادي ماركوزه اشاره‬ ‫كرد‪ .‬يكي از داليلي‌كه مرحوم‌شريعتي مخاطبين خود را‬ ‫دانشجويانقرارمي‌دهد‪،‬تاثير‌پذيريازجنبشدانشجويي‬ ‫فرانسه اس��ت‪ .‬مدل فكري ش��ريعتي را مي‌توان مكتب‬ ‫انتقاديدانست‪،‬البتهنمي‌توانشريعتيراكامالپيرومكتب‬ ‫فرانكفورت يا انتقادي دانست‪ .‬يكي از اصول اين مكتب‪،‬‬ ‫ي كه شريعتي اين دو‬ ‫رابطه واقعيت و ارزش است‪ ،‬در‌حال ‌‬ ‫را جدا مي‌دانست‪ .‬مفهومي‌كه به نظر مي‌رسد شريعتي از‬ ‫مكتبفرانكفورتگرفتهباشد‪،‬مفهومرهايي‌بخشياست‪.‬‬ ‫در نظريه انتقادي‪ ،‬مالك ارزش يابي نظريه‌ها و در لس��ان‬ ‫شريعتي ايدئولوژي‪ ،‬رهايي‌بخشي است و بر اين اساس‪،‬‬ ‫نظريه يا ايدئولوژي‌اي مورد قبول است كه بتواند انسان را‬ ‫ازرنج‌هاوجبرهايمختلفرهاسازد‪.‬اوهمچنينبه‌شدت‬ ‫تحت‌تاثيرماركسديالكتيكياماركسهگليونهماركس‬ ‫مادي‌گرا بود‪ .‬برخالف تفاس��ير مادي از ماركس‪ ،‬ماركس‬ ‫ديالكتيك به‌دنبال رهايي انسان بود و از اين‌رو‪ ،‬نقاد جدي‬ ‫شيءوارگي انسان در نظام سرمايه‌داري و نيز مسخ‌شدگي‬ ‫و از‌خودبيگانگي انس��ان در اين نظام بود‪ .‬در آثار شريعتي‬ ‫به‌طورمكررسخنازديالكتيكمادهوروحمي‌رود‪.‬بنابراين‬ ‫شريعتيمتاثرازماركسانسانگرابودومي‌كوشيدانسانرابه‬ ‫انسانيتخودنزديك‌تركند‪.‬شريعتيدردانسانورهايياورا‬ ‫داشتودرآثارمختلفخودازارزش‌هاييمانندرنج‌بردناز‬ ‫تبعيض‪،‬عشق‌ورزيدنبهبرابريانسانيوآزادييادمي‌كند‪.‬‬ ‫اواينمولفه‌هارادرتشريحمفهومايدئولوژيبه‌كارمي‌گيرد‬ ‫وايدئولوژيمطلوبرادربرگيرندهاينارزش‌هايسه‌گانه‬ ‫معرفيمي‌كند‪.‬درخصوصمتفكرانداخليموثربرشريعتي‬ ‫مي‌توانبهمرحومجال ‌لآل‌احمداشارهكرد‪.‬جاللآل‌احمد‬ ‫كه پس از گذراندن مراحل مختلف در اواخر عمر خود به‬ ‫قابليت‌هاي مذهب تشيع گرايش پيدا كرده بود‪ ،‬جمله‌اي‬ ‫زيبا در خصوص شهادت است‪ .‬بنابراين تاثير انديشه‌هاي‬ ‫آل‌‌احمد بر شريعتي بسيار قابل توجه است‪ .‬درخصوص‬ ‫ريشه‌هاي جامعه‌شناختي انديشه شريعتي نيز بايد به نظام‬ ‫سياسيحاكمبرايران‪،‬نظامدوقطبيجهان‪،‬سلطهبورژوازي‬ ‫ونيزمحيطزندگيورشدشريعتيتوجهكرد‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫اهدافودغدغه‌هاياصليشريعتي‬ ‫ش��ريعتي با توجه ب��ه درك خاص و ن��اب خود از‬ ‫ايدئولوژيوتشيعاحساسمي‌كردكهفرهنگتشيعدچار‬ ‫انحراف ش��ده و آن چيزي كه تحت عنوان سنت شيعي‬ ‫شكل گرفته است‪ ،‬متناسب با روح شيعي نيست‪ .‬از‌اين‌رو‪،‬‬ ‫‪26‬‬ ‫تالشبسيارداشتتاباروشنگريبتواندروحواقعيتشيع‬ ‫را بازگرداند‪ .‬با توجه به اين هدف مي‌توان اهميت مفهوم‬ ‫بازگشت به خويشتن را در آثار مرحوم شريعتي درك كرد‪.‬‬ ‫يكي ديگر از اهداف او‪ ،‬بهره‌گيري از سازوكارهاي تشيع‬ ‫برايايجادتحركوجنبشاجتماعيوانقالبيبودودراين‬ ‫زمينه‪ ،‬كسي‌ترديد ندارد كه او يكي از نظريه پردازان اصلي‬ ‫ينظيرشهادت‪،‬امامت‪،‬انتظار‬ ‫انقالببود‪.‬شريعتيمفاهيم ‌‬ ‫و دعا را براي ما زنده كرد وتفسيري نوين و حركت‌آفرين از‬ ‫مفاهيمكليديانديشهشيعيبهدستداد‪.‬شريعتيبراهميت‬ ‫مسالهمسئوليتروشنفكراناصرارمي‌ورزيدوايندرحالي‬ ‫است كه اين مساله نياز امروز جامعه ايراني است‪ .‬متاسفانه‬ ‫بهنظرمي‌رسدروشنفكريديني‌ايكهحداقلعاملمشدد‬ ‫ومعددانقالباسالميبود‪،‬پسازانقالبانبساطپيدانكرد‬ ‫وماامروزبهشدتنيازمندايننوعازروشنفكريهستيم‪.‬‬ ‫يكي از دغدغه‌هاي ش��ريعتي اين بود ك��ه پس از‬ ‫مدرنيته‪ ،‬مساله چگونه بودن انسان زيرسوال رفته است‪ .‬او‬ ‫معتقد بود كه به‌رغم برخي از دستاوردهاي سخت‌افزارانه‬ ‫مدرنيته‪ ،‬انس��ان‌ها گرفتار بحران معنا ش��ده‌اند‪ .‬بنابراين‬ ‫مي‌كوشيد تا اين بحران را فهم و به‌گونه‌اي چاره‌انديشي‬ ‫كند‪ .‬يك��ي ديگ��ر از اه��داف ش��ريعتي كه ام��روز نيز‬ ‫نياز جامعه ماس��ت‪ ،‬مس��اله خرافه‌زدايي و تحجرزدايي‬ ‫بود‪ .‬اي��ن دو مولفه از جمل��ه مهم‌تري��ن عوامل تحرك‬ ‫روش��نفكران ديني قبل از انقالب بوده اس��ت‪ .‬شريعتي‬ ‫بر جايگاه مهم آگاهي‌بخش��ي و خالقيت انس��ان تاكيد‬ ‫بسيار داشت‪.‬ديگر دغدغه شريعتي‪ ،‬نقد قابل مناقشه او بر‬ ‫تش��يع صفوي بود‪ .‬از نگاه شريعتي‪ ،‬تشيع صفوي بيش‬ ‫از تاكيد بر خالفت بر خليفه تاكيد دارد و بيشتر متعلق به‬ ‫گذشته است‪ .‬همچنين مظهر تشريفات و شعائر است و‬ ‫بيش از زندگي‪ ،‬به جهان پس از مرگ توج��ه دارد‪ .‬در اين‬ ‫تشيع‪،‬اصلمهمامامتتحريفشدهومسالهمهممسئوليت‬ ‫انكار شده است‪ .‬البته بنده معتقدم كه شريعتي مي‌توانست‬ ‫ميان مباني تشيع صفوي و سياست‌ها و رفتارهاي صفويه‬ ‫تمايزيقائلشود‪.‬بنابراينچهبسااگرشريعتيعمربيشتري‬ ‫مي‌يافت‪،‬بهاينمسالهتوجهبيشتريمي‌كرد‪.‬همچنيننقدي‬ ‫كهشريعتيدرموردفلسفهواردمي‌كند‪،‬بهمعنينقدفلسفه‬ ‫بماهوفلسفهنيست‪.‬بنابراينازنگاهاينجانب‪،‬شريعتيمنتقد‬ ‫آن بخش از فلس��فه بود كه به نقش سياسي و اجتماعي و‬ ‫داللت‌هاي عملي خود بي‌توجه است‪.‬او همواره به تشيع‬ ‫به‌عنوان يك راه مي‌نگريس��ت‪ .‬اما بايد پرسيد كه پس از‬ ‫رسيدن به مقصد چه بايد كرد؟ در اين زمينه مي‌توان گفت‬ ‫كهشريعتي‪،‬تنهامتفكرقبلازانقالبوتاسيسنيست‪،‬بلكه‬ ‫متفكرنظارتوحفاظتپسازتاسيسنيزهستوامروز‬ ‫ما به شدت به شريعتي پس از تاسيس نيازمنديم‪ .‬شريعتي‬ ‫يكمتفكرمنتقدمدرنيتهبودوبهاصولومبانيشكل‌گيري‬ ‫مدرنيتهنقدهايجديداشت‪.‬اوهمچنينيكمتفكركامال‬ ‫بومي‌گرا بود و معتقد بود كه شرايط تاريخي‪ ،‬انديشه‌اي و‬ ‫عرفانيمابايددربرنامه‌ريزي‌هاموردتوجهبسيارقرارگيرد‬ ‫و نبايد با يك گرته‌برداري كوركورانه تسليم غرب شويم‪.‬‬ ‫پيام اصلي شريعتي را مي‌توان حقيقت‌گرايي و مقابله با‬ ‫مصلحت‌گرايي دانست‪ .‬از نظر شريعتي‪ ،‬هيچ مصلحتي‬ ‫باالترازحقيقتنيست‪.‬‬ ‫نقشوويژگي‌هايشريعتي‬ ‫به عقيده بنده‪ ،‬ش��ريعتي با غرب‌زدگي در دوران ما‬ ‫مقابله كرد‪ .‬او با كمونيس��م منحرفي كه سكاندار حركات‬ ‫رهايي‌بخش بود‪ ،‬مبارزه كرد‪ .‬در آن زم��ان به‌قدري موج‬ ‫كمونيس��م منحرف قوي بود كه حتي برخي از نيروهاي‬ ‫مذهبيهمتغييرايدئولوژيدادندوبهآنسمتگرويدند‪،‬اما‬ ‫شريعتيدربرابراينانديشهايستادگيكرد‪.‬شريعتيبارواج‬ ‫مفاهيمرهايي‌بخش‪،‬مذهبجوانانرابهسمتانديشه‌هاي‬ ‫تشيعجذبكرد‪.‬ازويژگي‌هايمرحومشريعتي‪،‬زنده‌كردن‬ ‫نام بزرگان دين ب��ود كه در اين خص��وص‪ ،‬زنده‌كردن نام‬ ‫حضرت زينب(س) قابل توجه است كه البته اين مساله با‬ ‫آگاهي‌بخشيارتباطنزديكداشت‪.‬اومي‌گفت‪«:‬شهادتدو‬ ‫وجهدارد؛خونوپيام‪».‬درآثاريكهدرزمينهانقالباسالمي‬ ‫نگاشتهشده‪،‬مرحومشريعتيبه‌عنواننمايندهاسالم انقالبي‬ ‫مطرحشدهاست‪.‬تفاوتاصليشريعتيباسايرروشنفكران‬ ‫ايناستكهاوپرسش‌هاوراه‌حل‌هايجديدوغيرتمدنيرا‬ ‫مطرحكرد‪.‬از‌اين‌رو‪،‬شريعتيمتفكريخالق‪،‬ايدئولوژيك‬ ‫وغيرتاريخياست‪.‬‬ ‫مواجهاتصورت‌گرفتهباشريعتي‬ ‫بااينكهبندههيچ‌گاهطرفدارپروپا‌قرصدكتر‌شريعتي‬ ‫نبودم و همواره ب��ا نگاهي انتقادي و آكادميك به ايش��ان‬ ‫نگريسته‌ام‪ ،‬اما بايد بگويم كه شريعتي در جامعه ما مظلوم‬ ‫واقعشدهاست‪.‬شريعتيازطرفيتوسطبرخيازسنتگرايان‬ ‫بهناحقدرموردمسائليچونخاتميتوامامتزير‌سوال‬ ‫رفت و از طرف ديگر‪ ،‬توس��ط برخ��ي از طرفداران خود‬ ‫نيز مورد بي‌مهري قرار گرفت‪ .‬افرادي ك��ه روزگاري زير‬ ‫علم شريعتي بودند‪ ،‬به محض اينكه داراي قدرت شدند‪،‬‬ ‫ايدئولوژيك‌كردندينازطرفشريعتيرانقدكردند‪.‬امابايد‬ ‫درخصوصمرحومشريعتيگفتكهانديشهوعملايشان‬ ‫به‌طور كلي‪ ،‬درست و به‌طور جزئي‪ ،‬نادرست است‪ .‬اين‬ ‫ي است كه انديشه و عمل برخي از روشنفكران كال‬ ‫در حال ‌‬ ‫نادرست و جزئا درست است‪ .‬بنابراين بايد گفت كه مسير‬ ‫كلي حركت شريعتي‪ ،‬مسيري قابل دفاع و صحيح است و‬ ‫كسيكهدرزمينهانقالباسالميمطالعهمي‌كند‪،‬نمي‌تواند‬ ‫نقشبرجستهآنمرحومرافراموشكند‪.‬‬ ‫نقدهاوضرورت‌هايانديشهشريعتي‬ ‫چندين نقد را مي‌ت��وان در زمينه آرا و انديش��ه‌هاي‬ ‫شريعتيمطرحكردتابتوانبهضرورت‌هايطرحانديشهاو‬ ‫درزمانفعليرسيد‪.‬نخستينانتقادواردبرشريعتيايناست‬ ‫كهازشريعتينبايدانتظاريكمنظومهفكريوفلسفيكامل‬ ‫را داشت‪ ،‬هرچند به‌طور نسبي يك انسجام وجود دارد‪ ،‬اما‬ ‫بهدليلمبارزه‌طلبيونيزعمركوتاهشريعتينمي‌توانانتظار‬ ‫انسجاممطلقازانديشهايشانداشت‪.‬بنابراينشريعتيبيشتر‬ ‫باتكاشاراتكوتاهوپرمغزخودشناختهشدهاست‪.‬به‌عنوان‬ ‫مثال‪،‬طرحسهگانهعرفان‪،‬آزاديوبرابريازطرفشريعتي‬ ‫به اين معناست كه هر نس��بتي بين آزادي و برابري‪ ،‬بدون‬ ‫عرفانمعنانداردونمي‌تواندبهنتيجهمطلوببرسد‪.‬درزمينه‬ ‫طرح سه گانه زر و زور و تزوير نيز بايد گفت كه اين مساله‬ ‫ياست‪.‬درزمينهنقدشريعتيبرتشيعصفويهم‬ ‫بسيارمهم ‌‬ ‫بايد گفتكه در درون همين تشيع‪ ،‬فيلسوفان بزرگي مانند‬ ‫مالصدرا‌تربيتشده‌‌اندكهامروزانقالباسالميبراساس‬ ‫انديشه‌هاي آنان بنيان شده است‪ .‬البته مالصدرا هم در آن‬ ‫زمان‪ ،‬شبه تبعيد شد و بايد گفت كه نقد شريعتي بر تشيع‬ ‫صفوينمي‌تواندبهاينبزرگانبرگردد‪.‬درزمينهطرحمساله‬ ‫پروتستانتيسمدرانديشهمرحومشريعتينيزبايدگفتكه‬ ‫اينموضوعربطيبهانديشه‌هايشريعتينداردوافرادي‌كه‬ ‫فكرمي‌كنندپروتستانتيسمازدلانديشه‌هايشريعتيبيرون‬ ‫مي‌آيد‪،‬كامالاشتباهمي‌كنند‪.‬شريعتيمسالهاصالحاترااز‬ ‫طريقمطرح‌كردنپروتستانتيسمعنوانمي‌كند‪،‬درحالي‌كه‬ ‫او ارادتي به پروتستانتيسم مسيحي ندارد‪ ،‬زيرا اين مساله را‬ ‫حركتبورژوازيمي‌دانست‪.‬امروزضرورياستكهيك‬ ‫بار ديگر‪ ،‬پرسش‌ها و پاسخ‌هاي شريعتي دسته‌بندي شود‬ ‫و آنها را مورد ارزيابي و واكاوي دقيق و انتقادي قرار دهيم‪.‬‬ ‫بنابراين براي بسط و امتداد پروژه ناتمام شريعتي‪ ،‬نيازمند‬ ‫بسطپرسش‌هاوپاسخ‌هايشريعتيهستيم‪.‬بنابراينامروز‬ ‫به‌طورجديبهشجاعت‪،‬جراتوحقيقت‌گراييشريعتي‬ ‫نيازمنديم‪.‬البتهالزماستكهدراينزمينهپااليش‌هايجدي‬ ‫صورتگيرد‪g .‬‬
‫شريعتي‬ ‫درگذر زمان‬ ‫آيا ميراث شريعتي هنوز كارآمد است‬ ‫ي دانشگاه تهران‬ ‫صادق زيباكالم‪/‬عضو هيات علم ‌‬ ‫‪3‬‬ ‫فردي انقالبي يا شخصيتي علمي؟‬ ‫اين نقد را كه ش��ريعتي ب��ه كاره��اي راديكال‬ ‫پرداخته‪ ،‬وارد نمي‌دانم‪ .‬براي اينك��ه جامعه ايران در‬ ‫سال‌هاي ‪ 56‬و ‪ 57‬به نيرويي احتياج داشت كه بتواند‬ ‫رژيم شاه را ويران كند‪ .‬جامعه ايران در آن سال‌ها نيازي‬ ‫به بحث‌هاي نظري مانند اينكه ليبراليسم و دموكراسي‬ ‫چيس��ت يا جامعه مدن��ي و قانونگرايي ب��ه چه معنا‬ ‫هستند نداشت‪ .‬مي‌توان از منظر ديگري به اين مساله‬ ‫نگاه كرد كه اين ايراد به شريعتي وارد است كه او كار‬ ‫علمي‌نكرد‪ .‬اما بايد پرس��يد چه كسي در آن زمان كار‬ ‫علمي‌كرد‪ .‬آيا نهضت آزادي كار علمي‌ انجام داد؟ آيا‬ ‫انجمن‌هاي اسالمي اروپا و آمريكا با وجود اينكه در‬ ‫اروپا و آمريكا بودند و از فضاي باز سياسي برخوردار‬ ‫بودن��د كار علمي‌كردن��د؟ در حقيق��ت در آن مقطع‬ ‫كمترجريانات اسالمگرا و چهره‌ها و شخصيت‌هاي‬ ‫ي بودند‪.‬‬ ‫نظريه‌پرداز به دنبال يك كار علم ‌‬ ‫نقدونظر‬ ‫نسبت شريعتي با دنياي امروز‬ ‫دكتر‌ش��ريعتي فرزند زمان خود ب��ود‪ .‬همچنان كه‬ ‫ارنست چه‌گوارا فرزند زمانه خودش بود‪ .‬شريعتي امروزه‬ ‫چيزي نمي‌تواند به ما ارائه دهد‪ ،‬براي اينكه مشكل اصلي‬ ‫جامعهامروزماايننيستكهبهمقابلهبانظامپرداختهشود‪.‬‬ ‫مس��اله و نياز امروز جامعه امروز ما اين نيست كه تفسير‬ ‫انقالبي صرف ارائه دهيم و به سمت راديكاليسم برويم‪.‬‬ ‫اكنون مثل سال‌هاي ‪ 56‬و ‪ 57‬به چنين ادبيات و گفتماني‬ ‫نياز نداريم‪ .‬امروز براي جامعه ما اين مساله مطرح است‬ ‫كه نسبت دين و دموكراسي چيست‪ .‬امروز براي جامعه‬ ‫ما اين پرسش مطرح است كه معني قانونگرايي چيست‬ ‫و وقتي قرار باشد قوانين شريعت حاكم باشد قانونگرايي‬ ‫چه معنايي پيدا مي‌كند‪ .‬امروز جامعه ما به دنبال اين است‬ ‫كه بداند مفهوم آزادي انديش��ه و مطبوعات چيس��ت و‬ ‫حق انتخاب فرد چه معنايي دارد‪ .‬امروزه اين موارد است‬ ‫كه مسائل اصلي جامعه ما را تشكيل مي‌دهد‪ .‬بنابراين ما‬ ‫نمي‌توانيم با اتكا به ش��ريعتي پاسخ چنين پرسش‌هايي‬ ‫را پيدا كنيم‪ ،‬براي اينكه پرس��ش‌ها و نگاه دكتر‌شريعتي‬ ‫معطوف به جامعه و زمانه خودش بود‪ .‬در آمريكاي التين‬ ‫هم كه انقالب‌ها تمام شده‌اند امروزه مي‌بينيم كه ادبيات‬ ‫چه‌گواراوفرانسفانوننيستكهدرواقعدرميدا ‌نالتحرير‬ ‫مطرح است‪ .‬اين ادبياتي نيست كه در برزيل يا آرژانتين‬ ‫مورد توجه قرار بگيرد‪ ،‬بلكه ادبيات ديگري جايگزين آن‬ ‫شده است‪ .‬چه‌گوارا اگر عزيز اس��ت و عكس او در اتاق‬ ‫بسياريازدانشجويانوروشنفكراندربرزيلوآرژانتينبه‬ ‫چشممي‌خوردبه‌خاطرايننيستكهازاوبرايچگونگي‬ ‫اجرايدموكراسياستفادهكنندبلكهبهپاساحترامي‌است‬ ‫كه مردم براي او قائل هستند چرا كه او توانست فرهنگ‬ ‫انقالبي را بين مردم ايجاد كند‪ .‬ارزش و احترام ش��ريعتي‬ ‫ي است كه توانست در سال‌هاي‪56‬‬ ‫دقيقا به‌خاطر كار مهم ‌‬ ‫و‪ 57‬انجام دهد‪.‬‬ ‫كساني كه دل در گرو شريعتي دارند قطعا خواهند‬ ‫گفت كه شريعتي به درد امروز ما مي‌خورد و در جامعه‬ ‫امروز ما هم كارآيي دارد و اگر به ميراث شريعتي نگاه‬ ‫دوباره بيندازيم مي‌توانيم مسائل امروز جامعه را با آن‬ ‫حل و فصل كنيم‪ .‬من با اين نظر مخالفم و معتقدم كه‬ ‫ش��ريعتي در حقيقت فرزند زمان خود است‪ .‬نظري‬ ‫كه اين اف��راد ابراز مي‌كنند مانند اين اس��ت كه امروز‬ ‫بخواهيد به ويتنام برويد و بخواهي��د ويتنام امروز را‬ ‫با افكار و ادبي��ات «هوش��ي‌مين» اداره كنيد كه قطعا‬ ‫امكان‌پذير نيست‪g .‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫شريعتي جامعه‌شناسي خوانده بود و موضوع‬ ‫رساله دكتراي او جامعه‌شناسي اديان بود‪ .‬بنابراين‬ ‫مي‌توان گفت كه ش��ريعتي نگاه جامعه‌شناسانه‌ای‬ ‫به جامعه داش��ت و در انبوه آنچه شريعتي گفت و‬ ‫تاكنون محف��وظ مانده و به صورت كتاب منتش��ر‬ ‫ش��ده مي‌توان رگه‌هاي��ي از جامعه‌شناس��ي و يك‬ ‫جامعه شناس را مشاهده كرد‪ .‬در عين حال مي‌توان‬ ‫رگه‌هايي از يك م��ورخ و نگاه تاريخ��ي را هم در‬ ‫شخصيت دكتر‌شريعتي ديد‪ .‬رگه سومي‌كه مي‌توان‬ ‫در شخصيت دكتر‌شريعتي ديد اسال م‌شناسي است‬ ‫كه در آثار ايش��ان موج مي‌زند‪.‬‬ ‫آنچه شريعتي را شريعتي كرد هيچ كدام از موارد‬ ‫باال نبود‪ .‬نه جامعه‌شناسي او و نه دين‌شناسي او و نه‬ ‫مورخ بودن او و نه انقالبي بودن او در اينكه شخصيت‬ ‫دكتر‌ش��ريعتي ش��كل بگيرد تاثير چنداني نداشتند‪.‬‬ ‫اصلي‌ترين و مهم‌تري��ن ويژگي دكتر‌ش��ريعتي اين‬ ‫بود كه او نگاه به مذهب را در اي��ران زير و رو كرد و‬ ‫تعريف و نگاهي را كه به مذهب تا قبل از ش��ريعتي‬ ‫وجود داش��ت‪ ،‬دچار تحول كرد‪ .‬به تعبير ديگر بايد‬ ‫گفت كه اين مهم‌ترين و اصلي‌ترين كار دكتر‌شريعتي‬ ‫بود‪ .‬قبل از ش��ريعتي هم كس��اني را داشتيم كه سعي‬ ‫كردن��د همين كار را به ش��كل ديگري انج��ام دهند‪.‬‬ ‫مرحوم مهندس‌مهدي‌بازرگان ه��م قطعا نگاه زمانه‬ ‫خود نسبت به دين را تغيير داد‪ .‬عين همين كار را چپ‬ ‫اس�لامي هم تا قبل از اينكه ماركسيست شدن‪ ،‬انجام‬ ‫دادند‪ .‬تفاوت مهم دكتر‌شريعتي با نوگرايان ديگر مثل‬ ‫بازرگان يا مجاهدين قبل از ماركسيس��ت ش��دن در‬ ‫اين بود كه ابعاد كار شريعتي نس��بت به كار سايرين‬ ‫گس��ترده‌تر بود‪ .‬كاري كه مهندس بازرگان انجام داد‬ ‫كار بزرگي بود‪ ،‬ولي از دانشگاه تهران‪ ،‬پلي‌تكنيك و‬ ‫افراد تحصيلكرده‌اي كه شايد تعدادشان از چند هزار‬ ‫نفر بيشتر نمي‌شد فراتر نرفت‪ .‬كار سازمان مجاهدين‬ ‫اوليه هم عمدتا به جنبش‌هاي دانش��جويي محصور‬ ‫مي‌شد و از سطح دانشگاه فراتر نمي‌رفت‪ .‬تفاوت مهم‬ ‫دكتر‌شريعتي با مهندس‌بازرگان و مجاهدين اوليه در‬ ‫اين بود كه موجي كه ايجاد كرد خيلي فراتر از دانشگاه‬ ‫و دانشجويان و تحصيلكرده‌ها بود و حداقل بخشي‬ ‫از روحانيت نو‌گرا و مبارز و بخش عمده‌اي از اقشار‬ ‫و اليه‌هاي تحصيلكرده جامعه و بسياري از بازاري‌ها‬ ‫و جوانان را در بر‌گرف��ت‪ .‬بنابراين كار ش��ريعتي از‬ ‫اين بابت خيلي بزرگتر از كار ب��ازرگان و مجاهدين‬ ‫اوليه بود‪.‬‬ ‫گفتمان شريعتي‬ ‫ما نبايد فرام��وش كنيم ك��ه در دوران انقالب از‬ ‫شريعتي به عنوان معلم انقالب ياد مي‌شد‪ .‬اين تعبير از‬ ‫مرحوم دكتر‌شريعتي در دوران انقالب خيلي هم بيجا‬ ‫و بيراه نبود‪ ،‬براي اينكه نگاه دكتر‌ش��ريعتي به مذهب‬ ‫يك نگاه كامال انقالبي بود‪ .‬كار شريعتي اين بود كه از‬ ‫مذهب و انگاره‌هاي تشيع توپخانه نيرومندي ساخت‬ ‫كه به وسيله آن پايه‌هاي رژيم سابق حاكم بر ايران را‬ ‫هدف قرار داد و اين كاري بود كه نه مهندس بازرگان‬ ‫از پس آن برآمد و نه مجاهدين اوليه و نه هيچ جريان‬ ‫نوگراي ديگري‪ .‬اين جمله كه «شهيد قلب تاريخ است»‬ ‫از جمله كارهاي دكتر‌ش��ريعتي بود كه تاثير فراواني‬ ‫داش��ت و اين در حالي بود كه شهيد و شهادت ‪1400‬‬ ‫سال بود كه وجود داشت‪ ،‬اما هنر شريعتي اين بود كه‬ ‫نگاه ديگري به شهيد و شهادت انداخت‪ .‬در سال‌هاي‬ ‫‪ 57‬و ‪ 58‬ديوارهاي ش��هرها پر از جمالت و سخنان‬ ‫دكتر‌ش��ريعتي بود‪ .‬جمله معروف ديگر دكتر‌شريعتي‬ ‫اين بود كه «آنان كه رفته‌اند كاري حسيني كرده‌اند‪ ،‬آنان‬ ‫كه مانده‌اند بايد كاري زينبي بكنن��د و‌‌اال يزيدي‌اند‪».‬‬ ‫حماسه عاشورا سال‌ها در فرهنگ شيعه وجود داشته‬ ‫و دكتر‌شريعتي تفسيري از حماسه عاشورا ارائه داد كه‬ ‫منجر به مقابله با رژيم پهلوي ش��د‪ .‬اين كار شريعتي‬ ‫فوق‌الع��اده بود‪ .‬بخش عم��ده‌اي از اينكه اس�لام در‬ ‫دوران انقالب و در دهه ‪ 50‬به يك ايدئولوژي تبديل‬ ‫شد كه تار و پود رژيم ش��اه را به لرزه درآورد مديون‬ ‫تحولي بود كه ن��گاه ش��ريعتي در خصوص مذهب‬ ‫به وجود آورد و اينكه توانس��ت يك تنه فردي كه نه‬ ‫حزب داشت نه تشكل داش��ت و نه سازمان داشت و‬ ‫نه‌تريبوني در اختيار داشت با دست خالي اسطوره‌ها و‬ ‫انگاره‌هاي تشيع را به اسطوره‌ها و انگاره‌هايي تبديل‬ ‫کند كه به وسيله آنها توانست دمار از روزگار رژيم شاه‬ ‫درآورد‪ .‬همه ارزش شريعتي به اين نقطه برمي‌گردد‪،‬‬ ‫اما اگر بخواهيم به اشكال ديگري به شريعتي نگاه كنيم‬ ‫ايرادات زيادي مي‌توان به او گرفت‪ .‬شريعتي چه نظام‬ ‫سياسي و چه نظام حكومتي را به‌جاي رژيم شاه قرار‬ ‫مي‌دهد؟ پاسخ من اين اس��ت كه هيچ نظام سياسي را‬ ‫قرار نمي‌دهد‪ .‬او در ام��ت و امامت كلي‌گويي كرده و‬ ‫صحبت از حركت و مبارزه و برانداختن رژيم‌هايي مثل‬ ‫رژيم شاه است‪.‬‬ ‫ما در سال‌هاي ‪ 56‬و ‪ 57‬لزوما به اين نياز نداشتيم كه‬ ‫جايشاهچهنظاميبايدمستقرشودومعلومنيستكهچه‬ ‫نوع حكومت اسالمي مورد توجه شريعتي بود‪ .‬اين ديگر‬ ‫كار شريعتي نبود‪ ،‬بلكه كار او اين بود كه رژيم مستحكمي‌‬ ‫را كه در آن زمان ‪ 300‬هزار نيروي مس��لح داشت و ده‌ها‬ ‫و صدها هزار نيروي نظامي و ش��به‌نظامي ديگري براي‬ ‫خودش فراهم كرده بود به ل��رزه در‌آورد‪ .‬اين چيزي بود‬ ‫كه جامعه ما در دوران انقالب نياز داشت كه از اسالم يك‬ ‫تصور ديگري در جامعه به‌وجود بيايد كه اسالم را به گونه‬ ‫ايتفسير كندكهبرسر رژيم شاهفرود بيايد‪.‬‬ ‫اين آن چيزي بود كه جامعه ما نياز داشت براي اينكه‬ ‫رژيم شاه را به چالش بكشد‪ .‬كاري كه شريعتي كرد باعث‬ ‫شد عمال ماركسيست‌ها كه به‌‌‌عنوان جريان راديكال و‬ ‫انقالبي و جلودار مبارزه با رژيم ش��اه بودند‪ ،‬مثل حزب‬ ‫توده و چريك‌هاي فدايي خلق كه بين روشنفكران خيلي‬ ‫مي‌درخشيدند به حاشيه رانده شوند‪ ،‬بدون اينكه به اين‬ ‫تفكر حمله كند يا خود را مدعي ماركسيست معرفي كند‪.‬‬ ‫اسالمي كه شريعتي معرفي و احيا كرد تا حدي جذاب و‬ ‫مقاوم بود كه ماركسيسم توان ايستادگي و رويارويي با آن‬ ‫را نداشت‪.‬‬ ‫به نظر م��ن مهم‌ترين نكت��ه‌اي كه باي��د درباره‬ ‫شريعتي گفت اين است كه شريعتي توانست آگاهانه‬ ‫از دين استفاده كند و آن را براي لرزاندن و ويران كردن‬ ‫پايه‌هاي حكومت به يك سالح نيرومند تبديل كرد‪.‬‬ ‫‪27‬‬
‫نقد و نظر‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫ماشينيسمبرآمدهازمالكيتخصوصي‬ ‫چگونه نقد شريعتي از اليناسيون و غرب زدگي منجر به تئوري‬ ‫بازگشت به خويشتن شد؟‬ ‫دكتر عباس منوچهري‪ /‬استاد دانشگاه‬ ‫‪4‬‬ ‫از نظر شريعتي س��نت و تجدد تا آنجا كه خصلت‬ ‫تقليدي بودن را داشته باشند‪ ،‬ماهيتا داراي اشتراك بنياديني‬ ‫هستند‪ .‬سنت «يك‌جهان بيني خاص‪ ،‬فلسفه خاص‪ ،‬زبان‬ ‫و ادبيات خاص و مجموعه‌اي از روابط اجتماعي خاص و‬ ‫شكل انساني خاص دارد» و مدرنيته «عبارت است از جهان‬ ‫بيني تازه‪ ،‬مكتب و فلسفه زيستن تازه و راه‌تازه براي بودن‬ ‫و حركت كردن‪ ،‬گرچه در مكتب‌هاي مختلف و متضاد‪».‬‬ ‫از نظر ش��ريعتي كار پي��رو هر‌ي��ك از دو «قطب»‪،‬‬ ‫«سنت» و «تجدد» بس��يار ساده اس��ت‪ .‬زيرا او «دشواري‬ ‫و اضط��راب» انتخاب ن��دارد‪ .‬زي��را ب��راي او انتخاب‬ ‫ش��ده و او فقط مي‌پذيرد‪ .‬مس��ئوليت و دغدغه انتخاب‬ ‫‪28‬‬ ‫ندارند‪ ،‬زيرا همان‌ط��ور كه بس��ته‌بندي‌هاي تكنيكي و‬ ‫كااله��اي مصرفي كاغ��ذ پيچي��ده از غ��رب مي‌آيد و‬ ‫م��ا بايد فق��ط باز كني��م و مص��رف كني��م‪ ،‬مكتب‌هاي‬ ‫گوناگون و حتي متضاد امروزي نيز در بس��ته بندي‌هاي‬ ‫تهيه شده و استاندارد مشخص وارد مي‌شود‪.‬‬ ‫ازنظرشريعتي«سنت»بهمعناييكميراثازگذشته‪،‬‬ ‫هرگز نمي‌تواند براي كس��ي كه در قالب‌هاي موروثي و‬ ‫متحجر نمي‌ماند‪ ،‬انتخابي درس��ت باشد‪ .‬تجدد نيز براي‬ ‫كسيكه«بسته‌بندهايايدئولوژيك»وارداتيرانمي‌پسندد‪،‬‬ ‫پذيرفتني نيست‪ .‬چه‪ ،‬براي كسي كه بخواهد «بينديشد»‪،‬‬ ‫«بس��ازد» و «انتخاب كند» چنين كاالهاي��ي دردي را دوا‬ ‫نمي‌كنند‪.‬‬ ‫در بررسي شيوه برخورد با مدرنيته در تاريخ فكري‬ ‫فرهنگي ايران‪ ،‬شريعتي به سه گرايش عمده اشاره مي‌كند‪.‬‬ ‫يكي گرايش تقليد مطلق و فرنگي شدن‪ ،‬دوم نفي مطلق‬ ‫نوگراييوسومبرخوردمستقلوآگاهانهبامدرنيته‪.‬گرايش‬ ‫اول‪ ،‬كه منادي آن امثال تقي زاده بوده‌اند هم خويش را بر‬ ‫اشاعه باوربرتري ذاتي غرب و ضرورت پيروي از غرب‬ ‫ي قلمروها گذاشته بود‪ .‬اين گرايش مظاهر عصر‬ ‫در تمام ‌‬ ‫مدرن را بيانگر برتري ذاتي غربي‌ها دانسته‪ ،‬بدون توجه به‬ ‫تفاوت‌هايي كه در تجربه تاريخي و خصلت‌هاي فرهنگي‬ ‫غرب و دنياي اسالم وجود دارد‪.‬‬ ‫گرايش دوم‪ ،‬در قال��ب واكنش در برابر گرايش اول‬ ‫ظهور كرد‪ .‬گرايش دوم‪« ،‬دعوت منفي ضد غربي بود‪ ،‬كه‬ ‫غرب را رها كنيم‪ ،‬نديده بگيريم‪ ،‬در پوست خودمان بمانيم‬ ‫و حصاري از تعصب و نفي زندگي ام��روز دور خودمان‬ ‫سالعملبودبهصورتارتجاعي‬ ‫بكشيم‪...‬اينيكنوععك ‌‬ ‫و انحرافي و نگه‌داشتن شرق‪ ...‬در يك نظام فئوداليته و يك‬ ‫توليد زراعتي‪ ،‬يك زندگي كهنه و باز همواره دست دوم و‬ ‫ضعيف تر از قبل‪»...‬‬ ‫اين دو گرايش ب��ه عقيده ش��ريعتي‪ ،‬به‌رغم تضاد‬ ‫ظاهري‪ ،‬در نهاي��ت هردو به نفع اس��تعمار غربي بودند‪.‬‬ ‫فرنگي‌مآبان «ماموران اس��تعمار» بودند و س��نت‌گرايان‬ ‫«ماموران ارتجاع»‪ .‬يكي «مهاجم ويرانگر» بود و ديگري‬ ‫«پاسدار كهنگي»‪.‬‬ ‫اما‪ ،‬راه سومي‌نيز قابل تصور اس��ت‪ ،‬يعني نه چون‬ ‫فرنگي‌مآب‌هاخودباختهوتسليمغربشدونهچونغافل‬ ‫از واقعيات زمان و ضرورت‌هاي رشد و تحول‪ .‬بدينسان‪ ،‬در‬ ‫هنگاماتكابهريشه‌هايفرهنگي–تمدنيخويش‪،‬مي‌توان‬ ‫قائل به ضرورت انتخاب در برابر غرب بود‪ .‬اين به معني‬ ‫اتكا به پايه‌هاي فرهنگي خود آگاهانه خود است‪« :‬در برابر‬ ‫غرب‪ ،‬خود آگاهانه و مستقل‪ ...‬به شكل كسي كه مي‌شناسد‬ ‫و بر‌اساس نيازهاي خودش انتخاب مي‌كند‪ ،‬تقليد نكنيم‪،‬‬ ‫انتخابكنيم‪».‬‬ ‫بنابراين‪ ،‬آنچه ض��رورت تاريخي و فك��ري دارد‪،‬‬ ‫برخورداري ف��ارغ از اين قيود با پرس��ش‌ها و معضالت‬ ‫زمان حال است‪ .‬پس ميتوان گفت‪ ،‬بهره درست از آرای‬ ‫شريعتي بيش از هر‌چيز در خدمت تامل‪ ،‬انتخاب و پيمودن‬ ‫مس��يري اس��ت كه مقوماتي قائم به‌خود با استلزامات و‬ ‫تضمنات خاص نظري و عملي را داراست‪.‬‬ ‫تاريخ بشري متشكل از دو مرحله يا «دو پيچ تاريخ»‬ ‫اس��ت‪« :‬مرحله مالكي��ت عموم��ي» و «مرحله مالكيت‬ ‫انحصاري » مرحله دوم – كه اكنون ما در آن به سر مي‌بريم–‬ ‫برخالف اول – ك��ه عصر برابري اجتماع��ي و وحدت‬ ‫معنوي بود – اساسا مرحله س��لطه اجتماعي و استثمار‬ ‫بسياري به دست اندكي است‪ .‬مرحله دوم – كه نتيجه آن‪،‬‬ ‫ظهور شكل اجتماعي جديد اس��ت – با ظهور مالكيت‬ ‫انحصاري آغاز گش��ت‪ .‬مالكيت انحصاري‪ ،‬اگرچه اين‬ ‫صورت‌بن��دي جديد متضم��ن مالكيت انحص��اري به‬ ‫مثابه عنصري بنيادي اس��ت‪ ،‬اما اشكال مختلفي در نقاط‬ ‫مختلف تاريخ به‌خود پاره‌اي از اين اشكالند‪ .‬از اين‌رو‪ ،‬نه‬ ‫كمونيست‪ ،‬نه ارباب و نه برده‌دار‪ ،‬زيربنا‪ ،‬فقط مالكيت است‬ ‫كه دو نوع اس��ت‪ :‬اختصاصي و عمومي‪ ،‬ظهور مالكيت‬ ‫انحصاري‪ ،‬برخالف عصر مالكي��ت عمومي‌– كه همه‬ ‫منابع مادي و انحصاري‪ ،‬بيماري‌هاي تازه به‌وجود مي‌آورد‬ ‫و در نتيجه آن‪ ،‬روابط انس��ان‪ ،‬از صورت برابر و برادري‬ ‫و عشق به يكديگر‪ ،‬به صورت تضاد و فريب يكديگر و‬ ‫استثمار و استعمار و قتل عام و بهره‌كشي يكديگر عوض‬ ‫مي‌شود‪ .‬تعجبي ندارد كه نخستين بازتاب‌ها و نمودهاي‬ ‫جدي نارضايتي در تاريخ‪ ،‬عمال‪ ،‬درست در همان برهه‪،‬‬ ‫غلبه مالكيت انحصاري آشكار ش��د‪ .‬بدين لحاظ است‬ ‫كه شخصيت‌هاي برجس��ته تاريخي مانند‪ :‬بودا الئوتزه‪،‬‬ ‫كنفسيوس و زرتشت در شرق‪ ،‬سقراط‪ ،‬افالطون و ارسطو‬ ‫در غرب‪ ،‬همگي معاصر هم‌ان��د‪ ،‬زيرا اينها عكس‌العمل‬ ‫وضع موجود جامعه بشري‌اند‪ ،‬كه وقتي از دوره مالكيت‬ ‫اجتماعي به مالكيت انحصاري منتقل شده‪ ،‬دردها و رنج‌ها‬ ‫و پريشاني‌ها و‪ ...‬به‌وجود مي‌آيد‪.‬‬ ‫شريعتي معضالت دوران خود را در قالب مقوالت‬
‫معيني بيان كرده است‪ .‬اين معضالت هم در ارتباط با وضع‬ ‫انس��ان مدرن بيان ش��ده‌اند و هم در ارتباط با مسلمانان‪.‬‬ ‫وي از مقوالتي چون «اليناس��يون»‪« ،‬تك‌ساختي شدن»‪،‬‬ ‫«شبيه‌شدگي»‪«،‬ماشينيسم»و«اسكوالستيكجديد»استفاده‬ ‫كرده است‪ .‬شريعتي‪ ،‬تصوير خود از انسان را از تفسيري‬ ‫كه خود از قرآن دارد اس��تخراج مي‌كن��د و از ديالكتيك‬ ‫ميان انسان و تاريخ‪ ،‬كه مش��تمل بر‌سه «آن» است‪ ،‬سخن‬ ‫مي‌گويد؛ آن اول انسان – در – ذات خود است‪ ،‬يك هستي‬ ‫ديالكتيكيكهفاقديك سرشتمعينوثابتاست‪،‬آندوم‪،‬‬ ‫تحول مادي وضعيت بشري است كه اساسا همانند ويژگي‬ ‫ديالكتيكي دروني انسان است‪ .‬سرانجام‪ ،‬آن سوم مستلزم‬ ‫تحوالت اجتماعي – تاريخي حاصل از آن دو‪ ،‬اول و دوم‬ ‫است‪ .‬در توضيح آن اول‪ ،‬شريعتي با ارجاع به زبان‌رمزي‬ ‫قرآن انس��ان را موجودي دو بعدي مي‌بين��د كه از لجن و‬ ‫روح خداوند ساخته شده است‪ ،‬يك موجود دوآليست‪،‬‬ ‫يك موجود ثنوي است‪ ،‬برخالف همه موجودات ديگر‬ ‫كه يك بعدي هستند‪ ...‬ه ‌ر انساني داراي چنين دو بعدي‬ ‫مي‌باشد و بعد اراده او است كه مي‌تواند تصميم بگيرد كه‬ ‫به‌طرف قطب لجني و رسوبي خود برود يا قطب صعودي‬ ‫و خدايي‪( ....‬انسان بي‌خود‪ ،‬ص ‪)119‬‬ ‫نقدونظر‬ ‫نوشته‌هاي شريعتي استخراج كرد‪.‬‬ ‫ش��ريعتي وجوه مش��خصه مدرنيته را در فرهنگ‬ ‫بورژوازي‪ ،‬سيانتيسم و علم باوري‪ ،‬ماشينيسم و قدرت‬ ‫طلبي مي‌شناسد‪ .‬به تعبير شريعتي‪ ،‬بورژوازي‪ ،‬مشخصه‬ ‫رشدطبقهمتوسطدرشهرهاودرچارچوبزندگيشهري‪،‬‬ ‫در اقتصاد پولي و فعاليت‌هاي تجارت و صنفي اس��ت‪.‬‬ ‫ي يا ايدئولوژي‬ ‫بورژوازي «نظريه فلسفي يا مكتب علم ‌‬ ‫نيست»‪ ،‬بلكه نظامي‌اقتصادي با خصلت و روحيه خاص‬ ‫طبقاتي است‪ .‬به عقيده ش��ريعتي‪ ،‬روح طبقه بورژوازي‪،‬‬ ‫«روح حاكم بر فرهنگ و تمدن جديد» است‪ .‬بورژوازي‬ ‫فرهنگمذهبيقرونوسطيراكهنوعي«معنويتمنحط»‪،‬‬ ‫يعن��ي «متعالي‌ترين ميراث‌هاي انس��اني در منحط‌ترين‬ ‫قالب‌هاي قرون وسطايي» بود‪ ،‬متالشي كرد و با كنار‌زدن‬ ‫فئوداليسم و روحانيت كليس��ايي بزرگ‌ترين خدمت را‬ ‫به رش��د و حركت و آزادي عقل‪ ،‬تمدن و عل��م كرد‪ .‬اما‬ ‫بورژوازي‪ ،‬خ��ود در نهايت «روح چهار پولي و پس��ت‬ ‫بازاري‪ ،‬كاس��ب كاري و تمدن ق��درت و صنعت ابزار و‬ ‫فرهنگ تجارت و باالخره مذهب پول‌پرستي كاسب‌كاري‬ ‫و تمدن قدرت و صنعت ابزار و فرهنگ تجارت و باالخره‬ ‫مذهبپولپرستيواخالقلذت‌جوييودرنتيجه‪،‬ادبيات‬ ‫و هنرش پوچي‪ ،‬تبليغات و هيجان است»‪.‬‬ ‫خصلت ديگر مدرنيته‪ ،‬غلبه اصالت علم يا سيانتيسم‬ ‫است‪ .‬شريعتي با استفاده از دو‌مفهوم علم و سيانتيسم (علم‬ ‫باوري) به دو‌‌خصلت عمده معرفت مدرن اش��اره دارد‪.‬‬ ‫«علم»‪ ،‬كه به تعبير ش��ريعتي‪ ،‬با خرافه‌زدايي آغاز شد‪ ،‬به‬ ‫علم‌گرايييا«اسكوالسيتكجديد»ختمشدهاست‪.‬اگرچه‬ ‫علمجديدمعرفتراازاسارتكليسارهاكرد‪،‬اماخوددچار‬ ‫حصارها و قيود متفاوتي شد‪ .‬زماني كه مذهب كليسايي‬ ‫عامل بازدارنده پيشرفت اجتماعي و مانع شكوفايي فكري‬ ‫و روحي و ارادي انس��ان بود‪ ،‬علم منادي «آزادي انسان از‬ ‫قيد جبري آسمان‪ ،‬رهايي عقل از تحكمات عقايد قرون‬ ‫وس��طايي‪ ،‬رهايي از دگم‌ه��اي كالمي»‪ ...‬و اس�لامي‌در‬ ‫جهت‌گيري غايي خويش‪ ،‬عالوه بر طرح مجدد اصول‬ ‫اوليه‪ ،‬ضرورت يا سخنگويي به نيازهاي زمانه براي نسل‬ ‫جوان جوياي حقيقت را مطرح مي‌كند‪ .‬از نظر وي تجديد‬ ‫حيات ديني بايستي در پرتو درك صحيح از زمانه و فضاي‬ ‫فكري روز صورت پذيرد‪ .‬آرا و عقايد ش��ريعتي درباره‬ ‫مدرنيته نيز در همين چارچوب قابل درك و بررسي است‪.‬‬ ‫شريعتيدرتفسيرخودازمدرنيته‪،‬سعيدرشناختنو‬ ‫شناساندنريشه‌هايورودبهعصرجديدداردويدربحثي‬ ‫تحت عنوان «دو‌منحني تاريخ»‪ ،‬با رد نظريه پنج مرحله‌اي‬ ‫كارل ماركس مي‌گويد‪« :‬ما در تاريخ شاهد پنج مرحله‌اي‬ ‫تغيير در زير بنا نيس��تيم‪ ،‬بلكه صرفا دو مرحله در تاريخ‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫مدرنيته و قدرت‌طلبي‬ ‫شريعتي با تعبير نيچه‌اي‪ ،‬از غلبه روح قدرت‌طلبي در‬ ‫غرب مدرن ياد مي‌كند‪ .‬با تعريف قدرت به ميزان توانايي‬ ‫آدمي‌در «نيل به هدف‌ها‪ ،‬تشفي غرايز‪ ،‬تامين نيازها و تسلط‬ ‫برطبيعت»مي‌گويد‪ .‬انسانغربيدرتمامي‌دوره‌هايتاريخ‬ ‫حيات خويش در پي كسب قدرت بوده است‪ .‬به گفته وي‪:‬‬ ‫«در فرهنگ يونان‪« ،‬قدرت» كلمه بسيار زنده‌اي است و در‬ ‫روم‪ ،‬تمدن بر قدرت و زور استوار و سمبل‌اش گرگ است‪.‬‬ ‫و اروپاي امروز بعد از رنسانس عبارت است از ساختمان‬ ‫ي بر‌پايه قدرت‪ ،‬و اين قدرت اعم از قدرت‬ ‫و بناي عظيم ‌‬ ‫مادي‪ ،‬قدرت تسلط بر‌طبيعت‪ ،‬قدرت اقتصادي و قدرت‬ ‫اجتماعي و سياسي است»‪.‬‬ ‫شريعتي در مقام متفكر جهان سومي‪ ،‬تمايزي بين‬ ‫«نفي سنت در آفريقا» و «مسخ سنت‌ها در جهان اسالم»‬ ‫توسط غرب مدرن قائل مي‌ش��ود‪ .‬وي همچنين به نقش‬ ‫بورژوازي وابسته در انتقال مدرنيته تقليدي‪ ،‬آسيميالسيون‬ ‫و از خود بيگانگي فرهنگي به‌جهان سوم اشاره دارد‪.‬‬ ‫ش��ريعتي در مقام متفكر ايراني – اسالمي‪ ،‬به رابطه‬ ‫بين مذهب و مدرنيته و مدرنيته با تجدد ايراني مي‌پردازد‪.‬‬ ‫در يك بررسي كلي از مجموعه آرا و عقايد شريعتي‪،‬‬ ‫مي‌توان ديدگاه‌هاي وي را در سه سطح مختلف‪ ،‬اما مرتبط‪،‬‬ ‫دسته بندي كرد‪ .‬در يك سطح مي‌توان شريعتي را متفكر‬ ‫معاصري تلقي كرد كه به دغدغه‌ها و گرفتاري‌هاي انسان‬ ‫امروز توجه دارد و به ريشه‌يابي آنها مي‌پردازد‪ .‬در اين سطح‬ ‫مي‌توان از مباحثي چون علم جديد‪ ،‬اليناس��يون (از خود‬ ‫بيگانگي) و تك ساختي ش��دن انسان‪ ،‬ماشين در اسارت‬ ‫ماشينيسم و آمبورژوازه شدن روشنفكران معاصر نام برد‪.‬‬ ‫در سطح دوم‪ ،‬ش��ريعتي از منظر متفكر جهان سومي‌به‬ ‫مسائل و دغدغه‌هاي معيني چون استعمار‪ ،‬آسيميالسيون‬ ‫(شبيه‌س��ازي)‪ ،‬تمدن و تجدد توجه دارد‪ .‬در سطح سوم‬ ‫از منظر متفكر اسالمي‪ -‬ايراني به مباحثي چون زر و زور‬ ‫و تزوير‪ ،‬انتظار و اعتراض‪ ،‬عرفان‪ ،‬براب��ري و آزادي و‪...‬‬ ‫مي‌پردازد‪.‬دراينمجموعهفكريوازاينسهمنظر‪،‬شريعتي‬ ‫به مناسبت طرح موضوعات مختلف‪ ،‬به مدرنيته‪ ،‬يا آنچه‬ ‫«خصوصيات قرون جديد» مي‌ناميد نيز پرداخته اس��ت‪.‬‬ ‫وي مدرنيته را مجموعه‌اي از عوامل و پيامدهاي اجتماعي‬ ‫– فرهنگي (تمدني) مي‌انگاش��ت كه حاصل پيشينه‌ها و‬ ‫تجربيات خاص غرب است و از قرون ‪ 14‬و ‪ 15‬ميالدي و‬ ‫ظهورعصررنسانسآغازشدهاست‪.‬بنابراين‪،‬اينسهمنظر‬ ‫را مي‌توان به شكل زير در زمينه بحث مدرنيته از گفته‌ها و‬ ‫شريعتي وجوه مشخصه‬ ‫مدرنيته را در فرهنگ بورژوازي‪،‬‬ ‫سيانتيسم و علم باوري‪،‬‬ ‫ماشينيسم و قدرت طلبي‬ ‫مي‌شناسد‪ .‬به تعبير شريعتي‪،‬‬ ‫بورژوازي‪ ،‬مشخصه رشد طبقه‬ ‫متوسط در شهرها و در چارچوب‬ ‫زندگي شهري‪ ،‬در اقتصاد پولي‬ ‫و فعاليت‌هاي تجارت و صنفي‬ ‫است‬ ‫بشر قابل مشاهده است؛ يكي از مرحله قبل از مالكيت و‬ ‫دوم مرحله غلبه مالكيت خصوصي‪ .‬با اين همه‪ ،‬آنچه مهم‬ ‫است اين كه مرحله دوم در طول تاريخ دو هزار و پانصد‬ ‫ساله خود‪ ،‬شكل‌هاي مختلفي گرفته كه شامل برده‌داري‪،‬‬ ‫فئوداليسم و سرمايه‌داري مي‌شود‪ .‬بنابراين‪ ،‬از نظر شريعتي‪،‬‬ ‫اين سه شكل مالكيت را نبايستي تجليات سه نوع زيربنا‪،‬‬ ‫آنگونه كه ماركس مي‌پنداشت‪ ،‬برشمرد‪ ،‬بلكه بايد آنها را‬ ‫سه صورت يك جوهره‪ ،‬يعني مالكيت‌خصوصي بر ابزار و‬ ‫حاصل‌كار پنداشت‪ .‬بر اين اساس‪ ،‬مي‌توان گفت كه عصر‬ ‫مدرن نيز صرفا مرحله‌اي است در فرآيند تاريخي منحني‬ ‫دوم تاريخ‪ ،‬در اين دوره مالكيت خصوصي در قالب اقتصاد‬ ‫سرمايه داري‪ ،‬شكل و س��اختار جديدي به‌خود گرفته و‬ ‫به‌صورتي گس��ترده بر‌قلمروهاي مختلف جغرافيايي و‬ ‫فرهنگي جامعه بشري حاكم شده است‪.‬‬ ‫ش��ريعتي در ريش��ه‌يابي ش��كل متاخ��ر مالكيت‬ ‫خصوصي‪ ،‬يعني سرمايه‌داري مدرن‪ ،‬به دو دسته عوامل‬ ‫عيني و ذهني اشاره مي‌كند‪ .‬به گفته وي‪ ...« :‬عوامل اساسي‬ ‫كه تمدن جديدي را به‌وجود آورده و اروپا را از حالت راكد‬ ‫به‌حالت متحرك تبديل كردند‪ ،‬دوتا هس��تند؛يكي عامل‬ ‫اقتصادي‪ ،...‬يعني تبديل فئوداليته به بورژوازي‪( ،‬و ديگري)‬ ‫عامل فكر»‪.‬‬ ‫فرهنگ‌هاي خاص پا فراتر نهد و به قلمرو كليات‬ ‫برسد‪ .‬كانت دستكم اين حسن را دارد كه اقرار كند آموزه‬ ‫«خود» ذاتي او يك آموزه ايماني و اعتقادي است‪ .‬باز هم اين‬ ‫امر بر‌عهده فلسفه مي‌ماند كه تعيين كند آيا ذات‌گرايي يا‬ ‫مفهومي‌مشابه مي‌تواند به حوزه فرد بي يار و ياور راه بيابد يا‬ ‫نه‪ .‬نتوانسته است در توجه خود به «جنبه اخالقي غيريت»‬ ‫به اندازه كافي پيش برود‪ .‬در نقد لويناس‪ ،‬س��لطه فرديت‬ ‫مدرن بر «ديگري» در فهم «خود مس��تقل» ريشه دارد‪ .‬اما‬ ‫داسل استدالل مي‌كند كه لويناس از چنين ارتباطي در متن‬ ‫يك فرهنگ خاص سخن مي‌گويد و به سلطه «فرهنگي‬ ‫– ديگري» از طريق «خود فرهنگ��ي» مدرن توجه نكرده‬ ‫است‪ .‬در واقع‪ ،‬فراتر از هماني كه تماميت هست‪ ،‬همانا غير‬ ‫از خود «هستنده هست‪ ،‬و ناهستنده هست» مي‌تواند باشد‪.‬‬ ‫مي‌توانيم برخالف پارميندس وجود شناس��ي كالسيك‬ ‫بگوييم «ديگري» براي پاس��خ به چنين گرفتاري‌هايي‪،‬‬ ‫داسل‪،‬مفهوم«ظهورمجددديگريتحت‌سلطه»راپيشنهاد‬ ‫مي‌كند‪ .‬وي از نياز به ظهور مجدد ديگري بحث مي‌كند‬ ‫كه در ديدگاه او همان پيرامونيات در تقس��يم جغرافيايي‬ ‫سياسي‌اي هستند كه استعمار پديد آورده است‪.‬‬ ‫شريعتييكي از خصلت‌هاي جوهري پروتستانيسم‬ ‫را رويك��رد آن به ق��درت مي‌دان��د و معتقد اس��ت كه‬ ‫پروتستانيسم‪ ،‬مذهبي است كه «از عشق به قدرت رو كرده‬ ‫اس��ت»‪ .‬به نظر وي‪ ،‬روند جديد قدرت‌طلبي در اروپا را‬ ‫مي‌توان در گرايش علم جديدبه قدرتبه‌جاي حقيقت نيز‬ ‫به خوبي مشاهده كرد‪ .‬در آغازين دم عصر مدرن بيكن به‬ ‫صراحت اعالم مي‌كند‪:‬‬ ‫«علم بايد دغدغه يافتن حقيقت را كنار بگذارد و از‬ ‫اين پس‪ ،‬تنها در جست‌وجوي قدرت باشد»‪.‬‬ ‫و همين اس��ت كه در نهايت‪ ،‬علم به‌نوعي معرفت‬ ‫منحط كه همان سيانتيسم است مبدل مي‌شود‪ .‬معرفتي كه‬ ‫از درون دچار تناقض است‪ ،‬تناقضي كه‪:‬‬ ‫«انسان امروز از آن رنج مي‌برد و جزو كوته‌انديشاني‬ ‫كه هميش��ه زنداني زمين و زمانه خويش‌اند و گمش��ده‬ ‫ادثه‌هاي خلق الس��اعه و آش��فتگي‌هاي روزمره محيط‬ ‫خويش‪ ،‬هر‌انديشه آگاه و دل معنايابي آن را عميقا احساس‬ ‫مي‌كند‪».‬‬ ‫وجود تناق��ض بيانگر اين واقعيت اس��ت كه از آن‬ ‫هنگامكهعلم‪:‬‬ ‫«از حقيقت‌پرستي به «قدرت پرستي» روكرد و از حرم‬ ‫خدا جدا شد و متعه بورژوازي گشت‪ ،‬عفت و قداست و‬ ‫‪29‬‬
‫نقد و نظر‬ ‫حرمت ديرينش را از دست داد»‪.‬‬ ‫و بدي��ن ترتي��ب «تعص��ب»‪« ،‬تعه��د» و «ايمان»‬ ‫مخدوش كننده علم شناخته شدند‪ ،‬اما علم‪:‬‬ ‫«در بازار سوداگران‪ ،‬آسان‌تر از ذليل‌ترين كنيزان‪ ،‬به زر‬ ‫غاليه‪ ،‬خريد و فروش مي‌شود و در جمع عساگر و عمال و‬ ‫رعايا و يا خيل غالمان و چاكران و خواجگان و حاجبان و‬ ‫دربانان و دالالن و فراشان و قداره بندان‪ ...‬به خدمت گسيل‬ ‫مي‌شود»‪ .‬با اين حال‪ ،‬عامل اقتصادي صرفا حاصل فعل و‬ ‫انفعاالت درون اروپا نبود‪ ،‬بلكه رابطه اروپا با ديگر جوامع‪،‬‬ ‫از جمله دنياي شرق نيز در اين فرآيند بسيار موثر بوده است‪.‬‬ ‫آنچه باعث «رشد طبقه بورژوازي و سقوط طبقه و نظام‬ ‫فئوداليته در اروپا شد»‪ ،‬مجموعه عواملي چون «ارتباط با‬ ‫مشرق‪ ،‬جنگ‌هاي صليبي‪ ،‬ايجاد راه‌هاي جديد بين‌المللي‬ ‫در درياها‪ ،‬ورود به قاره آمريكا‪ ،‬دست‌اندازي به منابع بزرگ‬ ‫تجارت و آغاز اس��تعمار بود‪ .‬اما منظور از عامل فكري‪،‬‬ ‫جايگزيني انديشه پروتستاني به جاي انديشه كاتوليكي‬ ‫است‪ ».‬به نظر ش��ريعتي‪ ،‬در آغاز عصر مدرن‪ ،‬روشنفكر‬ ‫اروپايي دست به نفي مذهب نزد‪ ،‬بلكه‪:‬‬ ‫«مذهبي را كه در اروپا آن همه نيرو و قدرت داشت‬ ‫و به همان ميزاني كه قدرت داشت باعث انحطاط و جمود‬ ‫اروپا شده بود‪ ،‬نگه‌داشت ولي آن را از جهت آخرت‌گرايي‬ ‫به جهت دنياگرايي تبديل كرد‪ ...‬يعن��ي تبديلش كرد به‬ ‫پروتستان»‪.‬‬ ‫پروتستانتيسم (گس��ترش آئين پروتستان) يكي از‬ ‫كارسازترين نتايج رنس��انس در تاريخ اروپا بوده است‪.‬‬ ‫شريعتي با تاكيد بر آراي ماكس وبر معتقد است كه روحيه‬ ‫س��رمايه‌داري و به تب��ع آن‪ ،‬فرهنگ و اقتص��اد مدرن در‬ ‫اروپا‪ ،‬به‌دنبال استقرار و گسترش پروتستانتيسم مذهبي‬ ‫و به‌ويژه كالونيس��م به‌وجود آمد‪ .‬اگرچ��ه كارل ماركس‬ ‫تاكيد را بر تعيين‌كنندگي نيروي اجتماعي بورژوازي در‬ ‫گسترش پروتستانتيسم مي‌گذارد‪ ،‬اما اهميت رابطه بين‬ ‫پروتستانتيسم و گسترش سرمايه‌داري را نفي نمي‌كند‪.‬‬ ‫بنابراين‪ ،‬چه پروتستانتيس��م را توجيه‌گر س��رمايه‌داري‬ ‫بدانيم‪ ،‬چه س��رمايه‌داري را نتيجه اجتناب ناپذير اخالق‬ ‫پروتس��تاني بپنداريم‪ ،‬تولد و رشد س��رمايه‌داري مالزم‬ ‫پروتستانيسم است‪ .‬شريعتي در مباحث خويش با اتكا به‬ ‫نظريهماكسوبردرموردنقشاخالقيپروتستانيدرايجاد‬ ‫روحيه سرمايه‌داري‪ ،‬براي عامل ذهني‪ -‬فرهنگي نيز نقش‬ ‫تعيين‌كننده‌اي در تاريخ متصور مي‌شود‪ .‬وي در عين حال‬ ‫معتقد است كه يكي از علل ظهور پروتستانيسم در اروپا‪،‬‬ ‫تماس آنها با جهان اسالم طي جنگ‌هاي صليبي است‪.‬‬ ‫«توده غربي به متن جامعه شرق آمد و در كوچه‌هاي‬ ‫مردم جامعه ش��رق زندگي كرد و با زندگ��ي و مذهب و‬ ‫فرهنگ و روابط اجتماعي جامعه شرق تماس گرفت‪ .‬و از‬ ‫شرق‪ ،‬نظام اجتماعي قرون دهم و يازدهم را گرفت و در‬ ‫آنجا(اروپا)عليهفئوداليته‪،‬عليهكليساوپاپيسم‪،‬عليهخريد‬ ‫و فروش بهشت‪ ،‬عليه تحكم و استبداد قرون وسطايي و‬ ‫عليه اين فكر كه روحاني داراي ذات‌برتر و خدايي است‬ ‫و ديگران فاقد آن هستند‪ ،‬مبارزه كرد و براي تحقق آزادي‬ ‫تعقل و فكر‪ ...‬مبارزه كرد»‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫ماشينيسم و معضل آفريني نوين‬ ‫شريعتي امپرياليس��م را در بحث از مدرنيته تحليل‬ ‫مي‌كند‪ .‬در ديدگاه وي ابعاد فرهنگي و اقتصادي امپرياليسم‬ ‫مدرن از يكديگر جداناپذيرند و ارتب��اط آنها را از طريق‬ ‫مفهوم ماشينيسم مي‌توان نش��ان داد‪ .‬شريعتي در تحليل‬ ‫خود از مدرنيته‪ ،‬نظريه‌اي در باب منشاء و گسترش تاريخي‬ ‫معضالت جديدي كه به عقي��ده وي در ظهور مالكيت‬ ‫انحصاري ريشه دارند‪ ،‬ارائه مي‌كند‪.‬‬ ‫از نظر ش��ريعتي تاريخ بش��ر از دو مرحله تشكيل‬ ‫شده اس��ت؛ مرحله مالكيت اجتماعي و مرحله مالكيت‬ ‫‪30‬‬ ‫خصوصي‪ .‬مرحله اول‪ ،‬عصر برابري اجتماعي و يگانگي‬ ‫معنوي ب��ود‪ ،‬اما مرحل��ه دوم‪ -‬كه اكنون ما در آن به‌س��ر‬ ‫مي‌بريم ‪ -‬مرحله بهره‌‌كشي و سلطه اجتماعي بوده است‪.‬‬ ‫مالكيتخصوصي‪،‬به‌عنواننقطهعطفيدرتاريخ‪،‬سرآغاز‬ ‫سلطه اجتماعي بوده اس��ت‪ .‬اگرچه مالكيت خصوصي‬ ‫عنصر پايه‌گذار اين صورت بندي جديد است‪ ،‬در مراحل‬ ‫مختلفتاريخاشكالمختلفيبهخودگرفتهاستكهشامل‬ ‫برده‌داري‪ ،‬نظام ارباب و رعيتي‪ ،‬فئوداليس��م و كاپيتاليسم‬ ‫مي‌شود‪ .‬شريعتي در توضيح صورت‌بندي اجتماعي‪ ،‬با‌نقد‬ ‫ديدگاهماركسيستيمي‌گويد‪:‬‬ ‫«يك زيربنا بيشتر وجود ندارد‪ ،‬آن هم نه بورژوازي‬ ‫است نه كاپيتاليسم‪ ،‬نه ماشينيسم‪ ،‬نه فئوداليته‪ ،‬نه سرواژي و‬ ‫نه برده داري‪ ،‬زير بنا‪ ،‬مالكيت است كه دو نوع است؛ يكي‬ ‫مالكيتخصوصيويكيمالكيتاجتماعي‪».‬‬ ‫وي اضافه مي‌كن��د كه برخ�لاف مرحله مالكيت‬ ‫اجتماعي‪ ،‬كه در آن تمام منابع مادي و معنوي در دسترس‬ ‫همگان بود‪ ،‬ظهور مالكيت خصوصي‪ ،‬اجتماع انساني را‬ ‫به دو قطب متضاد تقسيم مي‌كند‪ ،‬كه در بسته آن دردهاي‬ ‫تازه‌اي به‌وجود مي‌آيد‪« .‬روابط انسان از صورت برابري‬ ‫و برادري و عش��ق به يكديگر به صورت تضاد و فريب‬ ‫يكديگرواستثمارواستعمار‪،‬قتلعاموبهره‌كشييكديگر‬ ‫عوض مي‌شود‪».‬‬ ‫اين قطبي ش��دن از نظر تاريخي در اشكال مختلفي‬ ‫ظاهر شده اس��ت؛ از نظام‌هاي اقتصادي برده‌داري قديم‬ ‫تا جامعه سرمايه‌داري مدرن‪ ،‬تا آخرين مرحله آن‪ ،‬يعني‬ ‫«ماشينيسم»بهعقيدهشريعتيظهورماشيندردورانمدرن‪،‬‬ ‫دومين تغيير بنيادي در وضعيت بشر بوده است‪ .‬تغيير اول‪،‬‬ ‫ظهور مالكيت خصوصي است‪ .‬هر دوي اين تغييرات كه‬ ‫ش��ريعتي آنها را «دو منحني تاريخ» مي‌خواند به مرحله‬ ‫دوم تاريخ بشر اختصاص دارند‪ .‬ماشينيسم به‌عنوان نظام‬ ‫اجتماعي جديد‪ ،‬در قرن نوزدهم پديد آمد و سپس صنايع‬ ‫دستي كنار زده ش��د و ظهور عصر ماشين اضطراب‌هاي‬ ‫جديد و هزاران مشكل ديگر را پديد آورد‪.‬‬ ‫اما «ماش��ين» يك كاالي قابل عرضه نيس��ت‪ ،‬بلكه‬ ‫ماشينيس��م در واقع‪ ،‬پايه و اس��اس صورت‌بندي جامعه‬ ‫مدرن است‪:‬‬ ‫«ماشينيسم يك پديده اجتماعي اس��ت‪ .‬يك نظام‬ ‫خاص اجتماعي است‪ ،‬نه يك كاال يا محصول قابل عرضه‬ ‫ومصرف‪،‬يامحصوليتكنيكي»‪.‬‬ ‫ماشينيسم به تسلط بر‌تمام س��احات زندگي مدرن‬ ‫منجر شده است‪« .‬ماشينيسم» به يك اعتبار روايت پيچيده‬ ‫صورتبندياجتماعياستكهبا‌ظهورمالكيتخصوصي‬ ‫پديد آمده است‪ .‬درست همانطور كه مالكيت خصوصي‬ ‫تصوير جديدي از جهان را ش��كل‌داده اس��ت‪ ،‬ماش��ين‬ ‫نيز مفهوم جديدي از جهان را ش��كل داده است‪ .‬يكي از‬ ‫ويژگي‌هاي ماشينيس��م‪ ،‬نفي اصالت است‪ .‬نفي اصالت‬ ‫شبيه‌س��ازي زنان‪ ،‬مردان و فرهنگ‌ها‪ ،‬كه به‌وجود نتيجه‬ ‫آن فرمان‌برداري عمومي‌از برنامه‌هاي كش��نده تحميلي‬ ‫«ماشينيسم» است‪« .‬ماشينيسم» با جابه‌جا كردن «ارزش» با‬ ‫«سود» يك زندگي پوچ و يك انسان ساختگي پديد آورده‬ ‫است‪ .‬اين وضعيت ساختگي در دام دور هرز «بودن براي‬ ‫مصرف كردن و مصرف كردن براي بودن» افتاده اس��ت‪.‬‬ ‫تصور بورژوازي غربي از «بي‌معناي��ي» نيز اين پوچي را‬ ‫آشكار مي‌سازد‪ .‬اين احساس درماندگي و خسارت در دور‬ ‫«مصرف براي بودن و بودن براي مصرف كردن» پيامد سلطه‬ ‫فرهنگي «ماشين» است‪ .‬اصل بنيانگذار اين عمليات كامل‪،‬‬ ‫در گذشته و هم‌اكنون «نياز به توليد و توليد نيازها» است‪.‬‬ ‫از ديدگاه فلسفي «ماشينيسم منجر به سلطه ماشين‬ ‫بر‌زندگي انسان و جايگزيني ماشين به جاي انسان خالق و‬ ‫انتخاب گر مي‌شود‪ .‬از اين رو انسان از خود غافل مي‌شود»‪.‬‬ ‫به تعبير شريعتي‪ ،‬اين تحوالت مشكالت جديدي‬ ‫به عقيده شريعتي‪ ،‬واسطه‬ ‫تاريخي و نظري ميان مدرنيته‬ ‫غربي و تجدد جهان سوم‬ ‫عبارت از استعمار‪ ،‬شبيه‌سازي‬ ‫و «بورژوازي دالل»‪ .‬استعمار‪،‬‬ ‫حاصل گسترش «ماشينیسم»‬ ‫و نياز آن به بازار است‬ ‫را براي جامعه بش��ري پديد مي‌آورند‪ .‬در جهان صنعتي‪،‬‬ ‫خودكاري‪ ،‬مصرف‌گرايي و فن‌ساالري موجب اضطراب‪،‬‬ ‫از خود بيگانگي و افسردگي شده‌اند‪ .‬اين امور‪ ،‬به‌نوبه خود‪،‬‬ ‫موجب پديد آمدن فضايي ش��ده‌اند كه در آن گرايشات‬ ‫ويرانگري همچون فاشيسم‪ ،‬ريش��ه دوانده و به‌سرعت‬ ‫رشد كرده‌اند‪ .‬شريعتي در ادامه استدالل مي‌كند اين نظام‬ ‫اجتماعي جديد‪ ،‬خود را درون ساحات مختلف زندگي‬ ‫غربي و نيز وراي مرزهاي جغرافيايي آن در شرق گسترش‬ ‫داده است‪.‬‬ ‫تجدد عليه تمدن‬ ‫شريعتي با توجه به گس��ترش تكنولوژي مدرن در‬ ‫جهان غير غربي‪ ،‬دو مقوله تم��دن و تجدد را مورد بحث‬ ‫قرار مي‌دهد‪ .‬به‌‌عقي��ده وي‪ ،‬تم��دن در بردارنده فرآيند‬ ‫طوالني توس��عه در يك جامعه اس��ت‪ ،‬اما تجدد جوامع‬ ‫جهان س��ومي‌معاصر‪ ،‬صورت مجعول آن فرآيند است‪.‬‬ ‫در واقع‪ ،‬چنين تجددي نشانه گرايشي اساسا ويرانگر در‬ ‫جهان غير‌غربي معاصر اس��ت‪ ،‬كه از فشارهاي مختلف‬ ‫دروني و بيروني سلطه و استثمار در طي ‪150‬سال گذشته‬ ‫رنج مي‌برد‪.‬‬ ‫استعمار‪ ،‬استبداد و استثمار كه با بهانه ضرورت تجدد‬ ‫توجيه شده‌اند همگي صدمات عميقي بر مردم جهان سوم‬ ‫تحميل كرد‌ه اس��ت‪ .‬تجدد جهان سوم چيزي نيست جز‬ ‫بسط تاريخي و فرآيندي كه با ظهور مالكيت خصوصي‬ ‫آغاز و سپس با «ماشينيسم» تقويت شد‪ .‬با دستيابي و تسلط‬ ‫برقسمتعمدهجهانازطريقسلطهاستعماريدرگذشته‪،‬‬ ‫اكنون اروپا انگيزه بيشتري براي تحميل تسلط اقتصادي‬ ‫خود بر اين نواحي دارد‪.‬‬ ‫بنابراين‪،‬به‌دنبالظهور«ماشين»ودرراستايتحوالت‬ ‫اروپا‪ ،‬مناطق ديگر جهان نيز به طور وس��يعي تحت تاثير‬ ‫توس��عه «ماش��ين» قرار گرفتند‪ .‬اما نفوذ در جوامع ديگر‬ ‫نمي‌تواند ب��دون جهت‌يابي مجدد فرهن��گ آن جوامع‪،‬‬ ‫موفق باشد‪ .‬شيفته كاالهاي غربي شدن همان و «متجدد»‬ ‫شدن مردم غير غربي همان‪ ،‬غير غربيان مي‌بايست «غربي»‬ ‫مي‌شدند‪ ،‬يعني آنها بايد «ذائقه مدرن» نسبت به توليدات‬ ‫غربي را (در خود) ايجاد كنن��د‪ .‬بنابراين‪ ،‬به‌عنوان مولفه‬ ‫اصلي امپرياليسم‪« ،‬فرهنگ بخشي» به‌‌جوامع سنتي جهان‬ ‫غير اروپايي‪ ،‬براي اقتصاد اروپا امري ضروري به‌حساب‬ ‫مي‌آيد‪ .‬ضرورت يافتن بازار براي مازاد توليدات صنعتي –‬ ‫به‌عنوان مكمل نياز اروپا به مواد خام ارزان‪ -‬جهان صنعتي‬ ‫را وادار به نفوذ تاريخي در صورت بندي جامعه شناختي‪-‬‬ ‫سياسيجهانپسااستعمارينمودهاست‪.‬بهتعبيرشريعتي‪:‬‬ ‫«مس��اله همان��ا‪ ،‬تبديل م��ردم در آس��يا و آفريقا به‬
‫مصرف‌كنندگان توليدات اروپايي ب��ود‪ .‬جوامع آنها بايد‬ ‫دوباره س��ازماندهي ش��وند‪ ،‬به نحوي كه آنها توليدات‬ ‫اروپايي را بخرند‪ .‬اين امر به معناي واقعي كلمه‪ ،‬يعني تغيير‬ ‫يك ملت‪ ...‬تا لباس جديد‪ ،‬الگوهاي مصرفي و آرايش‌هاي‬ ‫جديد را بپذيرد‪ .‬حاال كدام قس��مت ابتدا بايد تغيير كند؟‬ ‫مسلما اخالق و تفكر‪».‬‬ ‫مدرنيته و جهان سوم‬ ‫شريعتي در مقام متفكر جهان سومي‌نيز به‌موضوع‬ ‫مدرنيته پرداخته است‪ .‬جهان سومي‌انگاشتن شريعتي نه‬ ‫به‌دليل زادگاه او‪ ،‬بلكه بنابه نوع دغدغه‌هاي اوس��ت‪ .‬وي‬ ‫تمام جوامعي را كه به نحوي مورد هجوم استعمار مدرن‬ ‫قرار گرفته‌ان��د دچار معضالت و دغدغه‌هاي يكس��اني‬ ‫مي‌دانس��ت‪ .‬از نظر وي‪ ،‬غ��رب مدرن نه تنها در منش��ا‬ ‫خويش از طريق اس��تعمار به جهان سوم مرتبط مي‌شود‪،‬‬ ‫مدرنيته‪ ،‬آسيميالسيون و تجدد‬ ‫شريعتي در بررسي رابطه مدرنيته و تجدد‪ ،‬از موضع‬ ‫نسبيت تاريخي به تحليل مي‌پردازد‪ .‬از نظر وي‪ ،‬مدرنيته‬ ‫تجربه‌اي است خاص كه متعلق به زمان و مكان خاصي‬ ‫است‪ .‬بنابراين‪ ،‬مدرنيته براي غير اروپايي در تماميت آن و‬ ‫في‌‌ذاته اصيل فقط مي‌تواند موضوع تقليد باشد‪ ،‬نه تكرار‪،‬‬ ‫لذا تجدد كه همان تقليد از مدرنيته است‪ ،‬هرگز نمي‌تواند‬ ‫نقدونظر‬ ‫مدرنيته‪ ،‬سنت و مذهب‬ ‫نقد شريعتي از تجدد به معني تائيد «سنت» به‌معناي‬ ‫عام آن نيست‪ .‬وي همانگونه كه بين مدرنيته و تجدد تمايز‬ ‫قايل شده است‪ ،‬بين سنت و ضد‌سنت نيز قائل به تمايزي‬ ‫ضروري است‪ ،‬اگر مدرنيته دچار غلبه عنصر سلطه گري‬ ‫شده‪ ،‬سنت نيز دچار قلب ماهيت شده است‪ .‬نقد شريعتي‬ ‫از مدرنيته دربرگيرنده چگونگي غالب شدن غرب بر غير‬ ‫خود است و نقد وي از «س��نت» دربرگيرنده تفسير وي‬ ‫از چگونگي قلب شدن سنت به ضد خود اين مطلب در‬ ‫بحث‌هاي وي در مورد مذهب به عنوان گونه‌اي از سنت‬ ‫كامال بارز است‪.‬‬ ‫شريعتي در مقام متفكر مسلمان‪ ،‬از يكسو به رابطه‬ ‫تاريخي – س��اختاري مدرنيته با مذهب و از سوي ديگر‬ ‫به ضرورت نوانديش��ي مذهبي كه ف��ارغ از مفروضات‬ ‫مدرنيته در قبال مذهب باش��د‪ .‬پرداخته اس��ت‪ .‬با اين كه‬ ‫مدرنيته از ديدگاهي‪ ،‬شديدا متاثر از اعتراض مذهبي‪ ،‬يعني‬ ‫پروتستانتيسم‪ ،‬به وضع موجود بوده‪ ،‬اما به‌هرحال روند‬ ‫تاريخي مدرنيته در جهت مقابله با مذهب ادامه يافته است‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫مدرنيته و تجدد ايراني‬ ‫شريعتي در بررسي شيوه برخورد روشنفكران ايراني‬ ‫با مدرنيته به سه گرايش عمده اشاره مي‌كند‪ .‬يكي گرايش‬ ‫تقليد مطلق و فرنگي شدن‪ ،‬دوم نفي مطلق نوگرايي و سوم‬ ‫برخورد مستقل و آگاهانه با مدرنيته‪ .‬گرايش اول‪ ،‬كه منادي‬ ‫آن امثال تق��ي زاده بوده‌اند‪ ،‬هم خويش را بر اش��اعه باور‬ ‫برتري ذاتي و آسيميله واسطه فرهنگي بين اين دو‪ .‬گرچه‬ ‫آسيميله به يك قش��ر‪ ،‬يك گروه يا طبقه خاصي محدود‬ ‫نمي‌شود‪ .‬اما در جايي كه صاحبان فكر و انديشه در يك‬ ‫جامعه‌اي دچار آسيميالسيون شوند‪ ،‬بايد از آن به عنوان‬ ‫يك «فاجعه» نام برد‪:‬‬ ‫«آس��يميله ش��دن عوام كه تنه��ا مصرف‌كنندگان‬ ‫توليدات اروپايي‌اند‪ ،‬يك بدبختي اجتماعي اس��ت‪ ...‬اما‬ ‫آسيميله شدن روش��نفكران كه منجيان و پيامبران ملت‬ ‫خويشند و در مثل چشم و چراغ و نيروي آگاهي و تعقل‬ ‫و جهت‌يابي پيكره اجتماع خويش‪ ،‬فاجعه‌اي است كه در‬ ‫آن مس��اله مرگ و حيات و وجود و عدم يك ملت با تمام‬ ‫سرمايه‌هاي مادي و معنويش مطرح است»‪.‬‬ ‫نكته قابل توجه اين است كه در فرآيند تبديل مدرنيته‬ ‫به تج��دد از طريق آسيميالس��يون‪ ،‬پديده «مدرنيس��ت‬ ‫متعصب» متولد مي‌شود‪ .‬چه‪ ،‬فرد آسيميالسيون از خود‬ ‫«اروپايي متجددتر مي‌نمايد و نسبت به مدرنيسم و مظاهر‬ ‫زندگي اروپايي از خود وي متعصب‌تر است‪ .‬يك اروپايي‬ ‫گذشته‌اش را مي‌س��تايد‪ ...‬اما يك آسيميله جهان سومي‬ ‫بي‌قيد و شرط از گذشته‌اش بريده‪ ،‬آن را خراب مي‌كند و‬ ‫از خود مي‌گريزد‪.‬‬ ‫بلكه براي تداوم س��لطه اس��تعماري خويش‪ ،‬از طريق‬ ‫آسيميالسيون (شبيه‌س��ازي فرهنگي) نيز با اين جوامع‬ ‫مرتبط است‪ .‬بنابراين جهان سوم امروز نه فقط ميراث‌دار‬ ‫ويراني‌هاي استعماري است‪ ،‬بلكه درگير معضل حاصل‬ ‫از آسيميالسيون‪ ،‬يعني تجدد نيز هست‪ .‬به‌عقيده شريعتي‪،‬‬ ‫غرب يا با نفي سنت‌ها يا با‌مسخ آنها به سلطه خويش در‬ ‫جهان سوم تداوم بخشيده است‪.‬‬ ‫غرب از يكسو نژاد سياه را فاقد توان فرهنگ‌سازي‬ ‫مي‌شناسدوازسويديگربهمسخووارونهكردنسنت‌هاي‬ ‫اسالمي‌مي‌پردازد در نتيجه‪ ،‬اكنون تجدد‪ ،‬در معني تقليد از‬ ‫غرب‪ ،‬يا به تعبيري مدرنيس��م تقليدي‪ ،‬فرهنگ غالب بر‬ ‫جوامع جهان سوم است‪ .‬از نظر شريعتي‪ ،‬واسطه تاريخي‬ ‫و نظ��ري مدرنيته و تجدد‪ ،‬عبارت اس��ت از اس��تعمار‪،‬‬ ‫همگون‌سازي و بورژوازي كمپرادور‪.‬‬ ‫مدرنيته و استعمار‬ ‫شريعتي در تعريف اس��تعمار مدرن‪ ،‬به ارتباط بين‬ ‫ماشينيسم و استعمار اشاره مي‌كند‪ .‬ضرورت‌هاي اقتصادي‬ ‫حاصل از گسترش ماشينيسم در جامعه و اقتصاد مدرن‬ ‫باعث مي‌شود كه صاحبان سرمايه در غرب در پي يافتن‬ ‫بازارهاي جديد براي پاسخ‌گويي به منطق توليدي ماشين‬ ‫باشند‪ .‬تس��خير بازار خارجي نيز به س��ادگي امكان پذير‬ ‫نيست‪ ،‬لذت دسيسه‌هاي سياسي يا تصرفات نظامي‌آغاز‬ ‫مي‌شود‪ .‬اين اولين مرحله از استعمار در قرون جديد است‪.‬‬ ‫بديهياستكهتداومسلطهاستعمارينيازمندعوامل‬ ‫و عناصر خاص خويش اس��ت‪ .‬از جمله موثرترين اين‬ ‫عوامل در عصر استعمار مدرن‪ ،‬بورژوازي كمپرادور‪ ،‬يعني‬ ‫بورژوازي غير‌غربي است كه واسطه عمل بورژوازي غرب‬ ‫در كشور خودش مي‌شود‪ .‬به تعبير شريعتي‪:‬‬ ‫«بورژوازي (هاي) دالل (كمپرادور) كه واسطه‌هاي‬ ‫بورژوازي در كش��ورهاي دنياي سوم و به‌ويژه مستعمره‬ ‫و كشورهاي وابسته‌اند و خود‪ ،‬نه سرمايه‌دار اصيل‌اند و نه‬ ‫توليد‌كننده و فقط نماينده فروش و واسطه مصرف كاالي‬ ‫صنعتي غرب در جامعه س��نتي خويش‌اند‪ ،‬سكه‌اند‪ ،‬اما‬ ‫سكه‌هاي تقلبي‪ ،‬پول‌اند‪ ،‬اما نه پول طال‪ ،‬پول سياه و كارشان‬ ‫سياه‌كاري»‪.‬‬ ‫به‌عنوانتكرارتجربهغربشكلگيرد‪،‬بلكههمچونفرايند‬ ‫مرتبط‪ ،‬اما نه همسان با مدرنيته بايستي مطالعه شود‪ .‬در اين‬ ‫زمينه‪،‬موضوعآسيميالسيوناهميتخاصيدارد‪.‬شريعتي‬ ‫آسيميالسيونبه‌‌عنوانيكيازپديده‌هايحاصلازبرخورد‬ ‫كشورهاي غربي با جوامع كم‌رشد اشاره مي‌كند‪ .‬به تعبير‬ ‫وي آسيميالسيون به معني شبيه‌س��ازي است‪ ،‬يعني غير‬ ‫اروپايي كه خود را شبيه اروپايي مي‌نمايد‪ .‬با كمال تعجب‬ ‫من همين اصطالح را با همان ديالكتيك كه در رابطه ميان‬ ‫غير‌اروپايي و اروپايي هست‪ ،‬در اين سخن عميق پيامبر‬ ‫يافته‌ام كه «من تشبه بقوم فهو منهم»‪« :‬هر‌كه خود را به قوم‬ ‫ديگري شبيه سازد‪ ،‬ديگر به جامعه خود پيوسته نيست‌‪ ،‬به‬ ‫قوم ديگران وابسته است‪ ،‬از ريشه خود بريده است‪ ،‬با خود‬ ‫بيگانه شده است»‪.‬‬ ‫بنابراين‪ ،‬آسیميله يا متشبه كسي است كه با فرهنگ‬ ‫و خصايص قومي‌ديگر البته (از خود بيگانه) ش��ده است‪.‬‬ ‫به تعبيري مي‌توان گفت‪ ،‬آس��يميله روي ديگر بورژوازي‬ ‫كمپرادور اس��ت‪ .‬بورژوازي كمپرادور واسطه ساختاري‬ ‫قدرت‌هاياستعماريباجهانسوماست؛بنايزمينيبهشتي‬ ‫كه دين در آخرت وعده مي‌داد‪ ،‬شد‪ .‬اما غايت امر چيزي شد‬ ‫جز آنكه (و در واقع ضد آنچه) علم وعده داده بود‪:‬‬ ‫«علم از خدمتگ��زاري دين رها ش��د و به خدمت‬ ‫قدرت درآمد و در اختيار قدرتمند قرار‌گرفت و بدل بر‌‌يك‬ ‫سيانتيسم كوته فكرانه و منجمدي شد كه مسيح را كشت‪،‬‬ ‫اما خود چاكر قيصر گشت‪».‬‬ ‫به نظر شريعتي در پيدايش سيانتيسم سه عامل موثر‬ ‫بوده است‪ .‬يكي شكس��ت‌دادن بينش جامد كاتوليكي و‬ ‫روح منحط قرون وس��طايي دوم‪ ،‬كشفيات و اختراعات‬ ‫ش��گفت‌انگيزي كه بي‌درنگ پ��س از آزادي از قيد و بند‬ ‫كليسا به آنها دست يافت و سوم مطلق انگاري علم در توان‬ ‫خويش براي دست يابي به حقيقت‪.‬‬ ‫عاقبت علم‪ ،‬به جاي خلق دنياي جديد براي انسان‪ ،‬با‬ ‫«اسارت در توليد بيشتر و مصرف بيشتر و ايجاد و تحميل‬ ‫مصرف‌هاي مصنوعي در زندگي آدمي» به خدمت سرمايه‬ ‫و سلطه درآمد‪ .‬و اين همه از طريق ماشينيسم ممكن شد‪.‬‬ ‫ي متفاوت از «ماشين» است‪ ،‬به معني‬ ‫ماشينيسم‪ ،‬كه مفهوم ‌‬ ‫«نظام خاصي اس��ت كه بر ماشين تحميل ش��ده است»‪.‬‬ ‫«ماشينيسم‪ ،‬نفي اريژيناليسم (‪ )originalism‬است‪ ،‬يعني‬ ‫نفياصالت‌هاوهمسان‌سازيانسان‌هاوفرهنگ‌ها‪،‬حاصل‬ ‫اين فرآيند‪ ،‬تسليم همگاني در مقابل قالب‌هاي مصرفي‬ ‫تحميليماشينيسماست‪.‬ازمنظريفلسفي‪،‬ماشينيسمباعث‬ ‫غلبه ماشين بر‌حيات انساني و جايگزيني ماشين به‌جاي‬ ‫انسان تصميم‌‌گير و خالق مي‌شود‪ .‬بدين ترتيب «انسان از‬ ‫خودش غايب مي‌شود»‪.‬‬ ‫علي شريعتي بخش عمده اي از‬ ‫مباحث خود را معطوف به نقد تئوريك‬ ‫فلسفه غرب كرد و در اين راه روش‬ ‫مكتب فرانكفورت را پيش گرفت‬ ‫‪31‬‬
‫نقد و نظر‬ ‫شبيه‌سازي‬ ‫به عقيده ش��ريعتي‪ ،‬واس��طه تاريخي و نظري ميان‬ ‫مدرنيته غربي و تجدد جهان س��وم عبارت از اس��تعمار‪،‬‬ ‫شبيه‌سازي و «بورژوازي دالل»‪ .‬استعمار‪ ،‬حاصل گسترش‬ ‫«ماشينیسم» و نياز آن به بازار است‪ .‬دستيابي به بازارهاي‬ ‫جديد‪ ،‬به نوبه خود‪ ،‬مستلزم ترفندهاي سياسي و نظامي‌‬ ‫است و اين امر به نوبه خود‪ ،‬عوامل خود را يعني «بورژوازي‬ ‫دالل» ‪ ،‬كه سودش در گسترش كاالهاي مصرفي (حاصل‬ ‫آمده از) منابع كشورهاي جهان سوم است‪ ،‬پديد مي‌آورد‪.‬‬ ‫اما اين كارها پيش نمي‌رود‪ ،‬مگر اينكه ساحت فرهنگي‪،‬‬ ‫فرصت الزم را فراهم آورد‪ .‬اين امر از طريق «شبيه‌سازي»‬ ‫رخ داده است‪ ،‬يعني فرآيندي كه طي آن غير اروپاييان‪ ،‬شبيه‬ ‫يك اروپايي شوند يا به آن تظاهر كنند‪ .‬شبيه‌سازي‪:‬‬ ‫«يعني انسان خودش را عمدا يا غير‌عمد شبيه‌به فرد‬ ‫ديگر بسازد‪ ،‬يعني خود را شبيه ديگري ساختن‪ .‬براي اينكه‬ ‫او از همه خصوصيات شخصي خودش دور شود‪ ،‬خودش‬ ‫را به‌شدت و با وس��واس فراوان و بي‌قيد و شرط شبيه به‬ ‫ديگري مي‌كند تا از همه افتخار و فضايلي كه در ديگري‬ ‫احساس مي‌كند‪ ،‬برخوردار شود‪».‬‬ ‫شبيه‌س��ازي محص��ول تاريخ��ي فرآين��د‬ ‫تك‌فرهنگ‌سازي اس��ت‪ .‬اين امر مسير اصلي در جهت‬ ‫امپرياليسم فرهنگي اس��ت و با قواي استعماري اروپايي‬ ‫جديد اعمال مي‌شود‪.‬‬ ‫«مونوكولچر (ت��ك فرهنگي) يك��ي از پديده‌هاي‬ ‫استعماري است كه همراه با مونوكولچور تمدن‌هاست‪.‬‬ ‫همه مزارع فرهنگي دنيا‪ -‬كه در طول چندين قرن و چندين‬ ‫هزار س��ال تجربه‌هاي گوناگون زيباشناس��ي و تاريخي‬ ‫داشته‌اند – همه بايد نفي شوند و تراكتور استعمار فرهنگي‬ ‫بيايد و همه را دور كند و هيچ چيز نداشته باشد‪ ،‬جز يك‬ ‫حلقوم تشنه باز‪ ،‬براي مكيدن توليدات استعماري‪( .‬اما نكته‬ ‫اينجاست كه) شبه اروپايي هميش��ه از اروپايي متجددتر‬ ‫مي‌نمايد و نسبت به مدرنيسم و مظاهر زندگي اروپايي از‬ ‫خود وي متعصب‌تر است‪ .‬اروپايي گذشته‌اش را مي‌ستايد‬ ‫و آسيميله بي‌قيد و شرط از گذشته‌اش بريده و آن را خراب‬ ‫مي‌كند و از خود مي‌گريزد‪».‬‬ ‫اين ام��ر را مي‌توان س��رخوردگي هوي��ت ناميد‪.‬‬ ‫سرخوردگي نه از شيوه زيس��تي خود‪ ،‬بلكه از وضعيت‬ ‫وجودي خ��ود‪ .‬تعبي��ر ولژگ��ي مضاعف بيانگ��ر اين‬ ‫سرخوردگي است كه در شبيه ش��دگي بروز كرده است‪.‬‬ ‫از اين لحاظ‪ ،‬شريعتي به‌شدت منتقد روشنفكر تجددگرا‬ ‫در جوامع غير‌مدرن بود‪ ،‬زيرا آنان هويت خود را با فرهنگ‬ ‫غرب تعيين مي‌كنند‪ .‬نزد وي اين امر نيز مانند بهره‌كشي‬ ‫اقتصادي‪ ،‬محصول استعمار است‪ .‬وي اين روشنفكران را‬ ‫به سبب عجزشان از فهم اين تحوالت در متن ويژگي‌هاي‬ ‫خاص جوامع خود‪ ،‬نقد مي‌كند‪ .‬وي معتقد است كه آنان‬ ‫حس اعتراض و خالقيت خود را از دست داده‌اند‪ .‬در مقابل‬ ‫وينيازبهجهتيروششناختيبهسمتديدگاهيعيني‌تر‬ ‫تو‌جو و يافتن راه‌هايي نو و امكاناتي تازه‬ ‫و شجاعت جس ‌‬ ‫لو‌فصل معضالت جوامع جهان س��وم را پيش‬ ‫براي ح ‌‬ ‫مي‌كشد‪ .‬از اين رو به‌عنوان يك امكان‪ ،‬ايده «بازگشت به‬ ‫خويشتن»راپيشنهادمي‌كند‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫بازگشت به خويشتن‬ ‫در رابطه با اس��تعمار‪ ،‬ش��ريعتي از دو نوع برخورد‬ ‫با فرهنگ و تمدت ش��رقي نام مي‌برد‪ .‬يكي آنكه وجود‬ ‫يك فرهنگ و تمدن را نفي مي‌كند و ديگري آنكه آنها را‬ ‫تحريف مي‌كند‪ .‬به تعبير وي‪ ،‬استعمارگران لزوما فرهنگ‬ ‫ش��رقي و تاريخ آن را نفي نمي‌كنند‪ .‬بلكه مي‌كوشند كه‬ ‫استعمار‌ش��دگان را متقاعد سازند كه «مس��خ» شده‌اند‪،‬‬ ‫«موجود درجه دوم» اند‪ ،‬و «ناتوان از انديشيدن» هستند‪.‬‬ ‫بنابراين‪ ،‬او مي‌پرسد‪« :‬چه بايد كرد؟» آيا بايد شرقي به خود‬ ‫‪32‬‬ ‫ي از قبيل انترناسيوناليسم غرق‬ ‫اجازه دهد كه در مفاهيم ‌‬ ‫شود‪ ،‬يعني موجودي درجه دو و شريك سرمايه‌داري باشد‪.‬‬ ‫در حالي كه اگر ملتي فاقد فرهنگ اس��ت‪ ،‬چه جايگاهي‬ ‫مي‌تواند در اين شراكت داشته باشد؟ آيا اين امر‪ ،‬چيزي جز‬ ‫نابودي فرهنگي است؟ چگونه مي‌توان مادامي‌كه چنين‬ ‫دوگانگي‌اي به مثابه بومي‌(محلي) در مقابل انساني وجود‬ ‫داشته باشد‪ ،‬با استعمارگران شريك شد؟ در پاسخ به اين‬ ‫پرسش‌ها‪ ،‬ولي از «لحظه دشوار يك انتخاب بزرگ» كه در‬ ‫ميان دو‌قطب واقع است سخن مي‌گويد‪ ،‬يعني‪« :‬قطبي كه‬ ‫ما از گذشته به ارث برده‌ايم و يك قطبي كه از غرب تقليد‬ ‫كرده‌ايم‪ ...‬قطب نخس��ت يك جهان‌بيني خاص‪ ،‬فلسفه‬ ‫زندگي خاص‪ ...‬و مجموعه‌اي از روابط اجتماعي خاص‬ ‫دارد‪ .‬قطب دوم عبارت است از جهان‌بيني تازه‪ ،‬مكتب و‬ ‫فلسفه زيس��تن تازه و راه تازه براي بودن و حركت كردن‪،‬‬ ‫گرچه در مكتب‌هاي مختلف و حتي متضاد»‪.‬‬ ‫اما آنچه در پيروان اين دو قطب مشترك است‪ ،‬اين‬ ‫است كه هر‌دو مقلدند‪« ،‬كار هر دوي آنها ساده است‪ ،‬چرا‌كه‬ ‫يك فرد سنتي دشواري و اضطراب انتخاب ندارد‪ ،‬زيرا‬ ‫براي او انتخاب شده و او فقط مي‌پذيرد‪ ،‬پيروان قطب دوم‬ ‫نيز مس��ئوليت و دغدغه انتخاب ندارند‪ ،‬زيرا همان‌طور‬ ‫كه بس��ته‌بندي‌هاي تكنيكي و كاالهاي مصرفي «كاغذ‬ ‫پيچيده» از غرب مي‌آيد و ما فقط بايد باز‌كنيم و مصرف‬ ‫كنيم‪ ،‬مكتب‌هاي گوناگون امروزي نيز در بسته‌بندي‌هاي‬ ‫تهيه شده و با استانداردهاي مشخص وارد مي‌شوند‪».‬‬ ‫ش��ريعتي به‌عنوان نقطه عزيمتي براي فراتر رفتن‬ ‫از اي��ن انتخاب دو‌گانه‪ ،‬نخس��ت مي‌كوش��د تا مفهوم‬ ‫«روشنفكر» را دوباره تعريف كند‪ .‬وي اظهار مي‌دارد كه‬ ‫يك روشنفكر كسي اس��ت كه از موقعيت انساني خود‬ ‫آگاه باشد و آگاهي او به او احساس مسئوليت ببخشد‪.‬‬ ‫چنين فردي جامعه خود را مي‌شناسد‪ ،‬دردهاي آن‪ ،‬روح‬ ‫آن و ميراث آن را مي‌شناسد؛ او كسي است كه مي‌تواند‬ ‫آگاهانه و مس��ئوالنه انتخاب كند‪ .‬چنين شخصي بايد‬ ‫به‌دنبال رهبري روشنفكري در جامعه خود باشد‪ .‬از اين‬ ‫رو ضرورتا الزم نيس��ت كه يك روشنفكر تحصيالت‬ ‫عالي داشته باش��د‪ .‬در واقع ش��ريعتي معتقد است كه‬ ‫چه بسا يك كارگر‪ ،‬روشنفكرتر از يك دانشمند بسيار‬ ‫معروف باشد‪.‬‬ ‫خودشناسي تاريخي و اعتماد به‌‌نفس فرهنگي‪ ،‬ابعاد‬ ‫ديگري از تعريف ش��ريعتي از روشنفكر هستند‪ .‬او اين‬ ‫ابعاد را به واسطه ايده «بازگشت به خويشتن» پديد آورده‬ ‫اس��ت و مي‌گويد‪« :‬اين ايده ربطي به رمانتيك‌انديشي‬ ‫حسرت بار گذشته فراموش ش��ده ندارد‪ ،‬بلكه تالشي‬ ‫اس��ت در جهت ادغام خالقانه اصل و نس��ب تاريخي‬ ‫سركوب ش��ده خويش��تن فرهنگي اين غايتي في‌نفسه‬ ‫نيست‪ ،‬بلكه آغاز اتكا به نفسي چالش برانگيز از جانب‬ ‫نسل از خود بيگانه و سر خورده است كه مي‌تواند به نوبه‬ ‫خود‪ ،‬بازشناسي خويشتن تاريخي را در جهت مقابله با‬ ‫قواي سلطه و ستم تقويت كند‪ .‬بنابراين‪ ،‬مي‌توان گفت‬ ‫كه مراد شريعتي از «بازگشت به خويشتن» اين است كه‬ ‫آنان كه مي��راث تاريخي و فرهنگي و هويتش��ان نفي يا‬ ‫مسخ شده اس��ت؛ «تاريخ را براي خود بازسازي كنند‪».‬‬ ‫بدين معنا‪ ،‬آرا ولي قسمتي از يك گفتمان چالش برانگيز‬ ‫عليه گفتمان استعماري است‪ .‬بنابراين‪ ،‬برخالف گفتمان‬ ‫استعماري كه نخست نفي يا مسخ مي‌كند و سپس وادار‬ ‫به شبيه‌س��ازي مي‌كند‪ ،‬گفتارورزي مقاومت مربوط به‬ ‫متن‪ ،‬اين فرآيند را معكوس مي‌سازد‪ .‬فرآيندي كه در سه‬ ‫عنصر «باستان شناسي نقادانه فرهنگي»‪« ،‬اصالح گفتمان‬ ‫فرهنگي» و «بازشناسي خويشتن تاريخي» اتفاق مي‌افتد‪.‬‬ ‫بنابراين‪ ،‬بازگشت به خويشتن يعني كشف هويت انساني‬ ‫و اصالت تاريخي – فرهنگي خود‪ .‬يعني خودآگاهي و‬ ‫رهايي از بيماري اليناسيون فرهنگي و استعمار معنوي‪g.‬‬ ‫اشتباهات بنيادي‬ ‫اشكال شريعتي در نقد روحانيت‬ ‫چه بود؟‬ ‫دكتر ابراهيم فياض‪ /‬استاد دانشگاه‬ ‫‪5‬‬ ‫دربررسيونگاهبهانديشه‌هايمرحوم‌دكتر‌شريعتي‬ ‫ابتدا بايد به شرايط زمان تحصيل شريعتي نگريست و به‬ ‫آنچه شريعتي را به سمت سوسياليسم سوق داد‪ .‬نگاهي‬ ‫به گذشته مرحوم شريعتي نشان مي‌دهد كه او با توجه به‬ ‫اينكه در فرانسه تحصيل كرده است‪ ،‬همواره تحت‌تاثير‬ ‫سوسياليسم بوده است‪.‬‬ ‫چراكه اين كش��ور مركز سوسياليس��م اس��ت و‬ ‫به‌طوركلي جريان‌ها چپ و سوسياليسم ريشه فرانسوي‬ ‫دارند‪ ،‬چون هيچ كشور اروپايي مثل فرانسه بازتوليد‬ ‫سوسياليسم نداشته و دليل هم اين است كه ايتاليك‌است‬ ‫(كس��اني كه زبان ايتاليايي دارند) كاتوليك هس��تند و‬ ‫زبان فرانس��وي هم يكي از ش��عبه‌هاي زبان ايتاليك‬ ‫هست و اين زبان مختص كاتوليك‌هاست و اين زبان‬ ‫ايتاليك حالت همبستگي بين كشورهايي نظير فرانسه‪،‬‬ ‫بلژيك‪ ،‬پرتغال و اس��پانيا را دارد و بعد از رنس��انس‪،‬‬ ‫وقتي در فرانسه انقالب رخ مي‌دهد جنس اين انقالب‬ ‫سوسياليسم است و در راس��تاي تبديل كليسا از يك‬ ‫سازمان كاتوليك به سمت جامعه‌شناسي سوسياليسم‬ ‫حركت مي‌كند‪.‬‬ ‫بر‌همي��ن اس��اس فرانس��ه تبديل به كش��وري‬ ‫با‌ريشه‌هاي سوسياليسم مي‌ش��ود و وقتي فردي مثل‬ ‫شريعتي كه مذهبي هم بوده است به اين كشور مي‌رود‪،‬‬ ‫خودبه‌خود سمپاتي نسبت به سوسياليسم پيدا مي كند‪،‬‬ ‫اين درحالي است كه حتي وقتي يك فرد كاتوليك هم‬ ‫قو‌خوي‬ ‫كه در چنين فضايي قرار مي‌گي��رد او هم خل ‌‬ ‫سوسياليستي به‌خود مي‌گيرد‪.‬‬ ‫اين مكتب سوسياليس��م يك بنياد تفكري‪ ،‬علوم‬ ‫اجتماعي و انس��اني فرانس��ه در مقاب��ل انگليس بوده‬ ‫است‪ ،‬بر اين اساس در آن دوران هر روشنفكري به هر‬ ‫كشوري كه سفر مي‌كرد با تاثير گرفتن از مكتب و بنياد‬ ‫آن كشور به سمت و سوي آن سوق پيدا مي‌كرد‪.‬‬ ‫به هرحال علوم انساني‌اس�لامي نه غرب‌گرايي‬ ‫است و نه‌شرق‌گرايي و فقط پيرو فرهنگ‌گرايي است‬ ‫كه همان هويت انساني است و در علوم‌انساني تجلي‬ ‫مي‌ياب��د‪ .‬و در‌حقيقت يك علوم‌انس��اني فرهنگ‌گرا‬ ‫مبناي علوم‌انساني اس�لامي ماست و اين دقيقا عكس‬ ‫فرانسوي‌هاست كه در آنجا علوم انساني سوسياليستي‬ ‫حاكم اس��ت و بر‌عكس انگليس��ي‌ها كه تنها به‌دنبال‬ ‫علوم‌انساني فردگرا هستند‪.‬‬ ‫اما بايد به اين نكته توجه داشت كه بزرگي شريعتي‬ ‫به اين است كه توانس��ت در همان زمان‪ ،‬سوسياليسم‬ ‫فرانسوي را در خودش بازتوليد كند و با اسالم تطبيق‬
‫شريعتي توانست سوسياليسم‬ ‫فرانسوي را در خودش بازتوليد‬ ‫كند و با اسالم تطبيق دهد و‬ ‫سعي كند به‌دنبال نوعي تحليل‬ ‫سوسياليستي‌از اسالم باشد كه‬ ‫تابعي از فرهنگ چپ است‬ ‫نقدونظر‬ ‫شريعتي چند دوره داشته است‪،‬‬ ‫در ابتداي كار آنچه ياد گرفته يك‬ ‫نوع مباني شرق‌شناسي‌زدگي‬ ‫است كه در‌خصوص اسالم‬ ‫در ذهن دارد و ابتدا يك نوع‬ ‫عرفان‌گرايي سني در كارهايش‬ ‫وجود دارد و براين اساس به نقد‬ ‫سازمان روحانيت مي‌پردازد و‬ ‫در مرحله بعدي به سوي عرفان‬ ‫شيعي مي‌رود‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫دهد و سعي كند به‌دنبال نوعي تحليل سوسياليستي‌از‬ ‫اسالم باشد كه تابعي از فرهنگ چپ است‪.‬‬ ‫درحقيقت شريعتي به‌دنبال ايجاد و بازتوليد يك‬ ‫نوع سوسياليسم و چپ اسالمي است و در تالش است‬ ‫تا مذهب شيعه سازماني را رها‌كند و به سمت يك نوع‬ ‫سكوالريسم با بعد مذهبي حركت كند‪.‬‬ ‫يعني شريعتي به‌دنبال اين بود تا بگويد كه مانند‬ ‫فرانس��ه كه از مس��يحيت فاصله گرفت بايد از شيعه‬ ‫سازماني فاصله گرفت و به سمت پروتستانيسم حركت‬ ‫كنيم و عمال يك سوسياليس��م فرانس��وي كه شكلي‬ ‫س��كوالر دارد را پياده كنيم‪ .‬براي اين كار هم شريعتي‬ ‫در مقدمه بايد روحانيت ش��يعه را در ايران به‌كليس��ا‬ ‫تشبيه مي‌كرد كه البته اين كار را هم مي‌كند و مي‌گويد‬ ‫روحانيت از يك سازمان است و اين سازمان روحانيت‬ ‫باعث شده كه روحانيت دچار انحطاط شود و بايد كلمه‬ ‫سازماني روحانيت را بشكنيم‪.‬‬ ‫شريعتي در اين راستا معتقد است كه شيعه كه يك‬ ‫دين پويا بوده اس��ت با اليه‌هاي عرفان مانند مسيحيان‬ ‫تلفيق شده و اين باعث انحطاط شده است‪.‬‬ ‫بنابراين ش��روع به نقد روحانيت مي‌كند كه اين‬ ‫اشتباه شريعتي بوده اس��ت‪ ،‬چرا كه روحانيت ما اصال‬ ‫مبنا و ريشه عرفان مانند مسيحيت را نداشته است‪ ،‬بلكه‬ ‫مبناي روحانيت ما فقه عقالني اقتصادي بوده است‪.‬‬ ‫ش��ريعتي همچني��ن س��ازمان روحاني��ت را به‬ ‫مسيحيت تشبيه و آن را نقد كرد كه البته مبناي سازمان‬ ‫روحانيت عرفان و قطع ارتباط با دنيا نيست‪ ،‬بلكه مبناي‬ ‫س��ازمان روحانيت رابطه با جامعه اس��ت و يك نوع‬ ‫اقتصاد و عقالنيت را در پس خود دارد‪.‬‬ ‫به‌‌نظر مي‌آيد كه اين بخش از ديدگاه شريعتي در‬ ‫نقد روحانيت به اين شكل‪ ،‬اشكال دارد و البته برخي‬ ‫اين ماجرا را رها نكردند و حتي آنهايي كه از دوس��تان‬ ‫شريعتي بودند مثل محمدرضا حكيمي‌هويت صنفي‬ ‫روحانيت را مطرح كردند و بعدها هم سازمان روحانيت‬ ‫كه توسط تفكر شريعتي در جامعه مطرح شد‪ ،‬از سوي‬ ‫چپ‌هاي اسالمي بعد از انقالب تحت فشار و برخورد‬ ‫براي نابودي اين سازمان قرار مي‌گيرد كه اينها همه خطا‬ ‫ي كه انجام دادند تنها در راس��تاي وقت‬ ‫بود و هر اقدام ‌‬ ‫تلف كردن بود‪ ،‬چون اصال سازمان روحانيت شيعه مثل‬ ‫مسيحيت عرفاني نبود كه بتوان آن را نقد كرد‪.‬‬ ‫اما بعدها آنهايي كه چپ اسالمي بودند خود ليبرال‬ ‫شدند و به‌شدت در قالب اصالح‌طلبي تجلي پيدا كردند‬ ‫و به شدت اقتصاد‌گرا و سكوالر شدند و اين نشان داد‬ ‫كه مبناي اين تفكر شريعتي از ابتدا صحيح نبوده است‬ ‫و يك بحث غلطي بود چون عقالنيت روحانيت ريشه‬ ‫در فقه روحانيت و حكمت عملي دارد كه البته حكيمانه‬ ‫هم است‪.‬‬ ‫اما مش��كل اصلي اين اس��ت كه روحانيت هنوز‬ ‫فقه را برجس��ته نكرده اس��ت‪ ،‬اما امام راحل‪ ،‬مرحوم‬ ‫عالم��ه طباطبايي و حت��ي مرحوم آيت‌اهلل مش��كيني‬ ‫تالش‌هاي زيادي در راستاي نهادينه كردن فقه حكيمانه‬ ‫و سازماندهي آن انجام دادند‪.‬‬ ‫رشد و پيش��رفت تابعي از پروتستانيسم اسالمي‬ ‫نيست‪ ،‬بلكه تابعي از عقالنيت است و اينجا ربطي به‬ ‫غرب هم ندارد‪ ،‬اما در سازمان روحانيت مبنا عقل و فقه‬ ‫و اقتصاد و زندگي و سياست و اجتماع است‪.‬‬ ‫اما به‌طور كلي بايد اين موضوع را مدنظر داشت‬ ‫كه شريعتي چند دوره داشته است‪ ،‬در ابتداي كار آنچه‬ ‫ياد گرفته يك نوع مباني شرق‌شناس��ي‌زدگي اس��ت‬ ‫كه در‌خصوص اس�لام در ذه��ن دارد و ابتدا يك نوع‬ ‫عرفان‌گرايي س��ني در كارهايش وجود دارد و براين‬ ‫اساس به نقد سازمان روحانيت مي‌پردازد و در مرحله‬ ‫بعدي به سوي عرفان شيعي مي‌رود و بعد بر اين اساس‬ ‫با مالك قرار‌دادن حضرت علي‌(ع) در نظر دارد تا از اين‬ ‫طريق به نقد نگرش سنتي به دين برود‪.‬‬ ‫شريعتي به‌دنبال اين بود كه حضرت علي‌(ع) را بر‬ ‫مبناي يافته هاي فكري خودش كه عمدتا چپ گرايانه‬ ‫هم بود تفسير كند؛ ش��ريعتي اول بيشتر روي خالفت‬ ‫تاكيد مي‌كند‪ ،‬اما شريعتي دوم وقتي متوجه مي‌شود كه‬ ‫اين مباني خيلي باهم سازگار نيست به سمت امامت و‬ ‫امت مي‌رود و سعي مي‌كند با ش��اخص امام علي(ع)‬ ‫اين ماجرا را مطرح كند‪ ،‬هرچند ريشه عرفاني دارد اما‬ ‫نگاه سوسياليستي هم دارد‪.‬بعد‪ ،‬بحث عدالت‪ ،‬آزادي‬ ‫و عرفان را ش��روع مي‌كند و اين شعار شريعتي است‪،‬‬ ‫به‌‌عدالت هم اكتفا نمي‌كند و بعد كه متوجه مي‌ش��ود‬ ‫سوسياليسم در فرانسه هم نتيجه نداده و ركود اجتماعي‬ ‫ايجاد كرده است به سمت آزادي هم كه همان ليبراليسم‬ ‫است رجوع مي‌كند‪.‬‬ ‫بعد مطرح مي‌كند كه ه��ر دوي آزادي و عدالت‬ ‫بدون معنويت هس��تند كه اين معنويت را در عرفان‬ ‫كه ش��عار س��وم اس��ت مي‌بيند و بعد كه به پختگي‬ ‫به‌دنبال يك امتي است كه به گفته خودش هم به يك‬ ‫سوسياليسم مي‌رس��د هم به ليبراليسم مي‌رسد و هم‬ ‫به معنويت كه البته اين ماجرا در انديشه مطهري هم‬ ‫وجود دارد كه مطرح مي‌كند ما هم فردگرا هستيم هم‬ ‫جامعه‌گرا و هيچ‌كدام را مطلق نداريم و در اينجا عمال‬ ‫شريعتي و مطهري به هم مي‌رسند‪.‬‬ ‫عمال در انديشه اجتماعي و فلسفي و جمع بين‬ ‫فرد و جامعه شريعتي و مطهري به هم مي‌رسند و در‬ ‫نهايت به اختالف مي‌خورند‪.‬‬ ‫شريعتي در اين شرايط بود كه عرفان و فلسفه را به‬ ‫يك معنا باهم تلفيق كرد و مباحث حكمت‌گونه رسيد‬ ‫و حكمت اجتماعي را ش��كل داد و اي��ن تفكر باعث‬ ‫مي‌شود كه طالب جوان در حوزه و دانشگاه به همراه‬ ‫رهبري امام با‌توجه به اين حكمت حركت كنند وانقالب‬ ‫به پيروزي مي‌رسد و شريعتي در انقالب تاثير‌گذار بوده‬ ‫است‪ .‬اما در كنار او ديگران را هم بايد لحاظ كرد‪.‬‬ ‫به هرحال جامعه شناسي اسالمي را شريعتي بنيان‬ ‫گذاشته اس��ت‪ ،‬اما بايد به اين نكته توجه كرد كه تمام‬ ‫آنچه شريعتي مطرح كرده است در كل شش سال به‌طول‬ ‫انجاميده و فعاليت او به همين شش سال ختم مي‌شود‪،‬‬ ‫اما مباني كه شروع كرده مباني جدي بوده است‪ ،‬به‌‌عنوان‬ ‫مثال بحث امت و امام��ت بزرگترين مبناي يك جامعه‬ ‫شناسي اس�لامي است و ش��ريعتي روي اين موضوع‬ ‫فعاليت‌هاي زيادي را انجام داده اس��ت كه متاس��فانه‬ ‫جامعه امروز از اين مهم غافل است‪.‬‬ ‫به‌طور كلي بايد در راستاي حفظ انديشه‌ها همه‬ ‫نظريات دكتر شريعتي را در دنياي امروز مورد مطالعه‬ ‫قرار داد و در بوته نق ‌دو‌نظر و بررسي قرار داد‪ .‬البته بايد‬ ‫تمام انديشه‌هاي اجتماعي كه وجود داشته را با ديدگاه‬ ‫نقادانه مطالعه كرد‪g .‬‬ ‫‪33‬‬
‫نقد و نظر‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫مخالفت با جمهوري مطلقه‬ ‫شريعتي به‌دنبال نظام امامت و امت براي حكومت بود‬ ‫دكتر عليرضا صدرا ‪ /‬استاد دانشگاه‬ ‫‪6‬‬ ‫دكترعل��ي ش��ريعتي دانش��مند جامعه‌ش��ناس‬ ‫واسالم‌شناس روشنفكر مس��لمان دانشگاهي بود كه‬ ‫همراه دو تن از برجسته‌ترين چهره‌هاي علمي‌حوزوي‬ ‫و دانشگاهي شهيد عالمه مطهري و عالمه محمد‌تقي‬ ‫جعفري‪ ،‬هس��ته اصلي فكري‪ ،‬ديني و سياسي مبارز‬ ‫جريان حس��ينيه ارش��اد تهران را در دوره مبارزاتي با‬ ‫رژيم سلطنتي‪ ،‬اس��تبدادي و اس��تكباري ستمشاهي‬ ‫تشكيل مي‌دادند‪.‬‬ ‫آرا و آث��ار و ش��خصيت انقالب��ي و خيزش��گر‬ ‫شريعتي بگونه‌اي بود كه دوس��تان و دشمنان زيادي‬ ‫را برانگيخت‪.‬‬ ‫در اين راستا ش��ريعتي به‌جاي اينكه مورد نقد و‬ ‫ارزيابي علمي‌بي‌طرفانه قرار گيرد‪ ،‬متاسفانه بيشتر يا‬ ‫مورد تكفير بود يا مورد تقديس‪ ،‬و اين دو جريان تكفير‬ ‫و تقديس متاسفانه آثار س��ويي را به‌جا گذاشته است‬ ‫كه بدترين آنها جريان فرقان بود كه متاسفانه با ادعاي‬ ‫گاه‌ساده لوحانه و گاه ش��يطنت آميز از افكار شريعتي‬ ‫اقداماتي را انجام داد و دس��ت به مبارزه مس��لحانه و‬ ‫‪34‬‬ ‫‌ترور زد‪.‬‬ ‫در راس��تاي همين اقدامات گروه فرقان برخي‬ ‫از برترين چهره‌ه��اي علمي‌و فكري ك��ه گاه همراه‬ ‫مرحوم‌ش��ريعتي بودند‪ ،‬به‌ويژه استاد شهيد مطهري و‬ ‫استاد شهيد مفتح را از ما گرفتند و جامعه اسالمي را كه‬ ‫تازه آغاز شده بود و به‌شدت به اين انديشمندان سترگ‬ ‫نياز داشت از افاضات آنها محروم كرد‪.‬‬ ‫شريعتي بايد به دور از نگاه‌هاي افراطي و تفريطي‬ ‫مورد بازكاوي و بررسي قرار گيرد‪ .‬در اينجا بايد به يك‬ ‫روايتي در خصوص مرحوم ش��ريعتي اشاره كنم‪ ،‬در‬ ‫يك مورد كه من در خدمت استاد محمد‌تقي جعفري‬ ‫بودم‪ ،‬مساله اختالف بين شريعتي و استاد شهيد مطهري‬ ‫را مطرح كردم و از صحت و سقم اين موضوع پرسيدم‪.‬‬ ‫در اين خصوص استاد عالمه محمد‌تقي جعفري‬ ‫فرمودند ك��ه اساس��ا اختالفي بين ش��هيد مطهري و‬ ‫شريعتي وجود نداشت‪ ،‬طبيعي بود كه شريعتي به‌عنوان‬ ‫يك روشنفكر مسلمان ديدگاه‌هايي دارد كه قطعا مورد‬ ‫نقد‌و‌نقادي اس��تاد مطهري بود‪ ،‬همانگونه كه ش��هيد‬ ‫مطهري نس��بت به س��اير جريانات روشنفكري چه‬ ‫مسلمان‪ ،‬چه سكوالر‪ ،‬امثال اقبال الهوري هم نقدهايي‬ ‫داش��تند‪ ،‬اما اينها كامال نقدهاي علمي‌ب��ود‪ ،‬اما بعدا‬ ‫متوجه شديم كه دست سومي‌پشت پرده و پنهان وارد‬ ‫قضيه شده و به‌ويژه از طريق مديريت حسينيه‌ارشاد‪،‬‬ ‫اختالف بين شريعتي و مطهري را دامن مي‌زد كه البته‬ ‫بعدها اشاره ش��د كه احتماال جريان س��اواك در اين‬ ‫ماجرا دخيل بوده است‪.‬‬ ‫اس��تاد جعفري فرمودند‪« :‬شريعتي يك‌بار پيش‬ ‫من آمده بود و از فشارهاي رواني كه به او وارد مي‌شد‬ ‫بسيار متاثر بودند و حتي حالت گريه داشتند‪ ».‬شريعتي‬ ‫آنجا به اس��تاد جعفري عنوان كرده اس��ت كه «من به‬ ‫عنوان يك روش��نفكر مس��لمان فعالي��ت مي‌كنم و‬ ‫عالم اسالمي نيستم‪ ،‬بر‌اس��اس تحصيالت در غرب‬ ‫نگاه بيروني نسبت به اس�لام دارم و يقينا نظريات من‬ ‫نظريات ُمر اسالم نيس��ت‪ ،‬اما اين را واقف هستم كه‬ ‫اسالم راه‌حل ايران و انقالب و جهان است و راهي جز‬ ‫بازگشت به اسالم اصيل و به‌ويژه امامت نداريم‪ ،‬تنها با‬ ‫تكيه بر نظريه امامت است كه مي‌توانيم انقالب كنيم و‬ ‫هم استقالل و آزادي را بدست بياوريم‪ ،‬اما طبيعي است‬ ‫كه من اشتباهاتي را داشته باشم‪».‬‬ ‫ش��ريعتي در اينجا از عالمه جعفري درخواست‬ ‫مي‌كند كه هرگاه خواست مطلبي را ارائه دهد با عالمه‬ ‫جعفري هماهنگ��ي انجام دهد تا اگ��ر جايي خالف‬ ‫اسالم بود ايشان تذكر الزم را به شريعتي بدهند‪.‬‬ ‫عالمه جعفري خطاب به شريعتي مطرح مي‌كنند‬ ‫كه «شما نه خود مدعي هس��تيد و نه مطرح كرديد كه‬ ‫مرجع اسالمي هستيد‪ .‬ش��ما يك روشنفكر مصلح و‬ ‫مسلمان هستيد و ديدگاه‌هايتان را مطرح می‌كنيد‪ ،‬اما‬ ‫سعي كنيد با حساسيت كمتري مطالب را عنوان كنيد‪،‬‬ ‫قطعا بهتر است‪ ،‬اما ش��ما كار انجام مي‌دهيد و خيلي‬ ‫نگران نباشيد‪».‬‬ ‫اما به هرحال مرحوم شريعتي همواره در معرض‬ ‫تفس��ير جرياناتي بود كه با تقديس ي��ا تكفير روبه‌رو‬ ‫مي‌شد‪ ،‬اما نياز است كه شريعتي در يك فضاي علمي‬ ‫‌و بي‌طرفانه مورد تفسير قرار گيرد‪.‬‬ ‫البت��ه مرح��وم ش��ريعتي در خص��وص برخي‬ ‫جريانات و مواض��ع مواردي را مط��رح مي‌كردند كه‬ ‫ش��ايد مورد هجمه قرار مي‌گرفت به‌عن��وان مثال در‬ ‫بحث مرب��وط به روحاني��ت (البته ش��ريعتي ارادت‬ ‫خاصي نسبت به روحانيت اصيل داشت) مسائلي را‬ ‫مطرح مي‌كردند كه شايد به‌دليل غلط بودن اطالعات‬ ‫تاريخي تفس��ير او با واقعيت امر تفاوت مي‌كرد كه از‬ ‫اين جمله مي‌توان به موضوع عالمه بزرگوار مجلسي‬ ‫كه حق بزرگي به‌گردن اس�لام و ش��يعه داشت اشاره‬ ‫ك��رد‪ .‬در اينگونه م��وارد مي‌توان تصريح داش��ت كه‬ ‫شايد دكترشريعتي اشتباه مي‌كردند يا اينكه اطالعات‬ ‫تاريخي غلطي در اختيار داشتند‪.‬‬ ‫و نشانه اين نيست كه نظر مرحوم شريعتي نسبت‬ ‫به مرجعيت و علما منفي باشد كه البته برخي در تفسير‬ ‫نظري��ات ش��ريعتي او را پيرو دين ب��دون روحانيت‬ ‫مي‌دانند كه البته اين هم غلط است‪.‬‬ ‫اساسا نگاه شريعتي نس��بت به كليت مدرنيسم‬ ‫از ماترياليسم تا ماشينيسم چندان مثبت نيست و اين‬ ‫موارد را براي بشريت مثبت نمي‌دانست‪ ،‬نه تنها براي‬ ‫اس�لام و ايران‪ ،‬بلكه براي غرب هم اين موضوعات‬ ‫را هم نارس��ا مي‌دانست و هم ناس��ازگار كه يك نوع‬ ‫فرويديسم و يك نوع داروينيسم از دل آن در مي‌آيد و‬ ‫شريعتي به‌شدت ضد اين دو اليه بود‪.‬‬ ‫اما در زمان ش��ريعتي و قبل از انقالب اس�لامي‬ ‫كس��اني كه در نظر داش��تند تا در مقابل مدرنيس��م و‬ ‫به‌خصوص شاخه ليبراليستي و كاپيتاليستي كه غرب‬ ‫استعمارگر و آمريكا نماينده آن بودند‪ ،‬مبارزه كنند به‬ ‫جريان چپ كه سوسياليس��م بود منتس��ب مي‌شدند‪.‬‬ ‫هر‌كسي بحث عدالت‪ ،‬مردم و انقالب را مطرح مي‌كرد‬ ‫قاعدتا درگفتمان مدرنيس��م‪ ،‬كاپيتاليسم‪ ،‬امپرياليسم‬ ‫نمي‌توانس��ت قرار بگي��رد چ��ون در ض��د آن قرار‬ ‫مي‌گرفت‪ .‬منسوب مي‌شد به سوسياليسم يا كمونيسم‬ ‫يا ماركسيس��م‪ ،‬اما بعدها كه جريان ش��كل گرفت و‬ ‫انقالب پيروز شد‪ ،‬مشخص شد كه نه‌شرقي و نه غربي‬
‫بازگشت به ريشه‌ها‬ ‫آنچه شريعتي به من آموخت‬ ‫علي(ع)‪ ،‬راستگويي ابوذر؛ پيام الهي خون حسين(ع)‬ ‫پيام‌‌رساني شجاعانه زينب(س)‪ .‬شريعتي به ما نشان داد‬ ‫كه يك خانه كوچك يعني خانه فاطمه (س) مي‌تواند‬ ‫به بزرگي تمام عالم باشد‪ .‬شريعتي براي ما اثبات كرد‬ ‫كه يك مرد‪،‬آن كه مي‌داند كيست و براي چه آمده و به‬ ‫كجا مي‌رود؛ برتر است از بي‌نهايت انسان صفرگونه‪.‬‬ ‫دكتر امير محبيان ‪ /‬استاد دانشگاه‬ ‫‪7‬‬ ‫بررسي گفتمان شريعتي‬ ‫شريعتي كوش��يد از حصار س��نت‌هاي خشك‬ ‫فكري جامعه يا بافته‌هاي به ظاهر مقبول تاريخ گريخته‬ ‫و به ريشه‌ها بازگردد‪ .‬او دريافت كه آب در سرچشمه‬ ‫س��الم و زالل و پاك اس��ت‪ .‬دريافت عرف اجتماعي‬ ‫قالب‌هاي نشآت گرفته از منافع و تحجر و قدرت كه‬ ‫در مثلث معروف شريعتي تيغ و طال و تسبيح نمايش‬ ‫يافته بود؛جريان اصيل اسالم و تشيع را كوشيده است‬ ‫به مردابي تبديل كند كه به‌جاي آزادمردان علي‌گونه از‬ ‫آن يا ساده‌لوحان اشعري مانند يا مكاران معاويه رفتار‬ ‫پديد آيند‪ .‬ديدگاه شريعتي بازگشتي است به پاكي‌هاي‬ ‫نخس��تين نه از موضع س��لفي‌گونه بلكه بازگشت به‬ ‫خلق پاك و واالي محمد(ص)؛ عدالت بي‌گذش��ت‬ ‫نقدونظر‬ ‫براي نس��لي چون ما كه حصار باورهاي س��نتي‬ ‫را شكس��ته بوديم و در برابر خود ده‌ها گزينه متفاوت‬ ‫و بلكه متضاد براي پيروي داش��تيم؛ شريعتي معبري‬ ‫عقالني و انقالبي به‌سوي اسالم بود‪ .‬فراموش نكنيم‬ ‫انقالب‪ ،‬نسل ما را در برابر هر بايد غير‌عقالني عاصي‬ ‫كرده بود و در گزينش ميان اسالم و ماركسيسم‪ ،‬ديگر‬ ‫س��نت‌هاي عرفي و توصيه‌هاي كهنه و استدالل‌هاي‬ ‫مبتني بر بايده��اي از موضع باال پاس��خگو نبود‪ .‬در‬ ‫همين زمان ش��ريعتي با تمام شور و شوق كويرياتش‬ ‫كه احساس ما را س��يراب مي‌كرد و استدالل‌هايش‪،‬‬ ‫اسالم را براي ما انديشه روز مي‌دانست و نه واقعه‌اي‬ ‫تاريخي‪ ،‬سررس��يد و براي همه عمر ما را با ريسمان‬ ‫عقل به اس�لام متص��ل س��اخت و من را ي��ك عمر‬ ‫مديون خود كرد‪ .‬براي نس��ل ما ش��ريعتي مظهر يك‬ ‫جامعه‌شناس معمولي كه تئوري‌هاي غربي يا ضد‌غربي‬ ‫را به‌خوردمان مي‌داد؛ نبود‪ ،‬براي ما شريعتي نشانه‌اي‬ ‫بود كه خدا در حياتي‌ترين لحظه انتخاب در برابرمان‬ ‫قرار داد‪ .‬طبيعي اس��ت ش��ريعتي نيز چون هر انسان‬ ‫ديگري داراي خطا و اشتباه است‪ .‬هر كه گويد جمله‬ ‫حق است احمقي اس��ت‪ /‬هر كه گويد جمله باطل او‬ ‫شقي است‪ .‬اما ش��ريعتي حصارهاي تنگ انديشه را‬ ‫در هم شكست‪ .‬بعضي‌ها از آن به حصار تنگي ديگر‬ ‫گريختند و بعضي آزاد انديش��يدن و آزادمرد بودن را‬ ‫فراگرفتند‪ .‬نتيجه عمل هم‪ ،‬شريعتي را محكوم نمي‌كند‪.‬‬ ‫شريعتي در آن زمان بهترين پاسخ و نه لزوما درسترين‬ ‫پاسخ به نسل در انتخاب ما بود‪.‬‬ ‫بررسي اقدامات شريعتي‪ :‬فردي انقالبي و تند يا‬ ‫علمي‌و متفكر؟‬ ‫ش��ريعتي انقالب��ي ب��ود ول��ي ن��ه چ��ون‬ ‫ماركسيست‌هايي كه انسان را در مسلخ تصويري واهي‬ ‫از آرمان به نيت خير نابود ساختند‪ .‬شريعتي تند بود‪،‬‬ ‫ولي تند شتاب براي شكستن بت‌هاي جهل و تحميق‬ ‫و گسستن حلقه‌هاي زنجيره تصلب و تعصب با علم‬ ‫به اينكه ديگر وقت��ي نداريم و در اي��ن اندك بايد هر‬ ‫روز‪ ،‬چون شب‌قدر معادل هزار ماه راه برويم تا قرن‌ها‬ ‫استحمار را جبران كنيم‪ .‬شريعتي عالم بود ولي نه غرق‬ ‫فرمول‌ها و نظريه‌هايي كه از آمدن و رفتنش��ان گرد بر‬ ‫دامن انسان نمي‌نشيند‪ .‬شريعتي متفكر بود ولي دردمند‪.‬‬ ‫او معصوم نبود؛ مطلق نبود؛ از منظر من او اشاره‌اي بود‬ ‫به‌سوي آينده؛ كه بايد هر كس با پاي عقل و عشق خود‬ ‫رود‪ .‬آينده‌اي كه جامعه‌اي تجلي‌گاه‪ ،‬آزادي‪ ،‬عدالت‬ ‫وعرفان را نه در خيال بلكه در واقع خواهيم ديد‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫هر دو يك از يك مشكل‌دار‌تر هستند‪ ،‬هم ماترياليستي‬ ‫هس��تند از همين حيث سوس��يال امپرياليستي آثار و‬ ‫خطراتش كمتر از ليبرال امپرياليسم نبود و نيست‪ ،‬كما‬ ‫اينكه بعدها ديده شد كه بلوك ش��رق و سوسياليسم‬ ‫فروپاشيد و غرب امپرياليستي هم كه در حال حاضر با‬ ‫فروپاشي مواجه است‪.‬‬ ‫نظر مرحوم شريعتي روي مباحث سوسياليستي؛‬ ‫مباحث سوسياليست ماركسيستي و كمونيستي نبود‪.‬‬ ‫اين افراد سوسياليست اسالمي بودند و منظورشان از‬ ‫سوسيال مردم‪ ،‬عدالت‪ ،‬اس��تقالل و آزادي روبه‌روي‬ ‫استبداد واستعمار بود‪.‬‬ ‫در آن دوران در‌خصوص واژه سوسياليسم يك‬ ‫نوع شبهه‌اي وجود داشت و در شرايط فعلي است كه‬ ‫با پرچمداري امام راحل و زمينه سازي‌هايي كه دكتر‬ ‫شريعتي و شهيد مطهري انجام دادند گفتماني پديد آمد‬ ‫كه هم بر ضد‌بلوك شرق و هم بر ضد‌بلوك غرب بود و‬ ‫حتي ضد مدل و الگوي دولت‌‌ساالري و سرمايه‌داري‬ ‫بود‪ .‬اين گفتمان در زمان شريعتي به روشني و وضوح‬ ‫امروز نهادينه نشده بود و هنوز در مرحله پيش درآمد‬ ‫بود‪.‬‬ ‫اما به‌طور اجمالي معنا و مفهوم دكتر شريعتي از‬ ‫سوسياليسم همين مفهوم مردم گرايي بود‪ .‬ضمن اينكه‬ ‫عدالت و آزادي واستقالل و حاكميت ملي را در نظر‬ ‫داشتند‪ ،‬در همان دوران هم كس��اني بودند كه در اين‬ ‫زمينه‌ها نقد و نظر داشتند‪ .‬چه جريان‌هاي نوانديشان‬ ‫ديني چه جريان روشنفكران ديني‪ ،‬اما اين افراد طرح‬ ‫جايگزين نداش��تند در حالي كه دكتر شريعتي طرح‬ ‫جايگزين داشتند‪ .‬شريعتي منظورش از جامعه امت و‬ ‫از دولت هم امامت را مد نظر داشت‪ ،‬شريعتي معتقد‬ ‫بود كه چيزي جز نظام امامت راه حل جامعه اسالمي‬ ‫است‪ ،‬امامت هم چيزي جز عالم ديني علمي‌و سياسي‬ ‫نيست‪.‬‬ ‫اما قطعا معتق��د بود ك��ه جرياناتي هس��تند كه‬ ‫روحاني نما و عالم نما هس��تند‪ ،‬كما اينكه بعدها هم‬ ‫ديده ش��د كه امام راحل هم نس��بت ب��ه اينها هجمه‬ ‫زيادي داشتند و از آنها به‌عنوان متحجرين ياد مي‌كنند‪،‬‬ ‫ش��ريعتي چون از بيرون از دي��ن و روحانيت به اين‬ ‫مباحث نگاه مي‌كرد بنابراين حساس��يت‌ها نسبت به‬ ‫او برجسته‌تر از امام راحل بود‪ ،‬چرا كه شريعتي از آن‬ ‫اقتدار و مرجعيت الزم برخوردار نبود‪.‬‬ ‫البته از اين مطلب هم نبايد گذشت كه در مواردي‬ ‫مرحوم ش��ريعتي از نظر فكري و تاريخي اشتباهاتي‬ ‫داش��ت‪ ،‬به‌عنوان نمونه نس��بت به جري��ان مرحوم‬ ‫عالمه‌مجلس��ي و جريان تش��يع علوي صفوي است‬ ‫كه شريعتي نس��بت به نقش تاريخي اين بزرگوار نظر‬ ‫درستي نداشت و بازتاب‌هاي منفي را ايجاد كرده بود‪.‬‬ ‫اما در نظريات ش��ريعتي يك نكته مهم وجود‬ ‫دارد و آن اين اس��ت كه ش��ريعتي همواره تصريح‬ ‫داش��ت كه در طول تاريخي كه نفوذ بيگانه ش��كل‬ ‫گرفته اس��ت در همه ج��اي دنيا پ��اي قراردادهاي‬ ‫اس��تعماري را يك نفر روحاني ه��م امضاء نكرده‬ ‫اس��ت و اين كامال درس��ت بود‪.‬‬ ‫ش��ريعتي همچني��ن دموكراس��ي افراط��ي ي��ا‬ ‫جمهوري‌ه��اي مطلق��ه را تائيد نمي‌ك��رد و اين نوع‬ ‫حكومت‌ه��ا را يك ن��وع س��لطه و س��لطنت پنهان‬ ‫مي‌دانست‪.‬‬ ‫وقتي ش��ريعتي امامت و ام��ت را مطرح مي‌كند‬ ‫يعني نظريه جمهوري اسالمي كه البته از همين حيث‬ ‫هم مورد نقد روش��نفكران س��كوالر قرار داشت كه‬ ‫مي‌گفتند يك نوع استبداد ديني را‌ ترويج مي‌كنيد كه‬ ‫البته شريعتي دفاع مي‌كرد‪g .‬‬ ‫نسبت شريعتي با دنياي امروز و مساله دموكراسي‬ ‫راز جامع��ه مطلوب ش��يعه در ي��ك واژه نهفته‬ ‫اس��ت؛ امت دموكراس��ي را براي ما تنها راه مطلوب‬ ‫و ممكن كرده‌اند و زيركانش��ان مي‌گويند نه بهترين‬ ‫كه كم‌خطرترين اس��ت‪ .‬همه مي‌دانند كه دموكراسي‬ ‫حاكميت انسان‌هاي متوسط است و انديشه‌هاي بزرگ‬ ‫در آن چون س��قراط‪ ،‬حالج يا عين‌القضات خاموش‬ ‫مي‌شوند‪ .‬دموكراس��ي در فقدان حاكميت حق امري‬ ‫شايد ناگزير باشد ولي مردم با هر تعدادي نمي‌توانند‬ ‫حق بس��ازند فقط اعالم تمايل مي‌كنند و بس‪ .‬حق از‬ ‫هيچ منشائي جز خدا صادر نمي‌ش��ود‪ .‬امت‪ ،‬جامعه‬ ‫حاكميت حق توس��ط ام��ام با رضايت خلق اس��ت؛‬ ‫رضايتي نه از س ‌ر ترس يا طمع بلكه از سر آگاهي‪.‬‬ ‫تصوير امروزي از شريعتي‬ ‫زبان ش��ريعتي‪ ،‬زبان موثر براي س��خن گفتن از‬ ‫اسالم براي جواناني است كه برمي‌آشوبند‪ .‬نسل جوان‬ ‫ما باز برآش��وبيده اس��ت؛ بر اين باورم روزي مجددا‬ ‫در‌خواهيم يافت كه با آنان نيز بايد با زبان شريعتي و نه‬ ‫لزوما تكرار همان حرف‌ها سخن بگوييم‪ .‬خواهيد ديد‪.‬‬ ‫آنان كه شريعتي را برنمي‌تابند گمان دارند زباني براي‬ ‫سخن گفتن با نسل‌نو يافته‌اند؛اشتباه مي‌كنند‪ .‬شريعتي‬ ‫دل نس��ل جوان دوره ما را از درون و به‌دست خود ما‬ ‫گشود و بدان وارد شد‪ .‬آنكه شريعتي را زير پا له مي‌كند‬ ‫اين اميد را دارد كه درب دل‌ها را اگر از درون گشوده‬ ‫نشد با لگد بگشايد؛ چه اشتباهي! ‪g‬‬ ‫‪35‬‬
‫سياست‌‬ ‫رايزني‌هاي پارلماني‬ ‫سياست‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫سرنوشت اكثريت‬ ‫آيا فراكسيون اصولگرايان تشكيل مي‌شود‬ ‫ياسين سيف‌االسالم‬ ‫‪1‬‬ ‫از حال و هواي مجلس نهم اينگونه به نظر مي‌رسد‬ ‫كهمنتخبانمردمهمچنانبايدبراياستقرارمجلسرايزني‬ ‫كنند و به اين زودي‌ها نوبت ب��ه انجام وظيفه نمايندگي‬ ‫نمي‌رسد‪.‬حاالكهتكليفرئيسكميسيون‌هايتخصصي‬ ‫روشن شده و جواب قطعي اعتبارنامه‌هاي مساله‌دار هم‬ ‫در راه‌است‪ ،‬شايد اگر فراكسيون اصولگرايان با سرنوشت‬ ‫فعليمواجهنشدهبود‪،‬نمايندگانمي‌توانستنداميدوارباشند‬ ‫كه ابتداي مجلس به‌زودي به‌پايان خواهد رسيد‪ .‬اما آنچه‬ ‫تازه شروع شده است‪ ،‬گفت‌وگو‌ها بر‌سر تعيين تكليف‬ ‫فراكسيوني است كه طي دو دوره گذشته توانسته نقش‬ ‫چش��مگيري در خروجي‌هاي مجلس شوراي اسالمي‬ ‫‪36‬‬ ‫بازي كند‪ .‬فراكسيوني كه در دو دوره قدرت‌گيري خود‬ ‫تاثيري فراگير بر گرايشات گوناگون موجود در مجلس‬ ‫داشته و توانسته در موارد مهمي‌مثل تعيين رئيس مجلس‬ ‫فصل الخطاب باشد‪ .‬فراكس��يون اصولگرايان كه پس از‬ ‫دوران نوستالژيكش در مجلس ششم‪ ،‬در دو مجلس اخير‬ ‫به فراكسيون اكثريت معروف بوده و وجه مشترك همه‬ ‫اصولگرايانمجلسمحسوبمي‌شدهاست‪.‬‬ ‫اما در ابت��داي مجلس نهم رقابت‌ها براي كس��ب‬ ‫جايگاه رياس��ت مجل��س باعث ش��د تا فراكس��يون‬ ‫اصولگرايان از جايگاه پيش��ين خود تن��زل كند و حرف‬ ‫آخ��ر در موض��وع هيات‌رئيس��ه در ج��اي ديگ��ري‬ ‫مشخص ش��ود‪ .‬طرفداران علي الريجاني كه پيش‌بيني‬ ‫مي‌كردند در اين فراكس��يون توان كمتري براي رقابت با‬ ‫حداد عادل دارند‪ ،‬تشكيالتي را به نام فراكسيون رهروان‬ ‫واليت سازماندهي كردند كه تاكنون نيز پا بر‌جاست‪ .‬اين‬ ‫فراكس��يون جديد اگرچه به رهبري برخي از چهره‌هاي‬ ‫اصولگرا تشكيل شده بود اما منحصر به اصولگرايان نبود‬ ‫و گرايشات مختلفي از جمله برخي اصالح‌طلبان در آن‬ ‫حضور داشتند‪ .‬اما فراكس��يون اصولگرايان در مجلس‬ ‫اصولگرا با عدد نهايي‪ 132‬تشكيل جلسه داد و كانديداي‬ ‫آنكهغالمعليحدادعادلبودنتوانستبهرياستمجلس‬ ‫دست يابد‪ .‬حتي در جلسه انتخاب هيات‌رئيسه موقت‬ ‫برخي نمايندگان به‌وجود اين فراكسيون به استناد نامي‌كه‬ ‫براي آن انتخاب شده بود‪ ،‬اعتراض داشتند‪.‬‬ ‫حداد‪ ،‬رئيس فراكسيون واحد اصولگرا‬ ‫همه اين اتفاقات باعث ش��ده تا در شرايط‌‌كنوني‬ ‫دو فراكس��يون اصلي در مجلس وجود داشته باشند و‬ ‫همچنان سرنوشت فراكسيون اكثريت با ابهام مواجه‬ ‫باش��د‪ .‬در اين رابطه يك نماين��ده مجلس ضمن ابراز‬ ‫اميدواري براي تشكيل فراكسيون فراگير اصولگرايان‬ ‫تصريح كرده است كه غير از فراكسيون رهروان واليت‬ ‫هيچ فراكسيون ديگري تا كنون اعالم موجوديت نكرده‬ ‫است‪ .‬سيدعلي محمد بزرگواري‪ ،‬عضو جبهه‌پايداري‬ ‫همچنين از احتمال تشكيل فراكسيون جبهه پايداري‬ ‫به رياس��ت آقا تهراني يا حس��ينيان خبر داده اس��ت‪.‬‬
‫سياست‬ ‫ضرورت وحدت در فراكسيون واحد‬ ‫در همين رابط��ه عليرضا زاكاني در يادداش��تي در‬ ‫هفته‌نامهپنجرهضمنتاكيددوبارهبر‌وحدتاصولگرايان‬ ‫در مجلس و انتقاد از موازي سازي خواستارشكل‌گيري‬ ‫فراكس��يون اصولگرايان براي وحدت اين جريان شده‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫وي تاكيد كرده‪« :‬ما فراكس��يون فراگيري مي‌خواهيم‬ ‫كه در جه��ت تقويت مجلس فعاليت كن��د‪ .‬از اين رو‬ ‫در كنار فراكس��يون‌هاي ديگر اين فراكس��يون را نيز‬ ‫خواهيم داش��ت كه براي رياس��ت آن حداد عادل را‬ ‫انتخاب خواهيم ك��رد‪ .‬زيرا معتقدي��م در دور قبل يكي‬ ‫بودن رياست مجلس و رياست فراكسيون اصولگرايان‬ ‫جواب نداد‪ ».‬اين نماينده مجلس ضمن تاكيد بر رياست‬ ‫حداد در فراكس��يون اصولگراي��ان گفته اس��ت‪« :‬البته‬ ‫گزينه‌هايي مثل آقايان آقاتهراني‪ ،‬حسينيان و احمد سالك‬ ‫نيز براي احراز رياس��ت فراكس��يون واحد اصولگرايان‬ ‫مطرح هس��تند‪ ،‬البته بنده معتقدم خ��ود آقاي الريجاني‬ ‫همرياستفراكسيونواحداصولگرايانرانمي‌پذيرد‪،‬زيرا‬ ‫ايشانرئيسمجلساستوبايدسمتايشانفراترازاينها‬ ‫باشد‪».‬اوهمچنينزمانتعيينتكليفاينفراكسيونراپس‬ ‫ازمشخصشدنتكليفكميسيون‌هاوديدارنمايندگانبا‬ ‫مقام معظم رهبري عنوان كرده است‪.‬‬ ‫بيژن نوباوه‪ ،‬عضو ديگر جبهه پايداري بر اين باور‬ ‫استكهفراكسيونفراگيراصولگرايانبا‌همان‪ 100‬نماينده‬ ‫اوليه تشكيل خواهد شد‪ .‬در انتخابات هيات‌رئيسه موقت‬ ‫حداد عادل نتوانسته بود‪ 101‬راي را از آن خود كند‪ .‬نوباوه‬ ‫همچنين تاكيد كرده‪« :‬اصولگرايان واقعي مجلس تصميم‬ ‫دارند تا فراكسيوني با نام فراكسيون اصولگرايان حقيقي‬ ‫تشكيل دهند‪ ».‬وي خاطرنشانكرده است‪« :‬اين فراكسيون‬ ‫درهمهزمينه‌هافعاليتخواهدكرد‪،‬بنابراينماباتشكيلاين‬ ‫فراكسيون بنا‌داريم نشان دهيم اصولگراي واقعي كيست‪.‬‬ ‫بنابراين با اصولگرايان ديگر كه ب��ا نام‌هاي جديد اعالم‬ ‫موجوديت كرده‌اند كاري نداريم‪».‬‬ ‫الريجاني در فراكسيون رهروان رئيس نمي‌شود‬ ‫از طرف ديگر كاظم جالل��ي چهره نزديك به‌‌علي‬ ‫الريجاني از عدم تمايل وي براي رياس��ت فراكس��يون‬ ‫رهروان واليت خبر داده است؛ فراكسيوني كه از اكثريت‬ ‫نمايندگان مجلس تشكيل شده و الريجاني را به رياست‬ ‫مجلس رس��انده اس��ت‪ .‬او با تاكيد بر ضرورت تقسيم‬ ‫كار در مجلس گفته است‪« :‬بايد از ظرفيت‌هاي مجلس‬ ‫استفاده كنيم و تقسيم كار خوبي داشته باشيم تا بتوانيم از‬ ‫ظرفيت‌هاي قانونگ��ذاري و نظارت نمايندگان مجلس‬ ‫استفادهكنيم‪».‬‬ ‫شجاعي كياس��ري‪ ،‬ديگر عضو ارش��د فراكسيون‬ ‫ره��روان واليت اس��ت ك��ه در خصوص فراكس��يون‬ ‫اصولگراي��ان موضع‌گيري كرده اس��ت‪ .‬وي وجود يك‬ ‫فراكسيون واحد براي اصولگرايان را رد كرده و گفته است‪:‬‬ ‫«تشكيلفراكسيونواحداصولگرايانمشكليراازمجلس‬ ‫حل نمي‌كند‪ ،‬بلكه با‌توجه به اينكه اكثريت نمايندگان در‬ ‫مجلسنهماصولگراهستند‪،‬وجوددوفراكسيونمي‌تواند‬ ‫نظرات و طيف و ساليق اكثريت مردم را تامين كند‪».‬‬ ‫كياس��ري همچني��ن تصريح ك��رده‪« :‬وج��ود دو‬ ‫فراكسيون اصولگرا براي پخته‌ش��دن بحث‌ها و نظرات‬ ‫و آراي مجل��س نهم نياز اس��ت‪ ،‬بنابراين تش��كيل يك‬ ‫فراكسيون واحد لزومي‌ندارد و براي رسيدن به يك نظر‬ ‫واحد‪ ،‬دو فراكسيون تاثيرگذارتر اس��ت‪ ».‬نماينده مردم‬ ‫ساري با اشاره به اينكه رئيس فراكسيون رهروان واليت‪،‬‬ ‫الريجاني نخواهد بود‪ ،‬خاطرنشان كرد‪« :‬رئيس فراكسيون‬ ‫رهروان واليت از اعضاي هيات موسس اين فراكسيون‬ ‫خواهد بود و انتخاب رئيس در نهايت بس��تگي به راي‬ ‫اعضاي فراكسيون دارد‪».‬‬ ‫همچنين حميد رسايي‪ ،‬عضو ديگر جبهه پايداري‬ ‫تصريحكردهاستكهالريجانيوديگراعضايفراكسيون‬ ‫رهروان واليت در فراكسيون واحد اصولگرايان حضور‬ ‫نخواهند داش��ت‪ .‬رسايي گفته اس��ت‪« :‬در حال حاضر‬ ‫فراكس��يون واحد اصولگرا از اعضاي اين جبهه در كنار‬ ‫رهپويان انقالب اسالمي و اصولگرايان مستقل در مجلس‬ ‫نهم تشكيل شد‌ه اس��ت» او همچنين گفت‪« :‬در اين بين‬ ‫فراكسيون رهروان واليت خودش��ان را از ما جدا كردند‬ ‫و تمايلي براي عضويت در اين فراكسيون نداشتند‪ ،‬البته‬ ‫اگر هم بخواهند در اين فراكس��يون حضور پيدا كنند ما‬ ‫شرايطي داريم‪».‬‬ ‫وي با بيان اينكه فراكس��يون اصولگرايان همچون‬ ‫دوره‌هاي هفتم و هشتم مجلس كار خود را در اين دوره‬ ‫انجام مي‌دهد‪ ،‬اظهار كرد‪« :‬همان‌طور كه در مجلس هشتم‬ ‫برخي تالش كردند تا فراكسيون اصولگرايان بي‌خاصيت‬ ‫شود‪ ،‬در مجلس نهم نيز تمايلي براي تشكيل فراكسيون‬ ‫واحد ندارند‪ ».‬اين عضو جبهه پايداري همچنين درباره‬ ‫عضويتافراددرفراكسيوناصولگرايانگفتهاست‪«:‬يكي‬ ‫ازشرايطمابرايعضويتافراددرفراكسيوناصولگرايان‪‌،‬‬ ‫مرز‌بندي شفاف با جريان فتنه و انحراف است‪ ،‬موضوعي‬ ‫كه از فراكسيون رهروان واليت در انتخابات هيات رئيسه‬ ‫ديده نشد‪ ،‬انگار براي آقايان تنها به‌دست آوردن راي و نه‬ ‫چيزديگريمهماست‪».‬‬ ‫است‪ .‬وي در اين يادداشت فراكس��يون رهروان واليت‬ ‫را در ادامه طرح شكس��ت خورده وحدت ملي دانسته و‬ ‫نوشته است‪« :‬گرچه قائلين به طرح دولت وحدت ملي‬ ‫در سال‌هاي گذشته مورد انتقاد جدي قرار گرفتند تا جايي‬ ‫كه مجبور به‌پس‌گرفتن اظهارات خود شدند‪ ،‬ليكن ايشان‬ ‫دوباره كوره راهي را به سوي افق پيش روي خود و تحقق‬ ‫آرزو‌هايشان گشوده‌اند‪ ،‬با‌وجود اينكه مي‌دانند طرح اين‬ ‫گونهنظريهپردازي‌هاآسيب‌جديبهصحنهسياسيكشور‬ ‫زده و خواهد زد‪ ».‬زاكاني ادامه داد‪« :‬دوستان با تالش فراوان‬ ‫پيگير عدم تشكيل فراكسيون اصولگرايان بودند تا جايي‬ ‫كه با اصرار تمام رقابت را برخالف سنت درست گذشته‬ ‫بهجايفراكسيونبهصحنكشاندهوجبه ‌هبنديجديدي‬ ‫را در مجلس نهم بنيان‌گذاشتند كه در آن مرز‌بندي منطبق‬ ‫بر اصول و مباني‪ ،‬جاي خود را به معادالتي داد كه نتيجه آن‬ ‫نه تنها تحولي را در مناسبات و عملكرد مجلس نخواهد‬ ‫داشت‪ ،‬بلكه خودش بنيان مجلس نهم را در ادامه مجلس‬ ‫هشتم و با سطح كاركردهاي آن قرار خواهد داد‪».‬‬ ‫اسماعيل كوثري‪ ،‬نماينده ديگري است كهبر‌اهميت‬ ‫فراكس��يون اصولگرايان و وظيفه اين جريان در مجلس‬ ‫موضع‌گيري كرده و گفته اس��ت‪« :‬مردمي‌كه به‌صورت‬ ‫پرشور در انتخابات مجلس نهم شركت و به نمايندگان‬ ‫مورد نظر خ��ود راي دادند‪ ،‬بيش��تر در قال��ب گفتمان‬ ‫اصولگرايان بودند‪ ،‬از اين رو انتظ��ار دارند اين تفكر در‬ ‫مجلسنهمنيزحاكميتيابد‪».‬‬ ‫وي با تاكيد بر‌اينكه كساني كه در راستاي عدم ايجاد‬ ‫وحدت ميان اصولگرايان وارد عمل شوند مورد اعتماد‬ ‫مردم قرار‌نخواهن��د گرفت‪ ،‬ادام��ه داده‪« :‬مهم‌ترين اقدام‬ ‫نمايندگان اصولگرايي كه به مجلس راه‌يافته‌اند تشكيل‬ ‫فراكسيون اصولگرايي است‪ ».‬كوثري همچنين تشكيل‬ ‫فراكسيون واحد اصولگرايي را در راستاي ايجاد انسجام‬ ‫براي موضوعات مهمي‌كه در مجلس مطرح مي‌ش��ود‪،‬‬ ‫ضروري دانسته است‪.‬‬ ‫الله افتخ��اري‪ ،‬نماين��ده مردم تهران نيز تش��كيل‬ ‫فراكسيون اصولگرايان را در راستاي منويات مقام معظم‬ ‫رهبري دانس��ته و گفته اس��ت‪« :‬وح��دت موجب رفع‬ ‫مش��كالت مردم و تحقق مطالبات آنهاس��ت و تشكيل‬ ‫فراكسيون فراگير اصولگرايان مي‌تواند به اين امر كمك‬ ‫كند‪».‬‬ ‫وي بر‌همين اساس فراكسيون فراگير اصولگرايان را‬ ‫فراكسيوني دانسته كه به‌صورت كارشناسي كارها را انجام‬ ‫مي‌دهد و مي‌تواند در جهت تحقق اهداف و رفع نيازهاي‬ ‫اقتصادي‪،‬فرهنگيواجتماعيجامعهتالشكند‪.‬‬ ‫افتخاري با تاكي��د بر‌اينكه اين فراكس��يون فراگير‬ ‫مي‌تواند فراكس��يون‌هاي ديگري را نيز تحت‌نظر خود‬ ‫داشته باش��د‪ ،‬گفت‪ «:‬اصولگرايان با ذائقه‌هاي مختلف‬ ‫مي‌توانند فعاليت‌هايخود را انجامدهندتاازهمهظرفيت‬ ‫هايمجلساستفادهكنند‪».‬‬ ‫به‌نظر مي‌رس��د با‌وجود آنكه پيش از اين و قبل از‬ ‫تشكيل مجلس جديد‪ 153،‬نماينده بر ضرورت تشكيل‬ ‫فراكسيون اصولگرايان تاكيد كرده بودند‪ ،‬اما اين فراكسيون‬ ‫با تعداد كمتري از منتخبان مردم تشكيل شود‪ .‬همانگونه‬ ‫كه رسايي نيز اش��اره كرده محوريت اين فراكسيون با دو‬ ‫تشكل رهپويان و جبهه پايداري خواهد بود‪ .‬اين موضوع‬ ‫باعث مي‌شود تا ديگر گروه‌ها مانند جبهه پيروان امام(ره)‬ ‫و رهبري‌ترجيح دهند فراكسيون رهروان واليت را مرجع‬ ‫اصليخودقلمدادكنند‪.‬‬ ‫اين اتفاق كه پس از رقابت حداد عادل و الريجاني‬ ‫بر‌سر رياس��ت مجلس رخ داده اس��ت براي فراكسيون‬ ‫اصولگرايان با‌توجه به‌نقش پررنگ آن فراكسيون در ادوار‬ ‫گذشته نمي‌تواند شرايط مطلوبي در دوران قدرت‌گيري‬ ‫اصولگرايان در نظر گرفته شود‪g.‬‬ ‫‪37‬‬
‫گفت وگو با حسين سبحاني‌نيا درباره آرايش سياسي مجلس‬ ‫نبايد فقط در يك فراكسيون جمع شويم‬ ‫‪2‬‬ ‫حسين س��بحاني‌نيا‪ ،‬عضو هيات‌رئيسه مجلس و از نزديكان علي الريجاني اس��ت‪ .‬وي رقابت فراكسيون‬ ‫رهروان واليت (حاميان دكتر الريجاني) با فراكسيون پايداري و رهپويان (حاميان دكتر حدادعادل) را ريشه در‬ ‫نوع حركت طيف‌هاي اصولگرا براي انتخابات مجلس نهم مي‌داند و بر ادامه يافتن آن تاكيد مي‌كند‪ ،‬چون معتقد‬ ‫است‪« :‬در فقدان حضور اصالح‌طلبان‪ ،‬اين رقابت به پويايي و تحرك مجلس كمك مي‌كند‪».‬‬ ‫سياست‬ ‫اگر وضعيت فراكس��يون‌هاي سياسي مجلس‬ ‫نهم با مجلس هشتم قياس شود‪ ،‬دوره قبل ابتدا‬ ‫فراكسيون اصولگرايان تش��كيل شد و سپس‬ ‫ذيل آن هر طيف اصولگرا مجموعه‌اي را براي‬ ‫خود تعريف كرد‪ ،‬اما در مجلس نهم فراكسيون‬ ‫اصولگرايان تش��كيل نش��د‪ ،‬چ��را؟ ارزيابي‬ ‫شما از آرايش طيف‌هاي سياس��ي درون نهاد‬ ‫قانونگذاري چيست؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬اصولگراي��ان در دوره نهم فراكس��يون‬ ‫واحدي را تشكيل ندادند و علت آن متاثر از نوع ورود‬ ‫گرايش‌ه��اي جريان اصولگرا به انتخابات اس��ت‪ .‬آن‬ ‫موقع تالش‌هايي ب��راي وح��دت اصولگرايان انجام‬ ‫گرفت‪ ،‬اما دوستان جبهه پايداري براي ورود به‌مجلس‬ ‫برنامه مستقلي داشتند‪ ،‬بنابراين به صورت جداگانه در‬ ‫عرصه رقابت حاضر شدند و اين رقابت درون‌گروهي‬ ‫بعد از آن هم ادامه پيدا كرد كه البته قابل پيش‌بيني بود‪.‬‬ ‫مجموعه‌اي از دوس��تان نيز در شروع كار مجلس نهم‬ ‫فراكسيون رهروان واليت را تشكيل دادند و نيروهاي‬ ‫جبهه پاي��داري و رهپويان نيز در فراكس��يون ديگري‬ ‫حضور پيدا كردند‪ .‬اين دو مجموع��ه به‌طور جداگانه‬ ‫در اولين گام بر س��ر تعيين هيات‌رئيسه مجلس نهم با‬ ‫يكديگر رقاب��ت كردند كه اين رقاب��ت مي‌تواند ادامه‬ ‫پيدا كند‪ .‬كليت رقابت سياس��ي بين اين دو فراكسيون‬ ‫را مثبت تلقي مي‌كن��م‪ .‬چون دوس��تان اصالح‌طلب‬ ‫محدود هستند و فراكسيوني متشكل از نيروهاي اين‬ ‫جريان اعالم موجودي��ت نخواهد كرد‪ ،‬بنابراين وقتي‬ ‫اصالح‌طلبان بناي رقابت ندارن��د و اگر اصولگرايان‬ ‫فقط در يك فراكسيون جمع شوند تحرك مجلس در‬ ‫موضوعات مختلف كم خواهد شد‪ .‬رقابت‌هاي سالم‬ ‫و كارشناسي قابليت‌هاي تخصصي نهاد قانونگذاري‬ ‫را تقويت مي‌كند و مجل��س متوجه ضعف‌هاي خود‬ ‫مي‌شود‪ ،‬البته ايرادهايي هم وجود دارد اما در كل تالش‬ ‫و تح��رك نمايندگان براي طرح مباحث كارشناس��ي‬ ‫درباره موضوعات مورد بررسي بيشتر خواهد شد و اين‬ ‫براي ايفاي درست و مناسب وظيفه نمايندگي انگيزه‬ ‫ايجاد مي‌كند‪ .‬معتقدم رقابت دو فراكسيون اصولگرايان‬ ‫رهروان واليت و اقليت‪ -‬كه شامل دوستان پايداري و‬ ‫طيف تحولخواه (رهپويان و ايثارگران) می‌ش��ود ‪ -‬به‬ ‫پويايي مجلس و كارآم��دي آن اضاف��ه مي‌كند‪ .‬البته‬ ‫ممكن است همانند دوره قبل ذيل همين دو مجموعه‬ ‫فراكسيون‌هاي سياس��ي تحت‌نام مستقالن يا عناوين‬ ‫ديگر تش��كيل ش��ود‪ ،‬اما جداي از اين دو فراكسيون‬ ‫نخواهند بود‪.‬‬ ‫پس حتما فراكس��يون‌هايي ذيل فراكس��يون‬ ‫اصولگرايان و رهروان واليت تشكيل خواهد‬ ‫شد؟‬ ‫‪ l‬تشكيل فراكسيون كاري و تخصصي مرتبط‬ ‫با حوزه‌هاي مختلف اقدامي‌طبيعي است اما فراكسيون‬ ‫سياس��ي و نقش‌آفرين در مس��ائل مجلس و كش��ور‬ ‫همين دو فراكسيون هستند كه عرض كردم‪ .‬فراكسيون‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪38‬‬ ‫اكثريت‪ ،‬رهروان واليت خواهد بود و فراكسيون ديگر‬ ‫مربوط به نمايندگان همس��و با جبهه پايداري و طيف‬ ‫تحولخواه مي‌ش��ود و همانطور كه گفت��م اين دو در‬ ‫انتخابات هيات‌رئيسه موقت و دائم با هم رقابت كردند‬ ‫و از آنجا كه بيشتر نظر فراكسيون رهروان واليت تامين‬ ‫شد‪ ،‬بنابراين اين فراكسيون طيف اكثريت نمايندگان را‬ ‫شامل مي‌شود‪.‬‬ ‫فراكسيون اصولگرایان (پايداري و رهپويان) از‬ ‫طيف‌هاي مختلف تشكيل شده است‪ ،‬از طرفي‬ ‫اعضاي رهروان واليت نيز به لحاظ سياسي با‬ ‫يكديگر متفاوتند‪ ،‬پس كامال طبيعي است ذيل‬ ‫اين دو مجموعه زيرفراكس��يون‌هايي تشكيل‬ ‫شود‪ ،‬مخصوصا در فراكسيون رهروان‪.‬‬ ‫‪ l‬طيف‌هاي حاضر در فراكسيون اقليت وجه‬ ‫اش��تراك و افتراق‌هايي با ه��م دارند؛ وجه اش��تراك‬ ‫جبه��ه پاي��داري و تحولخ��واه حمايت از رياس��ت‬ ‫آقاي‌حدادعادل بر مجلس نهم ب��ود اما در مواردي نيز‬ ‫بين آنها اختالف‌نظر اس��ت كه مصاديق آن را در پايان‬ ‫دوره مجلس هشتم شاهد بوديم‪.‬‬ ‫ماجراي اس��تيضاح وزير رفاه را مي‌گوييد كه‬ ‫طيف تحولخواه (ايثارگران و رهپويان) موافق‬ ‫انجام آن بودند‪ ،‬اما پايداري مخالفت مي‌كرد؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬اين يك مورد بود‪ .‬در واقع نوع رويكرد‬ ‫اين دو گرايش اصولگرا ب��ه اظهارنظر درباره عملكرد‬ ‫دولت متفاوت است‪ ،‬بنابراين امكان دارد اينها جداگانه‬ ‫از يكديگر برنام��ه كاري براي خ��ود در مجلس نهم‬ ‫تعريف كنند‪ ،‬اما قالب يك فراكسيون را براي اثرگذاري‬ ‫بيشتر حفظ خواهند كرد تا در موضوعات سياسي ديگر‬ ‫به جز انتخابات هيات‌رئيسه مجلس موثرتر وارد صحنه‬ ‫شوند‪ ،‬اما در مجموع كسي نمي‌تواند وجوه افتراق بين‬ ‫آنها را كتمان كند‪ .‬در مقابل شايد فراكسيون اصولگرايان‬ ‫سبحاني‌نيا مي‌گويد‪ « :‬وجه اشتراك‬ ‫جبهه پايداري و تحولخواه حمايت از‬ ‫رياست آقاي‌حدادعادل بر مجلس‬ ‫نهم بود‪ ،‬اما در مواردي نيز بين آنها‬ ‫اختالف‌نظر است كه مصاديق آن را در‬ ‫پايان دوره مجلس هشتم شاهد بوديم‪».‬‬ ‫رهروان واليت از قوميت‌ها و نمايندگان اس��تان‌هاي‬ ‫مختلف تشكيل شود اما آنها تحت عنوان گرايش‌هاي‬ ‫سياسي از قبل به دنبال تشكيل فراكسيون نبودند‪ .‬بحث‬ ‫كلي اصولگرايي عامل انس��جام فراكس��يون رهروان‬ ‫واليت است‪ .‬بنابراين واگرايي در درون اين مجموعه‪-‬‬ ‫در قياس با مجموعه رهپويان و پايداري‪ -‬كمتر به چشم‬ ‫خواهد خورد‪.‬‬ ‫گفته مي‌شود آقاي الريجاني رئيس فراكسيون‬ ‫رهروان نخواهد بود‪ ،‬چرا؟‬ ‫‪ l‬اين نظر شخصي برخي افراد بود‪ .‬بايد ديد نظر‬ ‫مجمع چه مي‌شود‪ ،‬اساسنامه فراكسيون در حال بررسي‬ ‫است‪ ،‬بعد از تدوين آن نمايندگان درباره ساختار داخلي‬ ‫مجموعه تصميم‌گيري مي‌كنن��د و آنجا تازه موضوع‬ ‫رياست مشخص مي‌شود‪ .‬البته شايد نگاه شخص دكتر‬ ‫الريجاني اين باشد كه رياس��ت فراكسيون را شخص‬ ‫ديگري برعهده گيرد‪ ،‬منتها بايد ديد نگاه مجموعه چه‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫يعن��ي احتم��ال دارد آقاي الريجان��ي رئيس‬ ‫فراكسيون اكثريت مجلس شود؟‬ ‫‪ l‬بعيد نيست‪ ،‬البته شايد هنگام انتخاب رئيس‬ ‫فراكس��يون‪ ،‬ايش��ان بگويد براي توزيع مس��ئوليت‪،‬‬ ‫رس��يدگي بهتر به كارها‪ ،‬تحرك و نش��اط عملكردي‬ ‫مجموعه فرد ديگري اين مسئوليت را به عهده گيرد‪ ،‬اما‬ ‫مجموع ملاحظات سمت و سوي تصميم‌گيري جمعي‬ ‫را در اين بین مشخص خواهد كرد‪.‬‬ ‫شما عضو هيات‌رئيسه مجلس و فردي نزديك‬ ‫به آقاي الريجاني هس��تيد‪ ،‬نظر خود ايش��ان‬ ‫چيست؟‬ ‫‪ l‬برداش��تم اين اس��ت كه ايش��ان براي قبول‬ ‫رياست فراكس��يون اكثريت (رهروان واليت) بيشتر‬ ‫مالحظه مي‌كند تا فراكسيون بتواند با برنامه‌ريزي نقش‬ ‫پر‌رنگ‌تري را در كارهاي مربوط به مجلس و مسائل‬ ‫سياسي كشور ايفا كند‪.‬‬ ‫فراكسيون رهروان واليت تا چه‌زماني با آقاي‬ ‫الريجاني خواهد بود؟ اگر ايشان براي انتخابات‬ ‫رياس��ت‌جمهوري يازدهم كانديدا شود اين‬ ‫فراكس��يون به حمايت از دكتر الريجاني ادامه‬ ‫خواهد داد يا فقط در چارچوب قوه مقننه حامي‬ ‫‌ايشان خواهد بود؟‬ ‫‪ l‬فراكس��يون ره��روان والي��ت آق��اي دكتر‬ ‫الريجاني را فردي شايس��ته ب��راي مديريت مجلس‬ ‫مي‌داند و ايش��ان را در مديريت مجلس هشتم و ساير‬
‫سياست‬ ‫پايداري و ايثارگران مي‌توانند‬ ‫از يك نامزد حمايت كنند‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫حوزه‌هاي مديريتي فردي توانمن��د می‌بیند‪ ،‬با چنين‬ ‫نگاهي از رياس��ت دكت��ر الريجان��ي در مجلس نهم‬ ‫حمايت كرد و اگر ضرورت پيدا كن��د براي كارهاي‬ ‫ديگر هم اين رابطه مي‌تواند رابطه پايداري بماند‪ ،‬چون‬ ‫ايش��ان توانايي دارد كه امروز در مديريت‌هاي كليدي‬ ‫كشور نقشي موثر را ايفا كند؛ خواه مي‌خواهد اين حوزه‬ ‫مديريتي رياست مجلس باشد خواه حوزه‌هاي ديگر‪.‬‬ ‫رياست‌جمهوري چطور؟‬ ‫‪ l‬حاال ك��ه فعال ايش��ان اعالم نظ��ري در اين‬ ‫باره نكرده اس��ت‪ ،‬اما طبعا از گزينه‌هايي هس��تند كه‬ ‫چنين ظرفيتي را دارند‪ .‬امروز كشور محتاج يك مدير‬ ‫كارآمد است؛ مديري كه با واليت‌پذيري‪ ،‬عقالنيت و‬ ‫تدبير بتواند در كشور ايفاي نقش كند؛ اين ويژگي در‬ ‫آقاي‌دكتر‌الريجاني هست‪ .‬مجموعه رهروان واليت‬ ‫با چنين نگاهي از آقاي‌الريجاني در مديريت مجلس‬ ‫حمايت كردند و اگر ضرورت ايج��اب كند در جاي‬ ‫ديگر هم از ايشان حمايت و پشتيباني خواهند كرد‪.‬‬ ‫تذكرات و انتقادات نماين��دگان درباره نحوه‬ ‫تقسيم اعضاي كميسيون‌هاي تخصصي‌مجلس‬ ‫زياد بود و برخي از آنها واژه البي‌گري را براي‬ ‫اين مساله به كار بردند‪ .‬آيا خطاب حرف آنها‬ ‫فراكسيون رهروان واليت بود كه كميسيون‌هاي‬ ‫كليدي مجلس را بين اعضاي خود تقسيم كرد؟‬ ‫‪ l‬نظره��ا مختلف بود‪ ،‬بنابراين س��وي حرف‬ ‫آنها متوجه فراكس��يون خاصي نمي‌شد‪ .‬طبيعي است‬ ‫افرادي كه متقاضي حضور در يك فراكس��يون خاص‬ ‫هستند با روساي شعب تصميم‌گير براي تامين مقصود‬ ‫خود رايزن��ي و گفت‌وگو كنند كه اي��ن كار جداي از‬ ‫كار تشكيالتي و فراكسيوني است‪ .‬اين رايزني را همه‬ ‫نمايندگان داشتند و دارند‪ ،‬حاال برخي قوي‌تر و عده‌اي‬ ‫ضعيف‌تر اي��ن كار را انجام دادند ول��ي مالك تجربه‪،‬‬ ‫تخصص و سابقه عضويت در يك كميسيون است و‬ ‫آيين‌نامه هم روی اين مساله تصريح دارد‪.‬‬ ‫يعني مي‌گوييد البي‌گري اثری نداشته است؟‬ ‫‪ l‬در عين حال كه اثر اين مساله را نفي نمي‌كنم‬ ‫ولي در مجموع آنچه براي كميسيون‌ها در جلسه روساي‬ ‫ش��عب با نايب‌رئيس مجلس تصميم‌گيري شد‪ ،‬حدود‬ ‫‪ 90‬درصد اعضاي كميس��يون‌هاي تخصصي براساس‬ ‫مالك‌هايشايسته‌ساالريانتخابشدند‪.‬شايد‪ 10‬درصد‬ ‫خطا در مجموعه باش��د كه قابل جبران و اصالح است‪،‬‬ ‫كما اينكه قبل از اعالم رس��مي اعضاي كميسيون‌هاي‬ ‫تخصصي هيات‌رئيسه با روساي شعب براي حل مشكل‬ ‫جلسه گذاشت و درصد زيادي از مشكل حل شد و آن‬ ‫مقداري هم كه باقي ماند طبيعي است‪.‬‬ ‫در هر دوره‌اي ش��ايد چنين وضعيت��ي پيش آيد‬ ‫بنابراين اين مساله را نمي‌توان تماما ناشي از البي‌گري‬ ‫دانس��ت‪ ،‬بلكه براس��اس مالك‌ها تصميم‌گيري شد‪.‬‬ ‫روساي شعب براس��اس ضرورت‌ها‪ ،‬كارآمدي و نياز‬ ‫مجلس نظر دادند و سعي كردند عضويت نمايندگان در‬ ‫كميسيون‌هاي تخصصي مختلف با تجربه‪ ،‬تخصص و‬ ‫سابقه كاري آنها همخوان باشد‪.‬‬ ‫اين تغيير و تحوالت در مجلس و رايزني داخل‬ ‫فراكس��يوني رهروان واليت آي��ا دامنه‌اش به‬ ‫مديريت مركز پژوهش‌هاي مجلس هم خواهد‬ ‫رسيد؟‬ ‫‪ l‬تاكن��ون بحثي در اين زمينه نش��ده اس��ت‪،‬‬ ‫هيات‌رئيسه و رياس��ت مجلس درباره مجموعه‌ها و‬ ‫سازمان‌هاي مرتبط با نهاد قانونگذاري تصميم‌گيري‬ ‫مي‌كنند كه هنوز ورودي به آن بحث‌ها از جمله رياست‬ ‫مركز پژوهش‌ها نشده‪ .‬چون بحث نشده اظهارنظر هم‬ ‫نمي‌توان كرد‪g .‬‬ ‫گفت‌وگو با اسماعيل كوثري درباره فراكسيون اصولگرايان و ائتالف در انتخابات‪92‬‬ ‫‪3‬‬ ‫اس��ماعيل كوثري از جمله نمايندگاني است كه بر‌تشكيل فراكس��يون اصولگرايان در مجلس نهم تاكيد‬ ‫دارد‪ .‬وي كه در زمان انتخابات نامزد مش��ترك دو جبهه پايداري و متحد اصولگرايان در حوزه انتخابيه تهران‬ ‫بود‪ ،‬تداوم همكاري داخل پارلماني جبهه‌پايداري و طيف تحولخواه را گامي‌براي وحدت اين دو در انتخابات‬ ‫رياست‌جمهوري يازدهم مي‌داند‪.‬‬ ‫جريان اصولگرا از طيف‌هاي مختلفي تش��كيل‬ ‫شده است كه در انتخابات مجلس رقيب يكديگر‬ ‫شدند و اين رقابت هم‌اكنون در قالب رقابت‌هاي‬ ‫فراكسيون ادامه‌دارد‪ ،‬چرا؟‬ ‫‪ l‬گروه‌هاي اصولگرا در اصول با هم هيچ‌اختالفي‬ ‫ندارند‪ ،‬اما روش‌ها و سياست‌هاي اجرايي‌شان متفاوت از‬ ‫يكديگر است‪ .‬نيروهاي اصولگرا مي‌توانند در عرصه‌هاي‬ ‫سياسي با يكديگر رقابت كنند بدون آنكه نگاه حذفي به‬ ‫هم داشته باشند‪ ،‬چون در كل نگاه حذفي نيروهاي انقالب‬ ‫به‌يكديگر كاري مذموم‪ ،‬غير‌اخالقي و غير‌اصولي است‬ ‫و حذف كار صحيحي نيست‪ ،‬اما انتقاد صحيح و سالم‬ ‫اشكالي ندارد و امري طبيعي است‪ .‬در واقع اين رويه از‬ ‫وجود آزادي به تمام معنا در نظام جمهوري اسالمي ايران‬ ‫حكايت مي‌كند‪ .‬البته اصولگرايان نبايد براي هم دشمن‬ ‫بتراشند‪ .‬يعني با‌وجود اختالف در روش‌ها‪ ،‬آنها بايد براي‬ ‫تشكيل فراكسيون اكثريت به سوي هم گام بردارند وگرنه‬ ‫دچار مشكالتي مي‌شوند‪ .‬از آنجاكه در اصول اختالفي‬ ‫نيستپسانتظارمي‌رودهمديگرراتحملكنندوجلوي‬ ‫تفرقبيشتررابگيرند‪.‬‬ ‫فراكسيون اصولگرايان در مجلس هشتم اكثريت‬ ‫نام داشت‪ ،‬اما چنين فراكسيوني در مجلس نهم‬ ‫تشكيلنشدواينطورهمكهبه‌نظرمي‌رسدتشكيل‬ ‫نخواهد شد‪ ،‬علت چيست؟‬ ‫‪ l‬مجموعه اصولگرايان در مجلس هشتم واحد‬ ‫بود‪ ،‬اما نتوانس��ت انتظارات را در رسيدگي به‌طرح‌ها و‬ ‫لوايح برآورده كند و نتيجه بگيرد‪ .‬چون رئيس مجلس و‬ ‫رئيس فراكسيون يكي‌بود و همين مساله باعث پراكندگي‬ ‫نيروها شد‪ .‬تعدادي از نمايندگان فراكسيون اصولگرايان‬ ‫را در مجلس نهم تشكيل دادند اما آقايان باهنر و الريجاني‬ ‫به سوي ديگري رفتند و فراكسيون رهروان واليت اعالم‬ ‫موجوديت كرد‪ ،‬اما هنوز بحث شكل گيري فراكسيون‬ ‫اصولگرايان باقي اس��ت و اين ه��دف در روزهاي آتي‬ ‫پيگيري خواهد شد‪.‬‬ ‫بخش��ي از نمايندگان مجلس نه��م نيز نيروهاي‬ ‫‪39‬‬
‫سياست‬ ‫اصالح‌طلب هس��تند‪ .‬فك��ر مي‌كردي��د تعداد‬ ‫اصالح‌طلبان در مجلس نهم در قياس با مجلس‬ ‫هشتم كاهش پيدا كند؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬چني��ن مس��اله‌اي قابل پيش‌بين��ي بود‪،‬‬ ‫اصالح‌طلبان نيز تعدادي در اين عرصه انتخابات حضور‬ ‫پيدا كردند و وارد مجلس ش��دند‪ ،‬اين افراد مي‌دانند كه‬ ‫اصالح‌طلب وابسته به بيگانه جايي در نظام جمهوري‬ ‫اسالمي ندارد‪ ،‬بنابراين خود را تا حد زيادي تعديل كردند‪.‬‬ ‫آقاي تابش‪ ،‬دبير فراكسيون اقليت مجلس هشتم‬ ‫گفته‌اند از آنجا كه نمايندگان اصالح‌طلب دوره‬ ‫نهم تعدادشان زير‪‌10‬نفر است ديگر اصالح‌طلبان‬ ‫فراكسيون تش��كيل نخواهند داد‪ ،‬با اين وجود‬ ‫اگر اصولگراي��ان هم يكي ش��وند قابليت‌هاي‬ ‫تخصصي‪ ،‬توان تصميم‌گي��ري و طرح مباحث‬ ‫كارشناسي در نهاد قانونگذاري كاهش نخواهد‬ ‫يافت؟‬ ‫‪ l‬اگر اصولگرايان فراكسيون اكثريت را تشكيل‬ ‫دهند‪،‬بعدهر‌سليقهسياسيمي‌توانددرجزئياتوفرعيات‬ ‫برنامه خود را دنبال كند‪ .‬مردم به تفكر اصولگرايي راي‬ ‫دادند‪،‬بنابرايناصولگرايانبهسمتتشكيليكمجموعه‬ ‫يكپارچهحركت مي‌كنند‪.‬‬ ‫اگر فراكسيون رهروان واليت نپذيرد‪ ،‬چه‌اتفاقي‬ ‫مي‌افتد؟‬ ‫‪ l‬خب نيايند‪ ،‬دعوايي در اين باره وجود ندارد اما‬ ‫فراكسيون اصولگرايان تشكيل مي‌شود‪.‬‬ ‫فراكسيوني كه متشكل از طيف‌هاي پايداري و‬ ‫رهروان واليت اعالم موجوديت كرد چه نامي‌‬ ‫بر‌خود خواهد گذاشت؟‬ ‫‪ l‬فراكسيون اصولگرايان‪.‬‬ ‫فراكس��يون رهروان واليت تعداد اعضاي خود‬ ‫را ‪ 177‬نفر اعالم كرده و معتقد است كه اكثريت‬ ‫مجلس را در دست دارد‪ ،‬ضمن آنكه از پيشوند‬ ‫اصولگراي��ان اس��تفاده مي‌كند؛ با اين تفاس��ير‬ ‫مجموعه‌اي كه ش��ما از آن به‌عنوان فراكسيون‬ ‫اصولگرايان نام مي‌بريد نزديك به‪ 100‬عضو دارد‬ ‫و اين مساله نيز در انتخابات هيات‌رئيسه مجلس‬ ‫مشخص شد‪ ،‬آيا اين آرايش طيف‌هاي اصولگرا‬ ‫عوض خواهد شد؟‬ ‫‪ l‬اين مرزبندي براي انتخاب اعضاي هيات‌رئيسه‬ ‫انجامشد‪،‬ضمنآنكهخودآقايالريجانيگفتكهرئيس‬ ‫يا عضو فراكسيون رهروان واليت نيست‪ ،‬حاال كه بحث‬ ‫انتخابات هيات‌رئيسه به‌پايان رسيد‪ ،‬طيف‌هاي اصولگرا‬ ‫بايد به سمتي گام بردارند كه تفكر اصولگرايي در قالب‬ ‫فراكسيون اصولگرايان حفظ شود‪.‬‬ ‫حتي اگر مجموع��ه رهروان والي��ت حاضر به‬ ‫همراهي با فراكس��يون اصولگرايان نشود‪ ،‬اين‬ ‫فراكسيون راه خود را ادامه خواهد داد؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬بايد با انسجام و يكپارچگي بيشتري كار را‬ ‫ادامه دهد تا قوي و موثر در صحنه قانونگذاري و تصويب‬ ‫لوايح و طرح‌ها ورود كند‪.‬‬ ‫در نبود نماين��دگان عضو فراكس��يون رهروان‬ ‫واليت‪ ،‬فراكس��يون اصولگراي��ان از دو طيف‬ ‫پايداري و تحولخ��واه (جمعي��ت ايثارگران و‬ ‫رهپويان) تشكيل مي‌شود‪ ،‬آيا اين دو طيف بعد‬ ‫از مدتي زير‌فراكسيون تشكيل مي‌دهند يا همين‬ ‫قالب واحد را حفظ مي‌كنند؟‬ ‫‪ l‬رهپويان و ايثارگران از مدت‌ها پيش تشكيالتي‬ ‫در خارجازمجلس داشتندو مي‌توانند درهمان چارچوب‬ ‫ادامه فعاليت دهند‪ ،‬اما طيف تحولخواه و جبهه پايداري در‬ ‫مجلس براي همكاري مشترك با هم به توافق رسيدند‪.‬‬ ‫يعني ب��ا وج��ود اختالف‌نظرها مي��ان اين دو‪،‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪40‬‬ ‫خود آقاي الريجاني گفت كه‬ ‫رئيس يا عضو فراكسيون‬ ‫رهروان واليت نيست‪ ،‬حاال كه‬ ‫بحث انتخابات هيات‌رئيسه‬ ‫به‌پايان رسيد‪ ،‬طيف‌هاي‬ ‫اصولگرا بايد به سمتي گام‬ ‫بردارند كه تفكر اصولگرايي در‬ ‫قالب فراكسيون اصولگرايان‬ ‫حفظ شود‬ ‫همكاري آنها در مجلس ادامه پيدا مي‌كند؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬همين طور است‪.‬‬ ‫پس مثل مجلس هشتم‪ ،‬فراكسيون اصولگرايان‬ ‫به فراكسيون‌هاي كوچك‌تر تقسيم نخواهد شد؟‬ ‫‪ l‬خير‪ ،‬اين اتفاق نمي‌افت��د‪ ،‬همانطور كه گفتم‬ ‫تقس��يم ش��دن آنها بيرون مجلس خواهد بود اما آنها با‬ ‫يكديگر در داخل نهاد قانونگذاري همكاري مي‌كنند‪.‬‬ ‫اما پاي��داري و طي��ف تحولخ��واه از دو زاويه‬ ‫متفاوت به عملكرد دولت ن��گاه مي‌كنند‪ .‬اين‬ ‫مس��اله را مي‌توان در ن��وع موضعگيري آقايان‬ ‫توكلي و نادران با كوچك‌‌زاده و رسايي مشاهده‬ ‫كرد؟‬ ‫‪ l‬بحث دولت نيس��ت‪ ،‬همكاري اين دو طيف‬ ‫درباره مسائل مربوط به مجلس است‪.‬‬ ‫خب‪ ،‬يكي از وظايف مجلس نظارت بر دولت‬ ‫است و اس��تيضاح‪ ،‬س��وال و تذكر از ابزارهاي‬ ‫نظارتي نمايندگان محس��وب مي‌ش��ود‪ .‬در به‬ ‫كارگيري ابزارهاي يادشده اختالف ديدگاه بين‬ ‫جبهه پايداري و طيف تحولخواه پيش نخواهد‬ ‫آمد؟‬ ‫‪ l‬وقتي اصل تحقق اه��داف و آرمان‌هاي نظام‬ ‫جمهوري اسالمي ايران باشد‪ ،‬ديگر مسائل فرعي خواهد‬ ‫بود‪.‬‬ ‫‪ l‬اما اواخر مجلس هشتم دو طيف پايداري و‬ ‫تحولخواه نظري متفاوت درباره استيضاح وزير‬ ‫تعاون‪ ،‬كار و رفاه اجتماعي داشتند؟‬ ‫آنجا بحث روي افراد و تغيير مسئوالن كشور و آمد‬ ‫و رفت آنهاست‪.‬‬ ‫‪ l‬يعني مي‌گوييد در بحث‌هاي نظارتي احتمال‬ ‫دارد پايداري و طيف تحولخواه دو مسير متفاوت‬ ‫را پيش بگيرند؟‬ ‫اين كار زياد مش��كلي ندارد‪ ،‬همانند جبهه متحد‬ ‫اصولگرايان كه طيف‌هاي اصولگرا با هم يكي شدند‪ ،‬اما‬ ‫بعد هر كدام به‌دنبال پياده‌سازي برنامه خود رفتند‪.‬‬ ‫‪ l‬همين اختالف‌نظرها در ح��وزه نظارت بر‬ ‫دستگاه اجرايي قابليت و كارآيي يك فراكسيون‬ ‫را به حداقل نمي‌رساند؟‬ ‫باالخره اين بحث‌ها وجود دارد‪.‬‬ ‫‪ l‬وظيفهمجلستقنينونظارتبرحسناجراي‬ ‫قوانين است و شما مي‌فرماييد پايداري و طيف‬ ‫تحولخواه در كارهاي مربوط به مجلس اصل را بر‬ ‫همكاري گذاشتند‪ ،‬اين همكاري در چه حوزه‌اي‬ ‫خواهد بود؟‬ ‫نظارت ب��ر حس��ن اج��راي قوانين ك��ه برعهده‬ ‫كميس��يون‌هاي تخصصي مجل��س اس��ت‪ ،‬بنابراين‬ ‫فراكسيون در اين حوزه نقش‌آفرين نخواهد بود‪.‬‬ ‫در مجلس هشتم هرگاه بحث استيضاح وزيري‬ ‫مطرح مي‌ش��د‪ ،‬ش��وراي مركزي فراكس��يون‬ ‫اصولگرايان جلسه مي‌گذاشت و راي استمزاجي‬ ‫مي‌گرفت و همي��ن چراغ راه س��اير نمايندگان‬ ‫مي‌شد‪ ،‬يعني شما مي‌گوييد ديگر فراكسيون به‬ ‫اين حوزه ورود نمي‌كند؟‬ ‫‪ l‬فراكسيون اصولگرايان در دوره هشتم يكپارچه‬ ‫بود‪،‬اماهم‌اكنوناصلبرتوافققرارگرفتهچونهمهاصول‬ ‫را قبول دارند و تامين منافع نظام را اولويت كار مي‌دانند‪.‬‬ ‫‪ l‬نظر شما اين اس��ت كه دو طيف پايداري و‬ ‫تحولخواه با تاكيد بر پاس��داري از اصول نظام‪،‬‬ ‫ش��ايد در انجام امور نظارتي با يكديگر تفاوت‬ ‫ديدگاه هم داشته باشند؟‬ ‫بله كه امري طبيعي است‪.‬‬ ‫‪ l‬پس وقتي اين دو طيف با يكديگر اختالف‬ ‫ديدگاه در مباحث نظارتي دارند‪ ،‬توافق آنها بر‬ ‫همكاري مشترك در مجلس چه فايده‌اي خواهد‬ ‫داشت؟‬ ‫فايده‌اش اين است كه هر جا هدف تامين منافع نظام‬ ‫باشدباهمهستند‪.‬‬ ‫مثال در چه مباحثي اي��ن دو طيف با هم خواهند‬ ‫بود؟‬ ‫‪ l‬پيگيري تحقق فرمايشات مقام‌معظم‌رهبري‬ ‫از جمله مباحث كليدي و مهمي است كه دو گروه با هم‬ ‫يكپارچه عمل خواهند كرد‪.‬‬ ‫پس اتحاد پايداري و طيف تحولخواه (ايثارگران‬ ‫و رهپويان) فقط به دليل حمايت از رياست آقاي‬ ‫حدادعادل در مجلس نهم نبود؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬اهداف مشترك بزرگ ديگري هم داشتند‬ ‫كه يكي از آن تعيين هيات‌رئيسه مجلس نهم بود‪.‬‬ ‫خيل��ي از چهره‌ه��اي ش��اخص فراكس��يون‬ ‫اصولگراي��ان مجلس به كميس��يون آموزش و‬ ‫تحقيقات رفتند‪ .‬آيا اي��ن حاصل تصميم‌گيري‬ ‫داخل فراكسيوني بود؟‬ ‫‪ l‬خير اينطور نيست‪ ،‬ش��عب براساس تجربه‪،‬‬ ‫تحصيالت و سابقه كاري براي عضويت نمايندگان در‬ ‫كميسيون‌هاي تخصصي تصميم گرفتند‪ ،‬البته خواست‬ ‫خود اشخاص نيز در اين باره موثر بود‪.‬‬ ‫تا چه زماني وحدت فراكس��يوني كه شما آن را‬ ‫اصولگراي��ان مي‌ناميد‪ ،‬ادامه پي��دا مي‌كند؟ آيا‬ ‫انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم روي انسجام‬ ‫آن اثر نخواهد گذاشت؟‬ ‫‪ l‬بل��ه‪ ،‬اثر خواه��د داش��ت چ��ون انتخابات‬ ‫رياس��ت‌جمهوري يكي از مس��ائل اصلي نظام است و‬ ‫اصولگرايان در آن مساله با هم كار را دنبال مي‌كنند‪.‬‬ ‫ام��ا گزينه‌ه��اي طي��ف پاي��داري ب��راي‬ ‫رياس��ت‌جمهوري متفاوت از طيف تحولخواه‬ ‫است؟‬ ‫‪ l‬باالخره با هم به توافق مي‌رسند‪ ،‬مشكلي در اين‬ ‫باره وجود ندارد‪.‬‬ ‫يعني انس��جام تش��كيالتي اي��ن دو در مجلس‬ ‫مي‌تواند گامي‌براي وح��دت آنها در انتخابات‬ ‫رياست‌جمهوري يازدهم باشد؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬قابليت‌هاي فراكسيون اصولگرايان فراتر‬ ‫از آن چيزي است كه نشان مي‌دهد‪ .‬همانطور كه پايداري‬ ‫و تحولخواه براي حمايت از رياس��ت آقاي حدادعادل‬ ‫در مجلس نهم به توافق رس��يدند‪ ،‬مي‌توانند در عرصه‬ ‫انتخابات رياست‌جمهوري هم با يكديگر تفاهم كنند‪g.‬‬
‫اعضا با رياست حداد عادل موافقند‬ ‫‪4‬‬ ‫تو‌گو با احمد سالك درباره فراكسيون اصولگرايان‬ ‫گف ‌‬ ‫احمد سالك‪ ،‬سخنگوي جامعه روحانيت مبارز و نايب رئيس كميسيون فرهنگي نهاد قانونگذاري از تفرق‬ ‫اصولگرايان در مجلس نهم انتقاد مي‌كند و خواهان وحدت رويه آنها در انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم است‪.‬‬ ‫سياست‬ ‫اصولگرايينيست‪.‬‬ ‫نگاه پاي��داري با طيف تحولخ��واه (رهپويان و‬ ‫ايثارگران) به عملكرد دولت و دولتمردان متفاوت‬ ‫اس��ت‪ ،‬آيا اين دو ذيل مجموع��ه اصولگرايان‪،‬‬ ‫تشكيل زير فراكسيون مي‌دهند؟‬ ‫‪ l‬متاس��فم از صحبت‌ه��اي برخ��ي اف��راد كه‬ ‫مصاحبه‌هاييدراينبارهكردندوگفتندسه‌طيفاصولگرا‬ ‫در مجلس نهم وجود دارد‪ .‬اصال اين حرف‌ها را بايد در‬ ‫شرايط كنوني كنار گذاش��ت‪ ،‬رويكرد نهاد قانونگذاري‬ ‫تعامل با ساير اركان حاكميت به‌ويژه دولت با رعايت قانون‬ ‫و به شكلي شجاعانه است‪ .‬بنابراين وقتي سخن از تعامل‬ ‫به‌ميان مي‌آيد ديگر تقابلي بين قوا وجود نخواهد داشت‪.‬‬ ‫تعامل واقعي و اصولي براساس مباحث كارشناسي شكل‬ ‫مي‌گيرد‪،‬نهمباحثيكهمبنايآنخصومتولجبازياست‬ ‫و منجر به‌ناراحتي مقام‌معظم‌رهبري و جامعه مي‌شود‪.‬‬ ‫بيداري اس�لامي‪ ،‬اوج گيري بحران اقتصادي در غرب‪،‬‬ ‫اوضاع ‪ 15‬همس��ايه ايران و آرايش سياس��ي گروه‌هاي‬ ‫سياسي كشور ايجاب مي‌كند تا اصولگرايان با تامل بيشتر‬ ‫به مسائل مختلف ورود كنند‪.‬‬ ‫هم‌اكن��ون اصالح‌طلب��ان با‌س��رعت زي��ادي‬ ‫مشغول بازس��ازي خود هس��تند تا در عرصه انتخابات‬ ‫رياست‌جمهوري يازدهم قوي و محكم حاضر شوند‪،‬‬ ‫بنابراين اصولگراي��ان براي توفيق در رقابت سياس��ي‬ ‫آينده چ��اره‌اي ج��ز وح��دت ندارند‪ .‬كار حاش��يه‌اي‬ ‫آنه��ا را از توج��ه ب��ه اولويت‌ه��اي اصل��ي و اصولي‬ ‫باز مي‌دارد‪ .‬اش��كال اساس��ي اين اس��ت كه نبايد اين‬ ‫نقار مي��ان اصولگراي��ان به‌وجود مي‌آمد‪ ،‬ح��اال انتظار‬ ‫مي‌رود اصولگرايان گذش��ته را فراموش و فرمايشات‬ ‫مقام معظم رهبري را درباره حفظ‌وحدت با جديت بيشتر‬ ‫دنبال كنند‪ .‬هم‌اكنون بعضي‌ها با عناوين و اهداف مختلف‬ ‫درصدد ايجاد تفرقه و تنش در جريان اصولگرا هستند‪.‬‬ ‫بنابراين در طول يكس��ال آينده حركت‌هاي آنها شدت‬ ‫بيش��تري پيدا مي‌كند‪ ،‬اصولگرايان به شرطي مي‌توانند‬ ‫بر توطئه بدخواهان پيروز ش��وند كه با تدبير مسائل را‬ ‫رصدكنند‪.‬‬ ‫‪ l‬اين تنش‌زايي ميان اصولگراي��ان از داخل‬ ‫مجلس است يا خارج مجلس؟‬ ‫هر دو‪.‬‬ ‫انتخابات هيات‌رئيسه فراكسيون اصولگرايان كي‬ ‫انجام مي‌شود؟‬ ‫‪ l‬وقتينمايندگانازسركشيبهحوزه‌هايانتخابيه‬ ‫برگردند و هفته‌اي كه جلسات علني مجلس از سر‌گرفته‬ ‫شود انتخابات فراكسيون برگزار مي‌شود‪.‬‬ ‫احتمال دارد آقاي حدادعادل رئيس فراكسيون‬ ‫شود؟‬ ‫‪ l‬همه قبول شان دارند و جمع‌بندي اعضا بر‌آقاي‬ ‫حداد عادل است‪g.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫چرا برخالف دوره قبل‪ ،‬فراكسيون اصولگرايان‬ ‫در مجلس نهم تشكيل نشد؟ آيا علت آن رقابت‬ ‫گروه‌هاي اصولگرا در انتخابات مجلس بود؟‬ ‫‪ l‬فراكسيون اصولگرايان تش��كيل شد‪ ،‬شكل‬ ‫گرفت و برنامه‌هاي سياسي خود را در مجلس پيگيري‬ ‫كرد‪.‬‬ ‫اما آن مجموع��ه‌اي كه نام خود را فراكس��يون‬ ‫اصولگرايان گذاشت در انتخابات هيات رئيسه‬ ‫نتوانست تاثيرگذار باشد‪ ،‬حتي فراكسيون رهروان‬ ‫واليت آن را اقليت مي‌خواند‪ ،‬چون معتقد است‬ ‫بيشتر از‪ 100‬عضو ندارد؟‬ ‫‪ l‬اكثريت دو معنا دارد‪ ،‬اگر از اصولگرايان مجلس‬ ‫سخنبهميانآيد‪،‬اينواژهشاملحالهمهكسانيمي‌شود‬ ‫كه به اصول مدنظر مقام‌معظم‌رهبري اعتق��اد دارند‪ ،‬اما‬ ‫مفهوم اين وصف در طيفي خ��اص تجلي پيدا مي‌كند‪.‬‬ ‫بنابرايندرستاستكهبهمعنايوسيعكلمهگروهيدور‬ ‫هم جمع نشدند‪ ،‬اما همين عده‌اي كه تشكيل فراكسيون‬ ‫دادند اصولگرا هستند‪ .‬مذاكرات و مطالبي را هم كه آقايان‬ ‫مطرح كردند مسائل متنوعي را اطراف موضوع ايجاد كرده‬ ‫است‪ .‬خب اينجا سوال مي‌شود اين مساله ريشه در كجا‬ ‫دارد؟ معتقدم جواب آن در قالب يك مصاحبه نمي‌گنجد‪،‬‬ ‫چون همه جوانب قضيه بايد بررسي شود‪ .‬واقعه‌اي كه‬ ‫رخ داد عوامل متعددي دارد‪ ،‬مربوط به االن هم نيس��ت‪.‬‬ ‫اين حركت ثمره فعاليت‌هايي از سال‪ 89‬تا كنون است‪.‬‬ ‫ت اصلي چه بود؟‬ ‫عل ‌‬ ‫‪ l‬ش��ايد در متن حركت اصولگراي��ان افرادي‬ ‫قرار داش��تند كه از نگاه جامعه زير سوال بودند و توجه‬ ‫شايسته‌اي به اين مساله نشد‪ .‬ضمن آنكه قبل از انتخابات‬ ‫نهمين دوره مجلس شوراي اسالمي در فضاي سياسي‬ ‫كشور تالش گسترده اي عليه حركت جريان اصولگرا‬ ‫ش��كل گرفت كه اين خيلي مهم بود‪ ،‬خط��ر آنقدر باال‬ ‫بود كه بزرگان و علمايي همچون آيت‌اهلل مهدوي كني‪،‬‬ ‫آيت‌اهلل يزدي و آيت‌اهلل مصباح يزدي به ميدان آمدند‪ ،‬اگر‬ ‫اين بزرگان ورود نمي‌كردند معلوم نبود نتيجه كار چه از‬ ‫آب درآيد‪ .‬همين رويه‌اي كه شكل گرفت انگيزه حضور‬ ‫مردم را پاي صندوق‌هاي راي براي پاسخگويي به نداي‬ ‫مقام‌معظم‌رهبري و مش��اركت حداكثري در انتخابات‬ ‫افزايش داد‪.‬‬ ‫مقام‌معظم‌رهبري براي تعيين مصاديق فتنه‪ ،‬ساكتين‬ ‫فتنه‪ ،‬وابس��تگان به قدرت و ثروت معيارهايي را اعالم‬ ‫كردند كه متاسفانه توجه عميقي به آن نشد و همين مساله‬ ‫مشكالتي را به‌وجود آورد‪.‬‬ ‫فراكسيوني كه شما آن را با‌عنوان «اصولگرايان»‬ ‫مي‌ناميد‪ ،‬آيا خط و مرز خود را با س��اكتين فتنه‬ ‫روشن كرده است؟‬ ‫‪ l‬اعضاي آن هنوز نشستي نداشتند كه وارد چنين‬ ‫مباحثيشوند‪.‬‬ ‫اما ش��ما به‌نوعي گفتيد كه تجل��ي اصولگرايي‬ ‫خالص را مي‌توان در اين فراكسيون ديد؟‬ ‫‪ l‬خب مصاديق آن را داريم مي‌بينيم‪ ،‬انش��اء‌اهلل‬ ‫زمان بگذرد‪ ،‬بهتر مساله قابل رويت مي‌شود‪.‬‬ ‫‪ l‬فراكس��يون رهروان واليت كه تشكيل شد‬ ‫از‌نظر ش��ما مجموعه‌اي اصولگرا به حس��اب‬ ‫نمي‌آيد؟‬ ‫من چنين حرفي نزدم‪.‬‬ ‫‪ l‬باالخره هم طي��ف پاي��داري و تحولخواه‬ ‫(رهپوي��ان و ايثارگران) نام فراكس��يون خود را‬ ‫اصولگرايان گذاشتند و هم رهروان واليت براي‬ ‫خود پيش��وند اصولگرايان را برگزيد‪ ،‬با تفاسير‬ ‫يادش��ده كداميك از اي��ن دو مجموعه جريان‬ ‫اصولگرا را در مجلس نمايندگي مي‌كند؟‬ ‫اگرنگاهكالنمدنظرقرارگيردهمهاصولگراهستند‪،‬‬ ‫اگر به‌ش��كل خاصي اصولگرايي تعريف شود آن وقت‬ ‫بحث متفاوت خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ l‬تعداد اصالح طلب��ان در مجلس نهم قليل‬ ‫است‪ ،‬رقابت فراكس��يون اصولگرايان رهروان‬ ‫واليت و فراكس��يون اصولگراي��ان با‌‌يكديگر‬ ‫قابليت‌ها و كارآيي‌هاي مجلس نهم را افرايش‬ ‫مي‌دهد يا خير؟‬ ‫مهم اين است كه آيا مجلس نهم مي‌تواند مطالبات‬ ‫مقام معظم رهبري و مردم را انجام دهد يا خير؟ اگر بتواند‬ ‫كل انتظارات را برآورده كند آن وقت اين مجلس اصولگرا‬ ‫نام‌مي‌گيرد‪ ،‬ديگر مس��ائل بحث‌هاي حاشيه‌اي است‪.‬‬ ‫مجلس نهم بايد براي رونق توليد ملي و حمايت از كار و‬ ‫سرمايه ايراني تالش كند‪.‬‬ ‫اعضايفراكسيون رهروان واليتمعتقدند رقابت‬ ‫ايندوفراكسيونمباحثكارشناسيرادرمجلس‬ ‫تقويت خواهد كرد‪ ،‬نظر شما چيست؟‬ ‫‪ l‬ممكن است اين يك بيان ديگر از ماجرا باشد‪،‬‬ ‫اگر رقابت سالم منجر به رشد مباحث كارشناسي براي‬ ‫تحقق مطالبات مقام‌معظم‌رهبري شود اين خيلي خوب‬ ‫است‪.‬‬ ‫يعني اگر رقابت سالم باشد‪ ،‬شما از آن استقبال‬ ‫مي‌كنيد؟‬ ‫‪ l‬بايد عملكرد را به مرور زمان ارزيابي كرد يكجا‬ ‫نمي‌توان به اين س��وال جواب داد‪ .‬اميدواريم كه رقابت‬ ‫براي اداي درست وظيفه انجام شود‪.‬‬ ‫اتفاقي كه در مجلس هش��تم رخ داد بحث‌هاي‬ ‫متعدد و متنوع داخل فراكس��يوني اصولگرايان‬ ‫درباره حمايت از نامزدهاي رياس��ت‌جمهوري‬ ‫بود كه منجر به‌عدم وحدت رويه ش��د‪ ،‬با‌توجه‬ ‫به اينكه يك سال تا انتخابات رياست‌جمهوري‬ ‫يازدهم باقي‌است‪ ،‬ش��ما چه ارزيابي از اوضاع‬ ‫داخل فراكسيون اصولگرايان مجلس نهم داريد؟‬ ‫‪ l‬تا اينجاي كار بين اف��راد يك وحدت رويه‌اي‬ ‫وجو دارد‪.‬‬ ‫‪ l‬اين خودش پايه‌اي مي‌شود كه در انتخابات‬ ‫آتي اصولگرايان به سمت وحدت حركت كنند؟‬ ‫اميدواريمآنچيزيكهمي‌خواهيمحاصلشود‪.‬البته‬ ‫يك سيب را كه به هوا مي‌اندازيد ‪ 10‬چرخ مي‌خورد تا به‬ ‫زمين برسد‪ ،‬هدف آن است كه افق و چشم‌انداز گفتمان‬ ‫اصولگرايي محقق شود‪ ،‬اما در مسير حركت ماهيت افراد و‬ ‫جريانات سياسي روشن مي‌شود‪ .‬اگر نگاههمه طيف‌هاي‬ ‫اصولگرا به‌مباني اين گفتمان باشد همه از پايداري گرفته‬ ‫تا جبهه متحد زير يك چتر جمع خواهند ش��د وگرنه‬ ‫شاهد مسائل و وقايعي خواهيم بود كه به صالح گفتمان‬ ‫‪41‬‬
‫سياست‌‬ ‫يك فرضيه جديد‬ ‫سياست‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫فرضيه «يارقرضي»‬ ‫آيا طرح دولت وحدت ملي دوباره زنده شده است‬ ‫مصطفي صادقي‬ ‫‪1‬‬ ‫صحنه رقابت‌هاي سياس��ي يازدهمين انتخابات‬ ‫رياس��ت‌جمهوري چگونه‌ترس��يم خواهد شد؟ كدام‬ ‫چهره‌ها‪ ،‬كانديداي حضور در عرصه انتخابات خواهند‬ ‫شد؟ معادالت سياس��ي چه ائتالف‌ها و چه جبهه‌هاي‬ ‫سياسي جديدي را پديد خواهد آورد؟ پرسش‌هايي از‬ ‫اين دست ذهن تحليلگران و رصد‌گران مسائل سياسي‬ ‫را از هم اكنون كه فقط يكسال به پايان دولت احمدي‌نژاد‬ ‫باقي‌مانده به خود مشغول كرده است‪.‬‬ ‫آنچه اما اكنون از تحوالت س��پهر سياس��ي ايران‬ ‫هويداس��ت حضور بي��ش از يك چه��ره اصولگرا در‬ ‫عرصه انتخابات است‪ .‬چه‌آنكه چهره‌هايي از ميان آنان‬ ‫برنامه‌ريزي‌ها و اقدامات ستادي شان را آغاز كرده و اين‬ ‫البته موضوعي است كه با رصد سخنراني‌ها‪ ،‬مصاحبه‌ها‬ ‫و تحركات اين شخصيت‌ها قابل تحليل است‪.‬‬ ‫در اين ميان‪ ،‬اما تكليف جريان رقيب همچنان براي‬ ‫اصولگرايان مشخص نيست‪ .‬اصالح‌طلباني كه پس از‬ ‫ماجراهاي سال‪ 88‬هنوز نتوانسته‌اند به وضعيت سال‌هاي‬ ‫پيش از انتخابات دهم بازگردند ح��اال پس از انتخابات‬ ‫مجلس نهم با يك رقابت مهم مواجهند؛رقابتي كه به باور‬ ‫‪42‬‬ ‫آنان اگر نتواند منجر به پيروزي نامزد مورد حمايتشان‬ ‫شود شايد بتواند بار ديگر انسجام را ميان بخشي از آنان‬ ‫ايجاد كند و اين شايد مهم‌ترين برهاني باشد براي آنها تا‬ ‫براي بازگشت به‌عرصه قدرت رسمي آن هم در اين دوره‬ ‫زماني‪ ،‬تالش كنند‪.‬‬ ‫در اين باب البت��ه بايد اين را هم گف��ت كه اگر تا‬ ‫اس��فند‌ماه س��ال گذش��ته س��وال مهم اين بود ك��ه آيا‬ ‫اصالح‌طلبان وارد عرصه انتخابات رياست‌جمهوري‬ ‫خواهند شد يا تصميم به تحريم و كناره‌‌گيري خواهند‬ ‫گرفت‪ ،‬حاال اما در اواخر خرداد ماه امس��ال ديگر هيچ‬ ‫ش��كي وجود ندارد كه آنها يك ضلع رقابت در بهار و‬ ‫تابستان‪ 92‬خواهند بود‪.‬‬ ‫به ديگر سخن اينكه مساله حضور اصالح‌طلبان در‬ ‫انتخابات سال آينده كه تا پيش از انتخابات مجلس نهم‬ ‫به‌عنوان يك فرض در تحليل‌هاي سياسي منظور مي‌شد‬ ‫پس از شركت سيد‌محمد خاتمي‌در انتخابات ‪ 15‬اسفند‬ ‫و مواضع ديگر اصالح‌طلبان در چند روز اخير به‌عنوان‬ ‫يك رويداد تقريبا قطعي تلقي مي‌شود‪.‬‬ ‫چه‌‌آنكه چهره‌هاي مهم��ي‌از آنان حاال مي‌گويند‬ ‫كه بحث بر سر ورود به اين عرصه را آغاز كرده‌اند؛ افراد‬ ‫موثر و تصميم‌سازيهمچونموسوي خوئيني‌ها و مجيد‬ ‫انصاري‪ .‬در اين برهه زماني اما آنچه به عنوان صورت‬ ‫مساله اصلي مطرح است نحوه ورود اين طيف سياسي‬ ‫به انتخابات است‪ .‬گمانه‌ها از آنچه اين روزها از اخبار و‬ ‫تحليل‌هاي موجود به‌دست مي‌آيد به دو گزينه خالصه‬ ‫مي‌شود؛ گمانه نخست آن است كه اصالح‌طلبان با‌يك‬ ‫نامزد اختصاصي وارد عرصه رقابت شوند‪ .‬نامزدي كه‬ ‫شايد بنا به شرايط سياسي ماه‌هاي نزديك به انتخابات‬ ‫از يك نامزد حداقلي به يك نامزد حداكثري و شايد هم‬ ‫بالعكستغييركند‪.‬‬ ‫چه آنكه اگر ش��رايط ب��راي حضور ي��ك نامزد‬ ‫حداكثري براي رقابت تنگاتنگ به‌داليل مختلف مهيا‬ ‫نشود‪ ،‬آنان نامزدي را وارد عرصه رقابت خواهند كرد تا‬ ‫عالوهبراينكهمهرتحريمبرپيشانيشانثبتنشودبتوانند‬ ‫آنچنان كه گفته شد بخشي از انسجام خود را با بهره‌گيري‬ ‫از فرصت انتخابات احيا كنند‪ .‬اما گمانه دوم عدم معرفي‬ ‫يك كانديداي اختصاصي در هنگام عدم تحريم انتخابات‬ ‫است‪ .‬حال آنكه اين طيف سياسي در انتخابات مجلس‬ ‫ي مشابه اين انجام داد‪ .‬عمل به استراتژي‌اي‬ ‫نهم نيز اقدام ‌‬ ‫كه نامش را در آن زمان «نه تحريم‪ ،‬نه مشاركت» نهادند‪.‬‬ ‫شرايطي كه اين گمانه را پديد آورده‌اند نيز شايد‬ ‫چنين باشد‪:‬‬ ‫واضح است كه آنان همچون انتخابات مجلس نهم‬ ‫بيم آن دارند كه نامزد يا نامزدهاي‌ش��ان با اقبال عمومي‬ ‫مواجه نشوند و چنين است كه ش��ايد بر آن شوند تا در‬ ‫معرض آزم��ون عمومي آن هم در ش��رايطي كه پس از‬ ‫انتخابات دهم رياست‌جمهوري برايشان پديد آمده قرار‬ ‫نگيرند‪ .‬چه اينكه وقوع چنين رويدادي یعنی عدم اقبال‬ ‫عمومی ضربه‌اي سخت بر بدنه ضعيف بر جاي مانده از‬ ‫سه سال گذشته وارد خواهد کرد‪.‬‬ ‫نكته ديگر اينكه اگر بر مبناي قاعده «فرض محال‬
‫اگر چه او در آغاز مجلس هشتم همايشي در مجلس‬ ‫برگزار كرد‪ .‬ولی مركب از بس��ياري از افراد با س�لايق‬ ‫مختلف سياسي كه بسياري آن را سرآغازي ديگر براي‬ ‫دولت وحدت ملي ارزيابي كردند اما او ديگر هيچ گاه‬ ‫شايد به جهت سيل انتقادات پيگير اين داستان نشد‪.‬‬ ‫اما واژه «دولت وحدت مل��ي» را همه به نام علي‬ ‫اكبر ناطق نوري مي‌شناسند‪ .‬هم او بود كه سوم شهريور‬ ‫‪ 87‬در مصاحبه‌اي ابراز اميدواري كرده بود تا «با تشكيل‬ ‫دولت وحدت ملي‪ ،‬كشور هدايت و فردي مورد قبول‬ ‫مقام معظم رهبري و معتقد به اص��ول انقالب انتخاب‬ ‫شود‪».‬‬ ‫همين مصاحبه كافي بود تا جنجال رسانه‌اي بزرگي‬ ‫ايجاد شود‪ .‬حاال همه از اين طرح به‌عنوان يك استراتژي‬ ‫از سوي منتقداني مركب از اصالح‌طلب و اصولگرا براي‬ ‫عبور و گذار از احمدي‌نژاد تعبير مي‌كردند‪.‬‬ ‫هر‌چهزمانمي‌گذشتجزئياتبيشتريازتالش‌ها‬ ‫براي تحقق اين تئوري روش��ن مي‌ش��د‪.‬مطرح بود كه‬ ‫اصالح‌طلب��ان از بازيگران اين ط��رح خواهند بود و در‬ ‫اين برهه حتي عنوان شد كه رايزني‌هايي با سيد محمد‬ ‫ي اين‬ ‫ي شده است‪ .‬كمي‌بعد اما سيدمحمد خاتم ‌‬ ‫خاتم ‌‬ ‫خبر را تكذيب كرد و در حاشيه كنگره سازمان مجاهدين‬ ‫انقالب به خبرنگاران گفت كه با آقاي ناطق‌نوري دوست‬ ‫اس��ت و هر‌از‌گاهي با او ديدارهايي دوستانه دارد‪ ،‬اما به‬ ‫هيچ وجه سخني از طرح تشكيل دولت وحدت‌ملي به‬ ‫ميان نيامده است‪.‬‬ ‫عمر اي��ن طرح ب��ه يك م��اه نكش��يد و در ميانه‬ ‫جنجال‌هاي سياسي و رس��انه‌اي كه حكايت از سر ميز‬ ‫نشستنرقبايپيشينداشت‪،‬ايناكبرهاشميرفسنجاني‬ ‫بود كه س��عي كرد همه ماجرا را البته آن‌گونه كه تمايل‬ ‫داش��ت به رس��انه‌ها اعالم كند‪ .‬او گفت‪« :‬اين طرح را‬ ‫اول آقاي ناطق‌نوري مطرح كرد كه جزو اصالح‌طلبان‬ ‫نيست‪ .‬بعد هم آقاي الريجاني مطرح كرد كه او هم جزو‬ ‫اصالح‌طلبان نيست‪ .‬بعد هم جامعه روحانيت‌‌مبارز با‬ ‫خواست عسگراوالدي‪ ،‬باهنر و حبيبي به‌ميدان آمدند‪.‬‬ ‫فقط وقتي آقاي كرباسچي آن را قبول كرد‪ ،‬موج برگشت‬ ‫و گفتند اصالح‌طلبان اين را مطرح كرده‌اند؛ در حالي كه‬ ‫اصالح‌طلبان با اين طرح مخالف هس��تند؛ چرا كه اين‬ ‫طرح به اين معني اس��ت كه رئيس‌جمهور اصولگرا و‬ ‫كابينه مشترك باش��د‪ ،‬اين طرح آقاي ناطق است؛ آن را‬ ‫وارونه نكنيد‪».‬‬ ‫سياست‬ ‫ماجراي دولت وحدت ملي‬ ‫اگر در همه س��ال‌هاي پس از انقالب همواره در‬ ‫دوره‌هاي مختلف دو جناح موسوم به راست و چپ به‬ ‫رقابت در انتخابات مي‌پرداختند نتيجه انتخابات نهم‪ ،‬اما‬ ‫شرايط‪ ،‬چينش و جاگيري نيروهاي سياسي رابسيار تغيير‬ ‫داد‪.‬فاصله‌گيري محمود احمدي‌نژاد از برخي چهره‌هاي‬ ‫تا پيش از آن موثر جناح راست‪ ،‬رنجش برخي چهره‌هاي‬ ‫اين جناح از برخي مواضع و مسائل مطرح شده از سوي‬ ‫دولتمردان و نيز جداشدن اصالح‌طلبان از بدنه قدرت و‬ ‫تالش براي يافتن راه بازگشت‪ ،‬هم ‌هو‌همه موجب نزديك‬ ‫شدن رقباي پيشين به يكديگر شد‪.‬‬ ‫در اين ميان پس از خروج علي الريجاني از شوراي‬ ‫امنيت ملي او اولين كسي بود كه كليد يك طرح پرحاشيه‬ ‫را زد‪ .‬او در مصاحبه‌ای گفته بود‪« :‬پايبندي به وحدت ملي‬ ‫يك نياز اساسي براي كشور است‪ .‬اگر حتي كشور بتواند‬ ‫تئوري دولت وحدت ملي را دنبال كند به نفع ماس��ت‪،‬‬ ‫اگر در گذشته هم اين اقدام انجام مي‌شد‪ ،‬نتايج خوبي‬ ‫براي ما داشت‪ .‬دستيابي به دولت وحدت ملي ملزوماتي‬ ‫دارد‪ ،‬يكي از ملزومات آن شايد اين باشد كه قوانيني تهيه‬ ‫شود تا همه جريان‌هاي سياسي به هر ميزان كه مقبوليت‬ ‫مردمي‌دارند‪ ،‬بتوانند در اداره كشور سهيم باشند‪».‬‬ ‫و اين چنين بود كه داستان دولت وحدت‌ملي آغاز‬ ‫شد‪ .‬خيلي نگذشت كه علي الريجاني بر صدر مجلس‬ ‫هشتم نشست و شايد همين رئيس قوه شدنش باعث‬ ‫شد سوداي پيگيري دولت وحدت ملي را كنار بگذارد‪.‬‬ ‫دور از ذهن نيست كه «فرضيه‬ ‫يار قرضي»به استراتژي‌‬ ‫اصالح طلبان براي بازگشت‬ ‫كم‌هزينه‌تر به عرصه قدرت‬ ‫رسمي تبديل شود‪.‬شايد‬ ‫باورشان اين باشد كه چنانچه با‬ ‫سرماي ‌ه‌گذاري روي يك نامزد‬ ‫اصولگرا موجبات پيروزي او را‬ ‫پديد آورند مي‌توانند با‌گرفتن‬ ‫سهمشان از دولت جديد‪،‬‬ ‫ورود به عرصه قدرت رسمي را‬ ‫پي‌ريزي كنند‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫محال نيست» نامزد مورد حمايتشان پيروز شود آنها با اين‬ ‫مساله مواجهند‪ :‬چه شرايطي روبه‌روي نامزد به صدارت‬ ‫رسيده اصالح‌طلب قرار خواهد گرفت؟‬ ‫تئوريسين‌ها و تصميم‌س��ازان اصالح‌طلب نيك‬ ‫مي‌دانند كه ش��رايط س��ال ‪ 92‬بس��يار متفاوت است با‬ ‫سال ‪.76‬‬ ‫آنها به خوبي مي‌دانند كه حتي در صورت پيروزي‬ ‫در انتخابات ‪ 92‬سياس��ت ورزي ب��راي آنان در عرصه‬ ‫قوه‌مجريه بسيار سخت خواهد بود‪ .‬چه آنكه ارتباط آنها‬ ‫با ساختارهاي قدرت فعلی در ايران بسيار شكننده و در‬ ‫بسياري بخش‌ها منقطع است‪ .‬بي‌اعتمادي نيز البته فاكتور‬ ‫مهم ديگري است كه نسبت به آنها در حاكميت وجود‬ ‫دارد‪ .‬تصو ر چنين شرايطي است كه شايد تصميم‌سازان‬ ‫آنان را به اين نقطه برساند كه از معرفي نامزد‪ ،‬چه حداقلي‬ ‫و چه حداكثري بپرهيزند‪.‬‬ ‫اما‪ ،‬نتيجه اين گمانه آيا اي��ن خواهد بود كه آنها از‬ ‫عرصه كنار كشيده و صرفا به شركت در روز راي‌گيري‬ ‫بسنده كنند‪.‬پر‌واضح است كه چنين احتمالي وقوعش‬ ‫نزديك به صفر است‪ ،‬مگر آنكه رويدادي خاص در پيش‬ ‫باشد‪.‬پس آنان در صورت وقوع گمانه دوم چه‌‌راهي را‬ ‫بر خواهند گزيد؟به‌نظر مي‌رسد همين جاست كه بايد‬ ‫فرضيه استفاده از «يار قرضي» را مطرح كرد‪.‬فرضيه‌اي‬ ‫كه دور از واقعيت نيست كه به‌اس��تراتژي آنان در بهار‬ ‫و تابستان ‪ 92‬تبديل شده و ش��ايد تنها پلي باشد براي‬ ‫بازگشت كم‌هزينه‌تر به عرصه قدرت رسمي‪.‬به بيان ديگر‬ ‫شايد باورشان اين باش��د كه چنانچه با سرمايه‌‌گذاري‬ ‫روي يك نامزد اصولگرا موجبات پي��روزي او را پديد‬ ‫آورند مي‌توانند بسيار كم هزينه‌تر وارد ساختمان پاستور‬ ‫شده و با‌گرفتن سهمشان از دولت جديد‪ ،‬ورود به عرصه‬ ‫قدرت رس��مي را پي‌ريزي كنند‪ .‬كاتاليزور اين رويداد‬ ‫را هم ش��ايد ت��دوام و تعميق اختالف نظره��ا در ميان‬ ‫اصولگرايان تلقي مي‌كنند‪.‬‬ ‫اما چگونه مي‌خواهند اين فرضيه را به استراتژي‬ ‫تبديل كنند؟ بهتر است نگاهي داشته باشيم به سال‌هاي‬ ‫نه چندان دور‪.‬‬ ‫بازگشت به طرح دولت وحدت ملي‬ ‫حاال از آن روز چند سال مي‌گذرد‪ .‬اتفاقات زيادي‬ ‫در سپهر سياسي ايران رخ داده است و البته يك اتفاق مهم‬ ‫در پيش است؛ انتخابات رياست‌جمهوري‪.‬‬ ‫اگ��ر در آن زمان چهره‌هاي ب��زرگ اصولگرا در‬ ‫پي تشكيل دولت وحدت ملي بودند‪ ،‬حاال اما به نظر‬ ‫مي‌رسد اصالح‌طلبان خواهان تشكيل چنين دولتي‪-‬‬ ‫به داليلي كه آمد‪ -‬باش��ند‪ .‬اما اگر اين گمانه درست‬ ‫باشد و آنان چنين سودايي داشته باشند از كدام چهره‬ ‫اصولگرا به‌عنوان «يار قرضي» استفاده خواهند كرد‪.‬‬ ‫چندي است كه در محافل سياس��ي خبري پيچيده با‬ ‫مضمون بازگشت شيخ علي‌اكبر ناطق‌نوري به عرصه‬ ‫سياسي‪ .‬گويا شيخ اصولگرا در چند محفل خصوصي‬ ‫از تمايلش براي ش��ركت در انتخاب��ات يازدهم گفته‬ ‫اس��ت كه البته اين خبر هنوز به طور رسمي از سوي‬ ‫وي تاييد نشده است‪ .‬اما آيا او به همان اندازه تمايلش‬ ‫براي بازگش��ت به عرصه سياس��ي تمايل ب��ه ايجاد‬ ‫«دولت وحدت ملي» نيز دارد؟دولتي كه شايد بخشي‬ ‫از بدنه اصولگرايان و اين ب��ار طيفي از اصالح‌طلبان‬ ‫خواهان بازگشت به قدرت را در بربگيرد؟آيا حاصل‬ ‫جمع بازگش��ت ناطق نوري و نيز وق��وع گمانه دوم‬ ‫اصالح‌طلبان يعني استفاده از «يار قرضي» و حمايت‬ ‫از يك چهره اصولگرا «دولت وحدت ملي» به رياست‬ ‫ناطق نوري خواهد بود؟آيا اگر در اين تحليل فرض‬ ‫بر اين باش��د ك��ه او بتواند دولت وح��دت ملي را با‬ ‫گزاره‌هايي كه آمد مس��تقر كند اي��ن اتفاقي مطلوب‬ ‫خواهد بود؟‬ ‫آيا آنچه ام��روز در پارلمان نهم اتف��اق افتاده و‬ ‫فراكسيون اصولگرايان با عمر هشت ساله كه تداعي‬ ‫و مطرح كننده گفتمان انقالب اسالمي بود در جريان‬ ‫رقابت‌هاي سياسي بر‌سر رياست مجلس از هم پاشيده‬ ‫ش��د مس��اله‌اي مطلوب براي اصولگرايان است؟ آيا‬ ‫تشكيل فراكسيون رهروان واليت كه نمونه‌اي كوچك‬ ‫از دولت وحدت‌‌ملي با‌حض��ور عناصر ناهمجنس و‬ ‫غير‌اصولگرا س��ت به‌نفع جري��ان اصولگراي حامي‬ ‫‌خواست‌هاي اصلي مردم است؟به نظر مي‌رسد علي‬ ‫اكبر ناطق‌ن��وري كه از چهره‌هاي باس��ابقه انقالب و‬ ‫جريان اصولگراس��ت اگر بر آن باش��د كه بار ديگر‬ ‫بختش را براي ورود به س��اختمان پاس��تور بيازمايد‬ ‫و در اين راه اگر همچنان از طرحش كه همان دولت‬ ‫وحدت ملي اس��ت دفاع مي‌كند مي‌بايست مستظهر‬ ‫باش��د به چهره‌ها و گروه‌هاي اصي��ل اصولگرا يعني‬ ‫هم��ان جايي كه خود ريش��ه سياس��ي و علقه‌هايش‬ ‫متعلق به‌آن اس��ت‪.‬به بيان ديگر او نبايد تبديل به پلي‬ ‫شود براي بازگشت رقيب به عرصه سياسي و شايد به‬ ‫تعبير ديگر ابزاري براي اجراي سناريوي بازگشت به‬ ‫قدرت اصالح‌طلبان‪.‬شأن او بي‌شك باالتر از آن است‬ ‫كه «يار قرضي» اصالح‌طلبان باشد و طبيعتاخود ايشان‬ ‫بيش��تر از هر فرد ديگري اين گونه م��وارد را رعايت‬ ‫خواهند ك��رد‪ .‬او كه خود از ش��يوخ اصولگراس��ت‬ ‫همواره مرزبندي خود را با اصالح طلبان حفظ كرده و‬ ‫طبيعتا اگر به مساله ورود به انتخابات فكر كند با لحاظ‬ ‫قرار نگرفتن در بازي اصالح طلبان مي‌نگرد‪ .‬اصالح‬ ‫طلبان بازي جديدي را در پيش گرفتند و س��عي مي‬ ‫كنند چهره‌هاي اصولگرا را به نفع خود مصادره كنند‪.‬‬ ‫از سويي پيش��نهاد حمايت از محمد باقر قاليباف مي‬ ‫دهند و از سوي ديگر برخي از آنها به دنبال حمايت‬ ‫از ناطق نوري هس��تند‪ .‬فارغ از اينكه قاليباف و ناطق‬ ‫نوري به واس��طه اصولگرايي ش��ان در بازي اصالح‬ ‫طلبان قرار نخواهند گرفت‪g .‬‬ ‫‪43‬‬
‫سيد‌علي بزرگواري‬ ‫مي‌گويد‪« :‬محوريت‬ ‫وحدت در جامعه‬ ‫بايد رهبري باشد‬ ‫نه هيچ طرح و‬ ‫تئوري ديگري»‬ ‫سياست‬ ‫بزرگواري در گفت‌وگو با مثلث‪:‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫بازگشت به طرح دولت وحدت ملي‬ ‫نتيجه بخش نيست‬ ‫‪2‬‬ ‫سيد‌علي بزرگواري مي‌گويد‪« :‬من بارها پيش از اينكه اين مساله از جانب آقاي ناطق‌نوري مطرح شد بر اين‬ ‫نكته تاكيد داشتم كه محوريت وحدت در جامعه بايد رهبري باشد نه هيچ طرح و تئوري ديگري‪ .‬هيچ‌وحدت‌ملي‬ ‫و اسالمي برتر و باالتر و بهتر از رهبري نيست‪ .‬همه بايد در خط واليت باشند تا وحدت كامل به‌وجود‌آيد و حضور‬ ‫ناطق نوري با تئوري و طرح وحدت ملي نتيجه خوبي براي خود وي و انتخابات و كشور در پي نخواهد داشت‪».‬‬ ‫چه تحليلي ا ‌ز تركيب حضور طيف‌هاي مختلف‬ ‫در انتخابات رياست‌جمهوري پيش‌رو داريد؟‬ ‫اصولگرايان چه‌كس��ري از نامزد‌هاي انتخابات‬ ‫رياست جمهوري را از آن خود مي‌دانند؟‬ ‫‪ l‬براي پاسخ به اين س��وال بايد منتظر تشكيل‬ ‫فراكسيون اصولگرايان در مجلس نهم شد‪ .‬اين فراكسيون‬ ‫جامع و فراگير خواهد بود به شكلي كه در مجلس هشتم‬ ‫نيز ش��اهد آن بوديم‪ .‬در حال حاضر فراكس��يون‌هايي‬ ‫تحت‌عنوان ره پويان و رهروان واليت و پايداري و از اين‬ ‫دست وجود دارند‪ ،‬اما از نگاه من همه اين فراكسيون‌ها‬ ‫بايد جمع شوند تا يك فراكس��يون واحد اصولگرايان‬ ‫راه‌اندازي شود‪ .‬در اين فراكسيون با همراهي اصولگرايان‪،‬‬ ‫هم‌انديش��ي آنها و رايزني‌هاي مش��ترك گزينه مناسبي‬ ‫براي انتخابات رياست‌جمهوري ديده مي‌شود‪ .‬تشكيل‬ ‫فراكسيون در حال رايزني است‪ .‬بعد از تشكيل و جا‌افتادن‬ ‫آن در مجلس در‌‌خصوص رياست‌جمهوري تمهيدات‬ ‫الزم انديشيده مي‌شود‪.‬‬ ‫در ح��ال حاضر احتم��ال حضور چ��ه افرادی‬ ‫‪44‬‬ ‫به‌عنوان كانديداي رياست‌جمهوري از جريان‬ ‫اصولگرايي داده مي‌شود؟‬ ‫‪ l‬كساني كه در حال حاضر به‌عنوان كانديداي‬ ‫احتمالي رياس��ت‌جمهوري مطرح مي‌شوند چند نفر‬ ‫هس��تند‪ .‬محمد‌باقر قاليباف‪ ،‬محس��ن رضايي و علي‬ ‫الريجاني كساني هستند كه شائبه و شايعه حضور آنها‬ ‫به‌عنوان كانديداي رياست‌جمهوري جدي است‪ .‬البته‬ ‫خود الريجاني هنوز اظهار‌نظري نكرده است‪ ،‬اما شايد‬ ‫زمينه‌اي كه در انتخاب رياست مجلس مهيا شود بتواند در‬ ‫اين زمينه نيز موثر باشد‪.‬‬ ‫يعني فراكس��يون رهروان والي��ت مي‌تواند در‬ ‫انتخابات رياست‌جمهوري هم تاثيرگذار باشد؟‬ ‫‪ l‬دور از ذهن نيست‪ .‬فراكسيون رهروان واليتي‬ ‫كه درمجلستشكيل شد مي‌تواندبه‌عنوان مقدمه‌اي براي‬ ‫انتخابات رياست‌جمهوري تلقي شود‪ .‬بدون شك اين‬ ‫فراكسيون و تشكيل و فعاليت آن اين احتمال را به‌وجود‬ ‫مي‌آورد كه يكي از كانديدا‌ه��اي مطرح علي الريجاني‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫پس با ط��رح اي��ن احتم��ال فراكس��يون‌هاي‬ ‫اصولگراييبهطورجداگانهنامزدمعرفيمي‌كنند؟‬ ‫‪ l‬قطع يقين با اين سبك اگر جلو برويم و اين‬ ‫انش��قاق ادامه پيدا كند نامزدها ب��از هم متفاوت‬ ‫خواهن��د بود‪ .‬يعن��ي همانند انتخاب��ات مجلس‬ ‫به‌توافق نرسند؛ هر‌كسي راه خود را ادامه مي‌دهد‬ ‫و هر كدام نامزد و كاندي��داي متفاوتي را مطرح‬ ‫مي‌كنند‪ .‬احتمال دارد جبه��ه پايداري كانديداي‬ ‫جديد و متفاوتي داش��ته باش��د ي��ا جبهه‌متحد‬ ‫اصولگرايي روي كس��ي مثل واليتي نظر داشته‬ ‫باشد‪ .‬علي اكبر واليتي مي‌تواند كانديداي جبهه‬ ‫متحد اصولگرايي باشد كه از نگاه من اين مساله با‬ ‫احتمال قوي مطرح مي‌شود‪.‬‬ ‫اصالح‌‌طلبان چطور در عرصه انتخابات حاضر‬ ‫خواهند ش��د و به‌طور كلي چقدر ممكن است‬ ‫اصالح‌طلبان گزينه جدي براي انتخابات داشته‬ ‫باشند؟‬ ‫‪ l‬از نگاه م��ن اصالح‌طلب��ان بدون ش��ك در‬ ‫عرصه انتخابات حاضر خواهند شد‪ .‬سكوت و آرامش‬ ‫اصالح‌طلبان كه امروز شاهد آن هستيم و شايد برخي آن‬ ‫را به بي‌تحركي نسبت دهند به‌طور كامل مصداق همان‬ ‫آرامش قبل از توفان است‪ .‬احتمال دارد اين سكوتي كه‬ ‫دارند براي رس��يدن به يك جمع‌بندي باشد تا گزينه‌اي‬ ‫را براي شركت در انتخابات رياست‌جمهوري پيش‌رو‬ ‫بياورند تا به‌خيال خود بتوانند دوم خرداد ديگري همچون‬ ‫سال‪ 76‬مهيا كنند‪ .‬چنين فكرهايي هم دارند و بايد ديد چه‬ ‫گزينه‌اي را خواهند داشت‪ .‬تنها چيزي كه مي‌توان گفت‬ ‫اين اس��ت كه اگر بخواهد رياست‌جمهوري را انتخاب‬ ‫كند نبايد اين راه انتخاب رئيس‌جمهور به آقاي هاشمي‬ ‫رفسنجانيمنتهيشود‪.‬‬ ‫به‌نظر شما چه گزينه‌اي را مطرح خواهند كرد؟‬ ‫‪ l‬مثال شايد بتوانند سيد حسن خميني را با‌خود‬ ‫همراه كنند‪ .‬سيد‌حس��ن نيز به اعتبار اينكه نوه بنيانگذار‬ ‫انقالب اس�لامي‌(ره) حضرت امام است و مردم عاشق‬
‫سياست‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫امام‌(ره) هستند‪،‬ممكن است مورد اس��تقبال مردم قرار‬ ‫گيرد‪.‬بااينپيش‌زمينهاگراصالح‌طلبانازدستشانبربيايد‬ ‫سيدحسنخمينيرابهعنوانكانديدانمايندهخودمعرفي‬ ‫مي‌كنند و اين مساله دور از ذهن نيست‪.‬‬ ‫انتظار ما از سيد‌حسن خميني اين است كه ايشان‬ ‫با‌توجه به اعتباري كه دارد به‌خواسته‌هاي اين افراد پاسخ‬ ‫ندهند‪.‬البتهگزينه‌هاياصالح‌طلبانمحدودبهسيدحسن‬ ‫خميني نيس��ت‪ ،‬بلكه چهره‌هايي هم‌چون محمدرضا‬ ‫عارف يا ديگر كساني كه چنين خصوصيتي داشته باشند‬ ‫را كه در جريان فتنه شاخص نبودند نيز مطرح مي‌كنند‪.‬‬ ‫چقدر ممكن اس��ت اصالح‌طلبان با هاش��مي‬ ‫رفسنجانيبهنقطهمشتركيبرسند؟‬ ‫‪ l‬در جري��ان فتن��ه ‪ 88‬اصال ح‌طلب��ان ب��ا‬ ‫هاشمي‌رفسنجاني به نقطه توافق رسيدند‪ .‬اين توافق‬ ‫مس��اله جديدي نيس��ت‪ .‬در حال حاض��ر توافق بين‬ ‫اين جريان و هاشمي وجود دارد و ش��ايد بتوان قطع‬ ‫به يقين گفت كه كس��ي ك��ه طراحي مهندس��ي براي‬ ‫اصالح‌طلبان را انجام مي‌دهد‪ ،‬هاش��مي رفس��نجاني‬ ‫اس��ت‪ .‬يعني به اتحاد غيرعلني كاملي با هم رس��يده‬ ‫اند‪ .‬كامال جبهه مش��ترك مخفي بين اصالح‌طلب‌ها و‬ ‫كارگزاران شكل گرفته است‪ .‬خود هاشمي رفسنجاني‬ ‫و برخي اصولگرايان دوپهلو حركت مي‌كنند‪ .‬گذشته‬ ‫از اين موضوعات نيز دور از ذهن نيس��ت كه هاشمي‬ ‫رفس��نجاني و اصالح‌طلب‌ها و اصولگرايان دو پهلو‬ ‫روي برخي گزينه ها با يكديگر به توافق برسند‪.‬‬ ‫به تازگي ش��ايعاتي مبني‌بر حضور ناطق نوري‬ ‫در انتخابات پيش‌روي رياست‌جمهوري مطرح‬ ‫مي‌شود‪.‬اين اخبار اگر چه از طرف شخص ايشان‬ ‫تائید نشده است‪ ،‬اما به‌نظر قوي مي‌رسد‪ .‬نگاه شما‬ ‫به اين موضوع چيست؟‬ ‫‪ l‬حض��ور آق��اي ناطق‌ن��وري در انتخاب��ات‬ ‫رياست‌جمهوري پيش‌روي كش��ور احتمال قوي دارد‪.‬‬ ‫يكي از گزينه‌هاي مطرح جداي از محمد باقر‌قاليباف و‬ ‫هاشمي‌‌‌رفسنجاني ياسيد‌حسنخميني‪،‬آقايناطق‌نوري‬ ‫به نظر مي‌رسد‪ .‬اين شائبه با‌توجه به نزديكي فكري كه‬ ‫شخصناطق‌‌نوريوهاشميرفسنجانيبايكديگردارند‬ ‫نيز قوت مي‌گيرد‪ .‬بارها پيش از اين نيز به نزديك بودن‬ ‫فكري اين دو فرد اشاره شده است‪.‬‬ ‫به‌طور كلي حضور ايشان را در انتخابات پيش‬ ‫روي مجلس چطور مي‌بينيد؟‬ ‫‪ l‬اين افراد در جريان س��ال ‪ 88‬تا حدي امتحان‬ ‫خود را پس داده‌اند‪.‬‬ ‫تئوري آقاي ناطق نوری موسوم به طرح «وحدت‬ ‫ملي» را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟ آيا اين تئوري‬ ‫مي‌تواند در انتخابات رياست‌جمهوري آتي اثر‬ ‫بخش باشد؟ چقدر در شرايط فعلي امكان تحقق‬ ‫وجود دارد؟‬ ‫‪ l‬من بارها پيش از اينكه اين مساله از جانب آقاي‬ ‫ناطق‌نوريمطرحشدبرايننكتهتاكيدداشتمكهمحوريت‬ ‫وحدت در جامعه بايد رهبري باش��د‪ ،‬ن��ه هيچ طرح و‬ ‫تئوري ديگري‪ .‬هيچ وحدت‌ملي و اسالمي برتر و باالتر‬ ‫و بهتر از رهبري نيست‪ .‬همه بايد در خط واليت باشند تا‬ ‫وحدت كامل به‌وجود مي‌آيد‪ .‬حركت تمامي‌جريان‌هاي‬ ‫سياس��ي در خط رهبري ملت‪ ،‬وح��دت و ارزش‌هاي‬ ‫مذهبي را حفظ مي‌كند‪ .‬خارج از خط واليت هر آهنگي‪،‬‬ ‫آهنگ تفرقه است‪ .‬شايد اين افراد با توجه به نكات مثبت‬ ‫وحدت‌ملي را مطرح مي‌كنند‪ ،‬اين‌گونه نيز استنباط كنند‬ ‫كه هدف وسيله را توجيه مي‌كند‪ ،‬اما اگر به باطن موضوع‬ ‫بنگريم تنها به‌دنبال مقاصد خودش��ان هستند‪ .‬در همان‬ ‫زمان هم بسياري از اصولگرايان از جمله خود شخص من‬ ‫اين مساله را قبول نكرديم و امروز بار ديگر اصولگرايان‬ ‫اين مس��ير را قبول ندارند‪ .‬براي اصولگراي حقيقي تنها‬ ‫شاخص وحدت ملي اتكا به واليت است‪.‬‬ ‫اما در آن زمان جريان اصولگرايي شكل ديگري‬ ‫داشت‪ .‬انتخابات رياست مجلس نهم نشان داد كه‬ ‫همهاصولگرايانامروزبايكموضع‌گيريسياسي‬ ‫داخلي حركت نمي‌كنند‪.‬‬ ‫‪ l‬انتخابات رياست مجلس مس��اله متفاوتي با‬ ‫رياست‌جمهوري اس��ت‪ .‬انتخابات رياست مجلس و‬ ‫هيات‌رئيسه انتخابات صنفي است‪ .‬در انتخاباتي كه پشت‬ ‫سر گذاشتيم نمايندگان‌ترجيح دادند در مديريت مجلس‬ ‫آقاي الريجاني را انتخاب كنند و اكثريت مجلس معتقد‬ ‫بودند كه دكتر الريجاني براي مديريت مجلس شخصيت‬ ‫خاصي دارد كه مناسب است‪.‬گذشته از اين موضوع شاهد‬ ‫طرح برخي مسائل بوديم كه گفته مي‌شد‪ ،‬اين انتخابات‬ ‫تشكل‌هاي در آن و انتخاب رئيس آن نيز متاثر از همان‬ ‫طرح وحدت ملي بوده است كه پيش از اين گفته مي‌شد‬ ‫در حالي كه از نگاه من اين تئوري مبن��اي واقعی ندارد‬ ‫و انتخابات رياس��ت مجلس هيچ ربطي به اين موضوع‬ ‫نداش��ت‪ .‬نس��بت دادن طرح وحدت‌ملي به انتخابات‬ ‫رياست مجلس خالف واقع بود و صحت نداشت‪.‬‬ ‫به‌نظر ش��ما اگر آقاي ناطق ن��وري در انتخاب‬ ‫كانديدا شود از چه طيفي مي‌آيد؟ اصالح‌طلبان يا‬ ‫طيفي از اصولگرايان‪ .‬كدام گروه سياسي خواهد‬ ‫بود كه ناطق‌نوري از آن كانديدا مي‌شود؟‬ ‫‪ l‬اصالح‌طلبان نمي‌توانند پاس��خ درس��ت به‬ ‫اين س��وال بدهند‪ .‬اگر فرض را بر اين مبنا قرار دهيم كه‬ ‫ناطق نوري براي انتخابات رياس��ت‌جمهوري پا پيش‬ ‫خواهد گذاش��ت يا از جانب طيف هاشمي‌رفسنجاني‬ ‫خواهد بود يعني به نمايندگي از كارگ��زاران در عرصه‬ ‫انتخابات ظاهر مي‌شود يا از طرف اصولگرايان دو پهلو‬ ‫يعني اصولگراياني كه در مواقع حساس مواضع روشني‬ ‫اتخاذنمي‌كنند‪.‬‬ ‫فك��ر مي‌كني��د آق��اي ناطق‌نوري ب��ا طرح‬ ‫وحدت‌مل��ي ت��ا چه‌ان��دازه در انتخاب��ات‬ ‫رياست‌جمهوري توفيق خواهد داشت؟ ايشان‬ ‫بارها از اين طرح دفاع تمام عياري كرده‌اند و‬ ‫آن را در جهت تحقق وحدت خوانده و تاكيد‬ ‫كرده‌اند كه با يك حزب نمي‌توان كش��ور را‬ ‫ادراه كرد و باي��د اين طرح براي پياده‌ش��دن‬ ‫وحدت ملي در جامعه اجرا شود‪.‬‬ ‫‪ l‬باز ه��م تاكيد مي‌كنم كه تنه��ا محور حقيقي‬ ‫وحدت ملي در جامعه ما رهبري و واليت فقيه اس��ت‪.‬‬ ‫آقاي ناطق نوری اگر به راستي تصميم به حضور جدي در‬ ‫انتخابات دارد براي توفيق در اين انتخابات بايد معيارهاي‬ ‫اصولگراييرامطابقفرمايشاترهبريبپذيرد‪.‬بايددراين‬ ‫مسير حركت كند و شك نداشته باشد كه چيزي جز اين به‬ ‫ضرر خود آقاي ناطق نوری خواهد بود‪g.‬‬ ‫شيخ اصولگرا كانديداي رقابت يازدهم نخواهد بود‬ ‫ناطق‌نوري و تاكيد وي بر كناره‌گيري بي‌بازگشت‬ ‫حميدرضا فوالدگر‪ -‬نماينده اصولگرا‬ ‫‪3‬‬ ‫با نزديك ش��دن به انتخابات رياست‌جمهوري‬ ‫س��ال آينده باز هم در فضاي سياس��ي كش��ور گمانه‬ ‫زني‌هاي��ي در خصوص كاندي��داي حاض��ر در اين‬ ‫انتخابات مطرح شده است‪ .‬با‌توجه به آنچه در عرصه‬ ‫انتخابات رياست مجلس و حتي انتخابات نمايندگان‬ ‫م جلس شاهدبوديم‪ ،‬رس��يدن تمامي‌‌اصولگرايان به‬ ‫يك ائتالف واح��د و معرفي يك فرد به‌عن��وان نامزد‬ ‫برگزيده و واحد جريان اصولگرايي در عرصه انتخابات‬ ‫رياست‌جمهوري بعيد و دور از ذهن به نظر می‌رسد‪.‬‬ ‫اين در حالي اس��ت كه انتظار مي‌رود از تجربه گذشته‬ ‫درس گرفته شود و اصولگرايان به يك وحدت جامع‬ ‫برسند و با حفظ ساليق و اختالف‌نظرها‪ ،‬مبنا را بر پايه‬ ‫يك ائتالف واحد بگذارند‪ .‬رسيدن به يك اتفاق نظر و‬ ‫جمع‌بندي براي معرفي يك كانديدا و توافق روی يك‬ ‫نفر زماني لزوم بيشتري مي‌يابد كه اصالح طلبان نيز به‬ ‫صورت قوي و با معرفي كانديدا در اين عرصه حاضر‬ ‫ش��وند‪ .‬اما اگر ش��رايط همانند مجلس نهم باشد كه‬ ‫اصالح طلبان حضور معنا داري نداشتند‪ ،‬خود‌به‌خود‬ ‫رقابت به‌درون اصولگرايان منتقل مي‌ش��ود و ضمن‬ ‫قبول كلي يك جريان جامع اصولگرايي و مواضع كلي‪،‬‬ ‫نامزدهاي مختلف از طيف‌هاي مختلف اصولگرايي نيز‬ ‫در اين عرصه وارد مي شوند و برنامه‌هاي خود را ارائه‬ ‫مي دهند‪ .‬در اين حالت انتخاب نيز بر‌اساس برنامه‌ها‬ ‫و س��وابق خواهد بود نه تعلق كانديدا به يك جريان‬ ‫سياسي خاص‪.‬‬ ‫با توجه به آنچه بي‌صدا در جامعه در جريان است‬ ‫تصور نگارنده بر اين اس��ت كه اصولگرايان در حال‬ ‫بحث و بررسي براي رسيدن به اتفاق نظر و معرفي يك‬ ‫كانديدا براي انتخابات رياست‌جمهوري به نمايندگي‬ ‫از جريان اصالح طلب هستند‪.‬ش��ايعات ديگري نيز‬ ‫مبني بر بازگش��ت آق��اي ناطق‌نوری مطرح اس��ت‪.‬‬ ‫درحالی که از نگاه من ایش��ان هرگز ب��راي انتخابات‬ ‫كانديدا نمي‌ش��وند‪ .‬علي‌اكبر ناطق نوري مش��ي اي‬ ‫دارد كه خ��ود بارها از آن به عنوان مش��ي جوانمردي‬ ‫ياد كرده اس��ت ‪ .‬بارها وی تاكيد كرده است كه وقتي‬ ‫حرفي را بر زب��ان مي‌آورد و بر آن پا فش��اري مي‌كند‬ ‫روي آن نيز مي‌ايستد‪ .‬هنوز از يادها نرفته است كه علي‬ ‫اكبر ناطق نوري بعد از انتخابات دوم خرداد اعالم كرد‬ ‫كه از حضور در عرصه‌هاي انتخابات دور مي‌ش��ود و‬ ‫ديگر در اي��ن عرصه‌ها حضور پي��دا نمي‌كند‪ .‬پس از‬ ‫انتخابات رياست‌جمهوري سال ‪ 84‬نيز باز تاكيد كرد‬ ‫كه ديگر هرگز به‌عنوان ليدر سياسي جريان‌ها در عرصه‬ ‫سياسي كشور حاضر نمي‌شود و تنها در دفتر بازرسي‬ ‫مقام معظم‌رهبري حاضر مي‌شود و فعاليت مي‌كند‪ .‬با‬ ‫نگاهي نه چندان عميق در می‌یابیم كه ناطق نوري بر‬ ‫هر دو سخن خود در دو عرصه حساس تاريخ پايبند‬ ‫بوده است‪ .‬علي اكبر ناطق نوري حتي براي شركت در‬ ‫انتخابات مجلس نيز پا پيش نگذاشت‪ .‬بي‌ترديد او به‬ ‫حرف خود پايبند است و شايعه حضور او در انتخابات‬ ‫رياست‌جمهوري به‌عنوان يك كانديدا از جانب هيچ‬ ‫طيفي محتمل به نظر نمي‌رسد‪g .‬‬ ‫‪45‬‬
‫سياست خارجي‌‬ ‫سياست خارجي‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪46‬‬ ‫پيش شرط‌هاي مذاكرات مسكو‬
‫ديپلماسي نامه‌ها‬ ‫سرانجام مذاكرات مسكو چه خواهد بود؟‬ ‫‪1‬‬ ‫سياست خارجي‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪ 29‬و ‪ 30‬خرداد‪ ،‬مس��كو پايتخت روس��يه؛ شايد‬ ‫مهمتري��ن مواردي ك��ه در ح��ال حاض��ر در رابطه با‬ ‫مذاكرات ميان ايران و گ��روه ‪ 5+1‬به ذهن هر مخاطبي‬ ‫متبادر مي‌شود‪ ،‬همين زمان و مكان مذاكرات باشد‪ .‬طي‬ ‫مذاكرات بغداد در تاريخ سوم‌خرداد ماه طرفين تقريبا‬ ‫بدون دستيابي به نتيجه ملموسي ميز مذاكرات را‌ترك‬ ‫و قرار گذاشتند كه دور بعدي گفت‌وگوها را در مسكو‬ ‫برگزار كنند‪ .‬اين در حالي اس��ت كه به عقيده بس��ياري‬ ‫از كارشناسان هسته‌اي همين مس��اله كه مكان و زمان‬ ‫مذاكرات بعدي تعيين شده خود نقطه‌عطفي در مساله‬ ‫هسته‌اي ايران به شمار مي‌رود‪ ،‬چرا كه مذاكرات ايران‬ ‫و گروه ‪ 5+1‬از نشست استانبول ‪ 1‬تا نشست استانبول‪2‬‬ ‫ش��اهد يك وقفه طوالني بود‪ .‬اكنون ك��ه چندين دور‬ ‫مذاكرات در فاصله زماني كوتاه برگزار ش��ده به نوعي‬ ‫مي‌تواند يك نشانه مثبت باش��د‪ .‬اما آنچه در اين ميان‬ ‫اهميت دارد تغيير مواضع گروه ‪ 5+1‬در قبال ايران است‪.‬‬ ‫آنطور كه تاكنون در رسانه‌ها انعكاس داده شده بود در‬ ‫مذاكرات بغداد توافق ش��ده بود تا نمايندگان دو طرف‬ ‫پيش از برگزاري مذاكرات مسكو‪ ،‬با برگزاري جلساتي‬ ‫فني و تخصصي‪ ،‬زمينه پيش��رفت‌هاي بعدي را فراهم‬ ‫كنند‪ .‬اما در حالي كه مقامات كش��ورمان طي روزهاي‬ ‫گذشته از بي‌پاسخ ماندن درخواس��ت‌هاي ايران براي‬ ‫برگزاري مقدمات مذاكرات مس��كو انتقاد كرده بودند‪،‬‬ ‫معاون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا نامه‌اي در‬ ‫اين زمينه براي ايران ارسال كرد؛ نامه‌اي كه البته باز هم‬ ‫پاسخگوي درخواست‌هاي ايران نبود‪« .‬هلگا اشميد» در‬ ‫اين نامه ذكر كرده‪« :‬ما در جريان مذاكرات استانبول و پس‬ ‫از آن‪ ،‬چارچوبي آشكار و مثبت براي يك فرآيند پايدار‬ ‫گفت‌وگو ايجاد كرده‌ايم‪ .‬من و شما تماس‌هاي تلفني‬ ‫متعدد و مالقات‌هايي طوالتي ب��راي نيل به اين هدف‬ ‫داش��تيم‪ .‬اكنون به منظور توافق بر سر قدم‌هاي محكم‬ ‫اعتماد‌س��از كه مي‌تواند به سرعت برداش��ته شود‪ ،‬نياز‬ ‫اس��ت كه وارد موضوعات اصلي و بنيادي شويم‪ .‬ما به‬ ‫وجود تعهدي سياسي از سوي شما اميد بسياري داريم‪».‬‬ ‫اين برخورد اشميد با درخواست ايران مبني‌بر برگزاري‬ ‫جلس��ات فني و مقدمات مذاكرات مسكو تاحدودي‬ ‫باعث رنجش خاطر مقامات ايراني شد‪ ،‬به‌گونه‌اي كه‬ ‫علي باقري‪ ،‬معاون سعيد جليلي در جواب نامه اشميد‬ ‫عنوان ك��رد‪« :‬پس از گفت‌وگوهاي اس��تانبول‪،‬طي دو‬ ‫دور گفت‌وگوهاي معاونان در ژنو‪ ،‬جمهوري اسالمي‬ ‫ايران پيش��نهادهاي مش��خصي را هم براي چارچوب‬ ‫گفت‌وگوها و هم ب��راي موضوعاتي ك��ه مي‌توان در‬ ‫اين گفت‌وگوها مورد بحث و تبادل نظر قرار داد‪ ،‬ارائه‬ ‫كرد‪ ،‬اما طرف مقابل با تعابيري چ��ون «براي مذاكره به‬ ‫ژنو نيامده‌ام» و… ن��ه طرحي را ارائه كرد و نه پاس��خ‬ ‫مشخصي براي پيش��نهادهاي جمهوري اسالمي ايران‬ ‫داشت‪ ».‬همچنين باقري اظهار داشت‪« :‬به‌رغم پيگيري‌ها‬ ‫و نامه‌هاي متعدد جمهوري اسالمي ايران‪ ،‬شما تاكنون‬ ‫نتوانسته‌ايد چنين آمادگي را فراهم کنید‪ .‬اين يك سوال‬ ‫مهم براي افكار عمومي اس��ت كه چرا برخالف توافق‬ ‫بغداد از برگزاري نشس��ت معاونان و كارشناسان براي‬ ‫تهيه دس��توركار گفت‌وگوهاي آتي اجتناب مي‌كنيد؟‬ ‫آيا گفت‌وگوهاي آتي با داشتن دس��توركاري كه ابعاد‬ ‫آن مشخص باش��د‪ ،‬موفق خواهد بود يا بدون برنامه و‬ ‫گفت‌وگو صرفا براي گفت‌وگو؟ اگ��ر توافق‌هاي هر‬ ‫دور گفت‌وگو نتواند به‌طور شايسته در سطح معاونان‬ ‫و كارشناسان پيگيري شود‪ ،‬چه تضميني براي موفقيت‬ ‫گفت‌وگوهاي آتي خواهد بود‪».‬‬ ‫شايد اين سواالت مهم‌ترين س��واالتي است كه‬ ‫اكنون در ذه��ن هر مخاطبي به‌وج��ود مي‌آيد که واقعا‬ ‫چرا گروه ‪ 5+1‬باوجود توافقاتي كه شده بود در ميانه راه‬ ‫ميدان خالي كرد و راه را براي مذاكرات مس��كو دشوار‬ ‫كرد‪ .‬برخي تحليلگران نشست نسبتا بي‌نتيجه آژانس و‬ ‫نمايندگان ايران در وين را دليل اين امر مي‌دانند‪ .‬برخي‬ ‫نيز معتقدند كه آمريكا در راه رسيدن به پرونده هسته‌اي‬ ‫ايران به يك نتيجه مثبت و ملموس سنگ‌اندازي مي‌كند‪.‬‬ ‫اين در حالي است كه قرار است نمايندگان‪ 5+1‬در آستانه‬ ‫برگزاري نشست مسكو با ايران‪ ،‬در فرانسه با يكديگر‬ ‫ديدار‌كنند‪ .‬وزارت امور‌خارج��ه آمريكا اعالم كرد كه‬ ‫نمايندگان آمريكا‪ ،‬روسيه‪ ،‬چين‪ ،‬انگليس‪ ،‬فرانسه و آلمان‬ ‫به‌منظور آماده شدن براي حضور در دور بعدي مذاكرات‬ ‫با ايران‪ ،‬روزهاي ‪ 11‬و ‪ 12‬ژوئ��ن (‪ 22‬و ‪ 23‬خرداد) در‬ ‫استراسبورگ ـ فرانسه ‪ -‬با يكديگر مشورت مي‌كنند‪.‬‬ ‫با اين روندي كه غرب در پيش گرفته مسكو مكاني‬ ‫براي محك گروه ‪ 5+1‬خواهد بود‪ .‬اگر آنها طي اين دور‬ ‫از مذاكرات بتوانند به‌گونه‌اي اعتماد ايران را جلب كنند‬ ‫به پيش برد پرونده هس��ته‌اي ايران كمك خواهند كرد‪،‬‬ ‫اما اگر همچنان روي حرف خودشان پافشاري كنند و‬ ‫ي بردارند اين دور از مذاكرات نيز در‬ ‫نخواهند هيچ قدم ‌‬ ‫بهترين حالت تنها به تعيين مكان و زمان مذاكرات بعدي‬ ‫ختم خواهد شد‪ .‬طرف غربي نه تنها تحريم‌ها عليه ايران‬ ‫را كاهش نداده بلكه مصمم‌تر از قبل به اعمال تحريم‌ها‬ ‫مبادرت مي‌ورزد‪ .‬طرف ايراني اگر اصرار دارد كه پيش از‬ ‫مذاكرات مسكو چارچوب مذاكرات تعيين شود به اين‬ ‫دليل است كه در پي آن اس��ت هرچه سريع‌تر به نتيجه‬ ‫برسد‪ ،‬اما انگار آنها به دنبال نتيجه نيستند‪ .‬حال بايد ببينيم‬ ‫آيا طي مذاكرات آتي ايران و گروه ‪ 5+1‬كاترين اشتون باز‬ ‫تنها به همان لبخند هميشگي و تغييرات ظاهري‌اش اكتفا‬ ‫ي جزم‌تر پا به ميدان خواهد‬ ‫خواهد كرد يا اين‌بار با عزم ‌‬ ‫نهاد‪ .‬اگر طرف مقابل به ويژه آمريكا در قبال ايران يك‬ ‫رويكرد سازشكارانه‌تر و مشخص‌تري را در پيش بگيرد‬ ‫قطعا اين پرونده سريع‌تر بسته خواهد شد‪ .‬اما اگر آنها‬ ‫همچنان بر طبل عدم سازش بكوبند نمي‌توان به آساني‬ ‫نتيجه‌اي را ب��راي مذاكرات متصور ش��د‪ .‬چرا‌كه ايران‬ ‫تاكنون در راستاي قوانين ان‌پي‌تي عمل كرده و اقدامي‬ ‫‌خارج از آن انجام نداده اس��ت‪ .‬پس اگر طرف مقابل به‬ ‫دنبال راهكار نتيجه‌بخشي است بايد ايران را به عنوان يك‬ ‫كشور عضو ان‌پي‌تي كه همواره نيز قانونمند بوده بپذيرد‬ ‫و اگر هم درخواست‌هايي از ايران دارد بداند كه بايد در‬ ‫مقابل آنها نيز به برخي درخواست‌هاي ايران پاسخ مثبت‬ ‫دهد‪ .‬در حقيقت پروس��ه‌اي كه اكنون پرونده هسته‌اي‬ ‫ايران طي مي‌كند اعتمادس��ازي در برابر اعتمادسازي‬ ‫است‪ .‬اگر غرب به واقع به‌دنبال دستيابي به نتيجه است‬ ‫نبايد مذاكره را صرفا براي مذاكره انجام دهد بلكه بايد‬ ‫به‌دنبال اعتمادس��ازي و ايجاد فضاي مناسب براي به‬ ‫نتيجه رسيدن مذاكرات در آينده‌اي نزديك باشد‪g .‬‬ ‫‪47‬‬
‫بازي دوگانه‬ ‫از آخرين فرصت محاسبه تا آخرين فرصت اقدام‬ ‫‪2‬‬ ‫دكتر محمد جمشيدي‪ /‬استاد دانشگاه‬ ‫سياست خارجي‬ ‫زماني كه مذاكرات بغداد به پايان رسيد طرفين تعهد‬ ‫كردند همانند مذاكرات استانبول‪ 2‬براي تعيين دستوركار‬ ‫و محتواي مرحله بعدي مذاكرات‪ ،‬معاونان دو طرف با هم‬ ‫ديدار كنند و روند جلسات در سطح معاونان حفظ شود؛‬ ‫اين تعهد در بيانيه مكتوب كاترين اشتون به صراحت قيد‬ ‫شدهاست‪.‬اماباوجوداعالمآمادگيايرانبراياينموضوع‬ ‫ي باقري‪ ،‬معاون سياس��ت‬ ‫و پيگيري‌هاي مكرر دكتر عل ‌‬ ‫خارجي و امنيت بين‌الملل شوراي عالي امنيت ملي‪ ،‬خانم‬ ‫اشميد‪ ،‬معاون كاترين اشتون با طفره رفتن از برگزاري اين‬ ‫نشس��ت‌هاي مقدماتي‪ ،‬عمال وجود چنين جلساتي را‬ ‫بي‌دليل خواند و با اعالم اينكه دستوركار آنها مشخص‬ ‫استاقدامجديوعلنيطرفايرانيرابرانگيخت‪.‬بهنظر‬ ‫مي‌رسد ارسال نامه‌هاي مكرر از طرف تيم مذاكره‌كننده‬ ‫ايراني و فراگير شدن آن در فضاي رسانه‌اي داخل و خارج‬ ‫يكي از ابتكارهاي معني‌داري باش��د كه نيات و اهداف‬ ‫پنهاني طرف غربي از دور جديد گفت‌وگوها با ايران را‬ ‫براي همه آشكار مي‌سازد‪.‬‬ ‫واقعيت آن اس��ت كه رويكرد و نوع محاس��بات‬ ‫راهبردي گروه‪ 5+1‬و به‌خصوص جناح غربي آن در دوره‬ ‫قبل و بعد از مذاكرات بغداد تغييرات محسوسي داشته‬ ‫است؛ در واقع مي‌توان گفت مذاكرات بغداد باعث شد كه‬ ‫محاسبه آنها در قبال نوع مذاكره با ايران دچار شوك شود‪.‬‬ ‫علت اين امر را بايد در توهم��ات راهبردي جناح غربي‬ ‫‪ 5+1‬جست‌وجو كرد؛ به‌عبارت دقيق‌تر‪ ،‬آنها گرفتار نوعي‬ ‫فضاي رسانه‌اي شده‌اند؛ فضاي رسانه‌اي كه خودشان از‬ ‫موضع مذاكراتي ايران‌ترسيم كرده بودند‪ .‬جناح غربي‪5+1‬‬ ‫با استناد به مولفه‌هاي مختلفي كه در فضاي رسانه‌اي خود‬ ‫طراحيكردهبودندازجملهتحوالتمنطقه‪،‬آثارتحريم‌ها‬ ‫و همچنين سياست داخلي ايران‪ ،‬گمان مي‌كردند كه ايران‬ ‫ضعيف شده و اكنون با ورود به مذاكره از موضع ضعف‪،‬‬ ‫آماده مصالحه است‪ .‬آنها با اين تصور وارد بغداد شدند و‬ ‫بنابراين تمام طراحي‌هاي مذاكراتي خود را بر اين اساس‬ ‫س��امان داده بودند‪ .‬با اين اوصاف شاهد بوديم كه آنها در‬ ‫دوره قبل از بغداد‪ ،‬مواضع‌شان را در قبال ايران تشديد‬ ‫كردند و به‌نوعي جاه‌طلبي دچار شدند‪ .‬به‌گونه‌اي كه‬ ‫درحالي‌كه آنها در مذاكرات استانبول به حق غني‌سازي‬ ‫ايران اعتراف كرده بودند‪ ،‬اما در مذاكرات بغداد از اين‬ ‫موضع‌شان عقب‌نشيني كردند و از طرف ديگر‪ ،‬درحالي‬ ‫كه آنها طي مذاكرات استانبول نسبت به همكاري‌هاي‬ ‫جدي هسته‌اي و مطلوب جمهوري‌اسالمي ايران تاكيد‬ ‫داشتند اما در فرآيند دوره ميان استانبول ‪ 2‬و بغداد يك‬ ‫چرخش اساسي داشتند و حتي مباحث مرتبط با تعليق‬ ‫كامل غني‌سازي را نيز مطرح كردند‪.‬‬ ‫اما زماني كه پشت‌ميز مذاكره نشستند دريافتند كه‬ ‫اساسا چنين تصوري چيزي بيش از يك توهم نيست‬ ‫و هنر ديپلماسي‪ ،‬منطق مذاكراتي و قدرت منطقه اي‬ ‫ايران‪ ،‬مولفه‌هاي اصلي هستند كه آنها در اتاق مذاكره با آن‬ ‫مواجهند‪ .‬درحالي‌كه آنها تصور مي‌كردند هر چه خواسته‬ ‫غيرقانوني از ايران بخواهند ايران آماده مصالحه است‪ ،‬اما‬ ‫تيم مذاكراتي ايران به چيزي كمتر از شناسايي رسمي حق‬ ‫غني‌سازي ايران طبق ان‪.‬پي‪.‬تي و لغو تمامي‌تحريم‌ها بر‬ ‫ضد ايران راضي نش��د‪ .‬بدين‌ترتيب‪ ،‬غربي‌ها پشت ميز‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪48‬‬ ‫مذاكره متوجه رويكرد اشتباه‌شان در قبال ايران شدند‪ .‬اين‬ ‫فهمديرهنگامتاثيراتعيني‌بركيفيتمذاكرهوبه‌خصوص‬ ‫قدرت تصميم‌گيري جناح مقابل بر جاي گذاشت‪ .‬شكل‬ ‫گرفتن يك فضاي جديد از مذاكره و به‌هم‌ريختن قدرت‬ ‫مديريت اشتون‪ -‬اشميت باعث تشديد اختالفات داخلي‬ ‫در ميان اعضاي گروه‪ 5+1‬شد‪ ،‬به‌طوري‌كه نگاه روسيه و‬ ‫چين در مواجهه با نگاه طرف غربي كامال زاويه گرفت‪.‬‬ ‫در واقع نداشتن دستوركار مشخص براي تداوم و‬ ‫بهبودكيفيتمذاكرات‪،‬وقفهزمانيطيمذاكراتبغدادكه‬ ‫عمال به سكته ناقص ‪ 5+1‬تبديل شده بود و نوع مصاحبه‬ ‫مطبوعاتي خانم اش��تون پس از مذاك��ره همگي بيانگر‬ ‫دستپاچگي آنها در مواجهه با ايران است‪ .‬در اين ميان بايد‬ ‫به نقش بازيگران خارجي به‌خصوص رژيم‌صهيونيستي‬ ‫توجه خاص��ي داش��ت‪ .‬دس��توركار مذاكرات��ي ‪5+1‬‬ ‫بر اساس رويكرد رژيم‌صهيونيستي طراحي شده بود‪ .‬در‬ ‫واقع‪ ،‬رژيم‌صهيونيستي نيز به عنوان يك متغير مداخله‌گر‬ ‫همواره مطرح ب��وده به‌گونه‌اي كه دس��توركار و اهداف‬ ‫مذاكرات بغداد از طرف دفتر نخست‌وزير و وزير جنگ‬ ‫ي ترسيم شده بود‪ .‬اين اهداف به عنوان‬ ‫رژيم‌صهيونيست ‌‬ ‫يك اعالميه رسمي در سايت وزارت جنگ اسرائيل قرار‬ ‫گرفتهبود‪.‬‬ ‫مواضع طرف‌هاي غربي عض��و ‪ 5+1‬در دوره بين‬ ‫استانبول‪ 2‬وبغدادتغييركردودليلآنهمهمانطوركهذكر‬ ‫شداشتباهمحاسباتيآنهاازقدرتجمهورياسالميايران‬ ‫بود‪.‬آنهاايرانراعالقه‌مندبهمصالحهمي‌ديدند‪،‬درحالي‌كه‬ ‫در واقع ايران متمايل به همكاري بود‪ .‬عدم درك تفاوت‬ ‫بين مصالحه و همكاري‪ 5+1‬را در مذاكرات اخير متضرر‬ ‫ساخت و چشم‌انداز اين فرآيند را در‌هاله‌اي از ابهام فرو‬ ‫برد‪.‬بنابراين‪ 5+1‬دروضعيتآشفتگيوتشديداختالفات‬ ‫بغدادر‌ا ترككردندوشايدبههميندليلبودكهمسكورابه‬ ‫عنوان ايستگاه بعدي قبول كردند تا شايد بتوانند يك نگاه‬ ‫مشتركباهمديگرايجادكنند‪.‬واضحاستكهدراينفضا‪،‬‬ ‫پشتپازدنبهتعهدات‪،‬اوليناقداممنفعالنه‌اياستكهبه‬ ‫ذهن طرف بازنده مي‌رسد كه يكي از نمونه‌هاي جدي آن‬ ‫همينطفرهرفتنغربازبرگزاريجلساتمعاوناناست‪.‬‬ ‫اين عدم پايبندي چش��م‌انداز هرگونه دسترسي به‬ ‫نتايج واقعي در مذاكرات مسكو را زير سوال مي‌برد و چه‬ ‫نوسان‌هاي مكرر در مواضع‬ ‫طرف غربي موجبات‬ ‫عدم‌اعتماد ايران را فراهم‬ ‫مي‌آورد و آنچه باعث نگراني‬ ‫مي‌شود اين است كه در اين‬ ‫فرآيند جديد به نوعي شاهد‬ ‫فريبكاري آنها باشيم‪ .‬اين‬ ‫امري است كه به هيچ وجه‬ ‫براي جمهوري اسالمي ايران‬ ‫قابل‌پذيرش نيست‬ ‫بسا‪ ،‬مسكو به نقطه پايان اين فرآيند جديد تبديل شود‪ .‬در‬ ‫توضيح بايد گفت كه محتواي مذاكرات مسكو وابسته به‬ ‫متغيرهايمختلفياستكهدورهپيشازمذاكرهومباحث‬ ‫مربوط به عمل به تعهدات توس��ط طرف غربي يكي از‬ ‫متغيرهاي اصلي است‪ .‬اگر آنها در اين مرحله به تعهدات‬ ‫خودشان پايبند باشند اين مساله مي‌تواند بيانگر برگزاري‬ ‫يك مذاكره جدي در مسكو باشد‪ ،‬اما در غيراين‌صورت‬ ‫اينگونه برداش��ت مي‌ش��ود كه آنها در پي آن هستند كه‬ ‫مذاكراتدرابهامباقيبماند‪.‬اهميتدورهپيشازمذاكرات‬ ‫در اين است كه محتواي مذاكرات و مواردي كه قرار است‬ ‫مذاكره براساس آن برگزار شود در اين دوره تعيين مي‌شود‬ ‫و اگر اين دوره خيلي مش��خص نباشد مذاكرات مسكو‬ ‫نيز نتيجه ملموسي در اختيار طرفين قرار نخواهد داد‪ .‬از‬ ‫ديگر سو نتيجه مذاكرات مسكو بستگي به اين دارد كه‬ ‫تيم رهبري ‪ 5+1‬يعني خانم اشتون و اشميد كه در واقع‬ ‫اجراي مذاكره را برعهده دارند تا چه حد قدرت مديريت‬ ‫و تصميم‌گيري دارند‪ .‬در اين شرايط آنچه غربي‌ها به آن‬ ‫نياز دارند يعني يك «فرآيند مذاكراتي» در‌هاله‌اي از ابهام‬ ‫فروخواهد رفت‪.‬‬ ‫نوسان‌هاي مكرر در مواضع طرف غربي موجبات‬ ‫عدم‌اعتماد ايران را فراهم مي‌آورد و آنچه باعث نگراني‬ ‫مي‌شود اين است كه در اين فرآيند جديد به نوعي شاهد‬ ‫فريبكاري آنها باشيم‪ .‬اين امري اس��ت كه به هيچ وجه‬ ‫براي جمهوري اسالمي ايران قابل‌پذيرش نيست‪ .‬ايران‬ ‫فراموش نمي‌كند كه در بيانيه س��ه‌جانبه‌اي كه با‌تركيه و‬ ‫برزيل در س��ال ‪ 1389‬امضا كرد و صداقت و همكاري‬ ‫خودشرااثباتكرد‪،‬طرفغربيكهدرواق ‌عتركيهوبرزيل‬ ‫با هماهنگي آنها وارد مذاكره با ايران شده بود از اين توافق‬ ‫عقب‌نشيني و قطعنامه ‪ 1929‬را مطرح كرد‪ .‬اين مواضع‬ ‫غرب عدم‌صداقت آنها را آشكار ساخت‪ .‬اكنون نيز اگر‬ ‫طرف غربي ديگر نمي‌خواهد چنين روندي را در پيش‬ ‫بگيرد بايد گام نخست را در جهت اعتمادسازي بردارد‪.‬‬ ‫تاكنون ايران به اندازه كافي اقدام‌هاي اعتمادساز كه فراتر از‬ ‫تعهداتش بوده‌اند انجام داده است‪ ،‬به‌گونه‌اي كه ايران در‬ ‫دوره قبل و بعد از بغداد دو تعامل با آژانس داشته است؛‬ ‫نخست اينكه اجازه داد مديركل آژانس به‌رغم مواضع‬ ‫و رويكردهاي خصمانه‌اش به ايران بيايد و سپس نيز‬ ‫جلسه وين بود كه پس از نشست بغداد برگزار شد‪ .‬اين‬ ‫دو نشست براي غرب يك پيام داشت و آن اينكه آنها‬ ‫بايد درك كنند كه عدم پايبندي به تعهدات توسط آنها‬ ‫بدون پيامد نخواهد بود‪ .‬اين نكته بسيار مهم است و آنها‬ ‫بايد متوجه باشند كه ايران هرگز همكاري‌هاي فراتر از‬ ‫تعهدات خودش را بدون محاسبه هزينه‪ -‬فايده انجام‬ ‫نخواهد داد‪ ،‬چراكه تجربه مداليته سال ‪ 2007‬همچنان‬ ‫وجود دارد‪ .‬درواقع در آن زمان به‌رغم همكاري ايران‪،‬‬ ‫تاييد همكاري توسط آژانس و مختومه شدنمواردمورد‬ ‫سوالشاهدبوديمكهفضاراعليهايرانتشديدوگزارش‌ها‬ ‫را تندتر كردند‪ .‬از آن زمان به بعد‪ ،‬آژانس عمال به نهاد تغذيه‬ ‫اطالعاتي س��رويس‌هاي غربي و بازرسان آژانس نيز به‬ ‫عوامل سرويس‌هاي غربي تبديل شد‪ .‬بدين‌ترتيب‪ ،‬نوع‬ ‫برگزاري نشست وين اين پيام آشكار را براي طرف‌هاي‬ ‫غربي داشت كه ايران بر حقوق قانوني هسته‌اي خودش‬ ‫استوار است و غربي‌ها بايد رويكرد خودشان را در قبال‬ ‫ايران تغيير دهند‪g.‬‬
‫بازديد مشروط از پارچين؟‬ ‫تو‌گو با صادق رباني‪ ،‬قائم‌مقام پيشين سازمان انرژي اتمي‬ ‫گف ‌‬ ‫صادق رباني معتقد‬ ‫است كه بازرسان‬ ‫آژانس از سايت‬ ‫نظامي پارچين‬ ‫برخالف قوانين و‬ ‫ضوابط ‪ NPT‬است‬ ‫‪3‬‬ ‫سياست خارجي‬ ‫ارزيابي شما از تغيير رويكرد ناگهاني غرب در‬ ‫قبال مذاكرات هسته‌اي ايران چيست؟‬ ‫‪ l‬اين مس��اله كه واكنش‌هاي طرف غربي در‬ ‫قبال اي��ران تاچه حد صحت دارد‪ ،‬ج��اي بحث دارد‬ ‫چراكه ما هن��وز خيلي دقي��ق نمي‌دانيم ك��ه در ميان‬ ‫طرف‌هاي غربي چه اتفاقي افتاده كه چنين تصميمي‌‬ ‫گرفته‌اند؛ در ايران بيشتر صحبت‌هاي داخلي انعكاس‬ ‫مي‌يابد و مي‌توان روي آنها اس��تناد كرد‪ .‬اكنون به نظر‬ ‫مي‌آيد ك��ه كار كمي‌پيچيده ش��ده و قرار اس��ت در‬ ‫نشست مسكو مسائل مهمي‌مطرح شود‪ .‬اين در حالي‬ ‫است كه هنوز آمادگي از سوي طرفين وجود ندارد و‬ ‫احتمال تاخير مذاكرات نيز به همين دليل وجود دارد‪.‬‬ ‫درحالي‌كه نظرات خانم اش��ميد به عنوان كارشكني‬ ‫تلقي مي‌شود‪ ،‬اما اين فرضيه‌ها نيز در رابطه با نشست‬ ‫مس��كو وجود دارد‪ .‬روي هم رفته ب��ه نظر مي‌آيد كه‬ ‫حجم كار‪ ،‬حجم سواالت و حجم مس��ائلي كه قرار‬ ‫است مطرح شود خيلي باالست و هنوز آمادگي الزم‬ ‫ايجاد نشده است‪.‬‬ ‫پس اين واكنش غرب به دليل اختالف نظرهاي‬ ‫دوطرف نبوده است؟‬ ‫‪ l‬به دليل گستردگي مطالب مسلما در اين مرحله‬ ‫اين مساله كه چه موضوعي در دستور كار قرار بگيرد و‬ ‫چه موضوعي قرار نگيرد خودش يك اختالف خواهد‬ ‫بود‪ .‬مثال ايران مايل است به دليل حفظ منافعش مساله‬ ‫تحريم‌ها در دس��توركار قرار گيرد و اين تحريم‌ها به‬ ‫صورت گام‌به‌گام برداشته شوند‪ ،‬اما آنها مسائل ديگري‬ ‫را در اولويت قرار مي‌دهند‪ .‬وجود اين اختالفات اصال‬ ‫غيرطبيعي نيس��ت زيرا مدت‌ها مذاكرات ميان ايران‬ ‫و گروه ‪ 5+1‬متوقف بوده و ت��داوم اين مذاكرات كار‬ ‫آساني نخواهد بود‪.‬‬ ‫ب��ا اين اوص��اف مي‌ت��وان برگ��زاري متداوم‬ ‫نشست‌ها را يك گام مثبت تلقي كرد؟‬ ‫‪ l‬اين مس��اله كه وقفه ميان نشس��ت‌ها كوتاه‬ ‫ش��ده قطعا بيانگر تمايل براي حل مس��اله است‪ ،‬اما‬ ‫گستردگي مسائل باعث مي‌ش��ود مساله كمي‌پيچيده‬ ‫شده و توافقات ديررس شود‪ .‬بنابراين صرفا نزديكي‬ ‫مذاك��رات را نمي‌توان يك فاكتور مثب��ت تلقي كرد‪،‬‬ ‫كما‌اينك��ه زمزمه‌هايي ب��ه گوش مي‌رس��د كه زمان‬ ‫مذاكرات مسكو را عقب بيندازند‪ ،‬درواقع در رسانه‌ها‬ ‫اينگونه انعكاس داده شده كه چون آمادگي الزم وجود‬ ‫ندارد ممكن است مذاكرات كمي‌به تاخير بيفتد‪.‬‬ ‫به نظر شما اكنون مهم‌ترين اختالفاتي كه ميان‬ ‫ايران و گروه ‪ 5+1‬وجود دارد چيست؟‬ ‫‪ l‬كشور ايران دشمنان بس��ياري دارد و يكي‬ ‫از دشمنان قس��م خورده رژيم‌صهيونيستي و ديگري‬ ‫منافقين هستند‪ .‬اين گروه‌ها كارشان صرفا جاسوسي‬ ‫اس��ت و هربار كه پرونده هس��ته‌اي اي��ران به نقطه‬ ‫تفاهم نزديك مي‌ش��ود اي��ن گروه‌ها دس��ت به‌كار‬ ‫مي‌ش��وند‪ ،‬چراكه مايل نيس��تند اختالف��ات ايران و‬ ‫آژانس به صورت اساسي رفع شود؛ به همين علت به‬ ‫بحران‌سازي در قبال ايران روي مي‌آورند‪ .‬حتي برخي‬ ‫كش��ورهاي عرب منطقه نيز با ايران همراه نيستند و‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫باوجودي كه دو‌طرف ايراني و‪ 5+1‬طي مذاكرات بغداد تصميم گرفته بودند كه پيش از مذاكرات مسكو دستوركار‬ ‫توسط معاونين خانم اشتون و آقاي جليلي مشخص شود‪ ،‬اما غرب با يك تغيير رويكرد آشكار از اين مساله سر‌باز زد‪.‬‬ ‫صادقرباني‪،‬قائم‌مقامپيشينسازمانانرژياتمي‌درگفت‌وگوييبهبررسيمواضعاخيرغربدرقبالمذاكراتهسته‌اي‬ ‫با ايران پرداخت‪ .‬رباني معتقد است اگر ايران با بازديد از پارچين موافقت كند بايد از طرف مقابل برخي انتظارات را داشته‬ ‫باشد كه اين انتظارات در دوسطح شوراي‌امنيت و آژانس دنبال مي‌شود‪ .‬در حقيقت ايران با پذيرفتن بازديد بازرسان از‬ ‫پارچين كه يك سايت نظامي است‪ ،‬نخست بايد از آژانس بخواهد كه تضمين دهد دست از بهانه‌جويي بردارد و دوباره‬ ‫چندي ديگر خواهان بازديد از يك سايت نظامي ديگر نشوند‪ .‬در رابطه با شوراي امنيت نيز ايران بايد از آنها بخواهد كه‬ ‫در برابر گام ايران آنها نيز يك‌گام بردارند و در جهت رفع گام‌به‌گام تحريم‌ها وارد شوند‪ .‬از ديگر سو موافقت با بازديد از‬ ‫پارچين در حيطه اختيارات آقاي سلطانيه نيست كه آنها انتظار دارند در مذاكرات‌شان نظر مساعد ايران را جلب كنند‪،‬‬ ‫بلكه اين مساله بايد با تصويب و راي و نظر مجلس شوراي اسالمي دنبال شود‪.‬‬ ‫بعضا مش��كالتي ايجاد مي‌كنند‪ .‬بنابراي��ن اصوال به‬ ‫مش��كل خوردن پرونده هس��ته‌اي اي��ران برآمده از‬ ‫گزارش‌هاي جاسوس��ي يا ماهواره‌اي دشمنان ايران‬ ‫است‪.‬‬ ‫آيا آژانس صرفا با استناد به تصاوير ماهواره‌اي‬ ‫و گزارش��ات ادعاي��ي مي‌توان��د از اي��ران‬ ‫درخواست بازديد از يك سايت نظامي چون‬ ‫پارچين را داشته باشد؟‬ ‫‪ l‬مادامي‌ كه به‌دنبال اين استنادات ماهواره‌اي‬ ‫بازديد صورت نگي��رد اين مس��اله از جانب آژانس‬ ‫قابل تاييد يا رد نيس��ت‪ .‬در رابطه با پارچين تصاوير‬ ‫ماهواره‌اي نشان داده است كه تحركاتي در اين سايت‬ ‫نظامي صورت مي‌گي��رد ولي تا زماني كه بازرس��ان‬ ‫تو‌سقم اين مساله‬ ‫آژانس از پارچين بازديد نكنند صح ‌‬ ‫مشخص نمي‌شود‪ .‬از ديگر سو ايران مايل نيست كه‬ ‫خارج از قواني��ن ان‪.‬پي‪.‬تي اقدام كن��د‪ .‬از آنجايي كه‬ ‫پارچين يك س��ايت نظامي اس��ت‪ ،‬بازديد بازرسان‬ ‫آژان��س از آن ع��دول از قوانين و ضواب��ط ان‌پي‌تي‬ ‫به‌حس��اب مي‌آيد‪ .‬در صورت��ي كه نهايتا ني��ز ايران‬ ‫موافقت كرد كه آنها از پارچين بازديد كنند‪ .‬اين بازديد‬ ‫بايد آخرين بازديد باش��د‪ ،‬نه اينكه اين مساله ابتداي‬ ‫بهانه‌جويي‌هاي بعدي باش��د‪ .‬ايران اكنون كامال حق‬ ‫دارد كه اجازه ندهد از پارچين بازديد صورت گيرد‪ ،‬اما‬ ‫در جهت اينكه به آنها اثبات شود گزارشات و تصاوير‬ ‫ماهواره‌اي كامال اشتباه است ممكن است كه ايران با‬ ‫بازديد موافقت كند‪.‬درحقيقت زماني كه جاسوس��ان‬ ‫گزارشي را به آژانس مي‌دهند آژانس موظف است رفع‬ ‫ابهام كند و به همين خاطر تا بدين حد به ايران اصرار‬ ‫مي‌كند‪ .‬از ديگر سو چون ايران به دنبال حقي كه دارد و‬ ‫همچنين قوانين ان‌پي‌تي اين اجازه را نداده اكنون اين‬ ‫مساله بالتكليف مانده است‪.‬‬ ‫طي نشست اخيري كه ميان ايران و آژانس در‬ ‫وين برگزار شد‪ ،‬دو طرف تنها توافق كردند كه‬ ‫مذاكرات را ادامه دهند نه در رابطه با مداليته به‬ ‫تفاهم رسيدند و نه حتي زمان مذاكرات بعدي‪.‬‬ ‫به‌نظر شما اختالفات ايران و آژانس بيشتر در‬ ‫چه حوزه‌هايي است؟‬ ‫‪ l‬در رابطه با مذاكرات ايران و آژانس‪ ،‬مشكل‬ ‫آقاي سلطانيه نيز همان مساله پارچين است‪ ،‬چراكه‬ ‫آق��اي س��لطانيه به‌عنوان نماين��ده اي��ران در آژانس‬ ‫بين‌المللي انرژي اتمي‌اختيارات محدودي دارد‪ .‬وي‬ ‫مي‌تواند در جهت بازديد بازرس��ان آژانس از تمامي‬ ‫‌سايت‌هاي هسته‌اي اقدامات الزم را به‌عمل آورد‪ ،‬اما‬ ‫مجاز نيست در رابطه با سايت‌هاي نظامي نيز اظهار‌‌نظر‬ ‫بكند‪ .‬بحث پارچين از اختيارات آقاي‌سلطانيه فراتر‬ ‫است و به مجلس شوراي اس�لامي مربوط مي‌شود‪.‬‬ ‫بنابراين اينكه س��ابق براين چراغ سبزي براي بازديد‬ ‫از پارچين نش��ان داده بودند ب��ه تصميمات مجلس‬ ‫بازمي‌گردد‪ .‬اكنون كه آقاي س��لطانيه با خوش��بيني از‬ ‫بازدي��د از پارچين صحبت مي‌كن��د احتماال مجلس‬ ‫نظر مساعد خود را براي اين منظور بيان داشته است‪.‬‬ ‫طرف‌هاي غربي احتماال از اختيارات آقاي س��لطانيه‬ ‫اطالع ندارن��د و به محض اينك��ه وي نظر قطعي‌اش‬ ‫را نمي‌گويد‪ ،‬مذاكرات را به بن‌بس��ت رس��يده تلقي‬ ‫مي‌كنند‪.‬‬ ‫اكنون اي��ران به‌نوع��ي با بازديد مش��روط از‬ ‫پارچين موافقت كرده است‪ .‬به‌‌نظر شما كشور‬ ‫ما در ازاي اين توافق چه انتظاراتي مي‌تواند از‬ ‫طرف مقابل داشته باشد؟‬ ‫‪ l‬درخواس��ت‌ها و انتظارات اي��ران دو بعد را‬ ‫ش��امل مي‌ش��ود؛ يكي انتظارات از آژانس و ديگري‬ ‫‪49‬‬
‫سياست خارجي‬ ‫انتظارات از ش��وراي امنيت‪ .‬ايران باي��د در صورت‬ ‫موافقت‪ ،‬از آژانس اين انتظار را داشته باشد كه ديگر‬ ‫بهانه‌جويي براي بازديد از سايت‌هاي ديگر نكند‪ .‬يعني‬ ‫در يك چارچوب س��واالت مشخص و ابهامات‌شان‬ ‫را براي هميش��ه رفع كنند‪ .‬اين موافقت مشروط نيز‬ ‫بدين معناس��ت كه ايران صرفا با بازدي��د از پارچين‬ ‫و مكان‌هايي كه در اين س��ايت آنها بدان مش��كوك‬ ‫هستند موافق است؛ اين توافق ايران به معناي پذيرفتن‬ ‫پروتكل‌الحاقي و مفاد آن نيست‪ .‬در حقيقت الزم است‬ ‫كه ايران چنين شرطي بگذارد و آژانس نيز بايد آن را‬ ‫بپذيرد‪ ،‬چراكه قبال چندين‌بار از پارچين بازديد كرده‌‬ ‫و دريافته‌اند كه اين سايت يك سايت نظامي است و‬ ‫هيچ فعاليت نظامي در آن صورت نمي‌گيرد‪ .‬در رابطه‬ ‫با شوراي امنيت نيز ايران بايد از آنها بخواهد به‌دنبال‬ ‫گامي كه ايران برداشته آنها نيز به برداشتن گام به گام‬ ‫تحريم‌ه��ا روي بياورند‪ .‬اكن��ون تحريم‌هاي اعمالي‬ ‫از سوي ش��وراي امنيت س��ازمان ملل و تحريم‌هاي‬ ‫يك‌جانبه برخي كش��ورها مانند آمري��كا براي ايران‬ ‫تبديل به يك معضل شده است‪ .‬اگر قرار است سياست‬ ‫ي كه‬ ‫گام به گام روس��يه به اجرا درآي��د‪ ،‬در ازاي قدم ‌‬ ‫ايران برمي‌دارد الزم است كه در وهله نخست جلوي‬ ‫تحريم‌هاي جديد گرفته شود و در وهله بعد نيز آنها‬ ‫در راستاي رفع تحريم‌ها گام بردارند‪.‬‬ ‫با‌توجه ب��ه فضايي كه اكنون ب��ر مذاكرات و‬ ‫روابط ايران و آژانس حاكم است‪ ،‬آيا احتمال‬ ‫دارد ايران در آينده با پذيرش پروتكل‌الحاقي‬ ‫نيز موافقت كند؟‬ ‫‪ l‬احتمال تحقق اين مس��اله در آينده نزديك‬ ‫پايين اس��ت‪ ،‬چراكه پذيرش پروتكل‌الحاقي مستلزم‬ ‫تصويب مجلس اس��ت‪ .‬اگر اي��ران پروتكل‌الحاقي‬ ‫را بپذي��رد‪ ،‬آژان��س مي‌تواند هر زمان كه خواس��ت‬ ‫بازرسانش را براي بازديد به كشور ما بفرستد و آنها از‬ ‫سايت نظامي و هسته‌اي بازديد كنند‪ .‬در واقع تفاوت‬ ‫پروتكل‌الحاقي و ان‌پي‌تي همين موضوع اس��ت كه‬ ‫مطاب��ق ان‌پي‌تي بازرس��ان آژانس تنه��ا مي‌توانند از‬ ‫س��ايت‌هايي بازديد كنند كه ايران به عنوان س��ايت‬ ‫هس��ته‌اي معرفي كرده‪ ،‬اما با امضاي پروتكل‌الحاقي‬ ‫آنها از مراكز و س��ايت‌هاي نظامي ني��ز مي‌توانند در‬ ‫هر زماني بازديد داشته باش��ند‪ .‬در اين شرايط ويزاي‬ ‫بازرس��ان آژانس بايد آماده باشد تا هر زمان كه اعالم‬ ‫ش��د حتي در فاصله زمان��ي كمتر از ‪ 24‬س��اعت به‬ ‫كشور مذكور بيايند و از مراكز مشكوك بازديد كنند‪.‬‬ ‫همچنين بازرسان آژانس اين اختيار را نيز دارند كه با‬ ‫كارشناسان و متخصصان هسته‌اي كشور نيز گفت‌وگو‬ ‫و حتي بازجويي كنند‪.‬‬ ‫آژانس اخي��را از همكاري باز س��خن به ميان‬ ‫آورده‪ ،‬به نظر شما منظور آژانس از طرح اين‬ ‫موضوع چيست و به دنبال چه هستند؟‬ ‫‪ l‬ش��ايد آنه��ا از اي��ران انتظ��ار دارن��د كه با‬ ‫پروتكل‌الحاقي بدون س��ير مراحل تصويب موافقت‬ ‫كند‪ .‬متاسفانه اين روزها حركت‌ها و اقدامات آژانس‬ ‫از جنبه‌ه��اي فني فراتر رفته و جنبه سياس��ي به خود‬ ‫گرفته است‪ .‬اين رويكرد آژانس تاحدودي تحت‌تاثير‬ ‫برخي كشورهاي غربي است‪ .‬مدير‌كل پيشين آژانس‬ ‫آقاي محمد البرادعي مساله هسته‌اي ايران را در يك‬ ‫فاز فني و كارشناس��انه دنبال مي‌كرد اما آمانو اينگونه‬ ‫رفت��ار نمي‌كن��د و برخ��ي تصميمات��ش تحت‌تاثير‬ ‫مسائل سياسي است‪ .‬اگر قرار باشد آمانو ديكته‌هاي‬ ‫كش��ورهاي غربي را اجرا كند‪ ،‬منظورش از همكاري‬ ‫باز ايران احتماال هم��ان اعمال عملي پروتكل‌الحاقي‬ ‫خواهد بود‪g .‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪50‬‬ ‫از اختالفات فني تا تضادهاي سياسي‬ ‫‪4‬‬ ‫دستور كارهاي متناقض‬ ‫هفته گذش��ته ايران و آژانس نشس��تي را در وين‬ ‫برگ��زار كردند كه به عقيده بس��ياري ش��ايد نتايج آن‪،‬‬ ‫تاثير‌مس��تقيم روي مذاك��رات ايران و گ��روه ‪ 5+1‬در‬ ‫مسكو داشته باش��د‪ .‬پس از اين نشست بود كه آژانس‬ ‫بين‌المللي انرژي اتمي‌اعالم ك��رد در مذاكرات خود‬ ‫با ايران برس��ر دسترسي به‌س��ايت پارچين در جنوب‬ ‫شرق تهران‪ ،‬هيچ پيشرفتي نداشته و نتيجه اين نشست‬ ‫نااميد كننده بوده اس��ت‪ .‬در واقع شكست اين نشست‬ ‫آن هم يك هفته پ��س از اينكه يوكيا آمان��و‪ ،‬مديركل‬ ‫آژانس بين‌المللي انرژي اتم��ي‌در خصوص توافق با‬ ‫تهران اطمينان داده بود‪ ،‬چشم‌انداز موفقيت مذاكرات‬ ‫هسته‌اي كه به‌طور گس��ترده‌تر بين ايران و نمايندگان‬ ‫آمري��كا‪ ،‬انگليس‪ ،‬فرانس��ه‪ ،‬چي��ن‪ ،‬روس��يه و آلمان‬ ‫( گ��روه ‪ )5+1‬در تاري��خ ‪ 29‬و ‪ 30‬خرداد در مس��كو‬ ‫برگزار خواهد ش��د را تيره‌تر كرده است‪ .‬حتي تاريخ‬ ‫مذاكرات بعدي نيز مشخص نشده است و علي‌اصغر‬ ‫سلطانيه‪ ،‬نماينده ايران در آژانس اعالم كرده كه نشست‬ ‫بعدي در تاريخي نامعلوم برگزار خواهد شد‪ .‬آژانس در‬ ‫برگزاري مذاكرات با ايران در پي موافقت ايران با بازديد‬ ‫از سايت نظامي پارچين اس��ت‪ ،‬چرا كه آنها با تكيه به‬ ‫برخي تصاوير ماهواره‌اي و اطالع��ات ادعايي اعالم‬ ‫كرده‌اند كه ايران در اين س��ايت غني‌س��ازي اورانيوم‬ ‫نيز انجام مي‌دهد؛ مس��اله‌اي كه بارها با تكذيب قاطع‬ ‫ايران مواجه ش��ده اس��ت‪ .‬در اين فضا كه طرف‌هاي‬ ‫غربي از هر دس��تاويزي براي تحت فش��ار قراردادن‬ ‫ايران استفاده مي‌كنند‪ ،‬بسياري از كارشناسان موافقت‬ ‫اي��ران با بازدي��د از پارچي��ن را ي��ك گام مثبت تلقي‬ ‫مي‌كنند؛ زيرا در اين صورت هم ايران در برابر پذيرش‬ ‫خواس��ته آنها مي‌تواند برخي خواسته‌ها را مطرح كند‬ ‫و هم معلوم مي‌ش��ود كه ايران اصال خ��ارج از قوانين‬ ‫ي انجام نمي‌دهد‪ .‬اما سفر آمانو پيش از‬ ‫ي‪‌.‬تي اقدام ‌‬ ‫ان‌‪.‬پ ‌‬ ‫اين نشست به تهران نيز اذهان را براي پذيرش ايران با‬ ‫اين مساله آماده كرده بود‪ .‬زيرا آمانو در جريان سفر اخير‬ ‫خود به تهران كه دو روز پيش از نشست ايران و گروه‬ ‫‪ 5+1‬در بغداد انجام ش��ده ب��ود‪ ،‬از توافق‌هاي ابتدايي‬ ‫در خصوص بازرس��ي از پارچين خب��رداده بود‪ .‬اما از‬ ‫آنجايي كه نمايندگان ش��ش قدرت جهاني در بغداد با‬ ‫درخواست تهران براي لغو تحريم‌ها موافقت نكردند‪،‬‬ ‫مقامات جمهوري اسالمي نيز اندكي پس از اين نشست‬ ‫اعالم كردند براي بازرس��ي از پارچين آمادگي ندارند‪.‬‬ ‫اما اخباري كه در رابطه با پارچين انتشار مي‌يابند هيچ‬ ‫ي ندارند‪ ،‬يعني ي��ك روز از مخالفت ايران با‬ ‫انس��جام ‌‬ ‫بازديد از اين سايت سخن به ميان مي‌آيد و روز ديگر‬ ‫از موافقت‪ ،‬اما موافقت مشروط‪ .‬چراكه اندكي پس از‬ ‫اعالم مخالفت ايران براي بازديد بازرس��ان از مجتمع‬ ‫نظامي پارچين‪ ،‬نماينده دائم ايران در آژانس تاكيد كرد‬ ‫كه تهران مانع از بازديد بازرسان آژانس از مركز نظامي‬ ‫پارچين نمي‌شود‪ ،‬به شرط آنكه اين امر در چارچوب‬ ‫سندي اساسي و يك برنامه كاري مورد توافق دو طرف‬ ‫باشد‪.‬علي‌اصغر سلطانيه‪ ،‬نماينده دائم ايران در آژانس‬ ‫ي اظهار داشت كه به زودي توافقي‬ ‫بين‌المللي انرژي اتم ‌‬ ‫بين اي��ران و آژانس ب��راي برگ��زاري دور جديدي از‬ ‫مذاكرات بين دوطرف اعالم خواهد شد‪ .‬سلطانيه اعالم‬ ‫كرده كه تهران مانع از بازديد بازرسان آژانس بين‌المللي‬ ‫انرژي اتمي از مركز نظامي پارچين نمي‌شود‪ ،‬به شرط‬ ‫آنكه اين امر در چارچوب سندي اساسي و يك برنامه‬ ‫كاري مورد توافق دو طرف باشد‪ .‬همچنين سلطانيه در‬ ‫گفت‌گوي ديگري از ام��كان پذيرش پروتكل الحاقي‬ ‫توسط ايران س��خن گفت؛ وي توضيح داد‪« :‬ايران به‬ ‫مدت دو سال و نيم پروتكل الحاقي را به اجرا درآورد‬ ‫تا اينكه به شكلي ناعادالنه به ش��وراي امنيت سازمان‬ ‫ملل ارجاع داده ش��د‪ .‬س��پس مجلس به دولت دستور‬ ‫داد همكاري با آژان��س را در چارچوب توافق پادمان‬ ‫محدود كند‪ .‬بنابراين هرگونه ام��كان تصويب دوباره‬ ‫پروتكل الحاقي به حل مسائل در رابطه با شوراي امنيت‬ ‫بستگي دارد‪ ».‬اگر مواضع ايران را در اين چند وقت اخير‬
‫در كنار هم قرار دهيم‪ ،‬درمي‌يابيم كه ايران به‌دنبال حل‬ ‫اختالفات با آژانس است اما حاضر نيست بدون حساب‬ ‫و كتاب با درخواست‌ها و پيشنهادات آژانس كنار بيايد‪.‬‬ ‫اگر آژانس نيز به راستي به دنبال همين مساله است بايد‬ ‫با در نظر گرفتن منافع دو طرف وارد گفت‌وگو شود‪ .‬اگر‬ ‫به كمي‌قبل‌تر بازگرديم‪ ،‬درست هفته پاياني ارديبهشت‬ ‫ماه ب��ود كه «هرم��ان ناكارتس»‪ ،‬معاون ام��ور پادماني‬ ‫آژانس و «رافائل گروسي»‪ ،‬دستيار ويژه آمانو به‌عنوان‬ ‫نمايندگان آژانس در وين با علي‌‌اصغر سلطانيه‪ ،‬نماينده‬ ‫دائم ايران در محل آژانس ديدار و گفت‌وگو كردند و‬ ‫در پايان طرفين ضمن مثبت ارزيابي كردن گفت‌وگوها‪،‬‬ ‫ادامه مذاكرات را به سوم خرداد موكول كردند‪ .‬اين در‬ ‫حالي بود كه دوم خرداد ماه «يوكيا آمانو» وارد تهران شد‬ ‫و مستقيما با مس��ئوالن ايراني در حوزه هسته‌اي وارد‬ ‫مذاكره شد‪ .‬آمانو پس از بازگشت به وين گفت‌وگوهاي‬ ‫خود را خوب توصيف و خبر از امضاي توافقنامه‌اي با‬ ‫ايران در آينده داد‪ .‬مديركل آژان��س بين‌المللي انرژي‬ ‫ي در خص��وص گفت‌وگوهاي خود با مس��ئوالن‬ ‫اتم ‌‬ ‫ايراني گفت كه ما مذاكرات گسترده و فشرده‌اي را در‬ ‫جو خوبي برگزار كرديم‪ .‬قطعا پيشرفت گفت‌وگوها اثر‬ ‫مثبتي بر مذاكرات‪ 5+1‬و ايران خواهد گذاش��ت‪ .‬البته‬ ‫اينها دو موضوع متفاوت از هم هس��تند‪ ،‬اما مي‌توانند‬ ‫يكديگر را تقويت كنند‪ .‬يك روز پس از نشست ايران و‬ ‫گروه ‪ 5+1‬در بغداد و تعيين مسكو به‌عنوان ميزبان دور‬ ‫آينده گفت‌وگوها‪ ،‬گزارش جنجالي آژانس بين‌‌المللي‬ ‫انرژي اتمي‌در خصوص برنامه‌هاي هس��ته‌اي ايران‬ ‫منتشر ش��د‪ .‬در اين گزارش ادعا شده كه ايران ظرفيت‬ ‫احتمالي خود براي توليد مواد هس��ته‌اي حساس را با‬ ‫نصب صدها سانتريفيوژ جديد در سايت زيرزميني‌اش‬ ‫افزايش داده است‪.‬آژانس بين‌المللي انرژي اتمي‌مدعي‬ ‫شد كه تصاوير ماهواره‌اي نش��ان‌دهنده «فعاليت‌هاي‬ ‫گسترده» در مجتمع نظامي پارچين است كه بازرسان‬ ‫خواستار بازرسي از آن هس��تند‪ .‬در اين گزارش ادعا‬ ‫شد كه بازرس��ان آژانس آثاري از اورانيوم غني‌‌شده تا‬ ‫بيش از ‪ 27‬درصد را در س��ايت فردو در ايران يافته‌اند‬ ‫كه بيشتر از سطح ‪200‬درصدي است كه تهران به‌طور‬ ‫رس��مي به آژانس اعالم كرده بود و در ادامه نيز عنوان‬ ‫شد كه ايران به آژانس بين‌المللي انرژي اتمي‌ گفته كه‬ ‫اورانيوم با غناي باالتر «ممكن است براي داليل فني كه‬ ‫از كنترل اپراتور خارج است اتفاق بيفتد‪‌».‬پس از آن نيز‬ ‫در جريان نشست شوراي حكام‪ ،‬گزارش جديد يوكيا‬ ‫ي منتش��ر‬ ‫آمانو‪ ،‬مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتم ‌‬ ‫شد‪ .‬در اين گزارش آمده است كه «در حالي كه آژانس‬ ‫به راستي‌آزمايي عدم انحراف مواد هسته‌اي اعالم شده‬ ‫گفت‌و‌گو با دكتر احمد قريب‬ ‫‪5‬‬ ‫چرا آژانس آنقدر مصر است كه از سايت نظامي‬ ‫پارچينبازديدبه‌عملآورد؟‬ ‫‪ l‬احتماال آژانس براي بازديد از اين سايت برخي‬ ‫داليلخاصخودشرادارد‪،‬البتهاينسايتنظامياستو‬ ‫مطابققوانينان‌‪.‬پي‪‌.‬تيواستقاللكشورآژانسحقبازديد‬ ‫از آن را ندارد‪ .‬اما اكنون كه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي‬ ‫‌روي اين مساله آنقدر پافشاري مي‌كند و ايران هم در آنجا‬ ‫فعاليتيغيرازفعاليت‌هاينظامي ندارد‪،‬پساگربپذيردكه‬ ‫بازرسان آژانس از اين سايت بازديد كنند برخي شبهات و‬ ‫ادعاهايآنهاپايانخواهديافت‪.‬درحالي‌كههيچمورديدر‬ ‫اين منطقه وجود ندارد‪ .‬اين مساله بايد خيلي پيش از اين‌ها‬ ‫پايان مي‌پذيرفت‪ .‬يعني يا بايد آژانس متقاعد مي‌شد و از‬ ‫اصرارهايشدستمي‌كشيدويااينكهايرانامكانبازديدرا‬ ‫مهيامي‌كردتااينمسالهتابدينجاادامهنمي‌يافت‪.‬قاعدتادر‬ ‫اينمواردايرانمي‌تواندبرگبرندهبزرگيهمبهدستآورد‪.‬‬ ‫با‌توجه به اينكه پارچين يك سايت نظامي است‪،‬‬ ‫آياآژانستنهابااستنادبهبرخيتصاويرماهواره‌اي‬ ‫مي‌تواند درخواست بازديد از اين منطقه را داشته‬ ‫باشد؟‬ ‫‪ l‬آژانس اكنون از ايران درخواست كرده‪ ،‬ايران نيز‬ ‫نپذيرفته و اين حق ايران اس��ت‪ .‬در واقع اين سايت چون‬ ‫نظامي است ايران مي‌تواند اجازه بازديد ندهد‪ .‬آن هم تنها‬ ‫با استناد برادعاهاي برخي كشورها‪ .‬بنابراين ايران مي‌تواند‬ ‫كامال اين درخواست آنها را بررسي كند و سپس اعالم كند‬ ‫كهآيااجازهبازديدخواهددادياخير‪.‬‬ ‫نشست اخير ايران و آژانس بين‌المللي انرژي اتم ‌‬ ‫ي‬ ‫در وين طبق گفته طرفين نتيجه خاصي نداشت و‬ ‫تنها قرار شد اينگونه نشست‌ها ادامه داشته باشد‪.‬‬ ‫به‌نظر ش��ما اختالف اصلي دو طرف چيست كه‬ ‫تاكنوننتوانسته‌اندبهيكمداليتهدستيابند؟‬ ‫‪ l‬مشكل اصلي دو طرف اين است كه يك سري‬ ‫اصولبرايخودشانتعيينكرده‌اندومي‌خواهندبرپايهآنها‬ ‫پيشروند‪.‬البتهبرخياختالفاتدرمياناعضايگروه‪5+1‬‬ ‫طبيعياست‪،‬چراكهاينگروهمتشكلازششكشوراست‬ ‫وششسياستخاصرادنبالمي‌كنند‪.‬اينكشورهانيزاز‬ ‫مدت‌ها قبليك‌سري اصولبرايخودشان تعيين كرده‌اند‬ ‫و نمي‌خواهند خيلي از خواست‌هايي كه داشته‌اند عقب‬ ‫بنشينند‪ .‬البته برخي موارد مانند پذيرش غني‌سازي‪ 3/5‬يا‬ ‫‪5‬درصددرايرانازجانبآنهايكپيشرفتخوبومثبت‬ ‫برايما بهحسابمي‌آيد‪.‬‬ ‫آيا مذاكره به اين ص��ورت در رابطه ب��ا پرونده‬ ‫هسته‌ايايراننتيجهبخشخواهدبود؟‬ ‫‪ l‬بهنظرمنمذاكرهنبايدبهاينصورتباشدكهدو‬ ‫طرف بر سر ميز مذاكره حاضر شوند و مواردي را كه از قبل‬ ‫براي خودشان تعيين كرده‌اند مطرح و روي آنها پافشاري‬ ‫كنند‪ .‬اگر هر يك از طرفين نتواند از برخي موارد از پيش‬ ‫تعيين شده خودش مانور بدهد‪ ،‬اين ديگر مذاكره نخواهد‬ ‫بود‪.‬مخصوصادررابطهباپروندههسته‌ايايرانكهسال‌هاي‬ ‫سال است كه در جريان است‪ ،‬مذاكره به مفهوم واقعي آن‬ ‫يك نياز ضروري است‪ .‬مذاكره يعني اينكه دو طرف كه هر‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫دكتر احمد قريب‪ ،‬متخصص سوخت‌هاي هسته‌اي در گفت‌وگويي به بررسي نشست اخير ايران و آژانس در وين‬ ‫پرداخت‪ .‬به‌عقيده وي مساله پافشاري آژانس بر بازديد از پارچين بي‌دليل آنقدر برجسته شده و درحالي‌كه ايران هيچ‬ ‫فعاليت غيرنظامي يا هسته‌اي در اين مكان ندارد‪ ،‬شايد با مطرح كردن برخي پيشنهادات به نفع ايران پذيرفته شود كه آنها‬ ‫از اين مركز بازديد به‌عمل آورند‪ .‬وي همكاري باز ايران و آژانس را كه از سوي آژانس مطرح شده قاعدتا همان پذيرش‬ ‫ي كه برمي‌دارد بايد با در نظر گرفتن منافع عمومي‬ ‫پروتكل الحاقي مي‌داند و بر اين باور است ايران در هرمرحله و هرگام ‌‬ ‫ملت باشد‪ ،‬يعني تمامي‌عواقب يك اقدام را بسنجد و سپس به انجام آن روي بياورد‪.‬‬ ‫دواشرافكاملبرمسائلسياسي‪،‬اقتصاديوتكنولوژيكي‬ ‫كشورياسياست‌هايجهانيدارندبرسرميزمذاكرهحاضر‬ ‫شوندوبادرنظرگرفتنمنافعجمعيملت‌هاواردگفت‌وگو‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫ايران در چه شرايطي مي‌تواند با بازديد از پارچين‬ ‫موافقتكند؟‬ ‫‪ l‬اگرايرانچنينامريرابپذيردبايددرقبالهرگام‬ ‫ايران آنها نيز يك گام بردارند؛ يعني اگ��ر ايران با بازديد از‬ ‫پارچين موافقت كند قطعا انتظ��ارات بااليي نيز از طرف‬ ‫مقابلخواهدداشت‪.‬‬ ‫مطاب��ق گزارش‌ها و اخباري كه منتش��ر ش��ده‬ ‫آژانس‌خواهان يك همكاري باز با ايران اس��ت‪.‬‬ ‫منظورآنهاازهمكاريبازچيست؟‬ ‫‪ l‬احتماال آنها به‌دنبال پذيرش پروتكل الحاقي از‬ ‫جانبايرانهستندوهمكاريبازنيزبههمينمفهوماست‪.‬‬ ‫اين در حالي است كه ايران مدتي اين پروتكل را به‌صورت‬ ‫داوطلبانهبهاجرادرآورد‪،‬امابعدبه‌علتبرخيعدمتعهدها‬ ‫ازسويطرف مقابلاينمسالهرانپذيرفت‪.‬اينپروتكلبه‬ ‫آژانس اجازه مي‌دهد كه بازديدهاي سرزده و بيشتري از‬ ‫تاسيساتهسته‌ايايرانداشتهباشد‪.‬‬ ‫آيا امكان دارد اي��ران در اين ش��رايط با پذيرش‬ ‫پروتكلالحاقيموافقتكند؟‬ ‫‪ l‬تاكنون نتايج نش��ان داده كه اي��ران با پذيرش‬ ‫پروتكل الحاقي موافقت نخواهد كرد‪ ،‬مگر در ش��رايط‬ ‫خاصي‪ .‬درحقيقت اي��ران براي هرگامي‌ك��ه در پرونده‬ ‫هسته‌اي برمي‌دارد بايد منافع مردم را در وهله نخست در‬ ‫نظربگيرد‪.‬به‌عنواننمونهكامالبسنجدكهاگرمثالباپذيرش‬ ‫لالحاقيموافقتكند‪،‬نتايجمثبتومنفياينمساله‬ ‫پروتك ‌‬ ‫برايمردمچهخواهدبود‪.‬‬ ‫وسخنآخر؟‬ ‫‪ l‬بهنظرمناكنونفرصتيپيشآمدهكهايرانبايداز‬ ‫آنبهرهببرد‪.‬غرباكنونبرخالفگذشتهخيليمايلاست‬ ‫كهمسالههسته‌ايايرانهرچهسريع‌ترحلشودوبهنتيجه‬ ‫برسد‪ .‬بنابراين ايران نيز بايد از فرصت استفاده كند و از اين‬ ‫برگ برنده بهره ببرد‪ .‬اگر اكنون از اين فرصت استفاده‌هاي‬ ‫الزمنشودممكناستدرآيندهرويكردغربمجدداتغيير‬ ‫كندوديگرايراننتواندبهراحتيمذاكرهكند‪g.‬‬ ‫سياست خارجي‬ ‫آژانس به دنبال اجراي پروتكل الحاقي است‬ ‫در تاسيسات هس��ته‌اي و در مكان‌هايي خارج از اين‬ ‫تاسيس��ات كه اين مواد به‌طور معمول در آنجا استفاده‬ ‫مي‌شوند ادامه مي‌دهد‪ ،‬از آنجا كه ايران همكاري الزم‬ ‫را به عمل نمي‌آورد و از جمله پروتكل الحاقي را اجرا‬ ‫نمي‌كند آژانس قادر نيست اطمينان موثق درباره فقدان‬ ‫مواد و فعاليت‌هاي هس��ته‌اي اعالم نش��ده در ايران را‬ ‫فراهم و جمع‌بنــدي كند كه مواد هس��ته‌اي در ايران‬ ‫براي مقاصد صلح‌آميز است!» اين گزارش‌ها در حالي‬ ‫منتشر شده است كه بر اساس مفاد «ان پي تي»‪ ،‬بازرسي‬ ‫از مراكز نظامي كشورها در چارچوب وظايف آژانس‬ ‫نمي‌گنجد و اصرار آژانس بر بازديد از پارچين خارج از‬ ‫وظايف قانوني تعريف شده براي آن است و به همين‬ ‫دليل است كه علي‌اصغر س��لطانيه در گزارش خود در‬ ‫نشست ش��وراي حكام‪ ،‬آژانس را متهم كرد كه تبديل‬ ‫به يك س��ازمان اطالعاتي براي برخي كشورها شده‬ ‫است‪ .‬بحث بر سر فعاليت‌هاي سايت پارچين در حالي‬ ‫دنبال مي‌شود كه گزارش چند‌ماه گذشته آژانس حاكي‬ ‫از اين بود كه حداقل از س��ال ‪ 2003‬اطالعاتي مبني‌بر‬ ‫گرايش نظامي در فعاليت هس��ته‌اي ايران در دس��ت‬ ‫نيست‪ .‬حال بايد اين سوال را مطرح كرد كه چرا آژانس‬ ‫تا اين اندازه نسبت به بازديد از سايت نظامي پارچين‬ ‫اصرار دارد؟ ‪g‬‬ ‫‪51‬‬
‫بين‌الملل‌‬ ‫شكست پروژه براندازي‬ ‫بين‌الملل‬ ‫دوئل موافقان و مخالفان حكومت مالكي در عراق‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪1‬‬ ‫پيروزي بزرگ ‬ ‫برخي كش��ورها و گروه‌ها دس��ت به دست هم‬ ‫داده‌اند تا آرامش و ثبات سياسي را از عراق بگيرند و در‬ ‫راه رسيدن به اين هدف از هيچ كاري فروگذار نیستند‪.‬‬ ‫در حقيقت نزديك به دو ماه اس��ت كه نخس��ت‌وزير‬ ‫عراق با يك چالش سياس��ي بزرگ مواجه ش��ده كه از‬ ‫سوي «مس��عود بارزاني» رئيس منطقه كردستان و «اياد‬ ‫عالوي» رهبر فهرس��ت العراقيه هدايت مي‌ش��د‪ .‬اين‬ ‫دو ش��خصيت تاثيرگذار عراقي با چراغ سبز عربستان‬ ‫و آمريكا به‌دنبال اجراي طرح تجزيه بايدن و براندازي‬ ‫دولت مركزي عراق بودند‪ .‬مي‌توان گفت عراق با بحراني‬ ‫به نام سلب اعتماد از مالكي مواجه شده بود؛ در همين‬ ‫راستا رئيس‌جمهوري عراق به نمايندگان پارلمان اين‬ ‫اختيار را داد كه در صورت كسب امضاهاي الزم براي‬ ‫سلب اعتماد از مالكي وي را به صورت مسالمت‌آميز‬ ‫بركنار كند‪ .‬در واقع با توجه به وظايفي كه قانون‌اساسي‬ ‫عراق به عهده رئيس‌جمهوري گذاش��ته و در راستاي‬ ‫تالش براي پايان‌دادن به بحران سياسي در اين كشور‪،‬‬ ‫رئيس‌جمهوري اجازه داد تا برخي از گروه‌هاي سياسي‬ ‫به جمع‌آوري امضا براي بركناري نوري المالكي اقدام‬ ‫كنند تا ش��ك و ش��بهه در اين خصوص پايان يابد‪ .‬اما‬ ‫در حالي كه همه چيز داش��ت به نفع برخي گروه‌هاي‬ ‫مخالف مالكي پيش مي‌رفت‪ ،‬ناگهان ورق برگش��ت و‬ ‫جالل طالباني اعالم كرد طرح س��لب اعتماد شكست‬ ‫خورده است‪.‬رئيس‌جمهور عراق اعالم كرد كه امضاهاي‬ ‫جمع‌آوري‌شده براي سلب راي اعتماد از نوري‌المالكي‪،‬‬ ‫نخست‌وزير عراق به حدنصاب الزم نرسيده است‪ .‬در‬ ‫بيانيه دفتر جالل طالباني آمده است‪« :‬رئيس‌جمهور به‬ ‫‪52‬‬ ‫رهبران گروه‌هاي سياسي عراق وعده داده است كه پس‬ ‫از تاييد صحيح‌بودن تمام امضاها و به حدنصاب رسيدن‬ ‫تعداد آنها‪ ،‬اسامي‌نمايندگاني را كه خواستار سلب راي‬ ‫اعتماد از مالكي بودند به پارلمان ارائه دهد‪».‬در اين بيانيه‬ ‫آمده است‪« :‬كميته‌اي كه از سوي رئيس‌جمهور مسئول‬ ‫بررسي امضاهاي جمع‌آوري‌ش��ده عليه دولت مالكي‬ ‫بود‪ ۱۶۰ ،‬امضا از نمايندگان فهرس��ت العراقيه‪ ،‬ائتالف‬ ‫كردستان‪ ،‬فراكس��يون االحرار و تعدادي از نمايندگان‬ ‫مستقل دريافت كرده بود‪ ،‬اما پس از مدتي ‪ ۱۱‬نماينده از‬ ‫آنها در تماس با دفتر رياست‌جمهوري اعالم كردند كه‬ ‫امضاي خود را پس‌مي‌گيرند و سپس دو نماينده ديگر‬ ‫نيز دست به اقدامي‌مشابه زدند‪ ».‬براساس اين بيانيه و‬ ‫با‌توجه به عدم رسيدن حدنصاب الزم براي ارائه موضوع‬ ‫سلب راي اعتماد از دولت مالكي‪ ،‬رئيس‌جمهور عراق‬ ‫به‌رغم آماده‌كردن نامه‌اي ب��راي پارلمان‪ ،‬ديگر لزومي‬ ‫‌به اين كار نديد‪ .‬در واقع تع��داد اعضاي پارلمان عراق‬ ‫‪ 325‬نفر است كه براي نخس��ت‌وزيري از نظر قانوني‬ ‫نياز به ‪ 1+50‬راي است‪ ،‬يعني ‪ 163‬نفر بايد راي مثبت‬ ‫دهند‪ .‬در پروسه نخست جمع‌آوري امضاها ‪ 177‬امضا‬ ‫يا راي مثبت ب��راي بركناري مالكي جمع‌آوري ش��د‬ ‫اما پس از آن برخي از افرادي ك��ه در اين فرآيند نقش‬ ‫داش��تند يا آن را امضا كردند‪ ،‬منكر اين امضاها شدند‪.‬‬ ‫پس از پايان يافتن نس��بي اين تنش‌ها ن��وري المالكي‬ ‫در ديدار با برخي از اعض��اي تجمع «الوفاء للعراق» كه‬ ‫ش��امل برخي نمايندگان «العراقية البيضاء»‪« ،‬الحرة» و‬ ‫برخي نمايندگان فهرس��ت العراقيه بود از پايان بحران‬ ‫عراق س��خن گفت‪ ،‬اما تاكيد كرد كه برخي اقدامات‪،‬‬ ‫تهديدها و دورويي‌هايي كه از سوي برخي نمايندگان‬ ‫روي داده‪ ،‬تاسف‌بار و دردناك است و نبايد اين موضوع‬ ‫بدون بازخواست رها شود‪ .‬در ادامه نيز با اشاره به اينكه‬ ‫به دنبال انتقام‌جويي نيست و دست دوستي را حتي به‬ ‫ي ناصواب انجام داده‌اند‪،‬‬ ‫سوي كساني كه عليه او اقدام ‌‬ ‫دراز مي‌كند‪ ،‬گفت در روند سياسي‪ ،‬جايي براي انتقام‬ ‫نيست و ما بر‌اس��اس قانون اساسي عمل خواهيم كرد‪.‬‬ ‫وي از آن دسته از شركاي سياسي‌اش كه به سوي برخي‬ ‫گرايش‌هاي خاص رفته‌اند خواست تا بار ديگر بازگردند‬ ‫و روي ميز گفت‌وگوهاي ملي و زير چتر قانون اساسي‬ ‫به حل و فصل مش��كالت فيمابين بپردازن��د‪ .‬از ديگر‬ ‫س��و مواضع مقتدي‌صدر‪ ،‬رهبر گ��روه صدر نيز جاي‬ ‫تامل دارد چراك��ه مقتدي صدر‪ ،‬با ص��دور بيانيه‌اي از‬ ‫نوري المالكي‪ ،‬نخست‌وزير اين كشور خواست تا به‬ ‫منظور حفظ منافع ملت عراق و شركاي سياسي خود‬ ‫هر چه سريعتر اس��تعفاي خود را تقديم كند‪ .‬همچنين‬ ‫پس از اينكه صدر راه س��لب اعتماد از مالكي را دشوار‬ ‫ديد‪ ،‬در اقدام تامل‌برانگيز ديگري در نامه‌اي به دبيركل‬ ‫س��ازمان ملل خواس��تار دخالت جامعه جهاني براي‬ ‫پايان‌دادن به اين اختالفات شد‪ .‬مقتدی صدر اين نامه‬ ‫را به مارتين كوبلر‪ ،‬نماينده بان‌كي‌مون در عراق داده و‬ ‫از سازمان ملل خواسته است به نقش خود در پايان‌دادن‬ ‫به اختالف‌هاي سياسي در عراق عمل كند‪ .‬در اين نامه‬ ‫از بان‌كي‌مون خواسته ش��ده تا به تكروي‌هاي دولت و‬ ‫به حاشيه كش��اندن هم‌پيمانان دولت كنوني پايان داده‬ ‫شود و آزادي‌هاي بيشتري در عراق اجرا شود كه آزادي‬ ‫زندانيان سياسي از آن جمله است‪ .‬مقتدی صدر در نامه‬ ‫به بان‌كي‌مون مدعي شده كه عدالت در عراق از بين رفته‬ ‫و نهادهاي دولتي عراق پياپي مورد دخالت قرار مي‌گيرند‬ ‫كه اين امر باعث اخالل در امور كشور شده است‪ .‬برخي‬ ‫كارشناسان تحركات اخير مقتدي صدر‪ ،‬از جمله سفر‬ ‫وي به كردستان و ديدارش با گروه‌هاي مختلف سياسي‬ ‫در عراق در جهت تغيير نوري‌المالكي‪ ،‬نخس��ت‌وزير‬ ‫عراق را عمدتا در چارچوب رقابت سياسي ميان حزب‬ ‫الدعوه و جريان صدري قابل تعريف مي‌دانند‪.‬‬ ‫اما در طرف ديگر اي��ن بحران سياس��ي در عراق‪،‬‬ ‫عربس��تان و آمري��كا وجود دارن��د؛ جو باي��دن‪ ،‬معاون‬ ‫رئيس‌جمهوري آمريكا كه يكي از طراحان تقسيم عراق‬ ‫به سه كشور شيعه‪ ،‬كرد و س��ني است و همچنان معتقد‬ ‫اس��ت كه عراق بايد به سه كشور مس��تقل تقسيم شود‬ ‫احتماال در اين بحران نقش دارد؛ چراكه اعالم ش��ده بود‬ ‫وي در اثناي اين تنش‌هاي سياسي سفري به‌عراق خواهد‬ ‫داشت؛ مساله‌اي كه با واكنش تند مقامات عراقي مواجه‬ ‫شد چراكه آنها سفر بايدن را در اين شرايط موجب دامن‬ ‫زدن به آتش درگيري‌هاي طايفه‌اي در كش��ور مي‌دانند‪.‬‬ ‫دخالت‌هايعربستاناماآشكارترازآمريكابودچنانكهيكي‬ ‫از رهبران فهرست العراقيه به رياست اياد عالوي‪ ،‬از نقش‬ ‫وليعهد عربستان سعودي در افزايش فشارهاي داخلي بر‬ ‫نوري المالكي نخست‌وزير عراق خبر داد‪ .‬ظاهرا شاهزاده‬ ‫نايفبن‌عبدالعزيزوزيركشورووليعهدعربستانازرهبران‬ ‫العراقيه به ويژه اياد عالوي‪ ،‬اسامه النجيفي‪ ،‬رافع العيساوي‬ ‫و صالح‌المطلك خواسته بود تا براي نهايي كردن راي عدم‬ ‫اعتماد به كابينه نوري المالكي تمام تالشش��ان را به كار‬ ‫بگيرند‪ .‬در حقيقت عربستان سعودي با اختصاص ‪500‬‬ ‫ميليون دالر براي خريد آرای نمايندگان و مقامات مخالف‬ ‫نوري المالكي‪ ،‬قصد داشت راي اعتماد به وي را با خدشه‬ ‫مواجهكندكهبامخالفتعراقي‌هامواجهشد‪.‬درحالحاضر‬ ‫مجدداعراقوارديكمرحلهگذارديگرشدهاست؛درست‬ ‫است كه طرح سلب اعتماد از مالكي آراي الزم را كسب‬ ‫نكرد‪،‬اماهمچناناختالفميانگروه‌هاوطوايفگوناگون‬ ‫پابرجاست و آرام شدن اوضاع نياز به زمان دارد‪g.‬‬
‫تو‌گو با مهدي مطهرنيا‬ ‫گف ‌‬ ‫‪2‬‬ ‫دولت مقتدر‬ ‫مهدي مطهرنيا‪ ،‬كارشناس مسائل بين‌الملل در گفت‌وگويي به بررسي بحران فعلي در عراق يعني بحران سلب‬ ‫اعتماد از نوري المالكي پرداخت‪ .‬وي معقتد است كه مهم‌ترين عامل بحران‌ساز در شرايط كنوني عراق اياالت متحده‬ ‫آمريكاست‪ ،‬چراكه آمريكا در راستاي رسيدن به اهدافش در منطقه خاورميانه و حضور امنيتي‌اش در اين منطقه از هيچ‬ ‫تالشي فروگذار نخواهد كرد؛ بنابراين مطابق طرحي كه براي عراق در سر دارد حذف مالكي را در دستور كارش قرار‬ ‫دادهاست‪.‬مطهرنيااختالفميانشيعيانعراقرامهم‌ترينعاملبحرانفعليمي‌داندوبراينباوراستكهتحركاتاخير‬ ‫مقتديصدر‪،‬رهبرجريانصدروسفرويبهكردستانوديدارهايشباگروه‌هايمختلفسياسيدرعراقدرجهتتغيير‬ ‫نوري المالكي عمدتا در چارچوب رقابت سياسي ميان حزب الدعوه و جريان صدر قابل تعريف است‪.‬‬ ‫بين‌الملل‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫نقش اي��االت متحده آمري��كا در بحران فعلي‬ ‫عراق را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟‬ ‫‪ l‬نكته‌اي كه امروز در خاورميانه در حال پياده‬ ‫شدن است در يك هم‌پيوندي معنادار ميان دو مفهوم‬ ‫‌هارت لند نو و نئوهارت لند قابل تعريف است‪‌.‬هارت‬ ‫لند نو در واقع همان خاورميانه است كه به‌طور سنتي‬ ‫از شاخ آفريقا تا هندوستان را در برمي‌گيرد و كمربند‬ ‫مياني آن در اين مس��ير قرار دارد‪ .‬اگرچه آسياي ميانه‬ ‫و ماوراي قفقاز و كشورهاي اين حوزه را نيز مي‌توان‬ ‫به‌عنوان خاورميانه جديد به آن اضافه كرد‪ ،‬اما كمربند‬ ‫اصلي همين منطقه است كه مورد توجه است‪ .‬در بطن‬ ‫تو‌يكم ميالدي مورد توجه‬ ‫اين كمربند كه در قرن بيس ‌‬ ‫اياالت متحده آمريكا و كشورهاي همسو با آمريكاست‬ ‫بايد به نئو‌هارت لند توجه كرد‪ .‬نئوهارت لند در واقع‬ ‫خليج‌فارس و فالت ايران ي��ا جغرافياي كنوني ايران‬ ‫و جنوب عراق اس��ت‪ .‬در اين چارچ��وب نئو‌هارت‬ ‫لند از اهميت جدي براي كنت��رل‌هارت‌لندنو و به‌تبع‬ ‫آن قدرتمندي اياالت‌متحده آمريكا براي كنترل نظم‬ ‫نوين جهاني در آين��ده برخوردار اس��ت‪ .‬اگر رقيب‬ ‫اس��تراتژيك و اولويت اس��تراتژيك اي��االت متحده‬ ‫آمريكا كش��ور چين اس��ت‪ ،‬اما اولويت استراتژيك‬ ‫آمريكا همان تسلط بر نئو‌هارت‌لند يعني خليج‌فارس‬ ‫و فالت ايران است‪ .‬جنوب عراق بخش مهمي‌از اين‬ ‫فالت محسوب مي‌شود‪ ،‬چراكه به خليج‌فارس مسلط‬ ‫است و كنترل تنگه هرمز‪ ،‬جزاير سه‌گانه و بحرين از‬ ‫نقاط كليدي ژئواستراتژيك منطقه براي آينده قدرت‬ ‫آمريكا جهت كنترل چين و كشورهاي همسو با چين‬ ‫اس��ت‪ .‬بنابراين آمريكا بايد بحران‌هاي خاورميانه را‬ ‫به نفع خود مديريت كند و در همين راستا تالش كرده با‬ ‫كنترل صهيونيسم تل‌آويو نشين‪ ،‬تثبيت وضعيت لبنان‪،‬‬ ‫قطع نخاع مقاومت در سوريه و در نهايت حضور در‬ ‫محيط هدف اعراب با‌توجه به پش��توانه‌هاي موجود‬ ‫فراهم شده در يك دهه اخير براي حضور امنيتي‌اش‬ ‫گام بردارد‪ .‬آمريكا اكنون در پي آن اس��ت كه گام‌هاي‬ ‫تعيين شده‌اش را در عراق پس از دولت سازي بردارد‪.‬‬ ‫اياالت متحده آمريكا تاكنون در عراق پنج گام برداشته‬ ‫و مي‌خواهد كه به آنها اس��تمرار ببخشد‪ .‬اين پنج گام‬ ‫عبارتند از‪ :‬دولت س��ازي‪ ،‬ملت‌س��ازي‪ ،‬نخبه‌سازي‪،‬‬ ‫فرهنگ س��ازي و مذهب س��ازي‪.‬اكنون آمريكا گام‬ ‫نخس��ت يا همان دولت‌سازي را پشت‌س��ر گذاشته‬ ‫و مي‌خواهد به ملت‌س��ازي بپ��ردازد‪ .‬آمريكا در پس‬ ‫اين اقدامش مي‌خواهد مناطق س��ه‌گانه شيعه‪ ،‬سني و‬ ‫كردنشين را از يكديگر جدا سازد و در اين چارچوب‬ ‫ملت‌سازي جديدي را در اين منطقه ايجاد كند‪ .‬در اين‬ ‫نگرش بايد پس از ملت‌س��ازي به نخبه‌س��ازي روي‬ ‫بياورد؛ در اينجاس��ت كه آمريكا از نخبگان سياس��ي‬ ‫چون نوري المالكي بايد عبور كن��د و اين عبور بايد‬ ‫به‌گونه‌اي صورت بپذي��رد كه در چارچوب تحوالت‬ ‫آينده ب��ه فرهنگ س��ازي و مذهب س��ازي بپردازد؛‬ ‫بنابراين آنچه كه براي مالك��ي رخ داد از برخي لحاظ‬ ‫قابل پيش‌بيني بود‪.‬‬ ‫به‌نظ��ر مي‌رس��د در داخل ع��راق گروه‌هايي‬ ‫به‌دنب��ال بركناري آق��اي مالكي هس��تند‪ .‬اين‬ ‫گروه‌ها كدامند و با چ��ه اهداف و منافعي اين‬ ‫بحث را دنبال مي‌كنند؟‬ ‫‪ l‬در داخ��ل ع��راق گروه‌ه��اي متف��اوت با‬ ‫رويكرده��اي گوناگ��ون در اين بحران‌س��ازي نقش‬ ‫داشته‌اند؛ ش��يعيان عراق‪ ،‬اهل تس��نن و كردها را در‬ ‫يك تحلي��ل كالن بايد از ديگران مجزا كرد‪ .‬ش��يعيان‬ ‫عراق در پي ايجاد يك فضاي وحدت ملي با اكثريت‬ ‫شيعه هستند درحالي‌كه دو گروه اهل تسنن و كردها‬ ‫تمايالت فدراتيو را به‌هيچ‌وج��ه پنهان نمي‌كنند‪ .‬اين‬ ‫مساله كه مي‌بينيم در شيعيان ايجاد اختالف در دستور‬ ‫كار قرار مي‌گيرد در راستاي همين مفهوم قابل ارزيابي‬ ‫است‪ .‬تحركات اخير مقتدي صدر‪ ،‬رهبر جريان صدر‬ ‫و س��فر وي به كردس��تان و ديدارهايش با گروه‌هاي‬ ‫مختلف سياسي در عراق درجهت تغيير نوري‌المالكي‬ ‫عمدتا در چارچوب رقابت سياسي ميان حزب الدعوه‬ ‫و جريان صدر قابل تعريف است؛ بنابراين مي‌بينيم كه‬ ‫اكنون ايجاد اختالف ميان ش��يعيان بسيار مورد توجه‬ ‫قرار دارد‪.‬‬ ‫ي كه مي��ان گروه صدر و‬ ‫آيا اختالف��ات قديم ‌‬ ‫حزب الدعوه وجود داش��ت‪ ،‬اكنون به‌نوعي‬ ‫دوباره زنده شده است؟‬ ‫‪ l‬س��ابق بر اين ش��اهد بودي��م اختالفاتي بين‬ ‫ابراهيم جعفري‪ ،‬نخس��ت‌وزير دولت موقت عراق و‬ ‫حزبش وجود داش��ت كه زمينه‌هاي ورود جمهوري‬ ‫اسالمي ايران را نيز در حل اين بحران به‌وجود آورد‪.‬‬ ‫در پي اين اختالفات جعفري حاض��ر به كناره‌گيري‬ ‫نبود و ب��راي حزب الدعوه‪ ،‬دبير‌كل��ي نوري المالكي‬ ‫را مطرح كرد‪ .‬تاحدودي مي‌توانيم بگوييم در جريان‬ ‫اختالف صدري‌ها با مالكي نيز ايران سعي كرد بن‌بست‬ ‫به‌وجود آمده را بشكند و مالكي در وهله بعدي باوجود‬ ‫اختالفاتي كه با صدري‌ها داشت‪ ،‬نخست‌وزير شد‪ .‬در‬ ‫اين وضعيت به‌نظر مي‌رسد اصلي‌ترين اختالف ميان‬ ‫شيعيان عراق اس��ت و كردها و اهل تسنن به‌دليل در‬ ‫اقليت قرارگرفتنش��ان و نگاهشان به آينده براي حفظ‬ ‫نفوذشان در وضعيت اقليت‪ ،‬خيلي تاثيرگذار در بحران‬ ‫فعلي نيستند‪.‬‬ ‫با اين اوصاف آينده بحران سياس��ي در عراق‬ ‫و وضعيت آق��اي مالكي را چط��ور پيش‌‌بيني‬ ‫مي‌كنيد؟‬ ‫‪ l‬سيگنال‌هاي موجود نش��ان‌دهنده آن است‬ ‫كه دوره نخس��ت‌وزير نوري المالكي چندان به درازا‬ ‫نخواه��د انجاميد‪ ،‬مگ��ر آنكه مالك��ي در يك موضع‬ ‫ي مخالفان خ��ود را از صحنه خارج كند‬ ‫مقتدرانه تمام ‌‬ ‫كه اين مس��اله با مقاومت جدي در اليه‌هاي گوناگون‬ ‫عرصه داخلي سياست در عراق و عرصه‌هاي منطقه‌اي‬ ‫و بين‌المللي مواجه خواهد ش��د؛ در رابطه با شخص‬ ‫مالكي نيز به نظ��ر نمي‌آيد كه بخواهد ب��ا به‌كار بردن‬ ‫چنين روش‌هاي��ي در عرصه قدرت بمان��د‪ .‬در وهله‬ ‫نخس��ت احتماال مخالفان نوري المالكي در داخل از‬ ‫افراد متفاوتي در اين زمينه استفاده خواهند كرد و از هم‬ ‫اكنون نام كساني مانند‪« :‬علي االديب‪ ،‬عادل عبدالمهدي‪،‬‬ ‫ابراهيم جعفري و‪ ...‬شنيده مي‌شود‪ ».‬تاحدودي مي‌توان‬ ‫گفت توجهات به گذر از نوري‌المالكي جلب ش��ده‬ ‫و اين نشان‌دهنده آن اس��ت كه دولت بعدي عراق نيز‬ ‫ميراث دار يك وضعيت سناريوگونه‌اي است كه براي‬ ‫آن نيز چالش‌هاي جدي ايجاد خواهد كرد‪g .‬‬ ‫شيعيان عراق به دنبال‬ ‫ايجاد فضاي وحدت‬ ‫ملي ميان گروه‌هاي‬ ‫مختلف مذهبي‬ ‫هستند‪ .‬به همين دليل‬ ‫نيز چشم‌انداز ثبات‬ ‫سياسي در عراق مثبت‬ ‫است‬ ‫‪53‬‬
‫بين‌الملل‌‬ ‫مديريت بحران در سوريه‬ ‫ديپلماسي به‌جاي جنگ‬ ‫عنان طرح صلح خود را براي سوريه تغيير مي‌دهد‬ ‫‪1‬‬ ‫حسين رويوران‪ /‬كارشناس خاورميانه‬ ‫بين‌الملل‬ ‫كوفي عنان‪ ،‬نماينده اتحاديه عرب در سازمان‌ملل‬ ‫هفته گذشته اعالم كرد در صدد گردهم‌آوردن قدرت‌هاي‬ ‫جهاني و منطقه‌اي براي اعمال فشار بر رهبر سوريه است‬ ‫و اميدوار است كه ايران نيز بخشي از اين راهكار باشد‪.‬‬ ‫رويكردي كه مخالفت آني اياالت متح��ده را به همراه‬ ‫داشت و انگليس و فرانسه نيز با آن همراهي كردند‪ .‬كوفي‬ ‫عنان‪ ،‬دبيركل سابق سازمان ملل و مسئول پيگيري پرونده‬ ‫س��وريه كه چندي پيش يك طرح ش��ش ماده‌اي براي‬ ‫حل بحران در اين كشور ارائه داده بود‪ ،‬اكنون خواستار‬ ‫مشاركت دوس��تان س��وريه چون ايران و روسيه براي‬ ‫اجراي طرح مذكور است؛ طرحي كه چندي پس از اجرا‪،‬‬ ‫ناتمام از سوي دوطرف رها شد‪ .‬طي هفته‌هاي اخير كوفي‬ ‫عنان يك گزارش به شوراي امنيت و يك گزارش نيز به‬ ‫مجمع عمومي سازمان‌ملل ارائه كرد و در هر دو جلسه نيز‬ ‫شرايط سوريه را مطرح كرد‪ .‬وي در گزارش‌هايش گاهي‬ ‫دولت را نقد كرده و گاهي نيز اعالم كرده كه گروه‌هاي‬ ‫معارض دست به جنايت مي‌زنند‪ .‬اما وي فشار بيشتر را‬ ‫به دولت وارد آورده و گفته كه علت اصلي عدم موفقيت‬ ‫طرحش كه با توقف خشونت آغاز خواهد شد اين است‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪54‬‬ ‫كه هر دو طرف به اين مساله پايبند نبوده‌اند‪ .‬به‌همين خاطر‬ ‫وي تشكيل يك گروه تماس را پيشنهاد داد‪ ،‬گروهي كه در‬ ‫آن هم طرف‌هايي كه توان فشار بر دولت سوريه را دارند‬ ‫و هم طرف‌هايي كه توان فشار بر مخالفان را دارند بايد‬ ‫حضور داشته باشند‪ .‬طرح كوفي عنان اين است كه گروه‬ ‫تماس نخست از طريق پايبندي خودش و سپس فشار بر‬ ‫هم‌پيمانانش خشونت را در سوريه متوقف كند و در گام‬ ‫بعدي نيز گفت‌وگو ميان مخالفان و دولت آغاز شود‪ .‬اين‬ ‫طرح اكنون خيلي واضح نيست‪ ،‬اما مطابق صحبت‌هاي‬ ‫عنان وي مي‌خواهد طرحي مانند طرح يمن را در سوريه‬ ‫نيز به اجرا بگذارد‪.‬‬ ‫اما در اين ميان صحبت از اجالس ديگري باعنوان‬ ‫حاميان سوريه نيز است؛ اجالسي كه پيش از اين در تونس‬ ‫و آمريكا نيز برگزار شد و قرار است كه دور جديد آن در‬ ‫فرانسه باشد‪ .‬در حقيقت غرب در تالش است بااينگونه‬ ‫اجالس‌ها معارضين س��وري را متح��د كند و حمايت‬ ‫بين‌المللي از آنها را افزايش دهد‪ .‬اين در حالي است كه‬ ‫اين امر تاكنون محقق نشده است‪ ،‬يعني نه معارضه متحد‬ ‫شده و نه حمايت جهاني از اين شورشيان افزايش يافته‬ ‫است‪ .‬اكنون اتفاقي كه افتاده اين است كه مخالفان سوريه‬ ‫همچنان در ابعاد سياسي با يكديگر اختالف دارند‪ .‬اكنون‬ ‫مي‌توان گروه‌هاي مخالف سوري را به سه گروه سياسي‬ ‫تقسيم كرد‪« :‬نخست گروه جبهه ملي سوريه كه در فرانسه‬ ‫استقرار دارد و از طرف كشورهاي غربي حمايت مي‌شود‪،‬‬ ‫دوم‪ ،‬گروه هماهنگي‌هاي معارضين كه در خارج مستقر‬ ‫است‪ ،‬اما با داخل ارتباط كامل دارد و سوم برخي گروه‌هاي‬ ‫معارض شهري موجود در داخل كشور‪ ،‬نكته جالب اين‬ ‫است كه طي انتخابات اخيري كه در سوريه برگزار شد‬ ‫برخي گروه‌هاي معارض داخلي در انتخابات مشاركت‬ ‫كردند و حزب تاسيس كردند‪ .‬اين مساله نشان مي‌دهد كه‬ ‫يك ريزش در جبهه مخالفان اتفاق افتاده است‪ .‬مشكلي‬ ‫كه وجود دارد اين اس��ت كه در حال حاضر گروه‌هاي‬ ‫مسلح نيز متكثر شده‌اند و از گروه‌هاي سياسي استقالل‬ ‫يافته‌اند و كامال از آنها فاصله گرفته‌اند‪ .‬اكنون گروه‌هاي‬ ‫مسلح نيز چند دسته‌اند؛ نخس��ت ارتش آزاد سوريه كه‬ ‫مقر آن در‌تركيه است‪ ،‬اما در مكان‌هاي گوناگوني مانند‬ ‫مرزهاي اردن‪ ،‬لبنان و‌تركيه متمركز شده و فعاليت مي‌كند‪.‬‬ ‫برخي مي‌گويند كه اين گروه حدود‪ 12‬هزار نفر نيرو دارد‪.‬‬ ‫گروه ديگر گروه‌هاي سلفي اخواني هستند كه تعدادشان‬ ‫نامشخص است؛ همچنين سلفي‌هاي تكفيري القاعده‬ ‫كه عمدتا از خارج آمده‌اند نيز گروه ديگري از معارضين‬ ‫مسلح هستند‪ .‬باندهاي جنايتكار و سابقه‌دار كه از شرايط‬ ‫ناامني استفاده كرده و به فعاليت‌هاي نظامي روي آورده‌اند‬ ‫نيز در دس��ته مخالفان مس��لح جاي مي‌گيرند‪ .‬بنابراين‬ ‫اكنون چهار گروه مس��لح خارج از چارچوب دولت در‬ ‫س��وريه وجود دارد كه نه تنها هيچ‌كدام با هم هماهنگ‬ ‫نيستند‪ ،‬بلكه با يكديگر درگير نيز هستند‪ .‬اكنون شرايط‬ ‫به‌گونه‌اي است كه گروه‌هاي مسلح اكنون خودشان را‬ ‫اصل مي‌دانند و گروه‌هاي سياس��ي را فرع؛ اين مسائل‬ ‫نشان مي‌دهد كه در سوريه هم گروه‌هاي سياسي متكثر‬ ‫شده‌اند و هم گروه‌هاي مسلح و هيچ رابطه‌اي هم ميان‬ ‫اين گروه‌ها وجود ندارد‪ .‬غرب با اين اجالس‌ها تالش‬ ‫كرد كه اين گروه‌ها را در كنار يكديگر قرار دهد و متحد‬ ‫كند‪ ،‬اما درنهايت شكست خورد‪ .‬غرب در پي آن بود كه‬ ‫با سالح‌هاي مدرن يك توازن تسليحاتي در سوريه ايجاد‬ ‫بكند و باوجود اينكه امكانات وسيعي به مخالفان سوري‬ ‫داد‪ ،‬اما اين توازن برقرار نشد‪ ،‬چراكه هرجا دولت سوريه‬ ‫اراده كرده توانسته معارضين را از آن مناطق خارج كند؛‬ ‫به‌عنوان نمونه «حمص» نمونه بزرگ و عيني آن اس��ت‪.‬‬ ‫غرب در برابر پديده توان دولت و عدم فروپاشي نهادهاي‬ ‫دولتيسعيداردباتبليغاتوجاروجنجالبه‌نوعيضعف‬ ‫معارضه در سوريه را بپوشاند‪ .‬آنها با متهم كردن دولت در‬ ‫برخيجنايت‌هابه‌نوعيمي‌خواهندناتوانيمعارضه‌ايكه‬ ‫روي آن سرمايه‌گذاري كرده‌اند را بپوشانند‪ .‬در اين ميان‬ ‫مواضع روسيه و چين نيز جاي بحث دارد؛ اين كشورها‬ ‫اعالم كرده‌اند كه ما حاضريم اجالس گروه تماس و ديگر‬ ‫اجالس‌هاي بين‌المللي در رابطه با سوريه برگزار شود‪ ،‬اما‬ ‫به شرطي كه اين اجالس‌ها در جهت اجراي طرح كوفي‬ ‫عنان باشد‪.‬‬ ‫آنها هيچ‌گونه تالشي در جهت خالف طرح كوفي‬ ‫عنان را نخواهند پذيرفت‪ ،‬چراكه غربي‌ها اكنون اصرار‬ ‫دارند بگويند كه طرح كوفي عنان پايان يافته و بايد وارد فاز‬ ‫جديديمانندفصلهفتم‪،‬تحريم‌هايبيشترعليهسوريه‪،‬‬ ‫دخالت بين‌المللي و‪ ...‬شد‪ ،‬اما روسيه و چين مصرند كه‬ ‫طرح كوفي عنان به‌اجرا درآيد‪ .‬حتي بحث حمله نظامي‬ ‫عليه سوريه نيز اين روزها خيلي به گوش مي‌رسد اما بايد‬ ‫گفت غرب در جايي دس��ت به چنين كاري مي‌زند كه‬ ‫نهادهاي دولت از هم پاشيده باشد مانند ليبي‪ .‬اما در سوريه‬ ‫فروپاشي نهادهااتفاق نيفتادهوآنچهكهدرسوريه شاهديم‬ ‫استحكام دولت‪ ،‬ارتش و نهادهاي دولتي است‪.‬‬ ‫بنابراين غرب اگر در بحران س��وريه دخالت كند‪،‬‬ ‫قطعا سوريه نيز سرزمين‌هاي اشغالي را مورد حمله قرار‬ ‫خواهد داد‪ .‬زيرا سوريه هرگونه حمله به اين كشور را در‬ ‫خدمت به رژيم‌صهيونيستي مي‌داند پس ضربه‌زدن به‬ ‫رژيم اشغالگر قدس را مشروع خواهد ديد‪ .‬اگر بحران‬ ‫سوريه به اين س��مت پيش‌رود قطعا در كل منطقه تاثير‬ ‫خواهد گذاش��ت و منطقه خاورميان��ه در آتش بحران‬ ‫فروخواهد رفت‪g.‬‬
‫مجله خبري‬ ‫‪ 1‬فتح پارلمان توسط سوسياليست‌ها‬ ‫فرانسه‬ ‫مطبوعات جهان‬ ‫طرحي نو‪ :‬روزنامهواشنگتن‌پستدرتاریخچهارشنبه‬ ‫‪ ۱۷‬خرداد در گزارشي از «طرح جديد» كوفي عنان‪ ،‬نماينده‬ ‫اتحاديه عرب و سازمان ملل براي سوريه خبر داده و نوشته‬ ‫است‪« :‬طرح جديد دبيركل سابق سازمان ملل متحد توسط‬ ‫ديپلماتي مطرح ش��د كه با ماموريت س��ازمان ملل متحد‬ ‫آشناس��ت‪ .‬مطرح ش��دن اين پيش��نهاد طي روزهاي آتي‬ ‫در ش��وراي امنيت س��ازمان ملل متحد در حالي است كه‬ ‫وس��اطت‌هاي عنان براي ايجاد صلح و رايزني‌هاي وي با‬ ‫بشار اسد‪ ،‬رئيس‌جمهوري سوريه ظاهرا به بن‌بست منتهي‬ ‫شده و اين مس��اله نگراني‌ها را درباره احتمال وقوع جنگ‬ ‫داخلي در سوريه افزايش مي‌دهد‪ ».‬در ادامه این گزارش آمده‪:‬‬ ‫«نكته جالب توجه درباره رويكرد جديد عنان اين است كه‬ ‫اين رويكرد براي ايران و روسيه به عنوان دو حامي كليدي‬ ‫ادامه حيات سياسي اس��د‪ ،‬اين انگيزه را ايجاد مي‌كند كه با‬ ‫بركناري وي موافقت كنند و امكان حفظ منافعشان در دوران‬ ‫پس از اسد فراهم آيد‪ .‬اين مساله بر چالش‌انگيزتر شدن طرح‬ ‫عنان مي‌افزايد‪ ،‬چرا كه عربستان و اسرائيل براي سازمان ملل‬ ‫متحد اين پرسش را مطرح مي‌سازند كه چرا تهران بايد در‬ ‫اين حركت ديپلماتيك سهم داشته باشد؟» واشنگتن‌پست‬ ‫می‌نویسد‪« :‬كوفي عنان براي رهايي از اين بن‌بست احتماال‬ ‫گروه تماسي تشكيل خواهد داد كه اعضاي آن شامل اعضاي‬ ‫دائمي شوراي امنيت س��ازمان ملل متحد (انگليس‪ ،‬چين‪،‬‬ ‫فرانسه‪ ،‬روسيه و آمريكا)‪ ،‬عربستان و احتماال قطر به عنوان‬ ‫نمايندگان اتحاديه عرب‪ ،‬تركيه و ايران خواهد بود‪.‬‬ ‫همچوندشمنانيكديگربهنظرمي‌رسند‪.‬‬ ‫نش��انه‌های بد‪ :‬خبرگزاري آسوشيتدپرس در تاریخ‬ ‫دوشنبه ‪ ۲۲‬خرداد در گزارشي درخصوص وضعيت فعلي‬ ‫روابط آمريكا و پاكستان آورده است‪« :‬چند روز پيش هنگامي‬ ‫كه وزير دفاع آمريكا به ش��وخي در مقابل مخاطبان هندي‬ ‫خود شرح داد كه چطور واشنگتن‪ ،‬پاكستان را درخصوص‬ ‫حمله به مخفيگاه بن‌الدن در بي‌خبري كامل قرار داده‪ ،‬نشانه‬ ‫بدي در روابط ميان اسالم‌آباد و واشنگتن ديده شد‪ ».‬در ادامه‬ ‫این گزارش آمده‪« :‬لئون پانه‌تا‪ ،‬وزير دف��اع آمريكا در يك‬ ‫نشست پرسش و پاسخ در شهر دهلي‌نو خطاب به مخاطبان‬ ‫هندي‌زبان خود گفت‪« :‬پاكستاني‌ها درباره عمليات ما هيچ‬ ‫چيز نمي‌دانس��تند و كل مس��اله نيز همين بود‪ ».‬وي با اين‬ ‫گفته خود موجب خنده مخاطبان هندي خود ش��د‪ .‬حمله‬ ‫كماندوهاي آمريكايي به مخفيگاه بن‌الدن در خاك پاكستان‪،‬‬ ‫خشم اسالم‌آباد را در پي‌داشت زيرا هيچ اطالع قبلي از بابت‬ ‫اين حمله به طرف پاكستاني داده نشد و از طرفي نيز ارتش‬ ‫قدرتمند پاكستان آن را نوعي تحقير براي خود مي‌دانست‪.‬‬ ‫آمريكاوپاكستاناكنونبيشازآنكههم‌پيمانيكديگرباشند‪،‬‬ ‫بين‌الملل‬ ‫‪ 2‬از دمشق تا بغداد‬ ‫فرانسه با بحران بدهي س��نگين اروپا و افزايش بيكاري‬ ‫مقابله مي‌كند اصالحات را انجام دهد‪ .‬چنانچه دور دوم‬ ‫انتخابات در هفته پيش‌رو نيز نتايج دور نخست انتخابات‬ ‫را تكرار كند در اين صورت جايگاه فرانسوا‌اوالند در اروپا‬ ‫تقويت خواهد شد‪ .‬روزنامه «لز‌اكو» روز دوشنبه گذشته‬ ‫اعالم كرد كه حمايت‌ها از اوالند برنامه‌ريزي شده است‪.‬‬ ‫همچنين بر‌اس��اس اعالم وزارت كشور حضور مردمي‬ ‫‌در اين انتخابات ‪ 57‬درصد بوده ك��ه ركورد جديدي را‬ ‫در مشاركت كم فرانس��وي‌ها در دور نخست انتخابات‬ ‫پارلماني نش��ان مي‌دهد‪ .‬در عين حال ژان مارك آيرو‪،‬‬ ‫نخست‌وزير دولت فرانس��وا‌اوالند كه در دور نخست‬ ‫اين انتخابات پيروز شد با س��تايش از نتايج انتخابات از‬ ‫راي‌دهندگان خواست تا با‌جمعيت بيشتري در دور دوم‬ ‫انتخابات شركت كرده و اكثريتي منسجم‪ ،‬پايدار و گسترده‬ ‫را به سوسياليست‌ها و هم‌پيمانانش اعطا كنند‪ .‬وي اظهار‬ ‫داشت‪« :‬قرار است تغيير را براي مدتي احساس كنيم‪ ».‬از‬ ‫طرف ديگر حزب جبهه ملي نيز توانست‪ 13/6‬درصد از‬ ‫آرا را كسب كند كه اين ميزان بسيار بيشتر از‪ 4‬درصد آراي‬ ‫است كه اين حزب در انتخابات سال‪ 2007‬به دست آورد‪.‬‬ ‫امابر‌اساسنظامانتخاباتيفرانسهچنيننتيجه‌ايدربهترين‬ ‫حالت تنها سه كرسي پارلماني را به اين حزب اختصاص‬ ‫خواهد داد و حتي احتمال اينكه اين حزب هيچ كرسي را‬ ‫به‌دست نياورد وجود دارد‪ .‬همچنين حزب كمونيست‬ ‫جبهه چپ نيز به رهبري ژان لوك مالنشون ‪ 6/9‬درصد‬ ‫از آرا را به‌دست آورد‪ .‬با‌وجود اينكه حزب مارين لوپن از‬ ‫سال‪ 1986‬تاكنون هنوز نتوانسته يك كرسي را در پارلمان‬ ‫به دس��ت آورد‪ ،‬اما وي با اتكا به‌حضور قدرتمند اخير‬ ‫خود در انتخابات رياست‌جمهوري به‌دنبال آن است تا‬ ‫جايگاه حزبش را در صحنه سياست كشورش ارتقا دهد‪.‬‬ ‫لوپن به همراه مالنشون در انتخابات رياست‌جمهوري‬ ‫ماه‌آوريل و مه به‌ترتيب توانس��تند ‪ 18‬و ‪ 11‬درصد از آرا‬ ‫را به دس��ت آورند‪ .‬از طرف ديگر فرانس��وا بايرو‪ ،‬رهبر‬ ‫ميانه‌روهاي فرانسوي نيز ظاهرا به‌دنبال شكست از رقباي‬ ‫چپگرا و راستگراي خود در دور نخست انتخابات كرسي‬ ‫خود را در پارلمان از دس��ت داد‪ .‬س��ال گذشته ميالدي‬ ‫سوسياليست‌ها توانستند كنترل مجلس سناي پارلمان‬ ‫را از آن خود كنند‪ .‬در انتخابات پارلماني نيز‪6500‬كانديدا‬ ‫به رقابت پرداختند و اين انتخابات قرار است طي دو دور‬ ‫برگزار شود‪.‬چنانچه هيچ‌كانديدايي در دور نخست بيش‬ ‫از ‪ 50‬درصد از آرا را به دست نياورد‪ ،‬وي به همراه همه‬ ‫كانديداهايي كه بيش از ‪ 12/5‬درصد از آرا را به‌دس��ت‬ ‫مي‌آورند به دور دوم راه‌پيدا مي‌كنند‪g.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫سوسياليست‌هاي فرانسه اين‌بار مي‌خواهند در تمام‬ ‫عرصه‌ها بر قدرت چنبره بزنن��د‪ .‬در حالي كه هنوز تب‬ ‫پيروزي فرانسوا‌اوالند سوسياليست بر نيكوال ساركوزي‬ ‫راستگرا نخوابيده دور نخست انتخابات پارلماني فرانسه‬ ‫حكايت از پيشتاز بودن چپ‌ها دارد‪ .‬جناح سوسياليست‬ ‫فرانسه وابسته به فرانس��وا‌اوالند و هم‌پيمانان چپگراي‬ ‫آن در دور نخست انتخابات پارلماني فرانسه بيشترين‬ ‫ميزان آرا را به دست آوردند و در آستانه به‌دست آوردن‬ ‫اكثريت كرسي‌هاي پارلمان به‌منظور پيشبرد اصالحات‬ ‫مالياتي و اقتصادي خود هس��تند‪ .‬به گزارش خبرگزاري‬ ‫فرانسه‪،‬انتخاباتپارلمانيفرانسههمچنينشاهدافزايش‬ ‫چشمگير حمايت از حزب راس��ت‌افراطي جبهه ملي‬ ‫متعلق به مارين لوپن بود‪ .‬اين جناح قصد دارد تا منطقه‬ ‫يورو را‌ترك كرده و عليه آنچه «اس�لامي كردن فرانسه»‬ ‫خوان��ده مبارزه كن��د‪ .‬نتايج نهايي انتخاب��ات پارلماني‬ ‫كه توسط وزارت كشور فرانسه منتشر ش��د نشان داد‪،‬‬ ‫سوسياليست‌ها‪ ،‬سبزها و هم‌پيمانان چپگرايشان حدود‬ ‫‪ 46‬درصد از آرا را ب��ه خود اختصاص دادند در حالي‌كه‬ ‫حزب راس��ت ميانه‌روي ‪ UMP‬متعلق به س��اركوزي و‬ ‫هم‌پيمانانش توانست مجموعا‪ 34‬درصد از آرا را به دست‬ ‫آورد‪ .‬شركت‌هاي نظرس��نجي بزرگ فرانسه متفق‌القول‬ ‫تاكيد دارند ك��ه سوسياليس��ت‌ها و هم‌پيمانان نزديك‬ ‫اين جناح ممكن اس��ت بين ‪ 283‬تا ‪ 329‬كرس��ي را در‬ ‫پارلمان فرانسه كه ‪ 577‬كرس��ي دارد‪ ،‬به‌دست آورند يا‬ ‫به‌طور بالقوه بدون اتكا به آراي سبزها و جبهه چپ ‪329‬‬ ‫كرسي را يكجا به‌خود اختصاص دهند‪ .‬فرانسوا اوالند در‬ ‫انتخابات رياست‌جمهوري ماه گذشته ميالدي توانست‬ ‫نيكوال‌س��اركوزي را شكس��ت دهد و از راي‌دهندگان‬ ‫خواسته تا در انتخابات پارلماني‪ ،‬دوره رياست‌جمهوري‬ ‫قدرتمندي را براي وي فراهم كنند تا بتواند در حالي كه‬ ‫بحران اعتماد‪ :‬روزنامه البيان چاپ امارات در تاریخ‬ ‫دوشنبه ‪ 22‬خرداد در س��رمقال ‌ه خود تحت عنوان «عراق و‬ ‫بحران اعتماد» در خصوص وضعيت كنوني سياسي عراق‬ ‫نوشته است‪« :‬عراق امروز با وضعيت متفاوتي به خاطر اين‬ ‫بحران رو‌به‌رو شده و به نظر مي‌رسد كه اختالفات ناشي از‬ ‫درخواست اعطاي راي عدم اعتماد به دولت نوري المالكي‪،‬‬ ‫نخست‌وزير عراق كامال با سبك و سياق نقشه راه سياسي‬ ‫قديمي اين كش��ور كه از س��ال ‪ 2003‬در عراق دنبال شده‪،‬‬ ‫متفاوت است‪ ».‬البیان در ادامه می نویسد‪« :‬نشست مقتدي‬ ‫صدر‪ ،‬رهبر جريان صدر و مس��عود بارزاني‪ ،‬رئيس منطقه‬ ‫كردستان عراق و اياد عالوي‪ ،‬رهبر فهرست العراقيه در نجف‬ ‫معادله جديدي را در روابط ميان عراقي‌ها ايجاد كرد‪ ،‬اما در‬ ‫مقابل طرفداران المالكي توازن جديد قوا را در اين كش��ور‬ ‫موقتي مي‌دانند كه «با شكست تالش‌هاي بركناري المالكي»‬ ‫از بين خواهد رفت‪ ».‬در پایان این سرمقاله آمده‪« :‬بحراني كه‬ ‫عراقازماه‌هاپيشباآندستوپنجهنرممي‌كندموجبشده‬ ‫تقريبا روند سياسي عراق در بسياري از زمينه‌ها مختل شود‬ ‫كه اختالل در فعاليت پارلمان نيز جزو آن است‪ .‬راه خروج‬ ‫از بحران مس��تلزم انجام مذاكرات ملي فراگير با مشاركت‬ ‫تمام احزاب و جريان‌هاي فعال در جامعه عراق است؛ حتي‬ ‫احزابي كه در دولت كنوني مشاركت ندارند‪g».‬‬ ‫‪55‬‬
‫پرونده ويژه‌‬ ‫مرام چمران‬ ‫پرونده ويژه‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫انقالبيگري در برابر مصالحهگري‬ ‫چگونه راه نهضت آزادي و چمران از يكديگرجدا شد؟‬ ‫‪1‬‬ ‫گرچه ش��هيد چمران داراي برخي قرابت‌هاي عمدتا كاري با جريان نهضت آزادي بود‪ ،‬اما به طور كلي مش��ي انقالبي و چريك��ي مصطفي چمران به هيچ وجه‬ ‫با رويكرد نهضت آزادي همس��و نبود‪ .‬نهضت آزادي به طور كلي نسبت به غرب سمپاتي داشت‪ ،‬چندان با مبارزه س��ازگاري نداشت‪ ،‬به اصطالح خوشبين‌تر بود تا‬ ‫انقالب‪ .‬در حالي كه چمران اهل انقالب بود‪ ،‬اهل مبارزه آن هم از نوع چريكي‌اش بود و به طور كلي با گفتمان غرب مخالفت داشت‪ .‬راه چمران انقالبي و چريك و‬ ‫البته عارف مس��لك و دانش��مند از راه نهضت آزادي جدا بود‪.‬‬ ‫‪56‬‬
‫بازگشت چمران در ميانسالي به‌كشور همزمان‬ ‫با نخس��ت‌وزيري مه��دي بازرگان اس��تاد س��ابق او‬ ‫در دانشكده فني باعث مي‌ش��ود كه او براي همكاري‬ ‫در دولت دعوت شود‪.‬‬ ‫پرونده ويژه‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫چند سال پيش و زماني كه گروه موسوم به‌نهضت‬ ‫آزادي هنوز از فعاليت سياس��ي خلع نش��ده بود‪ ،‬در‬ ‫كنفرانس‌هاي خبري خود عكسي از رهبران و موسسان‬ ‫خود نصب مي‌كردند كه يكي از آنها بس��يار آشنا بود‬ ‫و مردم از او خاطره‌اي خوش به‌ي��اد دارند؛ مصطفي‬ ‫چمران عكسي بود كه به گمان بسياري به اشتباه باالي‬ ‫سر رهبران نهضت‌آزادي قرار داشت‪ .‬آيا مي‌توان گفت‬ ‫مصطفي چمران عضو نهضت‌آزادي بوده است؟‬ ‫مصطفي چمران در سال‌هاي جواني و نوجواني‬ ‫به دليل حضور بر سر درس آيت‌اهلل طالقاني در مسجد‬ ‫هدايت با نگاه مبارزاتي مبتني بر مكتب‌اسالم آشنايي‬ ‫يافت‪ .‬جز فدائيان اسالم كه گروهي متشكل و سازمان‬ ‫يافته بود‪ ،‬هيچ‌گروهي با شناسنامه‌اي اسالمي فعاليت‬ ‫سياس��ي همه‌گير نمي‌كرد‪ .‬فدائيان اسالم هم گروهي‬ ‫خاص با تفكر تش��كيل حكومت اس�لامي مبتني‌بر‬ ‫مبارزه مس��لحانه بود‪ .‬و همين مساله باعث مي‌شد كه‬ ‫بس��ياري از مذهبيون نيز در آن زمان با ش��يوه و عمل‬ ‫فدائيان اس�لام در تضاد باش��ند؛ اوج اين مس��اله در‬ ‫مواجهه مرجعيت تقليد قم آيت‌اهلل العظمي‌بروجردي‬ ‫با نواب صفوي وجود داشت‪ .‬در اين محيط اما مصطفي‬ ‫چمران دانشجوي دانشكده فني دانشگاه تهران بر تفكر‬ ‫مذهبي خود استوار بود و به‌دنبال ايجاد رابطه‌اي براي‬ ‫ساماندهي فعاليت مذهبي‪ -‬سياسي خود و همفكرانش‬ ‫بود‪ .‬اي��ن گروه بعدها انجمن اس�لامي دانش��جويان‬ ‫دانش��گاه تهران را تاس��يس كرد‪ .‬در هم��ان زمان بود‬ ‫كه مهدي بازرگان استاد دانش��گاه فني نزد بسياري از‬ ‫دانش��جويان مس��لمان فردي قابل اتكا براي در ميان‬ ‫گذاش��تن موضوعات ديني قلمداد مي‌شد‪ .‬مصطفي‬ ‫چمران نيز در دانش��كده فني ش��اگرد مهدي بازرگان‬ ‫بود‪ .‬بازرگان در آن س��ال‌ها در دانش��كده فني كرسي‬ ‫تدريس داش��ت و طبيعتا چمران نيز مدتي در كالس‬ ‫او«ترموديناميك» مي‌آموخت‪ .‬بازرگان درباره چمران‬ ‫مي‌گويد‪« :‬يكي از دانش��جويان ممتاز دانش��كده فنی‬ ‫دانشگاه تهران مصطفي چمران بود‪ .‬استعداد كم‌نظيري‬ ‫داشت‪ .‬در دروس تئوري و عملي بسيار قوي بود‪ .‬خط‬ ‫زيبايي داشت‪ ،‬نقاش��ي او هم خوب بود‪ ،‬جزوه‌اش را‬ ‫براي نمونه به بچه‌ها نشان مي‌دادم‪ .‬با عاطفه‪ ،‬صميمي‪،‬‬ ‫عارف مس��لك‪ ،‬متدين و دوست‌داشتني بود‪ .‬يك بار‬ ‫نمره امتحانش را ‪ 22‬داده بودم! آنقدر كارش عالي بود‬ ‫كه ديدم طلبكار است‪ .‬گفتم اين دو نمره طلبت را در‬ ‫امتحانات آخر سال حساب مي‌كنم‪ ،‬اما اين كار هرگز‬ ‫صورت نگرفت‪ ،‬زيرا هميشه در نمره گرفتن‪ ،‬او طلبكار‬ ‫بود و من بدهكار ماندم‪».‬‬ ‫نهضت‌آزادي را بسياري شاخه مسلمان جبهه‌ملي‬ ‫مي‌دانند كه اتفاقا در مبارزات سياسي از گروه‌هاي ديگر‬ ‫مصمم‌تر بود؛ اما آنها هيچ‌گاه خواهان سقوط سلطنت‬ ‫نبودند به‌طوري ك��ه مهدي ب��ازرگان در دادگاه خود‬ ‫پس از اعالم موجودي��ت نهضت‌آزادي ايران خطاب‬ ‫به رئيس دادگاه گفت كه ما آخرين گروهي هس��تيم‬ ‫كه در چارچوب سلطنت مش��روطه حضور خواهيم‬ ‫داشت‪ .‬با اين حال اعضاي نهضت آزادي از اشخاصي‬ ‫تحصيلكرده در ميان دانشگاهيان‪ ،‬بازاريان‪ ،‬روحانيون‬ ‫و گروه‌هاي سياس��ي تش��كيل ش��ده بودند‪ .‬با اعالم‬ ‫موجوديت‪ ،‬اما چمران در س��ال ‪ 1340‬در ايران نبود‬ ‫و مشغول تحصيل در دانشگاه بركلي بود‪ .‬با اين حال‬ ‫يك س��ال بعد از موجودیت نهضت آزادي در داخل‬ ‫كشور در اواخر سال ‪ 1341‬نهضت‌آزادي شاخه خارج‬ ‫از ايران را با دوس��تان خود پايه‌گ��ذاري كرد‪ .‬پس از‬ ‫سركوب قيام پانزده خرداد ‪ 1342‬توسط رژيم پهلوي‪،‬‬ ‫فعاالن نهضت آزادي در خارج از كشور شيوه مبارزه‬ ‫عليه رژيم را تغيير دادند زيرا شيوه‌هاي مبارزه پارلماني‬ ‫مرس��وم‪ ،‬ديگر پاس��خگوي برخورد ج��دي با رژيم‬ ‫پهلوي نبود‪ .‬بدين‌ترتيب نيروه��اي نظامي مورد نياز‬ ‫نهضت‪ ،‬در كش��ورهاي الجزاير و مصر مورد بررسي‬ ‫قرار گرفت و پس از مذاكره نمايندگان نهضت‌آزادي‬ ‫با مقامات اين دو كشور‪ ،‬گروهي از داوطلبان از جمله‬ ‫دكتر چمران در سال ‪ 1342‬براي طي دوره‌هاي ويژه‬ ‫نظامي راهي مصر شدند و در اولين جلسه آشنايي آنان‬ ‫ـ كه عنوان نمايندگان سازمان مخصوص اتحاد و عمل‬ ‫(س��ماع) را برخود نهاده بودند ـ موافقتنامه‌اي جهت‬ ‫طي دوره‌هاي چريكي و نظامي توسط اعضاي سماع‬ ‫و ديگر افرادي كه اين سازمان معرفي مي‌كرد به امضا‬ ‫رسيد‪ .‬سماع اولين سازمان مخفي ايراني بود كه براي‬ ‫انجام مبارزه مسلحانه با رژيم پهلوي در صدد فراگيري‬ ‫شيوه جنگ چريكي برآمد و دكتر چمران با نام مستعار‬ ‫جمال در اين دوره‌ها شركت كرد‪.‬‬ ‫در اين سال‌ها‪ ،‬اما نهضت‌آزادي شيوه مبارزاتي‬ ‫خود را تغيير مي‌دهد و برخالف مصطفي چمران كه‬ ‫دانش��گاه و موقعيت‌هاي بزرگ علمي‌را رها مي‌كند‬ ‫و به جنگ چريكي رو‌مي‌آورد‪ ،‬س��ران نهضت‌آزادي‬ ‫نه تنها به براندازي رژيم پهلوي اعتقادي نداشتند‪ ،‬بلكه‬ ‫بعد از ‪ 15‬خرداد ‪ 42‬فعاليت سياسي را رها كرده و به‬ ‫فعاليت‌هاي فرهنگي و امور خيريه مشغول شدند‪ .‬اين‬ ‫موضوع تا پيروزي انقالب ادامه يافت‪.‬‬ ‫بازگش��ت چمران در ميانسالي به‌كشور همزمان‬ ‫با نخس��ت‌وزيري مهدي بازرگان استاد س��ابق او در‬ ‫دانشكده فني باعث مي‌ش��ود كه او براي همكاري در‬ ‫دولت دعوت شود‪.‬‬ ‫سابقه ديرين آشنايي چمران و مهندس بازرگان‬ ‫و دوس��تي چندين س��اله چم��ران و دكتر ي��زدي در‬ ‫آمريكا نيز زمينه را هموار س��اخت تا چمران با سمت‬ ‫معاونت نخست‌وزير در امور انقالب در كابينه دولت‬ ‫‪57‬‬
‫پرونده ويژه‬ ‫موقت منصوب ش��ود‪ .‬در همين سال‌هاست كه بعد‬ ‫از واقعه پاوه و حضور چم��ران در وزارت دفاع او با‬ ‫حضرت آيت‌اهلل خامنه‌اي نماينده امام در وزارت‌دفاع‬ ‫آشنا مي‌ش��ود؛ آش��نايي كه باعث مي‌ش��ود تا زمان‬ ‫ش��هادت چمران اين دو بزرگوار در كنار همديگر به‬ ‫برنامه ريزي امور نظامي بپردازند‪.‬‬ ‫اولين آش��نايي و مواجهه نيز به مس��ائل نظامي‬ ‫بر‌مي‌گردد كه حضرت‌آيت‌اهلل‌خامنه‌اي از آن روز چنين‬ ‫ياد مي‌كنند‪« :‬كميته‌اي در نخست‌وزيري تشكيل شد‬ ‫كه درباره مس��اله ارتش بحث و مش��ورت كند و در‬ ‫مواردي هم تصميم‌گيري مي‌كرد كه من و ايش��ان هر‬ ‫دو عضو اين كميته بوديم‪.‬‬ ‫در بدو تشكيل اين كميته اولين روزي كه ايشان‬ ‫دعوت ش��ده بودند‪ ،‬من وارد ش��دم و قيافه مهربان و‬ ‫صميمي‌ و متواضع و دوست داش��تني چمران را اول‬ ‫بار در آنجا ديدم‪ ...‬وقتي نشس��تم دي��دم مثل اينكه او‬ ‫هم با من آش��نا بوده و خيلي زود احس��اس كردم كه‬ ‫يك انس��ان اهل ذوق و معنويت و عالقه‌مند به هنر و‬ ‫هنرمند است‪ ،‬چنانكه در همه حركات و سكنات او اين‬ ‫حاالت محسوس بود‪ ».‬از جمله اقدامات مشترك اين‬ ‫دو بزرگوار راه‌اندازي ستاد جنگ‌هاي نامنظم بود كه‬ ‫در بحبوحه ابتداي جنگ ايجاد گرديد؛ ستادي كه در‬ ‫شهر اهواز شكل گرفته بود‪.‬‬ ‫در اين اي��ام حوادث متعددي اتف��اق افتاد كه به‬ ‫خوب��ي مرزبندي‌هاي چم��ران از نهض��ت آزادي و‬ ‫قرابت و نزديك��ي وي با‌جريان خط امام را آش��كار‬ ‫مي‌سازد؛ از اختالفات عمده چمران و نهضت‌آزادي‪،‬‬ ‫پافشاري ايشان در برخورد قاطع با‌عوامل ضدانقالب‬ ‫در كردس��تان ب��ود‪ ،‬مس��اله‌اي كه با سياس��ت دولت‬ ‫موقت همخواني نداشت‪ .‬دكتر‌چمران بيش از همه از‬ ‫عملكرد دولت موقت ناراحت بود‪ .‬البته اين ناراحتي‪،‬‬ ‫پايان رابطه او با اعضاي دول��ت موقت نبود‪ ،‬اما هرگز‬ ‫باعث نشد كه بر س��ر عقايدش با كسي معامله كند يا‬ ‫اختالفات خود را با دولت موقت بپوش��اند‪ .‬در همان‬ ‫زمان روزنامه‌هاي نزديك به‌دولت موقت عكس��ي از‬ ‫چمران را كش��يدند كه در عينكش تانك بود و شليك‬ ‫مي‌كرد!! چمران در كتاب كردستان خود شرح مبسوطي‬ ‫از وقايع كردستان ارائه كرده است‪.‬اين اما تمام مخالفت‬ ‫ش��هيد چمران با اعضاي نهضت‌آزادي نبود چه آنكه‬ ‫در ماجراي انحالل مجلس خب��رگان‪ ،‬پس از آنكه در‬ ‫دولت موقت طرحي مبني بر انحالل مجلس خبرگان‬ ‫به تصويب رسيد و قرار ش��د كه آن را نزد امام ببرند‪،‬‬ ‫ش��هيد چمران از جمله افرادي بود ك��ه از امضاي آن‬ ‫خودداري كرد‪.‬‬ ‫مصطفي چم��ران هيچ‌گاه به‌طور رس��مي عضو‬ ‫نهضت آزادي نبود‪ ،‬گرچه در انتخابات مجلس اول از‬ ‫طرف نهضت آزادي در ليست نمايندگي قرار داشت‪ .‬با‬ ‫اين حال امام خميني(ره) در پيام تسليتي كه به‌مناسبت‬ ‫ش��هادت او صادر كردند تصوي��ري صحيح از چهره‬ ‫واقعي اين مجاهد في‌س��بيل‌اهلل را نش��ان دادند؛ آنجا‬ ‫كه مي‌فرمايند‪« :‬چم��ران عزيز با عقيده پاك و خالص‬ ‫غيروابسته به دس��تجات و گروه‌هاي سياسي و عقيده‬ ‫به هدف بزرگ الهي جهاد را در راه آن از آغاز زندگي‬ ‫شروع و به آن ختم كرد‪ .‬او با س��رافرازي زيست و با‬ ‫سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد‪ .‬هنر آن است كه‬ ‫بي‌هياهو‌هاي سياسي و خودنمايي‌هاي شيطاني براي‬ ‫خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف كند‪ ،‬نه هوا‬ ‫و اين هنر مردان خداست‪ .‬او در پيشگاه خداي بزرگ با‬ ‫آبرو رفت‪ .‬روانش شاد و يادش بخير‪ .‬و اما ما مي‌توانيم‬ ‫چنين هنري داشته باش��يم؟ با خداست كه دستمان را‬ ‫بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند‪g ».‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪58‬‬ ‫چريك عارف‬ ‫مصطفي چمران؛ از بركلي تا دهلويه‬ ‫‪2‬‬ ‫عهد كرده بود تا دش��من در خاك ايران است‪ ،‬از‬ ‫جبهه به شهر نيايد‪.‬حتي مجلس‪ ،‬وزارت دفاع و شوراي‬ ‫عالي جنگ‪ .‬يك روز حاج احمد آق��ا با جبهه تماس‬ ‫گرفت و از او خواست به تهران بيايد‪ .‬همين را تكرار‬ ‫كرد و اينكه عهد نمي‌شكند‪ .‬حاج‌احمد اما به مصطفي‬ ‫چمران گفت كه امام دلش برايت تنگ شده؛ بيا‪ .‬آن ور‬ ‫خط محكم گفت‪« :‬چشم‪».‬‬ ‫مصطفي چمران‪ ،‬ناشناخته بزرگ در تاريخ معاصر‬ ‫ايران است‪ .‬از پامنار تهران تا آزمايشگاه‌هاي تحقيقات‬ ‫علمي‌كاليفرنيا و يك��ي از معتبرترين دانش��گاه‌هاي‬ ‫آمريكا يعن��ي بركل��ي ب��ا ممتاز‌ترين درج��ه علمي‌‬ ‫و مدرك دكت��راي الكترونيك و فيزيك پالس��ما‪ ،‬از‬ ‫اردوگاه‌ه��اي رزم تمريني جم��ال عبدالناصر تا جبل‬ ‫لبنان؛ مدرسه فني بعلبك و دهالويه كه منزل آخرش‬ ‫بود؛ اين دكتر فيزيك و فرمانده ش��اخه نظامي حركه‬ ‫المحرومين(امل)‪.‬‬ ‫درستفسيرقرآنمرحومآيت‌اهللطالقاني‪،‬درمسجد‬ ‫هدايت محل قرار بس��ياري از جواناني بود كه س��وداي‬ ‫انقالب در سر مي‌پروراندند‪ .‬تفسير درس آقاي طالقاني‬ ‫هم طوري بود كه اي��ن جاذبه‌هاي انقالب��ي نزد آنان‬ ‫پديد مي‌آمد كه از اولين هس��ته‌هاي جوانان انقالبي‬ ‫كه س��ازمان مجاهدين خل��ق اولیه ايران را تاس��يس‬ ‫كردند نيز شاگرد درس شبستان مسجد هدايت بودند‬ ‫و مصطفي نيز از ‪ 15‬س��الگي درس انقالب را از قرآن‬ ‫بدون اضافه كردن تفكرات التقاطي همانند ديگر افراد‬ ‫حاضر در درس اس��تاد پي مي‌گرفت و همين التزام به‬ ‫اسالم بود كه او را به درس فلسفه و منطق استاد شهيد‬ ‫مرتضي مطهري كش��اند تا بعدها ج��زو پايه‌گذاران‬ ‫انجمن اسالمي دانشجويان دانشگاه تهران شود‪ .‬همين‬ ‫تاسيس نهادسازي انقالبي مبتني‌بر اسالم نيز او و ديگر‬ ‫همفكران��ش را در آمريكا مصمم به تاس��يس انجمن‬ ‫اسالمي دانشجويان آمريكا كرد و بعدها در شهر محل‬ ‫تحصيل خود‪ ،‬كاليفرنيا از موسسان انجمن دانشجويان‬ ‫ايراني كاليفرنيا و از فعاالن انجمن دانشجويان ايراني‬ ‫در آمريكا به شمار مي‌رفت كه به دليل اين فعاليت‌ها‪،‬‬ ‫بورس تحصيلي ش��اگرد ممتازي وي از سوي رژيم‬ ‫پهلوي قطع شد‪.‬‬ ‫در دانش��كده فني چهره‌اي ممتاز بود؛ هم از نظر‬ ‫هوش و دانش و هم اجراي مباني اس�لامي و مبارزه‬ ‫با طرح‌هاي رژيم‪ .‬يك بار استاد گفته بود كه همه بايد‬ ‫در جلسه امتحان كراوات بزنند‪ ،‬مصطفي اما اين كار را‬ ‫نكرد تا استاد ‪ 2‬نمره از او كم كند؛ او در امتحان ‪ 18‬شد؛‬ ‫باالترين نم��ره كالس‪ .‬موقعيت منحصر به فرد علمي‬ ‫‌او اما باعث نشد كه مصطفي چمران خود را محصور‬ ‫محيط‌هاي آزمايشگاهي كند‪ .‬او راه خود را از بهترين‬ ‫دانشگاه‌هاي علمي‌دنيا به سوي صحراي سينا و مصر‬ ‫تغيير داد تا روياي انقالبي خود را جس��ت‌وجو كند؛‬ ‫شايد او براي اين كار مبعوث شده بود و محل قرار هم‬ ‫وادي مقدس «‌طور» بود‪ .‬پس از قيام خونين ‪15‬خرداد‬ ‫س��ال ‪1342‬ياران امام خميني‌(ره) با همراهي بعضي‬ ‫از دوستان مومن و همفكر‪ ،‬رهس��پار مصر مي‌شوند‬ ‫و مدت دو س��ال در زم��ان عبد الناصر س��خت‌ترين‬ ‫دوره‌هاي چريكي و پارتيزان��ي را مي‌آموزند‪ .‬چمران‬ ‫به‌عنوان بهترين شاگرد اين دوره شناخته شده و فورا‬ ‫مس��ئوليت تعليم چريكي مبارزان ايران��ي را بر‌عهده‬ ‫مي‌گيرد‪ .‬بينش عميق مذهبي‌اش مانع برقراري ارتباط‬ ‫با ملي‌گرايي تند و خشن و ناصريسم مي‌شود‪ .‬وقتي در‬ ‫مصر مشاهده كرد كه جريان ناسيوناليسم عربي باعث‬ ‫تفرقه مسلمين مي‌شود‪ ،‬به ديدار جمال عبد‌الناصر رفت‬ ‫و به او اعتراض كرد‪ .‬ناصر ضمن پذيرش اين اعتراض‬ ‫گفت كه جريان ناسيوناليسم عربي آنقدر قوي است‬ ‫كه نمي‌توان به‌راحتي با آن مقابل��ه كرد‪ .‬چمران نيز با‬ ‫تاسف تاكيد مي‌كند كه ما هنوز نمي‌دانيم كه بيشتر اين‬ ‫تحريكات از ناحيه دش��من براي ايجاد تفرقه در بين‬ ‫مسلمانان است‪ .‬از آن پس به چمران و يارانش اجازه‬ ‫داده مي‌شود تا در مصر نظرات خود را بيان كنند‪.‬‬ ‫بعد از م��رگ عبد‌الناص��ر و چرخ��ش آرام‌آرام‬ ‫انور‌سادات به سوي غرب و اسرائيل؛ چمران كه اين‬ ‫واقعي��ت را درك كرد‪ ،‬براي تش��كيل پايگاه چريكي‬ ‫مس��تقل براي تعليم مبارزان ايراني ب��ه جنوب لبنان‬ ‫مي‌رود‪ .‬در لبنان ي��ار خود را مي‌بيند؛ موس��ي‌صدر‪.‬‬ ‫روحاني ايراني كه براي از بين بردن محروميت شيعيان‬ ‫به س��فارش دايي خود به لبنان آم��د و همان جا ماند‪.‬‬ ‫مصطفي چمران براي موس��ي صدر‪ ،‬همچون‌ هارون‬ ‫بود بر موس��ي نبي‌اهلل‪ .‬ب��ه كمك امام موس��ي صدر‪،‬‬ ‫حركت محرومين و جناح نظامي آن‪ ،‬س��ازمان «امل»‬ ‫را بر اس��اس اصول و مباني اس�لامي پي‌ريزي كرد‪.‬‬ ‫در لبنان هزار قبيله‪ ،‬او و س��ازمان تحت امرش از يك‬ ‫طرف مي‌بايست محروميت شيعيان را از بين ببرد و از‬ ‫سوي ديگر سازمان نظامي شيعه را در ميان گروه‌هاي‬ ‫نظامي مسيحي و سني مذهب و چپ و راست و از همه‬ ‫گروه‌هاي مسلح فلسطيني در اردوگاه‌هاي پناهندگان‪،‬‬ ‫سامان دهد‪ .‬چمران در اين راه سخت كوشيد‪ .‬يك روز‬ ‫با حزب كتائب مي‌جنگيد‪ ،‬روز ديگر در مدرسه فني‬ ‫بعلبك درس مي‌داد و روزي ديگ��ر هم با رزمندگان‬ ‫امل به جنگ جبهه التحرير بعث��ي العراقي مي‌رفت و‬ ‫روز ديگر سر چهارراهي راه بر كاروان او مي‌بستند و‬ ‫با فاالنژها مي‌جنگيد‪ .‬او در لبنان چهره‌اي مهم بود در‬ ‫ميان شيعياني كه ديگر مي‌توانستند حق خود را‪ ،‬خود‬ ‫بگيرنند و براي رژيم ش��اه هم مبارزي كه گروه‌هاي‬ ‫نظامي مخالفانش را سامان مي‌دهد؛ شايد به همين دليل‬ ‫بود كه يك تيم از ساواك براي‌ترور او به لبنان مي‌رود‪.‬‬ ‫او در كت��اب لبنان��ش ي��ك روز از روزهاي جنگ‬ ‫چريكي‌اشرااينگونهمي‌نويسد‪«:‬بهامرامام(موسىصدر)‬ ‫عازم برج حمود شدم‪ .‬ماه‌هاست كه منطقه در محاصره‬ ‫كتائب است‪ .‬فقر و گرس��نگى بيداد مى‌كند‪ ،‬شايد نود‬ ‫درصد مردم‪ ،‬از اين منطقه توفان‌زده گريخته‌اند‪ .‬شهرى‬ ‫بمباران ش��ده‪ ،‬مصيبت‌زده‪ ،‬زجر ديده‪ .‬ش��ب و روز‬ ‫مورد تجاوز و بمباران! مامور ش��دم كه به منطقه بروم‬ ‫و مقداري آرد‪ ،‬برنج و شكر و احتياجات ديگر تقسيم‬ ‫كنم‪ ،‬احتياجات م��ردم را از نزديك ببين��م و راه‌‌حلى‬ ‫براى اين مردم فلك‌زده بيابم‌‪ .‬ترتيب كار داده ش��د‪ .‬با‬ ‫يك ماشين در معيت سه ارمنى كه يكى از آنها محرر‬ ‫روزنامه بزرگ ارمنى بود‪ ،‬عازم برج حمود شديم‪ .‬براى‬ ‫چنين سفرى شخص بايد وصيت نامه خود را بنويسد‬ ‫و آماده مرگ باشد‪ .‬من نيز چنين كردم‪ ...‬ماه‌هاست كه‬ ‫چنين هستم و گويا حيات و ممات من يكسان است!‪...‬‬ ‫چقدر وحشت‌انگيز! مرگ بر همه جا سايه افكنده بود‪...‬‬
‫پرونده ويژه‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫اينجا موزه بيروت «متحف» و مريضخانه معروف «ديو»‬ ‫و زيباترين و زنده‌ترين نقاط تماشايى بيروت بود كه به‬ ‫اين روز سياه نشسته بود‪ ...‬وارد پاسگاه كتائبى شديم‪.‬‬ ‫چند افسر و چند ميليش��يا گارد گرفته بودند و ماشين‬ ‫را تفتيش مى‌كردن��د‪ ...‬لحظه خطرناكى ب��ود اگر مرا‬ ‫بشناسند حسابم پاك است‪ ...‬اينجا هر مسلمانى را سر‬ ‫مى‌برند‪ .‬هزارها مسلمان در اين نقطه با دردناك‌ترين‬ ‫وضعى جان داده‌اند‪ ...‬لحظه مرگ‪ ...‬انتظار مرگ! چقدر‬ ‫مخوف اس��ت‪ ...‬اما براى م��ن تفاوتى ن��دارد‪ ،‬مرگ‬ ‫براى من زيبا و دوست‌داش��تنى اس��ت‪ .‬سال‌هاست‬ ‫كه با مرگ الف��ت و محبت دارم‪ ...‬خونس��رد و آرام با‬ ‫لبخندى ش��يرين در عقب ماشين نشس��ته‌ام‪ .‬سه نفر‬ ‫ارمنى همراه من هستند‪ .‬ارامنه از تعرض مصونند‪ .‬آنها‬ ‫جزو سربازان سازمان ملل به حساب مى‌آيند و منطقه‬ ‫بين مسلمان و مسيحى را پر‌مى‌كنند‪ ...‬حاجز (پاسگاه)‬ ‫ديو خطرناكترين تفتيش��گاه كتائب و احرار اس��ت و‬ ‫براى مسلمانان سالخ‌خانه به شمار مى آيد‪ .‬و مدخل‬ ‫الشرقيه مركز قدرت كتائبى‌هاست‪ .‬ماشين‌ها يكى بعد‬ ‫از ديگرى از حاجز مى‌گذرند‪ .‬اين نش��ان مى‌دهد كه‬ ‫همه مسيحى هستند و مسلمان وجود ندارد‪ .‬ارمنى‌ها‬ ‫هر يك كارت شناسایی خود را نش��ان مى دادند و او‬ ‫همه را به دق��ت كنترل مى كرد و ب��ه صورت‌ها نگاه‬ ‫مى‌كرد‪ ،‬چند كلمه س��وال و ج��واب‪ ...‬نوبت به من‬ ‫رس��يد‪ ...‬قلبم مى‌تپيد‪ .‬اما باز آرامش خ��ود را حفظ‬ ‫كردم‪ .‬تسليم قضا و قدر ش��دم و به خدا توكل كردم و‬ ‫آرام و خونسرد به صورت آن افس��ر خيره شدم‪ ...‬اما‬ ‫مى‌دانستم كه با شناسنامه مس��لمان‌ها نمى‌توانم جان‬ ‫س��الم به در برم‪ .‬پاس��پورتى بيگانه حمل مى‌كردم كه‬ ‫صورتش ش��بيه من بود‪ .‬آن را به او دادم‪ .‬پاس��پورت‬ ‫را گرفت و به‌دق��ت زير و رو ك��رد و نگاهى عميق و‬ ‫مخوف به چش��مانم انداخت‪ ...‬ن��گاه عزرائيل بود‪...‬‬ ‫من چند كلمه فرانس��وى غليظ نثارش كردم و گفتم‬ ‫كه پزش��كم و براى بازديد بيمارس��تان فرانس��وى‌ها‬ ‫آمده‌ام‪ ...‬گويا ح��رف مرا باور ك��رد و در مقابل نگاه‬ ‫موثر و آرام من تسليم شد و پاسپورت را پس داد و از‬ ‫دروازه مرگ گذشتيم و وارد اشرفيه شديم‪ »...‬مصطفي‬ ‫چمران‪ ،‬انقالب اس�لامي را از كوه‌ه��اي بلند جنوب‬ ‫لبنان انتظار مي‌كشيد‪ ،‬جايي كه یک سال قبل از وقوع‬ ‫بزرگترين انقالب قرن‪ ،‬موسي صدر او همانند موسي‬ ‫كليم‌اهلل ناپديد شده بود و او به تنهايي امل را با سختي‬ ‫و مشقت زياد رهبري مي‌كرد‪ .‬حاال اما امام‌خميني(ره)‬ ‫روح دوباره‌اي بود براي مصطف��ي چمران‪ .‬او در باند‬ ‫فرودگاه دمش��ق در بهمن ‪ 57‬منتظر انقالب اسالمي‬ ‫ايران بود‪ .‬قضيه چنين بود كه نزديك پيروزي انقالب‬ ‫اس�لامي‪ ،‬دكتر چم��ران تصميم گرفت ب��ا ‪ 400‬نفر‬ ‫مسلح از ايراني‌ها و شيعيان لبنان كه همان رزمندگان‬ ‫«امل» بودند به ايران بيايد و در جنگ‌هاي خياباني كه‬ ‫پيش‌بيني مي‌ش��د در ايران به راه بيفتد‪ ،‬حضور يابند‬ ‫و اوضاع را س��امان دهن��د‪ .‬اما اين گ��روه هيچ وقت‬ ‫نتوانس��ت به ايران بيايد تا چمران ب��ه تنهايي پس از‬ ‫حدود ‪ 21‬سال به تهران سفر كند‪ .‬پس از بازگشت همه‬ ‫تجربيات انقالبي و علمي‌خود را در خدمت انقالب‬ ‫مي‌گذارد‪ .‬خاموش و آرام ولي فعاالنه و قاطعانه اولين‬ ‫گروه‌هاي پاس��داران انقالب در س��عد‌آباد را سامان‬ ‫مي‌دهد‪ .‬سپس در ش��غل معاونت نخس��ت‌وزيري‪،‬‬ ‫تالش مي‌كند مساله جدايي‌طلبي كردستان را فيصله‬ ‫دهد‪ .‬او در نبرد «پاوه» قدرت ايم��ان و اراده آهنين و‬ ‫شجاعت و فدا‌كاري خود را بر همگان ثابت مي‌كند‪.‬‬ ‫فرمان انقالبي ام��ام خميني‌(ره) مبني‌بر آزادس��ازي‬ ‫‪ 24‬ساعته پاوه؛ فرماندهي منطقه با حكم امام بر‌عهده‬ ‫دكتر چمران واگذار مي‌ش��ود‪ .‬فرمان امام در كمتر از‬ ‫‪ 24‬ساعته عملي مي‌شود و چمران و يارانش در عرض‬ ‫‪ 15‬روز همه ش��هر‌ها و راه‌ها و مواضع اس��تراتژيك‬ ‫كردستان را به تصرف مي آورند‪ .‬دكترمصطفي چمران‬ ‫بعد از اي��ن پيروزي از ط��رف بنيانگ��ذار جمهوري‬ ‫اس�لامي ايران به وزارت دفاع منصوب شد‪ .‬وي در‬ ‫پست جديد‪ ،‬براي تغيير و تحول ارتش‪ ،‬به يك سلسله‬ ‫برنامه‌هاي وسيع بنيادي دست زد كه پاكسازي ارتش‬ ‫و پياده كردن برنامه‌هاي اصالحي از اين قبيل اس��ت‪.‬‬ ‫شهيد چمران در اولين دوره انتخابات مجلس شوراي‬ ‫اسالمي‪ ،‬از سوي مردم تهران به نمايندگي انتخاب شد و‬ ‫تصميم داشت در تدوين قوانين و نظام جديد انقالبي‪،‬‬ ‫به‌خصوص در ارتش‪ ،‬حداكثر سعي و تالش خود را‬ ‫بكند تا ساختار گذش��ته ارتش را تغيير دهد‪ .‬چمران‬ ‫سپس به نمايندگي حضرت امام‌(ره) در شوراي عالي‬ ‫دفاع منصوب ش��د و ماموريت يافت تا به‌طور مرتب‬ ‫گزارش كار ارتش را ارائه نمايد‪.‬‬ ‫پس از حمل��ه صدام به اي��ران‪ ،‬مصطفي چمران‬ ‫گروهي از رزمندگان داوطلب را گردخود جمع كرد‬ ‫و با‌ تربيت و سازماندهي آنان‪ ،‬ستاد جنگ‌هاي نامنظم‬ ‫را در اهواز تشكيل داد‪ .‬اين گروه كم‌كم قوت گرفت و‬ ‫منسجم شد و خدمات زيادي انجام داد‪.‬‬ ‫س��ي‌ام خرداد م��اه ‪ 1360‬يعني يك م��اه پس از‬ ‫پيروزي ارتفاعات اهلل‌اكبر‪ ،‬چمران در جلسه فوق‌العاده‬ ‫شوراي عالي دفاع در اهواز با حضور مرحوم آيت‌اهلل‬ ‫اش��راقي ش��ركت و از عدم تحرك و س��كون نيروها‬ ‫انتقاد ك��رد و پيش��نهاد‌هاي نظامي خ��ود را از جمله‬ ‫حمله به بس��تان ارائه داد‪ .‬اين آخرين جلس��ه شوراي‬ ‫عالي دفاع بود كه در آن ش��ركت داش��ت و فرداي آن‬ ‫روز‪ ،‬روز غم‌انگيز و بس��يار سخت و هولناكي بود‪ .‬در‬ ‫يو‌يكم خرداد ‪ ،1360‬ايرج رستمي‌فرمانده‬ ‫سحر‌گاه س ‌‬ ‫منطقه دهالويه به‌ش��هادت رسيد و شهيددكتر چمران‬ ‫به‌ش��دت از اين حادثه افس��رده و ناراحت بود‪ .‬غمي‬ ‫‌مرموز همه رزمندگان ستاد‪ ،‬به‌خصوص رزمندگان و‬ ‫ي را فرا گرفته بود‪ .‬شهيدچمران‪ ،‬يكي‬ ‫دوستان رس��تم ‌‬ ‫ديگ��ر از فرماندهانش را احضار كرد و خ��ود‪ ،‬او را به‬ ‫جبهه برد تا در دهالويه به جاي رس��تمي‌معرفي كند‪.‬‬ ‫به‌طرف سوس��نگرد به راه افتاد و در بي��ن راه مرحوم‬ ‫آيت‌اهلل‌اشراقي و شهيد تيمسار فالحي را مالقات كرد‪.‬‬ ‫اين آخرين ديدار بود‪ .‬چمران كه به دهالويه رس��يد؛‬ ‫انگار بعث شكار تيزپاي خود را رصد كرده بود ؛ منطقه‬ ‫به شدت گلوله‌باران شد تا مصطفي چمران به آرزويش‬ ‫برسد‪g .‬‬ ‫‪59‬‬
‫پرونده ويژه‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫چمران مي‌خواست انتقام موسي‌صدر‬ ‫را از قذافي بگيرد‬ ‫ناگفته‌هاي عادل‌عون از شهيد مصطفي چمران‬ ‫‪3‬‬ ‫ياسر عادل عون از مبارزان قديمي لبناني و از ياران نزديك امام موسي‌صدر در جنبش امل بوده است‪ .‬او با‬ ‫تشكيل جنبش اما مسئول نظامي آن شد و كار نظارت بر آموزش و تجهيز و تسليح را برعهده داشت و در زمان‬ ‫اشغال اسرائيل يكي از مسئوالن اطاق عمليات عليه دشمن در جنوب لبنان بود‪.‬پيش از تاسيس جنبش محرومان و‬ ‫گردان‌هاي مقاومت لبنان (امل)‪ ،‬بين سال‌هاي ‪1968‬تا ‪ ،1972‬با درجه ستواني در نيروهاي العاصفه وابسته به فتح‬ ‫ي و باسابقه لبناني از جنبش امل خارج شد‪،‬‬ ‫فعاليت مي‌كرد‪ .‬بعد از آنكه حاج مصطفي ديراني از مجاهدان قديم ‌‬ ‫فرماندهي اتاق عمليات را عهده‌دار شد و در عين حال تا سال ‪( 2000‬يعني تا زمان آزادي جنوب‌لبنان) عضو دفتر‬ ‫سياسي جنبش بود‪ .‬از سال ‪ 2001‬تا به امروز هم‪ ،‬مسئول دفتر جنبش امل در تهران است‪ .‬او جزو اولين افرادي‬ ‫بود كه با مصطفي چمران آشنا ش��د و در دوران حضور وي در لبنان به عنوان معاون ايشان در بسياري از امور‬ ‫همراهش بود‪ .‬اين گفت‌وگو براي اولين بار حاوي ناگفته‌هايي از ابعاد زندگي شهيدچمران در لبنان و ايران است‪.‬‬ ‫مصطفي شوقي‬ ‫شما براي اولين بار مصطفي چمران را چه زماني‬ ‫مالقاتكرديد؟‬ ‫‪ l‬گفت‌وگو در مورد دوست و همراه من در مبارزه‬ ‫يعني شهيد دكتر مصطفي چمران سخت است‪ .‬اميدوارم‬ ‫بتوانم ابعاد ش��خصيت بزرگ او را در اين گفت‌وگو بيان‬ ‫كنم‪ .‬من با دكتر مصطفي چمران بيش از ‪ 10‬سال دوست‬ ‫و همراه در مبارزه بودم‪ .‬صبح‌ها به جنوب مي‌رفتيم‪ ،‬ظهر‬ ‫‪60‬‬ ‫به بيروت و شب به بقاع؛ هميش��ه همراه هم بوديم‪ .‬براي‬ ‫اولين بار دكتر مصطفي چم��ران را در مصر دي��دم‪ .‬او به‬ ‫همراه گروهي از مبارزان ايراني در دوره‌اي كه آقاي جمال‬ ‫عبدالناصر‪ ،‬رئيس‌جمهور وقت مصر برگ��زار كرده بود‬ ‫شركتداشت‪.‬ايندورهآموزشنظاميدرواقعدوره‌ايبود‬ ‫كهگروه‌هايفلسطينيوغيرفلسطينيكهآرمانشانمبارزه‬ ‫عليهرژيم‌صهيونيستيبوددرآنشركتداشتند‪.‬براياولين‬ ‫بار او را آنجا ديدم به همراه گروهي از برادران ايراني‪.‬‬ ‫مي‌دانستيدازآمريكابهمصرآمده‌اند؟‬ ‫‪ l‬بله‪،‬درهمانزمانباايشانگفت‌وگوكردم‪.‬ايشان‬ ‫مي‌گفتند به دليل اينكه نمي‌خواستند در پيشرفت صنايع‬ ‫نظاميآمريكاشركتكنند‪،‬برايكمكبهبرادرانمسلمان‬ ‫درايندورهنظاميشركتكردند‪.‬برايمنعجيببود؛گويا‬ ‫ايشانجزوپنجمتفكرمسلمانيبودندكهدرپروژهگسترش‬ ‫وپيشرفتسالح‌هايآمريكاييبايدشركتمي‌كردند‪.‬من‬ ‫همانطور كه گفتم با او دوست شدم‪ ،‬به او گفتم كه همراه‬ ‫امام موسي‌صدر هستم و براي مبارزه با رژيم‌صهيونيستي‬ ‫بهاينجاآمده‌ايم‪.‬‬ ‫ازاونپرسيديدچراآمريكارا‌ترككردهاست؟بههر‬ ‫حالموقعيتعلمي‌باالييداشتند‪.‬‬ ‫‪ l‬اتفاق��ا اي��ن س��وال را پرس��يدم‪ .‬او گفت؛ من‬ ‫نمي‌خواستم به آمريكايي‌ها براي پيشرفت‌هايشان عليه‬ ‫اسالم كمك كنم‪ .‬مي‌گفت من از آتش فرار كرده‌ام‪ ،‬گويا‬ ‫ايشانازمركزعلمي‌كهدرآنبودنددوسالمرخصيگرفته‬ ‫بودندتابهگروه‌هايمبارزبپيوندند‪.‬‬ ‫اينگروهازمبارزانايرانيچگونهگروهيبود؟شما‬ ‫آنها را ازكدام مسلكسياسيديديد؟همانطور كه‬ ‫مي‌دانيدشيوهمبارزهمسلحانهنزدگروه‌هاياسالمي‬ ‫در آن زمان بس��يار كم بود‪ ،‬آيا چپي‌ها هم در اين‬ ‫گروهاعزامي‌بهمصرحضورداشتند؟‬ ‫‪ l‬خير‪ ،‬اينها عض��و نهضت‌آزادي اي��ران بودند‪.‬‬ ‫دبيركل گروه هم آقاي مهدي بازرگان بود‪ .‬من حتي به ياد‬ ‫دارم كه آقاي ابراهيم يزدي ه��م در دوره‌هاي نظامي ما در‬ ‫مصرشركتمي‌كرد‪.‬‬ ‫يعنيبانهضت‌آزاديايرانهماهنگبودند؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬گويا يك هماهنگي بود ميان آنها با جنبش‬ ‫فتح‪.‬‬ ‫اي��ن س��وال را از اي��ن جه��ت مي‌پرس��م كه‬ ‫نهضت‌آزادي اعتقادي به ش��يوه نظامي نداشت‪،‬‬ ‫نقش شهيد چمران در برقراري اين دوره آموزشي‬ ‫براي مبارزان ايراني چه بود؟‬ ‫‪ l‬ببينيد‪ ،‬ش��هيد چم��ران در واقع راب��ط آنها با‬ ‫جنبش‌هايفلسطينيازجملهفتحوجمال‌عبدالناصربود‪.‬‬ ‫ايشان هماهنگ‌كننده بودند و دوره‌هايي را براي گروه‌هاي‬ ‫ايراني برگزار مي‌كردند‪ .‬يك نقش ديگر ش��هيد چمران‬ ‫هم اين بود كه در آمريكا در واقع مسئول هماهنگ‌كننده‬ ‫گروه‌هايحامي‌ملتفلسطينبودند‪.‬‬ ‫ايشانبعدازمصربهلبنانآمد؛چرا؟‬ ‫‪ l‬خب‪ ،‬اي��ن يك مقدمه دارد‪ .‬امام موس��ي‌صدر‬ ‫مدرس��ه‌اي فني حرفه‌اي براي تحصيل ش��يعيان و مردم‬ ‫جنوب در صور تشكيل داده بود‪ .‬اين مدرسه مهندسي در‬ ‫واقع يك مدرسه آكادميك فني‌حرفه‌اي بود و تنها مدرسه‬ ‫جنوبلبنانبهاينشيوه؛ابتداامامموسي‌صدريكمهندس‬ ‫لبناني را در سال اول مدير اين مدرسه كرد‪ ،‬اين فرد يك فرد‬ ‫بداخالق بود و با او سخت مي‌شد ارتباط برقرار كرد‪ .‬در‬ ‫سال دوم يك دكتر فرانسوي رئيس مدرسه شد‪ ،‬برعكس‬ ‫اولي خيلي ضعيف بود و نظم مدرس��ه را از بين برده بود‪.‬‬ ‫(مي‌خندد) امام موسي‌صدر در سفري به اروپا آقاي مهدي‬ ‫بازرگان را مي‌بيند‪ .‬به ايشان گفته بودند كه من مدرسه‌اي‬ ‫دارم فني‌حرفه‌اي كه يكسري جوان را براساس فرهنگ‬ ‫شهادت امام‌حسين‌(ع) آموزش علمي مي‌دهم تا متدين‬ ‫باشند؛فرديرامي‌خواهمكهمديرمدرسهباشد‪،‬چهكسي‬ ‫رامعرفيمي‌كنيد؟آقايبازرگانبهامامموسي‌صدرگفتهبود‬ ‫من فردي را مي‌شناسم كه بسيار جايگاه مهمي‌دارد‪ ،‬اگر او‬ ‫راببينيدهيچگا‌هتركشنخواهيدكرد‪.‬امامموسي‌صدرگفته‬ ‫بودچهكسي؟اوگفتهبوددكترمصطفيچمران‪.‬‬ ‫امام موس��ي‌صدر به لبنان آمد و هماهنگي‌ها انجام‬ ‫شد‪ .‬قرار شد من به فرودگاه بروم و از ايشان استقبال كنم‪.‬‬ ‫كاغذي برداشتم و رويش نوشتم دكتر مصطفي چمران‪.‬‬ ‫خبمناورابانامابوجمالدرمصرمي‌شناختم‪،‬نهمصطفي‬
‫پرونده ويژه‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫چمران‪ .‬منتظر بودم‪ ،‬ديدم آمد‪ .‬گفتم ابوجمال‪ ،‬تو مصطفي‬ ‫چمراني؟ به هر حال ابوجمال نام جهادي او بود و نام من‬ ‫هم ابوياسر‪ 10.‬دقيقه همديگر را در آغوش گرفته بوديم و‬ ‫گريهمي‌كرديم‪.‬بعدنزدامامموسي‌صدررفتيم‪.‬امامخواست‬ ‫مارابههممعرفيكند‪،‬دكترمصطفيچمرانگفتمنبااو‬ ‫دوست بودم‪ ،‬او را مي‌شناسم‪ .‬بعد قرار شد با همديگر به‬ ‫جنوببرويمويكماهآموزشيدرمدرسهمهندسيصور‬ ‫باهمباشيم‪.‬‬ ‫دكتر مصطفي چمران از آمريكا به لبنان آمدند يا‬ ‫ازمصر؟‬ ‫‪ l‬ازآمريكاآمدند‪.‬‬ ‫در كتاب لبنان ش��هيد چمران درباره اين مدرسه‬ ‫مهندسيوصنعتيزيادمي‌خوانيم‪،‬گويامدرسه‌اي‬ ‫ي ومقاومتوجهاد؟‬ ‫بودهبرايكارعلم ‌‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬امام موسي‌صدر درصدد تشكيل مقاومت‬ ‫شيعيان در لبنان بود‪ .‬ايشان نگاهشان اين بود كه مسئوالن‬ ‫اين مقاومت از درون اين مدرس��ه بيرون بيايند‪ .‬نگاه امام‬ ‫موسي‌صدر اين بود كه مدرسه با عقيده امام‌حسين‌(ع) و‬ ‫مبتني بر فرهنگ عاشورا اداره شود؛ علم و جهاد با هم‪ .‬من‬ ‫آقايدكتر‌مصطفيچمرانرابهمرزلبنانوفلسطينبردمواز‬ ‫نزديكايشانمالحظهكردكهچگونهاسرائيلبهروستاهاي‬ ‫جنوب لبنان حمله مي‌كند‪ .‬چمران در لبنان به دنبال جهاد‬ ‫عليه اسرائيل بود‪ .‬يك نكته ديگر هم بگويم‪ ،‬شايد برايتان‬ ‫جالب باش��د‪ .‬در همان زمان ابتداي ورود شهيد چمران‬ ‫به لبنان‪ ،‬ايشان نامه‌اي براي امام خميني رحمه‌اهلل عليه به‬ ‫نجففرستادودرآننوشتكهمننزدآيت‌اهللموسي‌‌صدر‬ ‫آمده‌ام‪ ،‬آيا با او همكاري كنم؟ امام هم پاسخ نامه را در همان‬ ‫نامه نوشتند كه امام موسي‌صدر اسالم را مي‌شناسد‪ ،‬نزد او‬ ‫بمانيد‪.‬اودوستماست‪.‬‬ ‫قبل از اينكه وارد دوران زندگي شهيدچمران در‬ ‫لبنان شويم‪ ،‬يك سوال دارم؛ در آن زمان حكومت‬ ‫شاه در ايران وجود داشت و بالطبع شهيد چمران‬ ‫و مبارزان ايراني با آن مب��ارزه مي‌كردند‪ ،‬اما چرا‬ ‫به يكباره مسير را تغيير دادند و به لبنان آمدند و با‬ ‫رژيم‌صهيونيستيجنگيدند؟‬ ‫‪ l‬ببينيد‪ ،‬جبهه شر يك جبهه است و جبهه خير‬ ‫جبهه‌ايمستقلازاو‪.‬همگاننزديكيشاه‪،‬آمريكاواسرائيل‬ ‫رامي‌دانستندوبالطبعآنهادريكجبههبودند‪.‬نزدمسلمانان‬ ‫جعفري‌مذهب قضيه فلسطين قضيه اصلي است‪ .‬در آن‬ ‫زمان امام خميني (ره) و مراجع تقليد از جمله آيات عظام‬ ‫خوئي‪ ،‬صدر و سيستاني جهاد عليه اسرائيل را مقدس و‬ ‫واجب مي‌دانستند‪ .‬پس از بين رفتن اسرائيل هدف از بين‬ ‫رفتنجبههشربود؛اينآرمانماست‪.‬‬ ‫نق��ش ش��هيد چم��ران در تش��كيل جنب��ش‬ ‫حركت‌المحرومينيااملچهبود؟‬ ‫‪ l‬درست است كه بنيانگذار حركت المحرومين‬ ‫(امل)امامموسي‌صدربود‪،‬وليشهيدچمراننزديك‌ترين‬ ‫فرد از نظر فكري به امام موسي‌صدر بود‪ .‬امام موسي‌صدر‬ ‫كشف كردند يك توطئه عليه انقالب فلسطين در جريان‬ ‫است‪ .‬پس به ش��يعيان توصيه مي‌كردند كه چاقوي ذبح‬ ‫آرمان فلسطين نباشند‪ .‬ايده ايشان بر اين اساس تشكيل‬ ‫يك گروه مقاومت متدين عليه رژيم‌صهيونيستي بود‪ .‬امام‬ ‫موسي‌صدر در همين رابطه به ياسر عرفات گوشزد كرده‬ ‫بود كه شرف قدس در اين است كهگروهي از مومنين آن را‬ ‫آزادكنند‪.‬حتياگرشرقوغربهممخالفآنباشند‪.‬ايشان‬ ‫مي‌گفتند اسرائيل شر مطلق است و مبارزه عليه اسرائيل‬ ‫توسط هر گروهي اعم از چپ يا راست خير مطلق است‪.‬‬ ‫و مبارزان اين آرمان فرزندان امام‌حسين‌(ع) هستند‪ .‬در اين‬ ‫گروه امام‌موسي‌صدر در واقع مرد اول و مصطفي چمران‬ ‫مسئوليت اداره سياسي و نظامي‪ ،‬پس دومين فرد پس از‬ ‫امام موسي‌صدر در جنبش امل بودند‪ .‬ايشان اشراف كاملي‬ ‫به مسائل فرهنگي اعضا داشت‪ .‬در جلسات صبحگاهي‬ ‫جنبش در جنوب شركت مي‌كرد‪ ،‬ظهر به بيروت مي‌آمد‬ ‫و شب در بقاع حضور داش��ت‪ ،‬يعني در يك روز در كل‬ ‫لبنانايشانحضوردائمداشتند‪.‬ايشانناظرآموزشنظامي‬ ‫و طراح عمليات بودند‪ .‬بهترين ساعات او لحظاتي بود كه‬ ‫در عمليات شركت مي‌كردند به‌خصوص عمليات عليه‬ ‫دشمنصهيونيستي‪.‬‬ ‫شما گفتيد شهيد چمران هماهنگ‌كننده بود ميان‬ ‫مبارزان فلسطيني‪ -‬ايراني؛ آيا همين نقش را هم در‬ ‫جنبشاملداشت؟‬ ‫‪ l‬بله‪،‬ايشانبهمبارزانايرانيبسياركمكمي‌كردند‪.‬‬ ‫به ياد دارم گروه‌هايي از جوانانمسلمانبه لبنان مي‌آمدند و‬ ‫جنبشاملبهآنهاكمكمي‌كردتاپاسپورتجعليبگيرندو‬ ‫درآموزش‌هاينظاميشركتكنند‪.‬بههرحالاگرساواك‬ ‫شاهمي‌دانستكهاينجوانانباپاسپورتخودشانبهلبنان‬ ‫آمده‌انديادرفعاليت‌هاينظاميدركشوريشركتكرده‌اند‬ ‫آنها را قطعا زنداني مي‌كرد‪ .‬شهيدچمران در اردوگاه‌هاي‬ ‫جنبش امل به بس��ياري از جوانان ايراني آموزش نظامي‬ ‫مي‌داد‪.‬‬ ‫‪ l‬چه رابطه‌اي ب��ود ميان امام موس��ي‌صدر و‬ ‫مصطفيچمران؟گروهيآنهارابه‌هارونوموسي‬ ‫تشبيهكردند‪.‬‬ ‫بله‪،‬اينتشبيهدرستياست‪.‬مصطفيچمرانهمچون‬ ‫‌هارون بود بر امام موسي‌صدر‪ .‬عشقي بزرگ ميان اين دو‬ ‫بود‪ ،‬مثل پدر و پسر‪ ،‬دوست و برادر‪ ،‬هيچ‌كس نتوانست‬ ‫آنطوري كه امام موس��ي‌صدر بود‪ ،‬ايشان را بشناسد‪ ،‬جز‬ ‫دكتر مصطفي چمران و هيچ‌كس هم چمران را نشناخت‬ ‫جزامامموسي‌صدر‪.‬شهيدچمرانعالقهبسياريبهمبارزه‬ ‫عليهآمريكاواسرائيلداشتواينرادرجنوبلبنانمتبلور‬ ‫يافته بود‪ .‬معتقدم كه شهيد چمران و امام موسي‌صدر در‬ ‫عمل خودشان يك بار هم اشتباه نكردند‪ .‬اين دو به آنچه‬ ‫انجام مي‌دادند ايمان داشتند و شهيد چمران سرآمد بود در‬ ‫مبارزهعليهاسرائيل‪.‬اماموسي‌صدربهمامي‌گفتمنبسيار‬ ‫متعجبم كه چگونه دكتر چمران اينگونه با ما متواضعانه‬ ‫برخوردمي‌كند؛آندوعاشقومعشوقبودند‪.‬‬ ‫بعد از قضيه ربودن امام موس��ي‌صدر‪ ،‬مصطفي‬ ‫چمرانچهمي‌كرد؟چهمي‌گفت؟‬ ‫‪ l‬همه كاركرد كه او را نجات دهد‪ .‬نقشه طراحي‬ ‫كرده بود كه هواپيماربايي كرده و امام‌موسي‌صدر را مطالبه‬ ‫كنيم‪ .‬حتي به طرابلس آدم فرستاد كه از قذافي انتقام بگيرد‪.‬‬ ‫يك بار هم بسته‌اي انفجاري به آدرس قذافي فرستاد كه در‬ ‫فرودگاه طرابلس منفجر شد‪ .‬بعد از پنج ماه از ربودن امام‬ ‫موسي‌صدرانقالباسالميايرانپيروزشد‪.‬بعدازاينواقعه‬ ‫نمايندگان جنبش امل از جمله آقاي نبيه بري رئيس امل‪،‬‬ ‫سالدينازمجلسشيعيان‬ ‫يالحسينيوشيخ‌محمدشم ‌‬ ‫آقا ‌‬ ‫برايعرضتبريكپيروزيانقالباسالميبهايرانآمدند‪.‬‬ ‫شهيدچمرانهمهمراهاينگروهومترجمبود‪.‬امامخميني‬ ‫(ره)ازگروهشيعيانلبنانيتشكركردوگفتشماالبتههديه‬ ‫بسيار گرانبهايي را نيز براي ما آورديد‪ ،‬منظور ايشان دكتر‬ ‫مصطفيچمرانبود‪.‬‬ ‫‪ l‬يك نقلي هست كه در آستانه پيروزي انقالب‬ ‫اسالمي‪ 400‬چريكلبنانيوابستهبهجنبشاملدر‬ ‫فرودگاه دمشق براي حضور در ايران و شركت در‬ ‫مبارزه عليه شاه آماده بودند‪ ،‬اين درست است؟‬ ‫(مي‌خندد) بله‪ ،‬من هم از مسئوالن اين گروه بودم‪.‬‬ ‫طرحمااينبودكهباهواپيمابهتهرانبياييموبايكهلي‌برد‬ ‫باارتششاهجنگچريكيكنيموآنهاراغافلگيرنماييم‪.‬‬ ‫‪ l‬البته اينطرح اجرا نشد‪.‬‬ ‫(مي‌خندد) بله‪ ،‬اصال ما مجال پي��دا نكرديم‪ .‬چون‬ ‫انقالب خيلي زود به پيروزي رسيد‪ .‬من اينجا يك خاطره‬ ‫همبگويم‪.‬درهياتيكهبرايتبريكپيروزيانقالببهايران‬ ‫آمد تقريبا همه اعضا بودند اما شهيد چمران نام من را نداده‬ ‫بود‪ ،‬من هم نپرسيدم‪ .‬لحظه حركت من را صدا زد و گفت‬ ‫چرا نمي‌پرسي همراه ما به ايران نمي‌آيي؟ من عادت كرده‬ ‫يدانستم‬ ‫بودمچنينكارهايينكنم‪،‬درخواستنمي‌كردم‪.‬م ‌‬ ‫اگر درخواست كنم‪ ،‬درخواست من را رد نمي‌كند‪ .‬ايشان‬ ‫گفت من تو را عمدا انتخاب نكرده‌ام‪ .‬اگر براي اين گروه‬ ‫بزرگ كه به ايران مي‌رود اتفاقي رخ دهد‪ ،‬آينده جنبش و‬ ‫موسسهچهمي‌شود؟منظورايشانازموسسههمانمدرسه‬ ‫صنعتيصوربود‪.‬منهمدرمدرسهوهمدرجنبشمعاون‬ ‫او بودم‪ .‬به من گفت تو بعد از من مدير موسسه هستي‪ .‬بعد‬ ‫بهمنوصيتكردنداهميتادامهفعاليتموسسهوجنبش‬ ‫امل را‪ .‬ايش��ان به من گفت كه اگر من به ايران بروم ديگر‬ ‫اجازه نمي‌دهند كه برگردم‪ .‬ما در وداع آخر‪ 15‬دقيقه اشك‬ ‫مي‌ريختيم‪.‬لحظاتيباصداقتوفراموش‌نشدني‪.‬‬ ‫در برخي اسناد ساواك آمده كه در واقع تيم‌تروري‬ ‫برايازبينبردندكترچمرانبهلبنانسفركردهبود‪،‬‬ ‫آيا اين صحت دارد؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬بارها مي‌خواستند او ر‌ا ترور كنند‪ .‬يك بار‬ ‫فردي را از اروپا مي‌فرستادند كه مثال من دوست چمرانم‬ ‫برايش نامه‌اي دارم‪ .‬سفير ايران در بيروت بسيار ما را اذيت‬ ‫مي‌كردوسازمانامنيتلبنانهمبهاوكمكمي‌كرد‪.‬‬ ‫شهيد چمران چگونه مي‌زيست؟ شما كه هميشه‬ ‫همراه او بوديد از او چه به ياد داريد؟‬ ‫‪ l‬يك انسان كم‌نظير بود‪ .‬هميشه در يك دستش‬ ‫اسلحه بود و در دست ديگر دوربين عكاسي‪ .‬از مبارزان‬ ‫عكس مي‌گرفت‪ ،‬از صحنه‌هاي نبرد‪ ،‬از گل‪ ،‬ساختمان‌ها‪،‬‬ ‫آدم‌ها‪ .‬يك انس��ان علمي‌بود‪ .‬در پروژه آپولوي آمريكا‪،‬‬ ‫او در ناسا بخشي از كار را برعهده داش��ت‪ .‬در نماز و دعا‬ ‫به‌خصوص نماز ش��ب متواضعانه عبادت مي‌كرد‪ .‬يك‬ ‫ورزش��كار اس��تثنايي بود‪ ،‬همه ورزش‌ها را مي‌دانست‪.‬‬ ‫استاد نقاشي و خطاطي بود‪ .‬ش��جاع‌ترين افراد در ميدان‬ ‫نبرد بود‪ .‬ش��خصا اولين نفري بود كه به دش��من حمله‬ ‫مي‌كرد‪ .‬ب��ه او مي‌گفتيم آخر ش��ما فرمانده‌ايد‪ .‬مي‌گفت‬ ‫خيمه رس��ول‌اكرم‌(ص) نزديك‌ترين مكان ب��ه اردوگاه‬ ‫دشمنبود‪.‬درنبردشجاعبود‪.‬شجاعتعلي‌(ع)راداشت‪،‬‬ ‫فداكاري امام حسين‌(ع) و فكر پيامبر اكرم (ص)؛ نترس‬ ‫بود‪ .‬مي‌گفت هنگام مرگم را مي‌دانم‪ .‬الهام‌بخش بود‪ .‬خود‬ ‫به تنهايي يك گردان بود‪ .‬همانطور كه گفتم دارنده صفات‬ ‫بسيار زيبا بود‪ .‬بسيار متواضع بود‪ ،‬ساده‌زيست بود‪ .‬مردم را‬ ‫دوست داشت و مردم جنوب او را بسيار دوست داشتند‪.‬‬ ‫بسياري از خانواده‌هاي جنوب نام فرزندان خود را به نام‬ ‫او گذاشته‌اند؛ هم‌اكنون نام بسياري از خيابان‌ها و تپه‌ها در‬ ‫جنوببهناماوست‪.‬‬ ‫آخرين سوالم اين است كه چگونه آگاه شديد از‬ ‫شهادت او؟‬ ‫‪ l‬جوانان لبناني همراه او بودند‪ .‬از زمان پيروزي‬ ‫انقالب تا لحظه شهادت او سي‪ ،‬چهل نفر از جوانان امل‬ ‫در كنارش بودند‪ .‬روز قبل از شهادتش دكتر علي عباس از‬ ‫جوانان و مبارزان عمل در همان دهالويه به شهادت رسيد‪.‬‬ ‫او به تهران مي‌آيد و در بهش��ت زهرا‌(س) شهيد عباس‬ ‫را به خاك مي‌سپارد‪ .‬همسر ش��هيد چمران مي‌گويد كه‬ ‫شهيدچمران به وي گفته است به سوي شهادت مي‌رود‪.‬‬ ‫اگر خبر شهادت من را شنيديد تعجب نكنيد‪ .‬ايشان دو تا‬ ‫آرزو داشت؛يكي اينكه در نبرد با اسرائيل به شهادت برسد‬ ‫وديگريآزادسازيقدسشريف‪.‬منشايدنمي‌توانمحق‬ ‫مطلبرااداكنم‪10.‬ساليكلحظ ‌هتركشنكردم‪،‬همهجابا‬ ‫او بودم‪ .‬با او مبارزه كردم‪ ،‬با او به جلسه رفتم‪ .‬شايد خودش‬ ‫نداند‪ ،‬محافظش بودم‪ .‬قبل از اينكه وارد مكاني شويم آنجا‬ ‫راچكمي‌كردم‪ .‬شهادتايشانبسيارمردمجنوبلبنانرا‬ ‫ناراحت كرد؛ مثل يک صاعقه بود؛ مردم به خيابان آمدند‬ ‫وتظاهراتكردندودرفرازبام‌هاتكبيرمي‌فرستادند‪g.‬‬ ‫‪61‬‬
‫كودكاني اطراف مقبره مصطفي‬ ‫گزارش مالقات با چمران در دهالويه‬ ‫‪4‬‬ ‫سارا زيباكالم‬ ‫پرونده ويژه‬ ‫بهار سال ‪ 1378‬بود‪ .‬درست سيزده سال پيش‪ .‬پس‬ ‫از گذر از يك جاده بسيار طوالني‪ ،‬كمي‌خسته‌كننده اما‬ ‫خيلي زيبا‪ ،‬اتوب��وس باالخره نگه داش��ت‪ .‬در طول راه‪،‬‬ ‫تا به اين مقصد برس��يم‪ ،‬همه محو دو چيز ش��ده بوديم؛‬ ‫مرداب‌ه��ا‪ ،‬نيزاره��ا و باتالق‌ها با آن مناظ��ر و پرندگان‬ ‫گوناگون‌شان در راستاي طبيعت زيباي خوزستان‪ ،‬از يك‬ ‫طرفتحسين‌برانگيزومسحوركنندهبودوازطرفديگر‪،‬‬ ‫صدايضبطراننده‪.‬درتمامراه‪،‬نواهايمعنويدرگوشمان‬ ‫پخشمي‌شد؛اعمازنوحه‌خواني‌هاوسينه‌زني‌هاهمچنين‬ ‫حماسه‌ها و ش��هيدان جنگ خودمان‪ .‬حال و هوايمان به‬ ‫كلي دگرگون بود‪ ،‬خصوصا در آن چند روزه‪ ،‬پيش از اين‬ ‫مقصد‌‪ ،‬از مناطق جنگي ديگري هم بازديد كرده بوديم و‬ ‫حرف‌هايي شنيده بوديم كه در آن وقت‪ ،‬براي خيلي‌هامان‬ ‫تازگيداشتوجايانديشيدنومطالعهكردن‪.‬نمي‌دانستيم‬ ‫اين ايس��تگاه‌‪ ،‬چه حرف‌هاي تازه‌تري دارد و از چه ابعاد‬ ‫تازه‌تري‪...‬‬ ‫هنوز از اتوبوس پياده نشده بوديم كه ديديم دور تا‬ ‫دور پنجره‌ها را بچه‌هاي قد و نيم‌ق��د دوره كرده‌اند‪ .‬اين‬ ‫جمعيت تا حدي بود كه حدود ‪ 10‬دقيقه پياده نش��ديم‬ ‫و همه‌مان هر چ��ه خوراكي داش��تيم‪ ،‬از پنجره‌ها به آنها‬ ‫داديم‪ .‬ديگر بايد پياده مي‌شديم و به آنها مي‌باورانديم كه‬ ‫خوراكي‌ها تمام شد‪ .‬وقت پايين آمدن‪ ،‬اولين چيزي كه‬ ‫به چش��مم آمد‪ ،‬پاهاي برهنه آن بچه‌ها بود‪ .‬برهنه‪ ،‬گلي‪،‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫بعضا زخمي‪ ...‬معدودي از آنها دمپايي‌هاي پالستيكي به‬ ‫پا داشتند‪ .‬برايم خيلي عجيب بود‪ .‬تا جايي كه گمان كردم‬ ‫شايد اين بچه‌ها‪ ،‬به دلخواه و براي سهولت در دويدن و‬ ‫بازيكردن‪،‬پابرهنههستند!!باآنهارفتيم‪.‬جاييبودشبيهيك‬ ‫روستا‪ ،‬اما پرت‪ .‬بوي بدي كه از همان فاصله به مشاممان‬ ‫مي‌رسيد‌‪،‬حقيقتامسمومبودوآلودهوبيماري‌زا‪.‬بهشخصه‪،‬‬ ‫‌بدون اغراق‪ ،‬تا دو روز بعد از آن دچار حساسيت و سرفه‬ ‫و عطسه شدم‪ .‬هر چه به روستاي زاغه‌نشين آنها نزديك‌تر‬ ‫مي‌شديم‪ ،‬بو بيشتر مي‌شد‪ .‬وقتي رسيديم باور نمي‌كردم‬ ‫آنچه را مي‌ديدم‪.‬‬ ‫بينابينخانه‌ها‌‪،‬گودال‌هايعظيمفاضالبطوريبرپا‬ ‫بود كه رسما چاره‌اي نبود جز پا گذاشتن در آنها‪ .‬ناباورانه‬ ‫به پاهاي بچه‌هاي ‪ 2-3‬س��اله به باال خيره شده بوديم كه‬ ‫چطور زير سنگيني چندش و حيرت نگاه‌هاي ما‪ ،‬وارد‬ ‫آن گودال‌ها مي‌ش��دند! خانه‌اي را كه ورود به آن ظاهرا‬ ‫از بقيه ساده‌تر بود انتخاب كرديم‪ .‬اما باز سخت بود‪ .‬روي‬ ‫نوك پنجه پا‪‌،‬آرام‌آرام خود را به دري رسانديم كه كامل باز‬ ‫بود‪ .‬كنار در‪ ،‬درست كنار در‪ ،‬گاو سياه بزرگي ايستاده بود و‬ ‫معلوم نبود در آن گنداب‪ ،‬چه چيز را مي‌جويد! صاف در‬ ‫چشمان اين جمعيت‪ 15-20‬نفره خيره شده بود كه سعي‬ ‫داشتند خود را در آن چارديواري كه خانه نام داشت‪ ،‬جاي‬ ‫دهند‪.‬چشمانسياهودرشتشراخوبيادمهستكهموقع‬ ‫ورود به خانه‪ ،‬تا چشمان خودم فقط نيم‌متر فاصله داشت‬ ‫ي ترسيده بودم؛ اما سوال دردناك اين بود كه اين‬ ‫و حتي كم ‌‬ ‫چه وضع اسفباري براي زندگي است؟! زن عرب‪ ،‬دست‬ ‫رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست‬ ‫پرنوشت پرنده در لحظه پرواز‬ ‫‪5‬‬ ‫در حقيقت اولين ايستگاهي كه «ايران» با مصطفي‬ ‫چمران آشنا مي‌شود‪ ،‬دهالويه است‪« :‬اي حيات با تو وداع‬ ‫مي‌كنم‪.‬باهمهزيبايي‌هايت‪،‬باهمهمظاهرجاللوجبروت‪،‬‬ ‫با همه كوه‌ها و آسمان‌ها و درياها و صحراها‌‪ ،‬با همه وجود‬ ‫وداع مي‌كنم‪ ،‬با قلبي سوزان و غم‌آلود به سوي خداي خود‬ ‫مي‌روموازهمهچيزچشممي‌پوشم‪(».‬آخريننوشته‌هاي‬ ‫شهيدچمران‪،‬درآخرينلحظاتحيات)‬ ‫پيش از آن هم‪ ،‬چمران مجروح شده بود‪ .‬وقتي حدود‬ ‫هشت ماه گذش��ته‌اش‪ ،‬در آبان ماه ‪ 1359‬براي كمك به‬ ‫آزادسازي سوس��نگرد‪ ،‬همراه گروهي از ياران ورزيده و‬ ‫توانايشبهآنجارفتهبود‪.‬فرمانامام‌خميني‌(ره)مبني‌برحمله‬ ‫نيروهايايرانيبهسوسنگرد‪،‬نيمه‌شب‪ 25‬آبان‪ 1359‬صادر‬ ‫شد و بنابراين صبح روز‪ 26‬آبان‪ ،1359‬اين حمله آغاز شد‪.‬‬ ‫پيش از آن‪ ،‬وقتي كه سوسنگرد به‌طور كامل توسط دشمن‬ ‫تصرفشدهبود‪،‬چمرانطرحيريختهبودكهطيآن‪،‬روي‬ ‫ي و بسيج هم كه داراي روحيه بسيار بااليي‬ ‫نيروهاي مردم ‌‬ ‫بودند‪،‬دركنارنيروهايسپاهونيروهايجنگ‌هاينامنظم‪،‬‬ ‫حسابزياديبازشدهبود‪.‬بنابراينباصدورفرمانحملهبه‬ ‫سوسنگردازسويامامخميني(ره)‪،‬درهمانصبحروز‪26‬‬ ‫آبان‪،‬چمرانكهخودفرماندهينيروهايچريكيجنگ‌هاي‬ ‫نامنظم را بر عهده داشت‪ ،‬به‌سوي سوسنگرد به راه‌‌افتاد‪ .‬در‬ ‫‪62‬‬ ‫اينحركت‪،‬مسئوليتهماهنگينيروهايارتشيبرعهده‬ ‫تيمسارفالحيبودكهطيآن‪،‬تيپ‪ 2‬زرهيدزفولوگردان‬ ‫‪ 148‬پياده‪ ،‬پش��تيبان چمران و نيروهايش بودند‪ .‬چمران‬ ‫نيروهايش را آماده و س��ازماندهي كرد‪ .‬گروهي ‪ 90‬نفره‬ ‫كه اغلب از صنايع دفاع بودند و او از جنگ‌هاي كردستان‬ ‫با آنها آشنا بود را مسئول جناح چپ كرد‪ .‬گروه دوم هم كه‬ ‫يومحليبودندماموريتيافتندتا‬ ‫متشكلازنيروهايبوم ‌‬ ‫از كنار رودخانه كرخه حركت كرده و از شمال شرقي وارد‬ ‫سوسنگردشوند‪.‬واماگروهسوممستقيماتحتفرماندهي‬ ‫خود وي بود‪ .‬چمران قصد داشت از ميان دو گروه چپ و‬ ‫راست‪ ،‬به‌طور مستقيم وارد سوسنگرد شود‪ .‬در ميانه راه‌‬ ‫تراكم تانك‌هاي دشمن در اطراف نيروهاي گروه چمران‬ ‫بيشترمي‌شدومحاصرهآنهاتنگ‌تر‪.‬پشت‌سرتانك‌هاهم‬ ‫نيروهاي پياده دشمن به‌چشم مي‌خوردند‪ .‬چمران با تمام‬ ‫وجود خطر را حس مي‌كرد و اين را كه هر لحظه يارانش‬ ‫جلوي چشمانش به شهادت خواهند رسيد‪ .‬او ناگهان ياد‬ ‫لبنانمي‌افتدوعملياتانتحاريكهخودشهمتجربه‌اشرا‬ ‫زياد داشت‪ .‬مسير خود را تغيير مي‌دهد و در حالي كه ساير‬ ‫نيروهاي گروه به سمت ش��رق مي‌رفتند‪ ،‬او با سرعت به‬ ‫طرفسوسنگردمي‌رود‪.‬دونفرازهمرزمانشانگارمنظور‬ ‫اورافهميدهباشند‪،‬باويهمراهمي‌شوند‪«:‬اكبرچهره‌قاني»‬ ‫و پا شكسته به ما فهماند كههشتبچه دارد و شوهرش در‬ ‫عراق زنداني است‪ .‬فقط سه تا از بچه‌هايش را ديديم چون‬ ‫خودمان هم در آن يك تكه جا‪ ،‬به سختي جا شده بوديم‪.‬‬ ‫يككمد‪،‬يكگازپيك‌نيكوچنددستقابلمهوبشقاب‬ ‫فلزي‪،‬بههمراهبقچه‌ايكهمعلومبودرختخواباست‌‪،‬كل‬ ‫محتوياتاتاقبود‪.‬سرگشتهبيرونآمديم‪.‬‬ ‫مقصد بع��دي‪ ،‬ح��دود ش��ايد ‪ 300 - 400‬متر آن‬ ‫طرف‌تر‪ ،‬بازديد از بناي يادبود شهيد مصطفي چمران‪ ،‬در‬ ‫محلشهادتايشانبود‪.‬بله‪،‬مادردهالويهبوديموبهقصد‬ ‫زيارت محل شهادت او آمده بوديم‪ .‬اما جاده‪ ،‬ناخودآگاه‪،‬‬ ‫ابتدا ما را آنجا كشانده بود كه كشاند‪.‬‬ ‫اول آنكه بسياري‌ها‪ ،‬از جمله خود ما در آن موقع‪ ،‬آن‬ ‫نقطه از دهالويه را محل شهادت دكتر چمران مي‌دانستيم‪.‬‬ ‫اما آنجا در واقع محل مجروح شدن ايشان بوده است‪ .‬او‬ ‫ي شدن توس��ط گلوله خمپاره ‪ 60‬از ناحيه‬ ‫پس از زخم ‌‬ ‫پشت‌سر‪ ،‬براي كمك‌هاي اوليه با آمبوالنس به بيمارستان‬ ‫سوسنگرد انتقال يافت و سپس به بيمارستان اهواز منتقل‬ ‫شد‪ .‬افسوس و صد‌افسوس‪ ،‬تا رسيدن به اهواز زنده نماند‬ ‫و در ميانه راه با لبخندي چون تمام زندگي‌اش اس��توار و‬ ‫متين‪‌،‬شهيدشد‪.‬‬ ‫ب��ه ه��ر ح��ال بن��اي يادب��ود او در هم��ان نقطه‬ ‫مجروح شدنش ساخته شده است‪ .‬ما ناگهان با يك بناي‬ ‫عظيم و مهندسي جالب آن مواجه شديم‪ .‬براي مدتي از‬ ‫حال و هوايي كه روستا و حواش��ي‌اش در ما ايجاد كرده‬ ‫بود خارج شديم و محو زيبايي‌هاي بنا؛ از جمله جمالتي‬ ‫از نيايش‌هاي خود آن شهيد بزرگوار انتخاب شده بود و‬ ‫بر در و ديوار داخلي بنا نقش داده شده بود و حرف‌هاي‬ ‫راهنما در مورد چمران و زندگي‌اش و شهادش‪ ...‬و بادي‬ ‫كه مي‌وزيد و تمامي‌نداشت‪ .‬از يكي از چادرهاي اطراف‬ ‫بناكهنمايشگاهبود‪،‬يكنواركاستمناجاتشهيدچمران‬ ‫را خريدم و عكس‌هايي از او را‪ .‬آنقدر سوال در ذهنم بود كه‬ ‫بهسختيمتمركزمي‌شدم‪.‬‬ ‫و «اسداهلل عسگري‪ ».‬عراقي‌هاكه متوجه اينگروه سه نفره‬ ‫مي‌شوند‪ ،‬هجوم خود را متوجه آنها مي‌كنند‪ .‬اين هجوم‪،‬‬ ‫عظيمبود‪.‬نيروهايزياديازافراددشمندربرابراينسهنفر‬ ‫بهحملهصفمي‌كشند‪.‬كشمكشميانآنهابسياربود‪.‬ماجرا‬ ‫كوتاهاينكهدرنهايتهرچندكهچمرانازناحيهپايچپ‬ ‫دوباربهشدتمجروحمي‌شودودرظاهرهنگامآزادسازي‬ ‫سوسنگرد در آنجا حضور نداشت (بلكه با يك كاميون‬ ‫غنيمتي عراقي‪ ،‬با همان پاي خونين و مجروح‪ ،‬خود را به‬ ‫بيمارستانمي‌رساند)امانقشبرجستهاووگروهفداكارش‬ ‫در اين پيروزي كامال مشهود است‪ .‬خود وي معتقد بود كه‬ ‫آزادسازيسوسنگردبهتنهاييتوسطهيچگروهيممكن‬ ‫نبود‪ .‬وي‪ ،‬آن را مرهون همكاري نزديك بين ارتش‪ ،‬سپاه‬ ‫و نيروهاي چريك مي‌دانست‪ .‬طبق نتيجه‌گيري‌اي كه در‬ ‫اطلس نبردهاي ماندگار نيروي زميني ارتش آمده است‪،‬‬ ‫تدبير اتخاذ ش��ده مبني‌بر به‌كارگيري گروه رزمي‌‪ 148‬از‬ ‫لشكر‪ 77‬خراسانازنيرويزمينيارتشدرمحورحميديه‬ ‫سوسنگرد و ضرباتي كه تيم شكار تانك گروه عمليات‬ ‫نامنظم شهيدچمران به عراق وارد آورد‪ ،‬باعث شد دشمن‬ ‫از اين محور عقب‌نشيني كرده و تانك‌هاي بسياري را از‬ ‫خود به‌جاي گذارد‪ .‬پس از عمل جراحي كه روي پايش‬ ‫انجام مي‌ش��ود‪ ،‬در همان بيمارستان و دور تختش‪ ،‬حين‬ ‫اينكه گروهي از ياران او به عيادتش آم��ده بودند‪ ،‬به آنها‬ ‫توصيه مي‌كند كه بالفاصله در همان عاشوراي حسيني‪،‬‬ ‫به ارتفاعات اهلل‌اكبر حمله كنند‪( .‬اين افراد عبارت بودند از‪:‬‬ ‫استاندارخوزستان‪،‬فالحي‪،‬كالهدوز‪،‬محالتيورستمي)‬ ‫خودچمرانهمبيشازيكشبدربيمارستاندوامنياورد‬ ‫و با همان وضع‪ ،‬خود را به ستاد جنگ‌هاي نامنظم رساند‪.‬‬
‫‪6‬‬ ‫ارتباط بنده با دكتر مصطفي چمران از همان حوالي‬ ‫سال ‪ 1358‬قطع ش��د‪ .‬يعني از زماني كه پس از استعفاي‬ ‫دولت موقت در آبان‪ 1358‬هيات حس��ن‌نيت تش��كيل‬ ‫شد‪ .‬در آن وقت امام خميني(ره) در قم بودند و زمام امور‬ ‫مملكت عمال به‌دست شوراي انقالب اسالمي بود‪ .‬منتها‬ ‫امام(ره) در دو كار‪ ،‬خودش��ان مس��تقيم دخالت كردند؛‬ ‫اول مساله كردس��تان بود و بعد سيس��تان و بلوچستان‪،‬‬ ‫چرا كه هر دو ش��امل ناامني‌ه��اي زيادي ب��ود‪ .‬امام(ره)‬ ‫دكتريزديراازطرفخودشانبرايامورمربوطبهسيستان‬ ‫و بلوچستان مامور كردند و در ارتباط با كردستان هم هيات‬ ‫حسننيت‪،‬بازتحتنظرمستقيمخودامام(ره)تشكيلشد‪.‬‬ ‫هياتحسن‌نيتمتشكلازچهارنفربود‪:‬مرحومعزت‌اهلل‬ ‫سحابي‪،‬مرحومداريوشفروهر‪،‬مرحوممصطفيچمران‬ ‫س هاشم صباغيان‪ .‬آن چهار نفر براي حل و فصل‬ ‫و مهند ‌‬ ‫مساله كردس��تان كه آن موقع مهم‌ترين مساله كشور بود‪،‬‬ ‫اختيارات تام داشتند‪ .‬اين افرادهر كدام بنابر سوابق سياسي‬ ‫وكاريشانانتخابشدهبودند‪.‬مرحومچمرانبرايمسائل‬ ‫نظامي در نظر گرفته شده بود‪ ،‬چرا كه از اوايل سال ‪1358‬‬ ‫درگيركردستانشدهبود؛بنابرايندرصورتنيازبههر‌گونه‬ ‫تصميم‌گيري در مورد ارتش يا سپاه‪ ،‬او فرد بسيار مناسبي‬ ‫براي اين كار بود‪ .‬دليل انتخاب داريوش فروهر سوابقي‬ ‫بود كه ايشان با رهبران اكراد در زمان شاه در زندان داشتند‪.‬‬ ‫آقاي صباغيان هم كه در دولت موقت وزير كشور بودند‬ ‫و در ش��وراي انقالب هم حضور داشتند‪ .‬حضور ايشان‬ ‫مس��ائل امنيتي‪ ،‬انتظامي‪ ،‬ژاندارمري‪ ،‬عزل و نصب‌هاي‬ ‫مقاماتسياسي‪-‬اجراييوامثالهمراشاملمي‌شد‪.‬مرحوم‬ ‫سحابينيزبا‌توجهبهاينكهدردولتموقت‪،‬رئيسسازمان‬ ‫برنامهوبودجهبودند‪،‬برايمسائلمربوطبهبودجهوتامين‬ ‫هزينه‌هاي طرح‌ها و پروژه‌هايي در نظر گرفته شدند كه يا‬ ‫از زمان شاه در كردستان باقي مانده بود يا جزو طرح‌هاي‬ ‫جديديبودكهدولتموقتدرنظرداشتپسازانقالب‪،‬‬ ‫به اجرا درآورد‪ .‬بنده از قبل از تشكيل هيات حسن نيت‪ ،‬از‬ ‫مهرماه با دكتر چمران همكاري مي‌كردم‪ .‬ايشان طي يك‬ ‫يادداشت كتبي‪ ،‬مرا به‌عنوان نماينده خودش‪ ،‬به مسئوالن‬ ‫نظامي و سياسي در منطقه كردس��تان و آذربايجان غربي‬ ‫معرفي كرده بودند‪ .‬من فعاليت‌هايم را هم به ايشان گزارش‬ ‫مي‌دادم و هم به دولت موقت‪ .‬گاهي هم ايشان مسائل يا‬ ‫اتفاقاتي را با من در ميان مي‌گذاشت تا به آن رسيدگي كرده‬ ‫و گزارش كنم و اما اينكه اصوال چه وقت براي اولين بار از‬ ‫نزديك با دكتر چمران آشنا شدم برمي‌گردد به زماني كه‬ ‫شورايانقالبنظرشاناينبودكهآقايابراهيميزديوزير‬ ‫خارجه شوند و دكتر چمران به‌جاي ايشان معاونت امور‬ ‫انقالب را عهده‌دار شد‪ .‬چون پرسنلي كه پيش از آن با دكتر‬ ‫يزدي همكاري مي‌كردند اغلب مثل خود بنده از جاهاي‬ ‫ديگريآمدهبودند‪.‬يكيازنخستينكارهاييكهآقاييزدي‬ ‫كردندتشكيليكجلسهباماودكترچمرانبودتاايشانباما‬ ‫آشناشوند‪،‬وبالعكس‪.‬جلسهكهتمامشدابراهيميزديبهمن‬ ‫گفت؛چندلحظهبمانموسپسمنوايشانودكترچمران‪،‬‬ ‫به‌طورخصوصي‌ترچندلحظهجلسه‌ايديگرداشتيم‪.‬طي‬ ‫آن دقايق‪ ،‬يزدي به چمران گفت كه «من اين آقاي زيباكالم‬ ‫راخيليخوبنمي‌شناسم‪،‬درهمينحدمطمئنمكهاستاد‬ ‫دانشگاه هس��تند‪ .‬اما طي اين دو ماهي كه با هم همكاري‬ ‫داشته‌ايم فهميدم كه مي‌توانيد خصوصا در زمينه مسائل‬ ‫سياسيخيليروياوحسابكنيد‪.‬آنجااولينآشناييمنبا‬ ‫دكترچمرانوشروعهمكاري‌هايمباايشانبود‪».‬‬ ‫در م��دت همكاري‌هاي��م ب��ا مصطف��ي چمران‪،‬‬ ‫بزرگواري‌ها‪ ،‬تواضع‌ها و خلقيات خاص��ي از او ديدم كه‬ ‫بهنظرمفقطمي‌شوددركسيدقيقامثلخودشهيدچمران‬ ‫آنها را جست‌وجو كرد‪ .‬اما در اينجا مجال گفتن آنها نيست‬ ‫و صرفا به يكي دو مورد كوتاه اشاره مي‌كنم‪ .‬مثال به زماني‬ ‫كه به سردشت رفته بودم براي ديدن چمران‪ .‬آن زمان تمام‬ ‫سردشت و به‌خصوص پادگان محاصره بود‪ .‬وارد پادگان‬ ‫كه شدم فضاي سراس��ر اضطراب و تشويش را كامال در‬ ‫نگاه‌ها و رفتارها مي‌ديدم‪ .‬اما چمران را كه پيدا كردم ديدم‬ ‫كهخوابيده‪،‬چراكهشبگذشته‌اشب ‌هواسطهيكعملياتي‪،‬‬ ‫نخوابيده بود‪ .‬او آنقدر در دل محاصره دموكرات خونسرد‬ ‫خوابيدهبودكهانگاردرساختماننخست‌وزيريدرخيابان‬ ‫پاستوربود‪.‬اينهاهمهبهدليلايمانوشجاعتبيشازحداو‬ ‫بود‪.‬همچنينچمراناصالاهلتظاهرنبود‪.‬به‌رغماينهمه‬ ‫تقوي و ايمان جوري رفتار مي‌كرد كه انگار ديگران همه از‬ ‫اوسرهستندواوهميشهمحتاجدعايآناناست‪.‬مشابهاين‬ ‫رفتار را در آن موقع‪‌،‬من فقط در مهدي باكري ديدهبودم‪.‬‬ ‫و اما آخرين باري كه چمران را ديدم‪ ،‬در تهران بود‪ .‬او‬ ‫براي سخنراني به مسجد تكيه زرگنده در قلهك آمده بود و‬ ‫برادرش مهدي چمران به من خبر داد‪ .‬براي ديدن او خود را‬ ‫به آنجا رساندم‪ .‬قبل از سخنراني همديگر را ديديم و سالم‬ ‫و احوالپرسي گرمی كرديم‪ .‬در بخشي از سخنراني‌اش در‬ ‫مورد من حرف زد‪ .‬آن زمان بعضي‌ها مرا متهم كرده بودند‬ ‫بههمكاريبادموكراتوجاسوسي‪،‬به‌رغماعتماددولتو‬ ‫دكترچمرانبهبنده‪.‬آنهامي‌گفتندكهفالنياطالعاتنظامي‬ ‫را به دموكرات‌ها مي‌دهد‪ .‬دكتر چمران جمله‌اي گفت كه‬ ‫من آن موقع بغض كردم‪ .‬او گفت كساني كه اين اتهامات را‬ ‫بهزيباكالممي‌زنند‪،‬حتيآنقدرنمي‌دانندكهايشاناصالدر‬ ‫كارنظامينبودهواطالعاتنظامينداشتهاست‪.‬اوازطرف‬ ‫شوراي انقالب اسالمي‪ ،‬كارش��ناس سياسي بوده است‪.‬‬ ‫بعد از سخنراني او را سخت در آغوش گرفته و بوسيدم‪.‬‬ ‫به او جمله‌اي گفتم با اين مضمون كه «بيخودي نبود من‬ ‫هميشه آنقدر به شما اعتقاد داشته‌ام‪».‬بعد از آن ماجرا ديگر‬ ‫فقط يك ب��ار در دي ماه‪ 1358‬با او تلفني ح��رف زدم‪ .‬از‬ ‫بيت امام(ره) تماس گرفته بودند كه به همراه آقاي اشراقي‬ ‫(داماد امام) براي بازدي��د و دادن اطالعات در خصوص‬ ‫كردستان به آنجا بروم‪ .‬هر چند كه پاسخ دكتر چمران را در‬ ‫اينموردمطمئنبودم‪،‬اماطبيعتابدونكسباجازهازايشان‬ ‫اين كاررانمي‌كردم‪ .‬بنابرايناورا پيداكردهوتلفنيقضيهرا‬ ‫باويدرميانگذاشتم‪.‬همانطوركهانتظارمي‌رفت‪،‬اوبهمن‬ ‫گفت كه اگر آب در دست دارم زمين بگذارم و به اطاعت از‬ ‫خواسته بيت حضرت امام(ره) بروم‪ .‬اين آخرين باري بود‬ ‫كه حتي صداي شهيد چمران را شنيدم و اما لحظه شنيدن‬ ‫خبرشهادتايشان‪،‬مندرآزمايشگاهدانشكدهفنيدانشگاه‬ ‫تهران بودم‪ .‬ما آنجا طرحي را براي جهاد اجرا مي‌كرديم كه‬ ‫طيآن‪،‬صابون‌هاييرابرايمجروحانجنگيمي‌ساختيم‬ ‫كه اسانس نداشته باشد و قلياي‌تركيب شده‌‪ ،‬در صابون‬ ‫نماندهباشد‪.‬اينصابون‌هارابهكمكبچه‌هايجهاد‪،‬براي‬ ‫بيمارستان‌هاي مجروحان تهيه مي‌كرديم‪ .‬همان موقع بود‬ ‫كه روزي در آزمايش��گاه‪ ،‬يكي از بچه‌هاي جهاد آمد و به‬ ‫من گفت كه مصطفي چمران شهيد شد‪ .‬من فقط نشستم‪.‬‬ ‫حتيگريههمنتوانستمبكنم‪.‬نشستموبهاينفكرمي‌كردم‬ ‫كه افسوس‪ ،‬كاش آدم‌ها بتوانند بفهمند كه چه نيرويي‪ ،‬چه‬ ‫كسي‪ ،‬چي انساني از بينشان رفته و اينكه ما‪ ،‬كه را از دست‬ ‫داده‌ايم‪g...‬‬ ‫پرونده ويژه‬ ‫پس از پيروزي در بازپس‌گيري ارتفاعات اهلل‌اكبر‪ ،‬چمران‬ ‫طرح بازپس‌گيري دهالويه را هم با تكيه بر نيروهاي جان‬ ‫بركفجنگ‌هاينامنظموبهفرماندهيايرجرستميبهاجرا‬ ‫درمي‌آورد‪ .‬دهالويه نيز طي عملياتي چريكي و جسورانه‬ ‫فتح مي‌شود‪ .‬شنبه ‪ 30‬خرداد ‪ ،1360‬در ستاد جنگ‌هاي‬ ‫نامنظم در اه��واز‪ ،‬او همه نيروهاي��ش را جمع مي‌كند تا‬ ‫گزارش كار و وضعيت آنها را بشنود‪ .‬در همين حين‪ ،‬ايرج‬ ‫رستمي‪ ،‬فرمانده دهالويه به ش��هادت مي‌رسد و مهدي‬ ‫چمران‪ ،‬اين خبر را به سختي به برادر خود منتقل مي‌كند‪.‬‬ ‫مصطفي بسيار غمگين مي‌شود‪ .‬صبح ‪ 31‬خرداد ‪،1360‬‬ ‫چمران به همراه يك راننده (حدادي) و آقاي مقدم‌پور به‬ ‫سوي دهالويه به راه مي‌افتند تا سيد محمد مقدم‌پور را به‬ ‫عنوانجانشينرستمي‪،‬بهفرماندهيجبههدهالويهبگمارد‪.‬‬ ‫آنها به خط مقدم جبهه دهالويه مي‌رسند‪ .‬افراد آنها را دوره‬ ‫مي‌كنندوچمرانبرايآنهاازشجاعت‌هايشهيدرستمي‌‬ ‫مي‌گويد‪ .‬سپس مي‌گويد‪« :‬خدا رستمي‌را دوست داشت‬ ‫و برد‪ ،‬اگر ما را هم دوس��ت داشته باشد مي‌برد‪ ».‬لحظاتي‬ ‫بعد‪ ،‬حين اينكه چمران مشغول دادن توضيحات الزم در‬ ‫مورد اين جبهه به مقدم‌پور بوده است‪ ،‬با انفجار يك گلوله‬ ‫خمپاره ‪ 60‬در جمع سه نفري‌ش��ان‪ ،‬حدادي و مقدم‌پور‬ ‫درجا شهيد مي‌شوند‪ .‬مصطفي چمران از ناحيه پشت سر‬ ‫مجروحمي‌شود‪،‬خونريزيشديددارد‪،‬باآمبوالنسابتدابه‬ ‫بيمارستانسوسنگردبردهشدتاكمك‌هاياوليهرويانجام‬ ‫شود اما بعد در راه انتقال از آنجا به سوي بيمارستان اهواز‪،‬‬ ‫شهيدمي‌شود‪.‬تشييعجنازهويپرشكوهبود‪.‬درقطعه‪243‬‬ ‫بهشت زهرا(س) به خاك سپرده شد‪ .‬چه بسا «ايران» هنوز‬ ‫هم نمي‌داند كه چه كسي را از دست داده!‪g‬‬ ‫گريه هم نتوانستم بكنم‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫در سال‌هاي اخير‪‌،‬سالن عظيم و زيبايي در طبقات‬ ‫زيرين اين بناي يادبود گشايش يافته و افتتاح شده است‬ ‫كه الحق زيباست و درخور‪ .‬كپي‌ها يا حتي اصل‌هايي از‬ ‫دست نوشته‌هاي شهيد چمران‪ ،‬تابلوهاي نقاشي ايشان‪،‬‬ ‫عكس‌ها‪،‬حتيفيلم‌هايمستندازايشانوشهادتش‪،‬همه‬ ‫در اين سالن ارائه مي‌شود‪ .‬آن سال‪ ،‬يعني همان سيزده سال‬ ‫پيش‪،‬هيچكدامازاينهاهمهنوزبهراهنيفتادهياتكميلنشده‬ ‫بود تابه ما نشان دهند‪.‬‬ ‫با‌‌وجود اين‪ ،‬س��واالت من پابرجا ب��ود و هنوز هم‬ ‫هست‪ .‬آثار‪‌،‬يادداشت‌ها و دست‌نوشته‌هاي شهيد چمران‬ ‫همه در شرف جمع‌آوري هس��تند و بسياريشان منتشر‬ ‫شده‌اند‪ .‬چه هزينه به‌جا و الزمي‪ .‬اما از همين طريق يعني‬ ‫خواندناينآثار‪،‬تمامافراديهمكهبامصطفيچمرانهيچ‬ ‫آشنايي نداشته باشند‪ ،‬متوجه عظمت وجودي اين شهيد‬ ‫مي‌شوند‪.‬متوجهافكارواعتقاداتومنشايشانمي‌شوند‪.‬‬ ‫حتماساختبناييادبودهمبرايچنيناشخاصيخالياز‬ ‫لطفنيست‪.‬شايدحتيبرايبزرگداشتوشناسانيدنشان‬ ‫به دنيا الزم هم باش��د‪ .‬اما در كنارش‪ ،‬براي حفظ آبروي‬ ‫خودمان هم كه شده‪ ،‬نبايد فكري به حال بيچارگاني كه‬ ‫ما آن روز ابتداي امر ديديمش��ان‪ ،‬بشود؟ همان مردماني‬ ‫كه مصطفي چمران با آن جايگاهش‌‪ ،‬براي محافظت از‬ ‫آنها و سرزمين‌ش��ان‌‪ ،‬غيرتش به جوش آمد و آنطور شد‬ ‫كه مي‌دانيم؛ حال كودكان همان‌ها بايد با پاهاي كوچك‬ ‫و ظريف‌شان در فاضالب و گنداب بازي كنند ‪ .‬از رفتار‬ ‫او با كودكان يتيم در لبنان همه خبر داريم‪ .‬اگر بود‪ ،‬با اين‬ ‫كودكان چه مي‌كرد؟‬ ‫مصطفي چمران براي روشن ش��دن نگاه عارفانه‬ ‫افالكي‌اش به اين مسائل‪ ،‬قدرتمندترين ابزار يك انسان را‬ ‫در اختيار ايمانش گرفت و با هر دو وسيله‪ ،‬هم كالم و هم‬ ‫خون‌‪ ،‬حتي در همان نقطه كه محل بحث اكنون ماست‪،‬‬ ‫خواست كه به دنيا حقايقي را بفهماند كه خود دريافته بود‪.‬‬ ‫اگر ما نمي‌فهميم‪ ،‬ديگر يا نخواسته‌ايم كه بدانيم يا‪g ...‬‬ ‫روايت زيباكالم از آخرين مالقاتش با مصطفي چمران‬ ‫‪63‬‬
‫گفت‌وگو‬ ‫همه درحال‬ ‫چرتكه انداختن هستند‬ ‫گفت وگوي زهير توكلي با محمدرضا بايرامي درباره زندگي‬ ‫‌شخصي‪ ،‬داستان نويسي‪ ،‬ادبيات شهري و روستايي‬ ‫و ادبيات جنگ و ضدجنگ‬ ‫گفت‌وگو مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪64‬‬
‫گفت‌وگو مثلث شماره‪130‬‬ ‫وقت��ي منابعي را كه در مورد ش��ما ب��ود مرور‬ ‫مي‌كردم كمتر جايي در مورد خود و زندگي‌تان‬ ‫گفته‌ايد‪ .‬كمي‌از زندگي خودتان بگوييد‪.‬‬ ‫‪ l‬خيل��ي گفتن��ي ن��دارد‪ .‬همان‌ط��ور كه از‬ ‫داستان‌هايم برمي‌آيد متولد شهرستان هستم‪ .‬روستايي‬ ‫در كوهپايه‌هاي سبالن‪ .‬س��ال‌هاي اوليه كودكي را هم‬ ‫در آنجا بودم و كالس اول دبستان را هم همانجا درس‬ ‫خواندم‪.‬‬ ‫در همان روستا؟‬ ‫‪ l‬بله‪ .‬بعد به تهران آمدم و س��اكن محله‌هاي‬ ‫‌مختلف تهران بوديم از ميدان امام‌حسين(ع) گرفته تا‬ ‫تهران‌نو و نارمك و از سال ش��صت شروع به نوشتن‬ ‫كردم‪ .‬قب��ل از آن خيلي كتاب مي‌خوان��دم‪ .‬زمان‌هاي‬ ‫قديم اينطور نبود كه بدانيم كجا مي‌شود كتاب به دست‬ ‫آورد و كتاب خواند‪ .‬بنابراين خودم به صورت پراكنده‬ ‫تالش‌هايي مي‌كردم تا اينكه دس��ت بر‌قضا ديديم كه‬ ‫جايي به‌نام كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان‬ ‫هس��ت و به‌طور اتفاق��ي گذرمان افتاد ب��ه آن‪ .‬به‌طور‬ ‫طبيعي بدون اينكه من به حيطه‌اي مثل نويسندگي فكر‬ ‫كنم كتاب‌خوان حرفه‌اي شدم و ناخودآگاه عالقه‌مند‬ ‫به نوشتن‪ ،‬ولي نمي‌دانستم چگونه مي‌شود نوشت‪.‬‬ ‫در چه سني به همراه خانواده به تهران آمديد؟‬ ‫‪ l‬تقريبا هفت‪ ،‬هشت سالگي‪ ،‬سال ‪51‬به گمانم‪.‬‬ ‫با پدرتان؟‬ ‫‪ l‬نه‪ .‬پدرم وقتي من ‪ 2‬سال داشت ‌م فوت كرد‪ .‬من‬ ‫و مادر و برادرم آمديم بعد از اينكه آن‌جا همه چيزمان‬ ‫را دزدها بردن��د‪ .‬البته برادر ديگرم قب�لا آمده بود و در‬ ‫مدرس��ه «مروي» درس مي‌خواند و حوالي «توپخانه»‬ ‫كار مي‌كرد‪ .‬اين ك��وچ‪ ،‬اولين خروج من از يك محيط‬ ‫بسته بود به يك محيط تازه و پر‌از ديدني براي چند روز‬ ‫البته‪ .‬مثال اولين بار بود كه من دريا را مي‌ديدم‪ .‬از پل بندر‬ ‫انزلي كه مي‌گذشتيم‪ ،‬خواب بودم‪ .‬مادرم صدايم كرد و‬ ‫گفت رسيديم به دريا‪ .‬با تعجب نگاه كردم به آن عظمت‬ ‫جوش��ان‪ ،‬غلتان‪ ،‬غران‪ ،‬لغزان و گفتم چقدر آب! تا آن‬ ‫موقع بزرگ‌تر از استخرهاي سرعين‪ ،‬آبي نديده بودم‪.‬‬ ‫برايم خيلي شگفت انگيز بود‪ .‬يك لحظه احساس كردم‬ ‫كه االن توي اتوبوس مي‌ريزد‪ ،‬ادامه آن موج‌هاي روان‪.‬‬ ‫حس��ي كه س��رانجام در «گرگ‌ها از برف نمي‌ترسند»‬ ‫درباره‌اش نوشتم‪....‬‬ ‫به حيطه ادبيات كودك و نوج��وان هم اين‌گونه‬ ‫وارد شدم كه در هنگام اينكه داستان بزرگسال مي‌نوشتم‬ ‫و مي‌خواندم‪ ،‬دست بر قضا‪ ،‬يك كتاب را كه كتاب سال‬ ‫هم ش��ده بود‪ ،‬خواندم‪« .‬زيباترين آواز» خانم شكوفه‬ ‫تقي‪ ،‬درست يا نادرس��ت‪ ،‬به نظرم سهل‌الوصول آمد‬ ‫نوشتنش‪ .‬پيش‌خودم گفتم اگر كار كودك اينطور است‬ ‫پس من به راحتي مي‌توانم كار كودك هم بنويسم و چون‬ ‫هيچ‌پيش‌زمينه درستي نسبت به اين نوع نوشتن نداشتم‬ ‫حتي سطرها و كلمه‌هاي داس��تان را شمردم كه بتوانم‬ ‫حجم را هم رعايت كنم‪ .‬اولين كار كودكم را كه نوشتم‬ ‫انتشارات «س��روش» چاپ كرد‪ .‬نامش «مرغ مهربان‬ ‫ننه‌مهتاب » بود و سال ش��صت و پنج‪ ،‬شصت‌وشش‬ ‫منتشر شد گويا‪ .‬قصه بزرگس��ال هم مي‌نوشتم و چند‬ ‫قصه در گاهنامه‌هاي سوره‪ ،‬راديو و مجله سروش كار‬ ‫كردم‪ .‬اما اولين كاري كه از من منتش��ر شده‪ ،‬داستاني‬ ‫اس��ت كه مي‌خواس��تم در يك كالس داستان‌نويسي‬ ‫شركت كنم و براي آن نوشتم و چون به‌داليلي نتوانستم‬ ‫بروم و نمونه‌كاري را كه آنجا داده ب��ودم‪ ،‬براي مجله‬ ‫ارس��ال كردم و بعد تابستان هم گذش��ت و پاييز آمد‬ ‫و به مدرس��ه رفتيم و يك روز يكي از بچه‌ها پرس��يد‬ ‫تو قصه هم مي‌نويس��ي؟ گفتم آره‪ ،‬ولي ش��ما از كجا‬ ‫مي‌داني؟گفت در‌مجله چاپ شده‪ .‬اسم كار را پرسيدم‪.‬‬ ‫گفت؛ «برف»‪ .‬گفتم؛ نه من چنين قصه‌اي ندارم‪.‬‬ ‫كدام مجله بود؟‬ ‫‪ l‬مجل��ه جوان��ان ام��روز‪ .‬خالص��ه رفتي��م‬ ‫درخانه‌شان ديديم كه قصه‌اي كه با نام «مرگ صبرعلي»‬ ‫نوش��ته بودم‪ ،‬به نام برف چاپ ش��ده كه در مجموعه‬ ‫داس��تان «برخورد نزديك» اين را به‌عن��وان يادگاري‬ ‫تجديد چاپ كردم اين اواخر‪ .‬اين ش��روع كار من بود‬ ‫به‌صورت بيروني‪.‬‬ ‫چه سالي بود؟‬ ‫‪ l‬ش��صت و يك‪ ،‬ش��صت‌و‌دو بود‪ .‬از جمله‬ ‫قصه‌هايي است كه تحت تاثير س��اعدي نوشته بودم‪.‬‬ ‫من آن زمان او را خيلي دوست داشتم‪« .‬عزاداران بيل»‬ ‫ر ا كه مي‌خواندم‪ ،‬هم بسيار ساده بود و هم بسيار آشنا و‬ ‫ملموس‪ .‬ازش لذت مي‌بردم‪..‬‬ ‫چون فضاي روستايي داشت؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬فضاي ملموس روس��تايي داش��ت و از‬ ‫طرف ديگر به‌‌جهت نثر براي م��ن خيلي جالب بود و‬ ‫من تحت تاثير آن شروع كردم كه البته اين تاثير‌پذيري‬ ‫خيلي ادامه پيدا نكرد‪ .‬بعد با مجالت كار كردم و به‌طور‬ ‫كو‌نوجوان آمدم‬ ‫تصادفي به‌س��مت كار نوش��تن كود ‌‬ ‫همان طور كه گفتم‪ .‬كار من در ادبيات كودك و‌نوجوان‬ ‫تا مدت‌ها ادامه داشت‪ .‬پل معلق بازگشت جدي من به‬ ‫ادبيات بزرگسال بود‪.‬‬ ‫در خانواده براي كار خواندن و نوشتن مشوقي‬ ‫نداشتيد؟ چه شد كه شما به كتاب خواندن و در‬ ‫ادامه آن نوشتن عالقه‌مند شديد؟‬ ‫‪ l‬بعضي از ش��رايط ريز دخالت داشت‪ .‬يكي‬ ‫از اين ش��رايط ريز اين ب��ود كه ما در خان��ه تلويزيون‬ ‫نداش��تيم‪ .‬عصرها ي��ا غروب‌ها كه بچه‌ه��ا مي‌آمدند‬ ‫مي‌نشستيم و از س��ريال‌هايي كه ديده بودند مي‌گفتند‬ ‫كه من اصال اين‌ها برايم غريبه بود و آن س��اعت‌هايي‬ ‫كه همه در‌خلوت خودش��ان بودند و با خانواده‌ش��ان‬ ‫و پاي تلويزيون‪ ،‬من هيچ چيز براي س��رگرمي‌نداشتم‬ ‫و اگر هم چي��زي پيدا مي‌كردم از جن��س مكتوب بود‬ ‫كه اين مكت��وب را هم با مكافات پي��دا مي‌كردم‪ .‬يادم‬ ‫است‪ ،‬نزديك كوره‌پزخانه‌اي‪ ،‬يكي از دوستان آدرس‬ ‫داد كه دست فروشي اس��ت كه كيهان بچه‌هاي دوران‬ ‫گذش��ته را مي‌فروش��د‪ .‬گويا كيهان بچه‌ه��ا دو‌ريال‬ ‫بود كه چ��ون نس��خه‌هاي او خيلي كهن��ه بودند يك‬ ‫ريال به فروش می‌رس��ید‪ .‬س��ي‪ ،‬چهل ت��ا از آنها را با‬ ‫پولي كه خ��ودم و با كارك��ردن به‌دس��ت آورده بودم‪،‬‬ ‫خريدم و تا س��ن ‪ 10‬الي ‪ 12‬س��الگي اين‌ها را مرتب‬ ‫مي‌خواندم‪ .‬بعضي از داستان‌هاش‪ ،‬داستان‌هاي خوبي‬ ‫بودند‪ ،‬مثل كارهاي «رولد دال»‪ ،‬نويسنده انگليسي كه‬ ‫هنوز هم داس��تان‌هايش پر‌طرفدار اس��ت و بارها هم‬ ‫اقتباس‌هاي سينمايي از آنها شده است يا فتو رمان‌هايي‬ ‫كه سرگذشت تارزان‌ها يا سرخ‌پوس��تان را مي‌گفت‪.‬‬ ‫من بارها اين‌ها را مي‌خواندم و يك��ي از داليلش اين‬ ‫بود كه چيز ديگري براي س��رگرمي‌ام وجود نداشت‪.‬‬ ‫به‌خصوص در آس��تانه انقالب و در آن محله‌اي كه ما‬ ‫زندگي مي‌كرديم كه در «فصل پنجم‪ :‬سكوت»‌ترسيم‬ ‫شده‪ .‬محله نازي‌آباد و علي‌آباد‪ .‬اينها باعث مي‌شد كه‬ ‫بيشتر بخوانم و از همان اول نثر برايم دغدغه بود‪ ،‬شايد‬ ‫به‌خاطر كتاب‌هاي��ي كه مي‌خواندم‪ ،‬در نثر هم س��اده‬ ‫نويسي برايم اصل بود‪ ،‬س��اده‌ترين شكلي كه مي‌توان‬ ‫نوشت‪.‬‬ ‫چه كتاب‌هاي��ي مي‌خوانديد كه اي��ن تاثير را‬ ‫بر‌شما گذاشت؟‬ ‫‪ l‬كارهاي س��اعدي از اين دست بود كه در آن‬ ‫ساده نويس��ي خيلي رعايت مي‌ش��د‪ .‬كارهاي صمد‬ ‫بهرنگي‪ ،‬كارهاي علي‌اش��رف درويش��يان‪ ...‬در سن‬ ‫‪ 15،16‬س��الگي كار جالل را هم مي‌خواندم كه نثرش‬ ‫برايم جالب بود‪ ،‬نثري كه ب��ازي مي‌كرد و آهنگين بود‬ ‫و خيلي منم منم مي‌كرد و اساسا از محتواي كتابي مثل‬ ‫غربزدگي زياد س��ر در نمي‌آوردم ول��ي نثر آهنگين و‬ ‫پر‌شتابش برايم جالب و جذاب بود‪.‬‬ ‫و حضور نويسنده به‌عنوان يك صداي مقتدر‬ ‫در متن؟‬ ‫دقيقا ! يعني حضور نويسنده انگار همه چيز است‬ ‫و اصال مجال نمي‌دهد به مخاطب‪ .‬در كاري مثل «نفرين‬ ‫زمين» اصال اجازه نمي‌دهد كه آدم روس��تايي ظهور و‬ ‫حضور پيدا كند‪ .‬آن طوري كه جالل صحبت مي‌كند‬ ‫يا در واقع مي‌نويسد‪ ،‬اصال آدم روستايي آنگونه حرف‬ ‫نمي‌زند‪ .‬برخالف «مدير مدرسه» كه طبيعي در آمده‪.‬‬ ‫به‌هر‌حال نثر برايم خيلي مهم ب��ود و از آن كارها‬ ‫شروع كردم‪.‬‬ ‫كارهاي اوليه‌اي كه خواندي��د همه در حيطه‬ ‫چپ بوده است‪.‬‬ ‫‪ l‬آن زمان چيز ديگري نبود‪ .‬البته كارهاي امثال‬ ‫محمود حكيمي‌را هم مي‌خواندم‪ .‬نويس��نده كودك و‬ ‫نوجوان هم كه اصال زياد وجود نداشت‪ .‬تنها چند نفر‬ ‫كار مي‌كردند‪ .‬كانون هم جايي نبود كه خيلي كتاب‌هاي‬ ‫بزرگسال در آن موجود باشد و بعد هم فضاي عمومي‬ ‫ادبيات به‌همين شكل بود‪ ،‬يعني خوراك فكري ديگري‬ ‫وجود نداش��ت‪ .‬در م��ورد چپ‌ها هن��وز واقعيت‌ها‬ ‫رو نش��ده بود‪ ،‬يعني پرده‌ها كنار نرفته بود‪ .‬ممكن بود‬ ‫جذابيتي داش��ته باش��د و خيلي آرمان خواهانه به‌نظر‬ ‫مي‌آمدند و ما هم بچه‌هاي فقيري بوديم‪.‬‬ ‫اين س��ه نفري كه ن��ام برديد و گفتيد بر ش��ما‬ ‫تاثيرگ��ذار بوده‌اند در ابت��داي كار‪ ،‬يعني علي‬ ‫اشرف درويشيان و صمد بهرنگي و غالم‌حسين‬ ‫ساعدي همه‌شان چپ بودند‪.‬‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬آن موق��ع البته همه دنيا راس��ت نبود و‬ ‫دس��ت راس��ت‌ها نبود! به‌هر‌حال با وضعيت جامعه‬ ‫ومس��ائلي كه پيش مي‌آمد خوراك‌هايي كه به‌دس��ت‬ ‫مي‌رسيد گاهي جذابيت پيدا مي‌كرد‪ .‬مثال آثار «ماكسيم‬ ‫گوركي» را مي‌خواندم و لذت مي‌بردم‪ .‬همان لذتي كه‬ ‫داستان‌هاي «داستايوسكي» هم به من مي‌داد به نوعي‬ ‫ديگر‪ .‬مثال مي‌ديدم ماكس��يم گوركي در س��ه گانه‌اش‬ ‫«در جست‌وجوي نان»‪« ،‬دانشكده‌هاي من» و «كودكي»‬ ‫كه به نظرم مي‌آمد بهترين كارش هس��ت‪ ،‬فقر را ذلت‬ ‫نمي‌بيند‪ ،‬عزت مي‌بيند‪ ،‬ي��ك طورهايي آدم فقير آنجا‬ ‫هويت و فرديت پيدا مي‌كند و شناسنامه دارد و جايگاه‬ ‫مي‌يابد‪ .‬از فقر مادي خودش شرمنده نيست‪ ،‬مي‌تواند با‬ ‫افتخار هم از آن ياد كند‪.‬خب اين‌ها جذاب بودند‪ .‬البته‬ ‫هرگز از «مادر»ش كه آن همه تبليغ مي‌شد درباره‌اش‪،‬‬ ‫خوشم نيامد‪ .‬نمي‌دانم چرا؟ داستان‌هاي داستايوسكي‬ ‫را هم مي‌خواندم و مي‌ديدم كه او به‌رنج يك تقدس��ي‬ ‫مي‌دهد‪ .‬يعني شما مي‌توانيد رنج هم بكشيد و مشكل‬ ‫روحي هم داش��ته باش��يد ولي لزوما ضد ارزش تلقي‬ ‫نمي‌ش��ود‪ ،‬اينها و اينگونه آدم‌ها هم براي خودش��ان‬ ‫جايگاه و هويتي دارند‪.‬‬ ‫در اين ميان‪ ،‬نكته‌اي كه براي��م پيش‌آمد و خيلي‬ ‫جالب ب��ود اين بود ك��ه هيچ وقت دچ��ار كوركورانه‬ ‫خواندن آثار نويس��ندگان معروف نشدم‪ .‬هيچ‌كس به‬ ‫من نگفت اين نويس��نده را بخوان‪ ،‬خوب است يا بد‬ ‫است‪ .‬يعني با پيش‌داوري سراغ نويسنده‌اي نرفتم‪ .‬از‬ ‫اين جهت از بختم سپاس��گزارم‪ .‬مثال دولت آبادي را‬ ‫خواندم‪ .‬ديدم به زعم من‪ ،‬نويسنده خوبي است‪ .‬فقط‬ ‫سال‌هاي سال بعد بود كه فهميدم اهل نظر هم امثال او را‬ ‫قبول دارند‪ .‬اين‌طور نبود كه از روي شنيده‌ها و مطالب‬ ‫نش��ريات ش��روع كنم به‌خواندن كتابي و به اصطالح‬ ‫‪65‬‬
‫گفت‌وگو مثلث شماره‪130‬‬ ‫مرعوب بشوم‪ .‬كما اينكه نويسندگاني مثل «گلشيري»‬ ‫را خيلي‌ها قبول دارند ولي من نه در آن زمان و نه بعدها‬ ‫نتوانستم ارتباط حسي قوي برقرار كنم با آثارش حتي‬ ‫به جهت نثر‪ .‬همه گفتند استاد است و البد هم راست‬ ‫مي‌گفتند ولي ارتباط برقرار نش��د‪ .‬اي��ن لزوما ربطي‬ ‫به‌محتواي آثار پيدا نمي‌كرد‪ .‬با‌محتواي آثار «گلستان»‬ ‫هم ارتباط برقرار نمي‌كردم‪ ،‬اما ش��يوه نوشتن و نثرش‬ ‫برايم جالب و جذاب بود‪.‬‬ ‫مي‌بينيد كه هنوز هم همان انتخاب اول درست‬ ‫بوده است؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬يك زماني مي‌پيچد كه فالني نويس��نده‬ ‫خوبي اس��ت ولي من مي‌بينم اصال نمي‌توانم بخوانم‪.‬‬ ‫زور هم نمي‌توانم بزنم‪« .‬زندگي سگي» يوسا را هنوز‬ ‫هم نتوانسته‌ام تمام كنم‪ .‬اين حس در من نسبت به‌خيلي‬ ‫از نويس��ندگان ديگر پيش‌آمد‪ .‬يكي‪ ،‬دو بار كتاب‌هاي‬ ‫«پائولو كوئيل��و» را ورق زدم‪ .‬ديدم اص�لا نمي‌توانم‬ ‫بخوانم‪ .‬من هنوز هم به آن حس��م وفادار هستم‪ ،‬يعني‬ ‫سعي مي‌كنم مرعوب اتفاقات بيروني نشوم كه فالني‬ ‫جايزه گرفت يا فالن��ي روي بورس اس��ت‪ .‬اتفاقات‬ ‫بيروني به اين شكل هستند؛ ممكن است كسي به‌‌عنوان‬ ‫نويسنده خوب اسم در‌كند و مخاطبان يك طورهايي‬ ‫پذيراي فكري مي‌شوند‪ ،‬از بس كه نام آن نويسنده تكرار‬ ‫مي‌شود‪ .‬طرف از همه‌جا بي‌خبر پيش‌خودش مي‌گويد‬ ‫تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها‪ ،‬حتما چيزي هست‬ ‫كه ديگران اي��ن گونه مي‌گويند‪ .‬من اينگونه با‌كس��ي‬ ‫ي كه براي قلم‌شان قايلم‪.‬‬ ‫برخورد نمي‌كنم‪ ،‬ضمن احترام ‌‬ ‫اينقدر فكر مي‌كنم بايد براي خودمان حق قائل بشويم‪.‬‬ ‫فقري كه خانواده شما به آن دچار بود و آشنايي‬ ‫شما با ادبيات بلوك ش��رق مي‌توانست از شما‬ ‫يك آدم چپ بس��ازد‪ .‬چطور ش��د كه اينگونه‬ ‫نشد؟‬ ‫پدر من جزو معدود با‌سوادان و معلم قرآن روستا‬ ‫بود‪ .‬خود من اين را نمي‌دانستم در ابتدا‪ .‬سال‌هاي بعد كه‬ ‫به روستا مي‌رفتم مي‌ديدم كه تمام پيرمردها و پيرزن‌ها‬ ‫دعايش مي‌كنند و مي‌گويند كه او خواندن و نوشتن و‬ ‫قرآن را به ما ياد داد و تازه مي‌فهميدم كه قضيه چه‌قدر‬ ‫جدي بوده است‪..‬‬ ‫حتي عمويم كه قبل از پدر و س��اليان سال بود كه‬ ‫به‌تهران آمده بود‪ ،‬جلسه قرآن داشت در تهران و اتفاقا‬ ‫هم در جاي خيلي حساس��ي‪ ،‬يعني در مسجد ميدان‬ ‫مادر نيروي هوايي و اكثر ش��اگردانش هم از همافران‬ ‫نيروي هوايي بودند‪ .‬ما در چنين محيط خانوادگي بزرگ‬ ‫شديم‪ .‬به‌طور طبيعي‪ ،‬از ادبيات چپ به‌لحاظ محتوايي‬ ‫تنها آن بخشي مي‌توانس��ت براي من جذاب باشد كه‬ ‫به اصطالح جزو ادبيات اعتراض محس��وب مي‌شد‪.‬‬ ‫به گمانم در نوجواني به‌شدت طرفدار آنارشيسم بودم و‬ ‫هر‌چيزي كه نظم دروغين اجتماعي را زير سوال مي‌برد‬ ‫براي من جالب بود‪.‬‬ ‫چ��را به‌دنب��ال مطالع��ات تئوريك فلس��في‪،‬‬ ‫جامعه شناسي و مكاتب فكري نرفتيد؟‬ ‫‪ l‬نگاه من اينگونه نيست كه قايل به اين باشم‬ ‫كه اول بايد محك‌ه��ا را پيدا كرد و ش��ناخت و چيد‬ ‫دم دست و بعد داس��تان را نوش��ت و با‌اين محك‌ها‬ ‫سنجيد كه مثال از لحاظ فلسفي و روانشناسي و حتي‬ ‫فني درست هست يا نه؟‬ ‫داس��تان خوب همه اينها را دارد به‌طور طبيعي‪.‬‬ ‫وقتي «خاطرات خان��ه ام��وات» را مي‌خواندم‪ ،‬ديدم‬ ‫در مقدم��ه‌اش از قول «نيچ��ه» آمده اس��ت كه من در‬ ‫روانشناس��ي هيچ چيزي از كس��ي نياموخت��م جز از‬ ‫داستايوسكي و به‌واسطه خاطرات خانه اموات‪ .‬يعني‬ ‫داستان غيرمستقيم خيلي چيزها ياد مي‌دهد‪ .‬تاريخ را‬ ‫هم اگر مي‌خواستيم بخوانيم همين‌طور بود‪ .‬مثال نبرد‬ ‫«سباس��توپل» و جنگ جهاني اول و انقالب شوروي‬ ‫به‌واس��طه كارهاي تولس��توي و ش��ولوخف بهتر از‬ ‫هركتاب تاريخي شناخته مي‌شد‪.‬‬ ‫به نظر من داستان خوب از واقعيت قوي‌تر و حتي‬ ‫مستند‌تر اس��ت‪ .‬االن بس��يار از خاطرات درمي‌آيد كه‬ ‫من فكر مي‌كنم استناد داستان‌ها قوي‌تر از آن‌هاست‪،‬‬ ‫يعني جعل خاطرات يكي از اتفاقات روزمره است‪ .‬من‬ ‫و شما االن نيم ساعت است كه با هم صحبت مي‌كنيم‬ ‫شما همين االن از من بخواهيد به شما بگويم كه در اين‬ ‫نيم ساعت چه گذشت و چه گفتيم؟ اگر من توانستم‬ ‫يا ش��ما توانس��تيد دقيق بگوييد‪ .‬امكان ندارد‪ .‬نه شما‬ ‫خواهيد توانست و نه من‪ .‬كساني كه به‌طور ناگهاني از‬ ‫نويسنده فرودستان‬ ‫نگاهي به دنياي نويسندگي محمدرضا بايرامي؛ مرد سبزه‌روي‌خوشدل‬ ‫عليرضا بهرامي‬ ‫بعضيازآدم‌هادرزندگي‌شانانتخابمي‌كنندكهچه‬ ‫شغلي داشته باشند‪ ،‬برخي اما براساس شرايط و پيشامد‪،‬‬ ‫بدون اصرار يا تمايل خاصي به شغلي مي‌رسند و بعد از‬ ‫سال‌ها هم شايد به اين نكته توجه نكنند كه عمري است‬ ‫كاري را انجام مي‌دهند‪ .‬در اين ميان بعضي از آدم‌ها موفق‬ ‫مي‌شوند شغل‌شان را برمبناي عالقه و استعدادهايشان‬ ‫انتخاب‌كنند‪ ،‬برخي در رسيدن به چنين دستاوردي موفق‬ ‫نمي‌شوند‪ ،‬برخي هم اساسا اصراري‪ ،‬تمايلي يا گرايشي‬ ‫در انطباق شغل‌شان با‌زمينه‌هاي مورد عالقه‌شان ندارند‬ ‫‪66‬‬ ‫يا شايد هم اصال حوزه مورد عالق ‌ه خاصي نداشته باشند‪.‬‬ ‫پسطبيعياستكهبرخيتصميممي‌گيرندنويسنده‬ ‫باشند؛مشخصا‪،‬داستان‌نويس‪.‬خيليازنويسندگاندهه‌ها‬ ‫و نسل‌هاي گذشته كه به‌صورت فرماليته كارمند بانك‪،‬‬ ‫پست و شركت نفت و امثال اينها نبودند‪ ،‬انتخاب كرده‬ ‫بودند كه داس��تان‌نويس باشند‪ ،‬از نس��ل‌هاي پسين هم‬ ‫ديگراني هستند كه تصميم‌شان بر‌اين بوده كه اگر سخت‬ ‫باشدبگوييمشغلومشغوليت‌شانازطريقنوشتنباشد‪.‬‬ ‫احمد دهقان از اين دسته است‪ ،‬ديگراني و از آن جمله‪،‬‬ ‫محمدرضا بايرامي‌هم از اين دسته‌اند‪.‬‬ ‫پ��س از اين‪ ،‬به تقس��يم‌بندي ديگري مي‌رس��يم؛‬ ‫گروهي از نويسندگان تصميم مي‌گيرند كه تا نهايت فقط‬ ‫داستان‌نويس باشند‪ ،‬اما برخي ذوقشان را در شاخه‌هاي‬ ‫ديگر چون شعر‪ ،‬سينما‪ ،‬عكاسي‪‌،‬ترجمه و حتی سينما‬ ‫و پارلمان نيز مي‌آزمايند‪ .‬برخي در اين مس��ير موفق‌تر‬ ‫مي‌شوند و بيشتر‪ ،‬در نتيجه اين تقس��يم انرژي‪ ،‬ناموفق‬ ‫‪ 30 ،20‬سال پيش خاطراتي را نقل مي‌كنند مو به مو و‬ ‫با ذكر جزييات‪ ،‬بدانيد كه آن خاطرات نمي‌توانند دقيق‬ ‫باشد‪ .‬بيشتر جعل است‪ ،‬ولي داستان با ناخودآگاه انسان‬ ‫س ‌رو‌كار دارد و از چيزي س��خن مي‌گويد كه حسي و‬ ‫دروني است و خيلي وقت‌ها دقيق‌تر و درست‌تر‪ .‬از اين‬ ‫جهت عرض كردم اين را كه بگويم استناد داستان بهتر‬ ‫از تاريخ و خاطرات هست و مثال خيلي‌ها گفته‌اند كه‬ ‫در قضيه‌اي مثل جنگ ناپلئون به «جنگ و صلح» بيشتر‬ ‫مي‌توان استناد كرد تا به كتاب‌هاي ديگر و تاريخي‌ كه‬ ‫از آن دوران داريم؛ به «بينوايان» بيشتر از وقايع نگاري‬ ‫انقالب كبير فرانسه استناد مي‌شود به «دن آرام» همين‌‬ ‫طور‪.‬‬ ‫حتي «زمين ن��و آباد» كه به‌نظر مي‌رس��د يك اثر‬ ‫سفارشي اس��ت در تجليل از اش��تراكي‌كردن مزارع‪،‬‬ ‫در بطن خود خيل��ي دقيق و ناخ��ودآگاه‪ ،‬فاجعه‌اي را‬ ‫كه انقالب ش��وروي بر‌س��ر دهقان��ان آورد‪ ،‬به‌خوبي‬ ‫نش��ان مي‌دهد و از اين منظر اثر وحشتناكي است مثل‬ ‫زندگينامه «استالين»‪.‬‬ ‫فكر مي‌كنم تصوير روش��ن‌تر و قابل باورتر در‬ ‫همين داستان‌هاست تا در خاطرات‪.‬‬ ‫بعدها كه شما جلوتر آمديد از چه نويسنده‌هايي‬ ‫بيشتر متاثربوديد و از چه نويسنده‌هايي بيشتر‬ ‫خوش��تان آمد؟ البت��ه در مقطع جوان��ه‌زدن و‬ ‫ش��كفتن اس��تعداد ادبي‌تان‪ ،‬داستايوسكي و‬ ‫غالمحسين ساعدي يا محمود دولت‌آبادي را‬ ‫اسم برديد‪ .‬بعد‌ها چطور؟‬ ‫بعدها را خيلي دقي��ق نمي‌توان��م بگويم‪ .‬چون‬ ‫به گمانم يك جاهايي آن محك به دست آمد و آدم فكر‬ ‫مي‌كرد كه ممكن اس��ت تحت تاثير قرار بگيرد حتي و‬ ‫مهم‌تر از آن اين بود كه بعدها من ديگر خواننده داستان‬ ‫نبودم‪ ،‬خودم نويسنده بودم‪ .‬بنابراين اتفاقي كه روي داد‬ ‫و خيلي هم بد است اين بود كه از متن لذت نمي‌بردم‪.‬‬ ‫متن‪ ،‬كار و شغل من بود‪ .‬االن هم همين‌طور است‪ .‬من‬ ‫هيچ داستاني را نمي‌بينم و نمي‌خوانم مگر اينكه بدانم‬ ‫چه‌چيزي مي‌توانم از آن ي��اد بگيرم به‌لحاظ حرفه‌اي‪،‬‬ ‫نويس��نده چه كرده يا حركت هنرمند چگونه بوده و‪...‬‬ ‫اين باعث مي‌شود ش��ما يك فاصله گذاري كنيد و در‬ ‫و گاهي هم س��رخورده يا از اينجا رانده و از آن‌جا مانده‪.‬‬ ‫تقسيم بندي جزئي ديگر بين دو طيف نويسندگاني است‬ ‫كه به نگارش در زمينه و گرايش خاصي شناخته يا موفق‬ ‫مي‌شوند و آنهايي كه طبعشان را در زمينه‌هاي مختلف‪،‬‬ ‫مثال داستان كوتاه‪ ،‬رمان‪ ،‬داستان طنز‪ ،‬ميني‌مال‪ ،‬فيلمنامه‪،‬‬ ‫روستايي‪ ،‬شهري‪ ،‬انتزاعي‪ ،‬رئال‪ ،‬پست‌مدرن و چه و چه‬ ‫مي‌آزمايند‪.‬‬ ‫با اين مقدمه كه خود البته متني بود‪ ،‬مي‌رسيم به‌اينكه‬ ‫گفتيم محمدرضا بايرامي‌زماني احتماال تصميم گرفته‬ ‫شو‌بيش و به‌دور از هر‌چيز‪،‬‬ ‫است كه در زندگي‌اش‪ ،‬پي ‌‬ ‫داستان‌نويس باشد‪ .‬با او تنها يك مواجه ‌ه نزديك داشته‌ام‪،‬‬ ‫به‌مدت چند ساعتي كه ب‌ا دوستان ديگر در سال‪ 85‬درباره‬ ‫ادبيات و نوشتنش صحبت كرديم‪ .‬پس از آن گاهي‪ ،‬خيلي‬ ‫كم‪ ،‬در جايي از دور ديده‌امش‪ ،‬خيلي بار هم نديده‌امش؛ به‬ ‫دودليل‪:‬يكياينكهبايرامي‌اساساآدمويترين‌هاوازدحام‌ها‬ ‫نيست‪ ،‬ديگر اينكه دوس��تي خاصي برمبناي يك ديدار‬ ‫و گفت‌وگو بين ما ش��كل نگرفت‪ .‬پس بر‌همين اساس‬ ‫به‌گمانمآنچهمندربارهبايرامي‌بگويم‪،‬اگربه‌حق‌ترنباشد‪،‬‬ ‫از تعارف و رودربايستي دورتر است‪.‬‬ ‫پس با اين اطمينان‪ ،‬چند ويژگ��ي او را براي آنكه با‬ ‫ديگران به اشتراك گذاشته يا صرفا يادآوري كرده باشم‪،‬‬ ‫بيان مي‌كنم؛ با اين تاكيد كه اين صرفا برداشت و ديدگاه‬
‫من است و شايد نادرست‪ ،‬اما حاال كه مي‌نويسم ايمان‌دارم‬ ‫كه درست فكر مي‌كنم‪:‬‬ ‫‪ -1‬وقتي كسي تصميم گرفته كه با داستان‌نويسي‬ ‫عمرش را بگذراند‪ ،‬در كارش جدي مي‌شود‪ .‬جديت هم‬ ‫معموال براي روستازاده‌ها و كساني كه دوران كودكي و‬ ‫نوجواني و بعضا جواني‌شان را در ياري رساندن به زراعت‬ ‫خانوادگي گذرانده‌اند‪ ،‬معنايي بسيار واقعي و موثر دارد‪.‬‬ ‫‪ -2‬بايرامي‌ب��ا اين خصلت‪ ،‬ازس��وي ديگر چون‬ ‫روستازاده اس��ت‪ ،‬چندان نمي‌تواند كه صاف و ساده و‬ ‫صادقنباشد‪.‬به‌جدمي‌توانگفتكهبايرامي‌نمي‌نويسدكه‬ ‫مورد توجه جمعي قرار گيرد‪ ،‬در میهماني‌هاي خانوادگي‬ ‫تشخص يابد‪ ،‬در ويترين‌ها بدرخشد يا حس شهرت و‬ ‫مديريت‌طلبي‌اش را ارضاء كند‪ ،‬آثارش اين‌گونه مي‌نمايد‬ ‫كه مي‌نويسد تا به معنايي رس��يده‪ ،‬دغدغه‌اي اساسي را‬ ‫مطرح كرده‪ ،‬درد واقعي جامعه را توجه داده باشد‪.‬‬ ‫‪ -3‬محمدرضا از نسل نويس��ندگان و هنرمنداني‬ ‫است كه در پيرامون موضوع جنگ نويسنده و سينماگر‬ ‫شدند‪ .‬پس شايد به‌خاطر فضا و زماني كه تجربه كرده‪،‬‬ ‫نه از حرف‌زدن در آثارش مي‌ترس��د‪ ،‬نه از نزديك شدن‬ ‫به موضوعي واهمه دارد‪ .‬اگر هم‌ترجيح مي‌دهد كه خيلي‬ ‫در‌تريبون‌هاوميكروفن‌هاحرفنزندوموضع‌گيرينكند‪،‬‬ ‫نه از عافيت‌طلبي‪ ،‬بلكه بيشتر براي اين است كه فضا پيدا‬ ‫كند تا حرفش را در داستانش مطرح كند‪.‬‬ ‫‪ -4‬داس��تان‌نويس م��ورد بحث ما ب��ه فرم‌گرايي‬ ‫تمايل ن��دارد‪ ،‬بلكه‌ترجي��ح مي‌دهد اگ��ر نامش تعهد‬ ‫است‪ ،‬با‌پرداختن به‌جوانان‪ ،‬دانشجويان‪ ،‬كارگران‪ ،‬اقشار‬ ‫كم‌درآمد و طبقه متوسط جامعه‪ ،‬نويسنده‌اي متعهد باشد‪.‬‬ ‫فرودس��تان جامعه در آثار بايرامي‌جايگاه ويژه‌اي دارند‪،‬‬ ‫چوندغدغهاوآپارتمان‌نشينيوكافه‌گراييكاذبنيست‪،‬‬ ‫دغدغه روح او توجه به كرامت انس��اني اس��ت و چون‬ ‫مي‌داند در محله‌هاي مح��روم و در مواجهه‌هاي عريان‬ ‫آدمي‌با واقعيت‌هاي پيچيده زندگي‪ ،‬آن‌هم در جامعه‌اي‬ ‫با خصوصيات ايران‪ ،‬چه دره‌ه��ا و قله‌هايي وجود دارد‪،‬‬ ‫سعي مي‌كند از كساني بنويسد كه طيف به‌نوعي غالب‬ ‫و مغلوب جامعه را تشكيل مي‌دهند و او هم خود از ميان‬ ‫آنها برآمده است‪.‬‬ ‫‪ -5‬براي محمدرضا بايرامي‌نوشتن هدف نيست‪،‬‬ ‫قالب هدف نيست‪ ،‬داس��تان هدف نيست‪ ،‬كتاب چاپ‬ ‫كردن هدف نيست‪ ،‬همه اينها ابزاري هستند براي رسيدن‬ ‫به آنچه دلش مي‌خواهد و ش��ايد در جست‌وجوي آن‬ ‫حس��رت دارد‪ .‬پس مي‌ش��ود «پل معلق»‪« ،‬كوه مرا صدا‬ ‫زد»‪« ،‬به‌دنبال صداي او» و «آتش به اختيار»‪ .‬يعني رمان‪،‬‬ ‫داستان‪ ،‬داس��تان براي نوجوانان‪ ،‬بزرگساالن‪ ،‬با‌‌موضوع‬ ‫جنگ‪ ،‬با موضوع اجتماعي و غيره‪ .‬شايد برمبناي اين اصل‬ ‫كه حرف‪ ،‬بايد لباس خودش را بپوشد براي مطرح شدن‪.‬‬ ‫جايزه بين‌المللي هم كه به‌كتاب او مي‌دهند‪ ،‬انگار نه انگار‪،‬‬ ‫هيچ تغيير و احيانا چرخشي را در او به‌وجود نمي‌آورد‪.‬‬ ‫‪ -6‬محمدرضا بايرامي‪ ،‬متولد ‪ ،1344‬س��بزه‌رو با‬ ‫سبيل كم‌پش��ت و چهره‌اي دردمنش‪ ،‬در زمان انقالب‬ ‫‪13‬ساله بوده‪ ،‬سربازي‌اش را در جبهه‌هاي جنگ گذرانده‪،‬‬ ‫روزهاي آخ��ر جنگ را ديده‪ ،‬مخالف و معاند نيس��ت‪،‬‬ ‫اپوزيسيون داخل هم نيس��ت‪ ،‬خودش است و خودش‬ ‫و واقعيت و حقيقت‪ .‬پس اگ��ر او درباره جنگ نتواند با‬ ‫محدوديتكمتربنويسدچه‌كسيبنويسد؟اگراوهمزمان‬ ‫با فعل و انفعال‌هاي سياسي روز جامعه نتواند كتاب چاپ‬ ‫كند‪ ،‬چه چيزي بايد چاپ شود؟ او سرمايه‌اي است كه‬ ‫نهادها بايد نقشه می‌كشيدند بورسيه‌اش كنند تا سر‌بزنگاه‬ ‫از تعهد خدمتش به بهترين نحو بتوان اس��تفاده كرد‪ ،‬نه‬ ‫سرمايه‌اي رها ش��ده كه س��ر واقعه‪ ،‬كف دست را روي‬ ‫صورتش فشار داد و صورتش را به‌سمت ديگر برگرداند‪.‬‬ ‫‪ -7‬واقعيت بالمنازع اين است كه ما چه بخواهيم‬ ‫و چه نخواهيم‪ ،‬چه دوست داشته باشيم و چه خوشمان‬ ‫نيايد‪ ،‬چه حمايت كنيم و چه مانع باش��يم‪ ،‬محمدرضا‬ ‫بايرامي‌نويسنده است‪ ،‬مي‌نويسد و خوب هم مي‌نويسد‪.‬‬ ‫او كار خودش را كرده اس��ت و مث��ل هر‌مقوله ديگري‪،‬‬ ‫اجتماع و تاريخ هستند كه درباره‌اش قضاوت مي‌كنند‪g.‬‬ ‫گفت‌وگو مثلث شماره‪130‬‬ ‫اين فاصله گذاري ل��ذت خواندن از دس��ت مي‌رود‬ ‫و اين اتفاق ب��راي نويس��ندگان روي مي‌دهد و اتفاق‬ ‫تلخي هم هس��ت چون ديگر كمتر كتابي پيدا مي‌كنيد‬ ‫كه مثل گذشته در آن غرق شويد و با لذت و شيفتگي‬ ‫آن را بخواني��د بنابراين م��ن دقي��ق نمي‌توانم بگويم‬ ‫چه كساني را خيلي دوس��ت دارم يا حتي تحت‌تاثير‬ ‫آنها قرار مي‌گيرم‪.‬‬ ‫به سير خطي كه داشتيم برگرديم‪ .‬فرموديد كه‬ ‫اولين قصه‌تان در مجله‌اي چاپ شد و بعد بيشتر‬ ‫در وادي خواندن ادبيات شرق افتاديد‪ .‬چرا در‬ ‫آثارتان ادبيات روس��تا اين قدر پررنگ است؟‬ ‫آيا اين تاثير ناش��ي از ادبيات چپ قبل و بعد‬ ‫از انقالب است كه روستا در آن خيلي پررنگ‬ ‫است يا دغدغه شخصي خودتان است‪.‬‬ ‫‪ l‬دومي‌ درس��ت‌تر است‪ .‬هر‌نويس��نده‌اي از‬ ‫چيزهايي مي‌نويسد كه دوست دارد و برايش ملموس‬ ‫اس��ت‪ .‬من هنوز كه هنوز است با محيط شهري خيلي‬ ‫نمي‌توانم ارتباط حسي برقرار كنم‪.‬‬ ‫با اينكه از هشت‌سالگي در اين محيط بوده‌ايد؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬خيلي از روابط‌شان را نمي‌توانم رعايت‬ ‫كنم و خيلي از اوقات برخورد‌ه��اي تندي مي‌كنم‪ .‬و‬ ‫دعواهاي ناجوري پيش مي‌آيد ول��ي آن بخش كه به‬ ‫طبيعت و روس��تا و كودكي برمي‌گردد همچنان برايم‬ ‫روشن‪ ،‬شفاف‪ ،‬ملموس و دوست داشتني است‪.‬‬ ‫اگر پدرتان زنده بود و به همراه ش��ما به‌تهران‬ ‫مي‌آمد االن اين تعلق ايجاد شده بود؟‬ ‫‪ l‬نمي‌دانم‪ .‬پدر آم��ده بودند و برادر بزرگ من‬ ‫متولد تهران است آمدند و يكي دوسالي ماندند و دوباره‬ ‫برگشتند ولي بعيد اس��ت احتماال در آن صورت ديگر‬ ‫نويسنده نمي‌شدم‪.‬‬ ‫پس فقدان پدر در اين قضيه تاثير داشت‪.‬‬ ‫‪ l‬قطعا تاثير داشته‪ .‬بار زندگي به دوش ما افتاد‪،‬‬ ‫همانطور كه در «قصه‌هاي سبالن» آمده‪ ،‬اين بازگشت‬ ‫پدرم به روس��تا در دهه ‪ 30‬بوده و من بعدها در محيط‬ ‫روستا پا‌گرفتم و كار‌كردم و آن محيط‪ ،‬تاثيرات خودش‬ ‫را حتما مي‌گذاشت و گذاشت‪ .‬كودكي خيلي مهم‌تر‬ ‫است‪ .‬در بزرگسالي انس��ان زياد دقيق نيست‪ .‬كودك‬ ‫خيلي دقيق‌تر اس��ت‪ .‬آن احساس��ي كه كودك دارد و‬ ‫نگاهي كه نس��بت به پيرامونش دارد به‌لحاظ حس��ي‬ ‫تاثيرش مثل نقش در سنگ است از جهت ماندگاري‪.‬‬ ‫خاطرات شما از روس��تا مربوط به هشت‌سال‬ ‫اول زندگيتان مي‌ش��ود‪ .‬علي‌القاعده اين بازده‬ ‫زماني آنق��در طوالني نبوده كه ش��ما را وادار‬ ‫كند كه يك عمر در موردش بنويس��يد‪ .‬به نظر‬ ‫من عامل ديگري در ميان اس��ت شما شروع به‬ ‫كو‌نوجوان كرديد‪ .‬نويسنده‬ ‫نوش��تن كار كود ‌‬ ‫كودك‌و‌نوجوان هم طبيعتا از كودكي خودش‬ ‫مي‌گوي��د و چ��ون كودكي ش��ما در روس��تا‬ ‫گذشته بود و بعد هم در تهران از زندگي لذت‬ ‫نمي‌برديد و نمي‌بريد همه اينها باعث ش��د كه‬ ‫شما روي اين فضا متمركز شويد‪.‬‬ ‫‪« l‬گراهام گرين» جمله معروفي دارد‪ .‬مي‌گويد‪:‬‬ ‫«هشت س��ال اول زندگي معدني چنان غني‌است كه‬ ‫هر نويس��نده مي‌تواند تمام عمرش را بنشيند و از آن‬ ‫اس��تخراج كند با خيال راحت‪ ».‬به‌نظر من اين حرف‬ ‫درستي است‪ .‬ممكن اس��ت اين دوره به لحاظ طولي‬ ‫زياد نباشد ولي به لحاظ حسي خيلي طوالني است و‬ ‫مي‌تواند براي هر‌نويسنده‌اي تكيهگاه باشد‪ .‬براي من هم‬ ‫اين حالت وجود داشته ولي اگر جاي ديگري بوده كه‬ ‫مي‌توانسته حسي باشد حتما از آن هم استفاده مي‌كردم‬ ‫كما اينكه تجربه سربازي را داشتم‪ .‬تجربه كوتاه مدت‬ ‫دو س��ال و خرده‌اي در جنگ و صلح طي‌كردم كه اين‬ ‫همه كار دفاع مقدس من محصول آن دوره و آن تجربه‬ ‫است‪ ،‬البته از جنس تجربه‌هاي كودكي نيست‪ .‬ممكن‬ ‫است اصالتش كمتر باشد‪.‬آن موقع آدم بزرگسالي بودم‬ ‫و آن دقت نظري كه كودك به پيرام��ون خودش دارد‬ ‫ديگر نداشتم ولي از آنها هم استفاده كرده‌ام‪.‬‬ ‫بس��ياري از كارهاي جنگي‌تان هم در فضاي‬ ‫روستا مي‌گذرد‪ ،‬مثل «سايه ملخ» اين رمان در‬ ‫عين حال كه رمان جنگي اس��ت يك داس��تان‬ ‫روستايي است‪ .‬داستان‌هاي ديگر جنگي‌تان هم‬ ‫اگر در فضاي روس��تا نگذرد ربطي با آن دارد‪،‬‬ ‫مثال «در آتش به اختيار»‪ ،‬روايت‌هايي كه راوي‬ ‫داستان از اجداد خودش در سرزمين آذربايجان‬ ‫دارد باز يك‌جور بازگش��ت به زاد‌بوم اس��ت‪.‬‬ ‫رمان «مردگان باغ سبز» از منظر روايت زادبوم‬ ‫بايد مهم‌ترين كار شما محسوب شود‪.‬‬ ‫‪ l‬بله‪ .‬وقتي ش��ما يك عالقه‌اي داريد و علقه‬ ‫جديد هم به وج��ود مي‌آيد‪ ،‬آن عالق��ه قبلي و اصلي‬ ‫در اين عالقه جدي��د هم قطعا خ��ودش را دخالت و‬ ‫جا مي‌دهد‪.‬‬ ‫يعني اساس آن را مي‌سازد؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬دقيقا همين‌طور است‪ .‬به همين دليل در‬ ‫كارهاي جنگي من س��هم روستا و س��هم محيط‌هايي‬ ‫كه در آن طبيعت را مي‌ش��ود پيدا كرد‪ ،‬محفوظ است‪،‬‬ ‫مثل همين س��ايه ملخ كه نام برديد‪« .‬دود پش��ت تپه»‬ ‫همين‌طور اس��ت‪ ،‬حتي «پل معلق» هم‪ .‬البته از جهتي‪،‬‬ ‫«آتش به اختيار» مهم‌تر است به جهت اقليم‌گرا بودن‬ ‫و دست كم از جنبه شخصي‌اش‪ ،‬چون در آن‪ ،‬روايت‬ ‫اجدادي خود را گفته‌ام جز يك��ي دو مورد كه تلفيقي‬ ‫است‪ ،‬في‌المثل‪ ،‬پهلوان خانوادگي با پهلوان معروفي كه‬ ‫همگان مي‌شناسند در هم آميخته شده‪.‬‬ ‫روستايي كه ش��ما درقصه‌هاي س��بالن از آن‬ ‫ح��رف مي‌زنيد مرب��وط به زندگي روس��تايي‬ ‫‪ 40،50‬سال قبل مي‌شود و در آثار بزرگسالتان‬ ‫كه درباره گذشته روس��تاهاي آن منطقه حرف‬ ‫مي‌زنيد به ‪ 100‬الي ‪ 150‬سال‌پيش برمي‌گردد‪.‬‬ ‫آيا مايه‌هاي دراماتيك نسبت به زندگي شهري‬ ‫در اين فضا بيشتر است يا اينكه به هنر نويسنده‬ ‫برمي‌گردد؟ من خ��ودم اين تلق��ي را دارم كه‬ ‫برعك��س آن چه فكر مي‌كنيم ك��ه « دراماتيك‬ ‫بودن يك فضا به بزرگي يا كوچكي آن فضا و‬ ‫به بزرگي اتفاقاتي ك��ه در آن فضا مي‌افتد ربط‬ ‫دارد» خيلي از وقت‌ها فضاي كوچك به دليل‬ ‫اينكه ارتباطات انس��اني وي��ژه‌اي در آن پيش‬ ‫مي‌آيد احتماال مايه‌هاي دراماتيك غني‌تري را‬ ‫در اختيار نويسنده قرار مي‌دهد‪.‬‬ ‫‪ l‬به نظر من اين طوري نباي��د ارزش گذاري‬ ‫كنيم كه مايه‌هاي دراماتيك يك جغرافيايي مثل روستا‬ ‫مي‌تواند كمتر باش��د يا بيش��تر؟ اين‌ها فرع كار ادبي‬ ‫است‪ ،‬اصل كار ادبي يعني اصل درامش به آن روابطي‬ ‫‪67‬‬
‫گفت‌وگو مثلث شماره‪130‬‬ ‫برمي‌گردد كه شما در داستان مي‌بينيد‪ .‬اين داستان چه در‬ ‫فضا باشد چه در زمين باشد‪ ،‬هر‌كجا كه باشد مي‌تواند‬ ‫در همه جاي ايران رخ ده��د و مي‌تواند رخ ندهد‪ .‬آن‬ ‫ديگر به توان و تجربه و نوع كاري نويسنده برمي‌گردد‬ ‫ولي به هر‌حال هر‌نويسنده سعي مي‌كند از هر‌جغرافيايي‬ ‫چيزهايي را انتخاب كند كه دراماتيك‌تر باشند‪.‬‬ ‫ش��ما مي‌خواهيد بگوييد كه اين بستگي دارد‬ ‫به اينكه شما چطور اين كار را دربياوريد‪.‬‬ ‫دقيقا همين‌طور است‪ .‬يك نويسنده توانا از هيچي‬ ‫هم درام مي‌سازد‪.‬‬ ‫اگر بخواهيم به‌طور خاص مثال بزنيم كارهاي‬ ‫س��لينجر اس��ت كه از يك فضاي كامال راكد‬ ‫داستان خلق مي‌شود‪.‬‬ ‫‪ l‬بله‪ .‬يا مثال در «مالون مي‌ميرد» بكت يك نفر‬ ‫افتاده و دارد مي‌ميرد‪ .‬همين و همين‪ .‬البته همين مضمون‬ ‫را «مرگ آرتيميو كروز» فوئنتس هم كه راست يا دروغ‬ ‫گفته مي‌شود تحت تاثير «همشهري كين» اورسن ولز‬ ‫نوشته شده‪ ،‬دنبال مي‌كند با اين تفاوت كه اين يكي پر‬ ‫از حادثه اس��ت در حالي كه مثال داستان آن نوبليست‬ ‫ژاپني‪« ...‬كسي كه اش��ك‌هايم را پاك‪ »...‬باز به نوع كار‬ ‫بكت نزديك‌تر است به گمانم‪.‬‬ ‫من اين را متوجه مي‌شوم‪ .‬اما اين را نمي‌توانيم‬ ‫انكار كنيم كه داس��تان باالخ��ره يك مصالح‬ ‫و م��وادي دارد‪ .‬بعض��ي از مقاط��ع تاريخي و‬ ‫بعضي از محيط‌ها طبعا در آنها حادثه و تضاد‬ ‫كه دو عنصر سازنده داستان هست بيشتر است‪،‬‬ ‫مي‌خواهم بگويم اصال اين امر تصادفي نيست‬ ‫كه مثال جنگ اين همه درباره‌اش نوشته مي‌شود‬ ‫و عالقه‌مند دارد چون ذات اين حادثه طوري‬ ‫اس��ت كه تمامي‌امكانات و ذخاير وجودي آن‬ ‫كساني كه با آنها مواجه مي‌شوند را به رويارويي‬ ‫مي‌طلبد‪ .‬سوال من از اين منظر بود‪.‬‬ ‫‪ l‬من در جواب ممكن اس��ت به «مردگان باغ‬ ‫سبز» هم برگردم‪ .‬نويسنده از بين امكاناتي كه فرا رويش‬ ‫است انتخاب مي‌كند‪ ،‬اگر گزينش بگوييم‪ ،‬شايد يك‬ ‫مقداري بار منفي پيدا كند‪ ،‬اما انتخاب مي‌كند‪ .‬كجا را‬ ‫انتخاب مي‌كند يا روي چه مقاطعي دس��ت مي‌گذارد‬ ‫دقيقا همان مقاطعي است كه شما به آن اشاره مي‌كنيد‬ ‫يعني مقاطعي كه در آن قصه و درام وجود دارد و تعليق‬ ‫هس��ت و فرازهاي خيلي حساس��ي مث��ل جنگ‌ها و‬ ‫انقالب‌ها مغتنم است از اين جهت‪ ،‬يعني اين قدر مغتنم‬ ‫است كه بسياري از نويسندگان براي به دست آوردنش‬ ‫به كش��ورهاي ديگر مي‌رون��د و جانش��ان را به‌خطر‬ ‫مي‌اندازند با اينكه به آنها ربطي ندارد‪ ،‬تا آن تجربه‌اي‬ ‫را كه مي‌تواند دراماتيك هم باش��د به دست بياورند‪.‬‬ ‫در مردگان باغ س��بز هم نويسنده داس��تانش را درباره‬ ‫حادثه‌اي مربوط به حدود ‪ 70‬س��ال پيش مي‌نويسد و‬ ‫به سراغ مقطعي مي‌رود كه به ش��دت به زعم خودش‬ ‫دراماتيك بوده و حوادث خيلي شگفت‌انگيزي در آن‬ ‫دوره روي داده و حجم حوادث كه در يكس��ال روي‬ ‫داده اين قدر زياد بوده كه جاي كار داشته و نويسنده از‬ ‫ميان انبوه حوادث‪ ،‬انتخاب كرده‪ .‬من وقتي كه منابع را‬ ‫مي‌خواندم قبل از نوشتن‪ ،‬مي‌ترسيدم بعضي از اين‌ها را‬ ‫تا آخر بخوانم چون به‌شدت دراماتيك بود و به‌شدت‬ ‫وسوسه‌انگيز بود و باعث مي‌شد به آن سمت و سو بروم‪.‬‬ ‫حاصل حرفم اين است كه نويسنده انتخاب مي‌كند و‬ ‫اگر اين انتخاب درست باشد آن مرزهاي جغرافيايي را‬ ‫كار در مي‌نوردد‪ .‬يعني مهم نيست كه جغرافيا كجاست‪.‬‬ ‫به‌هر‌حال مهم آن مسائل انساني است كه در كار وجود‬ ‫دارد و مهم تعليق و درام است كه اهميت ويژه‌اي دارد‪،‬‬ ‫اما لزوما هميشه در حادثه به اصطالح اكشن نيست‪ ،‬در‬ ‫‪68‬‬ ‫من عرضم اين است كه به‌زعم‬ ‫خود سعي مي‌كنم در نگاهم‪ ،‬چه‬ ‫به جنگ چه به روستا‪ ،‬داستان‬ ‫خودم را بنویسم و نه حتما‬ ‫تجربه و خاطره شخصي خودم‬ ‫را‪ ،‬در اين داستان ممكن است‬ ‫كه ايدئولوژي هم ديده شود‬ ‫ولي آن ديگر خود من هستم و‬ ‫سعي نمي‌كنم از يك مدلي كه‬ ‫شناخته شده است و تعريف‬ ‫دارد و درباره‌اش كتاب‌ها نوشته‬ ‫شده است احتماال‪ ،‬استفاده كنم‬ ‫ركود و سكوت هم مي‌تواند باشد گاهي‪.‬‬ ‫روابط زندگي روستا از نظر ما آدم‌هاي شهري‬ ‫اين قدر محدود است كه علي‌القاعده نبايد از‬ ‫آن چيزي دربيايد‪ .‬چيزي كه يك آدم ش��هري‬ ‫فكر مي‌كند اين اس��ت كه فضايي تكراري و‬ ‫يكنواخت اس��ت كه آنها به مزرعه مي‌روند و‬ ‫مي‌كارند و بعد برداشت مي‌كنند و بقيه ايام را‬ ‫به ش��هرها مي‌آيند و كارگري مي‌كنند يا اگر به‬ ‫ش��هر نروند در ده بيكار هستند‪ .‬به‌طور خاص‬ ‫اگر شما بخواهيد از زندگي روستايي داستاني‬ ‫را بيرون بكشيد سراغ چه‌سا ‌زو‌كاري مي‌رويد؟‬ ‫يعني آن ش��كلي از ح��وادث كه ب��ه آن دقت‬ ‫مي‌كنيد كه مي‌شود از آنها داستان بيرون كشيد‬ ‫چيست؟ آن كنش و واكنش‌ها‪ ،‬آن گره‌هايي كه‬ ‫حوادث با آدم‌ها در يك فضاي روستايي به هم‬ ‫مي‌خورند چه نوع گره‌هايي هست؟‬ ‫‪ l‬بايد ي��ك اعترافي كنم‪ ،‬من تخيل گس��ترده‬ ‫ندارم‪ .‬بخش عم��ده چيزهايي كه من مي‌نويس��م در‬ ‫واقع يك پايي در خاطره دارد حتي االن كه من يك كار‬ ‫حادثه‌اي مذهبي دارم انجام مي‌دهم اين هم اتفاقي است‬ ‫كه در يك فضاي بيروني كه اطراف خودمان محسوب‬ ‫مي‌شود و من با آن آشنا‌تر هس��تم براي من روي داده‬ ‫است‪ ،‬اصال از پيش‌تصميم خيلي جزئي نمي‌گيرم كه چه‬ ‫بخشي از زندگي روستايي يا زندگي جنگي را انتخاب‬ ‫كنم كه جذابيت بيشتري داشته باشد‪ ،‬من مثال وقتي در‬ ‫منطقه دهلران بودم روابطي كه با پيرامون خود با طبيعت‬ ‫يا پرندگان و با چيزهايي از اين‌دست داشتم حاصل آن‬ ‫يك كار جنگي به نام «عقاب‌هاي تپه ش��صت» شد كه‬ ‫وقتي اين كار درآمد برخي بد و بيراه گفتند كه اين چه‬ ‫طور كاري اس��ت كه در آن رزمنده‌ها بازي مي‌كنند و‬ ‫مي‌ترس��ند؟ من البته كاري به اين توقع‌ها نداشتم‪ .‬اين‬ ‫كار تجربه خودم بود كه از آن در داس��تان استفاده كردم‬ ‫البته بعدها خيلي‌ها بر‌اساس همان تجربه عقاب‌هاي‬ ‫تپه‌شصت كارهايي با توجه به نقش حيوانات در جبهه‬ ‫يا قاطرها يا س��گ‌ها و چيزهايي از اين دست نوشتند‪،‬‬ ‫ولي من براي آن برنامه‌اي تعريف نكرده بودم كه من اين‬ ‫انتخاب را انجام مي‌دهم كه خوشايند و متفاوت باشد‬ ‫و حتي جذاب باشد براي مخاطب‪ ،‬اين بيشتر به تجربه‬ ‫من برمي‌گشت‪.‬‬ ‫فرق كارهاي روس��تايي ش��ما در همين نكته‬ ‫است‪ .‬ادبيات روس��تايي يا ايلي در كشور ما با‬ ‫تئوري و ايدئولوژي پيوند خورده اس��ت‪ .‬مثال‬ ‫ماجراي ياغي شدن گل محمد كليدر قطعا در‬ ‫واقعيت اين‌گونه نبوده ولي آقاي دولت‌آبادي‬ ‫يك انقالب دهقاني از آن بيرون كش��يده‪ .‬البته‬ ‫من كليدر را كار ايد‌ئول��وژي زده‌اي نمي‌دانم‬ ‫ولي قطعا ايدئول��وژي چپ در ش��كل‌گيري‬ ‫پيرنگ داستان موثر بوده‪ .‬اين يك دسته است‪.‬‬ ‫يك دسته ديگري هست كه راوي‌ها توريستند‬ ‫به‌عنوان يك معلم يا سپاهي دانش يا به هر‌عنوان‬ ‫ديگري يك شخصي از بيرون وارد روستا شده‪.‬‬ ‫مثل نفرين زمين ج�لال يا داس��تان آن خمره‬ ‫آقاي مرادي كرماني‪ .‬من اي��ن دو تا مدل را در‬ ‫ادبيات روس��تايي ايران مي‌بينم‪ .‬حوزه‌اي كه‬ ‫ش��ما مي‌گوييد يك چيز ديگري است و شما‬ ‫مي‌گوييد كه م��ن دارم خاطرات ش��خصي و‬ ‫تجربي خودم را تعريف مي‌كنم‪.‬‬ ‫‪ l‬وقت��ي ش��ما در م��ورد ي��ك ايدئول��وژي‬ ‫حرف‌مي‌زنيد به نوعي انگار از يك سفارش سخن گفته‬ ‫مي‌شود‪ .‬بله‪ ،‬نويسنده حتما ايدئولوژي دارد ولي اينكه‬ ‫اين ايدئولوژي را مدل قرار بدهد و به ديوار بچسباند‬ ‫و از آن بخواهد قصه بنويس��د با اينكه قصه خودش را‬ ‫بنويسد حتما متفاوت خواهد بود‪ ،‬من عرضم اين است‬ ‫كه به‌زعم خود سعي مي‌كنم در نگاهم‪ ،‬چه به جنگ چه‬ ‫به روستا‪ ،‬داس��تان خودم را بنویسم و نه حتما تجربه و‬ ‫خاطره شخصي خودم را‪ ،‬در اين داستان ممكن است كه‬ ‫ايدئولوژي هم ديده شود ولي آن ديگر خود من هستم‬ ‫و سعي نمي‌كنم از يك مدلي كه شناخته شده است و‬ ‫تعريف دارد و درباره‌اش كتاب‌ها نوش��ته شده است‬ ‫احتماال‪ ،‬استفاده كنم‪ ،‬اين مدل كار‌كردن من است؛ آدابي‬ ‫به اين شكل هم دارد‪.‬‬ ‫دغدغه‌هاي قصه س��بالن واقعا دغدغه‌هاي يك‬ ‫بچه روستايي اس��ت؛ به فقر دچار شده‌اند و مجبور به‬ ‫فروش اسب خود مي‌ش��وند و در ازاي كمك خانواده‬ ‫دايي‌اش كه ايل هس��تند و روستايي نيستند بايد فصل‬ ‫ييالق درچوپاني گله‌ها به آنان كمك كند‪.‬‬ ‫اين زندگي‌اش است‪ .‬يك نگاه توريستي نيست‪،‬‬ ‫يك آدمي‌است كه زندگي خود را بيان مي‌كند و تاثيراتي‬ ‫كه از پيرامون خود گرفت��ه و تهديدهايي كه از پيرامون‬ ‫خود درياف��ت مي‌كن��د از‌تربيت گرفته ت��ا تنگناهاي‬ ‫اقتصادي و‪ ...‬و مي‌تواند آدمی باشد كه ايدئولوژي دارد‬ ‫و در يك جاهايي نشانه‌هاي كوچكي از اين را حتي در‬ ‫خارج از كش��ور پيدا‌كردند و در بعضي مقاالت آن‌ور‬ ‫آب رويش دست گذاش��ته‌اند ولي بر‌اساس يك مدل‬ ‫ايد‌ئولوژي زنده نوشته نشده كه نويسنده نشسته باشد‬ ‫و بر‌اس��اس آن چنين كاري را بنويسد‪ ،‬كما اينكه براي‬ ‫مردگان باغ س��بز هم من چنين مدلي را مطلقا در نظر‬ ‫نداشتم‪ .‬نه بنا بوده از كس��ي جانبداري كند نه بنا بوده‬ ‫كس��ي را بكوبد و به هر‌حال به من ربطي ندارد اگر كه‬ ‫حوادث تاريخي‪ ،‬به هم شبيه مي‌شوند يك جاهايي‪ ،‬اين‬ ‫به خود تاريخ بر‌مي‌گردد‪ .‬آنهايي كه دوست ندارند‪ ،‬اين‬ ‫اشكال فني تاريخ را برطرف كنند! شنيده‌ايم يا ديده‌ايم‬ ‫كه تاريخ تكرار مي‌ش��ود‪ .‬به يك بار‌تراژدي و يك بار‬ ‫كمدي بودنش هم كاري نداريم‪.‬‬ ‫نس��لي جدي��د از رمان‌نويس‌ه��ا برآمده‌اند و‬ ‫دغدغه‌هايي كه در اين رمان‌ها تعقيب مي‌شود‬ ‫دغدغه‌هاي يك آدم متوس��ط شهرنشين بلكه‬ ‫كالن شهرنشين اس��ت يعني حتي از شهرهاي‬ ‫كوچك هم م��ا در رمان‌هايي كه نس��ل جديد‬ ‫مي‌نويس��ند خيلي رد پاي پررنگي نمي‌بينيم‪.‬‬ ‫بيش��تر دغدغه‌هاي يك آدم كالن ش��هر نشين‬
‫گفت‌وگو مثلث شماره‪130‬‬ ‫اس��ت‪ .‬پيش بيني من اين اس��ت كه تا حدود‬ ‫‪ 10،12‬سال ديگر اين ‪ 300،400‬نفري كه رمان‬ ‫مي‌نويس��ند خيلي از آنها ديگر نمي‌نويسند يا‬ ‫تفنني‌ كار مي‌كنند و فق��ط چند‌تايي به‌عنوان‬ ‫يك رمان نويس حرفه‌اي و جدي باقي‌مي‌مانند‪.‬‬ ‫به‌نظرم مي‌آي��د كه در اين م��وج جديد همين‬ ‫االنش هم به عكس ظاهر آن‪ ،‬آنچه در حال انجام‬ ‫است تفنن است در قبال رمان به مثابه يك حيطه‬ ‫هنوز هموارنش��ده و هنوز تازه در كار خالق‬ ‫ادبي در فصاي زبان فارسي‪.‬‬ ‫‪ l‬شهرنشيني نوعي دروازه ورود به مدرنيسم‬ ‫اس��ت كه اين ورود ملزوماتي دارد از جمله س��يطره‬ ‫پول و سرمايه‪ ،‬اتفاقي كه در غرب خيلي تعريف شده‬ ‫روي مي‌دهد‪ .‬اما اتفاقي كه در كش��ور ما روي مي‌دهد‬ ‫از اين جنس است كه اين روند سير طبيعي را ندارد و‬ ‫وقتي ب ‌ه آفرينش هم تبديل مي‌ش��ود و محصولي به‌نام‬ ‫ادبيات پيدا‌مي‌كند‪ ،‬اي��ن تناقض‌ها و بال تكليفي‌ها كه‬ ‫در آن وجود دارد خود را نش��ان مي‌دهد‪ .‬يعني ش��ما‬ ‫ادبيات ش��هري را مي‌بيني��د كه بايد ظاه��ر و باطنش‬ ‫ادبيات مدرن باش��د ولي در خيلي از آث��ار اين اتفاق‬ ‫روي نمي‌دهد‪ .‬روابط به نظر مي‌آيد كه روابط مدرني‬ ‫اس��ت ولي نوع پرداختن به داستان و فرم داستان انگار‬ ‫يگردد‪ .‬همين جامعه شهري كه‬ ‫به گذشته خيلي دور برم ‌‬ ‫به‌ظاهر به سمت مدرنيته مي‌رود‪ ،‬اتفاقا بيشتر مشتري‬ ‫عاميانه‌ترين وخطي‌تري��ن و متروك‌ترين نوع ادبيات‬ ‫است و مشتري پاورقي‌هاي بازاري‪ .‬بيشتر آنها در واقع‬ ‫ادبيات احساسي و رمانتيك است‪ ،‬ادبيات رمانتيكي كه‬ ‫‪ 200‬سال از آن گذش��ته‪ .‬اين تناقض وجود دارد و اين‬ ‫بال تكليفي‌ها وجود دارد و اينها قطعا باعث تكرارهايي‬ ‫مي‌شود‪.‬‬ ‫و اگر مث�لا ادبيات مدرن هم بخواهد در كش��ور‬ ‫ما شكل بگيرد به سمت واگويه‌هايي مي‌رود كه انگار‬ ‫دنياي به‌شدت شخصي نويسنده‌ها را بيان مي‌كند و يك‬ ‫مقدار متفاوت‌تر از نظر حضرت‌‌عالي عرض مي‌كنم‬ ‫كه اين واگويه‌ها اتفاقا اينطوري نيست كه چون از شهر‬ ‫گفته مي‌شود سير‌حوادث آنقدر متنوع باشد كه شما به‬ ‫تكرار نرس��يد‪ .‬نخير‪ ،‬اتفاقا خيلي به تكرار مي‌رسيد و‬ ‫به‌طور طبيعي مخاطب هم واكنش نشان‌مي‌دهد و يك‬ ‫مدتي ممكن است بگذرد و خود اين نويسندگان هم از‬ ‫اين شيوه نوشتن خسته شوند‪.‬‬ ‫پس شما پيش‌بيني مرا قبول داريد؟‬ ‫‪ l‬من فكر مي‌كن��م االن در همه چيز دچار يك‬ ‫سرگرداني هس��تيم‪ .‬اين انگار ويژگي جوامع ماست و‬ ‫اصال شايد ويژگي دنياي معاصر باشد‪ ،‬اين عارضه در‬ ‫ادبيات هم هست‪ .‬يعني سرگرداني وجود دارد‪ .‬قطعا يك‬ ‫اتفاق باالخره روي مي‌دهد ممكن است يك عقبگردي‬ ‫صورت بگيرد يا برون رفت‌هايي يك عده‌اي پيدا كنند‪.‬‬ ‫حال برمي‌گردي��م به بحث خودم��ان‪ .‬با توجه‬ ‫به اين م��وج جديد كه ادبيات ش��هري توليد‬ ‫مي‌كن��د و ادبيات كالن ش��هري‪ ،‬ش��ما االن‬ ‫وضعيت ادبيات روس��تا را در اي��ران چگونه‬ ‫ارزيابي مي‌كنيد‪ .‬نويس��نده‌هاي خوبي سراغ‬ ‫داريد كه مثل خودتان بنويسيد؟‬ ‫البته‪ ،‬خيلي‌ها در اين زمينه كار مي‌كنند ولي من با‬ ‫اجازه‌‌تان‌ترجيح مي‌دهم نام نبرم‪.‬‬ ‫چرا؟‬ ‫‪ l‬نمي‌دانم چرا‪ ،‬اوال من كه آم��ار ندارم و بعد‬ ‫هم وقتي شما اس��م مي‌بريد به‌هر‌حال بايد قبل از آن‬ ‫يك تامل طوالني كرده باشيد كه ببينيد چه‌كساني كار‬ ‫كرده‌اند‪ ،‬االن نمي‌توانم بگويم و شايد هم الزم نباشد‪.‬‬ ‫و حاال برويم س��راغ آثار جنگيت��ان‪ :‬اين ريل‬ ‫عوض‌كردن ش��ما از ادبيات كودك‌‌و‌نوجوان‬ ‫به ادبيات بزرگس��االن و بالعك��س ماجرايش‬ ‫چيست؟‬ ‫‪ l‬من يك موضوعي را شروع به نوشتن مي‌كنم‬ ‫اين موضوع با نگاهي كه من دارم يا براي نوجوان قابل‬ ‫گفتن هست يا نيست‪ .‬آنهايي كه قابل گفتن نيست كه‬ ‫حتما مي‌رود در حيطه بزرگساالن‪ .‬خيلي از تلخي‌ها و‬ ‫ي از اين دست‪،‬‬ ‫خيلي از توابع حوادث ناگوار و چيز‌هاي ‌‬ ‫مواردي نيست كه شما بتوانيد براي نوجوان بگوييد‪.‬‬ ‫يك مثال خيلي ساده در تائيد فرمايش شما بزنم‬ ‫باورتان نمي‌شود اگر بگويم هنوز كه هنوز است‬ ‫وقتي در يك سلف‌سرويس غذا سرو مي‌شود‬ ‫خيلي حال بدي به من دست مي‌دهد از آن بدتر‬ ‫وقتي است كه هنوز گرس��نه‌ام باشد و بخواهم‬ ‫بگويم كه يكبار ديگر براي من بريز‪ .‬مي‌دانيد اين‬ ‫تاثير چيست؟ تاثير اليور توييست‪ ،‬چارلز ديكنز‬ ‫است كه در سوم ابتدايي خواندم‪.‬‬ ‫‪ l‬بل��ه‪ ،‬ب��راي اينك��ه در س��ن تاثير‌پذيري و‬ ‫ش��كل‌گيري ش��خصيت و حساس��يت زي��اد آن را‬ ‫خوانده‌ايد‪ .‬من هم خاطره‌اي مشابه دارم‪ .‬يك داستاني را‬ ‫خواندم به نام «گيكور» كه فكر مي‌كنم نوشته «هوهانس‬ ‫تومانيان» بود‪ .‬داستان يك پسر بچه‌اي بود كه از روستا به‬ ‫شهر آمده بود و در يك محيطي كه سازگاري هم نداشت‬ ‫با او‪ ،‬زندگي مي‌كرد و در آخر ه��م مي‌مرد‪ .‬با‌خواندن‬ ‫اين داستان در سن ‪ 11‬تا ‪13‬سالگي واقعا مرا غصه‌دار‬ ‫و افسرده مي‌كرد‪.‬‬ ‫بنابراين حتما كار كودك و نوجوان يك س��ري‬ ‫ملاحظاتي دارد و يك تاثيرات پايداري از اين دس��ت‬ ‫كه شما فرموديد مي‌گذارد‪ .‬كارهاي من چون به تلخي‬ ‫ي بيشتر باشد حتما‬ ‫هم مي‌زند آنهايي كه تلخي‌اش كم ‌‬ ‫به س��مت بزرگس��ال مي‌روم‪ .‬مثل «آتش به اختيار» يا‬ ‫«پل معلق»‪.‬‬ ‫آثار بزرگسال شما بيشتر در فضاي جنگ است‬ ‫يا شبيه جنگ است‪ .‬پل معلق و آتش به اختيار داستان‬ ‫جنگي است‪ ،‬مردگان باغ سبز هم در واقع يك جور‬ ‫جنگ است‪ ،‬جنگ داخلي است‪ .‬يك دفعه از فضاي‬ ‫روستا و قصه‌هاي كودك و نوجوان به‌سنگين‌ترين‬ ‫فضاي ممكن در حوزه بزرگس��ال منتقل مي‌ش��ويد‬ ‫يعني دو طرف طيف‪ .‬يك��ي از نكته‌هاي جالب در‬ ‫داستان‌هاي روستايي شما طبيعت بدون رمانتيسيسم‬ ‫است‪ ،‬اصال رمانتيسيسمي‌كه شهري‌ها در مواجهه‬ ‫با طبيعت دارند در آثار ش��ما نيست‪ .‬طبيعتي است‬ ‫به همان خشونت و برهنگي و جاندار بودني كه در‬ ‫واقعيت خود هست و يك روستايي در آن احساس‬ ‫مي‌كند‪.‬‬ ‫‪ l‬تصوير‌ب��رداري از ذات حادث��ه و طبيع��ت‪،‬‬ ‫ذاتش همين‌طوري است‪ .‬خيلي وقت‌ها نعمت است‬ ‫و خيلي وقت‌ها مي‌تواند تهديد باش��د‪ .‬طبيعت و البته‬ ‫نويسنده مي‌تواند دخل و تصرف‌هايي را داشته باشد‬ ‫و قطعا دخ��ل و تصرف‌هاي من همين‌طور اس��ت كه‬ ‫ش��ما مي‌گوييد و از نوعي نيس��ت كه بخواهد خيلي‬ ‫س��انتيمانتال نش��ان‌دهد و همان‌جور كه هست سعي‬ ‫مي‌كنم نشان دهم‪.‬‬ ‫اينحالتدوقطبيبودنآثارتانراچگونهتوضيح‬ ‫مي‌دهيد؟ دو س��ر طيف اس��ت از فضاي آرام و‬ ‫طبيعيدريكروستابهفضايتلخوسنگينجنگ‪،‬‬ ‫شكست‪ ،‬گريز‪ ،‬عقب‌نشيني‪ ،‬تش��نگي و‪ ...‬اين‬ ‫به‌خاطر چيست؟ شما مي‌گوييد من چيزهاي تلخ‬ ‫و سياه را براي ادبيات بزرگسال مي‌گذارم و انگار‬ ‫تمام اين تلخي‌ها انباشت مي‌شود و آنجا به يك‬ ‫باره خود را بيرون مي‌ريزد‪.‬‬ ‫من فكرمي‌كنم جامعه ما دچار نوعي سردرگمياستواين‬ ‫در ادبيات هم ديده مي‌شود‬ ‫منهنوزكههنوزاستنمي‌توانمبامحيطشهريارتباط‬ ‫برقرار كنم و درباره آن بنويسم‬ ‫درادبيات جنگ بايدتجربه‌هايمتفاوت را بهرسميت‬ ‫بشناسيم‬ ‫همهدرحالچرتكهانداختنهستندوسهمخواهيازغنيمت‬ ‫ناگرفتهمي‌كنند‬ ‫‪69‬‬
‫گفت‌وگو مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬مي‌رود آنجا خودش را نش��ان مي‌دهد‪.‬‬ ‫انگار در آنجا فايلي برايش باز شده و به‌سمت آن مي‌رود‬ ‫به‌طور طبيعي‪ .‬و باالخره مي‌دانيد كه كاركرد‌هاي ذهني‬ ‫نويسنده مختلف است‪ .‬يك بخشي از آن ممكن است‬ ‫كه خيلي تلخ باش��د و البته به تجربيات هم بر‌مي‌گردد‬ ‫من بخش‌هاي تلخ را براي بزرگس��ال مي‌گذارم و سن‬ ‫نوجوان سني است كه انسان در حال شكل گيري است‬ ‫و هنوز شخصيتش ساخته نشده و خيلي ملاحظات دارد‬ ‫البته فضاي داستان‌هاي نوجوانم هم فضاي رنج است‪.‬‬ ‫ولي بين تلخ و تلخ‌تر‪ ،‬من تلخ‌تر‌ها را براي بزرگساالن‬ ‫مي‌گذارم‪.‬‬ ‫چيز‌هاي آزار دهنده را براي مخاطب نوجوان‬ ‫نمي‌ت��وان گف��ت و اگ��ر گفتي��د به‌گون��ه ديگري‬ ‫مي‌گوييد‪.‬يك مثال عيني بزنم‪ .‬همين داستان مردگان‬ ‫باغ سبز را كه شما آن را وقتي خوانديد بالفاصله به‬ ‫من گفتيد بس��يار تلخ و تكان‌دهنده بود‪ ،‬قصه اصلي‬ ‫همين رمان را در سال ‪ 71‬براي نوجوانان هم نوشتم‬ ‫در داستاني به نام «به‌دنبال صداي او»‪ .‬يك نوجواني‬ ‫است در يك روستايي و دوستي داشته و شما با سه‬ ‫واسطه داستان اصلي را در مي‌يابيد‪ .‬علت اين واسطه‬ ‫خوردن‌ها اين بود كه اين واس��طه‌ها باعث شوند از‬ ‫تلخي اين حادثه كم شود‪ .‬داس��تان يك پسر بچه‌اي‬ ‫اس��ت كه گاهي وقت‌ها يك صداهايي مي‌ش��نود و‬ ‫اين صداها او را دچ��ار اوهامي‌مي‌كند و آخر هم او‬ ‫را با خودش مي‌برد‪ .‬اين پسر بچه در جايي پيدا شده‪.‬‬ ‫در كنار چش��مه‌اي‪ ،‬كه در همانجا هم غيبش مي‌زند‬ ‫و فقط حكايتش مي‌ماند‪ .‬ان��گار خوابي بوده از نوع‬ ‫كابوس‪ .‬اين را يك ب��ار در س��ال ‪ 70‬و يكبار براي‬ ‫نوجوانان نوشتم و يك بار هم در سال ‪ 89‬هم براي‬ ‫بزرگس��االن‪.‬‬ ‫آثار جنگ شما بيش��تر ادبيات سربازها است‪.‬‬ ‫در كش��ور ما اين اتفاق افتاده است كه چون ما‬ ‫دو جور نيرو داشتيم كه در جبهه مي‌جنگيدند‬ ‫يكي نيروهاي مردمي‌و يكي نيروهاي موظف‪،‬‬ ‫دو جور جنگ هم داشتيم‪ .‬دو جور جنگيدن در‬ ‫يك جنگ‪ .‬دو جور مواجهه با جنگ مي‌ش��ود‬ ‫گفت اين يكي از خصوصيات ادبيات جنگ يا‬ ‫ادبيات دفاع‌مقدس در كشور ماست و ممكن‬ ‫است در كشور‌هاي ديگر به اين صورت پر‌رنگ‬ ‫و تفكيك شده نباشد‪ .‬داستان‌هاي شما ادبيات‬ ‫يك سرباز اس��ت و از نگاه يك سرباز به جنگ‬ ‫نگاه مي‌ش��ود و اين ه��م به‌خاطر خصوصيت‬ ‫تجربي بودن ش��ما در نويس��ندگي است چون‬ ‫خودتان س��رباز بوده‌ايد نخواس��تيد غير از آن‬ ‫خاطراتي را كه خودتان داشتيد و لمس كرديد‪،‬‬ ‫بنويسيد؟‬ ‫‪ l‬علت اصلي‪ ،‬همين اس��ت كه فرموديد‪ .‬بله‬ ‫به تجربيات م��ن بر‌مي‌گردد‪ .‬خيل��ي وقت‌ها نگاه‌هاي‬ ‫جزئي نگر يعني نگاه از منظر غير‌كالن‪ ،‬دقيق‌تر از نگاه‬ ‫از منظر كالن است‪ .‬يك دوره‌هايي حسرت و دريغ من‬ ‫اين بود كه چرا من اين توانايي را ندارم و اين مصالح در‬ ‫اختيارم نيست كه مثال به موضوع جنگ از موضع باال‬ ‫و از راس نگاه كنم يعني چيزي بنويسم مثل «برهنه‌ها و‬ ‫مرده‌ها»ي «نورمن ميلر» ولي بعد ديدم هيچ ضرورتي‬ ‫هم ندارد‪.‬‬ ‫در جامعه هم مي‌ديدم كه ج��زء بر‌كل غلبه دارد‪.‬‬ ‫مردم عادي خيل��ي بهتر از خ��واص مي‌فهمند خيلي‬ ‫چيزها را‪ .‬پس به مصداق ضرب المثل مش��ت نمونه‬ ‫خروار عمل كردم‪ .‬خروار خيلي سنگين‌تر است‪ ،‬خب‬ ‫شما بايد يك خروار را وسط بياوري و احتماال توانايي‬ ‫آن را نداريد يا مخاطب ش��ما حوصله ندارد ولي اگر‬ ‫‪70‬‬ ‫بتواني يك مش��ت نمونه خروار بياوري‪ ،‬هم خواننده‬ ‫مي‌خواند هم نويسنده راحت است‪.‬‬ ‫يك گرفتاري ك��ه پيش مي‌آيد اين اس��ت كه‬ ‫جنگ از نگاه سربازها منجر به خلق آثار سياسي‬ ‫شده است كه زير‌سوال بردن حقانيتي كه ما در‬ ‫جنگ داش��تيم از آنها احساس مي‌شود‪ .‬احمد‬ ‫غالمي‌در «تو مي‌گي من اونو كشتم» يك جمله‬ ‫جالبي دارد كه با همين يك جمله‪ ،‬داستان شكل‬ ‫منصفانه‌اي پيدا مي‌كن��د‪ .‬آن دو نفري كه فرار‬ ‫كرده‌اند و يك جايي قايم شده‌اند‪ ،‬يكي‌شان به‬ ‫ديگري مي‌گويد «اين بسيجي‌ها چي دارن كه ما‬ ‫نداريم» همين يك جمله داستان احمد غالمي‬ ‫‌را از شكل يك‌طرفه ديدن جنگ رستگار مي‌كند‬ ‫و موضع نويسنده معلوم مي‌شود كه درباره دو‬ ‫سرباز حرف مي‌زند و كليت جنگ را زير‌سوال‬ ‫نمي‌برد‪ ،‬اما از خواندن بعضي از داستان‌هايي كه‬ ‫از زاويه ديد سربازها روايت مي‌شود احساس‬ ‫مي‌شود نويسنده مي‌خواسته به بهانه‌اي جنگ را‬ ‫بكوبد و حقانيت كل هشت سال دفاع‌مقدس ما‬ ‫را زير‌سوال ببرد‪ ،‬شايد هم مي‌خواهند با روايت‬ ‫گفتمان رسمي از جنگ‪ ،‬مقابله كنند نظر شما‬ ‫در اين باره چيست؟‬ ‫‪ l‬به‌هر‌حال صورت مساله را كه نمي‌توان پاك‬ ‫كرد به خاطر تبعاتي‪.‬‬ ‫من به شكل كلي معتقد هستم اگر شما كساني كه‬ ‫در جنگ حضور داشتند به كساني كه داوطلب بودند يا‬ ‫كساني كه سرباز و موظف بودند تقسيم كنيد در خود‬ ‫اين دو طيف هم‪ ،‬نوع آدم‌ها مي‌تواند متفاوت باشد‪.‬‬ ‫به‌زعم من اين تقس��يم‌بندي دقيق نيست‪ .‬چون‬ ‫تقس��يم بندي به تعداد آدم‌ها مي‌تواند متفاوت باشد و‬ ‫اين متفاوت بودن را بايد در كارها ببينيم‪.‬‬ ‫بدون اينكه بخواهيم شعار دهيم به نظر من هيچ‬ ‫ايران��ي و حتي هي��چ غير‌ايران��ي منصف‌ترديد ندارد‬ ‫كه ما مظلوم اين قضي��ه بوديم و جنگ ب��ر ما تحميل‬ ‫ش��د و به ما صدم��ه‌زد و ح��ق م��ا را ه��م ندادند و‬ ‫ديگران هم به‌‌ج��اي اينكه با مظل��وم همراهي كنند با‬ ‫ظال��م همراهي كردن��د و بعد از جنگ ه��م اين اتفاق‬ ‫روي داد‪ .‬اين‌ه��ا اي��ن قدر بديهي اس��ت ك��ه جاي‬ ‫بحث ن��دارد‪ .‬نكته اين جاس��ت كه ما نباي��د هر‌نوع‬ ‫انتقادي را به انتق��اد كليتي تعميم دهي��م و بگوييم كه‬ ‫اين انتق��اد‪ ،‬كليت را مي‌زند و اصال ب��ا كليت مخالف‬ ‫اس��ت‪ .‬مثال اينكه آيا در مديريت جنگ ضعف‌هايي‬ ‫داش��تيم يا نداش��تيم‪ ،‬ب��ه معني ب��ه زير س��وال بردن‬ ‫حقانيت ما در جنگ نيس��ت‪ .‬دوم اينكه كسي كه دارد‬ ‫بعد از روشن شدن تكليف يك قضيه درباره آن با نگاه‬ ‫آسيب شناسانه مطلبي مي‌نويسد و داستاني مي‌گويد‬ ‫اتفاقا به‌نظر من خيلي متعهدتر از كسي است كه نگاهش‬ ‫دو خطي است و در يك رس��انه يا روزنامه رسمي هم‬ ‫مي‌شود پيدا كرد‪.‬‬ ‫آن كسي كه آسيب‌شناسي مي‌كند متعهد‌تر است‪.‬‬ ‫به جهت اينكه باالخره بايد روشن بشود كه اگر دوباره‬ ‫اين اتفاق روي دهد ضعف‌ها كجاس��ت‪ .‬من به زعم‬ ‫خودم مي‌گويم ك��ه اين ضعف‌ها وجود داش��ته‪ .‬بهتر‬ ‫است كه اين ضعف‌ها را برطرف كنيم‪ .‬مايي كه هميشه‬ ‫در معرض تهاجم هستيم و هميشه اطرافمان جريانات‬ ‫مهاجمي‌وجود دارد‪ .‬گاهي اوقات اين دو ش��ان و اين‬ ‫دو زاويه ديد با‌هم قاطي مي‌شود واال ممكن است يك‬ ‫سربازي به جنگ خيلي انتقاد داشته باشد و ممكن است‬ ‫سرباز ديگر نداشته باش��د‪ .‬يك بسيجي ممكن است‬ ‫انتقادش به بعضي س��وء مديريت‌ها خيلي جدي‌تر از‬ ‫آن سرباز باشد‪ .‬مثال در آتش به اختيار آدم‌هاي داستان‬ ‫همين جامعه شهري كه به‌ظاهر‬ ‫به سمت مدرنيته مي‌رود‪ ،‬اتفاقا‬ ‫بيشتر مشتري عاميانه‌ترين‬ ‫وخطي‌ترين و متروك‌ترين‬ ‫نوع ادبيات است و مشتري‬ ‫پاورقي‌هاي بازاري‪ .‬بيشتر‬ ‫آنها در واقع ادبيات احساسي‬ ‫و رمانتيك است‪ ،‬ادبيات‬ ‫رمانتيكي كه ‪ 200‬سال از آن‬ ‫گذشته است‬ ‫نقشي در آن عقب‌نشيني ندارند و اصال آن عقب‌نشيني‬ ‫در س��طح كالنش روي داده‪ .‬در عالم واقعيت هم اين‬ ‫اتفاق افتاد و من س��رباز جزو آخرين نفراتي بودم كه‬ ‫عقب‌آمدم و آن كس��اني كه بر ما فرمان مي‌راندند و ما‬ ‫علي‌القاعده مي‌بايست منتظر دستور آنها باشيم گذاشته‬ ‫بودند و رفته بودند‪ ،‬س��اعت‌ها پيش‪ .‬اصال ما خودمان‬ ‫صبح آنها را راه‌انداختيم‪ .‬يعني پيش ما آمدند كه آب تمام‬ ‫شده و به آنها شربت داديم و آنها رفتند و ما مانديم‪ .‬يعني‬ ‫موضع هم مهم است كه شما كجا ايستاده‌اي و داستان‬ ‫را روايت مي‌كني‪ .‬هر‌چيزي زواياي مختلفي دارد‪ .‬يك‬ ‫نويسنده‌اي از يك زاويه‌اي مي‌گويد و يك‌نويسنده‌اي‬ ‫از زاويه ديگر ولي همان‌طور ك��ه گفتم من معموال از‬ ‫زاويه‌اي كه برايم ملموس و تجربي باشد بيان مي‌كنم‪.‬‬ ‫در آتش به اختيار چيزي خارج از اين وجود نداش��ته‪.‬‬ ‫آتش به اختيار شكل داستان ش��ده «هفت روز آخر» و‬ ‫تجربه خود من اس��ت در آن دشت‌هاي سوزاني كه ما‬ ‫چند روزي بوديم و يكي يكي بچه‌ها درش مي‌افتادند و‬ ‫از تشنگي شهيد مي‌شدند‪ .‬وقتي كه ما برگشتيم و مدتي‬ ‫بعد‪ ،‬يك هلي كوپتر در اختيار ق��رار گرفت و يكي از‬ ‫همراهان به‌عنوان راهنما رفت‪ ،‬مي‌گفت كه ‪ 30‬كيلومتر‬ ‫دورتر از خ��ط و در ميان آن تپه ماهوره��ا‪ ،‬پر‌از جنازه‬ ‫بچه‌هايي است كه از تشنگي شهيد شده واطراف تپه‌ها‬ ‫افتاده و باد‌كرده‌اند و نمي‌شود به آنها نزديك شد‪ ،‬چون‬ ‫بو گرفته‌اند چون گرماي هوا نزدي��ك ‪ 50‬درجه بود‪،‬‬ ‫خب اين تجربه من بود‪ .‬اگر كسي تجربه ديگري دارد‬ ‫همان را بيان كند‪ .‬نكته اين است كه ما بايد تجربه‌هاي‬ ‫متفاوت را به رسميت بشناسيم و در اين ‪ 1300‬كيلومتر‬ ‫مرز كه داشتيم همه‌جا كه اتفاق يك طور نبوده‪ .‬كردستان‬ ‫بخش به بخشش يك‌مس��ائلي دارد و در جنوب يك‬ ‫اتفاقاتي روي‌داده و اتفاقاتي كه اوايل جنگ روي داد‬ ‫بسيار متفاوت با اواخر جنگ بوده است‪ .‬در جاهايي كه‬ ‫به دست عراق افتاد برخوردهايي كه آنها با افراد داشتند‬ ‫و ارتباط‌هايي كه برخي افراد محلي با آنها داشتند و‪...‬‬ ‫هزار و يك جور ماجرا دارد اين‌ها به معني اين نيست‬ ‫كه همه‌اش اين بوده كه من تصوي��ر كرده‌ام‪ ،‬به‌هر‌حال‬ ‫هر‌كس يك صدايي دارد‪.‬‬ ‫فكر مي‌كنيد عنوان ادبي��ات ضد‌جنگ چقدر‬ ‫مصداق داشته باشد؟‬ ‫‪ l‬كس��ي نمي‌تواند طرفدار جنگ باش��د مگر‬ ‫اينكه اموراتش از اين راه بگ��ذرد و البته در دنيا آدم‌ها‬ ‫و جريان‌هايي از اين دس��ت هم وجود دارد كه كسب‬ ‫و كار و زندگي‌شان با مرگ ديگران عجين شده‪ .‬برخي‬ ‫اساسا اين استعداد را دارند كه از همه چيز استفاده كرده‬ ‫و دكان دو نبش بزنند از قبلش‪ .‬حتي در وقايع يكي‪ ،‬دو‬
‫گفت‌وگو مثلث شماره‪130‬‬ ‫سال اخير هم كه دودش به چشم مردم رفت‪ ،‬اين‌ها چه‬ ‫سودها كه نكردند و چه دفتر‪ ،‬دستك‌ها و امكاناتي كه‬ ‫نگرفتند كه مثال داريم مبارزه مي‌كنيم و‪ ....‬قطعا افرادي‬ ‫از اين دست موضوع بحث ما نيستند‪.‬‬ ‫اما در كليتش‪ ،‬من خيلي سر در نمي‌آورم كه ادبيات‬ ‫ضد جنگ يعني چه؟ آيا ما جنگ‌طلب هستيم؟ اصال‬ ‫آيا جنگ في نفسه ارزش دارد يا نه‪ ،‬يك چيزهاي ديگر‬ ‫آن را ارزش��مند مي‌كند گاهي؟ هشت‌سال ناب‌ترين‬ ‫جوان‌هاي ما رفتند و تمام قد ايستادند و شهيد شدند و‬ ‫خانواده‌ها و كشورشان با مشكالت و مسائل ماندند و‬ ‫هنوز هم كه هنوز است نتوانسته‌ايم يك ريال خسارت‬ ‫بگيريم از متجاوز و احتماال هم نخواهيم گرفت‪ ،‬چون‬ ‫صحبت از اين است كه برادرها كه از برادرها خسارت‬ ‫نمي‌گيرند! خب‪ ،‬اگر فقط اين باش��د كه ضرر است‪.‬‬ ‫ولي واقعا اين بود؟ اگر منصف باش��يم مي‌گوييم يك‬ ‫فرهنگي هم ش��كل گرفت‪ ،‬ي��ك روح كل��ي ايثار و‬ ‫شهادت و يكدلي و معنويتي هم حاكم شد كه اتفاقا اگر‬ ‫جامعه ما االن آسيب مي‌بيند به‌خاطر اين است كه از آن‬ ‫معنويت فاصله گرفته و منيت به جاي معنويت آمده‪.‬‬ ‫پس به جنگ نبايد فقط مادي نگاه ك��رد كه اگر مادي‬ ‫هم نگاه كنيم ما در نهايت حتي يك بخش كوچك از‬ ‫خاكمان را هم تسليم نكرديم‪.‬يعني همه در حال چرتكه‬ ‫انداختن هس��تند و حس��اب و كتاب و سهم‌خواهي‬ ‫مي‌كنند از غنيمت گاه ناگرفته و همان طور كه در «آتش‬ ‫به اختيار» آمده‪.‬‬ ‫در جنگ همه اينها با هم وجود داشته و اگر كسي‬ ‫بخواهد از جنگ بگويد كدام گوش��ه از اين مي‌تواند‬ ‫ادبيات جنگ باش��د و كدام گوش��ه‌اش ضد‌‌جنگ و‬ ‫چه‌كس��ي بايد نام‌گذاري كن��د؟ من خيل��ي اين‌ها را‬ ‫درنمي‌يابم‪ .‬خيل��ي وقت‌ها اي��ن ادعا كه ف�لان كار‬ ‫ضد‌جنگ است يك اتهامي‌اس��ت كه به‌سوي بعضي‬ ‫پرتاب مي‌شود تا بفهماند كه اين طور ننويس و با سليقه‬ ‫من نمي‌خواند و‪...‬‬ ‫در كلي��ت قضي��ه به‌عن��وان ي��ك ام��ر‬ ‫مل��ي و مذهب��ي هم��ه م��ا اتفا ق‌نظ��ر داري��م‬ ‫ك��ه در اي��ن نب��ردي ك��ه بر‌م��ا تحمي��ل ش��د‬ ‫جانب حقش ما بوديم چون نه به خاك كسي تجاوز‬ ‫كرديم و نه باع��ث و باني اين جن��گ بوديم‪ .‬و بعد‬ ‫هم رفتاره��ا قابل پيگري هس��ت‪ .‬خيل��ي وقت‌ها‬ ‫بعضي از حركات م��ا هم عكس العمل��ي بود‪ .‬يعني‬ ‫ده‌ها بار عراق ش��هرهاي ما را بمب��اران كرد و ما هم‬ ‫ناچار مي‌ش��ديم در مرزه��ا از توپ خانه اس��تفاده‬ ‫كنيم‪ ،‬باالخ��ره اين‌ها نش��ان‌مي‌دهد ك��ه كفه‌ترازو‬ ‫به چه ش��كلي اس��ت‪ .‬نويس��نده حتما به آن كليت‬ ‫وفادار اس��ت ول��ي در جزئي��ات به تع��داد آدم‌ها‪،‬‬ ‫صرف‌نظر از اينكه اين آدم‌ها سرباز باشند يا داوطلب‬ ‫جنگ باش��ند‪ .‬نوع نگاه‌ها متفاوت است‪ .‬من چون‬ ‫تجربه س��ربازي داش��تم از آن فضا مي‌نويسم‪ .‬كما‬ ‫اينكه ديگران از فضايي مي‌نويس��ند ك��ه يك طور‬ ‫ديگر است‪ .‬ساليان سال پيش به‌دوستي گفتم كه شما‬ ‫داستاني نوش��ته‌ايد كه يك داوطلب‪ ،‬از آن نوعي كه‬ ‫تلفني هستند يعني به آنها تلفن مي‌زنند كه عملياتي‬ ‫در پيش است و زود خودت را برسان‪ ،‬مي‌رود و در‬ ‫عمليات ش��ركت مي‌كند و م��دام ادا و اطوار هم در‬ ‫مي‌آورد و گاه��ي وقت‌ها متلك ه��م مي‌پراند‪ ،‬اگر‬ ‫اين طوري اس��ت‪ ،‬اصال براي چ��ه رفته؟ در فضاي‬ ‫داوطلب��ي‪ ،‬اص�لا آن متلك‌ها كه در ده��ان قهرمان‬ ‫داستان گذاشته‌ شده‪ ،‬معنا ندارد ولي همين متلك‌ها‬ ‫در فضاي ديگري مثال در داس��تاني كه قهرمانش به‬ ‫زور دژب��ان رفته جبه��ه‪ ،‬منطق داس��تاني دارد و جا‬ ‫مي‌افت��د‪g.‬‬ ‫‪71‬‬
‫ورزش‌‬ ‫ورزش‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪72‬‬ ‫قيمت‌هاي نجومي‬
‫روياهاي شيشه‌اي‬ ‫‪1‬‬ ‫تشكيل تيم‌هاي كهكشاني و جذب مطرح‌ترين‬ ‫نفرات در بازار نقل و انتقاالت و رسيدن به اين موفقيت‬ ‫بزرگترين پيروزي براي مديران باش��گاه‌هاي ايراني‬ ‫است و همه آنها عالقه دارند ويترين باشگاه خود را با‬ ‫بازيكنان سرشناس ريز و درشت پرکنند‪ .‬جدالي پ ‌رولع‬ ‫كه يك روز مي‌شود بمب‌تركاندن و يك روز مي‌شود‬ ‫كهكشان ساختن‪ ،‬اما در نهايت هميشه نتيجه آنچه بايد‬ ‫نيست‪.‬اصطالحاتي چون بمب‌تركاندن و بستن تيم‌هاي‬ ‫قدرتمند در دوره‌اي از زمان خاص دو باشگاه استقالل‬ ‫و پرسپوليس بود؛ به‌خصوص در دهه ‪ 70‬و زماني كه‬ ‫امير عابديني و علي فت��ح‌اهلل‌زاده رقابت تنگاتنگي را‬ ‫براي تشكيل تيم‌هاي پر از چهره سرشناس آغاز كردند‪.‬‬ ‫در نهايت اين رقابت تا زمان آغاز فعاليت ليگ حرفه‌اي‬ ‫در دهه ‪ 80‬ادامه داشت‪.‬‬ ‫توفان زرد‬ ‫در اصفهان كارهاي پايه‌اي چه در سپاهان و چه‬ ‫در ذوب‌آهن اولويت مديران اين دو باشگاه بوده است‪.‬‬ ‫با همين پشتوانه‌س��ازي بود كه س��پاهان در ليگ‌نهم‬ ‫قهرمان ش��د‪ .‬در واقع تمام توان اين تي��م بازيكناني‬ ‫بودند كه سال‌ها در كنار يكديگر حضور داشتند و تنها‬ ‫پديده جديد آنها امي��ر قلعه‌نويي بود‪ .‬اما در ليگ دهم‬ ‫ولع كهكشان‌سازي به مديران سپاهان هم سرايت كرد‬ ‫و با وجود حفظ ستاره‌هاي قديمي‌از بازيكناني چون‬ ‫خسرو حيدري‪ ،‬جواد كاظميان‪‌،‬هاشم بيگ‌زاده‪ ،‬فابيو‬ ‫جانواريو‪ ،‬رضا عنايتي و ستاره‌هاي ديگر براي حضور‬ ‫در جمع زردپوشان دعوت شدند و آنها هم به‌سرعت‬ ‫خود را به اصفهان رس��اندند و توانس��تند اين تيم را‬ ‫براي دومين فصل پياپي در ليگ ده��م قهرمان كنند‪،‬‬ ‫اما اين فرجام تي��م اصفهاني‌خوش نبود چراكه همين‬ ‫هزينه‌هاي سرسام‌آور براي كهكشان‌سازي به شدت‬ ‫زير ذره‌بين مديران كارخانه ف��والد مباركه و وزارت‬ ‫صنايع قرار گرفت و در نهايت زمينه قطع همكاري با‬ ‫امير قلعه‌نويي و تغيير محمدرضا ساكت را فراهم كرد‪.‬‬ ‫در ليگ ده��م يك تيم روياي��ي ديگر هم وجود‬ ‫داش��ت كه سرنوش��ت تلخي پيدا كرد‪ .‬اس��تيل‌آذين‬ ‫در ليگ دهم به يكباره تالش وس��يعي را براي خريد‬ ‫بازيكنان مطرح آغ��از كرد؛ از علي كريم��ي‌ گرفته تا‬ ‫مهدي مهدوي‌كيا‪ ،‬فريدون زندي‪ ،‬امير ش��اپورزاده‪،‬‬ ‫غالمي‪ ،‬زنيدپور و‪ ...‬اين تيم از ابتداي ليگ دهم مورد‬ ‫توجه قرار گرفت و همه منتظر درخشش اين تيم بودند‬ ‫اما در نهايت تيم پرستاره تبديل به يك كابوس شد و‬ ‫روياهاي آسيايي شدن جايش را به تجربه تلخ سقوط‬ ‫داد و استيل‌آذين روانه ليگ يك شد‪.‬‬ ‫كهكشان ناتمام‬ ‫با آغاز لي��گ يازدهم باز هم باش��گاه‌ها يا بهتر‬ ‫اس��ت بگوييم كارخانه‌هاي كهكشان‌س��ازي به راه‬ ‫افتادند‪ .‬در آغاز لي��گ يازدهم خي��ال فتح‌اهلل‌زاده‪،‬‬ ‫مديرعام��ل باش��گاه اس��تقالل راحت ب��ود كه دو‬ ‫باش��گاه رقيب يعني پرسپوليس و س��پاهان دوران‬ ‫رياضت اقتصادي را مي‌گذرانند و او با خيال راحت‬ ‫بمب‌هاي خ��ودش را يكي پس از ديگ��ري‌تركاند‪.‬‬ ‫جذب آندارني��ك تيموريان‪ ،‬فريدون زندي‪ ،‬مهدي‬ ‫رحمتي‪ ،‬جاس��م ك��رار و وليد عل��ي و بازگرداندن‬ ‫خس��رو حيدري در كنار‌تركيب مجيدي و جباري‬ ‫س��بب ش��د تا همه به اس��تقالل فت��ح‌اهلل‌زاده لقب‬ ‫كهكش��اني بدهند‪ .‬تنها رقيب او‌ تراكتورس��ازي با‬ ‫امير قلعه‌نوي��ي بود‪ ،‬اما آنه��ا هم نتوانس��تند مانند‬ ‫اس��تقاللي‌ها تيم خود را چنين پرس��تاره كنند‪ .‬همه‬ ‫در قهرماني اس��تقالل يك نظر بودند‪ ،‬اما اس��تقالل‬ ‫كهكش��اني ه��م هم��ان راه گذش��تگان را رفت و‬ ‫ستاره‌هاي پرسپوليس‬ ‫اين روزها حسابي همه چش��م‌ها به پرسپوليس‬ ‫م��دل رويانيان دوخته ش��ده اس��ت‪ .‬بع��د از جذب‬ ‫بازيكناني چون جالل حسيني‪ ،‬محسن بنگر‪ ،‬حسين‬ ‫ماهيني و ش��هاب گردان با ارقام عجيب و غريب كه‬ ‫در مورد آنها شايعه شده اس��ت‪ ،‬بازي نقل و انتقاالت‬ ‫همچنان براي س��رخ‌ها ادامه دارد‪ .‬خاص‌ترين چهره‬ ‫اين بازي هم كريم انصاري‌فرد بوده كه همچنان رنگ‬ ‫پيراهنش مشخص نيست‪ .‬در آستانه بازي ايران با قطر‬ ‫بود كه بسياري از رس��انه‌ها حضور او در پرسپوليس‬ ‫را تمام ش��ده عنوان كردند و از تواف��ق اين بازيكن با‬ ‫رويانيان خبر دادند‪ .‬در روزهايي كه به ش��دت بحث‬ ‫احتمال بازنگش��تن مصطفي دنيزلي به پرسپوليس و‬ ‫احتمال جانش��يني علي دايي مطرح ب��ود‪ ،‬اتفاقي كه‬ ‫حتي علي كريمي‌ را به آس��تانه خروج از پرسپوليس‬ ‫رس��اند اما يك روز بعد از بازي اي��ران و قطر بود كه‬ ‫ورق برگش��ت و بار ديگر اعالم شد دنيزلي برخواهد‬ ‫گش��ت و كريمي‌هم در حرف‌هايش ب��راي رفتن از‬ ‫پرس��پوليس تجديد‌نظر كرد و دقيق��ا در همين زمان‬ ‫بحث رفتن انصاري‌فرد به اس��تقالل پيش كشيده شد‬ ‫و اين بازي همچن��ان ادامه دارد‪ ،‬اما س��ردار رويانيان‬ ‫عالقه ويژه‌اي به جذب مهره‌هاي مورد توجه باشگاه‬ ‫رقيب دارد و بعد از آنكه آنها دست روي انصاري‌فرد‬ ‫گذاشته و اين بازيكن را هوايي كردند‪ ،‬بحث پيشنهاد‬ ‫آنها به آندرانيك تيموريان به ميان آمد كه هر چند آندو‬ ‫اين موضوع را تكذيب كرد‪ ،‬اما مديرعامل اس��تقالل‬ ‫بالفاصل��ه واكنش نش��ان داد و از اينكه پرس��پوليس‬ ‫با اس��تفاده از منابع دولتي در حال خري��د مهره‌هاي‬ ‫تاثيرگذار اس��ت انتقادها را متوجه شخص رويانيان‬ ‫ساخت‪ .‬البته پاسخ‌هاي مدير‌سرخ‌ها هم در نوع خود‬ ‫جالب توجه بود و عنوان كرد با معامله ماشين آن هم‬ ‫از نوع بنز كسب درآمد مي‌كند و آنها را خرج باشگاه‬ ‫پرسپوليس كرده اس��ت‪ .‬رويانيان گفته ماشين دولت‬ ‫س��مند اس��ت اما من بنز معامله مي‌كنم و بنابراين از‬ ‫بودجه دولتي اس��تفاده نكرده‌ام‪ .‬رويانيان همچنين به‬ ‫فتح‌اهلل‌زاده كنايه زده است كه فصل گذشته پشتش به‬ ‫بازار موبايل و در اصل علي انصاري گرم بوده است‪.‬‬ ‫به‌هر‌حال بازي با نام‌ها همچنان در پرس��پوليس ادامه‬ ‫دارد و پژمان نوري‪ ،‬محمدرضا خلعتب��ري‪ ،‬ادينيو و‬ ‫بازيكنان خارجي از صربس��تان و پرتغال و‪ ...‬هر روز‬ ‫فهرس��ت رويانيان را رنگين‌تر مي‌كنن��د‪ .‬جالب آنكه‬ ‫در اين ميان ساير باشگاه‌ها هم در رقابت دست كمي‬ ‫‌از پرس��پوليس ندارند‪ ،‬اما خريد‌هاي پر‌س�� ‌رو‌صداي‬ ‫مدير‌عامل پرسپوليس فعال همه نگاه‌ها را متوجه تيم‬ ‫او ساخته است‪g .‬‬ ‫ورزش‬ ‫ستاره‌هاي آبي‬ ‫در ليگ هشتم علي فتح‌اهلل‌زاده كه احساس مي‌كرد‬ ‫فصل گذشته را به دليل ضعف در فصل نقل و انتقاالت‬ ‫واگذار كرده‪ ،‬به سرعت دست به كار شد‪ .‬او بازيكنان‬ ‫اس��تقاللي مانند خس��رو حيدري كه در ابومسلم بود‬ ‫را بازگردان��د و با حض��ور فرهاد مجيدي‪ ،‬س��ياوش‬ ‫اكبرپور‪ ،‬رضا عنايتي و البته ج��ذب بازيكناني چون‬ ‫فابيو‌جانواريو توانست شرايط اين تيم را بهبود ببخشد‪،‬‬ ‫اما س��تاره‌هاي فتح‌اهلل‌زاده به او وفا نكردند و نتايج نه‬ ‫چندان خوب آنها در هفته‌هاي ابتدايي س��بب شد تا‬ ‫اين مدير جايش را به واعظي‌آشتياني بدهد‪ .‬در نهايت‬ ‫استقالل با امير قلعه‌نويي به س��ختي و در هفته پاياني‬ ‫قهرمان شد‪.‬‬ ‫به غي��ر از قهرمان��ي جا م‌حذفي ه��م در ليگ برتر‬ ‫دس��تش از قهرماني كوتاه ماند و هم در آسيا حذف‬ ‫ش��د‪ .‬با‌وجود تمامي‌اين تجربيات به نظر مي‌رسد‬ ‫باز ه��م مدي��ران غير‌فوتبالي باش��گاه‌ها در ذوق و‬ ‫روياي تش��كيل كهكش��ان‌هاي خود س��ير مي‌كنند‬ ‫و در آس��تانه ليگ دوازده��م اين بار باش��گاه‌هاي‬ ‫بيشتري از پرسپوليس و اس��تقالل و سپاهان گرفته‬ ‫تا‌تراكتورس��ازي و م��س كرمان براي رس��يدن به‬ ‫س��تارگان نامي‌هر‌هزينه‌اي را پرداخت مي‌كنند‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫ارتش سرخ‬ ‫در سومين دوره ليگ حرفه‌اي بود كه اكبر غمخوار‬ ‫به‌عنوان مدير‌‌عامل باشگاه پرسپوليس پروژه عبور از‬ ‫علي‌پروي��ن را كليد زد و براي تحت‌تاثي��ر قرار دادن‬ ‫تماشاگران پرسپوليس بسياری از بازيكنان سرشناس‬ ‫آن موقع فوتبال ايران از جمله علي دايي‪ ،‬كريم باقري‪،‬‬ ‫مهرداد ميناوند‪ ،‬جواد كاظميان و يحيي گل‌محمدي را‬ ‫به پرسپوليس آورد و در كنار آنها از بازيكنان خارجي‬ ‫چون ساشا ايليچ و عيسي‌ترائوره بهره برد‪ .‬همه چيز‬ ‫رويايي آغاز شد و برتري‌هایی با هشت‌گل و چهار گل‬ ‫مقابل پگاه گيالن و برق ش��يراز همه را متوجه ارتش‬ ‫سرخ کرد‪ ،‬اما هياهوي اين تيم خيلي زود فروكش كرد‬ ‫و شكست در دربي تهران روياها را به كابوس تبديل‬ ‫كرد و در نهايت پرس��پوليس با وينکو بگوويچ به رده‬ ‫پنجم ليگ رضاي��ت داد‪ .‬در آن دوران روزگار خوش‬ ‫براي تيم‌هايي چون پاس تهران‪ ،‬س��پاهان اصفهان و‬ ‫فوالد خوزستان رقم‌خورده بود كه به لطف بازيكنان‬ ‫محصول تيم‌هاي پاي��ه خود و كارهاي ريش��ه‌اي به‬ ‫موفقيت رسيدند‪.‬‬ ‫اين شرايط تا ليگ شش��م هم ادامه داشت‪ ،‬اما به‬ ‫مرور باشگاه‌هاي بزرگ از جمله استقالل و پرسپوليس‬ ‫شروع به ميراث‌خواري از باشگاه‌هاي بازيكن‌ساز ذكر‬ ‫شده و همچنين باشگاه‌هايي چون فجر سپاسي كردند‪.‬‬ ‫در نهايت جذب ستاره‌هاي تيم‌هاي ديگر در ليگ هفتم‬ ‫براي پرسپوليس خوش‌يمن بود‪ .‬از ابتداي فصل حبيب‬ ‫كاشاني‪ ،‬مديرعامل وقت پرسپوليس رقابتي فشرده را با‬ ‫علي فتح‌اهلل‌زاده‪ ،‬مديرعامل باشگاه استقالل آغاز كرد و‬ ‫اتفاقا به سراغ بازيكناني با پيشينه بازي در استقالل از‬ ‫جمله نيكبخت‌واحدي و مجتبي جباري رفت كه در‬ ‫جذب اولي موفق بود‪ .‬سپهر حيدري و محسن خليلي‬ ‫هم از ذوب‌آهن و س��ايپا به جمع سرخپوشان اضافه‬ ‫ش��دند و البته در آن فصل س��تاره اصلي پرسپوليس‬ ‫افشين قطبي‪ ،‬سرمربي اين تيم بود‪.‬‬ ‫آيا پرسپوليس طلسم كهكشاني‌ها را مي‌شكند؟‬ ‫‪73‬‬
‫چهره‌هاي ويژه فصل نقل‌و‌انتقاالت‬ ‫اين سوپر‌استارهاي ميلياردي‬ ‫‪2‬‬ ‫ميالد حجت‌االسالمي‬ ‫براي تيم‌هايي كه مي‌خواهند كهكشاني باشند نياز‬ ‫به ستاره‌هايي است كه البته قيمت‌هايشان هم هر فصل‬ ‫باالتر مي‌رودوبهتر استبگوييمنجومي‌تر مي‌شود‪ .‬شايد‬ ‫با شرايط اقتصادي فعلي جامعه درآمد سالي يك ميليارد‬ ‫تومان براي يك بازيكن فوتبال رقم گزافي به نظر برسد‪،‬‬ ‫اما اين رقم پايه پيشنهاد بسياري از ستاره‌هاي هميشگي‬ ‫لو‌انتقاالت براي لي��گ دوازدهم بود‪ .‬اما در هر‬ ‫فصل نق ‌‬ ‫فصل بازيكناني هستند كه بيش از ساير نفرات نامشان‬ ‫بر سر زبان‌ها مي‌افتد و در مدت زمان نقل‌و انتقاالت بازار‬ ‫گرمي‌آنها آغاز مي‌شود‪ ،‬جالب آنكه در بيشتر مواقع هم در‬ ‫ي كه هستند مي‌مانند‪ .‬اما سوپر‌استارهاي فصل‬ ‫همان تيم ‌‬ ‫لو‌انتقاالت چه كساني هستند؟‬ ‫نق ‌‬ ‫ورزش‬ ‫مهدي رحمتي؛ دروازه‌باني براي همه فصول‬ ‫مهدي رحمتي در باشگاه استقالل يك فصل تمام‬ ‫درون دروازه ايس��تاد و هم زمان در تيم‌ملي هم حضور‬ ‫داشت‪ .‬او دروازه‌باني است كه بدون شك هر تيمي‌آرزو‬ ‫دارد سنگربانش باشد و به همين دليل همواره چهره ويژه‬ ‫فصل نقل و انتقاالت است‪ .‬او با‌وجود بازي در تيم‌هاي‬ ‫فجرسپاسي‪ ،‬مس كرمان و سپاهان اصفهان با برند آبي‬ ‫شناخته مي‌شود و حتي اگر به تيم‌هاي ديگر برود باز هم‬ ‫همه استقالل را خانه او مي‌دانند‪ .‬نخستين دروازه‌باني كه‬ ‫قيمت‌هاي نجومي‌در مورد او شنيده شد از ‪ 777‬ميليون‬ ‫تومان تا ‪ 888‬ميليون تومان و فصل گذشته هم نخستين‬ ‫بازيكني بود كه درباره‌اش شايعه پيشنهاد يك ميليارد و‬ ‫نيمي باشگاه پرسپوليس مطرح ش��د‪ .‬به هر حال او اين‬ ‫فصل در استقالل است و به نظر مي‌رسد كه در اين تيم هم‬ ‫ماندني شود؛ هرچند با پيشنهادهاي پيگيرانه مس كرمان‬ ‫و سپاهان بي‌ترديد قيمتش براي استقاللي‌ها باالتر هم‬ ‫خواهد رفت‪.‬‬ ‫مجتبي جباري؛ بودن به هر قيمتي‬ ‫براي آنكه مجتبي جباري دغدغه استقاللي‌ها باشد‪،‬‬ ‫فقط الزم نيست زمان نقل و انتقاالت برسد‪ .‬او در طول‬ ‫فصل با رفتارهاي عجيبش همواره سورپرايزهايي را در‬ ‫آس��تين دارد‪ ،‬با اين حال در پايان هر فصل هم ماجراي‬ ‫رفتن يا ماندن او در اس��تقالل تبديل به يك س��ناريوي‬ ‫تكراري مي‌ش��ود كه در نهايت با بازي ب��رد ‪ -‬برد تمام‬ ‫مي‌شود‪ .‬پيش از آغاز ليگ هفتم بود كه جباري ناگهان‬ ‫سر از دفتر حبيب كاشاني‪ ،‬مدير وقت پرسپوليس درآورد‬ ‫و در آن زمان علي فتح‌اهلل‌زاده به هر روشي متوسل شد‬ ‫تا اين بازيكن را در اس��تقالل نگه دارد‪ .‬شايد از همانجا‬ ‫بود كه جباري فهميد باشگاهش براي نگه داشتن او هر‬ ‫بهايي را مي‌پردازد؛ چه در طول فصل و چه در فصل نقل‬ ‫و انتقاالت‪ .‬گفته مي‌شود رقم مجتبي هم به مرور در حال‬ ‫نزديك شدن به يك ميليارد است‪.‬‬ ‫جالل حسيني؛ سرانجام قرمز پوشيد‬ ‫از زماني كه جالل حس��يني از س��ايپا به سپاهان‬ ‫پيوست و در تيم‌ملي هم جايگاه ثابتي پيدا كرد‪ ،‬در فصل‬ ‫نقل و انتقاالت همواره يكي از بازيكنان مورد توجه بوده‬ ‫است‪ .‬از دو فصل پيش اين توجه افزايش يافت‪ ،‬اما در هر‬ ‫حال نام دو باشگاه استقالل و پرسپوليس همواره به عنوان‬ ‫دو تيم خواهان اين بازيكن بر سر زبان‌ها بود اما هر بار او‬ ‫بعد از چندين بار مذاكره در نهايت سپاهاني ماند‪ .‬با اين‬ ‫حال در اين فصل سردار رويانيان توانست دل حسيني‬ ‫را به دست بياورد‪ .‬هر چند به نظر مي‌رسد اين بازيكن‬ ‫خودش هم بيشتر به پوشيدن پيراهن قرمز عالقه داشته‪،‬‬ ‫اما بي‌ترديد پيشنهاد يك ميلياردي كه شايعه شده هم در‬ ‫اين تصميم بي‌تاثير نبوده است‪.‬‬ ‫كريم انصاري‌‌فرد؛ تصميم سخت‬ ‫مهاجم جوان و خوش‌آتيه سايپای البرز مشكالتش‬ ‫به جالل حسيني شباهت دارد‪ .‬او هم از جمله بازيكناني‬ ‫است كه هيچ باشگاهي نمي‌تواند او را از دست بدهد‪.‬‬ ‫لو‌انتق��االت همواره مورد‬ ‫او هم در فصل‌هاي اخير نق ‌‬ ‫توجه دو باشگاه بزرگ پايتخت بوده و البته پيشنهادهاي‬ ‫خارجي هم براي او وجود داشته است‪ .‬به‌نظر مي‌آيد او‬ ‫قصد ندارد در ايران از پايتخت فاصله بگيرد و به همين‬ ‫دليل هم همواره در مركز توجه دو باش��گاه قرمز و آبي‬ ‫بوده است‪ .‬در اين فصل هم همچنان اين جدال ادامه دارد‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫مقابله با آنارشي‬ ‫بار مبارزه با مفاسد مالي فوتبال براي فدراسيون سنگين است‬ ‫اميرحاج‌رضايي‪ /‬كارشناس فوتبال‬ ‫‪3‬‬ ‫يكي از مشكالتي كه فوتبال ما سال‌هاست با آن‬ ‫دست و پنجه نرم مي‌كند‪ ،‬بحث سقف قراردادهاست‪.‬‬ ‫آنچه در فوتبال به آن قانون س��قف قرارداد مي‌گويند‬ ‫درواقع بخشنامه‌اي است كه به اس��تان‌هاي مختلف‬ ‫ارسال شده است‪ .‬از زماني كه بحث سقف قراردادها‬ ‫مطرح ش��ده اس��ت‪ ،‬رقم قراردادهاي فوتباليست‌ها‬ ‫همچنان رشد صعودي داشته و دائم اوج گرفته‪ ،‬حتي‬ ‫‪74‬‬ ‫سرعت و شتاب آن هم نسبت به قبل بيشتر شده‪ ،‬چرا‬ ‫كه بازيكنان و تيم‌ها از راه‌هاي مختلف اين قانون را به‬ ‫اصطالح دور زده و با هر مبلغي كه مدنظرش��ان است‬ ‫قرارداد مي‌بندند و كوچكتري��ن توجهي به اين قانون‬ ‫ندارند‪ .‬باش��گاه‌هاي زيادي هم در كالم اعالم كردند‬ ‫كه از قانون س��قف قرارداد پيروي كرده‪ ،‬ولي در عمل‬ ‫كوچكترين توجهي به آن نداشتند‪.‬‬ ‫متاس��فانه جامعه فوتبال ما به س��مت درس��تي‬ ‫در حال حركت نيست‪ .‬فوتباليست‌ها هم از دل همين‬ ‫جامعه بيرون آمده‌اند‪ ،‬ولي اين مبالغ با شرايط معمول‬ ‫جامعه قابل مقايسه نيست‪ .‬به قول حقوقدانان مجرم‬ ‫هميشه يك قدم از قانون جلوتر است‪ .‬در قانون سقف‬ ‫قرارداد هم دقيقا چنين شرايطي حكمفرماست‪ .‬در حال‬ ‫حاضر در چرخه فوتبال ايران ميلياردها تومان پول در‬ ‫حال گردش است‪ ،‬ولي اين مبالغ چيزي نيست كه از‬ ‫راه كسب درآمد باشگاه‌ها در فوتبال به دست بازيكنان‬ ‫رسيده باشد‪ .‬از طرف ديگر افراد بسياري مانند دالل‌ها‬ ‫در جريان قراردادهاي فوتبال درگير هس��تند‪ ،‬چرا‌كه‬ ‫س��ود زيادي در اين كار وجود دارد‪ .‬ب��راي مبارزه با‬ ‫اين شرايط كاري از دس��ت فدراسيون برنمي‌آيد‪ .‬من‬ ‫معتقدم مراجع باالتر از فدراسيون بايد به اين مشكل‬ ‫رسيدگي كنند‪.‬‬ ‫در كش��ور ايتاليا بحث تباني به قدري به فوتبال‬ ‫اين كشور لطمه زده بود كه حتي حضور تيم‌ملي ايتاليا‬ ‫در مسابقات جام ملت‌ها در‌ هاله‌اي از ابهام بود و يك‬ ‫قدم تا تعطيلي چند ساله فوتبال ايتاليا براي دور كردن‬ ‫دست دالل‌ها از فوتبال باقي مانده بود‪ .‬چر‌ا كه دالل‌ها‬ ‫به قدرتي در فوتبال رسيده‌اند كه فدراسيون فوتبال يك‬ ‫كشور‪ ،‬ديگر توانايي ندارد با در نظر گرفتن يك قانون‬ ‫اين دالل‌ها را از فوتبال دور بكند‪ .‬اين داستان عينا در‬ ‫ايران هم در حال پيشروي است‪ .‬ما نمي‌توانيم جلوي‬ ‫خونريزي را با يك چس��ب بگيريم و باي��د با اعمال‬ ‫درآمدزايي اقتصادي در فوتبال ت��ا حدي اين فضاي‬ ‫فاسد را از بين ببريم‪.‬‬ ‫ام��روز در كش��ورهاي صاحب فوتب��ال مدرن‬ ‫درآمدهاي بس��يار عظيمي‌از فوتبال به دست مي‌آيد‪،‬‬
‫و در نهايت هر باشگاهي كه پيش��نهادات او را بپذيرد‪،‬‬ ‫يعني ‪ 400‬ميليون تومان را در همان ابتداي راه به‌عنوان‬ ‫پيش‌پرداخت به او بدهد و هر زمان هم كه اين بازيكن‬ ‫خواست اجازه پيوستن به تيم‌هاي خارجي را صادر كند‪،‬‬ ‫مي‌تواند كريم را به دس��ت آورد‪ .‬شايد هم انصاري‌فرد‬ ‫دوباره در سايپا بماند‪.‬‬ ‫محمدرضا خلعتبري؛ دست‌نيافتني‬ ‫او هم از چهره‌ه��اي ويژه فصل نق��ل و انتقاالت‬ ‫است‪ .‬چه در ايران باشد و چه در خارج از ايران باز هم‬ ‫باش��گاه‌هاي ايراني خواهان اين مهاجم گلزن هستند‪.‬‬ ‫فصل گذشته او به آرزويش رسيد و با يك قرارداد خوب‬ ‫مالي از ذوب‌آهن به الوصل امارات پيوست‪ .‬اين بازيكن‬ ‫به شدت شيفته كار با مارادونا شده و شايد به همين دليل‬ ‫است كه با وجود پيشنهادهاي وسوسه‌كننده داخلي هنوز‬ ‫هم‌ترجيح مي‌دهد تا در امارات بماند‪.‬‬ ‫مهدي رحمتي در باشگاه‬ ‫استقالل يك فصل تمام‬ ‫درون دروازه ايستاد‬ ‫و هم زمان در تيم‌ملي‬ ‫هم حضور داشت‪ .‬او‬ ‫دروازه‌باني است كه بدون‬ ‫شك هر تيمي‌آرزو دارد‬ ‫سنگربانش باشد و به‬ ‫همين دليل همواره چهره‬ ‫ويژه فصل نقل و انتقاالت‬ ‫است‬ ‫و شرايط فوتبال آن كشور را با فرهنگ جامعه تطبيق داد‬ ‫تا به نتيجه رس��يد‪ .‬براي مثال فوتبال ايران و انگلستان‬ ‫به هيچ‌وجه قابل مقايسه نيست‪ .‬در اين كشور قوانيني‬ ‫وجود دارد كه در ايران قابل تفكر هم نيست‪ .‬براي مثال‬ ‫در بازي‌هاي فوتبال انگس��تان داوران زن در بازي‌هاي‬ ‫مردان قضاوت مي‌كنند‪ ،‬ولي در فوتبال ايران به هيچ‌وجه‬ ‫چنين مساله‌اي پذيرفته شده نيس��ت‪ .‬همين مساله در‬ ‫مباحث مالي هم صدق مي‌كند‪ .‬شرايط مالي و اقتصادي‬ ‫كشورهاي ديگر با ايران قابل مقايسه نيست و براي حل‬ ‫مشكالت بايد با توجه به شرايط و پتانسيل‌هاي كشور‬ ‫خودم��ان برنامه‌ريزي كنيم‪ .‬در فوتبال‪ ،‬هزينه س��فرها‪،‬‬ ‫دستمزد بازيكنان‪ ،‬لباس و‪‌...‬سرسام‌آور بوده و به سختي‬ ‫مي‌توان از پس اين هزينه‌ها برآمد‪ .‬ولي در صورتي كه حق‬ ‫پخش مستقيم بازي‌ها گرفته شود و در عرصه تبليغات‬ ‫كارهاي حرفه‌اي انجام ش��ود مي‌توان به درآمدزايي در‬ ‫فوتبال رسيد و بخش بزرگي از مش��كالت را برطرف‬ ‫كرد‪ .‬در فوتب��ال امروز دنيا تيم‌هاي ب��زرگ درآمدهاي‬ ‫عظيمي‌دارند و س��رمايه‌گذاران با هدف كسب درآمد‬ ‫در فوتبال س��رمايه‌گذاري مي‌كنند‪ .‬براي مثال عرب‌ها‬ ‫با آرسنال قرارداد سرس��ام‌آوري بسته و براي اين تيم‬ ‫ورزشگاه مي‌سازند و در ازاي آن ش��رط مي‌كنند كه‬ ‫نام ورزشگاه جديد امارات باش��د يا به همين‌ترتيب‬ ‫ورزشگاه منچستر‌س��يتي االتحاد نام مي‌گيرد‪ .‬ساخت‬ ‫اين ورزش��گاه خود منب��ع درآمد‌هاي ميلي��اردي در‬ ‫فوتبال است‪ .‬همچنين در تمام دنيا با فروش وسايل‬ ‫ورزشي اصل باشگاه‌هاي بزرگ هزاران هزار طرفدار‬ ‫با خريد وسايل ورزش��ي تيم مورد عالقه خود درآمد‬ ‫زيادي را به حساب اين تيم واريز مي‌كنند‪ .‬حتي از راه‬ ‫فروش چنين وسايلي در سرتاسر دنيا مي‌توان تيم‌هاي‬ ‫ورزش��ي را تامين كرد‪ .‬ولي فوتبال ايران با اين سطح‬ ‫فاصله فاحشي دارد و مش��خص است كه فدراسيون‬ ‫فوتبال توانايي چنين پروژه عظيمي‌ را ندارد‪ .‬من منبع‬ ‫حل همه مشكالت را وزارت ورزش مي‌دانم‪ .‬گرفتن‬ ‫اسپانسرهاي بزرگ بين‌المللي كار غيرممكني نيست‪،‬‬ ‫فقط يك برنامه‌ريزي مدون براي آن نياز است‪ .‬من با‬ ‫س��ال‌ها تجربه زندگي در دل فوتبال اعالم مي‌كنم كه‬ ‫بار مبارزه ب��ا دالالن فوتبال و حل مفاس��د مالي براي‬ ‫فدراسيون فوتبال سنگين است‪.‬‬ ‫بايد در اين زمينه به بزرگترهاي ورزش مراجعه‬ ‫كرد‪ .‬وزير ورزش بايد در اين آنارشي فوتبالي كشور‬ ‫از قدرت خود استفاده كرد و پروژه‌هاي عظيم درآمدي‬ ‫و مالي را در فوتبال ايران پياده كند تا ش��اهد ريشه‌كن‬ ‫شدن فسادهاي مالي و سودجويي افراد در سطح كالن‬ ‫در فوتبال ايران باشيم‪g .‬‬ ‫ورزش‬ ‫اخالق خاص اين بازيكن بر مي‌گردد‪.‬‬ ‫عالوه بر اين بازيكنان از ش��هاب گردان‪ ،‬محسن‬ ‫بنگر و حس��ين ماهيني به‌عنوان خريدهاي گرانقيمت‬ ‫باشگاه پرسپوليس ياد شده و البته باشگاه‌هاي مس كرمان‬ ‫و سپاهان هم در اين آشفته بازار رقابت همپاي دو باشگاه‬ ‫بزرگ پايتخت وارد عمل شده‌اند‪ .‬به‌نظر مي‌رسد ديگر‬ ‫رقم‌هاي باالي يك ميليارد را هم بايد به‌عنوان كف قيمت‬ ‫بازيكنان پذيرفت و نه سقفي كه فدراسيون فوتبال براي‬ ‫بازيكنان ايراني گذاشته است‪g.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫آندرانيك تيموريان؛ ديوار پوالدين‬ ‫آندو بعد از تجربه‌اي كوتاه در انگلستان به فوتبال‬ ‫ايران بازگش��ت و همواره هم در ميان گزينه‌هاي مورد‬ ‫توجه باشگاه‌هاي مختلف بوده است‪‌.‬تراكتورسازي تبريز‬ ‫توانست اين بازيكن را به خدمت بگيرد‪ ،‬اما در ابتداي‬ ‫ليگ يازدهم اين فتح‌اهلل‌زاده بود كه به هر شكل ممكن‬ ‫وارد عمل شد تا اين بازيكن را به استقالل بياورد‪ .‬با اين‬ ‫حال آندو در اين فصل براي ماندن در جمع آبي‌ها انگيزه‬ ‫زيادي ندارد و اين موضوع را چندبار به زبان آورده‪ ،‬البته‬ ‫داشتن اين ديوار پوالدين در ميانه ميدان براي هر تيمي‌‬ ‫راه‌گشا خواهد بود‪ .‬اما مشخص است تصميم آندو براي‬ ‫نماندن در اس��تقالل زياد به بازارگرمي‌ربط ندارد و به‬ ‫به‌همين دليل سرمايه‌گذاران و اسپانسرها هم به خوبي‬ ‫در آن س��رمايه‌گذاري مي‌كنند‪ ،‬چرا كه سود خوبي در‬ ‫آن وجود دارد‪ .‬در ايران دخل و خرج باشگاه‌ها با هم‬ ‫يكي نيس��ت‪ .‬بيش��تر درآمدهاي ميلياردي از بودجه‬ ‫دولت بوده و تنگناهاي اقتصادي زي��ادي در فوتبال‬ ‫ايران وجود دارد‪.‬‬ ‫اين مبالغ در شرايطي از جيب دولت به بازيكنان‬ ‫داده مي‌شود كه مردم عادي جامعه حتي اگر يك عمر‬ ‫هم كار كنند نمي‌توانند به اندازه درآمد يك فصل يك‬ ‫فوتباليس��ت كس��ب درآمد كنند‪ .‬اين در حالي است‬ ‫كه سطح فوتباليس��ت‌هاي ايران و ش��رايط اقتصادي‬ ‫كش��ورمان با كشورهاي صاحب س��بك فوتبال قابل‬ ‫مقايسه نيس��ت‪ .‬اين افسارگسيختگي به يك سياست‬ ‫كالن و قانونگذاري در وزارت ورزش و جوانان احتياج‬ ‫دارد‪ .‬با چند بخشنامه امكان ندارد بتوانيم با چنين مشكل‬ ‫بزرگي در فوتبال كشورمان مقابله كنيم‪ .‬بايد در وزارت‬ ‫ورزش كميته‌هاي مختلف و نهادهايي براي مبارزه با‬ ‫فسادهاي مالي و زير پا گذاشتن قانون از طريق تيم‌ها‪،‬‬ ‫بازيكنان و سودجويان اين رشته تشكيل شود‪.‬‬ ‫اين سياس��تگذاري براي مبارزه با مفس��دان مالي‬ ‫فوتبال نبايد الگو گرفته شده از هيچ كشوري باشد‪ .‬بايد‬ ‫در هركشوري به وضعيت فرهنگي آن كشور دقت‌كرده‬ ‫‪75‬‬
‫گفت‌وگوي مثلث با محمد رويانيان‬ ‫‪4‬‬ ‫همه را جا گذاشتيم‬ ‫لو‌انتقاالت سر‌و‌‌صداي زيادي به پا كرد و توجهات به‌اين تيم جلب شد‪.‬‬ ‫خريدهاي پرسپوليس در فصل نق ‌‬ ‫شايعات زيادي درباره رقم‌هاي ميلياردي بازيكنان اين باشگاه شنيده مي‌شود‪ ،‬اما مديرعامل پرسپوليس معتقد‬ ‫لو‌انتقاالت صادقانه وارد‌شد و اعالم كرد‬ ‫است آنها بيش از ساير باشگاه‌ها هزينه نكرده‌اند‪ .‬رويانيان در فصل نق ‌‬ ‫نمي‌تواند سقف را رعايت كند‪ ،‬چراكه در قبال هواداران تيمش مس��ئول است و وقتي مبالغ نجومي‌در فوتبال‬ ‫وجود دارد و همه باشگاه‌ها آن را مي‌پردازند او هم چاره‌اي جز اين كار ندارد‪ .‬هرچند اين روزها انتقادات زيادي‬ ‫از او مي‌شود‪ ،‬اما تازه‌ترين صحبت‌هاي رويانيان نشان مي‌دهد كه او به آينده كارش اميدوار است‪.‬‬ ‫ورزش‬ ‫آقاي روياني��ان! خريدهاي پرس��پوليس زير‬ ‫ذره‌بين قرار گرفته است و بسياري معتقدند شما‬ ‫با قبول پرداخت رقم‌هاي نجومي‌به بازيكنان‪،‬‬ ‫لو‌انتقاالت را بر‌هم زده‌ايد؟‬ ‫قاعده فصل نق ‌‬ ‫‪ l‬چه‌كس��ي مي‌گويد من قيم��ت بازيكنان را‬ ‫گران كردم؟ بله‪ ،‬من رقم‌هايي كه داده‌ام بيشتر از فصل‬ ‫گذشته است‪ .‬من ‪ ۲۰‬درصد گذاشته‌ام روي رقم‌هاي‬ ‫قراردادها كه اين رايج اس��ت‪ .‬غير از آن هم يك‌سري‬ ‫پيشنهادهاي پلكاني گذاشته‌ام‪ .‬تيم من خيلي گران‌تر‬ ‫از ساير تيم‌ها نيست‪ .‬ما نسبت به ساير تيم‌ها‪ ،‬رقم‌هاي‬ ‫نجومي‌پرداخت نكرده‌ايم‪.‬‬ ‫مسلما سقف قرارداد را كه رعايت نكرده‌ايد؟‬ ‫‪ l‬هم رعايت كرده‌ايم و هم رعايت نكرده‌ايم‪.‬‬ ‫در تمام قراردادهاي نوش��ته شده ما با بازيكنان سقف‬ ‫قرارداد رعايت شده است‪ .‬من نمي‌خواهم اتهام بزنم و‬ ‫حتي قضاوت كنم‪ ،‬اما بايد اين واقعيت را بپذيريم كه‬ ‫همه باشگاه‌ها سقف را روي كاغذ رعايت مي‌كنند و‬ ‫رقابت اصلي بيرون از اين فضاست‪.‬‬ ‫به نظر مي‌رسد چندان با سقف قرارداد موافق‬ ‫نيستيد؟‬ ‫‪ l‬با ش��رايط فعلي فوتبال ايران‪ ،‬فدراسيون و‬ ‫سازمان ليگ چاره‌اي جز تعيين سقف قرارداد ندارند‪،‬‬ ‫اما اگر اين شرايط تغيير كند ديگر وجود سقف قرارداد‬ ‫به ضرر فوتبال خواهد بود و فدراسيون بايد اجازه دهد‬ ‫تا باش��گاه‌ها به‌صورت آزادانه به رقاب��ت با يكديگر‬ ‫بپردازند‪ .‬اما در حال حاضر رقابت تنها بر س��ر بيشتر‬ ‫پول گرفتن است‪.‬‬ ‫اين انتقاد كه پيش��نهادهاي پرسپوليس در‌اين‬ ‫فص��ل باع��ث افزاي��ش قيمت‌ه��ا در فصل‬ ‫لو‌انتقاالت شده را مي‌پذيريد؟‬ ‫نق ‌‬ ‫‪ l‬من خودم مرد قانونم‪ .‬خالف هم نمي‌كنم اما‬ ‫پارسال اتفاقات زيادي در اين فوتبال افتاد‪ ،‬سال‌هاي‬ ‫قبلش هم بوده‪ ،‬قبال هم دالل‌ها در اين فوتبال فعاليت‬ ‫مي‌كردند و هيچ‌كس سقف قرارداد را رعايت نمي‌كرد‪.‬‬ ‫امس��ال هم تنها اتفاقي كه افتاده اين است كه يك تيم‬ ‫به رقيب‌ها اضافه شده‪ .‬پرس��پوليس كه به استقالل و‬ ‫س��پاهان و بقيه تيم‌هاي صنعتي اضافه ش��ده و اتفاقا‬ ‫خوب هم اضافه شده‪ .‬من در مقابل هواداران ميليوني‬ ‫پرسپوليس مسئول هستم‪ .‬آيا تنها من اين قيمت‌ها را‬ ‫باال برده‌ام؟ يعني فقط بايد س��ر ما در مقابل هواداران‬ ‫پايين باش��د و بعد دالل‌ها با س��رباال در اي��ن فوتبال‬ ‫فعاليت كنند‪.‬‬ ‫‪ l‬گوي��ا از انتقاده��اي رئي��س هيات‌مديره‬ ‫استقالل هم به‌شدت ناراحت شديد؟‬ ‫من مي‌گويم ج��رم ما چيس��ت؟ اينكه در فصل‬ ‫نقل‌و‌انتقاالت خوب كار كرديم‪ ،‬اينكه بازيكن خوب‬ ‫گرفتيم‪ ،‬اينكه برنامه داش��تيم؟ مسلم است كه هميشه‬ ‫و همه جاي دنيا بي��ن تيم‌هاي خوب رقابت اس��ت‪.‬‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫‪76‬‬ ‫تيم‌هاي بزرگ دوس��ت دارند با نهايت قدرت در يك‬ ‫رقابت شركت كنند و پرسپوليس هم بعد از يك سال‬ ‫قصد دارد يك فصل خوب را به هوادارانش هديه كند‬ ‫و ابزار ما در اين راه بازيكنان هستند‪ ،‬حاال ما خيلي كار‬ ‫عجيبي كرديم؟ من معني اعتراض آقاي رسولي‌نژاد را‬ ‫نمي‌فهمم‪ .‬يعني چه‪ ،‬ما مثل بچه يتيم‌ها بايد يك‌گوشه‬ ‫بنشينيم‪ .‬بايد بايس��تيم همه يارهاي خوب را در بازار‬ ‫بگيرند و بعد ته مانده‌هاي بازار به پرسپوليس برسد‪.‬‬ ‫آقاي رسولي‌نژاد من يك‌سال اس��ت به فوتبال آمدم‪.‬‬ ‫شما كه پارسال تيمتان پشت س��ر‌هم ستاره استخدام‬ ‫مي‌كرد‪ ،‬خ��واب بوديد‪ .‬آيا هم��ه آن بازيكنان با ارقام‬ ‫قانوني به‌استقالل آمدند؟‬ ‫پس اعتراض استقاللي‌ها را وارد نمي‌دانيد؟‬ ‫‪ l‬من از چند ماه پيش جذب بازيكن را شروع‬ ‫كردم‪ .‬ديگران آنجا به ما باختند كه من زودتر به بازار‬ ‫رفتم و اتفاقا خريدهاي ارزان‌تري هم انجام دادم‪ .‬پولي‬ ‫كه پرسپوليس امس��ال خرج خريد بازيكن كرده نرخ‬ ‫پارسال است نه امس��ال‪ ،‬چون ما زودتر برنامه‌ريزي‬ ‫كرديم و همه شما را جا گذاش��تيم‪ .‬من دوست ندارم‬ ‫بيش��تر از اين صحبت كنم‪ ،‬اما چيزهاي زيادي از اين‬ ‫لو‌انتقاالت در ذهنم مانده و برايم قطعي شده‬ ‫فصل نق ‌‬ ‫كه اگر بخواهم آنها را به‌زبان بياورم خيلي‌ باشگاه‌ها و‬ ‫كل فوتبال ايران به لرزه مي‌افتد‪ .‬من فعال قصد به زبان‬ ‫آوردن اين حرف‌ها را ندارم‪ ،‬اما وقتش كه برسد شايد‬ ‫لو‌انتقاالت‬ ‫گفتم كه چه كساني با چه ارقامي‌در بازار نق ‌‬ ‫فعاليت مي‌كنند و آن وقت ديگ��ران را به بي‌اخالقي‪،‬‬ ‫خراب ك��ردن ب��ازار و چيزهايي از اين دس��ت متهم‬ ‫مي‌كنند‪ .‬من متاسفم‪.‬‬ ‫ش��ما در صحبت‌هايتان گفتيد كه قصد داريد‬ ‫بازيكن��ان جواني را به پرس��پوليس بياوريد و‬ ‫پرورش دهيد‪ ،‬جذب چند بازيكن جوان همين‬ ‫محمد رويانيان رقابت سختي را با‬ ‫مديران باشگاه استقالل آغاز كرده‬ ‫است‪ .‬چندي پيش رسولي‌نژاد در مقام‬ ‫انتقاد از پيشنهادهاي نجومي باشگاه‬ ‫پرسپوليس به برخي از بازيكنان برآمد‬ ‫كه البته رويانيان نيز با مصاحبه‌اي تند‬ ‫از خجالت رئيس هيات مديره باشگاه‬ ‫استقالل درآمد‬ ‫موضوع را ثابت مي‌كند‪ .‬براي تيم‌هاي پايه هم‬ ‫برنامه‌اي داريد؟‬ ‫‪ l‬متاس��فانه در بحث تيم‌هاي پاي��ه زير صفر‬ ‫هستيم و بايد به‌طور جدي در اين زمينه اقدامات الزم‬ ‫انجام شود‪ .‬از مشكالت اصلي باش��گاه پرسپوليس‪،‬‬ ‫نداشتن تيم‌هاي پايه قدرتمند است‪ .‬تيم‌هايي كه يك‬ ‫راهبرد و برنامه مشخص داشته باشند‪ .‬چرا تيم‌هاي پايه‬ ‫پرس��پوليس بايد اين‌طور ضعيف باشند كه من نتوانم‬ ‫حتي يك بازيكن از تي��م پايه به‌بزرگس��االن بياورم‪.‬‬ ‫تيمداري و مس��ابقاتي كه خروجي نداشته باشد چه‬ ‫فايده‌اي دارد‪ .‬اين ش��رايط اصال براي هواداران و من‬ ‫قابل قبول نيست‪.‬براي من مهم است روزي كه مي‌روم‪،‬‬ ‫پرسپوليس تيم‌هاي پايه قدرتمند و با برنامه‌اي داشته‬ ‫باشد‪ .‬من ساختار ‪ 15‬باشگاه معتبر دنيا را در رده‌هاي‬ ‫پايه مطالعه كرده‌ام‪ .‬مي‌دانم چه مي‌خواهم و بايد دنبال‬ ‫چه چيزي بروم‪.‬‬ ‫پس در كنار پرسپوليس كهكشاني براي آينده‬ ‫هم طرح‌هايي داريد؟‬ ‫‪ l‬بله‪ ،‬البته م��ن يك توضيح بده��م‪ .‬قبال هم‬ ‫خواهش كردم كه رسانه‌ها از الفاظي چون بمب‌تركاندن‬ ‫و كهكشاني اس��تفاده نكنند‪ .‬من قبول دارم كه اشتباه‬ ‫كردم و يكبار گفتم كه مي‌خواهم پرس��پوليس را فوق‬ ‫كهكشاني ببندم‪ .‬اما متوجه ش��دم كه گفتن اين جمله‬ ‫تاثير ب��دي روي جوان‌ها و مردم مي‌گذارد و مس��لما‬ ‫ديگر هم‌چنين لفظي را استفاده نمي‌كنم‪ .‬در واقع من‬ ‫تيمي‌بستم بر‌اساس نام پرسپوليس‪ .‬باشگاه پرسپوليس‬ ‫پرطرفداترين باشگاه در آسياست و بايد بازيكناني در‬ ‫خور‌شأن نام اين باشگاه جذب شوند‪ .‬به همين دليل‬ ‫من با‌فكر و انديشه زياد و براساس نيازهاي پرسپوليس‬ ‫در پست‌هاي مختلف بهترين بازيكنان را جذب كردم‪.‬‬ ‫‪ l‬البته گويا كار ج��ذب بازيكنان هنوز هم‬ ‫تمام نشده است؟‬ ‫بله‪ ،‬ما بازيكنان جديد ديگري هم در راه داريم‪ .‬از‬ ‫جمله يك دروازه‌بان خارجي كه البته او دروازه‌بان دوم ما‬ ‫بعد از شهاب گردان خواهد بود و با اين حال دروازه‌بان با‬ ‫كارنامه درخشاني است‪g .‬‬
‫نگاهيديگر‬ ‫ورزش‬ ‫مثلث شماره‪130‬‬ ‫تولد دوباره فرزند چرنوويل‬ ‫آندري شوچنكو چگونه اوكراين را به يك برد شورانگيز رساند‬ ‫بابك سراني‌آذر‬ ‫‪5‬‬ ‫تيم ملي فوتبال اوكراين در جام‌ملت‏هاي اروپا‬ ‫يورو ‪ 2012‬آغازي نس��بتا قابل قبول داشته و فارغ از‬ ‫بازي زير ذره‌بين قرار گرفته زردهاي ش��رقي بايد به‬ ‫نتيجه كسب شده احترام گذاشت‪.‬‬ ‫در اين بين حتي سرمربي تيم ملي اوكراين نيز بر‬ ‫اين مدعا صحه مي‏گذارد كه پي��روزي اوكراين برابر‬ ‫س��وئد به تاريخ يازدهم ژوئن به خاط��ر كار گروهي‬ ‫مطلق بازيكنانش نبوده‪ .‬اگر آن شب‪ ،‬شب «شوا» نبود‬ ‫هيچ كارشناس��ي پيروزي اوكراين را به داليل فني و‬ ‫تاكتيكي نسبت نمي‏داد‪.‬‬ ‫آن��دري ميكواليووي��چ ش��وچنكو زاده ‪1976‬‬ ‫اوكراين با طعم ‪ SSR‬كودكي خود را چندان به‌خاطر‬ ‫نمي‏آورد و اگر مجبور باش��د چند خاطره خاكستري‬ ‫از آن دوران تعري��ف كند قطعا به حادثه تلخ و ش��وم‬ ‫چرنوويل اشاره خواهد كرد؛ حادثه‏اي كه باعث شد او‬ ‫و خانواده‏اش خانه و كاشانه را‌ترك كرده و براي مدتي‬ ‫در مناطق مختلف اروپا و آمريكا آواره باشند‪ .‬چرنوويل‬ ‫با همه سياهي و ش��ومي‌ خود حداقل دو ابر ستاره به‬ ‫ورزش جهان هدي��ه داده و به غير از مارياش��اراپوا و‬ ‫شوچنكو مي‏شود نام‌هاي بزرگ ديگري را نيز در موزه‬ ‫افتخارات روسيه و اوكراين رويت كرد كه زير سياهي‬ ‫طبيعت و روزگار رشد كرده و بزرگي خود را به زمانه‬ ‫ديكته كرده‏اند‪.‬‬ ‫وقتي شوا در س��ن ‪ 35‬س��الگي دروازه سوئد‬ ‫مدعي و تازه احيا ش��ده را براي دو ب��ار باز كرد و‬ ‫جش��ن گرفت‪ ،‬هواداران اوكرايني بار ديگر متوجه‬ ‫شدند نسل جديد فوتبال اين كش��ور بايد راهي را‬ ‫كه ش��وا طي كرده در پيش بگيرند‪ .‬براي مرداني با‬ ‫قدرت بدني باال كه مخصوص و نشانه گونه بلوك‬ ‫شرق اروپاس��ت‪ ،‬فوتبال حرفه‏اي چندان به پول و‬ ‫امكانات وابس��ته نيس��ت و تالش فراوان‪ ،‬افزايش‬ ‫قدرت بدن��ي‪ ،‬بها دادن به نيروي جواني و داش��تن‬ ‫روحيه بسيار خوب رمز موفقيت بزرگاني است كه‬ ‫خيال‌ترك كردن آس��مان فوتبال را ندارند‪.‬‬ ‫اس��طوره فوتبال اوكراين بار ديگر متولد شد و‬ ‫احياي دوباره ش��وا از ديد روزنامه‌ن��گاران اوكرايني‬ ‫احياي دوباره اوكراين زخمي‌ و خس��ته تلقي شد‪ .‬دو‬ ‫گل ش��وا به دو ضربه بيدار‌كننده و مهل��ك بر پيكره‬ ‫خفته اوكراين تعبير ش��دند و ش��واي دوست‌داشتني‬ ‫يكي ديگر از شب‌هاي مهم و تاثيرگذار زندگي خود‬ ‫را تجربه كرد‪.‬‬ ‫اوكراين در كنار فرانس��ه‪ ،‬انگليس و حتي خود‬ ‫سوئد ش��انس زيادي براي صعود به مرحله حذفي و‬ ‫صد‌البته حضور در مراحل بعدي ن��دارد‪ ،‬اما به‌عنوان‬ ‫يكي از دو ميزبان اين رقابت‌ها مي‏شود همچنان به اين‬ ‫تيم كم‌ادعا و كم‌ستاره احترام گذاشت و به چشم يك‬ ‫مدعي به آن نگاه كرد‪.‬‬ ‫پيروزي اوكراين با درخشش شوچنكو بازتاب‬ ‫عجيبي در رسانه‏هاي اروپايي و به‌خصوص اوكرايني‬ ‫داشت و ش��ايد عجيب‌ترين تحليل پس از درخشش‬ ‫شوا را مي‏شد در روزنامه ملي «روز» اوكراين رديابي‬ ‫كنيم كه نوش��ته بود‪« :‬با تو هستم ش��وا‪ ،‬فكر نكن كه‬ ‫با اين دو گل محبوب مي‏ش��وي‪ ،‬تو جاي يك جوان‬ ‫خوش‌آتي��ه را در تيم ملي اش��غال ك��رده‏اي‪ ».‬طيف‬ ‫بازتاب موفقيت اخير آندري‪ ،‬از اين قضاوت عجيب‬ ‫تا نوشته‏هاي كامال متضاد تا حد‌ستايش شوچنكو به‬ ‫عنوان اس��طوره تاريخي اوكراين گس��ترده شد و در‬ ‫اين بين آنچه مسلم است اينكه ش��وچنكو بزرگتر از‬ ‫اوكراين نيست و بايد منتظر ادامه راه شوا در اين جام‬ ‫بزرگ و معتبر باشيم‪.‬‬ ‫مرد ‪ 30‬ميليون پوندي چلسي مدتي است كه در‬ ‫ديناموكيف مي‏درخشد‪ ،‬اما تشعشع اين درخشش به‬ ‫چشم آسيايي‏ها نمي‪‎‬رسد و آنچه با شنيدن نام شوا به‬ ‫ذهن مردم جهان خطور مي‏كند صورت الغر و هميشه‬ ‫خندان مردي است در لباس ميالن يا چلسي كه گل‌هاي‬ ‫زياد و متعدد خود را به كودكان سرطاني و خانواده‏هاي‬ ‫آواره از حادثه شوم چرنوويل تقديم مي‏كرد و پنهان از‬ ‫چشم دوربين‌ها مي‏گريست‪g .‬‬ ‫منبع‪ :‬ديلي ميرر – (‪ Mirror.co.uk‬جو فدل)‬ ‫‪77‬‬
‫آمد تا جهل نباشد‬ ‫بعثت او كه مساله‌آموز صد مدرس شد‬ ‫صدري كه ز هرچه بود برتر او بود‬ ‫مقصود ز اعراض و ز جوهر او بود‬ ‫آنجا كه ميان آب و گل بود آدم‬ ‫در عالم جان و دل‪ ،‬پيامبر او بود‬ ‫عطار نيشابوري‬ ‫ديـــدار‬ ‫ماه فروماند از جمال محمد‬ ‫سرو نباشد به اعتدال محمد‬ ‫قدر فلک را کمال و منزلتی نیست‬ ‫در نظر قدر با کمال محمد‬ ‫وعده‌ی دیدار هر کسی به قیامت‬ ‫لیله‌ی اسری شب وصال محمد‬ ‫آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی‬ ‫آمده مجموع در ظالل محمد‬ ‫عرصه‌ی گیتی مجال همت او نیست‬ ‫روز قیامت نگر مجال محمد‬ ‫وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس‬ ‫بو که قبولش کند بالل محمد‬ ‫همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد‬ ‫تا بدهد بوسه بر نعال محمد‬ ‫شمس و قمر در زمین حشر نتابند‬ ‫نور نتابد مگر از جمال محمد‬ ‫شاید اگر آفتاب و ماه نتابند‬ ‫پیش دو ابروی چون هالل محمد‬ ‫چشم مرا تا به خواب دید جمالش‬ ‫خواب نمی‌گیرد از خیال محمد‬ ‫سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی‬ ‫عشق محمد بس است و آل محمد‬ ‫سعدي شيرازي‬ ‫مثلت شماره‪130‬‬ ‫اي صبح صادقان رخ زيباي مصطفي‬ ‫واي سرو راستان قد رعناي مصطفي‬ ‫معراج انبيا و شب قدر اصفيا‬ ‫گيسوي روز پوش قمرساي مصطفي‬ ‫خواجوي كرماني‬ ‫آن شب تا سحر غار حرا خورشيد باران بود‬ ‫زمان‪ ،‬دل بي‌قرار لحظه تكوين قرآن بود‬ ‫سكوت لحظه‌ها را مي‌شكست از آه خود مردي‬ ‫ي ديرين نمايان بود‬ ‫كه در هر قطره اشك او غم ‌‬ ‫امين مكه را مي‌گويم آن نارفته مكتب را‬ ‫يتيم خسته آري او كه چندين سال چوپان بود‬ ‫هبل آن سو ميان كعبه در آشفته خوابي سرد‬ ‫و عزي غرق حيرت از خدا بودن پشيمان بود‬ ‫حضور عرشيان را در حريم خود حرا حس كرد‬ ‫كه «اقرأباسم ربك» يا محمد ذكر آنان بود‬ ‫محمود شريفي‬ ‫‪78‬‬ ‫‪« -۱‬من كه خواندن نمي‌دانم»‪ ...‬اما خواند‪ ...‬نگاري‬ ‫كه مكتب نرفته بود و خط ننوشته بود‪ ،‬خواند و به غمزه‬ ‫مساله‌آموز صد مدرس ش��د‪ .‬در ‪ ۲۷‬رجب نور بود كه از‬ ‫آس��مان به زمين مي‌باريد تا هر آنچه ظلمات وتاريكي‬ ‫ناميده مي‌شود از روي زمين رخت بر بندد و روشني باشد‬ ‫وروشني‪...‬ستاره‌ايآخربدرخشيدوماهمجلسشد‪،‬براي‬ ‫تمام دل‌هاي رميده همدم و مونس شد‪ .‬پيامبر كه از حرا‬ ‫خارج شد‪ ،‬تمام جاهليت كه ريشه تمام ظلمت‌هاست به‬ ‫هراس افتاد‪ .‬او با اسالم به مكه بازگشت‪ .‬با ديني كه با امر‬ ‫به خواندن شروع مي‌ش��ود‪ ،‬بخوان تا بياموزي‪ ،‬بخوان تا‬ ‫جهالتكم‌وكمترشود‪،‬بخوانامانههرخواندني‪،‬برايآنكه‬ ‫نور را بي‌واسطه در تمام درونت حس كني‪ ،‬خواندنت بايد‬ ‫يك پيش شرط داشته باشد‪ ،‬به نام خدا بخوان‪ ،‬به ياد خدا‬ ‫بخوان‪ ،‬براي خدا بخوان‪...‬‬ ‫‪۲‬ـ غار حرا چگونه جايي است؟ در مورد كوه نور‬ ‫چه مي‌دانيم؟ به‌طور خالصه مي‌توان گفت كه كوه نور‪،‬‬ ‫كه در چهار كيلومتري شمال شرقي شهر مكه و كنار راه‬ ‫منا به عرفات بوده‪ ،‬اكنون به علت گسترش مكه‪ ،‬در داخل‬ ‫مكه قرار گرفته‌است‪ .‬ارتفاع آن از دريا ‪ 621‬و از سطح‬ ‫دامنه ‪ 281‬متر است‪.‬‬ ‫اين كوه در تورات جبل فاران ناميده شده و نزد مردم‬ ‫محلي به جبل النور معروف است‪ .‬شكل آن مخروطي و‬ ‫مستقل از ديگر كوه‌هاست‪ .‬غار حرا در باالترين نقطه اين‬ ‫كتاب‬ ‫كوه واقع شده و آن را به‌عنوان يكي از كوه‌هاي بسيار مهم‬ ‫و با فضيلت مكه دانسته‌اند‪.‬‬ ‫‫ارتفاعدهانهغارحرا‪ 2‬متر‪،‬عرضآنحدود‪ 1/20‬متر‬ ‫و طولش نيز حدود ‪ 2‬متر است‪ .‬از عجايب اين غار آنكه‬ ‫انتهايآن كامالبهسويمسج ‌دالحراماست‪.‬‬ ‫دربغاربهسمت‏شمالاستوفضايآنگنجايش‬ ‫تقريبي پنج‌نفر نشسته را دارد‪ .‬ارتفاع غار نيز به اندازه قامت‬ ‫‏يك انسان است‪ .‬اما آنچه از اين مكان بيرون آمد گنجايش‬ ‫تمام انسان‌ها را دارد و ارتفاعي دارد به اندازه سعادت تمام‬ ‫بشریت‪.‬‬ ‫‪۳‬ـ از كوه پايين آمد وبه خديجه ك��ه از دير آمدن او‬ ‫سخت دلواپس ش��ده بود گفت‪« :‬مرا بپوشان‪ ،‬احساس‬ ‫خستگيوسرمامي‌كنم»وچونخديجهعلتراجوياشد‬ ‫گفت‪« :‬آنچه امشب بر من گذشت بيش از طاقت من بود‪،‬‬ ‫‌امشبمنبهپيامبريبرگزيدهشدم!»خديجهكهازشادماني‬ ‫سر از پا نمي‌شناخت‪ ،‬در حالي كه روپوشي پشمي‌و بلند‬ ‫بر قامت او مي‌پوشانيد گفت‪« :‬من مدت‌ها پيش در انتظار‬ ‫چنين روزي بودم‪ ،‬مي‌دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق‌‬ ‫داري‪ ،‬اينك به پيشگاه خدا شهادت مي‌دهم كه تو آخرين‬ ‫رسول خدايي و به تو ايمان مي‌آورم‪ »......‬پس از آن علي(ع)‬ ‫كهدرخانهمحمد(ص)بودباپيامبربيعتكرد‪.‬‬ ‫‪...‬و اينگونه بود آخرين پيامبر رس��الت خويش را‬ ‫آغار كرد‪.‬‬ ‫فروغ ابديت‬ ‫پيرامون زندگاني پيامبر اسالم(ص)‪ ،‬بزرگ‌ترين پيشواي بشر‪ ،‬كتاب‌ها و رساله‌هاي زيادي نوشته شده است‬ ‫ولي بيشتر اين كتاب‌ها‪ ،‬يكي از دو اشكال را دارد؛يا كتاب به‌صورت وقايع‌نگاري و بيان متون حوادث تاريخي است‪،‬‬ ‫‌بدون اينكه در آنها تجزيه و تحليل و داوري صحيح و بررسي انجام بگيرد‪ ،‬يا اينكه يك سلسله حدسيات بي‌اساس و‬ ‫اجتهادهاي بي‌دليل‪ ،‬به‌عنوان قضاوت بررسي و قضاوت با بيان حوادث آميخته گرديده و به‌نام كتاب تحقيقي‪‌،‬تاريخي‬ ‫در اختيار عالقه‌مندان تاريخ اسالم گذارده شده است‪ .‬اما كتاب «فروغ ابديت» تاريخي است روشن و گويا از زندگي‬ ‫ي كامال روان و شيوا نگارش‬ ‫پيامبر بزرگ اسالم(ص) كه به اتكای بزرگ‌ترين مدارك تاريخي اسالم تهيه شده و با قلم ‌‬ ‫يافته است‪ .‬يكي از مزاياي مهم اين كتاب اين است كه در آن تنها به ذكر حوادث تاريخي قناعت نشده؛ بلكه سعي شده‬ ‫تجزيه و تحليل الزم‪ ،‬درباره علل حوادث گوناگون و نتايج آنها‪ ،‬آنچنان كه شيوه يك نويسنده محقق است به عمل آيد‪،‬‬ ‫تا هدف نهايي كه همان آموزنده بودن تاريخ است‪ ،‬به‌طور كامل عيان شود‪ .‬از ويژگي‌هاي برجسته اين نوشتار ارزشمند‪،‬‬ ‫انطباق كامل آن با مدارك واسناد شيعه اس��ت‪ .‬در اين كتاب‪ ،‬اوضاع و احوال عرب‌هاي پيش از اسالم و شبه‌جزيره‬ ‫عربستان‪ ،‬نياكان پيامبر‪ ،‬ميالد‪ ،‬جواني‪ ،‬بعثت و حوادث سال اول تا يازدهم هجرت پيامبر‪ ،‬همراه با تحليل و توضيح‬ ‫آمده است‪ .‬كتاب فروغ ابديت نوشته آيت‌اهلل جعفر سبحاني تبريزي است‬‪.‬‬
‫مكتوب‬ ‫خانهدرختي‬ ‫مكتوب‬ ‫‫‬‫چاپ بيستم‪ ،‬پايي كه جامان ‬د‬ ‫‫رمان «خانه درختي» نوشته عباس جهانگيريان از سوي موسسه تنظيم و‬ ‫نشر آثار حضرت امام خميني‌(ره) منتشر شد‬‪.‬‬ ‫«خانه درختي» رماني است براي مخاطب نوجوان كه با درونمايه حوادث‬ ‫منجر به پيروزي انقالب اسالمي و به قلم عباس جهانگيريان از سوي موسسه‬ ‫نشر عروج وابسته به موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام‌خميني‌‌(ره) منتشر‬ ‫شده است‪ .‬جهانگيريان در اين رمان‪ ،‬داستان عكاس جواني را روايت مي‌كند‬ ‫كه موفق شده از حوادث روز ‪ 17‬شهريور سال ‪ 57‬عكاسي كند و به همين خاطر‬ ‫تحت تعقيب قرار گرفته است‪.‬‬ ‫در همين گير‌و‌دار دوستانش تالش دارند تا او را در مكاني مخفي كنند و‬ ‫اين مكان مخفي يك خانه درختي در يك باغ است و اين ماجرا قصه را به سمت‬ ‫جلو پيش مي‌برد‪ .‬اين رمان بر اساس دفترچه خاطرات جهانگيريان در دوران‬ ‫انقالب روايت مي‌ش��ود؛ دفترچه‌اي كه به تعبير خود او به خاطر نوع نگارش‬ ‫خاطراتش پس از ضبط توسط ساواك براي برخي از اسامي‌نام برده شده در آن‬ ‫مشكالتي نيز پديد مي‌آيد‪.‬‬ ‫او در مقدمه خود بر اين رمان نوش��ته اس��ت‪« :‬اين دفتر و خاطرات آن را‬ ‫همانطور كه بوده و نوش��ته ش��ده بوده‪ ،‬منتش��ر مي‌كنم‪ .‬خودم هم به شخصه‬ ‫وقايع‌نگاري روايي را به خاطر مستند بودنش بيشتر مي‌پسندم‪ ».‬نثر‌خانه درختي‬ ‫روان و در حال و هواي ادبيات نوجوانانه نوش��ته شده و با روايت ماجراهايي‬ ‫س��اده و در عين حال جذاب و با‌توجه به فضاي اتفاق��ات روزمره و حوادث‬ ‫معمول خانوادگي به نگارش درآمده است‪.‬‬ ‫«اين نمايش تاثير خواجه نصيرالدين طوسي در دوره اسماعيليان و مغوالن‬ ‫را نشان مي‌دهد‪ .‬بيش��ترين نگاه من به اين اثر نمايشي نگاه حماسي به زندگي‬ ‫خواجه نصير‌‌الدين طوسي است كه س��عي كرديم با تكيه بر اين ديدگاه از نظر‬ ‫شكل اجرايي‪ ،‬طراحي صحنه و موسيقي به فضا شكل حماسي دهيم كه مي‌تواند‬ ‫براي تماشاگران داراي جذابيت‌هاي فراواني باشد‪».‬‬ ‫سيد‌عظيم موسوي‪ ،‬كارگردان نمايش سياست خواجه‪ ،‬درباره كار خود‬ ‫توضيح فوق را ارائه داده است‪ .‬تاالر اصلي مجموعه تئاتر‌شهر اين روزها ميزبان‬ ‫نمايش «سياست خواجه» اس��ت كه تا پايان خرداد ماه‪ ،‬هر شب به جز شنبه‌ها‬ ‫ساعت ‪ 19:30‬روي صحنه مي‌رود‪ .‬سياست خواجه كاري است از سيد‌عظيم‬ ‫موسوي كه نويسندگي آن را عبدالحي شماسي به عهده داشته و در آن بازيگران‬ ‫پيشكسوت و قديمي‌تئاتر ايران حضور دارند كه س��ال‌ها از صحنه تئاتر دور‬ ‫بوده‌اند‏‪.‬‬ ‫در اين نمايش محسن حسيني‪ ،‬محمد س��اربان‪ ،‬سعيد ميناروش‪ ،‬خسرو‬ ‫احمدي‪ ،‬خس��رو بامداد‪ ،‬صادق توكلي‪ ،‬عصمت رضا‌‌پور‪ ،‬محمود راس��خ‌فر‪،‬‬ ‫سعيد نوراللهي‪ ،‬محمد اعاليي‪ ،‬مهدي آگاهي‪ ،‬ياسمن نصرتي و مهدي نوري‬ ‫به ايفاي نقش مي‌پردازند‪.‬‬ ‫پيش از اين آتش تقي‌پور‪ ،‬بازيگر كهنه‌كار هم در اين نمايش روي صحنه‬ ‫مي‌رفت كه در حين اجرا دچار آسيب‌ديدگي شد‪.‬‬ ‫يك جمله از الساندرو دل‌پيرو در روز خداحافظي از يوونتوس نشان داد كه از‬ ‫طبع ادبي خوبي برخوردار است‪ .‬او گفت‪« :‬االن مي‌ترسم‪ ،‬براي آنكه تا كنون با هيچ‬ ‫تيمي‌ مذاكره نكرده‌ام» و اين يك واقعيت است؛ چراكه او در تمام دوران فوتبالش‬ ‫فقط در يك تيم بازي كرده بود؛ «يوونتوس»‪ .‬حاال كه اين ستاره سابق فوتبال ايتاليا‬ ‫به روزهاي افول وجدايي نزديك مي‌شود‪ ،‬در جايي ديگر به ركورد‌شكني نزديك‬ ‫مي‌شود‪ .‬كتاب «دوباره بازي مي‌كنيم» نوشته «الس��اندرو دل‌پيرو» بازيكن مشهور‬ ‫فوتبال ايتاليا به جمع كتاب‌هاي پرفروش ايتاليا پيوسته است‪.‬‬ ‫«دل پيرو» در كتابش كه بس��يار م��ورد توجه قرار گرفته‪ ،‬ب��ه بيان خاطراتش‬ ‫مي‌پردازد‪ .‬وي كه در ش��هري به نام «تره ويزو» در ايتاليا متولد شده و كوچكترين‬ ‫فرزند خانواده‌اش است‪ ،‬نمي‌دانست كه روزي به يكي از بزرگترين فوتباليست‌هاي‬ ‫كشورش تبديل خواهد ش��د‪ .‬در آن زمان ش��ايد او به اين مي‌انديشيد كه همانند‬ ‫پدرش برقكار ش��ود يا به كاري غي��ر از فوتبال روي بياورد‪ ،‬ام��ا هم‌اكنون پس از‬ ‫گذشت ‪ 20‬سال او هنوز در تيم يوونتوس بازي مي‌كند‪ .‬دل‌پيرو بيش از ‪ ۷۰۰‬بازي‬ ‫براي يوونتوس در سري ‪ A‬ايتاليا انجام داد و براي مردم شهر تورين يك چهره كامال‬ ‫استنثايي است‪.‬‬ ‫سينما‬ ‫ديـــدار‬ ‫نمايش‬ ‫سياستخواجه‬ ‫مكتوب‬ ‫كتاب دل‌پيرو پرفروش شد‬ ‫«مرزهاي اخالق» عنوان كتابي است كه نويسنده آن‌كوشيده با در كنار هم قرار‬ ‫دادن مهم‌ترين مباحث اخالقي‪ ،‬تصويري كلي از فلسفه اخالق را ارائه دهد‪ .‬اين اثر‬ ‫به‌تازگي منتشر شده است‪.‬‬ ‫تاكنون تعاريف مختلفي از فلس��فه اخالق عرضه شد‌ه است‪ ،‬ولي هيچ فصل‬ ‫قطعي و مشتركی بين اين تعاريف ديده نمي‌شود و ظاهرا نمي‌توان به رسيدن به يك‬ ‫نقطه ثابت ارشميدسي اميدوار بود كه بتوان با اتكا بر آن‪ ،‬ويژگي‌هاي فلسفه اخالق‬ ‫را بيان كرد‪ .‬نويسنده اين اثر به همين دليل به جاي تالش براي عرضه تعريفي جامع و‬ ‫مانع از فلسفه اخالق‪ ،‬تصاوير متعددي از مهم‌ترين مباحث مطرح‌شده در آن عرضه‬ ‫مي‌كند تا ش��ايد با كنار هم قرار دادن آن تصاوير در ذهن بتوان ش��مايلي از فلسفه‬ ‫اخالق و ويژگي‌هاي برجسته آن را در ذهن مجسم كرد‪.‬‬ ‫شيرزاد پيك‌حرفه‪ ،‬درباره ضرورت پرداختن به فلسفه اخالق در دنياي معاصر‬ ‫در بخشي از اين كتاب مي‌گويد‪« :‬به گمان من در روزگار ما كه سرشار از اختالف‌نظر‬ ‫درباره مسائل اخالقي است‪ ،‬بايد با آوردن داليل منسجم و معقول باورها و اعمال‬ ‫خود را توجيه كنيم‪ .‬فلسفه اخالق مي‌تواند ما را در انجام اين كار مهم ياري برساند‪.‬‬ ‫تفكر مبهم درباره اين مسائل ما را دچار مشكل خواهد كرد و فلسفه اخالق و تامل‬ ‫ژرف درباره مسائل اخالقي مي‌تواند راهگشا باشد‪».‬‬ ‫نويسنده اين اثر در دو بخش كلي مطالب كتابش را سامان داده است‪ .‬وي در‬ ‫بخش نخست‪ ،‬تبيين‪ ،‬تحليل و نقدي از نظريه‌هاي اخالقي جديد درباره ميزان مطالبه‬ ‫اخالق ارائه كرده و در بخش ديگر‪ ،‬تالش مي‌كند دفاعي قراردادگرايانه از اخالق‬ ‫اعتدال‌گرا ارائه دهد‪.‬‬ ‫مثلت شماره‪130‬‬ ‫چاپ بيستم كتاب يادداشت‌هاي روزانه سيدناصر حسيني‌پور با‌عنوان «پايي كه جا‬ ‫ماند» به تازگي توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است‪ ‬.‬كتاب «پايي كه جا ماند»‬ ‫شامل ‪ 198‬خاطره از سيد ناصر حسيني‌پور است‪ .‬نويسنده اين كتاب در‌حالي به‌عنوان‬ ‫راهنماي گردان ‪ 18‬شهدا‪ ،‬براي پشتيباني از رزمندگان گردان قاسم‌بن‌الحسن‌(ع) راهي‬ ‫جزيره مجنون شده بود كه در اين عمليات از ناحيه پا زخمي‌و سپس به اسارت نيروهاي‬ ‫بعثي درآمد‪ .‬او در دوران اس��ارت‪ ،‬خاطرات روزانه‌اش را در تكه‌هاي كاغذ روزنامه و‬ ‫پاكت س��يگار مدون كرده و هم‌زمان با آزادي آنها را در عصاي خود جاسازي كرده و‬ ‫به‌ايران آورده بود‪.‬‬ ‫حجت‌االسالم سيدمهدي خاموشي‪ ،‬رئيس س��ازمان تبليغات اسالمي در مراسم‬ ‫رونمايي از اين كتاب با تاكيد بر اينكه اين كتاب به ما نش��ان مي‌دهد كه آنچه ما امروز‬ ‫داريم چگونه به دستمان رسيده اس��ت‪ ،‬عنوان كرده بود‪« :‬در اين كتاب راوي پسر ‪16‬‬ ‫ساله‌اي است كه پايش قطع و اس��ير عراقي‌ها مي‌ش��ود و او به‌نقل خاطراتش با دقت‬ ‫تاريخي مي‌پردازد‪ .‬او مي‌خواهد به ما بفهماند كه اگر امروز ما به اينجا رسيده‌ايم به‌خاطر‬ ‫رشادت‌ها و از خودگذشتگي‌هاي رزمندگان در جنگ است‪».‬‬ ‫مكتوب‬ ‫مرزهاي اخالق‬ ‫عرب‌نيا در نقش چمران‬ ‫فريبرز عرب‌نيا نقش شهيد مصطفي چمران را در فيلم جديد ابراهيم حاتمي‌كيا بازي‬ ‫مي‌كند‪.‬‬ ‫در حالي‌كه پيش‌توليد اين پروژه مدتي است آغاز شده‪ ،‬دست‌اندركاران آن با فريبرز‬ ‫عرب‌نيا براي ايفاي نقش اصلي «چ» به توافق رسيده‌اند‪ .‬تست گريم اين بازيگر براي نقش‬ ‫شهيدچمران انجام شده تا براي دومين بار همكاري فريبرز عرب‌نيا و ابراهيم حاتمي‌كيا شكل‬ ‫بگيرد‪.‬‬ ‫عرب‌نيا سال ‪ 69‬در فيلم «وصل‌نيكان» حاتمي‌كيا نقش كوتاهي بازي كرده بود‪ .‬بعد از‬ ‫بازي عرب‌نيا در نقش مختار در سريال «مختارنامه» اين براي دومين بار است كه اين بازيگر‬ ‫نقش يك شخصيت واقعي را ايفا مي‌كند‪ .‬به غيراز عرب‌نيا‪ ،‬مريال زارعي نيز براي بازي در فيلم‬ ‫«چ» قرارداد امضا كرده است‪.‬‬ ‫زارعي پيش از اين در «دعوت» و فيلم توقيفي حاتمي‌كيا «گزارش يك جشن» بازي كرده‬ ‫بود و براي سومين بار است كه جلوي دوربين اين كارگردان مي‌رود‪ .‬سايت اين فيلم چند روز‬ ‫قبل بدون اشاره به نام فريبرز عرب‌نيا تصاوير محوي از تست گريم شهيد چمران را منتشر و‬ ‫اعالم كرده بود كه حاتمي‌كيا بازيگر اين نقش را پيدا كرده است‪.‬‬ ‫بخش‌هايي از فيلم حاتمي‌كيا در منطقه اورامانات كرمانشاه فيلمبرداري مي‌شود‪ .‬در اين‬ ‫فيلم قرار است دو روز و دو شب از زندگي شهيدچمران به تصوير كشيده شود‪.‬‬ ‫‪79‬‬
‫‪ 88‬سالگي‬ ‫آقاي بازيگر‬ ‫زندگينامه عزت‌اهلل انتظامي‬ ‫به‌مناسبت سالروز تولدش‬ ‫ديـــدار‬ ‫دلش با س��ينما درگير بود ك��ه وارد تئاتر حرفه‌اي‬ ‫شد‪.‬آن روز‌ها هنوز دانشكده هنرهاي زيبا افتتاح نشده‬ ‫بود‪ .‬پسربچه‌اي ‪ 17‬ساله كه سينما را دوست مي‌داشت‪،‬‬ ‫از خيلي قبل از زمان آشنايي خودش با سينما مي‌گويد‪:‬‬ ‫«يادم است كالس پنجم ابتدايي بودم كه در تهران سينماي‬ ‫ايراني بازشده بود كه فيلمي‌نشان مي‌داد به نام «‪ 15‬سال‬ ‫گمنام»كههنر‌پيشه‌ايداشتبه‌نامآكيمتاميروفكهبعد‌ها‬ ‫خواندم روسي بود‪ .‬اسم او مثل اسم پدرم در خاطرم مانده‪.‬‬ ‫ببينيدكهسينماچهبعديدارد‪».‬اكنونآقايبازيگر‪ ۸۸‬ساله‬ ‫است‪ ،‬نسل‌هاي متوالي دل به هنر و تسلط او در نمايش‬ ‫دادند‪ ،‬بازي‌هاي ماندگار او در گاو‪ ،‬در اجاره نشين‌ها‪ ،‬در‬ ‫خانه خلوت و‪ ...‬در ذهن‌ها مانده‪ ...‬بازيگری براي بعضي‬ ‫يك شغل است‪ ،‬يك توصيف‪ ،‬اما بعضي بازيگري را معنا‬ ‫مي‌كنند مثل عزت‌اهلل انتظامي‪.‬‬ ‫عزت‌اهلل انتظامي‌متولد محله سنگلج است در ‪۳۰‬‬ ‫يشهرتهران‬ ‫خرداد‪۱۳۰۳‬؛سنگلجيكيازمحله‌هايقديم ‌‬ ‫است‪ .‬سنگلج از ضلع‌جنوبي پارك‌شهر‪ ،‬خيابان بهشت تا‬ ‫بازار قوام‌الدوله و از غرب تا خيابان وحدت اسالمي و‪۳۰‬‬ ‫تير و از شرق تا خيابان خيام امتداد داشته است‌‪.‬‬ ‫اين محله يك ويژگي خاص داشت‪ ،‬تئاتر سنگلج‬ ‫از قديمي‌ترين س��الن‌هاي تئاتر در اي��ران در اين محله‬ ‫بود‪ ،‬همين مساله باعث‌شد كه استاد خيلي زود جذب‬ ‫فعاليت‌هاي هنري شود‪ .‬او كار هنري را با پيش‌پرده‌خواني‬ ‫در تماشاخانه كشور آغاز كرد‪ .‬در سال ‪ 1320‬نخستين‬ ‫نمايش حرفه‌اي خ��ود را با‌عنوان «اولتيماتوم»‪ ،‬نوش��ته‬ ‫پرويز خطيب��ي و به‌كارگرداني اصغر تفك��ري در تئاتر‬ ‫ي پ��س از گذراندن دوره‬ ‫پارس الله‌زار اجرا كرد‪ .‬انتظام ‌‬ ‫تحصيالت مقدماتي‪ ،‬وارد هنرستان صنعتي تهران شد‬ ‫و در رشته برق به تحصيل پرداخت‪ .‬در سال ‪ 1326‬وارد‬ ‫عرصههنرشدوبااندكدست‌مايه‌هايهنرنمايشوتئاتر‬ ‫به آلمان سفر كرد و در شهر‌هانوفر آلمان وارد يك مدرسه‬ ‫شبانه آموزش سينما و تئاتر گرديد‪ .‬خود او درباره سفر به‬ ‫آلمان مي‌گويد‪« :‬چند سالي در آلمان غربي در يك كارخانه‬ ‫مشغول به كار شدم‪ ،‬اما همان زمان هم از هنر غافل نشدم‪.‬‬ ‫بعد از كارم شب‌ها به كالس سينما و تئاتر مي‌رفتم‪ ،‬البته‬ ‫كالس‌هاي ش��بانه مي‌رفتم چون روزها سر كار بودم‪».‬‬ ‫ي با گذراندن دوره‌هاي آموزش��ي تئاتردر س��ال‬ ‫انتظام ‌‬ ‫‪ ۱۳۳۶‬به ايران بازگشت و به‌دليل فضاي نامناسب سينماي‬ ‫مثلت شماره‪130‬‬ ‫‪80‬‬ ‫ايران از نظر اخالقي‪ ،‬به كار دوبله فيلم‪ ،‬اجراي نمايش و‬ ‫حضور در تلويزيون روي آورد‪ .‬از نمايش‌هايي كه او بازي‬ ‫كرد مي‌توان به هياهوي بسيار براي هيچ شكسپير وخانه‬ ‫عروسك ايبسن اشاره كرد‪.‬‬ ‫سينما‬ ‫با س��اخته ش��دن فيلم‌هايي متف��اوت از جريان‬ ‫فيلمسازي فاسد رايج‪ ،‬انتظامي‌هم با فيلم واريته بهاري‬ ‫ساختهمجيدمحسنيواردسينماشد‪،‬اماشروعدرخشش‬ ‫انتظامي‌در فيلم گاو بود؛ نمايش گاو پيش از اين با بازي‬ ‫بازيگران تئاتري نظير علي نصيريان و عزت‌اهلل انتظامي‌‬ ‫روي صحنه رفته بود‪ .‬به همين خاطر داريوش مهرجويي‬ ‫تصميم‌گرفت از آن گروه براي ساختن فيلم گاو استفاده‬ ‫كند‪ .‬اينجا بود ک��ه اجراي خيره‌كنن��ده انتظامي‌يكي از‬ ‫اركان موفقيت گاو بود؛ چگونه او نقش مس��خ ش��دن‬ ‫مش حسن را تبديل به يكي از ماندگارترين نقش‌هاي‬ ‫ي مي‌گويد‪« :‬براي اجراي نمايش گاو‬ ‫تاريخ كرد؟ انتظام ‌‬ ‫خيلي تحقيق و ممارست كردم‪ .‬حتي به كمك دوستي‪،‬‬ ‫‪ 15‬روز به محالت رفتم و در منزل ش��خصي سكونت‬ ‫كردم و او توانس��ت گاو خود را ‪ 10‬ت��ا ‪ 12‬روز به چرا و‬ ‫صحرا نبرد و به من اين فرصت داده شد كه راحت روي‬ ‫گاومطالعهكنم‪.‬بارهاصاحبگاوبهطويلهمي‌آمدووقتي‬ ‫مي‌ديد من در گوشه‌اي نشسته‌ام و ساعت‌ها گاو را زير‬ ‫نظر دارم و با دقت نگاه مي‌كنم‪ ،‬تعجب مي‌كرد و گاهي با‬ ‫پوزخندي مرا تنها مي‌گذاشت‪ .‬كامال تمام حركات گاو‪،‬‬ ‫نگاهوحالت‌هايچشماورازيرنظرگرفتم‪،‬اينكهلحظات‬ ‫زيادي به‌نقطه‌اي خيره و مات مي‌ماند و حتي نش��خوار‬ ‫هم نمي‌كرد‪ .‬سنگين راه رفتن‪ ،‬باوقار و طمانينه حركت‬ ‫كردن‪ ،‬خالصه تمام لحظه‌هاي زندگي را زير نظر داشتم‬ ‫و بررسي مي‌كردم‪».‬‬ ‫ي در س��ال ‪ 1348‬تصميم به كس��ب تجربه‬ ‫انتظام ‌‬ ‫آكادميك گرفت و توانست بدون كنكور وارد دانشگاه‬ ‫هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در رشته تئاتر شود‪ ،‬او براي‬ ‫آنكه بتواند در امر تحصيل موفق ش��ود حت��ي در درون‬ ‫اتومبيل فولكس خود هم درس مي‌خواند‪.‬‬ ‫او در دانش��گاه هنرهاي زيبا دانش��گاه تهران نزد‬ ‫استاداني همچون حميد سمندريان و شنگله دانش‌خود‬ ‫را با آموخته‌هاي آكادميك روزآمد كرد‪.‬‬ ‫خاطره‌اي از حضور او در كالس استاد سمندريان‬ ‫نقل است كه گفته مي‌شود‪« :‬استاد حميد سمندريان نقل‬ ‫كرده كه وقتي انتظامي‌به‌‌عنوان ش��اگرد به اين دانشكده‬ ‫رف��ت‪ ،‬او اعالم ك��رد‪ ،‬به هيچ‌وج��ه در جايگاه اس��تاد‬ ‫نمي‌تواند مقابل او قرار گيرد»‪ .‬پ��س از گاو‪ ،‬انتظامي‌در‬ ‫فيلم‌هاي بي‌ش��ماري بازي كرد و نقش‌هاي بي‌شماري‬ ‫را ماندگار كرد‪ ،‬او در مجموع در ‪ ۵۷‬فيلم بازي كرده است‬ ‫كه از معروف‌ترين آنها مي‌توان به دايره مينا‪ ،‬پس��تچي‪،‬‬ ‫اجاره‌نشين‌ها‪‌،‬هامون‪ ،‬بانو‪ ،‬خانه خلوت‪ ،‬روسري آبي‪،‬‬ ‫روز واقعه و‪ ...‬اشاره كرد‪ .‬او در مجموع چهار بار سيمرغ‬ ‫بلورين بهترين بازيگر مرد را به‌خود اختصاص داده است‪.‬‬ ‫او سه فرزند پسر دارد؛ رامين هم موزيسين است‪،‬‬ ‫شهاب هم همين‌طور‪ .‬هر س��ه در اروپا تحصيل كردند‪.‬‬ ‫رامين در اركس��تر بزرگي در برلين كار مي‌كند‪ .‬شهاب‬ ‫ويلونسل مي‌زند‪ ،‬اما مشهورترين فرزند او مجيد انتظامي‌‬ ‫است؛ آهنگسازي كه نواي از كرخه تا راين او در تاريخ‬ ‫سينماي ايران تا هميشه ماندگار است‪.‬‬ ‫شايد بهتر باشد براي يك پايان خوب توصيه استاد را‬ ‫براي كساني كه مي‌خواهند بازيگر شوند را بخوانيم‪« :‬من‬ ‫هر‌كسي را مي‌بينم كه مي‌خواهد كار هنري انجام دهد به‬ ‫او مي‌گويم حتما هنر را از طريق آكادميك نيز دنبال كند و‬ ‫الاقل ليسانس بگيرد‪ .‬البته خيلي‌ها هم هستند كه ليسانس‬ ‫دارند‪ ،‬اما آن بازيگري را ندارند‪ .‬ببينيد‪ ،‬هنر آن چيزي است‬ ‫كه از شما خلق شده باشد‪ .‬به نظرم بازيگر بايد نقش‌هايي‬ ‫را كه قرار اس��ت آنها را بازي كند‪ ،‬خ��وب درك كند و‬ ‫شخصيت و كاراكتر را بشناسد و حتي مطالعه‌اي روي‬ ‫گذشته آن نيز داشته باشد‪g».‬‬ ‫برای ارتباط بیش��تر و آگاه��ی از نظرات‬ ‫انتقادات و پیشنهادهای شما خوانندگان محترم‬ ‫مجل��ه مثلث از این پ��س می‌توانی��د از ایمیل‬ ‫‪ didar@mosalas.ir‬ب��ه عن��وان یک پل‬ ‫ارتباطی استفاده کنید‪.‬‬ ‫نظرات شما در مورد مجله به طور کامل‬ ‫مورد بررسی قرار خواهد گرفت و به زودی به‬ ‫تمامی آنها پاسخ داده خواهد شد‪.‬‬
‫قاب‬ ‫اختتاميهدوساالنهخوشنويسي‬ ‫‪1‬‬ ‫‪2‬‬ ‫نمایشگاهبینالمللیصنایعدستی‬ ‫فردوسي پور نقد شد‬ ‫‪3‬‬ ‫‪4‬‬ ‫_____‬ ‫اولین بازی رایانه ای ارتش جمهوری اسالمی‬ ‫ديـــدار‬ ‫مثلت شماره‪130‬‬ ‫اشيايي نوراني در آسمان ايران‬ ‫‪5‬‬ ‫‪6‬‬ ‫پرش واليبال براي المپيك كافي نبود‬ ‫سريال راه طوالني‬ ‫‪7‬‬ ‫‪8‬‬ ‫مراسم سنتی جونکا جنگی(جنگ گاو های بومی)‬ ‫‪81‬‬
‫بازا ر‬ ‫اولين گردهمايي فصلي مديران ارشد بانك مسكن در سال جاري برگزار شد‬ ‫وزير راه‌وشهرسازي‪ :‬بانك مسكن عمود خيمه‬ ‫مسكن مهر است‬ ‫كوتاه از اقتصاد مثلت شماره‪130‬‬ ‫اولين گردهماي��ي فصلي مديران ارش��د بانك‬ ‫مسكن در سال‌جاري با حضور وزير راه‌وشهرسازي‪،‬‬ ‫اس��تاندار كرمان‪ ،‬مديرعامل و اعضاي هيات‌مديره‪،‬‬ ‫مديران مياني و مديران شعب بانك مسكن در استان‌ها‬ ‫به‌مدت دو روز در كرم��ان برگزار ش��د‪ .‬به گزارش‬ ‫روابط عموم��ي بانك مس��كن‪ ،‬در اي��ن گردهمايي‬ ‫مهندس علي نيكزاد – وزير راه و شهرس��ازي – طي‬ ‫سخناني از تالش كاركنان بانك مسكن در پرداخت‬ ‫تسهيالت طرح مسكن مهر قدرداني كرد‪ .‬وي با اشاره‬ ‫به اين مطلب از ائمه معصومين كه ش��كر نعمت اگر‬ ‫نشود چون گناهي است كه آمرزيده نمي‌شود‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫«از خدا بس��يار شاكريم كه در مس��ير ساخت‌وساز و‬ ‫تامين س��رپناه براي مردم پيش رفتي��م‪ ».‬نيكزاد عزم‬ ‫رئيس‌جمهور را حل‌مشكل مسكن برشمرد و افزود‪:‬‬ ‫«خوشحاليم كه در دهه پيشرفت و عدالت به درستي‬ ‫در مس��ير ساخت‌وساز قدم برداش��ته‌ايم‪ ».‬وي طرح‬ ‫مس��كن مهر را همچون خيمه‌اي توصي��ف كرد كه‬ ‫بانك مس��كن با تس��هيالت و خدماتي ك��ه در اين‬ ‫زمينه به متقاضيان ارائه مي‌دهد عمود آن است‪ .‬وزير‬ ‫راه‌وشهرسازي در ادامه به جنگ اقتصادي كه دغدغه‬ ‫فعلي كش��ور اس��ت اش��اره كرد و تاكيد كرد‪« :‬خون‬ ‫شهدا‪ ،‬رهبري مقام معظم‪ ،‬ايستادگي رئيس‌جمهور‪،‬‬ ‫رنگ سرخ ش��هادت و فرهنگ س��بز انتظار ما را در‬ ‫برابر دش��منان شكس��ت‌ناپذير كرده اس��ت‪ ».‬وي با‬ ‫اشاره به اينكه س��اخت س��االنه يك ميليون مسكن‬ ‫باعث تثبيت ‪ 1/5‬ميليون ش��غل ش��ده اس��ت يادآور‬ ‫شد‪« :‬مسكن و اشتغال ابزار مقابله با جنگ اقتصادي‬ ‫است‪ ».‬نيكزاد در ادامه گفت‪« :‬در طول تاريخ تاكنون‬ ‫هيچ‌گاه رش��د قيمت مس��كن كمتر از ت��ورم نبوده‬ ‫است‪ ،‬اما در س��ال‌هاي ‪ 89‬و ‪ 90‬رشد مسكن كمتر از‬ ‫تورم بوده اس��ت كه آن هم به‌دليل طرح مسكن مهر‬ ‫است‪ ».‬وي افزود‪« :‬طرح مس��كن مهر عزت را براي‬ ‫رنجبر اعالم كرد‪ :‬بانك تجارت انحراف مصارف ارزي ندارد‬ ‫چنديپيشرئيسكلبانكمركزيعلتبرداشتاز‬ ‫حساببانك‌هادراسفندماهسالگذشتهراانحرافبرخي‬ ‫از بانك‌ها در فروش ارز در ب��ازار آزاد يا ذخيره آن عنوان‬ ‫كردهبودكهدرهمينزمينهمدير‌عاملبانكتجارتبابيان‬ ‫توضيحاتي در مورد مصارف ارزي اين بانك تصريح كرد‪:‬‬ ‫«حداقل از بانك تجارت مطمئن هستيم كه هيچ ميزاني‬ ‫از حساب ما كم نخواهد شد‪ ».‬وي با يادآوري رقم ‪ ۳۸۰‬ميليارد توماني كه بانك مركزي از‬ ‫حساب بانك تجارت برداشت كرد و سپس ميزاني از آن را برگرداند و دوباره يك برداشت‬ ‫ديگري صورت گرفت‪ ،‬افزود‪« :‬اين اتفاق براي كل بانك‌ها رخ داده است‪ ».‬رنجبرفالح در‬ ‫اين مورد اظهار كرد‪« :‬زماني يك موج خبري ايجاد شد كه بانك‌ها ارزهايي كه به نرخ مرجع‬ ‫يبانك‌هاهممتهمبهاينكارشدندوبههمين‬ ‫ازبانكمركزيگرفتندرابهبازاربرده‌اندوبعض ‌‬ ‫دليل درصدد بودند كه اين آمار را جمع‌آوري كنند‪ ».‬وي در مورد اين عملكرد بانك مركزي‬ ‫عنوانكرد‪«:‬دراينشرايطبانكمركزيبر‌عكسعملكردواينقضيهراقطعيفرضكردو‬ ‫بهبانك‌هاگفتسندبياورندوبگويندكهارزهارادرقالبال‪.‬سيياضمانتنامهياباچهنرخي‬ ‫داده‌اند‪ .‬در حالي كه اصال بانك مركزي پرتالي دارد و ريز همه آنها گزارش مي‌شود و محاسبه‬ ‫آن‪،‬كارسختينيست‪».‬ويدرپايانخاطرنشانكرد‪«:‬مابهرئيسكلبانكمركزيگفته‌ايمكه‬ ‫ماطلبكارمي‌شويموطلبمارابدهند‪g».‬‬ ‫‪82‬‬ ‫س��ازندگان‪ ،‬انبوه‌س��ازان و صادركنندگان خدمات‬ ‫فني و مهندسي آورده اس��ت به‌طوري كه بسياري از‬ ‫كش��ور‌هاي آمريكاي التين و آفريقا از كش��ور ايران‬ ‫خواسته‌اند تا در آن كشور‌ها مس��كن بسازند‪ ».‬وزير‬ ‫راه و شهرسازي ايجاد عدالت در توزيع زمين‪ ،‬دادن‬ ‫تسهيالت قرض‌الحسنه و امكان خانه دار شدن و دادن‬ ‫تسهيالت به افرادي كه تاكنون مسكن نداشته‌اند را از‬ ‫بركات اين طرح عنوان كرد‪ .‬وي با اشاره به روش‌هاي‬ ‫ساخت‌وساز در مسكن مهر گفت‪« :‬با‌توجه به قيمت‬ ‫مقطوع مس��كن‪ ،‬صرفه‌جويي در زمان و به‌كارگيري‬ ‫مصالح ايران��ي تغييراتي در نظام‌فن��ي اجرايي طرح‬ ‫مسكن مهر ايجاد و از روش‌هاي نوين همچون قالب‬ ‫تونلي در ساخت‌‌و‌ساز اس��تفاده شد كه به اين‌ترتيب‬ ‫روش صنعتي س��ازي در مس��كن مهر رواج يافت‪».‬‬ ‫نيكزاد همچنين در خصوص پيشرفت طرح مسكن‬ ‫مهر به ارائه آمار و ارقام مقايسه‌اي پرداخت و افزود‪:‬‬ ‫«در ابتداي دولت نهم‪ 4 ،‬ميلي��ون و ‪ 428‬هزار واحد‬ ‫مسكوني روستايي در كش��ور وجود داشت كه طي‬ ‫هفت سال دولت احمدي‌نژاد س��اخت دو ميليون و‬ ‫‪60‬هزار واحد روس��تايي آغاز ش��د كه يك ميليون و‬ ‫‪ 360‬هزار واحد آن ساخته شده و بقيه در حال تكميل‬ ‫اس��ت‪ ».‬وي گفت‪ 44« :‬درصد خانه‌هاي روس��تايي‬ ‫كشور طي دولت‌هاي نهم و دهم ساخته شده است‪».‬‬ ‫نيكزاد با اشاره به اينكه تا قبل از دولت نهم ‪ 11‬ميليون‬ ‫و ‪ 321‬هزار واحد مس��كوني شهري در كشور وجود‬ ‫داش��ت‪ ،‬افزود‪« :‬از ابتداي دولت نهم تاكنون ساخت‬ ‫دو ميليون و ‪ 500‬هزار واحد مس��كوني ش��هري در‬ ‫شهرهاي زير ‪ 25‬هزار نفر‪ ،‬باالي ‪ 25‬هزار نفر‪ ،‬بافت‬ ‫فرسوده و شهرهاي جديد شروع شده است كه ‪400‬‬ ‫هزار واحد آن تمام ش��ده و يك ميليون و ‪ 200‬هزار‬ ‫واحد نيز تا پايان امس��ال به اتمام مي‌رس��د‪ ».‬وي در‬ ‫ادامه به س��اخت ‪ 211‬هزار واحد مسكوني در قالب‬ ‫روس��تايي و كپر‌نش��يني از ابتداي دولت نهم تاكنون‬ ‫در استان كرمان خبر داد كه ‪ 105‬هزار واحد به اتمام‬ ‫رسيده و‪ 58‬هزار واحد ديگر نيز تا پايان امسال به اتمام‬ ‫مي‌رسد‪ .‬وزير راه‌وشهرسازي با اشاره به اين مطلب‬ ‫كه ادامه روند ساخت‌وس��از توسط خودمالكان يكي‬ ‫از برنامه‌هاي سال‌جاري اس��ت‪ ،‬خاطرنشان كرد‪« :‬با‬ ‫تالش كاركنان بانك مسكن در طرح مسكن مهر‪ ،‬اين‬ ‫بانك به يكي از قدرتمندترين بانك‌ها در دولت نهم و‬ ‫دهم تبديل شده است‪g ».‬‬ ‫دريافت هزينه قبض تلفن همراه رايتل توسط پست بانك‬ ‫براس��اس تفاهم‌نامه منعقده بين پس��ت بانك ايران و ش��ركت ارتباطات تامين‬ ‫ش��مس‌نوين (رايتل)‪ ،‬وجوه هزينه قبوض مصرفي س��يم‌كارت‌هاي دائمي‌مشتركان‬ ‫اين شركت توسط پست بانك دريافت مي‌شود‪ .‬بنابر اعالم اداره كل بازاريابي و تجهيز‬ ‫منابع‪ ،‬براس��اس اين تفاهم نامه و در راستاي ترويج فرهنگ پرداخت‌هاي الكترونيكي‬ ‫در ميان هموطنان‪ ،‬تسهيل امور جاري آنان و تكريم ارباب رجوع‪ ،‬دريافت وجوه هزينه‬ ‫ي مشتركان ش��ركت مذكور به‌صورت حضوري‬ ‫قبوض مصرفي سيم‌كارت‌هاي دائم ‌‬ ‫و غيرحضوري از طريق ش��عب‪ ،‬دفاتر خدمات بانكي و درگاه‌هاي الكترونيكي پست‬ ‫بانك انجام مي‌شود‪ .‬مشتركان شركت رايتل مي‌توانند با مراجعه به ‪ ۱۴‬هزار و ‪ ۵۰۰‬شعبه‬ ‫و دفترخدمات بانكي و همچنين از طريق درگاه‌هاي اينترنت بانك‪ ،‬تلفن بانك‪ ،‬همراه‬ ‫بانك‪ SMS،‬بانك‪ ،‬كيوسك بانك و دستگاه‌هاي خودپرداز (‪ )ATM‬و پايانه‌هاي فروش‬ ‫(‪ )pos‬پس��ت بانك نس��بت به پرداخت وجوه هزينه قبوض مصرفي خود اقدام كنند‪.‬‬ ‫مدير‌امور ش��عب و مناطق بانك گفت‪« :‬براي افزايش درآمد كارگزاران دفاترخدمات‬ ‫بانكي‪ ،‬كارمزد برخي از خدمات پست بانك از جمله حس��اب جاري افزايش يافته و‬ ‫از ابتداي خرداد ماه محاسبه و به آنان پرداخت مي‌شود‪ ».‬غالمحسين صباغي افزود‪« :‬با‬ ‫هماهنگي بانك مركزي مشكالت مربوط به پول‌رساني و جمع‌آوري وجوه دفاتر خدمات‬ ‫بانكي به ويژه در روستاها و مناطق دوردست نيز با تدابير اتخاذ شده رفع شده و كارگزاران‬ ‫دفاتر مي‌توانند با فراغ‌بال فعاليت بانكي خود را انجام دهند‪g ».‬‬
‫مديرعامل بانك مسكن‪:‬‬ ‫هدف بعدي بانك ساخت مسكن براي تمام اقشار است‬ ‫قائم‌مقام شركت مخابرات تهران خبر داد‬ ‫ضريب نفوذ تلفن همگاني در ايران باالتر از كشورهاي پيشرفته‬ ‫قائم‌مقام ش��ركت مخابرات تهران اظهار داش��ت‪:‬‬ ‫«روش محاسبه ضريب نفوذ تلفن خانگي به ازاي هر صد‬ ‫نفر و تلفن همگاني به ازاي هر هزار نفر است‪ ».‬قائم‌مقام‬ ‫مدير‌عامل شركت مخابرات استان تهران افزود‪« :‬بر‌اساس‬ ‫آخرين آمار تهيه شده‪ ،‬تا ابتداي خرداد ماه‪ ،1391‬ضريب‬ ‫نفوذ تلفن همگاني به ازاي هر هزار نفر‪ ،‬در دو استان تهران‬ ‫و البرز ‪ 3/2‬است‪ ».‬اين عضو هيات‌مديره شركت مخابرات استان تهران ادامه داد‪« :‬ضريب‬ ‫نفوذ تلفن همگاني در استان تهران ‪ 2/93‬و در اس��تان البرز ‪ 3/71‬است‪ ».‬وي تصريح كرد‪:‬‬ ‫«همچنين ضريب نفوذ تلفن همگاني در شهر تهران‪ 3/4‬و در كل ايران‪ 2/53‬است‪ ».‬يافتيان‬ ‫با مقايسه‌اي بين ضريب نفوذ تلفن همگاني در چند كشور دنيا‪ ،‬اظهار داشت‪« :‬ضريب نفوذ‬ ‫تلفنهمگانيدركشورآلمان‪،0/7‬فرانسه‪‌،2/5‬تركيه‪،1/2‬مكزيك‪ 2/6‬ومراكش‪ 0/5‬است‪».‬‬ ‫قائم‌مقام مدير‌عامل شركت مخابرات استان تهران تصريح كرد‪« :‬ضريب نفوذ تلفن‌همگاني‬ ‫دركلجهان‪ 3‬ومتوسطضريبنفوذتلفنهمگانيدركشورهايپيشرفته‪ 2‬است‪».‬اينعضو‬ ‫هيات‌مديرهشركتمخابراتاستانتهرانادامهداد‪«:‬بهاين‌ترتيبضريبنفوذتلفنهمگاني‬ ‫در استان البرز (‪ )3/71‬و شهر تهران (‪ )3/4‬از متوسط جهان (‪)3‬بيشتر است؛همچنين ضريب‬ ‫نفوذتلفنهمگانيدرايران(‪)2/53‬ازمتوسطكشورهايپيشرفته(‪)2‬نيزبيشتراست‪g».‬‬ ‫حقوق كارمندان ‪ 15‬درصد افزايش يافت‬ ‫‪ 15‬درصد در سال جاري به حقوق كارمندان شاغل‬ ‫و بازنشسته افزوده مي‌شود و اين بخش از افراد معوقات‬ ‫حقوق خود از ابتداي س��ال را نيز به ميزان ‪ 15‬درصد در‬ ‫تيرماهدريافتمي‌كنند‪.‬معاونراهبرديرياست‌جمهوري‬ ‫ازافزايش‪15‬درصديحقوقكاركناندولتوبازنشستگان‬ ‫خبردادوگفت‪«:‬اينمصوبهدرچندروزآيندهابالغمي‌شود‬ ‫وكاركناندولت‪،‬اعمالافزايشيادشدهراهمراهبامعوقاتماه‌هايقبلدرفيشحقوقتيرماه‬ ‫ش��اهد خواهند بود‪ ».‬بهروز مرادي تصريح كرد‪« :‬در دولت تصويب شده كه ميزان حقوق‬ ‫كارمنداندولتوبازنشستگاندرسال‪91‬بهميزان‪15‬درصدافزايشپيداكند‪g».‬‬ ‫كوتاه از اقتصاد مثلت شماره‪130‬‬ ‫قدرت‌اهلل ش��ريفي‪ ،‬مديرعامل بانك مسكن در‬ ‫اولين گردهمايي مديران ارش��د در س��ال جاري طي‬ ‫س��خناني به ارائه عملكردي از فعاليت‌هاي بانك طي‬ ‫س��ال گذش��ته پرداخت و ميزان منابع بانك تا پايان‬ ‫سال گذش��ته را ‪198‬هزار ميليارد ريال عنوان كرد كه‬ ‫نس��بت به س��ال ‪ 89‬معادل ‪ 12/8‬درصد رشد داشته‬ ‫است‪ .‬وي ميزان تس��هيالت اعطايي بانك مسكن در‬ ‫س��ال ‪ 90‬را ‪ 206‬هزار ميليارد ري��ال توصيف كرد و‬ ‫گفت‪« :‬از اين ميزان ‪ 140‬هزار ميليارد ريال مربوط به‬ ‫مسكن مهر اس��ت و مابقي آن نيز ساير تعهدات بانك‬ ‫به سپرده‌گذاران بوده اس��ت كه پرداخت شده است‪».‬‬ ‫شريفي با اش��اره به اين مطلب كه در سال‌جاري نيز‬ ‫تاكنون ‪ 280‬ه��زار ميليارد ريال تس��هيالت در قالب‬ ‫طرح مهر به متقاضيان پرداخت ش��ده است‪ ،‬افزود‪:‬‬ ‫«تاكنون ‪ 384‬هزار ميليارد ريال نيز قرارداد طرح مهر با‬ ‫متقاضيان منعقد و تا‪ 420‬هزار ميليارد نيز پذيرش شده‬ ‫اس��ت‪ ».‬وي گفت‪« :‬در س��ال‌جاري بايد يك ميليون‬ ‫و ‪ 200‬هزار قرارداد طرح مس��كن مه��ر وارد مرحله‬ ‫فروش اقساطي ش��ود كه باتوجه به حجم باالي كار‬ ‫اين فرآيند به‌صورت برون سپاري به شركت انديشه‬ ‫گستر البرز سپرده ش��ده تا اين كار با سرعت بيشتري‬ ‫انجام شود‪ ».‬مديرعامل بانك با بيان اين مطلب كه در‬ ‫بخش سرانه تسهيالت در ش��بكه بانكي اول هستيم‬ ‫گفت‪ 444« :‬هزار ميليارد ريال سرانه تسهيالت بانك‬ ‫مسكن به ش��عبه اس��ت كه از اين نظر رتبه اول را در‬ ‫سيستم بانكي دارا هس��تيم‪».‬مديرعامل بانك مسكن‬ ‫ميزان مطالبات معوق بانك را در مقايس��ه با سيستم‬ ‫بانكي با چهار درصد پايين‌ترين حد دانست و تاكيد‬ ‫كرد تالش داريم تا با ارائه راهكارهاي الزم اين ميزان‬ ‫را به ‪ 2/ 8‬درصد برس��انيم‪.‬وي تاكيد ك��رد‪« :‬مديران‬ ‫بايد در وصول مطالبات پيگيري‌هاي الزم را داش��ته‬ ‫باشند كه البته در كنار آن همكاران هم تالش مي‌كنند‬ ‫با وصول اقساط منابع بيشتري اخذ كنند‪ ».‬شريفي با‬ ‫بيان اين مطلب كه هدف بعدي بانك ساخت مسكن‬ ‫براي تمام اقشار اس��ت افزود‪« :‬تاكنون ‪ 98‬درصد از‬ ‫منابع در بخش مسكن مصرف شده و تنها دو درصد‬ ‫در ساير سرفصل‌هاس��ت‪ ».‬وي در خصوص جذب‬ ‫منابع گفت‪« :‬مسكن مهر فرصتي است براي بانك تا با‬ ‫انجام وظايف محوله امتيازات بسياري را براي بانك‬ ‫بگيريم‪ ».‬وي درخصوص آزادكردن وثايق گيرندگان‬ ‫تسهيالت گفت‪« :‬در قانون بودجه با تصويب مجلس‬ ‫حتي وثايقي كه در رهن بانك اس��ت‪ ،‬با درخواست‬ ‫مشتريان با پرداخت بخش��ي از بدهي‪ ،‬مازاد آن آزاد‬ ‫مي‌شود تا اگر تسهيالت ديگري خواستند بگيرند‪g».‬‬ ‫استاندار قم‪:‬‬ ‫با مصرف صحيح منابع به ارتقاي صنعت و توليد داخلي كمك كنيد‬ ‫مدير كل شعب موسسه مالي و اعتباري مهر استان‬ ‫قم در راس��تاي گس��ترش و توس��عه ارائه خدمات به‬ ‫ادارات و سازمان‌ها با استاندار قم ديدار كرد‪ .‬به گزارش‬ ‫روابط عمومي موسس��ه مالي و اعتباري مهر استان قم‪،‬‬ ‫حجت‌االسالم‌و‌المسلمين محمدحس��ين موسي‌پور‬ ‫– اس��تاندار قم – در اين ديدار اظهار ك��رد‪« :‬با‌توجه به‬ ‫شعار امسال كه از سوي رهبر معظم انقالب به سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه‬ ‫ايراني نامگذاري شد‪ ،‬شايسته است تا با مصرف منابع خود در جهت ارتقاي صنعت و‬ ‫توليد داخلي گام‌هاي موثري در راس��تاي تحقق اين مهم برداريد‪ ».‬استاندار قم با بيان‬ ‫اينكه بانك‌ها و موسسات مالي با رصد كردن دقيق شرايط اقتصادي كشور نبايد به دنبال‬ ‫نگاه سوداگرانه باشند‪ ،‬ادامه داد‪« :‬از جمله وظايف مهم بانك‌ها و موسسات مالي مرتفع‬ ‫كردن نيازهاي مالي مردم اس��ت كه قدم اول در اين راه‪ ،‬اعتماد‌‌سازي و جلب اطمينان‬ ‫آنهاست‪ ».‬وي تصريح كرد‪« :‬كسب تائيديه از كميته شرعي براي قراردادها در موسسه‬ ‫مالي و اعتباري مهر يك اقدام مهم در اجراي بانكداري اس�لامي است كه مي‌بايست با‬ ‫شناسايي آسيب‌هاي موجود در اين مسير‪ ،‬اشكاالت كار را به حداقل رسانيد و پيوند مردم‬ ‫با اقتصاد شفاف اسالمي را تقويت كنيد‪ ».‬استاندار قم در پايان سخنانش ابراز اميدواري‬ ‫كرد با حمايت موسسه مهر شاهد افزايش رونق و توسعه در اقتصاد استان باشيم و افزود‪:‬‬ ‫«موسسه مالي و اعتباري مهر يك بنگاه مالي ارزش محور است و بايد در سال توليد ملي و‬ ‫حمايت از كار و سرمايه ايراني‪ ،‬بيش از گذشته به‌دنبال خدمت رساني و ارائه تسهيالت‬ ‫به هم‌ميهنان عزيزمان باشد‪ ».‬در ادامه‪ ،‬محمد رضا پاطال ‪ -‬مديركل شعب موسسه مالي و‬ ‫اعتباري مهر استان قم – نيز با ارائه گزارشي از عملكرد موسسه در استان‪ ،‬گفت‪« :‬مجموعه‬ ‫مهر از ديرباز به‌دنبال اجرا و اس��تقرار نظام بانكداري اس�لامي بوده است كه پرداخت‬ ‫مابه‌التفاوت سود قطعي و سود علي الحساب در سال گذش��ته‪ ،‬برگزاري كالس‌هاي‬ ‫احكام فقهي بانكداري بدون ربا و تطبيق ابالغيه‌ها و دستورالعمل‌ها با احكام شرعي از‬ ‫جمله اقداماتي است كه در اين راستا در موسسه مهر صورت گرفته است‪ ».‬دبير كل شعب‬ ‫استان قم ادامه داد‪« :‬موسس��ه مالي و اعتباري مهر استان قم آمادگي دارد كه با مشاركت‬ ‫در طرح‌هاي عمراني و توسعه خدمات شهري استان و استفاده بهينه از منابع‪ ،‬در جهت‬ ‫خدمت رساني به مردم و حمايت از توليد داخلي در توسعه اقتصاد استان سهيم باشد‪g».‬‬ ‫‪83‬‬
‫گفت‪« :‬واقعيت اين است كه در اقتصادي مانند اقتصاد‬ ‫ايران كه بانك‌محور است‪ ،‬براي رسيدن به بلوغ سيستم‬ ‫بانكي و پولي كش��ور مدت‌ها زمان مي‌برد تا در تعيين‬ ‫نرخ‌سود سپرده‌ها و تسهيالت‪ ،‬آزادانه عمل كنند‪ ».‬وي‬ ‫تصريح كرد‪« :‬معتقدم تصميم ش��وراي پول و اعتبار در‬ ‫بهمن ‪ 90‬اگرچه با هدف آرامش‌بخشي به بازار و جذب‬ ‫نقدينگي سرگردان بود و در كوتاه‌مدت جواب داد‪ ،‬اما‬ ‫بي‌ترديد در ميان‌مدت و بلندمدت به سود اقتصاد كشور‬ ‫نيست‪».‬‬ ‫مديرعامل موسسه مالي و اعتباري مهر مطرح كرد‬ ‫حساب‌سازي برخي موسسات پولي براي جذب منابع‬ ‫كوتاه از اقتصاد مثلت شماره‪130‬‬ ‫غالمحسن تقي‌نتاج با ارزيابي تاثير سياست‌هاي‬ ‫پولي و ارزي بانك مرك��زي طي پنج م��اه اخير‪ ،‬اظهار‬ ‫داشت‪« :‬سياس��ت‌هاي جديد پولي بيشتر انفعالي بود و‬ ‫عكس‌العملي نسبت به موج به‌وجود آمده در بازار طال‬ ‫و ارز بوده است‪ ».‬وي افزود‪« :‬مجموع اين عوامل به آزاد‬ ‫شدن تعيين نرخ سود س��پرده‌ها منجر شد كه بنا‌بر متن‬ ‫مصوبه ابالغي‪ ،‬بانك‌ها و موسسات مي‌توانستند با در‌نظر‬ ‫گرفتن سبد دارايي‌هاي خود و نرخ ميانگين بازدهي سبد‬ ‫تسهيالت پرداختي‪ ،‬نرخ سود سپرده‌ها را تعيين كنند‪».‬‬ ‫دکتر‌نتاجبا‌بياناينكههم‌اكنونعمده‌ترينمحلدرآمدزايي‬ ‫موسسات پولي و بانكي در ايران از فاصله نرخ تمام شده‬ ‫سود سپرده‌ها و نرخ تسهيالت پرداختي به دست مي‌آيد‪،‬‬ ‫افزود‪« :‬اگر در شرايطي كه نهاد ناظر بر بازار پول و شبكه‬ ‫پولي و بانك��ي حداقل بر روي كاغذ‪ ،‬تعيين نرخ س��ود‬ ‫س��پرده‌ها را آزاد بگذارد‪ ،‬رقابت ميان فعاالن اين حوزه‬ ‫در جذب س��پرده‌ها به مراتب بيشتر از قبل شدت يابد‪».‬‬ ‫وي ادامه داد‪« :‬موسسات پولي و بانكي نرخ‌هاي باالتري‬ ‫را براي سپرده‌ها اعالم مي‌كنند تا بتوانند سهم خود را در‬ ‫بازار حفظ كنند‪ ،‬چراكه در غير اي��ن صورت‪ ،‬با خروج‬ ‫شديد منابع مواجه شده و عدم مديريت و تداوم اين روند‬ ‫مي‌تواند به ورشكستگي بنگاه پولي و مالي بينجامد‪».‬‬ ‫نرخ‌هاي سود ‪ 29‬درصدي پس از مصوبه شوراي‬ ‫پول و اعتبار‬ ‫دکتر نتاج خاطرنشان كرد‪« :‬پس از ابالغ مصوبه‬ ‫شوراي پول و اعتبار مبني بر آزاد شدن تعيين نرخ سود‬ ‫سپرده‌ها‪ ،‬شاهد رواج نرخ‌هاي باال حتي تا‪ 28‬و‪ 29‬درصد‬ ‫هم بوديم چرا كه برخي از موسسات پولي‪ ،‬ادامه حيات‬ ‫خود را در گرو جذب هر‌چه بيشتر سپرده‌ها مي‌ديدند‪».‬‬ ‫وي با تعبير اين نوع اقدامات به خودكش��ي موسسات‬ ‫پولي گفت‪« :‬با هيچ حسابي‪ ،‬نمي‌توان به اين نتيجه رسيد‬ ‫كه چنين بازدهي از چه ش��يوه‌اي براي آنها امكان‌پذير‬ ‫باشد و مشخص نيست مديران اين موسسات چگونه‬ ‫به‌خود جرات مي‌دهند چنين نرخ‌هاي بااليي اعالم كنند‪».‬‬ ‫تقي‌نتاج افزود‪« :‬در اين ميان برخي از موسسات نيز تقريبا‬ ‫ميانه‌رو بودند‪ ،‬به‌عنوان مثال موسسه مهر با اين استدالل كه‬ ‫پيش از اين سهم خود را از بازار گرفته تغييراتي حداقلي‬ ‫و در چارچوب منطق كارشناسي در نرخ‌هاي سپرده‌ها را‬ ‫اعمال كرد‪».‬‬ ‫برخي موسسات پولي حساب‌سازي مي‌كنند‬ ‫وي در پاسخ به اين س��وال كه چرا بانك‌مركزي با‬ ‫اين اقدامات برخورد نمي‌كند‪ ،‬اظهار داشت‪« :‬در چنين‬ ‫مواقعيمعموالموسساتدستبهحساب‌سازيمي‌زنند‬ ‫و با‌تعريف درآمده��اي واهي و غيرواقعي‪ ،‬س��ودهاي‬ ‫غير‌واقعي ايج��اد مي‌كنند و دس��تگاه‌هاي نظارتي هم‬ ‫عمال ابزار و امكان‌‌شناسايي اين سودها را در كوتاه مدت‬ ‫ندارند‪».‬‬ ‫براي تعيين نرخ سود آزاد بايد سيستم بانكي به بلوغ برسد‬ ‫اين فعال شبكه بانكي در پاس��خ به اين سوال كه‬ ‫معتقديد نفس تصميم شوراي پول و اعتبار درست نبوده‬ ‫وام‪ 8‬ميليونی براي زوج‌هاي با مهريه كمتر از‪ 110‬سكه‬ ‫مدیركل بانك مركزي اعالم كرد‪« :‬به كس��اني كه‬ ‫مهريه آنها كمتر از ‪ 110‬سكه باشد هشت ميليون تومان‬ ‫وام ازدواج اختص��اص مي‌يابد‪ ».‬محم��ود بهمني كه به‬ ‫منظور بررسي مشكالت اقتصادي كشور و پاسخ به سوال‬ ‫نمايندگان در صحن علني مجلس حاضر شده بود‪ ،‬در‬ ‫واكنش به انتقاد برخي از نمايندگان در مورد عدم اعطاي‬ ‫تسهيالت قرض‌‌الحسنه برخي از بانك‌ها به مردم گفت‪« :‬هنگامي‌كه بنده مديريت بانك‬ ‫مركزي را در دست گرفتم‪ 39‬درصد از منابع اين بانك براي اعطاي تسهيالت قرض‌الحسنه‬ ‫به مردم داده شد كه اين ميزان اكنون به‪ 96‬درصد رسيده است‪ ».‬وي اعالم كرد‪« :‬تمام تالش‬ ‫ما اين است كه حدود چهار درصد باقيمانده منابع را براي وام‌هاي ازدواج اختصاص دهيم‪».‬‬ ‫بهمني اظهار كرد‪« :‬وام ازدواج براي برخي كه داراي شرايط خاص همچون مهريه كمتر از‬ ‫‪ 110‬سكه باشند به هشت ميليون تومان رسيده و مشكل قرض‌الحسنه نداريم و تالش‌مان‬ ‫اين است كه اين تسهيالت را در اختيار مردم از منابع باقيمانده قرار دهيم‪g ».‬‬ ‫‪84‬‬ ‫وي با برخي بانك‌ها مصوبه شوراي پول و اعتبار را‬ ‫اجرانمي‌كنند‬ ‫بيان اينكه برخي بانك‌ها عمال مصوبه ش��ورا را‬ ‫ناديده گرفته‌اند‪ ،‬افزود‪« :‬حتي بانك‌هاي دولتي هم در‬ ‫توافق با مشتريان بزرگ خود‪ ،‬اين‌گونه رفتار مي‌كنند؛‬ ‫تنها سپرده‌گذاراني كه اندك دارايي خود را به بانك‌ها‬ ‫مي‌سپارند‪ ،‬از نرخ‌هاي هفت درصدي بهره‌مند مي‌شوند‬ ‫و مشتريان بزرگ‌تر همچنان با توافق با بانك‌ها نرخ‌هاي‬ ‫باالتري را تح��ت عناوين مختلف و البت��ه با توافقات‬ ‫صوري دريافت مي‌كنند‪ ».‬مديرعامل موسس��ه‌مالي و‬ ‫اعتباري مهر در پاسخ به اين سوال كه آيا اين شرايط به‬ ‫زيان سيستم بانكي و موسسات پولي است يا نه‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫«‌ترديدي نيس��ت كه نرخ‌هاي بااليي ك��ه براي جذب‬ ‫سپرده بيشتر اعالم شد قابليت س��ودآوري به آن ميزان‬ ‫را ندارد‪ ».‬وي ادامه‌داد‪« :‬با‌‌توجه به اينكه مصوبه شوراي‬ ‫پول و اعتبار تقريبا اواخر س��ال گذش��ته ابالغ شد اين‬ ‫نرخ‌ها و سپرده‌ها خود را در‌ترازنامه‌ها و صورت‌هاي‬ ‫مالي سال ‪ 90‬نشان نداد‪ ،‬اما بي‌شك در سال ‪ 91‬آثار اين‬ ‫رفتار نادرست و نسنجيده برخي بانك‌ها و موسسات‬ ‫اعتباري در گزارش‌هاي سود و زيان آنها نمايان خواهد‬ ‫شد‪ ».‬او در بخش��ي ديگر از صحبت‌هايش افزود‪« :‬در‬ ‫شرايطي كه نرخ واقعي تورم در بازار ‪ 25‬درصد است‪،‬‬ ‫اگر دولت اصرار داشته باشد كه نرخ را به زير ‪‌10‬درصد‬ ‫برس��اند و براي اين كار‪ ،‬نرخ س��ود تس��هيالت را هم‬ ‫دس��توري پايين بياورد‪ ،‬طبيعي اس��ت كه با شكست‬ ‫مواجه خواهد شد‪ ،‬چراكه نمي‌توان از دارندگان منابع‬ ‫مالي انتظار داشت در ش��رايطي‌كه قدرت خريد آنها با‬ ‫نرخ ‪‌25‬درصد در حال كاهش است‪ ،‬دارايي‌هاي خود را‬ ‫با نرخ سود‪ 13‬درصد در بانك‌ها سپرده كنند‪ ».‬مديرعامل‬ ‫موسس��ه مالي و اعتباري مهر اظهار داشت‪« :‬بايد نظام‬ ‫مناس��بي تعريف و اجرا كنيم و به‌ج��اي حركت‌هاي‬ ‫هيجاني و مقطعي برنامه چند‌س��اله تعريف كنيم و هر‬ ‫سال مقدار مشخصي از قيمت تمام‌شده پول را كم كنيم‬ ‫تا بانك‌ها با آن هماهنگ ش��ده و مصرف‌كنندگان هم‬ ‫بهره‌مند باشند؛ ضمنا نرخ تسهيالت بايد بيش از نرخ‬ ‫سود سپرده‌ها باشد‪g ».‬‬ ‫عرضه پژو ‪ 405‬و پارس‌با تزئينات داخلي جديد‬ ‫ايرانخودروبهمنظورپاسخگوييبهنيازمشتريان‪،‬پژو‪ 405‬وپارسراباتزئيناتداخلي‬ ‫جديد عرضه مي‌كند‪ .‬به گزارش ايسنا‪ ،‬نجاري‪ ،‬قائم‌مقام مدير‌عامل ايران خودرو در توليد‪ ،‬با‬ ‫اعالمخبر باال گفت‪« :‬از آنجا كه پژو‪ 405‬سال‌ها بدون تغيير عرضه شده و هم چنين به منظور‬ ‫تسهيل نصب ايربگ سرنشين‪ ،‬ايران خودرو در نظر دارد تغييراتي را د ‌ر تريم داخلي‪ 405‬و‬ ‫پارسبهاجرادرآورد‪.‬ويافزود‪«:‬درنتيجهاينتغييراتكهتوسطمهندسيمحصولوساپكو‬ ‫در دست انجام است‪ ،‬نصب ايربگ سرنشين روي اين دو محصول نيز امكان‌‌پذير مي‌شود‪».‬‬ ‫نجاري افزود‪« :‬در‌تريم داخلي جديد‪ 405‬و پارس‪ ،‬داشبورد از نوع نرم به نوع سخت تبديل و‬ ‫پيش‌بينيمي‌شودكهضمنتغييروضعيتظاهري‪،‬ايندوخودروزيباتر‪،‬بهروزترومشتري‬ ‫پسندتر مي‌شوند‪ ».‬قائم‌مقام مدير‌عامل ايران خودرو با اشاره به برنامه زمان‌بندي مهندسي‬ ‫محصول و ساپكو براي ساخت قالب‌هاي مربوط به قطعات جديد‪ ،‬پيش‌بيني كرد كه اين دو‬ ‫محصول با تزئينات جديد در سال جاري به توليد برسد‪ ».‬او اظهار داشت‪« :‬با نصب داشبورد‬ ‫جديد روي ‪ 405‬و پارس‪ ،‬نه تنها نصب ايرب��گ دوم براي اين دو محصول نيز امكان‌پذير‬ ‫مي‌شود‪ ،‬بلكه محدوديت‌هاي استانداردي اين دو محصول نيز رفع مي‌شود‪g».‬‬
‫روابط عمومي و دانش محوري‬ ‫رضا راستي ‪ /‬مديرروابط عمومی و امور بین الملل رجاء‬ ‫ارتباطات همواره به‌عنوان يك��ي از موضوعات‬ ‫بسيار مهم براي بشر به‌شمار مي‌رفته و امروز در عصر‬ ‫ارتباطات و در دوراني قرار داريم كه قدرت در دانايي‬ ‫است و جوامعي كه از نيرومندترين شبكه‌هاي ارتباطي‬ ‫و به تبع آن‪ ،‬از بيشترين اطالعات برخوردار باشند در‬ ‫عرصه جهاني موفق‌تر‌ند‪ .‬از اين رو براي داشتن كشوري‬ ‫قدرتمندتر بايد جاي��گاه ارتباطات‪ ،‬اطالع‌رس��اني و‬ ‫روابط عمومي به خوبي ش��ناخته شود‪ ،‬بايد قبول كرد‬ ‫ارتباطات يك دانش نوين‪ ،‬پيچيده و تاثيرگذار است كه‬ ‫در آن انواع و اقسام تخصص‌ها از قبيل جامعه‌شناسي‪،‬‬ ‫ادبيات‌‪ ،‬حقوق‪ ،‬روانشناس��ي و بس��ياري رش��ته‌هاي‬ ‫ديگر دخيل اس��ت‪ .‬براي چنين امر خطي��ري بايد در‬ ‫كشور س��رمايه‌گذاري‪ ،‬پژوهش و نيروي متخصص‬ ‫‌تربيت شود وگرنه نمي‌توانيم در سطح جهاني حرفي‬ ‫براي گفتن داشته باش��يم و بتوانيم از خود دفاع كنيم‪.‬‬ ‫بدون شك سريع‌ترين و در عين حال كم‌هزينه‌ترين و‬ ‫جامع‌ترين روش‌ها‪ ،‬فراهم كردن شرايط الزم با استفاده‬ ‫از سازوكارهاي جديد در قالب تعريف شبكه اجتماعي‬ ‫براي بهره‌گيري از خردجمعي و انديشه‌هاي كارشناسان‬ ‫و متخصصان و افراد مجرب اس��ت و اي��ن امر زماني‬ ‫محقق مي‌شود كه روابط عمومي ضمن اتكا به داشته‌ها‬ ‫و توانمندي‌هاي موجود براي استفاده از ظرفيت‌ها و‬ ‫قابليت‌هاي بالقوه‪ ،‬سازمان و افراد آن را به يك سازمان‬ ‫يادگيرنده و دانش‌محور تبديل نمايد‪ .‬زيرا اساس توسعه‬ ‫و پيشرفت‪ ،‬چيزي جز ايده و دانش نيست و هر كجا كه‬ ‫فرصتي براي ايده‌پردازي و دانش‌محوري با رويكرد به‬ ‫هم‌انديشي شكل گرفته باشد‪ ،‬مسلما همگرايي مناسب‬ ‫به‌دنبال آن محق��ق و از دل اين دو مقوله ارزش��مند به‬ ‫هم‌افزايي شايسته نيز دست مي‌يابيم‪ .‬بايد توجه داشت‬ ‫كه تقويت روابط عمومي در كشور به معناي هدر دادن‬ ‫امكانات و دارايي نيست‪ ،‬بلكه اگر درست هدايت شود‬ ‫به‌معناي صرفه‌جويي در هزينه‌هاس��ت‪ .‬توجه ويژه به‬ ‫روابط‌عمومي‪ ،‬به‌عنوان نهادي كه مي‌تواند به صورت‬ ‫نظام‌مند‪ ،‬برنامه‌ريزي شده و سنجيده در جهت ايجاد‪،‬‬ ‫حفظ و گس��ترش تعامل و تفاهم بي��ن درون و برون‬ ‫س��ازمان اقدام كند‪ ،‬بس��يار حائزاهميت است‪ .‬بدون‬ ‫ش��ك روز ارتباطات و روابط‌عمومي فرصتي اس��ت‬ ‫مغتنم براي بازبين��ي انتقادي هوش��مندانه و منصفانه‬ ‫در راه‌هاي طي شده‪ ،‬فراز و نش��يب‌هاي فراوان آن و‬ ‫نيز‌ترسيم چشم‌اندازي روش��ن از آينده كه مي‌بايد و‬ ‫مي‌تواند درخور ش��أن و منزلت انسان امروز‪ ،‬طراحي‬ ‫و تدبير شود‪g .‬‬ ‫ش��ركت خدمات پ��س از ف��روش ايران‌خودرو‬ ‫(ايساكو) با ارائه طرح‌هاي ابتكاري؛ حضوري متفاوت‬ ‫در نمايشگاه خودروي شيراز دارد‪ .‬نمايش قطعات تقلبي‬ ‫و تشريح چگونگي تشخيص آن با حضور كارشناسان‬ ‫ش��ركت و ارائه محصوالت جديد از جمله روانكارها‬ ‫و روغن ايساكويي در بسته‌بندي متفاوت از برنامه‌هاي‬ ‫ايساكو در نمايشگاه خودرو فارس است‪ .‬همچنين نمايندگي‌هاي مجاز شركت‌كننده در‬ ‫نمايشگاه كارت تخفيف ارائه خدمات گارانتي براي بازديد‌كنندگان در نظر گرفته‌اند و براي‬ ‫فروش خودرو نيز تخفيف‌هاي ويژه‌اي شامل حال مشتريان خواهد شد‪ .‬استان فارس و‬ ‫استان‌هاي تحت پوشش دفتر منطقه‌اي شيراز با اختصاص درصد قابل توجهي از مشتريان‬ ‫گروه به خود‪ ،‬از اهميت بسيار بااليي برخوردار است و حضور ايساكو در اين نمايشگاه و‬ ‫كسب نظرات و آراي مشتريان توسط كارشناسان حوزه بازرسي اين شركت‪ ،‬كمك شاياني‬ ‫در شناخت نقاط بهبود سازمان و ارتقاي رضايت مشتريان خواهد داشت‪g.‬‬ ‫روابط‌‌عمومي ش��ركت قطارهاي مسافري رجاء‬ ‫در دومين جش��نواره روابط‌‌عمومي هاي حوزه وزارت‬ ‫ي (درون‬ ‫را‌هو‌شهرسازي‪ ،‬رتبه برتر رشته ارتباطات مردم ‌‬ ‫و برون س��ازماني) را كس��ب كرد‪ .‬در دومين جشنواره‬ ‫روابط‌عمومي‌هاي حوزه وزارت راه‌و‌‌شهرسازي‪ ،‬روابط‬ ‫عمومي رجاء در گروه ال��ف روابط‌عمومي‌هاي حوزه‬ ‫حمل و نقل (سازمان‌ها و شركت‌هاي س��تادي و مركزي )‪ ،‬موفق به كسب رتبه برتر در‬ ‫ي (درون و برون سازماني) شد‪ .‬بر‌اساس راي هيات داوران جشنواره‪،‬‬ ‫رشته ارتباطات مردم ‌‬ ‫يو‌بصري نيز حائز‬ ‫روابط عمومي رجاء همچنين در دو رشته ارتباطات رسانه‌اي و سمع ‌‬ ‫لو‌نق��ل در گروه الف گرديد‪ .‬در دومين‬ ‫رتبه دوم در بين روابط عمومي هاي حوزه حم ‌‬ ‫جشنواره روابط عمومي‌هاي وزارت را‌هو‌شهرسازي آثار بيش از‪ 210‬روابط‌‌عمومي حوزه‬ ‫در مركز و استان‌ها در هشت رشته مورد بررسي قرار گرفته و برترين‌هاي هر بخش با اهداي‬ ‫لوح تقدير از سوي وزير راه‌و‌‌شهرسازي مورد قدرداني قرار گرفتند‪g.‬‬ ‫مهندس پوستين‌دوز‪:‬‬ ‫طرح ارتقاي محصوالت سايپا به استاندارد يوروچهار‬ ‫مديرعامل گروه خودروس��ازي س��ايپا از اجراي‬ ‫طرح‌هاي ارتق��ای محصوالت اين گروه به اس��تاندارد‬ ‫يورو چهار در س��ال‌جاري خب��ر‌داد و گف��ت‪« :‬گروه‬ ‫خودروس��ازي س��ايپا اي��ن اراده را دارد ك��ه به‌عنوان‬ ‫پرچم‌دار حوزه محيط‌زيست در عرصه صنعتي به‌ويژه‬ ‫خودرو پيش��گام باشد و در ارتقاي اس��تاندارها پيش از‬ ‫وضع قوانين توسط نهادهاي ذي‌ربط پيش‌دستي كند‪».‬‬ ‫نعمت‌اهلل‌پوس��تين‌دوز در بازديد جريان بازديد معاون‬ ‫رئيس‌جمهور و رئيس‌سازمان حفاظت از محيط زيست‬ ‫از ش��ركت پارس‌خودرو با اشاره به رونمايي آغاز طرح‬ ‫ارتقاي خودروهاي گروه خودروسازي سايپا به استاندارد‬ ‫يوروچهار توسط رياس��ت محترم جمهور و با حضور‬ ‫رئيس س��ازمان حفاظت محيط‌زيس��ت در اواخر سال‬ ‫گذشته اظهار‌داشت‪« :‬بر‌اساس زمان‌بندي و برنامه‌هاي‬ ‫تعريف شده مشترك‪ ،‬طرح مذكور در حال انجام است‪،‬‬ ‫اما همانطور كه در زمان رونمايي هم اعالم شده بود‪ ،‬پيش‬ ‫فرض‌هاي اقتصادي و مالي پروژه دس��ت‌خوش تغيير‬ ‫خواهد ش��د‪ ».‬وي افزود‪« :‬اكثر قطعات مرتبط با ارتقاي‬ ‫اس��تاندارد به يوروچهار خارجي و وارداتي بوده و توان‬ ‫توليد و طراحي و تامين اين قطعات از ابتدا به ساكن در‬ ‫كشور وجود ندارد و مستلزم تغييرات در حدود‪ 80‬قطعه‬ ‫است كه نياز به ارزبري بااليي دارد و به‌همين دليل خيلي از‬ ‫مفروضات پروژه دچار تغيير شده است‪».‬پوستين دوز در‬ ‫ادامه به موضوع تامين قطعات و مجموعه‌هاي الزم براي‬ ‫ارتقا به استاندارد يوروچهار پرداخت و گفت‪« :‬رونمايي‬ ‫پروژه ارتقا به استاندارد يوروچهار با نوسانات نرخ ارز و‬ ‫نامشخص بودن نرخ پايه و نرخ مرجع ارز همزمان شد‬ ‫كه در‌هنگام اجراي پروژه‪ ،‬قيمت‌هاي تعريف شده نيز با‬ ‫تغييرات نرخ ارز دستخوش تغيير گرديد‪ ».‬وي به موضوع‬ ‫كوتاه از اقتصاد مثلت شماره‪130‬‬ ‫طرح‌هاي ابتكاري ايساكو در نمايشگاه خودروي شيراز‬ ‫روابط‌عمومي رجاء برتر شد‬ ‫تامين‌سوخت متناسب با استاندارد يوروچهار اشاره كرده‬ ‫و گفت‪« :‬سايپا براي تست موتورها با استاندارد يوروچهار‬ ‫بهمنظورتامينسوختموردنياز‪،‬باشرايطبسيارسختو‬ ‫باقيمتتمامشدهبسيارباالودرزمانبنديبسيارطوالنياز‬ ‫شركت نفت مواجه شد‪ ».‬وي با يادآوري مشكالت توليد‬ ‫خودروهاي دوگانه‌سوز خاطرنشان كرد‪« :‬در ابتداي طرح‬ ‫دوگانه سوز‌شدن خودروها مشتريان با مشكالتي مواجه‬ ‫بو‌دند كه آن را از چشم خودروس��ازان مي‌ديدند؛ حال‬ ‫آنكه دليل اصلي آن كم و كاست در بخش سوخت بود‬ ‫كه باعث مي‌شد خودرو از تنظيم و ريتم عادي خارج شود‬ ‫و اشكاالت سوخت در تنظيمات و رفتار موتور اثر منفي‬ ‫داشت‪ .‬پوس��تين‌دوز با يادآوري مشكالت دوگانه‌سوز‬ ‫كردن خودروها به طرح ارتقاي استاندارد خودروها به‬ ‫يوروچهار اشاره كرد و گفت‪« :‬عنوان كردن مسائلي نظير‬ ‫چالش‌هاي سفارش گذاري قطعات‪ ،‬گشايش ال‪.‬سي‪.‬‬ ‫تامين مالي از بانك‌ها‪ ،‬دريافت محموله‌ها از خارج و غيره‬ ‫به معني آن نيست كه خودروسازان مي‌خواهند از ارتقاي‬ ‫به‌استاندارد يورو چهار شانه خالي كنند‪ ،‬بلكه مي‌خواهند‬ ‫باسازماندهيومديريتبهموقعوصحيحدرجهتمنافع‬ ‫ملي گام بردارند‪ .‬مدير‌عامل گروه خودروسازي سايپا در‬ ‫خاتمه ابراز اميدواري كرد با تشكيل كارگروهي متشكل‬ ‫از خودروسازان‪ ،‬سازمان محيط‌زيست‪ ،‬وزارت صنعت‪،‬‬ ‫معدنوتجارتبه‌عنوانتنظيمكنندهبازار‪،‬امكانمديريت‬ ‫و سازماندهي به موقع اين طرح فراهم شود‪g».‬‬ ‫‪85‬‬
‫نجاري مطرح كرد‬ ‫توليد باكيفيت‪ ،‬هدف اصلي گروه صنعتي ايران‌خودرو‬ ‫دكتر‌حسين نجاري‪ ،‬قائم‌مقام توليد گروه‌صنعتي‬ ‫ايران‌خودرو در جريان نشست خبري با اصحاب رسانه‬ ‫در يازدهمين نمايشگاه بين‌المللي شيراز با بيان اينكه در‬ ‫س��ال توليدملي ميزان كيفيت و داخل‌سازي قطعات و‬ ‫خودروهاي اين شركت افزايش مي‌يابد‪ ،‬گفت‪« :‬با توليد‬ ‫خودروهاي جديد از جمله رانا و دنا جايگاه خود را در‬ ‫عرصه خودروسازي كش��ور تثبيت مي‌كنيم‪ ».‬در ادامه‬ ‫يكي از خبرنگاران در خصوص نح��وه عرضه خودرو‬ ‫در س��ايت توليدي ايران‌خودرو فارس سوالي را مطرح‬ ‫كرد كه مهندس بابايي‪ ،‬معاون بازاريابي و فروش گروه‬ ‫صنعتي ايران‌خودرو در پاسخ گفت‪« :‬تمامي‌محصوالت‬ ‫توليدي در اين سايت در اس��تان فارس عرضه خواهد‬ ‫شد‪ ».‬دكتر نجاري در پاسخ به س��وال خبرنگاري ديگر‬ ‫كه در خصوص انواع قيمت رانا پرس��يده بود‪ ،‬تصريح‬ ‫كرد‪« :‬خودروي جديد رانا در دو كالس نيمه فول كمتر‬ ‫از ‪15‬ميليون تومان و مدل فول با قيمت باالي ‪ 15‬ميليون‬ ‫تومان عرضه خواهد ش��د‪ ».‬وي همچنين خاطرنش��ان‬ ‫س��اخت‪« :‬اين خودرو داراي كيفيت بااليي ب��وده و با‬ ‫خودروهاي روز اروپايي برابري مي‌كند‪ ».‬قائم‌مقام توليد‬ ‫گروه صنعتي ايران‌خودرو ادامه داد‪« :‬برخي از خودروها‬ ‫به دليل افزايش امكانات از قبيل نصب‌ترمز اي‌بي‌اس و‬ ‫كيسه هوا كمي‌افزايش قيمت داشته‌اند‪ ».‬نجاري در پاسخ‬ ‫به سوال خبرنگاري در خصوص توليد پژو ‪ 206‬افزود‪:‬‬ ‫‪ 10‬هزار دستگاه سمند میهمان روس‌ها مي‌شوند‬ ‫ايران‌خودرو به‌دنبال كسب يك‌درصد سهم بازار روسيه‬ ‫كوتاه از اقتصاد مثلت شماره‪130‬‬ ‫ايران‌خودرو در تالش براي توس��عه‬ ‫بازارهاي هدف‪ ،‬صدور ‪10‬هزار دس��تگاه‬ ‫خ��ودرو از خانواده س��مند به روس��يه در‬ ‫س��ال‌جاري ميالدي را در دستور كار خود‬ ‫قرار‌داده است‪ .‬عبد‌العظيم سعديان‪ ،‬معاون‬ ‫صادرات ايران خ��ودرو‪ ،‬با بيان مطلب باال‬ ‫گفت‪« :‬خودرو س��مند صادراتي به روسيه‬ ‫داراياستانداردآاليندگييوروچهاراست‪».‬‬ ‫وي‌افزود‪« :‬تمهيدات الزم براي ايجاد نمايندگي‌هاي ف��روش و خدمات پس از فروش در‬ ‫شهرهاي مهم اين كشور در نظر گرفته شده است‪ ».‬سعديان خاطرنشان كرد‪« :‬محموله‌هاي‬ ‫صادراتي سمند به تدريج از مردادماه امسال به‌صورت سي‪.‬كي‪.‬دي به‌سايت ايران خودرو در‬ ‫بالروس انتقال و پس از آن به روسيه صادر مي‌شوند‪ ».‬ايران خودرو طي سال‌هاي ‪ 2005‬تا‬ ‫‪ 2008‬بيشاز‪ 11‬هزارخودروسمندبهروسيهصادركرد‪.‬معاونصادراتايرانخودروتاكيد‬ ‫كرد‪«:‬بررسي‌هايانجامشدهدربازارخودرو روسيهنشانمي‌دهدكهراناازشانسزياديبراي‬ ‫حضور در اين بازار پرتقاضا برخوردار است و در سبد صادراتي ايران خودرو به اين كشور‬ ‫قرار خواهد گرفت‪ ».‬وي ادامه داد‪« :‬ساالنه‪ 2/5‬ميليون دستگاه خودرو وارد روسيه مي‌شود و‬ ‫ايران‌خودرو درصدد است يك درصد سهم اين بازار را به خود اختصاص دهد‪g».‬‬ ‫يكه‌زارع اعالم كرد‬ ‫امسال سه محصول جديد ايران خودرو ديزل وارد بازار مي‌شود‬ ‫مديرعام��ل ايران خ��ودرو ديزل از‬ ‫رش��د حداقل ‪ 20‬درصدي توليدات اين‬ ‫ش��ركت در س��ال جاري خبر داد‌‪ .‬هاشم‬ ‫يك��ه‌زارع اظه��ار‌كرد‪«‌:‬س��ال گذش��ته‬ ‫توليدات شركت ‪ 25‬درصد افزايش يافت‬ ‫كه در برنامه توليد س��ال جاري نيز رشد‬ ‫حداقل ‪ 20‬درصدي نسبت به سال‌گذشته‬ ‫پيش‌بيني شده اس��ت‪ ».‬وي با بيان اينكه‬ ‫امسال با ورود تعداد قابل توجهي از محصوالت جديد‪ ،‬زنجيره توليدات شركت متحول‬ ‫خواهد شد‪ ،‬خاطرنش��ان كرد‪« :‬وانت پيكاب‪ ،‬ون‪ ،‬اتو‌بوس‪ ،‬كاميون و كشنده از‌جمله‬ ‫محصوالت جديد در سال‌جاري است‪ ».‬مديرعامل ايران خودرو ديزل ادامه داد‪« :‬در حال‬ ‫حاضر توليد آزمايشي كاميون ‪ 26‬تن سهند آغاز شده كه ظرف چند هفته آينده به‌توليد‬ ‫انبوه رسيده و وارد بازار خواهد شد‪ ».‬وي افزود‪« :‬كاميون ‪ 26‬تن آريا نيز ظرف سه ماه‬ ‫آينده وارد بازار خواهد شد؛ ضمن آنكه يك كشنده جديد نيز با ظرفيت حداقل ‪ 40‬تن‬ ‫تا سه ماه آينده به توليد انبوه خواهد رسيد‪ ».‬يكه‌زارع تصريح كرد‪« :‬تمام اين محصوالت‬ ‫در سال‌جاري عرضه مي‌شود؛ به‌گونه‌اي كه شاهد رشد و تنوع توليد در سبد محصوالت‬ ‫شركت خواهيم بود‪g ».‬‬ ‫نگاهي به سري‪ 8000‬تلويزيون‌هاي سامسونگ‬ ‫اوج فناوري و امكانات پيش��رفته سخت‌افزاري و‬ ‫نرم‌افزاري اس��مارت تي‌وي‌هاي جديد سامسونگ در‬ ‫سري ‪ 8000‬پنل‌هاي اين شركت در دسترس قرار گرفته‬ ‫‪86‬‬ ‫«بيش از ‪ 90‬درصد قطعات اي��ن خودرو در داخل توليد‬ ‫مي‌شود و در آينده نيز ميزان داخل‌س��ازي اين خودرو‬ ‫افزايش مي‌يابد‪ ».‬وي با بيان اينكه در حال حاضر روزانه‪10‬‬ ‫دستگاه پژو پارس در ايران‌خودرو فارس توليد مي‌شود‪،‬‬ ‫افزود‪« :‬محصوالت ايران‌خودرو فارس با كيفيت باال توليد‬ ‫مي‌شود و با برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده ميزان توليدات‬ ‫نيز افزايش خواهد ياف��ت‪ ».‬نجاري ادام��ه داد‪« :‬وانت‬ ‫تندر ‪ 90‬در نيمه دوم امسال توليد و وارد بازار مي‌شود‪».‬‬ ‫وي در پاسخ به س��وال خبرنگار ديگري در خصوص‬ ‫توليد قطعات رانا گفت‪« :‬اين خودرو با حدود ‪90‬درصد‬ ‫داخل‌سازي قطعات به توليد مي‌رس��د و در تالشيم در‬ ‫شش ماه آينده اين ميزان را افزايش دهيم‪ ».‬قائم‌مقام توليد‬ ‫ايران‌خودرو تاكيد كرد‪« :‬اين خودرو‪ ،‬خودرويي متفاوت‬ ‫با برند ملي اس��ت‪ ».‬نجاري همچنين در پاسخ به سوال‬ ‫خبرنگاري ديگر در خصوص توليد خودروي دنا گفت‪:‬‬ ‫«توليد آزمايشي اين خودرو پايان امسال شروع مي‌شود‬ ‫و در سال‪ 92‬نيز به توليد انبوه مي‌رسد‪ ».‬وي در خصوص‬ ‫ميزان فروش گروه صنعتي ايران‌خودرو در سال گذشته‬ ‫گفت‪« :‬اين شركت در سال ‪ ،90‬بيش از ‪ 12‬هزار ميليارد‬ ‫تومان فروش داشته و محوريت رتبه نخست اين شركت‬ ‫در فروش و ايجاد اشتغال بوده است‪g».‬‬ ‫است‪ .‬اين س��ري كه در كالس ‪ ES8880‬و در سه سايز‬ ‫‪ 55 ،46‬و ‪ 60‬اينچ ارائه مي‌ش��ود از همان نگاه نخس��ت‬ ‫باتغييرات فراواني روبه‌رو شده است كه در بخش طراحي‬ ‫ظاهري مي‌توان به كاهش فوق‌العاده حاش��يه دورتادور‬ ‫صفحه‌نمايشبهكمترينميزانقابلتصويردرميانتمامي‌‬ ‫رقبا و ش��كل متفاوت پايه نگه‌دارنده دستگاه اشاره كرد‬ ‫كه از فرم چهار وجهي سري هفت به شكل يك منحني‬ ‫جذاب و منحصر به فرد تغيير يافته است‪ .‬ريموت‌كنترل‬ ‫تلويزيون‌هاياينسرينيزبرخالفنمونه‌هايكالسيك‬ ‫قبلي با دكمه‌هاي فراوان به يك نمونه ساده‌تر و در عين‬ ‫حال بسيار پيشرفته‌تر تغيير يافته كه به يك صفح ‌ه لمسي‬ ‫در بخش باالیي با امكان كاركرد به‌عنوان موس در جهت‬ ‫حركت در منوهاي دستگاه مجهز شده و ميكروفون جاي‬ ‫گرفته در آن نيز دس��تورات صوتي كاربر را به س��ادگي‬ ‫به دس��تگاه منتقل مي‌كند‪.‬يكي از مشخصات تصويري‬ ‫پيشرفتهاينسريتنظيمنورنقطه‌ايبادقتبسيارباالست‬ ‫كه در افزايش كيفيت تصوير‪ ،‬ميزان كنتراس��ت و رنگ‬ ‫نقش بزرگي ايفا مي‌كند‪ .‬تنظيم نور دوربين براي بهبود‬ ‫ثبت جزئيات تصوير در كنار دو فيلتر ضد‌شبكه‌اي شدن‬ ‫(‪ )De-Blocking‬و ضد‌نويز (‪ )De-Mosquito‬از‬ ‫جمله ديگر قابليت‌هاي پيشرفته تصويري اين سري به‬ ‫حساب مي‌آيند‪ .‬عمليات پردازش تصوير در اين سري‬ ‫جديد با كم��ك پردازنده‌هاي قدرتمند دو هس��ته‌اي با‬ ‫ارتقاي چشمگير س��رعت بارگذاري و اجراي برنامه‌ها‬ ‫صورت مي‌پذيرد كه در افزايش سرعت اسكن تصاوير‬ ‫نيز كامال موثر است قابليت تعامل هوشمند در مواردي‬ ‫همچون تشخيص چهره‪ ،‬كنترل حركتي و كنترل صوتي‪،‬‬ ‫ارائه خدمات سه‌گانه سالمتي‪ ،‬كودكان و خدمات خانواده‬ ‫و امكان استفاده از‪ AllShare‬براي اشتراك‌گذاري آسان‬ ‫محتوا از ديگر گزينه‌هاي مهم قابل ذكر در سري هشت‬ ‫تلويزيون‌هاي هوشمند سامس��ونگ است كه در هر دو‬ ‫كالس‪ LED‬و پالسما ارائه مي‌شود‪g.‬‬

آخرین شماره های هفته نامه مثلث

هفته نامه مثلث شماره 418

هفته نامه مثلث شماره 418

شماره : ۴۱۸
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۷/۲۸
هفته نامه مثلث شماره 417

هفته نامه مثلث شماره 417

شماره : ۴۱۷
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
هفته نامه مثلث شماره 416

هفته نامه مثلث شماره 416

شماره : ۴۱۶
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۷/۱۴
هفته نامه مثلث شماره 415

هفته نامه مثلث شماره 415

شماره : ۴۱۵
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۷/۰۷
هفته نامه مثلث شماره 414

هفته نامه مثلث شماره 414

شماره : ۴۱۴
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
هفته نامه مثلث شماره 413

هفته نامه مثلث شماره 413

شماره : ۴۱۳
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!