صفحه قبل

هفته نامه سخن تازه شماره ۵۴۳

صفحه بعد

هفته نامه سخن تازه شماره 543

هفته نامه سخن تازه شماره 543

‫قاچاق دام از سیرجان و موج کمبود و گرانی گوشت قرمز؛‬ ‫هفته‌نامه‬ ‫خبــری‪ ،‬تحلیلــی‪ ،‬فرهنگــی‬ ‫اجتماعــی‪ ،‬ادبــی‪ ،‬ورزشــی‬ ‫سیـرجان‌استخـوانی!‬ ‫ِ‬ ‫سالچهاردهم‬ ‫شماره ‪543‬‬ ‫چهارشنبه ‪ 19‬دی ‪1397‬‬ ‫‪ 8‬صفحه ‪ 8 +‬صفحه نیازمندی‬ ‫مسوول کشتارگاه سیرجان‪ :‬مهمترین عامل گرانی گوشت قرمز‪ ،‬قاچاق دام است‬ ‫فرمانده نیروی انتظامی‪ :‬مهمترین عامل قاچاق دام‪ ،‬برخی چوبداران و قصابان هستند‬ ‫‪ 2000‬تومان‬ ‫‪S O K H A N‬‬ ‫‪T A A Z E H‬‬ ‫صفحه‪2‬‬ ‫سیرجان باز‬ ‫هم بدنام شد‬ ‫ط‬ ‫ــن‬ ‫ـ‬ ‫ـز‬ ‫صفحه‪7‬‬ ‫حماسه آفرینی در یکی‬ ‫ازخونه باغ‌های سیرجون‬ ‫صفحه‪5‬‬ ‫طرح‪:‬جواد خواجویی‪ /‬سخن تازه‬ ‫ذکـرشیـخنا‬ ‫ناصر تقی‌زاده‬ ‫صفحه‪8‬‬ ‫عکس‪ :‬الله خواجویی‪ /‬سخن تازه‬ ‫لی لی به‬ ‫الالی کشاورزان!‬ ‫صفحه‪3‬‬ ‫مکتـب نرفته‪ ،‬شعـر میگم‬ ‫صفحه‪3‬‬ ‫روایتی از آنچه در‬ ‫سیرجان بر سر معلوالن می‌آید‬ ‫شمـــاره‪97/T/007 :‬‬ ‫صفحه‪2‬‬ ‫از تعدادی استاد سفید کار و استاد ‪ PVC‬کار‬ ‫جهت کار در تعاونی مسکن‬ ‫دعوت به عمل می آید‪.‬‬ ‫‪09137312101 - 09301795001‬‬ ‫دوست و همکار گرامی؛‬ ‫جناب آاقی حاج مظفر سیاه جلی‬ ‫درگذشت مادر بزرگوارتان‪ ،‬مایه تاسف و تاثر فراوان شد‪.‬‬ ‫این مصیبت بزرگ را به جنابعالی و بیت معظمتان تسلیت‬ ‫‪ -1‬نام دستگاه برگزار کننده مناقصه‪ :‬شرکـــــت سنگ آهــــن گهـــــر زمیـــــن (سهامی عــام)‬ ‫عملیـــــات بـــــرق رســــــانی به پیت معدن شماره ‪3‬‬ ‫شرکـــــت سنگ آهــــن گهـــــر زمیــــــــن‬ ‫‪-3‬مدت و محل اجرای کار ‪:‬‬ ‫بازی سه جانبه‬ ‫صفحه‪4‬‬ ‫آگهی مناقصـه عمومـی‬ ‫(دو مرحله ای با ارزیابی فنی)‬ ‫‪-2‬شرح مختصر موضوع مناقصه‪:‬‬ ‫کشاکش بر سر مدیرعاملیِ گل گهر‬ ‫مدت اجرای پروژه ‪ 12‬ماه بوده و محل اجرای آن سیرجان؛‬ ‫کیلومتر ‪ 60‬جاده شیراز‪ ،‬سایت شرکت سنگ آهن گهر زمین می باشد‪.‬‬ ‫‪-4‬شرایط مورد نیاز جهت شرکت در مناقصه (الزامی)‪ :‬اسناد مناقصه صرفا به شرکت هایی‬ ‫فروخته می شوند که دارای حداقل یکی از شرایط زیر باشند‪:‬‬ ‫عرض نموده و برای آن مرحومه رحمت واسعه الهی و برای‬ ‫حاج حسین گلزاری‬ ‫حضرتعالی و سایر داغدیدگان معزز‪ ،‬صبر جمیل و اجر‬ ‫جزیل مسئلت می نمایم‪.‬‬ ‫لذت مصرف مواد مخدر‬ ‫ماندني‌تر است يا ذلت آن؟‬ ‫‪ .1‬حداقل رتبه ‪ 3‬صنعت و معدن و رتبه ‪ 4‬نیرو(پست‪ ،‬انتقال و توزیع نیرو) و داشتن ظرفیت‬ ‫آزاد در رشته های مربوطه(تعدادی و ریالی)‬ ‫‪.2‬حداقل رتبه ‪ 4‬صنعت و معدن و رتبه ‪ 3‬نیرو(پست‪ ،‬انتقال و توزیع نیرو) و داشتن ظرفیت‬ ‫آزاد در رشته های مربوطه(تعدادی و ریالی)‬ ‫‪-5‬مهلت خرید اسناد و بازدید‪ :‬حداکثـــــر تــــا ساعت ‪ 16‬روز چهارشنبـــــــه ‪1397/10/26‬‬ ‫‪ -6‬محل تهیه اسناد‪ :‬شرکــــــــــــــت سنــــــــگ آهن گهـــــــــر زمیــــــــــــن به نشانـــــــی‪:‬‬ ‫تهــران‪-‬بلـوار آفریقـــا‪ ،‬خیابان آرش غربـی‪ ،‬پالک ‪ ،12‬طبقــه دوم‪ ،‬دفتر کمیسیــــون معامالت‬ ‫‪ -7‬نحوه خرید اسناد‪ :‬با مراجعه حضــــوری و ارائه اصل فیش واریزی به مبلغ ‪2/000/000‬‬ ‫ريال به شماره حساب ‪ 0111515543005‬به نام شرکت سنگ آهن گهر زمین نزد بانک‬ ‫ملــــــــی به همراه معرفی نامه کتبـــــــــــی‬ ‫‪-8‬میزان سپرده شرکت در مناقصه‪( 12/000/000/000 :‬دوازده میلیـــــــــارد ) ریــــــــال‬ ‫در قالب ضمانت نامه بانکی معتبر‬ ‫نوبت اول‪ - 1397/10/16 :‬نوبت دوم‪1397/10/19 :‬‬ ‫* هزینه چاپ آگهی به عهده برنده مناقصه می باشد‬ ‫شرکت سنگ آهن گهر زمین‬ ‫خواندن کتاب خوب مثل این است که داریم‬ ‫با بهترین اندیشمندان پیش از خودمان‬ ‫صحبت می‌کنیم‪.‬‬
‫شماره‪543‬‬ ‫‪ 19‬دی ‪1397‬‬ ‫‪2‬‬ ‫شهر‬ ‫‪telegram.me/sokhanetazeh‬‬ ‫‪Sokhan.Tazeh@Gmail.com‬‬ ‫‪Sokhan_Tazeh‬‬ ‫‪www.SokhaneTazeh.com‬‬ ‫قاچاق دام از سیرجان و موج کمبود و گرانی گوشت قرمز؛‬ ‫سیـرجان ‌استخـوانی!‬ ‫ِ‬ ‫نقطه نظر‬ ‫کشاکش بر سر مدیرعاملیِ گل گهر‬ ‫بازی سه جانبه‬ ‫محمود مقدم‪« :‬استعفا نمی‌دهم» آخرین اظهارنظر مدیر‬ ‫عاملی است که ادعا دارد جایگاه شرکت تحت مدیریتش را در‬ ‫تو‌چهارم به سوم رسانده است‪ .‬در روزهای اخیر‬ ‫بورس از بیس ‌‬ ‫فشار گروه‌های مختلف برای تغییر در مدیریت این مجموعه‬ ‫آنقدر زیاد شده که ناصر تقی‌زاده ماندن یا رفتنش را منوط به‬ ‫نظر اعضای هیئت‌مدیره‌ای بداند که خود تحت تاثیر تغییرات‬ ‫فراگیر وزارت صنایع خواهند بود‪.‬‬ ‫خبر برگزاری جلسه‌ای با حضور شهباز حسن‌پور و به‬ ‫گفته‌ی او «با استاندار‪ ،‬مسئوالن استان‪ ،‬مجمع نمایندگان‬ ‫استان و بزرگان استان مثل آقای باهنر و مرعشی» نشان از‬ ‫بالتکلیفی وضعیت گل‌گهر دارد‪.‬‬ ‫حتا وعده‌ی جعفر سرقینی معاونت معدنی وزارت صنعت‌‪،‬‬ ‫معدن‌‪ ،‬تجارت به شهباز حسن‌پور برای تغییر مدیر عامل‬ ‫گل‌گهر و تعیین مدت ده روزه نیز به انجام نرسید‪.‬‬ ‫شنیده شدن نام‌هایی چون «جمشید مالرحمان» و «اردشیر‬ ‫سعدمحمدی» معاونان سازمان ایمیدرو نشان از به سرانجام‬ ‫نرسیدن مذاکرات حسن‌پور دارد که تنها گزینه‌اش‪ ،‬در صورت‬ ‫تصمیم دولت به تغییر را ایمان عتیقی معرفی کرده است‪ .‬البته‬ ‫تو‌گو با پاسارگاد عنوان کرده بود‪« :‬در این‬ ‫حسن‌پور در گف ‌‬ ‫ده روز گذشته به جز این دو نفر‪ ،‬ده گزینه به بنده مراجعه‬ ‫کردند که همه در کشور شناخته شده‌اند» که از این اظهارنظر‬ ‫این‌گونه برداشت می‌شود که خود را تاثیرگذارترین فرد در این‬ ‫تصمیم‌گیری می‌داند اما تا به امروز علیرغم برگزاری بیشترین‬ ‫رایزنی‌ها در طول ده ساله نمایندگی‌اش‪ ،‬نتوانسته نظر دیگر‬ ‫تصمیم‌گیران را با خود همراه کند‪.‬‬ ‫حمایت هم زمان حسن‌پور از تقی‌زاده که برای ابقا می‌جنگد‬ ‫و عتیقی که برای تصدی صندلی مدیرعاملی گل‌گهر رایزنی‬ ‫می‌کند در نوع خود جالب است‪ .‬بدون شک این بازی دوطرفه‬ ‫چشم دوختن به حمایت از وی در انتخابات پیش‌رو است تا‬ ‫معطوف به قدرت بودن یک بنگاه بزرگ مالی بر همگان مسلم‬ ‫شود‪.‬‬ ‫روی دیگر سکه‪ ،‬به اطالع حسن‌پور از روند رایزنی‌هایی است‬ ‫که به قول خودش «در راهروهای وزارت صنعت و معدن‪ ،‬بانک‬ ‫سپه و مجلس» در جریان است و ناگزیر از مباحثه با سایر‬ ‫گزینه‌هاست‪.‬‬ ‫با توجه به مدت زمان سپری شده از شروع شایعه تغییر‬ ‫و تعیین مدت ده روزه برای به سرانجام رسیدن سرنوشت‬ ‫مدیریت گل‌گهر منطق بر این حکم می‌کند که شاید نه‬ ‫تقی‌زاده ماندنی است و نه عتیقی نشستنی‪.‬‬ ‫خریدن زمان توسط وزارت صنایع و معادن و سهامداران‬ ‫گل‌گهر و همچنین بی‌میلی دولت بر انتخاب مدیری بومی‬ ‫که به گفته حسن‌پور؛ ‪ 90‬درصد مدیران گل‌گهر و مسووالن‬ ‫شهرستان از وی حمایت می‌کنند‪ ،‬زنگ خطر را به این دلیل به‬ ‫صدا در می‌آورد که شاید اوضاع به آن سمت برود که به زودی‬ ‫یکی از ده گزینه‌‌ای که در حال رایزنی هستند برای این مسند‬ ‫انتخاب ‌شوند‪ .‬نکته جالب در اظهارات حسن پور‪ ،‬حمایت‬ ‫‪ 90‬درصد از مدیران گل‌گهر از انتخاب ایمان عتیقی است‪.‬‬ ‫به فرض ابقای تقی‌زاده که حضورش در این پست را «نعمتِ‬ ‫الهی» می‌داند‪ ،‬کار را بر مدیران این مجموعه سخت خواهد‬ ‫کرد هر چند به گمان حسن‌پور «بهترین وحدت و ارتباط بین‬ ‫آقای تقی‌زاده و عتیقی حکمفرماست» اما واقعیت حکایت از‬ ‫تیرگی روابط دارد و قطعا این تیرگی در آینده نیز بر روی روند‬ ‫کاری این مجموعه تاثیر منفی خواهد گذاشت‪ .‬برخی از آن ‪42‬‬ ‫پروژه‌ی بزرگی که تقی‌زاده از محل ده برابر کردن سود شرکت‬ ‫در حال انجام است‪ ،‬به مخاطره خواهند افتاد‪ ،‬تاسف آور آنکه‬ ‫این سود از «دو الی سه برابر کردن تولید» حاصل از منابعی‬ ‫است که دیگر تجدید نمی‌شوند‪.‬‬ ‫لیال گلزاری‬ ‫قیمت انواع گوشت قرمز طی یکی دو ماه گذشته‪ ،‬با افزایش‬ ‫محسوسی روبرو بوده به طوری که هر کیلوگرم گوشت قرمز‬ ‫به ‪ 70‬هزار تومان هم رسیده است و این امر‪ ،‬تقاضای گوشت‬ ‫قرمز در شهرستان سیرجان را به نصف کاهش داده است‪.‬‬ ‫گزارش‌های میدانی سخن‌تازه از بازار گوشت قرمز نشان‬ ‫می‌دهد که بسیاری از قصابی‌ها‪ ،‬به دلیل کمبود دام زنده‪،‬‬ ‫گوشت خود را از شهرهای همجوار همانند کرمان وارد‬ ‫می‌کنند‪ .‬این مورد حتا برای مغازه‌هایی که جگر عرضه‬ ‫می‌کنند هم صدق دارد که برای رفع تقاضا‪ ،‬به شهرهای‬ ‫همجوار متوسل شوند‪.‬‬ ‫بررسی مشکالت دام در شهرستان سیرجان به آنجایی‬ ‫رسید که حتا در سفر معاون وزیر کشاورزی به سیرجان‬ ‫این موضوع در فرمانداری مطرح شد‪ .‬اما تنها به یک سری‬ ‫مصوباتی بسنده شد که هنوز اجرایی نشده‌اند‪.‬‬ ‫یکی از قصابی‌های شهر می‌گوید‪« :‬کمبود دام و باال رفتن‬ ‫قیمت دام زنده باعث شده که توان خرید دام را نداشته باشیم‪.‬‬ ‫حتا در صورت خرید دام با این قیمت باال‪ ،‬کسی نیست که‬ ‫این گوشت با این قیمت را از ما خریداری کند چون قدرت‬ ‫خرید مردم کم شده‪ .‬در نتیجه کشتار هم کم شده است‪ .‬یعنی‬ ‫هر کدام علت و معلول هم شده‌اند‪ .‬و شغل‌هایی که وابسته‬ ‫به گوشت قرمز هستند مانند کبابی‌ها‪ ،‬جگرکی‌ها هم برای‬ ‫تامین گوشت مورد نیازشان مجبورند از کرمان یا شهرهای‬ ‫دیگر گوشت بخرند‪».‬‬ ‫قصاب دیگری می‌گفت‪« :‬به خاطر قیمت باالی گوشت‬ ‫قرمز‪ ،‬مردم به سمت گوشت منجمد یا برزیلی رو آورده‌اند‪.‬‬ ‫همین استقبال زیاد مردم از گوشت منجمد‪ ،‬قیمت همین‬ ‫گوشت را هم باال برده و از کیلویی ‪30‬هزار تومان به حدود ‪40‬‬ ‫الی ‪ 45‬هزار تومان رسیده است‪ .‬ولی باز نسبت به گوشت گر ِم‬ ‫کیلویی ‪70‬هزار تومان مقرون به صرفه تر است‪».‬‬ ‫به مغازه‌های کبابی سطح شهر هم رفتیم‪ .‬یکی از کبابی‌ها‬ ‫می‌گوید‪« :‬اصال مقرون به صرفه نیست گوشت کیلویی ‪70‬هزار‬ ‫تومان را خریداری کنیم‪ .‬ترجیح می‌دهیم که همان گوشت‬ ‫منجمد استفاده کنیم‪ .‬چون در صورتی که گوشت کیلویی‬ ‫‪70‬هزار تومان را کباب کنیم‪ ،‬مجبوریم قیمت کباب را هم‬ ‫باال ببریم که کسی دیگر حاضر به خرید کباب نخواهد بود‪».‬‬ ‫اما صاحب یکی از مغازه‌های جگرکی می‌گوید‪« :‬صبح‌های‬ ‫جمعه و روزهای تعطیل معموال تقاضا که باال می‌رود‪ ،‬مجبوریم‬ ‫که از کرمان‪ ،‬مقداری جگر بخریم‪ .‬این برای ما هم مشکل‌ساز‬ ‫شده است‪ .‬چون در کشتارگاه سیرجان‪ ،‬همانند قبل کشتار‬ ‫صورت نمی‌گیرد‪».‬‬ ‫شدت قاچاق دام‬ ‫این در حالی‌ست که برخی مسووالن شهرستان‪ ،‬قاچاق‬ ‫دام‌های سبک به شهرهای عربی و حاشیه خلیج فارس را‬ ‫دلیل کمبود دام و در نهایت افزایش قیمت آن می‌دانند‪.‬‬ ‫در همین رابطه با صالحی مسوول کشتارگاه سیرجان‬ ‫گفت‌وگو کردیم‪ .‬وی در این باره گفت‪« :‬از خردادماه امسال‬ ‫بود که با فاجعه‌ی دام قاچاق مواجه شدیم‪ .‬حتا دام مولد هم‬ ‫در حال قاچاق است‪ .‬در شهر سیرجان دام زنده به ندرت پیدا‬ ‫می‌شود و بیشتر دام‌ها را از شهرهای اطراف می‌آورند‪ .‬برخی‬ ‫چوبداران دام زنده را‪ ،‬کیلویی ‪ 43‬هزار تومان می‌فروشند‪.‬‬ ‫چون مسلما این قیمت به نفعش است نسبت به قیمت ‪30‬‬ ‫هزار تومانی که اینجا برایش نرخ زده شده‪ .‬به همین دلیل‬ ‫گوسفند کم شده به خصوص دام سبک‪ .‬البته تاثیر چندانی‬ ‫بر دام سنگین نداشته‪ ،‬در عوض دام سبک متاسفانه با آمار‬ ‫فجیعی به بندعباس و از آنجا به کشورهای عمارات و عربی‬ ‫قاچاق می‌شود و قاچاقچیان هم سود کالنی می‌برند‪».‬‬ ‫درآمد کشتارگاه یک چهارم شده است‬ ‫صالحی از برنامه‌ریزی‌هایی که برای کشتارگاه داشتند‪،‬‬ ‫گفت‪« :‬ما برای کشتارگاه برنامه‌ریزی‌های فراوانی داشتیم‪.‬‬ ‫کشتارگاه را به دستگاهی مجهز کردیم که برایمان مبلغی‬ ‫حدود ‪1‬میلیارد و ‪ 300‬میلیون تومان هزینه برداشته‪ ،‬ولی‬ ‫متاسفانه درآمد ما به یک چهارم رسیده‪ ،‬چون دامی نیست‬ ‫که کشتار شود و هر صبح قصاب می‌آید‪ ،‬اما تنها با یک یا دو‬ ‫گوسفند‪ .‬در حالی که سال گذشته همین قصاب با ‪ 10‬الی‬ ‫‪ 15‬گوسفند به کشتارگاه می‌آمد‪ .‬قبال کشتار باال بوده و توزیع‬ ‫هم باال اما متاسفانه اکنون برعکس شده‪».‬‬ ‫پیگیری هم در این زمینه کردید؟‬ ‫چندین بار فرمانداری رفتیم‪ .‬البته فرمانداری هم خیلی‬ ‫روی این مورد تاکید دارد و بارها مواردی را مصوب کرده‌اند‪،‬‬ ‫اما تاکنون چیزی اجرایی نشده‪ .‬از طرف نیروی انتظامی هم‬ ‫گاهی دام‌هایی را که به صورت قاچاق جابجا می‌شوند را‬ ‫می‌گیرند اما این تنها ‪ 5‬یا ‪ 10‬درصد از حجم دامی‌ست که در‬ ‫حال قاچاق است‪ .‬کمبود هم دلیل گرانی است‪.‬‬ ‫آیا فقط سیرجان دچار چنین وضعیتی است؟‬ ‫عالوه بر سیرجان‪ ،‬بیشترین شهرهایی از استان که دچار‬ ‫کمبود دام زنده شده‌اند‪ ،‬رفسنجان است و شهربابک‪.‬‬ ‫دام برای کشتار در سیرجان از کجا تامین می‌شود؟‬ ‫چوبداران ما از طرف استان فارس گوسفند می‌آورند‪ ،‬چون‬ ‫سیرجان سر چهارراه مواصالتی قرار گرفته بیشتر از دیگر‬ ‫اطالعیـــه دفتر کارآفرینـــی‬ ‫دانشکـــده علــوم پزشکــی سیرجــان‬ ‫با توجه به استقالل دفتر کارآفرینی دانشکده علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی سیرجان از دانشگاه‬ ‫علوم پزشکی کرمان‪ ،‬به اطالع می رساند در صورت نیاز به جذب نیروی انسانی در واحدهای مختلف دانشکده‬ ‫علوم پزشکی سیرجان‪ ،‬مرجع جذب نیروها‪ ،‬ثبت نام در وبسایت کارآفرینی این دانشکده می باشد‪.‬‬ ‫لذا کلیه افراد متقاضی کار که در وبسایت دانشگاه علوم پزشکی کرمان ثبت نام کرده اند‪ ،‬جهت ثبت نام جدید‬ ‫حتما حداکثر تا پایان دی ماه به وبسایت این دانشکده به آدرس ‪ www.karafarini.sirums.ac.ir‬مراجعه‬ ‫فرمایند‪ .‬بدیهی است این دانشکده پس از تاریخ مذکور هیچ مسئولیتی در قبال افراد ثبت نام شده در وبسایت‬ ‫کارآفرینی دانشگاه علوم پزشکی کرمان ندارد‪.‬‬ ‫شهرستان‌های استان در حال ضربه خوردن هست‪.‬‬ ‫آیا این صحت دارد که گوشت مورد نیاز شهرستان‬ ‫را از کرمان می‌آورند؟‬ ‫بله ولی هر کسی نمی‌تواند هر زمان که خواست‪ ،‬هر چه قدر‬ ‫خواست گوشت به شهرستان بیاورد‪ .‬بلکه باید تحت نظارت‬ ‫دامپزشکی باشد‪ .‬قانون و قواعدی هست که از قبل باید‬ ‫اطالع دهد و دامپزشکی تایید کند که می‌تواند گوشت از‬ ‫شهر دیگری بیاورد‪.‬‬ ‫از دید شما‪ ،‬راهکار برای حل این معضل گرانی و‬ ‫کمبود گوشت قرمز چیست؟‬ ‫چند راهکار فرمانداری ارایه کرده است‪ .‬یکی اینکه‬ ‫پاسگاهی روبروی پاسگاه گلستان احداث شود آن هم در‬ ‫الین رفت به سمت بندرعباس‪ ،‬فقط برای کنترل ماشین‌ها‬ ‫که دامی رد و بدل نشود‪ .‬البته گلوگاه هم هست که نظارت‬ ‫می‌کند اما آن هم که در ناحیه استان هرمزگان است و ربطی‬ ‫به سیرجان ندارد و این بزرگترین عامل افزایش قیمت گوشت‬ ‫قرمز است‪ .‬به عنوان مثال اگر قیمت گوشت شتر در شهر‬ ‫کرمان ‪ 80‬هزار تومان باشد‪ ،‬در سیرجان ‪100‬هزار تومان‬ ‫است‪ .‬چون دام وجود ندارد هر کسی هم به دنبال سود بیشتر‬ ‫است‪.‬‬ ‫چه پیگیری‌هایی از خردادماه تاکنون انجام‬ ‫داده‌اید؟‬ ‫متاسفانه مشکلی که وجود دارد این است که یک دست‬ ‫صدا ندارد‪ .‬همه‌ی ارگان‌های دولتی باید همکاری کنند‬ ‫فرمانداری مصوب می‌کند و سایرین باید اجرا کنند‪ .‬به ما‬ ‫گفتند میدان دام را همجوار کشتارگاه احداث کنید که‬ ‫کلیه دام‌های زنده از سطح شهر جمع‌آوری و در یک مکان‬ ‫مشخص‪ ،‬همجوار کشتارگاه باشند که در همین رابطه از‬ ‫سوی جهاد کشاورزی یک مقدار دام در نظر گرفتند و‬ ‫ساختمان آن هم ‪ -70 60‬درصد پیشرفت داشته و امتیاز‬ ‫آب و برق هم کارهایش انجام شده که ‪ 22‬بهمن افتتاح‬ ‫می‪‌‎‬شود‪ .‬این مربوط به ماست وظیفه شهرداری‌ست که در‬ ‫حال انجام است و این که نظارت بهداشتی انجام شود و‬ ‫به مغازه‌های قصابی توزیع کند‪ .‬ولی این که جلوی قاچاق‬ ‫دام گرفته شود به عهده‌ی جهاد کشاورزی‪ ،‬دامپزشکی‪،‬‬ ‫فرمانداری و نیروی انتظامی است که باید همکاری کنند‪.‬‬ ‫از دیگرمصوبات فرمانداری بگویید‪.‬‬ ‫امروز آخرین جلسه فرمانداری در این رابطه بوده و غیر‬ ‫از احداث پاسگاه و احداث محلی برای دامداری و دامپروری‪،‬‬ ‫آگهی مزایده اموال منقول نوبت دوم‬ ‫نظر به اینکه در پرونده ‪ 970005‬اجرای احکام مدنی محکوم علیه آقای محمود علمی محکوم به پرداخت اجرت المثل از‬ ‫تاریخ ‪ 1392/08/01‬لغایت ‪ 1394/10/01‬مبلغ ‪ 200/000/000‬ريال علی الحساب در حق محکوم له آقای علیرضا سعیدی‬ ‫نژاد فرزند حسین محکوم گردیده است‪ .‬محکوم له آهن آالت ‪ 8/800‬کیلو آهن ضایعاتی که هر کیلو ‪ 25000‬ريال که توسط‬ ‫کارشناس رسمی دادگستری مبلغ ‪ 220/000/000‬ريال تعیین قیمت شده است‪ .‬مال معرفی شده در روز شنبه به تاریخ‬ ‫‪ 1397/11/06‬ساعت‪11‬ظهر از طریق مزایده در محل اجرای احکام مدنی به فروش می رسد مزایده از قیمت کارشناسی‬ ‫شروع و برنده مزایده کسی است که باالترین قیمت را پیشنهاد نماید‪10.‬درصد قیمت پیشنهادی فی المجلس از برنده اخذ‬ ‫تا در صورت انصراف پس از کسر هزینه های اجرایی مابقی به حساب درآمدهای دولت واریز می گردد‪ .‬متقاضیان می‬ ‫توانند پیشنهادهای خویش را به انضمام فیش پرداختی ‪10‬درصد مبلغ پیشنهادی (که بایدبه شماره حساب سپرده دادگستری‬ ‫‪ 2171293825007‬نزد بانک ملی واریز گردد) داخل پاکت دربسته حداکثر تا قبل از زمان برگزاری مزایده از طریق پست‬ ‫سفارشی به این اجرا ارسال یا تحویل دفتر اجرای احکام مدنی نمایند‪ .‬و روی پاکت قید نمایند مربوط به مزایده مورخه‬ ‫‪ 97/11/06‬روز شنبه می باشد و در صورت برنده شدن و انصراف ‪10‬درصد واریزی به نفع دولت ضبط می شود‪ .‬مزایده در‬ ‫صورت عدم حضور شرکت کننده تجدید می گردد‪ 5058 .‬م‪ .‬الف تاریخ انتشار‪ :‬روز چهارشنبه ‪97/10/17‬‬ ‫عباسلو ‪ -‬مدیردفتر اجرای احکام شوراهای حل اختالف سیرجان‬ ‫عکس‌ها‌‪ :‬الله خواجویی ‪/‬سخن تازه‬ ‫یک سری مصوبات دیگری هم داشت‪ .‬از جمله اینکه نرخ‬ ‫مشخصی را اداره صنعت و معدن مشخص کند که نرخ دام‬ ‫زنده مشخص باشد‪ .‬دیگر اینکه ورودی کشتارگاه هم تابلویی‬ ‫نصب شود که هر کسی وارد کشتارگاه می‌شود بداند که‬ ‫قیمت دام زنده چقدر است و قرار نباشد هر چوبدار‪ ،‬هر‬ ‫قیمتی دوست داشت بفروشد‪ .‬از دیگر مصوبات فرمانداری‬ ‫این بود که جهاد کشاورزی چند بیلبورد از شهرداری بگیرد‬ ‫و نرخ دام‌ها را بر روی آن برای اطالع شهروندان بزند که بر‬ ‫کنترل بازار تاثیر داشته باشد و مجوز ورود گوشت وارداتی‬ ‫قرمز که از کشور برزیل وارد می‌شود هم بیشتر شود‪ .‬چون‬ ‫گوشت منجمد سهمیه‌بندی هست و هر استانی سهمیه‌ای‬ ‫دارد که سهمیه‌ی استان کرمان هر ماه ‪ 100‬تن است‪ .‬و قرار‬ ‫بر این شده که یک سری رایزنی‌ها انجام دهند که سهمیه‌ی‬ ‫شهرستان سیرجان را به خاطر معضلی که دارد بیشتر کنند‬ ‫و هر ماه گوشت بیشتری وارد شهرستان کنند که این گونه‬ ‫بازار را کنترل کنند‪.‬‬ ‫مسوول کشتارگاه‪ ،‬در پایان این گونه پیش بینی کرد‪:‬‬ ‫«اگر به همین منوال پیش رود مطمئناً در آینده به مشکل‬ ‫برمی‌خوریم و شب عید هر کیلو گوشت با این وضعیت به هر‬ ‫کیلو ‪ 100‬الی ‪ 110‬تومان هم خواهد رسید‪».‬‬ ‫با روش‌های مختلفی‪ ،‬متخلفات را شناسایی‬ ‫می‌کنیم‬ ‫در ادامه با سرهنگ ایران‌نژاد فرمانده نیروی انتظامی در‬ ‫رابطه با دام قاچاق گفت‌وگو کردیم‪ .‬وی چنین توضیح داد‪:‬‬ ‫«ما وظیفه کاری خودمان را در رابطه با برخورد با افراد‬ ‫متخلف انجام می‌دهیم‪ .‬البته این افراد متخلف هم روش‌های‬ ‫مختلفی دارند‪ .‬برای شناسایی افراد متخلف‪ ،‬نیاز به همکاری‬ ‫مردم و سایردستگاه‌ها داریم‪ .‬قاعدتا دستگیری و برخورد‬ ‫با آن‌ها به عهده تشکیالت انتظامی و قضایی هست‪ .‬با‬ ‫روش‌های مختلفی کنترل می‌کنیم‪ .‬یکی از این روش‌ها‬ ‫محسوس است و غیر از این هم روش‌های دیگری در حال‬ ‫انجام است‪.‬‬ ‫این صحت دارد که تنها ‪ 5‬درصد از کل دامی که‬ ‫قاچاق می شود‪ ،‬به دام می‌افتند؟‬ ‫اصال چه کسی می‌گوید دام قاچاق می‌شود؟ خود قصاب‌ها‬ ‫و چوبدارها عامل اصلی قاچاق دام هستند‪ .‬چون هر کسی به‬ ‫نفع خودش تفسیر می‌کند‪ .‬وظیفه ما برخورد با افراد متخلف‬ ‫است و در این زمینه دستورکار داریم که به روش‌های‬ ‫مختلف هم در این زمینه به کار می گیریم‪.‬‬ ‫ولی در رابطه با آماری که گفتند‪ ،‬نمی‌دانم و اصال در این‬ ‫رابطه آماری ندارم اما با این شدت که می‌گویند وجود ندارد‪.‬‬
‫‪Sokhan_Tazeh‬‬ ‫‪telegram.me/sokhanetazeh‬‬ ‫گپی با لیال و عروسـک‌هایش در روستای خسروانی سیرجان؛‬ ‫نقد‬ ‫مکتـب نرفته‪ ،‬شعـر میگم‬ ‫لی لی به الالی کشاورزان!‬ ‫نامه‌ی یک همشهری‪ :‬این هفته فرونشست دشت‬ ‫سیرجان به خاطر برداشت بی‌رویه‌ی آب‪ ،‬خبری شد‬ ‫که سر از رسانه‌های برون‌مرزی درآورد‪ .‬تا حتا رییس‬ ‫جمهور هم معترف شود کشور با چه بحرانی در زمینه‌ی‬ ‫آب روبروست‪ .‬بحرانی که به خاطر توسعه‌ی فکر نشده‌ی‬ ‫کشاورزی در طول ‪ 40‬دهه ایجاد شده است و حاال تا از‬ ‫این دیرتر نشده باید فکری کرد وگرنه در آینده زیستن‬ ‫در این اقلیم ممکن نخواهد بود و مهاجرت سرنوشت‬ ‫شوم ما خواهد بود‪.‬‬ ‫خاموشی موتورپمپ‌ها در زمستان کمترین راهکاری بوده‬ ‫که تا کنون توسط دولت در بخش کشاورزی اعمال شده‬ ‫است که جای تقدیر دارد‪.‬‬ ‫اما کار خوب دیگر دولت‪ ،‬حذف عملی تسهیالت و‬ ‫وام‌هایی بود که پیش از این به کشاورزان اختصاص‬ ‫داده می‌شد و عموما برای توسعه‌ی سطح زیر کشت یا‬ ‫تداوم یک کشاورزی زیان‌ده به کار می‌رفت با این توجیه‬ ‫ایدئولوژیک که ما در محصوالت کشاورزی خودکفا شویم!‬ ‫خودکفایی کامل اما موقتی که به قیمت وابستگی مطلق‬ ‫و همیشگی در آینده‌ی نه چندان دور به دست می‌آمد‪.‬‬ ‫کشاورزی زیان‌ده در منطقه‌ی خشک ما تاکنون فقط با‬ ‫گرفتن انواع تسهیالت از دولت‪ ،‬تداوم یافته تا آب این‬ ‫عنصر حیاتی به حراج گذاشته شود و به جایش عده‌ای‬ ‫در کشور‪ ،‬بزرگ‌مالک شوند و حق من و شما از آب‬ ‫پول «بع ِد پسته‌ها» شود و‬ ‫گرانقیمت وطن‪ ،‬تبدیل به ِ‬ ‫همراه فرزندان این بزرگ‌مالکان جذب کشورهای غربی‬ ‫گردد‪.‬‬ ‫شما بگویید‪ ،‬آیا این عقالنیت است؟‬ ‫با این اوصاف سوال دیروز یکی از نمایندگان در مجلس‬ ‫پیرامون اینکه چرا تسهیالت کشاورزان پرداخت‬ ‫نمی‌شود‪ ،‬دلیلی جز منفعت‌طلبی شخصی دارد؟‬ ‫ی شخصی مسووالنی که می‌بایست حافظ‬ ‫منفعت‌طلب ‌ِ‬ ‫منافع ملی می‌بودند‪.‬‬ ‫‌طلبی شخصی دامن همه را گرفته‪ .‬حتا‬ ‫این منفعت ِ‬ ‫دامن روزنامه‌نگاری را‪ .‬در شماره‌ی اخیر ماهنامه‌ای در‬ ‫سیرجان نیز به اینکه وعده‌ی پرداخت تسهیالت وام‬ ‫کشاورزان به تعویق افتاده‪ ،‬ایراد گرفته شده است!‬ ‫جالب اینجاست که خود نویسنده معترف وضعیت‬ ‫خشکی هست اما در آخر به خاطر خاستگاه کشاورزیِ‬ ‫موروثی‌اش‪ ،‬نتیجه می‌گیرد کشاورزان نیاز به حمایت‬ ‫دولت دارند!‬ ‫به این هم فکر نکرده که وقتی کشاورزی در عمل‬ ‫آب‌فروشی‌ست و حراج آینده‌ی کشور‪ ،‬چرا باید دولت‬ ‫حمایت کند و این طور صنعت زیانباری را به زور‬ ‫تسهیالت زنده نگه دارد و تداوم ببخشد؟‬ ‫مگر آب زیرزمینی حق دیگرانی هم که کشاورز نیستند‬ ‫ولی اینجا زندگی می‌کنند‪ ،‬نیست؟ حق آن‌هایی که مثل‬ ‫کشاورزان بزرگ‌مالک‪ ،‬پول‌های کالن در بانک‌ها ندارند تا‬ ‫ِ‬ ‫در صورت تنش آبی‪ ،‬بتوانند مهاجرت کنند‪.‬‬ ‫‪Sokhan.Tazeh@Gmail.com‬‬ ‫‪www.SokhaneTazeh.com‬‬ ‫الله خواجویی‬ ‫وارد اتاق که می‌شوم‪ ،‬زنی را می‌بینم که در‬ ‫حال مشک زدن است و کودکی که کنارش در‬ ‫گهواره خوابیده‪ .‬کمی آن طرف‌تر زن دیگری‬ ‫با لباس محلی روی جانمازی از گلیم‪ ،‬نماز‬ ‫می‌خواند‪.‬‬ ‫تعدادی از اشیای بی‌استفاده مثل بطری و‬ ‫چوب بستی و بقایای اسباب بازی‌های شکسته‬ ‫در یک سینی بزرگ تلنبار شده‌اند‪ .‬می‌پرسم‬ ‫این‌ها به چه کارت می‌آیند؟ با دست به‬ ‫عروسک‌ها اشاره می‌کند‪« :‬همه‌ی این‌ها رو با‬ ‫وسایل دور ریختنی درست می‌کنم‪».‬‬ ‫متولدین دهه‌های پنجاه و شصت با این مدل‬ ‫عروسک‌های پارچه‌ای خاطرات زیادی دارند‬ ‫چون بیشتر دختران آن سال‌ها عروسک‌های‌شان‬ ‫را خودشان درست می‌کردند و امروز لیال بچاقچی‬ ‫یک زن ‪ 50‬ساله اهل روستای خسروانی سیرجان‬ ‫پلی به آن گذشته زده است‪ .‬او مدت‌هاست در‬ ‫اتاق خانه‌اش با مواد دور ریختنی عروسک‌های‬ ‫محلی می‌سازد‪ .‬او همچنین در لحظه شعر‬ ‫می‌گوید و اگر کسی به دلش بنشیند‪ ،‬همان‬ ‫موقع برایش شعری بداهه می‌گوید و تقدیمش‬ ‫می‌کند‪ .‬دقایقی از آمدنم نگذشته بود که خودش‬ ‫را با شعری برایم معرفی کرد‪:‬‬ ‫منم لیال بچاقچی زاده‌ی شول‬ ‫الهی طاعت هر بنده مقبول‬ ‫گزارشگر عجب باهوش و خوش رو‬ ‫بیامد پیش من مانند آهو‬ ‫خواجویی خوش ق ّد و باال‬ ‫اال‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫دخت واال‬ ‫تو را من دوست دارم‬ ‫االهی سرفراز و شاد باشی‬ ‫به مثل باغ گل آباد باشی‬ ‫چند کالس سواد داری و این شعر را‬ ‫چطور این قدر سریع گفتی؟‬ ‫به نام خالق دست و سر و جان‬ ‫فدایت می‌شوم ای حی منان‬ ‫ز ایام جوانی شعر میگم‬ ‫برای مادر پر مهر میگم‬ ‫مداوم در تالش و کار و زارم‬ ‫اگر قرآن نخوانم بیقرارم‬ ‫بسی ساختم عروس و ماکت و ببر‬ ‫الهی ده برایم حلم و هم صبر‬ ‫دلم میخواد که باشم صاحب کار‬ ‫الهی که نگردی زار و بیمار‬ ‫من تا کالس پنجم درس خواندم‪ .‬چون آن‬ ‫زمان مدارس راهنمایی فقط در شهر بود‪،‬‬ ‫خانواده‌م اجازه ندادن برای تحصیل از روستا به‬ ‫شهر برم‪ ،‬ادامه ندادم‪ .‬اما به خاطر عالقه‌ی زیادی‬ ‫که به شعر داشتم‪ ،‬هرجایی که می‌رفتم دفترم‬ ‫را می‌بردم و شعرهایی که به ذهنم می‌رسید‪،‬‬ ‫می‌نوشتم‪ .‬هنوز هم این کار رو ادامه میدم‪.‬‬ ‫به تازگی دارم معنی قرآن را به صورت شعر‬ ‫می‌نویسم‪.‬‬ ‫از جعبه‌های خالی گوشی موبایل برای‬ ‫گهواره‌ی عروسک‌ها استفاده می‌کنم‬ ‫و اگر هم جایی مهمانی برم‪ ،‬وسیله‌های‬ ‫دور ریختنی که الزم ندارند رو می‌گیرم‬ ‫و همان لحظه فکری برای ساختن یک‬ ‫عروسک یا وسیله‌های تزیینی دیگر‬ ‫برایشان پیدا می‌کنم‪ ،‬برای لباس‌های‬ ‫عروسک‌ها هم از اضاف ‌ه پارچه‌هایی‬ ‫که خیاط‌های همسایه به کارشان نمیاد‪،‬‬ ‫استفادهمی‌کنم‪.‬‬ ‫برگردیم به عروسک‌ها‪ .‬از چه زمانی‬ ‫شروع به ساختن این عروسک‌ها کردی‬ ‫و ایده‌های ساخت‌شان از کجا به ذهنت‬ ‫می‌رسد؟‬ ‫به صورت خیلی اتفاقی به ذهنم می‌رسد‪ ،‬مثال‬ ‫خیلی وقت‌ها که از کوچه رد میشم‪ ،‬چیزی به‬ ‫چشمم میاد و همون لحظه تصویری در ذهنم‬ ‫ساخته میشه که این چوب می‌تونه دست یا‬ ‫پای یک عروسک باشه یا این حلقه‌ی پالستیکی‬ ‫برای کمربند عروسک مناسبه‪ .‬از جعبه‌های‬ ‫خالی گوشی موبایل برای گهواره‌ی عروسک‌ها‬ ‫استفاده می‌کنم و اگر هم جایی مهمانی برم‪،‬‬ ‫وسیله‌های دور ریختنی که الزم ندارند رو‬ ‫می‌گیرم و همان لحظه فکری برای ساختن یک‬ ‫عروسک یا وسیله‌های تزیینی دیگر برایشان پیدا‬ ‫می‌کنم‪ ،‬برای لباس‌های عروسک‌ها هم از اضافه‌‬ ‫پارچه‌هایی که خیاط‌های همسایه به کارشان‬ ‫نمیاد‪ ،‬استفاده می‌کنم‪ .‬همین دیروز شوهرم یک‬ ‫گونی دستش گرفته بود که بیرون بیاندازه‪ ،‬همان‬ ‫لحظه احساس کردم داره دامن عروسک من رو‬ ‫میبره‪ ،‬دویدم و اون رو گرفتم و گفتم این گونی‬ ‫را بیرون ننداز‪ ،‬برای لباس عروسکم خوب است‪.‬‬ ‫چهره و اندام عروسک‌ها را هم خیلی مواقع از‬ ‫کسانی که اطرافم می‌بینم الگو می‌گیرم‪.‬‬ ‫تا بحال به فروش عروسک‌هایت و‬ ‫کسب درآمد از آن‌ها فکر کردی؟‬ ‫عروسک‌هام زیاد خواهان دارد و معموال فقط‬ ‫سالی یک بار که جشنواره‌ی گلیم برگزار میشه‪،‬‬ ‫همسایه‌ها خبرم می‌کنند‪ .‬اما بیشتر آنها را به‬ ‫دوستام و آشناهام هدیه می‌دم یا به خونه‌م میان‬ ‫و عاشقشون میشن‪ .‬میگن ما رو یاد کودکی‌مون‬ ‫میندازن که خودمان با پارچه درست می‌کردیم‬ ‫صنایع دستی‬ ‫شماره ‪543‬‬ ‫‪ 19‬دی ‪1397‬‬ ‫‪3‬‬ ‫ولی هنوز برای فروش کارهام اقدامی نکردم‪ .‬متاسفانه از‬ ‫جایی هم حمایت نشدم‪ .‬خواسته‌ام از دهیار و بخشدار‬ ‫روستای خسروانی این است که کارهام رو ببینند و از‬ ‫من حمایت کنند‪.‬‬ ‫چطور در سن پنجاه سالگی هنوز از این کار‬ ‫خسته نشدی؟‬ ‫من عاشق این کارم‪ .‬تا زمانی که یک عروسک را‬ ‫می‌سازم‪ ،‬مدام باهاش حرف می‌زنم‪ ،‬قصه میگم و‬ ‫نصیحتش می‌کنم‪ .‬همین دیروز یک عروس روا تمام‬ ‫کردم که بفرستمش به خونه‌ی بخت‪ ،‬احساس می‌کنم‬ ‫مثل بچه‌هام هستن‪ .‬وقتی دوخت یکی‌شون تموم میشه‪،‬‬ ‫چند روز نگهش می‌دارم تا وابستگیم بهش کمتر بشه و‬ ‫بعد هدیه‌اش میدم به یکی‪.‬‬ ‫در آخر اگر حرفی داری بگو‬ ‫به نام صاحب کل خالیق‬ ‫سالم تقدیم‌تان در این دقایق‬ ‫بیامد دختری خوش رو و خندان‬ ‫برایش باز گفتم درد هجران‬ ‫بگفتا رحمت حق باد بر او‬ ‫بیا از کار و از شغلت به من گو‬ ‫بگفتم الله خانم پرتالشم‬ ‫همیشه فکر امرار و معاشم‬ ‫بگیر عکسی بکن کار من افشا‬ ‫نرفتم تا کنون پابوس آقا‬ ‫دعا کن تا دهد اذن دخولم‬ ‫ببین ناراحتم خیلی ملولم‬ ‫عکس‌ه‌ا ‪ :‬الله خواجویی‪/‬سخن تازه‬ ‫آگهی مناقصـه عمومـی‬ ‫(یک مرحله ای با ارزیابی فنی)‬ ‫شمـــاره‪97/T/008 :‬‬ ‫فروشگاه زنجیره ای رزم آوران دریا‬ ‫‪ -1‬نام دستگاه برگزار کننده مناقصه‪ :‬شرکـــــت سنگ آهــــن گهـــــر زمیـــــن (سهامی عــام)‬ ‫‪-2‬شرح مختصر موضوع مناقصه‪:‬‬ ‫عملیات احداث ساختمان آزمایشگاه مرکزی‪ ،‬پمپ خانه و محوطه‬ ‫سازی سایت اداری و مهمانسرای شرکت سنگ آهن گهر زمین‬ ‫‪-3‬مدت‪ ،‬محل و برآورد اولیه اجرای کار ‪:‬‬ ‫مدت اجرای پروژه ‪ 12‬ماه بوده و برآورد عملیات اجرایی بر اساس فهارس بهای مورد استفاده‬ ‫(ابنیه‪ ،‬تاسیسات برقی و مکانیکی‪ ،‬آبیاری تحت فشار‪ ،‬آبخیزداری و منابع طبیعی) سال ‪97‬‬ ‫با اعمال ضرایب به مبلغ کل ‪( 59/870/040/580‬پنجاه و نه میلیارد و هشتصد و هفتاد‬ ‫میلیون و چهل هزار و پانصد و هشتاد) ريال و محل اجرای آن سیرجان؛ کیلومتر ‪ 60‬جاده‬ ‫شیراز‪ ،‬سایت شرکت سنگ آهن گهر زمین می باشد‪.‬‬ ‫‪-4‬شرایط مورد نیاز جهت شرکت در مناقصه (الزامی)‪:‬اسناد مناقصه صرفا به شرکتهایی فروخته‬ ‫فروش انواع مبلمان ‪ -‬لوازم خانگی ‪ -‬دکوراسیون ‪ -‬مواد غذایی و آرایشی و بهداشتی‬ ‫‪ 5‬الی ‪ 50‬درصد تخفیف‬ ‫می شوند که حداقل رتبه ‪ 4‬ساختمان(ابنیه) و ظرفیت آزاد( تعدادی و ریالی) داشته باشند‪.‬‬ ‫‪-5‬مهلت خرید اسناد و بازدید‪ :‬حداکثـــــر تــــا ساعت ‪ 16‬روز چهارشنبـــــــه ‪1397/10/26‬‬ ‫‪ -6‬محل تهیه اسناد‪ :‬شرکــــــــــــــت سنــــــــگ آهن گهـــــــــر زمیــــــــــــن به نشانـــــــی‪:‬‬ ‫تهــران‪-‬بلـوار آفریقـــا‪ ،‬خیابان آرش غربـی‪ ،‬پالک ‪ ،12‬طبقــه دوم‪ ،‬دفتر کمیسیــــون معامالت‬ ‫‪ -7‬نحوه خرید اسناد‪ :‬با مراجعه حضــــوری و ارائه اصل فیش واریزی به مبلغ ‪2/000/000‬‬ ‫ريال به شماره حساب ‪ 0111515543005‬به نام شرکت سنگ آهن گهر زمین نزد بانک‬ ‫ملــــــــی به همراه معرفی نامه کتبـــــــــــی‬ ‫‪-8‬میزان سپرده شرکت در مناقصه‪( 2/700/000/000 :‬دو میلیــــــــارد و هفتصد میلیون )‬ ‫ریــــــــال در قالب ضمانت نامه بانکی معتبر‬ ‫نوبت اول‪ - 1397/10/16 :‬نوبت دوم‪1397/10/19 :‬‬ ‫* هزینه چاپ آگهی به عهده برنده مناقصه می باشد‬ ‫شرکت سنگ آهن گهر زمین‬ ‫‪42230449‬‬ ‫‪09136362017‬‬ ‫بلــوار امام رضا ‪ /‬جنب هتــل قائم ‪ ،‬فروشگاه زنجیره ای رزم آوران دریـــا‬
‫شماره ‪543‬‬ ‫‪ 19‬دی ‪1397‬‬ ‫‪4‬‬ ‫شهر‬ ‫نگاه به معلوالن همواره نگاهی بیمارگونه بوده است‪،‬‬ ‫بیماری‌ای از جنس ترحم‪ ،‬آن هم برای افرادی که اگر‬ ‫شرایط مناسبی برای‌شان خلق شود‪ ،‬توانمندی‌های فوق‬ ‫العاده‌ای به منصه ظهور خواهند رساند‪ .‬این در حالی‌ست‬ ‫که نگاه درست نگاهی‌ست سرشار از پذیرش و طبیعی‬ ‫دانستن تفاوت‌ها و احترام به آن‌ها‪.‬‬ ‫طبق آمار سازمان بهزیستی شهرستان سیرجان ‪4809‬‬ ‫معلول ضایعه نخاعی‪ ،‬جسمی‪ ،‬ذهنی و ‪ ...‬در کنار ما زندگی‬ ‫می‌کنند که ‪ 3420‬نفر از آنان توانایی کار کردن در جامعه‬ ‫را دارا هستند اما این توانایی از آن‌ها گرفته شده است‪.‬‬ ‫شهری خالی از حضور معلوالن‬ ‫حسینی رییس سازمان بهزیستی سیرجان وضعیت را بدین‬ ‫گونه شرح می‌دهد‪ :‬باید زمینه حضور معلولین را در جامعه‬ ‫فراهم کنیم تا احساس نکنند که باری شده‌اند بر دوش‌ها‪،‬‬ ‫که افسردگی نگیرند‪ ،‬به اعتیاد نرسند و عمرشان به کوتاهی‬ ‫نکشد‪ .‬در واقع هدف بهزیستی همین است که معلول در‬ ‫جامعه و خانواده‌اش باقی بماند و پذیرفته شود‪ ،‬به سازمان‬ ‫سپرده نشود تا احساس طرد شدگی نکند‪ .‬بنابراین در‬ ‫همین راستا ما مراکز روزانه‌ی توانبخشی و حرفه آموزی‬ ‫و همچنین گروه‌های توانبخشی مبتنی بر خانواده را داریم‬ ‫تا بتوانیم به خانواده‌ی معلول و خود او این اطمینان را‬ ‫بدهیم که حتا در بدترین حالتش توانایی‌های زیادی را‬ ‫داراست‪ .‬او در ادامه می گوید‪ :‬مهم‌ترین مشکل ما در حال‬ ‫حاضر بیکاری معلوالن است‪ .‬معلولینی که ‪ %3‬از سهمیه‬ ‫استخدامی را دارند اما هربار با دالیلی چون سن نامناسب‪،‬‬ ‫تحصیالت نامربوط و گاهی با بهانه‌هایی واهی از این مهم‬ ‫مردود می‌شوند‪ .‬این در حالی‌ست که مشکل فقط به اینجا‬ ‫ختم نمی‌شود‪ .‬بیایید فرض کنیم معلولین‌مان در سازمان‬ ‫یا اداره‌ای یا‪ ...‬استخدام شدند‪ ،‬با پله‌هایی که همچون‬ ‫مانعی بزرگ بر سر راه ورود او هستند‪ ،‬چه کنیم؟ چرا که‬ ‫اکثر سازمان‌ها و اداره‌های شهرمان هیچ گونه راه شیب‌دار‬ ‫مناسب را برای معلوالن حرکتی‪ ،‬در نظر نگرفته‌اند‪.‬‬ ‫بنابراین آن چه که کاملا هویداست این است که تا به‬ ‫امروز با وجود تعداد زیادی از ساختمان‌های نامناسب برای‬ ‫معلوالن‪ ،‬پیاده‌روهای پر از مانع‪ ،‬خطوط عابر پیاده ختم‬ ‫شده به جداول‪ ،‬خطوط ویژه افراد کم بینا و نابینای موجود‬ ‫در پیاده روها که در نهایت به تیر چراغ برق می‌رسند یا‬ ‫ناگهان رها می‌شوند‪ ،‬اتوبوس‌هایی نامناسب برای معلوالن‬ ‫و ده‌ها مشکل دیگر‪ ،‬شهری بدون حضور معلوالن را به‬ ‫نظاره نشسته‌ایم‪.‬‬ ‫بررسی الیحه حمایت از حقوق معلولین‬ ‫نژادبیگلری معاون هماهنگی و امور عمرانی فرماندار‬ ‫در این باره توضیح می‌دهد‪ :‬در شهریور ماه سال ‪1394‬‬ ‫‪telegram.me/sokhanetazeh‬‬ ‫‪Sokhan_Tazeh‬‬ ‫‪Sokhan.Tazeh@Gmail.com‬‬ ‫روایتی از آنچه در‬ ‫سیرجان بر سر معلوالن می‌آید‬ ‫عکس ‪ :‬الله خواجویی‪ /‬سخن تازه‬ ‫‌‌‬ ‫یک الیحه توسط هیئت دولت در ارتباط‬ ‫با بحث حمایت از حقوق معلولین تقدیم‬ ‫مجلس شد‪ .‬پس از ‪ 2‬سال و نیم در‬ ‫اسفند ‪ 1396‬این الیحه توسط مجلس‬ ‫به تصویب رسید و به تایید شورای‬ ‫نگهبان درآمد‪ .‬در فروردین ماه ‪ 1397‬این‬ ‫مصوبه به دستگاه‌های اجرایی و شهرداری‬ ‫ابالغ شد‪ .‬فصل دوم آن به مناسب‌سازی‬ ‫دسترس‌پذیری و تردد و تحرک پرداخته‬ ‫است و ماده‌ی چهار این الیحه مشخصاً‬ ‫عنوان می‌کند که شهرداری‌ها مکلفند‬ ‫صدور پروانه احداث‪ ،‬بازسازی و پایان‬ ‫کار برای تمامی ساختمان‌ها و اماکن‬ ‫عمومی از جمله مجتمع‌های مسکونی‪،‬‬ ‫تجاری‪ ،‬اداری‪ ،‬درمانی و آموزشی را با‬ ‫رعایت ضوابط و استانداردهای مصوب‬ ‫شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و‬ ‫اصالحات و پس از آن در مورد دسترس‬ ‫پذیری افراد دارای معلولیت توسط مجری‬ ‫مشروط کنند‪ .‬در واقع شهرداری باید‬ ‫این صدور پروانه را مشروط کند به انجام‬ ‫ضوابط مناسب‌سازی که به این شرح است‪:‬‬ ‫"مناسب بودن ورودی‌های ساختمان‌ها‬ ‫برای تردد جانبازان و معلوالن‪ ،‬دارا بودن‬ ‫فضاهای بهداشتی مناسب معلوالن‪ ،‬دارا‬ ‫بودن آسانسور برای معلوالن و مناسب‬ ‫بودن سطح شیب دار‪".‬‬ ‫وی همچنین درباره آخرین جلسه‌ای‬ ‫که در رابطه با همین موضوع در هفته‌ی‬ ‫جاری برگزار شد؛ می‌گوید‪ :‬در این جلسه از‬ ‫شهرداری‌ها درخواست شده است گزارش‬ ‫آخرین اقداماتی که توسط آن‌ها برای‬ ‫کنترل رعایت ضوابط مناسب‌سازی در‬ ‫زمینه‌ی صدور پروانه و پایان کار ساختمانی‬ ‫و وضعیت برنامه‌ریزی برای رفع سد معابر‬ ‫عمومی و مناسب‌سازی پیاده‌روها و ‪ ...‬را به‬ ‫ما بدهند‪.‬‬ ‫و در آخر تصمیم به این مهم شد که‬ ‫در تمام پروژه‌های در دست اجرای‬ ‫شهرداری‌ها‪ ،‬نقشه مناسب سازی پیوست‬ ‫باشد و همچنین یک کارشناس عمران از‬ ‫بهزیستی به عنوان ناظر انتخاب شود و‬ ‫به کنترل ساختمان های در دست اجرا‬ ‫بپردازد‪ ،‬همین طور از شهرداری‌ها خواسته‬ ‫شد که این ضوابط را با کیفیت کامل انجام‬ ‫دهند چرا که گاهی سطح شیب‌دار بنا‬ ‫می‌شود اما نه تنها مناسب معلولین نیست‬ ‫بلکه شیب آن به حدی زیاد است که حتا‬ ‫برای ایشان خطر آفرین است‪.‬‬ ‫بیگلری در آخر افزود‪ :‬این الیحه یک الزام‬ ‫قانونی‌ست و ما آن را با جدیت دنبال‬ ‫خواهیم کدر‪.‬‬ ‫در راستای اجرای قانون‬ ‫در پی صحبت با معاون فرماندار‪ ،‬شهروندی‬ ‫عصبانی شکایت به فرمانداری آورد‬ ‫"شهرداری نرده‌هایی را که در پیاده رو‬ ‫محل کسب و کارم نصب کرده بودم تا‬ ‫مانعی برای ورود موتور سیکلت و ماشین‬ ‫به چنین پیاده رو عریضی شوم را از جا در‬ ‫آورده است حال از دیشب پیاده رو تبدیل‬ ‫به پارکینگ و محل عبور موتورسیکلت‌ها‬ ‫شده است"‬ ‫نژادبیگلری توضیح داده که این قانون است‬ ‫و باید تمام موانع پیاده‌روهای شهر برداشته‬ ‫شود تا مانعی در برابر عبور معلوالن قرار‬ ‫نگیرد‪ .‬اما آن شهروند قانع نشد و تاکید‬ ‫داشت که برای ایمنی محل کسب و کارش‬ ‫و در واقع جلوگیری از تردد ماشین‌ها و‬ ‫موتورها آن نرده‌ها را نصب کرده است و‬ ‫حتا جا برای عبور ویلچر باز گذاشته بوده‬ ‫است و حال نمی‌داند با پیاده‌رویی که‬ ‫اکنون با وجود چنین فرهنگ رانندگی‌ئی‬ ‫در شهرمان نامناسب‌ترین معبر برای تردد‬ ‫معلولین و حتا بقیه افراد شده است‪ ،‬چه‬ ‫باید بکند؟‬ ‫‪www.SokhaneTazeh.com‬‬ ‫دانستنی های حقوقی‬ ‫ارث‬ ‫قسمت یازدهم‪-‬ادامه دیون متوفی‬ ‫محمدکاظمسالمیپاریزی*‪:‬‬ ‫ آیا ورثه می‬‫تواند قبل از‬ ‫پرداخت دیون‬ ‫متوفی‪ ،‬در‬ ‫ترکه (اموال‬ ‫متوفی) دخل‬ ‫تصرفی‬ ‫و‬ ‫داشته باشند‬ ‫یا خیر؟‬ ‫ خیر‪ .‬قانون بیان می‌دارد که تصرفات‬‫ورثه در ترکه و اموال متوفی از قبیل‬ ‫فروش‪ ،‬انتقال‪ ،‬هبه و غیره نافذ و‬ ‫صحیح نیست مگر اینکه طلبکاران‬ ‫چنین اجازه‌ای داده باشند و یا اینکه‬ ‫کلیه دیون و بدهی متوفی پرداخت‬ ‫شده باشد‪ .‬در غیر اینصورت اگر ورثه‬ ‫نسبت به اموال متوفی دخل و تصرفی‬ ‫کرده باشند به عنوان مثال ملک‬ ‫متوفی را فروخته باشند آن معامله‬ ‫درست و صحیح نیست و طلبکاران‬ ‫حق دارند تقاضای ابطال معامله را‬ ‫از مراجع ذیصالح و ذیربط خواستار‬ ‫شوند‪ .‬ورثه اختیار دارند که بدهی‬ ‫متوفی را از مال خودشان پرداخت‬ ‫نمایند اما در این مورد الزام واجباری‬ ‫برای ورثه نیست‪ .‬بعبارت دیگر ورثه‬ ‫مجبور نیستند که بدهی متوفی را‬ ‫از مال و اموال خود پرداخت نمایند‪.‬‬ ‫پاره‌ای از مواقع فرزند متوفی به جهت‬ ‫اینکه ذمه پدر متوفی اش مشغول‬ ‫نباشد شخصا و از مال خود بدهی‬ ‫پدرش را پرداخت می نماید‪.‬‬ ‫ اگر متوفی در تاریخ فرضاً‬‫شهریور‪ 1397‬چکی را با سر رسید‬ ‫بهمن ‪1397‬صادر نموده باشد و در‬ ‫مهر ماه ‪1397‬فوت نموده باشد تکلیف‬ ‫دارنده‌ی چک چیست؟‬ ‫ ماده ‪231‬قانون امور حسبی اعالم‬‫می‌دارد دیون و بدهی‌های مدت‌دار‬ ‫دین‬ ‫متوفی بعد از فوت تبدیل به ِ‬ ‫حال می شود به عبارت دیگر چک‬ ‫مذکور که تاریخ سر رسید آن بهمن‬ ‫ماه ‪ 1397‬می باشد همزمان با فوت‬ ‫صادر کننده آن به دین حال تبدیل‬ ‫می گردد و دارنده چک ملزم نیست‬ ‫تا بهمن ماه ‪ 1397‬صبر کند بلکه‬ ‫بعد از فوت متوفی می تواند به بانک‬ ‫مراجعه نموده و پس از طی مراحل‬ ‫قانونی‪ ،‬چک را وصول و یا برگ عدم‬ ‫پرداخت چک را از بانک مطالبه و‬ ‫دریافت نماید‪.‬‬ ‫سوال‪ :‬شخص متوفی مبلغ یکصد‬ ‫میلیون تومان از شخص الف طلبکار‬ ‫است آیا بدهکاران متوفی می توانند‬ ‫جهت وصول بدهی خود علیه شخص‬ ‫الف به دادگاه شکایت نمایند و طلب‬ ‫خود را از شخص الف درخواست‬ ‫نماید؟‬ ‫ماده ‪ 235‬قانون امور حسبی تکلیف‬‫را مشخص نموده و بیان می دارد‪ ،‬در‬ ‫صورتی که اموال متوفی کافی برای‬ ‫پرداخت بدهی متوفی نباشد طلبکاران‬ ‫متوفی میتوانند بر علیه شخصی که‬ ‫به متوفی بدهکار است و یا برعلیه‬ ‫شخصی که مدعی است مالی از‬ ‫شخص متوفی در نزد اوست در مراجع‬ ‫و محاکم قضایی ذیصالح اقامه دعوی‬ ‫نماید و پس از اثبات موضوع‪ ،‬طلب‬ ‫خود را از شخصی که به متوفی بدهکار‬ ‫است و یا از شخصی که مالی از متوفی‬ ‫در نزد او است‪ ،‬وصول نمایند‪.‬‬ ‫در سهم االرث طبقات سه گانه‬ ‫همانطور که در شماره‌های قبل‬ ‫عنوان گردیده‪ ،‬وراث نسبی (اقوام و‬ ‫خویشاوندان متوفی) از نظر ارث به‬ ‫سه طبقه تقسیم می‌شوند‪:‬‬ ‫طبقه اول‪ :‬پدر و مادر‪ ،‬اوالد و اوال ِد‬ ‫اوالد‬ ‫طبقه دوم‪ :‬اجداد‪ ،‬برادر و خواهر و‬ ‫اوالد آنها‬ ‫طبقه سوم‪ :‬اعمام وعمات و اخوال و‬ ‫خاالت و اوالد آنها‬ ‫*‬ ‫ادامه دارد‪...‬‬ ‫سردفتر اسناد رسمی‬
‫شماره‪543‬‬ ‫‪ 19‬دی ‪1397‬‬ ‫جهانگیری‪ :‬قول می‌دهم با متام وجود مبانم‬ ‫‪5‬‬ ‫‪:‬یعنی تا حاال فقط بخشی از وجودت رو نثار مشکالت مملکت می‌کردی؟‬ ‫حماسه آفرینی در یکی ازخونه باغ‌های سیرجون‬ ‫ناصر صبحی‬ ‫بازم برگشتیم صدر جدول!‬ ‫سیرجان که روزی به مدد اخبار فسادهای مالی و‬ ‫جیرجیرک‌خوری و امثال این‌ها در صدر جدول بود‪ ،‬متاسفانه‬ ‫مدتی با اخبار سوسول‌واری نظیر شهر جهانی گلیم و یا جشنواره‬ ‫داستان آهن‪ ،‬افت کرده بود اما به مدد غیرت یک جوان سیرجانی‬ ‫روی عشقش و کتک زدن یک دختر دوباره به صدر جدول‬ ‫بازگشت! به جز کانال‌های خبری‪ ،‬تا حاال حداقل ‪ 17‬تا جوک‬ ‫متفاوت در این مورد توی شبکه‌های مجازی دیدم و اوضاع طوری‬ ‫شده که تا اسم سیرجان میاد‪ ،‬باقی مردم ایران شروع میکنن‬ ‫جیغ کشیدن!‬ ‫اما انتشار این خبر باعث برخی عوارض شده‪ .‬به طور مثال گویا‬ ‫در حالی‌که قرار بود فردا اختتامیه‌ی جشنواره آهن برگزار بشه‪،‬‬ ‫داستان‌نویسان کشوری با ارسال یک پیام اعالم کردن‪ :‬ما نمی‌یایم‬ ‫سیرجان! شما الکی میگین اختتامیه‌س‪ ،‬میخواین ما رو بزنین!‬ ‫از طرفی شنیده شده برخی توی گل‌گهر تصمیم گرفتن با الهام‬ ‫از این پسر‪ ،‬هیات مدیره‌ی گل‌گهر رو که به عشق‌شون توهین‬ ‫کردن و میخوان برکنارش کنن‪ ،‬دعوت کنن سیرجان تا کتک‌شون‬ ‫بزنن!‬ ‫از طرف دیگه برخی از مردم هم رفتن سراغ جناب حسن‌پور و‬ ‫از ایشون خواستن چند تا از مسووالن کشور رو دعوت کنه خونه‬ ‫نکنه‪ ،‬من استعفا میدم و برمیگردم چاله میدون‪ ،‬به‬ ‫جوانان مشتاق قم ‌هکِشی آموزش میدم!‬ ‫بازجو‪ :‬پس ماجرا چی بوده؟‬ ‫‪ :‬ما متوجه موارد مشکوکی در این آدم شدیم‪.‬‬‫مثال ریش نامرتب داشت که نشون میده به طالبان‬ ‫عالقه داره یا خیلی چاقه که بدون شک ناشی از باال‬ ‫کشیدن پول بیت‌المال و اختالس هست و همیشه‬ ‫هم لباس آستین کوتاه میپوشه که نشون میده به‬ ‫دنبال ترویج فرهنگ منحط برهنه‌گی در سیرجانه!‬ ‫‪:‬کاشکی خداوند از این توفیق‌های میلیاردی به ما می‌داد‬ ‫باغ تا بیان بزنن‌شون بلکه دل‌شون خنک شه!‬ ‫همچنین تعدادی از نیروهای تندرو با تهیه‌ی الیحه‌ای به‬ ‫شورای نگهبان پیشنهاد دادن از این به بعد برای تایید صالحیت‬ ‫کاندیداها از خونه باغ استفاده کنن!‬ ‫و در نهایت مرحومان حسین‌خان بچاقچی و جالل جنگ با‬ ‫ارسال نامه‌ای از آن دنیا به ثبت احوال با اشاره به ماجرای این‬ ‫پسره‪ ،‬خواستار لغو تابعیت سیرجانی خود شدن و در انتها افزودن‪:‬‬ ‫بابا ما آبرو داریم!‬ ‫شعر طنز‬ ‫هم‪ ،‬که اِی ‪...‬‬ ‫حمید نیـک نفـس‬ ‫شوروی و پسر سیرجانی!‬ ‫حیف این پسر سیرجونی که دختره رو به خاطر یه فحش کشید‬ ‫توی خونه باغ و کتکش زد‪ ،‬چند دهه دیر به دنیا اومد وگرنه کاملا‬ ‫قابلیت اینو داشت که به عنوان نیروی «ک‪.‬گ‪.‬ب» استخدام شه‬ ‫و بفرستن‌ش سراغ اونایی که به حکومت فحش میدادن یا انتقاد‬ ‫میکردن تا ببرت‌شون خونه باغ!‬ ‫دستگیریمامورخودسرسخـن‌تازه‬ ‫همون‌طور که میدونین اخیرا اسماعیل بخشی؛‬ ‫فعال حقوق کارگری گفته که در دوران بازداشت‬ ‫شکنجه شده‪ .‬افکار عمومی واکنش شدیدی به‬ ‫این موضوع نشون دادن و بالفاصله مجلس و قوه‌ی‬ ‫قضاییه و چند تا ارگان و نهاد و سازمان وارد قضیه‬ ‫شدن‪.‬‬ ‫به هر حال ما نمیدونیم واقعیت ماجرا چیه و آیا‬ ‫اون بیرون یا به عبارتی اون داخل شکنجه‌ای اتفاق‬ ‫افتاده یا نه اما در داخل سخن‌تازه‪ ،‬اخیرا طی یک‬ ‫عملیات پیچیده موفق شدیم یک مامور خودسر‬ ‫شکنجه‌گر رو شناسایی کنیم که جهت شفاف‌سازی‪،‬‬ ‫متن بازجویی ایشون رو منتشر می‌کنیم‪:‬‬ ‫بازجو‪ :‬اسمت چیه؟‬ ‫‪ :‬داریوش ناصر‪ .‬اسم شما چیه؟‬‫بازجو‪ :‬ادای برره رو در نیار‪ .‬شما به دلیل‬ ‫شکایت آقای ناصر صبحی بازداشت شدی‪.‬‬ ‫ایشون ادعا کردن که شما با هجوم به منزل‬ ‫ایشون‪ ،‬ایشونو مورد ضرب و شتم قرار دادی‪.‬‬ ‫این اتهام رو قبول داری؟‬ ‫‪ :‬به هیچ عنوان‪ .‬ایشون داره برای تخریب‬‫سخن‌تازه سیاه نمایی میکنه!‬ ‫بازجو‪ :‬فیلمت هست که داری میزنیش!‬ ‫‪ :‬بنده هرگونه وجود خودمو در اون فیلم تکذیب‬‫میکنم‪ .‬این فیلم با فتوشاپ همگام‌سازی تصاویر و‬ ‫کلمات توسط عوامل خودفروخت ‌ه دستکاری شده و‬ ‫اگه وزیر ارشاد همین امروز ناصر صبحی رو اخراج‬ ‫تقی زاده‪ :‬خداوند به من توفیق خدمت داده‪ ،‬استعفا منی‌دهم‬ ‫بنابراین ما نتیجه گرفتیم که ایشون احتماال مامور‬ ‫نشریات رقیبه که برای اخالل‌گری‪ ،‬سیاه‌نمایی و‬ ‫ساماندهی تجمعات اعتراضی در سخن‌تازه فعالیت‬ ‫میکنه‪ .‬در حقیقت ایشون مجری پروژه‌ی فتنه‌ی‬ ‫‪ 97‬در سخن‌تازه بود‪ .‬به همین دلیل ریختیم‬ ‫خونه‌ش!‬ ‫بازجو‪ :‬شما از سردبیر سخن‌تازه حکم‬ ‫بازرسی خونه‌ی ایشون رو داشتین؟!‬ ‫‪ :-‬حکم نمیخواد که! اگه شواهد مورد نظر رو پیدا‬ ‫کاریکاتور‪ :‬پروانه ایزدخواست‬ ‫میکردیم که معلوم بود حق با ماست و دیگه حکم‬ ‫الزم نیست‪ .‬اگه هم پیدا نمیکردیم‪ ،‬نشون میداد فرد‬ ‫مورد نظر شواهد رو خوب مخفی کرده‪ ،‬در نتیجه‬ ‫یک ساعت بعد دوباره میریختیم خونه‌ش‪ .‬انقدر‬ ‫میریختیم خونه‌ش تا یه چیزی پیدا کنیم!‬ ‫بازجو‪ :‬این روش جواب میده؟!‬ ‫‪ :‬بله! مورد بوده از بس ریختیم خونه‌ی طرف‪،‬‬‫اومده گفته دهنمو سرویس کردین‪ .‬هر چی‬ ‫میخواین اعتراف میکنم! البته در مواردی هم که‬ ‫طرف مقاومت میکرده و ما چیزی پیدا نمیکردیم‪،‬‬ ‫برای حفظ آبروی سخن‌تازه که اوجب واجباته‪،‬‬ ‫خودمون یه چیزی جاساز میکردیم!‬ ‫بازجو‪ :‬در مواردی که چیزی پیدا نمیکردین‪،‬‬ ‫بابت یورش به خونه‌ی سوژه چی میگفتین؟‬ ‫‪ :‬میگفتیم اومده بودیم یه موز برداریم!‬‫بازجو‪ :‬بسیار ُخب‪ ،‬برگردیم سر موضوع‬ ‫اصلی‪ .‬آقای ناصر صبحی ادعا کردن که به‬ ‫محض باز کردن در‪ ،‬شما اونو مورد ضرب و شتم‬ ‫قرار دادید‪ .‬حقیقت داره؟‬ ‫‪ :‬ابدا! ایشون سعی کرد من رو تهدید و تطمیع‬‫کنه و من ناچار به واکنش فیزیکی شدم!‬ ‫بازجو‪ :‬چه طوری شما رو تطمیع و تهدید‬ ‫کرد؟‬ ‫‪ :‬گفت سالم!‬‫بازجو‪ :‬مگه سالم تطمیع و تهدیده؟‬ ‫‪ :‬بله دیگه‪ .‬اگه جواب سالم رو ندم‪ ،‬گناه کردم‬‫و میرم جهنم پس تهدیده! اگه جواب سالم رو بدم‪،‬‬ ‫ثواب بردم و میرم بهشت که پس تطمیعه! یعنی‬ ‫خواسته رشوه بده!‬ ‫بازجو‪ :‬حاال این یه بار هیچی اما ایشون ادعا‬ ‫کردن که شما همچنان میزدیش!‬ ‫‪ :‬اون ضرب و شتم کاملا قانونی بود‪ .‬طبق قانون‬‫اگه فردی در مقابل مامور مقاومت کنه‪ ،‬میشه‬ ‫برخورد فیزیکی کرد!‬ ‫بازجو‪ :‬چه جوری مقاومت کرد؟‬ ‫‪ :‬من میخواستم دست‌شو بپیچونم و بشکونم‬‫ولی نمیذاشت!‬ ‫بازجو‪ :‬ایشون میگن حتا بعد از این‌که دست‬ ‫و پاشو بستی‪ ،‬بازم میزدیش!‬ ‫‪ :‬نمیزدم! خاکی شده بود‪ ،‬داشتم می‌تکوندمش!‬‫بازجو‪ :‬پس شما هرگونه ضرب و شتم رو‬ ‫تکدیبمیکنید؟‬ ‫‪ :‬دقیقا‪ .‬من به جای ضرب و شتم از بازجویی‬‫فنی استفاده میکنم‪ .‬مثال روش بازجوی خوب و‬ ‫بازجوی بد!‬ ‫بازجو‪ :‬شما که یه نفر بودی‪ ،‬چطوری همزمان‬ ‫نقش دو نفر رو باری میکردی؟‬ ‫‪ :‬اینجوری که اول بازجوی بد بودم و مثال‬‫میگفتم زود باش بگو کجاس تا عصبانی نشدم‪.‬‬ ‫بعد دست‌مو روی سیبیلم میذاشتم که ایشون منو‬ ‫شناسایی نکنه و نقش بازجوی خوبو بازی میکردم‬ ‫و میگفتم پسرم! چرا نمیگی کجاست عزیزم؟ اگه‬ ‫بگی کجاس برات کوکاکوال و جوجه کباب میخرما!‬ ‫بازجو‪ :‬ایشون میگن اصال نمیدونستن شما‬ ‫چی میخواین!‬ ‫‪ :‬باالخره در هر عملیاتی درصدی از خطا وجود‬‫داره‪ .‬متاسفانه یادم رفته بود به ایشون بگم دنبال‬ ‫چی میگردم!‬ ‫بازجو‪ :‬حاال دنبال چی میگشتین؟‬ ‫‪ :-‬مطلب این هفته‌ی سخن‌تازه!‬ ‫آگهی‌های خیلی خیلی ویژه‬ ‫چاپ آگهی زور زورکی‬ ‫نیازمند اجاره‬ ‫چاپ آگهی شما در اسرع وقت بدون اطالع شما‬ ‫به یک خونه باغ ترجیحا در جایی پرت همراه با دو‬ ‫فروند رفیقِ باب ‪ ،‬جهت ُگرده َ‌کن کردن دختران‬ ‫همراه با اشانتیون ختنه رایگان‬ ‫فریب خورده نیازمندیم‪.‬‬ ‫با فاکتور یک دهم قیمت‪ ،‬در عین شرافت‬ ‫مکان‌سنجیمسووالن!‬ ‫خری‌داریم‬ ‫ضایعات فکری شما را خریداریم‪.‬‬ ‫‪ -‬لیوان َزهرآب مخصوص استادیوم‬ ‫قفل بند دست دوم زبون مادرشوهر ‪ -‬مهره چشم زخم‬ ‫‪ -‬زاغ نمک و آوی ِز کهنه‌ی دشتی‬ ‫نشریه بسیار وزین آماده‌خوران‬ ‫متقاضیان حضورا و شخصا به ‪4‬کوچه‌ی ما مراجعه نمایند‬ ‫روشن فکر از جا در ر فته‬ ‫تقدیر و تشکر‬ ‫تقدیر و تشکر‬ ‫فروشی‬ ‫«مسوولین دور اندیش پروژه فاضالب شهری سیرجان»‬ ‫بر خود الزم دانستیم از ‪20‬هزار فعال همیشه در‬ ‫برخود الزم می‌دانیم از شما عزیزان به خاطر داغون شدن‬ ‫زیربندی ماشین‌های ملت کمال دستتون درد نکنه و خدا‬ ‫خیرتون بده را به عمل بیاوریم‬ ‫اتحادیه شکست و بست و زیربندی کاران‬ ‫صحنه که در چشم به هم زدنی پیج "جوان خونه باغی"‬ ‫شهرمان را فالوو کردند تشکر نماییم‪.‬‬ ‫از طرف بهانه گیران فیلترینگ اینستاگرام‬ ‫آگهـی مزایده عمومـی یک مرحله ای‬ ‫دستگاه مزایده گزار‬ ‫دانشکده علوم پزشکی سیرجان‬ ‫موضوع مزایده‬ ‫واگذاری امور پارکینگ بیمارستان امام رضا (ع)‬ ‫برآورد یکساله‬ ‫مبلغ به عدد‪ 240/000/000 :‬ریال ‪( -‬بحروف ‪ :‬دویست و چهل میلیون ریال)‬ ‫تضمین شرکت در مزایده‬ ‫مبلغ‪ 12/000/000 :‬ريال (دوازده میلیون ریال)‬ ‫دریافت اسناد از تاریخ درج آگهی‬ ‫لغایت ساعت ‪ 14‬روز چهارشنبه مورخ ‪97/10/26:‬‬ ‫نوع تضمین شرکت در مناقصه‪ :‬واریز نقدی ‪/‬ضمانت نامه بانکی‬ ‫الف)‪ http//:www.sirums.ac.ir :‬آدرس سایت دانشکده علوم پزشکی سیرجان‬ ‫ب)‪ :‬پایگاه ملی مناقصات ‪http:// iets.mporg.ir‬‬ ‫آخرین مهلت تحویل پیشنهادها ‪:‬‬ ‫تا ساعت ‪ 14‬روز دوشنبه‬ ‫مورخ ‪97/11/08‬‬ ‫محل تسلیم پیشنهادها ‪:‬‬ ‫موتول ایژ قدیمی خورجین دار ‪ -‬بدون سند ‪ -‬سه‬ ‫گانه سوز‪ -‬الستیک ‪ 5‬درصد ‪ -‬بیمه تا صباپسین دم‬ ‫زرده ‪ -‬بدون ضفط‪ ،‬به فروش نمی رسد‪ .‬مادرم نمیله‬ ‫بفروشمش‪ .‬فقط آگهی دادم که دق‌تون بدم‬ ‫قارداش دندون طال‬ ‫متاسفانه یکی‬ ‫از نقاط ضعف‬ ‫مسووالن سیرجانی‬ ‫نصب نبودن نرم‌افزار‬ ‫مکان‌سنجی روی این‬ ‫بزرگواران است! مثال‬ ‫عزیزان در راستای‬ ‫حل معضل ترافیک‬ ‫و با توجه به گره کور‬ ‫ترافیکی در خیابان‬ ‫شریعتی‪ ،‬نصیری‪،‬‬ ‫میدان شهرداری تا‬ ‫گیتی‌نورد‪ ،‬بخشی‬ ‫از خیابان سعیدی‬ ‫کاریکاتور‪ :‬محسن ظریفیان‬ ‫و ولیعصر و‪ ...‬به این‬ ‫نتیجه رسیدن که باید‬ ‫توی میدان امام تقاطع غیرهمسطح زده شود!‬ ‫تنها نکته‌ی مثبت ماجرا اینه که مسووالن شهر در راستای شفاف‌سازی و‬ ‫گردش آزاد اطالعات تصمیم گرفتن به جای زیرگذر که توش ماشینا معلوم‬ ‫نیستن از روگذر که توش ماشینا معلومن استفاده کنن!‬ ‫کلینیک ساختمانی برادران توفیق‬ ‫نقد و اقساط با شرایط ویژه‬ ‫برترین برندهای؛‬ ‫کاغذ دیواری ‪ -‬پارکت‪ -‬کف پوش‪PVC -‬‬ ‫نقاشی ساختمان و اجرای کابینت‬ ‫سیرجان بلوار سید جمال ‪ ،‬جنب پارک ترافیک‪ ،‬دانشکده علوم پزشکی‬ ‫گشایش پیشنهادها‬ ‫ساعت ‪ 14‬روز سه شنبه مورخ ‪97/11/09‬‬ ‫ضمنا جلسه توجیهی در ساعت ‪ 10‬روز دوشنبه مورخ ‪97/11/01‬‬ ‫در محل دفتر اداره خدمات پشتیبانی دانشکده علوم پزشکی سیرجان برگزار خواهد شد‪.‬‬ ‫*هزینه درج آگهی بر عهده برنده مزایده می باشد‪.‬‬ ‫روابط عمومی دانشکده علوم پزشکی سیرجان‬ ‫دیدنت را طالبم‪ ،‬حتی عبوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫وا ِی گر قسمت شود گاهی حضوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫خواب دیدم در بهشت و گر ِم ا ِین قیلوله ام‬ ‫نه ِر شیر و داخلش غلمان و حوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫نا ِز حوری هاِی ا ِین جا را نمی یابد کشید‬ ‫حال زوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫تازه گاهی می رسد یک ِ‬ ‫حوریِ پیری نصیبم شد‪ ،‬خدا ِیا مرهمی ‪...‬‬ ‫من که می سازم به ا ِین مادا ِم کوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫کورو لنگ و طاس و بدترکیب و قد‪ّ ،‬ال ُکلنگ!‬ ‫چشم و چا ِر خوشگلش باباِی قوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫هر که را بینی در ا ِین ج ّنت مکان‪ ،‬دارد نمک‬ ‫می رود باال کمی مقدا ِر شوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫شیر مرغ و جان آدم گر بخواهی حاضر است‬ ‫هر که دارد فی المثل کاری ضروری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫رفته باال روسری تا پشتِ گردن هاِیشان‬ ‫ُمد شود فردا اگر شلوا ِر توری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫گرچه فرمودی به مو‪ ،‬قدری صبوری کن‪ ،‬ولی‬ ‫می شود خنگی کند ا ِینجا صبوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫در بهشت از بختِ بد مادر عیالم نیز هست!‬ ‫وا ِی اگر قسمت شود ا ِین در ِد دوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫گر نبیند بنده را با حور و غلمان بهتر است‬ ‫سال نوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫دور اگر از ما شود صد ِ‬ ‫گرچه زیبا نیست ‪ ،‬ا ّما ناقال همواره هست‬ ‫اول اعضاِی ژوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪! ...‬‬ ‫انتخاب ِ‬ ‫تاپشان تی تاپ و لب قیطان و ابرو گربه ا ِی!‬ ‫احوال مشتاقان چه جوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫می شود‬ ‫ِ‬ ‫رفته غلمان تا بیارد دیس اکبر جوجه را‬ ‫اهل کرمان ‪ :‬ل ِ‬ ‫ِنگ چوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫یا به ِ‬ ‫قول ِ‬ ‫الاقل آجر نمی کردش کسی از بنده را‬ ‫نانمان در روغن و باشد تنوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫جلوه بر محراب و منبر هم در آنجا می کنند‪.‬‬ ‫زاهدان مفتی و ُو ّعاظِ سوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫ِ‬ ‫من مدویم (سوسک) ا ّما مادرم با خنده گفت‬ ‫دست و پاِی خوشگلی دارم بلوری هم‪ ،‬که ا ِی ‪...‬‬ ‫خیابان دهخدای جنوبی ‪ -‬جنب لوازم یکبار مصرف شریف‬ ‫‪0913 663 3200 - 0913 636 3600‬‬
‫‪Sokhan_Tazeh‬‬ ‫‪telegram.me/sokhanetazeh‬‬ ‫سخن شما‬ ‫سامانه پیامکی ‪3000990061‬‬ ‫مسئوليني كه پس از بازنشستگي‬ ‫حاضر نميشوند پست خود را ترك‬ ‫كنند و به هر طريق كه شده كماكان‬ ‫سعي در حفظ آن هستند همگي آنها‬ ‫شيفته خدمت به نظام مقدس اند!!‬ ‫و هيچ چشم داشتي به حقوقهاي‬ ‫آنچناني كه تاكنون به جيب زده اند‬ ‫و همچنان نيز ميتواند ادامه داشته‬ ‫باشد ندارند!! ولي واقعأ دل كندن‬ ‫از اين خدمت خالصانه سخت است‬ ‫‪0114‬‬ ‫به جاي برداشتن نرده ها ي بين‬ ‫مسئولين و مردم در نمازجمعه نرده‬ ‫هاي ايجادشده از حقوقها ودريافتي‬ ‫هاي مسئولين و زندگي تجمالتي‬ ‫شان واختالف طبقاتي ايجاد شده‬ ‫با مردم كه اكثريت جامعه كارگر‬ ‫وكارمند هستند بكاهيد‪ .‬حذف نرده‬ ‫هاي نماز جمعه هيچ تاثيري بر‬ ‫زندگي مردم ندارد كه روي آن مانور‬ ‫ميدهيد ‪0114‬‬ ‫كوچ عروس ها و دامادها به‬ ‫خانه پدر و مادرها گراني اجاره خانه‬ ‫سر به فلك كشيده و مستاجرمجبورند‬ ‫از باقي هزينه هاصرف نظر كنند تا‬ ‫بتوانند كرايه خانه را بدهند ‪5018‬‬ ‫سالم‪.‬خيابان خواجو كوچه بغل‬ ‫ساختمان پليس‪ 10+‬مدت يكماه‬ ‫هست براي حفاري فاضالب كنده‬ ‫كاري شده و شده مثل چاله سرويس‬ ‫خواهشا شهرداري براي بازسازيش‬ ‫فكري بردارد ‪3236‬‬ ‫بازار مسكن به كما خواهد رفت‬ ‫كاهش شديد جمعيت وعدم تقاضا‬ ‫در اينده و مشكالت وافزايش هزينه‬ ‫خانوارها وعدم ميل به ازدواج و از‬ ‫همه مهمتر بحران اب داليل قوي بر‬ ‫افت بازار زمين و مسكن خو اهد بود ‬ ‫‪5018‬‬ ‫سخن شما‬ ‫مسئولين شهرستان خصوصأ‬ ‫مسئولين شوراي ترافيك و راهنمايي‬ ‫ورانندگي اگرگوش شنوايي وچشم‬ ‫بينايي دارند چراغ راهنما ميدان‬ ‫بالل رافعال كنند خيلي مواقع دراين‬ ‫تقاطع عالوه برتصادف نبود چراغ‬ ‫راهنماي فعال باعث ترافيك وبي‬ ‫نظمي خودروها و رانندگان در اين‬ ‫ميدان مي شود خواهشأ رسيدگي‬ ‫كنيد واقدام الزم جهت رفع ترافيك‬ ‫وكاهش تصادف دراين ميدان يا‬ ‫تقاطع مبذول فرماييد يك شهروند ‬ ‫‪0114‬‬ ‫یکی از مشکالتی که اغلب در‬ ‫سطح شهر باهاش برخورد می‌کنیم‪،‬‬ ‫نبود پل مناسب بین جوی آب‬ ‫خیابان‌های شهرمانه‪.‬‬ ‫متاسفانه اگر هم پلی هست‬ ‫استاندارد نیست‪ ،‬مخصوصا برای‬ ‫بانوان که کفش‌های پاشنه بلند‬ ‫می‌پوشند‪ .‬ای کاش به این موضوع‬ ‫رسیدگی شود‪4521.‬‬ ‫این چه وضعیت رانندگی توی‬ ‫سیرجانه‪ .‬سوبله پارک کردن و چراغ‬ ‫قرمز رد کردن و سبقت ممنوع گرفتن‬ ‫که دیگه امری عادی شده‪ .‬ای کاش‬ ‫ترتیبی فراهم می‌شد که در زمینه‬ ‫رانندگی شهرستان فرهنگ سازی‬ ‫شود‪ .‬شهر سیرجان نسبت به اکثر‬ ‫شهرهای مجاور از وضعیت مناسبی‬ ‫در رانندگی برخوردار نیست و تو این‬ ‫زمینه هم مانند موارد منفی دیگر‬ ‫زبان زد خاص و عام هستیم‪.‬‬ ‫‪1423‬‬ ‫ابتدای پل دفاع مقدس شاهد‬ ‫پارک همه روزه ماشین هایزسنگین‬ ‫برای استراحت هستیم که متاسفانه‬ ‫باعث ایجاد ترافیک و خطر برای دیگر‬ ‫رانندگان می‌شود‪8740.‬‬ ‫نامه وارده‬ ‫خبری که حال شهرم را بد کرد‬ ‫معموال وقتی که نام شهرت را به‬ ‫مناسبتی مانند افتخار آفرینی در‬ ‫کنکور‪ ،‬المپیادها‪ ،‬میادین ورزشی و‬ ‫هنری و یا کسب مراتب باالی مدیریتی‬ ‫توسط یک همشهری در رسانه ملی‬ ‫اعالم میکنند حس غرور مانندی حالت‬ ‫را خوب می کند‪ ،‬حال همه شهروندان‬ ‫حال شهرت را خوب می‌کند‪.‬‬ ‫اما این بار بر عکس همیشه وقتی‬ ‫اخبار ‪ 30/20‬دوشنبه شب شبکه دو‬ ‫سیما خبر ضرب و شتم دخترکی را‬ ‫توسط جوان سیرجانی پخش میکرد‬ ‫ناخودآگاه احساس شرمندگی کردم‪،‬‬ ‫حالم بد شد به اطرافم که نگاه کردم‬ ‫همه دلخور شده بودند‪ .‬همه کسانی‬ ‫که این خبر را شنیده بودند خاطرشان‬ ‫آزرده بود‪ .‬بنابراین امیر بازیگر نقش اول‬ ‫این فیلم کوتاه تنها به آن دخترک ظلم‬ ‫نکرده بود بلکه سوهان روح شهروندانی‬ ‫شده که برای لحظاتی هر چند کوتاه‬ ‫حسی شبیه شرمندگی آزارشان داده و‬ ‫او به اندازه جمع این لحظات که زمانی‬ ‫بس طوالنی میشود باعث آزردگی‬ ‫خاطر همشهریان خودش شده است‬ ‫و این جرم کمی نیست‪ .‬حاال سوال‬ ‫این جاست آیا مسئولیت این فاجعه‬ ‫تنها متوجه امیر است؟ والدینی که اورا‬ ‫پرورده اند‪ ،‬معلمینی که او را آموخته‬ ‫اند‪ ،‬جامعه ای که به او پر و بال داده‬ ‫است و در نهایت فضای مجازی هر‬ ‫کدام چند درصد مقصرند‪ .‬پاسخ این‬ ‫پرسش وظیفه اساتید و صاحبنظران‬ ‫اهل فن می باشد که با واکاوی علل‬ ‫و انگیزه های اینگونه بد اخالقیها افکار‬ ‫عمومی را آگاه کنند و برای تکرار‬ ‫نشدن آنها ارائه طریق نمایند ‪ .‬قطعا اگر‬ ‫از کنار چنین قضایایی بی تفاوت عبور‬ ‫کنیم همگی مسوولیم‪.‬‬ ‫احمدعلی ناظری‬ ‫‪Sokhan.Tazeh@Gmail.com‬‬ ‫رویداد‬ ‫‪www.SokhaneTazeh.com‬‬ ‫شماره‪543‬‬ ‫‪ 19‬دی ‪1397‬‬ ‫‪7‬‬ ‫فیلمی که بار دیگر سیرجان را بدنام کرد‬ ‫بار دیگر ندانم‌کاری یک نفر‪ ،‬آبروی‬ ‫کل یک شهر را به بازی گرفت‪ .‬حال آنکه‬ ‫تاکنون کسی اتفاقاتی مثل اسیدپاشی‬ ‫و قتل را به نام کل تهران ننوشته‬ ‫است اما این بار هم برخی رسانه‌های‬ ‫پایتخت از اخبار بیست و سی گرفته تا‬ ‫برخی نشریات و فضای مجازی‪ ،‬خبری‬ ‫ناخوشایند درباره‌ی یک شهرستان را‬ ‫به فرهنگ همه‌ی مردم یک شهر ربط‬ ‫دادند! حتا برخی مردم در فضای مجازی‬ ‫با نگاه از باال به پایین‪ ،‬از کوره دهاتی به‬ ‫نام سیرجان حرف زدند که جای ماندن‬ ‫نیست و فقط باید به سرعت ازشهرش‬ ‫رد شد!‬ ‫انتشار فیلمی از آزار و اذیت دختری‬ ‫نوجوان‪# ،‬سیرجان را تک کرد‪.‬‬ ‫اتفاقی که روز جمعه افتاد و بعد از آنکه‬ ‫مجرم فیلم را در اینستاگرامش به اشتراک‬ ‫گذاشت و همه از این جنایت با خبر شدند‬ ‫تا جایی که حتا رسانه‌های آن سوی مرز‬ ‫هم به این موضوع پرداختند‪ .‬ماجرای فیلم‬ ‫از این قرار بود‪ ،‬در ابتدای فیلم پسر جوان‬ ‫در حال وارد شدن به یک خانه باغ است‪.‬‬ ‫او می‌گوید‪« :‬این به من و عشقم فحش‬ ‫داده‪ ،‬از تهران کشوندمش سیرجان در‬ ‫یک خانه باغ‪ .‬االن هم داره میاد دم در‪».‬‬ ‫در همین لحظه دختری در را باز می‌کند‬ ‫و این پسر جوان داخل می‌رود و پس از‬ ‫ورود دختر را به شدت مورد ضرب و شتم‬ ‫قرار می‌دهد‪ .‬دختر هم التماس می‌کند‪.‬‬ ‫یک نفر هم از این صحنه‌ها فیلم می‌گیرد‪.‬‬ ‫چند دقیقه‌ای دختر زیر دست و پای پسر‬ ‫لگدمال می‌شود و در آخر فیلم‪ ،‬پسر از‬ ‫دختر می‌خواهد خودش را روی بوته‌ی‬ ‫آدور بیاندازد! فیلم با این صحنه پایان‬ ‫می‌یابد‪.‬‬ ‫اما دو پسر نوجوان ندانم‌کار با اشتراک‬ ‫گذاشتن فیلم در شبکه‌های اجتماعی در‬ ‫عرض ‪ 3‬ساعت توسط پلیس فتا شناسایی‬ ‫و دستگیر شدند‪ .‬محسن نیک‌ورز‪،‬‬ ‫دادستان سیرجان در این رابطه گفت‪ :‬روز‬ ‫جمعه ‪ 14‬دی ماه کارگروه رصد فضای‬ ‫مجازی در شهرستان مطلع می‌شود‬ ‫که فیلم آزار و اذیت دختر نوجوانی در‬ ‫فضای مجازی در حال پخش است و با‬ ‫توجه به محتوای فیلم به صورت ویژه و‬ ‫فوری در حالی که هنوز چند ساعت از‬ ‫بارگذاری فیلم نگذشته بود ‪ ،‬مته ِم اصلی‬ ‫(امیر‪ .‬ک) همراه با فردی به نام (محمد‪.‬‬ ‫ی) که اقدام به فیلم برداری کرده بودند‪،‬‬ ‫در مخفیگاه‏شان توسط پلیس آگاهی‬ ‫سیرجان دستگیر شدند‪.‬‬ ‫این مقام قضائی بیان داشت‪ :‬در همان‬ ‫روز حادثه دختر نوجوان به دادسرای‬ ‫سیرجان احضار و تحقیقات تکمیلی در‬ ‫این رابطه آغاز شد‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬هنگامی که متهمان به‬ ‫دادسرای سیرجان منتقل شدند‪ ،‬آنقدر‬ ‫شوک زده بودند که اول منکر عمل‬ ‫مجرمانه می‌شدند؛ اما وقتی فیلم را‬ ‫مشاهده کردند و ادله دیجیتالی جرم را‬ ‫که از محل مخفیگاه آن‌ها کشف شده بود‪،‬‬ ‫پیش روی آن‌ها گذاشته شد‪ ،‬بالفاصله‬ ‫اعتراف کردند‪.‬‬ ‫این مقام قضایی ادامه داد؛ علیرغم اینکه‬ ‫هنوز گزارش رسمی از این موضوع به‬ ‫دادسرای سیرجان واصل نشده و شکایت‬ ‫شاکی نیز مطرح نبود‪ ،‬به لحاظ جنبه‬ ‫عمومی و احتمال تبعات منفی گسترده‬ ‫و اهمیت موضوع مجموعه دادستانی به‬ ‫عنوان مدعی‌العموم به قضیه ورود پیدا‬ ‫کرد‪ .‬این دختر نوجوان ‪ 16‬سال سن دارد‬ ‫و بر اساس قانون حمایت از کودکان و‬ ‫نوجوانان چون زیر ‪18‬سال است‪ ،‬مشمول‬ ‫حمایت قانونی است و آزار و اذیتی که‬ ‫نسبت به او صورت گرفته نیاز به شکایت‬ ‫شاکی خصوصی نداشته و ما از جنبه‬ ‫عمومی این قضیه را پیگیری می‌کنیم‪.‬‬ ‫یادداشت‬ ‫رفاه اجتماعی‪ ،‬حلقه مغفول‬ ‫برنامه‌هایدولت‬ ‫درحالی که آفتاب یزد تیتر یک خود‬ ‫را به آزار دختر تهرانی توسط پسرک‬ ‫سیرجانی اختصاص داد؛ اما انگار دختری‬ ‫که در فیلم مورد اذیت و آزار قرار‬ ‫می‌گیرد‪ ،‬اصالتا اینجایی‌ست ولی ساکن‬ ‫تهران است‪.‬‬ ‫این دختر در اولین جلسه رسیدگی به‬ ‫پرونده نسبت به متهمان اعالم رضایت‬ ‫کرده اما مادر این دختر نوجوان از هر‬ ‫دو متهم شکایت کرده و تاکنون رضایتی‬ ‫اعالم نکرده است‪.‬‬ ‫چه مجازاتی در انتظار آنهاست؟‬ ‫به گفته‌ی دادستان سیرجان در این‬ ‫باره پرونده‌ای با عنوان توقیف غیرقانونی‪،‬‬ ‫هتک حیثیت از طریق انتشار فیلم‬ ‫در فضای مجازی و آزار و اذیت بانوان‪،‬‬ ‫تشکیل و متهمان ردیف اول و دوم به‬ ‫ترتیب (امیر‪ .‬ک) و (محمد‪ .‬ی) تفهیم‬ ‫اتهام شدند و هر دو اظهار پشیمانی‬ ‫کردند اما هر کدام از اینها مجازات خاص‬ ‫خود را دارد‪.‬‬ ‫این مقام قضائی گفت‪ :‬متهم ردیف اول‬ ‫(امیر‪ .‬ک) که جوانی ‪ ۲۰‬ساله است از‬ ‫تاریخ ‪ ۱۴‬دی ماه با قرار بازداشت موقت‬ ‫روانه زندان شده است و هم اکنون نیز در‬ ‫زندان به سر می‌برد‪.‬‬ ‫وی با اشاره به اینکه دختر بزه دیده‬ ‫بازداشت نیست‪ ،‬افزود‪ :‬متهم ردیف دوم‬ ‫(محمد‪ .‬ی) نیز با توجه به نوع رفتارش‬ ‫با قرار بازداشت موقت در حال حاضر‬ ‫بازداشت است‪.‬‬ ‫همچنین با تالش پلیس فتا منتشر‬ ‫کننده اولیه این فیلم که اسکرین ریکورد‬ ‫از فیلم گرفته بود شناسایی و دستگیر‬ ‫شده و پرونده در شعبه دوم بازپرسی در‬ ‫جریان است‪.‬‬ ‫اما حاال پس از گذشت ‪ 5‬روز از این‬ ‫اتفاق هنوز هم ماجرا تازه است و هر‬ ‫روز بارتاب‌ها و واکنش‌ها نسبت به آن‬ ‫بیشتر و بیشتر می‌شود‪ .‬در حالی که‬ ‫تعداد فالوورهای صفحه‌ی متهم به شکل‬ ‫چندش‌آوری افزایش یافته اما همه‌ی‬ ‫اظهارنظرها پیرامون این موضوع سطحی‬ ‫نیست‪.‬‬ ‫حسن اسدی زیدآبادی در همین باره‬ ‫در توئیتر نوشت‪ :‬ماجرای سیرجان برهان‬ ‫قاطعی است برای این که ثابت شود در‬ ‫جامعه ما خشونت علیه زنان در ذهن‬ ‫بسیاری از افراد مصداق یک جرم نیست‬ ‫و عامل خشونت مجازات نخواهد شد‪.‬‬ ‫چرا که عامالن خشونت بی‌پروا اقدامات‬ ‫خود را به عنوان کاری جالب منتشر‬ ‫هم می‌کنند‪ .‬با این وضع بایدگفت‪ :‬زنان‬ ‫بی‌دفاع‌اند‪.‬‬ ‫فیلم کتک خوردن دخترک در سیرجان؛ حکایت تلخ یک نسل‬ ‫همچنان در مدارس و دانشگاه‌ها از‬ ‫همان روش ‪ 20‬سال گذشته برای برخورد‬ ‫با دانش آموزان استفاده می‌شود‪ .‬دانش‬ ‫آموزان که از کودکی با فضای مجازی و‬ ‫اینترنت آشنا هستند‪.‬‬ ‫عصر ایران؛ مصطفی داننده‪ -‬دختری‬ ‫به پسری در فضای مجازی فحش می‌دهد‪.‬‬ ‫پسر برای انتقام‪ ،‬دختر را به سیرجان‬ ‫می‌کشد‪ ،‬او را به وحشیانه‌ترین شکل‬ ‫ممکن کتک می‌زند وهمزمان فیلم آن را به‬ ‫صورت زنده در اینستاگرام پخش می‌کند‪.‬‬ ‫التماس‌های دختر ‪ 15‬ساله فایده ندارد‬ ‫پسر با بی‌رحمی تمام دخترک را زیر بار‬ ‫کتک می‌گیرد‪ .‬محمد که گویا از دوستان‬ ‫مشترک این دو است در حال فیلم‌برداری‬ ‫است و دختر از او کمک می‌خواهد اما‬ ‫محمد این ماجرا به فیلم‌برداری خود ادامه‬ ‫می‌دهد و دختر همچنان زیر مشت و لگد‬ ‫پسری است که در فضای مجازی به او‬ ‫فحش داده است‪.‬‬ ‫در سینما هم دیدن این صحنه‌ها‬ ‫دردناک است چه برسد در فضای‬ ‫واقعی!‬ ‫چرا درجامعه‌ای که از زمین و آسمان آن‪،‬‬ ‫حرف‌های اخالقی می‌بارد‪ ،‬شاهد چنین‬ ‫رفتارهایی هستیم؟ چرا پسری تصمیم‬ ‫می‌گیرد برای تنبیه دختری که به او فحش‬ ‫داده است‪ ،‬رو به خشونت بیاورد؟ چرا دختر‬ ‫به همین راحتی به پسری اعتماد می‌کند و‬ ‫از تهران راهی سیرجان می‌شود؟‬ ‫این فیلم هشدار جدی برای جامعه‬ ‫ماست‪ .‬نسلی در حال رشد است که به‬ ‫مسائل اجتماعی و انسانی به گونه‌ای دیگر‬ ‫نگاه می‌کند و این یعنی تربیت ما مسیر‬ ‫درست را طی نکرده است‪.‬‬ ‫احتماال االن برخی انگشت اتهام را به‬ ‫سمت فضای مجازی و ماهواره بگیرند و‬ ‫بگویند این دو عامل اتفاق‌های تلخ این‬ ‫چنینی هستند‪ .‬در جامعه‌ای که فرهنگ‬ ‫خوب رشد نکرده و فرهنگ سازی به‬ ‫درستی انجام نشده و همه چیز در حد‬ ‫شعار است و باید جامعه شعار زده باشد و‬ ‫جوانان عالقه مند به فرهنگ‌های مختلف‪.‬‬ ‫بیایید کاله خود را قاضی کنیم‪ .‬این دختر‬ ‫و پسر در مدرسه و احتماال دانشگاه‪ ،‬بارها‬ ‫نصایح پند آموز مدیر‪ ،‬معلم و استاد دانشگاه‬ ‫را شنیده‌اند‪ .‬بارها در صف مدرسه از آتش‬ ‫جهنم ترسانده شده‌اند اما هیچ تاثیری‬ ‫نداشته و مسیر خود را انتخاب کرده‌اند‪.‬‬ ‫نکته این است که همچنان در مدارس و‬ ‫دانشگاه‌ها از همان روش ‪ 20‬سال گذشته‬ ‫برای برخورد با دانش آموزان استفاده‬ ‫می‌شود‪ .‬دانش آموزان که از کودکی با‬ ‫فضای مجازی و اینترنت آشنا هستند‪.‬‬ ‫فیلم تلخ سیرجان حکایت از عدم‬ ‫آموزش و فرهنگ سازی دارد‪ .‬شاید‬ ‫بگویید در همه دنیا این اتفاق‌ها می‌افتد‪.‬‬ ‫بله‪ ،‬درست است اما در آن جوامع‪ ،‬آنقدر‬ ‫که ما دم از اخالق می‌زنیم‪ ،‬نمی‌زنند‪ .‬در‬ ‫آن جوامع آنقدر که ما شعار می‌دهیم‪،‬‬ ‫نمی‌دهند‪ .‬ما سعی می‌کنیم فرزندان‌مان‬ ‫را به روش خود تربیت کنیم اما آنها وقتی‬ ‫پای به جامعه می‌گذارند‪ ،‬روش خود را در‬ ‫پیش می‌گیرند‪.‬‬ ‫ما برای آموزش فرزندان خود احتیاج به‬ ‫طرح‌های نو داریم‪ .‬طرح‌هایی به جذابیت‬ ‫فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی‪ .‬نسل‬ ‫جدید حرف تازه می‌خواهد‪.‬‬ ‫کاش قبل از محاکمه این جوان‪ ،‬او را به‬ ‫یک روانشناس بسپارند تا بفهمیم چرا این‬ ‫پسر‪ ،‬این چنین به خطر چند حرف زشت‪،‬‬ ‫از دختر در فیلم انتقام گرفته است؟‬ ‫نکته درد آور این است که دنبال‬ ‫کنندگان این جوان ‪ 21‬ساله بعد از انتشار‬ ‫این فیلم به شدت افزایش پیدا کرده است و‬ ‫حاال او از معروف‌های فضای مجازی است!‬ ‫بيژن ادبي‪:‬‬ ‫«رفاه» از آن دست کلمات عجيبي است که‬ ‫می‌توان هزاران خویشاوند مفهومی برای آن‬ ‫ردیف کرد؛ مرفه بي درد تا سرانه رفاه‌همگانی‪.‬‬ ‫شاید از همین‌رو باشد که رفاه‪ ،‬برترین دغدغه‬ ‫اقتصاددانان و اندیشه‌ورزان علوم اجتماعی است‪.‬‬ ‫در خود مجموعه‌های بسیاری در سازمان ملل از‬ ‫جمله سازمان اقتصاد جهانی و موسسات مستقل‬ ‫پژوهشی بین‌المللی مثل موسسه لگاتوم‪ ،‬این‬ ‫شاخص را در کشورهای مختلف تفسیر می‌کنند و‬ ‫کمی و کیفی‬ ‫به تعیین مصداق‌ها و نهایتا رتبه‌بندی ّ‬ ‫می‌پردازند‪ .‬مصداق‌ها یا م ّعرف‌ها حول و حوش‬ ‫این مفاهیم شکل می‌گیرد‪ :‬میزان ثروت عمومی‪،‬‬ ‫شاخص عدالت توزیعی‪ ،‬مفاهی ِم هم‌داستانی مانند‬ ‫‌شدن طبقه‬ ‫رشد موزون اقتصاد ملی و میزان فربه ِ‬ ‫متوسط و متقاب ً‬ ‫ال توانمندسازی دهک‌های فرو‬ ‫ِ‬ ‫دست جامعه و حتی گاهی شاخص‌هایی مانند‬ ‫ِ‬ ‫کیفیت سبک زندگی و رضایت اجتماعی را هم به‬ ‫عنوان پیوستی برای گسترش مفهوم شاخص رفاه‬ ‫اجتماعی درنظر می‌گیرند‪.‬‬ ‫آن‌چه در این میان مهم است‪ ،‬فراتر از آمارها‪،‬‬ ‫در زندگی روزمره و دقیقا در سبد خرید روزانه یک‬ ‫خانوار نمود دارد‪ .‬در مشکالت اقتصادی امروزمان‪،‬‬ ‫احدی شکی ندارد‪ .‬اما آیا اگر کسی بپرسد‪ ،‬شاخص‬ ‫رفاه در طی سال جاری افت داشته‌است‪‌ ،‬بی‌شک‬ ‫باید به او پاسخ مثبت بدهیم‪ .‬همگان می‌توانند‬ ‫فهرستی ازکاالهای حیاتی‪ ،‬ضروری و یا لوکس‬ ‫را به شما نشان بدهند که قیمت‌ها تا سه چهار‬ ‫برابر گذشته‪ ،‬نوسان داشته است‪ .‬گاهی تمایل‬ ‫داریم‪ ،‬حقیقت را بپذیریم و گاهی می‌خواهیم با‬ ‫انکار حقیقت‪ ،‬روی آن سرپوش بگذاریم‪ .‬واقعیت‬ ‫آن است که عملکرد اقتصادی دولت تا به حدی‬ ‫نابه‌سامان است که حداقل بخش اقتصادی دولت در‬ ‫یکی از مهم‌ترین‌ نهادهایش یعنی برنامه و بودجه‬ ‫االن دچار بحران است‪ .‬سهم مردم از بیمه سالمت‬ ‫کجای این معادله جای دارد؟ سوال اصلی مردم از‬ ‫مقامات این است که تعدیل هزینه‌های درمان برای‬ ‫حفظ سالمت عمومی تن و روان هم‌میهنان کجای‬ ‫این سمپاشی‌های سیاسی و جناحی است؟ حقیقتاً‬ ‫باید دولت تکان بخورد‪ .‬الیحه‌ای به فوریت برای‬ ‫توانمندسازی اقشار آسیب‌‌پذیر ارائه کند و دست‌کم‬ ‫با وجود سقوط طبقاتی بسیاری از شهروندان به‬ ‫دهک‌های پایینی و به تعبیری‪ ،‬فرود آمدن به قعر‬ ‫جدول ساختار قشربندی اجتماعی‪ ،‬حاال وضعیت‬ ‫را در مرزهایی تثبیت کند‪ .‬متاسفانه باید بپذیریم‬ ‫که دولت تا کنون در این زمینه‪ ،‬بسیار ناکارا و‬ ‫ناموفق عمل کرده است‪ .‬نگارنده با این که به این‬ ‫دولت رای داده اما در فرایند مطالبه‌گری اجتماعی‬ ‫به اساسی‌ترین بنیاد اصالح و تحول‪ ،‬باید اذعان‬ ‫کنم که دولت مشخصا برنامه جدی برای مطرح‬ ‫کردن ندارد‪ .‬هر چه بیشتر به اخبار دولت گوش‬ ‫می‌دهیم‪ ،‬هیچ راهکار عینی برای تحول معیشت‬ ‫مردم ‪ ،‬بیان نمی‌شود و همه‌چیز در هاله‌ای از ابهام‬ ‫ِ‬ ‫درنگ بی‌جا‬ ‫قرار دارد‪ .‬این البته چیزی نیست جز‬ ‫در موسمی نا‌به‌جاتر‪ .‬اگر چیزی برای گفتن دارید‬ ‫و روی گشاده‌ای برای نخبگان علمی دارید‪ ،‬مرد‬ ‫میدان باشید‬ ‫زیبایـی َابـرو‬ ‫گریم و میکاپ عروس‬ ‫آدرس ‪ :‬بلوار قاآنـــــــی‪ ،‬چهارراه ساختمان شهرداری‪ ،‬بلوار هجــرت‬ ‫نرسیده به دبیرستــــان سجادیه‪ ،‬سمت راست‪ ،‬کوچــــــه نستــــرن‬ ‫سمت راست‪ ،‬کوچه سوم‬ ‫‪09133471374‬‬
‫عکس‪ :‬الله خواجویی‪ /‬سخن تازه‬ ‫هفته‌نامه سیاسی‪ ،‬اجتماعی‬ ‫صاحب امتیاز ‪ :‬بتول هاشمی معصومی‬ ‫مدیرمسوول‪ :‬ابوالقاسم محمودآبادی‬ ‫پ‌‪ :‬مهدوی‬ ‫صفحه آرا‪ :‬محمدحسین رجایی ‪ -‬چا ‌‬ ‫نشانی‌‪ :‬سیرجان‌‪ ،‬خیابان نصیری شمالی‪ ،‬کوچه نصیری (‪ )25‬پالک ‪ 113‬کدپستی‌‪7813753636 :‬‬ ‫تلفن‪ 42202140 :‬نمابر‌‪ 42234344 :‬سامانه پیام کوتاه‌‪3000990061 :‬‬ ‫تلفن سفارش آگهی‪09133475191-42234344 :‬‬ ‫سایت اینترنتی‪ www.sokhanetazeh.com :‬پست الکترونیکی‪sokhan.tazeh@Gmail.com :‬‬ ‫زوم‬ ‫اینستاگرام‪Sokhan_Tazeh :‬‬ ‫ویترینآخر‬ ‫گوناگون‬ ‫جهانگیری‪:‬آم ریکام ی‌خواهدمعیشتمردمسختشود‬ ‫تا فروپاشی داخلی رخ دهد‬ ‫به گزارش آفتاب‪‎‬نیوز؛ اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور در سومین دوره اهدای‬ ‫نشان کارآفرینی امین الضرب در تاالر وحدت با بیان اینکه شرایط کشور سخت و دشوار‬ ‫است‪ ،‬اظهار کرد‪ :‬ولی این دوره طوالنی نخواهد بود‪ ،‬چون بی‌منطق و بی پشتوانه است؛‬ ‫وی ادامه داد‪ :‬آمریکا می‌خواهد معیشت مردم سخت شود تا فروپاشی اقتصادی و فروپاشی‬ ‫داخلی انجام شود‪ ،‬اما ما می‌توانیم این دوره را خوب مدیریت کرده و کوتاه کنیم‪.‬‬ ‫ظ ریف‪:‬منتظراروپانم ی‌مانیم‬ ‫وزیر امورخارجه کشومان گفت‪ :‬به همکاری با اروپا درباره‪ spv‬ادامه می‌دهیم‪ ،‬اما منتظر‬ ‫اروپا نمی‌مانیم‪ .‬به گزارش جهان نيوز‪ ،‬محمدجواد ظریف در پاسخ به سوالی درباره سازوکار‬ ‫ویژه مالی اروپا (‪ )spv‬خاطرنشان کرد‪ :‬اروپایی‌ها تالش هایی کرده‌اند‪ ،‬اما این اقدامات‬ ‫نتوانست در حد انتظار ما پیشرفت داشته باشد‪ .‬وی تصریح کرد‪ :‬به همکاری خود با اروپا‬ ‫درباره اس پی وی ادامه می‌دهیم‪ ،‬اما منتظر آن‌ها نخواهیم ماند و با شرکای سنتی خود‬ ‫مثل هند‪ ،‬چین و روسیه در راستای منافع ملت‌مان همکاری خواهیم کرد‪.‬‬ ‫احمد توکلی‪ :‬فساد نظام را تهدید م ی‌کند‬ ‫آفتاب‌‌نیوز‪:‬عضومجمعتشخیصمصلحتنظامبااشارهبهاینکهامروزهیچتهدیدسختی‬ ‫نظام را تهدید نمی کند‪ ،‬گفت‪ :‬فساد و شیوع آن ممکن است نظام را تهدید و با خطر‬ ‫مواجهکند‪.‬‬ ‫احمد توکلی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه فساد سازماندهی شده‬ ‫و شبکه ای در بخشی از جامعه وجود دارد‪ ،‬افزود‪ :‬هنگامی که رهبر معظم انقالب اسالمی‬ ‫دستور برخورد با مفاسد را دادند‪ ،‬اعالم کردند ممکن است برخی عربده بزنند‪.‬‬ ‫ترخیص خودروهای وارداتی از گمرکات کشور تصویب شد‬ ‫آفتاب‌‌نیوز ‪:‬هیئت وزیران به پیشنهاد مشترک وزارتخانه های صنعت‪ ،‬معدن و تجارت‪،‬‬ ‫امور اقتصادی و دارایی و دادگستری و بانک مرکزی جمهوری اسالمی ایران و دبیرخانه‬ ‫ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی شرایط ترخیص خودروهای وارداتی از گمرکات‬ ‫کشور را تصویب کرد‪ .‬در جلسه مورخ ‪ 30‬آبان ماه ‪ 1397‬هیئت وزیران مقرر شد به منظور‬ ‫تسریع در ترخیص خودروهای وارداتی از گمرکات کشور‪ ،‬وزیران اقتصاد و دارایی‪ ،‬صمت و‬ ‫رفاه تمهیدات الزم را در این خصوص اتخاذ نمایند‪.‬‬ ‫طال در جهان ارزان شد‪ ،‬سکه در ای ران گ ران‬ ‫محمد کشتی آرای رییس اتحادیه طال و جواهر‪ ،‬با بیان این مطلب به خبرآنالین‬ ‫افزود‪ :‬امروز در بازارهای جهانی قیمت هر اونس طال به نسبت روزهای گذشته ‪۱۷‬دالر‬ ‫کاهش یافته و به ‪ ۱۲۸۲‬دالر رسیده است‪.‬وی توضیح داد‪ :‬برخالف روال اتفاق افتاده‬ ‫در بازارهای جهانی‪ ،‬قیمت سکه در بازار ایران متناسب با کاهش قیمت اونس جهانی‪،‬‬ ‫پایین نیامده است که آن را می توان مربوط به افزایش نرخ ارز دانست‪.‬‬ ‫داستان اینستاگرام نیز جز‬ ‫این نخواهد شد!‬ ‫بهارنیوز‪ :‬فیلتر اینستاگرام؛ این تازه‌ترین موضوعی است که‬ ‫دلواپسان فضای مجازی به دنبال آن هستند‪ .‬پس از شکست‬ ‫پروژه فیلترینگ تلگرام بسیاری تصور می‌کردند که حداقل به‬ ‫زودی شاهد تکرار همان رویه نادرست نباشیم اما ظاهرا تمایل‬ ‫به فیلترینگ هم‌چنان وجود دارد و به زود شاهد تکرار همان‬ ‫داستان تلگرام این بار برای اینستاگرام باشیم‪.‬‬ ‫نکته جالب توجه در چنین موضوعاتی آن است که نه‬ ‫وزارت ارتباطات به عنوان مسئول اصلی فضای مجازی و نه‬ ‫رییس‌جمهور به عنوان رییس شورای عالی فضای مجازی‬ ‫توان‪ ،‬امکان و یا تمایلی برای مقابله با چنین تصمیماتی ندارند‬ ‫و تنها مانند ما مردم که قدرتی در اختیار نداریم در رسانه‌ها و‬ ‫شبکه‌های اجتماعی به این قبیل تصمیمات اعتراض می‌کنند؛‬ ‫آن هم اعتراضی بدون هر گونه اقدام و عمل!‬ ‫هنگامی که بحث فیلترینگ تلگرام مطرح شد برخی از‬ ‫مسئوالن موضوع حمایت از پیامرسان‌های داخلی را پیش‬ ‫کشیدند و مدعی بودند این تصمیم بیشتر از آن که سیاسی‪،‬‬ ‫اجتماعی یا فرهنگی باشد به دلیل مسائل اقتصادی و حمایت از‬ ‫محصوالت ملی گرفته شده است‪ .‬نتیجه اما چه شد؟‬ ‫با نگاهی به تعداد اعضای این قبیل کانال‌ها می‌توان به این‬ ‫نتیجه رسید که فیلترینگ تلگرام نتوانسته است تاثیر ملموسی‬ ‫بر تعداد اعضای چنین کانال‌هایی در تلگرام بگذارد‪.‬در نتیجه‬ ‫می‌توان گفت فیلتر تلگرام در عمل نه توانسته است کمکی به‬ ‫گسترش پیامرسان‌های داخلی کند و نه از منظر سیاسی و یا‬ ‫فرهنگی تغییری در نوع استفاده جامعه از این پیامرسان ایجاد‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫بدیهی است که داستان اینستاگرام نیز جز این نخواهد شد‬ ‫و پاسخ پرسش وزیر ارتباطات مبنی بر اینکه «فردای فیلتر‬ ‫اینستاگرام چه خواهد شد؟» به این شرح است‪ :‬مسئوالن دولتی‬ ‫در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده در ظاهر به این تصمیم‬ ‫معترض می‌شوند و در عمل هیچ کاری برای رفع آن نخواهند‬ ‫کرد‪ ،‬مردم عالوه بر هنگام استفاده از پیامرسان تلگرام در زمان‬ ‫استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام نیز فیلترشکن‌های خود‬ ‫را روشن می‌کنند‪ ،‬بازار فیلترشکن‌ها نیز پر رونق‌تر از قبل به کار‬ ‫خود ادامه می‌دهد!‬ ‫مطلب آخر آن که تا زمانی که تصمیم‌گیران کشور عقل جمعی‬ ‫جامعه را باور نکنند و تصورشان از مردم افراد صغیری باشد که‬ ‫نیازمند ّقیم هستند این چرخه معیوب در موضوعات مختلفی‬ ‫تکرار خواهد شد‪ ،‬روزی برای فیلترینگ تلگرام و اینستاگرام‪،‬‬ ‫روزی برای جمع‌آوری دیش‌های ماهواره‪ ،‬روزی برای مقابله با‬ ‫ویدئو و روزهایی هم برای حذف کاندیداهای انتخابات!‬ ‫‪ -1‬نام دستگاه برگزار کننده مناقصه‪ :‬شرکـــــت سنگ آهــــن گهـــــر زمیـــــن (سهامی عــام)‬ ‫‪-2‬شرح مختصر موضوع مناقصه‪ :‬ایجاد‪ ،‬توسعه‪ ،‬نگهداری فضای سبز و جنگل کاری در محوطه های‬ ‫اداری‪ ،‬اطراف خیابان ها‪ ،‬راه های دسترسی‪ ،‬دامپ باطله و عرصه های طبیعی شرکت سنگ آهن گهر زمین‬ ‫ذکـر شیـخنا ناصر تقی‌زاده‬ ‫آبادانی عمارات را در سر داری بر تو واجب‬ ‫است که جوانان را عزیز بداری و ایشان را‬ ‫در امور خانقاه بگماری تا آبدیده گردندی‪.‬‬ ‫جالل‌الدین‌شاه بفرمود این گوهر در وجود‬ ‫توست‪ ،‬بدان بپرداز که واجب گشتی بر تو‬ ‫زکات علم‪.‬‬ ‫پس شد آنچه شد و خواجه حسن طرح‬ ‫ها در انداختی و جوانان را خلعت بدادی و‬ ‫بر امور گماشتی‪.‬‬ ‫شیخ ناصر که با کمک برادران جهانگیری‬ ‫بر خانقاه مستولی شدی و آنجا را از چنگال‬ ‫جالل‌الدین‌شاه مآبی به درآوردی اما‬ ‫سیاست ننمودی جوانانی را که پیش از‬ ‫این خواجه حسن برکشیده بود‪ .‬در حقیقت‬ ‫خواجه حسن از کسانی بود که ایمان آوردند‬ ‫و شیخ ناصر از کسانی که ایمان را عتیقه‬ ‫نمودی و خلعت وزارت خواجه حسن از بر‬ ‫او کندی و به ایمان بدادی!‬ ‫شیخ ناصر در خانقاه حواله‌جات زیادت‬ ‫برگرفت و مرادان و مریدان هر دو را بداد‪.‬‬ ‫از این روی بازرسان سر برکشیدند و آمار‬ ‫بگرفتند و در کار وی شدند‪ .‬کشف و‬ ‫شهود شد که شیخ ناصر را خویشی‌ست در‬ ‫پایتخت! پس بازرسان مصدر را بگفتندی‬ ‫آنچه بفرستاده به حساب تو نویسیم‪ ،‬پس‬ ‫فریاد برآورد و از خویش خود تبری جستی‬ ‫و به یاری‌اش ماندی‪.‬‬ ‫اما بعد گلچین روزگار عجب نامورت‬ ‫هستی که برادری از برادران جهانگیر را‬ ‫گرفتار کردی پس دیگر برادران شیخ ناصر‬ ‫را پیغام بفرستادندی که به درگاه اکابر برو‬ ‫و شفاعت بخواه‪ ،‬شیخ ناصر چنین بکرد‪،‬‬ ‫آن شیخ بی‌اعصاب‪ ،‬آن دارنده‌ی‬ ‫حساب‌های بی‌حساب‪ ،‬آن که برای‬ ‫ماندگاری در گل‌گهر دیده است خواب‪،‬‬ ‫آن که مدیر بود پیش از این در بناب‪،‬‬ ‫ناص ِرتقی‌جناب نشسته جای جالل‌مآب‪.‬‬ ‫آورده‌اند که در ایالت سیرگان برادرانی‪،‬‬ ‫تا بدانجا جهان‌گیری بکردند که شیخ‬ ‫شیخی خانقاه گلی‌گوهر‬ ‫ناصر گنابادی را به‬ ‫ِ‬ ‫بگماردند که خانقاه گل‌گهر وجوهات بسیار‬ ‫بداشتی و شیخ ناصر صله زیاد بدهی‬ ‫تا انتخابات را به سوی برادران جهانگیر‬ ‫بگرداندی تا یکی از سه برادر فیروز گرددی‬ ‫شیخ‌گداری زیرآب همی‬ ‫گرچه آن برادر را ِ‬ ‫بزدی نزد شورای شورایان‪.‬‬ ‫نقل است که شیخ ناصر ارادتی تام به‬ ‫عالم ناسوت بداشت و یاران را بدین امر‬ ‫بخواند‪ ،‬پس یاران اجابت همی نمودندی و‬ ‫شیخ انارکی و شعاع‌الملک کرمانی به همراه‬ ‫مالزم وی ابوسعید کرانی محفل وی گرم‬ ‫بداشتندی و خدمت بکردند و دادسخن‬ ‫بدادندی اندر احوال والیت و شیخ در این‬ ‫حال از سخنان ایشان سخت خوش بیامد و‬ ‫ایشان را خرقه بداد یکی را جانشین بخواند و‬ ‫آن یکی را امیر ساربان‪.‬‬ ‫پیش از شیخ ناصر‪ ،‬خانقاه گل‌گهر را‬ ‫جالل‌الدین‌شاه ماآبی بداشت و وی را وزیری‬ ‫بود خواجه حسن نام که از اهالی سیرگان‬ ‫بودی به دوراندیشی و کیاست شهره و به‬ ‫دوستان پندها بدادی که ایشان را در روز‬ ‫اتفاق به کار بیامدی‪.‬‬ ‫نقل است که روزی خواجه حسن به‬ ‫جالل‌الدین‌شاه ماآبی بگفت‪ :‬اگر آرزوی‬ ‫ندا آمد کار بر تو سخت آمد و یک فرصت‬ ‫تو را بیشتر نیست که خود را بخواهی یا‬ ‫شاه‌مهدی را‪ .‬شیخ ناصر اندکی تامل بکرد‬ ‫و عرضه داشت که خود را برکشم که نزد‬ ‫هر کسی خویشتن عزیزتر است‪ ،‬شاه‌مهدی‬ ‫گرفتار آمد و شیخ ناصر لختی بجست‪.‬‬ ‫تفو بر تو ای چرخ گردون که شیخ‬ ‫ناصر که برادران جهانگیر همه عمر وی را‬ ‫برکشیده بودندی‪ ،‬از مهلکه بجستی بی‌آنکه‬ ‫بدان‌ها التفاتی نمایی‪ .‬پس وی را شماتت‬ ‫همی بکردند و از وی روی برتافتند‪.‬‬ ‫چنان شد که شیخ ناصر احوال صدارت‬ ‫خویش آشفته بدید و روی بر شاه‌گداری‬ ‫نهاد و گفت که مریدانت را صله‌ها دهم تا‬ ‫مرا حمایت کنی‪ .‬پس شاه‌گداری سیاهه‌ای‬ ‫از امور و خرقه‌ها به وی بداد تا انجام دهد‬ ‫و منصوب گرداند و چنین کرد لیکن شیخ‬ ‫ناصر بی‌مزت بود و منت هر خدمتی که‬ ‫کردی‪.‬‬ ‫پس از چندی شیخ ناصر زیر پای خویش‬ ‫خالی بدیدی و از اینجا رانده و از آنجا مانده‬ ‫گشتی‪.‬‬ ‫پس شیخ ناصر به خانقاه بهارستان رفتی‬ ‫و روی به درگاه نهادی و دعا بکردی در‬ ‫گشایش این گره تا به خواب رفتی‪ .‬در خواب‬ ‫شیخی را دیدی سخت نیکومنظر در کنار‬ ‫آتشی نشسته که شیخ ناصر را پرسیدی از‬ ‫چه روی نگرانی؟ پیش آی که دوای تو پیش‬ ‫من است‪ .‬شیخ ناصر بگفت روزگار سخت بر‬ ‫من تنگ آمده مرا بشارتی ده‪ ،‬شیخ ریشش‬ ‫را خاراند و گفت تو را شعبه‌ای خانقاه است‬ ‫در دوسلدورف که هر آنچه به کف آوردی‬ ‫زرها به خزانه‌داری آن خانقاه بسپردی‪ ،‬چرا‬ ‫دست از خانقاه گل‌گهر نشویی و از ایالت‬ ‫کرمان راهی ایالت ژرمان روانه نگردی؟‬ ‫آگهی تجدید مناقصه آسفالــت شهــرداری نجــف شهر‬ ‫شهرداری نجف شهر در نظر دارد به استنــــاد مجــــوز شمـاره ‪ 313/643‬مورخ ‪ 97/8/27‬شــــورای محتـــرم اسالمــی‬ ‫آسفالـــت خیابانــها و معابــر سطح نجف شهر را با رعایت کلیه ضوابــط فنــی تا سقف ‪ 20 /000 /000 /000‬ريال‬ ‫از طریق مناقصه عمومی به پیمانکار واجد شرایط و دارای رتبه از معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور‬ ‫واگذار نماید‪.‬لذا متقاضیان محترم می توانند جهت کسب اطالعات بیشتر و دریافت اسناد مناقصه حداکثر تا تاریخ ‪97/10/29‬‬ ‫به شهرداری نجف شهر مراجعه نمایند‪.‬‬ ‫شرایط شرکت در مناقصه‪:‬‬ ‫‪ -1‬شهرداری در رد یا قبول یک یا کلیه پیشنهادات مختار است‪.‬‬ ‫‪ -2‬ارائه ضمانتنامه معتبر بانکی معادل ‪ 5‬درصد از مبلغ کل قرارداد ‪ 1/000/000/000‬ريال می باشد که متقاضیان باید به‬ ‫حساب سپرده ‪ 12225‬نزد بانک تجارت نجف شهر واریز گردد‪.‬‬ ‫‪-3‬مدت‪ ،‬محل و برآورد اولیه اجرای کار ‪:‬‬ ‫‪ -3‬در صورتیکه نفرات اول‪ ،‬دوم‪ ،‬سوم حاضر به انعقاد قرارداد نباشند‪ ،‬سپرده آنها به ترتیب به نفع شهرداری ضبط خواهد شد‪.‬‬ ‫مدت اجرای پروژه ‪ 12‬ماه بوده و برآورد عملیات اجرایی بر اساس فهارس بهای مورد استفاده‬ ‫‪ -4‬به پیشنهادات مخدوش‪ ،‬مشروط‪ ،‬ناقص و یا پیشنهاداتی که بعد از موعد مقرر تحویل گردد‪ ،‬ترتیب اثر داده نخواهد شد‪.‬‬ ‫(آبخیزداری و ابنیه) سال ‪ 97‬با اعمال ضرایب به مبلغ کل ‪( 57/444/327/966‬پنجاه و‬ ‫هفت میلیارد و چهارصد و چهل و چهار میلیون و سیصد و بیست و هفت هزار و نهصد و شصت‬ ‫و شش) ريال و محل اجرای آن سیرجان؛ کیلومتر ‪ 60‬جاده شیراز‪ ،‬سایت شرکت سنگ آهن‬ ‫‪ -5‬سایر شرایط مناقصه در اسناد مربوطه ذکر گردیده است‪.‬‬ ‫تماس حاصل نمایند‪.‬‬ ‫سازمان سیما‪ ،‬منظر و فضای سبز شهری سیرجان به استناد بند ‪ 3‬مصوبه شماره‬ ‫‪-4‬شرایط مورد نیاز جهت شرکت در مناقصه (الزامی)‪:‬‬ ‫‪ 15‬شورای سازمان در نظر دارد بهره برداری از مجموعه آالچیـــق واقع در ضلع‬ ‫جنوب غربی میـــدان امام حسیــــن(ع) را از طریق مزایده بر اساس شرایط‬ ‫داشتن حداقل یک کار مشابه با رضایت کارفرما‬ ‫ذیل و مندرج در اسناد به صورت استیجاری به بخش خصوصی واگذار نماید ‪ .‬لذا‬ ‫‪-5‬مهلت خرید اسناد و بازدید‪ :‬حداکثـــــر تــــا ساعت ‪ 16‬روز چهارشنبـــــــه ‪1397/10/26‬‬ ‫‪ -6‬محل تهیه اسناد‪ :‬شرکــــــــــــــت سنــــــــگ آهن گهـــــــــر زمیــــــــــــن به نشانـــــــی‪:‬‬ ‫تهــران‪-‬بلـوار آفریقـــا‪ ،‬خیابان آرش غربـی‪ ،‬پالک ‪ ،12‬طبقــه دوم‪ ،‬دفتر کمیسیــــون معامالت‬ ‫‪ -7‬نحوه خرید اسناد‪ :‬با مراجعه حضــــوری و ارائه اصل فیش واریزی به مبلغ ‪2/000/000‬‬ ‫ريال به شماره حساب ‪ 0111515543005‬به نام شرکت سنگ آهن گهر زمین نزد بانک‬ ‫ملــــــــی به همراه معرفی نامه کتبـــــــــــی‬ ‫‪-8‬میزان سپرده شرکت در مناقصه‪( 2/850/000/000 :‬دو میلیـــــــــارد و هشتصد و پنجاه‬ ‫میلیون ) ریــــــــال در قالب ضمانت نامه بانکی معتبر‬ ‫آگهی نوبت دوم همه روزه به جز ایام تعطیل حداکثر به مدت ‪ 10‬روز به امور قراردادهای سازمان واقع در‬ ‫بلوار شهید زندی نیا‪ -‬مجتمع سازمانی شهرداری مراجعه نمایند‪.‬‬ ‫شرایط شرکت در مزایده ‪:‬‬ ‫‪-1‬سپرده شرکت در مزایده مبلغ‪ 63/000/000‬ریال که می بایست به صورت ضمانت نامه بانکی معتبر و یا رسید‬ ‫پرداختی به حساب ‪ 0105938186001‬بنام سازمان سیما ‪ ،‬منظر و فضای سبز نزد بانک ملی ارسال گردد‪.‬‬ ‫‪ -2‬سازمان در رد یا قبول پیشنهادات مختار است‪.‬‬ ‫‪-3‬هرگاه برندگان اول تا سوم به هر نحو از انعقاد قرارداد خودداری نمایند سپرده آنها به ترتیب به نفع سازمان ضبط‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫‪-4‬به پیشنهادات مخدوش‪ ،‬ناقص و یا پیشنهاداتی که خارج از مهلت مقرر ارسال گردد ترتیب اثر داده نخواهد شد‪.‬‬ ‫شرکت سنگ آهن گهر زمین‬ ‫‪ -5‬سایر شرایط و جزئیات مربوطه در اسناد درج گردیده است‪.‬‬ ‫‪-6‬آخرین مهلت تحویل اسناد به واحد حراست شهرداری پایان وقت اداری مورخ ‪ 97/11/06‬می باشد‪.‬‬ ‫مدرییت ارتباطات شهرداری و شورای اسالمی شهر سیرجان‬ ‫‪ -7‬تاریخ بازگشایی پاکات مورخ ‪ 97/11/07‬ساعت ‪ 9‬می باشد‪.‬‬ ‫(نوبت اول)‬ ‫* هزینه چاپ آگهی به عهده برنده مناقصه می باشد‬ ‫از کلیه متقاضیان دعوت به عمل می آید جهت خرید اسناد مزایده از تاریخ انتشــار‬ ‫مزایده سازمان سیما‪ ،‬منظر و فضای سبزشهری سیرجان‬ ‫گهر زمین می باشد‪.‬‬ ‫نوبت اول‪ - 1397/10/16 :‬نوبت دوم‪1397/10/19 :‬‬ ‫روابط عمومی شهرداری و شورای اسالمی نجف شهر‬ ‫* ضمناً در صورت نیاز به کسب اطالعات بیشتر‪ ،‬متقاضیان می توانند با شماره تلفن ‪ )034( 4239 7380 :‬امور قراردادها‬ ‫تجدید مناقصه شهرداری نجف شهر ( نوبت دوم )‬ ‫آگهی مناقصـه عمومـی‬ ‫(یک مرحله ای با ارزیابی فنی)‬ ‫شمـــاره‪97/T/006 :‬‬ ‫پیام مردمی‪ :‬باورش سخته ولی مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمان در اظهار نظری صریح گفته که ‪ 2596‬کالس در این استان به‬ ‫بخاری گازی که هیچ‪ ،‬حتی به بخاری نفتی هم دسترسی ندارند و با چراغ عالءالدین گرم می‌شوند؛ دقت کنید‪:‬با عالءالدین! تصورش هم‬ ‫وحشتناکه وسیله‌ای خطرناک هر روز جان این همه دانش‌آموز رو تهدید کنه‪...‬‬

آخرین شماره های هفته نامه سخن تازه

هفته نامه سخن تازه شماره 542

هفته نامه سخن تازه شماره 542

شماره : ۵۴۲
تاریخ : ۱۳۹۷/۱۰/۱۲
هفته نامه سخن تازه شماره 541

هفته نامه سخن تازه شماره 541

شماره : ۵۴۱
تاریخ : ۱۳۹۷/۱۰/۰۵
هفته نامه سخن تازه شماره 540

هفته نامه سخن تازه شماره 540

شماره : ۵۴۰
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۹/۲۸
هفته نامه سخن تازه شماره 538

هفته نامه سخن تازه شماره 538

شماره : ۵۳۸
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۹/۱۴
هفته نامه سخن تازه شماره 537

هفته نامه سخن تازه شماره 537

شماره : ۵۳۷
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۹/۰۷
هفته نامه سخن تازه شماره 536

هفته نامه سخن تازه شماره 536

شماره : ۵۳۶
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۸/۳۰
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!